بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

آمریکا عامل بی‌اعتباری هنجارهای جهانی
چند روز پیش باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا قانونی را امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا می‌تواند از ورود هر نماینده سازمان ملل که به تشخیص رئیس‌جمهور قبلاً در اقدام تروریستی علیه آمریکا و متحدان این کشور نقش داشته و یا تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا محسوب می‌شود، اجتناب ورزد. این قانون را پیشتر سنا و مجلس نمایندگان آمریکا به ترتیب در تاریخ ۱۸ و ۲۱ فروردین تصویب کرده بودند. این قانون پس از آن تصویب شد که ایران «حمید ابوطالبی» را برای نمایندگی در سازمان ملل معرفی کرد. دولت و کنگره آمریکا ادعا می‌کنند ابوطالبی در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران نقش داشته است. پس از این امضا که در ظاهر به اقدام غیرقانونی آمریکا مشروعیت می‌بخشد، اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند، این است که آمریکا از موقعیتش در میزبانی از مکان سازمان ملل سوءاستفاده می‌کند و همین مسئله باعث بی‌اعتباری قانونی است که اوباما آن را امضا کرده است. در متن این قانون آمده است: «آمریکا می‌تواند از ورود هر نماینده سازمان ملل به تشخیص رئیس‌جمهور...» این ادعا می‌تواند مباحث حقوقی جدیدی را درباره حدود اختیارات کشورهایی که در نقاط مختلف جهان به‌نحوی میزبان مراکزی از سازمان ملل هستند، ایجاد کند. صرف میزبانی نمی‌تواند برای آمریکا حق محدودیت ایجاد کردن برای دیگران را به همراه داشته باشد. برخورداری از امتیاز میزبانی ایجاب می‌کند، نباید ادعاهایی مطرح کرد که در روند انجام وظیفه سازمان ملل و یا هر سازمان بین‌المللی دیگر اخلال و مانع به‌وجود می‌آورد و چنانچه کشور میزبانی بر چنین ادعایی که موجب اخلال در انجام وظیفه آن سازمان بین‌المللی می‌شود، به بهانه‌ها و دلایل واهی اصرار ورزد، باید حق میزبان از آن سلب شود. اگر سازمان ملل و کشورهای عضو، تسلیم این بدعت زورگویانه آمریکا شوند، جایگاه حقوقی سازمان ملل زیر سوال می‌رود و تضمینی برای ادامه نیافتن سوءاستفاده‌های آمریکا از این میزبانی وجود ندارد، اما در این میان که سوءاستفاده آمریکا از میزبانی یک نهاد بین‌المللی و بی‌اعتبار ساختن هنجارهای پذیرفته شده جهانی مسلم است، موضوع تعجب‌آور، توصیه‌های مشکوک عده‌ای در داخل کشور است که به جای حمله به آمریکا و محکوم کردن آن به سبب این رفتار غیرقانونی و افزون‌خواهانه، از سویی به ابوطالبی برای انصراف فشار وارد می‌کنند و از سویی دیگر از دولت می‌خواهند برای این موضوع با آمریکا درگیر نشود و با معرفی فرد دیگری به جای ابوطالبی پرونده این موضوع را ببندند. این برخوردها نشان می‌دهد که تحلیل آنها از وضع موجود و مسائل جاری با آنچه که نظام دنبال می‌کند، بسیار تفاوت دارد و آنها وضع موجود و حوادثی از این قبیل را برای به اجرا درآمدن تحلیل‌شان مناسب می‌بینند؛ از این رو تلاش می‌کنند از هر موضوع و رخدادی سوءاستفاده کنند. آنها نیز به تبعیت از غربی‌ها و به ویژه آمریکایی‌ها تصور می‌کنند رشته‌های استکبارستیزی و مقابله با شیطان بزرگ، در ایران ضعیف شده و چنانچه از جوانب مختلف به نظام فشار وارد شود، این رشته‌ها از هم گسیخته می‌شود. آنچه که می‌تواند این تصور را باطل سازد و حقیقت را در برابر چشمان حقیقت‌گریز آنها قرار دهد، ایستادگی در همان نقاطی است که آنها آن را نشانه ضعف ایران و مناسب برای فشارآوردن می‌پندارند که یکی از آن نقاط مهم، نمایندگی «حمید ابوطالبی» است که درخصوص آن به هیچ وجه نباید کوتاه آمد. دستاورد حداقلی ایستادگی محکم و قاطع درباره وی این است که در نظام هیچ مقوله‌ای درخصوص استکبار و شیطان بزرگ تغییر نکرده و همه امور در دایره مدیریت هوشمند نظام قرار دارد.
رضا گرمابدری


مروري بر سفر مقامات سياسي و دفاعي جمهوري آذربايجان به ايران
تهران - باكو نيازمند روابط همه‌جانبه

سپهبد «ذاکر حسن‌اف» وزیر دفاع جمهوری آذربایجان در رأس یک هیئت بلندپایه دفاعی به دعوت رسمی سردار حسین دهقان، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در اواخر فروردين‌ماه به تهران سفر کرد. وي علاوه بر دو دور مذاکره با سردار دهقان، با سایر مقامات بلندپایه سیاسی ـ دفاعی کشورمان نیز دیدار و درباره مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی گفت‌وگو کرد. در اين سفر همچنین چندين توافق همكاري در زمينه دفاعي و امنيتي به امضا رسيد و ايران آمادگي خود را براي تقويت توان دفاعي باكو اعلام داشت.
اين سفر در حالي صورت گرفت كه چند روز پيش از وي نيز «الهام علی‌اف» رئیس‌جمهور آذربایجان برای دیداری رسمی وارد تهران شد. وی در كنار امضای چند سند راهبردي، ديدارهايي با دكتر حسن روحاني، رئيس‌جمهور ايران و رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌اي(مدظله‌العالي) داشت. گفتنی است كه امام خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامی در دیدار آقای الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، همسایگی و پیوندهای مذهبی، فرهنگی و تاریخی میان دو کشور را عاملی موثر در تقویت مناسبات دو دولت خواندند و تأکید کردند: باید با اراده سیاسی و با جدیت در پیگیری توافقات، بر کارشکنی‌ها فائق آمد و ارتباطات بین دو ملت و دو دولت را روزبه‌روز مستحکم‌تر کرد.


فرمانده نیروی زمینی سپاه
با وجود آتش‌افروزی‌های دشمن در منطقه از امنیت مطلوبی برخورداریم

سردار محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه در آستانه دوم اردیبهشت سالروز تأسیس سپاه پاسداران ضمن اعلام آمادگی کامل نیروی زمینی سپاه در پاسداری مقتدرانه از انقلاب و میهن اسلامی، گفت: با وجود آتش‌افروزی‌های دشمنان در کشورهای همسایه، از امنیت مطلوب و قابل قبولی در مرزها برخورداریم.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار پاکپور با گرامیداشت یاد و نام بنیانگذار جمهوری اسلامی و دوراندیشی پیر فرزانه انقلاب در تأسیس سپاه پاسداران گفت: امروز نام امام(ره) زنده‌تر از همیشه است و روح جهادی و فرهنگ انقلابی و بسیجی در جوانان نسل جدید به اندازه نسل اول انقلاب شعله‌ور است.
وی در تعریف سپاه گفت: سپاه صرفاًً یک ارتش کلاسیک نیست، بلکه مجموعه‌ای از فرزندان انقلابی کشور است که با درد دین و انقلاب با تمام وجود به میدان دفاع از دستاوردهای نظام وارد شدند و بعد هم به اقتضای دفاع مقدس وارد عرصه نظامی شدند، به‌طوری که امروز به تمام حرفه‌ها و پیشرفته‌ترین تخصص‌های نظامی از جمله موشک و پهپاد مسلط هستند و این افتخار بزرگی برای سپاه است.
فرمانده نیروی زمینی سپاه افزود: اگر جنگ نبود، نه اعتماد به نفس ملت و پیشرفت‌های عظیم علمی امروز، نه استقلال و عزت کشور، نه الگوسازی‌های جهادی در بیداری اسلامی ملت‌های منطقه و نه این طراوت انقلابی و مقدس که در نسل جدید و جوانان امروز شاهدیم، هیچ یک در کار نبود.
سردار پاکپور شهیدانی چون باکری، همت، خرازی، احمد کاظمی و شوشتری را معجزه اخلاق خواند و گفت: یقیناًً قدرت سپاه در تجهیزات نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه هرکجا اخلاص باشد و خودخواهی نباشد، الطاف خداوند باز هم تجلی می‌کند و صحنه‌های باشکوه خلق می‌شوند.
سردار پاکپور ضمن ارزیابی دستاوردهای نیروی زمینی سپاه گفت: علاوه بر پیشرفت‌ها در ابعاد مختلف، آمادگی رزمی از جمله آموزش، ساخت تجهیزات و تسلیحات مورد نیاز، بزرگ‌ترین دستاورد نیروی زمینی، موفقیت در بومی‌سازی امنیت با هدف ایجاد امنیت پایدار در مناطق مرزی به‌ویژه شمال‌غرب، غرب و جنوب‌شرق کشور است که این مهم طی سال‌های اخیر به لطف الهی و با مشارکت مردم فهیم منطقه محقق شده است.
فرمانده نیروی زمینی سپاه تصریح کرد: زیرساخت‌های لازم را برای حضور مقتدرانه رزمندگان در سخت‌ترین شرایط حتی دمای منفی 60 درجه مرزهای شمال‌غرب فراهم ساخته‌ایم و هم‌اکنون نیز در جنوب‌شرق با مدیریت جهادی و با سرعت هرچه تمام‌تر در صدد انسداد مرزها و پوشش خلأهای مرزی می‌باشیم.
وی در بخش پایانی سخنان خود در پاسخ به برخی شبهات درباره فعالیت‌های سیاسی سپاه، گفت: اگر سیاسی بودن به معنای تعهد سیاسی، بصیرت سیاسی و حضور در صف مقدم مبارزه با دشمنان انقلاب و نظام اسلامی است، سپاه صد درصد سیاسی است؛ اما سیاسی بودن به مفهوم حزبی بودن برای سپاه خط قرمز است.
وی خاطرنشان کرد: سپاه هیچ‌گاه خودش را هزینه سیاسی فرد یا جریانات سیاسی نمی‌کند؛ اما طبیعی است کسانی که از خط امام و رهبری و از هویت انقلابی فاصله بگیرند، سپاه با آنها زاویه خواهد گرفت و سپاه در مسائلی که به انقلاب و سرنوشت مردم مربوط می‌شود هرگز بی‌طرف نبوده و نخواهد بود.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

نقشه راه فعالیت‌ها و مذاکرات هسته‌ای
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی در تاریخ(۲۰/۱/۱۳۹۳) روز ملی فناوری هسته‌ای را می‌توان نقشه راهی برای فعالیت‌ها و مذاکرات هسته‌ای دانست. در این نقشه راه بر دو موضوع اساسی تأکید شده است:
الف ـ تداوم فعالیت‌های هسته‌ای
دست‌یابی به دانش و فناوری هسته‌ای، از موضوعات مهم کشور طی سال‌های اخیر بوده است. در حالی که برخی از گروه‌های سیاسی و بعضاً دانشگاهی، دست‌یابی به این دانش و فناوری را به‌دلیل پیشرفته و پیچیده‌ بودن آن بدون کمک خارجی غیر ممکن دانسته و بر عدم نیاز کشور تأکید داشته، مسئولان عالی جمهوری اسلامی و تمام گروه‌ها و کارشناسان انقلابی، بر این اعتقاد بودند که اولاً کشور برای پیشرفت همه‌جانبه به این دانش و فناوری نیاز دارد و ثانیاً متخصصان و دانشمندان ایرانی، توان دست‌یابی به آن را دارند. به هر حال پس از گذشت یک دهه، با وجود محدودیت‌ها، فشارها و تحریم‌ها، اینک جمهوری اسلامی در ردیف کشورهایی قرار دارد که صاحب دانش و فناوری هسته‌ای بوده و دارای چرخه سوخت است. با توجه به فشارها در اوضاع کنونی و تلاش غرب برای محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران، مقام معظم رهبری نقشه راه را برای مسئولان و دست‌اندرکاران سازمان انرژی اتمی برای ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ترسیم فرمودند. در این نقشه راه بر تداوم فعالیت‌های هسته‌ای با گزاره‌های زیر تصریح و تأکید شده است:
۱ـ حرکت علمی کشور به هیچ وجه نباید متوقف یا حتی کند شود.
۲ـ مسئولان باید در مورد دستاوردهای هسته‌ای تعصب داشته باشند.
۳ـ تقویت اعتماد به نفس ملی عمیق در کشور و ایجاد زمینه برای پیشرفت‌های علمی دیگر، از مهم‌ترین دستاوردهای پیشرفت هسته‌ای است و این پیشرفت‌ها و دستاوردها، در واقع بشارت و مژده‌ای برای ملت ایران است که می‌توانند راه‌های منتهی به قله‌های رفیع علم و فناوری را بپیمایند.
ب ـ تداوم مذاکرات هسته‌ای
از سال ۱۳۸۲ و به‌دنبال صدور اولین قطعنامه ضدایرانی شورای حکام سازمان بین‌المللی انرژی هسته‌ای، دو دیدگاه در کشور درخصوص نحوه تعامل با آژانس شکل گرفت. دیدگاهی بر این نکته تأکید داشت که ایران باید همانند برخی از کشورها از آژانس خارج شده و به عضویت خود در پیمان NPT پایان دهد و دیدگاه دیگر بر تداوم حضور ایران در آژانس تأکید داشت. مسئولان جمهوری اسلامی و خصوصاً مقام معظم رهبری ضمن تأکید بر اینکه انرژی هسته‌ای و برخورداری ایران از چرخه سوخت، حق ملت ایران است، بر تداوم حضور ایران در آژانس با توجه به ماهیت صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای تأکید داشتند. بر اساس همین دیدگاه، طی ده سال گذشته ایران علاوه بر تعامل با آژانس، با کشورهای گروه ۱+۵ مذاکرات هسته‌ای داشته است. با تشکیل دولت یازدهم، این مذاکرات وارد فضای جدیدی شده و تحلیل‌ها و تفسیرهای مختلفی را در پی داشته است. طرح موضوع «نرمش قهرمانانه» از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه سیاست خارجی، از جمله عواملی بود که برخی آن را به عقب‌نشینی از مواضع پیشین در موضوع هسته‌ای تعبیر می‌کنند. در بیانات معظم‌له، دلیل موافقت با مذاکرات در اوضاع جدید اینگونه تشریح می‌شود: هدف آنها (جبهه استکبار)، این است که با این بهانه (فعالیت‌های هسته‌ای)، فضای بین‌المللی را بر ضد ایران حفظ کنند
نقشه راه فعالیت‌ها و مذاکرات هسته‌ای
ادامه از صفحه اول
و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته‌ای موافقت شد تا این جو جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود. با توجه به اینکه مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ در شرایط کنونی وارد مرحله حساس شده، رهبر فرزانه انقلاب نقشه راه برای تداوم مذاکرات را با گزاره‌های زیر ترسیم کردند. این گزاره‌ها خطوط کلی حرکت و خطوط قرمز را نیز مشخص می‌کند:
۱ـ مذاکره‌کنندگان ایران باید بر ادامه تحقیق و توسعه و پیشرفت هسته‌ای پافشاری کنند.
۲ـ کسی حق معامله بر روی دستاوردهای هسته‌ای را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.
۳ـ مذاکره‌کنندگان کشورمان نباید هیچ حرف زوری را از طرف مقابل قبول کنند.
۴ـ روابط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با ایران باید به صورت متعارف و غیرفوق‌العاده باشد.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار صدها نفر از زنان فرهیخته و نخبه کشور
مسئله زن از مسئله خانواده قابل تفکیک نیست

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز شنبه (30/01/93 ) در دیدار صدها نفر از زنان فرهیخته و نخبه، تشکیل یک مرکز عالی فراقوه‌ای را برای تدوین راهبردی صحیح در قبال مسئله «مهم زن و خانواده»، ضروری خواندند و فرمودند: دستیابی به این راهبرد همه‌جانبه و قابل اجرا، نیازمند سه مسئله است: پرهیز کامل از مرجعیت دادن به تفکرات «غلط، کلیشه‌ای و متحجر غربی» در امور زنان، تکیه بر متون و معارف ناب اسلامی و پرداختن به مسائلی که حقیقتاًً مسائل اصلی زنان محسوب می‌شوند.
ایشان با تبریک میلاد پربرکت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، تقارن این میلاد خجسته را با هفته زن و روز تکریم مادر، فرصتی برای درس گرفتن از زندگی بانوی دو عالم حضرت صدیقه کبری(س) برشمردند.

زن و خانواده دو مقوله غیرقابل تفکیک
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، برخورداری ایران اسلامی از انبوه زنان فرزانه، تحصیل‌کرده، خوش‌فکر و ممتاز را از نعمات الهی و جزو بزرگ‌ترین افتخارات جمهوری اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: این واقعیت که در تاریخ ایران بی‌سابقه است مدیون نگاه مبارک و پرطراوت اسلام و دیدگاه‌های کارگشای امام خمینی(ره) است. ایشان بروز کاملاًً برجسته هویت و شخصیت مستقل زن ایرانی در عرصه دفاع مقدس را یک نقطه درخشان دیگر برشمردند و از «عظمت و صبر و استقامت پرشکوه» مادران و همسران شهیدان و جانبازان تجلیل کردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی مسئله زن را از جهات مختلف برای جامعه بشری درخور فکر و تحقیق و پیگیری دانستند و سه جهت مهم را در این زمینه مطرح کردند:
اول: چگونه می‌توان از ظرفیت عظیم زنان، به شکل صحیح و سالم استفاده کرد؟
دوم: بهره‌گیری از مسئله ظریف و حساس جنسیت در روند تعالی و نه انحطاط بشر، چگونه امکان‌پذیر است و سوم: با توجه به تفاوت‌های طبیعی زن و مرد، چه رفتاری باید در جامعه بشری نهادینه شود که جلوی ظلم به زن را در خانواده و اجتماع بگیرد؟ ایشان در همین زمینه، زن و خانواده را دو مسئله غیر قابل تفکیک برشمردند و خاطرنشان کردند: هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد، در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می‌شود.
پرهیز و دوری از فراورده‌های غربی
رهبرمعظم انقلاب در ادامه «پرهیز و دوری کامل از فرآورده‌های غربی» را مورد تأکید قرار دادند و خاطرنشان کردند: غربی‌ها به دلایل مختلف، مسئله زن را بد فهمیده‌اند، اما همان فهم غلط و تباه‌کننده را سکه رایج دنیا کرده‌اند و با هوچی‌گری، مجال حرف زدن به دیگران و مخالفان را نمی‌دهند. ایشان افزودند: البته باید از دیدگاه غربی‌ها درباره ابعاد مختلف مسئله زن آگاه بود، اما باید با ایستادگی در مقابل مرجعیت این افکار، ذهن را از این تفکرات «کهنه اما نو نما» و «خائنانه اما ظاهراً دلسوزانه»، تخلیه کرد، چرا که این تفکرات، مطلقاًً نمی‌تواند هدایت و سعادت جوامع بشری را به دنبال بیاورد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، نگاه مادی و غیرالهی به هستی و جهان را ریشه انحراف عمیق تفکرات غربی درباره زن برشمردند و افزودند: نگاه کاسب‌کارانه به ظرفیت زنان در مسائل اقتصادی از جمله اشتغال و نگاه تحقیرآمیز به زن و تنزل دادن او به وسیله‌ای برای اطفای شهوات مردان، مبانی دیگری است که تفکرات غربی را درباره زنان، کاملاًً ظالمانه و متحجرانه ساخته است.

نگاه انسانی اسلام به مسئله زن
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن، در تبیین دومین الزام دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن، تکیه بر متون اسلامی را ضروری خواندند. ایشان افزودند: در نگاه به مسئله زن نباید هر چیزی را که به نام دین بر سر زبان‌ها است قبول کرد، اما باید اصولی را که شایستگان با شیوه درست استنباط از «قرآن و سنت و حدیث» ارائه می‌کنند تکیه‌گاه اصلی قرار داد.
رهبرمعظم انقلاب، دوری از مسائل فرعی و پرداختن به مسائل اصلی را سومین الزام دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن خواندند و خاطرنشان کردند: مسئله خانواده به‌خصوص «سلامت، امنیت و آرامش زن در خانواده»، مسئله‌ای اصلی است که باید به آن پرداخت. ایشان تأکید کردند: باید عوامل سلب آرامش و سکینه روحی زن در خانواده را جست‌وجو کرد و با شیوه‌های گوناگون از جمله قانون و تبلیغ صحیح، این موانع را برطرف کرد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با ابراز تأسف از اینکه در محیط‌های قدیمی و جدید، زن موجودی درجه دو و موظف به خدمتگزاری تصور می‌شود، افزودند: این مسئله، درست نقطه مقابل نگاه فقه مترقی اسلام به زن است. رهبر معظم انقلاب فرمودند: متأسفانه برخی، چیزهایی را از اسلام می‌گیرند، اما برای اینکه غربی‌ها بدشان نیاید مسائلی از غرب را هم به آن اضافه می‌کنند که این قابل قبول نیست.

عدم تحمیل برخی رشته‌ها و مشاغل به زنان
ایشان با اشاره به مسائلی که درباره تحصیل زنان در برخی رشته‌های تحصیلی دانشگاهی مطرح شد، اظهار داشت: اگر در این مسئله تفاوتی هم باشد ضدعدالت نیست، چرا که نباید رشته‌های تحصیلی و مشاغلی که متناسب با طبیعت زنان نیست به آنان تحمیل شود. امام خامنه‌ای افزودند: اینکه زنان برخی مشاغل را برعهده نگیرند هیچ ننگ و نقصی نیست، بلکه آن چیزی غلط است که متناسب با طبیعت الهی زن نباشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پایان سخنان‌شان، زنان فهمیده و تحصیل‌کرده و ممتاز را، بهترین اشخاص برای پیگیری صحیح مسائل زنان خواندند و آنان را به تلاش در این زمینه دعوت کردند.


در آستانه نمایشگاه بین‌المللی کتاب اعلام شد
تسهیلات ویژه انتشارات پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع)

پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در آستانه برپایی نوزدهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران تسهیلات ویژه‌ای را برای نویسندگان و کارکنان نیروهای مسلح در نظر گرفته است.
«سعدالله شمس‌الدینی» مدیر انتشارات پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) ضمن اعلام این خبر گفت: با توجه به نام‌گذاری سال جاری به «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، در شورای چاپ و نشر این پژوهشکده مصوب شد تا کلیه آثار نویسندگان و صاحبان قلم نیروهای مسلح با قیمت بسیار مناسب و در اقساط 10 ماهه چاپ و توزیع شود.
وی همچنین با اشاره به رسالت این پژوهشکده در خدمات‌رسانی پژوهشی به کلیه نیروهای مسلح افزود: این تسهیلات شامل مراحل دریافت مجوز، ویراستاری و تدوین و صفحه‌آرایی نیز خواهد بود.
مدیر انتشارات زمزم هدایت در ادامه بیان داشت: همچنین با توجه به مصوبه دیگری مقرر شد در طول زمان برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب از 10 تا 20 اردیبهشت در مصلای امام خمینی(ره) تهران، تمام آثار منتشر شده این پژوهشکده با تخفیف پنجاه درصدی برای کلیه نیروهای مسلح ارائه شود. از این رو همکاران گرامی می‌توانند با مراجعه به غرفه انتشارات زمزم هدایت پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در سالن ناشران عمومی با ارائه کارت شناسایی رسمی و دریافت بن تخفیف کتاب از این تسهیلات استفاده کنند.
شمس‌الدینی در پایان اظهار داشت: این انتشارات همچنین آمادگی دارد کلیه متون آموزشی و تألیفات سازمان‌های دولتی، نهادهای انقلابی، به ویژه یگان‌های نظامی و انتظامی را با شرایط و تسهیلات ویژه چاپ و منتشر کند.


يادداشت
مهدي سعیدي

فراکسيون جديدي در راه است!
مجلس شورای اسلامی،‌ همچنان که مجمعی برای قانونگذاری توسط نمایندگان اقشار مختلف مردم است، ‌نمادی از فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی کشور نیز هست. احزاب و گروه‌های سیاسی همواره به فتح کرسی‌های مجلس اندیشیده و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند. لذا مجلس همواره رنگ و لعابی سیاسی داشته و اوج تعامل، رقابت و تقابل جریان‌های سیاسی را می‌توان در مجلس شورای اسلامی مشاهده کرد.
رقابت‌های سیاسی داخل مجلس خود را در قالب شکل‌گیری فراکسیون‌های داخلی مجلس آشکار می‌سازد. هرچند برخی مسائل غیرسیاسی همچون تعلقات قومی ـ زبانی، ترکیب جنسیتی و... نیز در شکل‌گیری فراکسیون‌های مجلس دخیلند. تحولات سیاسی کشور بر ترکیب و وزن گروه‌ها و فراکسیون‌های مجلس تأثیرگذار است و گاه آثار خود را در تغییر هیئت‌رئیسه و یا شکل‌گیری فراکسیونی جدید عیان می‌سازد. این تحولات و تغییرات در مجلس نهم شاید بیش از مجالس گذشته باشد! خبر تشکیل فراکسیون جدیدی که احتمالاً عنوان «فراکسیون اعتدال» را برای خود برخواهد گزید، نمونه‌ای از این تحولات و آرایش سیاسی مجلس است که اخبار آن در روزهای پایانی فروردین‌ماه داغ شده است. این رخداد سیاسی با انتقادات و مخالفت‌هایی از یک سو و با حمایت‌ها و موافقت‌هایی از سوی دیگر همراه بوده است:
الف ـ یکی از مهم‌ترین مباحث و ابهامات مطرح در مورد علل شکل‌گیری این فراکسیون است. در حالی که اعضای اصلی این فراکسیون در حال تولد، هرگونه وابستگی مستقیم خود به دولت را نفی می‌کنند و خود را جریانی گفتمانی و فراتر از دولت یازدهم تعریف می‌کنند، مخالفان از وابستگی کامل آن به دولت سخن می‌گویند و آن را حرکتی مخالف منافع و مصالح مجلس و اقدامی به دور از شأن و وظایف نمایندگی مردم تعریف می‌کنند. از نگاه این دست از منتقدان،‌ شکل‌گیری چنین جمعی، نمادی از شکل‌گیری فراکسیونی‌ «دولت ساخت» و دخالت آشکار قوه مجریه در امور قوه مقننه است که موجب به هم‌ریختگی روابط قوا و تهدید برای استقلال قوه مقننه خواهد بود. به واقع نمایندگان،‌ وکیل‌المله هستند‌ و نباید آنان را به وکيل‌الدوله تبدیل کرد! منتقدان معتقدند اين نوع وابستگي و تعلق‌خاطر فراکسيوني به دولت موجب بر زمين ماندن وظايف نمايندگي ملت و دفاع از حقوق ایشان در برابر قوه مجریه خواهد شد.
همچنین برخی منتقدان، شکل‌گیری این فراکسیون جدید را که طبیعتاً با عضوگیری از دیگر فراکسیون‌ها همراه خواهد بود، موجب تضعیف فراکسیون‌های موجود مجلس و تشدید اختلافات می‌دانند؛ حرکتی که در سراشیبی واگرایی نمایندگان مجلس قرار دارد.
ب ـ از سوی دیگر، موافقان و دست‌اندرکاران فراکسیون نوظهور نیز با رد اتهامات و ابهامات مطروحه، شکل‌گیری فراکسیون جدید را پاسخی شایسته به مطالبات موکلان خود دانسته که مبتنی بر شرایط و مقتضیات سیاسی - اجتماعی کشور اتخاذ شده است. از نگاه ایشان، آرایش و ترکیب سیاسی کنونی مجلس پاسخگوی نیازهای کشور نبوده و فراکسیون‌های موجود از کارآمدی لازم برای تحقق منویات و مطالبات ملت و نظام اسلامی برخوردار نیستند، از این‌رو شکل‌گیری این فراکسیون جدید که به باور موسسان آن به زودی به فراکسیون اول و با حمایت حداکثری مجلسیان روبه‌رو خواهد شد،‌ خواهد توانست بر کارآمدی مجلس بیفزاید.
این جمع همچنین مدعی است که هم اینک رابطه مجلس و دولت به دلیل همین ضعف عملکرد فراکسیون‌های موجود در وضعیت مطلوبی نیست و یکی از کارکردهای مهمی که فراکسیون جدید به همراه خواهد آورد، تنظیم مناسب روابط دولت و مجلس خواهد بود.
به هرحال باید منتظر اعلام موجودیت فراکسیون جدید در هفته جاری بود تا هم تعداد اعضای آن مشخص شود و هم ‌وزن سیاسی و ترکیب اعضای آن مشخص گردد. همچنین طبیعی است که باید به اعضای آن فرصت داد تا مواضع و مرامنامه خود را به‌طور رسمی اعلام کنند و در عمل نیز مشی خود را به منصه‌ظهور رسانند تا آن‌گاه بتوانیم قضاوت دقیق‌تر و جامع‌تری از شکل‌گیری این فراکسیون داشته باشیم.
البته نباید فراموش کرد، ‌همه این فرازونشیب‌ها و همه این تقسیم‌بندی‌ها و همگرایی‌ها و واگرایی‌ها،‌ تا آنجایی باید ادامه و معنا داشته باشد که نه تنها خدشه‌ای به منافع ملی و وظایف ذاتی نمایندگان وارد نسازد، بلکه موجب تقویت آن نیز شود.


نكته و نظر

سرمایه‌هایی که با حماقت از دست می‌رود!
نکته: می‌گویند در کشوری، چشم پزشکی حاذق و بسیار متخصص و توانمند بود که شهرت جهانی داشت. روزی این چشم پزشک قصد خروج از کشورش را داشت. هنگام خروج از فرودگاه، مسئول کنترل بار و اثاثیه، رو به این دکتر کرد و گفت: شما طلای زیادی به همراه دارید که خروج آن قانوناً ممنوع است و نمی‌توانید آن را خارج کنید. چشم‌ پزشک حاذق رو به آن فرد کرد و گفت: چرا خروج نیم‌کیلو طلا ممنوع است؟
مسئول مربوطه با تندخویی و توهین‌آمیز جواب داد: چون این طلاها، ارز و سرمایه ملی است. فکر نکنم فهمیدن این موضوع کار سختی باشد! چشم پزشک سریع طلاها را از کیفش خارج کرده و رو به مسئول کنترل کرد و گفت: بیچاره! ارز و سرمایه ملی، من هستم که به دلیل همین برخوردها، تصمیم دارم از کشور خارج ‌شوم...!
نظر: گاهی گماردن برخی مدیران و مسئولان در مناصبی که شایستگی آن را ندارند، سبب از دست دادن سرمایه‌های انسانی‌ خوب کشور، سازمان، اداره و... می‌شود؛ سرمایه‌های انسانی‌ای که سال‌های سال هم نمی‌توان برای آن‌ها جایگزین مناسب پیدا کرد. برخورد تند و توهین‌آمیز مسئول کنترل با آن چشم‌ پزشک سبب شد تا آن کشور یکی از بزرگ‌ترین چشم‌ پزشکان خود را برای همیشه از دست بدهد. حال آنکه مسئول کنترل می‌توانست با ظرافت و اخلاق خوش آن پزشک حاذق را توجیه کند. این امر ظرافت و ذکاوتی را می‌طلبد که هر مدیری فاقد آن است!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران لنگرگاه ثبات منطقه
رئیس‌جمهور در مراسم رژه روز ارتش جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه ارتش جمهوری اسلامی ایران شجره طیبه‌ای است که با ریشه‌های استوار در همه صحنه‌ها آماده ایثار و فداکاری هستند، گفت: روز ارتش روز قدرت ملت ایران، اتکای مردم به نیروهای اسلامی، فداکار و مردمی و روز شادابی همه نیروهای مسلح و به معنای اتحاد بیشتر در صفوف به هم پیوسته آنان است. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی با اشاره به فداکاری‌ها و رشادت‌های نیروهای ارتش در دوران پیروزی انقلاب و دفاع مقدس، دلاورمردی‌های آنان را موجب اثبات لیاقت و صلاحیت ارتش به مردم دانست و افزود: ارتش جمهوری اسلامی ایران نماد اسلام‌خواهی، میهن‌دوستی و مردم‌سالاری است که در همه صحنه‌های سی‌وپنج سال پس از انقلاب و در فرازونشیب‌های گوناگون در خط مقدم دفاع از نظام، میهن و رهبری قرار داشته است. دکتر روحانی با اشاره به اینکه امروز ارتش جمهوری اسلامی ایران ارتشی خودکفا و از فناوری‌های نو برخوردار است و در عین دانش‌محوری همواره اخلاق‌مدار و ولایت‌مدار بوده، تصریح کرد: اگر امروز نیروهای دیپلماسی کشور و افسران میدان صلح در مبارزه سیاسی و مذاکره منطقی با قدرت‌ها در صحنه جهانی حضور دارند و شجاعانه از منافع کشور دفاع می‌کنند، به پشتوانه رأی مردم، هدایت‌های رهبری و اقتدار نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران است. رئیس‌جمهور ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات به دنیا اعلام کرده و می‌کند که اهل تجاوز و جنگ نیست، جمهوری اسلامی ایران به دنبال گفت‌وگو و منطق است، اما در برابر هر تجاوزی قاطعانه خواهیم ایستاد. رئیس‌جمهور ارتش و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را لنگر و پایگاهی برای ثبات منطقه آشوب‌زده خاورمیانه توصیف کرد و افزود: امروز همسایگان جمهوری اسلامی ایران بدانند که ارتش ایران حامی ثبات و امنیت در تمام منطقه بوده و همه کشورهایی که می‌خواهند در ثبات و امنیت باشند، می‌توانند به نیروهای مسلح این سرزمین اتکا کنند.




تعجب خبرنگار انگلیسی از مشاهدات خود در دمشق

یک خبرنگار انگلیسی با اشاره به افزایش محبوبیت رئیس‌جمهور سوریه در این کشور، تأکید کرد که امنیت دمشق، او را شگفت‌زده کرده است. «پیتر اوبورن» روز پنج‌شنبه در مطلبی در روزنامه «دیلی تلگراف» تأکید کرد با وجود درگیری و جنگ در سوریه طی سه سال گذشته، محبوبیت بشار اسد رئیس‌جمهور این کشور افزایش یافته است.
 وی تأکید کرد که در سفر به دمشق، پایتخت سوریه، امنیت این شهر او را غافلگیر کرد. این خبرنگار انگلیسی اظهار داشت که هیچ فرد مسلحی را در خیابان‌های دمشق ندیده و زندگی در این شهر مانند همیشه در جریان است. اوبورن اذعان کرد که با توجه به گفت‌وگوهایی که با مغازه‌داران، سربازان، پزشکان، نمایندگان مجلس و وزرا در دمشق داشته است، بشار اسد در هر انتخابات مردمی که به صورت آزاد و سالم برگزار شود، پیروز می‌شود. وی خاطرنشان کرد: هنگامی که با بعضی از شهروندان درباره انتخابات گفت‌وگو کردم، در کمال تعجب متوجه شدم حتی کسانی که عضو حزب بعث نیستند و از معارضان سیاسی به شمار می‌آیند، از بشار اسد حمایت می‌کنند. این خبرنگار انگلیسی اظهار داشت بسیاری از کسانی که با آنها مصاحبه کرده است، تأکید دارند که قدرت‌های بیگانه (عربستان، قطر، ترکیه، با حمایت غرب) کشورشان را در معرض تهدید قرار داده‌اند و این قدرت‌ها از گروه‌های مسلح که مخالفان را تشکیل داده‌اند، حمایت می‌کنند. اوبورن اظهار داشت: این دیدگاه فقط مربوط به علوی‌ها و حامیان بشار اسد نیست، بلکه اهل تسنن، مسیحیان و دیگر اقلیت‌های سوری نیز به این مسئله اعتقاد دارند.




پول‌های آزاد شده ایران به کجا رفت؟

بانک مرکزی با تأیید عدم ورود پول‌های آزاد شده نفت ایران به داخل کشور اعلام کرد تاکنون طی سه قسط ۵۵/۱ میلیارد دلار آزاد شده که یک قسط به حساب ایران در بانک سوئیسی و دو قسط به بانک مسقط منتقل شده است. بانک مرکزی اعلام کرد با استفاده از زمینه‌های ایجاد شده و بهره‌گیری از سه بانک ژاپنی و یک بانک سوئیسی، سه میلیارد دلار از منابع موجود در بانک مرکزی ژاپن به حساب بانک‌های ایرانی نزد بانک‌های یادشده منتقل شده است. بر اساس این گزارش هدف از انتقال منابع با توجه به تفاهمات انجام شده در ژنو، بهره‌گیری از آنها برای تأمین بهای کالاهای اساسی و دارویی کشور است. بر اساس تفاهم ژنو، بانک مرکزی مجاز است از منابع حاصل از صادرات نفت به صورت نامحدود برای واردات کالاهای اساسی و دارو و واردات کالاهای مورد نیاز اقدام کند. این گزارش افزود: از محل ۲/۴ میلیارد دلار تا به حال سه قسط سررسید و به حساب‌های بانک مرکزی ایران واریز شد که یک قسط به بانک سوئیسی و دو قسط به بانک مسقط منتقل شده است. همچنین پس از اتخاذ تصمیم در مورد بانک گیرنده حواله، درخصوص دریافت قسط‌های چهارم و پنجم نیز به‌زودی اقدام می‌شود. به گزارش تسنیم، رویترز‌ به نقل از منابع غیر رسمی اعلام کرد قسط‌های چهارم و پنجم پول نفت ایران نیز از بانک‌های ژاپنی در اختیار بانک مرکزی ایران قرار گرفته است.




