بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

ربع قرن مدیریت جهادی امام خامنه‌ای
بیست‌وپنج سال از آغاز دوران ولایت و رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) می‌گذرد و در این ربع قرن، جهانیان شاهد مدیریتی متفاوت از معظم‌له در مقایسه با مدیریت دیگر زمامداران و حکمرانان معاصر بوده‌اند. سبک رهبری و مدیریت امام خامنه‌ای از جهات مختلف با مدیریت و رهبری دیگر رهبران دنیا متفاوت است. بهترین عنوان برای سبک رهبری ایشان، همانا عنوان «مدیریت جهادی» است. اساساً پیامبران و رهبران الهی، دارای مدیریت جهادی هستند و کارآمدی آنان برای پیشبرد امور و حل مشکلات در راستای تعالی جامعه، به دلیل همین نوع مدیریت است. یکی از ضروریات و اقدامات لازم در قبال شعار سال، تبیین دقیق و کاربردی مفاهیم کلیدی عنوان سال است. «مدیریت جهادی» از مفاهیم کلیدی شعار سال جاری است. بهترین روش برای تعریف «مدیریت جهادی» و قابل فهم و درک نمودن آن ارائه نمونه‌ها و مصادیق این نوع مدیریت است. برای نمونه مدیریت فرماندهان در دوران دفاع مقدس، مدیریت جهادی بود. ملت ایران و رزمندگان اسلام، در پرتو مدیریت جهادی موفق شدند جنگ تحمیلی را به «دفاع مقدس» تبدیل کنند.
از مصادیق جامع و برجسته مدیریت جهادی، مدیریت رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در پیشبرد انقلاب و اداره کلان جمهوری اسلامی طی بیست‌وپنج سال گذشته است. البته این مدیریت که سرچشمه از وحی و آموزه‌های دینی دارد، تداوم مدیریت جهادی حضرت امام خمینی(ره) است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی طی این بیست‌وپنج سال، انقلاب را در مقیاس جهانی رهبری کرده و اکنون جهانیان شاهد پدیده بیداری اسلامی در جهان اسلام و بیداری سایر ملل مظلوم و مستضعف هستند. مقام معظم رهبری طی این بیست‌وپنج سال، جمهوری اسلامی ایران را از میان توفان حوادث شکننده عبور داده و اینک همگان اعتراف می‌کنند که ایران قدرت اول منطقه راهبردی غرب آسیا(خاورمیانه) است. این رویداد مهم در حالی به‌وقوع پیوسته است که نظام سلطه با محوریت آمریکا، در پی آمریکایی کردن منطقه خاورمیانه به عنوان پیش‌نیاز برای تحقق نظام تک‌قطبی با رهبری ایالات متحده بود. آمریکایی‌ها برای سلطه بر این منطقه راهبردی به بهانه مبارزه با تروریسم در پی حادثه خودساخته ۱۱ سپتامبر به افغانستان و سپس عراق لشکرکشی کرده و درصدد اشغال نظامی کشورهای اسلامی در منطقه بودند. این رویکرد آمریکایی‌ها، منطقه غرب آسیا و خصوصاً کشورهایی چون افغانستان، عراق، لبنان و در نهایت سوریه را به عرصه رقابت و نبرد راهبردی بین ایالات متحده و متحدانش از یک طرف و جمهوری اسلامی با ملت‌های منطقه و گروه‌های مقاومت از طرف دیگر تبدیل کرد. اکنون با گذشت بیش از یک دهه از این نبرد و رقابت سنگین خصوصاً در دو حوزه عراق و سوریه، شکست‌های راهبردی برای آمریکا و پیروزی‌های راهبردی برای جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت حاصل شده و روند تحولات منطقه از پایان عمر امپراتوری فرو ریخته در این نقطه از جهان حکایت می‌کند. تمام آشنایان به مسائل، نیک می‌دانند که مدیریت کلان و عالی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در تحولات منطقه، نقش اساسی و تعیین‌کننده داشته است.
دشمنان در پی نابودی جمهوری اسلامی و یا تضعیف و منزوی ساختن ایران بودند؛ لکن ملت ایران با رهبری‌های حکیمانه و مدبرانه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، علاوه بر برخورداری از قدرت بازدارندگی نظامی در برابر هر نوع تهدیدی و از جمله آمریکا، با دستیابی به مولفه‌های اصلی قدرت، در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بین‌المللی است. دشمنان، جنگ علمی را با هدف عقب نگه داشتن جمهوری اسلامی از قافله علم و پیشرفت بر ملت ایران تحمیل کردند، لکن این رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند که با طرح «جهاد علمی و جنبش نرم‌افزاری»، بسترهای پیشرفت علمی کشور را فراهم ساختند و اینک ایران، رتبه اول تولید علم در منطقه، رتبه شانزدهم در جهان و سرعت تولید علمش یازده برابر میانگین سرعت تولید علم در جهان است! نشانه‌های این تولید علم را در هسته‌ای شدن ایران، ورود جمهوری اسلامی به باشگاه فضایی جهان، پیشرفت‌های چشمگیر در علوم پزشکی و تولید داروهای راهبردی، صنایع دفاعی و نظامی، علم نانو و... می‌توان ملاحظه کرد. دشمنان طی این سال‌ها، استقلال و عزت ملی ایرانیان را نشانه رفته بودند، لکن رهبر معظم انقلاب با هوشمندی تمام، سیاست‌ها و راهبردی‌های دشمنان را یکی پس از دیگری خنثی نمودند. سیاست‌ها و راهبردهای غرب در قبال موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی از یک طرف و نقش امام خامنه‌ای در تبدیل ساختن ایران به یک کشور ‌برخوردار از دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای از طرف دیگر، بر هیچ کس پوشیده نیست. دشمنان با جنگ نرم و سیاست نفوذ و استحاله، به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی از درون بودند و پس از بیست سال کار، فتنه ۸۸ را با کمک ضد انقلاب و ریزش‌های انقلاب پدید آوردند، لکن این مدیریت الهی امام خامنه‌ای بود که بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین توطئه علیه انقلاب اسلامی را با شکست مواجه ساخت و فتنه‌گران و حامیان داخلی و خارجی آنان را رسوا و منزوی کرد. دشمنان با فتنه ۸۸ به دنبال تعمیق شکاف‌های اجتماعی در ایران بودند، لکن همگان ملاحظه کردند که چگونه رهبر معظم انقلاب اسلامی با شعار «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» در سال گذشته، این توطئه بزرگ را خنثی کردند. اینک نبرد جدی میان جمهوری اسلامی و ملت ایران از یک طرف و نظام سلطه از طرف دیگر، در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی درجریان است؛ به‌طور قطع، با تدابیر حکیمانه و مدیریت جهادی رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، سرنوشت نبرد در این حوزه‌ها، همانند سرنوشت نبرد در حوزه نظامی (دفاع مقدس، جنگ علمی و رقابت‌ها و نبردهای منطقه افغانستان، عراق، جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، ۸ روزه و سوریه) خواهد بود. نامگذاری سال جاری از سوی معظم‌له با شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» و همچنین گفتمان‌سازی برای اقتصاد مقاومتی، از عزم و اراده جدی نظام برای ناکام ساختن دشمن در عرصه نبرد اقتصادی حکایت می‌کند. ان‌شاءالله این مهم به حول و قوه الهی حاصل خواهد شد و با دستیابی ملت ایران به یک اقتصاد مقاوم، آسیب‌ناپذیر و پویا، آخرین حربه دشمنان برای آسیب زدن به جمهوری اسلامی (تحریم اقتصادی) کارآیی خود را به طور کامل از دست خواهد داد.
آری، آنچه آمد، نمونه‌هایی از عرصه‌های تجلی مدیریت جهادی امام خامنه‌ای در ربع قرن اخیر است. در مدیریت جهادی معظم‌له، سه عنصر اصلی وجود دارد: ۱ـ نیت الهی و ایمان به نصرت پروردگار بر مبنای این کلام نورانی که فرمودند: «من کان لله کان‌الله له» ۲ـ عقلانیت، علم و درایت و انجام کارها مبتنی بر نگاه ترکیبی آرمان‌گرایی واقع‌نگر ۳ـ جهاد و تلاش همه‌جانبه با روحیه جهادی و خستگی‌ناپذیری
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پرتو چنین مدیریتی، انقلاب و کشور را به پیش بردند و با تبدیل ایران به کانون الهام‌بخش برای سایر ملل، جهان را در آستانه تحولی عظیم قرار داده‌اند. باید خداوند را شاکر بود به دلیل نعمت رهبری و این شکرگزاری، با تبعیت کامل از ولایت‌مطلقه فقیه حاصل می‌شود.
دکتر یدالله جوانی


سه خطری که مانع تحقق اقتصاد مقاومتی است
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: دنیا‌طلبی مردم و مسئولان، مصرف‌زدگی و توجه به مادیات سه خطر مهمی است که اقتصاد مقاومتی را تهدید می‌کند.
«حسن رحیم‌پور ازغدی» در سخنرانی پیش از خطبه‌‌های نماز جمعه تهران با اشاره به موضوع سلسله‌ نشست‌هایی که بنا است در سخنرانی نماز جمعه برپا شود، گفت: در نشست‌هایی که در هفته‌های آینده نماز جمعه ادامه دارد درباره مفهوم‌شناسی بازار اسلامی به صورت اعم آن در نظام تولید،‌ توزیع و الگوی مصرف و ارتباط آن با اقتصاد مقاومتی گفت‌‌وگو می‌کنیم و همچنین تحولات بسیار مهمی که منجر به اقتصاد اسلامی می‌شود در حوزه نمادگذاری و اولویت‌بندی را بررسی خواهیم کرد.
وی با اشاره به بخش مهمی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه گفت: بیشتر این مشکلات مربوط به مکاسب محرمه مستحدثه است که در بازار شکل گرفته است و روش کسب حرام است که در بازار به‌وجود آمده است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: یک نکته‌ای که کم‌کم نسبت به آن بی‌توجه شده‌ایم، تفاوت بین بازار مسلمین و بازار اسلامی است. بازار مسلمین در همه کشورهای اسلامی است، اما بازار اسلامی یک مناسبات حقوقی و اخلاقی دارد که اگر رعایت نشود، آن بازار اسلامی نخواهد بود.
رحیم پورازغدی ادامه داد: تعبیری که امام داشت این بود که نگذارید افراد متمکن و متمول به قدرت برسند. چون اینها مردم ایران را به حساب نمی‌آورند و در مقابل قدرت قدرتمندان مادی جهان متملق و خاضع خواهند بود. چون آنها اعتماد به خدا ندارند و برای همین اتکال به نفس و مردم نخواهند داشت.
وی در ادامه گفت: امام نسبت به دو گروه هشدار دادند که به پست‌های کلیدی و سرنوشت‌ساز کشور برنگردند؛ یکی، دسته‌‌ای که در منشور روحانیت امام آورده است. انقلابی‌نماهایی که با ظاهر دین هستند و دیگری، لیبرال‌های مذهبی که شخصاً مذهبی هستند، ولی دل به مفاهیم غرب دارند.
رحیم پورازغدی با اشاره به دوره رهبری پس از امام(ره) گفت: خیلی از افراد در دوره پس از امام جرئت بیان نظرات امام را نداشتند، اما رهبری حرف‌هایی را زدند که از جنس حرف‌ها و راه امام در دهه ۶۰ بود. از این جهت خدا را شکر می‌کنیم که حرف‌های رهبری همان مواضع امام است که در مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عدالت اجتماعی این موضوع دیده می‌شود.
وی با اشاره به تعابیر مقام معظم رهبری در مورد اقتصاد مقاومتی گفت: تمام پیشرفت‌های اقتصادی و علمی ما در شرایط تحریم صورت گرفت و رهبری در چند مورد مهم‌ترین خطراتی که مانع اقتصاد مقاومتی است را برشمردند. از جمله گرایش مردم و مسئولان به دنیاطلبی است که متأسفانه بخشی از جامعه را گرفتار مادی‌گرایی و اشرافی‌گری کرده است و در این زمینه توجیه مذهبی هم می‌شود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: خطر دوم که مانع اقتصاد مقاومتی است بحث مصرف‌زدگی است که هم در جامعه و هم دولت رتبه‌های بالای جهانی را به لحاظ مصرف داریم.
وی با اشاره به خطر سوم که نکته مهم و تأسف‌باری از سوی رهبری است، گفت: متأسفانه پیشرفت‌های مادی جمهوری اسلامی از پیشرفت‌های معنوی بیشتر شده است در حالی که توقع از جامعه جمهوری اسلامی بیشتر از این است. روستاهای ما برق‌دار شده، موشک و تانک ساختیم، انرژی هسته‌ای داریم و سوال رهبری این است که آیا ما به همان اندازه که در حوزه آبادانی پیشرفت داشتیم، به همین اندازه پیشرفت دینی هم داریم.
وی در پایان سخنان خود گفت: ما باید آموزش دینی را در بین بازار و جامعه داشته باشیم. امروز برخی از مکاسب محرمه در بازار رایج شده است که خود بازاریان متدین هم این موضوع را نمی‌دانند که کسب حرام می‌کنند. ابتدا باید آگاهی کافی و آموزش ویژه در بازار صورت بگیرد تا بازار اسلامی درست شود چون اگر آموزش نباشد ممکن است بازاریان در ربا فرو بروند.


یادداشت
جواد رضایی

دشمن اصلی؟!
یکی از مهم‌ترین برکات برگزاری آیین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) حضور امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این آیین و در جمع میلیونی دلباختگان امام راحل(ره) در مرقد ایشان و ارائه بیاناتی درباره مهم‌ترین مسائل کشور است. امسال نیز این آیین باشکوه همچون سال‌های گذشته برگزار شد و امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در بیانات‌شان که متشکل از سه محور اصلی بود در ذیل مبحث چالش درونی نظام، به موضوع بسیار مهم «دشمن اصلی» پرداختند که بحث نوشتار حاضر است.
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این‌باره اظهار داشتند: «چالش درونی برای ملت ما عبارت است از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم و آن را از دست بدهیم؛ این بزرگ‌ترین خطر است. در شناخت دشمن‌مان اشتباه کنیم؛ در شناخت دوست‌مان اشتباه کنیم؛ جبهه دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست؛ دوست کیست؛ یا در شناخت دشمن اصلی و فرعی اشتباه بکنیم، این هم خطر است... گاهی یکی با شما دشمنی می‌کند، اما اگر دقت کنید، دشمنی او دشمنی اصلی نیست. تابعی است از یک عامل دیگر. از یک کس دیگر؛ دشمن اصلی را پیدا کنید و الا[اگر] انسان با دشمن فرعی سینه‌به‌سینه بشود، هم قوای او تحلیل می‌رود، هم نتیجه کار، نتیجه مطلوبی نخواهد شد.»
مبحث توجه به «دشمن اصلی» از مباحث اساسی دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی و پیروزی انقلاب و از روش‌های خاص امام خمینی(ره) در طول حیات مبارک‌شان بود که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) نیز طی سال‌های گذشته بر آن تأکید داشتند و بر آن اساس، به مردم و مسئولان توصیه می‌کردند که از دشمن اصلی غافل نشوند و از بررسی بیانات و مواضع‌شان در سال‌های گذشته نیز برمی‌آید که معظم‌له خود، لحظه‌ای از دشمن و تحرکات و ترفندهایش غافل نبود و پیوسته در این‌باره موضع‌گیری تبیینی و روشنگرانه داشته‌اند. با این وجود، به نظر می‌رسد برای پی بردن به چرایی این تأکید جدید که بسیار هم برجسته است، باید به‌دنبال دلایل دیگر بود. منطقی است که این دلایل در تحولات جدید دنبال شود. به عبارت دیگر بازخوانی ایشان از مبحث «دشمن اصلی» معلول تحولات جدید در محیط مشترک ایران با دشمنانش است. به نظر می‌رسد برخی تحولات جدید این فرصت را برای «دشمن اصلی» ایجاد کرده تا دشمنان جعلی را در قالب «دشمن اصلی» در برابر مردم و مسئولان ایران قرار دهد. این اقدام دو علت اساسی دارد: ۱ـ «دشمن اصلی» ایران که همانا شیطان بزرگ و وابستگان راهبردی آن هستند، در پی سی‌وپنج سال دشمنی مستمر پیدا و پنهان به این نتیجه رسیدند که چنین رویارویی نمی‌تواند به موفقیت ختم شود؛ چراکه شناخت صحیح و عمیق مردم ایران از «دشمن اصلی» که به یمن برخورداری از رهبران بصیر و تیزبین حاصل شده، انگیزه مقابله آنها با «دشمن اصلی» را به بی‌نهایت رسانده و این ملت به هیچ‌وجه حاضر نیستند در رویارویی با «دشمن اصلی» کوتاه بیایند. راه‌های متعدد شکست‌خورده‌ای که «دشمن اصلی» برای غلبه بر این مردم برگزید؛ سند این ادعای اثبات شده است. طبیعی است که «دشمن اصلی» با وجود ادامه دشمنی که در این وضعیت به معنای گریز از اعلام شکست و ناتوانی است، درصدد یافتن روش جدیدی باشد که ضمن تفاوت با روش‌های گذشته، حداقل در محاسبات نظری دارای ضریب موفقیت راضی‌کننده‌ای باشد.
۲ـ بیداری اسلامی که براساس عملکرد تهدید جدی برای حاکمان مسلمانی بود که مردم‌سالاری را بر نمی‌تابیدند و در خفا آن را از آثار و برگرفته از انقلاب اسلامی می‌دانستند در بطن خود این قابلیت را داشت که با وارونه شدن به عامل جدی برای ایجاد اختلاف در جهان اسلام و عاملی برای راه انداختن جنگ فرقه‌ای و مذهبی تبدیل شود. «دشمن اصلی» در میانه راه با ترفندی شیطانی به حرکت بیداری اسلامی شبیخون زد و بخشی از آن را وارونه و به مسیری که هدفش را تأمین می‌نمود، هدایت کرد.
همین مقدار دشمن را راضی نمی‌کرد و به خواسته‌اش نمی‌رساند. برای اینکه نشستن دشمن جعلی و فرعی درجای «دشمن اصلی» باورپذیر شود، باید اقدامات دیگری انجام می‌گرفت که در رأس آن، تحریک به افزایش خشونت و جنایت تا حد امکان بود. چنین اقداماتی فراهم‌کننده اصلی‌ترین نیاز شعله‌ور شدن جنگ فرقه‌ای مذهبی یعنی جریحه‌دار شدن احساسات و عواطف بود که «دشمن اصلی» در مواردی از آن کاملاً موفق شد که نمونه‌های متعددی از آن، جنایات هولناکی است که کم‌وبیش در فضاهای مجازی مشاهده می‌شود. چه بسا اگر هوشمندی و خویشتنداری و مواجهه فکورانه و عقلانی طرف مقابل جنایتکارانی که با تحریک و حمایت «دشمن اصلی» دست به جنایات رعب‌آور می‌زدند، نبود، شعله‌های خانمانسوز این فتنه فرقه‌ای ـ مذهبی، بخش بزرگی از جهان اسلام را فرا گرفته بود. در این میان تمام تلاش «دشمن اصلی» این بود که این جاهلان سبک‌مغز بازی‌خورده را به جای خود جا زند و خود در پشت آن پنهان شود و در امنیت و سلامت کامل، اصلی‌ترین قوای اسلام ناب و راستین یعنی انقلاب اسلامی را دچار فرسایش کند. اینجا بود که کلام و بیان نورانی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در مرقد امام خمینی(ره) این صحنه پر شده از ظلمت‌های در هم‌تابیده را روشن ساخت تا از پس آن، چهره «دشمن اصلی» را عیان سازد، آنجا که افشاگرانه فرمود: «امروز یک عده‌ای در بخش‌های مختلف دنیای اسلام به نام گروه‌های تکفیری و وهابی و سلفی، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع دارند تلاش می‌کنند، کارهای بدی می‌کنند، کارهای زشتی می‌کنند، اما اینها دشمن‌های اصلی نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنی می‌کنند، حماقت می‌کنند، اما دشمن اصلی آن کسی است که اینها را تحریک می‌کند. آن کسی است که پول در اختیارشان می‌گذارد، آن کسی است که وقتی انگیزه آنها اندکی ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزه‌دار می‌کند. دشمن اصلی آن کسی است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل و ملت مظلوم ایران می‌افشاند؛ اینها آن دست پنهان سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی است... دشمن اصلی آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه چندان پنهانی است که از آستین سرویس‌های امنیتی بیرون می‌آید و گریبان مسلمانان را می‌گیرد و آنها را به جان هم می‌اندازد.»
شناخت درست و دقیق «دشمن اصلی» در زمانی که وی قصد دارد در پشت دشمن فرعی پنهان شود، دو فایده اساسی دارد:
۱ـ با اعلام علنی اینکه «دشمن اصلی» شناسایی و دستش رو شده، «دشمن اصلی» متوجه می‌شود که نقشه‌اش خنثی گردیده و پنهان‌کاری دیگر تأثیری ندارد؛ از این‌رو ناچار می‌شود وضع موجود را تغییر دهد که این مسئله موجب آسیب‌های جدی به جبهه «دشمن اصلی» می‌شود.
۲ـ برخورد با دشمن فرعی براساس محاسبات ویژه خود برای برخورد با دشمن فرعی انجام می‌شود و به عبارت دیگر، صحنه به وضعیت گذشته، یعنی زمانی که «دشمن اصلی» بی‌نقاب و آشکار در میدان بود باز می‌گردد که البته باید خسارات و‌ آسیب جدی که به موقعیتش وارد شده و نیز شکست دیگری که به زنجیره شکست‌هایش اضافه شده نیز مدنظر قرار گیرد.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در اجتماع میلیونی مردم در مرقد حضرت امام خمینی(ره)
دشمن اصلی آن دشمن پشت پرده است که مسلمانان را به جان هم می‌اندازد

مقام معظم رهبری در مراسم بیست‌وپنجمین سالروز رحلت حضرت امام(ره) سخنان مبسوطی بیان کردند که در ادامه به بخشی از آن می‌پردازیم.

* ماهیت کنجکاوی جهان درباره انقلاب ایران
این کنجکاوى که در نسل جوان امروز، در دنیا ـ به‌خصوص در دنیاى اسلام ـ درباره‌ پدیده‌ مردم‌سالارى دینى وجود دارد، ناشى از این است که جمهورى اسلامى یک پدیده‌اى بود که ۳۵ سال از آغاز ولادت آن گذشت و در تمام این مدت ۳۵ سال، با واکنش خشن و خصمانه‌ قدرت‌هاى مسلط دنیا مواجه بود: هم واکنش نظامى نشان دادند، هم واکنش تبلیغاتى نشان دادند، هم واکنش خصمانه‌ اقتصادى نشان دادند ـ که از اول انقلاب تحریم‌ها آغاز شد و روزبه‌روز تا امروز تشدید شده است ـ [هم] واکنش سیاسى نشان دادند؛ این جبهه پرقدرت غربى، در مقابل جمهورى اسلامى ۳۵ سال است که هر کارى از دستش برآمده، کرده است؛ تلاش نظامى کرده است، به مهاجمِ نظامىِ به کشور کمک کرده است، دشمنان را در هر نقطه‌اى علیه جمهورى اسلامى حمایت کرده است، تبلیغات پرحجم علیه آن به‌کار برده است، تلاش تحریمى و محاصره‌ اقتصادى را در اعلى‌ درجه‌ ممکن و بدون سابقه به‌کار برده است، اما در مقابل، جمهورى اسلامى، در برابر اینهمه هجمه و اینهمه مخالفت خشن و بى‌ملاحظه، هم از بین نرفت، هم دچار محافظه‌کارى نشد، هم به غرب باج نداد، روزبه‌روز هم کشور پیشرفت کرد؛ این آن چیزى است که ماهیت این کنجکاوى را تشکیل می‌دهد.

* نقشه معمار بزرگ انقلاب
ما براى اینکه راه را درست برویم، باید نقشه‌ معمار را بدانیم. اگر در یک بناى متعارف معمولى، نقشه در اختیار نباشد، نقشه‌ اصلى معلوم نباشد، سازندگان و بنایان هرچه هم چیره‌دست باشند، ممکن است اشتباه کنند؛ براى اینکه به هدف برسیم، باید راه را گم نکنیم؛ براى اینکه راه را گم نکنیم، باید نقشه‌ اصلى و اساسى، جلوى چشم ما باشد، آن را بشناسیم و بدانیم. نقشه‌ امام، کار اصلى امام، بناى یک نظم مدنى ـ سیاسى براساس عقلانیت اسلامى بود؛ مقدمه‌ لازم این کار، این بود که نظام پادشاهى ـ که هم فاسد بود، هم وابسته بود، هم دیکتاتور بود. [ریشه‌کن شود]؛ مقدمه‌ آن کار بزرگى که امام می‌خواست انجام بدهد، ریشه‌کن کردن این نظام فاسدِ وابسته‌ دیکتاتور بود؛ مسئله این است که آن خصوصیاتى که نظام پادشاهى داشت، باید ریشه‌کن می‌شد و امام بزرگوار ریشه‌کن کرد.

* چالش‌های انقلاب اسلامی
من دو چالش را عرض می‌کنم: یک چالش بیرونى، یک چالش درونى. چالش بیرونى ما مزاحمت‌هاى استکبار جهانى است؛ بى‌رودربایستى حرف بزنیم، مزاحمت‌هاى آمریکا است؛ سنگ‌اندازى می‌کنند. درست است که شاید در تحلیل‌هاى بعضى از متفکران سیاسىِ خودشان هم این هست که می‌گویند فایده‌اى ندارد، نمی‌شود با این حرکت عظیم مقابله کرد؛ لکن سنگ‌اندازى می‌کنند. نقشه‌ کار آنها را باید دانست؛ این نقشه‌ لورفته‌ آمریکا است؛ این نقشه‌ کلان آمریکا است که امروز در خلال بحث‌ها و گزارش‌ها و اظهارنظرها و رفتارهاى آنها لو‌ رفته است.

* تقسیم آدم‌های دنیا از نگاه آمریکا
آمریکا کشورهاى دنیا، جریان‌هاى دنیا، آدم‌هاى دنیا را به سه قِسم تقسیم می‌کند: یک قِسم گوش‌به‌فرمان‌ها، کشورهاى گوش‌به‌فرمان، جریان‌هاى سیاسى و اجتماعى گوش‌به‌فرمان یا آدم‌هاى گوش‌به‌فرمان؛ یک عده اینها هستند. یک عده کشورهایى که گوش‌به‌فرمان نیستند، اما باید با آنها مدارا کرد، بعضى از کشورها، بعضى از شخصیت‌ها، بعضى از جریان‌ها به نظر آمریکا این‌جورى هستند که باید با آنها مدارا کرد، منافع مشترکى [با آنها] تعریف کرد، یک‌جورى با آنها فعلاًً کنار آمد، که حالا بعد توضیح عرض می‌کنم. قِسم سوم؛ کشورهاى نافرمان، آنهایى که زیر بار آمریکا نمی‌روند، باج به آمریکا نمی‌دهند، یک دسته هم اینها هستند. به نظر آمریکایى‌ها همه‌ کشورهاى دنیا، همه‌ جریان‌هاى سیاسى و اجتماعى و مدنى و اقتصادى عالَم و همه‌ آدم‌ها و شخصیت‌هاى برجسته و ممتاز و نشان‌دار عالَم از این سه قِسم خارج نیستند: یا سرسپرده‌اند و گوش‌به‌فرمانند، یا مستقلى هستند که باید با آنها مدارا کرد و یا اینکه نافرمانند و دلیرى نشان می‌دهند و گستاخى نشان می‌دهند که جورى دیگر باید با آنها رفتار کرد.
سیاست آمریکایى‌ها با آن دسته‌ اول، حمایت کامل است؛ البته حمایت مفت و مجانى نیست، حمایت می‌کنند و آنها را می‌دوشند؛ در واقع از توانایى‌هاى آنها و از امکانات آنها به نفع منافع خودشان، براى تأمین منافع خودشان استفاده می‌کنند؛ از آنها سوارى می‌گیرند، از آنها همه‌جور خدمت را می‌گیرند.
دسته‌ دوم، گفتیم کشورهایى هستند که سیاست آمریکا و نقشه‌ آمریکا مداراى با آنها است. مدارا یعنى‌چه؟ یعنى فعلاً منافع مشترکى با آنها تعریف می‌کند، آنها را در کنار خود قرار می‌دهد، اما آن‌وقتى که فرصتى پیدا کرد، خنجر را از پشت به قلب آنها می‌کوبد و قلب آنها را می‌درد؛ ملاحظه‌ آنها را هم نمی‌کند.
دسته‌ سوم، کشورهایى هستند که زیر بار آمریکا نمی‌روند؛ سیاست آمریکا، درباره اینها این است که از هر وسیله‌ ممکن باید علیه این کشورهاى نافرمان استفاده کرد؛ از هر وسیله‌ ممکن؛ هیچ حدومرزى نمی‌شناسند. اگر شما دیدید کشورى در مقابل آمریکا نافرمان است و آمریکا مثلا حمله‌ نظامى نمی‌کند یا تحریم نمی‌کند، بدانید یک اشکالى آنجا وجود دارد؛ یعنى مانعى بر سر راه وجود دارد؛ به زبان ساده، نمی‌تواند انجام بدهد که انجام نمی‌دهد؛ اگر بتواند، انجام می‌دهد. تنها جرم این کشور نافرمان هم این است که در مقابل آمریکا حاضر به تسلیم نیست، حاضر نیست باج بدهد، حاضر نیست منافع او را بر منافع خودش مقدم بدارد.

* بزرگ‌ترین خطر برای انقلاب
چالش درونى براى ملت ما عبارت است از اینکه روحیه و جهت نهضت امام بزرگوار را از نظر دور بداریم و فراموش کنیم و آن را از دست بدهیم؛ این بزرگ‌ترین خطر است. در شناخت دشمنمان اشتباه کنیم؛ در شناخت دوستمان اشتباه کنیم؛ جبهه‌ دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست دوست کیست؛ یا در شناخت دشمن اصلى و فرعى اشتباه بکنیم، این هم خطر است. برادران عزیز، خواهران عزیز، عموم ملت ایران توجه داشته باشند که گاهى یکى با شما دشمنى می‌کند، اما اگر دقت کنید، دشمنىِ او دشمنىِ‌اصلى نیست، تابعى است از یک عامل دیگر، از یک کس دیگر؛ دشمن اصلى را پیدا کنید؛ والا [اگر] انسان با دشمن فرعى سینه‌به‌سینه بشود، هم قواى او تحلیل می‌رود، هم نتیجه‌ کار، نتیجه‌ مطلوبى نخواهد شد.
امروز یک عده‌اى در بخش‌هاى مختلف دنیاى اسلام به‌نام گروه‌هاى تکفیرى و وهابى و سَلَفى، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع، دارند تلاش می‌کنند، کارهاى بدى می‌کنند، کارهاى زشتى می‌کنند؛ اما اینها دشمن‌هاى اصلى نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنى می‌کنند، حماقت می‌کنند اما دشمن اصلى، آن کسى است که اینها را تحریک می‌کند، آن کسى است که پول در اختیارشان می‌گذارد، آن کسى است که وقتى انگیزه‌ آنها اندکى ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزه‌دار می‌کند؛ دشمن اصلى، آن کسى است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل و ملت مظلوم ایران مى‌افشاند؛ اینها آن دست پنهانِ سرویس‌هاى امنیتى و اطلاعاتى است. لذا ما مکرر گفته‌ایم این گروه‌هاى بى‌عقلى را که به نام سَلَفى‌گرى، به نام تکفیر، به نام اسلام با نظام جمهورى اسلامى مقابله می‌کنند، دشمن اصلى نمی‌دانیم؛ ما شما را فریب‌خورده می‌دانیم؛ معتقدیم اینها دشمنان اصلى نیستند، فریب‌خورده هستند. دشمن اصلى آن دشمن پشت پرده است، آن دست نه‌چندان پنهانى است که از آستین سرویس‌هاى امنیتى بیرون مى‌آید و گریبان مسلمانان را می‌گیرد و آنها را به جان هم مى‌اندازد.
چالش‌هاى درونى ما اینها است: سرگرم شدن به اختلافات در داخل کشور؛ اختلافات فرعى و اختلافات سطحى، ما را سرگرم بکند، در مقابل هم قرار بدهد، تعارض به‌وجود بیاورد، ما را از مسائل اصلى و از خطوط اصلى غافل بکند؛ این یکى از مصادیق آن چالش اصلى است که عرض شد.


يادداشت
مهدي سعیدي

مردم‌سالاري مطلوب در نظام اسلامي
حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در بيست‌وپنجمين سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) به شکل‌گيري «يک نظم مدني سياسي بر اساس عقلانيت اسلامي» از سوی آن عزيز سفر کرده اشاره داشتند که بر دو اصل بنيادين بنا نهاده شده است. دو رکن اين سازه استوار که از آن تحت عنوان «نظام جمهوري اسلامي» ياد مي‌کنند عبارتند از: 1ـ سپردن کار کشور به مردم از طريق مردم‌سالاري و 2 ـ خاستگاه و مبنا بودن اسلام و شريعت اسلامي در اين حکومت.
بدون شک رهبر معظم انقلاب اسلامي را بايد برجسته‌ترين امام‌شناس و برترين شارح نظريات سياسي امام(ره) و نظریه‌پرداز برجسته و واضع نظريه «مردم‌سالاري اسلامي» در عصر حاضر دانست که در طول سال‌هاي اخير به بسط ابعاد آن پرداخته‌اند.
مردم‌سالاري مطلوب ايشان الگويي از حکومت اسلامي در قرن بيست‌ويکم است که توجه و دقت و تعمق در آن مي‌تواند وجوه برجسته و ممتاز آن را در جهاني که دموکراسي‌هاي دروغين غربي به بن‌بست رسيده‌اند، آشکار و متجلي سازد. اين الگو هرچند شباهت‌هايي ظاهري با دموکراسي غربي دارد، اما در ارکان خود از تفاوت‌هاي بنياديني برخوردار است.
در مورد مردم‌سالاري مطلوب مورد نظر رهبرمعظم انقلاب اسلامي مي‌توان به نکات زير توجه کرد:
1 ـ مهم‌ترين تفاوت اين دو نظريه در خاستگاه آن است که يکي مبتني بر قرارداد اجتماعي و ديگري مبتني بر شريعت اسلامي شکل مي‌گيرد. امام خامنه‌اي در اين باره مي‌فرمايند: «مبناي مردم‌سالاري ديني با مبناي دموكراسي غربي متفاوت است. مردم‌سالاري ديني ـ كه مبناي انتخابات ماست و برخاسته‏ از حق و تكليف الهي انسان است ـ صرفاًً يك قرارداد نيست. همه‏ انسان‏ها حق انتخاب و حق تعيين سرنوشت دارند؛ اين است كه انتخابات را در كشور و نظام جمهوري اسلامي معنا مي‏كند. اين، بسيار پيشرفته‏تر و معنادارتر و ريشه‏دارتر از چيزي است كه امروز در ليبرال دموكراسي غربي وجود دارد.» (14/3/84)
به واقع برخلاف برخي تصورات، مردم‌سالاري ديني وامدار و ترجمه شده دموکراسي غربي نيست، بلکه حقيقتي مستقل است که ريشه در آموزه‌هاي وحياني دارد. رهبر معظم انقلاب اين حقيقت را در آخرين سخنراني‌شان چنين تبيين کردند: «گمان نکنند افرادي که امام بزرگوار ما انتخابات را از فرهنگ غربي گرفت و آن را قاطي کرد با تفکر و شريعت اسلامي؛ اين طور نيست. اگر انتخابات و مردم‌سالاري و تکيه به آراي مردم جزو دين نمي‌بود و از شريعت اسلامي استفاده نمي‌شد، امام هيچ تقيدي نداشت.» (14/3/93)
2ـ نکته دوم آن است که در اين الگو رأي و خواست ملت در انتخاب مسئولان محدود نيست و تا عالي‌ترين جايگاه که رهبري نيز باشد جاري و ساري است و رهبری این مهم را اینگونه شرح داده‌اند: «آحاد مردم، نماينده مجلس و رئيس‌جمهور و وزرا را با واسطه انتخاب مي‌کنند، خبرگان را انتخاب و رهبري را با واسطه انتخاب مي‌کنند. کار دست مردم است. اين پايه اصلي حرکت امام بزرگوار است.»(14/3/93)
3 ـ هر نظام سياسي داراي چارچوب و مقيداتي است که براي حفظ انسجام درون ساختارسياسي وجود آنان ضروري است. به واقع هيچ نظام سياسي نداريم که در آن آزادي بي‌قيد و بند وجود داشته باشد و آزادي‌هاي افراد به چارچوبي مقيد نشود. در نظام مردم‌سالاري ديني نيز ما شاهد چنين چارچوبي‌هايي هستيم، اما آنچه شاخص ديگري براي تفاوت مردم‌سالاري ديني و دموکراسي غربي است، تفاوت در همين چارچوب‌هاست. به واقع دموکراسي غربي امروز فارغ از چارچوب نبوده و در چارچوب نظام سرمايه‌داري تعريف مي‌‌شود. در حالي که در مردم‌سالاري ديني، اين اسلام است که موازين و چارچوب‌ها را مشخص مي‌کند. حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در اين باره چنين توضيح مي‌دهند: «در همه‏ جاي دنيا دموكراسي‌ها در يك چارچوب قرار دارند. هيچ جا وجود ندارد كه يك دموكراسي‏اي باشد، اما به وسيله يك چارچوب و يك هدف‌گذاري خاصي هدايت نشود؛ يا به وسيله احزاب است، يا به وسيله‏ دستگاه‌هاي قضایي است، يا به وسيله‏ دستگاه‌هاي خارج از دستگاه قضایي و اجرایي است. همه جاي دنيا اينجور است. ما اين چارچوب را اسلام قرار داديم؛ اين شد مردم‌سالاري ديني، مردم‌سالاري اسلامي.» (12/10/86)
به واقع مطابق با نظر معظم‌له؛ «شريعت اسلامي چارچوب است در همه قانون‌گذاري‌ها و اجراها و عزل و نصب‌ها و رفتارهاي عمومي که تابع اين نظم سياسي و مدني است، بايد شريعت اسلامي رعايت شود و گردش کار در اين نظام به وسيله مردم‌سالاري است.» (14/3/93)
نکته قابل توجه در اين ميان آن است که در نظام مردم‌سالاري ديني خواست و اراده ملت از سوی شريعت آسماني هدايت مي‌شود و در جهت کمال و تعالي جامعه قرار مي‌گيرد و اين در حالي است که رأي ملت در نظام‌هاي دموکراتيک غربي، بازيچه منافع سرمايه‌داران و تراست‌ها و کارتل‌هاي اقتصادي از طريق اغواگري‌هاي رسانه‌هايي ـ تبليغاتي شده و حاصلي جز اليگارشي و حکومت اقليت به همراه نداشته است.


نكته و نظر

مجسمه‌ای که مثل صاحبش دو روست!
نکته: می‌گویند رضاخان محوطه بزرگ باغ ملی را تعمیر و بازسازی کرد تا مراسم نظامی را در آن برگزار کند. در بالای سر در بزرگ آن هم، مجسمه نیم‌تنه‌ای از خود نصب کرد که مانند دو مجسمه از پشت به هم چسبیده بود، یعنی هم از بیرون تمام صورت پیدا بود و هم از داخل. روزی برای مراسمی، مرحوم مدرس را دعوت کرد. هنگامی که مدرس به باغ ملی رسید. رضاخان و عده‌ای دیگر به استقبال وی آمدند و رضاخان به شرح و توصیف پرداخت. سپس در چادری نشستند. آنگاه رضاخان از شهید مدرس پرسید: حضرت آقا! در ورودی را ملاحظه فرمودی؟ ایشان جواب داد: بله. مجسمه شما را هم دیدم. درست مثل صاحبش دو رو دارد! رضاشاه که از خشم و ناراحتی به خود می‌پیچید، تا پایان مجلس دیگر سخنی نگفت!
نظر: اهمیت این حاضر جوابی و پاسخ رک و صریح و شجاعانه شهید مدرس از این جهت است که ایشان در زمانی چنین پاسخ رضاخان را می‌دهد که اوج دوران خفقان و قدرت رضاخانی بوده است. این یعنی اینکه، ایشان مردی آزاده و شجاع و نترس است. راستی، ما هم می‌توانیم حرف حقی را که احیاناً ممکن است خلاف نظر رئیس یا مسئول ما باشد به زبان بیاوریم. اگر نتوانیم، پس باید به خیلی کارهای‌مان شک کنیم. به ایمان، تقوا، راستی و درستکاری و...


