بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی
نام‌گذاری سال ۱۳۹۳ با عنوان «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» سوالاتی را به ذهن متبادر می‌سازد که یکی از مهم‌ترین آنها، رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی است. برای پاسخ به این پرسش باید دو مفهوم فرهنگ و اقتصاد به‌ویژه اقتصاد مقاومتی به طور دقیق تبیین شود. مردم فهم و درک روشنی از اقتصاد، مسائل اقتصادی و مشکلات اقتصادی داشته و دلیل آن، ارتباط این مقوله با زندگی روزمره آنان است. اما وقتی بحث اقتصاد مقاومتی در شرایط تحریم اقتصادی ایران از سوی نظام سلطه مطرح می‌شود، برداشت‌ها از این مقوله متفاوت گشته و بر همین اساس، نیازمند تبیین است. برخی شیطنت‌گونه از اقتصاد مقاومتی به «اقتصاد ریاضتی» یاد کرده، درحالی که مفهوم و منظور از اقتصاد مقاومتی، غیر از اقتصاد ریاضتی است. به راستی، مفهوم و منظور از اقتصاد مقاومتی چیست؟
با یک عبارت ساده می‌توان گفت؛ اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی که در برابر فشارها، تحریم‌ها و توطئه‌های اقتصادی بیگانگان و دشمنان، مقاوم، مستحکم و آسیب‌ناپذیر باشد. رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی، اقتصاد مقاومتی را به این دلیل مطرح فرمودند که اقتصاد کنونی ایران، اقتصادی آسیب‌پذیر است. اساساً دل بستن غرب به موثر افتادن فشار تحریم‌ها بر ملت و دولت ایران نیز به همین دلیل است. برای نمونه وقتی بخش اعظم بودجه کشور به خام‌فروشی نفت وابسته است و نفت خام در بازارهای جهانی از سوی شرکت‌ها و کشورهای محدود و تحت نفوذ نظام سلطه خریداری می‌شود، تحریم نفتی ایران، یک تهدید اقتصادی قابل توجه برای اقتصاد کشور است. تلاش برای برطرف کردن این ضعف و آسیب در اقتصاد ایران، یعنی حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح شده است. اگر طی چند دهه اخیر با سیاست‌های درست از خام‌فروشی نفت فاصله می‌گرفتیم و با سرمایه‌گذاری در بخش پالایش، به جای خام‌فروشی به سمت صادرات فرآورده‌های نفتی می‌رفتیم، تحریم نفتی ایران نه تنها موثر نبود، بلکه متصور هم نبود. اگر توصیه‌های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی جدی گرفته می‌شد و وابستگی اقتصاد ایران را به نفت کاهش می‌دادیم و در بخش‌های دیگر چون بخش صنعت، کشاورزی، معادن و... سرمایه‌گذاری می‌شد، امروز تحریم نفتی ایران اساساً امری بی‌معنا بود. بنابراین مراد و منظور از اقتصاد مقاومتی، یک اقتصاد پویا، غیروابسته و درون‌زا و مستحکم و مقاوم در برابر فشارهای خارجی است.
برای درک رابطه چنین اقتصادی با فرهنگ، کفایت می‌کند فهم درستی از فرهنگ داشته باشیم. مفهوم فرهنگ و مسائل فرهنگی برای عموم، به‌وضوح مفهوم اقتصاد و مسائل اقتصادی نیست. برای فرهنگ صدها تعریف ارائه شده و هر کس یا هر گروه از مقوله فرهنگ، تعریف خاص خود را دارد. بنابراین برای دستیابی به تعریف دقیق و صحیح از فرهنگ، باید تأمل و دقت بیشتری داشت. در این نوشتار برای فهم درست از مقوله فرهنگ، جایگاه و اهمیت آن در زندگی فرد و جامعه، به جملاتی از حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) اشاره می‌شود.
حضرت امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «فرهنگ مبدأ همه خوشبختی‌ها و بدبختی‌های ملت است... آن چیزی که ملت‌ها را می‌سازد، فرهنگ صحیح است... اگر فرهنگ درست بشود، یک مملکت اصلاح می‌شود.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر درخصوص فرهنگ بسیار صحبت فرموده و در یکی از اظهارات‌شان، فرهنگ را به هوا تشبیه کرده‌اند. هوا از یک طرف نیاز قطعی همه انسان‌ها برای بقا و حیات است و از طرف دیگر، هوای پاک، فرح‌بخش بوده و هوای آلوده، کسل‌کننده و کشنده می‌باشد. معظم‌له در یکی از فرمایشات‌شان، اهمیت فرهنگ را این‌گونه بیان می‌دارند: «برای رسیدن به همه چیزهایی که آرزوی ماست و در چشم‌اندازها و افق‌های دوردست تصویر می‌کنیم، باید فرهنگ کشور، صحیح و پالایش شده در مجرای درست قرار بگیرد؛ نقایص آن تکمیل و ویرانی‌هایش ترمیم شود؛ جاهای معیوبش اصلاح گردد؛ کندی در حرکت فرهنگی برطرف شود تا بتوان به آن مقاصد رسید.»
تأمل در همین چند کلام نورانی برگرفته از آموزه‌های اسلامی و فرهنگ دینی و قرآنی، کفایت می‌کند تا به فهم و درک درستی نسبت به رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی دست یابیم. از این جملات به خوبی قابل فهم است که فرهنگ اساس هر حرکت و اقدامی است. برای هر نوع تحول اساسی و دگرگونی بنیادین و درست، باید ابتدا به فرهنگ تحول و دگرگونی بر مبنای صحیح دست یافت. اکنون براساس یک ضرورت دینی و تاریخی، ملت ایران باید اقتصاد ضعیف و آسیب‌پذیر خود را متحول ساخته و آن را به یک اقتصاد قوی، پویا، مستحکم و مقاوم تبدیل کند. برای این تحول، ابتدا باید تحولات فرهنگی را متناسب با مختصات اقتصاد مقاومتی پدید آورد. تأمل در سوال‌ها و گزاره‌های زیر این نوع تحول و دگرگونی در عرصه فرهنگی برای رسیدن به یک اقتصاد مقاومتی را بیشتر قابل فهم می‌کند:
ـ آیا با فرهنگ مصرف‌گرایی به سبک غربی می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با راحت‌طلبی، تن‌پروری و روحیه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با مصرف کالاهای خارجی و بی‌اعتنایی به تولیدات داخلی می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با چشم دوختن به کمک‌های خارجی و بی‌اعتنایی به ظرفیت‌های درونی کشور می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با سوق دادن نقدینگی بخش خصوصی به دلالی و سوداگری می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
پرسش‌ها و گزاره‌هایی از این دست فراوان و پاسخ آن نیز روشن است. اگر پس از پنج ـ ‌شش سال نام‌گذاری سال‌ها با شعارهای اقتصادی، آن اهداف مورد نظر حاصل نشده، به‌دلیل کم‌توجهی یا بی‌توجهی در حوزه فرهنگ است. برای تحول اقتصادی و رسیدن به اقتصاد مقاومتی، باید با تحول فرهنگی، تمامی گزاره‌های مذکور را معکوس کرد. برای نمونه باید آنچنان در کشور تحول فرهنگی پدید آید که استفاده از کالاهای خارجی امری زشت و قبیح تلقی شود و همگان با افتخار کالای ایرانی مصرف کنند. برای رسیدن به آرزوی اقتصاد مقاومتی، باید فرهنگ کار و تلاش و سخت‌کوشی، جایگزین فرهنگ راحت‌طلبی و عافیت‌طلبی گردد. باید فرهنگ درست مصرف کردن جایگزین فرهنگ مصرف بی‌رویه و اسرف و تبذیر گردد. بنابراین می‌توان گفت تا در حوزه فرهنگ تحول اساسی رخ ندهد، نمی‌توان به تحول اساسی در حوزه اقتصاد امید داشت. در پایان ذکر این نکته ضروری است که مقوله فرهنگ به عنوان شعار سال، اعم از آن چیزی است که در این نوشتار آمد. در این نوشتار فقط اشاره‌ای صورت گرفت به رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی، باید مقوله فرهنگ را در دیگر حوزه‌ها نیز تبیین کرد.

یدالله جوانی


سردار سرلشکر جعفری
ظرفیت عظیم سپاه و بسیج در خدمت اقتصاد مقاومتی است

فرمانده کل سپاه گفت: در عرصه اقتصادی، سپاه و بسیج این آمادگی را دارد که نقش فعال و تأثیرگذاری را ایفا کند، ولی دولت محترم باید این مسئله را از ما بخواهد و بعضی زمینه‌ها را فراهم کند.
سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه درخصوص برنامه‌های سپاه برای تحقق شعار فرهنگ و اقتصاد با مدیریت جهادی و عزم ملی که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده است، اظهار داشت: در شرایط فعلی، بسیج ظرفیت عظیمی را در عرصه‌های مختلف اقتصادی به خصوص در اقتصاد مقاومتی دارد که می‌تواند در فرهنگ‌سازی در زمینه اقتصاد مقاومتی و مردمی کردن اقتصاد نقش اساسی را ایفا کند.
وی با تأکید بر پیشگامی سپاه در عرصه فرهنگ گفت: سپاه حضور در عرصه فرهنگ را چند سال است که آغاز کرده است و با توجه به تأکید مقام معظم رهبری بر مقوله فرهنگ باید برنامه‌ریزی‌های مناسبی صورت بگیرد و به کارهایی که پیشتر انجام شده است عمق داده شود، زیرا فعالیت‌های عرصه فرهنگ با توجه به گستردگی آن در کوتاه‌مدت نتیجه‌بخش نخواهد بود و باید زمان بیشتری داشته باشیم.


سردار سرلشکر سلیمانی
استمرار تفکر انقلابی، مدیون مقام معظم رهبری است

فرمانده نیروی قدس سپاه گفت: در طول تاریخ و خصوصاًً دوران عمر خودمان دو موضوع منشأ همه تحولات بود، که البته تحولات منفی نیز متأثر از همین دو موضوع بوده که آن دو، حرکت‌ها و شخصیت‌ها است.
سردار سرلشکر قاسم سلیمانی در جمع پاسداران سپاه ثارالله کرمان گفت: در طول تاریخ دو موضوع منشأ همه تحولات بوده که البته تحولات منفی نیز متأثر از همین دو موضوع بوده که آن دو، حرکت‌ها و شخصیت‌ها است. حرکت‌ها به عنوان یک خط فکری‌ هستند، مثل یک چشمه می‌مانند که سرچشمه رودخانه و سرچشمه آبادانی می‌شوند، اسلام یک حرکت فکری است و نبی معظم اسلام یک شخصیت عظیم در رأس این حرکت الهی است. هم شخصیت پیامبر(ص) اثرگذار است، هم حرکت اسلام، اینها مکمل هم هستند.
وی در ادامه افزود: هیچ حرکت فکری یا حرکت سیاسی که برگرفته از یک فکر است و یا حرکت فرهنگی که از یک فکر سرایت می‌کند و یا به‌وجود می‌آید، بدون یک شخصیت تأثیرگذار به نتیجه نمی‌رسد. انقلاب ما یک حرکت بود، یک حرکت جامع فرهنگی و سیاسی، اما آن جایگاه و آن شخصیتی که به این حرکت معنا و مفهوم داد و آن را به ظهور رساند، امام(ره) بود. امروز هم دلیل استمرار آن حرکت، وجود شخصیتی مثل مقام معظم رهبری است.


یادداشت
فرزاد
منصوری

سپاه در سراوان
پس از شهادت چهارده تن از مرزبانان کشور و ربودن پنج تن دیگر از نیروهای مرزبانی ایران که گروهک‌های تروریستی منطقه نوار مرزی استان سیستان‌وبلوچستان مسئولیت آن را به عهده گرفتند، در راستای اجرای برنامه‌های نظامی ـ امنیتی جدید، مأموریت تأمین امنیت مرزی سیصدکیلومتر از منطقه سراوان به قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه واگذار شد. با اینکه واگذاری این مأموریت به سپاه، مسئولیت این نهاد نظامی را در تأمین امنیت سنگین‌تر از پیش کرده است، اما باید آن را به فال نیک گرفت و آن را فرصت مغتنمی برای اجرای برنامه‌هایی دانست که سپاه با تحلیل رفتار دشمنان نظام به آن رسیده است.
از شواهد امر و نیز رصد رفتار دشمنان نظام برمی‌آید که حوادث و ناامنی‌های منطقه سراوان و بخش‌های پیرامونی که دستگاه تبلیغاتی دشمن هم تلاش می‌کند به آن دامن بزند، در ناامنی‌هایی که تعدادی شرور و مزدور و تروریست ایجاد می‌کنند، خلاصه نمی‌شود و ریشه در مسائل دیگری دارد و سپاه نیز با چنین تحلیل و نگاه عمیقی به استقبال این مأموریت رفته است. موقعیت ویژه جغرافیایی منطقه و سابقه حضور گروه‌های شرور در آنجا این منطقه را مستعد هر گونه اقدام ضدامنیتی کرده است. از این‌رو دشمنان نظام از مدت‌ها پیش بر آن شده بودند تا از این موقعیت خاص حداکثر بهره را ببرند، بی‌تعهدی دولت‌های پاکستان و حتی در مواردی کمک آنها به اقدامات ضدامنیتی بر شوق و انگیزه دشمنان نظام در استفاده از این منطقه برای ایجاد مشکلات امنیتی افزود، اما در این میان دشمن با دو مشکل اساسی مواجه بود؛ یکی اهتمام سال‌های اخیر نظام برای مراقبت بیشتر از مناطق مرزی این خطه و دیگری علاقه و دلبستگی مردم آن به انقلاب اسلامی است. علاقه مردم به نظام اصلی‌ترین عامل خنثی‌کننده توطئه‌های دشمن در این منطقه بوده است. همین مسئله سبب شده که دشمن پس از سال‌ها تلاش و آزمودن روش‌های مختلف و در نهایت ناکامی‌های پی‌درپی نتواند در جلب نظر مردم توفیقی حاصل کند و تنها ماند و ناگزیر شد، تنهایی خودش را با اجیر کردن مزدوران و تروریست‌ها جبران کند و همچنان بر ناامن کردن منطقه اصرار ورزد. سردار جعفری فرمانده کل سپاه پس از واگذاری این مأموریت خطیر به سپاه با حضور در منطقه و بازدید از یگان‌های تأمین‌کننده امنیت مرزی سپاه به دو نکته اساسی و مهم اشاره کرد: ۱ـ تأکید بر اهتمام سپاه برای مقابله قاطعانه و کوبنده با هر گونه تلاشی که بخواهد امنیت و آرامش این منطقه را به مخاطره بیندازد. ۲ـ آگاهی تروریست‌ها و ضدانقلاب از فقدان پایگاه مردمی و نیز حمایت بیگانگان و سرویس‌های جاسوسی غربی ـ صهیونیستی از آنها.
بر این اساس مشخص است که باید به حوادث این منطقه به عنوان یک طراحی امنیتی ـ سیاسی که دشمنان نظام آن را سازمان داده‌اند نگاه و برای مقابله با آن راهبردی را اتخاذ کرد که بتواند به عمق این طراحی دست یابد و ضمن سرکوب شدید عوامل مزدوری که اجرای آن را عهده‌دار شده‌اند، اساس و بنیاد آن را نیز نابود کند. هم مردم ایران و هم مزدوران و حامیان‌شان به خوبی می‌دانند که این کار از عهده سپاه برمی‌آید و سپاه همانطور که در مناطقی مانند کردستان و در وضعیت بسیار سخت و طاقت‌فرسا تروریست‌های مستقر در آنجا را به شدت سرکوب کرد، به حول و قوه الهی با سرکوب شدید عوامل دشمن، آرامش و امنیت کامل را در این منطقه حاکم می‌کند. ان‌شاءالله


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در پیام نوروزی سال ۱۳۹۳ را نامگذاری کردند
سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی ‌به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به همه هم‌میهنان و ایرانیان عزیز در سراسر جهان ‌بهخصوص خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران و مجاهدان راه اسلام و ایران، سال جدید را سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام‌گذاری کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به تقارن سال جدید با ایام شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) از خداوند متعال مسئلت کردند: این تقارن، امکان بهره‌گیری مضاعف از انوار هدایت الهی و برکات فاطمی را برای ملت ایران فراهم سازد.
ایشان در ترسیم افق سال نو، دو مسئله اقتصاد و فرهنگ را مهم‌تر از مسائل دیگر برشمردند و تأکید کردند: برای تحقق شعار سال ۹۳ یعنی «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» تلاش مشترک مسئولان و آحاد مردم ضروری است.
معظم‌له با اشاره به نقش اساسی و برجسته مشارکت و حضور مردم در «زندگی و سازندگی کشور» خاطرنشان کردند: هم در اقتصاد و هم در فرهنگ، کار بدون حضور مردم پیش نخواهد رفت و گروه‌های گوناگون مردمی باید با اراده و عزم راسخ ملّی در این عرصه‌ها نقش‌آفرینی کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان هم موظفند با توکل به خداوند و با تکیه بر مردم، در هر دو عرصه اقتصاد و فرهنگ، مجاهدانه وارد میدان عمل شوند.
ایشان تأکید کردند: آنچه در سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادى كه به كمك مسئولان و مردم شكوفايى پيدا كند و فرهنگى كه با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوى حركت بزرگ كشور و ملت ما را معين كند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با تأکید بر ضرورت استفاده از تجربه‌ها و عبرت‌های گذشته در تصمیم‌گیری‌های آینده، به ارزیابی کیفیت تحقق شعار «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» پرداختند و گفتند: در سال ۹۲، حماسه سیاسی با حضور مردم و تلاش مسئولان در عرصه‌های مختلف نظیر انتخابات، راه‌پیمایی‌های بزرگ و عرصه‌های دیگر به بهترین شکل تحقق پیدا کرد و با دست ‌بهدست شدن قدرت اجرایی در کمال امنیت و آرامش، حلقه جدیدی از سلسله طولانی مدیریت کشور شکل گرفت.
رهبر معظم انقلاب مسئله اقتصاد را برای مردم و کشور مسئله‌ای مهم خواندند و با اشاره به برخی تلاش‌های قابل تقدیر در زمینه حماسه اقتصادی افزودند: البته در سال گذشته حماسه اقتصادی به شکل مورد انتظار محقق نشد که لازم است این حماسه در سال جدید به وجود آید.
ایشان «سیاست‌های اقتصاد مقاومتی» را زیر ساخت فکری و نظری تحقق حماسه اقتصادی خواندند و تأکید کردند: در پرتو این سیاست‌ها اکنون زمینه لازم برای تلاش مضاعف فراهم است.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در پیام نوروزی همچنین از خداوند متعال برای همه ایرانیان عزیز، جوانان، خانواده‌ها، کودکان و مردان و زنان این سرزمین پر افتخار، در سال جدید تن سالم، شادابی، آرامش روحی، محبت، پیشرفت و تعالی و سعادت آرزو کردند.


رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع)
مدیریت جهادی، کلیدی‌ترین واژه شعار سال است

یقیناًً اصلی‌ترین انگیزه طرح این شعار از سوی رهبر معظم انقلاب، ترغیب و تشویق به تلاش و کوشش مؤثر در حوزه‌های مختلف است.
حجت‌الاسلام دکتر سیدجمال‌الدین میرمحمدی رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در جلسه افتتاحیه برنامه‌های سال 1393 در جمع کارکنان و پژوهشگران این پژوهشکده با بیان این مطلب گفت: کلیدی‌ترین واژه شعار سال 93 مدیریت جهادی است. اگر مدیریت جهادی حل شود، هم در حوزه فرهنگ و هم در حوزه اقتصاد مشکلات ما حل می شود. زیرا مدیریت جهادی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی است و این مدیریت در طول سالیان گذشته نقش ارزنده‌ای را در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی داشته است.
وی با اشاره به سیره امام راحل در روزهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی بیان داشت: شکل‌گیری جهاد سازندگی و دیگر نهادهای انقلابی ناشی از اعتقاد آن امام بزرگوار به تفکر مدیریت جهادی بود.
رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) با اشاره تاریخی به شکل‌گیری جریان‌های التقاطی در طول تاریخ ایران در دوره‌های مختلف افزود: نگاه اومانیستی و مادی‌گرایانه به مناسبات جامعه حاکم شده بود و هنر انقلاب اسلامی این است که تمامی این تفکرات را در هم شکست و نگرانی اصلی غربی‌ها هم این بود که می‌دیدند حرکتی که برای آن سرمایه‌گذاری بسیار کرده بودند، در ایران اسلامی فرو ریخت. حال پس از سال‌ها از انقلاب اسلامی باز هم می‌بینیم همان تفکرات اومانیستی در فرهنگ و اقتصاد ما حاکم است و این ناشی از آن است که هنوز رویکرد مدیریتی ما، مدیریت جهادی نشده است و این موضوعی است که در ماه‌های اخیر در بیانات مقام معظم رهبری بر آن تأکید می‌شود.
میرمحمدی با اشاره به مشکل بودن تعریف جامع و مانع برای مدیریت جهادی بیان داشت: باید از سوی صاحب‌نظران و کارشناسان مدیریت جهادی برای تبیین و تشریح مفهوم مدیریت جهادی بحث‌های دقیقی صورت گیرد.
میرمحمدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تفاوت‌ها و شباهت‌های مدیریت علمی و مدیریت جهادی افزود: مدیریت جهادی همان مدیریت علمی است و این نوع مدیریت نفی مدیریت روز مبتنی بر یافته‌های علمی نیست، بلکه تفاوتش آن است که مدیریت جهادی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و برگرفته از اعتقادات دینی است.


فرمانده معظم کل قوا در یادمان شهدای شرق کارون
ملت در سایه اتحاد و ایمان می‌تواند دشمن را وادار به عقب‌نشینی کند

امام خامنه‌ای همزمان با ششمین روز فروردین با حضور در میان هزاران نفر از زائران کاروان‌های راهیان نور در منطقه عمومی عملیات شکست حصر آبادان در شرق کارون، با مغتنم شمردن کاروان‌های راهیان نور و تأکید مجدد بر لزوم زنده نگه داشتن یاد و خاطرات، مجاهدت‌ها و جانفشانی‌های مناطق مختلف عملیاتی دوران دفاع مقدس و رزمندگان و شخصیت‌های نقش‌آفرین آن فرمودند: بزرگ‌ترین درس دفاع مقدس این بود که نشان داد، یک ملت در سایه اتحاد، ایمان و حسن‌ظن به خداوند متعال و اعتقاد به صدق وعده الهی، می‌تواند از همه گذرگاه‌های دشوار عبور و با ایستادگی در مقابل دشمن، او را وادار به عقب‌نشینی و شکست کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتند: جبهه دشمنان نظام اسلامی یعنی همین دولت‌های اروپایی و دولت آمریکا با دادن امکانات و تجهیزات جدید و پیشرفته به رژیم بعثی صدام، او را به ادامه جنگ تشویق می‌کردند و همین مسئله باعث شد، جنگ تحمیلی، هشت سال به‌طول انجامد.
امام خامنه‌ای با اشاره به هدف جبهه استکبار برای سربلند بیرون نیامدن ملت ایران از این جنگ و ضعیف نشان دادن نظام اسلامی در مواجهه با دشمن بعثی که مورد حمایت کامل آنها بود، تأکید کردند: اما خداوند متعال دست قدرت خود را نشان داد و با مشت پولادین سنت الهی، دهان دشمنان جمهوری اسلامی ایران را خرد کرد و بینی آنها را به خاک مالید. ایشان یکی از اهداف دشمنان نظام اسلامی در هشت سال جنگ تحمیلی را، القای امکان نداشتن ایستادگی در مقابل قدرت‌های مادی جهان، دانستند و گفتند: شکست یک ملت، هنگامی است که آن ملت باور کند که کاری را نمی‌تواند انجام دهد، اما ملت ایران در دفاع مقدس، عکس این موضوع را به جهانیان نشان داد.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: عامل اصلی سربلندی و عزت یک ملت در میان ملت‌ها و همچنین در طول تاریخ، مجاهدت و تلاش آن ملت در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی و تعاون اجتماعی و از همه مهم‌تر در عرصه آمادگی برای جانفشانی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: بدخواهان ملت ایران و همچنین برخی، به‌دنبال آن هستند که فداکاری‌های دوران دفاع مقدس و شخصیت‌های نقش‌آفرین آن از یاد بروند و بر همین اساس تلاش دارند جانفشانی‌های دفاع مقدس و جهت‌گیری و مسیری را که امام بزرگوار، آن حکیم و بنده بصیر الهی معین کرده بود، تخطئه کنند.
امام خامنه‌ای خاطرنشان کردند: لحظه‌لحظه حوادث دوران دفاع مقدس، برای ملت ایران فراموش نشدنی است و تأثیرات بزرگی در مسیر حرکت ملت به‌سوی آرمان‌ها دارد.


يادداشت
مهدي سعیدي

فريب و تهديد ملت تحت لواي پيام نوروزي
سال 1393 همچون سال‌های گذشته با پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي آغاز شد و معظم‌له در سخناني حکيمانه اولويت کشور را پرداختن به اقتصاد و فرهنگ در سايه عزمي ملي و مديريتي جهادي نام‌گذاري و توجهات همه اقشار ملت و نخبگان کشور را به اين مهم جلب کردند. پيام‌هاي معظم‌له همواره داراي اين اهميت بوده که جهت‌گيري کلان کشور را در طول سال مشخص کرده است.
اما در سال نو اين تنها بزرگان جامعه و رهبر معظم انقلاب اسلامي نيستند که براي ملت پيام صادر مي‌کنند،‌ بلکه برخي فرصت‌طلبان سياسي و صاحب‌منصبان و حتي مدعيان بيگانه نيز وارد ميدان شده تا القائات سياسي خود را به بهانه پيام دوستي و تبريک عيد منتقل کنند.
در اين ميان رئيس‌جمهور جنايتکارترين کشور تاريخ بشريت، چندسالي است پس از آنکه در طول سال تمام دشمني‌ها و جنايات را عليه ملت ايران به کار مي‌گيرد، با آغاز سال جدید در پايان تلاش دارد تا افکار عمومي را با صدور پيامي فريب داده و خود را خيرخواه ملت ايران معرفي کند، در حالي که قلب مردان و زنان سرزمين‌مان مملو از نفرت سردمداران استکبار جهاني است!
فريبکار بزرگ! با «تقديم بهترين آرزوهايش براي اين بهار جديد و سال نو» از منظري متکبرانه ادعا مي‌کند: «من از زمان آغاز رياست جمهوري‌ام فرصتي را به ايران ارائه داده‌ام که اگر به تعهدات بين‌المللي‌اش عمل کند، رابطه‌اي نو بين دو کشورمان مي‌تواند وجود داشته باشد و ايران مي‌تواند بازگشتن به جايگاه راستينش در ميان جامعه ملل را آغاز کند.»
وي با دخالت در مسائل داخلي کشورمان و با اتخاذ رويکردي فرصت‌طلبانه تلاش دارد تا نتايج انتخابات سال 92 را مصادره به مطلوب کند و مدعي مي‌شود: «سال قبل زماني که شما ـ مردم ايران ـ دکتر حسن روحاني را به عنوان رئيس‌جمهور جديدتان برگزيديد، صداي خودتان را به گوش رسانديد.»
اين در حالي است که آمريکايي‌ها در تمامي ادوار انتخابات در تلاش بوده‌اند تا از مشارکت و مشروعيت ملت ايران بکاهند و براي آنان روحاني و قاليباف و رضايي و جليلي يکسان بوده و از همگي آنها به عنوان فرزندان انقلاب کينه و نفرت دارند. کينه و عصبانيت غرب از حماسه‌سازي ملت ايران در ادوار انتخابات در کشورمان را مي‌توان در قطع‌نامه اخير پارلمان اروپا نيز مشاهده کرد؛ آنجا که در اين سياهه در مورد انتخابات سال 92 آورده است: «انتخابات رياست جمهوري ايران بر اساس استانداردهاي دموکراتيک مدنظر اتحاديه اروپا برگزار نشده است.»
اوباما در ادامه وي بلافاصله با رويکردي ترحم‌آميز و فریبکارانه اظهار می‌دارد که: «به هر حال در طول تاريخ شما، استعدادها و نبوغ ايرانيان به دستاوردهاي عظيمي در عرصه ادبيات و هنر، علوم و فناوري منجر شده است، اما دشواري‌هاي اقتصادي که بسياري از ايرانيان در سال‌هاي اخير متحمل شده‌اند کشور شما و دنيا را از مهارت‌هاي فوق‌العاده و مشارکتي که شما مي‌توانستيد ارائه دهيد محروم کرده است و شما شايسته بهتر از اين هستيد.»
اين در حالي است که فشارهاي اقتصادي حاصل خلق و خوي و سياست‌هاي استعمارگرانه‌اي بوده که وي و همکارانش در کاخ سفید [بخوانید سياه!] طراح آن بوده‌اند! البته اوباما به‌طور ضمني نيز در تلاش است تا القا کند سياست‌هاي استکباري تحريم‌ها کارآمد بوده و مانع رشد استعدادهاي ملت ايران شده است. در حالي که اتفاقاً همين تحريم‌هاست که در طول 35 گذشته روحيه خودباوري، استقلال و اتکا به خود را در جوانان ايران زمين دوچندان کرده و حاصل آن رشد و پيشرفت‌هاي علمي کشورمان در حوزه‌هاي مختلف دانش و از جمله فناوري هسته‌اي بوده است.
اوباما که به‌شدت نگران است به دليل دروغ‌ها و فريب‌ها و خلف وعده‌هاي مکررش در احترام به حقوق ملت ايران، مذاکرات هسته‌اي به سرانجام نرسد، در پايان پيامش چاپلوسانه و فريبکارانه مدعي مي‌شود: «اگر ايران اين فرصت را غنيمت شمارد، اين نوروز مي‌تواند نه تنها آغازي براي يک سال جديد، بلکه فصلي جديد در تاريخ ايران و نقش اين کشور در دنيا ... باشد.»! غافل از اينکه ملت ايران بيش از 35 سال است که چشم اميدی به دشمنانش ندارد و از 22 بهمن ۱۳۵۷ است که «فصلي جديد در تاريخ ايران و نقش اين کشور در دنيا» آغاز شده است!


نكته و نظر

اگر شل بیاییم سفت می‌خوریم!
نکته: یکی از دیپلمات‌های کشورمان در زمان جنگ بوسنی و کشتار مسلمانان تعریف می‌کرد که به همراه برخی از دیپلمات‌های دیگر کشورها قصد سفر از فرودگاه سارایوو به زاگرب را داشتم. مسئولان فرودگاه گفتند که امروز فقط یک پرواز می‌آید و آن پرواز هم آمریکایی است و طبق قوانین آن کشور، خلبان آمریکایی هر کسی را بخواهد، با خود می‌برد و این یعنی اینکه من را نخواهد برد. این را دو تن از سفرای مسلمان که من را می‌شناختند هم به شوخی و جدی به من گفتند. اگر می‌خواستم به سارایوو هم برگردم با توجه به اینکه جاده در آن وقت دست صرب‌ها بود، حتماً من را دستگیر می‌کردند . وقتی خلبان آمریکایی وارد شد، مسئول فرودگاه، مسافران را معرفی کرد و مرا که دورتر ایستاده بودم هم با دست نشان داد. خلبان آمریکایی به طرفم آمد و از من پرسید از کدام کشوری؟ به او گفتم قطعاً دوست نیستیم. خلبان آمریکایی خندید و گفت: حاضرم شما را به زاگرب ببرم. من که در دلم خوشحال بودم با ژستی جدی گفتم: بقیه را ببر که این‌قدر دست و پا می‌شکنند! دوباره خندید و گفت: آنان را نیز به خاطر شما می‌برم! پس از رفتن خلبان آمریکایی، آن دو سفیر مسلمان که اتفاقاً دولت‌های‌شان رابطه خوبی هم با آمریکا داشتند، رو به من کردند و گفتند: شما مردم دنیا را سر کار گذاشته‌اید، در خفا با هم دوست هستید ولی در آشکار، دشمن!
گفتم: این عزت را امام خمینی(ره) به ما داده است و نتیجه همان استقامت و مقاومت ما در برابر زورگویی‌های آمریکاست .
نظر: قابل توجه برخی سیاسیون که فکر می‌کنند اگر ما در برابر غرب به‌ویژه آمریکایی‌ها سر تعظیم فرود آوریم و کوتاه بیاییم، آنها با ما محترمانه برخورد می‌کنند؛ در حالی که واقعاً اینگونه نیست. آنها گاه به دشمنی که سرسخت است، بیشتر احترام می‌گذارند تا کسی که ذلیلانه به دنبال احترام آنان است. هر گاه شل آمده‌ایم، حتماً سفت خورده‌ایم...!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

نگرانی آیت‌الله مکارم از وضعیت امر به معروف در جامعه
فرزند آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع بزرگ تقلید به‌همراه نماینده ایشان در تهران و جمعی از طلاب و علمای حوزه علمیه قم به نمایندگی از ایشان، با خانواده شهید «علی خلیلی» دیدار کردند ، در این دیدار نگرانی این مرجع تقلید نسبت به فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و جرأت پیدا کردن گروهی برای در ضعف قرار دادن مقوله امر به معروف و نهی از منکر را ابراز کردند.
فرزند آیت‌الله مکارم اظهار کرد: آیت‌الله مکارم شیرازی بسیار نگرانند که انجام این کار کم شود و آمر به معروف و ناهی از منکر، در موضع ضعف قرار بگیرد. وی تصریح کرد: عملاً اکنون مسئله به‌عکس شده است و همه به آمر به معروف می‌گویند این کار را نکن و اصلاً به تو چه ربطی دارد. فرزند آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: این مسئله، نگرانی علما و مراجع است که ذهنیت عدم انجام امر به معروف و نهی از منکر جا بیفتد.
همچنین این مرجع تقلید در پیامی، شهادت این طلبه جوان را تبریک و تسلیت گفته و نوشته است؛ این روحانی مجاهد در راه دو فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر به‌دست اراذل و اوباش شربت شهادت نوشید. قرآن مجید قتل این‌گونه مجاهدان را هم‌ردیف کفر و کشتن پیامبران الهی دانسته و قاتلان را به عذاب الیم الهی تهدید می‌کند. پویندگان راه امام حسین(ع) و شهید راه کربلا هرگز از این‌گونه شهادت‌ها نمی‌هراسند و از میدان امر به معروف و نهی از منکر دور نمی‌شوند و آن را مایه افتخار خود و طایفه خود می‌دانند.
مادر شهید علی خلیلی نیز در سخنانی با تشکر از آیت‌الله مکارم شیرازی تصریح کرد: باید به پرورش جوانانی مثل علی همت گمارده شود، نه خرج میلیاردها پول برای بیمارستان‌هایی که موقع پذیرش فرزند من، درخواست پول کنند.وی افزود: تربیت جوانان، اولویت مهمی است و باید برای آن، تلاش زیادی صورت گیرد.





حیله‌های صهیونیستی از قطعنامه اروپا بیرون زد

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به قطعنامه ضد ایرانی اخیر اتحادیه اروپا گفت: حیله‌های صهیونیستی از قطعنامه سخیف جامعه اروپا سر درآورد.
سردار سرلشکر بسیجی دکتر سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، با تبریک آغاز سال 93 «سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» به ملت ایران، در واکنش به قطعنامه راهبردهای مداخله‌جویانه اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی اظهار داشت: بار دیگر حیله‌های صهیونیستی از قطعنامه سخیف جامعه اروپا سر درآورد؛ قطعنامه‌ای که سراسر مغایر حقوق بشر است. وی افزود: اروپا با اشتباه و جرمی که در اوکراین مرتکب شد، بار دیگر اشتباه محاسباتی خود در قبال ملت بزرگ ایران و انقلاب اسلامی را تکرار کرد. سرلشکر فیروزآبادی با بیان اینکه جامعه اروپا در این قطعنامه چهره زشت خود را آشکار ساخت، تصریح کرد: اقدام مداخله‌جویانه اتحادیه اروپا و تعیین تکلیف برای ملت بزرگ ایران و اظهار همدستی با سران فتنه تا حمایت از همجنس‌بازان، از مشخصات چهره سیاه اروپا است. رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در ادامه یادآور شد: بخش آخر این بیانیه نشان می‌دهد که اروپا همه امیدش به عمل شنیع همجنس‌بازان ختم می‌شود! که ضد حقوق طبیعی انسان‌ها و مغایر آموزه‌های پیامبران بزرگ الهی و دین مقدس اسلام است. دکتر فیروزآبادی با تأکید بر اینکه «اروپا و آمریکا و ریشه صهیونیستی آنها باید بدانند مبارزه ناموفقی را با معنویت و نور آغاز کرده‌اند که شکست آن هم‌اکنون قطعی است»، گفت: ملت‌های جامعه اروپا با احساس سرافکندگی از مواضع زشت مسئولان خود قطعاً معنویت و نور را انتخاب خواهند کرد. عضو شورای امنیت ملی با بیان اینکه ملت ایران با اقتدار به مبارزه علیه انحطاط اخلاقی ادامه خواهد داد، افزود:‌ ما به این مبارزه افتخار کرده و توصیه می‌کنیم خردمندان جامعه اروپا به تجدیدنظر نسبت به این مواضع غیرقانونی و ضد حقوق بشری اقدام کنند. وی در پایان تأکید کرد: ایران اسلامی را با این ترفندهای شیطانی نمی‌توان ترساند، ما خواهان انحطاط سقوط اخلاقی در اروپا هم نیستیم و بازگشت آنها را به تعالیم پیامبران گرامی سفارش می‌کنیم.





