بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

پدیداری دلیل و راه
پیامد طرح مسئله «نرمش قهرمانانه» و روی‌کارآمدن دولت جدید، از سرگیری مذاکرات جدید هسته‌ای ایران با غرب بود. این مذاکرات منجر به امضای توافقنامه موقت هسته‌ای ژنو شد که در داخل و خارج کشور تفسیرهای متفاوتی را به همراه داشت. فاصله تفسیرهای متفاوت داخلی با یکدیگر بسیار زیاد بود تا آنجا که برخی به آن بسیار خوشبین بودند و برخی نیز بسیار بدبین. شاید این برداشت‌های بسیار متفاوت از محتوای توافقنامه در دوره‌ای که شاخص جامع و روشنی برای ارزیابی وجود نداشت لازم و مفید بود، اما پس از مشخص شدن مبنای این حرکت، لازم است در برخورد با موضوع بازنگری هوشمندانه‌ای صورت گیرد. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) اواخر هفته گذشته در دیدار رئیس‌، مدیران و متخصصان انرژی هسته‌ای مبنای این حرکت را مشخص کردند و فرمودند: «هدف آن‌ها این است که با این بهانه (بحث هسته‌ای) فضای بین‌المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته‌ای موافقت شد تا این جو جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود.» بنابراین با آشکار شدن دلیل اصلی از سرگیری مذاکرات جدید هسته‌ای با غرب، لازم است موضوع با عبور از مرحله ماقبل و درک وضعیت جدید دنبال شود.
در آغاز مرحله قبل که ایران گام‌های اولیه را در مسیر هسته‌ای شدن برمی‌داشت طبعاً از وضعیتی ضعیف و شکننده برخودار بود و دشمن تلاش می‌کرد با فشار بر ایران، فعالیت‌های هسته‌ای را در همان مرحله متوقف کند که در مقطعی هم تا حدی موفق شد که با اراده و همت مسئولان وقت این وضعیت دوام نیاورد و فعالیت‌های هسته‌ای با شتاب بیشتر به حرکت خود ادامه داد. در آن دوره که تنها ابزار دشمن برای برخورد با ایران تحریم بود و اعمال تحریم‌ها نیز به‌راحتی و با سرعت امکان نداشت؛ زیرا شتاب در آن به اصل موضوع آسیب‌ می‌زد و پیامدهای خطرناکی در انتظارش بود، ایران از فرصت فراهم شده بیشترین بهره‌برداری را کرد و در عرصه‌های مختلف فناوری هسته‌ای به دستاوردهایی رسید که امکان نادیده انگاشتن و حذف آن نبود، به عبارتی ایران با یک برنامه‌ریزی حساب شده به نقطه تثبیت رسید و اینها همه در سایه گفت‌وگوهای تنظیم شده بر محور مقاومت بود. از این رو ایران در تمامی گفت‌وگوهای آن دوره کوچک‌ترین امتیازی به دشمن نداد. با وجود تشدید تحریم‌ها قطعاً ادامه آن روند همچنان میسر بود، اما امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دلیل ادامه نیافتن آن روند را بیان فرمودند؛ از این رو به نظر می‌رسد صاحب‌نظران و تحلیل‌گران نیز باید از مرحله گذشته عبور کنند و با ایجاد ارتباط منطقی میان آن مرحله و مرحله جدید بر اساس آنچه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، مذاکرات را براساس وضعیت جدید تحلیل و تفسیر کنند. ماندن در فضای گذشته و تحلیل مباحث مرحله جدید با شاخص‌های آن زمان باعث ناسازگاری مضر می‌شود. معنای این درخواست دعوت به سکوت و پرهیز از نقد و... نیست که برعکس باید نقد و بحث باشد، اما براساس شاخص‌هایی که در فضای جدید کارآیی دارد. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ادامه فراز فوق فرمودند: «البته مذاکرات به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته‌ای خود کوتاه خواهد آمد.» یا در بخش دیگری بیان داشتند: «هیچ یک از دستاوردهای هسته‌ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله بر روی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.» یک روی این بیانات متوجه گروه مذاکره‌کننده است و یک روی دیگر آن متوجه صاحب‌نظرانی که بر اساس وظیفه دینی و ملی باید موضوع را رصد و به موفقیت آن کمک کنند. چنانچه هر دو گروه پس از درک این مسئله صادقانه و خالصانه به وظیفه عمل کنند با هم‌افزایی شکل گرفته موفقیت حتمی است. ان‌شاء‌الله

رضا گرمابدری


فرمانده نیروی هوافضای سپاه
هر جا گوش شنوا داشتیم، پیشرفت کردیم
هر جا گوش شنوا داشتیم، پیشرفت کردیم و در بخش‌هایی که گوش شنوا وجود نداشت هنوز با مشکلاتی مواجه هستیم. پس لازمه پیشرفت این است که باید از انقلاب، انقلابی دفاع کنیم.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار سرتیپ «امیرعلی حاجی‌زاده» فرمانده نیروی هوافضای سپاه در مراسم گرامیداشت شهید «حبیب‌الله کریمی» و 146 شهید گروه 63 توپخانه خاتم‌الانبیاء(ص) با اشاره به جایگاه این شهید بزرگوار گفت: شهید کریمی مسیری را انتخاب کرد که توانست به مقام شهادت برسد، آن هم در شرایطی که جان تعدادی از همرزمان خود را با شجاعت نجات داد.
وی با اشاره به تأکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر حفظ یاد و نام شهدا، بهترین مسیر برای فائق آمدن بر مشکلات را مسیر مقاومت دانست و افزود: آمریکا شصت سال است که علیه مردم ایران توطئه می‌کند و قصد دارد این کشور را استثمار کند، به همین دلیل نباید به آنها نگاه خوش‌بینانه داشته باشیم و اگر هم پشت میز مذاکره می‌نشینیم باید توجه کنیم که با دشمن خود در حال مذاکره هستیم و باور نکنیم که پشت میز مذاکره، معضلات کشور حل می‌شود، بلکه برای دورسازی دشمنی‌ها و به‌ عنوان تاکتیک و یک حرکت مقطعی است و این ایرادی ندارد، اما نباید باور کنیم که با این مذاکرات مشکلات مردم حل می‌شود.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه در ادامه به موضوع سوریه اشاره کرد و گفت: امروز اقتدار ایران هزار برابر شده است، برای نمونه در قضیه سوریه باوجود اینکه 86 کشور دنیا برای تغییر حکومت سوریه و بشار اسد ایستادگی کردند، ولی چون نظر جمهوری اسلامی ایران این نبود آنها شکست خوردند.
وی در ادامه با اشاره به پیشرفت‌های حاصل شده در صنایع نظامی تأکید کرد: اگر در صنایع موشکی پیشرفت‌هایی داشتیم به دلیل این بوده که نسبت به فرمایشات رهبر معظم انقلاب گوش شنوا داشتیم و توانستیم کارهای این‌چنینی انجام دهیم.
سردار حاجی‌زاده با تأکید بر لزوم عزم ملی و مدیریت جهادی در تمامی عرصه‌ها تصریح کرد: امروز برخی قدرت‌های بزرگ که شاید به فکر کسی نرسد در برخی تکنولوژی‌ها از ما کمک می‌خواهند.
وی همچنین در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه در آینده نزدیک دستاوردهای بسیار خوبی را به اطلاع مردم خواهیم رساند، در پاسخ به پرسش خبرنگار ما در خصوص علت هشدار رهبر معظم انقلاب مبنی بر جلوگیری از تحریف دفاع مقدس، بیان داشت: در کشور افرادی وجود دارند که مخالف شهدا، یادواره‌های شهدا و حتی مخالف تفحص شهدا و راهیان نور هستند، چرا که آنها مخالف حرکات انقلابی و مخالف آرمان‌های امام(ره) هستند و این موضوع نیز برای امروز نیست و از اول انقلاب تاکنون بوده است.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه همچنین در پایان از اطلاع‌رسانی درباره دستاوردهای جدید این نیرو در حوزه‌های کشف و شناسایی در آینده نزدیک خبر داد.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

تحریم‌ها هزینه هسته‌ای شدن یا داشتن هویت مستقل
تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی علیه ملت ایران طی سال‌های اخیر از سوی غرب با محوریت آمریکا، به‌گونه‌ای بوده که مقامات ایالات متحده با صراحت از این تحریم‌ها با عنوان «تحریم‌های فلج‌کننده» یاد کرده‌اند. آقای اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا، افتخارش را این می‌داند که موفق شده، شدیدترین تحریم‌ها در تاریخ را علیه جمهوری اسلامی اعمال نماید و بر تشدید تحریم‌ها در صورت لزوم تأکید دارد. بدیهی است که این تحریم‌ها بر اقتصاد ایران و زندگی مردم ایران تأثیر داشته و دارد، لکن نه آنگونه که عاملان تحریم انتظار دارند. تحریم‌کنندگان و به‌ویژه آمریکایی‌ها دلیل اصلی اعمال فشارها و تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی را فعالیت‌های هسته‌ای ایران اعلام کرده و مکرر می‌گویند، برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، تمام گزینه‌ها را بر روی میز دارند. طی ده سال گذشته کشورهای غربی خواستار تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران برای لغو تحریم‌ها بوده و رسانه‌های آنان به‌گونه‌ای به تحلیل و تفسیر مسائل مرتبط با تحریم‌ها و فعالیت‌های هسته‌ای ایران پرداخته‌اند که این‌گونه وانمود می‌شود دلیل اصلی تحریم‌ها، فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. در چنین فضایی این سوالات مطرح می‌شود که آیا چنین هزینه‌هایی برای هسته‌ای شدن و دستیابی به دانش و فناوری هسته‌ای، دارای توجیه منطقی است؟ مگر انرژی هسته‌ای چه اندازه ارزش دارد که ملت ایران باید برای آن هزینه‌های سنگینی را بپردازد؟ آیا بهتر نیست برای پیشرفت، به جای ایستادگی بر چرخه سوخت هسته‌ای و پرداخت هزینه‌های سنگین، در حوزه‌های دیگر سرمایه‌گذاری کنیم؟ سوالات بسیاری از این دست، می‌تواند باشد و برخی از رسانه‌های داخلی و عمدتاً رسانه‌های خارجی نیز به القای چنین پرسش‌هایی کمک می‌کنند. در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت اگر فشارها و تحریم‌ها حقیقتاً برای فعالیت‌های هسته‌ای بود، برای پیشبرد فعالیت‌های هسته‌ای باید به تمامی این پرسش‌ها پاسخ منطقی داده می‌شد و با بررسی هزینه ـ فایده تصمیم‌گیری در سطح عالی نظام صورت می‌پذیرفت. لکن دلایل فراوانی وجود دارد که وضع تحریم‌ها و اعمال فشارهای گوناگون بر جمهوری اسلامی و ملت ایران به دلیل موضوع هسته‌ای نبوده و این موضوع بهانه‌ای بیش برای توجیه فشارها و تحریم‌ها نیست. این سخن و ادعا به آن معنی است که با گرفتن بهانه هسته‌ای از غرب و خصوصاً آمریکا آنها برای تداوم فشارها به ایران به بهانه‌های دیگر متوسل می‌شوند. اگر ملت ایران تمامی فعالیت‌های هسته‌ای خود را متوقف سازد، نتیجه‌اش رفع تحریم‌ها و برداشتن فشارها نخواهد بود. بنابراین می‌توان گفت فشارها و تحریم‌ها علیه ایران از سوی غرب تماماً هزینه هسته‌ای شدن و دستیابی به چرخه سوخت نیست. این هزینه‌ها هزینه‌های دست یافتن ملت ایران به هویت مستقل بر مبنای مختصات اسلامی و ملی خود است. واقعیت آن است که ملت ایران با انقلاب اسلامی خارج از اراده قدرت‌های شیطانی حاکم بر جهان به حرکت درآمده و به سمت قله‌ها پیش می‌رود. این حرکت پرشتاب و تمدن‌ساز ایرانیان براساس یک هویت مستقل در نظام بین‌الملل، نظام سلطه را به شدت نگران و عصبانی ساخته و او برای بازداشتن جمهوری اسلامی از حرکت، به هر ابزار و بهانه‌ای متوسل می‌شود. بنابراین موضوعات هسته‌ای، حقوق بشر، تروریسم، صلح و امنیت و ... تماماً بهانه‌های توجیه فشارها برای افکار عمومی است. غرب با پیشرفت تمدن‌ساز ایران مشکل دارد و نمی‌خواهد با تبدیل شدن جمهوری اسلامی پیشرفته با نظام دینی به یک الگو برای دیگر مسلمانان و ملل محروم جهان، هندسه سیاسی جهان تغییر کند و با جابه‌جایی قدرت و تمدن، دوران سلطه‌اش بر جهان پایان یابد.
تحریم‌ها هزینه هسته‌ای شدن یا داشتن هویت مستقل
بقیه از صفحه اول
اگر این تحلیل را بپذیریم که دلیل بر درستی آن بسیار است؛ تنها راه رفع تحریم‌ها و برداشتن فشارها از جمهوری اسلامی و ملت ایران، دست برداشتن از این هویت مستقل، خداحافظی با استقلال و عزت ملی و همراه شدن با غرب و آمریکا و پذیرش سلطه آنان است. ملت ایران با انقلاب خود، راه عزت را برگزیده و در این راه دست به استقامت زده است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی طی سالیان اخیر، با چنین نگاهی بر موضوع تداوم فعالیت‌های هسته‌ای پافشاری کرده و از این طریق، از هویت مستقل، استقلال و عزت ملی ایرانیان در برابر تندبادها و طوفان‌های سهمگین دفاع کرده است. در همین راستا معظم‌له در روز بیستم فروردین (روز ملی فناوری هسته‌ای) در دیدار مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی با تأکید بر ضرورت تداوم حرکت پیشرفت علمی و فناوری کشور در خصوص موضوع هسته‌ای فرمودند: «... اگر حرکت علمی در فناوری هسته‌ای با قدرت و جدیت ادامه یابد، طیف متنوعی از فناوری‌ها، با شتاب، به‌وجود خواهد آمد بنابراین مطلقاً در زمینه حرکت علمی هسته‌ای امکان توقف و یا کند شدن وجود ندارد.»
رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در این دیدار، پاسخ پرسش‌های القایی به افکار عمومی را این‌چنین می‌دهند: «تحریم‌ها و فشارها ناشی از موضوع هسته‌ای نیست، بلکه آنها با هویت مستقل ملت ایران و جمهوری اسلامی که از ایمان و اعتقاد اسلامی سرمنشأ می‌گیرد و همچنین با افق‌های آینده این ملت و نظام و زیر بار حرف زور نرفتن آنها مخالفند.» معظم‌له با تأکید بر بهانه بودن موضوع هسته‌ای برای فشارها جهت بازداشتن ملت ایران از حرکت با هویت مستقل، می‌فرمایند: «بنابراین اینکه گفته شود تحریم‌ها و فشارها هزینه دستاوردهای هسته‌ای است، موضوع صحیحی نیست زیرا اگر موضوع هسته‌ای هم نبود، آنها بهانه دیگری می‌گرفتند همانطور که اکنون و در حین مذاکرات، آمریکایی‌ها بهانه حقوق بشر را مطرح می‌کنند... اگر موضوع حقوق بشر هم حل شود، آنها دنبال بهانه دیگری خواهند رفت، بنابراین تنها راه این است که به مسیر پیشرفت خود با قدرت ادامه دهیم و زیر بار حرف زور نرویم.»


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار مدیران و متخصصان سازمان انرژی اتمی
مذاکره‌کنندگان کشورمان هیچ حرف زوری را نباید از طرف مقابل قبول کنند

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز ملی فناوری هسته‌ای در دیدار رئیس، مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی، در ابتدای سخنان خود با تبریک بیستم فروردین ماه، روز ملی فناوری هسته‌ای، ثبت چنین روزی در تقویم رسمی کشور را نتیجه تلاش‌ها و مجاهدت‌های نیروهای متخصص و متعهدِ فعال در صنعت هسته‌ای کشور دانستند و با تجلیل از شهدای مجاهد و فداکار هسته‌ای، فرمودند: اگرچه از دانش هسته‌ای برای تولید انرژی و همچنین در صنعت، بهداشت، کشاورزی، امنیت غذایی و تجارت استفاده می‌شود، اما مهم‌ترین فایده دانش هسته‌ای در کشور ما تقویت اعتماد به نفس ملی بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به مهم‌ترین شیوه‌های استعمار اعم از استعمار قدیم و استعمار فرانو، برای باوراندن سرنوشت تغییرناپذیرِ زیر دست بودن و له شدن ملت‌های تحت سلطه، خاطرنشان کردند: هر عاملی که بتواند این ترفند دشمن را باطل کند، عاملی اساسی برای رشد ملی و حرکت عظیم یک ملت خواهد بود.
* تلاش‌های جبهه استکبار برای جلوگیری از پیشرفت نظام اسلامی
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه یکی از ترفندهای جبهه استکبار در مقابل نظام اسلامی، ایجاد فضای بین‌المللی بر ضد جمهوری اسلامی، با بهانه‌های عامه‌پسند برای افکار عمومی است، افزودند: موضوع هسته‌ای، یک نمونه از مسائلی است که تلاش کردند، به بهانه آن، بر ضد نظام اسلامی فضاسازی و دروغ‌پردازی کنند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: حتی اکنون که با توجه به حکم شرعی و عقلی و سیاسی، مسلّم شده است که جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، مقامات آمریکایی هرگاه که در مورد موضوع هسته‌ای صحبت می‌کنند، با اشاره و یا تصریح، موضوع سلاح هسته‌ای را نیز بیان می‌کنند، در حالی‌که خودشان هم می‌دانند که نداشتن سلاح هسته‌ای، سیاست قطعی جمهوری اسلامی ایران است.
ایشان افزودند: هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین‌المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته‌ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود.
امام خامنه‌ای تأکید کردند: البته مذاکرات به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته‌ای خود کوتاه خواهد آمد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: پیشرفت‌ها و دستاوردهای هسته‌ای که تا به امروز به دست آمده‌اند، در واقع بشارت و مژده‌ای برای ملت ایران است که می‌توانند راه‌های منتهی به قله‌های رفیع علم و فناوری را بپیمایند، بنابراین حرکت علمی هسته‌ای، به هیچ‌وجه نباید متوقف و یا حتی کُند شود.
ایشان با تأکید بر اینکه مذاکره‌کنندگان ایران باید بر ادامه تحقیقات و توسعه هسته‌ای پافشاری کنند، افزودند: هیچ‌یک از دستاوردهای هسته‌ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله برروی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به متخصصان و دانشمندان هسته‌ای گفتند: راهی را که شما آغاز کرده‌اید باید با جدیت و قدرت تمام ادامه یابد، زیرا کشور نیازمند پیشرفت در علم و فناوری به ویژه فناوری هسته‌ای است.
* عدم امکان توقف و یا کُند شدن در حرکت علمی هسته‌ای
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: اگر حرکت علمی در فناوری هسته‌ای با قدرت و جدیت ادامه یابد، طیف متنوعی از فناوری‌ها، با شتاب، به‌وجود خواهد آمد، بنابراین مطلقاً در زمینه حرکت علمی هسته‌ای، امکان توقف و یا کُند شدن وجود ندارد.
ایشان قابلیت پیشرفت در فناوری‌های مختلف را با توجه به استعدادهای جوان کشور، امکان‌پذیر دانستند و افزودند: در هر زمینه‌ای که زیرساخت‌های لازم وجود داشته باشد، دانشمندان جوان کشور قادر به کارهای خیره‌کننده و شگفت‌آور هستند.
ایشان به عزم و روحیه بالای دانشمندان جوان هسته‌ای اشاره کردند و گفتند: در همان زمان در حالی‌که متخصصان ما اعلام کردند که توانایی تولید صفحه سوخت هسته‌ای را برای رآکتور تهران دارند، غربی‌ها تمسخر کردند، اما جوانان ما در مدت کمتر از زمان پیش‌بینی شده این کار را انجام دادند و دشمنان مبهوت شدند.
* تعصب داشتن مسئولان در مورد دستاوردهای هسته‌ای
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه مسئولان نیز باید در مورد دستاوردهای هسته‌ای تعصب داشته باشند، به برخی مطالب در داخل کشور در خصوص هزینه ـ فایده موضوع هسته‌ای اشاره کردند و گفتند: چنین نگاهی به موضوع هسته‌ای ساده‌اندیشانه و ساده‌لوحانه است، زیرا اگر برخی تصور می‌کنند هزینه دستاوردهای هسته‌ای، تحریم‌ها و فشارها بوده است، باید گفت: قبل از بهانه هسته‌ای نیز، تحریم و فشار بر ضد ایران وجود داشته است.
ایشان افزودند: در آن زمانی که بهانه هسته‌ای وجود نداشت یک دادگاه غربی، رئیس‌جمهور ایران را محاکمه غیابی کرد که البته اکنون به دلیل اقتدار ملی کشور، جرئت چنین کاری را ندارند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: تحریم و فشار ناشی از موضوع هسته‌ای نیست، بلکه آنها با هویت مستقل ملت ایران و جمهوری اسلامی که از ایمان و اعتقاد اسلامی سرمنشأ می‌گیرد و همچنین با افق‌های آینده این ملت و نظام و زیربار حرف زور نرفتن آنها مخالفند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: بنابراین اینکه گفته شود، تحریم‌ها و فشارها هزینه دستاوردهای هسته‌ای است، موضوع صحیحی نیست، زیرا اگر موضوع هسته‌ای هم نبود، آنها بهانه دیگری می‌گرفتند، همانطور که اکنون و در حین مذاکرات، آمریکایی‌ها بهانه حقوق بشر را مطرح می‌کنند.
معظم‌له گفتند: اگر موضوع حقوق بشر هم حل شود آنها دنبال بهانه دیگری خواهند رفت، بنابراین تنها راه این است که به مسیر پیشرفت خود، با قدرت ادامه دهیم و زیربار حرف زور نرویم.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه مذاکرات باید ادامه یابد و چارچوب آن هم موضوع هسته‌ای است، خاطرنشان کردند: مذاکره‌کنندگان کشورمان هیچ حرف زوری را نباید از طرف مقابل قبول کنند و روابط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید به‌صورت متعارف و غیرفوق‌العاده باشد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، موفقیت‌ها و دستاوردهای متخصصان و دانشمندان هسته‌ای را نتیجه ایمان به خدا و تکلیف و ایمان به درستی راه دانستند و افزودند: نتیجه این ایمان، دستگیری و هدایت الهی و جهش‌هایی است که شاهد آن بودیم.


يادداشت
مهدي سعیدي

مديريت جهادي مبتنی بر الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت
با نام‌گذاری سال جدید به عنوان سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» بار دیگر شور و نشاطی در جامعه برای توجه به مقوله پیشرفت و تعالی کشور ایجاد شده است. توجه به عمق این شعار و مولفه‌های آن خود زمینه‌ساز دقت‌نظر بیشتر در مفهوم پیشرفت بوده و ضرورت توجه به مقوله «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» را بیش از پیش ضروری ساخته است. در این بین «مدیریت جهادی» شاید جوهر و موتور حرکت تحقق عینی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت باشد.
امروزه علم مدیریت رشد و توسعه بسیاری داشته و مکاتب و نحله‌های مختلفی در دامنه آن ایجاد شده و کرسی‌های ثابتی در مراکز و مجامع علمی جهان به بسط و شرح آن مشغولند؛ اما نکته اساسی آن است که این الگوهای مدیریتی از مبانی معرفتی و هستی‌شناسی و انسان‌شناسی متفاوتی با آنچه الگوی مدیریت جهادی نام‌گذاری شده است، برخوردارند. به واقع، الگوهای مدیریت غربی متناسب با دنیای آرمانی است که مبتنی بر نفی ارزش‌های متعالی و ماوراء‌الطبیعه و با محوریت سود و منفعت و برخورداری مادی و لذت‌جویی شکل گرفته است، اما آنچه الگوی مدیریت جهادی در پی تحقق آن است تحقق جامعه آرمانی است که بر چهار رکن عدالت، معنویت، امنیت و رفاه شکل گرفته است.
از این رو است که برای ارائه الگویی از مدیریت جهادی ضمن آنکه باید به فرموده رهبری که فرمودند: «اگر نقاط افتراق پيشرفت با منطق اسلامي را با توسعه‏ غربي مي‏شماريم، نبايد از نقاط اشتراك غفلت كنيم» توجه شود، باید به این مهم نیز توجه داشته باشیم که الگوی مذکور باید مبتنی بر مبانی اسلامی ـ ایرانی طرح‌ریزی شود؛ اقدامی که در صورت تحقق، سیمایی متفاوت از مدیریت غربی برای آن قابل تصور خواهد بود. در نگاهی اجمالی می‌توان این بندها را به عنوان شاخصه‌هایی برای مدیریت جهادی برشمرد: خدمت به خلق با نيت الهي، ضرورت داشتن تخصص و علم و درايت، تداوم و استقامت در کار، شوق خدمت و روحيه خدمتگزاري بي‌منت، انعطاف‌پذيري و سرعت عمل، اعتماد به نفس و خودباوري، جوانگرايي و اعتماد به نسل جوان در مديريت، ابتکار عمل و خلاقيت، داشتن روحیه کار جمعی و کارگروهي و مشارکت اجتماعي، سلامت نفس و پاکدستی و دوری از فساد و مراقبت از انحراف، توجه به کيفيت و قانونمندي در مديريت جهادي، خدمت‌رساني به مردم، نه براي کسب مال و مقام دنيوي، بلکه در جهت قرب الهي و رضايت پروردگار. مدیر جهادی مدیری است متخصص که با حوزه مدیریتی خود اشراف علمی و اطلاعات دارد و بنای تصمیم‌گیری‌هایش را بر جهل قرار نداده است.
مدير جهادي به راحتي در برابر مشکلات تسلیم نشده و با توکل به خداوند و خلاقیت و ابتکار و اعتماد به نفس برای خروج از معضل و مشکلات تلاش می‌کند. او حتی از ناکامي‌ها و شکست‌ها پلي براي پيروزي مي‌سازد و چون به درستي هدف و نيت خود ايمان دارد به حرکت خود ادامه مي‌دهد تا به سر منزل مقصود برسد.
در مديريت جهادي اصل بر خدمت‌رساني به مردم و رفع مشکلات آنان است و مدير جهادي در اين راه از هيچ‌گونه اقدامي فروگذاري نمي‌کند.
در مديريت جهادي زمان بسیار با اهمیت است و سرعت عمل و رفع نواقص و کمبودها يکي از مولفه‌هاي مهم و حياتي خدمت‌رساني محسوب مي‌شود. البته با تدبیر و درایت، «دقت» فدای «سرعت» نخواهد شد!
در مديريت جهادي در کنار مديران و چهره‌هاي با تجربه و کارآزموده سعي مي‌شود که از جوانان نيز استفاده شود تا در آينده در صورت کنار رفتن مديران با تجربه جامعه از نيروهاي شايسته و کاردان تهي نشود و نيروهاي جوان بتوانند جاي آنها را پر کنند.
خلاقيت و نوآوري داشتن در فعاليت‌ها و پرهيز از تکرار و الگوبرداري از برنامه‌ها و راهکارهاي ديگران يکي از مولفه‌‌هاي موفقيت در اين نوع مديريت محسوب مي‌شود و مدير جهادي بايد شخصي خلاق و هوشمند باشد و در راه رسيدن به اهداف خود از روش‌هاي خلاقانه بهره بگيرد.
در کنار موارد فوق موارد دیگری را نیز می‌توان برشمرد، اما آنچه مهم است، توجه مسئولان و متولیان مدیریتی کشور به این شاخصه‌هاست. به واقع این مولفه‌ها باید در مشی مدیران کشور نهادینه شود تا تجربیات بزرگی همچون آنچه در طول دوران دفاع مقدس حاصل آمد، تکرار شود.


نكته و نظر

مرا با دربار و درباریان چه کار؟!
نکته: «وینستنت شیان» خبرنگار آمریکایی که در سال ۱۹۲۶ م برای ثبت تاج‌گذاری رضاشاه به ایران آمده بود در سفر دو ماهه‌اش به ایران درباره عدم رغبت پروین اعتصامی برای حضور در دربار رضاشاه می‌نویسد: به خاطر اجتناب خانم پروین اعتصامی از تدریس زبان و ادبیات به ملکه ایران بود که نظرم به سوی او جلب شد. واقعاً او به چه می‌اندیشید؟ او به‌راحتی با راه یافتن به دربار شاه می‌توانست به موقعیت‌های ممتازی برسد، اما چه می‌شود که با وجود آگاهی از زود خشمی و خشونت شاه، دست رد به سینه شاه می‌زند؟! این رفتار، شگفتی و تحسین مرا برانگیخت... پروین سه‌بار و هر بار با قاطعیت این پیشنهاد را رد کرد... با متانت و صلابتی بی‌نظیر به من گفت: «من شاعر مردمم و هرگز نمی‌توانم قدم به آن کاخ بگذارم، چرا که با دربار و درباریان هیچ کارم نیست»!
نظر: داشتن روح بزرگ و آزادگی فقط از انسان‌های بزرگ و آزاده برمی‌آید و همین موضوع است که آنان را برای همیشه در تاریخ جاودانه کرده است. گفتن حرف حق، پافشاری بر حق و نترسیدن از حاکم، مسئول، مدیر و ... زورگو، فقط هنر مردان آزاده است، نه کسانی که با هزار دوز و کلک می‌خواهند خود را به آنان نزدیک کنند. البته یکی از ویژگی‌های افراد مومن نیز می‌باشد. مواظب باشیم که این روحیه را همواره در خود تقویت کنیم و برای زندگی چند روزه این جهان گذرا، آخرت خود را نفروشیم. شاید، هم عاقبت به خیر شویم و هم در این دنیا نام‌مان ماندگار بماند!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار


مشروعیت یا عدم مشروعیت از نگاه تروریست‌ها
«حسینعلی شهریاری» نماینده مردم زاهدان و رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، با استناد به اصل ۵۲ قانون اساسی با اشاره به آزادی مرزبانان ایرانی اظهار داشت: اینها عزیزان ما را خودشان می‌برند، خودشان شهید می‌کنند و خودشان هم می‌آورند؛ دولت فعلی را مشروع و دولت قبلی را غیرمشروع می‌نامند و این عملیات‌ها را در آن دولت‌ها موجه می‌دانستند و مسئولان هم در تبریک گفتن از یکدیگر سبقت می‌گیرند. وی ادامه داد: در دولت قبل، استاندار وقت ۱۵ گروگان را ظرف ۴۸ ساعت آزاد کرد، اما نه کسی تقدیری کرد و نه تبریکی گفته شد و حالا جای سوال است که اینهمه تبلیغات برای چیست؟ این نماینده مجلس تصریح کرد: وزیر اطلاعات و وزیر کشور باید به طور شفاف توضیح دهند چرا که صحبت‌هایی که مسئولان مطرح می‌کنند، با صحبت‌هایی که در استان مطرح می‌شود، همخوانی ندارد. همچنین باید پاسخگو باشند که تکلیف خون شهید دانایی‌فر تنها نیروی بومی استان چه می‌شود. شهریاری افزود: چرا سربازانی که به مناطق مرزی می‌فرستند، از محرومان و مستضعفان هستند و چرا از فرزندان مسئولان و آقازاده‌ها کسی را به مناطق مرزی نمی‌فرستند؛ وزارت خارجه واقعاً چه کاری انجام داده است. وی بر همین اساس خاطرنشان کرد: تکلیف آقای نیکبخت، دیپلمات مظلوم ما در یمن که بیش از 300 روز در اسارت بوده است، چه شده؟ چرا وزارت خارجه در آزادی وی فعال نیست؟ اگر واقعاً در استان و در آزادی گروگان‌ها افراد دیگری نقش داشتند، بگویند تا همین افراد این آقای نیکبخت را هم آزاد کنند چرا که اگر وی از نورچشمی‌ها بود آیا اینگونه برخورد می‌شد.
رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس بر همین اساس از هیئت رئیسه مجلس خواست تا کمیسیون امنیت ملی را مأمور این کار کنند تا این مسئله را به طور جدی بررسی کنند. شهریاری افزود: این کارهایی که اتفاق می‌افتد و سخنانی که مطرح می‌شود من را یاد فیلم سینمایی دل‌شکسته می‌اندازد که در آن، خسرو شکیبایی این مسائلی را که در مورد گروگان‌ها انجام می‌شد که خودشان این کارها را انجام می‌دهند و خودشان هم سروصدا می‌کنند، مطرح می‌کرد. وی در پایان گفت: مسئله گروگان‌گیری مرزبانان باید به طور جدی پیگیری شود چرا که این مسائل اقتدار جمهوری اسلامی را زیر سوال برد و رسانه‌های خارجی مسائلی را مطرح می‌کنند که در شأن نظام نیست.





ما نقض عهد نمی‌کنیم، اما مراقب هستیم

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی گفت: در حال حاضر شخص مقام معظم رهبری با حساسیت، مذاکرات هسته‌ای را دنبال می‌کنند، خط قرمز را هم ایشان مشخص کردند. حداد عادل در جمع استادان دانشگاه‌های یزد تصریح کرد: مقام معظم رهبری فرمودند که این یک تجربه است و اگر به نتیجه نرسد، ما ضرر نمی‌کنیم و یک بار دیگر بصیرت مردم ایران در برابر ادعاها و دشمنی غرب افزایش پیدا می‌کند و ما آن موقع می‌توانیم حجت را بر غرب تمام کرده، باز برای مقاومت دیگری آماده‌تر شده باشیم. مشاور عالی مقام معظم رهبری افزود: الآن ممکن است عده‌ای در داخل کشور بگویند شما اگر نمی‌خواهید بمب اتمی درست کنید، بروید با آمریکایی‌ها که اینقدر دم از مذاکره می‌زنند، مذاکره کنید.
وی افزود: اما اگر مذاکره کردیم و ثابت شد که اینها مشکل‌شان انرژی هسته‌ای نیست و به‌دنبال اصل نظام هستند، همان‌ها هم قبول می‌کنند که تقصیر از نظام ما نیست، تقصیر از ملت ایران نیست که به دنبال استقلالش است، بلکه دشمن بهانه‌جویی می‌کند. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: اگر الآن مجلس و مقام معظم رهبری بگویند که ما خوشبین نیستیم، برای همین، مذاکرات را قطع کنید، خود غربی‌ها هم می‌گویند معلوم است شما ریگی به کفش‌تان است که مذاکرات را قطع کردید. حداد عادل گفت: یک عده هم در داخل می‌گویند دولت داشت اوضاع را درست می‌کرد، حزب‌اللهی‌ها و بسیجی‌ها مانع شدند و قطع شد؛ اینطور نیست، رهبر معظم انقلاب فرمودند که ما نقض عهد نمی‌کنیم و مذاکرات را هم ادامه می‌دهیم. وی عنوان کرد‌: ا‌ینها فهم مسئله است، الآن مجلس حساس است، مقام معظم رهبری هم دنبال می‌کنند، نمایندگان ما هم در حال مذاکره هستند، تا حالا هم اتفاق خاصی نیفتاده است. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بیان کرد: آن چیزی که تا حالا اتفاق افتاده، این است که ما ۲۰ درصد را متوقف کردیم، غربی‌ها هم تشدید تحریم‌ها را متوقف کردند و با رفع تحریم در حد محدودی از ذخایر مسدود شده ما و در برخی موارد از جمله دارو، قطعات هواپیما و هزینه‌های دانشجویی در خارج کشور و بعضی مصارف دیگر موافقت کردند.
مشاور عالی مقام معظم رهبری افزود: حرف من این است که با همین حساسیتی که می‌خواهیم از استقلال‌مان عقب ننشینیم، باید همه مراقب باشیم و ببینیم اگر آنها سر عقل آمدند و دست از این کارهای‌شان برداشتند که هیچ؛ اگر هم برنداشتند، ما هم آن روش خودمان را در اتکا به خودمان دنبال می‌کنیم.





مشابهت قطعنامه پارلمان اروپا با بخش‌هایی از معاهده هلسینکی

در وضعیتی که ایران در سیاست خارجی، تمرکز خود را بر مذاکرات هسته‌ای نهاده است، غرب از طریق صدور قطعنامه پارلمان اتحادیه اروپا، با گشودن میدانی جدید، در پی فتحی نوین است. این فتح، با توجه به عدم تسلط گروه مذاکره‌کننده و ابهام و عدم صلابت لازم در مذاکرات هسته‌ای، به معنای امتیاز گرفتن احتمالی بیشتر آنان در این مذاکرات خواهد بود.
قطعنامه پارلمان اتحادیه اروپا علیه ایران، به چهار بخش تقسیم می‌شود:
بخش اول آن درخواست اتحادیه اروپا درباره راه‌اندازی «دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا» در ایران است. یک دیدگاه در قبال این درخواست این است که هیچ اشکالی ندارد این درخواست را بپذیریم. این دیدگاه می‌گوید که وقتی ۲۸ کشور اروپایی در ایران سفارتخانه دارند، پس مجموع آنها نیز می‌توانند یک دفتر نمایندگی داشته باشند. تقریباً دیدگاه کارشناسان وزارت خارجه این است. در برابر این دیدگاه، یک دیدگاه دیگر مبتنی بر آن است که اروپا با این کار در پی یک لانه جاسوسی دوم است.
بخش دوم قطعنامه که خواهان آزادی همجنس‌بازی در ایران است. بخش سوم، نوعی مداخله در امور ایران است. زیر سؤال بردن انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۴ خردادماه سال ۹۲ و درخواست خروج از حصر سران داخلی فتنه، از جمله موارد این دخالت است.
بخش چهارم، به جنبه‌های حقوق بشری پرداخته است. این بخش این امکان را فراهم می‌آورد که وقتی نماینده اتحادیه اروپا به ایران آمد، بتواند با مخالفان نظام ملاقات کند. وزارت خارجه این بخش را قابل گفت‌وگو می‌داند و دقیقاًً نگرانی‌ها از همین جا آغاز می‌شود. بخش اول و چهارم رابطه ارگانیک خاصی با هم دارند. این دو بخش، یک سابقه تاریخی دارد که مسبب نگرانی و نگاهی امنیتی به قطعنامه مذکور می‌شود. مهم‌ترین شاهد تاریخی و عینی، معاهده هلسینکی است که به تعبیر برژینسکی سبب‌ساز اصلی در سقوط شوروی بود. معاهده‌ای که به قطعنامه ضد ایرانی پارلمان اروپایی بی‌شباهت نیست! معاهده هلسینکی، یک معاهده حقوق‌بشری است که زمینه‌ساز تشکیل نهادهای حقوق‌بشری در روسیه می‌شود. این نهاد، دقیقاًً به عنوان شبکه‌هایی جاسوسی شروع به یارگیری و تضعیف دولت مرکزی می‌کنند. علاوه بر سقوط شوروی، سقوط دیوار برلین نیز از دستاوردهای این معاهده و شبکه‌سازی متعاقب آن است.