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری مطرح کرد
اولین نگرانی‌های امام خامنه‌ای هنگام رهبر شدن

حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق‌نوری، رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری طی گفت‌وگویی، خاطرات جالبی از رسیدگی‌های این دفتر به دستور رهبر معظم انقلاب به تظلم‌ها و شکایات مردمی روایت کرده است که بخشی از آن در ادامه می‌آید.
بخش بعدی خاطرات که از کتاب «تداوم آفتاب» برگرفته شده است، متعاقباً منتشر خواهد شد. هنوز دفتر بازرسی تشکیل نشده بود که روزی نامه‌ای از سوی دوستی فرستادند. در این نامه خطاب به من آمده بود؛ «براساس گزارشی که رسیده دو نفر را بازداشت کرده‌اند که پس از دستگیری اذیت شده‌اند و به این‌ها فشار آمده است. گزارشی که به دست من رسیده است خدا کند درست نباشد و اگر چنین باشد وای به حال من در آخرت. از شما می‌خواهم بررسی کنید و فصل به فصل که پیش می‌روید به ما گزارش کنید. من تیمی را انتخاب کردم، رسیدگی کردم و گزارش درست بود، کسانی که خلاف قانون عمل کرده بودند بازداشت، محاکمه، تعزیر و از دستگاه مربوطه اخراج شدند. بعد از این ماجرا که برکات بسیار خوبی داشت، مقام معظم رهبری محبت کردند و حکمی به من دادند برای تشکیل یک دفتر کوچک. قید کوچک در این حکم جالب بود. ایشان فرمودند: از آنجا که اینجا آخرین ملجأ مردم است و اگر به من تظلمی شد بتوانم رسیدگی کنم، شما دفتری تشکیل دهید که بتوان رسیدگی کرد. این دفتر که حالا عمری ۱۹ ساله دارد، با کمتر از ۲۰ نفر دایر شده است. من چهار گروه تشکیل دادم که عبارتند از حقوقی ـ قضایی، اقتصادی،‌ فرهنگی ـ اجتماعی و امنیتی ـ سیاسی که متشکل از یک سرگروه و دو کارشناس هستند. بعد از اینکه چند سالی از تشکیل دفتر گذشت، ایشان از پیشرفت کارها تشکر کردند و فرمودند: زمانی که من مسئولیت رهبری را برعهده گرفتم همیشه نگران بودم اگر به شخص من تظلم شود باید چگونه رسیدگی کنم؛ اما پس از تشکیل دفتر، آرامش یافتم. روزی یک پیرمردی از طریق پست یک نامه عادی برای دفتر آقا ارسال کرد. مبنی بر اینکه پسرش در نهادی مشغول به کار بوده و به اتهامی دستگیر شده و در حین حبس به دلیلی که روشن نبوده، از دنیا می‌رود. پیرمرد که بازنشسته شهربانی رژیم شاه بود، این نامه را فرستاد. این اقدام او مورد مضحکه دوستان و اطرافیان واقع می‌شود که هرگز منتظر پاسخی از طرف دفتر نباشد. از آنجا که خدا می‌خواست این پدر رنج‌دیده مورد مضحکه نباشد، نامه از مسیر ارتباطات مردمی مستقیماً خدمت آقا رسید و برای بازرسی به ما ارسال شد. در این بازرسی من دو قاضی را به عنوان مأمور از قوه قضائیه گرفتم و همواره سرگروه قضایی به مهاباد رفتند. در این رسیدگی افسری که پرونده را در مهاباد در اختیار داشت، بازداشت و به قصاص محکوم شد. من برای قضاتی که مأمور بودند از طرف آقای دکتر یزدی که رئیس قوه قضائیه بودند، نیابت قضایی گرفته بودم تا در صورت لزوم همان جا حکم را جاری کنند. این را هم بگویم که ورود همین هیئت به مهاباد به خودی خود سبب ایجاد موج مساعدی شد؛ چرا که در شهر پخش شد که فردی یک نامه عادی برای آقا فرستاده و در بازخورد آن نامه هیئتی وارد شهر شده است. همین کار تأثیر بسیار مثبتی در منطقه داشت و به پیرمرد قوت قلب داد. در ادامه این رسیدگی از آنجا که خانواده جوان نیز مستضعف بودند، برای جلوگیری از مفاسد دیگر، افسر محکوم به ازای پرداخت دیه جوان که فرزند خانواده بود،‌ رضایت صاحب دم را گرفت. نتیجه بازرسی را وقتی که خدمت آقا بردم، اشک در چشمان ایشان جمع شد و فرمودند: این دیگر فوق بازرسی بود.
گفتم که ایشان همه ارجاعات را مطالعه می‌کنند در این باره هم مثالی می‌زنم. یک موقعی ما دادگاه ویژه روحانیت را بازرسی کردیم، نتیجه بازرسی ما گزارشی ۵۰۰ صفحه‌ای غیر از پیوست‌ها بود. وقتی من این گزارش را خدمت آقا بردم، با خنده پرسیدند باید همه این را بخوانم. گفتم نه، شما ۴۰ صفحه را مطالعه بفرمایید، هر چند ۴۰ صفحه نیز با حجم کار بالا برای ایشان زیاد بود. در ملاقات بعدی که خدمت ایشان رسیدیم، لبخندی بر چهره داشتند و فرمودند: پس از ارائه این گزارش من از خداوند خواستم فراغتی برای من فراهم شود تا بتوانم همه آن را بخوانم و الحمدلله موفق شدم. می‌دانید که نحوه خواندن ایشان معمولاً به این شکل است که حاشیه می‌زنند، غلط املایی، تایپی و انشائی همه را ملاحظه می‌کنند. ایشان در نهایت ۵/۷ صفحه برگه امتحانی پیشنهاد نوشته بودند بعد از مطالعه آن برای دادگاه ویژه روحانیت، که در واقع یک دستورالعمل یا حتی یک منشور برای دادگاه ویژه تلقی می‌شد. موارد از این نوع فراوان است.





اشتياق ملت‌ها براي شناخت امام(ره)

مقام معظم رهبري 14 خرداد در جوار بارگاه ملکوتي امام راحل با اشاره به اينکه امروز اشتياق ملت‌ها براي شناخت حضرت امام(ره) بيشتر شده است، فرمودند: «بيست‌وپنج سال از رحلت امام عظيم‌الشأن مي‌گذرد ولي شور و اشتياق براي شنيدن درباره امام و دانستن از او کم نشده است. مخصوص کشور ما هم نيست. در دنياي اسلام، بلکه فراتر از دنياي اسلام، اين واقعيت وجود دارد. اما راستي راز اشتياق ملت‌ها به شناخت امام چيست و چرا ملت‌ها خواهان شناخت امام هستند؟ به گزارش پایگاه بصیرت، در ارتباط با اين موضوع بايد به چند نکته مهم اشاره کرد: 1ـ مهم‌ترين دليل اين امر به جذبه معنوي و الهي شخصيت امام(ره) مربوط مي‌شود، زيرا امام در درجه اول از شخصيتي معنوي و پرنور برخوردار بود که با برخورداري از اين نور، توان تسخير قلب‌ها و دل‌هاي انسان‌هاي عاشق را به دست آورده بود. 2ـ نکته دوم درباره جذابيت امام(ره)، به سيره عملي و نحوه مديريت و مبارزات ايشان در طول سال‌هاي انقلاب و پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي مربوط مي‌شود. در واقع، جهانيان وقتي صلابت، عزت، پايداري و رادمردي امام(ره) را در تمام طول عمر پربرکت ايشان مشاهده مي‌کنند، دليلي ندارند که براي شناخت ايشان اشتياق نداشته باشند. 3ـ نکته ديگر در اين زمینه، به موفقيت‌ها و دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران در طول اين سي‌وپنج سالي که از عمر آن مي‌گذرد مربوط مي‌شود. به عبارت ديگر، وقتي ملت‌هاي جهان مي‌بينند که اين نظام، باوجود ايجاد موانع و چالش‌هاي متعدد بر سر راهش، همچنان به مسير عزتمند خود ادامه مي‌دهد و به عبارتي، علاوه بر گذر از اين موانع و چالش‌ها، در بسياري از عرصه‌ها نيز پيشرفت مي‌کند و حرکت رو به جلو دارد، طبيعي خواهد بود که اشتياق ملت‌ها به شناخت بنيانگذار اين انقلاب و اين نظام بيشتر و بيشتر مي‌شود. امام خميني(ره) و راه و نهضت ايشان، باوجود ميل دشمنان اين راه و اين نهضت، اکنون بيش از پيش در ميان جهانيان مطرح شده و اشتياق براي شناخت امام(ره) و نهضت امام بيشتر شده است و امروز در شرايطي که مکاتب مادي جهان در اداره امور انسان‌ها و جهان با بن‌بست مواجه شده‌اند، ظرفيت اين راه نه‌تنها کم نشده، بلکه پويايي‌هاي آن بيشتر خود را نشان داده است.





سردبير ديلي استار: ايران برنده واقعي تحولات منطقه است

سردبیر روزنامه دیلی‌استار در مصاحبه با پایگاه اینترنتی شورای روابط خارجی آمریکا گفت: ایران از کشورهایی است که از پیروزی بشار اسد در سوریه سود می‌برد. «مایکل یانگ» گفت: اهمیت انتخاب شدن بشار اسد در انتخابات ریاست‌جمهوری این است که این پیروزی ابزاری است برای او تا در قدرت باقی بماند. هدف اسد در بحران چند ساله سوریه، بقای سیاسی بوده است. اسد همیشه نگران زدوبند احتمالی بین روسیه و آمریکا بر سر سوریه بوده است، اما الآن که مخالفان دچار آشفتگی شده‌اند، او از طریق این انتخابات می‌تواند قدرت خود را بیش از پیش تثبیت کند. وی درباره تأثیر حمایت‌های حزب‌الله از سوریه بر سیاست داخلی لبنان گفت: این مسئله مدت‌ها تأثیر بی‌ثبات‌کننده‌ای بر سیاست داخلی لبنان داشت، اما الآن که مداخله حزب‌الله علنی شده است، لبنانی‌ها آن را هضم کرده‌اند.
یانگ درباره اینکه آیا ایران برنده واقعی در منطقه است، گفت: قطعاًً ایران در این مسیر حرکت می‌کند. ایران همچنین می‌داند که در نهایت باید با دولت‌های سنی به‌ویژه عربستان به نوعی تفاهم برسد اما به هر حال این کشور قدرت برتر محسوب می‌شود و می‌داند که امروزه، سعودی‌ها و اکثر کشورهای خلیج‌فارس از حمایت ضعیف آمریکا برخوردارند و به همین علت تلاش می‌کند از این وضعیت بهره‌برداری کند. مایکل یانگ درباره نقش آمریکا در منطقه نیز گفت: متحدان آمریکا در خاورمیانه [غرب أسیا و شمال آفریقا] هم‌اکنون نگاه منفی به این کشور دارند. این احساس وجود دارد که واشنگتن سیاست واقعی در منطقه ندارد؛ اما این‌طور نیست، آمریکا سیاست دارد، اما سیاستش فاصله گرفتن از خاورمیانه است. آمریکا وقتی اعلام کرد به سمت آسیا می‌رود منظورش این بود که از خاورمیانه خارج می‌شود. در نظر دشمنان آمریکا در منطقه، به ویژه ایران، این مسئله یک نقطه قوت به حساب می‌آید. آمریکا خواستار رویارویی با ایران نیست و به همین علت وارد مذاکرات هسته‌ای با تهران شد، اما این مسئله تا حدودی فقط به نفع ایران بوده است. به همین علت است که ایران باوجود آسیب‌پذیری‌هایش در منطقه و همچنین فشارهای اقتصادی، به آینده امید دارد و معامله هسته‌ای را راهگشا می‌داند.


خط خبر

همسایه‌های‌مان را رها کرده‌ایم!
اقتصاد ایران بیش از آنکه از تحریم‌های بین‌المللی رنج ببرد، گرفتار سوء تدبیرهای مسئولان و عدم نگاه راهبردی به حوزه تولید است. در برهه کنونی و بنا به جغرافیایی که ایران در آن قرار گرفته است دو بازار مهم یعنی؛ عراق و افغانستان را در مرزهای‌مان شاهد هستیم، اما با توجه به نفوذ سیاسی ـ امنیتی ایران در عراق و افغانستان، ترکیه نقش اصلی را در حوزه اقتصاد این کشورها به خود اختصاص داده است. ایران امنیت و استقلال عراق را تأمین می‌کند، اما ترکیه است که عراق را به سوپرمارکت کالاهای خود تبدیل کرده است و این رقابت اقتصادی این روزها علاوه بر همسایه غربی ایران، در افغانستان شکل جدی به خود گرفته است. در سال‌های اخیر در برخی مناطق مرزی سرمایه‌گذاری نسبتاً خوبی صورت گرفته و کارآفرینان دلسوز برای کمک به اقتصاد و تولید داخل و ایجاد اشتغال، فعال شده‌اند، اما نبود حمایت و مدیریت جهادی در عرصه اقتصادی کشور، اکثر این کارخانه‌های عظیم را نیمه‌تعطیل و یا تعطیل کرده است.

ادعای جدید آمریکا

صدای آمریکا ادعا کرد که هیئتی متشکل از چند تن از اسقف‌های کاتولیک ایالات متحده که در میان آنها، مشاور معنوی اوباما نیز دیده می‌شود، به منظور ملاقات و آغاز گفت‌وگوی مستقیم با مراجع دینی و روحانیون برجسته ایران به قم سفر کرده‌اند. به گفته صدای آمریکا؛ این هیئت در طول سفر پنج روزه خود به ایران، در روزهای پایانی اسفندماه ۱۳۹۲، با روحانیون ایران درباره نقش رهبران دینی و نحوه تأثیرگذاری آنها بر اقدامات و تصمیمات سیاسی مربوط به برنامه هسته‌ای ایران دیدار و گفت‌وگو کردند. دکتر استفان کولکی یکی از اعضای هیئت مذکور گفت: این یک سفر خصوصی و غیر رسمی بود و هیئت از پیش، وزارت خارجه آمریکا و واتیکان را در جریان تصمیم خود قرار داد و پس از بازگشت نیز با برخی از مقامات کاخ سفید، وزارت امور خارجه و عده‌ای از اعضای کنگره درباره جزئیات آن سفر گفت‌وگو کردیم.

چه چیزی عربستان را به مصالحه کشانده است؟!

روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» در مطلبی با اشاره به تلاش اخیر مقامات سعودی برای بهبود روابط با ایران، این امر را ناشی از موقعیت برتر ایران در حال حاضر در منطقه دانسته و در عین حال، از ادامه رقابت میان دو کشور سخن گفته است. در حال حاضر، ایران با حفظ موفقیت‌آمیز متحد خود، یعنی بشار اسد در قدرت، دست بالا را در منطقه پیدا کرده است. یکی از مشاوران حکومت سعودی که نخواسته نامش فاش شود، ضمن تأیید این موضوع می‌گوید: «در حال حاضر، ایران در موضع قوی‌تری نسبت به عربستان قرار دارد. آنها کارت‌های بیشتری در اختیار دارند.» این امر سبب تحکیم موضع ایران در عراق، تقویت متحدان این کشور که مخالف رژیم صهیونیستی هستند و همچنین نیروهای مخالف نفوذ آمریکا در منطقه شده است.

ایران‌هراسی در مصر

برخی رسانه‌های عربی مدعی شده‌اند، ایران پس از برکناری محمد مرسی از قدرت به کمک برخی گروه‌های شبه‌نظامی مصر و میلیشیای وابسته به اخوان «ارتش آزادی‌بخش مصر» را برای مقابله با دولت سکولار ژنرال السیسی رئیس‌جمهور جدید مصر تشکیل داده است! وب‌سایت «البوابا» اردن با انتشار گزارشی مدعی شده است، ایران از حکومت سکولار ژنرال السیسی در مصر نگران است و در ماه‌های گذشته ملاقات‌هایی با برخی رهبران اسلام‌گرای مصری برای طرح تشکیل ارتش آزادی‌بخش مصر در لیبی و سودان ترتیب داده است.

کاسبی پهلوی‌ها از بی‌عقلی غربی‌ها!
ظاهراً دشمنان استکباری ایران از پهلوی‌ها هم کم‌هوش‌ترند، زیرا در سال‌های گذشته به بهانه براندازی ایران پول‌های خود را خرج این کاسبان بی‌دخل و خرج کرده‌اند؛ رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع که با شعار تغییر حکومت در ایران، پول جمع می‌کند، سوژه روزنامه کانادایی گلوب‌اندمیل شده است. رضا پهلوی هم دلواپس شد: غرب به جای مذاکره با ایران به ما پول بدهد! این روزنامه می‌نویسد: رضا پهلوی با تشکیل یک شورا در سال گذشته در پاریس و تلاش برای جمع‌آوری کمک‌های مالی از ایرانیان مقیم خارج و شرکت‌ها و دولت‌های غربی، به دنبال تأمین منابع مالی برای تغییر حکومت در ایران است. این روزنامه کانادایی به نقل از این عضو خانواده پهلوی می‌نویسد: تأمین هزینه‌های تغییر حکومت در ایران نیازمند جذب یک میلیارد دلار کمک مالی است! گلوب‌اندمیل می‌نویسد: او می‌خواهد این پول را خرج ترتیب دادن اعتصابات عمومی و نافرمانی مدنی به منظور تغییر حکومت در ایران کند.

پشیمانی آمریکایی‌ها از بهترین تصمیم

وزیر پیشین امور خارجه آمریکا در زندگی‌نامه‌ خود نوشته است که رأی او در کنگره آمریکا برای حمله‌ کشورش به عراق تصمیم اشتباهی بوده است. او در این کتاب که هنوز منتشر نشده درباره‌ رئیس‌جمهور روسیه نیز اظهارنظر کرده است. وزیر پیشین امور خارجه ایالات متحده که در سال ۲۰۰۲ به عنوان سناتور در رأی‌گیری کنگره آمریکا برای تصمیم‌گیری درباره جنگ با عراق حضور داشت، از اینکه به این اقدام نظامی رأی مثبت داده، ابراز پشیمانی کرده است. کلینتون ضمن بیان اینکه: «من تنها کسی نبودم که این اشتباه را مرتکب شدم»، نوشته است: «آن زمان تصور می‌کردم که با نیت خیر این کار را انجام می‌دهم و بهترین تصمیم را گرفته‌ام.»

جمله مفتی اعظم سوریه در مورد رهبری

نماینده مردم قم در مجلس با اشاره به دیدار هیئت ایرانی با بشار اسد، گفت: بشار اسد در سخنان خود هنگامی که درباره مقام معظم رهبری سخن می‌گفت لفظ «امام» را به کار می‌برد و می‌گفت که باید قدر ایشان را بدانیم. احمد امیرآبادی فراهانی، عضو هیئت نظارت ایران اعزامی به کشور سوریه با اشاره به اینکه مردم سوریه مانند انتخابات‌های اول انقلاب با شور و هیجان خاصی در انتخابات شرکت می‌کردند، عنوان کرد: پای صندوق‌های رأی صف‌های طولانی شکل گرفته و در برخی از صف‌ها تعداد جمعیت بسیار قابل توجه بود. وی ابراز داشت: مفتی اعظم سوریه می‌گفت اگر دولت‌ها اجازه دهند ملت‌ها تصمیم‌گیری کنند، همه رهبر شما را به عنوان امام خود بر می‌گزیدند.

برخی عزاداری‌های وهن‌آمیز

من بچه طلبه بودم و به روضه می‌رفتم و می‌دیدم چه گریه‌ها و زاری‌ها و شیون‌ها از مردها و زن‌ها بود، ولی الان می‌بینم در مجالس شوری در کار نیست و این خیلی خطر دارد، می‌بینم گریه نیست.» آیت‌الله حسین مظاهری با انتقاد از رونق برخی عزاداری‌ها در کشور گفت: این عزاداری‌های سنتی برگشته به چیزهای عجیب و غریبی که در خانه‌های مراجع دیده نمی‌شود. آنچه قبلاًً بوده الان هم باید همین‌طور باشد، منبر خوب برای زنده کردن دین و تشیّع و بعد هم روضه عالی باشد، همه دیدید وقتی که روضه‌خوان، روضه می‌خواند، حضرت امام(ره) چطور متلاطم می‌شد و شانه‌های‌شان تکان می‌خورد و دستمال روی صورت مبارک‌شان می‌گرفتند و بلند بلند گریه می‌کردند. آیت‌الله مظاهری تأکید کرد: مراجع معمولاًً چنین هستند، حتی مثلاًً مرحوم آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم، اول وا می‌داشت یک روضه‌خوان روضه بخواند و بعد درس می‌گفتند، همه اینها معنا دارد. عزاداری‌های نامناسب در سال‌های گذشته سبب شده است که وهابیون و صهیونیست‌ها از آنها برای تکفیر شیعیان علیه شیعیان استفاده کنند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

بازی انتخاباتی اصلاح‌طلبان
حسین عبداللهی فر

تلاش‌های زودهنگام اصلاح‌طلبان برای انتخابات سبب شده تا ایشان بازی نگرانی از بازگشت احمدی‌نژاد به صحنه سیاست را برجسته کنند.
«شرق» در شماره (11/3) سخنان محمود بصیری، بازیگر تلویزیون که به دلیل شباهتش با احمدی‌نژاد هشت سال ممنوع‌الکار شده بود را زیر تیتر «داستان دو محمود» تیتر کرد و در پاسخ به پرسش «جدایی محمود از اسفندیار؟» نوشت: «داوود احمدی‌نژاد معتقد است برادرش، مشائی را دک کرده است. دک شدن مشائی از سوی کسی که همین یک‌سال پیش گفته بود؛ احمدی‌نژاد یعنی مشائی و مشائی یعنی احمدی‌نژاد و بعد هم برای رساندنش به وزارت کشور، روز ثبت‌نام نامزدی ریاست‌جمهوری از ریاستش بر دولت یک روز مرخصی گرفت، کمی عجیب است. با این حال اخبار تأیید شده فاصله را تأیید می‌کند ولی دک کردن را نه.»
این روزنامه جدایی احمدی‌نژاد از مشائی را یک تغییر تاکتیکی در مسیر سیاست‌ورزی خوانده و با تأکید بر اینکه جدایی این دو از هم باورکردنی نیست، در پاسخ به این پرسش که آیا احمدی‌نژاد خیال بازگشت دارد؟ می‌نویسد: «در حالی که نزدیکان احمدی‌نژاد می‌گویند او خیال بازگشت به عرصه سیاست را ندارد، اما داوود احمدی‌نژاد رئیس سابق بازرسی دفتر رئیس‌جمهوری گفته است، احتمال کاندیداتوری برادرم در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده زیاد است.»
«آرمان» هم در همین راستا ارسال پرونده تخلفات دولت احمدی‌نژاد در مناطق آزاد به قوه قضائیه را تیتر کرد و به نقل از اکبر ترکان نوشت: «خودروها و ساختمان‌های مناطق آزاد را پس نمی‌دهند!»
این روزنامه یک روز بعد (12/3) که موضوع احمدی‌نژاد را با جمله «مستند احمدی‌نژاد هم رسید» به تیتر یک خود کشانده بود، درخصوص رابطه احمدی‌نژاد و مشائی به اظهارات علی‌اکبر جوانفکر اشاره کرد و نوشت: «روابط برادرانه و دوستانه میان آقای احمدی‌نژاد و آقای مشائی بسیار مستحکم است و هیچ‌گاه تحت تأثیر مسائل سیاسی قرار نداشته است. سوابق کاری آقای مشائی نشان می‌دهد که ایشان همواره یک شخصیت فرهنگی و پژوهشی بوده است. فکر می‌کنم آقای مشائی برای همیشه از سیاست کنار کشیده باشد.»
اما «مردم‌سالاری» برای کاهش دغدغه‌های اصلاح‌طلبان، «احمدی‌نژاد تمام شد» را تیتر کرد و از قول یک عضو جبهه پایداری ‌نوشت: «جدایی و به نحوی برائت‌جویی از همراهی و همکاری با احمدی‌نژاد در جریان اصولگرا به یک اصل تبدیل شده و اصولگرایان برای اینکه هزینه اشتباهات دولت گذشته را ندهند، مدام از اینکه در میانه راه، راه‌شان را از احمدی‌نژاد و یارانش جدا کرده‌اند، سخن می‌گویند. در تازه‌ترین اظهار نظر هم نصرالله پژمان‌فر، نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی و عضو جبهه پایداری در مجلس اعتقاد دارد احمدی‌نژاد تمام شده است و اصولگرایان دیگر با او کنار نمی‌آیند.»
«آفتاب یزد» هم در همین روز «آقای احمدی نژاد خودروها را پس دهید» را در سر صفحه خود قرار داد و برای پایان دادن واقعی به احمدی‌نژاد در تیتر اول خود زیر تیتر «شکایت حقوقدانان از وزیر احمدی‌نژاد» نوشت: «پیگیری‌های آفتاب یزد به نتیجه رسید تا کار به شکایت برسد! روز گذشته یک وکیل دادگستری از شکایت سه حقوقدان از میرکاظمی وزیر سابق نفت و رئیس کمیسیون انرژی مجلس به دلیل تولید و توزیع بنزین آلوده و سمی در کشور خبر داد.»
این روزنامه یک روز بعد نیز «اسناد جدید از بنزین آلوده» را برجسته کرد و با اختصاص تصویر و تیتر نخست خود به این موضوع، به نقل از ناطق نوری نوشت: «تندروی اصولگرایان به انقلاب ضربه زد.»
اما ظاهراًً نگرانی‌های اصلاح‌طلبان از احمدی‌نژاد پایانی نداشت، چنانچه «شرق» در شماره پایانی هفته کاری خود از شکست سکوت رئیس دولت دهم خبر داد و زیر تیتر «امشب؛ سخنرانی احمدی‌نژاد در مشهد» نوشت: «شامگاه امروز رئیس دولت نهم و دهم در مسجد حجت‌بن‌الحسن مشهد سخنرانی می‌کند. این خبری است که فارس منتشر کرده و رسانه‌ها از آن به عنوان نخستین سخنرانی احمدی‌نژاد پس از تحویل کلید نهاد ریاست‌جمهوری یاد کرده‌اند. سخنرانی که در پنجمین سالگرد مناظره جنجالی محمود احمدی‌نژاد با میرحسین موسوی در سیزدهم خرداد ماه 1388 صورت می‌گیرد.»
«اعتماد» هم در شماره 13 خرداد «نخستین سخنرانی احمدی‌نژاد» را تیتر کرد و آشکارتر از دیگران درباره نگرانی اصلاح‌طلبان نوشت: «می‌رود به یک مسجد در مشهد و سخنرانی می‌کند. سفرهایش زیاد شده است. از اهواز تا مشهد که این چند وقت اخیر برای دومین بار به آنجا می‌رود. محمود احمدی‌نژاد برای بازگشت برنامه‌ها دارد. تاکتیکی عمل می‌کند. یک نفر مسئول شده است تا خبرسازی در مورد جدایی‌اش از مشائی را بر عهده بگیرد و دیگری مأمور شده است تا امکان حضورش در یک هیئت مذهبی را فراهم کند و حالا برنامه بعدی سخنرانی‌اش در یک شهر مذهبی است. درست در شبی که پنج سال پیش افراد زیادی را در مقابل تلویزیون شوکه کرد و درست در شبی که هفت سال اول ریاست‌جمهوری‌اش در حرم امام مشغول سخنرانی می‌شد. محمود احمدی‌نژاد از همان نردبانی که سیاست را از آن بالا آمد، باز هم مشغول بالا آمدن شده است. از هیئت‌های مذهبی و مراسم‌های مذهبی شروع کرده است تا دوباره جایی برای خود در صحنه سیاست پیدا کند.»


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

مروري بر نتايج و دستاوردهاي انتخابات سوريه
«آري» سوري‌ها به مقاومت و «نه» به غرب

انتخابات رياست‌جمهوري سوريه 13 خرداد ماه برگزار شد. مجلس سوريه اعلام کرد بشار اسد پيروز انتخابات رياست‌جمهوري این کشور است. محمد جهاداللحام، رئيس مجلس سوريه گفت: بشار اسد با کسب 10 ميليون و 319 هزار و 723 رأي (۷/۸۸ درصد آرا) در انتخابات این کشور پيروز شده است. حسان عبدالله النوري دومين کسي که در انتخابات رياست‌جمهور نام‌نويسي کرد با کسب 500 هزار و 279 رأي، ۳/۴ درصد آرا را کسب کرد و دوم شد. ماهر الحجار کسي که پس از رأي دادن اعلام کرد که نام فرد پيروز مهم نيست، مهم اين است که مردم سوريه پيروز انتخابات هستند، 372 هزار و 301 رأي ۲/۳ درصد آرا را به دست آورد و سوم شد. بر اساس اين گزارش، تعداد واجدان شرايط رأي دادن 15 ميليون و 840 هزار و 575 نفر اعلام شد که 11 ميليون و 634 هزار و 412 نفر در آن شرکت کردند.
بنا بر اين آمار، ميزان شرکت‌کنندگان در انتخابات، ۴۲/۷۳ درصد است. تعداد آرای باطله نيز 442 هزار و 108 رأي (۸/۳ درصد) اعلام شد.
این انتخابات با انتخابات سایر کشورها تفاوت‌هایی داشت. مهم‌ترین تفاوت این انتخابات، نوع رأی دادن مردم سوریه بوده، به‌گونه‌ای که به اذعان جهانیان، سوري‌ها با حضور در پای صندوق‌ها به صورت نانوشته سه رأی منفی را به صندوق‌ها انداخته‌اند که می‌تواند تأثیر بسیاری بر روند تحولات آینده این کشور داشته باشد. نخست آنکه؛ همزمان با این انتخابات، گروه‌های تروریستی با تشدید حملات از جمله ربایش 150 دانش‌آموز به دنبال قدرت‌نمایی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم بودند، اما مردم با حضور پای صندوق‌های رأی نشان دادند که هرگز تسلیم وحشت‌افکنی تروریست‌ها نخواهند شد و در کنار ارتش برای مبارزه با تروریسم تلاش می‌کنند.
دوم آنکه؛ معارضان خارج‌نشین که با دولت انتقالی به دنبال سلطه بر سوریه بودند همزمان با این انتخابات، فضایی رسانه‌ای را علیه حضور مردم در انتخابات آغاز کردند تا به گمان خود، مانع از مشارکت مردم در انتخابات شوند. سوری‌ها با حضور پای صندوق‌های رأی این پیام را برای این گروه‌ها داشتند که هرگز سرنوشت کشورشان را به آنانی که در طول سه سال، نه تنها در کنار مردم نبوده‌اند، بلکه در دامان ارتجاع عربی و غرب در رفاه به سر برده‌اند، نخواهند سپرد.
سومین نکته هم، نه گفتن مردم سوریه به کشورهای غربی و ارتجاع عربی بود؛ کشورهایی که در طول ماه‌های اخیر تمام تلاش خود را برای برگزار نشدن انتخابات سوریه به کار گرفتند و حتی در روز انتخابات تأکید کردند که هر فردی از سوی مردم انتخاب شود، مورد پذیرش آنها نخواهد بود. مردم سوریه با نادیده گرفتن این تهدیدات، با حضور در پای صندوق‌ها این پیام را به غرب دادند که مشروعیت نظام کشورشان برآمده از رأی مردم سوریه است و آنها نیازی ندارند که غرب به آنها مشروعیت بدهد.
در کنار نتایج انتخابات، این انتخابات، یک دستاورد بزرگ دیگر هم برای مردم سوریه داشت و آن، آشکارتر شدن مواضع و اهداف آمریکا در قبال سوریه است. آنچه غرب در طول سه سال اخیر بر آن تأکید داشته آن است که خصومت و دشمنی غرب، صرفاً با نظام سوریه و شخص بشار اسد است و با همین ادعا نیز غرب، در کنار حمایت از گروه‌های تروریستی در نشست‌های موسوم به ژنو، اصل تشکیل دولت انتقالی بدون حضور نظام کنونی سوریه را سر می‌داد. غرب با این ادعاها به دنبال شکاف درونی میان سوری‌ها و نیز توجیه جهانی اقدامات خود علیه سوریه بود. یکی از مهم‌ترین نکات مطرح در انتخابات اخیر سوریه اصل آشکار شدن واهی بودن این ادعا برای مردم سوریه و جهانیان بوده است. آمریکایی‌ها در قبال این انتخابات بر دو اصل تأکید داشتند:
اولاً؛ آنها همزمان با برگزاری انتخابات سوریه بر حمایت بیشتر از تروریست‌ها تأکید کردند، چنانکه نه‌تنها ربایش 150 دانش‌آموز توسط تروریست‌ها را محکوم نکردند، بلکه به حمایت از آن پرداختند.
ثانیاً؛ غربی‌ها با نادیده گرفتن حضور مردم پای صندوق‌های رأی تأکید کردند نتیجه انتخابات هر چه باشد، مورد پذیرش آنها نیست! و آنها هرگز انتخاب مردم را قبول نخواهند کرد. غربی‌ها تلویحاً تشکیل دولت انتقالی بدون رأی مردم با معیارهای خارجی را مورد تأکید قرار دادند؛ دولتی که از جریان‌های خارج‌نشینی تشکیل شده که نه تنها در کنار مردم سوریه نبوده، بلکه به همراهی تروریست‌ها در کشتار مردم شریک بوده است.
با این شرایط می‌توان گفت؛ نوع رفتار غرب در قبال انتخابات سوریه نشان داده که مسئله برای غرب، نه شخص اسد و نظام سوریه، بلکه سلطه بر این کشور بوده است. نگاه کاسبکارانه آمریکا به سوریه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که همزمان با انتخابات سوریه، انتخابات مصر با مشارکت حداقلی مردم این کشور برگزار شد، اما باوجود مخالفت‌ها و عدم حضور مردم پای صندوق‌های رأی، غرب آن را یک دموکراسی واقعی دانسته! و بر حمایت از دولت برآمده از آن تأکید کرد. دولتی به ریاست‌جمهوری السیسی که در میان مردم مصر مشروعیت ندارد، حال آنکه غرب به دلیل همسو بودن آن با منافع خود، به آن مشروعیت داده و بر حمایت از آن تأکید می‌کند!


ديپلماسى
فرامرز پارسا

ريشه تغيير نگرش منطقه
جمهوري اسلامي ايران همواره بر اصل همگرايي با کشورهاي همسايه تأکيد داشته و آن را از راهبردهاي اصلي سياست خارجي خود قرار داده است. بر همين اساس نيز در دولت يازدهم شاهد استمرار و گسترش روابط ميان ايران و کشورهاي منطقه هستيم. سفر ظريف وزير امور خارجه به اکثر کشورهاي عربي از جمله عمان، امارات، عراق و ... و نيز سفر برخي مقامات اين کشورها از جمله پادشاه عمان و اخيراً نيز امير کويت به تهران، نمودهايي از اين همگرايي است.
آنچه در ماه‌هاي اخير از سوي محافل رسانه‌اي غربي تبليغ مي‌گردد آنکه، رويکرد کشورهاي عربي به ايران از يک سو به دليل نتيجه‌بخش بودن مذاکرات هسته‌اي ايران و گروه 1+5 مي‌باشد و از سوي ديگر، اين رويکرد با رضايت آمريکا است، چنانکه نشرياتي چون؛ واشنگتن‌پست، نيويورک‌تايمز، بي‌بي‌سي، رويترز و ... در فضاي رسانه‌اي چنان عنوان کرده‌اند که آمريکا از رويکرد کشورهاي عربي به ايران استقبال کرده است.
اين ادعاها در حالي مطرح مي‌شود که بررسي رفتارهاي آمريکا در قبال ايران نشان مي‌دهد تغييري در عملکردهاي آن ايجاد نگرديده و آمريکا همچنان از سياست تحريم و تهديد استفاده کرده و از هر فرصتي نیز براي اتهام زدن به ايران و تهدید آنان بهره مي‌گيرد، چنانکه اوباما رئيس‌جمهور آمريکا در جمع نظاميان بار ديگر بر حضور تمام گزينه روي ميز تأکيد و هاگل ‌وزير دفاع آمريکا نيز از آمادگي براي اقدام نظامي عليه ايران سخن گفت. آنچه جهانيان اذعان دارند آن است که آمريکا همان رويکردهاي خصمانه را دارد و ادعاهاي چراغ سبز آمريکا به اعراب براي رويکرد به ايران ادعايي واهي است و تأکيد اين کشورها بر توسعه همکاري با ايران برگرفته از شرايط ديگر است.
بررسي سير تاريخي تحولات منطقه نشان مي‌دهد که آمريکا با ادعاي قدرت برتر منطقه و اين تصور که هر آنچه در منطقه روي مي‌دهد براساس خواست و طرح‌هاي آمريکا است، کشورهاي عربي را در مسير خواسته‌هاي خود قرار داده است. بررسي معادلات کنوني در منطقه نشانگر حقايقي است که بر نگاه کشورهاي منطقه نسبت به آمريکا و ايران تأثيرگذار بوده است.
در افغانستان در کنار ناکامي در عرصه نظامي، در حوزه انتخابات نيز مردم اراده استقلال و مقابله با آمريکا را به نمايش گذاشتند، در انتخابات عراق آن‌طور که آمريکا برنامه‌ريزي کرده بود شرايط مهیا نشد، در سوريه با وجود ميلياردها دلار هزينه، عملاً آمريکا ناکام ماند و بعضاً سوريه به يک رسوايي براي اين کشور مبدل شد، در انتخابات رياست جمهوري لبنان نيز آمريکا نتوانست جريان 14 مارس را به قدرت رساند و در فلسطين نيز مذاکرات سازش با ناکامي همراه شد.
مجموع اين ناکامي‌ها در کنار نابساماني آمريکا در اوکراين، مصر، ليبي و شرق آسيا و.... نشان داد که آمريکا ديگر آن برتری ادعايي خود را ندارد و در مسير زوال قرار دارد. در عرصه تحولات منطقه يک اصل بر همگان مشخص شد و آن پيروزي ديدگاه‌هاي برآمده از ديدگاه انقلاب اسلامي ايران بر سياست‌هاي آمريکا بوده که نمود آن را در افغانستان، عراق، سوريه و لبنان و ... مي‌توان مشاهده کرد.
در همين حال ناتواني آمريکا در حفظ سران کشورهاي عربي نظير آنچه در سرنگوني مبارک، بن‌علي، قذافي، عبد‌الله صالح و ... روي داد مهر تأييد ديگري بر تزلزل آمريکا در منطقه بوده است.
مجموع اين شرايط از يک سو دلسردي سران کشورهاي منطقه از حمايت‌هاي آمريکا را به همراه داشت و از سويی، هراس آنها از آمریکا به عنوان قدرت برتر و اقدامات تلافي‌جويانه آن را کاهش داد. در اين ميان قدرت رو به فزوني مقاومت موجب دگرگوني در نگرش منطقه‌اي بسياري از کشورهاي منطقه و گرايش آنها به برندگان تحولات منطقه يعني جمهوري اسلامي ايران و حتي سوريه و حزب‌الله لبنان شده است.
بسياري از کشورهاي عربي شرايط را براي کاهش وابستگي به آمريکا ورود به برگه پيروز منطقه يعني تفکر مقاومت مناسب ديده که رويکرد به ايران و حتي حمايت از نظام سوريه در ماه‌هاي اخير نمودي از اين رفتار است.
بر اين اساس ادعاي محافل رسانه‌اي غربي مبني بر نقش آمريکا و در رويکرد کشورهاي عربي به ايران ادعايي واهي براي پنهان‌سازي حقايق جاري در منطقه است.