چرا آمریکا به شهروندان واشنگتن «حق رأی» نمی‌دهد؟

کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد در چهارمین گزارش دوره‌ای خود درباره وضعیت حقوق بشر در ایالات متحده آمریکا، از دولت این کشور خواست به محرومیت شهروندان واشنگتن از حق رأی و نداشتن نماینده در کنگره این کشور پایان دهد.
کمیته حقوق بشر در این گزارش با استناد به ماده 25 میثاق حقوق مدنی و سیاسی، «نگرانی خود را از محروم نگه داشته شدن ساکنان واشنگتن از حق خود برای انتخاب نماینده صاحب رأی در مجالس نمایندگان و سنای آمریکا ابراز داشته است.» این کمیته همچنین به‌صراحت خطاب به دولت آمریکا نوشته است که «باید به ساکنان واشنگتن حق رأی اعطا شود.» 646 هزار نفر ساکنان واشنگتن از حق رأی و داشتن نماینده در کنگره این کشور محروم هستند و اعتراض‌های آنان در رابطه با نقض ابتدایی‌ترین اصل دموکراسی یعنی «هر نفر یک رأی»، تاکنون نتیجه‌ای در بر نداشته است. با توجه به محرومیت مردم واشنگتن از «شرکت در اداره امور کشورشان» و «شرکت در انتخابات»، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، دولت آمریکا را ناقض این حقوق ابتدایی بشریت خوانده و خواستار تغییر این وضعیت شده است. بر اساس آمارهای موجود، بیش از 60 درصد مردم واشنگتن از نژاد سیاه آفریقایی هستند و احتمال می‌رود علت اصلی محروم ماندن ساکنان این شهر از حق رأی، رنگ پوست آنان باشد. مردم این شهر از بدو پیدایش کنگره در سال 1791 از حق رأی محروم بوده‌اند، اما پس از 170 سال تلاش در سال 1961 موفق شدند که حکومت مرکزی را قانع کنند تا به آنها اجازه داده شود در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کنند و در یکی از دو مجلس کنگره (مجلس نمایندگان) نماینده‌ای داشته باشند، اما دولت آمریکا به شرطی با این درخواست مردم موافقت کرد که نماینده واشنگتن در کنگره حق رأی نداشته باشد. برای مجلس سنا هم حتی اجازه ندادند مردم «نماینده‌ای بدون حق رأی» داشته باشند. هم‌اکنون خانم «الینور نورتون» سیاه‌پوست، نماینده مردم واشنگتن در مجلس نمایندگان آمریکاست که می‌تواند در جلسات حاضر شود و به مذاکرات گوش کند، اما حق رأی دادن و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها را ندارد.




گنبدی که قرار بود «آهنین» باشد نه...!

انتشار خبر اختلال در سامانه موشکی «گنبد آهنین» رژیم صهیونیستی و شلیک اشتباه دو فروند موشک به شهرک صهیونیست‌نشین «ایلات» بار دیگر ناکارآمدی این سامانه موشکی در برابر تهدیدات بالقوه و بالفعل علیه اشغالگران را نمایان کرد.
به گزارش پایگاه خبری «فلسطین الآن»، منابع آگاه صهیونیستی اعلام کردند که سامانه موشکی «گنبد آهنین»، به طور اشتباهی دو فروند موشک شلیک کرده است. این در حالی است که پیش از این ادعا شده بود نیروهای مقاومت دو فروند موشک مذکور را به سمت «ایلات» شلیک کرده‌اند، اما پایگاه اطلاع‌رسانی اسرائیلی «0404» با رد این موضوع گفته است که «گنبد آهنین» به‌اشتباه دو فروند موشک شلیک کرده و ارتش این رژیم نیز در حال بررسی این مسئله است. سامانه دفاع ضدموشکی «گنبد آهنین» یک سامانه دفاع زمین به هوای توسعه ‌داده‌ شده از سوی صنایع دفاعی «رافائل» رژیم صهیونیستی برای مقابله با انواع موشک‌ها و تهدیدات هوایی علیه سرزمین‌های اشغالی است و بنا بر ادعای فرماندهان ارتش صهیونیستی، توانایی تشخیص آن را دارد که کدام موشک به سمت مناطق مسکونی و کدام به سمت مناطق بی‌خطر می‌رود و از قابلیت درگیری با چندین هدف و شبکه محور بودن چندین سامانه فعال در منطقه که همیشه با هم در حال تبادل اطلاعات هستند نیز برخوردار است. حال این سامانه عریض و طویل دفاع موشکی که می‌کوشد تا 24 ساعته از امنیت سرزمین‌هایی که همیشه سایه ترس و مرگ را بر سر شهروندان خود می‌بیند، دفاع کند، در ادامه ناکارآمدی‌های خود، نه‌تنها این وظیفه اصلی خود را تأمین نکرده، بلکه خود امروز به خطری جدی برای امنیت شهرک‌نشینان صهیونیست تبدیل شده است. ارتش صهیونیستی بخش عمده‌ای از سامانه موشکی «گنبد آهنین» را دقیقاً به منظور مقابله با موشک‌های گروه‌های فلسطینی، در نزدیکی باریکه غزه مستقر کرده تا بتواند جلوی موشک‌های مقاومت را بگیرد، اما در این جنگ و در صحنه عمل آشکار شد که این سامانه حداقل در برابر حجم انبوه موشک‌باران موفق نخواهد بود. بنابراین وقتی گنبد آهنین نمی‌تواند در برابر راکت‌های معمولی مقاومت فلسطین، از امنیت سرزمین‌های اشغالی محافظت کند، به طریق اولی در برابر موشک‌های پیشرفته و «نقطه‌زن» حزب‌الله لبنان قادر به هیچ عکس‌العملی نخواهد بود.


خط خبر

علت رفتارهای غیر مسئولانه آمریکا در برابر ایران
مرور تحولات حدود ۹ ماه گذشته نشان می‌دهد به موازات افزایش اظهارات مثبت و حاکی از اعتماد مقامات دولتی در ایران نسبت به آمریکا، رفتار دولت آمریکا درباره ایران خصمانه‌تر، تحقیرآمیزتر و زیاده‌خواهانه‌تر شده است. برخی ارزیابی‌ها حکایت از آن دارد که آمریکا به این جمع‌بندی رسیده است که دولت حسن روحانی روند آغاز شده با آمریکا را به هیچ قیمتی ترک نخواهد کرد! و بنابراین می‌توانند حتی درباره موضوعاتی بسیار کوچک و پیش پا افتاده نیز دست به رفتارهای تحقیرآمیزکننده زده و از ایران امتیاز بخواهند. به نوشته سایت «ایران هسته‌ای» رویه مسالمت‌جویی افراطی دولت در مقابل آمریکا، هم درخواست‌های آمریکا از ایران را بیشتر خواهد کرد و هم امتیازاتی را که بناست ایران در یک معامله احتمالی دریافت کند به حداقل مقدار ممکن کاهش می‌دهد.

توصیه رهبر معظم انقلاب به مداح مشهور در ایام فاطمیه
یکی از مداحان مشهور جناب آقای حاج‌عباس حیدرزاده در برنامه نینوا که از شبکه رادیو معارف پخش شد، خاطره‌ای را نقل کرد. وی گفت: ایام فاطمیه‌ای در محضر رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) مداحی کردم؛ اواخر مداحی به حضار در مجلس گفتم حالا همه دست‌ها را بیارن بالا و چند مرتبه صدا بزنند یا زهرا(س). پس از پایان مداحی برای احترام و عرض ادب خدمت مقام معظم رهبری رسیدم، ایشان پس از احوالپرسی مطالبی به این مضمون فرمودند: فلانی ما در هیچ کجا نه در منابع شیعه و نه در منابع سنی نداریم که در هنگام بردن نامی غیر از خدا دستان خود را بالا ببرید. از این به بعد این کار را نکنید و به دیگر مداحان هم این مطلب را بگو. وقتی شما این کار را بکنید، بهانه به دست دیگران می‌افتد و می‌گویند ببینید آنها در کنار نام خدا برای ائمه هم دستان خود را بالا می‌برند.

حیات سیاسی تندروهای اصلاح‌طلب به هاشمی گره خورده است

یاسر هاشمی، فرزند هاشمی رفسنجانی درخصوص دوری و نزدیکی اصلاح‌طلبان به آقای هاشمی رفسنجانی گفت: دو تحلیل دارم؛ اول اینکه بخش عمده‌ای از آنها به اشتباهات‌شان پی بردند. وی گفت: تحلیل دیگر این است که چاره‌ای جز این نداشتند؛ یعنی یک تاکتیک سیاسی بود که شاید هنوز هم در میان تندروهای اصلاح‌طلب کسانی باشند که اعتقادی به سیاست، منش و رفتار آقای هاشمی ندارند، اما حیات سیاسی خودشان را در چنین رفتاری می‌بینند و به ایشان رجوع می‌کنند. البته شاید از نظر رفتار سیاسی خیلی هم بد نباشد، اما ما باید واقع‌بینانه به موضوعات نگاه کنیم. آنها قبول کرده‌اند که باید خود را به آقای هاشمی نزدیک کنند، اما طبعاً بخشی از این مسئله، تاکتیک سیاسی است که باید در برابر آن هوشیاری به خرج داد. اواسط سال گذشته آقای حجاریان به‌طور جدی ایده نامزدی آقای هاشمی در انتخابات را مطرح کرد. در حالی‌که بسیاری به‌دنبال آقای خاتمی یا برخی دیگر از چهره‌های اصلاح‌طلب بودند، آقای حجاریان گفت که اینها را رها کنید و برای نامزدی آقای هاشمی تلاش کنید. اما وقتی به گذشته بازمی‌گردیم، می‌بینیم که روزنامه صبح‌امروز تندترین حملات را نسبت به آقای هاشمی در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ انجام می‌داد.

یونسی: رئیس وزرای دولت تدبیر و امیدم!
دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی با بیان اینکه این سمت به معنای ریاست بر وزیران کابینه است، گفت: عنوان دستیار در همه جای دنیا به این معنا است که رئیس‌جمهوری در مواردی که فرصت ندارد و یا به هر دلیلی امکان ورود به عرصه‌ای را پیدا نمی‌کند، دستیاری را منصوب می‌کند تا او کارها را پیش ببرد. بنابراین به نظر من دستیار ویژه رئیس‌جمهور کاری مهم‌تر از وزارت است. دستیار ویژه رئیس‌جمهور در پاسخ به این پرسش که دستیار ویژه رئیس‌جمهور نوعی نیابت از رئیس‌جمهوری است یا به تعبیری دیگر ریاست بر وزیران نیز معنا می‌شود، گفت: بله معنایش همین است. وی اضافه کرده است: دستیار ویژه رئیس‌جمهور رأساًً اختیار ویژه‌ای ندارد و اختیار او به نیابت از اختیارات رئیس‌جمهوری است و ما پیگیر اجرایی شدن مطالبات، خواسته‌ها و قول‌های رئیس‌جمهوری هستیم و خارج از وعده‌های آقای روحانی نه چیزی می‌خواهیم و نه کاری انجام می‌دهیم.

طی مسیری 500 ساله در 35 سال
سرلشکر حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس در یاد‌واره 500 شهید شهرستان‌های بم، ریگان، فهرج و نرماشیر در مسجد جامع بم گفت: دو مسئله تأثیر اساسی طی تاریخ داشته است، یکی حرکت‌ها و دیگری شخصیت‌ها که حرکت‌های فکری طی تاریخ به وجود آمده و شخصیت‌هایی را در خود داشته که تأثیرگذار بودند. وی عنوان کرد: پیامبر گرامی اسلام (ص) تأثیر اساسی و زیربنایی در فکر، اندیشه و اداره بشر داشته‌اند و در این زمینه جریان‌ها، حرکت‌ها و شخصیت‌های منفی نیز وجود داشتند. فرمانده نیروی قدس سپاه تصریح کرد: امام خمینی(ره) یکی از شخصیت‌هایی است که با خلق انقلاب اسلامی، اسلام ناب محمدی(ص) را در جامعه پیاده کرد و خیلی‌ها مثل امام راحل مسیر تاریخ را تغییر دادند و امام ما کسی بود که کشور را از مسیر قهقرایی بیرون کشید. سلیمانی با بیان اینکه انقلاب اسلامی دستاوردهای عمیقی دارد که بدون این دستاوردها ناقص است، خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی ما در 35 سال گذشته مسیری 500 ساله را طی کرد و توانست جهان اسلام را متحول کند.

نشانه سکوت اکثریت در برابر فساد!
تولیت مسجد مقدس جمکران با بیان اینکه در سال‌های گذشته 25 نفر در میدان امر به معروف و تذکر به مرتکبان منکر به شهادت رسیدند، تصریح کرد: گناه شهادت این شهدا فقط به گردن قاتلان آنان نیست؛ اگر فرد فرد ما امر به معروف می‌کردیم شهدای امر به معروف تنها نمی‌ماندند. حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان در مراسم گرامیداشت شهید حجت‌الاسلام علی خلیلی گفت: امر به معروف غریبانه و عدم ورود دیگران به صحنه، زمینه را برای جسارت اشرار و اراذل فراهم می‌کند.

صف تجارت با ایران شکل گرفته است

NTV، شبکه ترک اعلام کرد: باوجود تمامی پیشرفت‌ها در مذاکرات ایران و گروه 1+5، کاخ سفید درباره برقراری روابط اقتصادی با ایران هشدار داده است ولی پرسش اینجاست که آیا همه کشورها به این هشدار توجه می‌کنند یا خیر؟ باید بگوییم خیر! زیرا بسیاری از کشورها هم اکنون برای تجارت با ایران صف کشیده‌اند تا آمریکا از رشد سریع و جهشی میزان تجارت‌های خارجی تهران ناخرسند باشد؛ امری که از نظرها پنهان نیست. این شبکه ‌افزود: نمایندگان بسیاری از کشورها از جمله ترکیه، ایتالیا، استرالیا، سوئد، ایرلند، هندوستان، گرجستان و قزاقستان برای تجارت با ایران راهی شده‌اند. از فرانسه نیز هیئت‌هایی برای انجام امور تجاری به ایران رفته‌اند. چین و روسیه نیز ترجیح می‌دهند پیش از بقیه با ایران تعامل اقتصادی داشته باشند.

بهائیت با پیشنهاد کاشت ناخن تبلیغ می‌کند

به‌تازگی تعدادی خانم در واگن‌های متروی تهران در خطوط مختلف آن به‌ویژه در خط یک و دو اقدام به دعوت از مردم به ویژه بانوان برای حضور در کلاس‌های فرقه ضاله بهائیت می‌کنند. به گزارش دانا، این خانم‌ها در پوشش‌هایی مثل پیشنهاد برای کاشت رایگان ناخن و فروش لوازم آرایشی و... با مسافران شروع به گفت‌وگو و در نهایت اهداف خود را تشریح می‌کنند تا در کلاس‌های آموزشی فرقه ضاله بهائیت حضور پیدا کنند و با مبانی آن آشنا شوند. همچنین این افراد، در قالب کلاس‌های انرژی‌درمانی نیز اقدام به ترویج فساد اخلاقی خانم‌ها و بی‌قیدوبندی نسبت به حجاب و بنیان خانواده می‌کنند. این افراد که به صورت گروهی(هر گروه متشکل از سه تا پنج نفر) عمل ‌می‌کنند در نقاط مختلف از جمله مترو با طرح بحث‌های مختلفی که به چند مورد از آن اشاره شد، اقدام به پیاده‌سازی موضوعات مورد نظر خود می‌کنند. در نهایت هم زمانی که این افراد نسبت به فرد مورد نظر اطمینان حاصل کردند آدرس و شماره تلفن محل این کلاس‌ها و کارشان که گفته شده درحوالی ورامین است را به افراد متقاضی می‌دهند.


یادداشت
سهراب فیضی

اااااااا


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

بازگشت مطبوعات پس از دو هفته تعطیلی!
حسین عبداللهی فر

در روزهای ابتدای سال نودوسه همچون سال‌های گذشته، پیشخوان روزنامه‌فروشی‌ها خالی از نشریات بودن و روزنامه‌ها به‌تدریج و از روز شنبه شانزدهم فروردین ماه منتشر شدند! یعنی پس از خوابی بیش از دوهفته‌ای تیتر بیشتر آنان سخنان مقام معظم رهبری در روزهای آغازین سال نودوسه بود. سخنانی که در صفحه ابتدایی بسیاری از روزنامه‌ها با رویکردهای متفاوت پوشش داده شد، روزنامه‌های «رسالت» و «جوان» با پوشش دادن دغدغه‌های فرهنگی معظم‌له، با کلماتی درشت به نقل از ایشان نوشتند: مجموعه‌های انقلابی نقاط ضعف فرهنگی را به رخ مسئولان بکشند. روزنامه «کیهان» نیز به سخنان رهبر معظم انقلاب پیرامون مسائل جهانی توجه کرده بود و عنوان نخست خود را به این جمله از رهبر معظم انقلاب اختصاص داده بود که: «واقعیات جامعه جهانی مطابق خواسته آمریکا پیش نمی‌رود.» اما روزنامه‌های اصلاح‌طلب تنها نام سال نودو سه را به نقل از رهبر معظم انقلاب در صفحه اول خود قرار داده بودند، از جمله عناوین دیگری که حضور پررنگی در صفحه اول اولین شماره روزنامه‌های کشور در سال جدید داشت، اخبار مبتنی بر آزادی مرزبانان کشورمان بود که در بهمن ماه سال پیش از سوی گروهک تروریستی الجیش العدل ربوده شده بودند. در این زمینه روزنامه «وطن امروز» با درج عنوان «پنج منهای یک» به انتقاد از مسائل پیرامونی این موضوع پرداخت و نوشت: گروهک تروریستی الجیش‌العدل در صفحه فیس‌بوک خود اعلام کرده است، با پایان یافتن مذاکرات با علمای اهل سنت، سربازان ایرانی ربوده شده، آزاد و تحویل علمای اهل سنت شدند، این گروهک تروریستی در بیانیه خود به میانجیگری علمای اهل سنت و مطالبه آنها در این باره اشاره کرده است که در این رابطه، نگرانی‌ها و نکات قابل‌تأملی وجود دارد. علاوه بر شهادت جمشید دانایی‌فر که بهای سنگینی بود، روند آزادشدن مرزبانان کشور به گونه‌ای صورت گرفت که به مذاکره با تروریست‌ها رسمیت داده شد و این موضوع می‌تواند فتح بابی برای تکرار این قبیل اقدامات یعنی گروگانگیری باشد، اما موضوع بسیار مهم دیگری که روزنامه‌های اصلاح‌طلب در برابر آن سکوت و سعی کرده بودند آن را بایکوت خبری کنند، قطع‌نامه مداخله‌جویانه و ضد ایرانی پارلمان اروپا علیه کشورمان بود، اما این خبر از چشم دیگر رسانه‌های مکتوب دور نمانده بود، روزنامه «وطن امروز» عنوان اصلی خود را به این موضوع اختصاص داده و آورده بود: پارلمان اروپا: انتخاب روحانی دموکراتیک نبود!
روزنامه «کیهان» نیز در سرمقاله خود به قلم حسین شریعتمداری نوشت: قطع‌نامه یاد شده در یک کلام از ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم دعوت می‌کند که از اسلام، انقلاب، استقلال، آزادی، حاکمیت ملی و همه داشته‌های دیگر خود دست بکشند و به یکی از مستعمرات قرون وسطایی آمریکا و متحدان اروپایی آن تبدیل شوند!
روزنامه «جوان» نیز به قلم عبدالله گنجی در این راستا با تحلیل رویکرد غرب به کشورمان تنها راه مقابله با دشمنان را مبارزه دانست و نوشت: مصوبه حقوق بشری غرب نشان می‌دهد اروپا زمان حال را مناسب‌ترین زمان برای دخالت غیر متعارف در ایران می‌داند، گنجی در تأیید این موضوع ادامه می‌دهد، مذاکرات هسته‌ای نشان داد که غرب دخالت‌های خود را با هدف تحقیر ملی ایرانیان دو چندان کرده است. حقوق بشر، سیستم موشکی، حمایت از سران فتنه، ملاقات و اهدای جایزه به اپوزیسیون در داخل کشور و تعیین شاخص‌های رفتاری برای دولتمردان ما و... امروز از پیش بیشتر شده است. این روند نشان می‌دهد که هیچ امتیاز و هیچ لبخندی موجب صرف‌نظر غرب از اعمال ارزش‌های مدنظر خود در جهان غیر غرب نمی‌شود و باز باید به سخنان امام راحل مراجعه کنیم؛ «بزرگ‌ترین ساده‌اندیشی آن است که روزی گمان کنیم جهانخواران از ما و اسلام عزیز دست برداشته‌اند.»(2/6/۱۳۶۷)
اما خبر جالب و قابل توجه دیگری که روی صفحه اول روزنامه اصلاح‌طلب «آرمان» خودنمایی می‌کرد، خبری مبتنی بر دیدارهای مسئولان دولتی در استان قم بود، این روزنامه با انتخاب عبارت «دیدارهای محرمانه» برای عنوان اصلی خود نوشته بود: سیزدهم نوروز بود که رئیس دفتر رئیس‌جمهور به قم سفر کرد و با مراجع تقلید دیدار داشت، درباره آنچه میان نهاوندیان و مراجع و بزرگان قم گذشته است خبری به بیرون درز نکرده است، این روزنامه همچنین از احتمال سفر حسن روحانی در آینده نزدیک به این استان خبر داده است. همچنین این روزنامه نزدیک به دولت از افرادی که با عنوان مراجع و بزرگان از آنها یاد کرده است، نامی به میان نیاورد!
اما حادثه‌ای که جز چند روزنامه، در قریب به اتفاق روزنامه‌های کثیرالانتشار مغفول مانده بود، خبر شهادت ‌طلبه جوان، «علی خلیلی» شهید امر به معروف و نهی از منکر بود؛ غفلتی که در ابتدای سالی که رهبر معظم انقلاب همگان را متوجه مسئله فرهنگ کرده‌اند، زنگ خطر را در همین اولین روز انتشار رسانه‌های مکتوب کشور به صدا در آورد. امید است که در سال جاری شاهد اصلاح این رویکرد در فضای رسانه‌ای باشیم، ضمن انتقاد مجدد و همیشگی به تعطیلی دو هفته‌ای نشریات در ایام عید این روند را خلاف مصلحت رسانه‌ای و مطبوعاتی کشور می‌دانیم.
ان‌شاءلله


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر استمرار جدال روسيه و غرب در زمين اوكراين
گام‌هاي مسكو براي تحقير اروپا و آمريكا
اوكراين از جمله مناطقي بوده است كه از آغاز سال 1393 تا كنون همچنان از كانون‌هاي اصلي تحولات جهاني است كه سرنوشت آن مي‌تواند بر عرصه منطقه‌اي و جهاني تأثيرگذار باشد. چنانكه پيش‌بيني مي‌شد برگزاري همه‌پرسي و رأي مردم كريمه مبني بر پيوستن به روسيه به جاي اوكراين، پايان جدال ميان روسيه و آمريكا و اروپا نبوده و هر روز ابعاد جديدي از اين تنش‌ها را شاهديم. هر كدام از طرفين تلاش كرده‌اند تا از ابزارهاي متعدد سياسي، نظامي و اقتصادي براي به چالش كشاندن طرف مقابل بهره گيرند.
در حوزه اقتصادي اروپا و آمريكا از حربه مالي بهره گرفته‌اند، چنانكه از يك سو كنگره آمريكا و اتحاديه اروپا ميلياردها دلار وعده اقتصادي را براي دولتمردان خودخوانده اوكراين مطرح كرده‌اند و از سوي ديگر، طرح تحريم روسيه را اعلام داشته‌اند. در نقطه مقابل، روسيه از ظرفيت‌هاي اقتصادي معكوس اما اثرگذارتر از كمك‌هاي اقتصادي غرب در برابر اوكراين برخوردار است، چنانكه روسیه با اعلام بدهی گازی ۷/۱ میلیارد دلاری اوکراین، قیمت فروش گاز به اوکراین را حدود ۴۰ درصد افزایش داد. در دستاوردي ديگر براي روسيه، وزیر منابع طبیعی این کشور اعلام کرد ذخایر گازی شبه‌جزیره کریمه به بیش از 165 میلیارد متر مکعب می‌رسد كه می‌تواند تقويت‌كننده مواضع مسكو در برابر غرب باشد. اوكراين در صورت اجبار براي پرداخت بدهي‌ها و افزايش بهاي گاز روسيه، عملاً در بهره‌گيري از كمك‌هاي اقتصادي اروپا و آمريكا ناتوان خواهد بود، لذا ابزار فشار مسكو در حوزه اقتصادي بر حمايت‌هاي اقتصادي غرب از اوكراين برتري دارد.
در حوزه نظامي نيز از يك طرف مسكو با اعلام كريمه به عنوان محور امنيت روسيه بر تقويت نظامي آن تأكيد كرد. وزیر دفاع روسیه عنوان کرد که بیش از هشت هزار نیروی سابق ارتش اوکراین در کریمه برای دریافت گذرنامه روسی اقدام کرده‌اند. وی همچنین اعلام کرد که تاکنون سه هزار تن از این نیروهای اوکراینی مدارک و گذرنامه‌های روسی خود را دریافت کرده‌اند.
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز از تمهیدات جدید این کشور در حوزه دریای بالتیک برای مقابله با تهدیدات روسیه خبر داد. «ماری هارف» افزود: «در هفته‌های اخیر، شش فروند هواپیمای اف‌پانزده دیگر به ناوگان عملیات گشت هوایی ناتو در حوزه دریای بالتیک اضافه کردیم. همچنین دوازده فروند اف‌‌شانزده به لهستان فرستاده‌ایم تا در تمرین‌های نظامی نیروی هوایی ارتش این کشور حضور داشته باشند. همچنین دوره عملیات کشتی «تراکستون» در دریای سیاه را تمدید کرده بودیم و اکنون که این کشتی عزیمت کرده است، یکی دیگر از کشتی‌های نیروی دریایی ارتش در مسیر دریای سیاه است. اعضای ناتو هم دیروز وعده دادند برای انجام دادن این کار از ما حمایت کنند.» از طرف ديگر روسيه، بر پاسخگويي بر تحركات ناتو در مرزهاي خود تأكيد كرده است. در واكنش به اين تحركات وزیر امور خارجه روسیه هم اعلام کرد این کشور خواهان پاسخگویی ناتو درباره فعالیت‌های این ائتلاف نظامی غربی در شرق اروپا است.
لاوروف در گفت‌وگو با خبرنگاران در یک کنفرانس خبری مشترک با همتای قزاق خود اعلام کرد: «ما سوال‌هایی از ناتو پرسیده‌ایم. ما نه تنها انتظار پاسخ داریم، بلکه انتظار پاسخ‌هایی داریم که کاملاً مبتنی بر احترام به قوانین مورد توافق ما باشد.» آمریکا از رومانی خواسته است تا شمار نظامیان و هواپیماهای خود را در رومانی افزایش دهد. آمریکا می‌خواهد با افزودن ۶۰۰ نفر نظامی خود به ۱۰۰۰ نظامی در این پایگاه، شمار نیروهای نظامی مستقرش را به ۱۶۰۰ نفر برساند. همچنین قرار است، بر اساس این خواسته، بر تعداد جنگنده‌های آمریکایی در این پایگاه افزوده شود. رومانی یکی از ۲۸ کشور عضو ناتو است. نكته قابل توجه آنكه ناسا نيز در بیانیه‌ای اعلام کرد همه روابطش با روسیه را به جز در زمینه همکاری در عملیات مستمر در ایستگاه بین‌المللی فضایی، به سبب تنش اوکراین به حالت تعلیق درآورده است.
مجموع اين رفتارها در حالي صورت گرفته که بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند تحركات آمريكا بيشتر جنبه نمادين براي پاسخگويي به انتقادات داخلي آمريكا و حفظ چهره جهاني اين كشور دارد، چراكه عملاً واشنگتن توان اقدام نظامي و يا تحريم روسيه را ندارد و در نهايت بايد پذيرنده طرح‌هاي مسكو باشد. عدم پاسخگويي آمريكا به طرح روسيه مبني بر لزوم اداره شدن اوكراين به صورت فدرالي را می‌توان نمودي از اين حقيقت دانست. نكته مهم ديگر در تحولات اوكراين، سوءاستفاده دوباره آمريكا از اروپا است. آمريكا با محور قرار دادن اروپا و ناتو به عنوان مقابله‌كننده با روسيه در اوكراين عملاً به دنبال سوءاستفاده از آنها است. رفتارهاي آمريكا نشان مي‌دهد كه اين كشور از ناكامي در برابر روسيه در اوكراين آگاه است، لذا برآنند تا هزينه‌هاي خود را در اين ناكامي كاهش دهند. سناريوي آمريكا چنان است كه در صورت شكست غرب در اوكراين، اروپا محور شكست معرفي شود. در حالي كه در نهايت، اين اروپايي‌ها خواهند بود كه هزينه‌هاي اقتصادي تقابل با روسيه را خواهند پرداخت.
با توجه به آنچه ذكر شد می‌توان گفت كه تحولات اوكراين در مسير برتري روسيه در حركت است، در حالي كه اروپا نيز به دليل همراهي با آمريكا می‌رود تا بازنده اصلي اين تحولات باشد كه تبعات آن را در افزايش بهاي انرژي انتقالي روسيه به اروپا و نيز سخت‌تر شدن مواضع مسكو در مسائلي نظير مذاكرات ايران و گروه 1+5 و تحولات سوريه می‌توان مشاهده كرد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

تغيير بدون تغيير!
سال 1393 در حالي آغاز شده كه يكي از محورهاي اصلي محافل رسانه‌اي و سياسي جهان را نوع نگاه غرب در قبال جمهوري اسلامي ايران تشكيل مي‌دهد. بررسي عملكردهاي رفتاري كشورهاي اروپايي و آمريكا داراي نكات قابل‌توجهی است. باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا به مناسبت نوروز پيامي را روخواني كرد كه در آن در كنار ادعاي رويكرد تعاملي، همچنان همان سخنان قديمي عليه حقوق هسته‌اي ملت ايران و نيز دخالت‌هاي آمريكا در امور ايران به بهانه حقوق بشر و تروريسم را تكرار كرد. وي در حالي ايران را به نقض حقوق بشر و حمايت از تروريسم متهم کرد كه در سخنانش اشاره‌اي به اسارت مرزبانان ايراني به دست گروه‌هاي تروريستي در مرز پاكستان مشاهده نشد كه خود نشانه‌اي بر واهي بودن ادعاهاي به اصطلاح بشردوستانه و نيز اتهامات وي عليه ايران است.
تحركات ضد ايراني اوباما زماني تكميل شد كه به‌موجب حکم یک قاضی فدرال آمریکا، ساختمان اداری «میدتاون» نیویورک که محل استقرار تعدادی از شرکت‌های ایرانی بود مصادره شد و از عواید حاصل از فروش آن بخشی از غرامت کسانی که «قربانیان تروریسم» خوانده شده‌اند، پرداخت خواهد شد. در همين زمان «دمسي» رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا در سفر به سرزمين‌هاي اشغالي فلسطين از همراهي آمريكا با صهيونيست‌ها در صورت اقدام نظامي عليه ايران سخن گفت. نقطه اوج اقدامات ضد ايراني آمريكا را در ابراز نگراني واشنگتن از انتخاب «حميد ابوطالبي» كه در كارنامه خود حضور در تسخير لانه جاسوسي آمريكا را دارد مي‌توان مشاهده كرد.
آمريكايي‌ها در طول دو هفته گذشته براي تكميل پروژه ضد ايراني خود به بازي گرفتن اروپا را نيز اجرا كرده‌اند، چنانكه اتحاديه اروپا راهبردي را در قبال ايران تصويب كرد كه بخش‌هاي عمده‌اي از آن تكرار ادعاهاي حقوق بشري آمريكا عليه ايران بود. اروپايي‌ها اين بار با ادعاي حقوق بشر زبان تهديد را عليه ملت ايران به كار بردند، در حالي كه بندهاي اين راهبرد دخالت آشكار در امور ايران و ناديده گرفتن حقوق ملت ايران در تعيين سرنوشت خود است، چنانكه آنها حضور مردم در انتخابات رياست جمهوري سال گذشته را زير سوال بردند و آن را مغاير با استانداردهاي خود عنوان کردند. اروپايي‌ها همچنين بر همراهي با‌ آمريكا در قبال ايران تأكيد كردند كه نشانه‌اي بر ادامه خصومت آنان با ملت ايران است. در حوزه بين‌المللي نيز غرب تلاش كرد تا فعاليت‌هاي ضد ايراني خود را تكرار کند، چنانكه در شوراي حقوق بشر به دنبال تصويب قطعنامه‌اي با ادعاي نقض حقوق بشر در ايران و حمايت جمهوري اسلامي از تروريسم بوده‌اند. نبايد ناديده گرفت كه همين كشورهاي غربي با تحرك كشورهاي عربي از جمله عربستان و بعضاً پاكستان تلاش كرده‌اند تا ايران را درگير چالش‌هاي منطقه‌اي کنند؛ طرحي كه نمود عيني آن را در عدم همراهي پاكستان براي آزادسازي مرزبانان ايراني از دستان گروه‌هاي تروريستي مي‌توان مشاهده كرد.
به هر تقدير آنچه ذكر شد، بخشي از تحركات آمريكا و اروپا عليه جمهوري اسلامي و ملت ايران بوده كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم صورت گرفته است. نكته قابل توجه، تقارن اين تحركات با دور جديد مذاكرات كارشناسي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 است. مجموع اين رفتارها نشان مي‌دهد كه غرب همچنان در توهم باج‌گيري از ملت ايران با ابزار نخ‌نما شده تحريم و تهديد است، در حالي كه در ظاهر، ادعاي همگرايی و تعامل را سر مي‌دهد.
برآوردها از رفتار غربي‌ها حكايت از آن دارد كه اين كشورها هنوز نتوانسته‌اند خود را با واقعيت‌ها منطبق سازند و همچنان در تصورات باطل خود غوطه‌ورند. در اين اوضاع دستگاه ديپلماسي كشورمان با رويكرد قاطعانه در پاسخگويي به گستاخي‌ها و لفاظي‌هاي غرب مي‌تواند پيام قاطع ملت ايران مبني بر عدم تسليم شدن در برابر زياده‌گويي‌هاي غرب را به اين كشورها منتقل سازد كه ضمن تقويت موقعيت ايران در مذاكرات هسته‌اي، زمينه‌ساز شكست ديگر غرب در برابر اراده ملت ايران و نظام اسلامي در حفظ استقلال و‌ آزادي و تحقق حقوق خود در عرصه‌هاي مختلف باشد. 


پرونده

طرح کنگره آمریکا برای پذیرش غنی‌سازی اورانیوم ایران
شماری از نمایندگان کنگره آمریکا پیش‌نویس طرحی را تهیه کرده‌اند که براساس آن غنی‌سازی اورانیوم در ایران پذیرفته می‌شود. به گزارش روزنامه انگلیسی تایمز و پایگاه خبری ایلاف، «روبرت آینهورن» یکی از افرادی است که در تهیه این طرح نقش داشته است و از او به عنوان «مهندس تحریم‌ها علیه ایران» یاد می‌شود. این پیش‌نویس طرح هنوز در مراحل مقدماتی است و برای تبدیل شدن به قانون باید به تصویب اعضای دو مجلس سنا و نمایندگان و سپس رئیس‌جمهور آمریکا برسد. این طرح دارای بخش‌های مختلفی است که مهم‌ترین آن به شرح زیر است:
ـ تعداد دستگاه‌های سانتریفیوژهای ایران کاهش یابد.
ـ ذخایر اورانیوم غنی شده ایران کاهش یابد.
ـ تأسیسات فردو به مرکز پژوهشی ـ تحقیقاتی تبدیل شود.
ـ ایران با نصب دوربین‌های نظارتی مدار بسته در مراکز هسته‌ای‌اش موافقت کند.
ـ ایران می‌تواند غنی‌سازی اورانیوم را در نسبت پایین داشته باشد.
ـ ایران باید تولید مرکز هسته‌ای آب سنگین اراک را به شدت کاهش دهد.
ـ در صورتی که ایران تعهدات هسته‌ای‌اش را اجرا کند تحریم‌های این کشور به صورت تدریجی رفع خواهد شد.
ـ در صورتی که ایران به تعهدات هسته‌ای‌اش عمل نکند با گزینه نظامی فوری آمریکا روبه‌رو خواهد شد.
موضوع ابوطالبی تأثیری در مذاکرات هسته‌ای ندارد

جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد: معرفی حمید ابوطالبی به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل متحد تأثیری بر مذاکرات هسته‌ای نخواهد داشت. وی با اشاره به حضور حمید ابوطالبی در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی در تهران در این باره گفت: انتخاب کسی که گزارش شده در تسخیر سفارت آمریکا مشارکت داشته است، تأثیری در مذاکرات هسته‌ای با ایران نخواهد داشت. جی کارنی گفت: مسئله معرفی سفیر و مسئله مذاکرات هسته‌ای دو موضوع جداگانه هستند. گفتنی است سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در روزهای گذشته در واکنش به معرفی حمید ابوطالبی به عنوان نماینده جدید ایران در سازمان ملل متحد گفته بود این اقدام مشکلات زیادی به وجود خواهد آورد.
ظریف: به نتیجه مذاکرات هسته‌ای خوش‌بین هستم

«محمدجواد ظریف» وزیر خارجه ایران ابراز امیدواری کرد مذاکرات هسته‌ای تا پیش از پایان فرصت تعیین شده در توافق ژنو به نتیجه برسد. وی در دومین روز از مذاکرات هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی در وین، در پاسخ به خبرنگار رویترز گفت امیدوار است این مذاکرات به یک توافق نهایی منجر شود. ظریف با اشاره به پایان مهلت شش ماهه تعیین شده در توافق اولیه ژنو گفت: من در مورد نتیجه مذاکرات تا بیستم جولای خوش‌بین هستم.
مذاکرات هسته‌ای ایران وارد مرحله مهمی شده است

چین اعلام کرد آماده همکاری با طرف‌های مرتبط با مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 برای پیشرفت دور جدید مذاکرات است. هونگ، سخنگوی وزارت خارجه چین با اشاره به این نکته که مذاکرات هسته‌ای ایران وارد مرحله جدید و مهمی شده است، گفت: عناصر اصلی توافق جامع موضوع اصلی مذاکرات پیش رو خواهند بود. وی گفت: چین از طرف‌های مذاکره می‌خواهد که مذاکرات آرامی را دنبال کنند و دیدگاهی عملی و هدفمند را دنبال کنند و به دنبال زمینه‌های مشترک برای حل اختلاف‌ها و به‌طور مشترک به دنبال منافع جمعی و مذاکره بردـ برد باشند.


