بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

مذاکرات وین و درستی یک دیدگاه
دور چهارم مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 پس از سه روز به پایان رسید و دو طرف نتوانستند برای نگارش متن توافق نهایی و جامع به نتیجه برسند. به گفته برخی از منابع مطلع، این دور از مذاکرات بسیار سخت، فشرده و جدی بود، لکن اختلاف‌نظرها در موضوعات مختلف، نشان داد که فاصله‌ها برای رسیدن به توافق بسیار زیاد است. ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه بروز مشاجرات لفظی و کلامی را به هنگام کار بر روی متن توافق نهایی، سبب بی‌نتیجه ماندن مذاکرات اعلام کرد. گزارش‌ها حاکی است که در مذاکرات وین، طرف غربی و به‌ویژه آمریکا براساس مفروضات خود و مبتنی بر خلق و خوی استکباری، حتی فراتر از متن توافق ژنو، زیاده‌خواهی داشته و این زیاده‌خواهی‌ها و نادیده‌انگاشتن حقوق ملت ایران، عامل اول در به نتیجه نرسیدن مذاکرات بوده است.
تحلیل رفتار غرب و به‌ویژه آمریکا در مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 یک واقعیت را بیش از پیش آشکار می‌سازد و آن، صحت و درستی دیدگاه مقام معظم رهبری نسبت به آمریکا است. در حالی که کسانی معتقدند با دیپلماسی لبخند و با تمرکز بر منافع مشترک مبتنی بر رویکرد «برد ـ برد» می‌توان به سرعت و در یک فاصله زمانی معین و محدود با غرب به توافق رسید و با فرو ریختن تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی نگاه متفاوتی دارند. برخی از گزاره‌های دیدگاه حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در خصوص موضوع هسته‌ای و مذاکرات ایران با گروه 1+5 عبارت است از:
۱ـ موضوع هسته‌ای بهانه‌ای برای فشار به جمهوری اسلامی ایران است.
۲ـ اگر ایران همه فعالیت‌های هسته‌ای خود را هم بر فرض محال، متوقف سازد، فشارهای غرب و آمریکا بر جمهوری اسلامی ایران به بهانه‌های دیگری همچون؛ موضوع حقوق بشر، موشک‌های بالستیک و... ادامه می‌یابد.
۳ـ غرب و خصوصاً آمریکایی‌ها در مذاکرات قابل اعتماد نبوده و نباید فریب لبخندهای آنان را خورد.
۴ـ به نتیجه مذاکرات خیلی نباید خوش‌بین بود.
۵ـ تیم مذاکره‌کننده ایرانی نباید زیر بار حرف‌های زیاده‌خواهانه طرف مقابل برود.
۶ـ مشکل غرب با جمهوری اسلامی، هویت مستقل ملت ایران است و با فشارها به بهانه‌های مختلف و از جمله بهانه هسته‌ای، تلاش می‌کند تا این هویت مستقل را از ملت ایران بگیرد.
۷ـ حل مشکلات کشور به ویژه در حوزه مسائل اقتصادی را نباید به مذاکرات هسته‌ای گره زد.
۸ـ توجه به ظرفیت‌های درونی و تکیه بر استعدادهای داخلی، راه‌حل اصلی برای برطرف کردن مشکلات است.
۹ـ اقتصاد مقاومتی، تنها راه برای وادار کردن طرف غربی به پذیرش حقوق ملت ایران است.
۱۰ـ از دشمنی چون آمریکا، جز دشمنی در حق ملت ایران، انتظار دیگری نباید داشت. بنابراین تصور حل مشکلات اقتصادی کشور به دست دشمن با کاهش فشارها و رفع تحریم‌ها تصور درستی نیست.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با چنین نگاهی به موضوع هسته‌ای و مذاکرات، ضمن حمایت از مذاکرات به دلیل منطق جمهوری اسلامی در عرصه روابط بین‌الملل، همواره به مسئولان نظام این نکته را متذکر شده‌اند که راه نجات کشور، استحکام ساخت درونی قدرت است. ساخت درونی قدرت مبتنی بر باور شعار «ما می‌توانیم» امری ممکن و دست‌یافتنی در تمامی عرصه‌ها است.
دکتر یدالله جوانی


معاون فرهنگی نیروی زمینی سپاه
سردار افشارمنش نمونه بارز مدیر جهادی بود

معاون فرهنگی نیروی زمینی سپاه گفت: مدیریت جهادی زاییده دفاع مقدس است و جانبار سرافراز افشارمنش نمونه بارزی از مدیریت جهادی بود که کارنامه‌ روشن و پرباری از خود به جای گذاشت و سبب شد که همه مردم بم در غم از دست دادن او عزادار باشند.
سردار حسین معروفی، معاون فرهنگی نیروی زمینی سپاه در مراسم تشییع سردار «حسین افشارمنش» فرمانده‌ تیپ 38 مکانیزه ذوالفقار نیروی زمینی سپاه گفت: تفکر و وجود افشارمنش عزتمندی نظام و انقلاب بود. دغدغه این سردار بزرگوار آسایش و آرامش مردم بود و آرامش و آسایش خود و خانواده‌اش را برای آسایش مردم گذاشت.
مسئول فرهنگی نیروی زمینی سپاه با بیان اینکه سردار افشارمنش فردی تکلیف‌گرا بود و خود را ملزم به انجام وظایف محوله می‌دانست، ادامه داد: حضور سردار افشارمنش مایه افتخار جبهه حق و لشکر ۴۱ ثارالله بود و از وی می‌توان به عنوان یکی از علمداران جبهه اسلام و جبهه حق یاد کرد.
سردار معروفی با بیان اینکه ما مدیون خون شهدا هستیم، اظهار داشت: بخشی از امنیت پایدار منطقه جنوب شرق کشور مرهون تلاش‌های سردار افشارمنش و تیپ ذوالفقار است.
وی با اشاره به زلزله دی ‌ماه سال ۱۳۸۲ بم ادامه داد: پس از زلزله، سردار حسین افشارمنش جزو نخستین افرادی بود که با وجود خسارات جانی و مالی وارد شده برای امدادرسانی به مردم زلزله‌زده، اقدامات زیادی انجام داد.
سردار افشارمنش که بود؟
حسین افشارمنش در سال 1339 در شهرستان بم متولد شد و برای نخستین‌بار در سال 1361 همراه گروهی از بسیجیان کرمان به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شتافت. پس از عملیات والفجر4 در جایگاه یکی از فرماندهان مهم لشکر قرار گرفت و در کنار سردار شهید مهدی زندی‌نیا، فرمانده تیپ ادوات لشکر 41 ثارالله اقدام به ایجاد و سازماندهی تیپ ادواتی رعد از درون جنگ و با استفاده از غنایم به‌دست آمده از ارتش بعث صدام کرد.
وی در دوران دفاع مقدس در بیشتر عملیات‌ها حضور داشت و در عملیات کربلای یک در جایگاه جانشینی تیپ رعد لشکر ثارالله انجام وظیفه کرد که در همین عملیات بر اثر ترکش گلوله خمپاره از ناحیه جمجمه سر به‌شدت آسیب دید و به‌مدت 9 ماه در بیمارستان بستری شد.
مرحوم افشارمنش پس از این مدت، با کسب بهبودی دوباره به جبهه بازگشت و 18 فروردین ماه سال ۱۳۶۱ در عملیات کربلای 8 حضور یافت. او از آن پس تا پایان جنگ در جبهه ماند و تحت عنوان فرمانده تیپ ادوات لشکر 41 ثارالله نقش ایفا کرد. وی پس از جنگ تحمیلی تحت عنوان فرمانده‌ تیپ یکم بم مشغول به خدمت شد و سپس به‌عنوان رئیس ستاد لشکر 41 ثارالله به خدمت ادامه داد.
سردار افشارمنش سپس به‌عنوان فرمانده‌ تیپ 38 مکانیزه ذوالفقار نیروی زمینی سپاه انتخاب شد و در این مسئولیت توانست جایگاه این تیپ را از بعد نظامی و آمادگی تجهیزات و نیروها به حد بالایی از استانداردها برساند که این تیپ تحت عنوان تیپ نمونه کشوری به‌عنوان یکی از یگان‌های نظامی مقتدر و توانمند سپاه انتخاب شد.
این مرد خستگی‌ناپذیر22 اردیبهشت‌ماه امسال در حالی که به‌تازگی از سفر حج بازگشته بود، براثر سانحه‌ تصادف در محور بم ـ کرمان دعوت حق را لبیک گفت.


سردار کارگر خبر داد
جمع‌آوری مطالب مرتبط با آزادسازی خرمشهر از نگاه ارتش عراق

تصاویر و مطالب مرتبط با ارتش عراق در آزاد‌سازی خرمشهر با هماهنگی نمایندگی فرهنگی کشورمان در عراق، شناسایی و جمع‌آوری می‌شود.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار بهمن کارگر، رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، به مناسبت سالگرد آزاد‌سازی خرمشهر در نشستی خبری با اشاره به اینکه امسال به همین مناسبت صد عنوان برنامه پیش‌بینی شده است، گفت: افتتاح موزه دفاع مقدس دزفول، برگزاری ششمین جشنواره شعر دفاع مقدس، برپایی نشست سیاسی و پژوهشی با حضور اندیشمندان و پیشکسوتان دفاع مقدس، برگزاری همایش سراسری نخل‌های سرافراز، بهره‌گیری از ظرفیت بیش از هفت‌هزار و هشتصد اتحادیه و سیصدوپنجاه اتاق اصناف کشور، بخشی از برنامه‌های پیش‌بینی شده برای سالروز آزادسازی خرمشهر است.
وی با بیان اینکه به دنبال نقطه‌گذاری و احداث نمادهایی به منظور مشخص کردن حد پیشروی ارتش عراق در جنگ تحمیلی هستیم، افزود: چاپ و رونمایی از ۱۰ عنوان کتاب دفاع مقدس از جمله کتاب «خرمشهر نمی‌میرد»، برگزاری مراسم شب شعر و تجلیل از شاعران حماسه‌سرای سوم خرداد، رونمایی از تندیس شهید اسکندری ـ کوچک‌ترین شهید چهارمحال و بختیاری در عملیات آزادسازی خرمشهر ـ و بررسی و تجزیه و تحلیل علمی دفاع مقدس از دیگر برنامه‌های پیش‌بینی شده به مناسبت سالروز عملیات بیت‌المقدس هستند.


یادداشت
علی رئوفی

اظهارات سفیهانه وزیر خارجه کانادا
همایش «کمیته یهودیان آمریکا» که در این کشور برگزار شد، زمان و مکان مناسبی برای «جان برد» وزیر خارجه جوان و ناپخته کانادا بود تا خودی نشان دهد. وی که در این نشست، پس از هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا به ایراد سخن پرداخت، چون احساس می‌کرد مواضع ضدایرانی‌اش در جمع یهودیان آمریکا، آنقدر که دوست دارد و انتظار می‌کشد وی را در چشم آنها عزیز و بزرگ نمی‌کند و تا جایی که در تصورش است اوج نمی‌دهد، دولت‌های گذشته کانادا را نیز به باد انتقاد گرفت و میانه‌روی، نسبیت‌گرایی و سیاست‌های ایده‌آل‌گرایانه آنها را رد کرد و گفت مواضعی سخت در قبال کشورهایی مانند ایران اتخاذ کرده است. جان برد جوان که احساس می‌کرد قرار گرفتن میان دو نفی همزمان، وی را برجسته‌تر و بزرگ‌تر نشان می‌دهد، زمانی که خواست از ایران بگوید، گفت: «روزهایی که سیاست‌های خارجی کانادا با میانه‌روی مشخص می‌شد به پایان رسیده است؛ روزهایی که ابتدا میزان حرارت افراد دور میز را تعیین می‌کردیم و سپس سعی می‌کردیم در جایی نه سرد و نه گرم بنشینیم، تمام شده است.» جان برد که دیر به عرصه پر تکاپوی تحولات جهانی رسیده بود، خبر نداشت مدت‌ها است جهان علیه تندروی موضع گرفته و تلاش می‌کند تا همه را به میانه‌روی و اعتدال دعوت کند، از این رو با اینگونه مباحث که سرشار از خامی و افراطی‌گرایی بود آن هم در حد یک وزارت‌خارجه، خود و دولتش را مضحکه جهانیان کرد. وزیر خارجه کانادا در ادامه افزود: «خوب است به توان باور کرد که ایران تعهدی واقعی به تغییرات مثبت دارد، اما ما از نعمت ساده لوحی برخوردار نیستیم.» وی با این سخن بیش از اینکه به ایران انتقاد کند درصدد بود خودش را زیرک نشان دهد؛ اما با فراز بعدی که وزیر کشور ایران را «وزیر قاتل» خواند نشان داد که واقعاً بسیار ساده‌لوح و بی‌تجربه است و با عبارت پایانی که حمایت کشورش از رژیم صهیونیستی را اعلام کرد و برنامه هسته‌ای ایران را برای کانادا و رژیم صهیونیستی و آمریکا و کل متحدان آنها در دنیا تهدید دانست و اعلام کرد که موارد نقض حقوق‌بشر در ایران افزایش یافته است، این ساده‌لوحی متمایل به بلاهت را تأیید کرد؛ زیرا چاپلوسی و تملق‌گویی رژیم صهیونیستی را به اوج رساند تا آنجا که مشمئز‌کننده شد و درباره فعالیت هسته‌ای ایران هم حرف جدیدی نداشت و فقط آنگونه سخن گفت تا همچنان نقش پادویی آمریکا را برای وارد ساختن اتهامات حقوق‌بشری به ایران حفظ کند، اما بی‌خبری و یا کندذهنی وی باعث شد تا در زمانی ایران را به رفتار ضدحقوق بشر متهم کند که پارلمان کشورش در حال برگزاری‌ همایشی با نام «هفته‌ مسئولیت‌پذیری ایران» بود که «احمد شهید» گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق‌بشر ایران و «مریم رجوی» سرکرده منافقین و پلیدترین و جنایت‌کارترین زن تاریخ سیاسی معاصر ایران به این همایش دعوت شده بودند. حضور این دو نفر فارغ از اینکه سایر شرکت‌کنندگان چه کسانی هستند، جایگاه و ارزش و هدف این همایش را برای افرادی که آن دو را می‌شناسند مشخص می‌کند و آنهایی هم که این دو فرد را نمی‌شناسند، پس از آنکه مطلع شوند سازمان منافقین، سازمانی که در حال حاضر «مریم رجوی» سرکردگی آن را به عهده دارد، طی سال‌های گذشته هزاران ایرانی بی‌گناه را شهید کرده و «احمد شهید» گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران نیز بسیاری از بخش‌های گزارش‌هایش را به ادعاهای واهی و دروغ‌ سازمان جنایتکار مریم رجوی مستند کرده، بهتر به ماهیت چنین همایشی و بالاتر از آن اظهارات سفیهانه وزیر خارجه کانادا که فقط برای سنگین‌تر کردن میزان وابستگی‌ و در یوزگی‌اش به رژیم صهیونیستی ابراز شده، پی‌ می‌برند.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم استان ایلام
اگر بر توان داخلی متمرکز شویم آمریکا و قدرت‌های دیگر هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند

همزمان با سیزدهم رجب و خجسته سالروز میلاد مولی‌الموحدین حضرت علی(ع)، هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم به‌ویژه مردم استان ایلام در حسینیه امام خمینی(ره) با حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار با تبریک سالروز میلاد حضرت امیرالمومنین علی(ع) سخنان خود را با تقسیم‌بندی فضایل قابل درک این امام همام به چهار سرفصلِ «مقامات معنوی»، «مجاهدت‌ها و فداکاری‌ها»، «سلوک فردی و اجتماعی و حکومتی»، و «هدف آن حضرت برای مردم در دوران حکومت»، آغاز کردند و درخصوص مقامات معنوی امیرالمومنین(ع) گفتند: مقامات معنوی آن حضرت همچون مقام توحیدی، مقام عبادت، مقام تقرب به خدا و مقام اخلاص، به مانند اقیانوسی عمیق است که بسیاری از ابعاد آن ناشناخته است و علما و انسان‌های بزرگ نیز از شناخت آن اظهار عجز کرده‌اند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی درخصوص مجاهدت‌ها و فداکاری‌های حضرت علی(ع) از زمان پذیرش اسلام و مقاطع حضور در مکه، هجرت، حکومت پیامبر(ص) در مدینه و دوران بعد از رحلت پیامبر اسلام و سپس قبول خلافت، خاطرنشان کردند: امیرالمومنین علی(ع) در تمام این دوران‌ها، در اوج قله فداکاری و مجاهدت بود، به گونه‌ای که هر انسانی را متحیر می‌کند.
سلوک فردی، اجتماعی و حکومتی بی‌نظیرترین ابعاد شخصیتی حضرت علی(ع)
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای یکی از بی‌نظیرترین ابعاد شخصیتی حضرت علی(ع) را سلوک فردی، اجتماعی و حکومتی آن حضرت برشمردند و فرمودند: امیرالمومنین(ع) در زمانی‌که حاکمی بزرگ و مقتدر و دارای کشوری بسیار پهناور و ثروتمند بودند، همچون یک انسان مستمند، در خانه‌ای محقر، زندگی و برای اقامه حق و عدل و جاری شدن حکم الهی، ایستادگی می‌کردند و کارهای بسیار بزرگی انجام می‌دادند.
ایشان چهارمین سرفصل از زندگی حضرت علی(ع) را هدف والای آن حضرت برای مردم، در دوران حکومت بیان کردند و گفتند: امیرالمومنین(ع) این هدف والا را رساندن مردم به بهشت و نقش‌آفرینی در زمینه‌های فکری، روحی، قلبی و حیات اجتماعی مردم بیان می‌کنند که مسئله‌ای بسیار مهم و از وظایف اصلی حاکم اسلامی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به برخی مطالب که وظیفه حکومت اسلامی برای رساندن مردم به بهشت را زیر سوال می‌برند، تأکید کردند: وظیفه اصلی حاکم اسلامی رساندن مردم به سعادت واقعی است که البته این، به معنای تحمیل و زور نیست، بلکه با توجه به تمایل فطرت انسان‌ها به سعادت، باید زمینه کمک و راهنمایی و تسهیل رسیدنِ به این هدف والا فراهم شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: اگر جامعه اسلامی از نظر مادی و پیشرفت‌های علمی و صنعتی و روابط اجتماعی و عزت و شرف ملی و بین‌المللی در اوج باشد، اما زمان مرگ و ورود به آن دنیا، لحظه روسیاهی انسان‌ها باشد، جامعه به سعادت واقعی نرسیده است.
ایشان یکی از راه‌های رسیدن مردم به سعادت واقعی را، تلاش به‌منظور بهبود معیشت مردم و ریشه‌کن کردن فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی و تبعیض دانستند و خاطرنشان کردند: امروز به لطف خداوند مسئولین به دنبال حل مشکلات اقتصادی مردم هستند، اما باید فکرها را منسجم کرد و راه درست را تشخیص داد.
معظم‌له اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان و استعدادهای داخلی را راه صحیح حل مشکلات اقتصادی برشمردند و تأکید کردند: هر جا که ما بر ابتکار و استعداد جوانان با انگیزه، مومن و مخلص تکیه کردیم و آنها را ارج نهادیم، چشمه‌های جوشان پیشرفت پدیدار شد که پیشرفت‌های هسته‌ای، دارویی، سلول‌های بنیادی، نانو تکنولوژی و برنامه‌های صنعتی دفاعی نمونه‌های عینی این واقعیت هستند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای یادآور شدند: با توجه به این حقایق و واقعیات است که می‌توان جمله امام(ره) که می‌فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» را درک کرد.
فعال کردن ظرفیت‌های داخلی
ایشان افزودند: اگر ظرفیت‌های داخلی را فعال کنیم و بر توان داخلی متمرکز شویم، آمریکا و قدرت‌های دیگر توانایی هیچ غلطی را اعم از نظامی و غیرنظامی نخواهند داشت و نخواهند توانست ملت ایران را با فشار زمین‌گیر کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: قدرت‌ها بدانند که ملت ایران به زانو در نخواهد آمد، زیرا ملت ایران، ملت زنده‌ای است و جوانان کشور در حال حرکت در مسیر صحیح هستند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به برخی نگاه‌های محدود و غیرواقعی به جوانان کشور و تمرکز بر معدود ناهنجاری‌های موجود خاطرنشان کردند: هنجار عمومی ملت ایران و جوانان، هنجاری دینی و علاقه‌مند به اسلام و قرآن و معنویت و میهن و ملیت است و این موضوع را هیچ‌گاه نباید نادیده گرفت.
ایشان گفتند: جوانان کشور ما، جوان‌های خوبی هستند و باید تلاش کنیم تا این جوانان، خوب بمانند و در مسیر صحیح به پیش روند و برای آینده کشور مفید واقع شوند.
معظم‌له همچنین در بخش دیگری از سخنان خود از ایستادگی و افتخارآفرینی‌های مردم، علما و نخبگان استان ایلام در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی از جمله دوران دفاع مقدس تجلیل کردند.


بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران برگزاری همایش بزرگداشت آیت‌الله علی مشکینی
تأکید رهبر معظم انقلاب بر جامعیت و شخصیت بی‌نظیر و بی‌بدیل آیت‌الله مشکینی(ره)

راجع به مرحوم آقاى مشکینى (رضوان‌الله‌علیه) همین‌طور که جنابعالى اشاره کردید، شایسته است که از ایشان تجلیل بشود. آقاى مشکینى (رحمت‌الله‌علیه) در زمان حیات‌شان من این را اعتقاد داشتم، الان هم بر همان اعتقاد هستم ـ یک آدم بى‌بدیل بود؛ یعنى ما حقّاً [و] انصافاًً، هیچ‌کس دیگر را با این جامعیّت در خصوصیّات مختلف، در بین بزرگان روحانى‌مان نداریم. انصافاًً یک مرد بى‌بدیل و بى‌نظیرى بود.
خب سال‌هاى متمادى هم ایشان حضور داشته در صحنه. از سال ۴۱ ایشان وارد صحنه‌ مبارزات بودند و من این جمله را مکرّر نقل کرده‌ام از مرحوم آقاى حائرى (رضوان‌الله‌علیه)؛ خود آقاى حائرى براى من نقل کردند ـ همان سال ۴۱، ۴۲ ـ [که] یک صحبتى با مرحوم آقاى گلپایگانى می‌کردند، مرحوم آقاى گلپایگانى فرموده بودند که من چهل سال به گردن این حوزه حق دارم ـ که خب، حق هم همین است ـ ایشان می‌گفتند من گفتم خب حاج میرزا على مشکینى هم بیست سال به گردن این حوزه حق دارد. این مال سال ۴۲ است؛ یعنى اهمّیّت شخصیّت آقاى مشکینى را آدم این‌جورى می‌تواند بفهمد [که] کسى مثل مرحوم حاج آقا مرتضاى حائرى ـ با آن رتبه و مقام علمى و [مخصوصاًً] با آن آبرویى که ایشان در حوزه داشت؛ مرحوم آقاى حاج آقا مرتضى، در حوزه خیلى آبرومند و باحیثیّت بود؛ خیلى وزنه بود در حوزه، از همه جهت ـ درباره‌ آقاى مشکینى یک چنین تعبیرى می‌کردند. به هر حال، هم خوب است آثار ایشان منتشر بشود، هم این تفسیر ـ من اطّلاعى نداشتم از اینکه این تفسیر صادر شده از قلم آقاى مشکینى، حالا هم که جناب آقاى استادى(۱) قبول زحمت کردند که دنباله آن را تمام بکنند ـ قاعدتاً چیز خوبى خواهد بود؛ سلیقه‌ آقاى مشکینى این‌جورى بود: آدم بسیار خوش‌سلیقه‌[اى بود]؛ ایشان علاوه بر جهات علمى و اخلاقى و سیاسى و تقوایى و مانند اینها، بسیار اهل ذوق و اهل سلیقه و مانند اینها بودند. امّیدواریم ان‌شاءالله خداوند کمک کند و تأیید کند شما را؛ این کار هم به بهترین وجهى ـ هر دو مورد ـ ان‌شاءالله انجام بگیرد.(۲)
* این کنگره به همّت مؤسسه‌ علمى ـ فرهنگى دارالحدیث
در تاریخ (۲۵/۲/۱۳۹۳) برگزار شد
۱ـ آیت‌الله رضا استادى (رئیس همایش بزرگداشت آیت‌الله مشکینى)
۲ـ فرزند مرحوم محدّث اُرموى ـ آقاى میرهاشم محدّث ـ از سوى حاضران معرّفى شد.


يادداشت
مهدي سعیدي

انتخاب هيئت رئيسه مجلس و برخي ملاحظات
با فرا رسيدن خردادماه، زمان انتخاب مجدد هيئت‌رئيسه مجلس (که به صورت ساليانه برگزار مي‌شود) فرا مي‌رسد و بايد منتظر برگزاري انتخاباتي جديد و احياناً تغييراتي در ترکيب هيئت‌رئيسه باشيم؛ هرچند که ادوار انتخابات هيئت رئيسه نشان داده اين تغييرات احتمالي، چندان گسترده نخواهد بود و شايد موردي نداشته باشيم که منجر به تغيير رئیس مجلس شده باشد. اگر چه تحولات سياسي درون مجلس خود بر روند سياسي کشور تأثيرگذار است، اما اين رابطه دوسويه است و معمولاً تحولات سياسي ـ اجتماعي کشور نيز بر آرايش سياسي درون مجلس تأثيرگذار خواهد بود. اين مسئله از آن جهت بر مجلس قابل ملاحظه است که انتخابات رياست‌جمهوري يکسال بعد از انتخابات مجلس برگزار مي‌شود و تغييرات سياسي در مديريت قوه مجريه تأثير مستقيمي بر آرايش سياسي درون مجلس شوراي اسلامي نيز دارد؛ به‌ویژه که حاصل انتخابات رياست‌جمهوري، اتمام دوره يک تفکر سياسي و روي کار آمدن تفکر رقيب باشد.
نهمين مجلس شوراي اسلامي نيز از اين تأثيرپذيري‌ها خالي نبوده و تحولات سياسي يک سال‌ گذشته بر مواضع و ترکيب سياسي نمايندگان مجلس تأثيرگذار بوده است. اين تحولات با روي کارآمدن دولتي به‌وجود آمده که رويکردها و سياست‌ها و جهت‌گيري‌هاي متفاوتي نسبت به دولت دهم داشته و انتخاب آن، حکايت از ايجاد تغييرات در نگرش اجتماعي نيز دارد.
با اين توضيحات، انتخابات اين دوره هيئت‌رئيسه مجلس که اولين انتخاب بعد از آغاز به کار دولت روحاني است، از اهميت بسزايي برخوردار است. در همين راستا، اخبار مختلفي به گوش مي‌رسد که در اين زمينه بايد به چند نکته توجه شود:
1ـ به‌نظر مي‌رسد تلاش‌هايي براي اختلاف‌افکني در ميان اصولگرايان مجلس در حال انجام است تا به نحوي، مجلسي را که اصولگرايان در آن اکثريت دارند، از مدیریت ايشان خارج کنند و با چندگانگي مواجه سازند. برخي زمزمه‌ها از دوقطبي کردن رقابت بين آقاي لاريجاني و حدادعادل بر سر کسب کرسي رياست مجلس از جمله اين اقدامات است که به‌نظر مي‌رسد نمايندگان بايد نسبت به آن هوشيار باشند؛ رقابتي که اگر به‌درستي مديريت نشود به بازي باخت ـ باخت براي هر دو طرف تبديل خواهد شد.
2ـ تلاش براي شکل‌گيري فراکسيوني جديد که به اعتدال شهرت يافته نيز از جمله اقداماتي است که در آستانه برگزاري انتخابات هيئت‌رئيسه مجلس قابل‌تأمل است. فارغ از دلايلي که موافقان و مخالفان شکل‌گيري اين فراکسيون مطرح ساخته‌اند، بايد به اين نکته توجه کرد که شکل‌گيري اين فراکسيون نبايد به تشديد اختلافات و چندپارگي مجلسيان منجر شود. يکي از موانع پيش‌روي اين فراکسيون که با تأخير قصد دارد تا کار خود را آغاز کند آن است که چاره‌اي ندارد جز اینکه از ميان ديگر فراکسيون‌هاي موجود مجلس عضوگيري کند. همين مسئله موجب نگراني‌هايي در ديگر فراکسيون‌هاي مجلس شده و بر اختلافات و کدورت‌ها افزوده است. به هر حال، آثار و تبعات شکل‌گيري اين فراکسيون نبايد در روند شکل‌گيري هيئت‌رئيسه‌اي کارآمد در مجلس تأثيرگذار باشد و منطقي آن است که فراکسيون در حال شکل‌گيري، فعاليت خود را به بعد از برگزاري انتخابات مذکور احاله دهد.
3 ـ تخريب هيئت‌رئيسه موجود نيز سياست رسانه‌‌اي است که مخالفان اصولگرايان و احياناً برخي منتقدان سياسي داخلي اتخاذ کرده‌اند. هر چند بايد پذيرفت که به هرحال ممکن است برخي نقاط ضعف در هيئت‌رئيسه کنوني مجلس وجود داشته باشد، اما اين بزرگ‌نمايي‌ها آن هم در آستانه انتخابات هيئت رئيسه، توسل به شيوه تخريبي است که چندان در شأن نمايندگان مردم نيست و چه خوب که به جاي شيوه‌هاي تخريبي، رقابت‌هاي صحيح پارلماني صورت گيرد.
سخن آخر آنکه، مجلس شوراي اسلامي به عنوان مهم‌ترين مرجع قانونگذاري، نماد مردم‌سالاري در نظام جمهوري اسلامي است که حفظ شأن و جايگاه آن با شکل‌گيري هيئت‌رئيسه‌اي موجه، توانا و کارآمد ممکن مي‌گردد، از این رو انتظار آن است که شايسته‌سالاري همچنان بر تعلقات جناحي و سياسي غلبه کند و اختلافات و رقابت‌ها موجب تنزل و تزلزل جايگاه قانونگذاري نگردد.


نكته و نظر

تیغی که اعتقادات را سر می‌برد!
نکته: می‌گویند بومیان قطب شمال در زمستان، برای شکار گرگ‌ها روی تیغه ‌برنده‌ای مقداری خون ریخته و آن را در قالب یخ قرار می‌دهند و در کوه و جنگل رها می‌کنند. گرگ آن را پیدا کرده و شروع به لیس زدن می‌کند. یخ روی تیغ کم‌کم آب می‌شود و تیغه تیز، زبان گرگ را می‌برد و خون روی تیغه بیشتر می‌شود و گرگ توهم‌زده، با شدت بیشتری تیغه را لیس می‌زند تا خون بیشتری بخورد! غافل از اینکه این حرص و ولع و شهوت خوردن خونش، او را به مرور می‌کشد! و این در حالی است که نه گلوله‌ای شلیک شده و نه نیزه‌ای پرتاب! اما گرگ با همه غرورش به زیر کشیده و سرنگون شده است!
نظر: نگاهی دقیق به کاری که شبکه‌های ماهواره‌ای امروزه با برخی خانواده‌ها می‌کنند، بی‌شباهت به همین نحوه شکار گرگ‌های قطب شمال نیست. این شبکه‌ها به مرور، ارزش‌ها، اعتقادات و باورهای بینندگان خود را قربانی می‌کنند و این ساده‌لوحان که همیشه برای توجیه چرایی دیدن ماهواره، دیگران را متحجر نامیده و ادعا دارند که همه برنامه‌های ماهواره که بد نیست! و اینکه سریال‌های خانوادگی این شبکه‌ها، صحنه! ندارد و... فقط سرشان را زیر برف کرده‌اند. وقتی گرگی با آن قدرت، با حیله‌ای زیرکانه به زیر کشیده می‌شود، پس این بره‌های ساده! قطعاً طعمه‌های راحت‌تری هستند!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

معاون سیدحسن نصرالله بیان کرد
پیامدهای حضور حزب‌الله در سوریه

شیخ «نعیم قاسم» معاون دبیرکل حزب‌الله لبنان تأکید کرد: جفری فلتمن (دیپلمات ارشد آمریکایی) به ایرانی‌ها گفته است که اگر اسد در انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه نامزد شود، پیروز خواهد شد.
«شیخ نعیم قاسم» معاون دبیرکل حزب‌الله لبنان در اظهاراتی درباره سرنوشت انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه، تأکید کرد: «جفری فلتمن» (دیپلمات ارشد آمریکایی) به مقامات ایرانی گفته است که اگر بشار اسد در انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه نامزد شود، پیروز خواهد شد.
وی با اشاره به موضوع حضور نیروهای حزب‌الله لبنان در سوریه، افزود: دخالت ما در سوریه برای دفاع از مقاومت و محور آن بود، نه برای دفاع از یک نظام و شخصیت معین.
نعیم قاسم افزود: هزینه دخالت ما در سوریه بسیار کمتر از آن بود که پیش‌بینی می‌کردیم. زمان مشخصی برای بازگشت نیروهای حزب‌الله از سوریه وجود ندارد و این موضوع به سیر تحولات این کشور بستگی دارد.
معاون «سیدحسن نصرالله» درباره تحولات داخلی لبنان نیز اظهار داشت: موضوع سلاح حزب‌الله در حال حاضر مطرح نیست و حزب‌الله امروز با آرامش و پرتوان به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد و مورد احترام است.
وی درباره موضوع انتخابات ریاست‌جمهوری لبنان، اظهار داشت: میان جریان المستقبل و حزب‌الله، قطعی روابط وجود ندارد؛ اما گفت‌وگوی جدی میان ما هم برقرار نشده است. روابط مثبت حزب‌الله و جریان المستقبل به ایجاد فضای مثبت در کشور منجر می‌شود. البته جریان المستقبل برای آغاز رایزنی‌های جدی با حزب‌الله به کمی زمان نیاز دارد.
معاون دبیرکل حزب‌الله افزود: بهبود روابط ایران و عربستان برای دو طرف و منطقه مثبت است و ما از آن استقبال می‌کنیم. مقامات ایران و عربستان باید با یکدیگر دیدارهایی داشته باشند، البته نتایج این دیدارها در موضوع لبنان فوری نخواهد بود.
شیخ نعیم قاسم درباره تحولات میدانی سوریه نیز گفت: نظام سوریه از مرحله خطر عبور کرده و مخالفان فقط می‌توانند زمان بحران را طولانی‌تر کنند. البته افق تحولات سوریه کاملاً واضح نیست، اما در نهایت پیروزی با نظام سوریه خواهد بود.





یک کارشناس مصری تشریح کرد
مواضع اخوان در مورد فضای سیاسی مصر

«احمدعبده سیداحمد طرابیک» کارشناس و پژوهشگر مصری در گفت‌وگو با پایگاه خبری بصیرت، در مورد فعالیت‌های اخوان‌المسلمین و انتخابات آینده مصر گفت: محدویت‌های زیادی بر سر راه فعالیت‌های اخوان‌المسلمین در مصر در اوضاع کنونی وجود دارد و این امر بیشتر به تصمیم نخست‌وزیر، حازم ببلاوی، برمی‌گردد که اخوان‌المسلمین را یک گروه تروریستی اعلام کرد. دلیل دیگر در این مورد، صدور احکام جدید دادگاه بود که سبب محدود شدن فعالیت‌های اخوانی‌ها شد.
وی گفت: پس از این اتفاقات هر کسی با اخوان‌المسلمین مرتبط باشد، مانند مؤسسات مختلف از جمله حزب آزادی و عدالت، شاخه سیاسی اخوان‌المسلمین و تمامی رسانه‌های جمعی مانند روزنامه آزادی و عدالت که وابسته به حزب مذکور است و تمامی فعالیت‌های اجتماعی مانند جلسات و سخنرانی با مشکلات و تعطیلی مواجه شدند. همان‌طوری که مشخص است، این احکام در تاریخ قضایی مصر بی‌سابقه است و تاکنون احکام اعدام برای این تعداد انسان در تاریخ مصر صادر نشده است. این پژوهشگر مصری افزود: برخی از کشورها مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی مخالف فعالیت اخوان‌المسلمین هستند؛ این دشمنی‌ها به اختلاف عقاید و اختلاف فکری با اخوان‌المسلمین برمی‌گردد. از جمله این اختلافات، این است که اخوان‌المسلمین به دنبال تشکیل خلافت اسلامی است و این فکر سیاسی در تناقض با نظام‌های سیاسی کشورهای مذکور است. وی در مورد علت مخالفت اخوان با انتخابات هم افزود: دلیل اصلی مخالفت اخوان‌المسلمین با این انتخابات، این است که آنها این انتخابات را غیرشرعی و غیر قانونی می‌دانند؛ زیرا آنها این انتخابات را در ادامه کودتای سال 2013 علیه محمد مرسی، رئیس‌جمهور منتخب تفسیر می‌کنند، به همین دلیل اخوان‌المسلمین تمامی اقدامات و برنامه‌های پس از ژوئن 2013 (زمان کودتا علیه مرسی) را غیر قانونی می‌دانند و با آن‌ها مخالفت می‌کنند، چه همه‌پرسی قانون اساسی 2014 باشد، چه انتخابات ریاست‌جمهوری خردادماه و حتی انتخابات پارلمانی آینده.





پهپادهای ایران نتیجه جنگ را تغییر داده‌اند

هفته گذشته از نمونه ایرانی پهپاد آرکیو 170 رونمایی شد و به شدت مورد توجه رسانه‌های خبری غرب قرار گرفت.
توانایی ایران در به‌کارگیری پهپادها سبب شد که رادیو صدای روسیه و نشریه دیلی‌بیست آمریکا به بررسی این تکنولوژی ایرانی و عملیات‌هایی که انجام داده بپردازند. اقرار کنند پهپادهای ایرانی از آزمایش‌هایی که در سوریه برای آنها ترتیب داده شده سربلند بیرون آمده‌اند و به احتمال زیاد این پرنده‌های ایرانی هستند که نتیجه جنگ را به نفع بشار اسد تغییر خواهند داد. رادیو صدای روسیه در این زمینه اعلام کرد: ایران به وسیله پهپادهای خود نقش مهمی در حفظ نظام بشار اسد در سوریه ایفا می‌کند، بسیاری از این پهپادها از تکنولوژی‌های نوین آمریکایی بهره برده‌اند. چندی پیش تهران اعلام کرده بود ممکن است پهپادهای پیشرفته‌تری را برای کمک به سوریه به این کشور بفرستد. وارون ویرا، یکی از کارشناسان نظامی اندیشکده مطالعاتی C۴ADS در واشنگتن بر این باور است که سیستم‌های پهپادی و هواپیماهای بدون سرنشین ایرانی طی سال‌های گذشته گسترش زیادی پیدا کرده است. وی در این باره گفت: «در سال‌های اخیر برنامه‌های مربوط به گسترش هواپیماهای بدون سرنشین ایران به مرحله تکامل و بلوغ رسیده است. از تعداد این نوع هواپیماها که در ایران رونمایی شده می‌توان این ادعا را به خوبی ثابت کرد؛ تنها در محدوده زمانی بین سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ گونه‌های مختلفی از پهپادها نظیر شاهد، عظیم، مهاجر، حماسه، یاسر و سریر رونمایی و معرفی شده‌اند. ما تنها نام آنها را نشنیده‌ایم، بلکه این پهپادها به مرحله تولید و همچنین استفاده نیز رسیده‌اند.»





