بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

کلید حل همه مشکلات کشور
ظرف یک دهه گذشته امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) مصرانه موضوعاتی را مطرح می‌کردند و پی می‌گرفتند که با درنوردیدن چارچوب برنامه دولت‌ها به شکل یکپارچه تمام نظام را در بر می‌گرفت، یکی از آثار بزرگ این رویکرد مصرانه جهش علمی کشور در عرصه‌های مختلف علوم سرآمد جهانی است. موفقیت‌های عرصه علم، معظم‌له را قانع نکرد و ایشان این اصرار را در بخش‌های دیگر دنبال کردند تا سال ۹۳ فرا رسید و شعار سال را «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» قرار دادند و پس از آن هم به مناسبت‌های مختلف به آن پرداختند و آن را تشریح کردند. معظم‌له هفته گذشته نیز پس از بازدید از مجموعه صنعتی «مپنا» در جمع مدیران، مهندسان و کارگران آن مجموعه بیاناتی را ایراد کردند که بخش اصلی آن به نوعی شرح دیگری بر شعار سال بود. نکته اساسی در این شرح به کارگیری عبارات وزین و عمیق و تأمل‌برانگیز در این باره بود. برای نمونه درباره عزم ملی و مدیریت جهادی فرمودند: «این چیزی نیست که مربوط به سال ۹۳ باشد. این هویت ما است، این حیثیت ما است. این آینده ما است، این ترسیم‌کننده سرنوشت ما است...» و یا در جای دیگر بیانات‌شان اظهار داشتند: «بد ادایی‌های قدرت‌های گوناگون بزرگ و کوچک دنیا در مقابل نظام جمهوری اسلامی و هر نظام مستقلی تابع ضعف و قوت این نظام است؛ هر جا شما ضعیف باشید، بد ادایی‌ آنها بیشتر می‌شود؛ هر جا شما قوی بودید، توانا بودید، روی پای خودتان توانستید بایستید، آنها مجبور می‌شوند مؤدبانه‌تر با شما رفتار بکنند، منطقی‌تر با شما رفتار بکنند؛ این کلید حل همه مشکلات کشور است. باید کشور از درون بجوشد. تولیدتان را، اقتصادتان را، آینده‌تان را، بایستی خودتان از درون تأمین کنید؛ و ملت ایران، ملت با استعدادی است، می‌تواند، [هم] ذخایر انسانی ما بی‌نهایت است، هم ذخایر طبیعی ما خوشبختانه خیلی فراوان است.» شاید بخش اصلی پیام فراز فوق و یا سایر فرازهای این بیانات با آنچه که در ابتدای سال در جوار مضجع شریف ثامن‌الحجج(ع) فرمودند، یکی باشد و حتی با پیام بخشی از بیاناتی که در این مدت به مناسبت‌های گوناگون ایراد کردند؛ بنابراین جای طرح این پرسش است که دلیل اصرار معظم‌له بر تکرار این مفاهیم با عبارات و واژگان گوناگون چیست؟ که در پاسخ باید دو نکته را گوشزد کرد:
۱ـ تنوع واژگان و عبارات؛ یکی از عجایب‌ واژگان و عبارات، در این است که قابلیت‌های جمعی آنها در انتقال مفهوم و پیام مشترک متفاوت است و یا ذوق و گیرندگی مخاطبان در درک مفاهیم از واژگان و عبارات با یکدیگر فرق دارد؛ از این رو تکرار یک مفهوم و پیام برای مخاطبان انبوه و پر تعداد با واژگان و عبارات متنوع، افراد بیشتری را در دایره درک آن مفهوم و پیام قرار می‌دهد و آنها را به خود می‌آورد.
۲ ـ رفع موانع ذهنی؛ معمولاً هر کاری پیش از انجام، وجود ذهنی پیدا می‌کند و پس از آن در بیشتر اوقات، موانع ذهنی خود را بروز می‌دهند که اگر برای رفع آن چاره‌اندیشی نشود آن موانع ذهنی به هیچ وجه اجازه تحقق آن‌ کار را نمی‌دهند و آن را در ذهن مدفون می‌کنند. یکی از بهترین راه‌های رفع موانع ذهنی تکرار موضوع با واژگان و عبارات مختلف است.این تکرار باعث قوت یافتن موضوع و ضعیف شدن موانع و افزایش انگیزه‌ برای محقق کردن آن کار می‌شود، به ویژه اگر این تکرار در زنجیره‌ گفتار و نوشتار شیرین و عالمانه نخبگان و فرهیختگان قرار گیرد. این نکته وظیفه خطیر این قشر ارزشمند را نیز آشکار می‌سازد. همه آنها در انجام این رسالت خطیر موفق باشند. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری


سردار سلامی در یادواره ۱۰۰ شهید دبیرستان سپاه تهران
شهدای ما عاشورا را در عصر حاضر تجدید حیات کردند

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: اگر امروز دشمنان در مقابل ملت ایران با ادب و احتیاط سخن می‌گویند و جرئت انتخاب هیچ گزینه‌ای جز گزینه‌های بی‌خاصیت را ندارند، به دلیل روحیه مقاومتی است که با نثار خون شهدا بر جامعه حاکم شده است.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی در مراسم یادواره شهدای دبیرستان سپاه (شهدای مکتب) که پنج‌شنبه گذشته در مجتمع ۱۳ آبان (لانه جاسوسی سابق آمریکا) برگزار شد، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس به ویژه شهدای دبیرستان سپاه تهران گفت: من فکر می‌کنم این یک دیدار آسمانی است. این لحظه، لحظه ملاقات والدین این شهیدان بزرگ با فرزندان‌شان است.
جانشین فرمانده کل سپاه افزود: اینجا که یک روزی دبیرستان سپاه بود، محلی است که شهدا در آن زندگی کردند و نفس کشیدند و در عنفوان جوانی و نوجوانی با خدا راز و نیاز خالصانه و درد‌ دل صمیمانه داشتند.
سردار سلامی افزود: ما امروز میهمان این لاله‌های نوجوان و این شهدای پاسدار دانش‌آموز کشورمان هستیم. پدر و مادران و خانواده آنان در عرصه ایثار، زیباترین تفسیر را از این واژه الهی نقاشی کردند.
وی با اشاره به اینکه شهدا در عمق زندگی ما مقاومت را جاری کردند و درس بزرگی به همه ما دادند، ادامه داد: شهدای ما عاشورا را در عصر حاضر تجدید حیات کردند؛ درس آنها این بود که هر وقت وطن نیازمند مردانی است که از هر چیز بگذرند تا اسلام زنده بماند و آبرو و عزت مسلمین پابرجا بماند، باید از مال و جان خود گذشت.
جانشین فرمانده کل سپاه یادآور شد: شهدا کسانی بودند که نگذاشتند اراده دشمنان بر مسلمانان تحمیل شود. این درس بزرگ شهدا به همه تاریخ بود. شیعیان از حلال و حرام یهود و نصارا تبعیت نمی‌کنند و این سادگی درس بزرگ شهداست.
سردار سلامی تصریح کرد: امروز ایران به نام اسلام با ولایت‌فقیه و رهنمود‌های امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در حال رشد و شکوفایی است.
وی خاطرنشان کرد: یکی از افتخارات بزرگ برای ملت ایران، پا نگذاشتن یک صهیونیست و آمریکایی در خاک ایران است که این نتیجه خون شهدا و ایثارگری‌های رزمندگان است.
دبیرستان سپاه تهران از سال 62 تا پایان دفاع مقدس 900 دانش‌آموز داشت که 100 تن از این عزیزان به فیض شهادت نائل آمدند.
گزارش اختصاصی صبح‌صادق از این یادواره را در شماره آینده خواهید خواند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

ضرورت استفاده از کالای داخلی
در شرایطی قرار داریم که برای بهبود وضعیت و داشتن آینده‌ای درخشان، باید فرهنگ جهادی و مدیریت جهادی را بر تمامی امور زندگی فردی و اجتماعی خویش حاکم سازیم. خرید و مصرف از امور مهمی است که باید به‌خوبی مدیریت شود تا اهداف راهبردی و عملیاتی شعار سال تحقق یابد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، سال ۹۳ را سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام‌گذاری و این شعار را «نقشه راه» اعلام کردند. با حرکت براساس نقشه راه در شرایط کنونی باید قدرت ملی را افزایش داد تا باج‌گیران عالم از تحت فشار قرار دادن ملت ایران و نظام اسلامی برای گرفتن باج، کاملاً مأیوس شوند. براساس این نقشه راه باید اقتصاد کنونی ایران را متحول ساخت و آن را به یک اقتصاد مقاوم، پویا و آسیب‌ناپذیر تبدیل کرد. برای رسیدن به این مهم باید فرهنگ عمومی جامعه را اصلاح کرد و در این راستا یکی از جنبه‌های ضروری برای اصلاح فرهنگی، تغییر نوع نگاه و معیارها و ملاک‌ها برای خرید کالا و مصرف آن است. اکنون در فرهنگ عمومی جامعه ما خرید کالای خارجی با دلایل و توجیهات گوناگون، برای بخشی از مردم بر خرید کالای داخلی رجحان دارد. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی برخی خرید کالای خارجی را نوعی تشخص و برتری می‌پندارند و تصور می‌کنند کالای ساخت داخل با مارک ایران، در شأن آنان نبوده و برازنده خانه و خانواده آنها نیست! برخی دیگر نیز با توجیه کیفیت برتر کالای خارجی از یک طرف و کیفیت پایین کالای ایرانی از طرف دیگر، خرید کالای خارجی را موجه می‌دانند. این نوع نگاه متأسفانه بدون جامع‌نگری و توجه به آثار و پیامدهای بی‌اعتنایی به تولیدات داخلی و روی آوردن به خرید کالای خارجی در فرهنگ بخشی از مردم نهادینه و به یک عادت تبدیل شده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این خصوص می‌فرمایند: «دلبستگی به تولیدات بیگانه و بی‌اعتنایی به تلاش کارگران ایرانی بیماری و عادت بدی است که پول و ثروت کشور را به جیب کارگر خارجی سرازیر می‌کند.»
رونق کالاهای خارجی در بازارهای ایران را می‌توان به ویروس خطرناکی برای اقتصاد ایران تشبیه کرد. یکی از راه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی، مبارزه صحیح، سریع و موثر با این ویروس خطرناک است. فعالان در دو عرصه فرهنگی و اقتصادی باید مبارزه با این ویروس را در دستور کار خود قرار دهند. برای تغییر رفتار مردم، برای خرید و مصرف کالای داخلی به جای کالای خارجی باید فرهنگ عمومی جامعه را اصلاح کرد. باید بپذیریم که بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور و خصوصاً در حوزه خرید و مصرف دارای ریشه‌های فرهنگی است. باید فرهنگ را اصلاح کرد تا بخشی از مشکلات اقتصادی کشور حل شود. در این حرکت فرهنگی تمام نهادها و سازمان‌های فرهنگی ـ تبلیغی اعم از دولتی و غیر دولتی مانند آموزش‌وپرورش، صداوسیما، رسانه‌های گروهی، حوزه‌های علمیه، مساجد و... رسالت مهمی بر دوش دارند. باید در این عرصه کار جهادی انجام شود تا تحول مورد انتظار پدید آید. باید با تبیین صحیح و منطقی، مردم را متقاعد ساخت که خرید و استفاده از کالای داخلی یک ضرورت است. چندی پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: «نمی‌خواهیم بگوییم خرید کالای خارجی حرام است، اما می‌خواهیم بگوییم استفاده از کالای داخلی یک ضرورت است. باید با کار فرهنگی و تبلیغی این ضرورت برای مردم به درستی تبیین گردد. بسیاری از مردم در این خصوص متوجه ضرورت نیستند، فلذا در صورت امکان کالای خارجی خرید می‌کنند.
اگر مردم بدانند لازمه خرید کالای خارجی خام‌فروشی نفت در اوضاع کنونی است و دشمن نیز به دلیل احتیاج ایران به فروش نفت خام، جمهوری اسلامی را تحریم نفتی می‌کند، برای مبارزه با دشمن از خرید کالای خارجی پرهیز می‌کردند. اگر مردم می‌دانستند، از پیامدهای خرید کالای خارجی، در انبار ماندن کالای تولید داخل، ورشکستگی و تعطیلی کارخانه‌های داخلی، عدم رغبت در سرمایه‌گذاری برای تولید و بیکاری میلیون‌ها کارگر و جوان ایرانی است، هرگز سراغ کالای خارجی نمی‌رفتند. اگر مردم می‌دانستند با خرید کالای داخلی و رونق بخشیدن به فضای کسب و کار کشور، قدرت ملی ارتقا پیدا می‌کند و عزت ملی تثبیت می‌شود، به سمت کالای خارجی نمی‌رفتند. آری وقتی ملاک خرید مصرف‌کننده ایرانی در هنگام خرید از بازار، منافع شخصی باشد، به هر دلیلی ممکن است خرید کالای خارجی را بر کالای داخلی ترجیح دهد. اما اگر با کار فرهنگی و تبلیغی و تبیین درست شرایط و اقتضائات کشور در شرایط تحریم، ضرورت خرید کالای داخلی تبیین شد، آنگاه مصرف‌کننده ایرانی در هنگام خرید، با توجه به منافع کشور و شاخص قدرت و عزت ملی، خرید کالای ایرانی را بر کالای خارجی ترجیح داده و این عمل خود را مصداق یک حرکت جهادی برای پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی و ناکام گذاشتن دشمن در جنگ اقتصادی ارزیابی می‌کند. این حقیقت را رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در روز چهارشنبه هفته گذشته در جمع هزاران نفر از کارگران ایرانی به مناسبت روز کارگر، این چنین بیان داشتند: «در سال جهاد اقتصادی به نظر من یکی از قلم‌های مجاهدت اقتصادی مردم این است که سراغ کالای داخلی و ساخت داخل بروند.» البته معظم‌له بالا بردن کیفیت کالای داخلی را نیز مورد توجه قرار دادند و در همین راستا فرمودند: «کالای ساخت داخل باید قانع‌کننده باشد. باید دوام، استحکام و مرغوبیتش طوری باشد که مشتری را قانع کند، این هر دو در کنار هم یک کار لازم و واجبی است.»


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در بازدید از مجموعه صنعتی مپنا و دیدار با کارگران
هر جا روی پای خود بایستیم قلدرهای جهان مجبور به برخورد مؤدبانه و منطقی می‌شوند

در آستانه روز کارگر، حضرت آيت‌الله‌العظمی خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي با حضور در مجموعه صنعتي مپنا در فرديس کرج، از نمايشگاه توانمندي‌هاي متخصصان، کارشناسان و کارگران اين گروه صنعتي در زمينه‌هاي طراحي و ساخت صنايع نيروگاهي، نفت، گاز، پتروشيمي و صنايع ريلي بازديد کردند. پس از بازدید از نمایشگاه دستاوردهای این مجموعه «تولیدی، صنعتی و اقتصادی»، در جمع صمیمی حدود هزاران نفر از کارگران و دیگر فعالان عرصه کار و تلاش، با اشاره به ماه پربرکت و زیبای رجب، این ماه را ماه بندگی و توجه و تذکر خواندند و ابراز امیدواری کردند ملت ایران در پرتو کمک‌ها و هدایت‌های پروردگار کریم، گام‌های بلندتری بردارد.
ایشان حضور در جمع کارگران را دیداری همیشه جذاب و خرسندکننده خواندند و افزودند: این خرسندی، امروز با بازدید از پیشرفت‌های مجموعه مپنا، مضاعف شد.
رهبر معظم انقلاب با تأکید مجدد بر اعتقاد عمیق خویش درباره ضرورت تکریم کار و کارگر در فرهنگ عمومی جامعه، افزودند: «اصل کار و تلاش» در اسلام مورد احترام است و توجه اسلام به حقوق و منزلت کارگر و همه فعالان بخش تولید نیز بر همین نگاه مترقی و پیشرو استوار است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای نگاه مخاصمه‌آمیز و مبتنی بر تزاحم و تضاد کارگر و کارفرما را نگاهی مشترک میان مارکسیسم و تفکرات غربی خواندند و با رد این نگرش غلط خاطرنشان کردند: اسلام در همه زمینه‌ها از جمله درباره مسائل کارگری و تولید، اصل را بر احترام و تعامل و تعاون قرار می‌دهد و این نگاه اصیل، باید در همه عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی، ملاک و مبنا قرار گیرد.
دومین نکته‌ای که رهبر معظم انقلاب در جمع کارگران و مسئولان مپنا و چند مجموعه تولیدی دیگر بر آن تأکید کردند کارآمدی ناشی از تکیه بر «دانش و هوش و پشتکار و ابتکار و عزم راسخ» بود.
ایشان خاطرنشان کردند: این حقیقت زیبا که امروز جلوه‌هایی از آن را در بازدید از مپنا مشاهده کردیم نشان می‌دهد که عزم ملی و مدیریت جهادی، نه فقط شعار امسال، بلکه شعاری همیشگی و رمز هویت و حیثیت و آینده درخشان کشور ماست.
* رشد اقتصادی بدون رشد فرهنگی نه ممکن و نه مفید
ایشان رشد اقتصادی را بدون رشد فرهنگی نه ممکن و نه مفید خواندند و افزودند: به همین دلیل شعار امسال، شعار زندگی و شعار همیشگی ماست.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، اوج‌گیری اقتصاد و فرهنگ کشور را نیازمند تکیه بر عزم ملی و مدیریت جهادی دانستند و افزودند: اگر این هدف تحقق یابد هیچ کس جسارت تحقیر این ملت را به خود راه نخواهد داد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به تحقیر ملت ایران در دوران پیش از انقلاب، خاطرنشان کردند: روزگاری که اروپا و غرب در جهل واقعی بودند ایران متمدن و پرافتخار، شخصیت‌های عظیم علمی و فرهنگی به جامعه بشری هدیه می‌کرد، اما همین غرب غارتگر به واسطه حقارت سردمداران طاغوت، بر اقتصاد و سیاست و مسائل اجتماعی ایران، مسلط شد و این واقعیت تلخ برای ایران برخوردار از تمدن کهن و میراث فرهنگی عمیق، یک تحقیر بزرگ بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به پایان دوران تحقیر ملت پس از پیروزی انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر ملت ایران می‌خواهد به جایگاه والا و شایسته «اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی» خود در جهان دست یابد و به مرجع پیشرفت‌های علمی بشر مبدل شود، باید در همه زمینه‌ها به دانش، هوش، قدرت تحرک، ابتکار و عزم راسخ تکیه کند.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به ظهور آثار مبارک خودباوری در بخش‌های مختلف جامعه افزودند: این واقعیت‌های شوق‌آفرین نشان می‌دهد که شعار اساسی امام راحل یعنی «ما می‌توانیم»، شعاری لفظی نیست، بلکه حقیقتاًً قابل تحقق است.
ایشان با اشاره به تردید برخی افراد درباره قدرت و توانایی جوانان کشور خاطرنشان کردند: دستیابی ایران به رتبه ششم سازندگان نیروگاه‌های گازی، یک مثال کوچک از توانایی‌های عظیم نیروهای انسانی کشور است که در دوران جنگ و تحریم‌های دشوار جوانه زد و اکنون در عرصه‌های فراوان به بار نشسته است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خطاب به نقش‌آفرینان و فعالان عرصه‌های مختلف تأکید کردند: توقع از خود را به ده برابر سطح پیشرفت فعلی افزایش دهید که یقیناًً این سطح از پیشرفت نیز دست‌یافتنی است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنان‌شان دستاوردهای مجموعه مپنا را، هم برای کشور و هم برای شاغلان و فعالان این مجموعه، سبب مباهات دانستند و افزودند: بخش‌های مختلف دولتی باید این‌گونه مجموعه‌ها را پشتیبانی کنند.
ایشان حمایت از تولید داخلی را از ارکان اقتصاد مقاومتی برشمردند و افزودند: در پرتو این سیاست، دستگاه‌های دولتی باید ضمن حمایت از تولیدگران برای محصولات آنها بازار به وجود آورند و واردات محصولات مشابه خارجی را به دقت کنترل کنند.
* «درون‌زایی و برون‌گرایی» رکن اقتصاد مقاومتی
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به یک رکن دیگر اقتصاد مقاومتی یعنی «درون‌زایی و برون‌گرایی» افزودند: باید از درون رشد کنیم و بجوشیم اما با برون‌گرایی، در بازارهای جهانی نیز فعال و مؤثر باشیم.
ایشان خودباوری، اعتماد به نفس و اعتماد به کمک‌های الهی را از عوامل مهم مدیریت جهادی خواندند و افزودند: توکل به پروردگار و درخواست کمک از او، یقیناًً عنایت و یاری الهی را حتی از راه‌هایی که در محاسبات قابل پیش‌بینی نیست، جلب می‌کند.
رهبر معظم انقلاب، تکیه بر شرکت‌ها و مجموعه‌های دانش‌بنیان را از دیگر ارکان اقتصاد مقاومتی برشمردند و با اشاره به ضرورت حمایت دولت از این مجموعه‌ها افزودند: پیشرفت‌ها نباید انسان را قانع و متوقف کند، بلکه باید مشوق پیشرفت‌های بیشتر و طی کردن راه‌های نرفته و میان‌بر شود.
تأکید بر تحقیق و توسعه در مجموعه‌های تولیدی ـ اقتصادی و مرتبط کردن ظرفیت‌های بخش‌های مختلف کشور از جمله واحدهای صنعتی و دانشگاهی، دو نکته دیگری بود که رهبر معظم انقلاب آنها را ضروری خواندند.
ایشان توانایی در هر بخشی از کشور را موجب از بین رفتن اجباری تحریم‌ها خواندند و خاطرنشان کردند: در هر عرصه‌ای که پیشرفت کنیم، طرف مقابل بیشتر درک می‌کند که تحریم کار لغو و بیهوده‌ای است.
رهبر انقلاب با بیان مثالی برای این واقعیت افزودند: زمانی که برای نیروگاه تحقیقاتی تهران و تولید رادیو داروهای مورد نیاز مردم به اورانیوم غنی شده 20 درصد نیاز داشتیم و حاضر بودیم آن را بخریم قلدرهای دنیا و در رأس آنها آمریکا با انواع حیل، اشکال‌تراشی کردند.
ایشان افزودند: هنگامی که جمهوری اسلامی عزم خود را برای تولید اورانیوم 20 درصد جزم کرد، آنها باور نمی‌کردند، اما اکنون که دانشمندان جوان میهن توانسته‌اند با هوش و ابتکار خود و در پرتو مدیریت‌های خوب به این فناوری دست یابند و حتی میله و صفحه سوخت تهیه کنند همه قدرت‌های جهان می‌گویند، حاضریم به شما بفروشیم، تولید نکنید.
رهبر معظم انقلاب دنیا را گرفتار بداَدایی‌ها و بازی‌های قدرت‌ها خواندند و تأکید کردند: رفتارهای غیرمنطقی قلدرهای جهان در مقابل جمهوری اسلامی تابعی از ضعف و قدرت ماست و هر جا روی پای خود بایستیم و قوی شویم آنها مجبورند که مؤدبانه و منطقی برخورد کنند که توجه به این واقعیت کلید حل همه مشکلات کشور است.


از بین 17 مرکز علمی کاربردی استان قم
مرکز آموزش علمی کاربردی شهید محلاتی رتبه نخست را کسب کرد

در ارزیابی مراکز علمی کاربردی استان قم که توسط دانشگاه جامع علمی کاربردی استان در آذر ماه 1392 صورت پذیرفت، مرکز آموزش علمی کاربردی شهید محلاتی وابسته به مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه توانست با رعایت شاخص‌های کمی و کیفی و ارائه خدمات علمی، آموزشی و فرهنگی بین 17 مرکز، رتبه نخست را کسب کند.
به گزارش صبح‌صادق، این مرکز در سال 1385 با دریافت مجوز از دانشگاه جامع علمی کاربردی کشور با نام شهید بزرگوار حجت‌الاسلام محلاتی(ره) تأسیس شد و اولین دوره آموزشی را با پذیرش بسیجیان و داوطلبان آزاد در رشته مروج سیاسی برگزار کرد و تاکنون نزدیک به 1200 دانشجو در مقطع کاردانی و کارشناسی در رشته‌های تربیت مبلغ قرآن کریم، مروج سیاسی و هدایتگری سیاسی، امور فرهنگی و مدیریت فرهنگی و روابط عمومی از این مرکز فارغ‌التحصیل شده‌اند. هم‌اکنون 550 دانشجو در رشته‌های ذکر شده زیر نظر کادر علمی مجرب مشغول به تحصیل هستند و در مهرماه سال 1393 این مرکز پذیرای دانشجویان جدید از بین کارکنان نیروهای مسلح خواهد بود.


يادداشت
مهدي سعیدي

مطهري؛ همچنان نياز زمانه‌ ما
ارديبهشت‏‌ماه با نام استاد شهيدمرتضي مطهري عجين شده است. در دوازدهم اين ماه بود که مغز متفکر انقلاب اسلامي با ضربت گلوله‌اي که از سلاح «جهل» و «التقاط» و «وابستگي» بيرون آمد، هدف قرار گرفت.
اما استاد شهید مرتضی مطهري پس از شهادتش نه تنها مهجور نماند و به فراموشي سپرده نشد، بلکه مبتني بر سنت الهي شهادت في‌سبيل‌الله، به شجره طيبه‌اي بدل شد که نام و انديشه‌اش براي هميشه در تاريخ اين سرزمين جاودانه شد. کتاب‌هاي وي بارها و بارها منتشر گردید و به پرفروش‌ترين کتب سال و مهم‌ترين مرجع مطالعه نسل جوان پس از انقلاب بدل شد؛ جوانی که خود را عطشناک خواندن و آشنايي با معارف عميق اسلامي مبتني بر مقتضيات زمانه مي‌ديد.
امروز پس از گذشت 3۵ سال از شهادت آن بزرگ، ملت ايران براي تداوم راه خود در دستيابي به آرمان‌هاي بزرگ انقلاب اسلامي همچنان به مطالعه منظومه فکري مطهري نيازمند است، بالاخص امسال که به سال فرهنگ نيز نام‌گذاري شده است. محدود کردن ياد و نام استاد مطهري به روز معلم، اقدام تقليل‌گرايانه‌اي است که امکان بهره‌برداري از ظرفيت عظيمي چون تفکر ايدئولوگ انقلاب اسلامي را سلب خواهد کرد. به واقع روز معلم باید تنها يک فرصت از فرصت‌هاي متعددي باشد که امکان مراجعه و بازخواني و تأمل در منظومه فکري مطهري را براي ما فراهم مي‌آورد.
انديشه مطهري ما را با عمق تفکر اسلامي در مکتب اهل‌بيت(ع) آشنا مي‌سازد. قرائت مطهري از اسلام، قرائتي متناسب با نيازها و مقتضيات زمانه است که با توجه به سوالات و ابهامات آن روز نسل جوان طرح‌ريزي شده بود. به واقع مطهري تلاش مي‌کرد تا براي شبهات و پرسش‌هاي مطروحه عصرخود پاسخي درخور ارائه دهد؛ پاسخي که اقناع‌کننده عقل‌ها و آرام‌بخش قلب‌ها باشد. استاد مطهري به مکاتب و انديشه‌هاي رقيب غربي آشنا و مسلط بود و همين آشنايي سبب شده بود که از يک‌سو از نکات صحيح آن بهره گيرد و از ديگر سو مقهور و دلباخته انديشه غرب نشود. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي؛ «ايشان با قوت فكري و انديشه صائب خود در دهه‏هاي 13۵0 ـ۱۳۴۰ وارد ميدان‏هايي شد كه تا آن زمان هيچ‏كس در زمينه مسائل اسلامي وارد آن نشده بود و با تفكرات وارداتي غربي و شرقي به چالش علمي عميق، وسيع و تمام نشدني پرداخت و در جبهه مقابله با ماركسيسم و تفكرات غربي و ليبراليسم دست به يك جهاد هوشمندانه زد و با توان علمي و ايمان راسخ و اعتماد به نفس، موفقيت‏هاي بزرگي به دست آورد و با قدرت اجتهاد و انصاف و ادب علمي، روشي متقن و به دور از تحجر و التقاط براي معرفي اسلام و مقابله با كج‏انديشي و انحراف ايجاد كرد و پايه‏هاي افكار مورد نياز جامعه اسلامي و انقلابي را تأسيس نمود.»
انديشه مطهري تنها در چارچوب مباحث نظري و انتزاعي و منحصر در کتب علمي و در محافل محدود روشنفکري و طلبگي باقي نماند، بلکه تفکري پويا و جاري بود که نقش مهمي در تحولات اجتماعي ـ سياسي دهه 50 بر جاي گذشت و آبشخور فکري مبارزان و در خدمت پيروزي انقلاب اسلامي قرار گرفت و در ادامه نيز پايه‌هاي نظری نظام اسلامي را به عنوان نظریه‌پرداز انقلاب اسلامي استوار کرد.
سخن آخر آنکه، هر چند مطهري به قله‌اي در سلسله متفکران اسلامي بدل شد، اما تداوم راه انقلاب اسلامي نيازمند قله‌هاي رفيع‌تري است که با گذر از مطهري حاصل خواهد شد. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي؛ «ما نمي‏توانيم در شهيد مطهري متوقف شويم. هرچند پس از گذشت ۳5 سال از شهادت اين مرد بزرگ، كتاب‏هاي او جزو جذاب‏ترين و پرفروش‏ترين كتاب‌ها براي نسل‏هاي جوياي فكر متين و منطقي اسلام است و ما در حال حاضر بديلي براي مجموعه كتاب‏هاي شهيد مطهري نداريم، ولي نيازهاي فكري روز به روز و نوبه‏نو مي‏شود و جريان ورود به چالش با افكار وارداتي و نقادي علمي و تفكيك صحيح از سقيم آن، از وظايف مهمي است كه بايد ادامه پيدا كند و ما در دهه‏هاي آينده به مطهري‏ها نياز مبرم داريم. فكر اسلامي به‏ويژه پس از انقلاب اسلامي مورد چالش جدي قرار گرفته و اين روند ادامه خواهد يافت. ما بايد خود را آماده كنيم و با توجه به سرمايه‏هاي عظيم فكري و فرهنگي‏اي كه در اختيار ما است، اگر از همه امكانات خوب استفاده كنيم در اين مصاف پيروز خواهيم شد.» (پيام به همايش جهاني حكمت مطهر، 6/ 2/ ۱۳۸۳)
زمانه ما همچنان چشم به راه تولد مطهري‌هاي ديگري است تا سير تحول انقلاب اسلامي تا تحقق دولت کريمه حق همچنان پويا و بارور باقي بماند.


نكته و نظر

خدای ندیده را نباید عبادت کرد...
نکته: یک روز در یک کلاس درس، دانشجویی رو به استادش کرد و گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید، عبادتش می‌کنم و تا وقتی هم که خدا را نبینم، او را عبادت نمی‌کنم. در همین هنگام استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: بدون برگشتن به سمت من بگو، آیا مرا می‌بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد. وقتی پشت من به شما باشد، مسلماً نمی‌توانم شما را ببینم. آنگاه استاد کنار دانشجو رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی، قطعاً او را نخواهی دید!
نظر: این نکته ظریف به ما می‌آموزد تا زمانی که به خداوند پشت کرده و رو به او نکنیم، نمی‌توانیم انسان موحد و با ایمان و معتقدی باشیم؛ انسانی که خدا را در همه لحظات ناظر خود می‌‌بیند. لذت عبادت، انسان را به جایی می‌رساند که خدا را در همه احوال می‌بیند و دست قدرت او را در همه کارها مشاهده می‌‌کند. از همین رو است که حضرت علی(ع) می‌فرماید: من خدایی را که نبینم، هیچ‌گاه عبادت نمی‌کنم.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

توصیه آقا به خوش‌حسابی دولت با شرکت‌ها
در جریان دیدار امام خامنه‌ای از شرکت مپنا، «علی‌آبادی» رئیس مپنا گزارش داد که مپنا بعد از جنرال‌الکتریک آمریکا و زیمنس آلمان و دو شرکت فرانسوی و ایتالیایی و میتسوبیشی ژاپن، ششمین شرکت توربین و نیروگاه‌ساز دنیاست و بیش از یک‌سوم نیروگاه‌های گازی و ترکیبی کشور را ساخته و در این راه مرارت‌ها دیده و خون‌ دل‌ها خورده است.
وقتی به اینجای گزارش رسید، بغض کرد و بعد سکوت. کمی به سکوت گذراند تا خودش را کنترل کند و بعد ادامه داد. آقا هم از گزارش تشکر کردند و گفتند: «آنچه در ساخت و بنا و ابقای این مجموعه نقش داشته به نظرم سه عنصر علم، عزم و هنر است. عجالتاً و قبل از بازدید توصیه‌ام به شما این است که این سه عنصر را با هم حفظ کنید؛ علم، عزم و نگاه لطیف هنری را. به خاطر گریه‌ آقای علی‌آبادی توصیه‌ای هم به آقایان دولت دارم در خوش‌حسابی با مپنا. من گزارش اینجا را دیدم. برای معوقات و حل مشکلات راه‌حل‌هایی هم پیشنهاد شده بود. بعضی از این راه‌ها شدنی است.»
در این دیدار، یکی از مهندسان درباره توربین‌های لوکوموتیو توضیح داد و بهینه شدن‌شان که باعث شده زمانِ مسافرت ریلی مسیر تهران مشهد دو ساعت کمتر شود. آقا پرسیدند: صرفه‌جویی سوخت هم دارد یا با مصرف بیشتر این به دست آمده؟ آن مهندس با افتخار گفت: در هر مسیر ۱۵۰۰ لیتر کمتر گازوییل مصرف می‌کند. همانجا بود که رئیس راه‌آهن جلو آمد و گفت به شرکت مپنا سفارش‌هایی داده‌اند و خوش‌حساب هم بوده‌اند. آقا هم فوری رئیس راه‌آهن را خطاب قرار دادند: «کاری کنید مردم برای جابه‌جایی بار از راه‌آهن بیشتر استفاده کنند. همه‌اش تقصیر مردم نیست که بارها با تریلی و کامیون حمل‌ونقل می‌شود. تقصیر شما هم هست که تبلیغ و تبیین نمی‌کنید. ما این همه سرمایه‌گذاری در کشور داشته‌ایم برای توسعه‌ شبکه ریلی، باید از آن استفاده کنیم.» رئیس راه‌آهن که سرش پایین بود، چَشمی گفت و تأیید کرد و گفت: بله از کل باری که از بنادر حمل می‌شود به داخل کشور فقط پنج درصد سهم سیستم ریلی است.



ایران منشأ قدرت جدیدی در جهان شده است

سردار سرلشکر سیدیحیی رحیم‌صفوی در یادواره 190 شهید حسینیه بنی‌فاطمه اصفهان با رساندن سلام مقام معظم رهبری به خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران تصریح کرد: اگر شهدا نبودند، امروز ایران آزاد نبود و شاهد حضور عراقی‌ها حتی در همین شهر اصفهان بودیم.
ما با رشادت و عشق به میهن تا سر حد شهادت از کشور و انقلاب اسلامی دفاع می‌کنیم و هرگز از شهادت نخواهیم ترسید. مشاورعالی مقام معظم رهبری اظهار داشت: قدرت جهان امروزه متکی بر راهبرد‌های جنگ نرم است و پس از انقلاب اسلامی با شکل گرفتن قدرتی نو، نظام دوقطبی جهان را بر هم زدیم و موجب پدید آمدن قدرتی جدید در جهان شدیم که این قدرت جدید، قدرت اسلامی است که منشأ آن ایران و انقلاب اسلامی ایران است. رحیم صفوی افزود: امروزه شاهد هستیم که جوانان حزب‌الله لبنان با الگو گرفتن از شهدا و رزمندگان ایران در برابر رژیم صهیونیستی مقاومت کرده‌اند و شکست‌های سختی را بر این رژیم تحمیل کرده‌اند. وی انقلاب‌های مردمی شکل‌گرفته در جهان را حاصل صدور انقلاب اسلامی ایران دانست و تصریح کرد: اینکه انقلاب مصر از سوی آمریکا مصادره شد به علت نبود رهبری و ولی فقیه در این کشور است. رهبر معظم انقلاب بزرگ‌ترین نعمت ما در شرایط کنونی است که در مقایسه ایشان با رهبران 192 کشور جهان به‌خوبی تمایزها و برتری‌های اخلاقی، دینی و الهی ایشان نسبت به دیگر رهبران کشورهای جهان مشاهده می‌شود. وی خاطرنشان کرد: نفوذ ایران و انقلاب اسلامی ایران تا مرزهای رژیم صهیونیستی گسترش پیدا کرده و این سومین‌بار در تاریخ ایران است که ما فراتر از دریای مدیترانه نفوذ پیدا کرده‌ایم. وی گفت: در صورتی که بشار اسد از قدرت برکنار شود و دیگر سدی بر سر راه اسرائیل در آن منطقه حساس و مهم وجود نداشته باشد، نوبت به حزب‌الله لبنان، دولت اسلامی عراق و نهایتاً جمهوری اسلامی ایران می‌رسد که مورد هجوم و حمله دشمن صهیونیستی و استکبار جهانی قرار گیرد.