دشمن در عرصه فرهنگی جنگ را تن‌به‌تن کرده است
مسئول قرارگاه خاتم‌الاوصیاء(ص)

گفت: باید به این نکته توجه داشت که دشمنان در مقابل ما جبهه تشکیل داده‌اند، ما هم باید جبهه تشکیل بدهیم.
اولین همایش با عنوان اجلاس ملی اصحاب عشق برگزار شد. «حاج‌حسین یکتا» مسئول قرارگاه خاتم‌الاوصیاء(ص) در مراسم افتتاحیه این اجلاس، طی سخنانی با بیان اینکه امروز امیدواری خاصی در وجود حضرت آقا از مجموعه‌های فرهنگی می‌بینیم، گفت: هر جا معنویت در دوران دفاع مقدس کم شده بود، با مشکل مواجه می‌شدیم. ما غریبی و غربت زیاد کشیدیم، ولی چون همه چشم‌مان به لبان مبارک فرمانده کل قوا بود، موفق و پیروز شدیم. یکتا ادامه داد: اگرچه پایان جنگ به جام زهر تبدیل شد، اما باید توجه داشته باشیم که تیر را دشمن می‌زند و جام زهر را خودی می‌دهد. امروز یاد و نام امام(ره) در همه کشورها و بین مردم جهان طنین‌انداز شده است؛ امروز قذافی، صدام و حسنی‌مبارک کجا هستند؟ وی در ادامه تأکید کرد: باید به این نکته توجه داشت که دشمنان در مقابل ما جبهه تشکیل داده‌اند، ما هم باید جبهه تشکیل بدهیم. وی تأکید کرد: باید به این نکته توجه کنیم که مقابل ما یک جبهه است به‌طوری که آنها اختلافات‌شان را به حداقل رسانده‌اند، اما اشتراکات‌شان را به حداکثر رسانده‌اند. حتی دشمن جنگ تن‌به‌تن در موبایل‌ها به راه انداخته است. یکتا در ادامه افزود: حضرت آقا به نگاه جبهه‌ای و کار جمعی در حوزه فرهنگی انقلاب اسلامی امیدوار هستند.


خط خبر

عربستان حق ندارد وزیر آمریکایی را عصبانی کند
روزنامه الکترونی «السبق» در مطلبی درباره برکناری بندر بن‌سلطان نوشت: وی پس از اهانت به آمریکا به دلیل موضع‌گیری‌های اخیرش در ارتباط با تحولات منطقه از اسب پیاده شد. این روزنامه نوشت: جان‌ کری، وزیر امور خارجه آمریکا در سفر اواخر سال گذشته خود به عربستان احساس کرد که اهانت بزرگی به او شده است، زیرا خواهان ملاقات با بندر بن‌سلطان شد، اما وی درپاسخ گفت که «من الآن سفری خارجی دارم و می‌توانم با تو در فرودگاه ملاقات کنم.» السبق افزود: این موضع بندر بن‌سلطان که دولت آمریکا را ناراحت کرد، بیانگر تحول بزرگی در سیاست سعودی بود و میزان خشم ریاض از «دوست راهبردی» را به علت سیاست‌های شکست‌خورده‌اش در قبال بحران سوریه و مسئله هسته‌ای ایران نشان داد.
وقتی که یک تهدید اقتصاد را به هم می‌ریزد!
یک کارشناس مسائل اقتصادی گفت: بیش از دو سال سوریه با آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدانش در جنگی تمام عیار به سر می‌برد و به‌شدت به لحاظ قدرت سیاسی مشکل دارد، اما نظام ارزی سوریه به هم نریخته است. الیاس نادران نماینده مردم تهران افزود: اما در ایران پس از اعلام قرار گرفتن بانک مرکزی در لیست سیاه، بلافاصله نرخ ارز در کشور دچار نوسانات شدیدی شد که ناشی از عدم وجود زیرساخت‌های مناسب ارزی است.
دو نفر موافق و کابینه مخالف
«حسین مظفر» وزیر آموزش‌وپرورش دولت اصلاحات گفت: شاید تنها کسی که در هیئت‌وزیران مسائلی را تذکر می‌داد من و آقای لاریجانی (رئیس وقت صداوسیما) بودیم. من بارها به آقای خاتمی گفتم که صحبت‌هایم از روی دلسوزی است و سر مخالفت ندارم، همه دولت در یک کشتی نشسته است، اگر ما مطبوعات را به بهانه آزادی بیان رها کنیم فاجعه به بار خواهد آمد. آن زمان همیشه به جناب خاتمی می‌گفتم که اجازه ندهید عصب دینی مردم تحریک شود و دولت شما را لائیک تلقی کنند، فضایی که مطبوعات طی می‌کند دولت را به این سمت‌وسو سوق می‌دهد. گاهی مهاجرانی عصبانی می‌شد و می‌گفت آقای مظفر اگر از من ناراحت است برود از من شکایت کند.
رکوردشکنی یک وزیر در برکناری مدیران!
۹ ماه از آغاز فعالیت دولت تدبیر و امید می‌گذرد و طی این مدت وزارت علوم رکورد برکناری رؤسای دانشگاه‌ها در دولت‌ها را شکسته، به طوری که تاکنون حدود ۴۰ رئیس دانشگاه برکنار شده و اخبار حاکی از آن است که تعداد بیشتری از روسای دانشگاه‌ها طی ماه‌های آتی برکنار خواهند شد. در حالی‌که هنوز در ماه نخست سال ۹۳ هستیم، وزیر علوم در مدت ۲۴ روز هفت رئیس دانشگاه را تغییر داده است. یعنی هر چهار روز تقریباً یک رئیس دانشگاه جابه‌جا شده است!
میهمان نوروزی سفارت ایران در مصر
رسانه‌هاي خارجي با انتشار گزارشي همراه با عكس، از حضور يك خواننده و رقاص مصري در دفتر حفاظت از منافع ايران در مصر خبر دادند. «آلبا كلرد» خواننده و رقصنده مصري به‌تازگي تصاويري از خود با «مجتبي اماني» مسؤل دفتر حفاظت از منافع ايران در مصر منتشر كرده و گفته است: سفارت ايران در مصر، من را به میهماني‌اي كه به مناسبت عيد نوروز در محل اسكان او برگزار شده بود دعوت كرد و استقبال گرمي از سوي حاضرين از من به عمل آمد!
گوش آقای وزیر شنواتر شد

«محمدرضا نعمت‌زاده» وزیر صنعت که در تعطیلات نوروزی به آلمان رفته بود و پس از انجام عمل پیچیده گوش به ایران بازگشت، در دیدار با معاونان و مدیران وزارت صنعت ضمن شرح این سفر گفته است تکنولوژی این عمل حدود ۸۰ سال آینده به ایران خواهد رسید!
روایت «پیترسون» از سربازان ایرانی آمریکا
کارگردان «معراجی‌ها» گفت: «اسکات پیترسون» خبرنگار ارشد نشریه کریستین ساینس‌مانیتور برای مصاحبه‌ای به دفتر آمده بود. او می‌گفت من با دیدن برخی فیلم‌های جنگی ایران که مضمون ضد جنگ دارند تعجب می‌کنم، چراکه همه دنیا می‌دانند که صدام متجاوز بوده، آن وقت هنرمندان شما برای خوشایند ما فیلم ضد جنگ می‌سازند. برای من جالب بود که فردی مثل پیترسون از چند سال پیش انقلاب را رصد می‌کند و جالب بود که می‌گفت روی شناخت دفاع مقدس کار می‌کنیم. پیترسون می‌گفت ما در آمریکا در یک آکادمی مشغول پژوهش روی جنگ ایران و عراق هستیم. من مسئول ترجمه فیلم‌های روایت فتح هستم. او می‌گفت برای اینکه گمراه نشوم عکس چند عکس را در اتاقم زده‌ام، یکی از آن عکس‌ها ،عکس شهید آوینی است. حرف‌هایی که او در روایت فتح می‌زد در نفس‌هایش پیدا بود. وی در ادامه گفت: عکس دیگر حاج‌بخشی است؛ کسی که در زمان دفاع مقدس به رزمندگان امید می‌داد.
رفت‌وآمد عادی چگونه غیرعادی شد

در حالی که مجلس و دولت آمریکا سفیر پیشنهادی ایران را به سازمان ملل راه نمی‌دهند، در سه دهه پس از تسخیر لانه جاسوسی، بسیاری از افراد تسخیرکننده لانه جاسوسی بارها به آمریکا سفر داشته‌اند و آمریکا نتوانسته است با حضور آنان مخالفت کند. محمود احمدی‌نژاد یکی از دانشجویان پیرو خط امام بود که بعدها رئیس‌جمهور ایران شد و حداقل هشت بار برای شرکت در اجلاس سالیانه سازمان ملل قدم به خاک نیویورک گذاشت. سال 89 عزت‌الله ضرغامی که یکی از دانشجویان پیرو خط امام بود به نیویورک رفت؛ به منطقه‌ای که برای دانشجویان پیرو خط امام ممنوعه اعلام شده است. معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست و حسین شیخ‌الاسلام از دیگر چهره‌های طیف تسخیرکنندگان لانه جاسوسی بودند که به نیویورک سفر کرده‌اند. غیرعادی شدن رفت‌وآمد اخیر مسئولان کشورمان به مقر سازمان ملل در حالی است که اولین گفت‌وگوهای رسمی ایران و آمریکا در دوره جدید برقرار شده است!
وزارت نفت نیاز به روغن‌کاری دارد
مسئول ارشد یکی از کشورهای همجوار در بحث همکاری‌های نفتی مطرح کرده که با گروه پیشین وزارت نفت نحوه همکاری‌ها بهتر و روان‌تر بوده است. دعوت به همکاری رستم قاسمی طی چند ماه گذشته در همین زمینه ارزیابی می‌شود.
ماهواره‌های مهاجم و صداوسیمای تنها

برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای از حیث کمی و کیفی رشد قابل توجهی پیدا کرده است. طبق آخرین آمار به دست آمده تعداد شبکه‌های فارسی‌زبان از 119 شبکه در سال 91 به 164 شبکه در پایان سال 92 رسید. این شبکه‌ها سالیانه 40 هزار ساعت برنامه تولیدی داشته‌اند، در حالی که صداوسیمای کشورمان در سال تنها 20 هزار ساعت برنامه تولیدی دارد. نکته دیگر اینکه در ابتدای سال،5400 ساعت ویژه‌برنامه نوروزی در این شبکه‌ها پخش شده که در نوع خود بی‌سابقه، جالب و قابل توجه بوده است.
نظر مردم راجع به آمریکا تغییر نکرده است

یکی از نهادهای امنیتی به‌تازگی اقدام به نظرسنجی عمومی از میان مردم کرده است که نتایج به دست آمده از آن قابل توجه به نظر می‌رسد. براساس این نظر سنجی 75 درصد از مردم معتقدند که همچنان باید آمریکا را به چشم دشمن نگریست. 81 درصد نیز بر دشمنی با رژیم اشغالگر قدس تأکید کرده‌اند. در مقایسه میان دولت دهم و یازدهم، 40 درصد از دولت پیشین و 60 درصد از دولت فعلی اظهار رضایت کرده‌اند و80 درصد از مردم تأکید کرده‌اند که از دریافت یارانه نقدی انصراف نخواهند داد.
از آخر و عاقبت صدام درس بگیرید!

آیت‌الله حائری شیرازی در نامه‌ای به دو تن از بازی‌خوردگان فتنه 88 نوشت: «اجانب درصدد آنند که آن چه با صدام کردند با شما هم تکرار کنند. تا صدام سر کار بود همه آتش‌ها را با او افروختند و وقتی دستگیر شد، محاکمه‌اش کردند و در نهایت حلق‌آویز شد و امروز نیز از مرگش کمتر از حیاتش بهره نمی‌برند. عراق روزمره قربانی می‌گیرد و عاملین، امامی جز صدام ندارند.» وی در ادامه افزود: «اجانب اکنون به پس از مرگ شما می‌اندیشند که بیش از زمان حیات‌تان از شما بهره ببرند. شما به چنین کاری راضی نشوید و بیش از این اسیر وسوسه‌های شیطان نشوید.»
زندگی را اینگونه آغاز کردند

یک زوج جوان در یک اقدام ابتکاری چند مستند را در قالب یک لوح فشرده برای مدعوان جشن عروسی خود فرستادند که در جشنواره مردمی فیلم عمار به نمایش درآمده بود. این مستندها درباره امید به زندگی، توکل، نشاط و مضامینی از این دست است.
افسوس ضدانقلاب برای یک قبر در ایران

یادداشت‌نویس پایگاه ضدانقلاب «روزآنلاین» در مطلبی تحت عنوان «ریچارد فرای و تاوان عشق به ایران»، با انتقاد شدید از عقب‌نشینی دولت در قبال پذیرش عدم دفن جاسوس سیا، نوشت: «این جنجال‌آفرینی نشان دادن ناتوانی دولت در پیشبرد برنامه بازسازی فضای ایجاد رابطه سیاسی با آمریکا و زمینه‌سازی برای ساختن چهره‌ای متعادل‌تر از ایران در عرصه بین‌المللی است؛ دولتی که بار دیگر با عقب‌نشینی در اجرای این خواسته ریچارد فرای به این باور دامن می‌زند که تا چه حد در پیگیری برنامه‌های خود ناتوان و لرزان است»! اندوه و ناراحتی ضدانقلاب خارج‌نشین از دفن نشدن «ریچارد فرای» در جوار زاینده‌رود در حالی ابراز می‌شود که ريچارد فراي نه تنها به طور رسمي آخرين بازمانده تشکيلات ضدجاسوسيِ «اتاق سياه» در CIA شناخته مي‌شد، بلکه از معروف‌ترين ايران‌شناسان آمريکايي و از بزرگ‌ترين جاسوسان زنده غرب در خاورميانه بود.


یادداشت
رسول سنائی‌راد

تهاجم علیه سپاه؛ تاوان نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن
دوم اردیبهشت‌ماه، سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر اساس فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و شکل‌گیری شورای فرماندهی سپاه در این روز در سال 1358 است که البته مقدمات آن به حضور جوانان انقلابی در نبردهای مسلحانه در روزهای 21 و 22 بهمن‌ماه سال 1357 برای سقوط رژیم پهلوی و شکل‌گیری گروه‌های موسوم به پاسداران در مساجد و مراکز مذهبی برمی‌گردد. اما رسمیت یافتن آن چند ماه بعد و در چنین روزی با تصمیم شورای انقلاب صورت گرفت که وقایعی چون، تحرکات نیروهای نظامی ـ امنیتی رژیم سابق، فعالیت‌های خرابکارانه و مسلحانه گروهک‌های ضد انقلاب و مدعی قومیت در ترکمن‌صحرا، کردستان، خوزستان، فرصت‌طلبی اشرار و گروه‌های هرج‌ومرج‌طلب و حاکمیت شرایط نامناسب نیروهای انتظامی و نظامی متأثر از پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت تشکیل نهادی انقلابی، منسجم، سازمان یافته و در عین حال مکتبی و معتقد به اهداف انقلاب اسلامی را به عنوان بازوی نظامی مطمئن و معتمد برای انقلاب اسلامی و رهبری آن گوشزد می‌کرد. نیرویی که بتواند نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی و سدکننده‌ هر جریان ضد انقلابی و برانداز باشد. با چنین نگاهی بود که در ذیل وظیفه یا رسالت کلان مشخص شده برای سپاه، وظایف کارکردی متنوعی تعریف شد که عبارت بودند از:
1ـ کمک ‌به امور انتظامی، امنیتی، کنترل، تعقیب و دستگیری عناصر ضد انقلاب.
2ـ مبارزه مسلحانه علیه جریان‌های مسلح ضدانقلاب.
3ـ دفاع در برابر حملات و اشغال بیگانگان و عوامل داخلی آنان.
4ـ هماهنگی و همکاری موثر با نیروهای مسلح.
5ـ کمک در اجرای دستورات رهبر انقلاب اسلامی و دادگستری دولت جمهوری اسلامی.
6ـ حمایت از نهضت‌‌های رهایی‌بخش و حق‌طلب تحت نظر رهبری معظم انقلاب اسلامی.
7ـ کمک به پیشبرد طرح‌های عمرانی.
مروری بر سوابق و عملکرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که این نهاد انقلابی تاکنون توانسته است نقش موثری در نگهبانی از انقلاب اسلامی‌داشته و ایفاکننده نقش‌های زیر باشد:
1ـ مهار ضد انقلاب و گروه‌های تجزیه‌طلب و برانداز که در شرایط سخت ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد و سپاه در مقابله با گروهک‌های تجزیه‌طلب در ترکمن‌صحرا، خوزستان، کردستان و همچنین منافقین و جریانات خطرناک لیبرالی و وابسته، ضمن جلوگیری از تجزیه کشور، راه مصادره و انحراف انقلاب اسلامی را نیز سد کرد.
2ـ مقابله با تجاوز بیگانگان که از حضور اولیه در صحرای طبس و انجام اولین بررسی‌های اطلاعاتی از آثار باقی‌مانده از تجاوز آمریکا در چهارم اردیبهشت سال 1359 تا مقابله‌ حماسی و پرافتخار با تجاوز حزب بعث عراق و انجام عملیات‌های کوچک و بزرگ درون‌مرزی و برون‌مرزی و تنبیه متجاوز را شامل می‌شود.
3ـ مشارکت در سازندگی کشور برای بازسازی خرابی‌های ناشی از ظلم و ستم رژیم پهلوی و خرابی‌های جنگ تحمیلی و همچنین خنثی‌سازی نقش تحریم‌های ظالمانه استکبار جهانی علیه ملت بزرگ و کشور اسلامی ایران که پس از جنگ و با به کارگیری توان مهندسی مجرب، ماهر و انقلابی آغاز شده و تاکنون با افزایش توان علمی ـ مهارتی ادامه یافته و معین دولت‌های مختلف برای افزایش کارآمدی نظام و رضایت‌مندی مردم بوده است.
4ـ مقابله با جنگ نرم و خنثی‌سازی جنگ اطلاعاتی دشمن که با پیش‌برندگی انقلاب اسلامی و عمق‌بخشی فرهنگی، به ویژه در شرایط پس از جنگ توانسته اهداف ناجوانمردانه دشمن را برای براندازی نرم و فعال‌سازی جریانات وابسته در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، خنثی کند.
پیچیدگی حضور در این عرصه به مراتب بیشتر از جنگ با ضد انقلاب و بیگانه بوده و دلیل اصلی آن، در هم‌تنیدگی و هم‌پوشانی اهداف بیگانگان، ضدانقلاب با جریانات انحرافی و قدرت‌طلب داخلی است که بعضاًًً سابقه مبارزاتی و انقلابی نیز دارند. نمونه بارز آن فتنه سال 88 است که در آن گروهی از نیروهای ضدانقلاب و انقلابیون خسته و یا استحاله شده با حمایت آشکار بیگانگان به شورش علیه جمهوریت نظام و سرکشی در برابر رأی مردم برخاسته و قصد راه‌اندازی انقلاب رنگی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را داشتند.
اما در شرایطی که بعضی از خواص و نخبگان دچار تردید شده و سکوت را انتخاب کرده بودند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با به کارگیری قدرت هوشمند، ضمن تأمین امنیت در برابر شورش خشن با روشنگری و بصیرت‌بخشی برای شناساندن ماهیت واقعی فتنه‌گران و برداشتن نقاب از چهره نفاق جدید، به عبور کم‌هزینه‌ نظام از آن فتنه خطرناک کمک شایانی کرد و البته مغضوب فتنه‌گرانی واقع شد که با تبدیل به الیگارشی ‌قدرت‌طلب، مرزبندی با ضد انقلاب را مدت‌ها پیش پشت سر گذاشته بودند.
بدیهی است جایگاه و نقش موثر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسداشت و نگهبانی از انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف که نه‌تنها به درون مرزها محدود نمانده و به صدور روحیه‌ انقلابی و کمک به نهضت‌های انقلابی و بیداری اسلامی در خارج از کشور کشیده شده و در گونه وسیعی از مقابله با تهدیدات سخت، نیمه‌سخت و نرم به ظهور رسیده و در عین اقتدار در برابر ضد انقلاب از هر گونه تعارف با وابستگان و منحرفان هم به دور است، امروز با واکنش دشمنان و جریانات انحرافی و وابسته مواجه شود. لذا پدیده سپاه‌هراسی که در خارج و توسط بیگانگان و ضدانقلاب طراحی شده در اشکال مختلف به صورت متوالی و در قالب متهم‌سازی و زمینه‌سازی برای محدودسازی سپاه توسط منحرفان و عمدتاًً مغرضان و بعضاًً ناآگاهان داخلی دنبال می‌شود.
هدف اصلی این حملات ناجوانمردانه که گاه در پوشش دلسوزی و نگرانی و گاه برچسب سهم‌خواهی و منفعت‌طلبی و قدرت‌طلبی علیه سپاه دنبال می‌شود، خنثی‌سازی نقش سپاه و تبدیل آن به یک نیروی مسلح عادی است که البته نه تنها مغایر با رسالت قانونی و انقلابی سپاه، بلکه در تضاد با الزامات و ضرورت‌های دفاع از مصالح نظام و منافع ملی در شرایط فعلی می‌باشد. بدیهی است که در برابر چنین پدیده‌ای نمی‌توان از بیگانه و دشمن گله‌مند بود، اما برخی مواضع مبهم و گاه سریع برخی غافلان داخلی که با همنوایی با دشمن، بر طبل محدودسازی سپاه با برچسب‌های سیاسی و اقتصادی می‌کوبند، جای سوال جدی پدید می‌آورد که چه نوع ارتباط و همسویی بین آنان با ضد انقلاب و بیگانگان وجود دارد؟
اما پاسداران به خوبی به یاد دارند که در گذشته برخی گروه‌های وابسته و انحرافی که قصد مصادره انقلاب اسلامی را داشتند ابتدا به دنبال نفوذ و مصادره سپاه بودند و پس از مأیوس شدن از این خط، به دنبال برچسب‌زنی و محدودسازی سپاه برآمدند و سپاه را به داشتن طرح کودتا و به دست گرفتن قدرت متهم می‌کردند.
امروز هم جریانات وابسته و یا انحرافی هستند که همنوا با دشمن، پروژه سپاه‌هراسی را از بیرون اقتباس گروه و به داخل توسعه داده‌اند و ناجوانمردانه، اقدامات سپاه در عرصه‌ عمق‌بخشی داخلی، سازندگی و مقابله با جنگ نرم و اطلاعاتی دشمنان و ضدانقلاب یا جریانات انحرافی و وابسته را با برچسب ورود به دسته‌بندی‌های سیاسی و سهم‌خواهی و منفعت‌طلبی اقتصادی، آماج حملات و یا قضاوت‌های مغرضانه و به دور از انصاف قرار می‌دهند. اما فرزندان ملت در سپاه، با بصیرت نافذ و شناخت دشمن و جریانات انحرافی و یا وابسته و شیفته‌ قدرت و ثروت، لحظه‌ای از رسالت و وظیفه‌ انقلابی خود کوتاه نمی‌آید و از ملامت هر ملامت‌گری چه بیگانه و چه وابسته و انحرافی، ذره‌ای تردید و هراس نخواهد داشت. این تاوانی است که باید برای ادای رسالت مقدس نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پرداخت.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

نتیجه انتخابات اسفند 94 مشخص شد!
حسین عبداللهی فر

«انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی بعد از انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری به عنوان تأثیرگذارترین انتخابات در سرنوشت سیاسی کشور این روزها بحث داغ جلسات و نشست‌های چراغ خاموش برخی گروه‌های سیاسی است.»
این جمله را روزنامه «قانون» در روز نخست هفته در تیتر اول خود قرار داد و با برجسته کردن اینکه «مجلس دهم، شبیه مجلس پنجم» خواهد بود، نوشت: «مشاور حقوقی و امور مجلس سازمان بازنشستگی طی گفت‌وگویی با این روزنامه می‌گوید؛ اصلاح‌طلبان در این دوره انتخابات به کسب کرسی‌های بیشتر خوش‌بین هستند و بر رأی مردمی و اقبال عمومی اتکا دارند. چراکه اتحاد این گروه نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم را تغییر داد و اکنون نیز می‌تواند تأثیری جدی در قوه مقننه داشته باشد. از این‌روست که اخباری مبنی بر تلاش برای راضی کردن ناطق نوری برای سرلیستی اصلاح‌طلبان به گوش می‌رسد. از طرفی عارف هم با حضور در فضای سیاسی تلاش می‌کند خود را از اکنون برای مجلس آینده آماده کند، اقدامی که موجب شده برخی جریان‌های سیاسی این جناح، علم حمایت از او بردارند.»
این روزنامه در ادامه به چرایی شباهت مجلس دهم به مجلس پنجم از زبان بیگ‌مرادی اشاره کرد و نوشت: «یک سوی دیگر قضیه، چهره‌های نزدیک به دولت هستند که برای تضمین موفقیت در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری، به دنبال آماده‌سازی فضا در مجلس هستند. از آن جمله هاشمی رفسنجانی است که آرایش مجلس آینده را منوط به وضع دولت می‌داند و گفته است؛ اگر دولت آن‌گونه که تا به حال پیش رفته، خوب از عهده کارهایش بر بیاید و بتواند همه اهدافی را که در تبلیغات و وعده‌ها آمده؛ اجرایی کند، فکر می‌کنم این جریان از لحاظ نیروهای مردمی در سراسر کشور قوی باشد.»
روزنامه «آرمان» هم یک روز بعد ادعای «تغییر 90 درصدی ترکیب مجلس دهم» را از قول قدرت‌الله علیخانی تیتر کرد و نوشت: «البته تندروها درصد کمی در مجلس دارند، اما تصور می‌کنم 90 درصد مجلس نهم برای چیدمان مجلس دهم تغییر می‌یابد و ملت به سمت و سوی آنها نمی‌رود.»
«مردم‌سالاری» این تغییر را با احتیاط بیشتری در قالب جمله «اصولگرایان اکثریت مطلق مجلس دهم را نخواهد داشت» در شماره (26/1) برجسته کرد و از قول دبیر کل مردم‌سالاری به اصلاح‌طلبان توصیه کرد: «اصلاح‌طلبان نباید خودشان را از مساجد و حسینیه‌ها دور کنند.»
«آرمان» هم یک روز بعد (27/1) «حضور محکم اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس» را تیتر کرد و به اظهار نظر چند چهره اصلاح‌طلب در حاشیه مراسم هفتمین روز درگذشت پدر همسر سیدمحمد خاتمی اشاره کرد.
به نوشته این روزنامه محمدرضا خاتمی از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده سخن گفت و در مورد سرلیستی فهرست آنها گفت: «اصلاح‌طلبان باید دور هم بنشینند و با تشکیل جلسه در این باره به نتیجه برسند. آقای عارف هم شخصیت بزرگی است و امیدواریم با ترتیبی که صادر می‌شود ایشان در انتخابات پیروز شوند.»
روند تعیین تکلیف نتیجه انتخابات مجلس در روز پایانی هفته به اوج رسید. اعتماد در این روز، تصویر اول خود را به حضور محمدرضا عارف در جمع تعدادی از دانشجویان فردوسی مشهد اختصاص داد و با حروف درشتی از قول وی نوشت: «پیروزی دور از دسترس اصلاح‌طلبان نیست.»
این روزنامه با اشاره به سفر عارف برای افتتاح دفتر بنیاد امید ایرانیان در مشهد و درگیری تعدادی از دانشجویان در ابتدای جلسه نوشت: «به عقیده رئیس بنیاد امید ایرانیان اصلاح‌طلبان فاز اول پیروزی‌شان را در انتخابات سال گذشته گذراندند و فاز دوم این پیروزی به انتخابات مجلس آینده بستگی دارد.»
«آفتاب یزد»؛ «پیروزی در انتخابات مجلس قطعی است» را از قول عارف تیتر کرد و نوشت: «پیروزی جریان اصلاح‌طلب در مجلس آینده قطعی است، اما به شرطی که جریان اصلاح‌طلبی و اعتدال با یکدیگر به تفاهم برسند و با یک لیست در انتخابات شرکت کنند.»
«مردم‌سالاری» هم در این روز در ادامه تیتر «نفوذ اعتدالگرایان و اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی بیش از دیگر جریان‌هاست» از قول محمد هاشمی نوشت: «رئیس دفتر سیاسی حزب کارگزاران در مورد وضعیت اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده و احتمال رد صلاحیت‌های گسترده گفت: «من خیلی در این زمینه نمی‌توانم اظهارنظر کنم. بر اساس این جبهه‌بندی که اکنون وجود دارد ضریب نفوذ اجتماعی اعتدالگرایان و اصلاح‌طلبان بیشتر از دیگر جریان‌هاست.»
«کیهان» در روز آخر هفته به تحلیل فعالیت زود هنگام اصلاح‌طلبان پرداخت و در ادامه تیتر «اصلاح‌طلبان دستپاچه‌اند یا کار دیگری بلد نیستند؟» نوشت: «در حالی که قریب دو سال از انتخابات مجلس باقی است، افراطیون مدعی اصلاحات فعالیت‌های انتخاباتی را کلید زده‌اند. طی روز‌های اخیر از رضا خاتمی گرفته تا موسوی لاری و منتجب‌نیا و از کارگزاران و حزب منحله مشارکت تا روزنامه‌های زنجیره‌ای مشغول اظهارنظرهای تبلیغاتی مبتنی بر حضور در انتخابات مجلس و یارگیری و تشکیل ستاد و... هستند و البته بخشی از این فعالیت‌ها از بهمن و اسفند سال گذشته کلید خورده است. این در حالی است که طیف مذکور صراحتاً دولت روحانی را دولت گذار خوانده و حتی کسانی نظیر اصغرزاده از دولت اعتدال به عنوان رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان یاد کرده‌اند.»
همین تحلیل را روزنامه «جوان» در روز اول هفته تحت عنوان «فتنه‌گران برگذرگاه اعتدال پل مشروعیت می‌زنند» ارائه داده بود.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر سفر مقامات سياسي و دفاعي جمهوري آذربايجان به ايران
تهران - باكو نيازمند روابط همه‌جانبه

سپهبد «ذاکر حسن‌اف» وزیر دفاع جمهوری آذربایجان در رأس یک هیئت بلندپایه دفاعی به دعوت رسمی سردار حسین دهقان، وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در اواخر فروردين‌ماه به تهران سفر کرد. وي علاوه بر دو دور مذاکره با سردار دهقان، با سایر مقامات بلندپایه سیاسی ـ دفاعی کشورمان نیز دیدار و درباره مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی گفت‌وگو کرد. در اين سفر همچنین چندين توافق همكاري در زمينه دفاعي و امنيتي به امضا رسيد و ايران آمادگي خود را براي تقويت توان دفاعي باكو اعلام داشت.
اين سفر در حالي صورت گرفت كه چند روز پيش از وي نيز «الهام علی‌اف» رئیس‌جمهور آذربایجان برای دیداری رسمی وارد تهران شد. وی در كنار امضای چند سند راهبردي، ديدارهايي با دكتر حسن روحاني، رئيس‌جمهور ايران و رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌اي(مدظله‌العالي) داشت. گفتنی است كه امام خامنه‌اي رهبرمعظم انقلاب اسلامی در دیدار آقای الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، همسایگی و پیوندهای مذهبی، فرهنگی و تاریخی میان دو کشور را عاملی موثر در تقویت مناسبات دو دولت خواندند و تأکید کردند: باید با اراده سیاسی و با جدیت در پیگیری توافقات، بر کارشکنی‌ها فائق آمد و ارتباطات بین دو ملت و دو دولت را روزبه‌روز مستحکم‌تر کرد.
ایشان مذاکرات و توافقات انجام شده میان روسای جمهور ایران و آذربایجان و تشکیل کمیسیون مشترک اقتصادی را مطلوب خواندند و خاطرنشان کردند: سطح مبادلات کنونی دو کشور در مقایسه با ظرفیت‌ها و امکانات گسترده طرفین، بسیار پایین است و امیدواریم این سفر، مقدمه‌ توسعه همکاری‌های اقتصادی و منطقه‌ای شود.
سفرهاي مقامات آذربايجان به ايران در حالي صورت گرفت كه بررسی تاریخی در مرحله نخست بیانگر وابستگی تاریخی و فرهنگی و مذهبی جمهوری آذربایجان به ایران است. چنانکه باوجود سلطه روس‌ها بر این منطقه در دوره تزارها و شوروی سابق، می‌توان فرهنگ و باورهای ایرانی را در میان مردم این کشور مشاهده کرد.
از زمان استقلال و جدایی این جمهوری و تبدیل آن به کشور مستقل، جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل تعامل با این کشور تأکید داشته و حتی اقدامات متعددی را برای رفع چالش‌های اقتصادی و نیز رفع درگیری‌های این کشور با ارمنستان در مناقشه قره‌باغ صورت داده است. با توجه به این شرایط، توسعه مناسبات دو کشور امری طبیعی و ضروری است. با تمام این تفاسیر، برخی تحرکات و اقدامات جمهوری آذربایجان و تلاش غرب برای القای برخی تصورات غلط به مقامات این کشور، ابهاماتی را در صداقت رفتاری باکو در قبال روابط دوجانبه در پی داشته است.
سرپوش نهادن بر مطالبات مردمی با متهم‌سازی و نسبت دادن اعتراض‌های مردمی به ایران، رعایت نشدن حقوق اتباع ایرانی در جمهوری آذربایجان، همکاری باکو با آمریکا و ناتو و انتشار برخی گزارش‌ها از همگرایی آذربایجان با رژیم صهیونیستی، مناسب نبودن رفتار باکو در قبال رژیم حقوقی دریای خزر و مبارزه با تروریسم و عاملان ناامنی منطقه، فعالیت منفی رسانه‌های آذربایجان در قبال مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران و... از جمله رفتارهای سران آذربایجان تاکنون بوده است که ابهاماتی را در نگاه تعاملی این کشور با ایران در پی داشته است. از این‌رو امید است که پس از سفرهای اخیر مقامات این کشور به جمهوری اسلامی، باب تازه‌ای از رفتار و مناسبات دوستانه‌تر بین دو کشور را شاهد باشیم.
اما باوجود همه این رفتارها، جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل تعامل و نزدیکی با آذربایجان تأکید داشته و خواستار تکیه بر نقاط اشتراک برای توسعه روابط بوده است. در مقطع کنونی نیز با توجه به حساسیت‌های جاری در منطقه از جمله گسترش تروریسم و تحرکات غرب برای بحران‌سازی در منطقه، همگرایی میان همسایگان از جمله در روابط تهران ـ باکو امری ضروری می‌نماید که مورد تأکید ایران است.
با توجه به این شرایط می‌توان گفت که سفر رئیس‌جمهور آذربایجان و سپس وزير دفاع اين كشور، به تهران می‌تواند نقطه عطفی در مناسبات دو کشور باشد. لازمه تحقق توافقات دو کشور، دگرگونی در رفتار عملی باکو و خودداری آن از رفتارهای چندپهلو و قرار گرفتن در مسیر تعاملات مثبت و صادقانه است.
بررسی نگاه مردم جمهوری آذربایجان و روند تحولات منطقه نشان می‌دهد که راهبرد تعامل با ایران می‌تواند دستاوردهای بسیاری برای باکو به همراه داشته باشد به‌ویژه اینکه، تحولات اوکراین نشان داد که غرب دوست قابل اعتمادی برای کشورهای منطقه نیست و دل‌بستن به وعده‌های آن در نهایت، سرانجام خوشی را به همراه نخواهد داشت. اكنون با حساسيت‌هاي ايجاد شده در منطقه از جمله تحركات گسترده غرب براي سلطه بر آسياي مركزي و قفقاز براي به اصطلاح مقابله با روسيه، همگرايي همسايگان در مقابله با تهديدات بيروني، امري قابل توجه است كه مي‌تواند در مناسبات دفاعي، امنيتي، سياسي و اقتصادي دو كشور مورد توجه قرار گيرد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

غرب به چه مي‌انديشد؟
مذاکرات هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 در حالي در اواسط ارديبهشت‌ماه ادامه مي‌يابد که در کنار روند مذاکرات، يک نکته قابل توجه است و آن، تلاش محافل رسانه‌اي و سياسي غرب براي برجسته‌سازي تأثيرات مناقشه روسيه با غرب بر سر اوكراين در رویکردهای جدید روسيه در روند مذاکرات ۵+۱ با ایران است.
محافل رسانه‌اي و سياسي غرب چنان ادعا مي‌کنند که دليل همراه نبودن قاطع روسيه با غرب در مذاکرات و گرايش اين کشور به توسعه روابط اقتصادي با ايران از جمله امضای قرارداد نفتي 20 ميليارد دلاري، انتقام‌گيري روسيه از رفتارهاي غرب در قبال اوکراين است.
هر چند که تأثيرات متقابل بحران اوکراين و مذاکرات هسته‌اي امري قابل‌تأمل است، اما اين سوال مطرح است که چرا غرب تلاش دارد تا چنان القا کند که روسيه به دليل بحران اوکراين به سمت ايران گرايش يافته و نه به دليل ظرفيت‌هاي اقتصادي و سياسي ايران؟!
در پاسخ به اين پرسش چند نکته قابل توجه است. نخست آنکه، غرب از آگاهي جهاني از ظرفيت‌هاي عظيم اقتصادي و سياسي ايران در منطقه هراس دارد به‌ويژه اينکه تحولات سوريه و پيروزي ديدگاه ايران بر غرب، هزينه‌هاي بسياري براي غربي‌ها داشته است.
غربي‌ها اکنون برآنند تا با مانع‌تراشي در اجراي توافق 20 ميليارد دلاري ايران و روسيه و نيز اهميت‌زدايي از ظرفيت‌هاي ايران به عنوان عامل رويکرد روسيه به تهران، به نوعي مانع گرايش‌های جهاني به ايران شوند. اجراي توافق 20 ميليارد دلاري روسيه با ايران و نيز آشکارتر شدن دستاوردهاي همکاري دو کشور در معادلات منطقه‌اي موجب توجه بسياري از کشورها به ايران و رويکرد آنان به همگرايي اقتصادي و سياسي با ايران مي‌‌شود که مطلوب غرب نیست. يکي از حربه‌هاي غرب براي جلوگيري از رويکرد کشورها به ايران در کنار ادعاهاي واهي نظير معرفي ايران به عنوان محور تروريسم و ناقض حقوق بشر، کم‌اهميت جلوه دادن توافق 20 ميليارد دلاري ايران و روسيه و نيز ظرفيت‌هاي ايران براي تقويت قدرت چانه‌زني روسيه در برابر غرب با برجسته‌سازي تأثير مناقشه روسيه با غرب بر سر اوكراين در قرار گرفتن مسکو در کنار ايران در مذاکرات هسته‌اي است.
دوم آنکه، يک اصل اساسي در مذاکرات هسته‌اي مشاهده مي‌شود و آن اينکه، غرب تلاش دارد تا چنان عنوان کند که دليل ناکامي غرب در مذاکرات، حمايت‌هاي چين و روسيه از ايران است نه ايستادگي و مقاومت ملت ايران. آنها با برجسته‌سازي نقش روسيه در مذاکرات سعی دارند تا از الگو شدن مقاومت هسته‌اي ملت ايران براي جهانيان، جلوگيري کنند و چنان وانمود سازند که هر کشوري براي رسيدن به اهداف خود بايد يکي از دو بلوک غرب يا شرق را انتخاب کند. به عبارتي ديگر، تأکيدات محافل رسانه‌اي و سياسي غرب بر نقش روسيه در مذاکرات، تحرکي براي تبديل جهان به نظام دوقطبي‌ ميان روسيه و غرب و حذف مولفه‌هاي مهم به نام مقاومت ملت‌ها در تحقق آرمان‌هاي‌شان است. غرب سعي دارد تا مانع از توجه و رويکرد جهاني به ايران به عنوان الگوي مقاومت هسته‌اي در برابر زياده‌طلبي‌هاي غرب گردد تا به‌گمان خود، سناريوي در حاشيه قرار دادن ايران در معادلات جهاني را اجرايي سازد.
سوم آنکه، بررسي کارنامه غرب نشان مي‌دهد که اين کشورها از سر اجبار و ناتواني به مذاکرات آمده‌اند. چرا که سياست‌هاي آنها مبني بر تهديد و تحريم ايران، شکست خورده و آنها گزينه‌اي جز مذاکره ندارند. آگاهي جهاني از اين حقيقت هزينه‌هاي بسياري براي غرب به همراه دارد.
ايجاد پرونده‌هايي مانند حقوق‌بشر و تروريسم عليه ايران، تأکيد بر تحريم‌هاي جديد و اجراي سياست تنبيه در قبال ايران، برجسته‌سازي نقش روسيه و مسئله اوكراين در مذاکرات و ده‌ها مسئله حاشيه‌اي ديگر را مي‌توان از حربه‌هاي غرب براي پنهان‌سازي نياز آنها به مذاکرات دانست. با توجه به آنچه ذکر شد، مي‌توان گفت طرح غرب براي برجسته‌سازي جايگاه روسيه در مذاکرات و از جمله ادعاي تأثيرگذاري مسئله اوکراين در رويکرد روسيه به ايران، طرحي براي اهميت‌زدايي از جايگاه و ظرفيت‌هاي ايران به عنوان عامل گرايش روسيه به تهران و نيز نقش مقاومت ملت ايران در اجرايي نشدن زياده‌خواهي‌هاي ضدايراني غرب در مذاکرات است که هدف نهايي آن نيز، پنهان‌سازي ناتواني غرب برای به چالش کشاندن ملت ايران و منزوي ساختن ايران در عرصه منطقه‌اي و جهاني است.