پرونده

پورتر: توافق هسته‌ای، پایان خصومت با تهران نیست!
«گرت پورتر» روزنامه‌نگار تحقیقی برجسته آمریکایی که سال‌هاست در زمینه امور امنیت ملی این کشور فعالیت می‌کند، در مصاحبه‌ای که به‌تازگی در تهران با خبرگزاری فارس داشت، با اشاره به تحقیقات چند ساله خود در مورد پرونده هسته‌ای ایران، گفت توافق هسته‌ای نمی‌تواند پایان خصومت‌های آمریکا علیه تهران باشد.
این نویسنده آمریکایی که اخیراً کتابی تحت عنوان «بحران ساختگی؛ داستان ناگفته هراس از برنامه هسته‌ای ایران» را با استناد به صدها ساعت مصاحبه با مقامات امنیتی و اطلاعاتی درگیر در پرونده هسته‌ای ایران منتشر کرده، تلاش برای جایگزینی تهدید اتحاد جماهیر شوروی و پس از آن در دوره «جورج بوش» تغییر نظام در ایران را اصلی‌ترین دلایل سندسازی‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایجاد بحرانی ساختگی، می‌داند.
وی هرچند که وجود اختلاف نظر میان واشنگتن و تل‌آویو در مورد مذاکرات هسته‌ای با ایران را رد نمی‌کند، اما می‌گوید رژیم صهیونیستی همچنان ظرفیت بالایی برای تخریب روند مذاکرات و «وتوی هر پیشنهاد یا راهکار معقولی را دارد.» به گفته آقای پورتر، رژیم‌صهیونیستی بر خلاف آنکه تهدید برنامه هسته‌ای را اصلی‌ترین مسئله خود با تهران اعلام می‌کند، در واقع نگران قدرت ایران در منطقه است و جمهوری اسلامی را مانعی در مسیر تحقق اهداف خود در منطقه می‌داند.
بررسی توافق هسته‌ای با ایران در سنای آمریکا

پس از آنکه نمایندگان کنگره آمریکا مدتی موضوع پرونده هسته‌ای ایران را از دستور کار جلسات خود خارج کردند، به‌زودی بحث مذاکرات با تهران بار دیگر در رأس موضوعات مورد بحث در سنا و مجلس نمایندگان قرار می‌گیرد.
کمیته روابط خارجی سنای آمریکا قرار است جلسه‌ استماعی را با موضوع «اثرات منطقه‌ای توافق احتمالی با ایران» برگزار کند. «دنیس راس» مشاور ارشد سابق «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا و همچنین «فردریک کاگان» از موسسه «امریکن اینترپرایز» از جمله کارشناسان حاضر در این نشست خواهند بود.
افزایش جریمه‌ بانک متهم به همکاری با ایران!

مقامات آمریکایی در نظر دارند، جریمه مالی بانک «بی‌ان‌پی» را که متهم به همکاری با ایران در دور زدن تحریم‌هاست، از ۱۰ میلیارد دلار به ۱۶ میلیارد دلار افزایش دهند. مقامات بانک «بی‌ان‌پی» در مذاکره با مقامات آمریکایی خواستار تعیین جریمه حداکثر یک میلیارد دلاری شده بودند. وزیر خارجه و رئیس‌جمهور فرانسه نیز بارها در تماس‌های حضوری و حتی با ارسال نامه به مقامات آمریکایی، ضمن هشدار درخصوص عواقب منفی این جریمه بر اقتصاد فرانسه و اروپا، خواستار اعمال جریمه‌ای «منطقی‌تر» شده بودند.
روزنامه فرانسوی: پیروز توافق هسته‌ای ایران بود

 روزنامه فرانسوی «لاکرووا» نوشت: دولت روحانی پس از حصول توافق هسته‌ای شش ماهه با کشورهای 1+5 به یک پیروزی دست یافت.
این روزنامه افزود: در دوران ریاست‌جمهوری روحانی تورم نیز کاهش یافته است و دولت وی اکنون حرفی برای گفتن دارد. با این وجود دولت روحانی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود نیازمند آن است که بخش بزرگی از تحریم‌ها برداشته شود.
این روزنامه فرانسوی افزود: روحانی همچنین ناگزیر است که با انتقادات داخلی نیز مواجه شود. لاکرووا در ادامه موقعیت ایران در سال‌های گذشته را مورد توجه قرار داد و نوشت: ایران در سال 1990 به سبب رشد اقتصادی که ناشی از سیاست سازندگی اکبر هاشمی‌رفسنجانی بود به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شد و این روند در دوران خاتمی نیز ادامه یافت. فضای باز اقتصادی، فضای باز فرهنگی و اجتماعی را نیز در آن دوران به همراه داشت، ولی محمود احمدی‌نژاد جانشین خاتمی متهم است که درآمدهای نفتی را به هدر داده است.


اقتصادى
سعید مهدوی

علاج رکود اقتصادی در شرایط کنونی
نرخ رشد اقتصادي، سرعت افزايش يا کاهش توليد ناخالص داخلي و به تبع آن، سرعت بهبود يا کاهش سطح رفاه و برخورداري مردم را نشان مي‌دهد. به‌علاوه، شاخص‌هايي چون بيکاري و فقر نيز عموماً تحت‌تأثير توليد و رشد اقتصادي قرار دارند، به نحوي که رشد اقتصادي بالاتر، در بلندمدت به کاهش نرخ بيکاري و سطح فقر مي‌انجامد. با توجه به اهميت ميزان توليد و رشد اقتصادي در هر جامعه‌ای، دستيابي به توليد بيشتر و خارج شدن از حالت رکود و قرار گرفتن در مسیر رشد اقتصادی، همواره از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت‌ها و ملت‌ها بوده است.
صندوق بين‌المللي پول در گزارش خود از سلسله گزارش‌هاي «چشم‌انداز اقتصاد جهاني»، رشد اقتصادي ايران براي سال جاري ميلادي را هم 5/1 درصد پيش‌بيني کرده است که بر اين اساس، اقتصاد ايران در اين سال از رکود خارج مي‌شود. همچنين رشد اقتصادي ايران در سال گذشته منفي 7/1 درصد اعلام شده بود. براساس گزارش جديد اين نهاد بين‌المللي، رشد اقتصادي ايران در سال 2015 نيز با رشد روبه‌رو خواهد بود و به 3/2 درصد خواهد رسيد.
رکود اقتصادی به زبانی ساده، به وضعیتی اطلاق می‌شود که رشد تولید ناخالص داخلی منفی باشد. در این دوره اقتصاد حالت انقباضی به خود می‌گیرد و کوچک می‌شود. به عبارت دیگر، رشد اقتصادی در این دوره منفي است.
مسئولان دولت یازدهم از جمله رئیس‌جمهور و وزیر اقتصاد و امور دارایی نیز ضمن تأکید بر وضعیت رکود اقتصادی کشور در حال حاضر، خارج کردن اقتصاد از حالت رکود را از اولویت‌های دولت یازدهم اعلام کرده‌اند. حسن روحانی سال 1393 را سال خروج از رکود اقتصادی دانسته و علی طیب‌نیا عمده توجه دولت در حال حاضر را رفع مشکل اشتغال و خروج از رکود، بدون تشدید تورم عنوان کرده است. اما دولت چه اقداماتی باید انجام دهد که اقتصاد از حالت رکود خارج شود و در مسیر رشد و پویایی قرار گیرد؟
سیاست‌های پولی (انبساطی و انقباضی) تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی دارند. در حال حاضر دولت برای مهار تورم، سیاست انقباظی را در پیش گرفته و تا حدی در این امر موفق شده، ولی باید توجه داشت که این سیاست پولی به بخش تولید ضربه می‌زند، از این رو باید در این وضعیت، نقدینگی و اعتبارات بانکی که یکی از محرک‌های تولید هستند، به‌صورت هدفمند به بخش توليد، تزریق و از گسترش آن به بخش‌هاي غير مولد و و تورم‌زا جلوگیری شود.
یکی از راهکارهایی که می‌تواند فرآیند خروج ایران از وضعیت رکود را تسهیل و تسریع کند، اتصال بازار داخلی به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی است و این امر جز با کاهش و رفع موانع تجاری خودخواسته میسر نیست.
ایجاد انگیزه در بخش خصوصی و رفع موانع این بخش به همراه کاهش نقش دولت در اقتصاد، به معنای واقعی خصوصی‌سازی است و رشد اقتصادی را به دنبال دارد.
در اوضاع فعلی، حفظ ثبات ارزی از مسیر کاهش بی‌اعتمادی‌ها و جلوگیری از افزایش بیش از پیش هزینه‌های تولید، می‌تواند به خروج از رکود اقتصادی کمک بزرگی کند. بر این اساس، اعمال سیاست ارزی محافظه‌کارانه در راستای محدود كردن نوسانات نرخ ارز و حفظ ثبات ارزی در کوتاه‌مدت و استفاده منطقي از ذخایر ارزی، می‌تواند یکی از مهم‌ترین وضعیت‌ها را برای خروج از رکود اقتصادی فراهم کند.
از آنجا که یکی از عوامل رکود اقتصادی فعلی، اعمال تحریم‌های اقتصادی بوده است، بنابراین یکی از اقدامات مؤثر برای خروج اقتصاد کشور از اوضاع رکود كنوني، به کار بستن سیاست‌هایی براي گشايش اقتصادی و اقدامات مؤثر در حوزه سیاست خارجی است.


نداى قدس

تشکیل کابینه دولت وفاق ملی فلسطین
دوشنبه دوازدهم خرداد ماه سال ۱۳۹۳ دولت وحدت ملی فلسطین در مقر تشکیلات خودگردان در رام‌الله و در حضور محمودعباس معرفی شد و رامی حمدالله به‌عنوان نخست‌وزیر و وزیر کشور این دولت سوگند یاد کرد. دکتر صلاح بردویل، از رهبران حماس پیش از مراسم اعلان دولت وحدت ملی اظهار داشت که اختلافات حماس و فتح بر سر وزارت امور اسرا پایان یافته و این وزارتخانه نیز به رامی حمدالله سپرده شده است. اسامی وزرای دولت وحدت ملی به شرح زیر است:  رامی حمدالله، نخست‌وزیر و وزیر کشورـ زیاد ابو عمرو، معاون نخست‌وزیر و وزیر فرهنگ ـ محمد مصطفی، وزیر اقتصاد ملی ـ شکری بشاره، وزیر دارایی و برنامه‌ریزی ـ ریاض مالکی، وزیر امور خارجه ـ سلیم سقا، وزیر دادگستری ـ عدنان حسینی، وزیر امور قدس ـ رولا معایعه، وزیر گردشگری ـ جواد عواد، وزیر بهداشت ـ مفید حساینه، وزیر امور عمومی و مسکن ـ شوقی عیسه، وزیر کشاورزی و امور اجتماعی ـ هیفا آغا، وزیر امور زنان ـ مامون ابو شهلا، وزیر کارـ نایف خلف، وزیر شوراهای محلی و شهرداری‌ها ـ یوسف شیخ، وزیر اوقاف و امور دینی ـ خوله شخشیب، وزیر آموزش‌وپرورش عالی ـ علام موسی، وزیر تکنولوژی، حمل‌ونقل و ارتباطات.

تلاش‌های «رژیم صهیونیستی» برای جذب یهودیان اروپا

روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» چندی پیش در گزارشی به تلاش رژیم صهیونیستی برای جذب یهودیان اروپا به داخل این رژیم پرداخت.
براساس این گزارش کابینه نتانیاهو و وزارت جذب مهاجران این رژیم طرحی مبنی برجذب یهودیان اروپا به داخل این رژیم به‌‌ویژه یهودیان اوکراین را تصویب کرد. در این گزارش آمده است: رژیم اسرائیل مدعی شده که تصویب این قانون به‌دنبال افزایش دشمنی با یهودیان اروپا وهمچنین افزایش عملیات ضدصهیونیستی علیه آنها انجام شده است!!.
یدیعوت آحارونوت افزود: کابینه نتانیاهو بیش از 25 میلیون دلار برای اجرای این طرح اختصاص داده است. براساس این طرح رژیم صهیونیستی بیش از3750 دلار (15000 شیکل) را به هرخانواده یهودی که به این رژیم مهاجرت کند اختصاص خواهد داد.

انتقام نتانیاهو از دولت وحدت ملی فلسطین

« بنیامین نتانیاهو» در واکنش به تشکیل دولت وحدت ملی در فلسطین، با پیشنهاد ساخت هزار و ۱۰۰ واحد مسکونی در کرانه باختری موافقت کرد و این در حالی است که چند روز پیش نیز، با ساخت ۴۰۰ واحد مسکونی در قدس موافقت کرده بود.
واحدهای مسکونی جدید قرار است در شهرک‌های «رامات شلومو» در قدس و شماری از شهرک‌های صهیونیست‌نشین در کرانه باختری احداث شوند.

پیام تبریک تلفنی سران رژیم صهیونیستی به السیسی

 رئیس و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در پیام‌های تلفنی جداگانه به عبدالفتاح السیسی رئیس‌جمهوری منتخب مصر، پیروزی وی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری این کشور را تبریک گفتند.
این تماس‌های تلفنی دو روز پیش از انتصاب رسمی عبدالفتاح السیسی و برای تأکید بر اهمیت روابط مصر و رژیم صهیونیستی برقرار شد.
این در حالی است که هیچ کدام از دو مسئول رژیم صهیونیستی پس از پیروزی محمد مرسی، رئیس‌‌جمهوری برکنار شده مصر به او تبریک نگفتند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

اوباما دست به دامان طالبان
قاسم غفوري

در سال 2001 پس از حوادث 11 سپتامبر آمريکا، جرج‌بوش پسر رئیس‌جمهور این کشور، با ادعاي مبارزه با تروريسم، به افغانستان لشکر ‌کشيد. تروريسم ادعايي آن‌ها شامل طالبان و القاعده بود. باراک اوباما در سال 2008 در حالي وارد کاخ سفيد شد که وي نيز ادعاي مبارزه با تروريسم را سر داد که از محورهاي آن را ادامه جنگ افغانستان تشکيل مي‌داد. وي ضمن رد جنگ عراق تأکيد داشت که جنگ با تروريسم در افغانستان بايد ادامه داشته باشد. وي در سال 2013 يعني آغاز دوره دوم رياست‌جمهوري‌اش نيز ادعاي مبارزه با تروريسم را مطرح کرد. بوش و اوباما در حالي با نام مبارزه با تروريسم، حضور نظامي و حتي گسترش آن بر سراسر جهان را توجيه مي‌کردند که بررسي کارنامه آنان نشانگر تباني‌ها و همگرايي‌هاي گسترده آمريکا با گروه‌هاي تروريستي از جمله طالبان و القاعده هستند.
در اين چارچوب مي‌توان به سخنان هيلاري کلينتون، وزير خارجه سابق آمريکا اشاره کرد که مي‌گويد: طالبان و القاعده زاده دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکا و انگليس براي مقابله با شوروي و تحقق اهداف منطقه‌اي آمريکا است.
‌بي‌نظير بوتو، نخست‌وزير فقيد پاکستان نيز در چندين مرتبه اذعان مي‌کند که طالبان را آمريکا براي تغيير در معادلات منطقه و رسيدن به منافعش ايجاد کرده است. در همين حال، حنا رباني، وزير خارجه سابق پاکستان نيز از طالبان به نام فرزندان چشم‌آبي سازمان سيا و «ام‌آي6» ياد مي‌کند.
مجموع اين سخنان در کنار اسناد متعددي که در محافل رسانه‌اي منتشر شده، نشان مي‌دهد که ادعاي مقابله آمريکا با طالبان، ادعايي واهي بوده و صرفاً نوع بهره‌گيري آمريکا از اين گروه‌ها براي اهداف سلطه‌گرايانه متفاوت است. گاهي اين اقدام در قالب رفتارهاي تعاملي صورت مي‌گيرد که نمود آن را در کشتار شيعيان پاراچنار پاکستان و بحران‌سازي در منطقه مي‌توان مشاهده کرد و گاه در قالب تقابل که اشغال افغانستان و 13 سال جنايت آمريکا در اين کشور، نمودي از آن است. بررسي کارنامه رفتاري آمريکا در قبال طالبان نشان مي‌دهد که آمريکا بار ديگر تلاش دارد تا از طالبان براي رسيدن به اهداف خود بهره گيرد در حالي که بخش اصلي اين رفتار را همگرايي و معاملات آشکار و پنهان با طالبان تشکيل مي‌دهد. براي آشنايي بيشتر با اين مسئله بيان چند نکته قابل توجه است.
اولاً؛ دولتمردان آمريکا در عرصه داخلي با چند چالش مواجه هستند. از يک سو به دليل بحران اقتصادي، مسئله کاهش بودجه نظامي آمريکا و حتي اخراج بخشي از نظاميان مطرح شده؛ در حالي كه اين مسئله موجب تضعيف موقعيت اوباما و حزب دموکرات در ميان نظاميان و سازندگان سلاح مي‌شود. مسئله‌اي که تأثير منفي بر آرای دموکرات‌ها در انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره (آبان‌ماه) خواهد داشت. از سوي ديگر، افشاي توجه نداشتن دولت آمريکا به کهنه سربازان که به استعفای وزير امور کهنه سربازان منجر شد، رسوايي و چالشي جديد در کارنامه اوباما ثبت کرد که موجب اعتراض‌هاي مردمي و سوء‌استفاده جمهوريخواهان شد.
ثانياً؛ در حوزه افغانستان آمريکا از يک سو به دنبال سوق دادن دولت آينده افغانستان به امضای توافقنامه امنيتي کابل ـ واشنگتن براساس چارچوب‌هاي آمريکايي است که حضور بلندمدت آمريکا را تضعيف مي‌کند. از سوي ديگر، عدم برگزاري موفق مرحله دوم انتخابات رياست‌جمهوري افغانستان براي آمريکا امري مهم است. اين انتخابات 24 خرداد با حضور «عبد‌الله عبدالله» و «اشرف غني» در حالي برگزار مي‌شود که موفقيت ارتش در تأمين امنيت و نيز مشارکت گسترده مردم (نظير دور اول) چالش‌هايي براي آمريکا به همراه دارد به‌ويژه اينکه، ادعاها و توجيهات آمريکا، ادامه اشغال افغانستان را ابطال مي‌سازد. آرای پايين و شکننده رئيس‌جمهور آينده افغانستان فرصتي خواهد بود تا آمريکا بتواند خواسته‌هاي خود را به کابل تحميل کند.
ثالثاْ؛ در عرصه جهاني نيز آمريکا در حالي همچنان از گزينه گروه‌‌هاي تروريستي بهره مي‌گيرد که ناکامي‌ها و شکست‌هاي گسترده اين گروه‌ها در سوريه، مانع از تحقق اهداف آمريکا در منطقه شده است. آمريکا با وجود ادعاي مبارزه با تروريسم، همچنان به دنبال بهره‌گيري از گروه‌هاي تروريستي براي بحران‌سازي در منطقه با محوريت مقابله با جبهه مقاومت و توجيه نظامي‌گري در منطقه است.
با توجه به وضعیت مذکور، رويکرد به طالبان به‌عنوان بزرگ‌ترين جريان که توان اجراي خواسته‌هاي آمريکا را دارد، اکنون به مولفه رفتاري آمريکا مبدل شده است.
اين گزينه زماني آشکارتر مي‌شود که در اقدامي ناگهاني و با ادعاي ميانجي‌گري قطر، آمريکا از مبادله سرباز آمريکايي در‌بند طالبان با پنج عضو طالباني دربند زندان گوانتانامو خبر داد. آنچه ابهام در رفتار آمريکا را بيشتر مي‌سازد آن است که آمريکا پنج سال صبر کرده و اکنون به اين مبادله رضايت داده است؛ مبادله‌اي که اوباما و جان‌کري بسيار بر آن مانور داده و آن را پيروزي بزرگ براي دولت خود عنوان کردند. اين تباني‌ها و نيز اعطاي برخي امتيازات مالي براي طالبان و قطع حملات نظامي آمريکا به اين گروه مي‌تواند دستاوردهاي متعددي براي آمريکا به همراه داشته باشد.
مبادله سرباز آمريکايي با پنج عضو طالبان، نمادي از توجه دولت آمريکا به نظاميان است که براي حمايت از نظاميان حتي حاضر به تبادل سران طالبان شده‌اند. اين مسئله سرپوش بر رسوايي وزارت کهنه سربازان آمريکايي است. از ديگر محورهاي تباني‌هاي آمريکا و طالبان را افزايش فضاي ناامني در افغانستان تشکيل مي‌دهد. افغانستان در حالي خود را براي انتخابات آماده مي‌کند که حملات طالبان نيز شدت گرفته است. بحران‌سازي امنيتی طالبان چند دستاورد براي آمريکا دارد. از يک سو، خواسته‌هاي انتخاباتي آمريکا مبني بر مشارکت پايین مردم و تشکيل دولتي با آرای متزلزل و شکننده را رقم مي‌زند و از سوي ديگر، بهانه‌اي براي ادامه حضور نظامي آمريکا در افغانستان است. نکته مهم آنکه، اين حملات و برجسته شدن تهديدات تروريست‌ها و طالبان موجب مي‌شود تا طرح کاهش بودجه نظامي آمريکا و اخراج بخشي از کارکنان ارتش منتفي گردد. امري که براي اوباما و دموکرات‌ها در آستانه انتخابات داراي اهميت بسياري است.
نکته مهم ديگر آنکه، آمريکا با رويکرد به طالبان آن هم به صورتي آشکار، به دولت آينده افغانستان درباره پيامدهاي عدم امضاي توافقنامه امنيتي کابل ـ واشنگتن هشدار مي‌دهد. آمريکا با القای رويکرد به طالبان که مسلماً چالش‌هاي بسياري با دولت آينده افغانستان خواهد داشت، تلاش دارد تا دولت جديد را به همگرايي با آمريکا از جمله امضاي توافقنامه امنيتي وادار سازد و در نهايت، طالبان ظرفيت‌هاي بسياري براي اجراي سياست‌هاي تروريستي آمريکا در منطقه دارد که آمريکا با امتياز‌دهي به آنها، در پي بهره‌گيري از آن است. اين مسئله زماني آشکارتر مي‌شود که منابع خبري از توافق عربستان با طالبان براي اعزام سی‌هزار نيرو به سوريه خبر دادند. آمريکا با استفاده از طالبان به دنبال جبران شکست‌هاي دیگر گروه‌هاي تروريستي است که در طول سه سال اخير به منطقه، به ويژه سوريه اعزام کرده است. استمرار بحران در منطقه، محور اين طرح را تشکيل مي‌دهد.
با توجه به آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که، آمريکا بار ديگر پاي ميز مشترک با طالبان نشسته، چنانکه همين سياست را در قبال ساير گروه‌هاي تروريستي در شمال آفريقا از جمله در ليبي، مالي، آفريقاي مرکزي، نيجريه و... صورت داده است. آمريکا به دنبال بهره‌گيري از طالبان به عنوان مولفه‌اي براي خروج از چالش‌هاي داخلي و منطقه است در حالي که در اين راه، ميليون‌ها انسان بي‌گناه از جمله مردم افغانستان و پاکستان را قرباني مي‌سازد. چنانکه در طول سال‌هاي گذشته بارها اين طرح را اجرا کرده و هزاران نفر را به کام مرگ برده است، در حالي که در ظاهر، ادعاي مبارزه با تروريسم را سر مي‌دهد حال آنکه در پشت پرده و گاه آشکارا به حمايت از اين گروه‌ها مي‌پردازد.


آيا انتخابات هند در اتحاد شرقي شكاف ايجاد مي‌كند؟
رضا اشرفی

انتخابات هند روز 26 ارديبهشت (16 مه) برگزار شد. در اين انتخابات كه لوك سبها (شوراي مردمي يا مجلس سفلاي پارلمان هند) نام دارد، حزب «بهاراتيا جاناتا» پس از 30 سال انتظار به پيروزي رسيد و توانست وارثان مهاتما گاندي را شكست دهد. بهاراتيا جاناتا بزرگ‌ترين عضو گروه موسوم به ائتلاف دموكراتيك ملي است و مشخصه اصلي آن براي برخي از طيف‌هاي داخلي و خارجي، نگراني‌هايي ايجاد كرده است.‌ افراطي بودن، اين خصوصيت نگران‌كننده است به ویژه كه پيروز اين انتخابات، در سال 2002 كه كشتار عليه مسلمانان در ايالت گجرات شكل گرفت،‌ با توجه به اينكه در اين حوزه مسئوليت داشت، اما تلاشي براي جلوگيري از آن انجام نداد.
ناندرا مودي، رهبر اين حزب كه داراي عقايد راديكال ملي‌گرايانه آميخته با مذهب هندو است پس از پيروزي تأكيد كرد كه فصلي جديد در تاريخ اين كشور باز شده است. گرايش‌هاي مذهبي وي همراه با ملي‌گرايي راديكال باعث مي‌شود كه در داخل كشور، مسلمانان و طيف‌هاي غيرهندو و همچنين در حوزه خارجي با همسايگاني كه هم‌مرز با آن هستند و تا‌كنون در بسياري از تنش‌ها تا حدودي مسالمت‌آميز اقدام كرده و به راه‌حل‌هاي نسبي رسيده‌اند،‌ نگران باشند.
اگر چه هند طي سال‌هاي گذشته به عنوان يكي از كشورهاي نوظهور معرفي شده اما به هر جهت، عامل اقتصاد نقش زيادي در شكست حزب كنگره داشت كه چپ و ميانه‌رو است. همان‌طور كه در تحليل‌ها و مطالعات اين شكست آمده، مشكلات اقتصادي به‌ويژه تشديد تورم، كسري تجاري خارجي، كاهش سرمايه‌گذاري در صنايع مهم از جمله زيردريايي و راه‌سازي،‌ برق و آب، ‌كاهش ارزش پول ملي (روپيه) و همچنين مسئله مهم فساد دولتي تأثير زيادي در آن داشته است.
در حال حاضر اگر چه بازار و بورس به اين پيروزي روي خوش نشان داده‌اند، اما با توجه به وجود اقوام و مذاهب مختلف در هند و بي‌اعتنايي ناندرا مودي به اقوام و احزاب ديگر از جمله مسلمانان و همچنين اختلافات مرزي هند با كشورهاي همسايه مثل چين در تبت و پاكستان در كشمير،‌ اين انتظار مي‌رود كه برخي از بحران‌ها در حوزه داخلي و منطقه‌اي شكل بگيرد.
به هر جهت، تا‌كنون و پيش از حضور راست‌هاي تندرو در هند نه تنها زندگي مسالمت‌آميزي با كشورهايي همچون چين و پاكستان وجود داشت، بلكه حزب پيشين و من‌موهان سینگ به عنوان نخست‌وزير، به دلايل اقتصادي وارد عرصه‌ها و اتحادهاي منطقه‌اي همچون سازمان همكاري شانگهاي و ائتلاف‌هاي شرقي غيرمنطقه‌اي همچون اعضاي بريكز شد كه با عضويت كشورهايي همچون چين،‌ روسيه، آفريقاي جنوبي،‌ برزيل و هند به دنبال تقويت اقتصاد غيرغربي بود.
حال سوال اين است كه با توجه به اينكه مودي تأكيد دارد كه حتي از يك اينچ از خاك هند نخواهد گذشت كه پيشينه آن به مرزهاي پاكستان و چين بازمي‌گردد، آيا مي‌توان در ادامه منتظر تداوم اتحادها و پايين نگه داشتن سطح تنش‌هاي منطقه‌اي در اين حوزه جغرافيايي آسياي بزرگ بود؟ سوال ديگر اين است كه آيا تنش‌هاي قومي و مذهبي به‌ویژه در جغرافياي زندگي مسلمانان در اين كشور بار ديگر شكل نخواهد گرفت؟
اين مسائل نگراني‌هايي است كه هر روز در حال افزايش و پيگيري است. اين در حالي است كه آمريكا از اين انتخابات و پيروزي راست‌گرايان خرسند شده است به اين دليل كه اگر تنش‌ها ميان چين و هند به دلايل مرزي و ارضي شدت بگيرد، بي‌شك مشكلاتي را در اتحاد منطقه‌اي آنها ايجاد خواهد كرد. در صورت شكل گرفتن چنين مشكلاتي سازمان همكاري شانگهاي و بريكز كمي با پرسش مواجه خواهند شد كه ادامه كار چگونه پيش خواهد رفت.
اگر چه هند تا اكنون عضو رسمي سازمان همكاري شانگهاي نيست، اما پكن همواره از حضور دهلي‌نو براي عضويت رسمي در اين سازمان استقبال و حمايت كرده است، در حالي كه پس از اين چرخش نبايد منتظر ادامه اين حمايت بود. اين همان مسئله‌اي است كه آمريكا به دنبال آن است و درصدد است تا با نزديك شدن به هند جديد، مناسبات منطقه‌اي را بيش از گذشته تحت تأثير قرار بدهد.
در چنين شرايطي، چين، روسيه و همچنين كشورهاي مسلمان تأثيرگذار در تحولات اجتماعي و فرهنگي هند بايد در سال‌هاي آينده محتاط‌تر و حساب شده‌تر عمل كنند تا نه تنها بحران‌هاي داخلي قومي و مذهبي در اين كشور شكل نگيرد، بلكه اختلافات مرزي باعث نشود تا اتحاد شرقي با چالشي به نام هند ملي‌گراي راديكال برخورد كند و مناسبات را به نفع غرب تغيير دهد.
حتي طي 30 سال گذشته كه ملي‌گرايان افراطي به دور از قدرت بودند، اين بحران‌ها در برهه‌هاي زماني مختلف خود را نشان داده است كه البته طي سال‌هاي اخير بسيار كاهش پيدا كرده بود، بنابراين با توجه به حضور ملي‌گرايان نمي‌توان آن را ناديده گرفت. اگر چه طي سال‌هاي اخير ناندرا مودي بارها نشان داده است كه از انديشه‌هاي تندروانه پيشين خود فاصله گرفته است، اما نبايد فراموش کرد كه وي رهبر حزب بهاراتيا جاناتا است.


از نگاه دیگران

پافشاری اسیران فلسطینی تا عملی شدن درخواست‌های‌شان
اعتصاب غذای اسیران اداری ادامه دارد. این در حالی است که در 24 آوریل گذشته حدود 220 اسیر فلسطینی که در بازداشت غیرقانونی موسوم به «اداری» به سر می‌بردند در اعتراض به توقف و اقدامات خشونت‌آمیز علیه خود، اعتصاب غذای نامحدود کردند.
شایان ذکر است که بازداشت اداری از قوانین بر جای مانده از دوران اشغالگری انگلیس در فلسطین است و به موجب آن فرد بدون اینکه تفهیم اتهام شود، توقیف می‌گردد. این توقیف در ابتدا شش ماه است و سپس توسط قاضی نظامی این دوره تمدید می‌شود و این روند تا دوره‌ای نامحدود ادامه می‌یابد. قابل ذکر است که این نوع بازداشت به عنوان ابزاری در دست ارتش اشغالگر برای سرکوب و پیگرد فلسطینی‌ها در آمده است. اسیران اداری محاکمه نمی‌شوند و توقیف آنان به پرونده‌های محرمانه و دلایل سری مرتبط می‌شود که فرد بازداشت شده یا وکلای وی نمی‌توانند به آنها دسترسی پیدا کنند. رژیم صهیونیستی تنها رژیم در جهان است که به موجب این قانون فعالیت می‌کند. در بین اسیران اداری از هر قشر و صنفی وجود دارد؛ افراد مسن، کودک، زن و نیز نمایندگان شورای قانونگذاری فعالان حقوق بشر، وکلا، تاجران و دانشجویان هستند.
به همراه اسرای اداری، اسرای دیگری نیز ضمن همبستگی با آنان، اعتصاب غذا کردند تا اداره زندان‌های رژیم صهیونیستی را برای عملی کردن مطالبات اسیران تحت فشار قرار دهند. در این میان فشارها بر اسیرانی که اعتصاب غذا کرده‌اند افزایش یافته است. به گفته «عیسی قراقع» وزیر امور اسرا و آزادگان فلسطینی، اداره زندان‌ها، اطلاعیه‌ای را در زندان‌ها منتشر کرده که به موجب آن از توافق امضا شده در سال 2012 میان اسیران و این رژیم با میانجی‌گری مصر عقب‌نشینی کرده است. قرار بود طبق این توافق برخی از مجازات‌ها مانند زندان انفرادی و بازداشت اداری متوقف و مکان دیدار با خانواده برای اسیران اهل غزه فراهم شود و شرایط معیشتی اسیران بهبود یابد.
رژیم صهیونیستی باردیگر اقدام به بازداشت اداری و حبس انفرادی کرد و اسیران فلسطینی هم در واکنش به این امر مجدداً اعتصاب غذای نامحدود کردند. لازم به ذکر است که هم‌اکنون اعضای کنست رژیم صهیونیستی مشغول تصویب قانونی برای غذا دادن اجباری به اسیران اعتصاب‌کننده هستند! این اقدام صهیونیست‌ها در پی وخامت حال اسیران فلسطینی و انتقال آنان به بیمارستان صورت می‌گیرد، به ویژه آنکه اسیران فلسطینی همچنان درمانگاه‌های زندان و استفاده از دارو را تحریم کرده‌اند.
طبق اطلاعات مسئولان فلسطینی اعتصاب‌کنندگان قدرت تحرک ندارند و بر روی صندلی‌های چرخدار حمل می‌شوند. همچنین آنان به سرگیجه، بی‌خوابی، کاهش شدید وزن و... مبتلا شده‌اند.
مقامات اداره زندان‌های رژیم صهیونیستی، اسیران اعتصاب‌کننده غذا را تحت اقدامات تنبیهی دیگری از جمله منع گردش در محوطه زندان، ممانعت از رویت نور خورشید قرار داده و آنان را در اتاق‌های نمدار و غیرقابل سکونت جای داده‌اند. علاوه بر این رفتار زندانبانان به شدت تحریک‌آمیز و خشن همراه با شکنجه است و هر درخواستی از جانب اسیران فلسطینی با درخواست شکستن اعتصاب روبه‌رو می‌شود.
رژیم صهیونیستی که همواره به دموکراسی خود در سطح جهان بالیده است! در حقیقت روی نازی‌ها و فاشیست‌ها را در شکنجه اسیران سفید کرده است. باوجود همه سختی‌ها اسیران فلسطینی به قهرمان و زندان‌ها به مدرسه مبارزه علیه دشمن صهیونیست مبدل شده‌اند و چهره واقعی جلادهای نازی صهیونیست را می‌توان در این رفتار مشاهده کرد و گفت این همان اسرائیل است!
منبع : روزنامه فلسطین
نویسنده: فائز رشید
مترجم: سحر دولتیان 
 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا622

تكرار ادعاهاي واهي
باشگاه خبرنگاران (13/3/1393): سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در نشست خبری چند شب گذشته خود بار دیگر ادعاهای خود را در مورد حقوق بشر در ایران تکرار کرد. «جن ساکی» با حمایت از «خسروی» فرد اعدام شده به دلیل ارتباط با منافقین، مدعی شد: ما همچنان نگرانی خود را درباره اعدام‌ها در ایران اعلام می‌کنیم. همان‌گونه که ما ظرفیت موجود برای رسیدن به راه‌حلی دیپلماتیک برای موضوع هسته‌ای را امتحان می‌کنیم در این حال حمایت خود را از حقوق بشر اعلام می‌کنیم. وی افزود: ما به این موضوع توجه داریم که یکی دیگر از امتحان‌های کلیدی برای بازگشت ایران به جامعه بین‌المللی مشاهده پیشرفت این کشور در احترام و عمل به تعهداتش درباره حقوق بشر در سطح بین‌المللی و آیین‌نامه‌های مرتبط با آن است.
ایران در مذاکرات آمریکا را مات می‌کند
خبرگزاری فارس(13/3/1393): رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا با اشاره به اینکه این ایرانی‌ها بودند که شطرنج را ابداع کردند و آنها بسیار باهوش هستند، گفت که آمریکا در مذاکرات هسته‌ای مات خواهد شد.
«جیمز وولسی»، رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در گفت‌وگویی اختصاصی با رادیو «نیویورک ای‌ام 970» به شدت از مواضع رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران انتقاد کرد. بر اساس این گزارش، وولسی در این گفت‌وگو اقدامات اخیر اوباما در زمینه توافق هسته‌ای با ایران را با قرارداد «چمبرلن»، نخست‌وزیر سابق انگلیس و امضای پیمان مونیخ با «هیتلر» قیاس کرد. وی در گفت‌وگوی خود تأکید کرد که بعید است محدودیت‌های اعمال شده خللی بر ایران وارد کند.
پروژه ایران‌هراسی در سنای آمریکا
خبرگزاری فارس(13/3/1393): «تد کروز» سناتور آمریکایی کنگره آمریکا در گفت‌وگو با نشریه «جوئیش پالتیکال» به اظهار نظر درباره برنامه هسته‌ای ایران پرداخت و بدون ارائه هیچ دلیل و مدرکی یک‌بار دیگر ادعاهای برخی مقامات آمریکایی را درباره ایران مطرح کرد و گفت:‌ به اعتقاد من ایران بزرگ‌ترین تهدید ملی در جهان برای آمریکا و اسرائیل[رژیم صهیونیستی] به حساب می‌آیند. این سناتور جمهوریخواه آمریکایی در ادامه ادعاهای خود افزود:‌ من معتقدم که ما باید در این رابطه که ایران هرگز اجازه دستیابی به قابلیت تسلیحاتی هسته‌ای نخواهد یافت، کاملاً صریح و قاطع عمل کنیم و هر اقدامی را که مانع از این امر شود، صورت دهیم.
تل‌آویو-و واشنگتن درباره ایران تحریف واقعیت می‌کنند
خبرگزاری تسنيم(11/3/1393): یک تحلیلگر و مورخ سرشناس آمریکایی طی سخنانی آمریکا و رژیم اشغالگر قدس را متهم به ارائه اسناد جعلی و بی‌اساس علیه ایران کرد. «گارث پورتر»، مورخ و کارشناس مطرح آمریکایی طی گفت‌وگو با روزنامه «هاآرتص» اظهار داشت: سیاست‌گذاری‌های آمریکا و اسرائیل در زمینه ایران برپایه اسناد دروغین است. بر پایه این‌گزارش، «پورتر» در ادامه این گفت‌وگو افزود: «روایت‌های ما از ایران تنها داستان‌هایی برای خودمان است و لزوماً واقعیت قضیه نیست. تهدید نشان دادن ایران برای نمونه، تبدیل به موردی رایج در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست اسرائیل شده است.»
کری: تحریم‌ها ایران را به میز مذاکره آورد!
خبرگزاری فارس(11/3/1393): وزیر خارجه آمریکا با تکرار ادعای موثر بودن تحریم‌ها در حضور ایران پای میز مذاکره، گفت: توافق ژنو فاصله تهران با بمب هسته‌ای را افزایش داده است. کری در پاسخ به پرسشی در مورد دستاوردهای سیاست خارجی دولت «باراک اوباما»، گفت: «رئیس‌جمهور با ایران وارد تعامل شده است. ما (پیشتر) در مسیر برخورد قطعی قرار داشتیم، چراکه آنها در حال ساخت یک سیستم هسته‌ای بودند و جهان نیز در برابر آنها ایستاده بود. اما رئیس‌جمهور یک سری تحریم‌ها را اعمال کرد و این تحریم‌ها ظرفیتی ایجاد کرد که بتوان ایران را به پای میز مذاکره آورد.»
توافق هسته‌ای نهايی با ايران زمستان امضا خواهد شد
باشگاه خبرنگاران (12/3/1393): «رابرت اينهورن» کارشناس هسته‌ای آمريکا و مشاور سابق اوباما گفت: توافق هسته‌ای نهايی ايران زمستان به دست خواهد آمد. «رابرت اينهورن» کارشناس هسته‌ای آمريکا و مشاور سابق اوباما تأکید کرد: اگر قرار باشد توافقی با ایران امضا شود، این اقدام پس از انتخابات کنگره آمریکا در ماه دسامبر و پیش از سوگند یاد کردن کنگره جدید در ماه ژانویه 2015 صورت خواهد گرفت. پس می‌توان زمان آن را در زمستان عنوان کرد. وی افزود: علت این کار این است که اوباما می‌خواهد توافق با ایران پیش از تشکیل کنگره جدید و از دست رفتن اکثر کرسی‌های دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان صورت گیرد.