قدرت سایبری ایران یک تهدید ویرانگر خواهد بود

مرکز پژوهش‌های رژیم صهیونیستی نسبت به افزایش توان سایبری ایران هشدار داده است. نشریه عبری «ان سایت» که از سوی مرکز پژوهش‌های رژیم صهیونیستی منتشر می‌شود نسبت به افزایش قدرت ایران در زمینه اینترنت و فضای الکترونیکی هشدار داده است. بر اساس گزارش این مرکز، قدرت سایبری ایران یک تهدید جدید و ویرانگر خواهد بود و تصمیم‌سازان در این رژیم و غرب باید سریعاً برای مقابله با آن اقدام کنند. «گابی سیبونی» مدیر برنامه جنگ الکترونیک در مرکز پژوهش‌های رژیم صهیونیستی نسبت به افزایش توان سایبری ایران هشدار می‌دهد و تأکید می‌کند که ایران به یکی از مهم‌ترین بازیگران بین‌المللی دنیای سایبری تبدیل شده است. این نشریه صهیونیستی تأکید کرده است که دستاوردهای جدید ایران، رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی را ملزم می‌کند که آژیرهای خطر را به صدا دربیاورند و باید هرچه سریع‌تر و با درایت برای برتری در فضای الکترونیک تلاش کنند. این نشریه در ادامه تصریح می‌کند که ایجاد یک فضای امن الکترونیک برای این رژیم می‌تواند یک «گنبد آهنین الکترونیک» برای مواجهه با ایران تأمین کند. در آغاز سال 2013 میلادی یک مسئول بارز در شرکت آمریکایی «کراود استرایک» که در زمینه امنیت اطلاعات سایبری پیشرو است، به یک اعتقاد رایج در بین کشورهای اروپایی اشاره کرد مبنی بر اینکه ایران یک کشور جهان سوم است و این کشور تنها می‌تواند نظام اطلاعات غربی را آزار دهد و از داشتن ابزارهای لازم برای انجام یک حمله سایبری راهبردی محروم است. ولی این فرضیه دیگر صحت ندارد، ایران به یکی از مهم‌ترین و فعال‌ترین بازیگران بین‌المللی در فضای الکترونیک تبدیل شده است. این شرکت آمریکایی افزایش قدرت سایبری ایران در سال 2013 را به کاهش محدودیت‌های اینترنت در ایران و پیشرفت چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در زمینه سامانه‌های جنگ الکترونیک مرتبط دانست و گفت: این یک پیشرفت چشمگیر برای ایران به حساب می‌آید که بسیاری از کارشناسان غربی را شوکه کرده است. پیشرفت چشمگیر ایران در زمینه جنگ الکترونیک در سایه تجارب گذشته بوده است که از جمله این تجارب می‌توان به حمله ویروس «استاکس‌نت» علیه کارخانه‌ها و تأسیسات هسته‌ای ایران اشاره کرد که مسئولان ایران را به این نتیجه رساند که باید قدرت دفاعی خود را برای مقابله با این تهدیدها افزایش دهند.


خط خبر

پیشنهادهایی برای اقتصاد مقاومتی
سعید جلیلی در دانشگاه اصفهان گفت: در تبیین عرصه اقتصاد مقاومتی رعایت چند نکته اهمیت دارد: 1ـ ساماندهی ساختار بانکی کشور و بازگشت معوقات بانکی در راستای منافع مردم که قریب به 100 هزار میلیارد تومان شده است. 2ـ باید جلوی خام‌فروشی نفت گرفته شود؛ براساس تحقیقات به عمل آمده بر روی هر بشکه نفت می‌توان بیش از 1200 دلار ارزش افزوده ایجاد کرد. 3ـ سالانه نزدیک به 11 میلیارد دلار واردات محصولات کشاورزی داریم که می‌توانیم این مبلغ را به کشاورزان داخلی بدهیم و کشاورزی ایران را رونق دهیم؛ در واقع باید تولید داخلی را جایگزین اقتصاد وارداتی کنیم.
ابراهیم یزدی: بقای ما در بقای دولت روحانی است!

ابراهیم یزدی، دبیرکل 83 ساله نهضت آزادی طی گفت‌وگویی با یکی از روزنامه‌های حامی دولت، در اظهاراتی قابل تأمل، «ماندن حسن روحانی در عرصه سیاسی را مترادف با باقی ماندن اصلاح‌طلبان، نهضت آزادی و دیگر جریان‌های مشابه در عرصه سیاست داخلی ایران» دانست. وی در گفت‌وگو با روزنامه آرمان گفت: «روحانی لنگ‌لنگان به جلو خواهد رفت، اما در نقطه‌ای قرار گرفته است که خواه‌ناخواه بقای همه در این است که او بماند. هیچ آلترناتیو دیگری ندارند. آقای روحانی در جایگاه مهم تاریخی قرار گرفته و همه نیروها هم در این رابطه در وضعیت حساسی هستند. برای پیشرفت راهی نداریم که بپذیریم روحانی راهش را ادامه دهد. روحانی هم با درک بالایش و به تناسب 18میلیون رأی حرف بزند و مطالبه کند.»
حمایت از توافق ژنو در ایران کاهش یافته است

با فروکش کردن هیجان اولیه درباره توافق موقت ژنو و آشکار نشدن بی‌تأثیری این توافق بر تحریم‌ها، حمایت عمومی در ایران نسبت به این توافق کاهش یافته است. روزنامه آمریکایی لس‌آنجلس تایمز ضمن انتشار این تحلیل نوشت: ایرانی‌ها بر این باورند که توافق موقت هسته‌ای، منافع اقتصادی چندانی برای آنها نداشته است. حسن روحانی در آغاز، این توافق را یک برد و دستاورد بزرگ می‌دانست که موجی از هجوم طلایی سرمایه‌گذاران خارجی را به همراه خواهد داشت. برخی ایرانیان نیز همین احساس را داشتند و با این هیجان همراه بودند. شرکت‌های ایرانی مذاکره با شرکت‌های عربی علاقه‌مند به بازگشت به ایران را آغاز کردند و تجار نیز پروژه‌های همکاری مشترک با غرب را بررسی کردند. اما در حالی که شماری از تاجران خارجی به‌تازگی به ایران سفر کرده‌اند، معامله‌های چشمگیری انجام نشده است. اغلب تحریم‌ها همچنان به قوت خود باقی‌اند. «دنیل والتز» مدیر یک شرکت حقوقی در واشینگتن که به شرکت‌های خارجی در مورد تحریم‌ها مشاوره می‌دهد، می‌گوید که هیئت‌های بازرگانی خارجی به ایران می‌روند تا فرصت‌ها را شناسایی کنند، اما در واقع هیچ قراردادی منعقد نمی‌شود. این روزنامه معتقد است: تردیدها در ایران افزایش یافته و حساسیت عمومی از توافق ژنو کاهش یافته است.
بازسازی یاران فتنه

«غلامحسين كرباسچي» به تازگي درمصاحبه با يك هفته‌نامه اصلاح‌طلب، از بازسازي كارگزاران خبر داد. آنچه بيش از همه توجه‌ها را به خود جلب مي‌كرد؛ حضور برخي چهره‌هاي موثر در فتنه 88 در ميان اسامي مطرح شده بود. اين در حالي است كه طبق ماده 7 قانون احزاب، كساني كه به موجب احكام دادگاه‌ها طبق موازين اسلامي از حقوق اجتماعي محروم شده و يا مي‌شوند از حق شركت در هيئت رهبري احزاب منع شده‌اند. اگرچه کرباسچی در پاسخ به این پرسش که «آیا در سال 93 با کارگزاران جدید مواجه خواهیم بود؟» گفته است كه «کارگزاران جدید نه؛ بلکه کارگزاران بازسازی و نوسازی شده.» وی می‌افزاید: خیلی از دوستان قبل در شورای مرکزی حضور دارند، علاوه بر آنها از چند نفر از خانم‌های فعال سیاسی و کارآفرین، چند تن از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای اهل سنت و چند تن حزب در شهرستان‌ها و یکی از اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت دعوت کرده‌ایم که به حزب بپیوندند.»
پاکستان از تنبیهش توسط ایران می‌گوید
یک مقام ارشد وزارت نفت و منابع طبیعی پاکستان گفت: تهران از طریق شروع یک پروژه جدید انتقال گاز به عمان و هند، آماده تنبیه اسلام‌آباد به‌دلیل کوتاهی در تکمیل خط لوله ۷۸۱ کیلومتری در خاک این کشور بر اساس قرارداد انتقال گاز به پاکستان است. وزرای امور خارجه هند، عمان و ایران در روز ۲۸ فوریه [۹اسفند ماه ۹۲] در دهلی‌نو با یکدیگر دیدار کردند و در مورد پروژه ۴ تا ۵ میلیارد دلاری انتقال گاز از زیر دریا که پاکستان را دور می‌زند، گفت‌وگو کردند. اما شاهد خاقان عباسی، وزیر نفت پاکستان در این باره گفت: «ما هیچ اطلاعی از هرگونه جایگزینی این‌چنینی پروژه‌های گازی نداریم.» وی افزود: «خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان تعهدات قراردادی برای هر دو کشور ایجاد کرده است و به‌محض پایان یافتن تحریم‌ها می‌تواند اجرایی شود.» مبین صولت، مدیر شرکت گاز سیستمز پاکستان نیز از این موضوع ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت: بر اساس توافق، پاکستان باید تا دسامبر ۲۰۱۴، ۷۸۱ کیلومتر خط لوله انتقال گاز از مرز دو کشور تا منطقه نواب‌شاه احداث می‌کرد، اما این کشور هیچ اقدامی برای احداث این خط لوله صورت نداده است. در صورتی که پاکستان نتواند به تعهدات خود عمل کند، باید ماهیانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار جریمه به ایران بپردازد.
سرقت میلیاردها دلار از دارایی‌های عراق
نماینده سازمان ملل متحد در عراق، در اجلاس بین‌المللی «مبارزه با فساد» در بغداد گفت: براساس یافته‌های صندوق بین‌المللی پول، میزان اموال غارت شده از عراق طی سال‌های ۲۰۰۱ و۲۰۱۰ بیش از ۶۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
آوینی قشقرق به پا كرد!

جالب است بدانيد كه در هیچ کدام از اين مستندهايي كه سیدمرتضي آوینی ساخت، نمی‌بینید که ته آن نوشته باشد تهیه‌کننده یا کارگردان سیدمرتضی آوینی! در حالي‌که حتي همه‌ نريشن‌ها را خودش نوشته است. ببینید برکت از کجا می‌آید؟ سردار قاسمی با ذکر این نکته افزود: ما امروز هر کاری را که انجام می‌دهیم، سر و ته پروژه حتماًً اسم‌مان را می‌نویسیم که بگوییم این کار من است، کار تیم من است. اما آويني در آن صحنه‌هایی هم که بوده است، خودش در فیلم حضور ندارد. فقط یک صحنه را بچه‌ها گرفتند و به خودش نگفتند و فیلم پخش شد و دید و قشقرقی به پا کرد که نگو و نپرس که مگر می‌خواهید طاغوت‌سازی کنید؟ اخلاص یعنی این... يعني 70 قسمت مستند بسازی و نه اسمت باشد، نه حتی یک صحنه از خودت نشان بدهی. این روزها سوال این است که آقا چهار میلیارد هزینه کردیم راجع به پدر و مادر امام، فيلم «فرزند صبح» درست کردیم. چهار میلیارد را چه کسی هزینه کرده است؟ دفتر نشر آثار امام. فیلم فقط یک شب اکران شد، آن‌چنان بویش پیچید که دیگر جرئت نکردند نشانش بدهند.
اگر کروبی تغییر کند خودکشی می‌کنم!
هر چند نظام با رأفت اسلامی با سران و عوامل این فتنه برخورد کرده، اما حال با گذشت چهار سال و با روی کار آمدن دولت جدید عده‌ای سعی دارند تا از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و با طرح نظریه «صلوات برگذشته»، سخن از «رفع حصر» به میان می‌آورند؛ این در حالی است که فاطمه کروبی همسر یکی از سران فتنه مدعی شده است که مهدی کروبی همچنان موضع پیشین خود را دارد. وی که پس از مدت‌ها سکوت به تازگی در محفلی عمومی شرکت کرده بود در میان جمعی از حاضران صحبت‌هایی را درخصوص مواضع اخیر همسرش مطرح کرد. فاطمه کروبی در این صحبت کوتاه به صراحت عنوان کرد: اگر موضع مهدی کروبی تغییر کند ما خودکشی می‌کنیم. سه سال‌ونیم تحمل کردیم و حالا نباید کوتاه بیاییم و تغییر موضع بدهیم. کروبی که به گفته خودش، همراه با همسر، هم‌اکنون در خانه شخصی‌شان در جماران مستقر هستند همچنین اضافه کرد که مهدی کروبی در سلامت کامل به سر می‌برد. او همچنین تصریح کرد که علاوه بر منزل مسکونی، دفتری نیز برای ملاقات‌ها اجاره کرده‌ایم و دیدارهای خود را در آن مکان انجام می‌دهیم.
واپسگرایی در وزارت ارشاد

مروری بر کارنامه نه چندان طولانی آقای جنتی در کسوت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که در واقع پیشانی دولت یازدهم در عرصه فرهنگ و هنر کشور محسوب می‌شود، نشان‌دهنده آن است که دست‌کم سیستم فرهنگی دولت یازدهم بر عزم خود بر واپسگرایی فرهنگی بسیار جدی است. برای نمونه حضور عوامل مؤثر در سینمای دولت‌های سازندگی و اصلاحات با کارنامه‌های غیرقابل قبول‌شان در مناصب و سمت‌های کلیدی سینمای دولت اعتدال و توسعه، شاهدی بر این ادعا است.
کاری که اخراجی ها کرد

مسعود ده‌نمکی کارگردان فیلم‌های سینمایی «معراجی‌ها» و «اخراجی‌ها» گفت: من یک کاری را در حوزه کتاب انجام دادم و آن یک فرهنگنامه ۸۰ جلدی بود که در مجموع حدود صدهزار صفحه دارد و ۲۰ سال روی آن کار کردیم و وقت برد. من هرچه پول از سر سه‌گانه‌های اخراجی‌ها درآوردم سر‌ این پروژه هزینه کردم که به نظرم بزرگ‌ترین مرجع ما برای جنگ و دفاع مقدس است. من برای امرار معاشم خیلی از پول‌هایی که سر فیلم‌سازی به دست آورده‌ام هزینه نمی‌کنم. ده‌نمکی درخصوص‌ اینکه هزینه ماهیانه‌اش چقدر است، گفت: من چون خانه‌ام رهنی است و از اجاره و اجاره دادن همیشه می‌ترسم به سمت اجاره کردن خانه هرگز نرفته‌ام و هر خانه‌ای که در آن باشم را حتماً رهن می‌کنم. به جز‌ این مورد هزینه خورد و خوراکم در ماه حدود یک میلیون تومان است. خیلی وقت‌ها هم شده که دخل و خرجم با هم جور در نیامده. اصولاً هر کس کار فرهنگی می‌کند دخل و خرجش جور در نمی‌آید.


ژرفا
علی سعیدی شاهرودی

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامی (35)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

8 ـ جایگزینی گفتمان سکولاریستی به جای گفتمان توحیدی
مکتب‌ها، آیین‌ها و نظام‌های سیاسی دارای گفتمان خاصی هستند که برخاسته از جهان‌بینی و نوع نگرش به مبدأ هستی است. ارکان و اجزای نظام و حاکمیت سیاسی و نظام مدیریت و قانونگذاری باید در چارچوب همان گفتمان باشد. درحقیقت یک مکتب و نظام سیاسی پاسخگو، به مثابه یک سیستم فنی پیچیده و هدفمند است که ترکیب عناصر و چیدمان اجزا بر اساس محاسبات دقیق انجام پذیرفته که تغییر هر قطعه‌ای ولو کوچک به قیمت از کار افتادن سیستم خواهد بود. گفتمان مکتب‌های توحیدی از آنجا که نشأت گرفته از اراده ذات باریتعالی و در چارچوب تدبیر خداوند متعال طراحی شده، هرگونه تغییر و تحریف در مؤلفه‌های گفتمان اساسی آن را دگرگون کرده و نتیجه و هدف مورد نظر را تغییر خواهد داد.
پذیرش کلام و سخن سامری و اعتبار بخشیدن به آن و تخطّی از فرمان‌های هارون به عنوان جانشین حضرت موسی‌(ع) و اعتقاد به الوهیت هیکل فلزی که سامری ساخته بود توسط جمع کثیری از بنی‌اسرائیل و پیروان حضرت موسی(ع) خروج از چارچوب گفتمان یکی از پیامبران الهی و انحراف از مکتب و تدبیر ذات باریتعالی بوده و زمینه‌ساز انحراف مسیر یکی از انقلاب‌های توحیدی بوده است.
در نگرش توحیدی و تدبیر ذات ربوبی دستیابی به رهبری مطلوب جز با اتکا به تدبیر خداوند متعال و به صورت نصب تنصیصی و تصریحی امکان‌پذیر نیست و اگر انتخاب حضرت موسی(ع) در همین چارچوب بوده و ذات باریتعالی برای نجات بنی‌اسرائیل در زمینه بعثت موسی‌بن‌عمران مسیر طولانی و هزینه بسیار سنگینی را تدبیر فرموده‌اند، قهراً انتخاب جانشین برای حضرت موسی(ع) و لو به مدت سی روز باشد باید با همین فرمول انجام پذیرد و خروج از این سازوکار و تخطی از فرمان هارون تخطی از فرمان خدا خواهد بود. داستان فرمان خداوند به شیطان برای سجده بر حضرت آدم(ع) مبین این واقعیت است که اگر فردی همه اصول را پذیرفته باشد و تنها یک اصل از اصول زیربنایی را انکار کند از چرخه اردوگاه توحیدی خارج خواهد شد. شیطان خالقیت خدا را پذیرفته بود که می‌گوید: «خلقتنی مننار» یعنی ربوبیت تکوینی را قبول داشت، معاد را هم باور داشت که می‌گوید: «انذرنی الی یوم یبعثون»، تنها مشکل شیطان این بود که ربوبیت تشریعی را نپذیرفت، یعنی تشخیص خود را بر تشخیص ذات ربوبی مقدم داشت و حکم خدای متعال را نقض کرد، از این رو ‌به دلیل این انحراف خدای متعال درباره شیطان می‌فرماید: «و کان من الکافرین» (بقره/24)
جایگزینی تثلیث و قرار دادن الهیات زمینی شرک‌آلود وارداتی از یونان به جای توحید و الهیات ناب آسمانی حضرت مسیح(ع) و رواج پدیده انزواگرایی و ترک دنیا به جای ترویج پرهیز از وابستگی به دنیا و تاکید بر تحقیر و طرد انسان از سوی خدا به جای تکریم انسان برگرفته از آموزه‌های مسیح، از مصادیق تغییر در گفتمان و زمینه‌ساز انحراف در آیین مسیح و خروج از چرخه توحید به حساب می‌آید.
پدیده اومانیسم و جنبش انسان‌گرایی و قراردادن انسان به جای خدا از قرن 14 میلادی به بعد و قراردادن عقل به جای شریعت و اتکا به فهم انسان در تشخیص حق و باطل، خوبی‌ها و بدی‌ها، حلال و حرام، پاکی‌ها و ناپاکی‌ها، ارزش‌ها و غیر ارزش‌ها، مقدس‌ها و نامقدس‌ها همه و همه به علت دستبرد متولیان کلیسا در قرون وسطی در عناصر و ارکان گفتمان حضرت مسیح(ع) بود. پدیده اومانیسم و دو ولیده آن لیبرالیسم و سکولاریسم آنچنان انحرافی در مسیر حرکت تکاملی بشر ‌به وجود آورد که زمینه گسترده‌ترین بحران‌ها برای بشریت و فاصله انسان با خدا و معنویت و ارزش‌ها شد.
آنچه که در بعثت پیامبر اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) در تدبیر ذات ربوبی پیش‌بینی شده بود احیای گفتمان الهی و توحیدی و ارائه آن در قالب مکتب اسلام به صورت جامع، فراگیر، جهانی و ابدی بود که بنیانگذار آن در طول نزدیک به یک ربع قرن توانست همه ارکان گفتمان را تبیین و در یک دوره ده ساله اصول و مبانی و ساختار آن را عملیاتی سازد، اما واقعیت تلخی که همانند دوره‌های پیشین اتفاق افتاد تغییر در ارکان گفتمان و در نتیجه انحراف از مسیر اصلی بود.
آنچه که پیامبر اعظم(ص) در چارچوب تدبیر الهی ارائه کرده بود این بود که دستیابی به قانون مطلوب با دو شرط، فراگیری همه مصالح و پوشش ابدیت انسان و مصونیت و سلامت از خطا و اشتباه جز با اتکا به ذات باریتعالی و تدبیر او در تعیین قانونگذاران امکان‌پذیر نبوده و دستیابی به رهبری مطلوب با دو شرط مصونیت از گناه و خطا و ظرفیت ارتباط با قانون فراگیر جز با قرار گرفتن در سلسله مراتب ولایت الهی تحقق‌پذیر نیست، تغییر در این وضعیت و تبدیل نصب الهی به انتخاب شورایی و انتخاب قانونگذار و مدیریت عالی نظام از طریق تشخیص افراد خارج از چارچوب تعیین شده، تغییر اساسی در ارکان گفتمان الهی و نبوی بوده است. حادثه غدیر و خطبه بسیار مهم و استثنایی آن و تاکید پیامبر بر تدبیر زیربنایی نصب الهی و در چارچوب سلسله مراتب ولایت توحیدی و تاکید بر بیش از یکصدوبیست بار پیرامون جانشین بعد از خود و سلسله امامان بعدی و حتی اشاره به بیش از بیست‌وچهار بار به امام عصر(عج) همه و همه مبین تاکید روی ارکان و اجزای پیوسته گفتمان است.
اگر تغییر در گفتمان حضرت موسی(ع) به خودسری و انحراف بنی‌اسرائیل و سقوط حکومت توحیدی آنان و سرگردانی و بردگی و انحرافات بعدی و ایستادگی مقابل حضرت ذکریا(ع) و مخالفت با آیین مسیح منجر شد و اگر جابه‌جایی ارکان گفتمان حضرت مسیح(ع) به حاکمیت مطلق و خودمختار دستگاه پاپ در کنار امپراتور دیکتاتور روم شرقی و شکل‌دهنده تاریخ سپاه قرون وسطی و در نهایت پیدایش اومانیسم و سپس لیبرالیسم و ماتریالیسم و نفی و انکار همه حقایق دینی و آسمانی انجامید، تغییر در ارکان گفتمان نبوی زمینه‌ساز حکومت هزار ماه دیکتاتوری بنی‌امیه و تبدیل حکومت دینی به سلطنت مطلقه و ظلم و جنایات فراوان در تاریخ اسلام شد. با نگاه گذرا به عملکرد خواص و امت اسلامی پس از پیامبر اسلام (ص) می‌توان چنین ارزیابی کرد که پدیده سکولاریسم یعنی جدایی دین از صحنه حکومت و به تبع آن جدایی دین از حقوق، اقتصاد، اخلاق و سیاست و فرهنگ که میراث عملکرد سوء پیروان حضرت مسیح در پایان دوره قرون وسطی بود همین پدیده در تاریخ اسلام اتفاق افتاد و ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) بودند که باجهاد همه جانبه خود چارچوب گفتمان نبوی را حفظ کردند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

آغاز سال جدید با آغاز بحث‌های انتخاباتی
حسین عبداللهی فر

از تیترهایی که در نخستین روزهای کاری سال جاری بر صفحات روزنامه‌ها نقش بسته می‌توان بسادگی استنباط کرد گروه‌های اصلاح‌طلب انتخابات مجلس دهم را با همه توان آغاز کرده‌اند.
در این رابطه «اعتماد» در شماره یک‌شنبه (17/1) به قوت گرفتن شایعه تلاش احمدی‌نژاد برای ورود به مجلس دهم اشاره کرد و در پاسخ به این پرسش که آیا «احمدی‌نژاد نماینده نهاوند می‌شود؟»، نوشت: «صحبت از احتمال نمایندگی محمود احمدی‌نژاد است مردی که این روزها تنها به واسطه میراث‌های دردسر سازش یادآوری می‌شود. ظاهراً سودای نمایندگی دارد. خبرش در ابتدای امر شوخی پنداشته می‌شد، اما ظاهراً خبر از حد شایعه هم بالاتر رفته و تکذیب نشدنش می‌تواند دلیلی باشد برای صحتش.»
این روزنامه نگرانی خود از این خبر را اینگونه منعکس کرد: «اما اینکه چرا احمدی‌نژاد باید به سراغ حوزه انتخابیه نهاوند برود که نه با آنجا آشنایی دارد و نه رابطه‌ای. هر چه که هست به نظر می‌رسد این موضوع یک نکته انحرافی است و بعید به نظر می‌رسد که محمود احمدی‌نژاد برای یک‌سال نمایندگی در مجلسی که از هیچ تلاشی برای بی‌اعتنایی به آن فروگذاری نکرده بود استرس بررسی رد صلاحیت، هیاهوی رسانه‌ای، تبلیغات انتخاباتی یا حتی پس‌لرزه‌های بعدی آن را تحمل کند.»
««شرق» هم در این روز «مشایی هم آفتابی شد» را تیتر کرد و نوشت: «روز گذشته اسفندیار رحیم مشایی هم از سایه بیرون آمد و پیش‌بینی‌هایی در خصوص تغییر فضای کنونی کرد. یار غار همیشگی احمدی‌نژاد در گفت‌و‌گو با سایت «میدان 72» گفته است فضای کنونی برای کسانی که می‌خواهند ناکارآمدی خود را به پای دولت قبل تمام کنند، ادامه نخواهد یافت.»
این روزنامه هم آرزوی خود از عدم بازگشت احمدی‌نژاد را از زبان عبدالرضا داوری بیان کرد و نوشت: «طیف احمدی‌نژاد برنامه و نقشه راهی برای انتخابات ندارند و از نوروز 93 برای انتخابات اسفند 94 استفاده نمی‌کنند. مطمئن باشید در مقطع فعلی برنامه مدونی برای انتخابات نداریم. البته ممکن است در آینده شرایط تغییر کند و ما هم تصمیمات را تغییر دهیم.»
بازگشت احمدی‌نژاد به قدرت آن‌قدر برای اصلاح‌طلبان اهمیت داشت که توپخانه تبلیغاتی خود را علیه وی روشن کنند.
در همین راستا روزنامه «قانون» دو تیتر خود را به این موضوع اختصاص داد. هم از قول پورمحمدی به نقد عملکرد احمدی‌نژاد در دولت نهم و دهم پرداخت و هم در ستون طنز خود، احمدی‌نژاد را در نقش «بن تن» نشاند و نوشت: «محمود احمدی‌نژاد بارها نشان داده برای طنزنویسان ارزش زیادی قائل است و همیشه به یاد آنهاست. او باز هم با صحبت‌هایش نگذاشت ما احساس غریبی کنیم و برای نوشتن اولین مطلب ما در سال جدید گفت؛ ظلم بنی‌امیه هم ماندگار نبود. این دولت هم ماندنی نیست. به‌زودی خیلی از حرف‌ها را می‌زنم.»
«آفتاب‌یزد» همین خط را دنبال کرد و یک روز بعد(دوشنبه 18/1) از قول محمدرضا خاتمی تیتر زد: «احمدی‌نژاد میان اکثریت مردم وجهه مناسبی ندارد.»
«مردم‌سالاری» نیز در همین روز، این بخش سخنان محمدرضا باهنر را تیتر کرد که گفته بود: «8 سال دچار تندروی اصولگرایانه از نوع احمدی‌نژاد بودیم.»
سه‌شنبه این موضوع به تیتر روزنامه‌ها اول کشیده شد و روزنامه «اعتماد» در ادامه تیتر بزرگ «بازگشت احمدی‌نژادی‌ها» نوشت: «حامیان محمود احمدی‌نژاد حالا می‌خواهند از همان مسیری که 9 سال پیش آمدند، بازگردند؛ مسیری که باید دید اصولگرایان زخم‌خورده از او اجازه حرکت به او می‌دهند یا خیر؟ غلامحسین الهام مردی که در سال‌های دولت احمدی‌نژاد حسابی سرش شلوغ بود حالا وقت آزاد زیادی دارد. او روز گذشته دستور اتحاد میان حامیان محمود احمدی‌نژاد را داد.»
در همین روز «آفتاب‌یزد»؛ «او جایگاه مردمی دارد» را همراه با یک علامت سوال و تعجب تیتر کرد و در گزارشی با عنوان بررسی تحرکات احمدی‌نژاد و یارانش نوشت: «هر چند تکذیب‌های شفاهی و کتبی بسیاری به گوش می‌رسد، اما همگان خوب آگاهند، احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق کشورمان در حال برنامه‌ریزی جدی برای انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و انتخابات ریاست جمهوری است.»
همه فعالیت انتخاباتی اصلاح‌طلبان به رصد تحرکات احمدی‌نژادی‌ها و هجمه به وی ختم نشد، چنانچه «اعتماد» در روز آخر هفته با تیتر «استراتژی وحدت میان اصلاح‌طلبان» در گزارش خود از مراسم ختم پدر همسر خاتمی که از آن به عنوان یک گردهمایی سیاسی یاد کرده بود، نوشت: «نخستین بهار بازگشت اصلاح‌طلبان به عرصه سیاست پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در شرایطی به تابستان نزدیک می‌شود که خیلی‌ها منتظر استراتژی بعدی آنها برای انتخابات مجلس دهم هستند؛ انتخاباتی که دو سال تا برگزاری آن زمان باقی است، اما اجماع به یاد ماندنی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری انتظارات از آنها را برای انتخابات مجلس بالا برده است. فرقی نمی‌کند که گردهمایی‌شان کجا باشد؛ مجلس ختم یا شادی، هر جا که باشد همگی به دنبال کشف استراتژی اصلاح‌طلبان هستند.»
«آفتاب‌یزد» این گردهمایی را با تیتر درشت: «سیدمحمد خاتمی میزبان دولتی‌ها» منعکس کرد و با اشاره به تلاش عده‌ای جهت تخطئه کردن ملاقات نوروزی برخی از وزرا با خاتمی نوشت: «و اینگونه بود که فقط 9 نفر از وزرا و معاونان رئیس‌جمهور روحانی و همچنین همسر وی در این مراسم حضور داشتند.»
«آرمان» هم در این روز از قول الویری به اصلاح‌طلبان توصیه کرد که باید: «قدم بلندی برای انتخابات مجلس دهم و خبرگان برداریم.»


مرورى بر يك رخداد
علي موحدد

مروري بر دستاوردهاي حضور گسترده مردم افغانستان در انتخابات ملی
افغان‌ها چشم به راه آينده‌اي بدون طالبان و اشغالگران

افكار عمومي جهان در حالي به تحولاتي مانند اوكراين، سوريه و مصر معطوف شده كه افغانستان با پايان يافتن دوران رياست‌جمهوري حامد كرزاي، انتخابات رياست‌جمهوري و البته شوراهاي ولايتي خود را با حضور هشت نامزد برگزار کرد.
این هشت نامزد رياست‌جمهوري چشم اميد به هواداران خود داشتند تا جانشين حامد کرزاي، رئيس‌جمهور فعلي شوند. کرزاي مطابق قانون اساسي افغانستان، ديگر نمي‌توانست کانديدا شود. هشت نامزد انتخاباتي در اين دوره با يکديگر رقابت مي‌کنند، اما ناظران معتقدند رقابت اصلي ميان سه چهره شناخته شده يعني عبدالله عبدالله، زلمي رسول و اشرف غني احمدزي خواهد بود. اين اولين دوره انتخابات افغانستان است که با مديريت و نظارت خود افغان‌ها برگزار شد و از ميزان سيزده ميليون نفر واجد شرايط، بيش از هفت ميليون نفر در انتخابات حضور يافتند كه نسبت به دوره‌هاي گذشته، آمار قابل‌توجهي است و نشانگر نگاه ويژه و توجه بیشتر مردم اين كشور به آينده كشورشان است.
اين انتخابات براي تعيين سرنوشت مردم افغانستان در حالي برگزار شد كه در كنار مردم و جريان‌هاي سياسي افغانستان، برخي بازيگران حاشيه‌اي نيز ايفاي نقش كردند‌ و تلاش نمودند تا از اين انتخابات براي رسيدن به اهداف خود بهره گيرند. در اين معادلات دو طيف مهم قابل مشاهده است: در يك سوي اين تحولات، طالباني قرار دارد كه به دليل آغشته بودن دستش به خون مردم افغانستان از سوي مردم طرد شده، به‌گونه‌اي كه بسياري از اين گروه‌ها در ساختار سياسي و اجتماعي اين كشور جايگاهي ندارند. پس از شکست و خروج طالبان در سال ۲۰۰۱ با کمک برابر نيروهاي جهادي از عرصه سياسي، این گروه همواره با رويكرد به اقدامات مسلحانه، به‌دنبال بازگشت به قدرت بود، رويكردي كه به كشته و زخمي شدن هزاران انسان بي‌گناه منجر شد. موضع اين گروه‌ها در برابر انتخابات افغانستان را نيز برگرفته از همان اصل ايجاد فضاي بحراني در كشور تشكيل مي‌داد كه نتيجه آن نيز، انفجارهاي خونين در مناطق مختلف بوده است.
در طيف ديگر، كشورهاي غربي به‌ويژه آمريكايي قرار دارند كه در طول ۱۳ سال حضور در افغانستان با ادعاي حمايت از دموكراسي و كمك به مردم جنايات بسياري صورت داده‌اند، چنانكه سازمان ملل بارها اعلام كرده است كه نيروهاي خارجي از عوامل كشتار مردم بوده‌اند.
هر چند غربي‌ها ادعاي استقبال از انتخابات افغانستان را سر می‌دهند و سعي دارند تا خود را اهدا‌كننده دموكراسي به مردم افغانستان معرفي کنند. اين ادعاها در حالي مطرح شده كه در عمل، غرب پذيرنده دموكراسي بومي مردم اين كشور نبوده و شكست افغانستان در تأمين امنيت و نحوه برگزاري انتخابات، دستاوردهاي بيشتري براي غرب به همراه دارد. آنها با برجسته‌سازي فضاي ناامني و تخلفات انتخاباتي سعي دارند تا چنین وانمود سازند كه اين كشور هنوز در امور امنيتي و دموكراسي ناتوان است، از این رو حضور نيروهاي خارجي در آن ضرورت دارد.
با اين شرايط مي‌توان گفت كه طالبان و آمريكا داراي اهداف مشتركي هستند و آن، شكست انتخابات مردم افغانستان است تا در لواي آن بتوانند خواسته‌هاي خود را به مردم و دولت آينده اين كشور تحميل کنند. بر اين اساس مي‌توان گفت كه حضور گسترده مردم افغانستان پاي صندوق‌هاي رأي، در اصل ابراز مخالفت مردم با طالبان و اشغالگران در جهت تثبيت استقلال و آزادي كشورشان بوده است.
هر چند كه در انتخابات افغانستان گزارش‌هايي از تخلفات انتخاباتي منتشر شده و حتي برخي از آرا باطل شده‌اند، اما به هر حال، برگزاري انتخابات در فضايي به نسبت آرام كه برگزاركنندگان آن نهادهاي افغانستان بوده‌اند، مي‌تواند زمينه‌ساز آينده‌اي روشن براي اين كشور باشد. شايد بتوان گفت كه براي مردم افغانستان اين مسئله كه چه كسي رئيس‌جمهور كشورشان شود در مرحله دوم اهمیت قرار دارد و بيشتر براي آنها، برگزاري انتخابات بر اساس مولفه‌هاي دروني كشورشان مهم است اهميت داشته كه تا حدود زيادي نیز برآورده شده است.
شرايط موجود نشانگر آن است كه افغانستان توان برقراري امنيت و دموكراسي دروني را دارا است و ديگر نيازي به حضور نيروهاي خارجي ندارد. در اين ميان، دولت جديد افغانستان با چنين پشتوانه‌اي مي‌تواند گام‌هاي بلندي براي رسيدن به بازسازي و تأمين منافع كشورش بردارد. امري كه با رويكرد به كشورهاي همسايه از جمله جمهوري اسلامي ايران ـ حامی هميشگي افغانستان ـ مي‌تواند اثرات بسياري بر اجراي خواست و مطالبات مردم اين كشور داشته باشد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

قرباني شدن اروپا براي منافع آمريکا
پس از توافقات اوليه ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 فرصتي براي اروپا ايجادشد تا به توسعه مناسبات با جمهوري اسلامي ايران بپردازد. هر چند که اروپايي‌ها ادعا دارند که اين توافقات امتيازاتي براي ايران بوده که ما به ازاي آن نيز امتيازات هسته‌اي به غرب است، اما مواضع محافل رسانه‌اي و اقتصادي اروپا و تلاش گسترده شرکت‌هاي اروپايي براي ورود به اقتصاد ايران نشانگر ظرفيت‌هاي عظيم ايران و نياز غرب به اين ظرفيت‌ها است. تنش‌هاي ايجاد شده ميان روسيه و غرب و نياز اروپا به تأمين منابع انرژي از منابع به جز روسيه، بيش از پيش، گرايش به ايران را براي اروپايي‌ها الزام‌آور ساخته است.
جمهوري اسلامي ايران ضمن تأکيد بر عدم فراموش کردن رفتارهاي خصمانه اروپا در فرصت‌دهي جديد به اين کشورها در حالي از روابط با اروپا استقبال کرد که اين کشورها پاسخي نه چندان درست به نگاه اعتماد‌ساز ايران دادند. نمود عيني اين امر را در رفتارهاي هيئت‌هاي اروپايي و از جمله شخص کاترين اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا هنگام سفر به تهران و نيز قطعنامه مداخله‌جويانه پارلمان اروپا در باب حقوق بشر در ايران مي‌توان مشاهده کرد. هر چند که دولتمردان اروپايي و متحدان آمريکايي آنها به‌گمان خود با اين رفتارها برآنند تا مسئله حقوق بشر را به عنوان مولفه‌اي حاشيه‌اي وارد مذاکرات کنند تا با اعطاي امتيازات کوچک حقوق بشري، امتيازات گسترده هسته‌اي را کسب کنند، در حالي که همزمان پروژه ايجاد شکاف داخلي در ايران را پيگيري مي‌کنند، اما در وراي اين تحرکات، يک نکته مهم نهفته است و آن، بازي آمريکا با اروپا است.
آمريکا در حالي ادعا دارد که متحد اروپا بوده و براي تأمين منافع آنها تلاش مي‌کند که کارنامه روابط دو طرف نشان مي‌دهد نگاه آمريکا به اروپا صرفاً نگاه ابزاري براي رسيدن به منافع است و هر زمان که اتحاديه اروپا دستاورد بيشتري داشته، آمريکا براي حذف آن منافع گام برداشته است. آمریکا همواره تلاش دارد با تضعيف و محدود‌سازي اروپا ضمن حفظ سلطه خود بر اين کشورها، مانع از قدرت‌يابي اتحاديه اروپا شود تا از آن به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به اهدافش بهره گيرد.
نمود عيني اين امر را در افغانستان، عراق، ليبي و اخيراً در سوريه و اوکراين مي‌توان مشاهده کرد. آمريکا ابتدا هزينه‌هاي مالي و انساني خود را به اين کشورها تحميل مي‌‌کند، در حالي که پشت نقاب اروپا پنهان شده تا با چهره‌اي مثبت با کمترين هزينه، بيشترين منافع را کسب کند. رويکرد اروپا به اجراي طرح‌هاي آمريکا به‌ويژه در حوزه نظامي‌گري و دخالت در امور کشورها به تخريب چهره این اتحاديه منجر شده که نتيجه آن نيز تضعيف جايگاه جهاني اين اتحاديه و تنفر ملت‌ها از آن به عنوان متحد آمريکا است. نکته مهمي که در رفتار آمريکا در قبال روابط اروپا با ايران مشاهده مي‌شود، تلاش واشنگتن براي هدايت اروپا به اجراي سياست‌هاي خصمانه در قبال تهران است. هر چند که در مرحله نخست، آمريکا از اروپا به عنوان ابزار فشار به ايران بهره مي‌گيرد، اما در نهايت هدفي بالاتر را دنبال مي‌سازد و آن، محروم‌سازي اروپا از ظرفيت‌هاي اقتصادي و سياسي ايران است.
آنچه در کشورهاي اروپايي و حتي در قطعنامه پارلمان اروپا مورد تأکيد قرار گرفته، ظرفيت‌هاي اقتصادي و منطقه‌اي ايران و لزوم توجه اروپا به آن است. اجراي چنين رويکردی مسلماً دستاوردهاي بسياري براي اروپاي گرفتار بحران اقتصادي و نيز خروج آنها از بحران غرب آسيا (خاورميانه) به همراه خواهد داشت که در نهايت تقويت‌کننده موقعيت اروپا در برابر آمريکا خواهد بود؛ امري که مسلماً با سياست‌هاي سلطه‌طلبانه آمريکا به اروپا همخواني نخواهد داشت. در چنين اوضاعی آمريکا راهبرد خود را به دور ساختن اروپا از ايران استوار ساخته تا در کنار استمرار سياست‌هاي خصمانه عليه ايران، طرح ضعيف نگاه داشتن اروپا را نيز اجرايي سازد.
با توجه به اين شرايط، با رويکرد خصمانه اروپا در قبال ايران، بيش از آنکه این رویکرد براي ايران چالش‌آفرين باشد، ضررهاي اقتصادي و سياسي براي اروپا به همراه خواهد داشت.