روش آمریکا برای ربایش نیروهای نخبه کشورهای جهان

بر اساس طرح جدید وزارت خارجه آمریکا و در راستای بهبود نگرش مردم کشورهای مختلف جهان نسبت به وجهه ایالات متحده، دوره‌های آموزشی آنلاین برای دانشجویان کشورهای دیگر ارائه می‌شود.
بر اساس مطالعات انجام‌شده توسط مراکز تحقیقاتی آمریکا، مردم مناطق مختلف دنیا دید مثبتی نسبت به سطح آموزش عالی در آمریکا پیدا کرده‌اند و واشنگتن باید از این فرصت در جهت پیشبرد اهداف دیپلماسی عمومی خود بهره ببرد.
برای نمونه، این مطالعات نشان می‌دهد که هرچند دیدگاه مردم کشورهای مسلمان نسبت به آمریکا تحت تأثیر سیاست‌های این کشور در رژیم صهیونیستی، عراق و گوانتانامو تقریباً منفی است، اما در عین حال اعراب، دید مثبتی نسبت به سطح و کیفیت مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌های آمریکا دارند. البته آمریکایی‌ها از دیرباز از ظرفیت دانشگاهی خود برای تحت تأثیر قرار دادن جوانان کشورهای در حال توسعه، استفاده کرده‌‌اند؛ چه از طریق اختصاص بورسیه به دانشجویان نخبه خارجی برای تحصیل در دانشگاه‌های آمریکا و چه از طریق تأسیس دانشگاه‌های مشترک در خاک کشورهای دیگر؛ اما از آنجا که ظرفیت پذیرش دانشجویان خارجی در دانشگاه‌های آمریکا محدود است و بسیاری از متقاضیان تحصیل در آمریکا نمی‌توانند به این کشور سفر کنند، وزارت خارجه آمریکا تصمیم گرفته است از دوره‌های آموزشی آنلاین برای جذب دانشجویان خارجی استفاده کند.
بر اساس این طرح، وزارت خارجه آمریکا با استفاده از ظرفیت مرکز آموزش آنلاین کورسرا Coursera که هم‌اکنون بیش از هفت میلیون دانش‌پژوه در بیش از ششصد رشته تحصیلی از سراسر جهان دارد، سیاست‌های دیپلماسی عمومی خود را پیش می‌برد. این مرکز که در کالیفرنیا قرار دارد، با همکاری دانشگاه‌ها و موسسات علمی و تحقیقاتی معتبر آمریکایی، صدها دوره آموزش از راه دور برای دانشجویان سراسر جهان از طریق اینترنت ارائه می‌کند. بدین ترتیب، علاقه‌مندان به تحصیل در دانشگاه‌های معتبر آمریکا می‌توانند بدون سفر به ایالات متحده از کلاس‌های استادان معتبر استفاده کنند.


خط خبر

لغو معنادار همکاری نفتی ایران و ونزوئلا!
«همکاری‌های نفتی ایران و ونزوئلا کاملاً متوقف شده است.» این خبری است که خبرگزاری‌ها و محافل خبری چندی پیش منعکس کردند. ماجرا از این قرار است که یک ماه پس از تعطیل شدن دفتر شرکت ملی نفت ایران در بولیوی، دفتر این شرکت در ونزوئلا نیز کار خود را به طور کامل متوقف کرد. محمدجواد شمس، مدیر عامل شرکت پتروپارس، وابسته به شرکت ملی نفت ایران، در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها گفته است که مذاکرات طولانی با شرکت ملی نفت ونزوئلا، در ‌‌نهایت به آغاز همکاری‌های مشترک بین دو طرف به منظور توسعه میادین نفتی این کشور منجر نشد. با توجه به مسئله فوق، این سوال مطرح می‌شود که چگونه ایران و ونزوئلا که تا پیش از این در دولت دهم به عنوان متحد اصلی یکدیگر قلمداد می‌شدند، همکاری خود را در زمینه نفتی لغو می‌کنند؟!
افکار غلط و ضد ارزشی در برخی از محاورات سیاسی

برخی فکر می‌کنند نباید نسبت به جنایات آمریکا در منطقه و در جهان اسلام حساسیت کنونی را داشته باشیم و آنچه در عراق، افغانستان، لبنان و سوریه رخ می‌دهد نباید مورد پافشاری ما قرار گیرد یا اینکه از نظر ارزش‌های اخلاقی نباید حساسیت داشته باشیم، ولی رهبر معظم انقلاب فرهنگ را در کنار اقتصاد قرار داده‌اند تا بر عکس آنچه دیگران تبلیغ می‌کنند، بگویند راه رسیدن به اقتصاد مقاومتی، تمسک و پایداری بر فرهنگ اسلامی و ارزش‌های دینی است. حداد عادل با بیان جمله فوق افزود: اگر بخواهیم زندگانی خودمان را بر اساس تبلیغاتی که دشمنان‌مان از ماهواره‌ها و شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌کنند و ما را به مصرف بسیاری از چیزهایی که زائدند تشویق می‌کنند، بنا نهیم زندگی خود را با الگوی غربی ساخته‌ایم و به اقتصاد مقاومتی نخواهیم رسید، بلکه روزبه‌روز محتاج‌تر خواهیم شد.
رونمایی از کابوس آمریکا در سپاه
کریستین ساینس مانیتور نوشت: ایران از پهپاد نمونه‌سازی شده از روی هواپیمای بدون سرنشین آمریکا که در اواخر سال 2011 میلادی آن را به غنیمت گرفت، با اینکه نمونه ایرانی این پهپاد از اصل آن ، یعنی سنتینل آرکیو -170 آمریکا، کوچکتر است، اما از قابلیت بمباران ناوهای جنگی آمریکایی در هر نوع نبرد احتمالی برخوردار است. عنوان این خبر در نشریات فارسی «کابوس آمریکا به واقعیت می‌پیوندد» است. یکی از کارکنان هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت : برای دستیابی به این هدف، با توجه به مشکلات و علم دینامیک پرواز، ما پرنده کوچکتری را طراحی کردیم که ارزان‌تر و ساده‌تر است و اکنون به این هدف رسیده‌ایم.
چرا سربازان آمریکایی از بازار ایران خارج نمی‌شوند؟!

آمریکا اگر امکان جنگ فیزیکی با برخی از کشورها را نداشته باشد از ابزارهای مالی خود استفاده کرده و وارد عمل می‌شود. بنابراین از آنجایی که بزرگ‌ترین جنبه استکبار آمریکا وجود «دلارهای آمریکایی» در کشورهای توسعه‌نیافته و یا در حال توسعه است، بسیاری از متخصصان امر و صاحب‌نظران این حوزه معتقدند: «دلارهای آمریکایی» به مثابه «سربازان آمریکایی» هستند. ایران از جمله کشورهایی است که همواره مورد ظلم آمریکا قرار گرفته و نیت شوم این کشور در بخش‌های مختلف برای نظام جمهوری اسلامی ایران امری ثابت شده و غیر قابل انکار است، از همین‌رو کشورمان باید مانند سایر کشورها سیاست پیمان دوجانبه پولی را اجرا کرده و با جدیت نسبت به اخراج سربازان آمریکایی از اقتصاد خود اقدام کند.
این عرصه را به بازی بگیرید

بر اساس اعلام بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، ایرانی‌ها روزانه 40 میلیون ساعت بازی می‌کنند که متأسفانه این همه ساعت سهم بازی‌های رایانه‌ای ایرانی نیست و نسبت خیلی کمی از این زمان، به بازی‌های رایانه‌ای کشور می‌رسد. این در حالی است که بازی‌هایی که در دنیا تولید می‌شود حتی رکورد بهترین فیلم‌های سینمایی را از نظر درآمدزایی می‌شکند. برای نمونه بازی مدرن‌ ورفر 3 (Modern Warfare 3) یک بیلیون دلار فروش داشته؛ این میزان درآمد از فروش فقط یک بازی، آن هم در کمتر از 17 روز چندین برابر درآمد نفتی ایران در همان تعداد روز است.
حزب کارگزاران در رأس دولت اعتدال!

حزب کارگزاران سازندگی دوره جدید فعالیت‌های خود را با انتخاب معاون اول رئیس‌جمهور به عنوان رئیس شورای مرکزی حزب آغاز کرده است. این شورا در دوره جدید فعالیت خود اولین جلسه را با حضور اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور برگزار کرد و جلسه دوم نیز در حضور آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برگزار شد. در این جلسه اسحاق جهانگیری به عنوان رئیس شورای مرکزی حزب انتخاب شد و بنابر تصمیم‌گیری ارکان حزب، رئیس شورای مرکزی در نقش رئیس پارلمان وظیفه دارد که حکم دبیر کل را امضا و اعضا را تعیین کنند.
ارتباط پایگاه خبری حامی دولت با همجنس‌گرایان!

پایگاه خبری نامه نیوز که حامی دولت است در یک مصاحبه مفصل با مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران به ابعاد مسائل همجنس‌بازان در ایران پرداخت و به قول وی نوشت: همجنس‌گرایان تمام خصوصیات انسانی را دارند؛ هم انسانند، هم آرام‌ترند و هم آزارشان به کسی نمی‌رسد. از چه ایراد می‌گیریم؟! چون لحن صحبت متفاوتی دارند باید ایراد بگیریم؟! کافی است این افراد وارد جامعه شوند تا از ادارات و پلیس مزاحم‌شان شوند. در خانه پدر و مادر اذیت می‌کنند، فامیل مسخره می‌کنند، هیچ جا کار نخواهند داشت. پس چه کار کنند؟ ما این انسان‌ها را زنده به گور کرده‌ایم!
نسل آینده در معرض تهاجم تبلیغات است

از جمله مواردی که در تلویزیون رعایت نمی‌شود، حقوق کودکان است. در تمام دنیا حقوق کودکان بسیار محکم و سخت رعایت و به آنها توجه می‌شود تا آینده کودکان به مخاطره نیفتد، اما در ایران تبلیغات اتفاقاً نسل آینده را هدف قرار می‌دهند. برای نمونه آیا یک بستنی می‌تواند در عرض چند ثانیه هوش آدمی را چند برابر کند. یا تبلیغاتی ارائه می‌شود که برای کودکان بدآموزی‌هایی دارد و یا قومیت‌ها را به چالش می‌کشد. در هلند سخت‌گیرانه‌ترین قوانین برای تبلیغات وجود دارد. برای نمونه در بندی از این تبلیغات آمده است که در تبلیغات بزرگ‌سال و یا تبلیغاتی که مختص کودکان نیست نباید از کودکان استفاده شود و یا تبلیغاتی وجود دارد که چون مختص بزرگ‌سال است باید از 9 شب به بعد پخش شود. این تبلیغات غیراخلاقی نیستند، بلکه تنها برای اینکه اجباری روی خانواده‌ها از طریق کودکان اعمال نشود، این قوانین گذاشته شده است. با این حال در ایران دیده می‌شود از کودکان برای تبلیغات تلویزیونی بزرگ‌سال استفاده می‌شود و یا از کودکان برای کالایی که اصلاً مورد نیازشان نیست بهره می‌گیرند.
چرا خاتمی عذرخواهی نمی‌کند؟

حضور سیدمحمد خاتمی در برنامه‌های مختلف سیاسی و فرهنگی کشور افزایش چشمگیری داشته، اما ملت هنوز او را بدون در نظر گرفتن اقداماتش در جریان فتنه 88، به عنوان یک «رئیس‌جمهور سابق» نپذیرفته است. اطرافیان خاتمی که تا کنون رفتار و عملکرد او در جریان فتنه مورد بررسی قرار نگرفته است، در تلاشند تا رهبرشان را بدون عذرخواهی به متن سیاست کشور بازگردانند و در این راه حاضر شده‌اند حتی برخی مسائل همچون اعتراف خاتمی به دروغ بودن تقلب در انتخابات 88 و نیز شرکت مخفیانه او در انتخابات مجلس نهم را نیز بپذیرند. تلاش‌ها برای عادی جلوه دادن فتنه و بازگرداندن خاتمی بدون عذرخواهی در حالی با شکست کامل به تدریج وارد دومین سال خود ـ از زمان انتخابات ریاست جمهوری 92 ـ می‌شود که هنوز واکنش مردم به عذرخواهی احتمالی خاتمی ـ در صورت تحقق ـ هم در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
موشک‌های ایران از میز مذاکره بزرگ‌ترند!

«علاءالدین بروجردی» نماینده مردم بروجرد، در واکنش به موضع‌گیری آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه موضوع موشکی ایران بر روی میز مذاکره قرار دارد، گفت: موشک‌های ایران بزرگ‌تر از آنند که روی میز مذاکره جا بگیرنددر همین حال معاون وزیر امور خارجه کشورمان در پاسخ به پرسش؛ آیا موشک‌های ایران در مذاکرات قرار دارد یا خیر؟ گفت:‌ همانطور که بارها گفته‌ایم، بحث سامانه‌های دفاعی ما اصولاً قابل مذکره نیست. یک منبع آگاه هم به باشگاه خبرنگاران جوان گفت: وی تأکید کرد: هیئت ایرانی با قاطعیت تمام، روی خطوط قرمز خود ایستادگی کرده است؛ خطوط قرمز ما از ابتدای ژنو تاکنون تغییری نداشته و در راستای تثبیت حقوق هسته‌ای ایران، هیچ سازشی صورت نخواهد گرفت.
این منبع آگاه ادامه داد: خطوط قرمز نظام، قابل سازش نیست و ما در برابر هرگونه زیاده‌خواهی ایستادگی خواهیم کرد.


یادداشتک ها

تغییر نگاه، تغییر روند مذاکرات
بهروز کماندار

چندی پیش نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» در یادداشتی نوشت: «نه!‌ تحریم‌ها ایران را به توافق وادار نکرد.» نویسنده در مقدمه برای اثبات این ادعا قضیه‌ای را از بحران موشکی کوبا نقل کرد و آورد، در آن بحران جان. اف کندی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا صاف به چشم‌های نیکیتا خروشچف، رهبر وقت شوروی سابق خیره شد و از دادن کوچک‌ترین امتیاز امتناع کرد تا نخست‌وزیر کوبا در نهایت مجبور شد به تحسین اراده پولادین «کندی» و توانمندی برتری نظامی آمریکا زبان بگشاید. در ادامه یادداشت آمده است: «این قاعده غلط، از آن زمان برای آمریکایی‌ها جا افتاده که هرگز مصالحه نکن، بلکه خیره در چشمان دشمنت نگاه کن و آنها را به پذیرش وادار کن.» اما آنچه که ادامه این نقل تاریخی را جذاب‌تر می‌کند و به کار دیپلماسی ایران می‌آید این است که در ادامه یادداشت آمده است: کندی هم در واقع امتیاز داده بود، چرا که به طور مخفیانه موشک‌های «ژوپیتر» را از ترکیه عقب‌ رانده بود تا از تقابل هسته‌ای با شوروی جلوگیری کند، اما این امتیاز آمریکایی‌ها شانزده سال بعد فاش شد.
یادداشت مذکور درباره موضوع امروز چنین ادامه می‌یابد: «تحریم‌ها نه دلیل پیشرفت (در مذاکرات) و نه انگیزه دولت حسن روحانی برای مذاکره هستند. تحریم‌ها عامل انتخاب روحانی به ریاست‌جمهوری هم نبودند.» این یادداشت با رد این ادعا که تحریم‌ها عامل آوردن ایران پای مذاکره بودند، حرف آخر را می‌زند: «اگر تحریم‌ها به آمریکا اهرم نفوذ بیشتری در مذاکرات دادند، این هم صحیح است که نوزده هزار سانتریفیوژ ایران، آمریکایی‌ها را وادار به نشستن پای میز مذاکره کرد. به هر حال، این آمریکا بود که برای سال‌ها انجام مذاکراتی را در قالب گروه ۵+۱ قبول نداشت، نه ایران!» این یادداشت که ابتدا مبنای سیاست مذاکره آمریکایی را فاش ساخت در پایان نیز به موضوعی پرداخت که فهم درست آن بر روند مذاکرات طرف ایرانی تأثیر جدی می‌گذارد. موضوع تفاوت علت حضور دو طرف در پای میز مذاکره است. اگر علت آنی فرض شود که طرف آمریکایی‌ مدعی است یعنی تحریم‌ها ایران را به پای میز مذاکره آورد، فشار آمریکا در جریان مذاکرات بر ایران زیاد می‌شود و به تکرار از اهرم تحریم‌ها استفاده می‌کند و چنانچه علت حضور آمریکا پای میز مذاکره ترس از تعداد بالای سانتریفیوژهای ایران معرفی و تبلیغ شود، هم ابزار فشار آمریکا (تحریم‌ها) کم‌اثر می‌شود و هم موضع ایران در مذاکرات تقویت می‌شود. متأسفانه رفتار اقتصادی دولتمردان دولت گذشته در دو سال آخر دولت و رفتار برخی از دولتمردان دولت حاضر به نحوی است که به ادعای آمریکا اعتبار می‌بخشد و این اعتبار بر روند مذاکرات نیز سایه افکنده که لازم است با ترویج ادعای قابل اثبات «حجم بالای سانتریفیوژ‌های ایرانی، آمریکا را وادار به مذاکره کرد.» فضای حاکم بر روند مذاکرات را تغییر داد. این مهم وظیفه تمام کارشناسانی است که به این مهم پی‌برده‌اند و تمام رسانه‌هایی که مایلند امکان و توان‌شان را در استیفای حقوق هسته‌ای قرار دهند.

بهره‌برداری روس‌ها از دو بحران
مجید سرخوش

وزارت‌خارجه روسیه با انتشار بیانیه‌ای نظر غرب درباره روند مذاکرات ژنو برای حل‌وفصل بحران سوریه را رد کرد. غرب پس از نشست اخیر وزرای خارجه کشورهای موسوم به دوستان سوریه در لندن که کشورهای شرکت‌کننده در آن، حمایت خود را از مخالفان میانه‌روی دولت سوریه اعلام کردند، روند مذاکرات ژنو را برای پایان دادن به بحران سوریه، شکست‌خورده دانست. در بیانیه وزارت خارجه روسیه در این باره آمده است: «مسکو حاضر است تا حمایت کامل و قاطعی از روند مذاکرات صلح در سوریه داشته باشد چرا که منطق ژنو منطق راهکاری مسالمت‌آمیز برای بحران سوریه است.»
روس‌ها پس از واکنش سریع و حساب‌شده به غرب در قضیه اوکراین و تحمل واکنش غربی‌ها و تاب آوردن در برابر فشارهای تحریمی، احساس می‌کنند غربی‌ها در نظر دارند ضربات دریافت‌ کرده در اوکراین را در سوریه پاسخ دهند در حالی که وضعیت فعلی سوریه به نفع دولت است و چنانچه روس‌ها بتوانند با تبلیغات بر روی توافقنامه ژنو و حفظ آن، به‌عنوان مجرای حل‌وفصل این بحران، اجازه ندهند غرب با جایگزین کردن چیز دیگری به جای آن وضعیت مناسب موجود را تغییر دهد، در این جبهه نیز دست برتر را دارند که این برتری می‌تواند به کار تحولات اوکراین هم بیاید. موقعیت برتر دیگر روس‌ها در این میدان، سردرگمی عملی کشورهای حامی تروریست‌ها است که اجازه تصمیم قاطع به آنها نمی‌دهد.

اوج دفاع از اعتقاد
سامان بهبودی

اگر در اوج باشی و بدانی چنانچه بر اعتقادات و باورهای ارزشی‌ات بایستی آماج تیرهای بی‌شمار جاهلان، مزدوران و جفاپیشگان قرار می‌گیری و باز هم با صلابت بایستی و با صدای بلند بر ارزش‌هایت ارج‌ گذاری، بزرگ می‌شوی و قابل احترام ویژه هستی.
زهرا نعمتی، بهترین ورزشکار زن جهان در سال ۲۰۱۳ و قهرمان پارالمپیک ایران که آخرین افتخارآفرینی‌اش کسب مدال طلای جام‌جهانی ۲۰۱۴ تایلند بود از حجابش چنین با مباهات و پاسدارگونه سخن می‌گوید: «قضیه حجاب برای من حیثیتی است، همه‌جوره پای حجابم ایستاده‌ام.» او که آخرین حرف را درباره حجاب چنین می‌زند، بسیار بیش از دیگرانی که برای مخدوش ساختن حجاب از سختی‌های آن در حین کار بهانه می‌سازند، با آن آشناست؛ اما آن را تحمل می‌کند و برای خودش هموار می‌سازد تا قهرمانی‌اش قهرمانانه‌تر و ایده ارزشمندش عریان‌تر شود. این همه را در این فراز بر زبان می‌آورد: «شاید کار ما نسبت به ورزشکاران دیگر کشورها که پوشش آزادتری دارند سخت‌تر باشد، ولی ما آزادی را در این می‌بینیم که پوشش مناسب داشته باشیم.»


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

چه کسانی از دوقطبی «دلواپسی» و «دلاوری» سود می‌برند؟
حسین عبداللهی فر

تجمع تعدادی از منتقدان توافقنامه ژنو که پس از نماز جمعه تهران انجام شد، سوژه‌ای شد تا ماجرای دلواپسی همچنان تیتر درشت برخی روزنامه‌ها باشد، اما پرداختن پر سر و صدا به این موضوع، دلایل دیگری هم دارد که با مرور برخی روزنامه‌ها هویدا می‌‌شود.
روزنامه «اعتماد» در روز نخست هفته «دومین تجمع دلواپسان در طول یک هفته» را در ادامه تیتر «خلوت دلواپسی در میدان انقلاب» گزارش کرد و در تیتر اول خود از «برائت اصولگراها از دلواپسی» خبر داد.
این روزنامه علاوه بر گزارش و تیتر اول، سرمقاله و چندین یادداشت، موضوع گفت‌وگوی خود با حمیدرضا جلایی‌پور را به همین موضوع اختصاص داد و در ابتدای این گفت‌وگو نوشت: «حمیدرضا جلایی‌پور معتقد است که مخالفان اصلی این روزهای دولت همین دلواپسانی هستند که از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته غافلگیر شده‌اند و حالا باید به آنها اجازه عزاداری برای از دست دادن یکی از ارکان حاکمیت را داد.»
«آرمان» هم تیتر نخست روز اول هفته خود را تحت عنوان «دلواپسی جمعه و شنبه ندارد» به این موضوع اختصاص داد و در یادداشتی با تیتر «اهداف دلواپسان» نوشت: «برگزاری همایش با رویکرد تخریبی از سوی کسانی که رأی حداقلی را در جریان انتخابات سال گذشته به دست آوردند نشان می‌دهد این گروه‌ها چندان در پی هم‌صدایی با دولت در راه تحقق وعده‌هایش نیستند، به یک معنا می‌توان ادعا کرد این گونه اقدامات ظاهراًً با هدف احیای جریان شکست‌خورده انتخابات 92 برگزار می‌شود. باید به این افراد گوشزد کرد ما هم منتقد دولت گذشته بودیم، اما از این شیوه‌ها استفاده نمی‌کردیم.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله خود با عنوان «حق تجمع برای همه یکسان باشد» به قلم یک حقوقدان نوشت: «اگر کسانی می‌گویند برای اعتراض به بی‌حجابی راه‌پیمایی و گردهمایی داشته‌اند و نیازی به مجوز وزارت کشور نداشته‌اند، البته درست می‌گویند، اما اگر کسانی هم باشند که بگویند برای بیان این معنا که فعلاًً در جمهوری اسلامی ایران اصولاًً چیزی به اسم بی‌حجابی درباره افراد عاقل وجود ندارد و می‌خواهند گردهم بیایند و اعتراض کنند نمی‌توان از آنها انتظار داشت که مثلاًً مجوز وزارت ارشاد را بگیرند.»
«آفتاب یزد» هم از همین روز اول هفته تیتر خود را به دلواپسان اختصاص داد و در یکی از قول عارف پرسید «دلواپسان 8 سال گذشته کجا بودند؟!» و در دیگری از دلواپسی اصولگرایان از دلواپسان خبر داد.
این روزنامه یک روز بعد هم در ستون یادداشت خود با عنوان «جدایی اصولگرایان از افراطیون» تلاش کرد تا صف دلواپسان را از اصولگراها جدا کرده و در سرمقاله همین روزش، نگرانی خود از نشست مشترک برخی از چهره‌های اصولگرا با دولت را آشکار کرد و نوشت: «جولان تندروها این روزها و انفعال نسبی دولت در برابر آنان موضوعی حساس است که نیاز به بحث‌های کارشناسی عمیق دارد.»
«مردم‌سالاری» هم در این روز (21/2) «کاش ما هم دلواپس بودیم» را موضوع سرمقاله خود برگزید و نوشت: «ای کاش ما هم در هشت سال گذشته مثل برخی عزیزان که بیشتر اهل انقلابند و دلسوخته نظام و پایبند آرمان‌های انقلاب و نیز پیرو امر ولایت، دلواپس می‌بودیم تا آنچه بر سر ما می‌رفت، نمی‌رفت.»
همین ای کاش‌ها و افسوس خوردن‌ها اصلاح‌طلبان را بر آن داشت تا با ارسال یک پیامک برای برگزاری همایش «دلاوران» فراخوان کنند که با موافقت دولت مواجه نشد. در این رابطه «آرمان» (24/2) «پیامک دروغ» را تیتر اول خود کرد و با طرح این سؤال که «دلاوریم در پاسخ به دلواپسیم برگزار می‌شود!» نوشت: «یک پیامک، خبر برگزاری همایش دلاوران را می‌داد. پیامکی که در ظاهر نشان می‌داد از سوی هواداران دولت تدبیر و امید ارسال شده است. در این پیامک آمده بود: «حامیان دولت یازدهم تصمیم گرفته‌اند تجمعی را تحت عنوان «دلاوریم» در پاسخ به تجمع «دلواپسیم» برگزار کنند.»
اگرچه همه بانیان این همایش احزاب اصلاح‌طلب بودند و اسامی سخنرانان، برنامه‌ریزی از جانب آنها را نشان می‌داد، اما این روزنامه پیامک فوق را کار مخالفان دولت خواند و آن را اقدامی در جهت تخریب دولت ارزیابی کرد.
«آفتاب یزد» هم تیتر اول همین روزش را به «رفتار عجیب دلواپسان مجلس» اختصاص داد و نوشت: «از امروز در وین به گفته عراقچی نگاشتن متن نهایی توافق هسته‌ای میان ایران و1+5 آغاز می‌شود، اما گویا برخی در مجلس از این موضوع بسیار دلواپس هستند. رفتار عجیب این پارلمان‌نشین‌ها در چند روز گذشته مصداق بارز این ناخشنودی است.»
پنج‌شنبه(۲۵/۲) هم برای اینکه صفحات روزنامه‌ها خالی از دلواپسی نباشد روزنامه «اعتماد» در عنوان گزارش خود از حاشیه‌های سخنان هاشمی در دانشگاه امیرکبیر این جمله را تیتر کرد: «پاسخ آیت‌الله به شعارهای دانشجویان دلواپس».
«جوان» اما در تحلیل اصرار اصلاح‌طلبان بر احیای دلواپسان به طرح این پرسش پرداخت که «چرا زنجیره‌ای‌ها نگران دلواپسی‌ها هستند؟» و در پاسخ آن نوشت: «هواخواهان لیبرالیسم در داخل به همراه حامیان دولت تدبیر و امید تلاش دارند تا ضمن حمله‌های همه‌جانبه به منتقدان دولت دودستگی و چندپارگی بین اصولگرایان را ترویج کرده و از هم اکنون آنها را به درگیری‌های زودهنگام انتخاباتی سوق دهند.»


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر استعفای اخضر ابراهيمي و تكرار نشست به‌اصطلاح دوستان سوريه
ساز شكست‌هاي غرب بلندتر مي‌شود

سوريه در حالي براي انتخابات رياست‌جمهوري (13 خرداد) آماده مي‌شود كه ابعاد ديگري از تحولات را در وراي آن مي‌توان مشاهده كرد. تحولاتي كه نشئت گرفته از رفتارهاي غرب و مهره‌هاي منطقه‌اي آن عليه سوريه به‌ويژه در چارچوب به حاشيه راندن استقبال گسترده مردم از انتخابات و نگاه ويژه آنها به رياست‌جمهوري بشار اسد است.
نخستين مسئله، استعفای اخضر ابراهيمي است. اخضر ابراهيمي، نماينده سازمان ملل در امور سوريه سرانجام استعفای رسمي خود را اعلام کرد که به تأييد بان‌کي‌مون دبير کل اين سازمان ملل رسيد. هر چند که رسانه‌هاي غربي برآنند تا اين استعفا را به دليل همکاري نکردن سوريه با اين سازمان عنوان دارند، اما بررسي روند تحولات، حقايق ديگري را آشکار مي‌سازد. به اذعان سازمان ملل، سوريه در اجراي تعهدات خود مبني بر انهدام تسليحات شيميايي، تمام همکاري‌ها را داشته است. همچنين ناکامي مذاکرات ژنو نيز به دليل جديت نداشتن گروه‌هاي معارض بوده که نه تنها برنامه‌اي براي اين مذاکرات نداشته‌اند، بلکه اختلافات دروني به جنگ داخلي سياسي آنها مبدل شده است. نکته بسيار مهم آنکه، ابراهيمي در طول دوران حضور در اين سمت، بارها بر لزوم توجه به طرح‌‌هاي کشورهاي تأثيرگذار در حل مسئله سوريه تأکيد کرده و در اين راه نيز ديدارهاي مکرري از ايران داشته است.
از سوي ديگر، یکی از طرح‌هاي ابراهيمي عدم تسليح گروه‌هاي تروريستي بود، حال آنکه غربي‌ها، آشکارا به حمايت از اين گروه‌ها پرداختند چنانكه در سفر «الجربا» سركرده اين گروه‌ها به آمريكا، اوباما رسماً بر افزايش حمايت‌هاي تسليحاتي و مالي از آنها تأكيد كرد. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت که ريشه اصلي استعفای ابراهيمي عملکردهاي کشورهاي غربي بود که استقلال سازمان ملل و حتي طرح‌هاي وي را قرباني مطالبات خود ساختند. جالب توجه آنکه، اين کشورها هنوز نيز به دنبال سوءاستفاده از ابراهيمي هستند، چنانکه با برجسته‌سازي مسئله استعفای وي و نسبت دادن آن به عملکردهاي سوريه و حاميانش، برآنند تا از يک سو بر شکست‌هاي سياسي و نظامي خود در سوريه سرپوش گذارند و از سوي ديگر، با ادعاي حمايت از سازمان ملل و بن‌‌بست رسيدن راهکار سياسي، تشديد فشارها بر سوريه و حاميانش را با تقويت گروه‌هاي تروريستي اجرايي سازند.
به هر تقدير، استعفای اخضر ابراهيمي ناکامي ديگری براي سازمان ملل است که به جاي استقلال در سياست، در مسير خواست غرب قرار گرفت که نتيجه آن نيز، شکست در سوريه و رسوايي ديگر براي اين سازمان نزد افکار عمومي جهان است.
دوم، تكرار نشست‌هاي به اصطلاح دوستان سوريه است. لندن پنج‌شنبه و جمعه ميزبان نشستي بود كه نام دوستان سوريه را بر آن نهاده بودند. نامي كه تركيب حاضران در نشست، ابهامات بسياري را در باب اين ادعا آشكار مي‌سازد. بخشي از اين نشست را گروه‌هاي به اصطلاح سوري با محوريت الجربا تشكيل دادند كه كارنامه‌شان نشانگر نداشتن جايگاه در ميان مردم سوريه و دلبستگي شديدشان به آمريكا و صهيونيست‌ها است. آنها به آناني دلبسته‌اند كه مردم سوريه آنها را دشمنان كشورشان مي‌دانند و براي مقابله با آنها جان و مال خويش را نثار مي‌كنند.
طرف ديگر اين نشست را كشورهاي غربي ـ عربي از جمله؛ عربستان، آمريكا، انگليس و... تشكيل مي‌دادند. آنهایی كه در طول سه سال گذشته، از هيچ اقدامي از جمله تسليح گروه‌هاي تروريستي براي كشتار مردم سوريه فروگذار نکرده‌اند. آنهايي كه حتي در اين نشست نيز ميليون‌ها دلار براي كمك به اين گروه‌ها اختصاص دادند و بر دشمني با سوريه تأكيد كردند.
با اين شرايط به صراحت مي‌توان گفت كه عنوان دوستان سوريه براي اين نشست، صرفاً فريب افكار عمومي است و واژه صحيح آن را باید نشست دشمنان قسم‌خورده سوريه نامید. حال اين پرسش مطرح است كه چرا اين نشست برگزار شده و چه اهدافي را پيگيري مي‌كند؟
پاسخ به اين پرسش را در وضعیت داخلي و بيروني سوريه مي‌توان مشاهده كرد. در عرصه داخلي سوريه، مردم خود را براي انتخابات رياست‌جمهوري آماده مي‌كنند، در حالي كه جهانيان رأي مردم را ادامه رياست‌جمهوري بشار اسد مي‌دانند. در حوزه مبارزه با تروريسم نيز سوريه دستاوردهاي گسترده‌اي داشته كه شكست غرب را در اين حوزه رقم زده است به‌ويژه اينكه، بسياري از گروه‌هاي مسلح خود را تسليم ارتش سوريه كرده‌‌اند.
در عرصه جهاني نيز تحركات دشمنان سوريه به نتيجه‌اي نرسيده، چنانکه اخضر ابراهيمي نماينده سازمان ملل در اعتراض به كارشكني‌هاي غرب، استعفای خود را اعلام داشت. با اين حال، مي‌توان گفت نشست لندن از يك سو سرپوش نهادن بر ناكامي‌هاي دشمنان سوريه بوده و از سوي ديگر اقدام براي تحريك و بالا بردن اعتمادبه‌نفس تروريست‌ها براي ادامه مقابله با ارتش سوريه است.
آنها با اين رفتارها بر آنند تا بر شكست‌هاي گسترده و دستاوردهاي سوريه سرپوش گذارند، در حالي كه مواضع حاضران در اين نشست نشان مي‌دهد كه آنها همچنان از پذيرش شكست در برابر اراده مردم سوريه خودداري می‌کنند و با فرافكني و ايجاد بحران‌هاي جديد برآنند تا به گمان خود، از شكست‌ نهايي در سوريه جلوگيري کنند. آنچه در اين رفتارها مشهود است آنكه؛ غرب هرگز به دنبال احقاق حقوق مردم سوريه نيست و مردم اين كشور همچنان يك گزينه در پيش رو دارند و آن، حمايت از ارتش و نظام در قالب مقاومت براي مقابله با توطئه‌ها و تحركات دشمنان است. به هر تقدير استعفای اخضر ابراهيمي و برگزاري نشست به اصطلاح دوستان سوريه نمودهاي ديگري از شكست‌هاي غرب در صحنه سوريه است كه با فرافكني و جنگ رسانه‌اي به دنبال كم‌رنگ‌سازي اين شكست‌ها هستند.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

معکوس جلوه دادن حقايق
انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره آمريکا در اواسط آبان ماه سال 1393 برگزار مي‌شود؛ انتخاباتي که بسياري نتايج آن را برابر با آشکار شدن پيروز انتخابات رياست‌جمهوري 2016 از ميان دو حزب جمهوريخواه و دموکرات مي‌دانند. نظام دو حزبي که ساير احزاب در آن جايگاهي ندارند و همواره قدرت ميان اين دو حزب در گردش است. اين انتخابات در حالي برگزار مي‌شود که سران کاخ سفيد تلاش دارند از آن به عنوان مولفه‌اي در مذاکرات هسته‌اي ايران و گروه1+5 پرده‌ بردارند. اين رفتار را در عملکردهاي محافل رسانه‌اي و سياسي نزديک به کاخ سفيد مي‌توان مشاهده کرد. سوزان رايس، مشاور امنيت ملي آمريکا در حالي راهي سرزمين‌هاي اشغالي شده بود که رسانه‌ها از تلاش وي براي متقاعد کردن صهيونيست‌ها براي ادامه مذاکرات ايران و گروه 1+5 سخن گفتند. واشنگتن‌پست در گزارشي آورده است، ايران در مذاکرات، دست برتر را دارد، چراکه اوباما به دنبال ديپلماسي است و از گزينه جنگ و افزايش تحريم‌ها استفاده نمي‌کند.
اوباما و افرادي مانند جان‌کري وزير خارجه آمريکا پيوسته ادعا دارند که به مقابله با تحريم‌هاي بيشتر کنگره عليه ايران پرداخته‌اند. برخي رسانه‌هاي آمريکايي و اروپايي نيز چنان عنوان کرده‌اند که روند مقابله اوباما با کنگره تا زمان انتخابات کنگره است، چراکه پس از آن معلوم نيست چه ترکيبي در کنگره قرار گيرد. افزايش جمهوري‌خواهان برابر با بسته‌تر شدن دامنه رفتاري اوباما در برابر ايران خواهد بود.
مجموع اين رفتارها و ده‌ها مورد ديگر نشانگر يک اصل است و آن اينکه، آمريکايي‌ها از جمله سران کاخ سفيد تلاش دارند تا چنان القا سازند که حضور اوباما در رأس قدرت و البته ترکيب دموکرات حاضر در کنگره، فرصتي براي ايران است؛ فرصتي که به ادعاي آنها، ايران بايد قدر دانسته و براي نتيجه‌بخش بودن آن گام بردارد؛ گامي که برابر با امتياز‌دهي ايران در مذاکرات هسته‌اي است. آنها مدعی هستند که ايران صرفاً تا پيش از انتخابات کنگره فرصت دارد تا با دادن امتيازات هسته‌اي و پذيرش خواسته‌هاي منطقه‌اي آمريکا از حضور اوباما در قدرت بهره گيرد در غير اين صورت، پس از انتخابات و قدرت گرفتن بيشتر جمهوري‌خواهان احتمال تشديد فشارها بر ايران وجود دارد.
آنها براي تکميل اين سناريو، به برجسته‌سازي چالش‌هاي دروني و بيروني اوباما و بهبود جايگاه جمهوريخواهان در انتخابات مي‌پردازند. هر چند که اصل تزلزل شديد موقعيت اوباما و حزب دموکرات حقيقتي انکار‌ناپذير است، اما ادعاهاي مطرح شده در قبال ايران امري خلاف واقع و طرحي براي کسب امتيازات از تهران با کمترين هزينه است.
نظرسنجي‌ها در آمريکا نشان مي‌دهد که 75 درصد مردم خواستار مذاکره با ايران هستند و حتي يکي از دلايل رویکرد مردم به اوباما در انتخابات سال 2012 را نيز تأکيد وي بر گزینه ديپلماسي در قبال ايران تشکيل مي‌داد. بسياري از محافل رسانه‌اي و سياسي جهان نيز تأکيد دارند که ايران ظرفيت‌هاي عظیمي به ويژه در حوزه انرژي براي بهبود اقتصادي جهان دارد که نمود آن را در رويکردهاي متعدد کشورها به ايران در اين حوزه مي‌توان مشاهده کرد. ايران همچنين محور اصلي حل چالش‌هاي منطقه است که رويکرد به آن مي‌تواند چالش‌هاي بسياري را رفع کند.
تحولات سوريه نشان داد که ايران قدرت برتر و تصميم‌گيرنده اصلي منطقه است. با توجه به اين شرايط، ايران دست برتر را در مذاکرات و عرصه منطقه‌اي دارد و لذا راهبرد اوباما براي خروج از بن‌بست‌هاي انتخاباتي رويکرد به جلب رضايت ايران است.
آمريکا براي به نتيجه رسيدن مذاکرات ايران و گروه 1+5 و نيز برخورداري از ظرفيت‌هاي ايران براي حل چالش‌هاي منطقه يک گزينه پيش‌روي دارد و آن، در نظر گرفتن امتيازات عملي براي جمهوري اسلامي است. به نتيجه رسيدن مذاکرات و نيز حل چالش‌هاي منطقه برابر با ارتقای جايگاه مردمي اوباما و در نهايت برتري دموکرات‌ها در انتخابات ميان دوره‌اي کنگره خواهد بود، لذا اوباما به جاي فشار به ايران و القای تصور واهي و نياز ايران به فرصت حضور اوباما و دموکرات‌ها در قدرت، در انديشه تغييرات عيني در رفتار آمريکا از امتياز‌طلبي به امتياز‌دهي به ايران باشد. آنچه مسلم است آنکه، ايران نقش اساسي در انتخابات آمريکا دارد، لذا اوباما و هم‌قطارانش بايد از اين فرصت بهره گرفته و با صداقت رفتاري و پذيرش تمام حقوق ملت ايران از فرصت باقي مانده براي کسب آرای مردم آمريکا بهره گيرند.