پرونده

با وجود پیشرفت مذاکرات هسته‌ای، رویکرد ما به حقوق بشر ایران تغییر نکرده است!
«جی کارنی» سخنگوی کاخ سفید در پاسخ به خبرنگاری در مورد نگرش وی به ایران پس از انتخاب روحانی گفت: همانطور که می‌دانید از زمانی که وی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، ما به همراه هم‌پیمانان خود در گروه ۵+۱ تلاش بسیار آگاهانه‌ای را در قبال ایران در پیش گرفتیم. ما همچنان به این تلاش ادامه خواهیم داد. کاری که ما نکرده‌ایم، تغییر دیدگاه درباره برخی اقدامات ایران در طیف زیادی از عرصه‌ها است که از جمله آن می‌توان به حقوق بشر و حمایت این کشور از نظام اسد اشاره کرد پس این نگرش کلی ما است. واقعیت این است که پس از انتخاب وی (حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور ایران) فرصتی به وجود آمد تا ما بررسی کنیم که آیا می‌توانیم به شیوه‌ای قابل راستی‌آزمایی به توافقنامه با ایران دست یابیم که طی آن ایران برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را کنار بگذارد؟
پلمب برخی تجهیزات هسته‌ای دانشگاه سیستان

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع‌رسانی دانا، یکی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه سیستان که نخواست نامش فاش شود درخصوص یکی از حواشی قابل توجه و در عین حال قابل تأمل سفر رئیس‌جمهور به استان سیستان‌وبلوچستان گفت: قبل از حضور رئیس‌جمهور در دانشگاه، تیمی از سازمان انرژی اتمی کشور در آزمایشگاه دانشگاه حضور یافتند و عکس‌هایی از تجهیزات پرتوزای هسته‌ای دانشگاه را که همراه خود داشتند، به مسئولان آزمایشگاه فیزیک، شیمی و... نشان می‌دادند و سراغ تجهیزاتی را که در عکس‌ها دیده می‌شد، می‌گرفتند که در این‌خصوص موارد ذیل قابل توجه و تأمل است. آنها روی این تجهیزات و قطعات مهم آنها برچسب اموال سازمان انرژی اتمی نصب می‌کردند در حالی‌که این تجهیزات تماماًً متعلق به دانشگاه بوده و جزو اموال دانشگاه محسوب می‌شوند. حتی برخی از این تجهیزات با پول شخصی استادان خریداری شده است. حتی برچسب سازمان انرژی اتمی، روی موتور و قطعات حساس نیز نصب می‌شد و تماماً لیست می‌شدند.
روند اجرای توافقنامه موقت هسته‌ای ایران به خوبی پیش می‌رود

پایگاه اینترنتی «آنتی‌وار» در گزارشی نوشت: معیار اولیه قضاوت مسئولان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در این خصوص، ذخایر اورانیوم 20 درصدی است که ایران از زمان شروع اجرای توافقنامه موقت تاکنون، آن را به نصف کاهش داده است. به موجب این توافقنامه، ایران باید تا اواسط ماه ژوئیه بقیه ذخایر اورانیوم 20 درصد غنی شده خود را رقیق کند. این پایگاه نوشت: بیشترین سطح غنی‌سازی اورانیوم در ایران هم‌اکنون، غنی‌سازی سه‌ونیم درصدی است که برای رآکتور نیروگاه بوشهر مورد نیاز است.
ایرانیان به دنبال تأمین حقوق هسته‌ای خود هستند

وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا و رئیس هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی در مذاکرات گروه 1+5 با جمهوری اسلامی ایران گفت: گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید می‌کند که ایران به تعهدات خود عمل کرده است که این، خبر بسیار دلگرم‌کننده‌ای است. شرمن خاطرنشان کرد ما دو دور مذاکرات پربار، مهم و حرفه‌ای را پشت سرگذاشته‌ایم و هم‌اکنون به مراحل بسیار حساس و سخت رسیده‌ایم و ایرانی‌ها باید تصمیم‌های بسیار مهمی را اتخاذ کنند. وی خاطرنشان کرد کشورهای عضو گروه 1+5 نهایت تلاش و اهتمام خود را به کار خواهند گرفت تا در این مدت زمان تعیین شده (20 جولای) توافق نهایی با تهران حاصل شود.


اقتصادى
سعید مهدوی

مدیریت شوک قیمتی پیش رو
اجرای چراغ خاموش مرحله دوم قانون هدفمندسازی یارانه‌ها با تغییر تعرفه‌ها از اسفند ماه سال گذشته کلید خورد. افزایش قیمت حامل‌های مختلف انرژی همچون گاز طبیعی، آب، برق، برخی از فرآورده‌های نفتی مانند گاز مایع، نفت کوره و نفت سفید در این مدت اجرایی شده است. از این‌رو با تعیین قیمت جدید بنزین، گازوئیل و سی‌ان‌جی به عنوان سه حامل انرژی پرطرفدار، پرونده اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها رسماً بسته می‌شود.
از اسفندماه سال گذشته تاکنون هر چند قیمت برخی از حامل‌های انرژی و فرآورده‌های نفتی افزایش یافته است، ولی روند افزایش قیمت‌ها و نرخ تورم قابل پیش‌بینی بود که این خود ناشی از تورم سالیانه و گرانی‌های ایام عید بود. اما انتظار می‌رود که با افزایش قیمت بنزین و گازوئیل، شوک شدیدی به بازار وارد شود و در نهایت، جهش نرخ تورم و افزایش قیمت‌ها را سبب ‌شود و ثبات نسبی بازار را که در این مدت بر آن حاکم بود به تلاطم بکشاند.
البته مدتی پیش با لایحه پیشنهادی وزارت نفت مبنی بر افزایش پنج درصدی قیمت هر لیتر بنزین توسط مجلس شورای اسلامی موافقت شد که این میزان بدون احتساب افزایش قیمت حامل‌های انرژی در قالب مرحله دوم یارانه‌ها بوده است. برای سال ۹۳ تاکنون قیمت‌های مختلفی از ۱۱۰۰ تا ۱۸۰۰ تومان برای هر لیتر بنزین در قالب اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها تعریف شده است و در بهمن‌ماه امسال افزایش پنج درصدی هر یک لیتر فرآورده نفتی از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی تصویب شد که در صورت اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها با احتساب قیمت‌های جدید باید پنج درصد به عنوان عوارض به افزایش بار مالی خرید هر لیتر فرآورده نفتی افزوده شود.
بنزين در سال‌هاي پيش از انقلاب با نرخي بالاتر از قيمت جهاني آن به فروش مي‌رسيد. در سال 1359 دولت قيمت بنزين را سه برابر كرد و از يك تومان به سه تومان رساند. از آن زمان به بعد هرچند سال يك بار، بنزين افزايش قيمت را تجربه مي‌كند. اما افزايش نرخ تورم و كاهش ارزش ريال با شتاب بيشتري پيش رفته‌اند، به طوري كه بهاي بنزين كه زماني بيشتر از قيمت جهاني آن بود در سال 1389 و پيش از اجراي مرحله اول طرح هدفمندي يارانه‌ها به 10 درصد قيمت جهاني رسيد، دولت با اجراي مرحله اول هدفمندي یارانه‌ها و افزايش قيمت بنزين از 100 تومان به 400 تومان، سعي كرد بهاي آن را به نرخ منطقه‌اي برساند، اما با اجراي نادرست مرحله اول هدفمندي، نرخ تورم به شدت افزايش يافت و پس از گذشت سه‌‌سال، قيمت بنزين دوباره عقب‌گرد داشته و در حال حاضر تنها چهارده درصد نرخ جهاني است.
با توجه به مطالب گفته شده، در خصوص افزایش قیمت بنزین و گازوئیل چند نگرانی مهم وجود دارد که امید داریم دولت محترم برای آنها چاره‌ای بیابد.
تجربه سال‌های گذشته و مرحله نخست هدفمندی نشان می‌دهد افزایش قیمت این دو حامل انرژی موجب افزایش قیمت کالاهای اساسی، رکود تورمی، افزایش نرخ تورم، تلاطم و بی‌ثباتی در بازار عرضه و تقاضا، کاهش توان تولید داخلی و افزایش انتظارات تورمی می‌شود. با این شرایط علاوه بر کاهش شاخص‌های اقتصادی کشور (ارزش پول ملی، تولید ناخالص داخلی، اشتغال و....)، معیشت و امنیت غذایی اقشار آسیب‌پذیر جامعه در معرض خطر قرار می‌گیرید، زیرا آن‌طور که از گفته مسئولان دولتی پیداست افزایش مبلغ یارانه نقدی برای این اقشار در دستور کار نیست و دولت تنها از طریق سبد‌های حمایتی قصد حمایت از آنها را دارد.


نداى قدس

تلاش رژیم صهیونیستی برای جذب یهودیان اوکراین
به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم، برخی منابع عبری زبان گزارش دادند که «ناتان ‏شرنسکی» رئیس آژانس یهودیت گفته است که رژیم صهیونیستی قصد دارد تا پایان سال جاری تعداد مهاجران یهودی اوکراین را به ‏سرزمین‌های اشغالی افزایش دهد. ‏این منابع عبری زبان در این باره می‌نویسند: آژانس یهودیت میلیون‌ها دلار را برای جذب یهودیان اوکراین به کرانه باختری ‏و همچنین تأمین امنیت تمام یهودیان جهان خرج کرده است.‏ یک مقام صهیونیست می‌گوید: اراضی اشغالی گنجایش همه یهودیان اوکراین را ندارد، اما رژیم صهیونیستی در حال حاضر واحد‌های ‏مسکونی زیادی در کرانه باختری در اختیار دارد که می‌تواند یهودیان اوکراین را در آن‌ها جای دهد.‏
اسارت 800 هزار اسیر فلسطینی از سال 1967

رژیم صهیونیستی از آغاز سال 1967 تاکنون بیش از800 هزار فلسطینی را به اسارت گرفته است که از این تعداد دست‌کم پنج هزار نفر هنوز در زندان‌های این رژیم اسیرند. به گزارش خبرگزاری فلسطینی وفا، سیاست بازداشت و بازجویی از خانواده‌های فلسطینی همچنان ادامه دارد. در حال حاضر حدود پنج هزار فلسطینی در بند زندان‌های رژیم صهیونیستی اسیرند که از این تعداد 19 زن و 200 نفر کودک هستند. در ادامه این گزارش آمده است که نظامیان صهیونیست از آغاز انتفاضه دوم الاقصی (28 سپتامبر 2000) بیش از 80 هزار فلسطینی از جمله 10 هزار کودک و بیش از 60 عضو قانونگذار و وزیر فلسطینی را به اسارت گرفتند. وزارت امور اسرای فلسطینی در ادامه گزارش خود اعلام کرد که حدود 576 اسیر فلسطینی دست‌کم یک بار به حبس ابد محکوم شده‌اند و 185 اسیر فلسطینی نیز بدون هیچ‌گونه اتهام و محاکمه‌ای در بازداشت به‌سر می‌برند.
ادامه تخریب تونل‌های مقاومت توسط ارتش مصر

واحد مهندسی ارتش مصر، به منظور شناسایی و تخریب تونل‌های گروه‌های مقاومت فلسطینی همچنان به جست‌وجوی تونل‌ها و کشف آن‌ها برای تخریب نهایی ادامه می‌دهد. به گزارش خبرگزاری قدس یک مسئول مصری در گفت‌وگو با یک رسانه آلمانی اظهار داشت: واحد مهندسین ارتش مصر در ادامه عملیات خود برای تخریب گسترده تونل‌های واقع در مرز مصر و نوار غزه و سینا، با همکاری نیروهای محافظ مرزی، پنج تونل جدید در منطقه صلاح‌الدین الحبشی و الدهنه در مرز با غزه شناسایی و آن‌ها را تخریب کرده است.
شکنجه اسرای فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی

رژیم صهیونیستی در سایه سکوت مرگبار نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل همچنان به آزار و شکنجه هزاران اسیر فلسطینی از جمله ده‌ها زن و کودک اسیر ادامه می‌دهد. به گفته موسسه نادی‌الاسیر فلسطین، 95 درصد اسرای فلسطینی در بند اسارت رژیم صهیونیستی از سوی این رژیم مورد انواع شکنجه‌های روحی روانی و جسمانی طی مدت اسارت خود در زندان قرار می‌گیرند. بر اساس این گزارش هجمه مسئولان زندان‌های رژیم اشغالگر علیه اسرای فلسطینی در سال 2014 به اوج خود رسیده و اسرای فلسطینی طی این مدت تقریباً روزانه با یورش نیروها و ضرب و شتم از سوی مقامات زندان‌های این رژیم مواجه می‌شوند. در ادامه این گزارش تأکید شده که سال گذشته چهار تن از اسرای فلسطینی به‌دلیل نقض حقوق اسرا از سوی رژیم صهیونیستی از جمله عدم درمان بیماری آن‌ها از سوی این رژیم به شهادت رسیده‌اند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

اشتباهات راهبردی پاكستان
قاسم غفوري

با وجود اجراي تدابير گسترده و حتي تصويب قانون مبارزه با تروريسم و تلاش ملي براي برقراري امنيت، پاكستان همچنان از سرزمين‌هاي ناآرام جهان است به‌طوری كه هر روز، ده‌ها نفر در این کشور و در انفجارهاي خونين به كام مرگ مي‌روند. بررسي كارنامه پاكستان در هفته‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه بر ميزان بحران‌هاي امنيتي اين كشور افزوده شده، به‌گونه‌اي كه دولت به نخست‌وزير نواز شريف بر لزوم تصويب راهبرد ملي براي مبارزه با تروريسم و عوامل ناآرامي‌ها تأكيد كرده‌ است.
بخشي از عوامل موثر در اين فرآيند را نظام قبيله‌اي و بی‌ثباتی سياسي و اقتصادي اين كشور تشكيل مي‌دهد كه موجب شده تا در كنار نزاع‌هاي دروني، زمينه‌ساز ايجاد و فعاليت گروه‌هاي تروريستي باشد و از طرفي نيز براي بازيگران فرامنطقه‌اي باشد كه براي رسيدن به منافع‌شان از سياست بحران‌سازي بهره مي‌گيرند. در كنار اين عوامل و اوضاع جاري در پاكستان، اين سوال مطرح است كه راهكار اسلام‌آباد براي مقابله با ناآرامي‌ها چيست و چگونه مي‌تواند ثبات را بر كشور جاري سازد؟
بسياري از ناظران سياسي در ارزيابي تحولات پاكستان و راهكار اين كشور براي خروج از بحران، بر اصل لزوم تغيير و تقويت برخي از سياست‌ها و طرح‌هاي امنيتي پاكستان تأكيد دارند. بررسي كارنامه پاكستان نشان مي‌دهد كه به دليل شكاف ميان دولت، ارتش و دستگاه‌هاي اطلاعاتي، عملاً مبارزه اين كشور با تروريسم چنان كه بايد باشد نیست و گروه‌هاي تروريستي منطقه به راحتي در اين كشور رفت‌وآمد مي‌كنند كه بر امنيت پاكستان و منطقه تأثير منفي دارد.
مسلماً حضور فعال پاكستان و كنار نهادن ملاحظه‌كاري‌ها در مبارزه با گروه‌هاي تروريستي مي‌تواند ثبات بيشتري را به اين كشور و منطقه هديه کند كه دستاوردهاي بسياري براي اسلام‌آباد به همراه دارد.
نكته مهم ديگر آنكه، پاكستان در ماه‌هاي اخير براي تقويت توان دفاعي و نيز مبارزه با تروريسم به كشورهايي روي آورده كه خود منشأ تروريسم و حمايت از آنان هستند. گزارش‌هاي منتشره، از همگرايي بالاي پاكستان با عربستان و آمريكا حكايت دارد. هر چند اين كشورها ادعا دارند كه به دنبال كمك به اين كشور هستند، اما عملاً تلاش دارند تا از وضعیت اين كشور براي رسيدن به اهداف منطقه‌اي و از جمله تقويت گروه‌هاي تروريستي بهره گيرند چنانكه منابع خبري از كمك مالي عربستان به این کشور، در ازاي اعزام 30 هزار تروريست به سوريه خبر دادند. نكته ديگر آنكه، چندي پيش برخي اعضای حزب حاكم پاكستان رسماً اعلام داشتند كه اين كشور نيروي نظامي و امنيتي به يمن اعزام كرده است. «بن حمد» پادشاه بحرين در اسفندماه براي نخستين‌بار به پاكستان سفر کرد كه اعزام نيروهاي پاكستاني به بحرين براي حمايت از آل‌خليفه در سركوب مردم، از نتايج آن بوده است. بحرين با وعده حمايت‌هاي مالي، پاكستان را به اين عرصه وارد ساخته است. چنانكه برخي از كشورهاي آفريقايي و عربي نيز تحت‌تأثير حمايت‌هاي مالي رژيم بحرين، در سركوب مردم اين كشور مشاركت مي‌كنند.
نكته قابل‌تأمل ديگر آنكه پاكستان همزمان با اين گرايش‌ها، برخي رويكردهاي قابل‌تأملي در قبال كشورهاي همسايه داشته كه تشديد مناقشات با افغانستان و نيز موضع‌گيري صحيح و قاطع نداشتن در برابر ربايش مرزبانان ايراني از سوی گروه‌هاي تروريستي ساكن در خاک این كشور و نيز برخي اظهارات مقامات اين كشور مبني بر عدم اجراي طرح انتقال گاز ايران به پاكستان (خط لوله صلح) از جمله اين رفتارها است.
در این ميان، بسياري از ناظران سياسي با اشاره به تجربه‌هاي تلخ كشورهايی كه به كشورهاي مرتجع عربي و آمريكا دل بسته‌اند، نسبت به پيامدهاي منفي رويكرد و همگرايي با اين كشورها، به اسلام‌آباد هشدار داده‌اند. نمود عيني اين امر را در سرنوشت تركيه مي‌توان مشاهده كرد. دولتمردان آنكارا در طول سه سال گذشته با تصور كسب حمايت‌هاي مالي و سياسي، به سمت آمريكا و عربستان گرايش يافتند و حتي در بحران‌‌سازي در منطقه ايفاي نقش كردند حال آنكه در نهايت، همين كشورها منافع تركيه را قرباني خواسته‌هاي خود ساختند كه چالش‌هاي دروني تركيه و نيز ناكامي‌هاي منطقه‌‌اي از جمله اخراج اين كشور از مصر، نمودي از آن است. سرنوشتي كه در صورت استمرار اوضاع كنوني، تكرار آن براي پاكستان دور از ذهن نیست.
به اذعان بسياري از ناظران سياسي، روند كنوني مسلماً نمي‌تواند كمكي به رفع چالش‌هاي امنيتي پاكستان کند. در حالي كه رويكرد به كشورهاي منطقه‌اي نظير جمهوري اسلامي ايران كه نقشي مهم در مبارزه با تروريسم دارند، مي‌تواند كمك‌ بسياري به رفع چالش‌هاي امنيتي اين كشور داشته باشد.
كشورهايي كه همواره در عرصه مبارزه با تروريسم پيشگام بوده و ثبات همسايگان را برابر با ثبات و امنيت خود مي‌دانند. با توجه به اين وضعیت مي‌توان گفت كه پاكستان براي رسيدن به ثبات، راهبردهاي متعددي در پيش روي خود دارد كه تقويت ظرفيت‌هاي دروني و بهره‌گيري از مولفه‌هاي منطقه‌اي و ظرفيت‌هاي همسايگان مي‌تواند محور اين راهبردها را تشكيل دهد. رويكردي كه مسلماً، تأثير بسياري بر تحقق ثبات در پاكستان و طرح‌هاي اين كشور براي مبارزه با تروريسم خواهد داشت.


شکست مذاكرات سازش و درس‌هاي آن
علي تتماج

باراک اوباما در حالي در سال 2013 براي دومين دور رياست‌جمهوري وارد کاخ سفيد شد که از محور‌هاي شعارهاي وي را اجراي روند سازش تشکيلات خودگردان فلسطين با رژيم صهيونيستي تشکيل مي‌داد.
بر اين اساس نيز جان‌ کري، وزير امور خارجه آمريكا با ادعاي روابط نزديکي که با صهيونيست‌ها و کشورهاي عربي دارد، مسئوليت مستقيم اين مذاکرات را عهده‌دار شد، چنانکه وي در طول يک سال 12 سفر به منطقه داشت که محور آن را مذاکرات سازش تشکيل مي‌داد.
هر چند که آمريکايي‌ها تبليغات گسترده‌اي برای مذاکرات سازش صورت دادند و سعي داشتند تا آن را برگ برنده خود عنوان کنند، اما در نهايت در اواسط فروردين تمام طرف‌ها رسماً از شکست مذاکرات خبر دادند، چنانکه در 25 فروردين «عريقات» نماينده تشکيلات خودگردان و «ليوني» نماينده صهيونيست‌ها بر پايان بدون نتيجه مذاکرات اذعان کردند.
حال اين پرسش اساسي مطرح است که چرا اوباما نتوانست مذاکرات را به نتيجه رساند و ريشه تکرار شکست اين مذاکرات چه بوده است؟ براي پاسخگويي به اين پرسش، بررسي عملکردهاي حاضران در اين معادلات امري قابل توجه است.
هرچند که برخي محافل رسانه‌اي غربي و صهيونيستي معتقدند که استمرار شهرک‌سازي صهيونيست‌ها، اختلافات داخلي ميان گروه‌هاي فلسطيني و نيز معطوف شدن آمريکا به مسائل حاشيه‌اي نظير تحولات سوريه، اوکراين و مذاکرات هسته‌اي ايران و گروه 1+5 ريشه شکست مذاکرات بوده، اما بررسي ريشه‌اي تحولات فلسطين حقايق ديگري را آشکار مي‌کند.
عدم صداقت آمريکا در روند مذاکرات نکته مهم و اساسي است. واشنگتن در حالي ادعاي تلاش براي سازش در فلسطين را مطرح مي‌کند که در رفتار آمريکايي‌ها چند اصل مشاهده مي‌شود.
اول آنکه؛ اوباما سعي کرده از مذاکرات سازش به عنوان حربه‌اي براي انتخابات ميان دوره‌اي کنگره (آبان‌ماه) بهره گيرد. اوباما از يک سو پيروزي مذاکرات را عملکردي موفق از خود براي افکار عمومي آمريکا مطرح مي‌سازد و از سوي ديگر با کسب حداکثر امتيازات براي صهيونيست از حمايت‌هاي آنها در انتخابات برخوردار مي‌شود. اين رويکرد موجب شده آمريکا در مذاکرات عملاً در کنار صهيونيست‌ها قرار گيرد و به حقوق و مطالبات مردم فلسطين توجهي نداشته باشد.
دوم آنکه؛ آمريکا در بسياري از معادلات منطقه‌اي و جهاني از جمله در حوزه سوريه، اوکراين، مقابله با بيداري اسلامي و حتي مذاکرات ايران و گروه 1+5 با ناکامي همراه شده که هزينه‌هاي بسياري براي اوباما به همراه داشته است.
در اين ميان آمريکا چشم اميد به مذاکرات سازش داشت تا با برجسته‌سازي پيروزي در اين عرصه بر شکست‌هايش سرپوش گذارد. هر چند که اين نگاه مي‌توانست تأثير مثبت بر مذاکرات داشته باشد، اما عدم رويکرد صادقانه آمريکا در مذاکرات با محوريت استفاده از سياست تهديد در قبال فلسطين و تشويق براي صهيونيست‌ها عملاً اين رويا را نيز بر باد داد.
آمريکا در طول يک سال اخير براي آوردن صهيونيست‌ها پاي ميز، امتيازات نظامي و اقتصادي و حتي اجراي پروژه‌هاي شهرک‌سازي را براي صهيونيست‌ها در نظر گرفت، حال آنکه در قبال فلسطيني‌ها اصل تنبيه با رويکرد به قطع کمک‌هاي مالي به تشکيلات خودگردان را اجرا کرد. آمريکا حتي به مخالفت با عضويت فلسطين در نهادهاي بين‌المللي پرداخت که رنجش فلسطينی‌ها را به همراه داشت.
نکته ديگر در شکست مذاکرات را عملکردهاي صهيونيست‌ها تشکيل مي‌داد. صهيونيست‌ها در حالي ادعاي مذاکره را سر مي‌دادند که در گفتار آنها يک اصل مشهود بود و آن، تحميل تمام خواسته‌هاي‌شان به فلسطيني‌‌ها بود.
آنها در حالي سطح درخواست‌های خود را به سطح لزوم پذيرش کشور يهود (اصلي که با حذف تمام غير يهوديان از سرزمين‌هاي اشغالي و سلطه صهيونيست‌ها بر کل کرانه باختري و قدس برابر مي‌شود) بالا بردند که سعي کردند مطالبات فلسطيني‌ها را به آزادسازي تعدادي اسير تقليل دهند.
صهيونيست‌ها از فضاي مذاکره بهره گرفتند و ابعاد جديدي از اشغال اراضي فلسطيني‌ها در کرانه باختري و حتي شهرک‌سازي در قدس (ده‌ها هزار واحد مسکوني) و در نهايت سلطه بر مسجدالاقصي را اجرا کردند.
تحرکات صهيونيست‌ها تا آنجا پيش رفت که آنها با طرح «براور» اخراج فلسطيني‌ها از نقب و مناطق باديه‌نشين را اجرا کردند که به منزله آوارگي ده‌ها هزار فلسطيني است.
نکته قابل توجه آنکه صهيونيست‌ها حتي از اجراي حداقل توافقات با فلسطيني‌ها يعني اجراي مرحله چهارم آزاد‌سازي اسرا خودداري کرده و در ازاي آزادي آنها سلطه بر قدس و بخش‌هايي از کرانه باختري را طلب کرده‌اند.
صهيونيست‌ها در اين دور از مذاکرات نيز نشان دادند که به دنبال مذاکره نیستند، بلکه برآنند تا از شرايط مذاکرات براي تثبيت اشغالگري‌هاي گذشته و پايه‌گذاري اشغالگري‌هاي جديد بهره گيرند، چنانکه اکنون آنها با نام شکست طرح 9 ماده‌اي کري، بر شهرک‌سازي و حضور گسترده‌تر در کرانه باختري و قدس تأکيد کرده‌اند.
در کنار صهيونيست‌ها و آمريکایی‌ها نقش کشورهاي مرتجع عربي و سازمان ملل را نيز در مذاکرات سازش نمي‌توان ناديده گرفت. حمايت‌هاي کشورهاي مرتجع عربي از مذاکرات سازش و نيز سکوت سازمان ملل در برابر درد و رنج ملت فلسطين، از عوامل دلسردي فلسطيني‌ها از مذاکرات بوده، چرا که آنها دريافته‌اند که همچنان کشورهاي عربي و سازمان ملل صرفاً يک اصل را در نظر دارند و آن، اجراي مطالبات آمريکایی‌ها و صهيونيست‌ها است که جايگاهي براي حقوق فلسطيني‌ها در آن وجود ندارد.
با توجه به شرايط مذکور مي‌توان گفت که ملت فلسطين با يک اصل مواجه شده و آن اينکه در کنار استمرار سلطه‌گري و نگاه اشغالگرايانه صهيونيست‌ها، در نهايت آمريکایی‌ها، کشورهاي عربي و سازمان ملل طرحي براي حمايت از فلسطينی‌ها ندارند و صرفاً از فلسطين به عنوان يک قرباني براي رسيدن به منافع خود بهره مي‌گيرند.
دور جديد مذاکرات سازش بار ديگر اثبات کرد که فلسطيني‌ها براي احقاق خود يک گزينه بيشتر پیش رو ندارد و آن رويکرد به انتقاضه جديد در چارچوب مقاومت است؛ مقاومتي که دستاوردهاي آن را در جنگ 22 روزه و هشت روزه غزه و حتي عضويت فلسطين در سازمان ملل ديده‌اند. انتقاضه‌اي که نمود آن را در حمايت‌هاي اخير فلسطيني‌ها در قبال مسجد‌الاقصي مي‌توان مشاهده کرد که باوجود سرکوب‌گري‌هاي صهيونيست‌ها همچنان ادامه دارد و فلسطيني‌ها حاضر به کنار نهادن آرمان‌هاي خود در قبال اين مکان مقدس نيستند.


از نگاه دیگران

عبرت ما از كشتار «روآندا» چيست
داستان‌ها و روايت‌هاي متعددي درباره ملت‌ها و امت‌هاي ديگر در جنگ و نزاع‌هاي داخلي وجود دارد. با اين حال برخي از اين ملت‌ها توانسته‌اند اين بحران‌ها را پشت سر بگذارند و با هم متحد شوند. آنها قضيه شكاف داخلي را به پايان رسانده و فرهنگ تنفر و كينه را به دور انداخته و به جاي آن، فرهنگ برادري و محبت را نشانده‌اند. اين ملت‌ها توانستند ويرانه‌ها را بسازند و همه از نو به پا خيزند.
(در مقابل برخی کشورها) نتوانستند بر اين شكاف‌ها و تفرقه‌هاي داخلي پيروز شوند و همديگر را دوست داشته باشند، آنقدر از يكديگر خونخواهي كردند كه ديگر چيزي از آنها بر جاي نماند و به شكار ديگران تبدیل شدند و از سوی آنها به يغما رفتند. آنها به افسانه‌‌هايي تبديل شدند كه صفحات تاريخ را پر كردند، زيرا جغرافياي جهان گنجايش اين افراد را ندارد. افرادي كه از داخل، درگير اختلافند و از بيرون، در محاصره مرگ هستند. داستان ملت روآندا نمونه‌اي از زندگي دوباره و ترك گذشته است؛ ملتي كه به دنبال آينده‌اي سراسر اميد مي‌گردد. امروز 20 سال از كشتار اقليت توتسي به دست اكثريت هوتو مي‌گذرد؛ كشتاري كه با حمايت نيروهاي فرانسوي و در سكوت معنادار جامعه بين‌الملل صورت گرفت و هيچ كس براي نجات اين مردم بي‌گناه از زير چاقوها و تبرهاي قاتلان، حركتي از خود نشان نداد، به‌طوري‌كه در كمتر از 100 روز، 800 هزار نفر كشته شدند. با وجود اين امر، بازهم قبيله‌هاي توتسي توانستند به قدرت بازگردند، اما با اين حال و با پيروزی‌هاي امروز، به جاي فرهنگ انتقام، تمام تلاش خود را هدف بازسازي مملكت خود كردند؛ مملكتي كه سرشار از ارزش‌هاي گذشت و بخشش باشد و همه ساكنان آن بدون هيچ تبعيضي با هم زندگي مي‌كنند. چنين روحيه‌اي توانست ثمربخش می‌باشد و ملت روآندا را از نابودي نجات دهد. كشور آنها روزبه‌روز پيشرفت كند و ظرف 20 سال گذشته، وضعيت آنان به مراتب بهتر از وضعيت دوران پیش از كشتار وحشتناك شود.
در اين اوضاع، اين سوال براي ما عرب‌ها مطرح مي‌شود كه طي اين 20 سال، حاكمان جهان عرب چه دستاوردي را به دست آوردند؟ تنها دستاورد آنان امنيت و ثباتي است كه با زور سرنيزه و سركوب به دست آمده است. اين حاكمان هرگونه انقلابي را ويراني و كشتار معرفي مي‌كنند و تنها راه چاره را، تسليم به واقعيت موجود مي‌دانند. در اينجا سوال ديگري نيز در بعد فلسطيني مطرح مي‌شود كه تا چه زماني بايد به بهانه‌هايي مثل شكاف داخلي فلسطيني‌ها متوسل شد؟ تا چه هنگام بهانه‌هايي براي ترك آشتي مطرح خواهد شد؟ هدف سياسي كه احزاب و گروه‌هاي مختلف از تداوم وضعيت موجود در پي آن هستند، چيست؟ واقعاً تأسف‌بار است كه به‌عنوان يك فلسطيني يا انسان عرب يا مسلمان عنوان كنم كه آيا از ملت روآندا عبرت گرفتيم يا خير؟
منبع: روزنامه فلسطين
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 616

رژیم صهیونیستی توان جنگ با ايران را ندارد
باشگاه خبرنگاران ( 24/1/1393): جیمی کارتر، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا در تازه‌ترين مصاحبه خود گفت که موافق با حمله نظامی به ایران نیست.
«کارتر» که با شبکه تلویزیونی«ام اس ان بی سی» مصاحبه می‌کرد، گفت: گمان نمی‌کنم که توان نظامی اسرائیل از ١٢٠٠ مایل تجاوز کند و بتواند به ایران ضربه نظامی بزند و بازگردد. او مدعي شد: تنها کشور دارای چنین توانی، ایالات متحده است، اما تأکيد کرد که مناسب نمی‌بیند که آمریکا ایران را هدف حمله نظامی قرار دهد. کارتر در پاسخ به پرسشی درباره موضعش در صورت دستیابی ایران به سلاح هسته‌اي ادعا کرد این امر چیزی را تغییر نمی‌دهد.
ادعاهاي تكراري آمريكا
خبرگزاری فارس(24/1/۱۳۹۳): سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت انتظار دارد صادرات نفت خام ایران مطابق میزان مشخص شده در توافق موقت ژنو باشد. جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفته که دولت اوباما معتقد است صادرات نفت ایران از ماه ژانویه تا جولای برابر با متوسط یک میلیون بشکه در روز تصریح شده در توافق ژنو خواهد بود. طبق گزارش رویترز خانم ساکی گفت: «ما هنوز هم انتظار داریم و پیش‌بینی می‌کنیم که متوسط صادرات ایران طی یک دوره شش ماهه مطابق محدودیت وضع شده در توافق موقت ژنو باشد.» از آغاز سال 2012، آمریکا و اتحادیه اروپا، تحریم‌های جدیدی علیه بخش نفت و بخش‌های مالی اعمال کرد که هدف آن، جلوگیری از خرید نفت ایران توسط کشورهای دیگر و انجام معاملات با بانک مرکزی ایران بود.
برداشتن تحریم‌های ایران اشتباه است
باشگاه خبرنگاران (25/1/1393): سناتور آمریکایی از اقدام کشورش در ممنوعيت ورود نماينده ايران در سازمان ملل حمايت کرد. سناتور تد کروز در جمع هواداران خود در فلوریدای جنوبی از طرح ممنوعیت صدور روادید برای نماینده پیشنهادی ایران در سازمان ملل دفاع کرد. این طرح که «تد کروز» به کنگره پیشنهاد کرده بود، با اجماع دو حزبی تصویب شد. کاخ سفید نیز اعلام کرد برای حمید ابوطالبی، روادید صادر نمی‌کند. وی افزود: دولت اوباما ساده‌لوحانه این مسیر را ادامه داده است و من فکر می‌کنم برداشتن تحریم‌ها اشتباه است.
نباید ایده جنگ را پذیرفت
خبرگزاری فارس(26/1/1393): سناتور برجسته جمهوری‌خواه ایالت کنتاکی آمریکا در مصاحبه با شبکه «ای بی سی نیوز» تأکید کرد که در حالی که تهدید هسته‌ای ایران قابل مهار و تحدید است، آمریکا نباید خیلی فوری ایده جنگ علیه تهران را قبول کند. سناتور «رند پائول» از ایالت کنتاکی در مصاحبه با شبکه «ای بی سی نیوز» در خصوص برنامه هسته‌ای ایران تصریح کرد که معتقد است تمامی گزینه‌ها برای جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران باید روی میز قرار داشته باشد، اما وقتی تهدید هسته‌ای ایران قابل مهار و تحدید است، همانطور که فرایند مذاکرات تهران و گروه 1+5 در حال پیشرفت است، آمریکا نباید به دنبال ایده جنگ باشد. وی تصریح کرد: من به طور مداوم از تحریم‌ها علیه ایران حمایت کردم و فکر می‌کنم تمامی گزینه‌ها برای جلوگیری از دسترسی ایران به تسلیحات هسته‌ای باید روی میز باشد.
همه گزینه‌ها در قبال ایران باید روی میز باشد
خبرگزاری تسنيم(26/1/1393): راند پال سناتور ایالت کنتاکی آمریکا در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «ای بی سی نیوز» بخشی از سیاست خارجی خود را در آستانه نامزد شدن برای انتخابات ریاست جمهوی 2016 توضیح داد.
راند پال گفت: من بارها به تحریم ها علیه ایران، رأی (مثبت) دادم و فکر می‌کنم همه گزینه‌ها باید روی میز باشد. شیوه‌ای که آنها قطعنامه را نوشتند طوری بود که من با لحن آن مشکل داشتم. باید گفت من نمی‌خواستم به چیزی رأی دهم که اعلان جنگ بود. ما یک روز صبح از خواب بیدار و متوجه شدیم که پاکستان تسلیحات هسته‌ای دارد. اگر سیاست ما در قبال پاکستان همین (سیاست) بود ما باید با پاکستان جنگ می‌کردیم. کسانی که می‌گویند ما مهار کردن را نمی‌پذیریم به جنگ رأی می‌دهند.
تصمیم نهایی هسته‌ای را رهبر عالی ایران خواهد گرفت
خبرگزاری فارس(24/1/1393): یک دیپلمات آمریکایی در گفت‌وگو با یک روزنامه عرب‌زبان، اذعان کرد که اگرچه اختلافاتی در ایران بر سر مسئله هسته‌ای وجود دارد، اما تصمیم نهایی را در این مسئله رهبر عالی ایران اتخاذ می‌کند. «فردریک هاف» ابراز امیدواری کرد که رسیدن به توافق بین‌المللی در مورد پرونده هسته‌ای ایران در مدت تعیین شده یک امر ممکن باشد. وی افزود: در ایران موانع و اختلاف‌نظرهای فراوانی وجود دارد و من معتقدم که تصمیم نهایی به رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران بازمی‌گردد.