پرونده

دیپلمات هسته‌ای حرفه‌ای و سخت‌گیر
«وندی شرمن» یکی از مقامات ارشد آمریکایی در پست الکترونیکی به پایگاه خبری المانیتور درباره دیدار دوجانبه اخیرش در وین با عراقچی گفت: ما حدود یک ساعت‌ونیم با هم دیدار کردیم و مطمئن شدیم که ایران هم نظر ما را درباره همه مسائل مورد بحث درک می‌کند. آنها می‌توانند به طور مستقیم نظرات‌شان را درباره دیدگاه‌های ما بیان کنند. آقای عراقچی یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای و همچنین سخت‌گیر است.
تحلیل مقام سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از فعالیت هسته‌ای ایران

«آرک رابرترز» مقام سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نیز عضو کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا در یادداشتی با اشاره به سابقه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، توافق ژنو و سیاست‌های اخیر هسته‌ای کشورمان را تحلیل کرده است. به‌اعتقاد وی هرچند کشورها اکنون در مرحله اجرای توافق موقت هسته‌ای ژنو هستند، اما ایران با توجه به اینکه موضع هسته‌ای‌اش ایمن شده است بهتر می‌تواند با جهان به تعامل پرداخته توجه خود را به مسائل فوری‌تر معطوف کند. این تحلیلگر اذعان دارد که آمریکا مدعی است فشار تحریم‌ها به موافقت ایران با امضای توافق ژنو منجر شد، اما دولت ایران باوجود فشار چندین ساله تحریم‌ها همچنان پابرجاست و اصول سیاست خارجی ایران ثابت باقی مانده است.
ایران و گروه 1+5 به متن توافقنامه هسته‌ای نزدیک شده‌اند

روزنامه روسی نوشت: ایران و گروه ۵+۱ به متن توافقنامه هسته‌ای نزدیک شده‌اند. «مایکل مان» سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم اعلام کرده طرفین در مرحله گفت‌وگوهای تفصیلی و محتوایی قرار دارند و مایلند هرچه سریع‌تر به نتیجه برسند، ولی مهم‌ترین مسئله کیفیت است. شبکه پرس‌تی‌وی به نقل از مسئولان هیئت ایرانی اعلام کرده امکان بررسی همه ۹ بند موجود در دستور کار میسرشده است. براساس این گزارش، کارشناسان و نمایندگان همه بخش‌های اقتصاد هم به دیپلمات‌ها پیوسته‌اند. به منظور بررسی موضوع لغو تحریم‌های موجود در زمینه هواپیمایی مدیر شرکت ملی هواپیمایی ایران به وین رفته است.
روایت آلمان از مذاکرات هسته‌ای ایران

معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان سومین مرحله از مذاکرات هسته‌ای گروه 1+5 و ایران به میزبانی کشور اتریش موسوم به وین 3 را سازنده و محتوایی توصیف کرد و گفت: این دور از گفت‌وگوهای هسته‌ای نیز همچون دو دوره گذشته در وین مفید، سازنده و محتوایی بود. «ساسئون شبلی» در نشست خبری سخنگویان دولت آلمان با خبرنگاران درخصوص ارزیابی برلین به عنوان یکی از کشورهای عضور گروه 1+5 از مذاکرات هسته‌ای وین 3 که طی روزهای 19 و 20 فروردین ماه برگزار شد،گفت: به نظر ما هر سه دوره مذاکرات انجام شده که پس از توافق هسته‌ای ژنو به میزبانی وین برگزار شده، خوب، سازنده و محتوایی بوده و روند خوبی در دستیابی به توافق نهایی راه در مذاکرات شاهد هستیم. معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان همچنین در سخت و دشوار خوانده شدن مرحله تدوین متن مشترک توافق نهایی از سوی طرفین مذاکره‌کننده، گفت: اگر روند مذاکرات به همین شکل که تاکنون بوده مثبت و سازنده ادامه داشته باشد برلین به عنوان یکی از اعضای گروه 1+5، خوش‌بین است که در پایان مهلت تعیین شده شش ماهه بتوانیم به یک توافق نهایی دست یابیم.


اقتصادى
سعید مهدوی

اولین آزمون عزم ملی و مدیریت جهادی
مرحله نخست طرح هدفمندی یارانه‌ها با واریز سی‌وهشتمین یارانه نقدی به پایان رسید. در مجموع طی 40 ماه گذشته، 144 هزار میلیارد تومان یارانه نقدی به حساب سرپرستان خانوار واریز شده است که سهم هر ایرانی از این یارانه میزان یک میلیون و 845 هزار تومان بوده است. اما برای بسیاری سوال است که با ورود اقتصاد ایران به این مرحله، چه تغییراتی در وضعیت اقتصادی آنها و جامعه روی خواهد داد؟
«محمد شریعتمداری» معاون اجرایی رئیس‌جمهور، از اعلام قیمت جدید حامل‌های انرژی مصادف با پایان ثبت‌نام متقاضیان یارانه (اول اردیبهشت) خبر داد و معاون اول رئیس‌جمهور نیز در همان همایش با بیان اینکه قیمت این دو حامل انرژی هنوز در دولت قطعی نشده و به تصویب نرسیده گفت که دولت قیمت جدید بنزین و گازوئیل را یک شب پیش از گران شدن به اطلاع مردم خواهد رساند. «مسعود نیلی» مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور نیز حدود میانگین رشد افزایش قیمت حامل‌های انرژی در مرحله دوم هدفمندی را معادل میزان لازم برای «جبران تورم سال‌های‌ 1391 و 1392» و تقریباً «به میزان یک دهم رشد قیمت‌ها در فاز اول هدفمندی» عنوان کرد. به گفته معاون اجرایی رئیس‌جمهور، سقف میانگین در نظر گرفته شده برای رشد قیمت‌ها، حداکثر 24 درصد است. درآمد حاصل از هدفمندی یارانه‌ها نیز قرار است که در سه حوزه بهداشت و درمان، محیط‌زیست و افزایش تولید و ایجاد اشتغال هزینه شود.
آب و برق
از ابتدای اسفندماه سال جاری متوسط قیمت فروش برق و آب به مشترکان خانگی به ترتیب 24 و 20 درصد افزایش یافته است. بر اساس اظهارات جدید حمید چیت‌چیان، وزیر نیرو بهای برق و آب مشترکان خانگی تا پایان سال جاری برای بار دوم (مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها) گران نخواهد شد. مسئولان معتقدند که این افزایش قیمت ناشی از تورم سالیانه است و ارتباطی با وارد شدن به مرحله دوم هدفمندی ندارد.
بنزین
قیمت بنزین در دور جدید اجرای قانون هدفمندی به یکی از دغدغه‌ها و مباحث مردم و کارشناسان تبدیل شده است. گمانه‌زنی‌ها در این خصوص به یکی از موضوعات رسانه‌های مختلف خبری تبدیل شده و آنها از افزایش 20 تا 30 درصدی این سوخت و احتمال تک‌نرخی شدن آن خبر دادند. موضوعی که معاون اجرایی رئیس‌جمهور، تک‌نرخی شدن بنزین را در آینده محتمل، اما در مقطع کنونی بعید دانست.
گاز
طبق مصوبه هیئت وزیران در تاریخ یازدهم فروردین قیمت گاز در مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها برای ساختمان‌های مسکونی ۲۰ درصد و ساختمان‌های دولتی ۳۰ درصد نسبت به سال ۱۳۹۲ افزایش یافت. همچنین بر اساس این مصوبه، نرخ گاز برای مصارف صنعتی از هفتصد ریال به ازای هر متر مکعب یک هزار ریال افزایش و نرخ گاز برای کلیه مصارف بخش‌های پتروشیمی و فولاد به ازای هر متر مکعب به ترتیب به میزان دوهزار و ششصدوپنجاه ریال و یک‌هزار و سیصدوبیست ریال تعیین می‌شود.
اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها که یک ضرورت انکارناپذیر برای اقتصاد کشور محسوب می‌شود از سوی دیگر می‌تواند شاخص‌های کلان اقتصادی و اجتماعی مانند تولید کشور و وضعیت زندگی اقشار آسیب‌پذیر را سخت‌تر از پیش کند و تورم و گرانی را با افزایش چشمگیر مواجه سازد. لذا با توجه به اجرای دشوار این طرح از سوی دولت و همکاری و هماهنگی عموم مردم، می‌توان ورود به این مرحله از قانون هدفمندی یارانه‌ها را اولین آزمون عزم ملی و مدیریت جهادی برای مردم و مسئولان دانست.


نداى قدس

قول اتحادیه عرب برای کمک به تشکیلات خودگردان فلسطین
«ریاض المالکی» وزیر خارجه فلسطین اعلام کرد که اتحادیه عرب متعهد شده است در صورت تحریم‌های اقتصادی به فلسطین کمک مالی کند. رژیم صهیونیستی ماهانه 100 میلیون دلار از محل اخذ مالیات به تشکیلات خودگردان می‌دهد که تاکنون بارها رژیم صهیونیستی انتقال وجوه را در زمان شدت گرفتن تنش‌ها با دولت رام‌الله قطع کرده است.
تهدید به استعفا در صورت آزادی اسرای فلسطینی

به دنبال انتشار اخبار مربوط به توافق رژیم صهیونیستی با تشکیلات خودگردان فلسطین در مورد تمدید مذاکرات سازش در قبال آزادی 450 اسیر فلسطینی و ادامه شهرک‌سازی، وزیر مسکن دولت عبری گفت که حزبش هرگز با آزادی اسرای فلسطینی؛ به ویژه آن دسته از اسرای فلسطین از سرزمین‌های اشغالی 48، برای از سرگیری مذاکرات موافقت نخواهد کرد. وی تصریح کرد: «مذاکرات با شرط و شروط‌های بدتر از سر گرفته شد، ما بحث کناره‌گیری از کابینه را بررسی خواهیم کرد و تحت هیچ شرایطی در آن باقی نمی‌مانیم.»
اعتراضات یهودیان ارتدوکس رژیم صهیونیستی

به گزارش قدسنا صدها یهودی ارتدوکس در اعتراض به تصویب قانون خدمت اجباری سربازی به خیابان‌های بیت‌المقدس آمدند و با پلیس صهیونیستی درگیر شدند که به زخمی شدن تعدادی از معترضان منجر شد. سخنگوی پلیس بیت‌المقدس نیز در این رابطه اعلام کرد که پلیس مسیر عبور معترضان را مسدود کرد و در این هنگام تظاهرکنندگان با سنگ، چوب و بطری‌های آتش‌زا به پلیس صهیونیستی حمله کردند و پلیس نیز تعدادی از آنان را مورد ضرب‌وشتم قرار داد و برخی را نیز بازداشت کرد.
تظاهرات علیه محاصره غزه در بیش از 30 شهر اروپایی

انجمن‌ها و هیئت‌های حقوقی در سراسر قاره اروپا به طور همزمان در بیش از 30 شهر اروپا علیه محاصره نوار غزه برای هشتمین سال متوالی تظاهرات می‌کنند. این تظاهرات در شرایطی برپا می‌شود که مسئولان مصر تدابیر امنیتی را در مرزهای نوار غزه شدت بخشیده‌اند. کمیته اروپایی لغو محاصره نوار غزه که مقر اصلی آن در بروکسل قرار دارد در این‌باره اعلام کرد: انجمن‌ها و هیئت‌های این کمیته 30 آوریل در بیش از 30 شهر اروپا آماده برگزاری تظاهرات در همبستگی با نوار غزه و در مخالفت با هشتمین سال محاصره این منطقه توسط رژیم صهیونیستی و محکومیت اقدامات مصر که سبب تشدید این محاصره ظالمانه می‌شود، هستند.
اذعان به ناتوانی رژیم صهیونیستی در مقابله با مقاومت

به نوشته روزنامه عبری‌زبان معاریو، «دان مریدور» وزیر سابق اطلاعات رژیم صهیونیستی در سخنرانی خود در نشست مرکز مطالعات راهبردی هرتزلیا اظهار داشت: در صورت شروع جنگی جدید بین اسرائیل و مقاومت، نیروی هوایی ارتش اسرائیل از مقابله با تعداد زیاد موشک‌های مقاومت ناتوان خواهد بود. وی افزود بزرگ‌ترین مشکلی که ارتش رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کند این است که این رژیم تنها قدرت نظامی در حمله به دشمن دارد ولی از نظر نیروی دفاعی کاملاً ضعیف است. مریدور در ادامه سخنرانی خود با اشاره به افزایش توان موشک‌های مقاومت تصریح کرد: موشک‌های مقاومت در حال حاضر بزرگ‌ترین تهدید برای اسرائیل به شمار می‌رود، چراکه این موشک‌ها نسبت به گذشته بسیار دقيق و پیشرفته‌تر شده‌اند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

روزهاي پرالتهاب عراق
قاسم غفوري

30 آوريل روزي مهم و سرنوشت‌ساز براي مردم عراق است. مردم اين کشور در اين روز براي انتخاب نمايندگان مجلس پاي صندوق‌هاي رأي مي‌روند. انتخابات مجلس عراق از آن جهت داراي اهميت است که ترکيب مجلس، تعيين‌کننده دولت آينده اين کشور است. به طور سنتي، رئيس مجلس از میان اهل سنت، رئيس‌جمهور از اکراد و نخست‌وزير از شيعيان انتخاب مي‌شود.
با توجه به ساختار قبيله‌اي جاري بر عراق، احزاب و جريان‌هاي سياسي متعددي در انتخابات حضور دارند که بر حساسيت‌هاي انتخابات افزوده است. اين انتخابات از زواياي ديگر نيز اهميت داراد و آن اينکه، دولتمردان و ملت عراق با برگزاري منسجم انتخابات مي‌توانند بار ديگر اين امر را به اثبات رسانند که از يک سو توان اجراي دموکراسي با ساختاري بومي و بدون نظارت غرب را دارند و از سوي ديگر در تأمين امنيت کشورشان توانا هستند. آمريکايي‌ها در حالي سال 2011 از عراق خارج شدند که تا امروز همواره تلاش کرده‌اند چنان وانمود کنند که عراق توان تأمين امنيت و اجراي مطالبات مردم را ندارد، لذا بازگشت آمريکا به اين کشور امري ضروري است که برگزاري انتخابات آتي مي‌تواند خنثي‌کننده اين طراحي‌ها باشد.
در اين ميان، عراق براي تحقق اين مهم با چالش‌هايي مواجه است که رفع آنها تا زمان برگزاري انتخابات امري مهم براي دولتمردان و مردم اين کشور است. نخست آنکه، برخي از جريان‌هاي سياسي از جمله برخي از فهرست العراقیه با تکيه بر نيروهاي بر جاي مانده از حزب بعث، به دنبال کسب انحصاري قدرت هستند، چنانکه در ماه‌هاي اخیر از ابزارهاي متعددي حتي همگرايي با گروه‌هاي تروريستي براي رسيدن به اين مقصود سود جسته‌اند.
جريان‌هايي که برخي از آنها داراي وابستگي به کشورهاي عربي و غربي هستند که به جاي توجه به منافع عراق، براي تأمين منافع اين کشورها گام برمي‌دارند. عملکرد اقليم کردستان عراق به رياست مسعود بارزاني نيز در مقاطعي، چالش‌هايي ايجاد کرده است.
خلأ حضور جلال طالباني رئيس‌جمهور عراق موجب شده تا برخي اقدامات از سوي اين منطقه براي کسب امتيازات از دولت مرکزي عراق صورت ‌گيرد که امنيت و ثبات عراق را تحت تأثير قرار داده به ويژه اينکه، کشوري مانند ترکيه از اين شرايط براي دخالت در امور عراق بهره گرفته که بر نابساماني‌هاي اين کشور دامن زده است.
نکته قابل توجه آنکه، دولت عراق به نخست‌وزيري مالکي اقدامات و رايزني‌هاي متعددي را براي ايجاد وفاق ملي در ميان جريان‌هاي سياسي و حل اختلافات اقليم کردستان با بغداد صورت داده است، هر چند که برخی از اين جريان‌ها، وجود چالش‌ سياسي و امنيتي در عراق را مخالفت با سومين دور نخست‌وزيری مالکي عنوان کرده‌اند، اما در نهايت مالکي به عنوان نخست‌وزير قانوني عراق تلاش دارد تا عراق را در مسير وحدت هدايت کند، چنانکه وي بر اصل تشکيل دولت وفاق ملي و نيز برگزاري انتخابات در زمان مقرر تأکيد کرده است.
دوم آنکه، برقراري امنيت، مولفه‌اي مهم براي برگزاري انتخابات عراق است. گروه‌هاي تروريستي از جمله بازماندگان حزب بعث و داعش در ماه‌هاي اخير تحرکات خود را براي ناامن‌سازي بيشتر عراق تشديد کرده‌اند.
هر چند که انفجارهاي خونين و حملات تروريستي از تحولات روزمره عراق از زمان حضور نيروهاي خارجی (2003) تاکنون بوده، اما در ماه‌هاي اخير اين تحرکات تشديد شده که نمود آن را در فعاليت گسترده داعش در استان الانبار و مناطق الرمادي و فلوجه مي‌توان مشاهده کرد.
اين جريان‌هاي تروريستي در حالي به دنبال کسب قدرت و رسيدن به طرح ايجاد امارات اسلامي عراق و شام هستند که همسويي اهداف آنها با برخي کشورهاي عربي نظير عربستان و قطر و منافع آمريکا موجب حمايت اين کشورها از اين گروه‌ها گرديده است. نکته بسيار مهم آن است که مخالفان دموکراسي در عراق برآنند تا از شرايط موجود و تحرکات گروه‌هاي تروريستي براي تأثيرگذاري بر انتخابات بهره گيرند. طراحي آنان چنان است که از يک سو با ناامن‌سازي کشور و ناکارآمد نشان دادن دولت از اقبال مردمي به جريان‌هاي سياسي نزديک به دولت کنوني عراق جلوگيري کنند، چنانکه همزمان با حملات تروريست‌ها، برخي از جريان‌هاي سياسي عراق در فضاي سياسي و رسانه‌اي طرح سرنگوني دولت عراق را مطرح کرده‌اند.
از سوي ديگر، اين جريان‌ها برآنند تا با ايجاد ناامني در مناطقي خاص، مانع از حضور مردم در انتخابات گردند تا از ميزان آرای احزاب رقيب به ويژه آرای دولت کنوني عراق بکاهند.
تکميل‌کننده اين طرح، تقويت مناطق مورد نظر اين جريان جهت افزايش مشارکت مردمي و براي افزايش آرای‌شان است. نکته قابل توجه آنکه، کشورهاي عربي نظير عربستان و عراق نيز ميليون‌ها دلار براي تحقق اين طرح اختصاص داده‌اند که بخش عمده‌اي از آن شامل مناطق روستايي و اقشار فقير عراق مي‌شود. آنها دموکراسی عراق را چالشی خطرناک برای کشورهای خود می‌دانند که در آنها انتخاباتی برگزار نمی‌شود و ساختار پادشاهی حاکم است.
با توجه به آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که عراق تا زمان برگزاري انتخابات، دوراني بس حساس را سپري مي‌کند به ويژه اينکه، برخي جريان‌هاي سياسي با حمايت کشورهاي مرتجع عربي و غرب برآنند تا از مسئله ناامني و مشکلات اقتصادي براي سرنگون‌سازي دولت کنوني عراق و کسب قدرت بهره گيرند. لذا در روزهاي آينده عراق شاهد ناآرامي‌هاي بيشتري خواهد بود، هر چند که طرح‌هاي گسترده امنيتي ارتش و دولت عراق براي مقابله با ناامني‌ها و سرکوب تروريسم، اين سناريو را با ناکامي‌هايي همراه ساخته است.


محور بحران‌های تازه در شبه‌جزيره کره
علي تتماج

شبه‌جزيره کره در طول چند دهه اخير همواره از کانون‌هاي اصلي تنش‌هاي جهاني بوده است. شايد بتوان گفت جنگ دو کره شمالي و جنوبي در دهه 1950 و تقسيم‌بندي دو بلوک شرق و غرب در ميان اين دو کشور سرآغازي بر تنش‌هاي بي‌پايان شبه‌جزيره کره بوده است که به دليل دخالت‌هاي خارجي‌ گاه به مرحله جنگ نيز رسيده است. نکته قابل توجه در تحولات اخير شبه‌جزيره کره، از سرگيري دور جديد تنش‌ها ميان دو کره است. در حالي که چندي پیش دو کشور توافقاتي براي بهبود مناسبات داشته و درباره بازديد خانواده‌هاي ساکن دو کره در مناطق مرزي به توافق رسيدند، اما بار ديگر تنش‌هاي نظامي و سياسي ميان دو طرف بالا گرفت و به نوعي، آن توافقات غيرقابل اجرا شد.
کره شمالي در کنار انجام چندين آزمايش موشکي اعلام کرد اگر تحرکات کره جنوبي و آمريکا ادامه يابد بار ديگر آزمايش هسته‌اي انجام مي‌دهد و آماده هرگونه اقدام نظامي خواهد بود. منابع خبري کره جنوبي نيز از پرواز پهپادهاي کره شمالي بر فراز آسمان کره جنوبي و حتي عکس‌برداری آنان از ساختمان رياست جمهوري خبر داده‌اند.
در نقطه مقابل، سئول نيز از يک سو اقدام به آزمايش موشک‌هاي بالستيک با برد بالا کرده‌ و از سوي ديگر، اين کشور برگزاري رزمايش‌هاي جديد با آمريکا را داشته که به اذعان محافل رسانه‌اي و نظامي، بزرگ‌ترين رزمايش دو کشور بوده است. مجموع اين تحرکات در حالي شرايط نابسامانی را بر منطقه حاکم ساخته که در باب دلايل و اهداف هر کدام از اين کشورها ديدگاه‌هاي متعددي مطرح است.
در باب اهداف کره شمالي بسياري از ناظران سياسي اين تحرکات را برگرفته از رويکرد «کيم‌جونگ اون» رهبر جوان اين کشور براي تثبيت قدرت بيشتر مي‌دانند.
وي که با برخي تغييرات سياسي و اقتصادي از جمله حذف برخي مهره‌هاي قديمي، گام‌هايي براي تثبيت قدرت برداشته بود، اکنون همزمان با برگزاري رزمايش کره جنوبي و آمريکا و نيز تشديد نظامي‌گري ژاپن با موضع‌گيري قاطع در برابر اين تحرکات سعي دارد موقعيت خود را در ميان مردم و نظاميان ارتقا بخشد و گامي ديگر براي تثبيت قدرت بردارد. البته برخي ناظران سياسي نيز با اشاره به فشارهاي اقتصادي و سياسي و حقوق بشري غرب بر اين گمانند که «اون» با ايجاد چالش بيروني، به دنبال تغيير معادلات و مقابله با تهديدات اقتصادي و حقوق بشري غرب است.
به هر تقدير، هر کدام از اين موازنه‌ها که برقرار باشد در نهايت، يک اصل براي «اون» مطرح است و آن تقويت موقعيت خود در داخل و تثبيت جايگاه کره شمالي در معادلات جهاني است.
در باب ديدگاه کره جنوبي به اين تنش‌ها نيز مي‌توان گفت که سئول تلاش دارد تا از نظامي‌گري آمريکا در شرق آسيا به ويژه تنش‌هاي ايجاد شده ميان روسيه و غرب در مسئله اوکراين نهايت استفاده را برده و به تقويت توان نظامي خود بپردازد. بررسي تحولات شرق آسيا نشان مي‌دهد که ژاپن و کره جنوبي به عنوان متحدان اصلي آمريکا برآنند تا از اوضاع جاري در منطقه و گسترش دامنه تمايلات آمريکا براي حضور در شرق آسيا و نيز تنش‌هاي جديد ميان اين کشورها براي رسيدن به اهداف نظامي بهره گيرند.
با توجه به روحيه ضد آمريکايي جاري در ميان مردم کره جنوبي و ژاپن، سران اين کشورها نمي‌توانند با نام ارتقای همکاري با آمريکا به توسعه نظامي خود بپردازند، به ويژه اينکه ساير کشورهای منطقه نيز در قبال اين رفتارها حساسيت‌هايي دارند که چالش‌هايي را براي اين دو کشور به همراه خواهد داشت. بر اين اساس آنها در کنار برجسته‌سازي تهديدات قديمي نظير چين برآنند تا از مولفه‌هايي نظير مقابله با تکرار سرنوشت کريمه در شرق آسيا و نيز مقابله با تهديدات کره شمالي بهره گيرند. نکته قابل توجه، آنکه آمريکا که به دنبال تشديد نظامي‌گري در شرق آسيا است از اين رفتارها حمايت کرده، چنانکه چاک‌هاگل، وزير دفاع آمريکا در جديدترين اظهارنظرهايش بر همکاري و همگرايي بيشتر ميان واشنگتن با توکيو و سئول تأکيد کرده است.
البته نبايد از نظر دور داشت که کره جنوبي و ژاپن نيز در حوزه اقتصادي وضعیت چندان مطلوبي ندارند، لذا با رويکرد به تنش‌هاي منطقه‌اي و برجسته‌‌سازي تهديدات کره شمالي به دنبال امنيتی کردن اولویت‌های کشور هستند.
آنها با اولويت دادن تهديد خارجي و امنيت ملي در برابر چالش‌هاي اقتصادي، به نوعي از ميزان انتقادهاي مردمي و جريان‌هاي سياسي به روند اقتصادي کشور مي‌کاهند. در کنار تمام اين مسائل، نکته قابل توجه، نقش انکارناپذير آمريکا در بحران‌هاي اخير شبه‌جزيره کره است.
سياست آمريکا همچنان بر دو اصل استوار است. نخست؛ تهديدات گسترده عليه کره شمالي که حتي به حوزه نظامي رسيده و اين کشور براي دفاع از خود، ‌گزينه‌ای جز نظامي‌گري پيش رو ندارد. دوم، حمايت‌های تسليحاتی از کره جنوبي و تحريک اين کشور به نظامي‌گري که نتيجه آن را در آزمايش موشک‌های بالستيک اين کشور مي‌توان مشاهده کرد. آمريکا با ايجاد فضاي بيشتر و تحريک کشورهاي ژاپن و کره جنوبي به بهانه مقابله با کره شمالي از يک سو، فروش تسليحات به اين کشورها و در نهايت، فروش تسليحات به سایر کشورهاي منطقه به دليل ايجاد رقابت تسليحاتي ميان همسايگان را اجرايي مي‌سازد و از سوي ديگر، به بهانه امنيت متحدان خود، حضور بيشتر در شرق آسيا را پيگيري مي‌کند.
با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت ريشه اصلي تنش‌هاي اخير شبه‌جزيره کره ، بار ديگر تحرکات آمريکا است که براي منافع خود اين کشورها را قرباني مي‌سازد.
اين اصل زماني بيشتر نمود مي‌يابد که پيش از برگزاري رزمايش آمريکا و کره جنوبي، توافقات قابل توجهي ميان دو کره صورت گرفته بود و منطقه در مسير آرامش قرار داشت؛ آرامشي که چندان در چارچوب منافع آمريکا نبوده و از این‌رو این کشور براي مقابله با آن، بحران‌سازي‌هاي جديد در منطقه را در پيش گرفته که آغاز دوباره تنش‌ها ميان دو کره و تشديد اختلافات با ژاپن نمودنه‌ای از آن است.


از نگاه دیگران

نقش ایدئولوژی در رفتار صهیونیست‌ها
قیام روز زمین در اراضی اشغالی 1948 حادثه‌ای تصادفی و یا اقدامی متهورانه نبود، بلکه نتیجه طبیعی زمین‌خواری و رفتار غیرطبیعی رژیم صهیونیستی محسوب می‌شد. در پشت رفتار و اقدامات صهیونیست‌ها یک ایدئولوژی کشنده قرار دارد؛ ایدئولوژی مبتنی بر از بین بردن دیگری و جایگزین شدن آن و اگر این کار مستلزم جعل تاریخ و خلق اسطوره‌هایی در مورد سرزمین موعود باشد چنین دروغ‌‌بافی‌هایی مجاز خواهد بود. جنگ بومیان آمریکا با استعمارگران این دیار یادآور داستان صهیونیسم و اشغال سرزمین فلسطین و منازعه یهودیان با عرب‌هاست. آمادگی صهیونیست‌های استعمارگر برای مرگ در راه اراضی غصب شده محور نابودی دیگری است. در هر دو مورد اشغالگران بر اساس باوری نادرست از سرزمین بکر و یا زمینی بدون ملت برای ملتی بدون سرزمین سخن رانده‌اند. نکته‌ای که هم‌اکنون محور مرکزی در گفتمان صهیونیسم است، اندیشه سرزمین موعود مبنای دینی برای استعمار سرزمین فلسطین است. جملاتی که بدون منطق عدالت به عنوان ابزاری در دست صهیونیسم قرار گرفته و با آنها همانند سندی مشروع برای مالکیت این اراضی رفتار می‌شود. در این تفکر، دین با فاشیسم، سرزمین و نژاد به هم پیوند می‌خورد و خویی نژادپرستانه با پاک‌سازی سرزمین فلسطین از ساکنان اصلی آن پدید می‌آید. صدور صدها قانون و دستور نظامی برای یهودی کردن سرزمین فلسطین و ساخت دیوار حائل، همگی نمودهایی از این سیاست تبعیض‌آمیز است. بنیانگذاران صهیونیسم می‌خواستند همانند فاشیسم که قائل به وحدت و انسجام میان نژاد، دین، فرهنگ و مردم است، نوعی هماهنگی اجباری میان نژاد، سرزمین و دین به‌وجود آورند. در این رابطه اسحاق کوک که از اندیشمندان یهودی است، می‌گوید: زمین اسرائیل(رژیم صهیونیستی) ابزاری برای یکی کردن مردم و تضمین بقای مادی و معنوی آنان است. روحیه ابتکار برای ملت یهود تنها در زمین اسرائیل(!) امکان‌پذیر است. در همین راستا بن گوریون نیز در آوریل 1941 نوشت: رابطه مردم یهود با زمین اسرائیل متفاوت از رابطه مردم عرب با آن است. ملت یهود آن را تنها وطن خود نمی‌داند، اما عرب‌هایی که آن را وطن خود قلمداد می‌کنند بخش کوچکی از ملت عرب هستند! این گونه افکار که مبتنی بر نابودی دیگری است با گذر زمان نه تنها کهنه نمی‌شود، بلکه هر روز بر شدت آن افزوده می‌شود و حتی منشأ اندیشه اخراج فلسطینی‌ها از اراضی مثلث، نقب و الجلیل و یا تبادل آنها هستند. این‌گونه افکار همواره در سخنان مقامات رژیم صهیونیستی جایگاهی اساسی به خود اختصاص داده است، برای نمونه «رحیعام زئیفی» که در سال 1980 خواستار کوچاندن 700 تا 800 هزار نفر از (فلسطینیان به) کشورهای عربی شده بود خود را مبتکر این طرح نمی‌دانست و عنوان می‌کرد که رهبران صهیونیسم صاحبان این ایده‌اند. طرح اخیر براور در نقب و نیز طرح یهودی‌سازی الجلیل فرایند ساخت‌وساز یهودی‌سازی کرانه باختری همه در چارچوب استعمار فلسطین و اخراج ساکنان اصلی این سرزمین قرار دارند. بنابراین نباید با روز زمین تنها به عنوان روز سوگواری بر شهدای فلسطین یا ذکر قهرمانی آنان در برابر اشغالگران رفتار کرد، بلکه باید با صدای بلند فریاد زد که این سرزمین بدون یک ملت ساکن در آن نبوده و آن مردم قادرند که آزادگی خود را با دستانشان رقم زنند.
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتیان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 615

كري: داشتن رآکتور آب سنگین هیچ مشروعیتی ندارد
ايرنا(20/1/1393): جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در نشست کمیته روابط خارجی مجلس سنای این کشور مدعی شد موضوع حقوق بشر ایران را نیز در کنار مسئله هسته‌ای و اعمال تحریم‌های این کشور دنبال می‌کنیم. وزیر امور خارجه آمریکا گفت: ما به اعمال تحریم‌هایی که تحت تأثیر طرح اقدام مشترک نباشند، ادامه می‌دهیم. جان کری همچنین درباره دستیابی به توافقنامه جامع هسته‌ای بین ایران و گروه پنج به‌علاوه یک پیش از ضرب‌الاجل بیستم ماه ژوئیه، ابراز شک و تردید کرد و مدعی شد: من در این زمینه خوش‌بین نیستم. وی با حضور خود در برابر کمیته روابط خارجی سنای این کشور در واکنش به اظهارات سناتور منندز رئیس این کمیته درباره رآکتور اراک مدعی شد: گزینه‌های زیادی برای مدیریت این مسئله وجود دارد ولی مهم این است که ایرانیان رآکتور آب سنگین نداشته باشند.
فروش سلاح از روسیه به ایران نقض قوانین بین‌المللی نیست
باشگاه خبرنگاران: یکی از اعضای سابق شورای امنیت ملی آمریکا فروش سلاح از سوی روسیه به ایران را خلاف قوانین بین‌المللی ندانست. «الیوت آبرامز» در سخنانی تأکید کرد: فروش سلاح از سوی روسیه به ایران نقض قوانین بین‌المللی نیست. وی در ادامه گفت: روسیه این امکان را دارد که قراردادهایی را که تاکنون به امضا رسانده نقض کند، اما با این وجود، فروش سلاح براساس آن چیزی است که در معرض فروش قرار داده و ناقض چیزی نیست.
مداخله‌جویي مقام آمريكايي
فارس(17/1/1393): یک مقام ارشد آمریکایی اعلام کرد واشنگتن اطلاعی درباره نهایی شدن توافق نفت در قبال کالا بین ایران و روسیه ندارد، اما چنین توافقی تحریم‌های آمریکا را به همراه خواهد داشت. این مقام ارشد آمریکا اعلام کرد که واشنگتن اطلاعاتی درباره نهایی شدن توافق نفت در قبال کالا ایران و روسیه ندارد، اما از این اقدام که می‌تواند تحریم‌های جدید آمریکا را به همراه داشته باشد ابراز نگرانی کرده است. وی که خواست نامش فاش نشود، گفت: اگر توافقی در مذاكرات ايران و گروه 1+5 حاصل نشود، در ناسازگاری با توافق اولیه هسته‌ای ماه نوامبر ایران و گروه 1+5 خواهد بود و احتمالاًً تحریم‌های آمریکا علیه نهادها و افرادی را به همراه خواهد داشت.
رفع تحريم‌ها اقدامي سازنده است
ايرنا(18/1/1393): سفیر سابق آمریکا در ناتو در سخنانی رفع تحریم از فروش تجهیزات هواپیمایی به ایران را اقدامی سازنده ارزیابی کرد. «رابرت هانتر» در سخنانی گفت: تصمیم واشنگتن در رفع تحریم فروش قطعات یدکی به ناوگان هوایی ایران از سوی شرکت بوئینگ اقدامی سازنده و آغازی خوب برای رفع تحریم‌های اعمال شده علیه ایران است. «ریک کندی» سخنگوی شرکت بوئینگ اعلام کرد: وزارت خزانه‌داری مجوز سرویس 18 موتور هواپیمای فروخته شده به ایران در اواخر دهه 80 میلادی را تأیید کرده است.
توهمات مشاوران ارشد سابق دولت اوباما
باشگاه خبرنگاران(17/1/1393): دو تن از مشاوران ارشد سابق دولت اوباما از کاخ سفید و کنگره خواستند تا در صورتی‌که مذاکرات هسته‌ای با ایران شکست بخورد و یا ایران شرایط توافق را اجرا نکند تهدید برای استفاده از زور علیه این کشور را افزایش دهند. «رابرت آینهورن» و «دنیس راس» که هر دو از طرفداران دیپلماسی اوباما در قبال ایران هستند در مورد کم شدن شتاب مذاکرات در آینده هشدار دادند. دنیس راس از دولت اوباما خواسته است تا در مذاکرات آتی عواقب شکست مذاکرات را برای ایران کاملاً مشخص کنند. راس گفت: ایرانی‌ها باید عواقب کار را در نظر داشته باشند، هم برای فریبکاری(!!) و هم در صورت شکست دیپلماسی.
بولتون: ایران به‌دنبال طولانی کردن مذاکرات است!
ايسنا(18/1/1393): «جان بولتون» نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل در آستانه مذاکرات با تأکید بر ادعای لزوم نپذیرفتن نماینده جدید ایران در سازمان ملل از جانب آمریکا مدعی شد: ایران فقط به دنبال طولانی کردن مذاکرات هسته‌ای خود با غرب است. بولتون گفت: به یاد داشته باشید تا زمانی‌که مذاکرات ادامه دارد، تحریم‌ها نیز به حالت تعلیق در آمده و معامله‌های تجاری بیشتری به‌ویژه بین اروپا و ایران نهایی می‌شود که این به اقتصاد ایران کمک می‌کند. به عقیده من، ایرانی‌ها حداکثر تلاش خود را برای وانمود کردن در این زمینه به کار خواهند گرفت. وی مدعی شد بدین ترتیب ایران فقط به دنبال طولانی کردن مذاکرات هسته‌ای خود با غرب خواهد بود.