هویت 364

آلمان:‌ جاسوسي از شبکه‌های اجتماعی
در اقدامي كه به اذعان بسياري از نهادهاي حقوق بشري ورود به حريم خصوصي ديگران است، آژانس امنیت ‌ملی‌آلمان می‌گوید در نظر دارد با دسترسی به اطلاعات شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات خود را درباره شرایط اجتماعی و سیاسی گسترش دهد. بر اساس گزارش روزنامه آلمانی «زوددویچه»، دسترسی به شبکه‌های اجتماعی از جمله توئیتر و فیس‌بوک در برنامه کاری این سازمان قرار دارد. اگر آژانس امنیتی آلمان روش‌های فنی خود را برای تحلیل وبلاگ‌ها، پورتال‌ها و صفحه‌های اینترنتی و پیام‌ها، تصاویر و اطلاعات دیگر در میان دیگر اعضا زیر نظر قرار دهد. به این ترتیب این سازمان می‌تواند تصویر واقعی‌تری از شرایط خارجی از جمله درک بهتری از توسعه‌های سیاسی و اجتماعی به دست آورد. آلمان در این پروژه چیزی بالغ بر 300 میلیون یورو نیز سرمایه‌گذاری کرده است. آژانس امنیت ملی آلمان از اظهارنظر بیشتر در این زمینه خودداری کرده است.
آمریکا: طرح جمع‌آوری اطلاعات شخصی ۲۲۷ میلیون

دو سازمان فدرال آمریکا در اقدامی بحث‌برانگیز طرحی را مطرح کرده‌اند تا با ایجاد یک پایگاه داده جدید، اطلاعات شخصی مربوط به ۲۲۷ میلیون شهروند آمریکایی جمع‌آوری شود.
آژانس مالی مسکن فدرال و دفتر حمایت مالی مصرف‌کنندگان آمریکا 16 آوریل چنین پیشنهادی را مطرح کرده‌اند که با انتقادات زیادی همراه بوده است. ایجاد پایگاه داده ملی جدید در تضاد با سیاست‌های مطرح شده گذشته است و اطلاعات شخصی صدها میلیون آمریکایی را در یک پایگاه داده مشترک قرار می‌دهد.گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که مخالفت‌های بسیار زیادی از سوی مقامات آمریکایی از جمله اتاق بازرگانی و انجمن ملی اتحادیه اعتبار فدرال درباره این طرح شده است و از آن به عنوان سوء استفاده و ورود غیرقانونی به حریم شخصی افراد یاد شده است.
اروپا: رشد نژادپرستي

بر اساس گزارش سالیانه کمیسیون اروپایی مقابله با تبعیض و نژادپرستی (ECRI) ، بحران بدهی‌ها در بسیاری از کشورهای اروپایی یک تأثیر جانبی مسئله‌ساز دیگر هم ایجاد کرده است و آن، این است که این بحران گرایش‌های تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه در اروپا را که بیشتر متوجه اقلیت‌ها و مهاجران می‌شود، شدت بخشیده است.بررسي‌هاي کلي گوياي آن است که نژادپرستي در اروپا در حال افزايش است، اما رويدادهاي مربوط به اين مسئله به صورت مستند ثبت و ضبط نمي‌شود. فعالان حقوق بشر تأکيد دارند بايد براي حل اين مشکل در اروپا اقدامات جدي صورت بگيرد. تبعيض‌هاي متعدد برضد مهاجران و خارجي‌ها در کشورهاي اروپايي در حوزه‌هاي اشتغال و مسکن و ديگر حوزه‌هاي زندگي نيز مصادیق بيگانه‌ستيزي هستند که با نژادپرستي مرتبط می‌باشند، اما مستندات آن معمولاً در کشورهاي اروپايي ثبت نمي‌شود.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

کاوش تحلیلی‌ هسته‌ای صبح‌صادق
بازخوانی‌هایی که به کار دور جدید مذاکرات می‌آید

هادی محمدی

مرور گزارش آمانو، گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد برنامه هسته‌ای ایران، سخنرانی اوباما در وست‌پوینت و مقاله گری‌سیمور در مورد مذاکرات وین 4، به‌ وضوح نشان می‌دهد که آمریکا در یک برداشت روشن از سیاست‌های تحریم که مدعی است «ایران را مجبور به مذاکره کرده است.»، گام‌های محاسبه شده‌ای را برای اجرای سناریوی بزرگ تسلیم‌پذیر کردن ایران، برمی‌دارد و هیچ‌گونه تغییری در تاکتیک و یا راهبردهای اصلی آنها در قبال جمهوری اسلامی به چشم نمی‌خورد. ژنرال دمپسی و یا چاک هاگل، وزیر دفاع با صراحت از این سخن می‌گویند که پس از بحث هسته‌ای، به مباحثی مانند توان موشکی و یا مسائل منطقه‌ای با ایران ورود خواهند کرد.
با امضای برنامه اقدام مشترک (توافق اولیه) برای شش ماه که تا پایان 30 تیر ماه 1393 به اجرا در می‌آید، دو تلاش موازی از سوی طرف‌های مذاکره‌کننده آغاز شد. ابتدا اینکه محورهای توافق ژنو به اجرا در آیند و پس از آن مقدمات و محورهای توافق جامع و نهایی در مورد برنامه هسته‌ای ایران شکل گرفته و مکتوب شود. در کنار این دو تلاش در چارچوب 1+5، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم، نقش جداگانه‌ای را به عهده گرفت تا به قول طرف‌های غربی، شفاف‌سازی حداکثری حاصل شود.
به نظر می‌رسد، راهبرد آمریکا در قبال برنامه‌ هسته‌ای ایران دارای دو بخش متکامل است. آژانس با یک عنوان ویژه و حقوقی، کار مستندسازی اتهام نظامی در برنامه هسته‌ای ایران را دنبال می‌کند و در قالب فعالیت‌های گذشته و حال و تکیه بر اطلاعات اتهامی (PMD)، یک مسیر یک‌طرفه را پی‌می‌گیرد که ایران خود را متعهد کرده تا به تمام خواسته‌ها و سوالات آژانس در گام‌های متوالی پاسخ دهد، که فوائد مستقلی برای غرب در عرصه‌های حقوقی، عملیاتی و سیاسی خواهد داشت.
بخش دوم این راهبرد در اختیار آمریکا است تا در مسیر مذاکرات ایران با 1+5، وظیفه اوراق‌سازی برنامه هسته‌ای را با بهانه ضرورت طولانی‌کردن زمان فرار هسته‌ای (Breakout) به اجرا بگذارد. یعنی در یک ظاهر کاملاً بی‌گناه و نگران از ماهیت برنامه هسته‌ای ایران، یک پدیده شتر، گاو، پلنگ در برنامه هسته‌ای ایران تولید کند و نام آن را برنامه بسیار محدود غنی‌سازی ‌بگذارد. یعنی برنامه‌ای که فاقد هرگونه خاصیت و ماهیت واقعی غنی‌سازی و فوائد همه‌جانبه آن است.
ارزیابی آمریکایی‌ها که از زبان گری‌سیمور در مقاله اخیرش مطرح شده اینگونه است که؛ «در برنامه اقدام مشترک، برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کردیم، بدون آنکه به میزان زیادی، از اهرم فشار تحریم‌ها کاسته باشیم.» بخش دوم کلام گری‌سیمور را مشاور ارشد آقای حسن روحانی نیز (ترکان) در مصاحبه با فایننشال تایمز به شدت تأیید می‌کند و قبول دارد که حتی 50 درصد مبالغ توافق شده نیز دریافت نشده است. البته مشکلات کشتیرانی، فروش قطعات و یا حتی استفاده از منابع مالی آزاد شده (به‌ اصطلاح) نیز کماکان پابرجاست.
آنچه گری‌سیمور در این مقاله خود، در مورد توقف برنامه هسته‌ای ایران ایراد داشته قابل تردید نیست. دو گام توافقی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز مشتمل بر 6 و 7 محور، تا پیش از مذاکرات جدید وین برای توافق نهایی (پیش از 25 ماه می) به اجرا درآمدند که در گزارش آمانو و آژانس بدان اشاره شده است.
یکی ازمحورهای گام دوم با آژانس، اطلاعات مربوط به چاشنی انفجاری بود که در واکنش‌های اولیه، مورد قبول طرف‌های آژانس واقع نشده بود و همزمان با آن، چهار دور مذاکرات ایران و 1+5 نیز در وین بدون نتیجه پایان یافت که پیام خشنودکننده‌ای را منتقل نمی‌کرد.
گزارش‌های موجود نشان می‌دهد که موضوع رآکتور اراک، میزان کاهش سانتریفیوژها (کم و کیف غنی‌سازی) و اصرار آمریکایی‌ها برای ورود به توانمندی‌های موشکی ایران و چگونگی سرعت لغو تحریم‌های اقتصادی از دلایل شکست مذاکرات وین 4 بود.
سوال اصلی که باید بدان بپردازیم این است که آیا این رخدادهای موازی در آژانس و وین نشان‌دهنده عدم تمایل غرب و آمریکا برای حصول توافق نهایی با ایران است یا خیر؟ آمریکا چه راهبردی را برای تحقق اهداف خود در نظر گرفته است؟
مباحثی که در محافل آشکار و پنهان غربی در جریان است اینگونه نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها (کاخ سفید) از توافق ژنو راضی هستند، ولی تلاش‌های متمرکزی از سوی جمهوریخواهان و لابی‌های صهیونیستی برای حداکثرسازی امتیازات آنها در جریان است، تأ سیاست تدریجی کاخ سفید، دفعی و یکباره در برنامه هسته‌ای ایران اجرا و برنامه هسته‌ای ایران فوراً و کاملاً متوقف شود.
سخنرانی وست پوینت اوباما نشان داد که سیاست خارجی وی از مباحث سوال‌برانگیز در درون آمریکا است و اوباما تلاش می‌کند آن را موفق و مؤثر نشان دهد. اوباما قصد دارد نشان دهد که بر سیاست‌های وی عقلانیت حاکم است و اگر گزینه نظامی را در پرونده‌های ایران و سوریه به کار نگرفته، نتایج حاصل از روش‌های دیپلماتیک برای منافع آمریکا سودمندتر بوده‌اند. به هر حال اوباما در بحث هسته‌ای ایران تأکید می‌کند که از طریق مذاکره با ایران، اهدافی به دست آمده که تأمین آن به روش نظامی قابل تردید بودند!!
این بدان معناست که اوباما، استمرار در فضای فعلی و مذاکره را بیش از روش‌های دیگر قبول دارد و این نکته را گری‌سیمور هم تأیید می‌کند که «دو طرف ایرانی و آمریکایی انگیزه کافی برای حصول توافق جامع را دارند.» گری‌سیمور تأکید می‌کند که از درون ایران به او می‌گویند که شیخ حسن روحانی برای بهبود وضعیت اقتصادی و پایگاه اجتماعی در انتخابات پارلمانی آینده، نیاز به کاهش تحریم‌ها دارد و از این رو بر یک توافق جامع اصرار خواهد داشت. پس آنچه را که در برخوردهای آژانس در مورد چاشنی انفجاری پیش‌ آمد و یا در سیر مذاکرات وین۴ به وقوع پیوست باید درک کنیم.
اگر آژانس بلافاصله در چند روز بعد با ایران در مورد گام سوم و پنج محور جدید توافق کرد و آمریکایی‌ها هم از آن استقبال کردند، معنای آن این است که نمی‌خواهند به بن‌بست برسند و حاضر هستند، نکات موردنظر خود را متعاقباً دنبال کنند. این نکته در گزارش آژانس به خوبی آشکار است که موضوع چاشنی انفجاری را با عبارات حقوقی و مستند به اسناد خودشان، آنچنان مستحکم کرده و اصرار دارند که اشکال مختلفی از این پدیده در برنامه هسته‌ای ایران وجود دارد که باید بدان بپردازند.
آنچه در بن‌بست مذاکراتی و یا اصرار آژانس برای دریافت اطلاعات اضافی در مورد چاشنی به ‌وجود آمده، حاکی است که برخورد ایران در ژنو، برای آمریکایی‌ها وسوسه‌کننده بوده و آماده‌اند، سطح درخواست‌های خود را افزایش دهند.
نکته دیگر؛ اینکه در فضای بررسی‌های صورت گرفته در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، این سوال از سوی نخبگان غربی وجود دارد که آیا قبل از حصول اطلاعات، اوراق بازی جدید و یا حتی عدم اعتراف به ماهیت نظامی هسته‌ای در گذشته!! باید به توافق جامع تن داد و امکان پنهان‌کاری برای ایران را فراهم کرد؟! این محافل که عمدتاً وابسته به لابی‌های صهیونیستی هستند به لحاظ روشی اینگونه توصیه می‌کنند که نباید برای توافق جامع عجله کرد چرا که اگر تحریم‌ها ایران را وادار به مذاکره و امتیازدهی کرده، پس اگر سیر زمانی مذاکره و یا سیر اجرایی هرگونه توافق بعدی را طولانی کنیم، امکان کسب نتیجه و نزدیک شدن به اهداف برنامه‌ریزی شده بهتر وجود دارد. از این رو توصیه می‌کنند که زمان باقی‌مانده تا پایان تیرماه برای حل‌وفصل موضوعاتی مانند کم‌و کیف غنی‌سازی و سرعت لغو تحریم‌ها کافی نیست و زمان باقی مانده را باید به دو سرفصل اصلی و مهم اختصاص داد. در سر فصل اول، باید به چگونگی تمدید شش ماهه جدید و تغییراتی که باید در برنامه اقدام مشترک به اجرا گذاشت بپردازیم. جالب این است که محافل صهیونیستی توصیه می‌کنند که این بحث هر چه در زمان فشرده‌ای که به ۳۰ تیر (۲۰ ژولای) نزدیک باشد، انجام شود، امکان کسب امتیاز از ایرانی‌ها نیز بیشتر است. در سر‌فصل دوم معتقدند تا پیشرفت کافی در مسائل (امکان تسلیحاتی بودن) PMD از سوی آژانس حاصل نشود، نباید به محورهای توافق جامع پرداخت. از این رو به لحاظ زمانبندی، تا سوم شهریورماه باید محورهای پنج‌گانه در گام سوم که با آژانس توافق شده به پیش برود و اطمینان حاصل کنند که مطالب مهمی به دست آمده که خواهد توانست در مراحل بعدی به غرب کمک کند.
بدین ترتیب و با تمدید شش ماهه دوم توافق ژنو، زمان کافی برای تعمیق بیشتر در برنامه هسته‌ای ایران در گذشته و حال به دست می‌آید و لزومی برای گشایش بیشتر در اقتصاد ایران به چشم نمی‌خورد.
یعنی در فاصله مذاکرات وین ۴، دیدارهای کارشناسی و یا سیاسی با 1+5 عمدتاً بر موضوع تمدید توافق ژنو متمرکز خواهد شد و گفت‌وگوی مهم و جدی در چارچوب توافق نهایی و جامع بین دو طرف به عمل نمی‌آید. از یکسو این تعویق مرتبط با سرعت پیشرفت گام‌های پنج‌گانه با آژانس درباره مباحث اتهامی است و از سوی دیگر، مسئله به تغییر خانم اشتون در اتحادیه اروپا مرتبط است. پارلمان اروپا با انتخابات جدید خود، وارد فضای افراطی، ناسیونالیستی و واگرایانه شده و مهم‌تر اینکه انگلیسی‌ها جایگاه مهره اصلی خود در مذاکره با ایران و مدیریت در1+5 را از دست می‌دهند که باید منتظر فرد دیگری از سوی پارلمان اروپا باشیم. مقامات اتحادیه اروپا و ارکان آن باید از ترکیب جدید پارلمان رأی اعتماد بگیرند که نیاز به لابی‌سازی و تلاش‌های درون‌ اروپایی دارد.
دعوای سیاسی صهیونیست‌ها و جان‌کری در موضوع مذاکرات سازش، اگر فرصتی برای حذف جان‌کری نباشد، امکانی برای تشدید مواضع قوی در مسیر و مطالبات صهیونیست‌ها خواهد بود.
شاید اولین شاخص آن را باید در مقاله مشترک دنیس‌راس، ری تکیه و اریک ادلمن بدانیم که می‌گویند اگر توافق جامع با ایران از سوی کنگره تأیید نشود، رئیس‌جمهوری بعدی در آمریکا، احتمالاً بدان پایبند نخواهد بود. این بدان معناست که فشار بر اوباما و کاخ سفید در حال افزایش است تا سطح اسرائیلی‌تر کردن مواضع و برنامه‌های مذاکراتی را ارتقا بخشند. اگر چنین باشد باید شاهد مواضع سخت‌تر مذاکره‌کننده آمریکایی در سیر مذاکرات توافق ‌نهایی نیز باشیم. درک این مسئله به‌سادگی امکان‌پذیر است که مراکز صهیونیستی با دقت بالایی به طراحی و مهندسی مسیرهای مذاکراتی، سناریوها و حتی ادبیات حاکم بر مذاکرات و چگونگی تردیدسازی نسبت به سیر گفت‌وگوها و نتایج آن، مشغول هستند و از این رو در کنار کسب بالاترین و بیشترین اطلاعات در مورد برنامه‌ هسته‌ای ایران که پایه‌ای برای اقدامات خرابکارانه و یا طراحی مباحث تردیدسازی و مشکوک معرفی کردن برنامه‌ هسته‌ای ایران است، روندهای مذاکراتی را مدیریت و کند کنند. از هم‌اکنون و نه‌تنها در محافل افراطی و صهیونیستی، بلکه در کاخ سفید نیز صحبت از این است که به دلیل دشواری‌های مذاکرات نهایی، باید طیفی از توافقات مقدماتی با ایران در نظر گرفته شود که ضمن کاستن از سرعت برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌ها نیز به قوت خود باقی باشند و یاکاهش مهمی پیدا نکنند.
البته باید انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و تأثیر آن بر ترکیب نمایندگان را در شدت مواضع رسمی در آمریکا در نظر داشت.
فرمول مذاکراتی آمریکایی‌ها در این مسیر قرار گرفته که در دو سر فصل، یک سناریوی طولانی (مذاکره و یا اجرا) را دنبال کنند. آژانس باید از طریق بهانه EBM (چاشنی مفتولی) و انفجارهای بزرگ و کلاهک به بحثPMD ، استحکام حقوقی ببخشد و مذاکره‌کننده آمریکایی با واقعی‌ نشان دادن توهم و نگرانی از آینده و فرار هسته‌ای احتمالی از سوی ایران، برنامه هسته‌ای مضحکی را شکل داده و مقدمات و پایه‌های ورود به بحث‌های موشکی، حقوق بشری، تروریسم و... را تولید کند. آمریکایی‌ها معتقدند به‌دلیل فشارهای درونی در ایران، نمی‌توانند خوشبین باشند که تمامی خواسته‌های خود را در بحث هسته‌ای تأمین خواهند کرد و ازاین رو با تدریجی و مرحله‌ای کردن این سناریوی بزرگ، بخشی را در بحث هسته‌ای و بخش‌های دیگر را در مباحث نظامی و... دنبال خواهند کرد.
مسئله مهم این است که مذاکره‌کنندگان سابق که امروز نقش نظریه‌پرداز و فعال دیپلماسی عمومی در مذاکرات هسته‌ای را عهده‌دار هستند و کارکرد فعالی در رایزنی‌های پنهان به عهده دارند، خوراک و استدلال کافی را برای برنامه‌ریزان غرب فراهم می‌کنند و قبل از اینکه منافع ملی و هسته‌ای ایران را تأمین‌ کنند با «ابراز نگرانی از فرصت‌های از دست رفته مذاکراتی ایران و آمریکا»، اشتیاق و استیصال دولت روحانی را در مذاکره با آمریکا نشان می‌دهند و آنها هم برای این دستپاچگی و اشتیاق و اضطرار برنامه‌ریزی می‌کنند.
محتوای توافق ژنو، چگونگی اجرای این توافق از سوی آمریکا و هدف‌گذاری‌های آنها برای توافق نهایی و یا گام‌های مرحله‌ای و یا توافقات مقدماتی و طولانی‌کردن مذاکره و دوران اجرایی هرگونه توافق، کمترین دلایل برای دولت روحانی است که اقتصاد کشور را به مذاکرات با آژانس و 1+5 گره نزند و بدان امیدوار نباشد. دولت محترم و مذاکره‌کنند‌گان باید به خوبی درک کنند که آنچه آنها تحت عنوان گام‌های اعتمادسازی با آژانس عمل می‌کنند و اطلاعات گسترده‌ای که دراختیار آژانس می‌گذارند، مدتی بعد در شکل ترور و جنایت و تخریب و نابودی سرمایه‌های ملی از سوی صهیونیست‌ها و حامیان غربی ـ آمریکایی آنها ظهور پیدا خواهد کرد. مقامات آمریکایی به صراحت اعلام می‌کنند که برای توافق نهایی عجله ندارند و در اجرای توافق نهایی تحریم‌ها را برای مدت طولانی حفظ خواهند کرد و با عناوین جدید استمرار خواهند داد و در هر گونه توافقی تلاش می‌کنند که در قبال بیشترین امتیاز، کمترین کاهش تحریم‌ و فشار علیه ایران را داشته باشند.
دولت محترم به خوبی می‌داند آنچه موجب می‌شود، ایران و هر کشور مستقل دیگری به جزءجزء حقوق خود دست یابد برخورداری از ابزار قدرت و موازنه‌سازی است. تمام مجموعه‌هایی که به نوعی در مسئله مذاکرات دخیلند و به‌نحوی در آن نقش دارند باید بدانند، هر آسیب و ضرر احتمالی خسارت حزبی و ملی در کنار هم است.
فرصت اصلی رفع و یا دور زدن و یا بی‌اثر کردن تحریمها از مسیر مذاکرات و بده بستان و ... به دست نمی‌آید و شاید بتوان با تضمین بیشتر آن را از طریق فرصت‌های جهانی و فضای حاصل از رقابت و تنش بین قدرت‌ها پیدا کرد که در مسیر شتابداری در قبال یکدیگر حرکت می‌کنند و مهم‌تر از همه اینکه باور کنیم، فرصت‌های اصلی در درون کشور است.


نگاه یک
علی اسماعيلی

فتنه‌گران در قامت حامیان امام و مردم!
فتنه عظیم و پیچیده ۸۸ باوجود خسارات گسترده‌اش، دستاوردهای بزرگ و بابرکتی نیز برای نظام به همراه داشت. یکی از این دستاوردهای بزرگ، کنار رفتن پرده تزویر و نفاق از چهره جریانی بود که همواره ادعای پیروی از خط امام و حمایت از مردم دارد. افشای چهره مزور سران این جریان آنچنان برای‌شان سنگین بود که تا چندین سال پس از آن، آنان را به چنان کما و رخوتی فرو برد که بازگشت مجدد آنان به صحنه ناممکن می‌نمود؛ اما روی کار آمدن دولت یازدهم و ایجاد فضای جدید سبب شد که جریان افراطی اصلاحات و سردمداران فتنه ۸۸ با سوءاستفاده از این شرایط، به‌دنبال بازیابی و سازماندهی مجدد خود برآیند. از این‌رو هر روز اخبار و گزارش‌هایی از سخنرانی‌ها، همایش‌ها و نشست‌ها و... این طیف در رسانه‌ها منتشر می‌شود. در هفته‌ای که گذشت، برگزاری همایشی تحت عنوان؛ «اگر امام بود..» از سوی این جریان، بار دیگر خبرساز شد و انتشار برخی سخنرانی‌های سخنرانان آن، چون همیشه با استقبال گسترده رسانه‌های معاند و ضدانقلاب خارج‌نشین مواجه شد. یکی از سخنرانان این همایش، موسوی تبریزی بود که سخنان وی بازتاب‌های زیادی داشت. وی با طرح این پرسش که؛ «آیا ما پس از رحلت امام راه امام را ادامه داده‌ایم و توانسته‌ایم انتخابات مدنظر امام برگزار کنیم؟» و خود در مقام پاسخ مدعی می‌شود: «در انتخابات، راه غلط، تفسیر نادرست از قانون اساسی به عنوان احراز صلاحیت انجام می‌گیرد...»! و در ادامه، در قامت حامی امام و مردم می‌گوید: «امام همچنین می‌فرمودند مردم مالک انقلابند و... هیچ کسی مانند دوره شاه حق ندارد به مردم بگوید به شخص خاصی رأی دهید.»
در این خصوص ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
اول اینکه؛ آقای موسوسی تبریزی به‌گونه‌ای از امام و مردم سخن می‌راند که اگر کسی آن همه جنایت و خیانت این جریان در حق مردم و امام و اشتراک مساعی آنان با آمریکا و صهیونیست‌ها را در فتنه ۸۸ به چشم خود نمی‌دید، چنین می‌پنداشت که ایشان و طیف تندرو اصلاحات، تنها رهروان واقعی حضرت امام(ره) و حامیان اصلی مردم هستند! مگر همین هواداران موسوی و کروبی نبودند که با هر بیانیه موسوی به خیابان‌ها می‌ریختند و شعارهای «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه»، «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی»، «نه غزه، نه لبنان» و... سر می‌دادند. مگر همین‌ها نبودند که عکس امام(ره) را پاره کردند، مگر مردان خداجوی! موسوی نبودند که حرمت عاشورا را شکستند و به سوی مردم نمازگزار ظهر عاشورا در تهران سنگ‌ انداختند! و... واقعاً اینها مردم را چه فرض کرده‌اند که اینگونه مزورانه سخن می‌رانند؟!
نکته دوم اینکه؛ استناد موسوی تبریزی به این گفته امام(ره) که: «هیچ کسی مانند دوره شاه حق ندارد به مردم بگوید به شخص خاصی رأی دهید.» در حالی است که سران فتنه و فتنه‌گران حامی این جریان اولین ناقضین این گفته امام هستند. آنها شورشگران بر آرای ۲۵ میلیونی مردمی بودند که امروز در چرخشی مزورانه، دم از آنان می‌زنند در حالی که در فتنه ۸۸ فتنه‌گران بر این باور بودند که رأی به هر کسی غیر از کاندیدای آنها تقلب بوده و واقعی نیست!
نکته سوم؛ در باب نام این همایش است، یعنی «اگر امام بود...»! این پرسشی است که مردم ما و دلسوزان انقلاب، امروز از خود فتنه‌گران دارند که واقعاً اگر امام(ره) بود با دیدن این همه جنایت و خیانت سران آشکار و پنهان فتنه ۸۸ به آنان چه می‌گفت و با آنان چه می‌کرد. آنانی که به همراهی منافقین، بهاییان، آمریکا، صهیونیست ها و... اصل نظام را هدف قرار داده بودند و می‌خواستند برابر آموزه‌های جین شارپ نظام را به زیر بکشند و این موضوع را هم علناً در تجمعات‌شان می‌گفتند؛ «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»! پس دست پیش گرفتن امروز فتنه‌گران، به دلیل سعه صدر و مرحمتی است که نظام تاکنون به آنان کرده است. موضوعی که متأسفانه، سبب گستاخی و زیاده‌خواهی این فتنه‌گران شده و آنان را امروز طلبکار نظام کرده است!


نگاه دو
علی حيدری

«اینترنت ملی»؛ مسئله این است!
یکی از خبرهای هفته گذشته این بود که دولت روسیه با هدف مقابله با «گوگل»، موتور جست‌وجوی کاملاً ملی راه‌اندازی کرده است. این موتور جست‌وجو «اسپوتینک» نام دارد و طراحی آن طی سال توسط شرکت‌های مخابراتی دولت روسیه انجام شده و هفته پیش رسماً رونمایی شد. این شبکه فقط به شهروندان روسی خدمات ارائه می‌کند و در خارج از این کشور قابل دسترسی نیست. پیش از این نیز دولت روسیه برای جلوگیری از نفوذ گوگل، از موتور جست‌وجوی بومی «یاندکس» حمایت می‌کرد، اما اخیراً «پوتین» رئیس‌جمهور روسیه اعلام کرده از آنجا که بخشی از زیرساخت‌های اصلی یاندکس هم در آمریکا قرار دارد، امکان جاسوسی دشمنان روسیه از آن بالا است و روسیه به یک موتور جست‌وجوی کاملاً بومی که بانک اطلاعاتی آن در داخل باشد، نیاز دارد.
ناگفته نماند که این اقدامات در حالی صورت می‌گیرد که اختلافات روسیه و غرب، به‌ویژه آمریکا بر سر بحران اوکراین شدت گرفته و غرب سخن از اعمال تحریم علیه روسیه می‌زند و روسیه هم در مقابل دست به اقدامات مشابهی زده است.
14سال پیش در چین هم چنین اتفاقی افتاد. دولت چین یک موتور جست‌وجوی کاملاً چینی با نام «بایدو» راه‌اندازی کرد که شرکت مادر این شبکه در کمپ بایدو در پکن قرار داشت. بایدو که دارای ساختاری شبیه به گوگل است خدمات بسیاری را ارائه می‌دهد که از جمله آنها یک موتور جست‌وجو به زبان چینی است.
اینترنت در چین، با همه محدودیت‌ها و کنترل‌های سختگیرانه‌ای که اعمال می‌شود، همواره مورد استقبال مردم این کشور است. در چین شبکه‌های اجتماعی، جست‌وجوگرها و وب‌سایت‌های خبری مسدود بوده و دسترسی به گوگل، فیس‌بوک و توئیتر هم وجود ندارد، اما با همه اینها چینی‌ها گوی سبقت را از دیگر ملل جهان ربوده‌اند.
موضوع اینترنت ملی در کشورمان هم واژه ناآشنایی نیست که البته از آن به «اینترنت پاک» هم یاد می‌شود. اولین بار در زمستان ‌۱۳۸۵ و در بحث لایحه بودجه سال‌۸۶ راه‌اندازی شبکه ملی اینترنت مطرح شد. اگرچه در آن مقطع این موضوع تصویب نهایی نشد، اما در طی سالیان گذشته همواره مورد بحث قرار گرفته و حرکت‌هایی هم صورت گرفته است.
اینترنت ملی به همین جا ختم نمی‌شود، چرا که برنامه پنجم توسعه به‌صورت کلی ایده اینترنت ملی را مطرح کرده و اقدامات اجرایی آن را برعهده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات گذاشته است. از ویژگی‌های اینترنت ملی این است که در آن، ارسال صدا و تصویر با حجم زياد، به سهولت و با سرعت بالا قابل انجام بوده و از پهناي باند قابل قبولی هم برخوردار خواهد بود.
هیچ یک از دولت‌ها مخالف راه‌اندازی شبکه اینترنت ملی نبوده‌اند و بر ضرورت آن هم تأکید کرده‌اند، اما سیر حرکت دولت‌ها در برخی برهه‌ها نشان می‌دهد آنها اراده کافی برای تحقق این مهم ندارند. همان‌طور که گفته شد در کشوری مثل روسیه بیم از حرکت‌های جاسوسی غربی‌ها، دولت را مصمم به راه‌اندازی این شبکه کرده است، اما آیا مسئولان ما هنوز به این باور نرسیده‌اند که یکی از ابزارهای مهم جنگ نرم دشمنان علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران، اینترنت و فضای مجازی است؟!
درباره اینکه آیا قرار است اینترنت ملی دسترسی کاربران را به اینترنت جهانی با محدودیت روبه‌رو سازد و جایگزین آن شود و یا در کنار شبکه جهانی اینترنت در دسترس کاربران قرار بگیرد، بحث‌های مختلفی وجود دارد که در حال حاضر قصد ورود به آن را نداریم، اما به نظر می‌رسد مطالعه موردی درباره چین که از سال 2000 میلادی این حرکت را آغاز کرده و آمارها هم نشان از توفیق این کشور داشته، می‌تواند در این مسیر به ما کمک کند. البته در این میان توجه به جوانب شرعی، عرفی و قانونی متناسب با فرهنگ اسلامی جامعه ایران هم باید لحاظ شود.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

توریسم‌درمانی یکی از شیوه‌های مقاوم‌سازی اقتصاد
علی قاسمی

اقتصاد ایران ظرفیت‌های زیادی در بخش‌های کشاورزی، معادن، نیروی انسانی، توان فنی مهندسی، دانش‌بنیان، ترانزیت، توریسم و... دارد که با عملیاتی کردن بخشی از آنها، اقتصاد در برابر تکانه‌ها و تهدیدات، مقاوم خواهد شد و به آسانی می‌توان از تحریم‌ها عبور کرد. در بین این ظرفیت‌ها، یکی هم صنعت توریسم‌درمانی است. توریسم‌درمانی، یا گردشگری درمانی یکی از شاخه‌هایی است که در سال‌های اخیر در میان شاخه‌های تجارت پزشکی جای گرفته است. شاخص‌ها نشان‌دهنده آن است که بازاری در این حوزه شکل گرفته است که تا سال 2012 بیش از 1100 میلیارد دلار درآمد داشته است و به نوعی، از صنعت طلا و نفت هم جلو افتاده است. گردشگری درمانی و بهداشتی، امروزه از رو به رشدترین بخش‌های صنعت گردشگری جهان است كه سبب شده سازمان‌های دست‌اندركار و كشورهای علاقه‌مند به توسعه‌ گردشگری توجه خود را به این بخش از صنعت توریسم جلب و برای آن برنامه‌ریزی كنند. بیماران مسافر در گردشگری سلامت به منظور درمان بیماری‌های جسمی خود یا انجام نوعی از عمل‌های جراحی تحت نظارت پزشکان در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی کشور میزبان وارد این کشورها می‌شوند. در این نوع از گردشگری سلامت، بیمار ممکن است پس از درمان و معالجه نیاز به استفاده از فضاها و خدمات گردشگری درمانی(مانند آب گرم‌ها) داشته باشد که در این صورت ممکن است گردشگری او با سفر به نقاطی که این امکانات را دارند تکمیل شود. از طرفی امروزه با صنعتی شدن کشورها و بروز دردهای مختلف در انسان‌ها و روی آوردن به عمل‌های جراحی زیبایی به صورت چشمگیری، بحث توریسم‌درمانی یکی از بخش‌های رو به رشد صنعت گردشگری در جهان و ایران به شمار می‌آید. در این گزارش، به جاذبه‌ها و به نوعی الزامات آن اشاره می‌گردد و معتقدیم که در صورت عملیاتی شدن این ظرفیت‌ها و الزامات، توان اقتصادی کشور بالا رفته و اقتصاد مقاومتی در این حوزه تحقق پیدا خواهد کرد.

جاذبه‌ها و امتیازات ایران برای توریسم‌درمانی
۱ - برتری پزشکی ایران در منطقه؛ ایران نسبت به کشورهای همسایه و منطقه از توانمندی‌های پزشکی بالاتر و بهتری به ویژه در بخش درمان‌های فوق‌تخصصی و پیشرفته برخوردار است که باید نهایت استفاده از این پتانسیل را برد؛ اما متأسفانه تبلیغات مناسبی برای شناسایی توانمندی‌های پزشکی و گردشگری ایران در خارج صورت نگرفته است و رسانه‌های دولتی و سفارتخانه‌ها در این زمینه نقش موثری دارند. از دیرباز ساکنان کشورهای همسایه برای برخورداری از خدمات پزشکی به دلایلی ازجمله قیمت‌های مناسب و ارزان‌تر، کیفیت بالای درمان در ایران نسبت به کشورهای منطقه امکان ارائه خدمات درمانی پیشرفته نظیر درمان‌های پیشرفته قلب و عروق، پیوند اعضا به‌ویژه پیوند کلیه، حلزون گوش، قرنیه و کبد، درمان بیماری‌های چشم، درمان‌های نازایی و جراحی‌های زیبایی، پتانسیل بالایی برای جذب این‌دسته از گردشگران وجود دارد. از طرف دیگر با دستیابی ایران به درمان برخی بیماری‌ها با استفاده از سلول‌های بنیادی، روش‌های نوین درمان بیماری ایدز، ارائه درمان‌های جدید برای بیماری پای دیابتی و... موجب شده است که ایران از نظر درمانی، مورد توجه کشورهای منطقه و جهان قرار گیرد.
۲ - آب درمانی؛ یكی از جاذبه‌ها و امتیازات ایران برای توریسم‌درمانی در حوزه‌ آب درمانی است، به طوری كه در حال حاضر بیش از هزار چشمه آب‌معدنی شناسایی شده است. چشمه‌های آب‌گرم محل‌هایی مناسب برای ایجاد اقامتگاه‌های توریستی است که با ایجاد مراکز تفریحی و ارائه سرویس‌ها و امکانات در این نقاط می‌توان آنها را به مقاصد گردشگری درجه اول برای گردشگران تبدیل کرد، زیرا همزمان، هم لحظه‌هایی مفرح و پرهیجان خواهند داشت و هم به سلامت و آرامش دست می‌یابند.
۳- پایین بودن هزینه‌ها؛ قیمت ارزان خدمات پزشكی بالای ایران به نسبت دیگر كشورهای پیشرفته در عرصه پزشکی، منطقه و جهان، از جمله دیگر مزایای ایران برای فعالیت در حوزه‌ توریسم‌درمانی محسوب می‌شود. از رقبای ایران در امر توریسم‌درمانی در منطقه می‌توان به کشورهای هند، سنگاپور، دبی و اردن اشاره كرد كه برای جذب بیماران كشورهای آسیایی مشغول برنامه‌ریزی هستند. سنگاپور یكی از مقاصدی است كه بسیاری از بیماران برای انجام جراحی‌های مهم به آن می‌اندیشند و هر سال حدود یك میلیون و ۵۰۰ هزار نفر با اهداف درمانی به این كشور سفر می‌كنند. برای نمونه جراحی قلب در سنگاپور هزینه‌ای بیش از ۱۶ هزار دلار دارد كه همین عمل را در هند می‌توان با نصف این قیمت انجام داد و پیش‌بینی می‌شود در آینده‌ای نزدیك دبی نیز تبدیل به تهدید بزرگی برای این كشور باشد. ایران در مقایسه با این کشورها و نوع سرویسی که به بیماران می‌دهد، هزینه کمی دریافت می‌کند و برای حفظ مزیت نسبی نباید قیمت‌ها را افزایش دهد تا بازار از دست ایران خارج نشود.
۴- جلوگیری از خروج ارز؛ در کنار جذب توریسم‌درمانی، تعدادی از بیماران برای درمان به خارج از کشور می‌روند. در سال2012 دو درصد از 300 هزار توریست درمانی به مالزی، ایرانی‌ها بوده‌اند. گفته می‌شود که نداشتن بیمه خدمات درمانی در کشور مبدأ یکی از مهم‌ترین دلایلی است که موجب می‌شود افراد برای درمان به کشورهای دیگر سفر کنند. چون خروج این تعداد مریض به یک کشور ثالث علاوه بر مصارف ارزی به نوعی تبلیغات منفی در جذب توریست هم به حساب می‌آید، پس باید زیرساخت توریسم‌درمانی به گونه‌ای باشد که علاوه بر جذب از خارج، زمینه مداوای بیماران داخلی را هم داشته باشیم تا از خروج ارز جلوگیری شود.
۵ - ارزآوری بالا؛ موضوع توریسم‌درمانی از اجزای لاینفک نظام سلامت است. کشورهایی است که در حوزه پزشکی پیشرفته هستند و توانسته‌اند زمینه‌های صادرات تجهیزات پزشکی، دارویی و حتی نیروی انسانی متخصص را به سایر کشورها فراهم کنند، توانسته‌اند درآمدهای ارزی بالایی را از این راه به دست آورند. بررسی‌ها نشان می‌دهد سالیانه 110۰ میلیارد دلار از طریق توریسم‌درمانی عاید این کشورها شده است. در این میان، سهم سیستم سلامت ایران از این رقم ۶۰۰ میلیون دلار در سال گذشته بوده است که از فروش خدمات به ۸۵ هزار نفر گردشگر سلامت حاصل شده است. این در حالی است که در قانون برنامه چهارم توسعه ذکر شده است که وزارت بهداشت موظف است تا پایان برنامه، ۳۰ درصد از نیازهای ارزی خود را از طریق صادرات خدمات و تولیدات این بخش تأمین کند. در همین رابطه دکتر «زالی» رئیس سازمان نظام پزشکی کشور با بیان اینکه در سال 92 بالغ بر 400 تا 500 هزار توریسم سلامت وارد کشور شدند، اظهار داشت: ایران در حال حاضر با پتانسیل کنونی که دارد توانایی پذیرش سالانه 5/1 میلیون توریسم سلامت را دارد و برآورد می‌شود تا سال 1404 بتوانیم سالیانه 20 میلیون گردشگر سلامت را در کشورمان پذیرا باشیم که درآمدی بالغ بر 18 میلیارد دلار می‌شود که این مقوله می‌تواند در دیپلماسی عمومی کشورمان نیز تأثیر بسزایی داشته باشد.
۶ - ظرفیت‌های طبیعی؛ ایران از نظر آب و هوا رتبه پنج دنیا، از نظر منابع طبیعی رتبه چهار دنیا و از نظر آثار باستانی رتبه ده جهان را دارد و این در حالی است که یکی از کشورهای اروپایی که در بحث توریسم بسیار فعال بوده فقط دارای 800 محوطه تاریخی است. در حالی که کشور ما دارای 200 هزار محوطه تاریخی است. چون در بحث گردشگری سلامت همه افراد بیمار نیستند ولی برای ارتقای سلامت خود می‌خواهند از یک اقلیم مناسب آب و هوایی بهره‌مند شوند و یا افرادی که پس از اعمال جراحی درصددند برای بهبود بیشتر از چنین اقلیم‌هایی استفاده کنند که ایران می‌تواند یکی از بهترین نقاط دنیا در این زمینه به حساب آید.