اقتصادى
سعید مهدوی

عزم ملی و مدیریت جهادی برای اقتصاد
مقام معظم رهبری سال‌های اخیر را عمدتاً با موضوعات اقتصادی و بحث‌های مرتبط با آن نامگذاری و هدفگذاری کرده‌اند. ایشان به درستی جنگ یک‌جانبه اروپا و غرب را علیه اقتصاد کشور شناخته و با هدف‌گذاری، نام‌گذاری سال‌های اخیر را عمدتاًًًًً به مسائل اقتصادی اختصاص داده‌اند. البته به دلایل مختلفی که در این مطلب نمی‌گنجد کشور از بعد اقتصادی به اهداف مورد نظر و تعیین شده دست نیافته و معظم‌له نیز در اواخر سال گذشته به صراحت به این موضوع اشاره فرمودند. لذا مقام معظم رهبری سال ۹۳ را به نام «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری کردند و تلاش مجاهدانه مردم و مسئولان را لازمه تحقق شعار سال دانستند.
مقام معظم رهبری در سال جدید، اقتصاد و فرهنگ کشور را با دو مقوله «عزم ملی» و «مدیریت جهادی» گره زده‌اند و این دو را، راه و وسیله تحقق اهداف اقتصادی و فرهنگی کشور معرفی کرده‌اند که در ادامه به تشریح بعد اقتصادی آن می‌پردازیم:
* عزم ملی؛ زمانی که اقتصاد ضعیف، وابسته و شکننده، به یکی از آسیب‌ها و معضلات کشور مبدل شده که دشمن با تکیه و امید بر آن، دولت و ملت ایران را تحت فشار قرار می‌دهد و زمانی که با برنامه‌ها و تدابیر فراوان هنوز اقتصاد کشور به اقتصادی پویا (درون‌زا و برون‌گرا) مبدل نگشته، این مهم نیازمند همت و اراده مصمم همه اقشار جامعه در هر سنی می‌شود. عزم ملی یعنی تک‌تک آحاد ملت برای دستیابی به آرمان‌ها و اهداف مشخص، بدون ملاحظه به خواسته‌ها و نیازهای شخصی در آن مشارکت دارند. در این عزم ملی، منافع جامعه و مردم بر منافع شخصی، گروهی و حتی جناحی و حزبی اولویت خواهد داشت و در یک کلام، منافع ملی و کلان، بر منافع خرد و مقطعی ارجحیت پیدا خواهد کرد.
* مدیریت جهادی؛ نوعی مدیریت ویژه و فی‌سبیل‌الله است که نمونه بارز آن را در دفاع مقدس شاهد بودیم. دولت و ملت ایران ثمره این مدیریت راه چشیده‌اند و تجربه ثابت کرده که مدیریت جهادی یکی از موثرترین روش‌ها برای فائق آمدن بر مشکلات پیش‌آمده است. در مسیر اجرای مدیریت جهادی باید مدیرانی کم‌توقع و پر تحرک پا به میدان بگذارند و برای دستیابی به اهداف نظام، کارها را با جدیت دنبال کنند به تنها چند ویژگی از مدیریت جهادی در حال حاضر اشاره می‌شود:
۱ـ تکیه اقتصاد کشور بر عوامل داخلی
۲ـ حرکت اقتصاد کشور به سوی اقتصاد مردمی و محدود شدن اقتصاد دولتی
۳ـ شناسایی و بسیج ظرفیت‌ها و توانمندی‌های موجود در کشور
۴ـ توجه به تولیدات داخلی و صادرات کالاهایی که در ساخت آنها مزیت داریم
۵ـ کاستن از وابستگی اقتصاد کشور به فروش نفت خام وحرکت به سمت صادرات فراورده‌های نفتی
۶ـ افزایش ارزش افزوده کالاهای صادراتی در داخل کشور
۷ـ شناسایی نیازهای ضروری و اساسی مردم در حوزه اقتصاد و برنامه‌ریزی برای کنترل و رفع آنها
۸ـ ایجاد فرصت‌های برابر برای تمامی بنگاه‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاران داخلی
۹ـ بالا بردن نقش بنگاه‌های خرد اقتصادی در داخل کشور در جهت افزایش تولید
10ـ مبارزه جدی و قوی با مفاسد اقتصادی و از بین بردن بسترهای فساد.
حال اگر عزم ملی پشتوانه و همراه مدیریت جهادی باشد، بدیهی است که اقتصاد بهبود می‌یابد و دیگر این بخش، تهدیدی برای کشور محسوب نمی‌شود، بلکه به یک فرصت برای پیشبرد اهداف مقدس نظام اسلامی تبدیل می‌شود. به راستی که رهبری معظم امسال نیز چون سال‌های گذشته با توجه به وضعیت داخلی کشور و همچنین اوضاع منطقه و جهان، چشم‌انداز سال 93 را این‌چنین مدبرانه و دقیق مشخص کرده‌اند.


نداى قدس

آمریکا ناقض آزادی بیان در مورد فلسطین
اسقف سابق آفریقای جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل، افزایش تلاش‌های حقوقی در آمریکا برای محدود کردن آزادی‌بیان علیه حامیان عدالت در فلسطین را محکوم کرد. به گزارش خبرگزاری قدس، «دیسموند توتو» اسقف اعظم سابق کیپ‌تاون یکی از چهره‌های برجسته در مبارزه با تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی با صدور بیانیه‌ای در محکومیت تلاش آمریکا برای محدودکردن آزادی‌بیان در فلسطین و مجازات تحریم‌کنندگان صهیونیستی نوشت: من امروز می‌نویسم تا نگرانی شدید خود در مورد موجی از اقدامات حقوقی در ایالات متحده با هدف مجازات و ارعاب کسانی که از وجدان خود صحبت می‌کنند و موارد نقض حقوق بشر علیه ملت فلسطین را به چالش می‌کشند، اعلام کنم. دو عضو کنگره آمریکا لایحه‌ای را پیشنهاد کردند که براساس آن به دنبال تصویب قانونی هستند که گروه‌های دانشگاهی را که همکاری با مؤسسات آموزش عالی‌رژیم صهیونیستی‌‍ را تحریم می‌‌کنند، محروم کنند. در پیش‌نویس این لایحه آمده است: هر موسسه آکادمیکی که اسرائیل را تحریم کند بودجه دولتی فدرال را از دست خواهد داد.
شهادت 12 فلسطینی و اسارت 364 فلسطینی در ماه مارس

به گزارش پایگاه اینترنتی میدل ایست مانیتور، مرکز احرار برای مطالعات اسرا و حقوق بشر فلسطین در گزارش ماهیانه خود از جنایات رژیم صهیونیستی اعلام کرد که نظامیان صهیونیست در ماه گذشته میلادی دوازده فلسطینی را به شهادت رساندند و 364 فلسطینی را در شهرهای مختلف کرانه باختری و غزه به اسارت گرفتند. عبدالناصر فروانه کارشناس امور اسرای فلسطینی در گزارشی اعلام کرده بود که براساس آمارهای موجود، رژیم صهیونیستی سالیانه حدود 760 فلسطینی را به اسارت می‌گیرد.
درخواست از موسسه بیل گیتس برای تحریم شرکت صهیونیستی G4s

بیش از 120 سازمان بین‌المللی و فلسطینی از بنیاد «بیل و ملیندا گیتس» بزرگ‌ترین موسسه خیریه در جهان خواستند تا سرمایه‌های خود را از شرکت امنیتی صهیونیستی جی فور اس (G4s) خارج کند. شرکت امنیتی انگلیسی جی فور اس (G4s) که روابط تنگاتنگی با رژیم صهیونیستی دارد یکی از معروف‌ترین شرکت‌های امنیتی جهان است که این رژیم را به تجهیزات مختلف شکنجه و تسلیحات سرکوبگرانه مجهز می‌کند، این در حالی است که فروش بسیاری از این تجهیزات در قوانین بین‌الملل ممنوع است. به کارگیری برخی از این تجهیزات علیه زندانیان فلسطینی در زندان‌های اسرائیل حتی به مرگ زندانیان منجر شده است. به نوشته روزنامه گاردین چاپ انگلیس، موسسه بیل و گیتس سه درصد از سهام موسسه امنیتی جی فور اس به ارزش 110 میلیون یورو (172 میلیون دلار) را خریداری کرده است. براساس این گزارش، این خرید سهام درست یک روز پس از تظاهرات علیه نقش شرکت جی فور اس در سوء‌استفاده از حقوق بشر در فلسطین انجام شد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

چرا اردوغان در انتخابات پيروز شد
قاسم غفوري

سرانجام انتخابات شهرداري‌هاي تركيه به عنوان آزموني بزرگ پيش روي دولت با محوريت حزب عدالت و توسعه به نخست‌وزيری رجب طيب اردوغان برگزار شد.
براساس نتایج شمارش آرا،‌ حزب اردوغان (عدالت و توسعه) حدود 46 درصد از کل آرا را کسب کرد. در رتبه بعدی هم حزب جمهوری‌خواه خلق (مهم‌ترین حزب مخالف) 28 درصد از آرا را به خود اختصاص داد. حزب اردوغان همچنین توانست در شهرهای استانبول و آنکارا نیز پیروز شود.
اردوغان پس از اعلام نتايج اوليه انتخابات گفت: آرای مردمی دست‌های کسانی را که استقلال ترکیه را نشانه گرفته‌ بودند و در پی سوءاستفاده از صندوق‌هاي رأی بودند، از بین برد. ترکیه به معارضانی حقیقی غیر از معارضان کنونی نیاز دارد؛ زیرا این معارضان در پی ایجاد تفرقه میان مردم و تبعیض هستند.
نخست‌وزیر ترکیه، پیروزی نامزدهای حزب عدالت و توسعه را نشانه اعتماد مردم ترکیه و شکست مخالفان و توطئه‌گران دانست. وی در سخنرانی خود بارها به تندی از «فتح‌الله گولن» فعال دینی ـ سیاسی ترکیه‌ای آمریکانشین انتقاد کرده و به روال هفته‌های گذشته، به جای آنکه مستقیماً از او نام ببرد، با به کاربردن لفظ «پنسیلوانیا»، محل اقامت گولن، او را عامل مشکلات امنیتی ترکیه دانسته است.
هرچند پيروزي حزب اردوغان در انتخابات شهرداري‌ها از يك سو موقعيت وي را در برابر مخالفان تقويت می‌کند و حتي انگيزه وي براي حضور در انتخابات رياست‌جمهوري را قوت مي‌بخشد، اما همچنان يك سوال اساسي مطرح است و آن اينكه، چرا باوجود چالش‌هاي اقتصادي و نارضايتي گسترده مردمي از سياست‌هاي غربگرايانه اردوغان از جمله اقدامات خصمانه وي عليه سوريه، مردم بار ديگر به اردوغان اعتماد و نمايندگان وي را انتخاب كردند؟
براي پاسخ به اين پرسش، بررسي تحولات دروني و بيروني تركيه، امري قابل توجه است. نخست؛ عملكردهاي ماه‌هاي اخير اردوغان است. اردوغان هرچند كه همچنان بر غربگرايي اصرار دارد چنانكه شاهد تشديد تحركات نظامي تركيه عليه سوريه هستيم، اما در حوزه داخلي و خارجي، گام‌هايي در چارچوب مطالبات مردمي برداشته است. بخشي از اين تحركات در قبال افزايش آزادي‌هاي اجتماعي به‌ويژه اجراي وعده‌هاي اردوغان در باب آزادي فعاليت زنان محجبه است، چنانكه در انتخابات اخير اين كشور، مردم شاهد حضور زنان محجبه بودند كه با استقبال چشمگیري نيز همراه شد. در حوزه بيروني نيز تركيه بهبود روابط با عراق، جمهوري اسلامي ايران و برخي كشورهاي شرقي نظير چين و ژاپن و... را در پيش گرفت كه با استقبال و حمايت مردمي همراه شد.
دوم؛ عملكردهاي جريان‌هاي لائيك و غربگرا در ساختار دروني تركيه بوده است. جريان‌هايي مانند جريان گولن و جمهوري‌خواه خلق كه بر اصل بازگشت تركيه به دوران آتاتورك و حذف اسلامگرايي از اين كشور تأكيد داشتند.
جريان‌هايي كه در صورت به قدرت رسيدن، دستاوردهاي سال‌ها‌ي اخير مردم تركيه در حوزه اسلام‌خواهي را نابود مي‌سازند. در اين شرايط، مردم تركيه باوجود نارضايتي از رفتارهاي دولتمردان آنكارا به نخست‌وزيري اردوغان در حوزه داخلي و بيروني، ميان گزينه بد و بدتر، گزينه بد را انتخاب كرده تا مانع از بازگشت كشورشان به دوران حاكميت لائيك‌ها گردند.
به عبارتي ديگر مي‌توان گفت كه رأي مردم تركيه به هم‌قطاران اردوغان در انتخابات شهرداري‌ها، دادن فرصتي ديگر به اردوغان و جريان‌هاي اسلامگرا بوده تا بتوانند با اصلاح رفتارهاي نادرست سه سال اخير خود، بار ديگر در مسير مطالبات مردمي قرار گيرند. استمرار مخالفت‌هاي گسترده با تحركات نظامي تركيه عليه سوريه و همراهي كشورشان با آمريكا، نشانگر اين اصل مهم است كه رأي مردم تركيه صرفاً يك فرصت براي دولت اردوغان بوده، نه نشانه تأييد سياست‌هاي وي.
تاريخ اين فرصت را نيز مي‌توان تا زمان انتخابات پارلماني دانست. مردم تركيه با رأي خود در انتخابات شهرداري‌ها در كنار مقابله با طرح‌هاي جريان‌هاي ضد اسلامگرايي، اين فرصت را ايجاد كردند تا اردوغان بتواند تا انتخابات پارلماني، صداقت رفتاري خود را به مردم اثبات کند. امري كه در صورت تحقق نیافتن، شكست حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلماني را رقم خواهد زد.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد، مي‌توان گفت اردوغان در صورتي مي‌تواند از پيروزي در انتخابات شهرداري‌ها براي رسيدن به اهداف خود از جمله پيروزي در انتخابات پارلماني و رياست‌جمهوري بهره گيرد كه سياست‌هاي نادرست خود را در عرصه داخلي و خارجي جبران کند و در مسير خواست مردم گام بردارد. تلاش براي اجراي مطالبات اسلام‌خواهانه مردم و نيز پايان دادن به همراهي با غرب و كشورهاي مرتجع عربي مي‌تواند زمينه‌ساز اين مهم باشد. دگرگوني در رفتارهاي خصمانه در مقابل سوريه و پايان دادن به اجراي طرح‌هاي غرب در قبال اين كشور را مي‌توان سرآغازي مهم براي پاسخگويي اردوغان به اعتماد مردم به وي دانست كه مي‌تواند نقشي مهم در تقويت حمايت‌هاي مردمي از او در برابر مخالفان داشته باشد.


روزهاي پر فرازونشيب در انتظار مصر
علي تتماج

مصر از جمله کشورهای شمال آفریقا بود که در سال 2011 با قیام‌های مردمی علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی همراه بود که نتیجه آن نیز سرنگونی مبارک بود. اکنون در حالی 40 ماه از آغاز این قیام‌ها می‌گذرد که این کشورها دورانی حساس را پیش رو دارند. در این چارچوب در کنار ادامه اعتراضات مردمی و سرکوب‌گری دولت خودخوانده به ریاست «عدلی منصور» با محوریت نظامیان، چند تحول مهم قابل توجه است. نخست؛ اعلام حکم اعدام برای سران اخوان‌المسلمین، به‌گونه‌ای که منابع خبری از حکم اعدام بیش از 529 عضو اخوان خبر داده‌اند. حکمی که سنگین‌ترین حکم از زمان سرنگون‌سازی دولت مرسی به حساب می‌آید. این در حالی است که صدها نفر از اعضای اخوان نیز در زندان به سر می‌برند و حکم شرکت در تظاهرات حمایت از اخوان نیز پنج سال زندان عنوان شده است. هر چند که جریان حاکم ادعا دارد که به دنبال حذف اخوان از عرصه سیاسی نیست؛ اما در عمل، تمام تحرکات در جهت حذف و محدودسازی اخوان صورت می‌گیرد، به‌گونه‌ای که اکنون سران اخوان یا به اعدام محکوم شده‌اند و یا اینکه در زندان به سر می‌برند که نتیجه آن نیز کوتاه شدن قامت جریان اخوان برای حضور در انتخابات خواهد بود که مانع از کسب اکثریت کرسی‌ها در انتخابات پارلمانی و حتی ناتوانی اخوان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود.
دوم آنکه؛ پس از هفته‌ها گمانه‌زنی سرانجام السیسی از سمت وزارت دفاع مصر استعفا داده و خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. در حالی «صبحی» به عنوان وزیر دفاع معرفی شد که السیسی با نام تمکین به خواست مردم برای حضورش در انتخابات وارد عرصه سیاست شد! السیسی در عین حال اعلام کرد که دارای کمپین انتخاباتی نخواهد بود و مردم به صورت خودجوش برای وی تبلیغات می‌کنند. وی در عین حال تأکید کرد که حل مشکلات اقتصادی و برقراری امنیت از اصلی‌ترین طرح‌های وی است. شعار وی را عدم بازگشت به دوران مبارک و مرسی و رسیدن به دورانی روشن تشکیل می‌دهد.
تمام این تحولات در حالی صورت می‌گیرد که یک اصل، محور رفتاری دولتمردان خودخوانده، نظامیان، اخوان و جریان‌های سیاسی و مردمی را تشکیل می‌دهد و آن، برنامه‌ریزی برای انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی است؛ انتخاباتی که نه‌تنها برای مردم و سیاستمداران مصری، بلکه برای بازیگران منطقه‌ای و جهانی نیز دارای اهمیت است، چنانکه کشورهایی مانند عربستان و امارات در کنار کمک‌های مالی به مصر حذف سایر رقیبان عربی را نیز در پیش گرفته‌اند که طرح‌های گسترده برای حذف قطر از عرصه مصر نمودی از این رفتار است. کشورهای غربی و آمریکا نیز با افزایش حمایت‌های اقتصادی و نظامی به دنبال تقویت موقعیت خود در این کشور هستند، چنانکه آمریکا از آغاز دوباره ارسال سلاح به مصر خبر داده است. در جمع این تحولات، یک اصل مشاهده می‌شود و آن، تشکیل ائتلافی از بازماندگان دوران مبارک، جریان‌های سیاسی سکولار و حتی جریان‌هایی مانند عمروموسی و سلفی‌ها برای تقویت موقعیت السیسی است. برخی ناظران معتقدند که شرایط اقتصادی و امنیتی مصر به گونه‌ای شده که از یک سو بخش عمده‌ای از مردم (تقریباً 50 درصد) از حضور در انتخابات خودداری خواهند کرد و با عدم حضور سران برجسته اخوان در انتخابات، بخش دیگری از مردم نیز در انتخابات مشارکت نمی‌کنند. در نهایت بین 30 تا 40 درصد واجدان شرایط (از 52 میلیون واجد شرایط) احتمالاً در انتخابات حضور می‌یابند. با توجه به اینکه 40 درصد اقتصاد در دستان نظامیان است و در حوزه امنیتی نیز ارتش بیشترین نقش را ایفا می‌کند و دلسردی مردم از روند سیاسی کشورشان، احتمال قوت گرفتن پیروزی السیسی در انتخابات مطرح است، این احتمال وجود دارد که همزمان با السیسی، بازماندگان دوران مبارک نظیر احمد شفیق، آخرین نخست‌وزیر مبارک نیز خود را نامزد انتخابات کنند تا مردم را میان گزینه بد و بدتر قرار دهند و در نهایت مردم، گزینه‌ای به جز پذیرش السیسی برای جلوگیری از ریاست جمهوری احمد شفیق پیش رو نداشته باشند.
با توجه به این اوضاع می‌توان گفت که مصر اکنون دوران حساسی را سپری می‌کند، به‌ویژه اینکه، تحرکات گسترده‌ای برای حذف اخوان از عرصه و تقویت موقعیت السیسی در حال شکل گرفتن است. هر چند که اجرای حکم اعدام سران اخوان دور از ذهن است و احتمالاً این احکام به حبس ابد تغییر می‌کند، اما در نهایت حذف اخوان از صحنه به شدت پیگیری می‌شود تا اخوان با حداقل‌ها وارد انتخابات شود تا با ناکامی اخوان در انتخابات و دلسردی حامیان اسلامگرایی، بازماندگان دوران مبارک با محوریت نظامیان بتوانند بیشترین جایگاه را در انتخابات ریاست‌جمهوری و پارلمانی کسب کنند. دموکراسی هدایت شده‌ای که در ظاهر، خواست مردم مطرح است، اما در عمل، در جهت مطالبات مخالفان قیام مردم مصر و طرحی برای بازگرداندن مصر به دوران گذشته است؛ طرحی که همچنان یک چالش را پیش رو دارد و آن، ادامه حضور مردم در خیابان‌ها و تأکید آنان بر عدم پذیرش بازگشت کشورشان به دوران مبارک است.


از نگاه دیگران

رسوايي جنجالي اولمرت
چندي پيش، يكي از دادگاه‌هاي رژيم صهيونيستي، «ايهود اولمرت» نخست‌وزير اسبق اين رژيم را به اتهام فساد و رشوه‌خواري در ماجراي موسوم به «هولي‌لند قدس» مقصر دانست و محكوم كرد. اين رسوايي اولمرت در محافل صهيونيستي، بدترين شكل فساد در تاريخ اين رژيم عنوان شد. آن‌گونه كه از سال 2010 به بعد فاش شد، وي طي دوران شهرداري غرب قدس در سال 2003 در ازاي اعطاي تسهيلات براي ساختمان «هولي‌لند» يك‌ونيم ميليون شيكل دريافت كرده بود، اما دستگاه قضايي رژيم صهيونيستي ميزان اين رشوه را به نصف اين مبلغ كاهش داده است. با اين حال پس از طرح اتهام‌هايي در مسائل ديگر، جايگاه سياسي اولمرت از سپتامبر 2008 به بعد يعني دو سال پس از به عهده گرفتن نخست‌وزيري رژيم صهيونيستي، ضعيف‌تر شد و وی سرانجام مجبور شد به استعفا دهد. گفتني است او در سپتامبر 2012 به يك سال حبس تعليقي همراه با 75 هزار و 200 شيكل جريمه محكوم شده بود تا اينكه سرانجام چندي پيش، حكم محكوميت وي در مورد قضيه «هولي‌لند» در دادگاه اثبات شد. «ديويد روزن» قاضي پرونده اولمرت در مصاحبه مطبوعاتي گفت آن‌گونه كه از سخنان مقامات قضايي بر مي‌آيد، حكم دادگاه مبني بر هفت سال حبس اولمرت بوده و قرار است از آوريل اجرا شود.
محكوم شدن اولمرت، يك فاجعه در سوابق وي محسوب مي‌شود كه مي‌تواند طومار زندگي سياسي او را در هم بپيچد. اگرچه بسياري از مقام‌هاي سياسي رژيم صهيونيستي پس از گذراندن محكوميت باز هم به صحنه سياسي بازگشتند، ولي اتهام‌هاي آنان تا اين حد سنگين نبوده است. البته نبايد اين نكته را هم از نظر دور داشت كه در اين رژيم آپارتايدي، همه چيز حتي بازگشت اولمرت امكان‌پذير است.
به شهادت قاضي روزن، رژيم صهيونيستي زمين حاصلخيزي براي ظهور انواع فساد و مافياست. شايد طبقه سياسي و نظامي اين رژيم، نقشي اساسي را در تعميق چنين مسائلي ايفا مي‌كنند. اين پديده چند دليل دارد: اولاً اينكه؛ سران رژيم صهيونيستي خود نيز به دوام اين رژيم اعتقاد ندارند زيرا مي‌دانند كه اين رژيم طبق روند طبيعي ايجاد نشده است. دوم اينكه؛ ساختار فكري، سياسي و اخلاقي نخبگان سياسي صهيونيست، بسيار ضعيف است؛ زيرا مي‌دانند كه روايت صهيونيستي از تاريخ، بر مشتي دروغ و مسائل ناسازگار با واقعيت استوار شده است. سوم آنكه؛ ماهيت رابطه با كشورهاي سرمايه‌دار غربي به‌ويژه آمريكا كه همه نوع حمايت مالي و اقتصادي از رژيم صهيونيستي به عمل مي‌آورند، محيط مناسبي را براي كلاهبرداري و رانت‌خواري فراهم مي‌آورد و سرانجام اينكه رابطه اركان سرمايه‌داري جهاني و جنبش صهيونيسم که در بسياري از خانواده‌هاي صهيونيست ريشه دوانده، نقشي اساسي را در تقويت پديده فساد و رشوه‌خواري در اين رژيم ايفا مي‌كند.
منبع: الحيات الجديده
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 614

نگرانی آمریکا از تعیین نماینده ایران در سازمان ‌ملل
باشگاه خبرنگاران (13/1/1393): وزارت امورخارجه آمریکا در بیانیه‌ای درباره تعیین «حمید ابوطالبی» به عنوان نماینده دائم ایران در سازمان ملل ابراز نگرانی شدید کرد. «ماری هارف» معاون سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا با اشاره به اینکه واشنگتن تعیین «ابوطالبی» را از نزدیک تحت نظر دارد، مدعی شد: این انتخاب سبب بروز نارضایتی می‌شود. وی با این وجود اذعان کرد: ما به عنوان میزبان سازمان ملل موظفیم نمایندگان انتخابی کشورها برای سازمان ملل را بپذیریم. معاون سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا در بخش دیگری از اظهارات خود با حمایت از اقدامات غیرقانونی دیپلمات‌های این کشور در اوایل انقلاب اسلامی ایران گفت: ما خدمات گروگان‌های آمریکایی سفارت آمریکا در ایران در سال ۵۸ را بسیار ارج می‌نهیم.
تكرار سياست تهديد
خبرگزاری فارس(3/1/1393): 23 سناتور آمریکایی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور این کشور خواستار اتخاذ مواضعی قاطع در مقابل برنامه هسته‌ای ایران شدند. این نامه که از سوی سناتورهای دموکرات و یک سناتور مستقل امضا و به تازگی به اوباما ارسال شده و از وی خواسته شده تا در توافق نهایی با ایران بر این موضوع اصرار ورزد که ایران قادر به خرید یا ساخت سلاح هسته‌ای نباشد. این 23 سناتور از رویکرد دوگانه اوباما در مقابل ایران که شامل تحریم‌ها علیه ایران همراه با مذاکرات است، استقبال کردند، اما از وی خواستند تا روند قاطعی از شفافیت و راستی‌آزمایی را طی کند تا اطمینان حاصل شود ایران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی نیست.
ایران نمونه یک ناوهواپیمابر آمریکایی را می‌سازد
خبرگزاری فارس(4/1/1393): مقامات آمریکایی اعلام کرده‌اند که ایران در حال ساخت نمونه‌ای از یک فروند ناو هواپیمابر آمریکایی در نزدیک شهر بندرعباس در خلیج‌فارس است. سه مقام دولت آمریکا گفتند که تهران روند این ساخت‌وساز «عجیب» در نزدیک بندرعباس در خلیج‌فارس را پنهان نکرده است و تصاویر گرفته شده از ماهواره‌ها، این کشتی را نشان می‌دهد که اندک‌اندک در حال شکل‌گیری است و شبیه ناو هواپیمابر آمریکا از نوع «نیمیتز» است. برخی مقامات در وزارت دفاع آمریکا که خواستند نامشان فاش نشود، به خبرگزاری فرانسه گفتند: ما معتقدیم که ایرانی‌ها تلاش می‌کنند از این راه، کار تبلیغاتی بکنند و این امر عجیب است. نمی‌دانیم ایران از طریق ساخت این کشتی به‌دنبال چیست؟
عصبانیت آمریکا از انتخاب سفیر ایران در سازمان ملل
باشگاه خبرنگاران (13/1/1393): سناتور ارشد جمهوریخواه انتخاب «حمید ابوطالبی» به عنوان سفیر جدید ایران در سازمان ملل را عصبانی‌کننده توصیف کرد. سناتور «تد کروز» با تأکید بر اینکه تلاش خود را می‌کند تا از ورود «ابوطالبی» سفیر جدید ایران در سازمان ملل جلوگیری کند، گفت: ایران یکی از گروگانگیران سابق سفارت آمریکا در تهران را برای خدمت به عنوان سفیر خود در سازمان ملل برگزیده است. کروز همچنین گفت: این عصبانی‌کننده است که ایران حمید ابوطالبی را که عضوی از انجمن دانشجویان مسلمان بوده که 52 آمریکایی را 444 روز گروگان گرفته‌اند به عنوان نماینده دائم و جدید خود در سازمان ملل برگزیده و به دنبال اخذ روادید برای وی است.
پاسخی دیگر از آمریکایی‌ها به حسن‌نیت ایران
خبرگزاری تسنیم(14/1/1393): به‌موجب حکم یک قاضی فدرال آمریکا، ساختمان اداری «میدتاون» نیویورک که محل استقرار تعدادی از شرکت‌های ایرانی بود مصادره شده و از عواید حاصل از فروش آن بخشی از غرامت کسانی که «قربانیان تروریسم» خوانده شده‌اند، پرداخت خواهد شد. شرکت‌های ایرانی مستقر در برج اداری «میدتاون» نیویورک در پی صدور حکمی از قاضی دادگاهی در ناحیه منهتن این شهر مجبور به تخلیه این ساختمان (با قیمتی بیش از 500 میلیون دلار) و واگذاری آن به نهادهای فدرال آمریکا برای پرداخت غرامت به تعدادی از شاکیان که در دادگاه مدعی شده بودند از «اقدامات تروریستی ایران شامل حملات یازده سپتامبر» آسیب دیده‌اند‌، شدند. در حکم صادره از سوی «کاترین فارست» قاضی فدرال ناحیه منهتن آمده است که این شرکت‌ها بایستی ساختمان را تحویل دهند، زیرا (این شرکت‌ها) به‌عنوان پیشخوان و جلودار دولت ایران عمل کرده در نتیجه طبق قوانین فدرال جزئی از دولت ایران هستند.


هویت 356

فرانسه: افزایش نژادپرستی
در حالي فرانسه خود را مدعي حمايت از حقوق بشر معرفي مي‌كند كه درون اين كشور هر روز ابعاد جديدي از نقض حقوق‌بشر با خط‌دهي دولتمردان اين كشور شكل مي‌گيرد، چنانكه گزارش اخیر کمیته ملی مشورتی حقوق‌بشر نشان می‌‏دهد از چهارسال پیش تا کنون میزان تسامح در جامعه فرانسه کاهش یافته و در مقابل، ‏میزان نژادپرستی به‌شدت افزایش یافته است.‏ «کریستین لازرگ» رئیس این کمیته، با اشاره به اینکه نژادپرستی به شکل استفاده از ‏عبارات نژادپرستانه در میان تمام طبقات جامعه فرانسه نمود پیدا می‌کند، نسبت به ‏افزایش این پدیده هشدار داد.‏ وی افزود:-بر اساس نظرسنجی‌هایی که طی چهارسال گذشته در میان مردم فرانسه ‏انجام شده است، تعداد کسانی که به نژادپرستی خود اقرار می‌کنند افزایش یافته است.‏ رئیس کمیته ملی مشورتی حقوق بشر بر اهمیت توجه به مبارزه با نژادپرستی از طریق ‏آموزش تأکید کرد و گفت: هرچه سطح فرهنگی جامعه بالاتر رود، میزان نژادپرستی کاهش ‏خواهد یافت.‏
انگليس: خشونت گسترده علیه زنان

افزايش نقض حقوق و خشونت عليه زنان در انگليس چنان شدت گرفته است كه سازمان ملل اعلام کرد برای نخستین‌بار قصد دارد یک گزارشگر حقوق بشر خود را به‌منظور بررسی خشونت علیه زنان در انگلیس به لندن اعزام کند. شورای حقوق بشر سازمان ملل در بیانیه‌ای اعلام کرد: رشیده مانجو، کارشناس حقوق بشری این شورا قرار است از تاریخ 31 مارس تا 15 ‌آوریل به انگلیس برود تا به بررسی موارد اصلی خشونت علیه زنان در خانواده و جامعه در این کشور نظیر خشونت و آزار جنسی و ازدواج اجباری و ازدواج در سنین پایین بپردازد. یک مطالعه انجام شده از سوی آژانس حقوق اساسی اتحادیه اروپا که اوایل ماه جاری میلادی منتشر شد، نشان داد که انگلیس در اتحادیه اروپا در رده پنجم کشورهای دارای بیشترین میزان خشونت فیزیکی و جنسی علیه زنان قرار داشته و در این کشور 44 درصد از زنان از سن 15 سالگی به بعد قربانی سوء‌استفاده حقوق بشری شده‌اند.
آمریکا: توسعه ابزار جاسوسی

نقض حقوق شهروندان هر روز در آمريكا ابعاد جديدتري مي‌گيرد، چنانكه محققان بر این باورند نفوذ آژانس امنیت ملی آمریکا در شرکت‌های فنی که در زمینه امنیتی فعالیت می‌کنند بیش از حد تصور است و این نهاد آمریکایی روز به روز در پوشش شرکت‌های فنی ابزار جاسوسی خود را توسعه می‌دهد. یک گروه محققان اعلام کردند که شرکت امنیتی «آر اس‌ای» دو ابزار کدگذاری را طراحی کرده‌اند که توان جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا در برخی ارتباطات اینترنتی را افزایش می‌دهد. پیش این گزارش شده بود که آژانس امنیت ملی آمریکا مبلغ 10 میلیون دلار به شرکت مذکور داده بود تا یک سیستم کدنویسی (Dual Elliptic Curve) که از سوی برنامه امنیتی رایانه‌ها و اینترنت استفاده می‌شود، آماده کند. این سیستم یک مولد اعداد تصادفی بود و این امکان را به آژانس امنیت ملی می‌داد تا قفل کدنوشته شده را بشکند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

برشی تحلیلی بر فرازی از بیانات نوروزی امام خامنه‌ای
قوی باشیم تا بمانیم و متحول کنیم

رضا گرمابدری

اشاره
نام‌گذاری سال ۹۳ در مقایسه با سال‌های گذشته از ویژگی‌ آشکاری برخوردار بود. این ویژگی در مفهوم عبارت نام‌گذاری بود نه در منطوق آن. البته امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در بیانات ابتدای سال نو که در جوار مرقد مبارک ثامن‌الحجج(ع) ایراد کردند به وضوح این مفهوم را توضیح دادند. این مفهوم بسیار مهم و راهبردی مسئله قوی شدن ملت و کشور ایران بود که به بیان معظم‌له نام‌گذاری امسال هم بر اساس این مقوله راهبردی انجام گرفت. نظر به اهمیت این ویژگی که در وضعیت فعلی مهم‌تر نیز می‌شود، نوشتار حاضر با نگاهی تحلیلی و تبیینی به این موضوع می‌پردازد که: استکبار فکری و عملی با گریز از مکتب تربیتی آموزشی الهی با رویکرد قدرت‌محور، ساختاری را برای جهان رقم زده که در آن قدرتمندان با سروری و آقایی باقی می‌مانند و ضعیفان نابود و یا به هیچ انگاشته می‌شوند. برای ماندن و تغییر دادن چنین جهانی باید به قدرت برتر دست یافت که شروع آن با سروسامان دادن به عوامل اصلی تولید قدرت، از جمله اقتصاد و فرهنگ است.

ساختار مفهومی بحث
انسان با سرکشی در برابر خداوند و دور شدن از تعالیم الهی و در نتیجه غلبه خصلت حیوانی وی بر وجه ملکوتی‌اش، خود را در ذیل قانون طبیعت، یعنی نزاع دائمی برای بقا قرار داد که بر پایه غلبه قوی بر ضعیف استوار است و با تکیه بر این اصل روابط موجود ملل و دول را شکل داد و این در حالی است که قانون الهی برای انسان، وضعیت وی را به نسبت سایر مخلوقات آشکارا مشخص کرده که به استناد آن، انسان اجازه ندارد خود را در ذیل قانون طبیعت تعریف کند؛ زیرا انسان با قرار گرفتن در ذیل این قانون، اولین چیزی را که زیر پا می گذارد رسالت مسئولیت‌پذیری خویش است که پیامد بسیار خطرناک آن مجاز دانستن هر اقدام و عمل، بدون پاسخگویی است؛ یعنی دقیقاً آنچه که حیوانات انجام می‌دهند. انسان معاصر با سلطه و سیطره بر طبیعت و تقویت بیش از پیش قدرتش، غلبه قوی بر ضعیف را سرنوشت محتوم بشریت امروز قرار داد. تجربه و تاریخ نشان می‌دهد که در قرون اخیر اشتیاق قدرتمندان برای حفظ وضع موجود و روابطی که آنها بر زندگی مردم حاکم کرده‌اند بسیار بیش از انگیزه محکومان به رویه آنها برای بر هم زدن وضع غیرانسانی و ناعادلانه موجود است. شاید یکی از علل خطرناک این وضعیت، تحکیم تمام ابعاد آن در دو عرصه اندیشه و عمل است که قدرتمندان انجام داده و به‌راحتی اجازه بر هم خوردن آن را نمی‌دهند و دیگری نیز بی‌رغبتی و ناامیدی کسانی است که به هر دلیل این وضع نکبت‌بار را پذیرفته و قبول کرده‌اند که ضعیف و رو به اضمحلال باشند.

محور قرار گرفتن برای اندیشه و نظام‌های سیاسی
ضعف و قدرت دو مفهوم برای توصیف و بیان دو وضعیت متفاوت است که رفته‌رفته با حفظ مفهوم، ارزش ابزاری دومی (قدرت) برای جاه‌طلبی‌های انسان آشکار شد و با درگیر ساختن فکر انسان، در حوزه اندیشه وی، رشد کرد. این رشد که در بستر ذهنی گریخته از تعالیم وحی انجام گرفته بود با شتاب روزافزون به تقویت خود پرداخت تا آنجا که برای انسان، به یک اصل غیرقابل چشم‌پوشی تبدیل شد. با اینکه خطرات قدرت، در حوزه اندیشه‌ورزی آشکار شده بود و کم‌وبیش آثار آن در رفتار کسانی که از آن متأثر بودند، دیده می‌شد، اما خطر اصلی زمانی به نمایش درآمد که این اندیشه پشتوانه تشکیل نظام‌های سیاسی شد. با حضور این اندیشه در شاکله نظام‌های سیاسی «قوی شدن برای نابود ساختن ضعیف» در جغرافیایی که حدش را قدرتمندان تعیین می‌کردند، رسمیت یافت. نظام‌های سیاسی که با این ویژگی شکل گرفتند برای قدرتمند شدن خیلی سریع به غارت و چ‍پاول مللی پرداختند که اطلاع درست و دقیقی از پیش‌زمینه این چپاول‌ها نداشتند. این نظام‌های سیاسی چون اصل را بر غلبه قوی بر ضعیف گذاشته بودند، می‌دانستند باید قوی شوند در غیر این صورت ضعیف و نابود می‌‌شوند، از این رو برای تاراج ثروت ملت‌های دیگر با یکدیگر مسابقه می‌گذاشتند. قرون استعمار کهن و چندین دهه استعمار نوین و حتی عصر جدید فرا استعمار دارای نمونه‌های زیادی از پیامدهای این تفکر خزیده در نظام‌های سیاسی است. از آنجایی که محل اصلی شکل‌گیری قوام یافته این تفکر و همچنین پیدایش نظام‌های سیاسی نوین مبتنی بر آن، مغرب زمین بود، بسیاری از کشورهای آن دیار با اندکی اختلاف زمانی دراین مسیر قرار گرفتند و چون در این مسیر گام‌های همزمانی برداشتند، تعدادی از آن‌ها به شکل همزمان قدرت تقریباً هم‌وزنی پیدا کردند که نیاز جدیدی را می‌طلبید.