پرونده

از جاسوسی صهیونیست‌ها بترسید نه برنامه هسته‌ای ایران
پایگاه تحلیلی «المانیتور» با اشاره به گزارش افشاگرانه اخیر نشریه آمریکایی «نیوزویک» درباره جاسوسی دستگاه اطلاعاتی، رژیم صهیونیستی از مقامات آمریکایی و اهمال دستگاه امنیتی آمریکا در برخورد با این موضوع معتقد است که این مسئله باید بیش از برنامه هسته‌ای ایران برای صهیونیست‌ها نگران‌کننده باشد. این پایگاه در ادامه به این موضوع اشاره می‌کند که حتی در داخل سرزمین‌های اشغالی نیز جمعی از پژوهشگران امنیتی معتقدند که درباره موضوع برنامه هسته‌ای ایران ادعاهای مطرح شده سناریویی ساختگی از سوی این رژیم بوده و به آمریکا تحمیل شده است.
نارضایتی کنگره از مفاد احتمالی توافقنامه جامع‌ هسته‌ای

نشریه آمریکایی یواس‌‌ای ‌تودی در گزارشی اعلام کرد: برخی گمانه‌‌زنی‌های مطرح در مورد مفاد توافقنامه جامع هسته‌ای بین ایران و گروه ۵+۱ موجب نارضایتی اعضای کنگره این کشور شده و آنها به دنبال اعمال فشار به دولت آمریکا برای تغییر این مفاد هستند. در این گزارش آمده است: این درحالی است که دیپلمات‌های ایران و گروه ۵+۱ برای آغاز تدوین پیش‌نویس توافقنامه جامع هسته‌ای در وین گرد هم آمده‌اند؛ در بین موضوعات متعددی که موجب اختلاف دو طرف شده است، به نظر می‌رسد دولت اوباما ممکن است به ایرانیان اجازه دهد تا برخی قابلیت‌ها را که می‌تواند در نهایت به ساخت سلاح هسته‌ای منجر شود را داشته باشند.
تحریم‌ها ایران را به توافق هسته‌ای وادار نکرد

نشریه آمریکایی در گزارشی استدلالات مقامات غربی را به چالش کشیده و نوشته است تحریم‌ها ایران را به توافق وادار نکرد. فارین پالیسی مجله آمریکایی برخی اظهاراتی که موفقیت مذاکرات هسته‌ای را به نظام تحریم‌های دولت اوباما نسبت می‌دهند، افسانه‌ای از همین نوع خوانده و تأکید کرده تحریم‌ها عامل آمدن ایرانی‌ها پای مذاکره نبوده‌ است. فارین پالیسی نوشت: «تحریم‌ها نه دلیل پیشرفت (در مذاکرات) و نه انگیزه دولت حسن روحانی برای مذاکره هستند. تحریم‌ها عامل انتخاب روحانی به ریاست‌جمهوری هم نبودند.» فارین پالیسی این ادعا که تحریم‌ها عامل آوردن ایران پای میز مذاکره بوده‌ است را هم رد کرد و نوشت: «اگر تحریم‌ها به آمریکا اهرم نفوذ بیشتری در مذاکرات دادند، این هم صحیح است که ۱۹۰۰۰ سانتریفیوژ ایران هم به این کشور اهرم نفوذ بیشتری داد. در واقع، عده‌ای هم در تهران چنین استدلال می‌کنند که سانتریفیوژهای ایرانی، آمریکایی‌ها را به نشستن پای میز مذاکره وادار کرد. به هر حال، این آمریکا بود که برای سال‌ها انجام مذاکراتی در قالب گروه ۵+۱ را قبول نداشت، نه ایران!»
تلاش رويترز برای ناكام ماندن مذاكرات هسته‌اي

خبرگزاری انگلیسی «رویترز» با انتشار گزارشی قابل تأمل تحت عنوان «آیا اعتراف ایران به اشتباه بودن فعالیت در مسیر ساخت بمب هسته‌ای ضرورتی برای دستیابی به توافق نیست؟» با ادعای وجود فعالیت‌های «مشکوک» گذشته اتمی ایران تلاش کرد در مذاکرات کنونی سنگ‌اندازی کند و مذاکره‌کنندگان غربی را به دادن اهمیت به موضع فعالیت‌های گذشته برای دستیابی به توافق، فرا بخواند. «رویترز» در این گزارش که هفت دقیقه پیش از آغاز نشست «ظریف» و «اشتون» برای نگارش متن پیش توافقنامه نهایی منتشر شد، نوشت: یافته‌های ناظران سازمان ملل مبنی بر اینکه ممکن است ایران بر طراحی «بمب اتمی» کار کرده باشد، به تحریم‌های شدید غرب علیه تهران کمک کرد تا در نهایت ایران مجبور شود به مذاکرات جدی روی بیاورد. در این گزارش که گویا از شهر وین تنظیم شده، آمده است: اما همزمان كه مذاكرات ايران و گروه 1+5 وارد مرحله مهمی شده است و طرفین در تلاش هستند تا پیش از اواخر ماه جولای به توافق نهایی برسند، این مسئله که فعالیت‌های مشکوک گذشته ایران چگونه بررسی شود، می‌تواند به یکی از موانع جدی تبدیل شود.


اقتصادى
سعید مهدوی

سایه گرانی بر سر بازار لوازم خانگی
بازار لوازم خانگی از جمله بازارهایی است که از ابتدای سال جاری و به‌ویژه با زمزمه اجری مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها افزایش قیمت چشمگیری را تجربه کرد. در دو ماه نخست امسال، قیمت لوازم خانگی در بازار بیش از 20 درصد افزایش یافته است. نمایندگی‌های فروش لوازم خانگی وارداتی و تولید داخل اعلام پس از آنکه از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها از سوی دولت اطمینان یافتند برای افزایش قیمت، کالای کمتری به بازار عرضه کردند. همین امر موجب شده که در حال حاضر، با وجود عدم قیمت‌گذاری جدید برای این کالاها، قیمت‌ها در بازار افزایش یابد و بسیاری از تولیدکنندگان داخلی با کاهش عرضه با وجود ذخیره‌سازی کافی در انبارها، قیمت‌ها را افزایش دهند. دولت نیز پیشتر اعلام کرده بود که تا خرداد در بازار لوازم خانگی افزایش قیمت نخواهیم داشت و این نیز خود یکی از دلایل افزایش قیمت در بازار بود. در ادامه دلایل دیگر این افزایش قیمت در بازار را بررسی می‌کنیم.
* سال گذشته تعرفه واردات لوازم خانگی بین 35 تا 55 درصد بوده است که این رقم بین اقلام مختلف لوازم خانگی متفاوت است. امسال تعرفه واردات این کالاها دو برابر شده و بر اساس نوع کالا، تعرفه واردات آن بین 70 تا 110 درصد شده است. بر این اساس، این احتمال وجود دارد که لوازم خانگی طی ماه‌های آینده با افزایش قیمت مواجه شود. لوازم خانگی از کالاهای اولویت 10 است که واردات آنها با ارز متقاضی و پرداخت سود گمرکی دو برابر از ابتدای سال جاری آزاد شده است. در حال حاضر لوازم خانگی که با تعرفه دو برابری وارد می‌شوند، تا چهار ماه آینده به بازار می‌رسد و این احتمال وجود دارد که قیمت لوازم خانگی در بازار افزایش داشته باشد.
* بازار لوازم خانگي تا پايان فروردين سال جاری نسبتاًً آرام بود، اما مشكل از آنجا شروع شد كه مسئولان براي آرامش مردم، اعلام كردند كه تا خرداد ماه به هيچ‌وجه گراني نخواهيم داشت. همين مسئله سبب شد تا مردم از بيم گراني پس از خرداد (انتظارات تورمی)، به بازار لوازم خانگي هجوم آورده و نیاز چند ماه آينده خود را نیز خریداری کنند، در نتیجه بازار لوازم خانگی با مازاد تقاضا و کمبود عرضه مواجه شد.
* کلید خوردن مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌های انرژی و بنزین از دیگر عوامل افزایش قیمت در بازار لوازم خانگی است.
* از دیگر عوامل التهاب در این بازار، افزایش ناگهانی نرخ ارز پس از چندین ماه آرامش بود.
* حضور کم‌رنگ دستگاه‌های نظارتی نیز خود یکی از دلایل افزایش قیمت‌های اخیر است. بازار پر رونق لوازم خانگی باید از سوی سیستم‌های نظارتی، خصوصاًً سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان و همچنین دستگاه‌های نظارتی دیگر کنترل شود.
این افزایش قیمت‌ها در حالی است که بازار لوازم خانگی مملو از کالاهای خارجی و وارداتی است و تولید داخلی نقشی بسیار کمی در جوابگویی به تقاضای این بازار دارد. به گفته تولید‌کنندگان، صنعت لوازم خانگی دومین صنعت اشتغال‌زا در کشور پس از صنعت خودرو‌سازی‌ است؛ اما بررسی وضعیت کارخانه‌های تولید‌کننده لوازم خانگی و میزان ساخت داخل یا مونتاژ بودن آنها نشان می‌دهد سهم مواد اولیه و قطعات وارداتی در تولید لوازم خانگی داخلی بسیار بالاست و ارزش افزوده بسیار پایینی از این صنعت، نصیب اقتصاد کشور می‌شود.


نداى قدس

چالش‌های راهبردی رژیم صهیونیستی
مرکز پژوهش‌های راهبردی فلسطین به مناسبت شصت‌ویکمین سالگرد اشغال این کشور از سوی رژیم صهیونیستی (یوم النکبه) از چالش‌های فراروی رژیم اشغالگر پرده برداشت. به گزارش خبرگزاری قدس کاهش مهاجرت صهیونیست‌ها به فلسطین اشغالی و افزایش مهاجرت معکوس به خارج از سرزمین‌های اشغالی به همراه افزایش فساد در جامعه صهیونیستی از جمله مهم‌ترین مشکلات راهبردی رژیم اشغالگر بوده که آینده آن را با خطر جدی مواجه کرده است. علاوه بر مشکلات یاد شده ناتوانی ارتش و نیروهای امنیتی برای تحقق امنیت مورد نیاز جامعه صهیونیستی، فرار نظامیان، افزایش خودکشی و رشد صعودی مزاحمت‌های جنسی در ارتش رژیم صهیونیستی از جمله دیگر بحران‌های خطرناک فراروی این رژیم است. علاوه بر این، ضعف رهبری و افزایش لجام‌گسیخته فساد در هرم قدرت رژیم صهیونیستی، علنی شدن فساد سران تل‌آویو و تبدیل شدن آنها به شخصیت‌های سودجو که تنها به‌دنبال منافع شخصی خود بدون توجه به منافع جامعه هستند پایه‌های این رژیم را به لرزه درآورده است. در پایان این گزارش آمده است که این مشکلات همچون ویروسی به حیات نکبت‌بار رژیم صهیونیستی ظرف سال‌های آینده پایان خواهد داد.
ممانعت رژیم صهیونیستی از ترخیص واکسن‌های کودکان فلسطینی

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از منابع خبری، وزارت بهداشت غزه اعلام کرد که رژیم صهیونیستی تعدادی از محموله‌های واکسن‌های حیاتی برای کودکان فلسطینی را در یکی از فرودگاه‌های خود ضبط کرده است و از ارسال آنها به غزه جلوگیری می‌کند. به گفته مقامات این وزارتخانه این واکسن‌ها کودکان را در برابر بیماری‌های اوریون، سرخک، سرخجه و فلج اطفال بیمه می‌کند. در این گزارش هشدار داده شده است اگر این وزارتخانه نتواند به موقع واکسن‌های یاد شده را تهیه کند کودکان فلسطینی با فاجعه روبه‌رو می‌شوند.
خشونت علیه مددکاران اجتماعی در جامعه صهیونیستی

وزارت رفاه رژیم صهیونیستی اعلام کرد درسال گذشته میلادی 180 مورد خشونت علیه مددکاران اجتماعی در جامعه صهیونیستی رخ داده است. به گزارش جروزالم‌پست اعمال خشونت‌آمیز در سال یاد شده نسبت به سال 2004 یکصدوهشتاد درصد افزایش داشته است. «میرکوهن» وزیر رفاه رژیم اشغالگر قدس در این باره گفت: شرایط امنیتی مددکاران اجتماعی قابل قبول نیست. آنها افرادی هستند که درخط مقدم جامعه صهیونیستی قرار دارند و با مسائل دشواری روبه‌رو هستند. اکثر عاملان خشونت مردان 36 تا 55 ساله هستند و در پرونده‌های خشونت‌های فیزیکی اکثر قربانیان را زنان تشکیل می‌دهند.
دزدی ۴/۱۲ میلیون دلاری از کودکان معلول

چهار صهیونیست از جمله یک خاخام در نیویورک به دزدی از مرکز پیشرفت کودکان متهم شده‌اند. به گزارش «تایمز اسرائیل» این گروه متهمند که ۴/۱۲ میلیون دلار پول اهدایی به مرکز پیشرفت کودکان که به کودکان معلول ارتدوکس کمک می‌کند را دزدیده و صرف مخارج شخصی خود کرده‌اند.
اعطای مصونیت ویژه انگلیس به «لیونی» جنایتکار

وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی که به دلیل ترس از بازداشت به اتهام جنایات جنگی تاکنون چندین بار سفر خود را به لندن لغو کرده است، پس از دریافت مصونیت دیپلماتیک از بازداشت به اتهام جنایات جنگی از دولت انگلیس به لندن سفر می‌کند. دفتر وزارت امور خارجه انگلیس این سفر را مأموریتی ویژه توصیف و اعلام کرده است برای اجتناب از هر گونه مسئله‌ای در آن به لیونی مصونیت دیپلماتیک داده شده است. سخنگوی دادستانی انگلیس هم در این‌باره گفت: با توجه به این تصمیم لندن دادگاه نمی‌تواند به دادخواست‌های دستگیری وزیر دادگستری اسرائیل رسیدگی کند!


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

آنچه ملت فلسطين از آشتي ملي مي‌خواهد
قاسم غفوري

هر چند كه تحولات کشورهایی مانند سوريه و اوكراين افكار عمومي را به خود معطوف ساخته، اما فلسطين همچنان از كانون‌هاي اصلي تحولات منطقه است. در كنار ادامه اشغالگري صهيونيست‌ها و مبارزه فلسطيني و نيز تحركات آمريكا براي اجراي روند سازش، نكته مهم، رويكرد فلسطيني‌ها به آشتي ملي است. گروه‌هاي فلسطيني با محوريت فتح و حماس سرانجام پس از سال‌ها به اختلافات پايان داده و در نشست غزه بر اصل همگرايي واحد براي تشکيل دولت وحدت ملي تأکيد کردند. در طول سال‌هاي اخير دخالت‌هاي صهيونيست‌ها، کشورهاي عربي و غربي موجب شده انسجام و وحدت ملي گروه‌هاي فلسطيني محقق نشود و لذا توافق غزه را مي‌توان تلاشي براي به شکست کشاندن مداخلات وحدت‌‌شکنانه دانست که از دستاوردهاي مهم براي فلسطين است.
توافق ملي براي رسيدن به حقوق و آرمان‌هاي ملت فلسطين در حالي صورت گرفته که در باب دلايل و اهداف فتح و حماس براي ورود به اين عرصه ديدگاه‌هاي متعددي مطرح است.
در باب رويکرد فتح و تشکيلات خودگردان مي‌توان گفت؛ سرخوردگي آنان از روند سازش و عدم پايبندي صهيونيست‌ها و آمريکا به تعهدات‌شان و نيز به نتيجه نرسيدن اقدامات‌شان در ميان کشورهاي عربي و سازمان‌هاي بين‌المللي، محور اصلي اين رويکرد بوده است. تشکيلات خودگردان باوجود تن دادن به مذاکرات سازش و امتياز‌دهي به صهيونيست‌ها و آمريکا نه تنها دستاوردي نداشته، بلکه هر روز با چالش‌هاي متعددي مواجه شده که محور آن را نيز از دست دادن جايگاه مردمي تشکيل مي‌دهد، به گونه‌اي که آغاز انتفاضه در کرانه باختري براي مقابله با رژيم صهيونيستي و سرنگون‌سازي تشکيلات خودگردان به رياست ابومازن ‌قوت گرفته است.
حمايت‌هاي کشورهاي عربي از تشکيلات نيز اجرايي نشده، در حالي که رويکرد تشکيلات به سازمان ملل نيز دستاورد خاصي نداشته و عملاً به حاشيه رانده شده است. در اين شرايط، تشکيلات خودگردان و شخص ابومازن گزينه‌اي جز رويکرد به آشتي ملي براي بهبود جايگاه مردمي و نيز ابراز خشم و نارضايتي از مذاکرات سازش، آمريکا، کشورهاي عربي و سازمان ملل نداشته است. در نقطه مقابل، جنبش حماس نيز در کنار آنکه بر اصل مقاومت تأکيد داشته اما در سه سال اخير و با آغاز بيداري اسلامي در منطقه تحت تأثير القائات اخوان‌المسلمين و وعده‌هاي برخي کشورهاي عربي برخي اقدامات را صورت داده که از يک سو، چندان خوشايند مردم فلسطين نبوده و از سوي ديگر، جايگاه منطقه‌اي و جهاني حماس را تحت‌الشعاع قرار داده است. مواضع برخي اعضای حماس در قبال سوريه و قرار گرفتن آنها در کنار اخوان و برخی کشورهاي عربي مرتجع منطقه، زمينه‌ساز اين چالش‌ها بوده است.
نکته مهم آنکه، خيانت‌هاي کشورهاي عربي به حماس و نيز حذف اخوان از معادلات منطقه، نوعي سرخوردگي را در ميان اعضای حماس به همراه داشته است. اخوان و کشورهاي عربي و ترکيه نشان دادند که دوستان صادقي براي حماس و فلسطين نیستند و صرفاً جبهه مقاومت تنها دولت وفاداري است که در هيچ شرايطي فلسطين را رها نمي‌کند، چنانکه سوريه با آن همه مشکلات و جنگ با تروريسم و متحدان خارجي آنها، مسئله فلسطين را مسئله اول خود عنوان مي‌دارد.
در اين ميان يک سوال اساسي مطرح است و آن اينکه، در راهبرد نهايي وحدت ملي فلسطيني‌ها، چه مولفه‌اي مي‌تواند گروه‌هاي فلسطينی و دولت آينده فلسطين را به سرمنزل مقصود رهنمون سازد؟
اين مسئله در دو حوزه قابل توجه است.
اولاً؛ ملت فلسطين تأکيد دارد که تنها راهکار تحقق آرمان‌هايش رويکرد به مقاومت و انتفاضه است چنانکه دستاوردهاي آن را در جنگ 22 روزه و 8 روزه مي‌توان مشاهده کرد. مقاومت تنها گزينه‌اي است که آزادي اسرا، حق بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، مقابله با حملات نظامي صهيونيست‌ها و حتي شکسته شدن محاصره غزه و... را اجرايي مي‌سازد.
بر اين اساس، دولت وحدت ملي فلسطين در چارچوب اجراي مطالبات مردم بايد رويکرد به مقاومت را در دستور کار قرار دهد تا در برابر تهديدات و تحرکات صهيونيست‌ها و آمريکا از پشتوانه مردمي برخوردار شوند.
ثانياً؛ در عرصه منطقه‌اي و جهاني نيز کارنامه تحولات نشان مي‌دهد که صرفاً مقاومت منطقه شامل ايران، سوريه، حزب‌الله است که در کنار ملت فلسطين قرار دارند و در اين عرصه نيز از هيچ اقدامي فروگذار نبوده‌اند که نمود آن را در جنگ 33 روزه غزه، 22 روزه و 8 روزه حماس مي‌توان مشاهده کرد.
رويکرد تشکيلات خودگردان و حماس به برخي جريان‌هاي حاشيه‌اي نظير؛ وعده‌هاي کشورهاي عربي و جريان اخوان، نه تنها دستاوردي براي فلسطين نداشته، بلکه هزينه‌ها و لطمات بسياري بر حقوق ملت فلسطين وارد ساخته است.
آنچه اين وضعيت را دگرگون مي‌سازد، گسترش روابط دولت وحدت ملي فلسطين با مقاومت منطقه است که هراس کشورهاي مرتجع عربي، صهيونيست‌ها و آمريکا از اين پيوند، خود سندي بر لزوم اجراي آن است.
در جمع‌بندي کلي از آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که رويکرد به مقاومت، مهم‌ترين مولفه پيش ‌روي دولت وحدت ملي فلسطين است که هم از حمايت ملت فلسطين برخوردار است و هم اينکه در حوزه منطقه‌اي و جهاني ظرفيت‌هاي عظيمي براي تحقق حقوق فلسطيني‌ها به همراه دارد. مقاومت نشان داده که تنها حامي واقعي فلسطين است که مي‌تواند سرنوشت معادلات را به نفع فلسطين تغيير دهد که نمود آن جنگ‌هاي 22 روزه و 8 روزه غزه و حتي رويکرد سازمان ملل به پذيرش عضويت فلسطين در نهادهاي مختلف بين‌المللي است.


قربانيان جديد حقوق بشر غربي
علي تتماج

قاره آفريقا با تمام ثروتش همچنان از رسيدن به شرايط مطلوب بازمانده و هر روز شاهد چالش‌هاي جديدي است. مي‌توان گفت اين قاره قرباني ثروت خود شده، چرا كه نظام سلطه براي برخورداري از ثروت‌هاي كلان جاري در اين قاره، از هر ابزاري به‌ويژه گسترش فقر و بي‌سوادي و ايجاد جنگ‌هاي داخلي و تشكيل دولت‌هاي دست‌نشانده بهره گرفته است.
هنوز بحران مالي، آفريقاي مركزي، سودان، سودان جنوبي، ليبي و... به پايان نرسيده كه منابع خبري از بحران‌هاي شديد در نيجريه و گسترش قحطي و گرسنگي در سومالي خبر مي‌‌دهند.
نيجريه اين روزها به يكي از كانون‌هاي تحولات جهاني مبدل شده است. ربايش 200 دانش‌آموز دختر توسط گروه تروريستي بوكوحرام محور اين تحولات را تشكيل مي‌دهد.
در همين حال نهادهاي بين‌المللي نيز گزارش‌هايي از فقر و گرسنگي و جنگ داخلي در سومالي منتشر كرده‌اند. آنها نسبت به استمرار اين روند هشدار داده و خواستار رويكرد جهاني به‌ويژه غرب براي حمايت از مردم اين كشور شده‌اند.
واكنش‌هاي جهاني به اين دو حادثه حرف‌هاي بسياري براي گفتن دارد كه در آن ميان، مواضع كشورهاي اروپايي و آمريكا از برجستگي بيشتري برخوردار است. آمريكا و پس از آن انگليس از اعزام نيروي نظامي به نيجريه به نام نجات اين دانش‌آموزان سخن گفته‌اند. براي توجيه اين اقدام نيز شوراي امنيت سازمان ملل ضمن ابراز نگراني از اين حادثه بر لزوم اقدام فوري ـ بخوانيد لشکركشي غرب به نيجريه ـ تأكيد كرد. در همين حال اين كشورها از آمادگي براي اعزام نيرو به سومالي براي مقابله با به اصطلاح تروريسم و حمايت از مردم سخن گفته‌اند.
مجموع اين تحولات نشان مي‌دهد كه طرح اشغال نظامي نيجريه و سومالي در حال اجرا است، حال آنكه دو ادعاي مبارزه با تروريسم و نجات بشريت محور اين تحركات را تشكيل مي‌دهد. اشغالگري غرب در قبال اين كشورها در حالي شكل مي‌گيرد كه در باب رفتارهاي غرب چند نكته قابل توجه است.
نخست آنكه؛ به اذعان جهانيان تروريسم برآمده از غرب است كه براي منافع خود اين گروه‌ها را ايجاد كرده است. هر چند كه آمريكا به بهانه مقابله با تروريسم جنگ افغانستان را به راه انداخت؛ اما پس از دوازده سال، نه تنها مبارزه‌اي با تروريسم صورت نداده، بلكه موجب گسترش اين گروه‌ها در سراسر جهان شده كه بخش عمده‌اي از آنها در آفريقا هستند.
بر اين اساس، ريشه ایجاد تروريسم و تشكيل گروه‌هايي مانند بوكوحرام در نيجريه و يا گروه الشباب در سومالي، همان كشورهاي غربي هستند كه اكنون ادعاي مقابله با آن را سر مي‌دهند؛ كشورهايي كه براي رسيدن به منافع بيشتر به‌ويژه نابودسازي جهان اسلام اين گروه‌ها را تشكيل داده و از هر ابزاري براي حمايت از آنها استفاده كرده‌اند.
دوم آنكه؛ كارنامه غرب در آفريقا نشان مي‌دهد كه آنها هرگز به دنبال رفع مشكلات این قاره نبوده‌اند، بلكه صرفاً به دنبال غارت منابع اين قاره هستند. اگر نخواهيم به دوران دور برويم تحولات ماه‌هاي اخير مالي، آفريقاي مركزي، سودان و سودان جنوبي و ليبي گواه بر اين مسئله است. كشورهاي غربي با ادعاي مقابله با نسل‌كشي به اين كشورها نفوذ کردند، اما خود محور اين كشتارها شدند. گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه نيروهاي آمريكايي، فرانسوی، انگليسي، آمريكايي و آلماني به جاي مقابله با گروه‌هاي تروريستي از آنها در كشتار مردم حمايت مي‌كنند، چراكه مقتولان اين عرصه مسلمانان هستند.
با توجه به نگاه مغرضانه كشورهاي غربي به مسلمانان، حضور آنان در نيجريه نتيجه‌اي جز كشتار گسترده‌تر مسلمانان توسط گروه‌هاي تروريستي به همراه نخواهد داشت. ‌آنها ادعا دارند كه گروه بوكوحرام گروهي اسلامي است و نيجريه گرفتار جنگ دروني مسلمانان است، حال آنكه اين گروه‌ مانند بسياري از گروه‌هاي تروريستي ساخته دست غرب است كه جز كشتار مسلمانان اقدامي صورت نمي‌دهد، چنانكه گروه‌هايي مانند داعش، النصره و... همين رويه را در ساير نقاط جهان اجرا مي‌كنند. نكته قابل توجه آنكه، گزارش‌هاي سازمان ملل نشان مي‌دهد كه آمريكا رسماً در سال 2009 از فائو خواسته تا از ارسال غذا به سومالي خودداري کند. كارنامه غرب در سومالي نشانگر طراحي گسترده آنها براي كشتار مردم است؛ مردمي كه جرم آنها صرفاً مسلمان بودن است.
با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه حضور نيروهاي غربي در نيجريه و سومالي تكرار فاجعه انساني مالي و آفريقاي مركزي خواهد بود، هر چند كه در ظاهر ادعاي حمايت از مردم در برابر تروريسم را سر مي‌دهند. غرب نشان داده است كه هرگز به دنبال حمايت از ملت‌ها نبوده و صرفاً منافع خود را در نظر داد. آفريقا با 51 درصد جمعيت مسلمان، قرباني حال و آينده ديدگاه ضد اسلامي و كاسبكارانه غرب است سرنوشت تلخ مردم نيجريه و سومالي بخشي از آن را تشكيل مي‌دهد.


از نگاه دیگران

گره‌گشایی از سخنرانی رئیس‌جمهور
نباید در این نکته تردید کرد که رئیس‌جمهور آینده مصر از هم اکنون شناخته شده است و هر کس که نظرش غیر از این باشد، مصری نیست(!) السیسی در ابتدای تبلیغات انتخاباتی خود طی هفته گذشته چند بار از تریبون‌های متعدد با مردم مصر صحبت کرد. گفت‌وگوهای تلویزیونی وی و مطالب منتشر شده در برخی روزنامه‌های پرفروش مصر از جمله الاهرام و الشروق از جمله موارد مهم در این رابطه به شمار می‌روند. با بررسی آنها می‌توان دریافت که سطح تمرکز اندیشه‌ها و نظرات مطرح شده در این مصاحبه‌ها بسیار زیاد بود و حماسه در آنها موج می‌زد. می‌توانم بگویم که غالب برداشت‌ها و واکنش‌های صورت گرفته نسبت به این مسئله درباره نیمه پرلیوان و نکات مثبت این مطالب بوده است، اما نیمه دیگر یعنی نکات منفی این سخنان با سکوت مواجه شده است. این در حالي است که شناخت این نکات منفی و نقاط خلأ هم نفع جامعه و هم به نفع رئیس‌جمهور آینده مصر است. نکته دیگری که لازم می‌دانم به آن اشاره کنم این است که ملاحظات و رویکرد من به سخنان السیسی تنها بعد سیاسی آن را در بر می‌گیرد و اگرچه بعد اقتصادی نیز اهمیت زیادی دارد، ولی صحبت درباره آن را به اهل فن اقتصاد می‌سپارم. نکته سوم در این رابطه، تمایز میان نقد اندیشه و نقد صاحب اندیشه است. مقصود من از ذکر این مطالب که بعداً به آن خواهم پرداخت حمله به شخص خاصی نیست. کتاب‌های رجال و اعلام نیز همین رویکرد را داشته‌اند.
با همه مسائلی که ذکر شد من دو ملاحظه اساسی را درباره زبان به کار رفته در مصاحبه‌های السیسی مطرح می‌کنم:
ـ روش فکری السیسی رئیس‌جمهور آینده مصر همچنان نظامی است و تغییر لباس نظامی به کت و شلوار شیک، امری ظاهری است که البته این امر جای تعجب ندارد، زیرا خدمت 45 ساله در ارتش ظرف چند ماه از بین نمی‌رود.
ـ گفت‌وگو با دیگران از بالا به پایین بر اساس رتبه و درجه با نوع گفت‌وگوی سیاستمداران متفاوت است. اینکه السیسی به ابراهیم عیسی گفت که به او اجازه نمی‌دهد عبارت «ارتش» را به کارببرد، امری کاملاً طبیعی و واکنشی خودجوش محسوب می‌شد، زیرا این زبانی است که یک فرمانده نظامی با رتبه پایین‌تر از خود صحبت می‌کند. هنگامی هم که السیسی عنوان کرد پروژه 18 ماهه باید ظرف سه ماه به اتمام برسد، زبانی به کار برد که زندگی مدنی با آن ناآشناست. زندگی مدنی با قوانینی بیشتر از گوش دادن به اوامر و اجرای آنها اداره می‌شود.
ـ او هنگام سخن گفتن با خارجی‌ها نرم و هنگام صحبت با افراد داخلی شدیداللحن بود، گویی در امور خارجی صلح‌طلب و در امور داخلی جنگ‌طلب بود، زیرا در سخنان خود از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که از او حمایت کرده بودند، تعارف و تشکر فراوانی به کار برد و از کشورهای غربی که هنوز هم انگشت اتهام رسانه‌های ما برای دسیسه‌چینی علیه نظام متوجه آنهاست، انتقاد نکرد و حتی درباره حماس و قطر و ترکیه که توسط رسانه‌های ما به عنوان دشمن معرفی می‌شوند در مرحله اول سکوت کرد و بعد به صورتی مؤدبانه از قطر و ترکیه خواست که بیش از این، مصری‌ها را عصبانی نکنند.
همچنین این امر هنگام صحبت درباره رژیم صهیونیستی و آمریکا بیشتر قابل مشاهده بود، اما این زبان نرم شامل شخصیت‌های نظام سابق نیز شد، ولی هنگام صحبت از دموکراسی، تظاهرکنندگان، اسلام سیاسی، رد آشتی و بستن درها به روی معترضان علناً گفت که آنان در دوره ریاست‌جمهوری وی جایی نخواهند داشت.
نويسنده: فهمي الهويدي
منبع: الشروق
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا620

هیگل:
توافق با ایران امنیت کشورهای خلیج‌فارس را تضعیف نمی‌کند
خبرگزاری ایرنا(۲۴/۲/۱۳۹۳» : (چاک هیگل» وزیر دفاع آمریکا به هم‌پیمانان آمریکا در خلیج‌فارس وعده داد که مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین به علاوه آلمان) امنیت آنها را تضعیف نمی‌کند. هیگل در آغاز یک کنفرانس با شرکای عربی آمریکا در خلیج‌فارس اعلام کرد که واشنگتن در خصوص پیشرفت‌های این هفته در پیش‌نویس توافق جامع بین ایران و گروه 1+5 در وین امیدوار است. وی تأکید کرد که مذاکرات با ایران تحت هیچ شرایطی امنیت کشورهای خلیج را فدای امتیازاتی که به برنامه هسته‌ای ایران داده می‌شود، نمی‌کند. وزیر دفاع آمریکا ادامه داد که صرف‌نظر از مذاکرات ایران، آمریکا آمادگی دارد تا تضمین دهد که ایران به سلاح‌های هسته‌ای دستیابی پیدا نمی‌کند و حدود 35 هزار نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس حضور دارند.
واشنگتن :توافق جامع با ایران مانند حل یک مکعب «روبیک» است
خبرگزاری فارس (۲۴/۲/۱۳۹۳): یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا تأکید کرد که رسیدن به توافق جامع ایران و گروه 1+5 همچون حل یک مکعب روبیک است و این فرایند رسیدن به راه حل جامع بسیار دشوارتر از برنامه اقدام مشترک است. یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه آمریکا در جلسه توجیهی با خبرنگاران در آستانه برگزاری نشست ایران و گروه 1+5 در وین گفت که در این دور از مذاکرات هسته‌ای، قرار است پیش‌نویس برنامه اقدام مشترک جامع نوشته شود و تمامی آنهایی که در میز مذاکرات جدی این دوره هستند، خواستار یک راه‌حل دیپلماتیک هستند، اما اینکه فقط راه‌حل دیپلماتیک بخواهیم، لزوماًً به مفهوم آن نیست که چنین چیزی رخ دهد.
واکنش کری به یک دعوت
خبرگزاری تسنیم(۲۴/۲/۱۳۹۳): «جان کری» وزیر خارجه آمریکا از دعوت «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران برای سفر به عربستان ابراز خرسندی کرد. کری که همراه با همتای ایتالیایی‌اش در واشنگتن صحبت می‌کرد، با بیان اینکه این اقدام ریاض مایه «خوشحالی» واشنگتن است، گفت: آمریکا از این موضوع استقبال می‌کند. وی ابراز امیدواری کرد که این سفر بتواند به کاهش اختلافات در منطقه کمک کند. با این وجود، تأکید کرد که آمریکا در ارسال این دعوت، نقشی نداشته است.
تکامل توان موشکی ایران نگران‌کننده است!
خبرگزاری فارس(۲۴/۲/۱۳۹۳): یک مقام ارشد وزارت دفاع آمریکا که «چاک هیگل» را در سفر به ریاض همراهی می‌کند، از ارتقای توانمندی‌های موشکی ایران ابراز نگرانی کرد. این مقام ارشد ضمن نگرانی از گسترش توانمندی‌های دفاعی و موشکی ایران گفت: این مسئله از جمله موضوعات مورد بحث با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس خواهد بود. این مقام آمریکایی که «چاک هیگل» وزیر دفاع آمریکا را در سفر به ریاض همراهی می‌کند، در جمع گروهی از خبرنگاران گفت: «تکامل» توان موشکی ایران، مسئله «نگران‌کننده»‌ای برای آمریکاست.
استقبال واشنگتن از دعوت عربستان از ظریف!
خبرگزاری مهر(۲۴/۲/۱۳۹۳): سخنگوی وزارت دفاع آمریکا در نشست خبری خود، به دعوت عربستان از وزیر خارجه ایران برای سفر به ریاض واکنش نشان داد و گفت: واشنگتن از این موضوع استقبال می‌کند.«جان کربی» سخنگوی وزارت دفاع آمریکا که در جمع خبرنگاران صحبت می‌کرد، گفت واشنگتن «ارتباط و تعامل دیپلماتیک برای حل مناقشان منطقه را تشویق می‌کند.» به گفته کربی، این موضوع در دیدار روز سه‌شنبه «چاک هیگل» وزیر دفاع آمریکا با ولیعهد عربستان مورد بحث قرار نگرفته است. هیگل دیروز برای بحث در مورد وضعیت سوریه و همچنین پرونده هسته‌ای ایران وارد عربستان شد. وی قرار است در نشست مشترک آمریکا و شورای همکاری‌های خلیج‌فارس به میزبانی ریاض شرکت کند.
مذاکرات در ضرب‌الاجل شش ماهه به نتیجه نمی‌رسد
خبرگزاری فارس(۲۳/۲/۱۳۹۳): نماینده سابق آمریکا در گروه 1+5 و مشاور رئیس‌جمهور این کشور، مذاکرات هسته‌ای را روندی طولانی‌تر از موعد مقرر شش ماهه ارزیابی کرد. «گری سیمور» مذاکره‌کننده سابق طرف آمریکایی در گروه 1+5 و مشاور رئیس‌جمهور آمریکا در زمینه سلاح‌های کشتار جمعی، ضمن اشاره به پیشرفت مذاکرات هسته‌ای، به نتیجه رسیدن گفت‌وگوها در مدت شش ماهه مقرر را بعید دانست. بر اساس این گزارش، «سیمور» به مسئله چالش‌برانگیز چاشنی‌های انفجاری پرسرعت معروف به چاشنی‌های «بریج وایر» هم اشاره کرد و در اظهارنظری جالب گفت: این مورد نیز با حل شدن دیگر مسائل میان ایران
و گروه 1+5، به خودی خود حل خواهد شد.


هویت 362

آمريكا: مرگ کارگران به دلیل وضع نامناسب محیط کار
وضعيت اسفناك كارگران و عدم رسيدگي به حقوق آنها به‌ويژه براي اقليت‌هاي نژادي و ديني موجب شده تا نهادهاي حقوق بشري تأكيد كنند، حدود ۱۵۰ سال طول می‌کشد تا بازرسان فدرال و بخش امنیت شغلی و مدیریت بهداشت آمریکا(OSHA) بتوانند حداقل یک بار محیط‌های اشتغال به کار در داخل این کشور را بازرسی کنند. این بازرسی در داکوتای شمالی ۵۲۱ سال زمان می‌خواهد. طی سال 2012، تعداد 4628 کارگر در ایالات متحده بر اثر صدمات وارده در محیط کار کشته شده‌اند. به علاوه تخمین زده می‌شود که 50 هزار نفر (روزانه حدود ۱۵۰ کارگر) بر اثر ابتلا به بیماری‌های شغلی و به واسطه شرایط بد و غیر قابل پیش‌بینی محیط کار جان می‌بازند. در حالی‌که طبق بند بیست‌وسوم اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خود را داشته باشد، این وضعیت برای شهروندان آمریکایی به‌خصوص مهاجران و کارگران آمریکای لاتین فراهم نیست.
انگلیس: فساد گسترده دستگاه قضایی

انگليس از جمله كشورهاي اروپايي است كه بر توجه به حقوق بشر در كشورها از جمله در حوزه قضايي اصرار مي‌كند، حال آنكه اوضاع داخلی اين كشور گواه نكاتي ديگر است. فساد گسترده در دستگاه قضايي و پليس انگليس چالش‌هاي گسترده‌اي براي مردم ايجاد كرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد گروه‌های تبهکار سازمان‌یافته‌ای در درون دستگاه قضایی انگلیس نفوذ کرده‌اند. افرادی که تبهکارترین مجرمان انگلیسی هستند به قضات این کشور رشوه می‌دهند یا آنها را تهدید تا احکامی صادر کنند که مطلوب این افراد است. ده‌ها پلیس فاسد انگلیسی، شاهدان را مرعوب می‌کنند و رشوه دریافت می‌کنند تا اسناد و مدارک مربوط به جرایم مجرمان را از بین ببرند. مجرمان مذکور قادر بوده‌اند در درون شبکه اسکاتلند یارد، پلیس انگلیس، نفوذ و به اطلاعات محرمانه‌ای دسترسی پیدا کنند که در پایگاه‌های اطلاعاتی محرمانه نگهداری می‌شود.
فرانسه: اقليت‌ها در محاصره پليس

نقض حقوق اقليت‌ها در اروپا از جمله در فرانسه به امري نهادينه مبدل شده است. هر سياه‌پوستي در معرض كنترل سه تا یازده برابري نسبت به سفيدپوستان از سوي نيروهاي پليس در فرانسه قرار دارد. اين نسبت براي يك مغربي‌تبار مقيم فرانسه دو تا پانزده برابر است. همچنين تحقيقات گوياي آن است كه مشكل فوق در سطح تمامي كشورهاي اروپايي محسوس است، اما اين موضوع در فرانسه نسبت به ديگر كشورها به مراتب حادتر است. فرانسه نيز از جمله كشورهاي اروپايي است كه از سوي برخي از نهادهاي مسئول اروپايي به انجام رفتارهاي تبعيض‌آميز عليه مسلمانان به‌ويژه در زمينه كار و ديگر مسائل اجتماعي متهم است. حدود هشت ميليون نفر از جمعيت ۶۵ ميليون نفري فرانسه را مسلماناني از كشورهاي مغرب، الجزاير، تونس و تركيه و برخي ديگر از كشورهاي مستعمراتي اسبق فرانسه در قاره آفريقا تشكيل مي‌دهد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق واکاوی می‌کند
تهدیدی که زیرکانه به فرصت تبدیل شد

رضا گرمابدری

اشاره
پیروزی انقلاب اسلامی بغض پایان‌ناپذیری در دل استکبار ایجاد کرد. ریشه این بغض در سرنگون کردن رژیم پهلوی نبود، بلکه در اندیشه داشتن انقلاب اسلامی بود. این ویژگی‌ باعث زنده بودن و جریان داشتن انقلاب و ورود تدریجی و عصیان‌آفرین در حوزه‌های منافع استکبار و به خطر انداختن آن می‌شد. چه بسا اگر انقلاب اسلامی فاقد اندیشه پویا و بالنده بود و پس از سرنگونی نظام حاکم در درون خودش حبس می‌شد و نگاه تحول‌خواه به بیرون نداشت، برایش اتفاق درد آوری نمی‌افتاد؛ اما روح سرکش این انقلاب و آموزه‌های ضداستکباری‌اش طاقت ماندن در مرزهای سیاسی و جغرافیایی را نداشت و پیوسته در تلاش برای حضور در نقاط جدید و رویارویی بیشتر و شدیدتر با استکبار بود. اینگونه بود که ستیز انقلاب اسلامی با استکبار طولانی شد و استکبار از روز اول با اتکای متکبرانه بر توانایی‌هایش فشار بر انقلاب اسلامی را آغاز کرد و پیوسته آن را ادامه داد. از حدود یک دهه پیش و تمرکز شیطان بزرگ بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران و با فضاسازی تبلیغاتی که آمریکا انجام داد زمینه افزایش فشار بر ایران فراهم‌تر شد تا حدود دو سال پیش که با بین‌المللی کردن آن به شکل تحریم‌های گسترده به اوج رسید. در طی سال‌های طولانی رویارویی با استکبار در درون نظام دو اقدام کلی مقابله‌جویانه با استکبار وجود داشت یکی ظاهر، محسوس و روزمره و دیگری ناپیدا، نامحسوس و کم نمود. اقدام اول متعلق به دولت‌ها و اقدام دوم متعلق به امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بود. نوشتار حاضر درصدد بررسی اقدام امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و بیان چگونگی ابتکار معظم‌له در «تبدیل تهدید دشمن به فرصت» برای نظام است.