هویت 358

اتحاديه اروپا: نقض حقوق کولي‌ها
در ادامه رسوايي‌هاي كشورهاي مدعي حقوق بشر، اوضاع نامطلوب کولی‌های ساکن کشورهای اروپایی، سازمان عفو بین‌الملل را به واکنش واداشت. سازمان عفو بین‌الملل درباره وضعیت کولی‌ها در کشورهای اروپایی ابراز نگرانی کرد. بر اساس گزارش این سازمان، کشورهای اروپایی نتوانسته‌اند از جامعه کولی‌های خود محافظت کنند. این افراد ده تا دوازده میلیون نفر را در بر می‌گیرند و هر روز با تهدید اخراج اجباری و آزار و اذیت پلیس مواجهند. سازمان عفو بین‌الملل اشاره کرد این اوضاع ناشی از ناکامی اروپا در تضمین رعایت حقوق بشر برای این افراد است. این گزارش همچنین اتحادیه اروپا را به ناکامی در به چالش کشیدن کشورهای عضو درباره تبعیض‌های سازمان‌یافته‌ای متهم کرد که علیه جمعیت‌های سرکوب شده در این کشورها اعمال می‌شود.
انگليس: همکاري با سيا در شكنجه زندانيان

شواهد جدیدی دال بر دخالت مستقیم انگلیس در برنامه سیا در شکنجه مظنونان فاش شده است. انگليس در حالي خود را مدعي حمايت از حقوق بشر معرفي مي‌كند! كه كارنامه اين كشور سراسر رسوايي حقوق بشري است، چنانكه روزنامه دیلی تلگراف آورده است: گزارش‌هاي جدیدی دال بر مجوز دولت انگلیس به سیا برای دایر کردن یک زندان «سیاه» برای مظنونان در جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند مطرح شد. این گزارش که مبتنی بر مفاد فاش شده یک گزارش تحقیقی سنای آمریکا درباره برنامه سیا برای ربودن و شکنجه مظنونان پس از حوادث یازده سپتامبراست، بر خلاف سیاست چند ساله دولت انگلیس در انکار این مسئله است که به آمریکا اجازه استفاده از جزیره دیگو گارسیا را برای برنامه بازجویی از مظنونان داده بود.
آمریکا: حضور هزاران روانی در زندان‌ها
نقض حقوق‌بشر در اولین كشور مدعي حمايت از حقوق بشر همچنان قرباني مي‌گيرد، چنانكه منابع خبري اعلام كردند تازه‌ترین گزارش ملی در آمریکا نشان می‌دهد که دادگاه‌های این کشور هزاران روانی را به سال‌ها زندان محکوم کرده‌اند. بر اساس تازه‌ترین گزارش ملی بیش از 356 هزار و 268 بیمار روانی در زندان‌های آمریکا به‌سر می‌برند، در حالی که تنها 35 هزار روانی در تیمارستان بستری هستند و تحت درمان قرار دارند. در زندان ایالت اوهایو بیش از 10 هزار بیمار روانی حضور دارد که چهار هزار تن از آنها دچار بیماری‌های روانی و اختلالات ذهنی خطرناک هستند. کارشناسان رفتارشناسی و روان‌شناسان آمریکایی معتقدند زندانبان‌ها و افسران نگهبان بازداشتگاه‌ها آموزش مناسب برای رفتار با بیماران روانی را ندیده‌اند، بنابراین در هنگام انجام کار خود دچار درگیری و خشونت با بیماران می‌شوند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق تحولات دوسویه سوریه را واکاوی می‌کند
تحکیم نظام و تضعیف دشمنان

هادی محمدی

پایان نشست ژنو ۲ واقعیتی را برای حامیان تروریسم در سوریه تثبیت کرد که پس از سه سال بحران‌سازی و هزینه‌کردن میلیاردها دلار در کنار سیاست، رسانه و تلاش‌های امنیتی و نظامی و تسلیحاتی، نه تنها در تحقق اهداف خود در سوریه ناکام مانده‌اند، بلکه فاقد کارت‌های بازی حداقلی در روندهای سیاسی بین‌المللی هستند. این کارنامه تلخ وقتی در کنار تصویر وضعیت و ماهیت گروه‌های تروریستی در داخل سوریه قرار می‌گیرد، شرایط روانی و هیستریک حامیان تروریسم را بیش از پیش ناامیدکننده خواهد کرد.
رقابت مهلک کشورهای حامی تروریسم در سطح منطقه و فقدان راهبردهای موثر آمریکا و غرب، به موازات جنگ و منازعه خونین در بین گروه‌های تروریستی تفکیری و القاعده‌ای و فقدان رفتار و اهداف شرافتمندانه در بین گروه‌های تروریست، مقدمه یک سوال اساسی قرار گرفت. هم حامیان و هم تروریست‌ها باید به این پرسش پاسخ می‌دادند که آیا باید پرچم سفید و تسلیم را بلند کنند و یا به هر قیمت و هزینه‌ای به راهبردهای حداقلی دلخوش باشند؟
اعلام شکست اگرچه نیاز به اقرار ندارد، ولی دارای پیامدهای سنگینی برای تمامی دست‌اندرکاران این فتنه و تزویر و بحران در سوریه بود، به‌ویژه اینکه معادله امنیتی، سیاسی و نظامی و روانی ناشی از موفقیت محور مقاومت و شکست و رسوایی جریان مزدور و وابسته منطقه‌ای، سرآغاز تحولات جدید در درون کشورهای حامی و معادلات منطقه‌ای به شمار می‌رود که به برخی از آن اشاره خواهیم کرد.
بلافاصله پس از ژنو۲ مقامات آمریکایی بر رویکرد آمریکا برای حمایت بیشتر از تروریست‌های مسلح در سوریه تأکید کردند و سعودی‌ها که بیشترین عصبانیت را از شرایط موجود داشتند، بر ضرورت ارسال سلاح‌های ویژه برای تغییر در معادله میدانی در سوریه، اصرار ورزیدند.
دعوای اخوانی در منطقه که از یک سو ترکیه و قطر و از سوی دیگر عربستان و تا حدودی اردن در آن دخیل بودند، در کنار رقابت برای کسب جایگاه مدیریت و راهبری در پرونده سوریه، از موانع اصلی همکاری بود که کماکان این کشورها را همانند گرگ‌هایی که روبه‌روی هم می‌خوابند، قرار داده است‌. سعودی‌ها در رایزنی با صهیونیست‌ها به یک طرح حداقلی از محور جنوب در درعا و امتداد آن به قنیطره بسنده می‌کردند که با تکیه بر انشعاب در درون ارتش حر و نیروهای جدید تکفیری بتوانند یک راهبرد حداقلی و حداکثری را دنبال کنند. راهبرد حداقلی اینکه یک نوار امنیتی برای رژیم صهیونیستی شکل دهند و با تکیه به مرزهای اردن، جراحت امنیتی ـ نظامی را ادامه دهند و در راهبرد حداکثری بتوانند با ارسال ده‌ها هزار نیروی جدید و اشغال درعا و قنیطره، به جنوب دمشق رسیده و آن را تهدید عملی نموده و در مذاکره سیاسی به امتیازات خود دست یابند. این پروژه مشترک سعودی ـ صهیونیستی که بر مولفه‌های زیادی تکیه داشت، مانند نگاه اردن و سطح همکاری و هزینه‌های آن، تأمین هزاران نیروی جدید، تأمین سلاح‌های موثر از سوی آمریکا، تولدی ناقص داشت و در چند روستای قنیطره متوقف ماند و در حال سرکوب است. با اینکه مقامات صهیونیست رسوایی حمایت و پوشش و معالجه زخمی‌های القاعده‌ای را پذیرفته و حتی در مواردی با اجرای برخی حملات، از تروریست‌ها حمایت کردند، این پروژه عقیم مانده است و نگرانی‌های راهبردی رژیم صهیونیستی نه تنها بر جای مانده بلکه با پیروزی کامل ارتش سوریه و هم‌پیمانان آن در این بحران، منتظر کابوس جدیدی به نام مقاومت و ارتش سوریه است که در یک جنگ تمام‌عیار کلاسیک و چریکی بسیار آبدیده شده‌اند.
مقامات ترکیه نیز که هزینه معیشتی زیادی در بحران سوریه داده‌اند برای کنار زدن سعودی‌ها از مدیریت پرونده سوریه به میدان آمده و در هماهنگی کامل با جبهه النصره (شاخه رسمی القاعده در سوریه و لبنان) چندین هزار چچنی و داغستانی و عناصری از جریان‌های افراطی آسیای مرکزی را از محور ریف لازقیه و شهرک کسب وارد عملیات کرده و از آنها همه‌گونه پشتیبانی کرد و حتی برخی از نیروهای نظامی ترکیه را نیز به کمک آنها فرستاد. این نیروها در جاهای مختلف به کار گرفته شدند. بخشی از این نیروها برای بر هم زدن معادله نظامی در شهر حلب و پیرامون آن (بخش غربی) به کار گرفته شدند. عملیات در ریف لازقیه با نام «انفال الکبری» و به فرماندهی ابو موسی چچنی و گروه شام الاسلام، جبهه النصره و جیش‌الاسلام انجام گرفت. عملیات‌های موازی دیگری در ادلب جنوبی و با هدف پیوند خوردن با پیشروی تروریست‌ها در ریف لازقیه شمالی و با نام صدی الانفال صورت گرفت و برای مسدود کردن راه ارتباطی حلب دمشق و در منطقه ریف قنیطره عملیات اخوه الانفال به‌وسیله جبهه النصره، اجنادالشام، احرارالشام و جبهه الثورا سوریا و در بخش‌هایی از غرب و جنوب حلب، عملیات اعتصام به اجرا درآمدند.
با اینکه تدارک و تلاش وسیعی برای این عملیات‌ها صورت گرفته بود، ولی ناکامی و عقیم‌ماندن، شاخص تمامی این عملیات‌ها بود. دقیقاً مولفه‌های اصلی عملیات‌های صورت گرفته عبارت بود ا: فرسایش، تلفات سنگین به‌ویژه در سطح فرماندهی و عدم پیشروی قابل اتکای نظامی و زخمی و اسیر شدن تعداد قابل توجهی از تروریست‌ها.
این در حالی بود که ارتش سوریه با کامل کردن عملیات نظامی در منطقه قلمون و آزادسازی آخرین پایگاه تروریست‌ها در رنکوس، صرخه، بخعا و... مرزهای لبنان را از وجود تروریست‌ها پاک کرد و ۳۰ معبر ورودی غیر رسمی از لبنان به سوریه در کنترل کامل نیروهای حزب‌الله قرار گرفت. این بدان معناست که تأثیر متقابل ظرفیت‌های به‌وجود آمده در دو سوی مرز برای مدیریت راهبرد فشار امنیتی ـ نظامی به سوریه و یا حزب‌الله به صفر رسیده و امکان لجستیک برای تروریست‌ها در مناطق پیرامونی دمشق (غوطه شرقی و غربی) از بین رفته است. به همین دلیل، عملیات ارتش سوریه در محور شرقی در روستاهای ملیحه و نزدیک به جاده فرودگاه و منطقه جرمانا و یا جوبر که هر از گاهی از طریق منتقل شدن از راه تونل‌ها، دمشق را هدف قرار می‌دادند نیز خشکانده خواهد شد. عملیات ارتش سوریه در شمال دمشق (عدرا، دوما، عمربین و...) و تلفات سنگینی به تروریست‌ها و پیشروی حساب شده در این مناطق، شعاع امنیتی برای دمشق را افزایش خواهد داد.
پاکسازی چند محله در درون شهر حمص که به محله قدیمی معروف هستند، بلافاصله پس از عملیات در رنکوس آغاز شده که فراری شدن تروریست‌ها به شمال حمص و مناطق رستن و تلبسیه، آخرین اهداف عملیاتی در حومه شهر حمص را به زودی تشکیل می‌دهند.
راهبرد نظامی ـ عملیاتی دولت سوریه این است که با پاکسازی سریع مناطق آلوده در پیرامون دمشق، حمص، حماه و ادلب و بخش‌های اصلی در غرب و شرق و شمال حلب و اتصال آن به مناطق ساحلی که بیش از دو سوم جمعیت، اقتصاد و اهرم‌های قدرت سوریه را تشکیل می‌دهند، برای اجرای انتخابات در اواخر خردادماه آماده شود.
همین امر سبب شده تا انگیزه عملیات‌های ایذایی برای ترکیه در لاذقیه و حلب و برای عربستان در جنوب بیشتر باشد ولی این هدفگذاری حامیان تروریست‌ها به دلایل زیادی ناموفق مانده است.
آثار روانی شکست‌های فراوان قبلی تروریست‌ها، دشوار بودن وضعیت مناطق عملیاتی، ابتکار عمل ارتش سوریه، ناکافی بودن نیرو و لجستیک برای تروریست‌ها، فقدان راهبردهای موثر در غرب و... از جمله دلایل این شکست عملیاتی و ناکامی جدید برای تروریست‌ها و حامیان آن است.
در جریان اصلی القاعده‌ای که هر یک دارای گروه‌های حامی و هم‌پیمان نیز هستند در شرق سوریه و در مناطقی در شهر کوچک رقه و دیرالزور و جنوب استان حسکه درگیری شدید برای ترسیم مرزهای نفوذ روی داده است. این درگیری‌ها آنچنان جدی است که ایمن‌الظواهری داعش را تهدید کرده و داعش نیز ظواهری و پیروان او را.
درگیری‌های فی‌مابین تروریست‌ها آنچنان از رمق عملیاتی آنها کاسته که دستگاه اطلاعاتی عربستان و اردن در یک طرح مشترک با آزاد کردن سلفی‌های تکفیری از زندان‌های اردن، از یکی از رهبران این جریان که حامی داعش است خواسته‌اند تا پادرمیانی کرده و به جنگ بین دو جریان القاعده‌ای پایان دهند. آنچه بدیهی است اینکه اکنون و به طور کامل یک سازمان نامرئی و یک تفکر علنی تکفیری و تروریستی و القاعده‌ای بر جریان‌های مسلح داخل سوریه حاکم است و برخی از منابع و نخبگان غربی و حتی عربی از روی ناچاری و تنگنا بدان اعتراف می‌کنند. تصویر راهبردی تحولات سوریه این است که ارتش سوریه توانسته در یک جغرافیای گسترده و هم زمان با فعال‌تر شدن گروه‌های تروریستی در محورهای گوناگون، روندهای پیروزی را ادامه داده و شیب راهبردی تحولات نظامی را با اطمینان به نفع خود تحکیم کند و چشم‌انداز قابل محاسبه‌ای را برای به صفر رساندن پتانسیل درگیری‌های نظامی تروریست‌ها ترسیم کند.
گروه‌های تروریستی از یک سو در حال بازگشت تدریجی به کشورهای خود هستند که کشورهای اروپایی و شمال آفریقا، بیشترین جریان بازگشت را ثبت کرده‌اند، ولی از سوی دیگر و احتمالاً به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی یک مدیریت آشکار وجود دارد تا این تروریست‌ها در روند تدریجی نابودی در سوریه درگیر بمانند. این نگاه برخاسته از یک راهبرد حداقلی غربی است تا سوریه درگیر جنگ فرسایشی، جنگ و گریز و شوک‌های امنیتی باشد.
در ارزیابی از رفتار کیفی بازیگران منطقه‌ای، عربستان سعودی یک حضور امنیتی فعال از مصر تا لبنان، فلسطین، اردن، سوریه و عراق و... را نشان می‌دهد. با توجه به اوضاع نابسامان در درون ساختار پادشاهی و رقابت‌های مهلک در بین شاهزادگان و احتمال مرگ و میرهای پیاپی در سطوح اول قدرت و جابه‌جایی‌هایی که در دو سال اخیر در ساختار قدرت انجام گرفته، بدون تردید، گردانندگان دستگاه‌های امنیتی از حضور و مشارکت و هدایت نیروهای آمریکایی، صهیونیستی و انگلیسی، محروم نیستند و این بنیه عملیات امنیتی گسترده در مسیر یک نقشه راهبردی غربی و به نیابت از سیاست‌های مطلوب غربی ـ صهیونیستی عمل می‌کند.
بی‌تردید، تحولات رو به تزاید اوکراین و افزایش تنش در مناسبات روسیه و غرب که دارای پیامدهای گسترده و مهمی است، آثار خود را بر تحولات سوریه نیز به جای می‌گذارد و مواضع روسیه در سوریه را محکم‌تر از پیش خواهد کرد. روسیه در خیز راهبردی چند سال اخیر و منتهی به تحولات اوکراین، نشان داده است که آمادگی کافی برای مقابله با چالش‌های ضدامنیتی غرب را داشته و اصرار دارد تا اثبات نماید بدون روسیه نمی‌توان در تحولات منطقه‌ای و یا معماری نظام جهانی، به نتیجه رسید. روسیه برای رسیدن به جایگاه از دست رفته خود و تثبیت نظام چندقطبی، نیازهای جدیدی به شرکای قابل اعتماد دارد که گویا سیاست خارجی فعلی ایران چندان به این فرصت‌ها توجه نمی‌کند و یا نظر دیگری دارد.
به هر حال کارکرد وضعیت و معادله جدید نظامی ـ امنیتی در سوریه و شیب قابل محاسبه آن، پیامدهای مثبت و منفی روشنی برای محیط پیرامونی داشته و شرایط جدیدی را برای هر یک از آنها تولید خواهد کرد.
لبنان در مسیر حذف و تعدیل جریان‌های افراطی گام خواهد گذاشت و ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری شده سعودی و ۱۴ مارس در سه سال گذشته باید پاکسازی و یا در مسیر بازگشت به کشورهای اصلی قرار گیرند.
اردن و ترکیه در ریسک همکاری با القاعده و جریان‌های تکفیری، هزینه‌های امنیتی غیر قابل پیش‌بینی را خواهند داشت. کویت و برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که علائم اولیه تهدیدات تروریستی ـ تکفیری را دریافت کرده‌اند، ناچار به باز ترسیم سیاست‌های خارجی و امنیتی خود هستند.
عراق که از مدتی قبل با پروژه داعش و جریان‌های بعثی و تروریستی روبه‌روست، با موج حضور بیشتری از جریان داعش که از سوریه باز می‌گردند، پروژه مشترک آمریکایی ـ سعودی را در مقابل دارد و سقف این پروژه، فراتر از روندهای انتخاباتی است و جلد دوم این طرح از طریق مسعود بارزانی و تا حدودی توسط ترکیه به اجرا در می‌آید تا روندهای با ثبات در عراق، استحکام نیابد.
اگرچه عربستان، هویت ظاهری بسیاری از رفتارهای ضدامنیتی در منطقه از افغانستان، پاکستان تا شمال آفریقا را و به‌ویژه علیه ایران نشان می‌دهد ولی واقعیت عملیاتی این است که آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیس محتوا و مدیریت این سیاست‌ها را به عهده دارند و باید در پرونده آنها ثبت و محاسبه شود.


نگاه یک
علی اسماعیلی

برخوردهای ذلیلانه‌ای که دشمن را گستاخ کرده است!
با وجود تلاش زیاد دستگاه دیپلماسی کشورمان برای کاهش اختلافات و حل مشکلات فی‌مابین ایران و غرب ـ که حتی گاه حالتی انفعالی به خود می‌گیرد-ـ اما شاهدیم که برخورد مقامات غربی به‌ویژه آمریکایی و انگلیس، هر روز حالت خصمانه‌تری به خود می‌گیرد که نشان می‌دهد غرب هیچ گاه به دنبال رفع واقعی اختلافات و حل مشکلات بین خود با ایران نیست و با وجود ادعاهایی که در آن، صحبت از نزدیکی و رفع سوء‌تفاهمات و حل مشکلات با ایران می‌کند؛ اما همچنان بر طبل بی‌اعتمادی و خصومت‌ورزی می‌کوبد. تهدیدات گاه و بیگاه ایران، متهم کردن کشورمان به نقض حقوق بشر، صدور قطعنامه ضد ایرانی در پارلمان اروپا، عدم صدور ویزا برای آقای حمید ابوطالبی از سوی آمریکا، تحریم ۱۵ نفر دیگر از شخصیت‌های ایرانی از سوی دولت استعمارگر انگلیس، دعوت نمایندگان پارلمان اروپا از مریم رجوی و ... همه در حالی انجام گرفته که ایران در برابر آن، هیچ اقدامی علیه غرب انجام نداده و گاه حتی در برابر این اقدامات زشت و دشمنانه غرب، سکوت هم اختیار کرده است! ‌اما نکته قابل‌تأمل در این باره، برخورد برخی جریانات خاص در داخل با این همه دشمن‌ورزی غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها علیه ملت و نظام است. برخوردی ذلیلانه، که به دور از هرگونه عزت، مصلحت و حکمت است. مصاحبه اخیر روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد با «آلن آیر» سخنگوی فارسی‌زبان وزارت امور خارجه آمریکا، نمونه خوبی از این اقدامات ذلیلانه این جریان است. در حالی که آمریکا بیش از گذشته بر حجم اقدامات خصمانه خود علیه ملت و نظام افزوده است، اما نوع سوالات خبرنگار این روزنامه و البته پاسخ‌های زیرکانه و هوشمندانه «آیر» نشان می‌دهد که چه کسی از منافع ملی کشورش بهتر دفاع کرده و چه کسی آن را قربانی خواسته‌های جناحی و حزبی خود می‌کند. جالب اینکه در بخشی از این مصاحبه، در برابر اصرار خبرنگار اعتماد مبنی بر وجود اختلاف بین دولت و کنگره آمریکا، آلن آیر به شدت آن را رد کرده و حتی با قدردانی از اقدامات کنگره آمریکا علیه ایران می‌گوید: «تا به امروز کنگره خیلی به این پروسه ‌(بحث هسته‌ای ایران) کمک ‌کرده است و بدون کار کنگره،‌ این نظام فراگیر تحریم‌ها بر پا نمی‌شد. دولت اوباما همیشه در حال مشورت و رایزنی با قوه مقننه است...»! پاسخی که نه تنها برای دست‌اندرکاران این روزنامه که برای بسیاری در داخل، از جمله اصلاح‌طلبان و برخی مسئولانی که همواره بر طبل اختلاف بین قوا کوبیده و آن را بزرگنمایی می‌کنند، درس‌های زیادی به همراه دارد. به‌گونه‌ای که می‌توان گفت حتی اگر کسی، کمترین علقه‌ای به کشور و ارزش‌های خود قائل باشد نیز چنین می‌کند. اما همانطور که اشاره شد، این برخوردهای ذلت‌آمیز ، فقط از یک گروه و جریان خاص صورت می‌گیرد و آن، جریان اصلاح‌طلب تندرو و غربزده است. جریانی که ید طولانی هم در این زمینه دارد و هم اینک نیز برخی از وابستگان و نظریه‌پردازان آن در دامن غرب پناه برده و هنوز نیز علیه نظام و انقلاب فعالیت می‌کنند. پیشنهاد عذرخواهی اصغرزاده از آمریکایی‌ها بابت تسخیر لانه جاسوسی، شیفتگی بیش از حد صادق زیبا کلام به آمریکا و غرب و درخواست از دولت برای معرفی گزینه جدید به جای ابوطالبی، تیترها و مصاحبه‌ها و اخبار پایگاه‌های خبری و رسانه‌ای نشریاتی چون، شرق و اعتماد و آرمان و... همین خط ذلیلانه و حقارت‌آمیز این جریان را در داخل در برابر غرب دنبال می‌کند. کاش اصلاح‌طلبان لااقل از همان غربی‌ها، دفاع از منافع ملی، عزت و مصلحت کشورشان را یاد می‌گرفتند، اما ایشان با این برخوردهای ذلیلانه، فقط باعث رنجش دوستان و حامیان نظام شده و صد البته دشمنان نظام و انقلاب را در اقدامات خصمانه‌شان، گستاخ‌تر کرده‌اند. کاش این افراد اینچنین چوب حراج به آبرو و عزت و منافع ملی نمی‌زدند.


نگاه دو
علی حیدری

از سالروز سرد تا جشنی که تحمل نشد!
پس از آنکه روز ملی فناوری هسته‌ای امسال (20فروردین) با سکوت و سردی خاصی همراه شد و اگر رهبر معظم انقلاب به مناسبت این روز با مسئولان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی دیدار نمی‌کردند و متعاقب آن، از دو دستاورد جدید در این حوزه رونمایی نمی‌شد، هیچ رنگ و بویی از از این روز خاطره‌انگیز و مهم در اذهان مردم نقش نمی‌بست؛ روزی که در طی سال‌های اخیر همواره با خود خبرهای خوش هسته‌ای می‌آورد و گام‌های استوار دانشمندان جوان کشورمان در این عرصه را نمایان می‌ساخت.
اما پنج روز پس از این روز بزرگ، تعدادی از تشکل‌های دانشجویی تصمیم گرفتند تا برنامه‌ای تحت عنوان «جشن هسته‌ای» در دانشگاه امیرکبیر برپا کنند که این مراسم با استقبال و حضور پر شور دانشجویانی از گروه‌های مختلف همراه شد. خبرها حاکی از این بود که دانشجویان حاضر دست‌نوشته‌هایی را با مضامین مختلف از جمله؛‌ «کسی حق معامله بر روی دستاوردهای هسته‌ای را ندارد»، «از حق خود کوتاه نمی‌آییم»، «مسئولان باید در مورد دستاوردهای هسته‌ای تعصب داشته باشند»، «خون احمدی‌روشن اکسید شدنی نیست» و ... در دست داشتند. عده‌ دیگری از دانشجویان هم که بیشتر در انتهای سالن تجمع کرده بودند و سعی در ایجاد اخلال در این مراسم داشتند، شعارهایی چون؛ «روحانی، روحانی حمایتت می‌کنیم»، «24 خرداد 92 تاریخ انقضای تفکر جلیلی» و... را در دست داشتند. از ابتدا تا انتهای مراسم، سالن محل برگزاری جشن هسته‌ای شاهد همهمه و شعارهای بعضاً تند و توهین‌آمیز و هو کشیدن‌های این عده از دانشجویان بود. به حدی که در تمام طول مدت سخنرانی دکتر جلیلی ادامه داشت و فهم سخنان وی را برای حاضران دشوار می‌کرد و حتی شعار برخی از دانشجویان مانند «هموطن عزیزم ما با هم هستیم» که بارها برای ایجاد آرامش و وحدت سر داده شده بود، هم از سوی این افراد شنیده نشد!
نحوه برخورد این تعداد از دانشجویان با چنین برنامه‌ای نکاتی را به ذهن متبادر می‌کند؛
1ـ حتی اگر بپذیریم روش جدید گفت‌وگوها در جریان مذاکرات با گروه 1+5 اقدامی تاکتیکی و در این برهه لازم بوده، اما چطور می‌توان پذیرفت از موضوع فناوری هسته‌ای که حاصل مجاهدت دانشمندان و ثمره خون شهریاری‌ها و احمدی‌روشن‌ها و در حقیقت یک سرمایه ملی است، باید چشم‌پوشی کرد و حتی روزی که به صورت نمادین به نام «فناوری هسته‌ای» نام‌گذاری شده را نادیده گرفت و در برابر کسانی که در حد یک مراسم سعی در یادآوری پیروزی بزرگ ملت ایران در دستیابی به دانش هسته‌ای و زنده نگه داشتن یاد و نام شهدای هسته‌ای دارند، دست به هیاهو و جنجال‌آفرینی زد؟!
2ـ جای شگفتی است کسانی که شعارشان آزادی بیان و تحمل دیدگاه‌های مخالف است، برگزاری یک مراسم را که رنگ و بوی حزبی هم ندارد، بلکه با هدف ارج نهادن به جهاد علمی فرزندان این مرز و بوم در عرصه هسته‌ای برپا شده، تحمل نمی‌کنند و صرف اینکه میهمانانی از دست‌اندرکاران سابق پرونده هسته‌ای در آن حضور دارند، به آنها بی‌احترامی می‌کنند! روشن است که برخی‌ها از طرح چنین شعارهایی فقط به عنوان ابزار سیاسی بهره می‌برند و در عمل و رفتار به آن اعتقادی ندارند.
3ـ دانشگاه کانون علم و دانش و دانشجو مظهر بلوغ فکری و اندیشه سازنده برای آینده کشور است. لذا آلوده شدن دانشگاه و دانشجویان به دعواهای سیاسی و حزبی و غفلت از رسالت اصلی‌شان، هم برای جامعه علمی و فرهنگی و هم برای عموم جامعه خطرناک است. البته این به آن معنا نیست که دانشجو نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی بی‌تفاوت باشد، بلکه جان کلام این است که بازیچه دست گروه‌ها و جریان‌ها قرار نگیرد که تجربه گذشته نشان می‌دهد هرگاه فضای دانشگاه به این سمت رفته از مسیر واقعی خود دور شده است.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

آموزش فلسفه و فکر کردن به کودکان-2
محمدرضا اخضريان

در شماره پیش هفته‌نامه درباره اهمیت آموزش فلسفه به کودکان از دیدگاه مقام معظم رهبری مطالبی بیان شد، در این مبحث به کاربردی کردن این موضوع پرداخته شده است.
اهمیت و فایده برگزاری کارگاه آموزشی فلسفه و کودک
از آنجا که اجرای کارگاه آموزشی در همه رشته‌ها مفید است، برنامه فلسفه و کودک نیز از این امر مستثنی نیست. از این‌رو، طرح فلسفه و کودک به‌عنوان برنامه آموزشی نوین مطرح است که نیاز دارد مخاطبانش را با کم و کیف فعالیتش بیشتر آشنا سازد. کارگاه آموزشی، ابزار بسیار ضروری و مؤثر در این راستا است.
برگزاری متعدد کارگاه‌های آموزشی کمک بسزایی را به جامعه فرهنگی ـ آموزشی می‌کند و بر آن است که اجزای تشکیل‌دهنده کارگاه آموزشی تعلیم و تربیت سنتی را مورد تجدیدنظر قرار دهد و تعلیم و تربیت «دانش‌آموز‌محوری» را جایگزین «معلم‌محوری» کند و به اصلاح روش آموزشی سنتی، از حافظه‌محوری به تأمل‌محوری بپردازد. از فواید برگزاری کارگاه‌های آموزشی که در چند دهه اخیر بسیاری از کشورهای دنیا از آن استفاده می‌کنند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ـ برانگیختن مخاطبان برای اجرای این برنامه در مدارس و یا محیط‌های آموزشی؛
2ـ بازسازی نظام آموزشی نوین برای دسترسی همه دانش‌آموزان و معلمان؛
3ـ توجه دادن مربیان به روش‌های جدید آموزشی برای پرورش تفکر کودکان؛
4ـ تشویق مربیان برای جست‌وجوی روش‌های نوین و کاربردی فلسفه در مدارس؛
5ـ تشویق نویسندگان برای نگارش داستان‌های فکری مناسب با فلسفه و کودک؛
6ـ آموزش عملی مهارت‌های فکری و کلامی در کلاس
7 ـ هدف طرح «فلسفه و کودک» هدایت کودکان به‌سویی است که با دید تیزبین و انتقادی خود، موشکافانه هر چیز را بررسی کنند و با ارتقای سطح تفکر بتوانند مسائل و مشکلات خود را حل کنند و به حقیقت دست یابند.
8.ـ برانگیختن کودکان برای جست‌وجوی معانی، فکر کردن و به چالش طلبیدن افکار دیگران، تحکیم ایده‌ها و افکاری که در اثر رویارویی با دیگر اندیشه‌ها استدلالی و منطقی می‌شود، تمرکز و توجه در شنیدن سخنان دیگران، ایجاد روحیه تلاش برای اکتساب یا طرح مسائل، ایجاد ارتباط فکری با دیگران، فراهم کردن جایگاهی امن برای بررسی افکار و ایده‌ها، آموزش احترام به اندیشه دیگران، آموزش انتقادپذیری، توجه دادن دانش‌آموزان به منابع ذهنی خود، تشویق دانش‌آموزان برای کشف و ساخت اندیشه نو به جای پذیرش افکار دیگران، نشان دادن ارزش و اهمیت بحث استدلالی برای فهم بهتر و حل اختلاف به کودکان، تشویق و تشجیع کودکان برای جست‌وجوی سوالات و حل آنها.
روش تدریس خاص
روش تدریس خاص فلسفه و کودک بر آن است تا با استفاده از یک‌سری عناصر تشکیل‌دهنده، برای اجرای طرح مورد نظر برنامة جامعی که شامل: اصول و مبانی، اهداف،‌ محتوا، روش، نقش معلم و شاگرد ... است را تدوین کند.
برخی از موارد زیر برای آشنایی علاقه‌مندان و مربیان این رشته بیان شده است.
معلم فلسفه و کودک باید شرایط زیر را داشته باشد:
ـ رفتار و فعالیت او جذاب، دلنشین و متین باشد.
ـ حوصله فراوان و استقامت داشته باشد.
ـ از آرامش روحی و روانی برخوردار باشد.
ـ مهربان و متعهد باشد.
ـ علاقه‌مند به کودکان و دلسوز برای آنها باشد.
ـ تجربه کار با کودکان را داشته باشد و پیشتر هنر برقرار کردن ارتباط با کودکان را فراگرفته باشد.
ـ ظاهری آراسته و تمیز داشته باشد.
ـ با استعداد و مقید به موازین اخلاقی باشد.
ـ داستان‌هایی را انتخاب کند که دارای هدف عالی اخلاقی باشد.
ـ در زمینه رفتاری، الگو و سرمشق باشد.
ـ نحوه برخوردش با دانش‌آموزان متعادل و بدون هرگونه تبعیض و تمایز باشد.
ـ خویشتندار باشد.
-ـ کودکان را به بحث تشویق کند.
ـ فکری باز، روشن و بدون تعصب داشته باشد.
ـ اندیشه‌ورزی را در کودکان شکوفا کند.
ـ کلاس را با موضوعات خاص به چالش بکشد.
ـ کلاس او از تنوع برخوردار باشد.
ـ به فنون مهارت فلسفه و کودک آشنایی داشته باشد.
ـ به تغییرات رفتاری دانش‌آموزان حساس باشد.
***
مهارت خاص مربی فلسفه و کودک
مربی باید این نکات را رعایت کند:
ـ ابتدا دانش‌آموزان را به‌صورت دایره نشانده تا بتوانند به راحتی یکدیگر را دیده و در بحث مشارکت کنند. مربی در کلاس به بچه‌ها این آزادی را بدهد که موضوع بحث را خودشان خلق کنند.
ـ رعایت آداب بحث یا همان قوانین اجرایی در کلاس بسیار دارای اهمیت است.
ـ مفاهیم انتخابی برای بحث در کلاس باید: بحث‌بر‌انگیز، متناسب با سن کودک و اساسی باشد.
ـ همانگونه که صحبت و به چالش کشیدن موضوعات مناسب است، سکوت متفکرانه هم لازم است.
ـ مربی به مشارکت همه دانش‌آموزان در گفت‌وگو دقت داشته باشد.
***
الف) استفاده از داستان
ـ کودکان مفاهیم فکری را از طریق داستان بهتر می‌آموزند و برای‌شان لذت‌بخش است. از بچه‌ها بخواهید که داستان را به زبان خودشان بازگو کنند.
ـ از بچه‌ها درباره داستان و نظرات‌شان دلیل بخواهید.
ـ دانش‌آموزان داستان را به نوبت بخوانند.
ـ داستان فکری باید با فرهنگ بومی، ملی و مذهبی کودک یکسو باشد.
ـ معلم نتیجه‌گیری را بر عهده کودکان بگذارد.
ـ نگارش داستان، ساده و روان باشد.
ـ داستان جالب باشد و انگیزه گفت‌وگو را تحریک کند.
ـ کودکان را به تعجب و فکر فرو برد.
برخی نکات ضروری‌ در انتخاب داستان فکری:
ـ داستان، روان و متناسب با سن کودک باشد.
ـ از موضوعات مورد علاقه کودکان استفاده شود.
ـ تفکر و تخیل کودک را برانگیزاند.
ـ مفاهیم در داستان به شیوه‌ای به کار گرفته شود که کودکان در تجربه روزانه خود آن را به کار برند.
ـ شخصیت‌های داستان به‌گونه‌ای طراحی شوند که کودک بتواند با آنها همانند‌سازی کند.
ـ داستان با فرهنگ ما مأنوس باشد و کودک به راحتی در فضای آن قرار گیرد.
ـ در داستان از دادن پیام مستقیم خودداری شود و به عبارت دیگر با قصد نصیحت نوشته نشود.
ـ موضوع داستان بحث‌انگیز باشد و کودکان را به گفت‌وگوهای عمیق فلسفی تشویق کند.
ـ داستان سؤال‌برانگیز باشد و فرایند قضاوت و داوری را به طور غیرمستقیم به کودک بیاموزد.
ـ نتیجه‌گیری داستان به عهده کودک گذاشته شود.
ـ هر عمل و حادثه‌ای علت منطقی داشته باشد که برای کودکان قابل فهم باشد؛ البته لازم نیست علت حادثه حتماًً در داستان قید شود.
ـ اسم داستان جذاب بوده و طرح داستان را فاش نکند.
ـ در صورت زنجیره‌ای بودن داستان‌ها، متن آن از آسان به سخت سوق داده شود.
توجه به این نکته ضروری است که پس از طرح داستان، در ذهن بچه‌ها سؤالات زیادی ایجاد می‌‌شود که مربی باید با درایت این پرسش‌ها را به سمت و سویی سوق دهد که آنان به بهترین صورت ممکن به مفهوم یا مفاهیم مورد نظر داستان دقت پیدا کنند. البته اینکه تصور کنیم حتماًً کودکان به نتیجه‌ای که در ذهن داریم، برسند مورد نظر نیست، بلکه فرایند بحث کردن، دلیل آوردن و پذیرفتن دلایل منطقی و درست بیشتر مدنظر است. برای نمونه؛ مربی در داستان موش و قورباغه که در ادامه بدان اشاره می‌شود، می‌تواند سؤالات سادة بچه‌ها را به سؤالات فلسفی تبدیل کند.
روش تدریس
ـ سؤالات دانش‌آموزان روی تخته نوشته شده و در کنار آن اسم کودک را بنویسید.
ـ سؤالات را اهم و مهم کرده و به سؤالات مهم‌تر بپردازید.
ـ سؤالاتی که با موضوع اصلی بی‌ربط است را هم بشنوید.
ـ گفت‌وگو در کلاس باید پایان واضح و مشخصی داشته باشد.
ـ در این گروه تحقیقی (کلاس) تعامل کلاس از معلم‌مدار بودن به دانش‌آموزمداری تغییر کند.
چه نوع سؤالاتی باید مطرح شود؟
‌بچه‌ها وقتی یاد می‌گیرند سؤال بپرسند در واقع یاد می‌گیرند درباره چیزهایی بپرسند که واقعاًً جواب آنها را نمی‌دانند. آنها سؤالا‌تی می‌پرسند که حتی شاید معلم هم جواب آنها را نداند و این مسئله به آنها قوت قلب می‌دهد، ولی اینکه چه نوع سؤالا‌تی باید مطرح شود، قابل بحث است .
سؤالا‌ت باید مهم باشند و در عین حال لازم است که فرد بتواند در مورد جواب‌های خود قضاوت کند، این امر شامل سؤالا‌ت و نظریه‌هایی می‌شود که با زندگی امروزی، گذشته و آینده ما مرتبط هستند. بزرگسالا‌ن و همین‌طور بچه‌ها به‌طور ذاتی دوست دارند در مورد دنیای خود تحقیق کنند و از آن سر در بیاورند، اینکه چه اتفاقی برای ما می‌افتد؟ چرا و چگونه؟ در اولین روزهای تحقیق، بچه‌ها باید یاد بگیرند چه سؤالا‌تی برای طرح در جلسه مفید و مؤثر هستند، چون سؤالا‌ت آزاد زیادی وجود دارد .
برای شروع کار، از یک‌سری نشانه‌ها استفاده کنید تا بچه‌ها سؤالا‌ت را بر حسب مناسب بودن برای تحقیق طبقه‌بندی کنند. در کنار سؤالا‌ت بسته ـ‌‌ که معمولا‌ًً جواب‌های تعریف شده و غیرقابل بحثی دارند‌ ـ علا‌مت بگذارید، این علا‌مت بیانگر آن است که ما جواب را می‌دانیم و نمی‌توانیم بحث معنادار و مفیدی در مورد آن داشته باشیم، این علا‌مت در ضمن بیانگر آن است که سؤالا‌ت مربوطه غلط نیستند، ولی نمی‌توان آنها را با طیفی از عقاید به بحث گذاشت .
برخی سؤالا‌ت در مورد مسائلی متمرکز می‌شوند که از انگیزه خاصی ناشی می‌شوند یا درباره حقیقتی است که بچه‌ها می‌توانند در مورد آن تحقیق کنند و یا از دیگران توضیح بخواهند؛ بدین ترتیب جواب‌ها همواره حقیقی خواهند بود. همچون: «چرا گرگ‌ها نمی‌توانند حرف بزنند؟»
سؤالا‌ت آزاد نیز سؤالا‌تی هستند که می‌توانند مورد بحث قرار گیرند، نظرات و عقاید مختلفی می‌تواند در مورد آنها ارائه شود. در مورد این سؤالا‌ت می‌توان به‌خوبی کار کرد، به‌طوری که تحقیق مربوطه در مسیر فلسفی قرار گیرد .
وقتی بچه‌ها با جلسات فلسفی بیشتر آشنا شوند، سؤالا‌ت فلسفی بیشتری می‌توانند مطرح کنند. سؤالا‌ت فلسفی، سؤالا‌تی هستند که در زمینه سؤال مربوطه، انگیزه را بر‌انگیخته و توانایی تحقیق را دارند؛ همچون: عشق چیست؟ آگاهی چیست؟ و ...
پرورش سؤال کردن در بچه‌ها
ابتدا چند لحظه به بچه‌ها فرصت فکر کردن بدهید. برای روشن‌سازی تفکرشان می‌توانند فکرشان را در دفتر نقاشی کنند. نکتة حائز اهمیت این است که بچه‌ها بفهمند سؤال را صرفاًً به دلیل خود سؤال نمی‌پرسند، بلکه باید سؤالا‌تی بپرسند که در پی‌یافتن جواب آن هستند؛ برای آنکه کیفیت تحقیق و گفت‌وگو بالا‌ برود باید سؤالا‌تی بپرسند که به بحث آزاد منجر شود .
وقتی بچه‌ها سؤالا‌ت خود را در دفترشان ثبت کردند حالا نوبت آن می‌رسد که همة سؤالا‌ت را جمع‌آوری کنید؛ برای این کار از بچه‌ها بخواهید سرجای خود برگردند و بنشینند و شما کلیه سؤالا‌ت را روی کاغذ بزرگی وارد کنید .
معلم یا تسهیل‌کننده، سؤالا‌ت بچه‌ها را دقیقاًً با کلمات خودشان می‌نویسد. بسیار دارای اهمیت و مفید است که نام هر کودک را جلوی سؤال خودش بنویسید تا بر فرد پرسش‌کننده تأکید شود، ضمناًً بر تمایل کودک در ارائه سؤالش به کل گروه تأکید کنید. راه‌های زیادی برای جمع‌آوری سؤالا‌ت و ادارة این فرایند وجود دارد. جمع‌آوری سؤالا‌ت بسیار وقتگیر است، اما راه‌های زیادی برای سرعت بخشیدن به آن وجود دارد .
راه‌های جمع‌آوری سؤالا‌ت
ـ‌ هر یک از بچه‌ها داوطلبانه یکی از سؤالا‌ت خود را انتخاب کرده بگوید و معلم آن را در کاغذ بنویسد .
ـ از «صندلی داغ» استفاده کنید؛ به این صورت که هر یک از بچه‌ها به نوبت بیاید بر آن صندلی بنشیند و سؤالا‌تش را ارائه دهد. به آنها گوشزد کنید که صبر کنند تا صندلی خالی شود. این کار، روش خوبی برای یادآوری نوبت‌گیری است. بچه‌های دیگر هم اگر سؤال مشابهی دارند، می‌توانند کنار فردی که سؤال خود را مطرح می‌کند، بایستند. در این مورد باید مطمئن شوید که کلمات دقیقاًً مشابه هم هستند .
ـ بچه‌های باسواد می‌توانند سؤالا‌ت خود را بر روی کاغذ بزرگی بنویسند .
ـ همین‌طور می‌توانند سؤالا‌ت خود را بر روی یادداشت‌های چسبدار نوشته و سپس آن را بر کاغذی بزرگ بچسبانند .
سؤالا‌ت مشابه را وارد نکنید ـ مابقی سؤالا‌ت را جمع‌آوری و به بچه‌ها کمک کنید تا ارتباط بین آنها را پیدا کنند. از بچه‌ها بخواهید سؤالا‌ت و تصاویر مشابه با مورد خودشان را پیدا کنند. آنها می‌توانند در مورد معنای سؤالا‌ت یا تصاویرشان با یکدیگر صحبت کرده و آن را در یک سؤال خلا‌صه کنند، وقتی سؤالات ارائه شد، تسهیل‌کننده نام همة بچه‌ها را کنار آن وارد کند .
ـ از بچه‌ها بخواهید به‌صورت گروه‌های دوتایی با هم تشریک مساعی کرده و سپس در مورد طرح یک سؤال با یکدیگر همکاری کنند .


