بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

غلبه رویش‌ها بر ریزش‌ها
«ترمیدور» یا فرزندخوارگی انقلاب‌ها که برای اولین‌بار «کرین برینتون» آن را در کتاب معروفش «کالبدشکافی چهار انقلاب» به کار گرفت با اینکه سرنوشت محتوم انقلاب‌ها نیست و بیشتر به علمکرد انقلابیون بازمی‌گردد، در عین حال وقوع آن یا چیزی شبیه به آن که به نسبت، وضعیت انقلاب‌ها را در فاصله گرفتن از اهداف و آرمان‌ها تغییر داده و یا تغییر می‌دهد، مقوله بسیار مهمی در بحث انقلاب‌ها است. «فرزندخوارگی» یا چیزی شبیه به آن غالباً در بازه زمانی اتفاق می‌افتد که انقلاب‌ در سال‌های اولیه عمر خود به‌سر می‌برد و انقلابیون اولیه زنده هستند و عده‌ای از آنها مسئولیت‌ها را و یا به عبارتی قدرت را در دست دارند و عده‌ای دیگر به سبب در حاشیه بودن و متأثر شدن از رفتار و تبلیغات دشمنان و مخالفان انقلاب، کم و بیش با دوستان انقلابی گذشته خود مخالفت می‌کنند و بعضاً این مخالفت‌ها می‌تواند به رویارویی تمام‌عیار و بروز پدیده «فرزندخوارگی» منجر شود. چنانچه انقلاب بتواند از این مرحله به سلامت عبور کند که ظاهراً بیشتر انقلاب‌ها در عبور از آن ناکام بوده‌اند، وارد مرحله بسیار مهم «ریزش‌ها و رویش‌ها» می‌شوند. این مرحله‌‌ای است که ریشه انقلاب تاحدودی محکم و تقریباً عمر آن طولانی شده و همگرایی پیدا و پنهان دوستان سابق انقلاب با ضدانقلاب‌ها منجر به «فرزندخوارگی» و تغییر بنیادین انقلاب نشده و انقلاب به قوت و صولت خود باقی مانده است و نیروهای نورس جامعه با رشد روز به روز و آشنایی بیشتر با انقلاب و پیشینه آن آماده انتخاب می‌شوند، چنانچه حاکمیت با گذشت زمان توانسته باشد نظر آنها را به انقلاب جلب کرده باشد تقریباً یک اتفاق همزمان و تدریجی روی می‌دهد که در آن بخشی از انقلاب‌هایی که نتوانستند با همدستی ضدانقلاب، انقلاب را دچار «فرزندخوارگی» کنند وامی‌دهند و از انقلاب جدا می‌شوند و در مقابل نیروهای جوانی که ارزش‌های انقلاب را خوب درک کرده‌اند به صف حامیان انقلاب می‌پیوندند که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) چند سال پیش این فعل و انفعال و رخداد واقعی را «ریزش‌ها و رویش‌ها» نامیدند. از آنجایی که بیشتر انقلاب‌ها توفیق رسیدن به این مرحله را ندارند، این موضوع اتفاق «نادر» تلقی می‌شود. اما نکته مهم و اساسی در این میان آن است که رسیدن انقلاب‌ها به مرحله «ریزش‌ها و رویش‌ها» زبان رسای ۱ ـ زنده ماندن انقلاب ۲ـ حرکت روبه جلو ۳ ـ مطلوب‌ بودن ارزش‌ها، اهداف و آرمان‌های انقلاب است. کسانی که این زبان رسا را خوب درک کنند و دوستدار انقلاب باشند جای خود را در صف انقلابیون محکم‌تر و با انگیزه بیشتر به وظایف خود عمل می‌کنند، کسانی هم که آن را درک نمی‌کنند و یا درک می‌کنند، اما دشمن انقلاب هستند با حقد و کینه بیشتری دشمنی خود را ادامه می‌دهند و این یعنی در این مرحله نیز نبرد انقلاب با دشمنانش شدیدتر‌ در جریان است و انقلابیون باید با جذب نیروهای جوان علاقه‌مند بیشتر و مستحکم‌تر کردن صفوف‌شان راه انقلاب را پی‌بگیرند. در معرکه این مرحله «نادر» انقلاب آنچه که بیش از هر عامل دیگری به کمک انقلابیون می‌آید آشنایی بیشتر و عمیق‌تر با سه نکته پیش گفته است که در ذیل تشریح می‌شوند:
۱ـ زنده ماندن انقلاب؛ بیشتر انقلاب‌های معروف دنیا دشمنان خارجی نداشته‌اند یا دشمنان خارجی آنها معتبر و قابل اعتنا نبوده‌اند و چنانچه دچار آسیب شده‌اند و یا به اهداف اصلی دست نیافتند و از مسیر اولیه منحرف گشتند، ناشی از عوامل داخلی بوده است و چه بسا از این بابت بوده که برای آنها بحثی با مفهوم «زنده ماندن انقلاب» مطرح نبوده و معنایی نداشته است و یا اینکه کوتاه بودن عمر اصیل انقلاب به آنها اجازه پرداختن به موضوع را نداده است.
حسن درک و فهم مسئله‌ای به نام «ریزش‌ها و رویش‌ها» این است که جامعه انقلابی هنگام ورود به این مرحله به «زنده‌ ماندن انقلاب» پی می‌برد. این آگاهی در کنار دو نکته بعدی برای تلاش در راه اهداف انقلاب کفایت می‌کند؛ زیرا حس زندگی در متن و وضعیت انقلاب را در افراد زنده و شاداب نگه می‌دارد و ناخواسته آنها را ملزم به پذیرش قواعد و رفتاری می‌کند که پذیرش آن در وضعیت غیر از آن توجیه چندانی ندارد و بسیاری از آن سرباز می‌زنند.
۲ـ حرکت روبه جلو؛ «ریزش‌ها و رویش‌ها» بیانگر آن است که انقلاب در جا نزده و توان و موقعیت خود را صرف زنده ماندنش نکرده و گام‌به گام به جلو می‌رود. تلخی ریزش‌ها بسیار سریع با رویش‌های چند برابر به شیرینی تبدیل می‌شود. پیام چنین ریزش‌ و رویشی برای دوستان انقلاب این است که انقلاب از ترس از دست دادن دوستان و نگرویدن نیروهای جدید به انقلاب، دچار محافظه‌کاری و گرفتار آمدن در سکونی که حیات بدون پیشرفت را نوید می‌دهد و تضمین می‌کند، نشده و با ایمان به نقاط قوت انقلاب و توانایی‌اش در حل مشکلات و عبور از موانع با پذیرش تمام خطرات پیش‌رو حرکت به جلو را ترجیح می‌دهد که همین جرئت و دلیری عامل مهمی در شکل‌گیری رویش‌ها و کم‌اهمیت شدن ریزش‌ها و برخورد منطقی با آن است و پیامش برای دشمنان نیز این است که انقلاب راه خود را درست تشخیص داده و لحظه‌ای از حرکت در آن بازنمی‌ایستد و آنچه که اراده انقلاب را برای ادامه «حرکت رو به جلو» بیشتر تقویت می‌کند، همین موضوع «ریزش‌ها و رویش‌ها» است.
۳ـ مطلوب بودن ارزش‌ها، اهداف و آرمان‌های انقلاب؛ برخلاف مسئله «ریزش‌ها» که در غالب اوقات ریشه نفسانی و سهم‌خواهی در قدرت دارد، هر چند که تلاش می‌شود بر آن لباس اصلاح، دلسوزی، انقلابی‌گری، مردم‌گرایی و حتی در انقلاب‌های دینی به آن لباس دین و تقوا ب‍‍‍پوشانند، در مسئله «رویش‌ها» صداقت و خلوص و درک واقعیت‌ها و حقیقت‌ها نقش‌آفرینی می‌کند. رویندگان فهیم و آگاه که با تکیه به هوشمندی خود پرده‌های تزویر و تبلیغات اغواگرایانه دشمن را کنار زده‌اند با مشاهده ارزش‌ها، اهداف و آرمان‌های انقلاب و تلاشی که از گذشته برای تحقق آن آغاز شده و بابتش هزینه‌های گزافی پرداخت شده و همچنان نیز ادامه دارد، به مطلو‌ب بودن آن پی‌می‌برند و با گرویدن به آن و پاگذاشتن در مسیر تحقق آن تمام توان خود را صرف آن می کنند و این سر بزرگ زنده ماندن و حرکت پویا، بالنده و رو به جلوی انقلاب اسلامی است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) آن را اینگونه تشریح کردند: «یقیناً مسئله رویش‌های نوبه‌نو در نظام جمهوری اسلامی، یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین مسائل است. اگر هر انقلابی و هر حرکت و نهضتی در عالم، رویش‌های نوین و پی در پی نداشته باشد، محکوم به زوال و فنا است. جمهوری اسلامی در طول این ۳۵ سال توانسته است در هر برهه‌ای از خود جلوه‌ای نو و متناسب با نیاز، بروز بدهد. افرادی نگران ریزش‌ها بودند، گفته شد رویش‌ها بر ریزش‌ها غلبه خواهند کرد و همین شد.»
رضا گرمابدری


نماینده ولی‌فقیه در سپاه
بزرگ‌ترین تهدید امروز دستبرد به مفاهیم اصلی انقلاب است

یکی از بزرگ‌ترین تهدیداتی که امروز انقلاب اسلامی در معرض آن قرار دارد، جابه‌جایی واژه‌ها، تغییر در مبانی، دستبرد به مفاهیم و ربایش اصول انقلاب اسلامی است.
به گزارش صبح‌صادق، حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه، در جمع معاونان نمایندگی ولی‌فقیه و معاونان هماهنگ‌کننده نمایند‌گی‌های ولی‌فقیه در سپاه‌های سراسر کشور، ضمن تبریک میلاد امام حسین(ع) و روز پاسدار گفت: در چنین شرایطی، وظیفه صاحب‌نظران و نظریه‌پرداز‌ها است که ادبیات واقعی انقلاب اسلامی را از مفاهیم بدلی جدا و به افکار عمومی ارائه کنند. وی با گرامیداشت یاد و نام امام راحل‌(ره) و با اشاره به ربع قرن رهبری امام خامنه‌ای گفت: حجم حملاتی که در طول بیست‌وپنج سال گذشته به رهبری و جایگاه ولایت فقیه شده، با هیچ دوره‌ای قابل‌ مقایسه نیست و همه این‌ها نشان‌دهنده جایگاه و تأثیرگذاری بالای ولی‌فقیه است. نماینده ولی‌فقیه در سپاه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اوضاع امروز کشور، منطقه و جهان تأکید کرد: ما دو راه بیشتر نداریم؛ یا تسلیم ذلیلانه در برابر آمریکا، یا ایستادگی در برابر قلدران عالم و شکستن شاخ آن‌ها؛ که اگر در مسیری که رهبر معظم انقلاب ترسیم می‌کنند، حرکت کنیم به اهداف والای امام(ره) و انقلاب خواهیم رسید.


انتخاب دشوار آمریکا در سوریه
روزنامه «دیلی استار» لبنان در مطلبی به قلم فردریک هاف، پژوهشگر ارشد موسسه شورای آتلانتیک و مشاور وزیر خارجه آمریکا در دوره هیلاری کلینتون، به بررسی گزینه‌هایی پرداخته که آمریکا در حال حاضر در سوریه پیش رو دارد. در این مطلب چنین استدلال شده که با توجه به شرایط جاری در سوریه، ایالات متحده با «تصمیماتی دشوار» روبه‌روست. ایده اصلی مطرح شده از سوی نگارنده آن است که واشنگتن یا باید پیروزی ایران را در سوریه که به کمک متحد خود، یعنی دولت دمشق رفته، بپذیرد و یا راهی برای کمک به گروه‌های مخالف سوری پیدا کند تا بر اساس آن، بتواند نسبت به تغییر موازنه قدرت موجود در این کشور اقدام کند. هاف معتقد است که تلاش‌ها برای رسیدن به راه‌حلی دیپلماتیک برای بحران سوریه، عملاًً در ماه ژانویه با شکست مواجه شد و دلیل آن هم پیروزی‌های ارتش سوریه بر مخالفان در عرصه میدانی بود.
در ادامه این مطلب، اشاره شده که ایران به هیچ وجه بر سر آینده دولت سوریه کوتاه نخواهد آمد؛ زیرا بشار اسد در طی سال ها ثابت کرده که به ایران و حزب‌الله لبنان وفادار است. بر این اساس، آنچه اکنون در سوریه قابل مشاهده است، این است که از یک سو ایران توانسته پیروزی نظامی ارتش سوریه را تضمین کند و از سوی دیگر، عملاًً مرزهای خود را به دریای مدیترانه رسانده است. اکنون ایرانی‌ها اطمینان خاطر دارند که واقعه‌ای که بتواند روند جاری اوضاع را تغییر دهد، دور از انتظار است.
بر اساس استدلال هاف، روند کنونی تحولات در سوریه به سمت و سویی است که در نتیجه آن، نفوذ جمهوری اسلامی ایران در سوریه تثبیت شده و در بلندمدت، اوضاع در مسیری غیر از مسیر موردنظر غرب جریان خواهد یافت.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

وظیفه حکومت دینی در قبال آخرت مردم
زندگی پس از مرگ، حقیقتی است که امروز اکثر مردم جهان به آن اعتقاد دارند و منکران آن در اقلیت هستند. بهشت و جهنم دو جایگاه با ویژگی‌های کاملاً متفاوت، برای زندگی انسان‌ها در سرای آخرت است. موحدان و مومنان و کسانی که خداوند را عبادت و اطاعت کرده به بهشت می‌روند و کسانی که شرک ورزیده و یا کافر شدند و نافرمانی خدا کرده و بنده شهوات شدند، به جهنم رفته و برای همیشه گرفتار عذاب‌های خودساخته می‌گردند. انسان‌ها با سبک زندگی خود در این دنیا براساس روایت «الدنیا مزرعه الاخره» آخرت خود را (بهشت یا جهنم) می‌سازند. سوال این است که آیا حکومت دینی در قبال آخرت مردم وظیفه و مسئولیتی دارد؟ این پرسش و پاسخ صحیح به آن از این جهت اهمیت بسیار بالایی دارد که حکومت در ایران دینی و اسلامی است. لکن کارگزاران نظام اسلامی، نگاه واحدی نسبت به وظیفه حکومت در قبال آخرت مردم ندارند. دیدگاه‌های متفاوت نسبت به مسائل فرهنگی و نقشی که دولت باید در حوزه فرهنگ ایفا کند، ارتباط مستقیم با این موضوع دارد. براساس یک دیدگاه، حکومت همانطور که در قبال دنیای مردم مسئولیت دارد، در قبال آخرت مردم نیز مسئولیت دارد و براساس دیدگاه دیگر، مردم را باید به حال خود رها کرد تا خود راه بهشت و جهنم را انتخاب کنند و حکومت باید تأمین‌کننده نیازهای اساسی دنیای مردم باشد. براساس این دیدگاه، حکومت نباید در حوزه مسائل فرهنگی دخالت آنچنانی داشته باشد و نسبت به برخی از امور سخت‌گیری کند. صاحبان این دیدگاه ایجاد محدودیت در استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای، فیلتر کردن برخی از سایت‌های اینترنتی، ممیزی کتاب پیش از انتشار و نظارت کامل بر محصولات فرهنگی از سوی دولت را نه تنها برنمی‌تابند، بلکه معتقدند دولت موظف است برای تأمین حقوق شهروندی مردم محدودیت‌ها در عرصه فرهنگی را بردارد.
براساس این دیدگاه، اهالی هنر نه تنها نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند، بلکه اساساً هنر و هنرمند را نباید به ارزشی و غیرارزشی تقسیم‌بندی کرد.
اما براساس دیدگاهی که معتقد است حکومت نسبت به آخرت مردم وظیفه دارد، دولت باید تلاش کند تا مسیر رفتن مردم به بهشت را هموار سازد و بر سر راهی که منتهی به جهنم می‌شود، در حد توان و ممکن، مانع‌گذاری کند. در این دیدگاه حکومت نمی‌تواند نسبت به مسائل فرهنگی جامعه بی‌تفاوت باشد و فرهنگ جامعه و تغییر و تحولات فرهنگی را به حال خود رها سازد. طبق این دیدگاه دولت و تمامی دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی، باید زمینه‌های رشد و تعالی فرهنگی آحاد مردم را فراهم ساخته و موانع رشد و کمال را از سر راه مردم بردارند.
پرسش آن است که کدام یک از این دو دیدگاه، در حکومت دینی قابل قبول است؟ برای پاسخ این پرسش باید دین و حکومت دینی را تعریف کرد. تعریف دین چیست و کارکرد آن چیست؟ مرحوم آیت‌الله طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، در تعریف دین می‌گوید: «دین روش ویژه‌ای در زندگی دنیوی است که سعادت و صلاح دنیوی انسان را هماهنگ با کمال اخروی و حیات حقیقی جاودانی تأمین می‌کند. از این‌رو لازم است شریعت در برگیرنده قوانینی باشد که به نیازهای دنیوی انسان نیز پاسخ گوید.»
بنابراین تعریف، دین و خصوصاً دین اسلام، از جامعیتی برخوردار است که تأمین‌کننده دنیا و آخرت انسان است. براساس این تعریف از دین، حکومت دینی حکومتی است که در قبال دنیا و آخرت مردم، به صورت توأمان مسئولیت دارد. دولت اسلامی، همانطور که موظف است برای مردم امنیت، رفاه و آسایش را فراهم سازد، وظیفه دارد تا زمینه کمال، قرب الی‌الله و رفتن مردم به بهشت را نیز فراهم سازد. دولت اسلامی همانطور که وظیفه دارد با عوامل بر هم زننده امنیت جامعه برخورد کند و با مفسدان اقتصادی مبارزه کند تا مردم در امنیت و رفاه باشند، وظیفه دارد با عوامل منحرف فرهنگی و مفسدان فرهنگی نیز مبارزه کند.
دیدگاهی که معتقد است حکومت نباید به بهشت و جهنم مردم کاری داشته باشد، دیدگاه دینی نیست و ریشه در تفکر سکولاریسم دارد، فلذا کارگزاران در نظام اسلامی باید بدانند کارگزار یک نظام دینی هستند، نه کارگزار در یک نظام سکولار.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در ديدار مسئولان و سفيران كشورهای اسلامی
شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی ابزار جبهه استکبار برای حفاظت از رژیم صهیونیستی است

همزمان با خجسته عید مبعث پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(صلّی‌الله علیه وآله وسلّم) رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام، قشرهای مختلف مردم و میهمانان شرکت‌کننده در مسابقات بین‌المللی قرآن و سفرای کشورهای اسلامی، مهم‌ترین نیاز دنیای اسلام را روی آوردن به اندیشه، فکر و بصیرت و شناخت حقیقی جبهه دشمنان امت اسلامی و همچنین اتحاد و پرهیز از اختلاف‌های عقیدتی و طایفه‌ای دانستند و تأکید کردند: امروز پرچم اِعتزاز به اسلام برافراشته شده و احساس هویت اسلامی در میان مسلمانان دنیا قوی‌تر از گذشته شده است و ملت ایران نیز با حسن‌ظن و اعتماد به وعده نصرت الهی در حال پیشرفت و پشت سر گذاشتن مشکلات و فتح یک‌به‌یک سنگرها در مسیر مبارزه با ظلم و جهل و بی‌عدالتی است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تبریک سالروز بعثت نبی مکرم اسلام(صلّی‌الله علیه و آله وسلّم) مهم‌ترین علت بعثت پیامبران الهی به‌ویژه پیامبر اسلام(صلّی‌الله علیه و آله وسلّم) را هدایت انسان‌ها به سوی استفاده از عقل و خرد و اندیشه خواندند و افزودند: اگر در جامعه اسلامی، به کارگیری نیروی فکر و اندیشه به صورت متداول و رایج درآید، بسیاری از مشکلات دنیای اسلام حل خواهد شد.
ایشان با اشاره به برداشت‌های غلط و سطحی از اسلام و قرآن گفتند: نداشتن نگاه صحیح و درک عمیق از تعالیم اسلام و مفاهیم قرآنی باعث شده است که امروز عده‌ای به نام اسلام، به مسلمانان ظلم و آنان را قتل عام کنند و حتی در کشوری آفریقایی، به نام اسلام، دختران بی‌گناه را بربایند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی به یکی دیگر از نمونه‌های به کارگرفته نشدن نیروی فکر و اندیشه در شرایط کنونی دنیای اسلام اشاره کردند و افزودند: امروز دشمنان به مقابله علنی با اسلام روی آورده‌اند و مهم‌ترین وسیله آنها، ایجاد اختلاف‌های عقیدتی و جنگ شیعه و سنی است که اگر نیروی خرد و اندیشه به کارگرفته شود، می‌توان دست دشمن و انگیزه‌های او را دید و در مسیر اهداف بدخواهان اسلام قرار نگرفت.
تشکیل امت واحده نیازهای ضروری دنیای اسلام
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای اتحاد و تشکیل امت واحده را یکی دیگر از نیازهای ضروری دنیای اسلام برشمردند و با تأکید بر اینکه یکی از اهداف اصلی ایجاد اختلاف میان مسلمانان و ترویج شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی، سرپوش گذاشتن جبهه استکبار بر مشکلات خود و حفاظت از رژیم غاصب صهیونیستی است، افزودند: انتظار از ملت‌های مسلمان به‌ویژه زبدگان و نخبگان امت اسلامی این است که با تدبر و بصیرت، شناخت صحیحی از جبهه دشمنان امت اسلامی پیدا کنند و این حقایق روشن را به خوبی متوجه شوند.
ایشان با تأکید بر اینکه دستگاه‌های سیاسی غرب، مروج همان جاهلیتی هستند که هدف از بعثت پیامبر اسلام(صلّی‌الله علیه و آله وسلّم) زدودن آنها بود، گفتند: بی‌عدالتی، تبعیض، نادیده گرفتن کرامت انسانی، عمده کردن مسائل جنسی و تبلیغ گسترده تبرّج زنانه، همه از مظاهر تمدن فاسد غربی است که در واقع بازگشت به همان جاهلیت است اما با شیوه‌ها و ابزار مدرن.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش گسترده برای سرکوب بیداری اسلامی خاطرنشان کردند: اگرچه این سرکوب در برخی مناطق، به ظاهر به نتیجه رسید؛ اما واقعیت آن است که بیداری اسلامی سرکوب‌شدنی نیست.
پیشرفت‌های ملت ایران در پرتو اعتقاد به پیام بعثت و اتحاد درونی
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به پیشرفت‌های ملت ایران در پرتو اعتقاد به پیام بعثت و اتحاد درونی و شجاعت در مقابل دشمن و احساس امید به وعده نصرت الهی، اشاره کردند و گفتند: امروز به لطف خداوند دولت تازه‌نفس و مسئولان آن، با احساس اعتزاز به اسلام مشغول به کار و تلاش در عرصه‌های گوناگون هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی وجود مشکلات و چالش‌ها را در مسیر زندگی انسان طبیعی دانستند و افزودند: انسان‌های دارای خرد و تدبیر، مشکلات را برای رسیدن به عزت و شرف انسانی و نزدیکی به خداوند، تحمل می‌کنند، اما انسان‌های بی‌خرد به جای قبول ولایت الهی، به ولایت شیاطین تمسک می‌جویند و در مقابل آنها دچار ذلت می‌شوند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در همین خصوص به یک چارچوب قرآنی اشاره کردند و افزودند: براساس آیات قرآن، انسان‌هایی که برای رسیدن به عزت، به جای هدایت و ولایت الهی، به دشمنان اسلام و بشریت و ولایت شیاطین متوسل می‌شوند، در نهایت به عزت نخواهند رسید و همان شیاطین از آنها سپاسگزاری هم نخواهند کرد.
ایشان تأکید کردند: باید از این فرمول قرآنی درس گرفت و راه صحیح و مسیر واقعی سعادت را که همان خط هدایت قرآنی است، شناخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، رمز موفقیت‌ها و پیروزی‌های نظام جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف و مبارزات گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی را اعتماد و حسن‌ظن به وعده الهی دانستند و خاطرنشان کردند: راه ملت ایران، همین است و در آینده هم همین‌گونه خواهد بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در پایان گفتند: رحمت خداوند بر امام بزرگوار که این راه را بر ما گشود. رحمت خداوند بر شهیدانی که در این راه جان خود را فدا کردند، رحمت خداوند بر ملت ایران که در همه مراحل این راه، از خود آمادگی نشان دادند و رحمت خداوند بر مسئولان و دولتمردان ما که در این مسیر، آماده کار و تلاش و فداکاری هستند.


یادداشت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درباره مناجات شعبانیه
بسم‌الله الرحمن‌الرحیم
دعا، وسیله‌ مؤمن و ملجأ مضطر و رابطه‌ انسان ضعیف و جاهل با منبع فیاض علم و قدرت است و بشر بی‌رابطه‌ روحی با خدا و بدون عرض نیاز به غنی بالذات، در عرصه‌ زندگی سرگشته و درمانده و هدر رفته است؛ «قل ما یعبوا بکم ربیّ لولا دعاوکم»
بهترین دعا آن است که از سرمعرفتی عاشقانه به خدا و بصیرتی عارفانه به نیازهای انسان انشا شده باشد و این را فقط در مکتب پیامبر خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه واله‌وسلّم) و اهل‌بیت طاهرین او - که اوعیه‌ علم پیامبر(ص) و وراث حکمت و معرفت اویند - می‌توان جست. ما بحمداللَّه ذخیره‌ای بی‌پایان از ادعیه‌ مأثوره‌ از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) داریم که انس با آن، صفا و معرفت و کمال و محبت می‌بخشد و بشر را از آلایش‌ها پاکیزه می‌سازد.
مناجات مأثوره‌ ماه شعبان - که روایت شده اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بر آن مداومت داشتند - یکی از دعاهایی است که لحن عارفانه و زبان شیوای آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالی‌ای همراه است که نظیر آن را در زبان‌های معمولی و محاورات عادی نمی‌توان یافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نیست. این مناجات، نمونه‌ کاملی از تضرع و وصف حال برگزیده‌ترین بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبی است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوی عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.
مناجات‌های پانزده‌گانه که از امام زین‌العابدین حضرت علی‌بن‌الحسین (علیه‌السّلام) نقل شده، گذشته از خصوصیت بارز دعایی مأثور از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)، این مزیت را داراست که به مناسبت حالات مختلف مؤمن، مناجات‌ها را انشا فرموده است. خداوند به همه توفیق استفاضه و خودسازی به برکت این کلمات مبارک را عنایت فرماید. آمین


يادداشت
مهدي سعیدي

مکتبي سياسي براي نجات بشريت
بيش از ربع قرن از ارتحال بزرگمرد تاريخ ايران زمين مي‌گذرد، اما فکر و انديشه و راه و رسم زندگي او همچنان الگويي براي همه کساني است که با عزت زيستن را آرزو دارند. حضرت امام(ره) در قرني که تفوق و هژمون دو مکتب سياسي مارکسيسم و ليبراليسم، اجازه ظهور و بروز انديشه‌اي جديد در ميدان سياست را به هيچ صاحب نظري نمي‌داد، قد علم کرد و الگويي از مکتب سياسي را ارائه کرد که با هر دو مکتب رايج دنيا در تعارض بنيادين بود. مکتب سياسي حضرت امام(ره) حداقل بر پنج بنيان شکل گرفته بود: پيوند سياست با معنويت، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم در اداره کشور، نگاهي فراملي و جهاني، پاسداري از ارزش‌ها در حکومت و تلاش براي تحقق عدالت اجتماعي.
شرح اين اصول پنج‌گانه را مي‌توان در کلام خلف صالح ايشان حضرت امام خامنه‌اي مرور کرد. معظم‌له ده سال پيش در سالگرد ارتحال امام بزرگوار به شرح و بسط اين شاخص‌ها پرداختند که بازخواني اين کلام همچنان راه‌گشاي نيازهاي امروز ما نيز است.
۱ـ در مکتب سياسي امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام که تجسم مکتب سياسي خود بود، سياست و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مي‌‌کرد؛ حتي در مبارزات سياسي، کانون اصلي در رفتار امام، معنويت او بود. حرف جدیدی مکتب سياسي امام بزرگوار براي دنيا اين است که در همه‌ ارکان برنامه‌ريزي‌هاي يک قدرت سياسي، سياست با معنويت و قدرت با اخلاق همراه و اصول اخلاقي مراعات شود.
2ـ در اين مکتب، هويت انساني، هم ارزشمند و داراي کرامت، هم قدرتمند و کارساز است. نتيجه‌ ارزشمندي و کرامت داشتن اين است که در اداره‌ سرنوشت بشر و يک جامعه، آرای مردم بايد نقش اساسي ايفا کند. لذا مردم‌سالاري در مکتب سياسي امام بزرگوار ما ـ که از متن اسلام گرفته شده است ـ مردم‌سالاري حقيقي است؛ مانند مردم‌سالاري آمريکايي و همانند آن، شعار و فريب و اغواگري ذهن‌هاي مردم نيست. در مکتب سياسي امام رأي مردم به معناي واقعي کلمه تأثير مي‌گذارد و تعيين‌کننده است. اين، کرامت و ارزشمندي رأي مردم است. از طرف ديگر امام با اتکا به قدرت رأي مردم معتقد بود که با اراده‌ پولادين مردم مي‌شود در مقابل همه‌ قدرت‌هاي متجاوز جهاني ايستاد؛ و ايستاد.
3ـ شاخص سوم از شاخص‌هاي مکتب سياسي امام، نگاه بين‌المللي و جهاني اين مکتب است. مخاطب امام در سخن و ايده‌ سياسي خود، بشريت است؛ نه فقط ملت ايران. ملت ايران اين پيام را به گوش جان شنيد، پايش ايستاد، برايش مبارزه کرد و توانست عزت و استقلال خود را به دست آورد؛ اما مخاطب اين پيام، همه‌ بشريت است. مکتب سياسي اسلام فکر درست و سخن نوي خود را با تبيين در فضاي ذهن بشريت‌‌ رها مي‌کند و مثل نسيم بهاري و عطر گل‌ها در همه‌جا مي‌پيچد.
4ـ شاخص مهم ديگر مکتب سياسي امام بزرگوار ما پاسداري از ارزش‌هاست، که مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسئله‌ ولايت فقيه روشن کردند. پاسداري و ديده‌باني حرکت کلي نظام به سمت هدف‌هاي آرماني و عالي‌اش، مهم‌ترين و اساسي‌‌ترين نقش ولايت فقيه است. امام بزرگوار اين نقش را از متن فقه سياسي اسلام و از متن دين فهميد و استنباط کرد. ضابطه‌هاي رهبري و ولايت فقيه، طبق مکتب سياسي امام بزرگوار ما، ضابطه‌هاي ديني است؛ مثل ضابطه کشورهاي سرمايه‌داري، وابستگي به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نيست. ضابطه عبارت است از علم، تقوا و درايت. اين‌ها ضابطه‌هاي اصلي برطبق مکتب سياسي اسلام است.
5ـ شاخصه کليدي ديگر، عدالت اجتماعي است. عدالت اجتماعي يکي از مهم‌ترين و اصلي‌‌ترين خطوط در مکتب سياسي امام بزرگوار ماست. در همه‌ برنامه‌هاي حکومت ـ در قانونگذاري، در اجرا، در قضا ـ بايد عدالت اجتماعي و پُر کردن شکاف‌هاي طبقاتي، مورد نظر و هدف باشد. اينکه ما بگوييم کشور را ثروتمند مي‌کنيم ـ يعني توليد ناخالص ملي را بالا مي‌‌بريم ـ اما ثروت‌ها در گوشه‌اي به نفع يک عده انبار شود و عده‌ کثيري هم از مردم دست‌شان خالي باشد، با مکتب سياسي امام نمي‌سازد. پُر کردن شکاف اقتصادي در بين مردم و رفع تبعيض در استفاده‌ از منابع گوناگون ملي در ميان طبقات مردم، مهم‌ترين و سخت‌ترين مسئوليت ماست که همه‌ برنامه‌ريزان، قانونگذاران، مجريان و همه‌ کساني که در دستگاه‌هاي گوناگون مشغول کار هستند، بايد اين را مورد توجه قرار دهند.
تأمل در شاخص‌هاي برشمرده به خوبي جامعيت و راه‌گشا بودن اين منظومه فکري را آشکار مي‌سازد، چراکه مبتني بر همه نيازهاي واقعي انسان امروز و پرکننده خلأ‌هاي جدي و تناقض‌های ذاتي مکاتب مادي رقيب است. نسخه‌هاي ناکامي که امروز جامعه بشري را با بحران‌هاي جدي و لاينحل مواجه ساخته است.
و... امروز ما ميراث‌دار همان مکتبيم؛ مکتبي که گوهر نجات‌بخش بشريت را در دوران جاهليت ثاني در صدف وجودي خود پرورش داده و مسير حرکت تاريخ را به سمت تحقق دولت کريمه موعود هموار خواهد ساخت و معتقدیم که حضرت روح‌الله(ره) همچنان الگوي همه آزادي‌خواهان عالم خواهد ماند.


نكته و نظر

آقای وثوق! ایران را ارزان فروختید؟!
نکته: می‌گویند هنگامی که وثوق‌‌الدوله، نخست‌وزیر وقت ایران، قرارداد معروف ۱۹۱۹ با انگلستان را بست (که طی آن ایران عملاً تحت‌الحمایه انگلیس می‌‌شد!) روزی به خانه شهید مدرس رفت و به ایشان عرض کرد که: آقا! شنیده‌ام شما با قرارداد تنظیم شده بین ما و دولت انگلیس، مخالفت کرده‌اید؟
شهید مدرس فرمود: بلی، وثوق‌الدوله گفت: آیا قرارداد را خوانده‌اید؟ ایشان گفت: نه. وثوق‌الدوله گفت: پس به چه دلیل مخالفید؟ آقا فرمود: قسمتی از آن قرارداد را برایم خواندند. در جمله اول که نوشته بودید، دولت انگلیس استقلال ما را به رسمیت شناخته! و در ادامه گفت: انگلیس کیست که استقلال ما را به رسمیت بشناسد؟! آقای وثوق! چرا شما این قدر ضعیف هستید؟! وثوق‌الدوله پاسخ داد: آقا به ما پول هم دادند! شهید مدرس با تأسف فرمود: آقًای وثوق! اشتباه کردید، ایران را ارزان فروختید.!
نظر: این موضوع تجربه خوبی برای شرایط امروز ما با گروه ۱+۵ هم هست. اول اینکه؛ خوشحال نباشیم که مثلاً ۱+۵ قبول کرده، ما حداقل غنی‌سازی را داشته باشیم! چرا که این حق قانونی ماست و نباید آن را دستاوردی مهم بشماریم (هر چند غربی‌ها همین را هم هنوز تأیید نکرده‌اند!) دوم اینکه؛ ما خوشحال نباشیم که پول خودمان را با هزار منت به خودمان پس می‌دهند! و نکته آخر اینکه؛ در آن دوره، ما تحت اشغال قوای انگلیس بودیم و ضعیف، اما امروز در اوج اقتدار هستیم و این غربی‌ها هستند که ضعیف شده‌اند! پس قاطع و محکم بر سر منافع بایستیم و مقاومت کنیم.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

بی‌بی‌سی ابراز نگرانی کرد
نگذاشتند معاون سیاسی وزارت کشور به اهدافش برسد

تحلیلگر بی‌بی‌سی با ابراز نگرانی از تغییر معاون سیاسی وزیر کشور مدعی شد تغییر معاون سیاسی وزارت کشور ایران نگرانی‌های اصلاح‌طلب‌ها را در استان‌های کشور و به‌ویژه نگرانی نیروهای جوان‌تر را افزایش خواهد داد.
کارشناس بی‌بی‌سی مدعی شد ما در هفته‌های گذشته چندین جنجال مهم را در استان‌های مختلف کشور داشتیم که نوعی، اختلاف میان دو گروهی بود که از یک طرف یکی‌ از انها طرفداران دولت آقای روحانی بودند که امیدوار بودند با بر سر کار آمدن وی بتوانند در مدیریت استان‌ها حضور داشته باشند و گروه دیگر، کسانی از مدیران دولت قبلی هستند که هنوز در فرمانداری‌ها، استانداری‌ها و بخشداری‌ها در استان‌های مختلف حضور دارند و عملاً قدرت سیاسی و انتظامی همچنان در دست آنها است. بنابراین این اختلاف میان طرفداران دولت آقای روحانی و کسانی که طرفداران دولت روحانی، آنها را طرفداران دولت قبلی می‌دانند همچنان بالا است و در میان طرفداران دولت آقای روحانی بسیاری امید داشتند که آقای «میرولد» بتواند با تغییر دادن بعضی از استانداران، فرمانداران و بخشداران، فضای بهتری را برای اجرای برنامه‌های دولت آقای روحانی در استان‌ها ایجاد کند که این تغییر در واقع نشانه این است که به نظر می‌آید دولت آقای روحانی نتوانسته است وزیر کشور را مجاب بکند که تغییرات را به آن سو ببرد. خط رسانه‌ای بی‌بی‌سی این است که درگیری سیاسی در استان‌ها و شهرستان‌های کوچک را برای رسیدن به اهداف استعماری‌شان دامن بزنند.
در این حال «روح‌الله جمعه‌ای» رئیس مرکز اطلاع‌رسانی وزارت کشور در مورد تغییر معاون سیاسی وزارت کشور گفت: آقای سیدکاظم میرولد از زمانی که به وزارت کشور آمدند قول همکاری تا یک مقطع معینی را دادند و از ابتدا قرار بود تا پایان جریان انتخاب استانداران در وزارت کشور بمانند تا از تجارب و خدمات‌شان بهره‌مند شویم.
وی خاطرنشان کرد: بحث استعفا و برکناری در مورد آقای میرولد مطرح نبوده است. وی در پاسخ به این پرسش که آیا شخص خاصی برای معاونت سیاسی وزارت کشور تعیین شده است؟ گفت: هنوز جایگزین میرولد مشخص نیست.