هویت 357

آمریکا: نقض نظام‌مند حقوق بشر
با وجود ادعاهای حقوق بشری سران آمریکا، گزارش‌های منتشر شده از نقض نظام‌مند حقوق بشر در این کشور حکایت دارد، چنانکه در سال 2013، در ایالات متحده 137 نفر در 30 کشتار دسته جمعی به قتل رسیدند و یک مورد تیراندازی خشونت‌آمیز در مقر فرماندهی نیروی دریایی واشنگتن دی‌سی،12 نفر کشته بر جای گذاشت. ایالات متحده درگیر یک برنامه شنود (tapping program) با کد PRISM است که شامل نظارت گسترده و درازمدت، هم در کشور و هم در خارج از آن می‌شود. این برنامه نقض آشکار قوانین بین‌المللی و به خصوص تخطی جدی از حقوق بشر است. استفاده از سلول‌های انفرادی در ایالات متحده امری رایج است. حدود 80 هزار نفر از زندانیان ایالات متحده در سلول‌های انفرادی به سر می‌برند. برخی از آنان حتی برای بیش از چهل سال در سلول‌های انفرادی زندانی شده‌اند. تبعیض‌نژادی در زمینه اجرای قانون و عدالت رایج است. براساس تحقیقی، در طول یک سال حداقل 136 آمریکایی آفریقایی‌تبار غیر مسلح از سوی پلیس یا گارد امنیتی کشته شدند.
اروپا: 62 میلیون زن‌ قربانی اعمال خشونت‌آمیز
با توجه به تحقیقات صورت گرفته 55 درصد زنان اروپایی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند و برای 18 درصد مزاحمت ایجاد شده و 43 درصد با سوء‌استفاده روانی مواجه شده‌اند؛ از هر ۱۰ زن ۱ نفر از سن ۱۵ سالگی با خشونت جنسی روبه‌رو شده و از هر ۲۰ زن نیز یک نفر مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. «‌در بسیاری از کشورهای اروپایی جلوگیری از خشونت علیه زنان مورد توجه قرار نمی‌گیرد.» 62 میلیون زن‌، یا یک سوم زنان، از سن 15 سالگی قربانی اعمال خشونت‌آمیز بوده‌اند. بدیهی است که زنان اروپایی همچنان متحمل سطح بالایی از خشونت هستند.
کانادا: سربازان مجروح شاکی معالجه نمي‌شوند!

نقض حقوق شهروندی در کانادای مدعی حقوق بشر هر روز گسترده‌تر می‌شود، چنانکه منابع خبری اعلام کردند به سربازان مجروح کانادایی گفته‌اند اگر می‌خواهند از معالجات پزشکی بهره‌مند شوند نباید از فرماندهان نظامی خود شکایت کنند. روزنامه واشنگتن تایمز نوشت: ابتدا به سربازان مجروح گفته می‌شود باید برگه‌ای را امضا کنند که از آنها می‌خواهد درباره دیدگاه‌های خود درباره موضوعات نظامی بحث نکنند و نباید هیچ چیزی بنویسند که ممکن است دیگران را دلسرد یا از شرایط استخدام خود در ارتش کانادا ناراضی کند. دولت کانادا نیز مانند وزارت امور کهنه سربازان آمریکا به‌تازگی به سبب عدم مراقبت پزشکی مناسب از سربازان مجروح به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق بررسی می‌کند
کارنامه اجرای طرح اقدام مشترک و مذاکرات جامع

هادی محمدی

پس از یک ماراتن طولانی‌مدت مذاکراتی و کارشناسی در ژنو، چهارچوبی تحت‌عنوان «توافق‌ اقدام مشترک» به‌عنوان گام ابتدایی در دو بخش مطرح شد که در بخش اول، توافق گام اولیه و در بخش دوم اصول و چهارچوب‌های مرتبط با توافق جامع گنجانده شده بود. اگر چه در ارائّه اطلاعات لازم، از سوی وزارت خارجه آمریکا و یا ابزارهای رسانه‌ای آن به نحوی رفتار شد تا تفسیر یکجانبه‌ای از آنچه مورد توافق قرار گرفته به افکار عمومی تزریق شود و مقامات مذاکره‌کننده ایرانی در رفتاری انفعالی قرار داشتند، ولی به هر حال، موضوعاتی مانند توقف غنی‌سازی ۲۰ درصد، عدم به‌کارگیری سانتریفیوژهای جدید، توقف در فعالیت‌های جدید در رآکتور اراک و محدودیت در سقف مواد غنی شده پنج درصد در ازای آزادسازی اموال بلوکه شده ایران تا سقف تقریبی هفت میلیارد دلار و به شکل تدریجی و اقساط و برداشتن محدودیت در مبادلات و خرید فلزات گرانبها و طلا و یا فروش محدود محصولات پتروشیمی از سوی ایران، در دو بخش و با نام تعهدات ایران و ۵+۱ (غرب)، چهارچوب‌های توافق را تشکیل دادند. این توافق اولیه بر اساس زمانبندی، از ۳۰ دی ماه سال ۱۳۹۲ به‌عنوان آغاز اجرای تعهدات دو طرف، به اجرا درآمد و طرف ایرانی، برخی از تعهدات خود را پیش از تاریخ تعهد، به اجرا گذاشت، اما تعهدات طرف غربی که پس از تأیید اجرای تعهدات ایرانی از سوی آژانس باید اجرا می‌شد، از همان ابتدا با تأخیر و تعلل مواجد شد و هنوز و به شکل صحیح اجرا نشده است.
در حالی که مقامات غربی با صراحت و شفافیت به بیان اهداف و چهارچوب‌های مطلوب خود در یک «توافق‌ خوب» پرداختند و جزئیات و محورهای آن را بیان کردند، اما این شفافیت و صراحت از سوی مذاکره‌کنندگان ایرانی دیده نشد.
اوباما، کری، شرمن و دیگر مقامات آمریکایی و یا حتی اروپایی و خانم اشتون به‌عنوان طرف مذاکره‌کننده اصلی با ایران، به وضوح به برچیدن بخش عظیمی از برنامه هسته‌ای ایران تأکید کرده و آن را در محدودیت‌سازی در مواد غنی‌سازی شده، سقف غنی‌سازی، تعداد سانتریفیوژهای موجود و ممنوعیت به‌کارگیری سانتریفیوژهای جدید و پیشرفته، تغییر در برنامه آب سنگین و رآکتور اراک و تبدیل تأسیسات فردو به مرکز تحقیق و توسعه به جای غنی‌سازی و... متجلی دانستند. مقامات آمریکایی با صراحت اعلام کردند هدف از مذاکره و توافق با ایران، تقویت رویکردهای غربگرا در ایران و پذیرش یک برنامه محدود و کوچک غنی‌سازی و سمبلیک است. این عناوین و محورهای اعلام شده، دقیقاً همان محورهای گفت‌وگوی کارشناسی و مذاکراتی ایران و ۵+۱ است که درباره آن از سوی مقامات ایرانی مذاکره‌کننده، فراتر از مفاهیم کلی بحث نشده ومواضع روشنی اعلام نشد و در عمل نیز برخی از خواسته‌های اولیه غرب در توافق اقدام مشترک محقق شد.
غربی‌ها در یک سیستم گسترده و قدرتمند تبلیغاتی با مشکوک نشان دادن برنامه هسته‌ای ایران، از یکسو آژانس را در پرونده‌ای به نام PMD و بررسی وجوه احتمالی نظامی در برنامه هسته‌ای ایران درگیر کرده و در فاصله زمانی مذاکراتی ژنو تاکنون، دو مرحله توافق با آژانس در ۱۳ محور از سوی ایران پذیرفته شده و به اجرا درآمده و از سوی دیگر، بااین توجیه که برای جلوگیری از فرار هسته‌ای ایران برای ساخت بمب هسته‌ای و با ایجاد شفافیت حداکثری در برنامه هسته‌ای ایران و فاصله در بین قابلیت‌های فنی و توانمندی‌های هسته‌ای (تا ۱۸ ماه)، قابلیت راستی‌آزمایی مستمر و طولانی در برنامه هسته‌ای ایران را تضمین خواهد کرد. به همین دلیل و با همین توجیه، مفاد گفت‌وگوهای توافق جامع نیز با چهارچوب‌های مطلوب آمریکایی و غربی طراحی و به پیش می‌رود. به این شکل که کمیت و کیفیت و سطح مورد نیاز برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی در ایران را باید بازتعریف کنند تا با فرمول‌های فوق همسان شود!
به این منظور در کنار «بازرسی و رژیم‌های نظارتی» بی‌سابقه و طولانی، «محدودیت» در مواد و سقف‌ غنی‌سازی و سانتریفیوژها و حتی تحقیق و توسعه، به نگاه یک‌طرفه خود زمینه تحقق می‌بخشد.
این در حالی است که حتی موسسات اطلاعاتی وپژوهش‌ آمریکا معتقدند، اوباما قادر به اجرای تعهدات خود در قبال هرگونه توافق با ایران نیست. شاید کمترین دلیل برای این کار در کارنامه اجرای تعهدات و یا رفتار آمریکا و غرب در طی سه ماه گذشته باشد که به برخی از آن در عناوین زیر اشاره می‌کنیم:
۱ـ تفسیر و یکسویه از مفاد توافق اقدام مشترک
۲ـ استمرار مواضع کینه‌توزانه و اصرار بر استمرار تحریم‌ها
۳ـ ارعاب و تهدید نسبت به هرگونه تعامل تجاری و مالی با ایران با افراد و شرکت‌های جهانی در کشورها
۴ـ عدم اجرای به‌موقع و یا کامل تعهدات مالی که تا امروز سه مرحله از پرداخت‌های مالی با موانع انتقال اموال و پول‌های ایرانی به داخل روبه‌رو است.
۵ـ عدم اجرا تعهدات آمریکا به ایران در مورد واردات دارو و محصولات کشاورزی تا سقف ۵/۱ میلیارد دلار
۶ـ کارشکنی در روند خریدهای ایران از اروپا و فشار به بانک‌های اروپایی که حتی اعتراض پارلمان انگلیس و... را موجب شد و این درحالی است که شرکت‌های آمریکایی مانند کوکاکولا این موانع را ندارند.
۷ـ عدم لغو جدی تحریم فلزات گرانبها، طلا و مواد پتروشیمی
۸ـ اقدام وزارت خزانه‌داری امریکا در تحریم‌ افراد و شرکت‌های جدید در پرونده هسته‌ای ایران.
۹ـ اقدامات کینه‌توزانه اروپا که از ماهیت گستاخانه و مداخله‌گرانه در امور ایران برخوردار است.
۱۰ـ تأکید آمریکا و اروپا بر حفظ تحریم‌ها علیه ایران با عناوین جدید حقوق‌بشری، تروریستی و تسلیحاتی که نشان‌دهنده تشخیص درست مقام معظم رهبری است مبنی بر اینکه «تحریم‌های غرب ارتباطی با ماهیت برنامه هسته‌ای ایران ندارد و کینه‌توزانه و در عداوت با نظام اسلامی انجام می‌شود و اینکه قابل اعتماد نیستند.»
۱۱ـ کارشکنی در تعاملات اقتصادی و نفتی ایران با دیگر کشورها و از جمله توافق احتمالی با روسیه با مبنای «نفت در قبال کالا» و تهدید افراد و شرکت‌های تعامل‌کننده به مجازات و تحریم جدید.
موارد فوق در کنار مواضع مستمر و تحریک‌کننده مقامات آمریکا و اروپا، یک سامانه هدفمند از القای مفاهیم و روش‌های رفتاری را مدنظر دارد تا با هزینه کمتر، بیشترین دستاورد از طریق مذاکره با ایران را تولید کنند. این در حالی است که حتی اگر اوباما و کاخ سفید اراده سیاسی برای حل‌وفصل مسائل هسته‌ای با ایران را داشته باشد، موانع قانونی و ساختاری، محدودیت و ناتوانی جدی برای اوباما به‌وجود خواهد آورد که مبنای چانه‌زنی برای کسب امتیازهای جدید خواهند بود. «وندی‌ شرمن» در کنگره آمریکا اعلام می کند که مذاکرات اخیر نشان داد که ایران در همه حوزه‌ها قابل مهار است و یا خانم اشتون در مصاحبه‌ای می‌گوید که بر چیدن برخی از بخش‌های برنامه هسته‌ای ایران زمان می‌گیرد و ما تلاش می‌کنیم اسرائیل را راضی کنیم.! و یا اتحادیه اروپا اعلام می‌کند که حتی پس از توافق جامع، کاهش تحریم‌ها تدریجی خواهند بود!
«آینهورن» مذاکره‌کننده سابق آمریکا در پرونده هسته‌ای ایران با بیان چهار محور کلان، خواسته‌ها و راهبرد آمریکا در مذاکرات هسته‌ای جامع را چنین بیان می‌دارد:
۱ـ نیازهای کمی و کیفی ایران به غنی‌سازی باز تعریف شود ( شامل سقف مواد غنی‌سازی و سانتریفیوژه‌های قدیمی و جدید...)
۲ـ تغییرات فنی در رآکتور اراک اعمال شود
۳ـ تأسیسات فردو به جای غنی‌سازی به مرکز تحقیقات و پژوهش‌ تبدیل شود.
۴ـ رژیم نظارتی و بازرسی بی‌سابقه و طولانی بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال شود.
با اینکه آقای ظریف اعلام کرده‌ است که پیش از نیمی از مسیر برای توافق جامع تا به حال طی شده است ولی هنوز در حداقل هفت محور زیر اختلاف‌نظر وجود دارد:
ـ ماهیت و فعالیت تأسیسات فردو
ـ کیفیت نظارت و رژیم بازرسی بر برنامه هسته‌ای ایران
ـ تعداد و نوع سانتریفیوژها
ـ میزان ذخیره‌سازی پنج درصد
ـ سرنوشت رآکتور آب سنگین اراک
ـ نحوه کاهش تحریم‌ها
ـ دوره زمان اجرای توافق‌ جامع (آمریکا خواستار اجرای دوره طولانی تا ۲۰ سال است)
اگر چه در ماه‌های گذشته انتقادهای جدی در روش، محتوا و رفتارهای مذاکراتی و نحوه سازماندهی گروه مذاکراتی مطرح شده، ولی مقامات مذاکره‌کننده، کمترین اعتنا را نسبت به این انتقادها از خود نشان داده و یا با برخی اقدامات شکلی، به‌دنبال عبور از انتقادهای مطرح شده هستند.
در آخرین اقدام برای گروه‌ مذاکره‌کننده، یک افزایش محدود در گروه مذاکراتی و از عناصر فنی مرتبط با سازمان آژانس هسته‌ای ایران ثبت شده و در گام دیگری، یک کمیته از حقوقدانان در مرکز بررسی‌های استراتژیک ـ که عناصر آن اعلام نشده ـ و دو نفر به‌نام حقوقدانان برجسته به گروه‌ مذاکراتی اضافه شده است. دکتر «امیرحسین زمانی‌نیا» که متخصص حوزه روابط بین‌الملل و معاون دکتر روحانی در مرکز پژوهش‌های مجمع تشخیص مصلحت‌نظام بوده و از عناصر فعال ستاد انتخاباتی وی بود در کنار دکتر «جمشید ممتاز» از استادان برجسته حقوق در دانشگاه و موسسات خارجی به گروه مذاکره‌کننده پیوسته‌اند. در این اقدامات محدود و شکلی، آنچه بیش از پیش جلب توجه می‌کند اینکه، مجموعه افراد فوق در عین اینکه غالباً حقوقدان نیستند، بلکه هیچ‌یک با مسائل ریز و تفصیلی مسائل هسته‌ای آشنا نبوده و توان اثرگذاری در ابعاد ضعیف گروه مذاکراتی را نیز ندارند. فقدان آشنایی با مسائل فنی و یا روندهای مذاکراتی و پیچیدگی‌های اجرایی، کارآمدی در بخش حقوقی را نیز محدودتر می‌کند. حال آنکه گروه مذاکراتی به افراد و خبرگان دیگر و یا بیشتری در ابعاد گوناگون نیازمند است تا بتواند به ضعف‌های گذشته غلبه کرده و با مزیت بیشتری به مذاکرات جامع بپردازد.
مذاکرات جامع در حالی گام‌های اولیه را سپری کرده که آمریکایی‌ها و غرب در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برند و برآورد و ارزیابی از شرایط آنها در نظام بین‌الملل و راهبردهای آنان، موانع و مشکلات و چالش‌های آنها در منطقه و در قبال تحولات جهانی و امنیتی، چالش‌های اقتصادی درونی و رقابت‌های شدت‌یابنده در قبال قدرت‌های جهانی، نشان می‌دهد که آمریکا و غرب حتی از گزینه‌های نامحدود گذشته نیز برخوردار نیستند و در دو سال گذشته، رفتاری انفعالی در قبال رویدادهای مهم از خود نشان داده‌اند.
یکی از دلایل تمایل آمریکاو غرب برای یک توافق کم‌هزینه با ایران که بیشترین امتیاز را ثبت کند این است که برای شرایط عدم توافق فاقد گزینه جدید بوده و یا قادر نیستند با قاطعیت در سال‌های آینده به تضمین کارآمدی ابزارهای تحریم و یا دیگر ابزارهای خود در نظام بین‌الملل امیدوار باشند.
از این رو به جا است که هم به دلیل تغییر در شرایط و مولفه‌های موثر و در اختیار آمریکا و غرب در عرصه جهانی و هم به دلیل فقدان وجاهت در خواسته‌های غیرقانونی و زورمحور و گفتمان یکسویه برای تعریف و یا تغییر رفتار و سیاست‌های ایرانی، باید برای شرایط عدم دستیابی به توافق جامعه و حالت‌های گوناگون آن نیز تدبیر کرد. منحنی فزاینده تنش‌های سیاسی، امنیتی و احتمالاً نظامی بین آمریکا ـ غرب با روسیه و یا در جنوب شرق آسیا با چین که چشم‌انداز نوعی جنگ سرد را نشان می‌دهد، در کنار شرایط جدید و نیازهای جدیدی برای آمریکا و غرب در قبال بازیگران مهمی چون ایران و فرصت‌های ناشی از تحولات پیش‌رو در منطقه و جهان، مولفه‌های قابل اعتنا در محاسبات، برنامه‌ریزی و اقدام خواهند بود که در هر دو حالت، امکان دستیابی به توافق جامع و قابل دفاع با ۱+۵ و یا عدم دستیابی به توافق باید در ملاحظات و محاسبات راهبردی در نظر گرفته شوند.


نگاه یک
علی اسماعیلی

خدمت به دولت یا...؟!
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، جریان اصلاحات به‌ویژه بخش افراطی آن ـ که نقش مهمی نیز در فتنه ۸۸ داشت ـ سعی بسیار کرده تا با کمترین هزینه، خود و سران فتنه را مجدداً بر کشتی نظام سوار نماید! از این‌رو به هر بهانه‌ای تلاش دارد تا سران فتنه را مطرح و احیا کند. از طرح بیماری یکی از سران فتنه تا انتشار اظهارنظرات برخی افراد درباره آزادی از حصر ایشان و یا انتشار خبر حضور خاتمی در حرم امام(ره) و... بخشی از اخباری است که در رسانه‌های مجازی و مکتوب این جریان بارها شنیده‌ایم که بنا بر طرح یک سناریو، یعنی «احیای سران فتنه» انجام می‌گیرد. اما حجم خیانت‌ها و جنایت‌های فتنه‌گران و سران میدانی حامی فتنه‌گران (موسوی و کروبی) آنقدر زیاد و آشکار است که ظاهراً به ناچار، این جریان فعلاً این دو را به کناری نهاده و اصل را به احیای یکی از سران پشت پرده فتنه یعنی، خاتمی گذاشته‌ است. از این‌رو، این روزها خبرهای زیادی درباره ایشان و دیدارها و سخنانش در رسانه‌های اصلاحات دیده و می‌شنویم. افراطیون اصلاحات بر این باورند که با توجه به نقش پنهان خاتمی در فتنه ۸۸ و آشکار نبودن بسیاری از اقدامات وی در این فتنه، احیای او و ورود وی به نظام راحت‌تر از سران میدانی فتنه است. البته در این راه، متأسفانه برخی دولتی‌ها نیز آنان را همراهی و یاری می‌کنند! دیدار برخی وزرا و مسئولان دولتی با خاتمی در ایام عید، تنها گوشه‌ای از فعالیت برخی دولتمردان در احیای خاتمی است. اقدامی که البته ناراحتی و افسوس بسیاری از دوستداران نظام را در پی داشت و صد البته، خوشحالی و شادمانی ضدانقلاب و مخالفان قسم‌خورده نظام. اینکه برخی دولتمردان به جای حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی و... دست به اقدامات حاشیه‌ای چون این اقدام می‌زنند، جای بسی تأمل و سوال دارد، چراکه مردم از مسئولان خود توقع دارند تا مشکلات آنان را در مباحث معیشتی، تورم، اقتصاد و ... حل کنند، نه اینکه به مسائل بی‌ارزش و البته حساسیت‌برانگیزی چون دیدار با خاتمی بپردازند. احیا و رفع حصر سران فتنه، خواست مردم نیست و اتفاقاً خواست مردم محاکمه آنان بوده و هست. محاکمه‌ای که مردم آن را در اجتماع ده‌ها میلیونی خود و با صدای بلند اعلام کردند. این اقدام برخی وزرای دولت یازدهم به‌نوعی دهن‌کجی به مردم نیز هست. موضوعی که قطعاً از چشم آنان دور نخواهد ماند. فلذا این دولتمردان نباید دولت یازدهم را خرج و هزینه جریانات و گروه‌های خاص کنند. آن هم جریانی که نقش مهمی در غائله ۷۸ و فتنه ۸۸ داشته است. قطعاً این اقدام جز خسران و زیان برای دولت امید و تدبیر در پی نخواهد داشت. سابقه این جریان نیز به خوبی موید این ادعاست. نگاهی به برخورد زشت تئوریسین‌های اصلاحات با آقای هاشمی رفسنجانی پس از پیروزی خاتمی و شکست ناطق‌نوری در دوم خرداد ۷۶ ـ که بسیاری، آن را مدیون سخنرانی حمایت‌گونه هاشمی از این جریان در نماز جمعه پیش از برگزاری آن انتخابات می‌دانند ـ و البته حمایت قابل تأمل امروز همان‌ها از هاشمی، یک نمونه آشکار از نفاق موجود در این جریان دارد. قطعاً آنها از دولت روحانی عبور خواهند کرد! همانگونه که در مقطعی، از خاتمی نیز عبور کردند و شعار عبور از خاتمی را سر دادند! پس بنا به چه دلیل عقلی و منطقی برخی در دولت، به دنبال احیای این جریان افراطی افتاده‌اند. در آخر این گفته آقای خاتمی در جمع مجمع روحانیون مبارز می‌تواند زنگ خطری برای دولتمردان باشد، آنجا که وی می‌گوید: روحانی حرف من و هاشمی را گوش نمی‌دهد و با کارهایی که می‌کند منجر به عدم موفقیتش خواهد شد و این عدم موفقیت به ما لطمه می‌زند.» حال آقای جنتی، وزیر ارشاد و دیگر دولتمردانی که با خاتمی دیدار داشته‌اند، چه برداشتی از این سخنان خاتمی دارند؟!


نگاه دو
علی حیدری

آزادی بیان از نوع آمریکایی!
یکی از موضوعاتی که غرب همواره از آن به عنوان بهانه‌ای برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی استفاده می‌کند، موضوع حقوق بشر و آزادی بیان است. در مقاطع مختلفی از تاریخ 35 ساله انقلاب اسلامی، به‌ویژه در یکی دو دهه گذشته به تکرار از این ابزار برای زیر سوال بردن آزادی‌ها و حقوق شهروندی در کشورمان استفاده شده است. قطعنامه جدید و مداخله‌جویانه اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران هم که به‌تازگی از سوی پارلمان اروپا تصویب شد، در کنار اشاراتی که به موضوعات هسته‌ای، مسائل منطقه‌ای و روابط این اتحادیه با ایران دارد، بر موضوع حقوق بشر متمرکز شده است و کار را تا جایی پیش برده که عدم آزادی فعالیت همجنس‌گرایان در کشورمان را یکی از نشانه‌های عدم رعایت حقوق بشر دانسته است!
کشورهای اروپایی و به‌ویژه آمریکا همواره کوشیده‌اند تا خودشان را مهد آزادی بیان و مطبوعات قلمداد کنند. در حالی‌که جریان رسانه‌ای در آمریکا تحت سیطره جریانی است که امروزه به عنوان طبقه یک درصدی از آن نام برده می‌شود. مدیران این رسانه‌ها هم عموماً افرادی هستند که ارتباطات بسیار نزدیک با پنتاگون دارند و یا تحت نظر کمپانی‌های بزرگ رسانه‌ای افرادی چون «رابرت مرداک» و... مدیریت می‌شوند که همین عوامل سبب شده تا نتوانند حقایق را آن‌طور که هست در رسانه‌های‌شان منتشر کنند. در حقیقت می‌توان گفت آزادی رسانه‌ای آن‌طور که القا می‌شود، در آمریکا وجود ندارد، چراکه در جدیدترین رده‌بندی که از آزادی مطبوعات در جهان صورت گرفته آمریکا در رده چهل‌وهشتم قرار دارد.
یکی از مواردی که بیانگر میزان آزادی بیان در آمریکاست؛ هجمه شدیدی است که در طی روزها و هفته‌های اخیر از سوی رسانه‌های نزدیک به جمهوریخواهان آمریکا علیه «جف مرکلی» سناتور دموکرات ایالت اورگان آغاز شده است. مرکلی کسی است که با طرح‌ تعدادی از سناتورهای جمهوریخواه آمریکا برای اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران پس از توافق ژنو مخالفت کرده است. همین مخالفت بهانه‌ای شده تا رسانه‌های نزدیک به جمهوریخواهان با جست‌وجو در سوابق و زندگی شخصی وی دریابند که مرکلی در پایان‌نامه دوره دانشگاهش که در سال 1979 و همزمان با دوران پیروزی انقلاب اسلامی ایران نوشته هم رویکرد ملایمی نسبت به ایران اتخاذ کرده و بر این باور بوده که قدرت و نفوذ جهانی آمریکا رو به افول است. این رسانه‌ها نظرات فعلی این سناتور را ناشی از افکار وی در سالیان گذشته دانسته‌اند و مدعی شده‌اند که وی با این سخنان درصدد تحقیر آمریکا و آمریکایی‌هاست. آنها در ادامه هوچی‌گری شدیدی که علیه مرکلی به راه انداخته‌اند، خواستار عدم رأی مردم اورگان به وی در دور بعدی انتخابات سنا شده‌اند.
از این نمونه‌ها در عرصه داخلی آمریکا کم نیستند. به این موارد باید مخالفت‌ها و اعتراضات صنفی و مردمی را هم افزود که اگر چنانچه به خط‌قرمزهای مشخص شده دولت نزدیک شوند، با آنها به شدت برخورد می‌شود. با این حال حاکمان و دولتمردان آمریکا مدام شعار آزادی بیان می‌دهند و نه تنها خود را مهد آزادی می‌دانند، بلکه برقراری آزادی در دیگر کشورها را هم وظیفه خود می‌دانند و به همین بهانه چه تجاوزات و لشکرکشی‌هایی که نکرده‌اند، اما در داخل کشور خود یک یا چند نظر مخالف حتی در سطح نخبگان و سیاسیون را تحمل نمی‌کنند و می‌کوشند تا آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف کنند.
در این میان عده معدودی در داخل کشورمان هستند که به اشتباه فکر می‌کنند آزادی بیان یعنی توهین به ارزش‌ها و مقدسات و زیر سوال بردن مبانی دینی و اعتقادی مردم! در حالی‌که در آمریکا و اروپا که ادعای آزادی بیان دارند، وسعت بیان و قلم‌فرسایی تا جایی است که از محدوده‌های تعیین شده تجاوز نکند، که در غیر این‌صورت با مجازات‌های سنگینی مواجه می‌شود.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

گزارشی درباره‌ چیستی و چگونگی «آموزش فکر و فلسفه به کودکان»
محمدرضا اخضريان

کودکان هر جامعه، سرمایه‌های آن جامعه‌اند. سرمایه‌ اگر در اختیار انسان آگاه و کاربلد باشد، افزونش می‌کند و ناشی، هدرش می‌دهد. برخورد اصولی و حساب‌شده با استعداد کودکان سبب شکوفایی ذهن و رشد خلاقیت‌ها خواهد ‌شد و به بالندگی جامعه خواهد انجامید. متقابلاًً رهاکردن یا آموزش نادرست، زمینه‌ ظهور نسلی خموده و وابسته را فراهم می‌سازد.
رهبر انقلاب اسلامی 14 سال پیش در دیدار جمعی از کارگران و معلمان با ایشان فرمودند: «معلّم، یعنى آن کسى‌ که مى‌تواند خصوصیات اخلاقى خوب را در بچه پرورش دهد، معلومات خوب را به کودک بیاموزد، فکرکردن را به کودک بیاموزد، استقلال رأى را به کودک بیاموزد.» بعدها هم این مهم در رئوس تذکرات و مطالبات و مثال‌های رهبر انقلاب قرار گرفت تا جایی که سال گذشته تعبیر «فلسفیدن برای کودکان» را تعبیری درست خواندند و آن را از کارهاى اساسى و رشته‌اى مهم دانستند، اما مراد و منظور از آموزش فکر و فلسفه به کودکان چیست؟
آموزش فلسفه به کودکان در غرب چطور و از کجا شروع شد؟
بسیاری «متیو لیمپن» را بنیانگذار فلسفه برای کودک می‌دانند. این استاد فلسفه دانشگاه کلمبیا در مورد تأسیس این رشته می‌گوید: «در سال 1960 در دانشگاه کلمبیا فکر می‌کردم دانشجویانم فاقد قدرت استدلال، قدرت تمیز و داوری هستند، اما برای تقویت قابل ملاحظه‌ قدرت تفکر آنها، دیگر بسیار دیر شده بود. به این نتیجه رسیدم که این کار باید در دوران کودکی انجام می‌گرفت.
باید وقتی کودکان در 11 یا 12 سالگی بودند، یک‌سری دوره‌های درسی درخصوص تفکر انتقادی را می‌گذراندند، اما برای تهیه‌ موضوعی قابل فهم و مخاطب‌پسند، متن درسی باید به شکل داستان نوشته می‌شد. داستانی درباره‌ کودکانی که در پی اکتشاف منطقی‌اند. ولی به نظر می‌رسید که این کار نیز باید با دقت و ظرافت بسیار انجام می‌گرفت.»
لیمپن در ادامه تعریف می‌کند: «من کتاب کشف هری استوتلمیر را نوشتم. این عنوان، ایما و اشاره‌ای است به اسم ارسطو و وقتی آن را در سال 1970 به آزمایش گذاشتم، به‌نظر می‌رسید بسیار مؤثر افتاده است. پس از آن، یک کتاب راهنما که شامل صدها تمرین فلسفی بود، برای معلمان نوشتم. سپس شهر کلمبیا را ترک کردم و پژوهشگاه «توسعه و پیشبرد فلسفه برای کودکان» را در دانشگاه دولتی مونتکلیر تأسیس کردم.
آن‌‌گاه کتاب‌های بیشتری نوشته شد که هرکدام ویژه‌ سطوح سنی خاصی بود. برنامه‌ فلسفه برای کودکان علاوه بر فراهم آوردن کتاب‌های درسی متحد‌الشکل، طرح آموزشی واحدی دارد که در آن، دانش‌آموزان با قرائت بخشی از داستان با صدای بلند، کلاس را آغاز می‌کنند. سپس پرسش‌هایی را راجع به داستان طرح می‌کنند و درباره‌ آنها به بحث می‌نشینند.
روش کار به نحوی است که در طول کلاس، انتقاد متقابل و دوجانبه و ابراز عقاید در نهایت دقت صورت می‌گیرد. این برنامه بر اساس رهنمودهای جان دیویی شکل گرفته است که بر ضرورت تعلیم تفکر و تأمل و نفی آموزش صرف و حفظ کردن تأکید می‌کرد. پس از آزمایشی کوچک اما فشرده که در این طرح به عمل آمد، به تعدادی از افراد که دکترای فلسفه داشتند، تعلیم داده شد که معلمان سراسر ایالات متحده را آموزش دهند. آنان در سال‌های 1970 این کار را شروع کردند. در پایان این دهه پنج هزار کلاس در این کشور از این برنامه بهره می‌بردند. این آزمایش نشان داد که با ارائه‌ این برنامه در طول 27 هفته سن هوشی بالاتری پیدا می‌کنند.»(۱)

این چند شرط مهم را به یاد داشته باشید
تعاریف مختلفی از فلسفه برای کودک ارائه شده است. طبق گفته‌ دکتر قاسم پورحسن، مدیر گروه فلسفه برای کودکان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، «فلسفه برای کودکان، به معنای فلسفه گفتن برای کودکان نیست. اگر بخواهیم تعریف دقیق‌تری برای فلسفه برای کودکان ارائه دهیم باید به چند عنصر مهم توجه کنیم؛ عنصر اول منطق مکالمه است.
جدی گرفتن کودکان، یعنی گوش‌سپردن به تمامی حرف‌های آنها و اینکه بگذاریم کودکان آنچه می‌خواهند، به ما بگویند. انسان‌ها معمولاًً با کودکان طوری صحبت می‌کنند که موجب خفه‌کردن ندای آنها در نطفه می‌شوند. ما با این کار، مانع از شنیدن همه‌ حرف‌های آنها می‌شویم. عنصر دوم، هدایت به سمت فکرورزی است و سومین عنصر را می‌توان خلاقیت دانست. برنامه‌ فلسفه برای کودک، تعلیم و تربیت و اخلاق نیست و آن را نمی‌توان تفکر دانست بلکه برنامه‌ «فلسفه برای کودکان» هدایت به سوی فکرورزی به‌صورت دقیق و روشن است.»
این استاد دانشگاه معتقد است: «نظام آموزش‌وپرورش کنونی خلاقیت را از کودک سلب می‌کند. آموزش و پرورش از کودک می‌خواهد که مطالب را حفظ کند. نکته‌ مهم، توجه به جمعی‌بودن فعالیت‌هاست که در نظام آموزش و پرورش کنونی ما ضعیف است. فعالیت جمعی به معنای احترام به کلام دیگری است. پریدن میان حرف دیگری یکی از نشانه‌های نداشتن روحیه‌ فعالیت‌های جمعی است. خردمندی و معقولیت، قدرت تشخیص و داوری، ارتباط صحیح با دیگری و انس‌گرفتن با دلیل‌آوردن، از دیگر عناصری است که باید آنها را در این برنامه اعمال کرد.»