نیم نگاه
فتح الله پریشان

پیامدهای افزایش سفر به آنتالیا
هفته گذشته خبری در رسانه‌های داخلی منعکس شد که با توجه به اهمیت فوق‌العاده‌ای که دارد آنچنان که می‌بایست، درباره ابعاد و زوایای گوناگون آن واکاوی و برجسته‌سازی نشد. این خبر نگران‌کننده که در بطن خود نشانگانی از تغییر ذائقه ایرانی را به همراه دارد، گزارشی بود که در رسانه‌ها از افزایش سفر به محیط‌هایی چون آنتالیای ترکیه و کشورهایی در شرق آسیا در مقایسه با مکان‌های گردشگری داخلی نظیر کیش و... ارائه شد.
پس از آنکه وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه آمار سه ماهه نخست بازار پررونق گردشگری خود را منتشر کرد، این آمار با تیتر درشت «بارش گردشگران ایرانی در سه ماه نخست سال به ترکیه» در روزنامه‌های این کشور جای گرفت. آمار منتشر شده نشان می‌دهد در سه ماهه نخست سال میلادی، 115 هزار گردشگر ایرانی تنها از استانبول بازدید کردند که این تعداد پارسال 75 هزار نفر بیشتر نبوده و این ترک‌ها را امیدوار کرده که در سال 2014 بیش از ۵/۱ میلیون گردشگر ایرانی را مهمان خود کنند. به گزارش دویچه وله، در رتبه‌بندی نیز ایران با جهشی سه‌پله‌ای به جای انگلیس نشست که پس از آلمان و روسیه بیشترین تعداد جهانگردان خارجی در ترکیه را دارد.
یوکسلن که در زمینه‌ توریسم ایرانی‌ها فعالیت می‌کند، در این رابطه به دویچه‌وله می‌گوید: «در چند ساله‌ اخیر تعداد مسافران ترک به شهرها و اماکن مذهبی ایران مانند قم و مشهد افزایش داشته، اما این تعداد در قیاس با سفر ایرانی‌ها به ترکیه بسیار کم است. به‌نظر من بیشترین سود را ترکیه از سفر گردشگران ایرانی دارد. ایرانی‌ها ارز خارج می‌کنند. در تعطیلات نوروزی صدها هزار گردشگر ایرانی به ترکیه سفر کردند و ارز خارج کردند.»
اما پرسش این است که علت افزایش این قبیل سفرها چیست و مهم‌تر از آن، چه تبعات و پیامدهایی به ویژه از حیث فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی و امنیتی برای کشور دارد؟
دو علت عمده می‌توان برای فراوانی سفر به آنتالیا و شرق آسیا ذکر کرد؛ اولی به دلیل خدمات مناسب و ارزان بودن هزینه تمام شده این سفرها حتی نسبت به برخی سفرهای داخلی است. با این همه آنچه به صورت واضح اما غیر رسمی در این‌زمینه قابل توجه است، در کنار ارزانی سفر، وجود برخی تفریحات ناسالم و برخی مسائل غیراخلاقی در این سفر‌ها است که در سایه امکانات گردشگری و مدیریت صحیح منابع از سوی ترک‌ها، برخی از گردشگران ایرانی را به خود جذب می‌کند. در واقع، علت دوم که باید برای مردم و نخبگان جامعه حساسیت‌برانگیز باشد و مسئولان با دغدغه‌ای خاص پیگیری کنند، محوریت توریسم جنسی در برخی از این قبیل سفرهاست. پدیده روسپی‌گری در کشور ترکیه و برخی کشورهای شرق آسیا مانند تایلند که تقریباً در همه مراکز شهری به ویژه هتل‌ها و دیسکوها رواج دارد، ذاتاً قدغن نیست. در واقع، قانونی و غیر قانونی بودن آن به مالیاتی است که روسپی‌ها به دولت می‌پردازند.
جذب توریست از کشورهای مختلف به این کشورها و شهرها پیامدها و تبعات زیادی را از جنبه‌های مختلف برای سفرکنندگان به این محیط‌های ناسالم در وهله اول، و در مرتبه بعد برای کشورهای متبوع آنها به ویژه جوامعی که این قبیل اعمال با هنجارها و قوانین‌شان در تضاد و تغایر است ایجاد می‌کند. اول از همه سفر با انگیزه‌های خوش‌گذرانی ناصواب که در فرهنگ دینی گناه برشمرده شده، قبح آن را از بین می‌برد و دامنه آن را به داخل کشور می‌کشاند، دوم اینکه چهره‌ای نامطلوب از کشور و ملتی با آرمان‌ها و تمدن بزرگ در افکار عمومی دنیا ارائه می‌کند و سبب نگرانی خانواده‌ها و چه بسا سبب تزلزل کانون‌های خانوادگی شده و می‌شود. سوم هم به لحاظ اقتصادی است که جیب ایرانی را خالی می‌کند و در شرایط تحریم، ارز قابل توجهی از کشور خارج می‌شود. رهبر معظم انقلاب در سخنانی خاطرنشان کردند: «پول را به جاى سرمایه‌گذارىِ تولیدى، صرف تجملات می‌کنند؛ سفرهاى خارجى بیهوده، بى‌ثمر، پرخرج و احیاناً فسادآور» که نشان از عمق موضوع و حساسیت‌های آن دارد.


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (22)

عدم پرداخت سهم ایران از نفت!
در سال ۱۹۱۳ میلادی با شروع تولید نفت در ایران، کشورمان به تولیدکننده و صادرکننده نفت تبدیل شد. امتیاز نفت ایران در اختیار شرکت نفت انگلیس و ایران و دوسوم سهام شرکت در سال ۱۹۱۴ متعلق به دولت بریتانیا بود. همزمان با جنگ، تولید نفت به شدت افزایش یافت. اگر شرکت نفت انگلیس و ایران حق‌السهم ایران را براساس قرارداد (حدود ۲۵ درصد از درآمد شرکت براساس امتیازنامه دارسی) می‌پرداخت، درآمدهای نفتی می‌توانست کاهش درآمدهای گمرکی را به مراتب جبران کند. در واقع حق‌السهم سالیانه ایران، با توجه به سود کلان شرکت نفت انگلیس و ایران به دو میلیون پوند (۱۰ میلیون دلار) بالغ می‌شد که در آن دوره مبلغ زیادی بود. اما بلافاصله پس از آغاز جنگ در سال ۱۹۱۴، انگلیسی‌ها نه‌تنها پرداخت حق‌السهم ایران را متوقف کردند، بلکه دو میلیون دلار نیز برای تعمیر لوله‌های نفت طلب کردند.
مردم جنوب ایران و عشایر غیرتمند خوزستانی که با مشاهده جنایات انگلیسی‌ها در کشتار هم‌میهمان‌شان به دفاع از سرزمین برخاسته بودند برای توقف پیشروی‌ انگلیسی‌ها در ایران و برای به تأخیر انداختن سوخت‌رسانی به قوای انگلیسی و روسی در شمال، گاهی به آتش زدن لوله‌های نفتی مبادرت می‌کردند و این‌گونه مسیرهای انتقال سوخت را ناامن می‌کردند. این رفتار مقاومتی که در راستای حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از غارت منابع سرزمینی انجام می‌گرفت از سوی انگلیسی‌ها به ستیزه‌جویی و ناامنی عده‌ای ایلیاتی غارتگر تعبیر می‌شد که خسارت‌های وارده از طرف آنها را باید دولت ایران می‌پرداخت.
با آنکه دولت ایران مسئول اعمال خارج از کنترل خود و بروز درگیری‌های ناشی از اشغال توسط قوای انگلیسی در کشور نبود و با ووجود تعمیر خطوط لوله، انگلیسی‌ها همچنان از پرداخت حق‌السهم ایران سر باز زدند. پرداخت این مبالغ تا سال ۱۹۲۱ به تعویق افتاد و ایران از دست کم هشت میلیون پوند که می‌توانست مانع از مرگ عده بسیاری در دوران قحطی شود، محروم شد. اینکه انگلیسی‌ها در دوران قحطی، ایران را از درآمدهای نفتی‌اش محروم ساختند و با وجود تحمیل قرارداد ناعادلانه دارسی، حق ایران از منابع نفتی را در دوران جنگ جهانی اول براساس همین قرارداد ناعادلانه نیز ندادند، اقدامی کاملاً ضدبشری بود که به قتل‌عام و نسل‌کشی گسترده در ایران منجر شد.
محرومیت از درآمدهای نفتی، همراه با تقلب و نابسامانی در نرخ ارز، تنگنای مالی دولت ایران را کامل کرده بود، در نتیجه در آن بحبوحه جنگ و قحطی دولت تضعیف شده ایران با جیب خالی نتوانست برای قربانیان قحطی اقدام مفید و موثری انجام دهد.
دولت بریتانیا، در همان حال که از یک سو ایران را از منابع مالی‌اش محروم کرده بود و آذوقه شهرهای ایران را به زور سرنیزه‌های افسران نظامی جمع می‌کرد، از سوی دیگر فریاد شکوه و شکایتش از بی‌کفایتی و ناتوانی دولت ایران در کمک به قحطی‌زدگان بلند بود، هر چند که باید به بی‌کفایتی دولت ایران در آن سال‌ها اذعان داشت؛ چراکه اگر دولت ایران در آن از منابع نابسامان افرادی چون امیرکبیرها، میرزاکوچک‌خان‌ها و بزرگان آزادی‌طلب و خداجویی چون ستارخان، باقرخان و رئیس‌علی دلواری در دولت خود داشت، مسلماً انگلیس جنایتکار به خود جرئت چنین جولان‌دهی در سرزمین اسلامی و کشتار قبیحانه مردم ایران را نمی‌داد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 244
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

سطح حضور مؤتلفه در قوای اجرایی و قضایی
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (28)


در شماره گذشته متذکر این نکته مهم شدیم که موتلفه از گذشته به عنوان یکی از تشکل‌های فعال مذهبی و سیاسی نقش تعیین‏كننده‏ای در میزان اثرگذاری بر تعاملات سیاسی و اجتماعی و البته قدرت سیاسی داشته است. در همین راستا، با سطح حضور مؤتلفه پس از انقلاب اسلامی در اركان مختلف نظام؛ اعم از نهاد رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و قوه مقننه و مسئولیتهای اعضای مهم مؤتلفه آشنا شدیم. در ادامه سطح حضور مؤتلفه در قوای مجریه، قضائیه و نیروهای مسلح را مطالعه و بررسی می‌کنیم.

قوه مجریه
مؤتلفه در حال حاضر در دولت نفوذی ندارد. با وجود اصولگرا بودن بدنه دولت نهم و دهم حضور اعضای موتلفه چندان پررنگ نبود. این در حالی است که در دهه هفتاد، تعدادی از وزارتخانه‏های مهم مانند بازرگانی، نیرو، راه، فرهنگ و ارشاد اسلامی، اقتصاد و آموزش‌وپرورش در دست عناصر برجسته مؤتلفه بود، اما اكنون هیچ وزارتخانه‏ای در دست عناصر مؤتلفه نیست.
گفتنی است برخی از شخصیت‌های برجسته مؤتلفه نیز در پست‏هایی مشغول كار بوده‌اند كه از نظر اجرایی مهم به حساب می‌آید. مانند مهندس امیررضا واعظ آشتیانی، معاون سابق وزیر صنایع و معادن و مدیر عامل شهرك‌های صنعتی و صنایع كوچك است. (اسفند 1386)(۱) او در شهریور 1387 استعفا داد و به پست ریاست فدراسیون دوچرخه‌سواری اکتفا کرد. اما اندکی بعد به ریاست باشگاه استقلال برگزیده شد.
حاج محمدرضا اعتمادیان، مشاور آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد در امور اصناف و بازرگانى، ابوالفضل توكلی‌بینا، کارشناس ارشد مدیریت، مشاور رئیس‌جمهور در امور بازرگانی، در دولتهای آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد، حسین انواری سرپرست کمیته امداد امام خمینی (ره) از سال 1386، دكتر محمدتقی زمانیان، معاون آموزش حزب جمهوری اسلامی و حزب مؤتلفه اسلامی، معاون پژوهش دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی كشور.
شاید این سوال مطرح شود که حزبی با خصوصیات مؤتلفه باید بیش از این در قوه مجریه حضور داشته باشد. چرا این حضور کم‌رنگ است؟ در این‌باره، دلایل متعددی وجود دارد ازجمله:
برخی سران مؤتلفه خود را در انجام امور حزبی متمرکز ساخته‌ و بیشتر وقت خود را صرف ساماندهی و هدایت حزب کرده‌اند، مانند دکتر بادامچیان جانشین دبیرکل؛ برخی علاقه‌مند کارهای دانشگاهی هستند مانند دکتر غفوری‌فرد و دکتر عباسپور، این افراد در دوره هشتم مجلس نیز به امور نمایندگی می‌پرداختند. برخی به کارهای امدادی علاقه دارند مانند انواری، ترقی و... که بیشتر در کمیته امداد امام خمینی(ره) مشغول به خدمت هستند. برخی به کارهای نوشتاری و روزنامه‌نگاری علاقه دارند مانند انبارلویی سردبیر رسالت، برخی از عناصر اصلی انجمن‌های اسلامی و فعالان بازار هستند، مانند فضل‌الله فرخ.
اما در کنار موارد بالا عوامل دیگری نیز دخیل بوده‌اند که موجب حضور اندک موتلفه در قوه مجریه شده است.
مؤتلفه، بر اساس آموزه‌های اسلامی که آنها را محور همه فعالیت‌ها، مواضع، سیاستها و به طور کلی فعالیت سیاسی می‌داند، علاقه به ریاست‌طلبی را در نیروهای خود نه تنها رشد نمی‌دهد که حتی با آن مبارزه می‌کند. برای نمونه به این سخن مرحوم عسگراولادی در نشست دبیران استان‌های حزب مؤتلفه اسلامی توجه کنید: «روح تفوق‌طلبی، عشق به ریاست و تعصب، سرچشمه تفرقه و اختلاف است.»(۲)
از دید این حزب هرگاه یک عنصر مؤتلفه در جایی به قدرت برسد، تلاش می‌کند تا بر اساس شایسته‌سالاری عناصر زیر دست خود را انتخاب کند و نه بر اساس روابط حزبی. چنین چیزی برای کشور مطلوب است، اما برای رشد عناصر حزبی، چندان مفید نیست.
با توجه به اینکه اکثر عناصر مدیریتی کشور از فارغ‌التحصیلان دانشگاه هستند و مؤتلفه، در جذب نیروهای دانشگاهی خیلی موفق نبوده است، طبیعی است که نیرو‌های موتلفه در بین مدیران کشور اندک باشد.

قوه قضائیه
به نظر می‏رسد حضور شخصیت‌های مؤتلفه طی سالیان گذشته در قوه قضائیه از سطح خوبی برخوردار بوده است. كیهان ضد انقلاب چاپ لندن در تاریخ (۳/۲/۱۳۷۷) می‏نویسد: «حضرات [مؤتلفه] در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، در دادگاههای انقلاب، در زندان‏ها و كمیته‏ها و در بازار و بنیادهای عظیم اقتصادی ایران صاحب نفوذند... اسدالله بادامچیان... از مشاوران قوه قضائیه است. حجت‏الاسلام رازینی رئیس دادگستری و مجتمع قضایی تهران از عوامل گروه مؤتلفه است. [آقای رازینی عضو مؤتلفه نیست.] ... اسدالله لاجوردی، گرداننده اصلی زندانیان جمهوری اسلامی كه ماه پیش از كار بركنار شد، از بنیانگذاران گروه مؤتلفه است.»(۳)
درخصوص آقای بادامچیان، جانشین دبیرکل موتلفه باید گفت كه وی مدتی مشاور اجتماعی رئیس قوه قضائیه بود، امّا پس از تغییر رئیس این قوه، به دلیل جوی كه علیه او وجود داشت و از چهره‏های شاخص مؤتلفه به حساب می‏آمد، از مسئولیت خود كناره گرفت.(۴) آقای رازینی نیز هر چند عضو مؤتلفه نبود با تغییر رئیس این قوه، تغییر كرد و شهید لاجوردی نیز به دست عوامل سازمان منافقین به شهادت رسید. در عین حال، مؤتلفه به دلیل سالهای طولانی حضور در قوه قضائیه، دوستان بلندپایه‏ای در این قوه دارد. از این رو، باوجود جابه‌جایی‏های صورت گرفته، همچنان سطح اثرگذاری مؤتلفه در قوه قضائیه خوب ارزیابی می‏شود. به‌خصوص آنكه نوعی همفكری سیاسی قوی بین این دو مشاهده می‏شود. البته این روابط دوستانه، بدان معنا نیست كه مؤتلفه می‏تواند روی آرای قضات اثر بگذارد یا حتی در عملكرد كل قوه قضائیه تغییر ایجاد كند. مقصود نوعی دوستی صمیمانه، همفكر بودن و احیاناً مشاوره‏های غیر رسمی است.
گفتنی است مؤتلفه، رابطه دوستانه‌ای با آیت‌الله هاشمی شاهرودی ریاست سابق قوه قضائیه داشت و هر از چند گاهی به دیدار ایشان می‌رفتند. برای نمونه وی در تاریخ (27/3/1386) در دیدار با خانواده شهدای مؤتلفه، اینگونه در مورد شهدای 26 خرداد هیئت‌های مؤتلفه اسلامی سخن گفت: «این عزیزان بهترین و درخشنده‌ترین ستارگان شهدای انقلاب،‌ اسلام و راه امام (ره) بودند و حركت درست و اصیل انقلاب كه به رهبری امام بزرگوار و مرجعیت مسلمین شكل گرفته بود، توسط این شهدا نشان داده شد.... این شهدا اولین چهره‌ها و نمودهایی بودند كه نشان دادند راه علما، مرجعیت و روحانیت یك راه انقلابی است و آنها ارزش‌های این راه را عملاً نشان دادند.»(۵)

نیروهای مسلح
اعضای حزب موتلفه با توجه به بیانات امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری و التزام به قانون، در نیروهای مسلح عضو نیستند و همچنین سعی و تلاشی جهت نفوذ در این نیروها نیز نداشته‌اند.
در این‌باره، روابط عمومی نشریه «شما» می‏نویسد: «در مؤتلفه اسلامی هیچ یك از افراد نیروهای مسلّح، عضو نبوده و نیستند؛ زیرا طبق نظر امام راحل(ره) و فرماندهی كل قوا، ولی‌امر مسلمین حضرت آیت‏الله‌العظمی خامنه‏ای و قانون جاری، اعضای نیروهای مسلح نمی‏توانند عضو احزاب و تشكل‏های سیاسی باشند، مؤتلفه اسلامی بنا بر ایمان به ولایت‌فقیه و اطاعت و التزام به قانون، رعایت این اصل را كرده و ان‌شاء‌الله همواره خواهد كرد.»(۶)
البته یكی از اعضای قدیمی مؤتلفه به نویسنده گفت: برای بسیجی‏ها محدودیت نداریم.(۷)
برای مثال، خانم فاطمه رهبر عضو شورای مركزی مؤتلفه، عضو بسیج خواهران دانشكده هنر و معماری دانشگاه تهران نیز هست.(۸)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

نقش منافع یا اراده عمومی در دموکراسی
در شماره گذشته در بررسی اندیشه‌های جدید در مورد دموکراسی به موضوع حکومت اکثریت و حقوق اقلیت به عنوان یکی از مفاهیم محوری مباحث دموکراسی پرداختیم. در این بحث، به وضوح پرسش عمده‌ای نهفته بود که در این شماره باید به صراحت به آن پاسخ داد: دموکراسی چقدر به اصولی از ارزش‌های مشترک میان تمام شهروندان نیاز دارد؟ یا به عبارت دیگر، آیا در اندیشه دموکراتیک مفهوم «منافع عمومی یا اراده عمومی» نقشی ایفا می‌کند؟
* مصالحه میان منافع
مطابق با نظر «آنتونی آربلاستر» در کتاب دموکراسی، نظر عمومی اندیشه لیبرالی جدید حاکی از آن است که منافع عمومی نقشی ندارد. اما سرشت «ذاتاً متکاثر و متنوع» جوامع جدید و در نتیجه لزوم رسیدن به اتفاق نظر یا مصالحه میان منافع و گروه‌های گوناگون رقیب در جامعه را مورد تأکید قرار می‌دهد. این آموزه در تقابل با اکثریت‌گرایی ناهنجار به وضوح با ارزش است.(۱) یادآوری این نکته مفید فایده خواهد بود که بدانیم جامعه همواره به دو بخش اکثریت و اقلیت تقسیم نمی‌شود، بلکه در حقیقت تلفیقی از گروه‌های اقلیت است که هیچ کدام نمی‌توانند ادعای برتری داشته باشند و بنابراین باید بیاموزند در کنار هم زندگی کنند. برای نمونه معمولاً گفته می‌شود که نظام سیاسی انگلستان دوحزبی است. مقصود این نیست که نظام انتخاباتی به نفع دو حزب عمده است، بلکه این دو حزب پیوسته آرا را میان خود تقسیم می‌کنند. با این وجود حتی در سال‌های دهه ۱۹۵۰، نه محافظه‌کاران و نه حزب کارگر اکثریت مطلق آرا را کسب نکرده بودند و اینک حتی آشکارتر شده که هیچ حزبی در تعیین سیاست‌های انگلستان اکثریت را ندارد. البته موقعیت‌های فراوانی وجود دارد که مصالحه امکان‌پذیر نیست و حتی موقعیت‌هایی نیز وجود دارد که مصالحه مطلوب نیست. همان‌طور که «رابرت پل ولف» در انتقادی موشکافانه از پلورالیسم متعارف اذعان نمود، هنگامی که پای منافع و نه اصول در میان است، میل و رغبت به سازش و همکاری آسان‌تر و پذیرفتنی‌تر است. اگر کلیسای کاتولیک رومی اعتقاد داشته باشد که سقط جنین همیشه اشتباه و مخالف قانون پروردگار است، پس آنان نمی‌توانند به هیچ توافقی برسند یا سازشی را بپذیرند که مطابق با اصول‌شان باشد. مجازات اعدام را در نظر بگیرید؛ کشورها یا مجازات اعدام دارند یا ندارند. این موضوع را می‌توان در سطوح مختلف حل کرد، برای نمونه در برخی از ایالات متحده آمریکا، باوجود لفاظی‌های حقوق بشری آنها در این مورد و استفاده ابزاری از آن در مورد دیگر کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران، حکم اعدام دارند. اما روش و برخورد ناقص نه وجود دارد و نه می‌تواند وجود داشته باشد. لذا به نظر می‌رسد توافقی که تا حدودی برای همه قابل قبول باشد، وجود ندارد. حتی در مورد منافع نیز نباید با لاقیدی پذیرفت که تمامی منافع بدون استثنا مشروع هستند و می‌توان به توافق‌هایی رسید که باید با آنها انطباق داشته باشد. نظر ارسطو این بود که همیشه در جامعه ثروتمند و تهیدست وجود خواهد داشت و طبعاً منافع آنان با هم متضاد خواهد بود، اما کار دولت این است که آنان را به همزیستی با یکدیگر قانع سازد و خواسته‌های مشروع آنان را برآورده نماید. اما امروزه دیگر کسی حاضر نیست چنین تقسیماتی را ابدی بداند و اگر این اعتقاد منطقی را داشته باشد که وجود ثروت دلیل اصلی وجود فقر است، آنگاه آشکارا با انتخابی دشوارتر روبه‌رو خواهد شد یا باید وجود ثروت و فقر را در کنار هم تحمل نماییم یا تصمیم بگیریم که فقر را از بین ببریم که در این حالت هیچ راهی جز حمله به ثروت نداریم.(۲)
در اینجا ذکر این نکته خالی از لطف نخواهد بود اگر بدانیم برداشت‌های «ژان ژاک روسو» در این مورد هنوز هم معتبر به نظر می‌رسند. وی اعتقاد داشت که وجود نابرابری بسیار زیاد در جامعه، مانع تحقق اراده عام یا منافع عام می‌شود، در حالی که در عصر ارسطو و در حقیقت تا دو هزار سال پس از آن، قابل تصور بود که ثروت و فقر مفرط و حتی بردگی می‌توانند در جامعه‌ای واحد با هم همزیستی داشته باشند، اما در زمان روسو، این موضوع دیگر قابل قبول نبود.
* دموکراسی و منافع عمومی
اما درخصوص رابطه متقابل دموکراسی و روندهای دموکراتیک با منافع عمومی می‌توان دو گونه نتیجه‌گیری کرد: نتیجه‌گیری بدبینانه و نتیجه‌گیری خوش‌بینانه. نگاه مبتنی بر نتیجه‌گیری بدبینانه بر این باور است که دموکراسی انتخابی تنها زمانی می‌تواند به بقای خود ادامه دهد که در برابر بی‌عدالتی‌های اساسی اجتماعی مانعی ایجاد نکند و موجب هراس گروه‌های ذی‌نفع قدرتمند جامعه نشود. در این حالت، تهیدستان برای دفاع از دموکراسی در درازمدت ارزشی قائل نخواهند بود. اما شق دیگر این است که اگر قرار است دموکراسی برقرار باشد، باید بر پایه‌ای از برابری چشمگیر اجتماعی و اقتصادی استوار گردد، یا به عبارت دیگر بنیاد آن متکی بر منافع عام واقعی و مشخص درجامعه باشد. این نتیجه‌گیری به سختی می‌تواند خوش‌بینانه تلقی شود، زیرا این مسئله به قوت خود باقی می‌ماند که چنین برابری‌ای بدون دخالت دولت منتخب چگونه ایجاد شود؟ با این وجود بدون ایجاد احساسی از منافع عمومی، دموکراسی آشکارا در معرض خطر قرار می‌گیرد.(۳)
دموکراسی حاکی از تنوع بی‌حد و حصر در جامعه نیست. دموکراسی نیازمند بنیادی است که نه تنها ارزش‌های مشترک، بلکه تجاربی مشترک را شامل باشد که مردم به نظام سیاسی متعلق به خودشان احساس وابستگی کنند و به شیوه‌ها و پیامدهایش اعتماد کنند. مقصود صرفاً این نیست که آن شیوه‌ها باید عادلانه به نظر آیند و احساس شوند. همچنین ضروری است که هیچ اقلیت مهمی این احساس را نداشته باشد که پیوسته از قدرت و نفوذ سیاسی محروم شده است، این گروه‌ها و افراد باید احساس کنند که از لحاظ تأثیری که بر پیامدهای یک سیاست‌گذاری عمومی می‌گذارند، با بقیه حقی برابر دارند و این پیامدها باید مظهر آن چیزی باشد که مردم به عنوان منافع عمومی جامعه تشخیص می‌دهند، نه صرفاً ترکیب یا تعادلی از منافع گروه‌های مشخص یا سازمان‌یافته یا برخوردار از منافع خاص.
آربلاستر بر این موضوع به عنوان دلیل دیگری که وی را به این فهم هدایت می‌کند که دموکراسی را با برابری اقتصادی و اجتماعی مرتبط بداند، تأکید می‌کند. اگر چنین نابرابری‌هایی به نحو فاحش و مفرطی رشد کنند، نه تنها انسجام جامعه را تهدید می‌کند، بلکه اصل برابری سیاسی را که دموکراسی نمودی از آن است، نفی می‌کنند. به کلام دیگر نباید هیچ تمایز ویژه و مشخصی میان برابری سیاسی و برابری اجتماعی و اقتصادی قائل شد. این باور که برابری سیاسی با تثبیت حق همگانی کسب می‌شود مبتنی بر پیش‌فرضی بود که پیشتر توضیح داده شد. بنا بر این پیش‌فرض، در واقع دولت‌ها بر جامعه حکومت می‌کنند و در نهایت هیچ چیز نمی‌تواند مانع اجرای فرمان‌های دولتی منتخب شود.(۴) مدت‌ها طول کشید تا این دیدگاه ساده‌لوحانه را از نقطه‌نظر جامعه‌شناسی کنار گذاشتند. اکنون هیچ کس اعتقاد ندارد که فرایندهای سیاسی با انتخابات آغاز و پایان می‌یابد و قدرت سیاسی در انحصار دولت‌های منتخب است. از این‌رو مسئله‌ای که برای دموکراسی مطرح است این است که علاوه بر رأی‌گیری، قدرت سیاسی و قدرت تأثیرگذاری بر خط‌مشی‌ها و اولویت‌های دولتی تا چه حد در سراسر جامعه به نحوی موزون و برابر پخش شده‌اند. در شماره آینده درخصوص نمایندگی و دموکراسی «مستقیم» بیشتر سخن خواهیم گفت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 244
فتح الله پریشان

آثار علمی، استادان و شاگردان ملاصدرا
 ملاصدرا در تمام علوم زمان خود استاد بود، اگرچه جز به فلسفه خود اهميت چنداني نمي‌داد. برخی از آثار گرانبهای ملاصدرا که نشان از نبوغ و توان بالای علمی وی دارد، عبارتند از؛ الحکمه‌العرشیه، الحکمه‌المتعالیه فی‌الاسفار العظیمه‌الاربعه، المعه‌المشرقیه فی‌الفنون‌المنطقیه، المبدأ و المعاد، المشاعر، المظاهرالالهیه فی‌الاسفار علوم‌الکاملیه، الشواهدالربوبیه فی مناهج‌السلوکیه، التصور و التصدیق، الوریده‌القلبیه فی معارفه‌الربوبیه، اسرارالایات و الانوارالبینات، دیوان اشعار، حدوث العالم، اکسیرالعارفین فی‌المعارفه طریق‌الحق و الیقین، اعجازالنعمین، کسرالاصنام الاجاهلیه فی ذم‌المتصوفین، مفاتیح‌الغیب، متشابهات‌القرآن و رساله سه اصل.(۱)
در تربیت معنوی و بروز و ظهور استعدادهای علمی ملاصدرا، علاوه بر نبوغ خدادادی، نباید از نقش برجسته استادان وی غافل شد. ملاصدرا به سبب امكانات مالي و معنوي خانوادگي و پدري خود از كودكي بهترين استادان را داشت. وی در قزوين به درس دو استاد بزرگ خود شيخ بهاءالدين و ميرداماد راه يافت و همزمان با انتقال پايتخت در سال (1006 هـ) به همراه دو استاد خود به شهر اصفهان رفت و در آنجا ضمن تكميل تحصيلات عاليه خود به تحقيق عميق در مسائل فلسفه معاصر خود پرداخت و به سبب استعداد و فكر قوي و اطلاعات گسترده در علوم عقلي و منطق و عرفان به اصول و مباني خاص خود رسيد و نهال حكمت متعاليه كه نام مكتب ويژه اوست، اندك‌اندك پا گرفت و سر بر افراشت.(۲) از آنجایی که بيشترين بهره علمي ملاصدرا از همين دو استاد بوده، لازم است اين دو دانشمند بي‌نظير را بیشتر بشناسيم.
شيخ بهاءالدين عاملي (1030ـ 953 هـ) معروف به شیخ بهایی اگرچه اولين استاد ملاصدرا نيست، ولي به نظر مي‌رسد كه مهم‌ترين استاد وي در ساختار شخصيتي او بوده و بيشترين تأثير را در بنيان شخصيت روحي و اخلاقي و علمي وي گذاشته است. وي فرزند يكي از فقهاي لبناني از شهر جبل عامل بود كه از جور و قتل حكومت جبار عثماني به ايران صفوي پناه آورده بود. به سبب دانش گسترده او در فقه و تفسير و حديث و ادب گرفته تا رياضيات و مهندسي و نجوم و مانند اينها، او را می توان با فيثاغورث يا هرمس تاريخ علم يونان همانند دانست.
ميرمحمدباقر حسيني، معروف به ميرداماد، يكي از بزرگ‌ترين دانشمندان زمان خود در فلسفه مشائي و اشراقي و عرفان و نيز در فقه و حقوق اسلامي و استاد بزرگ اين علوم بود. ملاصدرا طي سال‌هاي اقامت خود در اصفهان كمال بهره را از درس او برد و رابطه علمي او با اين استاد توانا هرگز قطع نشد.(۳)
براي ملاصدرا گاهي از استاد ديگري به نام ميرفندرسكي نام برده‌اند که مدرك معتبري براي رابطه استادي وي با ملاصدرا ـ باوجود شهرت آن ـ يافت نشده است و مكتبي كه از او باقي مانده و شاگردان او ـ مانند ملارجبعلي تبريزي ـ رواج دادند كاملاًً برخلاف مكتب ملاصدرا است.
با وجود زمان طولاني كه ملاصدرا فلسفه، تفسير، حديث و درس مي‌گفته، تاريخ از شاگردان او جز از چند نفر نام نبرده است. براي ملاصدرا تا ده نفر شاگرد معروف شناخته و ذكر شده است كه مشهورترين آنها دو نفر ـ يعني فيّاض لاهيجي و فيض كاشاني ـ هستند. 
عبدالرزاق لاهيجي، ملقب به فيّاض که از شاگردان معروف و داماد بزرگ ملاصدراست، بيشتر به فلسفه و كلام مشهور و از شاعران تواناي زمان خود بوده است. فياض برخلاف دوست خود فيض كاشاني همراه ملاصدرا به شيراز نرفت. احتمالاً ملاصدرا او را به جانشيني در منصب استادي در قم باقي گذاشته و از وي خواسته كه كار او را در قم دنبال كند. وی تأليفاتي در فلسفه و كلام دارد كه معروف‌ترين آنها: شوارق‌الالهام در شرح تجريدالكلام ـ گوهر مراد در علم كلام به زبان ساده ـ شرح كتاب هياكل‌النور سهروردي ـ حاشيه بر شرح اشارات و چند كتاب و رساله ديگر است و ديوان شعر او نيز در دست است.
فيض كاشاني که بيشتر به فقه و حديث و اخلاق و عرفان معروف شده است با آشنايي با ملاصدرا حدود ده سال نزد وي درس خواند و ضمن کسب افتخار دامادي او، دو سال هم در شیراز ملازم رکاب علمی ملاصدرا بود و بعد با هجرت به کاشان حوزه علمیه بزرگی دایر کرد. فيض بيش از صد جلد كتاب نظیر؛ مفاتيح در فقه، الوافي در حديث، الصافي و نيز الاصفي در تفسير قرآن مجيد، عين‌اليقين و نيز اصول‌المعارف در فلسفه و عرفان، المحجه‌البيضاء در اخلاق تأليف كرده است. از دیگر شاگردان ملاصدرا می‌توان به ملاحسين تنكابني يا گيلاني و حكيم ملامحمد آقاجاني اشاره کرد.


