بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

دمیدن در شخصیت دون کیشوتی فتنه‌گران
آیت‌الله حائری شیرازی در آخرین روز فروردین ماه سال جاری نامه‌ای ناصحانه و مشفقانه به دو تن از سران فتنه، موسوی و کروبی نوشت و آن را در وب‌سایت شخصی‌اش نیز قرار داد. آقای حائری در سراسر این نامه تلاش کرده با بیان مطالب نقلی و عقلی آنان را به خود آورده تا به اشتباهات‌شان آگاه شوند و آن را جبران کنند. وی پس از خطاب و سلام، نامه را چنین آغاز کرد: «بنده فکر می‌کنم که باور شما در آنچه می‌کنید خدمت به اسلام و انسانیت در راه آزادی و کرامت انسانی است. آنکه در زاهدان با عملیات انتحاری مرحوم سردار شوشتری و چهل همرزمش را شهید کرد و شصت نفر از ایشان را مجروح نمود نیز قصدش جز خدمت به اسلام و مسلمین و نیل به درجات عالیه در بهشت برین چیز دیگری نبوده است. دعوت مردم به آمدن در خیابان میوه‌ای است که در دامن آمریکا و اسرائیل افتاده و با اصرار بر مشی گذشته باز هم خواهد افتاد. آنچه در مصر و اخیراً در اوکراین واقع شد نمونه روشن آن است.» آیت‌الله حائری برای متنبه کردن این دو نفر با بازخوانی رفتار انتخاباتی آنها، آن را با حادثه بیست‌ودوم بهمن سال ۵۷ مقایسه کرد و نوشت: «شما فرمودید انتخابات باید منحل شود، در جواب گفتند: هر چه که قانون انتخابات بگوید و این کار را به عهده هر کسی که گذاشتند شما نپذیرفتید! و به مردم گفتید از آراء‌تان دفاع کنید! و به خیابان‌ها بریزید! مگر خداوند باری‌تعالی نفرمود: «و اعتصموا بحبل‌الله جمعیاً و لاتفرقوا» آیا به خیابان کشاندن مردم تفرق نبود؟! یا به خیابان آمدن اعتصام به حبل‌الله بود؟ در بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت امام به مردم گفت به خیابان‌ها بیایید و حکومت‌ نظامی شاه را برچینید و مردم آن روز به خیابان آمدن را اعتصام به حبل‌الله دیدند، از این رو همگی آمدند و انقلاب پیروز شد. وقتی پس از انتخابات ۸۸ مردم را به آمدن در خیابان‌ها دعوت کردید نه شما در موضع امام راحل بودید و نه نظام در جایگاه شاه و ساواک و آمریکا و اسرائیل!! شما در موضع رقابت انتخاباتی بودید و می‌خواستید برنده میدان باشید و نظام در موضع اجرای مو به موی قانون اساسی بود و آمریکا و اسرائیل در مقابل نظام بودند، همانگونه که در مقابل امام نیز بودند. آمریکا و اسرائیل در موضع ابطال انتخابات بودند همانگونه که در بیست‌ و دوم بهمن پنجاه و هفت در موضع حفظ رژیم ستمشاهی بودند. خیلی‌ها با پافشاری بر امر باطلی از دنیا رفتند و حتی بعد از مرگ‌شان هم تاکنون خوشنام مانده‌اند و شاید مردمی هم آرزو دارند در قیامت همنشین اینان باشند، اما چیزی جز جایگاه عذاب نصیب‌ ایشان نخواهد بود. شما این مطلب را با جان و دل قبول دارید. باید از این محبوبیت‌های پس از مرگ ولو چندین هزار ساله باید به خدا پناه برد!!‌ امام همیشه می‌فرمود وقتی پای انجام وظیفه به میان بیاید من با مردم کار ندارم، من با تاریخ کار ندارم، من بین خود و خدای خود تعهدی دارم که بدان عمل می‌کنم.» آقای حائری در فراز دیگری درباره موقعیت و جایگاه فعلی آن دو نوشت: «با اصرار شما، فتنه انتخابات ۸۸ آتش زیر خاکستر خواهد ماند و نظام نسبت به آن نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند. جمع‌ شدن فتنه، خاموش شدن مشعل است و خاموش شدن مشعل غیر از خاموشی شمعک است. پذیرش خطا از طرف شما، شمعک را خاموش خواهد کرد.اجانب مصرند که این شمعک روشن بماند تا در زمان مقتضی مشعل را با آن روشن کنند. اصرار شما، همان روشن نگه‌داشتن شمعک است و پذیرش خطا خاموش کردن آن، اینکه این کار بزرگ فقط و فقط از دست شما بر می‌آید، پس از اجر عظیم آن نیز غافل نشوید... اجانب به پس از مرگ شما می‌اندیشند که بیش از زمان حیات‌تان از شما بهره‌ها ببرند.
شما به چنین کاری راضی نشوید...» چندی از انتشار این نامه نگذشته بود که دکتر سروش سراسیمه و آشفته دست به قلم شد تا ظاهراً پاسخ آیت‌الله حائری را بدهد حال آنکه در باطن به دنبال آن بود تا پرده افتاده بر عقل و دیده این دو نفر را ضخیم‌تر و تیره‌تر گرداند، مبادا نکته‌ای از آنچه که در این نامه آمده دل آنها را به لرزه درآورد و وجدان‌شان را بیدار کند و اندیشه‌شان را متلاطم سازد و آنها راه بازگشت و نجات را پیش‌ گیرند. سراسیمگی و شتاب سروش در واکنش به این نامه، دو نکته را با خود دارد که یکی پیدا و دیگری پنهان است. نکته پیدا متن و عبارات پاسخ و واکنش وی به نامه آیت‌الله حائری است. متن سروش با ذکر داستانی از اقبال لاهوری شروع شده که نقش‌آفرینان آن، شیران و گوسفندانند. این داستان زمینه‌ای است تا مدام و تکراری و ملال‌آور برای سران فتنه، موسوی و کروبی، از عبارات «شیران بیشه مقاومت»، «نمادهای نجابت و مقاومت»، «ستون‌های صلابت و مناعت»، «آشیانه عنقا»، «مشعل مقاومت»، «مناره شجاعت»، «حماسه پرحشمت»، «موسای فرعون‌شکن»، «گردان» و... استفاده کند، عباراتی که سروش پیش از به کارگیری‌ آنها برای سران فتنه با دست یازیدن به آنها برای چنین کاری، آنها را از معنا تهی کرده و آنها را به واژگانی خشک و نامتجانس با کسانی که برای‌شان به کار می‌گیرد، بدل ساخته است. به احتمال زیاد هم سروش هنگام استفاده از این واژگان برای موسوی و کروبی به گشاده‌‌دستی و هدر دادن ذوق و ادبیاتش تلخ می‌خندید و هم موسوی و کروبی که خود را بهتر از سروش می‌شناسند از اینکه چنین چاپلوسانه تمجید شده‌اند به خنده افتادند. تلاش سروش در این نامه این است که در سایه عبارات چاپلوسانه‌اش برای موسوی و کروبی مانند سایر نوشته‌های ضدنظامش، عقده‌گشایی کند. وی این عقده‌گشایی را با حمله به مرجعیت، روحانیت، ولایت‌فقیه و آقای حائری انجام داده است. وی با یادآوری خشمگینانه توصیه آیت‌الله مکارم شیرازی که درباره نظریه سروش درخصوص «قرآن، کلام محمد» به وی گفته بود، توبه کند، می‌نویسد به او نوشتم: «نمی‌بیند و نمی‌داند که دست‌کم صد سال است در این دیار، رعایای مکلف جای خود را به شهروندان محق داده‌اند که در ریاست و سیاست به چشم دیگر می‌نگرند و اجتهاد سیاسی خود را قربانی مواعظ سرد و فتاوای خام روحانیان رطب خورده نمی‌کنند.» سروش اینگونه ادعا می‌کند، اما جرئت آن را ندارد تا ادعایش را در ترازوی تاریخ قرار دهد و بگوید سهم وی و امثال وی و سهم روحانیت در آنچه که گفته چقدر است. اگر سروش درباره تاریخ چند و چون دارد که دارد؛ چرا که در بسیاری موارد حاجتش را برنمی‌آورد، با پوزش از بزرگان تاریخ و تاریخ‌سازانی که در قدکشیدن ایران و شوریدن بر دشمنان و غارتگران، سر از پانشناخته و هستی‌شان را به پای هستی‌ اسلام و ایران گذاشتند، از امروز سخن می‌رود، امروزی که تلخ و شیرین به غایتی داشته و خوشبختانه شیرینی آن به مجموعه‌ای تعلق دارد که سروش از آنها بد می‌گوید و از آنها متنفر است، یعنی نظام و حامیانش و تلخی آن هم محصول عملکرد سروش و امثال وی و کسانی است که سروش مضحکانه آنها را می‌ستاید و تشویق می‌کند. آن امروز که گریزی از حقایق آن نیست فتنه ۸۸ است که مطابق اسناد، نقش و عمل هر کس در آن ثبت شده، حال سروش باید پاسخ دهد اگر در آن فتنه، مردم کنار فتنه‌گران قرار می‌گرفتند و به نظام پشت می‌کردند، از آن فهم و تحولی که وی توصیف می‌کند برخوردار بودند یا اینکه با حضور در کنار نظام و گوش سپردن به ارشادات و منطق یک رهبر و عالم دینی و کوبیدن سر فتنه به سنگ و ناکام گذاشتن اجانب غارتگر، معلوم شد که از آن توصیفات برخوردارند که هوشیار و آگاهانه و بر اساس آن دل به نظام و رهبری دینی داده‌اند؟! پ‍اسخ سروش بها و بهاری ندارد، مراد شناسایی تحول‌آفرینان و جبهه مردمان و بازخوانی کار سترگی بود که بر آن اساس انجام گرفت.
سروش در جای دیگر پس از وارد ساختن اتهاماتی به آیت‌الله حائری با تیز کردن قلم هتاکی، ناجوانمردانه و حقیرانه با تهاجم به وی در متنش می‌نویسد: [با پوزش از آیت‌الله حائری شیرازی] حالا چنین سیاهروی سودازده‌ای دماغ شفاعت می‌پزد و دست نصیحت از آستین شریعت بیرون می‌آورد و از نمادهای نجابت و مقاومت و ستون‌های صلابت و مناعت، کروبی و موسوی، در یوزه توبه می‌کند و قول مغفرت می‌دهد؟»
زمانی که یافته‌های سروش بیماری ناصواب‌گویی‌اش را درمان نمی‌کند، دست به دامان بافته‌ها می‌شود تا دشنام به آیت‌الله حائری مقبول افتد، در غیر این صورت « سیاهرویی و سودازدگی و...» در جایی دیگر می‌نشیند و وصف به جایی برای کسی می‌شود که با بافته‌هایش به جای یافته‌هایش دیگران را محاکمه و محکوم می‌کند. اگر اشتلم‌گویی‌ها و عربده‌جویی‌های سروش چیزی بر سپاه سیاهش افزود نسبت «نجابت و مقاومت و ستون‌های صلابت و مناعت» وی به سران فتنه هم می‌تواند یکی آنها را دو کند. سروش باید بداند که می‌داند اما تجاهل می‌کند که علت دارد، او باید بداند که سرود حماسی و شیپور نظامی به کار مردگان سیاسی نمی‌آید و اگر به امید ثواب هم فاتحه‌خوانی می‌کند باید این فاتحه را بر سر قبر دیگری بخواند.
سروش در ادامه هتاکی به آقای حائری به وی می‌گوید: «واعاظ لافظ»، حال باید دید به کسی که به گفته خود سروش از سرمایه‌های کلان قدسی قرآن و حدیث استفاده می‌کند، باید «واعظ لافظ» گفت یا به کسی که می‌نویسد: «آمده‌اند و ریاکارانه بر آن شیرمردان که مشت آسمان‌کوب خود را بر سر دیوان کوفتند باران آیات و روایات می‌بارند که رو به خدا کنید و نفس اماره را رها کنید و اعتراف به خطا کنید تا در بحر مغفرت شنا کنید.» به نظر می‌رسد اینجاست که باید به نگارنده چنین کلماتی گفت: «لافظ لفاظ»!
سروش در میانه راه با پرده‌برداری از بخش اصلی نوشته‌اش آورد: «نامه محی‌الدین شیرازی نشانه نهایت استیصال نظام است در مقابل سه قهرمان که ولایت مطلقه فقیه را به سخره گرفته‌اند و مشعل مقاومت...» اگر سروش پیش از تحریر این فراز روزنه ودیدگاه شیطان درون و برون را می‌بست و چشم حقیقت‌بین را ـ اگر داشته باشدـ باز می‌کرد، می‌نوشت: نامه محی‌الدین شیرازی نشانه نهایت رأفت و رحمت نظام در مقابل سه مفلوک فریب خورده‌ است که با حمایت تمام اجانب هم نتوانستند در برابر ولایت مطلقه فقیه مستظهر به حمایت ملتی رشید و با شعور قد علم کنند. سه مفلوکی که سرافکنده و خجل در انتظارند تا هر از گاهی شخصی مانند سروش با تمجیدهای هزارو یک شبی‌اش شخصیت دون کیشوتی آنها را زنده کند.
اما نکته پنهان اینکه، فیلسوف با هوش فلسفه علم که به ادعای نوشته‌هایش طی طریق چند هزار ساله علم در دل تاریک تاریخ را یافته، نیک دریافته، پس از ناکامی سنگین در معرکه خونین محاجه‌های علمی و رو شدن دستش در ته مانده خواری دیرهنگام سفره‌های غربی و هیجان‌زدگی بدو ورود به صحنه سیاسی و فرو افتادن در باتلاق حمایت اجنبی‌پسند از فتنه ۸۸ و ساز کردن سازهای فتنه‌گران، اگر موسوی و کروبی توفیق نجات یابند آنی که همه چیزش را به ویژه در نزد اجانب از دست می‌دهد، اوست؛ از این رو ورشکستگی کامل اما با تأخیر را بر شکست زودهنگام ترجیح داده است.

رضا گرمابدری


امیرسرلشکر حسنی سعدی
هرگونه تهدیدی پیش بیاید از موضع اقتدار مقابله می‌کنیم

معاون هماهنگ‌کننده ستادکل نیروهای مسلح با تأکید بر آشنایی کامل فرماندهان مراکز آموزشی نسبت به مسائل آموزشی و جنگ‌افزارها گفت: اگر فرماندهی معظم کل قوا نسبت به مدیریت فرماندهان تأکید دارند، این مدیریت زمانی اتفاق می‌افتد که مدیر آموزش دیده باشد.
به گزارش روابط عمومی نیروی زمینی سپاه، امیر سرلشکر حسنی سعدی در همایش تعالی فرماندهان و مسئولان این نیرو که در مرکز تداوم تربیت و آموزش عقیدتیـ سیاسی امام رضا(ع) مشهد برگزار شد، گفت: در عملیات بیت‌المقدس واقعاً آموزش‌ها عالی بود. عملیات فتح‌المبین به‌دلیل آموزش و اعتماد به نفس رزمندگان ارتش و سپاه در کمترین زمان ممکن به پیروزی رسید و اهداف از پیش تعیین شده تسخیر شد.
معاون هماهنگ‌کننده ستادکل نیروهای مسلح، فرماندهانی چون احمد متوسلیان، شهید حسین خرازی و شهید احمد کاظمی را مصداق فرماندهان شجاع، مقتدر و آموزش‌دیده خواند و گفت: ما همواره دنبال نیروهای مسلح مقتدر با انسان‌های مومن، مقتدر و آموزشی‌دیده و تجربه هشت سال جنگ هستیم.
وی افزود: در دنیا هشت سال جنگ منظم سابقه ندارد، اما رزمندگان ما هشت سال رو در رو و مقابل دشمن ایستادند و سرافراز شدند و مقاومت راه را به ما نشان داد.
امیر حسنی سعدی تأکید کرد: از تجهیزات دشمن، هراسی نداریم و هرگونه تهدیدی پیش بیاید با عنایت ائمه معصومین(علیهم‌السلام) و نصرت الهی کاملاً آماده مقابله و دفاع هستیم.
حجت‌الاسلام رضایی، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در نیروی زمینی سپاه هم گفت: اسلام برای جهاد در چهار میدان به‌طور خاص تأکید می‌کند؛ اول میدان مبارزه با دشمن درونی یا جهاد اکبر که این مبارزه از روند تکلیف آغاز شده و تا روزی که خون در رگ ما جاری است، ادامه دارد. میدان دوم، میدان علم و فرهنگ، میدان سوم میدان جهاد اقتصادی و میدان چهارم میدان نبرد با اسلحه است.
وی با اشاره به اهمیت فرهنگ در اسلام، فرهنگ را علم مفیدی خواند که در عمل انسان ظهور پیدا می‌کند. وی افزود: آنچه که کلید بصیرت‌ها و سبب باز شدن دریچه‌های بسته است فقه، فرهنگ و درک عمیق است که مربوط به دنیا و آخرت می‌شود.
جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه هم در این همایش با تبیین اهمیت موضوع آموزش در سطح سازمان گفت: اگر مقوله آموزش در سطح سازمان جدی گرفته شود در سخت‌ترین وضعیت پاسخگوی مأموریت‌ها خواهیم بود.
سردار عراقی نیز با تأکید بر تقدّم تربیت بر آموزش گفت: اگر آمادگی کارکنان در ابعاد معنوی و نظامی تقویت شود تحقیقاً در صحنه عمل موفقیت حاصل خواهد شد.
وی افزود: مربیان آموزشی نباید جمود فکری داشته باشند، بلکه باید با مطالعه و تحقیق، ابزار و امکانات دنیا را رصد کرده و با علم روز آشنا شوند و حتی‌المقدور خود را به استانداردهای جهانی نزدیک کنند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

اصلاح طلبان و هزینه‌های بازگشت به قدرت
نتایج بررسی‌های آشکار نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان قصد جدی برای بازگشت به صحنه سیاسی کشور و عرصه قدرت دارند. تندروی‌ها، ساختارشکنی‌ها، عبور از خطوط قرمز و در نهایت فتنه‌انگیزی در سال ۱۳۸۸ مجموعه عواملی بود که جریان موسوم به اصلاحات را به وادی سقوط کشاند و سرنوشتی را برای برخی از مدعیان اصلاح‌طلبی رقم زد که تا پیش از آن، به ذهن‌ها خطور نمی‌کرد. شیخ اصلاحات با ندانم‌کاری و بازی خوردن از شیاطین جن و انس، کارش از کجا به کجا کشید. قدرت‌گرایی و بنده دنیا شدن، با آن شخص و ده‌ها شخص دیگر، چه‌ها که نکرد! اینک پس از قریب به پنج سال از فتنه ۸۸، برخی از اشخاص و گروه‌ها در جبهه اصلاحات، قصد احیای خود و جریان اصلاحات را دارند. اینان در صحبت‌های آشکار و نیز در صحبت‌های محفلی خود، بر قانون، ولایت و رهبری، ارزش‌های دینی و انقلابی، خط امام و... تأکید داشته و به پرهیز از تندروی و انجام هر گونه حرکت افراطی و رادیکال توصیه می‌کنند! آیا تحولی در این جماعت رخ داده و آنان متنبه شده و اکنون قصد دارند به مسیر انقلاب، مردم، اسلام ناب، خط امام و رهبری باز گردند، یا اینکه، حرکت آنان تاکتیکی بوده و برای عبور از شرایط کنونی، به اصلاح روش‌ها روی آورده‌اند. بدیهی است که با هوشمندی و بصیرت ملت ایران، اصلاح‌طلبان نمی‌توانند با تغییر تاکتیک، به همان اهداف مورد نظر در گذشته دست یابند. حوادث ۳۵ سال گذشته، نشان می‌دهد که این انقلاب و مردم مومن و دل داده به امام و رهبری را خداوند هدایت و کمک کرده و از گذرگاه‌ها و شرایط سخت عبور خواهد داد. اما اگر اصلاح‌طلبان در آنچه از قانون، اسلام، انقلاب، امام، رهبری و مردم می‌گویند، صادق هستند و در واقع، کلکی در کار آنان نیست، پس باید هزینه‌های اشتباهات گذشته و هزینه‌های بازگشت به صحنه را بپردازند. مگر نه این است که اگر فردی با مال حرام، تن را پرورانیده و حال می‌خواهد توبه کند، باید علاوه بر استغفار و راضی کردن دیگران و ادای حق‌الناس، گوشت‌های رشد یافته با مال حرام را آب نماید و برای حاصل شدن این مهم، سختی‌ها و ریاضت‌ها را تحمل کند. اگر چنین است که هست، اصلاح‌طلبانی که فتنه به پا کردند و با ارتکاب بزرگ‌ترین جرم و جنایت در تاریخ انقلاب اسلامی، به نظام دینی و ملت ایران ضربه زدند و حقوق بسیاری را ضایع ساختند، اینک که قصد بازگشت به مسیر را دارند، باید به لوازم آن بازگشت پایبند باشند. باید هزینه‌های اشتباهات خود را بپردازند و برای اثبات صدق خود، مجموعه‌ای از اقدامات را انجام دهند. مهم‌ترین اقدامات این بخش از اصلاح‌طلبان برای بازگشت به صحنه عبارت است از:
۱ـ توبه به درگاه الهی و عذرخواهی از ملت، نظام و رهبری
۲ـ محکوم کردن فتنه ۸۸ و اعتراف به توطئه بودن آن
۳ـ محکوم کردن فتنه‌گران و اعلان برائت از آنان
۴ـ طرد عناصر افراطی و کسانی که همچنان بر مواضع فتنه‌گرانه خود در سال ۸۸ پافشاری دارند
۵ـ مرزبندی با دشمنان خارجی و جریان ضدانقلاب
۶ـ التزام عملی به ولایت‌فقیه
۷ـ حرکت بر مدار قانون در تمامی مسائل
بدیهی است که اصلاح‌طلبان با انجام اقدامات فوق، می‌توانند صداقت خود در آنچه می‌گویند را اثبات نمایند.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور
نگاه سیاسی، حزبی و جناحی به آموزش و پرورش سمّ است

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از معلمان و فرهنگیان، علم‌آموزی، یاد دادن تفکر و آموختن رفتار و اخلاق را سه عنصر اصلی حرفه شریف و افتخارآمیز معلمی خواندند و با تأکید بر برنامه‌ریزی عملیاتی برای اجرای سند تحول آموزش‌وپرورش افزودند: حمایت همه‌جانبه از این دستگاه عظیم، سرمایه‌گذاری مؤثر برای آینده درخشان فرزندان ملت و پیشرفت پرشتاب مادی و معنوی ایران عزیز است.
رهبر معظم انقلاب، هدف اصلی از دیدار با معلمان را ابراز ارادت به جامعه معلمان و احترام به مقام تعلیم و تربیت خواندند و خاطرنشان کردند: همه ما زیر بار منت معلمان هستیم، بنابراین تکریم حرفه معلمی باید در جامعه، همگانی و نهادینه شود، به گونه‌ای که سلام دادن و احترام به معلم یک افتخار محسوب شود.
ایشان بچه‌های مردم را امانتی نزد معلمان خواندند و در تشریح ابعاد اصلی حرفه معلمی گفتند: تعلیم علم و دانش، وظیفه مهمی است اما مهم‌تر از آن، یاد دادن تفکر به کودکان و نوجوانان است.
سطحی‌نگری و سطحی‌آموزی موجب زمین‌گیر شدن جامعه
معظم‌له «سطحی‌نگری و سطحی‌آموزی» را موجب زمین‌گیر شدن جامعه دانستند و افزودند: اگر دانش‌آموز روحیه تفکر و روش فکر کردن صحیح را از معلم خود یاد بگیرد، آینده کشور نیز بر پایه تفکر و منطق استوار می‌شود، بنابراین معلمان عزیز در این زمینه، وظیفه سنگینی بر عهده دارند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای «آموزش عملی رفتار و اخلاق» را سومین بعد حرفه افتخارآمیز معلمی خواندند و تأکید کردند: تحقق اهداف و آرمان‌های بلند ملت احتیاج به انسان‌های صبور، عاقل، متدین، مبتکر، مهربان، شجاع، پرهیزکار، مؤدب و پرتلاش دارد که «معلم» در پرورش چنین انسان‌هایی، نقش درجه اول، عمیق و ماندگار دارد.
رهبر معظم انقلاب در همین زمینه یک نکته مهم را به جامعه معلمان خاطرنشان کردند و آن اینکه درس اخلاق و سبک زندگی، تنها با کتاب و بیان منتقل نمی‌شود، بلکه نیازمند رفتار صادقانه‌ اخلاقی است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همچنین با بیان چند نکته در زمینه‌های مدیریتی، توجه جدی مسئولان این دستگاه عظیم را به سند تحول آموزش‌وپرورش خواستار شدند و افزودند: اجرای این سند اساسی و راه‌گشا، نیازمند نقشه راه و برنامه عملیاتی است که لازم است با نظر شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تهیه و قدم به قدم اجرا شود.
ایشان مسئله نیروی انسانی را از دیگر مسائل مهم آموزش‌و‌پرورش برشمردند و افزودند: این دستگاه سرنوشت‌ساز مستقیم و غیرمستقیم با ده‌ها میلیون نفر از مردم ارتباط دارد، بنابراین مدیران و نیروهای سطوح کلان آن باید دارای ویژگی‌های خاصی باشند.
رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: نیروهای جوان، انقلابی، متدین، با نشاط، پرانگیزه و عاشق کار را در اولویت قرار دهید و توجه جدی کنید که تمرکز بر اهداف آموزش‌وپرورش «تنها مسئله» مسئولان و مدیران این دستگاه باشد.
ضرورت تکیه آموزش و پرورش بر نیروهای انقلابی و متدین
ایشان، در تبیین ضرورت تکیه آموزش‌وپرورش بر نیروهای انقلابی و متدین، افزودند: هدف اصلی ملت و مسئولان این است که به برکت اسلام و قرآن، در این کشور جامعه‌ نمونه و پیشرفته‌ای از لحاظ «مادی و معنوی و اخلاقی» ایجاد کنند که پیمودن راه طولانیِ دستیابی به این هدف مهم، نیازمند پرورش نسلی «بالنده و متفکر و مصمم» در آموزش و پرورش است و این مسئله نیز از عهده مدیران و نیروهای متدین و انقلابی برمی‌آید.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای نگاه و توجه به جریان‌های سیاسی، جناحی و حزبی را «سمّی برای آموزش‌وپرورش» خواندند و افزودند: متأسفانه در دورانی، این نگاه غالب شد و خسارت‌های فراوانی به همراه آورد.
معظم‌له پشتیبانی همه دستگاه‌ها به‌ویژه بخش‌های بودجه‌ای دولت را از آموزش‌وپرورش، کاملاً ضروری برشمردند و خاطرنشان کردند: هر قدر در آموزش‌وپرورش هزینه و سرمایه‌گذاری شود، نسبت به دستگاه‌های دیگر، نتیجه مضاعف خواهد داشت، چراکه این دستگاه، ریشه و مبنای همه پیشرفت‌های حال و آینده کشور است.
ایشان، همچنین مراقبت از متون و کتاب‌های درسی را مهم خواندند و افزودند: مطالب کتاب‌ها باید اتقان و استحکام داشته باشد و از هرگونه حرف سست و انحرافی، چه سیاسی و چه دینی و از هرگونه انحراف از واقعیت‌ها، به دور باشد. بنابراین مسئولان تدوین کتاب‌های درسی باید در «نهایت دقت و امانت»، وظایف خود را به انجام برسانند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در پایان سخنان‌شان دو نکته دیگر را به مسئولان آموزش و پرورش متذکر شدند: اول توجه مضاعف به دانشگاه فرهنگیان که محل تربیت نیروهای مورد نیاز است و دوم غفلت نکردن از اهمیت و نقش تأثیرگذار معاونت پرورشی در سطوح وزارتی و مدیریتی.

استفاده از برکات ماه رجب
رهبر معظم انقلاب همچنین با توصیه به استفاده از برکات ماه رجب به عنوان فرصتی برای بندگی و خودسازی، یاد معلم شهید آیت‌الله مطهری را گرامی داشتند و افزودند: این متفکر و معلم بزرگ و مجاهدِ راه فکر و عقیده اسلامی، با شهادت خود، سند قبولی مجاهدت‌های طولانی‌اش را از پروردگار دریافت کرد.
ایشان شهیدان رجایی و باهنر را دو معلم و مجاهد پارسا و مخلص برشمردند که عمری را در خدمت به تعلیم و تربیت سپری کردند.


یادداشت
رحیم محمدی

آقا! ببخشید «عباس دست طلا» دارید!
روز جمعه فرصتی شد تا سری به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بزنم تا از وضعیت کتاب‌های منتشره در حوزه دفاع مقدس اطلاع یابم. به همین دلیل سعی کردم به غرفه‌هایی که در این حوزه آثاری را ارائه کرده‌اند از جمله «27بعثت»، «صریر»، «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس»، «مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس»، «روایت فتح»، «روابط عمومی سپاه»، «فاتحان» و... سری بزنم و در هر غرفه، دقایقی به تورق کتاب‌های منتشره بپردازم تا هم از محتوای کتاب‌ها آگاهی یابم و هم اینکه ببینم مخاطبان به چه کتاب‌هایی علاقه‌مند هستند. در این بین، آنچه در میان همه ناشران حوزه دفاع مقدس وجه مشترک بود؛ مطالبه مراجعه‌کنندگان برای خرید کتب‌های خاطره‌نگاری بود، اما در غرفه «فاتحان» یک کتاب از همه تقاضای بیشتری داشت و آن هم کتاب «عباس دست طلا» بود. به نحوی که طی هشت روز اول برپایی نمایشگاه، تمام سه هزار نسخه منتشره آن به فروش رفته بود و این سبب شده بود تا علاقه‌مندان به این کتاب وقتی به غرفه فاتحان مراجعه می‌کردند از متصدیان غرفه می‌پرسیدند: آقا «عباس دست طلا» دارید؟ اما وقتی در پاسخ می‌شنیدند که تمام نسخه‌های آن به فروش رفته، مجدد می‌پرسیدند: آقا «جای دیگه‌ای این کتاب را ندارد؟» یا «چاپ جدیدش کی میاد؟»
وقتی علت این اشتیاق را بررسی کردم، متوجه شدم این جدیدترین کتابی است که رهبر معظم انقلاب از آن به نیکی یاد کرده‌اند و در جمع عده‌ای از رزمندگان قدیمی جبهه‌های جنگ به‌صراحت از این کتاب نام برده‌اند و عنوان کرده‌اند: «این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه‌کاری‌ها خاطرات می‌گیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب‌های شما را خواندیم، یکی کتاب آقای بنایی را خواندم، یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دست‌طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»
البته ایشان در این جلسه علاوه بر کتاب «عباس دست طلا» به کتاب «یاور صادق» که خاطرات شفاهی حاج محمدصادق بنایی است، نیز اشاره دارند که این کتاب نیز از جمله کتاب‌های پر فروش نشر فاتحان در بیست‌و‌هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است.
به هر حال این موضوع، نکته مهمی را به ما یادآوری می‌کند و آن اینکه، رهبر معظم انقلاب با وجود همه مشغله‌هایی که دارند، باز هم فرصتی را برای مطالعه کتاب، به‌‌ویژه کتاب‌های حوزه دفاع مقدس می‌گذارنند و آنها را با دقت مطالعه می‌کنند. به عنوان مثال، عباس‌علی باقری راوی همین کتاب «عباس دست طلا» در مصاحبه‌ای گفت: «در دیدار با مقام معظم رهبری، ایشان بیان داشتند که این کتاب را دوبار با دقت مطالعه کرده‌اند.» من و شما چقدر برای مطالعه وقت می‌گذاریم؟ چقدر از آثار مربوط به جبهه و جنگ را خوانده‌ایم؟ کار و مشغله ما هر چقدر هم که باشد، مطمئناً به اندازه رهبر معظم انقلاب نیست که بار سنگین هدایت جامعه اسلامی را بر دوش دارند. بیایید از امروز تا نمایشگاه کتاب سال بعد با هم قرار بگذاریم که چند جلد کتاب مطالعه کنیم.


يادداشت
مهدي سعیدي

غيرسياسي نگه‌داشتن عرصه فرهنگ
اگر بخواهيم انقلاب اسلامي را با عنواني وصف کنيم شايد «انقلاب فرهنگي» بهترين آن باشد. انقلاب از همان زمان آغازين خود بيش از آنکه با ادبيات سياست و اقتصاد سخن بگويد، با ادبيات فرهنگ سخن گفت، به نحوي که تعابير اقتصادي و سياسي آن نيز رنگ و بوي فرهنگي داشت.
اين مسئله کافي است تا ما را به اين حقيقت راهنمايي کند که اگر قرار است مهم‌ترين نهادهاي زيربنايي جمهوري اسلامي را نام ببريم قطعاً نهادهاي فرهنگي در صدر آن قرار خواهند گرفت. مجموعه‌هايي چون آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها، حوزه‌هاي علميه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و... که البته در ميان همه اینها آموزش‌وپرورش از جايگاه ممتازي برخوردار است.
در اين بين يکي از بزرگ‌ترين تهديدات و آسيب‌هاي فعاليت‌هاي عرصه فرهنگ، نشت سياست به اين حوزه است. به واقع عرصه سياست با توجه به جوهر و ماهيتش که بر مبناي قدرت شکل گرفته است، همواره علاقه‌مند به بسط حوزه نفوذ خود بوده و در اين ميان، مظلوم‌ترين عرصه، عرصه فرهنگ است که با توجه به تأثيرگذاري گسترده فرهنگ بر شکل‌گيري و تربيت جامعه، سياسيون را براي در اختيار گرفتن اين ميدان به طمع مي‌اندازد!
تکميل‌کننده اين جورچین پر تهديد آن است که فعالان عرصه فرهنگ، خود آلوده به سياست شده و نتوانند بين تعلقات سياسي ـ جناحي و وظيفه و رسالت فرهنگي خود تفکيک قائل شوند و مأموريت خود در اين عرصه را به فرصتي براي فعاليت سياسي و تبليغي جناحي بدل کنند!
اين آفت متأسفانه در طول ادوار 35 ساله دولت‌هاي مختلف در جمهوري اسلامي، با شدت و ضعف وجود داشته و بوده‌اند کساني که تعهد کاري و اخلاقي خود را زير پا گذاشته و خواسته يا ناخواسته، عرصه فرهنگ را به سياست بازي سياسي ـ جناحي آلوده کرده‌اند. اين وضعيت از حوزه تا دانشگاه و از وزارت آموزش‌وپرورش تا وزارت ارشاد قابل مشاهده بوده و گاه کار آن‌چنان بالا مي‌گرفت، که اعتراض دغدغه‌مندان و بزرگان جامعه از جمله مراجع عظام تقليد و رهبر معظم انقلاب اسلامي را نيز به همراه داشت. اوج اين سياست‌بازي و آلوده کردن عرصه فرهنگ به سياست را مي‌توان در دوران دوم خرداد مشاهده کرد که مسئولان مختلف عرصه فرهنگ بارها در محافل خصوصي و مجامع عمومي از عالي‌ترين جايگاه نظام اسلامي تذکر گرفتند و مورد عتاب واقع شدند!
متأسفانه يکي از نگراني‌هايي که با آغاز به کار دولت جديد، به‌تدريج نزد بخشي از دغدغه‌مندان جامعه در حال شکل‌گيري است، همين آفت سياسي شدن عرصه فرهنگ است. نشانه‌هاي اين حساسيت از همان شکل‌گيري کابينه و معرفي وزراي سياسي براي وزارتخانه‌اي فرهنگي بروز کرد و در ادامه، با عزل و نصب‌هاي پر سروصدا در آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها و همچنين برخي سياست‌ها در عرصه نشر کتاب و... گسترش يافت. به‌نظر مي‌رسد اگر اين روند ادامه يابد، در سالي که به نام فرهنگ نيز نام‌گذاري شده است، دولت اعتدال با چالش‌هاي جدي در اين حوزه مواجه خواهد شد.
اين وضعيت البته با واکنش‌ها و انتقادهایي نيز روبه‌رو شده که ابراز نگراني مراجع عظام تقليد، از اين جمله‌ است. عدم حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در نمايشگاه کتاب امسال نيز اقدام اعتراض‌آميز معظم‌له به وزير ارشاد دولت هفتم را تداعي ‌کرده است! اظهارات رهبري در ديدار با معلمان و فرهنگيان سراسر کشور (17/2/93) نيز حاوي نگراني‌هايي از اين دست بود. ايشان در اين ديدار با صراحت فرمودند: «داشتن نگاه‌هاي جرياني و سياسي و حزبي و جناحي و اين چيزها، براي آموزش‌وپرورش سَم است. ما در طول اين سال‌هاي متمادي دوراني را ديديم که به اين چيزها اهتمام بيشتري شد و آموزش‌وپرورش خسارت يافت. مراقب باشيد»!
چه خوب است که دولت نوپاي اعتدال که هنوز در آغاز راه است، بيانات و هشدارها و دغدغه‌هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي را نصب‌العين خود قرار داده و از گذشته درس گيرد و سلامت عرصه فرهنگ را با اتخاذ تدبيري اساسي براي جلوگيري از آميختن عرصه فرهنگ به سياسي‌بازي و جناحي شدن، تضمين کند.