الزامات قانونی برای توسعه توریسم‌درمانی
۱ - هم‌افزایی بین نهاد‌های مرتبط با توریسم‌درمانی؛ سیاستگذاری كلان نظام توریسم‌درمانی با همكاری تمامی نهادهای ذی‌ربط به عهده شورای سیاستگذاری گردشگری سلامت است. شورای سیاستگذاری گردشگری سلامت در سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با ریاست معاون گردشگری سازمان مشغول به فعالیت است. این كمیته با حضور نمایندگان تام‌الاختیار سازمان رفاه و تأمین اجتماعی، وزارت بهداشت، معاونت گردشگری، مدیركل دفتر طرح‌های توسعه و سرمایه‌گذاری، دبیر ستاد گردشگری سلامت (توریسم‌درمانی)، سرپرست دفتر بازاریابی و تبلیغات، عضو و نماینده‌ رئیس و مدیركل تجهیز منابع و بودجه سازمان میراث فرهنگی گردشگری تشكیل شده ‌است. با اینکه تنظیم قوانین مورد نیاز با توجه به مصوبات بین‌المللی، كسب درآمدهای ارزی برای كشور از طریق ارائه خدمات پزشكی به گردشگران، به وجود آوردن همكاری‌های بین‌بخشی و درون‌بخشی در خصوص توسعه‌ توریسم‌درمانی، ساماندهی بیماران داخلی كه برای درمان به خارج از كشور سفر می‌كنند و طراحی و برنامه‌ریزی راهبردی منطبق با چشم‌انداز افق ۲۰ ساله‌ كشور در این بخش، با مسئولیت شورای سیاستگذاری گردشگری سلامت است، اما بین دستگاه‌های مرتبط یک هم‌افزایی بسیار نزدیک می‌طلبد.
۲ - تسریع در تهیه‌ طرح جامع توریسم‌درمانی کشور؛ وزارت بهداشت نیز در زیرمجموعه معاونت درمانی خود، مدیریت توریسم‌درمانی تشكیل داده است و در حال حاضر مشغول برنامه‌ریزی و هماهنگی در معاونت درمانی این وزارتخانه و دیگر دستگاه‌های مسئول است و برای توسعه‌ توریسم‌درمانی برنامه‌هایی در نظر دارد كه هنوز در مرحله‌ تصویب در ساختار داخلی وزارتخانه و رایزنی با دستگاه‌های دیگر است. تهیه‌ طرح جامع توریسم‌درمانی کشور، یكی از این برنامه‌هاست كه هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. بخشی از مقررات این طرح در معاونت سلامت وزارت بهداشت قابل تصویب و بخشی دیگر که مستلزم تکالیف قانونی است باید به تصویب هیئت دولت برسد. پاره‌ای از آنها نیز مستلزم تفاهم دستگاه‌های دست‌اندرکار در این امر می باشد.
۳ - اطلاع‌رسانی دقیق؛ شناسایی و تجهیز مراکز درمانی دولتی و خصوصی که شاخص‌های لازمه پذیرش گردشگر خارجی بیمار را داشته باشند و بتوانند مجموعه‌ای از سرویس‌های مناسب استاندارد درمانی را ارائه دهند، به بیماران خارجی به طرق مختلف مثلاً از طریق سفارتخانه‌ها، وب‌سایت‌ها و رسانه‌ها معرفی ‌شوند. پس از آن، یکی دیگر از برنامه‌ها، صدور ویزای درمانی است که خیلی سریع، بدون تشریفات و در کمترین زمان ممکن انجام گیرد.
۴ - تسریع در ساخت مراکز درمانی مرتبط با توریسم‌درمانی؛ ساخت پروژه مرکز تحقیقات علوم مغز و اعصاب ایران که پیشنهاد ساخت و پیگیری این موسسه تحقیقاتی توسط پروفسور مجید سمیعی از اردیبهشت‌ماه سال 1389 به صورت جدی وارد مرحله اجرایی شده شامل 55 کلینیک تخصصی و فوق تخصصی مغز و اعصاب، ارتوپدی، طب سرطانی، پزشکی هسته‌ای، گوش و حلق و بینی، چشم، ارولوژی، روانپزشکی و مرکز جامع بازتوانی و توانبخشی، آشپزخانه صنعتی است. مهم‌ترین اهداف این پروژه را می‌توان «ارتقای جایگاه سلامت در کشور»، «توجه به مقوله توریسم‌درمانی (گردشگری سلامت)»، «تأکید بر آموزش ، پژوهش و جلب نخبگان» و در نهایت «نشر علوم» دانست.
۵ - استفاده مطلوب از تجارب کشورها؛ سوابق كشورهايي كه در زمينه توريسم سلامت موفق بوده‌اند، حكايت از آن دارد كه اين كشورها در زمينه ايجاد زيرساخت‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري لازم براي جذب توريست از موفقيت‌هاي قابل توجهي برخوردار بوده‌اند. اطلاع‌رساني و تبليغات مناسب، ايجاد خدمات لازم براي سهولت در دریافت ويزا، فرهنگ‌سازي لازم براي پذيرش توريست سلامت و همچنين تدوين قوانين و مقررات لازم در اين خصوص از مهم‌ترين پيش‌فرض‌هاي نرم‌افزاري لازم براي جذب توريست محسوب مي‌شود. در بخش سخت‌افزاري ايجاد هتل‌ها، آسايشگاه‌ها و بيمارستان‌هاي خاص براي جذب بيماران خارجي و همچنين تعيين حوزه‌هاي تخصصي داراي مزيت به‌منظور توسعه زيرساخت‌هاي فيزيكي براي جذب توريست از مهم‌ترين عوامل موفقيت در اين عرصه محسوب مي‌شوند. با پی بردن به دلایل موفقیت این کشورها ما باید بلافاصله اقدامات لازم را انجام دهیم.
۶ - ایجاد سامانه آماری؛ به دلیل نبود نظام جامع و هماهنگ توریسم‌درمانی كشور و با توجه به اینکه این بیمارستان‌ها در حال‌ حاضر موظف نیستند تعداد بیماران خود را به وزارت بهداشت گزارش کنند، آمار دقیقی از بیماران خارجی که در ایران درمان می‌شوند، وجود ندارد. همچنین آمار دقیقی از كسانی كه به قصد معالجه یا استفاده از مراكزی مانند مراكز آب‌درمانی به ایران سفر می‌كنند نیز وجود ندارد، اما به گفته‌ مسئولان، معمولاً سالیانه 80 هزار گردشگر از اتباع خارجی به قصد درمان به شهرهای مختلف ایران سفر می‌كنند. در حال حاضر بیمارستان‌های محب، حضرت رسول(ص)، میلاد تهران‌، بنت‌الهدی مشهد، رضوی مشهد و نمازی شیراز در امر توریسم‌درمانی فعال هستند.
۷ - تصویب قوانین مورد نیاز و حذف قوانین معارض؛ به نظر بسیاری از کارشناسان تغییر در برخی قوانین و تصویب قوانین مورد نیاز از اولویت‌های مورد نیاز برای رشد این بخش از توریسم كشور است. وجود قوانین مورد نیاز برای دریافت خسارت پزشكی از جمله این قوانین است. در كشور ما قوانینی برای دریافت خسارت پزشكی وجود دارد كه باتوجه به حقوقی و قضایی بودن این موضوع برای توریستی كه می‌خواهد مدت زمان مشخصی را در ایران سپری كند، طی كردن این دوره، زمان‌بر و دشوار است و نیاز به وضع قوانین خاص دارد. یكی دیگر از قوانین ضروری این بخش داشتن ویزای درمان است تا بیماران بتوانند بدون طی تشریفات وارد كشور شوند. از سوی دیگر وضع قوانین مشخص، نظارت دستگاه‌های مسئول بر امر توریسم‌درمانی كشور و پاسخگویی دستگاه‌های رسمی در قبال این موضوع را تسهیل می‌كند.
در پایان باید گفت در زمینه توریست‌درمانی و جذب گردشگران سلامت همواره باید به چهار مسئله اساسی در این زمینه توجه داشت؛ توانمندی‌های شاغلان حرفه پزشکی، تکنولوژی‌های روز و استاندارد‌های جهانی اقتصاد، درمان و هزینه‌های درمانی و مقررات داخلی کشور از عوامل مهم گردشگر سلامت هستند. ایران در هر چهار مورد ذکر شده نسبت به کشور‌های همسایه و خاورمیانه از توانمندی‌های بهتری برخوردار است که باید نهایت استفاده را از پتانسیل موجود ببرد؛ اما متأسفانه تبلیغات مناسبی برای شناسایی توانمندی‌های پزشکی در خارج صورت نگرفته است در حالی که پر واضح رسانه‌های دولتی و سفارتخانه‌ها در این زمینه نقش موثری دارند.


نیم نگاه
علی رئوفی

قلع و قمع؟!
حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه خوزستان سخنانی گفت که احساس می‌شود حقوق مهمی از نظام را تضییع کرده که از این رو و برای روشن شدن موضوع فرازهایی از آن یادآوری و نقد می‌شود:
۱ـ وی وضعیت فرهنگی مردم نسبت به دوران آغازین انقلاب در زمینه مسائل اعتقادی و دینی را ضعیف‌تر شده دانست و گفت: «در دوران شاهنشاهی اگر جوانی خواهان مبارزه با حکومت بود، علم اسلام را بلند کرده و ظاهر خود را براساس مبانی دینی تغییر می‌داد، به‌طوری که پسران پیراهن‌های یقه‌آخوندی و ته‌ریش گذاشته و دختران نیز با حجاب کامل و چادر در مکان‌های عمومی همچون دانشگاه حاضر می‌شدند. هم‌اکنون نیز اگر جوانی بخواهد برخلاف حکومت عمل کند و یا به‌نوعی اعتراضی نسبت به دولت و حکومت داشته باشد، اعتراض خود را با تغییر ظاهر و بدحجابی نشان می‌دهد که باید برای حل این موضوع آسیب‌شناسی دقیقی صورت گیرد و تنها به برخورد با معلول اکتفا نکنیم.» از آنجایی که از متن سخنان آقای ناطق خواسته و نخواسته معیاری برای داوری رفتار دیگران و مقیاسی برای ارزیابی‌های اجتماعی ساخته می‌شود، لازم است درباره آنچه که گفته، صریح‌تر سخن گفت. آنچه که آقای ناطق درباره پوشش جوانان پیش از انقلاب گفته است، یک جزء و مقوله حداقلی است که در روایت وی تعمیم و کلیت غیر واقع یافته است. یعنی در حالی که بیشتر مخالفان حکومت شاه، جوانان مومنی بودند که تعداد اندکی لباس یقه‌‌آخوندی داشتند و بسیاری هم بودند که ته‌ریش هم نمی‌گذاشتند، وی همه را در دایره توصیف خودش قرار داده است! اما مقوله چادر به گونه دیگری بود، زیرا حجاب نود درصد بانوان چادر بود؛ بنابراین تعداد چادری‌های مخالف حکومت شاه هم بیشتر بود. نظر ناصواب آقای ناطق درباره پیش از انقلاب که تنها متکی بر ظاهر است که یک علامت محسوب می‌شود، دقیقاً مسائل پس از انقلاب را نیز در برگرفته، بدون آنکه برای چنین داوری دقیق و حساسی که به ویژگی‌های دیگری نیاز دارد، به سیر تحولات و نکات تعیین‌کننده توجه داشته باشد. این نکته درست است که برخی از افراد برای ابراز مخالفت با نظام ممکن است از پوشش‌های نامتعارف استفاده کنند، اما آیا معنایش آن است که همه کسانی که دارای پوشش نامتعارف هستند، مخالف نظامند. هیچ منطق و استدلالی توان اثبات این ادعا را ندارد و اصرار بر چنین نظر بی‌بنیانی انسان را به ظاهرگرایی و سطحی‌نگری مطلق سوق می‌دهد؛ کما اینکه مفهوم عکس آن که قاعدتاً باید این ادعا آن را بپذیرد و از متن این ادعا بیرون می‌آید نیز اشتباه محض است که عبارت است از: «هر کس ریش داشته و لباس مناسب به تن دارد و در کل ظواهر دینی را رعایت کرده، انسان وارسته و طرفدار نظام است.» غلط بودن هر دو نظر با وجود مصادیق متعددی که خلاف آن را نشان می‌دهد، اثبات می‌شود؛ یعنی مخالف و موافق بودن با نظام، با پوشش ظاهری فهم و اثبات نمی‌شود.
۲ـ آقای ناطق در فراز دیگری با ورود به بحث بدحجابی گفت: «اینکه نیروی انتظامی یا منکرات به طور مستقیم وارد کار شده و با قلع‌وقمع دختران و پسران، آنها را برای ارشاد، تنبیه و یا مجازات به مرکز مبارزه با مفاسد اخلاقی ببرد به طور کامل اشتباه بوده و در برخی اوقات نتیجه عکس و نامطلوبی نیز داشته است.»
بعید است که آقای ناطق معنای «قلع و قمع» و اقتضای به کار بردن آن را نداند. با چنین شناختی از آقای ناطق، ایشان بفرمایند آیا استفاده از این عبارت که با به کار برده شدن در جایی که جایش نیست، بسیار مشمئزکننده شده، با سیاست نظام که ادعا شده نباید با تاختن به آن آب به آسیاب دشمن ریخت، برخورد منصفانه‌ای انجام گرفته است؟! با اینکه در این باره بحث بسیار است اما به نظر می‌رسد همین مقدار برای تنبه و جبران کافی باشد!


دریچه
گردآوری: اکبر‌کریمی

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (25)

آثار روانشناختی قحطی تحمیلی به ایرانیان
به قول یحیی دولت‌آبادی در این ایام تهران به وضع فلاکت‌باری دچار شده بود، به‌گونه‌ای که مختصر کمک‌ها در جمع‌آوری فقرای آن شهر، بسیار بزرگ به نظر می‌رسید. به هنگام جنگ جهانی اول یکی از معتبرترین مراکز فرش‌بافی ایران در غرب کشور واقع بود که به کلی از میان رفت. دامنه مصیبت به اندازه‌ای بود که حتی «هارولد نیکلسون» زندگی‌نامه‌نویس رسمی لرد کرزن، نتوانست این حقیقت را کتمان سازد که در دوره جنگ جهانی اول، ایران در برابر چنان رنج و تعب و تجاوزی واقع شد که هیچ کشور بی‌طرف دیگری به این بلیه عظما مبتلا نگشت.
دولت‌آبادی همچنین وضع تهران را در روزهای پایان جنگ جهانی اول چنین توضیح داده است: «به تهران در سال‌های آخرین، بزرگ‌تر بدبختی که وارد شده، این است که روح حرص و آز، روح نفاق و شقاق، روح بدگمانی و بداندیشی شدیدی در کالبد وی حکمفرما شده است و گویی فرشته عاطفت و حقیقت از این شهر پرواز کرده، به جای آن اهریمن بی‌رحمی و نادرستی به صورت وحشتناکی نشسته است. پیش از جنگ عمومی، تهران جوان، تمدن اروپا را بالای سر خود مانند آفتاب بلند پایه می‌دید و می‌کوشید دست خود را به دامان آن برساند و تصور می‌کرد صفحه اروپا پر است از عاطفت، و مملو است از محبت و مرحمت. و بالجمله اروپا را مهد سعادت و انسانیت می‌دانست. جنگ عمومی بطلان این تصورات را مدلل داشت و فهمانید که اروپا هم قطعه‌ای از همین عالم و اروپاییان نیز پرورده‌ای از پروردگان همین آب و خاکند. جنگ عمومی پرده‌ای را از برابر روحیات اروپاییان برچید که جز با این دست قوی، برچیدن آن پرده امکان نداشت و بالاخره محقق گشت که ترقیات علمی و صنعتی اروپا همان اندازه که آن مردم را به مادیات نزدیک و علاقه‌مند کرده از عواطف روحانی و مراحم انسانی دور نموده است. انعکاس این حقیقت در افکار اقوامی که تمدن اروپا را سرمشق تعالی خود می‌دانستند، بدیهی است چه اثر بدی می‌دارد. پس اگر بگوییم ایران و خصوصاً تهران جوان از بی‌پرده شدن احوال روحی و مدنی اروپا خود را در پرتگاه گمراهی انداخته، باور کردنی است و در اثر این پیشامد به ضمیمه فقر و فاقه عمومی که از ناحیه انگلستان بر این کشور تحمیل شده، یک بی‌امانتی و بی‌عاطفتی دیده می‌شود که از پیش مانندی نداشته است.»
در واقع دولت‌آبادی در کنار فقر و فلاکت و کشتار ناشی از قحطی اشاره روانشناختی به وضعیت روحی حاکم بر ساکنان تهران دارد. او وخامت روحی ایرانیان در این برهه را به‌گونه‌ای به تصویر می‌کشد که از آن نتیجه‌ای جز خشک شدن امید و بالندگی یک ملت ستمدیده را نمی‌توان نتیجه گرفت. درست است که انگلستان در جنگ جهانی اول قحطی کشنده‌ای را بر ایران و مردمان رنجدیده‌اش تحمیل کرد و سبب کشته شدن میلیون‌ها نفر شد ولی عمق فاجعه را باید در کشته شدن اراده‌ها و آمال و آرزوهای ملت ایران توسط این کشور استکباری جست‌وجو کرد. ملتی که زمانی یکی از متمدن‌ترین ملل جهان به شمار می‌رفت با اعمال غیرانسانی انگلستان و عمالش در واقعه دو جنگ جهانی به یکی از ضعیف‌ترین ملل و وابسته‌ترین کشورها تبدیل شد، به‌گونه‌ای که با سلب اراده از خویش به فاصله چندین دهه به حافظ منافع استکباریان در منطقه بدل شد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 250
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (3)
عوامل و زمینه های تأسیس حزبی با استانداردهاي جدید
 

همان گونه که در شماره گذشته در خصوص تاریخچه و بسترهای شکلگیری حزب اعتماد ملی گفته شد، بر خلاف انتظار، با عدم حمایت مجمع روحانیون از نامزدی و کاندیداتوری دبیر خود، یعنی آقای کروبی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، بخشی از زمینه‌های واگرایی و تفرق در جبهه اصلاحات فراهم شد تا کروبی احساس کند برای موفقیت باید رأساً دست به تأسیس حزبی با استانداردهای جدید بزند.
اصلاح‌طلبان و انتخابات ریاست جمهوری نهم
در نهايت اصلاح‌طلبان اعم از مجمع روحانيون و ديگران به سه دسته تقسيم شدند، بسياري از دکتر معين کانديداي «اصلاح‌طلبان پيشرو»، برخي از هاشمي رفسنجاني و برخي ديگر هم از کروبي حمايت کردند. اين وضعيت موجب شد سمت و سوي انتقادات کروبي شامل اين طيف از اصلاح‌طلبان نيز بشود. کروبي در مقابل طيف تندرو، خود را آغازگر اصلاحات مي‌دانست و بر اصلاحات در چارچوب قانون و حفظ ارزش‌هاي ديني تأکيد مي‌کرد.(۱)
انتخابات نهم رياست جمهوري برگزار شد و برخلاف برآوردها و گمانه‌زني‌‌هاي معمول و حتي نظرسنجي‌هايي که جبهه اصلاح‌طلبان منتشر مي‌کردند، کروبي با اندکي اختلاف پس از محمود احمدي‌نژاد و بالاتر از دکتر معين و قاليباف در رده سوم قرار گرفت. هرچند اين رأي قابل توجه، بيشتر به وعده‌‌هاي اقتصادي وي از جمله دادن 50 هزار تومان پول به هر ايراني بر ميگشت، اما از سوي ديگر، بر برآورد غلط جبهه اصلاحات و مجمع روحانيون از ميزان رأي کروبي نيز صحه گذاشت. اگر اين تحليل غلط نبود و حمايت بيشتري از وي مي‌شد، چه بسا که کروبي به دور دوم راه مي يافت.
هرچند کروبي به نتايج انتخابات معترض بود، اما ميزان رأي او در اين انتخابات به وي انگيزه و دلگرمي فراواني مي‌داد که اگر با يک تشکل منسجم وارد صحنه رقابت سياسي شود، امکان پيروزي‌اش در انتخابات‌‌هاي آتي بيشتر خواهد بود.
تحلیل دلایل شکست اصلاحات
از ديد کروبی، يکي ديگر از دلايل عمده شکست‌‌هاي پي در پي جبهه اصلاحات پس از انتخابات شوراي شهر دوم، عدم انسجام و تفرق بود که يک حزب منسجم و مستقل مي‌توانست اين نقيصه را جبران کند.(۲) از سوي ديگر وي به تجربه دريافته بود که در چارچوب محدود يک تشکل روحاني نمي‌توان کار حزبي کرد، چرا که تشکل‌‌هاي اصلي روحاني چون جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم، هيچ‌گاه خود را در جايگاه حزبي ندانسته و همواره در جايگاه رهبري و پدر تشکل‌ها و احزاب سياسي نقش ايفا کرده‌اند و بسياري از آنان با کار حزبي حرفه‌اي از سوی روحانيون مخالفند.
عملکرد اين تشکل‌ها که عمدتاً به ايام انتخابات برمي‌گردد، موسمي، مناسبتي و غالباً از ويژگي‌‌هاي گروه‌‌هاي ذي‌نفوذ است، تا احزاب رسمي داراي کنگره، دفاتر استاني و عضوگيري. عمدتاً حلقه‌اي از روحانيون را در بر مي‌گيرد که از ابتداي تشکيل تاکنون، رويش و زايشي در جغرافيای سياسي کشور نداشته‌اند.(۳)
از این رو کروبي پس از اتمام انتخابات با قطع اميد از اصلاح‌طلبان و همچنين تشکيلات مجمع روحانيون مبارز، عزمش را براي تأسيس حزبي فراگير که پشتيبان برنامه‌‌هاي او باشد، جزم کرد.
او تنها چند روز پس از دور اول انتخابات، از عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام و بعد از 18 سال از دبيرکلي مجمع روحانيون مبارز استعفا داد. وي دليل استعفاي خود از مجمع روحانيون را برخورد برخي اعضا و تلاش آنها براي متلاشي کردن اين تشکل و عدم همراهي آنها با کانديداتوري‌اش اعلام کرد.(۴)
کروبي اصلاح نشدن اصلاح‌طلبان را دليل اصلي شکست در انتخابات مي‌دانست و به همين جهت از سران و مؤثرين اصلاحات آزرده‌خاطر بود و به شدت از آنها انتقاد مي‌کرد و از آنها مي‌خواست ضمن شناخت عوامل شکست، به فکر اصلاح خود و انسجام جبهه اصلاحات باشند.(۵) او ضمن نقد اصلاحات سعي داشت مرزهاي هويتي تشکيلات جديدش را با جناح‌ها و جريانات سياسي اعم از اصولگرايان و اصلاح‌طلبان شناسايي کند. گرچه از آمادگي همکاري حزب تازه تأسيسش با ديگر گروه‌ها سخن مي‌راند، اما به تجربه دريافته بود که ديگر موضوعي براي ائتلاف ميان اصلاح‌طلبان باقي نمانده است.(۶)
تأسیس حزب با استانداردهاي جدید
کروبي با قرار دادن افرادي همچون «محمدجواد اطاعت»، «الياس حضرتى »، «محمدجواد حق‌شناس»، «‌رضا حجتى»، «اسماعيل گرامى‌مقدم»، «ابراهيم اميني» و... در فهرست هيئت مؤسس، اقدام به تأسيس حزب اعتماد ملي کرد؛ کساني که علاوه بر فعاليت در ستاد‌‌هاي انتخاباتي‌اش در سراسر کشور، در سمت نمايندگي مجلس ششم نيز با وي همکاري تنگاتنگي داشتند.(۷) چنين چينشي از افراد، حکايت از قطع اميد کروبي از ياران قديمش در مجمع روحانيون و استمرار فعاليت سياسي با اعضاي وفادار ستاد انتخاباتي‌اش داشت.
مؤسسان اين تشکل نوظهور ادعا داشتند که قصد دارند حزبي را با استانداردهاي پذيرفته شده بنا کنند که در آن بر خلاف رفتار برخي از احزاب که در پي حذف حريف هستند، ضمن رقابت جدي حرمت ديگران نيز حفظ شود.(۸)
عدم حضور اعضاي شوراي مرکزي حزب در قدرت و ترکيب اين شورا که افرادي از روحانيون، نمايندگان اهل تسنن و قوميت‌‌هاي مختلف را تشکيل مي‌داد، وجه مميزه حزب اعتماد ملي از احزاب دولت ساختهاي مانند مشارکت و کارگزاران بود که نشان از توجه مؤسسان اين حزب به فراگير بودن آن و نفوذ در بين اقشار مختلف مردم داشت.(۹)
کروبي و يارانش راه سختي را براي ساختن حزب استاندارد مورد ادعاي‌شان در پيش داشتند، بي‌گمان آنها در دايره بسته و ناکام گروه‌ها و احزاب ريز و درشت به خصوص گروه‌‌هاي اصلاح‌طلبي که به سختي مورد انتقاد آنها قرار داشت، نمي‌توانستند گام بردارند. اگر آنها مي‌خواستند تأثيرگذاري مطلوبي داشته باشند، مي‌بايست به صورت مبنايي تعريفي معلوم و منسجم از حزب به معناي عام با توجه به مقتضيات فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي جمهوري اسلامي ايران ارائه دهند. به عبارتي ديگر با توجه به مقتضيات فوق، تحزب را بومي‌سازي کنند، اما اين نقص عمده‌اي بود که سال‌‌هاي متمادي احزاب وطني با آن دست و پنجه نرم مي‌کردند و موضوعي نبود که با چند نشست و برخاست حزبي حل شود، بلکه تلاش عميق نظري معطوف به تجربيات عملي نياز داشت که اعضاي حزب اعتماد ملي فاقد آن بودند. در سطوح عملي نيز «‌تعيين خاستگاه طبقاتي و مخاطب‌سنجي، پرهيز از کادرگرايي و لحاظ واقعيت‌‌هاي جامعه امروز ايران و جهان، ارائه رهنمودها و راه‌حل‌‌هاي استراتژيک و گم نشدن در ديوان‌سالاري حزبي»(۱۰)، الزام‌هايي بود که مي‌توانست حزب اعتماد ملي را به استاندارد‌‌هاي لازم نزديک کند، اما ديري نپاييد که آرزوي بلندپروازانه کروبي و يارانش به يأس گراييد و در بزنگاه انتخابات ۱۳۸۸ با چند حرکت انفرادي دبيرکل حزب و برخي از اعضاي آن، اين تشکل به سمت فروپاشي رفت.
در نهايت، تنها دو ماه پس از اتمام انتخابات رياست جمهوري نهم، اوايل شهريور ماه ۱۳۸۴ پيش کنگره حزب اعتماد ملي با حضور اعضاي ستاد انتخاباتي کروبي برگزار شد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است


آفاق
شهاب زمانی

رویای نیمه‌تمام دموکراسی غربی
در چند شماره گذشته مطالبی راجع به دموکراسی بیان شد که گاهی واجد تازگی‌هایی نیز در این زمینه به لحاظ حوزه اندیشه‌ورزی بود. البته تفسیر و تعریف دموکراسی در دنیای امروز یک چیز است و آنچه در سیاست‌ورزی عملی در جوامع مدرن مدعی مراعات فرایندهای دموکراتیک ملاحظه می‌شود، چیز دیگری است. بر این مبنا می‌توان گفت دموکراسی هنوز در برنامه‌های سیاسی جدید «کاری نیمه‌تمام» است. بر محور این موضوع، شماره پایانی سلسله مقالات دموکراسی را تقدیم مخاطبان عزیز می‌شود.
دموکراسی، کاری نیمه‌تمام
شاید بسیار بی‌رحمانه باشد که دستاوردهای زیاد دموکراسی در جوامع امروز با استعمال واژه «دموکراسی نیمه‌تمام»، نادیده انگاشته شود، اما واقع مطلب این است که با این بیان به هیچ‌وجه به‌دنبال فراموشی دستاوردهای دموکراسی و اختیارمند شدن انسان بر حوزه مهم و حساس تعیین سرنوشت سیاسی خودش نیستیم، بلکه زمانی که گفته می‌شود اجرای عملی دموکراسی در جوامع مدعی غربی در دنیای امروز نشان می‌دهد که «دموکراسی هنوز در برنامه‌های سیاسی جدید، کاری نیمه‌تمام است» حتی شامل هنگامی است که حق رأی همگانی کسب می‌شود و یا همچنین شامل زمانی است که انتخابات مردمی، جزء اصلی نظام‌های سیاسی می‌گردد، نیز به اعتراف «آربلاستر» در کتاب دموکراسی‌اش «هنوز از تحقق کامل دموکراسی فاصله داریم.»(۱) ناگفته پیداست که از لحاظ منطقی خود این دو دستاورد مهم و پرارزش را باید به عنوان نخستین گام در مسیر ایجاد جامعه‌ای کاملاً دموکراتیک ارزیابی کرد.
گونه‌ای مارکسیسم عاری از ظرافت و مبتذل وجود داشت و هنوز هم وجود دارد که تفاوت‌های نظام‌های سیاسی و ساختارهای دولت را در جوامع سرمایه‌داری اساساً صوری و بی‌اهمیت می‌دانست. دموکراسی بورژوایی را صورت ظاهری می‌دانستند که در ورای آن طبقه سرمایه‌دار به حکومت خود ادامه می‌دهد و بر جامعه بورژوایی مسلط است. به همین نحو این موضوع که آیا نمای ظاهر حفظ می‌شود یا کنار گذاشته می‌شود تا واقعیت پنهان آن نمایان گردد، اهمیت چندانی نداشت.
طلوع دروغین دموکراسی بورژوایی
اما با وجود مزایا، امکانات و فرصت‌هایی که دموکراسی حتی از نوع بورژوایی آن در اختیار می‌گذارد، دموکراسی «بورژوایی» از جهات بسیاری طلوعی دروغین داشت و تنها بخشی از وعده‌هایی را تحقق بخشید که هزاران نفر برای دستیابی به آنها به پیکاری سخت دست یازیدند. برای نمونه در بریتانیا، نخستین فرمان اصلاحی ۱۸۳۲، نتیجه ده‌ها سال مبارزه متناوب مردمی بود که در آن شخصیتی چون «ویلیام کابت» بدون وقفه علیه طرح‌های شورشگرانه بحث می‌کردند و از هدایت رادیکالیسم مردمی برای حق رأی قانونی وسیع‌تر دفاع می‌کردند. بی‌شک پیامد این پیکار عظیم، یعنی فرمان اصلاحی، موجب ناامیدی شدید رادیکال‌های طبقه کارگر شد. همان‌طور که کابت بعدها عنوان کرد، مردم خواهان آن بودند که فرمان اصلاحی «خیر و برکتی برای آنها داشته باشد و وضعیت‌شان را بهتر سازد... نه آنکه در خیالی انتزاعی یا متافیزیکی خرسند گردند.»(۲)
همین موضوع کم و بیش در مورد «چارتیست‌ها» نیز صادق است. آنان حق همگانی را غایتی در خود نمی‌پنداشتند، بلکه آن را کلیدی می‌دانستند که با آن باب تغییرات رادیکال یا حتی اجتماعی و اقتصادی گشوده می‌شود. مخالفان طبقاتی آنها در این چشمداشت شریک بودند و به همین دلیل از حق همگانی می‌هراسیدند و با آن مبارزه می‌کردند. سازش بورژوازی با «دموکراسی» دقیقاً مدیون این واقعیت است که چنین ترس‌ها (یا امیدهایی) تحقق نیافت و یا در بهترین حالت در بخش‌های کوچکی محقق شد. می‌توان تفسیر مشابهی را در در مورد مبارزه سرسختانه زنان برای داشتن حق رأی در بریتانیا در اوایل قرن گذشته ارائه کرد.
نشانه‌هایی از همین دلزدگی در اروپای شرقی و اتحاد جماهیر شوروی سابق هم دیده می‌شود. مردم این کشورها همانند مردم انگلستان در قرن نوزدهم و فرانسه انقلابی، انتظار دارند و خواستار آنند که دموکراسی«خیر و برکتی برای آنها» داشته باشد. درحال حاضر برای آنان روشن نیست که امتزاج دموکراسی و سرمایه‌داری اوضاع مادی بهتری را برای توده‌های مردم نسبت به کمونیسم اقتدارگرا به وجود آورد. «گاوریل پوپوف» شهردار منتخب مسکو در سال ۱۹۹۰ م با صراحتی نامعمول از تعارض میان خواسته‌های مردم و اقداماتی که او و سایر رهبران سیاسی برای دگرگونی اقتصادی ضروری می‌دانستند، سخن گفت.(۳)
دموکراسی و همزیستی دشوار با سرمایه‌داری
مطالعه موردی مصادیق فوق نشان می‌دهد که خواسته‌های مردم عادی از دموکراسی سیاسی یا مشارکت در رأی‌گیری به هیچ وجه به صورت کامل تحقق نیافته است. البته دموکراسی سیاسی فقط با دادن حق رأی به اشخاص بالغ در انتخابات محلی یا عمومی تحقق نمی‌پذیرد. اصل برابری قدرت سیاسی که خود را در این حق نمایان می‌سازد که هر شهروند دارای یک رأی است در تقابلی شدید با نابرابری‌های فاحش توزیع قدرت سیاسی قرار دارد که در جنبه‌های مهم دیگری نمود می‌یابد. موضوع فقط درباره توزیع قدرت در رابطه با نهادهای رسمی تصمیم‌گیری و یا حتی کنترل افکار و احساسات مردم نیست؛ گرچه در هر دو مورد توزیع قدرت آشکارا و به‌گونه‌ای بی‌تناسب نابرابر است. علاوه بر این موضوع، مسئله فهم قدرت و چگونگی اعمال آن و منبع آن مطرح است. برای روشن‌تر شدن منظور می‌توان در قراردادهای بزرگ تجاری و نفتی ما بین دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ چند ملیتی نمونه مطالعاتی فراوانی پیدا کرد که دولت‌های منتخب ناگزیر می‌شوند تا در مقابل خواسته‌های شرکت‌های خصوصی بزرگ تسلیم شوند و رسانه‌هایی که به نحو گسترده‌ای افکار عمومی را شکل می‌دهند، از سوی میلیونرها خریده و فرخته می‌شوند و با آنها چون بخشی از مالکیت خصوصی برخورد می‌شود. همین امر نشان می‌دهد که برای دموکراسی فعال و موثر، همزیستی با سرمایه‌داری انحصاری چقدر دشوار است.(۴) این امر موجب بی‌اعتمادی عمومی به دموکراسی می‌شود که تنها با انتقال هر چه بیشتر قدرت به بخش عمومی و پاسخگو تصحیح می‌گردد. مسلم است که مقصود از بخش عمومی اساساً بخش دولتی نیست؛ بلکه نظامی از کنترل مردمی است که در آن تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان به نحو مقتضی در تعیین خط‌مشی و تصمیم‌گیری‌ها مشارکت خواهند داشت. این درحالی است که حتی در واحدهای سیاسی خاصی که ادعای دموکراتیک بودن دارند، هنوز فاصله زیادی مانده تا اصول دموکراتیک تماماً در آنها تجسم یابد. از این رو حتی در برخی از جوامع غربی سخن از خلق دموکراسی جدید است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 250
فتح الله پریشان

ملاصدرا فیلسوف معاد و سیاست‌ورز معاش
در بررسی اندیشه سیاسی حکیم حکمت متعالیه یکی از پرسش‌های جدی که بیشتر منکران اندیشه سیاسی وی مطرح می‌کنند، این است که آیا صدرالمتألهین به عنوان یک فیلسوف که بیشتر به مسائل فلسفی و حکمی پرداخته و به قول سیدجواد طباطبایی ـ پژوهشگر پرآوازه اندیشه سیاسی در ایران ـ همه کوشش خود را به اثبات معاد جسمانی(1) مصروف داشته، دارای اندیشه سیاسی است یا از تأمل در معاش انسان‌ها غفلت کرده است؟
در پاسخ به این پرسش، طبیعی‌ترین و عقلایی‌ترین راه، مراجعه به آثار و آرای فکری و سیاسی ملاصدرا است. در ثانی اگر نگاه به بسته حکمت متعالیه وی نگاهی متکامل و به عنوان یک بسته کامل باشد می‌توان از آن، هم زندگی و مسائل معیشت مردم را استنباط کرد و هم سیاست، اقتصاد و فرهنگ متعالی را استخراج نمود، چراکه مکتب حکمت متعالیه ملاصدرا بازگویی ابعاد و زوایای مختلف مکتب مادر، یعنی دین مبین اسلام است که از هیچ فروع و اصولی از حیات دنیوی و اخروی بشر فروگذار نکرده است. اما با توجه به آثار وی بدیهی است که ملاصدرا به تأمل در زندگی سیاسی انسان‌ها و به تعبیر صاحب کتاب «زوال اندیشه سیاسی در ایران»، به «تأمل در معاش انسان‌ها» هم پرداخته است. خود شخص طباطبایی در کتاب «زوال اندیشه سیاسی در ایران» پس از طرح پرسش فوق اشاره می‌کند که ملاصدرا در «بخش پایانی کتاب مبدأ و معاد، خلاصه‌ای درباره سیاست آورده است» و چنانکه اشاره خواهد شد، ملاصدرا اساساً دنیا را مزرعه آخرت می‌داند؛ از جمله در سخنی که طباطبایی نیز به آن توجه داشته، چنین می‌آورد که «نفوس و اموال» ابزار و وسایل نیل به معرفت خداوند و تقرب به او هستند و تدبیر امور مربوط به «اموال و نفوس» لازم است. علاوه بر این، ملاصدرا بی‌توجهی به نفوس و اموال را همچون بی‌توجهی به معرفت حق و ممانعت از آن در ردیف گناهان کبیره قرار داده است. «پس اکبر کبائر آن است که سد باب معرفت [خدا] و بعد از آن، آن است که سد باب حیات نفوس است، مسدود گرداند.»(۲)
به راستی اینها اگر تأمل در امر معاش و دنیای انسان‌ها نیست، پس چیست؟ وی از باب توجه به امر معاش است که نه تنها کشتن را ممنوع می‌داند، بلکه هر نوع خشونتی را که به هلاکت بینجامد، جزء کبایر قرار می‌دهد.
با همه این اوصاف، آقای لک‌زایی در خصوص دلیل قاطع غفلت ملاصدرا از توجه به امر معاش از منظر طباطبایی، نکته قابل توجهی را بیان می‌کند که شنیدن آن خالی از لطف نیست. به نظر وی «اختلاف را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد. صدرالمتألهین در پارادایمی به تأمل در امر معاش انسان‌ها پرداخته است که مورد قبول آقای طباطبایی نیست.»(3) اختلاف مبنایی در این است که امثال ملاصدرا مبتنی بر اندیشه اسلام و با رهیافت اندیشه عرفانی، اصل را در سیاست با آخرت می‌دانند و مبتنی بر آن، به اندیشه‌پردازی و تنظیم سازوکارهای سیاسی در اعمال قدرت می‌پردازند در حالی که طباطبایی مبتنی بر قرائت غربی از سیاست، اصالت را با دنیا و اصل را در «سرای طبیعت» بر بقا تحلیل می‌کنند. این تغایر و تضاد از اینجا ناشی می‌شود که در اندیشه عرفانی ملاصدرا، «دنیا» به مثابه مسافرخانه‌ای است که انسان نباید به آن دل ببندد و غایت سفر عارف، «آخرت» و «دنیای پس از مرگ» است و از این‌رو در معرفت سیاسی با پارادایم هدایت مواجه می‌شود، اما در نگاه مقابل یعنی دانش سیاسی مبتنی بر پارادایم قدرت، همه هستی در جهان مادی خلاصه می‌شود. لذا اگر مراد طباطبایی و دیگر منتقدان این باشد که ملاصدرا به امر معاش و سیاست آن‌گونه که مورد توجه مکتب قدرت است، نپرداخته، درست است؛ اما اگر مدعی این باشد که ملاصدرا هیچ نوع تفکری در عرصه سیاسی و زندگی سیاسی ندارد، مقبول نیست. در ادامه این سلسله مقالات گفته می‌شود که ملاصدرا واجد مکتب خاصی در عرصه معرفت سیاسی به نام مکتب حکمت سیاسی متعالیه است که در چارچوب مکتب هدایت در عرصه سیاست تفسیر و تحلیل می‌شود. اندیشه سیاسی متعالیه تنها بر اندیشه عرفانی مبتنی است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