فعالیت فتنه‌گران برای تنش و آشوب در دانشگاه‌ها

در حالی که وزیر علوم تعهد کرده بود که از افراد مسئله‌دار و حساسیت‌برانگیز در آموزش‌عالی استفاده نکند تا آرامش موجود در دانشگاه‌ها حفظ شود، سه‌شنبه نهم اردیبهشت‌ماه زمینه حضور سید محمد خاتمی در دانشگاه شهید بهشتی به بهانه برگزاری مراسم یادبود پدر همسر وی توسط ريیس دانشگاه فراهم شد.
حضور محمدخاتمی در دانشگاه شهیدبهشتی به بهانه حضور در مجلس ختمی که به‌وسیله رئیس دانشکده حقوق در این دانشکده برگزار می‌شد با اعتراض دانشجویان همراه شد. در ابتدای ورود خاتمی به دانشگاه، جمعی از دانشجویان با سر دادن شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر فتنه‌گر سعی داشتند مانع از حضور وی در دانشگاه شوند که با برخورد فیزیکی گروه حفاظت، چند نفر از دانشجویان دچار جراحات شدند. همچنین در این مراسم، جمعی از استادان و مسئولان دانشگاه شهیدبهشتی از جمله «مهرپور» رئیس دانشکده حقوق، «تهرانچی» رئیس دانشگاه، معاون فرهنگی و جمعی از دیگر معاونان و کارکنان حضور داشتند. در پایان مراسم نیز دانشجویان با شعارهایی از قبیل مرگ بر منافق و فتنه‌گر، فتنه‌گر اعدام باید گردد، فتنه‌گر حیاکن دانشگاه را رها کن، خاتمی و همراهان وی را بدرقه کردند. روز بعد از مراسم نیز جمعی از دانشجویان و استادان انقلابی دانشگاه شهید بهشتی در اعتراض به حضور محمد خاتمی در این دانشگاه در مسجد دانشگاه تجمع کردند و شعارهایی سر دادند. محمد سلیمانی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به حضور برخی عناصر نزدیک به فتنه در دانشگاه‌ها گفت: اتفاقی که در دانشگاه‌ها در حال رخ دادن است، بستر و زمینه تنش و آشوب را فراهم می‌‌کند. سلیمانی با انتقاد از انتصاب برخی چهره‌های نزدیک به فتنه در سمت ریاست دانشگاه‌ها اظهار داشت: مدیریت‌هایی که نصب شده‌اند عمدتاًً کسانی هستند که در فتنه شریک بوده و نقش داشته‌اند و در برخی موارد به آشوب‌طلبی مشهورند. نماینده مردم تهران در مجلس اضافه کرد: وقتی افرادی که فتنه‌ای نظیر 18 تیر 78 را ایجاد کرده و در فتنه 88 نقش داشته‌اند به ریاست دانشگاه منصوب می‌شوند، باید هم در دانشگاه به سوی فتنه‌گران باز شود. وی افزود:‌ شورای‌عالی انقلاب فرهنگی باید به این موضوع ورود کند و سابقه رؤسای دانشگاه‌هایی را که از سوی این شورا تأیید می‌شود، به صورت جدی بررسی کند.





رآکتور اراک به آب سبک تبدیل نمی‌شود

سخنگوی سازمان انرژی اتمی با اعلام اینکه هیچ یک از تأسیسات هسته‌ای تعطیل نشده، افزود: پنج سال گذشته به حدود ۱۰ تا ۱۱ هزار سانتریفیوژ به دلایل سیاسی گاز تزریق نمی‌کردند و ما هم نکردیم، ولی سانتریفیوژهایی که کار می‌کردند همچنان کار می‌کنند.
بهروز کمالوندی، معاون صالحی، درباره تعلیق غنی‌سازی 20 درصد با بیان اینکه این کار داوطلبانه بوده است، عنوان کرد: تعلیق غنی‌سازی 20 درصد برای یک محدوده شش ماهه بوده و اگر غنی‌سازی 20 درصد یا بالاتر در آینده و بعد از این شش‌ماه برای مقاطعی انجام نشود، تنها به دلایل اقتصادی است نه اینکه ما از حق خود عقب‌نشینی کرده‌ایم.
چه آنکه در صورت عدم فروش به ما، خودمان آن را تولید خواهیم کرد. وی درباره اکسید نیمی از اورانیوم 20 درصد باقیمانده که طبق توافق ژنو باید به اکسید تبدیل شود، گفت: این کار تا پایان دوره شش‌ماهه که ما متعهد شدیم آن را اکسید کنیم، انجام خواهد شد. معاون صالحی درباره اکسید اورانیوم پنج درصد تولید شده از تاریخ برنامه اقدام مشترک به بعد نیز عنوان کرد: اکسید پنج درصد مورد استفاده رآکتور تهران نیست. فرایند اکسید آن برای نیروگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد نه رآکتور. مگر اینکه بخواهید روزی از رآکتور تحقیقاتی دیگری برای پنج درصد استفاده کنید که در برنامه ما نیست. معاون روابط راهبردی و امور مجلس سازمان انرژی اتمی همچنین تصریح کرد که در حال حاضر هیچ یک از تأسیسات هسته‌ای و حتی یک سانتریفیوژ تعطیل نشده است. کمالوندی ضمن رد برخی مطالب مبنی بر اینکه قرار است آب سنگین اراک به آب سبک تبدیل شود، عنوان کرد: اصلاً چنین نیست. این خط قرمز ماست.


خط خبر

سبد عملیات روانی در راه است
گفته می‌شود؛ یک کمیته عملیات روانی در حاشیه دولت راه‌اندازی شده و قرار است؛ هم زمان با اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها، در مورد مذاکرات و سفر آقای روحانی به نیویورک، عملیات گسترده روانی، به منظور هدایت افکار عمومی و منزوی کردن مخالفان دولت انجام گیرد. در همین راستا رسانه‌های اصلاح‌طلب نیز اقدام به تشکیل اتاق ۶ نفره عملیات روانی کرده‌اند که ترکیب این شورا را تعدادی از چهره‌های رسانه‌ای و عملیات روانی جریان تجدیدنظرطلب تشکیل می‌دهند. یکی از وظایف این شورا، تعیین تیتر و عکس برای صفحات اول روزنامه‌های اصلاح‌طلبان است. که این اقدام یادآور شورایی مرکب از اعضای منحله حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب (منافقین) که در دوره دوم خرداد اتاق جنگ رسانه‌ای را مدیریت می‌کردند است.

خوش‌بینی بیش از اندازه رضایی به وزیر ارشاد!

در حالی که پس از اعلام سال «اقتصاد، فرهنگ، عزم ملی و مدیریت جهادی» توسط مقام معظم رهبری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دیدار محمد خاتمی یکی از سران فتنه رفت، محسن رضایی با اظهار خوش‌بینی نسبت به عملکرد وزیر ارشاد گفت: آقای علی جنتی به بنده صراحتاً گفت که به آقای روحانی گفته است «اگر در حوزه فرهنگی میان دیدگاه‌های شما و مقام معظم رهبری اختلافی به وجود بیاید من نظر رهبری را ترجیح می‌دهم.»وی افزوده است به نظر من باید اجازه داد گروه فعلی وزارت ارشاد مستقر شود چون نقل و انتقالات معمولاً یک‌سالی زمان می‌برد. شایان ذکر است وزیر ارشاد در همان روزهای ابتدایی وزارت خود در جلسه‌ای که در استودیو موزه موسیقی برگزار شد، با بیان جمله‌ای که انتقادات فراوانی را به همراه داشت، گفته بود: «امیدواریم بتوانیم در وزارت ارشاد ادامه‌دهنده‌ راهی باشیم که سیدمحمد خاتمی آغاز کرد.»

تأثیر مذاکره با گروه‌های تروریستی

پایگاه ایران هسته‌ای نوشت: ارزیابی مهم انجام شده در تهران نیز نشان می‌دهد که تأثیر روانی مذاکره با جیش‌العدل به نحو خاص، سبب بالا رفتن شیب خشونت در سیستان‌وبلوچستان شده است. مهم‌ترین شاهد این ارزیابی نیز ترور کارمندان غیرنظامی در بلوچستان است. طبق این ارزیابی اطلاعاتی اولویت دستگاه اطلاعاتی عربستان اینک تماس با گروه‌هایی است که این ترورها را برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنند. بر اساس ارزیابی این سرویس اطلاعاتی، عربستان قصد دارد، این گروه‌ها را نیز در قالب جیش‌العدل و یا یک ساختار به هم پیوسته و هماهنگ تجمیع کند.

زیان اقتصاد ایران از عدم بهره‌وری
کشور ایران هر سال بیش از 100 هزار میلیارد تومان بر اثر نداشتن بهره‌وری مناسب،‌ ضرر می‌‌دهد. بر اساس گزارش رسمی سازمان بهره‌وری آسیا (AOP) سهم بهره‌وری در تولید ناخالص ملی چند کشور آسیایی به این شرح است؛ سهم بهره‌وری در هند ۴۲ درصد، در چین ۴۷ درصد، در کره‌جنوبی ۴۳ درصد، در ژاپن ۵۳ درصد و در بنگلادش ۴۶ درصد تولید ناخالص ملی است، ولی سهم بهره‌وری در ایران کمتر از ۱۰ درصد است.

درآمد دولت از محل مالیات بر ارزش افزوده
سابقه لایحه مالیات بر ارزش افزوده به سال 1366 می‌رسد، اما اجرای این قانون از سال 1387 شروع شد. مالیات بر ارزش افزوده یکی از انواع مالیات‌های قانونی است که در سال‌های اخیر در ایران باب شده است و نرخ این مالیات در سال 93،‌ به اندازه هشت درصد تعیین شده است. در بودجه سال 93، پیش‌بینی شده است که حدود 55 هزار و 600 میلیارد تومان درآمد مالیاتی برای دولت کسب شود که 25 هزار میلیارد تومان آن مربوط به درآمدهای ناشی از مالیات بر ارزش افزوده است. نخستین تأثیر مثبت اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، جلوگیری از قاچاق کالاست؛ دیگر تأثیر مثبت، این است که باعث جلوگیری از فرار مالیاتی می‌شود. دیگر مزیت آن دریافت زودتر مالیات در فرصتی کمتر است. بنا به اعلام سازمان امور مالیاتی، در سال 92، مالیاتی بیشتر از میزان پیش‌بینی شده و به اندازه 104 درصد به تحقق رسید و نسبت به سال پیش از آن، 80 درصد رشد کرده بود. برای سال 93 نیز پیش‌بینی شده است که این مالیات نسبت به سال 92 ، 84 درصد رشد داشته باشد.

سخنان متناقض در القای محبوبیت...!!
روزنامه آرمان با محبوبیت‌سنجی آقای خاتمی نوشت: آقای خاتمی، هم در میان مردم دیندار پایگاه و جایگاهی دارد و هم در میان روشنفکران و اقشاری که با دنیای جدید آشنا هستند. البته چنین جایگاهی را در میان نسل جوان‌تر ندارند، چرا که نسل جوان‌تر، هم تحت‌تأثیر تبلیغاتی هستند که همواره علیه آقای خاتمی حتی در دوران ریاست‌جمهوری ایشان وجود داشته و هم تحت‌تأثیر وضعیتی هستند که در حال حاضر کم و بیش افرادی به آن ادامه می‌دهند، یا حداقل در هشت سال گذشته به‌شدت نسبت به آن اقدام شد.

چه کسی گفته کسی با ما سر جنگ ندارد؟

مهندس چمران در برنامه «شناسنامه» با اشاره با ساده‌لوحی مهندس بازرگان در اداره کشور گفت: مرحوم بازرگان در دانشگاه فنی، استاد شهید چمران بود و از مهندس بازرگان که استاد سختگیری هم بود در درس ترمو‌دینامیک نمره 22 گرفته بود! رابطه استاد و شاگردی بین مرحوم بازرگان و شهید چمران وجود داشت، اما شهید چمران در مورد مسائل سیاسی، مستقل فکر می‌کرد و وقتی می‌دید نظر و رأی متفاوتی نسبت به مرحوم مهندس بازرگان دارد، نظر خود را در کمال ادب بیان می‌کرد. مثلاًً در موضوع فروش هواپیماهای اف 14! وزیر دفاع وقت گزارش کاری آماده کرده بود و گفته بود این هواپیماها را نیاز نداریم و باید بفروشیم. دکتر چمران وقتی از این موضوع مطلع شد خیلی ناراحت شد و نزد مهندس بازرگان آمد و در کمال احترام، اما به شدت اعتراض کرد.» وی افزود: «شهید چمران گفته بود ما در معرض خطر هستیم و باید ارتش و نیروهای مسلح قدرتمندی داشته باشیم. اگر این هواپیماها را نمی‌خواهید، به ما بدهید تا در لبنان با رژیم صهیونیستی بجنگیم! چه کسی گفته کسی با ما سر جنگ ندارد؟ ما در معرض خطر هستیم و باید هواپیماها را حفظ کنیم. شهید چمران با فعالیت‌هایی که داشت مانع فروش هواپیماهای اف 14 شد و حضرت امام از شهید چمران دفاع کردند.»

بازوهای ضعیف آمریکا در اطلاع‌رسانی
به دنبال ناکارآمدی رسانه‌های خبری آمریکا، کنگره مصوبه جدیدی را تصویب کرده است که بر اساس آن، بازوهای رسانه‌ای آمریکا شامل رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی، رادیو آسیای آزاد و شبکه رسانه‌ای خاورمیانه در شبکه جدیدی با عنوان «شبکه خبری آزادی» ادغام خواهند شد. از سوی دیگر نمایندگان کنگره با زیر سوال بردن کارآمدی شبکه VOA خواهان تغییرات اساسی در ساختار و مدیریت این شبکه تلویزیونی شده‌اند.

دولت روحانی نباید قانون هدفمندی را ادامه دهد!

«حسین مرعشی» عضو حزب کارگزاران سازندگی گفت: از جمله افرادی هستم که معتقدم دولت آقای روحانی نباید قانون هدفمندی را ادامه می‌داد چون کار اشتباهی است. به دلیل اینکه پرداخت یارانه به مردم یک روند اشتباهی بود که از سوی دولت آقای احمدی‌نژاد کلید خورد و نباید ادامه پیدا می‌کرد. به نظرمن، این موضوعی که پیش آمد تجربه‌ای شد که کشورداری و مدیریت آن با تمنا، خواهش و توصیه نمایندگان خانه ملت، دولتمردان، ورزشکاران و هنرمندان صورت نمی‌گیرد و نمی‌توان کشور را اینگونه اداره کرد. قانون باید جدی‌تر و محکم‌تر تدوین شود و نهادهای ذی‌ربط در اجرای آن هم قاطع باشد تا معلوم شود چه کسی این پول را نیاز دارد و چه کسی از دریافت یارانه بی‌نیاز است.


یادداشت
رسول سنائی‌راد

اگر عذرخواهی نمی‌کنید، لااقل توجیه‌گر نباشید
در نقل قولی از فرزند شهید محراب، آیت‌الله مدنی آمده است که ایشان در نطقی که در جمع خبرنگاران ملت در سال‌های اول انقلاب (حدود سال 58 یا 59) داشتند، هشدار تکان‌دهنده‌ای به شخصیت‌های مطرح و انقلابیون آن زمان دادند که امروز عمق آن را بیشتر درک می‌کنیم. شهید مدنی در آن جمع با اشاره به ماجرای یوسف و زلیخا در قرآن حکیم به آن قسمت داستان اشاره فرمودند که وقتی زلیخا از عیب‌گیری زنان مصر باخبر شد آنان را به ضیافتی دعوت کرد و به دست آنان کارد و ترنجی داد و به یوسف دستور داد که وارد ضیافت شود. آمدن یوسف همان و بریده شدن دست زنانی که ملامت‌گر زلیخا بودند، همان.
آنگاه شهید محراب، آیت‌الله مدنی با گریه در پشت تریبون ادامه دادند: «آقایان! نکند در محشر و قیامت محمدرضا (پهلوی) جلوی ما را بگیرد و بگوید دیدید شما هم وقتی دست‌تان ترنج دادند، دست‌تان را بریدید و مثل من کاخ‌نشین و طاغوتی شدید؟!»
خصلت کاخ‌نشینی و عبور از فرهنگ دینی و انقلابی از جمله آسیب‌هایی است که دامن‌گیر مسئولان و کارگزاران می‌شود و دغدغه‌های شهید محراب در جمع مسئولان هم با توجه به زمینه‌های احتمالی بوده است.
نگارنده معتقد است ذکر مسائل حاشیه‌ای به همان اندازه‌ حاشیه‌سازی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی هزینه دارد که باید به شدت از آن اجتناب کرد و عبور کشور از وضعیت برآمده از تحریم و سوء‌مدیریت، مستلزم مشارکت، همدلی و همکاری به نفع کارآمدی و خدمت است؛ از این رو نقد را صرفاًً به عنوان اقدامی سازنده و در موارد مهم و ضروری لازم و شایسته می‌داند که البته این به معنای ترس از متهم شدن به بیسوادی و یا گردن نهادن به هاله‌ نور تقدس و مصونیت مسئولان و تسلیم و مرعوب فضای تمامیت‌خواهی و منکوب‌سازی فعلی نیست، بلکه با توجه به نیاز کشور به آرامش و فرصت دادن به دولت جدید برای شروع به‌کار در فضایی مساعد است که چنین ملاحظه‌ای را گوشزد می‌کند.
اما آنچه موجب شد تا با زاویه‌ای انتقادی به دفاع آقای رئیس‌جمهور از مراسم جشن برگزار شده به بهانه‌ روز زن در کاخ سعدآباد بپردازد، انتظاری است که از ایشان می‌رفت که با توجه به اشتباه فاحش در نحوه و محل برگزاری این مراسم، ایشان با شهامتی که پیش از این هم سابقه داشت، از مردم عذرخواهی کند، نه اینکه این مراسم را به عنوان یک موفقیت تلقی کند و اعتراض و نقد دیگران را نشانه‌ای از حسادت به این پیروزی (؟!) به حساب آورد.
آقای روحانی شخصیت فرهنگی و برخوردار از تجارب سیاسی است که بعید است نداند این مراسم در مغایرت آشکار با معیارها و شاخص‌هایی بود که برگزارکنندگان را متقاعد به سکوت و عدم اجازه ارائه مستندی‌ قابل پخش کرد. اخبار مربوط به برگزاری این جشن حاکی از ضعف‌ها و اشتباهاتی بود که حتی برخی توضیحات هم تنها تأیید‌ی بر وجود آن بود؛ از قبیل آنچه معاون رئیس‌جمهور در مورد نحوه‌ توزیع سکه اعلام کرد که به نوعی تأییدکننده‌ ریخت و پاش در آن مراسم به حساب می‌آید.
تنها به عنوان یادآوری و ذکر آنچه مؤید انتظار فوق است، به نکات ذیل اشاره می‌شود:
1ـ برگزاری این مراسم در کاخ سعدآباد، هیچ انطباقی با سیرة عملی حضرت زهرا(س) و آموزه‌های انقلاب اسلامی و مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی ندارد.
2ـ نحوه برگزاری و ریخت‌وپاش‌ها هیچ همخوانی با اوضاع اقتصاد مقاومتی و دعوت مردم به صرفه‌جویی و انصراف از ثبت‌نام برای یارانه و مشارکت و همکاری با دولت برای حل مشکلات اقتصادی ندارد.
3ـ برگزاری انحصاری مراسم برای خانواده‌های مسئولان و زنان سفرا، حاکی از بی‌توجهی به الزامات جامعه‌شناختی و القای نوعی برخورد طبقاتی است که کج‌سلیقگی در نحوه‌ برگزاری، نوعی بی‌اعتنایی به عدالت اجتماعی نیز تلقی می‌شود و در مغایرت با آموزه‌های اسلامی و انقلابی ما به حساب می‌آید.
از این رو نگارنده متقاعد می‌شود که به عنوان امر به معروف و نهی از منکر، منتقد نحوه‌ برخورد رئیس‌جمهور با این مراسم باشد؛ چرا که پیش از این، تصور بر این بود که ایشان خود از منتقدان است و احتمالاًً با خاطیان نیز برخورد خواهد کرد. اما این دفاع، نشان از پذیرش آن به‌عنوان یک پیروزی و یا توجیه آن با هدف کاهش هزینه‌های بازتاب آن در افکار عمومی دارد. شاید چنین برخوردی به مصلحت نزدیک باشد، اما مهر تأیید بر اقدامی که در دستگاه سنجش و محاسبات مردمی هیچ همخوانی با معیارها و شاخص‌های انقلابی و دینی ندارد، می‌تواند مجوز تکرار و پدید آمدن روندی خطرناک به نفع فرهنگ اشرافی و بلکه به عبارت واقعی‌تر، حرکتی ارتجاعی و بازگشت به اشرافی‌گری و طاغوت باشد؛ پدیده‌ای که دغدغه‌ احتمالی آن نزد امثال شهید مدنی موجب استغاثه و گریه در جلسه رسمی بوده است، از این رو انتظار می‌رفت که اگر آقای روحانی عذرخواهی نکند، حداقل توجیه و دفاع هم نمی‌کرد و مثل بسیاری از مسائل دیگر، از کنار آن با سکوت می‌گذشت.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

احمدی‌نژاد همچنان تیتر درشت روزنامه‌های اصلاح‌طلب!
حسین عبداللهی فر

از همان روزهای نخست سال جاری بخش رسانه‌ای اصلاح‌طلبان تلاش کرد تا از بازگشت احمدی‌نژاد به سیاست سخن بگوید و هر روز به بهانه‌ای آن را در صفحات نخست خود زنده نگه دارد. در این هفته این روزنامه‌ها تکذیبیه ادعاهای گذشته را چاپ کردند، اما چیزی از اختصاص بخشی از فضای رسانه‌ای به او نکاست و احمدی‌نژاد همچنان تیتر درشت برخی روزنامه‌ها بود.
برای یافتن پاسخ اینکه چرا اصلاح‌طلبان اصرار دارند نام احمدی‌نژاد همچنان تیتر روزنامه‌های آنها باشد، روزنامه‌های این هفته را مرور می‌کنیم:
«شرق» تیتر اول روز اول خود را به «احمدی‌نژاد: قصد ندارم وارد سیاست شوم» اختصاص داد و نوشت: «احمدی‌نژاد در جمع هوادارانش در مشهد گفته است سکوت فعلی‌ام را نخواهم شکست. این سکوت به معنای انفعال نیست و قصد ندارم وارد سیاست شوم. این در حالی است که پیشتر در پاسخ به خبرنگارانی که از او در این باره پرسیده بودند، گفته بود: سکوت را به من نشان دهید تا آن را بشکنم.»
این روزنامه با برجسته کردن آخرین اخبار از دادگاه احمدی‌نژاد و نقل قول‌هایی از عدم تأیید صلاحیت وی در شورای نگهبان، اعلام خبر عدم ورود وی به سیاست را «چرخش تاکتیکی» خواند و در اثبات ادعایش نوشت: «با وجود آنچه خود احمدی‌نژاد مدعی است، اما بعد از یک سال سکوت او حامیانش آگاهانه بر تحرک خود افزوده‌اند. او فروردین به خوزستان رفت و از اردوی راهیان‌نور بازدید کرد. غلامحسین الهام سخنگوی سابقش هم در یک ماه گذشته بسیار فعال ظاهر شده و دو سخنرانی در دزفول و شیراز داشته است. یکی از محور‌های فعالیت حامیان دولت قبلی، نقد دولت فعلی است. الهام در این دو سخنرانی به شدت به سیاست‌های دولت تاخته است.»
علاوه بر هراسی که «شرق» از نقد دولت فعلی توسط حامیان دولت گذشته بروز می‌دهد، «آفتاب یزد» در همین روز به علت دیگری اشاره کرد و در یادداشت صفحه اول خود تحت عنوان «چرا حامیان احمدی‌نژاد جسور می‌شوند؟» نوشت: «همزمان با اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها حامیان احمدی‌نژاد در پی عدم استقبال مردم از انصراف داوطلبانه دریافت یارانه به رجزخوانی پرداختند. مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور سابق با ذوق‌زدگی به میدان آمد و اعلام کرد؛ اگر اوضاع چنین باشد احمدی‌نژاد پیروز قطعی انتخابات سال 96 خواهد بود»؟!
بر این اساس همین روزنامه «احمدی‌نژادها دست به هر اقدامی می‌زنند.» را تیتر کرد و به همین حد رضایت نداد تا یک روز بعد که تیتر نخست خود را به «رمزگشایی از فعال شدن مجدد احمدی‌نژاد» اختصاص داد و نوشت: «حمایت بخشی از جبهه پایداری و بستر اقتصادی و اجتماعی پس از اجرای مرحله دوم هدفمندی، محمود احمدی‌نژاد را امیدوار کرده تا بتواند در کسوت رئیس‌جمهور به پاستور بازگردد یا در مقام یک فعال سیاسی نقش‌آفرینی کند و سهم چشمگیری از قدرت را به دست آورد. محمود احمدی‌نژاد پس از کنار رفتن از ریاست‌جمهوری و کُمای چند ماهه فعالیت سیاسی در هفته‌های اخیر مجدداً وارد صحنه شده است و هر روز بر ابعاد فعالیتش هم افزوده می‌شود.»
«اعتماد» هم در این روز تیتر یک خود را در همین راستا تنظیم کرد و در ادامه «خاطرات جنجال هاشمی-احمدی‌نژاد» نوشت: «خاطرات سال 70 و دیدگاه‌های 88 هاشمی، این هفته در نمایشگاه کتاب خاطرات احمدی‌نژاد در دست تدوین قرار گرفته است.»
دوشنبه (۸/۲) هم «آرمان» به منظور اینکه فضای رسانه‌ای از نام احمدی‌نژاد بی‌بهره نباشد، عنوان گفت‌وگوی خود با فیاض زاهد را «احمدی‌نژاد ثمره زدوبندهای روزگار بوده است» قرار داد و در ادامه آن نوشت: «بازگشت به قدرت، این استراتژی جدید دوستان احمدی‌نژاد است. این روزها وی و یارانش در تلاش هستند تا دوباره خود را به عنوان چهره تأثیرگذار سیاسی نمایان کنند.»
چهارشنبه (۱۰/۲) اما «آفتاب‌یزد» در تیتر یک خود حکمت دیگری از زنده نگه داشتن نام احمدی‌نژاد را فاش ساخت و با حروف درشتی نوشت: «نقش دولت احمدی‌نژاد در حادثه اتوبوس واحد.»
این روزنامه ضمن معرفی شهردار تهران و شخص قالیباف به عنوان مقصر حادثه واژگونی یک اتوبوس شرکت واحد در تهران که به کشته شدن هفت نفر از هموطنان منجر شد، از سایه سنگین دولت سابق برای فرار از پاسخگویی نیز استفاده کرد.
در همین راستا روزنامه «اعتماد» چهارشنبه(۱۰/۲) زیر تصویر بزرگی از قالیباف نوشت: «استعفا نداده‌ام» و زیر تصویری از احمدی‌نژاد هم نوشت: «در فکر انتخابات».
«مردم‌سالاری» هم در روز آخر هفته کار را به سرانجام رساند و از قول منتجب‌نیا به عنوان قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی تیتر زد: «دولت کنونی باید تاوان اشتباهات گذشته را بدهد».
این روزنامه از قول علی مطهری هم نوشت: «احمدی‌نژاد در حد رئیس‌جمهور نبود».


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر انتخابات پارلماني عراق
پيروزي عراقي‌ها بر تروريسم و آمريكا

مردم عراق در حالي براي انتخاب نمايندگان مجلس و البته تشکيل دولت در انتخاباتي چهار روزه از (7 الي 10 ارديبهشت) پاي صندوق‌هاي ر‌أي رفتند که در اين انتخابات 9 هزار نفر نامزد براي تصاحب 328 كرسي مجلس حضور داشتند كه نشانگر نگاه ويژه مردم به انتخابات و ‌اعتماد همگاني به دولت به عنوان برگزاركننده انتخابات است. اهميت اين انتخابات از آن جهت است كه از يك سو، تعيين‌كننده ساختار دولت آينده عراق است؛ یعنی هر حزب و يا ائتلافي كه بتواند بيش از 50 درصد كرسي‌هاي مجلس را كسب کند، تشكيل‌دهنده دولت خواهد بود. از سوي ديگر اين نخستين انتخاباتي بود كه عراقي‌ها مستقلاً پس از خروج نيروهاي آمريكايي (سال 2011) برگزار كرده‌اند كه دستاوردهاي بسياري براي اين كشور دارد. گزارش‌هاي منتشره نشان مي‌دهد كه جريان‌هاي ملي و مذهبي از جمله ائتلاف مالكي نخست‌وزير كنوني و ائتلاف شهروند به رياست عمار حكيم با بيشترين اقبال مردمي همراه بوده‌اند به‌گونه‌اي كه برخي ناظران سياسي احتمال تكرار دوران نخست‌وزيري مالكي را دور از ذهن نمي‌دانند. اين امر در حالي رقم خورده كه جريان‌هاي بعثي، سكولارها و حاميان خارجي آنها از مدت‌ها پيش با تشديد فضاي امنيتي و ايجاد چالش‌هاي سياسي و اقتصادي سعي در تخريب جايگاه مردمي اين جريان‌ها داشته‌اند كه نتايج اوليه انتخابات، شكست اين طراحي و استمرار اعتماد مردمي به جريان‌هاي ملي و مذهبي را نشان مي‌دهد.
بر اساس آمارهاي منتشر شده بيش از 60 درصد مردم پاي صندوق‌هاي رأي حاضر شده‌اند كه آماري بيش از دوره‌هاي گذشته را نشان مي‌دهد. اهميت اين حضور زماني بيشتر نمايان مي‌شود كه گروه‌هاي تروريستي و حاميان خارجي آنها از مدت‌ها پيش بر تشديد حملات به حاضران در انتخابات تأكيد كرده بودند.
در كنار شرايط جاري در روند اين انتخابات، نكته قابل توجه، نوع نگاه و رويكرد محافل رسانه‌اي و سياسي عربي و غربي است. نگاهي كه اين كشورها به دموكراسي مردم عراق داشته‌اند، نه برگرفته از تقدير و همراهي، بلكه در چارچوبي معكوس و در قالب تضعيف و اهميت‌زدايي از اين حضور بوده است. اين كشورها از يک‌سو، اختلافات و رقابت‌هاي شديد ميان جريان‌هاي سياسي و به گمان آنها شکاف ميان شيعه، سني و کردها براي کسب کرسي‌هاي پارلماني و ترکيب دولت را مورد تأكيد قرار داده ـ به گونه‌اي که تشکيل دولت آينده عراق را امري ابهام‌برانگيز عنوان مي‌دارند!
و از سوي ديگر آنها با برجسته‌سازي فضاي ناامني عراق برآنند تا ادعاي ناتواني دولت عراق در برقراري امنيت در این کشور را برجسته سازند. در همين چارچوب، از مد‌ت‌ها پیش حمايت اين كشورها از گروه‌هاي تروريستي از جمله داعش شدت گرفته كه نمود آن را در منطقه الانبار مي‌توان مشاهده كرد. حال اين سوال مطرح است که چرا کشورهاي غربي و عربي براي ناکام نشان دادن دولت و ملت عراق در برگزاري انتخابات، چنين فضاسازي‌هاي را اجرا مي‌کنند و سعي در پنهان‌سازي ابعاد حقيقي اين انتخابات دارند؟ در پاسخ به اين پرسش، چند نکته قابل توجه وجود دارد: نخست آنکه انتخابات کنوني عراق براساس معيارها و موازين عراقي برگزار شد به گونه‌اي كه مي‌توان گفت که بزرگ‌ترين انتخاباتي است که در آن، آمريکايي‌ها نقشي ندارند. توانايي عراق در برگزاري انتخابات بدان معنا است که عراق در حوزه امنيتي به توانايي‌هاي لازم دست يافته و ديگر نيازي به نيروهاي خارجي نيست، سپس طرح آمريکا براي حضور نظامي در اين کشور را ناکام مي‌سازد.
در حوزه سياسي نيز توانايي برگزاري انتخابات با استاندارد جهاني به منزله اقتدار سياسي عراق است که توجيه آمريکا براي دخالت در امور سياسي اين کشور را باطل مي‌سازد. بر اين اساس است که رسانه‌هاي غربي با برجسته‌سازي مسائل امنيتي و حتي بيان احتمال تخلفات انتخاباتي به دنبال ابهام‌‌سازي در اين انتخابات هستند تا زمينه را براي دخالت نظامي و سياسي آمريکا فراهم سازند.
دوم آنکه آگاهي‌ جهاني به ويژه ملت‌هاي عربي از حضور گسترده مردم در فرايند انتخابات از جمله مسئله حضور زنان، مي‌تواند عراق را به الگويي براي دیگر ملت‌هاي عربي نظير بحرين، عربستان، مصر، تونس، ليبي يمن که در سه سال اخير با اعتراض‌هاي مردمي همراه بوده‌اند، مبدل سازد که می‌تواند هزينه‌هاي سنگيني براي غرب و حاکمان دست‌نشانده آنها در کشورهاي عربي به همراه داشته باشد. آنها با پرداختن به مسائل حاشيه‌اي از جمله مسائل امنيتي و حتي کارشکني در روند انتخابات به دنبال نمايش الگويي شکست خورده از عراق هستند تا از پس‌لرزه‌هاي اين انتخابات در ساير کشورهاي عربي جلوگيري کنند. به عبارتي ديگر دخالت‌هاي غربي و عربي در انتخابات عراق، برگرفته از قدرت آنان نیست، بلکه برگرفته از چالش‌ها و هراس آنها از دموکراسي بومي مردم عراق و البته روند تشکيل دولت در اين کشور است که با بحران‌سازي و فضاسازي رسانه‌اي به دنبال مقابله با آن هستند.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آنچه غرب به آن مي‌انديشد
جو‌سازي عليه جمهوري اسلامي و ملت ايران همواره از کارکردها و محورهاي کاري رسانه‌هاي غربي است، به‌گونه‌اي که آنان همواره به دنبال سناريو‌سازي و بهره‌گيري از تحولات داخلي و خارجي ايران براي ايجاد فضاي غبارآلود عليه ايران و در نهايت تحقق اهداف غرب هستند. آنچه در رفتار رسانه‌هاي غربي مشاهده مي‌شود رويکردهاي گسترده آنان به فضاسازي در زمینه مسایل اقتصادي ايران است.
رسانه‌هاي آمريکايي و اروپايي و البته صهيونيستي يک اصل را در قبال اقتصاد ايران مورد تأکيد قرار مي‌دهند و آن، نسبت دادن تمام مسائل اقتصادي به توافق ايران و گروه 1+5 است.
سر‌خط خبرهاي محافل رسانه‌اي و سياسي غرب چنين است: حماسه اقتصادي ايرانيان به دليل مشکلات اقتصادي معطوف به نتايج مذاکرات ايران و گروه 1+5 است، به گونه‌اي که شکست و يا موفقيت در اين مذاکرات تعيين‌کننده سرنوشت فعاليت اقتصادي ايرانيان است! آنها چنان ادعا مي‌کنند که تجار و کسبه ايران براي فعاليت اقتصادي و حرکت در مسير حماسه اقتصادي در انتظار نتايج مذاکرات هستند. نکته مهم ديگر آنکه، آنها با استناد به گزارش برخي نهادهاي به اصطلاح اقتصادي بين‌المللي ادعا مي‌‌کنند که نتيجه‌بخش بودن مرحله دوم هدفمندي يارانه‌ها به توافق هسته‌اي مشروط است. آنها همچنین ادعا دارند که سرنوشت دولت يازدهم به رياست جمهوري دکتر حسن روحاني، وابسته به چگونگي اجراي هدفمندي يارانه‌ها است که توافق هسته‌اي تعيين‌کننده‌ آن خواهد بود!
با توجه به اين جوسازي‌ها و اقدامات مشابه آن، اين سوال مطرح است که چرا غرب به دنبال پيوند زدن حرکت‌هاي اقتصادي مردم و نظام به توافقات هسته‌اي است؟ در پاسخ به اين پرسش چند نکته قابل بررسي است. اول آنکه، غرب همواره تلاش دارد تا سياست تحقير را براي متوقف‌سازي ملت‌ها در عرصه توسعه و پيشرفت اجرايي سازد، به گونه‌اي که همواره به ملت‌ها چنین القا مي‌‌‌کند که آنها توان اجراي انجام کاري را ندارند و در نهايت، نيازمند غرب هستند. اجراي اين سياست را بارها در رفتار غرب در قبال ايران مي‌توان مشاهده کرد که البته همواره با شکست مواجه شده است. چنانکه نمود آن را در دستاوردهاي هسته‌اي ملت ايران مي‌توان مشاهده کرد. در حالي که غرب ادعا داشت هيچ کشوري بدون کمک غرب به دانش هسته‌اي دست نمي‌يابد، ملت ايران با اراده و مقاومت توانستند دستاوردهاي عظيم هسته‌اي از جمله دانش غني‌سازي 20 درصدي اورانيوم را به ثبت برسانند. غرب که در عرصه‌هاي مختلف، شکست‌هاي سنگيني متحمل شده، اکنون با نسبت دادن فعاليت اقتصادي و حماسه اقتصادي ملت ايران به توافق هسته‌اي، سعي در تضعيف روحيه مردم و متوقف‌سازي حرکت آنها در عرصه توسعه اقتصادي در قالب اقتصاد مقاومتي دارد.
دوم آنکه، دلسرد کردن مردم از نظام، حربه‌اي است که غرب همواره آزموده و البته با شکست همراه شده است. غربي‌ها اکنون با نسبت دادن سرنوشت هدفمندي يارانه و حتي دولت يازدهم به توافق هسته‌اي برآنند تا چنین القاء کنند که دولت و نظام اسلامي توان اجراي طرح‌هاي اقتصادي را نداشته و گزينه‌‌اي جز وابستگي به غرب ندارد. آنها با برجسته‌سازي مسائلي مانند تحريم‌ها و نيز تأثير درآمدهاي حاصل از آزاد‌سازي منابع مالي ايران پس از توافق هسته‌اي، سعي در تخريب چهره نظام ميان مردم و به گمان خود، ايجاد شکاف در جامعه دارند.
سوم آنکه، غرب همواره از الگو بودن مقاومت ايران براي دیگر کشورها در هراس است. غرب که در حوزه‌هاي مختلف اين شکست را تجربه کرده از تحقق حماسه اقتصادي ملت ايران و الگو شدن آن براي دیگر ملت‌ها ابراز نگراني کرده‌ به دنبال اقدام پيش‌دستانه براي مقابله با آن است. آنها با شبهه‌‌افکني در تحقق اهداف حماسه اقتصادي و نيز قرار دادن دستاوردها و پيشرفت‌هاي اقتصادي ايران در سبد توافقات هسته‌اي، طرح کم‌رنگ‌سازي حماسه اقتصادي ملت ايران را اجرا مي‌سازند. آنها به‌گمان خود برآنند تا وانمود کنند که دستاوردهاي اقتصادي ايران برگرفته از توافق با غرب است. آنها سعي دارند تا از ايران به الگوي نياز کشورها به غرب براي تحقق اهداف اقتصادي ياد کنند تا زمينه‌ساز دخالت غرب در امور دیگر کشورها باشد.
در مجموع مي‌توان گفت که غرب بازي جديدي را در حوزه اقتصادي عليه ايران آغاز کرده که محور آن کم‌رنگ‌سازي اراده ملت ايران و برجسته‌سازي نقش غرب در عرصه اقتصاد است تا به‌گمان خود، ايران را از حرکت در مسير خودکفايي اقتصادي، بازداشته و در نهايت، خواسته‌هاي خود را به آن تحميل کنند.