نكته و نظر

مبادا بود و نبودمان در خانه یکی باشد!
نکته: یکی از دوستان از قول بزرگی نقل می‌کرد که یک ایرانی دانشمند در یکی از بیمارستان‌های یک کشور اروپایی می‌میرد. دوستان و همکاران متوفا به سردخانه بیمارستانی که در آن فوت کرده بود، می‌روند، تا جنازه را تحویل بگیرند، اما با کمال تعجب می‌شنوند که جنازه این دانشمند توسط پسرش به یکی از دانشگاه‌های علوم پزشکی آن کشور فروخته شده است! لذا با پیگیری و پرداخت عین آن پول به دانشگاه علوم پزشکی، جنازه را برای تدفین پس می‌گیرند. ایشان از قول آن بزرگ نقل می‌کند که: از پسرش سوال کردیم چرا جنازه پدرت را فروختی؟ پسر گفت: از بی‌پولی و بی‌اعتنایی پدر برای کمک به من!
نظر: در اینجا یک نکته مهم و قابل تأمل وجود دارد و آن، عدم ارتباط درست و طبیعی و شرعی بین پدر و فرزند در زندگی‌های جدید به‌ویژه در غرب است که سبب می‌شود تا پسر پس از مرگ پدر حتی جنازه‌اش را دفن نکند و آن را برای دریافت مبلغی ناچیز بفروشد! این، افتادن بسیاری از خانواده‌ها در سبک زندگی‌ای است که امروز به آن سبک غربی می‌گویند و متأسفانه دین و اخلاق در آن جایگاهی ندارد و اعضای خانواده کمتر با هم ارتباط دارند و مشکلات هر کس به خودش مربوط است! راستی مبادا به بهانه اضافه‌کاری و به دست آوردن درآمد بیشتر، چنان از فرزندان‌مان فاصله بگیریم که بود و نبودمان در خانه برای‌شان یکی باشد!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

سردار دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه
اقتدار سپاه فرمانده ناو آمریکایی را اخراج کرد

در نقشه راه نیروی دریایی سپاه هدف‌گذاری شده است که سرعت خود را در دریا به سه برابر سرعت شناورهای آمریکایی برسانیم.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه در حاشیه سومین همایش ملی شناورهای تندرو که در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) برگزار شد، با اشاره به اینکه شناورهای تندرو اسلحه‌هایی تعیین‌کننده هستند، سرعت شناور‌های تندروی آمریکایی‌ها را تا سال گذشته 45 نات اعلام کرد و گفت: آمریکایی‌ها در صحنه نبردی که از سال ۶۶ و طی جنگ عراق علیه ایران آغاز شد، صحنه جنگ را نامتقارن تعریف کردند و به همین دلیل در راهبرد ۲۰ ساله‌ای که تعریف کردند، عنوان داشتند که در آینده در دو صحنه نبرد دریایی و سایبری درگیر خواهند بود، زیرا جنگ‌های آینده همانند جنگ در عراق و افغانستان زمینی نخواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: کارکرد شناورهای تندرو در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی به نحوی بود که اکنون آمریکایی‌ها از آن به عنوان عامل برهم‌زننده شکست برنامه‌های خود یاد می‌کنند.
فرمانده نیروی دریایی سپاه گفت: سرعت شناورهای تندرو در بین نیروهای نظامی کشورهای دنیا حداکثر به ۳۵ نات می‌رسد و تنها آمریکاست که در منطقه خلیج‌فارس تعدادی شناور تندور با سرعت حدود ۴5 نات در اختیار دارد؛ اما ما رسیدن به بالاترین سرعت یعنی ۸۰ نات را برای خود ترسیم کرده‌ایم.
فرمانده نیروی دریایی سپاه گفت: اگر به نقشه خلیج‌فارس نگاه کنید، آبراه‌های بین‌المللی وجود دارد که در محدوده ما قرار گرفته و سال‌هاست که آمریکایی‌ها از این آب‌های بین‌المللی که طبق روال معمول همه کشورها می‌توانند از آن بهره ببرند، استفاده نمی‌کنند و به محض اینکه از خلیج‌فارس رد می‌شوند گردش به چپ انجام می‌دهند و به سواحل جنوبی خلیج‌فارس می‌چسبند و ادامه مسیر می‌دهند. فدوی افزود: به همین دلیل هم دو بار ناو و زیردریایی جنگی آمریکا با کشتی‌های نفتکش تصادف کرده‌اند که این خود اشتباه بزرگی بود و سبب شد تا ظرف کمتر از یک ماه، فرمانده آن ناو از نیروی دریایی ارتش آمریکا اخراج شود. فرمانده نیروی دریایی سپاه تأکید کرد: هیچگاه در آب‌های سرزمینی و حتی در آب‌های بین‌المللی نزدیک ما ناو آمریکایی دیده نمی‌شود و برای دیدن آنها باید نزدیک آب‌های سرزمینی کشورهای جنوب خلیج‌فارس شد. وی با بیان اینکه آمریکایی‌ها بیشتر از همه کشورها مواظبند که تیری در خلیج‌فارس شلیک نشود، گفت: آنها می‌دانند که در این صورت، ضرر و زیان برای آنها قابل قیاس با ما نیست، لذا آمریکایی‌ها در این رابطه نگران هستند به خصوص وقتی که تقسیم جغرافیایی بین نیروهای دریایی ارتش و سپاه صورت گرفت.
فدوی افزود: با انجام این تقسیم و استقرار نیروی دریایی سپاه در خلیج‌فارس، همه وابستگان نظامی را جمع کردیم و این تقسیم جغرافیایی را برای‌شان توضیح دادیم و گفتیم که مسئولیت تنگه هرمز و خلیج‌فارس با نیروی دریایی سپاه و مسئولیت دریای عمان و مازندران و آب‌های دوردست نیز با نیروی دریایی ارتش است.
این فرمانده عالی‌رتبه سپاه با اشاره به مطرح شدن موضوع درخواست آمریکایی‌ها برای برقراری یک خط تلفنی قرمز میان آنها و ایران در خلیج‌فارس، اظهار داشت: آمریکایی‌ها حداقل سه بار از طریق مراجع رسمی مانند سفارت سوئیس پیگیری کردند که یک خط مانند خطی که در زمان جنگ سرد بین شوروی و آمریکا برقرار شد، شکل بگیرد تا اوضاع را بتوان مدیریت کرد، اما ما به آنها گفتیم که از دست رفتن اوضاع یک علت بیشتر ندارد و آن هم حضور شما در خلیج‌فارس است، اگر شما بروید هیچ اتفاقی نمی‌افتد.
وی با اشاره به ساخت نمونه‌ای از ماکت ناو هواپیمابر آمریکایی، اظهار داشت: آمریکایی‌ها خیلی از مسائل را نمی‌دانند و مراکز تحقیقاتی آنها هم ماکت ناو هواپیمابری را که ما می‌سازیم بسیار عوامانه تحلیل کرده‌اند. اما سال‌های طولانی است که ما ناوشکن‌ها، رزم‌ناوها و فریگت‌های آمریکایی‌ را شبیه‌سازی و غرق کرده و حتی با انواع اقدامات عملیاتی ظرف ۵۰ ثانیه، مدل شناور آنها را غرق کرده‌ایم.









عضو فراکسیون اعتدال در گفت‌وگو با بصیرت
وکیل‌الدوله نیستیم اما از دولت حمایت می‌کنیم

حدود دو سال از آغاز مجلس نهم با حضور دو فراکسيون سياسي اصولگرايان و رهروان ولايت مي‌گذرد. پس از روي کار آمدن دولت تدبير و اميد مرزهاي گرايش‌های سياسي تا حدودي دچار آشفتگي شده و به تدريج شاهد شکل‌گيري آرايش جديدي هستيم. آرايشي که ظهور خود را با تشکيل فراکسيون سوم عيان ساخته است.
«ابراهيم نکو» از اعضاي کليدي تشکيل‌دهنده فراکسيون سوم در گفت‌وگويي با پايگاه بصيرت گفت: با مطالعه ميداني در رابطه با مجلس مي‌فهميم که نمايندگان مجلس به نوعي روش‌هاي معتدلي دارند و هميشه خود را از افراد افراطي دور مي‌کنند. اين دلايل سبب شد که رويکرد نمايندگان نسبت به تشکيل چنين فراکسيوني شکل بگيرد، اما متأسفانه در اين رابطه بزرگ‌نمايي‌هايي صورت گرفته و شايعه‌هايي را به وجود آورده‌اند، از جمله اينکه فراکسيون اعتدال تحت نظر دولت و طبق گفته برخي رسانه‌ها «وکيل‌الدوله» خواهد شد. بنده بايد عرض کنم که اصلاً چنين چيزي وجود ندارد، اگر احساس کنيم که اين فراکسيون به سمت وکيل‌الدوله بودن در حال حرکت است، مطمئناً نمايندگان مخالفت خود را با شکل‌گيري اين فراکسيون نشان خواهند داد. عامل ديگري که سبب شد براي تشکيل اين فراکسيون اقدام شود اين است که برخي اقدامات مثبت دولت که به نفع کشور و نظام بوده متأسفانه مغفول واقع شده يا اينکه برخي‌ها آن را منفي گزارش داده‌اند و يا عليه اقدامات مثبت دولت جبهه‌گيري کرده‌اند. لذا يکي از برنامه‌هاي اين فراکسيون، دفاع از عملکردهاي مثبت دولت تدبير و اميد خواهد بود. تقريباً با قسمت‌هايي از مشي هر دو فراکسيون اختلاف داريم، به همين دليل هم شکل‌گيري آن لازم است. مي‌بينيم که متأسفانه فراکسيون رهروان ولايت طبق وعده‌هايي که داده شده بود براي دفاع از عملکردهاي مثبت دولت و جلوگيري از آسيب به دولت نه تنها خوب عمل نکرد، بلکه در بعضي مسائل حتي موجب تسريع در دادن کارت‌هاي زرد زيادي به برخي وزرا شد که حق‌شان نبود. حالا يا نتوانست از اين اتفاقات جلوگيري کند و يا اينکه حتي خودشان هم در بعضي موارد قاطعانه ورود پيدا کرده و موجب اين اتفاقات شدند. در حال حاضر تعداد پرسش‌هایی که از وزرا مي‌شود به حدي رسيده که مي‌توان از آن به عنوان يک فاجعه در مجلس ياد کرد در حالي که بعضي از پرسش‌ها مي‌تواند در کميسيون‌ها حل شود.





نشریه آمریکایی فارین‌پالیسی
چهار ستون قدرت‌طلبی آمریکا فروپاشیده است

نشریه آمریکایی «فارین‌پالیسی» تصریح کرده که دوران برتری ایالات متحده آمریکا فرو ریخته است. به نوشته فارین‌پالیسی، این فروپاشی ناشی از کاهش قدرت ایالات متحده آمریکا و در نتیجه کاهش توان این کشور در تحمیل ارزش‌ها و منافع خود به دیگر کشورهای جهان بود.
اکنون آن ابرقدرت از بین رفته و بنابراین قواعد آن نیز دیگر در میان نیست. بر اساس گزارش فوق، اولین ستون نظم لیبرال جهانی، «دادگاه بین‌المللی» بود. این ایده که کشورها به جای جنگ باید از طریق مراجعه به نهادهای بین‌المللی اختلافات خود را حل کنند، به قرن نوزده میلادی بازمی‌گردد. فارین‌پالیسی این واقعیت را طرح کرد که این ستون چون با منافع قدرت‌های بزرگ مواجه شده‌ و از انجام وظایف خود طفره رفته، کارآیی خود را از دست داده است. دومین ستون نظم جهانی، حقوق بشر [غربی] بود. نظم نوین جهانی به دنبال آن بود که اصول دموکراسی لیبرال در همه جای جهان پذیرفته شود، اما حقوق بشر جهانی هم با شکست مواجه شد و بسیاری از کشورها به آنچه تعهدات حقوق بشری آنها خوانده می‌شود، پایبند نیستند. سومین ستون نظم نوین جهانی، عدالت بین‌المللی بود. ایده این ستون آن بود که افراد و به‌ویژه سران کشورها که دست به جنایات جنگی می‌زنند و یا قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند، باید تحت محاکمه قرار گیرند و در پیشگاه یک دادگاه قضایی بین‌المللی تنبیه شوند. شاید تنها کشورهای ضعیف آفریقایی مجبور باشند که از این دادگاه بترسند. در این دادگاه، هرگز روس‌ها، آمریکایی‌ها و چینی‌ها محاکمه نمی‌شوند. چهارمین ستون نظم نوین جهانی، تجارت و سرمایه‌گذاری آزاد بود و تلاش‌ها بر این بود که سرمایه‌گذاری تحت مدیریت قانونی درآید و کشورهای ثروتمند در کشورهای فقیر سرمایه‌گذاری کنند. فارین‌پالیسی پس از ذکر چهار ستون نظم نوین جهانی، این باور را طرح کرده است که اگر کشورها پس از فروپاشی شوروی تا حدودی خود را با این قواعد بین‌المللی هماهنگ می‌کردند، به‌خاطر قدرت ایالات متحده و تا حدودی اروپا بود که آنها را به این کار مجبور می‌کرد. اگر کشورها از این قواعد پیروی نمی‌کردند، از کمک‌های اقتصادی و همکاری‌های فنی محروم می‌شدند. اگر این واقعیت در دهه 1990 میلادی روشن نبود، اکنون روشن شده است چراکه هرچه از قدرت ایالات متحده کم می‌شود، تعهد کشورها به چهار ستون نظم نوین جهانی نیز کاهش می‌یابد.


خط خبر

آمریکا به دنبال زدن ریشه ایران است
نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل در یادداشتی که به تازگی در نشریه «نیویورک‌پست» منتشر شده، بار دیگر خواستار تلاش برای تغییر نظام در ایران شد. در این یادداشت که موضوع اصلی آن بحران سوریه است، تهران را عامل اصلی ادامه این بحران معرفی کرده و نوشته است: «رژیم اسد بدون حمایت‌های اساسی ایران نمی‌توانست دوام بیاورد. این ایران است که با تلاش برای رسیدن به تسلیحات اتمی و چند دهه حمایت از تروریسم بین‌المللی، خطر اصلی است.» بولتون در ادامه می‌افزاید: «ما باید به جای تمرکز بر سرنگونی اسد یا کمک به دشمنان او، با قدرت، تغییر نظام در ایران را دنبال کنیم. همانطور که «الکساندر هیگ» (وزیر خارجه سال‌های دور آمریکا) زمانی گفت "بروید سراغ ریشه اصلی"» این سیاستمدار جمهوری‌خواه آمریکایی مذاکرات با تهران را موجب مشروعیت‌بخشی به برنامه هسته‌ای ایران دانسته و نهایتاً ابراز امیدواری کرده است که تحولات اخیر در سوریه و اوکراین، «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا را از «خواب و خیال» بیدار کند.

لباس اشتون در ایران طراحی شد

روزنامه «تلگراف» ضمن پرداختن به موضوع طراحی یک لباس جدید از سوی طراحان ایرانی برای کا‌ترین اشتون می‌نویسد، یک طراح ایرانی، لباسی ‌برای اشتون طراحی کرده که می‌تواند مشکل خجالت دیپلمات‌های ایرانی در جریان مذاکرات هسته‌ای را برطرف کند. این روزنامه، طراحی این لباس ‌را نشانه‌ای مبنی بر حسن‌نیت ایران دانسته و به نقل از میترا تمجیدی، طراح آن می‌نویسد که اشتون این لباس را با کمال میل پذیرفته و از آن استقبال کرده است.

آمریکا رفته است و ایران مانده

تحلیلگر و نویسنده آمریکایی معتقد است تنها پیروز انتخابات عراق، ایران است که می‌تواند از طریق ائتلاف به رهبری نوری مالکی نفوذ خود را در عراق نهادینه کند. «دیکستر فیلکنز» نویسنده مجله آمریکایی نیویورکر در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان اظهار داشت: کسی که به بغداد برود، هیچ‌گاه به ذهنش خطور نخواهد کرد که آمریکایی‌ها در عراق حضور داشتند، زیرا آمریکایی‌ها بغداد را بدون هیچ جای پایی، ترک کردند. او ضمن تکرار نظرش درباره پیروزی ایران در انتخابات پارلمانی عراق، به دلیل روابط تهران و ائتلاف نوری مالکی نخست‌وزیر عراق گفت: هنگامی که نظامیان آمریکایی در عراق حضور داشتند و مالکی در قدرت بود او توانست همه را به بازی بگیرد. او نظامیان ما را در اختیار داشت، اما با ایرانی‌ها هم معامله می‌کرد، زیرا مالکی در ایران زندگی می‌کرد. آمریکایی‌ها از عراق خارج شدند، اما ایرانی‌ها آنجا باقی ماندند. ایرانی‌ها در عراق به شدت قوی هستند.

آمریکا فقط به گروه‌های میانه‌رو سلاح می‌دهد!

هنگامی که سخن از گروه‌های میانه‌رو در ادبیات آمریکایی به میان می‌آید، اذهان به سمت گروه‌های سیاسی و طرفدار آزادی بیان یا اصلاح‌طلب هدایت می‌شود، اما به‌تازگی تعریف آمریکا از این گروه‌های میانه‌رو تغییر کرده است، به گونه‌ای که در اختیار آنها سلاح هم قرار می‌دهد! یک رسانه غربی با اشاره به انتشار تصاویر ویدئویی جدید درباره تحولات سوریه، از افزایش میزان جنگ‌افزارهای آمریکایی در میان گروه‌های تروریستی حاضر در این کشور عربی گزارش داد. به نوشته کانزاس سیتی‌نیوز، این تصاویر با اهدافی خاص منتشر شده و هدف اصلی آن نشان دادن این موضوع به قانونگذاران آمریکایی است که تسلیحات ارسالی از آمریکا در اختیار شورشیان میانه‌رو قرار می‌گیرد، نه گروه‌های افراطی!

دلایل سفر یک هیئت بلندپایه به ایران

بر اساس بررسی‌های یک نهاد مسئول در امر تجارت خارجی کشور، مشخص شده برخی کشورها و هیئت‌های تجاری که از اروپا عازم ایران می‌شوند فاقد ارزش افزوده لازم برای بخش صنعتی و تجاری ایران هستند و عمدتاً به دنبال فروش اجناس یا صنایعی هستند که سال‌هاست در کشورمان وجود دارند که از جمله آن حضور یک هیئت تجاری طی اردیبهشت‌ماه در ایران است که برای فروش اقلامی چون داربست ساختمانی، کنتور آب، برق و گاز، بطری آب و کنسرو ماهی به کشورمان آمده‌اند!

استخدام به شرط فتنه‌گری

عبدالحسین هراتی که سابقه ضدیت با نظام، توهین و تمسخر حضرت امام(ره) و همکاری با عناصر معاند نظام در خارج از کشور و همچنین ارتباط با شبکه‌های رسانه‌ای بیگانه در پرونده خود دارد به ریاست اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد منصوب شد. در همین حال طه هاشمی، معاون فرهنگی دانشگاه آزاد که مجموعه تحت مدیریت عبدالحسین هراتی زیرمجموعه معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد است، درخصوص چرایی انتصاب چنین فردی در این دانشگاه گفته بود که پیشینه غلامعلی هراتی را نمی‌دانستم و در صورت صحت این موضوع که وی اندیشه‌های امام(ره) را سخیف و شرک‌آلود اعلام کرده باشد، قطعاً فرد دیگری جایگزین می‌شود! از دو ماه پیش استعلام برای انتصاب هراتی از مراجع ذی‌صلاح صورت گرفته بود و نکته منفی در این استعلام‌ها مشاهده نشده بود!
سوالی که مطرح است اینکه مگر می‌شود استعلام افراد تابلوداری مثل عبدالحسین هراتی از مراجع ذی‌صلاح بدون اشکال باشد و اگر هم بوده این مراجع با چه استدلالی هراتی را فردی بدون سابقه معرفی کرده‌اند. بر اساس آخرین اخبار رسیده هراتی پس از اعتراضات گسترده مردم و دلسوزان انقلاب برکنار شد.

بلاتکلیفی نصف جمعیت کشور!

بررسی آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران در سال‌های گذشته نتایج عجیب و در عین حال تأمل‌برانگیزی از وضعیت فعالیت اقتصادی و اشتغال در ایران ارائه می‌دهد، به نحوی که تا پایان سال گذشته (آخرین آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران) چیزی بیشتر از 39 میلیون و 500 هزار نفر از جمعیت کشور اساساً در محاسبات و آمارهای تخصصی وارد نشده‌اند و به عبارتی، نه شاغل هستند و نه بیکار. این گروه بزرگ از جامعه که تقریباً دو برابر کل جمعیت فعال کشور را تشکیل می‌دهد، قدرت کوچک‌ترین اثرگذاری را در تولید، توسعه و پیشرفت کشور بر اساس آمارهای ارائه شده ندارند و کاملاً متکی به حدود 24 میلیون نفری هستند که امروز جزو جمعیت فعال اقتصادی کشور محسوب می‌شوند.

کف خواسته‌ها در مذاکرات هسته‌ای

گفته شده که در سند توافق جامع ایران و گروه موسوم به 1+5، این محورها به عنوان کف خواسته‌های نظام به طرف‌های غرب ارائه خواهد شد: الف ـ هیچ مرز و میزانی برای غنی‌سازی پنج درصد وجود ندارد. ب ـ هیچ محدودیتی برای سانتریفیوژهای نصب شده پذیرفته نمی‌شود. ج ـ هیچ مرزی برای ادامه تحقیقات در تمام موضوعات مرتبط با فناوری هسته‌ای در کشور وجود نخواهد داشت. د ـ تمام تحریم‌ها در یک دوره زمانی کوتاه(حدوداً یک‌ساله) برداشته شود. هـ ـ هیچ مذاکره‌ای در مورد مسائل دفاعی، موشکی، تبدیل آب سنگین اراک به آب سبک و... پذیرفتنی نیست. و ـ ایران به توقف غنی‌سازی بالای پنج درصد و استمرار اکسید کردن اورانیوم ۲۰ درصد پایبند خواهد بود. ز ـ پذیرش دانشجوهای ایرانی در رشته‌های مرتبط با فناوری هسته‌ای باید در دانشگاه‌های دنیا انجام شود. ح ـ فتوای رهبر معظم انقلاب به صورت سند رسمی و به پنج زبان در سازمان ملل ثبت خواهد شد.

در جلسات حامیان احمدی‌نژاد چه می‌گذرد؟

در جلسه انتخاباتی حامیان احمدی‌نژاد، شعار «راه بهار از بهارستان می‌گذرد» برای حضور در انتخابات مجلس آینده انتخاب شد. این جلسه همچنین با این مصوبات همراه بود: 1ـ به دکتر احمدی‌نژاد پیشنهاد نماییم اسفندیار رحیم‌مشائی حضور کم‌رنگ‌تری در ساختمان ولنجک داشته باشد. 2ـ ما بدنه اصولگرایی را تا حدود زیادی با خود همراه داریم و تنها مشکل ما عدم همراهی سران اصولگرا و رسانه‌های آنها با ما است. در این جلسه مصوب شد برنامه‌ای طراحی شود تا افرادی که دارای چهره نسبتاً وجیهی در میان اصولگرایان هستند به دیدار سران و مدیران رسانه‌های اصولگرا بروند و از ضرورت وحدت میان اصولگرایان سخن بگویند.

ایران خواب را از فرمانده آمریکایی گرفته است

هاوارد مک کئون، رئیس جمهوریخواه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا در سخنانی در موسسه هریتیج، با انتقاد از سیاست دفاعی و تنظیم بودجه دولت گفت این سیاست، از توانایی آمریکا برای پیروزی در نبرد و آمادگی کافی برای نبردهای احتمالی آینده کم می‌کند. مک کئون درخصوص اینکه مذاکره برای تهیه پیش‌نویس یک توافق جامع هسته‌ای با ایران از نظر او و همکارانش چه اهمیتی دارد به صدای آمریکا گفت: «اوایل کار، ملاقاتی با ژنرال ماتیس رئیس فرماندهی مرکزی نظامی آمریکا داشتم که به من گفت سه چیز نمی‌گذارد که شب‌ها بخوابد: ایران، ایران و ایران. بعدها، پس از بازنشستگی هم این نگرانی را تکرار کرد. این مسئله‌ای است که نیاز به هوشیاری دائمی ما دارد.»

آقای یونسی کتاب جدیدی خوانده‌اند!

مدیرمسئول پایگاه اینترنتی «انتخاب» که از حامیان دولت است از اظهارات آقای یونسی ابراز نگرانی کرد و نوشت: عامل بحران این یکی دو روز اخیر، جناب آقای یونسی هستند. ایشان در مورد شیر و خورشید گفته‌اند: «عده‌ای خیال می‌کردند نماد شیر و خورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی است، اما اینگونه نیست. شیر نماد حضرت علی(ع) و خورشید نماد حضرت محمد(ص) است و تنها تاجش مربوط به شاه بود. وزیر سابق اطلاعات افزود: «اگر به من باشد، هلال احمر را تغییر می‌دهم و شیر و خورشید را جایگزین آن می‌کنم؛ البته برای هلال احمر هم احترام قائلم.» آقای یونسی در بخش دیگری از سخنان مشعشع خود که احتمالاً حکایت از مطالعه یک کتاب جدید یا شنیدن یک سخن متفاوت از اطرافیان ایشان است، چنین افاضه فرموده‌اند که: «فرهنگ ایران عرفان‌طلب است و بیشتر روح دین و مذهب را طلب می‌کند تا ظواهر مناسک را. ما می‌بینیم که گاه سینه‌زنی را تا پاسی از شب انجام می‌دهد، اما زمان اندکی برای نماز اختصاص می‌دهد... البته من در این مقام نیستم که مناسک را رد کنم؛ من روحانی هستم و مناسک‌گرا، اما روح ایرانیان اینگونه است.»


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

روایت «دلواپسی» و حکایت «نقدپذیری»
حسین عبداللهی فر

میزان الحراره نقدسنج دولتی‌ها نشان می‌دهد میزان نقدپذیری دولت چندان بالا نیست. در این میان آنچه عجیب به نظر می‌رسد عملیات روانی رسانه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان است که برخلاف انتقادات افراطی علیه دولت نهم و دهم، اینک فضای نقد علیه منتقدان را به‌شدت تنگ کرده و به نقدناپذیری دولتمردان مدد می‌رسانند.
نحوه مواجهه روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان در انعکاس اجتماع منتقدان توافقنامه ژنو که تحت عنوان «دلواپسان» انجام شد، گویای برخورد دوگانه با صدای منتقد است.
«شرق» در شماره روز اول هفته، در حالی تیتر اول خود را به «همایش دلواپسان» اختصاص داد که هنوز اجتماعی برگزار نشده بود. این روزنامه برای تخریب منتقدان هسته‌ای آنها را «حامیان احمدی‌نژاد» خواند و نوشت: «می‌گویند دلواپسند! حالا بعد از 9 ماه احساس می‌کنند باید تمام قد بیایند وسط و هشدار بدهند. یاران احمدی‌نژاد نزدیک به 9 ماه تحمل کرده‌اند و سکوت، تا آنجایی که غلامحسین الهام دست به کار شد و فرمان داد: همه به خط! حالا همه‌شان می‌خواهند دور هم جمع شوند. دور هم جمع شوند تا بگویند "دلواپسند".»
«آرمان» هم در این روز به نقل از موسوی لاری تیتر زد: «هاله نوری‌ها، دولت را تخریب می‌کنند.»
یک‌شنبه «شرق» گزارش «تجمع دلواپسان در سفارت سابق آمریکا» را تیتر کرد و نوشت: «همایش دلواپسیم و نقد توافقنامه ژنو که قرار بود روز گذشته در تالار سیدالشهدا برگزار شود بنا به دلایلی به محل سابق سفارت آمریکا منتقل شد و البته این قضیه هم باعث گلایه و ناراحتی برگزارکنندگان این مراسم شده بود. از رسانه‌ها گلایه داشتند که چرا آنان را منتسب به احمدی‌نژاد و سیاست‌های او خوانده‌اند و می‌گفتند مهمانان و سخنران‌ها گرچه از جبهه پایداری هستند، اما ارتباطی با احمدی‌نژاد ندارند، چراکه اساساً او را قبول ندارند و نمی‌خواهند به وی منتسب شوند.»
«آرمان» تیتر اول این روز خود را به «حامیان دیروز، دلواپسان امروز» اختصاص داد و منتقدان توافقنامه ژنو را «دلواپسان محبوبیت دولت» خواند و نوشت: «همایش دلواپسیم توسط هواداران دولت سابق برگزار شد.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله خود تحت عنوان «انتقاد حق کیست؟» منتقدان را فاقد پایگاه اجتماعی دانست و نوشت: «بهتر این است که دکتر روحانی اساساً آنچنان وقعی به اینگونه برخوردها و اجتماعات نداشته باشند، چراکه پایگاه اجتماعی این افراد، چه آنهایی که در سفارت آمریکا همان مراسم دکتر سلام را راه انداخته بودند و چه افرادی که به بهانه مسئله هسته‌ای گرد هم جمع شدند و از این بابت ابراز نگرانی و دلواپسی کردند و فردا ممکن است در ورزشگاهی به عظمت ورزشگاه شهید شیرودی جمع شوند و از باب مسئله دیگری ابراز ناراحتی کنند، بسیار ناچیز است و آقای روحانی نباید هیچ واکنشی نشان دهد، پایگاه اجتماعی این افراد تنها چهار میلیون رأی است و این در حالی است که پایگاه اجتماعی آقای روحانی 19 میلیون رأی است.»
«اعتماد» هم یک‌شنبه تیتر اول خود را «معترضان دلواپس علیه مذاکرات هسته‌ای» برگزید و نوشت: «در گردهمایی اقلیت منتقد دولت، شعار «روحانی متأسفیم» سر داده شد.»
«قانون» با اختصاص تصویر اول خود به این تجمع، ذیل رو تیتر «گزارش قانون از تجمع ضعیف منتقدان ژنو در لانه جاسوسی» به منظور تخریب منتقدان با حروف درشتی آنها را «دلواپسی نژادها» خواند.
دوشنبه «شرق»؛ «انتقاد رئیس مجلس از منتقدان دولت روحانی» را در سر صفحه خود قرار داد و روی تصویری از روحانی این جمله روحانی را نوشت: «رئیس‌جمهوری خطاب به منتقدان هسته‌ای؛ اگر کسی از تحریم خوشش می‌آید استدلال بیاورد.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله خود با عنوان «دلواپسی ملی یا جناحی» نوشت: «رنگ و بوی سخنان برخی از حاضران نشان از آن داشت که آنچه در ذهن برخی حاضران می‌گذرد، فراتر از اعلان دلواپسی است. برای نمونه یکی از آنان گفت؛ اگر الآن نواب صفوی زنده بود، قیام می‌کرد و دیگری بانگ برآورد که از دلواپسی گذشته، باید بشوریم.»
«اعتماد» هم «توفان اتهام‌زنی دلواپسان» را تیتر اول نیمه اردیبهشت ماه خود انتخاب کرد و با پایداری خواندن منتقدان هسته‌ای نوشت: «پایداری‌ها دلواپسند، آن قدر که دیگر تاب تعامل، مشورت و تأمل را ندارند. به گفته خودشان منتقد دلسوز مردم هستند ولی دیگر مهلت‌شان بر دولت تمام شده و می‌خواهند گلیم را از زیر پای روحانی و یارانش بکشند.»
«قانون» در تیتر اول این روز خود دلواپسی را به مجلس کشاند و ذیل تیتر «دوئل دلواپسان در بهارستان» از دلواپسی دولتمردان خبر داد و از قول پیرموذن نوشت: «دلواپسی من از حاشیه‌سازی برای رئیس‌جمهور است.»
«آفتاب یزد» هم به فرافکنی دلواپسی پرداخت و یک روز بعد در تصویر اول خود با درج کاریکاتوری از دو کلیه حاوی شماره تلفن‌های کلیه‌فروشان به مقایسه دو نوع دلواپسی پرداخت و نوشت: «دلواپسی "ما" دلواپسی "آنها"»
چهارشنبه که «قانون»؛ «نسخه ظریف برای دلواپسان» را تیتر اول خود برگزیده بود، روزنامه‌های آرمان، آفتاب یزد، اعتماد، شهروند، شرق و... در تیتر اول خود به نقل از ظریف نوشتند: «ملت دلاوریم نه دلواپس.»
روز آخر هفته هم که تیتر اغلب این روزنامه‌ها «پیروزی بر افراطیون» بود، «آرمان» از قول محمدرضا خباز تیتر زد: «اتاق فکر تخریب دولت تشکیل شده است.»
«شرق» هم از قول سیدمهدی طباطبایی نوشت: «هدف تندرو‌ها تخریب خط امام(ره) است، نه رئیس‌جمهور.»


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

مروري بر پاكسازي حمص بدون درگيري
گام بلند سوريه براي برقراري امنيت و برگزاري انتخابات

در موفقيتي ديگر براي ارتش سوريه، عناصر مسلح در حمص كه بیش از 1200 نفر بودند تسلیم شدند. اولین توافقنامه آتش‌بس در حمص حدود دو ماه پیش اجرا شد، حمص سومین شهر بزرگ سوریه است و تروریست‌ها در آن محاصره شده بودند. منابع سوری اعلام کردند که تکفیری‌های سوریه براساس توافقی که با دولت سوریه کرده‌اند، از مناطق حمص عقب‌نشینی می‌کنند. با اجرای این توافقنامه، منطقه «الوعد» تنها منطقه‌ای خواهد بود که تحت کنترل تروریست‌ها است. پس از پاکسازی شهر یبرود، مسیرهای ارتباطی تروریست‌های حمص قطع شد و آنها که اطمینان داشتند هدف بعدی ارتش سوریه خواهند بود، ترجیح دادند به جای نابود شدن، بدون درگیری از شهر خارج شوند.
پس از اين پيروزي، مردم سوريه با برگزاری تجمعات متعدد بر حمايت گسترده‌تر از نظام و ارتش سوريه تأكيد كردند. بسياري از ناظران سياسي، آزادسازي حمص را گامي مهم براي برقراري امنيت و برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري (13 خرداد) مي‌دانند.
موقعيت حساس حمص به عنوان مركزي براي گروه‌هاي تروريستي، بر اهميت اين پاكسازي مي‌افزايد. تحولات حمص نشانگر آن است كه گروه‌هاي شبه‌نظامي نيز از ناتواني خود و تحقق نیافتن وعده‌هاي حاميان‌شان آگاه گشته‌اند و تسليم شدن در برابر ارتش سوريه را تنها گزينه خود مي‌دانند.
عمليات حمص تسريع‌كننده پيشروي ارتش در ساير شهرها از جمله در حلب است. اجراي طرح دولت براي امدادرساني به ساكنان مناطق تحت محاصره تروريست‌ها، از ديگر نتايج اين پيروزي است كه براي سوريه اهميت بسياري دارد. نكته مهم آنكه؛ آزادسازي حمص تأثير بسياري در مشاركت مردم در انتخابات خواهد داشت چنانكه نظام و ارتش سوريه تأكيد كرده‌اند تا زمان انتخابات تلاش مي‌كنند امنيت را در مناطق بيشتري برقرار سازند تا مردم بيشتري بتوانند از حق حضور در انتخابات برخوردار شوند.
در كنار دستاوردها و واكنش‌هاي داخلي، واكنش‌هاي خارجي به ويژه نگاه غربي‌ها به اين پيروزي امري قابل توجه است.
بسياري سفر «الجربا» رئيس سياسي گروه‌هاي تروريستي و قاتلان مردم سوريه به آمريكا را برگرفته از پيروزي ارتش سوريه در حمص مي‌دانند. در اين ديدارها، مقامات آمريكايي از جمله جان كري وزير امور خارجه، بر حمايت مالي و تسليحاتي از آنچه مخالفان سوريه ناميده‌اند، تأكيد كردند. در همين چارچوب، منابع خبري از ارسال سلاح‌هاي پيشرفته براي گروه‌هاي تروريستي در سوريه خبر دادند در حالي كه همزمان كاخ سفيد تأسيس دفتر معارضان سوري در واشنگتن را اعلام داشت. باراك اوباما نيز همزمان با سفر الجربا به واشنگتن، قانون تحريم‌ها عليه سوريه را يك سال ديگر تمديد كرد.
آمريكايي‌ها چنان رفتار كرده‌اند كه گويي شرايط بر اساس طرح‌ها و منافع آنها پيش مي‌رود و در آينده نزديك، افرادي همچون الجربا مي‌توانند بر سوريه حكومت کنند.
اين فضاي تبليغاتي و رسانه‌اي در حالي صورت گرفته كه بررسي تحولات ميداني سوريه نكات قابل توجهي را نشان مي‌دهد. در عرصه نظامي، ارتش سوريه در كنار پيشروي‌هاي گسترده در بسياري از نقاط توانست بدون درگيري، حمص را از تروريست‌ها باز پس گيرد. در حوزه سياسي نيز سوريه با موفقيت، از نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري ثبت‌نام به عمل آورد تا زمينه‌ساز انتخابات نهايي در 13 خرداد باشد.
در حوزه اقتصادي نيز گزارش‌هاي منتشره از ارسال كمك‌هاي بشردوستانه جهاني به سوريه و موفقيت نظام اين كشور در توزيع آن در ميان مردم حكايت دارد. در عرصه منطقه‌اي و جهاني نيز در حالي که همگان بر پيروزي جبهه مقاومت در سوريه و منطقه تأكيد دارند، كشورهاي عربي و صهيونيست‌ها به شدت از ناتواني آمريكا در سوريه خشمگين شده‌اند و خواستار اقدام جدي‌تر آمريكا عليه اين كشور هستند.
اين وضعیت که آمريكا در قبال سوريه در حوز‌ه‌هاي مختلفي با ناكامي همراه شده، مي‌تواند رسوايي‌هاي بزرگي برای آن به همراه داشته باشد. در اين شرايط، واشنگتن با پذيرش ديدار الجربا و نيز برخي وعده‌هاي مالي و تسليحاتي و ايجاد فضاي تبليغاتي منفي عليه سوريه و مقاومت، به دنبال اهميت‌زدايي از دستاوردهاي اخير سوريه است تا ضمن استمرار بحران در سوريه، از انتقادهاي متحدان صهيونيست و عرب خود نيز بكاهد.
به عبارتي ديگر، پس‌لرزه‌هاي آزادسازي حمص، لرزش‌هاي بسياري براي آمريكا به همراه داشته كه با فضاي حاشيه‌اي، به دنبال اهميت‌زدايي از آن است. اين امر زماني آشكارتر مي‌شود كه رسانه‌هاي صهيونيستي، عربي و غربي به سادگي از كنار آزادسازي حمص گذشته و با پرداختن به حاشيه‌ها، سعي در اهميت‌زدايي از آن را داشته‌اند.
آزادسازي حمص ابتكاري بود كه دشمنان سوريه را غافلگير ساخت. به‌ويژه اينكه، بخش ديگري از اقتدار و توانمندي‌هاي مقاومت را به نمايش مي‌گذاشت.
آزادسازي حمص مي‌تواند تأثيرات بسياري بر بهبود اوضاع امنيتي سوريه و به‌ويژه مشاركت گسترده‌تر مردم در انتخابات داشته باشد كه دستاوردي بزرگ براي سوريه و شكستي سخت براي دشمنان آن خواهد بود.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

چرايي تكرار ادعاهاي موشكي
بحران اوکراين يک نکته را آشکار ساخت و آن تشديد مناقشات ميان روسيه و غرب است که در حوزه اقتصادي، سياسي و حتي نظامي صورت گرفته است. در اين ميان يک نکته مهم مطرح است و آن اينکه با وجود آنکه ناتو، در طول بحران اوکراين بارها بر تهديد و دشمن بودن روسيه تأکيد کرد، چنانکه معاون دبير کل ناتو اعلام مي‌کند روسيه دشمن اول ناتو و غرب است، اما همچنان کشورهاي غربي توان موشکي ايران را تهديد نخست مي‌دانند و بر لزوم انهدام آن تأکيد دارند.
در همين چارچوب دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا خواستار گنجاندن مسئله توان موشکي ايران در مذاکرات هسته‌اي و انهدام اين توانايي شده‌اند.
هرچند که مسئله امنيت رژيم صهيونيستي و به ادعاي کشورهاي غربي، امنيت متحدان عرب آمريکا از دلايل هراس غرب از توان موشکي ايران است، اما بررسي ريشه‌اي تحولات منطقه و جهان بيانگر حقيقتي ديگر است و محور اصلي هراس غرب از توان موشکي ايران را نشان مي‌دهد.
غرب به شدت اين تفکر را در کشورهای منطقه ترويج مي‌کند تا بتواند سلطه خود بر اين کشورها را اجرايي سازد.
اين امر را به خوبي مي‌توان در عرصه نظامي مشاهده کرد، به گونه‌اي که کشورهاي غربي با ادعاي عدم وجود مولفه و منبع ديگر، فروش تسليحات به کشورهاي عربي را اجرايي مي‌سازند. آنها روحيه خودکفايي را از ملت‌هاي منطقه گرفته و با اين اقدامات سلطه نظامي و سياسي خود بر کشورهاي منطقه را اجرايي مي‌سازند.
وجود جمهوري اسلامي ايران با توان دفاعي مستقل و قدرت موشکي بالا مولفه‌‌اي است که تمام ادعاهاي غرب براي اجراي نظام تک‌قطبي و القای آن به جهان اسلام را متزلزل مي‌سازد. غربي‌ها با حاشيه‌سازي‌ و تأکيد بر انهدام توان موشکي ايران به دنبال محروم‌سازي جهان اسلام از ظرفيت‌هاي دفاعي ايران و شکستن فرهنگ خودباوري و شعار «ما مي‌توانيم» در عرصه دفاعي براي جهان اسلام هستند.
اکنون جمهوري اسلامي ايران به الگويي براي ملت‌هاي اسلامي و کشورهاي منطقه در عرصه خودکفايي از جمله در حوزه نظامي مبدل شده که غرب به دنبال اهميت‌زدايي و حتي حذف آن از صحنه است تا همچنان به سلطه بر اين کشورها ادامه دهد و استعمار خويش را اجرايي سازد.
دامنه رفتاري غرب صرفاً در چارچوب کشورهاي اسلامي و منطقه نیست، بلکه عرصه بين‌الملل را نيز در بر مي‌گيرد. ايران در حوزه دفاعي نيز به الگويي براي جهان مبدل شده به گونه‌اي که بسياري از کشورها در چارچوب امنيت خود، مولفه جديدي را در کنار خود مي‌بينند و آن جمهوري اسلامي ايران است؛ ايراني که بدون وابستگي به آمريکا و ساير قدرت‌هاي جهاني توانسته در عرصه دفاعي از جمله در حوزه موشکي دستاوردهاي بسياري داشته باشد که مي‌تواند تأمين‌کننده نيازهاي دفاعي کشورها و ملت‌هاي مستقل جهان باشد. اين مسئله چالشي بزرگ براي غرب است که مي‌تواند در کنار حذف درآمدهاي سرشار غرب در حوزه فروش تسليحات، روحيه استقلال در برابر غرب را اجرايي سازد.
با توجه به اين شرايط است که غرب براي مقابله با دستاوردهاي دفاعي و موشکي ايران به هر حربه‌اي چنگ زده و حتي به دنبال آوردن پرونده موشکي ايران در مذاکرات هسته‌اي است. بر اين اساس مي‌توان گفت كه هراس غرب از الگو بودن ساختار دفاعي كشورمان است كه مي‌تواند شكست هيمنه نظامي غرب را به جهانيان نشان دهد، لذا با هر حربه‌اي به دنبال پنهان‌سازي اين حقيقت است.