بایسته‌های کارآمدی فقه سیاسی
با توجه به مطالبی که در شماره‌های گذشته درباره شناخت فقه سیاسی شیعه و اهل سنت تقدیم مخاطبان عزیز شد و همچنین لحاظ رسالت خطیر فقه در حوزه تعیین تکلیف و حقوق انسان و جامعه و نگاه مقایسه‌ای بین آنها، به این نکته مهم می‌رسیم که مکتب اصولی فقه سیاسی شیعه توانایی و ظرفیت عملی ساختن اصل اداره جامعه را دارد، منتهی نیازمند آسیب‌شناسی کاملی است تا موانع گسترش و کارآمدی آن مشخص شود و با اصلاح آنها، بر کارآمدی آن افزوده گردد: برای نمونه فقه سیاسی به‌ویژه در امر نظام‌سازی، آن‌گونه که در موضوعات فقه فردی به کنکاش پرداخته، تئوری‌پردازی نکرده است؛ از این‌رو امروزه سوالات فراوانی درباره مسائل سیاسی کلان جامعه وجود دارد که فقهای سیاسی براساس اصل اجتهاد ‌باید به آنها بپردازند.
با توجه به تعریف فراگیر امام راحل از فقه که آن را تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور می‌دانست، فقه سیاسی، رسالت خطیر و سختی را برعهده دارد که ‌باید راهکارها و فرایندهایی را برای تحقق عملی رسالت خود در پیش بگیرد. بر این اساس، می‌توان بایستگی‌هایی را که برای کارآمدی فقه سیاسی لازم است به شرح زیر فهرست کرد:
۱ـ ارائه الگوی کارآمد و کامل؛ منظور از الگوهای کارآمد دینی، مجموعه طرح‌ها و برنامه‌هایی است که اولاً منطق حجیت دینی در آنها رعایت شده باشد، ثانیاً با توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی هر عصری از کارآمدی لازم نیز برخوردار باشد. مقصود از کارآمدی نیز توانایی یک نظریه در نشان دادن راه‌های «تصرف» و «تغییر» در واقعیت‌های بیرونی است.
۲ـ نظام‌سازی؛ اصلی‌ترین وظیفه فقه سیاسی، نظام‌سازی است؛ زیرا دین اسلام دینی است که داعیه مدیریت جهانی دارد و بسیاری از قوانین و اصول آن مربوط به نظام جهانی است.
۳ـ اجتهاد در موضوعات مختلف سیاسی؛ با توجه به نقش محوری پیشرفت‌ها و پیچیدگی‌های علمی عصر مدرن در تحولات سیاسی و اجتماعی، فقهای سیاسی هم ‌باید با شناخت مفاهیم جدید، موضع دین را در مقابل آنها اعلام دارند و یا اساساً در برخی موارد، حکم جدیدی را براساس منابع استنباط کنند.
۴ـ توجه به اصل مصلحت؛ حضرت امام خمینی(ره) علاوه بر ضرورت توجه به عنصر زمان و مکان در فهم شریعت و اجتهاد، توجه به مصلحت را نیز لازم می‌دانستند و بر این اساس، فرمان تأسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را صادر کردند.
۵ـ رابطه حوزه با نهادهای سیاسی؛ عامل دیگر کارآمدی فقه سیاسی، رابطه حوزه با نهادهای سیاسی است تا در پرتو آن، فقهای سیاسی و حوزه‌های علمیه به موضوعات و مسائل و مشکلات جامعه اشراف کامل داشته و به‌دنبال جست‌وجوی راه‌حل باشند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال اخیر
توطئه‌ها و جنایت‌های پیش از رهبری نهضت امام خمینی(ره)

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی



همواره حوزه‌های علمیه علوم دینی شیعیان و روحانیت شیعه در دستور کار برنامه‌ریزان، طراحان و توطئه‌گران وابسته به استعمار بوده است. تاکنون نقشه‌ها و دسیسه‌های فراوانی انجام گرفته تا مراکز علوم دینی شیعیان برچیده شود. بررسی علل و عوامل دخیل و شیوه‌ها و روش‌های آنها فرصت جداگانه‌ای را می‌طلبد. جریان‌های وابسته به استعمار انگلیس بارها به مرکزیت تعلیم و تربیت اهل علم در کربلا، نجف، سامرا و سایر نقاط هجوم آورده و خون بسیاری از مظلومان و جوانان پاک اهل علم را بر زمین ریخته‌اند. رویدادهای گذشته تاریخ گواهی می‌دهد که چه جنایت‌هایی که انجام نگرفته ولی علمای شیعه در برابر این دسیسه‌های عوامل بیگانه، بسیار هوشیارانه عمل کردند که ذکر هر یک، ماجراهایی دارد. در این مبحث مقدماتی تنها به چند نکته مهم و تأثیرگذار برای ورود به نهضت امام خمینی(ره) به اختصار اشاره می‌شود تا بتوان توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال اخیر را برشمرد.

حوزه علمیه در پیچ و خم توطئه‌ها
حوزه علمیه قم به‌عنوان مرکز دانش و تربیت کادر علوم دینی در سال ۱۳۰۰، برابر با کودتای ۱۲۹۹ رضاخان، توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی پایه‌گذاری شد و مدیریت آن به عهده ایشان بود. او با درایت در یک مقطع پانزده ساله دوران آخر حیات خود، روزگار بسیار غم‌انگیزی را گذراند. در فضای اختناق سیاسی امنیتی بسیار پیچیده پس از شکست مشروطه و اعدام شیخ‌فضل‌الله با وقوع جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی و اشغال عراق توسط انگلیسی‌ها و ضربات شدیدی که به حوزه علمیه نجف وارد شده بود، شیخ عبدالکریم الزاماً می‌بایست دستاوردهای علمای شیعه را از این پیچ و خم و بحران‌ها عبور دهد و حفظ کند، به‌خصوص با به قدرت رسیدن رضاخان پهلوی و مشاهده اعمال سرکوبگرانه شدید او علیه علما و دانشمندان شیعه همچون؛ شهادت سیدحسن مدرس، شیخ محمدتقی بافقی یار دیرینه و وفادار او، برخوردهایی که با آیت‌الله شاه‌آبادی شد، برخورد با قیام حاج‌آقا نورالله اصفهانی و قضیه قیام مسجد گوهرشاد و برخورد ناجوانمردانه‌ای که با آیت الله ‌العظمی حاج‌آقا حسین قمی صورت گرفت. او همه این مصیبت‌ها را تحمل کرد تا اصل مرجعیت شیعه در قم پایدار شود. پس از رحلت او در سال ۱۳۱۵ دشمنان بیکار ننشستند و هر از چندگاه، فتنه و اختلاف و توطئه‌ها برپا می‌کردند و علمای ثلاث آقایان خوانساری، صدر، حجت با وحدت و همدلی یک دهه را با مشکلات عدیده سپری کردند، اما اقدام هوشیارانه امام راحل در آن ایام سخت و پیچیده، حوزه علمیه قم را از خطر توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان نجات داد.

اقدام هوشیارانه امام
حضرت امام خمینی از شاگردان ممتاز، عالم و مجاهد، مدرس برجسته و بنام حوزه، حاضر در جلسات سیاسی شهید مدرس، شاهد تمام حوادث پس از مشروطه بود، روش و خط‌مشی استاد خویش را درک می‌کرد. ایشان به عنوان یک شخصیت علمی و بصیر و آگاه به زمان خود و آشنا به انواع دسیسه‌ها و توطئه‌های دشمنان در ایام بحرانی پس از رحلت شیخ عبدالکریم، وارد عرصه مبارزه فرهنگی و سیاسی شد و اقدامات درخور تحسین و قابل تقدیری انجام داد. ایشان با تدوین کتاب معروف «کشف‌الاسرار» به شبهات و سوالات و شایعات دشمنان کینه‌توزانه پاسخ داد. علاوه بر آن، انتشار این کتاب ضربه کاری‌ای به عوامل استعمارگران زد و موجب امید و تقویت روحیه عالمان دین در حوزه تعلیم و تعلم شد. امام راحل همچنین با صدور بیانیه‌ای از آن به سند تاریخی نام بردند. در بیست‌وسوم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۲۳ حضرت امام برای اولین بار دعوت به قیام برای خدا کردند و در بخشی از آن هشدار دادند: «اگر مجال را از دست بدهید و قیام براى خدا نکنید و مراسم دینى را عودت ندهید، فرداست که مشتى هرزه‌گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خداى عالم چه عذرى دارید؟ همه دیدید کتاب‌هاى یک نفر تبریزى بى‏سر و پا را [منظور احمد کسروی است] که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب(روحى‌له‌الفداء)‌ آن همه‌ جسارت‌ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذرى در محکمه خدا دارید؟ این چه ضعف و بیچارگى است که شماها را فرا گرفته؟»
از همان زمان امام راحل در رأس کسانی بودند که برای برپایی وحدت و حفظ حوزه علوم دینی و رعایت شریعت تلاش‌های بی‌وقفه کردند.

اقدام عملی امام راحل
در برابر توطئه‌ها
امام خمینی(ره) در همان ایام، از نفوذ کلمه در حوزه علمیه برخوردار بودند و در رأس علمایی بودند که به شدت روی وحدت مرجعیت پافشاری می‌کردند. مرحوم حضرت آیت‌الله سیدحسن بدلا در خاطرات خود در این باره آورده است: «نخستین کسی که برای تثبیت مرجعیت آقای بروجردی تلاش کرد، مرحوم امام بود. ایشان در واقع بیشترین تأثیر را در این زمینه داشتند و با رفت‌وآمدهایی که در ایام بستری شدن آقای بروجردی در بیمارستان فیروزآبادی تهران انجام دادند و نیز ملاقات‌هایی که در قم با ایشان داشتند، زمینه را برای مطرح شدن آقای بروجردی فراهم آوردند. فراموش نکنید که در آن ایام، اوضاع آشفته‌ای بر حوزه و جامعه حاکم بود و قدرت‌های استکباری دست‌به‌دست هم داده بودند تا مراجع سه‌گانه وقت را بشکنند و میان آنها تفرقه ایجاد کنند. دشمنان اسلام از قدرت و نفوذ روحانیت ضربه خورده بودند، لذا همه تلاش‌های‌شان را در این امر صرف کردند که از میزان اقتدار [و مرجعیت او] بکاهند. از قضا مقداری هم در این کار موفق شدند و کار به جایی رسید که افرادی مانند مرحوم صدر و آقای خوانساری دیگر در امور مالی دخالتی نکنند.» آیت‌الله بدلا در ادامه خاطراتش یادآور شد: «پس از اینکه عمل جراحی ایشان [آیت‌الله‌العظمی بروجردی] در بیمارستان با موفقیت به پایان رسید، بزرگان و مدرسان حوزه علمیه به خدمت ایشان رسیدند و تقاضا کردند که ایشان مقیم قم شوند. حتی عنوان کردند که اگر ایشان مرجعیت عامه را بپذیرند، اختلافات موجود در حوزه خاتمه پیدا می‌کند و سدی در مقابل هجمه‌هایی که به حوزه روحانیت و فرهنگ شیعه می‌شود، ایجاد می‌گردد. پیشنهاد مدرسین طراز اول قم [همچون امام راحل] باعث شد که مراجع ثلاث نیز در مقابل عمل انجام شده قرار گیرند و با وحدت و قطب مرجعیت موافقت کنند...»
تلاش‌های امام راحل برای خنثی کردن نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان اسلام و روحانیت شیعه نتیجه داد و پایگاه علوم دینی در قم حفظ و تقویت شد. آیت‌الله‌العظمی بروجردی در دوران مرجعیت و زعامت بسیار خوش درخشید و با وجود و نفوذ او در ایران و جهان تشیع استعمارگران و عوامل آنها در موضع انفعال بودند. اما پس از رحلت آیت‌الله بروجردی جریان توطئه‌گر بار دیگر فعال شد و امام برای مقابله وارد عرصه شدند و در سال‌های ۴۰ و ۴۱ انگلیس و آمریکا و رژیم شاه برنامه‌های جدیدی برای ایران چیدند که امام همه آنها را افشا کرد.

امام خمینی در رأس مبارزه
شاه و رژیم شاه و دستگاه استکباری از رحلت آیت‌الله‌العظمی بروجردی خوشحال شده بودند، زیرا وجود بزرگانی چون ایشان برای رژیم شاهنشاهی بسیار دردناک بود، چراکه مجتهدین و مراجع تقلید بزرگی مانند شیخ عبدالکریم، آیت‌الله بروجردی با تدبیر و زیرکی خاصی مرکزیتی تأسیس کرده بودند که موجب تحکیم و تقویت مبانی دینی شده بود و مانع نفوذ عوامل کشورهای استعمارگر شده بود، دستگاه‌های تبلیغی و برنامه‌ها و توطئه‌هایی در دستور کار خود قرار دادند که پایگاه مرجعیت از قم برچیده شود و تلاش کردند که مرجعیت شیعه خارج از ایران باشد. در روزهای پایانی سال ۱۳۴۰ آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی نیز رحلت نمود و رژیم از این جهت هم خوشحال بود و احساس می‌کرد مانعی سر راه نیست و بقیه علمای قم را نیز به حساب نمی‌آورد. تصور می‌کرد که کار روحانیت و مراجع در ایران پایان یافته است. از همین‌رو دولت (اسدالله علم) وقت در اولین اقدام خود در ۱۶ مهر ۱۳۴۱ قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را تصویب کرد. در این قانون قسم به قرآن حذف شده بود و شرط مسلمان بودن نادیده گرفته شده بود و این اولین نقشه‌ای بود تا عناصر دست‌ساخته استعمارگر انگلیس و آمریکا بتوانند در حاکمیت کشور راه پیدا کنند و از این طریق از نفوذ علما و روحانیت کاسته شود. غافل از اینکه، علما و مراجع تقلید وقت با این اقدام فریبکارانه استعمار مقابله می‌کنند و در رأس آنها امام خمینی(ره) قرار داشتند. از همین رو مبارزه ایشان علیه دولت اسدالله علم شکل گرفت و به مدت دو ماه به‌صورت یک جنبش ضداستعماری جریان پیدا کرد و در نهایت هم با شکست مواجه شد که داستان دیگری دارد.

طرح اصلاحات با نفوذ آمریکا
به‌طور کلی آمریکایی‌ها برای سلطه خود در جهان یک برنامه تنظیم و طراحی شده در دست اقدام داشتند و در ایران به اسم «انقلاب شاه و ملت» آن را از شاه مستبد ایران خواستار شده بودند. شاه مأموریت داشت که در روز ۱۹ دی‌ماه ۱۳۴۱ طرح ابتکاری خود را اعلام کند که در ابتدا شامل شش ماده بود که به لوایح شش‌گانه مشهور شده بود. خبرگزاری‌ها و رسانه‌های گروهی غرب با آب و تاب فراوان آن را منعکس کردند. روحانیت و علمای قم و مراجع وقت پیش از هر اقدامی در صدد برآمدند که معنا و مفهوم لوایح شش‌گانه مورد نظر شاه را بدانند. پس از گفت‌وگوی بسیار مخالفت‌شان را با اصلاحات ضداسلامی به شاه یادآور شدند و شاه بقای خود را به این رفرم آمریکا می‌دانست و در ضمن تصور نمی‌کرد که روحانیت با او به مقابله برخیزند.
شاه در دیدار با آیت‌الله کمالوند خرم‌آبادی از علما و روحانیت شیعه گله کرده و گفته بود: «روحانیون ایران روند شاه‌دوستی را از علمای تسنن بیاموزند که آنها بعد از انجام هر فریضه برای پادشاه کشورشان دعا می‌کنند و علمای ما چه بگویم؟!»
آقای کمالوند پاسخ داده بود: «علمای اهل تسنن مأمورین دولت هستند و دعای آنها روی مراسم اداری است ولی علمای شیعه هیچ‌گاه مأمور حکومت‌ها نبوده‌اند.»
شاه برای انجام اصلاحات آمریکایی تصمیم گرفت در ششم بهمن و تحت عنوان رفراندوم از مردم رأی بگیرد، اما این تصمیم با مخالفت و تحریم علما روبه‌رو شد و بازاری‌ها و مردم شهرها با اعتصابات و تعطیلی و تظاهرات خیابانی، مخالفت‌شان را اعلام کردند. رفراندوم انجام گرفت و جان کندی، رئیس‌جمهور آمریکا بلافاصله به شاه تبریک گفت. سفیر انگلیس هم مراتب رضایت‌مندی ملکه انگلیس را به علم اعلام داشت، رادیو مسکو هم در همان شش بهمن برنامه اصلاحی شاه را ستود و مخالفان آن را عوامل غرب و ارتجاع نامید و شاه هم در مراسمی سخنرانی کرد و گفت: «رسیدن مردم اروپا و آمریکا به تمدن به این دلیل بوده که مذهب از تمام شئون زندگی خارج شده است و ایران باید چنین کند.»

تهاجم به مدرسه فیضیه
و موضع قاطع امام
رژیم شاه و نیروهای امنیتی در طرح توطئه‌گرانه‌ای اقدام به سرکوبی اجتماعات روحانیت می‌کردند. ایام نوروز فروردین ۱۳۴۲ با شهادت امام جعفر صادق(ع) مصادف شده بود. غالب اعلامیه‌های علما بدین مناسبت عزای عمومی اعلام کردند. مردم به جای کارت تبریک، کارت تسلیت می‌دادند. در مساجد، حسینیه‌ها و منازل علما به جای نشست تبریک، عزا برپا بود. یکی از منازل، منزل امام راحل بود که برخی از مأموران امنیتی اقدام به اخلالگری در هنگام سخنرانی کردند که با یک برخورد تهدیدکننده امام خنثی شد.
عصر دوم فروردین عزاداری در مدرسه فیضیه برپا بود، گوینده بالای منبر به زندگی حضرت صادق(ع) و مبارزات ایشان می‌پرداخت که در بین سخنانش جمعی اقدام به فرستادن صلوات‌های بی‌مورد کردند. مزدوران رژیم جلسه را بر هم زدند و تریبون را در اختیار گرفتند و اقدام به ضرب و شتم طلاب کردند. بارها در آن شب و روزهای بعد دسته‌های سازماندهی شده و با مشخصات با شعار «جاوید شاه» به طلاب مدرسه در حال تحصیل هجوم بردند و فاجعه معروف را به وجود آوردند و این خبر به همه شهرها و حتی روستاهای کشور انتقال داده شد و رسوایی زیادی برای دستگاه حاکم به وجود آورد.
و حضرت امام(ره) با صدور پیامی موضع قاطع خود را نسبت به این فاجعه اعلام کردند و در بخش پایانی آن مرقوم فرمودند: «اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب «ولو بلغ مابلغ» اکنون که مرجع صلاحیتدارى براى شکایت در ایران نیست و اداره این مملکت به طور جنون‌آمیز در جریان است، من به نام ملت از آقاى علم شاغل نخست‌وزیرى استیضاح مى‌کنم، با چه مجوز قانونى در دو ماه قبل حمله به بازار تهران کردید و علماى اعلام و سایر مسلمین را مصدوم و مضروب نمودید؟ با چه مجوز علما و سایر طبقات را به حبس کشیدید که جمع کثیرى اکنون نیز در حبس به سر مى‌برند؟ با چه مجوز بودجه مملکت را خرج رفراندوم معلوم‌الحال کردید؟... با چه مجوز مأمورین دولت را که از بودجه ملت حقوق مى‌گیرند براى رفراندوم شخصى الزاماً به خدمت واداشتید؟ با چه مجوز در دو ماه قبل بازار قم را غارت کردید و به مدرسه فیضیه تجاوز نمودید و طلاب را کتک زده و آنها را به حبس کشیدید؟ با چه مجوز در روز وفات امام صادق (سلام‌الله‌علیه) کماندوها و مأمورین انتظامى را با لباس مبدل و حال غیر عادى به مدرسه فیضیه فرستاده و این همه فجایع را انجام دادید؟ من اکنون قلب خود را براى سرنیزه‌هاى مأمورین شما حاضر کردم، ولى براى قبول زورگویى‌ها و خضوع در مقابل جبارهاى شما حاضر نخواهم کرد...»
از همین فروردین سال ۱۳۴۲ امام راحل به‌طور قاطع و جدی در مقابل خواسته‌های رژیم شاه با پشتوانه آمریکا، انگلیس مقاومت می‌کنند، اما عوامل استعمار خارجی و استبداد داخلی، از هرگونه توطئه‌ علیه رهبری و نهضت ایشان دریغ نکردند، به‌خصوص در ایام مصادف با ماه محرم رویارویی‌ها و افشاگری‌های امام جدی‌تر و کوبنده‌تر می‌شود که در مباحث آینده دنبال خواهد شد.


حكایت زمانه

سقوط صدام و رضاخان
انگلستان در «توجیه» اشغال ایران و برکنار کردن رضاشاه مدعی بود وی حامی آلمان و یک دیکتاتور است. این ادعا که رضاشاه حامی آلمان است، بی‌اساس بود. انگلیس او را به قدرت رساند و با حمایت و مساعدت انگلیسی‌ها بود که وی به فرمانروایی خود ادامه داد و حداقل 150 میلیون دلار از پول‌های خود را در بانک لندن پس‌انداز کرد. به یقین می‌توان گفت رضاشاه حامی آلمان نبود. علاوه بر این، رضاشاه پس از کناره‌گیری، تحت حمایت انگلستان به سرعت از ایران خارج شد و از خشم و غضب مردم کشورش در امان ماند. پسر ارشد او، محمدرضا، بر تخت پادشاهی تکیه زد. رضاشاه تا فرا رسیدن مرگش در جولای 1944 به همراه خانواده خود در جنوب آفریقا، یک زندگی اشرافی و بی‌دغدغه‌ای را سپری کرد. وی همچنین به حساب بانکی خود در لندن و نیویورک دسترسی کامل داشت. چنین رفتاری، شایسته شاهی نیست که «حامی آلمان» بوده است.
انگلیسی‌ها [که خود] به رضا کمک کردند ارتشی سرکوبگر تأسیس کند، اکنون از مستبد بودن او شکایت داشتند! چرا ایران مورد تهاجم قرار گرفت؟ همان طور که حوادث سال 1925 نشان داده است، انگلستان می‌توانست با توسل به شیوه‌های دیگری تغییراتی را در نظام شاهنشاهی به وجود آورد. همان‌گونه که در پژوهشی دیگر که بر اساس اسناد وزارت امور خارجه ایالات متحده انجام داده‌ام آمده است، با فرا رسیدن سال‌های پایانی دهه 1930 زوال استبداد رضا شاه آشکار شد و بروز انقلاب و سرنگونی رژیم پهلوی امری محتمل بود. در حمله نیروهای انگلیسی و روسی به ایران، پوسیدگی این رژیم به وضوح دیده می‌شود. با آغاز حمله، بنیاد ارتش و پلیس ایران فرو ریخت و ارکان حکومتی از هم پاشید. هدف از این حمله که به رهبری انگلستان صورت گرفت، نجات رژیم پهلوی و ابقای تسلط بر ایران بود. انگلستان در این کار به موفقیتی شگفت دست یافت.
سرگذشت رضاشاه به خوبي روشن‌كننده حوادث ۶۲ سال بعد است؛ زمانی که دیکتاتور عراق، صدام حسین، در حمله‌ای که به رهبری آمريكا صورت گرفت، از حکومت ساقط شد. در هر دو نمونه، ارتشی که مردم کشور را مرعوب خود ساخته بود، در برابر مهاجمان هیچ مقاومتی نکرد. همان طور که در سال 1941 اثری از ارتش رضا شاه دیده نشد، [با آغاز حمله آمريكا] گارد ریاست جمهوری صدام نیز مضمحل شد. در هر یک از این موارد، سقوط دیکتاتور با هلهله و شادمانی همراه بود. شباهت‌های این دو دیکتاتور، چیزی بیش از سرنگونی آنها است. هر دوی آنها با کمک و حمایت خارجی به قدرت رسیده و به حکمرانی خود ادامه دادند؛ هر دو دیکتاتور با مردم خود وحشیانه رفتار می‌کردند؛ هر دوی آنها با چپاول منابع نفتی کشور خود زندگی مرفهی فراهم آورده و اموال فراوانی در بانک‌های خارجی انباشته بودند و زمانی که ادامه حکومت آنها نامطلوب ارزیابی شد، از جایگاه حکمرانی به زیر کشیده شدند. اندکی پیش از آغاز حمله به ایران، سخنان بسیاری در مورد چپاول اموال [مملکت] به گوش می‌رسید؛ اما بلافاصله پس از سرنگونی دیکتاتور، این موضوع به دست فراموشی سپرده شد و کسی در مورد آن حرفی به میان نیاورد. در هر دو مورد، کذب بودن دلایلی که برای تهاجم و «تغییر رژیم» اقامه می‌شود، آشکار است. اظهار نگرانی در مورد سلاح‌های کشتار جمعی عراق واقعیت نداشت، چرا که این نسل از سلاح‌ها با موافقت دولت ریگان در اختیار عراق قرار گرفت. در خلال جنگ ایران و عراق، طی سال‌های 88 ـ1980، زمانی که همین سلاح علیه نیروهای ایرانی و کردهای عراقی به کار گرفته شد، هیچ اعتراضی شنیده نشد و کسی عراق را محکوم نکرد. علاوه بر اين، بسيار بعيد بود كه صدام از اين سلاح‌ها عليه نيرو‌هاي آمريكايي و متحدانش استفاده كند، زيرا در جنگ خليج‌فارس در سال 1991 نيز اين سلاح‌ها را عليه نيرو‌هاي تحت رهبري آمريكا به كار نبرد. دلایلی که بعدها در حمله به عراق اعلام شد، پايه محكم‌تري نداشت.
ابراز نگرانی در مورد استبداد و بی‌رحمی صدام نسبت به مردم عراق نيز، بی‌اساس بود. در دهه 1970 صدام را به قدرت رساندند و به مدت سه دهه، به‌ویژه در دهه 1980، از او حمایت کرده و به یاری‌اش شتافتند. بنابراين اظهار «دلسوزی»‌هاي بعدي براي مردم عراق به خاطر بدبختي‌هاي‌شان باوركردني نبود. در ماه مارس سال 1991، ایالات متحده پس از آنكه شیعیان و کردهای عراق را به قيام عليه صدام تشویق کرد، با خيال راحت چشم‌هاي خود را بر قتل‌عام شيعيان و كرد‌ها به دست صدام بست. یک فرد بدبین ممکن است ادعا كند که همه اين كار‌ها براي آن بود كه صدام بتواند دشمنانش را درهم بشکند و برای دوازده سال دیگر بر مسند قدرت تکیه کند. از آنجا که در سال 2003 صدام جز برای مردم کشور خود، برای هیچ کشور دیگری تهدید قلمداد نمی‌شد و از آنجا که وی هیچ‌گونه دخالتی در حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 نداشت، [این سوال مطرح است که] چرا ایالات متحده تصمیم گرفت به عراق یورش ببرد و او را از مسند قدرت به زیر بکشد؟ سرنگونی رضا شاه در سال 1941 بینش خوبی در این باره به ما می‌دهد. در سال 2000 کاملاًً آشکار بود که صدام حسین و سنی‌ها بیش از این توانایی اداره قدرت را ندارند و انقلابی اسلامی، نظير انقلاب ايران در راه است. رژيم صدام نيز همچون رژيم شاه پوسيده بود. اين پوسيدگي به حدي بود كه بلافاصله پس از حمله نيرو‌هاي تحت رهبري آمريكا، رژيم صدام از هم پاشيد.
حمله آمريكا به عراق در سال 2003، همچون حمله انگلستان به ايران در سال 1941، با هدف جلوگيري از وقوع يك انقلاب و حفظ و كنترل آن كشور از طريق به قدرت رساندن شيعيان و كرد‌ها در عراق انجام گرفت. آمريكا به تقليد از تجربه موفق انگلستان در اشغال ايران در سال ۱۳۲۰ و با اطمينان به پيروزي، ماجراجويي نابخردانه‌اي را در عراق آغاز كرد، اما ماجراي عراق بسيار سخت‌تر بود؛ زيرا در آنجا كل نظام بايد تغيير مي‌كرد. در ايران سال 1320، فقط آنكه در رأس قدرت بود كنار زده شد و در روز‌هاي 25 تا 30 اوت با اينكه عملاًً هيچ دولتي بر سر كار نبود، هيچ غارت و هرج و مرجي در تهران رخ نداد، اما بغداد،‌ برخلاف تهران، به هنگام اشغال به دست نيرو‌هاي آمريكايي، همچون زمان ورود نيرو‌هاي انگلستان در 11 مارس 1917(به این کشور)، دستخوش غارت و هرج و مرج گسترده‌اي شد.
____________
منبع: دكتر محمدقلي مجد، از قاجار به پهلوي، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، بخش مقدمه


امام خامنه ای  در گذر زمان ۱

خورشید دیگر انقلاب اسلامی
مبحث مقدماتی
این ستون به مدت سه سال و اندی با عنوان «امام(ره) در گذر زمان» از روزگار، زندگی، مشکلات، فعالیت‌ها، سبک زندگی و عناوین گوناگون دیگر فهرست‌وار و فشرده ارائه شد و مباحث پایانی به ماجرای رحلت و مصیبت عظمای فقدان ایشان اختصاص داده شد و همچنین به اختصار به بازتاب‌های جهانی رحلت جانسوزش اشاره شد و برخی از پیام‌های تسلیت به رهبر معظم انقلاب ارائه شد.
در حالی که دشمنان انقلاب اسلامی همچون آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس و سایر کشورهای استعمارگر برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از هیچ کوششی دریغ نکرده بودند و منتظر این فرصت بودند که با رحلت امام، پایگاه و مرکزیت انقلاب اسلامی متزلزل شود و تصور می‌کردند پس از رحلت امام(ره) خلأ عظیمی در انقلاب اسلامی ایجاد خواهد شد و به فروپاشی نظام امید بسته بودند. چنانکه «فایننشال تایمز» چاپ لندن در تاریخ (۳/۳/۱۳۶۸) نوشته بود: «با رحلت آیت‌الله خمینی، شکاف بزرگی در رأس سیستم سیاسی ایران ایجاد خواهد شد، بیانیه‌های رسمی و نیز گزارش‌های رسانه‌های خبری ایران، حاکی از آن است که پر کردن این شکاف امکان‌پذیر نخواهد بود.» بنابراین دشمنان کفر، شرک، نفاق و رسانه‌ها و عوامل استکبار جهانی خواب‌ها دیده و بسیار خیالاتی شده بودند؛ اما دست خدا بالای دست‌ها بود و اوضاع به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد و در روز ۱۴ خرداد خورشید دیگری همچون امام خمینی(رحمه‌الله علیه) درخشید. بدون شک با اراده الهی تمام امید دشمنان به یأس تبدیل شد و دوستان و یاران وفادار امام خمینی خلأیی را احساس نکردند و شخصیت بی‌بدیل امام خامنه‌ای از زبان امام خمینی(ره) معرفی شد. با ذکر جملاتی چون؛ «در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی، از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می‌دهید.» یا اینکه خطاب به ایشان مرقوم فرموده بودند: «شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‌کنید، می‌دانم.» و... امام خمینی(ره) در زمان حیات خود به‌طور مکتوب بارها از عظمت و شخصیت والای امام خامنه‌ای تجلیل کردند و ایشان به عنوان سرباز فداکار نام ‌بردند و در پیامی دیگر مرقوم فرمودند: «من به شما، خامنه‌ای عزیز تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.» حضرت امام در موارد متعدد دیگر ابعاد شخصیتی ایشان را بازگو کرده بودند. پس از رحلت امام، ناگهان نگاه‌ها و دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات روی ایشان متمرکز شد و اکنون ۲۵ سال، (ربع قرن) از دوران رهبری و زعامت ولایت امام خامنه‌ای در جهان معاصر می‌گذرد و باید گفت نفوذ جهانی ایشان بی‌نظیر است. ایشان در میان امت اسلامی همچون امام خمینی محبوب است. مردم و چهره‌های درخشان انقلاب اسلامی از ایشان با عنوان «علی زمانه» یاد می‌کنند و در اوضاع بحرانی در دیدارهای عمومی و رسمی با شعار یکپارچه، «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» بدرقه می‌شود و در میان خواص و شخصیت‌های اهل علم و دانش، فرهنگ و هنر، مراجع تقلید و عرفا و علما و فلاسفه و استادان و مقامات و روسا و رهبران جهان معاصر از مقام معنوی و جایگاهی بس رفیع برخوردار است. این ستون، ادامه مبحث گذشته، با عنوان «امام خامنه‌ای در گذر زمان» دنبال می‌شود و ابعاد و زوایای دوران زندگی و مبارزات امام خامنه‌ای با عناوین گوناگون به بحث گذاشته خواهد شد. از همه خوانندگان محترم در غنای آن مساعدت می‌طلبیم.