تعامل قدرت‌های همسو
بر اساس اصل «غلبه قوی بر ضعیف» کشورهای غربی که به قدرتی دست‌یافته بودند، می‌بایست برای قوی‌تر شدن و باقی‌ماندن با کشورهای دیگر (ضعیف‌تر) درگیر می‌شدند تا با تضعیف بیشتر و یا نابودی آنها قوی‌تر می‌گردیدند، با حاکم بودن چنین تفکری این کشورها بارها و سال‌ها با یکدیگر جنگیدند، اما به سبب توازن نسبی قوا پیروزی قطعی و پایداری برای هیچ یک حاصل نشد. جنگ جهانی اول و دوم، برجسته‌ترین نشانه این دوران بود. پس از این دوجنگ پرهزینه بود که آنها با پی‌بردن به اشتباهاتشان روش‌شان را تغییر دادند و به جای تقابل با یکدیگر برای کسب قدرت بیشتر و نابودی طرف مقابل، به تعامل روی‌آوردند. با این اقدام کشورهای غربی، اصل «غلبه قوی برضعیف» اولین تبصره را خورد که همان «تعامل قدرت‌های همسو» است و جهان سال‌ها است آن را در ایجاد و گسترش اتحادیه اروپا مشاهده می‌کند. این تغییر روش‌ و پذیرش تبصره «تعامل قدرت‌های همسو» تا اندازه زیادی مشکل کشورهای غربی را حل کرد و سایه تهدید را از سر آنها کنار زد. اما کار را برای کشورهای ضعیف خارج از جغرافیای آنها بسیار سخت کرد. زیرا محصول عملی آن این بود که کشورهای ضعیف خارج از آن جغرافیا، قربانیان این کشورها هستند که با محاسبه دقیق و سهم‌بندی مشخص به قربانگاه می‌روند. درباره این گروه از کشورها ذکر این مهم ضروری است که آمریکا به سبب برخی آمادگی‌ها، ظرفیت‌ها، تجربه‌ها و مهم‌تر از همه تحولات تعیین‌کننده جهانی یک قرن اخیر به قدرتی رسید که توانست سلطه خود را برکشورهای یاد شده اعمال کند به گونه‌ای که آنها زعامت آمریکا و رعایت خطوط قرمزهایی را که تعیین می‌کند، پذیرفتند و امروزه غرب در حوزه‌های مربوط به بحث حاضر عملاً با رهبری آمریکا پیش‌ می‌رود. ناگفته نماند که کشورهای غربی از رهبر بودن آمریکا ناراضی هستند، اما به اقتضای وضعیت و ناتوانی در رویارویی ناچارند رهبری آن را بپذیرند و آمریکا نیز با درک مصالح خود در گردن نهادن به تبصره «تعامل قدرت‌های همسو» با خویشتن‌داری و مراقبت‌ دقیق از منافعش، این تبصره را رعایت می‌کند، اما رعایت آن از سوی دو طرف قطعاً ابدی نیست.

تحمل قدرت‌های غیرهمسو
به موازات رشد قدرت در برخی کشورهای غربی در شرق نیز قدرت برخی کشورها روند فزونی گرفت. کشورهای قدرتمند غربی از دو نظر به این موضوع نگاه می‌کردند یکی منظر «غلبه قوی بر ضعیف» و دیگری منظر «رقابت». از منظر اول غلبه آنها بر این کشورها موقعیت آنها را ارتقا می‌داد و قدرت‌شان را بیشتر و طرف‌های مقابل را تضعیف و یا نابود می‌کرد که در هر صورت به نفع مهاجمان بود. از منظر دوم این کشورهای شرقی رقبایی محسوب می‌شدند که جا را برای کشورهای غربی تنگ می‌کردند و باید سرکوب می‌شدند، نتیجه هر دو نظر یکی بود، نابودی طرف مقابل؛ اما تجربه آنها درباره کشورهای تقریباً هم‌وزن این بود که نباید تخاصم با آنها به مرحله درگیری و جنگ کشیده شود؛ از طرفی هم به علل و دلایلی همسویی با آنها هم ممکن نبود؛ از این رو دومین تبصره را بر اصل «غلبه قوی بر ضعیف» زدند و بحث «تحمل قدرت‌های همسو» را مطرح کردند. بر اساس این تبصره آن‌ها می‌بایست کشورهایی مانند روسیه، چین، هند و... را در شرق تحمل می‌کردند که چنین نیز شد؛ اما همه کشورهای دنیا در این دو تبصره خلاصه نمی‌شدند و دنیا شامل کشورهای بسیار زیادی بود که رابطه با آنها به معیارهای خاص نیاز داشت از جمله کشورهای دارای قدرت و مستقل.

تقابل با قدرت‌ها مستقل
همسویی و احاطه کشورهای قدرتمند بر امور مهم جهان، قدرت‌یابی سایر کشورها را بسیار مشکل کرده است؛ اما با وجود این در گوشه و کنار جهان کشورهایی هر چند نادر و اندک یافت می‌شوند که به طرقی توانستند رابطه صید و صیادی با کشورهای قدرتمند را بر هم بزنند و روشی برای قدرت‌یابی بیابند. مطرح‌ترین کشور در بین این کشورها، ایران است که با انقلاب اسلامی و عبور سلامت از انواع دسیسه‌ها و توطئه‌های استکبار، امروز به کشوری قدرتمند و مستقل تبدیل شده است. استکبار، ایران را قدرتمند می‌داند، زیرا کشوری که بتواند سی‌و پنج سال در برابر انواع تلاش‌های براندازانه دشمنان گوناگون و متحدانش ایستادگی و توطئه‌ها را یکی پس از دیگری خنثی کند، قطعاً قدرتمند است؛ با وجود این برخورد استکبار با ایران که قاعدتاً بر مبنای اصل «غلبه قوی بر ضعیف» است و حداقل انتظار این بود که مبتنی بر تبصره «تحمل قدرت‌های غیر همسو» باشد، بسیار تأمل‌برانگیز و با یک چرایی بزرگ همراه است. چرا استکبار قدرت‌هایی مانند: روسیه‌،چین، هند، برزیل، آرژانتین و... را تحمل می‌کند و ایران اسلامی را تحمل نمی‌کند؟ پاسخ کاملاً‌ روشن است؛ استکبار خطر ایران اسلامی را برای منافعش که دامنه آن به خودش نیز کشیده می‌شود، بیشتر از خطر کشورهای یاد شده می‌داند؛ ازاین رو برای مواجهه با ایران از روش «تقابل» که کاربرد آن در راستای اصل «غلبه قوی بر ضعیف»است، استفاده می‌کند تا با تحلیل توان ایران آن را نابود سازد و یا آنچنان تضعیف کند که هیچ اثری از انقلابی‌گری و استقلال در آن باقی نمانده تا ایران نیز در زمره ده‌ها کشوری قرار گیرد که در موقعیت ضعف به معنای مرگ هستند.

ضعف به معنای مرگ
اگر تعداد کشورهایی که در این نوشتار به آنها اشاره شد از تعداد کل کشورهای جهان که حدود دویست کشورند کم شود، حدود چهارم پنجم کشورهای جهان باقی می‌مانند که استکبار با آنها تا حد بسیار زیادی بر اساس اصل «غلبه قوی بر ضعیف» عمل می‌کند. این گروه کثیر از کشورها آنهایی هستند که کاملاً در سیطره استکبار قرار دارند و فاقد هرگونه آرمان و ادعای متعالی هستند، سهم آنها از دنیا و انسانیت و هر آنچه که به این دو مربوط می‌شود به میزانی است که استکبار از آن احساس تهدید نکند. اسم کشور تنها چیزی است که برای هویت و موجودیت آنها باقی‌مانده است. حتی آنهایی که از وضعیت مالی و دنیوی خوبی نیز برخوردارند باز هم ضعیفند؛ زیرا فقط حرکت می‌کنند و زنده هستند، اما زندگی نمی‌کنند. اگر آنها معتقدند زندگی می‌کنند این اعتقاد را نیز کسانی در ذهن آنها حقنه کرده‌اند که ضعف آنها را می‌خواهند و نه قدرت‌شان را. این ضعف به مثابه مرگ است و برای نابودی آنها به تلاش دیگری نیاز نیست. همین که این گروه کشورها در مسائل خرد و کلان جهانی با استکبار همراه و هم‌نظرند و هنجارهای استکباری را در تار و پود زندگی‌شان پذیرفته‌اند، یعنی ضعف و مرگی که استکبار برای آنها می‌پسندد. وجود این دسته‌ کشورها که دچار چنین ضعف و مرگی هستند برای استکبار از مردگانی که در قبرستان‌ها آرامیده‌اند بسیار با ارزش‌تر است؛ زیرا آنها مردگانی هستند که به کار استکبار نمی‌آیند، اما اینها می‌توانند مروج هنجارهای استکباری و نمونه‌هایی برای فریب سایرین و کمک به استکبار در مجامعی باشند که استکبار به اعلام سرسپردگی و رآی و نظر آنها نیاز دارد.

قدرت برتر برای اصلاح
نظر درباره برخورد با جهانی که ساختارش براساس نگاه به قدرت شکل گرفته و تا حدودی نیز ترسیم شد، دو گونه است؛ نگاه اول خواستار تسلیم و تمکین و نگاه دوم به‌دنبال تغییر و دگرگونی است. نگاه اول مبلغ و مشوق وضع موجود است که کاملاً در راستای خواست استکبار است و تداوم آن موقعیت استکبار را تحکیم می‌بخشد و نگاه دوم مخالف وضع موجود و خواهان بر هم زدن آن است. بر هم زدن فاقد ایده و اندیشه محکم، عبث است و رو به تباهی دارد؛ اما بر هم زدن مبتنی بر ایده‌های بلند و اندیشه‌ و تأملات محکم و جدی، نتیجه‌بخش است. نشان‌های چنین اندیشه‌ و تأملاتی به وفور و وضوح در آموزه‌های روز نشان شده اسلام موج می‌زند و برای تحقق آن و اصلاح وضع بغرنج و ناهنجار و شرم‌آور جامعه بشری امروز، به قدرت برتری نیاز است که بتواند قدرت‌های سرکش کنونی را که عامل تمامی بدبختی‌ها و مصائب امروز جهان هستند، به تمکین و تسلیم وادارد و این مهم تنها از طریق فعال کردن عوامل تولید قدرت و مدیریت آن در راستای تشکیل قدرت برتر امکانپذیر است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) این نکته و سایر مطالب این نوشتار را به شکل مجمل در فراز ذیل بیان فرمودند: «اگر ملتی، قوی نباشد و ضعیف باشد، زور خواهد شنفت، به او زور می‌گویند؛ اگر بتوانند، زیر پا او را لگد می‌کنند... اما ملت ما این جور نیست؛ ما اولاً استعداد قوی شدن، زیاد داریم؛ امکانات و ظرفیت‌ها هم زیاد داریم... من بر این اساس، نقشه کلی سال ۹۳ را در این دو عنصر(اقتصاد و فرهنگ) می‌بینم که در پیام اول سال عرض کردم: اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و با مدیریت جهادی.»


نگاه یک
علی اسماعیلی

غرب هیچگاه قابل اعتماد نیست!
پارلمان اتحادیه اروپا در حالی قطعنامه ضدایرانی اخیر خود را در ۲۳ بند علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساند که پیشتر نیز برخی نمایندگان این اتحادیه و خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجه آن در سفر به ایران و در اقدامی غیر دیپلماتیک و مداخله‌جویانه با برخی از فتنه‌گران داخلی دیدار مخفیانه داشتند. این اقدام ضدایرانی اخیر این اتحادیه نشان می‌دهد اروپایی‌ها برخلاف ادعاهای پر طمطراق خود مبنی بر ایجاد تعامل و داشتن رابطه مثبت با ایران، هیچ علاقه‌ای برای بهبود روابط با ایران ندارند و درباره مسائل ایران، بیشتر دنباله‌رو آمریکا و رژیم صهیونیستی‌اند، اما در این قطعنامه، چند نکته و عبارت قابل تأمل به چشم می‌خورد که بایستی به دقت، آن را تحلیل کرد. عباراتی چون؛
«انتخابات ریاست‌جمهوری ایران براساس استانداردهای دموکراتیک مدنظر اتحادیه اروپا برگزار نشده است»!، «در کنار توافق هسته‌ای موضوعات متنوعی شامل حقوق بشر و امنیت منطقه باید بین ایران و اتحادیه اروپا مورد گفت‌وگو قرار گیرند.» و «وضعیت حقوق بشر در ایران هنوز تحت نقض سیستماتیک مداوم حقوق اساسی است.»!
انتخابات یازدهم و انتخاب آقای روحانی در حالی در این قطعنامه زیر سوال برده شده که دولت یازدهم و به‌ویژه دستگاه دیپلماسی آن، بیشترین تعاملات را با این اتحادیه تاکنون داشته است. به‌طوری که به باور بسیاری در خیلی موارد، این تعاملات حالت انفعالانه به خود گرفته است. عدم برخورد قاطع دستگاه دیپلماسی با اقدامات نمایندگان این پارلمان و خانم اشتون در گذشته که دخالتی آشکار در امور داخلی ایران و دهن‌کجی به نظام بود سبب شده تا این اتحادیه امروز به خود جرئت دهد تا در اقدامی گستاخانه‌تر، حتی مشروعیت دولت یازدهم را نیز زیر سوال برده و آن همه تعاملات گسترده دولت یازدهم و دستگاه دیپلماسی خارجه با این اتحادیه را نادیده انگارد. البته همواره یک اصل مهم در روابط بین‌الملل به‌ویژه در برخورد با کشورهای غربی وجود دارد که تجربه نیز آن را ثابت کرده است و آن اینکه، هر گاه دولتی در برخورد با دول غربی راه تسامح و تساهل و انفعال را در پیش بگیرد، طرف غربی آن را ناشی از ضعف آن دولت دانسته و لذا طلبکارانه از آن دولت باج‌خواهی می‌کند و حتی آن را به اتهامات واهی نیز متهم می‌نماید. برخورد بوش پسر پس از تعطیلی تأسیسات هسته‌ای ایران در دوره آقای خاتمی و محور شرارت نامیدن ایران موید این ادعاست.
درباره ادعای دوم نیز باید گفت: هر چند که نظام بارها و بارها اعلام کرده است که در مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ فقط مباحث هسته‌ای باید مطرح شود و آنان نیز آن را پذیرفته‌اند، اما همانگونه که در این قطعنامه آمده است. آنان از مباحث دیگری چون حقوق بشر نیز در این‌باره سخن می‌رانند و این یعنی اینکه، غربی‌ها اصلاً اهل تعامل سازنده و صادقانه نیستند و هیچگاه نمی‌توان به اظهارات و توافقات با آنان اعتماد کرد. در یک کلام، غربی‌ها قابل اعتماد نیستند.
درباره بحث حقوق بشر و متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر نیز این ادعا آنقدر رسوا و مضحک است که جای هیچ بحثی را باقی نمی‌گذارد. سران غربی‌ که این روزها به نقض حقوق بشر در ایران دل می‌سوزانند آیا نقض گسترده حقوق بشر در عربستان، سرکوب خونین مردم بحرین توسط حاکمیت مستبد مورد حمایت آنان، سرنگونی حکومت مشروع و قانونی دولت مصر و... را نمی‌بینند؟! آیا نقض حقوق اقلیت‌ها در کشورهای اروپایی و آمریکایی را نمی‌بینند؟! و...
واقعیت این است که هم غربی‌ها و هم مردم ایران به خوبی می‌دانند که تمام ادعاهای غرب در باب حقوق بشر ایران، بهانه‌ای بیش نیست و غرب هنگامی از نقض حقوق بشر و دموکراسی در کشوری دم می‌زند که منافع آن در آن کشور مورد تهدید واقع شده باشد و حمایت غرب از حکومت‌های دیکتاتور و قرون وسطایی برخی کشورهای منطقه جای هیچ‌گونه بحثی را در این باره بر جا نمی‌گذارد. پس مسئولان دستگاه خارجه باید بدانند که عدم برخورد قاطع با گستاخی‌های غربی‌ها جز ادامه این روند از سوی غرب به دنبال نخواهد داشت.


نگاه دو
علی حیدری

دغدغه فرهنگی در نام‌گذاری سال93
نگاهی به نام‌گذاری سال‌ها از سوی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که ایشان با تدبیر و لحاظ کردن مقتضیات و شرایطی که انقلاب اسلامی، کشور و ملت ایران در آن قرار دارند، اقدام به تعیین خطِ سیر معین برای حرکت کشور و ملت در مسیر مشخصی می‌کنند و آحاد مردم و مسئولان را به نقش‌آفرینی در جهت تحقق اهداف مورد نظر فرا می‌خوانند.
مروری بر عناوین اعلام شده از سوی معظم‌له در طول دو دهه گذشته بیانگر این واقعیت است که تعیین نام و نقشه راه حرکت ملت در طول سال‌ها، از یک‌سو بر اساس نیاز جامعه در آن شرایط خاص بوده و از سوی دیگر با توجه به ابعاد گوناگون فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... صورت گرفته است.
رنگ و بوی اقتصادی نام‌گذاری پنج سال گذشته هم حکایت از دوراندیشی رهبری جامعه داشت و گویا ایشان وضعیت اقتصادی کشور را با توجه به تحولات جهانی و توطئه‌ها و فشارهای اقتصادی دشمنان علیه ملت و کشورمان پیش‌بینی می‌کردند. از این‌رو عناوینی چون؛ «اصلاح الگوی مصرف»، «همت مضاعف و کار مضاعف»، «جهاد اقتصادی»، «حمایت از کار و سرمایه ایرانی» و «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» که همگی بر کوشش و تلاش جهادگونه برای تقویت بنیه اقتصادی کشور، توجه به توان و تولیدات داخلی و جلوگیری از هدر رفتن منابع تأکید داشت را برگزیدند و سال1393 را هم با عنوان «اقتصاد و فرهنگ» نام‌گذاری کردند و عزم ملی و مدیریت جهادی برای تقویت این دو رکن اساسی کشور را خواستار شدند.
اما چرا در نام‌گذاری امسال مقوله «فرهنگ» هم در کنار «اقتصاد» قرار گرفت؟
بی‌شک یکی از موضوعاتی که در طول سالیان زعامت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) همواره مدنظر ایشان بوده و هست، مسئله فرهنگ است. دشمنان انقلاب اسلامی پس از اینکه در جنگ نظامی نتوانستند، حکومت نوپای اسلامی ایران را از پای درآورند، به تهاجم فرهنگی متوسل شدند تا با تغییر باورها و اعتقادات مردم به‌ویژه جوانان، در ذهن و فکر آنان رخنه کنند و در طول زمان، هویت دینی و انقلابی را از آنها سلب کنند؛ موضوعی که رهبر فرزانه انقلاب، از همان سال‌های آغاز این حرکت خطرناک از سوی دشمنان، بارها و بارها در خصوص آن هشدار داده و به آن لقب تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و تهدید نرم دادند و در پایان هم از آن به جنگ نرم یاد کردند.
اما دو هفته پیش از پایان سال 92 رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیداری که با رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری داشتند، در سخنان مهمی ضمن تأکید بر توجه به فرهنگ دینی و انقلابی، از وضعیت فرهنگی کشور ابراز نگرانی کردند. ایشان ضمن هشدار به مسئولان فرهنگی کشور فرمودند: «اگر چنانچه رخنه‌ فرهنگی به‌وجود آمد، مثل رخنه‌های اقتصادی نیست که بشود [آن را] جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا داد یا یارانه‌ نقدی داد؛ این‌جوری نیست، به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود، مشکلات زیادی دارد.» این اظهار نگرانی رهبر انقلاب حکایت از دغدغه جدی ایشان نسبت به وضعیت فرهنگی و آسیب‌هایی که ممکن است از این ناحیه دامنگیر جامعه اسلامی شود، دارد. لحاظ کردن فرهنگ در کنار اقتصاد هم در نام‌گذاری سال93 از این مسئله مهم ناشی می‌شود و بیانگر این است که در کنار اهتمام به امر اقتصاد نباید از عنصر مهم فرهنگ غافل شد.
کوتاه سخن اینکه بر اساس هدف‌گذاری رهبر معظم انقلاب، همانطور که مقوله اقتصاد نیازمند عزم ملی و مدیریت جهادی است و بی‌شک هم و غم مسئولان و فعالان این عرصه در این جهت خواهد بود، مسئله فرهنگ هم از این قاعده مستثنی نیست و متولیان فرهنگی و فعالان این عرصه هم باید بیش از پیش در این جبهه حساس به مقابله با دشمن بپردازند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

رضایتمندی در اقتصاد مقاومتی چگونه ایجاد می‌شود؟
محمدرضا اخضريان كاشانی

با ابلاغ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، اجرای آن در دستگاه‌های مختلف قانون‌گذاری و اجرایی و قضایی در دستور كار قرار گرفت، اما توجه به ابعاد اقتصادی این موضوع بدون عنایت به جهت‌گیری‌های فرهنگی آن ممكن است نتایج مطلوبی در بر نداشته باشد و به‌جای ایجاد یك تحول گفتمانی و تغییر در رویكردهای كلان سیاست‌گذاری اقتصادی، این سیاست‌های كلی را تأكیدی بر تداوم تلاش‌های اقتصادی گذشته و حال تلقی کند. باید دانست كه اقتصاد مقاومتی یك گفتمان فرهنگی است، نه یك روش اقتصادی. در این نوشتار با عطف توجه به موضوع رابطه‌ فرهنگ و اقتصاد، برنامه‌ریزی برای ایجاد گفتمان فرهنگی جهت تحقق اقتصاد مقاومتی، ضروری معرفی شده است.

* كدام اقتصاد؟ كدام فرهنگ؟
اقتصاد، دانشی است كه با توجه به كمبود كالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه‌ كالاها و تولیدات می‌پردازد. پرسش بنیادین علم اقتصاد، به حداكثر رساندن رضایت و مطلوبیت انسان‌ها است، اما رضایتمندی چیست؟ پاسخ به این پرسش را باید در فلسفه و انسان‌شناسی هر جامعه‌ انسانی كه یك موضوع كاملاًً فرهنگی است، جست‌وجو کرد و این‌جا است كه می‌توان نزدیك‌ترین رابطه میان اقتصاد و فرهنگ را جست‌وجو کرد. ضمن اینكه فرهنگ را مجموعه‌ پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه كه فرد به‌عنوان عضوی از اجتماع، از جامعه‌ خویش فرا می‌گیرد، تعریف می‌كنند.
چنانكه در تاریخچه‌ فرهنگ می‌توان مشاهده کرد، نخستین بهره‌گیری‌های تخصصی از واژه‌ی فرهنگ هنگامی است كه مفهوم فرهنگ در قرن هجدهم میلادی، در اروپا بر فرایند ترویج در كشاورزی و باغبانی دلالت داشت، به‌طوری‌كه واژه‌ی انگلیسی این مفهوم از واژه‌ لاتین كالتورا (cultura) از كولر (colere) ریشه گرفته است كه به معنای كشت كردن، زراعت و ترویج است. پس از آن بود كه این واژه در قرون بعد به معنای تهذیب نفس و بعدتر به‌عنوان یك مفهوم محوری و كلیدی در انسان‌شناسی به كار رفت كه همه‌ پدیده‌های انسانی را دربرمی‌گرفت. این‌جاست كه شاید بتوان رابطه‌ مناسب‌تری میان دو مقوله‌ فرهنگ و اقتصاد یافت. فعالیت اقتصادی یك رفتار انسانی است كه در هر سطحی تحلیل شود، جزئی از سایر رفتارهای انسانی تلقی می‌‌شود كه بر این اساس ناچار از پذیرش بینش‌ها، كنش‌ها و اعتقادات و آداب و رسوم (فرهنگ) یك ملت و جامعه است. نكته‌ای كه مرز اقتصاد را از فرهنگ به معنای خاص آن جدا می‌سازد این است كه در اقتصاد، باورها و اعتقادات پذیرفته می‌شود و به چالش كشیده نمی‌شود تا بتواند بیشترین رضایتمندی را تولید كند. یا اقتصاد در خدمت باورها و اعتقادات آن جامعه قرار گیرد و ارزش‌ها -همان رضایتمندی‌های جامعه را تقویت کند. در چنین اوضاعی است كه یا باید اقتصاد را بر پایه‌ ارزش‌ها و رضایتمندی‌های جامعه بازتولید كرد و یا ارزش‌های جامعه را با رضایتمندی‌های اقتصادی كه عموماًً برآورنده‌ نیازهای اساسی و غریزی انسان است، تطبیق داد.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یك جامعه‌ الگو و نمونه در عصر تمدن‌سازی نوین، بی‌شك نمی‌تواند روش آسان تطبیق ارزش‌ها با غرایز را برگزیند و با تغییر ارزش‌های خود در كمترین زمان به یك اقتصاد شكوفا به معنای برآورنده‌ بیشترین رضایتمندی‌ها دست یابد؛ هرچند كه این روش، راه میان‌بر و بسیار سریع برای تحقق یك اقتصاد رسمی و استاندارد در جهان حاضر است. آنچه برای این ملت و نظام الگویی، ارزش یا به تعبیر اقتصادی دارای «رضایتمندی» است، دستیابی به یك روش جدید با بهره‌گیری از حداكثر ارزش‌های اعتقادی است. برای تحقق این مطلوب لازم است اقتصادی را پیگیری کرد كه بتواند مهم‌ترین ارزش‌های این جامعه را توسعه بخشد و تحقق این ارزش‌ها را مهم‌ترین رضایتمندی جامعه تلقی کند.

* ایران در مسیر پیشرفت و عدالت
چند سالی است كه رهبر معظم انقلاب رویكرد كلان كشور را حركت در مسیر پیشرفت و عدالت عنوان كرده‌اند. پیشرفت كه می‌توان آن را نسخه‌ اصلاح‌شده‌ توسعه با حفظ ارزش‌ها و مطلوبیت‌های فرهنگی این ملت دانست، فرایندی است كه در آن جامعه از یك دوره‌ تاریخی به دوره جدیدی منتقل می‌شود و در هر مرحله از رشد خود، ابعاد مختلف زندگی را متحول می‌سازد و رابطه‌ خود با بسیاری از موضوعات كلان انسان‌شناختی و هستی‌شناختی را بازتعریف و سطوح خُرد حركت در مسیر جدیدش را با تعاریف بازسازی‌شده ترسیم می‌كند. این سطوح كه شامل روابط انسان با خود، خدا و سایر انسان‌ها و جهان هستی است، متكی بر باورها و ارزش‌های بنیادین جامعه است و شیوه‌ تعامل با آن‌ها ممكن است دستخوش تغییرات صوری شود. اما اگر بنا باشد این تغییرات به مرز دگرگونی‌های بنیادین در تعاملات یا تحول در ارزش‌ها و مطلوبیت‌ها به سود توسعه گردد، درون‌زایی نداشته و مسیری خارج از جاده‌ ارزش‌ها و مطلوبیت‌ها طی کرده است. تاریخ توسعه‌ اقتصادی در جهان، گویای حركت گسترده‌ جوامع مختلف از یك دوره تاریخی به دوره‌ای جدید است كه عمدتاًً با تحول در ارزش‌ها و استانداردسازی ارزش‌ها و مطلوبیت‌های خودی با ملاك‌های وارداتی و غیرخودی همراه بوده است و در برخی جوامع بحران هویت و در برخی دیگر وابستگی را بازتولید کرده است. حركت و جهت‌گیری اقتصادی ایران از زمان شكل‌گیری تفكر توسعه‌محور در دوره‌ پهلوی تاكنون شاهد تطورات مختلفی بوده كه از گرایش تمام‌عیار به ارزش‌های غریزی تا درون‌زایی اقتصادی طیف‌بندی می‌‌شود، اما آنچه ظهور و حضور بیشتری داشته، حاكمیت پایدارتر تفكر توسعه‌ غریزه‌محور برای افزایش مطلوبیت‌های اقتصادی و كم‌رنگ‌ساختن غیر ارادی و گاه ارادی ارزش‌ها و اعتقادات بنیادین این جامعه است كه با مصرف بیشتر و توسعه‌ كمیت‌محور و غرب‌گرایی استانداردسازی‌شده همراه بوده است.

* رضایتمندی چگونه ایجاد می‌شود؟
اما پرسش این‌جاست كه این مطلوبیت چگونه حاصل می‌شود؟ در پاسخ به این پرسش بنیادین، پاسخ‌های متنوعی ارائه شده كه توجه به سازمان تولید، میزان عرضه و تقاضا، مدیریت نهادها و ایجاد و توسعه‌ شبكه‌های اجتماعی از جمله‌ آن‌هاست كه به پیدایش نظریات گوناگون اقتصادی نیز منجر شده است، اما همان‌گونه كه تفاوت در تعریف علم و كاركرد اقتصاد میان مكاتب مختلف با مكتب ارزشی ما مشهود است، پاسخ به این پرسش نیز می‌تواند متفاوت باشد و آن توجه به فرهنگ به مثابه منشأ تولید ارزش‌ها و مطلوبیت‌های اقتصادی است.
واقعیت این است كه انسان موجودی است مختار كه انتخاب، مرز ممیز او با دیگر موجودات است كه بر اساس آن می‌تواند بهترین یا بدترین را برگزیند و در این مسیر مانعی ندارد. مطلوب‌ترین الگوی گزینش انسانی زمانی است كه بیشترین مطلوبیت‌های وی حاصل آید. حال اگر مهم‌ترین مطلوبیت‌های یك فرد ارزش‌های والای انسانی و اخلاقی و عقیدتی وی بود، بی‌شك گزینه‌های انتخابی وی نیز چیزی جز ارزش‌ها نخواهد بود و این سیر گزینش نه با جبر و اكراه كه با انتخاب عاقلانه و مطلوبیت فراوان همراه خواهد بود و حاصلی درون‌زا برای وی خواهد داشت. برای گزینش الگوی اقتصادی نیز لازم است نهاده‌های درونی افراد و جامعه را به‌گونه‌ای ارتقا بخشید كه حاصل گزینش اقتصادی یك ملت، كنشی ارزش‌محور باشد و خروجی این فرایند نیز اقتصادی مبتنی بر نهاده‌های یك جامعه خواهد بود كه درون‌زا و بارور خواهد ماند.
در سالیان اخیر برخی صاحب‌نظران و فعالان اقتصادی و حتی فرهنگی به بهانه‌ رویكرد اقتصادی نظام، آهنگ كم‌توجهی به فرهنگ را سر داده‌اند و با شعار اولویت اقتصاد در دهه‌ پیشرفت و عدالت از مسیر درون‌زایی اقتصاد ارزش‌مدار دور شده‌اند. ایشان نه از روی عمد كه بر اساس یك الگوی تكراری، پاسخ مسائل اقتصادی را در اقتصاد می‌جویند و اگر نیك نظر كنند و الگوی متفاوت تمدن‌سازی انقلاب اسلامی را در نظر آورند، درون‌زایی تمام عناصر سیاسی و اقتصادی را پیش چشم خواهند داشت.
باید باور كرد كه راهكار حل مشكلات اقتصادی با الگوی اقتصاد مقاومتی، نه اصلاحات اقتصادی كه اصلاحات فرهنگی و بازگشت به مبانی اعتقادی و ارزش‌های بنیادین جامعه‌ی ایرانی ـ اسلامی است تا به عنوان گزینه‌ای درون‌زا انتخاب شود و مسیر حركت جامعه را روشن کند و برای دیگران نیز الگو باشد.

* اقتصادی متكی به «ما می‌توانیم»
چندی است كه رهبر معظم انقلاب الگوی خاص اقتصادی جمهوری اسلامی با عنوان الگوی «اقتصاد مقاومتی» را رونمایی و در قالب اصول كلانی نیز ابلاغ فرموده‌اند. مقاومت چنانكه از فرهنگ لغات برداشت می‌شود، تنها به معنای «ایستادگی» نیست، بلكه در كنار ایستادگی به معنای «برابری» نیز هست. به این معنا كه آنچه مدنظر الگوی اقتصاد مقاومتی است، نه ایستادگی در برابر فشارها و تحریم‌ها و گذر از یك مرحله‌ تاریخی صرفاً دشوار از نظر اقتصادی و معیشتی است، بلكه ایجاد توان برابری اقتصادی با ابرقدرت‌های اقتصادی به‌عنوان زبان روز دنیای حاضر است. حال اگر بنا باشد بر اساس الگوهای تكراری اقتصاد به سوی اقتصاد مقاومتی برویم، جز سوءبرداشت و یك كج‌فهمی تاریخی چیزی نخواهد ماند.
مقاومت یك رویكرد یا روش اقتصادی نیست، بلكه یك فرهنگ و یك ارزش بنیادین است كه در درون خود باور «ما می‌توانیم» را مستتر دارد؛ باوری كه حاصلش یك فرهنگ خاص اقتصادی و یك الگوی متفاوت كنش اقتصادی است كه برابری در جهان و الگوسازی تمدنی را به همراه دارد و بیش از آنكه دغدغه نان و ارزاق شب و روز گروهی از مردم را داشته باشد، توانمندسازی ایشان و سربلندی تاریخی در حوزه‌ اقتصاد را برای آنان دنبال می‌كند. برای رسیدن به الگوی اقتصاد مقاومتی باید فرهنگ مقاومت را بازتعریف و از انحصار تعریف در مفهومی خاص خارج کرد. مقاومت، برچسب یك گروه و یك جریان سیاسی و حتی اقتصادی نیست، بلكه یك باور است كه اعتماد به نفس ملی ، همت و كار مضاعف و نوآوری ، وجدان كاری و انضباط مالی ، خدمت‌رسانی به مردم و اصلاح الگوی مصرف را در درون خود دارد و با باور به این اصول، ارزش‌های خود را در عرصه‌ اقتصاد بازتولید می‌كند و قدرت اقتصادی درون‌زایی فراهم می‌سازد.

* وظیفه سنگین دستگاه‌های فرهنگی
اگر به سیاست‌های كلان اقتصاد مقاومتی نگاهی بیندازیم، بی‌شك درمی‌یابیم كه این سیاست‌ها تنها به دستگاه‌های اقتصادی اختصاص ندارد، بلكه بیش از ۱۰ عنوان از ۲۴ عنوان از این سیاست‌ها به‌طور عام و شش عنوان به‌طور خاص برای دستگاه‌های فرهنگی نیز لازم‌الاجرا است كه این عناوین عبارتند از:
ـ تشویق همكاری‌های جمعی (بند ۱)
ـ پیاده‌سازی و اجرای نقشه‌ جامع علمی كشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری (بند ۲)
ـ افزایش سهم سرمایه‌ انسانی از طریق ارتقای آموزش (بند ۵)
ـ ترویج مصرف كالاهای داخلی (بند ۸)
ـ تقویت فرهنگ جهادی (بند ۲۰)
ـ تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان‌سازی آن به‌ویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی (بند ۲۱)
بخش عمده‌ای از تكلیف تحقق موارد فوق بر دوش دستگاه‌های فرهنگی است كه نیازمند برنامه‌ریزی و تشكیل كارگروه‌های فعال و همگرا در درون این دستگاه‌ها و تشكیل كمیته‌ ویژه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی برای تدوین مؤلفه‌های اجرایی این حوزه و پیگیری تحقق آنها در ماه‌های آینده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی و شوراهای اقماری باید با ایجاد گفتمان اقتصاد فرهنگ‌محور برای تحقق الگوی اقتصاد مقاومتی گام بردارند و با برنامه‌ریزی و پایش برنامه‌های فرهنگی زمینه‌ساز، این مطالبه‌ تمدن‌ساز را پیگیری کنند.
ــــــــــ
* پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) ـ مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی


نیم نگاه
فتح الله پریشان

خاتمی ناتوان از درک واقعیت‌های منطقه
سیدمحمد خاتمی که به مناسبت دید و بازدیدهای عید به زادگاهش، شهرستان اردکان، سفر کرده بود، ضمن اظهاراتی در جمع تعدادی از مسئولان استان یزد و مردم درباره تروریسم و خشونت‌گرایی، حکومت بشار اسد را به سرکوب مردم متهم کرد و گفت: «امروز می‌بینیم که در منطقه ما چه وضع ناگواری حاکم است؛ مثلاً در سوریه از یک طرف سرکوب مردم توسط حکومت مستبد و از سوی دیگر توسل به زور از سوی جناح‌های متحجر واپس‌گرای آدم‌کش داریم. در عراق، در پاکستان و همه جای دنیا کم‌وبیش چنین وضعی را می‌بینیم.»
این موضع خاتمی بسیار تعجب‌آور و در جای خود سوال‌برانگیز است. تعجب‌آور از این حیث که آیا به راستی موضع خاتمی در مورد حکومت قانونی و رسمی بشار اسد در سوریه، که بارها به روشهای مختلف دموکراتیک و غیردموکراتیک مثل حمایتهای مردمی در قالب تظاهرات و راه‌پیمایی در منظر دید مردم دنیا از طریق لنز دوربین خبری جهانی که خیلی هم بی‌طرف تحولات دمشق را گزارش نمی‌کنند، به منصه ظهور و بروز رسیده، این است؟ آیا خاتمی بین حکومت قانونی طرفدار فلسطین و خط مقاومت در منطقه با گروه‌های تروریستی که با مغزشویی غربی‌ها و به مدد دلارهای نفتی شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس به‌ویژه عربستان سعودی از کشورهای اروپایی و عربی وارد سوریه شده و هزاران انسان بی‌گناه اعم از زن و بچه و پیر و جوان را به خاک و خون کشیده‌اند، هیچ تفاوتی قائل نیست؟ و آنها را هم‌وزن حاکمان فعلی سوریه می‌داند؟ در این صورت، باید برای خاتمی که در برابر بوقهای بزرگ تبلیغاتی غرب این قدر واداده و منفعل است که آنچه را می‌اندیشد و ابراز می‌کند، همان است که مقامات و رسانه‌های غربی و آمریکایی و صهیونیستی با هدف سناریوچینی برای سوریه به قصد جداسازی آن از خط مقاومت منطقه در برابر زیاده‌خواهی غربی‌ها و صهیونیست‌ها انجام می‌دهند، ابراز تأسف کرد.
اما سوال‌برانگیز بودن مواضع وی از این لحاظ است که بزرگان اصلاحات و شخص خاتمی در ماه‌ها و هفته‌های اخیر تلاش دارند به هر وسیله‌ای وی را در یاد مردم زنده نگه دارند. سوال این است که این امر با چه هدف و قصدی اتفاق می‌افتد؟ چرا خاتمی هر از گاهی چنین مواضعی را ابراز می‌کند؟ به نظر می‌رسد خاتمی و طرفدارانش بسیار تلاش می‌کنند با توجه به رویگردانی مردم از خاتمی و سران فتنه 88 به دلیل نقشی که در به آشوب کشاندن کشور پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم داشته‌اند، با جلب توجه رسانه‌ای مردم به وی، بتوانند آب رفته را مجدداً به جوی بازگردانند. این در حالی است که مردم، فتنه‌گران و به ویژه سران فتنه 88 را به دلیل خساراتی که به امنیت ملی، مصلحت عمومی و بیت‌المال مسلمین داشته‌اند و هنوز هم با کمال وقاحت به جای عذرخواهی، درصدد فرافکنی و مقصریابی هستند، نبخشیده‌اند. خاتمی نیز باید بداند که به دلیل نقشی که در فتنه 88 در حمایت از سران فتنه و اقدامات مخرب و مخل امنیت ملی فتنه‌گران داشته، تا زمانی که به مطالبه ملی مبنی بر عذرخواهی از مردم بی‌توجه است، از جایگاه گذشته برخوردار نخواهد شد.
از سوی دیگر، این موضع خاتمی با مواضع برخی حاکمان مستبد کشورهایی نظیر عربستان که با همین نظر دست در دست آمریکا و متحدانش گذاشته‌اند و مشغول کمک مالی و تسلیحاتی به تروریستهای تکفیری و وهابی اعزام شده از کشورهای عربی هستند، چه فرقی دارد؟ خاتمی قطعاً می‌داند که چنین مواضعی نه تنها دردی از دردهای مردم سوریه را درمان نمی‌کند، بلکه کمک به ماندن تکفیریها و معارضان سوری بر جهل مرکب‌شان است. در هر صورت، خاتمی چه با آگاهی و چه از سر بیتوجهی به عواقب مواضع خود نظر داده باشد، اشتراک نظرش با تکفیریها و وهابیها محل تأمل و سوال جدی است؟!