خاستگاه مفهومی بحث
یکی از عوامل اصلی و تعیین‌کننده میان دو کشور متخاصم مقوله مهم «تهدید» است. تهدید ابزار فشاری برای مجاب و تسلیم کردن طرف مقابل است. ضعف و شدت تهدید که در تأثیرگذاری و عدم تأثیر آن، نقش اصلی را دارد بسته به عواملی است که تهدید را سازمان می‌دهد. تهدیدات گاهی نقطه‌ای هستند و گاهی فرایندی. تصور کلی این است که چون کشور تهدیدکننده قوی‌تر است، پس پیروز همیشگی هم است؛ اگر چه این گزاره‌ درست به نظر می‌رسد و معمولاً هم اینگونه بوده، اما امری قطعی نیست و در مواردی خلاف آن نیز واقع می‌شود. وقوع این خلاف واقع به مسائل مختلفی بستگی دارد که مهم‌ترین آن نوع برخورد کشور تهدید شده با تهدید است. از آنجایی که فلسفه تهدید وارد آوردن فشار سنگین و ناگهانی برای ایجاد اخلال در روند تصمیم‌گیری درست طرف مقابل است، چنانچه طرف مقابل بتواند در برابر این فشار اولیه مقاومت کند و اجازه ندهد لرزش ناشی از شوکی که تهدید وارد می‌کند عوامل و عناصر دخیل در تصمیم‌گیری را جابه‌جا سازد، می‌تواند درست تصمیم بگیرد. در این مرحله تصمیم درست و سپس روش اجرای آن در گروی شناخت درست از عواملی است که در فرایند تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی برای مقابله نقش دارند که مهم‌ترین آن آگاهی از داشته‌ها و ارزش آنها و آگاهی از توانایی‌ها است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، فرصت و زمینه دگرگونی احتمالی یعنی «تبدیل تهدید به فرصت» پیش می‌آید که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با پیش داشته‌هایی نظام را تدریجاً به این مسیر سوق دادند.
الف ـ پیش‌داشته‌ها
۱ـ ایمان به کلام و راه امام(ره)
بندگی واقعی امام خمینی(ره) بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در پیشگاه الهی و گره خوردن آثار معنوی این بندگی با فهم درست و هوشمندانه امام(ره) از آموزه‌های دینی در کنار برخی ویژگی‌های شخصیتی ایشان مانند، شجاعت و ناسازگاری و تسلیم‌ناپذیری در برابر زور و زر از ایشان شخصیت اسوه و الگویی ساخت که افراد مستعد با قرار گرفتن در شعاع وجودی‌اش با تأثیرپذیری عمیق از او ادامه راهش را برخود فرض می‌شمردند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از معدود کسانی بودند که با مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصی و آمادگی لازم در شعاع وجودی امام خمینی(ره) قرار گرفتند و به سبب دارا بودن مسئولیت‌های مختلف و ارتباط حضوری و مستمر با امام خمینی(ه) بیش از دیگران از ایشان تأثیر گرفتند تا آنجا که از عمق وجود به کلام و راه امام خمینی(ره) ایمان آوردند و در حالی که امروزه به‌واقع خود امامی در جنب امام خمینی(ره) هستند، همچنان با ایمان تام به کلام و راه امام خمینی(ره) همان مسیر را در پیش‌ گرفته‌اند و محکم و استوار راه‌ می‌سپارند.
۲ ـ شناخت از دشمن
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) شناخت دو مرحله‌ای از دشمن داشتند که در امتداد یکدیگر بودند. شناخت پیش از انقلاب و شناخت پس از انقلاب. این دو شناخت در زمان رهبر شدن ایشان تلاقی پیدا کردند که شناخت سوم و متکاملی را به ‌وجود آوردند. محصول این شناخت، تحلیل صحیح رفتار و واکنش دشمن است که در طول سال‌های گذشته در موارد حساس و تعیین‌کننده‌ای ارزشش را نشان داد. نمونه‌های برجسته آن را در موضع‌گیری‌هایی مانند جنگ اول خلیج‌فارس، یازده سپتامبر، اشغال افغانستان و عراق، فتنه ۸۸، تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران و این اواخر در گفت‌وگوهای هسته‌ای و... می‌توان مشاهده کرد.
۳ـ شناخت از مردم
رهبر معظم انقلاب (حفظه‌ الله‌تعالی) از پیش از انقلاب ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با مردم داشتند و با اینکه در دوران خفقان حکومت پهلوی مردم کمتر جرئت داشتند قابلیت‌های خود را آشکار سازند، اما همان مقدار اندک نیز برای شناخت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از مردم کافی بود که البته بعدها و با نزدیک‌تر شدن هر چه بیشتر به زمان پیروزی انقلاب و آشکارتر شدن جوهر اصلی مردم این شناخت بیشتر شد تا انقلاب به پیروزی رسید. پس از انقلاب هم که حمایت از انقلاب هزینه داشت، مردم پرده دیگری از وفاداری و قابلیت خود را به نمایش در آوردند و در دوران دفاع مقدس آن را کاملاً شکوفا ساختند و پس از آن دوران نیز در تمام مراحل، همراه و یار انقلاب بودند که در ۹ دی ۸۸ یک‌بار دیگر آن را در قالب یک حماسه تاریخی ثبت کردند.
۴ ـ شناخت از جوانان
این شناخت نیز ریشه در پیش از انقلاب دارد که با مبارزه و ایستادگی در برابر رژیم جلاد گذشته پیوند خورده بود؛ زیرا بیشتر، جوانان، مرد این میدان بودند و می‌توانستند با مشقات و آلام و محرومیت‌ها و فشارهای آن بسازند؛ اما در این میان آنچه که پرچم افتخار جوان مسلمان ایران زمین شد، حضورش در جبهه‌های دوران دفاع مقدس بود. رزمگاه پرخطری که نه فقط لاف‌زنان گزافه‌گو را که شیران کارزار دیده را نیز فراری می‌داد. سلحشوری‌ها و رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌های کم‌نظیر جوانان سرزمین دلاور مردی‌ها در دوران دفاع مقدس آنچنان اعجاب‌آور و دور از دسترس و اثباتگر و قدرتمندانه بود که نه‌تنها سرنوشت جنگ را که روند حرکت آینده کشور را تغییر داد و بنیان‌های آن حرکت را به خود پیوند زد تا آنجا که ابزار قدرتمند امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و رکن مستحکم عزمش برای رساندن ایران اسلامی به جایگاه جهانی که به‌حق شایستگی‌اش را دارد، جوانان مومن، باهوش، فداکار، استکبارستیز و ایران دوست این سرزمین‌اند.
۵ ـ شناخت از ظرفیت‌های کشور
رهبر معظم انقلاب از دو ناحیه با ظرفیت‌های کم‌نظیر کشور آشنا هستند. آشنایی اول ایشان ناشی از روحیه تکاپوگری و غور تاریخی در قضایای گذشته کشور و علل توجه بیگانگان به سرزمین ایران است که مهم‌ترین آن وجود ظرفیت‌های ارزشمند ایران است. آشنایی دوم که احتمالاً گسترده‌تر و عمیق‌تر است از ناحیه دو دوره ریاست‌جمهوری ایشان است که به اقتضای آن مسئولیت، می‌بایست از نزدیک و دقیق‌تر با این ظرفیت‌ها آشنا می‌شدند.
۶ ـ آگاهی کامل از ابعاد مسئولیت رهبری کشور
نوع ورود امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به مسائل کلان کشور که در مواردی به دلایلی با جزئیات تعجب‌برانگیز هم همراه می‌شود، حاکی از آن است که معظم‌له به تمام ابعاد رهبری کشور و جهان اسلام و حتی در موارد لازم، مسائل جهان اشراف دقیق و کامل دارند و براساس این آگاهی از مسئولیت مهم رهبری و هدایت جامعه است که حقیقتاً هرگاه مسئله‌ای را طرح کرده و بر آن اصرار داشتند، آن مسئله اولاً مغفول بوده و ثانیاً برای پیشرفت کشور اهمیت بسیار بالایی داشته است. یکی از برجستگی‌های ورود معظم‌له به مسائل گوناگون، ورود به موضوعاتی است که دشمن مستقیم و غیرمستقیم برای تضعیف و ضربه به نظام در آن فعال است و یا نشانه‌های سود بردن دشمن از آن موضوع وجود دارد به عبارتی ایشان چشم‌ بیدار نظام اسلامی است که پیوسته بیدار و مراقب حریم نظام از نفوذ و ورود اجانب و توطئه‌گران است.

ب ـ آغاز شکل‌گیری‌ روند تبدیل تهدید به فرصت
اولین اثر تجمیع عوامل پیش‌ گفته این است که با وجود این دسته از عوامل، دشمن به‌راحتی نمی‌تواند تهدیدش را اجرایی کند. دومین اثرش هم این است که با وجود این عوامل و تهدید دشمن در کنار آنها، زمینه «تبدیل تهدید به فرصت» فراهم است و باید این کار را انجام داد. فاصله بسیار زیاد بین تهدید و فرصت اجازه نمی‌داد که یک مرتبه از این دگرگونی صحبت کرد چرا که ظاهری ناباورانه و تاحدی مضحک داشت. برای کاهش این فاصله و باورپذیر کردن این دگرگونی و جابه‌جایی به اقدامی هوشمندانه و سنجیده نیاز بود که می‌بایست منطبق و برآمده از عوامل پیش‌گفته انجام می‌گرفت. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) این حرکت را از سال‌ها پیش با تمجید از استعداد و توانمندی جوانان ایران آغاز کردند و اندکی پس از آن هم در عرصه مدیریتی و اجرایی زمینه انجام کارهای علمی و فناوری خاص را برای گروه‌های مختلف فراهم ساختند تا احساس توانمندی که جوانه یافته بود در ترکیب با برخی دستاوردهای ابتدایی علمی به باوری مستحکم و جوشنده تبدیل شود که به لطف الهی و تدبیر امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) این اتفاق مبارک تحقق یافت و شورآفرینی لازم برای افزایش خیل کسانی که مایل بودند وارد این جرگه شوند، ایجاد شد و به سرعت رشد کرد.

ج ـ افزایش خصومت‌ورزی دشمن
دشمن زمانی متوجه حرکت چنین جریانی در کشور شد که با وجود بسیار خطرناک دانستن آن به راحتی نمی‌توانست مانع حرکت آن شود، با این حال از حرکت باز نماند و در بخش‌هایی دست به اقدامات ایذایی و محروم‌ساز‌ي‌هایی زد، اما فشار اصلی‌اش را برفناوری‌ هسته‌ای ایران آورد، برخلاف تصور دشمن فشار بیشتر بر فناوری هسته‌ای ایران باعث شکوفایی بیشتر آن شد و در اصل با دست دشمن سیاست «تبدیل تهدید به فرصت» که رهبری دنبال می‌کردند، بارورتر می‌شد و روی دیگر سکه آن را پدیدار می‌ساخت که همراه این فشارها و تهدیدها، فرصت‌ها همچنان در تکاپویند و باید آن را قدر دانست.

دـ دیدگاه امام خامنه‌ای در عمل اثبات شد، اما...
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار اخیر از نمایشگاه نیروی هوافضای سپاه فرمودند: «مهم‌ترین درس این نمایشگاه، اثبات استعداد و توانایی ملت ایران برای ورود به میدان‌های دشوار و میدان‌هایی است که دشمن قصد ممنوع‌الورود کردن آنها را دارد.» و در فراز دیگری نیز اظهار داشتند: «این نمایشگاه به همه ما مسئولان پیام اقتدار و توانایی درونی را می‌دهد و اعلام می‌کند که ما می‌توانیم.» ترجمان این دو فراز از بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) متناسب با سیاق و روند نوشتار حاضر این است که ما به جای ترس از تهدید دشمن و باختن خود و تسلیم شدن در برابر او پس از ایستادگی و صلابت اولیه فهمیدیم که می‌توانیم این تهدیدات را با اتکا به داشته‌های ارزشمند به فرصت تبدیل کنیم و نمایشگاه حاضر که در بردارنده پیچیده‌ترین و پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی است در کنار سایر دستاوردها در عرصه‌های دیگر نظریه امکان «تبدیل به فرصت» را اثبات کرد و ما باید از فرصت‌های باقی‌مانده در راستای این نظریه بیشترین استفاده را داشته باشیم، زیرا که این فرصت‌ها نمی‌تواند ماندگار باشد. هر چند که لازم است برای پس از آن هم برنامه‌‌ریزی کنیم. اما در این میان و در حالی که نظریه فوق با مصادیق متعدد عینی اثبات شده، نظام با مشکل بزرگی مواجه است که نمی‌گذارد این حرکت با شتاب لازم همه عرصه‌ها را در نوردد و دستاوردهایش را که در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر نیازمند آنها است. یکی پس از دیگری تقدیم نظام اسلامی کند این مشکل بزرگ همان است که در بیان امام خامنه‌ای چنین بازتاب یافته است: «متأسفانه در برخی از بخش‌های مدیران ما این پیام (ما می‌توانیم) را درک نمی‌کنند.» و در بخش دیگر نیز به آن چنین اشاره داشتند: «مشکل ملت ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این بود که نمی‌دانست، می‌تواند، همانطور که امروز هم هنوز برخی نمی‌دانند که می‌توانیم!»
در هر صورت پس از اثبات کارآمدی شیوه‌ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) که بزرگ‌ترین ضربه را به دشمن زد و بیشترین آورده را برای نظام داشته و از همه مهم‌تر بدون هرگونه آزمون و خطای تکراری که مشابهش در جاهای دیگر به وفور دیده شده، راه پیشرفت، عدالت و رفاه را کشف و پیش‌روی نظام قرار داده، بر همگان و به ویژه دولتمردان لازم است تا صادقانه و به دور از هرگونه تعلل و چندوچون سیاسی آن را در تمام پیکره دولت و بخش خصوصی جاری کنند تا دستاوردهای پیاپی آن زینت نمای رشک‌برانگیز نظام اسلامی شود. ان‌شاء‌الله.


نگاه یک
علی اسماعيلی

باید خود را باور کنیم!
شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» به‌عنوان محوری‌ترین شعار انقلاب اسلامی، از همان ابتدا، این پیام مهم را به جهانیان مخابره کرد که این انقلاب به هیچ یک از قدرت‌های جهان وابسته نبوده و می‌خواهد بر قدرت و توانایی داخلی خود متکی باشد. چرا که مردم و مسئولان انقلاب، تجربه دو قرن وابستگی شاهان قاجار و پهلوی به قدرت‌های زمان خود ـ که همین مسئله سبب عقب‌ماندگی و عدم پیشرفت ایران شده بود ـ را پیش‌روی داشتند و از این رو می‌دانستند برای توسعه و پیشرفت ایران، چاره‌ای جز تکیه بر قدرت و توانایی داخلی ندارند. نگاهی به شرایط و اوضاع کشور و برخورد امروز استکبار جهانی با ایران، اهمیت این شعار و اتکا به قدرت درون را مضاعف کرده است. از همین رو است که مقام معظم رهبری در دیدارها و سخنرانی‌های اخیر خود، همواره بر قدرت دورنی نظام تکیه و به مسئولان این مهم را گوشزد می‌کنند. در هفته‌ای که گذشت، معظم‌له در چند دیدار مختلف، بار دیگر بر این موضوع تأکید کرده و حتی در دیدار از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه با گلایه از عدم توجه برخی مسئولان به پیام توانایی قدرت درونی فرمودند: «متأسفانه در برخی از بخش‌ها، مدیران ما این پیام را درک نمی‌کنند.» ایشان در همین دیدار تصریح کردند: این نمایشگاه به همه ما مسئولان پیام اقتدار و توانایی درونی را می‌دهد و اعلام می‌کند که «ما می‌توانیم».
حال سوال این است که علت تأکید این روزهای مقام معظم رهبری بر بحث اقتدار درونی و تکیه بر توانایی داخلی چیست؟ برای پاسخ به این سوال ذکر چند نکته مهم حائزاهمیت است.
۱ ـ شرایط ویژه کشور
واقعیت این است که امروز، جمهوری اسلامی با شدیدترین تحریم‌های اقتصادی تمام عمرش مواجه است. تحریم‌هایی که در طول تاریخ معاصر، علیه هیچ کشور و ملتی اعمال نشده است و همین مسئله نشان می‌دهد که ما برای عبور از این تحریم‌ها، چاره‌ای جز اتکا به خود و تکیه بر قدرت درونی نداریم. تأکید مقام معظم رهبری بر این موضوع نیز به همین علت است.
۲ ـ خنثی‌سازی حربه تحریم
اصولاً هر نوع وابستگی‌ یک کشور به دیگر کشورها سبب می‌شود، کشورهای برخوردار در بزنگاه‌ها، از وابستگی یک کشور به خود، برای دستیابی به اهداف مدنظرشان استفاده ابزاری کنند که این موضوع را ما امروز درباره کشورمان نیز شاهدیم. پس توانمندسازی کشور در زمینه‌های مختلف از جمله؛ اقتصادی، علمی، فنی و... می‌تواند دست غرب را در برابر ایران خالی کرده و آنان نتوانند از این حربه، علیه کشورمان استفاده کنند. البته در این بین، بحث اعتماد مسئولان به استفاده از ظرفیت‌های داخلی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نکته مهمی که متأسفانه این روزها، توجه کمی به آن را در بین مسئولان دولتی می‌توان یافت و دلیل اصلی گلایه مقام معظم رهبری از مسئولان نیز به همین موضوع برمی‌گردد. بسیار شگفت‌‌آور است که با وجود پیشرفت‌های مختلف کشور در زمینه‌های مختلف علمی، کشاورزی، صنعتی، پزشکی و... باز هم عده‌ای که هماره شیفته غرب هستند، حاضر به استفاده از توان داخلی کشور نمی‌شوند و تأسف‌بار و عجیب‌تر اینکه، پیشرفت و توسعه کشور را تنها به برقراری ارتباط با چند کشور غربی منوط می‌کنند، اما فراموش کرده‌اند که غرب، هیچ‌گاه علم و فناوری خود را به‌راحتی در دسترس دیگر کشورها نمی‌گذارد. نمونه آن هم، کشورهای مرتجع منطقه هستند که همچنان در تمام زمینه‌ها، وابستگی‌شان به غرب پابرجاست و به لحاظ علمی و تکنولوژی جزو کشورهای عقب‌مانده محسوب می‌شوند. به نظر می‌رسد، اگر دیدگاه اشتباه این مسئولان به توانمندی داخلی کشور اصلاح نشود، باید ما همچنان ادامه روند اعمال تحریم‌ها از سوی غرب را داشته باشیم. از طرفی، نباید همه‌ مسائل کشور از جمله مذاکرات هسته‌ای را به تحریم‌‌ها مرتبط کنیم. باید برای تحریم‌ها راه دیگری بیابیم که مهم‌ترین آن هم، خوداتکایی و استفاده از ظرفیت‌های بزرگ و توانمند داخلی است. چرا که بارها ثابت کرده‌ایم که در هر عرصه‌ای که به توانایی داخلی خود تکیه کرده‌ایم، موفق بوده‌ایم. باید خود را باور کنیم!


نگاه دو
علی حيدری

فرهنگ و هنر ما جای چه کسانی است؟!
موضوع جدید نیست، هرچند شاید تکراری هم نباشد! اصلاً یکی از دلایل پرداختن به چنین موضوعی، تکرار آن در برهه‌های مختلف و درباره افراد مختلف است.
این بار ماجرا از آنجا شروع شد که «الهام چرخنده» هنرپیشه سینما و تلویزیون در برنامه زنده لحظه تحویل سال ۱۳۹۳ در شبکه چهار سیما، تبریک ویژه خود را به رهبر معظم انقلاب اسلامی تقدیم کرد. پس از آن بود که شبکه‌های مختلف ضدانقلاب و کسانی که در فضای مجازی بر ضد نظام و انقلاب اسلامی فعالیت می‌کنند، به جرم ابراز ارادت این بازیگر، هجمه وسیعی را علیه وی آغاز کردند. در کنار صبر و مقاومت ستودنی این هنرمند جوان کشورمان، جوانان با ایمان، ولایتمدار و عاشق ایران با حضور در فضای مجازی از وی حمایت کردند.
این ماجرا ادامه داشت تا اینکه روز دوشنبه گذشته این هنرمند به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران به جشن فرهنگ و هنر انقلاب رفت و آنجا هم حرف‌هایی از این ماجرا زد. او گفت: «دقیقاً بعد از پخش این ویدئو بود که من از شبکه‌های مختلف منافقان، صدای آمریکا و مخالفان صحبت‌هایی شنیدم و همچنین برخی دوستانم در عرصه سینما نسبت به من خیلی لطف داشتند و پیامک‌های مختلف برایم ارسال می‌شود.»(!)
چرخنده در ادامه با انتقاد از فضای حاکم در عرصه فرهنگ و هنر گفت که به من پیغام داده‌اند: «سینمای ما جای چنین زنانی نیست و برایم این سوال به‌وجود آمده که فضای فرهنگی ما جای چه نوع زنانی است؟!»
موضوع «علیرضا افتخاری» و اظهار علاقه‌اش به رئیس‌جمهور قانونی کشور در سال ۸۸ یکی دیگر از این جنس وقایع بود که بلافاصله با هجوم رسانه‌ای شدید ضدانقلاب آن هم در اوج فتنه پس از انتخابات ریاست جمهوری همراه شد. برخوردها و توهین‌هایی از این دست به «علیرام نورایی» بازیگر فیلم «قلاده‌های طلا» که با موضوع فتنه ساخته شد، نیز در همین راستا بود. «لیلا اوتادی» هم از این هجمه‌ها در امان نماند. چون در فیلم «اخراجی‌های3» بازی کرد که آن هم به موضوع انتخابات می‌پرداخت و فشارها و تهدیداتی که در کنار عملیات روانی شدید در خصوص ترانه‌های انقلابی «حامد زمانی» خواننده جوان کشورمان صورت می‌گیرد. کم نیستند مصادیقی از این دست که به‌ دلیل ایفای یک نقش یا تولید هنری و یا حتی اعلام نظر شخصی‌شان مورد تخریب و تخطئه مخالفان نظام اسلامی و دنباله‌روهای آنان قرار گرفته‌اند.
اینکه مدعیان آزادی بیان حتی نمی‌توانند تبریک یک هنرمند ایرانی را به رهبر خود تحمل کنند، گواه آشکاری بر دروغ بودن ادعاهای آنان است، اما درباره این جریان که هر از چندگاهی در عرصه رسانه خبرساز می‌شود، باید به دو نکته اشاره کرد:
اول اینکه تجربه نشان داده در مواقعی که چنین فضاسازی‌هایی علیه یک هنرمند ارزشی صورت می‌گیرد که طبیعتاً نیازمند حمایت جدی از سوی رسانه‌ها و نهادهای مختلف فرهنگی است، رسانه‌های ارزشی و انقلابی تنها به انتشار خبر و مطالبی بسنده می‌کنند و دوباره آن فرد تنها در میدان رها می‌شود. باید بپذیریم که آستانه تحمل یک هنرمند با یک شخص سیاسی متفاوت است و در چنین اوضاعی باید او را همراهی و پشتیبانی کرد تا بتواند در مسیر صحیحی که تشخیص داده گام بردارد، نه اینکه مجبور شود برای به دست آوردن دل دیگران از مسیر خود باز گردد.
دوم اینکه، وقتی پیام‌هایی از جنس اینکه «سینمای ما جای چنین زنانی نیست.» از گوشه و کنار سینما به گوش می‌رسد، بیانگر این است که با گذشت ۳۶ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز تفکراتی این چنینی در سینمای این کشور وجود دارد و یا در آن رخنه کرده‌ است، از این رو مسئولان و متولیان و نهادهای فرهنگی باید از حضور جوانان هنرمند ارزشی و انقلابی که نمونه‌هایی از آن در جشنواره فیلم عمار مشاهده شد، استقبال کنند و حمایت‌های لازم را از آنان صورت دهند تا روز به روز بیشتر، شاهد شکوفایی فرهنگ و هنر دینی و انقلابی باشیم.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

گزارشی از مواجهه دولت‌ها با انتقاد
دولت یازدهم و آستانه پایین انتقادپذیری!

سيد فخرالدين موسوی

«برشمردن درستی‌ها و نادرستی‌ها»؛ این جمله کوتاه سال‌هاست که برای معنای واژه «انتقاد» در لغت‌نامه‌های فارسی چاپ می‌شود، جمله بی‌تکلف و ساده‌ای که هیچ‌گاه تکلیف سیاسیون و جامعه رسانه‌ای کشور را به مسئله نقد و حدود و ثغور آن روشن نکرده است، چنانکه از ابتدای انقلاب اسلامی تا امروز، در ادوار مختلف شاهد بودیم که تقابل دولت‌ها و منتقدان با فراز و فرود‌های متعددی همراه بوده است، دولت‌ها عموماً با تخریب دانستن و سیاه‌نمایی خواندن نظرات منتقدان، سعی بر آن داشته‌اند تا از خود دفاع کنند و گاه نیز با سود جستن از ابزار‌هایی همچون تهدید، توقیف، تطمیع! و... سعی بر کاستن از صدای منتقدان داشته‌اند. «مسعود ده‌نمکی» در مصاحبه‌ای که به‌تازگی با هفته‌نامه «رمز عبور» داشته است، با مرور خاطرات خود از توقیف روزنامه‌هایش در دوران اصلاحات، درباره دولت هاشمی رفسنجانی نیز می‌گوید: «دولت همین آقای «هاشمی» که دم از آزادی و ضدیت با سانسور می‌زند، دوازده شب آمدند و محله‌ ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند. که چه؟ در نماز جمعه شعار دادی! با تروریست‌ها این جوری رفتار نکردند که تو را بردارند ببرند و با لباس راه‌راه در همین موزه عبرت در زندان انفرادی، هفت، هشت، ده روز نگه‌ات دارند. بعد هم دوربین‌ها را جلوی تو کار بگذارند و بگویند چرا این کار را کردی؟» هادی خامنه‌ای نیز در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه «آسمان» به ماجرای برخورد با یک روزنامه در دولت آقای هاشمی اشاره می‌کند و می‌گوید: «هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌اش از آستانه تحمل پایینی برخوردار بود.» روزنامه‌ای که هادی خامنه‌ای از آن یاد کرده است، روزنامه «جهان اسلام» است؛ روزنامه‌ای که به انتشار نظرات منتقدان در آن دوران می‌پرداخت و همین رویکرد سبب آن شد که سرانجام به درخواست دولت، توقیف شود و هیچ‌گاه انتشار خود را از سر نگیرد. نکته جالب‌تر اینکه، این برخورد با منتقدان تا آنجا بود که به علت فضای سنگین سیاسی حاکم در آن زمان هیچ روزنامه‌ای حتی حاضر به درج خبر توقیف روزنامه جهان اسلام و بررسی علل آن نشد! از این دست شاهد مثال‌ها بسیار می‌توان ذکر کرد؛ اتفاقاتی که نشان می‌دهند در دولت‌های مختلف، به‌ویژه دولت‌هایی که سران آنان امروز مدافع آزادی رسانه‌های انتقادی هستند! رویکردی تهاجمی نسبت به منتقدان وجود داشته است و با نشاندن مفهوم تخریب و سیاسی‌کاری به جای انتقاد و گاه نیز با زدن برچسب «مخالف» به منتقدان، راه نقد بر عملکرد دولت‌ها سد شده است. گرچه مسئله نقد و نقادی و نحوه برخورد با آن، مختص یک دولت خاص نبوده و بارها نیز مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفته است، اما با روی کار آمدن دولت یازدهم این مباحث این روزها اوج گرفته‌اند، چراکه از یک‌سو، با تغییر فضای ارتباطی در کشور و گسترش روزافزون فضای مجازی و ابزارهای پیام‌رسان، صدای منتقدان بلندتر از پیش در جامعه شنیده می‌شود و از سوی دیگر، دولت یازدهم در این مدت، دست به اقدامات حساس و مناقشه‌برانگیزی زده است که واکنش‌های بسیاری را برانگیخته است که این اتفاقات در کنار یکدیگر موجب شده است تا موضوع «نقد» بار دیگر به تیتر یک بسیاری نشریات و رسانه‌ها تبدیل شود، به همین دلیل در این شماره، نگاهی گذرا به رفتار منتقدان و همچنین واکنش دولت و حامیان رسانه آن خواهیم داشت.
دولتی که خیلی زود به ایستگاه منتقدان رسید!
به نظر می‌رسد دولت یازدهم بسیار زودتر از آن که گمان می‌رفت به ایستگاه منتقدان رسیده، دولت‌های پیش از دولت «تدبیر و امید» عمر بلندتری را در سکوت و انتظار رسانه و منتقدان، در آرامش سپری می‌کردند، اما ظاهراً دولت آقای حسن روحانی با رفتار‌های حساسیت‌برانگیز خود، عمر این انتظار را کاهش داده است.
توزیع سبد کالا، اولین اقدامی بود که دولت حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی را با انتقادات گسترده مواجه کرد، توزیع سبدی پر شده از اجناس وارداتی که تا حد زیادی نحوه توزیع آن، زننده و مغایر با کرامت مردم ایران بود، که حتی موجب شد، حامیان دولت یازدهم نیز به جرگه منتقدان آن بپیوندند، روزنامه «شرق» در این رابطه با انتقاد از این اقدام دولت که به شکل‌گیری صف‌های طولانی در مراکز توزیع و سردرگمی مردم منجر شده بود، به قلم «حسین راغفر» می‌نویسد: «این اقدام دولت کاملاً غیرکارشناسی است و به‌دلیل بی‌عدالتی نهفته در ذات آن، در فرایند فقرزدایی و بهبود وضعیت معیشتی مردم کارایی نخواهد داشت.» اگرچه در ابتدا، افرادی از بدنه دولت از این طرح دفاع کردند و بعضی دیگر نیز مردم و دولت پیش را مسبب شکل‌گیری حواشی آن جلوه دادند، اما سرانجام آنقدر بر انتقادها از هر سو افزوده شده که رئیس‌جمهور، مجاب شد تا در مصاحبه تلویزیونی خود، شخصاً از پیشگاه مردم به دلیل کاستی‌های موجود در این طرح، معذرت‌خواهی کند و بگوید: «مردم در دریافت سبد کالا به زحمت افتادند، من به‌عنوان رئیس‌جمهور عذرخواهی می‌کنم؛ این دولت اگر نقصی باشد به مردم می‌گوید و از مردم عذرخواهی می‌کند.»
در حالی که دولت سخت گرفتار به سرانجام رساندن طرح توزیع سبد کالا بود، با ورود موج سرما به کشور و بارش سنگین برف در شهر‌های مختلف، تعدادی از راه‌های کشور بسته شد و وسایل گرمایشی مردم نیز در بعضی مناطق خاموش شد. در حالی که برف و سرما جان چند تن از هموطنان را گرفت، مسئولان در ساختمان سفید ریاست‌جمهوری مانده بودند. تهران‌نشینی مسئولان دولتی در برابر این رخداد و بی‌تفاوتی نسبت به مشکلاتی که برای مردم به وجود آمده بود، بار دیگر سبب شد تا انتقاد‌ها رو به فزونی بگذارند؛ انتقادهایی که دولت همچنان با سکوت دنبال می‌کرد.
در طول نزدیک به یک سال عمر دولت «تدبیر و امید» مناقشات متعددی چون، «مسئله فرهنگ و ممیزی نشر»، مستند «من روحانی هستم»، «به کارگیری عوامل فتنه در بدنه دولت»، «عدم اتخاذ مواضع صریح در برابر گستاخی‌های آمریکا و اروپا»، « ظهور مجدد اشرافی‌گری بین مسئولان دولتی و ریخت‌وپاش‌های دولتی»، «تکیه بیش از اندازه دولت به بیرون و روابط خارجی»، «اجازه تحرک به فتنه‌گران و فراهم کردن امکان دیدارهای عوامل فتنه با طرف‌های غربی»، «تلاش برای عادی‌سازی رابطه با آمریکا» «عدم توجه به قدرت درونی نظام» و... میان منتقدان و دولت یازدهم مطرح شده است. اما کانون توجه منتقدان در یک مسئله بیش از همه است: «توافقنامه ژنو میان ایران و گروه موسوم به ۵+۱».
برنامه مشترک همکاری شش ماده‌ای که در ماه سوم آغاز به کار دولت و پس از مباحث طولانی میان طرفین، امضا شد، تبلیغات فراوان و معرفی این توافقنامه به عنوان یک پیروزی بزرگ توسط دولت و تیم رسانه‌ای حامی آن، دوام چندانی نیاورد و منتقدان، آرام، آرام سکوت خود را شکستند و انتقادهای‌شان را علنی کردند و به تکاپوی برگزاری همایش‌هایی برای بررسی توافقنامه امضا شده افتادند، نشست‌هایی که بسیاری‌شان در برگزاری خود دچار مشکل شدند و به اجرا نرسیدند و تعدادی نیز بسیار پر سروصدا در صفحه اول روزنامه‌ها قرار گرفتند. یادداشت‌های متعددی از سوی منتقدان خطاب به رئیس‌جمهور نوشته شد که در یکی از آنها، «ناصر نوبری» از مدیران سابق وزارت خارجه و سفیر سابق ایران در شوروی سابق نوشت: «در واقع با این توافقنامه، مهم‌ترین اهرم فشار ما را از دست ما می‌گیرند و آن اینکه، آنها هرچه تحریم می‌کردند، اما اثری در روند توسعه و پیشرفت برنامه هسته‌ای ما نمی‌گذاشت و از این بابت همیشه رنج می‌بردند و همین اهرم یعنی نگرانی از رشد روزافزون قدرت هسته‌ای ما آنها را پای میز مذاکره کشاند. اما در ژنو موفق شدند طی شش ماه در برابر آزاد کردن چهار میلیارد دلار از پول خودمان و حدود سه میلیارد دلار اجازه فروش پتروشیمی، این قفل و بست‌ها را به دور برنامه هسته‌ای ما بزنند و خیال خودشان را برای همیشه از برنامه هسته‌ای‌مان راحت کنند.» هر چه می‌گذرد، انتقاد شامل افراد بیشتری می‌شود و دامنه آن از فضای مجازی تا صحن علنی مجلس شورای اسلامی گسترده می‌شود، تا اینکه سرانجام رئیس‌جمهور را به واکنش وا‌می‌دارد، حسن روحانی در سخنانی در اجلاس رؤسای دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی و پژوهشی گفت: «چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند اما بزرگان،‌ دانشگاهیان و اساتید ما سکوت می‌کنند؟»! نسبت دادن کم‌سوادی و اتهام به دریافت پول، نه‌تنها موجب ساکت شدن منتقدان نشد، بلکه منتقدان را صریح‌تر و مصمم‌تر کرد، روزنامه‌ وطن امروز از روزنامه‌های منتقد دولت در واکنش به سخنان حسن روحانی نوشت: «طرح توزیع سبد کالا در میان مردم که ظاهراً حتی بسیاری از اعضای کابینه هم با آن مخالف بوده‌اند، در حال تبدیل شدن به یک بحران مدیریتی است. در واقع دولت که از هر فرصتی برای خطابه خواندن در باب حقوق شهروندی و کرامت مردم بی‌دریغ و سخاوتمندانه استفاده می‌کند، در نخستین تجربه اجرای یک پروژه ملی، ناکارآمدی حیرت‌انگیزی از خود به نمایش گذاشته و کل داستان سبد کالا را ناخواسته به ابزاری برای تحقیر ملت بدل کرده است؛ بماند که شهروندان در برف و سرما مانده برخی استان‌های کشور اکنون از دولت سبد کالا نمی‌خواهند، بلکه همه درخواست‌شان این است که در برف و بوران تلف نشوند. جناب دکتر روحانی، منتقدان توافق ژنو را که در میان آنها مراجع تقلید و نمایندگان مجلس هم حضور دارند، مشتی بی‌سواد خوانده است. خب! اگر این جماعت بی‌سوادند، چرا به جای اینکه به سخنان آنها در حد یک صفحه ناقابل پاسخ داده شود، اهانت می‌کنند، به دادگاه شکایت می‌برند و داغ و درفش علم می‌کنند؟ لا‌اقل پاسخ این بی‌سواد‌ها را بدهید!»، «عماد افروغ» از استادان دانشگاه درباره دعوت رئیس‌جمهور از دانشگاهیان به حمایت از توافق ژنو در مصاحبه با خبرگزاری مهر با اشاره به محرمانه بودن متن توافقنامه ژنو نیز گفت: «دانشگاهیان از متن توافقنامه اطلاعی ندارند، که بتوانند از آن حمایت کنند»!
اما حمله رئیس‌جمهور به منتقدان پایان نیافت، حسن روحانی در افتتاحیه نمایشگاه کتاب تهران، دوباره به منتقدان حمله کرد و گفت: «آنچه پسندیده نیست آنکه با پول مردم و با بیت‌المال مردم از دولتی که منتخب مردم است و با رأی اکثریت مردم فعالیت خود را آغاز کرده است، کسی بخواهد به جای نقد، تخریب را پیش گیرد، این امری است که دولت نمی‌پسندد، ما از همه می‌خواهیم با شناسنامه سخن بگویند، بگویند از کجا هستند، بگویند وابسته به کدام جناح هستند، با نام جناح خود سخن بگویند نه با نام ملت ایران، ملت ایران راهش روشن است.»
این سخنان رئیس‌جمهور نیز کارگر نیفتاد تا اینکه بار دیگر منتقدان تحت عنوان همایش«دلواپسیم» گرد هم آمدند و نگرانی خود را از روند توافق با غرب ابراز کردند.
در سوی دیگر نیز رسانه‌های حامی دولت نیز تلاش‌هایی را آغاز کرده‌اند تا منتقدان را جور دیگری معرفی کنند، و این طور نشان دهند که منتقدان در دولت جدید منافع‌شان اعم از اقتصادی و سیاسی را در خطر می‌بینند و به همین دلیل است که به هیاهو و تخریب دولت رو آورده‌اند، درهمین راستا هفته‌نامه «صدا» که به تازگی با سردبیر محمد قوچانی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی منتشر شده است در شماره دوم خود با عنوان «جنگ نرم علیه دولت روحانی» سعی کرده است مخالفان را گروهی کوچک، اما پر سرو صدا نشان دهد که به شکل سازماندهی شده و به نام انتقاد، به جنگ با دولت آمده‌اند! و می‌نویسد: «جریان‌های پشت پرده که با تمام قوا سعی در تخریب دولت دارند، جریان‌هایی که عمدتاً با روی کار آمدن دولت جدید امکانات و پروژه‌های اقتصادی خود را از دست داده‌اند و حالا که دیگر فضای امنیتی بعد از 88 خبری نیست، فضا را به خود تنگ دیده‌اند و سعی می‌کنند با به وجود آوردن سایت‌های زنجیره‌ای و حضور پر رنگ در میان رسانه‌ها فضا را برای دولت روحانی تنگ کنند.»
این نگاه گذرا به برخورد دولت و منتقدان نشان می‌دهد که هر چه رو به جلو می‌رویم، فضای میان دولت و منتقدان در حال افراطی‌تر شدن است؛ فضایی که برای کشور همچون سم مهلک است. چراکه این روند، زمینه‌ساز تفرقه در جامعه خواهد شد، در حالی که امروز در وضع کنونی کشور نیاز اساسی به وحدت درونی دارد تا بتواند ساخت درون خود را بیش از گذشته محکم سازد و بر کارشکنی‌های دشمنان فائق آید. این نکته را نیز باید گوشزد کرد که منتقدان محترم در هر جایگاه و با هر عقیده و نگرشی که هستند، این اصل را نادیده نگیرند، که نباید اجازه داد تا فضا برای تخریبگران فراهم شود و به جایگاه حقوقی رئیس‌جمهور کشور فارغ از آنکه چه کسی در این کسوت حضور دارد، لطمه وارد شود، چرا که این مسئله می‌تواند با کاهش مقبولیت و توانایی ریاست‌جمهوری، برای کشور در آینده آسیب‌های جدی به همراه داشته باشد. البته متأسفانه کارنامه دولت یازدهم هم در برخورد با منتقدان، کارنامه روشن و قابل پذیرشی نیست و چنانچه در متن آمد، شاهد تهدیدها و تهمت‌زدن‌های مکرر اعضای دولت و تیم رسانه‌ای حامی آن به افراد حقیقی و حقوقی بودیم که از یک سو می‌تواند راه را بر نقدهای خیرخواهانه اهالی فن ببندند و از سوی دیگر نیز، بخشی از دانشگاهیان و متخصصان را، از صحنه فعال اجتماع طرد کند و کشور را از نگاه هوشمند این افراد و هشدارهای‌شان نسبت به کمی‌ها و کاستی‌ها و کجروی‌ها محروم سازد؛ رویکردی که بی‌شک باید تغییر کند.