ویژگی‌های روش تدریس فلسفه برای کودک
شیوه‌های آموزش فلسفه برای کودکان با آموزش‌های معمول متفاوت است. مربی آموزش فلسفه برای کودک، باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد؛ از جمله صبر و حوصله‌ فراوان، مهربانی و تعهد، علاقه‌مندی به کودکان، رفتار جذاب و دلنشین، فکر باز، روشن و بدون تعصب. این مربیان باید بتوانند اندیشه‌ورزی را در کودکان شکوفا کنند، کلاس را با موضوعات خاص به چالش بکشند، در کلاس تنوع ایجاد کنند، کودکان را به بحث تشویق کنند، به فنون مهارت فلسفه و کودک آشنا و نیز به تغییرات رفتاری دانش‌آموزان حساس باشند.
کلاس فلسفه برای کودک با دیگر کلاس‌های معمول متفاوت است. در این کلاس دانش‌آموزان به صورت دایره‌وار می‌نشینند تا به‌راحتی یکدیگر را ببینند و در بحث مشارکت کنند. رعایت آداب بحث یا همان قوانین اجرایی در کلاس بسیار مهم است. مفاهیم انتخابی برای بحث در کلاس نیز باید بحث‌انگیز، متناسب با سن کودک و اساسی باشد.
از اساسی‌ترین موارد قابل استفاده برای انتقال مفاهیم به کودکان در این حوزه، داستان است. کودکان مفاهیم فکری را از طریق داستان بهتر می‌آموزند و برایشان لذت‌بخش است. البته لازم است که داستان فکری با فرهنگ بومی، ملی و مذهبی کودکان همسو باشد. از بچه‌ها خواسته می‌شود داستان را به زبان خودشان بازگو کنند.
داستان باید جالب باشد و انگیزه‌ گفت‌وگو را در کودکان تحریک کند و آنها را به تعجب و فکر فروبرد. پس از تعریف داستان، کودکان باید در مورد آن نظر بدهند و برای نظراتشان دلیل بیاورند. بچه‌ها در مورد داستان باید سؤالاتی را مطرح کنند که روی تخته نوشته می‌شود و در کنارشان نام هر کودک پرسشگر را نیز می‌نویسند.
حتی سؤالات بی‌ربط را هم باید شنید، ولی باید تنها به سؤالات مهم‌تر پرداخت. گفت‌وگو در کلاس باید پایان واضح و مشخصی داشته باشد و البته پرواضح است که تعامل در این کلاس، از «معلم‌مدار» بودن به «دانش‌آموزمدار» بودن تغییر می‌کند. همچنین مربی می‌تواند توسط عکس، فیلم و کارتون‌های فکری یا خاطره‌گویی و فعالیت‌های مرتبط به بازی‌های فکری نیز کودکان را برای آموزش فلسفه یاری دهد.
آموزش فکر و فلسفه به کودکان یک مسیر تازه‌ باز شده است. مراکز و استادانی صاحب‌تجربه کار را شروع کرده‌اند و تا جاهایی هم پیش برده‌‌اند، اما هنوز این دوره‌ها به چارچوب رسمی نظام آموزش و پرورش وارد نشده است. آموزش فکرکردن به کودکان یعنی ساختن آینده‌ آنان و کشور و حالا شاید این جمله بهتر درک شود که امام خمینی (رضوان‌الله‌‌علیه) می‌گفتند: «امید من به شما دبستانی‌هاست.»(۲)

اقدامات صورت گرفته
خانم زهره حسینی، مسئول گروه فلسفه و كودك بنیاد حكمت اسلامی صدرا، در مورد اقدامات صورت گرفته برای آموزش فلسفه به کودکان می‌گوید: بخش فلسفه و كودك در ‌بنیاد حكمت اسلامی صدرا با اینكه ایده‌ اولیه را از فلسفه برای كودكان در غرب الهام گرفته؛ اما هیچ‌گاه در این فكر نبوده كه آن را اشاعه دهد. تنها عمل به این آیه از قرآن بوده كه «سخنان را بشنوید و از بهترین آنها تبعیت كنید «.ما در طی سال‌ها فعالیت در این مركز، این طرح را بارها مرور و آسیب‌شناسی كرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم كه هدف و مبانی «فلسفه برای كودك» در ایران با روش‌های غربی‌ها متفاوت است. هدف آنها تربیت «شهروند دموكراتیك» است و هدف ما تربیت «انسان كامل» است و رساندن انسان به رستگاری و فلاح واقعی. مبانی آنها فلسفه‌ غرب و اگزیستانسیالیسم است و در متون و داستان‌های‌شان، نسبی‌گرایی مشهود است، اما مبنای كار ما فلسفه‌ اسلامی و اعتقاد به اصول اخلاقی است.
در این سال‌ها سعی كرده‌ایم محتواهای كار با كودكان را متناسب با سن آنها و با استفاده از متون كهن ایرانی-اسلامی تهیه كنیم كه الحمدلله مورد پسند كودكان نیز بوده است. این داستان‌ها ابزارهایی برای راه‌اندازی بحث گروهی در كلاس خواهد بود كه علاوه بر آموزش مفاهیم اخلاقی، آداب بحث عملی را نیز به كودك آموزش می‌دهد.
در سطح دبستان برنامه ما این است كه به كودكان آداب بحث كردن را یاد بدهیم. كودك باید یاد بگیرد چگونه در یك گروه بحث كند. بتواند بدون اینكه محكوم كند یا محكوم شود یا تعصبی داشته باشد یا داوری غلطی كند، یك بحث سالم داشته باشد. در دبستان خیلی سعی نكرده‌ایم چیزی را آموزش دهیم؛ تنها چند مفهوم اخلاقی به عنوان دستاویزهایی برای بحث؛ اما هدف اصلی این است كه كودكان بتوانند بحث‌كردن سالم را یاد بگیرند. سپس در برنامه‌ دوره‌ راهنمایی، مفاهیم اخلاقی را در خلال بحث آموزش می‌دهیم و در سطح دبیرستان مفاهیم فلسفی را؛ یعنی همین‌طور كه كودك، بزرگ و نوجوان و جوان می‌شود این مفاهیم هم با سنش به اصطلاح بزرگ‌تر و غنی‌تر می‌شود.
ابزار كار ما برای كودكان دبستانی «داستان» است. البته از فیلم، كارتون، عكس و حتی نقاشی‌های خود بچه‌ها هم استفاده می‌كنیم. روش‌های مختلفی داریم. اگر ببینیم بچه‌ها از داستان خسته می‌شوند، جلسه‌ بعد، از روش دیگری مانند بازی استفاده می‌كنیم. ما فكر می‌كنیم داستان از همه بهتر است. داستان‌ها را از متون كهن بیرون كشیده‌ایم و سعی كرده‌ایم در هر داستان، حداقل یك مفهوم اخلاقی باشد. مربی، داستان را در كلاس می‌خواند و بچه‌ها درباره‌ آن بحث می‌كنند. ریزه‌كاری‌هایی هم دارد؛ مثل طرز نشستن بچه‌ها در كلاس یا مثلاً اینكه معلم را آموزش می‌دهیم كه بحث را به گونه‌ای هدایت كند تا به مطلوبش برسد و بحث از هدف اصلی منحرف نشود. این هم مهم است. مجموعاً یك روش است كه هدف اصلی‌ آن، ارتقای سطح تفكر در كودك است.
البته مبانی ما بسیار مهم است. از سال ۱۳۷۸ چند سالی روی منابع خارجی كار ‌‌كردیم. داستان‌های آنها را مطالعه كردیم. وقتی دقیق می‌شویم، می‌بینیم مبانی تمام‌ آنها، مبانی فلسفه غربی است. موضوعات و مفاهیمی كه در داستان‌‌ها كار می‌كردند، مبتنی بر نسبی‌گرایی بود. فرض كنید یك داستان داشتند به نام «خرس و ماهی» كه خرس می‌تواند با ماهی دوست شود یا مثلاًً مفهوم دزدی را بررسی می‌كردند كه دزدی می‌تواند بد باشد، می‌تواند خوب هم باشد! روی اصول اخلاقی دست گذاشته و آنها را زیر سؤال برده بودند كه همه‌جا این بد است و بعضی جاها خوب است. اینها را در قالب داستان به خورد بچه‌ها می‌دادند.ما به پدر و مادرها می‌آموختیم كه سؤال‌كردن كودك‌تان را سركوب نكنید. فوری هم پاسخ‌ها را در دامن‌شان نگذارید. این خوب نیست كه سریع احساس كنند شما دایره‌‌المعارف هستید. بگذارید یك مقدار خودشان هم تحقیق كنند و بگردند. اینها را به والدین آموزش می‌دادیم كه جواب سؤالات بچه‌ها را ندهید. شما هدایتگر باشید تا خودشان دنبال جواب بگردند.
* پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)
_______________
پی‌نوشت‌ها:
1ـ کندوکاو فلسفی برای کودکان و نوجوانان، سعید ناجی، جلد اول، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، صص 25 تا 27.
2ـ صحیفه‌ امام خمینی(ره)، بیانات امام خمینی در جمع عده‌ای از دانش‌آموزان جنوب شهر تهران- (۱۷/۱/۱۳۵۸)


نیم نگاه
فتح الله پریشان

حاشیه‌سازی برای فرار از متن؟!
اواسط هفته گذشته طرحی در مورد ممنوعیت ورود حمید ابوطالبی، به عنوان سفیر پیشنهادی دولت جمهوری اسلامی ایران برای نمایندگی کشورمان در سازمان ملل به ایالات متحده به تصویب رسید که ضمن انعکاس رسانه‌ای ویژه، بازار گمانه‌زنی‌های خبری و تحلیلی را گرم کرد.
این مصوبه غیردیپلماتیک و خلاف مقررات و حقوق بین‌الملل سنای آمریکا که از سوی تد کروز، سناتور افراطی و ضد ایرانی ایالت تگزاس پیشنهاد شد و به تصویب اکثریت سناتورهای این مجلس رسید، در حالی به دیپلمات کاربلد کشورمان به دلیل حضورش در جمع تسخیرکنندگان لانه جاسوسی در سال ۱۳۵۸، تهمت تروریست بودن را می‌زنند که آقای ابوطالبی حضور خود در میان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام فاتح لانه جاسوسی آمریکا در ایران را محدود به چند مرتبه و تنها معطوف به امر مترجمی در سفارت اشغال شده می‌داند. بر این اساس، برای بسیاری این سوال پیش می‌آید که این اقدام خارج از عرف دیپلماتیک آمریکا در کنار سکوت سازمان ملل و دیگر اعضای جامعه جهانی برای چیست و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟
۱ـ-واشنگتن با تن دادن به این مصوبه سنا نشان داد که از ظرفیت لازم برای میزبانی سازمان ملل برخوردار نیست؛ زیرا وفق مقررات این سازمان، آمریکا متعهد است از حضور نمایندگان هیچ کشوری ـ ولو مخالف خود ـ نه تنها ممانعت نکند، بلکه موظف است تمهیدات حضور نمایندگان مختلف این سازمان را تسهیل کند. بنابراین، واشنگتن خلاف آشکاری را مرتکب می‌شود که در مورد صلاحیت میزبانی مجامع بین‌المللی از سوی این کشور برای اعضای سازمان ملل ایجاد تأمل می‌نماید.
۲ـ به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها از این بازی جدید چند هدف را دنبال می‌کنند؛ مهم‌ترین هدف آنها گشایش جبهه جدیدی به روی ایران با عنوان تروریسم است. البته روند اتهام‌زنی به ایران در خصوص تروریسم و نقض حقوق بشر از سالها پیش آغاز و در دستور کار دستگاه‌های سیاسی و تبلیغی غرب قرار گرفته است. آنها در این زمینه از ترفند رسانه‌ای تکرار یک خبر دروغ، سبب باورپذیری آن می‌شود، همواره با متهم‌سازی ایران به حمایت از تروریسم که بیشتر منظورشان حمایت جمهوری اسلامی ایران از مقاومت فلسطین و لبنان است، خواسته‌اند افکار عمومی دنیا را علیه ایران بسیج کنند. بازگشایی چنین پرونده‌هایی پس از سه دهه که حدس قریب به اتقان زده می‌شود که مواردی از این قبیل سیر صعودی در آینده پیدا کند، در همین راستا قابل ارزیابی است. هدف دیگر آنها با توجه به انجام مذاکرات هسته‌ای بین ایران و نمایندگان گروه ۵+۱ در ذیل گام نهایی نشست ژنو، تأثیرگذاری بر روند مذاکرات هسته‌ای است. آن طور که آنها می‌خواهند این مذاکرات تداوم نداشته و یا چیز زیادی عایدشان نشده است، از این رو به فکر تمهید الزاماتی برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران هستند. برخی تحلیلگران جهانی همچون گری سیک از مقامات پیشین آمریکا اعتقاد دارند مسئله ابوطالبی بازتاب فشارهایی است که دولت اوباما در مذاکره با ایران با آنها روبه‌رو است. البته می‌توان اهداف دیگری را نیز گمانه‌زنی کرد که برای این یادداشت در این حد کفایت می‌کند. به هر حال آمریکا با این سناریوها قصد دارد به جای پرداختن به متن مذاکره و بررسی مفاد آن در فضایی احترام‌آمیز که در آغاز مذاکرات در نشست ژنو متعهد شده است، به حاشیه‌سازی‌هایی برای تغییر نتیجه بپردازد.
۳ـ نکته پایانی این وجیزه به نقش انفعالی سازمان ملل اختصاص دارد که با سکوت و موضع خنثایی که سخنگوی بان‌کی‌مون گرفت و این رویداد را مسئله مابین دو کشور ایران و آمریکا ذکر کرد، نشان داد که سازمان ملل به شدت نفوذپذیر بوده و دبیرکل از قاطعیت لازم برای این پست برخوردار نیست. اگرچه بر کسی پوشیده نیست که سازمان ملل تحت سیطره و نفوذ صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها است و تاکنون کمتر دبیرکلی توانسته‌ خارج از این نفوذ عمل کند.


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (21)

تعطیلی تجارت و تنگنای مالی
در آغاز جنگ جهانی اول دولت ایران دچار یک بحران مالی بی‌سابقه شد؛ زیرا جنگ کاهش شدید درآمد بازرگانی خارجی و نیز درآمدهای گمرکی را در پی داشت. عمده تجارت ایران که از ناحیه جنوب و بنادر خوزستان انجام می‌شد به دلیل اشغال توسط انگلستان متوقف شد. انگلستان سپس شاهراه‌های ارتباطی در داخل ایران به منظور ارسال تجهیزات، نفرات و آذوقه نیروهایش در اختیار گرفت. بازرگانان ایرانی غالباً اموال و دارایی‌های خود را در طول جنگ از دست دادند و ارزش اموال باقی‌مانده آنان تا پایان جنگ جهانی اول چندین برابر کاهش پیدا کرد. علاوه بر این دولت انگلستان برخی بازرگانان شناخته شده و مشهور کشور را به بهانه کمک به مقاومت‌های مردمی که انگلستان آنان را آشوبگر و یاغی معرفی می‌کرد؛ دستگیر، اعدام و اموال آنان را غارت کرد.
در نتیجه بحران مالی مذبور، قراردادی ما بین دولت ایران و دولت‌های روسیه و انگلستان با عنوان «قرارداد مهلت قانونی» به امضا رسید. براساس این قرارداد، درآمدهای گمرکی جنوب و شمال در دوران جنگ توسط انگلیس‌ها و روس‌ها جمع‌آوری می‌شد. از این درآمدها که هیچ وقت مقدار دقیق آن مشخص نبود، سود و جریمه دیرکرد بدهی‌های ایران به دولت‌های روسیه و انگلستان کسر می‌شد و سپس باقی مانده آن به دولت ایران پرداخت می‌گردید و پرداخت همین مبلغ ناچیز نیز از سوی انگلیسی‌ها نامنظم انجام می‌شد.
انگلیسی‌ها درآمدهای گمرکی ایران را با قران (باوجود کاهش ارزش آن در کشور به‌دلیل تورم بالای ناشی از قحطی) که در مقایسه با ارزش پوند بالا بود، جمع می‌کردند، اما به دولت ایران همان مبلغ ثابت سی‌هزار پوند را که ارزش آن به شدت کاهش یافته بود (۱۸ قران یا ۸/۱ تومان به ازای هر پوند) پرداخت می‌کردند و مابه‌التفاوت آن را به جیب می‌زدند. از سویی مسدود کردن درآمدهای نفتی ایران، ایران را در تنگنای شدید مالی قرار داد و شکی نیست که مهم‌ترین اقدام مالی علیه ایران، محروم کردن این کشور از درآمدهای نفتی‌اش بود. زمانی که میلیون‌ها ایرانی در گرسنگی به سر می‌بردند، دولت انگلستان و شرکت نفت انگلیس و ایران، درآمدهای نفتی ایران را به بهانه‌های واهی مسدود کردند. میزان درآمدهای نفتی ایران طی سال‌های ۱۹۱۹ ـ ۱۹۱۴ حتی بنا به حساب و کتاب دزدانه انگلیسی‌ها، هشت میلیون پوند، برابر چهار سال بودجه دولت ایران می‌شد که اگر همین پول نیز به ایران پرداخت می‌شد، میلیون‌ها نفر از مرگ ناشی از گرسنگی و بیماری نجات پیدا می‌کردند. وقتی گزارش داناهو، افسر اطلاعاتی انگلستان در ایران قحطی‌زده را می‌خوانیم تازه به عمق سنگدلی انگلیسی‌ها پی می‌بریم.
داناهو در توصیف قحطی ایران می‌نویسد: اجساد چروکیده زنان و مردان پشته شده و در معابر عمومی افتاده‌اند. در میان انگشتان چروکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده کنده‌اند و یا ریشه‌هایی که از مزارع درآورده‌اند به چشم می‌خورد؛ با این علف‌ها می‌خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 243
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

سطح حضور مؤتلفه در ارکان نظام
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (27)

هیئت‌های موتلفه اسلامی به عنوان یکی از تشکل‌های فعال سیاسی با دیدگاه غالب مذهبی و اعتقادات محکم اسلامی، اگرچه شروع فعالیتش تقریباً به موازات آغاز حرکت امام خمینی(ره) و در مبارزه با رژیم گذشته بود، اما از تغییر در قامت حزب نیز خودداری نکرد و همواره تلاش کرده پایگاه اجتماعی خود را به عنوان حزب سیاسی در جامعه به ویژه مذهبی‌ها حفظ کند و نقش تعیین‏كننده‏ای را در میزان اثرگذاری بر تعاملات سیاسی و اجتماعی و البته قدرت سیاسی داشته باشد.
در ادامه بررسی تاریخچه، دیدگاه‌ها و عملکردهای مختلف حزب موتلفه پیش و پس از انقلاب اسلامی که در سال گذشته انجام شد، در این شماره با سطح حضور مؤتلفه اسلامی در اركان مختلف نظام؛ اعم از نهاد رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، قوای مجریه، مقننه و قضائیه، ... در دهه گذشته و مسئولیتهای اعضای مهم مؤتلفه آشنا می‌شویم تا نمایی اجمالی از میزان تأثیرگذاری و قدرت مؤتلفه در نظام كنونی به دست آید.
نهاد رهبری
الف ـ ستاد نماز جمعه تهران: ستاد نماز جمعه تهران با توجه به اهمیت خاص این نماز و پخش سراسری خطبه‏های آن كه گاه در سطح جهانی نیز انعكاس می‏یابد، در اختیار جمعیت مؤتلفه اسلامی بود. حاج جواد مقصودی، ریاست ستاد نماز جمعه تهران تا آبان 1385 و حاج فضل‏الله فرخ از اعضای شورای مركزی ستاد نماز جمعه تهران از اعضای شورای مركزی مؤتلفه اسلامی هستند.(۱)
ب ـ نمایندگیهای ولی‌فقیه در نهادهای انقلابی: ضمن اینكه مرحوم استاد حبیبالله عسگراولادی، دبیر‌كل سابق مؤتلفه تا سال 1383، خود نماینده ولی‌فقیه در كمیته امداد امام خمینی(ره) بود، شاهدیم كه دیگر نمایندگان ولی‌فقیه نیز كم و بیش با این جمعیت همكاری می‏كردند. برای نمونه، حجت‏الاسلام قمی، رئیس سابق نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای كشور می‏گوید:تشكّر می‏كنم از مسئولان محترم جمعیت مؤتلفه اسلامی كه با فعال‌تر كردن بخش دانشجویی مؤتلفه، در حقیقت لبیكی به دعوت مقام معظم رهبری گفته‏اند. جمعیت مؤتلفه‏ای كه گذشته و سابقه درخشان خودش را در انقلاب به اثبات رسانده است و به عنوان اولین تشكل اسلامی، ارتباط مستقیم با مسئله ولایت و مرجعیت را در صدر برنامه‏های خودش قرار داده و افتخاراتی را هم در طول مدت انقلاب اسلامی به همراه دارد.(۲)
سخنان فوق نشانه تأیید آقای قمی نسبت به حزب مؤتلفه اسلامی است. همچنین برخی دیگر از نمایندگان محترم ولی فقیه، انجام سخنرانی در مراسم مختلف مؤتلفه را می‏پذیرند كه خود به نوعی نشان از تأیید مؤتلفه و دوستی با آنان دارد. حجت‏الاسلام معزی، معاون فرهنگی دفتر مقام معظم رهبری و عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز از سخنرانان مراسم اربعین حزب مؤتلفه اسلامی بوده‏اند و همین طور حضرت آیت‏الله موحدی كرمانی، نماینده محترم وقت ولی فقیه در سپاه از سخنرانان بوده‌اند.(۳) نكته دیگر اینكه آقای میرسلیم از اعضای شورای مركزی مؤتلفه از مشاوران ارشد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی وابسته به نهاد رهبری به شمار می‏رود. مجموعه موارد بالا نشان می‏دهد كه مؤتلفه دارای دوستانی در نهاد رهبری است.
مجمع تشخیص مصلحت نظام
باید دانست كه روابط جمعیت مؤتلفه اسلامی با آقای هاشمی رفسنجانی روابطی صمیمانه و قدیمی است. آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از اعضای اولیه شورای روحانیت مؤتلفه بوده است و هر چند در دوره دوّم ریاست جمهوری ایشان به دلیل اختلافات موجود بین مؤتلفه و كارگزاران قدری كدورت بین این دو پدید آمد، امّا همچنان مؤتلفه اسلامی رابطه خودش را با آقای هاشمی حفظ كرده است. از این گذشته، برخی از اعضای مجمع، عضو شورای مركزی مؤتلفه اسلامی هستند.(۴) از این رو، می‏توان گفت كه جمعیت مؤتلفه اسلامی، دوستان بلندپایه‏ای را در این مجمع دارد.
مجلس خبرگان
با توجه به روابط صمیمانه و قدیمی حزب مؤتلفه اسلامی با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران، شورای محترم نگهبان، بسیاری از نمایندگان محترم ولی فقیه و... می‏توان گفت كه در مجلس خبرگان نیز دارای دوستان بلندپایه‏ای است. البته باید دانست كه این دوستی به این معناست كه اینان به نظرات مؤتلفه با دید مثبت گوش می‏دهند، ولی لزوماًً مطابق آن تصمیم نمی‏گیرند، بلكه مستقلاًً تصمیم نهایی را اتخاذ می‏كنند.
شورای نگهبان
رابطه صمیمانه مؤتلفه با روحانیت سبب شده است با شورای نگهبان نیز روابط خوبی داشته باشد و اصولاً برخی از اعضای سابق شورای نگهبان مانند آیت‌الله امامی کاشانی از دوستان قدیمی افرادی مانند آقای بادامچیان هستند. این دوستی به مبارزات پیش از انقلاب اسلامی برمی‌گردد.(۵)
قوه مقننه
مؤتلفه با وجود سابقه تقریباًً چهل ساله خود هیچ‌گاه در مجلس دارای فراكسیون مستقل نبوده است، بلكه نمایندگان مؤتلفه همراه با نمایندگان جامعه روحانیت مبارز، فراكسیون واحدی را تشكیل می‏دادند(۶) این فراكسیون كه در مجالس چهارم و پنجم اكثریت را نمایندگی می‏كرد و بیشتر به نام تشكلهای همسو شناخته می‏شد، در مجلس ششم، تحت عنوان «ائتلاف خط امام و رهبری» نامیده می‏شد(۷) و در اقلیت قرار داشت. اعضای این فراكسیون هر چند كه نماینده مستقیم مؤتلفه نیستند، در كل با تفكر مؤتلفه، همسو هستند و در بسیاری از موضع‏گیریها، با مؤتلفه هم‌رأی بودند. در كل، مؤتلفه در مجلس ششم نفوذ چندانی نداشت، اما سطح نفوذ مؤتلفه در قوه مقننه دوره‏های چهارم، پنجم، هفتم، هشتم و نهم مجلس خوب بود؛ زیرا اکثریت با اصولگرایان است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

دموکراسی و سوال از حکومت اکثریت
امروزه یکی از پرسش‌های مرتبط با دموکراسی به حکومت اکثریت و مسائل آن بازمی‌گردد. آیا معقولانه است که با وجود نبود وحدت‌نظر، اراده مردم را با اراده اکثریت مترادف بدانیم؛ امری که غالباً در سیاست‌های روزمره مرسوم است؟

حقوق اقلیت در روندهای دموکراتیک
سخنگویان اکثریت غالباً می‌کوشند تا اقلیت مخالف را به‌عنوان بخشی جدا از «مردم» توصیف کنند. غالباً در انگاره‌ای که از «مردم» ترسیم می‌شد، مانند تعریفی که «آبه سیز» کرده بود، معنای طبقاتی نهفته‌ای وجود داشت که در آن معنا، اشراف و بورژواها را از تعریف «مردم» کنار می‌گذاشتند. اینک شاید کاملاً موجه به نظر رسد که عنوان نمود این یا آن گروه از اقلیت، به دلیل داشتن منافع شخصی، با منافع یا صلاح اکثریت عظیم مردم مخالف هستند. اما طرح اینکه چنین اقلیتی از هیچ حقوق سیاسی برخوردار نباشند، یا از همان حقوقی که شهروندان دیگر دارند محروم گردند، کاملاً موضوع دیگری است. (۱)
یکسان دانستن اراده مردم با اراده اکثریت، شاید توجیهی برای محدودیت حقوق سیاسی باشد، اما کسانی که در مورد موضوعی خاص، یا به‌گونه‌ای درازمدت و بنیادی در اقلیت هستند، معمولاً خود را محق می‌دانند که به بقیه جامعه یادآوری کنند که آنان نیز بخشی از «مردم» هستند. ژان ژاک روسو در مورد جایگاه اقلیت در ارتباط با اصل دموکراتیک حکومت برخود، موضوع را با صراحتی بیشتر از هر کس دیگری مطرح می‌کند: «با این حال ممکن است سوال شود که چگونه آدمی می‌تواند هم آزاد باشد و هم مجبور به اطاعت از اراده‌هایی شود که از آن او نیست؟ اقلیت مخالف چگونه می‌تواند هم آزاد باشد و هم تابع قوانینی که با آن موافق نیست؟»(۲) پاسخ مختصر و صریح به این پرسش این است که آنان نمی‌توانند. اقلیت برخود حکومت نمی‌کند، اکثریت بر او حکومت می‌کند، بنابراین به آن مفهوم بنیادی که روسو بحث را شروع می‌کند، آزاد نیست. راه خروج از این تنگنا را به دشواری می‌توان یافت. همان‌طور که لاک در توجیه حکومت اکثریت مطرح کرد، جامعه «هنگامی پیکری واحد است که یک جهت را در پیش گیرد.» جامعه می‌تواند بسیار بیشتر از زمان جان لاک که اطاعت مذهبی برای شهروندی کامل، الزامی تعیین‌کننده بود، تنوع زیادی را تحمل کند؛ اما هر جامعه‌ای قوانین و سیاست‌های مشترکی دارد، همچون موضوعاتی ابتدایی مانند اینکه در کدام طرف خیابان باید رانندگی کرد یا موضوعات بسیار مهمی مانند مجازات اعدام. هنگامی که توافقی عام وجود ندارد، بنا به اصل دموکراتیک، مسائل باید مطابق با اراده یا تمایلات اکثریت سامان بیابد. بنابراین ملاحظه می‌شود هنوز هم یکی از مشکلات نظام‌های مبتنی بر دموکراسی، حقوق اقلیت است. این همان تنگنایی است که «رابرت پل ولف» از آن چنین نتیجه گرفت که تنها گونه‌ای از جوامع که در آن آزادی یا استقلال اخلاقی هر فرد محفوظ می‌ماند، در حقیقت فقط جامعه بدون دولت یا جامعه آنارشیستی است.(۳)

سرکوب اقلیت و کارآیی دموکراسی
با این حال، اگر جامعه‌ای چنان تقسیم شده باشد که درون خود چندین گروه اقلیت دائمی داشته باشد و آنان بدانند که در مورد موضوعاتی که برای‌شان بسیار پر اهمیت است، دقیقاً به دلیل عملکرد اصل اکثریت، هرگز نمی‌توانند به ادامه راه خاص خود امیدوار باشند، آنگاه چنین اصلی فاقد کارآیی خواهد بود. در واقع، وجود اقلیت‌‌های دائمی که آرزوها، امیدها و حتی اصول‌شان در فرایندهای تصمیم‌گیری جمعی مرتباً نادیده گرفته یا نقض می‌شود، به‌راحتی دموکراسی اکثریت‌گرا را از کارآیی باز می‌دارد. اظهار برابری مؤکد ریاضی‌وار رأی هر شخص با دیگری، این واقعیت را می‌پوشاند که در چنین اوضاع و احوالی، برخی از آرا هیچ‌گونه وزن یا تأثیری ندارند. در دورانی که این گروه‌های اقلیت خلع ید یا ضعیف شده، تمایلات مذهبی نیز داشتند. امروزه بیشتر آنان اقلیت‌های ملی هستند. نمونه بارز و مصداق مطالعاتی در این زمینه ایرلند شمالی است که این اقلیت، هم مذهبی و هم ملی است.
در ایرلند شمالی بینش اکثریت باوری نسبت به دموکراسی از مسائل پنهان است. یکی از این مسائل پنهان، این است که اگر اصلاً اکثریتی در کار باشد، کدام اکثریت تعیین‌کننده است؟ به کلام دیگر، تصمیمات حیاتی را کدام گروه یا «جناح انتخاباتی» باید بگیرد و دیدگاه کدام اکثریت غالب است؟ البته در ایرلند شمالی شاهد سرکوب اقلیت هستیم.(۴)
این مسائل در رابطه با اقلیت‌های قومی در جوامع گسترده‌تر، با تأکید بیشتری مطرح می‌گردد؛ آیا در جامعه، اکثریت به‌عنوان یک کل، این حق دموکراتیک را دارد که در مورد مسائلی که به‌گونه‌ای خاص یا به‌طور مشخص برسرنوشت اقلیت‌ها تأثیر می‌گذارد، تصمیم بگیرد؟ از طرف دیگر، همین موضوع در رابطه با کشمکش‌های متعددی که میان منافع ملی یا منافع گروهی خاص با دولت ملی وجود دارد، نیز پدیدار می‌شود.

چه کسی تصمیم می‌گیرد؟
مسئله دموکراتیکی که در اینجا مطرح است، به وضوح این است که چه کسی باید تصمیم‌ بگیرد؟ آیا اراده کسانی که مستقیماً تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند، یعنی مجموعه‌ اهالی تعیین‌کننده است یا به طور کلی اراده ملت که از طریق تصمیمات پارلمان بیان می‌شود؟ چنین پرسش‌هایی، پاسخ ساده‌ای که در بادی امر به نظر می‌رسد، ندارند.
بنابراین دلایل موجهی برای رد یکی دانستن ناهنجار دموکراسی با اصل بی‌قید و شرط حکومت اکثریت وجود دارد. «مردم» را نمی‌توان تنها با اکثریتی از آنها معادل دانست؛ به همین ترتیب نمی‌توان «حکومت مردم» را معادل با حکومت اکثریت و در نتیجه نمایندگان آن اکثریت پنداشت. گروه‌های اقلیت نیز بخشی از مردم هستند و تا حد امکان باید منافع، نظرات و اعتقادات‌شان را در فرایند سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری ملحوظ داشت. البته این امر همیشه در عمل در نظام‌های لیبرال دموکراسی امکان‌پذیر نیست. همیشه رسیدن به توافق ممکن نیست. از این رو، آنها مجبورند میان خط‌مشی‌های کاملاً مختلف، گزینه‌ای را که فکر می‌کنند از همه مقبول‌تر است انتخاب کنند. به هر حال اراده انتخاب‌کنندگان این خط‌مشی‌ها هستند که به اسم دموکراسی و اکثریت، اراده خود را به دیگران القا می‌کنند. ضمن اینکه امروزه به مدد رسانه و تصویرسازی که از صاحبان و متنفذان مثلث قدرت، ثروت و رسانه می‌گردد عملاً روندهای دموکراتیک به نفع انتخاب و برتری دادن اراده آنها عمل می‌کند و رسانه می‌تواند آن را به نام مقبولیت اکثریتی به جامعه بقبولاند و یا فراتر از آن به ذائقه‌های سیاسی توده مردم مطابق آمال و خواسته‌های صاحبان سیستم سرمایه‌داری جهت دهد. از این رو این پیش‌فرض کاملاً در سیاست‌های دموکراتیک خام‌اندیشانه است که اکثریت در دولت‌های موجود، حق تصمیم‌گیری در مورد تمام موضوعات را دارد. اینکه کدام اکثریت از صلاحیت‌ لازم برای تصمیم‌گیری برخوردار است، سوالی است که همیشه باید آن را تکرار کرد.؟
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 243
فتح الله پریشان

نگاهی به زندگی‌نامه ملاصدرا
صدرالدین محمدبن‌ابراهیم قوام شیرازی، معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (متولد سال 979 و درگذشته ۱۰۴۵ قمری)، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سده دهم و یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است. بزرگان علمی کارهای او را نمایش‌دهنده نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشه اسلامی پیش از زمان او به حساب آورده‌اند.
پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهیم قوامی ـ سیاستمداری دانشمند و بسیار مؤمن بود و با وجود داشتن ثروت و عزت و مقام، هیچ فرزندی نداشت، ولی سرانجام بر اثر دعا و تضرع بسیار به درگاه الهی، خداوند پسری به او داد که بعدها به ملاصدرا معروف شد. صدرالدین محمد، تنها فرزند وزیر حاکم منطقه وسیع فارس، در بهترین شرایط زندگی می‌کرد. صدرا پسری بسیار باهوش، جدی، باانرژی، درسخوان و کنجکاو بود. در مدت کوتاهی تمام دروس مربوط به ادبیات زبان فارسی و عربی و هنر خط‌نویسی را فراگرفت. درس‌های دیگر او علم فقه و حقوق اسلامی و منطق و فلسفه بود که در این میان، صدرای جوان ـ که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود ـ از همه آن دانش‌ها مقداری آموخت ولی طبع او بیشتر به فلسفه و به‌خصوص عرفان گرایش داشت.(۱)
ملاصدرا بخشی از این آموزش‌ها را در شیراز دید، ولی بخش عمده آن را در پایتخت آن زمان (قزوین) گذراند. وی در قزوین با دو دانشمند و نابغه بزرگ ـ شیخ بهاءالدین عاملی و میرداماد ـ آشنا شد و به دروس آنان رفت. با انتقال پایتخت صفویه از قزوین به اصفهان، شیخ بهاءالدین و میرداماد به همراه شاگردان خود به این شهر آمدند و بساط تدریس خود را در آنجا گستراندند. ملاصدرا که در آن زمان 26 یا 27 سال داشت، از تحصیل بی‌نیاز شده بود و خود در فکر یافتن مبانی جدیدی در فلسفه بود و مکتب معروف خود را پایه‌گذاری می‌کرد.
وی که سرمایه‌ای بسیار و منبعی سرشار از دانش و به‌ویژه فلسفه داشت و خود او با نوآوری‌هایش آرای جدیدی را ابراز کرده بود، در شیراز بساط تدریس را گستراند و از اطراف، شاگردان بسیاری گرد او جمع شدند. اما رقبای او که مانند بسیاری از فیلسوفان و متکلمان، از فلاسفه پیش از خود تقلید می‌کردند و از طرفی موقعیت اجتماعی خود را نزد دیگران در خطر می‌دیدند، یا به انگیزه دفاع از عقاید خود و یا از روی حسادت، بنای بدرفتاری را با وی گذاشتند و آرای نو او را به سخره گرفته، به او توهین می‌کردند. این رفتارها و فشارها با روح لطیف ملاصدرا نمی‌ساخت؛ از این‌رو، از شیراز به صورت قهر بیرون آمد و به شهر قم که در آن هنگام هنوز مرکز مهم علمی و فلسفی نشده بود، رفت. ملاصدرا به دلیل آب و هوای نامناسب، در شهر قم هم نماند و در روستایی به نام کَهَکْ در نزدیکی شهر قم منزل گزید.(۲)
شکست روحی ملاصدرا سبب شد تا مدتی درس و بحث را رها کند و همانگونه که وی در مقدمه کتاب بزرگ خود ـ اسفار ـ گفته است، عمر خود را به عبادت و روزه و ریاضت گذراند. وی در این دوران ـ که از نظر معنوی دوران طلایی زندگانی اوست ـ توانست به مرحله کشف و شهود غیب برسد و حقایق فلسفی را نه در ذهن که با دیده دل ببیند و همین سبب شد که مکتب فلسفی خود را کامل سازد. وی حدود سال 1015ق سکوت را شکست و قلم به دست گرفت و به تألیف چند کتاب از جمله کتاب بزرگ و دایره‌المعارف فلسفی خود به نام اسفار پرداخت.
وی تا حدود سال1040ق به شیراز باز نگشت و در شهر قم ماند و در آن شهر حوزه فلسفی به‌وجود آورد و شاگردان بسیاری پرورش داد. دو تن از شاگردان معروف او فیاض لاهیجی و فیض‌کاشانی هستند که هر دو داماد ملاصدرا شدند و مکتب او را ترویج کردند. وی در شیراز نیز به تدریس فلسفه و تفسیر و حدیث اشتغال یافت. از برخی آثار وی مثل کتاب «سه اصل» چنین برمی‌آید که در آن دوره نیز مانند دوره اول اقامت در شیراز زیر فشار بدگویی‌ها و بدخویی‌های دانشمندان همشهری خود بوده است، ولی این‌بار مقاوم بود و تصمیم گرفت در برابر فشار آنها پایداری و مکتب خود را معرفی کند. ملاصدرا سرانجام در سفر هفتمش برای زیارت خانه خدا که توأم با سختی و ریاضت انجام می‌شد، بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فروبست. بنا بر سنت شیعیان او را به شهر نجف بردند و بنابر گفته نوه او ـ علامه علم‌الهدی ـ در طرف چپ صحن حرم امام علی(ع) دفن کردند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

موانع سیاسی حکومتی
تاکنون به سه مانع از موانع نوآوری و ابداع درحوزه تحقیقات اندیشه سیاسی اسلام اشاره کردیم. از دیگر موانع نوآوری در حوزه اندیشه سیاسی اسلام موانع سیاسی حکومتی است که خود سه عامل دارد، حکومتی شدن برخی مفاهیم اصیل سیاسی اسلام اولین مانع است. از حاکمیت مطلق بنی‌امیه در سال ۴۱ هجری تا فروپاشی خلافت عثمانی در سال ۱۹۲۴ میلادی، همیشه حاکمان مسلمان در کشورهای پهناور جهان اسلام، به اسم اسلام حکومت می‌کردند و بعضاً به مناسک و ظواهر دینی پایبند بودند و توجه نشان می‌دادند. طبیعی است که در هر حکومتی، رعایت منافع و مصالح سیاسی و حفظ اصل آن حکومت در اولویت قرار داشت و آنها در راستای تحکیم قدرت و تأمین منافع خود از دین اسلام و آموزه‌های سیاسی آن بهره می‌گرفتند. این استفاده ابزاری از دین به دلیل دو ویژگی استمرار و فراگیر بودن، موجب نهادینه شدن این فرهنگ شده بود، لذا سبب شد مباحث عمیق نظری، عقلی و علمی پیرامون مفاهیم اساسی سیاسی اسلام شکل نگیرد. مانع دوم، خطابی و شعاری شدن مفاهیم اصیل سیاسی اسلام است. برخلاف اندیشه سیاسی غرب که مباحث سیاسی آن در محافل دانشگاهی و مجامع علمی بین اندیشمندان و فلاسفه مطرح می‌شد، حوزه سیاست عملی و سیاست نظری در جهان اسلام از همان آغاز به نحو تفکیک‌ناپذیری عجین شد و این به حضور و تأثیر گسست‌ناپذیر مردم در عرصه سیاست و حکومت باز می‌گشت. دستگاه حکومت نیز می‌بایست به هر نحو ممکن، ارتباط خود را با مردم حفظ و آنها را قانع کند که براساس مبانی اسلام حکومت می‌کند. به این دلیل مفاهیم اساسی سیاسی اسلام به جای طرح در مجامع علمی به سکه رایج مجالس توده مردم تبدیل می‌شد. در این میان واعظان و خطیبان نقش اصلی را در تبیین و طرح این مباحث ایفا می‌کردند که مجبور بودند به دلایلی چون اقتضای وعظ و خطابه، مصلحت حکومت و قدرت درک مردم سخن بگویند. این امر مفاهیم را به سطح نازل فرو کاست. مانع دیگر نوآوری در حوزه اندیشه سیاسی اسلام و نفوذ قدرت در حوزه علم و دانش است. دنیای امروز به‌گونه‌ای شکل گرفته است که حریم خصوصی افراد به‌شدت کاهش یافته و گستره نفوذ حکومت‌ها افزایش پیدا کرده است. از جمله حوزه‌هایی که کاملاً و به‌طور نظام‌مند و سلسله‌مراتبی تحت سیطره حکومت‌ها قرار دارند، حوزه‌های علم و دانش و مجامع علمی، پژوهشی و دانشگاهی است.
این امر البته با تفاوت در موضوعات و کشورهای مختلف، دست پژوهشگران را می‌بندد و گونه‌هایی از محدودیت‌ها را پیش پای محقق می‌گذارد که در نهایت به عدم نوآوری در پژوهش‌های اندیشه سیاسی اسلام منجر می‌شود. تردیدی نیست که این محدودیت‌ها در درازمدت به ضرر جوامع و حکومت‌هاست، اما اگر حکومتی در مرحله اول به ضرورت نوآوری علمی در تحقیقات اندیشه سیاسی اسلام قائل شود و در مرحله بعد به تغییر نظام آموزش عالی خود به نفع اهدافی نظیر تربیت متخصصان در حوزه اسلام و سیاست بپردازد و تمهیدات و الزاماتش را نیز فراهم نماید در کمتر از نیم قرن می‌توان به تحول علمی جدی در حوزه پژوهش‌های سیاسی اسلامی امیدوار شد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
عوامل آسیب‌پذیری نیروهای مسلح
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) در سال ۹۲ در عرصه‌ها و ابعاد مختلف و به همراه موضوعات متعدد به بحث گذاشته شد. در ادامه، موضوع مهم و اساسی که بر جای مانده و از ارکان تأثیرگذار انقلاب اسلامی و نظام است، مسئله قوای مسلح است که از دید حضرت امام دور نماند و همچون سال‌های مبارزه و در طول دوران رهبری‌شان رهنمودهای کلیدی ارائه کردند که رعایت آن از آسیب‌پذیری انقلاب پیشگیری می‌کند و کوتاهی و قصور آن موجب آسیب‌های جبران‌ناپذیری برای نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی می‌شود، همانطور که در قانون ارتش تصریح شده است که «در تشکیل و تجهیز نیروهای مسلح، اساس و ضابطه مکتب اسلام است، به نحوی که بر همه شئون و ابعاد آن ضوابط و مقررات شرع حاکمیت داشته باشد. نیروهای مسلح، رسالت مکتبی جهاد در راه خدا را بر عهده داشته، پیروی از اصول اخلاقی و احترام به شخصیت افراد را وظیفه خود می‌داند.» بنابراین انگیزه تشکیل و هویت نیروهای مسلح، مکتب آن است و طبیعی است که نیروهای مسلح که با فرمان اسلام و با محوریت رهبری و امام برای تحقق اهداف مکتب اسلام ایجاد شده حفظ و حراست آن از همه جهات لازم و ضروری است، همانطور که در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام مورد توجه جدی قرار گرفته، همه دستگاه‌ها اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه و نهادها و سازمان‌ها و آحاد ملت ایران و همه مسلمانان و متصدیان و مسئولان نیروهای مسلح الزاماً می‌بایست تلاش کنند این نهاد مهم و تأثیرگذار را از هر گونه آسیب‌پذیری مصون دارند.