پرونده

دیدار مدیران سیاسی 1+5 در بروکسل
مدیران سیاسی شش کشور مذاکره‌کننده با ایران در چند روز مانده به دور تازه‌ای از گفت‌وگوها، در شهر بروکسل با یکدیگر دیدار کردند. هر چندجزئیات این نشست، منتشر نشده؛ اما «مایکل مان» سخنگوی «کاترین اشتون» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بحث‌های مطرح‌شده را «مفید» ارزیابی کرده است. «سرگئی ریابکوف» نماینده روسیه در مذاکرات هم هدف از این نشست را هماهنگی بیشتر بین اعضای 1+5 اعلام کرده است. همچنین یکی از دیپلمات‌های حاضر در نشست 1+5 به رویترز گفته است: «باید مواضعمان را با هم هماهنگ کنیم... اینکه در دور جدید مذاکرات، چه ایده‌هایی را مطرح کنیم.»
اخراج 64 دانشجوی ایرانی

پلیس امنیت ملی نروژ، روز 28 فروردین در تلویزیون رسمی این کشور، از اخراج ۶۴ دانشجوی ایرانی در رشته‌های هسته‌ای و فناوری‌های نوین خبر داد. اصلی‌ترین دلیل اخراج این دانشجویان، تحصیل آنها در رشته‌های فیزیک هسته‌ای و فناوری‌های نوین مرتبط نظیر الکترونیک، متالوژی و مکانیک اعلام شده است. علاوه بر این، دانشجویان مذکور در اقدامی سیاسی و غیرقانونی و بدون مستندات، به تلاش برای دستیابی به اطلاعات مرتبط با توسعه و بهینه‌سازی سلاح‌های کشتار جمعی و پیشبرد برنامه هسته‌ای ایران متهم شده‌اند!
راه‌اندازی دانشکده مهندسی هسته‌ای در بوشهر

استاندار بوشهر در جشنواره ملی دانایی خلیج‌فارس در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر با تأکید بر لزوم تقویت و حمایت انجمن‌های علمی و مؤسسات دانش‌بنیان، اظهار داشت: برای توسعه هر چه بیشتر کشور و استان باید به سمت تربیت نیروهای انسانی توانمند حرکت کنیم. در این راستا وی از تلاش برای راه‌اندازی دانشکده مهندسی هسته‌ای در دانشگاه خلیج‌فارس خبر داد و بیان داشت: تقویت دانشگاه علوم پزشکی در بحث پزشکی هسته‌ای با جدیت دنبال می‌کنیم.
نخستین همایش کاربرد فناوری
هسته‌ای در صنایع غذایی و کشاورزی
«حسین خلفی» معاون سازمان انرژی اتمی ایران، در نخستین همایش کاربرد فناوری هسته‌ای در صنایع غذایی و کشاورزی در دانشگاه تبریز اظهار داشت: ایران از جمله کشورهایی است که چرخه سوخت هسته‌ای در آن بومی‌سازی شده است و این امر می‌تواند نوید مبارکی برای مردم ایران باشد. معاون سازمان انرژی اتمی ایران خاطرنشان کرد: تولید بذر و ارقام مقاوم به آب و هوای سخت، افزایش40 درصدی محصول برنج در سطح دو هکتار از اراضی تعیین شده برای کشت بذر برنج مقاوم شده در شرایط سخت، کنترل حشرات مضر از طریق روش سترون‌سازی و یا ضد عفونی، مبارزه با آفات انبار، نگهداری طولانی‌مدت محصولات کشاورزی و پرتو‌دهی گندم به عنوان مهم‌ترین غذا برای افزایش توان نگهداری آن، از جمله کاربردهای پرتوها در بخش کشاورزی است.
نمایش موشک‌های هسته‌ای عربستان

عربستان سعودی نخستین کشور در خاورمیانه است که آشکارا موشک‌های هسته‌ای ۳ DF خود را به نمایش گذاشت. این موشک‌های بالستیک که برد زیادی دارد، 27 سال پیش از چین خریداری شده و۳ DF دارای برد 2650 کیلومتر است و مجهز به یک کلاهک هسته‌ای است. در این باره نوشته است: عربستان با این اقدام، به صراحت اعلام کرد که به سلاح هسته‌ای دست پیدا کرده و آماده استفاده از آن در جنگ با ایران است. نمایش این موشک‌ها پیامی به واشنگتن داشت که ریاض همچنین به توافق دائم با ایران اعتراض دارد.


اقتصادى
سعید مهدوی

بررسی کاهش نرخ سود بانکی در اقتصاد ایران
یكی از مباحثی كه در نظام بانكی و پولی هر كشوری اهمیت فراوانی دارد، تعیین نرخ سود (بهره) بانكی است. براساس توافق بین شورای هماهنگی بانک‌های دولتی و کانون بانک‌ها و مؤسسات اعتباری خصوصی در حضور ریاست کل بانک مرکزی در تاریخ سوم اردیبهشت‌ماه جاری، بانک مرکزی نرخ‌های جدید سود سپرد‌ه‌های بانکی را به شبکه بانکی کشور ابلاغ کرد. در این ابلاغیه نرخ سود سپرده‌های کوتاه‌مدت زیر سه ماه 10 درصد، سپرده‌های کوتاه‌مدت بین 3 تا 6 ماه 14 درصد، سپرده‌های کوتاه‌مدت بین 6 تا 9 ماه 16 درصد، سپرده‌های کوتاه‌مدت بین 9 تا 12 ماه 18 درصد و برای سپرده‌های بلندمدت یک‌ساله 22 درصد تعیین شده است.
در ادامه به چند نکته در خصوص موضوع مهم و حیاتی نرخ سود بانکی اشاره می‌شود:
۱ـ پس از مسابقه پرداخت سود بیشتر از سوی بانک‌ها و موسسات خصوصی و حتی دولتی در چند ماه گذشته که موجب بی‌نظمی و ایجاد یک رقابت ناسالم و ربوی در شبکه بانکی و بازار پول شده بود و همچنین همزمان با کلید خوردن مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها که سبب ایجاد انتظارات تورمی در جامعه می‌شود، سیاست دستوری تعدیل و کنترل نرخ سود بانکی از سوی بانک‌ها، مؤسسات اعتباری خصوصی، بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار به درستی اجرا شد.
۲ـ برای تعیین نرخ سود بانكی، دو روش عمده وجود دارد. در روش اول، تعیین نرخ سود به عرضه و تقاضای پول در بازار واگذار می‌شود. در این شرایط، بانك‌ها به طور آزادانه در بازار پول و سرمایه فعالیت می‌كنند و متناسب با كشش عرضه و تقاضای پول، نرخ سود تعادلی تعیین ‌می‌شود (در چند وقت گذشته بر همین منوال بوده که نتیجه‌اش بی‌نظمی فعلی در بازار پول کشور است)، اما در روش دوم، تعیین نرخ سود بانكی با توجه به شرایط خاص اقتصادی، به صورت دستوری تعیین می‌شود. ‌
۳ـ هم‌اكنون در ایران، نرخ سود بانكی به صورت دستوری و توسط شورای پول و اعتبار تعیین می‌شود که با توجه به زیرساخت‌های اقتصادی کشور، وجود تحریم‌های خصمانه و یک‌جانبه کشورهای غربی و اروپایی، وجود بازارهای پولی و مالی ضعیف که نیاز مداوم به کنترل و حمایت دارند و از همه مهم‌تر اجرای کامل قانون هدفمندی یارانه‌ها که باید در نهایت به واقعی‌سازی قیمت حامل‌های انرژی بینجامد، روش دوم با توجه به این شرایط خاص اقتصادی مناسب‌تر است.
۴ـ نکته قابل تأمل و حساس در این تعدیل و کنترل سود، کاهش چشمگیر سپرده‌های بانکی و افزایش نقدینگی در بازارهای موازی چون بازار ارز، طلا و سکه، مسکن و سرمایه‌گذاری خارجی است، از این‌رو دولت و بخش خصوصی باید برنامه‌ریزی‌ها و بسترسازی‌های مناسبی را پیش از ورود این نقدینگی به بازارهای دلالی و سفته بازی انجام دهند و نقدینگی را با سیاست‌های تبلیغی و تشویقی به سمت بخش‌های مولد اقتصادی چون بازار بورس، بخش تولید و صنعت و سرمایه‌گذاری داخلی هدایت کنندو به ثمر برساند.
۵ـ کنترل و تعدیل سود بانکی باید کاهش نرخ تسهیلات را برای تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی نیز به همراه داشته باشد. بانک مرکزی، فعلاً درباره سرنوشت کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی سکوت کرده و معلوم نیست همپای تعدیل نرخ سود سپرده‌ها، نرخ سود عقود (وام‌های) مبادله‌ای و مشارکتی چقدر کاهش خواهد یافت.
۶ـ کنترل و تعدیل سود بانکی به همان اندازه که نقدینگی را وارد بازار می‌کند، منابع بانک‌ها را نیز کاهش می‌دهد. در این صورت برخی از بانک‌ها و موسسات مالی برای اعطای تسهیلات با مشکل مواجه می‌شوند که بهترین رویکرد برای مقابله با این تهدید، یافتن راهکارهایی برای وصول معوقات بانکی است؛ معوقاتی که بر اساس آخرین گزارش‌ها حدود یکصد هزار میلیارد (20 درصد کل منابع بانک‌ها) برآورد شده است!


نداى قدس

شهادت 31 کودک فلسطینی در سال 2013
جنبش جهانی دفاع از کودکان فلسطینی تأکید کرد که 31 کودک فلسطینی در سال 2013 شهید شده‌اند . گزارش سالیانه جنبش جهانی دفاع از کودکان فلسطینی حاکی از آن است که در سال 2013، 162 کودک فلسطینی به ضرب گلوله نظامیان رژیم صهیونیستی و 51 کودک نیز در نتیجه حملات شهرک‌نشینان صهیونیست و 31 کودک هم در نتیجه بی‌توجهی و نبود امنیت و آسایش در مناطق فلسطینی زخمی شده‌اند.
تنها مانع ایجاد خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای

«غلامحسین دهقانی» سفیر و سرپرست نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک گفت: نه‌تنها سلاح‌های هسته‌ای و فعالیت‌های هسته‌ای مخفی رژیم صهیونیستی و عدم پایبندی‌اش به معاهدات بین‌المللی در زمینه سلاح‌های کشتارجمعی مانع اصلی ایجاد منطقه عاری از سلاح هسته‌ای در خاورمیانه است، بلکه سیاست‌های غیرسازنده آن نیز مانع اقدامات سازمان‌های بین‌المللی در حمایت از تحقق این امر است. وی در نشست سالیانه کمیسیون خلع سلاح سازمان ملل افزود: مخالفت رژیم صهیونیستی با گنجاندن موضوع برگزاری کنفرانس خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای در سند پایانی این کمیسیون، دلیل اصلی شکست نشست امسال بوده است.
آمریکا هواپیمای دورپرواز جنگی به صهیونیست‌ها داد
به گزارش پایگاه خبری واللا طبق اعلام منابع خبری نظامی در سرزمین‌های اشغالی یک فروند هواپیمای دور‌پرواز مدل c130j از سوی دولت آمریکا به ارتش رژیم صهیونیستی تحویل شد. قرار است به تدریج 14 فروند دیگر از این نوع هواپیما برای تکمیل اسکادران «فیلها» به نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی تحویل داده شود. این هواپیما قادر به جابه‌جایی 128 نظامی به همراه وسائل و تجهیزات کامل و انتقال مقادیر زیادی تسلیحات و جنگ‌افزار برای مسافت‌های طولانی است. این هواپیماها قادرند با یک بار سوختگیری از کانادا تا فلسطین اشغالی را پرواز کنند. این هواپیماها توانایی فرود در مناطق ناهموار با سخت‌ترین وضعیت را دارند.
تلاش صهیونیست‌ها برای تثبیت حضور خود در مسجدالاقصی

جمعیت‌های تندروی یهودی عضو انجمن «سازمان‌های معبد موهوم» خواستار برگزاری نشست فوری در مرکز فرهنگی بیگن در قدس اشغالی به‌منظور بررسی راه‌های تثبیت حضور یهودیان در داخل مسجدالاقصی شدند. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین به نقل از منابع قدس اشغالی، این جمعیت‌ها خواستار باز گذاشته شدن تمامی دروازه‌های مسجدالاقصی به روی یهودیان تندرو و موافقت پلیس صهیونیستی با برگزاری آیین‌های تلمودی از سوی یهودیان در داخل مسجدالاقصی هستند.
سرقت مالیات تشکیلات خودگردان از سوی تل‌آویو

به گزارش پایگاه خبری البوابه، کابینه رژیم صهیونیستی تصمیم گرفته است از محل مالیات بلوکه شده تشکیلات خودگردان طلب شرکت‌های برق و آب رژیم صهیونیستی را پرداخت کند. تل‌آویو پس از اقدام ابومازن در پیوستن به 15 کنوانسیون و نهاد بین‌المللی، پرداخت مالیات بر ورود کالا به کرانه باختری را به تشکیلات خودگردان قطع کرده است.رژیم صهیونیستی ماهیانه 100میلیون دلار از محل مالیات به تشکیلات خودگردان فلسطین پرداخت می‌کرد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

نظامي‌گري در خليج‌فارس به نام اعراب به كام غرب
قاسم غفوري

موقعيت راهبردی و اكونوميك خليج‌فارس موجب شده تا این منطقه يكي از كانون‌هاي اصلي تحولات جهاني شود كه همواره چشم طمع نظام سلطه به آن بوده است. بخش عمده‌اي از اين تحركات را نيز اقدامات نظامي تشكيل مي‌دهد كه فضاي ناامني را بر منطقه حاكم ساخته است.
در هفته‌هاي اخير محافل رسانه‌اي غرب گزارش‌هاي قابل‌تأملي در اين عرصه منتشر كرده‌اند. روزنامه انگلیسی گاردین آورده است:‌ ایالات متحده آمریکا در واکنش به آزمایش‌های موشکی موفقیت‌آمیز ایران که چند روز پیش صورت گرفت، اعلام کرده‌ نگران توان موشکی ایران است و بدین ترتیب با کمک کشورهای حوزه خلیج‌فارس،‌ قصد راه‌اندازی یک سامانه دفاع موشکی را دارد.
«فرانک روز» معاون وزیر خارجه آمریکا در حوزه هوافضا همچنین اعلام کرده که‌ واشنگتن «حقیقتاً» از «نگرانی» کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس آگاه است و قصد دارد به آنها در تهیه یک سامانه دفاع موشکی به پهنای این منطقه کمک کند. گفتنی است در اجلاس امنيتي منامه نيز چاك هاگل، وزير دفاع آمريكا بر توسعه پايگاه‌هاي آمريكا در منطقه براي حمايت از متحدان عرب آمريكا در برابر تهديدات تأكيد كرده بود. در همين حال روزنامه آمریکایی «ورلد تریبیون» آورده است: دولت انگلیس قصد دارد پایگاه نظامی دائمی در منطقه خلیج‌فارس ایجاد کند.
ارتش انگلیس تلاش می‌کند تجهیزات خود را از افغانستان به یکی از کشورهای هم‌پیمان در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس منتقل کند. کویت، بحرین، عربستان سعودی، قطر، امارات و عمان شش کشور جنوبی خلیج‌فارس هستند که روابط بسیار نزدیک نظامی امنیتی با انگلیس دارند. روزنامه آمریکایی ورلد تریبیون همچنین به سفر دوره‌ای وزیر دفاع انگلیس به شماری از کشورهای جنوب خلیج‌فارس در ماه آوریل جاری اشاره کرد و نوشت: وزیر دفاع انگلیس در این سفر، مذاکراتی را با مقامات ارشد قطر درباره ایجاد پایگاه نظامی دائمی انگلیس در این کشور کوچک جنوبی خلیج‌فارس انجام داد. علاوه بر این، بحرین و عمان نیز دیگر گزینه‌های میزبانی پایگاه نظامی انگلیس هستند. با این حال به احتمال زیاد انگلیس در پایگاه نظامی آمریکا در قطر، مشارکت خواهد کرد. انگلیس تا پیش از سال 1971 دارای پایگاه‌های نظامی دائمی در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس بود و هم‌اکنون تعدادی از جنگنده‌ها، کشتی‌های جنگی و زیردریایی‌های انگلیس به صورت موقت در خلیج‌فارس مستقر هستند.
از سوي ديگر، رسانه‌هاي غربي از جمله خبرگزاري فرانسه از تلاش فرانسه براي حضور نظامي گسترده‌تر در خليج‌فارس خبر داده و اعلام داشته كه توافقاتي ميان پاريس با برخي از كشورها از جمله قطر و امارات صورت گرفته است.
نكته قابل توجه آنكه بهانه تمام اين كشورها براي نظامي‌گري بيشتر در خليج‌فارس را مقابله با توان دفاعي ايران تشكيل مي‌دهد. آنها بر اين ادعايند كه جمهوري اسلامي ايران تهديدي براي كشورهاي عربي است و غرب خود را موظف به مقابله با اين تهديدات مي‌داند. اين ادعاها در حالي مطرح شده كه جهانيان اذعان دارند توان دفاعي ايران صرفاً جنبه دفاعي دارد و تنها تهديدي براي منطقه نیست، بلكه مقابله كننده با تهديدات صهيونيست‌ها عليه امنيت كشورهاي منطقه است كه بايد قدر دانسته شود.
با توجه به اين وضعیت اين سؤال مطرح است كه چرا غرب مسئله توان دفاعي ايران را بهانه قرار داده و هدف واقعي آنها از اين اقدامات نظامي‌گري در منطقه چيست؟
الف) تأكيد غربي‌ها بر برجسته‌سازي تأثير توان موشكي ايران در تحركات نظامي‌‌‌شان از يك سو مي‌تواند تحركي ديگر براي ايجاد شكاف ميان كشورهاي عربي و ايران باشد كه به دلیل نتيجه‌بخش نبودن رايزني‌هاي ماه‌هاي اخير دو طرف صورت مي‌گيرد. غرب از پيوند اعراب با ايران در هراس است و براي مقابله با آن، به هر ابزاري از جمله ايجاد چالش‌هاي امنيتي و نظامي در منطقه مي‌پردازد كه ادعاهاي مطرح شده درباره توان دفاعي ايران و استقرار سپر موشكي آمريكا، بخشي از آن است. از سوي ديگر، غرب با ادعاي تهديد بودن توان دفاعی ايران در منطقه، به‌دنبال گنجاندن ساختار موشكي ايران در مذاكرات هسته‌اي ايران و 1+5 است تا طرح صهيونيست‌ها براي تضعيف و آسيب‌پذير ساختن ايران را اجرايي سازد.
ب) در باب اهداف واقعي غرب از ابعاد جديد نظامي‌گري در منطقه نيز نكاتي چند قابل توجه است. نخست آنكه، با وجود تمام طرح‌هاي اجرا شده، غرب در مقابله با بيداري اسلامي و به‌ويژه جبهه مقاومت با محوريت سوريه ناتوان است، به‌گونه‌اي كه حذف منافع غرب بيش از پيش قوت گرفته است. آنها كه در عرصه سياسي و نظامي و ديپلماسي عمومي با ناكامي همراه شده‌اند برآنند تا با تشديد تحركات نظامي در حوزه خليج‌فارس مانع از سقوط بيشتر منافع خود گردند. اين رويكرد را مي‌توان نشانه‌اي ديگر از ناكامي غرب در برابر مقاومت دانست.
دوم آنكه، طرح‌هاي كنوني آمريكا، انگليس و فرانسه در خليج‌فارس حلقه تكميلي طرح‌هاي قدیمي غرب براي ايجاد ائتلاف نظامي ميان صهيونيست‌ها و كشورهاي عربي است. در سال 1387 وزير امور خارجه بحرين طرح ائتلاف دفاعي شوراي همكاري خليج‌فارس، تركيه و رژيم صهيونيستي را مطرح كرد، در سال 2009 هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه سابق آمريكا از ايجاد چتر دفاعي براي صهيونيست‌ها و اعراب خبر داد. سران صهيونيست‌ها بارها بر لزوم همگرايي عربي، صهيونيستي و تركيه براي امنيت جمعي سخن گفته‌اند. شوراي همكاري خليج‌فارس به‌تازگی طرح تقويت سپر جزيره و ايجاد نيروهاي واكنش سريع را مطرح كرده در حالي كه كشورهاي اردن و مراكش نيز به اين جمع افزوده مي‌شوند. آمريكايي‌ها در سال 2013 طرح استقرار سپر موشكي ناتو در تركيه را اجرا كردند در حالي كه همزمان به دنبال تقويت سامانه دفاع موشكي صهيونيست‌ها موسوم به گنبد آهنين هستند. طرح سپر موشكي در كشورهاي عربي حوزه خليج‌فارس را مي‌توان حلقه تكميلي اين طرح دانست. آمريكا به دنبال ايجاد فضاي امنيتي براي صهيونيست‌ها با استفاده از داشته‌هاي تركيه و اعراب است در حالي كه در ظاهر، ادعاي حمايت از آنها را سر مي‌دهد.
سوم آنكه، توافقات نظامي روسيه با كشورهاي عربي نظير؛ اردن، عراق، كويت، مصر، لبنان و... هراس غربي‌ها را به همراه داشته، به‌ويژه اينكه ناكامي غرب در تأمين منافع اعراب در سوريه و مقابله با بيداري اسلامي، برخي گرايش‌ها به روسيه را در پي داشته است. غرب با حضور نظامي گسترده‌تر در منطقه به دنبال مقابله با احياي جايگاه نظامي روسيه در ميان كشورهاي عربي است در حالي كه در ظاهر، ادعاي حمايت از اعراب را سر مي‌دهد.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت ادعاهاي اروپا و آمريكا مبني بر ايجاد تأسيسات نظامي و ساختار موشكي در خليج‌فارس براي حمايت از كشورهاي عربي صرفاً فريبي براي حفظ منافع غرب است. آنها در ظاهر ادعاي حمايت از كشورهاي عربي را سر مي‌دهند در حالي که در اصل، به دنبال رفع چالش‌هاي خود هستند و كشورهاي عربي صرفاً تأمين‌كننده هزينه‌هاي مالي نظامي‌گري‌شان در منطقه هستند و در عمل، دستاوردي از آن نخواهند داشت.


ناكامي ديپلماسي عمومي اوباما در شرق
علي تتماج

باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا، در سفري دوره‌اي راهي شرق آسيا شد. وي از ژاپن، کره‌جنوبي، مالزي و فيليپين ديدار داشت. وی اين سفر را به دو بخش ديدارها با متحدان سنتي يعني کره‌جنوبي و ژاپن و متحدان جديد یعنی فيليپين و مالزي تقسيم کرد. حال اين پرسش مطرح است که اهداف اوباما از اين سفر چيست و چه منافعي را دنبال مي‌کند؟ مهم‌ترين چالشي که اوباما با آن مواجه است، مسئله اقتصادي و نابساماني‌هاي داخلي و خارجي آمريکا در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره است. اوباما در کنار بازيگري خارجي نظير حضور فعال در مذاکرات سازش، مذاکرات هسته‌اي ايران و گروه 1+5 بحران اوکراين، تحولات غرب آسيا (خاورميانه) و ... سعي دارد تا از ظرفيت‌هاي خارجي براي کاهش بحران اقتصادي بهره گيرد.
شرق آسيا يکي از کانون‌هاي اقتصادي جهان است که کشورهاي غربي رقابتي سخت براي ورود به آن دارند. آمريکا و شخص اوباما نيز از اهداف رويکردي به شرق را بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي اقتصادي اين کشورها قرار داده‌اند در حالي که فروش تسليحات، اولين محور اين تحرکات را تشکيل مي‌دهد. آمريکايي‌ها با فروش تسليحات و البته ايجاد رقابت تسليحاتي در ميان کشورها و بعضاً برجسته‌سازي تهديداتي نظير توان دفاعي چين و کره‌شمالي، اين سياست را اجرايي مي‌سازند. آمريکايي‌ها همزمان سناريوي تقويت توان نظامي و گسترده شدن نظاميان در شرق را پيگيري مي‌کنند. سفر اوباما به فيليپين و مالزي را مي‌توان در اين چارچوب دانست که اعتراض‌هاي گسترده مردم اين کشورها را به همراه داشته است. با تشديد بحران اوکراين، آمريکا سعي دارد تا با برجسته‌سازي تهديدات روسيه در منطقه و نيز تأثيرات آن بر توانايي‌هاي چين، اهداف نظامي و سياسي خود را در شرق آسيا پيگيري کند؛ چنانکه اوباما در آستانه سفر به شرق آسيا، بارها بر دفاع از متحدان شرقي خود در برابر مسکو و پکن تأکيد کرده است. نکته مهم آنکه اوباما که در درون آمريکا جايگاه چنداني نداد، سعي می‌کند از سفر به شرق به عنوان ابزاري تبليغاتي مبني بر جايگاه جهاني آمريکا و توانايي وي در يافتن منابع جديد اقتصادي بهره گيرد تا شايد از ميزان نارضايتي مردمي از وي کاسته شود.
به هر تقدير مي‌توان گفت که سفر اوباما به شرق آسيا بيشتر از آنکه برگرفته از توانايي‌هاي آمريکا باشد ناشي از بحران و چالش‌هاي اقتصادي و ضعف‌هاي اوباما است که با سفر به شرق آسيا درصدد کم‌رنگ‌سازي آنها است. اوباما سعي در قدرت‌نمايي در برابر چين و روسيه دارد، در حالي که عدم استقبال مردم کره‌جنوبي، مالزي، فيليپين و ژاپن از وي، ناتواني وي در بهبود چهره جهاني آمريکا را نشان می‌دهد که مي‌تواند هزينه‌هاي داخلي و خارجي براي وي و آمريکا به همراه داشته باشد.
هرچند اوباما برنامه‌هاي مدوني براي اين سفر داشته، اما بررسي تحولات روزهاي اخير نشانگر ناكامي وي در تحقق اهدافش است. مهم‌ترين مسئله براي اوباما، نمايش همراهي افكار عمومي جهان با طرح‌هاي آمريكا است كه بعضاً اساس مداخلات واشنگتن در امور كشورها را تشكيل مي‌دهد. برگزاري تظاهرات ضد آمريكايي در كشورهاي ميزبان اوباما و تأكيد مردم بر عدم پذيرش وي نشان مي‌دهد كه آمريكا در عرصه ديپلماسي عمومي ناكام است و اوباما نتوانسته محبوبيت ادعايي خود را كسب کند.
تظاهرات ضد آمريكايي در كره‌جنوبي، مالزي، فيليپين و ژاپن با محوريت مخالفت با حضور آمريكا در كشورشان بوده كه نشانگر بي‌اعتمادي جهاني به آمريكا است.
نكته ديگر، رويكرد اوباما به تشديد فشارها بر كره‌شمالي است، به‌گونه‌اي که مقامات آمريكا در هفته‌هاي اخير بارها اين كشور را تهديد و حتي رويكرد نظامي عليه آن را مطرح كرده‌اند. واكنش كره‌شمالي به اين تهديدات، امري قابل توجه است. پيونگ‌يانگ نه‌تنها تحت تأثير تهديدات آمريكا قرار نگرفت، بلكه بر پاسخگويي به خصومت آمريكا تأكيد کرد. چين نيز محور ديگر تحركات اوباما بود، چنانكه وي در آستانه سفر به ژاپن، ادعاي حمايت نظامي از توكيو در قبال مناطق مورد مناقشه با چين را مورد تأكيد قرار داد. اوباما برآن بود تا با اين رويكرد، خود را حامي كشورهاي منطقه در مناقشات‌شان با چين نشان دهد تا زمينه‌ساز حضور گسترده‌تر آمريكا در شرق آسيا باشد. واكنش پكن به اين تحركات و تأكيد آن بر پاسخگويي به تهديدات آمريكا و متحدانش نشان داد كه آمريكا توان لازم براي مقابله با پكن را ندارد و رفتارهاي اوباما بيشتر رفتاري تبليغاتي است كه پشتوانه چنداني ندارد.
با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت سفر اوباما به شرق آسيا شايد با برخي توافقات اقتصادي و نظامي همراه باشد و وي بتواند سياست اختلاف‌افكني ميان همسايگان را اجرايي سازد، اما در نهايت، در حوزه ديپلماسي عمومي و مقابله با مخالفان منافع آمريكا يعني چين و كره‌شمالي چنانكه طلب مي‌كرد، دستاوردي نداشت و نتوانست به اهداف خود دست يابد.


از نگاه دیگران

سناريوهاي فراروي آشتي ملي
عزام الاحمد طي يك گفت‌وگوي محرمانه با رهبران جنبش فتح در غزه گفت كه از رويكرد حماس به آشتي ملي شگفت‌زده شده است، اما در همين حال، يكي ديگر از اعضای هيئت فتح خطاب به يكي از مقام‌هاي عالي‌رتبه جنبش حماس گفت كه محمود عباس نيز اختيارات لازم را براي تحقق آشتي ملي به اين هيئت داده است. بنابراين اراده فلسطيني‌ها عملي شده و فتح و حماس با وضعیت يكساني به آشتي ملي رو كرده‌اند. (از نگاه) رهبري فلسطين، مذاكرات با صهيونيست‌ها به بن‌بست رسيده و (لذا) شكست اين راهبرد را درك كرده است. به همين دليل نيازمند همه برگه‌هاي برنده به‌ويژه برگه وحدت ملي و تجديد مشروعيت سياسي است. در اين وضعيت به نظر مي‌رسد كه پيش روي آشتي ملي، چالش‌ها و سناريوهايي وجود داشته باشد كه بررسي آنها خالي از فايده نيست:
الف: چالش‌هاي آشتي ملي
1ـ چالش‌هاي خارجي: منافع امنيتي رژيم صهيونيستي در صدر چالش‌هاي خارجي در برابر آشتي ملي قرار دارد. اين رژيم بر اساس اين منافع مي‌تواند آمريكا و كشورهاي غربي تأثيرگذار بر كمك‌رساني مالي به تشكيلات خودگردان را تحت‌تأثير قرار دهد. بنابراين آينده تشكيلات خودگردان به كاركرد و موضع سياسي آن بستگي دارد و بسياري از كشورهاي غربي نيز طي اظهارنظر در مورد آشتي ملي به اين نكته اشاره كرده‌اند. در اين وضعیت، مهارت در بازي سياسي، اهميت وافري پيدا مي‌كند. اگر حماس سكوت مثبت اختيار كند و در همين زمان، رهبري فلسطين (تشكيلات خودگردان) نيز اعلام كند كه حكومت آينده برنامه سياسي عباس را مي‌پذيرد، اما بازهم رهبران حماس و جهاد اسلامي و نيز برخي گروه‌هاي چپ‌گرا ناگزير خواهند بود كه طی انتخابات با پذيرش شروط كميته چهارجانبه و شناسايي رژيم صهيونيستي مخالفت كنند. به اين ترتيب بار ديگر در معرض تكرار سناريوي سال 2006 خواهيم بود. براي ممانعت از اين امر بايد يك راهبرد ملي واحد و الزام‌آور براي همه طرف‌ها تدوين شود و همه عناصر با هم براي پايان دادن به اشغالگري تلاش كنند. در همين زمان بايد يك شبكه امن مالي در كشورهاي عربي و اسلامي و آزادگان جهان براي حمايت از كسر بودجه كه ممكن است به نفع رژيم صهيونيستي باشد، به‌وجود بيايد.
2 ـ چالش‌هاي داخلي‌: چالش‌هاي داخلي متعددي براي اجراي توافقنامه آشتي ملي وجود دارد كه مهم‌ترين آنها، ميزان انعطاف‌پذيري نخبگان سياسي در برابر فشارهاي خارجي و نيز گروه‌هايي است كه از شكاف متنفع مي‌شوند. همچنين قدرت فتح و حماس در عبور از مسائل جزئي در اين زمينه بسيار مهم است.
ب: سناريوهاي قابل پيش‌بيني
۱ـ سناريوي مثبت و خوش‌بينانه به سرانجام آشتي ملي؛ كه البته اين گزينه هم محتمل‌تر است، به‌نظر مي‌رسد كه طي اين سناريو، بيشتر كشورها حكومت موقت فلسطين را به رسميت مي‌شناسند و كمك‌هاي مالي به سوي تشكيلات خودگردان سرازير مي‌شود. نكته مهم در اين زمينه، نمايندگي حكومت مذكور به جاي محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان خواهد بود كه در اين صورت، دوره فعاليت اين حكومت كه احتمالاً بيش از شش ماه خواهد بود‌، اهميت بسياري خواهد يافت و براي قضيه فلسطين حياتي خواهد بود.
۲ـ سناريوي منفي و بدبينانه به سرانجام آشتي ملي؛ اين گزينه ضعيف است، زيرا مردم فلسطين خواستار اتحاد گروه‌ها و نخبگان سياسي هستند و از شكاف خسته شده‌اند. بنابراين، همه طرف‌ها به آشتي ملي گرايش پيدا كرده‌اند. البته عواملي نيز وجود دارد كه اين سناريو را تقويت مي‌كند.
منبع: فلسطين آن‌لاين
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا618

با ناقضان تحریم‌های ایران برخورد می‌کنیم
خبرگزاری فارس( 11/2/1393): سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در نشست خبری بار دیگر گفت واشنگتن با کسانی که تحریم‌های ایران را نقض کنند، برخورد می‌کند. «مری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا که در نشست خبری صحبت می‌کرد، در واکنش به انتقاد پکن از تحت تعقیب قرار گرفتن یک فرد چینی به اتهام همکاری با ایران، گفت: «ما قوانین را اجرا می‌کنیم. ما به روشنی فعالیت‌های این فرد و تهدیداتی را که وی برای امنیت و ثبات جهانی دارد، تشریح کرده‌ایم. به همین دلیل هم هست که وزارت خارجه صراحتاً جایزه‌ای را برای اطلاعاتی که به بازداشت وی منجر شود، اعلام کرده است.» وی افزود: «ما علیه کسانی که قوانین را رعایت نکرده و تحریم‌های کنونی ما را نقض می‌کنند، تنبیهاتی اعمال می‌کنیم.»
تكرار سياست‌ متهم‌سازي
باشگاه خبرنگاران (11/2/1393): دادگاهی در آمریکا یک تبعه این کشور را به جرم نقض تحریم‌های ایران به دو سال و نیم حبس محکوم کرد. این دادگاه فدرال مدعی است که «جان الکساندر تالی» 42 ساله، ساکن «سیاتل»، با ایران در زمینه آموزش و ارائه پشتیبانی فنی تجهیزات پیچیده رایانه‌ای، همکاری کرده است. «سوزان باکلیو» قاضی دادگاه همچنین فعالیت‌های شرکت آقای تالی به نام «تالیو» را نیز به مدت یک‌سال تعلیق کرده است. پیش از این، دادگاه در تاریخ 18 سپتامبر 2013 این فرد را گناهکار تشخیص داده بود. بنا بر اسناد دادگاه، آقای باکلیو از سال 2009 تا حدود سال 2012، به صادرات تجهیزات پیشرفته رایانه‌ای به ایران کمک کرده است. وی در این مدت همچنین از این سیستم‌ها پشتیبانی فنی کرده است.
توافق موقت هسته‌ای ایران به نیمه راه خود رسیده است
باشگاه خبرنگاران (8/2/1393): مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی آمریکا (IISS) در پایگاه اینترنتی خود نوشت: توافق موقت هسته‌ای ایران به نیمه راه خود رسیده و لحن اکثر تحلیل‌ها و تفاسیر عمومی درباره احتمال رسیدن به توافق نهایی مثبت شده است. «مارک فیتس پاتریک» مدیر برنامه منع تکثیر و خلع سلاح در مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی تأكيد كرد: توافق موقت هسته‌ای ایران به نیمه راه خود رسیده و لحن اکثر تحلیل‌ها و تفاسیر عمومی درباره احتمال رسیدن به توافق نهایی مثبت شده است. مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی آمریکا مدعی شد: اما در سه ماه باقی‌مانده تا مهلت تعیین شده در بیستم ژوئیه، مذاکره‌کنندگان باید به مشکلات دشوارتر یعنی تعداد سانتریفیوژها و سرنوشت فردو رسیدگی کنند.
واشنگتن قادر نیست با ایران مقابله کند
خبرگزاری تسنيم(8/۲/1393): حامیان فرقه رجوی، گردهمایی ضدایرانی را در آریزونای آمریکا برگزار کردند که «رودی جولیانی» شهردار پیشین نیویورک و حامی سرسخت منافقان یکی از سخنرانان اصلی آن بود. شهردار سابق نیویورک ادعا کرد که ایران خطر جدی برای آمریکا است. «رودی جولیانی» در فینیکس مدعی شد: ایران، آمریکا را تهدید می‌کند، اما دولت آمریکا قادر نیست با ایران مقابله کند. در این گردهمایی دو ساعته، «لیندا چاوز» مقام سابق کاخ سفید در دوره ریگان و ژنرال جورج کیسی، فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق نیز حضور داشتند. سخنرانان همگی از منافقین حمایت کردند.
سپر دفاع موشکی آمریکا علیه ایران
خبرگزاری فارس(9/2/1393): ایالات متحده آمریکا و شماری از کشورهای حوزه خلیج‌فارس با هدف مقابله با توان موشکی جمهوری اسلامی ایران، قصد ایجاد یک سپر دفاع موشکی به گستره کل کشورهای این حوزه دارند. یک مقام بلندپایه و ارشد آمریکایی ضمن ابراز خوش‌بینی نسبت به حل مسئله هسته‌ای ایران گفته، «نگرانی‌های واشنگتن در خصوص موشک‌های بالستیک ایران که می‌تواند تهدیدی برای کشورهای عربی باشد،‌ همچنان پابرجاست.» فرانک روز،‌ معاون وزیر خارجه آمریکا در حوزه هوافضا همچنین اعلام کرده که،‌ واشنگتن «حقیقتاً» از «نگرانی» کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس آگاه است و قصد دارد به آنها در تهیه یک سیستم دفاع موشکی به پهنای این منطقه کمک کند.
تكرار ادعاي نگراني از برنامه موشکی ایران
خبرگزاری ايسنا(9/2/1393): معاون وزارت خارجه آمریکا بار دیگر مسئله توان موشکی ایران را مطرح کرد و آن را جزو نگرانی‌های واشنگتن خواند. یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا با وجود ابراز خوش‌بینی نسبت به آینده مذاکرات هسته‌ای، گفت نگرانی‌های آمریکا در مورد توسعه برنامه موشکی ایران همچنان پابرجاست. «فرانک رز» معاون سیاستگذاری دفاعی وزارت خارجه آمریکا که در حاشیه نشستی با موضوع موشک و فناوری‌های دفاعی در ابوظبی صحبت می‌کرد، گفته است: «نسبت به اینکه بتوانیم در دستیابی به توافق با ایران موفق شویم، خوش‌بین هستیم... اما این امر نگرانی‌های ما را در مورد دیگر رفتارهای نادرست ایران به خصوص حمایت از تروریسم و همچنین توسعه مداوم توانمندی‌های موشک بالستیک، کاهش نمی‌دهد.»