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (20)

خرید مواد غذایی غرب ایران توسط ژنرال دیکسون
در روزهایی که تهران و دیگر مناطق کشور با قحطی و گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کرد و روزانه صدها نفر بر اثر نبود قوت روزانه در جاده‌ها و خیابان‌ها هلاک می‌شدند، انگلستان در حال خرید و صادرات مواد غذایی کشورها به بین‌النهرین بود.
مهم‌ترین سند درباره خرید غله از سوی انگلیسی‌ها، گزارش ادیسون.ئی.ساوثر، کنسول ویژه آمریکا در ایران است. در این گزارش، ساوثر افشا می‌کند که مأموریت خرید مواد غذایی در غرب ایران به اداره منابع محلی بین‌النهرین واگذار شده بود. این اداره ستادهایی در بغداد داشت که شمار کارکنان آن بیشتر از دوهزار نفر نبود. زمانی که ژنرال دیکسون، رئیس اداره منابع محلی بین‌النهرین به ایران آمد، ساوثر در گفت‌وگو با او دریافت که خرید غله ایران از سوی انگلیسی‌ها در آن روزها بالغ بر پانصد هزار تن بوده است. ایران در آن زمان دچار قحطی شدیدی بود.
ژنرال دیکسون با بی‌اهمیت دانستن وضع و حال مردم ایران و تلف شدن هزاران ایرانی به‌دلیل نبود خوراک روزانه، با تفاخر برای ساوثر از میزان ظرفیت آزادشده کشتیرانی سخن می‌گوید که با خرید غله ایران فراهم آمده است. دیکسون به ساوثر می‌گوید، اگر این مقدار غله از طریق ایران تهیه نمی‌شد، باید آن را از هند وارد می‌کردند و در نتیجه بخش مهمی از ظرفیت کشتیرانی انگلستان برای این کار اشغال می‌شد. این سند نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها می‌توانستند برای نجات مردم قحطی‌زده ایران با کشتی از هند گندم وارد ایران کنند؛ اما نه تنها این کار را نکردند؛ بلکه ژنرال دیکسون به این می‌بالد که در آن روزهای قحطی و کمبود، گندم داخل ایران را هم خریدند تا ظرفیت کشتیرانی خود را در اقیانوس اطلس افزایش دهند. به همین راحتی میلیون‌ها ایرانی قربانی شدند تا انگلستان جای خالی در کشتی‌های خود در اقیانوس اطلس داشته باشد.
البته باید افزود که دولت آمریکا با آگاهی از خرید گسترده غله ایران از سوی انگلیس، تلویحاً به قتل‌عام در ایران رضایت داده بود.
همزمان با خرید غله در نواحی شمالی و غربی ایران از سوی اداره منابع محلی بین‌النهرین، انگلیسی‌ها در شرق ایران نیز دست به خرید غله زدند. از روی نوشته‌های ژنرال دیکسون می‌توان به جزئیات میزان خرید غله شرق ایران پی برد.
زمانی که قحطی مرگبار ایران را در برگرفته بود، انگلیسی‌ها علاوه بر خرید گسترده مواد غذایی از واردات مواد غذایی از هند و بین‌النهرین (همسایگان غربی و شرقی ایران) جلوگیری می‌کردند. علاوه بر خلیج‌فارس، هند و بین‌النهرین نیز در اشغال ارتش انگلیس بود؛ در هند و نیز بین‌النهرین غله کافی وجود داشت، اما ایران که در میان آنها قرار داشت، دچار گرسنگی بود.
نکته بسیار مهم و قابل اعتنای این ماجرا، همان‌طور که از گزارش‌های دیپلماتیک آمریکایی‌ها نیز برمی‌آید، این حقیقت است که در همان زمان که ایران دستخوش قحطی خطرناکی بود که به مرگ میلیون‌ها پیر و جوان و زن و کودک ایرانی انجامید، بریتانیا از ورود مواد غذایی از ایالات متحده به ایران، جلوگیری کرد و بار دیگر دولت ایالات متحده به قتل‌عام ایرانیان تن داده بود.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 242
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

نگاهی به پایگاه اجتماعی حزب موتلفه اسلامی
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (26)

پایگاه اجتماعی هر حزب سیاسی نقش تعیین‏كننده‏ای در میزان اثرگذاری آن حزب روی قدرت سیاسی موجود دارد. بر این اساس، در ادامه بررسی عملکردهای مختلف حزب موتلفه پس از انقلاب اسلامی که در سال گذشته انجام شد، در این شماره با پایگاه اجتماعی این حزب در مركز كشور، شهرستانها، دانشگاهها، مدارس، اصناف، حوزه‏های علمیه، توده‏های مردم، كارگران، اقشار تحصیلكرده و نیز در میان بزرگان انقلاب اسلامی آشنا خواهیم شد. معیار این سنجش بیشتر بر اساس میزان رأی‌آوری در انتخابات‌های گوناگون است.

1ـ مركز كشور
در سالهای 67 تا 77 با توجه به اقلیت همفكران مؤتلفه در مجلس سوّم و اكثریت این همفكران در مجالس چهارم و پنجم می‏توان نموداری را ترسیم كرد كه سطح محبوبیت اجتماعی مؤتلفه و جناح مرتبط از یك حالت افت در سالهای اولیه این دهه، یكباره در سالهای 70 تا 74 اوج می‏گیرد و دوباره رو به تنزل می‏رود. انتخابات مجلس ششم در تهران كه همراه با پیروزی قاطع نمایندگان جبهه مشاركت ایران اسلامی ـ رقیب سیاسی مؤتلفه اسلامی ـ بود، نشان داد كه سطح پایگاه اجتماعی مؤتلفه در اواخر سال 1378 در مركز كشور ضعیف بوده است. البته این روند پس از انتخابات شورای شهر دوم تهران به نفع اصولگرایان و از آن جمله مؤتلفه بهبود یافت. اصولگرایان در مجالس هفتم و هشتم توانستند اکثریت را کسب کنند. در این بین، مؤتلفه به تنهایی توانست در تهران و مشهد تنی چند از اعضای شورای مرکزی خود را به مجلس بفرستد. اصولگرایان در انتخابات نهم و دهم ریاست‌جمهوری نیز موفق بودند؛ هر چند لاریجانی، نامزد مؤتلفه در انتخابات نهم نتوانست رأی بیاورد؛ اما منتخب نهایی از جناح اصولگرایان بود که مؤتلفه بخشی از آن به حساب می‌آید. بر این اساس، اگر پایگاه اجتماعی مؤتلفه را تابعی از اصولگرایان تصور کنیم، موقعیت آنان در مرکز کشور خوب بود.

2ـ شهرستانها
با توجه به اینكه نمایندگان اصولگرا در مجالس هشتم و نهم در اکثریت هستند و با توجه به اینكه مؤتلفه یكی از گروههای اصولگراست، می‏توان گفت سطح پایگاه اجتماعی جمعیت مؤتلفه اسلامی در شهرستانها خوب است. در عین حال، باید توجه داشت پایگاه مؤتلفه در شهرهای مذهبی و سنتی بیشتر است تا در شهرهای مدرن و صنعتی مانند تهران، دیگر اینکه طرفداران مؤتلفه صد در صد در انتخابات شرکت می‌کنند، در حالی که طرفداران برخی گروه‌های دیگر این طور نیستند. گفتنی است مؤتلفه طرفدارانی جدی در سطح برخی شهرهای كشور دارد. مدیر مسئول نشریه «شما» در آغاز سومین سال فعالیت این نشریه (بهمن 1377) می‏نویسد: «امروزه بیش از 330 شهر نمایندگی نشریه «شما» به عرضه آن اقدام می‏نمایند. برگشتی نشریه در حدی بسیار نازل و گاه آنچنان است كه به حساب نمی‏آید.»(۱)

3 ـ دانشگاهها
از دیگر پایگاههای اجتماعی حزب موتلفه دانشگاهها است. آقای بادامچیان، از اعضای اصلی و فعال در عرصه دانشگاهها و مطبوعات این حزب در این خصوص می‏گوید: «در دانشگاهها ما طرفدار زیاد داریم. اما طرفدار آرام داریم. سعی نكرده‏ایم دخالت شدید بكنیم... بعد هم خوب ما با جامعه اسلامی دانشجویان همراهی می‏كردیم... سال گذشته كه آقای قمی (مسئول [وقت] نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها) به اینجا (همایش بخش دانشجویی مؤتلفه) تشریف آوردند تعجب كردند از این همه جوان صادق، خالص و صمیمی....»(۲)
البته مشاهدات عینی نویسنده از برخی دانشگاههای كشور و از جمله دانشگاه تهران نشان می‏دهد که پایگاه اجتماعی مؤتلفه در سطح دانشگاهها ضعیف است. در عین حال به دنبال افزایش فعالیتهای شاخه دانشجویی مؤتلفه، پایگاه اجتماعی این حزب رو به گسترش است.

4 ـ مدارس
هر چند مؤتلفه دارای بخش نوجوانان است، امّا دارای پایگاه اجتماعی قدرتمندی در سطح مدارس نمی‏باشد؛ زیرا نمودی از آن مشاهده نشده است. البته مؤتلفه مدارس غیر انتفاعی با عنوان شهدای مؤتلفه در همه مقاطع برپا کرده است که از آن می‌توان یکی از نخستین گامها برای نفوذ در نسل نو یاد کرد.

5 ـ اصناف
به نظر می‏رسد مؤتلفه در بین بازاریان متعهد و سنتی كشورـ به ویژه در بازار تهران ـ دارای پایگاه قابل قبولی باشد. امّا این پایگاه نیز با ظهور بخش جدیدی از بازاریان جوان كه تمایلی به مؤتلفه ندارند در حال تضعیف است، طوری که روزنامه دوم خردادی «خرداد» در سال 78 در این باره نوشت: «بازار تهران طرفدار جمعیت مؤتلفه نیست.»(۳)
البته با توجه به اینکه دوم خردادی‌ها به لحاظ سیاسی با مؤتلفه رقابت دارند، این ادعا از اعتبار و اطمینان‌بخشی کافی برخوردار نیست، با وجود این و با توجه به مشاهدات نویسنده از بازار تهران، میتوان گفت بخشی از حقیقت را بیان کرده است.
اسدالله عسگراولادی برادر حبیب‌الله عسگراولادی که عضو مؤتلفه نیست، در باره تشکل مؤتلفه چنین می‌گوید: «مؤتلفه ... 54 نفر كاسب خرده‌پا هستند و تاجر بزرگ را هم بين خودشان راه نمي‌دهند. مثلاً مرا هم بين خودشان نپذيرفته‌‌اند. نه اينكه من تاجر بزرگ باشم، نه. من هم يك كاسب هستم اما توجه داشته باشيد كه بازاري و كاسب با تاجر متفاوت است. آنها در بازار فعال هستند و خريد و فروش و كاسبي خرد مي‌كنند. تاجر عمده نيستند كه فلان كالا را در اختيار داشته باشند و انحصار و شبكه ايجاد كنند.»(۴)

6ـ حوزه‏های علمیه
پایگاه اجتماعی مؤتلفه در حوزه‏های علمیه قابل قبول است. «شما» در یكمین سالگرد انتشار خود نظر تعدادی از خوانندگان را درج نموده است كه مطالعه آنها نشان می‏دهد این نشریه در حوزه از استقبال خوبی برخوردار است.(۵)
«شما» در صدمین شماره خود از برخی استادان حوزه علمیه نام می‏برد كه از این نشریه تجلیل نموده‏اند و اكثراً خواستار روزنامه شدن آن شده‏اند؛ این استادان عبارتند از: مرحوم آیت‏الله معرفت، آیت‏الله ممدوحی، مرحوم آیت‏الله طاهری خرم‏آبادی، حجت‏الاسلام حاج‌سیداحمد خاتمی، حجت‏الاسلام محسن غرویان و حجت‏الاسلام اربابی.(۶)
همچنین مرحوم آیت‌الله فاضل لنکرانی(ره) در دیدار با اعضای شورای مرکزی و دبیران استان‌های مؤتلفه اعلام کرد: «حزب مؤتلفه اسلامی سابقه خوب و درخشانی دارد.»(۷)
علاوه بر این، آیت‌الله مجتهد شبستری امام جمعه تبریز در دیدار سران مؤتلفه با ایشان چنین گفت: «حزب مؤتلفه اسلامی از پیشتازان انقلاب و مصداق‌ السابقون و السابقون هستند و یک حزب با سابقه چهل و چند ساله است و همیشه در خدمت امام(ره) و پیرو رهبر بوده و هستند و شهدایی را این حزب تقدیم انقلاب کرده که اخلاص این شهدا برای ما درس است. حزب مؤتلفه اسلامی از پیش از انقلاب پیرو خط امام(ره) و روحانیت بوده و این روحیه را تاکنون حفظ نموده که این خود یک پیشتازی است که قابل تقدیر است و مؤتلفه هیچ فکری برای رسیدن به حکومت و قدرت نداشته و ندارد.»(۸)
در یک نمونه دیگر، آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد در تاریخ (30/8/1386) طی دیداری که سران مؤتلفه با ایشان داشتند، چنین گفت: «حزب مؤتلفه اسلامی لنگر و وزنه‌ای برای تمامی جریانهای اصولگرا است.»(۹)
همچنین آیت‌الله سیدیوسف طباطبایی‌نژاد، نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه اصفهان با بیان اینکه من عضو افتخاری حزب مؤتلفه هستم، گفت: «این حزب همیشه در مسیر فعالیت خود به حق و باطل توجه داشته است.»(۱۰)
بر اساس آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت پایگاه اجتماعی مؤتلفه در بین علما و حوزه‌های علمیه، مناسب است.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

تردید در ابتنای دموکراسی بر اراده عمومی
در شماره آخر این ستون در سال گذشته، این پرسش مطرح شد که به راستی حکومت مردم چیست؟ آیا جوامع بزرگ می‌توانند «اراده‌ای عمومی» یا منافعی عمومی داشته باشند؟ اندیشمندانی که در حوزه نظریه‌پردازی‌های جدید درباره دموکراسی مطالعه می‌کنند، تلاش کرده‌اند به این پرسش پاسخ دهند.

اراده همگان و اراده عمومی
به فرض ممکن اگر تمام مشکلات عملی استقرار دموکراسی مستقیم را نادیده بگیریم و حتی تصور کنیم تمام شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها و خط‌مشی‌ها، مشارکت فردی داشته باشند، فقط زمانی اراده مردم متجلی می‌شود که تصمیمی یکپارچه بگیرند. وحدت‌نظر یا بالاتر از آن، تصمیمی که هیچ‌کس عملاً با آن مخالفت نکند، خصوصاً در گروه‌ها یا جوامع نسبتاً کوچک امری ناشناخته نیست. شاید وحدت‌نظر، دست‌کم در ارزش‌های بنیادی و جهت‌گیری‌های عمومی که جامعه دنبال می‌کند، مطلوب‌ باشد، اما در جامعه‌ای متنوع، تبدیل وحدت‌نظر به قاعده یا الزام، عملی نابخردانه است؛ زیرا همان‌طور که «جک‌لیولی» خاطرنشان کرده است، گروه‌های اقلیت یا حتی یک فرد نیز ممکن است مخالف اجرای تصمیم یا سیاستی شود که در وضعیتی دیگر از حمایت خیره‌کننده‌ای برخوردار بوده است. (۱) به عبارتی دیگر، به دشواری می‌توان پذیرفت که دادن حق وتو به افراد یا گروه‌های اقلیت، جز در شرایط بسیار غیرعادی و ویژه، ابزاری دموکراتیک است.

تشکیک در منافع و اراده عمومی
برخی از نویسندگان نسبت به وحدت‌نظر مشکوک بوده‌اند؛ برخی به این علت که وحدت‌نظر می‌تواند یا ماحصل دست‌کاری از بالا، یا فشار زورگویانه نظر اکثریت بر بقیه و یا ترکیبی از هر دوی آنها باشد، به آن با دیده تردید نگریسته‌اند. یقیناً در وضعیت‌های خاصی این موضوع صدق می‌کند، اما حتی زمانی که وحدت‌نظر محصولی راستین از تصمیم‌گیری‌ آزادانه همگان باشد، باز هم مسائلی طرح می‌شود. روسو و بنتام این مسائل را از جهات متفاوت مطرح کرده‌اند. برای نمونه «جرمی بنتام» به نحو قابل‌ ملاحظه‌ای نسبت به تمام آموزه‌هایی که در آن به «اجتماع» و «منافع عمومی» اولویت داده می‌شد، مشکوک بود: «جامعه، نهادی قراردادی است و از اشخاص منفردی تشکیل یافته که به‌عنوان اعضا، عناصر سازنده آن شناخته می‌شوند. پس منافع جامعه چیست؟ مجموع منافع اعضای گوناگون آن که جامعه از آنها تشکیل یافته است.» (۲)
اما اگر هر فرد مطابق با منافع یا آرزوهای شخصی خود رأی دهد یا تصمیمی بگیرد، نتیجه آن لزوماً به نفع همگان یا اکثریت نخواهد بود. «فرد هیرش» در کتاب خود با عنوان محدوده‌های اجتماعی رشد، نمونه‌های خوبی را از این موضوع ارائه کرده است. فرض کنید تحصیلات پس از دبیرستان به‌گونه‌ای موجه، کلید پیشرفت‌های شغلی یا اجتماعی باشد، آنگاه تمام والدین می‌خواهند فرزندان‌شان دارای این تحصیلات شوند. بنابراین به احتمال زیاد پیشنهادهایی که در مورد گسترش آموزش پس از دبیرستان مطرح می‌شود از حمایت اکثریت برخوردار خواهد شد. اما هر چه مردم بیشتر از تحصیلات عالی برخوردار شوند، احتمال یافتن حرفه‌ای مناسب کمتر خواهد شد. هیرش می‌نویسد: «اگر هر کس در وضعیت عالی باشد، کسی شاهد وضعیت بهتر نخواهد بود. هنگامی که کنش متقابل اجتماعی با این روند باشد، دیگر کنش فرد وسیله‌ای مطمئن برای تحقق انتخاب فردی نخواهد بود؛ پیامدی که برتر تشخیص داده‌اند، ممکن است صرفاً از طریق کنش جمعی حاصل شود.» (۳)
این نمونه‌ای است از آنچه هیرش آن را «جدال معاصر میان کنش‌های فردی و تحقق برتری‌های فردگرایانه» می‌نامد. به نظر او «آنچه فرد به ‌دنبال آن است، به نحو فزاینده‌ای از آنچه انجام می‌دهد، متفاوت می‌شود.» بنابراین حتی تصمیم‌های متفق‌القولی که افراد آزادانه بنا به فهم و درک خود از منافع خویش اتخاذ می‌کنند، الزاماً نتیجه مورد نظرشان را نمی‌دهد. روسو این موضوع را دریافته بود و این یکی از دلایلی بود که تمایل داشت تا اراده همگان را از آنچه «اراده عمومی» می‌نامید، متمایز سازد. آنچه ما به‌عنوان فرد می‌طلبیم، در مجموع خود، همان چیزی نیست که به‌عنوان جامعه می‌خواهیم. حتی وحدت‌نظر ضامن تحقق خیر عمومی یا مشترک نیست.

تمایز نگاه روسو به اراده عمومی
«آنتونی آربلاستر» در کتاب دموکراسی، معتقد است از بین اندیشمندان و اصحاب قرارداد اجتماعی، روسو با زیرکی تمام دانست که تصمیمات اکثریت یا حتی تصمیمات متفق‌القول، الزاماً درست نخواهد بود، یعنی نه تنها از نظر معیارهای اخلاقی این یا آن فرد بلکه از نقطه‌نظر صلاح خود جامعه هم درست نخواهد بود. البته این موضوع باعث نشد که اصل تصمیم‌گیری اکثریت را مورد سوال قرار دهد، بلکه موجب شد تا به شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی توجه کند که در آن‌ها اراده همگان یا اراده اکثریت کم‌وبیش با «اراده عمومی» منطبق می‌شود.(۴) از این رو است که روسو در مقام نظریه‌پرداز دموکراسی، نظر خصمانه بسیاری از مفسران را به خود جلب کرده است، به ویژه آن دسته از نویسندگانی که در قرارداد اجتماعی، مفاهیم ضمنی «توتالیتاریستی» یا حتی طرح و نقشه برای چیزی که «دموکراسی توتالیتاریستی» نام گرفته است، برداشت می‌کنند. به نظر آنان، تأکید روسو بر وحدت جامعه و نفرت او از جناح‌بندی یا گروه‌های ذی‌نفع، برای پلورالیسم و پذیرش تنوع که از شاخص‌های دموکراسی لیبرالی پنداشته می‌شوند، خطرناک است، اما این منتقدان معمولاً از خود نمی‌پرسند که آیا جامعه می‌تواند بدون نیاز به میزانی از وحدت، اساساً جامعه باقی بماند؟ و یا حتی یک جامعه لیبرالی نیز تا چه میزان می‌تواند تنوع را بدون آنکه فرو بپاشد تحمل کند؟
به‌نظر می‌رسد تنفر روسو از «انجمن‌های فرقه‌ای» از آنجا ناشی می‌شد که ملاحظه می‌کرد مردم عمدتاً به عوض جامعه در کلیت خود، به این انجمن‌ها تعلق‌خاطر دارند و در نتیجه مسئولیت‌های خود را به‌عنوان شهروند فراموش می‌کنند. بنابراین اگر چه با یقین می‌توان وحدت‌نظر اختیاری در میان شهروندان را جلوه اصیل خواسته‌های فردی دانست، اما همین وضعیت نیز به خودی خود ضامن تحقق صلاح یا منافع عمومی نیست. در اینجاست که با یکی دیگر از مسائل دموکراسی روبه‌رو هستیم که باید به آن بازگردیم و از چشم‌انداز جدیدی به آن نگاه کنیم و آن، تصمیم‌گیری اکثریت یا حکومت اکثریت است که غالباً دموکراسی را با آن یکی می‌دانند.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 242
فتح الله پریشان

سنت فلسفی و سیاسی دوانی بستر نواندیشی فلسفی صدرایی
در سلسله مقالات اواخر سال گذشته با اندیشه و فلسفه سیاسی اندیشمند اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، محقق جلال‌الدین محمد دوانی آشنا و در بررسی سنت اندیشه‌ورزی سیاسی در اسلام متذکر این نکته اساسی شدیم که وی از جمله علما و دانشمندانی است که به سنت فلسفی دوره کلاسیک اسلامی می‌اندیشد و تأملات و نظریه سیاسی خود را در امر حکومت‌داری و سیاست‌ورزی، مبتنی بر نظریه فلسفی خود می‌کند. سنت فلسفی کلاسیک اسلامی از مبانی و اصول خاصی که حاکم بر تأملات سیاسی و غیرسیاسی می‌باشد، برخوردار است؛ نظیر اینکه حکمای اسلامی به نظم کیهانی‌ای که همه امور سیاسی و غیرسیاسی در آن تعریف می‌شد، قائل بودند و عدالت همان بود که در این نظم قرار گیرد و چون به عالم ارضی و سماوی یا عالم تحت قلمرو فوق قمر قائل بودند، دو عالم ارضی و سماوی از مراتبی برخوردار بودند و در امور زمینی زندگی طبیعی و حیات و شئون اجتماعی انسان نیز سلسله مراتب معرفتی داشت و نتیجه آن، پیدایش جوامع سیاسی فاضله و غیرفاضله با ماهیت‌های مختلف بود. (۱)
جلال‌الدین دوانی حرکت عمومی عالم زمینی و آسمانی را به سوی کمال می‌داند. به اعتقاد وی، با تقدم طبیعت بر صناعت علاوه بر تهذیب نفس و تدبیر منزل، لازم است در تدبیر امور اجتماعی و حیات جمعی نیز به قوانین طبیعت اقتدا شود. فیلسوفان اسلامی فلسفه سیاسی را، هم شامل اصول و قواعد کلی سعادت‌آور و هم شامل اصول و قواعد تدبیری‌ای که جاری‌ساز سعادات و کمالات است، می‌‌دانند. دوانی نیز در کتاب «اخلاق جلالی» در لمعات اولیه آن به چیستی سیاست و سیاست فاضله و اصول آن و چیستی فضایل می‌پ‍ردازد تا فضایل و سیاست فاضله را تبیین کند و در ادامه، در لمعات بعدی، اصول و قواعد سیاست‌ورزی و دولت‌داری را بیان می‌کند تا به استقرار عدالت که پایه اصول فلسفی وی است، منجر شود. فلسفه، عرفان، اشراق و شریعت از منظر اندیشه فلسفی محقق دوانی یکی تلقی می‌شود و به اعتقاد وی، همگی دارای یک هدف هستند. وی در شرح رباعیات خود تصریح می‌کند که بین کثرت و تعدد مظاهر در عالم خلقت با وحدت حق هیچ‌گونه منافاتی وجود ندارد، از این رو شناخت عالم هستی و اسرار آن، هم از طریق عقل و برهان، هم از طریق تهذیب نفس و کشف و شهود و هم از طریق وحی ممکن است. (۲)
دوانی برخلاف ارسطو که راه تعیین اعتدال و میانه‌روی را به‌وسیله عقل میسر می‌داند، معتقد است اصل پذیرش و ضرورت اعتدال و میانه‌روی در حکمت عملی، عقلی است، اما در تأثیرپذیری از آموزه‌های قرآنی و وحیانی، نحوه تعیین آن به عهده «شریعت الهی»(۳) است. از نظر وی، ماهیت اعتدال و تعیین آن کار بسیار مشکلی است و از عهده عقل که ناقص است، برنمی‌آید و باید محتوای آن را از قانون الهی (وحی) گرفت.
در نهایت در آخرین شماره‌ای که بررسی اندیشه این اندیشمند شهیر وجهه همت قرار گرفت، باید در یک جمع‌بندی منصفانه گفت در سیر تحول اندیشه دوانی با تحلیلی که از رابطه عقل و وحی و دیگر منابع معرفتی در اسلام قائل بود، زمینه و بستر سوق دادن فلسفه اسلامی به مراتب بعدی فراهم می‌شود؛ به‌طوری که در دوره پس از وی، با ظهور صدرالمتألهین شیرازی تحول اساسی دیگری در حیات فلسفه و فلسفه سیاسی پیدا می‌شود و نتیجه آن، پیدایش حکمت متعالیه است که خود منظومه فکری جداگانه‌ای را در ساحت‌های مختلف سیاست، حکمت و فلسفه به روی مشتاقان باز می‌کند. از شماره آینده تلاش خواهیم کرد با تورقی در آرا و آثار ملاصدرا به تأمل در اندیشه‌های سیاسی وی از سرچشمه حکمت و فلسفه مبدع حرکت جوهری بپردازیم.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

موانع روش‌شناختی ناشی از غرب
سومین مانع از موانع روش‌شناختی پیش روی نوآوری در تحقیقات سیاسی اسلام،‌ موانع ناشی از غرب است که می‌توان آن را در ذیل سه عامل دسته‌بندی کرد. سیطره جوهره و قالب‌های اندیشه سیاسی غرب بر ذهن محققان اندیشه سیاسی اسلام اولین مانع از این موانع است که در جهان اسلام عموماً و در ایران خصوصاً تمام مباحث اندیشه سیاسی از یونان باستان آغاز می‌شود و با طی دوره‌های مختلف تا به امروز ادامه دارد. تمام موضوعات و مفاهیم موجود در تاریخ اندیشه سیاسی و اندیشه سیاسی معاصر غرب،‌ در دانشگاه‌ها و بین روشنفکران به خوبی مورد مطالعه و تحقیق قرار می گیرد. این در حالی است که در مباحث حوزه اندیشه سیاسی مسلمانان فقط تعداد انگشت‌شماری از اندیشمندان سیاسی مانند فارابی،‌ خواجه نصیر،‌ ماوردی و ... مورد مطالعه قرار می‌گیرند و تأثیرپذیری اغلب اینان از اندیشه‌‌های یونان باستان مرتب یادآوری می‌شود. ناشناخته بودن اغلب متفکران سیاسی مسلمان و آثارشان برای محققان حوزه اندیشه سیاسی اسلام از یک سو و رواج و سیطره آثار و افکار اندیشمندان سیاسی غرب از سوی دیگر،‌ چارچوب‌های فکری و ذهنی پژوهشگران ما را به گونه‌ای شکل داده که عملاً‌ هرگونه نوآوری و حتی تصور خلاقیت را از آن سلب کرده است.
یکی دیگر از مهم‌ترین موانع نوآوری در اندیشه سیاسی اسلام‌، ‌قائم به ذات و خود بنیان نبودن آنهاست. اندیشه سیاسی اسلام خود را در فضای فکری و معرفتی غرب پیدا کرده و در آن فضای فکری و با آن منطق،‌ تلاش می‌کند خود را مجدداً بازیابد یا تقویت کند و هویت اسلامی خویش را حفظ یا متمایز سازد،‌ در حالی که تلاش هر چه بیشتر این اندیشه برای بازیابی خود و هویت خود،‌ غرق شدن بیشتر و از دست دادن افزون‌تر هویت است چون از بستر خود جدا شده و در زمین دیگران خانه کرده است،‌ لذا مادامی که اندیشه سیاسی اسلام در بستر اصلی خود قرار نگیرد و در منطقه و فضای فکری و معرفتی خود به بازیابی خود و تولید نپردازد،‌ نمی‌تواند به پویایی و نو‌آوری نائل شود.
از دیگر موانع در تحقیقات اندیشه سیاسی اسلام،‌ وجود پیش‌فرض‌های اندیشه سیاسی غرب در ذهن پژوهشگران این حوزه است. ناهم‌خوانی قالب و محتوای اندیشه سیاسی غرب با اندیشه سیاسی اسلام،‌ خلأ یا تضادی را موجب می‌شود که در نهایت به عدم نوآوری برای محققان حوزه اندیشه سیاسی اسلام و باور به فقدان سیاست در اسلام برای برخی صاحب‌نظران علوم سیاسی منجر می‌شود. برای نمونه در حالی که موضوع محوری سیاست در اندیشه سیاسی غرب، مقوله قدرت است، ‌در اندیشه سیاسی اسلام مفهوم«حق» به معنای حقوق مطرح است یا نهادهای مدنی خاستگاه غربی دارند، در حالی که در اسلام تعامل مردم با حکومت و تأثیرگذاری آنها بر قدرت از طریق سازو‌کارهایی مثل «امر به معروف و نهی از منکر» انجام می‌شود. از این رهگذر متفکران متخصص در اندیشه سیاسی که در علوم اسلامی تخصصی ندارند یا صاحب‌نظران علوم اسلامی که در مباحث سیاسی تخصص ندارند، دچار اشتباه می‌شوند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
وارونه جلوه دادن ارزش‌های اسلامی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) یکی از اساسی‌ترین نیازهای عصر امروز انقلاب اسلامی است. امام راحل در طول جریان‌ حوادث و رویدادهای تاریخی همواره به نقاط آسیب‌پذیر اشاره می‌کردند و مهم‌ترین آسیب‌پذیری‌ها را از درون نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی می‌دانستند و از جانب دشمنان خارجی چندان نگران نبودند. ایشان بیش از هر چیز نگران وارونه معرفی کردن ارزش‌های اسلامی و انقلابی و نشان دادن چهره‌های دروغین به‌‌جای واقعیت به مردم و نسل‌ جوان بودند، همانطور که حضرت علی(ع) از واژگونه معرفی کردن اسلام ابراز نگرانی می‌کردند. امام در این باره فرمودند: «مردم اسلام را به تن می‌کنند ولی آنچنان که پوستین را وارونه به تن می‌کنند.» امام خمینی(ره) از همین خطر و آسیب‌های بنیان‌کن در رنج بودند و مکرر به همراهان، هواداران و علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی هشدار می‌دادند ممکن است محتوای حکومتی به ظاهر اسلامی باشد، ولی چهره‌ای که از اسلام ارائه می‌شود چنان واژگونه و دور از واقعیت باشد که دل‌های پاک و توده‌ مردمان به آن رغبت نکنند و آنجا که احساس خطر می‌کردند با صراحت مواضع اسلامی و انقلابی خود را اعلام می‌کردند. ایشان به مسئولان فرمودند: «الآن ما همه مکلفیم حالایی که جمهوری اسلامی شد ما هم اسلامی باشیم، اگر بنا شد جمهوری اسلامی باشد پاسبان‌هایش اسلامی نباشند خدای نخواسته دادگاهایش اسلامی نباشد، وزارتخانه‌هایش اسلامی نباشند این حکومت طاغوتی است به اسم اسلام، همان طاغوت است...»
حضرت امام در این باره نکات بسیار مهمی را یادآور شدند که توضیح آن در این مختصر‌ نمی‌گنجد، اما به شکل کلی و مختصر با استفاده‌ از فرازهایی از وصیت‌نامه ایشان برخی از آنها را ذکر می‌کنیم.

فرازی از وصیت‌نامه
«یکی از مواردی که لازم به توصیه و تذکر است آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم‌کننده توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به‌طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند. گرچه بعضی کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام، در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند) که اسلام طرفدار بی‌مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم‌ کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند، چهره نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام بازنموده که به اسلام بتازند و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‌داری غرب، مثل رژیم آمریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندان و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند.»

ارائه چهره طاغوتی از حکومت اسلامی
بر اساس فرازی که از وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام راحل ذکر شد، انقلاب اسلامی از ناحیه عملکرد مسئولان و مدیران نظام ناشی می‌شود. امام خمینی(ره) از تبدیل شدن جمهوری اسلامی به حکومت‌ طاغوتی نگران بودند و آن را یکی از آسیب‌های عمده انقلاب برشمردند و اشاره فرمودند: «طاغوت برای خاطر اینکه پسر کی بود و نوه ‌کی بود که نبود؛ برای اعمالش بود. اگر اعمال ما هم یک اعمال طاغوتی باشد، برای خود باشد، نه برای ملت، دعوا بکنیم سر خودمان، نه برای مصالح ملت، این همان طاغوت است. منتها به یک صورت دیگری درآمده، اما طاغوت است. طاغوت هم مراتب دارد. یک طاغوت مثل رضاخان و محمدرضاخان‌مان و یک طاغوت هم مثل کارتر و امثال آن‌هاست. یک طاغوت هم مثل ماهاست».
امام راحل در رهنمودهای‌شان به مسئولان و کارگزاران نظام و عناصر انقلابی همیشه بر «خود ارزیابی» تأکید داشتند و در یکی از سخنانش با نگرانی فرمودند: «اگر خدای نخواسته ما پیروز بشویم به این معنا که آن دسته‌ای از ظالم‌ها که بودند و آن دسته‌ای از چپاولگران که بودند بیرون کردیم لکن به جای آنها یک دسته ظلمه دیگری با یک محدودیت خاصی و چپاولگرهای دیگری با یک محدودیتی به جای او نشست، این موجب این می‌شود که مکتب ما در دنیا منعکس بشود که مکتب درستی نبوده، شکست در مکتب واقع بشود. آن شکستی که جبران نمی‌تواند بپذیرد این شکست است».
یعنی ممکن است مردم در ارزیابی کارگزاران نظام به مواردی برسند که ارزش‌های اسلامی وارونه جلوه کند و با معیارهای طاغوتی مطابقت داشته باشد و این خطر بزرگی برای انقلاب اسلامی در جهان معاصر است.