نیم نگاه
فتح الله پريشان

رسانه‌های‌دنیا و الگوی ‌ایرانی پهپاد آرکیو1۷۰
هفته گذشته در جریان بازدید مقام معظم رهبری از نمایشگاه دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه، از الگوی مهندسی معکوس شده پهپاد آرکیو ۱۷۰ آمریکایی رونمایی و چگونگی رمزگشایی از پهپاد اصلی تشریح شد. این خبر در رسانه‌های داخلی و بیشتر در رسانه‌های خارجی انعکاس ویژه‌ای پیدا کرد. روزنامه انگلیسی گاردین، در گزارشی ضمن اشاره به تلاش مقامات آمریکا برای کم ‌اهمیت جلوه دادن شکار این پهپاد در آذر ماه سال ۱۳۹۰ به سخنان رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران در کنار این پهپاد اشاره کرد. شبکه خبری الجزیره هم ضمن پوشش این خبر نوشت: ایران شکار این پهپاد را پیروزی بزرگی برای خود در یک نبرد سخت اطلاعاتی و تکنولوژیکی با آمریکا معرفی کرده است. خبرگزاری فرانسه، دیگر رسانه خبری بود که این خبر را پوشش داد.
خبرگزاری رویترز هم گزارش داد: «آیت‌الله علی خامنه‌ای از سپاه پاسداران خواست به تولید موشک پرداخته و مذاکرات هسته‌ای را مکان مناسبی برای رایزنی بر سر برنامه موشکی و حل مشکل تحریم‌های اقتصادی ندانست.» شبکه روسیاالیوم، پایگاه خبری العهد، خبرگزاری آمریکایی فاکس‌نیوز، رسانه دولتی بی‌بی‌سی و شبکه خبری راشاتودی هم خبرهایی مشابه رسانه‌های بالا از این رویداد داشتند.
اینکه محور توجه رسانه‌های دنیا در این مورد بر چه معیارها و پایه‌هایی استوار بوده و چه بهره‌ای را از آن می‌خواهند ببرند، مقصود نگارش این سطور است.
نخست؛ اعلان این خبر به منزله آن بود که جمهوری اسلامی ایران از قابلیت‌های ویژه‌ای برای مراقبت از آسمان و مرزهای هوایی خود برخوردار بوده و به تبع آن، به هیچ پرنده‌ای اذن پرسه‌زنی با نیت‌های مشکوک و بدون مجوز در آسمان کشورمان را نخواهد داد. پیام دیگر این توانمندی این است که آسمان ایران اسلامی به موازات تولید امنیت برای دوستان، آسمان وحشت و دلهره برای دشمنان و بدخواهان ایران اسلامی و منطقه خواهد بود و پرنده‌های غریبه، همواره در معرض شکار و کنترل یا انهدام قرار دارند. بر همین مبنا بود که این پهپاد در ۱۳ آذر ماه سال ۱۳۹۰ و طی اعمال علمی‌ترین روش‌ها در تور مهار رایانه‌‌ای و الکترونیکی جمهوری اسلامی ایران شکار شد. دوم اینکه، این دستاورد علمی بزرگ در نوع خود، نمایش و رزمایشی از توانمندی فرزندان کشورمان در مهندسی معکوس است؛ اینکه متخصصان نیروی هوافضای سپاه در مدت حدود دو سال توانسته‌اند، پهپاد فوق‌پیشرفته۱۷۰RQ آمریکا را مهندسی معکوس کرده، نمونه ایرانی آن را از پهپاد شناسایی و جاسوسی، به پهپاد رزمی(بمب‌افکن) ارتقا دهند، از ارزش نظامی بالایی برخوردار است؛ چرا که در اوایل گم شدن پهپاد مورد نظر، مقامات آمریکایی با تبختر از عدم توانمندی ایران بر بازخوانی اطلاعات طبقه‌بندی شده آن خبر داده بودند، این در حالی است که علاوه بر استخراج اطلاعات از این پهپاد، ایرانی‌ها امروز توانسته‌اند نمونه ایرانی آن را در خط تولید انبوه قرار دهند.
مورد سوم، ارتباطی است که رسانه‌های دنیا می‌خواهند بین این توانمندی و صنایع موشکی کشورمان در اوضاع کنونی که مذاکرات برای نگارش متن نهایی توافقات هسته‌ای شروع شده، ایجاد کنند. این در حالی است که به قول وزیر خارجه روسیه، سرگئی لاوروف در گفت‌وگو با شبکه راشا تودی؛ برنامه موشکی ایران هرگز یکی از موضوعات در چارچوب گفت‌وگوهای ایران و گروه ۵+۱ درباره مسئله هسته‌ای نبوده است. وی گفت: «هر زمان که توافقی امضا می‌شود، آمریکایی‌ها شروع می‌کنند که یا طرف مقابل را به تأخیر متهم کنند و یا حتی بدتر، آنها تلاش می‌کنند که درخواست‌های جدیدشان را به تحقق برسانند.»
البته غربی‌ها و آمریکایی‌ها با مشاهده گوشه‌ای از توانمندی‌های علمی دانشمندان جوان کشورمان در طرح‌هایی نظیر این پهپاد، بجد نگران توسعه و پیشرفت سایر صنایع نظامی ایران به‌ویژه صنایع موشکی جمهوری اسلامی هستند که امروز به هفتمین کشور بزرگ تولیدکننده موشک تبدیل شده است.


دریچه

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (23)

گزارش قحطی از زبان «کالدول»
«کالدول» اوضاع نانوایی‌ها را چنین توصیف ‌کرده است: «بخش بزرگی از جمعیت که از طبقه زارعان هستند، تنها از نان ارتزاق می‌کنند که قیمت عادی آن سه برابر شده و همان نیز بسیار کمیاب و ذخیره آن اساساً ناکافی است. در نانوایی‌های عمومی افراد زیادی گرد می‌آیند و هر کدام منتظر نوبت یا اقبال خود برای خرید نان می‌شوند و اغلب ناامید و گرسنه رانده می‌شوند. مأموران نظمیه در نانوایی‌ها مستقرند تا نظم را برقرار کنند و افراد سمج و گرسنه را عقب نگه دارند. نتیجه آن است که اغلب بلوایی برپا می‌شود و در مواردی خونریزی هم اتفاق می‌افتد.»
قحطی در اصفهان، شیراز، کردستان و...
اوج قحطی و تلفات در سال‌های ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ میلادی روی داد و خسارات جبران‌ناپذیر انسانی بر جای گذاشت. اهالی سراسر ایران از اوایل سال ۱۹۱۷ دریافتند که باید به زودی منتظر تلف شدن عزیزان‌شان بر اثر درد و رنج ناشی از گرسنگی و نبود آذوقه باشند. عجیب است که ایران چهارفصل که سرشار از نعمات کشاورزی و باغی بود، در تابستان و پاییز سال ۱۹۱۷ که باید اوج کشت و زرع و مملو از محصولات باغی باشد، به چنان فلاکتی افتاده بود که قادر نشد شکم گرسنگان و رنج‌دیدگانش را حتی در این فصل‌های برداشت محصول سیر کند.
در گزارشی که کالدول در ۲۲ اکتبر ۱۹۱۷ (سوم آبان‌ماه ۱۲۹۶ هـ . ش) از اوضاع ایران مخابره می‌کند، گسترش قحطی به سراسر کشور و کمبود مواد غذایی و نگرانی از آینده نمایان است. او گفت در استان‌ها نبود مواد غذایی هشداردهنده است و شکست و درماندگی و افلاس روزبه‌روز گسترش می‌یابد.
کالدول وخامت اوضاع در آذرماه را چنین گزارش می‌کند: به دلیل قحطی افسارگسیخته‌ای که در سراسر ایران در اثر جنگ و نبود غله به وجود آمده، بسیاری گرسنه‌اند. مواد غذایی بسیار کمیاب و قیمت‌های آن باورنکردنی است. تنها اغنیا و ثروتمندان می‌توانند در این اوضاع بی‌چیزی قوت مختصر بخور و نمیر برای خانواده خود فراهم کنند. تهران اوضاعش از اواسط آبان‌ماه رو به وخامت گذاشته و آذوقه‌ای برای علاج درد گرسنگی اهالی پایتخت یافت نمی‌شود.
روزنامه «رعد» وضعیت شهرهای اصفهان و تبریز را در آذرماه همان سال اسفناک توصیف می‌کند. از اصفهان خبر رسیده است که مردم آن ناحیه، ۱۳۰ خروار غله در روز نیاز دارند و بنابراین برای دوره هشت ماهه پیش از برداشت، تقریباً ۳۱ هزار خروار مورد نیاز است، اما کل غله‌ای که در آن ناحیه پیدا می‌شود، حدود ۶۰۰۰ خروار است. یعنی یک پنجم غله مورد نیاز شهر موجود است. البته اگر انگلیسی‌ها به همین مقدار غله موجود شهر نیز طمع نکرده و مردم را به حال خود بگذارند در خوش‌شانس‌ترین وضعیت یک‌پنجم اهالی اصفهان تا فصل برداشت از قحطی جان سالم به‌در خواهند برد.
گزارشی از تبریز نیز نشان می‌دهد که روزانه تعداد زیادی از مردم در اثر گرسنگی در این شهر و شهرهای اطراف تلف می‌شوند. بنا به گزارش رسیده در ساوجبلاغ یکی از شهرهای تبریز قحطی به‌شدت بیداد می‌کند. این در شرایطی است که انگلیسی‌ها برای تأمین خوراک نیروهای‌شان در جنوب، علاوه بر جمع‌آوری غله اصفهان و شهرهای اطراف، محصول سیب‌زمینی اصفهان را نیز به جنوب می‌فرستند. برخی از سربازان انگلیسی با زور سرنیزه غلات را غارت می‌کنند و برای آنکه به دست مردم نیفتد، اضافی آن را می‌سوزانند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 248
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (۱)
آشنایی اجمالی با حزب اعتماد ملی

از این شماره طی سلسله مقالاتی که برگرفته از کتاب حزب اعتماد ملی، نوشته صدیق ارجمند آقای عبدالله شمسی و منتشره در انتشارات زمزم هدایت است، به بررسی و مطالعه حزب اعتماد ملی خواهیم پرداخت. حزب اعتماد ملی متأثر از دو جریان اصلاح‌طلبی و جریان اصیل انقلاب که مبتنی براندیشه‌های اسلام ناب محمدی(ص) و امام خمینی(ره) بود، اعلام موجودیت کرد. آیا این دو جریان با هم همخوانی دارند یا تعارض و تضاد؟ بررسی مبانی، دیدگاه‌ها و در نتیجه سیاست‌ها و عملکرد حزب و تطبیق آن با مبانی و اصول دو جریان عمده فوق موضوعاتی است که در جواب این سوال و سوالات دیگر روح مطالب پیش رو را تشکیل می‌دهد.
در این مطالب، پس از وصف بیطرفانه موضوعات و مسائل پیرامون حزب اعتماد ملی، قضاوت و ارزش‌گذاری نیز صورت خواهد گرفت، اما نه بر اساس معیارهای شخصی نگارنده، بلکه معیار و ملاک، شاخصه‌هایی است که حزب اعتماد ملی به صورت اعلامی آنها را قبول کرده و یا به تبع قانون مانند هر تشکل قانونی دیگر باید به آنها گردن نهد؛ بنابراین ملاک و سنگ محک، شاخصه‌ها و ویژگی‌های «جریان اسلام ناب محمدی»(ص) خواهد بود که امام خمینی(ره) بزرگ پرچمدار آن است؛ زیرا انقلاب اسلامی، قانون اساسی و تمامی نهادها حول محور این جریان شکل گرفته‌اند و دوام و بقای انقلاب اسلامی نیز به حرکت در حول این محور بستگی دارد.

معرفي حزب
پس از برگزاری انتخابات نهم ریاست جمهوری تلاش برای تأسیس حزبی فراگیر که اندیشه تشکیل آن از مدت‌ها پیش نزد حجت‌الاسلام مهدی کروبی و تعدادی از فعالان همسو با او شکل گرفته بود، عملی شد. به علت عدم حمایت اکثریت مجمع روحانیون مبارز از دبیر خود، یعنی کروبی و شکستش در این انتخابات، وی با کناره‌گیری از مجمع روحانیون و همچنین عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام تلاش خود را بر روی تشکیل حزب اعتماد ملی متمرکز کرد که چند ماه بعد به تأسیس رسمی این حزب انجامید.

عنوان دقيق و رسمي
طبق اساسنامه و تأييد کميسيون ماده 10 احزاب نام رسمي اين تشکل سياسي، «حزب اعتماد ملي» است که در مرداد ماه سال ۱۳۸۴ با تقاضاي تأسيس آن در کميسيون ماده 10 احزاب موافقت شد.(۱)

دبيرکل و شوراي مرکزي
اولين جلسه شوراي مرکزي حزب در آذر ماه سال۱۳۸۴ برگزار شد که در آن 52 عضو شوراي مرکزي و دبيرکل حزب انتخاب شدند. اولين بيانيه اعلام موجوديت حزب نيز چند ماه بعد در تاريخ (18/12/1384) منتشر شد. دبيرکل کنوني حزب اعتماد ملي، حجت‌الاسلام مهدي کروبي است و اعضاي اولين شوراي مرکزي که از سوي هيئت موسس معرفي شدند، عبارتند از: مهدى كروبى، ابراهيم اميني، جواد اطاعت، اسماعيل گرامى‌مقدم، عبدالرضا سپهوند، عبدالحسين مقتدايى، محمدجواد حق‌شناس، سيدرضا نوروززاده، محمود زماني‌قمي، غلامرضا اسلامى بيگدلى، رسول منتجب‌نيا، رضا حجتى، اعظم سقطى، الياس حضرتى، مهدي پورفاطمي، ولى رعيت، محمد قمى، مهرانگيز مروتى، عبدالمحمد زاهدى، مسعود سلطانیفر، اسماعيل دوستى، محمدجواد محمدزاده، محمدرضا خباز، محمدباقر ذاكرى، على يعقوبى، مهدى آيتى، رسول مهرپرور، آزادى آزادمنش، سيدمحمد حائري، علي‌محمد سوري، رحمت‌الله خسروي، ذبيح‌الله کريمي، جاسم جادري، سيدرسول موسوي، تيمور قليزاده، غلامرضا عبدالوند، علي نعمت‌زاده، محمدرضا نوري شاهرودي، محمدصادق جوادي‌حصار، محمد جليليان، سيدکامل تقوي‌نژاد، سيدمحمدعلي افشاني، محمدعلي مشفق، رضا انصاري، روح‌الله واحدي، سيداحمد حسيني، منوچهرگودرزي، سيدعلي‌اکبر انجمني، سروش اکبرزاده، هادي بلوکي، محمد شفيع جلالوند، نجمه گودرزي.(۲)

طيف و جناح سياسي
حزب اعتماد ملي متشکل از افرادي از جناح جبهه دوم خرداد بودند که در اواسط دهه هشتاد به پيش‌قراولي مهدي کروبي که خود دبير مجمع روحانيون مبارز و از شاخص‌ترين رهبران این جناح بود، تشکيل شد. گفتمان غالب اعضاي اين تشکل اسلامي بود. جبهه دوم خردادی‌ها بعداً تغيير نام دادند و به «اصلاح‌طلبان» معروف شدند، از این رو حزب اعتماد ملي ذيل جريان و طيف اصلاح‌طلبي تعريف مي‌شود.(۳)

ارگان رسمي
روزنامه «اعتماد ملي» به صاحب امتيازي حزب و مدير مسئولي و سردبيري محمدجواد حق‌شناس، ارگان رسمي حزب اعتماد ملي محسوب مي‌شد. اولين شماره اين روزنامه در تاريخ (1/11/1384) منتشر شد که در سرمقاله آن به مباني و اصول حزب اعتماد ملي و روزنامه اعتماد ملي پرداخته شده بود، از جمله: اعتمادسازي، دفاع از جمهوري اسلامي، حرکت در چارچوب منافع ملي، تداوم مشي اصلاح‌طلبي، تقويت مباني جمهوريت، دفاع از جامعه مدني، تأکيد بر آزادي دسترسي به اطلاعات، تحزب و تأکيد بر صلح و دوستي.(۴)
پس از چهار سال انتشار، در 26مردادماه 1388، در پي درج اخبار فتنه‌گران، به خصوص اقدامات و اظهارات کروبي توقيف شد. در کنار ارگان رسمي سايت «سحام نيوز» نيز که سايت رسمي حزب اعتماد ملي محسوب مي‌شد، فعال بود.
روزنامه اعتماد ملي اهدافي را براي خود ترسيم کرده بود که عبارتند از:
۱ـ دفاع از فرهنگ گفت‌وگو و ايجاد امکان گفت‌وگوي دو طرفه بر اساس اين اصل اسلامي که بهترين قولها را بشنويد و بهترين‌ها را انتخاب کنيد؛
۲ـ تأکيد بر اصل تقويت تشکل‌هاي سياسي و دفاع از حقوق شهروندي و نهادهاي جامعه مدني در چارچوب منافع و امنيت ملي؛
۳ـ دفاع از جايگاه احزاب با انعکاس ديدگاه‌هاي تمام احزاب از جمله احزاب رقيب؛
۴ـ تعامل و اعتمادسازي و بالا بردن نام ايران در عرصه بين‌المللي که توجه به صلح و دوري گزيدن از خشونت و مناقشه و تأکيد بر آرمان‌هاي امام خميني اين هدف را محقق مي‌سازد؛
۵ـ توجه به رشد و توسعه اقتصادي همه‌جانبه؛
۶ـ همبستگي ملي و همگرايي با حفظ آحاد جامعه؛
۷ـ ارتقاي اخلاق و معنويت و پرهيز از خشونت؛
۸ـ تأکيد بر بحث زنان و جوانان براي بازيابي جايگاه اصلي خود؛
۹ـ توجه به حوزه علم و تکنولوژي به ويژهIT و ICT ؛(۵)
در مورد ميزان هماهنگي ارگان رسمي با سياست‌هاي کلي حزب، مديرمسئول اين روزنامه چنين مي‌گويد: «روزنامه اعتماد ملي در کنار حزب اعتماد ملي قرار دارد. اين روزنامه به صورت کامل منطبق با اهداف حزب نيست، بلکه با حفظ جهت‌گيري حزب، به آرمان‌هاي آن وفادار است. »(۶)
گردانندگان روزنامه اعتماد ملي در اولين شماره، به وضوح علاقه خود را به مشي روزنامه‌هاي زنجيره‌اي که به دلیل مواضع و محتواي ساختارشکنانه تعطيل شده بودند، بروز مي‌دهند و تعلق خاطر خود را به اين مشي اين گونه ظاهر مي‌کنند: با توقيف «سلام» سلامت اطلاع‌رساني مخدوش گشت. با بستن روزنامه «جامعه» مجاري تنفس دچار اختلال جدي شد. «توس» را که بستند گويا پهلواني را به زنجير کشيدند و «نشاط» که از ملت دريغ شد، ديگر جايي براي «مشارکت» نبود. ديگر «صبح» و «خرداد» حرفهاي «بهاري» را نمي‌زدند و کم‌کم مردم از ادامه راه اصلاحطلبی در هراس بودند.(۷)
حال تا چه حدي اين روزنامه به اهداف خود رسيده و به چه ميزان به آرمان‌هاي حزبي وفادار مانده است، سوالي است که در نحوه عملکرد حزب متبوع آن مي‌توان پاسخش را پيدا کرد که در شماره‌های بعد به آن مي‌پردازيم.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

گسست لیبرالی میان آزادی و دموکراسی
در شماره گذشته درباره ترابط بین مفهوم رضایت و دموکراسی در غرب متذکر این نکته شدیم که رضایت در دستگاه فکری غربی مفهومی است منفعلانه و محدودکننده که نمی‌تواند شرحی مکفی از نقش خاص مردم در دموکراسی در اختیار گذارد، اما این سوال مطرح است که پس مردم چگونه می‌توانند نقش مثبت‌تری ایفا کنند؟ آیا این انتظار که ابتکار باید از سوی خود مردم مطرح شود، واقع‌گرایانه است؟

دموکراسی و آزادی
برای تحقق چنین امری که مردم نقش فعال‌تری را ایفا کنند، باید شرایط خاصی تحقق یابد که واجد یک‌سری ویژگی‌ها باشد؛ نخست باید شرایط آزادانه‌ای وجود داشته باشد تا در آن عقاید آزادانه بیان شده و بحث‌ها بدون واهمه یا قیدوبندی انجام گیرد. دموکراسی نیاز به آزادی دارد. این پیش‌فرض، یکی از کلیشه‌های لیبرالیسم جدید است که دست کم از زمان «توکویل» و «میل جوان»، به امکان و حتی احتمال گسست رابطه میان دموکراسی و آزادی پرداخته و این واقعیت را مورد تأکید قرار داده است که حکومت مردمی، الزاماً حاکی از وجود آزادی فردی نیست، در نتیجه صحنه تماشایی «استبداد اکثریت» را مجسم می‌کند.(۱) یقیناً این موضوع درست است که حکومت مردمی در ساده‌ترین شکل خود منطقاً به معنای احترام به آزادی فردی نیست، بلکه حکومتی مانند استبداد مردمی یا استبداد متکی بر رضایت مردم می‌تواند وجود داشته باشد و آشکارا موقعیت‌هایی پدید می‌آید که در آنها عقیده جمعی اکثریت و حتی اقلیت مسلط، فشاری غیرقابل قبول و گاهی غیرقابل تحملی بر اقلیت‌ها یا افراد مخالف یا منحرف شده وارد می‌آورد.
در مقابل این راست کیشی لیبرالی، دو نکته را باید مطرح کرد؛ نخست اینکه دلیلی وجود ندارد که فشار زورگویانه عقیده یا باوری غالب و مسلط را با دموکراسی مربوط سازیم. در سراسر تاریخ می‌توان جوامع بسته‌ای یافت که با همگونی شدید باورها و عادات و رسوم مشخص می‌شوند. غالباً مشخصه این جوامع و شاید ویژگی نوعی آنها اشکال قدرتمدار حکومت است تا اشکال دموکراتیک. ثانیاً، بسیار درخور توجه است که گسست لیبرالی میان آزادی و دموکراسی، به سهولت این واقعیت را نادیده می‌گیرد که پیکار برای دموکراسی و پیکار برای آزادی‌های بنیادی، غالباً در تاریخ یکسان بوده‌اند. افراطی‌های انگلستان، از جمله «چارتیست‌ها» که برای اعطای حق رأی دموکراتیک در اوایل قرن نوزدهم به مبارزه برخاستند، در عین حال خواهان آزادی مطبوعات نیز بودند که مقصودشان از آن، برچیده شدن سانسور و مالیات دولت از مطبوعات بود و این امری تصادفی نبود. طبقه کارگر چگونه می‌توانست بدون داشتن امکانی برای بحث آزاد درباره اصل و دورنمای سیاسی، از قدرت سیاسی که گمان می‌رفت با رأی دادن به دست می‌آید، استفاده کارآمدی کند؟ یا در ابعادی وسیع‌تر، شهروندان چگونه می‌توانستند بدون داشتن آموزش سیاسی، نقش خود را در دموکراسی ایفا کنند و چنین آموزشی بدون ارتباطات و گفت‌وگوهای آزاد چگونه امکان‌پذیر بود؟(۲) بنابراین حتی اگر تعاریف محدودتر دموکراسی را قبول داشته باشیم، این پیش‌فرض که رابطه‌ای ضروری میان دموکراسی و آزادی وجود دارد، درست است. این در حالی است که در دنیای غرب به لطایف‌الحیل این آزادی از شهروند غربی سلب می‌شود و آنها در فرایندهای برنامه‌ریزی شده‌ای چون رسانه‌های شکل‌دهنده افکار عمومی به روندهای دموکراتیکی که از طرف مثلث قدرت، ثروت و رسانه ساخته شده‌اند، روی می‌آورند.
تولید رضایت مردمی
در برداشتی گسترده از دموکراسی، روندهای دموکراتیک به‌عنوان قدرت مردمی، باید به‌عنوان روندی مستمر از کنش متقابل میان حکومت و جامعه در نظر گرفته شود که در هر سطحی با حداکثر دخالت مردمی در تصمیم‌گیری‌های عمومی همراه است. شبه‌دموکراسی و به عبارتی هجو دموکراسی هنگامی است که تصمیم‌گیرندگان مشورت نمایشی را زمانی به اجرا درمی‌آورند که تصمیمات حیاتی بر مبنای سیاست‌های معینی قبلاً اتخاذ شده است. «لیندسی» با مشاهده چنین اوضاع و احوالی، هوشمندانه چنین اظهارنظر کرد: «رضایت مردم را می‌توان تولید کرد.»(۳) اما اگر دنبال رضایتی راستین، از سر اعتقاد و داوطلبانه هستیم، نمی‌توان از بحث آزاد و باز اجتناب کرد؛ زیرا رضایت راستین، آن است که مردم در کمال آزادی، شک‌ها و مخالفت‌های خود را اعلام کنند، حتی اگر فقط بخواهیم بر آن تردیدها و خصومت‌ها چیره شویم و اگر در پی آن هستیم که مردم نقش موثرتری ایفا کنند و خواسته‌ها و انتظارات، ترس‌ها و آلام خود را آزادانه بیان کنند و اندیشه‌ها و خط‌مشی‌ها را عملی کنند، این امر تنها در شرایطی تحقق می‌یابد که حداکثر آزادی و گشاده‌نظری وجود داشته باشد و از هرگونه شائبه اضطراب یا تشویق مرعوب‌کننده و نیز پیامدهای احتمالی اظهارنظری بی‌پروا در امان باشند.
همچنین مهم‌تر از خود آزادی، احساس آزادی است. احساس آزادی افراد و گروه‌ها و نیز عدم ترس آنها شرط ضروری برای بحث آزادانه، تصمیم‌گیری آزادانه و رضایت آزادانه است. با این حال این شرط کافی نیست. ممکن است مردم حتی هنگامی که عملاً تحت تأثیر و نفوذ قرار دارند، احساس آزادی کنند. آنچه که از نظر فردی پاسخی خودجوش و آزاد است، ممکن است از «بیرون» محصول شرایط اجتماعی یا ایدئولوژیک و یا در مواردی ناشی از اقدامی هماهنگ برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی باشد. این وضعیت می‌تواند به دادن پاسخی منجر شود که هر فرد احساس کند و اعتقاد داشته باشد که به طور موثق پاسخ خود را به تنهایی گرفته است. همان‌طور که «هانس مگنوس آن سنز برگر» در مقاله برجسته خود در مورد «صنعتی شدن ذهن» بیان کرده است: «همه ما، جدا از اینکه تا چه حد مردد هستیم، دوست داریم فکر کنیم که فرمانروای مطلق آگاهی خود هستیم و بر آنچه که ذهن‌مان پذیراست یا طرد می‌کند حاکم هستیم... هیچ توهمی سرسخت‌تر از توهم حکومت بر ذهن ماندگار نبوده است.»(۴)
بنابراین بحث آزادانه، انتخاب آزادانه و رضایت واقعی، مستلزم سطحی از آموزش شعور اجتماعی است تا مردم دریابند که مورد هدف اقناع‌سازی و تبلیغات قرار دارند و بدین وسیله در برابر این فشارها توانایی مقابله را بیابند، اما در ضمن لازمه آن، توزیع منابع ، تبلیغات و اقناع‌سازی است تا اطمینان ایجاد شود که قدرت نفوذ بر اذهان مطابق با میزان تنوع نظرات در جامعه به صورت تخمینی توزیع شده است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 248
فتح الله پریشان

ایگاه دانش سیاسی در آثار ملاصدرا
در شماره گذشته با میراث علمی ملاصدرا که حکمت متعالیه با ویژگی‌ها و نوآوری‌هایی همراه بوده است آشنا شدیم. در تکمیل مطالب گذشته باید متذکر شد که پژوهشگران در بیان آرای ابتکاری ملاصدرا به اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی وی توجه نکرده‌اند، بلکه عمدتاً نوآوری‌های فلسفی وی را مورد توجه قرار داده‌اند. از این رو تلاش خواهیم کرد در این سلسله مقالات به آرای سیاسی و اجتماعی وی بپردازیم. به طور کلی ملاصدرا احیاگر فلسفه اسلامی در قرن یازدهم هجری است. وی توانست نظام فلسفی جدیدی را باعنوان «حکمت متعالیه» تأسیس کند. این اقدام، بزرگ‌ترین شاهکار ملاصدرا است، به‌طوری که نظام فلسفی مشایی و اشراقی را در حاشیه قرار داد. در حکمت متعالیه چهار جریان بزرگ حکمت مشاء، حکمت اشراق، عرفان و معارف قرآنی و سنت به هم آمیخته شد، البته نه به‌گونه‌ای التقاطی، بلکه در یک نظام فکری منسجم و متوازن. از بزرگ‌ترین توفیقات این مکتب، جمع بین عقل و شرع است؛ بحثی که برای قرن‌های متوالی در میان فلاسفه و متکلمان مطرح بود و از بحث‌های جدی جهان معاصر نیز می‌باشد.(۱)
حکمت متعالیه از برهانی‌ترین راه‌ها برای سازگاری بین عقل و شرع در جهان معاصر به حساب می‌آید. بر این اساس، نظام تفکر صدرایی بر سه رکن قرآن، عرفان و برهان استوار است. ملاصدرا با جدا کردن حکمت الهی از فلسفه طبیعی، حکمت اصیل اسلامی را در مقابل حمله متجددان و غرب حفظ کرد. وی مبتکر مباحث فلسفی و اجتماعی زیادی است.(۲) اما چهار مسئله اساسی و بنیادی وجود دارد که پیش از وی به هیچ وجه مطرح نبوده است. این موضوعات عبارتند از؛ وجود و تشکیک آن، حرکت جوهری یا صیرورت و تغییر جهان، علم و رابطه عالم (عاقل) و معلوم (معقول) و نفس، قوای نفسانی و تکوین و کمال و معاد آن.(۳) اما نکته بعدی که در این مقال باید به آن توجه ویژه کرد، سوال از جایگاه «دانش سیاسی» در منظومه فکری صدرالمتألهین است. ملاصدرا در آثار خویش به کرات از جوانب مختلف درباره معرفت سیاسی به تأمل پرداخته است. یکی از این زوایا، موضوع جایگاه سیاست و دانش سیاسی در طبقه‌بندی علوم است که در اینجا به اهم این موارد اشاره می‌شود و ملاصدرا در مقدمه کتاب شرح‌الهدایه الاثیریه یادآوری می‌کند که «حکمت بر دو قسم نظری و عملی است. وی ضمن تعریف هر یک، به برتری حکمت نظری بر عملی حکم داده و سپس به ذکر اقسام هر یک از دو حکمت پرداخته است: اقسام حکمت نظری عبارتند از؛ علم اعلی، طبیعی، منطق و ریاضی و حکمت عملی نیز سه قسم است؛ علم اخلاق، حکمت منزلی و حکمت مدنی».(۴) بنابراین ملاصدرا به علم سیاست توجه دارد و برای آن جایگاه مستقلی در طبقه‌بندی، تقسیم، تفکیک و تمایز علوم ذیل حکمت مدنی که آن را به دو بخش علم سیاست و علم نوامیس می‌کند، قائل است. در این تقسیم‌بندی به جنبه‌های دینی و انسانی سیاست توجه و از یکدیگر تفکیک شده است، بنابراین دستورهای الهی و از جمله فقه سیاسی ما را از علم سیاست بی‌نیاز نمی‌کند. نکته نغز دیگر اینکه عبارات صدرالمتألهین نشان می‌دهد که وی به تاریخ و پیشینه مباحث سیاسی در یونان باستان به‌ویژه در آثار متفکرانی چون افلاطون و ارسطو و در عالم اسلام در آثار متفکرانی چون فارابی، ابن‌مسکویه و خواجه نصیرالدین طوسی آگاهی داشته است.
با توجه به آنچه آمد، اکنون این پرسش مطرح می‌شود که اگر ملاصدرا، آن گونه که ادعا شد، به معرفت سیاسی توجه داشته است، پس چرا تاکنون صاحب‌نظران به این مسئله توجه نکرده‌اند؟ چرا پس از وی این حرکت به یک جریان در تاریخ اندیشه سیاسی اسلامی تبدیل نشد؟ چرا به میراث فکری ملاصدرا در بخش سیاست توجهی نشده است؟ پاسخ این پرسش‌ها را باید در وضعیت کلی ایران و جهان اسلام پس از عصر صدرالمتألهین و تفاوت‌های جدی دوره حیات ملاصدرا با دوره پس از وی جست‌وجو کرد. ماهیت استبدادی و قبیله‌ای دولت، فرهنگ سیاسی ایرانیان، وجوه تولید و نقش نخبگان و نیز تضعیف سلسله صفویه پس از شاه‌عباس اول و تعریف ایران در حاشیه قدرت و نظام‌های جهانی نظیر روسیه و انگلستان قرن نوزدهم وضعیت کلی ایران پس از ملاصدرا است که علما در گوشه و کنار جهان پراکنده و منزوی گشتند و این در حالی بود که غربی‌ها در عصر روشنگری به سر می‌بردند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

عقل‌گرایی در فقه سیاسی شیعه
جریان عقل‌گرایی در فقه و فقه سیاسی شیعه از قدمت زیادی برخوردار است. عقل‌گرایی فقه شیعه،‌ هم به مفهوم پذیرش عقل به عنوان یک منبع معرفتی و هم به مفهوم پذیرش عقل به عنوان روش استنباط حکم شرعی است. اگر چه در کتاب‌های اصولی پیشین چنین تفکیکی به وضوح صورت نگرفته ،‌ اما به نظر می‌رسد بتوان به این نکته اشاره کرد که تا دوره شیخ طوسی عقل‌گرایی بیشتر به مفهوم پذیرش عقل به عنوان یک روش استنباط بوده است،‌ شیخ طوسی به صراحت عقل را به عنوان یک منبع معرفتی مطرح می‌کند و در آثار شیخ انصاری و آخوند خراسانی با وجود عدم صراحت در تبیین این تفکیک،‌ کتاب و ابواب ویژه‌ای به هر کدام اختصاص داده می‌شود. با بررسی اجمالی بهتر می‌توان این ادعا را اثبات کرد. نخستین رگه‌های عقل‌گرایی در فقه شیعه به قرن چهارم هجری و تلاش‌های فقیهانه شیخ مفید و شاگردش سید‌مرتضی بر‌می‌گردد. شیخ مفید ضمن نقد قیاس و اجتهاد به رأی در کتاب النقص علی‌بن‌جنید فی اجتهاده برأی به نقد حدیث‌گرایی و توضیح شیوه اجتهادی خود در کتاب التذکره باصول الفقه می‌پردازد. عقل گرایی فقه شیعه که در این دوران بیشتر خصلت روش‌شناختی دارد و بر عقل به مثابه روش تأکید می‌ورزد در آثار و تلاش‌های فقهی شیخ طوسی از خصلت معرفت‌شناختی نیز برخوردار می‌گردد. وی در دو کتاب تهذیب الاحکام و الاستبصار اصول و مبانی خاصی را بنیان می‌گذارد که به همین دلیل فقه شیعه در دوران وی به کمال می‌رسد. شیخ طوسی با تصریح به قاعده ملازمه بین عقل و شرع،‌ عقل را به عنوان یک منبع مستقل استنباط در کنار کتاب،‌ سنت و اجماع قرار می‌دهد و به همین دلیل فقه شیعه را کاملاً از فقه اهل سنت متمایز و اجتهاد بر مبنای عقل در مستقلات عقلیه را به عنوان مهم‌ترین وجه تمایز این دو گونه فقه مطرح می‌کند. بدین ترتیب،‌ فقه شیعه خصلت معرفت‌شناختی پیدا می‌کند و عقل‌گرایی،‌ برخوردار از مولفه معرفت‌شناختی می‌گردد. اگرچه ابن ادریس حلی با تألیف کتاب سرائر نقطه عطف دیگری در عقل‌گرایی فقه شیعه تلقی می‌گردد،‌ اما شکوفایی عقل‌گرایی فقه شیعه،‌ حاصل تفوق مکتب اصولی بر مکتب اخباری در جریان نزاع‌های طرفداران این دو مکتب در قرن 11 و 12 قمری است. نتیجه این تلاش‌ها اختصاص ابواب مستقل در کتاب‌های فقهی به دو بحث عقل به عنوان روش و عقل به عنوان منبع بود. در میان فقهای متعددی که به طور مستقیم و غیر مستقیم شاگرد وحید بهبهانی(رهبر مکتب اصولی) بودند،‌ شیخ‌مرتضی انصاری و آخوند خراسانی در نقد اخباریگری و ترویج توجه به عقل از جایگاه و نقش برجسته‌ای برخوردار بودند. از این دوره به بعد که جریان عقل‌گرایی به کمال خودش در فقه شیعه می‌رسد،‌ فقهای شیعه که جملگی به لحاظ نظری در زمره اصولیون هستند تلاش خود را نه در اثبات عقل‌گرایی فقه،‌ بلکه در جهت سریان عقل‌گرایی به زندگی سیاسی معطوف داشته‌اند که نتیجه آن توسعه عقل‌گرایی در فقه سیاسی شیعه است.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
انحراف از خط و مسیر و اهداف ترسیم شده امام(ره) آسیبی جبران‌ناپذیر
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آمبحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) گرچه به اتمام رسید، اما زوایای دیگری از آن جای بحث‌های تخصصی دارد و فرصت دیگری را می‌طلبد. اقدام امام راحل در تدوین این سند مهم اثر بسیار بزرگی برجای گذاشته‌ است. محتوای آن نکته به نکته جای بحث و بررسی دارد. آنچه که طی یک سال گذشته ارائه شد، گذری کلی بر عناوین آسیب‌پذیرهایی بود که مورد تأکید امام راحل قرار گرفته بود و آنچه که دغدغه‌ها و نگرانی‌ها و آرمان‌ها نامیده می‌شد و مسیر آینده انقلاب اسلامی را رقم می‌زد، در بر‌داشت. در واقع شاخص‌هایی ارائه شد که خطوط و اهداف و راهکارهای مسیر تحولات آینده را نشان می‌دهد و هر گونه کوتاهی و قصور و غفلت از آن آسیب و ضربه‌ای به انقلاب اسلامی است. مبحث دیگری که مکمل مباحث گذشته است، شاخص‌هایی است که حضرت امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برشمرده‌اند. ایشان ویژگی‌هایی از خط امام ذکر کرده‌اند که بهترین و اساسی‌ترین رهنمود برای ادامه فعالیت‌ها در مسیر آینده انقلاب اسلامی است و هر گونه فاصله گرفتن و دور شدن از آنها به منزله انحراف از خط امام(ره) و راه و اهداف امام راحل تلقی می‌شود. الزاماً باید از آرزوها و آرمان‌های امام پاسداری شود که سرفصل‌هایش به اختصار براساس رهنمود مقام معظم رهبری ارائه می‌شود.