هویت 360

انگلیس: شرایط اسف‌بار پناهندگان
پرونده نقض حقوق بشري انگليس مدعي حقوق بشر هر روز قطورتر مي‌شود، چنانكه گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد اقدامات نادرست مسئولان انگلیس وضعیت اسکان پناهندگان در این کشور را بسیار اسف‌بار کرده است. طبق گزارشی که از سوی کمیته امور عمومی انگلیس به چاپ رسیده است، اقدامات جدید سازمان مسکن این کشور به وخیم‌تر شدن وضعیت اسکان پناهندگان انجامیده است. سياست‌هاي دولتمردان لندن موجب شده تا نه تنها وضعيت پناهندگان سروسامان نیابد، بلكه بسیاری از پناهندگانی که دارای شرایط دریافت مسکن بودند، در اوضاع بسیار اسف‌باری به سر ‌می‌برند. به گفته نویسنده این گزارش، دولت انگلیس، به بهانه کاهش هزینه‌ها، پناهندگان را قربانی بی‌تجربگی و تصمیمات نادرست خود کرده است. سران انگليس با ادعاي طرح رياضت اقتصادي به تشديد فشارها عليه مهاجران و اقليت‌هاي ديني و نژادي مي‌پردازند كه چالش‌هاي بسياري براي آنها به همراه داشته است.
فرانسه: تخریب محل سکونت کولی‌ها

نقض حقوق اقليت‌ها در فرانسه هر روز قرباني مي‌گيرد، چنانكه منابع خبري اعلام كردند در ادامه نقض حقوق كولي‌ها، یک اردوگاه که محل سکونت یکصد اقلیت کولی در شهر «نیس» فرانسه بود به کلی تخریب شد. براساس حکم دادگاه فرانسه منازل این اردوگاه با ماشین‌های سنگین تخریب شد و ساکنان آن از این منطقه به مکان نامعلومی اخراج شدند. این اردوگاه در اطراف شهر نیس در جنوب فرانسه قرار داشت. پیش از این سازمان عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی با اشاره به نقض حقوق برخی اقلیت‌ها در اتحادیه اروپا به‌ویژه به نقض حقوق اقلیت کولی‌ها در فرانسه اعتراض کرده بود. بنابر اعلام سازمان دفاع از حقوق بشر بین10 تا 12میلیون اقلیت کولی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا زندگی می‌کنند که دائماً تحت انواع فشارها نظیر تهدید به اخراج، اذیت و آزار نیروهای پلیس و قربانی اقدامات نژادپرستانه هستند. گزارش منتشر شده از سوی سازمان عفو بین‌الملل همچنین حاکی است که جامعه اقلیت کولی‌ها در فرانسه حدود 20 هزار تن برآورد می‌شود که این افراد مدام از سوی پلیس به اخراج از این کشور تهدید می‌شوند.
آمريکا: وضع اسف‌بار سياه‌پوستان

آمريكا در حالي خود را مدعي حمايت از بشريت معرفي مي‌‌كند كه هر روز ابعاد جديدي از چالش‌هاي حقوق بشري در اين كشور منتشر مي‌شود، چنانكه روزنامه لودووار چاپ کانادا نوشت: وضع کنونی سیاه‌پوستان آمریکا اسف‌بار است. در دوم ژوئیه سال 1964 ، آمریکا حق دسترسی یکسان به شغل، خدمات عمومی، اماکن عمومی و حق رأی را قانونی کرد. این امر تنها شامل حال سیاه‌پوستان نمی‌شد، بلکه این اصلاحات به زنان، مهاجران و در مقیاس کمتر به همجنس‌بازان گسترش یافت و هرگونه تبعیض بر اساس جنسیت و ریشه‌های قومی غیرقانونی شد. این جنبه از حقوق مدنی اهمیت بسیاری دارد، به‌خصوص به این دلیل که می‌توان حقوق سیاه‌پوستان را با دیگر گروه‌های اجتماعی مقایسه کرد. باید گفت وضعیت آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار اسف‌بار است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق آخرین تحولات مصر را واکاوی می‌کند
انتخابات نمایشی برای تحکیم دیکتاتوری

هادی محمدی

تجربه دستگاه‌‌های امنیتی و نظامی مصر که چندین دهه بر دستگاه‌های سیاسی حاکم بوده و شرایط گوناگون امنیتی را پشت سر گذاشته‌اند، آنچنان است که سه سال گذشته به‌خوبی توانسته‌اند، کنترل روندها را حفظ کرده و با تصویر و روش جدید، خود را در قدرت حفظ کنند. کودتای ۳۰ ژولای سال گذشته که با مدیریت نرم دستگاه‌های امنیتی موفق شد حکومت ناکارآمد اخوانی‌ها به ریاست مرسی را ساقط کند، با وعده شش ماهه برای اجرای انتخابات پارلمانی ریاستی، اکنون در موعد پنجم و ششم خرداد به اجرای انتخابات ریاستی می‌پردازد. تقریباً در ده ماه گذشته، دولت عدلی منصور که از حقوقدانان مصری است و مجری برنامه‌ریزی‌های شورای نظامی در مصر بوده، با تغییر مفاد قانون اساسی و اولویت انتخابات ریاستی نسبت به انتخابات پارلمانی، مسیر محاسبه‌شده‌ای برای کنترل اوضاع و عبور آرام از شرایط بی‌ثبات فعلی به دوره‌ای مشروع را نشان می‌دهد.
با اینکه در ۳۰ ژولای ۲۰۱۳ گروه‌های بسیاری از مردم که از دولت اخوانی ناراضی بودند، به میدان آمده و نظامیان را در کودتای خود یاری نمودند، ولی این پدیده گسترده مردمی در یک سال گذشته به شدت از صحنه خارج شده و گروه‌های زیادی نیز با احتیاط از نظامیان فاصله گرفته‌اند. به هر حال آنچه جای تردید ندارد و همه ناظران داخلی و خارجی مورد تأکید قرار می‌دهند این است که دولت عدلی‌منصور، ویترینی از یک تیم برنامه‌ریز نظامی است که از حمایت مستقیم رژیم صهیونیستی و عربستان و امارات برخوردار است. این پروژه مشترک اسرائیلی ـ ارتجاع عرب با این توجیه که رفتار دوگانه آمریکا در مدیریت تحولات مصر، نیاز به یک‌سره‌سازی و خارج کردن اخوانی‌ها از حکومت را پیش روی قرار داد و مماشات و همراهی آمریکایی با جریان به قدرت رسیده اخوانی در مصر و بازتاب‌های آن در منطقه که تولیدکننده یک هژمونی اخوانی و افراطی ـ سلفی بود، برای صهیونیست‌ها و ارتجاع عرب یک تهدید راهبردی تلقی می‌شد؛ رویداد کودتایی ۳۰ ژولای در مصر، واکنش به روش مدیریتی آمریکا و به دست گرفتن ابتکار عمل منطقه‌ای در مقابل یک تهدید خزنده اخوانی توجیه شد.
با اینکه در ده ماه گذشته دولت نظامیان در مصر از حمایت‌های مالی و سیاسی و تبلیغاتی عربستان و امارات و حمایت‌های امنیتی رژیم صهیونیستی برخوردار بوده ولی تقریباً در مولفه‌های ثبات و ارامش امنیتی ـ سیاسی، شرایط مطلوبی را پشت سر نگذاشته است. شاید مدیریت‌کنندگان این پروژه در مصر، انتظار داشتند تا با کشتار در میدان رابعه العدویه و دستگیری سران و کادرهای وسیع اخوانی، امکان مسلط شدن بر اوضاع را کسب کنند ولی تمامی مولفه‌های بحرانی در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی در این کشور بهبودی نسبت به دو سال اول انقلاب در مصر را نشان نداده و نگرانی از تشدید و استمرار پیچیده‌تر شدن وضعیت کنونی را نیز تأکید می‌کند.
اگرچه دولت نظامیان در شاخص‌های فوق، توفیقی نداشته ولی با تغییر قانون اساسی و اجرای انتخابات ریاستی که مقدمه انتخابات پارلمانی است، روند ساختارسازی جدید را به‌خوبی مدیریت کرده است. اگر روندهای پیش‌بینی شده برای کودتای نظامی به‌خوبی پیش می‌رفت شاید نظامیان برای حضور مستقیم در ساختارهای رسمی از خود اشتیاق کمتری نشان می‌دادند، ولی از آنجا که در چند دهه گذشته نفوذ آمریکایی‌ها در بین نظامیان و چهره‌های سیاسی نیز قابل ملاحظه بوده، تیم هدایت کودتا که در رقابت با آمریکا قرار داشت، ریسک عدم حضور در انتخابات ریاستی را نپذیرفته و حتی در روند کاندیداتوری ژنرال سامی عنان رئیس ستاد سابق ارتش مصر که مناسبات خوبی با آمریکایی‌ها دارد، به‌نحوی موثر نسبت به تخریب چهره او اقدام و او را همچون محمد البرادعی وابسته به آمریکا معرفی کردند.
عنصر فقدان مشروعیت و استمرار بی‌ثباتی در ده ماه کودتا، موجب شد تا حاکمان نظامی و دولت عدلی منصور به یک پروسه آشتی با اخوان هم فرصت نداده و نه‌تنها اخوان، بلکه هر شخص و جریان معارض و مخالفی را از صحنه خارج و از فعالیت‌ وی جلوگیری کنند. به جز اخوانی‌ها و تمامی شاخه‌های حزبی و اجتماعی و ابزارهای مالی و سیاسی و تبلیغاتی و رسانه‌ای آنها، شباب ۶ آوریل و بخش‌هایی از احزاب مشارکت‌کننده در جنبش تمرد که کودتای ۳۰ ژولای را همراهی و تأیید کردند نیز با این سیاست تنبیهی مواجه شدند.
فقدان مشروعیت و استمرار ناامنی و ناتوانی در مهار اوضاع موجب شده تا چند مولفه و رفتار از سوی دولت نظامیان بروز کند. ابتدا اینکه به دلیل نیاز به مدیریت اوضاع و رقابت با آمریکایی‌ها، ژنرال السیسی شخصاً وارد گود رقابت انتخاباتی شود و تمامی تدابیر و اقدامات لازم برای القای این ضرورت که مصر نیاز به یک منجی و شخصیت قوی برای ایجاد آرامش و امنیت دارد، به اجرا گذاشته شد. این بدان معناست که نهادهای امنیتی مصر، حتی به برخی از تنش‌ها و درگیری‌ها دامن زده و از آن استقبال کردند.
مسئله دیگر اینکه ژنرال السیسی که چهره‌ای از نسل دوم ژنرال‌های دوره مبارک است، باید با رأی قاطع و بالایی به قدرت برسد و نمی‌تواند همچون انتخابات اول ریاستی و پس از انقلاب مردم مصر، با رآی‌های حداقلی به قدرت برسد. لازمه این کار که کارکردهای موازی دیگری نیز داشت اینکه ظرفیت‌های اجتماعی اخوانی‌ها و گروه‌های طرفدار آن را از معادله انتخاباتی خارج کنند. دلیل این است که اخوان با هر کارنامه‌ای در دولت مرسی، از ظرفیت و پشتوانه قابل ملاحظه اجتماعی برخوردار است و حزبی است که با ۶۸ سال سابقه، شبکه‌های اجتماعی قدرتمندی در اختیار دارد و امکان نادیده گرفتن این وزنه سیاسی از طریق انحلال و ممنوعیت فعالیت میسر نیست. لذا فعال کردن پرونده‌های قضایی اخوانی‌ها که حتی از روندهای محاکمه مبارک و فرزندان وی سبقت گرفته، در دستور کار قرار گرفت و احکام شدیدی برای رهبران و کادرهای این جریان از سوی دادگاه شهر المنیاء صادر شد. صدور احکام اعدام برای ۶۳۸ نفر و حبس ابد برای تعداد مشابهی از کادرهای اخوانی که لیست‌های جدیدی نیز در انتظار صدور حکم است، به عنوان شوک نهایی برای عدم مشارکت اخوانی‌ها در قالب‌های دیگر مشارکت و اثرگذاری در نتایج انتخابات ارزیابی می‌شود. اگرچه احکام اعدام در دادرسی به حدود سی‌وچند نفر تقلیل و بقیه به حبس ابد محکوم شده‌اند، ولی این سیاست با پیامدهای دیگر داخلی و خارجی نیز روبه‌رو است. اقدامات سرکوب شدید مخالفان و دستگیری گسترده کادرهای اخوانی و ممنوعیت تظاهرات و تشدید مجازات‌ها در ده ماه گذشته، بخشی از تدبیر مدیریت اوضاع بوده که توسط دولت نظامیان به اجرا درآمده و برای حامیان این دولت و حتی کشورهای غربی و سازمان‌های بین‌المللی که از کنار آن عبور کرده و حداکثر به انتقادهای بی‌اثر منتهی شده، هزینه‌های حیثیتی در برداشته است و این امر در مسئله احکام قضایی صادر شده نیز ادامه خواهد داشت.
اهمیت کسب نتیجه با هر قیمت و ارائه تصویر شبه‌دموکراسی از روندهای سیاسی در مصر، برای بازیگران حامی این دولت نظامی، آنچنان است که ترتیبات و موازنه‌های منطقه‌ای را بر آن استوار می‌دانند. مثلاً سعودی‌ها بنا به آنچه برخی منابع عربی اعلام کرده‌اند، از سر گیری روابط با ایران را منوط به نتایج انتخابات مصر کرده‌اند. دلیل این است که سعودی‌ها در پرونده‌های عراق، سوریه، لبنان، یمن و بحرین با تمامی هزینه‌های طاقت‌فرسا، ناکام بوده‌اند و چهره زشتی از خود به جای گذاشته‌اند. لذا به منظور موازنه‌سازی در قبال شکست‌های خود نیازمند ثبت یک شبه پیروزی در مصر هستند و گفته می‌شود، انتخاب رئیس‌جمهور در لبنان نیز احتمالاً به پس از روشن شدن اوضاع در مصر، موکول شده و تلاش برای انتخاب رئیس‌جمهور لبنان نیز به درازا خواهد کشید.
رژیم صهیونیستی هم که به جز مشکلات درونی، با ناکامی‌های راهبردی و محاسباتی در قبال مقاومت روبه‌رو شده و در یک ارتباط و حمایت از تروریست‌های القاعده‌ای و تکفیری، دامن آن را در محیط پیرامونی گرفته است، به نحوی که لیست عناوین تهدیدات که در برآوردهای جدید صهیونیستی بیان شده، به جز اسامی کلاسیک قبلی، گروه‌های جدیدی را در محیط پیرامونی ثبت کرده، در پروژه مذاکرات سازش نیز در کنار بن‌بست‌های بحران‌ساز با طرف فلسطینی، روابط با مقامات آمریکایی را نیز در تنش فرو برده است. صهیونیست‌ها هم با اشتهای زیادی نیازمند علائمی از ثبت پیروزی در محیط خارجی هستند. به همین دلیل مقامات نظامی و سیاسی و عالی‌رتبه در این رژیم از ضرورت علنی شدن روابط خود با دولت نظامیان در مصر و یا مناسبات پنهان با کشورهای مرتجع عربی در حاشیه خلیج‌فارس سخن می‌گویند و نمی‌خواهند روابط و حمایت خود از نظامیان مصر را پنهان نگه‌دارند.
سعودی‌ها تحکیم ساختاری و تقویت مشروعیت دولت مصر و السیسی را برای کارکردهای منطقه‌ای نیاز دارند که کمترین وجوه آن استفاده ابزاری در معادلات منطقه‌ای و در قبال رقبا و سوار شدن بر نقش منطقه‌ای مصری‌ها در یمن، بحرین، سوریه و در شکل‌دهی یک قطب نظامی در قبال محور مقاومت است. سعودی‌ها که هم از درون دچار بحران‌های گوناگون هستند و هم در پروژه‌های منطقه‌ای سرافکنده هستند و هم سیاست‌های آمریکا را در قبال نیازهای خود ناکافی و یا ناکارآمد ارزیابی می‌کنند، به‌شدت به نتایج پروژه مشترک با صهیونیست‌ها در مصر دل بسته‌اند.
برای کسب سناریوی موفق در رقابت انتخاباتی، کمیته عالی انتخابات مصر از بین کاندیداهای محدودی که ثبت‌نام کرده‌اند، حمدین صباحی و ژنرال السیسی را تأیید کرده که یک رقابت نمادین را به نمایش گذاشته و نتیجه مطلوب را حاصل کند. چه در داخل مصر و چه در غرب، سخنان آشکاری مبنی بر اینکه انتخابات مصر از هم‌اکنون فقط با یک کاندیدا و یک نتیجه روبه‌روست و حمدین صباحی برای ژنرال السیسی نگران‌کننده نیست، مطرح می‌شود.
آنچه نمی‌توان نادیده گرفت اینکه در کنار دستگاه امنیتی و نظامی که نقش مهمی در تولید روندهای سیاسی در مصر دارد، بازماندگان نظام سابق، حزب مبارک، جریان‌های لائیک و قبطی و حتی برخی از اسلامگراهای وابسته به عربستان، مانند حزب سلفی النور و احتمالاً بخش مهمی از توده مردم که از اوضاع جاری و مشکلات ناشی از ناامنی و بیکاری و فقر رنج می‌برند و ژنرال السیسی را منجی می‌دانند به او رأی خواهند داد. تلاش دولت نظامیان و حامیان آن این است که در کنار آرای احمد شفیق که در دوره رقابت با مرسی کسب کرده‌اند، بتوانند بخش‌های جدیدی از آرای اجتماعی را برای خود ثبت کنند. چنانچه اخوانی‌ها و گروه‌های اسلامگرا و مخالف کودتا، به قاعده تحریم انتخابات پایبند باشند، درصد مشارکت‌کنندگان همانگونه که نظرسنجی‌های داخل مصر تأکید می‌کند، نسبتاً بسیار کم باشد و نباید از ۳۵ درصد واجدان شرایط تجاوز کند. دولت نظامی در ده ماه گذشته به شکل هدفمندی تلاش کرده تا تمامی ناامنی‌ها و اقدامات تروریستی را به اخوان نسبت دهد که به نظر می‌رسد با توجه به ماهیت و گفتمان فکری ـ رفتاری اخوانی‌ها این بزرگ‌نمایی برای ایجاد انشعاب و ریزش از پایگاه اجتماعی اخوان است.
چندان روشن نیست که جریان وسیعی از مردم و حتی طرفداران سنتی حمدین صباحی مانند ناصریست‌ها و چپگراها و لائیک‌ها از وی حمایت جدی کنند. نکته جالب این است که صباحی اعلام کرده است که اخوانی‌ها به السیسی رأی خواهند داد تا ثابت کنند جریان کودتا بر مصر حاکم است!
به نظر می‌رسد حضور صباحی و پذیرش وی در رقابت انتخاباتی بدین‌منظور است که ضمن محدود بودن رأی انتخاباتی وی نمادی از فعالان انقلاب مصر نیز در تصویر نهایی به چالش کشیده شود و نظامیان و دولت آنها را منجی معرفی کنند.
کشورهای اروپایی در مقایسه با آمریکا از نقش فعالی در مصر برخوردار نیستند و بازیگران اصلی در مصر، آمریکا، رژیم صهیونیستی و تیم ارتجاع عرب است و لذا مواضع ادعایی حقوق بشری اروپایی‌ها که همواره از آن به عنوان یک نشان و امتیاز در مناسبات جهانی یاد می‌کنند، در قبال روندهای سه سال گذشته و یا ده سال دولت نظامیان و به‌ویژه احکام قضایی شدید که حالت قتل‌عام و سرکوب در قبال مخالفان دارد، رنگ باخته و هیچ سازمان بین‌المللی، از خود تمایل به فشارهای حقوقی و سیاسی نسبت به دولت نظامیان در مصر نشان نمی‌دهد. به خوبی آشکار است که مباحثی مانند حقوق بشر و دموکراسی، نسبت مستقیم با منافع غرب دارد و از هویت و ارزش مستقل برخوردار نیست. آمریکایی‌ها نیز از ابزارهای دموکراسی و حقوق بشری و کمک‌های مالی و تسلیحاتی (که فعلاً تا انتخابات ریاستی به تعویق افتاده) با همین ماهیت ابزاری را برای تضمین حداقل‌های مطلوب منافع و نفوذ استفاده می‌کنند و شاهد رجز‌خوانی‌های مشابه که در قبال ایران و یا دیگر کشورهای مستقل جهان ارائه می‌دهند، نیستیم.
اگرچه از هم‌اکنون می‌توان نتایج انتخابات را حدس زد، ولی آنچه بدیهی است اینکه انتخابات ریاست‌جمهوری و حتی انتخابات پارلمانی بحران مشروعیت و ناکارآمدی و تنش‌های امنیتی را پایان نخواهد داد. اخوانی‌ها در هفتاد سال گذشته به‌خوبی دوره‌های گوناگون را تجربه کرده‌اند و تکرار تجربه دوره جمال عبدالناصر و احکام گسترده اعدام و حبس ابد، آنها را از میدان خارج نکرده است. نکته مهم این است که ژنرال السیسی هم باید در مهم‌ترین نیاز جامعه مصر به مشکلات اقتصادی و فقر در این کشور پاسخ فوری دهد که در شرایط فعلی، نه آمریکا، نه رژیم صهیونیستی و نه ارتجاع عرب، توان هزینه‌های بحران اقتصادی در مصر را ندارند. انتخابات در مصر گامی برای عبور از شرایط انتقالی و دولت کودتایی برای کسب و یا تقویت مشروعیت و ‌دموکراسی نمایشی است که حامیان دولت کودتا آن را در معادلات منطقه‌ای نیاز دارند.


نگاه یک
علی اسماعيلی

انگلیسی‌ها اول باید تعهد دهند!
دقت کردید ما ایرانی‌ها هر وقت صحبت از ارتقای روابط با انگلیس می‌شود، واکنش‌های‌مان منفی می‌شود و همواره با دیده تردید به این روابط می‌نگریم! البته این نگاه منفی ایرانی‌ها به دولت انگلیس یک پیشینه تاریخی دارد و حافظه تاریخی ایرانی‌ها همچنان جنایت‌ها و خیانت‌های دولت استعماری انگلیس را به یاد دارد. نگاهی که البته زیاد هم غیرواقعی نیست، فقط کافی است تاریخ روابط یک‌جانبه و همواره به نفع این دولت با دولت‌های ایران را یک بار دیگر بازخوانی کنیم. از تحمیل قراردادهای ننگین استثماری علیه ملت ایران تا کودتاها و کشتار و جنایات آنان در ایران، همه سبب این نگاه منفی ایرانی‌ها به دولت انگلیس شده است. شاید برخی بگویند اینها مربوط به گذشته است. اما نگاهی به اقدامات خصمانه امروز دولتمردان انگلیسی، باز هم این نگاه تردیدآمیز ایرانی‌ها به دولت انگلیس را تقویت می‌کند. اقدامات ضدامنیتی و حمایت‌گونه این دولت در فتنه ۸۸ که کماکان نیز ادامه دارد؛ تحریم‌های یک‌جانبه این دولت علیه افراد حقیقی و حقوقی کشورمان، دروغ‌پراکنی‌ها و دخالت‌های این دولت به بهانه حقوق بشر، اقدامات خصمانه رسانه‌ای بی‌بی‌سی فارسی و من و تو و...، دست داشتن سازمان جاسوسی انگلیس در شهادت دانشمندان هسته‌ای کشورمان و ده‌ها اقدام ضدایرانی دیگر، امروز هیچ شبهه و تردیدی در ادامه روند دشمنی انگلیس با ملت و نظام جمهوری اسلامی بر جا نمی‌گذارد. هر چند که به ظاهر و در ادبیاتی دیپلماتیک، سخن از ارتقای روابط و دوستی با ایرانی‌ها را سر دهند. اما در این بین، نوع رفتار غیر عزتمندانه و منفعلانه دستگاه‌ دیپلماسی کشورمان و همچنین جریان افراطی اصلاحات در برابر این اقدامات ضدایرانی انگلیسی‌ها است که جای تعجب و البته تأسف بیشتری دارد. استقبال گسترده دستگاه امور خارجه و رسانه‌های اصلاح‌طلب از دیدار «سایمون گس» سفیر سابق انگلستان در ایران و به قولی، نفر دوم وزارت خارجه این کشور از ایران در هفته گذشته، موضوع مهم و قابل تأملی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت. روی سخن‌مان با اصلاح‌طلبان افراطی ـ با توجه به گذشته و تجربه‌ای که از آنان در خودباختگی و شیفتگی به غرب سراغ داریم ـ نیست، بلکه طرف صحبت ما دستگاه امور خارجه است که ظاهراً هر چه غربی‌ها بر اقدامات ضدایرانی خود شدت می‌بخشند، دستگاه دیپلماسی ما میل و علاقه بیشتری برای برقراری ارتباط با غرب پیدا می‌کند! میل و رغبتی که گاه حالت منفعلانه و غیرحکیمانه به خود گرفته است. البته نقد ما به دستگاه دیپلماسی، به معنای مخالفت با ارتباط با کشورها و اینکه احیاناً با دنیا سر جنگ داریم! نیست. بلکه می‌گوییم بنا بر همان قواعد و قوانین جاری بر روابط بین‌الملل، که همگان نیز آن را قبول دارند، دستگاه امور خارجه پاسخ درخور به اقدامات ضدایرانی مقامات غربی بدهد. یعنی در حالی که مقامات انگلیس هر روز ایران را به نقض حقوق بشر و... متهم می‌کنند، ما این چنین سراسیمه و ذوق‌زده! از آقای گس استقبال نکنیم. به‌عبارتی سه اصل مهم عزت، حکمت و مصلحت را در روابط با کشورها لحاظ کنیم. چراکه برخورد منفعلانه و سکوت در برابر زیاده‌خواهی‌ها و باج‌خواهی‌های غرب این توهم را برای آنان ایجاد می‌کند که غرب هر چه بگوید ایرانی‌ها (دولت یازدهم) مجبور به کنار آمدن با آنها خواهد بود. البته این مسئله را بارها در رسانه‌های‌شان هم گفته‌اند. یعنی می‌دانند رفتار و گفتار ضدایرانی آنها با واکنش جدی طرف ایرانی مواجه نمی‌شود و یا فوقش، دستگاه دیپلماسی ایران به گستاخی آنها پاسخ خنثی خواهد داد! از این‌رو به این روابط مشکوکیم و معتقدیم در صورت برقراری روابط با دولت استعمار پیر، باید آنان تعهداتی به طرف ایرانی بدهند که اولاً؛ دست از اقدامات مداخله‌جویانه مانند آنچه در فتنه ۸۸ انجام دادند، بردارند و ثانیاً؛ مقامات این کشور دست از زیاده‌گویی‌ها و گزافه‌گویی‌های گاه و بیگاه خود علیه ایران بردارند. چراکه در این صورت، برقراری ارتباط، بر یک اساس منطقی استوار خواهد بود و گرنه چون گذشته، سفارتخانه انگلیس، جاسوسخانه‌ای خواهد شد که فقط برای ادامه روند اقدامات ضدایرانی خود و در دفاع از فتنه‌گران، فعال خواهد بود!


نگاه دو
علی حيدری

مصاحبه‌های تلویزیونی رئیس‌جمهور و چند نکته!
سومین مصاحبه زنده تلویزیونی رئیس‌جمهور دولت یازدهم که هفته پیش برگزار شد، همچون دو مصاحبه قبلی وی خالی از حاشیه نبود.
اگر به خاطر داشته باشید، مصاحبه اول که قرار بود گزارش صد روزه عملکرد رئیس‌جمهور باشد، با سه مجری برگزار شد که انتقادهایی را هم به همراه داشت. یکی از دلایل انتقادات این بود که به نظر می‌رسید مصاحبه‌کنندگان در این مصاحبه از پیش هماهنگ شده و در خدمت پیشبرد آن موضوع بودند. حتی آقای رئیس‌جمهور هم در جاهایی از بیرون اطلاعات می‌گرفت و یا موضوعاتی به وی تذکر داده می‌شد. بخش عمده محتوای گزارش صد روزه هم به جای پرداختن به عملکرد دولت جدید، انتقاد از دولت گذشته بود که همین سبب شد تا افکار عمومی نسبت به آن از خود رضایتی نشان ندهد.
مصاحبه دوم هم از آن نظر حائز اهمیت شد که حاشیه آن بر متن اصلی‌اش غلبه پیدا کرد. همان مصاحبه‌ای که به دلیل اختلاف‌نظر رسانه ملی و دفتر رئیس‌جمهور و یا شاید خود رئیس‌جمهور در خصوص اینکه چه کسانی گفت‌وگوکننده‌های برنامه باشند، با تأخیر یک ساعته از تلویزیون پخش شد. موضوعی که سبب شد صداوسیما در خصوص اینکه آیا حق انتخاب خبرنگار و مجری با این رسانه است یا با رئیس‌جمهور، به شورای نظارت بر صداوسیما نامه بنویسد که نظر این سازمان با تأیید شورا همراه شد.
اجرای سومین مصاحبه رئیس‌جمهور را هم «عبدالرشیدی» از مجریان و خبرنگاران باسابقه رسانه ملی و خانم «حسنی‌دخت» گوینده خبر تلویزیون بر عهده داشتند. البته فردای مصاحبه رئیس رسانه ملی خبر داد که قرار بوده مرتضی حیدری هم جزء گفت‌وگوکنندگان باشد، اما ظاهراً از طرف تیم رسانه‌ای رئیس‌جمهور حذف شده است. در این گفت‌وگوی خبری ـ و البته مشابه آن در دولت‌های قبل ـ جایگاهی برای اعلام نظر مردم در نظر گرفته نمی‌شود. حتی در حد یک سامانه پیامکی ساده که حداقل چند سوال از طرف مردم مطرح شود یا نظرسنجی درباره مصاحبه صورت گیرد. مجریان هم تلاشی برای بحث‌های چالشی نمی‌کنند و سوالاتِ تقریباً کلیشه‌ای مطرح می‌کنند. البته در مصاحبه اخیر رگه‌هایی از بحث با رئیس‌جمهور دیده می‌شد که هنوز با نقطه‌ مطلوب و مورد نظر افکار عمومی خیلی فاصله دارد.
اما رئیس‌جمهور در این مصاحبه اشارات و کنایه‌هایی هم به منتقدان و به عبارت ایشان، مخالفان دولت داشت و به نوعی آنها را تهدید کرد که اگر وقتش برسد درباره آنها بیشتر حرف خواهد زد. البته به کار بردن عباراتی چون؛ بی‌سوادی، دروغگویی، شایعه‌پراکنی و عدم رعایت اخلاق و... درباره منتقدان دولت و حتی توقیف برخی نشریات آنها تنها به اتهام انتقاد صریح از سیاست‌های دولت را در طی چند ماه گذشته شاهد بودیم. حرف‌ها و اقداماتی که با شعار فضای آزادی بیان که امروز از سوی دولتی‌ها سر داده می‌شود در تناقض آشکار است.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر می‌رسد از یک سو صداوسیما باید در چنین گفت‌وگوهایی به جای استفاده از مجریان و گویندگان، از خبرنگارانی که معمولاً قدرت پرسش‌گری و چالش بیشتری دارند و می‌توانند سوالات تخصصی‌تر، جزئی‌تر و مصداقی‌تری را مطرح کنند، بهره بگیرد. البته حفظ جایگاه و شأن رئیس‌جمهور به عنوان دومین مقام رسمی و بالاترین مقام اجرایی کشور لازم است که مطمئناً اصحاب رسانه به‌ویژه در صداوسیما برآن واقف هستند و خلاف آن هم تاکنون مشاهده نشده است.
از سوی دیگر مشاوران رسانه‌ای رئیس‌جمهور باید بپذیرند صداوسیما رسانه ملی و فراگیر است و مردم به آن اعتماد بالایی دارند. آقای روحانی هم رئیس‌جمهور مردم ایران است و مردم دوست دارند تا درباره دغدغه‌های‌شان به‌طور مستقیم از زبان رئیس‌جمهور بشنوند، خبرنگاران هم به‌عنوان نمایندگان مردم با رئیس‌جمهور سخن می‌گویند. پس با پرهیز از حساسیت‌های بیجا به مردم و نمایندگان مردم اعتماد کنند. بدون شک در این شرایط فضای اعتماد بین دولت و ملت تقویت خواهد شد.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