قرار گرفتن روحانیت در مسیر دنیاگرایی
امام در فرازهایی از وصیت‌نامه خود طی رهنمودهای متعددی روحانیت را به طور عام مورد خطاب قرار دادند، به‌خصوص آنهایی که در رأس دستگاه‌ها و نهادهای اداره کننده کشور قرار دارند و از کلیه مسئولان تأثیرگذار به ویژه روحانیون، متواضعانه می‌خواهند برای حفظ نظام جمهوری اسلامی از تجمل‌گرایی و زرق و برق دنیا بپرهیزند و در این باره اعلام کردند: «من متواضعانه به‌عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می‌خواهم که در زمانی که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است از زی روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند که هیچ آفت و خطری برای روحانیت و برای دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست.»
در اندیشه امام خمینی، اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی این است که زندگی متولیان امور جامعه متفاوت از توده مردم بوده و دارای امتیازات ویژه‌ای باشد و با سوء‌استفاده از مقام، ثروت‌اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند و تشخیص این تفاوت در زندگی پس از حاکمیت قشر حاکم با پیش از حکومت با مردم است و داوران تشخیص این امر نیز توده مردم هستند و از این رو امام راحل توصیه فرمودند: «یک وقت کاری نشود که ملت‌ها و دیگران کار را تعیب کنند به اینکه شما دست‌تان نمی‌رسید، حالا که دست‌تان رسید شما هم همان هستید.»

کوتاه آمدن در مبارزه با آمریکا
قطب اصلی و اولیه‌ روند مبارزه با انقلاب اسلامی مبارزه با آمریکا بوده و است و هرگاه از این موضع کوتاه آمده و یا سست شده‌ایم قطعاً انقلاب اسلامی در معرض آسیب‌ها و آفت‌ها و خطرات قرار گرفته است. روح حاکم بر رهنمودهای امام راحل به‌ویژه در وصیت‌نامه سیاسی ـ ‌الهی‌شان این موضوع را نشان می‌دهد. فقط به ذکر چند جمله قصار ایشان اکتفا می‌کنیم که فرمودند: «ما آنقدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ‌کس ندیدیم.» یا تصریح کردند: «دنیا بداند که هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب، از آمریکاست.»، «همه گرفتاری [هایی] که ما داریم از دست آمریکا داریم.»، «همه مصیبت‌ ما زیر سر آمریکاست.» و در رهنمودهای متعددی توصیه کردند: «هر چه فریاد دارید سر آمریکا بکشید»، «ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند، ما آمریکا را از زیر پا می‌گذاریم.»
تجربه مبارزات گذشته دور تاکنون نشان داده آمریکایی‌ها قصد دارند حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی را در جهان از بین ببرند و هرگونه کوتاه آمدن در برابر این دشمن خونخوار خطر بزرگی برای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است. چون انقلاب اسلامی خواستار نفی ظلم، نفی سلطه، نفی استبداد، نفی وابستگی و نفی فساد در جهان است و پرچمدار این جبهه است. در مقابل آمریکایی‌ها خواستار کوتاه آمدن از این مواضع اصولی و اعتقادی و انقلابی هستند و هرگونه سستی و کوتاهی و عقب‌نشینی در برابر خواست آنها به همان میزان انقلاب اسلامی را دچار آسیب‌ می‌کند.

اعتماد نداشتن به لبخندهای دروغین
شکی نیست که خواسته‌های دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی القای عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از اصول انقلابی و مبارزاتی‌اش است و یکی از شگردهایی که دراین راستا به کار می‌برند ایجاد فضای مذاکرات و گفت‌وگوهای سیاسی است و در چنین فضایی که با لبخندهای دروغین و فریبکارانه همراه است شاید بیشترین و بهترین استفاده‌ها را ببرند و در انجام این کارهای سیاسی به شکل‌های مختلفی جلوه می‌کنند، چرا که به دنبال تحمیل اهداف خود هستند، یا منافع خود را در خندیدن‌ها و خوش‌ و بش کردن‌ها به دست‌ می‌آورند، به انواع مانورهای سیاسی دست می‌زنند، همانطور که رهبر معظم انقلاب بارها فرمودند: «به این لبخندهای دروغین اعتماد نکنید.» و در سال ۱۳۷۹ هم به‌گونه‌ای دیگر رهنمود دادند و مانور سیاسی دشمن را تشریح کردند و فرمودند: «یک سیاسی کار وقتی می‌خواهد مقصود خود را عمل کند، گاهی اخم می‌کند، گاهی لبخند می‌زند، گاهی بغض نشان می‌دهد، گاهی تهدید می‌کند، گاهی جلو می‌آید، گاهی پشت می‌کند؛ اینها مانور سیاسی است. یک روز می گوید ما به ملت ایران خیلی بدی کردیم و مثلاً یعنی متأسفیم! یک روز می‌آیند علیه ملت ایران توی مجلس سنای‌شان قانون تصویب می‌کنند، یک روز می‌آیند خائنین و روسیاه‌ترین گروهک‌های ضدانقلاب را مورد تمجید قرار می‌دهند...»
یعنی دشمن از هر شیوه‌ای استفاده می‌کند تا راه نفوذ ایجاد کند، همین که نفوذپذیری ببینند همانجا متمرکز می‌شوند، حالا می‌خواهد حزب باشد، شخصیت سیاسی باشد. بنابراین به تعبیر رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای آمریکایی‌ها تلاش دارند تا پنجه چدنی خود را در یک دستکش حریری پنهان نمایند و از این طریق سلطه خود را اعمال کنند و این شیوه برای آنها با لبخندهای دروغین کارآیی داشته است و بارها استفاده کرده‌اند و آسیب‌ها زده‌اند. که نمونه‌های آن در تاریخ فراوان است.

از دست دادن روحیه جهاد و شهادت
از شاخص‌ترین ارزش‌های انقلاب اسلامی در دوران مبارزه، در سیر جریان انقلاب اسلامی وجود روحیه جهادگری و شهادت‌طلبی بود که به واسطه آن پیروزی‌های بزرگی نصیب ملت ایران و ملل مسلمان جهان شد. این ملاک از اساسی‌ترین معیارهای سنجش برای تشخیص میزان آسیب‌پذیری‌ها است. درباره این موضوع حرف و سخن اساسی زیاد است، در اینجا فقط به ذکر یکی از رهنمودهای امام راحل اکتفا می‌کنیم که فرمودند: «عطر خون‌های پاک شهدای عزیز ما در تمامی جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده می‌کنیم. حماسه مردم فلسطین یک پدیده تصادفی نیست. آیا دنیا تصور می‌کند که این حماسه را چه کسانی سروده‌اند و هم اکنون مردم فلسطین به چه آرمانی تکیه کرده‌اند که بی‌محابا و با دست خالی در برابر حملات وحشیانه صهیونیست‌ها مقاومت می‌کنند؟ آیا تنها آوای وطنگرایی است که از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است؟ آیا از درخت سیاست‌بازان خودفروخته است که بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید می‌ریزد؟ اگر این چنین بود، اینها که سال‌هاست در کنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده‌اند! شکی نیست که این آوای الله اکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیت‌المقدس غاصبین را به نومیدی کشاند.»
به ‌خوبی آشکار است که وجود روحیه جهاد و شهادت‌طلبی عامل پیش‌برنده بوده و است و از دست دادن این روحیه موجب آسیب‌ها و خطرات جبران‌ناپذیری خواهد شد و حضرت امام به صراحت اعلام کردند: «من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله‌بار مبارزه را بر دوش گرفته‌اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده‌اند، می‌بوسم و سلام[و] درودهای خالصانه خود را به همه غنچه‌های آزادی و کمال نثار می‌کنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می‌کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر کرده است...»


از لابه لاي تاریخ

سهم انگليس در صعود و افول رضاخان
در جريان جنگ جهاني اول، انگليسی‌ها پس از اشغال نظامي ايران، سعي کردند با فراهم آوردن زمينه سقوط کابينه صمصام‌السلطنه و انتصاب حسن وثوق، معروف به وثوق‌الدوله، در پُست نخست‌وزيري در اوت 1918 سلطه سياسي‌شان را نيز مستحكم‌تر کنند. بهترين توصيفی که می‌توان از دولت وثوق ارائه داد این است که دولت او يک دولت استبدادي غيرنظامي تحت حمايت انگلیس بود که قصد داشت کنترل دائم ايران و منابع اقتصادي آن، به ويژه نفتش، را به دست بگيرد و توسعه اقتصادي ايران را در راستاي منافع خود هدايت کند. اجراي قرارداد 9 اوت 1919 با انگليس، کشور را رسماً به مستعمره انگليسی‌ها تبدیل می‌کرد؛ در اوايل سال 1920 ولي خصومت شديد مردم با انگليسی‌ها و مخالفت‌شان با قرارداد پيشنهادي کاملاً مشخص کرد که اجراي اين موافقت‌نامه غيرممکن است و تجربه دولت استبدادي غيرنظامي وثوق با شکست مواجه شده است.
با وجود اين، انگليسی‌ها با استقرار يک دولت استبدادي نظامي عملاً کنترل ايران و منابع آن را براي مدتي طولاني به دست گرفتند. اين استبداد نظامي با کودتاي 21 فوريه 1921 در ايران برقرار شد و در نتيجة آن يک افسر قزاق گمنام و تقريباً بي‌سواد از خانواده‌اي روستايي به مدت 20 سال ديکتاتور نظامي ايران شد. اين مرد همان رضاخان بود. در سال 1925، در نتيجه يک کودتاي انگليسي ديگر، طومار سلسله قاجار در هم پيچيد و رضاخان شاه ايران شد. او به دنبال حمله نيروهاي متفقين در ماه اوت 1941، در سپتامبر همان سال به اجبار استعفا داد و تحت‌الحمايه انگليس سوار بر يک کشتي انگليسي ايران را ترک کرد.
بر اساس ديدگاه سنتي نسبت به رضاشاه پهلوي و دوره تاريخي 1921 تا 1941، دوره فوق عصر پرافتخاري بود که در طول آن، به همت و جانفشاني يک سرباز دلاور و وطن‌پرست، به نام رضاخان پهلوي، يک ارتش ملي جديد شکل گرفت که ايران را متحد ساخت و آن را از تجزيه نجات داد. اين ارتش ملي، عشایر و ایلات ياغي و فئودال‌هاي غارتگر را سرکوب و مطیع دولت کرد. پس از جلوس رضاخان بر تخت سلطنت در سال 1925، ايران الگوي غرب را در پيش گرفت و سلطه روحانيت مرتجع ضعيف‌تر شد. زنان با کشف حجاب از قيدوبند رها شدند. کارخانه‌ها، جاده‌ها و خط آهن ساخته شد. دانشگاه تهران بنا شد. بر اساس همين ديدگاه، انگليس و روس در اوت 1941 خيانتکارانه به ايران حمله کردند و رضاشاه پهلوي، فرمانرواي لايق ايران را از تخت به زير کشيدند و از کشور بیرون راندند و بدين ترتيب تراژدي بزرگي براي ايران رقم زدند.
بررسي اجمالي برخي از حقايق مهم اين دوره تاريخي، در همان ابتداي امر روشن مي‌کند که تعبير فوق واقعيت ندارد. حتي نويسندگاني نظير سيروس غني، که از طرفداران رضاشاه هستند نيز به نقش تعيين‌کننده انگليس در به قدرت رسیدن رضاشاه اذعان دارند. «رهبر کبير»(!) ايران در سال 1921 با يک کودتاي انگليسي به قدرت رسيد و سپس با يک کودتاي انگليسي ديگر به تختي جلوس کرد که روزي شاه عباس بر آن تکيه زده بود. شکي نيست که رضاخان مخلوق انگليسی‌ها بود. علاوه بر اين، در اوت 1941 که نيروهاي متفقين به ايران حمله کردند، همين ارتشِ به اصطلاح ملي مقاومتي در مقابل متجاوزان از خود نشان نداد. فرماندهان ارتش و بسياري از مقامات دولتي ترك خدمت كردند و فرار را بر قرار ترجيح دادند. شرم‌آورتر از همه اينکه، بعدها معلوم شد، خودِ رضاشاه نيز وقتی قصد پناهندگي به سفارت انگليس در تهران را داشته، انگليسي‌ها به او جواب رد دادند. در نتيجه، با ذلت استعفا داد و براي نجات جانش با يک کشتي انگليسي از ايران رفت و بقيه عمر خود را تحت‌ حمايت انگليس سپري کرد.


حكایت زمانه

خودكشي وزير ماليه رضاخان
در تاریخ دهم فوریه 1937، علی‌اکبر داور، وزیر مالیه، دار فانی را وداع گفت. او سالیان دراز در مقام وزارت مالیه و وزارت عدلیه خدمت کرده و از باکفایت‌ترین مدیران ایران تلقی می‌شد. اگرچه در اعلان رسمی، علت مرگ او را سکته مغزی عنوان کرده بودند، داور خودکشی کرده بود تا به سرنوشت دوستانش تیمورتاش و سردار اسعد گرفتار نشود. از همان سال 1934 روشن بود که سرنوشت هولناکی در انتظار داور است. «هورنی‌بروک» وزیرمختار آمریکا، در گزارش مرگ سردار اسعد نابودی داور را نیز پیش‌بینی کرده بود. او در گزارشش نوشته بود که: در شرفیابی نوروز شاه در حضور وزرای دیگر از عملکرد داور، وزیر مالیه، شدیداًً ابراز ناخشنودی کرد؛ بدین ترتیب که از او تعداد مدیران اجرایی وزارت مالیه را پرسید. وقتی گفتند که در وزارت مالیه یک معاون و دو مدیر کل زیردست وزیر کار می‌کنند، شاه ابراز داشت با اینکه تعداد آنها به نسبت مدیران اجرایی وزارتخانه‌های دیگر بیشتر است، نمی‌فهمد چرا با چنین وضعی وزیر مالیه کارش را خوب انجام نمی‌دهد. چنین اظهار نظری را فقط می‌توان نشانه بوالهوسی شاه، و با توجه به کفایت داور که شایسته‌ترین عضو کابینه دولت تلقی می‌شود، دل‌چرکینی روزافزون او از دستیاران توانمندش دانست. شاید همین شایستگی داور، همچون دوستش تیمورتاش بود که نهایتاً قاتل جانش شد.
«گوردن پی. مریام» کاردار موقت آمریکا، خودکشی داور در روز 10 فوریه 1937 را در گزارشش شرح داده است. معلوم است که داور چند هفته پیش از مرگش در فکر خودکشی بوده است: هیچ‌کس به‌جز شاه دلایل اصلی خودکشی او را نمی‌داند و امیدی هم به باز شدن دهان شاه نیست. فرضیات و شایعاتی که در بین مردم شایع شده به قرار زیر است:
چند هفته پیش، داور مقداری مرفین را که وزارتخانه‌اش از قاچاقچیان ضبط کرده بود پیش خود نگاه داشته بود. چند روز پیش از مرگش هم قدری از تریاکی را که وزارتخانه برای فروش تهیه کرده بود، برداشت و از مقامات مسئول درباره خلوص آن پرسید تا خیالش راحت شود. او هر دو پاکت را به اتاق کارش در خانه‌ برد؛ ولی زنش متوجه پاکت‌ها شد و از او پرسید که در پاکت‌ها چیست و اینکه آیا برای بچه‌ها خطری ندارد و داور پاسخ داد «هیچ چیز» و آنها را درون کشوی میزش انداخت. روزهای پیش از دهم فوریه، همکاران و دوستانش هیچ چیز مشکوکی در رفتار داور ندیدند؛ در واقع همه می‌گویند که تصمیمات داور در طول این مدت از همیشه منطقی‌تر و روشن‌تر بوده است. او شب نهم فوریه به منزل آمد و گفت که رختخوابش را در اتاق کارش بیندازند چون می‌خواهد تا دیر وقت کار کند، و گفت که فردا صبح ساعت هفت بیدارش کنند. دفترش در خانه پر از پرونده‌های مختلف بود؛ چون داور عملاً هیچ‌وقت دست از کار نمی‌کشید. تا ساعت 2 یا 3 صبح صدایش می‌آمد که در دفترش این طرف و آن طرف می‌رود و پس از آنکه احتمالاً تریاک و مُرفین را مصرف کرده بود رفت تا بخوابد؛ البته نه در دفترش، بلکه در هال مجاور که گفته بود یک رختخواب هم آنجا برایش بیندازند؛ زیرا می‌دانست که به محض اینکه جسد بی‌جانش را پیدا کنند فوراً عده زیادی به خانه‌اش می‌ریزند و در چنین شرایطی هال جای بهتر و آبرومندتري است.
در ساعتِ مقرر خدمتکار برای بیدار کردن اربابش پشت در اتاق رفت؛ پس از اینکه چند بار محکم به در اتاق کوبید و جوابی نشنید خانم داور را خبر کرد. او هم سراسیمه از تختخواب بیرون پرید و وارد اتاق کار شوهرش شد و وقتی نتوانست او را از خواب بیدار کند، با همان لباس خواب به در خانة دکتر سمیعی، برادر وزیر خارجه که همسایه‌شان بود رفت و خیلی زود عده زیادی دکتر و اشخاص دیگر در خانه‌شان جمع شدند. یکی از مدیر کل‌های وزارت مالیه به نام آقای الله‌یار صالح که پیشتر مترجم سفارت بود و در همان محله زندگی می‌کند با شنیدن این خبر فوراً برادرش دکتر جهانشاه صالح را که فارغ‌التحصیل دانشگاه سیراکوس است، برداشت و به خانه داور رفت. آنها به محض ورود به اتاق مشاهده کردند که داور با صورتی کبود در احاطه دکترها و دوستانش است و فهمیدند که دکترها وضعیت او را ناشی از نوعی مسمومیت تشخیص داده‌اند، ولی کسی نمی‌دانست چه نوع مسمومیتی است و باید چه کار کرد. ظاهراً دکتر صالح با دیدن او فوراً مسمومیت را ناشی از مصرف تریاک تشخیص داده بود؛ ولی بقیه سرهای‌شان را به علامت نفی تکان داده بودند، زیرا ایرانی‌ها این نوع خودکشی را چندان آبرومند نمی‌دانند (شاید هم داور از این راه می‌خواسته که خانواده‌اش شاهد صحنه هولناک تیرخوردگی نباشند.) دهانش را باز کردند و بوی تریاک که از آن بیرون می‌آمد کاملاً قابل تشخیص بود. ترتيبات مقتضی اتخاذ شد، ولی دیگر خیلی دیر شده بود. داور که بی‌هوش در آغوش آقای الله‌یار صالح آرميده بود و او طبق دستور برادرش داشت شقیقه‌های داور را می‌مالید تا جریان خون به مغزش قطع نشود، ناگهان چشمانش را باز کرد، رعشه‌ای بر اندامش افتاد و در حدود ساعت 9 صبح از دنیا رفت. به دستور شاه، علت مرگ [باوجود اینکه در ابتدا سکته مغزی گزارش شده بود] سکته قلبی اعلام شد. علاوه بر این، هیچ دیپلمات یا شخصیت دیپلماتیک، از هر درجه و رتبه، در تهران نیست که حقیقت را نداند؛ تا جایی که به هنگام صحبت درباره این مسئله حتی نمی‌گویند طبق شایعات اینطور بوده زیرا این حرف را توهین به شعور و آگاهی‌شان می‌دانند و صحبت‌ها فوراً به این سو می‌رود که چرا داور خودکشی کرده است.
1ـ چندی پیش یک درگیری لفظی بین شاه و داور پیش می‌آید که در حین آن شاه یقه داور را می‌گیرد و سخت تکانش می‌دهد. اعلی‌حضرت شاکی بود که طبق عرایض و اخبار واصله از تجار، برنامه اقتصادی داور تمام کسب و کار آنها را از دست‌شان درآورده و در دست دولت قرار داده است؛ به تجار غرامتی پرداخت نشده و آنها نیز قادر به امرار معاش نیستند. داور فهمید که برنامه اقتصادی‌اش متزلزل شده است و پیش از آنکه برنامه‌اش شکست بخورد و موجب بی‌آبرویی و حتی مرگش شود، خودش به زندگی‌اش خاتمه داد. اقدام اخیر داور در لغو انحصار تجارتِ برخی کالاهای نه چندان مهم این فرضیه را قوت بخشیده است.
2ـ طبق یک فرضیه دیگر که باز هم صحنه درگیری بالا در آن نقش دارد، علت عصبانیت شاه کمبود گندم در خراسان بوده است. ولی در واقع این داور بود که توانست با اقدامات فوق‌العاده و مؤثری که انجام داد مردم خراسان را از بروز قحطی نجات بدهد. داور بهترین مقامات زیردستش را به اقصي‌نقاط مملکت فرستاد تا با گشودن راه‌های کشور صدها کامیون حامل گندم را که مدت‌ها در برف گیر کرده بودند به راه اندازد و حمل گندم به خراسان را ممکن کند. او همچنین کامیون‌های شرکت نفت انگلیس و ایران را کرایه کرده و گاراژداران عاجز را مجبور ساخته بود که گندم را با قیمتی کمتر از قیمت کرایه بازار حمل کنند. حالا اگرچه بحران را از سر گذرانده بودند، خیلی طبیعی بود که شاه بپرسد: «این چه سیاستی است که می‌گوید گندم را از خراسان به روسیه صادر کنید (که اتفاقاً آنقدر در بندر شاه می‌ماند تا بپوسد) و آن وقت در خراسان قحطی گندم می‌آید؟»
3ـ می‌گویند داور برای دادن امتیاز نفت و احداث خط لوله به شرکت‌های بزرگ آمریکایی از آنها 50 هزار تومان رشوه گرفته بود.
4ـ می‌‌گویند شاه از داور می‌ترسید، البته نه به خاطر خودش، بلکه به خاطر ولیعهد. ارتش نشان داده بود که برای قدرت و اختیارات آینده‌اش به وزیر مالیه چشم دارد. اگر این مرد که زندگی اقتصادی کشور را در کف دستش داشت به هنگام مرگ شاه می‌توانست ارتش را با خود همراه کند، آن وقت جانشینی ولیعهد واقعاً به خطر می‌افتاد. بنابراین، طبق این استدلال، شاه تصمیم گرفت که داور را از قدرت خلع کند؛ داور هم که سرنوشت خود را محتوم می‌دید، ترجیح داد در اوج قدرت به زندگی‌اش خاتمه بدهد تا اینکه منتظر بی‌آبرویی و مرگ تقریباً مسلم بنشیند. دستگیری و حبس [ابوالقاسم] فروهر، وزیرمختار ایران در پاریس و دوست صمیمی داور، که اخیراً از پاریس احضار شده بود به این فرضیه قوت می‌بخشد. فروهر دقیقاً صبح همان روزی دستگیر شد که داور وفات یافته بود، و هر چند داور نمی‌توانست از این دستگیری خبر داشته باشد ولی احتمالاً اوضاع را بو کشیده و یا کسی محرمانه به او خبر داده بود.
هرچه می‌گذرد روشن‌تر می‌شود که فرضیه چهارم درباره انگیزه‌های خودکشی داور از همه به حقیقت نزدیک‌تر است. گمان می‌رود که شاه واقعاً با وزیر مالیه‌اش درگیر شده باشد، ولی موضوع صحبت‌های‌شان به هنگام درگیری چندان مهم نیست. این درگیری برای داور کافی بود تا بفهمد که شاه خدمتش خواهد رسید. ولی داور خودش درباره این مسئله چه گفت؟ داور شب پیش از فوتش سه نامه نوشت: یکی به شاه، یکی به همسرش و یکی هم به مادرش. دو نامه آخر در واقع نامه‌های شخصی بودند، ولی نامه‌ای که خطاب به اعلی‌حضرت نوشته بود برای هيئت وزرا قرائت شد. در این نامه، داور صرفاً گفته بود که به علت خستگی این کار را کرده است.
شاید کلیه ماجراهای فوق را بتوان با این اظهار نظر بدبینانه برخی از دیپلمات‌ها خلاصه کرد: «خُب، به هر حال، او بیشتر از دیگران دوام آورد.» شاید تاریخ قضاوت بی‌رحمانه‌ای درباره داور داشته باشد. او که خود آلت فعل اصلی بی‌رحمی‌ها و فساد رضا شاه بود در نهایت ساده‌ترین راه را برای خلاص کردن خود انتخاب کرد.
منبع: دكتر محمدقلي مجد، رضاشاه و بريتانيا، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، بهار 1389، صفحات 193 تا 201


امام در گذر زمان 188

امام خمینی صدای مظلومیت ستمدیدگان در جهان
در مباحث دو شماره پیش به تحلیل و تجلیل روسای کشورهای جهان از شخصیت‌ امام (رحمه‌الله علیه) پرداخته شد و در این رابطه هنوز اظهارات فراوانی وجود دارد. پس از رحلت امام بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و نویسندگان و تحلیلگران جهان نیز به ابعاد شخصیت‌ امام خمینی پرداختند و او را پرچمدار عدالت‌خواهی و مبارزه با ظلم و ستم در جهان معرفی کردند، شخصیتی مانند اسقف کاپوچی در این باره گفت: «امام، پدر مستضعفان جهان بود و از دست دادن ایشان غم بزرگی برای تمام محرومان دنیاست.»
یکی از مطبوعات چاپ پاکستان نوشت: «امام خمینی صدای مظلومیت محرومان سراسر جهان بود.» دبیر کل جبهه آزادی‌بخش اریتره درباره ایشان اظهار داشت: «امام خمینی با دفاع از ستمدیدگان و محرومان جهان و پایداری در برابر نیروهای استکبار و تجاوزگر، نقش بارزی در جهان ایفا کرد.»
جلال طالبانی رهبر اتحادیه میهنی کردستان و رئیس‌‌جمهور عراق در این رابطه گفت: «قاطعیت حضرت امام، در رویارویی با استعمار و توطئه آنان، خاری در چشم ستمگران بود، امام خمینی تمام عمر پربارش را در راه ایجاد عدالت و آزادی مستضعفان جهان سپری ساخت، پرونده مجاهدت‌های ایشان پر از شهامت و افتخار است.» روزنامه عربی زبان «الشعب» چاپ الجزایر ضمن ابراز تأسف از رحلت امام به بی‌سابقه بودن خدمات و مبارزات امام از تاریخ صدر اسلام تاکنون اشاره کرد و نوشت: «امت اسلامی گوهری گرانبها و کمیاب که جهان اسلام تاکنون مثل او را به خود ندیده است، از دست داد. امام خمینی برای دفاع از محرومان پرچم اسرائیل را از آسمان ایران اسلامی به زیرکشید و به جای آن، برای نخستین‌بار پرچم فلسطین را برافراشت و دروازه‌های شرقی کشور را به روی مجاهدان مسلمان افغانی باز گذاشت و گورباچف را به مطالعه در اسلام دعوت کرد و حکم اعدام مرتدی چون «سلمان رشدی» را صادر کرد و با این عمل خود کاری را که پس از پیامبر بزرگوار اسلام و خلفای راشدین سابقه نداشت، انجام داد.»
روزنامه مسلم چاپ پاکستان به فراگیر بودن قدرت فکری امام اشاره کرد و نوشت: «امام خمینی رهبری انقلابی، دانشمندی مذهبی و یکی از مخالفان راستین ظلم و ستم و بی‌عدالتی در جهان بود. نقش رهبری امام خمینی نه‌تنها در سقوط رژیم پر قدرت ستمشاهی در ایران تبلور یافت، بلکه قدرت فکری امام از مرزهای ایران اسلامی نیز به مراتب فراتر رفته و جهانگیر شد.»
نشریه دیلی‌نیوز که در تانزانیا به چاپ می‌رسد از امام به‌عنوان پیشوای مستضعفان یاد کرد و چنین نوشت: «امام خمینی رهبر و پیشوای مستضعفان ایران و جهان بود، همه می‌دانند که ایشان شخصیتی خستگی‌ناپذیر برای احقاق حقوق مردم بود، انقلابیون ترقی‌خواه دنیا، فقدان این شخصیت بزرگ را درقیام خود برای آزادی مستضعفان، احساس می‌کنند.»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین ثقفی در شورای تحلیل معاونت سیاسی تشریح کرد
فرایند نقشه راه حاکمیت دین حق(۱)

به کوشش :
یدالله صانعی

اشاره:
هنگام اوج‌گیری انقلاب اسلامی و حتی پس از پیروزی و استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران، بسیاری در داخل و خارج تصور درستی از انقلاب اسلامی نداشتند. همه آگاهی آنها از انقلاب اسلامی بسیار کلی و با مفهوم اداره کشور با احکام اسلامی بود و کسی از جزئیات آن مطلع نبود. به غیر از روشنگری‌های شهید مطهری در ماه‌های اول پیروزی انقلاب که با شهادت زودهنگام ایشان همراه شد، مباحث جدی و دقیقی که با توجه به جزئیات شما و نمایی از آینده انقلاب را نشان دهد، وجود نداشت. در هم ریختگی‌های ابتدای پیروزی و با فاصله اندکی پس از آن، آغاز جنگ تحمیلی، برای توجه و پرداختن به این مهم مجالی باقی نگذاشت. در هر صورت این وضعیت نامناسب ادامه داشت تا اینکه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در سال ۱۳۷۹ با ورود حساب‌شده و دقیق به این مسئله و ترسیم مراحل پنج‌گانه‌ای که با شکل‌گیری انقلاب آغاز شد و برای تحقق اهداف والای انقلاب باید تمامی آن مراحل طی شود، به این وضعیت ناپسند پایان دادند و جهت و مسیر را برای کسانی که توانایی دارند انقلاب را برای رسیدن و گذر از این مراحل یاری کنند، روشن کردند. متن حاضر سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین علی ثقفی، مسئول «مجموعه فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی» است که چندی پیش حول موضوع پیش گفته در جلسه شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه ایراد شد. نظر به اهمیت موضوع و ضرورت آگاهی خوانندگان محترم از این مبحث، مشروح این سخنان در دو قسمت تقدیم محضر خوانندگان فهیم و دغدغه‌مند می‌شود. ان‌شاءالله

ضرورت تعمق در هویت انقلاب اسلامی
دو بحث اصلی درباره فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی وجود دارد؛ موضوع اول نهضت انتظار است. این موضوع برای اولین بار در سال 80 در سپاه مطرح شد. موضوع دوم فرایند تحقق انقلاب اسلامی است. اگر می­خواهیم در هدایت سیاسی موفق باشیم، تلاش ما باید مبتنی بر یک مبنای محکم و اصیل باشد. اگر به وضع کنونی جامعه­مان نگاهی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که یکی از نقص­های بزرگی که در این زمینه وجود دارد، عدم تعمق در هویت انقلاب اسلامی است. تا به حال تلاش­های زیادی برای معرفی ماهیت انقلاب اسلامی انجام شده است، هر چه ما در این زمینه جلوتر می­رویم، به دلیل اصالت این پدیده، نیازمندی به شناخت این پدیده بیشتر می­شود. انقلاب اسلامی پیش می­رود و عرصه‌­ها و میدان­‌های جدیدی را پیش ­روی خود می­بیند و چون این یک پدیده اصیل است و مبتنی بر ریشه‌­های متین و نافذ در مکتب الهی است، دائماً باید از این مکتب سیراب شود و محیط و میدان را روشن کند. این ذات انقلاب اسلامی که در محیط روشنگری می­کند، می­تواند با شناخت میدان­های مختلف که در سر راه است، شرایط خودش را به درستی بشناسد و کار را جلو ببرد.
امروز در جامعه ما جریان‌هایی هستند که از ریشه در حال ضربه زدن به انقلاب اسلامی هستند. این جریان‌ها نه در سطح سیاسی، بلکه در عمق فکری و نظری در حال مبارزه با هویت انقلاب اسلامی هستند. وقتی عمیقاً و با تحلیل نافذ به این پدیده نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ریشه این جریان‌ها به درک بیگانه و غلط و ناقص آنها از انقلاب اسلامی می­رسد. اگر اینها انقلاب اسلامی را مدرنیت علیه مدرنیته معرفی می­کنند، اگر انقلاب اسلامی را حرکت در ریل مدرنیزاسیون درونزا معرفی می­کنند، اگرانقلاب اسلامی را با ریشه­‌های تک بعدی اقتصادی، سیاسی و... معرفی می­کنند و اگر انقلاب اسلامی را ادامه جریان عرفی‌­گرای مشروطه معرفی می­کنند، به دلیل این است که آنها ماهیت عمیق و اصلی انقلاب اسلامی را نشناخته‌اند. ریشه مشکلات ما در عرصه سیاست و فرهنگ و مسائل اجتماع به این مسئله باز می‌گردد. معمولاًً کمتر به این نوع هجوم به انقلاب توجه می‌شود؛ هجومی که باید با برخورد ایجابی یعنی معرفی عمیق انقلاب اسلامی آن را پاسخ داد. ما تهدیدات ملموس دشمن را زودتر می‌فهمیم و معمولاًً برای دفاع در مقابل اقدامات دشمن سعی می­کنیم خطوط دشمن را شناسایی کنیم، تحلیل کنیم، برای آن راهکار بیابیم و اقدام کنیم. دفاع مقدس و مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم از جمله عرصه­‌هایی است که شاهد این مدعاست. اما اینها اقدامات سلبی است که در برابر اقدامات دشمن صورت می‌گیرد. در کنار این جنبه‌های دفاعی باید به جنبه­‌های ایجابی هم بپردازیم. شناخت خطوط حرکت دشمن در تهدیدات ظاهری مهم است، ولی شناخت انقلاب اسلامی مهم­تر است، دشمن چون واقعی نگاه می­کند، بهتر از بعضی خودی­ها می­داند که امروز انقلاب اسلامی در کدام میدان دارد پیشروی می‌کند. دشمن در میدان­هایی که انقلاب اسلامی در آن در حال پیشروی است وارد شده و اگر ما ندانیم که انقلاب اسلامی در کدام مرحله است ممکن است در طراحی اقدامات‌مان تنها به اقدامات دفاعی و عکس‌­العملی بسنده کنیم. اگر اهداف ایجابی انقلاب اسلامی درست شناسایی شود، چه بسا آن حرکت ایجابی بهترین دفاع در مقابله با تهاجم دشمن باشد.

سپاه کمک‌کار اصلی فرایند تحقق اهداف
سپاه پاسداران نهادی است که از دل نیازهای انقلاب اسلامی و برای پاسخ دادن به این نیازها برآمد و در مراحل بعد متناسب با تغییر میدان‌های انقلاب خود را با نیازهای جدید تطبیق داد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 89 بحث شاکله معنوی سپاه را به‌عنوان هویت اصلی سپاه مطرح فرمودند و اینکه سپاه برخاسته از نیازهای انقلاب است و برای پاسخ به این نیازها در صحنه­های مختلف به وجود آمده است. نهادی منعطف است، همه­کاره و همه فن‌حریف است، باید خودش را با نیازهای انقلاب اسلامی منطبق کند و پیش از آن باید خود انقلاب اسلامی را بشناسد. در سال 90 هم مسئله پیش­روندگی و پیش­برندگی سپاه را مطرح فرمودند، مسئله هویت انقلابی و غیر محافظه­کارانه پاسداری از انقلاب و حرکت درونی و بیرونی سپاه را مطرح کردند. البته این هجمه­ای که به سپاه می‌شود به دلیل همین سرزندگی و موثر بودن سپاه در پاسداری از انقلاب است. سپاه باید نگاه عمیقی به انقلاب داشته باشد تا به تعبیر فرمانده معظم کل قوا بداند که از چه‌چیزی پاسداری می‌کند؛ چرا که پیوند سپاه با انقلاب اسلامی یک پیوند عمیق، مبتنی بر قانون اساسی و آموزه‌­های امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی است.