آرزوهای امام(ره)
حضرت امام خمینی(ره) در روند مبارزات در حیات پربرکت‌شان آرزوهایی داشتند. ایشان سخنانی فرمودند: «بزرگ‌ترین آرزوی من این است که مردم ایران از چنگال ظلم نجات پیدا کنند و صاحب کشوری باشند آزاد و مستقل. دارای نظامی اسلامی که در آن حقوق انسان‌ها آنچنان که اسلام دستور داده است رعایت شود و در راه پیشرفت و ترقی و سعادت انسانی سرمشق برای همه ملت‌ها باشند.» و خطاب به ملت ایران توصیه کردند: «خودتان را مهیا کنید برای ساختن کشورتان و ارزش دارد که ما یک ده سال ـ پانزده سال زحمت بکشیم و رنج ببریم و کشورمان مستقل شود و از دست و چنگال گرگ‏های آدمخوار [آمریکا و عوامل استکبار جهانی] بیرون کشیده بشود.»
رهبر معظم انقلاب در روزهای اول پس از رحلت امام یعنی در تاریخ (۱۶/۳/۱۳۶۸) در مراسم بیعت هیئت دولت طی بیاناتی از عظمت شخصیت امام سخن گفتند و درباره آرزوها و آرمان‌های بزرگ امام فرمودند: «آرمان‌های بزرگی که امام(ره) بیان می‌کردند، عبارت بود از مبارزه با استکبار جهانی، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقی و نه غربی» اصرار فراوان بر استقلال حقیقی و همه‌جانبه ملت (خودکفایی به معنای کامل) پافشاری فراوان و تمام‌نشدنی بر حفظ اصول دینی و شرع و فقه اسلامی، ایجاد وحدت و همبستگی، توجه به ملت‌های مسلمان مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملت‌های اسلامی و مرعوب نشدن در مقابل قدرت‌های جهانی، ایجاد قسط و عدل در جامعه اسلامی، حمایت بی‌دریغ و همیشگی از مستضعفان و محرومان و قشرهای پایین و لزوم پرداختن به آنها. همه ما شاهد بودیم که امام در این خطوط، مصرانه و بدون تعلل، حرکتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حرکت مداوم او را دنبال کنیم.»

راه و اهداف امام
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در تاریخ (۳۱/۳/۱۳۶۸) در مراسم بیعت امام جمعه و اقشار مختلف مردم قزوین طی رهنمودی راه و اهداف امام راحل را ترسیم کردند و فرمودند: «وقتی که اعلام می‌کنیم راه امام‌مان را قاطعانه دنبال خواهیم کرد، اولین تکلیف این است که ببینیم عناصر اصلی حرکت امام(ره) چه بود. حرکتی که امام امت از حدود بیست سال پیش شروع کردند، منجر به تأسیس نظام و حکومتی شد که اسلام را مبنای زندگی قرار داد و با توفیق الهی، کار را به جایی رساندند که اسلام و مسلمین در دنیا عزیز شدند. این راه، راهی طولانی و دشوار بود. پیمودن این مسیر، شرایطی داشت و چون امام بزرگ ما حائز آن شرایط بود، توانست این راه را طی کند. ما می‌خواهیم آن راه را دنبال کنیم و بر این نیت هم صادقیم، باید ببینیم که آیا آن شرایط را در خودمان ایجاد کرده‌ایم یا خیر. این مهم است، یقیناً امام با همان روحیه و روشی حرکت می‌کرد که پیامبران الهی حرکت می‌کردند. راه و هدف او هم براساس راه و هدف پیامبران بود. آنها در پیمودن راه دشوار خود عواملی را ملاحظه می‌کردند. قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا ان‌الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین» [اعراف / ۱۲۸] اول صبر و استقامت و دوم استعانت به خدا و تکیه به او، این دو عامل حتماً لازم است و اگر نباشد راه طی نمی‌شود. اگر امام(ره) این دو عامل را در نظر نمی‌داشت، نمی‌توانست راه را طی کند. او بر مشکلات و سختی‌ها و کمبودها و فشارها و طعنه‌ها و شایعه‌پراکنی‌ها و شماتت‌های دشمن، صبر و استقامت کرد...»
بدون تردید هر گونه کوتاهی و غفلت از این راه و هدف، انحراف از مسیر امام است و آسیب‌ها و صدمات به اصل انقلاب خواهد زد.

مقابله با تز استعماری
در دو قرن اخیر از طرف دشمنان و کشورهای استعمارگر تلاش‌ها و تبلیغات گسترده‌ای مبنی بر جدایی دین از سیاست انجام گرفت و از طرفی هم جماعتی از روی جهل و نادانی از این تز استعماری استقبال کردند و به تبلیغ و ترویج آن پرداختند که مجموعه‌ای از آنها جریان متحجر و مقدس‌مآب هر چند مسلمان هستند، اما که به علت عدم شناخت و درک درست از اسلام و دین، به‌دلیل تقدس ظاهری به دین و مذهب و جلوگیری از آلوده شدن به مظاهر فساد سیاسی! از تز جدایی دین از سیاست حمایت می‌کنند. حضرت امام راحل در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان خطاب به این مجموعه رهنمود داده‌ و فرمودند: «باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه و آله ـ آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی ـ سیاسی است که غفلت از آنها این مصیبت‌ها را به بار آورده. پیغمبر اسلام(ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت‌های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی، حکومت حق، برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی و ... از بزرگ‌ترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است.»
حضرت امام به صورت مکرر در فرموده‌های خویش این مسئله را تکرار و بر آن تأکید کردند: «مسائل اسلام، مسائل سیاسی است و سیاستش غلبه دارد بر چیزهای دیگرش.»
یا در جای دیگری یادآور شدند: «آن قدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است...»
مقابله با تز استعماری جدایی دین از سیاست یکی از مطالبات و آرزوها و آرمان‌های امام راحل بود و ایشان در این رابطه زحمات و رنج‌های فراوانی متحمل شدند. اما دشمنان و نادانان هنوز هم دست‌بردار ‌نیستند. وظیفه همه علاقه‌مندان به امام است به سفارش‌های او جامه عمل بپوشانند و کوتاهی در این وظیفه موجب انحراف از خط امام و آرمان‌های اوست.

خصوصیات خط امام(ره)
در سومین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) یعنی در تاریخ (۱۴/۳/۱۳۷۱) حضرت امام خامنه‌ای در بیاناتی در حرم مطهر امام راحل خصوصیات خط امام را یادآور شدند و فرمودند: «من خصوصیات چیزی که ما به آن می‌گوییم خط و جهت‌گیری امام که مشخصه حرکت نظام جمهوری اسلامی در طول ده سال حیات پربرکت امام بوده است را به‌طور خلاصه عرض می‌کنم:
اول: ایستادگی در برابر تحمیل و نفوذ قدرت‌های خارجی و سازش نکردن با این قدرت‌هاست.
دوم: اهتمام به تعبد و عمل فردی و ایستادگی در برابر سلطه شیطان نفس و وسوسه‌های شیطانی.
این دو مطلب بزرگ و این دو میدان مبارزه را امام از هم جدا نمی‌کردند. در صحنه اجتماع و سیاست، در مقابل شیطان بزرگ و شیطان‌های قدرت می‌ایستادند و در صحنه‌های روان آدمی و درون وجود انسان نیز با نفس مبارزه می‌کردند و در هر حال اصرار بر تعبد در عمل انسانی و فردی و شخصی داشتند.
سوم: اهمیت دادن به توانایی ملت‌ها و اصل دانستن آنهاست. امام با ملت‌ها سخن گفتند و معتقد بودند که تحولات بزرگ عالم اگر به دست ملت‌ها انجام بگیرد غیرقابل شکست است و ملت‌ها می‌توانند در دنیا تحول ایجاد کنند و محیط‌های خود را عوض کنند.
چهارم: اصرار بر وحدت مسلمین و مبارزه با تفرقه‌افکنی استکبار است.
پنجم: اصرار بر ایجاد روابط سالم و دوستانه با دولت‌هاست. مگر استثناهایی که پشت سر منطق عدم رابطه با هر کدام از آنها، استدلال‌های قوی وجود دارد. امام به ما یاد دادند که جمهوری اسلامی در سطح عالم می‌تواند و باید از روابطی سالم با دولت‌ها برخوردار بشود. البته رابطه با آمریکا مردود است، به‌خاطر اینکه او یک دولت استکباری و متجاوز و ظالم و با اسلام و جمهوری اسلامی در حال مبارزه و محاربه است. همچنین ارتباط با رژیم صهیونیستی.... مردود است...
ششم: اصرار بر شکستن حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامی و التزام به اسلام ناب است. از نظر امام در بیان و عمل ایشان هم تحجر مردود بود و هم التقاط که به معنی رها کردن قیود صحیح برای فهم دین و اسلام است.
هفتم: محور دانستن نجات محرومین و تأمین عدالت اجتماعی است. مردم همیشه در نظر امام، اصل و محور بودند. در منطق و خط حکومتی امام امت، محرومین و مستضعفین همواره محور تصمیم‌گیری‌ها محسوب می‌شدند...
هشتم: توجه ویژه به مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و رژیم غاصب صهیونیستی است. مسئله مبارزه با اسرائیل در منطق و راه و رسم امام، جایگاهی خاص داشت. در نظر امام امت یکی از اصولی که به هیچ وجه برای ملت‌های مسلمان قابل اغماض نیست. مسئله مبارزه با صهیونیست‌هاست و این به‌خاطر آن است که امام بزرگوار ما نقش ویرانگر و مخرب رژیم تحمیلی را از سال‌های پیش از انقلاب به‌درستی تشخیص داده بودند.
نهم: حفظ وحدت ملی و ایجاد یکپارچگی در میان ملت ایران و اصرار بر مقابله و مبارزه با هر شعار تفرقه‌افکنانه است.
دهم: خط مردمی بودن حکومت و ایجاد و حفظ ارتباط با مردم است. اما همواره، هم به مسئولین سفارش می‌کردند که از مردم جدا نشوید، با مردم باشید، زی مردمی داشته و به فکر مردم باشید و هم متقابلاً به مردم سفارش می‌کردند و با کسانی که ارگان‌های نظام و دولت را تضعیف می‌کردند به نحوی از انحا مقابله می‌کردند.
یازدهم: اصرار بر سازندگی کشور و ارائه یک نمونه عملی به جهان است که در ماه‌های آخر عمر با برکت امام، این مسئله جایگاه مهمی در نظر ایشان داشت...»
وصیت‌نامه امام راحل و رهنمودهای مقام معظم رهبری که ارائه شده جملگی مسیر و جهت انقلاب اسلامی بوده و است و هر گونه فاصله گرفتن و جدا شدن از آنها انحراف از خط و مسیر و اهداف امام است و انحراف از آنها بزرگ‌ترین آسیب است.


حكایت زمانه

مسيحي براي کردستان
به سال 1333 شمسي در روستاي کوچک «دره گرگ» از توابع شهرستان «بروجرد» در خانواده‌ای مومن و مستضعف فرزندي ديده بر جهان گشود که او را «محمد» نام نهادند. شش ساله بود که پدر را از دست داد. با مرگ پدر و وخامت وضعيت مادي خانواده، مادر رنج‌ديده، محمد و پنج فرزند ديگرش را با خود به «تهران» آورد و محله مستضعف‌نشين «مولوي» مقر خانواده بروجردي شد.
چهارده ساله بود که به سال 1347 با شرکت در کلاس‌هاي آموزش قرآن و معارف اسلامي قدم به دنياي پر تب و تاب مبارزه گذاشت. پس از چندي با تشکيلات مکتبي «هيئت‌هاي مؤتلفه اسلامي» مرتبط شد و ضمن شرکت در جلسات نيمه‌مخفي سياسي ـ عقيدتي، که به همت شهيد بزرگوار «حاج مهدي عراقي» تشکيل مي‌شد، سطح بينش مکتبي و دانش مبارزاتي خود را بالا برد. در سال1350 ازدواج کرد و يک‌سال بعد به خدمت نظام وظيفه فراخوانده شد.
وي در اين دوران فعاليت سياسي خود را به‌طور جدی آغاز کرد و به همراه جمعي از دوستانش گروه توحيدي صف را تشکيل داد. فعاليت‌هايي که در طرح‌ريزي آنها محمد بروجردي به عنوان مسئول گروه حضور داشت. محمد براي آموزش نظامي و چريكي مدتي را در سوريه و لبنان گذراند و هنگام بازگشت حضرت امام(ره) به کشور به همراه گروهش به عنوان گروه محافظ امام از جانب شوراي انقلاب معرفي شد.
بروجردي در بعد از شکل‌گيري سازمان مجاهدين انقلاب به عنوان عضو شوراي مرکزي آن درآمد. وي در شکل‌گيري سپاه نيز نقش موثري داشت و تا سطح فرمانده سپاه نيز پيش رفت ولي حاضر به پذيرش آن نشد. در سال 1358 به کردستان رفت و به همراه همرزمانش در آنجا سازمان «پيشمرگان کرد مسلمان» را راه‌اندازي کرد که نقش کليدي در مهار فتنه کردستان داشت و در همين مقطع بود که از جانب مردم مسلمان کرد منطقه «مسيح کردستان» لقب گرفت. او در اين دوران به عنوان فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهداء(ع) انتخاب شده بود و امنيت سراسري منطقه غرب کشور به وي سپرده شده بود.
دلسوزي محمد نسبت به مردم کردستان حد و مرز نداشت. به آنها از صميم قلب احترام مي‌گذاشت. جالب اينکه مردم کردستان نيز، به او علاقه‌مند شده و برادرانه دوستش داشتند. جاذبه محبت‌آميز بروجردي آن قدر نيرومند بود که اطفال معصوم کرد، به محض ديدن او، به سويش مي‌دويدند، با او بازي مي‌کردند و «محمد» شاد و خندان، دست نوازش بر سرشان مي‌کشيد. همزمان، با گسترش سازمان رزم قواي سپاه، به هر کس که جوهره فرماندهي را به همراه صلابت و اخلاص، در ايشان سراغ مي‌کرد، مسئوليت مي‌داد. بسياري از همين عناصر، بعدها جزو نخبه‌ترين فرماندهان يگان‌هاي رزمي سپاه، چه در کردستان، و چه در ساير جبهه‌هاي دفاع مقدس هشت سال ملت ايران شدند. از جمله شاگردان و برگزيدگان نامي اين معلم کبير در بين سرداران سپاه اسلام مي‌توان به:
- سردار شهيد «حاج احمد متوسليان»، فرمانده سپاه مريوان، بنيانگذار لشکر 27 مکانيزه محمد رسول‌الله(ص) و فرمانده عمليات قرارگاه نصر. سردار شهيد «ناصر کاظمي»، فرمانده سپاه کردستان، نخستين فرمانده تيپ ويژه شهدا و فرمانده شهر پاوه. سردار شهيد «علي گنجي‌زاده»، دومين فرمانده تيپ شهدا. سردار شهيد «حاج‌محمد ابراهيم همت»، فرمانده سپاه پاوه، دومين فرمانده لشکر 27 مکانيزه محمد رسول‌الله(ص) و فرمانده سپاه 11 قدر. سردار شهيد «سعيد گلاب»، مسئول آموزش عقيدتي سپاه منطقه 7. سردار شهيد «صادق نوبخت»، فرمانده سپاه غرب کرخه. سردار شهيد «حاج‌علي اصغر اکبري»، فرمانده سپاه سردشت. سردار شهيد «ناصر صالحي»، فرمانده سپاه پاوه. سردار شهيد «غلامعلي پيچک»، و «محسن حاج‌بابا». سردار شهيد «مختار تولي خانلو»، فرمانده سپاه باينگان. سردار شهيد «علي فضل‌خاني»، مسئول يگان پدافند قرارگاه حمزه سيدالشهداء(ع) اشاره کرد.
به‌دنبال جنايات فجيعي که نسبت به عناصر انقلاب و جهادگران بي‌دفاع در سطح کردستان به وقوع پيوست، به‌ويژه پس از سر بريدن پاسداران مجروح در بيمارستان شهر «پاوه» از سوی عوامل بعث، با صدور فرمان حضرت امام در مرداد 1358، محمد و رزم‌آوران تحت امر او برای سرکوبي ضد انقلاب، عازم پاوه شدند. طولي نکشيد که باند خائن دولت موقت، اقدام به اعزام هيئت به اصطلاح «حسن نيت» به مناطق کردنشين غرب کشور کرد.
محمد بروجردي براي هميشه در کردستان ماند تا اينکه بعد از سال‌ها مجاهدت در تاريخ اول خرداد 1362 درحالي كه با عده‌اي ديگر از همرزمانش در مسير جاده مهاباد ـ نقده حركت مي‌كردند بر اثر انفجار مين به آرزوي ديرينه‌اش رسيد و به فوز عظيم شهادت نائل آمد.

وصيت‌نامه شهيد بروجردي
اين وصيت‌نامه را در حالي مي‌نويسم كه فردايش عازم سنندج هستم. با توجه به اينكه چندين بار در عمليات شركت كرده و ضرورت نوشتن وصيت‌نامه را حس كرده بودم، ولي هم فرصت نداشتم و هم اهميت نمي‌دادم، ولي نمي‌دانم چرا حس كردم كه صرفاً اگر ننويسم گناهي مرتكب شده‌ام، از این رو بدين وسيله وصيت‌نامه خود را در مورد خانواده و برادران آشنا مي‌نويسم.
با توجه به اينكه حدوداً شش سال وارد مبارزات سياسي و نظامي شده‌ام و به همين دلیل نسبت به خانواده‌ام رسيدگي نكرده‌ام، به خصوص همسر و فرزندانم و از همين وضع هميشه احساس ناراحتي مي‌كردم و هيچ وقت هم نتوانستم خود را قانع كنم كه مسئوليت را رها كنم و بدين وسيله از همه آنها معذرت مي‌خواهم و طلب بخشش دارم از حقي كه به گردن من داشته‌اند و نتوانستم اين حق را ادا كنم، ولي اين اطمينان را به خانواده‌ام مي‌دهم كه هرگز از ذهن من خارج نشده‌اند و فكر نكنند كه نسبت به آنها بي‌تفاوت بوده‌ام، ولي مسئوليت‌ها سنگين‌تر بود. درخواستي كه از همسرم دارم اين است كه فرزندام را خوب تربيت كند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد. اگر چه اموالي ندارم، ولي آنچه هست فقط همسرم نسبت به مصرف كردن آ‌ن مسئوليت دارد. از برادرانم محمد و عبدالمحمد درخواست دارم كه به مادرم و خواهرانم رسيدگي كنند و همسرم را دعوت به صبر و استقامت كنند و از همه آنها به خصوص مادرم درخواست بخشش دارم، زيرا از دست من ناراحتي بسيار ديده و هيچ وقت اين فرصت پيش نيامد كه بتوانم به ايشان رسيدگي لازم را بكنم و از كليه برادران و خواهراني كه من را مي‌شناسند درخواست دارم كه براي من از خدا طلب بخشش كنند. شايد به دلیل حرمت دعاي مومني خداوند از تقصيراتم بگذرد. احساس مي‌كنم بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگيني مي‌كند، به خصوص دعاي آن كساني كه پاسدارند و به جبهه مي‌روند و از كساني كه در جزئيات زندگي من بوده و با من برخورد داشته‌اند، درخواست دارم برادراني اگر از من بد ديده‌اند درگذرند و يا اگر كسي را سراغ دارند كه از من بد ديده به نزدش بروند و از او رضايت بگيرند و ديگر اينكه مقاومت را فراموش نكنند كه خداوند با صبر پيشه‌كنندگان است. در اين شرايط تاريخي خداوند تبارك و تعالي بار سنگين انقلاب اسلامي را بر دوش ملت مسلمان ايران گذاشته است و ما را در آزمايشي عظيم قرارداده است. اين را شهيدان بسياري به خصوص در اين چند سال اخير به در و ديوار ايران نوشته‌اند و اگر مقاومت ما نباشد همانطور كه امام فرمودند بيم آن مي‌رود كه زحمات شهدا به هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسيدند و اين ما هستيم كه آزمايش مي‌شويم. ديگر اينكه با تجربه‌اي كه ما از صدر اسلام داريم كه به دلیل عدم آگاهي، مسلمين چطور از مسير اسلام منحرف شده‌اند و اين تجربه بايد براي مسلمين درس عبرت باشد. با دقت كلمات اين «روح خدا» را كه خط او خط رسول خداست دقت كنند، وجود امام امروز براي ما معيار است راه او راه سعادت و انحراف از آن خسران دنيا و آخرت است. من با تمام وجود اين اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جريان‌هايي كه بين مسلمين قصد به انحراف كشيدن انقلاب از خط اصيل و مكتبي آن را دارند، به مراتب حساس‌تر و سخت‌تر از مبارزه با رژيم صدام و آمريكاست و وصيتم به برادران اين است كه سعي كنند توده مردم كه عاشق انقلاب هستند را از نظر اعتقادي و سياسي آماده كنند كه بتوانند نيروهاي صادق انقلاب را شناسايي كنند و عناصري كه جريان‌هاي انحرافي دارند بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حياتي است.
وصيت‌نامه اينجانب محمد بروجردي (پدر دره گرگي) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او كه برگشت همه به سوي اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهيدان تاريخ. از همه برادراني كه در طول عمرم با آنها تماس داشته‌ام طلب آمرزش مي‌كنم و هر كس كه اين وصيت‌نامه را مي‌خواند براي من طلب آمرزش كند، زيرا كه من از اين دنياي ناگوار با كوله‌بار خالي مي‌روم و بعد از من، همسرم سرپرستي خانواده را به عهده دارد و حقوق و مقدار ارثي كه دارم به او مي‌رسد به غير از مبلغي 7000ريال ( هفتصد تومان) كه بايد به مادرم بدهد و در صورت فوت همسرم برادر كوچك‌ترم عبدالمحمد سرپرستي دو فرزندم را به عهده گيرد و از اينكه نتوانسته‌ام براي خانواده به‌طور كلي مثبت باشم از همه پوزش مي‌طلبم و طلب آمرزش مي‌كنم. / والسلام.


امام در گذر زمان 194

نگاهی گذرا به پیام‌های تسلیت به رهبر معظم انقلاب ـ ۲
اشاره شد که حجم بالایی از پیام‌های تسلیت از طرف سازمان‌ها، دولت‌ها، مردم و جمعیت‌ها خطاب به حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) سرازیر شد و به اختصار چند گزینه‌ای‌ از آنها ارائه شد. در ادامه آنها نقطه‌نظرات برخی شخصیت‌ها آورده می‌شود.
در آن ایام «خاویر پرز دکوئیار» دبیر کل سازمان ملل متحد وقت به دفتر نمایندگی ایران در نیویورک مراجعه کرد و ضمن امضای دفتر یادبود، مراتب تألم و تأسف خود را خطاب به رهبر معظم انقلاب ابراز کرد و نوشت: «اینجانب به خوبی احساس عمیق از دست دادن رهبر مردم ایران را درک کرده و اطمینان دارم که تحت رهنمودها و رهبری‌های شما، ملت ایران قادر خواهد بود که بر این آزمایش تاریخی فائق آید. همچنین مایلم فرصت را غنیمت شمرده، بهترین آرزوهای قلبی خود را به شما، به اعتبار برعهده گرفتن مقام پر اهمیت رهبری مردم اظهار نمایم. اطمینان دارم که روابط حسنه فی‌مابین در طی ماه‌های آینده نیز استحکام بیشتری خواهد یافت.»
شخصیت دیگری به نام «دیرا اسماعیل‌خان» در دفتر یادبود سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاکستان (اسلام‌آباد) خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشت: «از رحلت امام خمینی بسیار غمگین شدیم. ما در غم و اندوه جهان اسلام به‌ویژه برادران ایرانی خود، کاملاً شریک و سهیم می‌باشیم. مرگ حق است و امام خمینی از ما جدا شدند، اما رهنمودهای ایشان تا ابد پیش روی ما قرار دارد. ما به پیروی از خط امام جهت بازیابی حقوق خود و اعلای اسلام، با آمریکا، شوروی، اسرائیل و عربستان سعودی به مبارزه ادامه خواهیم داد. ما از جانشین منتخب امام خمینی ـ آقای خامنه‌ای ـ کاملاً پشتیبانی می‌کنیم.»
دبیرکل سازمان خلق آفریقای جنوب غربی (سواپو) به نام «سام نوچوما» طی پیامی خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشت و از حضرت امام خمینی(ره) به عنوان پدر ایران جدید یاد کرد و در بخش پایانی نامه‌اش آورد: «لطفاً به نیابت از طرف مردم انقلابی و مصیبت‌زده ایران، مراتب تسلیت عمیق ما را بپذیر. ما مطمئنیم که مردم انقلابی ایران، تحت رهبری جنابعالی، از این مرحله اندوه و عزا عبور کرده و با توکل به قدرت الهی به سوی اهداف انقلاب اسلامی که آیت‌الله خمینی ـ رضوان‌الله علیه ـ پیروزمندانه و استوار در نهاد آنها بیدار کرده بود، پیش خواهد رفت.»
همچنین دبیر کل سازمان وحدت آفریقا «ابدی عمرو» در دفتر یادبود نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در آدیس‌آبابا خطاب به مقام معظم رهبری نوشت: «مراتب تسلیت خود را تقدیم می‌دارم. حضرت امام خمینی از حمایت مردم خود برخوردار بود، زیراکه در وجود ایشان محاسن عمیق الهی و زمامداری توأم با رحمت و شفقت وجود داشت.»


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 6
در موارد متعددي، ساواك براي بدنام كردن مخالفان سياسي، مطالب دروغي درباره آنان چاپ مي‌كرد؛ نويسندگان ساواك مقالاتي در انتقاد از شخصيت‌هاي مخالف حكومت نوشته و در نشريات مختلف چاپ مي‌كردند. به دستور ساواك، در نشريه‌ها به امام خميني(ره) هتاكي كرده و سخنان ناروايي درباره او چاپ كردند. به‌ويژه پس از قيام 15 خرداد و تبعيد ايشان، نشريات به دستور ساواك، مطالب و نوشته‌‌هاي توهين‌آميز متعددي درباره ايشان چاپ كردند.
هر چند طي سال‌هاي نخست فعاليت ساواك، هنوز برخي گروه‌هاي سياسي نظير جبهه ملي نشرياتي در سطح محدود منتشر مي‌كردند، اما ساواك به‌زودي انتشار و توزيع اين‌ نشريات و جزوات را ممنوع اعلام كرد. در مواردي هم كه گروه‌هاي سياسي، ساواك را متقاعد مي‌كردند تا اجازه دهد نشرياتي منتشر كنند، ساواك بر آن بود تا با بهره‌گيري از اين نشريات كنترل شده، به ديگر مخالفان سياسي حكومت حمله كند. به طور مثال هنگامي كه خليل ملكي درصدد برآمد مجله «علم و زندگي» را از توقيف ساواك آزاد سازد، وعده داد با انتشار و به مدد اين نشريه، مقالات و گفتارهايي در انتقاد و مخالفت با حزب توده و كمونيسم به چاپ خواهد رساند.
در ناآرامي‌هاي سياسي ـ اجتماعي كشور، نشريات و روزنامه‌ها از انعكاس دقيق و صحيح اخبار و حوادث و رخدادها منع مي‌شدند و تنها اطلاعات جعلي از سوی ساواك به نشريات ديكته مي‌شد. برای نمونه وقتي آيت‌الله‌العظمي بروجردي در اوايل سال 1340ش. درگذشت، ساواك سانسور خبري شديدي بر مطبوعات حاكم كرد و نويسندگان و صاحبان مطبوعات را از نگارش مقالاتي درباره شخصيت علمي ـ سياسي و اجتماعي ايشان منع كرد و تعدادي از نشريات كه درباره ايشان مطالبي چاپ كردند، مورد بازخواست ساواك قرار گرفتند. در تمام سال‌هاي 1341 و 1342 و آغاز نهضت امام خميني، مطبوعات و روزنامه‌ها تحت نظارت مستقيم ساواك، تنها مطالبي كه درباره اين قيام از سوي ساواك در اختيار آنان قرار داده مي‌شد، چاپ مي‌‌كردند. درباره درگيري نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي با مخالفان نيز گزارش دقيقي منعكس نمي‌شد. نشريات به خواست ساواك، مخالفان را گروهي بسيار اندك و محدود قلمداد مي‌كردند كه جز جلوگيري از توسعه و پيشرفت كشور، هدفي دنبال نمي‌‌كنند. چنانكه حوادث مربوط به مخالفت امام(ره) و علما با لايحه انجمن‌هاي اسلامي، برگزاري رفراندوم، كشتار مدرسه فيضيه در 2 فروردين 1342 و نهايتاًً قيام 15 خرداد 1342 هيچ‌گاه در مطبوعات انعكاس نيافت. اين روند در سال 1342 و سپس سال 1343 كه نهايتاًً به تصويب لايحه كاپيتولاسيون و تبعيد امام خميني انجاميد، ادامه داشت.
نشريات و روزنامه‌ها هرگز مجاز نبودند درباره كشورهايي كه با حكومت پهلوي روابط دوستانه‌اي دارند، مطالب انتقادي منتشر كنند؛ آمريكا، اسرائيل و انگلستان در رأس اين كشورها قرار داشتند. ساواك مراقب بود، نشريات درباره ماهيت تجاوزكارانه دولت صهيونيستي و نقشي كه در سركوب و كشتار فلسطينيان برعهده داشت، قلم‌ نزنند و انتقاداتي متوجه آن نسازند. به‌ويژه به نشريات و روزنامه‌ها درباره اسرائيل «دستورات اكيد» داده شده بود كه مطلبي منتشر نكنند و به اصطلاح «خفقان» بگيرند. ساواك همچنين مطبوعات و روزنامه‌ها را از تمجيد كشورهاي بلوك شرق و كمونيست و در رأس همه، اتحاد جماهير شوروي منع كرده بود. ساواك مراقب بود تا ارباب مطبوعات و نويسندگان روزنامه‌ها با نمايندگان سياسي و ساير مأ‌موران كشورهاي كمونيست در ايران ملاقات نكنند. ساواك، روزنامه‌ها و مطبوعات را تشويق مي‌‌كرد مقالاتي در انتقاد از كمونيسم و احزاب و گروه‌هاي چپ منتشر كنند و سوء‌عملكرد حزب توده و ديگر گروه‌هاي چپ را بشناسانند و بر ضرورت برخورد شديدتر با حزب توده و ديگر گروه‌هاي چپ تأكيد ورزند. با اين حال ساواك مراقب بود مطالبي از اين دست به روابط سياسي ـ اقتصادي ايران با شوروي و كشورهاي بلوك شرق آسيبي وارد نكند. ساواك نسبت به درج مطالب و تصاوير مربوط به كشورها و شخصيت‌هاي عربي حساس بود و مراقبت مي‌‌كرد تا از كشورهاي عرب كه روابط نزديكي با ايران ندارند، تمجيد نشود. نشريات از درج تصاوير شخصيت‌ها و رهبران كشورهاي عربي كه با حكومت ايران مخالف بودند، منع شدند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

گفت‌وگوی مدیرعامل گروه مپنا با پایگاه اینترنتی مقام معظم رهبری
چرا رهبر انقلاب مپنا را انتخاب کردند؟

رهبر معظم انقلاب امسال در آستانه‌ روز کارگر به بازدید از کارخانجات یک شرکت صنعتی رفتند و با مجموعه‌ کارگران و مدیران این شرکت هم دیدار داشتند. شرکت‌ها و مراکز صنعتی زیادی در کشور وجود دارند؛ اما رهبر انقلاب از بین همه‌ این شرکت‌ها، مپنا را انتخاب کردند.

* از نظر جناب‌عالی دلیل انتخاب مپنا توسط ایشان چه بوده است؟
اول از همه فکر می‌کنم این لطف خداوند بود، گاهی اوقات خدا به انسان لطف می‌کند، خیلی نباید دنبال دلیلش بگردیم؛ اما از طرفی دیگر، ما از یکی دو سال پیش درخواست داده بودیم که آقا به مپنا تشریف بیاورند. دلیلش هم این بود که تصور می‌کردیم مجموعه‌ کارها و فعالیت‌هایی که در مپنا انجام شده است، می‌تواند سبب خوشحالی ایشان شود. چون ساختار و فعالیت‌های مپنا تا اندازه‌‌ بسیار زیادی مبتنی بر رهنمودها و مطالبات ایشان شکل گرفته است.
البته همان یکی دو سال پیش هیئتی از سوی دفتر ایشان تشریف آورده و از کارخانه‌های ما بازدید نسبتاًً مفصل و جامعی انجام داده بودند تا نتیجه‌ آن را برای رهبر انقلاب گزارش کنند؛ اما خب، گویا آن سال‌ها توفیق با ما یار نبود. تا اینکه امسال بدون اینکه ما اقدام مجددی انجام دهیم، از دفتر ایشان تماس گرفتند و گفتند که آیا هنوز هم آمادگی دارید که رهبری برای بازدید از مپنا بیایند؟ ما هم که از خدا خواسته، گفتیم چرا که نه. این شد که امسال بخت با ما یار شد و ایشان به مپنا تشریف آوردند.
یکی از دلایل این انتخاب هم شاید این باشد که به هر حال امروز دیگر مپنا یکی از مهم‌ترین بنگاه‌های فعال در صنایع برق، نفت و گاز و حمل‌ونقل ریلی محسوب می‌شود. شاید مجموعه‌ این اقدامات رو به جلو موجب شده که ایشان مپنا را برای بازدید امسال به‌صلاح تشخیص دهند.

* از نظر جناب‌عالی وجه تمایز مپنا با سایر شرکت‌های داخلی مشابه در کدام موارد است؟
یکی از وجوه تمایز ما با سایر شرکت‌های صنعتی کشور در این است که ما در صنعتی فعالیت می‌کنیم که در دنیا «عمداًً» انحصاری نگه داشته شده است. چنانچه در سراسر دنیا بروید و بررسی کنید، شرکت‌هایی مثل ما خیلی کم و انگشت‌شمار هستند؛ مثلاًً برای صنعت خودرو می‌توان برندهای مختلف و گوناگونی را در سراسر دنیا و کشورهای مختلف ملاحظه کرد. حتی در برخی کشورهای نه‌چندان بزرگ و پیشرفته‌ دنیا هم گاهی ده‌ها شرکت خودروسازی وجود دارد، ولی در صنعت تولید تجهیزات پیشرفته‌ نیروگاهی، شرکت‌های موجود در جهان از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کند.
صنعت برق صنعت فوق‌العاده مهمی است. امروزه به جرئت می‌توان گفت که مهم‌ترین زیرساخت توسعه، صنعت برق است. آب هم عنصر خیلی حیاتی است؛ اما الآن تولید آب هم وابسته به برق شده است. برق نوعی از انرژی است که در حقیقت جایگزین ندارد. از همه مهم‌تر اینکه این انرژی قابل ذخیره‌سازی در احجام بزرگ نیست، یعنی شما نمی‌توانید برق تهران را مثلاًً به مدت یک هفته ذخیره کنید. برق همان لحظه که تولید می‌شود باید مصرف شود. زمانی که برق قطع شود همه چیز متوقف می‌شود. به همین دلیل است که در جنگ‌ها یکی از اولین هدف‌ها برای طرفین متخاصم، حمله به نیروگاه‌های برقی و اختلال در شبکه‌ برق‌رسانی آن کشور است. تجربه‌ جنگ هشت‌ساله نیز به ما نشان داده که دشمن تا چه اندازه بر روی این موضوع حساس است. من یادم است که در زمان جنگ، بارها نیروگا‌ه‌های ما نه فقط در مناطق مرزی، بلکه نیروگاه نکا در استان مازندران نیز از سوی جنگنده‌های عراق مورد تهاجم قرار گرفت. به همین دلیل مسئولان نظام از سال‌ها پیش به این نتیجه رسیدند که ما باید صنعت برق کشور را مستحکم کنیم و در این زمینه به «خوداتکایی» برسیم. بنده ترجیح می‌دهم به جای کلمه‌ «خودکفایی» از واژه‌ «خوداتکایی» استفاده کنم. من معتقدم در صنعت برق، خوداتکایی برای‌مان اهمیت بیشتری دارد. ممکن است در صنعت برق به خودکفایی صد درصد نرسیده باشیم و در تعامل با دنیا باشیم، اما یقیناًً به خوداتکایی رسیدیم و این توانایی را داریم که همه تجهیزات برقی را در درون کشور تولید کنیم.
پس ما با نگاه خوداتکایی، اما به‌نحوی‌که بتوانیم تأمین‌کننده‌ نیاز کشور باشیم، در این صنعت ورود کردیم. در ابتدا در همکاری با شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، بخش‌هایی از تجهیزات را که فناوری آن را می‌توانستیم در داخل فراهم کنیم می‌ساختیم و بخش‌هایی را هم از خارج می‌خریدیم، ولی در مقایسه با پیش از انقلاب که مطلقاًً هیچ بخشی از این صنعت را در کشور نداشتیم، به مراتب پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌ایم.
اساساًً شما نمی‌توانید شرکت یا پیمانکاران ایرانی را نام ببرید که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در این صحنه نقش مؤثری داشته باشند. همه‌ این کارها و حتی احداث نیز به دست خارجی‌ها انجام می‌شد. ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به دلیل روحیه‌ عزتمندانه و استقلال‌خواهانه‌ای که حضرت امام (رحمه‌الله) داشتند و نیز مشکلاتی که در زمان جنگ به‌وجود آمد و کشور را تهدید کرد، به سمت تولید و ساخت تجهیزات برقی حرکت کردیم.

* مپنا برای رسیدن به این خوداتکایی و توانمندسازی در صنعت برق از کجا آغاز کرده و چه مراحلی را پشت سر گذاشته‌ است؟
در ابتدا ما سعی کردیم در بخش «تعمیرات تجهیزات برقی» خودمان را به نقطه‌ مطلوب برسانیم. چون همان‌طور که می‌دانید تحریم‌های یک‌جانبه علیه ایران از همان ابتدای انقلاب اسلامی آغاز شد و یکی از آثار تحریم‌ها این بود که خیلی از تجهیزات و قطعاتی را که مورد نیاز ما بود، می‌بایست با قیمت‌های بسیار بالاتر از خارج خریداری ‌کنیم. در حوزه‌ خدمات نیز وضع به همین منوال بود.
بعد از آن، از حوزه‌ تعمیرات به سمت حوزه‌ «احداث» ولی با تجهیزات خارجی روی آوردیم. در این زمان سعی کردیم «مدیریت اجرا» را به عهده بگیریم و پیمانکاران داخلی را که در آن زمان به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسیدند، برای ورود به این کار تشویق کنیم و با استفاده از آنها کار را انجام دهیم.
رفته‌رفته هر چقدر که فشار تحریم‌ها بیشتر می‌‌شد و به تبع آن عدم همکاری‌ غرب با ما سخت‌تر، عزم ما جزم‌تر و اراده‌های‌مان نیز محکم‌تر می‌شد؛ به‌نحوی ‌که توانستیم خودمان سازنده‌ تجهیزات اصلی شویم. البته در ابتدای این مرحله، همچنان در بخش‌هایی تحت لیسانس مؤسسات خارجی فعالیت می‌کردیم. دلیلش این بود که ما یک بازار بزرگی در مقابل آنها قرار داده بودیم و آنها برای تصرف این بازار بزرگ، فقط بخش‌هایی از فناوری را به ما می‌دادند تا ما همچنان «وابسته» باشیم.
اما در سال‌های اخیر که تحریم‌ها شدیدتر شد، آنها گفتند که دیگر نمی‌توانیم با شما هیچ‌گونه همکاری داشته باشیم. خب این می‌توانست برای ما، هم نقطه‌ «پایان» باشد و هم نقطه‌ «آغاز». اتفاقاًً برای ما نقطه‌ آغاز شد و فعالیت‌ها و همکاری‌ها را در داخل کشور سازماندهی کردیم. طرح‌ها و تولیدات را «بازمهندسی» کردیم و در این بازمهندسی تصمیم بر آن شد که مبنای کارمان «اتکای بر خود» و «استفاده از ظرفیت‌های بومی» باشد.
برای این کار سعی کردیم از هر فرصت و امکانی که در هر جایی وجود داشت استفاده کنیم. حتی از ظرفیت ایرانی‌های خارج از ایران هم استفاده کردیم و از آنها دعوت کردیم برای همکاری با ما طبق مقررات بین‌المللی اقدام کنند. استفاده‌ همه‌جانبه از این ظرفیت‌ها بود که موجب شد امروزه مپنا به‌عنوان ششمین شرکت سازنده‌ نیروگاه و توربین در جهان شناخته شود.

* اگر ممکن است در مورد «مصادیق» استفاده همه‌جانبه از ظرفیت‌ها توضیحات بیشتری بفرمایید.
برای مثال یکی از ظرفیت‌های بالقوه و مهمی که در کشور وجود دارد، «تعداد بالای دانشجویان دوره‌ تحصیلات تکمیلی» است. ما با لشکر بزرگی از پژوهشگران جوان در دانشگاه‌ها مواجه هستیم که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است. ما سعی کردیم از این ظرفیت استفاده کنیم. به این نحو که طرح‌های کلانی طراحی ‌کردیم و بعد در داخل آن طرح‌ها گروه‌های مختلف پژوهشی نیز تعریف ‌کردیم و کار پژوهش‌ها را به این دانشجویان سپردیم.
ظرفیت دیگر، «استفاده از توان و تجربیات شرکت‌ها و مراکز دانش‌بنیان» بود که در آنها نیز تعداد زیادی از نخبگان و محققان توانمند فعالیت داشتند. در درون سازمان خودمان نیز مراکز «تحقیق و توسعه» را برای اینکه ظرفیت‌های تخصصی و تجربی خودمان را به سمت انجام طرح‌های جهت‌دار و مورد نیاز هدایت کنیم ایجاد کردیم. در حقیقت برای بخش پژوهش، سرمایه‌گذاری ویژه‌ای کردیم. متأسفانه در بسیاری از بخش‌های مختلف کشور، برای موضوع پژوهش هزینه‌ چندانی نمی‌شود؛ در حالی‌که باید بدانیم هر چقدر برای پژوهش هزینه ‌کنیم در مقابل آن چیز بزرگی که به دست می‌آوریم، اصلاًً به چشم نمی‌آید. ما در مپنا همین کار را از طرح‌‌های کوچک شروع کردیم و آرام‌آرام به سمت طرح‌های بزرگ رفتیم و اتفاقاًً نتیجه هم داد؛ به‌نحوی‌که امروز به‌جرئت می‌توانم بگویم آنچه از این طریق به دست آورده‌ایم به مراتب بیشتر است از آنچه که دانش آن را خریده‌ایم. یکی از بزرگان در جایی می‌فرمایند اخذ و گرفتن دانش و علم از خارج مانند این است که درختی را از جایی دیگر ببُرید و بیاورید در زمین خودتان بکارید. معلوم است که این درخت خیلی زود خشک می‌شود، برای اینکه «ریشه» ندارد. ولی وقتی یک دانه را خودمان بکاریم، آن دانه به‌مرور جوانه می‌زند و رشد می‌کند و به درخت تنومندی تبدیل خواهد ‌شد که در نهایت برای ما «میوه» و «محصول» خواهد داد. این نگاه در داخل مپنا در دستور کار ما قرار گرفت و به این سمت رفتیم و این‌گونه عمل کردیم.
یکی از محورهای چهارگانه‌ شعار امسال، «مدیریت جهادی» است. رهبر انقلاب هم در بازدید از مپنا، از مدیران آن با لفظ «مدیران جهادی» یاد کردند. به نظر جناب‌عالی مدیران مپنا چه خصوصیاتی دارند که آقا برای‌شان از این لفظ استفاده کرد؟
مقدار زیادی‌اش را بگذارید پای لطف آقا و اینکه ایشان می‌خواستند ما را تشویق و دلگرم کنند؛ اما از طرفی دیگر، همه‌ نیروهای مپنا به‌صورت شبانه‌روزی، بدون وقفه، با انگیزه‌ بالا و با تمام وجود کار و فعالیت می‌کنند. ما در سال‌های اخیر، دو سه تا طرح خیلی مهم و حساس را شروع کردیم. از آن طرح‌هایی که هیچ کشوری حاضر نیست آن را به هیچ قیمتی به سایر کشورها بفروشد. باور نمی‌کنید که بچه‌های مپنا با چه شور و اشتیاقی این کار را جلو می‌برند. انگار در جبهه و میدان جنگ هستند و قرار است یک عملیات بزرگ را انجام دهند. گویی خاطرات زمان جنگ در حال تکرار شدن بود. البته خیلی از مدیران مپنا هم از بچه‌های جهادی زمان دفاع مقدس هستند که حالا هم در حال جنگیدنند. درست است که میدان جنگ از میدان نظامی به عرصه‌ اقتصادی کشیده شده، اما روحیه‌ها همچنان جهادی و حماسی است.

* سهم نیروها و مهندسان جوان در مپنا چقدر است؟
بسیاری از مدیران میانی ما از جوان‌ها هستند. مدیران و کارگرانی که در ابتدا برای آن‌ها دوره‌های آموزشی مختلف برگزار ‌کرده‌ایم و حالا چندین برابر یک مهندس معمولی می‌ارزند. برای همین این نیروها فقط سر دستگاه نیستند، خودشان خیلی از قطعات را تولید و طراحی می‌کنند. فقط کافی است به این بچه‌ها بگویید که ما به فلان قطعه نیاز داریم، فوراً خودشان دست به کار می‌شوند و آن را طراحی و تولید می‌کنند.
من معتقدم همه‌ آن چیزهایی که انسان به دست می‌آورد در نتیجه‌ تفکر و تدبر است. به همین علت است که حضرت امیر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «تفکّر ساعة افضل من عبادة سبعین سنه» (۱) بنابراین اگر ما بیندیشیم و توکل به خدا کنیم و روی پای خودمان بایستیم و تلاش و جهاد کنیم، حتماًً به نتیجه خواهیم رسید.
* در بخشی از سخنان‌تان در حضور رهبرمعظم انقلاب، انتقادهایی نسبت به برخی از مجموعه‌های داخل کشور کردید که گویا آنچنان که باید، به مپنا و تولیدات آن توجه نمی‌کنند.
بله، متأسفانه ما یک سری کارها و تولیدات برای مراکز مختلف داخل کشور انجام داده‌ایم که این مراکز هنوز بعد از گذشت مدت مدیدی، حساب‌شان را با ما صاف نکرده‌اند. این در حالی است که از طرف دیگر، ما از بانک‌‌ها وام گرفته‌ایم و در حال پرداخت اقساط آن به‌علاوه‌ سودش هستیم. ادامه‌ این وضع در طولانی‌مدت، مپنا را با مشکلات جدی روبه‌رو می‌کند.
از سوی دیگر، با وجودی که ما بسیاری از قطعات و محصولات مورد نیاز کشور را تولید می‌کنیم، اما همچنان بخش‌ها و مجموعه‌هایی در داخل کشور، از شرکت‌های خارجی خرید می‌کنند. همین چند روز پیش، نماینده‌ یکی از شرکت‌های خارجی آمده بود اینجا و با ما جلسه داشت. می‌‌خواست کالایی را به ما بفروشد؛ گفتم ما خودمان این کالا را تولید می‌کنیم! او تعجب کرد و گفت: پس چرا برخی از شرکت‌های ایرانی به ما سفارش این کالا را داده‌اند؟!
متأسفانه گویا هنوز هم فرهنگ برتر بودن جنس خارجی نسبت به جنس ایرانی، در برخی از مدیران وجود دارد و ترجیح می‌دهند تا از شرکت‌های خارجی خرید کنند. در حالی که در بسیاری از محصولات، کیفیت تولیدات مپنا به مراتب بالاتر و بهتر از نمونه‌های خارجی است؛ برای مثال، ما تا به حال ۱۵۰ دستگاه توربین گازی فروخته‌ایم و حتی یک عدد از آنها با مشکلی روبه‌رو نشده است. این در حالی است که توربین‌های مشابه رقبای ما بارها و بارها با مشکل مواجه شده است.

* در آن دیدار، رهبرمعظم انقلاب فرموند: «توقع از خود را به ۱۰ برابر سطح پیشرفت فعلی افزایش دهید که یقیناً این سطح از پیشرفت نیز دست‌یافتنی است.» برای این مسئولیت سنگین چه برنامه‌ای دارید؟
این حرف هم ما را خوشحال کرد و هم بار مسئولیت ما را سنگین‌تر. برای رسیدن به این قله، یقیناً باید ۱۰ برابر برنامه‌ریزی کنیم و ۱۰ برابر گام‌ها را بلندتر برداریم. باید محیط بین‌المللی و رقبای جهانی خودمان را نیز کاملاًً رصد کنیم. برای همین به‌طور مداوم در حال رصد رقبای بین‌المللی هستیم که آن‌ها به کجا رسیده‌اند و ما در چه مرحله‌ای قرار داریم و چه کارهایی باید انجام دهیم.
ما طرح بلندمدت خودمان را در همان روز نیز خدمت آقا ارائه دادیم. یکی اینکه کشور ما به لحاظ منابع آبی در وضعیت مناسبی قرار ندارد و باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود. در زمینه‌ «انرژی‌‌های تجدیدناپذیر» نیز وارد شده‌ایم و در حال انجام دادن اقداماتی با کمک شرکت‌های دانش‌بنیان هستیم. این موضوعات بخش اصلی «درون‌زایی» مپنا است. از سویی دیگر، برای قسمت «برون‌گرایی» نیز در حال افزایش سطح تعاملات و ارتباطات‌مان با شرکت‌ها و کشورهای منطقه و جهان هستیم. هدف ما این است که به همان حرف آقا جامه‌ عمل بپوشانیم؛ یعنی جوشش از درون داشته باشیم و در عین حال، در بازارهای بین‌المللی فعال باشیم.
دوستان ما پس از دیدار آقا انرژی مضاعف گرفتند و عزم‌ها را جزم‌تر کردند. البته سایر مجموعه‌های دولتی و حکومتی نیز باید به ما در این راه کمک کنند. در عین حال، یقیناًً به انتظار کمک دیگران صبر نمی‌کنیم و منتظر آنها نمی‌شویم. این راهی است که با توکل بر خدا، بهره‌بردن از قوه‌ تفکر و اندیشیدن، اتکا بر ظرفیت‌های درونی و انسانی و با تلاش جهادی ادامه خواهیم داد.
* پایگاه اینترنتی مقام معظم رهبری


انقلاب اسلامی و استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت
مقدمه::
انقلاب اسلامی با رهبری حضرت امام خمینی (رحمه‌‌الله‌علیه) و با تکیه بر شعار نه شرقی و نه غربی محصول پیروزی رویکرد ساخت درونی قدرت و اتکا به ظرفیت‌ها و نیروهای داخلی بوده است.
اکنون پس از گذشت ۳۶ سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ضروری است که تاریخ این انقلاب بزرگ و تأثیرگذار بازخوانی شود که در این مقاله پایگاه بصیرت به تحلیل انقلاب اسلامی و استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت پرداخته است.
تبار تاریخی و معرفتی «استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت» به پیش از انقلاب اسلامی و در اندیشه‌های امام خمینی(رحمه‌الله علیه) برمی‌گردد. «استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت» پیش از پیروزی انقلاب به خواست ملی و عمومی تبدیل شد و ملت ایران برای دستیابی و تحقق آن، انقلاب بزرگی را آفرید. در واقع اتکا به درون، عزت ملی و استقلال در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی- دفاعی بر مبنای مکتب اسلام و هویت ملی یکی از اصلی‌ترین اهداف مردم در مبارزه با رژیم وابسته پهلوی بود. این تفکر مبارزاتی در حالی شکل گرفت که حتی در بین نیروهای مخالف رژیم پهلوی هم مبارزه و انقلاب بدون اتکا به قدرت‌های بیرونی و بهره‌گیری از ‌الگو‌های شرقی یا غربی برای تغییر، ناممکن به حساب می‌آمد، اما انقلاب اسلامی با رهبری داهیانه حضرت امام(رحمه‌الله علیه) و با تکیه بر شعار نه شرقی و نه غربی محصول پیروزی رویکرد ساخت درونی قدرت و اتکا به ظرفیت‌ها و نیروهای داخلی بوده است. این نوشته به نقش انقلاب اسلامی در ظهور و بروز ایده استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت و عوامل و الزامات آن در دهه چهارم انقلاب اسلامی می‌پردازد.

الف ـ دلایل رویکرد به ساخت درونی قدرت
اتکا به داخل و نیروی‌های خودی برای توسعه و ساخت قدرت درونی از خواسته‌های دینی ماست که در این زمینه به وفور می‌توان به آیات و روایات استناد کرد. آیاتی نظیر آیه نفی هرگونه سبیل و طریقی برای سلطه کفار بر مسلمانان، آیه «واعدوالهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل» و روایاتی چون عزت مومن در بی‌نیازی از دیگران است، ملتی که در تأمین مایحتاج اولیه خود وابسته باشد، طعم استقلال و عزت را نخواهد چشید و... در راستای ساخت درونی قدرت و کاهش وابستگی به بیرون بسیار پرکاربرد هستند.
۱ـ مغایرت وابستگی با استقلال و عزت ملی ۲ـ وجود نظام سلطه و سلطه‌جویی و استثمارگری قدرت‌های غربی ۳ـ اعتماد به کفایت و کارایی نیرو‌ها و ظرفیت‌های داخلی ۴ـ نگاه به تجربه عواقب وابستگی سایر کشور‌ها به غرب ۵ـ نگاه به تجارب موفق کشورهای متکی به فرهنگ و ظرفیت‌های داخلی ۶ـ ضرورت ایجاد توان کنش و واکنش مقتدرانه در برابر فشارهای دولت‌های قدرت‌محور ۷ـ حفظ شأن اجتماعی و توان الهام‌بخشی به سایر ملت‌‌ها و دستیابی به هدف بلند تمدن‌سازی به‌ویژه در بین کشور‌ها و ملت‌های برخوردار با سابقه تمدنی۸ـ ضرورت توازن قوا و تداوم توسعه قدرت به نفع نظام با استفاده از ظرفیت‌های درونی.
ب ـ نقش انقلاب اسلامی در ظهور و تقویت ایده استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت
۱ـ ایجاد اعتماد به نفس در ملت و جامعه ۲ـ بازگشت به هویت اسلامی و ایرانی و ضرورت استکبارستیزی و مقاومت مغایر با پذیرش سلطه و برتری قدرت‌ها ۳ـ اثبات کارایی تفکر متکی به ساخت درونی قدرت
۴ـ الهام‌بخشی به دیگران مبنی بر مقدور بودن اتکا به خود و عبور از ایده اتکا به قدرت بیرونی ۵ـ تکرار و تعمیم الگوی اتکا به درون در عرصه‌‌ها و حوزه‌های مختلف و تثبیت آن (مقابله با بحران‌های امنیتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی، پیشرفت علم و فناوری ) ۶ـ ارائه الگوی عملیاتی استحکام‌بخشی به ساخت درونی قدرت در قالب مدیریت جهادی ۷ـ مرکزیت‌بخشی و تبدیل شدن ارزش‌های انقلاب اسلامی به کانون الهام‌بخش در منطقه و جهان.

ج ـ ضرورت استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت در دهه چهارم انقلاب
ـ استمراربخشی و بقای هویت و آرمان‌های انقلاب اسلامی
ـ ضرورت دستیابی به سند چشم‌انداز برای ادامه مسیر پیشرفت در شرایط سخت تحریم و فشار
ـ قرار داشتن در دهه چهارم به عنوان دهه پیشرفت و عدالت و بسترسازی برای تحقق الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت
ـ تجربه ناکامی نظریه‌های برون‌زای توسعه در سه دهه گذشته
-ـ افزایش آسیب‌پذیری نظام در حوزه اقتصادی به دلیل غفلت‌های داخلی و دشمنی‌های بیرونی
ـ حفظ امید و ترسیم آینده روشن مبتنی بر خودباوری
ـ نیاز به قدرت ملی برای مقابله با تهدیدات با اتکا به منابع داخلی
ـ شرایط‌گذار از پیچ تاریخی و سرنوشت‌ساز و جایابی در معادلات قدرت جهانی
ـ دستیابی به آرمان‌ها و اهداف بلند تمدن‌سازی نوین اسلامی ـ ایرانی
ـ حفظ و تداوم دستاوردهای ارزشمند انقلاب در منطقه و جهان (احیای اسلام، خیزش‌های اسلامی برای مبارزه با استبداد و استعمار، استکبارستیزی و روحیه شهادت‌طلبی)
ـ الگوسازی انقلاب اسلامی
ـ تجربه به بن‌بست رسیدن الگوی غرب و در سراشیبی فروپاشی قرار گرفتن قدرت‌های لیبرالی

دـ آثار و نتایج استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت
۱ـ افزایش قدرت ملی و توان چانه‌زنی در دیپلماسی و ایفای نقش تعیین‌کننده در تحولات منطقه‌ای و جهانی
۲ـ افزایش مقاومت در برابر هر نوع فشار و باج‌خواهی بیرونی ۳ـ توسعه و پیشرفت ۴ـ ضمانت‌بخشی به روند رشد و پیشرفت کشور با اتکا به منابع و ظرفیت‌های داخلی ۵ـ حل مسائل اساسی و مشکلات پیش روی کشور
۶ـ تبدیل شدن جمهوری اسلامی ایران به الگویی برای دیگر ملت‌ها ۷ـ حفظ استقلال و عزت ملی.
ه ـ موانع موجود بر سر راه استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت
۱ـ بروز پاره‌ای از غفلت‌ها ۲ـ استمرار خودباختگی به غرب و تفکرات برون‌نگر۳ـ کاهش روحیه انقلابی و جهادی ۴ـ دشمنی و فشارهای بین‌المللی ۵ـ ضعف بینش و بصیرت ۶ـ بالا رفتن روحیه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی.

وـ عوامل و الزامات درون‌زایی قدرت
الف ـ عوامل هنجاری
۱ـ افزایش ایمان و باورهای اعتقادی و تقویت روحیه ملی ۲ـ تقویت سرمایه اجتماعی با عمل درست مسئولان
۳ـ تقویت اتحاد و وحدت و انسجام داخلی و هماهنگی بین قوا ۴ـ کاربست عقل و درایت توأم با معنویت و توکل ۵ـ ولایت‌مداری و تنظیم رفتار‌ها و تصمیمات بر محور ولایت ۶ـ باور و کاربست مدیریت جهادی در همه عرصه‌ها ۷ـ هدایت و جهت‌دهی فرهنگ عمومی به سمت قدرت و پیشرفت درون‌زا.
ب ـ عوامل نهادی
۱ـ رهبری ۲ـ مردم ۳ـ دولت ۴ـ پشتیبانی اقتصادی که بتواند مردم را در راحتی نگه دارد.
۵ـ اهتمام به اقتصاد مقاومتی ۶ـ افزایش بنیه دفاعی و توان بازدارندگی دفاعی کشور ۷ـ اولویت‌بخشی به ظرفیت‌ها و منابع داخلی ۸ـ بهره‌گیری مدبرانه و بهینه از فرصت‌ها و امکانات بیرونی در چارچوب مصالح نظام و منافع ملی۹ـ اجماع‌ بین نخبگان و جامعه نسبت به الگوی قدرت و پیشرفت درون‌زا.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

گفتاری از آیت‌الله امام موسی صدر
سیاست امام موسی کاظم(ع) علیه ظالمان

در زندگی امام موسی‌بن‌جعفر(ع) ویژگی خاصی وجود داشته است که موجب شده است زندگی این امام از دیگر امامان متمایز و متفاوت باشد. این ویژگی این است که امام تحت ظلم و ستم شدیدی زندگی می‏کرده است که در زیارت‌نامه خاص ایشان نیز به آن اشاره شده است. امام در زندان به‌سر می‏برد و از این زندان به آن زندان منتقل می‏شد. امام موسی‌بن‌جعفر بیشتر دوران نشاط زندگی‏اش را در زیر ظلم و ستمی پیوسته به سر می‏برد. کدام ظلم؟ ظلم جدا کردن و دور نگه داشتن ایشان از مردم. امام را از مردم دور نگه می‏داشتند و ایشان و اصحاب‌شان را تحت کنترل داشتند و برای اصحاب امام توطئه‌‏چینی می‏کردند.
ماجرای علی‌بن‌یقطین معروف است. او از اصحاب امام و از علمای زمانش بود و در عین حال در دستگاه حکومت هارون‌الرشید نیز مقام بالایی داشت و مشاور او بود. طبیعتاًً تقسیمات اداری در آن زمان مانند اکنون نبود. می‏توان گفت: او در مقام یک وزیر و رازدار هارون‌الرشید بود و توزیع اموال به دست او بود. او مرد بزرگی به شمار می‏رفت. این مرد از اینکه مبتلا به نیرنگ ستمگران است، نزد امام کاظم(ع) شکایت آورد و گفت: دوست دارم این کار را رها کنم، ولی بر سر جانم می‏ترسم. می‏شنوید آنها چگونه بوده‌اند؟! از وضع خود گله می‏کرده‌‏اند و از همکاری با ظالمان راضی نبوده‌‏اند! هرچند در آن مال و ثروت و مقام بوده است. آنان نگران دین خود بوده‌‏اند، زیرا می‏دانسته‌اند که پیامبر(ص) و خاندان ایشان فرموده‌‏اند: کسی که ستمگر را کمک و یاری کند با او شریک است، هرچند به این اندازه که قلمی به دست ستمگر بدهد تا بنویسد.
«صفوان» شتربان (رضوان‌الله‌علیه) یکی از اصحاب امام بود و شتران بسیاری داشت. روزی آنها را به حاکمان وقت کرایه داد. امام از او پرسید: آیا تو اسب‌ها و شترانت را به حاکمان کرایه می‏دهی؟ گفت: آری، ولی تنها همین کار را برای‌شان انجام می‏دهم و آنان را دوست ندارم. کار می‏کنم و مزد می‏گیرم. امام فرمود: وقتی شترها کالاهای خلیفه یا حاکمان را حمل می‏کنند و تو می‏خواهی مزد این کار را از خلیفه بگیری آیا در قلب خود دوست نداری که حاکم زنده بماند تا مزد تو را پرداخت کند؟ گفت: آری، امام فرمود: بنابراین تو به بقای ستم راضی هستی و بقای ستمگر را دوست داری. امامان تا این درجه همراهی و سازش با ستمگران را در هر مقام و لباس و درجه‌‏ای که باشند، نمی‌پذیرفته‌‏اند و آن را مشارکت با آنان می‌دانسته‌‏اند.
علی‌بن‌یقطین می‏گوید: از وضع خودم به امام گله کردم. امام فرمود: تو برای حاکم ستمگر کار می‏کنی! ولی می‏توانی از این رهگذر به هم‏کیشان و دوستان و مستضعفان خدمت کنی و از آنان دفاع و حقوق‏شان را پرداخت کنی. این کفاره کار توست. پس جایز است در این کار بمانی و بلکه رها کردن آن بر تو جایز نیست. باید آنجا باقی بمانی و کار کنی، ولی امامان در عین حال اصحاب را به حال خود وانمی‏‌گذاشتند.
معروف است که روزی خلیفه، هدایایی برای علی‌بن‌یقطین فرستاد که در میان آنها جبه‌‏ای زربافت و گران‌قیمت بود. او نیز هدیه‌ها را برای امام که عزیزترین مخلوقات خدا در نزد او بود؛ فرستاد. امام برخی از آن هدیه‌‏ها را پذیرفت و برخی دیگر از جمله آن جبه زربافت را برگرداند و از قبول آن عذرخواهی کرد و فرمود: من آن جبه را پوشیدم و با آن نماز خواندم، ولی آن را به تو برمی‏گردانم. علی‌بن‌یقطین وقتی دید آن جبه متبرک شده است به آن علاقه پیدا کرد و آن را در صندوقی قرار داد و برخی شب‌ها آن را می‏پوشید تا به یاد امام از آن تبرک بجوید. مدتی گذشت و شخصی در گزارشی به خلیفه گفت: علی‌بن‌یقطین دوستدار و پیرو موسی‌بن‌جعفر است و برای شما احترامی قائل نیست و شما را بر حق نمی‏داند و حقوق شرعی و زکات را به امام پرداخت می‏کند. دلیل درستی این گزارش نیز این است که او جبه ارزشمند و دیگر هدایا را برای امام فرستاده است. خلیفه، علی‌بن‌یقطین را احضار کرد و او را مورد سرزنش قرار داد و گفت: آن جبه کجاست؟ علی‌بن‌یقطین گفت: آن را در صندوقی گذاشته‏‌ام و گاه‌گاه از آن تبرک می‏جویم. این نیز کلید آن صندوق است. خلیفه او را نزد خود نگه داشت و کلید را به کسی داد تا برود و آن جبه را بیاورد. وقتی جبه را آورد، همه چیز روشن شد.
امام حیات اصحاب خود را حفظ می‏کرد و در بسیاری از امور آنها را نصیحت می‏کرد و مراقب بود تا در چنین دام‌هایی گرفتار نشوند. حاکمان آن زمان، امام را بسیار آزار می‏دادند. ایشان را زندانی می‏کردند و از یک زندان به زندان دیگر انتقال می‏دادند تا با مردم در ارتباط نباشد. به ایشان ستم می‏کردند، از سخن گفتن ایشان جلوگیری می‏کردند، همواره مراقب ایشان بودند و بالاتر از همه، ایشان را در فقر و تنگدستی نگه می‏داشتند و مانع رسیدن اموال به ایشان می‏شدند. یعنی سیاست گرسنه و فقیر نگه داشتن.
نقل شده است که دختران امام لباسی «مناسب» نداشتند تا بپوشند و از خانه بیرون بیایند. حتی لباسی نداشتند تا همه بدن آنها را بپوشاند و بتوانند با آن نماز بخوانند و در یک لباس به نوبت نماز می‏خواندند. چه ستم و آزاری بیش از این می‏خواهید؟ ولی آیا امام سکوت کرد؟ آیا امور را رها کرد؟ هرگز! به کتاب‌های فقهی بنگرید، روایات و دعاها و دستورهای فراوانی از امام موسی‌بن‌جعفر(ع) نقل شده است، ولی دارای جنبه خاصی است. در روایاتی که از دیگر امامان نقل شده، نام امام ذکر شده است و مثلاً راوی گفته است: از امام صادق شنیدم... از اباعبدالله شنیدم... از ابی‌جعفر شنیدم، ولی در احادیثی که از امام موسی بن جعفر نقل شده چنین آمده است: از آن مرد شنیدم... از عالم شنیدم... از مرد صالح شنیدم. یعنی نام امام را به‌طور رمزی ذکر می‏کردند.
بنابراین، امام کاظم ستمگران را به حال خود نگذاشت تا مانع رسیدن دستورها و ارشادات دینی به مردم شوند و سکوت نکرد، بلکه در زمان‏ها و مناسبت‏های گوناگون و حتی در زندان دستورها و سفارش‌های دینی خود را به مردم می‏رساند و این عملکرد امام، معروف است.
علت این آزار و ستم این بود که در زمان امام موسی‌بن‌جعفر حکومت عباسیان ثبات و استقرار پیدا کرد، در حالی که در زمان امام صادق و امام باقر(ع) حکومت عباسی لرزان و ناپایدار بود و نمی‏‌توانستند امامان را تحت نظر بگیرند یا مشکلی برای آنها به وجود بیاورند، اما در زمان امام کاظم حکومت آنان ثبات یافت و گسترش پیدا کرد و توانستند بر مردم مسلط شوند و امام را مورد ستم قرار دهند، ولی این ستم‏ها مانع راه امام نمی‏شد. امام در زندان بود؛ زیر ستم بود، تنگدست بود، ولی ساکت نمی‏شد و از راهنمایی مردم و کار و تلاش دست برنمی‏داشت. راه و روشی بالاتر از این می‌خواهید برادران؟ امامان ما با وجود آنکه از خانواده و خاندانی بوده‌‏اند که خداوند آنان را پاکیزه گردانده‏ و پلیدی را از آنان زدوده است، ولی هیچ یک از آنان ساکت نبوده‌‏اند.
سخنان امام موسی‌بن‌جعفر(ع) نیز همین گونه است. گذشته از آنکه ایشان با غیر زبان، مردم را به خدا فرا می‏خواند، چرا امام را زندان به زندان منتقل می‏کردند؟ زیرا رفتار امام در زندان و عبادت‏ها و نماز و روزه‌های همیشگی و همچنین دعاهایی که در زندان می‏‌خواند در اطرافیان اثر می‏گذاشت و دل‌های آنان را تغییر می‏داد و پس از مدت کوتاهی، جلادان و نگهبانان زندان، خادم و شاگرد امام می‏شدند و از سخنان امام تأثیر می‏گرفتند!
عذری برای ترک واجبات نداریم
ما هیچ عذری برای ترک واجبات‌مان نداریم. آیا فقری سخت‏تر از فقر موسی‌بن‌جعفر(ع) می‏خواهید؟! ظلم و ستمی بیش از آنچه بر ایشان رفته است، می‏خواهید؟ امام با وجود همه این سختی‏ها، برای اصلاح و تقویت دین و بالا بردن نام خدا تلاش می‏کرد و در هر شرایطی حق را می‏گفت.
ما به محض اینکه احساس کردیم مردم پشت کرده‏اند و از دین رو گردانده‌‏اند، می‌ترسیم سخن بگوییم، چرا که شاید فلانی یا فلانی رنجیده و دلخور شود! یا فلانی با ما بحث کند یا ما را آزار دهد و متهم کند یا... بگذارید چنین باشد! اینکه من یا شما را تحقیر می‏کنند به دلیل آن است که شما بر حق هستید و این برای شما مایه شرف و افتخار است، چون شما با خشم مخلوق، خشنودی خداوند را به دست آورده‌اید. اگر شما سخن حق را بگویید و درست رفتار کنید، چه می‏شود؟ به تو اتهام می‏زنند؟ بگذارید هر چه می‏خواهند بگویند. این برای انسان مایه افتخار است. همین که خدا با شماست کافی است؛ «وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا» و کارسازی «چون» خدا کفایت می‏کند. (احزاب/ ۴۸) و «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنوا» قطعاً خدا از کسانی که ایمان آورده‏اند، دفاع می‏کند. (حج/ ۳۸) آیا ستم‏ها می‏تواند مانع تلاش شما شود؟ آیا سختی‌ها می‏تواند جلوی آغاز به کار شما را بگیرد؟ هرگز!...
چرا از ناراحتی زید یا عمرو با دیگران می‏ترسیم؟ چرا وظیفه و واجب خود را رها می‏کنیم؟ انسان جانشین خداوند در زمین است، خط‌مشی انسان این است که همچون علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) شود. خط انسان کامل این است. چرا ناتوان باشد؟ چرا بترسد و ساکت باشد؟ چنین زندگی که برای به دست آوردن خشنودی مردمی باشد که ناتوان‏تر از خود ما هستند و اختیار سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیز خود را ندارند، چقدر بی‌‏ارزش و پوچ است.
* منبع: کتاب «مسیرة الامام السید موسی الصدر»، صفحه ۲۳۷ ،ترجمه احمد ناظم


آیینه خواص

ابوایوب انصاری_ 6
جهاد همراه با علی(ع)

ابوایوب جزو بزرگانی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) است که در جنگ‌های جمل و صفین کنار حضرت علی(ع) بود و در رکاب آن حضرت شمشیر ‌زد. وی در جنگ نهروان نیز پیشاپیش سپاه به جنگ با خوارج رفت.
معاویه در جنگ صفین برای ابوایوب انصاری، نامه‌ای نوشت که تنها یک سطر بود: «به تو اعلام می‌کنم هیچ زن زفاف دیده‌ای مردی را که دوشیزگی و بکارت او را از میان برده و نیز قاتل نخستین فرزندش است، از یاد نمی‌برد.» به گفته عمروبن شمر، معاویه در پایان نامه‌اش اشعاری در تهدید ابوایوب و یاران حضرت امیر (ع) درباره قتل عثمان نوشته بود.
وقتی ابوایوب نامه معاویه را خواند، مراد او را درنیافت. نزد امیرمؤمنان، علی(ع) رفت و گفت: «معاویه نامه‌ای برای من نوشته که مقصودش را نمی‌دانم.» امام نامه معاویه را خواند و فرمود: «مراد معاویه آن است که من هرگز کشتن عثمان را فراموش نمی‌کنم.»
ابوایوب انصاری با اجازه امیرمؤمنان، نامه معاویه را پاسخ داد و یادآور شد: «ای معاویه! [اما درباره] این مثلی که نوشته بودی و آن را درباره کشتن عثمان آورده بودی؛ ای معاویه! ما عثمان را نکشتیم، بلکه آن کسی که یزیدبن‌اسد و مردم شام را از یاری عثمان بازداشت و آرزوی مرگ وی را می‌کرد، تو بودی و او به دست انصار کشته نشده است، بلکه دیگران وی را کشته‌اند.» ابوایوب بی‌اعتنا به تهدید و افترای معاویه، امیرمؤمنان، علی(ع) را در جنگ صفین یاری کرد و در رکاب حضرت با جان و دل جنگید.
علقمه و اسود می‌گویند: هنگامی که ابوایوب انصاری از جنگ صفین بازگشت، نزد او رفتیم و به وی گفتیم: «ای ابوایوب! خداوند تو را گرامی داشت به اینکه محمد(ص) در مدینه به خانه تو آمد و ناقه او در خانه تو زانو زد و این برتری ویژه خدای تعالی برای تو بود و دیگران در آن نقشی ندارند، اما چه شد که تو شمشیر خود را برداشتی و به جنگ اهل شام که لا اله الا الله می‌گفتند، رفتی؟»
ابوایوب گفت: «رسول خدا(ص) هرگز به ما دروغ نگفته است. او ما را به جنگ با سه طایفه در کنار علی(ع) فرمان داده بود: جنگ با پیمان‌شکنان؛(ناکثین) جنگ با ستمگران(قاسطین) و با خارج‌شوندگان از دین(مارقین).
اما ناکثین، همان اهل جمل بودند. قاسطین که هم اکنون از پیکار با آنان بازگشتیم که معاویه و عمروعاص هستند، اما مارقین گویا اهل این نخلستان‌ها و نهرها باشند. به خدا سوگند، نمی‌دانم اینان کجایند، اما به ناچار باید با آنان نیز جنگید. از رسول خدا(ص) شنیدم که به عمار می‌فرمود: «ای عمار! تو را گروهی طغیانگر خواهد کشت و تو در آن هنگام با حق خواهی بود و حق نیز با تو خواهد بود. ای عمار! اگر علی را دیدی که به سویی رفت و مردم به سویی دیگر رفتند، تو با علی همراه باش که او تو را به گمراهی نکشاند و از هدایت بیرون نبرد. ای عمار! اگر کسی شمشیری بردارد و علی را در برابر دشمنانش یاری کند، خداوند روز قیامت آویزه‌ای از دُر به او بپوشاند و اگر کسی شمشیری برگرفته، به دشمن علی کمک کند، خداوند قلاده‌ای از آتش بر او بنهد.»
ما به ایوابوب گفتیم: «خدا تو را رحمت کند، آنچه گفتی ما را بس است.»


گزارش خبری از همايش تبيين انديشه‌هاي دفاعي امام خامنه‌اي
دفاع از انقلاب فراتر از مرزهای جغرافیایی ثمره اندیشه دفاعی رهبر معظم انقلاب است

حسن ابراهیمی

دومین همایش «تبیین اندیشه‌های دفاعی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)» به همت سازمان عقیدتی ـ سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و با حضور سردار سرلشکر «سیدیحیی صفوی»، سردار سرتیپ «حسین دهقان» وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، سردار «محمد شیرازی» رئیس دفتر نظامی فرمانده معظم کل‌قوا و جمعی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی در سالن باقرالعلوم(ع) دانشگاه صنعتی مالک اشتر برگزار شد. آنچه می‌خوانید گزارشی از مباحث مطرح شده در این همایش است.

* تدابیر دفاعی رهبر معظم انقلاب مهم‌ترین رکن اقتداربخش
سردار سرلشکر سیدیحیی صفوی در این همایش گفت: اندیشه‌های دفاعی رهبر معظم انقلاب اسلامی را همراه با عشق به جهاد و شهادت و همراه با آگاهی‌بخشی و الهام‌بخشی به ملت‌های جهان اسلام می‌شناسم.
وی با بیان اینکه اندیشه‌های دفاعی رهبر معظم انقلاب اسلامی را در تأکید قدرت درون‌ساز، وحدت ملی، مشارکت عمومی، آینده‌نگری و برآورد تهدیدات احتمالی فرارو و پیش‌رو می‌دانم، افزود: تلفیق قدرت نرم با قدرت سخت در مقابل جنگ نرم و جنگ سرد و پشتیبانی قدرت دفاعی با فعال‌سازی مولفه‌های قدرت دفاعی از دیگر اندیشه‌های دفاعی رهبر نظام اسلامی است.
دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا ادامه داد: اندیشه‌های دفاعی امام خامنه‌ای مبنای تدوین دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران و راهنمای ملل مسلمان برای رسیدن به استقلال و آزادی و نجات از استبداد داخلی و خارجی است.
سرلشکر صفوی در ادامه گفت: یکی از ثمرات اندیشه‌های دفاعی رهبر معظم انقلاب اسلامی، عمق‌بخشی دفاع از انقلاب اسلامی و کشور، فراتر از مرزهای جغرافیایی و ارتقای قدرت بازدارنده در مقابل تهاجمات احتمالی رژیم صهیونیستی و آمریکاست.
وی خاطرنشان کرد: شکست راهبردها و سیاست‌های غربی، عربی و رژیم صهیونیستی در تغییر و تحولات فعلی منطقه غرب آسیا و به‌طور خاص در منطقه سوریه، لبنان و عراق را باید در انعکاس اندیشه‌های دفاعی امام خامنه‌ای دنبال کنیم.
سرلشکر صفوی تأکید کرد: از نظر من تدابیر دفاعی رهبر معظم انقلاب اسلامی، مهم‌ترین رکن اقتداربخش و ظرفیتی برای تأمین امنیت ملی و منافع ملی است و تدابیر حکیمانه و آینده‌نگر مقام معظم رهبری در مقیاس بین‌المللی می‌تواند به‌عنوان تدابیر دفاعی برای دفاع از بلاد و امت اسلامی مطرح شود.
دستیار و مشاورعالی فرماندهی معظم کل قوا با اشاره به حمله عراق به کویت و حمله کشورهای غربی به عراق برای بیرون راندن این کشور از کویت گفت: رهبر معظم انقلاب در آن زمان هم اشغال کویت از سوی عراق و هم حمله آمریکا به کویت را محکوم کردند که این موضع رهبری در جنگ دوم خلیج‌فارس بسیار خردمندانه بود.
سرلشکر صفوی با یادآوری وقوع دو جنگ افغانستان و عراق از سوی آمریکا گفت: تدابیر دفاعی رهبری باعث شد کشور ما در این دو جنگ امن بماند. بوش پسر؛ در کتاب خاطرات خود نوشت که ما می‌خواستیم بعد از جنگ علیه افغانستان و عراق به ایران حمله کنیم.(اما) درآن مقطع زمانی، با تدابیر دفاعی مقام معظم رهبری کمر آمریکایی‌ها در این دو جنگ شکسته شد.

* امنيت و دفاع دو مقوله همپا و همراه
سردار حسين دهقان، وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح هم در مراسم اختتاميه دومين همايش تبيين انديشه‌هاي دفاعي امام خامنه‌اي با تشريح مولفه‌هاي انديشه‌هاي دفاعي معظم‌له گفت: امنيت و دفاع دو مقوله همپا و همراه هستند و در جايي که تهديدي باشد، بحث امنيت موضوعيت دارد.
وي با هشدار نسبت به تهديدات دشمنان عليه جمهوري اسلامي ايران افزود: امروز ايران پرچمدار اسلام ناب محمدي(ص) است. بنابراين دشمنان تمام هجمه خود را عليه کشورمان به کار بسته‌اند و اين موضوع به‌خوبي در انديشه دفاعي امام خامنه‌اي ديده مي‌شود.
وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح با بيان اينکه بايد دشمن را به اقتضاي ذاتش شناسايي کنيم، اظهار داشت: اين را بدانيم که دشمن در موضع دشمني همواره استوار است و زماني دست از دشمني برمي‌دارد که بداند تلاش‌ها و دشمني‌هايش بي‌تأثير بوده است.
سردار دهقان با بيان اينکه رصد مداوم و هميشگي دشمن و تهديداتش يکي از اصول پايه‌اي انديشه‌هاي دفاعي امام خامنه‌اي است، تأکيد کرد: ملت ايران اسلامي با رهبري‌هاي داهيانه امام خامنه‌اي در مقابل تهديدات دشمنان کوتاه نخواهند آمد و به فضل پروردگار، پيروزي و نصرت الهي از آن ملت آگاه و ولايتمدار ايران خواهد بود.
بنا بر همین گزارش، در اين مراسم از پنج کتاب پژوهشي در موضوع انديشه‌هاي دفاعي رهبر معظم انقلاب با حضور سردار دهقان و سرلشکر صفوي رونمايي شد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

تأملی بر پیام‌های یک نمایشگاه
بازدید دوساعته فرمانده معظم کل قوا از نمایشگاه توانمندی‌ها و دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه، در زمانی که عده‌ای، در اثر عدم توجه به منویات معظم‌له هنوز در تفکر سازش با استکبار برای بهتر شدن وضعیت کشور هستند، پیام مهمی برای آنها داشت و اگرچه ایشان در سخنرانی خود در پایان بازدید از این نمایشگاه با ابراز خرسندی فراوان از اینکه پاسداران انقلاب اسلامی و سبزپوشان حریم ولایت با گوش جان سپردن به منویات ایشان کمر همت را برای ساخت استحکام درونی نظام بسته‌اند، این دستاوردها را الگویی برای سایر مسئولان دانستند، اما در فرازی از سخنان خود به موضوع موشک‌های بالستیک و درخواست دشمنان برای ورود به این موضوع در مذاکرات هم اشاره داشتند و شدیداللحن این مسئله را رد کردند و با اشاره به اینکه دشمنی که شدیدترین تهدیدات نظامی را علیه ما اعلام می‌کند، چگونه انتظار دارد که در حوزه موشکی با او کنار آمده و توان خود را محدود کنیم، فرمودند که امروز بحث موشکی را مطرح کرده و فردا سایر حوزه‌های علمی و فنی ایجادکننده قدرت را!
این هشدار معظم‌له، استمرار فعالیت‌های علمی و فنی در راستای پیشرفت‌های بیشتر در این حوزه بود، اما پس از این نمایشگاه، سردار حاجی‌زاده در گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دوم صداوسیما حاضر شد و به برخی ابعاد این نمایشگاه و دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه اشاره کرد که شاید مهم‌ترین آنها دستیابی به فناوری ساخت پهپاد پیشرفته آمریکایی «RQ170» بود و در کنار آن رونمایی از سامانه‌های پدافندی ابتکاری و جدیدی که امروز می‌تواند جمهوری اسلامی را از سامانه‌هایی که قدرت‌های نظامی عالم از ما دریغ کردند، مانند «S300» خودکفا کند. در این میان امام خامنه‌ای فرمودند که تولید صنعتی این دستاوردها سریع‌تر انجام شود تا این دستاورد علمی به یک تولید صنعتی تبدیل شده و از قِبَل آن، توسعه و پیشرفت در حوزه‌های صنعتی هم صورت گیرد و حتی در حوزه اقتصادی هم می‌توان به فکر صادرات این محصولات بود. از آنجایی که در بسیاری از کشورها نیروهای مسلح پیش‌قراولان علمی و صنعتی هستند، در جمهوری اسلامی هم مبتنی بر همین مسئله می‌توان برای پیشرفت‌های بیشتر در حوزه فناوری و صنعت به توانایی‌های نظامی توجه بیشتری کرد که آرمان دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم به‌عنوان یک موضوع جهانی در انقلاب اسلامی سبب دشمنی برخی قدرت‌ها با جمهوری اسلامی شده است و اگر این توانایی‌ها نبود امروز شاید ایران وضعیتی بدتر از سوریه و یا عراق پیدا می‌کرد.
در اینجا لازم است که به یک نکته از سخنان سردار حاجی‌زاده در گفت‌وگوی ویژه خبری نیز اشاره کرد که در آن برای اولین بار توان نظامی جمهوری اسلامی را مطرح کرد؛ یکی در بعد دفاعی و دفاع از کشور و انقلاب و دیگر در بعد تهاجمی در برابر متجاوزان به انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن در تمام دنیا که این نکته نیز حائز اهمیت و تدبر است.


گلی از باغ

«صوفی» علامه!
«صوفی» یکی از آخرین نوشته‌های «امیرحسین انبارداران» است که به زندگی شهید «حسن صوفی» می‌پردازد.
حسن در خانواده‌ای متدین در همدان تربیت شده و دوران کودکی درخشانی سرشار از معنویت دارد، به طوری که از سوی همکلاسی‌ها «آخوند» معرفی می‌شود. حضور در صحنه‌های گوناگون انقلاب، حسن صوفی، نوجوان را تا مرز مبارزه مسلحانه جلو می‌برد، به نحوی که روشنگری در برابر سیاه‌نمایی منحرفان و گروهکی‌ها، حسن صوفی دانش‌آموز سال‌های پایانی دبیرستان را به لقب «علامه» از سوی منافقان حاضر در مدرسه ابن‌سینای همدان، مفتخر می‌‌کند. سفرهای متعدد به قم برای کسب معرفت از آستان کریمه اهل بیت(علیهم‌السلام) و نیز از محضر علما و امام راحل، او را پایبند و علاقه‌مند به روحانیت می‌کند. عضویت در سپاه و رشد فوق‌العاده او در مدت حضور سه ساله‌اش، وی را به سمت‌هایی چون مسئول ارزیابی سپاهیان، نظریه‌پرداز و مغز متفکر تیپ ویژه شهدا و نیز قائم‌مقامی لشکر حضرت حجت(عج) می‌رساند و حتی در سال 1363 نامزد قائم مقامی بسیج کل کشور می‌شود. در نهایت ابتکار ویژه‌اش به تشکیل و رژه پنج لشکر همدان منجر می‌شود که به گواه صاحب‌نظران، پایه‌گذار وجود سپاهیان حضرت محمد(ص) است. در بخشی از این کتاب به نقل از محسن رضایی، فرمانده وقت کل سپاه آمده است: «یکی از چهره‌های استان همدان در جنگ اعزام‌های باشکوهش بود که خارج از توان یک استان بود و بسیاری را شگفت‌زده کرد، برادرمان شهید حسن صوفی در این کار مهم نقش موثری داشت. در روز رژه، انبوهی از رزمندگان حضور داشتند، عظمت حضورشان دو سه کیلومتر بود. فکر می‌کنم حضرت امام (ره) دو سه بار این رژه را دیده بودند و می‌خواستند این صحنه‌ها باز هم تکرار شود.» کتاب «صوفی» که با هدف شناساندن قائم‌مقام لشکر حضرت حجت(عج) استان همدان در دوران دفاع مقدس از سوی «امیرحسین انبارداران» به نگارش در آمده، از سوی نشر فاتحان برای اولین بار در پاییز ۱۳۹۲ در 256 صفحه مشتمل بر 14 فصل در 3000 نسخه منتشر شده است.


علمداران

راهبرد شهید باقری
نقطه عطف عملیات آزادسازی خرمشهر

تهاجم دشمن بعثی ‏به مرزهای ‏كشور اسلامی ایران ‏و آغاز جنگ تحميلي، نقطه عطفی ‏در زندگی ‏شهيد حسن باقری ‏بود. او با احساس تكليف در دفاع از اسلام و ميهن اسلامی، ‏بلافاصله پس از شروع جنگ در روز اول مهرماه سال 1359 که هنوز 24 ساعت از آغاز جنگ تحميلی ‏نگذشته بود به همراه عده‌ای ‏از برادران پاسدار راهی ‏جبهه‌های ‏جنوب شد و تا آخرين لحظه حيات، در اين سنگر باقی ‏ماند و در بسياری ‏از صحنه‌های ‏پيروز دفاع مقدس حضور فعال و تعيين‌كننده داشت. با شروع جنگ می‏خواست با دوربینش به جبهه برود و عکاسی کند و خبر بگیرد. یاد دوست قدیمی‌اش در اطلاعات سپاه تهران افتاد، دوستش گفت: یک جای خالی در ماشین دارند و او می تواند همراه آنها به جبهه برود و...
در باور هیچ کس نمی گنجید یک دانشجوی 25 ساله رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران، با تأسیس واحد اطلاعات و عملیات سپاه؛ واحدی که بعدها نبض دفاع مقدس هشت ساله مردم ایران را به دست گرفت، مسیر جنگ را عوض کند.
راهبرد شهید باقری مبنی بر ورود نیروهای مردمی به صحنه جنگ و ادغام ارتش و این نیروها در اولین عملیات بزرگ ایران معجزه کرد. ارتش عراق که تا آن روز چهار عملیات ایران را دفع کرده بود و غیر قابل شکست نشان می داد، در این عملیات کیلومترها از خاک ایران عقب‌نشینی کرد. در عملیات بعدی که «طریق‌القدس» نام داشت، ایران با استفاده از این راهبرد، شکست سختی به ارتش عراق وارد کرد. در این عملیات فقط 15000 افسر و سرباز عراقی به اسارت ایران در آمدند. وقتی در نهم اردیبهشت ماه سال 1361 شمسی فرماندهان جنگ 40 هزار نیروی جنگی را برای بازستانی خرمشهر از عراق آماده رزم کردند، صاحب‌نظران نظامی دنیا هیچ گاه فکر نمی کردند با مدیریت و فرماندهی یک ایرانی، این عملیات بزرگ با موفقیت به پایان برسد.
راهبرد شهید باقری در این عملیات به اوج خود رسید و ایران با قدرت‌نمایی خیره‌کننده در طول یک نبرد 23 روزه، خرمشهر را از عراق بازپس گرفت، 16000 نفر از نیروهای دشمن را کشت و 19000 نفر را اسیر کرد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به بیست‌وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران
ویترین رنج‌ها و گنج‌های فرهنگ
مهدی امیدی

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران درحالی بیست‌وهفتمین دوره خود را پشت سر گذاشت که همچنان در سیاستگذاری و اجرا با معضلاتی روبه‌رو بود. تعبیر اذهان عمومی درباره نمایشگاه کتاب تهران، یک فروشگاه عظیم کتاب است. این درحالی است که این نمایشگاه، رسالتی فراتر از کارکرد فروشگاهی دارد. این رسالت عبارت است از متبلور ساختن مجموعه سیاست‌ها و فرایندهای مختلف عرصه نشر کشور. در واقع، نمایشگاه کتاب تهران نموداری است از آنچه در طول سال در حوزه انتشار کتاب می‌گذرد. به همین دلیل، هم کمبودها و هم نقاط مثبت نمایشگاه کتاب، برآمده از مشکلات و نقص‌های سیاستگذاری کلان کتاب هستند. از این منظر، نمایشگاه کتاب تهران، مهم‌ترین رویداد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران است. چراکه تجلی‌گاه داشته‌های کشور در زمینه کتاب است و کتاب هم زیربنای تمدن محسوب می‌شود. با این حال، مسئولان فرهنگی، طی روزهای برپایی نمایشگاه کتاب صرفاً به مباحثی چون لزوم انتقال مکان برگزاری نمایشگاه و یا واگذاری نمایشگاه به بخش خصوصی می‌پردازند. این درحالی است که مقطع زمانی 10 روزه‌ای که نمایشگاه کتاب طی آن برگزار می‌شود، بهترین فرصت برای شناسایی معضلات عرصه نشر و تلاش برای ایجاد کارزارهایی جهت اعتلای این عرصه است. مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه تنها به چنین کاری نپرداختند که در برابر نقاط ضعف نیز به توجیه و انکار پناه بردند. در شرایطی که خود مسئولان فرهنگی باید در کشف نقاط ضعف، جدی‌تر عمل می‌کردند. چون همان‌طور که گفته شد، عرصه نشر، تنها به مدیران فرهنگی و دولت محدود نمی‌شود، بلکه شریان اصلی حرکت خون برای حیات فرهنگی و تمدنی کشور به حساب می‌آید. اعتلا یا انحطاط کتاب، به طور مستقیم روی صداوسیما، سینما، سبک زندگی، نهاد خانواده، نهاد آموزش و... موثر است. در ادامه به برخی از نقاط ضعف و قوت عرصه کتاب که در بیست‌وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران تظاهر پیدا کردند، می‌پردازیم:

تکرار، انفعال، ابتذال!
برای افرادی که هر سال از نمایشگاه کتاب بازدید می‌کنند، حضور بیش از حد کتاب‌های تکراری و اغلب دارای موضوعات نازل و بی‌ارزش، ملموس بود. براساس آمارهای اعلام شده، حدود چهار هزار ناشر داخلی و خارجی در نمایشگاه کتاب امسال شرکت کردند. اما، شاید تنها یک دهم این تعداد، آثار قابل تأملی را در معرض بازدید گذاشتند. نمایشگاه کتاب نشان داد، اغلب ناشران یا به کتاب‌سازی مشغول هستند و یا به نشر آثاری درباره فال، روابط زناشویی، کمک آموزشی و ...
خودنمایی پررنگ جبهه فکری سکولار و غرب‌زده، یکی از معضلات اساسی نمایشگاه کتاب تهران است که البته مشکل فراگیر بازار نشر در ایران محسوب می‌شود. جای شگفتی است؛ نمایشگاهی که قرار است محل بروز و ظهور سیاست‌های فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران باشد، خود به محلی برای جلوه‌گری انواع و اقسام نحله‌ها و مکاتب فکری غربی تبدیل شده است. شاید برخی در پاسخ به چنین انتقادی ادعا کنند که بضاعت نشر کتاب ما در اوضاع کنونی این گونه است. اما با بازگشت به عقب و حمایت‌های اخیر وزارت ارشاد از برخی ناشران و نویسندگانی که به طور آشکار به ترویج افکار سکولار و غربزده مشهور هستند، گویای هم‌راستا بودن وضع موجود کتاب با عملکرد دولت است.
این وضعیت در بخش کودک و نوجوان بغرنج‌تر بود، به طوری که ده‌ها نمونه آثار با عنوان کتاب کودک دیده می‌شد که در تضاد با نیازهای تربیتی نسل نونهال هستند. عرضه انواع جورچین‌ها با نشان‌های غربی و فروش کتاب‌هایی با مضامین سحر و جادو! از اتفاقات منفی این نمایشگاه بود. گویا مدیران محترم نمایشگاه کتاب هیچ اهمیتی برای بخش کودک و نوجوان قائل نیستند. با کنار هم گذاشتن همه این مسائل، می‌توان بهتر درک کرد که چرا رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، امسال از نمایشگاه کتاب بازدید نکردند!
البته مسئله گرانی کتاب را هم باید ازجمله مشکلات عمومی نشر دانست. یکی از تدابیری که می‌تواند به نقش‌آفرینی نمایشگاه کتاب در تعدیل این مسئله کمک کند، افزایش تخفیف در ارائه کتاب‌هاست. زیرا میزان تخفیف برخی از ناشران، بسیار اندک است و مثلاً به کاهش 500 تومانی هزینه خرید کتاب می‌انجامد. اما اگر شرایط به گونه‌ای باشد که قیمت کتاب در نمایشگاه نسبت به کتاب‌فروشی‌ها با فاصله بیشتری ارزان شود، هم انگیزه مردم را برای خرید از نمایشگاه افزایش می‌دهد و هم به اقشار کم درآمد یاری می‌‌رساند.

درخشش نسل جوان انقلابی
اما اتفاق مثبتی که هر سال در نمایشگاه کتاب رخ می‌دهد، نمایش شکوفایی نسل جدید نویسندگان و شاعران انقلابی است. طیفی از اهالی قلم که هر سال قدرتمندتر از گذشته می‌درخشند و نوید آینده‌ای بهتر را برای عرصه نشر کتاب می‌دهند. نکته مهم این است پرفروش‌ترین کتاب‌های ناشران متعهد، آثار نوقلمان حزب‌اللهی است. مثلاً در نشر شهرستان ادب، کتاب «رودخوانی» شامل مجموعه شعرهای محمدمهدی سیار با بیشترین استقبال مواجه شد. «عباس دست‌طلا» (تازه‌ترین کتاب تحسین شده از سوی رهبر معظم انقلاب) نوشته محبوبه معراجی‌پور بالاترین فروش نشر فاتحان را داشت. در انتشارات سوره مهر کتاب شعرهای طنز ناصر فیض با عنوان «فیض‌بوک» در صدر فروش قرار گرفت و همچنین در بخش کتاب‌های الکترونیک همین انتشارات، «لشگر خوبان» نوشته معصومه سپهری و دا و کالک‌های خاکی پرفروش‌ترین شد.


وقتی سانسورچی‌ها مخالف ممیزی می‌شوند!
حسین کارگر

«ممیزی» یکی از اصول پذیرفته شده در تمام نظام‌های فرهنگی کشورهاست و البته هر کشوری با شگرد خاص خود آن را انجام می‌دهد و کتبی را که با منافع ملی و میهنی آن در تضاد باشد اجازه چاپ نمی‌دهد! مثلاً در غرب مدعی آزادی بیان شما کتابی علیه هولوکاست یا رژیم صهیونیستی نمی‌توانید منتشر کنید! اما در کشور ما و در کمال تعجب در ماه‌های اخیر، برخی از مسئولان و جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای درحال تردیدافکنی درباره این مسئله هستند. این درحالی است که عملکرد این جریانات نشان می‌دهد که خود آن‌ها در عمل، آنجا که پای منافع‌شان در میان باشد، سخت‌ترین سانسورها را اجرا می‌کنند!
طی ماه‌های اخیر، ممیزی به چالش‌برانگیزترین مسئله در مدیریت فرهنگی دولت تبدیل شده است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم از همان نخستین روزهای شروع فعالیتش در این مسند تاکنون، انواع و اقسام تزها را درباره ممیزی کتاب صادر کرد؛ از ممیزی پس از چاپ گرفته تا واگذاری ممیزی به ناشران و... . حتی رئیس‌جمهور هم در سخنرانی خود در مراسم افتتاحیه بیست‌وهفتمین نمایشگاه کتاب، به این مسئله پرداخت. حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در آن مراسم گفت: باید راه را برای کار همه اینها آسان کنیم و تشخیص خوب و بود را به صاحب‌نظران واقعی و انجمن‌ها و اصحاب قلم و فکر واگذار کنیم و بدانیم هیچ‌کس در ممیزی بالاتر از وجدان عمومی و افکار عمومی نیست؛ آنها بهترین ممیزان جامعه ما هستند و می‌دانند به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در گوشه انزوا قرار دهند...
این سخنان و نظرات مشابه علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره این موضوع درحالی است که فرایند ممیزی در همه جای دنیا برقرار است و آن چنان که برخی مدعی هستند، چیزی به نام آزادی مطلق در عرصه فرهنگی در هیچ کشوری وجود ندارد. کشورهای مختلف بنابر منافع و شاخص‌های ایدئولوژیک، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مدنظر خود، اقدام به ایجاد محدودیت در تولید محصولات فرهنگی می‌کنند. مثلاً «آرت الیویر» مستندساز آمریکایی که به‌تازگی به ایران سفر کرده بود، فاش کرد که هرگونه انتقاد از صهیونیسم در رسانه‌های آمریکا ممنوع است و نظرات معترضانه به صهیونیسم به شدیدترین شکل ممکن در آمریکا سانسور می‌شود و البته این سانسور و ممنوعیت در اروپا نیز اجرا می‌شود.
با این حال عجیب است که در کشور ما عده‌ای همواره بر طبل حذف ممیزی می‌کوبند. طبیعی است که هیچ کس از ممیزی ناعادلانه و خلاف عقل و شرع ـ آن چنان که در کشورهای غربی و مدعی دموکراسی جریان دارد ـ دفاع نمی‌کند. اما یکی از مسئولیت‌های نظام جمهوری اسلامی در قبال مردم، پاک‌سازی عرصه فرهنگ و هنر از پلشتی‌ها و ناپاکی‌های فرهنگی است. بدون تردید مجاز دانستن انتشار آثار فرهنگی مخرب و فسادآور، خیانت به جامعه است.
نکته قابل توجه این است که همان جریان‌هایی که مواضعی در مخالفت با ممیزی دارند، در برابر مستند «من روحانی هستم» شدیدترین واکنش‌ها را نشان داده و حتی خواستار برخورد با سازندگان این فیلم شدند! این رفتار تناقض‌آمیز گویای آن است که منتقدان ممیزی، خودشان در عمل به ممیزی سلیقه‌ای و غیرمنصفانه اعتقاد دارند!
به نظر می‌رسد، مدیران فرهنگی دولت یازدهم و رسانه‌های وابسته به ایشان ابتدا باید این گونه تناقض‌ها را نزد خود برطرف کنند و پس از بالا بردن سعه‌صدر خود در برابر نظرات منتقدان، به فکر ممیزی بیفتند. زدودن ممیزی سلیقه‌ای و غیرعادلانه باید از خود دولت آغاز شود.


خبرها

رونمایی از مستندی با موضوع توافق ژنو
مستند «گام نهایی» در تالار ثامن‌الحجج دانشکده مدیریت دانشگاه تهران رونمایی شد. براساس اظهارات دست‌اندرکاران مستند «گام نهایی»، محتوای آن روایتی از سیر پرونده هسته‌ای ایران طی یک دهه گذشته به ویژه بررسی توافقنامه ژنو و گام نهایی این توافقنامه است. «گام نهایی» را «مرکز هنری رسانه‌ای تجلی» ساخته و مدت زمان پخش آن 50 دقیقه است. امین حسنی، تهیه‌کننده مستند «گام نهایی» به روزنامه جوان گفت: در جریان تهیه این مستند با افراد متعددی که در طیف‌ها و دسته‌بندی‌های مختلف و متنوع سیاسی، علمی و مسئولیتی قابل تعریف و ترجمان هستند، مصاحبه و گفت‌وگوهای مفصلی انجام شده است که بدون هیچ‌گونه دخالت یا خط‌دهی به مصاحبه‌ها یا مسیر تدوین خود مستند، گنجانده شده است. ما بسیار مشتاق و مایل بودیم که با مسئولان دولتی نیز در این زمینه مصاحبه و گفت‌وگوهایی داشته باشیم که متأسفانه با عدم اقبال این عزیزان، چنین اتفاقی محقق نشد.
جشنواره مصاف با شبکه‌های ماهواره‌ای
معاون فرهنگی ـ اجتماعی سازمان بسیج مستضعفین از برگزاری نخستین جشنواره محصولات و فعالیت‌های فرهنگی و هنری مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های بیگانه خبر داد.به گزارش ایرنا، سردار عبدالرضا آزادی در نشست خبری این جشنواره اظهار کرد: نبرد کنونی ما یک مصاف نرم بوده و نمی‌توانیم با ابزار‌آلات سخت‌افزاری به مصاف آنان برویم. معتقدیم در این جنگ به هنر و هنرمندان نیاز داریم. آنهایی که ایده دارند در این عرصه وارد شده و تولید محصول کنند؛ این جشنواره آثار را داوری و از برگزیدگان آن حمایت خواهد کرد. آزادی با تأکید بر اینکه هدف جشنواره روشنگری است، اظهار کرد: این جشنواره در هفت سرفصل اصلی شامل آثار ادبی، هنرهای تجسمی، چند‌رسانه‌ای، رسانه‌های مکتوب و دیجیتال، پژوهش، روشنگری و ایده‌پردازی ‌برگزار می‌شود. وی تصریح کرد: مهلت ارسال آثار تا پایان خردادماه امسال است و در طول یک ماه این آثار بررسی و پس از ماه رمضان یعنی نیمه دوم مرداد جشنواره برگزار می‌شود.
سریال جدید با موضوع منافقین

اکبر نبوی، منتقد و نویسنده سینما با نگارش «گمشده در سراب» تصمیم دارد مجموعه‌ای تلویزیونی با موضوع عملکرد سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سال‌های پس از انقلاب بسازد. اکبر نبوی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم با اشاره به اینکه مشغول نگارش داستان «گمشده در سراب» است، گفت: نزدیک به سه سال است روی نگارش سریال داستانی «گمشده در سراب» کار می‌کنم و داستان از مقطع اول انقلاب شروع می‌شود و براساس تمهیدات داستانی تا زمان حال ادامه دارد. نبوی اضافه کرد: داستان «گمشده در سراب» کندوکاوی بر ماهیت و عملکرد سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در سال‌های پس از انقلاب است و براساس این داستان فیلمنامه این مجموعه تلویزیونی نوشته می‌شود.


گزیده مطالب

چرخ را دوباره اختراع نکنیم!
این روزها برخی از افراد ناآگاه و بعضاًً مغرض، تمام دستاوردهای انقلاب اسلامی را حاصل یک روند طبیعی و رو به رشد در جریان پیشرفت علوم مختلف در سطح جهان می‌دانند و معمولاًً با نگاهی کاملاً بدبینانه تمام پیشرفت‌های کسب شده در بخش‌های مختلف را ناچیز، غیرواقعی و یا چندین گام عقب‌تر از کشورهای پیشرفته (از نظر علمی) معرفی می‌کنند و به تعبیر دیگر معتقدند آنچه تابه‌حال کسب شده، تابع شرایط جهانی بوده و ربطی به انقلاب و نظام اسلامی ندارد.
اگرچه پذیرش اصل پیشرفت از سوی این افراد، خود یک گام مثبت تلقی می‌شود، اما این گروه هیچ‌گاه به این پرسش پاسخ نداده‌اند که با توجه به قِدمت کشف، اختراع یا پیدایش بسیاری از علوم مانند؛ استفاده از انرژی هسته‌ای، فرستادن موجود زنده و انسان به فضا، ساخت ماهواره و موشک‌های قاره‌پیما و صدها مورد امثال آن و با توجه به اینکه منشأ پیدایش بسیاری از یافته‌های علمی مورد استفاده در عصر حاضر به بیش از یک قرن می‌رسد، چرا همین مقدار از دستاوردها کسب شده، در دوران پنجاه ساله رژیم طاغوت یا حتی در دیگر کشورهای هم‌سطح و همجوار اتفاق نیفتاده است؟
با این‌حال در یک مورد باید حق را به این گروه داد و آن، توجه به این اصل است که به اصطلاح «چرخ را نباید دوباره اختراع کرد!» و به عبارت دیگر، لازم نیست که ما همواره دنباله‌رو یافته‌های علمی دیگران باشیم و درست همان چیزی را تولید کنیم که قبلاًً از سوی دیگران کشف یا اختراع شده است.
این رویکرد غلط همان نکته‌ای است که مقام معظم رهبری در سخنرانی تاریخ (14/7/89) در دیدار با نخبگان جوان، آن را تقبیح کردند و فرمودند: «آن روشی که علم‌آموزان و صاحبان علم در دنیا در این 200 سال، 300 سال دنبال کردند، ما هم ته صف آنها بایستیم راهی که آنها رفتند ما هم همان راه را برویم، اینکه هنری نیست، اینکه هدفی نیست که انسان برای او مایه بگذارد از خودش، ما بایستی راه جدیدی را باز کنیم.»
البته تأکید بر این موضوع یعنی اجتناب از پیروی بی‌قید و شرط علمی از دیگران، الزاماًً شامل همه موارد نمی‌شود، زیرا جمهوری اسلامی ایران در سایه خصومت کسانی که چشم پیشرفت کشور ما را ندارند، در بسیاری از موارد برای دستیابی و استفاده از این علوم، با محدودیت مواجه است و چاره‌ای جز طی مجدد مسیرهایی که دیگران سال‌ها پیش طی کرده‌اند، ندارد، با این‌حال عناد و کینه‌ورزی نظام استکباری نباید باعث شود که ما در حالتی منفعلانه همیشه چشم به دست دشمن دوخته و دنباله‌رو حرکت او باشیم، چرا که اصولاًً کسب موقعیت برتری‌ساز، مستلزم شتاب در کسب دستاوردهای نوینی است که پیشتر تجربه نشده و مصداق و نمونه نداشته است. بدیهی است که با کسب دستاوردهای جدید، به تدریج دست نیاز دیگران به سوی ما دراز خواهد شد و امکان تبادل علوم بین دانشمندان ایرانی با سایر کشورها تسهیل می‌شود، البته طبیعی است که هر دستاورد جدیدی هم نمی‌تواند، چنین پیامدی را به همراه داشته باشد و باید به سایر الزامات، پیش‌نیازها و مقدمات کار نیز اندیشیده شود، برخی از این موارد عبارتند از:
۱ ـ تأکید بر عرضه و تولید علم و دانش مبتنی بر معرفت دینی و اصول و ارزش‌های اسلامی. ۲ـ تأکید بر نوآوری و خلاقیت در تولید علم و دانش با مزیت‌های برتری‌ساز در همه بخش‌ها و موضوعات. ۳ـ اولویت‌گذاری در پرداختن به علوم مختلف، متناسب با نیاز و شرایط کشور به‌ویژه در مراکز آموزشی. ۴ـ قابلیت بهره‌برداری علوم تولیدی به‌‌ویژه اختراعات و ابداعات، در داخل کشور یا حداقل امکان صادرات آن (بازاریابی). ۵ـ خودباوری و تکیه بر استفاده از نیروها و امکانات درونزای موجود در داخل کشور و جهان اسلام. ۶ـ ترویج فرهنگِ تحقیق و پژوهش و طلب علم و دانش از دوران طفولیت و در تمام مقاطع تحصیلی. ۷ـ استفاده بهینه و متناسب با شأن، از ظرفیت‌های فکری و ذهنی نخبگان و متخصصان کشور. ۸ـ ارتقای جایگاه مادی و معنوی فعالیت‌های علمی متناسب با شأن اسلام و جایگاه کهن ایران. ۹ـ تقویت ارتباط بین مراکز علمی و آموزشی با مراکز تولیدی در بخش‌های مختلف. ۱۰ـ اجتناب از خام‌فروشی علوم مکتسبه در قالب تولید مقاله برای کسب امتیاز از مراکز علمی خارجی. ۱۱ـ تلاش برای تبدیل ایران اسلامی به مرجع علمی در تمام علوم موجود در جهان. ۱۲ـ ایجاد و تقویت فرهنگ علم‌گرایی به جای مدرک‌گرایی با حذف ناهنجاری‌هایی مانند؛ خرید و فروش پایان‌نامه‌های تحصیلی و جلوگیری از پرورش فارغ‌التحصیلان بی‌سواد.
کلام آخر اینکه، انحراف در تولید علم و دانش بومی از جایی شروع می‌شود که برخی از صاحب‌نظران و دانشمندان ایرانی تلاش می‌کنند به جای اتکا به مبانی اسلامی و توانمندی‌های فوق‌العاده و ظرفیت‌های درون‌زای خود، مدل‌ها و الگوهای غربی و شرقی را با اصول و ارزش‌های اسلامی تطبیق دهند و این موضوع نیز نکته دیگری است که رهایی از گزند آسیب آن، مستلزم خودباوری و دوری از خودباختگی است و به هیچ‌وجه نباید از آن غفلت شود.
احمدرضا هدایتی


تریبون

جمع‌بندی تریبون 3
علت تأکید رهبر معظم انقلاب بر تقویت قدرت درون‌زای نظام اسلامی چیست؟

پرونده سومین تریبون سال 1393 را با جمع‌بندی نظرات شما همراهان گرامی می‌بندیم.
مریم وفایی از زرین‌شهر این مسئله را برای تقویت اقتصاد کنونی کشور و متحول ساختن آن با تکیه بر توانمندی‌های داخلی بدون چشمداشت به عوامل خارجی دانسته است و رمضان ابراهیمی از ساری معتقد است: نیازمندی‌ها را بایستی از خودمان و از درون تأمین کنیم.
محمدكريم‌زاده از اصفهان، شكوفا كردن اقتصاد مقاومتى را علت این امر می‌داند و خيرالنسا قرباني از املش نیز گفته است: برای حفظ استقلال كشور بدون تكيه به كشورهاي خارجي این موضوع مطرح شده است. غلامرضا سپهرآرا از گرگان هم گفته است: در این‌صورت دیگران در مقابل ما با تكریم برخورد می‌كنند و دماوندی از گرگان نظری مشابه دارد. هرجا که روی پای خودمان ایستادیم دشمن را مأیوس کرده‌ایم؛ این نظر محمودرضا خزیمه بود و سلیمان محمودی از همدان معتقد است: به دلیل شناخت عمیق ایشان از اهداف شوم قدرت‌های استعماری بیگانه.
محمد نادرى گفته است: هرگاه نگاه‌ها به غير از توانايى داخلى بوده، تضعيف اعتماد به نفس را به دنبال داشته است. نجفي از کرمان نیز بیان داشته که کشور ما از هر جهت بسيار غني است، لذا تقويت توان داخلي دشمن را وادار به عقب‌نشيني مي‌کند. تأكيد روي خودباوري و اعتماد به نفس را جواد جوادي‌شريف از قزوين، سادات ازيز از جزيره ابوموسى، رضا رضایی از شهرستان لنده، سیدمسعود قاضی از قم مطرح کرده‌اند. نداشتن چشم امید به بیگانگان برای تأمین مایحتاج داخلی را پرویز رحیمیان از شهرکرد طرح کرده و حمیدرضا رحمتی از قم، کمال محمدی و جانبازلو از شهرضا نظراتی مشابه این نظر را ارائه کرده‌اند.
احمدی هم یأس دشمنان نظام و ملت را مطرح کرده است. با نظراتی مشابه؛ رضا و محمدعلی محمدی از خراسان شمالی، مرتضی صفایی‌فر از دزفول، رضا زمانی از بوشهر، سیداکبر ایمانی از چرام، عفت شيردل از بجنورد، مهدی عبدالحمدی از محلات، مصطفي جوانمرد از لنجان معتقدند این امر موجب برخورد مودبانه دشمنان با ما می‌شود.
مصطفی اکبری از داران گفته است هر کشوری اگر از درون تضعیف شد زمینه‌سازی فتنه و دسیسه و براندازی در آن فراهم می‌شود. امين نجفي از قشم هم به منابع سرشار و نيروی انساني كارآمد موجود برای این منظور اشاره کرده است و رضا خوش‌کلام از آلانق بستان‌آباد، محمدرضا فلاحی از سبزوار و حسن زارعی از مریوان به عدم تأثیرپذیری از بیرون و تأثیرگذاری بر بیرون اشاره داشته‌اند.
علی‌اصغر مداحی معتقد است: کشور با قدرت درون‌زا واکسینه می‌شود و علی مجیدی هفت‌چشمه از آذرشهر معتقد است: اثرات قدرت درون‌زا بیشتر است. موسی ارکانی‌فرد از بجنورد هم گفته است: رشد این نهال(کشور) و این درخت متکی به امکانات کشور خودمان است.
ماهان یوسفی از خلیل‌آباد و رسول ترشيزي از مشهد در نظراتی مشابه معتقدند: هرچقدر توان داخلی از لحاظ مختلف از جمله اقتصادی، فرهنگی، سیاسی بیشتر باشد نتیجه مثبت آن در بعد خارجی نمود پیدا می‌کند.
حسن رحیمی از جزیره ابوموسی هم گفته است: قدرت درون‌زای نظام ترجمان گفتمان اصلی امام خمینی(ره)؛ نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی است و علی محمودی بازه هم از امام خامنه‌ای نقل کرده است که: هر جا که روی پای خودمان بایستیم، قلدرهای جهان مجبور به برخورد مؤدبانه و منطقی می‌شوند. اقدس سعادت از ماهشهر گفته است: پيروزي در انقلاب اسلامي، پيروزي در دفاع مقدس، شكستن ابهت آمريكا و ايادي‌اش جز با تكيه بر رهنمودهاي مقام معظم رهبری میسر نمی‌شد.
محمدجواد قنبرى از کرمانشاه معتقد است: جمهورى اسلامى خودش نيازهاى خود را رفع کند و در مقابل تهديد و تحريم بيگانگان از خود ضعف نشان ندهد و عبدالله منصوري از ايلام هم گفته است: این امر موجب ايجاد اقتصادي سالم، مستقل و بنيادي می‌شود و داشتن توان و آمادگی برای دفاع همه‌جانبه را محمد زارعکار از کرج و به رخ دشمنان کشیدن استعداد جوانان با ایمان را فاطمه یگانه از صحنه بیان کرده‌اند. امیر رجبی‌فرد از کاشان معتقد است: این مسئله تحریم اقتصادی، فشارهای سیاسی و گزینه نظامی دشمنان را بی‌اثر می‌کند و محمدصادق مستقیمی از نایین آن را موجب عزت می‌داند. اکبر سیاهی از مرند هم گفته است: در بعد نظامی به این انتظارحضرت آقا دست یافتیم، اما در بعد اقتصادی نه.
مصطفي طيارزاده از شهر مهربان كليد حل تمام مشكلات داخلي و بين‌المللي را همین دانسته و سيدحسين سيدى از اصفهان رسيدن به قله خودكفايى و فاطمه محمدی‌نسب از نایین مقابله با حربه‌های دشمن را حاصل این درون‌زایی دانسته‌اند.
مثل همیشه همراهان دیگری نیز نظراتی در این باره ارائه دادند که مجالی برای درج آنها نبود.
برندگان تریبون 3
عبدالله منصوري از ايلام / حسن زارعی از مریوان / امین نجفی از قشم
سوال تریبون 4
چرا شعار ما می‌توانیم در عرصه دفاعی محقق شد؟


کتیبه سبز

پروانه‌ام را بادها بردند
می‌خواستم از «جنگ» بنویسم، دیدم که شعر جنگ غمگین است
می‌خواستم از «صلح» بنویسم، دیدم که بغض شهر سنگین است
پروانه‌ای از پنجره آمد، من را پی خود تا خیابان برد
یک لحظه غفلت کردم و دیدم پروانه زیر چرخ ماشین است
در شهر گشتم... گشتم و گشتم، دیدم شهیدی نیست، مردی نیست
دیدم که این شهر پر از پوچی، خالی از عشق و شعر و آیین است
هر کوچه‌ای نام شهیدی داشت یعنی که از این کوچه مردی رفت
انگار در تاریخ این مردم، عاشق‌کشی یک رسم دیرین است
در شهر گشتم... گشتم و دیدم این مرده‌های ظاهراً زنده
از تو فقط یک «اسم» می‌دانند، افسوس... رسم روزگار این است
برگشتم از راهی که می‌رفتم، پروانه‌ام را بادها بردند
باید برای «جنگ» بنویسم هر چند حرف صلح، شیرین است
مصطفی توفیقی
 

به آغوش یار می‌خندید...
(تقدیم به شهیدی که در قبر خندید)
رسیده بود به آغوش یار، می‌خندید
رسیده بود به پایان کار، می‌خندید
گذشته بود از این تنگنای حزن‌انگیز
به آفتاب و شکوه بهار، می‌خندید
دویده بود به شوق رسیدن و در باد
به رقص برگ گلی بیقرار، می‌خندید
ستاره بود که از آسمان فرو می‌ریخت
به زیر بارش این آبشار، می‌خندید
که گفته بود حقیقت نمی‌شود پیدا؟!
به این مغالطه آشکار، می‌خندید
تمام آنچه که می‌دید، یک طرف، اما
ز شوق دیدن لبخند یار، می‌خندید
در این کویر عطشناک، هر که دیدش گفت
گلی لطیف، لب جویبار می‌خندید
مریم شریف رضویان


حسن ختام

آقا جان! دست دلم را بگیر...
باز هم غروب جمعه شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام. می‌بینی مرا؟ همان که تنهای تنهاست... مثل همیشه. کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش می‌برد. همان که خودش را با سنگ‌ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است. آه! از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب بیقرار. هنوز امیدوارم؛ نه به اندازه صبح، به اندازه یک مژه بر هم زدن؛ به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده. شاید بیایی از پس آن درخت. آن بید مجنون که دیده مرا به انتهای جاده کور کرده. بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است. چقدر لبخندت زیباست.
مردم از کنارم می‌گذرند و به اشک‌هایم می‌خندند. شاید دیوانه‌ام می‌پندارند. باکی نیست. بر این شب‌زده خراب دوره‌گرد حرَجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی. آخ! غروب شد آقا. دیگر خورشید در افق نیست. جمعه به شب رسید.
نگاه می‌کنم به خودم و به دور و برم. سیاهی، سیاهی، سیاهی... شده‌ام مشکی پررنگ، پرکلاغی. تشنه‌ام. تشنه کمی سپیدی که از خویش دریغ کرده‌ام. می‌خواهم بگویم از آنچه در دلم جاری است. اما مگر من و شما یکی نیستیم؟ اگر این گونه است، پس خبر داری از آنچه بر من رفته و می‌رود. دستم بگیر، مگذار غرق شوم. اینجا میان مردم، در تنهایی. آه تنهایی! هیچ‌گاه دست از سر دلم برنمی‌داری.
آقا جان دست دلم را بگیر. همان که توبه‌هایش مایه خنده فرشته‌ها شده. همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا. همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است...