فرازی از وصیت‌نامه امام(ره)
حضرت امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه خود در فرازهای متعددی نیروهای مسلح را مخاطب قرار داده و در فرازی آورده‌اند: «وصیت برادرانه من در این قدم‌های آخرین عمر بر قوای مسلح به‌طور عموم، آن است كه ای عزیزان كه به اسلام عشق می‌ورزید و با عشق لقاءالله به فداكاری در جبهه‌ها و در سطح كشور به كار ارزشمند خود ادامه می‌دهید، بیدار باشید و هوشیار كه بازیگران سیاسی و سیاستمداران حرفه‌ای غرب و شرق‌زده و دست‌های مرموز جنایتكاران پشت پرده لبه تیز سلاح خیانت و جنایتكارشان از هرسو و بیشتر از هر گروه متوجه به شما عزیزان است و می‌خواهند از شما عزیزان كه با جانفشانی خود انقلاب را پیروز نمودید و اسلام را زنده كردید بهره‌گیری كرده و جمهوری اسلامی را براندازند و شما را با اسم اسلام و خدمت به میهن و ملت از اسلام و ملت جدا كرده به دامن یكی از دو قطب جهانخوار بیندازند و بر زحمات و فداكاری‌های شما با حیله‌های سیاسی و ظاهرهای به صورت اسلامی و ملی خط بطلان بكشند.»
دقت در وصایای بنیانگذار جمهوری اسلامی در مورد هوشیاری و بیداری قوای مسلح، ما را به این نتیجه می‌رساند که یک نیروی مسلح وفادار به انقلاب اسلامی باید از جهات گوناگون، هم تیزبینی و هوشیاری داشته باشد تا بر اثر ضعف آن، ضربه‌ای بر پیکره کلی سازمان وارد نشود و هم مردم، دستگاه‌های سیاسی ـ فرهنگی، اقتصادی، قانونگذاری و اجرایی و قضایی از هر گونه آسیب‌پذیری به آن، تدابیر پیشگیرانه‌ای اتخاذ کنند که در این مختصر چند مورد آن را یادآور می‌شویم.

خلأ فکری در نیروهای مسلح
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران متکی بر ایمان در جهت ابقای یک تکلیف الهی و شرعی به نام تکلیف دفاع و با این تلقی که جهادی که به کار آن مشغولند یک عبادت است و با این اعتقاد که هدف، عمل به تکلیف است، نه پیروزی و با این باور که پیروزی‌ها از جانب خداست و اگر کسی در جهت خدا حرکت کند پیروز واقعی است، با چنین اندیشه‌هایی ضوابط شرعی را میان خود حاکم می‌گرداند، در نتیجه این اندیشه‌ها در نحوه رفتار کارکنان با یکدیگر و با مردمی که عضو این نیرو نیستند و در حفظ احترام شخصیت انسانی افراد و رعایت ضوابط اسلامی جلوه می‌کند و این همان مواردی است که سبب تقویت بنیه عقیدتی و فکری هر نیروی مسلحی و فقدانش، موجب رخنه دشمن در تشکیلات می‌شود. امام امت و رهبر معظم انقلاب در حال حاضر بارها در پیام‌ها و بیانات خویش خطرات ناشی از این فقدان را یادآور شده‌اند، همان‌گونه که حضرت امام مرتب بر آموزش‌های عقیدتی و سیاسی در نیروهای مسلح تأکید می‌کردند و از طرف خود نماینده‌ای به منظور پیشگیری از خلأ فکری منصوب می‌نمودند تا اصل و اساس پایه‌های اعتقادی و اخلاقی و ارزش‌های اسلامی در نیروهای مسلح تقویت و حاکم گردد.

سستی در اجرای امر ولی‌فقیه
نیروهای مسلح نظام جمهوری اسلامی همواره بر محوریت رهبر و ولایت گام برمی‌دارد و از صدر اسلام در دوران حکومت پیامبر(ص) در مدینه و حکومت حضرت علی(ع) در کوفه این‌چنین بود و در روند جریان انقلاب اسلامی تأسیس نظام جمهوری اسلامی نیروهای مسلح در گرو رهبری و ولایت امر بوده و است و هر گونه سستی و کوتاهی و فاصله گرفتن نیروهای مسلح از رهنمودهای امام و ولایت‌فقیه در معرض خطر و آسیب‌پذیری است.
در بحث تقویت پایه‌های اعتقادی در نیروهای مسلح، منبع و مأخذ اصلی و اساسی از طرف ولی‌امر مسلمین ناشی می‌شود و حضرت امام راحل مکرر خطاب به نیروهای مسلح می‌فرمودند که شما ارتش اسلام هستید، ارتش امام زمان(سلام‌الله علیه) هستید، بنابراین نیروهای مسلح خود را نیروی مسلح امام عصر(عج) می‌دانند. به همین منظور در قانون اساسی در اصل ۱۱۰ اختیارات نیروهای مسلح تحت امر فرماندهی کل قوا می‌باشد و ایشان کسی جز ولی‌فقیه نمی‌باشد. همان‌طور که در قانون ارتش آمده است: «نیروهای مسلح تحت فرمان فرماندهی کل بوده و اصل وحدت فرماندهی در تمامی رده‌های آن حاکم است...»
بنابراین هر گونه عدول از این اصل یعنی سستی در تبعیت از ولی‌فقیه چیزی است که دشمن می‌خواسته و همواره دنبال می‌کرده است.

نفوذ عوامل بیگانه
از شیوه‌های معمول استکبار جهانی، نفوذ عوامل خود در دستگاه‌های نیروهای مسلح بوده و هست و این خطری است که هر کشوری را تهدید می‌کند و دشمنان همواره سعی داشته و دارند که از هر راه ممکن استفاده کنند. حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در فرازی که از وصیت‌نامه خود در این‌باره تصریح فرمودند: «دست‌های مرموز جنایتکاران پشت‌پرده، لبه تیز سلاح خیانت و جنایتکاران‌شان از هر سو و بیشتر از هر گروه متوجه شما عزیزان است.» این رهنمود و تأکید امام راحل از یک تجربه تاریخی برخوردار است که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب شاهد بودیم که حزب توده خیانتکار وابسته به شوروی سابق چگونه عوامل خود را نفوذ داده بود که حتی پس از فرمان حضرت امام مبنی بر خارج شدن اعضای گروه‌های سیاسی از قوای نظامی و انتظامی، ارتباطات و تشکیلات نظامی به مخفی‌ترین و پیچیده‌ترین مرحله خود وارد شدند و مسئول کل تشکیلات مخفی حزب توده در اعترافاتش اعلام کرد: «به اعضای نظامی و مخفی حزب توده رهنمود داده می‌شد که باید عقایدشان را بپوشانند و حتی منافقانه تظاهر به اسلام کنند که به این ترتیب بتوانند موقعیت‌شان را تثبیت کنند و حتی موقعیت‌های تازه‌ای به دست آورند.»
آسیب‌پذیری نیروهای مسلح از ناحیه نفوذ عوامل بیگانه مبحث بسیار طولانی و پیچیده‌ای در جهان و تاریخ معاصر ایران دارد که نیاز به آسیب‌شناسی مستقل در این زمینه است و از محدوده بحث ما خارج است و فرصت جداگانه‌ای می‌طلبد که نیاز است به آن پرداخته شود.

وابستگی تسلیحاتی
از آسیب‌های دیگری که حضرت امام بر آن تأکید کردند فاصله گرفتن از وابستگی‌ها بود و همواره بر خودکفایی صنایع نظامی و اقتصادی تأکید می‌نمودند. چون انقلاب در شرایطی می‌تواند به شعارهای خود عمل کند که تحمل ضربه خوردن و قدرت ضربه زدن به دشمن را داشته باشد. چنین خصوصیتی را در ارتش‌های انقلابی و مستقل پس از قدرت معنوی و مردمی تنها با تکنولوژی مستقل می‌توان تأمین کرد، چراکه اسلحه به نفع کشور سازنده‌اش عمل می‌کند. اگر نظام جمهوری اسلامی با بی‌توجهی به نیروهای متخصص و متعهد و عدم تمرکز و برنامه‌ریزی و هماهنگی مجموعه امکانات کشور نتواند حداقل در صنایع نظامی، انقلاب را به خودکفایی برساند، ناچاراً به رژیم‌های سیاسی دیگر برای خرید سلاح‌های استراتژیک امتیاز بدهد، رژیمی که صاحب سلاح استراتژیک است برای اعطای اسلحه خود شرایط سنگینی را تحمیل می‌کند و علاوه بر آن مرور زمان موجب از بین رفتن خصوصیت استراتژیک سلاح می‌شود. طبیعی است انقلاب‌ها و نظام‌هایی که وارث سیستم صنایع وابسته هستند اگر همه امکانات کشور و نیروهای مردمی را در جهت استقلال صنایع نظامی و اقتصادی بسیج نکنند، نه تولیدات داخلی قابل رقابت با تولیدات خارجی است و نه در جنگ می‌توانند با سلاح به جنگ سلاح بروند و از جهات دیگر اثرات آسیب‌پذیری‌ها باقی می‌ماند.

فاصله گرفتن از مردم
از دسیسه‌های گروهک‌های سیاسی و عوامل استکبار جهانی فاصله انداختن بین مردم با نیروهای مسلح است. دشمنان همواره سعی کرده‌اند که نیروهای مسلح را در پادگان‌ها و بدون حضور در مجامع عمومی تبلیغ کنند. در حالی که امام راحل مکرر به پیوند قوای مسلح و مردم تأکید می‌کردند. امام راحل همیشه سعی داشتند نیروهای مسلح را خدمتگزار مردم معرفی کنند و تا حد ممکن پیوند دوستی و ارتباط نزدیک با مردم و قوای مسلح برقرار سازند و هر گونه جدایی، اختلاف و فاصله افتادن را به هر شکل و سبک به منزله آسیب‌پذیری تلقی می‌کردند و حجم رهنمودهای امام در این رابطه بسیار وسیع است و در دیدارها و ملاقات‌های گوناگون با هر یک از نهادها به لزوم ارتباط با مردم سخن گفتند و از طرفی هم از مردم پشتیبانی از قوای مسلح را خواستار بودند و یادآور می‌شدند: «مادامی که ملت، پشتیبان مجلس و دولت و قوای مسلح هستند و دولت و مجلس و قوای مسلح در خدمت ملت به‌ویژه قشرهای محروم می‌باشند و جلب رضای خداوند را در این خدمت متقابل، می‌نمایند، هیچ قدرتی توانایی آسیب رساندن به این نظام مقدس را ندارد و اگر خدای نخواسته یکی از این دو یا هر دو از خدمت متقابل دست بردارند شکست جمهوری اسلامی و اسلام بزرگ، اگرچه در درازمدت، حتمی است. بنابراین، ترک این خدمت متقابل که به شکست اسلام و جمهوری اسلامی منتهی می‌شود از بزرگ‌ترین گناهان کبیره است که باید از آن اجتناب شود.»


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسورـ 1
پديده سانسور و فرهنگ‌ستيزي در ايران عمري به درازاي استبداد سياسي حاكم بر كشور دارد. با اين احوال تا جايي كه به تاريخ معاصر ايران مربوط مي‌شود پديده سانسور با آغاز انتشار روزنامه‌ها و مطبوعات و سپس كار ترجمه و تأليف كتاب معنا و مفهوم يافت. همزمان با گسترش انتشار روزنامه‌ها و رشد مؤلفه‌هاي فكري، فلسفي و سياسي، سانسور دامنه وسيع‌تري يافت و در سال‌هاي سلطنت محمدرضا پهلوي به اوج رسيد. از دوران سلطنت محمدشاه قاجار، نخستين روزنامه‌ها در ايران شكل گرفتند. در دوره ناصرالدين شاه نشريات بسيار اندك، اما تا حدي منظم چاپ شدند. از اواخر سلطنت مظفرالدين شاه و همزمان با گسترش ناآرامي‌هاي انقلاب مشروطه، تعداد و كيفيت نشريات و روزنامه‌هاي منتشر شده افزايش يافت. با كودتاي سوم اسفند 1299 و به ويژه پس از آغاز سلطنت رضاشاه انتشار نشريات و مطبوعات كاهش يافت. در همان حال كيفيت آنها نيز افت كرد و تا هنگام عزل رضاشاه از سلطنت اين روند كماكان ادامه يافت. پس از آغاز سلطنت محمدرضا پهلوي، مطبوعات گسترش يافت و تا كودتاي 28 مرداد 1332 صدها روزنامه و نشريه در كشور منتشر ‌شد. در اين برهه و با وجود آزادي نسبي سياسي، مطبوعات چنانكه انتظار مي‌رفت، نتوانستند در دفاع از حقوق اساسي ملت گام اساسي بردارند. پس از كودتاي 28 مرداد، مطبوعات و روزنامه‌هاي مستقل به سرعت از ميان برداشته شدند و بار ديگر مطبوعات وضعیتی نظير دوران سلطنت رضاشاه پيدا كردند. از دوره ناصرالدين شاه، مطبوعات و روزنامه‌ها تحت نظارت حكومت قرار گرفته و اداره‌اي تحت عنوان سانسور تشكيل شد كه عمده وظايف آن نظارت و كنترل نشريات و كتاب‌هاي وارده از كشورهاي بيگانه بود. با اين احوال نشريات و روزنامه‌هاي داخلي نيز جز خواسته حكومت مشي ديگري طي نمي‌كردند. اين روند از اواسط دوران سلطنت مظفرالدين شاه تا حد زيادي از كنترل حكومت خارج شد. پس از پيروزي مشروطه، مطبوعات و نشريات آزادي‌هاي قابل‌توجهي يافتند. با اين احوال هرگاه دولت اراده مي‌كرد، با استناد به مواد قانوني و تفسير خاصي كه از قوانين موضوعه مي‌شد، از انتشار نشريات مخالف جلوگيري مي‌‌كرد. پس از صعود رضاخان به نخست‌وزيري و سپس سلطنت، كار سانسور مطبوعات و نظارت حكومت بر نشر روزنامه‌ها، سازمان گرفت و نشريات محدود موجود، تنها تحت نظارت شديد سانسورچيان شهرباني رضاخان به چاپ مي‌رسيد.
در دهه 1320ش. نيز با وجود آزادي‌هاي نسبي سياسي و انتشار صدها عنوان نشريه و روزنامه، هرگاه دولت‌هاي وقت اراده مي‌كردند، نشريات مخالف را با تفسير برخي قوانين توقيف مي‌كردند. با اين حال، از نظارت و سانسور سازمان يافته دوران رضاشاه ديگر خبري نبود و اين روند كژدار و مريز برخورد با مطبوعات و سانسور آنها، در تمام سال‌هاي نخست‌وزيري مصدق نيز ادامه يافت. ادامه دارد...


حكایت زمانه

بازي ناکام سفيران
تيراندازي در «رستوران ميكونوس» در مركز شهر برلين آلمان در سال 1371 با فضاسازي رسانه‌هاي غربي به بحراني عليه كشورمان تبديل شد كه بار ديگر جبهه‌گيري تمامي دنياي غرب را علیه اسلام و جمهوري اسلامي ايران به نمايش گذاشت. اوج اين مواجهه در بيست‌ويكم فروردين‌ماه 1376رخ داد، زماني كه حكم سياسي و مغرضانه دادگاه برلين عليه جمهوري اسلامي ايران، تحت فشار لابي صهيونيستي صادر شد و به سرعت روابط سياسي جمهوري اسلامي ايران و 12 كشور اتحاديه اروپا را تحت‌تأثير قرار داد. ماجراي اين رستوران شايد در نگاه اول حادثه‌اي عادي در غرب وحشي باشد كه بارها اتفاق افتاده و مي‌افتد؛ ولي آنچه كه اين واقعه را از ديگر وقايع متمايز كرد، ترور چند ايراني مخالف جمهوري اسلامي بود كه غربي‌ها از آن نمايشنامه‌اي عليه كشورمان ساختند.
ماجرا از آنجا شروع شد كه «صادق شرفكندي» دبيركل حزب منحله دمكرات كردستان ايران، براي شركت در كنگره جهاني احزاب سوسياليست و سوسيال دموكرات كه از تاريخ 23 تا 26 شهريورماه سال 1371 در برلين برگزار شد، به آلمان می‌رود. او براي گفت‌وگو با چند تن از مخالفان جمهوري اسلامي در رستوراني به نام ميكونوس كه پاتوق ايرانيان مقيم آلمان و متعلق به يك ايراني به نام عزيز غفاري است، با آنها قرار ملاقات مي‌گذارد.
رستوران ميكونوس در خيابان «پراگراستراسه» برلين واقع شده و قرار اين افراد ساعت 9 شب روز 26 شهريورماه در آخرين روز كنگره بود. از مجموعه 15 تا 20 نفري كه براي اين جلسه دعوت شده بودند، فقط 6 نفر در آنجا حضور مي‌يابند و دو نفر ديگر نيز به طور اتفاقي در آن رستوران بودند. در آن شب با احتساب صاحب رستوران كلاً 9 نفر در آنجا حضور داشتند. ساعت حدود 22 و ۵۰ دقيقه ناگهان سه فرد مسلح وارد رستوران مي‌شوند. يكي نزديك در ورودي و دومي در قسمت جلويي رستوران مي‌ايستد و نفر سوم نيز مسلسل به دست وارد قسمت پشتي رستوران كه 6 ايراني در آنجا دور يك ميز نشسته بودند، می‌شود و همه آنها را به رگبار مي‌بندد. از جمع افراد حاضر در رستوران 4 نفر در جا كشته مي‌شوند و يك نفر نيز به شدت زخمي مي‌شود و چهار نفر ديگر نيز جان سالم به در مي‌برند.
«صادق شرفكندي» رهبر مخالفان كرد ايراني، «همايون اردلان» نماينده حزب دموكرات كردستان ايران در آلمان، فلاح عبدلي نماينده حزب دموكرات كردستان ايران در اروپا و «نوري دهكردي» كه بعدها معلوم شد كارمند صليب سرخ و فعال در امور پناهندگان ايراني مقيم آلمان بوده، در اين ماجرا از پاي درمي‌آيند و «عزيز غفاري» صاحب رستوران ميكونوس نيز زخمي مي‌شود. در اين ميان، «پرويز دستمالچي» و «فرهاد فرجاد» دو ايراني ديگر در جمع شش‌‌نفره و دو تن ديگر كه به‌طور اتفاقي در اين رستوران حضور داشتند، جان سالم به در برده و زنده مي‌مانند. آنچه كه در اين ماجرا مهم به‌نظر مي‌رسد اين است كه از چهار فرد كشته شده ايراني، سه تن از آنها با اسامي جعلي وارد آلمان شده بودند و دولت آلمان نيز از اين ماجرا اطلاع داشت و از حدود 15 تا 20 نفر دعوت شده به اين رستوران، فقط 6 نفر به اين جلسه مي‌آيند و بقيه به نوعي حضور نمي‌يابند و از جمع شش‌نفره، دو نفر كاملاً سالم مي‌مانند و حتي جراحتي نيز برنمي‌دارند كه اين مسائل در جريان دادگاه مسكوت مي‌ماند.
مطبوعات غربي پس از اين حادثه به رسم عادات هميشگي خود، جمهوري اسلامي ايران را عامل اين ترور معرفي مي‌كنند و دادگاه و قاضي آلماني پرونده نيز حكمي را پس از حدود چهار سال صادر مي‌كند كه پيشاپيش مطبوعات غرب آن را صادر كرده بودند.
دادگاه در اين حكم براساس اتهامات ناروا و به دور از عرف ديپلماتيك، علي فلاحيان، وزير وقت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران را به دست داشتن در اين ماجرا متهم كرد و از اين وقيحانه‌تر اينكه چند ماه بعد «رونالد جورج» دادستان كل آلمان، در يك اقدام بي‌سابقه و كاملاً سياسي، رهبر معظم انقلاب و رئيس‌جمهور و وزير امور خارجه وقت ايران را نيز به دخالت در اين ماجرا متهم كرد.
مطرح كردن اتهامات فوق عليه رهبران جمهوري اسلامي ايران حتي تعجب ناظران غربي را برانگيخت و جاي هيچ‌گونه ترديدي را در مورد سياسي شدن روند قضايي پرونده باقي نگذاشت. در آن سال‌ها جناح‌هاي قدرت در آلمان كه محافل صهيونيستي آنها را تقويت مي‌‌کردند، همواره سعي داشتند دولت آلمان را تحت فشار قرار دهند تا روابطش را با ايران قطع كند. در همين راستا بود كه حزب حاكم سوسيال دموكرات به رهبري «هلموت كهل» تا حد زيادي نفوذ سياسي و كرسي‌هاي خود را از دست داد و در مقابل، احزاب رقيب از جمله گروه موسوم به سبزها كه تمايلات صهيونيستي دارند، قدرتمندتر شدند. تلاش در جهت تخريب روابط بن ـ تهران نيز از سوی همين گروه صورت مي‌گرفت.
يك سال پس از حادثه رستوران ميكونوس، پليس آلمان يك ايراني به نام كاظم دارابي كازروني و چهار لبناني به نام‌هاي يوسف امين، محمد اتريس، عطاءالله عياد و عباس راحيل را دستگير کرد و محاكمه متهمان در ششم آبان‌ماه سال 1372 در آلمان آغاز شد. دادگاه اين عده حدود پنج سال و 247 جلسه طول كشيد و بيش از 170 نفر در دادگاه حاضر شدند و در مورد حادثه ترور، شهادت دادند كه شهادت اكثر اين افراد نيز به نفع جمهوري اسلامي ايران بود ولي چون حكم پيشاپيش صادر شده بود، نظرات هيچ‌كدام از شهودي كه به نفع ايران شهادت داده بودند، مورد بررسي قرار نگرفت و اساس حكم به شهادت عناصري كه ضديت و غرض‌ورزي آنها با نظام محرز بود و خود در ايران پرونده‌هاي قضايي داشتند و مجرم بودند، واقع شد.
حكم دادگاه آلمان كه با موجي از اتهامات دستگاه قضايي آن كشور عليه مسئولان بلندپايه جمهوري اسلامي ايران همراه بود، با عكس‌العمل شديد مسئولان كشورمان توأم شد و پس از اخراج ديپلمات‌هاي ايراني از آلمان، متقابلاًً چهار ديپلمات آلماني از ايران اخراج شدند و وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران با احضار سفير آلمان در تهران، حكم اخراج اين چهار ديپلمات را به او ابلاغ كرد.
پس از اخراج ديپلمات‌هاي آلماني، 11 كشور عضو اتحاديه اروپا طي بيانيه آوريل در همبستگي با آلمان، سفراي خود را از ايران فرا خواندند و سفراي ايران در كشورهاي اروپايي نيز متقابلاً به ايران مراجعت كردند. اين تصميم اتحاديه اروپا با استقبال آمريكا كه مجازات شديد اقتصادي عليه ايران اعلام كرده و در پي منزوي ساختن ايران اسلامي در صحنه جهاني برآمده بود، روبه‌رو شد.
از این رو آمریکا و «پيتر تارنوف» مشاور ويژه وزير امورخارجه خود را به اروپا اعزام كرد و از دولتمردان اروپايي خواست روابط خود را با ايران محدود و تمامي مأموران امنيتي ايران را از كشورهاي اروپايي اخراج كنند. سرانجام ۱۵ كشور عضو اتحاديه اروپا در نشست خود در لوکزامبورگ در تاريخ دهم ارديبهشت‌ماه سال 1376 تصميم گرفتند گفت‌وگوهاي انتقادي خود را با ايران قطع کنند و سطح روابط سياسي خود را كاهش دهند و ديدارهاي مقامات مملكتي در سطح وزيران با جمهوري اسلامي قطع شود. در پي اين تحولات سياسي، رهبر معظم انقلاب طي سخناني اعلام كردند كه دولت آلمان بازنده اين بازي سياسي است و بهاي سنگيني بابت آن خواهد پرداخت. ايشان فرمودند به وزارت امورخارجه دستور داده‌ام كه رفتار دولت‌ها را در اين نمايش بي‌معني به دقت ثبت كنند تا در حافظه تاريخي ملت ايران محفوظ بماند.
پس از چندي، كشورهاي عضو اتحاديه اروپا تصميم گرفتند سفراي خود را به تهران بازگردانند. به دنبال نشست لوکزامبورگ، جمهوري اسلامي ايران به فرمان رهبر معظم انقلاب با بازگشت سفير آلمان به تهران مخالفت ورزيد كه اين اقدام ايران اتحاديه اروپا را شوكه كرد و سبب شد آنان بار ديگر، اما اين بار از موضع ضعف، بر حمايت خود از آلمان تأكيد کنند. مقامات كشورهاي اروپايي سپس در اظهارنظرهاي گاه و بيگاه خود اعلام كردند كه سفراي آنها به صورت گروهي باز خواهند گشت.
تشابه بازگشت سفيران اروپايي در اواسط آبان‌ماه سال 1376 به ايران با بازگشت آنان در ماجراي حكم تاريخي حضرت امام خميني عليه سلمان رشدي مرتد، يكبار ديگر حقانيت سياست‌هاي منطقي و مردمي جمهوري اسلامي ايران را در جهان آشكار كرد. اين موضوع همچنين نشان داد در صورت پايداري مقامات جمهوري اسلامي ايران در مقابل خواسته‌هاي نامشروع غرب، آنها مجبورند از مواضع خود عقب‌نشيني کنند.


امام در گذر زمان 189


امام خمینی(ره) ریسمان عشق و محبت
پس از رحلت امام خمینی(ره) تا مدت‌‌ها شخصیت‌ها، رسانه‌ها، نویسندگان، تحلیل‌گران سیاسی جهان از ایشان به‌عنوان ریسمان عشق و محبت یاد کردند. مفتی شهر بلگراد درباره وی گفت: «امام خمینی جذاب‌ترین شخصیت قرن بود.» و روزنامه گازته چاپ ترکیه هم نوشت: «امام خمینی در داخل ایران به عنوان ریسمان عشق و محبت، تا زنده بود برای ایرانیان افتخار آفرید.» وزیر اطلاعات و فرهنگ سودان در نطقی ضمن تجلیل از شخصیت والای امام (ره) گفت: «حضرت امام خمینی نه‌تنها امام مردم ایران، بلکه امام جهان اسلام بودند. این شخصیت بزرگ در قلب ما جای دارد و در حقیقت مشوق ما برای انقلاب در سودان بودند.»
همچنین نماینده اتحادیه کارگران یونان به نام «روسیئس پایا استائیدس» که در سالن امپریاپالاس آتن در مراسم بزرگداشت امام خمینی سخن می‌گفت، اظهار داشت: «امام در قلب همه مردم جای دارد.» وی ضمن توصیه به رهبران جهان برای الگوپذیری از روش رهبری امام خمینی(ره) گفت: «اگر تفکر انسانی وجود داشته باشد، همه رهبران دنیا از یونان و سایر کشورها، روش رهبری، رهبر دانای ایران را درک نموده و آن را الگویی برای خود قرار می‌دهند که فقیر زیست و بدون داشتن زندگی لوکس و یا استخر و گردش‌های تفریحی زندگی را وقف یک مأموریت صحیح و یک حرف صادقانه کرد، هدف او این بود که ملت‌ها، آزاد، دوستانه و با عشق زندگی کنند.»
مدیر خبرگزاری «صرافت هندوستان» در گزارش تحلیلی‌اش آورده است: «به‌عنوان یک روزنامه‌نگار صادقانه اعتراف می‌کنم که جوش و خروش و علاقه مردم به رهبر فقید خود آنقدر گسترده بود که از توصیف آن عاجز بودم. این همه عشق و ابراز علاقه را شاید در تاریخ خوانده باشیم، اما در قرون گذشته عینیت نداشت و قرن معاصر این واقعه را به درستی در خود ثبت خواهد کرد. اگرچه امام رحلت کردند، اما او برای همیشه در تاریخ زنده خواهد بود.»
«تراب زمرخی» نویسنده تونسی هم در این‌باره بحثی کرد و نوشت: «نهضت امام خمینی، روند امید صدها میلیون مسلمان و میلیاردها انسان تحت ستم در سراسر جهان است، راه امام همان راه الله بود.»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین ثقفی در شورای تحلیل معاونت سیاسی تشریح کرد
فرایند نقشه راه حاکمیت دین حق(2)

به کوشش :
یدالله صانعی

انقلاب اسلامی به‌دنبال تحقق یک هدف دیرین
بحث دوم من «بحث فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی» است. انقلاب اسلامی حاکمیت را در ایران به طور بنیادی و اساسی تغییر داد. بعد از انقلاب مرحله تعیین نوع حکومت جدید و ساختار و هویت کلی و اهداف کلان حکومت فرا رسید. این مرحله همان تعیین نوع حکومت و رسمیت بخشیدن به مرحله دوم فرایند تحقق اهداف است. در این مرحله تعیین و ترسیم و پیشنهاد نوع حکومت به مردم و تأیید مردم و سپس تنفیذ امام موجب می‌شود، نظام اسلامی تشکیل شود. این مرحله در سال 58 با رفراندوم جمهوری اسلامی و تصویب قانون اساسی با موفقیت پشت سر گذاشته شد. پس از این مرحله نوبت تحقق بخشیدن این حکومت یعنی روی کار آمدن مسئولانی طراز آن اهداف و شاخصه‌ها یعنی مرحله دولت اسلامی است در دولت اسلامی در واقع تحقق نوع حکومتی است که در مرحله نظام پدید آمده است. پس از آن تشکیل جامعه اسلامی را داریم. این مرحله به شکل­‌گیری جامعه نمونه اسلامی در ایران منتهی می­‌شود، یعنی ما در ایران یک نمونه تمدن اسلامی را به مسلمانان معرفی می­کنیم. این جامعه نمونه اسلامی یا تمدن ایرانی ـ اسلامی که حضرت آقا مطرح کردند، در ایران اتفاق می­‌افتد و به عنوان یک الگو، نظایرش در جهان اسلام پدید می‌آید. اگر جوامع اسلامی در کشورهای اسلامی مبتنی بر همین روند انقلاب، شکل‌­گیری نظام و تحقق دولت اسلامی و البته متناسب با هر کشور اتفاق افتد، آن‌گاه می­توان انتظار تحقق جوامع اسلامی را در کشورهای اسلامی داشت. این جوامع اسلامی تبدیل به یک قطب تمدنی در عالم شده و خود زمینه­‌ساز آن تمدن اسلامی است که به بشر وعده داده شده است. اگر با این نگاه به انقلاب اسلامی توجه شود، مسئله اصلی انقلاب اسلامی حرکت بر محور یک نهاد رهبری الهی است؛ نهادی که دارای یک هویت و یک واقعیت خارجی است. ما توان زیادی را در طی سالیان گذشته صرف اثبات کلامی و نظری ولایت‌فقیه کرده‌­ایم که این تلاش مبارک باید ادامه پیدا کند، اما با مراجعه به تاریخ می­توان متوجه شد که این ولایت‌فقیه بوده، برنامه و هویت داشته، دارای وجود و اثر خارجی بوده است. چیزی که در عالم واقع وجود داشته دیگر نیاز به اثبات کلامی ندارد. اگر ما با این تصور به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، دیگر کسی نمی‌­تواند بگوید که ولایت‌فقیه یک نظریه در میان نظریه‌­های مختلف است. حضرت امام(ره) تحقق خارجی ولایت فقیه را به یک مرتبه بالایی رساند، همچنان که این ارتقا را در دوره‌­های مختلف به صورت پله‌ای مشاهده می‌کنیم. مثلاً شیخ انصاری پایه­های نظری را ریخت و سپس توانست سازمان شیعه را تحکیم ببخشد. میرزای شیرزای قدرت ولایت‌فقیه را در زمان خودش نشان داد. این سیر حرکت ولایت‌فقیه در تاریخ است. وقتی یک رهبری با هویت و با برنامه بدون انقطاع وجود داشته باشد، وقتی مخاطب با این حقیقت آشنا شود، بسیاری از این شبهات در رابطه با اهداف، ماهیت و هویت انقلاب اسلامی برداشته می­شود. با این نگاه انقلاب اسلامی یک حقیقتی فراتر از عصر کنونی، فراتر از قوم ایرانی و ملت ایران، فراتر از شرایط حاکم بر عصر کنونی است. انقلاب اسلامی با این معنا، نه در مقابل استبداد سلطنتی هویت یافته و نه در مقابله با تمدن غربی هویت خود را کسب می­کند. انقلاب اسلامی برای تحقق یک هدف دیرین یعنی حاکمیت دین که در طول تاریخ دچار موانع مختلفی می­شد و مبارزه برای رفع این موانع به‌وجود آمده است. یک دوره­ای فرعون است، یک دوره­ای نوبت حاکمیت بنی‌امیه است، یک دوره هم نوبت جریان‌های سیاسی و قدرت‌طلب با تظاهر به سنت پیغمبر(ص) و سوءاستفاده از عواطف عموم مسلمانان نسبت به پیامبر(ص) است. جلوتر می‌­آییم، عصر حضور تمدن غرب در سرزمین‌های اسلامی ما را با یک مانع جدیدی به نام تمدن غرب مواجه می­کند و رهبران برای رسیدن به هدف باید از این مانع بگذرند. وقتی نگاه چنین باشد، تحلیل تاریخ به خصوص تحلیل تاریخ معاصر با آن تحلیل که در حال حاضر داریم، متفاوت خواهد شد. مشروطه برای ما قابل فهم می­‌شود. تدبیر آخوند خراسانی برای پیش­دستی مبارزه با استبداد برای ما روشن می­‌شود. این تدبیر به دلیل ضعف‌­هایی که در جامعه شیعه در آن زمان وجود داشت به خوبی در جامعه ترویج نشد. امروزه در تبیین نهضت مشروطه ما دچار مشکلات زیادی هستیم. به همین دلیل باید یک توجه ویژه­ای به تاریخ معاصر به خصوص به نهضت مشروطه با آن پیشینه تاریخی بشود. بنده تدبیر و راهبرد آخوند خراسانی را کاملاً درست می­‌دانم و این را به هیچ وجه در راهبرد کلان منافی با راهبرد رهبر بعدی، یعنی سیدملامحمدکاظم یزدی نمی‌­بینم. این حرکت را به هیچ وجه منافی جریان رهبری بعد از مشروطه که به ظاهر در لاک درون­گرایی فرو رفته، اما در واقع در حال ارزیابی صحنه جدید و بازسازی قدرت است، نمی‌­بینیم. نه مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری راهبردی مخالف مشروطه داشت و نه آقا سیدابوالحسن اصفهانی و نه مرحوم آیت‌الله بروجردی این­طور است، بلکه تمامی اینها حلقه‌­های به هم پیوسته­ای برای بازسازی شیعه در مقابل موانعی است که در اعصار مختلف پدید آمده است. اگر ما یک نگاه کلان از بالا به این حرکت مبتنی بر این پیشینه و هویت داشته باشیم، تحلیل تاریخ معاصر بسیار برای ما راه‌گشا خواهد بود. ما یکی از گره‌های‌مان در تحلیل سیاسی همین پیشینه تاریخ معاصر است، که یک جریانی امروزه خودش را متکی به مشروطه و تفسیر غلط از مشروطه کرده است و چون ما نتوانستیم مشروطه را درست ترویج و تبیین کنیم، لذا آنها یک بخشی از جامعه متدین را به سوی خودشان برده‌اند. اساساً به نظر ما اینها را باید پایه تحلیل­‌های سیاسی قرار دهیم. این صف­‌بندی که امروزه در جامعه ما و در بین مسلمانان به وجود آمده است، پیشینه آن به حضور غرب در سرزمین اسلامی برمی‌­گردد. ما یک جریان دیرین نهضت ولایت‌فقیه داریم. این یک خط در تاریخ است، در مقابل، جریان­‌های حاکم یا رقبای سیاسی در درون سرزمین‌های اسلامی هستند. اما از زمانی که غرب وارد ایران می­‌شود، به یک ضلع صف‌بندی در کنار جریان اصیل ولایت فقیه و رهبری دینی تبدیل می‌شود و دیگر آن جریان، قدرتمند اجتماعی داخلی یعنی همان ایلات و عشایر سلطنتی کم‌رنگ می‌شود. در کنار این سه جریان جریان‌های فرعی دیگری هم متولد می‌شود. این جریان­‌ها فرعند و اصل نیستند. از دو جریان اصلی یک جریان، جریان نهضت ولایت‌فقیه است که به سمت حاکمیت دین حرکت می­کند و جریان اصلی دیگر، جریان غرب است که آمده و بر سرزمین اسلامی خیمه زده است. تمام تحلیل تاریخ معاصر مبتنی بر صف­بندی این دو جریان است و تمامی جریان­‌های دیگر، جریان‌­های فرعی هستند و تشخیص اصلی و فرعی این میدان، شاه‌کلید تحلیل درست سیاسی در شرایط امروز می­باشد. جریان تجدد مذهبی فارغ از اینکه هویت و ماهیتش چیست و چقدر از مذهب می­گیرد و چقدر از غرب می­گیرد، فارغ از این ضرورت که این مسئله اصلی ما است یا نه، باید این­طور تحلیل بشود که اگر این جریان تجدد مذهبی این صف­بندی اصلی را که مبتنی بر چالش قدرت، چالش تمکن‌یابی شیعه اگر این را در نیابد وارد مسئله فرعی می­شود، مثل خود مسئله سنت و تجدد. بحث سنت و تجدد بحث بسیار مهمی است، اما در مقایسه با این مسئله اصلی، یعنی چالش بر سر تمکن‌­یابی حرکت اسلام، حرکت شیعه با جریان غرب که می‌­خواهد این جریان را به دست بگیرد، جریان فرعی است. یکی از مهم­ترین لغزش­گاه‌­های ما در کشور این است که ما نتوانسته‌­ایم مسئله اصلی را از مسئله فرعی جدا کنیم؛ چرا؟ چون ماهیت این حرکت رهبری دینی در طول تاریخ در جامعه شناخته نشده است. مثلاً در همین تاریخ معاصر، در حرکت سیدجمال‌الدین اسدآبادی، ایشان درنیافت که میرزای شیرازی به چه نقطه‌­ای نگاه می­کند و چه نقطه‌ای را هدف­گیری کرده­ است. میرزای شیرازی سلطه انگلستان را هدف گرفته بود. او می­‌دانست که انگلستان آمده و می­خواهد در این سرزمین خیمه بزند. سیدجمال به تصور اینکه استبداد ناصری اولویت دارد، دچار خطا می­شود. لذا میزان دوری و نزدیکی جریان­‌های مختلف به این خط اصلی ولایت برای ما یک ملاک است. ما امروز چطور می­‌گوییم که مسئله ولایت و ملازمت با آن محور و کلید اصلی ما برای تحلیل سیاسی است. این کلید تحلیل سابقه‌­اش در طول تاریخ تکرار شده است و چون ما این پیشینه تاریخی را به وضع حاضر وصل نمی­‌کنیم، اختلافی در تحلیل ایجاد می­شود و دیگران وارد این شکاف‌­ها می‌­شوند و وضعیتی پیش می­آید که پیش آمده است. تأکید حضرت آقا بر این است که کسانی که می­‌خواهند نگاه کلان به انقلاب اسلامی بیندازند، توجه کنند که این انقلاب اسلامی فقط یک مفهوم کلی نیست، بلکه امروز باید اجزایش دیده شود، مراحل و منازلش دیده شود، تا میدان­‌های این انقلاب در هر مرحله و در هر زمان به درستی شناخته شود. این مسائل در برنامه‌­های کلان، هدایت نیروها، تحلیل سیاسی، تعیین راهبرد، در صرف منابع و تخصیص منابع برای آن اهداف، اگر ما ندانیم که در هر مرحله‌­ای هدف چیست، نیروهای‌مان را صرف اهداف متعدد ولو اهداف خوب می­کنیم، اگر ندانیم که انقلاب هدف دارد. کما اینکه امروز یک جریانی بیان می­کند که هدف انقلاب سرکوب استبداد بود که تمام شد. لذا بعضی­ مسئله تفکیک انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب اسلامی و رهبر جمهوری اسلامی را مطرح می­کنند. این یعنی ختم انقلاب؟! اگر ما ندانیم این مراحل وجود دارد دچار این شبهات و اسیر این مشکلات می­‌شویم. انقلاب اسلامی زمینه را درست می­‌کند و نقشش این است که نظامی بر این اساس شکل بگیرد. حضرت آقا فرمودند انقلاب دگرگونی بنیادی حکومت است. شاه رفت، امام آمد. این معنای انقلاب است. انقلاب حلقه کوچک اول از دولت‌­سازی است. حلقه کوچک دوم در دولت‌سازی نظام اسلامی است، درحقیقت نظام اسلامی تعیین‌کننده آن هندسه کلی الهی است و به معنی هویت کلی، ساختار کلی، اهداف کلان حکومت است، نه به معنای حکومت اسلامی؟! که امروز در استفاده عام ما به عنوان نظام اسلامی استفاده می­کنیم. جایگزین حکومت. نظام اسلامی این ساختارهای کلی را درست می­‌کند برای اینکه دولت موفق شود. دولت یعنی کارگزارانی سر کار بیایند اعم از قوه مجریه و دیگر قوا که آنها از نصاب‌های اسلامی برخوردار باشند و این نصاب­‌ها در آنها کافی باشد. دولت اسلامی هم حلقه نهایی دولت‌سازی است. دولت، وسیله­ و ابزار برای جامعه اسلامی است. مرحله بعد جامعه نمونه است. این جامعه، نمونه‌­ای در ایران برای بین‌­الملل اسلامی می­‌سازد. ما در اینجا یک الگویی از جامعه اسلامی درست می­‌کنیم تا دیگران از این جامعه الگوبرداری کنند. لذا کشور اسلامی در مرحله چهارم فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی نقش نمونه­‌ساز را در ایران دارد. اگر این اتفاق افتاد تمدن نوین اسلامی تشکیل می­‌شود، یعنی وقتی جوامع اسلامی شکل گرفتند اینها یک بلوک تمدنی را ایجاد می­کنند.
نقش تمدن اسلامی چیست؟ این تمدن زمینه‌­ساز آن تمدن اصلی یعنی ظهور است. اینها مراحل پنج­گانه فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی هستند که حضرت آقا این مراحل را بارها تکرار و بر آنها تأکید کردند.
این تمدن اسلامی فروعاتی دارد. یکی از این فروعات به نظر بنده، تبیین درست مسئله مهدویت و نسبت‌یابی درست معارف مهدویت با معارف انقلاب اسلامی است. امروز ممکن است عده­ای نسبت به مهدویت دارای سوز و علاقه باشند، ولی لزوماً هیچ نسبتی هم با انقلاب اسلامی نداشته باشند. در اینجا به دلیل اینکه نسبت موضوع مهدویت با انقلاب اسلامی محکم نشده است، زمینه انحراف مسائل مهدویت به سمت سکولاریزم فراهم می­شود. اما اگر این فرایند را نگاه کنیم، ظهور اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه تمدن اسلامی شکل بگیرد. ما باید بنابر روال عادی پیش برویم. ما باید براساس سنت‌­های الهی و قوانین عام جامعه جلو برویم و این یعنی تمدن­‌سازی.

موانع فرایند تحقق اهداف اسلامی
حضرت آقا فرمودند ما در مرحله دولت­ اسلامی قرار داریم، این مراحل موانعی دارد، باید موانع را بشناسیم. مانع انقلاب اسلامی آن حکومت طاغوت و پشتیبان غربی‌­اش بود، که آن برداشته شد. مانع مرحله نظام اسلامی، نظام فکر غربی بود که در اندیشه برخی خواص بود. آنها می‌گفتند ما یک نظام غربی و یک نظام شرقی می‌شناسیم. نظام اسلامی دیگر یعنی چه؟! مثل مسئله مالکیت که یا خصوصی است یا دولتی، مالکیت اسلامی یعنی چه؟ خوب انقلاب از این مراحل گذر کرد. در مرحله دولت اسلامی، همان­طور که حضرت آقا فرمودند، باید روش و منش خواص اسلامی شود.

آسیب‌شناسی فرایند تحقق اهداف اسلامی
ما مشکل‌مان فکر و منش اسلامی خواص است، اینها کسانی هستند که حکومت می‌­کنند، اینها سابقه انقلابی دارند، سابقه ارتباط با امام را دارند، ملازمت با امام دارند و به اصطلاح دارای شناسنامه انقلاب هستند و در مرحله انقلاب اسلامی یا فکرشان، روش‌شان و منش‌شان ساییده شده و فرسایش پیدا کرده یا از اول این­طوری بوده و آشکار نشده است. در مرحله دولت اسلامی است که این افکار فرصت بروز پیدا می‌کند. اینها مثلاً در عرصه فکری قائل به این موضوع هستند که اسلام دارای نظامات اداره زندگی بشر نیست. برخی از اینها صریحاً گفتند اسلام، نظام اقتصادی، نظام اجتماعی، نظام فرهنگی، نظام سیاسی ندارد. اینها وقتی می‌­آیند و حاکم می­شوند، طبیعتاً به دنبال تحقق نظام اقتصادی اسلامی نیستند. این است که مثلاً وقتی امروز اقتصاد مقاومتی از طرف حضرت آقا مطرح می­‌شود، ایشان یک افق اقتصاد اسلامی مقاومتی را ارائه می‌دهند و یک نظام اقتصادی اسلامی معرفی می‌کنند. ضمن اینکه اهداف ضروری و عاجلی هم دارند، حضرت آقا می‌­فرمایند که ما نظام اقتصادی داریم که در اقتصاد مقاومتی کشف خواهد شد، اما عده­‌ای امروزه قائل به آن نیستند. در انتهای ذهن اینها این موضوع نقش بسته است که اسلام برای ما چیزی نگفته است و نظام اقتصادی همان نظام اقتصادی غرب است و ما باید به سمت آن اقتصاد غرب که تجربه شده است، برویم. حال نمی‌گویند این نظام اقتصادی غرب با این بحران‌هایی که دچار آن شده چطور می‌تواند الگو قرار گیرد! لذا غربی‌های داخلی ما هم دچار بحران فکری هستند، اما در میانه ایستاده‌اند. اینها باید به سمت اسلام بیایند و به اسلام و توانایی‌هایش ایمان بیاورند. دولت اسلامی دولتی است که کارگزارانش قائل به وجود نظامات اسلامی فرعی باشند، این آسیب‌شناسی دولت اسلامی در بعد فکری است. اما در بعد معنوی در منش، خصوصیت­ها، لغزش­ها، فرسایش‌های معنوی، عدم توجه به ضرورت تکیه بر معنویت به عنوان پایه اصلی دولت‌­سازی برخی از مسئولان را دچار آسیب‌­هایی کرده است. ما در دهه هفتاد ماجرای موج مخرب دنیا‌طلبی، اشرافی‌گری، جاه‌­طلبی و تجمل­‌گرایی را در کسانی دیدیم که غالباً اهل مبارزه، زندان، شکنجه و امثال اینها بودند و بعضاً در جنگ هم سوابق درخشانی داشتند. اینها نمی‌توانند مرحله دولت‌­سازی را در فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی جلو ببرند. خود این افراد به مانع تبدیل می­‌شوند. حال می‌­بینیم که برخورد با این موانع چقدر سخت است. این است که حضرت آقا می­‌فرمایند که مرحله تحقق دولت اسلامی به مراتب سخت­‌تر از تحقق انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی در سال 57 با موفقیت تحقق پیدا کرد. از سال 57 تا 58 خود انقلاب اسلامی با سرعت موفق شد. نظام اسلامی هم طی چند مرحله، یکی رفراندوم انقلاب اسلامی و یکی تصویب قانون اساسی با سرعت تأسیس شد. مطابق تبیینی که حضرت آقا کردند از سال 58 مرحله دولت­‌سازی انقلاب اسلامی است. این دولت اسلامی با یک مانع تأخیری به نام جنگ مواجهه شد. جنگ و دفاع مقدس، دفاع مقدس از انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و دفاع از حرکت به سمت دولت اسلامی است. خوب این مانع برداشته شد. اما موانعی یکی پس از دیگر بر سر دولت‌­سازی سبز شد. ما نقش تهاجم فرهنگی در تأخیر تحقق دولت­‌سازی را باید خیلی مهم بدانیم. تهاجم فرهنگی در این فرایند به عنوان یک اقدام تأخیری است، البته آنها هم اهداف‌شان بلندتر بود، آنها می‌خواستند، هم دولت اسلامی تشکیل نشود و هم انقلاب و نظام اسلامی از بین برود. اما این تهاجم فرهنگی در فرایند تحقق اهداف تأخیر ایجاد کرد، اگر از ابتدا ما با نگاه فرایندی این­طور به موضوع می­نگریستیم برخوردمان با تهاجم فرهنگی به نحو دیگری بود. چون حضرت آقا تهاجم فرهنگی را تهاجم به ایمان مردم و مسئولان نسبت به اسلام و انقلاب معرفی کردند، ما آمدیم آن شاخصه مردم را گرفتیم، آن هم نسبت به بعضی از ارزش­های اسلام. حضرت آقا در دهه هفتاد نقد دنیاطلبی را بعد از تهاجم فرهنگی به شدت دنبال کردند. از آن موقع ایشان فرمودند موانع تحقق دولت اسلامی، دنیاطلبی مسئولان، اسراف، تجمل­گرایی، مصرف­‌گرایی، تهاجم فرهنگی، ضعف­‌های درونی خودمان، فساد در بعد معنوی و روحی و بعد معرفتی این اندیشه­‌های وارداتی است که ذهن مسئولان را سایش می­داد. بعضی‌­ها در این مانع‌سازی­‌ها خودشان نقش عامل پیدا کردند. از کسانی که خودشان جزء انقلاب بودند. ببینید امروز این‌ها چطور طلبکار شدند. تمام مشکلات موجود را بر سر نظام خراب می­‌کنند و خودشان به عنوان اپوزیسیون کنار می­‌نشینند و می‌خواهند از مردم برای بازگشت به حاکمیت دوباره رأی جمع کنند. مشکل اصلی ما در فساد اقتصادی، فسادی نیست که در دولت‌های نهم و دهم به وجود آمد. اینها مرتباً از سه هزار میلیارد می‌گویند، اما هزار هزار‌های پیش را در دهه هفتاد که ماهرانه‌تر هم اختلاس شد به روی مبارک نمی‌آورند. این فساد اقتصادی در دولت‌های نهم و دهم هم بود که باید در جای خودش تحلیل شود ولی پیش از این ما فساد اقتصادی دهه هفتاد را داریم. به علاوه اتفاق مهم­تر پیش از فساد اقتصادی در دهه هفتاد یعنی تهاجم فرهنگی در آن دهه بود که در بستر غفلت و تغافل مسئولان رخ داد. حرکت انقلاب برای دولت­‌سازی اسلامی بوده است. حضرت آقا در سال 79 فرمودند اکنون باید دولت اسلامی ایجاد کنیم و فرمودند ما به دولت اسلامی نرسیدیم و ما کشور اسلامی نداریم. تا سال 84 این حرف­ها مسکوت گذاشته شد. اما در سال 84 که بحث دولت اسلامی مطرح و به یک جریان اجتماعی بدل شد و به تعبیر حضرت آقا یک فرصت استثنایی پیدا شد در آن زمان با دولت اسلامی مخالفت می‌­شود. اینها گفتند دولت اسلامی یعنی ناکارآمد نشان دادن کل نظام. یعنی زیر سوال بردن مدیران نظام و یعنی زیر سوال بودن کل انقلاب. آنها که خود را معادل انقلاب می‌گرفتند و زیر سوال رفتن‌شان را معادل زیر سوال رفتن کل انقلاب گرفتند. اینها گفتند یعنی تا حالا دولت‌ها اسلامی نبوده‌اند؟ این یعنی پاک کردن تمام سوابق و دستاوردهای انقلاب! آنها آمدند در نماز جمعه بحث دولت اسلامی را نغمه ناسالم خواندند؛ نغمه ناسالمی که از القائات دشمنان و موجب سرد شدن مدیران می‌­شود و ما نتوانستیم این موضوع را تحلیل کنیم. آنهایی که می‌­دانستند این روند و فرایند دولت اسلامی دارد به کدامین سمت می‌­رود، آنها می­‌دانستند کجا را باید بزنند. در سال 84 وارد شدند، حمله کردند و سال 88 آن دعوای خیابانی را درست کردند، در آنجا نظام هدف­‌گیری شده بود. نظام یعنی، انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و حرکت به سمت دولت اسلامی. اگر این حرکت‌ها درست تبیین می­‌شد هرگز فتنه 78 و فتنه 88 با این هزینه‌­ها بر ما تحمیل نمی‌­شد.
مردم گاه در تشخیص مصداق­‌ها دچار مشکل می‌­شوند. ولی آنجایی که مسئله با اساس اسلام سر و کار دارد، چون مردم ریشه‌­های‌شان اسلامی است در مقابل کاملاً قد علم می­کنند و می‌­ایستند. ما امروز در برگ و بارهای این ریشه­‌ها مشکل داریم که اگر این ریشه‌­ها را درست مستحکم کنیم، آنگاه می‌­توانیم میوه‌­های شیرین را برداشت کنیم. امروز مشکل اصلی ما در انقلاب اسلامی سرعت انقلاب اسلامی است. حضرت آقا می­‌فرمایند جهت انقلاب اسلامی درست است، ولی سرعت کم است. به نظر بنده، این شتاب‌بخشی انقلاب اسلامی با رجوع به این مسائل و آگاهی‌بخشی به مردم و دعوت آنها برای حضور در این میدان­‌ها میسر خواهد شد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حضرت آیت‌الله شیخ محمد فاضل لنکرانی(ره)
حضرت زهرا(س)، بزرگ‌ترین هدیه الهی

سوره مباركه كوثر درباره صديقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا(س) نازل شده است. اگرچه احتمالات زيادى در اين‏باره وجود دارد، ولى آياتى كه ذيل آيه اول آمده است شاهد بر اين مطلب است؛ خصوصاًً وقتى مى‏فرمايد: «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ»، آن كسى كه تو را در معرض شِيْن و بدگويى قرار مى‏دهد و پشت سر تو مى‏گويد: «هذا رَجلٌ ابتَر» بدان كه خودش اينچنين است و فرزندى نداشته و اثرى از او نخواهد ماند؛ اما ما به تو كوثر عطا كرديم. پس معلوم مى‏شود كه كوثر با «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» مرتبط است و در رابطه با بقاى نسل و ذريه طاهره رسول خدا(ص) است.
همچنان‏كه «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَر» نيز بر همين معنا دلالت مى‏كند، زيرا در مقابل هديه خداوند متعال كه اعطاى كوثر است، دو تكليف متوجه شخص رسول اكرم(ص) مى‏شود؛ اولاًً: بايد به دلیل اين عطيه الهى، نيايش و سپاسگزارى داشته باشد و ثانياًً: عبادت عملى به تنهايى كفايت نمى‏كند؛ بلكه بايد گذشت مالى هم داشته باشد.
معمولاً در عبادات يكى از اين دو جهت وجود دارد: بعضى از عبادات، منحصر به جنبه مالى است؛ مثل: زكات و خمس و مانند اينها و برخى از عبادات، مركب از دو جهت است؛ يعنى هم به عمل و هم به بذل مال نياز دارد؛ مانند: حجّ و ...
خصوصيت اين آيه اقتضا مى‏كند با توجه به اينكه «إِنَّ شانِئَكَ‏» مختص به رسول اكرم(ص) بوده و ايشان مورد شِيْن واقع مى‏شده، «فَصَلِّ لِرَبِّكَ‏» هم چيزى در رابطه با شخص رسول خدا(ص) در برابر آن هديه الهى باشد كه بايد هم ستايش و نيايش و هم بذل مال انجام پذيرد.

عطیه الهی
نكته قابل توجهى كه در اين آيه وجود دارد، تعبير از صديقه كبرى فاطمه زهرا(س) به «كوثر» است. كلمات درباره اشخاص خيلى فرق مى‏كند؛ يك وقت دو بقّال درباره اينكه پول زياد چه مقدار است با هم صحبت مى‏كنند و يك وقت دو تاجر و يك وقت دو ميلياردر در اين خصوص بحث مى‏كنند و يك وقت يك رئيس‌جمهور مى‏گويد: اين پروژه پول زيادى لازم دارد. اين «پول زيادى» كه او مى‏گويد، غير از آن پول زيادى است كه آن دو بقّال مى‏گويند. مقام هرچه بالاتر رود و عنوانى ممتاز پيدا كند، تعابير و الفاظ ـ هرچند يكى باشدـ بايد متناسب با گوينده معنا شود.
در مورد «عطيه» هم مطلب همين است. عطيه‏ها هم از لحاظ دهنده و هم از لحاظ گيرنده فرق مى‏كند، چه مقامى و به چه كسى عطيه مى‏كند. گاهى انسان مى‏خواهد چيزى را به يك فقير هديه كند و گاه مى‏خواهد به يك شخصيت بارز هديه بدهد، همچنين اينكه هديه‌دهنده چه كسى است نيز در نوع هديه اثر خواهد داشت.
خداوندى كه مى‏فرمايد: «مَتاعُ الدنْيا قَليل‏»، (نساء:77) از اين عطيّه به كوثر تعبير كرده است كه به مراتب از كثير بالاتر است و اين تعبير مفهوم و محتواى زيادى دارد.
در اينجا عطيه‌كننده ذات اقدس الهى است كه در آن آيه مى‏فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ شَىْ‏ءٍإِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ‏»، (حجر:21) طرف مقابل و شخصيتى هم كه به او عطيّه مى‏شود، اشرف ممكنات و افضل مخلوقات جهان آفرينش، حضرت رسول اكرم(ص) است و خداوند متعال نيز از عطيه به كوثر تعبير كرده است كه به نظر من بالاتر از اين‏ نمى‏توان چيزى تصوّر كرد.
در دوران صدر اسلام، آينده جهان اسلام و ائمه معصومين(علیهم‌السلام) براى مسلمانان درست روشن نبود؛ ولى بحمدالله تعالى براى ما روشن است. ما ديديم كه از اين‏ كوثر الهى «سَيِّدَا شَبَابِ أهْلِ الْجَنَّهِ»، امام مجتبى و سالار شهيدان(ع) به وجود آمدند كه زنده‏كننده دين هستند و سرانجام هم، منتقم حقيقى از ذريّه همين كوثر و عطيّه الهى است.

برکت انقلاب
در اين دوران ديديم كه يكى از فرزندان فاطمه زهرا(س) يعنى امام بزرگوار ـ كه ولادت ايشان مقارن با ميلاد پربركت صديقه طاهره است ـ معجزه قرن را به وجود آورد.
ولى متأسفانه ما نمى‏دانيم امام بزرگوار در احياى اسلام و ايجاد حكومت اسلامى در دنياى پر آشوب فعلى كه تمام زر و زورها در اختيار استعمارگران و مخالفان اسلام است، چه نقش اساسى را ايفا کرد. شايد آيندگان اين فضاها را درست تحليل كنند و به ژرفاى آن پى ببرند!
واقعاًً وقتى انسان با گوشه‏هايى از مبارزات اين جوانان آشنا مى‏شود اصلاً باورش نمى‏شود كه اينان بودند كه آن شجاعت‌ها، فداكارى‏ها و ايثارگرى‏ها را از خود نشان دادند.
برادران من! به اندازه درك و فهم خود از مسائلى كه در جريان آنها قرار دارم، بدون تعصّب عرض مى‏كنم: ما اين درس، بحث، حوزه‏ها و امثال آن را به بركت همين انقلابى كه امام براى اين كشور انجام داد، داريم. بحمدالله تعالى مسئولان ـ به‏ويژه مقام بزرگوار رهبرىـ براى تداوم راه امام كاملاً مشغول فعاليت هستند. شما نيز هرگز بى‌تفاوت نباشيد و تلاش امام را فراموش نكنيد. تصور نكنيد انقلاب يك حادثه‌اى بود كه گذشت؛ چراكه ما هر لحظه از سوى دشمن در مخاطره هستيم. دشمن هميشه در كمين است و براى رسيدن به اهداف شومش انواع و اقسام توطئه‏ها و تهاجم‏ها را دارد.

مسئولیت دائمی
من و شما نبايد اجازه دهيم در مجالس و مجتمع‌هاى عمومى افرادى عليه انقلاب صحبت كنند، مخصوصاًً بعضى از خواص ـ كه حمل بر صحت آن، اين است كه بگوييم: ناآگاهند . نگذاريد اين نغمه‏ها شيوع پيدا كند كه اگر اينچنين شد همه چيزمان بر باد خواهد رفت و حوزه‏ها، حكومت و انقلاب اسلامى متزلزل خواهد شد؛ البته اين به آن معنا نيست كه هيچ مشكلى در اين نظام وجود ندارد؛ به طور قطع مشكلاتى در نظام هست. مگر در زمان رسول اكرم(ص) يا اميرالمؤمنين(ع) همه مشكلات مردم حل شده بود؟! هر حكومتى به خصوص چنين حكومتى كه مانند يك نقطه درخشان بر صفحه تمام سياه زمين مى‏درخشد با بعضى از مشكلات‏ مواجه است. پيدا است كه همه قدرت‌ها براى از بين بردن آن سعى و تلاش مى‏كنند.
اين مسئوليت تنها در يك زمان و مخصوص من و شما نيست؛ بلكه به دلیل تهاجم‌هاى سنگين و متراكم دشمن، مسئوليت روز به روز سنگين‏تر و بيشتر مى‏شود تا اين اسلام را ـ كه امام بزرگوارمان به دست من و شما داد ـ با گسترش روزافزون و كيفيت بهتر به نسل آينده برسانيم.


آیینه خواص

ابوایوب انصاری ـ2
میزبان نبوت

ابوایوب به طایفه «بنی‌النّجار» یکی از طوایف قبیله خزرج منتسب است. او در بیعت سرنوشت‌ساز عقبه دوم حضور داشت و جزو هفتاد تنی بود که در عقبه با رسول خدا(ص) بیعت کردند. ابوایوب، اسلام آورد و آمادگی کامل خود را برای دفاع از پیامبر و دین اسلام و نیز پذیرایی و کمک به رسول خدا(ص) در مدینه اعلام کرد.
پس از توطئه‌های مکرر مشرکان هنگامی که پیامبر اعظم(ص) به سوی مدینه هجرت کرد، بزرگان مدینه به استقبال پیامبر آمدند و از ایشان دعوت کردند که میهمان آنان باشد، ولی رسول خدا(ص) فرمود: «راه را برای شتر باز کنید. او از سوی خدا مأمور است. هرجا شتر نشست، من همان جا اقامت می‌کنم». مردم مدینه راه را گشودند و شتر به مسیر خود ادامه داد تا اینکه در محله بنی‌النجار و در کنار خانه فقیرترین فرد مدینه زانو زد. به این ترتیب، پیامبر، در خانه ابوایوب انصاری ساکن شد. خانه ابوایوب دو اتاق در دو طبقه داشت. پیامبر خدا(ص) در اتاق پایین سکونت کرد و فرمود: «اتاق پایین برای من مناسب‌تر است؛ زیرا افراد بسیاری نزد من می‌آیند و این گونه رفت و آمد مردم راحت‌تر است». به این ترتیب، تا زمانی که مسجد مدینه و خانه‌های اطراف آن ساخته شد، رسول خدا (ص) میهمان ابوایوب بود.
ممکن است این پرسش پیش آید که دلیل این گزینش پیامبر(ص) چه بود؟ در پاسخ این پرسش چند نکته نهفته است: اول اینکه ابوایوب مردی صاحب‌دل و بااخلاص بود و در قبال میزبانی پیامبر، هیچ گونه چشمداشتی نداشت؛
دوم اینکه، در مدینه شخصی فقیرتر از ابوایوب نبود. برگزیدن خانه او، مستمندان را دل‌گرم می‌کرد. همچنین هشداری به ثروتمندان بود تا دارایی خود را ملاک برتری ندانند و متواضع و فروتن باشند. همچنین به تهی‌دستان احترام بگذارند و با ایشان معاشرت کنند.
سوم اینکه، پیامبر اکرم(ص) با رفتن به خانه ابوایوب، در عمل نشان داد که آیین الهی اسلام، توجه به مستمندان را واجب شمرده است و رهبران جامعه باید با این قشر معاشرت داشته، آنان را به سبب فقر و نداری تحقیر نکنند.
یکی دیگر از دلایل پیامبر(ص)، علاقه بسیار و خالصانه مادر ابوایوب به رسول خدا(ص) بود. این بانوی پرهیزکار با اینکه نابینا بود، بسیار دوست داشت خدمتگزار پیامبر خدا باشد. آورده‌اند: چون به سبب شلوغی و ازدحام استقبال‌کنندگان، دستش به رسول خدا(ص) نرسید، وسایل پیامبر را از روی شترش برداشت و به خانه خود برد تا پیامبر به آنجا برود. وقتی پیامبر سراغ وسایل را گرفت، گفتند: «مادر ابوایوب انصاری آنها را به خانه خود برد». حضرت فرمود: «انسان باید همراه بار خود باشد.» در نتیجه، به خانه ابوایوب رفت.
شرافت نسبی ابوایوب، یکی دیگر از دلایل رسول خدا(ص) برای سکونت در خانه وی بود. آورده‌اند که یکی از اجداد ابوایوب، از عالمان بزرگ و حق‌جوی یهود بود. وی بنابر آموزه‌های حضرت موسی(ع)، منتظر بعثت پیامبر(ص) بود و چون بر این باور بود که پیامبر در مدینه ظهور می‌کند، در آن شهر سکونت کرد تا هنگام بعثت، در زمره یاران ایشان قرار گیرد. این مسئله از حقیقت‌طلبی خاندان ابوایوب انصاری نشان دارد.


نقطه نظر
آیت‌الله ابراهیم امینی

نقش مهم پدر و مادر
از ديدگاه اسلام، پدر و مادر مقام بسيار والايى دارند و خدا، پيامبر(ص) و امامان(عليهم‌السلام) در ده‌ها آيه و روايت درباره آنان، سفارش‌هاى اكيدی كرده‌اند و احسان و نيكى به آنان، از بهترين عبادت‌ها شمرده شده است:
«پروردگارت حكم كرده كه جز او كسى را پرستش نكنيد و درباره پدر و مادر احسان نماييد.» (اسراء/ 23)
امام صادق(ع) فرمود: «بهترين اعمال سه چيز است؛ برپا داشتن نمازهاى پنج‌گانه در وقت خود، احسان و نيكى به پدر و مادر، جهاد در راه خدا.» (كافى2/ 158)
اما آيا فقط پدر و مادر به گردن فرزندان حق دارند ولى آنها بر پدر و مادر حقى ندارند؟ در احاديث معصومان حقوقى نيز براى فرزندان ذكر شده، از باب نمونه:
پيغمبر(ص) فرمود: «همچنان كه فرزند در اثر نافرمانى، عاق پدر و مادر مى‌شود، پدر و مادر نيز ممكن است در اثر عدم انجام وظيفه، عاق فرزند شوند.»
امام سجاد(ع) فرمود: «حق فرزند اين است كه توجه داشته باشى كه اگر خوب باشد يا بد، از تو به وجود آمده و در اين دنيا با تو نسبت دارد و در تأديب او مسئوليت خواهى داشت. در خداشناسى بايد او را راهنمايى كنى و در اطاعت پروردگار يارى‌اش نمايى. رفتار تو با فرزندت بايد رفتار كسى باشد كه يقين دارد در مورد احسان به او پاداش نيك خواهد داشت و درباره بدرفتارى با او به كيفر خواهد رسيد.»
همچنین پيغمبر اكرم(ص) فرمود: «فرزندان‌تان را در نيكوكارى يارى كنيد. هر كه بخواهد، مى‌تواند عقوق را از فرزندانش خارج سازد.»
كودك در ابتداى آفرينش هنوز شكل نگرفته و براى هريك از سعادت و شقاوت آمادگى دارد، مى‌تواند يك انسان كامل گردد و يا به صورت يك حيوان پست و فرومايه درآيد. سعادت و شقاوت آينده هر فردى، به كيفيت پرورش او بستگى دارد و اين كار بزرگ، بر عهده پدر و مادر نهاده شده است. اصولاً پدرى و مادرى به همين معناست. پدر و مادر، انسان‌ساز و كمال‌آفرينند. بزرگ‌ترين خدمتى كه پدر و مادر مى‌توانند در حق فرزندشان انجام دهند، اين است كه او را فردى خوش‌اخلاق، مهربان، انسان‌دوست، خيرخواه، آزادمنش، شجاع، عدالت‌خواه، دانا، درستكار، با شرافت، با ايمان، وظيفه‌شناس، كاركن و خدمتگزار پرورش دهند.
به ويژه مادر در اين مورد نقش مهم‌ترى دارد؛ به طورى كه خوراك و رفتار او در دوران باردارى، در سعادت و شقاوت فرزندش اثر دارد.
پدر و مادرى كه به تعليم و تربيت فرزندان خويش توجه نكنند، بلكه با رفتار و كردار غلط خود او را منحرف و بدبخت سازند، بزرگ‌ترين خيانت را مرتكب شده‌اند. تعليم و تربيت يكى از بزرگ‌ترين مسئوليت‌هاى هر پدر و مادر است.
اگر آنها در تعليم و تربيت فرزندان خود بكوشند، بزرگ‌ترين خدمت را به اجتماع نموده‌اند و در برابر فداكارى‌هاى خويش مأجور خواهند بود، اما اگر در اين‌باره غفلت و سهل‌انگارى كنند، نه تنها به فرزند بى‌گناه خويش، بلكه به اجتماع هم خيانت كرده‌اند و به طور حتم نزد خدا مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.


جانشین معاون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سپاه در گفت‌وگو با صبح‌صادق
شعب بیمارستان بقیه‌الله(عج) در چهار گوشه تهران راه‌اندازی می‌شود

رحیم محمدی

فرا رسیدن هفته سلامت بهانه‌ای شد تا با سردار دکتر «احمد عبداللهی» جانشین معاونت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سپاه درباره نقش بهداری در دوران دفاع مقدس و کارکرد آن در سال‌های پس از دفاع مقدس به‌ویژه درخصوص خدمات‌رسانی در بیمارستان‌های سپاه به گفت‌وگو بنشینیم. آنچه در ادامه آمده، بخش‌هایی از این گفت‌وگو است.
* دوران دفاع مقدس چه نقشی در روند تکاملی ما در عرصه پزشکی داشت؟
اگر مروری به دوران دفاع مقدس داشته باشیم، متوجه می‌شویم در آن زمان، علاوه بر فقر تجهیزاتی در بخش تسلیحات، از نظر امکانات درمانی نیز در محدودیت قرار داشتیم که برای نمونه می‌توان از نبود بیمارستان‌های صحرایی در سال‌های اولیه جنگ، یاد کرد. به همین دلیل فرماندهان بهداری با هدف کاهش تلفات انسانی، به فکر احداث بیمارستان‌های صحرایی افتادند که در اولین گام، بیمارستان‌های صحرایی در سوله‌ها شکل گرفت و در ادامه، سازه‌های بتونی از اواسط جنگ تحمیلی ایجاد شد و به‌تدریج با تکامل این سازه‌های بتنی، بیمارستان‌های علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) و امام حسین(ع) طراحی شدند تا مجروحان در کمترین زمان و در محیطی امن‌تر درمان شوند.
پس از پایان جنگ تحمیلی، این روند تکامل متوقف نشد و در سطح کشور گسترش یافت. بنابراین نقطه شروع حرکت تکاملی ما در عرصه پزشکی، از دوران دفاع مقدس بود که تداوم آن سبب شد امروز بتوانیم در حوزه پزشکی در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم. در واقع اگر اکنون در عرصه تکنولوژی پزشکی و سایر عرصه‌های مرتبط با آن از سرآمدان دنیا هستیم این در حقیقت بیانگر امتداد حرکت ما در دوران دفاع مقدس است. تحقق همین موضوع را در حوزه بهداشت و درمان سپاه هم شاهدیم، زیرا این توانمندی را داریم که پاسخگوی مراجعه‌کنندگان باشیم. در همین زمینه سامانه‌های سیاری را طراحی کردیم که اگر در نقطه‌ای نیاز باشد، به‌صورت سیار در کوتاه‌ترین زمان ممکن احداث شود و مورد استفاده قرار گیرد.
* جنگ‌های آینده به نحوی است که نیروها باید خوداتکا باشند؛ با توجه به این موضوع بهداری چه برنامه‌ای دارد؟
متناسب با نبرد نامتقارن که در دستور کار سپاه است، تمام برنامه‌های خود را در رده‌های سپاه متناسب با آن به‌صورت خوداتکا تعریف کردیم. بر این اساس، اورژانس و پست امداد را به گونه‌ای طراحی کردیم که بتواند با تأمین نیازهای دارویی و تجهیزاتی و آذوقه‌ای، مدتی را بدون اتکا به دیگران و ارتباط‌گیری روی پای خود بایستد. در همین رابطه تمرین‌های بسیاری را در رده‌های تابعه سپاه انجام دادیم تا میزان آمادگی و خوداتکایی یگان‌ها را بسنجیم.
از سوی دیگر سامانه‌های بهداشت و درمان هم مطابق با شیوه نبرد نامتقارن تنظیم ‌شده‌اند، زیرا که جنگ احتمالی آینده، دیگر مانند دفاع مقدس، خطی نیست، بلکه به‌صورت نقطه‌ای، دریاپایه و هواپایه است. لذا مراکز درمانی هر رده‌ای باید خوداتکایی را در صحنه نبرد حفظ کند و همگام و همزمان با یگان‌های عملیاتی و متناسب با نوع عملیات، آمادگی و خوداتکایی را داشته باشد.
*چرا بیمارستان‌های صحرایی فقط توسط نیروی زمینی برپا می‌شود؟
همه نیروها اعم از دریایی و هوایی، بیمارستان‌های صحرایی دارند، اما بیشترین فعالیت‌های این قبیل بیمارستان‌ها در محدوده عملیاتی نیروی زمینی قرار دارد. بیمارستان‌های صحرایی جلوه‌ای از میزان آمادگی در برابر حوادث غیرمترقبه است. پس اگر تمرین یک رزمنده شلیک به نقطه‌ای باشد، تمرین پزشکان، برپایی بیمارستان صحرایی است.
* به نظر شما چرا میزان و حجم مراجعات به بیمارستان‌های سپاه به‌ویژه بیمارستان بقیه‌الله(عج) نسبت به سایر مراکز درمانی سپاه و حتی نیروهای مسلح بیشتر است؟
امروز تمام مراکز درمانی و بیمارستان‌های سپاه علاوه بر خانواده‌های سپاه، مأمن و تکیه‌گاه عموم مردم نیز هستند، به نحوی که اکنون در تمام استان‌ها، حجم مراجعات به بیمارستان‌های سپاه بیش از سایر مراکز درمانی هم‌سطح خودشان است. به‌ویژه بیمارستان بقیه‌الله(عج) که نسبت به سایر بیمارستان‌های هم‌سطح خودش یک سر و گردن بالاتر است.
علاوه بر این، بیمارستان بقیه‌الله(عج) به دلیل استانداردسازی لایه‌های مختلف بیمارستان و اصل قرار دادن بیمارمحوری، میزان رضایتمندی بیماران را افزایش داده، به نحوی که اکنون از سوی وزارت بهداشت به عنوان مرکز تور معرفی شده است. یعنی روسای بیمارستان‌ها و مدیران بخش‌های مختلف بیمارستان‌های کشور در قالب یک تیم چندنفره به شکل تور از بیمارستان بازدید به عمل می‌آورند تا با روش‌های کار کارکنان آشنا شوند. لذا طی سال‌های 9۱ و 9۲ بیش از 45 تور از بیمارستان بقیه‌الله(عج) بازدید به عمل آوردند.
* آیا برنامه‌ای برای توسعه بیمارستان بقیه‌الله(عج) دارید؟
ما در برنامه پنج‌ساله، طرح‌هایی را برای توسعه بیمارستان بقیه‌الله(عج) داریم که در صورت تصویب، شعبی از این بیمارستان را در چهار گوشه تهران ایجاد خواهیم کرد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

پدافند اقتصادي
يا مؤلفه‌هاي نظامي براي اقتصاد مقاومتي

اينكه فرمانده كل قوا، يك فرمان نظامي صادر كند و از سربازانش بخواهد كه تا صبح ظفر، مرارت‌ها و دشواري‌هاي نبرد را تحمل كنند انتظاري بجاست، اما به‌جز صبوري سربازان، نقش مهمي هم براي مسئولان و سران نظام بايد متصور بود، چرا که اقتصاد مقاومتي، در واقع تكليف ديگری است براي تعالي همين ملت و فرماني است حكيمانه از سوي سكاندار كشتي انقلاب.
فراخور آنچه درخصوص نبرد آموخته‌ايم و با توجه به اينكه آنچه در رويكرد دشمنان نسبت به وضعيت اقتصادي ايران مي‌بينيم، چيزي شبيه يك جنگ تحميلي است. در اين نبرد متفاوت، اصول جنگ را بازخواني مي‌كنيم:
1ـ وحدت فرماندهي: در نظام مقدس جمهوري اسلامي توجه ويژه‌اي به اصل ولايت‌فقيه وجود دارد. بيانات مقام معظم رهبري كه در منصب نظامي، فرمانده كل قوا هستند، در ساير امور هم فصل‌الخطاب است و مردم و مسئولان همواره به فرامين ايشان توجه مي‌کنند.
2ـ اصل تمركز قوا: در اقتصاد مقاومتي لازم است همه اركان نظام، با برنامه‌اي منسجم و با هدف ارتقاي وضعيت اقتصادي كشور و مقابله با تحريم‌ها و پيامدهاي آن و بهبود وضع معاش مردم تلاش كنند؛ به اين ترتيب يك جبهه مقاومتي مستحكم با حضور همه مردم تشكيل خواهد شد.
3ـ اصل هدف: اهداف نظام در وضعيت اقتصادي پيش از اين در چشم‌انداز بيست‌ساله نظام تعريف شده و لازم است مسئولان نظام دست‌كم براي اينكه پياده‌نظام نبرد اقتصادي با دشمن (يعني مردم) مسير و هدف را به‌درستي بشناسند، آنچه در چشم‌انداز نظام، هدف‌گذاري شده را بارها و بارها براي خود و مردم بازخواني و عملكردها را براساس ميزان تقرب به اهداف نظام ارزيابي كنند.
4ـ اصل سادگي: علاوه بر مديريت كلان و هوشمند بر اقتصاد مقاومتي كشور، لازم است نقش عمده مردم هم مورد توجه قرار گيرد و همان‌طور كه حضور ظفرآفرين مردم در دفاع مقدس سدي عظيم در برابر دشمن پديد آورد، حضور همه‌جانبه مردم در جبهه اقتصادي نيز برنامه‌ريزي شود. مردمي كه روزگاري جان و فرزندان‌شان را براي حفظ نظام به ميدان آورده‌اند، براي اين فتح عظيم و ماندگار هم يقيناًً مهم‌ترين سرمايه‌گذار خواهند بود.
5ـ اصل تحرك(مانور): فعالان بخش اقتصادي اگر بخواهند در همان جايگاه و وضعيتي كه تاكنون حضور داشته‌اند باقي بمانند، يقيناًً در وضعيت امروز متوقف خواهيم ماند. لازم است در حوزه اقتصاد همواره يك يا چند گام بیشتر از برنامه‌ريزي و محاسبه‌هاي دشمنان برداريم تا آنكه خواسته‌هايش را تحميل مي‌كند، ما باشيم.
6ـ اصل غافلگيري: غافلگيرى يعني واردساختن ضربه به دشمن در زمان، مكان و حالتى كه انتظار و آمادگى پذيرش و واكنش لازم عليه آن را نداشته باشد. بايد همواره بخشي از توانمندي‌ها به صورت پنهان حفظ شود تا در صورت لزوم با ارائه نمونه‌هايي از اين عوامل برترساز، دشمن را غافلگير و ناگزير به تسليم كنيم.
7ـ اصل صرفه‌جويي در قوا: صَرف تمام توان اقتصادي و نيروي مولد كشور در يك حوزه و عدم پيش‌بيني شرايط جايگزيني براي نظام، يكي از آسيب‌هاي نظام خواهد بود و نظامي كه يك‌جانبه حركت و رشد كند به شدت ضربه‌پذير خواهد بود. براي گريز از اين آسيب‌ها بايد ضمن تدارك برنامه زماني مناسب، ابزار و راه‌حل‌هاي برترساز را هم تدارك ببينيم.