پرونده

طرح محدودکردن توان موشکی ایران در توافق جامع هسته‌ای عاقلانه نیست
گریگوری تیلمان، کارشناس ارشد نظامی ـ امنیتی آمریکایی می‌گوید تلاش برای محدود کردن توان ایران برای ساخت موشک‌های دوربرد در توافق جامع هسته‌ای عاقلانه نیست، چرا که درخواست اعمال محدودیت بر تسلیحات متعارفی که ایران آنها را برای دفاع از خود حیاتی تلقی می‌کند، دستیابی به هدف اصلی مذاکرات را نیز به خطر خواهد انداخت. این عضو اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا افزود: اکنون مذاکراتی جدی برای کاهش یا محدود کردن توانایی هسته‌ای ایران در جریان است و تلاش برای محدود کردن موشک‌های بالستیک به عنوان بخشی از توافق جامع هسته‌ای عاقلانه نخواهد بود. اعمال محدودیت‌های کافی و قابل راستی‌آزمایی بر برنامه هسته‌ای ایران همچنان اولویت نخست است.
هشت مطالبه‌ هسته‌ای‌ ایران از گروه1+5

در سند توافق جامع ایران و گروه 1+5 ، این محورها به عنوان کف خواسته‌های نظام به طرف‌های غرب ارائه خواهد شد.
الف ـ هیچ مرز و میزانی برای غنی‌سازی پنج درصد وجود ندارد. ب ـ هیچ محدودیتی برای سانتریفیوژهای نصب شده پذیرفته نمی‌شود. ج ـ هیچ مرزی برای ادامه تحقیقات در تمام موضوعات مرتبط با فناوری هسته‌ای در کشور وجود نخواهد داشت. دـ تمام تحریم‌ها در یک دوره زمانی کوتاه (حدوداً یکساله) برداشته شود. ه ـ هیچ مذاکره‌ای در مورد مسائل دفاعی، موشکی، تبدیل آب سنگین اراک به آب سبک و... پذیرفتنی نیست. وـ ایران به توقف غنی‌سازی بالای پنج درصد و استمرار اکسید کردن اورانیوم بیست درصد پایبند خواهد بود. زـ پذیرش دانشجوهای ایرانی در رشته‌های مرتبط با فناوری هسته‌ای باید در دانشگاه‌های دنیا انجام شود. ح ـ فتوای رهبر معظم انقلاب به صورت سند رسمی و به پنج زبان در سازمان ملل ثبت خواهد شود.
نقشه راه توافق جامع هسته‌ای

گروه بین‌المللی بحران (ICG) یک سازمان بین‌المللی غیرانتفاعی و غیردولتی است که نقشه راه رسیدن کشورهای موسوم به گروه 1+5 و ایران به توافق جامع هسته‌ای را فراهم کرده و طبق روال معمول گزارش‌های خود پیشنهادهایی برای مراحل مختلف اجرای این توافق فراهم آورده است. در بخش پیشنهاد‌های این گزارش از دولت ایران خواسته شده در مرحله امضای توافق جامع هسته‌ای در راستای فتوای رهبر جمهوری اسلامی ایران تضمین بدهد به دنبال توسعه سلاح‌های هسته‌ای نباشد و پادمان‌های نظارتی را در تمامی فعالیت‌های غنی‌سازی فعلی و آتی خود اجرا کند. خودداری از فرآوری مجدد سوخت مصرف‌شده و نداشتن ذخایر اورانیوم غنی‌شده از جمله دیگر پیشنهاد‌های این گروه بین‌المللی به ایران در این مرحله ذکر شده است. در مقابل، از گروه 1+5 خواسته شده در مرحله امضای توافق جامع هسته‌ای این توافق را از طریق یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بپذیرد و اجرایی کنند. گروه 1+5 همچنین باید به ایران تضمین بدهند که بسترهای قانونی لازم برای تأمین سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای و رآکتورهای تحقیقاتی ایران را فراهم می‌آورند. علاوه بر این از شش کشور مذاکره‌کننده هسته‌ای خواسته شده از وضع هرگونه تحریم اضافی در ارتباط با برنامه هسته‌ای ایران خودداری کنند.
ایران به تعهدات خود بر اساس توافق ژنو عمل کرده است

«کاترین اشتون» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در آستانه آغاز دور جدیدی از مذاکرات هسته‌ای، گفت: ایران تاکنون بر اساس توافق ژنو به تعهدات خود عمل کرده است. ایران و گروه موسوم به 1+5 روز سوم آذر سال گذشته در شهر ژنو به توافق موقتی دست یافتند. طرفین بر اساس آن توافق تعهداتی را پذیرفتند و قرار شد در فرصتی شش ماهه برای دستیابی به راهکاری جامع تلاش کنند. خانم اشتون که در نشست موسسه «شورای امور جهانی شیکاگو» صحبت می‌کرد، با بیان اینکه به دنبال رسیدن به راهکاری جامع برای مناقشه هسته‌ای ایران است، گفت: «ایران به هرآنچه در توافق موقت وعده داده بود، عمل کرده است.»


اقتصادى
سعید مهدوی

بررسی توانمندی‌ها و ظرفیت‌های استان ایلام
رئیس‌جمهور و هیئت دولت چهارشنبه هفته گذشته در چهارمین سفر استانی پس از استان‌های خوزستان، هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان به ایلام سفر کردند. استان ایلام به عنوان یکی از استان‌های مهم کشور، در این سفر یک روزه مورد بازدید و ارزیابی رئیس دولت یازدهم و هیئت وزیران آن قرار گرفت. در این سفر، 5520 میلیارد ریال اعتبار در قالب اجرای 44 طرح مصوب دولت یازدهم به استان ایلام اختصاص یافت که به عقیده بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران با توجه به توانمندی‌های این استان که در ادامه ذکر می‌شوند، دولت در تخصیص اعتبارات غیر کارشناسی عمل کرده است.
* برخی از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های استان ایلام
استان ايلام داراي منابع عظيم نفت و گاز است، به نحوي كه از نظر منابع گازي، رتبه دوم كشور و از نظر منابع نفتي، سومين استان غني كشور به شمار می‌آيد. اكنون روزانه 80 هزار بشكه نفت از منابع نفتي ايلام استخراج شده كه به سبب فقدان پالايشگاه در استان، از طريق لوله در خوزستان فرآوري می‌شود. با وجود داشتن ذخایر سرشار نفت، گاز و مزیت مجاورت استان به کشور عراق برای صادرات فراورده‌های نفتی و پتروشیمی از یک سو و میدان مشترک نفتی و گازی این استان با کشور عراق و محاسبه هزینه عدم برداشت از منابع این استان از سوی دیگر، ضرورت سرمایه‌گذاری و توجه ویژه به استان ایلام گوشزد می‌شود.
در بخش معدن تعداد 32 معدن در بخش‌هاي مختلف آلوويم آهكي، گچ، مارون، شن و ماسه و بيتومين در استان ايلام فعال بوده كه سالیانه يك ميليون و 700 هزار تن مواد معدني از اين معادن استخراج می‌شود كه ارزش ريالي اين ميزان مواد معدني سالیانه 30 ميليارد ريال برآورد شده است. همچنین باوجود منابع غني و سرشار سيمان، ظرفيت مطلوبي براي تبديل شدن اين استان به قطب سيمان كشور وجود دارد.
استان ايلام به سبب دارا بودن 430 كيلومتر مرز مشترك يكي از مهم‌ترين كانون‌هاي صدور كالاي ايراني به كشور عراق است. نزديكي به شهرهاي عراق، وجود امنيت كامل در مرز و استقبال تجار و بازرگانان از خروجي بين‌المللي مهران سبب شده كه اين خروجي، به مهم‌ترين معبر مراوده‌هاي صادراتي ايران ـ عراق تبديل شود و پتانسیل تبدیل شدن شهر مرزی مهران به منطقه آزاد تجاری وجود دارد.
استان ايلام با دارا بودن سه ميليون دام سبك و سنگين، 7/1 ميليون هكتار جنگل و مرتع و 250 هزار هكتار زمين زراعي يكي از قطب‌هاي كشاورزي نیز محسوب مي‌شود. همچنین با توجه به بخش‌هاي متنوع در فعاليت‌هاي كشاورزي و دامداري ناشي از گوناگوني موقعیت‌های جغرافيايي و اقليمي و وجود ظرفيت‌هاي قابل توجه پرورش دام و طيور، این استان از موقعيت ممتازي برای ايجاد صنايع وابسته با سرمايه‌گذاري در بخش كشت و صنعت برخوردار است.
صنعت توریسم نیز یکی از ظرفیت‌های این استان است که باید مورد توجه قرار گیرد. استان ايلام به عنوان بخشي از تمدن‌هاي ايلام باستان، هخامنشي و ساساني از اهميت تاريخي زيادي برخوردار است. همچنین اکثر زائران و شهروندان عراقی برای ورود به ایران مرز ایلام را برمی­‌گزینند که این خود نیز یکی ظرفیت­‌های مهم استان به‌شمار می‌رود که با ساماندهی و سرمایه‌گذاری می‌تواند در خدمت صنعت گردشگری کشور قرار گیرد.
با این همه، استان ایلام یکی از استان‌های محروم کشور محسوب می‌شود که نرخ بیکاری آن بیش از پنج درصد از میانگین کل کشور بالاتر است و 40 درصد جوانان این استان از بیکاری رنج می‌برند. این امر برای رئیس‌جمهور و هیئت وزیران دولت باشد که چرا با این همه ظرفیت‌ و توانمندی ایلام، این استان نمی‌تواند در ارز آوری، تولید ناخالص داخلی و... اقتصاد کشور را یاری و مساعدت کند.


نداى قدس

جبهه واحد صهیونیست‌ها برای مقابله با حماس و فتح
نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با انتقاد از تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین گفت: باید در حزب لیکود برای مقابله با چالش‌هایی که اسرائیل [رژیم صهیونیستی] با آن مواجه است، جبهه واحدی تشکیل دهیم. به گزارش خبرگزاری قدس نتانیاهو با انتقاد از محمود عباس (ابومازن) رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به‌دلیل دیدار با خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس گفت: در اینترنت کلیپ ویدئویی متعلق به حماس در مورد کودکان فلسطینی را دیدم که در آن، خانم جوان فلسطینی به کودکان آموزش می‌دهد و می‌گوید که وقتی بزرگ شدید چه کاری انجام خواهید داد؟ و می‌گوید که تمام یهودیان و صهیونیست‌ها را بکشید. وی افزود: من به عباس می‌گویم کسی که دنبال صلح است با حماس هم‌پیمان نمی‌شود، چرا که این جبنش در صدد نابودی اسرائیل است.
خط فقر در میان صهیونیست‌ها

براساس گزارشی جدید که مرکز «تائوب» برای تحقیقات سیاست اجتماعی تحت عنوان «تصویر اسرائیل در سال 2014» منتشر کرده، آمده است: در رابطه با فقر و نابرابری درآمدی نیز رژیم صهیونیستی در میان کشورهای پیشرفته، بالاترین میزان فقر را دارد. بیش از پنجاه درصد از جمعیت ارتدوکس یعنی 750 هزار نفر و خانواده‌های فلسطینی یعنی ۱ میلیون و 500 هزار نفر از نظر درآمدی زیر خط فقر زندگی می‌کنند. این تحقیق نشان می‌دهد که 20 درصد از صهیونیست‌ها پول کافی برای خرید غذا ندارند و یک‌سوم از همین جمعیت بدون وسایل گرمایشی و سرمایشی زندگی کنند. تحقیق مرکز تائوب در بخش مراقبت‌های پزشکی هم نشان داد که یک‌ششم از آحاد جامعه صهیونیستی یعنی یک میلیون نفر، توانایی خرید دارو ندارند و40 درصد از آنها هم تسهیلات لازم را برای مراقبت از دندان‌های خود دریافت نمی‌کنند.
تخریب 13 تونل از سوی ارتش مصر در رفح

به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم نیروهای ارتش مصر 13 تونل دیگر را در رفح تخریب کردند. با تخریب این تونل‌ها تعداد تونل‌های ‌تخریب شده مردم فلسطین به 1633 تونل رسیده است. فلسطینی‌ها از این تونل‌ها برای ورود کالاهای مورد نیاز خود به غزه استفاده می‌کردند. ارتش رژیم صهیونیستی هم در اقدامی هماهنگ با ارتش مصر با بستن گذرگاه کرم ابوسالم برای چند روز متوالی فشار بر مردم غزه را افزایش داده است.
فاجعه مالی ارتش صهیونیستی از زبان مقامات ارتش

به گزارش یدیعوت آحارونوت، با اینکه «بنی گانتز» رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی از اعلام حقیقت‌ها در مورد بحران سخت مالی ارتش می‌پرهیزد، ولی موشه یعلون، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، این حقیقت را آشکار کرده است. یعلون گفته است که، بودجه نظامی از بین رفته است، دستگاه نظامی در بحران است و اکنون نیاز داریم تا بودجه نظامی را کم کنیم. مقامات نظامی در این تصمیم مردد بودند که آیا این بحران را رسانه‌ای بکنند یا خیر. ژنرال «آگی یخزکل» یکی از مقامات ارتش رژیم صهیونیستی در این باره گفته است: ما سعی نداریم جامعه صهیونیستی را بترسانیم، ولی ما مجبور خواهیم بود تا بسیاری از فعالیت‌های ‌ارتش را متوقف کنیم.
تهدید اتحادیه اروپا به رژیم صهیونیستی

اتحادیه اروپا مدعی شده در صورتی که رژیم صهیونیستی حاضر به ادامه مذاکرات سازش نباشد، این اتحادیه مجبور خواهد شد تصمیمات جدی علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ کند. اتحادیه اروپا اعلام کرد در صورت بازنگشتن رژیم صهیونیستی به مذاکرات، کالاهای تولید شده در شهرک‌های ‌این رژیم در اراضی اشغالی را تحریم و تمام قراردادهای تجاری شرکت‌های ‌اروپایی را با شرکت‌هایی که در این شهرک‌ها فعالیت می‌کنند، لغو خواهد کرد. درحالی که پس از امضای توافقنامه آشتی ملی میان دو جنبش فتح و حماس، رژیم صهیونیستی اعلام کرد که امضای آشتی ملی به معنای شکست مذاکرات است و در نتیجه این رژیم از ادامه این مذاکرات خودداری کرده است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

تروريسم
كشتار مسلمانان و امنيت غرب

قاسم غفوري


تروريسم واژه‌اي است که کشورهاي غربي در طول چند دهه اخير به کرات به کار برده‌اند که نقطه اوج آن را در حوادث 11 سپتامبر 2001 و عملکرد جرج‌بوش، رئيس‌جمهور سابق آمريکا مي‌توان مشاهده کرد. بوش پس از حادثه 11 سپتامبر در کنگره آمريکا ادعا کرد که جنگي صليبي بار ديگر آغاز شده و رسالت آمريکا را نيز مبارزه با تروريسم تشکيل مي‌دهد. البته وي در سال‌هاي بعد واژه‌ محورهاي شرارت را نيز به مسئله تروريسم افزود، تا توجيه‌‌کننده ابعاد جديد نظامي‌گري آمريکا در جهان باشد. لازم به ذکر است که وي دکترين حمله پيش‌دستانه براي عدم تکرار 11 سپتامبر را نیز مطرح کرد که با عمليات در افغانستان و عراق همراه شد.
در دوران باراک اوباما نيز هر چند آمريکا ادعاي پايان مبارزه با تروريسم و تلاش براي صلح را مطرح کرده اما در عمل تروريسم همچنان بهانه آمريکا براي دخالت‌هاي نظامي در عرصه جهاني است. آمريکا با نام مقابله با احياي تروريسم، حضور نظامي خود در افغانستان و لشکر‌کشي به کشورهاي آفريقايی نظير؛ ليبي، نيجريه و ... را اجرايي کرده است. باراک اوباما در سخنراني ساليانه خود در سال 2013 هنگام آغاز دور دوم رياست‌جمهوري خود شعار پايان دوران جنگ را سر داد که محور آن را نظامي‌گري آمريکا در جهان براي جلوگيري از احياي تروريسم و اهدای امنيت به جهان تشکيل مي‌داد.
دولتمردان اروپايي به ويژه سران انگليس، فرانسه و آلمان نيز اين شعارها را سر دادند و با محور ناتو و يا به صورت مستقل، عمليات نظامي را طراحي کردند که محور آن را نيز آفريقا تشکيل مي‌دهد. اين ادعاها در حالي مطرح شده که تحولات سوريه و بهره‌گيري غرب از مهره گروه‌‌هاي تروريستي براي سلطه بر اين کشور، تمام اين ادعا را باطل ساخت. در طول سه سال اخير کشورهاي غربي از تمام ابزارها براي به زير سلطه درآوردن اين کشور بهره گرفته‌اند، به گونه‌اي که اسناد منتشر شده از حضور گروه‌هاي تروريستي از 83 کشور جهان در سوريه حکايت دارد.
غرب در حالي نتوانست از تروريست‌ها براي رسيدن به اهدافش در سوريه بهره گيرد که دامنه اين گروه‌هاي تروریستی را به عراق و لبنان نيز گسترش داد که نتيجه آن نيز کشتار هزاران انسان بي‌گناه بود. غربي‌ها در طول سه سال گذشته در چارچوب منافع خود جهان اسلام را قرباني تروريسم کردند، در حالي که در تبليغات رسانه‌اي با دادن ماهيت اسلامي به اين گروه‌ها، ادعاهاي جنگ داخلي در جهان اسلام را سر دادند. غرب در حالي قرباني ساختن جهان اسلام در چارچوب منافع خود را اجرا کرد که سياست‌هاي کنوني آن نشانگر طراحي جديد آنان در جهت نابود‌سازي جهان اسلام براي تأمين امنيت اروپا و آمريکا است. برآوردهاي اطلاعاتي آمريکا و اروپا نشان مي‌دهد که گروه‌هاي تروريستي سرخورده از شکست در سوريه، لبنان و عراق عزم بازگشت به کشورهاي مبدأ خود را دارند. برخي از اين گروه‌های بازگشته به تونس و ليبي حوادث خونينی را رقم زده‌اند.
چنانکه کشورهاي غربي نيز آشکارا بر خطر بازگشت تروريست‌ها به کشورهاي مبدأ ابراز نگراني کرده‌اند، غرب که مي‌داند بازگشت تروريست‌هايي که خود به سوريه اعزام کرده به آمريکا و اروپا برابر با ناامني و روزهاي خونين براي اين کشورها خواهد بود، طرحي جديد را در دستور کار دارد و آن استمرار قرباني ساختن جهان اسلام اين بار براي تأمین امنيت اروپا و آمريکا است.
در اين چارچوب غربي‌ها باوجود آگاهي از شکست تروريست‌ها در سوريه، لبنان و عراق، طرح ارسال تجهيزات پيشرفته‌‌تر به تروريست را در پيش گرفته‌اند، هر چند که در مرحله نخست، اين اقدام براي ادامه سياست بحران‌سازي جهت جلوگيري از برگزاري انتخابات در سوريه و ماندگاري بحران در منطقه است، اما هدف مستمر غرب، درگير ماندن اين گروه‌ها در لبنان، سوريه و عراق براي عدم بازگشت به اروپا و آمريکا است. غرب بر اين گمان است که با اين اقدام، گروه‌هاي تروريستي به اميد پيروزي، به جنگ در اين مناطق ادامه مي‌دهند، در حالي که در نهايت، بسياري از آنها کشته و از صحنه حذف مي‌شوند.
غرب مي‌داند که گروه‌هاي تروريستي توان مقابله با ارتش سوريه و عراق و مقاومت لبنان را ندارند و در نهايت محکوم به نابودي هستند، با اين وجود به جاي آنکه از مبارزه‌کنندگان با تروريسم حمايت کند، همچنان به تقويت تروريست‌ها مي‌پردازد تا دو اصل مشغول ماندن مقاومت و منطقه در جنگ و نيز کشته شدن و نابودي گروه‌هاي تروريستي که احتمال بازگشت آنها به اروپا و آمريکا وجود دارد را اجرايي سازد. به عبارتي ديگر، غرب همچنان نسخه حمايت از تروريسم را اجرا مي‌سازد، در حالي که هدف آن مشغول داشتن تروريست‌ها براي عدم بازگشت به اروپا است که نتيجه آن نيز استمرار کشتار مسلمانان خواهد بود. بر اين اساس است که مي‌توان گفت غرب بار ديگر براي امنيت خود، جهان اسلام را قرباني مي‌سازد و در اين راه حاضر به کشتار ميليون‌ها انسان بي‌گناه خواهد بود.


ابعاد جديد جنگ در اوكراين
رضا اشرفي

اوكراين كم‌كم به روزهاي نگران‌کننده خود نزديك مي‌شود. عمق يافتن بحران در اين منطقه مي‌تواند مشكلات امنيتي فراواني را براي اين حوزه و كشورهاي مختلف منطقه ايجاد كند. موضوعي كه این روزها اين بحران را پیچیده‌تر کرده است. انتقال گروه‌هاي تكفيري به اوكراين است!
پيش از اين نيز اين مسئله تجربه شده است و تندروهاي حاضر در چچن به همراه تكفيري‌هاي منتقل شده به اين منطقه، تجربيات تلخي را براي آن رقم زده‌اند. حال يك بار ديگر زمزمه‌هاي اين تجربه تلخ تكرار مي‌شود. البته اين موضوع هنوز قطعيت پيدا نكرده است، اما بر مبناي سه تحليل قابل تأمل است.
ابتدا اينكه؛ عربستان سعودي به عنوان كشور پرورش‌دهنده و صادركننده تروريسم مذهبی كه نتوانسته روسيه را نسبت به بحران سوريه تحت تأثير قرار دهد و آن را وارد تيم ضد بشار اسد كند،‌ حال در پي انتقام از این کشور است و با انتقال تكفيري‌ها به اوكراين و تعميق اين بحران، در پي تحت فشار قرار دادن مسكو است. سعودي‌ها پيش از اين به دنبال آن بودند تا از طريق ترورهاي مستقيم در داخل خاك روسيه دست به چنين كاري بزنند كه دو انفجار تروريستي شهر سوچي در آستانه المپيك زمستاني از جمله آنها بود كه البته با واكنش تند روسيه و ولاديمير پوتين مواجه شد، اما ناگفته نماند كه عربستان از اين ابزار ترور نسبت به هيچ كشوري نخواهد گذشت و ميزان استفاده از آن تنها به منافع و موقعيت رياض بازمي‌گردد كه تأكيد مي‌شود جهان بايد نسبت به اين تحركات خطرناك انديشه‌اي سیاسی كند، در غير اين صورت، اين روش خطرناك دامن بسياري از كشورها،‌ حتي آمريكا و اروپا را خواهد گرفت.
مسئله بعدي فروكش كردن بحران عميق در غرب آسيا(خاورميانه) و از بين رفتن زمينه‌هاي ماندگار براي فعاليت تروريست‌ها در اين منطقه به‌خصوص سوريه است. با توجه به اينكه، بخش قابل توجهي از تروريست‌هاي حاضر در منطقه و سوريه، تبار اروپايي و غربي دارند،‌ اين كشورها نگران آن هستند كه با اتمام بحران در سوريه،‌ تروريست‌ها ميل بازگشت به كشورهاي مادري خود را داشته باشند. غرب همواره نسبت به اين مسئله نگران بوده و بر همين مبنا، رضايت مي‌دهد كه بحران جديدي را در منطقه‌اي ديگر تعريف كند و تروريست‌ها را به آن سمت گسيل دارد تا از اين طريق، هم زمينه‌هاي نابودي فعلي آنها را فراهم كند و هم كشور هدف را (در اين برهه روسيه) تحت فشار قرار دهد. تا اينجاي كار مي‌توان تصور کرد كه در انتقال تروريست‌ها و تكفيري‌ها به اوكراين، ممكن است اتحادي بين مادر تروريسم دنيا و غرب، شكل گرفته باشد. زيرا اين تروريست‌ها قادر خواهند بود علاوه بر اوكراين در خارج از آن و نزديك روسيه نيز كه پيش از اين زمينه‌هايش را فراهم كرده‌اند، نفوذ كنند و سطح بحران را گسترش دهند.
اما نبايد فراموش كرد كه در همين زمينه، اروپا با توجه به اينكه داراي ريشه‌هاي راديكاليسم از جنس نئونازيسم، نئوفاشيسم و راست افراطي است، كاملاً آسيب‌پذير است و اگر به انتقال تكفيري‌ها به اوكراين رأي مثبت بدهد آينده خود را به شدت به خطر مواجه خواهد انداخت. اين خطر حتي منافع آمريكا را با مشكل مواجه خواهد كرد و ممكن است كل نظام بين‌الملل را وارد شيب تند تروريسم و خشونت گسترده كند. از اين منظر دنيا بايد هر چه زودتر تكليف خود را با مادر تروريسم دنيا روشن كند.
اما تحليل سومي كه سبب مي‌شود بحث انتقال تكفيري‌ها به اوكراين مورد مداقه قرار بگيرد به تحولات كلان نظام بين‌الملل باز مي‌گردد. شواهد امر گوياي اين است كه ساختار نظام بين‌الملل در حال تغيير است و ديگر كشورها اجازه نمي‌دهند كه آمريكا به تصور تك‌قطبي بودن خود در دنيا ادامه دهد. مهم‌ترين كشورها در اين زمينه چين و روسيه هستند و در گام‌هاي بعدي، كشورهاي نوظهور و حتي اروپا قرار دارند.
اين در حالي است كه آمريكا براي آنكه به تصور تك هژموني خود در ساختار نظام بين‌الملل ادامه دهد نسبت به تغيير اين ساخت مقاومت مي‌كند. عمده جنگ‌ها و بحران‌هايي كه ريشه در منافع آمريكا دارد از اين مسئله نشئت مي‌گيرد. وقتي چنين اصطكاكي در عرصه بين‌المللي ایجاد می‌شود به تبع سطح فعاليت تروريسم و حاميان آنها در جهان افزوده مي‌شود كه كم‌كم كل دنيا را تهديد مي‌كند. در چنين شرايطي، كشوري كه ميل به ادامه يكه‌تازي دارد از عقلانيت فاصله مي‌گيرد و تمايلي نشان نمي‌دهد كه با باز كردن فضا براي ديگر كشورها جاي خود را تنگ كند.
چنين برخوردي به تبع همه كشورها،‌ ملت و كل تاريخ بشريت را تهديد مي‌كند. همان مسئله‌اي كه پيش از این در جنگ جهاني اول و دوم رخ داد و كشورهاي حاضر در قدرت جهاني به رهبري انگليس نخواستند كه كشور نوظهور و تازه به استقلال رسيده‌اي همچون آلمان وارد عرصه قدرت فرامنطقه‌اي شود. نظام بين‌الملل پس از حدود يك قرن، بار ديگر در چنين موقعيتي قرار گرفته است كه اگر درست مديريت نشود، تنها فاجعه را براي بشريت به ارمغان خواهد آورد.


از نگاه دیگران

شكست راهبرد تكيه بر آمريكا
سازمان آزادي‌بخش فلسطين قبول كند يا نكند 27 آوريل 2014 مصادف با اعلام شكست مذاكرات، نقطه‌عطفي در تاريخ فلسطين و روزي بود كه بايد پس از آن راهبرد تكيه بر آمريكا را به فراموشي سپرد. ابومازن نه تنها از مذاكرات 9 ماهه اخير دست خالي خارج شد، بلكه راهبرد وي در مورد تكيه چندين باره به آمريكا با شكست مواجه شد. هر چيزي كه دستاورد ملي ساف محسوب مي‌شود از طريق مخالفت با اراده آمريكا به دست آمده است. آغاز انقلاب فلسطين، شناسايي ساف به عنوان تنها نماينده مشروع ملت فلسطين و يا شناسايي دولت غير عضو فلسطين در مجمع عمومي سازمان ملل از جمله اين موارد هستند. تا زماني كه راهكار اصلي مبارزه ملي فلسطين وحدت باشد و مقاومت اسلامي در مقابل آمريكا و رژيم صهيونيستي باشد، خط سير اين مبارزه صعودي خواهد بود. اما از زمان تكيه ساف بر اين توهم كه مي‌توان آمريكا و رژيم صهيونيستي را يكي ندانست، قضيه فلسطين و مبارزه ملي آن در سراشيبي سقوط افتاد. در پس تجربه ميانجي‌گري آمريكا در قضیه صلح مصر با رژيم صهيونيستي و سپس فروپاشي شوروي و يكه‌تازي آمريكا و نيز نابودي همبستگي عربي و پشتيباني جهان اسلام از مقاومت مسلحانه، رهبري ساف به سمت آمريكا متمايل شد، اما با گذشت بيش از دو دهه از تكيه بر اين راهبرد وهمي، هيچ شكي در يكي بودن اين دو باقي نمانده است. نمونه روشن در اين‌باره، رفتار كري وزير امور خارجه آمريكاست كه در جلسه‌ محرمانه‌اي، رژيم اشغالگر را به تلاش براي به شكست كشاندن راه‌حل دو دولتي و تبديل آن به رژيم آپارتايد معرفي مي‌كند، ولي در مصاحبه مطبوعاتي به زبان آوردن چنين عبارتي و يا هرگونه قصد و نيتي در اين زمينه را رد مي‌كند و حتي بدتر از آن، خواستار به رسميت شناخته شدن هويت يهودي آن توسط فلسطيني‌ها مي‌شود. اين رفتار موهن، نشانه‌اي از عقب‌نشيني اوباما در برابر نتانياهو و تأكيد مجددي بر اين حقيقت است كه موضع آمريكا درباره فلسطين و البته به نظر رژيم صهيونيستي و صهيونيسم جهاني است. هم‌اكنون دولت اوباما و حكمرانان آمريكايي عزم خود را براي به شكست کشاندن هر گونه فعاليت بين‌المللي فلسطيني‌ها از طريق مجازات‌هاي مالي و فعال‌سازي قانون مبارزه با تروريسم فلسطيني در كنگره جزم كرده‌اند. شايان ذكر است كه اين قانون در سال 2006 و در مورد توقف كمك‌هاي مالي به حكومت وحدت ملي فلسطيني‌ها صادر شده بود.
اوباما در كميته امور خارجي مجلس نمايندگان، سخنان نتانياهو را طوطي‌وار تكرار كرد. ابومازن هم اكنون در يك دو راهي تاريخي ايستاده است. آيا او خواستار صلح با رژيم صهيونيستي است، يا آشتي با حماس؟ او اعلام كرد كه پیش از آغاز مجدد گفت‌وگو بايد يك دوره انتظار سپري شود و مسلماً رژيم صهيونيستي از اين فرصت براي ساخت‌وساز بيشتر بهره خواهد برد، ساخت‌وسازي كه نه مذاكرات و نه آمريكا و نه راهبرد ساف درباره تكيه به آمريكا نتوانست آن را مهار كند.
منبع: روزنامه النهار چاپ قدس اشغالي
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا619

ایران بزرگ‌ترین توان موشکی خاورمیانه را دارد
باشگاه خبرنگاران(16/2/1393): موسسه آمریکایی «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی»، برنامه موشکی ایران را قدرتمند و توان موشکی این کشور را خارق‌العاده توصیف و در عین حال از آن ابراز ترس و هراس کرد. این مرکز در گزارشی اعلام کرد ایران در حال حاضر بزرگ‌ترین توان موشکی در منطقه خاورمیانه را داراست. ایران حدود یک هزار راکت و موشک دارد که برد آنها از نود کیلومتر تا یک‌هزارودویست می‌رسد. موشک شهاب3 ازجمله تولیدات موشکی ایران است. این موشک می‌تواند هر نقطه‌ای را در اسرائیل هدف قرار دهد. برد این موشک به اندازه‌ای دقیق است که می‌تواند شهرهای کوچک اسرائیل را نیز هدف بگیرد.
پنتاگون: برنامه موشکی ایران کند نشده است
خبرگزاری فارس(۱۴/2/1393): سخنگوی وزارت دفاع آمریکا تهدید برنامه موشکی ایران را «واقعی و معتبر» خواند و گفت: نشانه‌ای مبنی بر کند شدن پیشرفت برنامه موشک‌های بالستیک ایران وجود ندارد. دریاسالار «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بار دیگر نسبت به برنامه موشکی ایران ابراز نگرانی کرد و گفت: هیچ نشانه‌ای دال بر کند شدن روند پیشرفت این برنامه وجود ندارد. وی افزود: «ما به بحث در این مورد با دوستان و شرکای‌مان در خاورمیانه ادامه می‌دهیم، چراکه هیچ نشانه‌ای مبنی بر کند شدن روند تهدید موشک‌های بالستیک ایران وجود ندارد و این تهدیدی واقعی و معتبر است. فکر می‌کنم می‌دانید که ما قطعاً این تهدید را جدی می‌گیریم.»
نمی‌توان به ایران اعتماد کرد!
باشگاه خبرنگاران(14/2/1393): وزیر امنیت داخلی دولت جورج بوش مدعی شد: «آیا می‌توان به ایران اعتماد کرد؟» «تام ریج» ادعا کرد: تحت فشارهای شدید کنگره آمریکا کاخ سفید بالاخره قبول کرد مانع ورود دیپلمات ایران به سازمان ملل متحد شود. اینکه تهران همچنان اصرار دارد ابوطالبی را به سازمان ملل متحد بفرستد، نشان می‌دهد تهران سیاست خارجی آمریکا را ضعیف و غیرقاطع ارزیابی می‌کند. وی افزود: گزارش‌هایی وجود دارد که نمایندگان دولت اوباما گفته‌اند این مسئله تأثیری بر جدیدترین دور مذاکرات هسته‌ای که در وین برگزار شد، نداشته است. آنها پیش‌بینی کرده‌اند تنش بر سر ابوطالبی بخت دستیابی به توافقنامه جامع هسته‌ای را کم نمی‌کند. وی در پایان باز هم ادعا کرد نباید به ایران اعتماد کرد.
واشنگتن: حقوق بشر را از یاد نمی‌بریم!
خبرگزاری ایرنا(15/2/1393): «آلن ایر» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا حل مسئله هسته‌ای را موجب برداشته شدن مانع اصلی میان ایران و جهان دانست، اما گفت واشنگتن برای رسیدن به توافق با تهران، مسئله حقوق بشر را فراموش نمی‌کند. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا همچنین با اشاره به مذاکرات هسته‌ای در جریان میان ایران و گروه موسوم به 1+5 (آمریکا، روسیه، چین، انگلیس، فرانسه و آلمان)، گفت: «موفقیت در دستیابی به راهکاری برای مسئله هسته‌ای مانع اصلی میان ایران و جهان را برطرف می‌کند و به لغو همه تحریم‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای منجر می‌شود.»
توافق با ایران به حل برخی بحران‌ها کمک می‌کند
باشگاه خبرنگاران(15/2/1393): «رایان کراکر» سفیر سابق آمریکا در پاسخ به پرسش خبرنگار پایگاه اینترنتی المانیتور گفت: توافق با ایران به حل برخی بحران‌ها کمک می‌کند. «رایان کراکر» که در گذشته سفیر آمریکا در کشورهای لبنان، سوریه، عراق و افغانستان بوده است، گفت: آمریکا باید روی حمایت از همسایگان سوریه تمرکز و به آوارگان در این کشورها کمک کند. همچنین با ایران توافق کند، چراکه توافق با ایران به حل برخی بحران‌ها کمک می‌کند.
سیاست‌های هسته‌ای ایران تغییر نمی‌کند
خبرگزاری فارس(16/2/1393): «ایلان برمن» معاون شورای سیاست خارجی آمریکا با اشاره به اینکه ایران پیروز مذاکرات هسته‌ای است، تأکید کرد: ایران سال‌ها یک راهبرد دیپلماتیک پایدار را برای تلاش‌های هسته‌ای خود اتخاذ کرده و این راهبرد تغییر نخواهد کرد. وی در پایان با اشاره تلویحی به اینکه پیروز نهایی مذاکرات هسته‌ای، ایران خواهد بود، تأکید کرد: همانطور که ایران سال‌ها یک راهبرد دیپلماتیک پایدار را برای ادامه تلاش‌های هسته‌ای خود اتخاذ کرده بود، اقدامات مقامات کنونی این کشور نیز همچنان همان مسیر را دنبال می‌کند. این بار مقامات ایرانی به دنبال این هستند تا به شیوه‌ای جدید که ظاهراً ارائه جزئیاتی بیشتر درباره برنامه هسته‌ای آنها است، همان سیاست پیشین را در پیش گیرند.‬


هویت 361

انگليس: حمايت كامرون از اسلام‌ستيزان
در ادامه سياست‌هاي ضد اسلامي دولتمردان انگليس، دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس، وعده داده است آنچه را که وی از آن به «افراط‌گرایی» و «اسلام‌گرایی» نام می‌برد در مدارس سراسر انگلیس محو کند. این اظهارات پس از طرح اتهاماتی درباره‌ توطئه‌ گروه‌های اسلامی برای تصرف بیش از ۲۵ مدرسه در بیرمنگام در میدلندز غربی مطرح شد. فیصل‌خان، فردی که به طراحی این توطئه متهم است، با رد این اتهامات می‌گوید تنها انگیزه‌ وی ارتقای استانداردهای مدارس بوده است و وی خواستار اسلامی کردن مدارس انگلیس نبوده است. مایکل گوو، وزیر آموزش‌وپرورش انگلیس، پیتر کلارک، رئیس سابق ضد تروریسم اسکاتلند یارد، را به عنوان سرپرست تیم تحقیق در این باره منصوب کرده است. انتصاب کلارک با انتقاداتی روبه‌رو بوده است؛ منتقدان می‌گویند این اقدام افزایش نگرانی از اقدامات احتمالی سرکوبگرانه‌ دولت بر اجتماعات مسلمان در انگلیس را موجب شده است.
آمريكا: اعدام بي‌گناهان براساس تازه‌‌ترین تحقیقاتی که در نشریه آمریکایی

«Proceedings of the National Academy of Sciences» منتشر شده است، 300 زندانی بی‌گناه آمریکایی به مرگ محکوم شده‌اند. «ساموئل گراس» استاد دانشگاه میشیگان در این خصوص ‌نوشت: «بررسی‌ها نشان داده است صدها تن از آمریکایی‌ها بی‌گناه به مرگ محکوم شده‌اند و حکم مرگ برخی از آنها نیز اجرا شده است. اين در حالي است كه دولتمردان آمريكا ادعاي حمايت از حقوق بشر سر می‌دهند و با اين ادعا نيز به دخالت در امور كشورها مي‌پردازند! آمريكا با دو ميليون و پانصد هزار زنداني بزرگ‌ترين زندان جهان است كه البته بسياري از زندانیان هرگز جرم‌شان اثبات نشده است.
ايتاليا: سركوب روز جهاني كارگر

روز جهاني كارگر در بسياري از نقاط جهان در حالي برگزار شد كه از يك‌سو بسياري از اين تظاهرات‌ها‌ رنگ اعتراض با نظام سرمايه‌داري گرفت و از سوي ديگر در برخي كشورهاي اروپايي از جمله در ايتاليا پليس با سركوب، پاسخ مطالبات كارگران را داد. نيروهاي پليس و معترضان ايتاليايي در خلال تظاهرات مردمي در خيابان‌هاي شهر شمالي تورين عليه بيکاري و سياست‌هاي رياضتي دولت درگير شدند. فعالان در شهر تورين در تظاهرات روز بين‌المللي کارگر بمب‌هاي دودزا به سوي پليس پرتاب کردند. در خلال تظاهرات در اين شهر صنعتي که به شدت تحت تأثير رکود اقتصادي دو سال اخير قرار گرفته است، تعدادي از معترضان بازداشت شدند. تظاهرات گسترده‌اي نيز در شهرهاي ميلان، رم و شهر جنوبي تارانتو، جايي که هزاران شغل در يک کارخانه‌ محلي فولاد در خطر است، برگزار شد كه در برخي از اين مناطق با دخالت پليس با سركوب همراه شد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق پر چالش ترین محورهای مذاکرات جدید هسته ای را بررسی می‌کند
نشانه‌های راهی که به مقصد می‌رسد

جواد رضايی

اشاره
فعالیت‌ هسته‌ای ایران از سال‌های دور با هدف قرار گرفتن کشور در کاروان پرشتاب جهانی علم و جبران عقب‌ماندگی‌های علمی آغاز شد. نظر به اهمیت علوم هسته‌ای و توانایی آن برای جبران گذشته‌های از دست رفته و میان‌بر تلقی شدن آن و نیز نقش بسیار مهمی که در سرنوشت آینده ملت‌ها ودولت‌ها دارد، جمهوری اسلامی ایران با درکی درست از این مسائل، مصر بود تا با حضور در این عرصه و تسلط کامل بر فروعات مختلف این علم به جایگاهی که درخور مردم و کشور است برسد. آنچه که این تصمیم را با مشکل جدی و اساسی مواجه کرد خصومت دیرینه آمریکا با انقلاب اسلامی بود که تمام راه‌های دستیابی به فناوری هسته‌ای را مسدود کرده بود. با این وجود دانشمندان ایرانی با توکل به خدای قادر متعال و اعتماد به نفس و پشتکار، با گذراندن روزها و شب‌های تلخ و شیرین و عبور از گردنه‌های نفس‌گیر توانستند بزرگراه علم هسته‌ای را بیابند و قدم در آن بگذارند. پس از جاسوسی و خیانت منافقین و هجوم گسترده تبلیغاتی استکبار به فعالیت‌های هسته‌ای ایران که کاملاً منطبق بر قوانین پذیرفته شده بین‌المللی بود، موضوع با خصومت و کینه‌ورزی شیطان بزرگ که در مهار انقلاب اسلامی شکست خورده بود، گره‌خورد و آمریکا به گمان خود توانسته بود ایران را به دام بیندازد. پس از رویارویی غرب به رهبری شیطان بزرگ با فعالیت‌های هسته‌ای ایران و کشاکش‌های بی‌وقفه، ایران در چند فراز و فرود توانست گام‌های بزرگی را در عرصه‌های مختلف هسته‌ای بردارد، در حالی که طرف مقابل در این مدت چاره‌ای به غیر از صدور قطعنامه‌های غیرقانونی ظالمانه و اعمال تحریم نداشت تا اینکه با روی کار آمدن دولت دکتر روحانی و حرکتی تاکتیکی در رویکرد هسته‌ای، مذاکرات جدیدی آغاز شد که در اواخر سال گذشته منجر به توافق‌نامه ژنو شد. پس از امضای این توافق‌نامه طرفین، مذاکرات متعددی را برای ایجاد آمادگی‌های لازم و تهیه پیش‌نویس توافق نهایی، انجام دادند. بنابر تاریخ اعلام شده اولین دور از مذاکرات توافق نهایی در ۲۳ اردیبهشت شروع می‌شود (احتمالاً هنگام خواندن این مقاله مذاکرات شروع شده و یا در شرف شروع است) که احتمالاً در چند مرحله تکرار خواهد شد. نوشتار حاضر با پرداختن به محورهای مهم مذاکرات و تنگناهای آن مسئولیت سنگین مذاکره‌کننده ایرانی را یادآور می‌شود.