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 10
از جمله اقدامات تبليغي و جهت‌گيري‌هاي انحرافي نشريات و روزنامه‌هاي وابسته به ساواك و حكومت در دوران انقلاب مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1ـ اهميت دادن به گروه‌ها و جريانات سياسي كمتر قابل اعتنا در جريان انقلاب اسلامي براي از اعتبار انداختن مخالفان اصلي و سازش‌ناپذير حكومت.
2ـ مطرح كردن جريانات سياسي ميانه‌رو كه احتمال مذاكره و سازش با آنان وجود داشت.
3ـ تحريف و حذف شعارهايي از انقلاب اسلامي كه موجوديت رژيم پهلوي را زیر سوال می‌برد و خواستار برچيده شدن نهايي حكومت پهلوي مي‌شد.
4ـ هشدار درباره رشد و گسترش موقعيت حزب توده، كمونيسم و ديگر گروه‌هاي سياسي چپ، براي تشكيك مردم در شعارهاي اصلي انقلاب و ايجاد اختلاف در صفوف مخالفان حكومت و نيز تهديد مردم نسبت به تبعات سوء سقوط رژيم پهلوي براي كشور.
5ـ تنزل سطح خواسته‌‌ها و اعتراضات مردم در برابر رژيم و القاي اين فكر كه مخالفان با اخذ امتيازاتي از حكومت، اعتراضات را پايان خواهند داد.
6 ـ انعكاس گسترده اقدامات ساواك در عرصه‌هاي مختلف و تصريح اين نكته كه حكومت به سرعت در پي انجام خواسته‌هاي مخالفان و ايجاد اصلاحات گسترده است.
7ـ تلاش براي تطهير چهره شاه و خاندان سلطنت و القاي اين تفكر كه با دستگيري عاملان نارضايتي مردم (نظير برخي وزرا و رجال كشور) بحران فروكش كرده، انتقادات و ناآرامي‌ها پايان خواهد يافت.
8 ـ ارائه گزارش‌ها و اخبار تحريف شده درباره نقش روحانيت و علما در رهبري حركت مردم بر ضد حكومت پهلوي و ايجاد شبهه در اذهان و افكار عمومي درباره نقش رهبري امام خميني[ره].
9ـ تلاش براي ايجاد چندگانگي و تشتت در رهبري و هدايت حركت مردم.
10ـ تلاش براي كم‌رنگ كردن ارزش‌هاي اسلامي در شكل‌گيري انقلاب اسلامي.
11ـ هشدار درباره تبعات سوء روي كار آمدن رژيمي انقلابي با ماهيت اسلامي به رهبري امام خميني[ره] و اجراي مقررات و احكام اسلامي.
12ـ تلاش گسترده براي نشان دادن اقتدار و ثبات رژيم پهلوي و ناتوانی مخالفان حكومت در ايجاد شكاف در بدنه حاكميت.
13ـ به هراس افكندن افكار عمومي از احتمال وقوع كودتا از سوی نظاميان و آغاز دوره‌اي مملو از رعب و وحشت در كشور.
14ـ هشدار درباره آغاز جنگ داخلي و تجزيه كشور در صورت ادامه حركت‌هاي مردمي و سقوط رژيم.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

پاسخ‌ هفته‌نامه صبح‌صادق به هفته‌نامه صدا
صدای مستند صبح‌صادق در برابر صدای واهی صدا
رضا گرمابدری

بخشی از سخنان چندی پیش (حدود سه هفته پیش) سردار سرلشکر دکتر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در دانشگاه عالی دفاع ملی که در بردارنده توصیه‌هایی برای کمک و حمایت از دولت و وحدت و حفظ آرامش و انتقاد از رفتار برخی سیاسیون بود، به نقد عملکرد برخی از رسانه‌ها اختصاص داشت. دکتر فیروزآبادی پس از شکوه کلی از رسانه‌ها در فرازی به رسانه‌های نیروهای مسلح پرداخت و گفت: «بعضی اخبار بی‌ارزش و تفرقه‌انگیز هستند، بعضی‌ها هم شایعه، تهمت و بی‌مبنا هستند. من خطی و سیاسی عرض نمی‌کنم، حتی رسانه‌هایی که به نوعی به نیروهای مسلح مرتبطند، خطا می‌کنند. برابر مشی و منویات رهبری حرکت نمی‌کنند باید روش‌شان را اصلاح کنند و الا ما با آنها برخورد می‌کنیم.»
برخورد رسانه‌ها با این بخش از سخنان سردار فیروزآبادی متفاوت بود. در این بین، هفته‌نامه «صدا» به ادعای خودش «هفته‌نامه اعتدالیون» با این فراز از سخنان سردار فیروزآبادی برخورد ویژه کرد تا آنجا که سرمقاله نشریه شماره ۵ و یازده صفحه از نشریه شماره ۶ را با عنوان و موضوعات مختلف به همین امر اختصاص داد که شاید در فرصت مناسب به آن پرداخته شود. یکی از موضوعات اختصاص‌یافته به این امر در «هفته‌نامه صدا شماره ۶»، «کارنامه مخاطبان سردار» نام دارد که در زیر تیتر آن آمده است: «گزارش تحلیلی ـ آماری از عملکرد رسانه‌های منتسب به نیروهای مسلح در قبال دولت.» با اینکه مسئله‌ای به نام «حکم، فرمان و یا دستور» در نیروهای مسلح کاملاً روشن است و این موارد چه به وسیله سازوکارهای درون‌سازمانی مانند صدور حکم، ابلاغیه، بخشنامه و... و یا در موارد نادری که مقام مافوق صاحب‌صلاحیت، صدور فرمان را از طریق رسانه عمومی تشخیص دهد، محترم و مطاع است و درباره آن، هیچ شک و تردید و چند و چونی وجود ندارد و مسئله به سبب ذات آمرانه و قطعی حکم و فرمان، فیصله‌یافته تلقی می‌شود، هفته‌نامه صدا فرصت‌طلبانه و هدفمند با سوءاستفاده از این مسئله، در پی طرح مسائل دیگری است که به نظر می‌رسد یکی از آن‌ها، تسویه‌حساب! است که در ادامه به چگونگی آن پرداخته می‌شود.
مطلب هفته‌نامه صدا که در بالا به آن اشاره شد با این عبارت شروع شده است: «آشی که چند رسانه همسو طی یک سال گذشته با هجمه به دولت پختند، شور بود. آنقدر شور که سردار سرلشکر دکتر سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در مراسم اعطای دانش‌نامه به دانش‌آموختگان دکتری دانشگاه عالی دفاع ملی، ناچار از اخطار دادن به این رسانه‌ها شود.» این مقاله در ادامه برای داغ‌تر کردن و بیشتر دمیدن در مقوله‌ای که پیش‌تر به موقعیت ‌سازمانی آن در نیروهای مسلح اشاره شد، می‌آورد: «انتظار می‌رفت رسانه‌های وابسته به نیروهای مسلح یا نزدیک به س‍پاه پاسداران از سخنان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح استقبال بیشتری بکنند. روزنامه جوان با انتخاب تیتری غیر مرتبط با محور اصلی سخنان فیروزآبادی، از کنار آن گذشته است. خبرگزاری‌های فارس و تسنیم کمترین استقبال را از سخنان وی نشان دادند و هفته‌نامه صبح‌صادق، اخطار فیروزآبادی را در حد یک خبر پوشش داد.» البته نویسندگان این مقاله ننوشتند منظورشان از «انتظار می‌رفت رسانه‌های وابسته به نیروهای مسلح یا نزدیک به سپاه پاسداران از سخنان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح استقبال بیشتری بکنند» که پیشتر نیز گفته شد، وضعیت چنین دستوراتی در نیروهای مسلح روشن است، چیست؟! در هر صورت، مطلب پس از فراز و فرودهایی به بخش اصلی می‌رسد یعنی آنجایی که قرار است تنور داغ شده، شعله‌ور شود؛ از این رو در ادامه آمده است: «... این گفته‌ها فرصتی است برای ارزیابی کارنامه و عملکرد رسانه‌های منتسب به نیروهای مسلح در قبال دولت روحانی. در این ارزیابی که بر مبنای خروجی این رسانه‌ها صورت گرفته، چند موضوع محوری در روابط دولت و مخالفان آن مورد بررسی قرار گرفته است. خبرگزاری فارس و تسنیم، سایت مشرق، هفته‌نامه صبح‌صادق و روزنامه جوان موضوع این بررسی هستند... صرفاً این رسانه‌ها که کاملاْ در محافل سیاسی و رسانه‌ای در این چارچوب شناخته‌ شده‌اند مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند.»
روش کار این ارزیابی این است که موضوعات مختلفی را محور قرار داده‌اند و در ذیل خانه‌های جدولی که به این امر اختصاص داده شده، تعداد مرتبه‌ای که آن رسانه به شکل منفی به آن پرداخته، به شکل عدد ذکر شده است. با این توضیحات، پس از اشاره به سه نکته، هفته‌نامه صبح‌صادق خود را در برابر برخورد فرصت‌طلبانه و سوءاستفاده کننده و فریبکارانه هفته‌نامه صدا که با رویکرد تسویه‌حساب‌گرایانه این مطلب را درج کرده، ساکت نمی‌نشیند و برخلاف روش این هفته‌نامه که مبهم‌گویی و کلی‌گویی کرده، به آن پاسخ مستند می‌دهد.
نکته یکم: در هفته‌نامه به سبب هفتگی بودن، ارزش خبر پس از سرمقاله، تیتر یک، یادداشت‌ها و گزارش‌ها قرار دارد؛ زیرا معمولاً اخباری را درج می‌کند که در طول هفته سایر رسانه‌ها آن را منتشر کرده‌اند و علت درج آن در هفته‌نامه به لحاظ کار حرفه‌ای، جور بودن مطالب هفته‌نامه است نه اهمیت دادن به خبر، در واقع، هفته‌نامه‌ها اخبار دست چندم را درج می‌کنند و درج اخبار تولیدی و دست اول به عهده خبرگزاری‌ها، پایگاه‌های اینترنتی و تا حدی نیز روزنامه‌ها است. با بیان این نکته معلوم می‌شود به جز در موارد خاص، اخبار هفته‌نامه‌ها سوخته و تکرار اخبار سایر رسانه‌ها‌ است، از این رو چندان نمی‌توان به آنها خرده گرفت. نکته دوم: برای قضاوت درباره مطالب، رویکرد، مواضع و خط‌مشی یک هفته‌نامه، باید سرمقاله‌، تیتر یک، یادداشت و مواردی از این دست را معیار قرار داد به ویژه سرمقاله و تیتر یک را که اولی موضع‌گیری صریح نشریه و دومی، موضع‌گیری تحلیلی و تفسیری آن محسوب می‌شود.
نکته سوم: با وجودی که بر اساس جدول هشت‌گانه به کارگرفته شده در مقاله هفته‌نامه صدا کمترین تخلفات ـ البته به زعم هفته‌نامه صدا ـ متوجه هفته‌نامه «صبح‌صادق» است، سردبیر هفته‌نامه ترجیح داده در طرح تصویری مقاله (تصویر شماره ۱) لوگوی هفته‌نامه «صبح صادق» را در وسط قرار دهد تا بیشتر به چشم آید، چرا؟ شاید به این سبب که گرمای رنگ قرمز لوگوی هفته‌نامه «صبح‌صادق» گرمای ادعاهای مزورانه این مقاله درباره «صبح‌صادق» را گرم‌تر کند؟!
همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، مقاله هفته‌نامه صدا برای اثبات ادعاهایش به جای استناد به مصادیق تخریبی علیه دولت، از عدد و رقم استفاده کرده است. با این عمل پیشاپیش این زمینه و حق را برای خواننده و هر منتقد تیزهوشی فراهم کرده است که چرا از مصادیق ادعاها و شاید هم اتهامات خبری نیست. جالب آنکه این مقاله در انتها آورده است: «این رسانه‌ها ... اگر به جای تضعیف دولت از در انتقاد وارد شوند، می‌توانند به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی ضامن سلامت دولت باشند.» اگر نویسندگان این عبارت در بیان آن صادق و به آن باور داشته باشند با مصادیقی که در ذیل از «صبح‌صادق» ارائه می‌شود و فراتر از انتقاد منطقی حمایت علنی از دولت هم در آن دیده می‌شود، به اشتباهات‌شان واقف می‌شوند که لازم است مبتنی بر قوانین مطبوعاتی آن را جبران کنند. برای جلوگیری از اطاله کلام فقط به چند نمونه بسنده می‌شود.
۱ ـ به محض رأی اعتماد گرفتن وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور از مجلس و شکل گرفتن هیئت دولت، عکس یک هفته‌نامه صبح‌صادق به رئیس‌جمهور و وزرایش اختصاص یافت (عکس شماره ۳) و در انتهای سرمقاله‌ای که به همین مناسبت تحریر شد، آمد: «بهترین شاخص دولتی، خط قرمزی است که دکتر روحانی بیان کرد: «خط قرمز من و شما با تمام وزرای آینده امانتداری در بیت‌المال و رعایت رهنمودهای رهبری و حراست از عزت کشور و صیانت و پاسداری از اخلاق و احکام نورانی اسلامی است.» با آرزوی توفیق برای دولت یازدهم. ان‌شاء‌الله.» به نظر «صدایی‌«ها این مخالفت با دولت، نقد دولت و یا همراهی با دولت است!
2ـ تیتر یادداشت صفحه اول هفته‌نامه صبح‌صادق عبارت است از: «برای تأمین حقوق هسته‌ای باید دولت یازدهم را حکیمانه حمایت کرد.» حمایتی از این واضح‌تر امکانپذیر است؟!
۳ ـ این تیتر نیز معنای روشنی دارد: «آخرین گمانه‌زنی‌ها برای فشار روانی به منتخب ملت» برای اهل نظر معلوم است که چه کسانی از این تیتر ناراحت هستند!
۴ـ این تیتر نیز از هر دو حیث مفهوم تیتر و کسانی که از آن ناراحت می‌شوند شباهت زیادی به تیتر قبلی دارد. «دشواری یا دشوارسازی روزهای رئیس‌جمهور منتخب»
۵ـ در انتهای سرمقاله «میثاق روحانی با مردم و نظام» آمده است: « بجاست وزرایی که از مجلس رأی اعتماد می‌گیرند به دقت این سخنان (سخنان رئیس‌جمهور در مجلس) را مطالعه کنند و به خاطر بسپارند و به اجرای مفاد آن ملزم باشند. با شناختی که از مردم ایران است، همه‌جانبه از دولت آقای روحانی حمایت می‌کنند، مشروط بر اینکه اجرای این میثاق‌نامه مخدوش نشود و متروک نگردد. هیچ‌کس این وظیفه مهم را فراموش نکند. «همه باید به دولت کمک کنند.» با آرزوی توفیق برای آقای روحانی و همکاران‌شان در خدمت...» احتمالاً این فراز هم در مخالفت با دولت است؟!
۶ ـ پس از دیدار رئیس‌جمهور و اعضای کابینه با امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) این تیتر « مأموریت خطیر دولت و نقشه راه آن تبیین شد.» با روتیتر «برش تحلیلی از بیانات امام خامنه‌ای در دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت» بر پیشانی صبح‌صادق نقش بست. یقیناً چنین تیتر دقیق و هدایتگری مذاق برخی را آزرده است. این مهم نیست، مهم پیام تیتر است که کاملاً مشفقانه تنظیم شده است.
۷ـ این عنوان یادداشت صفحه دو هفته‌نامه چه کسی را آزار می‌دهد و چه نسبتی با دولت را آشکار می‌سازد. «خشم ضد انقلاب از همدلی و همکاری سپاه و دولت»
۸ ـ عنوان «چشمان تنگی که نتوانستند حمایت‌های رئیس‌جمور از سپاه را ببینند.» که در صفحه چهار آمده از جنس مطلب قبل است.
۹ ـ یادداشتی با عنوان «خبرهای خوش طرح رونق اقتصادی» هیچ جایی را برای اما و اگر و توجیهاتی مانند اینکه منظور ما فلان بود، باقی نمی‌گذارد!
۱۰ـ معلوم است چه کسانی عمداً این تیتر را که در صفحه شش صبح‌صادق آمده است نمی‌بینند: «پاسخ مثبت سپاه به درخواست دولت»
۱۱ـ سفر رئیس‌جمهور به آمریکا برای شرکت و سخنرانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، جایی است که همه فریبکاران و بازیگران و فرصت‌طلبان و سوءاستفاده‌کنندگان کم می‌آورند، زیرا صبح‌‌صادق تیتر یکش را به این امر اختصاص داد و برای آن روتیتر «واکاوی سخنان رئیس‌جمور در سازمان ملل» و تیتر «نرمش قهرمانانه با صلابت هوشمندانه» را برگزید و در متن آن هم نوشت: «سخنان دکتر روحانی (در سازمان ملل) در بردارنده مهم‌ترین مسائل مورد نظر ایران با حفظ مواضع گذشته و با ادبیاتی نو بود و با ارائه چنین سخنرانی‌ نشان داد که منافع و مواضع نظام را به دور از هیاهوها و جنجال‌آفرینی‌ها خوب می‌شناسد و بدون آنکه تحت‌تأثیر فضاسازی قرار گیرد، با وضوح و قاطعیت تمام مواضع نظام را بیان می‌کند.
۱۲ ـ صبح‌صادق در تیتر یکی با عنوان «کوک شدن ساز مذاکره با آمریکا!» از زاویه‌ای دیگر به بحث تماس تلفنی اوباما با دکتر روحانی پرداخت و در این باره نوشت: «رئیس‌جمهور در این دیدارها و گفت‌‌وگوهای رسانه‌ای مختلف (در سفر به نیویورک) دوباره به خوبی با بیان دیدگاه‌های نظام از آن دفاع کرد. طرف آمریکایی با اینکه از این رفتار رئیس‌جمهور و استنکاف وی از رو در رو شدن با مقامات خودش ناخرسند بود،اما در تحلیل و برنامه خودش برای آن هم جایی لحاظ کرد تا نوبت به دیدار دکتر ظریف و جان کری و تماس تلفنی اوباما با دکتر روحانی، رسید اینجا نقطه اوجی بود که آمریکایی‌ها تلاش کردند، با تسلط کامل بر بخش رسانه‌ای این دو اتفاق، دستاوردهای اصلی سفر هیئت ایرانی به نیویورک را که در موضع‌گیری‌های دکتر روحانی جلوه داشت، بی‌فروغ کنند و رخدادها را در مسیر برنامه‌شان، یعنی رشد دادن بحث مذاکره با آمریکا در بستر افکار عمومی ایران پیش ببرند.» قطعاً این فراز گویاتر از آن است که به توضیح نیاز داشته باشد!
۱۳ ـ ...

نمونه‌هایی که ناقض ادعاهای هفته‌نامه صدا است در هفته‌نامه صبح‌صادق به وفور یافت می‌شوند و آنقدر زیاد هستند که عرضه بخشی از آن، دیگر اثری از ادعای صدا باقی‌ نگذارد که تنها به مواردی از آن اشاره شد؛ اما آنچه که گفته شد به معنای انتقاد نکردن از دولت نیست، چرا که انتقاد سازنده و روشنگر که ضمن رعایت جمیع ابعاد موردنظر سرلشکر فیروزآبادی، آگاهی‌بخشی مناسب می‌کند و تلنگرهایی برای افراد منصف و مصلح به شمار می‌آید، در صبح‌صادق وجود دارد که چون بر اساس منطق و مبتنی بر استدلال و لحاظ کردن معیارها است قابل دفاع به نظر می‌رسد. ظاهراً نویسندگان مقاله هفته‌نامه صدا با چنین نوشته‌هایی مشکل ندارند و همانگونه که اعلام کرده‌اند آن را از اجزای رکن چهارم دموکراسی می‌دانند، پس حالا باید به این پرسش پایانی پاسخ دهند: «چرا اتهام بی‌مدرک به صبح‌صادق؟!»


رحیم‌پور ازغدی تبیین کرد
محورهای تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای دشمن

استاد حسن رحیم‌پور ازغدی که در شانزدهمین همایش هادیان و مسئولان سیاسی سپاه محمد رسول‌الله(ص) تهران بزرگ سخن می‌گفت با ارائه محورهای تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای دشمن به فرهنگ عمومی گفت: اینکه گفته شود بهترین ممیزی در حوزه فرهنگ، افکار عمومی است، غلط است و در قانون اساسی در این باره تصریحی صورت نگرفته است.
عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی بحث خود را در سه محور ارائه داد: نخستین محوری که وی بدان پرداخت، مسائل منطقه و جهان اسلام بود. ازغدی در این زمینه، بیداری اسلامی را یکی از اتفاقات مهم اخیر دنیای اسلام دانست و گفت: این رویداد تا پیش از انقلاب اسلامی در هیچ جایی رخ نداده است که مردم در مساجد و با تکبیر گفتن، قیام خود را شروع کنند. این تحولات، مستقیم یا غیرمستقیم، از انقلاب اسلامی ایران متأثر بوده است. اما بازگشت وابستگان رژیم سابق در مصر و ظهور تکفیری‌ها و اقدامات خشونت‌بار آنها در جهان اسلام، از وقایع و حواشی دست‌ساز استکبار برای به انحراف کشاندن این بیداری است.
دکتر رحیم‌پور ازغدی در ادامه گفت: اما خوشبختانه اکنون این آگاهی در دنیا شکل گرفته است که یک گرایش عقلانی، منطقی و در عین حال جهادی و شهادت‌طلب در جهان اسلام وجود دارد که متفاوت از اسلام وهابی سلفی خشونت‌طلب است. بنابراین، وهابی‌ها با اقدامات وحشیانه خود، عملاً در شناساندن شیعه به دنیا موثر بوده‌اند.
محور بعدی سخنان وی، به تهاجم فرهنگی دشمن اختصاص داشت. وی در این باره گفت: غربی‌ها در همه جای دنیا از طریق رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و... به شدت در حال تغییر دادن سبک زندگی و فرهنگ ملت‌ها هستند و ملت ما هم یکی از این ملت‌های تحت هجوم است. این استاد دانشگاه، مهم‌ترین محورهای تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای دشمن را موارد زیر دانست:
1 ـ هدف قرار دادن اجزای تشکیل‌دهنده وحدت و نظم اجتماعی، به این معنا که شکاف‌های اجتماعی بالقوه موجود در جامعه را به شکاف‌های بالفعل تبدیل کنند.
2 ـ تأثیرگذاری بر شیوه زندگی مسلمانانه ایرانی، به گونه‌ای که مرزهای سبک زندگی ما با سایر سبک‌ها دگرگون شود.
3 ـ هجوم به قدرت بازتولید فرهنگ و هویت اسلامی یعنی از بین بردن عوامل فرهنگی که موجب تعالی می‌شود.
4 ـ مهندسی آگاهی‌هایی که باید به اطلاع جامعه برسد یا نرسد. به عبارتی، تغییر دادن ذائقه، شناخت و زاویه دید مخاطب.
5 ـ برنامه‌ریزی و مدیریت اشتغالات فکری یعنی تغییر دادن اولویت‌ها.
6 ـ تغییر زیبایی‌شناسی در جامعه یعنی تغییر دادن مبنای ارزشی جامعه به لحاظ مفهومی و مصداقی. البته همه این تغییرات، توطئه‌وار نیست، بلکه در بستر زمان است که تغییر می‌کند یعنی پاره‌ای از این تغییرات طبیعی است، اما آنچه که چالش‌آفرین است، تغییرات مصنوع و هدفدار است. به عبارت دیگر، آنچه که باید نسبت بدان حساس بود، تغییرات برنامه‌ریزی شده دشمن در این فرایندهاست.
7 ـ دستکاری در ساختارهای اجتماعی، زیرا بین ساختار اجتماعی و روابط اجتماعی رابطه وجود دارد.
8 ـ ذائقه‌سازی برای مخاطب و به عبارتی، وجدان‌سازی و تغییر ناخودآگاه مخاطبان که به‌شدت بر روی تغییر رفتار موثر است.
9 ـ سنت‌سازی یعنی تعیین کنند که چه چیزی سنت است، به خصوص در دوره انتقال از یک نسل به نسل دیگر.
10 ـ تغییر در سخت‌افزار و نرم‌افزار جامعه با این استدلال که سخت افزار، نرم‌افزار خاص خود را هم پدید می‌آورد.
وی در ادامه، راه مقابله با این تهاجمات را تقویت بنیان‌های فرهنگی جامعه و تولید فکر دانست و گفت مسئولیت اصلی در این رابطه نیز متوجه حوزه و دانشگاه است.
محور آخر سخنان استاد رحیم‌پور ازغدی نیز به مباحث مربوط به نقش دولت در حوزه فرهنگ اختصاص داشت. وی در این باره گفت: در قانون اساسی برای دولت مسئولیت فرهنگی تعیین شده است. دولت در قبال فرهنگ مسئول است و موظف به ترویج فرهنگ اسلامی در جامعه است. بنابراین، اینکه گفته شود بهترین ممیزی در حوزه فرهنگ، افکار عمومی است، غلط است و در قانون اساسی در این خصوص تصریحی صورت نگرفته است.
وی در ادامه، اینکه عده‌ای نظارت و مدیریت در حوزه فرهنگ را توهین به شعور افکار عمومی می‌دانند، نقد کرد و گفت بحث تعیین حدود در حوزه‌های فرهنگی، مطابق با دستورهای قرآنی است و اینگونه نگاه به حوزه فرهنگ، نگاهی لیبرالی است. حتی در دنیا، در حوزه فرهنگ، دولت بی‌طرف وجود ندارد، دولت بی‌طرف در حوزه فرهنگ، تنها بر روی کاغذ وجود دارد. دولت‌های لیبرال کاملا معتقد به ارزش‌های سرمایه‌داری هستند. در قوانین دولت‌های لیبرال هم حدودی وجود دارد، اما در آنجا، این حدود و خطوط قرمز فرق می‌کند.
موضوع دیگری که وی بدان اشاره کرد این بود که اساساً امکان ندارد که دولت در حوزه فرهنگ بی‌طرف باشد، زیرا دولت‌ها یا از یک پدیده فرهنگی حمایت می‌کنند و یا اینکه حمایتی به عمل نمی‌آورند که در هر دو صورت بی‌طرف نیستند.
استاد رحیم پور در پایان، ضعف و کمبود اطلاعات و آگاهی‌های مذهبی را از جمله آفات جامعه دانست و البته ابراز امیدواری کرد که با کار فرهنگی مستمر می‌توان بر این ضعف فائق آمد.

دکترخوش‌چهره : در حوزه‌هایی که دشمن به ما هجوم‌آورده است، قوی شده‌ایم
دکتر محمد خوش‌چهره، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، دیگر سخنران این همایش به رابطه اقتصاد با فرهنگ اشاره کرد و گفت: اقتصاد امروز یک بحث محوری است، اما این بدین معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران، از اصالت خود که مقوله‌ای فرهنگی است، فاصله گرفته است، بلکه بدین معناست که اقتصاد هم از جنبه سلبی و هم از جنبه ایجابی اهمیت دارد.
دکتر خوش‌چهره تأکید کرد که ما در حوزه عدالت و اقتصاد با آرمان‌های خود فاصله داریم، در حوزه اقتصاد ضعف داریم، در این حوزه، ما با وضع مطلوب فاصله داریم، زیرا با وضع پیش‌بینی شده در چشم‌انداز بیست ساله که می‌گوید ایران باید قدرت اول اقتصادی منطقه باشد، خیلی فاصله داریم. اما در حوزه‌های دیگری که دشمن به ما هجوم آورده است، قوی شده‌ایم. به گونه‌ای که به اعتراف دنیا، ایران در حوزه نظامی توانسته است به سطحی بسیار بالاتر از سطح مورد نظر آنها برسد.
این استاد اقتصاد دانشگاه تهران در ادامه، مردم را سرمایه دولت دانست و گفت: دشمن، این سرمایه اجتماعی نظام اسلامی را نشانه گرفته است. بنابراین، گره زدن حل مشکلات به بهبود رابطه با غرب و آمریکا، کار اشتباهی است. ایشان همچنین در این باره گفت که عناد و خصومت همه جناح‌های موجود در آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی یکسان است، اما در روش‌ها با هم تفاوت دارند.
دکتر خوش‌چهره، هدف از فشار‌های دشمن بر ملت ایران را جلوگیری از الگو شدن این ملت برای سایر ملت‌ها دانست و گفت: با توجه به الگو بودن جمهوری اسلامی برای بسیاری از کشورها در حوزه سیاسی، دشمن می‌کوشد تا با اعمال تحریم و فشار اقتصادی، از الگو شدن ایران در حوزه اقتصاد جلوگیری کند.
وی با اشاره به برخی مشکلات و چالش‌های موجود در اقتصاد کشور ازجمله، وابستگی به نفت، وابستگی به واردات و همچنین وجود فساد اقتصادی، اظهار داشت که برای حل و رفع این معضلات، تدابیری اندیشیده شده است که اقتصاد مقاومتی یکی از این تدابیر است و آن، اقتصاد پویایی است که درصدد رفع وابستگی‌های تهدیدزای اقتصادی است.
دکتر خوش‌چهره در ادامه گفت: فضای اقتصاد مقاومتی هم یک تاکتیک نیست، بلکه بینش و نگرشی است که باید بر مبنای آن، الگوهای رفتاری، برنامه‌ریزی و ... تغییر کند. وی در پایان، عدم درک صحیح مفهومی از اقتصاد مقاومتی، عدم باور آن و همچنین، ناتوانی برخی مسئولان در تحقق آن را از جمله چالش‌های پیش روی اقتصاد مقاومتی دانست.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله عبدالقائم شوشتری
شعبان؛ فرصت آمادگی برای ورود به رمضان است
احسان آیتی

موضوع سخن آمادگی در ماه شعبان برای پذیرایی از ماه مبارک رمضان است. ماه رمضان «شهرالله الاعظم» است. اگر انسان درست سیر و سلوک در این ماه کند، خیلی چیزها به دستش می‌‎رسد. در ماه شریف رمضان هر کس بتواند سی روز خدا را خالصانه بندگی کند از مصادیق حدیث شریف پیامبر(ص) است که: «مَن أخلَصَ لِلهِ أربَعینَ یَوماً فَجَّرَاللهُ یَنابیعَ الحِکمه مِن قَلبِهِ علی لِسانِهِ» (عده الداعی/ 232)  در غیر ماه رمضان چهل روز لازم است، اما در ماه رمضان سی روز کافی است. ماه مبارک رمضان برکات زیادی دارد، بیایید خودمان را پیش از اینکه ماه شعبان تمام شود، آماده کنیم تا از مواهب ماه رمضان بهره‌مند گردیم.
در چنین ایّامی اباصلت خدمت امام رضا(ع) آمد، حضرت فرمودند: اباصلت چند روزی بیشتر از ماه شعبان نمانده است، خودت را برای ماه رمضان آماده کن ـ تلاش کنیم در این مدت باقی‌مانده از ماه شعبان، خودمان را برای ماه مبارک رمضان آماده کنیم تا بتوانیم از مواهب بی‌پایان خداوند در ماه مبارک رمضان بهره‌مند شویم ـ بعد حضرت حدیثی فرمودند که در این حدیث دوازده دستور است، من از این دوازده دستور مواردی را برای‌تان می‌خوانم.
1ـ زیاد دعا خواندن
اولین دستوری که امام رضا(ع) به اباصلت فرمودند اینکه دعا و مناجات زیاد بخوان. درباره دعا خداوند در آخرین آیه سوره مبارکه فرقان می‌فرماید: «قُل ما یَعبَوُا بِکُم رَبَّی لا دُعائُکُم» (فرقان/ 77) خیلی عجیب است! این بالاتر از آن آیه‌ای است که خداوند می‌فرماید: «أُدعونی أَستَجِب لَکُم» (غافر/ 60) آنجا یک بشارتی داده، اما اینجا می‌فرماید: ای پیامبر به امّتت بگو اگر دعاهای شما نباشد خداوند متعال هیچ اعتنایی به شما نمی‌کند. از طرفی، درباره مناجات هم می‌دانید که مناجات از کلمه «نجوی» یعنی با کسی آهسته صحبت کردن. مناجات آن گفت‌وگویی را می‌گویند که انسان با خداوند متعال آهسته و پنهانی مطرح می‌کند. خداوند خیلی به ما نزدیک است: «من از رگ گردن به شما نزدیکترم»
در دعای مشلول یکی از اسماء خداوند «یا جاریَ اللَّصیق» است؛ یعنی ای همسایه دیوار به دیوار من! در جوشن‌کبیر این اسم نیست، اما در دعای مشلول است. دعای مشلول از دعاهای بسیار عجیب است که ما قدرش را نمی‌دانیم. ما خیلی گوهرهای گرانبها در اختیار داریم که قدرشان را نمی‌دانیم. در اثر دعا و مناجات انسان به خیلی چیزها می‌رسد. مهم‌تر از اینها انسان آمرزیده می‌شود.
اگر انسان مدتی با خدا نشست، خداگونه می‌شود. اگر انسان مدتی با امام زمان(عج) بود، امام زمان‌وار می‌شود.
مرحوم فیض کاشانی(ره) مرد بسیار دانشمندی بوده است. در بین علما، شخصیتی شبیه امام خمینی(ره) دیدم که مرحوم فیض کاشانی بود. فیض کاشانی مثل امام خمینی، هم فقیه بود، هم فیلسوف بود، هم عارف بود، هم شاعر بود و هم محدّث بود. فیض کاشانی دیوان شعری دارد که در آن دیوان شعر می‌نویسد:
ز بس گشتم خیال تو، تو گشتم پای تا سر من
تو آمد رفته رفته رفت من آهسته آهسته
انسان در اثر مناجات و دعا، در اثر خلوت با خدا، اندک اندک رنگ و بوی خدایی پیدا می‌کند، البته خدا رنگ ما را نمی‌گیرد، ولی به ما رنگ می‌دهد؛ رنگ توحید، رنگ توکل، رنگ محبت می‌دهد.
2ـ زیاد استغفار کردن
در این ماه شعبان فرصت را غنیمت بشماریم و زیاد استغفار کنیم. استغفار که می‌گوییم فقط «أَستَغفِرُاللهَ رَبّی و أتوبُ إلیه» نیست. کسی خدمت مولا علی(ع) رسید و گفت: «أَستَغفِرُاللهَ رَبّی و أتوبُ إلیه»، حضرت فرمود: مادرت به عزای تو بنشیند! حالا مگر این آقا چه گفته؟ فقط گفت: «أَستَغفِرُاللهَ رَبّی و أتوبُ إلیه» چرا حضرت امیر (صلوات‌الله‌علیه) اینقدر ناراحت شد؟ مولا علی(ع) فرمود: استغفار شش شرط دارد: 1 ـ آنکه از گناهان گذشته پشیمان شوی 2 ـ در آینده تصمیم بگیری که دیگر گناه نکنی 3 ـ اگر حق‌الله بدهکاری ادا کنی 4 ـ اگر حق‌الناس بدهکاری ادا کنی 5 ـ اگر گوشت بدنت از حرام روییده، آنقدر عبادت‌های شاقّ و زحمت‌دار انجام‌دهی تا گوشت بدنت بریزد و از غذای حلال گوشت بر بدنت بروید (البته این مورد خیلی کم است کسانی که مثلاً پدرش قاچاق‌فروش بوده یا پدر و مادرشان از راه حرام زندگی‌شان را تأمین کرده‌اند و یا حرام‌های آنچنانی خورده‌اند، اینها باید این کار را بکنند) 6 ـ هر اندازه لذّت معصیت را چشیده، همان اندازه زحمت عبادت را تحمل کند، مثلاً: چشم به نامحرم به قصد ریبه ده دقیقه نگاه کرده باید ده دقیقه قرآن بخواند.
3 ـ تلاوت قرآن
سومین دستور امام رضا(ع) به اباصلت تلاوت قرآن کریم بود. در این تتمه ماه شعبان زیاد قرآن بخوانیم. حدیث داریم که اگر صد آیه قرآن، از هر کجای قرآن را انسان بخواند، خداوند متعال دعای او را مستجاب می‌کند. هیچ آیه‌ای بهتر از «بسم الله الرحمن الرحیم» نیست. اگر توانستید ختم «بسم الله الرحمن الرحیم» بگیرید خیلی خوب است. ختم «بسم الله الرحمن الرحیم» به این شکل است که با وضو رو به قبله می‌نشینید و هفتصد و هشتاد و شش مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم می‌گویید. «بسم الله الرحمن الرحیم» فشرده صد و چهار کتاب آسمانی است. پس از ختم هم دعا کنید که خدایا! ما را در این ماه شعبان برای پذیرایی در ماه مبارک رمضان آماده ساز.
4 ـ توبه
توبه با استغفار فرق می‌کند. استغفار، یعنی از خداوند طلب عذرخواهی کردن. ولی توبه، یعنی وقتی توبه من را قبول کردی مرا از توابین قرار بده. تواب با غفار فرق می‌کند این سه کلمه «یا غفار، یا تواب و یا ستار» را زیاد بگویید. ای خدایی که غفارالذنوبی مرا بیامرز، ای خدایی که توابی مرا بپذیر! آمرزیدن جداست، پذیرفتن جداست، ممکن است خدا کسی را بیامرزد ولی نپذیرد، بگوید تو شاگرد بد سابقه‌ای هستی.
غفّار عبارت است از بخشیدن و آمرزیدن گنهکار از سوی خداوند، ولی ممکن است گنهکار را بپذیرد و ممکن است گنهکار را نپذیرد. ستّار هم که می‌دانید چقدر مهم است! گناهانی که از ما سر زده، اگر پدر و مادر ما می‌دانستند ما را از خانه بیرون می‌کردند ولی خداوند آنها را می‌پوشاند.
5ـ ادای امانت
عزیز من! می‌خواهی وارد ماه رمضان بشوی اگر امانتی از مردم دستت است به او برگردان که فکرت راحت باشد.
6 ـ عفو و گذشت
اگر در دل خود کینه کسی را داری از دلت بیرون کن. چقدر خوب است همانطور که خدا ما را بخشیده، ما هم بندگانش را ببخشیم.
- منبع: کتاب مشکات، انتشارات آستان قدس رضوی، جلد اول، صفحه 497
* بیانات معظّم‌له در حرم امام رضا(ع)، شعبان 1390


آیینه خواص

ابوایوب انصاری ـ ۹
پایان عمر عالم مجاهد

مقام علمی ابوایوب
یکی از جنبه‌های مهم شخصیت ابوایوب، مقام علمی او و آشنایی‌اش با معارف عالی اسلامی است. وی افزون بر آنکه، سربازی رشید و خدمتگزاری صدیق برای رسول خدا(ص) بود، به همراه پنج تن از انصار، قرآن کریم را در زمان حیات پیامبر(ص)، جمع کرد. او از راویان مهم و معتبر است که روایت‌های بسیاری را از رسول اکرم(ص) و امیرمؤمنان، باز گفته است. ابوایوب می‌گوید: روزی نزد رسول خدا(ص) رفتم و عرض کردم: «ای رسول خدا، مرا نصیحتی کنید.» حضرت فرمود: «به تو پنج سفارش می‌کنم:
1ـ از آنچه در دست دیگران است، نا امید باش که این کار، خود برترین گونه بی‌نیازی است؛ 2ـ از طمع بپرهیز که آن نیازی همیشگی به‌شمار می‌آید؛ 3ـ وقتی نماز می‌خوانی، همانند شخص وداع‌کننده (کسی که آخرین نمازش را می‌خواند) نماز بخوان؛ 4ـ سخنی را که فردا برای گفتن آن به عذرخواهی مجبور می‌شوی، مگوی؛ 5ـ آنچه را برای خودت می‌پسندی، برای برادر مؤمنت نیز بپسند.»
همچنین در روایت دیگری نقل می‌کند: «هرگاه پشت سر پیامبر اکرم(ص) نماز می‌خواندم، آن حضرت پس از پایان نمازش، این دعا را می‌خواند: خدایا! همه خطاها و گناهانم را بیامرز. خدایا! به من از نعمت‌هایت عطا کن و مرا زنده بدار و به من روزی بده و مرا به انجام دادن کارهای شایسته و اخلاق نیکو هدایت کن؛ زیرا جز تو کسی [انسان را] به کارهای شایسته هدایت نکند و جز تو کسی وی را از کارهای بد باز ندارد.»
صراحت ابوایوب در برابر معاویه
پس از شهادت امیرمؤمنان، روزی ابوایوب بر معاویه وارد شد. جمعی از شامیان نیز در این جلسه حضور داشتند و به سخنان گوش می‌دادند. معاویه خطاب به ابوایوب گفت: «چه کسی در فلان روز (بدر) صاحب اسب بلقا را کشت؟» ابوایوب نیز با کمال جرئت گفت: «من او را کشتم؛ زیرا تو و پدرت بر شتری قرمز رنگ سوار بودید و پرچم کفر را حمل می‌کردید!» معاویه که نمی‌پنداشت ابوایوب این گونه آشکارا پیشینه کفر او و پدرش را مطرح کند، شوکه شد.
رحلت ابوایوب انصاری
ابوایوب در سنین پیری باخبر شد که سپاه روم در کمین است تا فرصتی برای حمله به مرزهای اسلامی بیابد. پس، از آنجا که اساس اسلام در خطر بود، بر خویش واجب دید تا همراه با سپاه مسلمانان به سوی روم حرکت کند. هنگامی که سپاه اسلام به نزدیکی قسطنطنیه رسید، ابوایوب بیمار شد و پس از چندی درگذشت.یاران ابوایوب از او در بستر بیماری پرسیدند: «چه وصیتی داری؟» گفت: «هیچ حاجت و نیاز دنیوی ندارم، ولی اگر مُردم، جنازه‌ام را روی دست بگیرید و تا جایی که می‌توانید در خاک دشمن به پیش برید و مرا در واپسین نقطه به خاک بسپارید؛ زیرا شنیدم که رسول خدا(ص) فرمود: «در کنار دیوار قلعه قسطنطنیه، مردی صالح از اصحاب من دفن می‌شود». یارانش بنا بر وصیت ابوایوب، عمل کردند؛ ولی از آنجا که می‌ترسیدند دشمن، قبر ابوایوب انصاری را نبش کند. از این روی، آنان را تهدید کردند و به رومیان گفتند: «اگر قبر ابوایوب را نبش کنید، همه ناقوس‌های رومیان را در بلاد اسلامی خاموش خواهیم کرد.» مزار این سردار رشید اسلام، هم‌اکنون در شهر استانبول قرار دارد.


نقطه نظر
آیت‌الله عبدالکریم حق‌شناس

راهکار درک شب نیمه‌شعبان
بايد به استقبال نيمه‌شعبان رفت. اين شب، بسيار بزرگ است و در ضمن به امام زمان (صلوات‌الله و سلامه عليه) تعلق دارد و ما همه مي‌گوييم منتظر امام زمان(عج) هستيم. اگر كسي مسافري داشته باشد و انتظار بازگشت او را بکشد، انتظار وقتي صدق مي‌كند كه براي آمدن مسافر خود، كاري بكند. كسي مثلاً به مكه رفته و مي‌خواهد مراجعت بكند، شخصي كه منتظر اوست فرش‌ها و پرده‌ها و شكل ظاهري خانه را درست و منظم مي‌كند، شيريني می‌گذارد، وسايل را فراهم مي‌كند.
حضرت امام باقر(ع) ‌فرمودند: چنانچه شما انتظار امام‌تان را مي‌كشيد، مي‌بايست رفتارتان در عمل به واجبات و در ترك محرمات و تخلق به اخلاق حسنه در آن حد كه توان داريد، باشد. بايد كوشش كنيد، بايد در حد توان كوشش كنيد كه مورد پسند و رضاي آن حضرت باشيد.
در دعاي این شب است كه مي‌فرمايد: «الهي تعرّضَ لك في هذا الليل المتعرّضُون» اين دعا را مرحوم نراقي شرح كرده است كه بايد شرحش را بخوانيم. «وقصَدَك القاصدون وأمّل فضلك ومَعروفك الطالبون» الهي در اين شب متعرضان، خويش را در معرض رحمت تو قرار دادند و قصدكنندگان، قصد تو كردند و طالبان، آرزوي به دست آوردن فضل و نيكي‌هاي تو را داشتند. بعد ‌فرمودند: «ولك في هذا الليل نفحَاتٌ» در اين شب برای تو نفحات است. نفحات جمع نـَـفـْحه است كه بايد معنا بشود «و جوايزٌ و عطايا و مواهب تمُنّ بها علي مَن تشاء مِن عبادك و تـمْـنعُها» و براي تو در اين شب نفحه‌هاست كه منت مي‌گذاري آن را بر آن كس كه مي‌خواهي و منع مي‌كني آن را. تمنعُها هم دارد. يعني هر كسي قابليت براي پوشش اين لباس گرانمايه را ندارد، بلكه بايد صفات و خصوصياتي داشته باشد تا لياقت پيدا كند. اگر واقعاً آن صفات حسنه‌اي كه منظور اهل بيت است واجد باشد، مورد اين جوايز است و اگر نباشد، نيست. بعضي‌ها از سه ماه پيش خالص مي‌كردند اعمال‌شان را كه بتوانند اين شب را درك بكنند.
مرحوم نراقي در شرح اين دعا می‌فرماید: مقصود از نفحات همان چیزی است که رسول خدا(ص) می‌فرمود؛ «كما اشار صلي الله عليه وآله وسلّم» که برای شما در دوران عمرتان نفحه‌ها از جانب خداوند است بکوشید خود را در معرض آن قرار دهید. «إنّ لِـرَبّـكم في أيّام دَهْركم نفحات ألا فـتـَعرّضوا لها» معنا مي‌فرمايند كه اين نفحه چيست؟ نفحه آن افاضات معنويه و ربانيه است. إفاضات هم جمع إفاضه است. إفاضه ريزش است، ريزش آن روحیات و حالات معنويه و یقین و اطمینان و امید به قلب شماست. البته اين قلب بايد تصفيه شده باشد تا امکان این ریزش پیدا بشود. در آن كبر و عُجب و بخل و... نباشد. بلكه جميع مكارم اخلاق را در حدّ توان واجد باشد و اگر ندارد از پروردگار درخواست بكند و براي آن به درگاه او تضرع كند.
حضرت آيت‌الله بروجردي(ره) مي‌فرمودند: مراد از اين نفحه و إ‌فاضه اين است كه قلب ما در معرض وزش نسيم‌هاي رحمت الهي قرار مي‌گيرد. نراقی در ادامه، تعرض به نفحات را معنا می‌کند. تعرض يعني اينكه قلب را از اخلاق بد خالي كني و متعرض كسي است كه دل را از بدي‌ها پاك كرده باشد. او فقط در اين صورت خود را در معرض وزش نسيم رحمت قرار داده است.


گزارش صبح‌صادق از مراسم رونمایی از مجموعه کتاب‌های «سپاه در گذر انقلاب»
سه دهه تلاش سپاه برای امروز و فردا عبرت‌آموز است

رحیم محمدی

هفته گذشته مراسم رونمایی از 11 جلد کتاب «سپاه در گذر انقلاب» برگزار شد که طی آن میهمانان مراسم در سخنانی به مقام و جایگاه سپاه اشاراتی داشتند و حتی فرمانده کل سپاه نیز در یادداشتی به تقدیر از این کار پرداخته بود. مطالب زیر بخشی از سخنان مطرح شده در این مراسم است که توسط خبرنگار صبح‌صادق تهیه شده است.

* کتاب‌هایی که قادرند جایگاه سپاه را در بطن جامعه برجسته کنند
سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه در بخشی از یادداشتی که برای این کتاب نوشت، عنوان کرد: «خصیصه فرزند زمان بودن و حضور در زمان داشتن، مقوله‌ای است که با مطالعه و مرور عملکرد گذشته و تلاش بیش از سه دهه سپاه حاوی نکاتی است که می‌تواند برای امروز و فردای این نهاد عبرت‌آموز باشد. در این میان بازخوانی بیانیه‌ها، اطلاعیه‌ها و اخبار و... رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارای اهمیت خاصی است که اقدام روابط عمومی سپاه در باز نشر آن در قالب کتاب «سپاه در گذر انقلاب» ارزشمند و راه‌گشا بوده و قادر است جایگاه این نهاد راهبردی در بطن جامعه و نقش واقعی، تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز آن در متن حوادث و وقایع را برجسته و تبیین سازد.»

* سپاه در رده اول قدرت های زمینی جهان قرار دارد
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران هم در این مراسم گفت: قدرت بازدارندگی سپاه بر تجهیزات غلبه دارد، به نحوی که اکنون موشک‌های بالستیک سپاه، «نقطه‌زن» شده‌اند و سپاه با صدها گردان شهادت‌طلب در کنار صدها گردان آموزش‌دیده، در رده اول قدرت‌های زمینی جهان قرار دارد.
وی با اشاره به اینکه منظومه قدرت سپاه، اکنون جهانی است، افزود: سپاه، از آنجایی که روح، هویت و آبروی خود را از واقعه‌ الهی عاشورای سال 61 هجری گرفته، مجموعه فعالیت‌هایش سبب تقویت و عمق بخشیدن سیاست خارجی کشور شده، لذا ارتقای سپاه مدیون هدایت‌های الهی امام(ره) و مقام معظم رهبری است.

* سپاه در برابر موضوعات گوناگون انعطاف‌پذیر است
سردار سیدمسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، نیز اظهار کرد: یکی از ویژگی‌های انحصاری سپاه که در همان روزهای نخست شکل‌گیری تا به امروز همراه آن بوده و به واسطه آن به شکوفایی رسیده، انعطاف‌پذیری آن در مواجهه با مسائل و موضوعات گوناگون است.
وی افزود: به این معنا که سپاه متناسب با هر شرایطی توانست خود را وفق دهد و مبتنی بر نیازهای جاری، ساختار سازمانی خود را مرتب و بهینه کند.

* سپاه در شرایط بحرانی تشکیل شد
همچنین سردار عبدالله محمودزاده، مسئول وقت دفتر هماهنگی سپاه در استان‌ها، در سخنانی با بیان اینکه سپاه در شرایط عادی تشکیل نشد، گفت: در حالی که کشور در وضعیتی بحرانی قرار داشت، سپاه پاسداران تشکیل شد و این سبب آبدیدگی پاسداران در رویارویی با دشمنان شد. به شکلی که این روند ادامه یافته و اکنون سپاه از نظر قدرت نظامی به پیشرفت‌های عظیمی نائل آمده است.

* ترس از سپاه کنگره آمریکا را فرا گرفته است
محسن رفیق‌دوست، وزیر سپاه در دوران دفاع مقدس نیز با بیان اینکه نقش معنوی سپاه، حزب‌الله لبنان را ساخت و به دنبال آن حماس را در فلسطین اشغالی پرورش داد، گفت: در همه منطقه پیچیده که حزب‌الله و حماس با پیروی از تعالیم برگرفته از سپاه پاسداران مقابل استکبار می‌ایستند.
وی افزود: امروز سپاهی وجود دارد که ابرقدرت‌های جهان مجبور می‌شوند، در کنگره فریاد بزنند، چرا فرماندهان سپاه را ترور نمی‌کنید و این نشان‌دهنده این است که ترس از سپاه کنگره آمریکا را فتح کرده است.

* تمام کارها را مطابق با آیات قرآن انجام دهید
سردار یوسف فروتن، اولین معاون روابط عمومی کل سپاه هم در سخنانی به اولین دیدار رسمی پاسداران با امام(ره) اشاره کرد و گفت: در دیداری که به عنوان شورای فرماندهی سپاه خدمت امام(ره) رسیدیم، در پایان جلسه ایشان از ما خواستند تمام کارهای خود را مطابق با آیات قرآن انجام دهید. البته ایشان این نکته را نیز یادآور شدند که هیچ کسی انتظار ندارد، همانند حضرت امیر(ع) آیات و دستورهای الهی را اجرا کنیم.

* تمرکز لبه‌ تیز تیغ تبلیغات کشورهای استکباری بر روی سپاه و ولایت‌فقیه
همچنین در این مراسم، ابوشریف اولین فرمانده کل سپاه نیز گفت: زمانی که انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت، قدرت‌های استعماری به لحاظ اینکه موقعیت خود را در خطر می‌دیدند، شروع به توطئه در اقصی‌نقاط کشورمان کردند، اما با این وجود نتوانستند به دلیل وجود رهبری عالیقدر امام خمینی(ره) و اتحاد مردم به اهداف تجزیه‌طلبانه خود دست یابند.
وی با اشاره به اینکه سپاه و ولی‌فقیه همچنان در راه ائمه اطهار(ع) راه خود را ادامه می دهند، تأکید کرد: اکنون لبه‌ تیز تیغ تبلیغات کشورهای استکباری بر روی سپاه و ولی‌فقیه متمرکز شده است. در چنین شرایطی اگر سپاه کمی عقب‌نشینی کند، آنهایی که شعار نه غزه، نه لبنان سر می‌دادند این انقلاب را از درون می‌پوسانند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

سپاه در تراز بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی
با تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای اولیه پیروزی انقلاب و پس از تصویب اساسنامه آن در دوم اردیبهشت سال 1358 کسی گمان نمی‌کرد روزی برسد که سپاهی که در غائله‌های مرزی و قومی کشور در ابتدای انقلاب تنها با قوت ایمان پاسدارانش و با سلاح‌های سبک ایستادگی کرد و در سال ابتدایی دفاع مقدس با خیانت‌های بنی‌صدر نتوانست قدرت و ابهت خود را نشان دهد، پس از گذشت 35 سال در کشاکش هجمه‌های ابرقدرت‌ها و در مواجهه مستقیم و غیرمستقیم با آنها بتواند دارای بزرگ‌ترین یگان زمینی دنیا شود و در تراز قدرتمندترین و بزرگ‌ترین یگان‌های نظامی جهان قرار گیرد. چیزی که البته به یمن مردمی بودن سپاه رخ داده است. بسیج که بدنه مردمی سپاه را تشکیل می‌دهد، امروز توانسته با جذب و سازماندهی انبوهی از مردم باایمان و عناصر شهادت‌طلب، چنان قوتی بگیرد که دیگر دشمنان در برآوردهای‌شان هم نمی‌توانند تصور حمله زمینی به ایران را محقق کنند، چه رسد به طراحی عملیاتی این موضوع. گستردگی بسیج در تمام کشور، طراحی دفاع سلولی، انجام رزمایش‌هایی مبتنی بر این سناریوها و تأکید بر دفاع همه‌جانبه به جای دفاع صرف نظامی، از نقطه قوت‌هایی است که بسیج برای سپاه ایجاد کرده و در دل همین نیروهای بسیجی عده‌ای نیز در کسوت پاسداری وارد شده‌اند که امروز در حوزه‌های دیگر نظامی، جمهوری اسلامی ایران را به استقلال کامل رسانده‌اند و بعضاً در برخی از موارد به برکت نیروهای باایمان در صنایع دفاعی سپاه، ارتش و وزارت دفاع، جمهوری اسلامی از دارندگان فناوری‌ها و تسلیحاتی است که حتی ابرقدرت‌ها هم به آن دست نیافته‌اند. همچنین است در حوزه انواع موشک(هوایی، دریایی، زمینی)، پهپاد، پدافند هوایی و... که این موارد به دلیل آنکه باید در صحنه رویایی با دشمن عیان شود، فقط بخشی از آن اعلام شده و بخش مهمی از قدرت نظامی ایران هنوز اعلام نشده است. این مسئله که قدرت دفاعی ایران تا چه حد است، حتی با وجود برآوردهای فعلی از آنچه ایران عیان کرده، در برآورد استراتژیست‌های دشمن، برای آنها بسیار مرعوب‌کننده است، چیزی که سپاه و در کنار آن، ارتش طی 35 سال برای هرچه مرعوب‌تر کردن دشمن و با تمام تلاش‌ انجام داده‌اند، همه در سایه رهنمودهای امامان انقلاب رخ داده که راه را به درستی نشان داده‌اند.
اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که سپاه با تمام قوت‌هایی که به مرور کسب کرده، در هیچ صحنه نبردی در برابر استکبار شکست نخورده و دشمن را در بسیاری از میدان‌ها متوقف و طرح‌های آن را دچار شکست کرده است و این چیزی است که اثر آن را در عرصه سیاست خارجی و عمق‌بخشی نفوذ ایران در این عرصه می‌توان دید. به‌ویژه اینکه سپاه، سپاه انقلاب است و محدوده جغرافیایی آن، محدوده انقلاب اسلامی یعنی جهان اسلام و تمام دنیاست و آنچه به سپاه قوت داده، اندیشه و راهبرد ولایتمداری است که از رهاورد همین مسئله و تکوین اندیشه مقاومت در اذهان مسلمانان، پیروزی‌های پی در پی در برابر رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی رقم خورده است.


گلی از باغ

مبانی قرآنی اندیشه‌های سیاسی امام خمینی(ره)
اندیشه‌های سیاسی امام خمینی(ره) مهم‌ترین موضوع تأثیرگذار در قرن اخیر در سراسر جهان به ویژه در جوامع اسلامی و در میان محرومان و مظلومان جهان بوده و است. این اندیشه‌ها همچنین به‌عنوان مهم‌ترین منبع و شاخص شناخت تفکر انقلاب اسلامی، مورد توجه پژوهشگران بوده است. امام(ره) برخلاف جهان‌بینی و اندیشه‌های سلطه‌جویانه حاکم بر شرق و غرب، بینش و جهانی‌بینی خاصی داشت که بر اساس آن، ایدئولوژی (باید و نبایدها) و اندیشه‌هایش (حکمت عملی) استوار بود و بر مفاهیمی تأکید می‌کرد که در قاموس قدرتمندان سلطه‌گر جایگاهی نداشت. اندیشه حاکمیت انحصاری خدا، عدالت‌محوری، ظلم‌ستیزی، مردم‌سالاری دینی، حمایت از مظلومان و محرومان و... باورهای امام بود که همچون آذرخشی بر پهنه کره خاک درخشید و امروز بخشی از طلوع این اندیشه را در جای جای جهان به نظاره‌ نشسته‌ایم و انسان‌های بی‌شماری را در تکاپوی شناخت و بهره‌گیری از این اندیشه‌ها می‌بینیم، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، قیام و نهضت خویش را با احیای اندیشه سیاسی اسلام، به ویژه احیای نظریه حکومتی اسلام آغاز کرد.
از سوی دیگر با توجه به اینکه همه اندیشه‌ها از یک جهان‌بینی خاص سرچشمه می‌گیرد، ریشه و آبشخور اصلی اندیشه‌های امام نیز «جهان‌بینی خاص قرآنی» او بود. بررسی و شناخت این منبع بی‌پایان جهان‌بینی و اندیشه‌ها یکی از ضروری‌ترین وظایف است، زیرا عده‌ای در تلاشند که این اندیشه‌ها را بیگانه از اسلام و قرآن معرفی کنند و مستکبران نیز برای پیشگیری از این اندیشه‌، سرمایه‌گذاری کلان کرده‌اند و نیز گروهی تلاش می‌کنند که این تفکر را تفکر خاص شیعی معرفی کنند تا اهل سنت را از امام جدا کنند.
این کتاب در پی تبیین رابطه اندیشه‌های امام و آیات قرآن است و نیز می‌کوشد به این پرسش‌ پاسخ دهد که ریشه و منشأ اندیشه‌های سیاسی امام(ره) کدام آیات قرآن کریم است. برای تبیین رابطه مذکور و پاسخگویی به پرسش یاد شده مباحث این کتاب در چهار بخش سازماندهی شده است؛ در بخش اول «کلیات و مفاهیم» مورد بحث قرار گرفته و در سایر بخش‌ها به ترتیب، مباحث «مبانی قرآنی اندیشه‌های اعتقادی ـ سیاسی امام، مبانی قرآنی حکومت دینی و مبانی قرآنی سیاست خارجی امام» مطرح شده است.
این کتاب به قلم سیدرضا فقیهی در ۳۲۸ صفحه از سوی انتشارات زمزم هدایت منتشر شده است.


قبیله آفتاب

فرار کرد تا روز را بر دشمن حرام کند!
پایان دوره آموزشی ابراهیم مصادف است با روزهای انقلاب، با روزهای خروش یک ملت. برای تأمین امنیت آسمان تهران در روزهای حضور مرشد و مرادش حضرت ‌امام(ره) یک سال به پادگان قلعه‌مرغی تهران مأمور می‌شود. بعد غائله کردستان است که او را عازم غرب کشور می‌کند. شدت گرفتن آتش جنگ او را به جبهه‌های جنوب می‌کشاند. همان سال 1359 مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته و در رود کارون سقوط می‌کند؛ از چالاکی و جوانی مدد می‌گیرد و خود را به‌ کمک بومیان منطقه از مهلکه می‌رهاند تا باشد و روزهای دیگری را هم بر دشمن حرام کند.
به نقل از دوستان شهید ابراهیم فخرایی سیدآباد

ابراهیم در پنجم فروردین‌ماه سال 1332 در مشهد به دنیا آمد. روزهای کودکی و نوجوانی‌اش گذشت. زمانی که صحبت سربازی وی به میان آمد، به پدرش گفت که می‌خواهد به نظام برود و در نیروی هوایی خلبانی کند. تا اینکه در سال 1355 به آرزوی خود رسید و وارد هوانیروز شد. او در همان سال‌ها ازدواج کرد و صاحب یک فرزند پسر به نام مسعود شد. پس از اینکه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، جنگ از سوی عراق به کشور اسلامی‌مان تحمیل شد، ابراهیم به عنوان خلبان بالگرد جنگی به همراه شهید شیرودی از میهن عزیزمان دفاع می‌کرد. او بسیار شجاع بود و در پرواز خیلی به دشمن نزدیک می‌شد؛ در عملیات والفجر8 نیز بسیار جانفشانی کرد و در منهدم کردن هواپیمای دشمن نقش عمده‌ای داشت و یک بار نیز مجروح شد. او سرانجام در روز 15 اسفندماه سال 1365 طی عملیات کربلای 5 در منطقه عملیاتی شلمچه در حالی که 33 ساله بود به شهادت رسید. پیکر مطهرش 13 سال بعد در سی‌ویکم خرداد ماه سال 1378 توسط گروه تفحص شهدا در اطراف دریاچه ماهی کشف شد و در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد. ناگفته نماند که برادرش جواد نیز در لباس پاسداری از انقلاب اسلامی در جبهه نبرد علیه دشمن بعثی به شهادت رسید.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

به بهانه اکران فیلم «متروپل» ساخته مسعود کیمیایی
آشفتگی و سرگردانی سینمای روشنفکری

مهدی امیدی

«متروپل» فیلم اخیر مسعود کیمیایی در ادامه آثار سال‌های اخیر این کارگردان کهنه‌کار سینمای ایران، یک فیلم خام‌دستانه و نازل محسوب می‌شود. این فیلمساز، طی یک دهه گذشته با فیلم‌های «سربازهای جمعه»، «حکم»، «رئیس»، «محاکمه در خیابان»، «جرم» و در نهایت «متروپل»، نموداری از یک انحطاط سینمایی را به رخ کشیده است. هیچ یک از این فیلم‌ها با آثار دهه‌های گذشته کیمیایی قابل مقایسه نیست و هر یک از این فیلم‌ها، ضعیف‌تر از فیلم قبلی است. به همین دلیل هم «متروپل» را باید نازل‌ترین فیلم این کارگردان دانست.
اما به راستی، چرا کیمیایی دچار چنین وضعیتی شده است؟ شاید عده‌ای، پا به سن گذاشتن را مهم‌ترین عامل انحطاط سینماورزی این کارگردان بدانند. به‌طور قطعی، کهنسالی موثر است، اما عامل اصلی نیست، چراکه همین امروز در بسیاری از کشورهای جهان، فیلمسازان پا به سن گذاشته، آثار قدرتمندی می‌سازند. یا در کشور خود ما، هنرمندان بسیاری یافت می‌شوند که باوجود «ضعف جسمانی» همچنان دارای «پویایی هنری» هستند. مرحوم علی حاتمی، حتی در آخرین روزهای زندگی‌اش و با وجود کشمکش با بیماری سرطان، همچنان فیلم‌های با طراوتی می‌ساخت. یا مهدی فقیه که در سن بسیار بالا، هنوز هم بازیگر توانمندی است.
مشکل امثال کیمیایی را باید در زمینه و بافت اجتماعی که وی و خیلی از هنرمندان و نویسندگان و شاعران ما در آن سیر می‌کنند، شناخت. این زمینه و بافت اجتماعی، همان چیزی است که به عنوان «روشنفکری» شناخته می‌شود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روشنفکری (انتلکتوئلیسم) خودبنیادی است. یعنی محوریت خود و به بیان بهتر نفس، در همه چیز. سلوک روشنفکری، سرانجامی جز مستحیل شدن در نفس اماره و خودپرستی ندارد؛ درست برخلاف سلوک معنوی و دینی که به رهایی از خود و آزادگی از نفس می‌انجامد. به همین دلیل هم هست که روشنفکران و غرب‌زده‌ها معمولاً خیلی زود دچار ازخودبیگانگی می‌شوند و از تطبیق خود با روزگار و جامعه، باز می‌مانند.
خودمحوری روشنفکران، اصلی‌ترین عامل جدا ماندن آنان از مردم و شرایط اجتماعی است. غرق شدن در انواع مکاتب و نحله‌های فکری بیگانه و بی‌تفاوتی نسبت به فرهنگ بومی و سنت‌های ملی، به اضافه سر در گریبان خویش داشتن و برج عاج‌نشینی، موجب دور شدن روزافزون روشنفکرها از جامعه خودشان شده است. به همین دلیل هم همواره راه و مسیر این طایفه، از مردم جدا بوده است.
هرچند که مسعود کیمیایی نسبت به بسیاری از اعضای جریان به اصطلاح روشنفکری، رابطه نزدیک‌تری با مردم داشته است، اما این رابطه تنها در مقطع محدودی از زمان ـ سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ـ برقرار بود. او در آن دوران با ساخت فیلم‌هایی مانند «قیصر» و «گوزن‌ها» و تا حدودی «سفر سنگ» توانست بخشی از فضای آن روزگار را بازتاب دهد. اما پس از انقلاب اسلامی، کیمیایی نیز همچون خیلی دیگر از شبه‌روشنفکرها از مردم و زمانه خویش عقب ماند و نتوانست همگام با تحولات اجتماعی پیش بیاید. این روند با گذشت زمان، عمیق‌تر و شدیدتر شده است، به طوری که آثار اخیر او هیچ ربطی به شرایط اجتماعی ما ندارند و ترسیم‌گر ناکجاآباد با آدم‌های بی‌شناسنامه است.
فیلم «متروپل» هم، نمونه تازه‌ای از این جداماندگی از شرایط اجتماعی است. این فیلم، ماجرایی است که یک شب در سینمایی قدیمی و تعطیل شده می‌گذرد. سینمایی که تبدیل به باشگاه بیلیارد و پارکینگ شده است. زنی جوان، با صورتی خون‌آلود و مجروح، از دست چند نفر می‌گریزد و به این مکان پناه می‌آورد. بعد متوجه می‌شویم که او همسر دوم یک سرمایه‌دار است که پس از مرگ او، بر سر ارث و میراث با همسر اول مرد اختلاف پیدا کرده و همسر اول، تعدادی را اجیر کرده تا او را بکشند و ...
از همین خلاصه داستان می‌توان دریافت که با چه شاهکاری روبه‌رو هستیم! یک فیلم مغشوش و از هم‌گسیخته که حتی در تعریف یک داستان منطقی و قابل باور هم باز مانده است. یک فیلم خسته‌کننده و خام که حداکثر به تکرار همان کلیشه‌های همیشگی سینمای کیمیایی می‌پردازد. کلیشه‌هایی همچون چاقوکشی و خون و خون‌ریزی و لات‌های جوانمرد و باغیرت و ناموس‌پرست!
«متروپل» همچون آثار اخیر کیمیایی، راوی ناکجاآبادی است که گویی آدم‌هایش از سیاره‌ای دیگر آمده‌اند. همه صحنه‌های این فیلم، رنگ و لعابی از تصنع دارند. خشونت فیلم بیش از آنکه منتقل‌کننده درد انسان‌های تباه شده باشد، مشمئزکننده است.
یک نکته مهم درباره مسئله غیرت و ناموس‌پرستی در فیلم‌های کیمیایی ـ ازجمله همین «متروپل» ـ اینکه، در این فیلم‌ها، ناموس‌پرستی و غیرت، بیشتر به یک پرش عصبی و وسیله‌ای برای لات‌بازی شباهت دارد تا یک شاخصه فرهنگی و هویتی!
«متروپل» هم یکی از نمودها و نمادهای سینمای روشنفکرزده‌ای است که از آشفتگی و به هم‌ریختگی ـ هم در ساختار و هم در محتوا ـ به خود می‌لرزد! فیلمی که علاوه بر سردرگمی و فضای هپروت‌گونه‌اش، فاصله دوری هم با اوضاع و احوال جامعه امروز ما دارد.


حمله یک ویروس خطرناک به خانواده‌های ایرانی!
حسین کارگر

یکی از اتفاقات قابل تأملی که سال‌های اخیر در برخی خانواده‌های ایرانی رخ داده، گرایش به تماشای سریال‌های ماهواره‌ای است! این عادت، با ورود روزافزون گیرنده‌های ماهواره و گسترش شبکه‌های مختلف پخش فیلم و سریال افزایش یافته است. نکته قابل توجه اینکه اغلب سریال‌های در حال پخش از شبکه‌های ماهواره‌ای، محصول کشورهایی هستند که اصولاً فیلم‌ها و سریال‌های آنها در جهان، جایگاه چندان مهمی ندارد. تولیدکننده اکثر این سریال‌ها ترکیه است و برخی از کشورهای آمریکای لاتین هم در ساخت این گونه سریال‌ها نقش دارند.
محور عمده سریال‌های ماهواره‌ای، خیانت به همسر و روابط نامشروع است. این سریال‌ها پنهان یا آشکار، مخاطب خود را به بی‌دینی و زندگی بدون قیدوبندهای اخلاقی تشویق می‌کنند. این آثار، فرهنگ و ارزش‌های اسلامی را خوار و بدون تأثیر مثبت نشان می‌دهند. برای نمونه این‌گونه القا می‌کنند که بیشتر افراد بجاآورنده مناسک مذهبی، انسان‌های مفلوک و بدبختی هستند و یا اینکه حجاب و پوشش را نوعی عقب‌ماندگی نمایش داده و برعکس، برهنگی را نشانه‌ای از پیشرفت و قدرت نشان می‌دهند!
نتیجه تماشای این گونه برنامه‌ها نزد خانواده‌ها، عواقبی چون؛ سست شدن عواطف انسانی، کاهش تعلق خاطر به ارزش‌های دینی و ملی، افزایش مصرف‌گرایی و لوکس‌زدگی، ضعف اخلاق و قیود انسانی، پوچی و بی‌علاقگی به زندگی، بدبینی نسبت به اطرافیان، بی‌هویتی و احساس فقدان شخصیت باثبات، برخی قتل‌های جنسی! و... را در پی دارد.
با یک پژوهش میدانی ساده هم می‌توان خطرات تماشای سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای را بهتر درک کرد. در خانواده‌هایی که مخاطب این برنامه‌ها هستند همبستگی کمتری برقرار است، میزان طلاق بیشتر است، سن ازدواج فرزندان بالاتر می‌رود، انحرافات و مفاسد اخلاقی در اعضای این خانواده‌ها رو به افزایش است و حتی هزینه‌های زندگی آنها افزون‌تر است.
متأسفانه بسیاری از مردم کشور ما هنوز از ماهیت و منشأ شبکه‌های ماهواره‌ای و به‌ویژه شبکه‌های پخش سریال ناآگاه هستند. این درحالی است که شاید اگر مردم سرمنشأ این رسانه‌ها را بشناسند، کمتر به محصولات آنها توجه کنند. همه شبکه‌های ماهواره‌ای پخش‌کننده سریال‌های ترکی و مشابه آن، مافیاهای اقتصادی یا جریان‌های سیاسی تبهکار هستند. به همین دلیل هم پخش تبلیغات بازرگانی و همچنین تشویق به فساد در خلال این سریال‌ها خیلی بالا است.
برای درک بهتر ماهیت شبکه‌های پخش سریال، کافی است تا بار دیگر به گزافه‌گویی‌های نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس توجه کنیم. او در نخستین سالگرد واقعه 11 سپتامبر در تاريخ 12 سپتامبر 2002 در «كميته اصلاح دولتي» آمريكا، خواستار سرنگوني حكومت حاكم بر ايران به وسيله پخش سريال در شبكه‌هاي ماهواره‌اي شد! نتانیاهو گفته بود: «مي‌توان با پخش سريال‌هايي كه افراد زيباروي جوان را در وضعيت‌هاي متنوعي از برهنگي نشان مي‌دهند كه زندگي‌هاي فريبنده و مادي‌گرايانه دارند و رابطه‌هاي بي‌قيد جنسي برقرار مي‌كنند، يك انقلاب را عليه حكومت ايران برانگیخت.»


خبرها

نویسنده سریال پایتخت: وضعیت تئاتر اسفناک‌تر از گذشته است
نویسنده سریال پایتخت، وضعیت تئاتر را اسفناک‌تر از گذشته خواند.
حسن وارسته که این روزها نمایش «ناقوس برای چین به صدا درمی‌آیند؟» را در تالار حافظ روی صحنه برده است، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری فارس اظهار داشت: وضعیت تئاتر نسبت به گذشته اسفناک‌تر شده است. به خصوص پس از اینکه حمایت‌های دولتی که باید به تئاتر تعلق می‌گرفت، قطع شد.
وی افزود: این امر سبب شد تا تئاتر به سمت کسب هزینه‌هایی حرکت کند که در نهایت همین عامل موجب شد تا از عمق به سطح بیاید. در واقع هنرمندان مجبور شدند برای جذب مخاطب به ترفند‌های غیراصولی روی بیاورند.

بابک حمیدیان: مورد تهاجم احمقانه روشنفکران سینما قرار گرفتم

بازیگر نقش شهید وصالی در فیلم «چ» گفت: پس از بازی در این نقش با تهاجم احمقانه روشنفکران سینما مواجه شدم. «بابک حمیدیان» در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران اظهار داشت: بحران سینمای ایران، «حرف بردن»، «حرف شنیدن» و «دهن‌بینی» فیلمسازان و عوامل تولید است و این غیبت و بدگویی و پشت سر افراد حرف زدن عادت دیرینه‌ ماست. نمونه بارز این حرف، این است که کاهانی را به دلیل انتخاب من در اثرش سرزنش کردند. من از طرف روشنفکران سینما که دلایل بسیار ابلهانه و احمقانه دارند، مورد تهاجم قرار گرفته‌ام.

بازیگر جوان هندی مسلمان شد

«مونیکا» بازیگر جوان هندی با انتشار عکس‌های محجبه‌اش در فضای مجازی اعلام کرد که به دین مبین اسلام پیوسته است. وی که پیش از این هندو بود، هم‌اکنون نام اسلامی «رحیمه» را برای خود برگزیده است.

سریال «ریگی» ساخته می‌شود

ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی تبدیل به سریال تلویزیونی می‌شود. این سریال با همکاری و مشارکت نهادهای ذی‌ربط، مجموعه‌های امنیتی ـ نظامی همکار دراجرای این عملیات غرورآفرین، ساخته خواهد شد.


گزیده مطالب

رونمایی از شاهکار جدید غرب در سوریه!
اسلام آمریکایی واژه‌ای است که امام عظیم‌الشأن راحل سال‌ها پیش، آن را وارد ادبیات سیاسی ایران اسلامی و جهان اسلام کرد و از آن به عنوان مهم‌ترین خطر پیش روی اسلام نام برد. در همین بین نیز سید شهیدان اهل قلم با تأکید بر فرمایش حضرت امام(ره) می‌گوید: «برخلاف آنچه بسیاری تصور می‌کنند آخرین مقاتله ما به مثابه سپاه عدالت، نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است. که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیرپاتر است.»
بی‌شک اشاره شهید آوینی به دیرپا بودن اسلام آمریکایی بدان معناست که این خطر از زمان شکل‌گیری اسلام همواره تهدیدی جدی برای جهان اسلام بوده است و اگر کمی تأمل شود متوجه خواهیم شد که جریان کفر از همان ابتدا و پس از آن که ملاحظه کرد با پوشش واقعی خود توان مقابله با اسلام را ندارد با تغییر رنگ و پوشیدن لباس اسلام سعی در حمله به کامل‌ترین دین خدا کرد. لذا شاهد هستیم پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) اکثر جنگ‌ها بین مسلمانان بوده است! عجیب است که اسلام ناب محمدی همیشه از این اسلام ظاهری یعنی همان اسلام یزیدی دیروز و اسلام آمریکایی امروز آسیب دیده است! تاریخ پر است از مصادیق تقابل این دو اسلام، ولی بی‌شک مهم‌ترین اتفاق تاریخ تقابل سپاه یزید به نام اسلام با سپاه 72 نفره امام حسین(ع) در عصر عاشوراست.
و چه زیبا امام راحل این عبارت را توضیح می‌دهند که: «مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگانی رأی دهند که متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت کنند و طعم تلخ فقر را چشيده باشند و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه‌جو، اسلام پاک‌طينتان عارف و در يک کلمه مدافع اسلام ناب محمدی(ص) باشند و افرادی را که طرفدار اسلام سرمايه‌داری، اسلام مستکبرين، اسلام مرفهين بی‌درد، اسلام منافقين، اسلام راحت‌طلبان، اسلام فرصت‌طلبان و در يک کلمه اسلام آمريکايی هستند، طرد نموده و به مردم معرفی نمايند.»(صحيفه نور، ج20، ص 194)
امام خمینی(ره) شاخصه اصلی انقلاب را اسلام علیه اسلام ‌نامیدند و برای تبیین این دو نوع اسلام تلاش زیادی کردند و در مواقع مختلف سعی در بیان اهمیت آن داشتند.
با تحلیل سخنان امام خمینی(رحمه‌الله علیه) و رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) می‌توان اسلام آمریکایی را به سه شعبه اسلام التقاط، اسلام تحجر و اسلام بی‌تفاوت تقسیم کرد.
شاید بتوان مهم‌ترین شاخصه اسلام آمریکایی را سازش با استکبار و طاغوت زمان دانست. در واقع اسلام آمریکایی الزاماً اسلام دست‌پرورده استکبار و آمریکا نیست، بلکه اسلامی است که در جورچین آمریکا و غرب بازی می‌کند، از این جهت اسلام آمریکایی به درستی مهم‌ترین خطر جهان اسلام عنوان شده است.
بررسی و تجزیه و تحلیل حوادث امروز جهان اسلام می‌تواند بر این دوراندیشی امام راحل مهر تأییدی باشد. به راستی کدام جریان می‌توانست اینگونه در مسیر تحقق بیداری اسلامی مانع ایجاد کند؟ درست در زمانی که غرب با چالش مواجه شده بود و شرایط به گونه‌ای پیش می‌رفت که تمام ایادی آنان در منطقه رو به نابودی رفتند، از مصر تا لیبی و تونس تا بحرین به ناگاه عناصر اسلام آمریکایی بار دیگر به میدان آمده و حرکت الهی ملت‌های مسلمان را با چالش مواجه کردند.
بی‌تردید امروز سوریه نیز نمونه دیگر تقابل این دو اسلام در عصر حاضر است. یک سو حامیان اسلام ناب که بر این باورند حفظ سوریه، حفظ خط مقاومت در مقابل رژیم اشغالگر قدس است و یک سو سربازان احمق اسلام آمریکایی است که با پوشش اسلام، سعی در مقابله با خط مقاومت دارند.
عناصر اسلام تحجر و بی‌منطق، اسلام سطحی‌نگر و دگم‌اندیش و اسلام تکفیری از همه ظرفیت‌های خود برای نابودی نظام سوریه بهره گرفتند و حال پس از ماه‌ها که توان نابودی نظام سوریه را ندارند با تشکیل ائتلاف با اسلام لیبرال و التقاط سعی دارند جبهه جدیدی را در مقابل خط مقاومت ایجاد کنند.
تشکیل جلسه صمیمانه مریم رجوی، از سرکردگان گروهک تروریستی منافقین که سال‌هاست با ترور، جنایت و کشتار مردم بی‌گناه ایران اسلامی سعی در مقابله با آرمان‌های نظام اسلامی دارد با عناصر گروهک تروریستی داعش در سوریه که بیش از دو سال است با کشتار مردم سوریه سعی در ایجاد چالش در محور مقاومت دارند، می‌تواند در نوع خود، یک اتفاق جدید باشد و بر حقانیت خط مقاومت صحه بگذارد.
زاهدان ـ علیرضا کیخا


كتیبه سبز

عصاره چهارده معصوم
در ظرف زمان،‌ ذخیره‌ای پیدا شد
بشکفت به باغ عسگری(ع) مولا شد
معصوم‌ترین ذخیره در باغ وجود
از سوی خداوند جهان ابقا شد
او هست عصاره چهارده معصوم
عشق ابدی به لطف حق پیدا شد
انوار وجودش به جهان می‌تابد
از برق نگاه او زمین زیبا شد
دل؟؟؟ جهانیان به تاراج چو رفت
او مالک و صاحب همه دل‌ها شد
هر کس به وجود پاک او بست امید
بشناخت هدف،‌ به سوی حق پویا شد
او،‌ قبله‌نمای دین حق است کنون
هر مدعی بی سر و پا رسوا شد
تقوا که اساسنامه دین خداست
دین(1) بار دگر، ‌به مخلصان معنا شد
چون طالب و طالبان به بیراهه شدند
دین بازی صهیونیست‌ها اجرا شد
القاعده،‌ بی‌قاعده آمد به وجود
او،‌ بچه نابکار آمریکا شد
حکام و شیوخ دل به او خوش کردند
در کل جهان ولوله‌ای بر پا شد
با جرم و جنایت همه آلوده شدند
با لیر و دلار دین‌شان یغما شد
اینها همه چون کف به نسیمی بروند
جاوید شد آنکه صاحب تقوا شد
مولا به اباطیل بیا خاتمه ده
شیطان به هزار فوت و فن کوشا شد
ای مهدی موعود!‌ جهان تشنه توست
باز آ،‌ ز فراق،‌ دیدگان دریا شد
عبدالمجید فرائی
1ـ تعبیر اسلام ناب محمدی توسط حضرت امام(ره) در حدود سه دهه پیش اکنون معنا پیدا ‌کرده است


حسن ختام

کاش خدا لطفی کند و تو بیایی...
گاهی با همه انتظاری که دل‌های‌مان را شقه‌شقه کرده است، این دنیای پر فریب صدرنگ، چشم‌مان را به خویش می‌خواند و دست‌مان را به خود آلوده می‌کند، یا راه نفوذی به دل‌مان می‌یابد و ما را در پی خویش فرا می‌خواند و شیطان نیز که برای همین فریب مهلت گرفته است، در این میان سر از پا نمی‌شناسد.
می‌دانیم، این انتظار توست که ما را در برابر این دشمن پر زرق و برق نگهدار است و اگر نبود امید آمدنت، هزار بار در گرداب هلاکت او غرق بودیم. گشایش کار ما در همین انتظار آمدن توست. آن روز که بهاری شویم و سبز، آن روز که آسمان دل‌مان آبی باشد، آن روز نسیم انتظار تو بر دل‌مان وزیده است. به خدا که همین امید آمدنت حیات جاری در وجود ماست. کی شود که بیایی و لب‌های عطشناک زنده بودن‌مان را به زلال هستی جاری‌ات سیراب کنی؟ کی می‌شود که بیایی تا آسمان هم ببارد و زمین به نور قدومت گشاده و زنده شود و قلب‌های مرده ما نیز روح تازه بیابد. بیا ای همه هستی‌ام. بیا که صبر به پایان رسید و عطش فزونی یافت.
کاش می‌آمدی و کاش ما آماده آمدنت می‌شدیم. کاش بوی بهار در هوا می‌پیچید. کاش پا جای پای تو می‌نهادیم و در منش تو سیر می‌کردیم. کاش خدا یاری‌مان کند از سستی و تنبلی دست برداریم و راه بهار را به خانه دل‌های‌مان بگشاییم.
خدایا! این قامت خمیده جز به شوق دیدار تو راست نمی‌شود و این تنهای غریب جز درِ خانه تو هر آنچه خواست، نمی‌یابد.
خدای من! اگر چه دستم از آنچه کرده، می‌لرزد و اگر چه موریانه‌های بیم، استواری پاهایم را سست کرده است، اما دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف توست.
خدایا! در زیر سنگینی گناه، دلخوشی‌ام به دست‌های مهربان توست و من اینک درخت وجود خویش را در مسیر نسیم روح‌افزای تو قرار داده‌ام و دهان تشنه گلبرگ وجودم را رو به باران تو گشوده‌ام...