اصطلاحات

آسیب‌های روشی
در شماره‌های گذشته به برخی از موانع و آسیب‌های پیش‌روی تحقیقات در حوزه اندیشه سیاسی اسلام به‌ویژه در ساحت روشی اشاره کردیم. با عطف توجه به آنها و تجربه دانش‌پژوهی در دنیای امروز می‌توان آسیب‌های روشی زیر را در رابطه با جایگاه پژوهش در مطالعات ایرانی و اسلامی برشمرد. روشن است که ذکر موارد زیر در مقام استقرا و تقلیل‌گرایانه نیست. از همین رو، آسیب‌ها در مقام پرسش طرح شده‌اند. هر کدام از این پرسش‌ها از امکان یک آسیب سخن می‌گویند و نیز در مقام تجویز یا تحذیر نیستند، اما آشکارا از این نقد مصون نیستند که در طرح آنها «روش غربی» همواره دستمایه و مددیار بوده است.
۱ـ در رابطه با مدرنیته و مدرنیزاسیون با وجود همه انتقادهایی که به آن شده، اخذ جوانب مثبت آن، مورد اجماع همه ملت‌ها و فرهنگ‌ها و جوامع است. خاستگاه این نیروی فراگیر، غرب است و چنانکه در مطالعات اخیر در غرب به ویژه از زبان لیوتار گفته شده است، در آغاز و کنه تمدن غربی دو مفهوم آزادی و غلبه، یا رهایی و تملک همراه با هم بوده‌اند. این تمدن، به قول رضا داوری اردکانی، هم آزادی، علم و ایده‌آل‌های بزرگ دارد و هم تمدن استیلا و خشونت است. پرسش این است که علم بومی، آگاهانه چه نسبتی با مدرنیته برقرار می‌کند؟
۲ـ چنانکه راسل گفته، سلطه، کنشی است که از طریق آن، دیگران مجبور به مشارکت در نظامی می‌شوند که آنها را از خود بیگانه می‌کند، به‌طوری که می‌توان از آن به «شبیه‌سازی» یاد کرد. شبیه‌سازی از پیامدهای فرهنگ استعماری است که طی آن، بخش خاصی از جامعه استعمار شده برای ارزیابی شدن تلاش کرده است و در نتیجه فرهنگی شکل می‌گیرد که نه بومی و اصیل است و نه فرهنگ اروپاییان استعمارگر را دارد، بلکه فرهنگی است که نخبگان محلی از روی فرهنگ امپریالیستی جعل کرده‌اند. از نشانه‌های آن، بی‌توجهی به داشته‌های خود و تمجید از فرهنگ استعمارگران است. به سخن صریح آیا این شبیه‌سازی، نفی و فترت ناشی از روشی نیست که اخذ شده است؟
۳ـ بر همین اساس و با در نظر داشتن تجربه‌ غرب درخصوص علوم انسانی، تا چه میزان در جریان بومی‌سازی دانش از این آفت که دانش تماماً ساخته قدرت نشود می‌توان مصون بود؟ در دانش بومی قدرت چه جایگاهی دارد و چه رابطه‌ای را با حقیقت برقرار می‌کند؟
۴ـ مطالعات زبان‌شناسی رابطه مستقیم میان زبان، اندیشه و عمل انسانی را نشان داده است. هر زبانی، نحوه‌ای خاص از اندیشه را اعمال می‌کند. در بومی‌سازی دانش انسانی سوال از چگونگی تبیین این نسبت در روش‌پژوهی بومی است.
۵ـ تفکرات غربی امروز با سیر از پوزیتیویسم به پرسپکتیویسم رسیده است. آیا در مطالعات اسلامی نیز این روند باید تکرار شود؟ در آن صورت پیامد مهم آن، یعنی تقلیل علم به پارادایم چگونه باید توجیه شود؟


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
ورود نیروهای مسلح به احزاب و جریان‌های سیاسی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) به برخی مسائل مرتبط با نیروهای مسلح پرداخته شد. این مبحث دارای زوایای دیگری هم است، بحث شماره پیش به مسائل عمومی نیروهای مسلح اختصاص داشت. امام (رحمه‌الله علیه) به مباحث گوناگون دیگری درباره ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی پرداخته و به‌طور خاص از نقاط آسیب‌پذیر‌ هر یک سخن گفته‌ و هشدار داده‌اند و برای حفظ و پایداری و حراست از سلامت آن کوشش‌های فراوانی کردند و از خطاها و سهل‌انگاری‌ها ابراز نگرانی ‌نمودند و با همان نگاه به آینده سازمان‌ها و بخش‌های متعدد نیروهای مسلح توجه داشتند. امام راحل همواره از حامیان و پشتیبانان نیروهای مسلح بودند. به‌خصوص ارتش و سپاه که هر دو به نوعی در آغاز انقلاب با مسائل متعدد و مشکلاتی از سوی گروهک‌ها و احزاب و جریان‌های سیاسی مواجه بودند. امام راحل(ره) به‌تنهایی در برابر همه جریان‌های منحرف و مهاجم موضع گرفت و آنها را در اهداف شوم‌شان ناکام گذاشت. ایشان در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان در این‌باره شاید بیش از سایر دستگاه‌ها به نیروهای مسلح تذکر و رهنمود داده‌اند. یکی از مسائل بسیار مهم خطر ورود جریان‌ها و احزاب سیاسی در نیروهای مسلح است که از دیدگاه امام بسیار حساس و تعیین‌کننده است که در این رابطه دستور اکید فرمودند.
فرازی از وصیت‌نامه
«وصيت‌ اكيد من‌ به‌ قواي‌ مسلح‌ آن‌ است‌ كه‌ همان‌طور كه‌ از مقررات‌ نظام‌، عدم‌ دخول‌ نظامي‌ در احزاب‌ و گروه‌ها و جبهه‌ها است‌ به‌ آن‌ عمل‌ نمايند و قواي‌ مسلح‌ مطلقاًً، چه‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و پاسدار و بسيج‌ و غير اينها، در هيچ‌ حزب‌ و گروهي‌ وارد نشده‌ و خود را از بازي‌هاي‌ سياسي‌ دور نگه‌ دارند. در اين‌ صورت‌ مي‌توانند قدرت‌ نظامي‌ خود را حفظ‌[کنند] و از اختلافات‌ درون‌گروهي‌ مصون‌ باشند و بر فرماندهان‌ لازم‌ است‌ كه‌ افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمايند و چون‌ انقلاب‌ از همه‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و شوراي‌ دفاع‌ و مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ وظيفه‌ شرعي‌ و ميهني‌ آنان‌ است‌ كه‌ اگر قواي‌ مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌ بعد، برخلاف‌ مصالح‌ اسلام‌ و كشور بخواهند عملي‌ انجام‌ دهند يا در احزاب‌ وارد شوند كه‌ ـ بي‌اشكال‌ به‌ تباهي‌ كشيده‌ مي‌شوند ـ و يا در بازي‌هاي‌ سياسي‌ وارد شوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ كنند و بر رهبر و شوراي‌ رهبري‌ است‌ كه‌ با قاطعيت‌ از اين‌ امر جلوگيري‌ نمايد تا كشور از آسيب‌ در امان‌ باشد.»
امام راحل(ره) و همچنین مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) در حال حاضر مکرر توصیه و تأکید کردند و می‌کنند که ورود نیروهای مسلح در احزاب و گروه‌های سیاسی ممنوع است. در فرهنگ علوم سیاسی حزب اینگونه تعریف شده است: «یک سازمان سیاسی که در آن همفکران و طرفداران یک آرمان، داوطلبانه گرد هم می‌آیند. حزب طبق قاعده، آگاه‌ترین عناصر یک طبقه یا اقشار اجتماعی را گرد می‌آورد و بیانگر منافع آن طبقه بوده و آنان را در مبارزات اجتماعی رهبری می‌نماید.» و هر حزب تعریف و شرایطی برای عضویت دارد که خاص آن حزب است. برای نمونه برای تعریف عضو در یک حزب این‌طور آمده است که: «کسی است که با حزب پیوند مستحکمی دارد و در انتخابات حزب با رأی به کاندیداهای حزب حضور خود را نشان می‌دهد یا اینکه در حد سمپات حزب و گروه عمل می‌کند.»
احزاب دارای اسناد و تشکل‌های دیگری هم هستند از قبیل مرامنامه، اساسنامه، کنگره حزب، انضباط حزبی و موارد دیگر که هر کدام کار خاص حزبی بودن را می‌طلبد. نیروهای مسلح طبق رهنمودهای امام و مقام معظم رهبری باید از همه اینها به دور باشند.
خطر تقیدات حزبی و گروهی
هر کدام از مواردی که اشاره شد اثراتی دارد و با تقیداتی شخص را دامنگیر می‌کند، چه بسا که مرامنامه و اساسنامه حزبی مخالف با نظرات فردی او باشد ولی به ناچار موظف به اجرای اصول حزبی خواهد بود. چون گروه به تدریج گروندگان خود را با هنجارها و قواعد خود هماهنگ و همگام می‌کند. همچنین با قالب‌هایی که در اختیار اعضای خود می‌گذارد در نحوه استنباط، استدلال و تجزیه و تحلیل اعضای خود نسبت به وقایع زندگی و به‌ویژه زندگی سیاسی تأثیر می‌گذارد، از طرفی جمعیت‌های سیاسی هم می‌کوشند که طرز فکر افراد را منطبق با قالب‌ها و معیارهای خود گردانند و به این ترتیب با ارائه یک ضابطه به افراد، طرز تفکر و اندیشیدن آنها را هدایت و رهبری می‌کنند. گروندگان به گروه و حزب، تنها به بعضی از پدیده‌های سیاسی و اجتماعی توجه می‌کنند، تفسیر مسئله‌ای اجتماعی و سیاسی بر حسب منافع گروه به اشکال گوناگون صورت می‌پذیرد و اگر حادثه یا مسائلی در شرایط خاص روی دهد، اغلب افراد عضو حزب یا گروه یا سمپات‌ها تعهدات یا تقیداتی به آن جریان دارد که با ضوابط نیروهای مسلح همخوانی نخواهد داشت و خطر بزرگی را متوجه نیروی مسلح می‌کند و برای نظام، دولت، حاکمیت و کشور معضلاتی را به‌وجود می‌آورد.
نقش ستون پنجم
نیروهای مسلح در هر کشوری پرچمدار اقتدار و قدرت آن است. از این‌رو همواره در معرض خطر دسیسه‌های دشمنان خارجی آن کشور قرار دارند. یکی از این خطرات نفوذ احزاب و گروه‌ها در نیروهای مسلح است. ابتدایی‌ترین خطر، نفوذ افرادی از هواداران، سمپات‌ها یا اعضای حزبی در سازمان‌های نیروهای مسلح برای ارائه تحلیل سیاسی است که حضرت امام(ره) با صراحت در این رابطه فرمودند: «... اگر بخواهند یک امور سیاسی را وارد بکنند در ارتش، این نقشه‌ای است که اگر این قائل هم خودش نقاش این امر نباشد، نقشه‌ای است که کشیده شده است و این قائل را مِن حیثی که خودش هم حتی نداند، وارد معرکه کرده‌اند. آن چیزی که از همه چیزها برای ابرقدرت‌ها الآن [بیشتر] مطرح هست این است که ما این ارتشی که الآن دیدیم که انسجامش بحمدالله، هست و قدرت نظامی‌اش هست و نه ماه بیشتر هم دارد جنگ می‌کند و پیشبرد هم می‌کند، هر روز هم پیش می‌برد و خوب، این‌ یک خوفی در قلب آنها ایجاد کرده، اینها دارند کم‌کم مأیوس می‌شوند. از این جهت، می‌خواهند ارتش را از باطن یک اشکالاتی در آن ایجاد کنند. یکی از اشکالات بزرگ همین است که امور سیاسی را وارد کنند در ارتش و بیایند صحبت‌های سیاسی بکنند.»
براساس رهنمود حضرت امام(ره) دشمنان برای از بین بردن قدرت و انسجام در نیروهای مسلح، از عوامل سیاسی وابسته به حزب استفاده می‌کنند و این ماجرا با بررسی تاریخ سیاسی احزاب در ایران به دست می‌آید که نفوذ برخی توده‌ای‌ها در ارتش یکی از این موارد است.
دوری از اهداف
هدف اساسی نیروهای مسلح خدمت کردن به ملت، کشور و نظام حاکم بر آن است. در جمهوری اسلامی اساس هدف نیروهای مسلح خدمت به اسلام و ارزش‌های اسلامی و انقلاب اسلامی است و به عنوان بازوی ولی‌امر مسلمین انجام وظیفه می‌کند. به هر میزان گرایش و هواداری اعضای نیروهای مسلح به گروه، احزاب، جریان‌ها و اشخاص سیاسی تقویت شود، به همان میزان از انجام خدمت دور می‌شوند و حضرت امام در رهنمودی در این رابطه هشدار دادند و خطاب به کل نیروهای مسلح فرمودند: «شما ای قوای مسلح عزیز که عازم خدمت به میهن خود هستید! با ورود در بازی‌های سیاسی ناچار از خدمت به میهن عزیز خود بازمانده و به سوی شرق یا غرب کشیده خواهید شد. بازی‌های سیاسی است که شما را به یک گروه، نزدیک و از یک گروه دور می‏سازد و شما را نسبت به یک قشر ملت بدبین می‏کند و پس از اختلاف ضربه خود را می‏زند.»
حضرت امام(ره) در ادامه همین بیانات و رهنمودهای‌شان که به مناسبت ۲۲ بهمن ۱۳۵۹ ارائه دادند ورود نیروهای مسلح را به جریان‌های سیاسی تخریب‌کننده و از مواد مخدر بدتر دانستند و فرمودند: «وظیفه هر نظامی و هر پادگان این است که در امور سیاسی حکومت [دخالت‏] نکند؛ برای اینکه سرباز اگر وارد شد در امور سیاسی، سربازی‌اش را از دست می‌دهد. یک سربازی که افکارش را متوجه بکند به اینکه کی جلو باشد، کی عقب باشد، چه جور بشود، فلان گروه چه بشود، فلان گروه چه بشوند، این دیگر «سرباز» اسمش نیست؛ این یک آدم سیاسی است که کلاه سربازی را غصب کرده!... ورود در امور سیاسی همان و حیثیت ارتش از بین رفتن همان. امور سیاسی در ارتش از هروئین بدتر است... امور سیاسی هم باطن ارتش را از بین می‌برد.»
یا حزب یا نیروهای مسلح!
حضرت امام در این رابطه هیچ استثنایی قائل نشدند. عدم تحزب و عدم حزب‌گرایی نیروهای مسلح نه تنها شامل گروه‌های غیراسلامی می‌شود، بلکه گروه‌های اسلامی وفادار به جمهوری اسلامی را نیز در برمی‌گیرد، چنانچه حضرت امام(ره) حکیمانه فرمودند: «از امور مهمی که باید تمام نیروهای مسلح از آن پیروی کنند و اغماض از آن به هیچ‌وجه نمی‌توان کرد و باز هم تذکر داده‌ام، آن است که هیچ یک از افراد نیروهای مسلح، چه رده‌های بالا یا پایین در حزب و گروهی با هر اسم و عنوان نباید وارد شوند، هر چند آن حزب و گروه صد در صد و به جمهوری اسلامی وفادار باشند»!
همچنین برعکس گروه‌های اسلامی نباید وارد ارتش شود و نباید در امور ارتش دخالت کنند. ایشان این موضوع را در چارچوب تکلیف شرعی دانستند و افراد مسلمان و متعهد به اسلام و وفادار به انقلاب اسلامی را مختار دانستند که یکی را انتخاب کند یا حزب یا نیروهای مسلح را و در پیامی که به مناسبت روز ارتش در روز ۲۹ فروردین ۱۳۶۱ دادند، اعلام کردند: «اصلاً تکلیف الهی ـ شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید. مختارید از ارتش کناره‌گیری کنید بروید حزب، میل خودتان است.»
آسیب‌پذیری با ضعف در بینش سیاسی
تأکیدات حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان و رهنمودهایی که در طول زعامت رهبری‌شان ارائه دادند به عدم تحزب در نیروهای مسلح، به معنای نداشتن درک و بینش سیاسی اعضای قوای مسلح نیست، چراکه در این صورت هم آسیب‌ها و خطراتی دارد و با تجربیات تاریخ صدر اسلام و وقایع انقلاب همواره حضرت امام(ره) بر داشتن دید و بصیرت سیاسی تأکید داشتند چون بی‌بصیرتی‌ها و عدم آگاهی سیاسی سپاهیان حضرت علی(ع) یک مرحله حساس پیروزی حتمی را به شکست مبدل ساخت و بر همین مبنا حضرت امام خمینی(ره) در رهنمودی در همان ایام فرمودند: «قوای مسلح از هر قشری که هستند باید دارای دید سیاسی باشند و هرگز کورکورانه عمل نکنند.» به این دلیل که باید بدانند اسلام چه وظایفی را معین کرده موضع‌گیری‌های دشمنان چگونه است و به تعبیر شهید محلاتی «بینش سیاسی لازم، موضع‌گیری سیاسی ممنوع. بینش لازم و گرایش به گروه‌های سیاسی ممنوع، اینها دستورات امام بزرگوار است.»
ضعف در بینش سیاسی است، نمی‌تواند بفهمد که صف دشمن کدام است، کدام موضع متعلق به کدام گروه است، شناخت جریان‌های سیاسی، احزاب، دسیسه‌های آنها و نحوه نفوذ آنها و روش‌ها و شیوه‌های مقابله با آنها را دریابند و تمام مواردی که ذکر شد از طریق درک و فهم و دید و شناخت سیاسی حاصل می‌شود که امری ضروری است. به عبارتی نیروی مسلح بایستی سیاست را به درستی بفهمد و تجزیه و تحلیل کند، اما سیاست‌زده نشود و دنبال جریانات سیاسی نرود.


حكایت زمانه

حکايت توفان شب از زبان فرمانده‌ «دلتا»
نيروي افسانه‌اي، شکست‌ناپذير و سري «دلتا» بر اثر «توفان شن» شکستي را متحمل شد که به منزله کابوسي براي تمام تاريخ سلطه و تجاوز دولتمردان آمريکايی به شمار مي‌رود و بار ديگر ثابت شد خداوند ملتي را که او را ياري کند، ياري خواهد کرد. واقعه طبس در تاریخ (5/2/59) يکي از آموزنده‌ترين حوادث سياسي ـ نظامي در تاريخ معاصر به شمار مي‌رود و ژنرال «چارلي بکويث» فرمانده نظامي دلتا در کتاب «نيروي دلتا، از پل مي‌تا طبس» به شرح کامل اين ماجرا پرداخته است.

طرح‌ريزي عمليات
«همانطور که مي‌دانيد سخت سرگرم کار بوده‌ايم، تا وسيله‌اي براي نجات گروگان‌ها از تهران پيدا کنيم. از ماه نوامبر روي مسئله کار مي‌کرديم. اکنون من معتقدم که طرحي حساب شده در دست داريم. مي‌خواهيم شما به اين طرح گوش کنيد و سپس سوال‌هاي خود را مطرح کنيد. اين يک طرح ساده نيست با اين حال ما تلاش کرده‌ايم تا حد امکان پيچ‌وخم‌هاي آن را برطرف سازيم.»

ديدار طراحان عمليات با کارتر
بکويث مي‌گويد: «من گزارشم را با بردن رئيس‌جمهور به متن عمليات از «کوير يک» و بلند شدن هواپيما از «منظريه» و توضيح اينکه چگونه نيروي دلتا پیش از سپيده‌دم به ناحيه اختفا در حدود پنجاه مايلي پايتخت مي‌رسد و چطور سراسر روز را زير وسايل استتارکننده مخفي مي‌شود، شروع کردم. سپس شرح دادم که چگونه پس از غروب آفتاب شش کاميون بنز و دو خودروي کوچک‌تر وارد خواهند شد و دلتا را به پايتخت منتقل خواهند کرد. توضيح دادم که من در يک مقطع خاص با استفاده از يکي از خودروهاي کوچک‌تر جلو خواهم رفت تا آخرين قسمت از سپري(نیروی مانعی) را که به طرف شهر مي‌رود بازرسي و سفارت را برانداز کنم.
لحظه‌اي که کاميون‌ها به ديوار شرقي سفارت، روبه‌روي خيابان روزولت برسند، نيروي دلتا از ديوار بالا مي‌رود و مواد منفجره قوي در آن کار مي‌گذارد، به‌طوري که با انفجار آن حفره‌اي در ديوار ايجاد مي‌شود که براي وارد شدن يک کاميون هيجده چرخ به داخل سفارت کافي خواهد بود. اين انفجار خانه‌هاي اطراف را در هم خواهد شکست و سکنه اطراف آن ناحيه را سراسيمه خواهد کرد.»
طرح‌ريزي عمليات
«پنجه عقاب» نام رمز مأموريت براي آزاد کردن گروگان‌ها بود. همانطور که براي ژنرال جونز توضيح داده شد، طرح اصلي از اين قرار بود. سه هواپيماي «ام‌سي ـ 130» حامل نيروها و سه هواپيماي «ئي‌سي ـ 130» حامل سوخت، جزيره مصيره واقع در سواحل شيخ‌نشين عمان را ترک مي‌کنند و به سوي ايران به پرواز در مي‌آيند. در محلي که کوير يک ناميده مي‌شود. در 05/33 شمالي و 48/55 شرقي، در دويست مايلي جنوب شرقي تهران فرود مي‌آيند و در آنجا منتظر ورود هشت هلي‌کوپتر «آرـ اچ 53 دي» مي‌شوند.
هلي‌کوپترها پس از پرواز از عرشه ناو هواپيما بر نيميتز که در نقطه‌اي در خليج عمان است، در چهار دسته دوتايي، با پرواز در مسيري متفاوت، تقريباً سي دقيقه پس از ورود آخرين هواپيماي سي ـ130 وارد کوير مي‌شوند.
هلي‌کوپترهاي آرـ اچ 53 دي به محض ورود، ‌سوخت‌گيري و نيروي يورش صدوهيجده نفري را سوار مي‌کنند، در صورتي که شش هلي‌کوپتر (اين کمترين رقمي بود که به نظر طراحان هوايي براي بلند کردن وزن تيم يورش و تجهيزات آن لازم بود) قادر به عزيمت و پرواز به محل بعدي نباشند، مأموريت در کوير يک عقيم مي‌ماند. هلي‌کوپترها پس از سوخت‌گيري و سوار کردن دلتا رهسپار تهران مي‌شوند و هواپيماهاي سي ـ130 به مصيره باز مي‌گردند. پس از دو ساعت‌ونيم تا سه ساعت، نهايتاً يک ساعت پیش از طلوع‌ آفتاب هلي‌کوپترها در محل اختفاي دلتا در 14/ 35 شمالي و 15/52 شرقي فرود مي‌آيند. هلي‌کوپترهاي «آر اچ 53 دي» پس از پياده کردن دلتا، به محل اختفاي خود واقع در پانزده مايلي شمال محل تخليه دلتا پرواز مي‌کنند و روز را در تپه‌هاي اطراف گرمسار پنهان مي‌شوند. در محل فرود دلتا، تيم يورش با دو مأمور وزارت دفاع، که چندين روز پیش از عمليات وارد تهران مي‌شوند ملاقات مي‌کنند.
وي می‌افزاید: «اين عمليات تقريباً 45 دقيقه طول مي‌کشد، آنگاه سرگرد اسنافي (اسم مستعار) که به عنوان افسر هوايي دلتا عمل مي‌کند، به هلي‌کوپترهاي آر اچ 53 دي که در اطراف گرمسار در حال‌ آماده‌باش هستند اطلاع مي‌دهد و آنها شروع به چرخيدن در شمال شهر مي‌کنند. با علامت او، هلي‌کوپترها به نزديکي سفارت مي‌آيند و اگر همانطوري که انتظار مي‌رود، تيرک‌هاي کارگذاشته شده در محوطه باز سفارت را بتوانيم برداريم، اولين هلي‌کوپتر مستقيماً به داخل سفارت فراخوانده مي‌شود و سپس تمام گروگان‌هاي آزاد شده سوار اولين هلي‌کوپتر مي‌شوند و دکترهاي دلتا آنها را معاينه مي‌کنند.»

آغاز عمليات
هواپيما بر فراز دریای عمان، در ارتفاع چند صد هزار پايي پرواز مي‌کرد، اما هنگامي که به سواحل ايران در غرب چابهار رسيديم ارتفاع به چهارصد پا تقليل يافت.
«ويد ايشيموتو» در حالي که نزديک دريچه بار، در عقب هواپيما نشسته بود برخورد هواي گرم را احساس کرد. او مي‌دانست که در ايران هستيم. زمين زير پاي‌مان به سوي افق که در تاريکي فرو مي‌رفت، امتداد مي‌يافت.
در شمال، تپه‌ها چون لکه‌هاي آبي به نظر مي‌رسيدند و رفته‌رفته بزرگ‌تر مي‌شدند. در پشت آنها و در فاصله‌اي دورتر، کوه‌هاي سياه رنگ، سر به فلک کشيده بودند.
برگشتم و با عجله به طرف ابتداي صف هواپيماها راه افتادم. ساعت تقريباً دو و چهل دقيقه پس از نيمه شب بود. تعدادي از خلبانان سي ـ130 موتورهاي‌شان را گرم مي‌کردند و گردوغبار در اطراف پراکنده مي‌شد. در ميان تندباد، يکي از هلي‌کوپترها را ديدم که از زمين بلند شد و به سمت چپ کج شد و با آرامي به عقب خزيد. سپس صداي مهيبي بلند شد. صداي انفجار بمب نبود، صداي شکستن نبود، صداي چيزي بود که با يک ضربه متلاشي شود. يک انفجار بنزين. گلوله آتشين آبي رنگي مثل بالون به هوا رفت. ظاهراً هلي‌کوپتر سرگرد شافر به ئي‌سي ـ130 که در شمالي‌ترين قسمت ايستاده بود و عنصر آبي را تازه سوار کرده بود، برخورد کرد.
کايل هنوز مشغول کار کردن با بي‌سيم بود که به طرفش رفتم و گفتم «چه کار کرده‌اي؟» گفت: «بايد از خط خاطرجمع شوم. به محض اينکه آنها را بگيرم، خارج خواهيم شد. اکنون درباره اين هلي‌کوپترها چه فکر مي‌کني؟»
گفتم: اونجا خيلي داغه، دومي هر آن ممکنه منفجر بشه.
در مورد ساير هلي‌کوپترها چطور؟
بايد از بين بروند.
الآن درست يادم نمي‌آيد چه کسي اما يکي از ما گفت: بگذاريد آنها را از راه هوايي نابود کنيم. جيم توانست با ژنرال وات تماس بگيرد و پيشنهاد کند که اجازه حمله به هلي‌کوپترها را از هوا داشته باشد. روي زمين جنب‌وجوش زياد بود. مي‌خواستم، هرچه زودتر همه را از اين کوير لعنتي بيرون ببرم. به طرف آخرين هواپيما در صف برگشتم. باکشات تازه بيرون پريده بود و به تيم حفاظت از جاده براي سوار شدن کمک مي‌کرد.
چند فروند از هواپيماها در محل پروازشان قرار گرفتند. از دور خلبانان تفنگدار دريايي را ديدم که با سرعت به طرف هواپيماهاي ما مي‌دويدند. درب پشتي بالا کشيده و بسته شد. به کابين خلبان رفتم و هواپيماي ماشروع به حرکت کرد و يک نيم دايره زد.
ما سومين هواپيمايي بوديم که بايد بلند مي‌شديم. دو هواپيماي جلويي برخاستند. آتش تانکر بنزين تقريباً خاموش شده بود، اما هلي‌کوپتر و هواپيماي 130 هنوز به شدت در آتش مي‌سوختند.
ساعت تقريباً سه پس از نيمه شب بود. دلتا پس از چهار ساعت و پنجاه‌وشش دقيقه توقف در کوير يک، آنجا را ترک مي‌کرد.
روي جاده ناهموار به راه افتاديم، سي ـ130 شروع به سرعت گرفتن کرد. ناگهان به يک پشته خاک برخورد کرديم. خاطرم مي‌آيد که وقتي پايين بوديم، آن را ديده بودم. ارتفاعش بايد سه پا مي‌شد. سرعت زياد بود، دماغه هواپيما بالا رفت و سپس به شدت پايين آمد، ما شانس بزرگي آورده بوديم. هواپيما سرعت بيشتري مي‌گرفت، خلبان نيز نيروي بيشتري به آن مي‌داد تا اينکه بالاخره آن را به هوا برد. چيزي که پس از آن فهميديم اين بود که داشتيم اوج مي‌گرفتيم.

فرجام عمليات
اگر ما برنامه را در کوير يک، درست مطابق نقشه پيش مي‌برديم، اکنون شش هلي‌کوپتر کامل در حال نزديک شدن به مخفيگاه بودند.
پس از سپيده صبح، به دریای عمان رسيديم. پايين را نگاه کردم و دکل يک کشتي عربي را ديدم که در درياي آبي خاکستري در حال حرکت بود.
فرمانده عمليات نافرجام طبس در پایان چنين مي‌گويد: «در تمام طول راه بازگشت به مصيره احساس پوچي و پژمردگي مي‌کردم، يأس بر وجودم سايه افکنده بود. گريه‌ام گرفت. اين موقعي بود که نشستم و با تمام وجود گفتم: يا عيسي مسيح، تو مي‌داني که چه گندي بالا آمده است. ما واقعاً سبب شرمساري کشور بزرگ‌مان شديم. خودم را بسيار حقير احساس مي‌کردم. نمي‌خواستم صحبت کنم،‌ يا هيچ کاري انجام دهم، فقط احساس مي‌کردم که ديگر آبرويي برايم باقي نمانده بود.»


امام در گذر زمان 190

قضاوت یک مسیحی(۱)
امام راحل به‌خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره مورد تهاجم رسانه‌های غربی و فضای آلوده و مسمومی بود که آنها ایجاد کرده بودند، اما بسیاری از مردم دنیا تحت تأثیر این فضا و جو کاذب قرار نگرفتند و خودشان اهتمام کردند و برای فهم حقیقت وارد ایران شدند و به جماران رفتند. درباره مشاهده کردن فاصله آنچه که می‌دیدند و آنچه شنیده بودند آثار فراوانی انتشاریافته است. در این شماره روایت یک نویسنده مسیحی و آنچه در غرب دیده و شنیده و آنچه در جماران مشاهده کرده بود را می‌خوانیم: «درباره آیت‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی صحبت‌ها و حب و بغض‌های فراوانی مطرح شده است. در فرصتی که برای دیدار او پیش آمد فکر کردم در چنین موقعیت مهمی تلاش لازم را به کار برم و نتیجه آن هر چه باشد، قبول کنم. از نظرگاه دنیای غرب، امام خمینی مظهر سرسختی لجبازانه، غرور و انعطاف‌ناپذیری بود. حتی آن تعداد از غربی‌هایی که من آنها را ملاقات کرده بودم و می‌دانستم که قبلاً امام را دیده‌اند، ضمن آنکه جذابیت رهبری وی را انکار نمی‌کردند، ولی رفتار او را فاقد گرمی و خنده توصیف می‌کردند. حال فرصتی یافته بودم تا خودم قضاوت کنم. فرصت برای دیدن کسی که برجستگی شخصیت او، ایران را در بر گرفته بود؛ کسی که سیاست‌هایش سبب تحولات فراوان در ایران و برانگیختن خشم فراوان در غرب شده بود.»
این نویسنده مسیحی راهی ایران می‌شود و با عبور از شرایط و مشکلات، مصمم خود را به ایران می‌رساند و به جماران می‌رود. وی آنچه را مشاهده کرده چنین آورده است: «من در جلوی هال (حسینیه جماران) قرار گرفتم. صندلی امام که با ملحفه سفیدی پوشیده شده بود، حداقل پانزده پا از سطح زمین فاصله داشت. ما حدود ۴۵ دقیقه پیش از ورود امام، در آنجا مستقر شده بودیم. علامت آمدن امام مشخص بود، تعدادی از علمای معمم وارد شدند و به فردی که روی بالکن ایستاده بود، اشاره کردند که رهبر روحانی، مرد مقدس، ناصح معنوی، فرمانده و امام در راه است. به محض ظهور امام، جمعیت حاضر، یکپارچه از جا پریدند و یکصدا فریاد زدند: «خمینی، خمینی، خمینی!» اولین باری بود که عمیقاً چنین رفتار هیجان‌انگیز، خوشحالانه، مبارزانه و احترام‌آمیزی را نسبت به یک انسان مشاهده می‌کردم. هنگامی که در باز شد و او وارد شد، جزر و مد و توفانی از انرژی برپا شد، عبای قهوه‌ای، عمامه سیاه و محاسن سفیدش همه ملکول‌های ساختمان را به حرکت درآورد. توجه حضار، آنچنان متمرکز و میخکوب شد که هر چیز دیگری غیر از او ناپدید گردید. خمینی به مثابه یک هاله نور در حال حرکت به عمق وجدان و آگاهی همه کسانی که در حسینیه جماران حاضر بودند، نفوذ کرده بود. او تمام تصویرهای تخیلی را که هر کس پیش از ملاقات با او در ذهن خود ساخته بود، منهدم می‌کرد. حضورش آنچنان پرقدرت بود که من خود را در محاصره هیجاناتم و در فاصله بسیار زیاد از ایده‌ها و تجربه‌های شخصی گذشته‌ام احساس می‌کردم. من قبلاً تصمیم داشتم (صرف نظر از مکانی که او را می‌دیدم) که پیرامون حرکات سیمای او، امتحان انگیزه‌های او و شگفتی‌های طبیعت واقعی او به تحقیق بپردازم، ولی قدرت[امام] خمینی، توفیقات او و قدرت مطلق کنترل و احاطه نفسانی او همه قالب‌های ارزیابی ذهنی مرا نابود ساخت و من...»


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 2
[چاپ] كتاب نيز نظير [انتشارات] نشريات و روزنامه‌ها از همان آغاز با سانسور و كنترل حكومت روبه‌رو شد. از دوران سلطنت ناصرالدين‌شاه و مظفرالدين‌شاه قاجار كه كتاب‌هاي محدودي از زبان‌هاي خارجي به فارسي ترجمه مي‌شد، اداره سانسور بر محتواي آن نظارت مي‌كرد. در دوران مشروطيت، به تدريج بر ميزان كتاب‌هاي منتشرشده افزوده شد و نظارت و سانسور كتاب با وسواس كمتري دنبال شد. در دوره سلطنت رضاشاه نيز، كتاب‌ها پيش از انتشار بررسي مي‌شدند و پس از نظر مساعد سانسورچيان حكومت اجازه نشر مي‌يافتند. طي دوازده سال نخست سلطنت محمدرضا پهلوي، نظارت بر چاپ و انتشار كتاب روند معقولي يافت، اما پس از كودتاي 28 مرداد 1332 كتاب‌ها نيز سرنوشتي نظير روزنامه‌ها و نشريات پيدا كردند.
فرمانداري نظامي تهران، ارباب جرايد را تحت فشار قرار داده و آنان را از چاپ و انتشار هر مطلبي كه از نظام سياسي حاكم بر كشور انتقاد مي‌كرد، برحذر مي‌داشت. بسياري از روزنامه‌نگاران و مديران مطبوعات تهديد شده و مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند. اين روند در تمام سال‌هاي مياني دهه 1330 و تا هنگام تأسيس و آغاز كار ساواك و پايان مأموريت فرمانداري نظامي، با شدت ادامه يافت. برخي از نشريات و روزنامه‌ها نيز با شرايط جديد پيش‌آمده كنار آمده و با نظام سياسي وقت همكاري كردند و تحت حمايت حكومت قرار گرفته، به مخالفان حمله مي‌كردند.
از جمله معروف‌ترين روزنامه‌نگاراني كه پس از كودتاي 28 مرداد دستگير [شد] و پس از مدت‌ها شكنجه در زندان، به قتل رسيد، اميرمختار كريم پورشيرازي بود. وي در سال‌هاي انتشار روزنامه «شورش»، انتقادات تندي متوجه دربار كرد و مورد بغض و كينه شاه و اشرف بود. وي در واپسين روزهاي اسفند 1332 در زندان لشكر زرهي به قتل رسيد. گفته شد كه مرگ فجيع كريم پورشيرازي از سوي دربار و شخص اشرف پهلوي هدايت شده است. هر چند كريم پورشيرازي در حمله به دربار و ساير مخالفان، سياست تندي داشت، اما قتل او در اواخر سال 1332 كه تنها چند ماه از كودتاي 28 مرداد 1332 گذشته بود، حاكي از طرح حكومت براي برخورد سخت با جرايد و ارباب مطبوعات بود.
از روزنامه‌نگاراني كه به دليل حملات شديداللحن به شخص شاه در روزنامه «باختر امروز» به اعدام محكوم شد، دكتر حسين فاطمي بود. دكتر حسين فاطمي وزير خارجه دولت مصدق كه تا واپسين روز حيات دولت وي، حملات شديدي متوجه شاه مي‌كرد، پس از مدت‌ها اختفا، دستگير و پس از محاكمه اعدام شد.
در دوران نخست‌وزيري مصدق، مقررات قانوني قابل توجهي براي محدود ساختن و سانسور مطبوعات وجود نداشت، با اين احوال در شرايط بحراني مواردي پيش‌ مي‌آمد كه دولت، برخي نشريات و روزنامه‌ها را توقيف مي‌‌كرد. دكتر مصدق با استفاده از لايحه اختيارات، برخي مقررات به اصطلاح قانوني براي سر و سامان دادن به روند انتشار نشريات و روزنامه‌ها را در كشور تدوين و تنظيم كرد، اما در دوران نخست‌وزيري او، به اين مقررات چنانكه بايد، توجه نشد. پس از كودتاي 28 مرداد 1332 تا مدت‌ها برخورد با نشريات و ارباب جرايد توسط فرمانداري نظامي صورت مي‌گرفت. در مرداد 1334 مجلس شوراي ملي طي قانوني، محدوده فعاليت نشريات را تعيين كرد و با تعريف جرايم مطبوعاتي و مصاديق آن، مجازات‌هايي براي متهمين مطبوعاتي در نظر گرفت. اما اين قانون نيز نتوانست از سيطره حكومت و دستگاه‌هاي امنيتي و انتظامي بر نشريات و روزنامه‌ها بكاهد. اين قانون به اندازه‌اي قابل تفسير و تعبير بود كه دستگاه‌هاي امنيتي و قضايي با تفاسير دلخواه مفاد آن، مخالفان مطبوعاتي را تحت تعقيب قرار داده و مطبوعات و روزنامه‌ها را تعطيل مي‌كردند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

فرهنگ اقتصادی زمینه‌ساز اقتصاد اسلامی
گفتاری از دکتر عادل پیغامی پیرامون فرهنگ و اقتصاد

اشاره:
درباره اهمیت اقتصاد به‌خصوص در سال‌های اخیر زیاد شنیده‌ایم، اما مبحث مغفول مانده در این میان شاید ارتباط فرهنگ و اقتصاد است که چه بسا حلقه مفقوده جهاد اقتصادی هم همین توجه به تأثیر فرهنگ باشد.
دکتر «عادل پیغامی» عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) در پاسخ به سوالات دانشجویان بسیجی دانشگاه علامه با اشاره به درهم‌تنیدگی اقتصاد و فرهنگ، مفاهیم اقتصادِ فرهنگ، فرهنگ اقتصادی و اقتصاد فرهنگی را با نمونه‌هایی توضیح داده است.به اختصار در ذیل آمده است.

اشتباه بودن تقسیم‌بندی رایج!
مسئله فرهنگ جزو مقولاتی نیست که با سایر ساحت‌های انسان و عرصه‌های انسانی رابطه عرضی داشته باشد. ما نمی‌توانیم ساحت‌های انسانی را چه در حوزه‌های فردی و چه در حوزه‌های اجتماعی به عرصه اقتصادی، سیاسی، خانوادگی، فرهنگی تقسیم کنیم. شاید در مقوله و زبان عامیانه چنین تقسیم‌بندی‌ای مورد بحث قرار بگیرد، ولی این تقسیم‌بندی به لحاظ تخصصی و فنی اشتباه است. به این مفهوم که وقتی ما صحبت از عرصه و ساحت اقتصاد می‌کنیم، قاعدتاً پیش‌زمینه‌های مسئله اقتصاد در «فرهنگ اقتصادی» در یک برش طولی، شکل گرفته است و معنا دارد. پیش‌زمینه‌های عرصه و ساحت سیاست در چیزی به اسم مقوله «فرهنگ سیاسی» شکل می‌گیرد. برای همین اگر تأکیدی بر عرصه اقتصاد داشته باشیم و بخواهیم به عرصه اقتصاد توجهی کنیم، این مسئله از حوزه فرهنگ جدا نیست.

فرهنگ، مقدمه ورود به سایر عرصه‌ها
ما همین بحث را در تربیت جوان مسلمان هم داریم. برای نمونه آیا جوان مسلمان می‌تواند بگوید که من دوست ندارم تخصص پزشکی داشته باشم؟! بله، می‌تواند تخصص پزشکی نداشته باشد و به جای آن در مهندسی تخصص داشته باشد، اما نمی‌تواند بگوید من می‌خواهم از سواد اولیه و دانش اولیه در حوزه کمک‌های اولیه و بهداشت عمومی فارغ باشم. نمی‌تواند بگوید من از معارف اسلامی اولیه‌ای که لازمه زندگی روزمره یک جوان مسلمان و یک دانشجوی مسلمان است، فارغ هستم و نیازی به آن ندارم.
برای همین وقتی که ما وارد عرصه‌هایی چون دین و فرهنگ می‌شویم، باید اساساً یک نوع نگاه طولی را در ساحت‌های انسانی دنبال کنیم، نه یک نگاه عرضی. هر چند مقوله‌های تخصصی هر کدام از اینها می‌توانند با همدیگر روابط عرضی هم داشته باشند. برای نمونه اقتصاد با سیاست، اقتصاد با فرهنگ، می‌توانند به انحای مختلف تناسب‌های مختلف را برقرار کنند که در ادامه عرایضم به آنها خواهم پرداخت.

پیوندهای سه‌گانه فرهنگ و اقتصاد
۱ـ اقتصادِ فرهنگ
«اقتصادِ فرهنگ» دایره وسیعی از ادبیات علمی را به عنوان یکی از گرایش‌های تخصصی رشته اقتصاد به خود اختصاص می‌دهد و یکی از نیازهای امروز مقوله‌های تخصصی و کارشناسی و سیاست‌گذاری امروز کشور ما هم است.
ما در مباحثی چون سینما، کتاب، نمایش، انواع رسانه‌های دیداری و گفتاری و شنیداری و مکتوب، نیازمند توجه به مقوله‌های اقتصاد آن رسانه هستیم. اقتصاد آن فرهنگ، اقتصاد آن هنر، مباحثی چون تصمیم‌گیری در مسائل مالی، بودجه‌ریزی آن، قیمت‌گذاری، بازار، عرضه و تقاضا، اینها مقولاتی هستند که خودشان را در چیزی به اسم اقتصاد فرهنگ نشان می‌دهند.
علمای «اقتصاد فرهنگ» از این صحبت می‌کنند که خیلی وقت‌ها دنبال کردن یک فرهنگ خاص، نیازمند توجه به زمینه‌های اقتصادی آن فرهنگ و حوزه اقتصاد فرهنگ است. در این زمینه برای نمونه سیاست‌های مالیاتی می‌تواند در مدیریت فرهنگی، به‌عنوان یک ابزار فرهنگی مورد توجه باشد.
۲ـ اقتصاد فرهنگی
«اقتصاد فرهنگی» اقتصادی است که پیشران‌های اصلی توسعه و پیشرفت آن، در حوزه فرهنگ شکل می‌گیرد. چه توجه به مقوله‌های فرهنگی به عنوان یکی از صنایع فرهنگی که در پی آن است از بخش‌های فرهنگی، پیشرفت، اشتغال، رشد، بهره‌وری و خلق ارزش افزوده را برای کشورش به ارمغان بیاورد و چه به این مفهوم از «اقتصادی فرهنگی» برسیم که پایه‌های اخلاقی و فرهنگی و ارزش‌های آن جامعه را بخواهیم در کلیت ساختار اقتصادی یک جامعه حاکم کرده باشیم، ما از این هم به «اقتصاد فرهنگی» تعبیر می‌کنیم.
دقیقاً در ادبیات علمی امروز دنیا، این تقسیماتی که من می‌کنم جایگاه علمی دارند. برای نمونه اولی «Economics of culutre» نامیده می‌شود و دومی «Economics Cultural» که این هم می‌تواند مقوله مفصلی به خودش اختصاص بدهد و حتی توصیه‌های مقام معظم رهبری در عرصه اقتصاد مقاومتی با مقوله‌هایی چون اقتصاد دانش‌بنیان، در مواردی با حوزه «اقتصاد فرهنگی» مورد بحث قرار می‌گیرد.
۳ـ فرهنگِ اقتصادی
مقوله سومی هم از رابطه بین اقتصاد و فرهنگ وجود دارد. آن هم رابطه صفت و موصوفی است، ولی این بار اقتصاد صفت و فرهنگ موصوف است. به اسم «فرهنگ اقتصادی». این مقوله هم از مقوله‌های راهبردی ما تلقی می‌شود و باید به آن توجه خاصی کرد. مخصوصاً در ادبیات انقلاب اسلامی ـ در اقتصادی که می‌خواهد متناسب با انقلاب اسلامی شکل بگیرد ـ و همین طور حسب نیازهایی که نظام دارد ـ هجمه‌هایی که از سوی دشمن در عرصه اقتصاد به انقلاب اسلامی می‌شود ـ باید مورد توجه جدی ما باشد.
ما در مقوله فرهنگ اقتصادی از این صحبت می‌کنیم که چه کار کنیم که شناخت‌ها و گرایش‌ها و رفتارهای جوان مسلمان، کودک و بزرگسال و آحاد مردم ما آن گونه که می‌خواهیم و مطلوب ارزش‌ها و نظام معیار ما است، در اسلام شکل بگیرد. برای نمونه چه کار کنیم که خمس داده بشود. چه کار کنیم که خدا را رازق بدانیم و رازقیت خدا را در تک‌تک صحنه‌های زندگی خودمان وارد کنیم. چه کار کنیم که مقوله‌ای مانند اسراف و تبذیر از زندگی ما رخت بربندد. مقوله‌هایی مانند کمک به همنوع، کمک به ایتام و تمام آن مواردی که ما در قالب عقاید اقتصادی اسلامی، اخلاقیات اقتصادی اسلامی و احکام اقتصادی اسلامی می‌شناسیم را بتوانیم در زندگی روزمره خودمان، در شاکله‌های ذهنی خودمان و در نظام گرایشی باطنی خودمان و در رفتارهای روزمره خودمان نشان بدهیم. این هم یک مقوله بسیار جدی است که وارد هر کدام از اینها بشویم، مخصوصاً دو مورد پایانی یعنی «اقتصاد فرهنگی» و «فرهنگ اقتصادی» در پروژه‌های اخیر انقلاب اسلامی، در گفتمان‌های چند سال اخیری که مقام معظم رهبری در شعارهای سال بر آن تأکید کرده‌اند و همین‌طور در معماری نوینی که در این یک دهه اخیر ما از معظم‌له می‌بینیم، می‌توانیم نسبت به آن به طور مستوفی توضیح دهیم.

نتایج و تبعات جدا کردن فرهنگ و اقتصاد
جریان جدا کردن ساحت‌های مختلف انسان از هم و همین‌طور علوم مختلف از هم، تخصصی‌شدن آنها، توجه نکردن به ترابط و روابط بین علوم و بین ساحت‌های انسانی، یکی از جریاناتی بود که متأسفانه در مدرنیته شکل گرفت و به بسیاری از کشورهای دیگر مانند کشور ما هم تسری پیدا کرد. در حالی که امروزه خود غربی‌ها هم متوجه شده‌اند که مرزکشی و دیوارکشی‌های این گونه در ساحت‌های انسانی اساساً نشدنی است و به همین دلیل است که امروز مطالعات بین‌رشته‌ای، میان‌رشته‌ای، فرارشته‌ای و این قبیل مطالعات تلفیقی در دانشگاه‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد.
اگر ما حوزه فرهنگ را از اقتصاد جدا ببینیم، قاعدتاً تصمیم‌گیری‌های فردی ما در زندگی روزمره و تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی ما وقتی که می‌خواهیم برای جامعه‌سازی کنیم، مطمئناً دچار نوعی مشکل و به هم‌ریختگی خواهد شد. نمی‌شود به مقوله اقتصاد توجه کرد، ولی پیش‌زمینه‌های فرهنگی آن را فراموش کرد. پیش‌زمینه‌های ذهنی و درونی و باطنی انسان را نسبت به اقتصاد فراموش کرد. نمی‌شود نسبت به فرهنگ اندیشید و انواع انگیزه‌ها و محرکه‌های مثبت و منفی که در بحث اقتصاد شکل می‌گیرد و بر رفتارها و نگرش‌های فرهنگی ما تأثیر می‌گذارد را نادیده گرفت.
هیچ‌ کدام از مقوله‌هایی مانند مد و حجاب به دور از اقتصاد نیستند و همین‌طور مقوله‌های اقتصادی مانند پس‌انداز، فرهنگ، رشد، بهره‌وری و کارآفرینی فارغ از پایه‌های فرهنگی خودشان نیستند. جدا کردن اینها یعنی نشناختن هر کدام از این دو حوزه. این مقوله‌ای است که تقریباً همه نخبگان امروز دنیا و حتی نخبگان بزرگ قدیمی دنیا هم به آن اذعان دارند و داشتند. «جان استوارت میل» که یکی از اقتصاددانان بزرگ است، می‌گوید: «اقتصاددانی که جز اقتصاد را نداند، اقتصاد را هم نمی‌داند. یعنی اگر من در مقوله اقتصاد به زمینه‌های فرهنگی آن، سیاسی و اجتماعی و روان‌شناختی آن توجه نکنم و رویکرد چند رشته‌ای و چند بعدی نداشته باشم، نمی‌توانم آن مقوله را بشناسم.»
در ادبیات اسلامی که ما دیگر در معرفت‌شناسی اسلامی و مخصوصاً در علوم انسانی اسلامی، به این مسئله بسیار تأکید می‌کنیم که باید مواظب باشیم که ساحت‌های مختلف انسان را پاره‌پاره و جدا از هم نبینیم و الا در هر عرصه‌ای مانند خانواده بخواهیم وارد شویم، اگر حوزه اقتصاد را از فرهنگ جدا ببینیم، قطعاً شناخت درستی از هویت جمعی انسانی که در قالب خانواده شکل می‌گیرد، نخواهیم داشت و این آسیب‌ها و هزینه‌های زیادی را روی دست ما خواهد گذاشت.
شاید بخشی از آسیب‌هایی که در سه دهه اخیر در انقلاب اسلامی، هم در عرصه اقتصاد و هم در عرصه فرهنگ داشته‌ایم، ناشی از عدم توجه به ترابط اینها بوده است که باید خیلی مورد توجه جدی باشد.

شعارهای سال
ابزار فرهنگ‌سازی و گفتمان‌سازی
شعارهای سال دقیقاً یک ابزار فرهنگ‌سازی و گفتمان‌سازی هستند که مقام معظم رهبری با عنایت و هوشمندی و جدیتی که نسبت به موضوع دارند، این تشخیص را دادند و دارد از این ابزارها استفاده لازم را می‌کند. اگر دقت کنید، شعارهای سال مانند پوشه‌های زیپ‌شده(فشرده) رایانه‌ای هستند. ممکن است که ما حجم نسبتاً بالایی از پشه‌های رایانه‌ای را فشرده کنیم و در یک پوشه نسبتاً کوچک به طرف مقابل منتقل کنیم. طرف مقابل وقتی چنین پوشه فشرده‌ای را دریافت کرد، باید بتواند آن را باز کند تا از محتویاتش استفاده کند. شعارهای سال، یک شعار چند کلمه‌ای است، ولی مردم باید به این شعار چند کلمه‌ای به عنوان یک بسته‌ای نگاه کنند که پر از انواع آینده‌شناسی‌ها، جریان‌شناسی‌ها، آسیب‌شناسی‌ها و مسئله‌شناسی‌های کشور است. گویا مقام معظم رهبری ده‌ها گزارش نخبگانی و برایند نخبگانی کشور را در چند کلمه زیپ و به ما منتقل می‌کنند. حالا اگر تک‌تک مردم ما، اصناف مختلف ما، نتوانند پوشه‌هایی که از سوی مقام معظم رهبری به آنها داده شده است را باز کنند، آن فایل برای آنها غیر قابل استفاده خواهد بود. نتیجه هم این می‌شود که ما شعارهای سال را داریم، ولی نمی‌توانیم نسبت به آن، رفتار لازم و حرکت اجتماعی لازم را در سپهر عمومی جامعه داشته باشیم. وقتی که شما این را دنبال می‌کنید به یک کویری از انواع ابزارهای فرهنگی می‌رسید که باید در عرصه اقتصاد کار می‌کرده و آنها را نداریم.
ببینید، نزدیک به نیمی از مردم ما تقریباً کم‌سواد یا بی‌سواد هستند. یعنی سن آنها بالا است، ممکن است که پنجاه ساله و شصت ساله باشند. شما برای این نیمی از جمعیت ایران، نزدیک به سی‌وچند میلیون نفر، هیچ مجله‌ای ندارید، هیچ کتابی ندارید، هیچ کتابی برای آنها منتشر نمی‌شود. هیچ که می‌گویم یعنی بسیاربسیار کم. روزنامه و مجله که تقریباً نداریم. ساختار ذهنی آنها پیشرفته است. اما دایره لغات آنها محدود است. حالا با نداشتن چنین ابزاری ما در عرصه اقتصاد، چگونه می‌توانیم رفتارهای عمومی مردم را مدیریت کنیم.
برای همین تأکیدات مقام معظم رهبری به اقتصاد اولاً و بالذات فرهنگی است. اگر ایشان می‌خواست صرفاً ورود اقتصادی پیدا کند، نیاز نبود در عمومی‌ترین برنامه صداوسیماکه سخنرانی‌های پس از تحویل سال نو است ـ شاید پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون در کل سال این باشد ـ و بعد هم در سخنرانی‌های حرم رضوی که باز جزو یکی از پربیننده‌ترین سخنرانی‌های مقام معظم رهبری در طول سال است، این بحث‌ها را مطرح کنند. این نشان‌دهنده آن است که اتفاقاً رهبر معظم انقلاب با حوزه مردمی و گفتمان عمومی و فرهنگ عمومی مردم در حوزه اقتصاد کار دارند و الا تأکیدها و سیاست‌ها و راهبردهای ایشان می‌تواند توسط یک نوشته‌ای به هیئت دولت ابلاغ شود، به کمیسیون اقتصادی مجلس ابلاغ شود. چرا مقام معظم رهبری در عرصه اقتصادی در ده سال اخیر یک مسیر دیگری را پیگیری کردند؟! به دلیل اینکه موضوع، خود مسئله اقتصاد نیست؛ «فرهنگ اقتصادی» است. مردمی شدن مسئله است و این یک تعریف دیگر از مسئله فرهنگ و اقتصاد است.

ولایت‌پذیری اقتصادی نداریم!
شما سیاست‌های کلی که مقام معظم رهبری در حوزه اصلاح الگوی مصرف ابلاغ فرمودند را ملاحظه کنید. اگر این سیاست‌ها را خلاصه کنیم، شش محور اصلی دارد. سه تا از این شش محور اصلی در حوزه فرهنگ‌سازی است. ده بند است ولی در شش محور اصلی قابل تلخیص است و از این شش تا، سه‌تای آن در حوزه تعلیم و تربیت عمومی، فرهنگ عمومی، آموزش‌های همگانی و توجه به انسان است. این یعنی اینکه حوزه فرهنگ و حوزه اقتصاد مقوله‌ای است بسیاربسیار در هم رفته و در هم تنیده و با هم مرتبط.

فرهنگ اقتصادی زمینه‌ساز اقتصاد اسلامی
که بعضی‌ها به دلیل اینکه همین جزئیات اسلام‌شناسی یا فرهنگ اقتصادی اسلامی و شیعی را نمی‌دانند حتی در بین بچه‌های مذهبی و حزب‌اللهی بعضی وقت‌ها برای‌شان سوال پیش می‌آمد و می‌پرسیدند به نظر شما تأکید مکرر مقام معظم رهبری در این سال‌ها، نوعی رویکرد مادی به اقتصاد نیست؟! این دقیقاً همان نگاهی است که به امام محمدباقر(ع) وقتی که ایشان داشت بهره‌وری خودش را بیشتر می‌کرد و تلاش و همت مضاعف به کار می‌برد، وقتی داشت کار می‌کرد، به او اعتراض کردند که از تو بعید است؛ تو زاهد هستی. تو عابد هستی. از تو بعید است که در این آفتاب شدید این‌گونه عرق بریزی و تلاش کنی و برای دنیا کار کنی. همین اعتراضی که به امام محمدباقر(ع) شد از طرف بعضی از آنهایی که اسلام‌شناسی دقیقی ندارند به آقا شد. درحالی که اساساً مقوله‌ این است. مقوله این است که ما در ساختن جامعه الگوی اسلامی ـ ایرانی که می‌خواهد الگویی برای جهان بشریت بشود و در راستای حرکت تکاملی نظام آفرینش ما و جامعه بشری ـ که ان‌شاءالله به میعاد موعود ختم می‌شود ـ باید جامعه‌ای بسازیم که در حوزه‌ها و ساحت‌های مختلف اقتصادی و غیراقتصادی نمونه باشد و این نیازمند داشتن یک فرهنگ اقتصادی ناب است. ما سال‌ها شعار اقتصاد اسلامی دادیم. تا وقتی که فرهنگ اقتصادی ما درست نشود، اقتصاد اسلامی نخواهیم داشت و در انواع هجمه‌های دشمن و عملیات روانی دشمن دچار شکست خواهیم شد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی
راه‌های نفوذ شیطان در انسان

مطلب ذیل یکی از مباحث اخلاقی آیت‌الله جوادی آملی در درس خارج‌شان است که پس از تنظیم و تلخیص برای بهره‌برداری مخاطبان محترم چاپ شده است.
فرشتگان اگر رسول هستند، یک سمت خاص دارند، برهان عقلی و نقلی تام مبنی بر اینکه همه فرشتگان معصوم و مجرد هستند، به آسانی به دست نمی‌آید، حالا این فرشتگان یا از سنخ ملائکه‌‌الارض باشند، یا از سنخ ملائکه‌السماء باشند، امام سجاد(ع) بر تشییع‌کنندگان برف و باران صلوات فرستاده است و اثبات تجرد و عصمت این فرشتگان کار آسانی نیست، اگر اینچنین برهانی به دست آمد آن وقت باید روایاتی که درباره لغزش فرشتگان است، توجیه شود.
در آیه «مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»، از به کار بردن کلمه «فتح» به معنای کلید یا مخزن معلوم می‌شود که خداوند خزائنی دارد، «لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» هم این معنا را می‌رساند، همیشه بنا بر باز بودن در است، نه بستن در، کلید را هم می‌توان مفتاح گفت هم می‌توان مغلاق گفت، چون کلید در یک جهت باز می‌کند و در جهت دیگر می‌بندد، اما اساس کار خداوند بر گشودن و فتح است، امساک و ارسال الهی نظیر امساک و ارسال موجود مادی نیست که حتماً مادی باشد، علم، تقوا، زهد هم می‌تواند امساک و ارسال شود.
این فتح برای کسانی است که به مخزن برسند، اما کسانی که به مخزن دسترسی ندارند، چه گشوده باشد و چه بسته باشد، تفاوتی ندارد، به همین دلیل باید برای آن افراد ارسال کنند، باید کسی از مخزن بگیرد و برای او بفرستد تا از مخزن استفاده کند، اگر کسانی جزو «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى» شدند و عنداللهی شدند و در رحمت بر آنان باز شد، صرف باز شدن برای آنان کافی است، اما برای برخی دیگر باید ارسال شود.
هر کاری را که خدای سبحان کرد، پس از او نمی‌شود کار دیگری انجام داد؛ در سوره مبارکه جاثیه آمده است «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ» یعنی در برابر ذات اقدس اله دیگر نمی‌توان کاری انجام داد، آنجا که خداوند می‌بندد، کسی نمی‌تواند باز کند، آنجا که باز می‌کند کسی نمی‌تواند ببندد، این آیه حاکم بر بسیاری از آیات دیگر است، در آیات ضلالت که اضلال به خداوند نسبت داده می‌شود، این امساک فیض خداوند است، نه ارسال ضلالت، همه این آیات محکوم به آیه محل بحث هستند، خداوند آنجا که لازم باشد، در رحمت را باز می‌کند و وقتی که می‌بیند بی‌اثر است، نمی‌دهد.

رابطه ربوبیت و خالقیت
(در باب آیه) «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ»، چون در فضای مکه شرک بود، فرمود: نعمت، رحمت، فتح و ارسال از خداوند است و همه اینها به خالقیت خداوند برمی‌گردد، الا و لابد ربوبیت به خلقت بازمی‌گردد، مشرکان قبول دارند که غیر از خدا کسی دیگر خالق نیست، اما در ربوبیت مشکل دارند، ربوبیت را به غیر خداوند اسناد می‌دهند، اما غیر از خدا را رب، منعم، رازق، مرسل و مانند آن می‌دانید، اما باید بدانید که این ربوبیت به خلقت بازمی‌گردد، خداوند می‌پروراند، یعنی کمالی را به موجودی عطا می‌کند، ایجاد کمال و اعطای کمال همان خلقت می‌شود، پس ربوبیت به خلقت بازمی‌گردد.
برهان دیگر این است که خدای سبحان اگر بخواهد بپروراند الا و لابد باید خالق باشد، برای اینکه اگر کسی عهده‌دار تربیت موجودی شد در صورتی که او را نیافریده باشد و از ساختار درونی او بی‌اطلاع باشد، چگونه می‌تواند او را بپروراند؟ چه کسی می‌تواند یک تکه خاک را به صورت بدخشان و عقیق دربیاورد؟ حتماً کسی که رب است، باید خالق باشد، لذا ذات اقدس اله در قرآن کریم مسئله نعمت و رحمت را مطرح می‌کند و می‌گوید به یاد نعمت خداوند باشید.

تسلط شیطان بر انسان
سبب جدی گرفتن امور دنیایی می‌شود
آن رحمت، نعمت و فتح و ارسال را جز خالق، احدی نمی‌تواند انجام دهد، از این رو می‌فرماید «هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَیْرُ اللَّهِ»، چون انعام الا و لابد به خلقت بازمی‌گردد، تلازم میان خلقت و ربوبیت وجود دارد، روزی‌های آسمانی باران و اشعه آسمان و شمس و سایر کواکب، علوم و معارف، روزی‌های آسمانی است، اما روییدنی‌ها، کشاورزی‌ها، روزی‌های زمینی است، در ادامه می‌فرماید حالا که خالقی غیر از او نیست «لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ»، اگر کسی بخواهد کار بی‌اراده انجام بدهد ممکن نیست، شما مشرکان چرا منصرف و انحراف یافته‌اید.
خداوند در آیه «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ» می‌فرماید اى مردم همانا وعده خدا حق است زنهار تا این زندگى دنیا شما را فریب ندهد و زنهار تا شیطان فریبنده شما را درباره خدا نفریبد. دو خطر وجود دارد، یکی اینکه شما در میدان بازی هستید و دیگر اینکه فرد دیگری یعنی شیطان برای شما بازی‌گردانی کند، یک انسان حکیم وقتی می‌بیند بازیگران فوتبال و والیبال با هم دعوا می‌کنند، رنج می‌برد و می‌گوید بازی که برای تفریح است، با خود می‌گوید که بازی که محکمه قضا نمی‌خواهد، شما چرا بازی را جدی گرفتید؟ توی میدان بازی اگر کسی ببرد یا ببازد دیگر دعوا و فحش گفتن ندارد.
برخی‌ها آمدند بازی را جدی گرفتند و برای آن سرمایه‌گذاری کردند، حال آنکه بازی‌هایی همچون والیبال و فوتبال برای آن است که انسان رفع خستگی کند و نشاط بیابد، اگر کسی که بازی را جدی بگیرد، مغالطه کرده است، اما دو مغالطه است که جزو نوآوری‌های دین است، یک مغالطه این است که انسان یک موجود غیرانسانی را انسان خیال بکند، این غلط‌انداز است، دیگر اینکه بازی و هزل را جد بداند، این دو مطلب از نوآوری‌ها و ابتکارات دین است.

جدی گرفتن امور دنیایی مغالطه است
به همین دلیل هم در قرآن فرمود «وَیُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ» ما چیزی گفتیم که نه می‌دانید و نه شنیدید و نه می‌توانید باد بگیرید، به پیامبر هم فرمود «وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ» تو از کجا می‌خواهی یاد بگیری، این مغالطه را در نهج‌البلاغه امام علی(ع) در خطبه هفتم ذکر کرد، اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاکاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاکاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَکِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِکَهُ الشَّیْطَانُ فِی سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَی لِسَانِه» شیطان با برخی افراد کاری می‌کند که در سینه‌های‌شان وارد می‌شود، لانه می‌کند و تخم می‌گذارد، بچه‌های شیطان در سینه‌های این‌ها پرورش می‌یابد، تا جایی که شیطان با چشم آن‌ها نگاه می‌کند و با زبان آنان حرف می‌زند.
مسئله جد و بازی هم همین است، بازی بازی است، در قرآن فرمود خود دنیا هم جز بازیچه چیز دیگری نیست، مسئله تعلیم، تعلم و اوصاف الهی و مانند آن جدی است، اما من این مقام را دارم و تو آن مقام را داری، من این شهریه را می‌دهم و تو آن شهریه را می‌دهی، من باید جلو بیفتم تو باید جلو بیفتی اینها بازی و دنیا است «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ» یکی از بندگان خاص خدا وقتی اوضاع ما را می‌بیند، می‌خندد و می‌گوید اینها برای بازی دعوا می‌کنند.
در جای دیگر هم به نحو کلی گفت «وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ» شهریه را من باید بدهم یا تو، فرقی نمی‌کند، این بحث را من باید بکنم یا تو، اینکه من باید جلو بیفتم و باید این لقب را بگیرم، این بازی است، یک بازیگری به نام شیطان، انسان را بازی می‌دهد و این کار غرور است، نه بازی دنیا شما را سرگرم کند، نه آن بازیگر که فرمانده شما است، شما را سرگرم کند. او دشمن جدی شما است، ما همان‌طور که این بازی‌ها را می‌بینیم و می‌خندیم و می‌گوییم این‌ها برای چی دعوا می‌کنند، اوحدی از اهل ایمان وضع ما را می‌بینند و می‌خندند. بازی بازی است و حکمت حکمت است، مبادا شما بازی را با حکمت خلط کنید، که مغالطه اخلاقی می‌شود و اگر حیوانیت را با انسانیت خلط کردید، مغالطه معرفتی رخ داده است.
(درس اخلاق آیت‌الله جوادی آملی
سه‌شنبه هفتم آبان 1392)


نقطه نظر
آیت‌الله صادق آملی لاریجانی

عزم ملی برای امر به معروف
فریضه امر به معروف و نهي از منکر در آیات متعدد قرآن بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله در آیه 104 سوره آل‌عمران برای آمرین به معروف و ناهیان از منکر تعبیری همچون «فلاح» به کار برده شده است که نقطه نهایی یک انسان به شمار می‌رود. همچنین در آیه 114 همین سوره برای آمران به معروف و ناهیان از منکر تعبیر دیگری به کار برده شده که آن تعبیر چیزی جز صالحین نیست.
حديثي از امام باقر(ع) داریم که در آخرالزمان قومي مي‌آيند و اگر ضرري براي آنها نباشد، امر به معروف مي‌کنند وگرنه از آن اجتناب مي‌کنند. در روايت ديگري گويا ايشان پيش‌بيني کرده‌اند زماني را که عده‌اي امر به معروف و نهي از منکر را عيب مي‌بينند.
مرحوم امام(ره) در جلد اول تحرير‌الوسيله می‌فرمايند: «امر به معروف و نهي از منکر از بالاترين فرايض است و بقيه فرايض به اين دو اقامه مي‌شوند و وجوب اين دو از ضروريات دين است و منکر این دو فریضه اگر توجه و التزام به لوازم آن داشته باشد از کافرین محسوب می‌شود.»
همه دستگاه‌ها از جمله قوه قضائيه در مسئله امر به معروف و نهي از منکر وظايفي بر عهده دارند، با اينکه قانون اساسي تصريح داشته است که حدود و کيفيت امر به معروف و نهي از منکر را قانون مشخص مي‌کند، اما متأسفانه قوه مقننه اين کار را زمين گذاشته است.
یک نویسنده غربی در خصوص امر به معروف و نهی از منکر کتابی نوشته است. این نویسنده می‌گوید من به فکر افتادم که در هیچ جای دنیا مسئله امر به معروف و نهی از منکر نهادینه نیست، فقط در اسلام است که این موضوع مورد تأکید قرار گرفته است. این کتاب باید اسباب خجالت باشد برای کسانی که با طعم روشنفکری سعی در کم‌رنگ‌ کردن مقوله امر به معروف و نهی از منکر دارند و حرف‌های لیبرال‌ها را به زبان می‌آورند.
هنوز از خاطرمان نرفته است که در دوره اصلاحات بسیاری از افراد مروج این مسئله بودند که ما نباید به موضوع امر به معروف و نهی از منکر کاری داشته باشیم. در زمان فعلی نیز شاهد آن بودیم که برخی از مسئولان این سخنان را تکرار کردند، شبیه اینکه ما نباید به حجاب زنان ایراد بگیریم و در مورد موی خانم‌ها نظر بدهیم.
البته اين حرف درست است که فقط بي‌حجابي منکر نيست و منکرات ديگري هم مانند دروغ‌ها و غیبت‌هایی که در مجالس گفته می‌شود و فسادهای دامنگیری که وجود دارد و بايد با آنها برخورد شود، اما ما نبايد مسئله برخورد با بي‌حجابي را کم‌رنگ کنيم. متأسفانه اين افکار گاهي در کلمات ظاهر مي‌شود. ريشه اين حرف‌ها در مغرب‌زمين و اين تفکر، تفکر ليبراليسم است.
ما امروز نیازمند یک نهضت همگانی در کشور هستیم تا به وسیله آن بتوانیم همان‌گونه که نسبت به نماز و روزه حساس هستیم، نسبت به امر به معروف و نهی از منکر نیز حساس باشیم. امر به معروف و نهي از منکر هم نياز به يک عزم ملي دارد، ما مسکن مهر مي‌سازيم، اختراعات را تشويق مي‌کنيم، همه اين‌ کارها خوب است، اما همه اينها در سايه امر به معروف و نهي از منکر بايد باشد.


گزارش صبح‌صادق از سومین همایش بهداشت و سلامت در سپاه
اکثرکارکنان سپاه از سطح یک سلامت برخوردارند

رحیم محمدی

به مناسبت فرا رسیدن هفته سلامت، سومین همایش بهداشت و سلامت در سپاه با حضور فرماندهان و معاونان بهداشت و درمان رده‌های تابعه در ستاد کل سپاه برگزار شد که طی آن علاوه بر ایراد سخن توسط سخنرانان، فرمانده کل سپاه و تعداد دیگری از فرماندهان و مسئولان بهداشت و درمان سپاه را به عنوان دوستدار سلامت معرفی و از آنها تقدیر کرد. آنچه در ادامه آمده، گزیده‌ای از مطالب مطرح شده سخنرانان این همایش است که خبرنگار صبح‌صادق آن را تهیه کرده است.

* اکثرکارکنان سپاه از سطح یک سلامت برخوردارند
سردار «رضا عبداللهی» جانشین معاونت بهداشت و درمان کل سپاه در ابتدای این همایش با اشاره به اینکه طی ارزیابی‌هایی که این معاونت به عمل آورده، مشخص شده بیش از ۸۵ درصد کارکنان سپاه از سطح یک سلامت برخوردارند، گفت: اگر به مقوله سلامت در دین مبین اسلام نگاه کنید متوجه می‌شوید دین اسلام سرشار از آیات و روایات متعددی در حوزه سلامت است. لذا چنانچه حقیقتاً آنها را به کار گیریم در حوزه برترین‌های سلامت دنیا خواهیم بود. زیرا کشورهای غربی آموزه‌های دینی اسلام را می‌گیرند و همان‌ها را در قالب دیگری و با عنوان جدید، مجدداً به خودمان می‌دهند.
*اسلامی شدن دستگاه‌های نظام
به کندی پیش می‌رود
سردار سرلشکر «محمدعلی جعفری» فرمانده کل سپاه، سخنران بعدی مراسم بود که با انتقاد از پیشرفت کند اسلامی شدن دستگاه‌های نظام اسلامی، بیان داشت: مرحله سوم انقلاب که اکنون در آن قرار داریم مرحله‌ای است که اسلامی شدن برخی دستگاه‌های نظام در آن به کندی پیش می‌رود، در حالی که همه دستگاه‌های نظام اسلامی باید همه چیزشان و همه روش‌ها، نظام‌ها و آیین‌ها و فرهنگ سازمانی‌شان مبتنی بر مبانی دینی ـ اسلامی باشد.
وی با اشاره به اینکه رهبر معظم انقلاب از سپاه انتظار دارند تا الگویی سازمانی برای دیگر سازمان‌ها در اسلامی بودن باشد، اظهار کرد: سپاه نهادی انقلابی مبتنی بر مبانی دینی، تقوایی و ابعاد ایمانی است، به همین دلیل، برای اینکه این الگوسازی را با سرعت بیشتری طی کنیم، چاره‌ای نداریم جز اینکه شاخصه‌ها و مولفه‌های سنجش را در سپاه تعریف کنیم؛ یعنی احتیاج به جدولی داریم که ستون‌های آن، مبتنی بر سلامت روحی، روانی، معنوی، جسمی و روابط اجتماعی یا سازمانی باشد.
* سپاه باید در حوزه بهداشت و درمان خط‌شکن باشد
حجت‌الاسلام والمسلمین «علی سعیدی» نماینده ولی‌فقیه در سپاه نیز در سخنانی به تفاوت میان دو نگاه شرقی و غربی با اسلام درخصوص رابطه روح و جسم اشاره کرد و گفت: وقتی سبک زندگی استاندارد نباشد، پایه‌های بنایی که قرار است بر روی آن برپا شود محکم نخواهد بود، این هم به این دلیل است که دانش بشر محدود به نیازهای مادی شده است.
وی با بیان اینکه نوع جهان‌بینی، نحوه نگاه به ساختار زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، عنوان کرد: در نظام سلامت، سپاه نیز همانند نظام سلامت کشور متأسفانه تفکیک جنسیتی را در مراکز بهداشتی و درمانی خود به طور کامل رعایت نمی‌کند؛ این نشان می‌دهد که مرزبندی بهداشت و درمان ما همانند الگوی غربی است؛ البته اگرچه در بخش زنان رشد داشته‌ایم، ولی این رشد هدفمند نبوده است.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سعیدی تأکید کرد: سپاه باید همانند دوران دفاع مقدس که خط‌شکن بود، اکنون نیز در زمینه تفکیک جنسیتی در حوزه بهداشت و درمان خط‌شکن باشد و این را در تمام مراکز درمانی و بهداشتی خود به صورت کامل و صد درصد اعمال کند.
* طرح امام رضا(ع) مبتنی بر فرمایش رهبری است
سردار «نصرالله فتحیان» رئیس اداره بهداشت و درمان ستاد کل سپاه نیز در ادامه به اجرای طرح امام رضا(ع) اشاره کرد و گفت: طرح امام رضا(ع) مبتنی بر فرموده‌های رهبر معظم انقلاب هفت سال است که آغاز شده و این جزو اولویت فعالیت‌های بهداشت و درمان در ستاد کل نیروهای مسلح است که بر اساس آن 203 تکلیف برای خود لحاظ کردیم که تاکنون 70 درصد آنها اجرا شده و مابقی هم در حال اجرا است.
* 42 آیه درباره خوردن وجود دارد
دکتر «ضیایی» مسئول سابق بهداری وزارت دفاع و محقق طب اسلامی، نیز با تصریح این نکته که 42 آیه درباره خوردن وجود دارد، یادآور شد: شرایط جامعه به شکلی شده که به هر فرضیه و نظریه علمی شرق و غرب بها می‌دهیم، ولی به علم و یقین معصومین(ع) بها نمی‌دهیم برای نمونه در طب اسلامی آمده که انجیر دارای سی‌وهشت ماده ضد التهاب، هشت ماده ضد پوکی استخوان، دارای آهن، منیزیم، روی و منگنز است و علاوه بر این، رگ‌ها را نرم می‌کند که سبب گردش بهتر خون می‌شود.


یادداشت
عبدالله خدایی

سپاه نگهبان انقلاب اسلامی
در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 بنا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) به جوانان غیور و انقلابی ایران اسلامی، عده‌ای از دلسوختگان راستین و پیروان صدیق ولایت‌فقیه گردهم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پی‌ریزی کردند.
شاید در آن روزهای نخست که هدف سپاه را پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن مطرح می‌کردند، تصور نمی‌شد که چه مسئولیت سنگین و رسالت خطیری به عهده این تشکیلات تازه تأسیس خواهد بود، اما از آنجا که محرک حضور در این نهاد، خدمت بی‌شائبه به انقلاب اسلامی و اطاعت محض و عاشقانه از مقام والای ولایت‌فقیه بود، جملگی به عنوان بازوی توانمند ولی‌فقیه، خویشتن را برای هر نوع مأموریتی آماده کرده بودند.
امام خمینی(ره) در دوم اردیبهشت سال 1358 طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی، رسماًً تأسیس این نهاد مقدس را اعلام کردند و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه، در جهت سازماندهی این نهاد گام اساسی را برداشت.
سپاه نهادی نظامی در جهت اهداف و آرمان‌های والای انقلاب اسلامی است و نام‌گذاری سالروز ولادت سالار شهیدان به نام روز پاسدار از این جهت است که این نهاد انقلابی آرمانی بزرگ و مقدس دارد که آن حفاظت و نگهبانی از نظام و حکومتی است که براساس اسلام ناب محمدی(ص) برپا شده است و داعیه تحقق نسبی آن را در جهان امروزی دارد و دامنه این آرمان تا زمان حکومت عدل جهانی امام مهدی(عج) نیز گسترده است و سپاه در افقی فرازمند، دارای آرمان‌های مکتبی، انسانی و جهانشمول است که باید همیشه حرکت خود را به آن سو جهت دهد.
با توجه به اینکه مهم‌ترین مأموریت سپاه، حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بود، این تشکیلات تازه‌تأسیس تیم‌ها، دسته‌ها، گروهان‌ها و گردان‌های عملیاتی را صرفاً برای عملیات شهری و حفظ و ارتقای امنیت داخلی کشور شکل داد. در هر شهر و شهرستانی، سپاه به تناسب نیرویی که جذب می‌کرد و وسعت سرزمینی و حساسیت‌های امنیتی خاصی که آن منطقه داشت، وضعیت خود را سامان می‌داد.
با اوج‌گیری دسیسه‌های دشمنان و گروهک‌های ضدانقلاب در نقاطی چون کردستان، خوزستان و گنبد، سپاه پاسداران، برای مقابله با آنها بسیج شد و خصوصاً در کردستان، هنگامی که شورش‌های مسلحانه در نقاط کوهستانی کردنشین متمرکز شد، سپاه به‌طور جدی مقابل اشرار و ضد انقلاب صف‌آرایی کرد و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بزرگ‌ترین افتخار خود را رقم زد و با وجود همه موانع در کنار ارتش به مبارزه علیه رژیم بعثی پرداخت.
پس از جنگ تحمیلی نیز سپاه علاوه بر فعالیت‌های رزمی، دفاعی و آموزشی، در عرصه‌های مختلف سازندگی از جمله سدسازی، راه‌سازی، پروژه‌های کشاورزی، تولید قطعات صنعتی و... حضور فعال دارد.
سپاه اگرچه هویتی نظامی دارد، اما نظامی‌گری در واقع یک بعد از ابعاد هویت مقدس این نهاد مکتبی ـ مردمی است و طبق اصل 150 قانون اساسی؛ سپاه پاسداران وظیفه نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن را در همه شرایط بر عهده دارد و در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، نظامی، علمی و... در خدمت نظام اسلامی است.


یک حماسه

تجاوز نافرجام!
دخالت نظامي آمريكا كه به شكست مفتضحانه‌اي در صحرای طبس انجاميد، كوششي براي رهاسازي گروگان‌هاي آمريكايي بود كه در جريان تسخير لانه جاسوسي، به دست دانشجويان پيرو خط امام(ره) به دام افتاده بودند.
اين اقدامات آمريكا، به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي صورت مي‌گرفت؛ انقلابي كه ايران را از چنگال نفوذ آمريكاييان بيرون آورد. منابع سرشار نفت، موقعيت حساس ايران به علت داشتن مرزهاي طولاني با شوروي سابق، خريدهاي سرسام‌آور تجهيزات نظامي، داشتن نقش مثبت شاه در مسئله اعراب و رژیم صهیونیستی و دلايل فراوان ديگر، ايران را سودمندترين كشور براي آمريكايي‌ها کرده بود.
با پيروزي انقلاب، طبيعي بود كه آمريكا براي بازگرداندن آب رفته به جوي، دست به هر اقدامي بزند كه انجام شبه‌كودتاي نظامي در طبس، يكي از آنها بود.
اهميت واقعه طبس در اين نبود كه آمريكاييان براي نخستين بار آشكارا در داخل خاك ايران نيرو پياده كردند؛ زيرا اين واقعه، نمونه كوچكي از تجاوز آمريكايي‌ها را در كشورهاي مختلف جهان نشان مي‌دهد. اهميت واقعه صحراي طبس، در اين بود كه وقتي نظامي مردمي و اسلامي مورد عنايات باري تعالي باشد، حتي عواملي مانند ريگ‌ها و گردوغبار بيابان هم مي‌توانند ماشين جنگي قدرتمندترين كشور جهان را در هم بكوبد و منهدم سازد. از آن پس، تصميمات و اقدامات خصمانه آمريكا و دشمنان انقلاب در پرتو عنايت خداوند بي‌ثمر ‌ماند.
در پي شكست آمريكا در صحراي طبس، بار ديگر نظريه پيروزي فناوري بر ايمان رد شد و بر حيثيت و اعتبار جهاني انقلاب اسلامي افزوده شد. به دنبال عملیات نافرجام كماندوهاي آمريكا در طبس، امام خميني(ره) رهبر بزرگ‌ترين انقلاب ضد آمريكايي با صدور پيامي فرمودند: «اشتباه كارتر در آن است كه گمان مي‌كند با دست زدن به اين مانورهاي احمقانه، مي‌تواند ملت ايران را كه براي آزادي و استقلال خويش و براي اسلام عزيز از هيچ فداكاري روي گردان نيست، از راه خودش كه راه خدا و انسانيت است، منصرف كند. كارتر نفهميد كه با چه ملتي روبه‌روست و با چه مكتبي بازي مي‌كند. ملت ما، ملت خون و مكتب جهاد است. حمله به ايران، حمله به تمام بلاد مسلمين است.»


قبیله آفتاب

معمای بچه‌های «ماهی‌آباد»!
نادر در خانه، خواهر نداشت و مادرش تنها بود، وقتی از مدرسه برمی‌گشت به جای بازی با بچه‌های کوچه، در کار منزل به مادرش کمک می‌کرد. چنانکه هر وقت دوستانش به وی پیشنهاد بازی می‌دادند، او جواب مثبت نمی‌داد. این قضیه برای بچه‌های روستا معما شده بود تا اینکه یک روز موضوع را تفحص می‌کنند و متوجه می‌شوند که نادر لباس‌های شستنی خانه را به کنار نهر آب می‌برد تا در شستن آنها به مادر کمک کند. آنها تازه فهمیدند نادر چه کار بزرگی انجام می‌دهد.
به نقل از یکی از دوستان شهید نادر اصغری ماهی‌آبادی
نادر سال 1346 در روستای «ماهی‌آباد» شهرستان میانه، در یک خانواده مذهبی و سختکوش، دیده به جهان گشود. دوره دبستان را در زادگاهش آموخت، همزمان با آن در امور کشاورزی و دامداری، عصای دست پدر بود. پس از اتمام دوره دبستان، برای ادامه تحصیل به شهر میانه آمد و به تحصیلات راهنمایی و سپس دبیرستان مشغول شد. با تلاش، پیگیری و نمرات خوب، موفق به دریافت مدرک دیپلم شد. در ایام تعطیلات تابستانی به فعالیت‌های فرهنگی، مذهبی و انقلابی می‌پرداخت و از ارتباط با جوانان روستا و ارشاد و تبلیغ آنان غافل نبود. او همواره در پی شناخت حقایق هستی و عاشق معارف اسلامی بود، از این رو به دلیل اشباع این تشنگی، وارد حوزه علمیه ولی‌عصر(عج) تبریز شد، ولی پس از اندکی، احساس مسئولیت نسبت به حضور در جبهه، لبیک به ندای امام(ره) و اطاعت از فرمان ولی‌فقیه، سرنوشت او را دگرگون ساخت. بنابراین برای ادامه راه برادرش ناصر و هزاران شهید دیگر، چند بار در کربلای ایران حضور یافت. آخرین بار در سال 1365 راهی جبهه شد و سرانجام در تاریخ (19/10/1365) در عملیات کربلای پنج در شرق بصره شرکت جُست تا اینکه در بحبوحه نبرد، میان دو خاکریز با اولین گلوله خمپاره دشمن زخمی شد، پس از فاصله‌ای کوتاه با گلوله دوم، شهد شیرین شهادت را نوشید و به آرزوی دیرینه خود رسید.


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به عوامل پرفروش شدن فیلم‌های ده نمکی
چرا «معراجی‌ها» میلیاردی شد؟
مهدی امیدی

«معراجی‌ها» پنجمین فیلم سینمایی مسعود ده نمکی است که باز هم با استقبال خوب عموم مردم و فروش میلیاردی مواجه شده است، به طوری که به نظر می‌رسد این فیلم تا پایان زمان اکران خود، رکورد فروش بیش از پنج میلیارد تومان و حتی دستیابی به رقم شش میلیارد را ثبت کند. این درحالی است که کمتر کسی چنین استقبالی از این فیلم را پیش‌بینی می‌کرد.
پس از رونمایی از فیلم «معراجی‌ها» در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر ـ بهمن سال 92 ـ همه می‌گفتند این فیلم برخلاف آثار پیشین ده نمکی پرفروش نخواهد شد. دلایل مختلفی برای بروز چنین تصوری نزد اهالی سینما و رسانه وجود داشت. مهم‌ترین دلیل، عدم توجه به این فیلم در جشنواره بود. به دلیل حادثه تلخ انفجار و کشته شدن تعدادی از عوامل تولید معراجی‌ها، این فیلم با تأخیر به جشنواره رسید و به همین علت، آن چنان که باید و شاید دیده نشد. حتی رسانه‌ها و نشریات سینمایی نیز اغلب، هیچ خبر یا مطلبی درباره این فیلم منتشر نکردند. برخلاف دیگر تولیدات ده نمکی که همزمان با تعطیلات نوروزی اکران می‌شدند، این فیلم یک ماه زودتر و در اسفند ماه روی پرده سینماها رفت. اسفند به زمان مرده اکران موسوم است و معمولاً فیلم‌هایی که در این زمان نمایش داده می‌شوند، با حداقل استقبال مردمی مواجه می‌شوند. فارغ از این گونه مسائل حاشیه‌ای، خود فیلم «معراجی‌ها» هم ذاتأ قابلیت جذب مخاطب را ندارد. این اثر برخلاف سه‌گانه «اخراجی‌ها» حرف تازه‌ای برای گفتن نداشته و بار طنز آن نیز کم است. حتی نیمی از فیلم هم که به وقایع عملیات کربلای پنج می‌پردازد، تراژدی و اندوهناک است. ساختار دراماتیک هم اصلاً در آن دیده نمی‌شود. یعنی داستان بی‌فراز و فرود و کم رمقی دارد، یا به عبارتی اصلاً داستان ندارد. تنها نقاط قابل توجه آن، بازسازی نزدیک به واقع فضای مردمی دهه 60 و برخی از صحنه‌های جنگی است. همه این عوامل کافی بودند تا حتی خوش‌بین‌ترین افراد هم تصور کنند فیلم اخیر ده نمکی دچار شکست خواهد شد. اما دیدیم که این گونه نشد و «معراجی‌ها» با استقبالی فراتر از حد انتظار روبه‌رو شد.
اما به‌راستی چرا این گونه شد؟ چرا فیلم‌های ده نمکی پرفروش می‌شوند؟ یافتن پاسخ این پرسش می‌تواند به حل بسیاری از مشکلات امروز سینمای ما کمک کند. چون معضل اساسی سینمای ایران در سال‌های اخیر، ناتوانی در برقراری ارتباط با مخاطب عام بوده است. البته پاسخ‌های زیادی به این پرسش‌ها داده شده، اما اغلب، بیش از آنکه گویا و مبین مسئله باشد، پاک کردن صورت مسئله و ساده‌نمایی قضیه بوده است. مثلاً خیلی‌ها می‌گویند دلیل فروش بالای فیلم‌های ده نمکی، تابوشکنی و شوخی‌های این فیلم با خط قرمزهاست! اگر این گونه بود که باید خیلی فیلم‌های سینمای ما پرفروش می‌شدند. چون تعداد زیادی از آثار سینمای ما تابوشکن هستند. استدلال‌هایی چون حضور بازیگران چهره و طنز و ... هم که بیش از حد ساده‌انگارانه است. زیرا همه این تمهیدات از سوی دیگران هم به کار گرفته شده و به نتیجه خوبی نرسیده‌اند.
شاید یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت ده نمکی در جذب مخاطب، همین باشد که او طبق قواعد دیگران فیلم نمی‌سازد. او در سینمای ما یک «غریبه» است. نه جشنواره‌های سینمایی به او اقبالی نشان می‌دهند و نه نشریات تخصصی سینما. جریان‌های غالب و پدرخوانده‌های سینما نیز وی را جدی نمی‌گیرند. همه این عوامل به یک توفیق اجباری برای ده نمکی تبدیل شده‌اند. زیرا قاعده بازی برای هنرمندان در سینمای ایران، این گونه تعریف شده که باید برای ستایش نشریات و منتقدان و یا دریافت جایزه‌های جشنواره‌های غربی تلاش کنند. افرادی که در فضا و اتمسفر سینما رشد می‌کنند و پر و بال می‌گیرند، از ابتدا این گونه شرطی می‌شوند. یعنی اغلب کارگردان‌های سینمای ما از همان ابتدا که شروع به نوشتن سناریو می‌کنند و سپس پشت دوربین قرار می‌گیرند ـ خواسته یا ناخواسته ـ پیش و بیش از آنکه به فکر راضی کردن مخاطب عام باشند، در پی جلب توجه جشنواره‌ها و کانون‌های روشنفکری و منتقدان و نشریات تخصصی سینما هستند. اما ده نمکی چون در این فضا نبوده، از این گونه شروط و قواعد نیز رها است. او برخلاف بسیاری دیگر از هم‌صنفان کنونی‌اش، به جای پرسه زدن در محافل روشنفکری و هنری، زندگی‌اش را در کف جامعه و در میان فرودست‌ترین اقشار گذرانده است. آثار ده نمکی هم دقیقاً از همین جنس هستند؛ فیلم‌هایی که حرف‌های مردم عادی را می‌زنند. اتفاقات درون این فیلم‌ها برای عامه ملموس بوده و شخصیت‌های آنها نیز برای مردم، محسوس و باورپذیر هستند. تفاوت نمایش آلام و آرمان‌های مردم در فیلم‌های به اصطلاح اجتماعی و روشنفکری با فیلم‌هایی چون سه‌گانه «اخراجی‌ها»، «رسوایی» و «معراجی‌ها» این است که در این آثار، نگاه به رنج‌های جامعه از بالا و متکبرانه نیست.
دیگر اینکه، آدم‌های فیلم‌های ده نمکی، از الگوهای اسطوره‌ای کهن مردم ایران برآمده‌اند. شخصیت‌هایی هستند که هم در واقعیت ظهور و بروز یافته‌اند و هم اینکه، مردم سرزمین ما از کودکی در ذهن و رویای خود با آنها زندگی کرده‌اند.


توفانی که ساکن مانده است
حسین کارگر

یکی از عجایب عرصه رسانه‌ای ما بی‌توجهی به اتفاقی است که علاوه بر اهمیت تاریخی و ملی، قابلیت‌های هنری و نمایشی بزرگی دارد؛ 34 سال پیش در چنین روزهایی، آمریکا یک شکست تحقیرآمیز را در مقابل ملت ایران پذیرفت. درست چند ماه پس از خفت آمریکا در برابر دانشجویان پیرو خط امام(ره)، این بار نوبت به شن‌های طبس بود تا هیمنه پوشالی شیطان بزرگ را به بازی بگیرند. با این حال پس از گذشت این همه سال، هنوز هم از سوی دستگاه‌های فرهنگی و هنرمندان ما توجه خاصی به این معجزه الهی نشده است. تنها یک فیلم به نام «طوفان شن» به کارگردانی «جواد شمقدری» در این باره ساخته شد، اما حدود 20 سال از زمان ساخت این فیلم گذشته و کار دیگری صورت نگرفته است. این درحالی است که شکست آمریکا در طبس به خواست خداوند، از جمله حوادثی است که می‌توان براساس آن، ده‌ها فیلم ، سریال، انیمیشن ، بازی رایانه‌ای و تئاتر خلق کرد. کافی است فقط به ابعاد قضیه توجه شود.
حماسه‌هایی مانند آنچه 34 سال پیش در طبس رخ داد، تنها در افسانه‌ها آمده است. اما این ماجرای معجزه‌گونه یک واقعیت مسلم تاریخی و یک موضوع ناب و داغ برای هنرمندان است.
مسکوت ماندن چنین موضوعاتی درحالی است که در سوی مقابل، بارها اتفاق افتاده که دشمن با تحریف تاریخ، این گونه حوادث و حماسه‌ها را به سود خودش رقم زده است. درست مانند انقلاب دوم که طی آن لانه جاسوسی آمریکا در تهران سقوط کرد و آمریکایی‌ها پس از 30 سال با ساخت فیلم «آرگو» از این واقعه که در آن، آمریکا ذلیل شد، یک حماسه منجی‌گرایانه برای قهرمانی آمریکا ساختند! بعید نیست که با کم‌کاری‌های ما و مراکز فرهنگی ایران ـ به ویژه سینما و تلویزیون ـ شاهد باشیم که آمریکایی‌ها فیلمی هم درباره پیروزی خود بر طوفان شن طبس بسازند! و بعد هم انواع و اقسام جوایز را نثار آن کنند؛ از اسکار گرفته تا بافتا! آیا باید منتظر بمانیم تا سینمای آمریکا یک به یک پیروزی‌های ما را مصادره به مطلوب کند و ما هم فقط محکوم کنیم؟
یکی از راهکارهای ثبت وقایع تاریخ و انتقال بزرگی آنها به نسل‌های جدید و آیندگان، ترسیم آنها در قالب آثار هنری است. این هم اتفاق نمی‌افتد مگر با سیاستگذاری و برنامه‌ریزی مدیران فرهنگی کشور و هنرمندانی می‌توانند درباره چنین موضوعاتی فیلم بسازند که از تخصص و تعهد با هم برخوردار باشند.
بدون تردید خلق آثار هنری با الهام از چنین حماسه‌هایی نه‌تنها موجب آشنایی بیشتر مردم و به خصوص جوانان با چنین موضوعاتی می‌شود که فضای فرهنگی کشور را نیز پویاتر و جریان‌سازتر می‌سازد. طوفان شن پنجم اردیبهشت ماه سال 59 در عرصه فرهنگ و هنر کشور ما مسکوت مانده است، اما توجه به این حماسه در این عرصه توفان به پا خواهد کرد. آیا انتظار به سر خواهید رسید؟


خبرها

محبوب‌ترین سینماگران نزد مردم
حاتمی‌کیا، ده‌نمکی، زارعی و پرستویی، محبوب‌ترین سینماگران ایرانی نزد مردم هستند.
براساس نظرسنجی انجام شده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مردم تهران، در میان کارگردان‌های ایرانی، ابراهیم حاتمی‌کیا و مسعود ده‌نمکی از بیشترین محبوبیت برخوردارند. همچنین در بین بازیگران نیز مریلا زارعی و پرویز پرستویی بیشترین رأی را نزد مردم تهران کسب کرده‌اند. ضمن اینکه در این نظرسنجی، 56 درصد مردم اعلام کرده‌اند که تماشای فیلم ایرانی را بر فیلم خارجی ترجیح می‌دهند. «درام خانوادگی» هم موضوع مورد علاقه اکثریت مردم شناخته شده است.
بازیگر چینی پایتخت: تصویر رسانه‌های خارجی از ایران دروغ است
«منگ ‌هان ژانگ» بازیگر نقش چوچانگ در سریال «پایتخت3» در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم گفت: من بلد نیستم کار رسانه‌ای کنم، اما حاضرم به هر کاری که ایرانی‌‌ها بخواهند در مورد خودشان بسازند و ایران را به مردم چین معرفی کنند، کمک کنم.
وی تصریح کرد: مردم ایران به‌شدت مهربان و صلح‌دوست هستند، اصلاً مثل تصویری نیستند که اخبار رسانه‌های اروپایی و آمریکایی پخش می‌کنند، من دائماً باید به دوستانم در چین توضیح بدهم که اینجا خیلی فرق می‌کند با آن چیزی که در اخبار در مورد ایران می‌گویند، الآن من در حال تشویق خانواده‌ام هستم که به ایران بیایند و واقعیت اینجا را فارغ از رسانه‌‌ها ببینند. به همه هم همین را توصیه می‌کنم.
فیلم هالیوودی متهم به اختلاس شد

بررسی‌های دادگاهی در شهر لس‌آنجلس آمریکا نشان می‌دهد سینمایی «گرگ وال‌استریت» جدیدترین ساخته «مارتین اسکورسیزی»، کارگردان مشهور آمریکایی به احتمال فراوان با پول اختلاس ساخته شده است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا به نقل از شبکه سی‌ان‌ان، بررسی‌‌ها نشان می‌دهد که «برد ویووی» و «استیو ستبلر» که تهیه‌کنند‌گان گرگ وال‌استریت بوده و در سال 1994 نیز تهیه‌کنندگی کمدی «احمق و احمق‌تر» را نیز برعهده داشته‌اند، در سال‌های گذشته با استفاده از منافع حاصل از فروش این فیلم وارد معاملات غیرقانونی شده‌اند. براساس مدارک ارائه شده برد ویووی و استیو ستبلر در یک پرونده قاچاق کالا به کشورهای جنوب شرق آسیا که چند تن از مقامات دولتی مالزی را نیز درگیر یک پرونده بزرگ اختلاس کرده از متهمان اصلی بوده و به احتمال فراوان نیز گرگ وال‌استریت با پول حاصل از این اختلاس بزرگ ساخته شده است.


روی خط

جمع‌بندی تریبون اول
چرا مقام معظم رهبری سال۹۳ را سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام‌گذاری کردند؟
مطابق رسم چندساله اولین تریبون سال را به شعار سال اختصاص دادیم که در ادامه، جمع‌بندی نظرات تعدادی از همراهان تریبونی را می‌خوانید.

*اهمیت فرهنگ و اقتصاد در مقطع کنونی انقلاب
اینکه فرهنگ و اقتصاد در مقطع کنونی انقلاب اسلامی اهمیت زیادی دارد موضوعی بود که در بیان همراهان زیادی مطرح شده بود. از جمله این همراهان؛ الهام و محمد عباسقلی‌پور از املش، کاظم اردستانی از شهرری، مجید مقدم از زنجان، غلامرضا استکی از اصفهان، احمد محمدی از آبیک، سیدمحمد خدایی از یزد بودند که البته برخی از آنان علت را هجمه دشمن به این دو مقوله بیان کرده‌اند.
*وابستگی فرهنگ و اقتصاد به هم
برخی همراهان معتقد بودند فرهنگ ارجح است و با توجه به وابستگی این دو مقوله امسال هر دو شعار سال قرار گرفته است. «نادرى» از این جمله همراهان است و دیگر عزیزان همچون؛ قربان امینی از میانه، رضا محمدی از خراسان شمالی بر توجه توامان به فرهنگ و اقتصاد تآکید کرده‌اند.
* کم شدن توجه مسئولان به فرهنگ
فاطمه پيري از نقده، مهدی شهریاری از راور، امين نجفي از جزيره قشم، جمالی از کرمانشاه، عرب‌پور از همدان، حسن جمشیدی از کرمانشاه، اکبر سیاهی از مرند از کم‌توجهی مسئولان مربوطه به فرهنگ سخن گفته‌اند.
*نقشه راه و پیش‌بینی آینده
اشاره به دورنگری رهبری و بیان نقشه راه توسط ایشان هم نظراتی بود که در پیام‌های علی مجیدی هفت‌چشمه از آذرشهر، صمد عباسی از چاراویماق، حليمه حيدري از ماهشهر، محسن پایدار از یاسوج، محمدمهدى آردن از بوشهر، سلیمانی از سنندج، باباكريمى از قم و حسين سيدي از اصفهان دیده شد.
عبدالله اوجاقی از بستان‌آباد معتقد است: کشور با سه عنصر مقتدر می‌شود: علم، اقتصاد، فرهنگ و شهرام کریمی کسبی هم نظری مشابه دارد.
خانم استکي از اصفهان هم گفته است: حضرت آقا با شعار امسال رابطه فرهنگ و اقتصاد را براي ما مشخص کرده‌اند.
* نیازهای امروز کشور
دغدغه فرهنگی، نیاز جامعه و مقتضیات زمان، تکیه براقتصاد و تولیدات داخلی و مردمی، توجه به فرهنگ صحیح مصرف، مشارکت مردم در سازندگی کشور مواردی بود که محمد زارعی برآبادی از خواف مطرح کرد و محمدكريم زاده و عبدالمجید دارابی از اصفهان، مرتضی صفایی‌فر و امیر رجبی فرد از کاشان و روح‌الله گودرزی از بروجرد چنین نظری داشتند.
شعار مديريت جهادي كليدي‌ترين واژه است. اگر مدیريت جهادي حل شود، هم در حوزه فرهنگ هم در حوزه اقتصاد مشكلات حل می‌شود، این جمله‌ای از محسن نجف‌پور از كرمان بود و مصطفی اکبری از داران گفته است: با همت مسئولان و همه مردم و با یک مدیریت جهادگونه و همگانی می‌توان قله‌های ترقی و پیشرفت را فتح کرد و در مقابل تحریم‌های دشمنان ایران و اسلام ایستادگی کرد. حسین کیخا از شهرستان زابل هم نظری مشابه داشت.
عفت شيردل از بجنورد معتقد است: هيچ كشوري از نظر اقتصادي توسعه نيافته مگر آنكه ابتدا زيرساخت‌هاي فرهنگي را درجامعه نهادينه كرده است.
حجت‌الله عبدی از بروجرد هم معتقد است: دو اصل اقتصاد و فرهنگ که هم اکنون کشور ما از این دو ناحیه بسیار آسیب‌دیده است و برای ترمیم و بازسازی آن نیاز به یک عزم همگانی و ملی دارد که رضا زمانی از بوشهر و محمدجواد قنبرى از کرمانشاه هم چنین نظری دارند.

*تحرکات دشمن و کم‌تدبیری مسئولان فرهنگی
فاطمه رستمی از کازرون معتقد است: عزم و اراده تک‌تک ما ایرانی‌ها در مقاومتی کردن اقتصادمان و در کنار آن قوی کردن فرهنگ کشورمان لازمه امروز و فرداست و مجید طولانی از کرمانشاه به نگاه درون‌زای رهبری اشاره کرده است.
محمدصادق مستقیمی از نایین هم نوشته است: از طرفی تحرکات دشمن و از طرفی هم نابخردی و کم‌تدبیری مسئولان فرهنگی سبب شد تا رهبری اقتصاد و فرهنگ را سرلوحه حرکت امسال قرار دهند.
برندگان تریبون اول

محمود نصیری از شاهرود / عبدالله اوجاقی از بستان‌آباد
حجت‌الله عبدی از بروجرد
سوال تریبون دوم

مخالفت آمریکا با حضور نماینده منتخب ایران در سازمان ملل را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


گزیده مطالب

ما ایستاده‌ایم...
چند سالی است که به ابتکار مسئولان سازمان بسیج برای اردوهای راهیان نور نوروزی شعاری در نظر گرفته می‌شود. شعار امسال این کاروان‌ها نیز این بود: «ما ایستاده‌ایم».
از آنجا که به عنایت شهدا امسال هم توفیق حاصل شد و لحظه تحویل سال در شلمچه میهمان شهدا بودیم، تصمیم گرفتم چند خطی پیرامون این شعار بنویسم.
اگر از دلایل انتخاب این شعار ـ که انصافاً در اوضاع کنونی شعار بجایی بود ـ بگذریم، برای پرداختن به این موضوع به نظرم رسید پرسشی مطرح کنم که شاید خوانندگان نیز با پاسخ به آن با من همراه شوند و ببینیم نسبت ما با این جمله صرفاً یک شعار است یا در عمل هم آن‌طور که باید و شاید به آن عمل کرده‌ایم.
سوالی که به ذهنم خطور کرد این بود که: ما ایستاده‌ایم، اما کجا و چطور؟
آیا در لشکر امام حسینیم یا همراه یزید ایستاده‌ایم؟ آیا به یاری حق ایستاده‌ایم یا به گرفتن حق‌مان؟! آیا بر گرده مظلومی ایستاده‌ایم یا صورت به صورت ظالمی؟ آیا روی خون شهدا ایستاده‌ایم یا به سهم‌خواهی از نام و خون شهدا قد علم کرده‌ایم؟
آیا همچون سلمان قدم جای پای امام زمان‌مان گذاشته و ایستاده‌ایم یا چون بعضی دیگر گاهی جلوتر و گاهی عقب‌تر؟ آیا ایستاده‌ایم به شعار دادن و فرستادن دیگران به میدان کارزار یا همچون شهدا در خط مقدم ایستاده و دیگران را نیز به همراهی خود فرا می‌خوانیم؟
ایستاده‌ایم به مبارزه یا ایستاده‌ایم به مذاکره؟! آیا در صف جان دادن در راه انقلاب ایستاده‌ایم یا در صف گرفتن یارانه و سبد کالا؟ آیا ایستاده‌ایم به تماشای ذبح حسین زمان و یارانش، یا ایستاده‌ایم به یاری مظلوم زمان؟ آیا به توپ زدن در زمین ارزش‌ها ایستاده‌ایم یا از بی‌بصیرتی در زمین دشمن ایستاده و گل به خودی می‌زنیم؟!
اینجاست که یاد روایتی درباره قیامت افتادم که: در صحرای قیامت دو صف درست می‌شود و اهل محشر در آنها می‌ایستند؛ صف اول مربوط به آنان است که در دنیا در راه خیر و صلاح ایستادند و هرگز عقب‌نشینی نکردند و صف دوم آنها که در دنیا در جبهه باطل ایستادند و مقابل حق به مبارزه پرداختند. اما وای به حال گروهی که عددشان هم کم نیست. آنان دسته سومی هستند به نام منافقین که به راستی در دنیا نه در صف اهل حق ایستادند، نه در صف اهل باطل، بلکه اصطلاحاً هر طرف که بادی وزید و منفعتی در آنجا بود در صف مقدم ایستادند! اینان به تمثیل روایت در قیامت همچون کف یا خاشاک روی آب سرگردانند تا به حساب آن دو دسته اول کاملاً رسیدگی شود و هرگاه از خستگی اعتراضی می‌کنند به آنها خطاب می‌رسد فعلاً بایستید، چون در دنیا معلوم نبود که کجا ایستاده بودید!
بخش دوم سوال این بود که چطور ایستاده‌ایم؟ آیا «کالجبل الراسخ... » مثل کوهی ایستاده‌ایم که هیچ توفان و تندبادی بر ما اثر نمی‌کند یا با وزش کوچک‌ترین ناملایماتی قلب و جان‌مان لرزیده و متعاقباً پای‌مان سست می‌شود؟
آیا آنجا که باید عمارگونه به روشنگری بپردازیم، با مصلحت‌سنجی و تفسیر به رأی از روایت حضرت امیر(ع) که می‌فرماید در فتنه‌ها «کأبن اللبون... » مثل بچه شتر باشید، سکوت اختیار کرده کمثل‌الحمار یحمل اسفارا... خود را قهرمان ملی می‌پنداریم؟!
چه خوب است در این ابتدای سال که مقارن با شهادت و ولادت حضرت زهرا(س) شده، از این بانوی 18 ساله یاد بگیریم که به حقیقت آیه قرآن: «بالمال و البنین و الانفس» از مال و فرزند و جانش در راه خدا جهاد کرده و آنجا که می‌توانست از درآمد فدک خود به راه ولی خدا ایثار کرد، پس از آن با ایستادن در پشت در، محسن شش ماهه‌اش را فدا کرد و در نهایت جان ارزشمند خود را در راه خدا ایثار کرد، بدون طلب هیچ أجر و مزدی؛ «لا نرید منکم جزاءً و لا شکورا» البته ناگفته نماند که آنجا هم مثل همیشه یک عده ایستاده بودند، ولی هیزم به دست در پشت در...!
یاد کنیم از پدران و مادران صبور شهدا که با دادن یک یا چند فرزند خود در راه خدا، چونان سرو ایستاده و خم به ابرو نمی‌آورند و البته از این پدران و مادران است که فرزندانی تقدیم انقلاب می‌شود که هر گاه دشمن نگاه چپ به این مرز و بوم می‌کند در خاکریزها و سنگرها حاضر شده و جانفشانی‌ها می‌کنند. همان جوانانی که بخشی از آنان روزگاری در این سرزمین با دست خالی و با تن خود در مقابل تانک‌های دشمن ایستادند، آنقدر دولا دولا ایستادند و راه رفتند تا ما امروز در امنیت کامل راست راست راه برویم و...
«ربنا أفرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وأنصرنا علی القوم الکافرین»
تهران ـ سیدمیثم میرغضنفری


کتیبه سبز

سیب سرخی سر نیزه‌ست...
زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم
باید این بار به غوغای قیامت برسم
من به «قدقامت» یاران نرسیدم، ای کاش
لااقل رکعت آخر به جماعت برسم
آه مادر! مگر از من چه گناهی سر زد
که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟!
طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من
نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم
سیب سرخی سر نیزه‌ست، دعا کن من نیز
این چنین کال نمانم به شهادت برسم...

محمدمهدی سیار





پسرش را به آسمان ببرید

(برای شهید علی خلیلی)
بال‌هایت به سمت پرواز است
چشم‌هایت دو چشم راز است
تا شهادت کمی تحمل کن
درِ این باغ تا ابد باز است
خون «عباس» بوده در رگ تو
غیرتت عشق را سبب‌ساز است
که دم شاعران چنین گرم است
که دل لاله‌ها چنین تازه است
دور نور «حسین» می‌گردد
جسم پروانه‌ای که جانباز است
«هر ده انگشت شهر، بی‌تو بنان»
هر لبی با تو گرم آواز است
در غم جانگداز... «می‌خواند»
مادری که الهه ناز است
پسرش را به آسمان ببرید
پسرش قله‌ای سرافراز است...
عارفه دهقانی


حسن ختام

سيرابم كن از شراب ديدارت...
سال‌ها فرسوده‌ام به جاده پای چشمانم را
و پاي نهال اميدم اشك افشانده‌ام به خاك‌های انتظار
من ويرانم از دلگيری فاصله‌ها...
از تنهايی پوسيده طلوعِ غروب‌های غريبی و غم...
پس كجاست صبح ظهور تو يوسفي كه باز خواهي گشت به كنعان اميدم؟!
تا باد صبا نرگس بيارد روی دست قاصدك‌ها
منم و پای چشم به راهی‌ام در فرسودگی جاده‌ها...
اي نشسته در دل‌ها و غايب از انظار!
رخ بنما كه جهان را ظلم و فساد فرا گرفته و جان مشتاقانت بر لب رسيده، بلكه چون ستاره‌ای كم‌سو در حال خاموش شدن می‌باشد.
بيا و به باغبانی گل‌های پژمرده وجودمان بنشين و علف‌های هرز را از صفحه اين باغ سراسر پایيزی پاك كن، چرا كه ما ديگر توان زندگی‌ در ميان خار و خاشاك و سرما را نداريم.
روزی که مژده آمدنت را به من بدهند، بدون تأمل به راه می‌افتم، ثری و ثریا را به دنبالت می‌گردم و آنگاه که تو را یافتم سپیدی گام‌هایت را ...
كهكشان بی‌انتهای من!
درياب ستاره خاموشت را
وصله می‌زنم پلك خسته انتظارم را
به افق جاده‌های ظهورت
گره می‌‌زنم از غم هجرانت
در كنج ويرانه‌های آسمان پوسيده
ريسمان اشكم را
تو كه اندوه انبوهم را گره‌گشايی
سيرابم كن از شراب ديدارت...