یک حماسه

جابه‌جایی‌ میدان‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌
در جریان عملیات کربلای‌10 که‌ در غرب‌ کشور به‌ اجرا درآمد، مناطق‌ بسیاری‌ به‌ دست‌ رزمندگان اسلام‌ آزاد شد. حضور نسبتاً گسترده‌ اکراد معارض‌ عراقی‌ در این‌ مناطق‌ سبب‌ شد تا در مرحله‌ نخست‌ گشایش‌ جبهه‌ تازه‌ در غرب‌ کشور، تلاش‌ها عمدتاً به‌ اتصال‌ عقبه‌ مناطق‌ آزاد شده‌ به‌ ایران‌ و باز شدن‌ عقبه‌ نیروهای‌ معارض‌ معطوف‌ شود. منطقه‌ عمومی‌ این‌ عملیات‌ در محور بانه‌ ـ سردشت‌‌ دارای‌ عوارض‌ حساس‌ و ارتفاعات‌ نسبتاًً‌ بلند و صعب‌العبور بود.
تردد در این‌ مناطق‌ به‌ دلیل نبود راه‌ بسیار دشوار می‌نمود، اما به‌ دلیل‌ وجود درختان‌ مرتفع‌ در پایین‌ ارتفاعات، وضعیت‌ برای‌ اختفای‌ نیروهای‌ عمل‌‌کننده‌ و حتی‌ تحرک‌ و جابه‌جایی‌آنها در روز، کاملاً‌ً مناسب‌ تشخیص‌ داده‌ شد. استعداد نیرو و گسترش‌ دشمن‌ در این‌ منطقه‌ تا پیش‌ از عملیات‌ والفجر9 که‌ در پاییز سال‌1364 توسط‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ صورت‌ گرفته‌ بود قابل‌ توجه‌ نبود، اما پس‌ از آن‌ و به‌ویژه‌ پس‌ از دو عملیات‌ فتح‌1 و2 دشمن‌ مجدداً‌ً حساس‌ شد و تلاش‌های‌ نسبتاًً‌ وسیعی‌ را به‌ منظور تصرف‌ مناطق‌ تحت‌ تسلط‌ کردها و مسدود کردن‌ معابر وصولی‌ به‌ عمق‌ خاک‌ عراق‌ انجام‌ داد، چنانکه‌ تیپ‌های‌ کماندویی‌ سپاه‌ هفتم‌ و سوم‌ و چند تیپ‌ و گردان‌ مستقل‌ دیگر با نظارت‌ شخص‌ صدام‌ طی‌100 روز، بسیاری‌ از ارتفاعات‌ را به‌ تصرف‌ درآوردند.
تحرکات‌ دشمن‌ پس از عملیات‌ فتح‌1 بر پایه‌ این‌ تحلیل‌ انجام‌ می‌گرفت‌ که‌ در صورت‌ عدم‌ مقابله‌ جدی، قوای‌ نظامی‌ ایران‌ با تقویت‌ نیرو به‌ سمت‌ «ازمر» و سپس‌ «سلیمانیه» پیشروی‌ خواهند کرد، اما با وجود همه‌ تلاش‌های‌ دشمن، سرانجام‌ در تاریخ‌30 فروردین‌1366 عملیات‌ کربلای‌10 با رمز «یا صاحب‌الزمان(عج) ادرکنی» توسط‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ در منطقه‌ای‌ به‌ وسعت‌250 کیلومترمربع‌ آغاز شد. این‌ عملیات‌ که‌ نخستین‌ عملیات‌ گسترده‌ در غرب‌ کشور پس‌ از انتقال‌ میدان‌ اصلی‌ جنگ‌ از جنوب‌ به‌ شمال‌ بود، هماهنگ‌ با تک‌ نیروهای‌ منظم‌ در جبهه‌ ماووت‌ و عملیات‌ نامنظم‌ قرارگاه‌ رمضان‌ و اتحادیه‌ میهنی‌ کردستان‌ عراق‌ در شمال‌ سلیمانیه‌ انجام‌ گرفت. از جمله‌ شهیدان‌ عملیات‌ کربلای‌10 سردار سرلشکرحسن‌ شفیع‌زاده فرمانده‌ توپخانه‌ نیروی‌ زمینی‌ سپاه‌ بود.


علمداران

رضا، رضا، همت ـ رضا، رضا، همت!
سردار شهید حاج‌همت نقل کرده است: «شب بیستم فروردین سال ۶۲ در منطقه فکه شمالی، عملیات پیچیده والفجر ۱ را شروع کردیم. این بار هم در قالب سپاه ۱۱ قدر شامل لشکر ۲۷ به فرماندهی شهید رضا چراغی، لشکر ۳۱ به فرماندهی برادرمان مهدی باکری و تیپ سیدالشهدا(ع) هم به فرماندهی برادرمان کاظم رستگار. ما هم در رده مسئولیتی خودمان (فرماندهی سپاه ۱۱ قدر) در خدمت این عزیزان و برادران پاک و شجاع بسیج بودیم.
... از روز ۲۳ فروردین به بعد که کار گره خورد، رضا سه شبانه‌روز نخوابیده بود و عملیات را در محدوده لشکر ۲۷ هدایت می‌کرد. نیمه‌شب ۲۶ فروردین آمد و گفت: «حاجی جان! می‌خوام خودم برم خط مقدم، منتها چون رعایت شئون فرماندهی به ما تکلیف شده، خواستم از شما اجازه بگیرم.» هر طور بود، رضا را قانع کردم دو، سه ساعت باقی‌مانده تا وقت اذان صبح را، پیش ما بماند و کمی استراحت کند...
اذان صبح روز ۲۷ فروردین ۶۲ که بیدار شد، بعد از خواندن نماز، دیدم شلوار نظامی نویی را که در ساکش داشت، از آن در آورد و پوشید. با تعجب پرسیدم: آقا رضا، هیچ وقت شلوار نو نمی‌پوشیدی، چی شده؟ با لبی خندان به من گفت: «با اجازه شما، می‌خوام برم خط مقدم» گفتم: احتیاجی نیست که بری اون جلو، همین جا بیشتر به شما نیاز داریم. ناراحت شد به من گفت: «حاجی جان، می‌خوام برم جلو، وضعیت فعلی خط رو بررسی کنم.» در همین اثنا از طریق بی‌سیم مرکز پیام، خبر رسید که لشکر یک مکانیزه سپاه چهارم بعثی‌ها، پاتک سختی را روی خط دفاعی بچه‌های ما انجام داده. رضا رفت جلو چند ساعت بعد خبر دادند فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) در خط مقدم دارد با خمپاره60، کماندوهای بعثی را می‌زند. همین خبر، نشان می‌داد وضعیت آنجا برای بچه‌های ما تا چه حد وخیم شده گوشی بی‌سیم را برداشتم و شروع کردم به صدا زدن برادر چراغی. مدام می‌گفتم: رضا، رضا، همت ـ رضا، رضا، همت!
ناگهان یک نفر از آن سر خط گفت: «حاجی جان! دیگر رضا را صدا نزنید، رضا رفته موقعیت کربلا!» و من فهمیدم رضا شهید شده...»


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

الگویی عملی برای «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»
آوینی؛ الگوی فرهنگ و هنر جهادی
حسین کارگر

بدون تردید تحقق افق آرمانی «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» نیازمند الگوی عملیاتی است. این شعار ـ نامی که از سوی رهبر فرزانه انقلاب برای سال 93 انتخاب شده ـ اگرچه یک آرمان است، اما تجربه و الگوی عملی و عینی هم داشته است. مصداق بارز چنین الگویی، شهید سیدمرتضی آوینی است که به تازگی بیست‌ویکمین سالگرد شهادتش را پشت سر گذاشتیم.
آنچه شهید آوینی ـ هم به مثابه سلوک زیستی و هم فعالیت فرهنگی و هنری ـ از خود بر جای گذاشته، الگویی است همچون یک زرادخانه فرهنگی که اگر عملیاتی شود و به مرحله نسل‌سازی برسد، عرصه فرهنگ و هنر ما را متحول خواهد کرد.
مهم‌ترین ویژگی آوینی، روحیه و عمل جهادی وی بود. الگوی فرهنگی شهید آوینی نه در ساختمان‌ها و اتاق‌های اداری و زیر باد کولر گازی، که در میدان مبارزه و مقاومت تجلی می‌یابد. این الگو، قالب‌شكن و نوگراست. مصداق بارز، مجموعه «روايت فتح» است. آويني در اين آثار، شيوه و سبك جديدي را در مستندسازي بنا كرده كه پيش از اين سابقه نداشته است.
بدون شك مهم‌ترين شاخصه كار هنري آن شهيد، برخورداري توأمان از تخصص و تعهد است؛ «بنده با يقين كامل مي‌گويم كه تخصص حقيقي در سايه تعهد اسلامي به دست مي‌آيد و لاغير.» آويني نماد حقيقي يك هنرمند مستقل است. او نه سفارشي‌ساز دولت است و نه گوش به زنگ رسانه‌ها و جشنواره‌هاي خارجي. هنرمند مستقل، به امكانات و بودجه دولتي وابسته نيست. اين گونه هنرمندان براي رسيدن به هدف خود معطل رسيدن بودجه نمي‌مانند و حتي شده تنها با يك دوربين سطح پايين نيز فيلم خود را مي‌سازند. برخلاف برخي مدعيان هنرمداري كه آزادي را در تضاد با تعهد مي‌پندارند، هنرمند حقيقي، تعهد را عين آزادي مي‌داند.
برخلاف هنرمند روشنفكرنما كه واقعيت‌ها را در اينترنت و ماهواره مي‌جويد، هنرمند مقلد آويني در ارتباط مستقيم و بي‌واسطه با مردم و جامعه به واقعيات دست مي‌يابد. به همين دليل هم اين نوع هنرمند، با وجود طيف مقابل، در مواجهه با بزنگاه‌هايي چون 22خرداد، 9 دي، 22بهمن و... دچار شگفتي نمي‌شود. چنين هنرمندي مردم را يك توده بي‌معنا و انباشته بر هم نمي‌داند، او از بالا به مردم نگاه نمي‌كند، نه تنها اين گونه نيست كه كاملاً برعكس برج عاج‌نشينان، به جاي كافه و كافي‌شاپ، همراه با مردم در كف خيابان روزگار می‌گذراند و مبارزه مي‌كند. مستندهايي چون «هفت قصه از بلوچستان»، «خان گزيده‌ها»، «شش روز در تركمن صحرا»، «گمگشتگان ديار فراموشي» حاصل همين سبک کار هنری هستند. فيلم‌هايي كه نه براي ژست روشنفكري و كسب رضايت جشنواره‌هاي غربي كه براي بازنمايي رنج محرومان و عمل به تكليف انقلابي ساخته شدند. به همين دليل هم واقعي هستند و تلخی‌شان آمیخته با انگیزه و امید است، نه سياه‌نمایی!
چكيده چنين رويكرد و سلوكي براي هنرمند مقلد آويني، پديده جديد و خلاف عادتي به نام «سينماي مبارزه» است؛ «سينماي مبارزه بايد منظر غايي و مقصود نهايي دست اندركاران محترم امور سينمايي كشور باشد. اگر امت مسلمان ايران هويت حقيقي خويش را در مبارزه يافته است، سينماي ايران نيز بايد هويت مستقل خويش را در سينماي مبارزه پيدا كند.»
برخلاف هنرمند و نویسنده راحت‌طلب، فرد هم‌راستا با آويني، فريفته هاليوود نيست. از مواجهه و تماشاي فيلم‌هاي آمريكايي هراس ندارد، اما آن قدر هويت‌مند و اهل انديشه و تعمق است كه زرق و برق فيلم‌هاي هاليوودي باعث نمي‌شود از كنه ماجرا غافل شود. منتقد پيرو آويني شيفته اسكار و کن و گلدن گلوب و... نيست؛ «حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره‌هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي‌كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي‌دهند و راه‌شان نيز با ما متفاوت است. تكنيك و محتوا را نيز نمي‌توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اين چنين است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم‌ها را مي‌خواهند.»
و در جاي ديگري نوشته است: «بنده مخالف شركت در جشنواره‌هاي جهاني و دعوت از منتقدان بين‌المللي نيستم، اما مخالف آن هستم كه به ارزيابي جشنواره‌ها و داوري منتقدان بين‌المللي ايمان بياوريم. سينماي ايران بايد در جهت دستيابي به يك هويت مستقل حركت كند و خود را در آينه صيقلي وجود مردم ببيند، نه در سراب روشنفكري و روشنفكرنمايي».
راه هنرمند و فرهیخته مقلد آويني، درست خلاف جهت راه افراد كليشه‌اي و مدروز است؛ «منتقدان فيلم عموماًً مبلغان جشنواره‌هاي كن، برلين و لندن هستند و در فضاي سينمايي اين كشور نيز در جست‌وجوي فيلم‌هايي هستند كه حال و هواي جان‌فزاي پرديس غرب در آنها باشد [فيلم‌هاي برگزيده منتقدان در جشنواره فجر، بر اين مدعا شاهد صادقي است]... غالب منتقدان سينما اصلاًً با اين فرض كه سينما وسيله‌اي اعجاب‌انگيز در خدمت تفنن است پاي در اين عرصه نهاده‌اند.»
برخلاف رسانه‌های سفارشی و نفتی محافظه‌کار و منفعت‌گرا، آويني دلسوخته هنرمندان متعهد است و مي‌داند، اميد اصلي ترقي هنر در ايران، در گرو به ميدان آمدن چنین افرادی است؛ «آينده انقلاب اسلامي در همه وجوه توسط كساني محقق مي‌شود كه اسلام را بشناسند و مهم‌تر از شناختن، با جان و دل بدان پيوسته باشند. پس اجازه دهيد كه اميد ما براي آينده سينماي ايران جز به هنرمندان مومن خط‌شكن نباشد. امام بت‌شكن بود و بسيجي‌ها به تبعيت از ايشان، خط‌شكن و سينماي متعهد ما نيز بايد خاكريزهاي تثبيت شده سينماي غرب را بشكند و راهي تازه بازكند.»


تأملی دیگر بر تازه‌ترین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا
چ؛ شکوه سینمای دفاع مقدس

مهدی امیدی

فیلم «چ» هفدهمین فیلم سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا، یک جهش به جلو و رو به آینده است. به روز بودن و آینده‌نگری، ویژگی اصلی و منحصر به فرد سینمای حاتمی‌کیا ـ و ذات هنر انقلابی ـ است. مهم‌ترین عاملی که سبب شده تا او به یک کارگردان مولف و صاحب سبک و نگره‌ای متفاوت، ملقب شود، برخورداری از افق دید گسترده و تبلور حال و آینده در فیلم‌هایش است. حاتمی‌کیا، حتی وقتی به تاریخ و به دیروز می‌نگرد، باز هم امروز و فردا را نمایش می‌دهد. درست مثل «چ»؛ فیلمی درباره بزرگمردی به نام مصطفی چمران و وقایعی که 35 سال پیش در پاوه رخ می‌داد. همه آنچه در این فیلم رخ می‌دهد، گویی به امروز می‌پردازد؛ از اختلافات و کشمکش‌ها میان دوستان تا حمایت رژیم اشغالگر قدس از دشمنان. از نقش منجی‌گرای رهبر تا بن‌بست مذاکره و راه چاره مقاومت.
برخلاف بسیاری از فیلم‌های محتواگرا، در فیلم «چ» همان قدر که به مضمون و حرف اهمیت داده شده، شکل و ساختار هم صیقل یافته است. بازسازی حوادث و آدم‌هایی که در یک موقعیت جنگی و پر از تقابل و خشونت به واقعیت پیوسته‌اند در سینما کار بسیار دشواری است. اما «چ» از این آزمون با سربلندی بیرون آمده است. فقط کافی است فیلمساز در این بازسازی یک اشتباه کند و چیزی را بدون شباهت به آن مقطع زمانی نشان دهد تا اعتبار کارش از بین برود. اما فیلم «چ» در این زمینه کاری است کارستان! فقط کافی است سکانس سقوط هلی‌کوپتر حمل مجروحان زخمی را در نظر بگیریم تا عمق خدمت این فیلم به ارتقای سطح استاندارد سینمای ایران را بهتر درک کنیم. داستان استوار و محکم، ساختار تصویری خوش‌نما، جلوه‌های ویژه باشکوه و عظیم، فضاسازی دراماتیک و پرتنش، ضرباهنگ متناسب با مضمون و موقعیت‌ها و از همه بهتر، صف‌آرایی قهرمان و ضدقهرمان.
سینمای امروز ایران بیش از هر زمانی نیازمند قهرمان است؛ قهرمان‌هایی که هم برخاسته از حقیقت و واقعیت باشند و هم تجلی روح و هویت ملی این سرزمین. سینمای آمریکا هم متکی قهرمانان است. هالیوود با قهرمان‌هایش، هم تجارت می‌کند و هم کشورش را کنترل می‌کند. اگر امروز در آمریکا، سینما در کنار تسلیحات نظامی، به ابزاری کارآمد برای حفظ امنیت کاخ سفید تبدیل شده، به دلیل قهرمان‌سازی است. مزیتی که فیلمسازان ایرانی نسبت به همکاران خود در آمریکا دارند این است که آنها فاقد قهرمان ملی به معنای واقعی هستند و مجبورند اسطوره‌های جعلی بسازند، اما اینجا سرزمین قهرمانان است؛ قهرمانانی چون چمران، اصغر وصالی و ...


خبرها

واکنش رژیم‌صهیونیستی به یک انیمیشن ایرانی
چندی پیش شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی بخشی از انیمیشن «پیام راشل کوری» را پخش کرده و آن را سناریوی نظامی غافلگیرانه ایران نامید و سپس تحلیل‌های متعددی بر روی آن در رسانه‌ها منتشر شد. پخش این انیمیشن از شبکه دو رژیم صهیونیستی در حالی صورت می‌گیرد که به گفته سازندگان آن صدا و سیمای ایران حاضر به پخش آن نشد و تنها دلیل آن را تأثیر بر روند مذاکرات ژنو و خدشه‌دار شدن وجهه ایران عنوان کردند. همچنین در پی پخش این انیمیشن از تلویزیون رژیم صهیونیستی یک پایگاه صهیونیستی نیز به تحلیل آن پرداخت و نوشت: ویدئوی جدید ایران سناریوی نظامی غافلگیرانه‌تری را نسبت به سناریوی قبلی نشان می‌دهد؛ یک ویدئوی جدید که ظاهراً از سوی ایران تهیه شده، بمب‌های هسته‌ای اسرائیل را نشان می‌دهد، امری چون حریق و قتل‌عام را ترسیم می‌کند و حمله ایران به ناو هواپیمابر آمریکایی یواس‌اس آبراهام لینکلن و شهرهای اسرائیل را نشان می‌دهد.
وقتی بی‌بی‌سی دست به دامن کلاه قرمزی می‌شود!

بی‌بی‌سی فارسی که پیش از این در گزارش‌هایی تخیلی نسبت به ممنوع‌التصویر شدن شخصیت الاغ در برنامه کلاه قرمزی خبرساز شده بود، این‌بار هم مطالب موهنی را درباره این برنامه منتشر کرده است! رسانه رسمی دولت انگلیس در گزارشی موهن سعی کرده تا برنامه تلویزیونی کلاه قرمزی را مجموعه‌ای در اعتراض به نظام حاکم بر ایران معرفی کرده و هر یک از شخصیت‌های این برنامه را نمادی سیاسی تفسیر کند! در یکی از گزارش‌های پایگاه خبری بی‌بی‌سی حتی برنامه کلاه‌قرمزی به عنوان سندی برای نقض حقوق بشر در ایران معرفی شده است! نکته عجیب این است که در هیچ یک از این گزارش‌ها، هیچ استدلال و منطقی برای چگونگی این شبیه‌سازی‌ها صورت نگرفته است. بی‌بی‌سی دو سال پیش از ممنوع‌التصویر شدن الاغ اسفنجی مجموعه یاد شده ـ جیگر ـ شکوه سر داده بود که خیلی زود معلوم شد ممنوع‌التصویر شدن جیگر تنها یک شایعه بوده است.
اکران‌ دانشگاهی «شيار 143» از اردیبهشت

تهیه‌کننده فیلم سینمایی «شیار 143» از آغاز اکران دانشگاهی این فیلم سینمایی از اول اردیبهشت در دانشگاه‌های سراسر کشور خبر داد.محمدحسین قاسمی به خبرگزاری مهر گفت: به دلیل درخواست‌های بسیاری که از سوی دانشگاه‌های سراسر کشور داشتیم تصمیم گرفتیم به شکل سازمان‌یافته و به گونه‌ای که به فیلم «شیار 143» در اکران عمومی لطمه‌ای وارد نشود، اکران محدود این فیلم را در دانشگاه‌های کشور آغاز کنیم.


روی خط

چرا حق نگهداری جانبازان صعب‌العلاج افزایش نمی‌یابد؟!
...09184236 / باسلام، مدت سه سال است که حق نگهداری خاص جانبازان صعب‌العلاج اضافه نشده. آیا نرخ خدمات و دارو نسبت به سه سال پیش اضافه نشده است؟!
...09154790 / جاي تأسف داره در دوره دولتي که اين همه ادعاي تدبير و اميد داره، بعضی‌ها در عمل تدبيري از خودشون نشون نمی‌دن، به‌خصوص در زمينه فرهنگ و هنر. تازه خودشون هم دارن به سينماي قهقرازده شبه‌روشنفکري دامن مي‌زنن!
...09159717 / با سلام و تبریک سال جدید و تشکر از هفته‌نامه خوب‌تان، امسال اول عید، رهبر فرزانه انقلاب در حرم رضوی بیان کردند که باید عزتمند شویم. عزتمندی و سربلندی بدین معنا که نگاه ما فقط به خود باشد، گدایی نکنیم، محتاج نباشیم و این از اهداف اسلام است. / مصطفی عاشوری از دامغان
...09184236 / ضمن عرض سلام از پیگیری‌های شما عزیزان هفته‌نامه و اجرایی شدن فوق‌العاده ایثار بازنشستگان. سپاسگزاریم. / جعفری از کردستان
...09177420 / ما جوانان وطن آماده‌ايم / قول خون در راه قرآن داده‌ايم / ترک و لر، کرد و بلوچ و ترکمن / شرق و غرب و هر مکان و هر زَمَن / جملگى عقد اخوت بسته‌ايم / عقد و پيمان محبت بسته‌ايم / جملگى از دار دنيا خسته‌ايم / عهد و پيمان با شهيدان بسته‌ايم / قول خون داديم در بزم نبرد / چون که خون امضا کند پيمان مرد / صادق نگاهى فرزند جانباز معصومعلى نگاهى از گچساران
...09176101 / آقايان هاشمي و... تعطيلات نوروز را به همراه خانواده به كيش رفتند. آيا اين است مردمداري دولتمردان؟! آيا مردم عادي حتی اگه سال‌ها هم پس‌انداز كنن هم مي‌تونن برن كيش؟! / نجفي از قشم
...09163644/ طلبه شهید علی خلیلی به علت کوتاهی مسئولان چند بیمارستان و پاس شدن از اینجا به آنجا سرانجام به معراج پرکشید... در جریان «روح‌الله داداشی» که مربوط به امر به معروف هم نبود، قاتل در کمترین زمان محاکمه و اعدام شد، ولی مسئولان مربوطه راجع به قاتل طلبه شهید هنوز اطلاع درستی به افکار عمومی نداده‌اند؟! وقتی یک مربی ورزشی پس از تصادفی که خودش عامل آن بوده سوژه اول رسانه‌ها می‌شود و در همان حال قطع نخاعی‌های دفاع مقدس در سکوت مسئولان به ملکوت سفر می‌کنند، توقعی جز این نباید داشت! / توکلی
...09126105 / اتحاديه اروپا مي‌گه: 1ـ سران فتنه آزاد شوند، 2ـ همجنس‌بازي در ايران آزاد شود 3ـ تأسيسات هسته‌اي تعطيل شود. آيا اين بود پاداش تعامل با قدرت‌ها! آيا اين است جايزه ديپلماسي لبخند؟! مسئولان محترم! لطفاً همانطور كه آنها در باطل خود محكمند شما هم در حق خود محكم باشيد. / ناجیان از قم
...09138215 / باسلام، اوايل عكس‌های خبرهای تصویری بهتر بود، لطفاً از عكس‌هاي بيشتري استفاده كنيد.
...09133289 / خدایا! محبوبیت و نفوذ کلامی که به ولی‌امرمسلمین جهان و رهبر عزیز ما عطا فرموده‌ای معجزه الهی توست که این پیر فرزانه و جانباز بزرگ توانسته با پیروی امت پایدار از او، ابرقدرت‌های شیطانی جهان را پس بزنند و نوچه‌های مزدور داخلی و خارجی را عقب برانند تا اسلام همچنان پیش رود.


گزیده مطالب

ضرورت تقويت مهارت و نوآوري
نوآوري و خلاقيت يك فرايند ذهني غيرارادي و ناخودآگاه نيست. هرچند معدود روان­شناساني اين امر را غيرارادي و يك امر تصادفي قلمداد مي­كنند، اما امروزه به مدد يافته­هاي علمي اين امر مسجل شده است كه نوآوري و خلاقيت يك فرايند ذهني فوق‌العاده­اي است كه ناشي از فعاليت نيمه‌آگاه مغز است. پديده‌اي سالم و سازدار است كه قواي فكري، ارادي و عاطفي انسان را همسو مي­كند. روان‌شناسان بر اين باورند كه نوآوري شامل يك مقابله­ واقع‌بينانه با يك مسئله و درگيري و جذب شدن شديد آگاهي يا هوشياري و مرتبط ساختن مطالب با يكديگر به نحوي تكامل يافته است. از اين رو هر انساني كه به شناخت و تقويت اين نكته مبادرت کند، انساني خلاق و واجد مهارت نوآوري و خلاقيت خواهد بود. در قرآن كريم واژه­هاي «خلق»، «نشأ» و «فطر» هم معنا هستند. با اين تفاوت كه خلق؛ پديد آوردن از نوع تركيبي، نشأ؛ خواستن و ايجادكردن و فطر؛ پديد آوردن از چيزي كه هرگز وجود نداشته است. در فرهنگ عميد ابداع يا آفرينش، به معناي چيزي نوآوردن يا كاري تازه كردن آمده است. معني دقيق‌تر آن، عبارت است از پديد آوردن چيزي كه سابقاًً نبوده است. هرچند برخي از محققان دو واژه­ خلاقيت و نوآوري را مترادف همديگر نمي­دانند، اما امروزه اين دو اصطلاح مترادف همديگر استفاده مي­شوند. آنها خلاقيت (Creativity) را به آوردن چيزي جديد به مرحله وجود و نوآوري (Innovation) را برآوردن چيزي جديد به مرحله­ استفاده مي­نامند.
* مهارت نوآوري
«ژان پياژه» روان‌شناس سوئيسي معتقد است، با شروع دوره­ نوجواني، تفكر بيشتر انتزاعي، مفهومي، منطقي و آينده‌نگر است. در اين سن نوجوان دارای توانايي عمليات منطقي ـ صوري مي­شود و با اين توانايي مي‌تواند به حقايق تازه، تجربيات و احساس‌هاي نوظهور دست يابد. در اين سن است كه افكار و ايده­هاي نو به ذهن آدمي حتي به صورت ابتدايي ظهور مي­يابد. اين افكار مي­تواند در هر حوزه­اي اعم از ورزش، رياضيات، ادبيات، كامپيوتر، فيزيك و... باشد. عدم توجه به اين افكار، سبب نابودي و در نتيجه عدم رشد فكرخلاق فرد مي­شود. ضمن اينكه شناخت وتقويت آن در هر سني سبب رشد و تعالي تفكر خلاق شخص مي­گردد. از تلفيق مهارت‌هاي حل مسئله و تصميم‌گيري از افكار يا روابط نو برخوردار شده و قدرت كشف و انتخاب راه‌حل‌هاي جديد را پيدا مي­كند. به ديگر سخن فردي واجد قدرت حل مسئله، تصميم‌گيري، خلاقيت و در نتيجه نوآوري است كه بتواند جور ديگري به مسئله نگاه كند؛ نگاهي كه در عين تفاوت، منتهي به نتيجه مثبتي مي‌شود.
* مراحل نوآوري
1ـ آمادگي: در اين مرحله شخص ضمن كلنجار با ضمير خود، پي به وجود سوالاتي در ذهن خود مي­برد. ذهن فرد مشغول است و با طرح سوالات مختلفي به نقد و بررسي آن مي­پردازد.
2ـ ويرايش: ذهن هر شخص مملو از سوالات متعددی است كه بسته به محيط اجتماعي ـ فرهنگي مي­تواند جهت داده شود. سوالاتي كه مي­تواند ذهن شخص را ويران يا آباد سازد. آنچه كه مهم است قوه­ تشخيص، درك و شعور است كه از اين بي­شمار سوالات بتواند سوالات مثبت را جدا کند و به ويرايش آنها بپردازد.
3ـ اشراق: مشهور است كه ارشميدس در حمام به نظريه­ حجمي پي برد و با فرياد «اورا ـ اورا» (يافتم ـ يافتم) ذهن مشغول خود را آسوده كرد. يا داستان نيوتن و افتادن سيب اتفاقاتي است كه پس از ويرايش سوالات در ذهن آدمي مي­افتد. اين امر با مطالعه­ جوانب متعدد مسئله و نتيجه­گيري جامع‌الاطراف صورت مي­پذيرد. اين گونه نيست كه سوالي آني و جوابي آني به ذهن متبادر شود.
4ـ اثبات و اجرا: در اين مرحله فرد افكار يا ايده­هايي كه به صورت جامع بررسي کرده و مورد تأييد قرار داده است را به مرحله­ اجرا در مي­آورد.
* تقويت مهارت نوآوري
ـ تلاوت روزانه حداقل 10 آيه از كلام‌الله مجيد و انس با ائمه اطهار(ع)
ـ مطالعه مداوم و كسب اطلاعات و تجارب جديد
ـ مشاركت در مباحث
ـ استفاده از فنون ويژه­ تفكر خلاق
ـ تقویت تصورات ذهني خود و ديگران
ـ نوشتن داستان و كشيدن نقاشي بدون الگوبرداري
ـ يادداشت­برداري از كتاب، سخنراني­ها، گفت‌وگوها و جلسات
ـ بر روی کاغذ آوردن افكار و سوالات خود
ـ انجام بازي­هاي فكري و مأنوس شدن با هنرهاي تجسمي و شعر و داستان
تكنيك­ها و سيستم­هاي متعددي براي تقويت مهارت خلاقانه وجود دارد. اين سيستم­ها مي­تواند فردي و سازماني باشد. ولي بايد نخست به اين مهم اعتقاد داشت كه هر تكنيك و سيستمي در مقابل اراده وخواست انسان است كه معنا پيدا مي­كند. اين گونه نيست كه فردي يك شبه نوآور و يا اعتقاد به نوآوري داشته باشد. اين مسئله بايد در كنه وجود او جا داشته باشد. اما افراد و سازمان­ها مي­توانند با برگزاري سلسله جلسات به تقويت اين فرهنگ در خود و سازمان‌شان ياري كنند. سيستم مديريت، استعداد سيستم مديريت، استعداد نگرش بر اساس انتظارات، تحرك مغزي، گردش تخيلي، تفكر موازي، شش كلاه تفكر و... ابزارهاي مؤثري هستند كه مي­توان با آن افكار مثبت را در سازمان و افراد تقويت کرد.
يعقوب سالكي‌نيا ـ کارشناس ارشد مديريت


کتیبه سبز

پیش تو خورشید گم می‌كرد راه...
فاطمه گویاترین فریاد عشق / روح سبز عاطفه، همزاد عشق
ای دلت پر نورتر از آفتاب / ای كلامت عشق را تفسیر ناب
موج‌زن در هر كلامت شط نور / خطبه‌هایت شرح ناب خط نور
حرف‌هایت مرهم زخم علی / خطبه‌ات برّان چو شمشیر ولی
مظهر یكتاپرستی جز تو كیست؟ / راز نامكشوف هستی جز تو كیست؟
رخ نهان می‌كرد از شرم تو ماه / پیش تو خورشید گم می‌كرد راه
مریم از تو معرفت آموخته / چشم بر دست تو هاجر دوخته
دست اعجاز تو موسی‌آفرین / بر تو گوید صد چو موسی ‌آفرین
آب كوثر اشك‌های چشم توست / آتش دوزخ نشان خشم توست
ای شب تردید را صبح یقین / آفتاب آسمانی در زمین
در تنور عشق چون بگداختی / با علی با قرص نانی ساختی
با علی آن سوی باور رفته‌ای / تا خدا با بال حیدر رفته‌ای
در فصول بی‌بهار عاطفه / آمدی با كوله‌بار عاطفه
آمدی در وادی لبریز ظلم / ای بهار عدل در پاییز ظلم
ای فروغ‌ دیدگان بوتراب / نور نابی نور نابی نور ناب
در سر سودایی من شور توست / حیرت آیینه از منشور توست
نعمت‌الله شمسی


حسن ختام

اگر تو باشي چهار فصل تقويم بهار است
پدرت گفته تو باراني، زلال و شفاف، جاري و حيات‌بخش مي‌باري و كويرستان دل آدم‌ها را پر از جوانه‌هاي عشق و ايمان به خود و خدايت مي‌كني.
وقتي تو بيايي ديگر بدي در اين دنيا جايي ندارد، مهرباني از در و ديوار بالا مي‌رود.
شنيده‌ام آمدنت حتمي است اي مهرباني بيش از حد خدا، ای اعجاز زمين و آسمان‌ها!
تا كي بايد پشت پنجره بنشينم و به جاده زل بزنم؟
تا كي بايد دل دل كنم و دلشوره به جانم آتش بريزد؟
يوسف زهرا، موعود مهربان! بيا... بيا و تنهايي مرا چراغاني كن، بيا و كوچه‌پس‌كوچه‌هاي جمكران را با قدوم مباركت متبرك كن. بيا و به خلوت خاموش لحظه‌ها دستي بكش! اي روشني اميد، تو از روز هم آمدنت روشن‌تر است.
اما نكند آنقدر دير بيايي كه دلم در انجماد ثانيه‌هاي بي‌تو بودن بميرد.
نكند آنقدر دير بيايي كه زمين مثل ستاره‌هاي ديگر بي‌قلب و بي‌روح، افول كند.
نكند آنقدر دير بيايي كه عقربه‌ها در زمان نيامدنت زمين‌گير شوند.
نكند آنقدر دير بيايي كه...
نه! نه! نه!
تو درست به وقت اطلسي‌ها، درست 10 دقيقه پیش از طلوع عشق، شايدم حوالي يكي از روزهاي زمين، می‌آيي. يكي از روزهايي كه دور نيست!
چقدر دلم براي بهار تنگ شده...
اگر تو باشي چهار فصل تقويم بهار است...
چه نگاه بهارانه‌اي داري تو!
به هر كجا مي‌نگري شكوفه مي‌رويد؛ چه درخت باشد، چه سنگ، چه كوير باشد، چه جنگل...