اعتمادی که باید بازسازی شود
سيد فخرالدين موسوی

بیست‌وهفتم آذر ماه سال 1389، رئیس‌جمهور وقت کشور در یک برنامه زنده تلویزیونی پس از سال‌های متمادی که دولت‌ها و مجالس گذشته در تردید اجرا یا عدم اجرای طرح هدفمندی یارانه بودند، آغاز اجرای این طرح را اعلام کرد؛ طرحی که قرار بود در مرحله اول خود همراه با پرداخت یارانه نقدی و مستقیم به مردم با روندی معقول و شیبی ملایم باشد و در نهایت قیمت حامل‌های انرژی از جمله بنزین، گاز و... را به نرخ واقعی خود برساند و درآمدهای حاصل از این طرح نیز در زمینه‌هایی همچون تولید، سلامت، کشاورزی، آبادانی و گسترش زیرساخت‌های کشور و... هزینه شود، اما همزمانی اجرای این طرح با افزایش تحریم‌های ناعادلانه دول غربی و التهابات نرخ ارز در بازار از یک سو و ضعف مدیریتی و اختلاف نظر میان دولت دهم و مجلس بر سر چگونگی اجرای مرحله دوم این طرح ملی، اجرای آن را در سال پایانی دولت گذشته متوقف کرد، تا فرد پیروز در انتخابات خرداد ماه سال 1392 این طرح را پیگیری کند، بلاتکلیفی در چگونگی ادامه این طرح و همچنین اهمیت این موضوع در زندگی مردم و اقتصاد کشور، موجب شد تا در برنامه نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری توجه ویژه‌ای به این مسئله شود. حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست‌جمهوری به عنوان نامزد تصدی این پست، در این‌باره گفته بود: «اصل هدفمند کردن یارانه​ها مورد اتفاق همه صاحب‌نظران و دولت​های گذشته و فعلی است و باید دنبال شود و مراحل بعدی آن نیز اجرا شود. منتها باید برنامه‌ریزی شود که از آثار سوءجانبی آن جلوگیری شود.» رویکرد وی به هدفمندی یارانه‌ها موجب شد تا دولت یازدهم از همان ماه‌های ابتدای خود در سیاستگذاری به دنبال در انداختن طرحی نو در این زمینه باشد، در همین راستا به توزیع جنجال‌برانگیز سبد کالا در میان اقشار کم‌درآمد پرداخت و در گام دوم با این توضیح که دولت قصد دارد یارانه‌های نقدی را به جای پرداخت مستقیم به مردم در حوزه سلامت و سایر زیرساخت‌های اجتماعی و عمرانی هزینه کند، از مردم خواست تنها کسانی که نیازمند هستند، برای دریافت یارانه نقدی در مرحله دوم ثبت نام کنند، تا آنجا که رئیس‌جمهور در اختتامیه جشنواره مطبوعات خطاب به مردم گفت: «دست رد به سینه یارانه نقدی بزنید و با صدای رسا به یارانه نقدی نه بگویید، تا ما بتوانیم با دست بازتر به مشکلات جامعه رسیدگی کنیم.» درخواستی که با حمایت تمام قد صداوسیما و رسانه‌های مکتوب و افراد حقیقی و حقوقی بسیاری همراه شد، اما با پایان یافتن مهلت ثبت‌نام، آمارها چیز دیگری را نشان داد و تنها کمتر از پنج درصد از مردم کشور به یارانه نقدی «نه» گفتند! و آنچه البته در این میان جای تأمل دارد، عدم استقبال بخش عمده‌ای از مردم به درخواست دولت در این زمینه بود؛ دولتی که نه تنها با «نه» منتقدانش مواجه شد، بلکه نزدیک پنجاه‌ودو درصدی که تنها چند ماه پیش به این دولت رأی داده بودند به یارانه نقدی «آری» گفتند، این اتفاق جدا از آنکه محاسبات دولت را که بر اساس انصراف بخش عمده‌ای از مردم صورت پذیرفته بود به هم ریخت، این پرسش را نیز مطرح کرد که چرا مردم به دعوت دولت «تدبیر و امید» پاسخ منفی داده‌اند؟ در این بازه زمانی نه چندان طولانی چه اتفاق یا اتفاقاتی رخ داد که دولت نتوانست حتی رأی‌دهندگان به خود را با خود همراه کند!
با شکل گرفتن این پرسش در متن جامعه، پیش از همه، رسانه‌های اصلاح‌طلب درصدد برآمدند تا آنگونه که خود می‌پسندند، پاسخی برای این ابهامات بتراشند، پاسخ‌هایی که متأسفانه با توهین به مردم همراه بودند، به طوری که روزنامه «آرمان امروز» از جمله روزنامه‌های نزدیک به خانواده هاشمی در این باره از زبان «شمس اردکانی» می‌نویسد: «مردم پول مفت را دوست دارند و وقتی از آنها سوال می‌شود که پول مفت می‌خواهید یا نه، می‌گویند می‌خواهیم... چون پول مفت از عسل هم شیرین‌تر است.»! وی همچنین با مطرح کردن این پرسش عجیب که «آیا کسی را می‌شناسید که از برداشتن یک هزار تومانی که در کوچه افتاده پرهیز کند؟» ادامه می‌دهد «اینکه دیگر ۵۰۰/۴۵ تومان است و باید دید چند نفر برای برداشتن آن قدم برمی‌دارند.» این روزنامه همچنین به نقل از «حسن مرادی» می‌نویسد: «هیچ‌کس از پول نمی‌گذرد؛ یعنی پول ملاکی است که متأسفانه مردم بر سر آن حاضر به معامله نیستند.» این ادعای اهانت‌آمیز به منزله آن است که مردم تحت هیچ شرایطی برای حفظ منافع نظام از منافع شخصی خود کوتاه نمی‌آیند و بر همین اساس نیز در مقطع کنونی حاضر نشده‌اند برای یاری رساندن به دولت، از این مبلغ ناچیز بگذرند، حال آنکه در طول عمر نظام جمهوری اسلامی مردم کشورمان بارها ثابت کرده‌اند که منافع کشور و نظام‌شان را بر منافع خود مقدم می‌دانند.
روزنامه «آفتاب یزد» هم سعی کرد ثبت‌نام کردن مردم برای دریافت یارانه را به دولت گذشته منسوب کند و تیتر یک خود را این‌طور انتخاب کرد که: «مردم به خاطر تورم دولت احمدی‌نژاد انصراف نمی‌دهند»، روزنامه اعتماد هم در همین راستا با قلم صادق زیباکلام با جناحی کردن مباحث مربوط به هدفمندی یارانه‌ها به اصولگرایان تاخت و نوشت: «در دولت قبل سياستي كه آن را بايد تيشه به ريشه اقتصاد مملكت ناميد، شروع شد و اصولگرايان هم صف بسته و از آن اقدام انقلابي، خداپسندانه و مردمي رئيس‌جمهور محبوب‌شان استقبال كردند.» زیباکلام در ادامه با اتهام به اصولگرایان می‌نویسد: «اصولگرايان كه منتظر فرصت بودند بلافاصله از نمد توجه نكردن مردم به استدعا و تقاضاي دولت روحاني، يك كلاه شيك و آبرومند دوختند و با مسرت نوشتند و گفتند كه دولت روحاني محبوبيتش را از دست‌ داده! عده‌ای نیز در بدنه دولت سعی کردند با فرافکنی، عدم انصراف مردم را به رسانه ملی ربط دهند، به طوری که محمد شریعتمداری، معاون اجرایی رئیس‌جمهور گفت: «تلویزیون به گونه‌ای تبلیغ می‌کرد که مردم ثبت‌نام کنند»! حال باید پرسید واقعاً همه واقعیت ماجرا همین است...
اما واقعیت ماجرا کجاست؟ چرا مردم باوجود تبلیغات انبوه صداوسیما و درخواست مکرر دولت به یارانه «نه» نگفتند. در نگاهی دقیق به این مسئله به دلایل متفاوتی برمی‌خوریم که به ثبت‌نام بیش از 95 درصد مردم منجر شده است، یک دلیل مهم اینکه در میان ثبت‌نام‌کنندگان، گروهی دیده می‌شوند که بدون تردید به دریافت یارانه نقدی نیاز دارند و با توجه به نرخ تورم، گذران امور زندگی‌شان وابسته به دریافت یارانه نقدی است، یارانه مستقیم دولت، مبلغی است که اگر از سبد درآمدی این دست از خانواده‌ها کاسته شود، مطمئناً با مشکل روبه‌رو خواهند شد، از ابتدا نیز قرار بر این نبود که این دست خانواده‌ها از ثبت‌نام در این طرح خودداری کنند، کما اینکه دولت یازدهم درخواست خود از مردم را با قید عدم نیاز افراد، مطرح کرد، البته اینکه این گروه تا چه اندازه قابل اندازه‌گیری است و چند درصد ثبت‌نام‌کننده‌ها را تشکیل می‌دهد، مشخص نیست. دلیل دیگری که می‌توان ذکر کرد، نگرانی مردم در مورد نرخ تورم در ماه‌های آتی بود، چراکه دولت همزمان با درخواست انصراف مردم از یارانه نقدی، مدام بر طبل افزایش قیمت‌ها از ابتدای اردیبهشت می‌کوبید، که این موضوع خود موجب نگرانی خانواده‌ها درباره میزان هزینه‌های زندگی شد تا جایی که تهدید‌ات دولت مبنی بر جریمه افراد، محروم کردن یارانه‌بگیران از تسهیلات بانکی و... نیز در منصرف کردن مردم از ثبت‌نام برای دریافت یارانه نقدی بی‌تأثیر بود. «حسین راغفر» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی در این‌ باره می‌گوید: «اگر دولت قیمت‌ها را افزایش نمی‌داد و یا اعلام نمی‌کرد که قرار است قیمت‌ها افزایش یابد یا حتی برعکس اعلام می‌کرد که فعلاًً افزایش قیمت نخواهیم داشت، در این صورت بسیاری از افراد برای دریافت یارانه ثبت‌نام نمی‌کردند؛ اما وقتی خود دولت رسماً می‌گوید که افزایش قیمت داریم، مردم هم اینگونه استنباط می‌کنند که برای جبران بخشی از افزایش هزینه‌هایی که قرار است در آینده ایجاد شود، حتماً ثبت‌نام می‌کنیم.» اما دلیل اصلی نپذیرفتن تقاضای همراه با تهدید دولت «تدبیر و امید» را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد، چراکه این همراهی مستلزم آن بود که مردم مدیریت یارانه نقدی که تاکنون در اختیار خودشان بود به دولت یازدهم تفویض کنند، که این اعطای اختیار به دولت نیازمند اعتماد بود؛ اعتمادی که ثبت‌نام بیش از 70 میلیون نفری مردم برای دریافت یارانه، نشان داد وجود ندارد. بی‌اعتمادی‌ای که صادق زیباکلام نیز به آن اعتراف کرد و ‌گفت: «اگر دولت از محبوبیت بالایی برخوردار ‌بود و اگر کسر قابل‌توجهی از مردم برای آن وزن و اعتباری قائل می‌شدند در آن صورت میلیون‌ها نفر برای یارانه نباید ثبت‌نام می‌کردند.» اما چه اتفاقی رخ داده است که در فاصله کمتر از یک سال این جو بی‌اعتمادی شکل گرفت؟ آنگونه که آمارها نشان می‌دهد بیشترین میزان ثبت‌نام متعلق به زادگاه رئیس‌جمهور(سمنان) با 98 درصد است و پس از آن نیز بالاترین تقاضا برای دریافت یارانه نقدی توسط مردم استان سیستان‌وبلوچستان ثبت شده است؛ استانی که حسن روحانی بیشترین درصد آرایش را از آنجا به دست آورده است. بدون تردید باید دلیل پاسخ منفی مردم را در عملکرد دولت جست‌وجو کرد و پرسید این سلب اعتماد عمومی نتیجه کدام عمل دولت است؟ نگاهی گذرا به عمر دولت یازدهم نشان می‌دهد رفتار و عملکرد برخی دولتمردان با یکدیگر همخوانی چندانی ندارد، دولت از طرفی بر بار سنگین یارانه‌های نقدی تأکید می‌کند و از طرف دیگر اخبار ریخت‌وپاش‌های گسترده در آن به بیرون درز می‌کند! یا در حالی که دولت از عدم توانایی برای فراهم آوردن نقدینگی به منظور پرداخت یارانه‌ها سخن می‌راند، اما از طرف مقابل خبرگزاری‌ها اخباری چون تغییر دکوراسیون ساختمان‌ ریاست‌جمهوری که گفته می‌شود نزدیک به پنج میلیارد تومان هزینه در پی داشته است، هزینه هفت میلیاردی برای احداث سونا و استخر در ساختمان ریاست‌جمهوری، هزینه بالغ بر 900 میلیون تومان برای ارسال پیامک تبریک سال نو به مردم، سفر تفریحی برخی دولتی‌ها به کیش در ایام تعطیلات نوروز، برگزاری جشن اشرافی در کاخ سعدآباد به بهانه ولادت حضرت فاطمه(س) و... را بر روی خروجی‌های خود قرار می‌دهند؛ اخباری که اگرچه ما صحت هیچ کدام از آنها‌ها را نه تأیید و نه رد می‌کنیم، اما رسانه‌ای شدن این دست اخبار و انتشار این گونه اخبار متناقض با عملکرد و رفتار دولت در جامعه، قطعاً نتیجه‌ای جز خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی به دولت ندارد و موجب می‌شود افکار عمومی با این پرسش مواجه شود که چه ضمانتی وجود دارد مبالغی که از عدم دریافت یارانه در حساب دولت خواهد ماند در آینده نیز صرف همین دست موارد نشود؟! این کاهش اعتماد عمومی می‌تواند عواقب بسیار نگران‌کننده‌ای برای کشور داشته باشد، بی‌اعتمادی‌ای که اگرچه امروز محدود به رفتار دولت یازدهم است، اما اگر علاجی برای آن در نظر گرفته نشود و دولت رفتار خود را تصحیح نکند در آینده‌ای نه چندان دور، می‌تواند مردم را به کلیت نظام بدبین کند؛ اعتمادی که برای کشور بسیار حائز اهمیت است و حفظ آن همواره، مورد تأیید مقام معظم رهبری بوده است، در همین رابطه ایشان در خرداد ماه سال گذشته در دیدار جمعی از اقشار مردم می‌فرمایند: «مصونیت كشور، وابسته‌ به حضور مردم است؛ كم شدن فشارهای دشمنان، وابسته‌ به حضور مردم است، وابسته به اتحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهوری اسلامی و حس اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حس باید روزبه‌روز تقویت بشود.» امید است که دولت از روزهای باقی‌مانده خدمتش درست استفاده کرده و به جای متهم کردن این و آن، اعتماد مردم به خود را هرچه بیشتر تقویت کند. هر چند که از برخی شیطنت‌های رسانه‌ای نیز در این‌خصوص نمی‌توان عبور کرد، اما در کل دولت مسئول اصلی اعتمادبخشی به خود است.


نیم نگاه
فتح الله پريشان

بازی دو سر باخت؟!
در چند سال گذشته هر از گاهی خبرهايي از جلسات مختلف سيدمحمد خاتمي، رئیس‌جمهور اسبق کشورمان در رسانه‌ها مبني بر اينکه وي ادعاي تقلب در انتخابات رياست‌جمهوري سال 88 را رد و بر سلامت انتخابات در آن دوره تأکيد کرده است، منتشر می‌شود. بررسی این قبیل موضع‌گیری‌ها از سوی وی نشان می‌دهد که مواضع دو پهلوی، یکی به نعل، یکی به میخ خاتمی از همان ایام پس از انتخابات و فتنه شروع و به تناسب موضوعات و افراد و جریاناتی که با وی دیدار کردهاند دارای فراز و فرودهایی بوده است. البته اين اخبار هيچ‌گاه از سوي خاتمي تکذيب نشده، اما از سوي ديگر هم وي هيچ‌گاه حاضر نشد اين موضوع را به صورت رسمي و علني اعلام کند.
در این راستا، هفته گذشته خبرگزاري تسنيم فايلي صوتي را منتشر کرد که در آن خاتمي ادعاي تقلب را رد ميکند. همچنین پایگاه جهان به‌تازگی خبری را منتشر کرد که خاتمی در جمع خصوصی اصلاح‌طلبان رفتار فتنه‌گران در روز عاشورای سال 88 و مردم خداجو خواندن آنها از سوی موسوی را اشتباه توصیف کرده است. البته خاتمی چند ماه پیش(دی‌ماه92) در پاسخ به پرسش خبرنگاری که از وی پرسید، چرا شما از سال ۱۳۸۸ تاکنون، علیه فتنه و اقدامات فتنه‌گران موضع نگرفتید؟ به چرایی رفتار دوگانه و سکوت شائبهانگیز خود این‌گونه پاسخ داد: «من رأس یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه‌گران بازداشت شده) تا رقاصه‌های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد.»!
با وجود اینکه پاسخ خاتمی به چرایی مواضع خود روشن بوده و نشان می‌دهد که برای وی و همپالگی‌هایش حفظ قدرت ولو به هر قیمت، مهم‌تر از دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی و انقلابی است، اما بررسی تحلیلی مواضع وی که به‌تازگی بازپخش شده حاوی نکاتی است که مرور آنها در اوضاع سیاسی امروز جامعه ما خالی از لطف نیست:
۱ـ اینکه خاتمی در محافل خصوصی اصلاح‌طلبان گفته که از اول هم اعتقاد نداشته در انتخابات سال 88 تقلب شده است، اما در عین حال از ترس اصلاح‌طلبان جرئت ندارد همین حرف‌ها را علناًًً ابراز کند و اعتراف کند که سنگ بنای آشوبگری و فتنه‌انگیزی پنج سال پیش، یک دروغ بزرگ بوده که همان نیز اسم رمز آشوب واقع شده است، از شخصیتی چون وی مایه تأسف و با تمام ادعاهای وی در تناقض است.
۲ـ خاتمی باید بداند که با در پیش گرفتن سیاست دوگانه و سیر اعوجاجی نمی‌تواند شانه مسئولیت خود را از زیر سوالات بزرگی که برای مردم در خصوص حداقل سکوت وی ایجاد شده خالی کند. اگر خاتمي بنا به اذعان خودش به پيروزي محمود احمدي‌نژاد در انتخابات 88 مطمئن بود، چرا با فتنه همراهي کرد؟ تبريک او به موسوي در روز رأي‌گيري بر چه اساس و با چه نيتي صورت گرفت؟ حضور او در راه‌پيمايي 25 خرداد و پيشنهاد همه‌پرسی به نظام در دیدار یک ماه پس از آن روز به جمعی از خانواده فتنه‌گران چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد؟...
۳ـ به نظر می‌رسد خاتمی بازی دو سر باختی را با مردم و نظام اسلامی آغاز کرده است. به اعتقاد کارشناسان، اين اظهارات خاتمي اگرچه ظرفیت اثبات گزاره‌هایی را درباره نيات و اهداف فتنه 88 مستنداًً در اختیار مسئولان می‌گذارد، اما مهم‌تر از آن، به اعتقاد بسیاری، هدف خاتمی و هوادارانش از چنین خبرسازیهایی، احیای حیات سیاسی وی و یافتن بسترهایی برای آشتی دادن نظام با اوست، تا بتوانند از پتانسیل وی برای صحنه‌های آتی سیاسی کشور نظیر انتخابات بهره‌برداری کنند. این در حالی است که سیاست مردمی نظام اسلامی با سران فتنه و حامیانش طبق قانون مشخص است.
۴ـ این در حالی است که انتشار اين اظهارات افکار عمومي را به درک واقع‌بينانه‌تري از ماهيت پنهان جريان سياسي اصلاحات میرساند. از این رو از پدیدهای که انتظار بهره سیاسی می‌رود، بيش از هر چيز عدم صداقت خاتمی و ماهيت رفتارهاي بي‌قاعده و متناقض اصلاحطلبان برای مردم روشن خواهد شد.


دریچه

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (22)

تابستان ۱۲۹۵ آغاز نگرانی‌ها از بروز قحطی در کشور
تقریباً یک سال پس از آغاز جنگ جهانی اول، «رالف اچ‌بیدر» کنسول آمریکا در ایران در گزارش خود به تاریخ ۲۰ می ۱۹۱۵ (خرداد سال ۱۲۹۴ هـ ش) به بررسی وضعیت مواد غذایی در ایران و تأثیر جنگ بر قیمت کالاها، اعم از وارداتی و داخلی می‌پردازد و می‌گوید: «از آغاز درگیری‌ها در اوت گذشته در اروپا عملاً واردات به ایران متوقف شده است.» وی سپس به این نکته مهم اشاره می‌کند: «بنابراین بهای اقلام تولید خارج به شدت افزایش یافته است. این در حالی است که افزایش بهای اقلام تولید داخلی چندان نبوده است. از جمله اقلام تولید داخلی که بهای آنها افزایش نیافته، گوشت گوسفند، گوشت گاو، آرد ایرانی، مرغ، تخم‌مرغ و میوه‌جات است. برنج که در زمین‌های پست ساحل دریای خزر کشت می‌شود، هر پوند ۵ تا ۶ سنت افزایش یافته است. بهای شکر هر پوند ۸ تا ۱۰ سنت، قهوه هر پوند ۳۰ تا ۵۰ سنت، چای هر پوند ۴۸ تا ۸۰ سنت و آرد اروپایی هر پوند ۷ تا ۱۲ سنت افزایش قیمت داشته است.» سپس بیدر این‌طور نتیجه می‌گیرد: «چنین به نظر می‌رسد که هزینه زندگی برای مردم بومی که اجزای اصلی غذای روزانه آنها گوشت گوسفند، برنج و نان گندم است، افزایش چندانی نداشته، ولی هزینه زندگی خارجی‌ها که بیشتر اقلام وارداتی اروپایی را مصرف می‌کنند از ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش یافته است. کالاهای اروپایی موجود در بازار به تدریج مصرف می‌شود و انتظار می‌رود هزینه‌های زندگی افزایش یابد.»
این گزارش مشخص می‌کند که یک سال پس از آغاز جنگ در اروپا و نه ماه پس از اشغال اهواز و خوزستان به دست انگلیسی‌ها و پس از بروز جنگ تمام‌عیار میان روس‌ها و ترک‌های عثمانی در آذربایجان ایران، هنوز مواد غذایی به قدر کافی در کشور موجود بوده است.
«جفرسون کفری» کاردار موقت آمریکا نیز در ژوئیه ۱۹۱۶ یک سال پس از گزارش رالف اچ بیدر که گذشت، درباره قیمت‌ها در تهران این گونه گزارش می‌کند: «قیمت کالاهای وارداتی همیشه در این پایتخت بالا بوده و قیمت کالای بومی نیز به حساب شرایطی که در اثر جنگ حاصل شده، افزایش یافته است.»
همان‌طور که گزارش کفری نشان می‌دهد در سال ۱۹۱۶ به فاصله دو سال از آغاز جنگ، تورم قابل توجهی در کشور به‌وجود آمده و نرخ برابری ارز افزایش یافته بود. کفری می‌نویسد: «در حال حاضر نرخ برابری یک قران، ۱۴۳/۰ دلار است. در شرایط عادی نرخ برابری قران، ۰۸۷۵/۰ دلار است.» با این حال هنگامی که قیمت جو، پوندی دو سنت بود. باز هم مواد غذایی در فصل برداشت در سال ۱۹۱۶ نسبتاً فراوان بوده است. این واقعیتی قابل توجه است؛ زیرا اساساً در دوران جنگ سنگین‌ترین درگیری‌ها در غرب ایران از اواخر سال ۱۹۱۵ تا تابستان سال ۱۹۱۶ رخ داده است و پس از این تاریخ است که اوضاع رو به وخامت می‌گذارد.
اگرچه معمولاً به قحطی در سال‌های ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ اشاره شده است، اما واقعیت این است که بحران کمبود مواد غذایی از یک سال پیش آغاز شده بود و قحطی نیز تا تابستان ۱۹۱۹ ادامه داشت.
ایران از نوامبر سال ۱۹۱۴ که انگلیسی‌ها به خوزستان هجوم آوردند، صحنه درگیری‌ها بود و تا سال ۱۹۱۷ که روس‌ها و عثمانی‌ها از ایران بیرون رفتند، نبردهای بزرگی در غرب ایران در جریان بود، ولی در این بازه تاریخی بحران ناشی از قحطی اتفاق نیفتاده بود، لیکن شواهد نشان می‌دهد که تا اکتبر سال ۱۹۱۶ معلوم شده بود که بحران شدیدی در راه است.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 246
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

اصالت سازمانی و محبوبیت اجتماعی مؤتلفه
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (30)

در این شماره با مباحثی درخصوص آینده، اصالت سازمانی، توان بسیج هواداران در راستای منافع ملی، محبوبیت اجتماعی و میزان تطابق‌پذیری مؤتلفه با فرهنگ سیاسی جامعه آشنا می‌شویم.

اصالت سازمان یا اهداف اولیه
آیا مؤتلفه به اهداف اولیه خود وفادار مانده است و یا خصلت سازمان بر آن غلبه یافته و به اصطلاح، خودِ سازمان، هدف شده است؟
بر مبنای مطالعات، مؤتلفه اسلامی به تمامی اهداف خود كه در مرامنامه اولیه و جدید خود، ذكر كرده پایبند است. این امر شاید بدان دلیل باشد كه مؤتلفه حق سرپیچی از دستورات را برای اعضا به شرط آنكه دلیل منطقی ارائه دهند كه این دستور بحق نیست، محفوظ نگه داشته است.(۱)

میزان تطابق با فرهنگ سیاسی جامعه
فرهنگ سیاسی جامعه ما در حال حاضر دو بخش دارد؛ كلیات و جزئیات. منظور از كلیات پذیرش اسلام، انقلاب، نظام و رهبری است كه مورد پذیرش اكثریت قاطع مردم است و منظور از جزئیات، سلیقه‏های مختلف در اداره كشور است كه در قالب جناحهای سیاسی كشور نمود پیدا می‏كند. مؤتلفه با فرهنگ سیاسی جامعه از نظر كلیات تطابق دارد، امّا در بخش جزئیات، با توجه به مشاهدات عینی نویسنده از وضعیت اجتماع و اوضاع جامعه می‏توان گفت كه تا حدی دچار عدم تطابق است. در این باره، آقای محمد خرسند، عضو شورای مرکزی مؤتلفه می‌گوید، کار حزبی در کشور ما پرهزینه است، زیرا:
«در جامعه ما نگاه خوبی نسبت به احزاب وجود ندارد و به احزاب کم‌لطفی می‌شود.»(۲)
در این باره، مؤتلفه به جای آنكه مانند برخی احزاب سعی كند خود را همرنگ اكثریت جامعه كند، تلاش می‏كند با افزایش كمی و كیفی تبلیغات خود، جامعه را به سمت ارزش‌های مورد نظر خود سوق دهد و در این راه موفقیتهایی هم به دست آورده است كه می‌توان نمود آن را در پیروزی همفکران مؤتلفه در چند انتخابات اخیر، مجالس هفتم، هشتم، نهم و ریاست جمهوری نهم و دهم مشاهده کرد.

میزان توانایی بسیج هواداران در راستای منافع ملی
در خصوص میزان توانایی بسیج هواداران در راستای منافع ملی، یكی از اعضای قدیمی مؤتلفه به نویسنده گفت: «مؤتلفه هیچگاه به تنهایی مردم را بسیج نمی‏كند، مگر آنكه نظر ولایت باشد كه در آن صورت همه امت حزب‏الله حركت می‏كند و مؤتلفه و غیر آن ندارد؛ مانند خنثی‏سازی بحران 18 تیر 1378(غائله كوی دانشگاه تهران) كه مؤتلفه همراه سایر مردم بنا به اذن مقام معظم رهبری به خیابانها ریختند و شورش را خواباندند.»(۳)
هر چند سخن فوق درست است و مؤتلفه هیچگاه به تنهایی مردم را بسیج نكرده و نمی‏كند، اما به نظر می‏رسد در اوضاع كنونی جامعه اگر بخواهد به تنهایی و بی‌اذن رهبری و بدون هماهنگی با سایر احزاب اصولگرا، عده‏ای را بسیج كند، با توجه به نفوذ مؤ‏تلفه در هیئت‌های مذهبی، تخمین زده می‏شود بتواند تا چند هزار نفر را بسیج كند.

میزان ابهام نقش حزب برای مردم
مؤتلفه با آنكه اصرار دارد در بین مردم فعالیت كند، برای مردم سخنرانی كند، مقالات خود را در نشریات خویش در حد فهم متوسط مردم بنویسد و... با این حال مشاهدات اجتماعی مؤلف نشان می‏دهد نقش مؤتلفه تا حد زیادی برای مردم جامعه ما مبهم است. حتی برخی اصولگرایان هم نمی‌دانند که مؤتلفه دارد چه کار می‌کند. این امر به چند دلیل است:
الف ـ سطح مطالعه در جامعه ما نسبتاً پایین است، به همین دلیل، بسیاری از نشریات احزاب و از آن جمله مؤتلفه، اصولاً مطالعه نمی‏شوند.
ب ـ تبلیغات علیه مؤتلفه بالاست؛ این امر سبب شده است كه نقش واقعی مؤتلفه برای بسیاری از مردم، به ویژه اهل مطالعه و سیاست، ناشناخته بماند و نوعی سوءظن در اذهان برخی از آنان پدید آید.
ج ـ سطح تبلیغات مؤتلفه ضعیف بوده است؛ این سطح در حال حاضر رو به بهبود است، امّا به سرعت نمی‏تواند نواقص را جبران نماید.
د ـ مرجع فكری قابل قبول برای بسیاری از مردم ما در سالهای اخیر، استادان دانشگاه، دانشجویان و فرهنگیان هستند كه اكثریت اهل سیاست آنان به مؤتلفه تمایل ندارند. مؤتلفه به تازگی سعی كرده است روی افکار این اقشار نیز كار كند.
ه ـ مؤتلفه، خود علاقه چندانی به مطرح شدن در جامعه نداشته است و ترجیح داده است تا به صورت عادی فعالیت کند. البته اکنون روند عوض شده است و مؤتلفه قصد دارد بر حجم اعضا و هواداران خود بیفزاید.

محبوبیت اجتماعی مؤتلفه
بر اساس آنچه گفته شد، در حالی که رهبران انقلاب اسلامی و روحانیت برجسته به مؤتلفه علاقه‌مند هستند، محبوبیت اجتماعی حزب چندان به چشم نمی‌آید. البته با توجه به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، دوره دوم و سوم شوراها و مجالس هفتم، هشتم و نهم كه در همه موارد پیروزی قاطع با جناح همفکر مؤتلفه بوده، میزان محبوبیت اجتماعی مؤتلفه در سالهای اخیر، قابل قبول ارزیابی می‏شود.
گفتنی است مؤتلفه در بین طرفداران نظام اسلامی، آن هم از گروه ارزشگرا، آن هم از كسانی كه تحت تأثیر تبلیغات مخالفان مؤتلفه قرار نگرفته‏اند، محبوبیت دارد. از این رو، پرسشی پیش می‌آید که چرا محبوبیت اجتماعی مؤتلفه کم است؟ به نظر می‌رسد علل پایین بودن محبوبیت اجتماعی مؤتلفه عبارت است از:
۱- مشهور نبودن: مؤتلفه به این دلیل که چندان تمایلی به مشهور شدن ندارد، برای بسیاری از مردم اصولاً شناخته شده نیست. در ضمن، بسیاری از کسانی که اسم این حزب را شنیده یا خوانده‌اند از تاریخچه و قدمت آن اطلاعی ندارند، اعضای برجسته آن را نمی‌شناسند. از سوی دیگر، می‌دانیم که مردم ما تجربه خوشی از احزاب سیاسی ندارند و چنین است که تا حزبی را دقیق نشناسند به آن اطمینان نمی‌کنند.
۲- ابهام عملکرد: بسیاری از مردم نمی‌دانند مؤتلفه چه کار می‌کند؟ مؤتلفه گزارش کار هنرمندانه از خود یا ارائه نمی‌دهد و یا آن را در شمارگان گسترده توزیع نمی‌کند.
۳- اسم مؤتلفه: اسم یک حزب، نخستین اثر را در ذهن مخاطب برجا می‌گذارد. کلمه مؤتلفه برای فارسی‌زبان‌ها، چندان جذاب نیست و نیز فلسفه انتخاب چنین اسمی برای بسیاری از مردم روشن نیست. وقتی این اسم را با اسم حزب جمهوری اسلامی مقایسه کنیم درمی‌یابیم که اسم دوم بسی روشنتر و جذابتر است.
۴- مسن بودن: مؤتلفه در سالهای اخیر گامهایی را برای جوانگرایی برداشته است، اما همچنان در قیاس با سایر احزاب، حزبی مسن به شمار می‌رود و این امر هر چند تجربیات فراوانی را برای حزب به ارمغان می‌آورد، اما از آنجا که جامعه ایران کنونی، از جوانترین جوامع دنیاست، مؤتلفه توان چندانی برای برقراری ارتباط با نسل جوان ندارد.
۵- دفاع از نظام: مؤتلفه پیوسته و آشکارا از نظام اسلامی دفاع می‌کند. طبیعی است چنین دفاعی سبب شود ضد انقلاب، از مؤتلفه رنج ببرد و نیز برخی مردم ناآگاه که با نظام مسئله ندارند، اما از برخی سیاستهای مسئولان ناراحت هستند، به دلیل اینکه مؤتلفه اغلب انتقادهای خود را آشکارا بیان نمی‌کند، مؤتلفه را طرفدار صد درصد سیاست‌های مسئولان بپندارند و از آن دلگیر شوند. از سوی دیگر، دفاع سرسخت مؤتلفه از نظام اسلامی سبب شده است تا ضد انقلاب، جوسازی فراوانی علیه آن داشته باشد و طبیعی است که عده‌ای تحت تأثیر این جوسازیها قرار گیرند.
۶- عملکرد عقلانی: مؤتلفه از عملکرد جنجالی و احساسی می‌پرهیزد و تلاش دارد تا عقلانی عمل کند. برای نمونه می‌توان به نامه‌نگاریهای مؤتلفه با حزب مشارکت و یا به مناظرات برخی اعضای برجسته آن با سران احزاب رقیب اشاره کرد. این خوب است، اما جذابیت آن در مقایسه با عملکردهای جنجالی و احساسی اندک است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

امکان یا امتناع دموکراسی مستقیم
پیش از این دیدیم که تصمیم‌گیری مبتنی بر اکثریت، حتی در بستر دموکراسی مشارکتی مستقیم، این مسئله را پیش می‌کشد که چگونه کسانی که با موضع اکثریت مخالف هستند و علیه آن رأی می‌دهند، بر خود حکومت می‌کنند. در این شماره ضمن بررسی مقوله نمایندگی نسبی، به تبیین غیرعملی بودن دموکراسی مستقیم خواهیم پرداخت.
نمایندگی نسبی
اصل کلی نمایندگی نسبی (Proportional representation) مسلماً دموکراتیک‌تر از هر نظامی است که به نمایندگی کردن بیش از حد اکثریت به ازای نمایندگی کردن کمتر اقلیت‌ها تمایل دارد، تازه اگر بحث و اقبال با آنها باشد که اصلاً نمایندگی خود را اعمال کنند. شیوه‌های گوناگون و با دقتی معقولانه برای نمایندگی نظرات مردم وجود دارد. یک راه برای انتخاب نماینده این است که به او به عنوان فرد رأی ندهند، بلکه تعداد آرایی را بشمارند که به نفع این یا آن موضع یا طرح پیشنهادی که او نمایندگی آن را برعهده دارد، داده شده است. روش دیگر این است که برای هر گروه یا جناح انتخاباتی، بیش از یک نماینده انتخاب گردد و نمایندگان تقریباً به نسبت توزیع نظرات در میان گروهی که قرار است نمایندگی شود، انتخاب گردند.(۱)
در سطح پارلمانی حوزه‌های انتخاباتی که چند عضو دارند تا حدی برای رسیدن به این هدف طرح‌ریزی شده است. البته باید توجه داشت که کسانی که با اصل کلی نمایندگی نسبی مخالفت می‌کنند، معمولاً بنیان مخالفت خود را بر دفاع از دموکراسی یا نمایندگی استوار نمی‌سازند، بلکه لزوم داشتن دولتی مقتدر و با ثبات را مطرح می‌‌سازند. شاید این موضوع را نیز باید به عنوان عاملی مهم در نظر گرفت، اما این استدلال نیز مانند سایر استدلال‌هایی که برای محدودیت نفوذ یا کنترل مردم بر نظام‌های سیاسی یا مجالس آورده‌اند، استدلالی دموکراتیک نیست.
بنابراین صرف‌نظر از کسانی که فضیلت دموکراسی نمایندگی را دقیقاً در محدودیت و مقید کردن بر قدرت مردم می‌دانند و حتی در انگلستان، قدرت حاکمیت را به جای مردم به نهادهای نمایندگی می‌دهند، استدلال اصلی در دفاع از دموکراسی نمایندگی، استدلالی پراگماتیستی است، بنا بر این استدلال، دموکراسی نمایندگی در جوامع بزرگی که تعداد شهروندان آن بسیار زیاد و در عین حال پراکنده هستند، بهترین شیوه برای تجمع آنها در یک مکان است. اکنون باید اعتبار این استدلال را بررسی کرد. چرا دموکراسی مستقیم غیرعملی است؟

غیر عملی بودن دموکراسی مستقیم
در پاسخ به پرسش فوق، نخست باید پرسید که آیا مشارکت مردم مستلزم آن است که همگان در یک زمان و در یک جا گرد هم آیند؟ چرا نباید بحثی مشابه یا بحث در مورد موضوعی مشابه، کم و بیش در زمانی واحد و در مکان‌های متفاوتی انجام گیرد؟ ابزارهای جدید ارتباطات، خصوصاً تلویزیون در صورتی که مطلوب باشد، به سهولت می‌توانند بر مشکل دور دست بودن مجالس محلی خاص فائق آیند. نکته‌های اصلی سخنرانی‌ها یا سایر نکات مهم بحث‌ها را می‌توان به سهولت در سطح ملی پخش کرد. حتی این امکان هم وجود دارد که مردم بحثی سیاسی یا پارلمانی را در خانه با تلویزیون ببینند و سپس رأی یا نظر خود را با فشردن یک دکمه یا از طریق تلفنی مجانی به اطلاع برسانند. نکته مورد نظر در این نوشته مهم اما بسیار ساده است: تکنولوژی جدید، مشارکت مستقیم مردم را در بحث‌ها و تصمیم‌گیری‌های سیاسی به واقعیت عملی کاملاً ممکنی تبدیل کرده است. مطلوب بودن یا نبودن این واقعیت موضوع دیگری است.(۲)
مورد دیگر همه‌پرسی یا رفراندوم است. مراجعه به آرای عمومی، ابزاری است که با شک و تردید به آن می‌نگرند، اساساً به این علت که معمولاً از آنها برای تأیید یا تصدیق تصمیماتی استفاده می‌شود که پیشتر گرفته شده یا خط‌مشی‌هایی که از پیش شروع شده ـ مانند ورود انگلستان به جامعه مشترک اروپا ـ و یا در مرحله اجرا است. در این شرایط، موضوع به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که نتیجه مورد نظر دولت به دست آید. به کلام دیگر همه‌پرسی اقدامی نمایشی در جهت مشورت با مردم است که واجد موضوع مهمی نیست. اما معمولاً دولت‌ها از پذیرش نتیجه‌ای که آنان را مکلف نماید، سر باز می‌زنند. بدین‌سان همه‌پرسی ممکن است بی‌ارزش باشد و مورد سوءاستفاده قرار گیرد، اما ما نباید از این امر نتیجه بگیریم که همه‌پرسی ذاتاً ناخوشایند و فاقد کارایی است. برعکس بار دیگر به دشواری می‌توان به این اصل اعتراضی دموکراتیک داشت که مردم مجازند تا در مورد موضوعات عمده تصمیم بگیرند. دو موضوعی که در مورد آن در دهه ۱۹۷۰ همه‌پرسی برگزار شد، یعنی پیوستن به جامعه مشترک اروپا و ایجاد دولت خودمختار محدود در اسکاتلند و ولز، نمونه‌هایی از چنین موضوعاتی هستند.(۳) نکته مهم این است که در هر دو مورد همه‌پرسی بحثی جدی و گسترده را در مورد موضوعاتی که قرار بود تصمیم‌گیری و رأی‌گیری شود، برانگیخت. اگر از سطح ملی فراتر رفته و جوامع کوچک محلی یا نهادهای خاص مانند کارخانه‌ها و دانشگاه‌ها و... را در نظر بگیریم، کاملاً روشن است که از نظر تعداد یا ارتباطات، هیچ موضوع خاصی که مانع خودگردانی آنها بر مبنای اصل مشارکت مستقیم باشد، وجود ندارد. ممکن است به دلایل دیگری در مقابل اجرای چنین اصلی مقاومت شود که همیشه هم چنین بوده است؛ دلایلی از این قبیل که زمان زیادی صرف می‌شود، هزینه‌بر است یا عملی نیست و... اما یقیناً چنین اندیشه‌ای عملی است. در واقع تعداد کسانی که در چنین سطوحی حضور دارند، بسیار کمتر از جمعیت شهروندان آتن در قرن پنجم پیش از میلاد است. مجموعه نهادهایی که در انگلستان دموکراسی مستقیم را تا حدودی تمرین می‌کنند، اتحادیه‌های دانشجویی هستند که بعضاً با گردهمایی‌های عمومی که فقط دانشجویان مجاز به شرکت در آن هستند، برگزار می‌شوند. البته در این قبیل گردهمایی‌ها معمولاً نسبت کوچکی از کل دانشجویان عملاً حضور دارند. با این وجود این اصل تثبیت شده که تمام دانشجویان می‌توانند در فرایند تصمیم‌گیری شرکت داشته باشند و قاعده این نبوده که چنین فرایندی بدون کارایی بوده و یا به نتایج پوچ و بی‌معنایی انجامیده باشد. در شماره آینده به نسبت‌سنجی رابطه بین رضایت، آزادی و دموکراسی خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 246
فتح الله پریشان

چرا ملاصدرا را صدرالمتألهین نامیده‌اند؟
حدود چهار قرن است که ملاصدرا را با اسم «صدرالمتألهین» می خوانیم، ولی غالباً سؤال نکرده‌ایم که چرا اصلاً ملاصدرا را «صدرالمتألهین» گفته اند؟ در پاسخ به این پرسش منطقی، این مطلب را به دلیل جامعیت و نکته‌سنجی استاد فلسفه، آقای غلامرضا اعوانی، از وبگاه‌شان اقتباس و با جرح و تعدیل تقدیم مخاطبان عزیز می‌کنیم تا بیشتر با مقام و جایگاه علمی ملاصدرا آشنا شویم. اول باید ببینیم معنای تأله چیست؟ آیا تأله معنای خاصی دارد؟ آیا نوع خاصی از حکمت است؟ خصوصیات حکمتی که به حکمت تألهی معروف است چیست؟ بعد از آن، خصوصیات حکمت تألهی را در عالم اسلام و عالم غرب و جایگاه آن را در جهان معاصر نشان بدهیم و بالاخره بگوییم جایگاه صدرالمتألهین در این سیر حکمت تألهی کجاست؟ بعضی گمان کرده‌اند چون صدرالمتألهین به مسائل علم الهی پرداخته است وی را صدرالمتألهین گفته‌اند. این گمان، هم درست است و هم نادرست. درست نیست به این دلیل که افراد زیادی به مسائل علم الهی پرداخته‌اند، اما لقب متأله نگرفته‌اند برای نمونه ابن سینا حکیمی بزرگوار و یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان اسلامی است، وی واقعاً حکیم است و ما نباید این اسم را از او دریغ کنیم، ولی هیچکس او را متأله نگفته است.
برای اینکه به معنای تأله پی ببریم باید بدانیم که برای اولین بار به طور جدّی سهروردی مسئله تأله را مطرح می‌کند و به نوع خاصی از حکمت به نام تأله قائل می‌شود که با نوع دیگری از حکمت که آن را حکمت بحثی می‌نامد تفاوت دارد. او در واقع حکمت را به دو نوع تقسیم می‌کند: نوع عالی حکمت را تأله یا حکمت ذوقی و نوع دیگر را حکمت بحثی می‌نامد و تمام حکما و طالبان حکمت را بر حسب اینکه متوغّل در تأله یا متوغّل در حکمت بحثی باشند و یا در آن متوسط یا ضعیف باشند به درجاتی تقسیم می‌کند که بالاترین درجه آن حکیمی است که متوغّل در تأله و متوغّل در بحث است تا آخرین درجه حکیم که حکیم بحاث عدیم التأله هست یعنی حکمت بحثی دارد، امّا فاقد حکمت ذوقی است که امثال یا نمونه حکیم بحاث عدیم التأله، ارسطو، ابن سینا و فارابی هستند. پس، این تقسیم در نزد سهروردی بسیار دقیق و مهم است. به نظر سهرودی در فلسفه یونان آنکه جامع حکمت ذوقی و بحثی بوده، افلاطون بود که او را امام الحکما و رئیس آنها میخواند و اعتقاد دارد که تحت تأثیر او این حکمت که جامع بین حکمت تأله و حکمت بحثی است در عالم اسلام ظاهر شد. اما به نظر سهروردی این حکمت فقط به یونان اختصاص ندارد، بلکه هیچ جای عالم از جمله ایران از حکیم متأله خالی نبوده است و اگر زمانی باشد که عالم از تأله و حکمت خالی باشد، آن زمان، زمانی ظلمانی است. پس تأله همیشه در عالم بوده و نور حکمت و چراغ حکمت فروزان بوده است.
جالب این است که از نظر او عرفای اسلام هم متأله بودند، یعنی دارای این حکمت ذوقی و تألهی بودند مانند جنید، ابوسهل تستری، بایزید بسطامی و خیلی از عرفای دیگر. سهروردی عرفان را تأله می‌داند.
باید ببینیم خصوصیات حکمت تألهی که در صدرالمتألهین به کمال رسیده است چیست؟ من در اینجا افلاطون را با ملاصدرا و سهروردی مقایسه کردم تا مشخص شود چرا ملاصدرا، صدرالمتألهین است؟ زیرا از نظر هر دو فیلسوف یعنی سهروردی و ملاصدرا، افلاطون حکیمی الهی و متأله است.
از نظر افلاطون حکیم باید دارای حکمت بحثی باشد که اصلاً به معنای دقیق کلمه حکمت نیست. حکیم متأله باید دارای مرتبه ای باشد که از طریق دیالکتیک افلاطون یعنی عروج روحانی و معنوی به طرف عالم بالا به دست می آید. نکته دوم اینکه حکمت تألهی روشی خاص دارد که از تخلق آغاز میشود و به تحقق می انجامد یعنی صرفاً حکمتی تصوری و تصدیقی نیست در حالی که حکمت بحثی بیشتر بر مبنای تصور و تصدیق است. بر این مبنا، به طور خلاصه میتوان گفت ملاصدرا به این دلیل صدرالمتألهین نامیده شد که جامع حکمت بحثی و حکمت ذوقی بوده است. او نه تنها در مسائل بحثی تسلط داشت بلکه آن را به کمال رسانده بود. اگر حکمت بحثی او را درباره وجود با سهروردی مقایسه کنید، می بینید که آن را به کمال رسانده است. در حکمت ذوقی و حکمت الهی و تألهی هم سرآمد حکمای ماست. او توانسته به کمال حکمت، یعنی جمع میان حکمت ذوقی و حکمت بحثی برسد.
امروزه گمان بسیار خطایی وجود دارد و بسیار تکرار میشود و آن اینکه میگویند میان حکمت تألهی و حکمت بحثی منافات است. در حالی که هیچ منافاتی نیست و ملاصدرا یکی از نوادر و اعجوبه های زمان بوده است که مانند توماس آکویناس در فلسفه مسیحی به بهترین وجه و بلکه با یک اوج بیشتر توانست بین حکمت تأله و حکمت بحثی جمع کند؛ یعنی مسائل حکمت تألهی را استدلالی بکند. (منبع: فصلنامه خردنامه صدرا، شماره42)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

سنت‌گرایی ویژگی معرفت‌شناختی فقه سیاسی
فقه سیاسی به‌عنوان یک دانش سیاسی اسلامی همانند هر دانش دیگری بر بنیان‌های معرفت‌شناختی خاصی استوار است که در شماره گذشته به تبیین نص‌گرایی به‌عنوان یکی از ویژگی‌های معرفتی فقه سیاسی اسلام اعم از شیعه‌ و سنی پرداختیم و قرآن و سنت را از بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین منابع تغذیه‌کننده این نص ذکر کردیم. در این نوشته به بررسی سنت‌گرایی می‌پردازیم.
فقه سیاسی دانشی سنت‌گرا است. مقصود از سنت‌گرایی، اعتقاد به اعتبار و مرجعیت فهم شکل گرفته در سنت فکری پیشینیان است. فقه سیاسی در فهم احکام و آموزه‌های سیاسی مکنون در نصوص دینی از فهم پیشینیان خود که به دلیل قرابت به عهد نصوص مذکور از اعتبار و روایی برخوردارند، کمک می‌گیرد. بر این اساس، سنت‌ فکری پیشینیان، از جایگاه معرفت‌شناختی بالایی برخوردار می‌گردد. سنت‌گرایی فقه‌سیاسی، حاصل پذیرش «اجماع» به عنوان سومین منبع استنباط است. اجماع به مفهوم اتفاق‌نظر و عمل مسلمانان به‌ویژه صحابه نخستین ـ از دیدگاه اصل سنت ـ و اتفاق‌‌نظر علمای فقیه شیعه به‌گونه‌ای که کاشف از قول معصوم(ع) باشد ـ از دیدگاه شیعه‌ـ عمدتاً نقش تفسیری نسبت به کتاب و سنت ایفا می‌کند. دقت در استدلال‌هایی که فقها بر حجیت اجماع ارائه کرده‌اند، ضمن ایضاح جایگاه معرفت‌شناختی اجماع، اختلاف‌نظر فقه شیعه و اهل سنت را در این باره آشکار می‌سازد.
در حالی که فقهای اهل سنت با تأثیرپذیری از کلام و متکلمان اهل سنت، از آموزه‌های عصمت امت و عدالت صحابه استفاده می‌کنند و از آگاهی عموم علما و صحابه از سنت پیامبر(ص) سخن می‌گویند، فقهای شیعه با تأثیرپذیری از کلام و متکلمان شیعه، ضمن انکار آموزه‌های مذکور، تنها راه حجیت اجماع علما را کاشفیت از قول معصوم(ع) می‌دانند. بر این اساس، در حالی فهم صحابه مصدر و مرجع شرعی تلقی می‌شود که می‌توان در فهم مقصود قرآن و سنت به آن تکیه کرد، فقهای شیعه بر آموزه کاشفیت از قول معصوم(ع) تکیه می‌کنند و بر این نکته تأکید می‌کنند که فهم علمای پیشین در صورتی که اولاً به مرحله اجماع و اتفاق‌نظر رسیده باشد و ثانیاً کاشف از قول معصوم(ع) باشد، حجیت و اعتبار دارد. به این ترتیب، سنت‌گرایی به مفهومی که گذشت به‌طور دقیقی بر فقه سیاسی اهل سنت تطبیق می‌کند، در حالی که فقه سیاسی شیعه به‌طور دقیق سنت‌گرا نیست. سنت‌گرایی در فقه سیاسی و دامنه مفهومی آن، علاوه بر آنچه گذشت مستلزم دقت در دیگر منابع معرفتی و استنباط فقه سیاسی است. از این رو، در ادامه ضمن تحفظ بر آنچه در توضیح سنت‌گرایی بیان شد، از زاویه دیگری به بررسی یکی دیگر از ویژگی‌های معرفت‌شناختی فقه سیاسی خواهیم پرداخت.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
هرگونه تضعیف درحفظ دستاوردهای انقلاب آسیب است
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی


رهبر کبیر انقلاب اسلامی، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی به همراه جمعی از علما و روحانیت معظم سال‌های طولانی مبارزات، سختی‌ها را متحمل شدند و همه مشکلات را به جان خریدند و همین‌طور اشخاص و افراد فراوانی سال‌ها تحت فشار نیروهای امنیتی رژیم شاه دستگیر و زندانی شدند و یا در تبعیدگاه‌ها به سر بردند و بر روی مواضع اسلام‌خواهی خود مقاومت کردند تا اینکه جملگی فعالیت‌ها و تلاش‌ها به جریان انقلاب و پیروزی نظام منجر شد.
حاصل آن تلاش‌ها و مجاهدت‌ها و شهادت‌ها و مهاجرت‌ها، براندازی رژیم شاهنشاهی وابسته به استعمار غرب بود و نظام جدید(نظام جمهوری اسلامی) براساس ارزش‌های اسلامی پایه‌ریزی و تأسیس شد و از آغاز سال ۱۳۵۸ با همه‌پرسی و آرای مردم، نظام جمهوری اسلامی رسمیت یافت و تا سال ۱۳۶۱ به مدت دو سال روزگار پرفراز و نشیب و سختی را گذراند و به تعبیر رهبر معظم انقلاب از پیچ‌های سخت تاریخی عبور کرد و در همین ایام حضرت امام راحل بر حفظ نظام تأکید کردند و به صورت مکرر، هم در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی و هم در سخنرانی‌های‌شان بر حفظ دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی و نهادهای آن تأکید فراوانی داشتند.

فرازی از وصیت‌نامه
امام راحل در چند فراز از وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان بر حفظ نظام جمهوری اسلامی اشاره داشتند، از جمله مرقوم فرمودند: «اینک که به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه‌ریزی شده و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است، بر ملت عظیم‌الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است.»
در فرازی دیگر آن را امانت الهی ذکر کردند و فرمودند: «امروز بر ملت ایران، خصوصاً و بر جمیع مسلمانان، عموماًً، واجب است این امانت الهی را که در ایران به‌طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند.»
حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در فرازی دیگر آن را نعمتی عظیم یاد کردند و خطاب به مردم توصیه نمودند: «به ملت عزیز ایران توصیه می‌کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور، قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است، کوشش کنید.»

تضعیف سپاه پاسداران تضعیف نظام است
در مباحث پیش مبحثی تحت عنوان «تضعیف سپاه پاسداران، آسیب بزرگ» به بحث گذاشته شد و به نقاط آسیب‌پذیر و عواملی که موجب تضعیف سپاه پاسداران می‌شود به اختصار اشاره گردید و نتیجه‌ای که از آن بحث حاصل شد این بود که تضعیف سپاه آسیب بزرگی برای کشور و نظام جمهوری اسلامی است و هر گونه آسیب به این نهاد، تضعیف نظام را به‌دنبال دارد. اینکه مکرر امام راحل در گذشته و رهبر معظم انقلاب درحال حاضر از این نهاد حمایت کرده‌اند و ورود آن را به دسته‌بندی‌ها و جناح‌بندی‌ها منع کرده‌اند و همین‌طور ورود اعضای گروه‌های سیاسی را به سپاه و نیروهای مسلح منع می‌کنند به این دلیل است که شأن نیروهای مسلح، به‌خصوص سپاه پاسداران اجل از این جمعیت‌ها و تشکل‌های سیاسی است. طبق اصل ۱۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی سپاه پاسداران نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی است که با صراحت آمده است: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند...»
البته شکی نیست که تضعیف هر یک از قوای مسلح و نهادهای موثر دیگر، تضعیف نظام تلقی می‌شود، اما آنچه مسلم است این نهاد از هنگام تأسیس تاکنون همواره به انحای مختلف مظلومیت‌ها را تحمل کرده و مورد تهاجم ناجوانمردانه قرار گرفته و بیش از همه، دشمنان به آن دامن زده‌اند و البته و متأسفانه برخی جریان‌های داخلی هم بعضاً با آنها همصدا شده‌اند که این آسیب و خطر را نباید دست‌کم گرفت که البته همه این دشمنی‌ها نیز به تأثیرگذاری و توانمندی‌های این نهاد مقدس برمی‌گردد.

تخلف از قانون
حضرت امام راحل بیش از هر موضوعی از تخلف از قانون و مقررات در رنج بودند، به‌خصوص قانون و مقررات مبتنی بر شرع مقدس اسلام که به هیچ عنوان آن را تحمل نمی‌کردند؛ چراکه هر گونه تخلف از قانون موجب تضعیف اسلام و نظام جمهوری اسلامی و سایر دستاوردها می‌شود. امام راحل به نیروهای وفادار به انقلاب توصیه‌های فراوانی کرده‌اند، به‌ویژه به سپاه پاسداران رهنمود دادند: «به شما نصیحت می‌کنم که حیثیت و وجاهت خود را در میان مردم حفظ کنید. البته در بین شما، جوان‌های تندی هم هستند که باید آنها را تعدیل کنید تا کارهایی را که برخلاف مشی کلی سپاه است، انجام ندهند.»
و در رهنمود دیگری در تاریخ (۹/۶/۱۳۶۱) راهکار پیشگیری از آسیب دائمی ارائه ‌دادند و فرمودند: «اگر شما قدرتمند نبودید که آنها با شما مقابله نمی‌کردند. چون می‌بینند که یک قدرتی اینجا هست، شما باید بدانید که این قدرت، قدرت بازوی شما و من و سایر افراد نیست، این یک قدرت الهی است. یک قدرت اسلامی است. یک قدرت ایمان است که این کار را انجام داده، ایمان است که شما را وادار می‌کند بروید و برای اسلام فداکاری کنید و ایمان است که در جبهه‌ها این عزیزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند و تا این ایمان را حفظ کردید و تا این تعهد به اسلام را حفظ کردید، هرگز نخواهید آسیب دید.»
توصیه‌های مکرر خطاب به مسئولان نظام و قوای مسلح در پرهیز از تخطی از قانون امری لازم و ضروری بوده و هست، در غیر این صورت نظام در مسیر تضعیف قرار می‌گیرد.

از یاد بردن اهداف
انقلاب اسلامی ایران به دنبال اهداف مقدس و ارزشی و معنوی و منطبق بر کرامت و ارزش‌های اسلامی و انسانی بوده و هست و برشمردن آنها فهرست بلندبالایی را شامل می‌شود. مواردی چون نفی استبداد، ایجاد حکومتی مبتنی بر رأی مردم، رسیدن به استقلال، اجرای عدالت و قوانین و مقررات شرع مقدس اسلام، مبارزه با کلیه مظاهر فساد، حمایت از مظلومان و از همه مهم‌تر از انزوا در آوردن اسلام و مذهب تشیع و احیای آن. یکی از مسائل تأسف‌آور از گذشته دور تا جهان معاصر که در دستور کار دشمنان دین بوده و هست ‌دین‌ستیزی است. مخصوصاً با دین اسلام و تشیع در حد حذف آن تلاش‌های گسترده‌ای کرده‌ و در برنامه‌های خود لحاظ نموده‌اند. یکی از اهداف شاخص انقلاب اسلامی که هرگز نباید از یاد برود اینکه حضرت امام راحل در یکی از سخنرانی‌ها در سال ۱۳۶۱ فرمودند: «آنچه ما به دست آوردیم این است که ما اسلام را در اینجا زنده کردیم، پیشتر اسمی از اسلام بود ولیکن اسلام اصلش نبود، یعنی اصلش دعوا با اسلام بود، می‌خواستند اسلام‌زدایی کنند.»
زنده شدن هویت اسلامی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی بوده است. مقام معظم رهبری آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در این زمینه فرمودند: «انقلاب اسلامی در حقیقت دو کار بزرگ انجام داده است؛ یکی تشکیل نظام اسلامی و دیگری زنده کردن هویت اسلامی در دنیا است.»
فراموشی این هدف (حفظ دستاورد احیای هویت اسلامی) از آسیب‌هایی است که خسارت آن جبران‌ناپذیر است و یکی از شاخصه‌های اصلی تضعیف نظام محسوب می‌شود.

خیانت در امانت
حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان نظام جمهوری اسلامی را به منزله امانت الهی در اختیار این دوران می‌دانند، لذا همه مسئولان دستگاه‌ها، دولت، قوای مقننه و قضائیه و قوای مسلح و همه آحاد مردم و نهادها وظیفه دارند این امانت را که از خون شهدا به ما رسیده حفظ کنند و هر گونه کوتاهی در حفظ این نظام به منزله خیانت در امانت تلقی می‌شود. خطر سهل‌انگاری نسبت به حفظ انقلاب اسلامی به قدری عظیم است که حضرت امام خمینی در سال ۱۳۵۹ خطاب به مسلمین جهان فرمودند: «چرا مسلمین ساکتند و توجه ندارند که اگر جمهوری اسلامی در ایران ـ خدای نخواسته ـ شکست بخورد، اسلام شکست خورده است؟»
و همچنین بار دیگر در سال بعد تأکید کردند: «اگر این نقطه ـ خدای نخواسته ـ رکود پیدا بکند یا شکست بخورد، شکست همه مستضعفین جهان و همه مسلمین جهان و شکست اسلام در تمام ممالک اسلامی خواهد شد.»
حقیقت اینکه مبارزان، انقلابیون، دانشمندان بزرگی همچون استاد شهید مطهری و شهید بهشتی و رزمندگان دوران دفاع مقدس که در راستای حفظ دستاورد انقلاب اسلامی و احیای اسلام و تشیع به شهادت رسیده‌اند هرگونه کوتاهی و تضعیف نظام جمهوری اسلامی خیانت در حق امانتی است که آنها به ما سپردند.
کفران نعمت
امام راحل در فرازی از وصیت‌نامه فرمودند: «نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید، همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید.» علاوه بر آن در همین فراز از نعمت عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی یاد کرده‌اند. تضعیف و سستی در حفظ آن به منزله کفران نعمت است. چون امروز تمام مسلمانان و مستضعفان جهان از فضای مبارزاتی ضداستعماری و ضدظلم در جهان بهره‌مند می‌شوند و بسیاری از سران کشورها با پشتوانه و وجود نظام جمهوری اسلامی از منافع خود دفاع می‌کنند. به‌خصوص از هنگامی که بت دو قطبی‌بودن جهان توسط انقلاب اسلامی شکسته شد بسیاری از ملل دنیا نفس کشیدند و طعم آزادی چشیدند. بنابراین نظام جمهوری اسلامی نعمتی برای همه جهان اسلام و مستضعفین و اشخاص تحت ستم است، تضعیف آن در واقع کفران نعمت است.

کوتاهی در پیام‌رسانی
یکی از انتظارات حضرت امام راحل و مقام معظم رهبری پیام‌رسانی صحیح از دستاوردهای انقلاب اسلامی در همه نقاط ایران و جهان بوده و است. امروز دنیا و ملل مستضعف دنیا بیش از هر چیز نیازمند شناخت و فهم اسلام و نظام جمهوری اسلامی است. متأسفانه نسبت به تدوین و ترویج چگونگی پیام‌رسانی به جامعه داخلی ایران و قومیت‌ها و مناطق مرزی ایران و جهان اقدامی صورت نگرفته است و نهادهای مسئول الزاماً می‌بایست در تدوین دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی برای ملل جهان اهتمام کنند و امام راحل این را وظیفه دانستند و فرمودند: «ما، یک وظیفه اسلامی، یک وظیفه انسانی داریم که آن چیزهایی که در این جمهوری شده است بگوییم و برسانیم به مردم.»
اینها گزیده‌ای بود از عناوین کم‌کاری‌ها و سهل‌انگاری‌ها که موجب تضعیف نظام جمهوری اسلامی می‌شود. در حفظ دستاوردهایی که موجب تقویت نظام می‌شود باید بیش از هر موضوعی کوشا بود که برکات فراوانی به‌دنبال دارد و سبب رضایت خداوند، امام راحل و مقام معظم رهبری می‌شود.


حكایت زمانه

اولين پيام براي قيام لله
«قیام» که در لغت به معنای بیداری، خیزش، تلاش پایدار و مداوم، عبرت و استقامت و... آمده است، در اصطلاح «فلسفه سیاسی» و «دانش سیاست» بیانگر حرکتی انقلابی با هدف معین و عملی ارادی، آگاهانه و مبتنی بر انتخاب و آزادی است که تحقق‌بخش شناخت حق و عدل و برکندن لباس باطل از وجود آن است.
از دیدگاه قرآن کریم و سنت و سیرت معصومین(ع) «قیام» دارای مفهومی بس گسترده است؛ اما آنگاه که امر به قیام برای خدا (قیام لله) می‌شود، بیانگر دو معنای عقیدتی ـ عاطفی یا معرفت‌شناسانه و سیاسی ـ اجتماعی است و نشانگر حرکتی تکاملی و مبتنی بر اعتدال فکری و عملی و لذا حرکتی الهی ـ انسانی است.
جالب آن است که تاريخي‌ترين سند مبارزاتي که از حضرت امام خميني(ره) به جای مانده است (15/2/1323)، نیز با آیه شریفه 46 سوره سبأ آغاز می‌شود که به قیام لله اختصاص دارد و سراسر پیام نیز که خطاب به علما و روحانیون و دانشمندان جهان اسلام است، توجه به همین مفهوم متعالی است.
کلیدواژه «قیام لله» از جمله واژه‌هایی است که به‌طور مستمر و گسترده توسط حضرت امام(ره) به کار گرفته شده است. نگرش امام خمینی(ره) به قیام در دو بعد مرتبط و منسجم عرفانی و سیاسی ـ در آثار و مشی سیاسی ـ عرفانی او قابل تأمل و بررسی است. بر این اساس برداشت سیاسی امام خمینی از قیام، از سویی با دید و نگرش عرفانی آن حضرت از انسان و حرکتش در مسیر سیر و سلوک ارتباط می‌یابد و از دیگر سوی، با بینش سیاسی و همچنین نگرش فقهی و دید فلسفی ایشان دارای ارتباط است؛ زیرا ایشان سیاست را تحقق عملی حکمت، اخلاق و عرفان در جامعه و آخرین سیر از سیرهای چهارگانه سلوک و نیز عین دیانت می‌داند. سیاست طریقت است و قیام، حرکت در میدان طریقت برای تحقق حقیقت و رسیدن به سعادت.
در اندیشه امام‌خمینی(ره)، قیام الهی یا قیام لله بیانگر حرکت صحیح انسان در بستر انسانیت برای یافتن خود و شأن وجودی و حقیقی خود ـ در درون جامعه و در ارتباط با دیگران است. لذا چنین قیامی سود محض است و هیچ‌گونه زیان یا خسرانی در بر ندارد. در حالی که قیام برای نفس و قیام طاغوتی، قیامی است برای تحقق خودِ مادی یا بعد نفسانی انسان و در جهت منافع شخصی صورت می‌گیرد و لذا عامل انحطاط جوامع اسلامی است. چنین قیامی اگرچه منافعی کوتاه‌مدت را برای فرد به دنبال دارد، اما در بنیان و به‌ویژه به لحاظ مصالح عمومی زیان‌آور و خسران‌بار است.
از دیدگاه امام خمینی(ره) ماهیت و حقیقت قیام را اموری چند؛ چون دفاعی و عاری بودن از تجاوز و سلطه‌طلبی، کمال و برتری «فوز عظیم» قداست و معنویت و آرمانی بودن، بی‌انتهایی و بی‌مرزی ـ که در جهت هدفی مطلق و لایتناهی یعنی «الله» صورت می‌گیرد ـ و مهم‌تر از همه، الهی و خداگونه بودن و... تشکیل می‌دهد. بنابراین قیام، حرکتی است دارای ماهیت الهی ـ انسانی؛ و عملی است برای خداگونه شدن انسان، گذشتن از خود مادی و رسیدن به جانان.
پيام مذکور همانطور که گفته شد، يکي از تاريخي‌ترين اسناد مبارزاتي امام خميني به شمار مي‌آيد و اصل نسخه خطي آن در کتابخانه وزيري يزد نگهداري مي‌شود. بخشی از این پیام جاودان بدین شرح است:
«بسم‌الله الرحمن‌الرحيم / قال الله تعالي: قُلْ انَما اعِظُکُم بِواحِدَهٍ أنْ تَقُومُوا لِلهِ مَثني‌ وَ فُرادي‌. (سبأ: 46)
خداي تعالي در اين کلام شريف، از سرمنزل تاريک طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان کرده و بهترين موعظه‌هايي است که خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يک کلمه را پيشنهاد بشر فرموده. اين کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام براي خداست که ابراهيم خليل‌الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه‌هاي گوناگون عالم طبيعت رهانده.
خليل‌آسا درِ علم اليقين زن / نداي «لااحبُ الآفلين (انعام: 73)» زن‌
قيام لله است که موسي کليم را با يک عصا به فرعونيان چيره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صَعْق و صَحْو کشاند. قيام براي خداست که خاتم النبيين ـ صلي‌الله عليه وآله ـ را يک‌تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بت‌ها را از خانه خدا برانداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام قابَ قوسين أو أدني(نجم: 9) رساند.
خودخواهي و ترک قيام براي خدا، ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره کرده و کشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده. قيام براي منافع شخصي است که روح وحدت و برادري را در ملت اسلامي خفه کرده. قيام براي نفس است که بيش از ده ميليون جمعيت شيعه را به طوري از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتي شهوت‌پرست پشت ميزنشين شدند... قيام براي نفع شخصي است که الآن هم چند نفر کودک خيابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قيام براي نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسليم مشتي کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قيام براي خود است که موقوفات مدارس و محافل ديني را به رايگان تسليم مشتي هرزه‌گرد بي‌شرف کرده و نَفَس از هيچ کس در نمي‌آيد. قيام براي نفس است که چادر عفت را از سر زن‌هاي عفيف مسلمان برداشت و الآن هم اين امر خلاف دين و قانون در مملکت جاري است و کسي عليه آن سخني نمي‌گويد. قيام براي نفع‌هاي شخصي است که روزنامه‌ها که کالاي پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه‌ها را که از مغز خشک رضاخان بي‌شرف تراوش کرده، تعقيب مي‌کنند و در ميان توده پخش مي‌کنند. قيام براي خود است که مجال به بعضي از اين وکلاي قاچاق داده که در پارلمان عليه دين و روحانيت هرچه مي‌خواهد بگويد و کسي نفس نکشد.
هان اي روحانيين اسلامي! اي علماي رباني! اي دانشمندان ديندار! اي گويندگان آيين دوست! اي دينداران خداخواه! اي خداخواهان حق‌پرست! اي حق‌پرستان شرافتمند! اي شرافتمندان وطنخواه! اي وطنخواهان باناموس! موعظت خداي جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحي را که پيشنهاد فرموده، بپذيريد و ترک نفع‌هاي شخصي کرده تا به همه سعادت‌هاي دو جهان نايل شويد و با زندگاني شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.
ان للَه في ايام دهرکم نفحاتٌ ألا فتعرضوا لها؛ امروز روزي است که نسيم روحاني الهي وزيدن گرفته و براي قيام اصلاحي بهترين روز است، اگر مجال را از دست بدهيد و قيام براي خدا نکنيد و مراسم ديني را عودت ندهيد، فرداست که مشتي هرزه‌گرد شهوتران بر شما چيره شوند و تمام آيين و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پيشگاه خداي عالم چه عذري داريد؟ همه ديديد کتاب‌هاي يک نفر... بي‌سروپا را که تمام آيين شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشيع به امام صادق و امام غايب ـ روحي له‌الفداء ـ آن همه جسارت‌ها کرد و هيچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذري در محکمه خدا داريد؟ اين چه ضعف و بيچارگي است که شماها را فرا گرفته؟ اي آقاي محترم که اين صفحات را جمع‌آوري نموديد و به نظر علماي بلاد و گويندگان رسانديد! خوب است يک کتابي هم فراهم آوريد که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامي همراه کرده از همه امضا مي‌گرفتيد که اگر در يک گوشه مملکت به دين جسارتي مي‌شد، همه يکدل و جهت از تمام کشور قيام مي‌کردند. خوب است دينداري را دست‌کم از بهائيان ياد بگيريد که اگر يک نفر آنها در يک ديه زندگي کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئي تعدي به او شود براي او قيام کنند. شماها که به حق مشروع خود قيام نکرديد، خيره‌سران بي‌دين از جاي برخاستند و در هر گوشه زمزمه بي‌ديني را آغاز کردند و به همين زودي بر شما تفرقه‌زده‌ها چنان چيره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت‌تر شود. وَ مَنْ يخْرُجْ مِنْ بَيتِهِ مُهاجِراً الَي اللهِ وَ رَسولِهِ ثُمَ يدرِکْهُ الْمَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَي اللهِ
۱۱ شهر جمادي الاولي ۱۳۶۳ ه. ق (15/2/1323 ه.ش) / سيدروح‌الله خميني


امام در گذر زمان 192

تسلیت‌نامه دختر ۹ ساله هندی
«تسکین فاطمه» دختر هندی ۹ ساله به مناسبت ارتحال امام خمینی(ره) تأثیرات خود را طی نامه‌ای در ایام رحلت بیان کرد.
تسکین فاطمه که فقط سه سال دوران خردسالی‌اش را در قم گذرانده بود، در بخشی از تسلیت‌نامه‌اش آورده است: «وای بر ما که امروز از نعمت بزرگ اسلام [امام خمینی] محروم شدیم و آن شفقت و محبتی که رهبر انقلاب اسلامی به ما داشتند از دست دادیم. ملت شیعه امروز یتیم شد به خاطر اینکه امام خمینی پدر روحانی ما بودند. صدمه‌ای که به ملت ایثارگر ایران رسید، تنها مال ایرانی‌ها نیست، بلکه مال همه دنیای اسلام است، زیرا در این زمان محافظ دین و شریعت و سپهسالار لشکر حضرت حجت و پرچمدار حقیقی اسلام بوده است. او معلم اخلاق و معمار کردار بود. او پیکره زهد و تقوا و مجسمه صدق و صفا بود. او در راه اسلام هم جهاد با قلم کرد و هم با لسان، هم جهاد بانفس کرد و هم باسیف. او در مدت هشت سال که جنگ کرد برای حفظ و بقای اسلام و به خاطر اعلای کلمه حق بود. بعد از هشت سال آتش جنگ را که خاموش کرد، آن هم برای حفظ دین اسلام بود. یعنی امام خمینی با کردار خویش ثابت کرد که هم دارای سیرت امام حسن(ع) [است] و هم دارای سیرت امام حسین(ع) در اسلام هدف اصلی صلح و جنگ نیست، بلکه هدف، حفظ اسلام و حقوق بشر است. خدماتی که رهبر عزیزمان در مدت کوتاهی انجام داد نقش بر آب نیست که ملت اسلام فراموش بکند. او مرد مجاهدی بود که از نوک قلم، حکومت شاهی را طوری زخمی کرد که دیگر جان بر نشد(جان نگرفت).... بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، صدام عفلقی که یکی از غلامان استکبار است، به ایران حمله کرد و هزاران نفر از ملت مظلوم ایران را به خاک و خون کشید؛ اما رهبر ما هراسان نشد و استقامت کرد و در مقابلش شب و روز ایستاده بود و بچه‌های ایرانی که امام خمینی تربیت‌شان کرده بود، شعار می‌دادند: «جنگ، جنگ تا پیروزی». از طرف دیگر آمریکا کشتی‌های جنگی خود را به خلیج‌فارس آورد ولی می‌خواست رهبر انقلاب و ملت ایران را به وحشت بیاورد، اما در اینجا هم طوری شکست خورد که خودش فکر نمی‌کرد. لکن امام خمینی همان‌طور با همت و جرئت و با عزم حسینی مثل کوه ایستاده بود. اگرچه امام عزیزمان در بین این ملت نیست لکن در حقیقت، ابرقدرت‌های دنیا (را) طوری شکست داد که آمریکا و اسرائیل امروز هم از اسم شریف‌شان می‌لرزند و دشمن جرئت نبردآزمایی با ایران را ندارد...»


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 4
با آغاز رياست «نصيري» بر ساواك، سانسور مطبوعات گسترش يافت. در دهه‌هاي 13۵0 ـ 13۴0، مطبوعات و روزنامه‌ها از محتوا عاري شدند؛ در همان حال روزنامه‌نگاران و ارباب مطبوعات، تحت مراقبت‌هاي دائمي ساواك قرار گرفتند. دوران نخست‌وزيري اميرعباس هويدا (13۵۶ ـ 13۴۳) سخت‌ترين برهه سانسور و كنترل سازمان‌يافته مطبوعات و روزنامه‌ها را تجربه كرد و ارباب مطبوعات و نويسندگان جرايد، تنها در چارچوب تعيين شده از سوي ساواك و مجموعه حاكميت قلم‌فرسايي می‌‌‌كردند. مطبوعات همواره سايه سنگين ساواك را بر فعاليت‌هاي خود احساس می‌‌كردند. آنچه در نشريات منعكس می‌‌شد، در درجه اول ارائه تصويري غيرواقعي، تحسين‌آميز و ستايش‌گرانه از شخص شاه و دربار بود. چنين القا می‌‌شد كه كشور تحت هدايت‌هاي شاه به سرعت در مسير توسعه و تعالي قرار گرفته و مخالفان حكومت جز جلوگيري از اين حركت قصدي نداشته و بنابراين محكوم به شكستند. به عبارت ديگر مطبوعات تنها مواردي را منعكس می‌‌‌كردند كه خوشايند ساواك، دربار، شاه و مجموعه حاكميت بود. با آغاز دهه 1350 و با افزايش قيمت نفت، شاه بيش از پيش به استبداد روي آورد. توهم قدرت، او را دچار بيماري مزمني كرده بود؛ سانسور مطبوعات شدت بيشتري يافت و ساواك با همكاري وزارت اطلاعات و جهانگردي در كنترل ارباب مطبوعات و روزنامه‌نگاران از هيچ تلاشي فروگذار نمي‌كرد. در آن برهه، حتي نشرياتي كه وفاداري بدون قيد و شرطي به حكومت داشتند نيز از اعمال فشار ساواك و سانسورچيان مطبوعات آسوده نبودند.
مهم‌ترين اتفاق عرصه مطبوعات در سال 1353، تعطيلي حدود 63 روزنامه، مجله و نشريه ادواري بود كه دليل آن هيچ‌گاه به طور واضح و روشن اعلام نشد. اما تعطيلي نشريات كه تعداد باقي‌مانده آنها به زحمت از ۱۰ مورد تجاوز می‌‌كرد، زمينه تأسيس حزب واحد رستاخيز را در اسفند 1353 فراهم آورد؛ ساواك در گزينش و تعطيلي اين نشريات عامل اصلي بود. به نظر می‌‌رسيد شاه و مجموعه حاكميت، ديگر حتي انتشار نشريات و روزنامه‌هاي موافق نظام حاكم را نيز تحمل نخواهند كرد. در اين دوره نشريات و روزنامه‌هاي فكاهي و طنز نيز از تيغ سانسور در امان نماندند و در موارد متعددي نشريات فكاهي به دليل انتشار مطالب طنز و انتقاد از برخي نارسايي‌ها، توسط ساواك توقيف شدند. ساواك در سال‌هاي نخست فعاليت، مأموراني در روزنامه‌ها داشت كه مجلات و نشريات ادواري را پس از چاپ و در آستانه انتشار و توزيع و روزنامه‌ها را پس از چاپ اولين شماره به اين سازمان ارسال می‌‌كردند تا در صورت تأييد سانسورچيان چاپ شود. اين روند طي سال‌هاي دهه‌هاي 40 و 50 تكامل يافت و به زودي مأموراني از ساواك در هيئت تحريريه و سردبيري نشريات قابل اعتنا مشغول به كار شدند. بدين ترتيب سانسور به عنوان بخش جدايي‌‌ناپذير مطبوعات پذيرفته شد، هر چند ساواك، گروه قابل اعتنايي از نويسندگان و صاحبان دانش و علم را به خدمت گرفته بود، اما تعداد مأموران كم سواد و ناداني هم كه به دليل بي‌سوادي و ناداني مشكلات عديده‌اي براي ارباب جرايد فراهم می‌‌آوردند، كم نبودند. چه بسا روزنامه‌نگاران و نويسندگاني كه به دليل سوءبرداشت و يا كج‌فهمي مأموران سانسورچي ساواك، ممنوع‌القلم شده و يا تحت شكنجه قرار گرفتند. گفته می‌‌شد آمريكا طرح‌هايي براي بهره‌گيري هم‌پيمانان خود در كشورهاي جهان سوم نظير ايران اجرا می‌‌‌‌كرد كه به موجب آن بايستي روزنامه‌ها و مطبوعات اين كشورها براي توسعه و پيشرفت در اختيار رژيم‌هاي متبوع خود قرار گيرند.
اين موضوع خود عامل مهمي در كنترل رژيم پهلوي بر مطبوعات ‌شد تا به بهانه حمايت از طرح‌هاي توسعه‌اي، سانسور شديدي بر مطبوعات اعمال كنند و خط‌مشي آن را با سياست‌هاي خود هماهنگ سازند. در چنين شرايطي مطبوعات صرفاًً به انعكاس اخبار و اطلاعات يك‌سويه ارائه شده از سوي حكومت می‌‌پرداختند و تبليغات گسترده‌اي به سود حكومت انجام می‌‌دادند. بر همين اساس، به تدريج اقبال مردمي نسبت به روزنامه‌ها كاهش يافت. سردبيران و مديران مسئول روزنامه‌ها و نشريات، تقريباًً ارتباط دائمي با ساواك و ساير مراجع حكومتي داشتند و در مذاكرات مكرر كه با تهديد و توهين نيز همراه بود، خط‌مشي و رويكرد نشريات مربوطه تعيين می‌‌شد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

گزارش صبح‌صادق از همایش بزرگداشت هفته عقیدتی ـ سیاسی در سپاه
عنصر اصلی سپاه انسان مومن است نه سلاح و تجهیزات

احمدمحمدی فر

همزمان با سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و روز عقیدتی ـ سیاسی در سپاه و بسیج، همایش تجلیل از فرماندهان، مسئولان و استادان با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین «علی سعیدی» نماینده ولی‌فقیه در سپاه، سردار سرتیپ پاسدار «جمال‌الدین آبرومند» معاون هماهنگ‌کننده فرمانده سپاه و سردار دریادار «علی فدوی» فرمانده نیروی دریایی سپاه و با حضور جمعی دیگر از فرماندهان، مسئولان، استادان و مربیان عقیدتی ـ سیاسی برگزار شد.

* انسان مومن عنصر اصلی سپاه است
سردار سرتیپ پاسدار «جمال‌الدین آبرومند» معاون هماهنگ‌کننده فرمانده کل سپاه هم در ادامه این مراسم اظهار کرد: آنچه که سپاه باید به دنبالش باشد، معنویت است؛ یعنی باید فونداسیون اصلی فعالیت‌های سپاه بر مبنای معنویت بنا شود تا بدین شکل، عملیات توسعه معنویت پاسداران تداوم یابد.
وی با اشاره به اینکه بر اساس شایستگی‌هایی که از پاسدار تعریف کردیم، پاسدار باید در تراز انقلاب اسلامی باشد، گفت: مجاهد، بصیر، مومن، دانا، تکلیف‌گرا، ولایی، انقلابی و پیش‌برنده از جمله مواردی است که به عنوان شایستگی‌های پاسداری باید همواره به دنبال آن‌ باشیم.
سردار آبرومند با بیان اینکه پیش‌روندگی آسان‌تر از پیش‌برندگی است، ادامه داد: مجموعه نهاد‌ها و سازمان‌های مختلف به ما می‌گویند شما باید پیش‌برنده باشید و این کار بسیار سختی است، چرا که بار انقلاب را بر دوش گرفتن و بقیه را به دنبال خود کشاندن کاری بسیار مشکل است. اما اگر به هر دلیلی این ویژگی‌ها در پاسداران ایجاد نشد، علاوه بر پاسخ دنیوی باید به دنبال پاسخ اخروی هم باشیم.
وی ادامه داد: انتظار ما از عقیدتی سیاسی، تربیت پاسداران به معنای آموزش صرف نیست؛ زیرا معتقدیم تربیت فرا‌تر از آموزش است و این می‌تواند با تحول در متن آموزش‌ها، استادان، مربیان و روش‌های تربیتی صورت گیرد؛ بنابراین نمایندگی ولی‌فقیه علاوه بر ایجاد تحول در نظام، باید بداند از چه آموزش‌هایی برای پاسداران باید استفاده کند.
سردار آبرومند با تأکید بر اینکه طراحی نظام آموزشی باید هوشمندانه صورت گیرد، بیان کرد: وضعیتی که اکنون داریم، مطلوب نیست، ولی نسبت به سایر دستگاه‌ها بسیار جلو هستیم، اما انتظار از سپاه خیلی بیشتر از وضعیت موجود است که تغییر این وضعیت باید به مطالبه جهادی تبدیل شود.
وی ادامه داد: عنصر اصلی سپاه، سلاح و تجهیزات نیست، بلکه‌‌ همان انسان مومن است، چرا که در دوران دفاع مقدس با وجود آنکه تجهیزات نداشتیم، ولی با داشتن انسان مومن توانستیم به موفقیت‌های چشمگیری دست یابیم.

* ۹۵ درصد توان نیروی دریایی سپاه در سواحل جنوب و جزایر مستقر شده است
سردار دریادار «علی فدوی» فرمانده نیروی دریایی سپاه نیز در ادامه مراسم گفت: سپاه باید تمرکز خود را در بخشی از فعالیت‌هایش، بر روی مسائل عقیدتی بگذارد.
وی در همین زمینه افزود: توجه به مسائل عقیدتی در پیشبرد فعالیت‌ها و مأموریت‌های سپاه بسیار تأثیرگذار است؛ البته باید در شیوه‌ها و روش‌های آموزشی تغییراتی را لحاظ کرد.
فرمانده نیروی دریایی سپاه همچنین در حاشیه این همایش در جمع خبرنگاران با بیان اینکه ۹۵ درصد توان نیروی دریایی سپاه در سواحل جنوب و جزایر مستقر هستند، افزود: مأموریت اصلی نیروی دریایی سپاه در آب‌های آزاد جنوب تعریف شده است، اما با این وجود بندرعباس به عنوان بزرگ‌ترین مرکز جنوب کشور از نظر امکانات در محرومیت به سر می‌برد.
فرمانده نیروی دریایی سپاه همچنین از تولید انبوه سیمیلاتور شناور عاشورا در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خبر داد و گفت: این سیمیلاتور در مقیاس یک به یک شناور عاشورا ساخته شده است.

* آسیب‌شناسی و جریان‌شناسی مأموریت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه
حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه در این همایش گفت: شهید مطهری روی چهار گفتمان اصلی لیبرالیستی، ناسیونالیستی، مارکسیستی و التقاطی انگشت گذاشت و نادرستی آنها را افشا کرد. شهید مطهری در زمان خودش بسیار ممتاز و دارای ویژگی‌هایی مانند زمان‌شناسی، جریان‌شناسی و آسیب‌شناسی بود.
وی با بیان اینکه شهید مطهری زمانی که احساس می‌کرد باید به دانشگاه الهیات برود و در مقابل مارکسیسم بایستد، تردید نکرد، افزود: دستگاه شاه، بُعد اِلحادی مارکسیسم را تقویت و در عوض با بعد سیاسی آن مقابله می‌کرد. در چنین شرایطی بود که شهید مطهری همانند شهید مفتح بنا به ضرورتی که وجود داشت به دانشگاه الهیات رفت و در مقابل جریان مارکسیسم ایستاد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی درباره بعد جریان‌شناسی شهید مطهری اضافه کرد: شهید مطهری با جریان‌شناسی و آگاهی نسبت به جریان‌ها و گروه‌هایی که در آن دوران فعالیت داشتند، آنها را شناخت و درست و بهنگام مقابل آن‌ها ایستاد و این، نکته بسیار مهمی است که باید به آن توجه داشت؛ برای نمونه جریاناتی را پیش از انقلاب راه انداخته بودند تا ذهن جامعه را نسبت به اسلام منحرف کنند، اما حضرت امام(ره) و شهید مطهری با آگاهی و بینشی که داشتند، وارد این جریانات نشدند و توانستند ماهیت چنین جریاناتی را که قصد ضربه زدن به اسلام را داشتند، افشا کنند.
وی افزود: این شهید بزرگوار، خود را موظف به شناخت این جریان‌ها و تبیین گفتمان دینی می‌دید، به همین دلیل در زمان‌های مختلف، سعی در افشای ماهیت واقعی جریان‌های مورد اشاره داشت.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با بیان اینکه شهید مطهری پرچمدار جریان آسیب‌شناسی عزاداری امام حسین(ع) بود، یادآور شد: امروز یکی از مسائلی که پیش رو داریم، آسیب‌شناسی است؛ زیرا از اول انقلاب تاکنون با چالش‌های زیادی مواجه بودیم، به همین دلیل یکی از مهم‌ترین وظایف ما پی بردن به علت چنین چالش‌هایی است؛ برای نمونه می‌بینیم که در موضوع دولت موقت، موضوع عملکرد بنی‌صدر و در موضوع منتظری که امام(ره) ناچار به عزل محصول عمرشان از قائم‌مقامی رهبری شدند، با چالش مواجه بوده‌ایم.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در ادامه سخنان خود درباره فرهنگ عنوان کرد: فرهنگ، فقط حجاب نیست، بلکه حجاب یک‌صدم فرهنگ را شامل می‌شود، بنابراین فیلم، جشنواره‌های مختلف، هنرپیشه‌ها، شعر، کتاب و... همگی جزو عرصه‌های فرهنگ محسوب می‌شوند. درخصوص اقتصاد هم باید به این موضوع اشاره کنیم که نگاه امام(ره) و حضرت آقا در ارتباط با اقتصاد، آزادی اقتصاد است. پس اقتصاد آزاد یا دولتی نباید معنایی داشته باشد.
وی با اشاره به مسئولیت نمایندگی ولی‌فقیه گفت: مسئولیت سنگینی که متوجه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه است، موضوع آسیب‌شناسی است، پس پاسداران باید اسلام ناب محمدی را بشناسند و درباره جریانات موازی و انحرافی آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در پایان یادآور شد: اگر کسی بخواهد جریانات مختلف را که از پیروزی انقلاب تاکنون وجود داشتند و دارند، بشناسد، منابع بسیار ارزشمندی توسط پژوهشکده امام صادق(ع) تهیه شده که علاقه‌مندان می‌توانند برای استفاده، به آن مراجعه کنند.

* تقدیر از فرماندهان، مسئولان، مدیران، مربیان و استادان نمونه
در پایان این مراسم از 49 نفر از فرماندهان، مسئولان، استادان و مربیان نمونه عقیدتی ـ سیاسی رده‌های مختلف سپاه در سراسر کشور تجلیل شد که عبارتند از:
از نیروی هوافضای سپاه: سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی‌زاده به‌عنوان فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام ایوب حسن‌زاده مسئول نمایندگی نمونه و حجت‌الاسلام رمضانعلی اختر کاویان مسئول عقیدتی سیاسی نمونه.
از نیروی دریایی سپاه: دریادار پاسدار علی فدوی فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام عبدالنبی صداقت مسئول نمایندگی نمونه، ناوسالاریکم پاسدار غلامحسین داستان مسئول عقیدتی سیاسی نمونه و ناوسالاریکم پاسدار هدایت‌الله مریدی مسئول خدمات رفاهی نیروی دریایی(مدیر نمونه).
از نیروی زمینی سپاه: سرتیپ دوّم پاسدار احمد دانش‌پژوه فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام رحمت‌الله صادقی مسئول نمایندگی نمونه، سرهنگ پاسدار محمدرضا زند مدیر نمونه و سرهنگ پاسدار حسن مژدی مدیر نمونه.
از قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص): حجت‌الاسلام دوستعلی خالقی مسئول عقیدتی سیاسی نمونه.
از قرارگاه ثارالله تهران: سرهنگ پاسدار عبدالحسین مقدم مسئول عقیدتی سیاسی نمونه.
از دانشگاه بقیه‌الله(عج): سرتیپ دوم پاسدار دکتر جعفر اصلانی فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام سیدمحمّد مقدسی مسئول نمایندگی نمونه، حجت‌الاسلام دکتر احمد انصاریان مسئول عقیدتی ـ سیاسی نمونه و سرکار خانم مهدیه جعفری مدیر نمونه.
از سپاه روح‌الله استان مرکزی: سرتیپ دوم پاسدار مهدی صدیقی فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام محمّد ذبیحی مسئول نمایندگی نمونه و سرهنگ پاسدار علی حمیدی مسئول عقیدتی ـ سیاسی نمونه.
از سپاه صاحب‌الزمان(عج) اصفهان: سرتیپ دوم پاسدار غلامرضا سلیمانی فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام رضا غفاری‌پور مسئول نمایندگی نمونه و سرهنگ پاسدار حسین قضوی مسئول عقیدتی ـ سیاسی نمونه.
از سپاه بیت‌المقدس کردستان: سرتیپ دوم پاسدار محمّدحسین رجبی فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام محسن حیدریان مسئول نمایندگی نمونه و سرهنگ پاسدار محمّد مهدی عبدالملکی مسئول عقیدتی ـ سیاسی نمونه.
از سپاه ثارالله کرمان: سرتیپ پاسدار روح‌الله نوری فرمانده نمونه، حجت‌الاسلام علی عرب مسئول نمایندگی نمونه و سرهنگ دوم پاسدار مجید عباس‌زاده مسئول عقیدتی ـ سیاسی نمونه.
از سپاه حضرت محمّد رسول‌الله(ص) تهران بزرگ: سرتیپ پاسدار محسن کاظمینی فرمانده نمونه،
و حجت‌الاسلام عبدالعلی گواهی مسئول نمایندگی نمونه.
در بخش مدیران نمونه سپاه: سرتیپ پاسدار جمال‌الدین آبرومند معاون هماهنگ‌کننده فرمانده کل سپاه، سرتیپ دوم پاسدار محمّد دهشیری معاون نیروی انسانی نمایندگی سپاه، سرهنگ پاسدار سیدصادق داورپناه مسئول اداره هماهنگی آموزش معاونت تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی و سرهنگ دوم پاسدار غلامرضا نظمی مدیر هتل دوکوهه سپاه محمد رسول‌الله(ص).
در بخش معلم قرآن کریم نمونه: سرهنگ پاسدار حسین فضل‌اللهی پاسدار معلم قرآن کریم نمونه دانشگاه بقیه‌الله(عج) و افسر وظیفه محمدحسین مجیدپور سرباز معلم قرآن کریم نمونه.
در بخش مربیان نمونه: حجت‌الاسلام سیداحمد آقا میرتبار، احمد جوانی، حجت‌الاسلام محمدعلی هاشم زهی، سرگرد پاسدار داود فلاحی، محمدرضا میوند، حجت‌الاسلام محمدرضا مشهدی، حسین عباسی، حجت‌الاسلام جواد صمیمی، سرهنگ پاسدار علی ملایی، حجت‌الاسلام عباس قدیمی‌نژاد.


به بهانه ارتحال منادی وحدت در کردستان
چرا فقدان ماموستا مجتهدی احساس می‌شود؟

اسماعیل علوی

جهان اسلام امروز در پیچیده‌ترین شرایط خود به سر می‌برد. از یک سو، روند بیداری اسلامی با وجود بسیاری از کارشکنی‌ها و توطئه‌های مختلف، آرام و نامحسوس ادامه دارد و از سوی دیگر، معضل روبه‌ رشد افراطی گری به‌ویژه افزایش اقدامات ددمنشانه و جنایت‌کارانه گروهک‌های منحرف و ضاله تکفیری را به نام اسلام شاهدیم. اقدامات زشت این جریان که متأسفانه به نام دین انجام می‌پذیرد، چهره‌ای مخدوش از اسلام واقعی را برای جهانیان به نمایش گذاشته است. گر چه به مرور زمان و با کنار رفتن پرده‌ها و آشکار شدن ذات واقعی و وابستگی این جریان به دشمنان قسم‌خورده اسلام، آگاهی و بصیرت مسلمانان نسبت به این گروهک‌های تروریستی و ضداسلامی بیش از پیش افزایش یافته و بسیاری از ساده‌لوحانی که در ابتدا، مجذوب شعارهای آنان شده بودند، چهره واقعی تکفیری‌ها برایشان آشکار شده و از آنان کناره گرفته‌اند، اما خطر این جریان همچنان ادامه دارد. امروز به جرئت می‌توان گفت که جریان تکفیری برخاسته از تفکر وهابی، خطرناک‌ترین جریان داخلی در جهان اسلام و در بین مسلمانان است. جریانی که اهداف و نقشه‌های دشمنان بیرونی جهان اسلام را ـ آگاهانه یا ناآگاهانه ـ در سرزمین‌های اسلامی اجرا می‌کند. اینجاست که نقش‌آفرینی علما و بزرگان مسلمانان در این برهه حساس ضرور‌ی‌تر می‌شود و به نظر می‌رسد که علمای اسلام اعم از شیعه و سنی باید بیش از پیش، نسبت به گسترش این افکار ضاله و ضداسلامی در جوامع اسلامی هوشیار باشند. امروز وظیفه علمای اسلام برای آگاهی بخشی به مسلمانان بیش از گذشته و به‌مراتب سنگین‌تر شده است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان ام‌القرای اسلام، به‌واسطه داشتن قومیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی متنوع از این خطر بر کنار نیست و همواره مورد طمع بیگانگان و دشمنان نظام اسلامی بوده و هست. دشمنان این مرز و بوم همیشه سعی کرده‌اند تا به‌گمان خود با سوءاستفاده از این تنوع مذهبی و قومی، طرح‌ها و نقشه‌های شوم خود را علیه کشور و نظام اجرایی کنند، اما تا به امروز به واسطه وجود علما و بزرگان دینی بصیر و هوشیار، این نقشه‌ها نقش بر آب شده است، علمایی که فقدان هر یک از آنها، ثلمه‌ و آسیبی بزرگ به اسلام است که به سادگی هم قابل جبران نیست. فقدان ماموستا مجتهدی، عالم بزرگ اهل سنت کردستان از آن آسیب‌هایی است که قطعاً، جای خالی‌اش، سال‌های سال در این منطقه حس خواهد شد. عالمی که با هوشیاری و ذکاوت و دشمن‌شناسی به‌موقع و ولایت‌پذیری‌اش، ضمن ایجاد اتحاد و هم‌بستگی در کردستان، همواره خاری در چشم دشمنان وحدت امت اسلامی بود. این نوشتار به این بهانه، به‌دنبال پاسخ به این سؤال است که چرا جهان اسلام امروز به علمایی بزرگ چون ماموستا مجتهدی نیازمند است؟
ماموستا مجتهدی که بود؟
ماموستا مجتهدی یکی از علمای بزرگ و بصیر منطقه کردستان بود که همانگونه که اشاره شد، نقش مهمی در ایجاد وحدت و یکپارچگی در بین مردم مسلمان کردستان داشت. وی در طول بیش از ۵۰ سال تدریس در حوزه‌های اهل سنت کردستان، منشأ برکات زیادی در بین مسلمانان این خطه، به‌ویژه جمعیت اهل سنت این استان و استان‌های همجوار بود. وی در طول عمر پربرکت خود، مسئولیت‌های زیاد و سنگینی نیز به عهده داشت؛ مسئولیت‌هایی چون؛ نمایندگی مردم کردستان در مجلس خبرگان، ریاست ستاد امر به معروف و نهی از منکر این استان، ریاست شورای فرهنگ عمومی سنندج و عضویت در شورای عالی مجمع تقویت مذاهب از آن جمله بود. وی به دلیل هوشمندی و ذکاوت بالای خود، دشمن‌شناسی برجسته‌ نیز بود که ضمن رصد تمام اقدامات وحدت‌شکنانه دشمنان در این استان، در حفظ وحدت و یک‍پارچگی مردم شیعه و سنی این استان بسیار فعال و حساس بود و با افشای اقدامات تفرقه‌افکنانه دشمنان اسلام، همواره بر هوشیاری مردم مسلمان کرد تأکید داشت.
از دیگر ویژگی‌های برجسته ایشان، درک شرایط حساس منطقه و ایران بود. وی شرایط حساس امروز جهان اسلام و منطقه و به ویژه ایران را به خوبی می‌شناخت. وی اقدامات تکفیری‌ها در سرزمین‌های اسلامی به ویژه در سوریه را خلاف دستورات اسلام دانسته و از این رو، هیچ‌گاه اقدامات زشت و ضداسلامی آنان را تأیید نمی‌کرد و اقدامات تکفیری‌ها را همواره در راستای خدمت به دشمنان اسلام و برضد جبهه مقاومت می‌دانست. ایشان همواره اقشار مختلف مردم استان را به تبعیت از رهبری توصیه و تشویق می‌کرد. البته توسعه کردستان نیز یکی از دغدغه‌های اصلی دیگر وی بود که در تمام عمر با برکت خود بدان توجه داشت و اقدامات زیادی نیز در این باره انجام داد. سرانجام این عالم بزرگ و آگاه و بصیر در تاریخ۶/۲/۹۳ در سن ۹۰ سالگی چشم از جهان فروبست و مردم شیعه و سنی این استان را برای همیشه داغدار نمود و مردم این خطه، یکی از بزرگ‌ترین و آگاه‌ترین علمای عصر خود را از دست داد.
چرا به ماموستا «مجتهدی»‌ها نیازمندیم؟
همانگونه که در مقدمه نوشتار اشاره شد، جهان اسلام امروز یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین شرایط را داراست. ظهور پدیده‌ زشت و انحرافی و ضددینی تکفیری‌ها در بین جوامع اسلامی، چهره بر حق و نورانی اسلام را به شدت مخدوش کرده است و همانگونه که ذکر شد، خطر تکفیری‌ها در جهان اسلام، امروز از هر خطری بیشتر است. چرا که آنها به نام دین و با انحراف جوانان، به اقدامات جنایتکارانه‌ای دست می‌زنند که جز وهن اسلام و نفرت و دوری ملل دیگر از این دین بزرگ، هیچ دستاورد دیگری برای مسلمانان و جوامع اسلامی نداشته و نخواهد داشت. از همین رو است که در این زمانه، نقش بزرگان و علمای آگاه جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری بیشتر احساس می‌شود. چرا که وجود علمای بزرگی چون ماموستا مجتهدی که موقعیت و شرایط حساس امروز جهان اسلام را می‌شناسد و دشمن‌شناسان بزرگی هستند، می‌توانند جلوی اینگونه افراط‌گری‌ها را که به نام دین انجام می‌شود، بگیرند و با آگاهی‌بخشی به پیروان خود، آنان را از افتادن در دام این مزدوران و منحرفان، باز دارند. موضوع مهمی که نیاز حتمی و مهم این روزهای جوامع اسلامی است. از آنجا که علت بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام، نا آگاهی و عدم شناخت مسلمانان از برخی گروه‌های منحرف به ظاهر دینی همچون وهابیت و تکفیری‌ها و بهائی‌ها و... است، پس قطعاً حضور علمای بصیر و آگاهی چون ایشان می‌تواند با آگاهی‌بخشی به مقلدان خود، جلوی بسیاری از اقدامات زشت چنین گروه‌های ضاله‌ای را بگیرد و جهان اسلام را برای همیشه از شر آنان رهایی بخشد. از همین رو است که از دست دادن عالم بزرگی چون ماموستا مجتهدی که عمری طولانی را در ایجاد وفاق و وحدت بین مسلمانان در منطقه کردستان صرف کرده است، خسارت و زیانی جبران‌ناپذیر می‌دانیم. علمای بزرگ اسلامی اعم از شیعه و سنی باید بدانند که هر اقدامی که از آن، بوی تفرقه و جدایی به مشام برسد، در راستای خدمت به دشمنان اسلام و خیانت به این دین مبین است و آنچه امروز حلقه گمشده جهان اسلام است، وحدت و یکپارچگی و آگاهی مسلمانان است که این مهم نیز، جز با رهنمودهای علمای بزرگ اسلام به دست نمی‌آید. ‌ ماموستا مجتهدی الگویی بزرگ برای علمای اسلام به‌ویژه علمای آگاه و هوشیار اهل‌سنت است. چرا که این روزها گروه جنایتکاری چون تکفیری‌ها به نام آنان دست به جنایت و آدم‌کشی می‌زنند. پس شاید وظیفه علمای اهل سنت در شرایط حساس امروز جهان اسلام بیش از دیگران و مضاعف باشد. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که برخلاف جوسازی‌های برخی وهابیون، وحدت به معنی یکی شدن و پذیرفتن مذهب یکی توسط دیگری نیست، بلکه وحدت مسلمانان یعنی اینکه؛ مسلمانان با شناخت شرایط حساس جهان اسلام، در مقابل دشمنان قسم خورده اسلام، به ویژه غرب و صهیونیست‌ها متحد شوند و از گفتار و رفتار تفرقه‌افکنانه بپرهیزند و منسجم و یکپارچه باشند. چرا که امروز آنکه از تفرقه و تشتت در جهان اسلام سود می‌برد، غرب و به ویژه رژیم صهیونیستی است که در سایه تفرقه مسلمانان، در فلسطین به جنایات خود ادامه می‌دهد. پس می‌توان گفت جهان اسلام امروز بیش از هر زمانی به علمای آگاه و بصیری چون ماموستا مجتهدی نیاز دارد و از همین رو، فقدان این مرد بزرگ را بیش از پیش احساس می‌کنیم و ما شیعیان نیز چون جامعه اهل سنت این منطقه، از فقدان او رنجوریم. راهش مستدام باد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

برشی از زندگی مرحوم آیت‌الله شیخ مسلم ملکوتی
مسلم در تبریزی که کوفه نشد!

به قلم: مهدی عامری

بر اساس آنچه پدرش در قرآن نوشته بود در 17 صفر سال 1344 قمری به دنیا آمد و در شناسنامه‌اش سال 1303 درج شده است. در شهر سراب در دامنه کوه سبلان رشد کرد.
از آنجایی که پدرش زود ازدواج کرده بود تنها 16 سال با پدرش اختلاف سنی داشت و در سن خردسالی در حالی‌که کمتر از شش سال داشت همراه پدر به مکتب می‌رفت و در واقع هم‌کلاس پدرش بود!
با وجود مخالفت عموهایش، پدرش اصرار داشت درس بخواند و او را به درس خواندن تشویق می‌کرد.
ادبیات عرب و مقداری از لمعه را در سراب خواند و در 17 سالگی راهی تبریز شد و تا کفایه در این شهر تلمذ کرد. در تبریز کمی فلسفه و کلام هم خواند. از آنجایی که کشور آذربایجان تحت سلطه کمونیست‌ها بود جمعی از علمای آنجا به تبریز مهاجرت کرده بودند. سیدمحمد بادکوبه‌ای از جمله این علما بود که استاد علوم عقلی بود.
پس از آن به قم رفت. از آنجایی که هم‌حجره‌ای‌های او مزاحم درس خواندن او بودند، یک اتاق کوچک یک نفره را برای زندگی انتخاب کرد تا بهتر درس بخواند، البته پس از مدتی حجره‌ای در فیضیه گرفت.
در قم در درس خارج مرحوم حجت و فیض شرکت کرد و ادامه فلسفه را در محضر امام خمینی(ره) خواند. آن زمان جو علیه فلسفه بسیار بد بود، چنانچه وقتی یک نفر از طلبه‌های درس فلسفه یک بیماری لاعلاج می‌گرفت، برخی از مخالفان فلسفه، آن را مرتبط با فلسفه می‌دانستند!
لهذا امام، فلسفه را محدود کرده بود و هر کسی را درس نمی‌داد، آقای آسیدحسین قاضی(رض) به امام(ره) سفارش کرد و امام با سفارش ایشان، قبول کرد و به درس ایشان رفت. تنها هشت نفر در این درس حاضر بودند، از جمله شهیدمطهری، مرحوم علی صافی و مرحوم منتظری و اخوان مرعشی.
از اینجا بود که روزبه‌روز علاقه امام در دلش فزونی می‌یافت و در درس اخلاق پنج‌شنبه‌های امام در زیر همان کتابخانه فیضیه نیز شرکت کرد. به اعتقاد او درس اخلاق امام طوری بود که انسان یک روز که به درس اخلاق ایشان می‌رفت، دیگر تا آخر هفته آدم بود. او از جمله معدود افرادی بود که در دور اول درس خارج اصول امام، حاضر شد.
در امتحانی که امام از شاگردان درس فلسفه‌اش گرفت، او قبول شد. خودش تعریف می‌کند: «امام یک روز در درس فلسفه‌اش فرمود درس فردا را بنویسید و بدهید به من اگر زیر نامه کسی نوشتم نیا، دیگر به درس من نیاید، من بدانم و خودش، کس دیگر متوجه نشود. لهذا من هم نوشتم و دادم به امام. یادم می‌آید می‌خواستم به حرم حضرت معصومه(س) مشرف بشوم، دیدم امام زیارت کرده و می‌خواهد از در کوچک بیرون بیاید. نامه مرا داد. در زیرش نوشته بود: «خوب حفظ شده». یعنی مطلب را خوب فهمیده‌ای.» مدتی به توصیه امام در درس فلسفه میرزا مهدی آشتیانی شرکت کرد و سپس به مشهد رفت و با علامه طباطبایی آشنا شد و هنگامی که به قم بازگشت، تنها شاگرد فلسفه علامه شد!
سال 1334 یعنی 10 سال جلوتر از زمانی که امام به نجف رفت او راهی نجف شد و هنگامی که حضرت امام به منزل ایشان در نجف رفت از امام استقبال گرمی کرد.
در درس امام در مسجد شیخ انصاری شرکت می‌کرد و به عقیده او، امام در نجف ترقی بسیاری کرد و بحث حکومت اسلامی، در مجموعه حوزه‌ها، مخصوصاً در حوزه نجف بحث جدیدی بود.
آنچه از امام برای او جالب بود این بود که امام در نجف هر شب خود را ملزم می‌کرد که به زیارت حرم امیرالمؤمنین(ع) برود.
در زمان پیروزی انقلاب در قم بود. پس از شهادت آیات عظام قاضی و مدنی و پس از آنکه مدتی مرحوم مشکینی امام جمعه تبریز شد، به دستور امام در تاریخ 21 آبان 1360 راهی تبریز شد تا امامت جمعه این شهر مهم را به عهده بگیرد.
بعضی از رفقایش به او می‌گفتند دوتایی نیست که سه تا نشده باشد... دو تا را شهید کردند، حالا نوبت توست!
خودش تعریف می‌کند: «در آنجا اول وارد که شدم، اولین خطبه‌ای که خواندم و خواستم خودم را معرفی کنم، گفتم من «مسلم» هستم و از طرف امام آمده‌ام! ولی آنجا کوفه نبود! مردم هم شعار دادند: «ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند.» او 14 سال در این منصب بود.
در آن زمان (سال 1360) که شورای سیاستگذاری ائمه جمعه تأسیس نشده بود، یک شورای پنج نفره در مورد نماز جمعه کشور ماهانه جلساتی داشتند. ائمه جمعه سراسر کشور سه نفر را انتخاب کرده بودند و او به همراه مرحوم طاهری امام جمعه اصفهان و مرحوم خاتمی امام جمعه یزد جزو منتخبان بود. مرحوم مشکینی امام جمعه قم و آیت‌الله خامنه‌ای، امام جمعه تهران هم در این جلسات بودند و از اینجا آشنایی او با آیت‌الله خامنه‌ای آغاز شد.
وی درباره منش آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید: «ایشان از حیث مواظبت و عبادت، از حیث دعا و چیزهای دیگر، اخلاق خاصی دارند. من تا به حال از آقای خامنه‌ای یک عیبی ندیده‌ام. یک آدم مخلص، پاک به تمام معنا. نعمتی است که خدا داده و باید قدرش را بدانیم. اگر آقای خامنه‌ای نبود و کس دیگری بود، وضع ما این طور نبود.
آقای خامنه‌ای خصوصیت‌هایی دارد که مردم باید بدانند و توجه کنند. همیشه بالای سرش عکس امام است. این خصوصیت خاصی است. ایشان اصلاً خودش را در مقابل امام هیچی نمی‌بیند. آیت‌الله خامنه‌ای دارد اثبات می‌کند که راه امام را زنده نگاه داشته است.»
همین آشنایی سبب شد در دور چهارم ریاست جمهوری در تبریز شخصاً تبلیغات برای آیت‌الله خامنه‌ای را به عهده بگیرد.
در دفاع مقدس در کنار رزمندگان در بسیاری از عملیات‌ها حضور داشت و پس از آن نیز تا آخر عمرش مدافع نظام و رهبری بود تا اینکه در سوم اردیبهشت‌ماه سال 1393 درگذشت.
منبع: مجله حوزه
سایت مرکز نشر آثار آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای


آیینه خواص

ابوایوب انصاری ـ4
نگهبان جان رسول(ص)

ابوایوب انصاری مجاهدی ایثارگر و سربازی فداکار بود که در همه جنگ‌های زمان پیامبر(ص) و پس از آن فعالانه شرکت داشت. وی در جنگ احد، افزون بر نبرد، با رجزها و شعارهایش، لشکر اسلام را به جنگ با دشمن تشویق می‌کرد. او در این جنگ آیه «انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ سبكبار و يا سنگين‌بار كوچ كنيد و با مال‌ها و جان‌هاى خويش در راه خدا جهاد كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد.» (توبه/41) را می‌خواند.
همچنین در جنگ بدر شجاعانه جنگید و «مطلب‌بن‌حنطب» را که جنگجویی شجاع بود، اسیر کرد.
پس از جنگ خیبر، زنی یهودی به جان پیامبر خدا(ص) سوء‌قصد کرد. از این رو، بسیاری از یاران پیامبر(ص) نگران بودند که دشمن بار دیگر قصد جان ایشان را کند. آورده‌اند که در بازگشت از جنگ خیبر، سپاه اسلام شب را در منزلی میان راه اتراق کرد. ابوایوب که بیش از دیگران نگران جان پیامبر(ص) بود، بر آن شد که از پیامبر نگهبانی کند.
هنگامی که خیمه‌ها را برپا کردند و رسول خدا(ص) به خیمه خود رفت، ابوایوب بی‌درنگ برای مراقبت از جان پیامبر(ص) نزدیک خیمه ایشان آمد و آماده‌باش و مسلح گرد خیمه قدم زد و تا صبح بیدار ماند. چون سحرگاه پیامبر از خیمه بیرون آمد، ابوایوب را دید که آماده‌باش ایستاده است. وقتی ابوایوب پیامبر(ص) را سالم دید، تکبیر گفت. پیامبر پرسید: «ای ابوایوب! چه خبر شده است؟»
ابوایوب پاسخ داد: «ای رسول خدا، ترسیدم که از سوی دشمن به شما گزندی برسد، به همین سبب مراقب شما بودم.» رسول خدا(ص) تبسمی کرد و فرمود: «پروردگارا! ابوایوب را محافظت فرما؛ همان‌گونه که او از من محافظت کرد.» در جای دیگر آورده‌اند که پیامبر(ص) دو بار فرمود: «رحمک الله یا اباایوب؛ ای ابوایوب، خدا تو را رحمت کند.»
منافقان که از خطرناک‌ترین دشمنان جامعه اسلامی به شمار می‌آیند؛ در زمان رسول خدا(ص) ضربه‌های فراوانی به جامعه اسلامی وارد کردند. آورده‌اند: گروهی از پیروان ادیان دیگر به ظاهر اسلام آورده بودند، ولی در باطن با یهودیان همراه بودند. آنان در مسجد سخنان پیامبر(ص) را می‌شنیدند و سپس در جمع خود، ایشان را مسخره می‌کردند. روزی پیامبر خدا گروهی از آنان را دید که در مسجد کنار هم نشسته بودند و نجوا می‌کردند. پس دستور داد ایشان را از مسجد بیرون کنند. چون سخن پیامبر خدا(ص) به گوش ابوایوب رسید، دو تن را که از خاندان بنی‌النجار و هم قبیله او بودند، از مسجد بیرون انداخت و به ایشان گفت: «اف بر شما ای منافقان ناپاک! از آن راهی که آمده‌اید، از مسجد رسول خدا بیرون روید.»
همچنین آورده‌اند که عبدالله‌بن‌ابی ـ یکی از سران منافقان ـ از حضور در جنگ احد سر باز زد، ولی پس از جنگ دوباره در مسجد حاضر شد و خواست با نفاق، خود را در زمره یاران پیامبر خدا(ص) جای دهد، اما ابوایوب انصاری با همراهی تنی چند، او را از مسجد بیرون کردند.


نقطه نظر
مرحوم ماموستا حسام‌الدین مجتهدی

امنیت پایدار؛ برکت وحدت
پیامبر اسلام بالاترین مخلوق پروردگار است و همه آنچه رسول‌الله به مردم ابلاغ کرد، پیام خالق هستی بود.
پیامبر اسلام رسول مهر و رحمت بود و خدمتی که این بزرگوار به جامعه بشری ارائه کرد در تاریخ بی‌نظیر بوده و تعالیم هدایت‌بخش رسول خدا بهترین و بالاترین دستاورد برای نوع بشر محسوب می‌شود. قرآن قانون اساسی همه مسلمانان بوده و با تکیه بر آموزه‌های قرآنی می‌توان سعادت و تعالی همیشگی جامعه اسلامی را رقم زد.
قرآن، سنت و سیره رسول‌الله(ص) از محورهای وحدت همه مذاهب اسلامی بوده و دشمنان با تمام توان می‌خواهند که مسلمانان را از این محورهای وحدت‌بخش دور سازند.
مسلمانان باید بدانند که با دشمن‌شناسی و آگاهی از توطئه‌های دشمنان می‌توانند زمینه تعالی و عزت روزافزون خود را فراهم کنند.
مثلث شوم آمریکا، انگلیس و رژیم مجعول صهیونیستی با همکاری اذناب خود لحظه‌ای از توطئه‌چینی علیه ملت‌های مسلمان غافل نمی‌شوند و تنها راه مقابله با توطئه‌های پلید آنها چنگ زدن به ریسمان محکم الهی و فشرده کردن صفوف وحدت است.
مقام معظم رهبری سید و از اولاد رسول خداست که در تقویت وحدت در جهان اسلام در طول سال‌های اخیر نقشی بی‌بدیل ایفا کرده است.
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) رهبر همه مسلمانان از مذاهب مختلف اسلامی در کشور بوده و مسلمانان اهل سنت نیز بر اساس باورهای اعتقادی خویش از ایشان به عنوان اولوالامر و رهبر جامعه یاد می‌کنند و تبعیت از ایشان را امری واجب و تکلیفی شرعی می‌دانند.
 ایران نماد بارز وحدت در جهان اسلام است و همه آنچه به عنوان تفرقه در میان مسلمانان از آن یاد می‌شود چیزی جز توطئه استکبار جهانی نیست.
یکی از برکات وحدت در کشور حاکم شدن امنیت پایدار است و هرچه این وحدت بیشتر تقویت شود، پایه‌های امنیت در کشور مستحکم‌تر خواهد شد.
اگر مسلمانان سیره و شخصیت والای حضرت حسین‌بن‌علی(ع) و ائمه اطهار(ع) را در برهه‌های مختلف زندگی خویش به عنوان الگو مدنظر قرار دهند، بدون شک می‌توانند در برابر انواع ناملایمات ایستادگی کنند.
عاشورا نماد استکبارستیزی و عدالت‌خواهی مسلمانان بوده و باید پیام‌های این روز بزرگ برای همیشه تاریخ حفظ شود.
بسیاری از مشکلات و درگیری‌ها در کشورهای اسلامی و عدم همکاری و تعامل کشورهای اسلامی با همدیگر از عدم شناخت افکار و موضع‌گیری‌های علما و سیاستمداران آن کشورها نشئت می‌گیرد.
متأسفانه دشمنان اسلام نیز با سوءاستفاده از همین ناآگاهی وارد عرصه شده و به شدت در مسیر ایجاد اختلاف و دورکردن علما، روحانیون و سیاستمداران کشورهای اسلامی از همدیگر هستند.
به برکت انقلاب اسلامی در ایران شاهد نگاهی وحدت‌آفرین در سراسر کشور هستیم که این مهم در سایه رهبری‌های داهیانه مقام معظم رهبری روزبه‌روز سایه خود را در جهان می‌گستراند و جایگاه والای نظام اسلامی ایران را در حوزه وحدت، تفکر و اندیشه در سطح بین‌المللی مستحکم‌تر می‌کند.


گزارش خبری صبح‌صادق از پنجمین جشنواره علمی ـ تحقیقاتی علوم پزشکی سپاه راه اصلی قدرتمند شدن دستیابی به اقتدار علمی است
رحیم محمدی

پنجمین جشنواره علمی ـ تحقیقاتی علوم پزشکی سپاه که با عنوان جشنواره باقرالعلوم(ع) برگزار شد، بهانه‌ای شد تا سخنرانان در سخنان خود بر موضوع دانش بومی متکی بر مبانی وحیانی تأکید کنند. لذا آنچه در ادامه آمده، بخش‌هایی از سخنان مطرح شده در این جشنواره است که توسط خبرنگار صبح‌صادق تهیه شده است.

* هدف دانشگاه بقیه‌الله(عج) والاتر از کسب رتبه‌های بین‌المللی است
سردار دکترجعفر اصلانی، فرمانده دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج)در ابتدای این برنامه گفت: هدف این دانشگاه دست یافتن به علمی است که مبنای وحیانی داشته باشد، لذا ما برای کسب جایزه نوبل و به دست آوردن رتبه‌های بین‌المللی فعالیت نمی‌کنیم؛ بلکه هدف ما رسیدن به این موضوع است که منشأ علوم به ذات باری تعالی منتهی می‌شود.
وی افزود: پیشرفت‌های شگرف علمی مبنای مادی دارد و این موضوعی است که در دنیای غرب رواج و گسترش یافته است، اما اگر ما به دنبال علمی باشیم که مبنای وحیانی نداشته باشد، آن علم ارزشی ندارد. در واقع ما دنبال آموزشی هستیم که مبنای آن به تحول در انسان و ارتقای عبودیت انسان، هم در آموزش‌دهنده و هم در آموزش‌گیرنده منجر شود.
فرمانده دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله ادامه داد: در ارائه خدمات هم ما به‌دنبال این هستیم که خدمت مبنای خدایی داشته باشد و هیچ چیز در قبالش مطرح نباشد. پس، رسیدن به علمی که مبنای وحیانی دارد و رسیدن به این موضوع که منشأ علوم به ذات باری تعالی منتهی می‌شود، از اهداف ما است.

* راهبرد نظام سلطه، دست نیافتن ما به حوزه‌های علمی است
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه هم بیان داشت: راه اصلی قدرتمند شدن و مصون ماندن از فشارهای دشمن دستیابی به اقتدار علمی است. بنابراین در تفکر و اندیشه‌ ما باید این باشد که از دشمنان مستقل شویم و این استقلال هم باید در حوزه علمی صورت گیرد تا به استقلال حقیقی دست یابیم.
وی افزود: کشورهایی که ظرفیت ساخت تمدن را دارند، قادرند با برهم زدن شیوه‌های نظم فعلی، نظم موجود را به چالش بکشند و پیام‌آور نظم نوینی باشند که در این صورت، ضمن متحول ساختن آرایش‌های سیاسی، تراز قدرت خود را در دستگاه‌های بین‌المللی تغییر می‌دهند.
سردار سلامی ادامه داد: قدرت‌های بزرگ به دنبال مسدود یا محدود کردن چنین تمدن‌هایی هستند. به همین دلیل معمولاً وقتی آثار چنین پدیده‌هایی در عالم آشکار می‌شود، قدرت‌های موجود برای دفاع از حریم توسعه خود و حفاظت از نظم موجود اقدام به ممانعت از ورود چنین تمدن‌هایی به نظم خودساخته‌شان می‌‌کنند؛ در واقع در چنین شرایطی، یک نبرد جدی و چند بعدی و به تعبیری وسیع و همه‌جانبه را آغاز می‌کنند.
جانشین فرمانده کل سپاه یادآور شد: راهبرد خشن نظام سلطه برای عدم دستیابی ما به حوزه‌های علمی، جدی است. بنابراین اگر به سطحی از علم دست یابیم که بتوانیم، بدون اتکا به قدرت‌های بزرگ، به پیشرفت‌هایی در حوزه‌های مختلف دست یابیم، آنها با ما می‌جنگند و نبرد فیزیکی را برای محدود ساختن ما به عنوان یک راهبرد برای خود تعیین کرده‌اند.

* دستاورد شگفت‌انگیز محققان کشور در تولید سامانه بومی دفاعی
در ادامه مراسم سردار سیدمحمد حجازی، معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح نیز در خصوص ضرورت توجه به دانش و خلاقیت بومی، بیان داشت: محققان صنعت دفاعی کشورمان در تولید یک سامانه دفاعی با قطع همکاری مشترک با طرف خارجی توانستند به دستاوردهای شگفت‌انگیزی در رابطه با این سامانه دست یابند.
وی با ذکر نمونه‌ای از اتکا به دانش بومی یادآور شد: موضوع دقت موشک‌ها موضوعی بود که مقام معظم رهبری نسبت به آن تأکیداتی داشتند، در حالی که برخی از دانشمندان این رشته می‌گفتند دقت در موشک‌های بالستیک زیاد دقیق نیست و این تنها در بخش موشک‌های کروز قابل اجراست؛ یعنی فقط می‌توان دقت موشک‌های کروز را افزایش داد.
وی با اظهار اینکه با تأکیدات رهبر معظم انقلاب اکنون دقت موشک‌های بالستیک بسیار افزایش یافته است، تصریح کرد: قرار بود سامانه دفاعی با مشارکت محققان خارجی ساخته شود و این تقسیم‌بندی شده بود که آنها در بخش نرم‌افزاری و ما در بخش نیروی انسانی بر روی این پروژه همکاری داشته باشیم، ولی پس از آنکه این همکاری پس از گذشت سه سال به نتیجه نهایی نرسید، تلاشگران صنعت دفاعی کشورمان این همکاری را قطع کردند و با اتکا به توانمندی داخلی موفق شدند آن را به سرانجام برسانند.
وی در ادامه یادآور شد: رژیم صهیونیستی انواع امکانات را در اختیار دارد، اما می‌بینیم که هر روز به خود می‌لرزد و در وحشت این است که با جریان مقاومت چه کند. مقاومتی که امکانات خاصی ندارد، ولی با این حال رژیم اشغالگر قدس در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه تسلیم جریان مقاومت می‌شود.


یادداشت
علیرضا جلالیان

غفلت تعطیلی دبیرستان‌های سپاه را جبران کنیم!

اوایل دهه 60 بود که برخی مسئولان سپاه منطقه 10 یا به عبارتی سپاه تهران برای حفظ آرمان‌های اولیه سپاه در بین نسل جوان پاسدار به فکر تأسیس دبیرستان‌های سپاه افتادند. بهره‌گیری از تجربه همکاران ارتش در خصوص تأسیس دبیرستان نظام و طراحی یک دوره علمی، نظامی و معنوی برای پاسداران دانش‌آموز رهاورد این امر شد و لانه جاسوسی سابق آمریکا به این امر اختصاص یافت. جایی که روزی محل توطئه و جاسوسی آمریکا علیه مردم منطقه بود آن روز به محل استکبارستیزترین نوجوانان کشور تبدیل شد، پس از تهران دبیرستان‌های دیگری هم در سطح کشور به ترتیب در تبریز، ارومیه، کرمان، سنندج، زاهدان، شیراز، رشت، یاسوج و بندرعباس تأسیس شد و قرار بود هر استان یک دبیرستان داشته باشد، اما غفلتی در این میان پیش آمد. دبیرستان سپاه تهران در دوران دفاع مقدس از سال‌های 62 تا 67 در مجموع 900 دانش‌آموز بیشتر به خود ندید که یکصد تن از آنها به شهادت رسیدند. شاید در میان مجموعه‌های مختلف سپاه، این امری کم‌نظیر است.
در این میان اما در سال‌های پس از دفاع مقدس به ویژه در پایان دهه هفتاد انگار که دیگر به چنین مراکزی برای تربیت نیروهای پاسدار جوان نیاز نبود. دبیرستان‌ها ابتدا با شرط اینکه در مقطع پیش‌دانشگاهی دانش‌آموزان را پاسدار می‌کنند از حالت اولیه خارج شد و در ادامه سال‌های تحصیلی ۸۰ ـ ۷۹ دیگر سال وداع با لانه جاسوسی سابق و دبیرستان سپاه رقم خورد. هرچند ممکن بود خیلی‌ها دلایلی را هم برای تعطیلی دبیرستان‌های سپاه داشتند، اما امروز که بیش از یک دهه از آن اتفاق تلخ می‌گذرد و یاران دوره‌های مختلف دبیرستان از دوره اول تا نوزدهم کنار هم در اولین یادواره یکصد شهید مکتب امام صادق(ع) جمع می‌شوند، این خلأ به شدت احساس می‌شود.
موضوع مهمی که توسط جانشین فرمانده سپاه نیز در این مراسم به آن اشاره شد و ظاهراً اولین جرقه‌های بازبینی در امر راه‌اندازی دوباره این دبیرستان‌ها در همین یادواره طرح شد؛ یادواره‌ای که انگار خود شهدای دبیرستان تمام مقدمات و وسایلش را فراهم کرده بودند. به یاد دارم گروه‌های زیادی تلاش داشتند برای شهدای دبیرستان کار کنند، ولی هیچ یک موفق نشدند، اما لحظه‌ای که خیلی از آنها تبلیغات یادواره شهدای دبیرستان را دیدند، احتمالاً پس از خوشحالی از این اتفاق مهم در ذهن‌شان سوال ایجاد شده است که بالاخره چه کسی این گره کور را باز کرد؟ بله شهدا خود آمدند و احتمالاً با همین عنایت آنها غفلتی که در تعطیلی مکتب امام صادق(ع) تهران، مکتب امام باقر(ع) تبریز، مکتب المهدی(عج) کرمان و مکتب امام هادی(ع) ارومیه و... اتفاق افتاده بر طرف خواهد شد و امروز که نیاز سپاه به تربیت نیروهای انقلابی، استکبارستیز و مومن است، قطعاًً این دبیرستان‌ها به کمک فرماندهان خواهد آمد. یعنی امروز دیگر باید شروع پاسداری از اول دبیرستان باشد، آن هم در دبیرستان‌های سپاه. تجربه گرانبهایی که با غفلت کنار گذاشته شد و جای خالی آن احساس می‌شود.


یک حماسه

حماسه‌سازان هویزه
پانزدهم دی‌ماه سال 1359 عملیاتی با نام «نصر» به فرماندهی ارتش جمهوری اسلامی ایران در منطقه هویزه به اجرا در آمد. این عملیات كه در چهار مرحله با هدف آزادسازی جفیر و پادگان حمید تا آزادسازی خرمشهر طراحی شده بود، با سه تیپ زرهی از ارتش، دو گردان پاسدار و عده‎ای از ستاد جنگ‎های نامنظم (نیروهای دكتر مصطفی چمران) به اجرا در آمد. در اولین مرحله عملیات با موفقیت چشمگیری روبه‌رو شد و بسیاری از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند، لیكن چون برای حفظ دستاوردهای عملیات و ادامه آن تدابیر مناسبی به کار گرفته نشده بود، نیروهای عمل‌كننده به مواضع پیشین خود بازگشتند.
در جریان عقب‌نشینی تعداد 140 تن از نیروهای سپاهی و دانشجویان پیرو خط امام(ره) از جمله سیدحسین علم‌الهدی، فرمانده سپاه هویزه در حلقه محاصره دشمن قرار گرفته و پس از مقاومت بسیار به شهادت رسیدند.
پس از شهادت علم‌الهدی و یارانش، ارتش عراق شهر هویزه را تصرف کرد و با تانك از روی اجساد مطهر شهدا گذشت و هویزه را با خاك یكسان كرد و پس از آن، اقدام به ایجاد میدان مین و سنگرهای بتونی محكم در تمامی بیابان‎های هویزه کرد.
18 ماه بعد، در سال 1361 تمامی این استحكامات توسط رزمندگان منهدم و شهر هویزه آزاد شد. کسانی كه در حماسه هویزه جان سالم به در برده بودند، محل درگیری حماسه‌سازان هویزه را تعیین کردند و در آنجا تعدادی پرچم به یاد شهدا نصب كردند. به‌تدریج بنای مزار شهدای هویزه توسط جهاد سازندگی ساخته شد و اجساد مطهری كه از اطراف پیدا می‌شد به محل فعلی منتقل می‌شد.
در سال 1362 پیكر مطهر سیدحسین علم‌الهدی در فاصله اندكی با مزار فعلی او از روی قرآن و «آرپی‌جی» او كه كنار جسدش بود شناسایی شد و پس از تشییع با شكوه پیکرش در اهواز مجدداً به مزار شهدای كربلای هویزه كه در 25 كیلومتری شهر هویزه است، برگردانده شد.


قبیله آفتاب

خدایا! ما فقط چند روزی امانت‌داری کردیم
داشتم شالکوبی می‌کردم که دستی به شانه‌ام خورد، برگشتم، خودش بود، عزیز دلم؛ فیض‌الله. گفت: «می‌خواهم بروم جبهه، اجازه می‌خواهم!» گفتم: «تو که می‌دانی من از جان و دل، راضی هستم. برو پدرت را راضی کن. آخر او در این فصل کار دست تنهاست.» رفت سراغ پدرش، قبول نکرد. التماس کرد، اشک ریخت. صدای گریه‌اش بقیه کشاورزها و مسئول شالکوبی را جمع کرد. با کمک بقیه، پدرش هم رضایت داد. از خوشحالی نمی‌دانست چه کار کند. موقع خداحافظی زیر گلویش را بوسیدم. با نگاهم تا سوار شدن، بدرقه‌اش کردم. رو به آسمان کردم و گفتم: «خدایا! خودت دادی، ما فقط چند روزی امانت‌داری کردیم. هرچه صلاح می‌دانی. اگر قسمت است برگردانش و اگر نیست، من طاقت چشم‌انتظاری ندارم.» چهل روز بود... انتظار من هم به سر آمد...
به نقل از مادر طلبه شهيد فيض‌الله طهماسبي
فیض‌الله در روستاي «لاريم» از توابع ساري قدم به پهنه گیتی گذاشت. با عطر باغ‌هاي پرتقال و نارنج و در انبوه مزارع سرسبز شمال چون پرنده‌اي آزاد، باليد و توان پرواز يافت. دوران ابتدايي را در زادگاهش و دورة راهنمايي را در قائم‌شهر و دورة دبيرستان را در ساري گذراند. خوش‌حافظه و با استعداد بود. از همان ابتداي زندگي، خانوادة مذهبي او نخستين مشوق مستقيم او برای پيوستن به حوزه بودند. پس از فراغت از دروس دبيرستان، به حوزه علميه ساري رفت و مقدمات را در آن مدرسه آموخت كه اين ايام همزمان با اوج‌گيري انقلاب اسلامي بود. او تمام توان خود را در اين راه نهاد و در نهايت، هدف زندگي‌اش پيش‌روي چشمان پرفروغش شكل گرفت. هنگامي كه سپاه پاسداران در شهر ساري تشكيل شد، يكي از اولين شركت‌كنندگان در اين نهاد مردمي بود. در خنثي‌سازي توطئه‌هاي منافقين و جلوگيري از فرار آنها از راه فرعي روستاي لاريم ساري به سوي بابل، نقش مؤثري داشت. در همين زمان عضو شوراي مسجد امام سجاد(ع) بود و در اين زمينه روشنگر بسياري از جوانان روستاي خود بود. فیض‌الله مدت زیادی نبود که به جبهه رفته بود که به آرزویش؛ فیض عظمای شهادت نائل شد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «طبقه حساس» به کارگردانی کمال تبریزی
سقوط آزاد یک فیلمساز خط‌شکن!
مهدی امیدی

فیلم «طبقه حساس» در ادامه آثار پیشین کمال تبریزی، همچنان بر مدار تابوشکنی و عبور از خط قرمزهای اخلاقی قرار دارد. تبریزی از فیلمسازهای نسل انقلاب محسوب می‌شود که در دهه 60 با فیلم‌هایی چون «عبور» و «در مسلخ عشق» به عنوان فیلمساز عرصه دفاع مقدس خودنمایی کرد. اوج درخشش این فیلمساز را باید در میانه دهه 70 و با فیلم «لیلی با من است» دانست؛ فیلمی که اگرچه در آن زمان با مخالفت‌هایی هم مواجه شد، اما خبر از ظهور یک کارگردان خط‌شکن و نوگرا می‌داد و در ذهن مردم نیز ماندگار شد. با این حال، تبریزی در سال‌های اخیر مسیری معکوس با آنچه در دوران جوانی برگزید در پیش گرفته است. اگر در آن دوران، خط‌شکنی و نوگرایی در سیر فیلمسازی کمال تبریزی دیده می‌شد، در این دوره، سیر نزولی و بازگشت به عقب است که در کار او نمود یافته است. این سیر نزولی و عقبگرد با فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» شروع شد و با آثاری چون «پاداش» و «خیابان‌های آرام» افزایش یافت.
فیلم «طبقه حساس» هم مرحله تازه‌ای از سقوط تبریزی به حساب می‌آید؛ فیلمی که تلفیقی از ضعف ساختاری و روایی و ریشخند سنت‌ها و شاخص‌های فرهنگ بومی ایرانیان مسلمان است! این فیلم داستان یک حاجی بازاری است که نسبت به همسرش به‌شدت تعصب دارد. پس از مرگ همسرش، قبری دو طبقه را خریداری می‌کند. همسرش را در طبقه زیرین دفن کرده و طبقه فوقانی را برای خودش در نظر می‌گیرد. او پس از بازگشت از یک سفر خارجی متوجه می‌شود که فروشنده قبر، کلاه‌بردار بوده و آنجا را به‌طور همزمان به دو خانواده فروخته است و حالا جای او را جسد یک مرد نامحرم پر کرده است. در ادامه شاهد درگیری خانواده مرد متعصب با خانواده مرد دیگری که دفن شده هستیم.
تبریزی اگر در آثار سابق خودش فقط روی یک هنجار و ارزش فرهنگی مانور می‌داد، در فیلم اخیر خود «طبقه حساس» به چند مولفه فرهنگ بومی ما زخم می‌زند. از آیین‌های به خاک‌سپاری مردگان گرفته تا خصلت‌های پاک مذهبی و روحیات دفاع از ناموس. گویا آقای تبریزی فراموش کرده که غریزه دفاع از نهاد خانواده و صیانت از حرمت نزدیکان، یک حس و گرایش عاطفی عام بشری است و در اصل، یک خصیصه اصیل و نجیب انسانی شناخته می‌شود. در هیچ جای دنیا، افراد بی‌غیرت و فاقد عرق خانوادگی، آدم‌های مثبتی نزد عموم شناخته نمی‌شوند، حال چه شده که فیلمسازی که خودش ریشه در همین اصالت‌های انسانی و دینی دارد، امروز برای فتح گیشه، این چنین به این ارزش‌ها می‌تازد؟!
فارغ از محتوای ضدفرهنگی این فیلم که بیشتر یادآور فیلمفارسی‌های موهن و سخیف پیش از انقلاب است، ابعاد هنری و ساختاری «طبقه حساس» هم در نوع خود یک فاجعه است. این فیلم اساساً فاقد منطق درام است شخصیت‌پردازی فیلم هم بدون هیچ گونه هماهنگی و منطق است. مثلاً مشخص نیست که این همه تعصب شخصیت اصلی فیلم از چه رو است و چرا با وجود این همه غیرت‌ورزی نسبت به همسرش، در مراسم عزای او، با دیگران وارد شوخی و خنده می‌شود؟! حتی بازی بازیگران فیلم نیز به شدت کلیشه‌ای و سطحی است. به طور کلی هیچ اثری از نگاه هنری و سینمایی در این فیلم قابل شناسایی نیست. تنها ویژگی این فیلم، شوخی‌های جنسی و هتاکانه آن است.
مشکل اصلی فیلم «طبقه حساس» در گیشه‌گرایی افراطی فیلم است. سازندگان این فیلم، هیچ‌گونه هدف و آرمان فرهنگی نداشته و تنها برای درآمد مالی بیشتر، این فیلم را ساخته‌‌اند. مشکل تبریزی این است که «رویای گیشه» و وسوسه رکوردشکنی در جدول فروش فیلم‌ها در کار او جای خلاقیت و نوآوری را گرفته است. در نتیجه، فیلمسازی که روزگاری یک جوان خط‌شکن که جلوتر از زمانه خود حرکت می‌کرد شناخته می‌شد، امروز 35 سال به عقب برگشته است. ای کاش یکی از دوستانش به او می‌گفت؛ آقای تبریزی! اگر تابوشکنی هنر است پس باید فیلمفارسی‌سازها را از همه هنرمندتر بدانیم و این درحالی است که آن نسل سقوط کرده به عنوان نماد و نمود ارتجاع و تیره‌بختی و فلک‌زدگی در عرصه سینما شناخته می‌شوند.
اما از همه عجیب‌تر این است که این فیلم با بودجه بیت‌المال ساخته شده و سرمایه‌گذار آن سازمانی است که وظیفه‌اش تبلیغات اسلامی است! این هم که مسئولان فرهنگی و سینمایی ما در برابر این گونه هنجارشکنی‌ها مسامحه به خرج می‌دهند، نه دلسوختگی برای فیلم‌ساز، که نگرانی برای کارنامه خودشان است! مسئولان سینمایی از خطر مخاطب‌گریزی سینما آگاهند و نمی‌خواهند در نخستین سال به دست گرفتن کرسی‌های مدیریت در دولت جدید، رکورد مخاطب‌گریزی و تعطیلی سینماها را به نام خود ثبت کنند. پس آنها هم در این بازی شریک می‌شوند.


از ضربه فنی شبکه‌های ماهواره‌ای تا دستان خالی سیما
حسین کارگر

تلویزیون پس از پایان تعطیلات نوروز و پخش ویژه برنامه‌هایی با مخاطب بالا باز هم دچار رکود نمایشی شده است. در این میان، تجربه «پایتخت3» نشان داد که نمایش دادن برنامه‌ای با جاذبه صادق و متکی به ارزش‌های اخلاقی و دینی می‌تواند به موفقیت سیما در جلب رضایت عموم مردم کمک کند.
سریال «پایتخت3» از معدود برنامه‌های سیما بود که در عمل و به معنای واقعی کلمه، شبکه‌های ماهواره‌ای را مغلوب کرد. شوق مردم برای سفر خانواده «معمولی» و ماجراهای خاص آنها و هیجان پیروزی نقی بر رقبای خارجی در مسابقات جهانی کشتی، موجب شد تا رسانه‌های بیگانه هم در برابر صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ضربه فنی شوند، اما از 13 فروردین و با پایان ویژه برنامه‌های نوروزی، آنتن سیما باز هم از برنامه‌های جذاب نمایشی خالی شد. آنچه این شب‌ها از شبکه‌های مختلف تلویزیون در قالب سریال درحال پخش است یا آثار تکراری و به اصطلاح بازپخش است و یا سریال‌هایی خنثی و فاقد توانایی در نگه داشتن مخاطب سخت‌گیر در برابر تلویزیون. هرچند که سریال «خط» به واسطه ترسیم درامی پرکشش و روایتی متفاوت درباره نسل جوان، مخاطب محدودی یافته است، اما بقیه سریال‌های درحال پخش، نه گیرایی و جذابیت لازم را دارند و نه از محتوا و مضمون قابل تأملی برخوردارند. در چنین اوضاعی طبیعی است که باز هم بخشی از مردم برای تأمین نیازهای تفریحی و سرگرمی خود سراغ شبکه‌های ماهواره‌ای بروند. دیگر بر همه عیان است که شبکه‌های آن سوی مرزها، سوغاتی جز تخریب فرهنگ و ارزش‌ها و ایجاد تفرقه میان مردم و تحریک جامعه به تقابل با نظام ندارند. یعنی کم‌کاری سیما در تأمین خوراک مناسب و سرگرم‌کننده برای مردم، نتیجه‌ای جز انحطاط بخشی از جامعه، تحت‌تأثیر برنامه‌های مخرب شبکه‌های ماهواره‌ای ندارد. قبول داریم که هنوز هم خیلی از مردم علاقه‌ای به استفاده از آنتن‌های زنگی(مخرب خانه و خانواده) ندارند و بسیاری از خانواده‌هایی هم که ماهواره دارند، از تماشای برنامه‌های مضر و بیماری‌زا پرهیز می‌کنند، اما حتی اگر یک خانواده نیز در اثر سیگنال‌های آلوده شبکه‌هایی چون «من و تو» و «فارسی وان» دچار خسارت شود هم جای دریغ و افسوس دارد. همچنان که می‌دانیم، شبکه‌های مخرب فارسی زبان قارچ‌گونه درحال افزایش هستند. طبق آخرین آمار اعلام شده، در سال 1391، تعداد 119 شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان فعال بود. این تعداد در سال 1392 به 146 شبکه افزایش یافت.
تجربه نشان داده که در صورت پخش برنامه‌های با کیفیت و سرگرم‌کننده و در عین حال پرمحتوا، مردم کشورمان گرایش چندانی به ماهواره ندارند. صداوسیما در این زمینه تجربیات فراوانی کسب کرده است. سریال‌هایی چون «پایتخت»، «مختارنامه»، «یوسف پیامبر» و... که ضمن داشتن محتوایی غنی و فرهیخته، پرجاذبه بوده و در زمان پخش، شبکه‌های ماهواره‌ای را به کنج انزوا راندند. بدون تردید اگر در تمام طول سال چنین سریال‌هایی پخش شود، ماهواره از فضای رسانه‌ای ایران محو خواهد شد.


خبرها

لعیا زنگنه: افتخارم زندگی در کشوری است که رهبر آن از ذریه حضرت زهرا(س) است
لعیا زنگنه بازیگر سینما و تلویزیون گفت: افتخارم زندگی در کشوری است که رهبر آن از ذریه حضرت زهرا(س) است.ظهور12 نوشت؛ لعیا زنگنه در برنامه تلویزیونی سه ستاره شبکه سه سیما گفت: در بسیاری از پروژه‌های سینمایی و برنامه‌های تلویزیونی با زنان ما که در فرهنگ حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) رشد کرده‌اند فاطمه‌گونه رفتار نمی‌شود. وی با گله از اینکه در برخی از برنامه‌های تلویزیونی و سینمایی آن گونه که دین و اسلام می‌گوید حرمت زنان ما رعایت نمی‌شود، اظهار داشت: من از این موضوع گله دارم که بر اساس اعتقادات دینی ما حرمت زنان و خانم‌های مسلمان ما در نظر گرفته نمی‌شود. زنگنه با تقدیر از مجموعه حراست تلویزیون و سایر نهادهای فرهنگی گفت: در مورد اتفاقی که برای خود من به وجود آمد ایمان پیدا کردم که مجموعه‌ای به نام حراست از مسائل اسلامی یکی از مقدس‌ترین نهادهایی است که باید از آنها قدردانی کرد.
حاتمی‌کیا درباره عملیات بیت‌المقدس فیلم می‌سازد

ابراهیم حاتمی‌کیا در حالی که فیلم سینمایی «چ» را در اکران دارد این روز‌ها مشغول تحقیق و نگارش فیلمنامه‌ای با مضمون عملیات بیت‌‌المقدس است. به گزارش خبرگزاری مهر، این فیلمساز ایده این فیلم سینمایی را از گذشته‌های دور تا امروز در ذهن داشته و قرار است پس از پایان مراحل تحقیق و نگارش، مراحل پیش‌تولید را آغاز کند. مراحل تحقیق و نگارش این فیلم سینمایی به پایان نرسیده و هنوز در ابتدای راه است و مذاکره‌ای با هیچ‌یک از بازیگران انجام نشده است. حاتمی‌کیا در آخرین حضورش در برنامه «راز» به ساخت فیلمی درباره عملیات بیت‌المقدس اشاره داشت و گفت بنا دارد این فیلم سینمایی را پس از «چ» در کارنامه هنری خود به یادگار بگذارد.
آوردن کلمه خدا در فیلم‌های دیزنی ممنوع است
«رابرت لوپز» و کریستین اندرسون لوپز که برای انیمیشن «منجمد» ترانه ساخته‌اند، اعلام کردند که به کارگیری کلمه خدا در آثار دیزنی ممنوع است. به گزارش هنرنیوز، رابرت لوپز و کریستین اندرسون لوپز که زن و شوهر هستند، در گفت‌وگویی که با NPR داشته‌اند، گفتند: یکی از چیزهایی که در دیزنی مجبورید بر آن خط بکشید چیزهای مذهبی مانند کلمه خدا است. آنها ادامه دادند: شما می‌توانید در دیزنی حرف آن (خدا) را بزنید، ولی نمی‌توانید آن را در فیلم‌‌ها قرار دهید. چندی پیش نیز پاستور کوین سوانسون از «کلیسای رفورمیشن(اصلاحات)» این فیلم را محکوم کرد و آن را یک فیلم بسیار بد نامید. سوانسون به دلیل حمایت مبلغان همجنس‌گرایی از این انیمیشن، دیزنی را متهم به حمایت از سازمان‌های همجنس‌گرایی در آمریکا کرده است.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 2
مخالفت آمریکا با حضور نماینده منتخب ایران در سازمان ملل را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
دومین مسابقه پیامکی تریبون را با جمع‌بندی نظرات شما پیرامون یکی دیگر از مصادیق کینه‌ورزی‌های استکبار جهانی به پایان می‌رسانیم.
* عقب‌نشینی سبب جری‌تر شدن آمریکایی‌ها شد
«دماوندی» از گرگان گفته است: وعده آقای روحانی «عزت گذرنامه ایرانی» بود! عقب‌نشيني ايران در موضوع هسته‌اي سبب هجمه آمريكا به همه مواضع شد. این نظر در پیام همراهانی همچون؛ «ايمان عمويي» از ساري، «مهدی شهریاری» از راور، «عباس ایرانمش‌زرندی» از کرمان، «امين نجفي» از جزيره قشم، «ابراهیم کرمی» از زرین‌شهر اصفهان، «قربان امینی» از میانه، «عبدالله اوجاقی» از بستان‌آباد، «بهرام عباسي» از نقده، «رضا خوش‌کلام» از بستان‌آباد، «اکبر سیاهی‌یامچی» از مرند، «همایون دانشمند» از قشم، «علی رحمتی» از لنگرود هم آمده است.«حسن خزايي» از صحنه هم گفته است: با توجه به اينكه مدت زمان كوتاهي است هرچه آمريكايي‌ها مي‌گويند جوابي از مسئولان ما دريافت نمي‌كنند امروز از راه قلدري پا را جلوتر گذاشته و با نماينده ايران مخالفت كردند.
* بغض و کینه آمریکا از تسخیر لانه جاسوسی و ماجرای طبس
«رمضان ابراهیمی» از ساری و «نادرى» معتقدند این اقدام به دلیل بغض و کینه و دشمنی دیرینه آمریکا با نیروهای انقلابی است و «غضنفری» از زاهدان، «علي محرمي» از چالدران، «علی‌اصغر مداحی» از تبریز، «محمدمهدی رضایی» از شیراز، «باباكريمى» از قم، «مصطفي طيارزاده» از شهر مهربان تبریز، «ابوتراب رمضانپورآکردی» از تهران، «شيرعلى آردن» از تنگستان بوشهر و «کرم آقا عباسی» از چاراویماق بر این باور هستند.
* سوءاستفاده آمریکا از میزبانی سازمان ملل
«خسرو سعیدی» از بستان‌آباد معتقد است: آمریکا از میزبانی سازمان ملل سوءاستفاده می‌کند و در نظراتی مشابه «محمد زارعی‌برآبادی» از خواف، «مریم‌سادات ازیز» از جزیره ابوموسى و «محمدرضا قنبری» از کرمانشاه این نظر را تأیید کرده‌اند.
* چون ابوطالبی پیرو خط امام(ره) و مطلع از جنایات آمریکاست
«فاطمه محمدی‌نسب» از نایین هم گفته است: چون ابوطالبی پیرو خط امام(ره) بوده آنها از افکار ضد آمریکایی و رسوایی‌شان توسط او می‌هراسند. «کمال محمدی جانبازلو» از شهرضا و «ناصر محمدپور» از تهران هم همین نظر را دارند.
* این محک میزان مقاومت ایران توسط آمریکاست
«سبحان صمدی‌مقدم» از املش، «محمدرضا محي‌آبادي»، «پرویز رحیمیان» و «مسعود اسماعيل‌زاده» از شهركرد این امر را محکی برای سنجش مقاومت و استکبارستیزی مردم و مسئولان می‌دانند.
* جبران شکست‌های متعدد و انتقام از ایران در مسئله سوریه
«اصغر کنعانی» از بستان‌آباد، «محمدرضا» و «اکرم فلاحی» از سبزوار و «محمدجواد آردن» از بوشهر این نوع رفتار آمریکا را برای جبران شکست طرح‌های‌شان در سوریه دانسته‌اند.
«محمد عباسقلي‌پور» از املش معتقد است: این امر تأثيرات منفي بر مذاكرات هسته‌اي و بحران‌هاي منطقه‌اي خواهد داشت و «غلامرضا سپهرآرا» از گرگان گفته است: آمريكا هميشه به فكر منافع خودش است. «احمدی» از داران اصفهان معتقد است: آمریکا با این عمل و اقدام غیرقانونی به جهانیان ثابت کرد که خوی استکبارستیزی آنها تمام‌شدنی نیست.«مصطفی اکبری» از داران به سخن امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) اشاره کرده و گفته است: آمریکا کشوری است عهدشکن، غیرقابل اعتماد، غیرمنطقی و در پنجه شبکه صهیونیسم بین‌المللی که برای جلب رضایت اربابان و سردمداران از هر حربه‌ای استفاده خواهد کرد. همین نظر را «محمدرضا شعبانی» از هندیجان دارد.آمریکا بر تمام مقررات و قوانین سازمان ملل متحد خط بطلان کشید. این نظر «علی مجیدی هفت‌چشمه» از آذرشهر بود و «مصطفی عاشوری» از دامغان معتقد است: اگر ما به خواسته آنها تن دهیم راه برای گستاخی‌های بیشتر دشمن باز می‌شود. «معصومه پوزش» از باغملک، هدف آمریکا از این عمل را فشار آوردن به نظام ایران دانسته و «میلاد دریکوند» از لرستان مخالفت آمریکا را یک نوع بی‌عدالتی و ضد حقوق بشر تلقی کرده است. «احمد شعبانی» از بروجرد هم معتقد است: این موضوع با هماهنگی جریان داخلی است برای تحمیل مهره‌ای خاص. «عبدالنظام قاضى» از كرمانشاه این را برای بهانه‌تراشى جهت به چالش كشيدن موضوع هسته‌اى ايران و تحريك دولتمردان به رفتارهاى غيرمتعارف دانسته و «جواد آبی» از همدان تحقیر ایران را هدف آمریکا می‌داند. «عرب‌پور» از همدان معتقد است: آمریکا با شخص کار ندارد، با تفکر انقلابی و اسلامی مشکل دارد.
* سایر نظرات:
«جواد جوادي‌شريف» از قزوين، «نجفي» از کرمان، «حليمه حيدري» از ماهشهر، «کبری زرنگ» از سبزوار، «شهاب فراهانی» از ملارد، «سیدمهدی قادری» از سمنان، «حسین فقیهی» از ساری، «زارعی» از مریوان، «مصطفى جوانمرد» از لنجان، «رضا زمانی» و «ستاره نظری» از بوشهر، «رحیمی» از جزیره ابوموسی، «رسول جنتی» از کرمانشاه، «مهدی عبدالحمدی» از محلات، «حامد عرفانی» از سنندج، «طيبه مهدوي» از قم و «زهرا جابری‌نسب» از ایلام هم نظراتی در این خصوص داشتند که مجالی برای بیان آن وجود نداشت.
برندگان تریبون 2

رحیمی از جزیره ابوموسی / اکرم فلاحی از سبزوار
اکبرسیاهی یامچی از مرند
سوال تریبون 3

علت تاکیدرهبر معظم انقلاب
بر تقویت قدرت درونزای نظام اسلامی چیست؟


حسن ختام

نرگس اميدم تو را مي‌خواهد...
ديروز وقتي نرگس اميدم رو به پژمردگي مي‌رفت، چشم‌هايم خيس اشک شد. تب داشت، بي‌قرار بود، تو را مي‌خواست!
با خون دل، آبش دادم و گفتم که زود باز خواهد گشت حضرت عشق؛ صبر بايد کرد براي آمدنش.
هنوز آرام نگرفته بود که فرياد يأس و دلتنگي بلند شد: «آه... ديگر تاب نخواهم آورد. پس کجاست موعود اين کوير بي‌پايان؟ پس کجاست مرهم ساقه زخم‌خورده من؟ اينجا در اين ظلمت مطلق، بي‌گمان، مرگ تقدير من خواهد شد. نمي‌دانم خورشيد دلم را چه شده است که اين چنين به تاريکي دچار شده‌ام.»
آرام زمزمه کردم: «کمي صبر کن. به تو قول مي‌دهم که او برايت نور خواهد فرستاد؛ نور حيات.»
سکوت شد، يعني فرصتي براي گريستن!... و باز هم کنار پنجره انتظار، همه سهم من از جاده، اميد بود و دلتنگي... حسرت بود و تنهايي...
مولاي من! چشم اميدم به توست. همه آنچه که نبايد در وجودم بخشکد رو به خشکيدن مي‌رود. گويا این تيشه گناه است که به ريشه عشق و انتظار رحم نمي‌کند! ولي من مقاومت خواهم کرد و نخواهم بخشيد خودم را، اگر روزي فرا برسد که انتظار، اين درد شيرين، در جانم سکته کند. فقط خدا مي‌داند چقدر تو را دوست دارم...
دير نکن اي زيباترين بهانه براي لبخند زدن!
زهراسادات اعلايي