انقلاب اسلامی با پیشینه‌ای اصیل و دیرین
انقلاب اسلامی دنباله کار انبیا و رسول خدا(ص) است. ولایت فقیه شعب‌ه­ای از ولایت رسول‌الله(ص) است. ما با این بیان‌ها و ده‌ها نوع از آن آشنا هستیم. اینها اجمالاًً در صدد است نشان دهد که انقلاب اسلامی از پیشینه‌ای اصیل و ریشه‌ای عمیق برخوردار است و با پیشروی به سوی تحقق اهداف خود به آن ریشه‌ها و اصالت خود نزدیک‌تر می­شود، اما این کلمات امروز برای نسل‌های بعدی که در فضای انقلاب اسلامی تنفس نکرده‌اند، نیازمند تبیین هستند. در اینجاست یک سری خلأهای نظری و تئوریک احساس می‌شود. ما اگر انقلاب اسلامی را مبتنی بر نهضت انتظار درست تبیین کنیم، به نظر می­رسد که این ریشه‌­های فکری تحکیم پیدا خواهد کرد.
نهضت انتظار چیست؟ نهضت انتظار نهضتی دیرین است. نهضتی است که از ابتدای تاریخ بشر شروع شده است. این نهضت هدفمند است. این نهضت، نهضت انبیا، اولیا و اوصیای انبیا در انتظار حاکمیت دین حق است. نهضت انتظار، انتظار حاکمیت دین را می‌کشد. انتظار هدف نهضت را مشخص می­کند. این نهضت از سوی رهبری الهی دنبال شده، بر محور رهبری تعبیه شده از سوی خدای متعال مقدر شده است. همچنین انقطاعی در تاریخ نهضت انتظار وجود ندارد. از حضرت آدم تا الآن مقطعی در تاریخ پیدا نمی­کنیم که در جامعه بشری رهبری الهی و دینی وجود نداشته باشد. از پیامبران تا خاتم‌الانبیاء‌(ص) و بعد از آن در دوره امامان معصوم و در دوره وصایت با تعبیه یک نهاد دیگر به نام نهاد «نیابت ولایت و نیابت امام» این رهبری، پیوستگی خودش را حفظ کرده است. بنابراین وجود سلسله متصل رهبری از ابتدای تاریخ بشر تا انقلاب اسلامی یکی دیگر از خصوصیات نهضت انتظار است. این نهضت دارای نقشه راه است. این نقشه سه فصل داشته است. در فصل اول همواره این حرکت مبتنی بر «امت­سازی» بوده است. از آنجایی که ولایت مرکز جامعه و مبدأ هویت‌بخش هرجامعه است، اولین اقدام ولایت قیام برای تشکیل یک امت پیرامون خود است؛ امتی که ملازم رهبری آن زعیم باشد. سنت الهی این است که به وسیله آن امت اهداف آن ولایت پیگیری شود و تحقق پیدا کند. این امت در فصل دوم باید به تمکن برسد. تعبیر امروز این تمکن همان «دولت­‌سازی» است. سپس دولت­‌سازی و حاکمیت دین در واقع ابزاری هستند برای اینکه «حیات طیبه» در جامعه بشری محقق شود؛ عنوانی که امروز با تعبیر تمدن اسلامی ـ الهی شناخته می­شود، اما این نقشه راه کلان، در مقام اجرا و واقعیت‌های بیرونی با موانع و اشکال‌های متفاوتی مواجه می­شود. در اینجاست که اهداف میانی مطرح می­شود تا با گذر از این موانع آن نقشه راه سه مرحله‌ای تحقق یابد. در عالم واقع اوضاع مختلفی بر این نهضت حاکم می­شود. در طول تاریخ این نهضت گاه دچار سرکوبگری شدید می‌شود، گاه به تثبیت می­رسد، گاه حکومت­ها و جریان­های حاکم به دلایلی همراهی می­کنند و زمانی پیش می‌آید که آن امت پیرامون ولی دارای قدرت اجتماعی می­شود. اینها شرایط مختلفی است که متناسب با آنها اهداف میانی انتخاب می­شود. این اهداف حفظ موجودیت شیعه در شرایط اختناق، تعمیق ریشه‌های نهضت در شرایط امنیت نسبی، توسعه نهضت در میان مردم در شرایط همراهی حکومت‌ها و قدرت‌یابی نهضت در شرایط اقبال مردم است. در این شرایط است که نهضت حالت مخفی، علمی، فرهنگی و سیاسی پیدا می‌کند.
بنابراین نهضت انتظار یک نهضت دیرین، هدفمند، پیوسته، دارای نقشه راه و برنامه‌های عینی و کارآمد و متکی بر رهبری الهی است. وقتی گذشته تاریخی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. در دوره انبیا این نهضت و حرکت را می‌توان مشاهده کرد. هدف اصلی آفرینش انسان، کمال آحاد بشری و تقرب الهی بوده است، اما بقیه محتوای دین در حوزه اجتماعی چیزی جز این آموزش‌های نهضت برای تحقق حاکمیت دین در اجتماع و ساختن جامعه و انسان­ها برای رسیدن به آن هدف نیست. با مراجعه به قرآن کریم و روایات به وضوح می‌توان این مسئله را دریافت. آیه «و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر» تابلوی تاریخ بشر است که چه بسیار پیامبرانی که جنگیده­‌اند و همراه آنها مردان الهی فراوانی برای به حاکمیت رساندن دین حق بی‌­صبری و تضرع نکردند و ضعفی از خود نشان ندادند. با مراجعه به تاریخ می­توان نهضت انتظار را از زمان انشقاق تاریخ بشری در دوره پیامبری حضرت آدم مشاهده کرد. از زمانی که جامعه بشر دو تکه شد، یک تکه جامعه مادر که حضرت آدم در آن حاکم است و جامعه را اداره می­کند و یک بخش انحرافی که از سوی قابیل تشکیل و اداره می­شود، از این زمان به بعد حرکت حضرت آدم و انبیا و اوصیا بعدی در جهت فراگیر کردن حاکمیت دین بر همه بشر متمرکز می‌گردد. این نهضت در وصایای انبیای عظام به نفر بعدی قابل مشاهده است. تمام این تعالیم برای آماده‌­سازی بشر است، تا دین حق در جوامع بشری حاکم شود. بدون استثنا تمام انبیا یا برای حاکمیت دین زمینه‌­سازی می‌کنند یا برای کسب حاکمیت اقدام می­کنند.

تعریف نهضت انتظار
نهضت انتظار در واقع تلاش دیرین رهبران الهی برای حاکمیت جامع، پایدار و فراگیر دین حق است. حاکمیت جامع، یعنی جامع ابعاد فردی و اجتماعی، جامع بعد دنیوی و اخروی بشر. این حاکمیت باید پایدار باشد. قرار نیست دست به دست بشود. نوبتی بین دولت الله و دولت ابلیس بچرخد و جابه‌جا شود. این حرکت برای تثبیت حاکمیت الهی است. امام صادق(ع) می­فرمایند: «ان الله عز و جل جعل الدین دولتین» خداوند متعال برای دین دو ظرف را مقدر کرد؛ دولت الله و دولت ابلیس. تقدیر الهی این است که دین در این دو ظرف به حرکتش ادامه پیدا بکند. آنجا که خداوند اراده فرموده که دین آشکارا عبادت بشود، ارزش­های دین در جامعه حاکم بشود، آن دولت الله است و آنجایی که دین قرار است به صورت قاچاق، به صورت پنهانی عبادت بشود، آن دولت ابلیس معادل دولت سکولار است. دولت سکولار ریشه در ابتدای آفرینش دارد. در ماجرای نزاع بین هابیل و قابیل، دو فکر وجود داشت؛ یک فکر این است که جامعه براساس وصیت حضرت آدم یعنی دستور الهی و احکام اداره بشود، این همان دولت الله است و یک فکر هم این است که می­گوید جامعه باید بر اساس هوای قابیل اداره شود و دین باید کنار رود. ریشه سکولاریسم از آنجا است و ریشه درگیری حق و باطل از آنجا شکل می­گیرد. نهضت انتظار، در انتظار حاکمیت جامع و پایدار و فراگیر است. حاکمیت دین باید پایدار بماند. این حاکمیت همچنین فراگیر است، یعنی این حاکمیت باید بر همه بشر پوشش پیدا بکند و این حاکمیت ایجاد شود. ما در عصر اوصیای پیامبر گرامی اسلام(ص) (عصر امامان معصوم) می­توانیم همین نهضت را با همین خصوصیت و ماهیت مشاهده کنیم. آنچه که حضرت آقا در سیره امامان معرفی کردند که امروز باید ترویج شود، این است که حرکت و سیره امامان ماهیت و غایت سیاسی داشته است. حضرت آقا می­فرمایند: غیر از آن شأن روحی و معنوی و فردی امامان، تمامی فعالیت­های امامان از جمله کلاس­های درس، آنجایی که دعا می­کنند و آموزش معارف الهی را می­دهند، آنجایی که با گروه­های مختلف ارتباط می­گیرند، همه آنها ماهیت سیاسی دارند. تمامی امامان برای کسب حاکمیت برنامه‌­ریزی می­کردند، منتها با توجه به شرایط مختلف شیوه‌­ها و راهبردهای مختلفی اتخاذ شده است. این هم یک مقطع از تاریخ است. مقطع آخرین اوصیای الهی که نشان می­دهد که مثل مقطع پیش، یعنی مقطع انبیا، همان ماهیت و غایت­‌مندی سیاسی د ر درون شیوه‌­ها و روش‌­ها ادامه پیدا کرده است.

استمرار نهضت انتظار در عصر غیبت
مسئله حاکمیت دین در دوره غیبت امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف) نیز با همان مضمون و محتوا از سوی فقهای معظم دین پیگیری شده است. مضمون و محتوای حقیقی این حرکت را در طول یک عمر هزار ساله می‌توان مشاهده کرد. این حرکت غایت‌مند است، یعنی غایتش حاکمیت سیاسی است. ما باید این موضوع را در عصر غیبت جست‌وجو کنیم، سیره فقهایی که در نهاد نیابت امام عصر قرار داشتند، نشان می‌دهد آنها هم همان رسالت انبیا و اوصیا را عهده ­دارند. این نهضت متصل و پیوسته است. پس از عصر غیبت صغری، در عصر غیبت کبری می­توان اتصال این نهضت را مشاهده کرد. شما در این عصر از اولین رهبر جامعه شیعه که در منابع موجود است یک پیوستگی و اتصال بدون انقطاع تاریخی تا انقلاب اسلامی می‌­بینید. همان نقشه راه داشتن، یعنی سه فصل امت‌­سازی، دولت­‌سازی و تمدن­سازی را می­توان در عصر غیبت کبری مشاهده کرد.
امت­‌سازی مقاطعی دارد؛ مقطع اول مرحله پایه­‌گذاری امت در عصر غیبت است. البته امت همیشه بوده، ولی متناسب با شرایط مختلف شکل و هویت متفاوتی پیدا می­کند. مهم‌ترین خصوصیت امت در این مقطع، زندگی کردن تحت رهبری یک غیرمعصوم با همان اهداف معصوم است. این مقطع از قرن چهارم تا تقریباً قرن چهاردهم ادامه پیدا کرده است. در درون این نقشه راه کلی نهضت فرهنگی در دوره آل‌بویه، بعد در یک زمان کوتاه در دوره شیخ طوسی یک نهضت علمی و بعد از آن دوره سلجوقی که دوره سرکوب شیعه بود و بعد از حمله مغول نهضت علمی و بعد از آن مجدداً در دوره ایلخانان نهضت فرهنگی و پس از آن به ‌دلیل افت و خیزها و تحولات سیاسی نهضت حالت مخفی پیدا می­کند.
مقطع دوم، مقطع تقویت و استحکام و زمینه‌­سازی برای قدرت­‌گیری، برای دولت­‌سازی است که عمدتاً مربوط به دوره صفویه است. البته در دوره افشاریه مشکلاتی به وجود می‌اید، اما مجدداً در دوره قاجاریه گشایش­‌هایی برای جامعه شیعه ایجاد می­شود و کلاً این مقطع، مقطعی است که شیعه روی یک پله بالاتر قرار می­گیرد؛ به سمت گرفتن حاکمیت پیش می‌رود.
مقطع سوم از مرحله امت‌سازی، مقطع تمکن­‌یابی است. مشاهده می­شود که از اواسط دوره قاجاریه به بعد، از جمله در ماجرای تنباکو و مشروطه، شیعه قدرت‌نمایی می­کند تا به انقلاب اسلامی می­رسیم. ابتدا تشکیل امت، سپس دولت‌سازی و بعد از آن تشکیل حکومت است. تشکیل حکومت نیازمند ایجاد انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی به معنای تمکن مطلق نهضت است.


به بهانه روز ملی فناوری هسته‌ای
پیشرفتی که در سایه مقاومت به دست آمد

بیستم فروردین‌ماه به مناسبت دستیابی جمهوری اسلامی ایران به فناوری هسته‌ای، «روز ملی فناوری هسته‌ای» نام‌گذاری شده است. به همین مناسبت، نوشتار ذیل به تاریخچه این دستاورد بزرگ پرداخته است.
بحث برنامه هسته‌ای کشورمان سابقه‌ای طولانی دارد. در دوران رژیم پهلوی و در حالی که بر اساس سیاست دکترین کیسینجر این رژیم به عنوان ژاندارم وابسته و تحت نفوذ آمریکا در منطقه حاکم بود، دولت آمریکا اولین رآکتور پنج مگاواتی آب سبک را به ایران فروخت و شرکت آمریکایی «AMF»، این رآکتور را در دانشگاه تهران نصب و راه‌اندازی کرد و قرار بود در عرض بیست سال، فناوری هسته‌ای توسط مستشاران آمریکایی در ایران اجرا شود، اما با پیروزی انقلاب اسلامی و سیاست‌های ضد استکباری و استقلال‌طلبی مردم ایران و در سایه شعار «نه شرقی، نه غربی» موجب شد تا رویکرد آمریکا درباره ایران تغییر کند و عملیات ساخت نیروگاه‌ هسته‌ای بوشهر که پیش از آن نسبت به ساخت آن تعهد داشت، به صورت یک‌طرفه از جانب طرف غربی متوقف شود و در طول جنگ ایران و عراق نیز به شکل هدفمند این تأسیسات چندین بار مورد حمله هوایی عراق قرار گرفت که در اثر آن، آسیب‌هایی زیادی به تجهیزات و ساختمان‌های موجود وارد شد.
اما پس از پایان جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی ایران با پشتیبانی مردم، عزم خود را برای دستیابی به این فناوری روز جزم کرد و در تاریخ ۱۸ دی‌ماه ۱۳۷۳ قرارداد تکمیل و راه‌اندازی واحد یک نیروگاه اتمی بوشهر به صورت مشارکتی بین ایران و روسیه بسته شد که اراده ایران برای بومی کردن دانش هسته‌ای موجب آغاز خصومت‌ورزی‌ها و سنگ‌اندازی‌های غرب و جبهه استکبار در مسیر رشد و تعالی کشورمان شد. متأسفانه در زمان دولت اصلاحات، این دولت در عقب‌نشینی از مواضع مردم، حاضر به پذیرش چند توافق‌نامه معروف به توافق‌نامه سعدآباد شد که به تدریج، کلیه فعالیت‌ها و مطالعات مرتبط با دانش اتمی در ایران را به حالت تعلیق در آورد، اما با روی کار آمدن دولت نهم و مطالبه گسترده مردمی برای احیای حقوق هسته‌ای کشور، در سال اول فعالیت دولت نهم، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی به پایان رسیده ‌است و با فک پلمب، فعالیت‌های UCF اصفهان تحت نظارت آژانس و در چارچوب معاهدات بین‌المللی فعالیت خود را ادامه داد.
آغاز این روند منجر شد تا سرانجام «جمهوری اسلامی ایران، 20 فروردین‌ماه 1385 برابر با 9 آوریل 2007 از طریق افتتاح پروژه راه‌اندازی دومین مجموعه جدید سانتریفیوژهای تأسیسات هسته‌ای نطنز با ورود به مرحله صنعتی غنی‌سازی اورانیوم، به بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ خود دست یابد.»
این خبر در حالی موج شور و شعف حاصل از سربلندی و پیروزی را به رگ‌های کشور تزریق کرد که سخنگوی کاخ سفید در مقابل این توانمندی ایرانیان، ملت ایران را به منزوی‌تر شدن در جامعه جهانی و اعمال تحریم‌های بیشتر سیاسی و اقتصادی کشورشان تهدید کرد. وزیر امور خارجه بریتانیا، این پیروزی ملت ایران را نادیده گرفتن خواست جامعه جهانی قلمداد کرد و وزیر امور خارجه فرانسه اعلام کرد: «اگر این روند ادامه یابد، باید تحریم‌های سخت‌تری بر ایران اعمال شود.» رسیدن به این مرحله از دانش روز با وجود محاصره شدید اقتصادی غرب، نمایانگر اراده ملت همیشه سربلند ایران برای فتح قله‌های علمی و رسیدن به استقلال بی‌قید و شرط با رهبری مدبرانه مقام معظم رهبری است. از آن روز تاکنون نیز جبهه استکبار با ترور دانشمندان هسته‌ای و اعمال تحریم‌های متعدد بانکی، نفتی و اقتصادی تمام تلاش خود را به کار بسته است تا مانع تحقق حق مسلم کشورمان در داشتن این توان علمی و فناوری ـ که می‌تواند جهش بزرگ در عرصه علمی و صنعتی کشورمان به وجود آورد ـ شود.
واقعیت این است که کشورهای قدرتمند و زورگوی جهان، هرگز سربلندی و استقلال ایران را خواهان نبوده‌اند. نگاهی اجمالی به تاریخ گذشته کشورمان نشان می‌دهد هرگاه ملت ایران دست بر زانوهای خود زده و آماده انجام دادن تحولی عظیم شده، آنها با شدت در مقابل ایران صف کشیده‌اند.
باور دستیابی کشوری از منطقه خاورمیانه ـ با وجود تحریم‌های طولانی‌مدت ـ به چرخه کامل سوخت هسته‌ای، آن هم با تکیه بر همت دانشمندان جوان داخلی‌اش، برای غرب، به کابوسی دهشتناک تبدیل شده است؛ تا جایی که برای توقف فعالیت‌های غنی‌سازی ایران تاکنون قطعنامه‌های مختلف چون 1737، 1696 و 1747 را در شورای امنیت سازمان ملل تصویب کرده‌اند.
با وجود تمام این تلاش‌های نافرجام قدرتمندان جهان، ملت ایران همچون دوران ملی شدن صنعت نفت، دوران مبارزه با استبداد ستم‌شاهی و هشت سال دفاع مقدس، بر سر خواسته‌های خود پافشاری کرده تا به آنچه حق مسلّم مردم سرزمینش است، دست یابد. ملت غیور ایران، اثبات کرد که اراده راسخ ملی ایرانیان در زمینه علوم پیشرفته روز دنیا قطعاً به ثمر خواهد نشست و حیات توأم با عزت، نتیجه شیرین پافشاری بر خواسته‌های بحق ایرانیان است.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

علامه محمدحسین طباطبایی
پنج صفت براى مؤمنان حقيقى‏
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ...» (انفال/2) اين آيات خصائص و امتيازات مردانى را كه به معناى حقيقى كلمه، مؤمن هستند بيان کرده و اوصاف كريمه و ثواب جزيل‌شان را برمى‏شمارد.
و از ميان همه صفات ايشان، پنج صفت را انتخاب کرده و در اين آيه ذكر كرده است و اين پنج صفت، صفاتى هستند كه داشتن آن مستلزم داشتن تمامى صفات نيك و ملازم با دارا بودن حقيقت ايمان است، صفاتى است كه اگر خود انسان در آنها تأمل و دقت كند خواهد ديد كه داشتن آن، نفس را براى تقوا و اصلاح ذات بين و اطاعت خدا و رسول(ص) آماده مى‏سازد.
و آن صفات عبارت است از: 1ـ ترسيدن و تكان خوردن دل در هنگام ذكر خدا، 2ـ زياد شدن ايمان در اثر استماع آيات خدا، 3 ـ توكل، 4 ـ به پا داشتن نماز، 5 ـ انفاق از آنچه كه خدا روزى فرموده و معلوم است كه سه صفت اول از اعمال قلب و دو صفت اخير از اعمال جوارح است و در ذكر آن رعايت ترتيب واقعى و طبيعى آن شده است، چون نور ايمان به تدريج در دل تابيده مى‏شود و همچنان رو به زيادى مى‏گذارد تا به حد تمام رسيده و حقيقتش كامل شود. مرتبه اول آن كه همان تأثر قلب است عبارت است از وجل و ترس و تكان خوردن دل در هنگام ذكر خدا، و جمله «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» اشاره به آن است.
اين ايمان همچنان رو به انبساط نهاده و شروع به ريشه دواندن در دل مى‏كند و در اثر سير در آيات داله بر خداى تعالى و همچنين آياتى كه انسان را به سوى معارف حقه رهبرى مى‏كند، در دل شاخ و برگ مى‏زند، به‌طورى كه هر قدر مؤمن بيشتر در آن آيات سير و تأمل كند ايمانش قوى‏تر و زيادتر مى‏گردد، تا آنجا كه به مرحله يقين برسد و آیه «وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً» اشاره به آن است.
وقتى ايمان انسان زياد شد و به حدى از كمال رسيد كه مقام پروردگارش را و موقعيت خود را شناخت و به واقع مطلب پى برد و فهميد كه تمامى امور به دست خداى سبحان است و او يگانه ربى است كه تمام موجودات به سوى او بازگشت مى‏كنند در اين موقع بر خود حق و واجب مى‏داند كه بر او توكل كرده و تابع اراده او شود و او را در تمامى مهمات زندگى خود وكيل خود گرفته به آنچه كه او در مسير زندگي‌اش مقدر مى‏كند رضا داده و بر طبق شرايع و احكامش عمل كند، اوامر و نواهي‌اش را به كار بندد و آیه «وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» اشاره به همين معنا است.
و وقتى ايمان به حد كاملش در دل مستقر شد، قهراً انسان به سوى عبوديت معطوف گشته و پروردگار خود را به خلوص و خضوع عبادت مى‏كند و اين عبادت همان نماز است، علاوه، به‌سوى اجتماع نيز معطوف گشته حوایج اجتماع خود را برآورده و نواقص و كمبود‌ها را جبران مى‏‌کند و از آنچه خدا ارزاني‌اش داشته از مال و علم و غير آن انفاق مى‌کند و آيه «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ» همين معنا را مى‏رساند.
از آنچه گذشت روشن شد كه جمله «زادَتْهُمْ إِيماناً» اشاره دارد به زيادى از جهت كيفيت، يعنى ايمان‌شان رو به شدت و كمال مى‏گذارد، پس اينكه بعضى از مفسران آن را به معناى زياد شدن كميت و عدد مؤمنان گرفته‌اند، اشتباه است.
«أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ» اين حكمى است كه خداوند كرده و فرموده ايمان حقيقى تنها در دل آن كسانى ثابت‏ و مستقر گشته كه داراى پنج صفت بالا باشند و به همين جهت هم اجر كريم ايشان را مطلق ذكر كرده و توضيح نداده كه چيست، بلكه فرموده: «لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ». پس صفات كمال و ثواب و اجر عظيمى كه اينگونه مردم دارند همان صفات و ثواب و اجرى است كه مؤمنان حقيقى داراى آنند و اينكه فرمود: «لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ»، كلمه مغفرت به معناى گذشت الهى از گناهان است و رزق كريم نعمت‏هاى بهشتى است كه نيكان از آن ارتزاق مى‏كنند و اين تعبير در چند جاى قرآن آمده است.
از همين جا معلوم مى‏شود كه منظور از «درجات» مراتب قرب و منزلت و درجات كرامت معنوى است و همين طور هم است، براى اينكه مغفرت و جنت از آثار مراتب قرب به خداى سبحان و فروع آن است. البته درجاتى كه خداى تعالى در اين آيه براى مؤمنان نام‌برده اثبات مى‏كند تمامى آن براى فرد فرد مؤمنان نيست، بلكه مجموع آن براى مجموع مؤمنان است، براى اينكه درجات مذكور از آثار و لوازم ايمان است و چون ايمان داراى مراتب مختلفى است، از این رو درجات هم كه خداوند به ازاى آن مى‏دهد مختلف است، بعضى از مؤمنان كسانى هستند كه يكى از آن درجات را دارا مى‏شوند، بعضى ديگر دو درجه و بعضى چند درجه به حسب اختلافى كه در مراتب ايمان ايشان است.
مؤيد اين معنا آيه «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ؛ خداوند كسانى را كه ايمان آورده و كسانى را كه علم داده شده‏اند به درجاتى برترى مى‏دهد.» (مجادله/11) و آيه «أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ* هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ؛ آیا کسی که به ایمان در راه رضای خدا قدم برمی‌دارد مانند کسی است که به کفر راه غضب خدا پیماید که منزلگاه او جهنم است و بسیار بدجایگاهی است. این دو گروه مومن و کافر را به مراتب ایمان و ک فر نزد خدا درجات مختلفه است و خداوند به هر چه می‌کنند آگاه است»، می‌باشد. (آل‌عمران/ ۱۶۲ و163)
پس مى‏توان گفت تفسيرى كه بعضى كرده و درجات آيه را به درجات بهشت معنا كرده‏اند تفسير صحيحى نيست و متعيناً بايد همان معناى سابق ما را كرده و گفت: منظور از آن درجات قرب به مقام پروردگار است، گو اينكه اين درجات ملازم با درجات بهشت هم هست.
* منبع: ترجمه تفسیر المیزان،
جلد 9، صفحات 11 و 12


آیینه خواص

ابوایوب انصاری ـ1
ابوایّوب خالدبن‌زید انصاری حدود بیست سال پیش از بعثت در قبیله بنی‌نجار در مدینه به دنیا آمد. او در سال دوازدهم بعثت در پیمان عقبه دوم حضور یافت و با رسول خدا(صلی‌الله علیه وآله و سلم) بیعت کرد.
نامش خالدبن‌زید بن‌کلیب‌بن‌ثعلبه‌بن‌عبدعوف بن‌غنم بن‌مالک‌بن‌النجار بود و به ابوایوب انصاری شهرت داشت و از قبیله خزرج شمرده می‌‌شد. مادرش هند دختر سعیدبن‌عمرو بن‌امرؤالقیس بود.
پیامبر اسلام پس از هجرت به مدینه، تا زمان اتمام ساختمان مسجد و خانه‌ کنارش، در خانه او اقامت کرد. ابوایوب که مردی فقیر بود، بزغاله‌ای را که تنها دارایی‌اش بود، به برکت تشریف‌فرمایی رسول خدا قربانی کرد و در هنگام مراسم جشن عروسی فاطمه زهرا(علیهاالسلام) نیز به دلیل علاقه‌اش به خاندان نبوت، گوسفندی به پیامبر اهدا کرد.
رسول خدا در مراسم اخوت اسلامی، بین او و مصعب‌بن‌عمیر، پیمان برادری استوار ساخت. ابوایوب در تمام غزوه‌های رسول خدا حضور داشت. او در نبرد خیبر نگهبان خیمه رسول خدا بود و پیامبر در حقش دعا فرمود.
ابوایوب انصاری از جمله صحابه بزرگ رسول خدا بود که پس از رحلت پیامبر به دفاع از حق امامت امام علی(علیه‌السلام) پرداخت.
او پس از ماجرای سقیفه‌بنی‌ساعده و موضع‌گیری حضرت علی(علیه‌السلام) در برابر حکم سقیفه، از زمره دوازده تن مبارز سیاسی مدینه بود که در آن فضای رعب و وحشت، به مخالفت با حکومت پرداخت، در مسجدالنبی مدینه در مقابل خلیفه سخن گفت و واقعه غدیر خم را یادآور شد.
او در زمان خلافت عثمان نیز از مخالفان وی بود و در کنار دیگر صحابیان مبارز، نامه‌ای به سایر بلاد اسلامی نوشت و ضمن گلایه از اوضاع نابسامان مرکز اصلی اسلام، مدینه، مردم آن بلاد را به مبارزه فرا خواند.
ابوایوب امامت جماعت مسجدالنبی مدینه را عهده‌دار بود و پس از قتل عثمان از نخستین کسانی بود که با امام علی(علیه‌السلام) بیعت کرد. او از آن پس در کنار امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در سه نبرد جمل، صفین و نهروان حضور یافت، با پیمان‌شکنان، ستم‌پیشگان و یاغیان از دین برگشته جنگید و در این سه نبرد حماسه‌ها آفرید. برای نمونه می‌توان به کشتن حرقوص‌بن‌زهیر سعدی، بنیانگذار خوارج در جنگ نهروان، اشاره کرد.
پس از شهادت امام علی(علیه‌السلام) و در زمان حکومت معاویه، ابوایوب انصاری برای جنگ به قسطنطنیه (استانبول فعلی) رفت و سرانجام در سال 52، در هنگام محاصره قسطنطنیه بیمار شد و درگذشت. بنا به وصیتش او را در پای دیوار شهر قسطنطنیه به خاک سپردند. پس از استیلای ترکان بر قسطنطنیه، در محل دفن ابوایوب مسجد بزرگی بنا شد و اکنون نیز مرقدش در شهر استانبول زیارتگاه شیعه و سنّی است. وی به سبب نزدیک بودنش به رسول‌الله(صلی‌الله علیه وآله)، روایات زیادی در زمینه‌های مختلف از آن حضرت در سینه خود جای داده بود. بدین جهت نامش در شمار راویان ثبت شده است و صحابه و تابعین از او روایت کرده‌اند.


نقطه نظر
آیت‌الله شیخ محی‌الدین حائری شیرازی

دشمن ما درون ماست!
حضرت ‌علي(ع) تعبيري درباره دنيا دارند؛ «من نظر إليها أعمته و من أبصر بها بصّرته»، دنيا مي‌تواند بدترين كوركننده يا بهترين بصيرت‌دهنده باشد. دنيا هم هنر كوركنندگي دارد و هم شفا مي‌دهد. بستگي دارد چگونه به آن نگاه كنيم. اگر طالب دنيا به عنوان يك خريدار و فريفته به دنيا بنگرد، دنيا كوركننده‌ترين چيزهاست. من نظر إليها (اشاره به همين است) يعني اگر دنيا مقصود و محبوب انسان باشد، انسان بصيرتش را از دست مي‌دهد. گاهي انسان، بينا به يك جلسه وارد مي‌شود و كور از آن بيرون مي‌رود، چون خوشش آمده. حتي نماز شبي كه انسان از آن خوشش مي‌آيد نيز مانع رشد انسان مي‌شود. «من رضي عن نفسه كثر الساخطون عليه»، هركه از خود رضاي شد، انسان‌هاي زيادي از او ناخرسند مي‌شوند. انسان اگر خود را از سر راه خود برداشت، ديگر نياز نيست يك‌يك نارضايانش را از ميان بردارد. اساس اخلاق اين است كه انسان بفهمد دشمن او در درون خودش است.
دزد انسان پاسبان خود اوست، مثل زورگيري كه با پوشيدن لباس نيروي انتظامي زورگيري مي‌كند؛ قرآن كريم اين حقيقت را چنين بيان كرده است: «يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضركم من ضلّ إذا اهتديتم»، مراد از «من ضل»ّ ابليس است. يعني شيطان نمي‌تواند ضرر و خسارتي به انسان بزند، ضرر از ناحيه خود انسان به او مي‌رسد. از این رو انسان بايد مراقب خودش باشد «عليكم انفسكم». انبيا و اوليا همه به اين نصيحت الهي گوش دادند تا انسان در را به روي انسان باز نكند، شيطان نمي‌تواند در را باز كند و وارد شود. دنيا بهترين مركز عبرت‌گيري است. حوادث عالم وسيله عبرت گرفتن است. اگر كسي به دنيا خيره شد، دنيا او را كور مي‌كند؛ اما اگر كسي دنيا را وسيله قرار داد، دنيا برای او بصيرت‌زاست. مطالعه تاريخ، سياحت در دنيا و در درون انسان مطالعه درباره شيطان از چيزهايي است كه بصيرت انسان را افزايش مي‌دهد.
در دنيا نه‌تنها چيزي به انسان ضرر نمي‌زند، بلكه چيزي نيست كه براي انسان سودمند نباشد؛ اگر انسان درست برخورد كند، مضرترين چيزها براي او نافع‌ترين چيز‌ها مي‌شود. كسي نيست كه در سير الي الله از شيطان كمك نگرفته است. چطور مي‌گويند قرآن بخوان، ترقي كن! مبارزه با شيطان نيز عامل ترقي انسان است. جاذبه‌هاي دنيا به انسان ضرر نمي‌رساند، بلكه نگاه به آن به انسان ضرر مي‌زند. مثلاً شهرت مي‌تواند وسيله بسياري از خيرها براي انسان شود. انسان مشهور وقتي حرف خوبي مي‌زند عده‌اي كثير از آن استفاده مي‌كنند. دشمن انسان در درون انسان است، حضرت سليمان(ع) كه پيامبر و معصوم بود، فرمود: «هب لي ملكا لاينبغي لاحد من بعدي»، سلطنتي كه هيچ سلطاني به پاي او نرسد به من بده. سليمان كسي است كه از مردم با ظروف بزرگ پذيرايي مي‌كرد، اما خودش زنبيل مي‌بافت و می‌داد نديمانش بفروشند و پولش را براي او بياورند. يكي از كساني كه به وسيله قدرت سليمان اصلاح شد، بلقيس بود كه كشوري را هدايت كرد. دشمن مي‌خواهي، يك‌دشمن آن هم خودت و يك دوست داري و يك دشمن. دوستت خداست و دشمنت خودت. «لا يرجون احدكم ألّا ربّه و لايخافنّ إلّا ذنبه»؛ انسان بايد فقط از گناه خودش بترسد و تنها به خدا اميدوار باشد.


گزارش صبح‌صادق از خادمان نوجوان زیارتگاه‌های راهیان نور در نوروز 93
بساطی که شهدا برای تربیت نوجوانان پهن کرده‌اند

علیرضا جلالیان

خادم‌الشهدا به زیارتگاه‌های راهیان نور می‌آید و بدون هیچ چشمداشتی در خدمت زائران شهداست. او در این امر جویای تقرب است؛ تقربی به شهدا و می‌خواهد چند روزی زیستن از نوع شهدا را بیازماید. نوروز امسال حال و هوایی فاطمی داشت و در همین حال و هوا، وقتی وارد زیارتگاه‌های راهیان نور می‌شدی با خادمان نوجوانی مواجه بودی که تو را به یاد دوران دفاع مقدس می‌انداختند؛ پانزده ساله، شانزده یا هفده ساله.
* نور بالا...
پس از ورود به محل زیارتگاه‌های شهدا متوجه می‌شوی که خیلی نیاز به جست‌وجو برای پیدا کردن این نوجوانان نیست. چون خادم‌الشهدا باید در خدمت زائران شهدا باشد. در مواجهه با این نوجوانان روحیه‌های سرشار از معنویت می‌بینی، نورانیت و معنویتی که شاید در شهرها نتوان در چهره هیچ کسی مشاهده کرد. جالب اینکه همه اینها مرتبه اولی بوده که برای خادمی شهدا به راهیان نور آمده‌اند.
* آقا اسم ما رو نبری!!
با «محمدجواد» که یکی از خادمان است هم صحبت شدم و درباره او و سایر خادمان نوجوان پرسیدم و زمانی که متوجه شد که موضوع یک گزارش است، قول گرفت تا از او نام نبریم، البته نام خانوادگی.
محمدجواد از قم آمده و در زیارتگاه شهدای طلائیه خادم است. مبدأ خادم شدن آنها هم هیئت فاطمیون قم است و اینها همه در این هیئت هستند. بسیجی‌های هیئتی و خادم‌الشهدا، چه ترکیب زیبایی!
*شاهنامه آخرش خوشِ
یکی از این خادمان می‌گوید که از 28 اسفند وارد زیارتگاه شده‌اند و فردا باید بروند. اما نکته اینکه، اینها خادمان پیش از خود را موقع وداع دیده و همین الآن هوایی شده بودند. به قولی «شاهنامه آخرش خوش است.» سخت‌ترین جای خادمی شهدا آن جایی است که باید با زیارتگاه شهدایی که چند روز خادمی زائرانش را کرده و با خاکش انس گرفته‌ای خداحافظی کنی. این فراق، از جنس فراق عاشق و معشوق است؛ وصلی که در ظاهر فصل می‌شود. البته منتظر شهادت هم است و چه زیبا گفت سردار لشکر استان همین خادمان قمی، شهید عارف «مهدی زین‌الدین» که «در آخرالزمان به کسی منتظر گفته می‌شود که منتظر شهادت باشد.»
این سری از خادمان نوجوان زیارتگاه‌ها یک ویژگی منحصربه‌فرد دیگر هم داشتند و آن اینکه همگی تحویل سال را در کنار شهدا گذرانده بودند.
* یک سال اصرار کردم تا اجازه دادند
سال تحویل در کنار خانواده نبودند، لذا از واکنش خانواده‌ها‌ی‌شان پرسیدم. یکی گفت که پدرم خودش در دفاع مقدس بود از این قضیه خیلی استقبال کرد و خودش آمد مرا بدرقه کرد. دیگری می‌گفت سال گذشته می‌خواستم بیایم خادم‌الشهدا که پدر و مادرم نگذاشتند. می‌گفت از اول سال گذشته به آنها اصرار کردم که امسال می‌آیم و در نهایت، شهدا او را قبول کردند و آمد اینجا و خادم شد. دقت کن. می‌گوید از یک سال پیش پیگیری این خدمت را کرده!
این همه شما را به یاد چه می‌اندازد. شناسنامه‌های دستکاری شده، گروهان‌ها و گردان‌هایی که بزرگ‌ترین آنها 18 یا 19 سال دارد و درس خواندن هنگام عملیات‌ها و تمرینات پیش از عملیات‌ها.
* پاره‌ای از پیراهن شهید هدیه سال نو
به یکی دیگر از این نوجوانان گفتم که خاطره‌ای داری بگویی؟ او کمی مکث کرد و گفت: خاطره‌ای از تحویل سال دارم. گفت که در زمان تحویل سال می‌بیند یکی از خادمان سن بالای زیارتگاه با بقچه‌ای چفیه‌ای می‌آید و رد می‌شود با کنجکاوی به دنبال او می‌رود و در نهایت کنارش می‌نشیند و اصرار می‌کند که در بقچه چیست و این خادم سن بالاتر پس از کلی اصرار او می‌گوید که لباسی است از یکی از شهدا که سال‌های پیش در کنار سیم‌خاردارهای منطقه از یک شهید پیدا کرده و تعدادی پوکه و ترکش هم در کنار آنها بود. او هر سال این بقچه را با خود می‌آورد و هنگام تحویل سال باز می‌کند و در کنار آن دعا و مناجات می‌کند. تکه‌ای از لباس این شهید هم سهم این نوجوان می‌شود و البته ما هم از آن تبرک می‌کنیم. این می‌شود عیدی سال نو برای این نوجوان، از طرف شهدا.
* صحنه ناب وداع
اما اینجا بساط تربیت و تزکیه پهن شده، شهدا بساط تربیت پهن کرده‌اند. اول هم به این نوجوانان توفیق خادمی را داده‌اند. از شهرهای‌شان آنها را به زیارتگاه‌ها آورده در رنج و سختی خادمی، شیرینی معنوی با خود بودن را به این نوجوانان چشانده‌اند و حالا در لحظه وداع، دل‌های آنها را می‌لرزانند. می‌گویند نوجوان احساساتی است، اما من می‌گویم پاک‌تر است و دل او صاف‌تر و پیام شهدا را بهتر دریافت می‌کند. همین می‌شود یک بساط تربیتی برای نوجوان.
کجایی تا آن صحنه ناب وداع را ببینی...