دیدگاه‌ها درباره توافق‌نامه ژنو
یکی از پربازتاب‌ترین موضوعات کشور طی چند سال اخیر، بازتاب خبر امضای توافق‌نامه ژنو بود. اهمیت بالای این توافق‌نامه موجب شد تا به‌ سرعت در کشور دو گروه موافق و مخالف درباره آن شکل بگیرد. موافقان که عمدتاً شخصیت‌های دولتی و یا افراد و گروه‌های نزدیک و همراه با دولت بودند آن را دستاوردی بزرگ می‌دانستند و مخالفان نیز که غالب آنها از لحاظ سیاسی در نقطه مقابل دولت قرار داشتند، آن را محصول ضعف گروه مذاکره‌کننده و از دست رفتن بخشی از تلاش و کوشش زحمت‌کشان این عرصه می‌دانستند و بعضاً تعبیرات بسیار تندی داشتند. با گذشت زمان و پرداخت بیشتر به این موضوع در داخل و عهده‌شکنی‌های متعدد طرف مقابل در تعهداتش در توافق‌نامه و مذاکرات بعدی و روشن‌تر شدن زوایای دیگر موضوع و احضار چندباره وزیر خارجه به مجلس و فرونشستن التهابات و هیجانات دو گروه، رویکرد به بحث هسته‌ای و به‌ویژه محتوای توافق‌نامه و آنچه که قرار است در آینده اتفاق بیفتد منطقی تر شد به‌نحوی که طرف‌های دولتی و به‌ویژه افراد مذاکره‌کننده تا حدودی به شکل تلویحی قصورها را پذیرفتند و منتقدان نیز با حفظ موضع انتقاد سختی کار و تنگناها را بیشتر مورد توجه قرار دادند و در نهایت دو طرف با حفظ موضع بر گام‌های بعدی و مقدمات توافق جامع و نهایی متمرکز شدند.

تعیین خطوط اصلی
پس از عبور مباحث هسته‌ای شکل گرفته در داخل حول توافق‌نامه ژنو، از آنچه که در بالا اشاره شد و پس از اینکه دو طرف احساس کردند برای دفاع از حقوق هسته‌ای باید روش برخوردشان را اصلاح‌کنند و تا حدودی نشانه‌های این اصلاح هم دیده شد، مقام معظم رهبری در ۲۰ فروردین، روز فناوری هسته‌ای، در جمع مدیران و کارشناسان سازمان انرژی اتمی درباره اینکه در عرصه هسته‌ای چه باید کرد و چه مواردی را باید حفظ کرد و اینکه چه مسائلی غیرقابل مذاکره و یا تعطیلی است، نکات دقیق و صریحی را بیان کردند که می‌بایست مناقشات دو طرف را برای نتیجه‌بخش شدن به آنها جلب می‌کرد که تا حد زیادی نیز اینگونه شد و دیدگاه‌های صرف شخصی و سلیقه‌ای را از محیط مجادلات خارج کرد. بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار مذکور تعیین‌کننده خطوط اصلی برنامه‌ای بود که مذاکره‌کننده ایرانی باید برای مذاکرات آماده و در مذاکرات بر آن پافشاری می‌کرد. این بیانات برای مخالفان داخلی توافق‌نامه یک وظیفه و برای موافقان و مذاکره‌کنندگان ایرانی دو ظیفه را ایجاد کرد. وظیفه مخالفان و منتقدان این بود که بیشتر و خارج از خطوط تعیین شده مطالبه‌ای نداشته باشند و با پرهیز از حاشیه‌ها به این محورها بپردازند. وظیفه اول موافقان و مذاکره‌کنندگان نیز مانند وظیفه مخالفان توافق‌نامه است و وظیفه دوم‌شان این است که با اهتمام ورزیدن به محورهای بیان شده ضمن جبران قصور صورت گرفته در توافق‌نامه ژنو، در توافق جامع همه حقوق هسته‌ای ملت ایران را استیفاء‌ کنند. کاملاً مشخص است که وظیفه گروه مذاکره‌کننده بسیار سخت‌تر از وظیفه‌ منتقدان است از این رو همه و از جمله منتقدان وظیفه دارند به مذاکره‌کنند‌گان کمک کنند و آنها نیز وظیفه دارند با در نظر گرفتن اهمیت و جایگاه ملی موضوع هسته‌ای دیدگاه‌های منتقدان را لحاظ کنند. اما خطوط اصلی که در بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) مطرح شد عبارتند از:
۱ ـ هدف از مذاکره؛ «هدف آنها این است که با این بهانه فضای بین‌المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره‌ درباره موضوع هسته‌ای موافقت شد تا این جو جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود.»
۲ ـ معنای مذاکرات؛ «مذاکرات به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته‌ای خود کوتاه خواهد آمد.»
۳ ـ کند شدن حرکت ممنوع؛ اگر حرکت علمی در فناوری هسته‌ای با قدرت و جدیت ادامه یابد، طیف متنوعی از فناوری‌ها، با شتاب به وجود خواهد آمد، بنابراین مطلقاً در زمینه حرکت علمی هسته‌ای، امکان توقف و یا کند شدن وجود ندارد.»
۴ ـ معامله ممنوع؛ هیچ یک از دستاوردهای هسته‌ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله بر روی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.
خطوط اصلی تعیین شده فوق دستور کار گروه مذاکره‌کننده ایرانی و مطالبه‌ای ملی است که از این به بعد مردم بر اساس آن عملکرد دولت و گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای را ارزیابی و از آن پرسش می‌کنند. در برابر این مطالبه ملی، مذاکره‌کننده هسته‌ای ایرانی در گفت‌وگوها با موضوعات اساسی مواجهه است که طرف مقابل هم بر آنها متمرکز شده است که طرف ایرانی با شاخص قرار دادن خطوط اصلی فوق باید به آنها بپردازد.

مهم‌ترین محورهای مذاکرات
تقریباً تمام کارشناسان مباحث هسته‌ای و تحلیل‌گران این حوزه و همچنین افراد مذاکره‌کننده از هر دو طرف معتقدند که برای حصول به توافق جامع باید ابتدا درباره چند موضوع محوری که هر یک جداگانه در موفقیت و عدم موفقیت مذاکرات نقش دارند به توافق رسید. این محورها عبارتند از:
۱ـ تعداد سانتریفیوژها؛ سانتریفیوژها مهمترین نقش ابزاری در تولید اورانیوم غنی‌شده را دارند. تعداد و نوع سانتریفیوژها در زمان و میزان (حجم) اورانیوم غنی‌شده بسیار موثر است؛ از این رو هر دو موضوع (تعداد و نوع سانتریفیوژها) به شدت مناقشه‌برانگیز است زیرا، ایران در حال حاضر در نطنز و فردو حدود بیست و یک هزار سانتریفیوژ دارد که هزار ماشین نصب شده در بخش صنعتی نطنز از نوع (۲ ـp) است. در حالی که به گفته‌ کارشناسان فنی هسته‌ای ایران برای تأمین سوخت راکتور بوشهر به حدود صدهزار سانتریفیوژ نیاز دارد و قطعاً با افزایش تعداد راکتورهای ایران این میزان بسیار بیشتر خواهد بود. طرف غربی و به‌ویژه آمریکا بدون در نظر گرفتن این نیاز واقعی خواهان کاهش تعداد سانتریفیوژهای ایران، بنا به گفته‌هایی تا حد چهار الی شش هزار ماشین است که به هیچ‌وجه نمی‌تواند موافقت طرف ایرانی را جلب کند.
۲ ـ گستره تحقیق و توسعه؛ فناوری هسته‌ای مانند بسیاری از علوم، دانش پیش‌رونده و رو به جلو است و کشورها هر روزه برای یافتن قابلیت‌های نهفته آن و استفاده بیشتر تلاش می‌کنند و همه حق دارند از این فرصت برخوردار باشند؛ از این رو ایران قائل به نبود هیچ نوع محدودیتی در حوزه تحقیق و توسعه است؛ زیرا اگر در این باره محدودیتی اعمال شود به معنای رکود و نابودی و از دست دادن تمامی سرمایه‌های این عرصه است که به نظر می‌رسد آمریکا قائل به برخورداری ایران از امکان تحقیق و توسعه آزاد و بدون محدودیت نیست.
۳ ـ دست‌اندازی به محیط دفاعی؛ آمریکایی‌ها در میانه راه مذاکرات هسته‌ای، زمزمه مذاکره درباره موشک‌های ایران را آغاز کردند که با واکنش تند مسئولان ایرانی مواجه شد. پس از واکنش مسئولان ایرانی آمریکایی‌ها مدتی سکوت کردند، اما دوباره در مواقعی آن را تکرار کردند. از این رفتار برمی‌آید که آمریکایی‌ها مایلند در مذاکرات توافق جامع به این موضوع بپردازند، اما ظاهراً منتظرند ابتدا این موضوع را به شکل جدی نمایندگان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گفت‌وگو با طرف ایرانی در قالب پرسش‌هایی به میان آورند و آنگاه آمریکایی‌ها با استفاده از آن، موضوع را در روند مذاکرات توافق جامع پی‌بگیرند که قطعاً طرف ایرانی به وظیفه خود در برخورد با چنین تقاضای بی‌ربط احتمالی واقف است و می‌داند این موضوع خط قرمزی است که هیچ ارتباطی با مذاکرات هسته‌ای ندارد و در این باره مذاکره‌کننده ایرانی فاقد مسئولیت است.
۴ ـ راکتور آب سنگین اراک؛ با اینکه اخباری دال بر توافق نسبی درباره سرنوشت راکتور آب سنگین اراک، بین ایران و طرف غربی وجود دارد، اما این اخبار قطعی و نهایی نیست و شاید معتبرترین بخش آن، موافقت با کاهش میزان پلوتونیوم تولیدی است که هنوز چگونگی و راه و روش آن مشخص نشده است.
۵ـ چگونگی نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران؛ برخی اخبار حاکی از فشار طرف غربی برای سرکشی‌های آزاد و بدون قید و شرط است و گویا طرف ایرانی هم با آن که فراتر از پروتکل هم است مخالفتی ندارد؛ اگر این خبر درست باشد باید در آن تجدیدنظر کرد، زیرا آمریکایی‌ها می‌توانند با تبدیل آن به یک رژیم ویژه نظارتی بر اساس قطع‌نامه جدیدی در شورای امنیت، اهرم فشار سنگین و جدیدی علیه ایران به دست آورند. بحث نظارت‌ها آنچنان مهم است که کنت پولاک، تحلیل‌گر ارشد موسسه بروکینگز آن را یکی از سه رکن مهم توافق جامع با ایران می‌داند. بنابراین طرف ایرانی باید مراقب باشد دست دشمن را به چه میزان باز نگه‌می‌دارد.
۶ ـ چگونگی لغو تحریم‌ها؛ تنها سرمایه طرف مقابل در برابر داشته‌های با ارزش ایران، در همین وضعیتی که بخشی از آن را واگذار کرده، تحریم‌ها است که بنابر اخباری قصد ندارد در توافق جامع نیز به راحتی این اهرم را از دست بدهد. کنت پولاک معتقد است تحریم‌ها ابزار قدرتمندی است که با از دست دادن آن معلوم نیست به ‌توان دوباره آن را به دست آورد از این رو به جای لغو تحریم‌ها، تعلیق تحریم‌ها را پیشنهاد کرده که ممکن است طرف غربی‌ این پیشنهاد را غنیمت بداند و در گفت‌وگوها آن را مطرح سازد؛ بنابراین لازم است تا طرف ایرانی به هوش باشد و بداند تمام وظیفه‌ و رسالتش در سه مسئله خلاصه می‌شود: ۱ ـ به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران به میزانی که نیاز ایران را در تمام شعوب آن بر طرف کند و راه پیشرفت ایران در این عرصه را بازنگه دارد. ۲ ـ تمامی تحریم‌ها در تمام اشکال خود لغو شود. ۳ ـ از دادن هرگونه تعهد و تضمین که دو مقوله پیش گفته را تحدید و تهدید کند، اجتناب ورزد.
در پایان یادآوری این نکته ضروری به نظر می‌رسد که دشمن برای مرعوب ساختن طرف مذاکره‌کننده ایرانی و بی‌پشتوانه‌ نشان دادن آن حرکت تبلیغاتی گسترده‌ای را آغاز کرده است که سخنان اخیر جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا که گفت: ایران تصمیمات بسیار دشواری پیش‌رو دارد. ایران نباید به سلاح اتمی دست‌یابد و باید ثابت کند که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است... عدم دستیابی به یک توافق، بهتر از رسیدن به یک توافق بد است.» و نیز بزرگ‌نمایی برخی مناقشات بر سر مسائل هسته‌ای در داخل که در رسانه‌های خارجی بازتاب داشته از جمله آن است. چنانچه دکتر ظریف برخی از نکات برجسته سخنانش در مجلس شورای اسلامی را که کریمی قدوسی، نماینده مردم مشهد، اظهارکننده‌اش به مجلس را، قانع ساخت، در روند مذاکرات هسته‌ای شاخص رد و قبول موضوعات مطرح شده قرار دهد، می‌توان به توافق بردبرد و یا عدم توافق، به سبب زیاده‌خواهی استکبار امید داشت. ان‌شاء‌الله


نگاه یک
علی اسماعيلی

اگر امثال آقای یونسی بگذارند...؟!
سخنان عجیب و قابل تأمل آقای علی یونسی (دستیار رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی) در سفر دو روزه‌اش به شیراز و در بین یهودیان این شهر، بار دیگر علت تأسیس چنین پستی در ریاست‌جمهوری و مهم‌تر از آن، ریاست آقای یونسی بر آن پست را با ابهامات و پرسش‌هایی مواجه ‌ساخت و تردیدهایی را در بین بسیاری از نخبگان و مردم درباره آن، ایجاد کرد. این سخنان آنقدر بیجا و بی‌مبنا و بی‌اساس بود که بلافاصله با واکنش اعتراضی برخی شخصیت‌ها و رسانه‌ها نیز مواجه شد و بسیاری آن را نقد کردند.
البته ایشان سخنان نامربوط دیگری نیز در این سفر دارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این نوشتار، پاسخ به این بخش از سخنان ایشان است و در عین حال، علت بیان چنین سخنانی را تجزیه و تحلیل می‌کند.
یونسی در همین سفر، با اشاره به برخی نگاه‌های نادرست به مسئله اقوام می‌گوید: «مشابه همین موضوع در رابطه با اقوام نیز صدق می‌کند. در سیستان‌وبلوچستان این موضوع رنگ دینی دارد و در خوزستان رنگ قومی.» و قابل تأمل‌تر اینکه در ادامه می‌گوید: «اگر تمام بلوچ‌ها شیعه هم بودند، عده‌ای برنمی‌تابیدند...»!
درباره این بخش از سخنان آقای یونسی این نکات قبال طرح و واکاوی است.
اول اینکه؛ با توجه به خاستگاه فکری اصلاح‌طلبانه آقای یونسی و با توجه به شناخت از این جریان که به‌ویژه پس از فتنه ۸۸ به دست آمده است، می‌توان گفت جریان اصلاحات، یکی از راه‌های بازگشت به قدرت و ورود مجدد خود به نظام را، استفاده از پتانسیل اقوام و مذاهب و اقلیت‌های دینی می‌داند. و بارها نیز و در انتخابات مختلف، این جریان از بحث اقوام و اقلیت‌ها استفاده ابزاری کرده است. از این‌رو گفتن این سخنان از طرف آقای یونسی با ژست دلسوزانه و به بهانه دفاع از مردم مسلمان بلوچ یا خوزستانی و... به همان تفکر و برای سوءاستفاده از ظرفیت اقوام، برای پیروزی جناح اصلاح‌طلبان در انتخابات بعدی تجزیه و تحلیل می‌شود. اما نکته قابل توجه، تناقض فاحش در این سخنان وی است، یعنی درحالی که پیشتر، نگاه نادرست برخی‌ها به مردم بلوچ‌ را دینی می‌داند! اما در ادامه، این نگاه را قومی می‌بیند و می‌گوید: «اگر تمام بلوچ‌ها شیعه هم بودند عده‌ای بر نمی‌تابیدند.»! این یعنی اینکه برخی‌ها به مذهب مردم مسلمان بلوچ کار ندارند، با قومیت آن مشکل دارند!
نکته دوم اینکه، هر چند طرح راه‌اندازی پستی برای اقوام و اقلیت‌ها در نهاد ریاست‌جمهوری، نکته‌ای مثبت است و قطعاً یکی از دلایل ایجاد آن، با نیت نزدیک کردن بیشتر اقوام و همگرایی آنان با نظام است، اما اینگونه سخن گفتن‌های آقای یونسی و سخن سال گذشته وی که در آن، القای وجود تبعیض در شرق کشور دیده می‌شد! جز واگرایی و ایجاد این شبهه در ذهن اقلیت‌ها و اقوام ایرانی بویژه مردم مسلمان بلوچ نیست که با توجه به این گفته ایشان که مسئول دولتی نیز هست، پس این نگاه نادرست به اقوام در بین مسئولان و دیگر مردم ایران وجود دارد! شبهه‌ای که نتیجه آن، جز واگرایی بیشتر بین اقوام و نظام را به دنبال نخواهد داشت!
اما آقای یونسی! نویسنده که خود بزرگ‌شده همان سیستان و بلوچستان است و سال‌های سال با مردم مسلمان بلوچ زندگی کرده و دوستان خوبی نیز در بین آنان دارد، نظری مخالف ایشان دارد و معتقد است، برخلاف نظر ایشان، این نگاه به مردم مسلمان بلوچ، نه در بین مردم و مسئولان شیعه این استان و نه در هیچ جای دیگر کشور، نبوده و نیست. همین حالا نیز شیعیان و اهل سنت این استان زندگی برادرانه‌ای با هم دارند. به دیدار یکدیگر می‌روند، در مراسم عزا و عروسی یکدیگر شرکت می‌کنند. به عیادت بیماران هم می‌روند و... از طرفی، در حال حاضر نیز اکثر نمایندگان مجلس، شوراهای شهر، شهرداران و مدیران و... سیستان و بلوچستان از برادران اهل سنت می‌باشند و معتقدم این دوستی بین مردم مسلمان شیعه و سنی این استان کماکان ادامه خواهد داشت، البته اگر امثال آقای یونسی بگذارند!


نگاه دو
علی حيدری

انقلاب کارت‌های ملی!
اوایل فروردین‌ماه امسال بود که یک جوان سعودی به نام «عبدالعزیز محمد» با انتشار فیلمی در «یوتیوب» و نشان دادن کارت ملی خود از کم بودن دستمزدش شکایت کرد. او در این فیلم می‌گوید: «من شهروند سعودی هستم. من تنها ۱۹۰۰ ریال حقوق ماهانه می‌گیرم. آیا این مبلغ برای پرداخت به خانواده عروس برای ازدواج کفایت می‌کند. نه خانه‌ای دارم و نه خودرو. خسته شدیم. به ما از اموال‌مان بدهید.»
پس از این بود که شمار زیادی از شهروندان سعودی با انتشار پیام‌های ویدئویی و فیلم‌هایی در این شبکه اجتماعی، حمایت خود را از این اقدام جوان سعودی اعلام کردند و خواستار افزایش حقوق‌ها و حل مشکل بیکاری و فراهم کردن زندگی کریمانه و افزایش آزادی‌ها شدند. آنها از مردم نیز خواستند تا با تهیه فیلم‌های مشابهی، در این کمپین مشارکت کنند تا صدای‌شان به گوش پادشاه برسد. این کمپین اعتراضی رفته‌رفته به «انقلاب کارت‌های ملی» معروف شد.
در همان روزها بود که دادگاهی در عربستان سعودی یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی را به 10 سال زندان محکوم کرد. جرم این کاربر دعوت برای تجمع در مقابل دفاتر کار، داشتن تصاویر اهانت‌آمیز به یک مفتی سعودی و ورود به پایگاه‌های اینترنتی ضد دولتی در عربستان بود. در حکم بدوی این دادگاه همچنین پرداخت 25 هزار دلار غرامت و ممنوعیت 10ساله خروج از کشور پس از رهایی از زندان نیز دیده می‌شد.
در چنین فضایی، اخیراً ملک‌عبدالله پادشاه عربستان در پیامی به نشست آسیایی رسانه‌ها در شهر جده گفته است: «دولت سعودی به دور از شبکه‌های اجتماعی نیست و از شبکه‌های اجتماعی نمی‌ترسد، بلکه زیرساخت‌های قوی را برای شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده است.»(!)
بله! این یک واقعیت است که مردم عربستان در سال‌های اخیر به نسبت بالایی از شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیس‌بوک، توئیتر و یوتیوب استفاده می‌کنند. اما درباره علل و عوامل آن نظرات دیگری هم وجود دارد؛ یکی از دلایلی که سبب شده جوانان در این کشور به سرعت به شبکه‌های اجتماعی متمایل شوند، عدم وجود فضای آزاد برای بیان نظرات و انتقادات آنان نسبت به مسائل مختلف از جمله حاکمان کشور است. حدود سه سال پیش که اوج حرکت بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان منطقه بود و تونس، مصر، اردن، لیبی و... دستخوش تحولات دگرگون‌کننده سیاسی بودند، جوانان مبارز عربستانی هم جرقه قیام را زدند، اما پس از آنکه اعتراضات و تظاهرات مردم این کشور با پاسخ محکم و سرکوبگرانه حکومت مواجه شد، ترجیح دادند فعلاً در فضای مجازی به فعالیت‌های خود ادامه دهند. البته در جریان انقلاب مردم مصر و تونس هم انقلابیون از شبکه‌های اجتماعی بهره می‌بردند، اما آنچه در آن مقطع باعث پیروزی‌های ملت‌ها بر رژیم‌های وابسته به استکبار می‌شد، اتحاد و حضور در میدان بود که حرکت‌ها را به ثمر می‌نشاند.
این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که حاکمان سعودی چون در خدمت سیاست‌های آمریکا هستند، از ناحیه این شبکه‌ها که گردانندگان اصلی‌شان آمریکایی‌ها می‌باشند، احساس خطری نمی‌کنند.
در فضای اختناق حاکم بر عربستان سعودی که رژیم پادشاهی حاکم تلاش کرده با حفظ برخی شئونات در ظاهر، فضایی مصنوعی را پدید آورد و خود را نمادِ مرکزیت جهان اسلام معرفی کند و عنوان «خادم‌الحرمین الشریفین» را یدک بکشد، وجود شبکه‌های اجتماعی در کنار کارکردهای سیاسی‌شان، در برخی مواقع این پرده‌ها را کنار می‌زند و از اتفاقاتی خبر می‌دهد که برای عربستان به عنوان کشوری که بزرگ‌ترین بلاد معنوی مسلمین در آن قرار دارند، جای تأسف و تأثر است. انتشار خبرهایی از کودک آزاری و برخی پدیده‌های شنیع اخلاقی در این کشور نشان‌دهنده وقایع تلخی است که در زیر پوست این کشور اتفاق می‌افتد.
در چنین اوضاعی، سردمداران این کشور بیش از آنکه در اندیشه حل مشکلات داخلی خود باشند، با صرف پول‌های هنگفت و حمایت از تروریست‌های تکفیری در سوریه، عراق و...، مسلمان‌کشی به راه انداخته‌اند و آب در آسیاب دشمن می‌ریزند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

برگزاری نمایشگاهی با رگه‌هایی از تساهل و تسامح!
سيد فخرالدين موسوی


نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور که از سال ۱۳۶۶ به بعد، در اردیبهشت‌ماه هر سال با سخنان عالی‌ترین مقام اجرایی کشور گشایش می‌یابد، نمایشگاهی است که حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در اکثر دوره‌های برگزاری آن، خود شخصاً به بازدید از آن می‌روند، که همه اینها نشان‌دهنده توجه خاص نظام جمهوری اسلامی ایران به کتاب و ترویج کتابخوانی در میان مردم است. از حضور مقامات عالی‌رتبه کشور هویداست که مسئولان به ضرورت فرهنگ و گسترش علم در سطح جامعه به نیکی واقف هستند. این اهمیت ما را نیز بر آن داشت در این میان، نگاهی به این مهم‌ترین رخداد فرهنگی کشور داشته باشیم. آنچه در پی خواهد آمد، گزارشی است مختصر، از روزهای آغازین بیست‌وهفتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی تهران.
بیست‌وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با یک جنجال بزرگ آغاز شد؛ جنجالی که از سخنان رئیس‌جمهور در آیین افتتاحیه شروع شد و همچنان بحث بر سرآن در میان نخبگان و اهالی رسانه ادامه دارد. نهم اردیبهشت‌ماه، حسن روحانی در آیین افتتاحیه نمایشگاه بین‌المللی کتاب در مصلای تهران، درباره ممیزی کتاب گفت: «ما باید راه را برای کار مولفان و صاحبان اندیشه آسان کنیم و تشخیص خوب و بد را به صاحب‌نظران واقعی و اصحاب فکر و قلم واگذار کنیم. باید بدانیم که هیچ کس در ممیزی بالاتر از وجدان عمومی و افکار عمومی نیست و آنها بهترین ممیزان هستند. صاحبان فرهنگ نیاز به گشت ارشاد ندارند.» سخنان رئیس دولت یازدهم بلافاصله پس از انتشار، واکنش‌های بسیاری را برانگیخت، آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان قانون اساسی، در خطبه‌های نماز جمعه 12 اردیبهشت گفت: «باید توجه کرد این ارشاد، ارشاد اسلامی است، یعنی باید اسلامی فکر کند و اسلامی تصمیم بگیرد. مبادا با مجوز وزارت ارشاد اسلامی یک کتابی که رنگ اسلامی ندارد و ضداسلامی است، چاپ شود. حتی اگر نویسنده یک کتاب بی‌پروا و لاابالی است، آثار این نویسنده نیز نباید منتشر شود چون طرز تفکر این انسان در آثارش دیده می‌شود.» رئیس حوزه هنری استان تهران از جمله افراد دیگری بود که به مواضع رئیس‌جمهور واکنش نشان داد و گفت: «با این منطق کتاب آیات شیطانی هم باید منتشر شود»! وی در ادامه انتقاد خود به نگاه رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: «ابعاد مسئله ممیزی کاملاً مشخص است، مشکل از اجرای ماست. اگر اثری از نظر ارزش‌های اجتماعی آثار تخریبی دارد، باید جلویش گرفته شود. اما آقای رئیس‌جمهور می‌فرمایند بهترین ممیزان خود مردم هستند. این جملات ایشان را اگر امام راحل خوانده بودند، نمی‌بایست جلوی انتشار آیات شیطانی را هم می‌گرفتند چون افراد جامعه خودشان می‌توانند استدلال کنند که چه کتابی برای آنها خوب نیست.»! برخی از پایگاه‌های اینترنتی و رسانه‌های نوشتاری نیز در راستای بحث‌های مطرح شده به انتشار نظر امام خمینی(ره) در زمینه ممیزی پرداختند و نوشتند: حضرت آیت‌الله‌العظمی روح‌الله خمینی ممیّزی پیش از نشر را یک ضرورت غیرقابل انکار دانستند و ‌فرمودند: «نوشته‌هایى که می‌خواهد طبع بشود، یک چند نفرى که می‌دانید، یقین دارید که آنها آدم‌هایى هستند که مستقیم هستند و در راه مسیر ملت و کشور هستند و وابستگى به هیچ‌جا ندارند، آنها نوشته‌ها را مطالعه کنند، درست دقت کنند در آن و پس از اینکه دقت کردند در روزنامه یا در مجله نوشته بشود. این طور نباشد که یک وقت بنویسند و منتشر بشود، بعد بفهمند که این نوشته بر خلاف بوده است؛ این یک چیزى است که لازم است. باید کتاب‌هایى که نوشته می‌شود و همین‌طور چیزهایى که منتشر می‌شود، اینها باید درست توجه بشود و افراد مطّلع، مدبِّر و کسانى که از مکتب‌ها اطلاع دارند و مسیر آنها را می‌دانند، اینها توجه بکنند و کتاب‌ها را مطالعه کنند پیش از انتشار. این، هم صلاح خود شماست و هم صلاح ملت است.» (صحیفه امام، جلد13، صفحه474)
اما شاه‌مرادی مدیر نشر «آرما» سخنان جالبی را مطرح کرد و اظهار داشت: «به نظر من تیغ ممیزی این روزها تنها کله بچه‌های حزب‌اللهی را می‌تراشد و ناشران دیگر، خیلی راحت کتاب‌های‌شان را منتشر می‌کنند. من ناشران حزب‌اللهی زیادی را سراغ دارم که از مسئله ممیزی می‌نالند، اما راه به جایی نمی‌برند.»!
در پس هیاهو بر سر مسئله ممیزی و اظهارات حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی، در‌های نمایشگاه محل برگزاری نمایشگاه به روی علاقه‌مندان گشوده شد، در فرصت هشت ساعته فعالیت نمایشگاه کتاب تهران، جمع کثیری از مردم نه تنها از پایتخت که نقاط مختلف کشور خود را به نمایشگاه کتاب ‌رساندند و از آن بازدید ‌کردند، شاید شاخص‌ترین اتفاق نمایشگاه کتاب نیز همین حضور گسترده مردم باشد؛ حضوری که با نارضایتی‌هایی هم همراه است. یکی از بازدیدکنندگان جوان دانشجو که از طی مسیری طولانی خود را به نمایشگاه کتاب رسانده بود از نحوه چیدن غرفه‌ها بر اساس حروف الفبا انتقاد می‌کند و می‌گوید: این نحوه قرار گرفتن غرفه‌ها موجب سردرگمی و خستگی بازدیدکنندگان می‌شود. همه در پیدا کردن کتاب‌های دلخواه خود دچار سر درگمی شده‌اند. او پیشنهاد ‌کرد: ناشران بر اساس موضوع کتب که منتشر می‌کنند دسته‌بندی شوند. مرد میانسال دیگری که گرمای سالن نمایشگاه و راهروهای شلوغ، کلافه‌اش کرده است از مصلای تهران به عنوان محل برگزاری نمایشگاه انتقاد ‌کرد و ‌گفت: نمایشگاه کتاب باید دارای فضای مناسب باشد که به منظور برگزاری نمایشگاه کتاب طراحی شده باشد. متصدی یکی از غرفه‌ها نیز در پاسخ به این پرسش که نمایشگاه کتاب امسال را چگونه می‌بینید؟ با اشاره به وجود غرفه‌های فروش خوراکی می‌گوید: خیلی از انتشارات‌ها برای محدودیت فضا نتوانستند به نمایشگاه بیایند، اما می‌بینید که برای غرفه‌های فروش خوراکی جا هست! چند نفر دیگر از بازدیدکنندگان نیز از درصد کم تخفیف ناشران مطرح شکایت می‌کردند و می‌گفتند قیمت‌ها با کتاب‌فروشی‌های سطح شهر فرق چندانی ندارد. اما در مقابل یکی دیگر از بازدیدکنندگان با انتقاد از سیاست‌گذاری‌های صورت گرفته برای نمایشگاه کتاب معتقد بود نمایشگاه هویت اصلی خود را از دست داده است، او می‌گفت: این دیگر نمایشگاه کتاب نیست، یک فروشگاه بزرگ کتاب است، همه افراد به نمایشگاه می‌آیند و به لطف بن‌ها و تخفیف‌ها تعدادی کتاب خریداری می‌کنند که عموماً هم خوانده نمی‌شوند! این همه بازدیدکننده و این همه فروش کتاب را در نمایشگاه شاهد هستیم، اما نرخ مطالعه در کشور ما همچنان نزدیک به دو دقیقه است! نمایشگاه کتاب باید فکری به حال این موضوع بکند، نه اینکه به دنبال فروش کتاب‌های مانده روی دست ناشران باشد! بازدیدکننده‌ای هم از وضع ظاهری غرفه‌داران و پوشش‌های جلف برخی از متصدیان شکایت داشت و آن را زیبنده نمایشگاه کتاب نظام اسلامی نمی‌دانست.
یک نفر از بازدیدکنندگان هم که از جنوب کشور خود را به روز پنجم نمایشگاه رسانده است، از تمرکز نمایشگاه کتاب در پایتخت انتقاد داشت و ‌گفت: چرا باید در سال یک بار و آن هم تنها در تهران نمایشگاه کتاب برگزار شود، اگر زمینه برگزاری نمایشگاه در استان‌های مختلف کشور فراهم شود، دیگر ما مجبور نیستیم برای خرید چند کتاب به تهران بیاییم. عده‌ای هم به محتوای برخی کتاب‌ها انتقاد و از اجازه چاپ به برخی کتاب‌ها گله داشتند.
البته در کنار کمی‌ها و کاستی‌هایی که مراجعان به نمایشگاه معتقد به آن هستند، اتفاق‌های خوب نیز در نمایشگاه امسال رخ ‌داد. از جمله آنها می‌توان به حضور گسترده صاحبان آثار مکتوب در نمایشگاه اشاره داشت، نمایشگاه کتاب، بار دیگر این فرصت را فراهم آورده است، تا خوانندگان آثار مختلف به طور مستقیم با بسیاری از نویسندگان هم‌صحبت شوند و درباره آثارشان سخن بگویند. همچنین از جمله برنامه‌های ستودنی در نمایشگاه کتاب امسال برگزاری نشست‌های تخصصی با موضوعات فرهنگی بود که با حضور صاحبان اندیشه و قلم برگزار می‌شود که با استقبال زیادی از سوی مردم روبه‌رو شد، یک اتفاق خوب قابل ذکر دیگر که در نمایشگاه امسال شاهد آن بودیم وجود غرفه‌ای برای پاسخگویی به شبهات دینی و اعتقادی با حضور عالمان و متخصصان دینی بود؛ غرفه‌ای که روزانه صدها نفر مراجعه‌کننده داشت. در کنار همه اینها و دیگر طرح‌های خوب بسیاری که در این گزارش فرصت پرداختن به آن نیست، در بیست‌وهفتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، طرح خیرخواهانه‌ای، با عنوان «نذر کتاب» اجرا شد. این طرح از اقدامات خودجوش فرهنگی است که چند سالی است با همکاری چند ناشر در ماه محرم برگزار می‌شود و امسال برای اولین‌بار در نمایشگاه کتاب نیز غرفه برپا کرد. در این طرح افراد به خرید کتاب‌هایی به منظور هبه کردن اقدام می‌کنند، تا بتوانند زمینه دسترسی همه افراد جامعه به کتاب‌های مفید و مورد نیاز را فراهم کنند؛ طرحی که با استقبال بسیار خوب مردم نیز همراه شده است، به طوری که در روز پنجم نمایشگاه «خانم فرقانی»، مسئول غرفه نذر کتاب در پاسخ به میزان استقبال از این طرح می‌گوید: طی ایام برپایی نمایشگاه کتاب تا امروز تعداد شش هزار جلد اثر توسط مخاطبان نمایشگاه نذر شده است.
تاکنون هر آنچه در این گزارش گفته شد نگاه به ساختار نمایشگاه کتاب و نحوه برگزاری آن بود، ولی آنچه بیشتر دارای اهمیت است، محتوای کتب عرضه شده به این نمایشگاه بود؛ محتوایی که قرار است تغذیه‌کننده فکری جامعه باشد و متأسفانه در روزهای برگزاری نمایشگاه اخباری نگران‌کننده در این باره به گوش می‌‌رسید؛ اینکه نشر «ققنوس» کتابی را در نمایشگاه کتاب تهران عرضه کرده که در این کتاب به رزمندگان دوران هشت سال دفاع مقدس توهین شده است! یا یک انتشارات، اشعار «مهدی موسوی» را چاپ و در نمایشگاه عرضه کرده است که ترانه‌سرای آلبوم‌های شاهین نجفی، خواننده ضدانقلاب و هتاک به ساحت مقدس معصومین(علیهم‌السلام) است، این شاعر در جریان فتنه 88 چندین بار بازداشت شده و حلقه‌های ادبی زیرزمینی با گرایش ابتذال ادبی را شکل داده است. همچنین حضور یک فرقه انحرافی در نمایشگاه کتاب امسال نیز جای تأمل بسیاری داشت. مواضع تند و عجیب رهبران این فرقه که منتسب به شیعیان است، بارها از سوی جریانات شیعی مورد اعتراض قرار گرفته است. این جریان دارای منابع مالی بسیاری که مشخص نیست چگونه تأمین می‌شود و در اختیار آن قرار می‌گیرد. همچنین دارای چندین شبکه ماهواره‌ای وحدت‌شکن است که از انگلیس پخش می‌شود و عجیب‌تر از همه اینکه، هم‌اکنون برخی کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و دیگر محصولات تولیدی این جریان در دو غرفه در نمایشگاه کتاب تهران توزیع می‌شد‌! ارائه کتاب «از نیاوران تا پاستور» که به تطهیر سران فتنه می‌پردازد و اخباری دیگر از این دست کمی نگران‌کننده بود و یادآور سیاست تسامح و تساهل مهاجرانی در دوران دوم خرداد است. این در حالی است که وزیر ارشاد پس از آنکه مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای انقلاب فرهنگی از نگرانی درباره مسئله فرهنگ سخن گفتند، در نامه‌ای خطاب به ایشان نوشتند: «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با الهام از رهنمودهای تعالی بخش رهبر فرزانه انقلاب می‌کوشد با تعمیق فرهنگ و هنر متعهد، تقویت احساس مسئولیت در پدیدآورندگان آثار و اصحاب رسانه و جذب حداکثری اهالی فرهنگ و هنر که در نقاط عطف تاریخی همچون انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، سازندگی و صحنه‌های مختلف رویارویی با تهاجم فرهنگی مجاهدتی بی‌بدیل نموده‌اند، تمامی همت خویش را برای تحقق منویات ایشان به کار گیرد.» گمان مردم پس از نگاشته شدن آن نامه به محضر رهبر معظم انقلاب این بود که آقای جنتی در راستای مرقومه‌ای که نگاشته‌اند، قدم بردارند و تنها این نامه کلمات شعاری روی کاغذ نباشد. البته امیدواریم که از این پس این‌چنین باشد.
البته در عین حال نیز نباید از حضور پررنگ کتاب‌های فاخر و مروج‌ گفتمان انقلاب اسلامی در نمایشگاه امسال غافل شد؛ کتاب‌هایی که جزو پرفروش‌ترین‌های امسال بودند. تهیه کتاب‌هایی چون «نامیرا» نوشته «صادق کامیار»، «انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب فرانسه و روسیه» نوشته «دکتر منوچهر محمدی»، «هدایت به قبله» نوشته «هدایت‌الله بهبودی»، «جشن حنابندان» نوشته «محمدحسین قدمی» و بسیاری از کتاب‌های مفید دیگر.
امید است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نمایشگاه‌های بعدی کتاب، ضمن توجه بیشتر به دغدغه‌های فرهنگی مردم و دلسوزان انقلاب در پی رفع کاستی‌هایی که برخی هر سال هم تکرار می‌شود و متأسفانه برای رفع آن اقدامی نمی‌شود، باشد و مسئولان محترم این وزارتخانه تجربه‌های عبرت‌آموز اجرای سیاست تساهل و تسامح وزارت ارشاد دوران دوم خرداد را مدنظر داشته باشند تا مبادا راه پیموده اشتباه آن دوران در این دوره و به نام ایشان ثبت شود! فرهنگ عرصه‌ای است که در تمام مسائل اجتماعی، سیاسی، دینی و... مردم تأثیرگذار است و موضوعی نیست که به‌سادگی بتوان از کنار آن گذشت.


نیم نگاه
فتح الله پريشان

اعطای مسئولیت به دشمن امام؟!
هفته گذشته خبری در تلکس خبرگزاری‌ها نقش‌ بست که موجب نگرانی بخش عمده‌ای از دلسوزان و یاوران انقلاب شد. «عبدالحسین هراتی» که به‌تازگی و پس از ریاست‌ میرزاده بر دانشگاه آزاد، از استرالیا به ایران بازگشته، مسئول ثبت، ضبط و حفاظت از اسناد و مدارک دانشگاه آزاد شده است.
شاید در وهله اول، خبر اعطای چنین پستی مهم جلوه نکند و از اختیارات مدیریتی اولیه مسئولان دانشگاه آزاد تلقی شود، اما زمانی که نگاهی به سابقه عملکرد و رویکرد فکری آقای هراتی بیندازیم، دلیل نگرانی افراد انقلابی و دلسوزان نظام اسلامی را بهتر درک می‌کنیم. عبدالحسین هراتی با حفظ سمت مشاور فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای رئیس‌ مجمع تشخیص مصحلت نظام، همان فردی است که در فضای مجازی اگر روی نامش کلیک کنید، بازنشر نامه‌ای از وی خطاب به یکی از سران فتنه ۸۸ (مهدی کروبی) را مشاهده خواهید کرد که بدین شرح است: «من، حضرت‌عالی و آقای مهندس موسوی و خانم زهرا رهنورد را اکنون مصادیق عالمان قائم به قسط می‌دانم که خداوند آنان را در کنار پیامبران نشانده و وجود آنان را شاهد بر کلمه توحید دانسته است»!
فراز دیگر این نامه که پایگاه‌های اینترنتی ضدانقلاب آن را منتشر کرده‌اند، درباره ناراحتی وی از یادآوری نام امام این گونه است: «از اینکه شما و مهندس موسوی عزیز پیوسته در سخنان خود از «امام» یاد می‌کنید، من و بسیاری دیگر در رنج بوده‌ایم، اما پیوسته خود را اینگونه توجیه می‌کرده‌ایم که شرایط مبارزه در ایران چنین اقتضایی دارد و از این رو خون‌جگر می‌خوردیم و سکوت اختیار کرده بودیم، اما سخنان اخیر آقای مهاجرانی که در آن فرموده‌ بودند: هر کس امام و روحانیت را قبول ندارد، متعلق به جنبش سبز نیست، طاقت از کف ربود. منتظر بودم که جوابی به این سخن سخیف از طرف رهبران جنبش داده شود که خوشبختانه دو سه روز پیش، موسوی عزیز این جواب را داد و گفت که هر کس، در هر کجا از عدالت طرفداری کند، عضو جنبش سبز است.»!
در این مورد مرور نکات زیر خالی از لطف نیست:
۱ـ تعجب از دانشگاه آزاد است که با وجود اینکه برخی هیئت‌‌امنای آن، نزدیکی سببی و نسبی هم با حضرت امام راحل دارند! حال چگونه چنین فردی را که حتی نمی‌خواهد بغض خود را نسبت به امام و بنیانگذار نظام و انقلاب اسلامی پنهان کند، به این پست منصوب کرده و با ادعای تلاش برای پاسداشت خط امام، دشمن امام را به این منصب برگزیده‌اند؟!
۲ـ اصرار این دانشگاه در به‌کارگیری این قبیل افراد که نمی‌خواهند به خطوط قرمز نظام وقعی بنهند و هنوز هم دلدادگی خود را به سران فتنه شوم ۸۸ آشکارا اعلان می‌کنند، چگونه قابل‌ تحلیل است؟! آیا این قبیل اقدامات، دهن‌کجی مسئولان دانشگاه آزاد به نظام محسوب نمی‌شود؟! در کجای دنیا پول بیت‌المال و بی‌زبان مردم خود را به حلق کسانی می‌ریزند که اساس آن نظام را نیز قبول ندارند؟!
۳ ـ با وجود اینکه نقل قول مذکور، نمایه نسبتاً کاملی از شخصیت فکری و فرهنگی و مواضع سیاسی آقای هراتی را نشان می‌دهد و با یادآوری این نکته که دانشگاه آزاد در فتنه ۸۸ به اعتراف دستیار مهدی هاشمی به اتاق فکر فتنه‌سازان تبدیل شده بود، انتصابش به ثبت، ضبط و حفاظت از اسناد و مدارک دانشگاه چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟
۴ ـ نکته دیگر اینکه، نقل قول‌های هراتی از اقدام شجاعانه موسوی در خط کشیدن بر روی خط امام نشان می‌دهد که موسوی ذره‌ای از اقدامات و مواضع خودش که بسترهای خسارات مالی، جانی و حیثیتی فراوانی برای نظام وکشور فراهم کرد، عقب‌نشینی نکرده و همچنان خود را سر جنبش(فتنه) سبز می‌داند. این نکته همان نکته‌ای است که خشم مردم را برمی‌انگیزد که مطالبه برخوردی جدی با سران فتنه را اعلام می‌کنند.


دریچه

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (23)

آغاز قحطی گسترده در کشور
کفری درباره وضعیتی که از قحطی گسترده در کشور(تابستان ۱۲۹۵ هـ . ش) خبر می‌داد، اینگونه گزارش می‌کند: تأمین مواد غذایی در تهران دارد به مشکلی جدی تبدیل می‌شود؛ به‌دلیل کمبود مواد غذایی از هر نوع، به‌ویژه گندم، جو، برنج، کاه و یونجه، قیمت‌ها به شکلی غیرعادی بالا رفته و فقرا به شدت در رنجند. جمعیت، ساعت‌ها در صف‌های طویل بیرون نانوایی‌ها منتظر می‌شوند تا شاید نانی با کیفیت بسیار نازل و با قیمتی بسیار گزاف بخرند. نانواها از جو و جایگزین‌های گوناگون دیگر به جای گندم برای درست کردن نان استفاده می‌کنند.
از اواخر پاییز ۱۲۹۵ روزی نبود که گزارشی از دعاوی تهرانی‌ها با نانوایان بر سر کاهش پخت و پز در نظمیه‌ها تهیه نشود. روزبه‌روز آمار گزارش‌های ناشی از درگیری، ضرب و جرح و حتی دزدی نان در نانوایی‌های سطح شهر تهران افزایش می‌یافت و این اتفاقات خبر از قحطی گسترده در کشور می‌داد.»
پاییز ۱۲۹۶ و آغاز قحطی گسترده در کشور
پس از خروج شوروی‌ها و عثمانی‌ها در سال ۱۲۹۶ از ایران، انگلستان بی‌رقیب ماند و تقریباً تمام خاک ایران را به اشغال خود در ‌آورد. سپس برای دستیابی به معادن نفت باکو و قفقاز بخش‌هایی از آذربایجان ایران را به صحنه جنگ با نیروهای آلمانی و عثمانی تبدیل ‌کرد، به همین علت در اواخر پاییز سال ۱۲۹۶ با کمبود غلات قیمت نان چندین برابر ‌شد و فقر و قحطی همه جا را فرا ‌گرفت.
کفری، کاردار موقت آمریکا ‌نوشت: «حتی انواع علوفه نیز نایاب شده است، آن چیزی هم که قابل تهیه برای خوراک روزانه است اغلب کیفیتی نازل دارد. در مورد موجودی زغال‌سنگ، زغال‌چوب، نفت سفید و نفت کوره نیز وضع همین‌طور است.
در حالی که نفت و مشتقات آن توسط انگلیسی‌ها و برای چرخیدن چرخ ماشین جنگی استعمار پیر به کار می‌رفت، نبود نفت و آذوقه در همدان سال ۱۲۹۶ هـ . ش(زمستان ۱۹۱۷ میلادی) به کشته شدن نیمی از جمعیت ۵۰ هزار نفری این شهر منجر می‌شود. زنان و کودکان این شهر در اثر سرمای طاقت‌فرسا می‌میرند و جوانان که به زور سر نیزه انگلیسی‌ها برای احداث جاده شمال به طرز رقت‌باری به بردگی گرفته شدند نیز از شدت گرسنگی و بیماری ناشی از کارهای طاقت‌فرسا تلف می‌شوند. اجساد قربانیان در دوطرف جاده رها شده و بر اثر سرمای سوزان یخ‌زده و متلاشی می‌شوند.
در تهران قوت غالب مردم نان جو و پنیر شده که آن نیز دیگر برای خیلی‌ها آرزوی دست‌نیافتنی شده است. مردم گرسنه سر یک تکه نان با هم درگیر می‌شوند و برقراری نظم در صف‌های نانوایی از عهده مأموران نظمیه خارج می‌شود. حمله دسته‌جمعی به کسی برای مقداری نان یا پول اتفاق شایعی است که هر روز رخ می‌دهد با وجود این علی‌رغم وجود امکانات پزشکی و پیشرفت‌های موجود در تهران در مقایسه با سایر نقاط ایران، امکان یافتن بسیاری از اقلام دارویی وجود ندارد. به همین علت خطر شیوع بیماری‌های مسری در تابستان ۱۲۹۷ افزایش می‌یابد.»
«کالدول» وزیر مختار آمریکا در ایران در گزارشی با عنوان «فقر و رنج در ایران» در تاریخ ۴ اکتبر ۱۹۱۷ (مهر ۱۲۹۶ هـ . ش) به تشریح قحطی فزاینده پرداخت و ‌نوشت: «کمبود مواد غذایی، خصوصاً گندم و انواع نان، سراسر ایران خصوصاً مناطق شمالی و حاشیه‌ای و نیز تهران را چنان در بر گرفته که پیش از آغاز زمستان، فقر و رنج وسیعی پدید آمده است. تردیدی نیست که زمستان امسال مرگ و گرسنگی چند برابر خواهد شد... حتی در این موقع از سال قیمت ارزاق به بالاترین حد خود طی چندین سال گذشته رسیده و کمبود غله و میوه‌جات حقیقتاً هشداردهنده است.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 247
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

ارزيابی پايانی از رويکردها و عملکردهای مؤتلفه
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (31)


در این شماره به عنوان مطلب پایانی در باره حزب موتلفه اسلامی، ضمن ارائه نمایی احتمالی از آسیب‌ها و تهدیداتی که از سوی این تشکل متوجه نظام می‌شود، به چند سوال احتمالی متبادر به ذهن در خصوص موتلفه پاسخ داده می‌شود و در ادامه طی ارزیابی پایانی از رویکردها و عملکردهای مؤتلفه، بررسی پرونده این حزب بسته می‌شود تا از شماره آینده فرصتی برای مطالعه حزب اعتماد ملی فراهم شود.

آسیبها و تهدیدها
مؤتلفه، به طور آگاهانه هیچ تهدیدی را متوجه انقلاب نخواهد کرد؛ بلکه اگر احساس خطر کند، با حرارت تمام از انقلاب اسلامی دفاع خواهد کرد. با این حال، ممکن است به طور ناخودآگاه برخی آسیب‌ها از ناحیه مؤتلفه متوجه نظام شود. برخی از این آسیب‌ها عمومی است و هر حزبی را تهدید می‌کند، برخی نیز خاص مؤتلفه است:
الف ـ ضد تبلیغ: از آنجا كه بسیاری از اعضای مؤتلفه بازاری هستند و خاستگاه اجتماعی اولیه آن نیز بازار تهران بوده است و با توجه به اینكه كشور ما در حال حاضر دچار مشكلات اقتصادی است و برخی از مردم این را از چشم بازار می‏بینند، ممكن است پیامهای تبلیغی مؤتلفه هر چند درست و بحق باشند نتیجه معكوس ببخشند و مردم به رقبای مؤتلفه توجه كنند. گفتنی است مؤتلفه تلاش دارد با جذب بیشتر اقشار غیر بازاری، این مشکل را رفع کند.
ب ـ مخالفت با نوآوری: مؤتلفه به دلیل خاستگاه اجتماعی اولیه آن و نیز به دلیل هرم سنی آن كه به ویژه در شورای مركزی شامل افراد مسن است و نیز به دلیل مسئولیتهای نسبتاً مهم اعضای شورای مركزی آن در نظام احتمال می‏رود با تغییر و نوگرایی در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... مخالفت كند و نسبت به نوگرایان با سوءظن بنگرد؛ چراكه خصلت بازاری بودن، خصلت آرامش‏طلبی و پرهیز از دگرگونی در وضع موجود است. طبیعت سن بالا نیز اقتضائاتی مشابه دارد و نیز داشتن مسئولیت‌های نسبتاً بالا نیز به طور معمول در پی داشتن ثبات است كه از یك جهت برای نظام مفید است و از یك جهت، اگر مانع از تحول و نوسازیهای ضروری شود سبب عقب‌ماندن نظام از نوگراییهای ضروری شده در كل ممكن است به تضعیف نظام بینجامد. گفتنی است مؤتلفه نسبت به این خطر توجه دارد و سعی می‏كند با تأسیس مرکز مطالعات و به‌کارگیری محققان جوان، همچنین با افزایش حضور جوانان در شورای مرکزی خود و نیز پیگیری اصلاحات مورد نظر مقام معظم رهبری، مخالف نوآوریهای مفید نباشد كه در این خصوص نسبتاً موفق هم بوده است. در این باره، مقام معظم رهبری می‏فرماید: «هر دو طرف قضیه [دو جناح اصلی كشور] خطرهایی تهدیدشان می‏كند: آنهایی كه به ارزشها توجه می‏كنند و تحول و تغییر و پیشرفت را ندیده می‏گیرند، خطر تحجّر آنها را تهدید می‏كند؛ باید مراقب باشند...»(۱)
ج ـ نفوذ: احتمال بسیاری می‏رود كه عواملی از دشمن با نفوذ در جناحهای عمده كشور، سعی كنند این جناحها را به جان هم بیندازند و تفرقه ایجاد كنند و یا در فرصتی مناسب، كاری را كه عامل نفوذی منافقین در حزب جمهوری اسلامی انجام داد و هفتاد و دو تن را شهید كرد، چنین كنند. مقام معظم رهبری در ادامه سخن پیشین خود می‏فرماید: «خطر بزرگ‌تر از این هم وجود دارد؛ آن چیست؟ آن خطر نفوذ است؛ از هر دو طرف ممكن است افرادی نفوذ كنند.»(۲)

نتایجی از بررسی موتلفه
نتایج دیگری كه می‏توان به دست آورد عبارتند از:
الف ـ حزب مؤتلفه از مهم‌ترین تشكلهای اسلامی در كشور ماست كه به لحاظ فكری در خط امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری و روحانیت متعهد از جمله جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران قرار دارد و خود را موظف می‏داند كه با تمام توان از نظام جمهوری اسلامی ایران و ارزشهای اصیل آن دفاع كند.
ب ـ حزب مؤتلفه اسلامی در دوره جدید فعالیت خود كه از سال 1367 آغاز شد به عنوان تشكل محوری در بین تشكلهای همسو با جامعه روحانیت مبارز تهران مطرح بوده است و این نقش با آنكه با چالش‏های جدی از سوی برخی دوستان فعلی مؤتلفه نظیر جامعه اسلامی مهندسین روبه‌روست، امّا هنوز ادامه دارد و به نظر می‏رسد در آینده نزدیك نیز تغییر نخواهد كرد. البته در آینده دور ممكن است جامعه اسلامی مهندسین یا تشكّلی نظیر آبادگران نقش مهم‌تری پیدا كنند.
ج ـ نشریه «شما»، ارگان حزب مؤتلفه اسلامی در زمینه پاسخ به شبهات و اطلاع‏رسانی نسبتاً خوب فعالیت می‏كند.
د ـ خاستگاه اصلی مؤتلفه از بازار تهران بوده است و هنوز بازاریان متعهد تهران نقش مهمی در آن ایفا می‏كنند؛ هر چند كه در سالهای اخیر رویكرد نسبتاً خوبی به جذب سایر اقشار جامعه نیز داشته است.
هـ ـ مؤتلفه به لحاظ پایگاه اجتماعی در سالهای 137۶ تا ۱۳۷۹ دچار افت شدیدی شد، امّا پس از انتخابات دور دوم شورای شهر، پایگاه اجتماعی آن تقویت شد.
وـ با توجه به معیارهای خودی نظیر اعتقاد به اسلام، انقلاب، نظام و رهبری و با ارزیابی ابعاد مختلف اعتقادی، رفتاری و سیاسی مؤتلفه، مشخص می‌شود که این حزب، جزء جریان‌های خودی؛ همسو و هم‌جهت با آرمانهای انقلاب اسلامی و حکومت دینی است.

پاسخ به چند پرسش احتمالی
مؤتلفه، به دلیل دفاع از ولایت مطلقه فقیه و ارزشهای ناب اسلامی همواره یکی از اهداف ضدانقلاب برای شایعه‌سازی و تهمت‌پراکنی بوده است. بر این اساس، ممکن است برای خوانندگان ارجمند، به ویژه کسانی که مطالب پایگاههای ضدانقلاب را می‌خوانند، پرسش‌هایی درباره مؤتلفه پدید آید که پیشاپیش حدس زده شده و بر اساس مجموعه اطلاعاتی که نویسنده از مؤتلفه دارد، پاسخ داده می‌شود.
آیا مؤتلفه در تاروپود نظام حضور تشکیلاتی دارد؟ هر چند عناصر مؤتلفه در ارکان مختلف نظام حضوری فعال دارند، اما این حضور چندان چشمگیر و مؤثر نیست.
آیا مؤتلفه طرفدار آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است؟آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از اعضای قدیمی و مؤثر شورای روحانیت مؤتلفه بوده است. این رابطه دوستی هنوز پابرجاست، اما در تصمیمات انتخاباتی، مؤتلفه تابع نظر جمعی اصولگرایان است.
آیا مؤتلفه طرفدار اقتصاد باز و سرمایهداری بیحساب ظالمانه است؟ مؤتلفه طرفدار اقتصاد باز ارزشی مبتنی بر احکام اسلام است. از نگاه مؤتلفه افراد باید بتوانند آزادانه از راه حلال کسب ثروت کنند و پس از پرداخت حقوق شرعی و قانونی آن، آزادانه در مصارف حلال هزینه کنند.
آیا مؤتلفه دشمن آزادیهای سیاسی ـ اجتماعی است؟ مؤتلفه زحمات زیادی برای انقلاب اسلامی متحمل شده است. از این رو، نسبت به حضور عناصر نامحرم و غیرمتعهد در مناصب مهم کشور و نیز بیاحترامی به مقدسات دینی و انقلابی حساس است. این حساسیت از نگاه ضد انقلاب چنان تعبیر شده است که دشمن آزادیهای سیاسی ـ اجتماعی است. واقعیت این است که مؤتلفه درباره امت حزب‌الله و مردم معمولی طرفدار آزادیهای سیاسی ـ اجتماعی در محدوده قوانین اسلام و نظام است.
آیا مؤتلفه انحصارطلب است؟ حساسیت و بدبینی مؤتلفه به جناح رقیب سبب شده است تا چنین برداشتی در ذهن مخالفان مؤتلفه ایجاد شود. البته در عمل مؤتلفه هیچ گاه قدرت اساسی در کشور نداشته است تا بتواند خواسته خود مبنی بر حذف برخی مخالفان خود را که نااهل و یا نامحرم نظام تشخیص می‌دهد از مناصب مدیریتی کشور اجرایی سازد. با این حال، زمانی که جبهه دوم خرداد تهدید به خروج از حاکمیت کردند، مؤتلفه به جای استقبال، به شدت با آن مخالفت کرد.
آیا مؤتلفه گداپرور است؟ تلاش مؤتلفه در مدیریت کمیته امداد امام خمینی(ره) در بروز این پرسش نقش داشته است. حقیقت این است که مؤتلفه حتی در کمیته امداد سعی دارد در حد مقدورات خود برای خانوادههای مستضعف تحت پوشش، خوداشتغالی ایجاد کند و یا با کمک به تحصیل فرزندان چنین خانواده‌هایی، سعی کند برای‌شان آینده‌نگری کند. با این همه مؤتلفه معتقد است تا زمانی که امکان استقلال مالی این خانواده‌ها فراهم نشده است، چاره‌ای جز امداد ضروری به آنان وجود ندارد.
آیا مؤتلفه وابسته به انجمن حجتیه است؟ خیر، زیرا تفکرات نادرست در این انجمن، مبارزه با طاغوت را تأیید نمی‌کردند، در حالی که مؤتلفه از پیشتازان مبارزه با طاغوت بود. انجمن حجتیه مبارزه با بهائیت را اصل می‌دانستند، در حالی که مؤتلفه مبارزه با طاغوت را اصل می‌دانست. در اساسنامه انجمن بر جدایی دین از سیاست تأکید شده بود، در حالی که مؤتلفه دین را در پیوند با سیاست سالم می‌دید.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

تفسیر غلط از مفهوم رضایت در دموکراسی غرب
همان‌طور که گاهی به تسامح، دموکراسی با حکومت اکثریت یکسان فرض می‌شود، برای عده‌ای دیگر نیز دموکراسی با رضایت و هم‌رأیی معادل است. در این شماره به تبیین این موضوع و ارتباط دموکراسی با رضایت مردم می‌پردازیم.

رضایت مشخصه حکومت دموکراتیک
در شماره‌های پیشین یادآور شدیم که به دلایل متعددی نباید دموکراسی را صرفاً با نظام حکومتی یکسان دانست، با وجود این، باید کمی دقیق‌تر به موضوع رضایت و هم‌رأیی بپردازیم. شق دیگر فرمول‌بندی می‌تواند این باشد که مشخصه حکومت دموکراتیک (که در کل با دموکراسی برابر نیست)، دولت مبتنی بر رضایت است که نقطه مقابل حکومت‌های خودسرانه یا استبدادی است که در آن خواسته‌های مردم را نادیده گرفته و رضایت یا حمایت آنها را نمی‌خواهند و ضروری نمی‌دانند؛ زیرا اساساً نقشی در کسب، حفظ و افزایش قدرت حاکمان برای مردم قائل نیستند و هرچه هست به‌طور تام متعلق به حاکم است و میل و خواسته حاکمان دیکتاتور عین قانون است و مردم به زور تنها موظفند بدون بازخواست و پیگیری حقی از حاکم، مجری این قانون و خواسته باشند.
آنتونی آربلاستر در کتاب دموکراسی در راستای تبیین این بحث، به دو مسئله مهم می‌پردازد: نخستین مسئله این است که لزوماً فقط در مورد حکومت دموکراتیک یا در مورد طرح‌های پیشنهادی دموکراتیک نیست که مردم رضایت خود را اعلام می‌کنند. شک و تردیدی که نسبت به همه‌پرسی‌ها یا مراجعه به آرای مردم وجود دارد و پیشتر نیز به آن پرداختیم، تا حدودی مبتنی بر این واقعیت است که این همه‌پرسی‌ها ابزاری هستند که از سوی بعضی از دیکتاتورها یا مستبدان مورد استفاده قرار می‌گیرند تا به حکومت خود دست کم ظاهری مبتنی بر رضایت عامه دهند.(۱) مصداق عملی این مقوله در تاریخ اروپا، همه‌پرسی امپراتور ناپلئون سوم در دهه ۱۸۵۰ میلادی بود. اما صرف‌نظر از میزان دخالت در موارد خاص، از لحاظ اصولی آشکارا امکان دارد که رضایت خالصانه مردم و حمایت فعالانه آنها به حکومتی دیکتاتوری یا رژیمی اقتدارگرا و یا به اقداماتی مشخص اختصاص یابد که قصد محدودیت و حتی برچیدن دموکراسی را دارند. قابل تصور است که مردم به نابودی دموکراسی رضایت دهند. اگر هم‌رأیی و رضایت، جوهر دموکراسی است باید بپذیریم که این مورد نیز اقدامی دموکراتیک است. این تنگنایی است که از برابر دانستن دموکراسی با هم‌رأیی و رضایت مردم حاصل می‌شود. طبعاً انکار این موضوع که دیکتاتوری می‌تواند متکی بر حمایت مردم باشد یا تحت شرایطی خاص، اکثریتی از مردم می‌توانند بر خط‌مشی‌های ضدلیبرالی یا ضددموکراتیک صحه گذاشته و آن را تأیید نمایند، بیهوده است.(۲) این موضوع امروزه خودش را بیشتر درخصوص دموکراسی‌های هدایت شده و تحمیلی قدرت‌های جهانی در برخی کشورهای موسوم به جهان سوم نشان می‌دهد که قدرت‌های برتر به بهانه اعطای دموکراسی و آزادی به کشور، مستبدی را که تا دیروز موید بر تأییدات خودشان بود را به دلیل سپری شدن تاریخ مصرفش بر کنار و سازوکار دموکراتیک مورد نظر خود را در آن حاکم می‌کنند. عملکرد آنها به قدری نارضایتی مردم را به دنبال می‌آورد که مردم به حکومت مستبد قبلی رضایت بیشتری نشان می‌دهند. بنابراین در راستای استمرار حیات دموکراسی، قدرت باید نزد مردم باقی بماند. اگر مردم آزادانه این قدرت را از خود سلب نمایند، هرچند ممکن است که با حمایت مردمی همراه باشد، نمی‌توان گفت که این دموکراسی است. این استدلال با این اعتقاد «ژان ژاک روسو» مشابه ـ اما نه یکسان ـ است که حاکمیت به مردم تعلق دارد و نمی‌توان از طرف آنها به نهاد یا شخص دیگری انتقال داد. لذا امروزه سخن گفتن از «حاکمیت غیرقابل انتقال» تا حدی مفهوم متافیزیکی قدیمی دارد، اما با این حال «توماس پین» نکته‌ای بسیار مشابه با نظر روسو را در کتاب خود با عنوان حقوق بشر عنوان کرده است: «هر عصر و هر نسلی باید همانند اعصار و نسل‌های پیش از خود، از هر لحاظ آزاد باشد تا خود تصمیم بگیرد... آدم‌ها مالک یکدیگر نیستند، به همین سان هیچ نسلی مالک نسل‌های بعدی نیست.»(۳)
تفسیر منفی از رضایت
مسئله دیگر در ارتباط با رضایت، این است که در این مفهوم راه برای تفسیرهای ضعیف و منفی نیز باز می‌شود. حتی رژیم‌های قدرت‌طلب نیز اگر می‌خواهند پایدار باقی بمانند، باید به اقداماتی دست بزنند که مبتنی بر رضایت است، هر چند این اقدامات لزوماً با رضایت اکثریت همراه نباشد. دیکتاتوری علنی و خشن هر چند در ارعاب مردم موثر است، اما به خودی خود در درازمدت بی‌فایده است. رضایت و هم‌رأیی در چنین اوضاع و احوالی، لزوماً به‌طور رسمی ابراز نمی‌شود، کافی است که حکومت در عمل بر حمایت و همکاری بخش‌های کلیدی جامعه تکیه کند. هر رژیمی تمایل دارد که ادعا کند ادامه حیات آن نشانه رضایت و حمایت مردم است و چنین ادعایی شاید مبتنی بر «رضایت ضمنی» مردم باشد. رضایت ضمنی تاکتیکی بود که «جان لاک» در دومین رساله خود برای فرار از تنگنای انطباق اصل بنیادی خویش، یعنی اینکه «آزادی آدمی در جامعه، نباید تحت اختیار هیچ قدرت مشروعی باشد، بلکه براساس رضایت و منافع مشترک استقرار می‌یابد...»(۴) با مطلوب بودن نظام حکومتی با ثبات و پایدار که نباید تسلیم تأیید مداوم مردم شود، اتخاذ کرد. فرض بر این قرار می‌گیرد که مردم از نظامی که در آن زاده شده‌اند تا زمانی که بالغ شوند راضی هستند. مبنای چنین فرضی این واقعیت است که آنها در آن جامعه خاص زندگی می‌کنند. نبود اعتراض موثر به معنی رضایت مردم تفسیر می‌شود. تا زمانی که از جامعه رو برنگردانید، به معنای آن است که در آن ادغام شده‌اید.(۵) اما یکی دانستن سهل و ساده سکوت با رضایت غالباً برای کسانی که در قدرت هستند، به شکل‌گیری اندیشه‌ اغراق‌آمیزی درباره میزان حمایت یا فرمانبرداری مردم منجر می‌شود. هنگامی که رنجش و حتی نومیدی مردم که در سکوت آنها پنهان شده، ناگهان با خشم و طغیانی خشونت‌بار سر باز می‌کند، حاکمان در قدرت با ناخشنودی فراوانی به حیرت می‌افتند. چشمگیرترین نمود این تلقی را می‌توان در فروپاشی رژیم‌های کمونیستی اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ دید. انفعال، سکوت و فرمانبرداری مردم آلمان شرقی، چکسلواکی و مجارستان در سال‌های پیش از فروپاشی، حکام این کشور را وسوسه کرده بود که باور کنند حتی اگر محبوب نیستند، اما دست کم مردم به حکومت آنها تمکین کرده‌اند و به این تعبیر از آنها راضی هستند. همین محدودیت نقش مردم است که «آ.د.لیندسی» را وادار کرد شصت سال پیش این پرسش را مطرح کند که: «آیا دموکراسی ابزاری است برای آنکه مردم رضایت خود را با کارهایی نشان دهند که دولت‌ها مطرح می‌کنند؟ و یا نه ابزاری است برای آنکه دولت‌ها کارهایی را انجام دهند که مردم می‌خواهند؟»(۶)
برداشت منفعلانه از مفهوم رضایت با به میان کشیدن بحث آزادی و گفت‌وگو در دموکراسی روندی دیگر پیدا می‌کند که در شماره آتی بررسی خواهد شد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 247
فتح الله پریشان

حکمت متعالیه و میراث علمی ملاصدرا
در چند شماره گذشته با زندگی سیاسی و زمینه‌های تکوین شخصیت علمی و فکری ملاصدرا آشنا شدیم. مجموعه انتقادها و ایرادهایی که ملاصدرا از وضع زمانه‌اش دارد و نوع آسیب‌شناسی ویژه‌ای که وی از اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عصر خود ارائه می‌دهد، سبب شده است تا تفکر اجتماعی و سیاسی وی از خصلت «اصلاحی» برخوردار باشد. این «اصلاح‌گری» هم در بنیادهای تفکر و هم در نمودهای اجتماعی، خود را نشان می‌دهد. «رساله سه اصل» وی پاسخی به تمام کوته‌نظران، ظاهربینان و عالم‌نمایانی است که به نام علم و دین با حکمت و عرفان خصومت‌ می‌ورزند؛ کسانی که راه سعادت را فرو می‌گذارند و گمان می‌کنند که با ابزار شقاوت می‌توان به سعادت رسید؛ آنانی که به تعبیر ملاصدرا، «در خانه ظلم قبله آنان است.» و «کسانی که از علم الهی و مکاشفه خبر ندارند و تنها هنر آنان دانستن چیزهایی از علوم معاملات است.»(۱)
زندگی علمی صدرالمتألهین را می‌توان به پنج دوره تقسیم کرد که عبارتند از:
۱ـ دوره سیر در افکار فلسفی و کلامی دیگران؛ اعم از مشائی، اشراقی، اشاعره و معتزله. ملاصدرا این دوره را از باب «حسنات الابرار سیئات المقربین» جزو اوقات تلف شده عمر خود دانسته و از آن استغفار می‌کند.
۲ـ دوره سیر جوهری و تحول روحی از کثرت به وحدت و سفر از خلق به حق و مشاهده مبدأ آفرینش در پایان این سفر و رسیدن به آغاز ولایت.
۳ ـ دوره حرکت جوهری و انقلاب روحی از وحدت به وحدت و سفر از حق به سوی حق و با همراه حق و مشاهده اسمای حسنای خداوند سبحان.
۴ ـ دوره سفر از حق به خلق و مشاهده آثار خدای سبحان در مظاهر گوناگون جلال و جمال آن حضرت به نظر آیت‌الله جوادی آملی؛
این سه دوره اخیر که سه سفر از چهار سفرش را تشکیل می‌دهد، در روزگار انزوای ظاهری صورت گرفته است.
۵ ـ دوره سیر جوهری تازه و تحول فکری دیگر از کثرت به کثرت و سفر از خلق به سوی خلق به همراه حق و رساندن پیام حق به مظاهر وی در کسوت کثرت و عدم احتجاب در سفر به حق از خلق به‌عنوان تدریس و تألیف و تهذیب نفوس دیگران.
این دوره با بازگشت مجدد وی از کهک به شیراز و تدریس و تألیف وی مقارن است و بالطبع عرضه تفکر سیاسی و اجتماعی وی نیز در این دوره صورت گرفته است. (۲)
اندیشه سیاسی صدرالمتألهین بخشی از میراث علمی وی است که امروزه به آن توجه می‌شود و جایگاه مهمی در حوزه مکاتب فکری ـ سیاسی می‌توان برای آن قائل شد. برخی از اندیشمندان معاصر معتقدند میراث علمی ملاصدرا آنچنان عظیم است که می‌تواند محتوای رشته «صدراشناسی» را فراهم کند(۳) البته پیروان و فیلسوفان شارح آرای ملاصدرا درباره ابتکارات و نوآوری‌های وی اختلاف‌نظر دارند که در این مجال نمی‌توان به آن پرداخت. اما برای اینکه خواننده تفکر سیاسی وی، پیش‌زمینه‌ای اجمالی داشته باشد، تنها به ذکر برخی مشخصه‌های حکمت متعالیه به‌عنوان میراث ماندگار و شاهکار علمی وی از زبان استاد فلسفه صدرایی، مرحوم شهید مطهری می‌پردازیم. به نظر استاد مطهری، ارکان و ویژگی‌های حکمت متعالیه عبارتند از: اصالت وجود؛ وحدت وجود؛ حل اشکال از وجود ذهنی؛ تحقیق در حقیقت وجوب ذاتی ازلی و حقیقت امکان در ممکنات و کشف نوعی امکان به نام «امکان فقری»؛ تحقیق در مناط احتیاج به علت؛ تحقیق در حقیقت علیت و نحوه ارتباط معلول به علت و اینکه اضافه معلول به علت، اضافه اشراقی است و بازگشت معلولیت به تجلی و تشأن است؛ اثبات حرکت جوهری؛ تحقیق در رابطه میان متغیر و ثابت و حادث و قدیم؛ اثبات اتحاد عاقل و معقول؛ اثبات حدوث زمانی عالم؛ اثبات نوعی وحدت به نام وحدت حقیققه، برهان صدیقین برای اثبات واجب؛ تحقیقی در قاعده بسیط‌الحقیقه کل‌الاشیاء؛ اثبات اینکه نفس، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است؛ تجرد قوه خیال؛ اثبات معاد جسمانی و موارد دیگری که محققان دیگر به این فهرست افزوده‌اند، همه، نشان از نوآوری ملاصدرا در فلسفه و احیای فلسفه اسلامی است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

عقل‌گرایی در فقه سیاسی اسلام
نص‌گرایی و سنت‌گرایی به عنوان دو ویژگی مهم از خصایص معرفت‌شناختی فقه سیاسی اسلام در شماره گذشته مورد بررسی واقع شد. در این نوشته به مطالعه ویژگی معرفت‌شناختی دیگر فقه سیاسی، یعنی «عقل‌گرایی» می‌پردازیم. مقصود از عقل‌گرایی، پذیرش عقل به عنوان یک منبع معرفتی است و بر این اساس، دانش عقل‌گرا، دانشی است که محصول تأملات عقلی و تلاش‌های فکری نمایندگان آن دانش است. در این بخش از نوشته با نگاهی مقایسه‌ای به فقه سیاسی شیعه و اهل سنت، میزان عقل‌گرایی این دو دانش را بررسی می‌کنیم.
با نگاهی گذرا به تاریخ فقه شیعه و اهل سنت، می‌توان به این داوری ابتدایی اشاره کرد که فقه شیعه با به رسمیت‌شناختن «عقل» به عنوان یک منبع در کنار منابع سه‌گانه کتاب، سنت و اجماع، دانشی عقل‌گراست، در حالی که فقه اهل سنت با انکار آن و قرار دادن «قیاس» به جای آن، دانشی نقل‌گرا و غیرعقلی به حساب می‌آید. دقت در مفهوم قیاس و مقایسه آن با عقل، دلیلی بر اعتبار داوری مذکور ارائه می‌کند. قیاس به مفهوم ملحق کردن حکم مسائلی که در سه منبع قرآن، سنت و اجماع به صراحت یافت نمی‌شود، به حکم مسائل مشابهی است که در این منابع به صراحت ذکر شده است. قیاس به این مفهوم اگرچه نوعی اجتهاد تلقی می‌شود، اما اجتهاد مصطلح نیست که در آن با به‌کارگیری عقل، حکم شرعی مسائل از منابع، استنباط، استخراج و کشف می‌شود. به همین دلیل قیاس اگرچه در فقه اهل سنت در کنار کتاب، سنت و اجماع از منابع احکام شرعی تلقی می‌شود، اما هیچ‌گونه استقلالی ندارد و در نتیجه مقصود از قیاس در واقع، قیاس به کتاب یا به سنت و یا به اجماع است. این در حالی است که عقل به عنوان یک منبع استنباط در فقه شیعه به رسمیت شناخته می‌شود و براساس قاعده ملازمه بین عقل و شرع، حجیت عقل ثابت می‌شود. به این ترتیب می‌توان فقه شیعه را برخلاف فقه اهل سنت عقل‌گرا نامید و با تعمیم آن به فقه سیاسی، فقه سیاسی شیعه را برخلاف فقه سیاسی اهل سنت، دانش عقل‌گرا دانست. دقت در تاریخ فقه شیعه و اهل سنت اگرچه به طور کلی داوری گذشته را تأیید می‌کند، اما نزاع‌های درونی گفتمانی این دو دانش را نیز آشکار می‌سازد. از این منظر شاید بتوان در تدقیق داوری فوق گفت: عقل‌گرایی جریان غالب فقه و فقه سیاسی شیعه از قدیم تاکنون بوده است، در حالی که فقه و فقه سیاسی اهل سنت عقل‌گرایی جریان نحیف در دوران گذشته بوده که با تحولات فکری پدید آمده در دوران معاصر، این جریان نحیف به جریانی قوی و موثر در این دانش تبدیل شده است که محصول چرخشی معرفت‌شناختی در مبانی معرفتی فقه اهل سنت در دوران معاصر است.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
وجود آثار استعماری در دستگاه‌های اداری کشور
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی بیش از هر موضوعی، نگاه به درون جامعه و داخل کشور و دستگاه‌های حاکمیت دارد. در مباحث پیش برخی از عوامل تضعیف‌کننده نظام و دستاوردهای انقلاب را یادآور شدیم. با نگاهی تأمل‌برانگیز به درون دستگاه‌های اجرایی و قضایی و قانونگذاری نظام جمهوری اسلامی درمی‌یابیم که آثاری در سازمان‌ها و ساختارها ناشی از فرهنگ و عملکرد استعمار خارجی و استبداد داخلی بر جای مانده که نسل به نسل منتقل می‌شود. اگر آنها را رد پای استعمار و استبداد رژیم شاهنشاهی نام ببریم سخنی به گزاف نگفته‌ایم. سخنان حضرت امام خمینی در تاریخ ششم تیرماه ۱۳۵۹ پس از دریافت گزارشی که از کم‌کاری و عدم اصلاح سیستم اداری کشور خبر می‌داد. در نهیبی به مسئولان اداره کشور، به وضع ادارات دولتی معترض شدند و با خشم چنین اخطار دادند: «لکن مسامحه می‎کنند. من نمی‎فهمم این مسامحه چیست؟ در همین دو سه روز برای من یک چیزی آوردند که تذکره‎ای بوده است که همان آرم شاهنشاهی و همان کثافت‌کاری‌ها [را داشت]. در وزارت خارجه و در همه وزارتخانه‎ها و همه مراکز، باید اصلاح بشود این امور؛ نمی‎شود اینطور. اگر عاجزند کنار بروند تا ما افرادی پیدا بکنیم که عاجز نباشند و اگر عاجز نیستند چرا عمل نمی‎کنند؟»

فرازی از وصیت‌نامه
امام در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان تمام تلاش خود را به‌کار بردند تا به نسل‌ها و جوانان تفهیم کنند که مبارزه با آثار استعمار خارجی و استبداد داخلی به پایان نرسیده و در این‌باره تصریح کردند: «گرفتاری‌های این جمهوری را در نظر بگیرید ـ از قبیل توطئه‌ها و تبلیغات دروغین و حمله مسلحانه خارج مرز و داخل و نفوذ غیرقابل اجتناب گروه‌هایی از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگان‌های دولتی به قصد ناراضی کردن ملت از اسلام و حکومت اسلامی و تازه کار بودن اکثر یا بسیاری از متصدیان امور و پخش شایعات دروغین از کسانی که از استفاده‌های کلان غیرمشروع بازمانده یا استفاده آنان کم شده و کمبود چشمگیر قضات شرع و گرفتاری‌های اقتصادی کمرشکن و اشکالات عظیم در تصفیه و تهذیب متصدیان چند میلیونی و کمبود مردمان صالح کاردان و متخصص و ده‌ها گرفتاری دیگر، که تا انسان وارد گود نباشد از آنها بی‌خبر است ـ و از طرفی اشخاص غرض‌مند سلطنت‌طلب سرمایه‌دار هنگفت که با رباخواری و سودجویی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام‌آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد می‌کشند.»
کشورهای استعمارگر بلاهای بسیاری بر ایران و سایر کشورهای دیگر تحمیل کردند که اثرات آنها پس از سال‌ها مبارزه هنوز باقی‌مانده و ضربات شکننده‌ای دارد و به ارزش‌های اخلاقی و انسانی و علاوه بر آن بر سیستم‌های دستگاه حاکمیت آسیب وارد می‌کند.

آثار فرهنگی استعمار
حداقل از دویست سال پیش فرهنگ استعمار انگلیسی، فرانسوی و به‌تازگی آمریکایی به ایران تحمیل شد تا فرهنگ اسلامی ایرانی را محو کنند و سلطه‌شان را از طریق فرهنگی بر ایران تحمیل کنند. به ویژه در مراکز آموزشی با ایجاد موسسه‌های آموزشی با فرهنگ اسلامی و ایرانی مبارزه کردند و آداب و رسوم و اخلاق فاسدشان را در جامعه رواج دادند و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد. مثلاً یک جوان تحصیل‌کرده سعی دارد اصطلاحات خارجی را به کار گیرد، به‌ویژه با ابزارهایی همچون اینترنت و با به‌کارگیری کلمات آنها سعی دارد از خود شخصیت علمی و با سواد نشان دهد. در حالی که این روحیه ضعف فرهنگی است و در پوشش و لباس هم همین‌گونه است. پوشیدن کت و شلوار شیک با پاپیون و کراوات در مجالس را نشانه‌ شخصیت می‌دانند و در غیر این‌صورت را آدم بی‌کلاس، غیرمنضبط و بی‌نزاکت تلقی می‌کنند. این فرهنگ در زبان، پوشش و مصرف به‌خصوص در زنان بیشتر نمایان است. دولت و دستگاه‌ها باید بهوش باشند و به وسیله عناصر کارشناس این جریان فرهنگی آسیب‌زده را از سازمان‌ها و فرهنگ عمومی پالایش کنند. زیبایی‌های فرهنگ اسلامی، ایرانی حتی قومی ایران را برجسته‌تر کنند و با برنامه‌ریزی با آثار و فرهنگ استعمار غربی مبارزه شود. آثار فرهنگ غربی و استعماری در مجامع، سازمان‌ها، دستگاه‌ها، هویت اسلامی و ملی را در ابهام قرار داده و دستخوش سلیقه‌ها کرده و آسیب‌های فراوانی وارد نموده و نگرانی‌هایی بر جای گذاشته است. حضرت امام(رحمه‌الله علیه) و رهبر معظم انقلاب همواره دغدغه فرهنگی داشته و در این رابطه پیشنهاد، طرح و رهنمود داده‌اند.

آثار استعمار
در دستگاه‌های اداری
یکی از شاخص‌ترین آثار باقی‌مانده فرهنگ استعماری در ایران در دستگاه‌های اداری و در بخش دولتی و خصوصی است. فساد اداری یکی از مباحث مهم و کلانی است که حضرت امام(ره) در وزارتخانه‌ها مکرر درباره آن تذکر می‌دادند.
گاهی مردم مسلمان و انقلابی ایران از شیوه رفتارها و عملکردهای کارکنان ادارات ابراز نارضایتی می‌کنند. کم‌کاری، بی‌کاری، هدر دادن امکانات و منابع و هزینه کردن‌های بی‌رویه، مصرف نادرست آب، برق، گاز از آسیب‌هایی است که آثار آن از رژیم گذشته تاکنون باقی مانده. بسیاری از کارکنان و مدیران ادارات با ارباب رجوع از موضع قدرت و تحکم برخورد می‌کنند، در حالی که در جریان انقلاب و رفتار و عملکرد امام راحل و رهبر معظم انقلاب بر انگیزه خدمتگزاری بسیار تأکید شده است. برخی از مدیران و کارکنان دچار ضعف دغدغه کارآمدی و گرفتار در مسائل روزمرگی شده‌اند و هیچ به فکر رشد و ارتقا نیستند. فقط به حضور در محل کار و دریافت حقوق ماهیانه اکتفا می‌کنند. فقط به تأمین معاش می‌اندیشند، به دریافت مدرک تحصیلی برای ارتقای جایگاه سازمانی می‌اندیشند و این روند هیچ دستاوردی برای منافع کشور و عموم مردم ندارد که هیچ، آسیب‌رسانی‌های متعددی داشته و دارد. آنچه که مطلوب امام راحل و رهبری و انقلابیون بوده و هست اینکه؛ سیستم اداری بر حسب ضوابط اخلاق و ارزش‌های اسلامی و دینی اداره شود. به تعبیر رهبر معظم انقلاب «اگر یک ملت همه چیز داشته باشد، اما انگیزه درونی و معنوی نداشته باشد، نمی‌تواند از موجودی‌های خود درست استفاده کند.»
به نظر می‌آید آثار برجا‌مانده از استعمار از دستگاه‌های اداری به‌خصوص وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی باید هر چه زودتر زدوده شود، برای این کار باید براساس رهنمود امام خامنه‌ای با عزم ملی و مدیریت جهادی به پیش رفت و از ضربات ناشی از غفلت آن پیشگیری کرد.

آثار اجتماعی استعمار
مسائل اجتماعی حاکم در ایران مانند تبعیض، فساد، فقر، بیکاری، اختلافات قومی و خانوادگی، تفریح‌های ناسالم، بی‌حساب و کتاب هزینه کردن‌ها، دزدی و غارت، آدم‌ربایی و قتل و ترور، قاچاق، مصرف بی‌رویه مواد مخدر و... از مسائلی است که بخش عمده پایه‌ریزی آنها ناشی از عملکرد و رفتارهای عوامل کشورهای استعمارگر بوده و هست. دروغ و حیله‌گری، کلک‌زدن‌ها و کلاه سر دیگران گذاشتن‌ها، در هیچ فرهنگ و دینی در تاریخ ایران سابقه ندارد. اینها مسائلی است که جملگی از سفارت انگلیس نشئت گرفته شده است و هنوز در فرهنگ عمومی مردم ایران مشاهده می‌شود و هنوز هم از طریق دست‌های مرموز و پیچیده دامن زده می‌شود. برای نمونه هر جوانی که در جست‌وجوی کار است اول به دنبال راحت بودن کار است. حاضر نیست سختی مثل دوری راه را تحمل کند. هر گاه جمعی از جوانان اندیشه کمک به منافع ملی و کشور را داشته‌اند، موفقیت و افتخاری را به ارمغان آورده‌اند. نمونه آن را در دوران مبارزه و دفاع مقدس در نهادهای انقلاب به خوبی دیدیم. همین که منافع شخصی غلبه پیدا کند، آسیب‌ها و ضربات اجتماعی جریان پیدا می‌کند و پیشگیری از آن بسیار مشکل می‌شود. در این رابطه رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «وجدان کاری و انضباط اجتماعی» رهنمودهای بسیار عالی دادند. ایشان فرمودند: «بدانید که امروز دشمنان این کشور که دیگر تبلیغات آنها علیه اسلام، علیه ارزش‌های اسلامی، علیه انقلاب، علیه امام، علیه همه شخصیت‌ها برای همه آشکار شده است، امید بسته‌اند به این جامعه معلم، جامعه کارگری، جامعه دانشجویی، جامعه روحانی، این جوامع حساس و موثر جامعه کار خودشان را انجام ندهند.»

آثار اقتصادی استعمار
دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی و ایران در چارچوب برنامه استعماری‌شان ساختاری ایجاد کرده‌اند که برون‌رفت از آن چندان آسان نیست و ضربات همچنان ادامه داشته و دارد. از شاخص‌ترین آن تک‌محصولی کردن اقتصاد ایران و دیگر کشورها بوده است و آن اینکه نفت فروخته شود و درآمدش مصرف خرید کالاهای عمومی و تجملاتی و غیره شود. این فکر و روحیه مصرف‌گرایی، اقتصاد و کشاورزی کشور را فلج کرده بود و انقلاب اسلامی با نیروهای جهاد سازندگی تحول بزرگی را در این زمینه ایجاد کرد. پس از انقلاب اسلامی از همین اهرم فشار استفاده کردند تا بتوانند برای ایران مشکلات اقتصادی بتراشند مانند تحریم و مجازات شرکت‌ها و ناامن کردن بازار و...
اینها جملگی ناشی از ساختار اقتصادی‌اش که کشورهای استعمارگر پایه و اساس را در ایران گذاشته‌اند و آثار آسیب‌زدگی آنها هنوز باقی است.
نمونه بارز و ملموس آن در جامعه امروزی مصرف نادرست آب، برق، گاز، بنزین، خطوط حمل‌ونقل و... است که جملگی ناشی از برنامه‌ریزی‌هایی است که استعمارگران بستر آن را فراهم کرده‌اند تا منافع‌شان در معرض خطر قرار نگیرد. برای هر یک شاهد مثال‌های فراوانی می‌توان ذکر کرد که در ظرفیت این مختصر نیست. رهبر معظم انقلاب فرمودند: «امروز بزرگ‌ترین مبارزه با آمریکا [سردمدار کشورهای استعمارگر در حال حاضر] کار کردن و تلاش کردن و مجاهدت برای اصلاح امور کشور است، مسئولان دولتی بخش‌های مختلف باید برای ایجاد اشتغال و مبارزه با فساد و باز کردن گره‌های امور معیشت مردم و رونق دادن به اقتصاد کشور، حقیقتاً کار و تلاش کنند. هر کس در این زمینه‌ها مجاهدت و کار کند بزرگ‌ترین مبارزه[را] با آمریکا کرده است.»

آثار سیاسی استعمار
از ظلم‌های آشکار استعمار در کشور ایران و دیگر کشورها عملکرد و برنامه‌هایی در عرصه سیاسی و حاکمیت است که فهرست بلندبالایی را شامل می‌شود. مانند راه‌اندازی جنگ‌های بین‌الملل، تعیین خطوط مرزها و آبراه‌ها، تحمیل قوانین بین‌الملل به سایر کشورها، ایجاد سازمان‌های حقوقی ـ سیاسی در جهان و تدوین قوانین به نفع خودشان، ایجاد جناح‌بندی‌ها و قشرهای سیاسی، به‌وجود آوردن احزاب و گروه‌های سیاسی، تسهیم کردن دولت در احزاب و گروه‌های سیاسی، ایجاد رسانه‌های گروهی وابسته به جریان‌های سیاسی، اعمال سلیقه در اداره کشور به جای قانون‌گرایی، ارائه راهکارهای مسامحه‌کاری در دولتمردان، طراحی کودتاها در ایران و... جملگی، ردپای استعمار دیده می‌شود و از بین بردن آثار آن اهتمام جدی می‌طلبد که این امر از آرزوها و آرمان‌های امام راحل و رهبر معظم انقلاب و شهدا بوده و هست.


حكایت زمانه

داستان اعلام موجودیت نهضت آزادی ایران
در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰ نهضت آزادی ایران اعلام موجودیت کرد. این حزب در حقیقت انشعابی از جبهه ملی ایران بود که به ابتکار مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی و با تأیید آیت‌الله زنجانی و دکتر مصدق پا به عرصه سیاسی مبارزاتی آن روز‌ها نهاد.
نهضت در شرایطی که نفوذ حوزه‌های علمیه و علمای مذهبی بر مردم افزایش یافته بود، تأسیس شد. از سوی دیگر، مردم پس از مشروطه و دوران کودتای 28 مرداد، به صداقت بیشتر شخصیت‌ها و گروه‌های اسلامی پی برده بودند و رسوایی و سازش بعضی احزاب سیاسی، به ویژه حزب توده، مردم را نسبت به این احزاب بدبین کرده بود؛ از آن‌رو، جامعه آن روز، در میان عناصر روشنفکر و ملی‌گرا، روشنفکران مذهبی را می‌پسندید، در چنین شرایطی، نهضت آزادی با مرام‌نامه‌ای که بر رعایت مبادی دین یا اسلام، اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور ملل متحد اشاره شده بود، تشکیل شد.
مواد متضادی در همان آغاز، در اهداف این حزب مشاهده می‌شد که از جمله آن می‌توان به مبارزه در چارچوب قانون مشروطه، مذهبی بودن در حال ملی بودن و... اشاره کرد. شاید می‌خواسته گروه‌های مختلف مردم را به خود متمایل کند.
مقایسه اندیشه‌های بازرگان و امام نشان می‌دهد که گرچه امام و بازرگان، هردو به عدم جدایی دین از سیاست معتقد بودند، اما مراد بازرگان از اسلام، اسلام غرب بود که امام مخالف آن بود. همچنین بازرگان به مبارزه در چارچوب قانون مشروطه معتقد بود؛ در صورتی که امام این قانون را قبول نداشت و از طرف دیگر، مصدقی بودن بازرگان با پیروی از امام همخوانی نداشت.
مهندس بازرگان شش روز پیش از اعلام رسمی موجودیت نهضت آزادی در نامه‌ای که از سوی هیئت موسس نهضت امضا شده بود، تأسیس این گروه را به اطلاع دکتر مصدق که آن زمان در تبعید به سر می‌برد، رساند. متن نامه مهندس بازرگان بدین شرح است:
«به جناب آقای دکتر محمد مصدق ـ پیشوای نهضت ملی ایران
با استحضاری که از وفاداری و ایمان مداوم مردم نسبت به اصول نهضت ملی ایران دارید و علاقه و انتظاری که در دل‌های فرزندان وطن به احیای آزادی و تأمین استقلال کشور عزیز وجود دارد و با توجه به تحولات اخیر جهانی، عده‌ای از افراد مومن مبارز که در طول هشت سال اختناق از ادامه راه پیشوای محبوب و تعقیب خواسته‌های مردم آرام ننشسته بودند درصدد برآمدند با توکل به عنایات خداوندی و به سرمایه شرف و غیرت و همت مردم آزاده ایران، جمعیتی به نام «نهضت آزادی ایران» تشکیل دهند. یقین داریم از پشتیبانی و راهنمایی‌های پیشوای بزرگ خود پیوسته برخوردار خواهیم بود.»
دکتر مصدق در پاسخ به نامه مهندس بازرگان با ابراز خوشوقتی از پدید آمدن این گروه، برای تمامی اعضای آن آرزوی موفقیت کرد. در نامه محبت‌آمیز نخست‌وزیر دولت ملی خطاب به مهندس بازرگان آمده بود:
«خدمت جناب آقای مهندس مهدی بازرگان
قربانت شوم، مرقومه محترم مورخ جاری ۲۱، مبشر تشکیل جمعیتی به نام «نهضت آزادی ایران» عز وصول ارزانی بخشید و موجب ‌‌‌نهایت امتنان و خوشوقتی گردید. تبریکات صمیمانه خود را تقدیم می‌‌کنم و تردید ندارم که این جمعیت تحت رهبری شخص شخیص جنابعالی موفق به خدمات بزرگی نسبت به مملکت خواهد شد و بنده توفیق جنابعالی و همکاران محترم‌تان را در این راه از خداوند مسئلت دارم.
دکتر محمد مصدق / احمدآباد، ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۴۰»
نامه‌ای مشابه نیز از سوی موسسان نهضت آزادی ایران خطاب به آیت‌الله سیدرضا زنجانی که از جمله علمای مبارز آن زمان بود ارسال شد و تصمیم اتخاذ شده برای تأسیس حزب تازه به اطلاع وی رسید.
هر چند نهضت آزادی در اواخر اردیبهشت‌ماه ۴۰ اعلام موجودیت کرد، اما اولین جلسه‌ای که به منظور بررسی تأسیس آن تشکیل شد به تاریخ ششم اردیبهشت باز می‌گردد. ابوالفضل حکیمی از اعضای اولیه نهضت آزادی درباره زمینه‌های شکل‌گیری نهضت می‌گوید: «برای تشریح تأسیس نهضت باید برگردیم به سال ۱۳۳۹ و شرایط مملکت را در آن سال بررسی کنیم. با روی کار آمدن کندی در آمریکا، فشاری به شاه می‌آورد بابت باز کردن فضای سیاسی و کاستن از خفقان کشور بعد از کودتای ۳۲، باعث شد که نیروهای ملی که مخالف شاه بودند، به تشکیلات‌شان سر و سامان دهند. جبهه ملی تشکیل شد و شورای مرکزی آن و هیئت اجرایی تشکیل شد و در آنجا بحث شد که احزاب باید در این جبهه ملی مشارکت داشته باشند و در ضمن اینکه [میان] مهندس بازرگان و دکتر سحابی و مرحوم طالقانی بحث بود که سازمانی داشته باشند. سال ۳۹ قدری فضا باز شد و در محل پارک لاله فعلی میتینگ گذاشتند و در بار دوم که شهریور ۳۹ بود بازداشت شدم و یک ماهی زندان قزل قلعه بودم. بعد از کودتا نهضت مقاومت درست شد و از منزل آیت‌الله زنجانی، دانشگاهیان و بازاریان بودند و رژیم کودتا را شش ماهی دچار دردسر کرد و به تدریج کم‌رنگ شد. در سال ۳۶ هسته‌های اصلی بازداشت شدند و مهندس بازرگان و دکتر سحابی بازداشت شدند و خود آیت‌الله زنجانی. آدم‌هایی که آمدند نهضت آزادی را تأسیس کردند سابقه مبارزات با کودتای ۲۸ مرداد را داشتند و فعالان نهضت مقاومت ملی بودند. عملاً بعد از سال ۳۶ نهضت مقاومت ملی فعالیتی نداشت. جبهه ملی دوم بعد از سال ۳۹ تأسیس شد و مهندس بازرگان و دکتر سحابی احساس کردند که سازمان مستقلی داشته باشند.»
دکتر یدالله سحابی خود درباره انگیزه تأسیس نهضت آزادی ایران می‌گوید: «جبهه ملی بیشتر فعالیت سیاسی لائیک داشت و مستقل از فکر دینی بود، ولی ما معتقد بودیم که اگر فعالیت سیاسی می‌کنیم از روی وظیفه دینی است و بنابراین، فعالیت سیاسی را وابسته به عقاید دینی می‌دانستیم.»
ابوالفضل حکیمی درباره اولین جلسه بررسی چگونگی تشکیل این سازمان تازه می‌گوید: «روز اول تأسیس نهضت، ششم اردیبهشت سال ۴۰ بود. یک باشگاهی در خیابان کاخ، یک حیاط خیلی بزرگی بود. اول وارد ساختمانی می‌شدیم و یک ایوان جلوی طبقه دوم ساختمان بود و مشرف بود به حیاط مستطیل مانند بود که سه هزار نفر گنجایش داشت. در جلسه ۴۰۰، ۵۰۰ نفر بودند.»
در همین جلسات بود که نطفه شکل‌گیری نهضت آزادی ایران بسته شد. این‌چنین بود که پس از دریافت تأییدیه آیت‌الله زنجانی و نامه دکتر مصدق، بنیانگذاران نهضت آزادی فعالان سیاسی را برای شرکت در مراسمی که به منظور اعلام رسمی آغاز فعالیت‌های نهضت آزادی برگزار می‌شد، دعوت کردند. در دعوت‌نامه آمده بود که: «خواهشمند است در مجلسی که ساعت ۵:۳۰ عصر روز چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰ به منظور اعلام تأسیس و شروع فعالیت «نهضت آزادی ایران» در آدرس خیابان هدایت ـ خیابان خیام ـ اول کوچه درویش منزل آقای فیروزآبادی منعقد می‌گردد، حضور به هم رسانید.»
بعدازظهر چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰ خانه حاج صادق فیروزآبادی میزبان تعداد زیادی از فعالان سیاسی و مبارزان آن دوران بود. افرادی که برای شنیدن مواضع و دیدگاه‌های بنیانگذاران سازمان تازه‌وارد در آنجا جمع شده بودند. مهندس بازرگان از بنیانگذاران نهضت در این مراسم طی سخنرانی مفصلی چهارچوب کلی آن تشکل را مسلمان ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی اعلام کرد. در همین محفل بود که بیانیه اعلام تأسیس نهضت آزادی ایران که به امضای آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس منصور عطایی، حسن نزیه، رحیم عطایی و عباس سمیعی رسیده بود، قرائت شد. دکتر احمد صدر‌حاج ‌سید‌جوادی نیز از دیگر افرادی بود که در زمره موسسین نهضت آزادی قرار داشت، اما به علت حضور وی در مسند قضاوت نامش در اعلامیه اعلام موجودیت ذکر نشد. نهضت آزادی اعلام کرد هدف اصلی نهضت تقویت جبهه ملی و پاسخ به نیازهای دینی و اجتماعی و ملی مردم است. این نهضت اعلام کرد که ما مسلمانیم، زیرا نمی‌خواهیم اصول عقایدمان را از سیاست خود جدا کنیم؛ ایرانی هستیم، زیرا به میراث ملی خود احترام می‌گذاریم؛ مشروطه‌خواه هستیم، زیرا آزادی اندیشه و بیان و اجتماعات را خواستاریم و مصدقی هستیم، زیرا استقلال ملی می‌خواهیم.


امام در گذر زمان 193

نگاهی گذرا به پیام‌های تسلیت به رهبر معظم انقلاب ـ 1
پس از رحلت امام راحل از طرف رهبران، سازمان‌‌ها،‌ شخصیت‌های جهان خطاب به رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای و مردم مجاهد ایران پیام‌های تسلیت بسیاری صادر شد و هر کدام ضمن ابراز تأسف از فقدان امام، درباره شخصیت‌ حضرت امام تحلیل‌های جالبی داشتند و نکات مهمی را یادآور شدند و در بخشی از آن بر ادامه راه و تداوم اهداف او تأکید و توصیه کرد‌ند، مانند رئیس جمهور بنگلادش که نوشت: « از جانب دولت و مردم جمهوری بنگلادش و از جانب خود مراتب تسلیت را به محضر آن عالی‌جناب و از آن طریق مردم ایران و اعضای خانواده آن بزرگ در این لحظات غمگین کشور شما تقدیم می‌دارم. با رحلت آن عظیم‌الشأن جمهوری اسلامی ایران محبوب‌ترین رهبر کبیر خود را که خاطره‌اش در تاریخچه وقایع ایران برای ابد ثبت خواهد شد و نقش والای او و سهم پر ارزشش در ایجاد جمهوری اسلامی ایران برای همیشه در یاد مردم خواهد ماند، از دست داده است.» برخی از کشورهای آفریقایی در پیام تسلیت‌شان به رویکرد مبارزاتی امام اشاره کردند مانند رئیس جمهوری دموکراتیک بورکینافاسو که نوشت: «‌شخصیتی که به خاطر پایداری و مبارزه مستمرش علیه امپریالیسم و سلطه‌جویی آن در تمام اشکالش شناخته شده است. رحلت این مرد بزرگ برای همه کسانی که جهت حفظ استقلال و حاکمیت واقعی مستضعفین جهانی تلاش می‌کنند، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است. ما یقین داریم که ملت ایران در این آزمایش غم‌انگیز از قدرت لازم برای ادامه مبارزه در جهت ایجاد جامعه‌ای بر اساس صلح برخوردار خواهد بود...»
از طرف رئیس‌جمهوری کشور آفریقایی زامبیا خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته شد: «مراتب عمیق تأسف خود را به جنابعالی و خانواده آن رهبر فقید و تمام مردم ایران تقدیم می‌دارم. زامبیا معتقد است که مردم ایران به اتحاد خود در حمایت از رهبر مذهبی جدید که جانشین آن ولی فقیه و فقید سعید گردد به همان طریق که در گذشته ابراز داشته‌اند ادامه خواهند داد.»
کیم ایل سونگ،‌ رئیس‌جمهور و رهبر جمهوری دموکراتیک خلق کره شمالی به همراه دوازده تن از مقامات عالی‌رتبه کره شمالی در مراسم یادبود امام خمینی در سفارت جمهوری اسلامی ایران در پیونگ یانگ شرکت کرد. وی در پیام تسلیت خود آورد: «حضرت آیت‌الله امام خمینی اقدامات بارزی در راه اهداف مقدس خود که مبارزه با تمام اشکال سلطه‌‌جویی و و‌ابستگی امپریالیسم باشد به عمل آورد که پیروزی انقلاب را در ایران تضمین نمود و موجب توسعه و استقلال و سعادت مملکت گردید. گرچه حضرت امام خمینی از جهان رخت بربسته‌اند، اما یادشان در قلوب مردم ایران باقی خواهد ماند.»


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 5
از جمله اقدامات ساواك و وزارت اطلاعات و جهانگردي كه در پي نارضايتي شاه از مطالب مندرج در برخي نشريات پرتيراژ و صاحب‌نام صورت گرفت، تعيين سردبيران تحميلي آنها بود. از جمله سردبيران تحميلي ساواك در نشريات، پرويز لوشاني و علي شعباني بودند كه هر يك، مدتي در نشريه «خواندني‌ها» اين مهم را برعهده داشتند. فشار ساواك صرفاً متوجه نشريات و نويسندگان مستقل نبود، چنانكه علي‌اصغر اميراني صاحب‌امتياز نشريه خواندني‌ها كه نيز حمايت و طرفداري او از حكومت بر كسي پوشيده نيست، مكرر طي نامه‌هايي خطاب به رجال درجه اول كشور، از اقدامات ساواك و دستگاه‌هاي ناظر بر مطبوعات گله مي‌كرد. بسياري از نويسندگان نشريات، شامل روشنفكران چپ و وابستگان به گروه‌هاي سياسي چپ و حزب توده بودند كه پس از اعلام وفاداري و همكاري با ساواك از سوي اين سازمان وارد عرصه مطبوعات و روزنامه‌نگاري شده بودند. موارد بسيار اندكي پيش مي‌آمد كه ساواك در روزنامه‌هاي مختلف خبرچيني نگمارده باشد و يا از همكاري و حمايت مسئولان و نويسندگان مطبوعات بي‌بهره مانده باشد. مهم‌ترين نشريات و روزنامه‌هاي كشور از كمك‌هاي مالي دولت نيز برخوردار بودند. اين مشوق‌ها، نقش چشمگيري در هماهنگ‌سازي ارباب مطبوعات با مشي دلخواه حكومت بازي مي‌كرد. ساواك با اعمال سياست تهديد و تحبيب، موفق شده بود مطبوعات منتشره را تا حد زيادي با خواسته‌هاي حكومت همراه سازد و بسياري از نشريات و روزنامه‌ها دچار نوعي خودسانسوري شده بودند.
ساواك فهرست بلندبالايي از نويسندگان، روشنفكران و صاحبان قلم و انديشه در اختيار داشت كه آنان را ممنوع‌القلم كرده و به نشريات و روزنامه‌هاي مختلف دستور داده بود مطلبي از آنان به چاپ نرسانند. چاپ نام بسياري از فعالان سياسي در داخل و خارج كشور نيز در نشريات ممنوع بود و با نشريات متخلف به شدت برخورد مي‌شد. علاوه بر اين، ساواك به كار بردن واژه‌هايي چون شهيد، گل سرخ، جنگل، فرداي اميد، فرداي سپيد، فرداي بهتر، افق تاريك، طلوع آفتاب، فرياد، حنجره، زخم، زخمي، هراس، دلهره و ده‌ها عبارت ديگر را در نشريات ممنوع كرده بود. از ديگر حساسيت‌هاي ساواك، به كار بردن اسامي و عبارات مربوط به شاه و خاندان سلطنت بود. يك اشتباه چاپي در جريان حروف‌چيني و نظاير آن، كفايت مي‌كرد تا مسئولان نشريه به شكنجه ساواك دچار شوند.
نشريات، از انتشار مطالب انتقادي منع شده بودند و نوشته‌هاي مخالفان و منتقدان سياسي حكومت هيچ‌گاه امكان انتشار نداشتند و متخلفين تحت تعقيب ساواك قرار مي‌گرفتند. در موارد متعددي، نشريات به دليل انتشار نامه‌اي گلايه‌آميز، حتي بسيار خفيف، توسط ساواك تحت فشار قرار مي‌گرفتند و تلاش مي‌شد نويسندگان مطالب شناسايي و مورد بازخواست قرار گيرند. علاوه بر آن، نشريات و روزنامه‌ها از چاپ و انتشار تصاوير و عكس‌هاي مخالفان نيز منع شده بودند. نام افرادي چون امام خميني و مصدق در رأس اين اسامي ممنوعه قرار داشتند. علاوه بر آن، ساواك حتي از انتشار مطالب و عكس‌هايي از ورزشكاران و هنرمندان كه گمان مي‌رفت موجبات اشتهار و محبوبيت اجتماعي آنان را فراهم آورد، جلوگيري مي‌كرد. از جمله مهم‌ترين اين افراد غلامرضا تختي بود كه به دليل اشتهارش به طرفداري از جبهه ملي، ساواك نسبت به انتشار مطالبي درباره او حساسيت نشان مي‌داد. هنگامي كه وي به طرز مشكوكي درگذشت، نشريات و روزنامه‌ها از انتشار مطالبي درباره او منع شدند و برخي نشريات ورزشي كه مطالبي درباره صفات انساني و موفقيت‌هاي ورزشي تختي چاپ كرده بودند، تحت فشار قرار گرفته و نويسندگان مربوطه بازخواست شدند. در مراسم تشييع، خاك‌سپاري و بزرگداشت تختي نيز، ساواك، نشريات و روزنامه‌ها را از تمجيد او منع كرد؛ حتي از چاپ و توزيع آگهي‌هاي مراسم بزرگداشت[او] نيز جلوگيري شد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

جايگاه امیرالمومنین علي(ع) در نظام هستي
احمدمحمدی فر

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي(ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست؛ چه رسول اكرم(ص) خطاب به مولا مي‌فرمايد: «يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا؛‌ اي علي! تو را هيچ كس نشناخت جز خدا و من.» در ابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.
آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي(ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي‌ارزيد. نور وجود علي(ع)، مصباح پايگاه آفرينش شد و هستي اول با وجود او شكل گرفت. هدف ‌نامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

* محبت علي(ع) عامل رسيدن به كمال
در دواير مختلف هستي،‌ هر شعاعي به دور محوري مي‌چرخد و هر پديده‌اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي‌زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه‌گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن‌الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي(ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده‌ها از جماد تا انسان است. پيامبر خدا(ص) در اين رابطه بيان زيبايي دارد: «حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ؛ محبت علي(ع) حسنه‌اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي‌رساند.» بر اين معنا اگر محبت علي(ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي‌شود. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي‌كند و نمي‌گذارد بيماري در شخص واكسينه شده راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي(ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است، آدمي را شيفته رفتار علي(ع) مي‌كند. فكر گناه را از سر او به در مي‌برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد. كسي كه علي(ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله‌هاي نيمه‌شب‌هايش را و ساده‌زيستي و كار و تلاش همه‌جانبه‌اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوا و درستي مي‌كرد، عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي‌گذارد و فرمان او را گرامي مي‌دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است. پس محب واقعي علي(ع)، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي(ع) است.

* ساده‌زیستى در كمال توانایى
امام على(ع) در ساده‌زیستى یك الگوى كامل بود، كار مى‌كرد و زندگى را با كار روزانه می‌چرخاند، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى‌كشید. درخت مى‌كاشت، با دلوِ آب، باغ دیگران را آبیارى مى‌كرد و مُزد مى‌گرفت. هیزم جمع مى‌كرد و در بازگشت به منزل، پُشته هیزم را بر دوش ‍ مى‌كشید، تا با آن تنور را براى پختن نان آماده كنند. در كار خانه كمك مى‌كرد. خانه را جارو مى‌زد، هركس به حضرت امیرالمومنین على(ع) نزدیك مى‌شد، مى‌فهمید كه دور از هرگونه خود بزرگ‌بینى، چون دیگر اقشار جامعه، بلكه همچون محرومان زندگى مى‌كند.

* شخصيت علمي، فرهنگي على(ع)
«سلوني قبل أن تفقدوني» صداي درخواست علي(ع) كه با تضرع، از مردم مي‌خواست تا از علم و معرفتش سرمست شوند، در ميان همهمه حاضران گم شد! پنهان شد! و پس از آن با سؤال بي‌ربط و بي‌محتواي شخص كوته‌فكري از دست رفت! تمام شد! فقط اثري از آن در كتب تاريخي به‌جاي ماند، تا در سال‌هايي دور و در روزگاري ديگر،‌ دانشمند سني مذهبي چون «ابن‌ابي‌الحديد» بگويد: «اين ادعايي است كه در طول تاريخ فقط شخصيتي مثل علي (ع) كرده است و مي‌تواند بكند.»
همانا اين سيدِ انسان‌هاي متكامل و رشد يافته است كه ضمن رعايت اصل اعتدال و پرهيز از هرگونه افراط و تفريط در گرايش به يكي از اين جنبه‌ها، همه ابعاد وجودي خود را در حد اعلاي خود می‌پرورد. به گواهي تاريخ، علي(ع) در رشته‌هاي گوناگون از علوم عقلي و نقلي، طبيعي و ماوراءالطبيعه، رياضيات و اخلاقيات و اقسام فنون و حرفه‌هاي ديگر تخصص داشت، كه برخي از آنها را برمي‌شماريم:
جدا از تخصص‌هايي كه در رشته‌هاي پيشين ذكر شد، اميرالمؤمنين را مي‌توان يكي از بزرگ‌ترين نويسندگان و خطباي تاريخ ادبيات عرب نام برد. به شهادت تمام ادبا و عقلاي تاريخ، نهج‌البلاغه اثري است از قرآن ـ كلام الهي ـ فروتر و از كلام بشر، فراتر! ايشان اولين نويسنده در تاريخ اسلام هستند و پس از ايشان است كه سلمان فارسي، ابوذر غفاري، اصبغ‌بن‌نباته و عبدالله‌ابن‌ابي رافع نيز به تأليف كتب اسلامي پرداختند. حضرت علي(ع) دوازده كتاب تأليف کرد كه موضوع آنها: علوم قرآني، پيشگويي حوادث عالم، احاديث پيامبر اسلام(ص)، واجبات دين، ابواب فقه، علوم سياسي ـ اجتماعي، مباحث مديريتي، وصيت‌نامه به محمدحنفيه و ديوان شعر است. بيشتر آنها هم اكنون از جمله ميراث امامت محسوب شده و نزد حضرت صاحب‌الزمان(عج) موجود است. البته بايد توجه داشت همه علومي كه پيش از اين ذكرشد،‌ مواردي بودند كه زمينه و موقعیت اجتماعي آن روز اجازه بروز اين علوم را به مولاي متقيان می‌داد، چه بسا اگر ذهن و معرفت مردم و ظرف علمي جامعه، ظرفيت و يا زمينه بروز بيش از اين را داشت مواردي بيش از آنچه ذكر شد از سيره اميرالمؤمنين به ظهور مي‌رسيد و يا اينكه چه بسا علوم ديگري هم به دست بشر مي‌رسيد كه به دليل همين نبودن ظرفيت‌ها از دسترس بشريت به دور مانده و در سينه پرنورشان به امانت مانده است تا رسيدن زمان آن، ان‌شاءالله! چراكه امام، مخزن علم الهي است و تمام اسرار و رموز هستي در نزد ایشان موجود است، ولي چون تسليم محض خداست هرگاه خداوند بخواهد از آن علم استفاده خواهد كرد.

* ویژگی محبان على(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص)
دوستداران تو در آسمان هفتم و زمین هفتم و در میان آن دو، شناخته شده‌اند. آنان، دیندار، باتقوا، متین و دارای روشی نیکو هستند که برای خداوند، فروتنی می‌کنند. دیدگان‌شان فرو افتاده است، قلب‌های‌شان به یاد خدای عزّوجل می‌تپد، حقِّ دوستیِ (ولایتِ) تو را بجا می‌آورند، زبان‌های‌شان به بیان برتری‌های تو گویاست و چشمان‌شان برای محبّت تو و پیشوایان از میان فرزندانت اشک‌ریزنده است.

* شهادت حضرت علی(ع)
تعدادی از خوارج تصمیم به قتل حضرت علی(ع)، معاویه و عمروعاص به صورت همزمان گرفتند تا به عقیده خود، اسلام را از دست این سه تن که مسئول جنگ‌های داخلی بودند، خلاص کنند که تنها موفق شدند حضرت علی(ع) را به شهادت برسانند و معاویه و عمروعاص جان سالم به در بردند. در منابع، روز ضربت خوردن حضرت علی(ع) ۱۷ و ۱۹ و ۲۱ ماه رمضان گزارش شده است. اما شیخ مفید روز ۱۹ را صحیح‌تر می‌داند. روز شهادت حضرت علی(ع) هم در منابع ۲۱ رمضان گزارش شده و مدت تحمل ضربت تا شهادت را دو یا سه روز دانسته‌اند. حضرت علی(ع) در هنگامی که مشغول خواندن نماز صبح در مسجد کوفه بود و به روایتی دیگر، در کنار در مسجد، توسط عبدالرحمن‌بن‌ملجم و با یک شمشیر مسموم از ناحیه سر ضربت خورد. عبدالرحمن این عمل را به قصد انتقام‌گیری از وی در قبال کشتگان نهروان، انجام داد. دو روز بعد در ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری مصادف با ۲۷ ژانویه ۶۶۱ میلادی، حضرت علی(ع) در سن ۶۲ یا ۶۳ سالگی درگذشت.

* اطلاع حضرت علی(ع) از سرنوشت خود
حضرت علی(ع) از مدت‌ها پیش می‌دانست که شهید می‌شود، حال یا حضرت محمد(ص) به وی گفته بود یا خودش این مطلب را حس کرده بود. روایات زیادی وجود دارد که در آن حضرت محمد(ص) یا حضرت علی(ع) خبر می‌دهند که ریش حضرت علی(ع) از خون فرق سرش رنگین می‌شود.

* نحوه مجازات ابن‌ملجم
حضرت علی(ع) در اجرای احکام شرعی اسلام سختگیر بود و در مورد قصاص قاتلش نیز منابع در آمده است که وی گفت دقیقاً یک ضربت به ابن‌ملجم وارد شود. اما در برخی منابع این‌گونه بیان نشده‌ است. برخی منابع می‌نویسند حضرت علی(ع) فرمان داد صبر شود تا اثر ضربت بر وی معلوم شود، اگر زنده ماند خود در مورد وی تصمیم می‌گیرد. برخی روایات حاکی از آنند که حضرت علی(ع) به حسن و هاشمیان توصیه کرد که به بهانه خونخواهی از وی، خون مسلمانان را نریزند و قاتلش باید دقیقاً به همان صورتی که حضرت علی(ع) کشته شد، کشته شود.

* درسی زیبا از امیر دل‌ها
روزى على(ع) كنیزى را دید كه محزون و گریان است، چون از علتش پرسید، جواب داد: صاحبم مرا براى خرید گوشت مأمور ساخت و چون گوشت را خریدم، مورد پسند وى واقع نشد، لذا آن را برگرداندم، دوباره قصاب گوشت را عوض كرد و گفت: چنانچه بار دیگر بیاورى عوض نمى‌كنم، ولى صاحبم این گوشت را نیز نپسندید، نمى‌دانم چه كار كنم ؟ حضرت فرمودند: من حاضرم تو را به پیش صاحبت ببرم و از او تقاضا كنم كه آزارت ندهد و یا از قصاب بخواهم گوشت را براى بار دوم عوض كند، كدام را انتخاب مى‌كنى؟ به درخواست كنیز آن حضرت به مغازه قصابى وارد شد و از قصاب خواست كه گوشت را عوض كند و یا معامله را اقاله نماید (جنس را پس بگیرد) قصاب امیرالمومنین على(ع) را نمى‌شناخت و لذا مشتى بر سینه آن حضرت زد و گفت: برو بیرون به شما مربوط نیست! على(ع) با آن همه توان و شجاعت و قدرتى كه داشت، مشت قصاب را تحمل كرد و چیزى به او نگفت! و كنیز را به خانه‌اش برگرداند و به ارباب سفارش كرد كه وى را آزار ندهد. چون صاحب كنیز، مولاى متقیان را شناخت، كنیز را به شكرانه تشریف آوردن آن حضرت آزاد ساخت. ولى از سوى دیگر چون مردم، آن حضرت را هنگام وارد شدن به مغازه قصابى دیده بودند، لذا به سراغش آمدند و گفتند: امیرالمومنین چه شد و كجا رفت؟ قصاب كه مردى غریب و از عاشقان مولا بود و اساساً براى دیدار آن حضرت به كوفه آمده بود، ولى على(ع) هنگام ورود وى به كوفه، در مسافرت به سر مى‌برد، جواب داد: من كجا و على كجا؟ من كه مدت‌ها است كه در انتظار على هستم. گفتند: همان عربى كه با كنیز گریان وارد مغازه‌ات شد، على(علیه‌السلام) بود! قصاب كه متوجه شد به چه بزرگوارى جسارت كرده است، گرفتار غم و اندوه شدیدى شد. امام على(علیه‌السلام) نه تنها در اخلاق و برخورد نمونه بود و اسلام در وجود پاکش تجسم یافته بود، بلكه به هر موضوعى در وجود او بنگریم، وى همانند رسول خدا(ص) اسوه و الگو بود، در عدالت، ایثار، اخلاص، مسئولیت، جوانمرد و سیماى واقعى قرآن و اسلام بود و لذا جاذبه داشت و دوست و دشمن در برابر وى خاضع بودند.

* سخن پایانی
بیایید کمی با خود رو راست باشیم و باشید که ان‌شاءالله از پیروان واقعی مکتب مولا علی و از محبان واقعی ایشان باشیم و موجبات رضایت حضرت را فراهم سازیم .
املش ـ محمد عباسقلی پورلیلی


گزارشی از حاشیه‌های یادواره 100 شهید دبیرستان سپاه تهران
مکتب‌الصادقی‌ها پس از 14 سال گردهم آمدند
علیرضا جلالیان

گزارشی از برگزاری اولین یادواره 100 شهید دبیرستان سپاه تهران یا به عبارتی، مکتب‌الصادق(ع) را که هفته گذشته در محل سابق این دبیرستان ـ لانه جاسوسی سابق آمریکا ـ و در تالار بصیرت آن برگزار شد، می‌خوانید.
سه‌شنبه 9 اردیبهشت، میدان سپاه ساعت20
خسته از کار روزانه از محل کار خارج شدم، در فکر این بودم که برای امشب کاری مانده که انجام دهم یا نه، می‌توانم مستقیم به منزل بروم. همین‌طور که در فکر بودم و می‌رفتم به سمت شمال میدان سپاه برای گرفتن ماشین، یک‌دفعه نگاهم به بنری خورد که روی یک تیر برق کنار دیوار سازمان نظام وظیفه نصب شده بود. فقط «شهدای مکتب» و 100 شهیدش را دیدم و ناخواسته با کنار هم گذاشتن این دو و داشتن زمینه از یکی از بچه‌های قدیمی دوره 20 دبیرستان در مورد اینکه قرار است یک یادواره شهدا برای شهدای دبیرستان برگزار شود، دوباره برگشتم و با دقت آن بنر را خواندم. یادواره شهدای مکتب، بزرگداشت مقام 100 شهید مکتب امام صادق(ع)، دبیرستان سپاه تهران، پنج‌شنبه 11 اردیبهشت ماه، ساعت 17، تالار بصیرت لانه جاسوسی سابق آمریکا.
دلم هزار راه رفت
اول گفتم چرا این‌ها که دارند یادواره را برگزار می‌کنند، من را خبر نکردند که کمک‌شان کنم؟ بعد فکر کردم شاید یک گروه دیگری دارند این کار را انجام می‌دهند و... از این رو فردای آن روز هم خبر برنامه را در خبرگزاری کار کردم و هم اینکه در اینترنت درباره برنامه جست‌وجو کردم. خیلی چیزها دستگیرم شد که بماند. بعد، همه آنهایی را که از بچه‌های دبیرستان سپاه بودند و با آنها ارتباط داشتم، خبر کردم.
پنج‌شنبه 11 اردیبهشت ساعت 17:15 لانه جاسوسی سابق آمریکا
از تقاطع مفتح ـ طالقانی به سمت در ورودی «لانه» حرکت کردم. روی دیوارهای لانه، بنرهای تبلیغات مراسم خورده بود. به در ورودی که رسیدم، جمعیت جلب توجه می‌کرد. چند روز قبلش هم برنامه یک‌سالگی «دکتر سلام» بود و همین طور شلوغ شده بود. جلوی در ورودی، یک صحنه جالب قابل توجه بود، دانش‌آموزانی با لباس پاسداری، برای خیلی‌ها این ناملموس است، اما برای ما که چنین صحنه‌هایی را دیده بودیم، کاملاً مفهوم داشت. در مسیر ورودی هم از فارغ‌التحصیلان دبیرستان ثبت‌نام می‌کردند و نشانی و شماره تماس می‌گرفتند. ناخودآگاه اولین چیزی که هنگام ورود به حیاط اصلی لانه و یا دبیرستان سابق به ذهنم رسید، روزهای خوش تحصیل بود، چیزی که در طی این سیزده، چهارده سالی که در لانه رفت‌وآمد داشتم، خیلی برایم خوشایند نبود، چرا که خاطره تلخ تعطیلی دبیرستان را یادآوری می‌کرد. پنجره کلاسی که از آن، این حیاط را می‌دیدم و نمازخانه و تالار امتحانات و مطالعه و خوابگاه‌های بچه‌ها، غذاخوری، آموزش نظامی، اتاقک رادار، بوفه و... همه‌اش ماجرایی خواندنی دارد. خیلی از آنها را امروز از بین برده‌اند.
دبیرستانی‌هایی که به سالمندی رسیده‌اند
وارد تالار بصیرت فعلی که شدم باز هم دانش‌آموزان با لباس پاسداری حضور دارند و خوشامد می‌گویند. احتمال می‌دادم که دانش‌آموزان دبیرستان امام جواد(ع) شهرک شهید محلاتی که تداوم دبیرستان سپاه و منتقل شده همین دبیرستان بود، باشند که البته حدسم درست بود. می‌خواستم با یکی‌یکی اینها بنشینم و صحبت کنم و از قدیم و سابقه دبیرستان برای‌شان بگویم، ولی فرصتی نبود؛ اما وقتی وارد خود تالار شدم و یک جا نشستم، به این طرف و آن طرف نگاه انداختم تا شاید آشنایی ببینم. تنها آشنایی که دیدم، آقای اصفهانی بود. ایشان را هم چندین بار جاهای دیگر دیده بودم، اما نکته‌ای که آنجا دریافتم این بود که از آخرین دوره دبیرستان در لانه حدود 14 سال گذشته و من که دوره آخری هستم احتمالاً جوان این جمع خواهم بود. درست هم بود، چون دو نوع پیرمرد می‌شد در جمع پیدا کرد. بازنشسته‌های سپاه که فارق‌التحصیل دبیرستان هم بودند و پدران شهدای دبیرستان. امروز نسل‌های اولیه دبیرستان‌های سپاه دارند بازنشسته می‌شوند، اما یک گلایه همه آنان باقی‌مانده و آن اینکه با وجود دستورات فرماندهان سپاه در دوره‌های مختلف، هیچ‌گاه چهارسال تحصیل بچه‌های دبیرستان‌های سپاه در درجه آنان لحاظ نشد! گلایه‌ای که به‌نظر می‌رسد به‌حق است.
تالار بصیرت ساعت 18
حجت‌الاسلام قوامی کسی بود که قبلاً زمانی که می‌خواستم در مورد دبیرستان سپاه در هفته‌نامه صبح‌صادق تحقیق کنم، همکار و استاد عزیز آقا سیدمهدی حسینی او را برای این کار به من معرفی کرده بود و هنوز نتوانسته بودم با وی صحبت کنم! اما او اینجا بود و اولین سخنران مراسم و قرار بود تا تاریخچه تشکیل دبیرستان‌های سپاه را بگوید. وی گفت: سال 1360 من مسئول پذیرش سپاه تهران بودم و احساس می‌کردم که نیروهای سپاه از حالات و روحیات آرمانی و اولیه خود کمی فاصله گرفته‌اند، از این رو طرح تأسیس دبیرستان سپاه را به فرماندهی منطقه 10 سپاه تهران که شهید کریمی بودند، ارائه کردم.
مدیر دبیرستان سپاه تهران در سال ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ افزود: در سال ۱۳۶۱ آیت‌الله دین‌پرور به همراه جمعی از فرماندهان سپاه این طرح را تصویب کردند و قدرت خدا در این بود که این دبیرستان در قلب تهران و در سفارت سابق آمریکا تأسیس شود تا پاسداران انقلاب در این مکان تربیت شوند.
وی با اشاره به کسب راهنمایی از مرحوم ظهیرنژاد که سابقه تأسیس دبیرستان نظام در رژیم پهلوی را داشت، گفت: ما به دنبال این بودیم که خروجی‌های این دبیرستان در سه زمینه نظامی، علمی و اعتقادی سرآمد باشند.
حجت‌الاسلام قوامی همچنین به تأسیس برخی دبیرستان‌های دیگر در شهرهایی مانند تبریز، کرمان، ارومیه، یاسوج، زاهدان و... اشاره کرد و گفت: هر دبیرستان هم به نام مکتب یکی از ائمه(علیهم‌السلام) نام‌گذاری شد و دبیرستان سپاه تهران هم مکتب امام صادق(ع) نامیده شد. قرار بود در هر استان یک دبیرستان سپاه تأسیس شود که متوقف شد و متأسفانه این دبیرستان با اهداف والایی که دنبال می‌کرد، در سال تحصیلی 79ـ 80 تعطیل شد.
اینجا بود که دلم دوباره سوخت و به یاد تلاش‌های فراوانی افتادم که با جمعی از دوستان در آن سال‌ها برای تعطیل نشدن و راه‌اندازی دوباره دبیرستان‌های سپاه کشیدیم که بی‌ثمر ماند. بالاخره خیلی از مسئولان آن سال‌های دبیرستان هم نتوانستند این را تحمل کنند، ولی دست‌شان به جایی بند نبود. ما هم نتوانستیم.
سردار سلامی هم در ادامه سخنرانی کرد و بیشتر در مورد عظمت شهدا و خانواده آنها گفت و عظمت شهدای این دبیرستان و بزرگی این مکان که محل عبادت و زندگی این شهدا بوده است.
بعد هم مجری برنامه که از فارغ‌التحصیلان دبیرستان بود، در مورد تالار بصیرت و خاطره‌هایی که بچه‌ها از این زمین داشتند توضیحاتی داد. گروه سرود دبیرستان امام جواد(ع) برنامه اجرا کرد، استاد حمید سبزواری هم به این برنامه آمده بود چرا که فرزندش فارغ‌التحصیل این دبیرستان بود. خاطره‌ها هم بیان شد و اشک‌ها جاری بود...
خود شهدا بانی مراسم بودند
خیلی گروه‌ها از دوره‌های مختلف دبیرستان در سال‌های مختلف، تلاش‌هایی را برای برگزاری یادواره و جمع‌آوری آثار شهدای دبیرستان داشتند، خود ما هم در دوره 19 کارهایی را کردیم از جمله جمع‌آوری وصایای شهدا برای چاپ که تا جاهای خوبی هم پیش رفت، اما وقتی دبیرستان تعطیل شد، دیگر همه دلسرد شدند. این فرصت مغتنم است، شهدا فضا را برای احیای دوباره دبیرستان فراهم کرده‌اند.
کسی که اصلاً تغییر نکرده بود
مراسم که در حال تمام شدن بود، به بیرون آمدم تا آشنایانی را ببینم، نام خیلی از هم‌دوره‌ای‌ها را فراموش کرده بودم. عمدتاً به جز آنهایی که همکار هستیم و یا دورادور دوستی داریم، نام دیگران از یادم رفته بود. وسط این گشتن دنبال هم‌دوره‌ای‌ها، یک‌دفعه با صحنه‌ای مواجه شدم که به قول معروف خشکم زد. بعد از چند ثانیه که گذشت به خودم آمدم. 14 سال می‌گذشت، اما اصلاً انگار تغییری نکرده بود. رفتم جلو و گفتم سلام، آقای هاشمی هستید دیگر؟ ناباورانه بود اصلاً تغییر نکرده بود این معلم عربی دبیرستان. چند دقیقه‌ای هم کنارش ایستادم و خوش و بش کردیم، متوجه شدم همه بچه‌های دوره‌های دیگر هم مثل من وقتی او را می‌بینند، مات‌شان می‌برد و سوال می‌کنند شما آقای هاشمی معلم عربی دبیرستان هستید؟!
چند تا دوست و آشنای دیگر هم دیدم و متوجه شدم که چقدر ارتباط ما با دوره‌های قدیمی ضعیف بوده چرا که خیلی‌ها را از سال‌های گذشته می‌شناختم و با خیلی‌ها همکار بودم اما تازه امروز فهمیدم که مثلاً دوره ششم و هفتم و دهم و.. دبیرستان سپاه هستند.
به هر جهت، اتفاق خوبی به همت شهدا افتاده بود. ما که دو سه سال و خیلی‌ها بیشتر و کمتر از ما در زمان‌های مختلف تلاش کردیم تا به بهانه‌های مختلف گردهم بیاییم و یاد شهدا کنیم، اما تا وقتی که خود شهدا نخواستند، نشد و انگار آقای قوامی در آخر صحبتش پیام شهدا را به سردار سلامی سپاه دادند: «راه‌اندازی مجدد دبیرستان‌های سپاه به نفع سپاه است و می‌تواند نیروهای زبده‌ای را در زمینه‌های مختلف برای آینده خود در این خاستگاه تربیت کند.»
من هم هرچه فکر می‌کنم، می‌بینیم با شناختی که از فرماندهان امروز دارم، می‌دانم که آن‌ها هم از راه‌اندازی دوباره دبیرستان‌های سپاه مبتنی بر نیازهای روز سپاه استقبال می‌کنند. ان‌شاء‌الله


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

گفتاری از حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدباقر علوی تهرانی
هیچ عملی بدون ولایت قبول نمی‌شود

به قلم: مهدی عامری

در روز 18 ذي‌حجه سال دهم هجري و در پي دستور آسماني، پيامبر اکرم(ص) مأموريت يافتند که اميرالمومنين علي(ع) را به عنوان وصي و جانشين خود معرفي کنند. پيامبر(ص) در خطبه‌اي مفصل، علي(ع) را معرفي کردند و فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ».
اين خبر به سرعت منتشر شد. افراد نسبت به اين فرمايش رسول اکرم(ص) مواضع مختلفي گرفتند. از جمله شخصي به نام حارث‌بن‌نعمان فهري است که در اطراف مکه زندگي مي‌کرد، خدمت رسول خدا(ص) رسيد و عرض کرد: اي رسول خدا! در 23 سال گذشته ما را به يگانگي خداوند دعوت کردي که او را بپرستيم، ما نيز چنين کرديم. دست از خدايان قبلي خود برداشتيم و الله جل جلاله را پرستيديم. فرموديد که من فرستاده خدا هستم، ما هم پذیرفتيم. ما را به نماز توصیه کردید، بجا آورديم. خلاصه هر چه فرموديد، اطاعت کرديم، اما شنيده‌ام که به اينها راضي نشدي و پسرعمويت را به عنوان رهبر آينده جهان اسلام معرفي کردي؟ پيامبر(ص) فرمودند: بله. گفت: اين معرفي امري است از جانب تو يا از جانب خداوند؟ حضرت فرمودند: «اَلّذي نَفسي بِيَدِه لا اِلهَ اِلّا هُوَ انه مِن اَمرِ رَبّي؛ به آن خدايي که جان من در دست اوست و معبودي جز او وجود ندارد، اين امري است از اوامر الهي.» حارث سر خود را پايين انداخت و خيلي ناراحت شد. به هنگام بازگشت فرياد مي‌زد: خدايا! اگر تو علي را معرفي کردي من نمي‌پذيرم، عذابي از آسمان بر من نازل کن تا راحت شوم. در اين هنگام، سنگي از آسمان بر سر او فرود آمد و هلاک شد. اين جريان در سوره مبارکه معارج آمده است: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ، مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ».
علي(ع) کسي است که خداوند به دلیل کينه و بغض نسبت به او، اين‌چنين عذاب نازل مي‌کند.
شأن نزول اين آيه به صورتي که عرض شد، هم در کتب شيعه و هم در کتب اهل سنت نقل شده است. يک‌بار ديگر نيز چنين عذابي نازل شده بود و آن هم زماني بود که ابرهه قصد حمله به خانه خدا را داشت. جايگاه و احترام علي(ع) نزد خداوند اين‌چنين است.
* علي(ع) از ديدگاه رسول اکرم(ص)
قال رسول‌الله(ص): «وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَبْدٍ فَرِيضَةً مِنْ فَرَائِضِهِ إِلَّا بِوَلَايَةِ عَلِيّ بن ابي‌طالب(ع)؛ به آن خدايي که مرا به حق به امر رسالت مبعوث کرد قسم مي‌خورم، خداوند هيچ‌يک از اعمال و واجبات بندگانش را بدون ولايت علي‌بن ابي‌طالب(ع) قبول نمي‌کند.»
* چرا علي(ع)، علي(ع) شد؟
علي(ع) چگونه به اين مقام رسيد که از خدا و رسول(ص) و جبرئيل و دوستان حضرت گرفته تا دشمنان ايشان در وصفش اينگونه سخن مي‌گويند.
عناصر سازنده شخصيت يك انسان، يا جنبه ملكوتي و ذاتي دارند و يا جنبه مُلكي و دنيايي.
* جنبه ملکوتي اميرالمؤمنين(ع)
عبدالله‌بن‌مسعود از راويان حديث است و مورد اطمينان فريقين ـ يعني شيعه و سني ـ است، به نقل از خطيب خوارزمي، روايت مي‌کند که روزي رسول خدا(ص) فرمودند: جبرئيل نزد من آمد و گفت که اي رسول خدا! از ارواح انبيای سلف سوال كن، چگونه شد که شما به پيامبري مبعوث شديد؟
پرسيدم: «علي ما بعثوا؟» بر چه مبنايي به نبوت رسيديد؟ و انبيا پاسخ دادند: «بُعِثنا بِوِلايَتِكَ و وِلايَة عَليّ بن أبي‌طالب» ما به سبب پذيرش ولايت شما و علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) به مقام پيامبري برگزيده شديم.
ولايت علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)، ملاک نبوت از آدم تا خاتم است و البته يک استثنا دارد و آن هم وجود مبارک خاتم‌الانبياء(ص) است.
* جنبه‌هاي مُلكي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)
اگرچه جنبه ملکوتي اميرالمومنين(ع) قابل دستيابي نيست، اما جنبه مُلکي ايشان الگوي ماست و به ميزان استعداد و بضاعت هر فرد، دست‌يافتني است. پس بايد به سوي اين مسير حرکت کنيم.
از نظر پهنه جغرافيايي آن زمان، خلافت جهان اسلام در زمان خليفه اول با خلافت در زمان امير(ع)، بسيار تفاوت داشت. در زمان خلافت اولي، سرزمين اسلام فقط مكه و مدينه بود، اما در زمان اميرالمومنين(ع) گستره جهان اسلام بلاد مصر، ايران، عراق، شام و يمن را فرا گرفته بود.
اما امام(ع) درباره حکومت و فرمانروايي با اين گستردگي فرمودند که من بر حکومت بر شما هيچ رغبتي ندارم. تعبير امام(ع) از حکومت اين‌چنين است: به خدا قسم حكومت بر شما مردم از استخوان خوك در دست انسان جزامي براي من بي‌ارزش‌تر است، مگر اينكه بخواهم حقي را باز پس گيرم.
* علم مولا
حضرت(ع) مکرر فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ»(خطبه 189 نهج‌البلاغه) اي مردم از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست دهيد، به علوم غيب نسبت به علوم مادي آگاه‌ترم. يعني همه چيز را مي‌دانم.
اما چرا در پي اين ادعا، اخبار غيبي زيادي از امام(ع) نقل نشده است؟
دليل را امام(ع) در خطبه 174نهج‌البلاغه چنین مي‌فرمايند: «به خدا قسم اگر بخواهم هر يك از شما را خبر دهم كه از كجا آمده و به كجا مى‌رود و احوال او چگونه خواهد بود، مى‌توانم. ولى مى‌ترسم درباره من عقيده‌اى پيدا كنيد كه به رسول‌الله(ص) كافر شويد. آن رازها را با ياران خاص خود در ميان مى‌نهم كه آنان را بيمى از كفر نيست.»
اين کلام نشان از تواضع علي(ع) در برابر نبي اكرم(ص) دارد و علت هم علم ايشان است. علم، انسان را متواضع مي كند. آن کس که چيزي مي‌داند ولي متكبر است، عالم نيست. علي(ع) مراقب است مبادا حريم پيامبر(ص) خدشه‌دار شود.
* دو نمونه از كرم و بخشندگي اميرالمومنين(ع)
معاويه مي‌گويد: من در جنگ با علي از شكست خوردن هراس ندارم، زيرا آنقدر كريم است كه اگر بگويم مرا ببخش، مي‌بخشد. شخصي در ميدان جنگ، نزد علي(ع) رفت و گفت مي‌خواهم بجنگم، اما سلاح ندارم. سلاحي به من بدهيد. حضرت شمشيرش را به او داد. آن مرد خنديد. امام(ع) فرمودند: چرا مي‌خندي؟ مرد گفت: معاويه گفته بود علي بي‌سياست است. من شمشير داشتم و قصدم خلع سلاح تو بود. امام(ع) در جواب فرمودند: به خدا قسم خجالت مي‌كشم که دستي به سوي من دراز شود، اما خالي برگردد.


آیینه خواص

ابوایوب انصاری ـ 5
یار نبی(ص)، مروج علی(ع)

یکی از خصوصیات بارز ابوایوب انصاری این بود که تابع محض حضرت رسول(ص) بود، از این رو پس از پیامبر، ایمان و ارادت او هیچ‌گاه به ولایت و جانشینی امام علی(ع) کم نشد و همواره به توصیه‌های رسول خدا(ص) درباره اهل‌بیت(ع) گوش ‌سپرد و در راه تحقق این امر الهی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. ابوایوب خلافت و ولایت مسلمانان را پس از رسول اکرم(ص) فقط حق امیرمؤمنان، علی(ع) می‌دانست و او را بر دیگران مقدم می‌شمرد. او از یاران ویژه امام بود که در بازستاندن حق حضرت کوشید و در شمار دوازده تنی بود که با خلافت دیگران مخالفت کردند. در مجلسی که برخی سران در آن حضور داشتند، ابوایوب انصاری پس از سهل‌بن‌حنیف برخاست و خطاب به آنها گفت: «از خدا بترسید و به اهل بیت پیامبر ستم نکنید و خلافت و رهبری جامعه اسلامی را به اهل‌بیت رسول خدا(ص) بازگردانید که همانا شما و ما در اینجا و جاهای دیگر پیوسته از پیامبر خدا شنیده‌ایم که می‌فرمود: اهل‌بیت من به امر خلافت و رهبری امت اسلامی از شما سزاوارترند». این را گفت و نشست.
نقل حدیث غدیر
ابوایوب انصاری از کسانی بود که در فرصت‌های مناسب، حدیث غدیر را برای مردم باز می‌گفت. بدین ترتیب، از مظلومیت امام علی(ع) دفاع می‌کرد و ماجرای نصب ایشان توسط حضرت رسول(ص) را بازگو می‌نمود. رباح‌بن‌حارث نخعی (از اصحاب اميرمؤمنان و امام مجتبي(عليهماالسلام) است که از آن دو امام حديث نقل کرده است) وی می‌گوید: من نزد امیرمؤمنان، علی(ع) نشسته بودم که ناگهان گروهی نقاب‌دار از راه رسیدند و خطاب به حضرت گفتند: «سلام بر تو ای مولا و سرور ما!» حضرت سلام آنان را پاسخ داد و سپس فرمود: «چگونه مرا مولای خود می‌خوانید؟ مگر نه اینکه شما گروهی اعراب بادیه نشینید؟»
گفتند: «آری! اما از رسول خدا شنیدیم که در روز غدیر خم فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله؛ هرکس من مولای اویم، علی نیز مولای اوست. خداوندا، یاران او را دوست بدار و دشمنانش را دشمن و کسی که او را یاری کند، یاری‌اش فرما و کسی که او را خوار کند، خوارش گردان.»
حضرت با شنیدن این سخنان تبسمی بر لب نشاند؛ به گونه‌ای که دندان‌های آن حضرت دیده شد. سپس فرمود: «ای مردم، شاهد باشید که پیامبرتان درباره من چه فرموده و چگونه شما را به یاری من فرمان داده است.»
طولی نکشید که این گروه نقاب‌دار به سوی مرکب‌ها و بارهای خویش بازگشتند. من در پی آنان رفتم و از ایشان پرسیدم: «شما کیستید؟» یکی از آنان گفت: «ما گروهی از انصاریم.» سپس به شخصی اشاره کرد و گفت: «آن مرد نیز ابوایوب انصاری، صاحب منزل پیامبر خداست.» من پیش رفتم و به حضور وی رسیدم و با او مصافحه کردم.
به این ترتیب همان‌گونه که ایوب در دوران حیات پیامبر نگاهبان و مطیع ایشان بود، پس از رحلت پیامبر نیز همانگونه به پیامبر اعتقاد داشت و خود را پس از او مطیع علی(ع) می‌دانست.


نقطه نظر
حجت‌الاسلام داود صمدی آملی

اعتکاف؛ وقوف در خانه ولایت
متن اعتکاف را سکوت و صوم و بیداری «سَهَر» در شب و خلوت و ذکر به دوام تشکیل می‌دهد که ناتمامان جهان را این پنج تمام می‌کنند و به کمال وجودی‌شان می‌رسانند.
جوع، صوم است و صوم، نفس را مظهر اسم شریف «یا من یُطعِمُ و لایُطعَم» بار می‌آورد؛ و سکوت و صمت او را به خودش دعوت می‌کند و ارتباط نفس را از بیرون قطع می‌کند و «من کیستم» را برمی‌انگیزاند؛ و بیداری در شب او را با وحدت انس می‌دهد و از کثرت می‌رهاند؛ و خلوت او را از هرچه که غیر است و منافی با دل و دلدار اوست، مبّرا می‌کند و ذکر به دوام، او را با معشوقش که جمال و کمال مطلق است، مجانس می‌سازد.
اعتکاف، در حقیقت، در خانه ولایت وقوف پیدا کردن و در خانه دل و نهانخانه غیب با حقیقت سخن گفتن است و از غیر، لب فرو بستن و مراقبت و مقام عندیت را حفظ کردن و به مقام شهود و شهید رسیدن است.
اعتکاف در ماه رجب، به در خانه‌ جود و سخا رفتن و از علیّ اعلی که سرّ آفرینش است چیزی طلب کردن است که تمام حقایق نظام هستی را در شب معراج که همان لیله‌ عروج انسان به سعادت قصوای الهی است برای حضرت خاتم به شکل علی(علیه‌السلام) تجلّی داده‌اند.
اعتکاف، پشت پا زدن به تعلّقات نفس به آنچه که مانع صعود اوست می‌باشد و در خلوتخانه‌ عشق با خلیل، جشن گرفتن است که حتّی فرشتگان الهی به آن رشک می‌ورزند و غبطه می‌خورند.
اعتکاف انسان در پیشگاه حضرت حق را، زمان خاص و وقت خاص نیست؛ زیراکه عارف را حضور دائم باید که حضور دائمش اعتکاف اوست و انقطاع الی‌الله به‌طور مدام داشتن، زبان حال و قال او است که این اعتکاف چند روز در مسجد جامع هر شهری، ظلّ و آیت و علامتی از برای آن اعتکاف حقیقی انسان است تا کدام صاحبدلی بدین بارگاه قدس الهی بار یابد.
معتکف شدن در مسجدی برای چند روز برای همگان میسر است، ولی معتکف در خانه حق شدن و دل به صاحبدلی کامل دادن و به حضر راه رسیدن و استقامت در طی مسیر داشتن کاری است دشوار.
البته آنکه چند روزی را در مسجد به سر بَرَد و حالی پیدا کند و سپس از لحظه خروج از مسجد جامع شهرش از حال و هوای آن ایام درآید، اهل حال است، نه مقام و صاحبان حال را از نعمت وصال، نصیب نیست، لذا معتکفان در این ایام باید اهل عزم و اراده‌ قوی باشند تا حال به‌دست آمده را به ملکه و مقام تبدیل کنند و در جان، رسوخ دهند و اعتکاف دائمی در پیش گیریم که «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم‌الملائکه» که اگر اهل حال، اهل استقامت گردند و پس از گفتن «الله» بر حرم امن الهی، اهل اقامت شوند و در کوی وصل، رحل اقامت افکنند، فیوضات ملکوتیه سرازیر می‌گردد و نعمت وصل که آرزوی همه رهروان کوی یار است، نصیب می‌شود.
(۱۶/۸/۷۵) برابر با 24 جمادی الثانی ۱۴۱۷


گزارش خبری صبح‌صادق از بازدید تعدادی از فعالان فرهنگی سپاه از مناطق عملیاتی غرب کشور
انگیزه و باور مردم عامل شکست دشمن بود
رحیم محمدی

چندی پیش تعدادی از فعالان فرهنگی سپاه توسط معاونت فرهنگی و تبلیغات سپاه برای سفر به غرب کشور دعوت شدند و به سوی مناطق عملیاتی حرکت کردند. در بین راه هم سردار آسودی معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه به عنوان راوی داخل اتوبوس به روایتگری پرداخت. پس از رسیدن به مقصد و استراحت، صبح روز بعد کاروان به سوی مناطق عملیاتی حرکت کرد. آنچه در ادامه آمده گزارش کوتاهی از حضور کاروان راهیان نور فعالان فرهنگی سپاه در مناطق عملیاتی غرب کشور است که توسط خبرنگار اعزامی صبح‌صادق به این مناطق تهیه شده است.

* در هر شرایطی باید گوش به فرمان ولی‌فقیه باشیم
در یادمان شهدای مرصاد ابتدا زیارت عاشورا قرائت شد و پس از آن سردار آسودی در جمع اعضای کاروان، درباره شرایط رزمندگان در سال پایانی جنگ با طرح سوالاتی، گفت: آیا وضع ما در اواخر جنگ نسبت به ابتدای جنگ بد‌تر بود؟ پایان جنگ ساختار و سازمان، تجهیزات و نیروهای باتجربه داشتیم، اما اوایل جنگ باوجود اینکه هیچ کدام از این موارد را نداشتیم چه شد که ۳۴ روز ارتش عراق را پشت دروازه‌های خرمشهر نگاه داشتیم، ولی در روزهای پایانی جنگ، منافقین شش ساعته از مرز خسروی به اسلام‌آباد رسیدند؟
وی افزود: آن زمان انگیزه و باور داشتیم، به همین دلیل می‌بینیم مردم گیلانغرب در اوایل جنگ تحمیلی از سرپل‌ذهاب تا گیلانغرب زن و مرد با هر آنچه در دست دارند، جلوی ارتش بعث عراق می‌ایستند، اما پس از عملیات‌های خیبر و والفجر مقدماتی برخی مسئولان سیاسی کشور برخلاف نظر امام دنبال صلح و پایان جنگ بودند و این تفکر را آنقدر تکرار می‌کنند که بر روی رزمندگان تأثیر منفی می‌گذارد.
معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه با تأکید بر اینکه اگر مقام معظم رهبری در روزهای پایانی جنگ در خطبه‌های نماز جمعه از رفتن خود به جبهه‌ها سخن نمی‌گفت، شور و شوق مجدد برای اعزام به جبهه‌ها در جامعه حاکم نمی‌شد، بیان داشت: چنین اتفاقاتی نشان می‌دهد در هر شرایطی باید گوش به فرمان رهبر و ولی‌فقیه باشیم. لذا اکنون نیز در مذاکرات هسته‌ای که بعضی‌ها می‌خواهند آن طرف میز را قابل اعتماد جلوه دهند اگر به تذکرات رهبری مبنی بر غیرقابل اعتماد بودن دشمن توجه نکنیم، مجدد ضربه می‌خوریم.

* ۲۸ عملیات از شاخ شمیران تا مهران
ایستگاه بعدی کاروان، ارتفاعات «بازی‌دراز» است؛ جایی که شیرودی و پیچک در آنجا به شهادت رسیدند. با رسیدن به این منطقه و کمی کوهنوردی، بر سر مزار شهدای گمنام بازی‌دراز فاتحه‌ای قرائت می‌کنیم و سپس «یدالله باپیرزاده» یکی از همرزمان شهید بروجردی در جمع اعضای کاروان حضور می‌یابد و با اشاره به اینکه بازی‌دراز در اصل بازودراز است، گفت: رزمندگان سپاه و ارتش در دوران دفاع مقدس از شاخ شمیران تا مهران حدود ۲۸ عملیات محدود و گسترده انجام دادند تا این منطقه مانند جنوب جبهه فعالی داشته باشد. برای نمونه در عملیات بازی‌دراز که مسئول انتقال اسرای عراقی به پادگان ابوذر بودم، تعداد ۱۲۷۳ نفر از نیروهای ویژه کوهستانی عراق که 18 نفرشان افسر بودند را به پشت جبهه تخلیه کردیم و به نیروهای ارتش تحویل دادیم.
وی خاطرنشان کرد: وقتی شهیدان بروجردی، حاجی بابا و پیچک، سکان اداره منطقه را به دست گرفتند و اقدام به سازماندهی و ساماندهی نیروهای داوطلب کردند، اولین عملیات در منطقه «کلینه» واقع در شمال غرب دشت ذهاب صورت گرفت؛ به شکلی که اجساد ۷۳ نفر از سربازان بعث عراق در منطقه جا ‌ماند و ۱۳ دستگاه تانک آن‌ها هم توسط شهید شیرودی به آتش کشیده ‌شد؛ بنابراین این روند ادامه یافت تا اینکه عملیات بازی‌دراز طرح‌ریزی و توسط افرادی چون شهید محسن وزوایی و سرهنگ ادبیان به اجرا درآمد.

* بازدید از جبهه شهید بهشتی
ایستگاه بعدی، جبهه شهید بهشتی بود که کاروان فعالان فرهنگی سپاه از آنجا بازدید کردند. این جبهه که در پنج کیلومتری قصرشیرین قرار دارد به دلیل اینکه شهید بهشتی پیش از شهادتش در این منطقه حضور داشت به نام جبهه شهید بهشتی نام‌گذاری شده است.
در این منطقه دو عملیات محدود ثارالله(ع) و کربلای ۹ صورت گرفت که عملیات ثارالله(ع) ۱۵تیر سال ۶۱ به صورت مشترک توسط ارتش و سپاه انجام شد.
پس از این بازدید، کاروان مجدد به سوی کرمانشاه حرکت می‌کند و در بین راه هم توقف کوتاهی مقابل بیمارستان سابق قصرشیرین دارد؛ بیمارستانی که در سه طبقه و با ظرفیت 144 تخت‌خواب در آستانه افتتاح بود ولی با شروع جنگ تحمیلی به مدت دو سال و نیم به اشغال درآمد و هنگام عقب‌نشینی دشمن از قصرشیرین با کار گذاشتن تی‌ان‌تی در زیر ستون‌هایش تخریب شد. پس از این توقف به کرمانشاه باز می‌گردیم تا صبح روز جمعه به سمت تهران بازگردیم.


یادداشت
حسن ابراهیمی

گردان‌های مسجد پایه ضرورت نیروهای مردمی انقلاب
در ساختار و مأموریت‌های جدید سپاه و بسیج، موضوع استفاده از توان مردمی در یگان‌های رزم سپاه دچار یک تحول عمده شد و در خلال آن، گردان‌های مختلف با مأموریت‌های مختلف در قالب گردان‌های امام حسین(ع)، امام هادی(ع)، امام علی(ع)، عاشورا، الزهرا(س)، کوثر و بیت‌المقدس و... در سپاه و بسیج شکل گرفت. آموزش‌های این گردان‌ها هم بر عهده یگان‌ها است و در امر آموزش علاوه بر آموزش‌های یگانی، برگزاری دوره‌های رزم مقدماتی یا به عبارتی آموزش‌های تکمیلی بسیج معادل با رزم مقدماتی در این گردان‌ها صورت می‌گیرد، اما بعضاً دیده شده است که این گردان‌ها خاستگاهی جدا از سنگر و مغز بسیج یعنی مساجد دارند. با قوانین جدید نیز حتی برخی از این گردان‌ها به صورت جداگانه عضوگیری می‌کنند. اما اگر به فلسفه نیروی بسیجی برگردیم به هیچ‌وجه نمی‌توانیم بسیج را در هر لباس و مأموریتی جدا از مسجد تعریف کنیم، چه مأموریت‌های نرم، چه سخت و چه نیمه‌سخت. لذا به نظر می‌رسد به جهت اینکه توان بالایی در مساجد بلااستفاده مانده و از سویی پشتیبانی و تجهیز خوبی در مورد گردان‌های نظامی بسیج می‌شود تشکیل یگان‌ها در جایی بیرون از مساجد غیرعقلانی است، به طوری که می‌توان تضمین کرد در هر مسجد به راحتی می‌توان یک گروهان آماده تشکیل داد که در کنار پایگاه بسیج مسجد و از اعضای بسیج آن مسجد باشند و کارآیی بالاتری نسبت به گردان غیرمسجدپایه داشته باشند. این امر هم سبب تقویت پایگاه‌ها است و هم تقویت یگان‌ها. به‌طور حتم آموزش‌های دوره‌ای برای این گروهان‌ها راحت‌تر و کم‌هزینه‌تر و نیز انسجام آنها به دلیل محوریت مسجد و مردم بیشتر خواهد بود و با توجه به اینکه در بطن مردم است و خیلی از نیروها تقریباً به صورت روزانه و هفته‌ای چند روز با مسجد در ارتباطند، جذب نیروهای بسیجی را افزایش داده و ماهیت تربیتی آموزش‌های نظامی که امروزه در پایگاه‌ها کم‌رنگ شده هم بازیابی شده و می‌توان یک تحول اساسی‌تری درخصوص به‌کارگیری نیروهای مردمی در قالب یگان‌های بسیجی داشت. این امر به نظر یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که باید در بسیج به آن توجه داشت و با توجه به وجود و تأمین زیرساخت‌ها در سال‌های اخیر به‌نظر می‌آید هزینه‌ای از قِبَل این تغییرات به وجود نخواهد آمد. از طرفی با این نگاه که یک نیروی بسیجی در قالب پایگاه مقاومت باید در سه زمینه تربیتی(صالحین)، نظامی و مهارتی(فرهنگی، بسیج سازندگی و...) پرورش پیدا کند و غفلت از هر یک موجب می‌شود که نتوان به نیروی طراز مدنظر امام امت رسید، لذا در جنبه‌های تربیتی و نظامی با چنین فعالیتی می‌توان نظم و فعالیت تشکیلاتی را در حوزه‌های مختلف وارد فضای پایگاه‌ها کرد؛ چیزی که به گمان برخی حلقه گمشده در پایگاه‌های بسیج است.


یک حماسه

عملیاتی در بلندی‌های شمال کردستان‌ عراق‌
هنگامی‌ که‌ شهر «فاو» سقوط‌ کرد، ‌ موشک‌باران‌ تهران‌ و شهرهای‌ ایران‌ از سوی‌ دشمن‌ فروکش‌ کرده‌ بود. پس‌ از گذشت‌ یک‌ ماه‌ از این‌ بحران، عملیات‌ «بیت‌المقدس‌6» در محورهای‌ کوهستانی‌ و برف‌پوش‌ شمال‌ شهر «ماووت» کردستان‌ عراق‌ و مشخصاًً‌ بلندی‌های‌ «شیخ‌ محمد»، «آسوس» و «استروک» صورت‌ گرفت‌ که‌ به‌ آزادی‌ این‌ بلندی‌های‌ مشرف‌ بر سد‌ و شهر «دوکان» عراق‌ و در منطقه‌ای‌ به‌ گستردگی‌ 65 کیلومترمربع‌ انجامید.
حمله‌ نهایی‌ رزمندگان سپاه‌ پس‌ از ساعت‌ها راه‌پیمایی، در بیست‌وهفتم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۷ با رمز «یا امیرالمومنین(ع)» آغاز شد. هدف، پیشروی‌ و استقرار مناسب‌ نیروها در شمال‌ سلیمانیه، با تکمیل‌ سلسله‌ عملیات‌های‌ انجام‌ شده‌ در ماووت‌ عراق‌ بود. با انجام‌ موفقیت‌آمیز و کم‌ تلفات‌ این‌ عملیات، تمامی‌ اهداف‌ مورد نظر تصرف‌ و تأمین‌ شد.
با تصرف‌ نقاط‌ مذکور، اتصال‌ مناطق‌ تحت‌ نفوذ معارضان‌ کرد عراق‌ امکان‌پذیر شده‌ و راه‌ برای‌ خروج‌ آنان، که‌ مدتی‌ پیش‌ تحت‌ هجوم‌ ارتش‌ عراق‌ واقع‌ شده‌ بودند، فراهم‌ شد، اما بر اثر تغییر اوضاع‌ جنگ‌ در جنوب، امکان‌ بهره‌برداری‌ بیشتری‌ از این‌ موفقیت‌ ایجاد نشد. این‌ عملیات، انهدام‌30 تا70 درصد لشکر4 پیاده‌ دشمن و کشته‌ و زخمی‌ شدن‌ و اسارت‌2400 تن‌ از قوای‌ دشمن‌ را در پی‌ داشت. در نتيجه اين عملیات نيز 30 تا 70 درصد از تیپ‌های 448 و 606 از لشکر 4 پیاده عراق منهدم و تیپ 76 از لشکر 4 پیاده عراق تقريباً از بين مي‌رود.
لشکر 10 سيدالشهدا(ع) در اين عمليات در کنار لشکر 6 ويژه و تيپ قائم وظيفه تصرف ارتفاعات شيخ محمد را برعهده داشت و با استعداد دو تيپ موفق به تصرف اهداف واگذاري در منطقه شد. گردان حضرت علي‌اکبر(ع) نيز در اين عمليات با حمله به منتهي‌اليه منطقه واگذاري لشکر، ارتفاع شيخ محمد کوچک مشرف بر تنگه و نيز کمک به تصرف قله اصلي شيخ‌محمد و نيز حمله به ارتفاعات آستروک، نقش بسيار مهمي در اين عمليات بر عهده داشتند. از شهداي گرانقدر گردان در اين عمليات مي‌توان به شهيد عزيز ميثم نجفي، شهيد عزيز حميد جهانبخش، شهيد عزيز عبدالحسين داستان، شهيد عزيز مجيد سليمي و... اشاره کرد.


علمداران

افتخار اسارت خود را به بعثی‌ها نداد!
علی هاشمی سرداری سرافراز و سیدالشهداء سرداران گمنام است، مناعت طبع شخصی ایشان ناشی از تربیت خانوادگی و رسومات قبیله‌ای و قومی در حیات و كسوت رزمندگی‌اش در شهادت و كسوت عند ربهم یرزقون نیز تداوم پیدا كرده است.
رفتار و منش حاج‌علی هاشمی،‌ تفسیر حلم و بردباری است، هرچند كه روانه‌سازی این نوع واژگان برای شهدا و شهیدی همچون علی هاشمی امر دشواری است. از روزها‌ی آغازین ناپدید شدن علی هاشمی در ماه‌های پایانی جنگ به دلیل شناخت نزدیكی كه از علی داشتم هرگز سرنوشتی غیر از شهادت برای او در ذهنم رقم نمی‌زد، چراكه می‌دانستم علی هاشمی هرگز افتخار اسارت خودش را به عنوان فرمانده یك قرارگاه به صدامیان نخواهد داد و برای جلوگیری از این امر تا آخرین گلوله خواهد جنگید.
این دو یعنی رفتار و منش مشخصی ناشی از روحیه جهادگری و میل شیعی عرب‌های خوزستان و نیز نوع و محل و مدت زمان حضور در جنگ و نقش او و نیز نوع شهادت ایشان و 20 سال گمنامی پس از خاتمه جنگ تاكنون از او شخصیت ممتاز و متمایزی می‌سازد كه باید سكوت ما را بشكند، اصحاب امكانات را به سمت شاخص‌های گمنامان به تحرك وا بدارد و در نداشتن بستگان فعال در پیگیری تجلیل از او سكه علمداران سرداران گمنام هشت سال دفاع مقدس را به نام ایشان ضرب زده و او را سید‌الشهداء سرداران گمنام بنامیم.
نماد و یادمان علی هاشمی فراتر و برجسته‌‌تر از همه نمادها و یادمان‌های جنگی احداث شده تاكنون در خطه خوزستان از شلمچه تا چنگوله است و بیشتر از غربت و مظلومیت جنگ و رزمندگان واجد پیام است هرچند كه لوح تلاش‌های مؤمنین در نزد حضرت حق مكتوب و محفوظ است، اما برای مشعل‌افروزی چراغ «اسوه»‌سازی و عبرت و پندگیری ما بندگان عاصی خداوند، در عالم فنا این نیز یك مجاهده به حساب می‌آید. علی هاشمی كرخه كور را به كرخه نور و هور را به منطقه‌ای برای عبور از بن‌بست جنگ نابرابر تبدیل كرد.
دریابان علی شمخانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «300 خیزش یک امپراتوری»
هذیان‌های صهیونیستی به روایت هالیوود

مهدی امیدی

هفت سال پیش، با رونمایی فیلم «300» موج جدیدی از فیلم‌های ضدایرانی در هالیوود آغاز شد؛ موجی که قرار بود به عنوان اهرم تبلیغاتی به کمک دولت بوش بیاید و اذهان عمومی مردم جهان را علیه ایران بشوراند. در دوره‌ای که آمریکا و متحدانش در دنیا شکست‌های سهمگینی را از ایران متحمل شده بودند؛ افزایش پشتیبانی مردمی از رهبر معظم انقلاب و نظام اسلامی ایران، غلبه حزب‌الله لبنان بر رژیم صهیونیستی، افزایش قدرت مقاومت اسلامی فلسطین، سرعت گرفتن پیشرفت ایران در زمینه‌های علمی و صنعتی (از جمله انرژی هسته‌ای)، صدور بیداری اسلامی از ایران به کشورهای منطقه که از در گرفتن قیام‌هایی علیه حکومت‌های استبدادی وابسته به غرب خبر می‌دادند و ... همه اتفاقاتی بودند که پیروزی‌های ایران و شکست‌های غرب به حساب می‌آمدند. در چنین اوضاعی بود که یکی از مأموریت‌های هالیوود، تاختن به ایران شد. «300» با بازنمایی داستانی تخیلی و توهین‌آمیز به ملت و تمدن ایران، شروع این موج بود و پس از آن فیلم‌های دیگری همچون «اسکندر»، «پرسپولیس»، «کشتی‌گیر»، «سنگسار ثریا»، «شاهزاده ایرانی»، «شرایط»، «اورشلیم؛ شمارش معکوس»، «ستون پنجم»، ««آرگو»، «گلاب» و... به مثابه آتش‌های توپخانه صهیونیسم علیه ملت ایران شعله گرفتند.
قسمت دوم فیلم «300» با عنوان «300؛ خیزش یک امپراتوری» با هزینه 110 میلیون دلاری در کمپانی برادران وارنر ساخته شده است. برادران وارنر یکی از کمپانی‌های مهم و اصلی هالیوود است که تحت سیطره سرمایه‌داران صهیونیست اداره می‌شود، اما نکته قابل‌تأمل درباره این فیلم، کارگردان آن است؛ «نوآم مورو»، فیلمساز صهیونیست، کارگردانی قسمت دوم فیلم «300» را انجام داده است؛ با همان حال و هوا و جعلیات و تحریف‌های تاریخی قسمت اول، با این تفاوت که در این فیلم، شعارها و مسائل سیاسی روز هم به شکلی سطحی و گل درشت مطرح می‌شود.
داستان این فیلم، برخلاف آنچه برخی منابع نوشته‌اند، در ادامه قسمت پیشین نیست، بلکه نسخه جدید آن است. پس از مرگ داریوش هخامنشی در نبرد مقابل یونانی‌ها! خشایارشاه با کمک یک زن با اصالت یونانی که در دربار ایران بزرگ شده، انتقام‌گیری می‌کند. درگیری‌های شدید و پی‌درپی‌ای میان سپاه ایران و ارتش یونان درمی‌گیرد و در پایان یونانیان با وجود تعداد کمتر، بر سپاه انبوه و قدرتمند ایران غلبه می‌کنند! از تحریفات تاریخی اتفاق افتاده در فیلم می‌توان به مرگ داریوش اشاره کرد که در این فیلم به شکلی برخلاف واقعیت تاریخی اتفاق می‌افتد. تحریف دیگر، تشبیه ایرانیان به گروه‌هایی همچون القاعده است. یعنی پوشش و ظاهر ایرانی‌ها را همانند گروه‌های تروریستی به تصویر درآورده‌اند.
در بخشی از فیلم، وقتی یونانی‌ها از برنامه‌ریزی ایران برای حمله آگاه می‌شوند، در مجلس سنا به مشورت و بحث درباره روش مقابله با ایران می‌پردازند. در این مباحث، عده‌ای بر «مذاکره» تأکید می‌کنند! اما در نهایت، افراد مؤثر، سنا را به این نتیجه می‌رسانند که مذاکره با ایران هیچ فایده‌ای ندارد و برای پیشروی ایران، فقط باید با آنها جنگید!
برای تحلیل فیلم «300؛ خیزش یک امپراتوری» باید آن را به عنوان قطعه‌ای از جورچین فیلم‌های ضدایرانی سال‌های اخیر آمریکا شناخت. این فیلم‌ها به دو جریان قابل تقسیم هستند. برخی مانند «آرگو» و «اورشلیم؛ شمارش معکوس» به ایران دوران معاصر می‌پردازند و برخی همچون «300» و «شاهزاده ایرانی» به تاریخ کهن. فیلم‌های مربوط به دوران معاصر، بیشتر ایران را به تروریسم دولتی متهم می‌کنند، اما فیلم‌های تاریخی، به عنوان مکمل آن فیلم‌ها عمل کرده و ایرانیان را ذاتاً و در نژاد، مردمی خطرناک و جنگ طلب نمایش می‌دهند. برای ما ایرانی‌ها و همچنین برخی از افراد صاحب فکر و اندیشه در جهان، تصویرسازی این فیلم‌ها از مردم ایران را بسیار مضحک و غیراخلاقی می‌‌نمایاند. اما مردم عادی جهان که از واقعیات آگاهی ندارند، با دیدن این گونه فیلم‌ها نسبت به ایران و ایرانی، ذهنی منفی و تنفرآمیز پیدا می‌کنند.
برای بسیاری جای سؤال است که چرا یک فیلمساز نه چندان شناخته شده صهیونیستی برای ساخت این فیلم پرهزینه هالیوودی انتخاب شده است؟ پاسخ این است که مطالبه مراکز تصمیم‌گیرنده در هالیوود در فیلم‌های ضدایرانی، ارائه تصویری «نژادپرستانه» علیه مردم ایران است. به طور طبیعی، یک کارگردان تربیت شده نزد رژیم صهیونیستی به دلیل داشتن روحیه و تفکر نژادپرستانه، بهتر می‌تواند به این انتظار جواب دهد.
البته «نوآم مورو»، هویت صهیونیستی خود را در این فیلم فاش کرده است. به طور مشخص می‌توان نوعی ترس از ایران و احساس حقارت در برابر کشور ما را نزد این محصول صهیونیستی مشاهده و درک کرد.
اتفاق عجیب، سکوت برخی از جریانات سیاسی و فرهنگی در برابر این فیلم است. هنوز فراموش نکرده‌ایم، قسمت اول فیلم «300» که رونمایی شد، همه طیف‌های اجتماعی و سیاسی و حتی برخی از جریان‌های سیاسی اپوزیسیون خارج از کشور نیز علیه این فیلم موضع گرفتند، اما این بار و در مقابل قسمت دوم همین فیلم، همه آن‌ها سکوت پیشه کرده‌اند. این اتفاق نشانه‌ای است از پذیرش سلطه آمریکا و به طور خاص، صهیونیسم از سوی گروه‌های اپوزیسیون. گویا، گروه‌های مخالف نظام اسلامی و حتی آنها که همواره ژست ملی‌گرایی می‌گیرند در برابر حملات رسانه‌ای غرب به ایران، حمیت و غیرت ملی خود را از دست داده‌اند.


واکنش هنرمندان به مستند
«من روحانی هستم»

جنجال‌ها بر سر مستند «من روحانی هستم» همچنان ادامه دارد. این مستند که حدود چهار ماه پیش و به صورتی بسیار بی‌سر و صدا رونمایی شد و در برخی از دانشگاه‌ها به نمایش درآمد، طی دو هفته گذشته ‌به‌صدر مسائل سیاسی کشور رسید! ناگهان چند روزنامه‌ وابسته به‌ جریان موسوم به اصلاح‌طلبی مطالب‌ انتقادی بسیار تندی را علیه این فیلم نوشتند و برخی از شخصیت‌های سیاسی نیز درباره آن اظهارنظر کردند. عمده انتقاد مخالفان این مستند سیاسی درباره برخی موضوعات تاریخی نظیر ماجرای مک فارلین است. مخالفان معتقدند که آنچه در فیلم درباره چنین وقایعی بیان می‌شود، مغایر با واقعیت است، اما تهیه‌کننده این مستند (موسسه سفیرفیلم) در بیانیه‌ای اعلام کرد که منبع اصلی اطلاعات این مستند، کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی است.
«من روحانی هستم» حتی در ده‌ها رسانه خارجی نیز بازتاب داشت. رسانه‌هایی چون خبرگزاری رویترز، اندیشکده بروکینگز، رادیو اروپای آزاد، تایمز رژیم صهیونیستی، المانیتور، خبرگزاری فرانسه، بی‌بی‌سی انگلیسی، بلومبرگ و... اخبار و تحلیل‌هایی پیرامون این مستند منتشر کردند.
برخلاف برخی از سیاستمداران و رسانه‌های وابسته به آنها، هنرمندان به دفاع از این فیلم پرداختند، به طوری که بیش از 40 مستندساز با انتشار بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند: «چندی است که مستند «من روحانی هستم» که مبارزات رئیس محترم جمهور، دکتر حسن روحانی را به تصویر می‌کشد در فضای رسانه‌ای کشور منتشر شده است که متأسفانه با واکنش‌های غیرطبیعی و غیرفرهنگی بسیاری مواجه شد. پیش از آن نیز با اکران‌های دانشگاهی و عمومی فیلم داستانی «لکه» مخالفت به عمل می‌آید؛ موضوعی که مجدداً برای مستند «من روحانی هستم» نیز تکرار شد. باید گفت، عرصه مستند و هنر، عرصه بیان حقیقت است و حقیقت همواره برای عده‌ای تلخ و ناگوار می‌باشد! اینکه برخی نزدیکان یا حامیان رئیس‌جمهور و نیز عده‌ای از مقامات بدون توجه به منابع یک مستند، اقدام به تخریب وجهه سازندگان آن بنمایند و یا آنکه مسئولان دانشگاه از دیده شدن یک اثر فیلم داستانی در جمع دانشجویان ممانعت کنند، مایه تأسف و نگرانی برای فضای فرهنگی کشور است. جای این سؤال باقی است که حاشیه‌سازان، چه ضرری از انتشار برخی حقایق تاریخی مثل سوابق مبارزاتی و سیاسی رئیس‌جمهور متحمل می‌شوند که این گونه به مصاف آثار فرهنگی آمده‌اند؟ و یا آنکه چرا به یک فیلم داستانی مثل «لکه» که بر اساس وقایع اخیر کشور تولید می‌شود، مجوز اکران حتی در یک جمع دانشجویی داده نمی‌شود؟! اگر برخی مسئولان تصویری از گذشته ساخته‌اند که با حقیقت انطباق ندارد، این موضوع نباید موجب شود تا مانع بازگویی و بازخوانی تاریخ شویم... بدین وسیله ما هنرمندان ضمن ابراز تأسف نسبت به وقایع پیش آمده و با حمایت از سازندگان این گونه آثار، از مردم حقیقت‌جوی ایران به دلیل حمایت از این اثر تشکر نموده و امیدواریم این حمایت‌‌ها راه را بر روشن ساختن حقایقی بیشتر از تاریخ انقلاب اسلامی در آثار بعدی، هموار کند.»
در همین حال، محمدحسين جعفريان، مستندساز و فعال فرهنگي نیز گفت: اين رفتار اصلاً منصفانه نيست كه در بخشي از فرهنگ كه منتقد ما بوده يا مزاحمتي براي ما ايجاد كرده است، تلاش كنيم تا ما هم براي آن مزاحمتي ايجاد بكنيم يا اينكه حوزه‌هايي را كه دلخواه خودمان است و به طريق و پوزيشن فرهنگي ما كمك مي‌كند، مورد حمايت دست و دلبازانه خود قرار بدهيم. من معتقدم در دولتي كه اينقدر سخن از تقويت چند صدايي و اعتدال و آزادي بيان است، باورش بسيار سخت است در چنين دولتي اجبار كنند كه براي روشن كردن دوربين مستند‌سازي‌ات بخواهي مجوز بگيري!


خبرها

تحریم رژیم صهیونیستی توسط هنرمندان غربی
در آستانه برگزاری کنسرت گروه هنری «رولینگ استونز» در تل‌آویو، راجر واترز، خواننده گروه «پینک فلوید» با صدور بیانیه‌ای از همتایان هنری‌اش خواست از سفر به رژیم صهیونیستی و هرگونه اجرای برنامه هنری در این کشور خودداری کنند. راجر واترز در بیانیه خود تأکید کرد که اجرای هرگونه برنامه هنری در اسرائیل از سوی هنرمندان بین‌المللی، همراهی با این رژیم محسوب می‌شود، در حالی که به نوشته واترز، وجدان بشری باید حامی فلسطینی‌ها باشد. به گزارش وطن امروز خواننده «پینک فلوید» نوشته ‌است: «سیاست تبعیض‌آمیز اسرائیل علیه فلسطینی‌ها که باید مورد نکوهش قرار گیرد، ادامه یافته و حضور هنرمندان بین‌المللی چرخ «تبلیغات» دولت اسرائیل را که درصدد پنهان کردن سیاست غیرعادلانه و نژادپرستانه خود است، روغن می‌زند». نایک میسون، یکی از نوازندگان مشهور «پینک فلوید» نیز از فراخوان راجر واترز از «رولینگ استونز» حمایت کرده‌ است.
سانسور در رسانه‌های آمریکا بیداد می‌کند

تهیه‌کننده آمریکایی اذعان داشت: سانسور در رسانه‌های آمریکایی بسیار شدید است. آرت اولیویرا تهیه‌کننده فیلم «عملیات ترور» در سفر به ایران و در جلسه پرسش و پاسخ این فیلم که روز چهارشنبه دهم اردیبهشت‌ماه در تالار اسوه برگزار شد، گفت: سانسور در رسانه‌های آمریکا بسیار شدید است و مأموران امنیتی اطلاعات خروجی همه رسانه‌‌ها را کنترل می‌کنند. وی درباره انگیزه خود برای ساخت این فیلم گفت: برای من مهم بود که آمریکایی‌ها بدانند، چه اتفاقی در 11 سپتامبر افتاده است، من به عنوان یک شخصیت سیاسی واقفم که چقدر سیاست و دولت در آمریکا فاسد است، وقتی آمریکایی‌‌ها ببینند که در 11 سپتامبر واقعاً چه شد، به این فساد در دولت پی می‌برند.
درگذشت خالق سرودهای انقلابی

استاد «محمدرضا لطفی» موسیقیدان پیشکسوت که بامداد جمعه 12 اردیبهشت در سن 68 سالگی از دنیا رفت، از خالقان سرودهای حماسی و انقلابی بود. سرودهایی چون «ایران، سرای امید» و «کاروان شهید» از جمله آثار ماندگار لطفی هستند. لطفی در گفت‌وگویی با ماهنامه آسمان، ضمن انتقاد از شجریان به صراحت گفته بود: «من اصلاً دوست ندارم هنرمندان‌مان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند. به همین دلیل شخص من هرگز با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام... من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی‌بی‌سی انگلستان که به عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم. من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم، ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند، هم‌صدا شوم.»


کتیبه سبز

آسیب‌شناسی جنگ نرم
یکی از اهداف دشمن برای از بین بردن جوامع، فشارها و تهاجمات زیادی است که به آن جوامع وارد می‌کند مانند تهاجمات اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و... تا بتواند بر آن ملت‌ها غلبه کند. یکی از این تهاجمات که می‌تواند به‌صورت کاملاً پنهان و زیرکانه بنیان یک جامعه را از درون سست، پوچ و آن کشور را با چالش‌های زیادی روبه‌رو و آماده پذیرش هر شرایط و هر تغییری کند، تهاجم فرهنگی یا همان جنگ نرم است.
آنان دقیقاً نقاط ضعف و قوت جوامع را به‌صورت کاملاً دقیق شناسایی و بررسی کرده و برای نقاط ضعف راهکارهایی و برای نقاط قوت راهکارهایی برای تبدیل به نقاط منفی و آسیب‌پذیر ارائه می‌کنند و از طریق این راهکارها هجوم همه‌جانبه خود را آغاز می‌کنند.
آنان ماه‌ها و سال‌ها با صبر اهداف خود را نهانی پیگیری می‌کنند تا بتوانند در زمان موعود اهداف کلان خود را که همانا تغییر بنیانی و ساختاری یک جامعه است پیاده‌سازی کنند.
تمام تلاش دشمن پس از پیروزی انقلاب تاکنون ایجاد تغییرات اساسی در این جامعه بوده است. راه‌های متعددی را نیز امتحان کرده است، ولی تاکنون نتوانسته به صورت دلخواه اهداف پلید خود را در این جامعه پیاده کند.
از آنجایی که در اقدامات گذشته (نظامی، اقتصادی و...) نتوانستند به هدف خود دست یابند، تمام همت خود را بر روی حملات و هجوم فرهنگی متمرکز کرده‌اند، زیراکه می‌دانند تغییر در مباحث اعتقادی و ذهن و افکار مردم زمینه را به بهترین نحوه ممکن آماده حضور همه‌جانبه آنان در این کشور می‌کند، لازم است بدانیم که برای رسیدن به این هدف تمام امکانات رسانه‌ای و جمعی و... را بسیج کرده است.
در این مقاله خصوصیات، ابزارها، اهداف، ویژگی‌ها و راهکارهای مقابله با تهاجم فرهنگی و یا به اصطلاح جنگ نرم را ارائه دادیم.
جامعه ما مانند تمام جوامع دیگر برای مقابله با جنگ نرم دشمن، نقاط ضعف و قوت بسیاری دارد. الحمدلله به واسطه پذیرش اسلام و مسلمان بودن جامعه ایرانی نقاط قوت این انقلاب بسیار بیشتر از نقاط ضعف مربوطه است. ولی نباید فراموش کنیم که اگر نقاط قوت را پاس نداریم و خدای‌ناکرده بر اساس هدف دشمن این نقاط به نقاط منفی و آسیب‌پذیر تبدیل شوند یک روزی مشاهده خواهیم کرد که تغییرات اساسی در ارکان این جامعه ایجاد شده که اصلاح آن به معنی عقبگرد چند ساله محسوب می‌شود.
اگر به نقاط مثبت این انقلاب از قبیل: هویت ملی، اعتماد و همبستگی ملی، وجود مردم‌سالاری دینی در جامعه، اعتقاد به اصل ولایت‌فقیه و تراز بالای سواد دانشگاهی و ... نگاهی بیندازیم به راحتی می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که چرا تاکنون دشمن نتوانسته است بر این مردم مسلط گردد که لازم است ضمن سپاسگزاری از خداوند متعال، تلاشی اساسی در جهت هرچه بیشتر درونی کردن و انتقال آنها به نسل‌های آینده داشته باشیم.
نقاط منفی و آسیب‌پذیر این انقلاب در مقابله با هجمه حملات فرهنگی و نرم دشمنان که در ادامه خلاصه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت، عزم جدی مردم و مسئولان را برای برطرف کردن آنان می‌طلبد: اختلافات درونی، ضعف فناوری اطلاعات و ارتباطات در جامعه، عدم تعامل سازنده بین بعضی از رسانه‌های جمعی، عدم ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی برخی احزاب و گروه‌ها، بی‌بصیرتی برخی از مسئولان تراز بالا در جهت هدایت افکار عمومی، گرایش روزافزون جوانان به فرهنگ غرب، سیاسی‌کاری برخی از دست‌اندرکاران، عدم اعتماد به نسل جوان و دانشجو و...
اگر دقتی ظریف در این نقاط آسیب‌پذیر داشته باشیم به‌راحتی متوجه می‌شویم که در صورت عدم برنامه‌ریزی درست و صحیح، یکی از همین نقاط ضعف، برای از بین بردن یک جامعه کفایت می‌کند.
حال اینکه چرا جامعه ما تاکنون توانسته است مقاومت کند، به اعتقادات واقعی و پایبندی مردم به انقلاب اسلامی و امام(ره) و پاسداشت ارزش‌های اسلامی که خون هزاران شهید آن را آبیاری می‌کند، برمی‌گردد.
از آنجایی که نقاط منفی، گلوگاه اصلی هجوم دشمن محسوب می‌شود و با توجه به موارد منفی ذکر شده، لازم است در پایان این مقاله راهکارهایی برای برون‌رفت از این نقاط آسیب‌پذیر ارائه دهیم:
تمسک همه مردم و مسئولان به دین الهی، حل مشکلات و موانع اقتصادی مردم، پایبندی همه مردم و مسئولان به قوانین، تصویب قوانین مشروع متناسب با تغییر شرایط جامعه (نیاز جامعه)، آموزش راه‌های دشمن‌شناسی در کتب درسی، ایجاد راهکارهای بصیرت‌افزایی، پر کردن خلأهای فرهنگی موجود درجامعه، جلوگیری از افراطی‌گری در جامعه، بیان مباحث دینی به صورت راحت و قابل فهم، از بین بردن فاصله طبقاتی، همگرایی رسانه‌ها در جهت منافع ملی، ایجاد وحدت واقعی بین حوزه و دانشگاه، تغییر برنامه درسی مدارس و دانشگاه‌ها براساس نیاز و فرهنگ ارزشی و اسلامی جامعه و ایجاد بستر مناسب برای ازدواج آسان جوانان.
محمدصالح حسین‌زاده


روی خط

چرا هفته‌نامه‌تان به رده‌های بسیج نمی‌رسد؟!
... 091938640/ در دبستان از معلمم متعجب بودم که چرا به خط فاصله، می‌گوید: خط تیره؟! حالا منظور او را می‌فهمم، که فاصله‌ها چه به روز آدم می‌آورد! و او را تیره‌بخت می‌کند، خدایا! بین ما و شهدای‌مان فاصله افتاده است به عظمتت قسم یا از فضلت این فاصله را بردار و یا از کرمت ما را تیره‌بخت مفرما و عاقبت‌مان را ختم بخیر کن.
... 091233273 / سلام از آگاهي‌بخشي هفته‌نامه در ارتباط با احزاب كه چند هفته در رابطه با حزب موتلفه مي‌نويسيد پیشنهاد مي‌كنم با جداشدگان اخير اين حزب هم صحبتي داشته باشيد. حقير دبيرحزب يك شهرستان بودم، اما به دلیل مواضع حزب در چند انتخابات اخير جدا شدم.
... 091761013 / غربي‌هاي بي‌فرهنگ علناً اعلام مي‌كنند اگر مردم سوريه به بشار رأي دهند از نظر ما غيردموكراتيك است. وقاحت و بي‌شرمي تا كجا! آيا اگر تروريست‌هاي مورد حمايت شما به زور باروت حاكم شوند، دموكراسي است؟! متأسفانه برخي نادانان داخلي خودمان سنگ چه کسانی را به سينه مي‌زنند! / نجفي از قشم
... 091964741/ با کمک به گداپروری و تکدی‌گری در خیابان‌ها و مساجد به‌وسیله عده‌ای مقدس‌نمای بی‌مسئولیت، بساط عیاشی منافقان بی‌دین تأمین می‌شود. خدا در هر شهری زمین‌های حاصلخیز قرار داده تا کشاورزی، دامداری و کارگاه صنعتی تولیدی ایجاد شود و ارزش انسان حفظ شده و ترقی و تعالی اسلام فراهم شود.
... 091393219/ نام عملیات: رجب. رمزعملیات: «یا من ارجوه لکل خیر... » محل عملیات: منطقه عمومی نفس اماره. نوع عملیات: نفوذی. هدف: پاک‌سازی قلوب. سلاح: دعا و نیایش با نام نامی زهرای اطهر(س) عملیات را آغاز کنید... روحش شاد. حاج‌حسین خرازی که پشت بی‌سیم این‌گونه پیام می‌داد. یا زهرا التماس دعا
... 091831802/ سبزم و هم خانه سبزینه‌ام / صافم و همسایه آیینه‌ام/ می‌شمرم روز و شب هر لحظه را/ چشم بر راه تو در آدینه‌ام/ سلامتي و فرج آقا صاحب‌الزمان(عج) صلوات./ حسن زارعی از مریوان
... 091310681/ با سلام و خدا قوت به عزیزان صبح‌صادق. خواهشمندم در مورد نقشه جغرافیای سرزمین فلسطین اشغالی توضیح دهید. باتشکر از شما./ برکات
... 091399818/ سلام، چرا هفته‌نامه‌تان به رده‌های بسیج نمی‌رسد؟! هفته‌نامه‌ برای حلقه‌های صالحین خیلی مفید بود. / علی بلوچ ارباب از زرند
... 091261813/ عجيب است! حالا كه روسيه در حال تحريم گاز اروپا است، مسئولان محترم ايران از تأمين گاز اروپا خبر مي‌دهند! مگر همين اروپا نبود كه با پيروي از آمريكا تحريم‌هاي ضد انساني عليه مردم ما تصويب كرد و هنوز هم ادامه دارد؟!
... 091938643/ سلام، نوجوان اسیر ایرانی به خبرنگار زن بی‌حجاب خارجی تذکر می‌داد، اما مسئول رتبه بالای ما به خبرنگاران بدحجاب ایرانی در اطرافش تذکر نمی‌دهد!
... 091414751/ سلام، با تشكر از شما عزيزان لطفاً مطالب قسمت‌هاي خاكستري نشريه را درشت‌تر بنويسيد يا رنگ زمينه را طوري انتخاب كنيد كه خوانده بشوند. ما با عينك هم چشمامون خسته مي‌شود. ممنون
... 091476363/ با سلام، حدود10 سال است كه قانون بازنشستگي پيش از موعد فرزندان معزز شهدا در مجلس تصويب و توسط دولت ابلاغ شده است، چرا اين قانون در نيروهاى مسلح اجرايي نشده است؟ / فرزند شهيد با 25سال سابقه از تبريز
... 091877386/ سلام، به سوری‌ها بگویید بر شیپور امید بدمند که ان‌شأء‌الله کفر نابود است. بگویید مبادا شهادت عزیزان‌شان قدم‌های‌شان را لرزان کند، چرا که جهاد در برابر کفر، چمران، همت، متوسلیان، شیرودی و باکری‌ها می‌خواهد. «لاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم» اللهم عجل لولیک الفرج. التماس دعا. / سالمی از سنندج
... 093797005/ به كجا رسیده‌ایم كه تأثیر جمله «این مكان مجهز به دوربین مداربسته است» از جمله «عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نكنید.» بیشتر شده است؟! / میثم از گروه 24 بعثت


کتیبه سبز

کسی که از همه بندها رهاست...
کسی که مولد او، خانه خداست علی(ع) است
کسی که از همه بندها رهاست علی(ع) است
کسی که عاشق و دلداده خداوند است
کسی که هر چه رسد از خدا رضاست علی(ع) است
کسی که طاعت او بی‌نظیر و بی‌همتاست
کسی که در همه احوال بی‌ریاست علی(ع) است
کسی که منزلتش را خدا نکو داند
کسی که همره و همگام مصطفاست علی(ع) است
کسی که خوب شناسد خدا و احمد(ص) را
کسی که نور خداوند و مقتداست علی(ع) است
کسی که خویش ز خاطر برد برای خدا
کس که واله و شیدای کبریاست علی(ع) است
کسی که جهد و جهادش، فقط برای خداست
کسی که مست ز سودای آشناست علی(ع) است
کسی که به جای محمد(ص) خطرپذیر شود
کسی که همسر او پاک و پارساست علی(ع) است
کسی که خانه او پایگاه ایمان است
کسی که شاهد او شأن هل اتی است علی(ع) است
کسی که عالم و اعلم به دانش ازلی است
کسی که در همه عالم چو کیمیاست علی(ع) است
کسی که بعد وجودش هنوز اسرار است
کسی که نزد خداوند، پربهاست علی(ع) است
کسی که مصلحت خاص و عام می‌داند
کسی که راهبر خوب و پیشواست علی(ع) است
کسی که عالی و اعلاست، در کرامت و عشق
کسی که معدن احسان و هم سخاست علی(ع) است
کسی که پادشه و همطراز مسکین است
کسی که خانه او، فرش بوریاست علی(ع) است
کسی که فیض وجودش به شیعه می‌تابد
کسی که پیشرو ناب اوصیاست علی(ع) است
کسی که فانی فی‌الله بوده در همه عصر
کسی که در کنف سرمد خداست علی(ع) است
کسی که محو جمال خدای منان است
کسی که دل ز همه برده، دلرباست علی(ع) است
کسی که دل ز همه برده با فصاحت خویش
کسی که سرور و سالار اولیاست علی(ع) است
کسی که دل به ولایش سپرده است، منم
کسی که بر همه درد و غمم دواست علی(ع) است
کسی که دست «فرائی» گرفته در همه حال
کسی که بنده‌نوازاست و پادشاست علی(ع) است

عبدالمجید فرائی


حسن ختام

باید باشم تا بیایی!
سلام آقا! ببخش رو سیاهی‌های مکررم را
اگر واژه‌واژه بی‌خط عشقت اشک بنویسم، انتهای انتظار را نشانم می‌دهی؟
بوی نم گرفته‌ام زیر آوار انتظارت آقاجان!
جمعه‌ها را یک به یک می‌بوسم و کنار می‌گذارم،
چقدر جمعه مانده تا انتهای جاده نگاهم؟
یک عمر است در پاییز نیامدنت هر روز زردتر و کم‌رنگ‌تر می‌شوم!
یک عمر است هیچ کجا شکوفه‌ای نمی‌بینم.
کی انتظارمان سبز می‌شود؟ کدام جمعه بهار می‌شود؟!
دیوارهای اتاقم بوی خاکستر می‌دهد. وقتی غرق در تاریکی می‌شوم، به بی‌عدالتی پنجره پی می‌برم
که خورشید را یا بهتر بگویم، شما را دریغ می‌کند از لحظه‌های سردم...
تمام روزها و شبم‌هایم در انتظارت تسبیح می‌شود و می‌شکنم در حرف به حرف «اللهم عجل لولیک الفرج»
اما باید باشم تا بیایی!
تکه‌هایم را جمع می‌کنم،
آیه‌آیه بند می‌خورم، می‌ایستم،
و دوباره صبر را اقامه می‌بندم.
ببین آقا! دیگر تمام قنوت‌هایم تکرار نام توست.
و اشک‌هایم شهادت می‌دهند انتظار دوباره‌ام را...
دوباره ورق می‌خورم در صفحات تقویم.
تلخ است تحمل غروب‌های جمعه که بوی شنبه بدون شما را به خود می‌گیرند.
کدام جمعه خاکستری با آمدن‌تان سبز خواهد شد؟
کی جشن بهار می‌گیریم؟!
«عجل علی ظهورک...»