سردار سلامی
نتوانستیم همه دستاوردها را در نمایشگاه به نمایش بگذاریم

جانشین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه گفت: نتوانستیم همه دستاوردها را در این نمایشگاه به نمایش بگذاریم، هر کجا دشمن باشد، علم سپاه نیز برافراشته است و دشمن زیر دید ما و در میدان تیر ماست و ما می‌توانیم منافع حیاتی او را اگر نیت سوء داشته باشد، بدون ملاحظه مورد هدف قرار دهیم.
سردار سلامی در سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران تأکید کرد: سپاه امروز اجازه نمی‌دهد دشمن نگاهی متجاوزانه به مرزهای کشور بیندازد، چرا که سپاهیان توانسته‌اند با حمایت‌های رهبری، دل آسمان را نیز بشکافند، دشمن می‌داند که ما صرفاً تهدید نکرده و بلوف نمی‌زنیم؛ ما بیش از ۵۰۰ گردان امام حسین سازماندهی شده از مردم داریم که آماده‌اند درس‌های فراموش‌نشدنی به دشمن بدهند. وی با اشاره به اینکه ما مسیر جهاد را یاد گرفته‌ایم، اظهار کرد: ما می‌دانیم قدرت دشمن هر چقدر هم که شکوهمند به نظر آید، اما در برابر قدرت الهی رزمندگان ما کوچک است، زیرا ما می‌دانیم که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست. سردار سلامی با تأکید بر اینکه امروز سپاه قادر است در برابر همه گزینه‌های دشمن به موفق‌ترین شکل خود عمل کند، عنوان کرد: به عنوان یک پاسدار به مردان عرصه دیپلماتیک و مسئولان مذاکرات می‌گویم که در میدان دفاع از عرصه‌‌های دفاعی و هسته‌ای و جهاد هسته‌ای، مردانه و شجاعانه و در شأن ملت ایران بایستید.
وی با اشاره به دست یافتن سپاه به تراز جدید در پایان جنگ عنوان کرد: سپاه در متن ملت رشد کرد و قدرتمند شد و سرانجام این نهال جوانی که به دست امام(ره) در سرزمین باور مردم کاشته شد امروز به شجره طیبه‌ای تبدیل شده است که دشمنان دیگر نمی‌توانند ارتفاع آن را ببینند. سردار سلامی با یادآوری اینکه خداوند ارتش و سپاه را از دل سختی‌ها عبور داد، گفت: امروز سپاهیان توانسته‌اند در هر نقطه‌ دور و نزدیک که دشمن حضور می‌یابد، آنها را رصد کنند. وی ادامه داد: هنر سپاه متوقف کردن دشمن در توهمات خود بوده است و آن کشورهایی که از سپاه الهام گرفتند توانستند ارتش‌های دنیا را در شرق مدیترانه متوقف کنند.





معرفی یک گروهک تکفیری
گروهکی که به نام اسلام دختران را می‌دزدد

مقام معظم رهبری در روز سه شنبه، در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهاى اسلامى، به موضوع ربودن دختران از سوی یکی از گروه‌های افراطی به نام اسلام، در یکی از کشورهای آفریقایی اشاره کردند و فرمودند: «امروز شما نگاه کنید، به نام اسلام در یک نقطه‌اى با انسان‌هاى بى‌گناه رفتار ظالمانه می‌کنند، در یک نقطه‌اى به‌خاطر اسلام، مسلمانان را قتل‌عام می‌کنند. در آفریقا در یک مرکزى، در یک کشورى، کسى به‌ دلیل مسلمان بودن مورد قتل و تجاوز و ظلم قرار می‌گیرد. در نقطه‌ دیگرى کسانى به نام اسلام دخترهاى مردم را می‌دزدند و فرار می‌کنند؛ اینها به‌ دلیل این است که پیام اسلام براى مسلمانان جا نیفتاده است.» گروه بوکو حرام یکی از گروه‌های تروریستی است که در سال‌های گذشته با گسترش دامنه فعالیت خود به نام اسلام به ایجاد ترس و هراس بین‌المللی از اسلام دامن زده است. این گروه اگر چه در نیجریه فعالیت‌های خود را آغاز کرده است؛ اما کشورهای آفریقایی نگران از گسترش دامنه آن به کشورشان هستند. اصل گروه جماعت اهل سنت بودند که برای دعوت به جهاد تشکیل شدند. بوکوحرام به معنای حرام بودن کتاب و تحصیلات غربی است و این گروه معتقد است باید تحصیلات غربی را کنار گذاشت. آنها خود را در مراکز دینی و مساجد گسترش دادند و بر بخش‌هایی از کشور مسلط شدند. اگرچه رهبران گروه مسلمان هستند، اما در بدنه این مجموعه بسیاری از افراد غیرمسلمان هستند و نه تنها بدنه این گروه مسلمان نیست، بلکه اکثریت آنها غیرمسلمان اعم از مسیحی، بت‌پرست و بی‌دین‌های آفریقا هستند و مسلمان‌ها در بدنه اقلیت را تشکیل می‌دهند. حتی بنا بر گزارش‌های غیررسمی تا ۹۰ درصد از بدنه بوکوحرام غیرمسلمان هستند. از آنجایی که تکفیری‌ها از تأسیس امارت اسلامی خود در خاورمیانه نا امید ‌شده‌اند، به‌نظر می‌رسد اکنون قاره آفریقا را هدف خود قرار داده‌اند. گزینش این قاره برای عملی‌کردن ایدئولوژی مکتب تکفیری نیز پر بیراه نیست. این قاره سیاه دو ویژگی خاص دارد که آن را مورد طمع تکفیری‌ها قرار داده است؛ نخست اینکه، آفریقا سرزمین بسیار فقیری است و آنها می‌توانند با استفاده از ترفند ساده‌زیستی خود به‌راحتی در میان قشر بی‌بضاعت نفوذ کنند. دوم اینکه، در قاره آفریقا، چندان کشوری به معنای واقعی وجود ندارد و تمام مرزهای ترسیم شده از سوی استعمارگران جعلی است و هیچ گروه مذهبی جدی در این کشورها حضور ندارد که با آنها به رقابت بپردازد.





آیت‌الله قرهی
عده‌ای قصد دارند اصل نظام را بر هم زنند

آیت‌الله قرهی با بیان اینکه اگر کسی از تقوا دور شود با شعار مرگ بر آمریکا هم مبارزه می‌کند. گفت: برخی‌ها خود را صاحب انقلاب می‌دانند و قصد دارند اصل نظام را بر هم بزنند. وی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفت: بحث شعار مرگ بر آمریکا در حقیقت شعار مرگ بر ضدانسان، مرگ بر شیطان است و نه به‌عنوان مرگ بر یک کشور، نه، چون آنجا جایگاه دولت آمریکا، در حقیقت به عنوان جایگاه انسان‌هایی قرار گرفته که در مقابل به ظاهر، انسان هستند و شیطان هستند و در مقابل انسانیت مبارزه می‌کنند و این مرگ بر آمریکا گفتن این است. اما چرا بعضی‌ها با این شعار مخالفت می‌کنند؟ یکی از خصایص شیاطین عالم این است که طاغوت درست می‌کنند، یکی دیگر از معانی شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر طاغوت است. چه طاغوت‌های کوچک و چه بزرگ، این طاغوتچه‌ها هستند که افراد را با ظواهر دنیا فریب می‌دهند و آنها فکر می‌کنند که برای خودشان کسی شدند.
در قضیه تسخیر لانه جاسوسی هم همین‌طور است، برخی‌ها آنجا را با شور تسخیر کردند نه با شعور و حالا هم مدعی هستند که ما بودیم که لانه را تسخیر کردیم، به نظرم در اینجا باید گفت که نه شما نبودید، بلکه این امت بودند و این راهنمایی‌های امام(ره) بود که مردم را به آنجا کشاند، حالا برای این افراد هم یک توفیقی پیش آمد، اما متأسفانه چون آنها به دنیا علاقه‌مند شدند، اینگونه بیان می‌کنند که ما خسته شدیم. روایت داریم اگر کسی چشمش به دست کافران باشد، پروردگار عالم او را ذلیل می‌کند، اما اگر بر عکس چشمش به دست کافران نباشد نزد خدا عزیز خواهد شد. ما در طول این سی و چند سال انقلاب که در تحریم به سر می‌بردیم، نگفتیم پول‌های ما کجاست؟ مگر تا به حال امورات ما نمی‌گذشت، اتفاقاً از آن زمان تا به حالا، ما بیشتر توانستیم بر پای خود بایستیم به عنوان مثال تهرانی را که امروز می‌بینید با تهران زمان طاغوت چقدر تفاوت پیدا کرده است حالا تازه اینجا پایتخت هم بوده است و حالا شهرها و استان‌های دیگر که وامصیبتا. خاطرم هست حضرت آقا بعد از اینکه رهبر شدند خیلی اصرار داشتند منزل‌شان را به میدان خراسان ببرند که در بین مردم زندگی کنند، اما وقتی به ایشان گفتند به دلیل مسائل امنیتی چنین امکانی وجود ندارد، ایشان باز هم مرکز شهر را انتخاب کردند، آن هم نه در آن کاخ‌های مجلل، بلکه در دو اتاق خیلی ساده زندگی می‌کنند، این را باید مردم بدانند.


خط خبرر

مام خمینی هنوز هم زنده است
«محمد محمدی نجات» مستندساز ایرانی گفت: در کشمیر مکانی وجود دارد که نامش منتظرآباد است. من وقتی این نام را بر روی تابلو دیدم تعجب کردم. دقت که کردم دیدم وسط تابلو را رنگ کرده‌اند و قسمتی را حذف کرده‌اند. برایم سوال پیش‌ آمد که چرا این شکلی شده است؟ وقتی از محلی‌های آنجا سوال کردم، گفتند که این روستا نام دیگری داشته است؛ نام اینجا در اوایل انقلاب ایران به منتظری‌آباد تغییر می‌کند. زمانی که امام خمینی(ره) با مرحوم منتظری مشکل پیدا می‌کند، خود مردم آن منطقه؛ «ی» منتظری‌آباد را حذف کرده‌اند و نام آن را به منتظرآباد تغییر داده‌اند. این مردم چنین تعصبی نسبت به امام دارند. سهیلی کریمی از روستایی در قزاقستان به نام «ایرانسکی» تعریف می‌کند که در قلب سرزمین کفر، بالای همه خانه‌ها عکس امام خمینی است و سلیم غفوری از قهوه‌خانه‌ای در عمق کوه‌های هیمالیا تعریف می‌کند که عکس امام را به سر در مغازه‌اش زده است و وقتی سوال‌پیچش می‌کنند که تو کجا و امام کجا، می‌‌گو‌ید: این عکس اعلان هویتی ماست و و و .

مهم راهکار نهایی است

«اکبر ترکان» مشاور ارشد رئیس‌جمهور ایران در مصاحبه‌ با نشریه فایننشال‌تایمز اذعان کرده است که تهران تاکنون نتوانسته به بخش اعظم عواید وعده داده‌شده در توافق هسته‌ای موقت با گروه 1+5، دست یابد. وی می‌گوید: «از اینکه با برخی مشکلات مواجه شده‌ایم، متعجب نیستم. مهم این است که به یک راهکار نهایی (در مورد برنامه هسته‌ای) دست یابیم.

علت سفرهای محسن رضایی

محسن رضایی اظهار داشت: اعتقاد دارم، باید به دولت کمک کرد، اما برخی در شهرها راه می‌افتند و از دولت انتقاد می‌کنند، اما من برای کمک به دولت و نظام به شهرها سفر می‌کنم. وی از مهم‌ترین راه‌های تحول اقتصادی را اقتصاد مقاومتی دانست و گفت: اقتصاد مقاومتی باید وضعیت ما را از نظر فرهنگی، مدیریتی و برنامه‌های اقتصادی تغییر دهد که بی‌شک بدون این تغییرات به جایی نمی‌رسیم.

آمریکایی‌ها هم به تحلیل ایران رسیدند

«جان مک‌کین» سناتور جمهوریخواه آمریکایی در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان، به شدت از سیاست‌های خارجی باراک اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا انتقاد کرد. مک‌کین گفت: آمریکا اعتبار خود را از دست داده و دیگران هم به آن اعتماد ندارند و دلیل این بی‌اعتمادی به آمریکا به نحوه تعامل این کشور با پرونده‌های بین‌المللی برمی‌گردد. وی در این زمینه بدون اشاره به حمایت‌های آمریکا از تروریست‌ها در سوریه گفت: نتیجه عقب‌نشینی نظامیان ما شعله‌ور شدن جنگ در مناطق دیگر و بازگشت پرچم‌های سیاه شبکه القاعده بود که بر فراز شهر فلوجه به اهتزاز درآمد. وی گفت: جهان می‌داند که آمریکا ضعیف نیست، اما آن را کشوری می‌داند که نمی‌توان به آن اعتماد کرد و دیگر اعتباری ندارد. این سخنان جان مک‌کین سخنان تازه‌ای نیست، زیرا جمهوری اسلامی ایران بارها در تریبون‌های رسمی اعلام کرده است که قدرت پوشالی آمریکا اعتبار و اعتماد خود را از دست داده است.

کرباسچی: مردم در ثبت‌نام یارانه‌ دروغ گفتند!

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران گفت: باید راستگویی را در جامعه رواج دهیم، اما متأسفانه جامعه را به سمتی پیش برده‌اند که مردم به دلیل مسائل اقتصادی به دولت دروغ‌های بزرگ می‌گویند. غلامحسین کرباسچی، شهردار سابق تهران که در زمان تصدی شهرداری تهران با ارتکاب به جرائم سنگین مالی به زندان هم رفت، در نشستی با عنوان «حماسه‌های ملی خرداد» که در گرگان برگزار شد، ابراز کرد: در این ثبت‌نام اعلام شده بود که 60 درصد مردم ایران بی‌خانه هستند، آیا این واقعاً واقعیت دارد؟ این به‌عنوان یک دروغ ملی محسوب می‌شود، چراکه ما در حال حاضر 21 میلیون خانوار در کشور داریم و ایران نیز دارای 20 میلیون واحد مسکونی است.

چه کسانی از اعدام مه‌آفرید ناراحت شدند؟

چند وقتی از اقدام قابل تقدیر قوه قضائیه در اجرای حکم اعدام «مه‌آفریدخسروی» می‌گذرد. وی که در جریان رسیدگی به پرونده اختلاس بزرگ (معروف به سه‌هزارمیلیاردی) دستگیر و محاکمه شده بود، پس از ضبط دارایی‌ها و اموالش، بنابر حکم صادره از سوی دادگاه، اعدام شد. در برابر این امر، برخی افراد بنای مخالفت و شبهه‌افکنی را پیش گرفتند و کوشیدند تا این اقدام قوه قضائیه را زیر سوال ببرند، در حالی که همان‌ها تا پیش از اجرای حکم، صحبت از ضعف قوه قضائیه و عدم احقاق حقوق ملت در برخورد با متهمان پرونده اختلاس بزرگ می‌کردند! نکته مهم در مواجهه با این پدیده، شناختن گروه‌های مختلف مخالفان اجرای حکم اعدام «مه‌آفریدخسروی» است. اصولاً رسانه‌های بیگانه اعم از رسانه‌های انگلیسی و عربی چه در حوزه رادیو ـ تلویزیون و چه در حوزه اینترنت، هدفی جز عناد، لج‌بازی و تقابل با جمهوری اسلامی ایران تحت هر شرایطی، نداشته و ندارند. هر کدام به نوعی اعدام این مفسد را زیر سوال بردند. جالب اینجاست که رسانه‌های موسوم به اصلاح‌طلبان نیز با انتشار اخبار و مطالبی درصدد دفاع از این مجرم بزرگ برآمده‌اند و اعدام وی را ناگهانی و دارای شبهاتی دانسته‌اند.

نقش قابل تقدیر یک مربی قرآن در کنیا

«عبدالله عبدالرحمن کنود» نماینده کشور کنیا در رشته قرائت سی‌ویکمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن کریم جمهوری اسلامی ایران که نخستین‌بار است به ایران سفر می‌کند، درباره فضای قرآنی حاکم بر ایران گفت: یکی از استادان قرآن ایرانی چند سال پیش به کنیا سفر کرده بود و با برگزاری کلاس‌هایی مفاهیم و اصول تلاوت، قرآن را به ما آموزش داد که این کلاس‌ها نقش مهمی در گسترش فعالیت‌های قرآنی در کشور ما داشت، به طوری که پس از آن بسیاری از نوجوانان کنیا علاقه‌مند به ورود در عرصه فعالیت‌های قرآنی شدند. وی با بیان اینکه ایران کشوری موفق در زمینه تربیت فعالان قرآنی است، گفت: من امام خامنه‌ای را از تلویزیون صراط دیده‌ام و سخنان و پندهای دلنشین ایشان را دنبال می‌کنم. ایشان شخصیتی فرهیخته است که تمامی مسلمانان جهان ایشان را می‌شناسند و فکر می‌کنم یکی از دلایل موفقیت ایرانیان در عرصه‌های قرآنی وجود امام خامنه‌ای و ارتباط ایشان با جهان اسلام است. عبدالرحمن کنود که سه سال پیش به مذهب تشیع گرایید، افزود: زمانی که 31 ساله بودم یکی از استادانم که شیعه بود مرا با مذهب تشیع و اهل بیت‌(ع) آشنا کرد و این آشنایی زمینه‌ای برای گرایش من به تشیع شد.


یادداشتک ها

یاد امام بهانه‌ای برای حمایت از سران فتنه!
علی رحیمی

همایش «اگر امام بود...» که سازمان دانشجویی حزب اسلامی کار پنج‌شنبه هفته گذشته در راستای بازخوانی اندیشه‌های امام خمینی(ره) برگزار کرد، فرصت مناسبی بود برای برخی از سخنرانان اصلاح‌طلب تا علیه نظام و در دفاع از فتنه‌گران داد سخن بدهند. یکی از سخنرانان این همایش، موسوی‌تبریزی، دبیرکل مجمع محققین و مدرسین، تشکل اصلاح‌طلب و دوم خردادی بود که با ابراز امیدواری برای رفع حصر سران فتنه گفت: «اینکه می‌گویند شرایط برای رفع حصر مهیا نیست، دیگر چه حرفی است؟ اینکه شرط بگذاریم که آنها توبه کنند و آنها بگویند ما توبه نمی‌کنیم حرفی غیرمعقول است، چرا که اگر آنها جرمی انجام داده‌اند باید در یک دادگاه صالحه و عمومی محاکمه شوند و اگر جرمی نیز انجام نداده‌اند حصر برداشته شود.»
اشتباه و یا زرنگی آقای موسوی‌تبریزی و کسانی که بحث رفع حصر سران فتنه را از همین نقطه آغاز می‌کنند در این است که ماجرای طولانی و پیچیده فتنه ۸۸ را از فصل آخر طرح می‌کنند. به گمان آنها باگذشت پنج سال از فتنه ۸۸ مردم جزئیات، دقایق و سیر آن را فراموش کرده‌اند و در حال حاضر آنچه که واقعیت دارد و قابل مشاهده و پرداختن است، در حصر بودن سران فتنه است، پس می‌توان با استفاده از این واقعیت موجود و فراموشی آن واقعیت مفقود و طرح مباحث به ظاهر حقوقی و فریب مردم، برای رفع حصر آنها به نظام فشار آورد. اما مزید اطلاع آقای موسوی تبریزی و کسانی که مانند وی می‌اندیشند و می‌کوشند با چنین‌ ترفندی برگ‌های سیاه و شرم‌آور پرونده قطور فتنه را به باد دهند و فقط برگ‌های حصر سران فتنه را در آن نگه دارند، باید گفت، تلاش بیهوده می‌کنند؛ چرا که با اندکی بازخوانی و رو کردن دوباره جنایت‌ها و خیانت‌های سران فتنه و خدماتی که برای آسیب هر چه بیشتر به انقلاب به دشمنان نظام اسلامی داشتند و متعاقب آن به جوش آمدن عواطف و احساسات عقلانی مردم، برای کسی جرئت رفع حصر سران فتنه باقی نمی‌ماند. آقای موسوی تبریزی به‌دنبال پنهان ساختن کدام بخش از اقدامات شورشگرانه و براندازانه سران فتنه است؟! با کدام پرده و بیانی می‌توان آنها را در خفا نگه‌داشت و یا از مردم خواست آنها را نادیده بگیرند و فراموش کنند. بر فرض محال که بتوانند همه آثاری را که دلالت بر مجرم بودن آنها دارد از میان ببرند، با بیانیه‌های آشوب‌طلبانه‌ آنها که انگیزه‌بخش و محرک آشوبگران برای اغتشاش، آشوبگری، جنایت و کارسازی برای دشمنان نظام بود، چه می‌کنند. شاید برخی ساده‌لوحانه تصور کنند ماجرای فتنه تمام شده، اما کسانی که به تصور ساده‌لوحان دل‌خوشند بدانند که این گروه(ساده‌لوحان) اگر وجود داشته باشند اندکند و بسیاری معرکه فتنه را تمام شده نمی‌دانند و نشانه‌های امروزی آن را خوب تشخیص می‌دهند و محاکمه‌ای که آقای موسوی تبریزی خود را به آن مشتاق نشان می‌دهد، برای زمانی است که فتنه پایان یافته باشد و اگر بحث توبه سران فتنه مطرح می‌شود، نگاه کریمانه نظام است نه نگرانی از محاکمه افرادی که پیشاپیش به جرم خیانت و جنایت و همکاری با دشمن و دست زدن به براندازی، در دادگاه افکار عمومی محکوم شده‌ و محکوم مانده‌اند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

هدف اصلاحاتی‌ها از حمایت دولت انتخاباتی است
حسین عبداللهی فر

نگاه اصلاح‌طلبان به اعتدال حداکثر نقش کاتالیزوری است که برای عبور از وضعیت کنونی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در نتیجه دخالت داده نمی‌شود. بر همین اساس همه نگاه این جریان معطوف به انتخابات است و همه تلاش آنها برای بازگشت به قدرت در آخرین دوربرگردان صورت می‌گیرد؛ مسیری که شاید تنها راه عبور از آن در گرو دو قطبی‌سازی جدید است. در این دو قطبی الزاماًً باید اعتدال و اصلاحات باهم تعریف شوند. از همین رو، روزنامه‌های وابسته به این جریان در این هفته تلاش کردند به مناسبت 17 سالگی دوم خرداد 76، اعتدالیون را همان اصلاحاتیون معرفی کنند.
به همین منظور روزنامه «آرمان» تصویر اول روز اول هفته(۳/۳) خود را به روحانی و خاتمی در حالی اختصاص داد که کنار یکدیگر نشسته بودند زیر تیتر «استمرار شعار‌های دوم خرداد 76 در 24 خرداد 92» با حروف درشتی نوشت: «بیرق اصلاحات 76 در دست اعتدال 92».
این روزنامه همچنین چند مطلب از یادداشت و موضوع گفت‌وگوی خود را با همین قضایا مرتبط ساخت و در سرمقاله همین روزش به قلم سعید حجاریان نوشت: «... مردم میانه‌روی ایران کاراکتری مانند سیدمحمد خاتمی را می‌پسندند و اگر او در صحنه حضور نداشته باشد، به دنبال فرد دیگری با همان ویژگی‌ها هستند چون به این نتیجه رسیده‌اند که سیدمحمد خاتمی نقطه تعادلی در جامعه است، اما در کنار آن نباید برخی انتقادات به عملکرد خاتمی را فراموش کرد که بررسی و رفع آنها به تسریع در رسیدن به اصلاحات کمک خواهد کرد. نکته دیگری که همواره باید مدنظر اصلاح‌طلبان قرار گیرد این است که بدانند هدف از شرکت در انتخابات، الزاماًً پیروزی نیست. در انتخابات سال 76 که همگان آن را پیروزی بزرگ اصلاح‌طلبان می‌دانند، اصلاًً قرار نبود که پیروز شویم، هیچ تصوری هم برای پیروزی وجود نداشت، بلکه هدف این بود پنج یا شش میلیون رأی به نفع کاندیدای اصلاح‌طلبان به صندوق ریخته شود...»
«اعتماد» هم با اختصاص ویژه‌نامه روز نخست هفته خود به «دوم خرداد، روزگار ماندگار» در مطلبی با عنوان «روحانی ادامه خاتمی» از قلم قاضل میبدی نوشت: «گفتمان اصلاحات در ادبیات سیاسی ما هنوز زنده است و بهترین گواه آن، پیروزی گفتمان اعتدال‌گرایی در انتخابات اخیر است که پیرو گفتمان اصلاحات سال 76 است. همچنان که می‌بینیم دولت‌های روحانی، سیاست تنش‌زدایی آقای خاتمی را به شکل چشمگیری دنبال کرد و در سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز نگاهی به الگوهای اصلاحات دارد. در حقیقت آقای روحانی با شعار اعتدال‌گرایی آمد و فراموش نکنیم که گوهر اصلاحات، اعتدال است.»
اما «شرق» در این روز «لغو و تعویق همایش‌های اصلاح‌طلبان» را به تیتر اول خود کشاند و با برجسته‌سازی وعده برگزاری آن به وقتی دیگر، در گفت‌وگوی خود با علی شکوری راد؛ «تشابه و تفاوت دوران دولت‌های اعتدال و اصلاحات» را بررسی کرد و از قول وی نوشت: «انتخابات آقای روحانی درست شبیه انتخابات خاتمی در سال 76 است. شعارها و خواسته‌ها همان چیزی‌هایی است که اصلاح‌طلبان از گذشته می‌خواستند. به خصوص به دلیل عقب‌گردی که در دوره احمدی‌نژاد نسبت به روند اصلاحات در دوره آقای خاتمی صورت گرفته بود. این مطالبات به نقطه اول یا حتی پیش از شروع آن برگشت. این تغییر شرایط اسمش اصلاحات است. اصلاحات یا از نوع اصلاحات آقای خاتمی، یا از نوع آقای روحانی. بنابراین اگرچه آقای روحانی عنوان اصلاح‌طلب نداشته، اما حرف‌های او از جنس حرف‌های اصلاح‌طلبان است و مورد اقبال هم قرار گرفته است.»
«آفتاب یزد» تیتر و تصویر اول این روز خود را در همین راستا تنظیم کرد و روی تصویر بزرگی از محمدرضا خاتمی نوشت: «آرزوی تفرقه میان اصلاح‌طلبان و روحانی را به گور خواهید برد.»
این روزنامه یک روز بعد (یک‌شنبه 4/3) هم طی یادداشتی با عنوان «جریان اعتدال و بلوغ سیاسی اصلاحات» نوشت: «جریان اعتدال را می‌توان مکمل جریان اصلاحات دانست، چراکه مباحث ایدئولوژیک که امروز در سطوح مختلف جامعه ایران مطرح است و رئیس‌جمهور حسن روحانی به عنوان شخصیتی معتدل و میانه‌رو رهبری این جریان اعتدال را به عهده گرفته است در واقع بلوغ یافته همان جریان سیاسی اصلاح‌طلبانه ملت ایران است که در دوم خرداد سال 76 مورد اقبال عمومی و توجه آحاد جامعه قرار گرفت.»
دوشنبه «شرق» و «اعتماد» مجدداً بر مشابهت اعتدال و اصلاحات تأکید کردند و به انعکاس سخنان خاتمی پرداختند. اولی در حالی به مقایسه دوم خرداد و سوم خرداد پرداخت که دومی از قول خاتمی تیتر زد: «پیام 2 خرداد و 24 خرداد یکسان است».
«آرمان» هم در این روز به هدف این مشابهت‌سازی‌ها اشاره کرد و از قول عارف نوشت: «می‌خواهیم اکثریت مجلس را بگیریم.»
این روزنامه در روز آخر هفته هم زیر تیتر: «انتخابات آینده برای اصلاح‌طلبان شکست ندارد» از قول علی شکوری‌راد نوشت: «فکر می‌کنم اصلاح‌طلبان در انتخابات به انسجام دست پیدا خواهند کرد و نقش آقای خاتمی هم در این میان برجسته خواهد بود. ضمن اینکه تجربه انتخابات گذشته به ما نشان می‌دهد که باید گذشت داشته باشیم. ضمن اینکه اگر اصلاح‌طلبان هم با موانعی مواجه شوند اصولگرایان تندرو هیچ شانسی ندارند و نیروهای معتدل رأی می‌آورند. انتخابات آینده برای اصلاح‌طلبان شکست ندارد.»
این مشابهت‌سازی‌ها برای اهداف انتخاباتی در حالی صورت می‌گیرد که روزنامه «جوان» درهمان روز نخست هفته تحت عنوان «تقابل 17 ساله دوم خرداد با گفتمان انقلاب اسلامی» نوشت: «هدف راهبردی تجدیدنظرطلبان در طول سال‌های حاکمیت‌شان و پس از آن تا امروز براندازی نظام اسلامی بوده که با استراتژی‌های بسیاری نظیر فتح سنگر به سنگر، حاکمیت دوگانه، فشار از پایین چانه‌زنی از بالا، نافرمانی مدنی، عبور از خاتمی، تساهل و تسامح در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی، انسداد سیاسی، بازدارندگی فعال، خروج از حاکمیت، همه‌پرسی و حمله به نهاد‌های انتخاباتی و انتصابی پیاده‌سازی می‌شد.»


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

اجبار آزادانه برای پذیرش یک انتصاب در مصر!
فصل انتخابات در نقاط مهمی از جهان شروع شده که هر یک پیامد و نتایج ویژه‌ای از خود نشان خواهند داد. در اروپا، نمایندگان جدید در پارلمان اروپا، نگرانی‌های نژادپرستی و ناسیونالیسم و مخالفت با اتحادیه را تولید کرده‌آند؛ ولی در آسیا، انتخابات عراق، باوجود اراده برخی بازیگران منطقه‌ای و تشدید فعالیت جریان تروریستی داعش، با گستردگی و نتایج شایسته و مشارکت وسیع به پایان رسید تا مرحله جدیدی از رفتار حکومت مردمی را محقق کنند. عراق و حکومت جدید آن در تحولات جاری منطقه‌ای نقش جدیدی خواهند داشت و به همین دلیل انتخابات پارلمانی آن، بیش از پیش حائز اهمیت است.
انتخابات در سوریه، یک نقطه عطف جدید در تحولات سه سال گذشته در این کشور محسوب می‌شود و نشان خواهد داد که ده‌ها میلیارد دلار پول‌های نفتی و تدابیر دستگاه‌های جاسوسی غربی و منطقه‌ای، مردم سوریه را به مبانی ملی و رهبران خود پایبندتر از گذشته کرده است.
یکی از رخدادهای مهم هفته گذشته، انتخابات ریاستی در مصر است که با دو رقیب شناخته شده، یک فراز مهم در تحولات سیاسی مصر را نمایش خواهد داد. اقدام کودتایی ژنرال السیسی در ۳۰ ژوئن سال پیش که با همراهی گروه‌ها و احزاب مخالف اخوان به اجرا درآمد، به سرعت رنگ باخت و نظامیان در سرکوب و برخورد با اخوانی‌ها در میدان تنها شدند. با اینکه اخوانی‌ها در نحوه مدیریت سیاسی و حکومتی، فاقد استانداردهای قابل دفاع بودند و نتوانستند در قواره یک حزب ۷۰ ساله در مصر حاضر شوند، ولی اقدامات دستگاه نظامی و امنیتی در برخورد با این جریان هم قابل توجیه نبود، به نحوی که بیشتر به نوعی انتقام‌گیری و حذف و نابودی یک جریان فکری شباهت یافت که از طریق دستگیری‌های گسترده و احکام اعدام و حبس ابد و یا حبس‌های طولانی و یا مصادره اموال و غیرقانونی کردن فعالیت‌های آنان و... تجلی پیدا کرد.
از نگاه ژنرال السیسی و حامیان آنها (عربستان و رژیم صهیونیستی) کسب مشروعیت و وجاهت گسترده مردمی یک امر الزامی در انتخابات اخیر خواهد بود تا ژنرال السیسی بتواند در قامت یک رجل ملی و سیاسی ظاهر شده و صفت کودتایی را از حکومت خود دور کند.
السیسی و حامیان آن به‌خوبی می‌دانند که با حضور اخوانی‌ها و طرفداران وسیع آنها، رقابت طبیعی و پیروزی بر آنها آسان نخواهد بود و لذا حذف فیزیکی و قانونی آنها از انتخابات و غیرقانونی خواندن حزب وابسته به اخوان را با سرعت ثبت کردند. از سوی دیگر، برای تحریم انتخابات از سوی اخوان و طرفداران آنها باید راه‌جویی می‌شد که السیسی و بازماندگان حکومتی به تدابیر مضحکی در جریان انتخابات اخیر دست زدند که بدان اشاره خواهیم کرد. رسانه‌های غربی و بسیاری از طرف‌های داخلی و یا عربی، انتخابات مصر را یک نمایش برای انتصاب رئیس‌جمهوری که از پیش مشخص شده ارزیابی کردند که چندان نیز دور از واقع نبود. پذیرش حمدین صباحی و السیسی از سوی دادگاه عالی انتخابات نشان داد که با دقت، فضای رقابت سیاسی کنترل می‌شود و حاضر نیستند افراد دیگری که به‌خصوص از شاخص اخوانی برخوردار باشند را به رینگ رقابت انتخاباتی وارد کنند. به خوبی آشکار بود که صباحی رقیب واقعی ژنرال السیسی نیست و گروه‌های دیگر حاضر نیستند پشت سر حمدین صباحی با السیسی رقابت کنند. پس این انتخابات از ابتدا با نتیجه روشن همراه بود. نگرانی اصلی حکومت نظامیان این بود که مشارکت پایین مردمی، مشروعیت و وجاهت انتخاب ژنرال السیسی را تنزل دهد و این مسئله کاملاً در رفتارهای تحریمی مردمی قابل پیش‌بینی بود.
به همین دلیل در یک اقدام تعجب‌آمیز با وجودی که در دو روز انتخاباتی (دوشنبه و سه‌شنبه) حضور چندانی از سوی مردم در مراکز رأی‌گیری دیده نشد و صرفاً زنان و سالخوردگان در برخی مناطق شهری به این مراکز مراجعه کردند از سوی کمیته عالی انتخابات با این توجیه که عده زیادی از مردم در حوزه‌های انتخابی خود حضور ندارند و باید رأی خود را به صندوق بیندازند، ۲۴ ساعت به فرصت انتخاباتی افزود. حال آنکه معمولاً این فرصت‌های تمدیدپذیر در صورت حضور عینی مردم در مراکز برای چند ساعت انجام می‌گیرد و از وجاهت قانونی هم برخوردار است. حال آنکه این مرجع انتخاباتی در مصر، در اطلاعیه دیگری تحریم انتخابات را جرم قانونی اعلام کرد و عدم حضور در انتخابات را موجب پرداخت ۵۰۰ جنیه مصری به دادگاه در مصر دانست. یعنی مردم مصر مجبور بودند آزادانه در انتخابات شرکت کنند تا نسبت مشارکت افزایش یابد و احتمالاً شرایط برای اقدامات غیرقانونی نیز فراهم شود. برای نمونه وقتی اعضای ستاد حمدین صباحی اعلام کردند تمدید ۲۴ ساعت برای روز سوم انتخابات را قبول ندارند و محل ستادهای انتخاباتی را ترک ‌کردند، کمیته انتخابات اعلام کرد در صورت انجام چنین رفتاری از سوی ستاد حمدین صباحی، تمامی آرا وی به نام ژنرال السیسی ثبت خواهد شد و او را پیروز انتخابات اعلام خواهد کرد. این تهدیدات کمیته عالی انتخابات در مصر موجب شده تا آرای باطله افزایش یافته و از آرای حمدین صباحی نیز تجاوز کند. آمارهای اولیه نشان می‌دهد که آرای صباحی گاه از نیمی از آرای باطله نیز کمتر هستند که شاخصی از غیرطبیعی بودن مدیریت انتخاباتی در مصر بود.
پس از پایان انتخابات دستگاه‌های تبلیغاتی حکومتی و انتخاباتی مصر با اعلام ۴۴ درصد مشارکت مردمی، سعی کردند تا آمار بالای موفقیت ژنرال السیسی را در مقایسه با حمدین صباحی برجسته کنند. یعنی اعلام کنند که حدود ۹۵ درصد مشارکت‌کنندگان در انتخابات به ژنرال السیسی رأی داده‌اند.
نکته جالب و قابل توجه این است که مقامات غربی نیز نسبت به این روندهای معیوب و مشکوک انتخاباتی در مصر کاملاً ساکت هستند، ولی پیشاپیش از نتایج انتخابات در سوریه و استقبال غیرقابل انتظاری که در بین آوارگان سوری در لبنان برای مشارکت در رأی دادن به‌وجود آمده منفعل شده و آن را غیرقانونی! اعلام می‌کنند و جالب‌تر اینکه، هجوم ده‌ها هزار نفری آوارگان سوری در لبنان فقط چند ساعت به زمان انتخابات افزود، ولی در مصر بدون کمترین استقبال مردمی ۲۴ ساعت مشکوک اضافه ‌شد!
پیروزی السیسی در این انتخابات قابل حرف و حدیث قطعاً وجاهت و مشروعیت وی را با سوالاتی مواجه خواهد ساخت. اما در هر حال ژنرال السیسی همانگونه که حتی رسانه‌های غربی هم از انتخاب وی به عنوان یک نمایش و کارناوال یاد کردند، رئیس‌جمهور مصر است. غرب نیز با این نتیجه و روند انتخاباتی مشکلی ندارد و با السیسی هم همکاری خواهد کرد. در حالی که این پارادوکس رفتاری غرب با انتخابات سوریه و مصر همچنان در اذهان مردم باقی خواهد ماند. 


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آنچه در بيانيه‌ها ديده مي‌شود
دور جديد مذاكرات ميان ايران و گروه 1+5 در حالي اواخر خرداد برگزار مي‌شود كه در كنار مواضع اين گروه، نوع رفتارهاي سران آمريكا قابل توجه است. دولتمردان كاخ سفيد بارها ژست مذاكره گرفته و از رفتار احتمالي كنگره در قبال مذاكرات ايران و گروه 1+5 انتقاد كردند.
برای نمونه، در اوايل خرداد ماه کاخ سفید در جوابیه‌ای که در مورد متمم‌های قانونی لایحه مصوب در کمیته دفاعی مجلس نمایندگان این کشور صادر کرده، با ابراز نگرانی نسبت به لحن به کار رفته در این لایحه، نسبت به تضعیف مذاکرات با ایران ابراز نگرانی کرده است. در بخشی از جوابیه دولت آمریکا آمده است: «دولت در رابطه با ادبیات به کار رفته در بند 1264 یا دیگر مفادی که هدف از آن‌ها تعیین شروطی برای مذاکرات است، نگرانی‌هایی دارد.» در ادامه این جوابیه آمده است: «مذاکرات جاری گروه 1+5 بهترین فرصت برای دستیابی مسالمت‌آمیز به هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است. لایحه با تعیین شرط و شروط برای توافق نهایی، پیش از پایان مذاکرات، موجب تضعیف این تلاش‌های مهم می‌شود.» در مواضع پس از آن نيز كاخ سفيد بارها از زبان سخنگوهاي خود و وزارت امور خارجه آمريكا ادعاهاي مشابهي را مطرح كرده و ادعا دارند كه به‌دنبال رويكرد مذاكره‌اي در قبال ايران هستند. اين مواضع به ظاهر دوستانه از سوي كاخ سفيد در حالي اتخاذ شده كه در باب اين رفتار چند نكته قابل توجه است.
اولاً؛ کاخ سفید در حالی مدعی این است که باید به مذاکرات فرصت داد که خود در مذاکرات با زیاده‌خواهی مانع اصلی توافق به شمار می‌آید. نماينده آمريكا در مذاكرات، مسلماً نماينده كنگره نبوده، بلكه از سوي كاخ سفيد در مذاكرات حضور يافته كه به اذعان جهانيان عامل به نتيجه نرسيدن مذاكرات بوده است. كاخ سفيد نمي‌تواند از يك سو، ميز مذاكره را بر هم زند و از سوي ديگر، ژست حمايت از مذاكره را بگيرد. حناي دوگانگي و اجراي بازي پليس خوب و بد ديگر رنگي ندارد و آمريكا بايد توهم اجرايي بودن اين سياست را كنار بگذارد.
ثانياً؛ کاخ سفید باید در عمل خود را پایبند به مسیر دیپلماسی نشان دهد، نه در اعلامیه. رفتار عملي آمريكا در مذاكرات وين 4 مشاهده شد، از این رو ادعاي لفظي كاخ سفيد مبني بر حمايت از مذاكره غيرقابل پذيرش و بيشتر جنبه رياكارانه براي فريب افكار عمومي دارد. سران كاخ سفيد براي برخي اهداف داخلي و خارجي از مذاكره سخن مي‌گويند و در عمل، اقدامي براي تحقق ادعاي مذاكره صورت نداده‌اند.
ثالثاً، بيانيه‌هاي كاخ سفيد نشان مي‌دهد كه آمریکا بیش از ایران به ادامه مذاکرات و رسیدن به توافق نیاز دارد و تحلیل‌های رسانه‌ای آنها درباره نیاز ایران برای رفع تحریم‌ها مطابق واقع نیست.
كاخ سفيد براي اهداف انتخاباتي و نيز مقابله با استمرار تزلزل محبوبيت اوباما نيازمند ادامه مذاكرات و ادعاي نياز ايران به مذاكره، ادعايي واهي براي پنهان‌سازي نياز آمريكا به مذاكره و نيز اجراي طرح فشار بيشتر بر تهران براي امتيازدهي در مذاكرات آتي است.
با توجه به اين وضعیت، بيانيه كاخ سفيد در برابر مواضع كنگره را نمي‌توان گامي مثبت از سوي كاخ سفيد براي اجراي توافق هسته‌اي دانست، چرا كه رفتارهاي آمريكا در وين 4 نگاه مغرضانه و غيرسازنده آنها را نشان داد، از این رو اگر اين كشور به دنبال به نتيجه رسيدن مذاكرات است بايد از ادعاهاي لفظي دست بردارد و با گام‌هاي عملي، آمادگي خود براي ادامه مذاكرات را نشان دهد.


پرونده

امیدواری در دسترسی به تأسیسات کلیدی هسته‌ای ایران نیست
خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی مدعی شد با وجود توافق ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای همکاری درباره تأسیسات هسته‌ای ایران، به نظر می‌رسد که دسترسی به تأسیسات کلیدی هسته‌ای ایران امکان‌پذیر نباشد. در گزارش رویترز آمده است: طی گزارش محرمانه‌ای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده است که ایران برای اولین بار در چند سال اخیر، تعامل و همکاری با آژانس را با هدف رفع اتهامات مبنی بر اینکه برنامه هسته‌ای ایران نظامی است را آغاز کرده است، اما امیدها درخصوص آمادگی ایران برای رفع کامل نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای‌اش کم است. در این گزارش که با هدف تحت‌الشعاع قرار دادن مذاکرات هسته‌ای تهیه شده ادعا شده است که ایران حاضر نیست به بازرسان آژانس امکان بازرسی از تأسیسات نظامی پارچین را بدهد.
گزارش آژانس؛ مهر تأییدی بر فعالیت‌های صلح‌آمیز ایران

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای گزارش دوره‌ای خود را درباره برنامه هسته‌ای کشورمان منتشر کرد که مهم‌ترین بخش آن اذعان به اقدامات اعتمادساز ایران بود. آمانو ضمن اشاره به توافق چندی پیش ایران و آژانس درباره اجرایی شدن پنج اقدام عملی اعتمادساز دیگر تا سوم شهریور (25 اوت) آینده، تأکید کرد که ایران به تعهداتش بر اساس توافقنامه آذرماه پارسال با گروه 1+5، عمل کرده است؛ از جمله، چهار پنجمِ ذخیره اورانیوم غنی‌سازی شده ۲۰ درصد خود را خنثی کرده است و اکنون کمتر از ۴۰ کیلوگرم از این ذخیره را در اختیار دارد.
گزارش وال‌استریت ژورنال درباره برنامه هسته‌ای ایران درست نبود

«داریل کیمبال»، مدیر انجمن کنترل تسلیحاتی آمریکا به گزارشی از روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال که با استناد به گزارشی از منافقین، اتهاماتی درباره برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرده بود، واکنش نشان داد. آقای کیمبال با بیان اینکه برخی از گزارش‌های «مجاهدین خلق» درباره ایران صحیح نبوده‌اند از انتشار این گزارش در صفحه سردبیر و نه در قسمت اخبار ابراز تعجب کرده است. روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال با استناد به گزارشی از گروهک منافقین، ایران را به ادامه تحقیقات هسته‌ای، با حفظ هسته مرکزی تیم تحقیقات در زمینه تسلیحات اتمی متهم کرده بود. نمایندگی جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک نیز در یک بیانیه مطبوعاتی ادعاهای مندرج در سرمقاله روزنامه «وال استریت ژورنال» در شماره مورخ ششم خرداد ماه جاری در مورد برنامه هسته‌ای ایران را بی پایه و اساس خوانده و آن را جعل واقعیات و تحریف حقایق دانسته بود.
راه‌حل سیاسی بهتر از انتخاب گزینه اقدام نظامی

جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در کنفرانس خبری خود در رابطه با روند مذاکرات هسته‌ای ادامه داد: «تیم ما دور جدیدی از مذاکرات را در چند هفته آینده پیش رو دارد. ما به روشنی گفته‌ایم که این مذاکرات دشوار خواهند بود و شکاف‌ها همچنان وجود دارند.» همچنین در این زمینه رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرد حل پرونده هسته‌ای ایران از طریق سیاسی بسیار بهتر از راه‌حل نظامی است. ژنرال مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در مصاحبه با اسکای نیوز گفت: «گزینه راه‌حل سیاسی برای موضوع پرونده هسته‌ای ایران به‌مراتب بهتر از انتخاب گزینه اقدام نظامی است.» وی در خصوص پرونده هسته‌ای ایران اعلام کرد: «ما به‌وضوح اعلام کردیم که ایران سلاح هسته‌ای در اختیار ندارد.»


اقتصادى
سعید مهدوی

شرح برخي از وظايف در اجراي اقتصاد مقاومتی
یکی از دغدغه‌های عمده مقام معظم رهبری که همواره از سوي ايشان مطرح و تبیین می‌شود وجود مشکلات عمده در اقتصاد کشور است. ایشان برای رفع این مشکلات، راهکار راهبردی اقتصاد مقاومتی را پیشنهاد و سياست‌هاي كلي آن را ابلاغ کرده‌اند و همه مردم و مسئولان در اجراي آن مسئول هستند. در ادامه تنها برخی از اين وظایف را مورد توجه قرار مي‌دهيم.
اگر لازمه اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، برطرف کردن برخی قوانین معارض باشد، مجلس شورای اسلامی باید با شناسایی این قوانین معارض، آنها را حذف کند.
اگر اجرای این سیاست‌ها نیازمند حذف برخی ضوابط و مقررات دست‌وپاگیر و تنظیم ضوابط جدیدِ تسهیل‌کننده است، دولت با صدور بخشنامه‌هایی این اقدام را انجام دهد.
نگاه به داخل و تكيه بر عوامل دروني اقتصاد، همواره از سوي رهبري معظم به اقشار مختلف و خصوصاًَ مسئولان كشور گوشزد شده است كه بايد اين موضوع پر اهميت مورد توجه قرار گيرد.
ایشان همچنین هماهنگی میان سه قوه را برای اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بسیار ضروری خواندند و تأکید کردند: باید از ایجاد تشکیلات جدید و موازی‌کاری به‌شدت پرهیز شود. افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه‌های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.
ـ مساعدت و همكاري مردم و بخش‌هاي خصوصي با سياست‌هاي اقتصادي دولت.
ـ تبيین سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي براي عموم مردم، به‌خصوص بخش‌هاي اقتصادي؛ محورهای اصلی این سیاست‌ها با استدلال صحیح و منطقی برای مردم بیان شوند تا به تدریج در بخش‌های مختلف جامعه رسوخ پیدا کند و به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.
ـ تبديل اقتصاد دولتي به اقتصاد عمومي و مردمي‏؛ ايشان معتقدند با استفاده از ظرفیت‌های مردمی، می‌توان کارهایی را انجام داد که شاید از عهده چند وزارتخانه هم بر نیاید. کشور در طول 35 سال گذشته، به ویژه در پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس از حضور و مشارکت مردم نتایج و ثمرات فراوانی به‌دست آورده است و در بخش اقتصاد نیز قطعاً هدایت سرمایه‌های کوچک مردم در مسیر اقتصاد عمومی بسیار راه‌گشا و موثر خواهد بود.
ـ برنامه‌اي مدون و كاربردي براي جايگزين كردن توليدات داخلي به جاي واردات‎‏‏ٌْْ‎ٌ ‎از كشورهاي خارجي؛ از نگاه ایشان موضوع واردات و تأمین امنیت غذایی و ذخایر راهبردی یکی دیگر از محورهای مهم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است. ایشان معتقدند به غیر از این موارد، باید در اقلام دیگر جلوی واردات بی‌رویه گرفته شود.
ـ اصلاح الگوی مصرف از سوي عموم مردم و نهادهاي دولتي؛ صرفه‌جویی، پرهیز از ریخت‌وپاش، پرهیز از اسراف، پرهیز از هزینه‌کردهای زائد.
ـ ارائه راهكارهاي عملي براي اجراي سياست‌هاي راه‌گشاي اقتصاد مقاومتي از سوي تيم اقتصادي دولت، نمايندگان مجلس، نهادهاي علمي و دانشگاهي كشور.
ـ كنترل تورم و كاهش نرخ بیکاری، شناسايي و رفع مشكلات سيستم‌هاي پولي ـ مالي.
فسادستيزي و مبارزه با مفاسد اقتصادي همراه با تأمين امنيت اقتصادي؛ به گفته مقام معظم رهبری؛ ما اگر می‌خواهیم مردم در صحنه اقتصاد باشند، باید صحنه‌ اقتصاد، امنیت داشته باشد؛ اگر امنیت را می‌خواهیم، بایستی دست مفسد و سوءاستفاده‌چی و دورزننده‌ قانون و شکننده‌ قانون بسته بشود؛ مبارزه‌ با فساد این است؛ این باید جدی گرفته بشود؛ امروز خوشبختانه مسئولین این را می‌گویند، لکن گفتن کافی نیست. همه‌ مسئولین؛ - چه مسئولین اجرایی، چه مسئولین قضایی و چه مسئولین قوه‌ مقننه در این جهت مسئولند.


نداى قدس

80 هزار فلسطینی قدس سه ماه بدون آب
رژیم صهیونیستی علاوه بر محروم کردن ده‌ها هزار فلسطینی ساکن قدس از خدمات اساسی از جمله اشتغال، درمان و آموزش، اینک آب آشامیدنی آنها را نیز قطع کرده است. به گزارش خبرگزاری قدس، طبق بیانیه ارائه شده از سوی سازمان صهیونیستی «بت سلم»، مقامات صهیونیست آب تعدادی از محله‌های فلسطینی شهر قدس اشغالی را قطع کرده‌اند. این سازمان بیان کرده که بعضی از خانه‌ها در این محله‌ها به‌طور کامل از منابع آبی محروم شده‌اند، بعضی از خانه‌ها هم به طور متناوب آب دریافت می‌کنند و برای مابقی اهالی این محله‌ها، فشار آب لوله‌ها به قدری پایین است که آب به شیر آب‌ها نمی‌رسد. نتیجه این اقدامات صهیونیست‌ها محرومیت 60 تا 80 هزار فلسطینی از آب مورد نیاز روزانه است.
بازداشت اداری!

رژیم صهیونیستی از آغاز انتفاضه دوم الاقصی تاکنون حدود 22 هزار مورد بازداشت اداری فلسطینی‌ها را صادر کرده است. براساس مقررات ارتش رژیم صهیونیستی، بازداشت اداری می‌تواند بیش از یک بار و هربار به مدت شش ماه تمدید شود.
افزایش درخواست‌های یهودیان در زمینه تخریب مسجد الاقصی

موسسه وقف و میراث «الاقصی» درباره اقدام سازمان‌های یهودی تندرو به انتشار و توزیع شب‌نامه‌هایی در خصوص لزوم تخریب مسجدالاقصی و ساخت معبد کذایی بر روی این مسجد هشدار داد. این موسسه با انتشار بیانیه‌ای، تأکید کرد که این شب‌نامه‌ها و درخواست‌ها نشانگر تشدید توطئه‌های «اسرائیل» علیه مسجد مبارک الاقصی است. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: «شب‌نامه‌های منتشره نشان می‌هد که رژیم صهیونیستی درصدد ساخت معبد کذایی بر روی ویرانه‌های مسجدالاقصی است.»
نگرانی یهودیان از افزایش قدرت راستگرایان در پارلمان‌های اروپایی

روزنامه عبری‌زبان «یدیعوت آحارونوت» در یک مطلب تحلیلی نوشت: «با وجودی که نظرسنجی‌ها حکایت از افزایش قدرت احزاب ناسیونالیستی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا داشت، ولی نتایج این نظرسنجی غافلگیرکننده بود.» در بخش دیگر این روزنامه می‌خوانیم «دفاتر به اصطلاح کنگره یهودی اسرائیلی واقع در تل‌آویو که در راستای تقویت مناسبات میان دولت عبری با یهودیان اروپا تلاش می‌کند، طی چند روز گذشته پیام‌های هشدارآمیزی را از سران سازمان‌های یهودی دریافت کرده است.»
شیوع پدیده خرید و فروش مواد مخدر در ارتش صهیونیستی

یک منبع عبری‌زبان به بررسی تشدید پدیده شیوع مواد مخدر در میان سربازان «اسرائیلی» پرداخت و نوشت: پلیس اسرائیل به تازگی 9 تن از سربازان صهیونیستی را به دلیل مصرف و خرید و فروش مواد مخدر دستگیر کرد. در همین رابطه دادگاه نظامی صهیونیستی در صفد تصمیم گرفت مدت بازداشت این سربازان تمدید کند. این سربازان به خرید و فروش مکرر مواد مخدر اعتراف کردند.»
نتانیاهو: قدس قلب ماست و هرگز حاضر به تقسیم آن نیستیم!
به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین به نقل از منابع قدس اشغالی، بنیامین نتانیاهو در جریان مراسمی که به مناسبت سالروز اشغال کامل قدس در یک مرکز دینی برگزار شد، خاطرنشان کرد که «قدس قلب امت (یهودی) است و ما هرگز با تقسیم آن موافق نیستیم.» این در حالی است که وزیر مسکن و شهرک‌سازی رژیم صهیونیستی سنگ احداث معبد «گوهر اسرائیل» در بخش قدیمی قدس و در فاصله 200 متری مسجدالاقصی را بنا نهاد. وی متعهد به تداوم عملیات‌های ساخت‌وساز در قدس و کرانه باختری شد و در عین حال از احداث محله صهیونیست‌نشین جدید در شرق قدس اشغالی و میان کوه‌های زیتون واسکوپس خبر داد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

خيانت‌هاي دوباره ارتجاع عربي به جهان اسلام
قاسم غفوري

هر چند كه غرب آسيا (خاورميانه) با محوريت مصر و سوريه از كانون‌هاي اصلي تحولات جهاني هستند، اما در شمال آفريقا نيز تحولاتي قابل توجه در حال شكل گرفتن است.
ليبي از جمله كشورهايي است كه بار ديگر به صحنه جنگي تمام‌عيار مبدل شده است. جنگي که محور آن را ژنرالی بازنشسته به نام «خليفه حفتر» تشكيل مي‌دهد. وي با ادعاي احياي كرامت ليبي، بار ديگر اين كشور را به جنگ داخلي سوق داده است. در كنار مواضع گروه‌هاي دروني ليبي و اهداف وي از اين اقدامات و نيز نقشي كه كشورهاي غربي در اين ناآرامي‌ها ايفا مي‌كنند يك اصل مهم مشاهده مي‌شود و آن، حمايت كشورهاي عربي از جمله امارات و عربستان از اين گروه است. محافل رسانه‌اي عربي به‌ويژه رسانه‌هاي امارات و عربستان صراحتاً از اين فرد حمايت كرده و حتي بيانيه‌هاي وي در اين نشريات به چاپ رسيده است.
با توجه به اينكه، كشورهاي عربي مذكور در چالش‌هاي داخلي و منطقه‌اي متعددي گرفتار هستند اين پرسش مطرح است كه چرا به‌دنبال بحران‌سازي در ليبي هستند و چه هدفي را دنبال مي‌كنند؟
در پاسخ به اين پرسش، چند نكته قابل توجه است: نخست آنكه؛ بخشي از اين منازعات برگرفته از رقابت‌هاي دروني ميان كشورهاي عربي است. عربستان و امارات رقابت سختی را با قطر آغاز كرده‌اند و در هر منطقه‌اي به دنبال حذف منافع آن هستند. اين امر را در مصر، تونس، عراق و اكنون در ليبي مي‌‌توان مشاهده كرد. اين مسئله زماني بيشتر آشكار مي‌شود كه برخي محافل سياسي در ليبي ادعا كرده‌اند كه قطر و تركيه محور بحران‌هاي اين كشور هستند، حال آنكه گزارش‌ها و اسناد از روابط نزديك حفتر با عربستان و امارات حكايت دارد.
دوم آنكه؛ سخنان حفتر در باب اهدافش از اقدامات اخير در ليبي نشانگر نگاه ويژه او به عربستان و امارات است. وي تأكيد مي‌كند به دنبال مقابله با تروريسم و البته اخوان‌المسلمين است. كارنامه عربستان و امارات نشان مي‌دهد كه آنها جنگي تمام‌عيار را عليه اخوان آغاز كرده‌اند كه نمود آن را در مصر، اردن، يمن، تونس، بحرين، امارات و... مي‌توان مشاهده كرد.
سوم آنكه؛ كشورهاي عربي نظير عربستان و امارات اكنون با چالشي به نام بازگشت گروه‌هاي تروريستي از سوريه به اين كشورها مواجه هستند. گروه‌هايي كه زماني با هدايت كشورهاي مرتجع عربي راهي سوريه شدند، اكنون با شكست معادلات‌شان به تهديدي براي اربابان خود مبدل شده‌اند، چنانكه آنها در بيانيه‌هاي متعددي بر انتقام‌گيري از سران عرب تأكيد كرده‌اند. اكنون اين سناريو مطرح است كه كشورهاي عربي نظير امارات و عربستان با سوق دادن گروه‌هاي تروريستي به ليبي برآنند ما به ازاي سوريه را در اين كشور به آنها پرداخت کنند. درگير شدن تروريست‌ها در جنگي جديد مي‌تواند كاهش تهديد آنها براي سران عرب و البته غرب را به همراه داشته باشد.
به عبارتي، سران ارتجاع عربي برآنند تا ليبي را قرباني امنيت خود سازند، در حالي كه با حمايت از افرادي مانند حفتر به دنبال تأمين منافعي همچون سركوب اخوان هستند.
چهارم آنكه؛ كشورهاي عربي نظير امارات و عربستان همچنان تصور مي‌کنند كه با اجراي اهداف غرب مي‌توانند موقعيت خود را حفظ کنند. غرب در حالي به دنبال غارت منابع نفتي ليبي است که حضور گروه‌هاي تروريستي و ناامني گسترده مانع از اجراي اين طرح مي‌شود. غرب که از سوي روسيه تحريم نفت و گاز شده، به دنبال منابع انرژي در آفريقا است. بخشي از آن با حضور نظامي در مالي، آفريقاي مرکزي، نيجريه و... در حال اجرا است.
غرب در حالي به دنبال حضور نظامي در ليبي است که عملاً توان تأمين هزينه‌هاي نظامي و انساني آن را ندارد، براين اساس، گزينه بهره‌گيري از گروه‌هاي داخلي ليبي با همراهي مالي و تسليحاتي كشورهاي عربي را اجرا مي‌کند. دولت مرکزي و ارتش ليبي عملاً توان تحقق اين اصل را ندارند، بر اين اساس تشکيل گروه‌هاي شبه‌نظامي قدرت‌طلب مي‌تواند گره‌گشاي چالش‌هاي غرب باشد. «خليفه حفتر» را مي‌توان مهره‌اي با اين کاربرد دانست؛ وي خواسته يا ناخواسته جنگي تمام‌عيار را عليه گروه‌‌هاي تروريستي اجرا مي‌کند، که در نهايت تحقق‌بخش اهداف غرب است. غرب با کمترين هزينه و صرفاً با تأمين تسليحات ـ که البته در آينده از منابع نفتي ليبي آن را برداشت مي‌کند ـ ثبات نسبي در ليبي براي افزايش صادرات نفت را اجرا مي‌کند.
با آرام‌تر شدن اوضاع ليبي، غرب براي اجراي پروژه حضور نظامي گسترده‌تر در آفريقا، يگان‌هاي جديدي را به ليبي اعزام مي‌کند، چنانکه منابع خبري از حضور نيروهاي آمريکايي در سيسيل ايتاليا براي اعزام به ليبي خبر داده‌اند. كشورهاي عربي نظير؛ عربستان و امارات با حمايت از اين گروه‌ها برآنند تا سياست‌هاي غرب در آفريقا از جمله در ليبي را اجرايي سازند، در حالي كه نتيجه آن ويران‌تر شدن ليبي و كشته شدن هزاران انسان بي‌گناه خواهد بود.
روند تحولات نشان مي‌دهد كه ارتجاع عربي براي رسيدن به منافع شخصي و غربي رويكرد بحران‌سازي در نقاط جديد جهان از جمله ليبي را آغاز كرده، در حالي كه در ظاهر ادعاي جنگ داخلي در ليبي مطرح است. پيوند غرب و ارتجاع عربي مي‌رود تا زخمي ديگر بر پيكر جهان اسلام بنشاند كه با حمايت از شبه نظاميان و گروه‌هاي تروريستي صورت مي‌گيرد.


نگاه دوباره صهيونيست‌ها به آمريكاي لاتين
وحيده احمدي

رژيم صهيونيستي برای مقابله با تحریم‌های هر چند ظاهری اتحادیه اروپا، نزدیکی به چند کشور آمریکای لاتین و آسیایی را در دستور کار خود قرار داده است؛ فشارهایی که گاهی برای تحریم محصولات رژيم صهيونيستي از سوی اتحادیه اروپا انجام می‌گیرد. رژيم صهيونيستي‌ در سال 2013، برای پایان بخشیدن به تحریم‌های مذکور و نیز امتناع کشورهای اروپایی از این اقدام، تلاش‌های بسیاری کرد و با این هدف، دیدارهای دوجانبه بسیاری را با مقامات کشورهای اروپایی ترتیب داد. با این وجود، رشوه‌های سیاسی و اقتصادی که رژیم صهیونیستی به کشورهای مذکور اعطا کرد، تاکنون نتوانسته است اعمال فشارهای نه چندان جدی اتحادیه اروپا برای توقف شهرک‌سازی را متوقف سازد (حتی همین فشارهای ظاهری به‌نوعی برای این رژیم هزینه جهانی دارد) بر این مبنا بسیاری از نهادهای مردمی و سازمان‌های خصوصی در اروپا، برای اعمال تحریم‌های بیشتر در راستای توقف شهرک­سازی صهیونیست‌ها، دولت‌های خود را تحت فشار قرار داده‌اند. از این رو رژيم صهيونيستي به خوبی دریافته است که قادر نیست از پیشرفت این روند با بازی‌های دیپلماتیک ممانعت کند. این در حالی است که اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین بازار اقتصادی برای رژيم صهيونيستي به شمار می‌آید و در حدود یک‌سوم از کل تجارت رژيم صهيونيستي را به خود اختصاص می‌دهد. برای نمونه در سال 2012، 35 درصد واردات رژيم صهيونيستي از اتحادیه اروپا و 27 درصد صادرات این رژیم نیز به این اتحادیه تعلق داشت.
با اینکه اتحادیه اروپا حمایت‌های اقتصادی و سیاسی قابل‌توجهی را به رژيم صهيونيستي در صورت دستیابی به توافق با فلسطین وعده داده بود، اما شکست دوباره مذاکرات، این رژیم را در مورد سیاست‌های آتی اتحادیه اروپا به‌ویژه در مورد تحریم محصولات شهرک‌های غیر قانونی نگران کرده است؛ از این‌رو رژیم صهیونیستی با آگاهی از این مسئله، سیاست‌های اقتصادی جدیدی را در دستور کار قرار داده است.
بنابر سیاست‌های جدید اقتصادی رژيم صهيونيستي، این رژیم در یک طرح سه‌ساله در نظر دارد وابستگی‌های خود به بازار اتحادیه اروپا را تا حد امکان کاهش دهد و بازارهای دیگر اقتصادی را جایگزین آن کند.
در همين چارچوب، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در توکیو با «شینزوآبه» همتای ژاپنی خود دیدار و گفت‌وگو کرد. در همین حال، دفتر بنیامین نتانیاهو در بیانیه‌ای اعلام کرد نخست‌وزیر رژيم صهيونيستي در این سفر از شهرهای توکیو و کیوتو دیدن و با امپراتور، نخست‌وزیر و معاونش ملاقات کرد. وی همچنین با وزرای امور خارجه، دفاع، تجارت و دیگر شخصیت‌ها و بازرگانان و روسای شرکت‌های بزرگ این کشور از جمله پاناسونیک دیدار کرد تا نشانگر همگرايي اين رژيم با ژاپن باشد.
در همين حال، اين رژيم رويكردهاي جديدي به آسياي مركزي و قفقاز داشته كه تقويت همكاري با ازبكستان، تاجيكستان، تركمنستان و آذربايجان از جمله اين رويكردها است.
نكته قابل توجه آنكه، بر اساس طرح سه ساله رژيم صهيونيستي، منطقه آمریکای لاتین که حیاط خلوت این رژیم و البته آمریکا نام برده می‌شود، اولین و مهم‌ترین جایگزین بازار اتحادیه اروپا برای رژیم صهیونیستی است. کابینه رژیم صهیونیستی موافقت خود را با تقویت روابط اقتصادی با حداقل پنج کشور آمریکای لاتین به تصویب رسانده و توسعه روابط با کشورهای کاستاریکا، پرو، شیلی، مکزیک و کلمبیا را در دستور کار قرار داده است. گفتنی است این پنج کشور در حدود 40 میلیارد دلار یعنی 40 درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکای لاتین را در دست دارند. در همین راستا، گسترش روابط با چندین کشور آسیایی از جمله ژاپن، هند و چین نیز به صورت جدی مورد تأکید قرار گرفته است.
بنیامین نتانیاهو در نشست کابینه، ضمن اعلام این طرح گفت: «اطمینان می‌دهم که این یک راهبرد موفق است و من و همه وزیران برای پیشبرد آن تلاش خواهیم کرد.» در همین راستا اودد اران (Oded Eran)، سفیر سابق رژیم صهیونیستی در اتحادیه اروپا، در جمع روزنامه‌نگارانی که برای دیدار از رژيم صهيونيستي به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده بودند، گفت: «من تمام تلاش خود را خواهم کرد تا تل آویو را به افزایش صادرات خود به چین و هند، به جای اتحادیه اروپا تشویق کنم.»
گفتنی است وزرای خارجه اتحادیه اروپا در نشست بروکسل، در بیانیه‌ای با اشاره به شکست مذاکرات سازش فلسطین و رژيم صهيونيستي، از رژیم صهیونیستی خواستند تا از هرگونه اقدام یک‌جانبه که روند صلح را بیش از پیش تضعیف می‌کند، اجتناب ورزد. بسياري معتقدند رژيم صهيونيستي با رويكرد به آمريكاي لاتين در كنار دور زدن تحريم‌هاي اتحاديه اروپا، به دنبال تضعيف موقعيت ايران در اين منطقه است. اين رژيم سعي دارد از مشغول بودن ايران در مذاكرات هسته‌اي و تحولات منطقه براي تقويت موقعيت خود در آمريكاي لاتين و تضعيف ايران بهره گيرد، چنانكه مقامات اين رژيم بارها از حضور ايران در آمريكاي لاتين ابراز نارضايتي و بر مقابله با آن تأكيد كرده‌اند. اقدامات اخير آرژانتين در باب پرونده آميا و برخي ابهام‌سازي‌ها در اين زمينه، از جمله تحركات صهيونيست‌ها عليه ايران در آمريكاي لاتين قلمداد مي‌شود.


از نگاه دیگران

اسقف «الراعي» و منطقه ممنوعه
حاميان ديدار سر اسقف بشاره الراعي از اراضي مقدس اصرار دارند كه بگويند که اين اقدام هيچ بعد سياسي ندارد و عادي‌سازي روابط با رژيم صهيونيستي محسوب نمي‌شود. آنها ادعا مي‌كنند كه اين ديدار صرفاً با انگيزه ديني صورت مي‌گيرد.
در اين حال، بر ادعاهاي حاميان اين سفر متمركز مي‌شويم: ديدار اسقف هيچ رنگ و بوي سياسي ندارد، صرفاً ديني است. در بررسي اين مورد بايد گفت گر چه اسقف يك شخصيت سياسي محسوب نمي‌شود ولي كليسا و شخص وي يك مرجع مهم سياسي قلمداد مي‌شوند كه تأثير زيادي بر هواداران مسيحي آن در لبنان و جهان عرب دارند.
«نصرالله حيفر» اسقف ماروني سابق، سوريه را تحريم كرد و طي چند سال متمادي به دليل نپذيرفتن مواضع سياسي اين كشور با مسيحي‌هاي سوريه ديدار نكرد. اين بدان معناست كه كليسا مواضع سياسي دارد؛ تحريم و آشتي مي‌كند. اما الراعي معتقد است كه هر مقطع زماني، شرايطي دارد كه بر اساس آن بايد موضع گرفت. اسقف دولت نيست و هويت سياسي ندارد، اما مانند يك مسيحي ديندار كه با كسي عداوت ندارد، مي‌تواند به قدس برود!
اين ادعای جالب چند سوال را مطرح مي‌كند: چه چيزي در اين مرحله تغيير كرده كه الراعي تصميم گرفته به قدس برود؟ آيا لبنان مزارع شبعا را پس گرفته است؟ آيا كليسا توانسته كليساهايي را كه رژيم صهيونيستي نابود كرده، پس بگيرد؟ آيا الراعي با رژيم صهيونيستي همانند يك ساختار بي‌طرف كه هيچ خصومتي با وي به عنوان يك لبناني و كليساي لبنان ندارد، تعامل خواهد كرد؟
بعد سياسي ديگر، ديدار اسقف با مزدوراني است كه ملت لبنان آنان را طرح كرده است و ديدار با آنها به معناي اعطاي مشروعيت سياسي و اخلاقي و ديني خلاف اجماع لبناني‌ها است.
لبناني‌های حامي ديدار الراعي از قدس و اراضي اشغالي مدعي‌اند كه چنين ديداري سبب پايداري و مقاومت بيشتر مسيحيان آن هم در اين اوضاع اسفبار غرب جهان عرب و حتي عامل ممانعت از يهودي‌سازي قدس مي‌شود!
يكي از استادان و نظریه‌پردازان تاريخ هم كه نظر مساعدي به اين سفر دارد معتقد است كه اين ديدار ديوار ترس را خراب مي‌كند و بسياري از مسيحيان را كه تصميم به مهاجرت گرفته‌اند، پشيمان و آنان را متقاعد مي‌كند كه در سرزمين خود باقي بمانند. (چگونه مي‌توان گفت كه اين ادعا جنبه سياسي ندارد؟ باقي ماندن در سرزمين، يك موضوع سياسي است، نه ديني و معنوي !!)
اين ادعا تلاشي است براي مشروعيت‌بخشي به اين ديدار و سوءاستفاده از نام فلسطين براي توجيه سفر به رژيم صهيونيستي. در واكنش به اين ادعا ما حق داريم كه بپرسيم سفر اسقف، دقيقاً سبب تقويت چه چيزي مي‌شود؟ اگر سفر او حقيقتاً سبب مقاومت بيشتر مي‌شود، پس چرا وي پیشتر چنين كاري انجام نداده است؟ اگر اسقف الراعي راست مي‌گويد، پس چرا در چارچوب مبارزه كليسا با ظلم، وي از نوار غزه ديدار نمي‌كند؟
عادي‌سازي روابط با رژيم صهيونيستي، موضوع خطرناك در طرف اسقف ماروني به فلسطين اشغالي صرف نظر از شكسته شدن قبح اين اقدام و مشروع دانستن سفر مسيحي‌ها به قدس است.
راستي اگر شيخ الازهر يا هر فرد بلندپايه مذهبي ديگري تصميم مي‌گرفت كه با هم‌كيشان خود در اراضي مقدس ديدار كند، ما چه مي‌كرديم؟ آيا همه جا عليه او تظاهرات نمي‌كرديم؟
منبع: عرب 48
نويسنده: رامي منصور
مترجم: سحر دولتيان
 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا621

اوباما: تمام گزینه‌ها همچنان روی میز است
خبرگزاری فارس(7/3/1393): باراك اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی در دفاع از عملکرد سیاست خارجی خود، به موضوعات مختلفی از جمله مذاکرات هسته‌ای با ایران پرداخت و گفت: برای اولین بار در یک دهه شانسی واقعی برای توافقی پایدار با ایران، به وجود آمده است. اوباما افزود: «اکنون، فرصتی برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات پیش آمده است. موانع در مسیر موفقیت همچنان بسیار است و ما هم همه گزینه‌ها را برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای پابرجا نگه می‌داریم.» وی ادامه داد: «اما برای اولین‌بار در طول یک دهه، شانسی بسیار واقعی برای دستیابی به یک توافق راه‌گشا پیش آمده است؛ تواقفی که از آنچه که با استفاده از قوای نظامی می‌توان به آن رسید، موثرتر و پایدارتر است.»
جان کری: مذاکرات هسته‌ای بخشی از تلاش آمریکا برای رهبری جهان است
باشگاه خبرنگاران (7/3/1393): «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با «چارلی رز» خبرنگار شبکه خبری «ان‌بی‌سی»، ادامه مذاکرات هسته‌ای با ایران و حمایت از معارضان سوری را بخشی از تلاش این کشور برای رهبری جهان دانست. وی در پاسخ به پرسش «چارلی رز» در خصوص تفسیر کارشناسان روابط بین‌الملل از ادامه حضور نظامیان آمریکایی در افغانستان به عنوان تلاش برای جلوگیری از انزوای آمریکا، حضور نظامی آمریکا در افغانستان را هم‌ردیف با حضور دولتمردان این کشور در مذاکرات گروه 1+5 و ارسال تجهیزات نظامی برای معارضان سوری و گامی در جهت ادامه رهبری آمریکا بر جهان خواند.
هیگل: پس از مسئله هسته‌ای، به سراغ توان موشکی ایران می‌رویم
خبرگزاری فارس( 5/3/1393): «چاک هیگل» وزیر دفاع آمریکا در گفت‌وگو با شبکه «پی‌بی‌اس» اذعان کرد که این کشور به دنبال آن است تا پس از حل مسئله‌ هسته‌ای با ایران، مسائل دیگری چون توان موشکی و حمایت تهران از گروه‌های مقاومت را در دستور کار قرار دهد. هیگل گفت: «اگر بتوانیم در قالب 1+5 با ایرانی‌ها به توافقی برسیم که همه چیزهایی را که طرف ما می‌خواهد مقدور کند؛ البته این یک جاده دو طرفه است و ایرانی‌ها هم چیزهایی برای گفتن در این زمینه دارند. اما اگر بتوانیم به آنچه که برای گسترش و تعمیق واقعیتی که رئیس‌جمهور به آن اشاره کرد، یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، برسیم، اگر بتوانیم این کارها را بدون اقدام نظامی از جانب اسرائیلی‌ها یا هرکس دیگری انجام دهیم، آیا روش هوشمندانه‌تری نیست که این کار را به انجام برسانیم و بعد سراغ گام بعدی برویم. خب، موضوع بعدی می‌تواند مسئله موشک‌های بالستیک باشد.»
چامسکی: تحریم‌های آمریکا علیه ایران، راه‌گشا نیست
واحدمركزي خبر(5/3/1393): نوام چامسکی، زبان‌شناس مشهور و منتقد سیاسی دولت آمریکا گفت: مجازات‌ها و تحریم‌های آمریکا علیه ایران، راه‌گشا نیست. پروفسور نوام چامسکی در سخنانی در چتم هاوس (اتاق فکر سیاست خارجی در لندن) درباره تحریم‌های آمریکا علیه دیگر کشورها گفت: همیشه می‌توان در این باره و دیگر موارد، از زاویه‌ای دیگر به ماجرا نگریست یعنی اگر ایران یا کوبا می‌توانستند آمریکا را تحریم کنند، آیا باید آن کار را صورت می‌دادند یا خیر؟ وی پاسخ داد من فکر نمی‌کنم تحریم، راه‌حلی برای این قبیل مشکلات باشد. چامسکی در ادامه گفت: آمریکا در سال 1953، حکومت پارلمانی ایران را سرنگون و یک ستمگر بی‌رحم را جانشین کرد.
ادعای نامزد احتمالی جمهوری‌خواهان
خبرگزاری ايرنا(7/3/1393): سناتور آمریکایی در سفر به فلسطین اشغالی و در سخنرانی در پارلمان رژیم صهیونیستی مدعی شد: ایران و برنامه هسته‌ای این کشور مهم‌ترین تهدید امنیت ملی آمریکا و اسرائیل است.
«تد کروز» سناتور ایالت تگزاس و نامزد احتمالی حزب جمهوریخواه آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 در سخنانی در کنست مدعی شد: من با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر صهيونيست‌ها درباره این موضوع که نتیجه مذاکرات اخیر با ایران اشتباهی تاریخی و توافقی بد را به همراه خواهد داشت، هم نظر هستم. وی درباره تحریم‌های ایران نیز مدعی شد: من خواهان برقراری دوباره و تقویت تحریم‌ها هستم، این موضوع باید شفاف‌سازی شود و در صورتی این تحریم‌ها برداشته شوند که ایران تمامی دستگاه‌های سانتریفیوژ خود را جمع‌آوری کند و از غنی‌سازی اورانیوم دست بردارد.
چراغ سبز کنگره آمریکا به صهيونيست‌ها
باشگاه خبرنگاران(5/3/1393): لایحه بودجه دفاعی آمریکا در سال 2015 چندی پیش به تصویب رسید؛ لایحه‌ای که «لحن» جدیدی را در مذاکرات هسته‌ای با ایران ایجاد می‌کند و همچنین از دولت اوباما می‌خواهد تسلیحات لازم برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را به رژیم صهیونیستی بدهد. مفاد این لایحه اگرچه غیرالزام‌آور است، اما «قانون مجوز دفاع ملی آمریکا» که به‌تازگی در کنگره آمریکا به تصویب رسیده حاوی مفادی است که در آن از اوباما خواسته شده برای توافق جامع هسته‌ای با ایران این برنامه را به‌طور کلی برچیند، به حمایت ایران از تروریسم پایان دهد و حتی از این کشور بخواهد برخی از تسلیحات غیرهسته‌ای‌اش را هم از بین ببرد.


هویت 363

آمريكا: عمليات مخفي در پوشش برنامه‌های واکسيناسيون
آمريكا در حالي ادعاي حمايت از حقوق بشر را سر مي‌دهد كه گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از برنامه‌های ایمن‌سازی و واکسیناسیون به منظور اجرای عملیات خود استفاده مي‌كند. طرح‌های واکسیناسیونی که ایالات متحده در کشورهای در حال توسعه اجرا می‌کند، مستقیماًً تحت کنترل و اداره سازمان مرکزی جاسوسی آمریکاست. سازمان سیا به طور نظامند، طرح‌های شومی را در پوشش واکسیناسیون روستانشینان کوهستان‌های پاکستان عملیاتی کرده است. در واقع سیا، مردمی که برای واکسیناسیون می‌آمدند، حتی کودکان را بر ضد ابتلا به فلج اطفال واکسینه نمی‌کرده، بلکه به جای این کار عناصر ژنتیکی آنها را دریافت مي‌كرده است. در حال حاضر شیوع بیماری فلج اطفال در پاکستان رو به افزایش است و یکی از دلایل آن، این است که والدین فکر می‌‌کنند کودکان‌شان چند سال پیش واکسینه شده‌اند، در حالی که فقط از خون آنها DNA گرفته شده است.
انگليس: بدرفتاری با کودکان مهاجر
وزارت کشور انگلیس به علت نگهداری کودکان پناهجو در اوضاع شرم‌آور در فرودگاه هیثرو لندن مورد انتقاد قرار گرفته است. چهار سال پیش دولت انگلیس طبق توافقنامه ائتلافی متعهد شد به «بازداشت کودکان به دلایل مهاجرتی» خاتمه دهد، اما به‌تازگی هیئت مستقل نظارت بر هیثرو (آی بی ام) در گزارش شدیداللحنی وزارت کشور انگلیس را به بدرفتاری با نوجوانان مهاجر در بزرگ‌ترین فرودگاه انگلیس متهم کرد.
بنابر این گزارش، در موارد بسیاری پناهجویان از جمله کودکان برای دوره‌های بسیار طولانی در اتاق‌های نامناسب نگهداری شده‌اند. این کودکان و نوجوانان همچنان در اتاق‌های کثیف و پرجمعیتی حبس می‌شوند که فاقد نور طبیعی و دسترسی به فضای باز است و امکانات بسیار محدودی دارد. در این گزارش همچنین درباره تمهیدات مربوط به اخراج نوجوانان از انگلیس به‌شدت ابراز نگرانی شده ‌است.
بلغارستان: قاچاق كودكان
وضعیت قاچاق کودکان به‌گونه‌ای است که ارائه آمار دقیق را غیر ممکن کرده است. محتاطانه‌ترین آمارها از پنج میلیون‌وپانصد هزار مورد قاچاق کودکان حکایت دارد. این کودکان که عمدتاً دختر هستند، به‌عنوان برده برای اموری چون فساد جنسی، گدایی سازمان‌یافته و کار اجباری مورد استفاده قرار می‌گیرند. برخی از این کودکان نیز به دلیل استفاده از اجزای بدن‌شان خرید و فروش می‌شوند. در بین کشورهای اروپایی در بلغارستان و رومانی بیشترین موارد قاچاق کودکان ثبت شده است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق انتخابات پارلمانی قاره سبز را واکاوی می‌کند
انتقام‌گیری اروپایی از اتحادیه اروپا

علی تتماج

مقدمه
پارلمان اروپا به‌طور مشترک با شورای اروپا به قانونگذاری و اتخاذ تصمیمات در اتحادیه می‌پردازد و به دلیل آنکه نمایندگان آن به طور مستقیم از سوی شهروندان اروپایی انتخاب می‌شوند، نماد دموکراسی در اتحادیه اروپا به حساب می‌آید. پارلمان اروپا بر کمیسیون اروپا نظارت می‌کند تا جایی که رئیس و اعضای کمیسیون موظف به دریافت رأی اعتماد از پارلمان هستند و پارلمان می‌تواند آنان را به‌صورت دسته‌جمعی استیضاح کند. پارلمان به همراه شورای اروپا مسئولیت تصمیم‌گیری در مورد بودجه اتحادیه و نظارت بر مصرف آن را دارد. اعضای پارلمان هر پنج سال یک‌بار توسط آرای عمومی انتخاب می‌شوند.
انتخابات گزینش 751 کرسی پارلمان اتحادیه اروپا در 28 کشور عضو اتحادیه در حالی برگزار شد که نتایج آن شاید برای بسیاری که اروپا را مجموعه‌ای منسجم و مقتدر می‌دانند، چندان قابل باور نبود. در این دور از انتخابات، 388 میلیون اروپایی واجد شرایط شرکت در انتخابات بودند. در مجموع میزان مشارکت در انتخابات پارلمان اروپا به ۱/۴۳ درصد رسیده که یک‌دهم درصد بیشتر از دوره گذشته بود.
انتخابات پارلمان اروپا این بار پدیده‌های جدیدی را خلق کرد که می‌توان مهم‌ترین این رخدادها را کسب موفقیت چشمگیر مخالفان اتحادیه اروپایی در این رقابت‌ها دانست؛ امری که خوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اروپایی را وادار کرد برای نجات این اتحادیه فراخوان وحدت دهد. به گزارش خبرگزاری فرانسه از بروکسل، باروسو در واکنش به نتایج انتخابات پارلمان اروپا در بیانیه‌ای عنوان کرد: بسیار مهم است که نیروهای سیاسی شامل محافظه‌کاران، سوسیالیست‌ها و لیبرال‌ها که در کمیسیون نماینده دارند با اتحاد بار دیگر اکثریت این نهاد را در اختیار گیرند. این نگرانی صرفاً شامل رئیس کمیسیون اروپایی نبوده چنانکه «فرانسوا اولاند» رئیس‌جمهور فرانسه پس از شکست سنگین حزب سوسیالیست، خواستار کاهش نقش اتحادیه اروپا شد. از سوی دیگر، دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس خواهان آن شدکه نظارت و کنترل بروکسل بر قوانین و عملکرد کشورهای عضو کاهش یابد. کامرون تأکید کرد: «ما به سیاستی نیارمندیم که بفهمد بروکسل بیش از حد بزرگ، مستبد و دخالت گر شده است.»
با توجه به نتایج انتخابات پارلمان اروپا این سوال مطرح است که علل موفقیت مخالفان اتحادیه اروپا در این انتخابات چه بوده و چه سرنوشتی در انتظار اروپای واحد خواهد بود؟ آیا به حیات خود ادامه می‌دهد و قادر به احیای قدرت از دست رفته خود خواهد بود یا آنکه در مسیر زوال و فروپاشی پیش می‌رود؟
مروری بر مهم‌ترین نتایج انتخابات
نتایج منتشر شده در شبکه اول تلویزیون آلمان نشان می‌دهد که اتحاد احزاب دموکرات‌مسیحی و سوسیال‌مسیحی یا (CDU&CSU) با کسب ۵/۳۵ درصد از آرا بیشترین آرای انتخابات پارلمان اروپا در آلمان را از آن خود کرده است. این میزان نسبت به انتخابات گذشته ۴/۲ درصد کاهش نشان می‌دهد. حزب سوسیال‌دموکرات (SPD) با جهشی مشهود نسبت به انتخابات گذشته به ۳/۲۷ درصد از آرا دست یافت که نسبت به انتخابات سال 2009، ۵/۶ درصد افزایش نشان می‌دهد. در فرانسه حزب راست‌گرای افراطی جبهه ملی (FN) به رهبری «مارین لوپن» با کسب ۴/۲۴ درصد از رأی‌ها بیشترین آرا را از آن خود کرده است. در سال 2009 این حزب تنها توانست ۳/۶ درصد از آرا را از آن خود کند. حزب مخالف محافظه‌کار (UMP) با کسب 21 درصد آرا دوم شد. در فنلاند حزب راست‌گرای «فنلاندی‌های حقیقی» ۸/۱۲ درصد آرا را کسب کرد.
دویچه‌وله گزارش داد: در اتریش و دانمارک راستگرایان پیروز انتخابات پارلمان اروپا شدند. در قبرس پیروز این انتخابات، حزب محافظه‌کار (DISY)، با ۸/۳۷ درصد از آرا است. حزب «دانسک فولک» که بیشترین آرا را در دانمارک به دست آورد، در پارلمان جدید اروپا کرسی‌هایی برابر با سوسیال دموکرات‌ها به رهبری نخست‌وزیر این کشور کسب خواهد کرد. در اتریش راستگرایان حزب (FPÖ) توانستند آرای منتقدان اتحادیه اروپا را به سوی خود سرازیر کرده و موقعیت‌شان در بروکسل را تحکیم کنند. از مجموع 73 کرسی انگلیس در پارلمان اروپا حزب استقلال توانسته است 23 کرسی را در پارلمان به دست آورد که بیش از 28 درصد را شامل می‌شود. حزب محافظه‌کار 16 و حزب کارگر 14 کرسی، لیبرال دموکرات‌ها و حزب سبز هر کدام یک کرسی را به دست آورده‌اند. در اسپانیا سوسیالیست‌ها ۹ کرسی از ۲۳ کرسی پارلمان اروپا را از دست دادند. این نتیجه به کناره‌گیری «آلفردو پرز روبالکابا» رهبر حزب سوسیالیست انجامید. در ایتالیا نیز حزب دموکرات‌ها با کسب بیش از 41 درصد از آرا انتخابات پارلمان اروپا از حزب 5 ستاره (بیش از 22 درصد) و حزب زنده باد ایتالیا (بیش از 16 درصد) فاصله گرفت و به پیروزی رسید.
ریشه‌های رأی منفی مردم
نخستين مسئله براي مردم اروپا رفع چالش‌هاي اقتصادي است. حقيقت امر آن است که مردم اروپا در دهه 1990 با هدف و اميد رسيدن به اقتصاد بیشتر به تشکيل اتحاديه با پول واحد و قوانين واحد رأي دادند. آنچه اين اتحاديه صورت داده نه تنها در اين چارچوب نبوده بلکه هر روز بر چالش‌هاي اقتصادي اين قاره افزوده شده است.
رتبه‌هاي اقتصادي کشورها يک به يک سقوط کرده به گونه‌اي که بسياري از اين کشورها از AAA به AA+ تنزل کرده‌اند. نسخه‌هاي اقتصادي اتحاديه اروپا نيز نه تنها کمکي به کشورها نکرده بلکه مشکلات آنها را تشديد کرده که نمود آن را در يونان، ايرلند، اسپانيا و... مي‌توان مشاهده کرد.
بر اين اساس بسياري رأي مردم اروپا را رأي به ناکارآمدي اقتصادي اتحاديه دانسته‌اند که پيش از اين با برگزاري تظاهرات خياباني ابعادي از آن را نشان داده بودند. البته سیاست‌های تبعیض‌آمیز و رویکردهای نژادپرستانه سران اروپا در برابر اقلیت‌های دینی و نژادی از جمله در زمینه اجرای طرح‌های ریاضت اقتصادی را در واگرایی اروپایی‌ها از اتحادیه اروپا نمی‌توان نادیده گرفت.
دوم آنکه؛ هرچند که تفاوت‌های عقیده‌ای و ناهمگون بودن ساختارهای اجتماعی و جمعیتی اعضا اتحادیه اروپا در روند حیات این اتحادیه امری انکارناپذیر است، اما بررسي ساختار فکري جوامع اروپايي نشانگر بي‌اعتمادي شديد ميان کشورهای سنتي نظير فرانسه، انگليس و آلمان با کشورهای اروپاي نوين نظير بلژيک، ايتاليا، اسپانيا، يونان، ايرلند و... است.
مردم کشورهايي مانند فرانسه، انگليس و آلمان بر اين عقيده‌اند که حضور کشورشان در اتحاديه موجب شده تا کشورهاي ضعيف اروپا همچون ويروسي مزمن از اقتصاد اين کشورها بهره گرفته که نتيجه آن نيز ايجاد بحران اقتصادي براي کشورهاي بزرگ اروپا بوده است.
اين ملت‌ها استقلال کشورشان از اتحاديه اروپا را زمينه‌ساز پايان اين سوءاستفاده و بهبود اقتصاد کشورشان مي‌دانند. پيروان اين نگرش را در انگليس و فرانسه به وضوح مي‌توان مشاهده کرد، به گونه‌اي که حتي برخي جريان‌هاي سياسي با نام خروج از اتحاديه اروپا شکل گرفته، در حال گسترش هستند.
در نقطه مقابل، ملت‌هاي کشورهاي کوچک اروپايي نيز نگاهي ديگر را مطرح مي‌سازند و آن اينکه کشورهاي بزرگ اروپايي به بهانه طرح رياضت اقتصادي، از اين کشورها به عنوان موش آزمايشگاهي استفاده کرده‌اند که نتيجه آن تشديد بحران اقتصادي اين کشورها بوده است. سرنوشت يونان و گرفتار شدن آن در طرح‌هاي رياضت اقتصادي اروپا که در نهايت به واگذاري برخي جزاير اين کشور به آلمان منجر شده محور استدلال اين کشورها است.
سوم آنکه؛ اتحاديه اروپا که با بهانه ايجاد اتحاديه‌هاي مستقل در حوزه سياسي، اقتصادي و نظامي تشکيل شد، باوجود مخالفت مردم، عملاً از مسير اصلی خارج و به مولفه‌اي براي اجراي طرح‌هاي آمريکا مبدل شد.
در حوزه نظامي، آمريکا در قالب ناتو اين کشورها را به تأمين‌کننده هزينه‌هاي مالي و انساني خود مبدل کرد که نمود آن جنگ افغانستان و ليبي است. در حوزه سياسي و اقتصادي نيز اتحاديه اروپا عملاً از حضور مستقل و فعال بازمانده، چنانکه آمريکا از اين اتحاديه براي رسيدن به سلطه‌گري جهان بهره گرفت که تحولات اخير اوکراين، بحران‌هاي جاري در غرب آسيا (خاورميانه)، نوع رفتار غرب در قبال چين نمودي از اين رفتارها است. رويکردي که اتحاديه اروپا در پيش گرفت وابسته‌سازي اين اتحاديه به آمريکا و نيز لابي عربي صهيونيستي بود که عملاً استقلال اتحاديه را تحت‌الشعاع قرار داد. با توجه به اين شرايط مردم اروپا که آرمان‌هاي خود را از تشکيل اين اتحاديه از دست رفته ديده‌اند مرحله جديد اعتراض‌ها به ساختار اروپا را آغاز کرده‌اند.
چهارم آنکه؛ بسیاری نتایج انتخابات پارلمان اروپا را ادامه جنبش 99 درصدی‌ها علیه نظام سرمایه‌داری می‌دانند. در سال 2011 حرکت‌های مردمی علیه نظام سرمایه‌داری موسوم به 99 درصدی‌ها در اروپا و آمریکا آغاز شد که به اذعان بسیاری از ناظران سیاسی، الگوبرداری شده از بیداری اسلامی در کشورهای شمال آفریقا و غرب آسیا(خاورمیانه) بود. 99درصدی‌ها تأکید داشتند که اقتصاد و سیاست کشورشان صرفاً در دستان یک درصد سرمایه‌دار است که برای منافع خود، تمام ملت‌ها را قربانی می‌سازند. دگرگونی در ساختار نظام سرمایه‌داری محور خواست مردم را تشکیل می‌داد.
سران اروپا و آمریکا تلاش کردند تا جنبش اعتراضی 99 درصدی‌ها را با سرکوب و نیز گرفتارسازی افکار عمومی به مسائل حاشیه‌ای نظیر بالابردن فضای امنیتی به بهانه تهدید بودن اسلام از مسیر خود منحرف سازند. هر چند که آنها تا حدودی با این حربه‌ها توانستند مردم را از خیابان‌ها خارج سازند، اما این جنبش در بعد دیگری به حیات خود ادامه داد که رأي منفي مردم به دولت‌ها در هر کدام از کشورهاي اروپايي که سرنگوني دولت‌هاي فرانسه، ايتاليا، اسپانيا، يونان، ايرلند، بلژيک و... را رقم زد محور آن را تشکیل می‌داد.
مرحله سوم خیزش 99 درصدی‌ها را رأي به احزاب مخالف وحدت اتحاديه اروپا می‌توان ارزیابی کرد تا به سران اروپا نشان دهند که اراده آنها براي مقابله با سياست‌هاي غير مردمي اتحاديه اروپا جدي است و در صورت عدم تغيير در رفتار اتحاديه مرحله بعدي اعتراض‌‌ها يعني فروپاشي اتحاديه اروپايي را رقم خواهند زد. به عبارتی می‌توان گفت که رأی منفی مردم به اتحادیه اروپا ادامه حرکت‌های اعتراضی به نظام سرمایه‌داری است که پس از سرکوب اعتراض‌های خیابانی به حرکت‌های زیر زمینی مبدل شد تا در زمانی مناسب ادامه حیات خود را به رخ سران اروپا بکشند که عرصه انتخابات پارلمان اروپا عرصه تحقق این قدرت‌نمایی شد.
پیامدهای اصلی انتخابات
در باب پیامدهای این انتخابات، دیدگاه‌های متعددی مطرح است. بخشی از این نگرش‌ها معطوف به عرصه داخلی اعضای اتحادیه اروپا است. دگرگونی در ساختار سیاسی کشورها و سقوط برخی دیگر از دولت‌ها از نتایج این انتخابات خواهد بود.
بخش دیگر پیامدهای نتایج این انتخابات را در عرصه درونی اتحادیه اروپا می‌توان مشاهده کرد.
یعنی جابه‌جایی جدی آرای احزاب مطرح که تقریباً تمامی آنها با کاهش آرا مواجه بودند.
در عرصه جهانی نیز اتحادیه اروپا هر چند برای حفظ ظاهر، تلاش می‌کند که حضوری فعال از خود به نمایش گذارد؛ اما درگیر بودن در چالش‌های درونی برای جلب رضایت مردمی و مقابله با احزاب مخالف وحدت اروپا، عملاً مانع از بازیگری فعال اتحادیه در معادلات جهانی خواهد شد. با توجه به نگرش منفی مردم به حضور اروپا در بحران‌سازی‌های جهانی به رهبری آمریکا، این سناریو مطرح است که اروپا در قالب اتحادیه اروپا نقشی کم‌رنگ‌تر در بحران‌های جهانی ایفا کند که از پیامدهای آن اجرای طرح خروج نظامیان از افغانستان، عدم فعالیت اروپا در بحران‌های غرب آسیا(خاورمیانه) و... می‌تواند باشد.
نتایج این انتخابات این درس را نیز برای سایر کشورها داشته است که اتحادیه اروپا بر خلاف ادعاهای مطرح شده، دارای ساختاری منسجم و اطمینان‌بخش نبوده و اتحادیه اروپا نمی‌تواند شریکی مطمئن در معادلات جهانی باشد. عدم تمایل کشورها به همگرایی با اتحادیه اروپا می‌تواند از پیامدهای زلزله سیاسی در انتخابات پارلمان اروپا باشد. در این میان آنچه در رفتار سران اروپا مشاهده می‌شود تلاش برای مقابله با حس ملی‌گرایی در میان ملت‌های اروپایی با برجسته‌سازی مسائل امنیتی و دشمن‌سازی خارجی است. رویکردی که محورهای آن را اسلام‌هراسی و برجسته‌سازی تهدید روسیه و چین تشکیل می‌دهد.
نتیجه‌گیری
اینگونه به نظر می‌رسد که اتحادیه اروپا که هم‌اکنون دارای ۲۸ عضو است و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین اتحادیه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جهان شناخته می‌شود، بر سر راه رسیدن به هدف نهایی خود یعنی تبدیل شدن به ایالات متحده اروپا با موانع و مشکلاتی بسیار بزرگ روبه‌رو است که همین مسئله سبب می‌شود تا خوش‌بینانه‌ترین هواداران روند همگرایی قاره اروپا نیز نتوانند به صراحت از آینده روشن این اتحادیه سخن به میان آورند.
بحران‌های اقتصادی، معضلات اجتماعی، تفاوت‌های گسترده فرهنگی و از همه مهم‌تر، عدم وجود یک نظام واحد دفاعی و نظامی که بتواند سطح تأثیرگذاری اتحادیه اروپا در عرصه بین‌المللی را از یک اتحادیه اقتصادی موفق بالاتر ببرد، سبب شده تا افق پیش روی این اتحادیه چندان روشن نباشد و تمامی تلاش‌ها معطوف به حفظ وضع موجود و جلوگیری از فروپاشی ساختار این اتحادیه باشد؛ نه تلاش برای تبدیل آن به یک کشور واحد اروپایی.
نگاهی به سناریوهای مطرح شده توسط کارشناسان، مشخص می‌کند که حداقل طی دهه آینده قرار نیست تحول خاصی در جهت تثبیت و تقویت همگرایی اتحادیه اروپا صورت بگیرد و اگر تغییر موقعیت خاصی در این زمینه متصور باشد، در جهت کاهش همگرایی و تضعیف ساختار یکپارچه این اتحادیه است؛ نه تقویت آن. این مسئله از آنجایی قابل اهمیت است که کشورهای اروپایی از ابتدا با هدف بازگرداندن قاره اروپا به جایگاه پیشین خود در مناسبات قدرت جهانی (مانند شرایط پیش از دو جنگ جهانی)، اقدام به تأسیس اتحادیه اروپا کردند، ولی اکنون در ادامه مسیر با شرایطی روبه‌رو شده‌اند که این رویا حداقل طی دهه آینده قابل تحقق نخواهد بود و نظم نوین جهانی اجازه قدرت‌نمایی مجدد اروپا به عنوان یک قطب تأثیرگذار بین‌المللی را نخواهد داد.
با این شرایط می‌توان گفت که ادعاهای اتحادیه اروپا مبنی بر اینکه هر کشوری که با این اتحادیه در ارتباط باشد و نسخه‌ها و طرح‌های درخواستی آن را عملی سازد به موفقیت و دستاوردهای گسترده اقتصادی و سیاسی دست خواهد یافت، ادعایی تبلیغاتی برای حفظ ماهیت ظاهری این اتحادیه در نظام بین‌الملل است. مسلماً اتحادیه‌ای که از درون دچار اختلافات گسترده عقیدتی، سیاسی و اقتصادی است نمی‌تواند مولفه‌ای قابل اطمینان برای سایر کشورها برای رسیدن به منافع پایدار و با دوام باشد. آرای مردم اروپا در انتخابات اخیر نشان داد که نگاه‌ها به اتحادیه اروپا به عنوان حلال مشکلات به‌ویژه در حوزه اقتصادی در حال رنگ باختن است و حتی ملت‌های اروپایی نیز به سمت اقتصاد درون‌زا بدون وابستگی به اتحادیه اروپایی پیش می‌روند. نتایج این انتخابات این پیام را برای سایر کشورها دارد که روابط با اروپا به عنوان یکی از اضلاع تعاملی جهان می‌تواند مورد توجه باشد، اما نمی‌توان آن را به عنوان راهبردی برای رفع چالش‌های اقتصادی مورد توجه قرار داد، چراکه این اتحادیه نیز همچون آمریکا در مسیر افول نقش‌آفرینی جهانی پیش می‌روند و همگرایی با آن می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری به همراه داشته باشد.


نگاه یک
علی اسماعيلی

خواب بازگشت بی‌هزینه خاتمی...؟!
پس از آنکه در آذر ماه سال گذشته فاش شد که اصلاح‌طلبان طرحی با نام «احیای محمد خاتمی» را به تصویب رسانده‌اند، بازوی القایی ـ روانی این جریان به طور هماهنگ اقدام به مطرح ساختن این مهره پشت پرده فتنه ۸۸ کرده و اخبار و گزارش‌های مختلفی درباره خاتمی منتشر کردند و این موج رسانه‌ای، این روزها گسترده‌تر از هر زمان دیگری است و به نظر می‌رسد هر چه به سال آینده و انتخابات این سال نزدیک شویم این طرح با گستردگی و جدیت بیشتری اجرا خواهد شد. خاتمی نیز این روزها بر حجم فعالیت‌های خود افزوده است. دیدار با دانشجویان همسو، شرکت در برنامه‌های فرهنگسراها، دیدار با آزادشدگان فتنه و حتی ارسال پیام تبریک برای سومین سالگرد ازدواج یک بازیگر درجه چند سینما و تلویزیون و... بخشی از فعالیت‌های این روزهای خاتمی است. البته خاتمی این روزها سیاست‌ دیگری نیز دنبال می‌کند و آن، اغواگری و عوام‌فریبی وی با گفتن سخنان انقلابی و ارزشی است! خاتمی سعی وافر دارد که چهره مخدوش و خیانت‌بار خود و جریان و وابسته‌اش را ـ در سال‌های حاکمیتش در دوران اصلاحات و به‌ویژه فتنه ۸۸ ـ در نزد افکار عمومی، ترمیم و اصلاح نماید. از همین رو برخی اوقات، اخباری نیز از انتقاد وی به سران میدانی فتنه یعنی، موسوی و کروبی به گوش می‌رسد. تا چنین وانمود کند که وی نقشی در خیانت‌ها و جنایات این دو مهره سوخته نداشته است و البته در این میان، امید زیادی هم به جواب گرفتن از این عوام‌فریبی‌اش دارد. چرا که وی، بیشتر پشت ‌پرده فتنه ۸۸ بوده است و مانند موسوی و کروبی زیاد آشکار علیه نظام اقدام نکرده است. اگرچه اسناد و شواهد بسیاری در دست داشتن خاتمی در این فتنه وجود دارد و حتی به علت همین نقش‌آفرینی‌اش در این فتنه، در دستگاه قضا نیز پرونده دارد که ظاهراً نیز بنا به مصلحت‌هایی پیگیری نشده و نمی‌شود! از طرفی، خاتمی به حمایت غربی‌ها به خود نیز امید دارد و از این رو چنین می‌پندارد که نظام فعلاً کاری به او نخواهد داشت و اگر با وی برخوردی انجام گیرد، با واکنش غرب مواجه خواهد شد! که این موضوع البته با توجه به وابستگی خاتمی و بخش افراطی جریان اصلاحات به بیگانگان امری دور از ذهن هم نیست و غربی‌ها هنوز هم به استفاده از پتانسیل‌ این جریان خیانت‌‌پیشه و سازشکار امید زیادی دارند و تنها راه نفوذ و فشار به نظام را، همین استفاده از گزینه اصلاح‌طلبان می‌دانند. از این رو، حمایت‌های مختلف از این جریان، کماکان ادامه دارد. اما نکته جالب و البته قابل تأمل دیگری نیز در بحث احیای خاتمی وجود دارد و آن اینکه، هر چند از قول وی بارها از عدم تقلب در انتخابات ۸۸ نقل قول‌هایی شده است، اما خاتمی و جریان فکری وابسته به وی هیچ‌گاه حاضر نیستند به‌طور علنی، دروغ تقلب انتخابات ۸۸ را اعلام کنند. البته دلیل هم دارند، چرا که اگر به طور علنی آن را اعلام کنند، هشت ماه خیانت وی و جریان تندروی اصلاحات در فتنه ۸۸ دامن آنان را بیش از پیش خواهد گرفت و آنگاه آنان باید به بسیاری از اقدامات آشکار و پنهان خود در این فتنه پاسخ دهند. نکته آخر اینکه، جریان اصلاحات به‌ویژه بخش‌ تندرو آن، برای احیای خاتمی و بازگشت بی‌هزینه او به نظام، برنامه‌ریزی‌های بسیاری را در نظر دارد. نکته مهمی که نباید از دید مردم و دلسوزان نظام دور بماند. معقتدیم، خاتمی و جریان فکری وابسته به وی، باید هزینه بپردازند و کمترین هزینه آنان، توبه و عذرخواهی از نظام و مردم به واسطه آن همه اقدامات خیانت‌بار و جنایتکارانه‌شان در فتنه ۸۸ هست. هر چند که به توبه و عذرخواهی آنان نیز اعتمادی نیست. اما آنچه مهم است اینکه، خواب بازگشت بی‌هزینه خاتمی و دیگر فتنه‌گران فتنه ۸۸ هیچ‌گاه تعبیر نخواهد شد.


نگاه دو
علی حيدری

در زمین دشمن بازی نکنید!
ماجرای حضور «لیلا حاتمی» هنرپیشه ایرانی در جشنواره فیلم «کن» و دست دادن و روبوسی کردن وی با «ژان ژاکوب» رئیس این جشنواره، مانند یک بمب خبری در رسانه‌ها انعکاس یافت و با واکنش‌ طیف‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی مواجه شد؛ عده‌ای این کار را سهل‌انگاری دانستند و حتی خواستار برخورد قضایی با این حرکت شدند و عده‌ای هم تلاش کردند تا این طور وانمود کنند که این خانم بازیگر در عمل انجام شده قرار گرفته و به عبارتی، غافلگیر شده است. موضع وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از این جنس بود! واکنش‌ها کار را به جایی رساند که خانم حاتمی با انتشار یادداشتی، ضمن توجیه این اقدام خود، به نوعی از مردم عذرخواهی کرد.
بدون شک این اولین و آخرین رویداد از این جنس نبوده و نیست، چراکه طی سال‌های اخیر مجامع سینمایی بین‌المللی استقبال ویژه‌ای از حضور بازیگران ایرانی، بالاخص هنرپیشه‌های زن کشورمان می‌کنند! انتخاب ليلا حاتمي به عنوان يكي از داوران سي‌وهفتمين جشنواره فيلم‌هاي آمريکايي دوويل فرانسه، دعوت از «تهمینه میلانی» برای داوری در چهل‌ودومین دوره جشنواره گوای هند، انتخاب «آناهیتا نعمتی» به عنوان داور پانزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم آوانکای پرتغال و دعوت از «هنگامه قاضیانی» برای داوری آثار بخش مسابقه نوزدهمین جشنواره وارنای بلغارستان شاهدی بر این مدعاست.
با این حال و با توجه به اینکه اصولاً یک هنرمند و هنرپیشه نماد فرهنگ یک جامعه است و رفتارها و برخوردهای او به حساب یک ملت گذاشته می‌شود، اما متأسفانه برخی از این بازیگران و کارگردانان زن ایرانی وقتی در چنین جشنواره‌هایی حاضر می‌شوند، به کلی فراموش می‌کنند که به عنوان یک هنرمند، نماینده و سفیر فرهنگی یک ملت بزرگ هستند که دارای فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بوده و آداب، اصول و ارزش‌های فرهنگی و دینی خاص خود را دارد. فلذا با ظاهر و پوشش نامناسبی در این مجامع حضور می‌یابند. عذر بدتر از گناه این است که ظاهراً عده‌ای از آنها بر این باورند که رعایت ارزش‌ها و آداب اسلامی و ملی که با فضای حاکم در این جشنواره‌ها مغایرت دارد، ممکن است زمینه حضور آنان در برنامه‌هایی از این قبیل در آینده را از بین ببرد و به این قیمت حاضرند خود را هم‌رنگ جماعت کنند!
این در حالی است که این موضوع، در عرصه‌های دیگری چون ورزش تجربه شده و نتیجه هم داده است. نمونه‌هایی از این دست که بانوان ورزشکار کشورمان در رشته‌های مختلف، با پوشش اسلامی در میدان رقابت یا بر روی سکوی قهرمانی حاضر شدند، حضوری اگرچه ابتدا با مخالفت‌هایی مواجه شد، اما در نهایت، دست‌اندرکاران راهی جز تسلیم شدن در برابر خواسته‌های بحق قهرمانان کشورمان نداشتند.
حساسیت این مطلب زمانی بیشتر می‌شود که فراموش نکنیم دنیای غرب با تمام قوا به فرهنگ و ارزش‌های ملت ما هجوم برده و کشورمان درگیر یک جنگ نرم با دشمنان خود است. در چنین شرایطی یقیناً میدان دادن به برخی هنرمندان در جشنواره‌ها با رویکردهای خاص سیاسی صورت می‌گیرد. فراموش نکرده‌ایم که اندکی پس از فروکش کردن آتش فتنه88 یکی از کارگردانان ایرانی مطالبی را در نقد نظام جمهوری اسلامی مطرح کرد و بلافاصله، فیلم او برنده اسکار معرفی شد!
پس حالا که دشمن عرصه مقابله فرهنگی را به‌دلیل قدرت بالای تأثیرگذاری آن برگزیده، رسالت بخش فرهنگی و جامعه هنری ما برای دفاع در برابر این هجمه‌ها چیست؟
پاسخ به این پرسش‌ها مجال دیگری می‌طلبد، اما آنچه روشن است اینکه کمترین کار یک هنرمند رساندن پیام کشور و ملت خود به اقوام و ملل دیگر است. چراکه زبان هنر، گویاترین و بلیغ‌ترین زبان‌هاست و قدرت اثرگذاری آن به مراتب بسیار بالاتر از دیگر روش‌های انتقال پیام است. به همین دلیل هنرمندان کشورمان باید هوشیار و مواظب باشند تا در زمین دشمن بازی نکنند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

فیلترینگ ؛ محدودیت یا مصونیت؟!
سيد فخرالدين موسوی

2۱ سال پیش(سال ۱۳۷۲) برای اولین بار در ایران، شبکه جهانی اینترنت برای استفاده عمومی راه‌اندازی شد. در آن زمان پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، نخستین مرکزی بود که ابزار فضای مجازی را به‌منظور ایجاد ارتباط با سایر مراکز علمی جهان به خدمت گرفت و از این‌رو اینترنت به عنوان ابزاری در خدمت توسعه علمی و گسترش فعالیت‌های دانشگاهی پا به کشور گذاشت، در همان ابتدا بعضی از مسئولان وقت وزارت مخابرات دولت آقای هاشمی با گسترش اینترنت مخالفت می‌کردند و از آن تنها به‌عنوان یک موج و مدی یاد می‌کردند که دیری نمی‌پاید و بسیار زود فراموش خواهد شد، اما این پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب درآمد، به گونه‌ای که امروز اینترنت به عنوان گسترده‌ترین و فراگیرترین رسانه در سطح جهان مطرح است. رسانه و ابزاری که هر روز بر ضریب نفوذ آن در میان مردم جهان افزوده می‌شود و کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نمانده است. دسترسی به اینترنت به شکل تصاعدی در حال گسترش در میان اقشار مختلف جامعه است تا آنجا که آمار‌ها از دسترسی نزدیک به 50 میلیون ایرانی به شبکه اینترنت خبر می‌دهند. شبکه‌ای که ابتدا به شکل محدود و تنها برای کمک به تحقیقات علمی وارد کشور شده بود، امروز دایره وسیعی از خدمات همچون خدمات بانکی و پولی، اطلاع‌رسانی و اخبار، ارتباط میان افراد و تبادل اطلاعات، خدمات اجتماعی و تسهیلات عمومی و... فرا گرفته است. شبکه‌ای جهانی که در کوتاه کردن فاصله‌ها و تسهیل ارتباطات و اطلاع‌رسانی عمومی نقش بسزایی را ایفا کرده و بسیاری از هزینه‌های عمومی مردم را در کشور‌های مختلف جهان کاهش داده است؛ اما این شبکه در کنار سودمندی‌ها و کاربرد‌های فراوانی که داشته و دارد، آسیب‌هایی نیز به همراه آورده است، که شبکه‌های غیر اخلاقی اشاعه‌دهنده فحشا، بنگاه‌های خبرپراکنی، جاسوسی و کاهش ضریب امنیت اطلاعات از جمله این آسیب‌هاست. آسیب‌هایی که تهدیدات جدی برای جوامع مختلف است. آسیب‌هایی که با گسترش نسل جدیدی از پایگاه‌های اینترنتی تحت عنوان شبکه‌های اجتماعی، هر چه بیشتر بستر‌های آن فراهم شده است. «فرید زکریا» در تعریف اینترنت در کتاب «آینده آزادی» می‌نویسد: «اینترنت شبکه‌ای است که همه را به هم وصل می‌کند بدون هیچ‌گونه نظارتی.» تعریفی که آغاز نگرانی‌ها است.
چندوجهی بودن این ابزار، چگونگی برخورد با آن را هم دو چندان دشوار کرده است، افراد و گروه‌های مختلف هر کدام، نقطه‌نظر متفاوتی درباره نحوه برخورد با این شبکه دارند، اما اگر بخواهیم به طورکلی این دیدگاه‌ها را دسته‌بندی کنیم در سه گروه عمده قرار می‌گیرند: گروهی بر این باور بوده و هستند که اینترنت نیز مانند ماهواره ابزاری است که زمینه را برای انحطاط جامعه فراهم می‌سازد و به کل باید مردود دانسته شود، اما گروه دیگر آن را جزء ابزارهای غیر قابل اجتناب دنیای امروز دانسته و معتقدند کاربران، خود توانایی تشخیص چگونگی استفاده از آن را دارند و با این منطق، با هر گونه محدودسازی و انکار این شبکه مخالفند، اما گروه سومی هم هستند که نظر میانه‌ای در این‌باره دارند. آنها می‌گویند، اصل این شبکه سودمند و در خدمت جامعه است، اما مضراتی نیز دارد که باید سدی در برابر انتشار آن بنا کرد؛ سدی به نام فیلترینگ.
بر اساس رویکرد گروه سوم، در خرداد ۱۳۸۰ مقام معظم رهبری «ابلاغیه سیاست‌های کلی شبکه‌های اطلاع‌رسانی رایانه‌ای» را صادر کردند و به تبع آن، «شورای عالی انقلاب فرهنگی» به تصویب قوانین مربوط به اینترنت از جمله فیلترینگ پرداخت که در نهایت، به شکل‌گیری «کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» منجر شد که تنها نهاد تصمیم‌گیرنده در مورد فیلترینگ در کشور است، کارگروهی متشکل از 13 عضو که هر سه قوه کشور در آن نمایندگانی دارند، البته دستگاه قضا نیز می‌تواند با صدور احکامی جداگانه، خواستار فیلتر یا متوقف شدن فعالیت یک پایگاه اینترنتی شود.
گرچه از یک سو، در برخی موارد شاهد بودیم، مسئله فیلترینگ در کشور به حوزه سلیقه‌های شخصی لغزیده و از طرفی دیگر، وجود نرم‌افزارهایی برای گذر از این مانع، سبب کاهش تأثیرگذاری فیلترینگ برخی پایگاه‌ها شده است. طبق آمار اعلام شده در سال 91 حدود چهار میلیون نفر از مردم کشورمان در شبکه اجتماعی فیس‌بوک عضو بوده‌اند، اما در مجموع، از اصل فیلترینگ می‌توان به جد دفاع کرد، چراکه رها بودن دسترسی به تمام پایگاه‌های اینترنتی می‌تواند عواقب هولناک اجتماعی و سیاسی داشته باشد، همانند دروغ بزرگ تقلب که با کمک همین شبکه‌های اجتماعی در سال 88 به آن دامن زده شد و کشور را هشت ماه اسیر فتنه کرد، یا آسیب‌های اجتماعی‌ای چون؛ دسترسی افراد مختلف و حتی کودکان به پایگاه‌های ضداخلاقی و منافی عفت عمومی که قطعاًً به انحطاط اخلاقی جامعه و نسل‌های آینده کشور منجر خواهد شد. البته گفتنی است که این رویکرد تنها منحصر به ایران نیست، بسیاری از کشورهای جهان با نگاه دسته سوم به فضای مجازی می‌نگرند، که در این راستا می‌توان از ایالات متحده آمریکا نام برد، کنگره آمریکا در همین خصوص قانونی را به عنوان «قانون نزاکت ارتباطات» Communications Decencey Act به تصویب رسانده است که مانع از دسترسی کودکان به پایگاه‌های غیر اخلاقی می‌شود، دولت آمریکا همچنین در تاریخ 24 اکتبر 2001، قانونى تحت عنوان Patriot Act را تصویب کرد که بر اساس آن، اطلاعات کاربران اینترنتی این کشور توسط پلیس آمریکا رهگیری می‌شود. همه این قوانین جزء قوانین راهبردی دولت آمریکا محسوب می‌شود و با آمدن اوباما و یا هر رئیس‌جمهور دیگری قابل تغییر نیست. کشور فرانسه نیز، که خود را مهد تمدن و آزادی می‌داند، براى حفظ ارزش‌هاى فرهنگى خود، نتایج موتورهاى جست‌وجوى اینترنتى را تغییر داده و سعی کرده است آن را بومی‌سازی کند. همچنین این کشور با تصویب قانون LSQ در سال 2001، کلیه ISPهاى این کشور را موظف کرد تا فعالیت‌هاى اینترنتى و پیام‌هاى پست‌الکترونیک مشتریان خود را حداقل به مدت یک سال، ذخیره و نگهدارى کنند. همچنین کشورهایی چون هندوستان، استرالیا، کانادا، روسیه، چین و... نیز قوانین مختلفی در این‌باره وضع کرده‌اند که نشان می‌دهد نگرانی از تأثیر محتوای شبکه‌های مجازی بر جامعه، فقط محدود به کشور ما نیست.
اما آنچه موجب شد در گزارش این شماره، به ماجرای فیلترینگ بپردازیم، مباحث مطروحه و فرازونشیب این بحث در ماه‌های اخیر است. در بازه زمانی یک سال گذشته، مباحث و دیدگاه‌هایی مطرح شده است که به نظر می‌رسد بیش از آنکه تابع رویکرد‌های فرهنگی نظام اسلامی باشند، تابع سیاست هستند. در آخرین اظهارات در این باره «دکتر حسن روحانی» رئیس‌جمهور کشورمان در جشنواره فناوری و اطلاعات گفته است: «ما در فرهنگ هنوز سپر به دست گرفته‌ایم. گاهی نیز شمشیر به دست می‌گیریم که این شمشیر چوبی است. می‌ترسیم، به کنجی می‌خزیم که مبادا تیری به ما برخورد کند. اگر تهاجم فرهنگی وجود دارد که وجود دارد، راه آنها شمشیر چوبی نیست، ما باید با ابزار مدرن البته نه منفعلانه و ترسو، بلکه فعال و شجاع وارد عرصه شویم.» یا در جایی دیگر از سخنانش خوش‌بینانه فقط اعتماد به جوانان و فطرت پاک‌شان را مثال زده و به نوعی بحث برخورد با شبکه‌های اینترنتی و ماهواره و... را مردود و بی‌اثر می‌داند. اما آیا صرف اعتماد به جوانان و فطرت پاک‌شان می‌تواند توجیهی بر رهاسازی فضای مجازی و حذف فیلترینگ باشد، که دولت یازدهم از ابتدای کار خود به طرق مختلف آن را در فضای جامعه مطرح می‌کند؟!
این اظهارات رئیس‌جمهور واکنش آقای بیژن نوباوه نماینده مجلس را به همراه داشت. وی(نوباوه) در مصاحبه‌ای با تأکید بر اینکه اساساًً این نظرات کارشناسی نیست، این سوال را مطرح کرد که «چرا حتی بسیاری از کشورهای غربی هم درخصوص ماهواره‌ها اختلاف جدی دارند؟» این نماینده مجلس افزود: «حتی در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی استفاده بدون اجازه و بدون فیلتر از ماهواره ممنوع است، البته شاید آقای رئیس‌جمهور از این مصادیق بی‌اطلاع هستند! که در کشور آمریکا استفاده از ماهواره ممنوع است و بسیاری از برنامه‌ها فیلتر شده است. در کشور انگلستان استفاده از ماهواره ممنوع است به جز دیش‌های ۶۰ سانتی که فقط اتحادیه اروپا را پوشش می‌دهد. در کشور آلمان هم به همین صورت است، به جز دیش‌هایی که اتحادیه اروپا را آن‌هم به شکل محدود پوشش می‌دهد.»
نوباوه در ادامه تصریح ‌کرد: «در واقع ماهواره‌ها وسایل ابزار سلطه هستند. اگر استدلال آقای رئیس‌جمهور صحیح بود، چرا تحریم آمریکا علیه ما با تحریم ماهواره‌ها صورت گرفت؟ اگر ماهواره‌ها در جریان عادی زندگی مردم مؤثر نیستند، پس چرا آمریکا همه ماهواره‌های ما را تحریم کرد و مانع پخش برنامه‌های صداوسیما در نقاط مختلف جهان شد؟» ‌عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به دفاع ضمنی رئیس‌جمهور از فیس‌بوک نیز گفته است: «باید از رئیس‌جمهور این پرسش‌ها را پرسید که آیا شبکه‌های اجتماعی برای خدمت به کشورهای جهان ایجاد و تأسیس شده است؟ اگر اینگونه است چرا کشورهای غربی خودشان برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی محدودیت قائل هستند؟ چرا کشور انگلستان در دوران تغییرات داخلی‌اش یک ماه فیس‌بوک و توئیتر را کامل فیلتر کرد و بست؟! چرا رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید حتی به دخترانم اجازه استفاده زیاد از فیس‌بوک را نمی‌دهم؟»
اما ظاهراً این تمام ماجرا نیست، چراکه از ابتدای دولت یازدهم اقدامات مختلفی صورت گرفته است که نشان می‌دهد، برخی دولتمردان دولت یازدهم سعی بر تضعیف فیلترینگ دارند، از روزهای آغاز به کار دولت «تدبیر و امید» تا به امروز افرادی چون محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه، معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور، علی یونسی معاون اقلیت‌ها و اقوام رئیس‌جمهور و... از اعضای دولت صفحات رسمی را در شبکه اجتماعی فیس‌بوک ایجاد کرده‌اند، فیلترینگی که مراجع قانونی ذی‌صلاح حکم به فیلتر آن داده‌اند و کاملاً قانونی است، اما اقدام این دولتمردان نه‌تنها موجب تضعیف فیلترینگ در کشور می‌شود، بلکه به تضعیف قوانین حاکم بر کشور نیز می‌انجامد و این سوال را در افکار عمومی به وجود خواهد آورد که این چه نوع قوانینی است که دولتمردان خود نیز به آن پایبند نیستند؟ آیا حرمت تمامی قوانین وضع شده در کشور را می‌توان اینگونه شکست؟
منطقاًً با این رویکرد اعضای دولت، دیگر نمی‌توان از مردم توقع رعایت قوانین کشور را داشت، حتی آن دست از قوانینی که توسط همین افراد در آینده وضع خواهد شد!
از سویی، اقدام دکتر حسن روحانی رئیس‌جمهور محترم در توقف فیلترینگ نرم‌افزار «وآتس اپ» که نرم‌افزاری است که طبق قانون و با رأی کارگروه مصادیق مجرمانه فیلتر شده بود! اقدامی خارج از حوزه اختیارات ایشان بود که می‌تواند سبب سوءاستفاده بسیاری به‌ویژه دشمنان و معترضان نظام شود. دبیر کمیته تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در این‌باره در مصاحبه‌ای می‌گوید: «رئیس‌جمهور رأساًً نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق شده و صلاحیت قانونی تصمیم‌گیری در مورد شبکه‌های اجتماعی را از این کارگروه سلب و آن را بر عهده شورای‌عالی فضای مجازی قرار دهد.» البته دولت در توضیح عدم اجرای حکم کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه می‌گوید: نماینده واقعی دولت در روز رأی‌گیری برای فیلترینگ «وآتس اپ» در کمیته حضور نداشته است و نماینده دولت قبل که برای خداحافظی از سایر اعضای دیگر در این کارگروه حضور پیدا کرده بوده است به جای نماینده دولت رأی به فیلترینگ داده است!» که بر این اساس دولت این رأی‌گیری را مخدوش می‌داند.
فارغ از این اقدامات عملی، از خرداد سال گذشته تا کنون از سوی برخی دولتمردان شاهد گفتارها و مصاحبه‌های جنجال‌برانگیز فراوانی در این زمینه بوده‌ایم. در یک مورد از آنها، وزیر محترم ارشاد در نشست صبحانه با اعضای هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران درباره فیلتر شدن شبکه‌های اجتماعی در کشور گفته بود:‌ «به هر حال من شخصاً با مجموعه‌ای فرهیختگان در کشور اعتقاد داریم که نمی‌توانیم افراد را در محیطی محدود محصور کنیم و ادعا کنیم هیچ ارتباطی با دنیا نداریم و به بهانه حفظ ارزش‌های اسلامی جلو چیزی را بگیریم. از این‌رو، لغو فیلتر فیس‌بوک جزو مواردی است که پس از مدت زمانی حل خواهد شد.» سخنانی که حتی با واکنش سیدرضا اکرمی، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست‌جمهوری مواجه شد. وی در مصاحبه با پایگاه نماینده در این‌باره گفت: «اینها شعار است. هر عاقلی می‌فهمد حرف‌های وزیر ارشاد شعار و شوخی است! من در مصاحبه دیگری هم گفتم آقای جنتی خیلی بر کارهای خود تسلط ندارد و گرنه یک وزیر باید اول کارمندان خود را جمع و کنترل کند. مانند پدری که اول باید فرزندان خود را جمع کند، هر مسئولی ابتدا باید دستگاه مربوط به خود را درست کند. یک وزیر باید اول کارمندان خود را جمع کند، فرهنگی و منضبط کند و بگوید اینجا نوشته است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اگر قبول دارید بمانید اگر نه خداحافظ!»
اظهارات جنجالی دیگری نیز از سوی دولتمردان وجود دارد که امکان پرداختن به تک‌تک آنها در این گزارش نیست؛ اما آنچه با نگاه به این اخبار و اظهارات به ذهن متبادر می‌شود، آن است که چه دلیلی وجود دارد که اعضای محترم دولت یازدهم تا این اندازه درباره مسئله فیلترینگ و رفع آن این‌گونه به اظهار نظر می‌پردازند؟ آیا میزان اهمیت این موضوع با میزان پرداختن به آن همخوانی دارد؟ چرا برخی افراد سعی در مطرح نگه داشتن این مسئله با اظهار نظرات جنجالی دارند؟ چه سودی در تیتر یک بودن مداوم این مسئله برای دولت و کشور و نظام وجود دارد؟


نیم نگاه
فتح الله پريشان

مبارزه همچنان باقی است!
از تمایزات جوامع و ملل متمدن با غیر خود، مبارزه و ستیز هدفمند، دائمی و پایدار است با عوامل و آنچه که مخل اصول، مبانی و اهداف راهبردی آن جامعه است. این اصل، اساس کار انبیا، نظام‌های الهی و حکومتهای دینی بوده است. بالتبع، این موضوع در مکتب سیاسی حضرت امام خمینی(ره) و اسلوب مبارزاتی بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی هم دیده میشود که صد البته امروزه از سوی خلف صالح‌شان، امام خامنه‌ای(مدظلهالعالی) این موضوع را با وسعت دید فزونتر و گسترش دامنه این مبارزه به تمام عرصههای جامعه از سخت‌افزاری تا نرم‌افزاری و از سیاست تا اقتصاد و فرهنگ و حتی امور داخلی اجتماع نیز شاهد هستیم؛ چراکه دشمن عرصه خصومت‌ورزی خودش را گسترش داده و در همه ساحتها «هل من مبارز» از نظام اسلامی می‌طلبد. مبتنی بر همین نگاه، اوایل هفته گذشته مقام معظم رهبری در بیاناتی مهم در دیدار با نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ضمن تبیین نیاز همیشگی نظام اسلامی به تداوم حفظ روحیه مبارزه به دلیل اینکه دشمنان انقلاب همواره در حال مبارزه با نظام اسلامی هستند، با نگاهی به برخی مباحث و مسائل مطرح در داخل کشور که از سوی همان دشمنان خارجی تئوریزه و توسط بعضی جریانات و گرایش‌های سیاسی خاص در جامعه نشر و پخش می‌شود، فرمودند: «چاره‌اى نداریم جز اینکه از خودمان دفاع کنیم؛ مبارزه این است. اینهایى که براى تئوریزه کردن سازش و تسلیم و اطاعت در مقابل زورگویان، نظام را متهم می‌کنند به جنگ‌طلبى یا به تئوریزه کردن جنگ، دارند خیانت می‌کنند، دروغ می‌گویند. در همه‌ این صحنه‌ها، چه عرصه‌ اداره‌ کشور، چه عرصه فعالیت‌هاى گوناگون اقتصادى، علمى، فرهنگى و غیره، چه عرصه‌ سیاست‌گذارى، چه عرصه تقنین، چه عرصه‌ مذاکرات خارجى و... باید بدانیم ما در حال مبارزه‌ایم.»
در اینکه دشمنان قسم‌خورده نظام اسلامی به هر بهانه به دنبال زمین زدن تفکر اصیل اسلامی ـ که امروز به الگوی الهام‌بخش ملل اسلامی و سایر ملت‌های آزاده دنیا تبدیل شده و به همین دلیل هم اسباب دشمنی آنها را فراهم کرده است ـ هستند شک و تردیدی نیست و کسی هم به ظاهر وجود ندارد که از درک چنین مطلبی عاجز باشد، اما آنچه موجبات نگرانی رهبری فرزانه نظام و مردم و دلسوزان انقلاب را فراهم می‌کند، بازی برخی ها در داخل زمینی است که دشمن آن را طراحی کرده است. آنها تنها به بهای حفظ قدرت جناحی و یا با هدف زمینه‌سازی برای روی کار آمدن در فرصت‌های انتخاباتی آتی چنان اسب سرکش نفس‌شان را چهار نعله در این زمین سنگلاخ می‌تازانند و از مزایا و محاسن مذاکره با دشمنان انقلاب می‌گویند که فراموش کرده‌اند که اولاً همین میزان از قدرت و اقتدار امروز جمهوری اسلامی به سبب ایستادگی در مبارزه با دشمن فزون‌خواه بر سر همین آرمان‌های انقلاب و امام است که ظاهراً برخی از همین جریانات خاص سازشکار از گفتن آن ابا دارند و از کنار آن به‌سادگی عبور می‌کنند. ثانیاًً، آیا آنها فراموش کرده‌اند که دشمنان انقلاب در گذشته به اعتماد آنها چگونه پاسخ داده‌اند؟! مگر پس از دو سال و اندی تعلیق سرمایه هسته‌ای ملت ایران، رئیس‌جمهور سابق کشوری که امروز سردمدار مبارزه با جمهوری اسلامی است، ایران را محور شرارت ننامید؟ نکته آخر هم اینکه تفکر مبارزه باید در همه عرصه‌ها حاکم باشد، بر این مبنا، قطعاً دولت اسلامی نیز بر این مبنا رفتار خواهد کرد و تنها باید یادآوری کرد که امروز برخی جریانات سیاسی ورشکسته خیلی تمایل دارند که آمال و آرزوهای فروخفته خود را به دست دولت جدید و با هزینه از حیثیت انقلابی آن، عملی شده ببینند. یادمان باشد که آنها صراحتاً دولت جدید را دولت گذار می‌نامند!


دریچه

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (24)

مرگ یک‌سوم مردم تهران بر اثر گرسنگی!
در سال ۱۲۹۶ هـ . ش نظمیه، آمار مرگ و میر شهر تهران را منتشر ‌کرد. براساس این گزارش تنها در همین سال، ۱۸۶ هزار نفر بر اثر گرسنگی و بیماری‌های ناشی از آن از بین رفتند و این یعنی مرگ یک‌سوم جمعیت تهران در فاصله‌ای کمتر از یک سال.
دکتر امیراعلم ثقفی که به پاس تلاش‌هایش در آبله‌کوبی کودکان، بیمارستان امیراعلم به نام اوست، در خاطراتش می‌نویسد: «در ایران در طول سال‌های قحطی هر سال متجاوز از دویست هزار کودک از بیماری آبله جان می‌دهند.»
در همدان قیمت گندم از هر خروار هفت تومان، به چهل‌وشش تومان می‌رسد. در اثر کمبود مواد غذایی و سرمای شدید، مرگ و میر افزایش می‌یابد. درخت‌های منطقه توسط قوای انگلیس قطع می‌شوند و باغات ویران می‌گردند و نیروی باقی‌مانده مردان همدان به زور در اختیار انگلیس قرار می‌گیرند تا جاده‌ای به سمت شمال ایران بسازند. در نتیجه نیمی از جمعیت ۵۰ هزار نفری همدان هم در این سال می‌میرند.
انگلیسی‌ها برای تأمین مایحتاج چهارصدهزار نفر از نیروهای‌شان که در خاک ایران مستقر بودند دست به سفره ایرانی‌ها دراز کردند، در حالی که می‌توانستند این نیاز خود را با واردات برطرف کنند.
در این وضعیت قحطی براساس گزارش‌های رسمی در قم، روزانه ۵۰ نفر و در اصفهان و کاشان روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بر اثر قحطی جان می‌دهند. خبرها از کرمانشاه و شیراز نیز مثل دیگر جاهاست. مردم هر چه گیر بیاورند می‌خورند؛ از سگ و گربه و پرندگان گرفته تا پوست و برگ درختان.
روزنامه رعد در ۲۷ نوامبر ۱۹۱۷، گزارشی درباره اوضاع کردستان دارد. مدت مدیدی است که وضع نان روزبه‌روز وخیم‌تر می‌شود و اکنون نمی‌شود نان پیدا کرد. انواع غله بسیار کمیاب است و مردم نمی‌دانند چگونه گرسنگی خود را برطرف کنند. روزانه تعداد زیادی بر اثر گرسنگی می‌میرند. برخی معتقدند که ظرف دو ماه تمامی اهالی کردستان خواهند مرد.
روز شانزدهم جمادی‌الاولی سال ۱۳۳۵ تجمعی علیه انگلیسی‌ها در میدان توپخانه تهران صورت گرفت. مردم به حق عامل اصلی گرفتاری‌های خود را دولت انگلستان می‌دانستند. در این زمان که مقارن با وقوع انقلاب در روسیه بود، نیروهای این کشور اندک‌اندک خاک ایران را ترک و انگلیسی‌ها به سرعت جای اینان را اشغال می‌کردند. پلیس جنوب عملاً نواحی جنوبی را تا اصفهان و یزد اشغال کرده بود و نیروی شمال ایران که توسط انگلیس در شمال کشور ایجاد شده بود، نواحی وسیعی از همدان تا گیلان را جولانگاه عملیات خود کرد. به واقع درست در ایامی که انگلستان در ایران یکه‌تازی می‌کرد، بحران نان در کلیه نواحی کشور به اوج خود رسید، بدیهی است که مردم عامل این بحران را انگلستان می‌دانستند. سفارت انگلیس به سرعت به تظاهرات مردم تهران به‌خصوص زنان واکنش نشان داد، این سفارتخانه به وزارت داخله ایران نامه فرستاد که حاضر است به زودی پلیس جنوب را منحل و نیروهای شمال را هم احضار کند، این نامه برای تظاهرکنندگان خوانده شد ولی انگلستان به این قول خود نیز عمل نکرد و تا پایان جنگ جهانی اول پلیس جنوب و شمال را تحت حاکمیت خود حفظ کرد. انگلستان با این کار کارنامه جنایات خود در ایران را همچنان مفتوح نگه داشت و موجب نفرت هر چه بیشتر عمومی از خود شد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 249
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (2)
تاريخچه و زمینه های شکل گیری حزب اعتماد ملی

ايجاد تشکلي فراگير که بتواند تمام اقشار را زیر پوشش بگیرد، ايده هایي بود که کروبي و برخي ديگر از اعضاي مجمع روحانيون در سال‌هاي 81 ـ80 پيگير آن بودند.(۱) آنها سعي داشتند اين ظرفيت را در قالب مجمع روحانيون ايجاد کنند، در همين راستا از کميسيون ماده 10 احزاب رسماً درخواست کردند که با اصلاح اساسنامه موافقت کند که با مخالفت کميسيون روبه‌رو شد؛ استدلال کميسيون اين بود که چون مجمع يک تشکل صنفي است، نمي‌تواند افراد و اقشار ديگر را وارد مجموعه خود کند، مگر اينکه از حالت صنفي خارج و در قالب حزب فعاليت کند و اين تغيير مورد قبول مجمع نبود.(۲)

زمينه هاي شکل گيری
زمينههاي شکلگيری حزب اعتماد ملي را در انشعاب فکري و سياسي درون جبهه اصلاحات نيز که طي فرايند چندساله اتفاق افتاد، مي‌توان یافت، نقطه عزيمت اين انشعاب را بايد در تفرقه ايجاد شده بين برخي افراد و گروه‌هاي تندروي اصلاح‌طلب نظير مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي(منافقین) با برخي ديگر، نظير مهدي کروبي و احزاب ديگر اصلاحاتي جست‌وجو کرد که در مجلس ششم با طرح لوايح دوگانه، تحصن، استعفا و... اوج گرفت و در آستانه انتخابات هفتم مجلس علناً به تفرق و گاهي رويارويي کشيده شد، تا جايي که عناصر سياسي و احزاب تندرو، انتخابات را تحريم کردند و در مقابل عده‌اي ديگر که بيشتر شامل گروه‌هايي مانند مجمع روحانيون و افرادي نظير کروبي مي‌شدند، بر امر حضور در انتخابات و وحدت اصلاح‌طلبان اصرار مي‌ورزيدند، که در اين امر ناکام ماندند.
در اين مقطع اختلاف بين اصلاح‌طلبان تندرو که با ديدي التقاطي به مسائل مي‌نگريستند با افرادي مانند کروبي، از اختلاف سليقه گذشته و به تعارضات بر سر اصول کشيده شده بود. اين تعارض را مي‌توان از اين سخنان کروبي به خوبي دريافت: «ولايت و اختيارات فراوان لازمه استقرار حکومت است، اما جاي تعجب دارد که اگر اين ولايت و اختيارات ناشي از صرف قرارداد اجتماعي باشد، پذيرفته شده و مترقي است، ولي اگر ناشي از قرارداد اجتماعي منتسب به وحي و مورد رضاي خدا باشد، داراي اشکال است.»(۳)
اختلاف عميق موجب شد اصلاح‌طلبان که در انتخابات دوره دوم شوراهاي شهر و روستا شکست خورده بودند، در انتخابات مجلس هفتم نيز به گونه‌اي ديگر متحمل شکست سنگين‌تري شوند.(۴)
با بروز گسست عميق در جبهه دوم خرداد، کروبي و تعدادي ديگر از همفکرانش با وجود آگاهي از شکست اين جبهه، با عدم پذيرش تحريم انتخابات، در انتخابات مجلس هفتم شرکت نمودند.(۵) در همين مقطع کروبي که ادامه همکاري با اصلاح‌طلبان راديکال را بسيار سخت مي‌ديد، تصميم به قطع همکاري با اين گروه‌ها و افراد و تغيير آرايش سياسي در درون جبهه اصلاح‌طلبان گرفت و با وجود برگزاري جلسات هفتگي آسيب‌شناسي به مدت هفت ماه بعد از انتخابات مجلس هفتم با حضور گروه هاي هيجده‌گانه دوم خرداد، اين روند جدايي خاتمه نيافت.(۶)

روند افزایش تنش در جبهه اصلاحات
با نزديک شدن به انتخابات نهم رياست‌جمهوري، براي جلوگيري از تفرقه بيشتر، پيشنهاد نامزدی مهندس ميرحسين موسوي از سوي برخي اعضاي مجمع روحانيون مطرح شد که از سوي کروبي و تشکل متبوعش به عنوان تنها روزنه نجات پذيرفته شد.
پس از سه ماه رايزني ناموفق با مهندس ميرحسين موسوي و مطرح شدن افرادي ديگر جهت کانديداتوري انتخابات نهم رياست‌جمهوري که هيچ‌کدام نتيجه‌اي در برنداشت، کروبي به اين جمع‌بندي رسيد که جبهه دوم خرداد و اصلاح‌طلبان بر سر فرد خاصي به اجماع نخواهند رسيد، لذا تصميم گرفت خود کانديدا شود.(۷)
آقای کروبی اراده کرده بود که چه رأي بياورد و چه رأي نياورد، در مقابل گروه تندروي جبهه اصلاحات بايستد. در مقابل، آنها نيز از هيچ کوششي براي منصرف کردن وي از نامزدی رياست‌جمهوري فروگذار نکردند، تندروها و افراد ديگر سعي کردند با فضاسازي و ارائه نظرسنجي‌هايي که از ديد کروبي نظرسازي بود، وي را از ادامه مسير باز دارند.
اختلافات نه تنها بين گروه‌هاي اصلاح‌طلب فراگير شده بود، بلکه در بين اعضاي مجمع روحانيون که کروبي موسس و دبير آن بود، نيز رسوخ کرد؛ به صورت طبيعي مجمع مي‌بايست از دبير و موسس خود حمايت کند، ناباورانه نه تنها از وي حمايت نکرد، بلکه عده‌اي از هاشمي رفسنجاني و عده‌اي ديگراز دکتر معين نامزد ديگر اصلاح‌طلبان پشتيباني کردند.
آنها از كروبي مي‌خواستند در انتخابات كانديدا نشود، نظر ابتدايي افرادي مانند موسوي خوئيني‌ها اين بود که بايد مطمئن شويم کروبي رأي مناسب مي‌آورد يا خير؟(۸) ولي در ادامه کار، در برآوردهاي خود به اين نتيجه رسيدند که اولاً ايشان رأي نمي‌آورد و در ثاني با توجه به شخصيت و رفتار کروبي و همچنين فشار گروه‌ها و افراد تندرو، انگيزه و علاقه آنها نسبت به حضور او در کرسي رياست‌جمهوري ضعيف بود. در مقابل کروبي اعتقاد داشت که برآوردهاي غلط از ميزان رأيش ناشي از فضاسازي عده‌اي خاص در درون جبهه اصلاحات است.(۹)

انشقاق و گسست در مجمع روحانیون
اين مخالفت‌ها سبب مي‌شد كه اعضاي سرشناس مجمع روحانيون، كروبي را در جلسات آمادگي براي نامزدی همراهي نکنند. در اين انتخابات غير از افرادي مانند محتشمي به عنوان رئيس ستاد انتخابات کروبي و منتجب‌نيا که از اعضاي مجمع روحانيون بودند، اغلب ياران او را نمايندگان مجلس ششم از مناطق مختلف كشور تشکيل مي‌دادند.
اين موضع مجمع تنها يک عدم پشتيباني ساده تلقي نمي‌شد، بلکه توهين به فردي محسوب مي‌شود که بيشترين زحمات و مشقات را در تأسيس و ادامه حيات سياسي مجمع متحمل شده بود. کروبي انتظار نداشت که ياران سياسياش به او پشت کنند. در اين قضيه آقايان انصاري، خاتمي و خوئيني‌ها بيشترين نقش را داشتند.
برخي از اعضاي مجمع به صراحت در مقابل دبير تشکل خود موضع‌ مي‌گرفتند. برای نمونه هنگامي که کروبي در ارديبهشت ماه سال 1384 در مقابل سخنان هاشمي رفسنجاني نامه سرگشاده‌اي را خطاب به وي منتشر کرد، مجيد انصاري در مصاحبه با يک روزنامه سعودي با اشاره به اين نامه گفت: «مجمع روحانيون محتواي چنين نامه هاي را تأييد نمي‌کند.»(۱۰)
با اين وضعيت، مجمع روحانيون پس از دو دهه فعاليت دچار انشقاق و گسست بي‌سابقه‌اي شد. کروبي در اين‌باره چنين مي‌گويد: «اما آنچه در انتخابات اخير رياست‌جمهوري نهم به وجود آمد بسيار عجيب بود و ما از دوستان و همفکران خود ضربات فراواني خورديم... برخي دوستان کاري کردند که يک مجموعه منسجم روحاني با سابقه طولاني که در سخت‌ترين شرايط در کنار هم فعاليت مي‌کردند را مقابل يکديگر قرار دادند و اين گروه منسجم و مفيد را دچار مشکل کردند.»(۱۱)
اين شيوه برخورد، چند سال بعد مورد اعتراض و اذعان اعضاي مجمع قرار گرفت، در جلسه اين تشکل در اوايل سال 1388 اين‌گونه بين اعضا سخناني در مورد کروبي رد و بدل شد: «سيدمحمد خاتمي: نبايد سر به سر كروبي گذاشت و پيشنهاد مي‌دهم به سمت كروبي رفته و مكانيزم او كه اجماع اصلاح‌طلبان است را قبول كنيم، اما از دل آن ميرحسين را بيرون آوريم.
محمدعلي رحماني با اعتراض به مواضع خاتمي مي‌گويد: مجمع در حق كروبي جفا كرد. كروبي از بزرگان و بنيانگذاران مجمع بود و همه مي‌دانيم چه خون دلهايي براي پيشبرد اصلاحات خورد، اما ما به راحتي او را فروختيم. ما به عنوان همفكران و رفقاي قديمي كروبي او را با اين همه سوابق كنار گذاشتيم، اما يك غريبه به راحتي آمد و سر سفره مجمع روحانيون نشست!
سيدمحمد خاتمي: نبايد اتفاقي كه در سال 84 افتاد تكرار شود، متأسفانه كروبي از برخي بي‌احترامي ديده و ذهنيت بدي دارد.»(۱۲)


آفاق
شهاب زمانی

دموکراسی، گفت‌وگو و در دسترس بودن
در شماره گذشته که درباره دموکراسی و آزادی نکاتی بیان شد، متذکر این نکته محوری شدیم که «احساس آزادی افراد و گروه‌ها و نیز عدم ترس آنها شرط ضروری برای بحث آزادانه، تصمیم‌گیری آزادانه و رضایت آزادانه است.» با این حال این شرط کافی نیست. در دسترس بودن رهبران و دولتمردان و گوش دادن توأم با عمل به خواسته‌های مردم نکته ‌محوری و سلامت دموکراسی است. در این شماره درباره این موضوع کنکاش بیشتری خواهیم داشت.
آزادی و آموزش
دست کم از زمان هگل و مارکس، به نحو فزاینده‌ای پی‌برده‌ایم که «آنچه در ذهن ما می‌گذرد همیشه محصول جامعه بوده و همیشه هم خواهد بود.» این تاریخ اندیشه‌ها است که تاریخ نحوه شکل دادن انسان‌ها به اندیشه‌ها و شکل دادن اندیشه‌ها به انسان‌ها را توأمان در بر می‌گیرد. این اندیشه که ذهن فرد می‌تواند یکسره از موجودیتی مستقل برخوردار باشد و تأثیری از محیط اجتماعی و فکری نپذیرد، مسلماً از آن موارد افسانه‌ای فردباوری است. از طرف دیگر، تا زمانی که مردم از تأثیراتی که بر آنها نفوذ دارد به نحو گسترده‌ای آگاه نباشند و تا زمانی که این تأثیرات، متنوع و در حال رقابت نبوده و عموماً در ترکیب با هم و در جهتی مشترک بر اندیشه‌ها، دیدگاه‌ها و احساسات آنها اعمال می‌شود، نمی‌توان گفت که مردم خود تصمیم می‌گیرند.(۱)
بنابراین بحث آزادانه، انتخاب آزادانه و رضایت واقعی، مستلزم سطحی از آموزش (که ممکن است آموزش رسمی نباشد) شعور اجتماعی است تا مردم دریابند که مورد هدف اقناع‌سازی و تبلیغات قرار دارند و به این وسیله در برابر این فشارها توانایی مقابله را بیابند. اما در ضمن لازمه آن، توزیع منابع و تبلیغات و اقناع‌سازی است تا اطمینان یافت که قدرت نفوذ بر اذهان مطابق با میزان تنوع نظرات در جامعه به صورت تخمینی توزیع شده است. اگر مردم به شکل طبیعی با نظرات متنوع پیرامون موضوعی اساسی برخورد کنند، احتمال اینکه به سادگی تحت تأثیر عقیده‌سازان بی‌وجدان قرار گیرند، به‌شدت کاهش می‌یابد.(۲) این تنوع، برخلاف آنچه برخی از ایدئولوگ‌ها سعی در قبولاندن آن دارند، نتیجه تولید خودجوش بازار نیست. الگوی رایج مالکیت مطبوعات، تلویزیون و رادیو را خارج از بخش دولتی در نظر بگیریم. دست کم در بریتانیا چند میلیونر و تعدادی شرکت بزرگ تولیدی بر این ارتباطات حاکم هستند. در نتیجه حتی یک روزنامه ملی که از مواضع سیاسی جناح چپ حزب کارگر در مقابل جناح راست دفاع کند، وجود ندارد. این در حالی است که بخش اعظم روزنامه‌ها نه‌تنها آشکارا از حزب محافظه‌کار دفاع می‌کنند، بلکه دیدگاه‌های مشخصاً دست راستی ارائه می‌دهند.
دموکراسی مشارکتی مردمی
درخصوص سطور فوق نباید تعجب کرد. طبعاً میلیونر‌ها، رادیکال‌‌های اجتماعی یا سیاسی نیستند. اما تا زمانی که میلیونرها و شرکت‌های آنها تنها کسانی هستند که به سهولت صاحب مؤسسات روزنامه‌ای و تلویزیونی می‌شوند، یقیناً رسانه‌ها به نحو دقیقی گستره و توازن عقاید، اندیشه‌ها و باورهای موجود در جامعه را منعکس نخواهند کرد و در نتیجه توازن صحیحی برقرار نمی‌شود و بحث باز درباره موضوعات سیاسی جامعه میسر نمی‌گردد. دموکراسی مشارکتی مردمی، نظامی است که در آن تصمیمات و خط‌مشی‌ها در نتیجه گسترده‌ترین و آزادترین بحث‌ها گرفته شده و به مرحله اجرا گذاشته می‌شود. همان‌طور که «لیندسی» اظهار می‌کند: «در یک دموکراسی سالم، مجلس نمایندگان به‌گونه‌ای عمل می‌کند که گویی رئیس‌ جلسه بحث‌های غیررسمی و متنوع ملت در کل است. معیار موفقیت یک دموکراسی این است که تا چه حد رأی دادن زن و مرد عادی، نتیجه این بحث‌های عمومی و گسترده می‌باشد.»(۳)
بنابراین دولت صرفاً نباید در مورد کارهایی که قصد انجام آنها را دارد،‌ مردم را طرف مشاوره قرار دهد. سلامت دموکراسی مستلزم آن است که دولت نه‌تنها باید حاضر باشد، بلکه الزام‌ دارد که به خواسته‌‌های مردم (با تمام تنوعاتش) گوش فرا دهد. رهبران و دولت باید در دسترس مردم باشند و با توجه به شکاف عظیمی که میان آنها در بسیاری از جوامع معاصر وجود دارد، این موضوع احتمالاً به این معنا است که دولت باید به میان مردم برود، به جای آنکه انتظار داشته باشد مردم سراغ او بیایند. از این لحاظ، به نظر می‌رسد که گویا رهبران و رژیم‌های آمریکای لاتین بهتر فهمیده‌اند که به چیزی بیشتر از دموکراسی‌های رسمی و حتی فسیل شده غرب نیاز دارند.
سرمایه اجتماعی و تظاهر به دموکراسی
به نظر می‌رسد این امر، اعتماد مردم به دولت است که امروزه از آن تحت‌عنوان سرمایه‌ اجتماعی دولت یاد می‌کنند. دموکراسی‌های غربی با برخوردهای ریاکارانه و دروغ‌آمیز به این سرمایه لطمه وارد کرده‌اند. آربلاستر در کتاب «دموکراسی» از این منظر به بررسی نیکاراگوئه پرداخته و حرکت مردمی دانیل اورتگا را با وجود مخالفت‌ها و کارشکنی‌های غرب می‌ستاید. وی از قول نویسنده‌ای آسیایی‌تبار که به بازدید از نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۶ میلادی پرداخته‌، درباره پرزیدنت دانیل اورتگا چنین یادداشت کرده است: «برای حکومت او، گفت‌وگو با مردم از اولویت برخوردار بود. او منظماً تمام کابینه خود را به دیدار مردم در بازارهای عمومی می‌برد و می‌کوشد به گونه‌ای پاسخگو باشد که منتقدان عمده غربی او هرگز نبوده‌اند. سعی کردم در ذهن خود مجسم کنم که رونالد ریگان یا مارگارت تاچر [دولتمردان وقت آمریکا و انگلیس] موافقت کنند که به پرس‌وجوی ماهیانه مردم تن دهند، اما موفق نشدم.»(۴)
«گراهام گرین» سال‌ها پیش در پاناما متوجه سبک مشابهی از رضایت مردمی و در دسترس بودن ژنرال عمر توریخوس و دولتش شد. او اعلام کرد که پاناما دارای «شکل بسیار متفاوتی از دموکراسی» نسبت به انگلستان است؛ اما تمام اشکال به شیوه خاص خود اعتبار دارند. این موضوع صرفاً مبتنی بر مشاهده محدود گرین نبوده است. گرین که در سال‌های ۱۹۶۳، یعنی سال‌های اول انقلاب کوبا از آنجا دیدار کرده بود، چنین یادداشت کرد: «گویی امروز آتنی‌های قدیمی به هاوانا آمده‌اند؛ میدان جمهوری برای دیدار مردم با کاسترو در آگورا کوچک است» و به‌نظر می‌رسد که فیدل کاسترو مانند عمر توریخوس به نحو چشمگیری در دسترس کوبایی‌هایی است که خواهان دیدن او هستند. گرین در ادامه نوشت که «کاسترو بیشتر از آقای مک میلان ّّ[نخست‌وزیر وقت انگلیس] در دسترس مردم است.»(۵)
در دسترس‌ بودن و آمادگی برای شنیدن نظرات مردم، یقیناً با ساختار قدرت و حکومتی اساساً قدرتمدار سازگار نیست. همین امر در مورد نمایش مشورت و مشارکت صادق است که اساساً تأیید تصمیماتی که پیشتر گرفته شده، مد نظر است. این شکل، تظاهر به دموکراسی است و فاقد مضمون است. مضمون دموکراسی، قدرت مردم در شکل دادن به حکومت و انتخاب نمایندگان خود و قبول اراده و خواسته‌های مردم است. دموکراسی با گفت‌وگو و بحث همراه است، اما اگر بحث و گفت‌وگو در تعیین خط‌‌مشی‌های واقعی عقیم و ناکارآمد باشد، ابزارها بی‌فایده هستند.


اندیشه سیاسی مسلمانان 249
فتح الله پریشان

منابع اندیشه سیاسی صدرالمتألهین
بحث از منابع اندیشه سیاسی صدرالمتألهین اهمیت بسیاری دارد، زیرا علاوه بر اینکه جایگاه سیاست و مباحث سیاسی را در حکمت متعالیه روشن می‌سازد، پندار برخی از نظریه‌پردازان عرصه اندیشه سیاسی را نیز در ایران و اسلام اصلاح می‌کند، برای نمونه دکتر سیدجواد طباطبایی در کتابی با نام «زوال اندیشه سیاسی در ایران» مدعی شده است که ملاصدرا به سیاست توجه جدی و اساسی نداشته و تنها در پایان یکی از آثار خویش خلاصه‌ای از مطالب ابن‌سینا را آورده است: «صدرالدین شیرازی تنها یک بار در بخش پایانی کتاب مبدأ و معاد، خلاصه‌ای درباره سیاست آورده‌است و در این امر، راهنمای او بخش پایانی کتاب الهیات شفای ابن‌سینا است که در آن، سیاست و نبوات با نظری به تفسیر نو افلاطونی جمهوری افلاطون آورده شده، اما جالب توجه است که با وجود همسانی بحث صدرالدین شیرازی با سخن ابن‌سینا و جایگاه واحدی که این دو بحث در منظومه فلسفی آن دو فیلسوف دارد، صدرالدین شیرازی در بحث مربوط به ماهیت و اقسام مدینه و در بحث مربوط به ریاست آن، مباحث فارابی را در آرای اهل مدینه فاضله و به‌ویژه الفصول المدنی به اجمال می‌آورد، بی آنکه سخنی نو در این‌باره گفته باشد. آنچه صدرالدین شیرازی به اختصار درباره سیاست آورده، فاقد کمترین اهمیت است.»(۱)
آقای دکتر نجف لک‌زایی در کتابی که درخصوص اندیشه سیاسی صدرالمتألهین نگاشته، به این شبهه پرداخته است. وی با جست‌وجو در منابع معرفی شده در این نوشته، قضاوت سیدجواد طباطبایی را ناشی از عدم فحص در مجموعه آثار ملاصدرا می‌داند. قضاوت‌های پراهمیت و قاطعی چون «آنچه صدرالدین شیرازی به اختصار درباره سیاست آورده، فاقد کمترین اهمیت است.» با فحص اندک از سوی کسی که خود مدرس تاریخ اندیشه سیاسی است، تعجب‌آور و غیرمنصفانه است. درست است که ملاصدرا از ابن‌سینا و فارابی بهره برده، اما این دلیل فقدان اهمیت یافته‌های علمی او نیست. صدرالمتألهین در عرصه معرفت سیاسی از غزالی، خواجه نصیر، ارسطو، ابن‌مسکویه، ابن عربی و... نیز بهره برده است، اما نه اینکه تنها آرای این متفکران را نقل کند و از خود هیچ اثری بر جای نگذارد.(۲) مسلماً در این سلسله مقالات به تفصیل به این بحث خواهیم پرداخت.
گفتنی است صدرالمتألهین همان‌طور که توانست با استفاده از مواد و مصالح فلسفه مشائی، اشراقی و عرفانی، حکمت متعالیه را تأسیس کند، به همین شکل نیز موفق به تأسیس «حکمت سیاسی متعالیه» شده است. دقیقاً همین حکمت سبب شد که بعدها، بنیانگذار انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) یکی از بزرگ‌ترین دست‌پروردگان حکمت متعالیه، نظام جمهوری اسلامی را تأسیس کند. ناگفته نماند اکثر فعالان سیاسی که از صنف علمای دینی بودند، از سیدجمال‌الدین اسدآبادی تا مرتضی مطهری و از علامه محمدحسین طباطبایی تا امام خمینی، شاگرد مکتب حکمت متعالیه و ترویج‌دهنده آن بودند.
با توجه به اینکه برای «سیاست» و «اندیشه سیاسی» چه محتوایی را قائل باشیم و مدلول آنها را چه بدانیم. نوعی قبض و بسط در منابع مربوط به آنها پیدا خواهد شد. در اینجا مراد ما از «سیاست» دانشی است که موضوع آن بررسی و تحقیق درباره حکومت و انواع آن و پدیده‌ها، تأسیسات و غایات سیاسی است. سیاست به این معنا شاخه‌ای از حکمت عملی است که به آن «تدبیر مدن» و «علم مدنی» نیز گفته می‌شود.(۳) خواجه نصیرالدین طوسی در این‌باره می‌گوید: «حکمت مدنی... نظر بود در قوانین کلی که مقتضی مصلحت عموم بود از آن جهت که به تعاون متوجه باشند به کمال حقیقی و موضوع این علم هیئتی بود جماعت را که از جهت اجتماع حاصل آید و مصدر افاعیل ایشان شود به وجه اکمل...»(۴)
کانون توجه اندیشه‌های سیاسی، مسائل مربوط به زندگی سیاسی است. زندگی سیاسی در میان هر جماعتی ویژگی‌های خاص خود را دارد، اما می‌توان ساختاری کلی نیز برای آن در نظر گرفت. از نظر کلی، جوامع غایاتی را برای خود تصویر کرده و به‌دنبال آن هستند که با تلاش و برنامه‌ریزی به آن غایات برسند. در واقع غایات و اهداف سیاسی علت رفتارهای سیاسی انسان است. اهم منابع اندیشه سیاسی ملاصدرا؛ کتاب‌هایی نظیر مبدأ و معاد، الشواهد الربوبیه، رساله سه اصل، کسر اصنام الجاهلیه و سایر آثار شده است.


اصطلاحات

عقل‌گرایی در فقه سیاسی اهل سنت
با وجود آنکه معتقدیم فقه اهل سنت بیشتر نص‌گرا و حدیث‌محور است، اما می‌توان با دقت در تاریخ فقه و فقه سیاسی اهل سنت، رگه‌های ضعیفی از عقل‌گرایی را در دوران گذشته این دانش مشاهده کرد که در دوران معاصر برجسته شده است، به‌گونه‌ای که می‌توان امروزه فقه سیاسی اهل سنت را نیز علاوه بر نص‌گرا بودن، عقل‌گرا دانست. تبارشناسی عقل‌گرایی در فقه سیاسی اهل سنت ما را به طرح نظریه مقاصد شریعت در فقه اهل سنت می‌رساند. این نظریه مصلحت‌گرایانه، برای اولین‌بار مبانی فقهی‌اش از سوی امام‌الحرمین جوینی در قرن پنجم هجری مطرح و ارائه شد. جوینی در کتاب البرهان فی‌اصول‌ الفقه، به تقسیم و طبقه‌بندی احکام شرعی از منظر مقاصد آنها پرداخته است و مقاصد را در سه مقصد ضروریات، حاجیات (نیازمندی‌ها) و کمالیات (فضیلت‌ها) خلاصه می‌کند. پس از جوینی، شاگردش امام محمد غزالی در کتاب «المستصفی فی‌علم الاصول» به بسط این نظریه پرداخت و اصل استصلاح را مطرح کرد و پس از تعریف این اصل به جلب منفعت و دفع ضرر، مقصود خود را از مصلحت، محافظت بر مقصود شرع معرفی می‌کند و آنها را در پنج مورد؛ حفظ دین، نفس، عقل، نسل و مال مردم خلاصه می‌کند. از نظر غزالی صدور حکم از سوی مجتهد در مصالح مذکور مشروط به سه شرط؛ ضروری بودن، قطعی و یقینی بودن و کلی بودن است. بدین ترتیب غزالی، به مفهوم مصلحت مرسله می‌رسد. از نظر وی هر مصلحتی که به حفظ مقصود شرعی برگردد و مقصود بودنش از کتاب، سنت و اجماع دانسته شده باشد، از این اصول خارج نیست، ولی قیاس نامیده نمی‌شود، بلکه مصلحت مرسله نامیده می‌شود. بدیهی است که مصلحت مرسله بر این اساس ظرفیت زیادی را برای به‌کارگیری عقل برای فهم حکم شرعی فراهم می‌سازد. پس از غزالی، ابواسحاق الشاطبی به تفصیل، نظریه مقاصد شریعت را در کتاب الموافقات فی‌ اصول الشریعه مطرح می‌کند. تلاش گسترده وی در توضیح مقاصد شریعت و تبیین سازوکارهای فهم این مقاصد، ضمن آنکه بسط نظریه مقاصد شریعت و جریان عقل‌گرایی در فقه اهل سنت را به‌دنبال داشت، تأثیر بسیار زیادی بر توسعه این نظریه در دوران معاصر بر جای گذاشته است که می‌توان در آرای نوگرایانه امثال محمد عبده ملاحظه کرد. تأثیرپذیری عبده از این نظریه شاطبی، رویکرد عقل‌گرایانه‌ای را بر اندیشه وی حاکم می‌گرداند که می‌توان آن را در دیدگاه وی نسبت به حقیقت اسلام مشاهده کرد. تألیف کتاب در زمینه مقاصد شریعت در فقه اهل سنت چنان گسترش پیدا کرد که سبب ظهور شاخه‌ای از فقه به نام «فقه‌المقاصد» شد. فقه‌المقاصد تأمل عقلانی مجتهدان برای فهم جزئیات شریعت بر مبنای کلیات آن است. پیش‌فرض اساسی این فقه آن است که تمام آنچه شریعت آورده، عاقلانه و حکیمانه است. بدین ترتیب، فقه سیاسی اهل سنت با بهره‌گیری از این راهکار نظری، مرجعیت دین را در تنظیم زندگی سیاسی مسلمانان تحقق می‌بخشد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

مروری بر پنجاه سال توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های دشمنان علیه انقلاب اسلامی
همگام با تاریخ (۱)

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

اسناد گویا
تجربه تاریخ معاصر ایران و روند جریان انقلاب اسلامی حداقل در یکصد سال اخیر نشان داده که هیچ‌گاه از نقشه‌ها و توطئه‌های کشورهای استعمارگر و برنامه‌های تنظیم‌شده از جانب آنها مصون نبوده‌ایم. با مرور سال‌های اخیر حجم بسیار بالایی از خیانت‌ها، توطئه‌ها، شرارت‌ها، جنایت‌ها، فتنه‌ها، ناآرامی‌ها، غارت، فساد از انواع و اقسام فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را مشاهده کردیم که در تمام این اتفاقات هر کدام به نوعی دست عوامل کشورهای استعمارگر در کار بوده است. هر کدام به اقتضای منافع سیاسی و اقتصادی با انواع و اقسام ترفندها، فریبکاری‌ها، وعده‌های دروغین، زورگویی و تجاوز به سرزمین، تحریم و محاصره، باج‌خواهی، لبخندهای دیپلماسی و... اهداف شوم‌شان را دنبال کرده‌اند. برخی به اسم حفظ و ایجاد امنیت منطقه، برخی به نام عمران و آبادانی، جماعتی با ژست خدمت به بشریت و...
فقط اسم‌ها و نام‌ها تغییر کرده، اما در واقع برنامه، نقشه تعیین شده از پیش، بعضاً با توافق دولت‌های استعمارگر عمدتاً کشورهای اروپایی دنبال می‌شده و به روش‌ها و شیوه‌های فریبنده، با استفاده از جاسوسان، خودفروختگان، سالوس‌ها و چاپلوس‌ها، خریدن افراد ضعیف و به‌کارگیری افراد منفعل، اهداف شوم استعماری خود را دنبال کرده‌اند. تاریخ ایران جملگی این واقعیت‌ها را با اسناد و مدارک با خود دارد. هنگامی این واقعیت آشکارتر می‌شود که اسناد و مدارک منتشر نشده و یا انتشار داده شده وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌های آمریکا و انگلیس، شوروی سابق، روسیه، آلمان، فرانسه، هلند و چین و علاوه بر آن کتاب‌های پرحجم خاطرات سران آنها تورق شود و یا از زیر چشمان تیزبین پژوهشگران تاریخ معاصر بگذرد؛ آن موقع است که واقعیت‌ها برملا می‌شود.

تجربه تلخ
در سال‌های اخیر تا سخن از توطئه و نقشه و نفوذ و دست داشتن عوامل اجنبی و بیگانه در بلواها و آشوب‌ها به میان می‌آید، فوراً پاسخ داده می‌شود این توهم توطئه! است. توطئه‌ای در کار نیست، اینها توهم است. بعید به نظر نمی‌آید همین نظریه‌سازی «توهم توطئه» ناشی از مغز اندیشمندان کشورهای استعمارگر باشد.
در حالی که ملت ایران تجربه تلخ دوران مشروطه را در پیش روی خود دارد که با نیرنگ انگلیسی‌ها و توافق روس‌ها با استفاده از عوامل‌شان در کمترین فرصت، مطالبات مردم از مسیر اصلی‌اش خارج شده و رهبران‌شان یکی پس از دیگری ترور و تبعید شدند و اخیراً هم مقامات بلندپایه آمریکایی و انگلیسی‌ها به دخالت در نهضت ملی نفت اعتراف کرده‌اند و بسیاری از اسناد آن منتشر شد. در حال حاضر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دشمنان انقلاب، به هر گونه امکاناتی توسل جستند تا این انقلاب به پیروزی نرسد. در همین زمینه، اسناد بسیاری از توطئه‌ها در سفارت آمریکا به دست مردم افتاد و فاش شد، نمونه‌های بسیار دیگری از این قبیل عیان است. علاوه بر آن عوامل نفوذی کشورهای استعمارگر در اسفندماه سال ۱۳۵۷ و بهار سال ۱۳۵۸ در استان‌های مرزی هزار توطئه و نقشه با برنامه‌های هدفمند در دست اقدام داشتند. آیا این واقعیت‌ها را هم می‌توان توهم نامید؟ این همه تجربه تلخ دخالت‌های کشورهای سلطه‌گر پیش روی نسل حاضر قرار دارد، اما چه حکمتی دارد که از کنار آن کم‌توجه، بی‌توجه، بی‌تفاوت، ساده‌، بی‌خیال و با غفلت عبور می‌کنیم. هیچ شک و شبهه‌ای نیست که از همین طریق ضربه خورده‌ایم و باز هم آسیب‌پذیری‌مان از همین ناحیه خواهد بود و در حال وقوع است. جای تأسف دارد که تلخی این تجربه‌ها بار دیگر چشیده شود.

اهداف استعماری
در کتب تاریخی و اسناد و مدارک فراوانی که منتشر شده، شاهد رشد فوق‌العاده‌ای در تحقیقات درباره سرزمین‌های مردم مشرق‌زمین در کشورهای اروپایی و آمریکایی با عنوان دانش‌های «اسلام‌شناسی»، «شرق‌شناسی»، «ایران‌شناسی» «هندشناسی» و... هستیم اینها با چه هدفی دنبال می‌شود؟ آیا در جست‌وجوی شناخت حقیقت هستند که ایمان بیاورند و اسلام را بپذیرند، یا دنبال چیز دیگری هستند؟ در این هیچ شکی نیست که همه این مطالعات و دانش‌هایی که تعریف کرده‌اند معطوف به اهداف و کارکردهای کاملاً مشخص سیاسی ـ اقتصادی‌شان بوده، برای نمونه وقتی که در اوایل انقلاب رشد اسلام‌شناسی و بررسی جریان انقلاب اسلامی در انگلستان و لندن جریان پیدا می‌کند و ده‌ها و یا صدها انجمن اسلام‌شناسی ایجاد می‌شود با پشتوانه دولت و حاکمیت آیا می‌شود به حساب علاقه‌مندی به اسلام، یا انقلاب اسلامی گذاشت؟ یا اینکه دانشی به نام اسلام‌شناسی شکل دادند تا این ابزار کار روزمره‌شان باشد تا برنامه و اهداف استعماری‌شان را به پیش ببرند. هزینه می‌کنند، مکتب بسیار مهم اسلام‌شناسی ایجاد می‌کنند. شاگردان این مکتب اثر مهمی چون دایره‌المعارف اسلام را تهیه می‌کنند و به خود کشورهای اسلامی هم می‌فروشند و عجیب اینکه بسیاری از اهل فرهنگ و اندیشه در داخل کشور از آنها به عنوان سند استفاده می‌کنند. در واقع در انگلیس، فرانسه حتی کشورهایی چون سوئد، دانمارک که همین راه و روش را دارند، رشد دانش اسلامی و شرق‌شناسی در دانشگاه‌های آکسفورد و کمبریج لندن و... ناشی از عشق به دانش نبوده، بلکه اینها مراکز تربیت کارگزاران مستعمراتی بوده و است. در این رابطه جای بحث بسیار است. اما لازم است بدانیم که اینها با اهداف استعماری دنبال شده و هنوز هم این اهداف را در دست اقدام دارند که بحق حضرت امام خمینی(ره) از آن به انواع اسلام‌ها نام بردند؛ اسلام آمریکایی، اسلام مرفهین بی‌درد و... چون حضرت امام به این واقعیت تاریخی کاملاً مشرف بودند. در روند مباحث آینده از دیدگاه‌های ایشان در این‌باره استفاده خواهیم کرد.

یک نیاز جدی
بیان وقایع و نقشه‌ها و توطئه‌هایی که در پنجاه سال اخیر واقع شد از نیازمندی‌های جدی و حیاتی جامعه اسلامی و انقلابی است.
به نظر می‌آید اگر حوزه تاریخ انقلاب اسلامی و آنچه که واقع شده؛ توطئه‌ها و نقشه‌هایی که علیه رهبری امام خمینی(ره) و ولایت‌فقیه تدارک دیده شده به درستی دنبال نشود و تدوین نگردد، بقیه مجموعه‌های فرهنگی یا غیرفعال می‌شوند و یا به انحراف کشیده خواهند شد. این واقعیت را باید پذیرفت که پژوهش تاریخی انقلاب اسلامی درباره توطئه‌ها و نقشه‌های کشورهای استعمارگر در واقع مولد پژوهش و کارهای هنری دیگر خواهد بود. قطعاً اگر در این زمینه دچار ضعف و فقر شویم، حتماً رمان‌ها و داستان‌های خوب و خاطرات کارآمد هم نخواهیم داشت و به تبع آن فیلم، تئاتر و سینما و... هم خالی از محتوا خواهد بود. فیلم، داستان، فرهنگ و اندیشه و تربیت نسل فرهنگی در خلأ تحقیقات تاریخی ممکن نیست و نمی‌توان آنها را به نتیجه رساند. یعنی تاریخ توطئه‌ها و فتنه‌ها در طول مسیر تحولات انقلاب اسلامی دغدغه علمی و ذوقی و سلیقه‌ای نیست. در واقع یک نیاز جدی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی است. چون بدون این قطعاً نمی‌توان از هویت فرهنگی و تاریخی خود دفاع کنیم. باید تاریخ را درست شناخت و برای این کار نیاز مبرم به پشتوانه امکانات دولتی است. بدون سیاستگذاری و حمایتگری در این عرصه، انتظار «درخشش» انقلاب و بیداری اسلامی در جهان معاصر کاری بیهوده است. این موضوعی است که مطالبات رهبر معظم انقلاب در سال‌های گذشته تاکنون بوده و هست و با این اصل بصیرت حاصل می‌شود.

استفاده دشمن از بی‌بصیرتی
به این منظور مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای بر ضرورت تقویت بصیرت رهنمود جامع و سازنده داده و در این‌باره فرموده‌اند: «ملتی که بصیرت دارد [و] مجموعه جوانان کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می‌کنند و قدم برمی‌دارند... بصیرت وقتی بود، غبارآلودگی فتنه نمی‌تواند آنها را گم کند... [و] به اشتباه بیندازد. اگر بصیرت نبود، انسان، ولو با نیت خوب، گاهی در راه بد قدم می‌گذارد. شما در جبهه جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه‌خوانی بلد نباشید، اگر قطب‌نما در اختیار نداشته باشید یک وقت نگاه می‌کنید [و] می‌فهمید در محاصره دشمن قرار گرفته‌اید، راه را عوضی آمده‌اید، دشمن [دارد] بر شما مسلط می‌شود. این قطب‌نما همان بصیرت است.
در زندگی پیچیده اجتماعی امروز، بدون بصیرت نمی‌شود حرکت کرد. جوان‌ها باید فکر کنند، بیندیشند [و] بصیرت خودشان را افزایش بدهند... متعهدان موجود در جامعه ما... از دانشگاهی و حوزوی باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند. بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت راه‌های جلوگیری از این موانع و... بصیرت یعنی اینکه بدانید چه می‌خواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید...
جوانان عزیز! هر چه می‌توانید در افزایش بصیرت خود [و] در عمق بخشیدن به بصیرت خود تلاش کنید و نگذارید دشمنان از بی‌بصیرتی ما استفاده کنند.»

راه‌های خطرناکی را طی کردیم
رهبر معظم انقلاب برای حفظ دستاوردها و مبارزه با اهداف استعماری دشمن به بررسی توطئه‌ها و فتنه‌ها و جنایت‌ها و خیانت‌ها که در روند تاریخ انقلاب اسلامی رخ داده است، رهنمود داد و فرموده‌اند: «اگر به‌ عقب‌ برگردیم‌ و راه‌های خطرناکی را که طی کرده‌ایم، نگاه کنیم، وحشت می‌کنیم. گاهی انسان در میان پیچ‌وخم‌های یک جاده‌ کوهستانی و صعب‌العبور، با احتیاط و دقت قدم برمی‌دارد؛ بعد که به قله‌ کوه رسید، پشت سر خود را نگاه می‌کند و با تعجب می‌بیند که از چه جاهای خطرناکی عبور کرده است. ده سال گذشته ما، این وضعیت را جنگ، محاصره‌ اقتصادی، همدستی قدرت‌های بزرگ علیه جمهوری اسلامی، تبانی نیروهای نظامی اروپا و آمریکا و ارتجاع علیه ما، توطئه‌های داخلی، نفوذی‌های دشمن، طراحی کودتا، نفوذ لیبرال‌ها و ملی‌گراها و بی‌اعتقادان به اسلام و مردم، مسیرهای صعب‌العبوری بوده‌اند که ما آنها را با سلامت پشت سر گذاشته‌ایم.
کسب این موفقیت در درجه اول به خاطر لطف و فضل و دست قدرت و حمایت پروردگار و در درجه بعد، پیوند مستحکم شما مردم با امام و رهبر بزرگ خود بوده است...»

مروری بر توطئه‌ها
با استفاده از رهنمودهای معظم‌له با نگاهی به گذشته جریان انقلاب با مروری بر توطئه‌ها و آشوب‌ها و بلواها از آغاز نهضت امام خمینی همه کشورهای استعمارگر و به همراه عوامل‌شان مصمم شدند که حرکت و جنبش نهضت امام خمینی از سال ۱۳۴۲ به بعد را خاموش کنند و هر چند گاه یک بار از طرف یکی از کشورهای استعمارگر یا دسته‌جمعی یا از طریق عوامل داخلی‌شان یا با جاسوسی و فرقه‌سازی و یا استفاده از بی‌بصیرتی‌های مردم یا به عنوان روشنفکران و اندیشمندان اسلام‌شناس و شرق‌شناس، یا از طریق گروهک‌های مسلح در استان‌های مرزی ایران یا به میدان آوردن عناصر ساده‌اندیش و ده‌ها مورد دیگر یا از طریق حمایت‌های مالی و تأمین بودجه، یا در اختیار گذاشتن پایگاه، به انواع و اقسام توطئه‌ها متوسل شدند. بعضی از زوایای فرهنگی، ادبی، سینمایی، گروهی یا به شکل احزاب، سازمان‌های سیاسی، جمعی از طریق اقتصادی و صنعت و تجارت، جمعیت‌هایی به شکل مسلحانه و توسل به زور کودتا، ترور شخصیت‌ها و... همه اینها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی به کار گرفته شدند و متأسفانه تاکنون نسبت به جمع‌آوری آنان اقدام شایسته و درخوری صورت نگرفته است. این ستون تصمیم دارد براساس ضرورت آنچه که اشاره شد به اختصار به توطئه‌ها، فتنه‌ها، جنایت‌ها در پنجاه سال اخیر یعنی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۹۲ بپردازد و در این اقدام، کمک و همراهی همه‌خوانندگان را می‌طلبد.


حكایت زمانه

نقش‌آفريني اسدالله علم در قيام 15 خرداد
امير اسدالله علم فرزند محمد‌ابراهيم‌خان شوكت‌الملك دوم در سال 1299 ش در شهر بيرجند متولد شد. از اواسط دوران سلطنت قاجارها به اين‌سو خاندان علم تقريباًً همواره حكمرانان و صحنه‌گردانان اصلي این مناطق و منطقه سيستان‌وبلوچستان بوده‌اند. در هنگام تولد اسدالله علم هم، پدر او شوكت‌الملك دوم حكمران سيستان‌وبلوچستان بود. وي از معدود حكمرانان و خاندان‌‌هاي متنفذي بود كه اساساًً به‌دلیل پيوندهاي ديرينه با بريتانيايي‌ها و سپس كنار آمدن با جريان كودتاي سوم اسفند 1299 و طرفداري هدفمند از رضاخان شأن و شوكت پيشين را تا حد زيادي حفظ كرد.
اسدالله هم همچون اسلافش خيلي زود توانست در ساختار حکومت پهلوي خود را بالا کشد. در اواسط دهه 1330 ديگر به ندرت در ميان رجال كشوري و لشكري كسي را نزديك‌تر از علم به شخص شاه مي‌شناسيم كه آمادگي داشت هر آنچه شاه بخواهد به نحو مطلوب و دلخواه او انجام دهد.
علم از تير 1341 تا اسفند 1342 در يك برهه بسيار حساس و بحراني بر مقام نخست‌وزيري تكيه زد تا چنانكه مطلوب آمريكایيان بود برنامه اصلاحات پيشنهادي آنان را (كه به زودي نام انقلاب سفيد بر آن نهاده شد) به مورد اجرا بگذارد و مخالفان سياسي حكومت را از پيش رو بردارد. آگاهان به امور، كابينه علم را مجموعه‌اي از افراد بدون صلاحيت و فاقد وجاهت لازم جهت كسب مقام وزارت ارزيابي كرده آن را به تمسخر گرفتند. برنامه انقلاب سفيد در همين دوران آغاز شد و باوجود مخالفت‌هاي گسترده مردمي، در 6 بهمن 1341 آن رفراندوم (همه‌پرسی) مشهور برگزار شد و با گسترش فشار بر مخالفان و زنداني شدن بسياري از فعالان و منتقدان سياسي در دوم فروردين سال 1342 كشتار مدرسه فيضيه و سپس قيام معروف 15 خرداد 1342 به وقوع پيوست. شاه در ششم خرداد 1342 طي نطقي در كرمان با عبارت سخیف به روحانیت اهانت کرد. امام خميني در 13 خرداد، شاه را مورد حمله قرار داد و انقلاب سفيد وي را، انقلاب سياه خواند.
در پي اين سخنراني، اسدالله علم دستور داد مراسم مذهبي و سوگواري محرم را در شهرهاي قم و تهران مورد تهاجم قرار دهند. طي روزهاي 13 و 14 خرداد 1342 تعداد زيادي از وعاظ و روحانيون را دستگير كردند. برخي از دستگيرشدگان عبارت بودند از: مرتضي مطهري، مكارم شيرازي، حسين غفاري، محمد تقي‌واحدي، مصطفي طباطبائي قمي، عباسعلي اسلامي، حسين خندق‌آبادي، عزالدين زنجاني، علي‌اصغر اعتمادزاده، عبدالكريم هاشمي‌نژاد، فرج‌الله واعظي، احمد حسيني‌همداني، علي موحد ساوجي، محمد‌حسن بكايي،‌ عيسي اهري، اثني‌عشري و سيد‌محمد صدري.
به دنبال دستگيري اين افراد، دامنه اعتراض و تظاهرات، گسترش بيشتري يافت، بالاخص در تهران دانشجويان دانشگاه تهران به صف معارضان پيوسته و در مخالفت با دولت علم و رژيم پهلوي با روحانيون همصدا شدند. به اين ترتيب طي روز چهاردهم خرداد، كه مصادف با 11 محرم 1383 ق بود، در شهر تهران تظاهرات قابل توجهي از اقشار مختلف برپا شد و شعارهايي به طرفداري از امام خميني و موضع وي در قبال دولت علم از سوي راه‌پيمايان سر داده شد. اسدالله علم نخست‌وزير احساس كرد كه براي جلوگيري از تظاهرات تنها يك راه‌حل وجود دارد و آن هم دستگيري رهبر مخالفان است. به اين ترتيب به دستور نخست‌وزير در شب 15 خرداد 1342 كماندوها و ديگر نيروهاي انتظامي مناطق مختلف شهر قم را محاصره كرده و در صبحگاه همان روز، امام خميني را دستگير کردند و به تهران بردند و در پادگان قصر زنداني ساختند.
خبر دستگيري امام در مدتي اندك در سراسر شهر قم پخش شد و به دنبال آن گروه‌هاي نسبتاًً عظيمي از مردم به خيابان‌ها ريخته و به دستگيري ايشان اعتراض كردند. به اين ترتيب قيام معروف 15 خرداد 1342 در شهر قم شكل گرفت. در تهران نيز بلافاصله پس از پخش خبر دستگيري امام خميني اقشار مختلف مردم به خيابان‌ها هجوم آوردند و شعارهايي به حمایت از امام و بر ضد دولت سر دادند و برخي مراكز دولتي نيز مورد تهاجم تظاهركنندگان قرار گرفت. به اين ترتيب تهران نيز در قيام ضد رژيم با شهر قم همگام شد. در چنين شرايطي علم تنها راه برخورد با بحران پيش‌ آمده را در سركوب قهر‌آميز آن جست‌وجو كرد. بالاخص اينكه شورش فوق به حدي گسترده شده بود كه احساس مي‌شد هرگاه در اسرع وقت با آن مقابله نشود، مي‌تواند خطر سقوط رژيم را هم به دنبال داشته باشد.
علينقي عاليخاني درباره چگونگي برخورد اسدالله علم نخست‌وزير با تظاهركنندگان 15 خرداد 1342 مي‌نويسد: «علم در روزهاي حساس قيام 15 خرداد فعاليت خستگي‌ناپذيري داشت و با مقام‌هاي انتظامي پيوسته در تماس بود و خود از كلانتري‌هاي مناطق حساس شهر سركشي مي‌كرد و به همه مسئولان هشدار مي‌داد خود را براي رويارويي با آشوبي بزرگ آماده كنند. به اين سان، هنگامي كه در بامداد روز 15 خرداد 1342 (5 ژوئن 1963) تظاهرات در اطراف بازار تهران آغاز شد، علم ‌آمادگي كامل داشت و به رئيس شهرباني وقت سپهبد نصيري تلفني دستور تيراندازي داد و در برابر ترديد نصيري يادآور شد كه اين دستور را به عنوان نخست‌وزير مي‌دهد و نامه مؤيد اين دستور را نيز بي‌درنگ براي او خواهد فرستاد. خود نيز پس از ساعتي به دفتر نصيري رفت و از نزديك شاهد وضع روز بود. اين خونسردي و قاطعيت علم اثر بسيار مثبتي داشت و مسئولان انتظامي توانستند در چند ساعت به اين غائله پايان دهند و تظاهر‌كنندگان را به شدت سركوب كنند.»»
خود اسدالله علم نيز حدود ده سال پس از واقعه 15 خرداد 42، در تاريخ 15 آذر ماه 1352، ضمن يادآوري خاطرات دوران نخست‌وزيري خود، جريان چگونگي برخوردش با تظاهركنندگان را چنين شرح مي‌دهد: «عرض كردم در جريانات 15 خرداد و اغتشاش تهران و ايران كه غلام نخست‌وزير بودم جز ارتشبد نصيري كه آن وقت رئيس شهرباني بود بقيه تقريباًً دست و پاي خود را گم كرده بودند و بدين جهت من ناچار شدم نخست‌وزيري را ترك كرده و تقريباًً تمام روز را در شهرباني در ستاد عمليات باشم كه اينها دستپاچه نشوند. [شاه] فرمودند: من هم در آن موقع ناچار شدم چندين دفعه به‌شدت به اويسي كه آن وقت فرمانده گارد بود بگويم مجبوريد تيراندازي كنيد. عرض كردم از نخست‌وزيري دستور كتبي هم گرفتند و باز هم ترسيدند و دائماًً به من مي‌گفتند بايد ديد ريشه اين كار كجاست. در صورتي كه نظامي هيچ لازم نيست كه ريشه كار را جست‌وجو كند.»
شاه در رأس هرم قدرت عالي‌ترين مرجع تصميم‌گيري درباره چگونگي برخورد با تظاهركنندگان بود، اما در اين ميان، در سركوب تظاهركنندگان شخص اسدالله علم نخست‌وزير نقش كليدي بر عهده داشت. گفته شده است كه شاه به عنوان فرمانده كل نيروهاي نظامي، شخصاًً فرماندهي عمليات را بر عهده داشته و افرادي نظير سرلشكر پاكروان تحت دستورات مستقيم شاه قيام 15 خرداد را سركوب كرده‌اند، از طرفی علم نخست‌وزير را نیز بايد سركوبگر تظاهرات روزهاي قيام 15 خرداد دانست. داريوش همايون، كه خود سال‌ها در دوران محمد‌رضا شاه از دولتمردان عالي‌مقام كشور محسوب مي‌شد، نقش قاطع علم در پايان دادن به قيام 15 خرداد را تصديق مي‌کند و نتيجه مي‌گيرد كه هرگاه در آن هنگام، ثبات و قاطعيت شخص اسدالله علم نبود، چه بسا رژيم پهلوي با خطر سقوط مواجه مي‌شد.
اسدالله علم همچنين براي مرعوب ساختن مخالفان طي مصاحبه‌اي از احتمال اعدام حضرت‌آيت‌الله خميني در چند روز آينده خبر داده بود. به همين دليل رهبران روحاني مانند مرعشي‌نجفي كه از اين مصاحبه اسدالله علم سخت تكان خورده بودند، تلاش گسترده‌اي صورت دادند تا با تأسي به مجامع بين‌المللي و جهاني، فجايعي را كه در فضاي سياسي ـ اجتماعي ايران حاكم بود به گوش جهانيان برسانند و اسباب استخلاص ايشان را فراهم سازند.
هنگامي كه مأموريت اسدالله علم در رأس دولت پايان يافته تلقي شد،‌ در اسفندماه سال 1342 حسنعلي منصور نامزد مدنظر آمريكایي‌ها با تيم ويژه‌اش، مأمور تشكيل كابينه شد و اسدالله علم از نخست‌وزيري کنار گذاشته شد.


امام در گذر زمان 196

مبحث پایانی و سرآغازی دیگر
مبحثی تحت عنوان «امام(ره) در گذر زمان» به مدت سه سال این ستون را به خودش اختصاص داد. موارد و موضوعات ارائه شده، به مذاق بسیاری از خوانندگان خوش آمده بود و مورد استقبال قرار گرفت؛ به‌خصوص مباحث پایانی مربوط به دوران رحلت حضرت امام راحل که از گیرایی و جذابیت ویژه‌ای برخوردار شده بود.
مباحث متنوع و متعددی ارائه شد. در جمع‌بندی با ذکر سرفصل‌های دوران زندگی امام، مبارزه، درس و بحث، چالش‌ها و درگیری با منحرفان و نویسندگان منحرف، آثار قلمی، تربیت شاگردان، دیدگاه‌ها و خاطرات شاگردان حوزه و مدرسه فیضیه و... ماجرای رحلت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، مسئله نهضت و قیام و اعتراض به سیاست‌های آمریکایی شاه، ماجرای مدرسه فیضیه و جنبش ۱۵ خرداد ۴۲، موضوع مرجعیت، دستگیری، زندان، حبس، حصر، آزادی و جنبش و شادی مردم و هشدارهای امام به سیاست‌های وابستگی به غرب، اعتراض به مصوبه کاپیتولاسیون و به‌تبع، دستگیری ایشان و تبعید به ترکیه و از آنجا به نجف و قضایای خروج از نجف و توقف در مرز کویت و هجرت به نوفل لوشاتو و رسانه‌ای شدن امام، ملاقات‌ها و دیدارهای پی‌درپی ایشان با تریبون‌های سراسر دنیا و در نهایت مسئله سقوط شاه و بازگشت به ایران و تأسیس نظام جمهوری اسلامی و ایجاد نهادهای انقلاب اسلامی و در ادامه نیز مقابله با ده‌ها توطئه گروهک‌های ملحد و منافق وابسته به شرق و غرب، از قبیل ترور شخصیت‌ها و ناامنی در استان‌های مرزی، ایجاد اختلافات و تحمیل جنگ از طرف استکبار جهانی که جملگی آنها با تدابیر و مدیریت و فرماندهی مقتدرانه او رفع ‌شد. از طرف دیگر، عارض شدن بیماری قلبی بر امام، بستری شدن ایشان در بیمارستان، مصیبت عظمای رحلت و جلسه خبرگان رهبری، قرائت وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام، مراسم تشییع، تدفین، حضور مردم، مراسم‌های ختم و هفت توسط مردم در سراسر ایران، سخن شاعران، هنرمندان، نویسندگان، گویندگان، خاکسپاری و مرقد، میهمانان خارجی، دیدگاه‌های رؤسا و مقامات کشورها و سازمان‌های بین‌المللی از جمله عناوینی بود که ارائه شد و مبحثی به اختصار در رابطه با پیام‌های تسلیتی که مقامات و رؤسا و سازمان‌ها در مجامع بین‌المللی و مردم کشورهای مسلمان و غیرمسلمان خطاب به حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای ارسال کردند، به ذکر چند نمونه اکتفا کردیم. اما نکته‌ اساسی اینکه به تعبیر رهبر معظم انقلاب، امام خمینی حقیقت همیشه زنده است و همچنان مسیر او، راه او، هدف او در مسیر گذر تاریخ جریان دارد. شاخص‌ترین نمونه آن، خلف صالح و شاگرد مبرز و حکیم و توانمند اوست که همان خط‌مشی را در ایران و جهان به پیش برده و می‌برد. یعنی راه و منش امام خمینی(ره) در گذر زمان همچنان، جریان داشته و دارد و خواهد داشت.
براساس درخواست دوستان و علاقه‌مندان به این ستون، از شماره‌های بعد با همین سبک و عنوان به معرفی و بررسی زندگی و مدیریت و رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اختصاص داده می‌شود که امید است مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد و از همه درخواست داریم با پیشنهادها و رهنمودهای‌شان ما را یاری و همراهی کنند.


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 8
از جمله مهم‌ترين اقدامات ساواك، جعل خبر از قول خبرگزاري‌ها، رسانه‌هاي گروهي و نشريات و روزنامه‌هاي خارجي و انتشار آن در نشريات و رسانه‌هاي داخلي بود. ساواك از اين رويه به طور مكرر بهره‌ مي‌برد و اخبار و گزارش نشريات و رسانه‌هاي خارجي را به طور دلخواه در روزنامه‌ها و رسانه‌هاي داخلي منعكس مي‌‌كرد. اين در حالي بود كه ارباب مطبوعات و نيز صاحبان رسانه‌ها و نشريات خارجي كه اخبار آنان از سوي ساواك جعل شده بود، از ساختگي بودن اين خبرها مطلع مي‌شدند، اما هر يك به دلايلي از افشاي آن اجتناب مي‌كردند. رسانه‌ها و نشريات داخلي نيز جسارت و توان لازم را در خود احساس نمي‌كردند كه بتوانند در برابر اين‌گونه اخبار جعلي ساواك واكنش نشان دهند. البته رسانه‌ها، خبرگزاري‌ها و نشريات خارجي نيز به دليل سكوتي كه در قبال اين‌گونه جعل و خبرسازي ساواك اختيار مي‌‌كردند، كمك‌هاي مالي قvبل‌توجهي از سوي حكومت دريافت مي‌كردند. همين خبرگزاري‌ها و نمايندگان روزنامه‌هاي خارجي در قبال دريافت پول‌هاي بسياري از ساواك، از انعكاس مستند اخبار و حوادثي كه در ايران جريان داشت، طفره مي‌رفتند.
ساواك از انعكاس و انتشار هرگونه خبر و گزارشي كه فقر و فلاكت مردم را گزارش مي‌داد، جلوگيري مي‌كرد. چنانكه وقتي مجله «سپيد و سياه» طي گزارشي به موضوع كار كودكان زير 12 سال در كارگاه‌هاي فرشبافي در برخي نقاط كشور اشاره كرد، با واكنش شديد ساواك مواجه شد و مسئولان آن نشريه تحت فشار ساواك مجبور شدند اين گزارش را تكذيب كنند. ساواك صراحتاًً هشدار مي‌داد كه انتشار مطالبي از اين دست «مغاير مصالح كشور و موجب تبليغات سوء در داخل و خارج از كشور» است. زماني نيز كه برخي نشريات درصدد برآمدند به منظور نمايش زندگي روستايي و عشايري ايران، عكس‌هايي از برخي روستاها و زندگي عشايري كشور منتشر سازند، بار ديگر با واكنش مخالف ساواك مواجه شدند.
با تمام تمهيداتي كه ساواك مي‌‌انديشيد، برخي نشريات و روزنامه‌‌ها، براي انتشار مطالب و مقالات دلخواه، به حيله‌هاي گوناگون متوسل شده و با زبان طنز، استعاره، شبيه‌سازي و نظاير آن انتقاداتي متوجه حاكميت مي‌‌كردند. علاوه بر تهديدات و اعمال فشارهايي كه ساواك مستقيماًً بر ارباب مطبوعات و نويسندگان و هيئت تحريريه نشريات و روزنامه‌ها وارد مي‌آورد تا از درج مطالب و تصاوير انتقادآميز و شائبه‌برانگيز اجتناب كنند، در موارد متعددي نيز براي تحت فشار قرار دادن نشرياتي كه همدلي كمتري با اين سازمان نشان مي‌‌دادند و در عمل به خواسته‌هاي آن تعلل مي‌‌كردند، از فشارهاي مالي استفاده مي‌‌كرد و يارانه‌هايي كه به نشريات پرداخت مي‌شد، تا زماني كه خواسته ساواك تأمين نشده، قطع مي‌شد و نيز از ارجاع و انتشار آگهي‌هاي تبليغاتي و نظاير آن كه درآمدزايي قابل‌توجهي براي نشريات و روزنامه‌ها داشت، ممانعت مي‌‌كرد تا مطبوعات و روزنامه‌‌ها چنانكه دلخواه ساواك و حكومت بود تسليم شوند. نشريات و روزنامه‌ها بر حسب درجه همكاري با ساواك و ديگر مراجع حكومتي و دولتي از امكانات مالي و مساعدت‌ها و يارانه‌هاي مختلف بهره‌مند مي‌شدند.
در چنين شرايطي نشريات و روزنامه‌ها به سرعت از محتواي قابل اعتنا عاري شده و مخاطبان خود را از دست دادند. برخي نشريات نيز براي ادامه فعاليت و يافتن مخاطبان خاص، به چاپ و انتشار مطالب و تصاوير مستهجن و غيراخلاقي روي آوردند. بسياري از نشريات نيز براي ادامه حيات نيازمند كمك‌هاي نقدي ساواك و مراجع حكومتي شدند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

بررسی زندگی امام حسین (ع) (از ولادت تا شهادت)
مقدمه
ملل پیشرفته جهان ملتی هستند که برای آینده‌شان از گذشته سرمشق گیرند و مسیر بزرگان، آبا و اجداد و اقوام خود را انتخاب کنند تا به مطلوب خود برسند. ملت رستگار آن است که اخبار تاریخی ـ ملی خود را حفظ و در آن سیر کند تا به سرحد کمال نایل گردد.
جالب‌ترین صفحات اوراق گذشته تاریخ، شرح حال رجال و پیشوایان جامعه بشری است که برای سعادت خانواده یا ملت خود قیام کرده و گام‌های بلند برداشته و با خطرات خانمان‌برافکن مبارزه کرده‌اند و در نتیجه، نسل آینده و اخلاف آنها از این مجاهدت برای پیشرفت و ارتقای فردی و جمعی استفاده کرده‌اند. بهره‌گیری از سیره بزرگان، سنت بشری است که هر قوم و ملتی آداب و عادات، حرکات و سکنات، کردار و گفتار بزرگان خود را به عمل گذاشته و به صورت شئون ملی و رسوم اجتماعی درآورده است. پس مجموعه اندیشه و گفتار و کردار بزرگان یک قوم، آداب ملیت و شئون قومیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد. این نوشتار به مناسبت میلاد بزرگمرد تاریخ اسلام امام حسین(ع) به گوشه‌ای از زندگی این امام همام از تولد تا شهادت می‌پردازد.

میلاد سیدالشهدا(ع)
اشعه آفتاب وجود مبارک «با سوابقی که جبرئیل به پیغمبر خدا از مولود او خبر داده بود»، روز پنج‌شنبه سوم شعبان سال چهارم هجرت در مدینه از مشرق دامان فاطمه زهرا در خانه امیرالمؤمنین(ع) پرتوافکن شد. او دومین ثمره پیوند فرخنده علی(ع) و حضرت فاطمه(س) بود.
حسین‌بن‌علی(ع) در دوران خود به شجاعت و آزادگی و ایستادگی در برابر ستم شهرت داشت. میلادش مانند زندگانی و شهادتش شگفت‌انگیز است. حضرت در مدت زندگی خود در کنار جدش رسول خدا(ص) با آن حضرت مأنوس بود و حتی وقت نماز از آن حضرت جدا نمی‌شد. رسول خدا(ص) سخت به او و برادرش اظهار علاقه می‌کردند و با جملاتی که درباره آنها فرمودند، گوشه‌ای از فضایل آنها را برای اصحاب می‌نمایاندند. اکنون در آثار حدیثی، شمار زیادی فضیلت برای امام حسین(ع) نقل شده که بسیاری از آنها نظیر حدیث «الحسن والحسین سیدا شباب أهل الجنه» متواتر بوده و یا فراوان نقل شده است .
پس از تولد امام حسین(ع)، بی‌درنگ او را که شش‌ماهه به دنیا آمده بود، به حضور پیغمبر خدا(ص) بردند. به اتفاق تمام مورخان، رسول خدا کام کودک را با آب دهان خود برداشت و زبان در دهان او گذاشت و او را از شیره جان خود سیراب کرد و فرمود: «حسین منی و انا من حسین» و آن‌طور که میل داشت حسین را پرورش داد و تربیت کرد تا بزرگ شد. ابن‌اثیر می‌نویسد: در زمان تولد امام حسین(ع)، رسول خدا(ص) در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت و اسراری را به گوش او خواند و اماناتی به او تحویل داد. حسین(ع) هم اسرار و امانت جدش را بهتر از هر کس حفظ کرد و به عمل گذاشت .

دوران کودکی سیدالشهدا(ع)
امام حسین(ع) تا هفت سالگی زیر نظر مقام نبوت و رسالت، سایه‌وار حرکت می‌کرد و در کنار مهد عصمت و طهارت بود. تا سی‌وهفت‌سالگی در حجر ولایت‌مطلقه الهیه پدرش و تا چهل‌وهشت‌سالگی در کنار مهر و عاطفه امامت برادرش، حضرت مجتبی عمر گذرانیده و یازده سال هم دوره امامت و ولایت مطلقه خود او بود. بنابراین دوران ِ کودکی و جوانی، کمال و امامت او در مهبط نزول وحی و مهد عصمت و دامان ولایت و ساحل امامت و مکتب ولایت ادامه داشت تا عاشورا که سن او پنجاه‌وهفت سال و هفت ماه بود.
در تربیت حسین(ع) اسرار شرافت، پاکیزگی، فضیلت، سعادت، سیادت، شهامت، شجاعت، استقامت و پافشاری در راه دین، عزت و حمیت، حفظ ناموس و حقوق دیگران، دستگیری از بینوایان، احقاق حق مستمندان، تسلیم نشدن و زیر بار زور نرفتن، طرفداری از حق و حقیقت، نهفته است .
سجایایی که حسین از جد و پدر و مادرش به ارث برد برای احدی امکان‌پذیر نبود. در پرورشگاه محمدی شخصیت حسین عامل مؤثری در احیای شریعت اسلام بود و مثل اعلای درس فضیلت و اخلاق شد.
دوستی حسین برای پیغمبر نه‌تنها از راه عاطفه فرزندی بود، بلکه برای سفارش‌هایی بود که از زبان وحی گرفته بود و حسین را سبب جاودانگی و استمرار رسالت و نبوت خود می‌شناخت .حسین، احیاگر مجد و عظمت اسلام و سبب ابقای حیات اجتماعی مسلمانان برای همیشه شده و نقش او فراموش شدنی نیست .

حسین(ع) و نسب
امام حسین(ع) از حیث نسب، ممتازترین انسان است؛ زیرا جدش رسول خدا(ص)، مادرش فاطمه زهرا(س)، پدرش علی مرتضی(ع)، برادرش حسن مجتبی(ع)، خواهرش زینب کبری(س) و همسرش دختر یزدگرد پادشاه ساسانی است و این نسب برای احدی نیست.

ویژگی‌های منحصر به‌فرد حسین(ع)
حسین‌بن‌علی(ع) شخصاًً دارای مزایایی بود که دیگران فاقد آن بودند و سرتاسر زندگی‌اش عجیب بود؛ یکی آنکه شش ماهه به دنیا آمد و دیگر آنکه شهادتش بی‌نظیر بود. در قیام خونین او بسیاری از کلمات عملاًً ترجمه شد که اگر حسین(ع) نبود این کلمات معنا نمی‌شد؛ عشق و اراده و صبر و فداکاری از جمله آن موارد است. سالار شهیدان در حسن خلق، تواضع، ادب، بخشش، صله رحم، راستی، درستی، عبادت، فراست و ذکاوت، شجاعت و شهامت، آزادی و سعادت، فداکاری و گذشت، امیدواری و آرزو، شرافت و عشق، مرام و مسلک، صبر و بردباری، سیاست ملی و مظلومیت اجتماعی دارای نبوغ فکری بود. این کلمات را چنان معنا کرد که تاکنون کسی چنین معنا نکرده است .
امام حسین(ع) سرباز باشخصیت و فداکار اسلام است که درس آزادی و فداکاری و مجد و عظمت را به مسلمانان آموخت و در صورت و سیرت بی‌نظیر و ممتاز بود.

چند روایت در مورد حسنین(ع)
از پیغمبر(ص) پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست داری؟ فرمود: حسن و حسین را.
شیخ طبرسی نقل می‌کند که پیغمبر(ص) فرمود: روز قیامت عرش خدا را به نور حق زینت می‌کنند. حسن طرف راست و حسین طرف چپ عرش قرار خواهند گرفت.
و در روایتی دیگر درباره علی(ع)، فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) فرمود: هر کس با آنان جنگ آورد، من با او به جنگ می‌خیزم و هر آنکه تسلیم آنها شود، من با او سر آشتی دارم.
رسول خدا(ص) دست حسنین(ع) را گرفت و فرمود: هر که من و این دو پسر و پدر آنها را دوست دارد، روز قیامت در صف من قرار خواهد گرفت.
عایشه روایت کرده یک روز صبح حسن و حسین و فاطمه و علی(علیهم‌السلام) در زیر عبای پیغمبر(ص) جمع شدند. آنگاه رسول خدا(ص) فرمود: «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً».
علاقه رسول خدا به این دو فرزند، بر همه اصحاب آشکار بود و همان‌طور که درباره امام حسین(ع) گذشت، پیامبر(ص) می‌کوشید تا مردم را از علاقه خود به این دو امام آگاه کند و حتی می‌فرمود: خدایا دوست بدار کسی که آنها را دوست بدارد: «من احبنی فلیحب هذین»، و فرمود: «من أحب‌الحسن والحسین فقد أحبنی و من أبغضهما فقد ابغضنی» آن حضرت درباره این دو برادر فرمود: هما ریحانی من الدنیا»، درباره امام حسین(ع) فضایل اختصاصی نیز آمده است که یکی از مشهورترین آنها، روایت «حسین منی و أنا من حسین» است.
«یحیی ابن سالم موصلی» که از غلامان امام حسین (ع) بود، می‌گوید: با امام در حرکت بودیم. به خانه رسیدند و آب طلبیدند. کنیزی با قدحی پر از آب بیرون آمد. امام پیش از خوردن آب «فضه‌ای» را درآورده به او دادند و فرمودند: این را به اهلت بسپار، آنگاه به نوشیدن آب پرداختند.
از امام باقر(ع) روایت شده است که امام حسین(ع) در سفر حج پیاده حرکت می‌کرد، در حالی که چهارپایان او پشت سر او حرکت می‌کردند.
نقل یک روایت هم در اخلاق امام حسین(ع) مناسب می‌نماید. بن ابی‌الدنیا نقل کرده است که امام حسین(ع) بر گروهی از فقیران عبور می‌کرد که سفره‌شان پهن بود و غذایی فقیرانه داشتند. وقتی امام را دیدند، حضرت را دعوت کردند. آن حضرت پیاده شد و فرمود: «ان‌الله لا یحب المستکبرین» آنگاه نشست و با آنها غذا خورد. پس از آن فرمود: شما دعوت کردید، من پذیرفتم. اکنون من شما را دعوت می‌کنم، باید بپذیرید. پس از آن به رباب گفت هرچه آماده کرده بیاورد تا با هم بخورند.
اشتغال حسن و حسین(ع) در حضور پیغمبر(ص) به بازی‌های کشتی، خط‌نویسی و «لعب المداحی» چاله‌بازی با ریگ و گودال و خاک و مسابقه اسب‌سواری و تیراندازی و سبقت در نماز و وضو و غیره بوده است.
سلمان فارسی روایت می‌کند که دیدم حسین در دامان پیغمبر(ص) بود و می‌فرمود: تو سید فرزند سیدی و پدر ساداتی، تو امام، فرزند امام و پدر ائمه هستی، تو حجت، فرزند حجت و پدر حجج خدایی، نُه تن از نسل تو حجت خدا هستند و نهمین آنها قائم ایشان است.

خصال و مکارم اخلاق سیدالشهدا(ع) از زبان رسالت
شیخ صدوق در امالی از حدیفه الیمان روایت می‌کند که دیدم رسول خدا دست حسین را گرفته و فرمود: یا ایها الناس هذا الحسین بن‌علی فاعرفوه فوالذی نفسی بیده انه لفی الجنه و محبیه فی الجنه و محبی محبیه فی الجنه.» ای گروه مردم، این است حسین پسر علی‌بن‌ابیطالب، او را بشناسید. قسم به خدایی که جان من به دست اوست، حسین در بهشت است، دوستان حسین در بهشتند و دوستان دوستان او نیز در بهشت خواهند بود.

مراحل زندگی حسین‌بن‌علی(ع)
حسین‌بن‌علی(ع) مدت شش سال از دوران کودکی خود را در زمان جد بزرگوار خود سپری کرد و پس از رحلت آن حضرت، مدت سی سال در کنار پدرش امیرالمؤمنین(ع) زندگی کرد و در حوادث مهم دوران خلافت ایشان به صورت فعال شرکت داشت. امام حسین(ع) در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان حضور داشت و در کنار پدر به جنگ با پیمان‌شکنان و ظالمان پرداخت. از آن حضرت خطبه‌ای از جنگ صفین نقل شده است که ضمن آن، مردم را به جنگ ترغیب می‌کردند.
امام حسین(ع) در مراحل مقدماتی صفین در گرفتن مسیر آب از دست شامیان نقش داشت. امام علی(ع) پس از آن پیروزی فرمود: «هذا اول فتح ببرکه الحسین(ع)»
پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) (در سال چهلم هجری ) مدت ده سال در صحنه سیاسی و اجتماعی در کنار برادر بزرگ خود حسن‌بن‌علی(ع) قرار داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) (در سال پنجاه هجری) به مدت ده سال، در اوج قدرت معاویه‌بن ابی‌سفیان، بارها با وی پنجه درافکند و پس از مرگ وی نیز در برابر حکومت پسرش یزید قیام کرد و در محرم سال ۶۱ هجری در کربلا به شهادت رسید.
امام حسین(ع) در دوره امامت برادرش، از سیاست وی دفاع می‌کرد. آن حضرت در برابر درخواست‌های مکرر مردم عراق، برای آمدن آن حضرت به کوفه، حتی پس از شهادت برادرش، حاضر به قبول رأی آنها نشدند و فرمودند: تا وقتی معاویه زنده است، نباید به اقدامی دست زد. معنای این سخن آن بود که امام در فاصله ده سال به اجبار حکومت معاویه را تحمل کردند. این نکته مهمی در مواضع سیاسی امام حسین(ع) است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، دلیلش نیز آن است که ما، امام حسین(ع) را بیشتر از زاویه اقدام انقلابی‌اش در کربلا می‌شناسیم.
مناسبات امام و معاویه و گفت‌وگوهایی که در مواقع مختلف صورت گرفته، نشان‌دهنده تسلیم‌ناپذیری امام از لحاظ سیاسی در برابر پذیرش مشروعیت قطعی معاویه است. یکی از مهم‌ترین دلایل، نامه مفصل امام به معاویه است که ضمن آن به حقایق زیادی درباره جنایات معاویه در حق شیعیان امام علی(ع) اشاره شده است. امام در این نامه به معاویه نوشتند: من قصد جنگ و مخالفت با تو ندارم و...
در جای دیگری نیز بلاذری خلاصه نامه را ذکر کرده که یک جمله اضافه دارد. در آنجا آورده که امام به معاویه نوشتند: «و ما أعلم فتنه أعظم من ولایتک هذه الامه». یعنی من فتنه‌ای سهمگین‌تر از حکومت تو بر این امت سراغ ندارم.

نتیجه‌گیری
حسین‌بن‌علی(ع) از جهات فضیلت و کمال اخلاقی بر همه کس برتری داشته است. حسین(ع) از جهت امامت و ولایت با پدر و برادرش در یک سطح قرار داشته‌اند و سایر ائمه هدی هم در همان صف بوده‌اند، ولی هر یک از آنها در بروز خصال و مکارم شخصی یک اهمیت و مزیت خاصی داشته‌اند و از میان همه آنها حسین(ع) ویژگی خاصی دارد، زیرا او مکتب تربیتی خاصی گشود و در مکتب عملی خود درس فضیلت و اخلاق داد و روش اخلاقی او و پرورش تربیتی او چنان بود که پیغمبر(ص) و علی(ع) و خلفا و اصحاب همه در اکرام و احترام او تأکید و مبالغه داشتند و حتی معاویه که رقیب سرسخت او و پدرش و برادرش بود در حضور و غیاب به مقام و فضیلت او اعتراف می‌کرد.
امام حسین(ع) سرباز باشخصیت و فداکار اسلام بود که درس آزادی و فداکاری و مجد و عظمت به مسلمانان آموخت و در صورت و سیرت بی‌نظیر و ممتاز بود و همه باید زندگانی امام حسین(ع) را همچون مشعل فروزان، الگو و پیشرو همه‌جانبه راه زندگانی خود قرار دهند.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حاکم اسلامی باید مردم را بهشتی کند
احسان آیتی

مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ يَقُولُ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ سَيِّدِ الشُّهَدَاءِ حُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: مَرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بِرَجُلٍ يَتَكَلَّمُ بِفُضُولِ الْكَلَامِ فَوَقَفَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ يَا هَذَا إِنَّكَ تُمْلِي عَلَى حَافِظَيْكَ كِتَاباً إِلَى رَبِّكَ فَتَكَلَّمْ بِمَا يَعْنِيكَ وَ دَعْ مَا لَا يَعْنِيك. (الأمالي صدوق، تهران، کتابچی، ص 33)
روزی امیرالمومنین(ع) از کنار مردی که سخنان بیهوده بیان می‌کرد، گذر کرد. سخنانی که نه برای شنونده و نه برای گوینده سودی ندارد. حضرت نزد او توقف کرد و فرمود: این صحبت‌هایی که بیان می‌کنی در واقع داری برای دو فرشته‌ای که اعمال تو را می‌نویسند، املا و ابلاغ می‌کنی و به سوی پروردگارت می‌فرستی! پس در مورد آنچه مهم است سخن بگو و آنچه را که گفتنش فایده ندارد، رها کن.
آنچه از این روایت برداشت می‌شود این است که: امیرالمومنین(ع) به‌عنوان حاکم اسلامی و امام مسلمین، حتی در مورد رفتارهای کوچک مردم هم بی‌تفاوت نیست و وقتی مشاهده می‌کند شخصی کار ناصوابی انجام می‌دهد هر چند ممکن است حرام هم نباشد، او را به نیکی و راه صواب توصیه می‌کند. (اقتباس از درس خارج امام خامنه‌ای در تاریخ 4/3/93)
حاکم اسلامی وظیفه دارد راه را برای سعادت مردم جامعه هموار کند و او را به بهشت رهنمون سازد.
در روایتی دیگر امیرالمؤمنین(ع) فرمود: اگر از من اطاعت کنید، من شما را به بهشت می‌رسانم. عبارت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ نهج‌البلاغه این است، می‌فرماید: فَاِن اَطَعتُمونى فَاِنّى حامِلُکُم اِن شاءَ اللهُ عَلى‌ سَبیلِ الجَنَّه؛ فرمود اگر آنچه من می‌گویم، گوش کنید و عمل کنید، من شما را به بهشت خواهم رساند، ان‌شاءالله؛ وَ اِن کانَ ذا مَشَقَّهٍ شَدیدَه وَ مَذاقَه مَریره؛ (خطبه ۱۵۶) اگرچه این کار، بسیار دشوار است، بسیار سخت است، تلخ است. این حرکت ... حرکت آسانى نیست؛ این هدف امیرالمؤمنین(ع) [است‌]. رساندن انسان‌ها به بهشت، هم در زمینه‌ فکرى مردم، [هم] در زمینه‌ روحى و قلبى مردم، [هم‌] در حیات اجتماعى مردم، نقش مى‌آفریند. ... گاهى شنیده می‌شود کسانى در گوشه ‌و کنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها می‌شود، می‌گویند: مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟ بله، همین است. فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است: حاکم اسلامى می‌خواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبایى برسند؛ [لذا] راه‌ها را باید هموار کند. اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است. فطرت انسان‌ها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛ این وظیفه ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین(ع) بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه می‌کند که مردم را به بهشت برساند.... وسایل عمل خیر و حسنات را در کشور فراهم کنیم، وسائل شُرور و آفات را از دسترس‌ها برداریم؛ این وظائف مسئولین حکومت است.» (23/2/1393 بیانات امام خامنه‌ای در دیدار مردم استان ایلام)
این مسئله آنقدر اهمیت دارد که حضرت امام صادق(ع) در بیانی عتاب‌گونه بیان می‌دارد: «لَوَدِدْتُ أَنَّ أَصْحَابِي ضُرِبَتْ رُؤُوسُهُمْ بِالسِّيَاطِ حَتّى‏ يَتَفَقَّهُوا» (الكافي، الإسلامية، ج‏1، ص 31)
«هرآينه دوست داشتم اين را كه بر سر شيعه من تازیانه زده شود تا طلب علم دين كنند.» مولا صالح مازندرانی در شرحی که بر اصول کافی نوشته، ذیل این روایت آورده است:
اینکه حضرت از میان همه اعضا سر را بیان کرد با وجود اینکه شریف‌ترین عضو است و به همین دلیل است در اجرای حدود از ضربه زدن به سر نهی شده است، با این حال حضرت فرمود بر سر یارانم تازیانه بزنم، به دلیل کثرت تقویت مبالغه در تأدیب امت به دلیل ترک تفقه و دین‌آگاهی است و این مثال دلالتی است بر اینکه حاکم اسلامی باید مردم را به معروف راهنمایی کند هر زمان که مردم معروفی را ترک کردند اگر چه احتیاج به ضرب و غیر آن از انواع مختلف تأدیب و تعذیب باشد. (شرح‌الكافي-الأصول و الروضة ج‏2، ص 21)
یقیناً هیچ‌گاه حضرات معصومین(علیهم‌السلام) برای تربیت مردم دست به تازیانه نبردند، اما این روایت دلالت بر این دارد که حاکم اسلامی تا این حد برای سعادت و رستگاری مردم، ارزش و اهمیت قائل است و دل می‌سوزاند. اصولاً در آیات الهی هدف بعثت انبیا، تزکیه و تعلیم مردمی است که در ضلالت بودند: «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبين‏» (الجمعة : 2) از این جهت در جامعه اسلامی که استمرار حکومت نبوی است تزکیه و تعلیم باید دستور کار حاکمان قرار گیرد و حاکم اسلامی نمی‌تواند نسبت به سعادت امت علی‌السویه باشد و اختیار انتخاب بهشت و جهنم را به عهده خود آنان بگذارد!
بلکه اصل اولی باید تربیت نفوس و تعالی جامعه باشد و برای این مهم، هرگونه مانع و آسیبی وجود دارد، برطرف کند و شرور را دفع نماید. در جامعه مدرن امروزی که عوامل غفلت و گمراهی بسیار است، باید راهکارهایی برای دفع این مخاطرات اندیشید. کارهای سلبی مانند فیلتر کردن، توقیف، برخورد با انحرافات و اعوجاجات و ... اگرچه در همین راستای سوق مردم به بهشت ضروری است و کسی نباید منکر آنها شود، اما یقیناً کافی نیست چه آنکه در روایت صدر نوشتار، حضرت امیر با بیانی اقناعی سعی در تعلیم و تربیت فرد مذکور نمود و از این دست برخوردها در سیره حضرت رسول و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) فراوان است که صد البته با توجه به ضمیمه شدن روایت دوم به این نتیجه می‌رسیم که حاکم اسلامی فقط نباید به حرف و توصیه اکتفا کند و در این باره باید عملاً وارد میدان شود.
همه آنچه بیان شد در مورد اعمال فردی و شخصی افراد جامعه بود، یقیناً سعادت جامعه اسلامی از حیث اجتماع به‌مراتب بالاتر از سعادت فردی است؛ از این رو اگر تعالی گرایش‌ها و بینش‌ها و کنش‌های تک‌تک افراد باید مورد توجه حاکم اسلامی باشد به طریق اولی چنین امری در جامعه مهم‌تر است. از این رو هر عامل و علتی که امنیت اخلاقی را مختل و روند سعادت جامعه اسلامی را کند، باید از سر راه برداشته شود. از این رو اگر اشخاصی یا دشمنان سعی دارند امت اسلامی را با زور به جهنم ببرند حاکم اسلامی باید با قدرت از جامعه خود صیانت کند و شاید فلسفه اجرای حدود و تعزیرات و جهاد در جامعه اسلامی همین باشد که اگر نمی‌توان مردم را با زور به بهشت برد، می‌توان جلوی اشخاصی را که سعی در جهنمی کردن جامعه دارند، گرفت!


آیینه خواص

ابوایوب انصاری_ 8
فرار از مدینه

پس از جنگ صفین، معاویه به افراد سنگدل و بی‌رحمی همچون «بُسربن‌ارطاه» فرمان داد راه حجاز (مکه و مدینه) تا یمن را در پیش گیرند و در هر شهری که مردم آن پیرو علی‌بن‌ابی‌طالب هستند، چنان زبان به دشنام و ناسزا بگشایند که مردم باور کنند راه نجاتی ندارند. سپس از دشنام و هتاکی دست بردارند و آنان را به بیعت با معاویه فراخوانند و هر کس بیعت نکرد، او را بکشند.
بسره حرکت کرد و همه دستورهای کینه‌توزانه او را اجرا کرد. او و همراهانش کنار هر آبی می‌رسیدند، شتران ساکنان آنجا را به زور می‌گرفتند و سوار می‌شدند و اسب‌های خود را یدک می‌کشیدند تا کنار آب دیگری می‌رسیدند. در آنجا شتران پیشین را رها کرده، شتران این قوم را می‌گرفتند و به این ترتیب خود را به نزدیکی مدینه رساندند. در مدینه، قبیله «قضاعه» به پیشواز آنان آمدند و برای ایشان شترانی قربانی کردند. آنها چون با جرئت و جسارت و غافل‌گیرانه به مدینه وارد شدند، ابوایوب انصاری که کارگزار امام علی(ع) در مدینه بود و خود را برای رویارویی آماده نمی‌دید، از آنجا گریخت و جان سالم به در برد.
بسر با خیالی آسوده و بدون مقاومت نیروهای ابوایوب به شهر وارد شد و در مسجد مدینه بالای منبر رفت. او از همان آغاز بنابر دستور معاویه به اصحاب پیامبر(ص)، از مهاجر و انصار، جسارت و فحاشی و آنان را تهدید کرد. وی آیه «وَضَربَ اللهُ مَثلاً قریه کانَت آمِنَهً مُطمَئِنَهً یَأتِیهَا رِزقُهَا رَغَداً مِّن کُلِّ مَکانٍ فَکفَرَت بِاَنعُمِ اللهُ فَأذاقَهَا اللهُ لِباسَ الجُوعِ وَ الخَوفِ بِمَا کانُوا یَصنَعونَ» (نحل / 112) را مثال زد و گفت: «خداوند این مثال را درباره شما زده و شما را شایسته آن دانسته است؛ زیرا شهر شما محل هجرت پیامبر(ص) و جایگاه سکونت او بود. مرقدش در این شهر است و منازل خلفای پس از او نیز در همین‌جاست، ولی خلیفه خدا (عثمان) میان شما کشته شد و گروهی از شما قاتل او هستید و گروهی نیز او را زبون کرده‌اید.»
بسر در ادامه به طور ویژه به انصار دشنام داد و گفت: «ای گروه یهود! ای فرزندان بردگان زریق و نجار و سالم و عبدلأشهل! همانا به خداوند سوگند، چنان بلایی بر سر شما خواهم آورد که کینه و جوشش سینه‌های مؤمنان و خاندان عثمان را تسکین خواهد داد! به خدا سوگند، شما را همچون امت‌های گذشته افسانه خواهم کرد.»
این مرد خونخوار و بی‌رحم آن قدر سخنان تهدیدآمیز به زبان آورد که مردم از جان خویش ترسیدند و به دست و پای «حویطب بن عبدالعزی» ـ شوهر مادر بسر ـ افتادند و به او پناهنده شدند. حویطب خود را به بسر رساند و او را سوگند داد که دست از تهدید بردارد. او آن قدر با بسر سخن گفت تا وی را آرام کرد. پس از آن، بسر مردم را به بیعت با معاویه تسلیم کرد. بسر سپس از منبر پایین آمد و از مسجد خارج شد. او خانه‌های بسیار، از جمله خانه «ابوایوب انصاری»، «زراره‌بن‌حرون» و «رفاعه‌بن رافع زرقی» را آتش زد و ویران کرد. او سپس سراغ جابربن عبدالله انصاری رفت، اما پیش از اینکه به او دست یابد، گریخت.


آیینه خواص
آیت‌الله سیدمحمدتقی آل‌هاشم*

آمادگی برای ضیافت خدا
ماه شعبان برای سالک الی‌الله بسیار با ارزش است. یکی از شب‌های قدر در این ماه است و کسی در آن متولد شده که خداوند به واسطه او وعده پیروزی داده است.از فضایل بسیار ارزشمند ماه شعبان، همین بس که ماه رسول خدا(صلوات‌الله علیه و آله) بوده و آن حضرت فرمودند شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد، بنابراین کسی که از این دعوت بزرگ آگاه شود، باید در عرصه خودسازی، تهذیب نفس، کسب مکارم اخلاقی و فضایل معرفتی بکوشد. مناجات شعبانیه فرصتی برای لقاءالله در ماه مبارک رمضان است. مرحوم آیت‌الله حاج‌میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب «المراقبات» خود به اهمیت مناجات شعبانیه اشاره کرده و گفته که اهل این مناجات معروف به دلیل خواندن آن با صاحب این ماه شعبان مأنوس شده و به همین جهت، منتظر و مشتاق این ماه هستند. سالک از فرازهای این مناجات، نه تنها در ماه شعبان، بلکه باید در طول سال بهره‌مند شود. اهل غفلت از درک فواید و انوار فضایل معنوی ماه شعبان و مناجات شعبانیه بی‌بهره‌اند.
ایشان افزود: این خسران معنوی در ماه مبارک رمضان نیز در صورت غفلت تکرار خواهد شد، مبادا با همین غفلت در شب‌های قدر رمضان حاضر شویم و درهای رحمت الهی را به روی خود ببندیم. ماه شعبان، ماه پیامبر اکرم(ص) است و آن حضرت کل این ماه را روزه بودند، اگر توان روزه‌داری در کل این ماه نیست، حداقل 10 روز و یا سه روز از این ماه عزیز را روزه‌دار باشیم تا جرعه‌ای از معرفت شعبان‌المبارک را بچشیم، ضمن اینکه سایر اعمال این ماه نیز نباید مورد غفلت مؤمنان قرار گیرد.
در حدیثی معتبر از امام صادق(ع) آمده است؛ کسی که روز اول ماه شعبان را روزه بگیرد، حتماً وارد بهشت می‌شود و کسی که دو روز را روزه بگیرد خداوند در هر شب و روزی(به چشم رحمت) به او می‌نگرد و در بهشت هم به این نگاه ادامه می‌دهد و کسی که سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار می‌کند.
بنا به فرموده امام صادق(ع) هر کس که در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود، خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست ‏به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامى که افطار کند، بنابراین روزه‌داری در این روزهای گرم، افزون بر ثواب بسیار، موجب نزول رحمت الهی نیز خواهد شد.
مرحوم آیت‌الله حاج‌میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات به نقل از کتاب «عیون» از عبدالسلام بن‌صالح هروی گفتند: در آخرین جمعه شعبان به دیدن علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) رفتم، حضرت فرموند؛ اباصلت! بیشتر شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است؛ کوتاهی گذشته خود را در این ماه جبران کن و بسیار دعا و استغفار کن و خیلی قرآن بخوان و از گناهانت توبه کن.
از روایات و احادیث معتبر وارده این‌گونه برمی‌آید که بدون طهارت معنوی، موفق به فهم عظمت میهمانی خدا نخواهیم بود.
* امام جمعه موقت تبریز
منبع رسانیوز


علمی که برادر بزرگ‌تر زمین نگذاشت
حسن ابراهیمی

محله «تولیددارو» یکی از محلات نسبتاً قدیمی و اصیل تهران است. ساکنان آن، هم در دوران مبارزات علیه رژیم ستمشاهی و هم در دوران دفاع مقدس حضور موثری داشتند. در ادامه گزارشی از گفت‌وگوی خبرنگار ما را با خانواده محمدرضا و عباس بوربور دو برادر شهید در این محله می‌خوانید.
به قول سیدسقا گلزار شهدای تولیددارو
با سیدسقا یا همان سیدفضل‌الله محمدی، راهی محله تولیددارو شدیم و هدف‌مان هم تهیه گزارش از خانواده دو برادر شهید بود. وارد محله که شدیم در جناح جنوبی خیابان روی دیوار شرکت تولیددارو انگار حال و هوا فرق می‌کرد. پیاده‌رویی که متفاوت از سایر پیاده‌روهای محل سنگ‌فرش شده بود و سقف هم داشت و زیر سایه این سقف تصاویر شهدای محل نقش بسته بود؛ دیواری با حدود 100 متر طول. «سید سقا» ما را برد جلوی تصویر دو شهیدی که خانه آنها مقصد تهیه این گزارش بود. دو برادر شهید در کنار هم.
خانه‌ای با نمایی ساده
حدود 100 متر جلوتر در امتداد خیابان، سید جلوی یکی از خانه‌ها ایستاد و گفت ببین، هنوز حال و هوای انقلاب و جنگ را دارد. راست هم می‌گفت، با اینکه قدیمی به نظر نمی‌رسید، اما نمایی ساده و بی‌آلایش و تعدادی پرچم، شاخصه اصلی این ساختمان بود. اینجا خانه‌ای است که مادر شهید در آن ساکن است. سید هم تماس گرفته و پیشتر هماهنگ کرده که مادر شهید حتماً باشد، اما انگار که دو ـ سه روزی است که مادر شهید در بیمارستان بستری شده، اما خواهر این دو برادر شهید و همسرش منتظر ما بودند.
پدر و مادری رزمنده
عباس کوچک‌ترین و محمدرضا بزرگ‌ترین پسر خانواده بوربور بودند که توفیق شهادت نصیب‌شان شد. برادر دیگر این خانواده هم از بسیجیان محل بوده و رزمی‌کار است و در واقع مربی رزمی برادر شهیدش محمد رضا هم بوده است. این خانواده یک خواهر هم دارد که امروز با همسرش مخاطب گفت‌وگوی ما هستند و همسر او نیز پسردایی این شهدا بوده و لذا به خوبی با این دو شهید آشناست. از همه اینها بگذریم، مهم‌تر اینکه پدر مرحوم و مادر این دو شهید هم در کسوت جهادگر، رزمنده و پشتیبان در جبهه‌ها حضور داشتند.
ما میهمان خواهر و داماد این خانواده می‌شویم. ابتدا در رابطه با دو شهید بزرگوار؛ عباس و محمدرضا بوربور می‌پرسیم. محمد بوربور که داماد خانواده و پسر دایی شهدای بوربور است، می‌گوید: شهید عباس برادر بزرگ‌تر، متولد سال 1335 است و در سال ۱۳۶۵ در منطقه قلاویزان مهران به شهادت می‌رسد. او در لحظه شهادت محمدرضا، بالای سر او می‌رسد. عباس در زمان شهادت دو فرزند داشت، یکی دختر و دیگری پسر که دخترش ازدواج کرده و دارای فرزند هم شده است. شهید محمدرضا که پسر کوچک خانواده متولد سال 1344، در 19 بهمن ماه سال 1361 در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه به شهادت می‌رسد.
شناسنامه‌ای که دست‌کاری شد
خواهر این دو شهید در ادامه صحبت‌های همسرش به بیان خاطراتی از شهید محمدرضا می‌پردازد و شاه‌کلید خاطرات او این است که محمدرضا برای اینکه بتواند به جبهه برود به دلیل سن پایینی که داشت مثل خیلی از هم‌سن و سالان رزمنده‌اش شناسنامه‌اش را دست‌کاری کرده بود.
دیگر خاطره‌ای که او از برادران دارد این است که چون در لحظه شهادت محمدرضا برادر بزرگ‌ترش عباس بالای سرش بود یکی از اقوام تعریف کرد که او در مراسم ختم محمدرضا گفته است نخواهم گذاشت تفنگ برادرم روی زمین بماند و به دلیل همین هم بارها پس از شهادت محمدرضا به جبهه اعزام شد، تا این که خود او هم به شهادت رسید.
از خواهر این شهدا در رابطه با ارتباط این دو شهید با مسجد پرسیدیم و او هم در جواب گفت که محمدرضا در یکی از مساجد محل به نام مسجد المهدی(عج) عضو بسیج بود، البته بیشتر فعالیت‌های او در مسجد جامع حضرت ابوالفضل(ع) بود.
او ادامه داد: پدر و مادر ما هم هر دو در رابطه با جبهه‌ها فعالیت داشتند. پدر ما در جهاد سازندگی مشغول بود و به‌عنوان جهادگر و سنگرساز بی‌سنگر کار می‌کرد و مادرمان هم به همراه خانم‌های محل به امر جمع‌آوری کمک و پشتیبانی از جبهه‌ها می‌پرداختند و دو سه بار هم به همراه پدرم به جبهه کردستان رفته بودند. مادرمان به همراه خانم‌های محل یک زینبیه هم راه انداخته‌اند و تا امروز هم مشغول هستند.
شوخ‌طبعی و خوش‌اخلاقی محمدرضا
خواهر شهید می‌گوید که محمدرضا خیلی خوش اخلاق و شوخ‌طبع بود. او یک ماه برای آموزش به اصفهان رفته و برای اعزام به لبنان آموزش می‌بیند؛ اما ظاهراً یک شب که قرار بود عباس به جبهه برود، او هم‌ پایش را در یک کفش کرد که با عباس برود و گفت می‌تواند برود. وقتی پدر و مادرم قبول کردند، محمدرضا رفت به یگان تخریب و عباس هم در یگان پشتیبانی مشغول شد. در عملیات والفجر مقدماتی وقتی که عملیات با مشکل مواجه می‌شود و دستور عقب‌نشینی می‌آید، یک تک‌تیرانداز عراقی محمدرضا را مورد هدف قرار می‌دهد و او به شهادت می‌رسد و عباس هم که در آن نزدیکی‌ها بوده بالای سر محمدرضا رسیده و او را در این لحظه می‌بیند. راه‌شان مستدام باد


یادداشت
علیرضا جلالیان

آنچه که در آستانه سوم خرداد هر سال رخ می‌دهد
هر ساله در آستانه فتح‌الفتوح سوم خرداد رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با حضور در جمع فرزندان پاسدار خود، در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) حضور پیدا کردند و همانند خورشید، روشنی‌بخش حرکت پاسداران در موضوع تربیت پاسداری در سپاه شدند.
با بررسی متن سخنان ایشان طی این چند سال در این سنت حسنه می‌توان دریافت که ایشان همواره از ابتکارات و خلاقیت‌هایی که هر ساله دانشجویان این دانشگاه در نشان دادن توان رزمی و معنوی خود دارند ابراز رضایت کرده و همواره این ابتکار و خلاقیت را مورد تحسین قرار داده‌اند. از سویی ایشان حساب این دانشگاه را از سایر دانشگاه‌های نیروهای مسلح و کشور جدا دانسته و آن را مرکز تربیت پاسداران انقلاب اسلامی نامیدند و در ادامه ضمن تعریف از پاسداران انقلاب اسلامی، جوانان دانشجوی پاسدار این دانشگاه پاسداران را آینده‌ساز انقلاب در تداوم پاسداری نسل‌های گذشته معرفی کردند و این امر نیز با ابتکار دانشجویان و فرماندهان این دانشگاه همواره طرح این سال‌ها به صورت نمادین به نمایش گذاشته می‌شود.
اما نکته اینجاست که ایشان در فرازهایی از سخنان خود هر ساله در این دانشگاه به موضوعات کلیدی و مهمی اشاره و در کنار آن، یک نقطه تهدید هم برای دشمنان مشخص می‌کنند، نقطه تهدیدی که تحت مقابله با فتنه‌های آنها تعیین می‌شود. تأکید ایشان روی بصیرت، مطالعه تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی و نیز دفاع مقدس و آشنایی جوانان آینده‌ساز سپاه و کشور با این مفاهیم و نیز اشاره به آرمان انقلاب اسلامی یعنی مقدمه‌سازی برای استقرار حکومت جهانی اسلام از نکاتی است که ایشان همواره در سخنان خود بیان می‌فرمایند. از سویی با توجه به تحولات منطقه‌ای نیز ایشان همواره در سخنرانی‌های خود چه در این دانشگاه و چه در مراسم تحلیف و اعطای سردوشی به عزیزان دانشجوی ارتش یک نکته از استکبارستیزی و نیز تهدید علنی علیه دشمن را بیان می‌دارند. یکی از جاهایی که ایشان بدون لفافه علناً در پاسخ به تهدیدات دشمن و نیز یاوه‌گویی‌های آنها زبان به تهدید و ارعاب دشمن می‌گشایند همین جاها است. یعنی در برابر فرزندان برومندشان در نیروهای مسلح. نکته قابل ملاحظه هم این است که ایشان همواره از ابتکارات و نظم و برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته در این مراکز ابراز خرسندی کرده و این را نتیجه باور «ما می‌توانیم» در نیروهای مسلح می‌دانند و البته در دیدار با فرزندان پاسدار خود علاوه بر این بر تربیت نیروهای آینده انقلاب و سپاه در دانشگاه امام حسین(ع) تأکید داشتند. موضوعی که محل درنگ و تحمل است، چراکه دانشگاه منتسب به پاسداران انقلاب، باید پیشقراول تربیت نیروهای انقلاب اسلامی باشد و چیزی غیر از این هم از این دانشجویان انتظار نمی‌رود و ایشان این را همواره چراغ راه مسئولان دانشگاه قرار داده‌اند که این دانشگاه باید علوم موردنیاز انقلاب و تربیت انقلابی را مدنظر قرار داده و مبتنی بر این عمل کند، موضوعی که متمایزکننده این دانشگاه از سایر دانشگاه‌های کشور و نیروهای مسلح است و البته این مسئله به ویژه در چند سال اخیر در این دانشگاه مشهودتر توسط مسئولان سپاه در حال پیگیری است. به امید آنکه به همه آنچه که امام ما از ما انتظار دارد، نزدیک‌تر شویم. ان‌شاءالله


گلی از باغ

یک روحانی دلداده در «روحانی دلداده»
«نماز صبح را در آسایشگاه گردان میثم، مثل همیشه به جماعت خواندیم. پس از نماز، مسئول تبلیغات گروهان، شهید «مراد فرجی کاهکش» بلند شد، مقابل جمع نمازگزاران و پس از مقدمات گفت: برادران امروز پس از نماز ظهر و عصر ممکن است یکی از مردان خدا، یاران حضرت امام و بزرگان اخلاق و معرفت به پادگان تشریف بیاورند تا در خدمت ایشان باشیم... چنین افرادی بابی از رحمت الهی هستند که با حضورشان در میان ما، در حقیقت باب رحمت را بر ما گشوده‌اند... البته چون از ساعت دقیق آمدن ایشان اطمینان نداریم، از آوردن اسم‌شان خودداری می‌کنیم تا دیدن‌شان برای همه غیر منتظره باشد...»
این فراز ابتدایی کتابی است با نام «روحانی دلداده» که به قلم «علی حسینی منجزی» و توسط نشر دارخوین منتشر شده است.
حسینی منجزی که از رزمندگان و آزادگان اصفهانی دوران دفاع مقدس است، قلمی روان و شیوا در بیان خاطرات خود از دوران دفاع مقدس دارد و به مدد همین توان و قلم توانسته است تعداد زیادی کتاب از خاطرات خود در این دوران بنویسد.
در قسمتی از این کتاب و در ادامه داستان می‌خوانید: «فریاد حاضران با صلوات برخاست و هر لحظه به تعدادشان افزوده می‌شد. یکی دو تا از پاسداران، جمعیتی که مقابل در ماشین تجمع کرده بودند را با احترام کنار زده، در عقب ماشین را باز کردند تا زیر بغل مهمان را گرفته و کمک کنند تا پایین بیاید. من و بقیه بچه‌ها که روی جدول کنار جاده به ردیف نشسته بودیم هم برخاستیم و از همان فاصله به تماشا ایستادیم.
روحانی سالمند و پیری با قدی بلند، محاسنی سفید و عمامه مشکی به زحمت از ماشین بیرون آمد. زیر بغلش را گرفتند تا کمک کنند راحت‌تر بیرون بیاید، بایستد و قدم بردارد. قد و بالا و اندام رشیدی داشت، اما شانه‌ها و گردنش مقداری خمیده بود. چهره‌ای جذاب و هیبتی معنوی با شکوه و ابهتی خاص داشت...»
چاپ اول «روحانی دلداده» در 192 صفحه و به قیمت 6000 تومان در سال 1391 توسط نشر دارخوین اصفهان به زینت طبع آراسته شده است.


علمداران

شهید شیخ‌عباس شیرازی
روز جمعه هفدهم خردادماه سال 1364 راهي دزفول شد تا پیش از آغاز نماز جمعه سخنراني کند. پیش از این، او را تهدید کرده بودند. در ميان راه با نقشه قبلي خودروی حامل حجت‌الاسلام شيرازي با خودرو ديگري برخورد کرد. يک لحظه زمان از حرکت ايستاد، مردم به سمت آنها دويدند. عباس ضربه مغزي شده بود، او را به بيمارستان انتقال دادند. ولي بيمارستان امکانات لازم را نداشت. به ناچار سعي کردند با بالگرد ايشان را به اهواز ببرند، غافل از آنکه کپسول اکسيژن خالي در بالگرد گذاشته‌اند و اين مرد بزرگ در آسمان جان به جان آفرين تسليم کرد و شاهد بزمگاه عشق گرديد.
حجت‌الاسلام والمسلمين حاج شيخ عباس شيرازي در سال 1323 در يكي از روستاهاي اطراف رفسنجان به نام «كشكوئيه» به دنيا آمد. خانواده او كشاورز و متدين بودند. چند سال اول تحصيل را در زادگاه خود گذراند و سپس براي ادامه تحصيل به رفسنجان آمد. سال 1336 براي كسب علوم و معارف اسلامي به قم عزيمت كرد. در سال 1343 دروس سطح را به پايان برد و سپس به تحصيل دروس خارج پرداخت. ايشان از همان آغاز در انزواي حجره طلبگي آرام نيافت و گستره دين را به عرصه سياست پيوند زد. پس از قيام خونين پانزده خرداد سال 1342 پرشورتر و گرم‌تر از هميشه در صحنه مبارزات سياسي شركت جست. سال 1357 توسط ساواك دستگير شد و به زندان افتاد. همزمان با اوج‌گيري مبارزات مردم ايران عليه حكومت پهلوي از زندان آزاد شد و فصل جديدي در زندگي اين روحاني خستگي‌ناپذير پديد آمد. مسئوليت‌هاي متعدد وي، همانند؛ عضويت در هيئت تشخيص صلاحيت قضات، کميسيون تصفيه ستاد مرکزي سپاه پاسداران، نمايندگي هيئت عالي گزينش در هيئت مرکزي سپاه، عضويت شوراي سرپرستي دفتر تبليغات اسلامي قم و شوراي عالي تبليغات اسلامي، مسئوليت بازرسي دادسراها و دادگاه‌هاي انقلاب و محاکمه متخلفان، مسئوليت قائم مقام سازمان بازرسي کل کشور، رئيس سازمان تبليغات و قائم مقام سازمان، امام جمعه تنکابن و خمين، از او چهره‌اي فداكار و دلنشين ساخت. حجت‌الاسلام والمسلمين حاج شيخ‌عباس شيرازي كه در كنار ديگر مسئوليت‌هاي خود فرماندهي كل تبليغات جبهه‌هاي جنگ را نیز بر عهده داشت، روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان مصادف با 18 خرداد سال 1364 به شهادت رسید.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

به بهانه نمایش و ساخت همزمان چند فیلم ضدایرانی در آمریکا
هجوم پلیس‌های آهنی هالیوود به ایران!
مهدی امیدی

در حالی که طی یک سال گذشته، برخی از جریان‌های سیاسی داخل ایران، به وسیله رسانه‌ها و تریبون‌های مختلف، درحال القای لزوم دوستی و نزدیکی به آمریکا بوده‌اند، آمریکایی‌ها در آن سوی جهان، توهین‌آمیزترین فیلم‌ها و سریال‌ها را علیه ملت ایران ساخته‌اند. در همین وضعیت که به تعبیر رهبر انقلاب، برخی در تلاش بودند تا آمریکا را بزک کنند و چهره‌ای مثبت از دارودسته کاخ سفید به نمایش بگذارند ـ و حتی کوشیدند تا شعار قدسی «مرگ بر آمریکا» را به محاق ببرند ـ بیشترین حجم فیلم‌های ضدایرانی در آمریکا ساخته شد.
تولید فیلم‌های ضدایرانی درحال تبدیل شدن به مهم‌ترین جریان سینمای سیاسی در آمریکاست. در 35 سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گذشته، همواره در هالیوود ـ سازمان سینمایی ایالات متحده ـ فیلم‌هایی علیه کشور ما و جریان اسلام انقلابی ساخته می‌شده است. فیلم‌هایی چون «نیروی دلتا» (محصول سال 1986) و «بدون دخترم هرگز» (محصول سال ۱۹۹۱) ازجمله این آثار بودند. با این حال، طی سال‌های اخیر، تولید فیلم‌های ضدایرانی افزایش یافته است. این جریان، طی ماه‌های گذشته، یعنی درست همزمان با روی کار آمدن دولت حسن روحانی، به اوج خود رسیده است به‌طوری که علاوه بر پخش سریال «هوملند»(میهن) در تلویزیون آمریکا که بخش‌هایی از آن به ایران اختصاص داشت‌، فیلم‌های «حمله به کاخ سفید» (با اشاراتی محدود به ایران) و «300؛ خیزش یک امپراتوری» نیز اکران شدند. از آغاز سال 2014 نیز فیلم «پلیس آهنی» روی پرده سینماهای آمریکای شمالی رفت که آن هم یک فیلم ضدایرانی محسوب می‌شود. چندی پیش نیز در فیلم «ترانفورمرز3» درباره لزوم نابودی تأسیسات هسته‌ای ایران به سوی ربات‌ها صحبت می‌شد! اما همزمان با نمایش این آثار، یک فیلم ضدایرانی دیگر با عنوان «گلاب» نیز در حال تولید است که به زودی روی پرده سینماهای جهان خواهد رفت و البته، ساخت یک فیلم ضدایرانی دیگر با نام «سپتامبرهای شیراز» در هالیوود کلید خورده است!
کافی است نمونه اخیر این نوع فیلم‌ها را بررسی کنیم:
داستان فیلم «پلیس آهنی» RoboCop به کارگردانی «خوزه پدیلها» در سال 2028 اتفاق می‌افتد. گروهی از ربات‌های انسان‌نمای ارتش آمریکا در ایران حضور می‌یابند. آنها در خیابان‌های تهران پرسه می‌زنند و از مردم دعوت می‌کنند که از خانه‌های خود بیرون بیایند. ایرانی‌ها ـ که باوجود این فیلم هالیوودی، حتی در سال 2028، یعنی 14 سال بعد از زمان حال هم آدم‌هایی بدوی و عقب‌افتاده هستند! ـ یک‌به‌یک خود را تسلیم پلیس‌های آهنی می‌کنند. در این حین، تعدادی از ایرانیان که ظاهری حزب‌اللهی دارند، اسلحه به دست به ربات‌های نظامی آمریکا حمله می‌کنند، اما ربات‌ها آنها را شکست می‌دهند. سپس، مجری تلویزیون آمریکا خطاب به مردم جهان می‌گوید که «ایرانی‌ها از این پس می‌توانند بزرگ شدن فرزندان خود را در محیطی امن و آرام مشاهده کنند.
همچنان که پیش از این فیلم، «300؛ خیزش یک امپراتوری» به تاریخ ایران حمله کرده و مردم سرزمین ما را از دیرباز آدم‌هایی خطرناک و جنگ‌طلب نمایش داده بود؛ به قدری خطرناک که حتی قابل مذاکره و گفت‌وگو هم نیستند!
نکته قابل تأمل اینکه موج فیلم‌های ضدایرانی از زمان برگزاری مراسم اسکار سال 2013 که طی آن «میشل اوباما» همسر رئیس‌جمهور آمریکا جایزه بهترین فیلم این مراسم را به یک اثر ضدایرانی یعنی «آرگو» اهدا کرد، رو به گسترش نهاد. این اتفاق از آن زمان قابل پیش‌بینی بود. در واقع، کارکرد اصلی مراسم اسکار هم همین است؛ یعنی آمریکایی‌ها با نحوه اهدای جوایز خود در چنین جشن‌ها و جشنواره‌هایی، فیلمسازها را در جهت قرار گرفتن در یک مسیر خاص تشویق می‌کنند. «آرگو» به کارگردانی بن افلک، فیلم چندان قدرتمندی نبود، اما چون استراتژیست‌های آمریکایی خواستار فضاسازی رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران هستند، همه اصول هنری و سینمایی را زیر پا می‌گذارند تا به یک فیلم ضدایرانی جایزه بدهند و به این طریق به اهداف خود برای ترغیب کارگردان‌های آمریکایی به تولید آثاری از این دست نزدیک شوند. این درحالی است که در کشور ما، یک فیلمساز دلسوز به نام «ابراهیم حاتمی‌کیا» فیلم خوب و خوش‌ساختی به نام «چ» می‌سازد؛ فیلمی در ستایش از اسوه‌های ملی و در راستای منافع ملی امروز کشور ما؛ اما در رسمی‌ترین جشنواره سینمایی ما، یعنی جشنواره فیلم فجر نه‌تنها به او هیچ جایزه‌ای داده نمی‌شود، که در پی انتقاداتش، مشاور رئیس‌جمهور تهدیدش می‌‌کند که مراقب حرف‌ها و رفتارهایش باشد!
در وضعیتی که سینمای آمریکا روزبه‌روز در حال افزایش جسارت‌ به ملت ایران است، مدیریت فرهنگی دولت ما در اوج انفعال به سر می‌برد. این درحالی است که کشور ما امروز در موضع مظلوم و بحق قرار دارد و غربی‌ها در جایگاه ظالم و متهم هستند. در نتیجه سکوت و انفعال ما، آمریکایی‌ها تصمیم دارند تا با دو فیلم جدید خود؛ «گلاب» و «سپتامبرهای شیراز» باز هم ایران را متهم کنند. در فیلم «گلاب» براساس خاطرات مازیار بهاری (جاسوس فراری) واقعیت‌های کشورمان در فتنه 88 تحریف شده است و در «سپتامبرهای شیراز» به‌دروغ، ظلم به یهودیان در ایران پس از انقلاب اسلامی به نمایش درخواهد آمد!


نگاهی به فیلم «خط ویژه»
تراژدی رانت و آقازادگی!
محمد قمی

«خط ویژه» سومین ساخته «مصطفی کیایی» است؛ فیلمی که به دغدغه‌های معیشتی و مالی در کشاکش رانت‌خواری و آقازادگی می‌پردازد.
این فیلم، داستان تعدادی جوان بلندپرواز است که از طریق ورود به حساب‌های بانکی قصد جابه‌جا کردن مبلغ هنگفتی را به حساب خود دارند، اما حساب یک آقازاده متهم به اختلاس را بالا می‌کشند و به این ترتیب دچار کشمکش می‌شوند.
اینکه در یک فیلم سینمایی آن هم در دورانی که خیلی از آثار سینمایی ایران در گیرودار مباحث مبتذل عشقی و آپارتمانی بی‌مسئله و عاری از هر دغدغه و حساسیتی گرفتار آمده، چنین بحثی مطرح شود، به خودی خود مهم و قابل توجه است.
در این فیلم، طرح مسئله نه به سوی سیاه‌نمایی رفته و نه شائبه‌های دیگر سیاسی را درگیر خود کرده است. فیلم با سلامت کامل و با روحیه‌ای مصلحانه و خیرخواهانه و از موضع همدردی و دلسوزی و برای طرح یک موقعیت انسانی و اجتماعی توأمان، به چنین تصویرگری‌ای دست زده است.
فیلم «خط ویژه» همه این تلاش‌ها را در یک بستر دراماتیک و در ساختاری قابل دفاع به لحاظ سینمایی به انجام رسانده است و در واقع برگ برنده فیلم در پرداخت موضوع حساس اجتماعیش هم، از همین جا نشأت می‌گیرد.
در این اثر به طور تقریبی و نسبی، نه سینما و فرم، فدای محتوا شده و نه محتوازدگی دامان فیلم را گرفته است، همه چیز تا آنجا که مقدور کارگردان و عوامل فیلم بوده به‌اندازه و بجا صرف شده تا ضمن روایت یک موقعیت و بستر اجتماعی، با همه دغدغه‌ها و درگیری‌های موضوعیش، یک روایت سینمایی و قصه‌گویی جذاب و داغ را هم شاهد باشیم و این، برای فیلمی در حد استانداردهای سینمای امروز ایران موفقیت قابل‌توجهی است.
جالب اینجاست که طرح چنین موضوع حساس و پرشائبه‌ای در فیلم خط ویژه، هیچ‌گاه به سمت جدال‌های سطحی گروهی نرفته و در بستر و امتداد یک خواست جمعی و دغدغه عمومی باقی‌مانده و از همین منظر هم مورد توجه فیلمساز قرار گرفته است.
هرچند که نمی‌توان از برخی نقاط ضعف فیلم گذشت؛ مثل آشفتگی فیلمنامه در برخی از بخش‌های فیلم، یا سرگردانی موضوع داستان در میان گروه‌های مختلف. نقطه ضعف بزرگ‌تر فیلم هم، اختتامیه و یا همان صحنه پایانی آن است؛ جایی که افراد متهم وقتی در محاصره پلیس قرار می‌گیرند، پول‌های دزدیده شده را از بالای پل عابر بر سر عابران پیاده می‌ریزند و پلیس‌ها هم فقط می‌ایستند و بدون هیچ واکنشی، این صحنه را تماشا می‌کنند!
اما یکی از نکات مهمی که به مناسبت این فیلم باید مورد توجه و تأمل قرار گیرد، مسئله سینمای اجتماعی و آسیب‌شناسی‌های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ملهم از آن است که به نظر می‌رسد در سینمای ایران تا حدود زیادی مورد غفلت قرار گرفته و آثار قابل دفاع و موفقی که قدم در این راه گذاشته باشند، طی دهه‌های اخیر به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد.


خبرها

فراخوان برای همخوانی ترانه «مرگ بر آمریکا»
شبکه نصر تی‌‌وی با همکاری پایگاه رسمی حامد زمانی به ابتکار جالبی دست زده‌اند و طی فراخوانی از مخاطبان خواسته‌اند تا ترانه «مرگ بر آمریکا» را همخوانی کنند و در قالب فایل‌های تصویری به این شبکه ارسال کنند.
به گزارش فارس،‌ این شبکه البته ضوابطی را هم برای ارسال فایل تصویری تعیین کرده که از مخاطبان خواسته تا مقرراتی را رعایت کنند که علاقه‌مندان می‌توانند به آدرس اینترنتی ان مراجعه و اطلاعات کامل را جهت ارسال ویدئو، دریافت کنند؛ همخوانی ترانه مرگ بر آمریکا، هم‌نوا با حامد زمانی که در پایان به صورت یک کلیپ در خواهد آمد و طی مراسمی رونمایی خواهد شد. گفتنی است در این کلیپ علاوه بر اقشار مختلف مردم، شخصیت‌های شناخته شده در حوزه‌های مختلف هنری، ورزشی و سیاسی نیز شرکت خواهند کرد.
واكنش کارگردان «قلاده‌های طلا» به خودشیفتگان سینما

ابوالقاسم طالبي، کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» در گفت‌وگو با نسيم، در واكنش به برخوردهاي اخير با الهام چرخنده گفت: تجربه نشان داده با تعداد اندك فاشيست‌هاي سينما، حرف زدن كار بيهوده‌اي است. تكبر به واسطه بعضاً شناخته شدن در كوچه و بازار، سبب بيماري خودشيفتگي در آنها شده و به هيچ چيز جز خودشان توجه ندارند. نه وطن نه آزادي عقيده و نه ابراز آن. نه امنيت ملي و نه تعاملات صنفي نيز برايشان مهم نيست.
وي در ادامه اين گفت‌وگو تصريح كرد: البته بنده انگاره‌هاي اين كوتوله‌هاي بي‌وطن بي‌دين را قبول ندارم و معتقدم دادستان و دستگاه قضا و مجلس به‌زودي حركتي درخور با اين لاابالي‌ها انجام خواهند داد. در روزهاي آينده و با عملكرد دستگاه قضا و مجلس، معلوم مي‌شود حق با فاشيست‌هاست يا با بنده؟ قضاوت هم با مردم و رسانه‌ها خواهد بود.
سینما روایت افتتاح شد
محفل «سینما روایت» به عنوان پاتوقی برای نمایش و نقد سینمای مقاومت، با حضور سردار نقدی افتتاح شد.
در این مراسم که یکشنبه گذشته در تالار اسوه برگزار شد، فرمانده بسیج گفت: این برنامه اهداف مختلفی دارد اما وقتی می‌بینیم که دغدغه‌های دفاع مقدس در آثار سینمایی و نمایشی کم است، وظیفه داریم که این گونه برنامه‌ها را دنبال کنیم. وی افزود: نسل جوانی که به آرمان‌ها معتقد است، باید فرصتی برای دیده شدن داشته باشد و این نسل کسانی هستند که در آینده سکان فرهنگی را به‌دست می‌گیرند و آینده سینمای ایران از تفکرات و اندیشه‌های آنها سود خواهد برد.
در این مراسم همچنین از انیمیشن‌های «مصطفی» (درباره شهید چمران) و «عباس» (درباره شهید دوران) هر دو به کارگردانی سیدرضا میرکریمی رونمایی شد.
گفتنی است محفل «سینما روایت» یکشنبه هر هفته با نمایش و نقد یک فیلم سینمایی، مستند و کوتاه با موضوع مقاومت برپا می‌شود.


گزیده مطالب

نگاهی به اندیشه سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)
اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)، جزیی از اندیشه کلان وی و متأثر از ابعاد مختلف اندیشه‌های ایشان است. از آنجا که امام خمینی شخصیتی چند بعدی است که آثار متعددی در حوزه مباحث عرفان، فقه، فلسفه، کلام و سیاست از ایشان برجای مانده است و به‌دلیل آنکه وی بنیانگذار و رهبر نظامی مبتنی بر اندیشه‌های اسلامی بوده، بدیهی است که اندیشه سیاسی وی تمام مفاهیمی که در حوزه حکومت و جامعه کاربرد دارد را در بر می‌گیرد. امام خمینی یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان مسلمان دوران معاصر و از مردان تاریخ‌ساز جهان اسلام است. وی متفکری بزرگ بود که به حوزه‌های مختلف علمی اشراف داشت و همین ویژگی‌ها از وی شخصیتی چند بعدی ساخته بود.
درباره اندیشه سیاسی امام خمینی آثار فراوانی به رشته تحریر در آمده است. بدیهی است که در این مختصر فرصت پرداختن به تمام زوایای اندیشه سیاسی ایشان نیست، از این‌رو به صورت خیلی فشرده و فهرست‌وار به برخی از این حوزه‌ها سری می‌زنیم و شما را به منابع مبسوط در این زمینه راهنمایی می‌کنیم.
برجسته‌ترین ویژگی‌های اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) را می‌توان این گونه برشمرد:
1ـ رابطه دین و سیاست: یکی از مفاهیم محوری در اندیشه امام رابطه دین و سیاست است، به گونه‌ای که می‌توان سنگ بنای اساسی اندیشه سیاسی وی را در این موضوع جست‌وجو کرد. اعتقاد به ضرورت حکومت و دفاع از لزوم وجود نظم سیاسی در جامعه از مباحث پایه‌ای و بنیادین در اندیشه سیاسی امام خمینی است.
۲ـ عدالت: عدالت یکی از مفاهیم کلیدی است که همواره امام (ره) بر آن تأکید دارند و محوری‌ترین جهت‌گیری سیاسی، اجتماعی نظام سیاسی از دیدگاه ایشان محسوب می‌شود.
3ـ آزادی: آزادی یکی از شعارهای اصلی انقلاب اسلامی بود و یکی از مفاهیمی که امام به صورت بنیادین از آن دفاع می‌کردند. وی از آزادی نه به‌عنوان یک شعار و ابزار سیاسی، بلکه از حقوق ابتدایی بشر نام می‌بردند و معتقد بودند، این حق ابتدایی بشر است که آزاد باشد؛ چه آنجا که به سرنوشت مشترک با دیگران ارتباط پیدا می‌کند؛ یعنی آزادی‌های مدنی و اجتماعی و چه آزادی‌های خصوصی و فردی که شامل حوزه‌هایی؛ مانند عقیده، بیان، فکر، احزاب و مطبوعات می‌شود. البته، طبیعی است که این آزادی‌ها بدون حد و مرز نخواهد بود. از نگاه امام حد این آزادی‌ها تا آنجا است که مصالح کشور را به خطر نیندازد.
۴ـ استقلال؛ استقلال در تمام زمینه‌ها، عدم وابستگی، نفی دخالت اجانب، قطع نفوذ بیگانگان، زیر نظر دیگران نبودن و اداره مستقل مملکت از دیگر تعاریفی است که امام از استقلال ارائه می‌دهند.
5ـ مردم‌سالاری: مردم‌سالاری و نقش ویژه مردم در تعیین سرنوشت و حضور فعال آنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، از دیگر محورهای اندیشه سیاسی حضرت امام است.
۶ـ قانون‌مندی: قانون‌مداری و قانون‌گرایی از اصول اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام است. امام عمل به قانون را برای تمامی افراد جامعه از پایین‌ترین رده نظام تا بالاترین مقامات واجب می‌دانست. در حکومت مورد نظر امام شخص مطرح نیست، ملاک قانون الهی است. همه تابع قانونند و فرقی میان اشخاص نیست.
7ـ وحدت: اتحاد و وحدت میان اقشار مختلف مردم از دیگر مؤلفه‌های اندیشه امام در عالم سیاست است. ایشان رمز پیروزی انقلاب اسلامی را در سایه وحدت می‌دانست و معتقد بود که از برکات انقلاب اسلامی که موجب عزت ملت ایران و امت اسلامی شد، مسئله اتحاد بود.
9ـ مصلحت: امام خمینی معتقد بود از نگاه اسلام کارگزاران حکومت نمی‌توانند طبق رأی و نظر خود عمل کنند و بر آن اصرار بورزند، بلکه تمام آنچه در حکومت می‌گذرد باید براساس قوانین الهی باشد، البته حاکم اسلامی می‌تواند در موضوعات طبق صلاح مسلمانان و یا صلاح حوزه حکومتی خود عمل کند.
۱۰ـ احیای هویت اسلامی: احیای هویت اسلامی، یکی دیگر از محورهای اندیشه سیاسی و مبارزاتی امام خمینی است. امام(ره) احیای هویت ملی ـ اسلامی را رمز استقلال و قدرت کشور و مانعی در راه گسترش سلطه قدرت‌های جهانی دانستند و همواره تأکید می‌کردند: «هیچ نحو استقلالی حاصل نمی‌شود، مگر اینکه ما خودمان را بشناسیم و باور داشته باشیم.»
۱۱ـ سیاست خارجی: سیاست خارجی، چگونگی روابط با کشورهای خارجی و نحوه تعامل دولت اسلامی در عرصه‌های بین‌المللی و دفاع از مظلومان و محرومان در سراسر دنیا، یکی از مباحت مهم در اندیشه سیاسی امام خمینی محسوب می‌شود. نفی سلطه بیگانگان (اصل نفی سبیل). این یکی از قواعد مهم فقه اسلام است که براساس آن حق سلطه کافران بر مسلمان نفی شده است.
املش ـ محمد عباسقلی پورلیلی


تریبون

جمع‌بندی تریبون 4
چرا شعار ما می‌توانیم در عرصه دفاعی محقق شد؟

جمع‌بندی این شماره از مسابقه تریبون را با این نکته مهم و عبرت‌آموز برای مسئولان با نظر «رمضان ابراهیمی» از ساری شروع می‌کنیم که گفته است: چون در عرصه دفاعی پیام اقتدار و توانایی درونی و خودباوری و ما می‌توانیم درک شد. «نجفي» از کرمان هم در پیامی بلند، قطع تمام امیدها به بیرون را عامل این امر دانسته است.
تبعیت از ولایت و مدیریت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)
اما دیگر همراهان چون؛ «محمد عباس قلی‌پور» از املش، «کاظم اردستانی» از شهرری، «على شمس‌الدينى» از زرند كرمان، «رضا خوش‌کلام» از آلانق بستان‌آباد، «حمزه محمدپور» از چهل‌گز اردبیل و «علی‌اصغر مداحی» از تبریز دو موضوع تبعیت نیروهای دفاعی از ولایت و مدیریت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بر این حوزه را علت موفقیت‌های حوزه دفاعی می‌دانند و «اکبر سیاهی» از مرند هم در همین زمینه گفته است: حرکت دقیق نیروهای نظامی در راستای بیانات امام خامنه‌ای در سه محور؛ اتکا به نیروی درونی و بومی، داشتن روحیه خودباوری و داشتن تعهد در کنار تخصص). «علي اعتمادي» از نيشابور، «محمد کرمی» از کرمانشاه، «زارعی» از مریوان، «امین فتاحی» از کرمانشاه، «امين نجفي» از قشم، «مصطفي جوانمرد» از لنجان، «محسن حقیقی» و «فاطمه جمشیدی» از کرمانشاه هم همین نظر را داشتند.
«قربان امینی» از میانه هم در نظری مشابه گفته است: در عرصه دفاعی، مدافعان انقلاب از امام حاضر فرمان می‌برند.
شیرمردانی همچون تهرانی‌مقدم
این امر به برکت وجود دلیرمردانی چون شهید تهرانی‌مقدم محقق شد، این موضوعی بود که در پیام همراهانی همچون «پرویز رحیمیان» از شهرکرد و «امیر رجبی‌فرد» از کاشان دیده می‌شد.
تجربه دفاع مقدس
اما عده‌ای از همراهان هم، استقلال دفاعی را ناشی از دفاع مقدس، هم به لحاظ ایجاد باور و هم به لحاظ، تجربیات آن دانسته‌اند. همراهانی چون؛ «محمدرضا فلاحی» از سبزوار، «علی‌دهقانی» از یاسوج، «رضا زمانی» از بوشهر، «محمد زارعکار» از کرج، «مصطفي طيارزاده» از شهر مهربان و «شعبانزاده» از بابل این عقیده را دارند.
«الهام عباسقلي‌پور» از املش هم معتقد است: تجربه هشت سال دفاع مقدس باعث شد شعار ما «مي‌توانيم» در عمل تجلي پيداكند.
تحریم‌ها
اینکه نفس وجود تحریم از عواملی بود که ملت ما را مجاب کرد تا حداقل در حوزه دفاعی به استقلال کامل برسیم نکته‌ای بود که در پیام عزیزانی همچون؛ «نرجس امیرخانی» از شهرکرد و «حسن ابراهیمی» از تهران قابل مشاهده بود.
دیگر نظرات
«احمد محمدی» از آبیک معتقد است: با مدیریت جهادی و باور و اتکا به توان داخلی شعار ما می‌توانیم در عرصه دفاعی محقق شد. «محمد كريم‌زاده» از اصفهان در پاسخ گفته است: داشتن اعتماد به نفس و درايت و استعداد ايرانى و دشمن‌شناسى. «احمدى» از داران، ايستادگى و مقاومت جانانه متخصصان دفاعى در مقابل ياوه‌گويى‌هاى استکبار و تكيه و اعتماد بر جوانان و علوم بومى داخلى را عامل این مسئله دانسته است. «مصطفی اکبری» از داران ایمان و اعتقاد راسخ به وعده‌های خدا، توانمندی‌های نیروهای جوان و خلاق بیان کرده و تکیه بر جوانان و عدم خستگی و دلزدگی را «مرتضی غفاری» از میانه در پاسخ به این پرسش آورده است. «سيدحسين سيدي» از اصفهان هم گفته است: گام‌هايي كه در اين عرصه برداشته شد با تكيه بر ايمان، توكل برخدا و تبعيت از ولايت و به‌كارگيري درست قدرت و استعداد ايراني بود و «الهام حیدرنژاد» از کرمانشاه معتقد است: وقتی اتحاد و همبستگی و تلاش و پشتکار در میان باشد، نتیجه‌اش محقق شدن اهداف است و توجه به الگوی قدرت و پیشرفت درون‌زا را «محمدزارعی برآبادی» از خواف مطرح کرده است.
«سجاد قادری» از کرمانشاه گفته است: با توان و عزم انقلابی و ظرفیت‌هایی که متخصصان کشور ما داشتند، شعار ما می‌توانیم را به فعل تبدیل کردند.
«مرتضی صفایی‌فر» از دزفول معتقد است: نیروهای مسلح کشور با فراگیری و کسب دانش لازم، مهندسی معکوس، درایت، پشتکار، بومی‌سازی و ازخودگذشتگی، شعار ما می‌توانیم را محقق کردند.
سایر تریبونی‌های این شماره
«مصطفی عاشوری» از دامغان، «علی مجیدی هفت‌چشمه» از آذرشهر، «عبدالنظام قاضى» از كرمانشاه، «خانجانی» از ملایر، «وطنی» از ایلام، «معصومه پوزش» از باغملک و «ستاره نظری» از بوشهر هم از دیگر همراهانی بودند که در این زمینه نظراتی ارائه کردند که به علت نبودن فضا، مجالی برای بیان نظرات‌شان نبود.
برندگان تریبون 4
اکبر سیاهی از مرند / محمد زارعکار از کرج / نجفي از کرمان
سؤال تریبون 5
مهم‌ترین کلیدواژه فرهنگی امام خمینی(رحمه‌الله علیه) و امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) چیست؟


حسن ختام

آقایم باز هم نیامد...
آقاجان!
دردهای زیادی است که به آنها وعده داده‌ام با آمدنت علاج می‌شود.
جمعه‌ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است
اشک سرخ می‌بارد، به خود می‌گویم: آقایم باز هم نیامد...
درست جمعه‌ها، وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت مثل لاله‌ای که زیر پا لگد شود چروکیده و رنجیده می‌شود، با خود می‌گویم: این درد عاقبت مرا خواهد کشت، اما کمی بعد به خود نهیب می‌زنم که؛ نه
او خواهد آمد...
و آن‌گاه از دیدگانم قطره‌ اشکی می‌چکد و با دلی سوزان‌ می‌گویم:
مهدی جان! من بدم و لایق تو نیستم، امّا تو نظرت را از من مگیر...
مولا جان! من نشاني از تو ندارم، اما نشاني‌ام را براي تو مي‌نويسم.
در عصرهاي انتظار به حوالي بي‌كسي قدم بگذار، خيابان غربت را پيدا كن و وارد كوچه‌پس‌كوچه‌هاي
تنهايي شو، كلبه غريبي‌ام را پيدا كن. كنار بيد مجنون خزان‌زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگي‌ام، در كلبه را باز كن، به سراغ بغض خيس پنجره برو و حرير غمش را كنار بزن، مرا خواهي ديد با بغضي كويري كه غرق عصاره انتظار است...