یادداشت
علیرضا جلالیان

لزوم تربیت راویان نسل سوم و چهارم
همه ساله در ایام نوروز و فصل بهار موضوع سفر به مناطق یادمانی دفاع مقدس هم داغ می‌شود و خیلی‌ها در قالب کاروان‌های راهیان نور و خیلی‌ها هم با خودروی شخصی عازم این سفر می‌شوند، اما این سفر باید حداکثر بهره را به مسافرانش برساند. این بهره را نمی‌توان در ابعاد مادی گنجاند. در ابعاد معنوی این سفر چند مسئله مهم وجود دارد؛ اول معنویتی که از سفر به قتلگاه‌های شهدا و مجاهدان به‌دست می‌آید و دوم آشنایی با مجاهدت‌هایی است که در این سرزمین‌ها صورت گرفته و قرار است برای مخاطب ملموس باشد. برای این منظور بهترین وسیله‌ای که می‌توان از آن بهره برد، راوی است. راوی با آشنایی با محیط و تسلط به وقایع منطقه می‌تواند زائران سرزمین‌های نور را به بهره معنوی کافی و وافی برساند. البته در رابطه با راوی باید گفت که بهتر است این راویان خود رزمندگان دفاع مقدس و کسانی باشند که در آن صحنه‌ها حضور فیزیکی داشته‌اند، اما مسئله‌ای که وجود دارد اینکه راویان نسل اول و دوم به دلایلی چون بالا رفتن سن، مشغله‌های کاری و زندگی و بعضاً محدودیت‌هایی که برای جانبازان وجود دارد، توان فعالیت در این عرصه را ندارند و یا تداوم مسیر روایت حماسه‌ها برای خیلی از کسانی هم که الآن فعال هستند، تا چند سال دیگر وجود ندارد. از این رو به نظر می‌آید برای آنکه روایتگری دفاع مقدس و راهنمایی زائران کاروان‌های راهیان نور برای بهره بردن از سفر ادامه یابد باید، از نسل سوم و چهارم نخبگانی را برگزید و آنها را برای روایتگری تربیت کرد. البته پیشقراولان این نسل خود جلو آمده‌اند و تعداد معدودی راوی جوان تربیت شده است که با توجه به حجم زائران امروز و آینده باید اهتمام بیشتری برای این منظور وجود داشته باشد. در این مسیر تربیت راوی ابتدا باید بر اساس حضور استان در دفاع مقدس، عملیات‌ها و بعد در مراحل پیشرفته‌تر بر اساس کل دوران جنگ تحمیلی و سرزمین‌های دفاع مقدس و ماجراهای سیاسی، اقتصادی و... پیرامون آن باشد.
تجربه نشان داده که بسیاری از جوانان مستعد روایتگری هستند. با ارائه متون و اسناد خوب و برگزاری جلسات آموزشی و جلسات نقل خاطرات رزمندگان باید بتوان تعداد بسیاری از جوانانی که توانایی‌های زیادی در این عرصه دارند را جذب و ساماندهی کرد و به کار گرفت و به فکر ارتقای بنیه علمی، معنوی و محتوایی آنها بود.
البته این امر ناقض این مسئله نیست که برای تشریح دوران پرحادثه دفاع مقدس بهترین وسیله هنر است و بهترین هنر برای این منظور سینما است. همانطور که فرمانده معظم کل قوا هم بر آن تأکید کردند تهیه و تولید آثار داستانی، مستند و... اما روایتگری در سفرهای راهیان نور امری غیرقابل انکار است و مسئولان امر هم باید به فکر امکان ایجاد زیرساخت‌های لازم برای طرح هر اتوبوس، یک راوی باشند و با استفاده از راویان رزمنده و انتقال ارزش‌ها و مفاهیم به نسل جدید این مسیر را ادامه دهند.


یک حماسه

کربلای 8 سند جنایت رژیم ضد انسانی بعث عراق
عمليات كربلاي 8 در تاريخ جنگ تحميلي عراق عليه ايران از علميات‌هايي است كه بيش از گذشته ددمنشي و خوي وحشيانه رژيم بعث را به جهانيان ثابت كرد، چرا كه در اين عمليات، اين رژيم، رزمندگان ايراني را آماج حملات شيميايي قرار داد.
در اين عمليات كه بخش عمده‌اي از آن در خاك عراق انجام شد، اين رژيم با استفاده از سلاح‌های شيمیايي، رزمندگان ايراني كه موفق به ورود به خاك عراق شده بودند را شهيد و مجروح كرد تا به جهانيان ثابت شود كه عراق در اين جنگ به همه ترفندهاي ناجوانمردانه، غيراخلاقي و غيرانساني دست زد ولي هيچ‌گاه نتوانست اراده آهنين رزمندگان ايراني در دفاع قاطعانه از وجب به وجب ايران را سست كند. به‌ هر حال‌ پيروزي‌ عمليات‌ كربلاي‌8 همانند پيروزي‌هاي‌ ديگر ايران‌ در ابتدا از سوي‌ عراق‌ و كليه‌ حاميانش‌ تكذيب‌ شد‌، چنانكه‌ راديو رژیم صهیونیستی به‌ نقل‌ از كارشناسان‌ نظامي گفت: «به‌ احتمال‌ قوي‌ نيروهاي‌ ايراني در عمليات‌ موسوم‌ به‌ كربلاي‌8 در جبهه‌ بصره‌ موفق‌ به‌ پيشروي نشده‌اند و نبرد به‌ صورت‌ ساكن‌ ادامه‌ دارد.»
اما با گذشت‌ زمان‌ و عينيت‌ یافتن پيروزي‌ ايران‌، سرانجام‌ عراق‌ زبان‌ به‌ اعتراف‌ گشود و متعاقب‌ آن‌ خبرگزاري‌ها چنين‌ گزارش‌ دادند: «عراق‌ ديروز اعتراف‌ كرد كه‌ مناطقي را در جريان‌ حمله‌ جديد ايران‌ در شرق‌ بصره‌ از دست‌ داده‌ است‌. اعتراف‌ عراق‌ به‌ از دست‌ دادن‌ زمين‌هايي در نزديكي بصره، در اطلاعيه‌ نظامي اين‌ كشور منعكس‌ شده‌ است‌.»
از هجدهم تا بيست‌ويكم فروردين ۱۳۶۶ شش بمب‌باران گسترده شيميايي با هواپيما و خمپاره‌انداز صورت گرفت كه در مجموع 21 كشته و بيش از 134 تن مجروح برجاي گذاشت. ايران عمليات كربلاي ۸ را در منطقه شلمچه و كربلاي10 را در «ماووت» انجام داد. عراق در اين دو عمليات عوامل شيميايي تاولزای خردل و خون به كار برد. در عمليات نصر هم كه در استان سليمانيه انجام شد، عراق چهار نقطه سردشت را با استفاده از گاز خردل بمب‌باران شيميايي كرد.


علمداران

سبک زندگی شهید صیادشیرازی در محیط کار و روزهای جنگ
تصمیم‌گیری‌های شهید صیاد شیرازی در روزهای جنگ تحمیلی تعیین‌کننده و در نوع خود کم‌نظیر بود. س بک فرماندهی و مدیریت شهید صیاد شیرازی با ترکیب خصوصیات فردی و سازمانی وی که حاوی سجایای اخلاقی و دینی به همراه علم و دانش بود، می‌تواند برای فرماندهی و مدیریت در عرصه نظامی الگو باشد.
سردار سرلشکر سیدیحیی صفوی درباره او می‌گوید: «او توانست توانایی نیروهای یگان‌های رزم را در جنگ به کار گیرد و در تشکیل «ارتش مکتبی» گام‌های جدی و موثری را بردارد. او در مردمی کردن ارتش که یکی از آرزوهای دیرینه امام(ره) بود، با رفتار و کردار خالصانه‌اش، نقش اساسی داشت.» همواره به معنای واقعی صیاد بود، چراکه در صید افراد متعهد و متخصص توانمند بود. وی بعد از اینکه در دهم مهر ماه سال۱۳۶۰ به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد، یکی از اولین کارهایی که انجام داد این بود که افراد را متناسب با هدفی که دنبال می‌کرد در مناصب گوناگون قرار داد. او این کار را در سطوح میانی و عالی انجام داد و برای لیاقت، استعداد، تخصص و تعهد افراد اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل بود.
گاهی در اوضاع سخت عملیاتی با حضور خود در خطرناک‌ترین محل مأموریت، انگیزه از دست رفته و یا تضعیف‌شده رزمندگان را تقویت می‌کرد و شاید کمتر کسی بداند که در طول هشت سال دفاع مقدس، پنج مرتبه زخمی شد و ۲۲ ترکش در بدن داشت.
شهید صیاد شیرازی به فرماندهان و افراد زیردست خود اعتماد داشت و خدمات آنها را ارزش‌گذاری می‌کرد و مشوق آنها بود. وی علاوه بر تشویق‌های مادی برای ایجاد انگیزه از راهکارهای معنوی نیز بهره می‌گرفت، برای نمونه؛ افراد تحت امرش را به دیدار با علما و روحانیون سرشناس، حضرت امام(ره) و به سفرهای زیارتی اعزام می‌کرد که این کار سبب ایجاد انگیزه در افراد می‌شد و باعث می‌شد آنها از تمام ظرفیت‌شان برای انجام کارها استفاده کنند.


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به برنامه‌های نوروزی سیما
پیروزی «پایتخت» رسانه ملی بر رسانه‌های غربی
مهدی امیدی

برنامه‌های نوروزی تلویزیون امسال در حالی پخش شدند که سیما همچنان با مشکلات مالی فراوانی مواجه است. نمود این مشکلات را نیز می‌توان در حجم بسیار زیاد پیام‌های بازرگانی و حضور پررنگ شرکت‌ها و موسسات به عنوان شریک یا اسپانسر برنامه‌ها مشاهده کرد. همین شرایط صداوسیما را به سمت استفاده از تجربیات گذشته و الگوها و روش‌های امتحان پس داده برای پرکردن آنتن خود در مناسبت ویژه نوروز سوق داد تا به این شیوه از حداقل امکانات، بیشترین بهره را ببرد. البته رسانه ملی و به طور خاص، سیما در این راه به امتیازات و موفقیت‌هایی رسید (به ویژه در تولید سریال‌ها) اما روح تکرار در غالب برنامه‌ها غلبه یافته بود. این تکرار در ویژه برنامه‌های نوروز نمود بیشتری داشت، به طوری که این برنامه‌ها با روش کلیشه‌ای حضور مکرر و پی در پی بازیگران چهره سینما پر شدند. به این معنا که بیشتر وقت برنامه‌های ویژه تحویل سال، به حضور بازیگران مختلف سینما و مصاحبه مجری‌ها با آنها اختصاص داشت. البته این روش به خودی خود یک ایراد نیست، اما بسیاری از مباحث مطرح شده در این گفت‌وگوها از حد سرگرمی و آنتن پرکنی فراتر نمی‌رفت. به نظر می‌رسد که برنامه‌های نوروز سیما نیازمند یک بازنگری و دریافت بیش از پیش خلاقیت از سوی مدیران و برنامه‌سازان سیما است.
همان طور که گفته شد، بازگشت به الگوهای کلیشه‌ای و تکرار آنها در حوزه برنامه‌های نمایشی به کمک سیما آمد، به طوری که بازتولید سریال‌های «پایتخت» و «کلاه قرمزی» در قالب سری‌های جدید این مجموعه‌ها، به پر مخاطب‌ترین برنامه‌های نوروزی سیما منجر شد. ضمن اینکه توجه بیشتر به پیام‌های فرهنگی و اجتماعی سازمان‌یافته در سریال‌های امسال سیما، نتایج مثبتی در پی خواهد داشت.

شکست رسانه‌های غربی از «پایتخت» ایران!
همچون سال گذشته باید «پایتخت» را ـ با وجود برخی ضعف‌ها ـ بهترین و متناسب‌ترین ویژه‌برنامه سیما در نوروز دانست. این سریال که از شبکه یک سیما پخش شد، داستانی طنزآمیز را درباره زندگی بخشی از جامعه امروز ایران روایت می‌کند. یک برنامه سالم و سرگرم‌کننده که ضمن برخورداری از شاخصه‌های محتوایی خوب، مورد توجه عموم مخاطبان هم قرار گرفت.
سري اول مجموعه تلويزيوني «پايتخت» به کارگردانی «سیروس مقدم» عيد نوروز دو سال پيش از شبكه اول سيما به نمايش درآمد. مضمون محوری آن هم تقبیح مهاجرت و شهرنشینی بود. استقبال بالا از این مجموعه سبب شد تا سري دوم آن هم با عنوان «پايتخت 2» ساخته و نوروز 92 پخش شود. سريالي كه در آن قسمت، از پايتخت فراتر رفت و با دستمايه قرار دادن داستان انتقال يك گنبد و گلدسته از سواحل درياي مازندران به جزيره قشم، شمال تا جنوب كشور را سير كرد. «پایتخت 3» نیز در ادامه دو مجموعه پیشین، ماجرای مسافرت خانواده «معمولی» از شمال کشور به تهران را به بهانه‌های گوناگونی روایت کرد.
این سریال اگرچه دارای یک درام فوق‌العاده قدرتمند نیست و از نظر ساختاری نیز یک مجموعه متوسط محسوب می‌شود، اما به دلیل نزدیک شدن به مردم عادی و بازنمایی صادقانه واقعیت‌های اجتماعی، با واکنش مثبت عموم مردم نیز مواجه شد، به طوری که توانست حتی بسیاری از آدم‌هایی که اهل تماشای تلویزیون نیستند را نیز در این مدت به پای تلویزیون بکشاند. نکته مهم درباره این سریال، برخورداری از جاذبه سالم و بجا است. «پایتخت 3» هم همچون دو سری دیگر این مجموعه نشان داد که برای جلب توجه مخاطب، به جای تقلید از آثار بیگانه و کپی‌برداری از روی برنامه‌های ماهواره‌ای، بهتر است روایتی بومی و قابل لمس برای مردم را به تصویر کشید. این سریال ثابت می‌کند که می‌توان انتقاد کرد و حتی مشکلات جامعه را نمایش داد، اما به دام سیاه‌نمایی و نق زدن نیفتاد و البته این هم از ویژگی‌های مهم این سریال است که ارزش‌های دینی و اخلاقی نظیر نماز، دعا، احترام به بزرگ‌ترها و تعهد به خانواده و همسر را بدون شعارزدگی و خیلی ساده در فیلم نمایش می‌دهد.
«پایتخت 3» چند ایراد هم داشت. ایرادهایی چون حضور پررنگ اسپانسر مالی سریال که خیلی توی ذوق می‌زد. و یا پراکندگی مضمونی که در داستان دیده می‌شد. مضامینی که هنوز کامل نشده، نیمه کاره رها می‌شدند و موضوع جدید مطرح می‌شد. مانند مضمون تقبیح تکبر و غرور که موجب شکست نقی در قسمت اول شد، که می‌توانست در بقیه قسمت‌ها هم طرح شود، اما فقط به همان یک قسمت محدود شد.

بازگشت به خانواده با دیالوگ!
سریال «خوب، بد، زشت» به عنوان سریال نوروزی شبکه دو سیما هم با رویکرد به خانواده و ارزش‌های سنتی ساخته شد و به نمایش درآمد. این سریال به کارگردانی «منوچهر هادی» بیشتر سعی داشت مشکلات خانواده‌های امروزی را از ابعاد و جنبه‌های گوناگون بررسی کند. در این سریال شاهد زندگی یک خانواده که هر یک از اعضای آن به نوعی در رنج و بحران هستند، بودیم. پدر خانواده در کهن‌سالی قصد ازدواج دارد و از آن سو، دختر بزرگش با وجودی که در آستانه میان‌سالگی قرار دارد هنوز ازدواج نکرده است. از سوی دیگر یکی از دخترهایش به دلیل غرق شدن در زندگی مصنوعی (زندگی در شبکه‌های رایانه‌ای و ماهواره‌ای) درحال جدا شدن از شوهرش است و پسر جوان آنها هم بزهکار بوده و تازه از زندان آزاد شده. این سریال ماجرای جمع شدن اعضای این خانواده گرد همدیگر و عبورشان از مشکلات است. ویژگی مثبت سریال «خوب، بد، زشت» همین توجه به ارزش‌های خانوادگی و به ویژه امر ازدواج است. این سریال هم به خوبی، راه‌حل مشکلات جوانان را نه مهاجرت به خارج از کشور و رفتارهای شورش‌مآبانه، که بازگشت به سنت‌ها و اخلاق و پناه گرفتن در خانواده معرفی می‌کند. با این حال، مشکل بزرگ این سریال این بود که بیشتر موضوعات و مسائل را در قالب دیالوگ و پند و اندرز مستقیم بیان می‌کرد. اگر «خوب، بد، زشت» پیام‌های مثبت محتوایی خود را در قالب درام و نمایش به خورد مخاطب می‌داد، بدون تردید بیشتر در دل مخاطب راه می‌یافت و ماندگارتر می‌شد.

زندگی خانه به دوش‌ها
«روزهای بد به در» عنوان مجموعه نوروزی شبکه سه و تازه‌ترین سریال «سعید آقاخانی» است. سریالی که به نوعی، تکرار آثار پیشین این فیلمساز است. به این معنا که هم شخصیت‌هایی که در این سریال بروز و ظهور یافتند و هم فضاهای ترسیم شده در آن و نیز اتفاقات و ماجراهای کمدی آن، شباهت زیادی به سریال‌های سابق آقاخانی از جمله «خوش‌نشین‌ها» و «راه در رو» دارد. مسئله خانه به دوشی و گردهمایی اعضای فامیل در واکنش به یک بحران مشترک، موضوع مشترک این سریال‌ها است. با این حال توجه بیشتر به نهاد خانواده و مقوله برگزاری ازدواج ساده، سبب شده تا «روزهای بد به در» اثر با ارزش‌تری نسبت به آن سریال‌ها از آب در بیاید. ضمن اینکه کمدی حاکم بر سریال نیز شریف و پاکیزه است و موجب وهن مخاطب نمی‌شد. امیدواری برای حل مشکلات، حتی در بغرنج‌ترین وضعیت، تلاش و همت برای برون‌رفت از بحران‌های زندگی، تکریم نهاد خانواده و روابط خویشاوندی و ارج نهادن به بزرگ‌ترها، برخی از خصوصیات محتوایی مثبت این سریال هستند.
اما ویژگی مهم سریال «روزهای بد به در» نمایش مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم فرودست جامعه، به دور از هرگونه سیاه‌نمایی و نق‌زدن است. این سریال، داستان خانواده‌ای است که پسر بزرگ آنها در آستانه برگزاری مراسم ازدواج قرار دارد. پدر خانواده که سرایدار مدرسه است و در آنجا زندگی می‌کند، در این وانفسا مجبور به ترک محل زندگی خود می‌‌شود، اما گرانی مسکن و درآمد پایین این خانواده آنها را دچار بحران می‌کند. با این حال، همه این دشواری‌ها موجب پا پس کشیدن آنها نمی‌شود. این تازه آغاز مبارزه است و اعضای خانواده با حفظ وحدت و یکدلی، در نهایت به هدف خودشان می‌رسند. نکته جالب این است که آنها حتی یک لحظه هم ناامید نمی‌شوند و دست از مبارزه با مشکلات برنمی‌دارند.

طنز بی‌رمق شبکه تهران
شبکه تهران با سریال «ما فرشته نیستیم» نتوانست جایگاه قابل‌توجهی را در برنامه‌های نوروزی امسال سیما کسب کند. این سریال که از کارگردان باتجربه و همچنین گروه بازیگری توانمند و شناخته شده‌ای برخوردار بود، چندان به چشم نیامد. «فلورا سام» که جزو کارگردان‌های پرکار سیما در سال‌های اخیر محسوب می‌شود، این بار با وجود داشتن موقعیت خوب تعطیلات نوروز و پخش هر شبی، در ساعات بی‌نظیر 19 و 23 شب به نتیجه مورد انتظار دست نیافت. هرچند که این مجموعه هم پیام‌های اخلاقی مثبتی داشت؛ پیام‌هایی از این دست که همه آدم‌ها در زندگی خود خطاهایی را مرتکب می‌شوند، اما راه بازگشت دوباره به راه درست باز است. اما این سریال به دلیل عدم طراحی داستان و درام قوی و همچنین ضعف در طنزپردازی، تأثیر زیادی روی مخاطب نگذاشت. «ما فرشته نیستیم» حتی در فضاسازی هم دچار تکرار بود و ابداع و نوآوری خاصی در آن دیده نشد. سعی شده بود تا با استفاده از طنز کلامی، نظر مخاطب جلب شود، اما این طنز، رمق چندانی نداشت. ضمن اینکه به کار بردن برخی الفاظ و شوخی‌های دو پهلو، در شأن برنامه‌ای که از سیما پخش می‌شود و در معرض دید ده‌ها میلیون بیننده قرار دارد، نیست. البته شبکه تهران در سال‌های اخیر در عرصه سریال‌سازی دچار نوعی انحطاط شده است، به طوری که چند سال است سریال قابل تأملی از این شبکه پخش نشده است و آنچه از این شبکه به‌عنوان سریال روی آنتن می‌رود، عمدتاً آثاری سطح پایین است که توان جلب رضایت مخاطب را ندارد. عدم موفقیت «ما فرشته نیستیم» نیز در ادامه همین روند شناخته می‌شود.

به امید سالی خوش برای سیما
در مجموع، سریال‌های امسال دارای چند شاخصه محتوایی مشترک بودند؛ حمایت از نهاد خانواده و تحکیم روابط خویشاوندی، بازنمایی مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه با پرهیز از افراط و سیاه‌نمایی، نمایش آداب و رسوم و فرهنگ بومی، تکیه بر امید برای غلبه بر بحران‌ها، القای پیام‌هایی درباره مسائل روز جامعه (مانند لزوم انصراف از دریافت یارانه) و... که در مجموع، شاهد یک گام رو به جلو از سوی سیما در تولید مجموعه‌های نمایشی نسبت به نوروز سال‌های گذشته بودیم. حتی برنامه طنز «کرکره» هم از محتوای بهتری نسبت به «خنده بازار» برخوردار بود. توجه سیما به اردوهای راهیان نور هم قابل ستایش است. پخش میان‌برنامه‌ها و گزارش‌هایی از سرزمین‌های عشق و حماسه، امسال حال و هوای بهتری به ویژه‌برنامه‌های نوروزی تلویزیون بخشیده بود. در زمینه پخش فیلم‌های سینمایی، افزایش آثار ایرانی و همچنین توجه بیشتر به فیلم‌های انتقادی غرب، رویکرد مناسبی است. با این حال هنوز هم پخش فیلم‌های بعضاً خشونت‌آمیز و نازل خارجی به ویژه در مناسبت‌هایی چون شب چهارشنبه پایان سال دیده می‌شد.


تریبون

جمع‌بندی تریبون نوروزی سال 1393
چرا رهبر معظم انقلاب بر اقتصاد مقاومتی تأکید دارند؟

برای نوروز فاطمی امسال هم به رسم دو سال گذشته یک موضوع برای تریبونی‌های همراه صبح‌صادق مطرح کردیم؛ موضوعی که در بردارنده دغدغه‌های اقتصادی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) است. در ادامه به جمع‌بندی نظرات شما همراهان محترم می‌پردازیم.
تعریف امام خامنه‌ای از ابعاد اقتصاد مقاومتی
«محسن حقیقی» و «مجتبی دهنوی» از کرمانشاه، «خسرو سعیدی» از بستان‌آباد و «محمد زارعی برآبادی» از خواف در یک تعریف مشترک معتقدند که: «اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی اقتصاد و رسیدن به اهداف بلند اقتصادی نظام اسلامی و تدبیری راهبردی برای همه دوران‌ها» و «استفاده از ظرفیت‌های فراوان مادی و معنوی کشور، حل مشکلات مزمن و دیرپای اقتصادی، مقابله با تحریم‌ها و کاهش تأثیرپذیری اقتصاد کشور از بحران‌های اقتصاد جهانی» دیگر مطلبی بود که از سوی مقام معظم رهبری طرح شده و «سیدحسین شاهچراغ» از سمنان، «حقیقی» از سنقر و «عسکر احمدی» از قروه کردستان آن را بیان کردند و «محمداسماعیل احمدی» از ابهر و «معصومه پوزش» از باغملک هم به این ابعاد دیگری اشاره داشتند که: «مجموعه سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در واقع الگویی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلاب اسلامی است.»
قاعده نفی سبیل
«سبحان صمدی‌مقدم» از املش علت را در قواعد قرآنی جست‌وجو کرده و بیان داشته که: «از فرایض دین مبین اسلام خوداتکایی مسلمین به خود است که از آن با نام قاعده نفی سبیل یاد می‌شود. اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی بر پایه این قاعده قرآنی.»
اما عده‌ای تحریم‌ها را عامل اصلی طرح این مسئله می‌دانند که «دیار و آيت رستمي» از جوانرود و «اسماعیل ثامنی» از گرمسار از این جمله‌اند.
«ميرمحمود موسويان‌فر» از سنندج هم معتقد است: حضور و مشاركت مردم نتايج و ثمرات فراوانى داشته و در بخش اقتصاد نيز قطعاً هدايت سرمايه‌های كوچك مردم در مسير اقتصاد عمومى بسيار راه‌گشا و مؤثر خواهد بود.
افزایش تولید و شکست تحریم‌ها
«صمد ریحانی» از بستان‌آباد، «رضا زمانی» از بوشهر، «فاطمه زهرا احسانی» و «رویا قهرمانزاده» از ارومیه و «سیدحسین سیدی» از اصفهان این تأکید را به دلیل تكيه بر توليد ملى؛ افزايش توان اقتصادى و شكست دادن طرح تحريم‌ها می‌دانند.
اقتصاد بومی و خودکفایی
«حسن مهدوی‌کیا» از بوشهر، «محمد كريم‌زاده» از اصفهان، «احمد محمدی» از آبیک، «عرب‌پور» از همدان، «محمدصادق مستقیمی» از نایین، «سحر ولي‌زاده» از بجنورد و «سیدمحمد خدایی» از یزد بر بومی بودن اقتصاد و خودکفایی آن با اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اشاره داشتند.
عدم وابستگی به نفت
«محمدرضا شعبانی» از هندیجان، «محمدرضا و اکرم فلاحي» و «کبری رزنگ» از سبزوار و «خليليان» از شهرکرد با اشاره به وابستگی اقتصاد کشور بر نفت، راهبرد رهبری را در اقتصاد مقاومتی رفع این وابستگی دانستند.
مقاوم ماندن در برابر دشمن
«حمیدرضا نقدی» از قم معتقد است: «اگر اقتصاد را تقویت کنیم، دشمنان ما اهرم فشاری ندارند و باعث شکست دشمن است.» و «احمد سالمی» از گرمی و «امين نجفي» از جزيره قشم نظراتی شبیه به این دارند.
سایر نظرات
«سجاد قادری» از کرمانشاه: «چون اقتصاد مقاومتی نوعی ایستادگی و عزت‌طلبی و آرمان‌خواهی و تکیه بر توان داخلی برای تولید بهتر است.»
«شهاب‌الدین گودرزی فراهانی» از ملارد: «چون ایشان اقتدار، عزت و ایستادگی را در مقابل تحریم‌ها و دکترین اقتصاد مقاومتی را نجات‌بخش جامعه اسلامی می‌دانند.»
«مصطفی عاشوری» از دامغان: «وقتی اقتصاد کشوری قوی بود، سبب سازندگی بخش‌های دیگر می‌شود. اقتصاد مورد تأیید دین، اقتصاد مقاومتی است.»
«مریم وفایی» زرین‌شهر: «اصلاح مشکلات اقتصادی کشور و سامان دادن به اقتصاد با تلاش دولت و همکاری مردم.»
«ملیحه پناهی الوار» از بستان‌آباد: «باید سعی کنیم با اقتصاد مقاومتی بر بیگانه‌ها تسلط پیدا کنیم.»
«مجتبی رضایی» از فیروزآباد فارس و «علیرضا بردستانی» از بنار آزادگان در نظراتی مشابه: «به‌دلیل اینکه جمهوری اسلامی به خودکفایی در تمامی زمینه‌ها برسد و کمر تحریم‌ها را بشکند و دشمن را ناامید کند و به سوی توسعه برویم.»
«حسن ابوالفضلی»: «چون عزت و اقتدارملی و اسلامی در گرو اقتصاد سالم و پایدار است.»
«اصغر کنعانی» از بستان‌آباد، «محمدکاظم یاری‌نسب» از دلفان لرستان، «ناردانه اصغری» از ارومیه و «سکینه معینی» از شیراز هم نظراتی در همین زمینه داشتند. و در پایان...
«محمدرضا قنبری» از کرمانشاه در قالب یک دوبیتی گفته:
اقتصاد و دین و فرهنگم ز هم بیگانه نیست/ دین من زهرایی و فرهنگ من سیدعلی است
حرف زهرا از زبان پور او آید برون/ زین سبب هر سال و هر نامی که گوید فاطمی است
برندگان تریبون نوروزی سال 1393
سبحان صمدی‌مقدم از املش، محمدرضا قنبری از کرمانشاه، عسکر احمدی از قروه کردستان، امين نجفي از جزيره قشم و محمدرضا فلاحی از سبزوار
سوال تریبون اول سال 93
چرا مقام معظم رهبری سال۹۳ را به عنوان «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام‌گذاری کردند؟


گزیده مطالب

ضرورت احیای مجدد معماری ایرانی ـ اسلامی
چنانچه با نگاهی موشکافانه ساختار ابنیه تاریخی اصفهان، بادگیرهای شهر یزد، هسته مرکزی و قدیمی شهر اراک، باغ فین کاشان و یا حتی خانه‌های ماسوله و در مجموع، بافت بکر و قدیمی دیگر شهرهای کشور را بررسی کنیم، ملاحظه خواهیم کرد که معماران قدیم ایران با چه وسواسی تمام زوایا و جوانب احداث و ساخت‌وسازهای شهری به‌ویژه واحدهای مسکونی را مورد توجه قرار می‌دادند.
دوراندیشی و توجه دقیق به سمت قبله، آفتابگیر بودن، جهت باد، استفاده از ظرفیت‌های طبیعی برای گرم یا خنک کردن ساختمان‌ها، استفاده بهینه از محیط، محفوظ و محصور بودن محیط داخلی، طراحی آبنما(حوض) و فضای سبز، جریان داشتن نهر آب در تمام معابر و یا حتی به کار بردن شگردهایی در ساخت‌وساز برای مقابله با تهاجم احتمالی دشمن و در عین حال توجه هنرمندانه به ظرافت‌های کار و دیگر اصول معماری، همگی حکایت از عمق نگاه دقیق، همه‌جانبه و خالصانه معماران قدیم در ساخت‌وساز ابنیه آن زمان دارد، اما اینک در مقایسه معماری قدیم با مهندسی جدید درخواهیم یافت که با وجود شگفتی‌‌های معماری نوین و خلق سازه‌های کاملاً مدرن و با عظمت مانند برج میلاد، گاهی نه تنها در فرایند احداث یک ساختمان، نکات مذکور به فراموشی سپرده می‌شود، بلکه در برخی موارد به هنگام تهیه نقشه شهرهای جدید، چگونگی تأمین و یا محل احداث مهم‌ترین و اصلی‌ترین زیرساخت‌های مورد نیاز شهر از جمله؛ شبکه‌های آب، برق، گاز، فاضلاب، مخابرات و یا اماکن مهمی مانند؛ مسجد، مدرسه، مرکز خرید، پارکینگ و راه‌های دسترسی و گاهی حتی ساده‌ترین اصول فنی نیز مورد غفلت قرار گرفته است و یا متناسب با توسعه شهری طراحی و اجرا نمی‌شود.
گروهی از متخصصان و صاحب‌نظران این عرصه، مشکل اصلی در این زمینه را ناشی از پیچیدگی‌های مهندسی عصر حاضر می‌دانند، اما باید توجه داشته باشیم که اگرچه گسترش فناوری‌های نوین، پیچیدگی مهندسی جدید را دو چندان کرده، اما اولاً به موازات این تحولات، ابزار و امکانات جدید فنی و مهندسی، کارها را تا حد زیادی تسهیل کرده و ثانیاً با پیدایش تخصص‌های متعدد در این بخش، مسئولیت‌ها نیز تقسیم و توزیع شده است.
بنابرین مهم‌ترین پرسش این است که علت این نابسامانی‌ها در بخش ساخت‌وساز چیست؟
در پاسخ به این پرسش باید علت را در عوامل متفاوتی جست‌وجو کرد، اما در عین حال بدیهی است، وقتی برخی از مهندسان جویای نام و شهرت، بدون توجه به ارزش‌های اجتماعی، اصول اساسی و انتظارات واقعی از یک سازه شهری، تمام توان خود را معطوف طراحی‌های پیچیده، درهم برهم و ناکارآمد و نوآوری در شکل و نمای ظاهری ابنیه و ساختمان‌ها خلاصه می‌کنند، نباید انتظار داشت که دیگر نکات مورد توجه قرار گیرد و از این رو دیگر مسائلی مانند؛ حذف نقاط پرت و استفاده بهینه از فضا، اشرافیت پنجره خانه‌ها بر یکدیگر، کم‌توجهی در به‌کار بردن عایق‌های مناسب برای جلوگیری از انتقال صدا در مجتمع‌های آپارتمانی، قرار گرفتن لوله هواکش فاضلاب در کنار کانال کولر، نصب دودکش موتورخانه شوفاژ بر فراز نورگیر بدون پوشش ساختمان، تعبیه سرویس بهداشتی در مکان‌های نامناسب و در معرض دید، یافتن راه چاره برای جلوگیری از آلودگی صوتی ناشی از صدای آب جاری در لوله‌های آب و شبکه فاضلاب ساختمان و دیگر موارد مشابه، اهمیت خود را از دست خواهد داد.
طبیعی است که در سایه این رویکرد غلط، نه تنها دیگر وجدان کاری، معنای خود را از دست می‌دهد و کسی به نکات فنی و رفع نواقص پنهان و دور از چشم کارفرما نمی‌اندیشد، بلکه تمام تلاش خود را صرف آن خواهد کرد تا کاستی‌های بنا را در زیر پوسته بزک شده ساختمان پنهان سازد و این گونه است که پس از مدتی نه چندان طولانی، استهلاک زودهنگام ساختمان از درون و برون آغاز و تعمیرات پی در پی بخش‌های مختلف سازه، کلید خورده و هزینه‌های غیر منطقی و پیش‌بینی نشده جدیدی به دولت و مردم تحمیل می‌‌شود.
به این ترتیب به نظر می‌رسد حکایت شهرسازی ما در سال‌های اخیر، در بسیاری از موارد مشابه داستان کلاغی است که قصد داشت راه رفتن کبک را بیاموزد، در حالی که راه رفتن خود را نیز از یاد برد.
همانگونه که پیشتر اشاره شد، عوامل مختلفی در بروز این نابسامانی‌ها نقش دارند که علاوه بر موارد فوق، می‌توان به ضعف در سیستم آموزش عالی، ضعف در تدوین و اجرای درست قوانین و مقررات، عدم هماهنگی و انسجام لازم و کافی بین متولیان امر، سهل‌انگاری دستگاه‌های مربوطه از جمله؛ وزارت راه و شهرسازی و سازمان نظام مهندسی کشور در اعطای مجوز فعالیت‌های مهندسی به افراد و فقدان نظارت نظام‌یافته، اصولی و هدفمند، به عنوان مهم‌ترین مشکلات مربوط به این موضوع اشاره کرد.
در هر حال امید است، مسئولان محترم همچون دیگر عرصه‌ها، رفع مشکلات این بخش را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهند و به زودی شاهد احیای مجدد معماری ایرانی ـ اسلامی به معنای واقعی آن باشیم.
احمدرضا هدایتی از تهران


کتیبه سبز

جمعه اولین،‌ جمعه آخرین...
چشم دل واکن به خوبی نازنین
لحظه‌ای،‌ تقویم سال نو ببین
روز اول جمعه* در سال جدید
آخرین روز است با جمعه قرین
پس به فال نیک می‌باید گرفت
جمعه را در اولین و آخرین
جمعه،‌ روز انتظار شیعه است
چشم بر ره دوخته،‌ اهل یقین
آیه تعجیل را تکرار کن
عجل عجل‌، ای امام راستین
پر شده دنیای فانی از فساد
فتنه می‌بارد ز هر سو بر زمین
خنده ابلیس می‌آید به گوش
دین‌گریزان را بگوید آفرین!
یارگیری می‌کند شیطان پست
جوجه شیطان‌ها نشسته در کمین
آیه قرآن بسوزاند کشیش
گوش بر فرمان شیطان لعین
خون به قلب شیعه تو می‌کنند
با کلام ناروای آتشین
رهبر ما را بسی آزرده‌اند
اوست چون سردار سرافراز دین
آشنا خود کرده را تدبیر نیست
شرمگینم،‌ شرمگینم،‌ شرمگین
جان به لب آمد،‌ فرح نزدیک کن
خون‌جگر کردند یکجا متقین
استوارانند، مردان عمل
یارشان باشد خدای عالمین
دست از جان شسته و آماده‌اند
در جهادی بی‌امان بر روی زین
انتظاران را به لب آمد نفس
چشم بر ره دوخته مستضعفین
خاک پایت سرمه چشمان ما
در فراقت تا به کی اندوهگین
مهربانی‌های تو ناگفتنی است
تاکنون، بودی«فرائی» را معین

عبدالمجید فرائی

* 29 اسفند ۱۳۹۲ و اول فروردین 1393 جمعه است.


حسن ختام

کاش خدا لطفی کند و تو بیایی...
زندگی سخت است، آسمان تنگدست و زمین تنگدل گشته است و ما اگر بر کوران جهالت‌ها و غفلت‌ها با همه سختی‌های زندگی، زنده مانده‌ایم، به همین سبب نسیم جان بخش حیات است.
گاهی با همه انتظاری که دل‌های‌مان را شقه‌شقه کرده است، این دنیای پر فریب صد رنگ، چشم‌مان را به خویش می‌خواند و دست‌مان را به خود آلوده می‌کند یا راه نفوذی به دل‌مان می‌یابد و ما را به خویش فرا می‌خواند و شیطان نیز که برای همین فریب مهلت گرفته است، در این میان سر از پا نمی‌شناسد.
می‌دانیم، این انتظار توست که ما را در برابر این دشمن پر زرق و برق نگهدار است و اگر نبود امید آمدنت، هزار بار در گرداب هلاکت غرق بودیم، گشایش کار ما در همین انتظار آمدن توست، آن روز که بهاری شویم و سبز، آن روز که آسمان دل‌مان آبی باشد، آن روز نسیم انتظار تو بر دل‌مان وزیده است، به‌خدا که همین امید آمدنت حیات جاری در وجود ماست، کی می‌شود که بیایی و لب‌های عطشناک زنده بودن‌مان را به زلال هستی جاری‌ات سیراب کنی... کی می‌شود که بیایی تا آسمان هم ببارد و زمین به نور قدومت گشاده و زنده گردد و قلب‌های مرده ما نیز روح تازه بیابد...
کاش می‌آمدی و کاش ما آماده آمدنت می‌شدیم. کاش بوی بهار در هوا می‌پیچید. کاش پا جای پای تو می‌نهادیم و در منش تو سیر می‌کردیم. کاش خدا یاری‌مان کند از سستی و تنبلی دست برداریم و راه بهار را به خانه د‌ل‌مان بگشاییم.
کاش خدا لطفی کند و تو بیایی
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی