بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

دو حماسه در یک سال
سال 1392 یکی از سال‌های مهم و تعیین‌کننده در سال‌های پس از انقلاب اسلامی بود، از همین رو، مروری کوتاه بر برخی از موضوعات مهم‌تر آن در آخرین سرمقاله هفته‌نامه در سال 1392 ضروری به‌نظر می‌رسد. به مدد الهی این مرور کوتاه حول این مسئله انجام می‌پذیرد: «تحقق نسبی شعار دوقلوی سال 92 (حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی)، نیروی متراکم اجتماعی برخوردار از زمینه طغیان و شورشگری را که پس از انتخابات و فتنه 88 همچنان به شکل پنهان در لایه‌های اجتماعی مخفی نگه داشته شده بود تخلیه کرد و تا حد زیادی به تحلیل برد و در دو عرصه سیاست و اقتصاد برای ایران فرصت چانه‌زنی و برنامه‌ریزی جدی ایجاد کرد. »
دشمن در قضیه فتنه سال 88 با زمینه و فرصتی که فتنه‌گران داخلی برایش ایجاد کردند با خوشحالی تمام و انگیزه سرشار و حیرت‌ ابتدایی از اینکه افرادی در داخل و بعضاً با پیشینه همراهی با انقلاب این فرصت را برایش به‌وجود آوردند، تمام عده و عده‌اش را که برای چنین حوادثی تدارک دیده و به سرعت بسیج می‌کند به صحنه آورد، اما با هوشیاری آن بخش از خواص اهل حق که با بصیرت نافذ اعماق فتنه را مشاهده کردند و آن بخش از نیروهای جان برکف نظام که حاضرند برای حفظ نظام از همه‌چیزشان بگذرند و آن را فدای نظام کنند و همچنین مردم وفاداری که هر جا حضور دشمن را به هر شکل حس کنند در برابر آن می‌ایستند و دشمن را سرکوب می‌کنند، شکست سنگینی خورد و عقب‌نشینی تاکتیکی کرد. دشمن پس از شکست سنگین در این عملیات سرنوشت‌ساز، نمی‌خواست آنچه را که به دست آورده به راحتی از دست بدهد؛ بنابراین تلاش می‌کرد مهم‌‌ترین بخش قضیه یعنی، زمینه طغیان و شورشگری اجتماعی را همچون پارچه آغشته به بنزین حفظ کند تا در موقع لزوم، با یک حرکت لحظه‌ای آن را مشتعل سازد. پس از شکست قطعی فتنه 88 نشانه‌های بسیار روشنی در داخل گواهی می‌داد که دشمن تلاش می‌کند بخش‌های اصلی و ساختاری تحرکات آشوبگرانه را حفظ کند. نظام هم از این موضوع غافل نبود و مراکز ذی‌ربط نیز به وظیفه خود در این باره عمل می‌کردند؛ اما وضعیت به ‌گونه‌ای نبود که این دست از اقدامات کاملاً اطمینان‌آور و در هم کوبنده بخش‌های اصلی و ساختاری باشد که دشمن در صدد حفظ آن بود. دشمن نیز به اندازه لازم از این موضوع آگاهی داشت. مراکز و کانون‌های مخلتفی در داخل و خارج، هماهنگ شده و هماهنگ نشده، همسو با دشمن در این باره فعالیت می‌کردند و به عبارتی، مواضع حساسی را در اختیار داشتند که برخورد با آنها بسیار دشوار بود و به چند سال زمان نیاز داشت. طولانی‌شدن زمان برخورد با آنها، تهدید را افزایش می‌داد، لذا باید چاره دیگری اندیشیده می‌شد و راهکار دیگری نیاز داشت که بتواند عرض و طول گسترده آن را به یکباره در هم پیچد. «حماسه سیاسی» که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ابتدای سال 92 مطرح کردند؛ نسخه جامعی بود که به کار این موضوع می‌آمد. اولین زمینه و موعد شکل‌گیری این حماسه، انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بود. این انتخابات برای دو مجموعه در داخل زیاد مهم بود.
دو حماسه در یک سال
ادامه از صفحه اول
یکی گروه‌های سیاسی که از نامزدهای مختلف حمایت می‌کردند و دیگری، نظام اسلامی. نقش مجموعه‌ اول بیشتر تلاش برای به قدرت رساندن فرد موردنظرشان بود که از رهگذر آن و ایجاد شور اجتماعی برای رأی‌آوردن نامزدشان در مسیر مجموعه‌ دیگر یعنی نظام اسلامی قرار می‌گرفتند که از طریق شورش‌های ایجاد شده و تبلیغات برانگیزاننده و حضور گسترده و با شکوه مردم، خلق «حماسه سیاسی» را دنبال می‌کرد که به لطف الهی این مهم با مشارکت گسترده مردم در انتخابات حاصل شد. با این انتخابات و پیروزی دکتر روحانی با فاصله بسیار اندک نسبت به حدنصاب انتخاب در دور اول جمهوری اسلامی ایران یک یورش گسترده و کوبنده به تمام مراکز داخلی و جهانی کسانی برد و آنها را مرعوب کرد که در فتنه به دروغ به نظام تهمت تقلب زده بودند. در واقع، حماسه خلق شده، تنها شاخص انتخاب یک رئیس‌جمهور نبود که آگاه کننده افراد فریب‌خورده، رسواکننده متهم‌کنندگان نظام به تقلب، تودهنی محکم به دشمنان و اجانب و فروپاشاننده کانون‌های آشوبگری لانه کرده در لایه‌های اجتماعی بود. پرونده «حماسی سیاسی» پس از انتخابات ریاست‌جمهوری بسته نشد و با فرا رسیدن 22 بهمن سال ۹۲ وجه دیگری از این حماسه ‌ با حضور و مشارکت مردم در اوج شکوه و عظمت تجلی پیدا کرد. این دو نمونه اعجاب‌آور از «حماسه سیاسی» تماماً سهم نظام است و در پای آن امضای ملتی است که اعلام داشته آن را به حساب نظام واریز کرده است. این امضا یک پیام داخلی دارد و یک پیام خارجی. پیام داخلی اینکه، مردم حامی بدون چون وچرای نظام هستند و هر آنچه را که به این رابطه خدشه وارد سازد با تمام قوا پس می‌زنند و برنمی‌تابند و نیز مسئولان باید در اداره تمامی امور کشور مسیری را طی کنند که نشانه‌های آن در امضای ملت دیده می‌شود و ضامن سربلندی آنها است. پیام خارجی هم اینکه؛ دشمنان خود را مخاطب مستقیم این حماسه بدانند و آگاه باشند که در جمهوری اسلامی ایران، قدرت در دست مردم است و آنها با تبعیت از رهبری، مسائل را خوب تشخیص می‌دهند و هرگاه هم لازم باشد، مسائل مهم و اساسی به نفع خود و به نفع نظام تغییر می‌دهند. یکی از پیامدهای مهم «حماسه سیاسی» در سال 92 ورود متفاوت ایران به مذاکرات هسته‌ای بود که اقدام تاکتیکی «نرمش قهرمانانه» نیز آن را حمایت می‌کرد. «حماسه سیاسی» 22 بهمن با اشاراتی به مذاکرات هسته‌ای «اصلاحاتی را در روند مذاکرات خواستار شد، که گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران لزوماً باید به آن توجه داشته باشد کما اینکه مذاکره‌کننده غربی نباید آن را از نظر دور بدارد؛ چرا که نقش و خواسته مردم در این مسئله جدی و تعیین‌کننده است و آرامش فعلی مردم نباید آنها را به اشتباه بیندازد.
«حماسه سیاسی» به سبب ضرورت و نیز قرار داشتن زمینه‌های شکل‌گیری آن به گونه‌ تقویمی، بیشتر روزهای سال 92 را به خود مشغول داشت و فرصت کمتری برای «حماسه اقتصادی» باقی گذاشت، اما این به‌معنای فراموشی و نادیده گرفتن «حماسه اقتصادی» نبود؛ زیرا این «حماسه اقتصادی» برای نظام از دو حیث ضرورت راهبردی پیدا کرده است؛ یکی؛ استفاده دشمن از آن به‌عنوان سلاحی ویرانگر علیه انقلاب و دیگری، نیاز کلی نظام اسلامی به اقتصادی دارای جنس حماسه، برای افزایش شتاب حرکت به سوی اهداف و آرمان‌ها که از پاره‌ای تضمین‌ها برای ایجاد اطمینان و انسجام بیشتر در انجام امور نیز برخوردار باشد.
دشمن بارها و بارها درون‌زا بودن قدرت نظام اسلامی را مشاهده کرده که نمونه آخر آن «حماسه سیاسی» است که از آن سخن گفته شد و این را هم می‌داند که پیوند اقتصاد درون‌زا با قدرت درون‌زا «از حیث سیاسی و ملی» ایران را آسیب‌ناپذیر می‌کند. دشمن به این مسئله نیز واقف است که در حال حاضر، پایه‌های اقتصادی ایران ضعیف و آسیب‌پذیر است و به همین سبب، برای به زانو درآوردن ایران به تحریم‌های اقتصادی متوسل شده است. همه اینها باعث شده تا دشمن ارکان اقتصاد ایران را هدف گیرد و «حماسه اقتصادی» این مأموریت مهم را برعهده دارد که به این یورش ناجوانمردانه دشمن پاسخ دهد و آن نیاز اساسی را که در حوزه اقتصاد به آن اشاره شد، تأمین کند. از این رو، در زمانی که کشور درگیر خلق «حماسه سیاسی» بود و به «حماسه اقتصادی» کمتر توجه می‌شد، امام خامنه‌ای «مدظله‌العالی» و مجمع تشخیص مصلحت به فرمان معظم‌له به این مهم پرداختند و ایشان حاصل آن را در اواخر سال 92 در شکل «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» ابلاغ کردند و پس از آن هم در جلسه‌ای با مسئولان نظام با توضیحات بسیار دقیق، آنان را موظف به اجرای آن نمودند تا سال آینده آغاز شکوفایی آن باشد. ان‌شاء‌الله

رضا گرمابدری

دعاگوی شما در مضجع شریف رضوی


سردار سلامی در همایش نقش دنیای اسلام در هندسه قدرت جهانی
جهان اسلام از تماشاگرِ میدان به بازیگرِ حادثه‌ساز تبدیل شده است

جانشین فرمانده کل سپاه، ژئوپلیتیک، انرژی و امنیت را اضلاع جدید هندسه قدرت برشمرد و گفت: امروز جهان اسلام از تماشاگر میدان به بازیگر حادثه‌ساز تبدیل شده است.
سردار حسین سلامی در همایش نقش دنیای اسلام در هندسه قدرت جهانی با تأکید بر اینکه حضرت امام(ره) با انقلاب شگفت‌انگیزش، اولین پیام تولد یک قدرت و تمدن جدید به نام اسلام را طنین‌انداز کرد، افزود: زمانی که انقلاب امام(ره) به پیروزی اولیه رسید، نظم ژئوپلیتیک کهن دچار چالش و شوک جدی شد.
جانشین فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد: مفهوم تحول ژئوپلیتیک یا تغییر هویت سیاسی یک واحد جغرافیایی است یا گسترش نفوذ و میدان تأثیرگذاری یک هویت سیاسی است. اما انقلاب اسلامی هر دو خصوصیت را در جهان اسلام ایجاد کرد.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی میدان راهبردی را از تسلط قدرت‌های استکباری خارج کرد و توازن قوا را در جهان به هم ریخت، افزود: پس از انقلاب اسلامی میدان درگیری‌های جهانی تغییر کرد و از 35 سال پیش به این طرف که صحنه جغرافیایی سیاسی جهان اسلام تحول اساسی یافت، میدان درگیری‌های جهانی، منطقه راهبردی خلیج‌فارس، خاورمیانه و جهان اسلام شد.
سردار سلامی گفت: ارزش‌های ژئوپلیتیک به یک شهرت ایدئولوژیک نیاز دارد که ارزش‌های اسلام، آن نقطه قوتی است که ارزش‌های خفته، پنهان و منجمدشده ژئوپلیتیک را به ظهور می‌رساند. یعنی قدرتی که برخاسته از یک جغرافیای اعتقادی پیوسته ایجاد می‌کند.
جانشین فرمانده کل سپاه ادامه داد: ما امروز از همین نقطه که هستیم. می‌توانیم همه نقاط مورد سلطه رژیم صهیونیستی را با هر حجمی از آتش ویران کنیم و این اسلام است که به ما این انبساط و قدرت را داده که با این همه فاصله جغرافیایی، به قلوب ملت فلسطین متصل باشیم.
وی خاطرنشان کرد: اسلام به ما این آرزو، ظرفیت و نیرو را برای انهدام رژیم صهیونیستی داده است تا دست ما برای روز حادثه، از 1400 کیلومتر آن طرف‌تر، روی ماشه باشد.
سردار سلامی با تأکید بر اینکه انقلاب ما به فضل الهی الگوی موفقی را از یک کشور اسلامی تولید کرده است، گفت: انقلاب اسلامی توانسته در همه میدان‌های نبرد با ماهیت‌های متنوع و متفاوت، نه‌تنها از غلبه دشمنان خدا بر مسلمانان جلوگیری کند، بلکه طعم تلخ شکست را به آنان تحمیل کرده است.
جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه دشمنان ما امروز در منطقه تحت تعقیب مسلمانان هستند، گفت: فکر نکنید که این آمریکا است که تهاجم می‌کند، بلکه آمریکایی‌ها [اگر هم] در سطح تاکتیکی و عملیاتی بتوانند عملیاتی را انجام دهند، اما در سطح راهبردی در انفعال قرار دارند.
سردار سلامی خاطرنشان کرد: امروز آمریکایی‌ها قدرت عملیات علیه سوریه را از دست داده‌اند و این یک حجت بزرگ برای مسلمانان است؛ ما امروز در معرض پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک هستیم، در حالی که آمریکایی‌ها، مهندسان و دانشمندان ما را در خیابان‌ها ترور می‌کردند.
جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه آمریکایی‌ها ممکن است در موازنه استاتیک قدرت، مهیب نشان داده شوند، گفت: آمریکا شاید یک قدرت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی باشد، اما موازنه استاتیک قدرت یعنی موازنه ساکن اجزای قدرت تأییدکننده نخواهد بود.
وی افزود: در موازنه دینامیک وقتی که این عوامل مجزای قدرت با تدابیر آمریکایی درهم می‌آمیزد و در میدان حرکت می‌کند، شکست می‌خورد و مسلمانان با اینکه در موازنه‌های ساکن قدرت در تراز پایین‌تری به نظر می‌رسند، [اما] در عمل تجلی آیه‌ای از قرآن می‌شوند و این نشان می‌دهد که ما در مسیر یک روند برای معکوس‌سازی دامنه قدرت دنیای استکبار در جهان اسلام هستیم.
سردار سلامی در پایان گفت: امروز جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت بیداری تبدیل شده است و جهان اسلام در ابتدای افق اندیشه‌های بزرگ ولی‌فقیه باید بتواند بر توطئه‌های غرب به اذن خداوند فائق آید.


رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه
گزارش عملیات بدر «نخعی» همچنان محرمانه است

گزارش۴۰۰ صفحه‌ای «نخعی» از عملیات بدر که بنا به درخواست فرمانده وقت کل سپاه تهیه شد، با گذشت سال‌ها هنوز هم ۲۰ درصد آن را به دلیل محرمانه بودن، نمی‌توان منتشر کرد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ دکتر حسین اردستانی، رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه در مراسم پاسداشت دکتر «هادی نخعی» اولین مسئول بخش جنگ دفتر سیاسی سپاه با اشاره به اینکه اگر تاریخ پیدایش مرکز اسناد را ریشه‌یابی کنیم، «نخعی» به‌لحاظ قدرت تحلیل، نویسندگی و نوآوری ستون مرکز است، گفت: کتابی که او در سال ۶۱ به نام «دو سال جنگ» نوشت، اولین کتاب بخش جنگ دفتر سیاسی بود که منتشر شد و حتی به‌صورت ترجمه شده در اجلاس غیرمتعهدها نیز توزیع شد. علاوه بر این، آن زمان که هنوز به این شکل بحث تروریسم مطرح نبود، کتابی به‌نام «تروریسم ضدمردمی» را به نگارش درآورد و پس از اتمام جنگ، اطلس روزشمار جنگ تحمیلی را پایه‌گذاری کرد و خودش هم محور قرار گرفت.
دکتر اردستانی در ادامه با اشاره به اینکه «نخعی» ذره و سرعت را با هم تلفیق کرده بود و پس از آن هم کسی نمی‌تواند این کار را انجام دهد، یادآور شد: او به ما آموخت که در تألیف، واقعیات را بنویسیم، یعنی به قلم متعهد باشیم و برای خوشایند کسی مطلب ننویسیم؛ موضوعی که به عنوان خط قرمز مرکز همچنان به آن پایبند هستیم.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

انتظار مردم از دولت راستگویان
رئیس دولت یازدهم در مقطع رقابت‌های انتخاباتی و پس از تشکیل دولت، چندین‌بار با تأکید، دولت خود را دولت «راستگویان» معرفی کرد. سخنان جناب آقای دکتر روحانی در این موضوع، به‌گونه‌ای است که ایشان به مردم قول می‌دهد که هرگز دولتش به ملت دروغ نخواهد گفت و در تمامی مسائل کشور، صادقانه با مردم سخن خواهد گفت. به‌طور قطع، تصریح بر این مطلب از سوی کسی که می‌خواهد با رأی مردم به ریاست قوه مجریه برسد، یک ارزش است و بر همین اساس این نوع ادبیات، در رفتار سیاسی رأی‌دهندگان موثر است. به عبارت دیگر، مردمی که به آقای روحانی رأی دادند، از این نوع ادبیات ایشان در وصف دولتش و تأکید بر روی کلمه «دولت راستگویان» و اینکه دولت من به مردم «دروغ» نخواهد گفت، تأثیر پذیرفته بودند. بر همین اساس، می‌توان گفت یکی از شاخص‌های ارزیابی مردم رأی‌دهنده و حتی دیگرانی هم که به او رأی نداده‌اند و به نامزد دیگر رأی داده‌اند، برای سنجش میزان پایبندی دولت به تعهداتش، همین شاخص «راستگویی» است. مردم ایران بر روی این شاخص تمرکز دارند، هم به دلیل ارزش ذاتی راستگویی و هم به دلیل شعار رئیس دولت و تعهدی که ایشان در این‌خصوص به مردم سپرده است.
البته نیازی به توضیح نیست که مراد و منظور از راستگویی و پرهیز از دروغگویی، منحصر به شخص رئیس دولت نمی‌شود و کلیت دولت را در بر می‌گیرد. آقای روحانی وعده داده دولتش دولت راستگویان خواهد بود. بنابراین مردم انتظار دارند تمامی وزرا، معاونان و عناصر اصلی در دولت به چنین صفت حسنه‌ای آراسته باشند. مردم انتظار دارند تمامی وزارت‌خانه‌ها، سازمان‌ها و دستگاه‌های دولتی در بیان مسائل برای مردم، صداقت و راستگویی را پیشه کنند. اکنون با گذشت چندین ماه از عمر دولت یازدهم، این پرسش ذهن بسیاری از مردم و به‌ویژه نیروهای انقلابی و دلسوز جامعه را به خود مشغول ساخته که آیا دولتمردان در دولت یازدهم به آنچه گفته‌اند، پایبند هستند؟ به‌طور قطع پاسخ مثبت برای این پرسش، خوشحال‌کننده و امیدوارکننده خواهد بود، لکن طی ماه‌های گذشته، در برخی از حوزه‌ها اتفاقاتی رخ داده که پایبند بودن بعضی از دولتمردان به وعده داده شده مبتنی بر تشکیل دولت راستگویان را مخدوش ساخته است. یکی از این حوزه‌ها، مسائل مربوط به دستگاه دیپلماسی کشور و مشخصاً اتفاقات رخ داده در قلمرو سرزمینی ایران در پی سفارتخانه مقامات اروپایی در دو نوبت به کشورمان است. چندین هفته پیش، یک هیئت اروپایی به تهران سفر کرد و در جریان این سفر، انتشار خبر ملاقات این هیئت با دو نفر از عناصر فعال در فتنه ۸۸ در سفارت یونان، همه را در بهت و حیرت فرو برد. در سفر هفته گذشته خانم اشتون نیز این حادثه تکرار شد و وی در سفارتخانه اتریش با جمعی از فعالان در فتنه ملاقات و گفت‌وگو کرد. این دیدارها و اهداف آن، با منافع ملی و به ویژه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مغایر است و در آینده، آثار و پیامدهایش مشخص‌تر می‌شود. تردیدی وجود ندارد که اتحادیه اروپا در یک تقسیم کار با آمریکا، به‌دنبال پررنگ کردن پرونده حقوق بشر در ایران با هدف متهم ساختن جمهوری اسلامی به نقض حقوق شهروندی است و چنین دیدارها و ملاقات‌هایی، مقدمات این پرونده‌سازی را فراهم می‌سازد. این موضوع در جای خود نیاز به بحث دارد، لکن آنچه مهم است، نقش دولت و مشخصاً وزارت خارجه در این موضوع است. در هر دو مورد رخ داده، مسئولان وزارت خارجه نسبت به اقدامات خارج از عرف دیپلماتیک هیئت‌های اروپایی در تهران، اظهار بی‌اطلاعی کرده و به نوعی با توجیه موضوع، از خود سلب مسئولیت کردند.
انتظار مردم از دولت راستگویان
ادامه از صفحه اول
اما شواهد بسیاری از آن حکایت می‌کند که نه‌تنها مسئولان دستگاه خارجی از این دیدارها از پیش مطلع بوده‌اند، بلکه به نوعی با انجام آن موافقت نیز کرده‌اند. خانم اشتون سفرش به تهران را مشروط به همین دیدارها کرده و این موضوع را خود و تیمش نیز رسانه‌ای کرده بودند. همچنین هیئت قبلی اروپایی در برنامه خود، دیدار با جعفر پناهی و نسرین ستوده را پیش از سفر به ایران، رسانه‌ای کرده بودند، حال چگونه است که دست‌اندرکاران دستگاه سیاست خارجی کشور، نسبت به این مهم اظهار بی‌اطلاعی کرده و خود را، در حالی که مطلع بوده و با انجام دیدارها موافقت کرده‌اند، گله‌مند نیز نشان می‌دهد. این نوع رفتارها، آیا برخلاف وعده و تصریح بر تشکیل دولت «راستگویان» نیست؟ خانم نرگس محمدی از فعالان فتنه و ملاقات‌کننده با خانم کاترین اشتون، پس از این دیدار، طی مصاحبه‌ای که رادیو فردا آن را منتشر ساخت می‌گوید: «دیدار اشتون کاملاً برنامه‌ریزی شده بود و دعوت‌نامه‌ای رسمی از ایشان دریافت کرده بودم.» قبلاً نیز ملاقات‌کنندگان با هیئت پارلمانی اروپا در سفارت یونان، برنامه دیدارشان با مقامات خارجی را، از پیش هماهنگ شده اعلام کردند. بدیهی است که تکرار این مسائل، علاوه بر خسارت‌بار بودن برای کشور، صداقت و راستگویی دولتمردان را در نزد مردم زیر سوال می‌برد و اگر دولت این‌گونه به سرمایه اجتماعی‌اش چوب حراج بزند، نمی‌تواند اهداف بزرگ را با کمک مردم تحقق بخشد. مردم انتظار دارند دولت در عهد و پیمان راستگویی‌اش با مردم، در قول و عمل یکی باشد.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در جمع صدها نفر از مسئولان دستگاه‌های مختلف
نظام اسلامی رونق اقتصادی بدون عدالت اجتماعی را قبول ندارد

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع صدها نفر از مسئولان دستگاه‌های مختلف، فعالان اقتصادی و مدیران مراکز «علمی، رسانه‌ای، نظارتی»، با تبیین «مؤلفه‌های سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، عوامل و انگیزه‌های تدوین این سیاست‌ها و الزامات و انتظاراتی که در این زمینه از مسئولان وجود دارد»، تأکید کردند: «عزم جدی مسئولان»، «تبدیل سیاست‌ها به برنامه‌های زمان‌بندی شده اجرایی»، «نظارت دقیق»، «رفع موانع حضور فعالان و مردم در عرصه اقتصادی» و «گفتمان‌سازی»، این امکان را فراهم می‌کند که ثمرات شیرین و ملموس این الگوی بومی و علمی، در مدت مناسب در زندگی مردم جلوه‌گر شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ابتدای سخنان خود، هدف از برگزاری جلسه‌ای با چنین ترکیبی از مسئولان نظام را ایجاد زمینه همدلی و همفکری برای اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، شتاب بخشیدن به پیشرفت کشور و حرکت در مسیر تحقق آرمان‌های بلند نظام اسلامی دانستند.

اقتصاد مقاومتی الگویی بومی و علمی
رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: مجموعه سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، در واقع الگویی بومی و علمی، برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی و متناسب با وضعیت امروز و فردای کشور است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، فقط برای شرایط کنونی نیست، بلکه یک تدبیر بلندمدت برای اقتصاد کشور و رسیدن به اهداف بلند اقتصادیِ نظام اسلامی است.
ایشان با اشاره به پویایی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی گفتند: این سیاست‌ها قابل تکمیل و انطباق با شرایط گوناگون است و عملاًً اقتصاد کشور را به حالت انعطاف‌پذیری می‌رساند و شکنندگی اقتصاد در شرایط مختلف را برطرف می‌کند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را مجموعه‌ای دقیق و مستحکم خواندند و افزودند: گرایش به اقتصاد مقاومتی فقط مخصوص کشور ایران نیست و در سال‌های اخیر با توجه به بحران اقتصادی جهانی، بسیاری از کشورها با توجه به شرایط و ساختارهای درونی خود به‌دنبال مقاوم‌سازی اقتصاد هستند.
معظم‌له پس از بیان جایگاه و اهمیت سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و همچنین دلایل و مبانی عقلانیِ مقاوم‌سازی اقتصاد کشور، ویژگی‌ها و مؤلفه‌های ده‌گانه اقتصاد مقاومتی را تبیین کردند.
اولین مؤلفه، ایجاد تحرک و پویایی در اقتصاد کشور و بهبود شاخص‌های کلان اقتصادی بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این‌باره فرمودند: با اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، شاخص‌هایی همچون رشد اقتصادی، تولید ملی، عدالت اجتماعی، اشتغال، تورم و رفاه عمومی بهبود خواهد یافت و رونق اقتصادی به‌وجود خواهد آمد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درخصوص این مؤلفه یک نکته را متذکر شدند و تأکید کردند: عدالت اجتماعی، مهم‌ترین شاخص، در میان این شاخص‌ها است، زیرا نظام اسلامی رونق اقتصادی بدون عدالت اجتماعی را قبول ندارد و در هرگونه پیشرفت اقتصادی کشور، باید وضع طبقات محروم به معنی واقعی کلمه، بهبود یابد.
ایشان، توانایی مقاومت در برابر عوامل تهدیدزا را دومین ویژگی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی برشمردند و افزودند: تکانه‌های اقتصادی دنیا، بلایای طبیعی و تکانه‌های تخاصمی همچون تحریم‌ها از جمله این عوامل تهدیدزاست.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، سومین مؤلفه سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را، تکیه بر ظرفیت‌های داخلی بیان کردند و گفتند: تکیه بر ظرفیت‌های داخلی به معنای چشم بستن بر امکانات کشورهای دیگر نیست، بلکه نظام اسلامی در کنار اتکا به داشته‌های داخلی، از امکانات دیگر کشورها نیز استفاده حداکثری خواهد کرد.
ایشان در بیان چهارمین مؤلفه، به رویکرد جهادی اشاره کردند و افزودند: اجرای این سیاست‌ها، با حرکت عادی و احیاناًً خواب‌آلوده و بدون حساسیت امکان‌پذیر نیست و نیازمند برنامه‌ریزی، حرکت علمی، همت و مدیریت جهادی است.
مردم‌محوری، پنجمین مؤلفه‌ای بود که حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به آن اشاره کردند و افزودند: براساس معارف اسلامی و دینی و همچنین براساس تجربیات 35 سال اخیر، در هر عرصه‌ای که مردم وارد میدان شوند، عنایت و پشتیبانی الهی نیز همراه می‌شود و کارها به پیش خواهد رفت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، هدف از ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44، در چند سال گذشته را استفاده از ظرفیت‌ها و امکانات مردمی در اقتصاد کشور دانستند و گفتند: متأسفانه حق این سیاست‌ها، ادا نشد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، تأمین امنیت اقلام راهبردی و اساسی به‌ویژه غذا و دارو و خودکفایی در این اقلام را ششمین مؤلفه سیاست‌های اقتصاد مقاومتی برشمردند و درخصوص هفتمین مؤلفه افزودند: کاهش وابستگی به درآمد فروش نفت یکی از ویژگی‌های اصلی این سیاست‌ها است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، از اصلاح الگوی مصرف به عنوان هشتمین مؤلفه نام بردند و خاطرنشان کردند: خطاب اصلی من در این موضوع متوجه مسئولان است که باید در درجه اول در حوزه مأموریتی خود، از اسراف و ریخت‌وپاش به‌طور جدی پرهیز و در درجه بعد، این موضوع را در زندگی‌های شخصی خود رعایت کنند.
ایشان با اشاره به شبهاتی که برخی افراد درباره اقتصاد مقاومتی مطرح می‌کنند، افزودند: اقتصاد مقاومتی برعکس این شبهات، به رفاه و بهبود زندگی عموم مردم و به‌ویژه طبقات ضعیف منجر خواهد شد.
فسادستیزی نهمین مؤلفه‌ای بود که معظم‌له به آن اشاره داشتند. ایشان تأکید کردند: لازمه فعالیت سالم و پرتحرک اقتصادی، امنیت است و لازمه امنیت اقتصادی نیز، برخورد با مفسدان اقتصادی و افرادی است که قانون را دور می‌زنند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای شفاف‌سازی را شرط اصلی مقابله با فساد اقتصادی دانستند و افزودند: باید فضای رقابتی و با ثبات اقتصادی به‌وجود آید، زیرا در چنین فضای سالمی، فعال اقتصادی احساس امنیت خواهد کرد، ضمن اینکه در چنین شرایطی، کسب ثروت با ابتکار و پشتکار، مباح و مورد تأیید نظام است.
دانش‌محوری، آخرین مؤلفه‌ای بود که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و فرمودند: امروز شرایط کشور از لحاظ پیشرفت‌های علمی به گونه‌ای است که می‌توانیم رسیدن به اقتصاد دانش‌بنیان را با بلندپروازی، جزو اهداف خود قرار دهیم.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: اقتصاد دانش‌بنیان از مهم‌ترین زیرساخت‌های اقتصادی هر کشور است و اگر این موضوع مورد توجه جدی قرار گیرد، قطعاًً چرخه علم تا ثروت تکمیل خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: اقتصاد مقاومتی به هیچ‌وجه سیاستی مقطعی نیست، بلکه تدبیری راهبردی است که برای همه دوران‌ها ـ چه تحریم باشد و چه نباشد ـ مفید و راه‌گشا و پیش‌برنده است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در تشریح علل و انگیزه تدوین و ابلاغ سیاست‌های مقاومت اقتصادی به بیان چهار عامل اصلی پرداختند: ظرفیت‌های فراوان مادی و معنوی کشور، حل مشکلات مزمن و دیرپای اقتصادی، مقابله با تحریم‌ها و کاهش کامل تأثیرپذیری اقتصاد کشور از بحران‌های اقتصاد جهانی.
سومین بخش سخنان رهبر معظم انقلاب، به بیان الزامات و انتظارات اختصاص داشت. ایشان عزم راسخ و جدی مسئولان سه قوه و به‌ویژه قوه مجریه را عامل بسیار مهمی برای مقاوم‌سازی اقتصاد خواندند و افزودند: صرف مطرح شدن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه عزم و تلاش مسئولان همه بخش‌های مرتبط با این سیاست‌ها، زمینه‌ساز تحقق اهداف اعلام شده خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب، ورود به میدان عمل را دومین انتظار خود از مسئولان برشمردند و خاطرنشان کردند: این طرح و سیاست‌های کلی باید به برنامه‌های گوناگون اجرایی تبدیل شود تا حماسه اقتصادی، واقعاًً به‌وجود آید.
معظم‌له تدوین برنامه‌های زمان‌بندی شده را سومین ضرورت دانستند و تأکید کردند: باید سهم هر قوه و همچنین سهم هر دستگاه در اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، به‌طور دقیق مشخص شود.
ایشان افزودند: لازم است برنامه‌های اجرایی شفاف و با شاخص‌های زمانی، تدوین شود تا پیگیری پیشرفت کارها امکان‌پذیر شود.
اقدام سران سه قوه در تهیه سازوکار هماهنگی دستگاه‌ها و نیز نظارت در همه سطوح، چهارمین و پنجمین ضرورتی بود که رهبر انقلاب بر آنها تأکید کردند.
برطرف کردن موانع «قانونی، اجرایی، حقوقی و قضایی» از سر راه اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، ششمین وظیفه‌ای بود که رهبر معظمانقلاب متوجه سران قوا دانستند.

گفتمان‌سازی اقتصاد مقاومتی وظیفه صداوسیما
رهبر معظم انقلاب در پایان، گفتمان‌سازی و ارائه تصویری درست از اقتصاد مقاومتی را وظیفه صداوسیما، رسانه‌ها، مسئولان، دلسوزان و صاحبان فکر و اندیشه مطرح و خاطرنشان کردند: دستگاه‌های تبلیغاتی مخالفِ پیشرفت ایران، تلاش می‌کنند با ایجاد شبهه و اشکال‌تراشی، سیاست‌های ابلاغ شده را بی‌اهمیت جلوه دهند، اما اگر تصویر درستی از این حرکت بزرگ و پیشتازانه ارائه شود و گفتمان‌سازی صورت گیرد، مردم به آن معتقد می‌شوند و از مسئولان مطالبه می‌کنند که در این صورت کارها به پیش خواهد رفت.


همایش ابلاغ برنامه‌های سال ۱۳۹۳ نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه برگزار شد
همایش ابلاغ برنامه‌های سال ۹۳ با هدف تشریح فرایند تدوین و سقف اعتبارات و ظرفیت‌های ایجاد شده و نحوه مشارکت رده‌های صفی در تدوین برنامه‌های سال آینده، با حضور مسئولان نمایندگی ولی‌فقیه و مسئولان طرح و برنامه و بودجه رده‌های نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه برگزار شد.
به‌ گزارش صبح‌صادق، سردار شهمیری، معاون طرح و برنامه و بودجه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه با اعلام این مطلب، افزود: به حول و قوه الهی و با تلاش معاونت‌های ستاد نمایندگی ولی‌فقیه و مساعدت فرمانده محترم کل سپاه در تعیین سقف مصوب اعتبارات سال ۹۳، بررسی برنامه‌های فرهنگی، تربیتی، آموزشی، عقیدتی، سیاسی و نظارتی طی جلسات کارشناسی از آبان‌ماه امسال آغاز شد.
وی با اشاره به برگزاری اردوی برنامه‌ریزی با مشارکت فعال معاونت‌های نمایندگی ولی‌فقیه در نیروها، رده‌های مستقل و استان‌ها در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن گفت: پس از برگزاری ده جلسه شورای عالی برنامه‌ریزی، کارگاه آموزشی با شرکت مسئولان برنامه و بودجه رده‌های سپاه هم ۱۷ اسفند برگزار شد.
سردار شهمیری خاطرنشان کرد: پس از برگزاری این جلسات بالاخره همایش ابلاغ برنامه‌های سال ۹۳ را در روز ۱۸ اسفند برگزار کردیم.
بنابر همین گزارش، در این همایش یک روزه، حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی درباره رسالت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه و مرجعیت فکری این حوزه برای هدایت پاسداران، خانواده‌های آنان و بسیجیان سخنرانی کرد و سردار محمدحسین سپهر، معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه سپاه هم گزارشی از عملکرد و ظرفیت‌های نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه ارائه داد.


يادداشت
مهدي سعیدي

بيگانگان و فتنه‌گران
يکي از اتهاماتي که همواره فتنه‌گران سال 88 در برابر افکار عمومي با آن مواجه بوده و هنوز هم نتوانسته‌اند از سايه سنگين اين اتهام خارج شوند، وابستگي آنان به بيگانگان بوده است. اين اتهام از آنجايي تقويت شد که در طول اين سال‌ها، فتنه‌گران همواره مورد حمايت همه‌جانبه بيگانگان قرار داشته و اين حمايت‌ها حتي با کمک‌هاي مالي (در کنار کمک‌هاي سياسي و رسانه‌اي) همراه بوده است.
با آغاز به کار دولت يازدهم، سياست حمايت از فتنه‌گران وارد مرحله جديدي شده است. از يک‌سو، اصحاب فتنه که تغيير دولت را فرصتي براي آزادي سران فتنه مي‌دانند، همه تلاش‌هاي خود را مصروف فشار به دولت براي آزادي فتنه‌گران کرده‌اند. البته مسئله آنان صرف آزادي موسوي و کروبي نيست، بلکه در نگاهي حداکثري مايلند کار را اينگونه مديريت کنند که نظام آنان را مجرم ندانسته و از جايگاه طلبکار و فاتح، از حبس خارج شوند، بدون آنکه از ملت و نظام اسلامي عذرخواسته و نادم باشند!
از سوي ديگر، بيگانگان و حاميان خارجي فتنه‌گران نيز ضمن تلاش براي آزادي فتنه‌گران، سناريوي جديدي را طرح‌ريزي کردند تا از اين مسئله به عنوان اهرمي براي فشار بر جمهوري اسلامي در سطوح مختلف و از جمله مذاکرات هسته‌اي و مسئله تحريم‌ها بهره‌برداري کنند. اين سناريو با بهره‌برداري ابزاري از مقوله حقوق بشر و آزادي بيان آغاز شده که بهانه آن نيز همين فتنه‌گران هستند. براي تحقق اين مسئله، راهکارهاي عملياتي نيز طرح‌ريزي شده است که نمونه‌هايي از آن را در اين ايام شاهد هستيم.
اولين اقدام قابل‌تأمل در اين زمينه، ديدار هيئت پارلماني اروپايي در جريان سفر خود به تهران با دو نفر از فتنه‌گران سال ۸۸ (نسرين ستوده و جعفر پناهي) و اعطاي جايزه «ساخاروف» به آنها بود که در آستانه يوم‌الله نهم دي‌ماه صورت گرفت.
دومين اقدام در اين راستا رفتار غيرديپلماتيک «کاترين اشتون» مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا بود که در آغاز سفر خود به تهران و به بهانه روز جهاني زن (8 مارس)، با نرگس محمدي (یکی از مجرمان زنداني در حوادث فتنه 88) ديدار و گفت‌وگو کرد. اشتون در توضيح اقدام خود در گفت‌وگو با بي‌بي‌سي، ضمن اشاره به اينکه موضوع حقوق بشر براي او (و اتحاديه اروپا) بسيار مهم است، افزود: «ما از ابتدا در طرح موضع‌مان نسبت به حقوق‌بشر در ايران بسيار صريح بوده‌ايم.»
اشتون در بيانيه‌اي که پس از پايان سفر دو روزه‌اش به تهران منتشر شد، اعلام کرد: «کسي نبايد از اينکه در سفر من به تهران تمرکز زيادي بر موضوع حقوق‌بشر بود، تعجب کند، من با فعالان زن در ايران درباره وضعیت زنان در اين کشور گفت‌وگو کردم، فعاليت‌هايي که از روزنامه‌نگاري تا کمک به پناهندگان افغان، بخش‌هاي مختلف جامعه مدني را در بر مي‌گيرد.» اين ادعاها در حالي صورت مي‌گيرد که معلوم نيست چه کسي جمع فتنه‌گران را فعالان زن و نمايندگان جامعه زنان ايراني معرفي کرده که وي مدعي ديدار با نمايندگان جامعه زنان ايراني شده است!
آخرين اقدام در راستاي تکميل اين جورچین، انتشار گزارش مداخله‌جويانه «بان‌کي‌مون» دبيرکل سازمان ملل است. طي گزارشي که وي به شوراي حقوق‌بشر اين سازمان ارائه کرده، نوشته است که «حسن روحاني» رئيس‌جمهور ايران نتوانسته است به وعده‌هاي خود براي افزايش آزادي بيان، عمل کند.
وي در اين گزارش همچنين آزادي «زندانيان سياسي» را خواستار شده و نوشته است: «با وجود وعده‌هاي رئيس‌جمهور در طول مبارزات انتخاباتي و همچنين بعد از اداي سوگند، دولت جديد هيچ پيشرفتي در ترويج و حمايت از آزادي بيان و عقيده نداشته است.»
وقوع همزمان چنين اقدامات زنجيره‌اي،‌ را نمي‌توان اتفاقي دانست، بلکه بايد آنان را در قالب جورچین چينش کرد که هدف بالاتري از جمله؛ افزایش فشارهای سیاسی و تحریم‌های اقتصادی با ابزار حقوق‌بشر را دنبال مي‌کند! فشاري که مي‌تواند مکمل فشارها در حوزه پرونده هسته‌اي باشد.
رویارویی و مقابله مواجه با اين قبيل اقدامات، نيازمند تدبيري همه‌جانبه و هماهنگي بين قواي سه‌گانه است تا بيگانگان از مباحث و مسائل داخلي کشور براي اغراض زياده‌خواهانه خود بهره‌برداري نکنند!


نكته و نظر

راه‌حل‌هایی که ساده و کم‌خرجند!
نکته: یکی از خریداران لوازم آرایشی ـ بهداشتی یک شرکت بزرگ تولیدکننده ژاپنی از محصولات آن شکایت کرد و گفت: هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده که قوطی آن خالی است. مدیر عامل این شرکت بلافاصله دستور پیگیری و حل این مشکل را داد. مهندسان شرکت، راه‌حل پیشنهادی خود را چنین ارائه کردند: «پایش(مونیتورینگ) خط بسته‌بندی با اشعه ایکس». به‌سرعت دستگاه مذکور با هزینه‌ای بالا خریداری شد و دو نفر نیرو نیز استخدام شدند تا به صورت دائم نظارت بر این دستگاه را بر عهده بگیرند. در همین حال کارخانه‌ای کوچک در کنار این شرکت بزرگ به همین مشکل دچار شد. رئیس این کارخانه از کارگر ساده اما باتجربه و پخته خود خواست تا این مشکل را حل کند. او هم پاسخ داد: یک پنکه در کنار تسمه نقاله‌ای که بسته‌های تولیدی از روی آن عبور می‌کنند، روشن می‌کنیم. بسته‌های خالی را باد می‌برد...! او به همین سادگی و با کمترین هزینه، مشکل را حل کرد.
نظر: گاهی راه‌حل خیلی از مشکلات بسیار ساده‌تر از آنی است که می‌پنداریم، اما توجه لازم را به آن نداریم. خوب است مدیران و مسئولان ارشد دستگاه‌ها، سازمان‌ها، نهادها و... برای حل مشکلات سازمان‌های تحت امر خود، از کارشناسان و گاه حتی از نیروهای ساده اما باتجربه و پخته‌شان بیشتر استفاده کنند چراکه یک کارگر ساده اما باتجربه و پخته، قطعاً کارآمدتر از برخی کسانی است که سال‌ها فقط درس خوانده‌اند، اما در عمل، هیچ سابقه عملی در رشته تحصیلی خود ندارند. فقط باید اعتماد کرد. البته این به معنی استفاده نکردن از کارشناسان تحصیل‌کرده و باتجربه نیست.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

دیدار برنامه‌ریزی‌ شده « اشتون» با فتنه‌گران!
در حالی که هنوز حاشیه‌های سفر یک ماه پیش هیئت پارلمانی اروپا به ایران و دیدار با فتنه‌گران به پایان نرسیده، دیدار کاترین اشتون با «نرگس محمدی» از محکومان فتنه 88 ، خبرساز شده است.
هرچند برخی از مقامات دولتی مدعی بودند که دیدار اشتون و نرگس محمدی خارج از برنامه سفر رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا بوده است، با این حال مایکل مان، سخنگوی اشتون، این موضوع را تکذیب کرد.
مایکل مان در گفت‌وگو با رادیو فردا گفته است که خانم اشتون یک برنامه مشخص برای سفر به تهران داشته و همچنین او از دیدار وی با محکومان فتنه به عنوان «دیدارهای جالب» یاد کرده است!
مان گفت اشتون از این دیدارها اطلاعات زیادی به دست آورد و روابط خوبی با آنان برقرار شد.
در همین حال، نرگس محمدی که در جریان سفر کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با وی دیدار کرده بود، در گفت‌وگویی اظهار کرد دیدارش با کاترین اشتون بر اساس برنامه‌ریزی قبلی صورت گرفته است.
وی با بیان اینکه خانم اشتون تمایل داشتند که تعدادی از زنان فعال را ببینند و دعوت‌نامه‌ای را هم برای من فرستادند ، من هم آن را قبول کردم، این دیدار کاملاً رسمی بود و من یک دعوت‌نامه رسمی از ایشان دریافت کردم ، جواب دادم و اعلام شد و آدرس آن را هم به من دادند که سفارت اتریش در تهران بود و ملاقات ما هم تقریباًً چند ساعت طول کشید. محمدی مدعی شد حاضران در این دیدار عمدتاً فعالان حقوق زنان بودند.
اظهارات ضد و نقیض درباره دیدار مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با نرگس محمدی، واکنش اشتون را نیز در پی داشت. وی گفت: «تعجب‌آور نیست که تمرکز ویژه‌ای را روی حقوق بشر داشتم، من در روز بین‌المللی زن با فعالان زن دیدار کرده و با آنها در مورد شرایطی که زنان در آن قرار دارند گفت‌وگو کردم.»




نامه مادر سه شهید به‌مسئول سياست خارجی اروپا

سفر اشتون به اصفهان بهانه‌ای شد تا مادر سه شهید اصفهاني برای وی نامه‌ای بنویسد و وی را مورد خطاب قرار دهد. حاجيه خانم «بحرينيان» خواهر و مادر شهيد اصفهاني كه برادر و سه فرزندش را براي حفظ اسلام و آبياري نهال انقلاب و لبيك به فرمان امام خميني(ره) فدا كرده، نامه‌اي را به مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا نگاشته است كه مطالعه آن، حقايق سنگيني را به خاطر مدعيان دروغین حقوق بشر مي‌آورد. این مادر ایثارگر نوشت: «خانم اشتون! شنيدم در ايران دم از حقوق بشر زده‌ايد و با فعالان زن ديدار داشته‌ايد! خوب است ولي كدام حقوق بشر؟! اگر منظورتان حقوق بشري است كه شما مي‌گویيد و در آن، انسان‌ها را قتل‌عام مي‌كنند و سر مي‌برند و جگرشان را مي‌خورند، بايد بگويم اين حقوق بشر ارزاني خودتان و اگر منظورتان كرامت نفس بشري، نوع‌دوستي و صلح بين جوامع است، بايد گفت ايران و ايراني، استاد، معلم و مبلغ اين حقوق بشر است و بايد خود را دانش‌آموز اين كلاس بدانيد. ما طعم حقوق بشر شما و رهبران‌تان را با تمام وجودمان حس کرده‌ایم. فرزندان به خاک خفته من و دیگر مادران این سرزمین گواه خوبی برای حقوق بشر شما هستند. خانم اشتون! از دیدار با فعالان زن گفته‌اید. شما با کدام فعالان زن دیدار کرده‌اید را نمی‌دانم، اما زنان این سرزمین کسانی هستند که هشت سال تمام جگرگوشه‌هاشان را به میدان فرستادند تا به فرمان امام خود لبیک گفته باشند. زنان این سرزمین مادرانی هستند که بعد از 30 سال که از پسر خود تنها یک پلاک به دست‌شان می‌رسد، زیر تابوت خالی پسر را می‌گیرند و می‌گویند: هرچه دارم فدای انقلاب و رهبرم.
خانم اشتون! در پایان باز می‌گویم که ‌ای کاش سری هم به مزار شهدای ما می‌زدید، چراکه در این صورت معنی این جمله آخر مرا بهتر درک می‌کردید...»





مقایسه فیلترینگ در ایران و اروپا

پروفسور «اریک نهولد» استاد دانشگاه وین اتریش و دانشگاه اشتوتگارت آلمان، در مصاحبه‌ای اختصاصی با مشرق، مشکلات اساسی اینترنت را مطرح و نقش سیاست‌های پشت پرده در این رسانه ارتباطی را تبیین کرد و گفت: در ایران خیلی از سایت‌ها مسدود هستند و بسته شده‌اند؛ اما همه می‌دانند چطور آن را دور بزنند و از فیلترینگ عبور کنند. این در حالی است که وضعیت در کشورهای اروپایی به ظاهر ساده‌تر و در حقیقت بسیار امنیتی‌تر است. اینجا شاید تعداد سایت‌های فیلترشده زیاد باشد، اما همه آن را دور می‌زنند و به آن دسترسی دارند و هیچ کس به دلیل دسترسی به این سایت‌ها دستگیر نمی‌شود. اما من به خاطر دارم که در اتریش یک مقام بلندپایه امنیتی به آزمایشگاه من آمد و اطلاع داد که چهار روز پیش یک نفر از اینجا به یک سایت زوژیالِن ناسیونالیزم (حزب نایتزی یا نازی که رهبر و پیشوایش هیتلر بود) دسترسی پیدا کرده و پدر آن فرد را دستگیر کردند. می‌بینید که تنها چهار روز برای دولت زمان برده که آن را پیگیری کند و این نشان از کنترل شدید شهروندان توسط دولت دارد. در اتریش ـ کشوری که تنها هشت میلیون نفر جمعیت دارد ـ نزدیک به دوهزار نیروی پلیس برای اینترنت گذاشته شده‌اند. در کشورهای اروپایی مثلاًً فرانسه، قانونی وجود دارد که شما قانوناًً حق ندارید اطلاعاتتان را از دولت مخفی کنید یا به طریقی رمزنگاری کنید که برای دولت غیر قابل دسترس باشد!
در ایران تعداد سایت‌ها و فعالیت‌های ممنوع زیاد است و گستره مردمی که به فعالیت‌های ممنوعه می‌پردازند قشر بزرگی از جامعه است؛ بنابراین کنترل آن برای دولت سخت می‌شود. اما در کشورهای اروپایی تعریف فعالیت‌های ممنوعه محدود است و تعداد کمی به آن روی می‌آورند و به همین دلیل، کنترل خیلی شدید و نتایج آن قهرآمیزاست.




بحران سوریه از زبان آمار

با گذشت سه سال از آغاز جنگ داخلی در سوریه، آمار و ارقام منتشر شده از سوی نهادهای داخلی و بین‌المللی، از عمق فاجعه در این کشور خبر می‌دهد. به گزارش ایسنا، به نقل از شبکه خبری اسکای‌نیوز عربی بر اساس گزارش منتشر شده از سوی دیده‌بان حقوق بشر سوریه، از آغاز درگیری‌ها در این کشور دست‌کم 140 هزار تن کشته و بیش از 500 هزار تن دیگر زخمی شده‌اند. دیده‌بان حقوق بشر سوریه که مقر آن در لندن واقع شده و نمایندگانی در سوریه دارد، اعلام کرد: از 140 هزار سوری کشته شده در درگیری‌های این کشور 55 هزار تن غیر نظامی هستند که نزدیک به 10 هزار تن از این کشته‌ها کودک و بیش از پنج‌هزار تن دیگر زن هستند. همچنین به گزارش دیده‌بان حقوق بشر 17 هزار تن نیز در سه سال درگیری در سوریه مفقود شده‌اند و ده‌ها هزار تن در زندان‌ها سرنوشت نامعلومی دارند.
«آنتونیو گوترس» کمیسیونر امور پناهندگان سازمان ملل نیز اعلام کرد که تعداد آوارگان سوری، از تعداد آوارگان افغانستان که بیشترین تعداد آوارگان در جهان را به خود اختصاص داده نیز گذشته است. بنا به گفته گوترس، تعداد آوارگان سوری که نام آنها در اردوگاه‌های پناهندگان سوریه در خارج از این کشور ثبت شده به 550 هزار تن رسیده و شمار کسانی که در داخل سوریه آواره شده‌اند نیز از مرز ۵/۶ میلیون تن عبور کرده است. در همین حال، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، اوضاع سوریه را بسیار نگران‌کننده اعلام و تأکید کرده است که مناطق وسیعی از شمال و شرق سوریه با بحران جدی کمبود غذا مواجه هستند.سازمان ملل نیز در گزارشی تأکید کرد که بحران سوریه موجب از بین رفتن 40 درصد از بیمارستان‌ها، کاهش 35 درصدی تولید ناخالص ملی، سقوط 80 درصدی ارزش پول ملی سوریه و کاهش 96 درصدی صادرات نفت این کشور شده است.


خط خبر

به رهبری گفتم نمی‌آیم اما آمدم!
هاشمی رفسنجانی شطرنج انتخابات را اینگونه رمزگشایی می‌کند: «برای انتخابات هم اول در جلساتی بحث كردیم كه معمولاً پس از جلسات مجمع تشخیص مصلحت برگزار می‌كنیم. پنج، شش نفر از آقایان پس از جلسات مجمع تا ناهار می‌مانند و با همه درباره مسائل مختلف كشور بحث می‌كنیم. در آن جلسات اول به آقای ناطق پیشنهاد كردیم كه نپذیرفت. بعد به آقای روحانی گفتیم كه پذیرفت، منتها مشروط كرده بود كه رهبری مایل باشند. با رهبری ملاقات كردند و رهبری هم تشویق كردند كه بیایند. من هم قول حمایت داده بودم. ایشان بر آن اساس آمدند. بعد از آنكه بنا به ملاحظاتی كه گفتم، آمدم، ایشان می‌خواست كناره‌گیری كند كه گفتم فعلاً بمانید چون معلوم نیست چه حوادثی پیش می‌آید. من تا لحظات آخر تصمیم نداشتم كه بیایم. حقیقتاً بنا نداشتم كه بیایم. حتی در صحبت‌هایی هم كه با رهبری داشتم، به ایشان گفته بودم كه نمی‌آیم.
دختران سنتوری در خیابان‌های تهران!
این روزها در خیابان‌های شمال تهران، صحنه‌هایی از نوازندگی دختران خوش‌پوش نوجوانی را می‌بینیم که پیش از این سابقه نداشته است! موضوع جالب توجه دیگر در همهمه موزیک و صدا، آواز دخترانی است که در تاریکی پیاده‌روهای منتهی به مجتمع‌های خرید به گوش عابران می‌رسد. این دختران همیشه آوازهای سنتی می‌خوانند و به مرور که چراغ مغازه‌ها خاموش و پیاده‌رو در تاریکی فرو می‌رود از ترانه و آواز دست می‌کشند و سازهای خود را جمع می‌کنند.
فراموش کاران مرعوب شده‌اند

رئیس حوزه هنری گفت: كسانی كه بیست سال پیش هشدار رهبری را درباره تهاجم فرهنگی تحریف كردند و پیچاندند، امروز خود چنان گرفتار شده‌اند كه نگرانی امروز رهبری را جدی نمی‌گیرند و می‌گویند ما خوشحالیم و راضی! «محسن مومنی شریف» افزود: اینان فراموش كرده‌اند كه روزی قرار بود به عنوان قهرمان استعمار در تاریخ ایرانی بمانند، حالا چنان مرعوب غرب شده‌اند كه عملاً، آنچه را ‌می‌گویند و می‌كنند كه دشمن انتظار دارد!
کاروان‌های راهیان‌نور پاکستانی در شلمچه

چند تن از زائران راهیان‌نور پاکستان که پیشتر، زائر بارگاه ملکوتی امام حسین(ع) بودند، پس از زیارت کربلا، قدم در کربلای ایران، خاک شهدای یادمان شلمچه گذاشتند.
احمدحسن عابدی، روحانی و مسئول کاروان راهیان‌نور پاکستانی گفت: خداوند را شاکریم که پس از زیارت کربلا روزی‌مان شد که در کربلای ایران هم به زیارت شهدای والامقام بیاییم. شهدای ایران، به‌خصوص شهدای تشنه لب و پهلو شکسته شلمچه، راه کربلا را دنبال کردند و از پیروان راستین امام حسین(ع) هستند. مسئول کاروان زائران راهیان‌نور پاکستان ادامه داد: تمام زائران ما بسیار مشتاق بودند بیشتر با این کربلاییان آشنا شوند تا بدانند چه چیز سبب می‌شود که یک آدم از بند دنیا رها شود و آسمانی شدن را انتخاب کند.
با شکلات‌های سیاسی به جنگ شور سیاسی می‌آیند!

لاریجانی گفت: سال‌ها پیش یکی از وزرای مشهور کشورهای منطقه به ایران آمد و گفت یکی از قدرت‌های اروپایی به من پیغام داد که ما حتی با ایران دارای سلاح هسته‌ای هم مشکلی نداریم و همه حرف ما این است که ایران طرح‌های ما را در خاورمیانه تخریب نکند و از حمایت فلسطین دست بردارد!
وی یادآور شد: ‌آنها درد دیگری دارند و مسئله، هسته‌ای نیست؛ ‌وقتی جنگ سی‌وسه روزه رخ داد و حزب‌الله دفاع کرد در حال مذاکره با غرب بودیم که آنها ظرف ۴۸ ساعت قطعنامه‌ای راجع به مسئله هسته‌ای ایران صادر کردند.
رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: اکنون هم آنها دو سه سال است که پیغام می‌دهند و اصرار دارند با ما مذاکره کنند؛ ‌مگر ایران میز مذاکره را ترک کرد؟ لاریجانی گفت: به‌طور قطع دشمنان تلاش می‌کنند با چند شکلات سیاسی، شورآفرینی سیاسی را خاموش کنند.
شیعه‌ستیزی در مالزی

نفوذ وهابیت در مالزی به سطحی نگران‌کننده رسیده تا آنجا که فتواهای مفتیان وهابی به زور دلارهای نفتی سعودی حکم دستورالعمل رسمی را برای نهادهای مذهبی این کشور مسلمان پیدا کرده‌ است. در این راستا شیعه‌ستیزی بیش از هر دستور دیگری دیکته می‌شود. طوری که خبر می‌رسد سازمان امور اسلامی مذهبی مالزی چندی پیش۱۱۴ نفر از پیروان شیعه را در ایالت پراک این کشور به جرم انجام مناسک مذهبی‌شان که طی چند قرن گذشته با ورود نخستین ایرانیان به این جزیره جنوب‌شرقی آسیا معمول بوده، دستگیر کرده است. از طرف دیگر عربستان‌سعودی طرحی را به دولت کوالالامپور تحمیل کرده که طی آن سالیانه بیش از دو میلیون توریست عرب را راهی مالزی می‌کند که عمده این سفرها به منظور تبلیغ وهابیت در جنوب‌شرق آسیاست. گزارش‌های هفته‌های اخیر در رسانه‌های مالزی نشان از تأثیرات منفی حرکات ضدشیعی مالزی بر روابط تجاری این کشور با ایران دارد.
توهین سه روزنامه به مقدسات در هفت ماه

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه پس از روی کار آمدن دولت یازدهم شاهد اقدامات ضدارزشی و ضدفرهنگی از سوی برخی عناصر افراطی هستیم، تأکید کرد: پس از روی کار آمدن دولت یازدهم که حدود هفت ماه است روزنامه‌های بهار، آسمان و قانون به ارزش‌های اساسی و ضرورت‌های بنیادین دین اسلام توهین کردند. سالک گفت: این روزنامه‌ها مقام امیرالمومنین(ع) را زیر سوال بردند، به قرآن توهین کردند و قصاص را مورد هجمه قرار دادند. از طرف دیگر هم به اصطلاح افراد گفتمانی‌شان مانند حجاریان و رضوی‌فقیه ارزش‌های مسلم و ثابت جامعه را مورد هجوم قرار می‌دهد، حال چگونه می‌توانیم انتظار داشته باشیم مقام معظم رهبری از وضعیت فرهنگی کشور ابراز نگرانی نکنند؟!
بزرگ‌ترین حملات جهان علیه ایران

از ۳۵ سال پیش به این طرف که صحنه جغرافیایی جهان اسلامی تحول اساسی پیدا کرد، میدان درگیری عمده جهانی در منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه و جهان اسلام شد. علت این امر هم این بود که غرب پیام تولد تمدن جدید اسلام را از طریق شعله‌های فروزان بیداری اسلامی به گوش خود شنید. سردار سلامی با بیان جمله فوق تأکید کرد: محیط تعادل قوای جهانی این بار با محوریت اسلام دستخوش تحول شد و میدان‌دار این تحول جهان اسلامی بود. وی همچنین گفت: از فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری دست‌مان برای رژیم صهیونیستی روی ماشه است، ّ[جمهوری اسلامی ایران] نبردهای اطلاعاتی، جنگ روانی، تهاجمات سیاسی، فشارهای فرهنگی و جنگ نظامی که هر کدام‌شان بزرگ‌ترین قدرت جهانی را از پا درمی‌آورد، اداره کرد و این یک قدرت آشکار الهی برای همه مسلمانان است. بنابراین می‌توان ظرف ۳۵ سال با همه قدرت‌های بزرگ در همه صحنه‌ها جنگید و موفق هم شد.
رسانه‌های پرشمار با طعم مظلوم‌نمایی

مظلوم‌نمایی برخی مسئولان دولتی در زمینه نداشتن نشریات و رسانه‌های حامی در حالی است که ده‌ها پایگاه خبری و خبرگزاری‌ و روزنامه از دولت حمایت می‌کنند. به گزارش جهان‌نیوز، به جز خبرگزاری‌هایی مانند ایرنا (وزارت ارشاد)، ایسنا (جهاد دانشگاهی)، ایلنا، آنا، پانا، موج، یانا و شبستان، انبوهی از پایگاه‌‌های خبری نیز در حمایت از دولت قلم می‌زنند که از آن جمله می‌توان به پایگاه‌های تیک‌نیوز، جماران، عصر ایران، انتخاب، انصاف‌نیوز، خبرآنلاین، روزگار‌نو، خردادنیوز، روز نو، آفتاب، پارسینه، نواندیش، ایران‌خبر، صدای ایران، جمهوریت، فرارو، فریادگر، اعتدال، شبکه ایران، سفیر، بهار و... اشاره کرد. همچنین در حالی که تعداد روزنامه‌های منتقد دولت از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کند، بالغ بر 30 روزنامه حامی دولت هستند که از جمله می‌توان به روزنامه‌های شرق، اعتماد، آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، قانون، شهروند (هلال‌احمر)، ایران (ایرنا)، خبر، اطلاعات، کار و کارگر، جمهوری اسلامی، فرهیختگان (دانشگاه آزاد)، آفرینش (دانشگاه آزاد)، همبستگی، گسترش صنعت، تفاهم، جهان اقتصاد، دنیای اقتصاد، مردم‌سالاری، روزان، حسبان، ابرار، زمان، کائنات و راه‌مردم اشاره کرد.
سفرهای‌های بدون هدف برخی مسئولان

متأسفانه در کشور بانک اطلاعاتی درباره سفرهای خارجی وجود ندارد و دولتمردان و مسئولان جدید که بر سر کار می‌آیند امکان استفاده از تجربیات مسئولان دولت‌های پیشین در سفرهای خارجی را ندارند. رئیس هیئت نظارت بر سفرهای خارجی کارکنان دولت اظهار کرد: باید در سفرهای خارجی و تبادل هیئت‌های کارشناسی در عرصه بین‌المللی، کسب دانش، تجربه و بهره‌گیری از دستاوردهای روز دنیا و بومی کردن این دستاوردها را در اولویت قرار دهیم. «مرتضی بانک» تصریح کرد: باید این رویکرد را مبنای سفرهای خارجی در دستگاه اجرایی قرار دهیم و هر سفری را که نتواند در راستای راهبرد به تأمین منافع کشور بینجامد، از دستور کار خارج کنیم. وی افزود: سفرهای پیش روی مسئولان دستگاه‌های اجرایی کشور باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که در ادامه و راستای تکمیل سفرهای گذشته باشد.
تمجید وزیر ارشاد از یک پادو !

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با ویژه‌نامه نوروزی هفته‌نامه سروش گفت‌وگوی متفاوتی را انجام داده است و در پاسخ به خبرنگاری که از وی پرسید: «جسارتاً، حس خبرنگاری و کنجکاوی من باعث شد تا پیش از حضورم در دفتر شما، سری به اتاق جلسات بزنم و دیدم تصویر آقای مهاجرانی به دیوار وزارت ارشاد برگشته است، در دوره قبلی قاب عکس او از ردیف وزیران گذشته برداشته شده بود و از همین رو اصرار دارم بپرسم همکاری با مهاجرانی را چطور ارزیابی می‌کنید؟» گفت:البته به نظرم آن عکس از قبل بوده است... آخرین بار و در دوران وزارت آقای حسینی که من آمدم به دفتر وزیر خاطرم هست برداشته شده بود! خب ایشان بالاخره یک امتیازات فکری خوبی داشت، آدم اهل مطالعه و کتابخوانی بود، حوزه کتاب و مسائل فرهنگی را خوب می‌شناخت، البته از نظر اجرایی اگر بخواهیم مقایسه کنیم...!


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

شورش اجتماعی به جای دغدغه فرهنگی!
حسین عبداللهی فر

در شماره گذشته اشاره کردیم که رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع خبرگان رهبری با طرح نگرانی خود از اوضاع فرهنگی کشور بر روند انتقادات به عملکرد دولت در این زمینه صحه گذاشتند و فرمودند: «بنده هم در اين نگرانى با شما سهيم هستم و اميدوارم كه مسئولين فرهنگى توجّه داشته باشند كه چه مي‌كنند. با مسائل فرهنگى شوخى نمي‌شود كرد، بى‌ملاحظگى نمي‌شود كرد؛ اگر چنانچه يك رخنه‌ فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نيست كه بشود [آن را] جمع كرد، پول جمع كرد يا سبد كالا داد يا يارانه نقدى داد؛ اين‌جورى نيست، به اين آسانى ديگر قابل ترميم نخواهد بود، مشكلات زيادى دارد.»
انعکاس وسیع این سخنان در روزنامه‌های شنبه (17/12) موید دغدغه‌های فرهنگی اصحاب رسانه است، اما یک روزنامه، رویه‌ای معکوس در پیش گرفت و فرمان شورش اجتماعی را از زبان کسی که هم راضی است و هم خوشحال صادر می‌کند. با این نگاه، صفحات نخست روزنامه‌ها را مرور می‌کنیم:
«جوان»: من هم نگران مسئله فرهنگ هستم.
«رسالت»: نگران مسئله فرهنگ هستم، مسئولان فرهنگی چه می‌کنند.
«خراسان»: درباره مسائل فرهنگی نگرانم.
«آفتاب یزد»: از مسائل فرهنگی نگرانم.
«اعتماد»: نگران مسئله فرهنگ هستم.
«افکار»: از مسائل فرهنگی نگرانم.
«ایران»: توجه به فرهنگ دینی و انقلابی وظیفه خطیر مسئولان است.
«سیاست روز»: نباید از دولت بی‌آبروی آمریکا ترسید.
نگران مسائل فرهنگی هستم در مسائل فرهنگی نمی‌توان بی‌ملاحظگی کرد.
«شرق»: من هم از مسائل فرهنگی نگرانم.
«اطلاعات»: اساس ایستادگی و پیروزی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی است.
روزنامه‌های «کیهان»، «مردم‌سالاری»، «همبستگی»، «آفرینش»، «اسرار» بخش دیگری از سخنان مقام معظم رهبری را تیتر کردند که فرموده بودند: «مسئولان نظام با جبهه دشمن مرزبندی شفاف و صریح داشته باشند.»
در این میان روزنامه‌ای چون «آرمان» هم بدون هیچ توجهی به این دغدغه‌ها، «هم خوشحالم و هم راضی» را از قول هاشمی رفسنجانی تیتر کرد که سبب اعتراض برخی دیگر از اصحاب رسانه شد.
در این رابطه روزنامه «رسالت» یک روز بعد در سرمقاله‌ای با عنوان «ارزیابی یک رهنمود سیاسی» نوشت: «اغلب روزنامه‌های دیروز تیتر اول خود را به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای مجلس خبرگان اختصاص دادند. [اما] روزنامه «آرمان» در صفحه اول خود خبر این دیدار را بازتاب نداد. با آنکه اغلب روزنامه‌ها تیتر اول خود را به این جمله مقام معظم رهبری که فرمودند: «نگران مسئله فرهنگ هستم» اختصاص داده بودند، روزنامه «آرمان» تیتر اول خود را به گفت‌وگو با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اختصاص داد و با تیتر درشت نوشت: «هم خوشحالم و هم راضی.»
این روزنامه با نقد اظهارات آقای هاشمی در تشبیه جمهوری اسلامی ایران به وضعیت هندوستان در زمان استعمار انگلیس و ارائه رهنمود خطر‌پذیری به دانشگاهیان و عدم خطر‌پذیری به مطبوعاتی‌ها به دلیل خطر توقیف می‌نویسد: «آقای هاشمی باید به این سوال پاسخ دهد که وقتی صاحب مطبوعه‌ای ریسک می‌کند و در اهانت به مقدسات تردید نمی‌کند، آنجا هم باید از فرمول گاندی در برخورد با قضا و قاضی استفاده کرد؟ ما نمی‌دانیم در ذهن مبارک آقای هاشمی جایگاه مباحثی چون وضعیت آزادی و انتقاد در ایران چیست؟ نمی‌دانیم داوری ایشان نسبت به سلامت قضات شریف دستگاه قضا در ازادی‌های سیاسی چیست؟ اما از ظاهر این مصاحبه برمی‌آید که با فضای کنونی انقلاب که 35 سال جوانان پاکباخته و روحانیون عالیقدری که خون پاک‌شان را برای اعتلای اسلام و انقلاب نثار کردند، فاصله دارد. این فاصله را باید با اطلاعات درست و مطابق با واقع پر کرد.»
«رسالت» در خاتمه این نوشتار با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور در مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات که خواستار آزادی و امنیت روزنامه‌های وابسته به دولت شده بود، نوشت: «اما رئیس‌جمهور هم باید بداند یک رسانه حامی دولت در طراحی پیام خود در برهم زدن امنیت ملی و امنیت قضایی چه شاهکاری انجام می‌دهد. او با بهره‌گیری از غفلت یک مسئول دارای هوش سیاسی بالا، نافرمانی مدنی و دستور شورش عمومی درمی‌آورد. بیانات رهبری را در صفحه اول خود سانسور می‌کند و تیتری استخراج می‌کند از سوژه خود که درست در برابر اعلام نگرانی در حوزه فرهنگی است.»
«کیهان» هم با همین نگاه سرمقاله همین روزش را تنظیم کرد و خطاب به آقای روحانی نوشت: «جناب رئیس‌جمهور! در سخنرانی دیروز خود گلایه کرده‌اید که چرا اجازه نمی‌دهند روزنامه‌های موافق دولت هم از آزادی و امنیت برخورددار باشند؟ که باید پرسید: آیا دولت حضرتعالی احکام اسلامی را غیر انسانی می‌داند؟ و یا ولایت حضرت امیر(علیه‌السلام) را نفی می‌کند؟ اگر پاسخ منفی است ـ که منفی است ـ چرا روزنامه‌هایی که دست به این اقدامات ناشایسته و غیرقانونی زده‌اند را روزنامه‌های موافق و همراه دولت می‌دانید؟ و اگر غیر انسانی نامیدن احکام اسلامی و نفی ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را همراهی و همسویی با بینش و منش دولت اعتدال نمی‌دانید ـ که نباید بدانید ـ چرا از توقیف روزنامه‌های یاد شده ابراز نگرانی می‌کنید؟ و این تناقض آشکار را چگونه توضیح داده و توجیه می‌فرمایید؟!»


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

مروري بر سفر مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به تهران
سفری ديپلماتيك با حاشيه‌هايی غير ديپلماتيك

سرانجام پس از هفته‌ها گمانه‌زني، «كاترين اشتون» مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، وارد تهران شد. وي در حالي به ايران سفر کرد كه به اذعان جهانيان، او نه به‌عنوان مسئول تيم هسته‌اي ۵+۱ بلكه به عنوان نماينده 28 كشور اروپايي وارد تهران شد كه خود نشانگر جايگاه جهاني ايران و ناتواني غرب براي ناديده گرفتن آن است. سفري كه در حوزه‌هاي اقتصادي و سياسي مي‌توانست دستاوردهاي دوجانبه‌اي به همراه داشته باشد. وي در اين سفر با مقامات ارشد كشورمان از جمله رئيس‌جمهور و وزير امور خارجه ديدار داشت. با تمام اين تفاسير خانم اشتون در سفر به ايران سرانجام تاب نياورد و مانند ساير مقامات انگليسي، نمك خورد و نمكدان شكست. چنانچه وي در كنار تكرار ادعاهاي حقوق بشري غرب عليه ايران، با یکی از مجرمان فتنه نيز ديدار کرد تا برگ ديگري از خصومت غرب با ايران را به نمايش بگذارد.
اشتون كه سابقه حضور در دولت‌هاي انگليس را در كارنامه‌اش دارد، هنگام سفر به تهران با توجه به خوی میهمان‌نوازی ایرانیان با استقبال گرم مسئولان ايرانی مواجه شد، اما در چارچوب سياست هميشگي غرب مبني بر سياه‌نمايي در قبال فضاي داخلي ايران، آن همه استقبال را ناديده گرفت و جملات نخ‌نما شده و غير واقعي حقوق بشری را به زبان آورد و خانم اشتون بدون اشاره به وضعيت نابسامان زنان در اروپا و آمريكا و از جمله در كشور متبوع خودش يعني انگليس، سخناني در وصف حقوق بشر و آزادي زنان بر زبان راند!
وي همچنين با ادعاي ديدار با زنان فعال در ايران، با برخي از حاضران فتنه 88 ديدار کرد و با بهره‌گيري از آنان به فضاسازي عليه ايران پرداخت. هرچند كه رفتارهاي اشتون را در چارچوب‌هايي مانند تلاش اروپا براي تكرار ژست‌هاي بشردوستانه براي پنهان‌سازي چالش‌هاي دروني اين كشورها در حوزه حقوق بشر و نيز توجيه دخالت در امور كشورها در كنار زمينه‌سازي براي اعمال فشار بر ايران در مذاكرات آتي هسته‌اي و نيز برهم زدن فضاي داخلي ايران با استفاده از سياست انگليسي تفرقه بینداز و حكومت كن و در نهايت كم‌رنگ ساختن نياز اروپا به تعامل با ايران و تلاش‌هاي اشتون براي جلب رضايت صهيونيست‌ها و آمريكا دانست، اما در نهايت اين رفتارها يك اصل را نشان مي‌دهد و آن اينكه، اروپا هنوز آماده تعامل با ايران نیست و در توهمات گذشته به سر مي‌برد.
سفر اشتون، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به تهران در حالي صورت گرفت که رفتارهاي وي به عنوان مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا ابهامات بسياري را در صداقت رفتاري غرب در قبال ملت ايران آشکار ساخت. در ارزيابي اجمالي از روابط ايران و اروپا، اجراي مولفه‌هايي از سوي اروپايي‌ها الزام‌آور مي‌کند که در صورت تحقق آنها، ملت ايران حاضر به بررسي روابط تعامل با اروپا خواهد بود.
نخست آنکه، اروپا بايد پذيرنده حقوق هسته‌اي ايران باشد و راه خويش را از آمريکا و صهيونيست‌ها جدا کند و به جمع جامعه جهاني بپيوندد. جهانيان از جمله 118 کشور عضو عدم تعهد همواره بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران تأکيد دارند در حالي که معدود کشورهاي اروپايي و آمريکا و صهيونيست‌ها تنها مخالفان حقوق هسته‌اي ملت ايران هستند. اروپا اگر واقعاً به دنبال تعامل با ايران است، پس بايد به جمع جامعه جهاني بپیوندد و بر حقوق هسته‌اي ملت ايران اذعان کند.
دوم آنکه اروپا بايد در رفتار خود صداقت داشته باشد، نه آنکه در گفتار يک چيز بگويد و در عمل رفتار ديگري داشته باشد. برای نمونه اروپا نمي‌تواند هم ادعاي مذاکره و تعامل داشته باشد و هم در تحريم ضد ايراني آمريکا مشارکت کند!
سوم آنکه، اروپا بايد از پيروي از لابي‌هاي صهيونيستي ـ عربي در قبال ايران امتناع کند و روابطي مستقل را در پيش بگيرد. اروپا تا زماني که وابسته به اين لابي‌ها باشد، نمي‌تواند ادعاي تعامل و روابط با ملت ايران را مطرح سازد.
چهارم آنکه، اروپا بايد از دخالت در امور داخلي ايران خودداري کند. آنها نمي‌توانند ادعاي تعامل و پيام دولتي و همگرايي سر دهند و همزمان، در امور ايران دخالت کنند چنانکه اشتون در سفر به تهران اين سياست را اجرا کرد. وي با رويکرد ادعايي بر مسائلي نظير حقوق بشر و ديدار با برخي اعضای فتنه در تلاش براي ايجاد فتنه‌اي جديد عليه ايران بود که مغاير با اصل تعامل و تفاهم دوجانبه و همچنین مخالف امنیت ملی کشورمان است. اروپا با رويکرد به اين سياست‌ها نمي‌تواند مطالبات خود را به ايران تحميل کند، بلکه نتيجه آن، استمرار نگاه منفي ملت ايران به اروپا خواهد شد که متضرر اصلي آن نيز اروپا خواهد بود.
بازي با پرونده‌هاي نخ‌نما شده‌آی چون؛ تروريسم و حقوق بشر، مولفه‌هاي ساختگي آمريكا است كه به واسطه آن به دنبال باج‌خواهي از ملت ايران و جامعه جهاني است حال آنكه جهانيان اذعان دارند كه اين آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي هستند كه محور تروريسم و ناقض حقوق بشرند كه با فرافكني عليه ساير كشورها به دنبال پنهان‌سازي پرونده خود هستند. در اين ميان، دستگاه ديپلماسي كشورمان نيز در كنار رويكرد تعاملي با جهان، بايد توجهات بيشتري نسبت به سفرهاي مقامات غربي به تهران داشته باشد، چنانكه سفر هيئت پارلماني اروپا و اخيراً نيز حضور اشتون در ايران به تعامل دوجانبه به سمت اجراي طرح‌هاي قديمي غرب با محوريت حقوق بشر عليه ايران پيش رفت كه هزينه‌هايي براي منافع ملي كشور به همراه دارد. برخورد قاطع دستگاه ديپلماسي در مقابله با اين مسائل مي‌تواند ضمن تقويت موقعيت ايران از جمله در موضع هسته‌اي، به ارتقای جايگاه دستگاه ديپلماسي در ميان مردم منجر شود.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

چارچوب‌هايي كه بايد رعايت شود
در ماه‌هاي اخير مقامات متعددي از كشورهاي اروپايي به ايران سفر داشته‌اند، چنانكه پس از سفر چندی پیش مقامات آلمان، فرانسه، انگليس، اسپانيا و لهستان، خانم كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نیز وارد تهران شد؛ سفري كه برخي ناظران آن را برگرفته از رويكرد اروپا به توسعه روابط با ايران عنوان داشته‌اند.
هر چند که غربي‌ها تلاش دارند تا چنان وانمود کنند که سفرهاي مقامات غربي از جمله اشتون، به ايران نوعي امتياز غربی‌ها به ایران است که در ازاي آن جمهوري اسلامي بايد امتيازاتي را براي غرب در حوزه هسته‌اي در نظر گيرد؛ اما بررسي حقايق جاري در عرصه جهاني بيانگر حقايق ديگري است.
نخست آنکه، تعاملات سياسي و اقتصادي، ارتباطي به حقوق هسته‌اي ملت ايران ندارد و غرب نمي‌تواند با ادعاي رويکرد سياسي و اقتصادي به تهران، خواستار کوتاه آمدن ايران در عرصه حقوق هسته‌اي باشد. بر اين اساس، پيوند زدن اين سفرها به پرونده هسته‌اي توهمي است که غرب بايد از آن خودداري کند.
دوم آنکه، جهانيان با اذعان به جايگاه منطقه‌اي ايران تأکيد دارند که غرب توان ناديده گرفتن ظرفيت‌هاي تهران را ندارد، چنانکه در تحولات سوريه آشکارا اين امر بر همگان روشن شد و این حقیقت جاری در منطقه است که غرب نیز به آن اذعان دارد.
سوم آنكه، ملت ايران مرزهاي خود با دشمنان را آشكار کرده و در ازاي رفتارهاي ظاهري غرب حاضر به كنار نهادن خطوط قرمز خود نیست. از نگاه ملت ايران، استعمار و استثمار امري غير قابل پذيرش است و هر دولت و كشوري را كه در اين عرصه گام بردارد دشمن خود و آرمان‌هايش می‌داند و به مقابله با آن مي‌پردازد. كشورهاي غربي نمي‌توانند انتظار داشته باشند كه با اعزام مقامات و برخي لبخندهاي ظاهري ديپلماتيك نگاه ملت ايران را به خود تغيير دهند؛ چراكه غرب پيش از هر چيز بايد دشمني‌ با ملت ايران را كنار بگذارد، سپس ادعاي تعامل سر دهد. ملت ايران هرگز سال‌ها خصومت‌ورزي و تحركات غربي‌ها براي سلطه بر كشورشان را فراموش نکرده‌اند و خطوط قرمز خود در برابر غرب را تغيير نمي‌دهند.
چهارم آنکه، جهانيان تأکيد دارند که غرب در بحران اقتصادي شديدي قرار دارد و براي خروج از آن به مولفه‌هاي بيروني نيازمند است. جمهوري اسلامي ايران داراي ظرفيت‌هاي عظيم اقتصادي است که مي‌تواند از عوامل خروج غرب از بحران اقتصادي باشد. رويکرد شرکت‌هاي اروپايي و آمريکايي به تعامل با ايران پس از مذاکرات ژنو خود گواهي بر اين حقيقت است.
با اين شرايط، سفر مقامات غربي به تهران صرفاً امتياز اقتصادي براي ايران نيست، بلکه دستاوردهاي آن مي‌تواند بر قيمت نفت و حتي اقتصاد اروپا تأثيرگذار باشد. حقيقت آن است که سفر مقامات غربي به تهران بيش از هر چيز، برگرفته از نياز غرب به تعامل با تهران است، لذا غرب نمي‌تواند اين سفر را امتياز به ايران معرفي کند، بلکه حضور مقامات غربي در تهران صرفاً گامي کوچک از سوي غرب براي اعتماد‌سازي است؛ چراکه غرب اکنون در آزمون اعلام صداقت خود در برابر ملت ايران قرار دارد و تا زماني که صداقت خود را به اثبات کامل نرسانده است، نمي‌تواند انتظار رويکرد مثبت از سوي ايران داشته باشد. رويکرد ايران به غرب براساس صداقت‌آزمايي است و نه اعتماد که سفر اشتون بخش کوچکي از اين صداقت رفتاري مي‌تواند باشد هرچند که غرب همچنان بايد گام‌هاي عملي بیشتري براي رفع بدبيني‌ها و بي‌اعتمادي ملت ايران بردارد. غرب بايد بداند كه ملت ايران پاسخ لبخندهاي ديپلماتيك را با لبخندهاي ديپلماتيك مي‌دهد، نه آنكه مقهور و یا فريفته اين لبخندها شود و در ازاي آن از حقوق خود از جمله در عرصه هسته‌اي چشم‌پوشي كند.


پرونده

احداث نیروگاه هسته‌ای جدید
بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی، درباره نتیجه مذاکرات مقامات سازمان انرژی اتمی و معاون بین‌الملل شرکت روس اتم در تهران گفت که بر اساس موافقت‌نامه ۱۹۹۲ میلادی میان ایران و روسیه در زمینه همکاری‌های هسته‌ای، دو طرف می‌توانند همکاری‌های خود را گسترش دهند. وی در ادامه از توافق دو طرف برای ساخت دو رآکتور اتمی در کنار واحد اول نیروگاه اتمی بوشهر هر یک به ظرفیت حداقل هزار مگاوات همراه با آب شیرین کن خبر داد.
همکاری مشترک عربستان و رژیم صهیونیستی علیه ایران

پایگاه خبری دنیا بولتن ترکیه در تحلیلی درباره اتحاد برخی کشورهای منطقه علیه برخی دیگر نوشت: در طول چند ماه اخیر همکاری‌های عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی علیه ایران آشکار شده است. این پایگاه خبری با اشاره به تلاش رژیم صهیونیستی برای توقف برنامه هسته‌ای ایران، آورد: این رژیم برای اینکه بتواند به هر شکل ممکن فناوری هسته‌ای ایران را متوقف کند به هر کاری دست می‌زند که در این میان می‌توان به ترور دانشمندان هسته‌ای و یا نفوذ برخی ویروس‌ها مانند استاکس‌نت در سیستم‌های مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای اشاره کرد. عربستان سعودی در واقع به‌عنوان منبع و حمایت‌کننده مالی اینگونه فعالیت‌های رژیم صهیونیستی علیه ایران است. به گزارش خبرگزاری ایسنا و به نقل از این پایگاه خبری، گفته می‌شود میزان حمایت مالی عربستان سعودی از فعالیت‌های رژیم صهیونیستی علیه ایران بیش از یک میلیارد دلار است.
هیچ فردی از سازمان انرژی اتمی اخراج نشده است

رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان در واکنش به اخبار منتشر شده درباره تغییر و تحولات در سازمان انرژی اتمی گفت: هیچ فردی از سازمان انرژی اتمی اخراج نشده است. صالحی گفت: سازمان انرژی اتمی دارای 15 هزار کارمند است که پنج هزار نفر از آنان استخدام دولتی هستند و ما اصلاً نمی‌توانیم آنها را اخراج کنیم. وی افزود: 10 هزار نفر کارمند دیگر سازمان شرکتی هستند که سالیانه عقد قرارداد می‌شوند و اصلاً استخدام رسمی نیستند. هر سال تعدادی مهندس جدید استخدام و عذر تعدادی خواسته می‌شود.
عدم تأثیر تنش آمریکا و روسیه بر مذاکرات هسته‌ای ایران

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در اظهاراتی اعلام کرد که تنش‌های ایجاد شده میان ایالات متحده و روسیه بر سر اوکراین و اقدامات تنبیهی واشنگتن علیه مسکو، تأثیری در همکاری دو کشور درخصوص موضوع هسته‌ای ایران نخواهد داشت. به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، واشنگتن نگرانی خاصی در این مورد که موضوع اوکراین و ایران به هم آمیخته شوند، ندارد. ساکی در ادامه افزود: اختلاف‌نظرهایی میان آمریکا و روسیه وجود دارد و ما در همه موارد با یکدیگر توافق نداریم، اما روسیه نیز درخصوص ایران و مذاکرات هسته‌ای با این کشور دیدگاه مشترکی را داشته و در مورد نگرانی‌های خود از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای سخن می‌گوید. من به شما اطمینان می‌دهم که روسیه به عنوان یک عضو مهم در مذاکرات با ایران حضور خواهد داشت.


اقتصادى

اگر نفت را کنار بگذاریم...؟!
از 106 سال پیش که اولین چاه نفت‌مان کشف شد (۵خرداد ۱۲۸۷) و از 61 سال پیش که «صنعت نفت‌مان به اصطلاح ملی» شد (۲۹اسفند ۱۳۲۹) ما داریم همواره نفت را خام فروشی می‌کنیم و در واقع این «خشت کج» در دوران رژیم‌های طاغوتی بنا گذاشته شد و در این سال‌ها با کمال تأسف ما هم آن را دنبال کرده‌ایم و طی سالیان، خریداران بازارهای نفت هم که اتفاقاًً به‌نوعی از زورگیران عالمند، به‌خوبی از وابستگی ما به این «سرمایه تمام‌شدنی و بین‌نسلی» یعنی نفت مطلع بوده و هر قیمتی که دل‌شان خواسته برای نفت تعیین کرده‌اند و ما هم ناچار به تمکین(!)، پس می‌شود گفت تا کنون این سرمایه به نوعی «مایه دردسر» ما شده است! سی‌وپنج سال است که دولت‌های مختلف بر سر کار آمده‌اند و بعضاً هم بنا را بر کاهش «وابستگی اقتصاد به نفت» گذاشته‌اند، تلاش‌های زیادی صورت گرفته،‌ اما همچنان بخش اعظمی از بودجه کشور به نفت وابسته است و در تحریم‌های ظالمانه اخیر این واقعیت به ما ثابت شد که این وابستگی چقدر برای ما مضر است، از آن جهت ضرر دارد که یک «نقطه ضعف» آشکار در اقتصاد ما است و دشمنی که خود را وارد یک عرصه نبرد اقتصادی کرده، طبیعی است که بر روی نقاط ضعف حریف دست می‌گذارد و چه نقطه ضعفی بهتر از همین وابستگی اقتصاد به نفت و تک‌محصولی بودن اقتصاد! و دیدیم آنچه شد، به دیگر سخن نفت سرمایه‌ای در دست ماست، اما در واقع مایه دردسرمان شده است و این را هم باید گفت که «نفت به ذات خود عیبی ندارد، هر عیب که هست از شیوه استفاده ماست.»
حال اگر از امروز تصمیم بگیریم که به اراده خودمان نفت کمتری بفروشیم، اگر از امروز بخواهیم «به دست‌ دیگران چشم ندوزیم»، باید چکار کنیم؟ اگر نفت نفروشیم، چه کنیم؟ چگونه وارد کنیم؟ نیازهای کشور را چگونه تأمین کنیم؟‌دولت هزینه‌های خودش را از کجا تأمین کند؟ پاسخ خیلی ساده است. بیایید با هم برگردیم به اوضاع پیش از تحریم‌ها. در کشور ما در بهترین حالت روزی چهارونیم میلیون بشکه نفت تولید می‌شد و از این مقدار تقریباًَ دو ‌و نیم میلیون بشکه آن صادر و حدود دو میلیون بشکه از آن نیز در داخل مصرف می‌شد.‌ حالا پول این دو و نیم میلیون بشکه نفت را می‌آوردیم در کشور و اکنون که تحریم شده‌ایم در واقع آن دو و نیم میلیون نفت صادراتی ما به یک میلیون بشکه رسیده است، اما مصرف داخل‌مان همان است و ای بسا بیشتر هم شده است، پس اوضاع خیلی هم تغییر نکرده است.
تازه چند سالی است که با مصوبه مجلس، بخشی از پول نفت صادراتی‌مان را به صندوق توسعه ملی (حدود۳۱ درصد) می‌فرستیم و با بخش اعظمی از آن «هزینه‌های دولت» را تأمین می‌کنیم و همچنین «واردات» داریم. تا به‌حال پرسیده‌ایم که کالاهای عمده و اولویت اول که با پول نفت وارد می‌کنیم، ‌چه کالاهایی هستند؟ کالاهای اساسی نظیر گوشت قرمز، گوشت مرغ، گوسفند زنده، جو، ذرت، دانه سویا، کنجاله، روغن خام، شکر خام، شیرخشک صنعتی و... حالا دوباره سوال می‌کنم، آیا ما ناتوان هستیم که نمی‌توانیم اینها را در کشور خودمان تولید کنیم؟ حتماً باید پول نفت را ببریم و با آن دانه سویا وارد کنیم؟! ما باید مردانه «پای تولید ملی‌مان بایستیم»،‌ اگر تولید ملی در کشور تقویت شود و تولیدکننده سودآوری داشته باشد، آنگاه می‌تواند مالیات‌دهنده خوبی نیز باشد و منابع بودجه عمومی را هم تأمین کند. ضمن اینکه باید نگاه دولت از کسب راحت و بی‌دردسر از فروش نفت تغییر کند و رو به تولید آورد. آن وقت، هم وابستگی‌مان به نفت کم می‌شود و هم بسیاری از مشکلات کشور اعم از بیکاری و تورم و... حل شده و اقتصاد مقاومتی محقق می‌شود.


نداى قدس

ورشکستگی هزاران شرکت صهیونیستی در نتیجه بحران مالی
ميزان ورشکستگی در رژیم صهیونیستی در سه سال گذشته بيش از 142 درصد افزايش يافته است. همچنین طی سال‌های گذشته 50 هزار شرکت صهیونیستی به علت بحران مالی ورشکست شده‌اند، به‌طوري‌که هم‌اکنون فقر و بيکاری به يکی از معضلات اصلی رژيم صهيونيستی تبديل شده است. آمارهای مرکز کاريابی رژيم صهيونيستی هم نشان می‌دهد که در يک سال گذشته تعداد بيکاران صهیونیست افزايش چشمگيری داشته است.
اخراج مهاجران آفریقایی از سرزمین‌های اشغالی

به گزارش روزنامه صهیونیستی ها‌آرتص، دفتر دادستانی رژیم صهیونیستی به دیوان عالی این رژیم اطلاع داده است که تل‌آویو مهاجران آفریقایی را که از فلسطین اشغالی اخراج می‌شوند به دو کشور آفریقایی می‌فرستد. دفتر دادستانی رژیم صهیونیستی بدون اشاره به نام دو کشور آفریقایی پذیرنده مهاجران، در واکنش به دادخواست گروه‌های حقوق بشر علیه اصلاحیه قانون درخصوص ورود غیرقانونی به این رژیم اعلام کرد: در حال حاضر 72 مهاجر و پناهنده آفریقایی به این کشورها منتقل شده‌اند. این نهاد قضایی افزود: این توافق به تأیید دادستانی کل رسیده است و نماینده ویژه بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز از جزئیات این توافق با خبر است. با اینکه هویت دو کشور درخواست‌کننده فاش نشده است. اما سه هفته پیش روزنامه صهیونیستی هاآرتص نوشت: رژیم صهیونیستی براساس توافق جدید ده‌ها هزار مهاجر آفریقایی را از سرزمین‌های اشغالی اخراج و به اوگاندار می‌فرستد. حدود 55 هزار مهاجر آفریقایی در سرزمین‌های اشغالی به‌سر می‌برند. در سال 2012 میلادی نیز رژیم صهیونیستی با بازداشت حدود چهار هزار نفر از مهاجران آفریقایی، آنان را از سرزمین‌های اشغالی اخراج کرد.
شایعه توقیف کشتی حامل سلاح، ساختگی است

پس از ورود کشتی ادعایی رژیم صهیونیستی به بندر ایلات، تل‌آویو به هیچ خبرنگاری اجازه نداده که سوار این کشتی شود و اطلاعاتی درباره آن جمع کند. این دلیل نشان می‌دهد که این داستان ساختگی بوده است. خبرنگاران مقیم فلسطین اشغالی اخبار مربوط به توقیف موشک‌های ایرانی را جنگ تبلیغاتی تل‌آویو علیه تهران خواندند. انتشار این اخبار دروغ توسط رژیم صهیونیستی همزمان با سفر نخست‌وزیر این رژیم به آمریکا برای تشدید فشارها بر ایران انجام شد که بلافاصله جمهوری اسلامی ایران این اخبار را تکذیب کرد.
مخالفت وزرای صهیونیست با چهارمین مرحله آزادی اسرا

منابع نزدیک به دفتر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در این‌باره اعلام کردند: اسرای فلسطینی ساکن سرزمین‌های اشغالی 48 و کسانی که شناسنامه اسرائیلی دارند، در این مرحله آزاد نمی‌شوند. این منابع افزودند: به‌دلیل مخالفت مقامات حکومت صهیونیستی با آزادی این افراد و همچنین حساسیت این موضوع برای تل‌آویو، زمان آزادی این افراد فعلاً مشخص نیست. منابع یادشده خاطرنشان کردند: یکی از دیگر دلایل مخالفت وزرای رژیم صهیونیستی با چهارمین مرحله آزادی اسرای فلسطینی، بدبینی نسبت به مذاکرات سازش با تشکیلات خودگردان فلسطین است. رژیم صهیونیستی طبق توافق پیشین با تشکیلات خودگردان فلسطین، قرار است آخرین مرحله از طرح آزادی اسرای فلسطینی را به اجرا بگذارد که در میان افرادی که قرار است آزاد شوند، نام 10 اسیر از فلسطینی‌های ساکن سرزمین‌های اشغالی 48 به چشم می‌خورد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

بازندگاني که دل به آمريکا بسته بودند
قاسم غفوري

غرب آسيا (خاورميانه) و شمال آفريقا همچنان از کانون‌هاي اصلي چالش‌هاي جهاني هستند که تحولات آنها نه‌تنها بر منطقه، بلکه بر عرصه جهاني تأثيرگذار خواهد بود. در ميان مجموع تحولات اين مناطق، يک نکته مشاهده مي‌شود و آن، مسائل پيش‌آمده براي ترکيه، اخوان‌المسلمين و قطر است. بررسي کارنامه يک سال اخير منطقه نشان مي‌دهد که مجموعه‌اي از ائتلاف‌ها عليه قطر، ترکيه و جريان اخوان‌المسلمين ايجاد شده که محور آن را نيز تحرکات کشورهايي نظير عربستان و امارات و بحرين تشکيل مي‌دهد. ظاهر اين تحولات، برگرفته از رقابت‌ها و درگيري‌ها ميان کشورها براي کسب منافع است، چنانکه هر کدام از بازيگران عرب منطقه به دنبال کسب منافع بيشتر هستند که رقابت شديد آنها در عرصه‌هاي مختلف را رقم زده است. در اين ميان، عربستان بيشترين نقش را ايفا مي‌کند. آل‌سعود که در داخل با چالش‌هاي گسترده‌اي مواجه است و در حوزه منطقه‌اي نيز نتوانسته به اهداف خود از جمله در قبال ايران، عراق، سوريه و لبنان دست يابد، اکنون در کنار سياست بحران‌سازي، به دنبال تحميل قدرت خود به ساير کشورهاي عربي است که نمود آن را در قبال قطر مي‌توان مشاهده کرد.
درگيري‌هاي طرفين اکنون به حوزه شوراي همکاري خليج‌فارس رسيده، به گونه‌اي که برخي ناظران سياسي از احتمال فروپاشي اين شورا خبر مي‌دهند. شورايي متشکل از بحرين، عربستان، امارات، عمان، کويت و قطر که البته در طول سه دهه حيات خود، هرگز به موضعي واحد دست نيافته و نتوانسته‌اند کارکرد واحدي از خود به نمايش گذارند. هر چند که رقابت‌هاي ميان کشورها و بحران‌هاي داخلي و خارجي هر کدام از آنها را در تحولات جاري از جمله در صف‌بندي‌های صورت گرفته در قبال ترکيه، قطر و جنبش اخوان‌المسلمين نمي‌توان ناديده گرفت، اما در وراي آن، حقيقتي بزرگ‌تر مشاهده مي‌شود که مي‌تواند درس‌هاي فراواني براي بسياري از کشورهاي منطقه و جهانيان به همراه داشته باشد.
بررسي کارنامه ترکيه، جريان اخوان‌المسلمين و قطر نشان مي‌دهد که آنها در طول سه سال گذشته براي رسيدن به منافع بيشتر در مسير تعامل با غرب قرار گرفته‌اند. برای نمونه، ترکيه‌اي که با سياست تنش صفر با همسايگان توانسته بود به جايگاهي منطقه‌اي دست يابد، در تصور دستيابي به منافع بيشتر در مسير خواسته‌هاي غرب حرکت کرد که دخالت‌هاي گسترده آن در عراق و سوريه، نمودي از اين تحرکات است. البته ترکيه در حوزه شمال آفريقا (ليبي) تونس و مصر، نيز فعاليت‌هاي گسترده‌اي داشته است.
در اين ميان، ائتلاف‌هاي عربي ـ صهيونيستي و غربي که استفاده‌هاي خود را از ترکيه برده‌اند و ديگر اين کشور را مهره سوخته مي‌دانند در برابر نفوذ ترکيه در کشورهايي مانند مصر، تونس و ليبي تاب نياورده و براي حذف آن برنامه‌ريزي کرده‌اند. امري که نتيجه آن را در حذف ترکيه از تحولات شمال آفريقا پس از سرنگوني مرسي در مصر مي‌توان مشاهده کرد.
در باب اخوان‌المسلمين نيز همین روند مشاهده می‌شود. جريان اخوان‌ با رياست‌جمهوري مرسي در مصر بر اين تصور بود كه با رويکرد به وعده‌هاي سياسي و اقتصادي غرب مي‌تواند ضمن تثبيت قدرت داخلي، در عرصه منطقه‌اي نيز دستاوردهايي داشته باشد. بر اين اساس شاهد رويکرد جريان اخوان به کشورهاي غربي بوديم، در حالي که ظرفيت‌هاي مردمي خود را ناديده گرفتند. آنها به جاي تکيه بر ملت مصر، به سمت کشورهاي غربي و البته کشورهايي مانند قطر و عربستان و امارات گام برداشتند. هر چند که کشورهاي مذکور براي رسيدن به اهداف خود در ابتدا به اخوان پروبال دادند و سعي کردند از آن به‌عنوان مولفه‌اي براي جلوگيري از گرايش ملت‌هاي عربي به الگوي اصيل اسلامي يعني جبهه مقاومت بهره گيرند، اما در نهايت، براي رسيدن به منافع جديد، راه خيانت به اخوان را در پيش گرفتند؛ امري که نمود عيني آن سرنگون‌سازي دولت مرسي در مصر به دست نظاميان و بازماندگان دوران مبارک و قرار دادن نام اخوان‌ در فهرست گروه‌هاي تروريستي کشورهاي عربي بود!
در حوزه قطر نيز همين وضعيت مشاهده مي‌شود. قطر تلاش داشت تا از مولفه‌هاي غربي براي رسيدن به برتري منطقه‌اي و حتي رقابت با عربستان بهره گيرد؛ اما تحولات هفته‌‌هاي اخير منطقه نشان مي‌دهد که اين کشور نيز با ناکامي همراه شد چنانکه برخي اعضاي شوراي همکاري خليج‌فارس نظير؛ بحرين، عربستان و امارات عليه اين کشور اقدام کردند و حتي سفراي خود را از آن فراخواندند. اين تحرکات در حالي صورت گرفته که کشورهاي غربي به دليل منافع‌شان در امارات و عربستان، از حمايت از قطر دست برداشته و عملاً اين کشور را تنها رها کرده‌اند.
با توجه به شرايطی که ترکيه، اخوان و قطر این روزها بدان دچار شده‌اند، به‌خوبي مي‌توان دريافت که آنها داراي يک سرنوشت واحد بوده‌اند و آن، خيانت غرب به آنها بوده است. آنهايي که دل به غرب و حمايت‌هاي آن بسته بودند، خود قرباني منفعت‌طلبی‌هاي غرب شدند. هر چند در ظاهر چنان عنوان مي‌شود که ائتلاف عربستان، بحرين، امارات و حتي صهيونيست‌ها، زمينه‌ساز چالش‌هاي ترکيه، اخوان و قطر بوده، اما حقيقت امر آن است که اين ائتلاف توان چنين تحرکاتي را در منطقه ندارد و در اصل، اين کشورهاي غربي بوده‌اند که براي رسيدن به منافع بيشتر، عبور از ترکيه، اخوان و قطر را در دستور کار قرار دادند. سرنوشت آنها نشان مي‌دهد که آنها در اصل، قرباني دل بستن به غرب شده‌اند، سرنوشتي که در نهايت براي تمام دلبستگان به غرب روي خواهد داد چراکه غرب نشان داده که هرگز به دنبال منافع ديگران حتي متحدان خود نبوده و براي منافع خود، نزديک‌ترين مهره‌هايش را نيز قرباني خواهد کرد، سرنوشتي که در آينده در انتظار کشورهاي عربستان، امارات و بحرين نيز خواهد بود.


محورهاي ناامن‌ساز آمريكا در جهان افزايش مي‌يابد
رضا اشرفی

يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي آمريكا در سراسر جهان، برطرف كردن محورها و نقاط ناامن‌ساز امنيت ملي در تمام دنيا است. مقامات اين كشور، حوزه امنيتي خود را در همه دنيا تعريف كرده‌اند. بنابراين نسبت به اين مسئله حساس هستند كه تحولات كلان به كدام سمت سوق پيدا مي‌كند. بخش قابل توجهي از فعاليت‌هاي مراكز امنيتي و جاسوسي آمريكا سالانه در اين محور هزينه مي‌شود.
با اينكه باراك اوباما از زمان روي كار آمدن در سال 2009 به دنبال گريز از يك‌جانبه‌گرايي بين‌المللي و سهيم كردن ظاهري كشورهاي مختلف در حفظ امنيت جهاني بود؛ اما تحولات به سمتي پيش رفته است كه واشنگتن را وادار كرده در بسياري از مواقع نشان دهد كه بار ديگر به سمت يك‌جانبه‌گرايي جورج بوشي گام برداشته است. اين مسئله از ابتدا خود را در حوزه خاورميانه و بيداري اسلامي نمايان كرد. به هر دلیل، بيداري اسلامي كه از تونس آغاز شد و سپس كشورهاي مصر، ليبي، يمن و حتي عربستان و... را در برگرفت و تهديد كرد، ‌سبب شد كه اوباما نتواند راهبردی اعلام شده خود را عملي كند. بنابراين در سوريه بار ديگر به سياست پيشين بازگشت. اما سوريه آنجايي نبود كه بتواند رويكردهاي سياست خارجي و امنيت آمريكايي را مطابق اميال خود دنبال كند.
اختلاف‌نظرهاي خرد و كلان كه با طرف‌هاي رقيب منطقه‌اي و بين‌المللي وجود داشت،‌ اصطكاك‌هاي دو طرف را به سمت بين‌المللي شدن پيش برد كه اين روزها در اوكراين،‌ حوزه آسيا ـ پاسيفيك،‌ آمريكاي لاتين، ‌خاورميانه و... خود را نشان مي‌دهد. در پس اين اختلاف‌نظرها، آمريكا تأكيد دارد كه با شناخت لايه‌هاي آشوب‌ساز كشورهاي مخالف به سمت تنش‌آفريني در ميان آنها پيش برود. اتفاقي كه اين روزها در اوكراين و ونزوئلا رخ مي‌دهد كاملاً برآمده از همين منبع فكري است.
برخلاف آنكه بدنه اصلي افكار عمومي ونزوئلا در حوزه و مسير انقلاب بوليواري قرار دارد، اما اين طيف غرب‌گرا هستند كه به‌طور مداوم با اين انديشه انقلابي مقابله مي‌كنند و به دنبال تفكرات غرب‌گرايانه و آمريكايي خود هستند. بنابراين آمريكا نيز سعي دارد همواره از اين لايه همفكر آشوب‌ساز استفاده كند و امنيت ملي و داخلي ونزوئلا را به نفع امنيت ملي خود دچار مشكلات و چالش‌هايي كند كه بتواند در آينده از آنها بهره‌برداري كند. از اين‌رو، در روزهاي اخير به شكل ادامه‌داري، مردم ونزوئلا شاهد تظاهرات خياباني و خرابكاري‌هاي طيف غرب‌گرا هستند كه در انتخابات، بازنده شده‌اند. مشكل اصلي و متناقض‌نمای آمريكايي در اين است كه براي آشوب‌سازي از طيف‌هاي متحدي استفاده مي‌كند كه معمولاً در كشورهاي هدف در انتخابات بازنده محسوب مي‌شوند. اين مثال در تنش‌آفريني‌ها و كسب قدرت اوكراين بيش از همه خود را نشان مي‌دهد. به اين دليل كه غرب‌گرايان، انتخابات سال 2010 در اوكراين برگزار کردند و اين طيف، همه قدرت و توان تنظيم رويكردي را در اختيار داشتند؛ اما باز هم در انتخابات شرق‌گرايان نزديك به روس‌ها، بازنده ميدان نام گرفتند و در حالي كه تنها يك سال به انتخابات بعدي رياست‌جمهوري زمان داشتند، با آشوب‌سازی حساب شده، قدرت را از طيف روس‌گرايان گرفتند و اتفاقاً آن را نمايش دموكراسي ناميدند. اين مسئله سبب شده تا روندهاي ايجاد شده پس از آن، بحران سياسي و نظامي و همچنين چشم‌انداز فروپاشي اقتصادي براي اين كشور به تصوير كشيده شود. در حالي كه اگر معتقد به پيروزي انتخاباتي بودند، مي‌توانستند تنها يك سال صبر كنند و امنيت ملي اوكراين را دستخوش تحولات تجزيه‌طلبانه نكنند. طبيعي است كه مجموع اين تحولات عميق، امنيت ملي و رويكردهاي سياسي آمريكا را نيز تهديد مي‌كند و اتفاقاً به همين دليل است كه واشنگتن نسبت به مسئله حساس شده و براي تأمين منافع آمريكا،‌ جان كري، ‌وزير خارجه خود را روانه اوكراين كرده است.
حوزه آسيا ـ پاسيفيك ديگر نقطه جغرافيايي است كه منافع آمريكا را تهديد مي‌كند. متحدان آمريكايي در اين حوزه بيش از هر چيز امنيت ملي خود را در حال تهديد مي‌بينند و براي جلوگيري از آن، طبيعي است كه از آمريكا كمك بخواهند. در حالي كه قدرت‌گيري چين و رويكردهاي خاص كره‌شمالي كه كاملاً ضد آمريكايي است، چالش‌هايي را براي واشنگتن و متحدانش ايجاد كرده است؛ به‌ویژه كه پيونگ‌يانگ در حلقه منطقه‌اي قرار دارد كه چين از آن حمايت مي‌كند. در آخرين واكنش، آمريكا از كره‌شمالي خواسته است كه در انجام آزمايش‌های موشكي «خويشتن‌دار» باشد. آمريكا يكي از چالش‌سازترين رفتارهاي كشورهاي مخالف را تأمين، ساخت و آزمايشات موشكي تلقي مي‌كند. پيونگ‌يانگ به‌تازگی دو موشك آزمايش كرده است كه كره‌جنوبي به عنوان متحد اصلي واشنگتن در اين منطقه،‌ آن را اقدامی تحریک‌آمیز خوانده است. مجموع اين مسائل حكايت از آن دارد كه منافع آمريكا در سراسر جغرافياي جهان با چالش مواجه شده كه در آينده تعميق خواهد شد.


از نگاه دیگران

دست‌اندازي به مسجدالاقصي
همانگونه كه بن‌گوريون در سال 1948 اعلام كرد كه مرزهاي اسرائيل(رژیم صهیونیستی) آنجاست كه آخرين سرباز اسرائيلي ايستاده است، حكومت‌هاي صهيونيستي پيوسته مرزهاي مشخص شده در قطعنامه 181 سازمان ملل را درنورديدند و 78 درصد از سرزمین فلسطين را به اشغال خود در آوردند. با اينكه در اين قطعنامه وضعيت قدس، بين‌المللي اعلام شده و مانع تغييرات در اين شهر مي‌شد، ولي رژيم صهيونيستي غرب قدس را به اشغال خود در آورد و قسمت شرقي اين شهر را نيز ابتدا محور نظامي قدس ناميد و سپس در جريان جنگ سال 1967 اشغال كرد و پس از آن ساكنان قدس را نه شهروند، بلكه افراد مقيم در پايتخت ابدي و يكپارچه اين رژيم ناميد.
سيطره بر بخش غربي قدس در سال 1948 و سپس بخش شرقي آن در سال 1967جلوه‌اي از تلاش از پیش طراحی‌شده صهيونيسم براي يهودي‌سازي قدس و تغيير هويت جغرافيايي و تمدني آن است. برنامه‌اي هدفمند كه به دنبال كوچ دادن حداكثر ساكنان و رهبران ملي، سياسي و اجتماعي آن است. در اين راستا همزمان با اشغال دو بخش قدس، مقر دادگاه تشخيص اردن از اين شهر به رام‌الله منتقل شد و دادگاه مركزي صهيونيست‌ها جايگزين آن شد. همين امر سبب شد كه اغلب ساكنان قدس، وكلا و قضات كرانه باختري تا سال 1994 يعني زمان ايجاد تشكيلات خودگردان از حاضر شدن در برابر دادگاه‌هاي كرانه باختري و قدس و حتي كاركردن در آن خودداري كنند. با توجه به جايگاه حساس قدس، طرح صهيونيست‌ها براي يهودي‌سازي آن نقض آشكار حقوق بين‌الملل محسوب مي‌شود، به همين علت حكومت‌هاي پياپي رژيم صهيونيستي از نزديك شدن به آن هراس داشتند، زيرا مي‌ترسيدند خشم مردم عرب برانگيخته شود. همين مسئله عاملي شد كه نظارت اردن بر مسجدالاقصي توسط رژيم صهيونيستي به رسميت شناخته شد.
صهيونيست‌ها باوجود برخورداري از ابزارهاي پيشرفته، قدرت نظامي و ايدئولوژي تجاوزكارانه به خوبي مي‌دانستند كه تجاوز به مسجدالاقصي به معناي انتفاضه‌هاي فلسطيني در سال‌هاي 1996، ۱۹۲۹ و 2000 بوده است. اما با اين حال حوادث كنوني قدس و تلاش براي تصويب قوانين مربوط به سيطره رژيم صهيونيستي بر مسجدالاقصي و رها ساختن شهرك‌نشينان و نمايندگان آنها در حكومت و كنست براي تجاوز به مسجدالاقصي در حالي صورت مي‌گيرد كه اگر مراكز تصميم‌گيري عربي تا اين حد از مسئله فلسطين غافل نبودند و به امور داخلي اشتغال نداشتند، هرگز اين اتفاقات در چنين سطحي رخ نمي‌داد. علاوه بر اين شكاف درون فلسطيني‌ها نيز مزيد بر علت شده و تمركز زياد بر گزينه سازش زمینه را براي صهيونيست‌ها فراهم ساخته است. همچنين اگر تلاش صهيونيست‌ها براي انحراف قيام‌هاي مردمي از قدس توسط گروه‌هاي تكفيري خونريز نبود اين حوادث به وقوع نمي‌پيوست. اين گروه‌ها در عراق، سوريه، لبنان، يمن، مصر، ليبي و تونس معيار مقاومت و جهاد را دگرگون كردند و به اسم قدس عليه آن فعاليت مي‌كنند.
اقدامات بي‌سابقه عليه مسجدالاقصي، بخشي از فرايند يهودي‌سازي مداوم و روزافزون قدس است كه به دور از چشم مردم، هم‌اكنون بازار بزرگي براي جذب گردشگران در تونل‌هاي مسجدالاقصي به را افتاده است؛ بازاري كه خود عامل متروك شدن بازارهاي شهر قدس قديمي شده است. به علاوه صهيونيست‌ها تلاش مي‌كنند كه ساخت‌وساز فلسطيني‌ها را در اين قسمت از بيت‌المقدس که آن سوي محدوده ديوار حائل قرار دارد، تسهيل کنند و اين منطقه را ميزبان نسل جديد ساكنان قدس نمایند. اين حوادث دردناك تنها نمايي از چهره حكومت شهرك‌نشينان است كه وضعيت رخوت‌آلود عرب‌ها و فلسطيني‌ها و نيز حمايت بي‌سابقه آمريكايي‌ها از مطالبات صهيونيست‌ها در قالب طرح كري، شرايط را براي اين رژيم تسهيل كرده است.
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 613

تحریم‌ها علیه ایران غیراخلاقی و غیرعملی است
باشگاه خبرنگاران (19/12/1392): «امیلی رانج»، نویسنده آمریکایی تأکید کرد تحریم‌ها علیه ایران غیراخلاقی، متناقض و غیرعملی است.
«امیلی رانج» مي‌گويد در واقع سیاست‌ها باید منطبق با اخلاق باشد، متناقض نباشد و عملی باشد. حال با توجه به این اصول و معیارها، می‌توان نتیجه گرفت تحریم‌ها علیه ایران سیاست خوبی نیستند. باید توجه داشت تحریم‌ها ابزار و روش مناسبی نیست. تحریم‌ها روشی غیراخلاقی است. واقعیت این است که تأثیر اصلی تحریم‌ها روی مردم است. اقتصاد ایران در نتیجه تحریم‌ها آسیب دیده است. دیگر وقت آن است که روش و سیاست بهتری پیدا شود. حتی اگر ما تحریم‌ها علیه ایران را آن طور که برخی اعضای کنگره می‌خواهند، تشدید کنیم، این کار پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران را کندتر نخواهد کرد حتی اگر این هدف واقعی آنها باشد.
تحقیق آمریکا از بانک‌های فرانسوی
تسنیم(19/12/1392): آمریکا درباره برخی بانک‌های بزرگ فرانسه که به پول‌شویی و نقض تحریم‌های خارجی واشنگتن علیه ایران متهم هستند، تحقیق می‌کند. منابع آگاه گفتند آمریکا درباره برخی بانک‌های اصلی فرانسه که به پول‌شویی و نقض تحریم‌های خارجی واشنگتن متهم هستند، تحقیق می‌کند. بانک‌های سوسیته ژنرال، ب‌ان‌پی پریبا و کردیت اگریکول از جمله بانک‌هایی هستند که مقامات آمریکایی درباره آنها تحقیق می‌کنند. واشنگتن احتمال می‌دهد که این بانک‌ها تحریم‌های آمریکا علیه کشورهای خارجی نظیر ایران، کوبا و سودان را نقض کرده‌ و وارد مسائلی نظیر پول‌شویی شده باشند.
ادعای سخنگوی وزارت خارجه آمریکا
فارس(20/12/1392): در پی توقیف یک محموله تسلیحاتی که صهيونيست‌ها و آمریکا ارسال آن را به ایران نسبت داده‌اند، وزارت امور خارجه آمریکا، تهران را به نقض یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد متهم کرد. این در حالی است که ایران ارتباط با این محموله تسلیحاتی را رد کرده و آن را یک دروغ‌پردازی تکراری از طرف صهيونيست‌ها می‌داند. «جن ساکی»، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در واشنگتن مدعی شد که دولت باراک اوباما با وجود مذاکرات هسته‌ای، همچنان درباره «نقض حقوق بشر» و حمایت ایران از گروه‌های به گفته او تروریستی(!) نگران است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در عین حال تأکید کرد که توقیف محموله تسلیحاتی در دریای سرخ از سوی کماندوهای نیروی دریایی صهيونيست‌ها، خط‌مشی فعلی واشنگتن در مورد حل‌وفصل مناقشه اتمی را تغییر نمی‌دهد.
هشدار اندیشکده آمریکایی به اوباما:
ایرنا(20/۱۲/۱392): کارشناس اندیشکده آمریکایی بروکینگز می‌گوید اقدامات آمریکا در قبال ایران می‌تواند متحدان این کشور را به این نتیجه برساند که واشنگتن مسئول شکست مذاکرات هسته‌ای ایران است و گوش شنوایی برای درخواست‌های آمریکا در زمینه اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران باقی نگذارد. ریکاردو آلکارو تأكيد مي‌كند دولت باراک اوباما معطوف شدن توجه ایتالیا به ایران را امری زودهنگام و تهدیدی برای از بین رفتن شاکله تحریم‌ها پیش از دادن تضمین‌های قابل راستی‌آزمایی از سوی ایران درباره ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای‌اش می‌داند. کارشناس اندیشکده آمریکایی افزوده است: بدون شک، ابتکار عمل ایتالیا مبتنی بر این فرض است که در صورت حل مسئله هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌ها، ایتالیا در خط اول یا دست‌کم در زمره اولین‌های دستیابی به بازارهای ایران قرار دارد.
وزیر بازرگانی آمریکا: ایران حسن‌نیت خود را نشان دهد!
باشگاه خبرنگاران(20/12/1392): وزیر بازرگانی آمریکا اعلام کرد: ایران قبل از هر اقدام در مورد روابط تجاری با آمریکا باید حسن‌نیت خود را در پرونده هسته‌ای نشان دهد. «پنی پریتزکر» که به امارات عربی متحده سفر کرده بود، در مصاحبه‌ای اختصاصی با خبرنگار اسکای‌نیوز مدعی شد: اوباما به ایران اجازه نمی‌دهد که سلاح هسته‌ای تولید کند. وی افزود: اما باید صبر کنیم و تحولات آینده را ببینیم، امیدواریم ایران از راه‌های دیپلماتیک بتواند اثبات کند که در برنامه‌های هسته‌ای‌اش اهداف مسالمت‌آمیزی دارد. پیش از آغاز تبادلات تجاری بین ایران و آمریکا همه این مراحل را باید پشت سر بگذاریم.


هویت 355

آمريكا: تبعیض نژادی سیستماتیک
تبعیض‌نژادی در زمینه اجرای قانون و عدالت رایج است. در طول یک سال حداقل 136 آمریکایی آفریقایی‌تبار غیر مسلح توسط پلیس یا گارد امنیتی کشته شدند. متوقف کردن و مورد بازجویی قرار دادن اقلیت‌های نژادی اغلب در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد. قاضی منطقه‌ای ایالات متحده اعلام کرد که حداقل 200 هزار توقف برای بازجویی توسط پلیس نیویورک بدون هیچ سوء‌ظن منطقی صورت گرفته است. آخرین گزارش منتشر شده توسط اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا نشان می‌دهد، باوجود این حقیقت که نرخ استفاده از ماری‌جوآنا در میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان آمریکا یکسان است، احتمال دستگیری سیاه‌پوستان به اتهام همراه داشتن ماری‌جوآنا چهار بار بیشتر از سفیدپوستان است.
اروپا: خشونت عليه زنان

بر اساس پژوهش مهم انجام شده، زنان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا با احتمال خطر بالایی که از لحاظ جسمی یا از لحاظ جنسی مورد حمله قرار بگیرند، مواجه هستند. این پژوهش نشان داد که یک‌سوم زنان اروپا چنین حملاتی را تجربه کرده‌اند. این پژوهش را آژانس حقوق اساسی اتحادیه اروپا انجام داد. در این تحقیق آمده است: مصاحبه با 42 هزار نفر از زنان در همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، بزرگ‌ترین پژوهش در جهان درخصوص خشونت علیه زنان تا امروز بوده است. «مورتن کیاروم» مدیر آژانس حقوق اساسی اتحادیه اروپا گفت: «اوضاع در سراسر اروپا بد است. زنان در خیابان‌ها ایمن نیستند، در محل کار ایمن نیستند و در نهایت، در خانه نیز ایمن نیستند.» کشورهای جنوب اروپا مانند اسپانیا، ایتالیا و یونان نیز پایین‌تر از میانگین 33 درصد اتحادیه اروپا قرار دارند.
فرانسه: یک پنجم زنان شاغل فرانسوی قربانی آزار جنسی

بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های صورت گرفته، یک‌پنجم زنان شاغل فرانسوی در محل کارشان مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند. روزنامه فرانسوی «لوفیگارو» در گزارشي آورده است، بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های صورت گرفته یک‌پنجم زنان شاغل فرانسوی در محل کارشان مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند. در فرانسه آزار جنسی زنان شاغل گسترده است و بیست درصد این زنان می‌گویند قربانی آزار جنسی شده‌اند. بر اساس پژوهشی که موسسه ایفوپ انجام داده است فقط یک‌سوم قربانیان موضوع را به مدیران خود گزارش می‌کنند و عاملان سوءاستفاده به ندرت مجازات می‌شوند. از هر پنج زن یکی در محل کار مورد آزار جنسی قرار می‌گیرد. از 1005 زن شاغلی که در این تحقیق مورد پرسش قرار گرفتند 20 درصدشان گفتند مکرراً مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق اختلافات اعضای شورای همکاری خلیج فارس را بررسی می کند
تنش‌هایی که به واگرایی می‌انجامد

هادی محمدی

کار ویژه شکل‌گیری شورای همکاری خلیج‌فارس که در سال‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به‌وجود آمد، به‌ راهبردهای آمریکایی و غربی برای مهار و چالش‌سازی با نظام اسلامی در ایران باز می‌گردد.
با اینکه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس با انواع اختلافات سیاسی، مرزی، رویکردی و... روبه‌رو بوده و به‌تدریج و متناسب با تحولات ۳۰ سال گذشته نیز با معضلات جدیدی روبه‌رو شده و جایگاه‌ سنتی خود و به ویژه عربستان را غیرقابل قبول ارزیابی کرده‌اند، ولی اراده غربی موجب «حفظ نیم‌بند» این سازمان منطقه‌ای شده است. نشست‌های وزرای خارجه و سران این شورا، عمدتا فرمایشی و تبلیغاتی بوده و کمترین نصاب از تحقق اهداف اساسنامه‌ای خود را ثبت کرده است.
وحدت مالی، گمرکی، اقتصادی و‌ آنچه اخیراً برای وحدت نظامی و فرماندهی به‌دنبال آن بودند، از گفت‌وگوهای بی‌ثمر تجاوز نکرده است.
به میزانی که آمریکا و غرب، روابط و مناسبات اقتصادی (تجارت آزاد)، نظامی ـ تسلیحاتی و سیاسی و امنیتی انفرادی با کشورهای عضو شورای همکاری را توسعه داده‌اند، وجاهت این سازمان در راهبردهای غربی با کاهش مواجه شده است و به همین دلیل، ضریب ناکارآمدی و همگرایی در بین کشورهای عضو، ارتقا یافته است.
آنچه اختلافات و شکاف و واگرایی را در بین اعضای این شورا تشدید کرده، به تحولات سه سال اخیر در کشورهای منطقه بازمی‌گردد. رویکرد، منافع گوناگون و متفاوت در بین این کشورها که اولویت‌های مختلفی را دنبال کرده‌اند، به این واگرایی دامن‌ زده‌ است.
عربستان با تکیه بر تصوری که از جایگاه و گذشته خود نسبت به شیخ‌نشینان این منطقه برای خود داشته، همواره با نگاه از بالا، موجب تحقیر و واکنش این خانواده شش نفره شده است. ثروت ناشی از منابع نفتی و گازی و یا شرایط مواصلاتی و تجاری و بازرگانی، موقعیت قطر و امارات را نسبت به چند دهه قبل متفاوت کرده و سلسله مراتب و جایگاه سنتی در منطقه را تغییر داده است. پیوندهای نزدیک امارات با آمریکا و قطر با انگلیس و رژیم صهیونیستی، مزیت‌های برتری نسبت به هم‌پیمانی تاریخی بین آمریکا ـ عربستان پیدا کرده و قابلیت‌های کارکردی بالاتری به آنها نسبت به عربستان به‌وجود آورده‌اند. اگر کویتی‌ها به‌دلیل کسب حمایت از عربستان برای رفع تجاوز صدام، ملاحظاتی را رعایت می‌کنند، قطر و امارات و حتی پادشاهی عمان، الزام چندانی برای تطابق دیدگاه‌های خود با عربستان احساس نمی‌کنند.
فضای بیداری اسلامی بر گسل‌های سیاسی و رویکردی و رقابتی در بین اعضای این شورا افزود. قطری‌ها که از هر رویدادی در منطقه و فرصتی در جهان برای بروز یک رفتار عملگرایانه و فرصت‌طلبانه استفاده کرده با تکیه بر توان مالی، دیپلماتیک و رسانه‌ای، خود را در تراز یک بازیگر فعال منطقه‌ای نشان داده است. اگر چه قطر از شاخص‌های تضمین‌کننده یک دولت ـ ملت و یا ویژگی‌های حکومتی مستحکم برخوردار نیست و به دلیل جمعیت و وسعت و تاریخ نه‌چندان قابل اتکا، رنج می‌برد، ولی در یک دهه گذشته با شتاب، به ارتقای سطح بازیگری خود پرداخته است. توان رسانه‌ای قطر که از الگوی تکنیک انگلیسی برخوردار است، بسیار برای سعودی‌ها رنج‌آور بوده و به‌دلیل تکیه بر دموکراسی و شاخص‌های مدرن اجتماعی و سیاسی، فضای روانی و امنیتی عربستان را به چالش کشیده است.
قطر در تحولات جاری منطقه‌ای نیز ضمن حرکت فراسازمانی و مناسبات با ایران، از چهارچوب‌های مطلوب عربستان و شورای همکاری تجاوز کرده است. نقش قطر و الجزیره در جنگ ۲۰۰۶ و نوعی همسویی با سوریه و حزب‌الله و رقابت با عربستان به موقعیت عربستان و برنامه‌ریزی‌های آن برای نابودی و حذف مقاومت از معادلات منطقه‌ای آسیب رسانده است. آنچه موجب شده تا امروز عربستان وارد یک مرحله علنی تنش با قطر شود، از ویژگی‌های حیاتی برای عربستان برخوردارند. عربستان سعودی که از موزائیک بسیار شکننده در محیط داخلی و تنوع مذهبی و اجتماعی و ماهیت محتوای حکومتی، آسیب‌پذیری‌های فراوانی دارد و با مصادیق حکومت‌های نوین، فاصله زیادی دارد، از سمت‌گیری ضددیکتاتوری در بیداری اسلامی کشورهای منطقه هراسان است و از این رو برای حفظ دیکتاتوری‌ها و بازگردان قیام‌های مردمی به نظام‌های گذشته تلاش می‌کند. حمایت از دیکتاتوری در بحرین در مقابل قیام عمومی و مظلومانه مردم این کشور و تلاش برای حفظ نظام علی عبدالله صالح در یمن و مدیریت تحولات دراین کشور که در قالب طرحی در شورای همکاری برای یمن تهیه شد و یا جلوگیری از فروپاشی نظام مبارک در مصر و جایگزینی آن با یک اندیشه اخوانی که در تضاد با وهابیت سیاسی است، مهم‌ترین سرفصل‌های دغدغه منطقه‌ای سعودی‌ها را تشکیل می‌دهند.
با وجودی که از زمان جمال عبدالناصر، پادشاهی سعودی و بقیه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای مقابله با اندیشه ناسیونالیستی ناصر، به اخوانی‌ها پناه داده و از آنها حمایت کردند، امروز سازمان و تفکر اخوانی در نقطه مقابل رویکردهای سعودی است.
عربستان که در سوریه و پرونده خونین و پر هزینه آن شکست خورده، به‌شدت نیازمند پیروزی در مصر و محافظت از نظام‌های موجود در بحرین و یمن است. هرگونه شکست در این طرح‌ها، امنیت ملی و سرزمینی سعودی‌ها و نظام پادشاهی را در خطر جدی‌ قرار خواهد داد. چرا که زمینه‌های شکنندگی در محیط داخلی نیز فراهم است و با شکست هیبت و هیمنه و جایگاه عربستان در منطقه و سرازیر شدن «تروریسم خودساخته» به داخل این کشور، کابوس فروپاشی نظام واقعیت خواهد یافت.
در اوضاع فعلی، یمن با شرایط یک حکومت ناکارآمد شکست‌خورده روبه رو است و روندهای گفتمانی، قادر به آشتی ملی در این کشور نشده و حوثی‌ها در شمال به حذف و راندن جریان‌های عشایری وابسته به عربستان پرداخته و تا حومه صنعا نیز وسعت یافته‌اند. جریان جنوب یمن نیز با حفظ پتانسیل‌های خود در تقابل راهبردی با حکومت «هادی منصور»، دست‌نشانده عربستان قرار دارند.
قطری‌ها متهم هستند که به حوثی‌ها و برخی‌ جریان‌های جنوب یمن کمک می‌کنند که با شکست حکومت فعلی یمن، حداقل سه استان جنوبی و اسماعیلی‌نشین عربستان با تمایل گریز از مرکز قرار خواهند گرفت.
قطری‌ها از نگاه عربستان، متهم هستند که با حمایت از اخوانی‌ها و مرسی در مصر، اوضاع حکومت فعلی و برنامه به قدرت رساندن ژنرال السیسی را با چالش جدی روبه‌رو کرده‌اند. ژنرال السیسی اعتراف کرده است که با وجود حمایت‌های مالی ۲۰ میلیاردی عربستان، امارات و اخیراً کویت، وضعیت اقتصادی مصر، بحرانی است و شانس رئیسی در انتخابات ریاست‌جمهوری در سطح موردنیاز و بالا نمی‌باشد.
قطری‌ها از نگاه عربستان متهم هستند که به دلیل خارج شدن پرونده سوریه از دست آنها و به دست گرفتن این مسئولیت توسط عربستان، با کارشکنی و ممانعت قطر و جریان‌های وابسته به آن، برای جلوگیری از بسط نفوذ عربستان در بین گروه‌های مختلف و به‌ویژه ائتلاف مخالفان روبه‌رو هستند و یکی از عوامل اصلی شکست خود در سوریه را نیز، قطری‌ها می‌دانند.
قطری‌ها متهم هستند که از جریان‌های اخوانی در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس حمایت می‌کنند که امنیت ملی آنها را به خطر انداخته است.
سعودی‌ها برای تحت‌فشار قرار دادن قطر و برای نجات حیثتی خود در محیط منطقه‌ای و داخلی که در حساس‌ترین وضعیت به سر می‌برد، حتی به قیمت متلاشی شدن شورای همکاری، باید این کشور را با مجازات و تحریم‌های گوناگون به پذیرش تسلیم در مقابل اراده عربستان مجبور کنند. بسته شدن فضای عربستان‌ بر روی پروازهای هوایی، بسته شدن مرز زمینی، فراخواندن سفیر از دوحه و به همراه امارات و بحرین و اعمال محدودیت‌های اقتصادی و بازرگانی، از جمله اقداماتی است که تا به حال علیه قطر به اجرا درآمده است. گفته می‌شود تعلیق عضویت در شورای همکاری و سیاست‌های مجازاتی و تنبیهی جدید نیز از سوی عربستان و بحرین و امارات در دستور کار قرار دارد.
بهانه سعودی‌های در اعلام مواضع جدید علیه قطر، بی‌اعتنایی دوحه به مصوبات امنیتی در شورای همکاری و حمایت مصرانه آنها از اخوانی‌هاست. از آنجا که عربستان خود را در شرایط ویژه و سرنوشت‌ساز احساس می‌کند، پیشبرد طرح تشکیل اتحاد به جای شورای همکاری که از ماهیت نظامی برخوردار خواهد بود و فرماندهی اصلی آن در اختیار عربستان خواهد بود، یکی از خواسته‌های اصلی آنهاست که در نشست قبلی سران در کویت با مخالفت علنی پادشاه عمان و مخالفت ضمنی کویت روبه‌رو شد که قطری‌ها هم تمایلی برای ادامه بحث آن نشان ندادند. شدت این اختلاف و تنش به حدی است که نشست وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره نیز بدون قطر و با حضور محدود عربستان، در بدترین شرایط برگزار شد و وزیر خارجه عربستان پس از سخنرانی، آن را ترک کرد. قرار بود مباحثی مانند مذاکرات سازش (که طرح کری مورد حمایت سعودی‌هاست) و واگذاری کرسی سوریه به معارضین در دستور کار جدی این نشست بود که به شکل غیر طبیعی پایان یافت. از آنجا که مواضع قطر که از زبان وزیر خارجه این کشور (آقای عطیه) بیان شده، مقاومت در مقابل سیاست بلعیدن قطر را غیرقابل قبول دانسته و بر آن اصرار دارد، نشست بعدی سران شورای همکاری در کویت با درخواست عربستان با تأخیر انجام خواهد شد.
سعودی‌ها برای شانه خالی کردن از اتهام حمایت از تروریسم و تروریسم‌پروری که در سطح جهانی به شکل فعالی منتشر شده، دست به اقدامات ویژه‌ای زده‌اند تا خود را از آن مبرا کنند. از جمله اتهامات به قطر این است که عربستان، قطر را حامی جریان تروریسم منطقه‌ای معرفی کرده تا قدری از فشارهای جهانی و منطقه‌ای علیه خود بکاهد.
برخی گزارش‌ها حاکی است که نگاه عربستان به قطر، فراتر از بهانه‌های اعلام شده است، چراکه منافع عظیم گازی قطر، در صورت بلعیده شدن توسط عربستان و منفعل شدن در قبال فشارهای عربستان، قدرت مانور و بازیگری گسترده‌ای به سعودی‌ها در عرصه منطقه‌ای و جهانی خواهد داد. به همین دلیل تلاش می‌کنند تا دلیل تنش‌های خود با قطر را نفوذ باقی‌مانده امیر حمد (پدر امیر فعلی قطر) و حمد بن جاسم، نخست‌وزیر قبلی در قطر اعلام کنند و امیر تمیم را مخالف آنها نشان دهند تا این امیرنشین با ورود به شرایط انفعال از درون، به زمینه‌های اختلاف درونی در حاکمیت وارد شده، از کارکردهای خارجی این امیرنشین کاسته شود.
بدیهی است که قطر برای جبران فشارهای عربستان و بحرین و امارات، هم در درون شورای همکاری و هم در سطح خارجی، دست به نوعی تقویت روابط بزند. به شکل طبیعی در درون شورای همکاری، زمینه برای همگرایی بیشتر بین قطر و کویت و پادشاهی عمان وجود دارد و از هم‌اکنون این شورا را تحت عنوان ۳+۳ معرفی می‌کنند. از آنجا که تا به حال امتیاز و مزیت ویژه‌ای برای اعضای این شورا از طریق همکاری‌های سازمانی حاصل نشده، چندان نمی‌توان به حفظ انگیزه‌های همگرایی و حفظ شورای همکاری خوش‌بین بود و چه بسا، براساس نیازهای فعال برای حفظ امنیت منطقه‌ای، ضرورت شکل‌گیری یک نظام منطقه‌ای موثر و با حضور ایران و عراق و برخی کشورهای علاقه‌مند در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس، تمایل جدی‌تری از حفظ شورای همکاری دیده شود. این کار ضمن ثبت تضمین امنیتی برای قطر برای در امان ماندن از فشارهای رژیم سعودی، به یک نیاز منطقه‌ای و جهانی که نگاه ویژه‌ای به امنیت خلیج‌فارس دارد نیز پاسخ خواهد داد.
قطری‌ها برای حفظ کارت‌های بازی منطقه‌ای خود، نمی‌توانند از اخوانی‌ها و حمایت از آنها دست بردارند، ولی می‌توانند کیفیت و رویکرد جدیدی از رفتار سیاست خارجی در تعامل با اخوان را از خود نشان دهند. چراکه با ضربه خوردن اخوان در مصر و با احتمال زیاد در تحولات سیاسی در ترکیه، قطری‌ها ناچار به نوعی تجدیدنظر خواهند بود. با افزایش نگرانی‌های امنیتی در کشورهای غربی در قبال رشد افراطی‌گری تکفیری و القاعده‌ای و حساسیت و دل‌مشغولی کشورها و جریان‌های سیاسی در سطح منطقه و در قبال این جریان، قطری‌ها می‌توانند، موقعیت‌های ناشی از آسیب به نفوذ منطقه‌ای عربستان را پر کرده و جایگاه مناسبی داشته باشند که تکیه بر روش‌های افراطی و حمایت از گروه‌های فتنه چنین بهره‌ای برای آنها در بر ندارد.
چشم‌انداز نزدیک از شکنندگی و تنش در مناسبات قطر با عربستان، روند تصاعدی را نشان می‌دهد که در بهترین شرایط اگر از فروپاشی شورای همکاری جلوگیری شود، آن را به دو بخش رقیب ۳+۳ تبدیل خواهد کرد و عدم موفقیت سعودی‌ها در مجازات قطر، موقعیت منطقه‌ای سعودی‌ها را با چالش جدید روبه‌رو می‌سازد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

سخنانی که دلسوزان انقلاب را می‌رنجاند!
هفته گذشته را می‌توان اوج فعالیت‌های رسانه‌ای حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی دانست. در این هفته، روزنامه‌های اصلاح‌طلب آرمان، اعتماد و شرق مصاحبه‌هایی را از وی منتشر کردند که بازتاب‌های فراوانی در داخل و خارج از کشور داشت و مانند روال این چند سال، افسوس و ناراحتی در بین نیروهای انقلاب و شادی دشمنان خارجی و ضدانقلاب را در پی داشت. در این چند مصاحبه، ایشان متأسفانه سخنانی را بر زبان راندند که جز اتهام به نظام، چیز دیگری از آن برداشت نمی‌شد. مثلاً در مصاحبه با روزنامه اصلاح‌طلب آرمان در پاسخ به پرسش شیطنت‌آمیز خبرنگار این روزنامه که «دانشگاهیان گله دارند که فضا برای بیان آزادانه انتقادات مناسب نیست. شما چه توصیه‌ای به دانشگاهیان دارید؟» با گفتن این جمله که «فکر را نمی‌شود سرکوب کرد» در قیاسی مع‌الفارق، خاطره‌ای از نحوه مبارزه «گاندی» رهبر مردم هند؛ استعمارگر انگلیس، تعریف می‌کند و با ارجاع دانشجویان ایرانی به آن تجربه! به‌طور ضمنی از آنان می‌خواهد که طبق راهکار گاندی عمل کنند و ریسک‌پذیر باشند و به این مضمون می‌گوید که مثلاً اگر کسی را گرفتند، شما بروید و بگویید من را هم بگیرید، تا همان اتفاقی که در هند برای استعمارگران افتاد و تمام زندان‌ها پر شد و دیگر جایی برای زندانی کردن نماند! در ایران هم همین اتفاق بیفتد و چون نمی‌توانند که همه را بگیرند! چنین نتیجه می‌گیرد که آنگاه دیگر؛ «هیچ کس جرئت نمی‌کند که به مردم ظلم کند.»! و یا در نشست دست‌اندرکاران حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد ضمن قیاس بین رژیم منحوس و دیکتاتور پهلوی با جمهوری اسلامی، نظام را قوی‌تر از شاه در گرفتن و تصرف دانشگاه آزاد می‌داند! و در ویژه‌نامه شرق هم شورای نگهبان را متهم به تأثیرپذیری از نیروهای امنیتی! کرده و کار آنان را جناحی می‌داند!
در مجموع، سخنان این روزهای آقای هاشمی که در آن نظام به سرکوبگری فکری، عدم وجود آزادی بیان، تندروی و... متهم می‌شود، جز کف و سوت دشمنان برای وی را به همراه نداشت و چنان آنان را ذوق‌زده کرد که رادیو ضدانقلابی زمانه از تحول و تغییر میمون و مبارک در هاشمی نام می‌برد و می‌گوید: «به هر میزان که هاشمی رفسنجانی به تغییر گذار کند، باید از آن استقبال شود.»! اما آیا به راستی آقای هاشمی تغییر کرده است؟! آیا اینکه این رادیوی ضدانقلابی با خوشحالی می‌نویسد: «هاشمی رفسنجانی با اذعان به تندروی‌های دهه اول انقلاب، گفته است؛ «عده‌ای از مردم از آن تندوری‌ها رنجیده‌اند.»، پشیمان از عملکرد گذشته است؟! نگارنده زیاد اعتقادی به اینکه ایشان از گذشته انقلابی خود پشیمان شده و یا به راستی تغییر کرده باشد، ندارد. اما معتقد است که آقای هاشمی بنا به دلایلی که بسیار هم روشن است و نیازی هم به باز کردن آن نیست، سخنانی از سر دلخوری، خشم و... به زبان می‌راند که با توجه به تجربه و پختگی که از ایشان سراغ داریم، تعجب‌آور است که چرا وی توجهی به پیامدهای منفی این گفتار و سوءاستفاده‌ای که برخی در داخل و خارج از آن سخنان می‌کنند، ندارد! تشویق دانشجویان به آشوب و مقایسه جمهوری اسلامی با حکومت‌های جبار و ستمکاری چون؛ شاه و استعمارگران انگلیسی، مقایسه‌ای بسیار زشت و نازیبا بود که ایشان خواسته یا ناخواسته مرتکب آن شده است و قطعاً این موضوع، از دید بسیاری از دلسوزان انقلاب و نظام به دور نخواهد ماند. آقای هاشمی باید بداند که او جزوی از نظام است، از این‌رو هر اقدام یا سخنی که از آن تضعیف نظام بیرون آید، ظلم به ملت، امام، شهدا و... خواهد بود و ایشان باید به آنها پاسخ دهند. آقای هاشمی! مردم هنوز نسبت به مواضع بد شما در جریان فتنه ۸۸ ناراحت هستند و امید بازگشت دارند، اما اینکه همچنان بر گفته‌های خود در نمازجمعه ۸۸ تأکید کنید، جز دوری و ناراحتی بیشتر دوستداران واقعی انقلاب از خود و شادی دشمنان قسم‌خورده آن را در پی نخواهد داشت. ما هاشمی را هاشمی دوران امام می‌خواهیم و دوست با وفای رهبر معظم انقلاب، نه هاشمی‌ای که دشمن خوشحال از تغییر اوست!


نگاه دو
علی حیدری

رونق گیشه‌ها در فصل سرد سینما!
«معراجی‌ها» آخرین ساخته «مسعود ده‌نمکی» است. این فیلم که در اصل برای پخش از صداوسیما ساخته شده، در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر هم شرکت داشت و زنده‌یاد «محمدجواد شریفی‌راد» که بر اثر انفجار در جریان ساخت این فیلم به شهادت رسید و همچنین «محسن روزبهانی» نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه میدانی در این جشنواره شدند.
معراجی‌ها از اوایل اسفند در سینماهای سراسر کشور اکران شد و همچون آثار پیشین ده‌نمکی از استقبال بسیار خوبی برخوردار شد. باوجود اینکه اسفند و هفته‌های پایانی سال را «فصل سرد سینما» می‌نامند، اما فروش معراجی‌ها در دو هفته نخست از مرز یک میلیارد گذشته و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال به دو میلیارد هم برسد. فیلم‌های پیشین این کارگردان هم معمولاً در این فصل و یا در اکران نوروزی عرضه می‌شد و فروش بالایی هم داشت.
فیلم‌هایی که در طول سال‌های اخیر از این کارگردان بر روی پرده سینما رفته، عموماً موضوع دفاع مقدسی داشته و به دلیل نوع نگاه متفاوتش به این مقوله مهم و آمیخته بودن آن با چاشنی طنز مورد اقبال عمومی قرار گرفته و پرفروش‌ترین فیلم‌های سال شده‌اند. نقطه اوج آن هم «اخراجی‌های2» بود که به‌عنوان پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شد. البته «رسوایی» هم که به واکاوی یک پدیده اجتماعی می‌پرداخت، فروش خوبی کرد.
در اینجا قصد بررسی فنی و هنری فیلم یا فیلم‌های این کارگردان را نداریم، بلکه عاملی که سبب شد به این موضوع بپردازیم در کنار اقبال عمومی که از آنها شده، مخالفت‌هایی است که از سوی برخی افراد و حتی جریان‌های خاص و تابلودار با این فیلم می‌شود. قلم به دست‌هایی که این روزها در نشریات زنجیره‌ای خود از فضای آزاد در عرصه فرهنگی دم می‌زنند، طی دو هفته گذشته آنان در فضای مجازی به جای نقد فیلم «معراجی‌ها» آن را فاقد محتوا دانسته و حتی به عوامل سازنده و مخاطبان این فیلم توهین هم می‌کنند! تا جایی که یکی از حامیان سینمای روشنفکری در صفحه مجازی خود استقبال از فیلم‌های ده‌نمکی را نتیجه بلاهت فرهنگ عوام دانسته است!
اما باید از آنهایی که می‌گویند این فیلم‌ها محتوا ندارد، پرسید که چرا مردم از این فیلم‌های به قول آنها بی‌محتوا چنین استقبال گسترده‌ای می‌کنند؟! مگر شما نمی‌گویید مردم تمایلی به دیدن فیلم‌های دفاع مقدسی ندارند، چرا فیلم‌هایی که درباره دفاع مقدس ساخته می‌شود، به‌ویژه فیلم اخیر با این حجم از تماشاگر مواجه می‌شود؟ آیا فکر نمی‌کنید که سینمای شما که امروز دوران رکود را سپری می‌کند، از موضوعات و دغدغه‌های مردم دورافتاده و ذائقه واقعی مردم را نمی‌فهمد؟!
نگارنده بنای تعریف و تأیید یک شخص را ندارد، چراکه هر کارگردانی نقاط ضعف و قوت‌هایی دارد. اما فضای حاکم بر عرصه هنر و برخی سینماگران و صاحب‌نظران این حوزه سبب شده تا به دور از تلاش برای تولید آثار فاخر و مورد نیاز اقشار مختلف جامعه، با تولیدات مورد اقبال مردم هم برخوردهای سیاسی شود که به نظر می‌رسد به مرور زمان می‌تواند به سینما و جایگاه آن لطمه بزند.
اما حرف آخر اینکه، جامعه مخاطب سينماي ده‌نمكي را به عنوان سينماي مردمي مي‌شناسند، چراکه فیلم‌هایش هميشه سطح متوسط رو به پايين جامعه را هدف مي‌گيرد و جنس آن متفاوت از سينماي به اصطلاح بالای شهری و زندگي غربي يا سينماي سياست‌زده و افسرده است. همانطور که گفته شد؛ ده‌نمكي با تمام انتقادهايي كه به او وارد مي‌شود، فيلم‌هايش را بهتر از خيلي از فيلمسازاني كه سال‌ها فيلم ساخته‌اند، ساخته و مي‌فروشد. در کنار اینها باید گفت این روزها ده‌نمکی در بین سینماداران نیز از محبوبیت زیادی برخوردار شده است، چراکه ساخته‌های او به سینما رونق بخشیده و هر از چندگاهی؛ گیشه‌های سینماها را شلوغ و فضای حاکم بر آن را گرم می‌کند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

با برنامه‌ریزی صحیح سال جدید خوبی داشته باشیم
نسرين صفری

روزهای پایانی سال است و همه این روزها آماده می‌شوند برای آمدن بهار و نو شدن سال. مردم در آغاز سال نو دعا می‌خوانند و از خدا می‌خواهند که حال‌شان را به بهترین حال برگرداند و زندگی‌شان را متحول سازد. مقصود از تحول حال این است که قلب‌ها از آنچه غیر خدایی است دور گردد، دیده‌ها روشن شود، وجدان‌ها به خود آید و انسان‌های آزاده، از آمال و آرزوهای دنیوی ببرند و به صلاح و فساد خویش پی ببرند و در نتیجه به سوی تکامل، گام بردارند و به خدا بپیوندند. تحول حال یعنی اینکه در خویشتنِ خویش دگرگونی ایجاد کنیم و از هواهای نفسانی که انسان را به هلاکت می‌کشاند، دست برداریم. تحویل حال به این است که حبّ دنیا در وجودمان نابود و به جای آن، حب خدا نهفته شود. تحویل حال به این است که مصلحت جامعه را فدای مصالح خویشتن نکنیم و برای خدا قیام کنیم و بندگان خدا را در سال نو به محبت و برادری دعوت کنیم. عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است؛ نه شربت و شیرینی و غذاهای متنوع خوردن، که این عید شکمبارگان است؛ نه به سیاحت و تفرّج بی‌محتوا پرداختن، که این عید ولگردان است؛ نه بی‌بندوباری، که این عید بوالهوسان است؛ نه قهقهه زدن و همدیگر را به مسخره گرفتن و به بازی گذراندن، که این عید غافلان است. عید واقعی، توفیق انجام دادن وظیفه و تطهیر نفس، تصفیه جان و تمرین استقامت و چون قطره‌ای به دریای جمع پیوستن است. بازگشت به فطرت انسانی و سرانجام، خود را باز یافتن و به خدا رسیدن است. اما در این نوشته می‌خواهیم به این بپردازیم که روزهای اول سال را چگونه باید بگذرانیم که با توانی مضاعف و انگیزه‌های نو شده آماده آغاز سالی پر از تلاش و موفقیت شویم.

تعطیلات نوروزی و طهارت نفس
همانطور که سال نو می‌شود و بهار دوبار طبیعت را زنده می‌کند، فرصت مناسبی است که ما نیز دل‌های‌مان را از کینه بشوییم و همزمان با بهار بگذاریم محبت و بنده‌ای شایسته برای خداوند بودن در دل‌مان جوانه بزند، چرا که ارزش هر شخص به پاکی اندیشه و گفتار و رفتار او و رهایی از نفس امّاره و گناه است. توجّه به این نکته، در همه فصول و ایّام لازم است، اما همانطور که رسول خدا فرموده‌اند بهار انسان را به یاد قیامت می‌اندازد و وقت آن است در ابتدای سال محاسبه‌ای کنیم و نفس را از بدی‌ها پاک و تصمیم جدی بگیریم برای تنها بنده حضرت حق بودن. این تذکر برای همه ما در این ایام تعطیلات و میهمانی رفتن و میهمانی دادن ضروری است. تفریح خوب و درست تفریحی است که به گناه آلوده نباشد. مسافرت خوب است، به شرط دوری از معصیت و آلودگی. روابط با دوستان کار پسندیده‌ای است، اما وقتی که به کار خلاف و ضد اخلاق منجر نشود. «ورزش» سودمند است، ولی نباید باعث غفلت از «ارزش» شود. جوانی، فصل مفید و مبارکی است، اما وقتی که به پاکی و قداست سپری شود. دید و بازدیدهای خانوادگی، سنّت نیکو و ارزشمندی است، اما باید مواظب بود تا خدای نخواسته غیبت و تهمت «نُقل مجالس» نشود.

تعطیلات نوروزی و مسافرت
یکی از اموری که سبب تحول‏ و پویایی در خانواده می‏شود، سفر کردن است سفرها می‏تواند مادی و معنوی یا درونی و بیرونی باشد. همه انواع سفر لازم و ضروری‏ است و موجب کامیابی آدمی می‏گردد و در قرآن خداوند بسیار به سفر کردن به پیامبر خود سفارش می‌کند که به مردم بگو در زمین مسافرت کنند. مسافرت کردن در شهرهای مختلف و دیدن آثار به جا مانده از حاکمان و ظالمان تاریخ و یا رفتن به طبیعت و دیدن قدرت‌های خداوند همه می‌تواند بسیار مفید و در عین حال لذت بخش باشد و در میان ما ایرانیان نیز از گذشته‌های دور توصیه‌های فراوانی به مسافرت کردن وجود داشته است. سعدی‏ در این باره می‌گویید: نه سعدی سفر کرد تا کام یافت؟ و دست یافتن به کامیابی‏ها می‏تواند رمز تحول و پویایی در خانواده‏ها باشد. اما سفر کردن نیازمند دقت‌ها و آدابی است. در آداب اسلامی سفر ادعیه خاصی وجود دارد و همچنین در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) آمده است: صدقه بده و هر روزی که خواستی سفر کن. از دیگر سفارش‌هایی که توسط امامان معصوم(علیهم‌السلام) به افراد شده است این است که هر کجا که هستید چه هنگام حضور در وطن و چه در سفر هرگاه وقت نماز شد بایستید برای اقامه و نماز را به تأخیر نیندازید، البته امسال هم طرحی به نام نماز یاوران راه‌اندازی شده تا افراد داوطلب در گروه‌های چند نفره در مسیر مسافرت خود دیگران را نیز به اقامه نماز ترغیب و تشویق کنند، شما هم می‌توانید در این طرح همراه باشید و همراه سفر به امر به معروف نیز بپردازید. موضوع دیگری که در سفرها برای بیشتر افراد دارای درجه‌ بالایی از اهمیت است هزینه‌های سفر در این ایام است که می‌توان راه‌های مختلفی را برای کاهش این هزینه در نظر گرفت، می‌توان به جای رفتن به رستوران‌های پر زرق و برق از غذا‌های ارزان قیمت‌تر محلی یا غذاهای سبک استفاده کنید، برای اسکان نیز هیچ ضرورتی ندارد که به هتل‌های مجلل و گران‌قیمت بروید، با یک دور کوچک در هر شهر و کمی حوصله به راحتی خانه‌های با قیمت مناسب یافت می‌شوند. چند سالی هم هست که چادرهای مسافرتی با توجه به ارائه امکانات از سوی شهرداری‌های شهرهای مختلف به وسیله بسیار مناسب و کم‌هزینه برای خانواده‌ها، تبدیل شده است، شما هم می‌توانید با تهیه چادر مسافرتی هزینه‌های خود را کاهش دهید.
یکی دیگر از موضوعات بسیار ضروری در سفر، ایمنی در مسافرت است، در این سال‌ها آمارها نگران‌کننده از سوانح در جاده‌های کشور پس پایان تعطیلات نوروزی شنیده می‌شود، شما هم اگر قصد دارید با خودرو شخصی مسافرت کنید باید نکاتی را در این باره رعایت کنید که سفری ایمن داشته باشید و به سلامت به خانه بازگردید از جمله اینکه پیش از شروع رانندگي از سلامت وسيله نقليه خود مطمئن شويد و تجهيزات لازم را همراه داشته باشيد، همواره پیش از شروع رانندگي، کمربند ايمني را ببنديد واين موضوع را به کودکان خود و ديگر سرنشينان نيز یادآوری کنيد. به قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي احترام بگذاريد و به راهنمايي‌هاي پليس توجه کنيد، هنگام رانندگي به ياد داشته باشيد که شما حافظ جان خود و سرنشينان خودرو هستيد، هرگز هنگام خواب‌آلودگي، کسالت و بيماري رانندگي نکنيد و پیش از شروع رانندگي خواب و استراحت کافي داشته باشيد، حين رانندگي عصبانيت خود را کنترل کنيد و در پي برتري‌جويي و يا تلافي با رانندگان ديگر نباشيد، از صحبت کردن با گوشي همراه و يا ديگر سرنشينان، خوردن، آشاميدن و سيگار کشيدن در حين رانندگي بپرهيزيد، زمان رانندگي را جزء سفر بدانيد و از تمام لحظات آن براي شادي و نشاط خود و همراهان‌تان استفاده کنيد، از رانندگي طولاني و مستمر بپرهيزيد و از فرصت‌هاي مناسب براي توقف و تماشاي مناظر طبيعي و رفع خستگي استفاده کنيد، از بحث و مشاجره هنگام رانندگي جداً خودداري کنيد.

تعطیلات نوروزی و صله رحم
پیوندهای خانوادگی و فامیلی، از مستحکم‌ترین ارتباطات اجتماعی است و چون رشته عاطفه و محبت در آن تنیده شده است، نسبت به روابط دیگر دوام بیشتری دارد. این رابطه‌ها را باید تقویت کرد، قدر دانست و محکم‌تر ساخت. تجدید دیدار از عوامل مهمی است که این رشته را قوام و دوام می بخشد. فرهنگ «صله رحم» که از رهنمودهای مهم اجتماعی در اسلام است، روح را شاداب و دل و جان را از چشمه‌سار عواطف و محبّت‌ها سیراب می‌سازد. نداشتن فرصت برای برخی از افراد بهانه‌ای برای ترک این دستور دینی یا سهل‌انگاری در آن است. تعطیلات نوروزی، برای «صله رحم» فرصت خوبی است. این ایّام فرصتی است برای آنکه جوانان به دیدارهای خانوادگی بپردازند، روحیه بگیرند، فامیل را بشناسند و از پاداش عظیمی که خداوند برای صله رحم نوید داده است، برخوردار شوند.

تعطیلات نوروزی و زیارت
در روایات بسیار توصیه شده است که به زیات اماکن معصومین برویم و برکات بسیاری نیز برای آن نقل شده است مانند بقعه علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) که از شيخ طوسي نقل است یکی از معصومین فرمودند: در خراسان بقعه‏اي است و زماني خواهد آمد كه آن بقعه همواره محل رفت‌وآمد فرشتگان مي‏شود تا روز قيامت كه در صور دميده مي‏شود. از ایشان پرسيدند: اي پسر رسول خدا! اين بقعه كدام بقعه است؟ فرمود: «اين بقعه در سرزمين طوس است، به خدا سوگند! آن زمين، باغي از باغ‌هاي بهشت است. هر كه مرا در اين بقعه زيارت كند مانند كسي است كه رسول خدا را زيارت كرده است و براي او پاداش هزار حج مقبول و هزار عمره مقبول نوشته خواهد شد و من و پدرانم روز قيامت شفاعت‌كننده او خواهيم بود.»
اما هر کدام ما در طول یک سال گرفتاری‌ها و دغدغه‌های متعددی داریم که شاید نگذارند از شهرهایم به قصد زیارت بارگاه‌های متبرکه بیرون برویم. پناه بردن به زیارتگاه‌ها و عرض ادب و ارادت به آستان اولیای دین و حجت‌های خدا و بندگان مقرّب پروردگار، زمینه دیگری در «خودسازی» و «تهذیب نفس» و پاک شدن از آلودگی‌ها و نیرو گرفتن برای مقابله با وسوسه‌های شیطانی و هواهای نفسانی است. سرزمین ما نیز که بسیاری از بقای متبرکه در جای‌جای آن وجود دارد، این تعطیلات نسبتاً طولانی نوروزی، فرصتی مناسب برای تشرّف به اماکن مقدس است که علاوه بر مسافرت و سیاحت، محصول معنوی زیارت را نیز کسب کنیم.
تعطیلات نوروزی و یاد شهدا
در تعطیلات نوروزی بسیاری از مردم کشور به مسافرت می‌روند و هر کدام مقصدی را انتخاب می‌کنند یکی از محل‌ها که سال‌هاست جزو شلوغ‌ترین و پرمسافر‌ترین مکان‌های کشور در این زمان از سال است مناطق عملیات هشت سال دفاع مقدس در جنوب کشور است، گروهی بسیار بزرگی از هموطنان در قالب اردوهای راهیان نور و بسیاری دیگر خود را به شکل‌های مختلف به مناطق جنگی در جنوب کشور می‌رسانند و با یاد رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس سال خود را تحویل می‌کنند.
و البته هستند بسیاری از هموطنان که به دلایل مختلف نمی‌توانند عازم مناطق عملیاتی سال‌های نبرد حق علیه باطل بشوند و در هر شهر و روستایی که هستند با نو شدن سال، هدایایی را تهیه می‌کنند و یا شاخه گل در دست می‌گیرند و به عیادت جانبازان دوران دفاع و خانواد‌های سرافراز شهدا می‌روند و گروهی دیگر نیز سال خود را با غبارروبی از گلزار شهدای شهر خود آغاز می‌کنند، هر کجای این سرزمین که هستید فیض زنده نگه داشتن یاد شهدا که به فرموده مقام معظم رهبری زنده نگه‌داشتن یاد شهدا از شهادت کم‌اجرتر نیست و احترام پاسداشت به جانبازان سربلند میهن اسلامی را از دست ندهید.

تعطیلات نوروزی و کتابخوانی
شاید بسیاری از ما به دلیل مشاغل مختلفی نتوانیم چندان به مطالعه کتاب‌های مورد علاقه‌مان بپردازیم و به دنبال فرصتی باشیم تا فارغ از دغدغه‌های روزمره برای خواندن آن کتاب‌ها وقت بگذاریم. اگر برنامه ویژه برای تعطیلات عید یک برنامه مطالعاتی ترتیب دهید. کتاب‌های زیادی چون پایی که جا ماند، دآ، نورالدین پسر ایران، بابا نظر، خاک‌های نرم کوشک در نزدیک کتابخانه‌ها و کتابفروشی برای خواندن هستند که نباید این فرصت مناسب را برای خواندن‌شان از دست داد.

تعطیلات نوروزی و روابط دوستانه
ایّام عید نیز فرصتی مناسب برای دیدار دوستان یا نامه‌نگاری و فرستادن کارت تبریک عید است. دوست خوب، نعمتی است بسیار گرانقدر که باید برای یافتن و حفظ آن تلاش کرد. رعایت ملاک‌های ارزشی در انتخاب دوست، ضامن استمرار دوستی‌ها و بهره‌گیری درست از آنها است. عاقل و فرزانه کسی است که در روابط دوستانه، معیارهای مکتب و موازین عقل را مراعات کند و از دوستی‌های غیرمنطقی و بر اساس هوس‌های جوانی بپرهیزد؛ چراکه ریشه بسیاری از آلودگی‌های اخلاقی و فروپاشی نظام‌های خانوادگی، دوستی‌های ناسالم و روابط نامناسب و هوس ناک است. بهار و عید باستانی نوروز را به دوستانی باید شادباش گفت که سزاوار این «خجسته‌باد» باشند.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

اعتمادسازی خارجی به بهای بی‌اعتمادی داخلی!
هفته گذشته خانم اشتون، کمیسر عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا که به نمایندگی از گروه 1+5 برای تداوم دیدارها و رایزنی‌ها در راستای مذاکرات هسته‌ای به کشورمان سفر کرده بود، با چند تن از فتنه‌گران فتنه ۸۸ در سفارت اتریش دیدار و گفت‌وگو کرد. انتشار خبر این دیدار که اولین بار در صفحه توئیتر خبرنگار بی‌بی‌سی به وقوع پیوست، بازتاب‌های زیادی به‌ویژه در داخل داشت و موجی از نقد و ارزیابی‌ها را متوجه مسئولان و متولیان دستگاه دیپلماسی کشور کرد.
خانم افخم در پاسخ به این نقدها و پرسش‌ها دو گونه واکنش نشان داد؛ در واکنش اول، به‌نوعی بر عادی و مرسوم بودن دیدار با نخبگان کشورهای هدف سفرکنندگان خارجی تأکید شد که چه بسا در دیدارهای مقامات جمهوری اسلامی ایران در کشورهای دیگر هم اتفاق می‌افتد! اما با تداوم و تشدید فشارها به‌ویژه از سوی نمایندگان مجلس، خانم سخنگو، آن را خلاف عرف دیپلماتیک خواند و اعلام کرد این دیدار با وزارت خارجه هماهنگ نشده بود.
بنای این یادداشت بر تأمین دو هدف است؛ یکی تعرضی دلسوزانه به این مواضع رسمی دستگاه دیپلماسی کشور و دوم، نقد اصل دیدار خانم اشتون با فتنه‌گران سال ۸۸.
با بخش ابتدایی سخنان خانم افخم موافقیم که در این قبیل دیدارها، ملاقات با نخبگان کشور هدف مرسوم است و بخشی از دیپلماسی عمومی محسوب می‌شود. اما سوال این است که کدام نخبگان؟! خانم «نرگس محمدی» به عنوان مجرم فتنه ۸۸ چندی در زندان بوده و از قضا، خانم اشتون و یا در دوره پیش هیئت پارلمانی اروپا دقیقاً به همین دلیل با این دست از مجرمان دیدار و ملاقات کرده‌اند؟ آیا اتحادیه اروپا و آمریکا به هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و یا هر کشور دیگری اجازه می‌دهند که با محکومان دادگاه‌های آنها دیدار بشردوستانه انجام دهند؟
اما بخش دوم مواضع افخم که این دیدار را غیرهماهنگ با دستگاه امور خارجه می‌داند، بیشتر نگران‌کننده است و به قولی «عذر بدتر از گناه» محسوب می‌شود. از بدو ورود هیئت‌های خارجی تا خروج آنها از کشور، وزارت امور خارجه مسئول و همراه آنهاست. نکته سوم هم، عملکرد آزادانه و خارج از معاهدات حقوق بین‌الملل سفارتخانه‌های اروپایی در کشورمان است که به گاه فتنه، با حمایت تبلیغی و لجستیکی از فتنه‌گران و در شرایط کنونی با واسطه دیدار فتنه‌گران با مقامات غربی عمل می‌کنند و این در حالی است که هیچ تذکر یا تحکمی هم از دستگاه دیپلماسی دریافت نکرده و مطابق با عرف دیپلماتیک و قوانین مرتبط با حقوق سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌ها، این قبیل اقدامات به‌مثابه مداخله در امور داخلی کشور میزبان به شمار می‌آید.
اما بخش سوم این یادداشت این است که به سهم ناچیز خود، پرسش‌ها و نکات تأمل‌برانگیز زیر را از دولت طرح نماید تا به تبیین و تنویر موضوع برای مردم بیشتر کمک شود؛
۱ـ دولت محترم علت اصرار هیئت‌های غربی مبنی بر دیدار با فتنه‌گران را چگونه تحلیل می‌کند؟ بدیهی است که مواضع و عملکردشان نشان می‌دهد که آنها به فکر گشودن جبهه‌های متعدد دیگری از قبیل حقوق بشر، موشک‌های بالستیک و... علاوه بر موضوع هسته‌ای بر روی ایران هستند تا ابزار فشارشان به ایران را متنوع و متعدد کنند. در این سفرها قطعاً مستندسازی وارونه علیه اقدامات حقوق بشری مطمح نظر غربی‌هاست.
۲ـ چه ارتباطی بین مذاکرات هسته‌ای و احیای مسائل مرتبط به فتنه ۸۸ متصور است؟ در حالی که مطابق با روح حاکم بر توافق ژنو، طرفین بایستی از ورود و طرح هر گونه مسائلی که خارج از روند مذاکره باشد، بپرهیزند؟
۳ـ دولت محترم درصدد اعتمادسازی برای نتیجه‌بخشی مذاکرات است و این عمل مستحسن است، اما آیا کنش اعتمادسازی یک‌طرفه که در مقابلش، مداخله غرب در امور داخلی ایران را به دنبال داشته باشد، سبب فرو ریختن اعتماد ملی و سرمایه اجتماعی دولت در داخل نمی‌شود؟!


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (19)

خاطرات تکان‌دهنده قحطی!
«میرزا خلیل‌خان ثقفی» پزشک دربار احمدشاه در خاطرات خود از اوضاع حاکم بر تهران می‌گوید که نشان‌دهنده عمق فاجعه در پایتخت است: از یکی از گذرگاه‌های تهران عبور می‌کردم، به بازارچه‌ای رسیدم که در آنجا دکان دمپخت‌پزی بود. روبه‌روی آن دکان، دو نفر زن پشت به دیوار ایستاده بودند. یکی از آنها پیرزنی بود صغیرالجثه و دیگری زنی جوان و بلندقامت. پیرزن که صورتش باز بود و کاسه گلینی در دست داشت، گریه‌کنان گفت: ای آقا! به من و این دختر بدبختم رحم کنید؛ یک چارک از این دمپخت خریده و به ما بدهید، مدتی است که هیچ کدام غذا نخورده‌ایم و نزدیک است از گرسنگی هلاک شویم...
میرزا خلیل‌خان می‌گوید: دو چارک دمپخت برای آنان خریدم و از آنجا گذشتم و رسیدم به گذر تقی‌خان. در گذر تقی‌خان یک دکان شیربرنج‌فروشی بود.... نزدیک بود به دکان برسم که ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختری افتاد که در کنار دیواری ایستاده و چشم به من دوخته بود.
دفعتاً نگاهش از سوی من برگشت و به بساط شیربرنج‌فروشی افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بیشتر نداشت. لباس‌ها و چادرش پاره‌پاره بود و چشمان و ابروانش سیاه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد که تقریباً به رنگ کاه درآمده بود بسیار زیبا بود. همین که نگاهش به شیربرنج افتاد لرزشی بسیار شدید در تمام اندامش پدیدار گشت و دست‌های خود را به حالت التماس به جانب من دراز کرد و خواست اشاره‌کنان چیزی بگوید، اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالی که صدای نامفهومی شبیه به ناله از سینه‌اش بیرون آمده، به روی زمین افتاد و ضعف کرد.
من فوراً به صاحب دکان دستور دادم که یک بشقاب شیربرنج که رویش شیره هم ریخته بود آورده و چند قاشق به آن دختر خوراندیم. پس از اینکه اندکی حالش به جا آمد و توانست حرف بزند، گفت: دیگر نمی‌خورم، باقی این شیربرنج را بدهید ببرم برای مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگی نمیرد.
در همین بحبوحه که قحطی همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می‌کشاند نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری و احتکار می‌کردند. جای تعجب نداشت که انگلستان علاوه بر جمع‌آوری آذوقه داخل کشور، اجازه واردات موادغذایی از بین‌النهرین، هند و یا آمریکا به ایران را نمی‌داد، زیرا دولتمردان انگلیسی بر این عقیده بودند که اگر بخواهی بر ایرانی جماعت حکومت کنی باید آنان را گرسنه نگه داری. انگلیسی‌ها در درون کشور نیز حتی محدودیت‌هایی برای ارسال آذوقه از یک شهر به شهرهای همجوار اعمال کرده بودند. برای نمونه تجار قمی حق نداشتند به کاشان و اطراف آن که در چند ده کیلومتری قم بودند آذوقه بفرستند. در یکی از قحطی‌های این منطقه با ایجاد ممانعت انگلیسی‌ها برای ارسال آذوقه از قم به کاشان، هزاران نفر از اهالی کاشان و اطراف از گرسنگی جان دادند و انگلستان هیچ عکس‌العملی انجام نداد.
روزنامه ایران در ۲۱ سپتامبر ۱۹۱۷ می‌نویسد: نبود غله دارد در سراسر ایران قحطی به وجود می‌آورد. تأثیر کمبود غله به‌ویژه در کاشان مشهود است و هیچ ترفندی نمی‌تواند اوضاع را بهتر کند، زیرا حمل غله از قم یا سلطان‌آباد به کاشان ممنوع است.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 241
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

عملکرد اقتصادی و نظامی موتلفه پس از انقلاب اسلامی
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (25)

در ادامه بررسی عملکردهای مختلف حزب موتلفه پس از انقلاب اسلامی، در این شماره با عملکرد اقتصادی این حزب در قالب مباحث زیر آشنا میشویم:
ج) عملكرد اقتصادی
مؤتلفه از ابتدا تاكنون مبتنی بر حمایت از سیاست‏های اقتصاد باز بوده است. دلایل این مدعا عبارتند از:
1) دفاع از حركت اقتصادی دولت آقای رفسنجانی
مؤتلفه حركت اقتصادی دولت آقای رفسنجانی را بسیار حساب شده و منطقی می‏دانست. همه می‌دانیم که سیاست اقتصادی او مبتنی بر اقتصاد باز بوده است. آقای عسگراولادی در تأیید این سیاست‏ها در سال 1372 گفت: «حركت اقتصادی دولت [آقای رفسنجانی[ بسیار حساب شده و منطقی است و باید با كار، قناعت و صبر بتوانیم دولت و مجلس را در اطاعت از مقام معظم رهبری یاری كنیم تا بتوان استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را تحقق بخشید.»(۱)
2) بازگشت برخی کارخانجات مصادره شده
ابوالفضل توكلی بینا، مشاور رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد به موضوع مصادره كارخانه‌ها در ایام ابتدایی انقلاب اشاره می‌كند: «هنگامی كه در بنیاد مستضعفان بودم كارخانه‌هایی كه بی‌رویه مصادره شده بود به صاحبانش بازگردانده شد. این كارخانه‌ها سرمایه‌های مملكت است. بعضی‌ها به اشتباه تصور می‌كنند كه اگر كارهای اقتصادی در دست دولت باشد نتیجه مثبتی خواهد داشت، ولی این طرز فكر اشتباه است. دولت باید سیاستگذار باشد. وزیری كه كارخانه و یا شركت اداره كند وقت سیاستگذاری ندارد.»(۲)
3) مخالفت با فعالیت‌های اقتصادی نهادهای شبه‌دولتی
برای مثال می‌توان به سخن زیر از ابوالفضل توكلی بینا اشاره کرد: «شما ببینید نهادی مانند آستان قدس رضوی آیا نیاز دارد كه كشاورزی، برج‌سازی و یا كارخانه‌های اتومبیل‌سازی به راه بیندازد؟ این كارها باید دست مردم باشد. آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا نیاز به چنین فعالیت‌هایی ندارد. خیلی از نهادها مانند آستان قدس رضوی كار را از دست كسبه گرفته‌اند.»(۳)
4) تلاش برای ایجاد شغل
مؤتلفه در سالهای اخیر برای حل مشکل بیکاری در کشور، پیشنهادهای مختلفی ارائه کرده است. از جمله آقای خاموشی طرحی ارائه کرد که کارگاه‌های کوچک، با زیر ده کارگر، از شمول قانون کار معاف شوند. این طرح در نهایت با زیر سه کارگر به تصویب رسید. هدف این بود که کارگاه‌هایی که به دلیل ترس از مواجه شدن با قانون کار، کارگر استخدام نمی‌کنند، نترسند و کارگر استخدام کنند. انتظار می‌رفت با همین طرح ساده، میلیونها نفر شغل پیدا کنند. این طرح با مخالفت‌های بسیاری مواجه شد.(۴)
در سال‏های اخیر، عملكرد اقتصادی مؤتلفه بیشتر جهت‏گیری عدالت‏خواهانه پیدا كرده و طرفداری از مستضعفان، نمود خاصی یافته است. بررسی عناوین مطالب نشریه شما، گویای این ادعاست.
د) عملكرد نظامی
مؤتلفه پیش از انقلاب اسلامی در سالهای 42 تا 44 پاره‏ای عملیاتهای نظامی داشته است. در پانزده خرداد 1342، شاخه «جهاد مسلّح» مؤتلفه برای نخستین بار، به خشونت رژیم طاغوت، با خشونت پاسخ گفت و همین شاخه در اواخر سال 1343 حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت ایران را به جرم اهانت به امام خمینی(ره) و ارائه لایحه خیانت‏بار كاپیتولاسیون به مجلس و تلاش برای تصویب آن، مورد مجازات انقلابی قرار داد. این عملیات، منجر به دستگیری اكثر اعضای اصلی مؤتلفه شد و هر چند كه شهید سیدعلی اندرزگو به مبارزات چریكی خود تا سال 57، سالی كه به شهادت رسید، ادامه داد،(۵) اما جمعیت مؤتلفه، از فعالیتهای نظامی دست كشید.(۶) در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به دلیل آنكه نظام كاملاًً مورد تأیید مؤتلفه بود، شاخه نظامی تشكیل نداد.
مؤتلفه در حال حاضر شاخه نظامی ندارد و حتی اگر متوجه شود كه یكی از اعضای آن نظامی است، با توجه به فرمان امام (ره) مبنی بر عدم عضویت نیروهای مسلّح در گروههای سیاسی، عذر او را می‏خواهد.(۷)
هـ) عملکرد در جریان فتنه 1388
عملکرد مؤتلفه در جریان فتنه 1388 به شرح زیر است:
ـ تلاش برای حفظ وحدت بین طرفداران نظام اسلامی: برای نمونه، حبیبالله عسگراولادی جمع بستن نامزدها و طرفداران‌شان را مورد عتاب قرار داد و گفت: «آقایان کروبی، رضایی و موسوی سوابق زیادی در انقلاب دارند و این افراد را نمی‌شود در آتش‌سوزی‌ها و آدم‌کشی دخالت داد. اگر هم کسانی در این راه افراط می‌کنند، باید راهی پیدا کنیم که به این عزیزان بگوییم شما اعتراض طرفداران‌تان را کنترل کنید؛ چرا که نظام انتخابات را تأیید کرده و اگر هم اعتراضی دارید باید از طریق سیاسی باشد.»(۸)
تلاش برای جلوگیری از خروج برخی یاران انقلاب به سمت غیرخودی‌ها: که البته موفق نبود. وقتی این تلاشها نتیجه نداد، ناچار افرادی مانند میرحسین موسوی و مهدی کروبی از سوی سران مؤتلفه، سران فتنه نامیده شدند. برای نمونه، حجت‌الاسلام محمد خرسند گفت: «معتقدم سران فتنه از ابتدا چنین موضع‌گیری‌های تند و افراطی را ابراز می‌داشتند از این رو یک‌شبه تغییر ماهیت ندادند، چراکه از همان ابتدا با نظام و ولی فقیه( ولایت فقیه) مشکل داشتند.»(۹)
ـ تلاش برای حفظ حرمت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: برای نمونه حبیب‌الله عسگراولادی چنین می‌گوید: «هاشمی رفسنجانی یک مجتهد سیاسی است با اجتهادهای حساب‌شده، اما نظر اجتهادی‌اش با نظر آقا فرق می‌کند. ولی هرجا بفهمد آقا نظر مستقیمی دارند اطاعت می‌کند.»
او همچنین با اشاره به ملاقاتی که به همراه چند تن از اعضای مجمع تشخیص مصلحت... با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی داشتند اظهار کرد: ... ایشان در جواب گفت: من نسبتم با آقا بالاتر از آنی است که شما می‌گویید. من ایشان را در دوره‌ها و امتحان‌های مختلف شناخته‌ام، این بحران را هیچ‌کس بهتر از ایشان نمی‌تواند حل کند. هاشمی گفت هیچ‌کس را نمی‌شناسم که بهتر از آقا برای رهبری باشد و مدیریت‌شان هم برای این مسئله کافی است.
عسگراولادی تأکید کرد: «باید احترام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را نگه داریم و علیه ایشان تحریک نکنیم. نباید تفسیری کنیم که ایشان را در غیر متن خط ولایت قرار دهد. ایشان در متن خط ولایت هستند.»(۱۰)
حضور فعال همراه با پلاکاردهای تبلیغاتی فراوان در راهپیماییهای دفاع از ولایت در 9 دی 1388 و راهپیمایی مشهور در محکومیت جسارت به تصویر مقدس امام خمینی(ره)، همچنین راهپیمایی حساس 22 بهمن 1388.(۱۱)
دفاع از دستگیری افرادی همچون حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی: حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با اشاره به بازداشت برخی از سران فتنه و افراد وابسته به برخی از شخصیت‌های نظام که در حوادث بعد از انتخابات نقش‌آفرینی می‌کردند، اظهار داشت: «مراجع تقلید از عدم برخورد با سران فتنه و افراد وابسته بسیار نگران هستند و این نگرانی خود را به آیت‌الله لاریجانی اعلام کردند که امیدواریم دستگیری افرادی چون حسین مرعشی، اقدامی جدی از سوی قوه قضائیه در برخورد با دانه‌‌درشت‌ها باشد.»(۱۲)
ـ افشای شگردهای فتنه‌گران: برای نمونه، دکتر بادامچیان قائم‌مقام حزب، پس از شرح چند مرحله بروز نفاق در سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نفاق سبز را تازه‌ترین نفاق مطرح می‌شمارد و می‌گوید: «نفاقي كه چهره خود را 30 سال زير شعار ولايتمداري پوشانده بود، ناگهان شكوفا شد و كشور را به بحران كشاند؛ اين نفاق در حد نامزدي رياست‌جمهوري جلو آمد و با عوام‌فريبي، چهره خوبي از خود به نمايش گذاشت و جالب اينجاست كه به يكباره تمامي گروه‌هاي مخالف اعم از ليبرال و كمونيست نيز طرفدار آنها شدند.»(۱۳)
ـ تقدیر از ولی‌فقیه به دلیل مدیریت درست بحران: برای نمونه حمیدرضا ترقی در دیدار با شیخ عبدالاحمر قبلان، نایب‌رئیس مجلس اسلامی شیعه اعلی لبنان، می‌گوید: «مهار فتنه اخیر در ایران توسط رهبر انقلاب اسلامی، قدرت و تدبیر و هوشیاری و اقتدار ولایت‌فقیه را به اثبات رساند.»(۱۴)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

نقش مردم در دموکراسی؛ از واقعیت تا نگاه ابزاری
پس از آشنایی با مفهوم، تاریخچه، ابعاد و گونه‌های مختلف دموکراسی، لازم است به برخی از اندیشه‌های جدید و نسبت آنها با دموکراسی بپردازیم. البته به جای اندیشه‌های جدید گفته شود بازخوانی جدید از مولفه‌های اصلی دموکراسی بهتر است، زیرا عملاً اندیشه جدید به تمام معنی کلمه طرح نمی‌شود، بلکه تبیین جدیدی از عناصر اصلی دموکراسی چون حکومت مردم، اراده عمومی و آزادی و برابری و نسبت آنها با دموکراسی ارائه می‌شود.

حکومت مردم
آموزه «قدرت مردمی» را می‌توان هسته مشترک اندیشه‌ها و برداشت‌های گوناگون از دموکراسی دانست. اگرچه دموکراسی را همواره معادل با نظام حکومتی و یا به‌تازگی به نحو محدودتری با انتخاب دولت تلقی می‌کنند، اما تأکید فراوان بر حکومت، توجه انسان را از یکی از پایدارترین آرزوها که در پس اندیشه دموکراسی نهفته است، منحرف می‌سازد که آن همانا اشتیاق به وصل کردن یا حتی اساساً محو شکاف میان حکومت و حکومت‌شوندگان، دولت و جامعه است که در بسیاری از اندیشه‌های سیاسی متداول به وضوح به چشم می‌خورد.
آنچه دموکراسی «مستقیم» نامیده می‌شود، آن‌گونه که در آتن باستان عملی می‌شد، به نحو حیرت‌آوری این تمایز را محو کرد. دخالت تعداد وسیعی از مردم در نهادهای گوناگون تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری، اصل چرخش (معمولاً سالانه) صاحبان مناصب و انتخاب اعضای چنین نهادهایی به حکم قرعه به جای انتخاب، تماماً تضمین می‌کرد که مشارکت در حکومت به اقلیتی از فعالان محدود نشود و در کل مجموعه شهروندان توزیع شود. به همین سان «ژان ژاک روسو» معتقد بود که کسی که بر خود حکومت نمی‌کند، نمی‌تواند به‌گونه‌ای راستین آزاد باشد و بنابراین تنها اشکال معینی از دموکراسی مستقیم، چارچوبی را فراهم می‌آورد که در آن حکومت و آزادی با هم سازگار می‌شوند. به این علت بود که روسو در کتاب «قرارداد اجتماعی» خود دموکراسی انگلستان را به باد تمسخر گرفت، زیرا به نظر او مردم انگلستان «فقط در جریان انتخاب اعضای پارلمان آزاد هستند و بلافاصله پس از انتخاب اعضای پارلمان، دوباره برده می‌شوند، به همین جهت این انتخاب فاقد اهمیت است.»(۱)
بنابراین معنای دموکراسی در اصل چنین بود:‌ مردم مستقیماً بدون انتخاب نمایندگانی به عنوان میانجی، بر خود حکومت می‌کنند و اگر ضرورتی احساس کردند مناصب دولتی را میان شهروندان می‌گردانند. بسیاری از مفسران جدید از بورک، همیلتون و مدیسون گرفته تا مفسران معاصر، با صراحت ابزار نمایندگی را وسیله‌ای برای محدودیت این مشارکت و کنترل مردمی و حفظ قدرت‌های روزمره دولت توسط نخبگان می‌دانستند. شاید در بعضی موارد چنین قید و بندی برای قدرت مردمی لازم باشد، اما این قید و بندها دموکراتیک نیستند. بحث‌های طرفداران دموکراسی درباره نمایندگی بسیار متفاوت بود. به طور مشخص پین و جیمز میل، نمایندگی را وسیله قابل توجیهی برای انطباق اصل دموکراتیک بر جوامع بزرگ و پرجمعیت می‌دانستند. از این‌رو دغدغه آنها متوجه این امر بود که از قدرت‌گیری بیش از حد و مستقل نمایندگان منتخب و یا تبدیل آنها به یک الیگارشی دائم و ماندگار جلوگیری نمایند.(۲)
محدودیت دموکراسی
به دولت
برخی نظریه‌پردازان قرن بیستم کوشیده‌اند روایتی از دموکراسی ارائه نمایند که در آن مشارکت مردم، اگر نگوییم نامطلوب، دست کم با شک و سوءظن همراه باشد. البته این امر بیانگر گسست بنیادی از درک سنتی درباره دموکراسی بوده و هست. همچنین این سوال مطرح است که آقا واقعاً محدودیت اصل دموکراسی به دولت، آرمان‌هایی را که دموکراسی‌ خواهان تحقق‌شان بود، برآورده می‌کند؟ این اعتقاد که دموکراسی به معنای حکومت مردم است یا دست‌کم به معنای نمایندگانی که از جانب آنها عمل می‌کنند، بر مبنای این پیش‌فرض مطرح گردید که قدرت حکومت، قدرتی است در جامعه و سیاست که بر زندگی اجتماعی و اقتصادی تسلط دارد و هیچ قدرت جناحی یا گروهی ذی‌نفع نمی‌تواند در مقابل قدرت مشروع ناشی از اراده مردم مقاومت کند. اقتدار مشروع دولتی به معنای قدرت بود. این اندیشه که اقتدار بدون قدرتی موثر می‌تواند وجود داشته باشد به دشواری به ذهن کسی خطور می‌کرد.

استفاد ابزاری از دموکراسی
یکی از ناسازه‌های اندیشه سیاسی معاصر غرب این است که نظریه متداول کوشیده تا ایده دموکراسی را فقط به انتخاب دولت از میان نخبگان رقیب محدود کند. این در حالی است که به نحو گسترده‌ای نیز تصدیق می‌کنند که حاکمیت نظری چنین دولت‌های «دموکراتیکی» با قدرت‌های عملی آنها بر جوامع‌شان انطباق ندارد. این پدیده را می‌توان در مجتمع‌های تولیدی و کمپانی‌های چندملیتی مشاهده کرد که خط‌مشی‌ها و تصمیم‌گیری‌های مربوط به استخدام و معاش میلیون‌ها نفر به آنها وابسته است. اگر چنین قدرتی خارج از حیطه یا کنترل دولت‌های انتخابی باشد، یقیناً دفاع از این امر که ملزومات دموکراسی هنگامی تحقق می‌یابد که فقط دولت به‌صورت عمومی انتخاب شده و اساساً پاسخگو باشد، عجیب به نظر خواهد رسید.(۳)
البته هنگامی که کاربرد دموکراسی محدود و پیامدهای آن ناموثر باشد، اعتبار دموکراسی نیز تضعیف می‌شود. از دیگر ضعف‌ها و محدودیت‌های عمده دموکراسی غربی تأثیرپذیری از قدرت سرمایه‌داری و کمپانی‌های رسانه‌ای جهانی صهیونیستی است. پول و تبلیغات انتخاباتی است که خط ایجابی و خواسته شده طراحانی پشت پرده سیاست و قدرت در غرب را به مردم القا می‌کند، البته جلوه‌های بصری و بیرونی به شکلی است که مردم احساس کنند آنها هستند که انتخاب می‌کنند. رسانه در شکل‌دهی و تصویرسازی در این زمینه نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.
بنابراین به نظر می‌رسد «قدرت مردمی» و «حکومت مردم» شعارهایی بی‌محتوا هستند که تنها نقش ابزاری را برای رسیدن مشروع حاکمان به قدرت ایفا می‌کنند، لذا تا زمانی که منظور از نقش مردم هم در عمل و هم در جزئیات مشخص نشود، منتقدان به آسانی می‌توانند آنها را تحت عنوان لفاظی صرف رد کنند. اما این نکات سبب می‌شود که پرسش‌ها جدی‌تر مطرح شود که به راستی حکومت مردم چیست؟ اگر سخن گفتن از «اراده مردم» روزگاری معنا داشت، آیا هنوز هم معنایی دارد؟ آیا جوامع بزرگ می‌توانند «اراده‌ای عمومی» یا منافعی عمومی داشته باشند؟ در شماره آتی می‌توان در این حوزه سخن گفت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 241
فتح الله پریشان

فضیلت محبت و قوام‌بخشی جامعه در دیدگاه دوانی
جلال‌الدین دوانی در اندیشه فلسفی (نظری ـ عملی) خود اگر چه بسیار متأثر از خواجه‌ نصیرالدین طوسی است و در کتاب «اخلاق جلالی» کاملاً از «اخلاق ناصری» خواجه نصیر اقتباس می‌کند، اما آن را به دستور سلطان حسن‌بیک با نگاه اشراقی تصحیح و بازنویسی می‌کند. دوانی فلسفه و عرفان و اشراق و شریعت را یکی می‌داند و معتقد است که همگی یک هدف دارند. وی برخلاف ارسطو که راه تعیین اعتدال و میانه‌روی را به وسیله عقل می‌داند، معتقد است اصل پذیرش و ضرورت اعتدال و میانه‌روی در حکمت عملی، عقلی است، اما در تأثیرپذیری از آموزه‌های قرآنی و وحیانی، نحوه تعیین آن به عهده «شریعت الهی» است.(۱) نگاه دین و عرفان‌محورانه دوانی سبب می‌شود که لمعه دوم از کتاب لوامع‌الاشراق خود را در فضیلت محبت قرار می‌دهد. از نظر وی، کمال افراد انسانی منوط به اجتماع و تألّف است و آن بی‌محبت و الفت حاصل نمی‌شود. قوام موجودات از نظر قدمای حکما و دوانی به محبت است و هیچ موجودی از محبت خالی نتواند بود، چنانچه از وجودی و وحدتی خالی نباشد.
محبت در نوع انسان در دستگاه تحلیلی محقق دوانی دوگونه است؛ یکی طبیعی همچون محبت مادر، فرزند را و دیگر ارادی است چون محبت متعلم، معلم را.(۲) البته محبت ارادی خود بر چهار نوع قابل تقسیم است: اول آنکه زود حادث شود و زود زایل شود، دوم آنکه دیر شود و دیر پاید، سوم آنکه دیر شود و زود رود و چهارم آنکه زود آید و دیر پاید، چه غایت محبت یا لذت است، یا نفع، یا خیر، یا مرکب. لذت سبب محبتی است که زود شود و زود رود، زیرا که لذت سهل‌الحصول است و سریع‌التغیر و نفع سبب محبتی است که دیر حادث شود و زود رود، چه نفع عسیرالحصول باشد و سریع الانتقال و خیر سبب محبتی است که زود شود و دیر رود، اما زود شدن بنا بر آن است که میان اهل خیر مناسبت روحانی و موانست جانی حاصل شود، اما دیر رفتن جهت اتحاد حقیقی که لازم خیر است و اما مرکب علت محبتی است که دیر بندد دیر گشاید، چه اجتماع نفع و خیر اقتضای هر دو حال کند.(۳) دوانی پس از توضیح مفصل‌گونه‌های مختلف محبت، تتمه احکام محبت را به محبت میان پادشاه و رعیت و حاکم و محکوم اختصاص می‌دهد و معتقد است محبت اکثر سلاطین با رعایا از این جهت است که ایشان بر رعایا منعم و مفضلند و هر آینه منعم، منعم علیه را دوست دارد و محبت پدر، فرزند را از آن وجه که بر او حقوق دارد از این قبیل است، اما از وجهی دیگر او را با فرزند محبتی ذاتی است؛ چه او را به منزله نفس خود داند و صورت او را نسخه‌ای داند که طبیعت از صورت او نقل کرده و مثالی که بر لوح فطرت و هیئت او ثبت کرده، فی‌الواقع تصور صواب است. بحثی دیگر که محقق دوانی در مقوله محبت طرح می‌کند، مراتب محبت است که چند مرتبه است. مرتبه اول، محبت خداوند تعالی است که منبع خیرات و معدن کمال است و حقیقت آن محبت جز عارف ربانی را که به قدر امکان بر صفات جمال و نعوت جلال الهی مطلع باشد، حاصل نشود. مرتبه دوم، محبت والدین است که سبب صوری‌اند وجود او را و این محبت تالی آن مرتبه است و هیچ محبت را این رتبت نیست، مگر محبت متعلم، معلم را که باید اوکد از این محبت باشد، چه به حقیقت معلم، پدر روحانی است، پس به قدر آنکه روح را بر جسم شرف است، معلم را بر پدر شرف باشد. پس محبت او در مرتبه فروتر از محبت موجد حقیقی باشد و بالاتر از محبت پدر.(۴)
مرتبه سوم، محبت رعایا، سلطان را و محبت سلطان، رعایا را و بعضی محبت رعایا، سلطان را اوکد داشته‌اند از محبت پدر و همانا این قول به تحقیق اقرب است؛ چه بدون سیاست سلطان انتفاع از پدر متصور نیست و همچنان که پدر سیاست فرزند می‌کند سلطان سیاست پدر و فرزند هر دو می‌کند. مرتبه چهارم، محبت معاریف و شرکاست: «باید که هر یک را در مرتبه لایق به او نگه دارد و خلط مراتب محبت ننماید، چرا که اخلال به حفظ حقوق از مراتب ظلم است و موجب فساد و خیانت.»(۵) اساساً در حکومت اسلامی بعد عاطفه و محبت متقابل حاکم و مردم از ابعاد اساسی حکومت محسوب می‌شود که در نگاه محقق دوانی به سیاست و قدرت نیز ملاحظه می‌شود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

موانع نظام آموزشی و معرفتی
در شماره پیشین ضمن اشاره کلی به موانع روش‌شناختی پیش ‌روی خلاقیت و نوآوری در تحقیقات سیاسی اسلامی، موانع مربوط به محقق را برشمردیم. در این شماره، موانع مرتبط با نظام آموزشی و معرفتی در جهان اسلام را واکاوی می‌کنیم. در کتاب روش‌شناسی در مطالعات سیاسی اسلام، پنج مانع جدی مربوط به نظام آموزشی و معرفتی ذکر شده است. اول آنها، عدم طی سیر انباشتی و تکاملی است. در هر زمان و متناسب با اوضاع روز، باید نظریه‌های مختلفی ارائه شود و یا مباحثی برای حل مشکلات سیاسی ـ اجتماعی مطرح شود. پس از طی چند دوره، نظریه‌های جدید براساس نظریه‌های پیشین شکل می‌گیرند و محققان از میان انبوه متون و نظریه‌های علمی، به راه‌حل‌ها یا نظریه‌های جدیدتر دست می‌یابند، اما در حوزه اندیشه سیاسی اسلام و درباره مسائل، موضوعات و مفاهیم سیاسی ـ اجتماعی، انباشت متون و نظریه‌های مختلف صورت نگرفته است. در حالی که برای رسیدن به یک نظام معرفتی در موضوع اندیشه سیاسی اسلام، مباحث جدید اولاً از نظر کمی باید به حدی باشند که در یک زمان معین و در یک موضوع خاص بتوانند شبکه‌ به هم پیوسته استمرارمندی را شکل دهند. ثانیاً هر کدام از این آثار، یک زاویه و یک بعد از موضوع را مورد بررسی قرار داده باشند. ثالثاً علاوه بر انباشت دانش در یک موضوع خاص، انباشت موضوعات هم صورت گیرد.
دوم، گذشته‌گرایی است. یکی از موانع نوآوری در اندیشه سیاسی اسلام این است که پژوهشگر این حوزه، به دلایل شخصی مثل چارچوب فکری خود، یا به این دلیل که شرایط و فضای حاکم بر مجامع علمی و سیاسی به او اجازه نمی‌دهد، نمی‌تواند به صراحت استنباطات امروزی خود را از قرآن و سنت مطرح سازد و پاسخ مسائل امروز خود را از آنها اخذ کند و به همین دلیل لازم می‌بیند برای مشروع نشان دادن بحث و در تأیید استنباطات خود، به موارد مشابه در نوشته‌های دانشمندان گذشته مراجعه و استناد کند. قرار گرفتن در فضای سیاسی ـ اجتماعی خاص گذشته و کثرت اختلاف اقوال و آثار و تفاوت مسائل امروزین با مسائل پژوهشگران گذشته موجب می‌شود که به لحاظ فکری و روش، پژوهشگر معاصر در فضایی قرار گیرد که امکان هرگونه نوآوری و پاسخ روزآمد برای مسائل مبتلا به امروز از وی گرفته شود. سومین مانع، غلبه رویکرد فقها است که متناسب با پیشرفت و پیچیدگی‌های مسائل روز، پیشرفت نکرده و پیچیده‌ نشدند و به قول استاد رشاد اساساً فقه ما در مباحث جدید به‌نوعی دچار رکود گشته است. تنزه‌طلبی و تعمیم دامنه قداست دین اسلام به مباحثی که دانشمندان مسلمان ارائه می‌دهند، چهارمین و پنجمین مانع مرتبط با نظام آموزشی و معرفتی محسوب می‌شود. قائل شدن به نوعی تنزه‌طلبی و خودبرتربینی علوم اسلامی به دلیل انتساب به وحی سبب شده این علوم کمتر به حوزه و معرکه درگیری با نظریه‌های رقیب یا با واقعیت‌های اجتماعی وارد شوند. تلاش مباحث اندیشه سیاسی مرتبط با قرآن و سنت برای حفظ ماندگاری خود از طریق انتساب به جاودانگی منابع دینی هرگونه نقد و رد آنها را نقد کلام الهی تلقی می‌کند که این تعمیم دامنه قداست راه هرگونه نوآوری را می‌بندد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
نداشتن موضع صریح و شفاف در صدور انقلاب اسلامی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

انقلاب اسلامی پس از پیروزی و در روند تأسیس نظام جمهوری اسلامی با موانع و مشکلات فراوانی روبه‌رو شد و هم‌اکنون پس از ۳۵ سال همچنان درگیر است، حضرت امام در رهنمودهای اساسی در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان برای برون‌رفت از موانع و مشکلات و همچنین برای بقای انقلاب راهکار صدور انقلاب اسلامی را با صراحت اعلام کردند و از دستگاه‌ها و نهادها و همچنین ملل مستضعف و تحت ستم دنیا انتظار داشتند که به این امر اهتمام جدی شودد. البته معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامی به جهان به معنای آنچه که در عرف دنیای امروز تعریف می‌شود، نیست. دیدگاه‌ها و نقطه‌نظراتی از قبیل لشکرکشی یا مباحثی چون؛ انترناسیونالیستی یا دسته‌بندی ملیت‌ها، یا تهاجم به رژیم‌های حاکم از طریق سازماندهی گروه‌های تروریستی، نظامی، چریکی، اصلاً و ابداً در دیدگاه امام جایگاهی ندارد. یا از نقطه‌نظرات سیاست مسالمت‌آمیز توأم با فرصت‌طلبی هر جاکه مصالح و منافع ملی اقتضا کرد و شرایط آماده بود به رژیم‌های مستبد ضربه وارد کنیم، اگر شرایط مناسب نبود با وضع موجود ادامه دهیم از منظر امام پ‍ذیرفته نیست و آشکارا نفی کردند، آنچه مورد نظر حضرت امام(ره) در مورد صدور انقلاب صادق است، تأکید بر تحقق ارزش‌ها در داخل و اهتمام جدی به ارائه و اشاعه ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب در خارج از مرزها است. هر گونه کوتاهی، غفلت، کج‌فهمی و... از آسیب‌ها و خطرات انقلاب اسلامی محسوب می‌شود و آنچه که مورد نظر امام راحل است الزاماً ‌باید در دستور کار مسئولان قرار گیرد تا اینکه انقلاب اسلامی در ایران محبوس نشود و بدین‌منظور امام راحل رهنمودها داده‌اند.

فرازی از وصیت‌نامه
«اینك كه به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه‌ریزی  شده و آنچه در این حكومت اسلامی مطرح است اسلام و احكام مترقی آن است، بر ملت عظیم‌الشأن ایران است كه در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، كه انبیای عظام از‌ آدم ـ علیه‌السلام‌ـ  تا خاتم‌النبیین ـ صلی‌الله علیه وآله وسلم‌ـ در راه آن كوشش و فداكاری جانفرسا نموده‌اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام ـ علیهم صلوات‌الله ـ با كوشش‌های توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن  كوشیده‌اند و امروز بر ملت  ایران، خصوصاً و بر جمیع مسلمانان، عموماً،  واجب است این امانت الهی را كه در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی كوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمایند و امید است كه پرتو نور آن بر تمام كشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولت‌ها و ملت‌ها با یكدیگر تفاهم در این امر حیاتی  نمایند و دست ابرقدرت‌های عالم‌خوار و جنایتكاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان كوتاه نمایند.»

عدول از آرمان‌ها
آسیب‌های جدی پیش روی مبارزان و انقلابی‌ها در جهان است. انقلاب اسلامی بیش از هر چیز نیازمند معرفی آرمان و آرزوهای اسلامی است. الزاماً همه ‌باید در ترویج و تبلیغ آن کوشش کنند و انسان‌های در بند خرافه و عقاید انحرافی و بازی‌خورده‌های عوامل استکبار جهانی رها شوند و در مسیر حق و حقیقت قرار گیرند. بهترین و شاخص‌ترین مدار، همین فراز وصیت‌نامه امام راحل است که تأکید نمودند: «حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است.» مسلمانان در حول و حوش این محور به همه آرزوهای‌شان خواهند رسید و امام راحل مکرر بر این موضوع اصرار ورزیدند و توصیه‌کردند و مسئولان نظام جمهوری اسلامی را به اجرای آن فراخواندند. در یکی از پیام‌ها در سال‌های آخر حیات‌شان با صراحت اعلام نمودند: «جمهوری اسلامی ایران نباید تحت هیچ شرایطی از اصول و آرمان‌های مقدس و الهی خود دست بردارد. ان‌شاءالله مردم سلحشور ایران کینه و خشم انقلابی و مقدس خویش را در سینه‌ها نگه داشته و شعله‌های ستم‌سوز آن را علیه شوروی جنایتکار و آمریکای جهانخوار و اذناب آنان به کار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدی ـ صلی‌الله علیه وآله و سلم ـ بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند.»
یکی از راهکارهای اساسی برای حیات انقلاب اسلامی و تداوم آن ایستادگی روی مواضع اساسی بر مبنای ارزش‌های اسلامی است که آرزو و آرمان همه ملل مسلمان جهان است و در این رابطه از حیله‌ها و ترفندها و کید دشمنان نباید غافل بود.

غفلت از کید دشمنان
در این دنیای ظالمه استکبار جهانی برای تحقق آرمان‌ها و ارزش‌های اسلامی هرگز نباید از حیله‌های دشمنان اسلام غافل بود. آنها با هزار نیرنگ و با لبخندهای فریبنده دیپلماسی از طرف دیگر به کار بردن اهرم‌های فشار گروهک‌های تروریستی و با حمایت رژیم اشغالگر قدس و همچنین با به میدان آوردن جریان‌های متحجر و خشونت‌گرای تروریست، سعی در نابودی ارزش‌های اسلامی دارند و این خطر و آسیب را امام راحل بارها گوشزد کردند و اساسی‌ترین رهنمودها را در مقابله با این روش کار استکبار جهانی ارائه دادند. ایشان در بخشی از پیام گوهربارشان در تاریخ(۲/۹/۶۷) یادآور شدند: «به همه ملت بزرگوار ایران و مسئولین عرض می کنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگ‌ترین ساده‌اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً آمریکا و شوروی‌ از ما و اسلام عزیز دست برداشته‌اند؛ لحظه‌ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی ـ صلی‌الله علیه وآله و سلم ـ موج می‌زند. باید برای شکستن امواج توفان‌ها و فتنه‌ها و جلوگیری از سیل آفت‌ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم. ملتی که در خط اسلام ناب محمدی ـ صلی‌الله علیه و آله ـ و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چراکه در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشد.
خلاصه کلام؛ اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین‌انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الّا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.»


اسلام آمریکایی
از آسیب‌ها و آفت‌ها و خطراتی که جریان انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند وجود جریان اسلام آمریکایی است که امام راحل شاخص‌های آن را برشمرده‌اند. این جریان، بسیار زیرکانه و موذیانه سعی دارد ارکان اساسی انقلاب اسلامی و ارزش‌های اسلامی را از درون تهی کند و حضرت امام راحل با پیام‌های متعدد در این‌باره رهنمود دادند و خطرات آن را گوشزد کردند، به‌خصوص در پیامی که به هنرمندان صادر کردند، مرقوم فرمودند: «خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه‌های عشق و شهادت و شرف و عزت سرمایه زوال‌ناپذیر آنگونه هنری است که باید، به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیباپسندِ طالبانِ جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل‌دهنده اسلام ناب محمدی ـ صلی‌الله علیه وآله وسلم ـ اسلام ائمه هدی ـ علیهم‌السلام ـ اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه‌خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم‌آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» باشد. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می‌برند.»
عناوینی که حضرت امام برشمرده‌اند در همه دوران تاریخ وجود داشته و در آینده با شکل و شمایل دیگر خودنمایی خواهد کرد و خطر این جریان از هر خطری بیشتر است.

گرفتار شدن در مرگ تدریجی
آنچه که برای امام راحل در عرصه مبارزه اصل بود، گشودن جبهه‌ای گسترده در برابر دشمن بود که از یک طرف همه عناصر مومن، مبارز، انقلابی، پابرهنگان، محرومان و مستضعفان جهان را شامل می‌شد و در مقابل، جبهه کفر، شرک، نفاق شامل تمامی جریان‌های ملحد و منحرف غربی و شرقی داخلی و خارجی را در برمی‌گرفت. بنیانگذار جمهوری اسلامی موضع قاطع و صریح خود را چنین اعلام کرد: «ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین‌المللی اسلامی‌مان بارها اعلام نموده‌ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه‌طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می‌گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می‌کنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیزم، سرمایه‌داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‌ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام‌هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده‌اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله ـ صلی‌الله علیه وآله وسلم ـ را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملت‌های دربند شاهد آن خواهند بود.»
امام راحل در این مبارزه با تأکید بر اینکه؛ «ما مظلومان همیشه تاریخ و پابرهنگانیم، ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه‌قطعه شویم دست از مبارزه با ظلم برنمی‌داریم.» خطاب به سران کشورهای عربی و اسلامی و ملت‌های مسلمان اعلام کردند: «مسلمانان تمامی کشورهای جهان! از آنجا که شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده‌اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید و از وجود جوانان پرشور و شهادت‌طلبی که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکند، استفاده نمایید. به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید که عزت و حیات در سایه مبارزه است که سیادت کفر و شرک جهانی خصوصاً آمریکا را بر خود حرام کنید.»

معیارهای مادی
برای حفظ اسلام و ارزش‌های دینی و ترویج و صدور انقلاب اسلامی نباید اساس را بر پایه معیارهای مادی گذاشت چون به شکل دیگری انقلاب اسلامی در نقطه‌ای دیگر محبوس می‌گردد. آنچه که اشاره شد و از مواضع صریح امام(ره) بیان گردید همه تلاش‌ها و فداکاری‌ها بر این مبنا بوده و است که ارزش‌های معنوی انقلاب اسلامی در جهان گسترش یابد. از یک طرف این موضوع برای دشمنان اسلام چندان قابل فهم نیست و از طرفی هیچ ابزاری برای محدودیت آن در اختیار ندارند. فقط استفاده از معیارهای مادی و دنیوی نمی‌تواند زمینه‌ساز صدور آرمان‌ها و اندیشه‌های انقلاب اسلامی در جهان باشد و مبارزه با ظلم تداوم یابد. حضرت امام(ره) در این‌باره رهنمود دادند: «ما، مأمور خدا هستیم، ما نباید معیارها را روی معیارهای مادی قرار دهیم و پیروزی و شکست را هم روی معیارهای طبیعی و مادی مطالعه کنیم... باید معیارهای الهی قرار بدهیم و پیروزی و شکست]را[هم در همان میدان الهی تشخیص بدهیم.»
و در پیام دیگری اشاره داشتند: «ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه و آله) برسیم و امروز غریب‌ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می‌خواهد، دعا کنید من نیز یکی از قربانی‌های آن گردم.»


از لابه لاي تاریخ

تاج شاهی و فلاکت عمومی!
هزینه‌های سرسام‌آور دربار پهلوی به قدری بود که گاه وابستگان نزدیک آنان را به تعجب وامی‌داشت. «مینو صمیمی» از نزدیکان دربار پهلوی در کتاب خاطرات خود با عنوان «پشت پرده تخت طاووس» می‌گوید: «بازگشتم به ایران در سال 1967 مصادف بود با جشنی که به مناسبت تاج‌گذاری شاه در ایران برگزار می‌شد. موقعی که قصد عزیمت از سوئیس داشتم، روزنامه‌های آن کشور پر بود از گزارش‌های انتقادآمیز در مورد جریان تاج‌گذاری شاه. در یکی از آنها خواندم که معمولی‌ترین وسیله مورد استفاده شاه و ملکه در این مراسم، شنل‌هایی است که با قطعات الماس و یاقوت و زمرد تزیین شده است. طبق نوشته روزنامه‌های سوئیس، شاه در حالی قصد داشت به عنوان فرمانروای یک ملت فقیر و عقب‌افتاده تاج‌گذاری کند که جواهرات تاج مورد استفاده او را 3380 الماس، 388 مروارید، 5 زمرد و 2 یاقوت درشت تشکیل می‌دادند و روی تاج ملکه نیز که از طلا و پلاتین ساخته شده بود 1469 الماس، 105 مروارید، 36 زمرد و 36 یاقوت داشت. در زمانی که تبلیغات گوناگون پیرامون واقعه تاج‌گذاری شاه از همه سو جریان داشت بسیاری از منابع مطلع در سوئیس به وجود فقر گسترده در ایران اشاره می‌کردند و به‌خصوص فیلم‌هایی از تلویزیون سوئیس پخش می‌شد که وضع اسفناک زندگی هموطنانم را به معرض تماشا می‌گذاشت. این فیلم‌ها که مسلماً به صورت محرمانه دور از چشم ساواک و بدون گذر از صافی سانسور رژیم توسط خبرنگاران خارجی از مناظر تأثرانگیز کشورم تهیه شده بود، واقعیت‌های موجود در ایران را مجسم می‌کرد و پرده خوش آب و رنگی را کنار می‌زد که رژیم شاه آن را برای پوشاندن حقایق تلخ و ناگوار بر سراسر ایران گسترده بود. من در فیلم‌هایی که زندگی مردم ایران را در خانه‌های گلی بدون برق و آب و بهداشت نشان می‌داد با مشاهده کودکانی که با پای برهنه در کوچه‌های تنگ انباشته از زباله بازی می‌کردند واقعاً متأثر می‌شدم و از خود می‌پرسیدم با وجود چنین شرایط اسفناکی در ایران، شاه چگونه توانسته تصمیم به تاج‌گذاری بگیرد و خود را شاه شاهان بنامد؟!...»
 


حكایت زمانه

انقلاب و بي‌خبري دربار پهلوی
با وجود دگرگوني در فضاي سياسي كشور، مخصوصاًً در اواخر 56 كه با تظاهرات قم به صورت محسوس نمايان شد، تا بهار 57 بيايد و حتي تا دوران شريف امامي و 17 شهريور 57، هنوز در دربار كسي اهميت اتفاقات و تظاهرات و اعتصابات و به صحنه آمدن نيروهاي مذهبي و ابراز مخالفت گروه‌هاي سياسي را جدي نمي‌‌‌گرفت. همه مي‌گفتند خبرهايي هست و اوضاع تغيير پيدا كرده است، اما اين را از عوارض اعطا و مرحمت فضاي باز سياسي مي‌دانستند به گمانم شخص شاه همين كه هويدا را كنار گذاشته و به آن يكنواختي سيزده‌ساله نخست‌وزيري هويدا پايان داده و جمشيد آموزگار، مورد اعتماد آمريكايي‌ها را به سمت نخست‌وزيري برگزيده بود، خيالي آسوده يافته بود.
در سال 56 مخصوصاًً سعي مي‌شد كه نظر كاخ سفيد و مهرباني آقاي كارتر را جلب كنند و به‌ويژه اردشير زاهدي با رفت‌وآمد در محافل آمريكايي تلاش مي‌كرد اين معني را القا كند كه بندها در ايران دارد كمي سست مي‌شود. اعتنا كردن به گزارش‌هاي عفو بين‌الملل و اينكه به هر حال مي‌خواستند به انتقادات آنها جوابي داده شود، سر و صورت دادن به زندان اوين و انجام بعضي از كارها براي رفاه زندانيان و مجاز شمردن و انتشار برخي انتقادات در مطبوعات و از سويي، ژست‌ كابينه جديد براي سر و صورت دادن به دشواري‌هاي اقتصادي، كه بعد از آن دوره بريز و بپاش با دلارهاي نفتي كم‌كم خودش را داشت نشان مي‌داد و بالاخره اعلام برنامه صرفه‌جويي در وزارتخانه‌‌ها و قطع حقوق كساني كه از چند محل حقوق مي‌گرفتند، همه علائمي بود كه كارهايي دارد صورت مي‌گيرد و فضاي باز سياسي چيزي بالاتر از حرف است. به هر تقدير، فكر حاكم اين بود كه نتيجه اين تغييرات، مخصوصاً در زمينه مجاز شمردن انتقادها و آزادي نسبي مطبوعات، هر چه باشد، طوري نخواهد بود كه اساس نظام را مورد تهديد قرار دهد.
در اين شرايط و فضا، شاه تابستان 56 را هم مثل هر‌سال در نوشهر گذراند و من نيز جزء كساني بودم كه به روال هميشگي، آن تابستان را نيز در نوشهر گذراندم. گاهي خبرهايي از انتشار اعلاميه و يا تشنج‌هايي و از اين قبيل امور مي‌رسيد؛ اما واقعيت اين است كه كسي به آن اهميت نمي‌داد. زماني كه مدت اقامت شاه در نوشهر بيشتر از همه‌ساله شد و شاه با گذشت مردادماه همچنان در نوشهر ماند، در بيرون از دربار شايعاتي پيچيده بود و يكي از اين شايعات مربوط به سوءقصد به شاه توسط خواهرزاده‌اش، يعني پسر فاطمه بود كه مي‌گفتند تحت‌تأثير شايعه مرگ مشكوك پدرش ارتشبد خاتم، دست به سوء‌قصد زده؛ كه البته حقيقت نداشت. شايعه ديگر مربوط به بيماري شاه مي‌شد كه در آن موقع حداقل در دربار كسي آن را باور نمي‌كرد چراكه شاه از نظر جسمي كاملاًً سالم به نظر مي‌رسيد. تنيس‌ بازي مي‌كرد، به قايقراني و اسكي روي آب مي‌پرداخت و پياده‌روي مي‌كرد و در مواقع ديگر و شب‌ها هم طبق معمول با هم‌بازي‌هايش مشغول بازي قمار مي‌شد و مسئولان مملكت هم طبق برنامه به ديدنش مي‌آمدند و گزارش كارها را مي‌دادند. براي درباري‌ها چيزي كه غير عادي باشد محسوس نبود. به خاطرم هست كه حتي موج مذهب‌‌گرايي كه در جامعه رنگ مي‌گرفت، در نظر آنها بي‌اهميت بود. منظورم اين است كه در ظاهر و در پشت درهاي دربار، نه به آنچه در بيرون مي‌گذشت توجه زيادي مي‌شد و نه اينكه شكل‌گيري فعاليت‌هاي مخالفان، دغدغه خاطري به وجود مي‌آورد. شاه و دربار بر آن بودند كه با توجه به پيشرفت‌هايي كه در مملكت صورت گرفته، كسي با اساس نظام، تقابلي ندارد و اين مخالفت‌ها هم عادي و گذرا و نتيجه فضاي باز سياسي است و مشكل اساسي‌اي ايجاد نخواهد كرد كه بخواهد كل رژيم را در معرض خطر قرار دهد.
در آن سال، ملك حسين هم آمد و مدتي مهمان شاه بود و از مسائل روز هم بحث و گفت‌وگو شد، اما نه به عنوان يك خطر؛ و لامحاله همان تفريحات و مهماني‌هاي معمولي برقرار بود. با اين همه وقتي كه شاه در اواخر مردادماه تصميم گرفت يك پيام راديو تلويزيوني خطاب به مردم بفرستد، مي‌شد احساس كرد كه لابد موج و تكان جامعه به ديواره دربار هم خورده است، اما نه به صورتي كه كسي احساس خطر كند. در آن پيام كه در نوشهر ضبط شد، شاه طبق معمول بر پيشرفت‌هايي كه در دوره سلطنت پهلوي و به خصوص پيشرفت‌هاي بعد از انقلاب سفيد شده، اشارات زياد داشت و آمار داد كه وقتي سلطنت پهلوي شروع شده بود تعداد مدارس و محصلان چقدر بوده و حالا چقدر است، دانشگاه چه بوده و حالا چه شده است، و بالاخره چقدر سد ساخته شده و چقدر كارخانه و مطالبي از اين قبيل. اين پيام غير منتظره البته معناي خود را داشت. ظاهراًً هدف اين بود كه جواب كساني كه در فضاي باز سياسي فرصت شب‌‌نامه‌نويسي و مقاله‌نويسي و اعلاميه‌پراكني يافته بودند، داده شود.
ديري از اين پيام نگذشته بود كه شاه، در اولين روزهاي بازگشتش از نوشهر، در يك مصاحبه مطبوعاتي كه منحصراًً روزنامه‌نگاران داخلي در آن شركت داشتند، حضور يافت و اين براي اولين بار بود كه شاه اجازه داده بود يك كنفرانس مطبوعاتي عام، كه در آن از خبرنگاران خارجي خبري نبود، برپا گردد و تقريباًً اجازه داده شده بود كه سوال‌ها به اصطلاح في‌البداهه باشد و از پيش به خبرنگاران ديكته نشده باشد. اين مصاحبه كه باز در فاصله اندكي تكرار شد، حكايت از اين ژست مي‌كرد كه فضا باز است و اولاًً؛ روزنامه‌نگاران داخلي هم به عنوان سخنگويان مردم و افكار عمومي به حساب مي‌آيند و در ثاني؛ آزادند كه هر پرسش و مطلبي را كه مايل هستند، بي‌دغدغه خاطر مطرح سازند و اتفاقاًً در مصاحبه دوم روي روزنامه‌نگاران نيز كمي باز شده بود و به همين علت، پرسش‌های آنها معني‌‌دار شده بود. مسئله شايعه‌سازي شاه، مسئله برنامه عدم دخالت بستگان و مخصوصاً خواهران و برادران او در كارهاي اقتصادي از جمله پرسش‌هایی بود كه مطرح شد. در مورد بيماري، البته شاه تكذيب كرد و در مورد بستگانش در مقاطعه‌كاري‌ها و كارهاي نان و آبدار هم جواب درستي نداد. ولي باز بر مسئله پيشرفت‌هاي كشور تأكيد کرد و بعد صراحتاً گفت: «من و ارتش و ملت اجازه نمي‌دهيم كه ايران ايرانستان بشود.»
مجموعه اين رويدادها، كه پيام شاه و مصاحبه‌هاي او را برای نمونه ذكر كرديم، نشان مي‌داد كه آن بي‌توجهي اوليه نسبت به حركت‌هاي مخالفان نبايد ادامه پيدا كند و لازم است كه مخصوصاً شخص خود شاه به توجيه و تشريح دستاوردهاي دوران پادشاهي‌اش برخيزد و احتمالاً خطاب اين حرف‌ها محافل خارجي و به خصوص آمريكايي‌ها هم بودند كه زياده از حد نق نزنند. از طرف ديگر و جدا از حركت‌هاي مخالفت‌آميز محسوس، دستگاه‌هاي مملكتي به كار خودشان مشغول بودند و فكر نمي‌كردند كه روند دگرگوني‌ها به چنان سرعتي بيفتد و آنچنان خطري ايجاد كند كه مهار كردن آن غير ممكن باشد.
در همين سال، اتفاق ديگري هم افتاده بود و آن، سفر شاه به آمريكا براي ديدار كارتر بود. در آن سفر، آن‌طور كه لابد همه به‌خاطر دارند، مخالفان رژيم كه بيشتر از جوانان دانشجو و اعضاي كنفدراسيون دانشجويي بودند، تمام نيروي خود را براي تظاهرات عليه شاه در واشنگتن گرد آورده بودند و رژيم نيز براي مقابله و نشان دادن اين امر كه شاه و رژيم هم در خارج طرفداراني دارند عده‌اي از چهار گوشه آمريكا به واشنگتن آورده بود و در 1978 كه شاه طبق برنامه از پيش تعيين شده به آمريكا آمد و در محوطه كاخ سفيد طبق سنت برنامه استقبال رسمي انجام گرفت، شاه در همان پلكاني قرار گرفت كه در آنجا مورد استقبال شش رئيس‌جمهور آمريكا يعني؛ ترومن، آيزنهاور، كندي، جانسون، نيكسون، و بالاخره فورد قرار گرفته بود. شدت تظاهرات مخالفان، كه تا يك‌ قدمي ديوارهاي كاخ سفيد جلو آمده بودند، به حدي رسيد كه پليس ناگزير به استعمال گاز اشك‌آور شد و آن منظره معروف در نوارهاي ويدئو و فيلم ضبط شد كه شاه و فرح در حالي‌كه اشك از چشمان‌شان جاري بود، دستمال به دست مي‌خواستند صورت و چشمان خود را پاك كنند. اين صحنه‌ها و تظاهرات، مخالفت‌آميز در اين حد و حدود حقيقتاً بي‌سابقه بود، اما بي‌سابقه‌تر و تعجب‌برانگيز‌تر از اين تظاهرات اين مسئله بود كه فيلم آن را براي نخستين‌بار و همراه با ساير فيلم‌ها و خبرهايي كه از سفر شاه و شهبانو در تلويزيون ايران نشان مي‌دادند به نمايش گذاشتند. پخش اين فيلم به ظاهر خبري ـ كه در زمان مدير عاملي رضا قطبي صورت گرفت ـ در داخل انعكاس پرمعنايي يافت كه پيش از آن سابقه نداشت. به تعبير ديگر، مخالفان داخلي با ديدن آن منظره و حالت مضطرب شاه در كاخ سفيد قدرت مطلقه او را شكسته يافتند و پس از آن، روند صدور اعلاميه‌ها و حركت‌هاي مخالفت‌آميز و پچ‌پچ‌ها و شايعات و بگومگوها دامنه وسيع‌تري يافت.
منبع: احمدعلي مسعود انصاري، پس از سقوط، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، بهار 1385، صفحات 102 تا 107


امام در گذر زمان 187

تحلیل و تجلیل از شخصیت امام راحل(ره)
اظهارنظرات، دیدگاه‌ها و تحلیل‌ها از عظمت و شخصیت امام راحل بسیار فراوان و حجم بالایی را به خود اختصاص داده است، برخی از آنها در روزنامه‌ها، رادیوها و تلویزیون‌های جهان انعکاس داده شد. در این شماره برخی از دیدگاه‌ها و تحلیل‌های روسای جمهوری جهان در روزهای پس از رحلت امام(ره) آورده می‌شود.
* جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا درباره امام گفت: «با تمام کینه‌ای که از آیت‌الله خمینی به خاطر مبارزه‌اش علیه منافع‌مان در دل دارم، باز امروز احساس تأسف می‌کنم.» در واقع نمی‌توانست از این حقیقت بزرگ چشم بپوشد.
* غلام اسحاق‌خان، رئیس‌جمهور پاکستان با صدور پیامی، چهل روز در پاکستان عزای عمومی اعلام کرد و درباره شخصیت والای امام خمینی(ره) گفت: «عزتی که امام خمینی به اسلام برگرداند تا ابد باقی خواهد بود. مردانی همچون امام خمینی به معنای اصلی کلمه هرگز نخواهند مرد. جهان اسلام مدیون امام خمینی است... امام خمینی(ره) نه‌تنها رهبر مردم ایران، بلکه رهبر بزرگ جهان اسلام بودند.»
* رئیس‌جمهور مالی تأثیرگذاری امام را این‌طور تحلیل کرد: «امام خمینی شخصیتی استثنایی بود که تأثیری جاودانه در تاریخ معاصر ایران و امت اسلامی و جهان گذاشت.»
* رئیس‌جمهور سیرالئون درباره فقدان امام گفت: «با ارتحال امام خمینی، بشریت خسارت دیده است، به همین دلیل است که همه دنیا غمگین می‌باشند.»
* رئیس‌جمهوری سومالی نیز گفت: «فوت غیرقابل جبران ایشان، ضایعه سنگینی برای امت اسلام در سراسر جهان می‌باشد.»
رئیس‌جمهور غنا رهبری امام را بی‌نظیر دانست و گفت: «نام امام خمینی در تاریخ به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران انقلابی قرن بیستم جاودانه خواهد ماند.»
* رئیس‌جمهور زامبیا سوگ امام را این‌گونه توصیف کرد: «ما برای او عزاداریم، چون او به همنوعان خود عشق می‌ورزید. برایش عزاداریم چون انقلاب او یک انقلاب روحانی بود. مهم‌تر از همه برای او عزاداریم چون او به الله بخشنده و مهربان خدمت کرد.»
* حافظ اسد، رئیس‌جمهور وقت سوریه گفت: «امام خمینی، امام همه ما بود.»
* رئیس‌جمهور اوگاندا نیز گفت: «مرحوم آیت‌الله خمینی، رهبر روحانی بزرگی بود که نه‌تنها مسلمانان ایران، بلکه تمام جهان از ایشان الهام گرفته‌اند.»
* رئیس‌جمهور تانزانیا: «رهبر انقلاب ایران در زمان ما به پیروزی مظلومین علیه ظالمین کمک بسزایی کرده است.»
این اظهارنظرات و تحلیل‌ها از زبان روسای جمهوری که غالباً از سرزمین‌های فقیر و مستضعف‌نشین بودند، حکایت از نفوذ معنوی حضرت امام(ره) در دل ملل فقیر و پابرهنگان داشت و دارد و نشان داد که زمینه صدور انقلاب بسیار فراهم است.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

گزارش اختصاصی صبح‌صادق از همایش سراسری روحانیون سپاه
روحانیت باید سپاه مورد نظر رهبرمعظم انقلاب را بسازد

رحیم محمدی

روحانیون شاغل در رده‌های مختلف سپاه مسئولیت خطیری بر عهده دارند و ضرورت دارد با تدابیر فرماندهان و مسئولان و راهبردهای سپاه آشنا شوند. از این‌رو همه‌ساله همایش روحانیون شاغل در سپاه برگزار می‌شود. امسال هم این نشست در روزهای17 و 18 اسفند در ستاد فرماندهی کل سپاه برگزار شد. آنچه در ادامه می‌آید بخش‌هایی از مطالب مطرح شده در این همایش است.

سردار جعفری
سپاه بايد موتور محركه انقلاب باشد

سپاه ضمن دفاع و مراقبت از حالت پيش‌روندگي انقلاب، بايد موتور محركه انقلاب باشد و بتواند موانع پيش روي حركت پيش‌رونده انقلاب را بر دارد.
سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه دیگر در این همایش درباره نقش روحانیت در ساختن سپاه آینده گفت: سپاه مأموریتش حراست و نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن است.
سردار جعفری با بیان اینکه احساس ضرورت و فوریت برای ایجاد تحول در سپاه به دلیل مأموریت خطیر آن در حفظ و حراست از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است، افزود: موضوع مخالفت یا ترسیم مسیر دیگری غیر از مسیر اصلی و درست انقلاب از اواسط انقلاب اسلامی از سوی برخی‌ها مطرح شد و حتی برخی در این خصوص تندروی کردند و بحث توقف انقلاب را مطرح ساختند.
وی خاطرنشان کرد: سپاه بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب باید مأموریت خود را صحیح و غیرمحافظه‌کارانه انجام دهد و این مطالبه‌ای است که مقام معظم رهبری آن را در سال 1390 مطرح کردند.
فرمانده کل سپاه در ادامه با اشاره به اینکه هرچه تهدیدات نسبت به انقلاب اسلامی جدی‌تر می‌شود، مطالبات از سپاه نیز بیشتر می‌شود، یادآور شد: تهدیدات جدی علیه انقلاب بیشتر در عرصه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است و این را آقا بارها در قالب عناوینی چون تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی عنوان کرده‌اند.
فرمانده کل سپاه با اشاره به اينكه سپاه با كمك روحانيت و حوزه‌هاي علميه تشكيل شده تا دين خدا را بر روي زمين توسعه دهد، تصريح كرد: دشمنان داخلي و خارجي براي جلوگيري از رشد و هدايت جامعه اسلامي بسيج شده‌اند، زيرا يكي از اهداف انقلاب اسلامي در ايران، پياده شدن ارزش‌ها و رشد و هدايت جامعه به‌سوي كمال است.
وی با تأكيد بر اينكه نيروي انقلابي با نيروي نظامي كلاسيك خيلي تفاوت دارد، گفت: اين اشتباهي است كه بعضاً برخي‌ها به آن دچار شده‌اند؛ بدين شكل كه سپاه را با ارتش‌هاي كلاسيك مقايسه مي‌كنند.
فرمانده کل سپاه با يادآوري اين نكته كه پايه و شاكله سازمان سپاه بر اساس دين،‌ تقوا و درك عمل انقلابي ترسيم شده است، خاطرنشان كرد: آفت انقلابي ماندن سن و ميز است. بدين معني كه پشت ميز و منصب كه مي‌نشينيم يا سن كه بالا مي‌رود انقلابي ماندن را فراموش مي‌كنيم و اين در حالي است كه در سنين جواني، شور انقلابي بسيار زيادي داریم.


حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی
دشمن به دنبال تضعیف روحیه انقلابی‌گری در جوان‌هاست

اکنون در شرایطی قرار داریم که دشمن به دنبال تضعیف روحیه انقلابی‌گری در جوان‌هاست و این مسئله را به روش‌های مختلف پیگیری می‌کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین «علی سعیدی» نماینده ولی‌فقیه در سپاه نیز در این همایش، با اشاره به رسالت روحانیت در دو مقطع بسیار حساس صدر اسلام تا زمان انقلاب اسلامی و از مقطع پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، گفت: روحانیت شیعه در طول بیش از هزار سال نقش بسیار مهم و حساسی را در معرفی گفتمان نظری و علوی و پاسداری از این گفتمان ایفا کرده و به عبارتی، از شیخ طوسی تاکنون این امر مهم بر عهده روحانیت بوده است. وی افزود: نقش روحانیت در دوره اول، با نقشی که در دوره دوم ایفا می‌کند تفاوت‌هایی دارد، چراکه تلاش برای ایجاد حاکمیت دینی و ولایت‌فقیه در دوره اول صورت گرفت، ولی توفیقی حاصل نشد.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به اینکه نقش و هنر حضرت امام خمینی(ره) این بود که تلاش و زحمات جهادگران عرصه دین و گفتمان دینی را به منصه ظهور برساند، خاطرنشان کرد: در دوره حاکمیت پیامبر اعظم(ص) ملاک حرکت خواص، انطباق و همسویی آنها با پیامبر بود و اگر حرکت آنها کوچک‌ترین زاویه‌ای با پیامبر اسلام داشت نشان می‌داد که آنها از خطوط قرمز عبور و با صراط مستقیم زاویه پیدا کرده‌اند. حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی عدم مرزبندی‌های مشخص در جامعه امروز را یکی از مشکلات اساسی دانست و افزود: در حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، روحانیت باید پیشتاز باشد؛ به همین دلیل زمان‌شناسی، جریان‌شناسی، دشمن‌شناسی و خط‌شناسی بسیار مهم است؛ پس اگر نتوانیم به هر کدام از اینها توجه لازم را داشته باشیم به‌‌ همان نسبت نمی‌توانیم مرجع فکری سپاه باشیم.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به اینکه اگر امروز برخی گسست‌ها را می‌بینیم، ناشی از اشتباهات برخی روحانیون است، بیان داشت: آنجایی که مصداق ولی‌الله مشخص است، هر نوع مرزبندی که زمینه‌ساز زاویه با رهبری باشد، اشتباه است. وی با تأکید بر ضرورت رصد کردن رهنمودهای رهبر معظم انقلاب افزود: اینکه از تلویزیون و رادیو، یک بار سخنان ایشان را گوش کنیم، کفایت نمی‌کند، بلکه باید چندین بار این سخنان را بررسی کنیم و روی آنها کار کنیم زیرا هر جمله ایشان ناظر به تحلیلی است. نماینده ولی‌فقیه در سپاه درخصوص وظایف روحانیون عنوان کرد: تعامل منطقی با فرماندهی، استفاده حداکثری از نیروی انسانی، ارتباط عاطفی با سربازان و کارکنان و سرکشی و ارتباط با پایگاه‌ها و حوزه‌های مقاومت، برخی از وظایف روحانیون است. وی با اشاره به اینکه برای واقف شدن به جایگاه خود باید سه وظیفه را مد نظر قرار دهیم، خاطرنشان کرد: الگو بودن از حیث نظم و انضباط، نظافت و بهداشت در محیط کار و تعامل با ارباب رجوع و وقت‌گذاری مناسب برای آنها، ارائه خدمات جاری و اداره یک سازمان تخصصی، سه وظیفه‌ای است که باید مدنظر قرار دهیم.


حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی
باید جریان نفاق جدید را بشناسیم

جریان‌شناسی از جمله مهم‌ترین رسالت‌های ما است و نباید از جریان‌های گذشته و حال غافل بمانیم، باید جریان نفاق جدید را بشناسیم و برای خنثی کردن آن کوشش کرده و به مقوله آگاه‌سازی مردم در این زمینه نیز توجه داشته باشیم.
حجت‌الاسلام والمسلمین دكتر «عبدالله حاجی‌صادقی» جانشين نماينده ولي‌فقيه در سپاه نیز در جمع روحانیون سپاه با تبیین رسالت و وظایف امروز روحانیت در کشور گفت: غفلت نکردن از دشمن، بصیرت‌افزایی، تکیه بر توان داخلی و نهادینه کردن مقاومت در سیاست، استقلال و فرهنگ، رسالت اساسی امروز روحانیت است. بنابراين فلسفه وجودی روحانیت تربيت افرادي برای پاسداری و سنگرنشینی انقلاب اسلامی است.
وي ادامه داد: انجام رسالت روحانیت در همه عرصه‌ها و به‌خصوص در عرصه سپاه و بسیج نیاز به سه شرط عمده دارد؛ نخستین شرط، توانمندی عملی و اخلاقی و اتصال به خدا است كه برای این کار باید خود را به مرحله‌ای از پاکی و شایستگی ارتباط و اتصال به احدیت برسانیم.
وی با بیان اینکه مقام معظم رهبري خواستار ارتقای سطح معنویت در سپاه و بسیج است، بيان داشت: توانمندی علمی دومین الزام تربیت پاسداری است که نیازمند شناخت کامل دین و درس‌های اسلام در مباحث اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است و سومین شرط، ارتقای سطح معنویت، بصیرت‌افزایی و ولایتمداری است.
جانشين نماينده ولي‌فقيه در سپاه با بيان اينكه روحانیت باید با حضور عالمانه و آگاهانه و با اقتدار به عنوان مرجعیت فکری دینی در سپاه تجلی یابد، خاطرنشان کرد: فلسفه وجودی روحانیت، هدایت فکری و سیاسی است و یکی از ابعاد هدایت فکری، موضوع چالش‌شناسی است .
وی در بیان چالش‌های فراروی انقلاب اسلامی نیز گفت: چالش اصلی انقلاب اسلامی که استکبار جهانی سودای دامن زدن به آن را در سر دارد این است که قصد دارد با نرم‌افزار انقلاب به مقابله برخیزد. در واقع، استکبار به این نتیجه رسیده که اگر اسلامیت را تضعیف کند، روحیه جهادی مردم نیز از بین می‌رود، از این رو به دنبال تغییر وجابه‌جایی ارزش‌ها است.


رحیم‌پور ازغدی
برد، برد در مکتب انقلاب اسلامی معنایی ندارد

انقلاب اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی نمی‌توانند به صورت برد، برد با هم کنار بیایند. بنابراین برد، برد در اصل مکتب انقلاب اسلامی ایران معنایی ندارد.
«حسن رحیم‌پور ازغدی» عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در این همایش با اشاره به اینکه اواخر دولت گذشته سیاست‌های فرهنگی مانند دهه 70 شد، گفت: تمام رئیس‌جمهور‌های ما ـ از سه دوره قبل، تاکنون ـ حُسن نیت داشتند و دارند و هیچ‌کدام هم نمی‌خواستند و نمی‌خواهند به انقلاب و جامعه صدمه‌ای وارد شود، اما چون در تشخیص اولویت و روح مقاومت کم می‌آورند، همین سبب وارد شدن صدماتی به جامعه و انقلاب می‌شود. وی افزود: بعضی از روحانیون چون سواد دقیق اسلامی ندارند، پرسش‌هایی مطرح می‌کنند که با روح اسلام واقعی در تضاد است. چون اسلام را دقیق مطالعه نکرده‌اند تنها به‌صورت مبهم و کلی از اسلام اطلاعاتی دارند.
رحیم‌پور ازغدی با اظهار اینکه برخی سخنان نشان از پوسیدگی و فرسودگی افکار و اندیشه‌ها دارد، خاطرنشان کرد: روحانیت باید به پرسش‌های جدید پاسخ دهد، پرسش‌های جدید باید تولید کند که این در بستر پرسش‌های پیشین قابل تحقق نیست و علاوه بر این باید بتواند برخی پرسش‌ها را از دستور کار خارج کند. وی با اظهار این مطلب که گفتمان انقلاب اسلامی چند بعدی است، تصریح کرد: وقتی از گفتمان‌سازی سخن می‌گوییم منظور نسبی‌گرایی پارادایمی نیست، به همین دلیل باید به تکلیف خود در راهبرد‌ها و اولویت‌بندی مفاهیم و مصادیق و نحوه و ترکیب ارزش‌ها به درستی عمل کنیم.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: گفتمان مستقل از واقعیت‌های موجود و بی‌تفاوت نسبت به لایه‌های مختلف جامعه کارساز نیست، به همین جهت گفتمان انقلاب اسلامی باید در بستر جامعه صورت گیرد. رحیم‌پور ازغدی درست شناختن، درست عنوان کردن، تفسیر درست و عمل کردن را از وظایف روحانیون از نگاه مردم دانست و گفت: یکی از خطرناک‌ترین موقعیت‌ها در انقلاب‌ها، اتصال نسلی به نسل دیگر است، به همین دلیل همان‌گونه که به پرسش‌های دیگران پاسخ می‌دهید باید به پرسش‌های نسل جدید هم با دقت پاسخ دهید و نسبت به جوانان توجه ویژه‌ای داشته باشید.


سردار سپهر
قوی‌ترین شبکه استاد و مربی را در اختیار داریم

اکنون نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه از امکان آموزش 220 هزار نفر در طول سال برخوردار است و از سوی دیگر با داشتن هفت هزار نفر استاد سازمانی، غیرسازمانی و مدعو، قوی‌ترین شبکه استاد و مربی را در اختیار دارد.
سردار «محمد‌حسین سپهر» معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه هم با اشاره به اینکه همراهی و هماهنگی نماینده ولی‌فقیه در سپاه و فرماندهی کل سپاه، علاوه بر هم‌افزایی و همراهی روزافزون، موجب رضایت رهبری نیز شده، از توان ظرفیت آموزشی و تربیتی بالای نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه برای کارکنان سپاه خبر داد و گفت: ما اکنون 102 هزار طلبه بسیجی داریم که این نمایانگر وجود شبکه‌ای قدرتمند، ولایی و ارزشمند است. علاوه بر این 1200 نخبه طلبه و روحانی و 14 هزار هادی سیاسی در سطح کشور داریم. معاون هماهنگ‌کننده سپاه افزود: مجموعه این توانمندی‌ها سبب شده از نمایندگی توانمند و در خط ولایت برخوردار باشیم. بنابراین امروز نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه آمادگی دارد تا در همه عرصه‌های مأموریتی سپاه پابه‌پای رزمندگان و کارکنان سپاه رو به جلو حرکت کند.


آیت‌الله موحدی کرمانی
روحانیت باید سپاه مورد نظر رهبر معظم انقلاب را بسازد

رهبر معظم انقلاب انتظاراتی از سپاه دارند که برای تحقق آن و ساختن سپاه مورد انتظار ایشان، روحانیت مسئولیت خطیری بر عهده دارد.
آیت‌الله موحدی کرمانی، امام جمعه موقت تهران نیز در این همایش با بیان اینکه به دانشی که دارید ابتدا باید عمل کنید و بعد به دیگران هم بیاموزید، گفت: وقتی می‌خواهیم خود را بسازیم اول باید دانش لازم را کسب کنیم در غیر این صورت گمراه می‌شویم. حالا که دانستیم باید به آن عمل کنیم و پس از آن در اجرا هم باید اخلاص وجود داشته باشد، چراکه اگر نباشد، کل عمل بر باد می‌رود.
وی با بیان اینکه هدف باید خدمت باشد و به جایگاه نباید اهمیت بدهیم، خاطرنشان کرد: نفس‌کُشی هم موضوع دیگری است که نباید از آن غافل شد. بنابراین عقل سلیم آن است که بداند غیر از خدا هیچ چیزی اهمیت ندارد.

حجت‌الاسلام ذوالنوری
امروز نقش روحانیت کمتر از دوران دفاع مقدس نیست

در شرایط فتنه اگر روحانیت سکوت کند، سکوتش سبب کاشته شدن بذر تردید در اذهان مردم می‌شود. بنابراین در غبار فتنه، روحانیت باید به نقش خود واقف باشد و آن را به نحو شایسته‌ای اجرا کند.
حجت‌الاسلام «مجتبی ذوالنوری» مشاور نماینده ولی‌فقیه در سپاه هم در این همایش با اشاره به همگامی روحانیون در دوران دفاع مقدس با مردم و رزمندگان، گفت: در طول دوران دفاع مقدس هیچ‌گاه روحانیت به مردم نگفت که به جبهه‌ها بروید، بلکه همواره عنوان می‌کردند: «به جبهه‌ها برویم» یعنی علاوه بر دعوت از مردم برای حضور در جبهه‌ها، خود نیز با آنها همراه می‌شدند و به جبهه‌ها می‌رفتند که وجود بیش از چهار هزار شهید روحانی دلیلی بر این مدعا است.
وی با بیان اینکه رسالت ما در ادامه این مسیر مهم است و اکنون نیز نقش روحانیت نسبت به دوران دفاع مقدس سبک‌تر نیست، افزود: رسالت روحانیت امروز نسبت به زمان دفاع مقدس کمتر نیست، لذا روحانیون باید مراقب باشند خون شهدا بر گردن ما سنگینی نکند.


گزارش صبح‌صادق از آیین اختتامیه سومین کنگره شعر پاسدار
سپاه گنجینه‌ای عمیق و تابلویی چند بعدی است

سومین کنگره شعر پاسدار با شرکت شاعران برگزیده این دوره از سراسر کشور برگزار شد و مراسم اختتامیه آن به میزبانی سپاه استان فارس در شهر شعر و ادب شیراز بر پا شد. در ادامه گزارش خبری صبح‌صادق را از این مراسم می‌خوانید.

* زبان شعر، زبان بیان حقایق زندگی ماست
ابتدای این مراسم سرهنگ حیدری، معاون هماهنگ‌کننده حوزه نمایندگی ولی‌فقیه سپاه فجر فارس ضمن خیرمقدم به شرکت‌کنندگان گفت: زبان شعر، زبان بیان حقایق و واقعیات امروز زندگی ماست.
وی شعر را یکی از راه‌های ذکر خدا عنوان کرد و افزود: شاعر با هنر و ذوق شعری خود صرفاًً شعر نمی‌سراید و غافل از خدا نیست، بلکه همواره یاد خداست.
سردار غلامحسین غیب‌پرور، فرمانده سپاه فجر استان فارس نیز در این مراسم گفت: سپاه گنجینه‌ای عمیق و عظیم و بسان تابلویی چند بعدی است که در تمام ابعاد در اوج خودنمایی می‌کند و این‌ها نعماتی است که مجموعه سپاه به واسطه آنها توانسته در عرصه‌ دفاع از انقلاب، بصیرت، فرهنگ و هنر خوش بدرخشد. وی به بیانات مقام معظم رهبری پیرامون شعر و شاعری اشاره کرد و گفت: ایشان بر ضرورت توجه به دین، انقلاب، اخلاق و معرفت در شعر تأکید دارد و می‌فرماید اگر شاعر نتواند دل‌های مستعد را متوجه ذات باری تعالی کند، آن شعر لطف نیست. سردار غیب‌پرور اظهار داشت: متأسفانه در انتقال ارزش‌های دفاع مقدس افراد بسیاری کوتاهی کرده‌اند و باید اعتراف کنیم که در بسیاری از مکان‌ها موفق نبوده‌ایم، اما زبان شعر، زبان الهام خداوندی است که می‌توان از آن در این زمینه استفاده کرد.

* شعرخوانی شاعران برگزیده کنگره سوم
در ادامه این مراسم شاعران برگزیده از استان‌های مختلف کشور اشعاری خواندند و سپس «علیرضا قزوه» شاعر انقلابی در سخنانی گفت: نقش بسیج و سپاه در فرهنگ، نقش بسیار برجسته‌ای است، همچنان که نقش دفاع مقدس در شکل‌گیری سبک ادبیات انقلاب اسلامی بسیار بزرگ است. وی عنوان کرد: امروز ادبیات دفاع مقدس در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود و راجع به ادبیات انقلاب و دفاع مقدس نزدیک به 400 رساله دانشگاهی در 10ساله گذشته نوشته شده است.
قزوه گفت: امروزه پس از 35 سال کم‌کم به سبک ادبیات انقلاب اسلامی نزدیک می‌شویم که باید توجه داشت که در هیچ برهه‌ای پس از 35 سال به سبک جدیدی نمی‌توان دست یافت، زیرا سبک‌ها پس از 300 سال به وجود می‌آیند. وی در پایان بر ضرورت تقویت سبک اشعار حماسی، انقلابی و دفاع مقدس تأکید کرد و در ادامه یکی از اشعار خود را قرائت کرد.
* مشارکت 242 شاعر پاسدار با 710 اثر
سردار محمدعلی آسودی، مسئول معاونت فرهنگی و تبلیغات سپاه نیز با اشاره به برگزاری این کنگره گفت: در جریان فراخوان سومین کنگره شعر پاسدار، 242 شاعر پاسدار از سراسر کشور 710 اثر را به دبیرخانه این کنگره ارسال کردند که از این تعداد 183 نفر پاسدار شاغل، 11 نفر پاسدار بازنشسته، 11 نفر همسر پاسدار و 26 نفر فرزند پاسدار و 11 نفر سرباز بودند. وی با اشاره به محورهای کنگره و تعداد آثار ارسال شده افزود: انقلاب اسلامی و مقابله با نظام سلطه 32 اثر، حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی 35 اثر، معنویت و تمسک به قرآن و عترت 179 اثر، رسالت انقلابی 80 اثر، مقاومت و پایداری 148 اثر، تولی و تبری 92 اثر، فرهنگ پاسداری 62 اثر و اشعار خارج از این موضوعات نیز 82 اثر هستند.
معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه اظهار کرد: به تفکیک استان‌ها از تهران 67 شاعر با 175 اثر، فارس 19 شاعر با 77 اثر، خراسان رضوی 16 شاعر با 50 اثر، اصفهان 14 شاعر با30 اثر، مازندران 7 شاعر با 42 اثر و خوزستان 13 شاعر با 29 اثر به دبیرخانه کنگره ارسال شد که از این تعداد، اشعار 21 شاعر برای چاپ در کتاب این دوره کنگره برگزیده و این کتاب با عنوان «حماسه بیداران» رونمایی شد.

* بیانیه‌ای در حمایت از شعر انقلاب و شاعر انقلابی
بنابر این گزارش، قرائت بیانیه کنگره شعر پاسدار در حمایت از شعر انقلاب، بخش دیگری از این برنامه‌ها بود که توسط یکی از داوران صورت گرفت.
در این بیانیه آمده است: «بدون تردید کوله‌بار مقدس و خطیر هنر اصیل و متعهد، درخور شانه‌های دردآشنای شاعران انقلاب است که داغ و درد را تجربه کرده و پرواز را به خاطر سپرده‌اند. شاعران روشن‌اندیش و چیره‌دست انقلاب، با سروده‌های روشن و زلال خود پنجره‌ها را به سمت باغ گل محمدی برگشایند و دل‌ها را با آسمان پیوندی عمیق بزنند. شعر انقلاب گنجینه ارزشمندی است که باید این گنجینه فاخر و با عظمت را حفظ کنیم و پاس بداریم. ما شاعران پاسدار، حرمت‌شکنی‌هایی که به‌تازگی نسبت به شاعر بزرگ و جان‌آگاه انقلاب، استاد «علیرضا قزوه» صورت گرفته را شدیداًً محکوم می‌کنیم.
استاد قزوه چون دیده‌بانی هوشمند و بیدار و بصیر، همواره مدافع ارزش‌های انقلاب و فرهنگ طیبه اسلام بوده است.
او در شعرهای شگفت و شکوهمند خود شمیم شهادت و آسمانی شدن را در روح و جان عاشقان جمال حق پراکنده و بدیهی است که همواره مورد تهاجم دشمنان قسم‌خورده انقلاب و فتنه‌گران داخلی قرار گیرد. ما به دوستان دیروز خانه شاعران، مشفقانه تذکر می‌دهیم که با این رویکرد منفی و مخرب از کاروان شعر انقلاب فاصله نگیرند و فضا را بیش از این مکدر نکنند. بدیهی است در صورت ادامه این بداخلاقی‌ها و ناجوانمردی‌ها سکوت را جایز ندانسته به تکلیف هنر الهی خود عمل خواهیم کرد.»

*شاعران برگزیده کنگره سوم
پایان بخش برنامه‌های این مراسم معرفی برگزیدگان بود. در محور انقلاب اسلامی و مقابله با نظام سلطه، «روح‌الله قناعتیان» از جهرم، اول، «احسان محمدی» از اردبیل، دوم و «ساجده جبارپور» از رشت، سوم؛ گروه تولی و تبری، «نفیسه‌سادات موسوی» از تهران، اول، «علی‌اکبر اسفندیاری» از فیروزکوه، دوم و «شهرام شاهرخی» از جهرم، دوم؛ گروه حماسه سیاسی و اقتصادی، «محسن کاویانی» از قم، اول، «داوود رحیمی» از شهرکرد، دوم و «معرفت‌الله حاتمی» از تهران، سوم؛ گروه رسالت انقلابی، «محمدحسین انصاری‌نژاد» از شیراز، اول، «یاسر قنبرلو» از قزوین، دوم و «سیدمهرداد موسویان» از همدان، سوم؛ گروه فرهنگ پاسداری، «حمید البرزیان» از قم، اول، «زکریا رحیمی» از نجف‌آباد، دوم و «زینب قاسمی‌زاده نجفی» از بابل، سوم؛ گروه معنویت و تمسک به اسلام و قرآن، «ایوب پرندآور» از جهرم، اول، «علی جوادیان» از جهرم، دوم و «ابوذر چگینی» از قزوین، سوم؛ گروه مقاومت و پایداری، «مریم مایلی زرین» از قم، اول، «علی‌حسن غلامی» از خوزستان، دوم و «میثم رنجبر» از بابل، سوم به عنوان نفرات برگزیده این کنگره معرفی شدند.
رونمایی از کتاب اشعار برگزیده تحت عنوان «حماسه بیداران» و تجلیل از خانواده شهید «شیرعلی سلطانی» از بخش‌های دیگر این کنگره بود.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حضرت امام خمینی(ره)
کوخ محقر حضرت زهرا(س) عالم را از نورانیت پر کرده است

ما بايد كوشش كنيم كه معنويات را در بين اين ملت عزيز و در بين مسلمين پياده كنيم، مردم را دعوت به معنويات و دعوت به اخلاق اسلامى و آداب فرهنگ اسلامى كنيم. ملت ما بحمدالله بسيار مهيّاست از براى اينكه، رو به معنويات برود و تاكنون هم قدم‌هاى زيادى برداشته‏اند، لكن راه طولانى است و راه معنويات آن طور است كه بايد انسان در تمام عمر كوشش كند. شايد بسيارى گمان كنند كه رفاه مادى و دارا بودن در بانك‌ها، اموال، يا دارا بودن زمين‌ها يا پارك‌ها و امثال اينها براى انسان سعادت مى‏آورد. اين يك اشتباهى است كه انسان مى‏كند.
... سعادتمندها آنهايى بودند كه در كوخ‌ها بودند... آن مقدارى كه بركات از كوخ‌ها در دنيا منتشر شده است هيچ در كاخ‌ها پيدا نمى‏شود. ما يك كوخ چهار پنج نفرى در صدر اسلام داشتيم، و آن كوخ فاطمه زهرا(سلام‌الله عليها) است. از اين كوخ‌ها هم محقرتر بوده لكن بركات اين چى است؟ بركات اين كوخ چند نفرى آن قدر است كه عالم را پر كرده است از نورانيت و بسيار راه دارد تا انسان به آن بركات برسد. اين كوخ‏نشينان در كوخ محقر، در ناحيه معنويات آن قدر در مرتبه بالا بودند كه دست ملكوتي‌ها هم به آن نمى‏رسد و در جنبه‏هاى تربيتى آن قدر بوده است كه هر چه انسان مى‏بيند بركات در بلاد مسلمين هست و خصوصاًً در مثل بلاد ماها، اينها از بركت آنهاست. خود رسول اكرم(صلى‌الله عليه وآله وسلم) كه در رأس همه واقع است زندگى كوخ‏نشينى داشته است... اين‏ شخص عالي‌مقام از همين حجره محقر نورش به ملك و ملكوت افتاده است و سِعِه تربيتش در تمام جهان توسعه پيدا كرده است. در صورتى كه آنچه او مى‏خواست باز نشده است و بشر به اين زودى نمى‏تواند برسد به او مگر ان‌شاءالله خلف صالح او بيايد و با دست مبارك او تربيت عاليه تحقق پيدا بكند.
...طبع قضيه كاخ‏نشينى، توجه به عيش و عشرت و توجه به دنيا و توجه به مال و منال است و نمى‏تواند شهوت و شكم، اين طبقه را مهلت بدهد كه در يك امر تفكرى وارد بشوند و فكر بكنند.
...زندگى «شيخ انصارى» را همه شنيده يعنى بسيارى شنيده‏اند چه وضعى داشته است در زهد. اگر نبود آن وضع، نمى‏توانست آن شاگردهاى بزرگى را تربيت كند و نمى‏توانست آن كتاب‌هاى ارزنده را تحويل جامعه بدهد.
ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ‏نشينى را از اين ملت بزداييم. اگر بخواهيد ملت شما جاويد بماند و اسلام را به آن‌طورى كه خداى تبارك و تعالى مى‏خواهد، در جامعه ما تحقق پيدا كند، مردم را از آن خوى كاخ‏نشينى به پايين بكشيد، خود كاخ‏نشينى اين خوى را مى‏آورد، ممكن است كه در بين آنها هم كسى پيدا بشود لكن نادر است... آن خوى كاخ‏نشينى مضر است، خودش مضر نيست، خُويَش‏ مضر است، لكن خود او، اين خوى را دنبال دارد. كسى كه تمام توجهش به دامدارى است او نمى‏تواند آدم بشود. كسى كه تمام توجهش به باغدارى است اين نمى‏تواند يك انسان مفيد واقع بشود. آنهايى كه دامداري‌شان مفيد است براى جامعه، آنها توجه به دامدارى ندارند. آنهايى كه دامداري‌شان براى حفظ جامعه است آنها جزء همان كوخ‏نشينانند و آنهايى كه باغداري‌شان براى حفظ جامعه است آنها هم اين‌طور؛ لكن وقتى خوى... باغدارى و كاخ‏نشينى در بين مردم باشد، اين اسباب اين مى‏شود كه انحطاط اخلاقى پيدا بشود. اكثر اين خوي‌هاى فاسد از طبقه مرفه به مردم ديگر صادر شده است.
... آن روزى كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم. آن روزى كه رئيس‌جمهور ما خداى نخواسته، از آن خوى كوخ‏نشينى بيرون برود و به كاخ‏نشينى توجه بكند، آن روز است كه انحطاط براى خود و براى كسانى كه با او تماس دارند پيدا مى‏شود. آن روزى كه مجلسيان خوى كاخ‏نشينى پيدا كنند خداى نخواسته و از اين خوى ارزنده كوخ‏نشينى بيرون بروند، آن روز است كه ما براى اين كشور بايد فاتحه بخوانيم... آن روزى كه توجه اهل علم به دنيا شد و توجه به اين شد كه خانه داشته باشم چطور و زرق و برق دنيا خداى نخواسته در آنها تأثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتحه اسلام را بخوانيم.
مادامى كه اين ملت، اين حالى كه الآن دارند كه توجه به معنويات تا يك حدودى و اين جوان‌هاى ما توجه به معنويات دارند و اين تحول عظيم پيدا شده است در آنها كه شهادت را با جان و دل مى‏خرند، مادامى كه اين محفوظ است، اين جمهورى اسلامى محفوظ است و هيچ كسى نمى‏تواند به او تعدى كند. آن روزى كه زرق و برق دنيا پيدا بشود و شيطان در بين ما راه پيدا كند و راهنماى ما شيطان باشد، آن روز است كه ابرقدرت‌ها مى‏توانند در ما تأثير كنند و كشور ما را به تباهى بكشند. هميشه اين كشور به واسطه اين كاخ‏نشين‌ها تباهى داشته است. اين سلاطين جور كه همه كاخ‏نشين تقريباً بودند، اينها به فكر مردم نمى‏توانستند باشند، احساس نمى‏توانستند بكنند فقر يعنى چه، احساس نمى‏توانستند بكنند بي‌خانمانى يعنى چه، اينها اصلاً احساس اين را نمى‏توانستند بكنند. وقتى كسى احساس نكند كه فقر معنايش چى است، گرسنگى معنايش چى است، اين نمى‏تواند... به فكر مستمندان باشد. لكن آنهايى كه در بين همين جامعه بزرگ شده‏اند و احساس كردند فقر چى است، ديدند، چشيدند فقر را، احساس مى‏كردند، ملموس‌شان بوده است كه فقر يعنى چه، اينها مى‏توانند به حال فقرا برسند.
... توجه به خداست كه يك نفر را از آن صحراى گرم عربستان و از آن مركز همه جهالت‌ها منبعث مى‏كند و يك همچو بساط عادى و يك همچو انسان‌هايى را تربيت مى‏كند و يك همچو ملتى را ايجاد مى‏كند. از شاهنشاهى اين چيزها نمى‏آيد. شبان است كه مى‏تواند راه بيفتد و در مقابل فرعون بايستد. از يك نفر نظير خود فرعون اين كار نمى‏آيد. ما بايد آدم تربيت كنيم، نه‏ شكمباره... اسلام مى‏خواهد كه استقلال محفوظ باشد و استقلال با توجه به دنيا ممكن نيست حاصل بشود. اينهايى كه الآن هم براى ملت‌هاى خودشان آن طور تباهى ايجاد مى‏كنند اينهايى‏اند كه در كاخ نشسته‏اند و نمى‏دانند گرسنگى يعنى چه، فقط توجه به منافع خودشان دارند و مى‏بينند كه آمريكا منافع خودشان را حفظ مى‏كند، منافع خودش را حفظ مى‏كند و منافع اينها هم تا آن حدودى كه اينها محفوظ باشند براى خودش، حفظ مى‏كند. يك همچو اشخاصى نمى‏توانند به فكر ملت و استقلال ملت باشند. اينهايى كه همه توجه‌شان به اين است كه كاخ‌ها براى خودشان درست كنند،... اينها نمى‏توانند به فكر مردم و آن گرسنه‏هايى باشند كه در كشورهاى خودشان هست و لهذا مى‏بينيم كه نفت همين مردم بيچاره را مى‏برند به جيب آمريكا مى‏ريزند و ملت‌شان آن طور گرسنه و پابرهنه هستند. اينها احساس ديگر ندارند، اينها احساس انسانى از دست‌شان رفته. اين توجه به زرق و برق دنيا انسان را از آن احساس انسانى‏اش مى‏برد، يك حيوان است در بين مردم راه مى‏رود. كوشش كنيد معنويت را تقويت كنيد در بين اين ملت. با معنويت است كه شما مى‏توانيد استقلال خودتان را حفظ كنيد و آزادى خودتان را حفظ كنيد و به مراتب كمال برسيد.
... نكاتى كه در قرآن مكرر هست يا مكررات، براى اينكه، قرآن يك آدم‏سازى مى‏خواهد بكند. قرآن تاريخ نيست، اگر تاريخ بود، در تاريخ، كتاب تاريخ، يك قصه را نوشت، ثانياًً اگر بنويسند زيادى نوشته‏اند، اما كتاب اخلاق بايد مكرر باشد.
كسانى كه اخلاق مى‏خواهند براى مردم بگويند، بايد بگويند، بگويند، بگويند تا توى مغزشان بكنند، با يك دفعه گفتن درست نمى‏شود. يكى از نكات بزرگى كه قرآن كريم، مكررات را مى‏بينيد دارد، اينها مكررات نيست، سبك انسان‏سازى اين جورى است، هر صفحه را باز مى‏كنى دعوت به تقوا، دعوت به خوبى،... اينهايى كه قرآن را نمى‏شناسند، اين خارجي‌ها كه نمى‏فهمند قرآن چى است، مى‏گويند خوب بود باب باب باشد، هر بابى يك كلمه‏اى باشد ديگر. قرآن آمده آدم درست كند؛ آدم درست كردن به يك دفعه گفتن نمى‏شود. معلم اخلاق با يك دفعه بگويد و تمام كند برود نمى‏شود؛ بايد در يك مجلس هم ده مرتبه يك مطلب را هى بگويد، بگويد، بگويد تا در دل‌ها بنشيند. ما بايد دائماً به هم سفارش كنيم. حوزه‏هاى علميه به دولت و به ملت و به اينها بايد سفارش كنند، دعوت به تقوا كنند، دعوت كنند به وحدت. مردم، هر كس با هم مى‏نشيند اين دعوت را بكنند، اهل منبر كه مى‏كنند و بايد زيادتر بكنند. مجلس بايد در بين صحبت‌هاي‌شان مردم را بسازند. جنگ مجلس، مثل جنگ دو فقيه مى‏ماند، نه اين است كه اينها اختلاف دارند. خوب، فقها با هم اختلاف دارند از صدر اسلام تا حالا، اگر اين نظرها تصادم با هم نمى‏كرد فقه ما به اين قوت نبود؛ نظرها بايد تصادم كنند، دعوا شود بايد سر آن. بعضى حوزه‏هايى كه ما ادراك كرديم دعوا بود، استاد يك چيزى را مى‏گفت، شاگرد مى‏ايستاد در مقابلش مى‏گفت، او مى‏گفت، اين مى‏گفت، او مى‏گفت تا يك مطلب تا ديگران استفاده مى‏كردند از آن؛ در مجلس هم بايد اين جور باشد. مخاصمه در كار نيست، مباحثه علمى است، مباحثه اخلاقى است، بايد اخلاق به مردم ياد بدهند، دعوا نبايد باشد در آن.
...ما اميدواريم كه اين وحدت محفوظ باشد و اين سال جديدى كه آمده است، وحدت ما زيادتر از آن وقتى كه بوده است، باشد.
* بخشی از پیام نوروزی حضرت امام در سال1362 مصادف با 6 جمادى‌الثانى 1403 در دیدار با مسئولان کشور


نقطه نظر
عليرضا منصوري

احكام ماهي و آبزيان
از ميان اقسام مختلف ماهي‌ها آن «ماهی فلس‌داري» كه «زنده» از آب گرفته شود و «بیرون آب» جان دهد، پاک و خوردن آن حلال است. اگر ماهی فلس‌دار بودنش مشکوک باشد، چنانچه افراد اهل خبره و متخصص مورد اعتماد و وثوق آن را از قسم ماهی فلس‌دار تشخیص دهند، عمل به قول آنان در این باره مانع ندارد. چنانچه ماهی از آب بیرون بیفتد و یا موج آب آن را بیرون بیندازد، يا آب فرو رود و ماهی در خشکی بماند، چنانچه پیش از آنکه بمیرد با دست یا وسیله دیگر، کسی آن را بگیرد و سپس جان دهد، حلال است. اما مثلاً اگر دریچه تخلیه آب استخرهای پرورش ماهی را به نیت صید ماهی باز کنند تا آب کاملاًً خالی شود و ماهی جان دهد، صید محسوب نمی‌شود و ماهی تذکیه (حلال) نشده است. کسی که ماهی را صید می‌کند لازم نیست مسلمان باشد و در موقع گرفتن ماهی، نام خدا را ببرد، ولی مسلمان باید بداند که آن را زنده گرفته و در خارج از آب مرده است. اگر ماهی از بازار مسلمانان یا از دست مسلمانی گرفته شود، حلال است، هرچند معلوم نباشد آن را زنده از آب گرفته یا نه و جست‌وجو لازم نیست. خوردن ماهی‌هایی که به‌صورت فیله در بازار مسلمانان عرضه می‌شوند، اشکال ندارد و تحقیق لازم نیست. البته به شرطي كه اصل ماهي از نوع فلس‌دار باشد. اما اگر ماهی از بلاد کفر یا از دست کافر گرفته شود و معلوم نباشد که آن را زنده از آب خارج کرده و در خارج آب جان داده یا نه، حرام است و بایستی تحقیق شود. لذا تُن‌ها و كنسروهايي كه از كشورهاي غير مسلمان آورده مي‌شود و معلوم نيست به طور شرعي صيد شده‌اند يا نه،‌ حلال نيستند حتي اگر در بازار مسلمين فروخته شوند؛ مگر اينكه ثابت شود به صورت شرعي صيد و تهيه شده‌اند. خوردن همه قسمت‌ها و اعضاي ماهي غير از خون و کثافات (محتویات روده و مدفوع) آن حلال است. از خوردن ماهی کوچک داخل بدن ماهی بزرگتر که مرده خارج شود و نمی‌دانید موقع صید در شکم ماهی زنده بوده و در خارج آب مرده یا نه، بایستی اجتناب کرد.
خوردن ماهيان حلال كوچك به صورت زنده اشكال ندارد. خوردن تمام اقسام میگو (روبيان) حلال است و تذکیه آن مانند تذکیه ماهی است. خوردن خاویار و تخم ماهی فلس‌دار که تذکیه شده، اشکال ندارد اما خاویار ماهیان بدون فلس و ماهیانی که در آب مرده‌اند، حرام است. خوردن گیاهان دریایی نيز اگر براي بدن ضرر نداشته باشد، اشکال ندارد. غير از ماهي‌هاي فلس‌دار و ميگو، تمام حيوانات آبزي و آنها که گاهي در آب زندگي مي‌کنند مثل خرچنگ و صدف، همگي حرام گوشت و ‌خوردن‌شان ممنوع است. ولی در موارد اضطرار جهت مداوا یا سد رمق و حفظ جان، ‌البته به اندازه رفع ضرورت، مانع ندارد. البته صرف گفته پزشك يا داشتن خاصيت غذايي و طبي، مجوز براي مصرف آبزيان حرام نیست. ضمناً اگر پس از گرفتن ماهي از آب، ‌آن را در خارج از آب با كمك ضربه و يا برق بكشند، اشكال ندارد.


دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق
رزمایش‌های فرهنگی ـ بصیرتی در چهار اردوگاه برگزار می‌شود

احمد محمدی فر

تعطیلات نوروز که فرامی‌رسد، خانواده‌ها از پیش برنامه‌ریزی می‌کنند که این ایام را کجا سپری کنند. عده‌ای به سفرهای خارجی می‌روند، عده‌ای به شهرستان‌ها و عده‌ای دیگر هم به شهرهای زیارتی سفر می‌کنند، اما در این بین، تعداد قابل توجهی از مردم هیچ یک از این گزینه‌ها را انتخاب نمی‌کنند و برای گذراندن تعطیلات نوروز شده سعی می‌کنند به مناطق یادمانی دفاع مقدس سفر کنند. با توجه به این موضوع برای آگاهی از برنامه‌های پیش‌بینی شده در سرزمین‌های حماسه و ایثار، مصاحبه آخرین شماره سال 92 را به گفت‌وگو با سردار «یعقوب سلیمانی» دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور، اختصاص دادیم که در ادامه، گزیده‌هایی از این مصاحبه آمده است.
* برنامه‌های امسال از نظر محتوایی چه تغییراتی داشته است؟
یکی از برنامه‌هایی که امسال برگزار می‌شود؛ جشنواره رهاورد سرزمین نور است که در اردوگاه شهید باکری خرمشهر برگزار می‌شود. این جشنواره که آغاز آن همزمان با روز ملی راهیان نور خواهد بود به مدت 10 شب ادامه دارد و طی آن، هر شب برنامه‌های متنوعی برای زائران سرزمین‌های نور پیش‌بینی شده که متفاوت از سال‌های گذشته است.
علاوه بر این امسال اهتمام جدی‌تری به زیرساخت‌ها به منظور پذیرایی و اسکان بهتر کاروان‌های راهیان نور صورت گرفته است. همچنین پیش‌بینی می‌کنیم تعداد زائرانی که با خودرو‌های شخصی به مناطق عملیاتی جنوب سفر می‌کنند، به نسبت سال گذشته، از درصد بیشتری برخوردار باشند.
در بحث محتوا و مباحث فرهنگی نیز سعی کردیم بیشترین بهره را از ظرفیت‌های موجود در میان موسسات مردمی فعال در عرصه دفاع مقدس ببریم. یکی دیگر از رویکردهای ما استفاده از توانمندی‌های اقشار مختلف مردم، به‌ویژه جوانان و نوجوانان در یادمان‌های دفاع مقدس است. برای نمونه امسال در یادمان طلاییه از دانش‌آموزان خادم استفاده خواهیم کرد.
نکته دیگر اینکه 80 درصد زائران سرزمین‌های نور به دلیل تعلقات خاصی که دارند از یادمان شلمچه بازدید می‌کنند، به همین دلیل، نمایشگاه متمرکز ارائه محصولات فرهنگی در ورودی این یادمان خواهیم داشت و به منظور ترویج فرهنگ کتابخوانی و همچنین آشنایی زائران با ایثارگری‌های رزمندگان طی دوران دفاع مقدس، در محل اسکان کاروان‌های راهیان نور نیز غرفه‌های فروش کتب و محصولات فرهنگی دفاع مقدس با تخفیف‌های بسیار مناسب پیش‌بینی شده است.
* در خصوص ویژه‌برنامه‌هایی که برای این ایام تدارک دیده‌اید هم توضیح دهید.
اتفاق جدیدی که امسال روی داده؛ برگزاری رزمایش‌های فرهنگی ـ بصیرتی در چهار اردوگاه محل اسکان کاروان‌های راهیان نور است. زیرا از آنجایی که سال‌های گذشته امکان بازدید عموم زائران وجود نداشت، امسال برای فراگیرتر کردن این موضوع در اردوگاه‌های شهیدان باکری، حبیب‌اللهی، محلاتی و مسعودیان هر شب، رزمایش‌های فرهنگی ـ بصیرتی برگزار خواهیم کرد، به نحوی که تنها در اردوگاه شهید مسعودیان حدود هشت هزار نفر می‌توانند شاهد برگزاری این رزمایش‌ها باشند.
* امکان برگزاری این رزمایش‌ها در استان‌ها نیز وجود دارد؟
اینکه در استان‌ها نیز چنین برنامه‌ای برگزار شود امکان آن وجود دارد، به نحوی که تاکنون علاوه بر اردوگاه‌های مورد اشاره، در برخی شهرهای خوزستان، لرستان، کرمانشاه و کردستان نیز اجرا شده، اما نکته قابل توجه میزان تأثیرگذاری کم در این‌گونه برنامه‌های استانی است. به عبارت دیگر وقتی زائری پا در سرزمین‌های حماسه و شهادت می‌گذارد و در کنار آن، این رزمایش‌ها را ملاحظه می‌کند بالطبع اثرگذاری آن به مراتب بیشتر از برپایی آن در استان‌ها است.
* میزان استقبال مردم از کاروان‌های راهیان نور چگونه است؟
آمار متقاضیان سفر به سرزمین‌های حماسه و ایثار کشورمان اگرچه روند صعودی دارد، ولی ما به دلیل محدودیت‌های حمل‌ونقلی، اسکان و پذیرایی امکان اعزام همه متقاضیان را نداریم. به همین دلیل استان‌ها بنا به ظرفیت‌های خود اقدام به ثبت‌نام و اعزام علاقه‌مندان می‌کنند. به هر ترتیب، ترابری سازمان بسیج امکان جابه‌جایی تمام متقاضیان سفر به کربلاهای ایران را ندارد، لذا از مسئولان دولتی تقاضا داریم به منظور استفاده بیشتر مردم از این سفرها، خط‌آهن‌های اهواز و خرمشهر دو خطه شود.


یادداشت
علیرضا جلالیان

ضرورت بهره‌گیری از توان جوانان و تجربه فرماندهان
دفاع مقدس در پاسداری از مرزهای جمهوری اسلامی ایران و مقابله با تجاوز ارتش بعثی صدام خلاصه نشد و نمی‌شود، بلکه هر روز انقلاب اسلامی ـ از شروع پیروزی تاکنون ـ دفاع مقدس است، اما آنچه دفاع هشت ساله را برجسته کرده، مجاهدت‌ها و تلاش‌هایی بوده که در آن سال‌ها انجام شده است. از دل این تلاش‌ها و مجاهدت‌ها نیز به تعبیر رهبر معظم انقلاب معجزاتی به‌وجود آمده‌اند و در کشاکش نبرد نیروهای مردمی و دست خالی از تجهیزات لازم توانسته‌اند در مقابل ارتشی که سر تا پا مسلح بوده و از پشتیبانی مالی، اقتصادی، سیاسی، تسلیحاتی و اطلاعاتی نزدیک به 80 کشور دنیا برخوردار بودند، بایستند.
این توانایی، هم از قدرت ایمان بود و هم از تدبیر فرماندهان که البته آن هم در پرتو تقوای الهی و ایمانی بود. اما مسئله‌ای که مورد توجه است این است که پس از پایان دفاع مقدس، برخی سیاسیون معتقدند تاریخ مصرف نظامی‌ها تمام شده و آنان باید خانه‌نشین شوند! از سوی دیگر فلسفه تشکیل سپاه و علت حضور نیروهای پاسدار انقلاب در این نهاد هم تشکیل یک نیروی نظامی صرف نبود، بلکه تشکیل نهادی بود که همواره از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن صیانت کند. روزی پاسداران با توجه به مباحث امنیتی در سال‌های اول انقلاب نظامی شدند و نقش نیروهای امنیتی در شهرها را ایفا کردند. از طرفی بسیاری از بهترین جوانان این کشور هم در پرتو نفس مسیحایی امام راحل(ره) در جبهه‌ها مشغول رزم نظامی بودند، هرچند شاید از لحاظ جسمی و فراتر از آن، به لحاظ آموزشی صفر بودند، به‌طوری که گاه فرماندهان ارتش با 27 سال سابقه در کنار فرماندهان سپاه با حداکثر 27 سال سن قرار می‌گرفتند که نمونه آن شهید صیاد شیرازی و شهید حسن باقری هستند.
با این وجود و با تربیت فرماندهان طراز اولی که شاید اصلاً روزی فکر نمی‌کردند که نظامی شوند، نسلی از مدیران انقلابی شکل گرفت که خیلی‌ها معتقد به این بودند که این‌ها نظامی‌اند و در سایر کارها نمی‌توانند ورود کنند، غافل از اینکه پاسدار انقلاب متناسب با نیاز انقلاب و توانایی بالای خود در هر سنگری می‌تواند ایفای نقش و از نظام و انقلاب دفاع کند. حال آن سنگر، سنگر اقتصادی باشد یا فرهنگی، مهم ایفای نقش و وظیفه است.
متأسفانه با نگاه جزم بسیاری از افرادی که در دوران دفاع مقدس از آنها به عنوان سیاسیون نام برده می‌شد از ظرفیت‌های این نیروهای زبده استفاده نشد تا اینکه در سال‌های گذشته برخی از این فرماندهان توانستند در سمت‌های گوناگونی نقش ایفا کنند که همگی با تحول‌آفرینی همراه بود.
در واقع دفاع مقدس یک صحنه عملی آموزش مدیریت، معنویت، تدبیر و... بود و در این صحنه عملی، افرادی تربیت شده‌اند که شاید در طول تاریخ، دیگر نتوان همانند آنان را یافت، چراکه شاید دیگر فرصت دفاع مقدسی آنگونه دست ندهد.
به هر صورت، به نظر می‌رسد در برهه کنونی که کشور هنوز درگیر دفاع است، باید با دو موضوع تحویل مسئولیت‌ها به نسل جوان و نیز استفاده از تجربیات فرماندهان دوران دفاع مقدس، این نهاد مقدس را به سمت رسیدن به آرمان‌های والای انقلاب اسلامی پیش برد.


گلی از باغ

حماسه بیداران
همزمان با سومین کنگره شعر پاسدار که در شیراز برگزار شد، کتاب اشعار برگزیده این کنگره تحت عنوان «حماسه بیداران» با حضور شاعران برگزیده این کنگره، فرماندهان و مسئولان سپاه رونمایی شد.
این کتاب به کوشش «مصطفی محدثی خراسانی» از داوران این کنگره تهیه شده و در آن تعداد 137 سروده از 111 شاعر پاسدار به چاپ رسیده است.
در مقدمه این کتاب می‌خوانیم: «شعر پاسدار بیان حقیقت و معرفت، عصیان و شورش علیه ظلم و ستم و بی‌عدالتی است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مفتخر است برای صیانت از اسلام، انقلاب اسلامی و ارزش‌های مقدس آن از تمام ظرفیت‌ها و مولفه‌های قدرت نرم بهره جوید و زبان شعر یکی از این ابزارهای قدرتمند است.
حرکت رو به رشد شعر پاسدار از کنگره اول تا سوم نشان از موفقیت این حرکت نوپا و بیانگر وجود ظرفیت فرهنگی و ادبی والا در سپاه است. از جمله توفیقات این کنگره ارسال اشعار شاعران از کلیه استان‌های کشور بوده است، از استان‌های تهران، فارس، خراسان رضوی، مازندران، اصفهان، گیلان و خوزستان می‌توان به عنوان طلایه‌داران این حضور نام برد. این موضوع آینده روشنی را از ظهور شاعران پاسدار از گوشه‌گوشه میهن اسلامی‌مان ایران، نوید می‌دهد.»
در بخش دیگری از مقدمه به قلم مصطفی محدثی خراسانی آمده است: «و اکنون پاسداران که پی‌افکنان فرهنگ شهادت و ایثار بوده‌اند خود به میدان فرهنگ و هنر و ادبیات آمده‌اند تا بشریت تشنه حقیقت را به تماشای ارجمندی و فضیلت و معرفت در آینه شعر دعوت کنند.»
ناشر این کتاب معاونت فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه است که در چاپ اول آن را در شمارگان دو هزار نسخه اسفندماه امسال منتشر کرده است.
علاقه‌مندان برای تهیه کتاب به معاونت فرهنگی و تبلیغات رده‌های سپاه در سراسر کشور مراجعه کنند.


یک حماسه

تجدید قوای تیپ 77 با دیدار امام خمینی(ره)
روزهای پیش از عملیات فتح‌المبین بر حسب فشاري که از سمت ارتش عراق در چزابه به ما وارد شده بود، در نيروي زميني ارتش، مجبور شديم يک تيپ از لشکر 77 خراسان را در تنگه چزابه به کار بگيريم؛ به دلیل اينکه نيرو نداشتيم و تنگه داشت سقوط مي‌کرد. وقتي که خواستيم عمليات فتح‌المبين را انجام دهيم، پيش‌بيني کرديم که اين تيپ در آنجا بجنگد. ولي اگر مي‌خواستيم آنها را جزو عمليات نياوريم، نيرو کم مي‌آمد و اگر مي‌خواستيم به کار بگيريم، چون جنگيده و تلفات داده بودند، احتمال داشت که ناتوان باشند. از همان اول در خود تيپ زمزمه‌اي شروع شد، از فرماندهي گرفته تا پايين که ما توان جنگيدن نداريم.
ديديم، با اين انگيزه ضعيف، نمي‌شود حتي دستور نظامي به آنها داد. بنابراين، بايد انگيزه در آنها ايجاد مي‌کرديم و بعد دستور مي‌داديم. تدبيري که به ذهن ما خطور کرد اين بود که گفتيم: شما را مي‌خواهيم ببريم پيش امام. مي‌توانيم شما را با قطار ببريم پيش امام و بعد برگرديم. چون عمليات داريم، بايد سريع برگرديد.
با حاج احمد آقا تماس گرفتيم و خواهش کرديم که به محضر حضرت امام سلام برسانيد و بگوييد وضع ما وضع خاصي است و يک تيپ بايد خدمت‌تان برسد و با شما ديدار کند، حتي اگر صحبت هم نفرموديد، مسئله‌اي نيست. آنان ديدار کنند تا روحيه بگيرند و ما بتوانيم اين تيپ را که در فشار صدمات و تلفات رزمي بوده، به کار بگيريم.
ايشان قبول کردند. تيپ را به‌طور کامل در کنار هفت‌تپه که نزديک ريل قطار است، مستقر کرديم. يکي از آقايان روحاني نماز را برگزار کرد و من هم از فرصت استفاده کردم و بين دو نماز متذکر شدم که مبادا سست شوند و فکر کنند کار تمام شده. گفتم: اينطور نيست. اوضاع طوري است که بايد بجنگيد و الحمدلله فرصت خوبي است تا برويد از محضر امام استفاده کنيد. ديداري تازه کنيد و بياييد و آماده شويد.
برگرفته از خاطرات شهید صیاد شیرازی


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم‌های نوروز سینما
رقابت بر مدار گیشه و ارزش

مهدی امیدی

نوروز، یکی از مهم‌ترین فصول اکران سینما در کشورمان است. تعطیلات پرشمار، اوقات فراغت گسترده مردم و استقبال قابل توجه مخاطبان از سینماها سبب شده که اکران نوروزی به موقعیتی راهبردی برای سینمای ایران تبدیل شود. هم از این رو، در این مقطع، سینمای ایران علاوه بر اینکه می‌تواند از نظر اقتصادی نفسی تازه کند، به‌دلیل افزایش تماشاگران، طبیعتاً می‌توان انتظار تأثیرگذاری فرهنگی و اجتماعی بیشتری را هم داشت. منتها رسیدن به این مقصود، بسیار زیاد بستگی به نحوه چینش آثار دارد. یعنی اکران نوروزی زمانی شکلی آرمانی و پویا می‌گیرد که فیلم‌هایی برای نمایش در سینماها گزینش شوند که ضمن قدرت جذب مخاطب، ارای ارزش‌های محتوایی هم داشته باشند.
از این نظر، اکران نوروز 93 بسیار ناهمگون و نامتوازن است. چون یکی از فیلم‌ها، نه‌تنها هیچ‌گونه بار محتوایی مناسبی ندارد که از شدت ابتذال، گزینه نامناسبی برای نوروز محسوب می‌شود. در این میان، یکی از فیلم‌ها نیز اساساً هیچ جاذبه‌ای نداشته و جزو فیلم‌های با مخاطب خاص به حساب می‌آید. در این گزارش، فیلم‌های اکران نوروز93 را مرور می‌کنیم.

معراجی‌ها؛ منجی سینماها
فیلم جدید مسعود ده‌نمکی هم همچون آثار پیشین او یک کمدی کلامی است. محور مضمونی فیلم هم حضور جوانان در دوران دفاع مقدس در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل است. این فیلم به ماجرای یک جوان می‌پردازد که در کنکور سراسری رتبه یک را کسب می‌کند، اما تصمیم می‌گیرد که به جبهه برود. البته بر سر راه او برای رفتن به جبهه مشکلات و موانعی هم پیش می‌آید. در فیلم «معراجی‌ها» عملیات کربلای پنج هم بازسازی شده است و انصافاً صحنه‌های جنگی فیلم قابل‌قبول از آب در آمده است. حداقل اینکه این تصاویر به واقعیات نزدیک بوده و قابل باور هستند. به همین دلیل هم «معراجی‌ها» در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ بهترین جلوه‌های ویژه شد.
یکی از نکات قابل‌توجه که فیلم «معراجی‌ها» را از بسیاری از فیلم‌های دفاع مقدسی دیگر متمایز ساخته، تلفیق کمدی و تراژدی است. یعنی در عین اینکه یک فیلم کمدی را می‌بینیم، اما گاه برای از خودگذشتگی‌ها و رنج‌های رزمنده‌ها نیز چشمان‌مان اشک‌بار می‌شود. ویژگی دیگر «معراجی‌ها» بازسازی هوشمندانه فضای دهه 60 است. این فیلم به خوبی توانسته مناسبات و روابط آدم‌ها در آن مقطع مهم از تاریخ کشورمان را نمایش دهد.
اما نکته مهم درباره فیلم جدید ده‌نمکی، نقش آن در نجات سینمای بحران‌زده ماست. این فیلم که از سوی بسیاری از رسانه‌ها بایکوت شده است و در بدترین زمان ممکن، یعنی اسفند-ماه روی پرده سینماها رفته، تاکنون حدود یک‌ونیم میلیارد فروخته و احتمالاً تا روز آخر سال به فروش بیش از دو میلیارد تومانی دست خواهد یافت. چنین فروشی، آن هم به وسیله یک فیلم دفاع مقدسی که بخشی از آن تراژدی است، نه کمدی، قطعاً برای سینماها و سینماداران ما حکم آب حیات را دارد.

چ؛ احیای سینمای قهرمان‌محور
بدون تردید مناسب‌ترین فیلم برای اکران در عید نوروز، «چ» است؛ آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که به 48 ساعت از زندگی شهید مصطفی چمران می‌پردازد. سال 58 و موقعی که گروهک‌های خون‌آشام اشغالگر در مناطق غربی کشور فتنه به پا کرده و قصد تجزیه ایران را داشتند و شهید چمران و یارانش مقابل آنها ایستادند و ایران را از خطر تجزیه رهانیدند.
فیلم «چ» با اینکه به حدود 35 سال پیش می‌پردازد، اما یک فیلم کاملاً به روز و مناسب مناسبت‌های اکنون کشور ماست. نقش رژیم صهیونیستی در توطئه علیه ایران، تأکید بر مبارزه در عین مذاکره و از همه مهم‌تر، نقش منجی محور ولایت فقیه، از جمله شاخص‌های محتوایی این فیلم هستند.
فیلم«چ» همچنین یک ادای دین به گروه دستمال‌سرخ‌ها، هسته مقاومت مردمی شهر پاوه در برابر گروهک‌ها- و به‌ویژه فرمانده آنها، شهید اصغر وصالی است. این فیلم علاوه بر ویژگی‌های ممتاز محتوایی، در ساختار و جلوه‌های ویژه هم یک پیشرفت بزرگ برای سینمای ایران محسوب می‌شود.

سایر فیلم‌ها
فیلم «خط ویژه» به کارگردانی مصطفی کیایی هم از دیگر آثار اکران نوروزی سینماهای کشور است که ویژگی‌های قابل توجهی دارد. این فیلم علاوه بر اینکه یک اثر سرگرم‌کننده متوسط محسوب می‌شود، دارای نگاهی انتقادی به مفاسد اقتصادی و به‌ویژه نقش آقازاده‌ها در این مفاسد است که از این نظر، «خط ویژه» یک گام از سینمای صرفاً تجاری بالاتر قرار می‌گیرد. با این حال، برخی ضعف‌های ساختاری باعث شده که «خط ویژه» به عنوان یک فیلم تراز اول شناخته نشود.
اما دو فیلم «با دیگران» و «طبقه حساس» هیچ تناسبی با اکران نوروزی ندارند. «با دیگران» که نخستین فیلم ناصر ضمیری است داستانی کشدار و خسته‌کننده را درباره موضوع رحم اجاره‌ای ترسیم می‌کند. فیلم «طبقه حساس» تازه‌ترین اثر کمال تبریزی نیز یک فیلمفارسی تمام‌عیار است که تماشای آن یعنی اتلاف وقت و هزینه! یک کمدی سطحی و سخیف که در ضمن به تمسخر و تحقیر برخی از آیین‌های سنتی کشورمان نیز می‌پردازد. نکته عجیب این است که حوزه هنری مسئولیت اکران این فیلم را برعهده گرفته است! این درحالی است که مسئولیت اصلی این نهاد، تقویت هنر انقلاب اسلامی است.


مروری بر سریال‌های سیما در نوروز
مانور مخاطب‌یابی
سعید رضایی

تعطیلات نوروزی فرصت بسیار مناسبی برای سیماست تا بار دیگر «مانور مخاطب‌یابی» برگزار کند. اوقات فراغت وسیع مردم و گردهمایی اعضای خانواده و اقوام ظرفیت خوبی برای رسانه ملی پدید آورده، به شرطی که کیفیت و محتوای آثار، غنی و در شأن مردم باشد. نکته مهم این است که صداوسیما در سال‌های اخیر با بحران مالی دست و پنجه نرم می‌کند و همین مسئله تهدیدی برای تولیدات تلویزیون شده است.
شبکه یک امسال، همه سریال‌های ویژه سیما برای نوروز، کمدی هستند. یکی از سریال‌هایی که خیلی از مردم منتظر تماشای آن هستند، «پایتخت3» به کارگردانی سیروس مقدم است. در سری سوم سریال پایتخت، خانواده معمولی با اتفاقات تازه‌ای روبه‌رو می‌شوند. اتفاقاتی مثل عروسی ارسطو، کشتی‌گیر شدن نقی و... به گفته مهدی فرجی، رئیس شبکه یک سیما، سری سوم سریال «پایتخت» نسبت به سری‌های پیشین آن، جذاب‌تر و دیدنی‌تر است. این سریال در نوروز، هر شب ساعت22 و 15 دقیقه به نمایش در می‌آید.
شبکه دو نیز سریال طنز «خوب، بد، زشت» به کارگردانی منوچهر هادی را برای نوروز درنظر گرفته است. این سریال داستان زندگي جواني به نام بهادر با بازي امين حيايي است كه تنها يك ماه فرصت دارد تا قبل از عيد، رضايت خانواده‌اش را براي رفتن به خواستگاري جلب كند. او براي رسيدن به مقصدش بايد كارهاي خيري انجام دهد و كساني را كه رنجانده، راضي كند و در اين ميان، موقعيت‌هاي كميكي براي بهادر ايجاد مي‌شود. این سریال هر شب ساعت 21 و 30 دقیقه از شبکه دو پخش می‌شود.
سریال نوروزی شبکه سه هم «روزهای بد به در» نام دارد. این سریال طنز به کارگردانی سعید آقاخانی هر شب ساعت 20 و 45 دقیقه پخش می‌شود و داستان اردشير با بازي مهران رجبي است كه سرايدار يك مدرسه است و قرار گذاشته مراسم عروسي پسرش را شب عيد، داخل مدرسه محل كارش برگزار كند، اما ناگهان حكم بازنشستگي او مي‌آيد و خانواده‌اش بايد مدرسه را تخليه كنند و در اين ميان برگزاري مراسم عروسي فرزندشان با مشكل روبه‌رو مي‌شود.
شبکه چهارم سیما هم در نوروز امسال یک سریال خارجی را پخش خواهد کرد. این سریال «تایتانیک خون و فولاد» نام دارد و محصول مشترک کشورهای فرانسه، ایتالیا، کانادا و ایرلند است و داستانی تاریخی را روایت می‌کند.
شبکه تهران هم در شب‌های نوروزی سریال «ما فرشته نیستیم» را پخش خواهد کرد. این سریال طنز درباره چهار زندانی است که با هزار زحمت از مسئولان زندان مرخصی می‌گیرند تا در تعطیلات نوروز پیش خانواده‌های خود باشند، اما در طول تعطیلات برای آنها ماجراهایی به‌وجود می‌آید. «ما فرشته نیستیم» به کارگردانی فلورا سام هر شب ساعت 23 و15 دقیقه به نمایش در می‌آید.
امید است که سریال‌های نوروزی سیما شروع خوبی برای تلویزیون در سال 93 باشد و سال نکوی رسانه ملی از همین بهار، آغاز شود.


خبرها

رونمایی از مستندهای میرکریمی درباره سرداران شهید
طی مراسمی با حضور جمعی از خانواده‌های شهدا و رزمندگان دوران دفاع مقدس از مجموعه مستند «نام‌ها» (درباره‌ شهیدان چمران و عباس دوران) به کارگردانی سیدرضا میرکریمی در حوزه هنری رونمایی شد. میرکریمی درباره انگیزه‌اش از ساخت این مستندها گفت: من از همان ابتدا می‌خواستم درباره‌ چند شهید مستندهایی را بسازم‌؛ شهدایی که وقتی از اتوبان‌ها رد می‌شویم‌ نام‌های‌شان را می‌بینیم و به آنها ارادت زیادی داریم، می‌خواستم کاری کنم تا جوانان بدانند چرا ما به این نام‌ها ارادت داریم.

فرش قرمز هالیوود برای رژیم صهیونیستی!

با حضور نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از یک فیلم هالیوودی در ستایش این رژیم رونمایی شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران، هالیوود یک بار دیگر با ساخت فیلم «اسرائیل تور شاهانه» ثابت کرد که غلام حلقه به گوش رژیم صهیونیستی ا‌ست و بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم غاصب صهیونیستی برای شرکت در مراسم اکران فیلم «اسرائیل: تور شاهانه» به هالیوود رفت. ساخت این طرح هنگامی در دستور کار هالیوود قرار گرفت که به‌تازگی در سطح جامعه این رژیم بحران هویت به شکل فزاینده‌ای در حال گسترش است و حتی بسیاری از جامعه‌شناسان آن رژیم، آهنگ هشدار را نسبت به فروپاشی داخلی این رژیم صهیونیسم سر دادند، اما مشکل رژیم صهیونیستی با ساخت چند فیلم حل نخواهد شد، زیرا آنها نمی‌توانند تاریخ نداشته‌ خود را به شکل مجازی به وجود بیاورند، همان طور که نتوانستند با ساخت فیلم‌هایی چون «300» و یا «آرگو» تاریخ کهن ملتی مانند ایران را زیر سوال ببرند و نخواهند توانست.

فیلم دروغین کارگردان صهیونیست علیه ایران

ادامه فیلم ضد ایرانی «300» هفت سال پس از ساخته شدن قسمت اول آن، از پنج‌شنبه ششم مارچ در سینماهای جهان اکران شد. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، دور جدید تبلیغات ضدایرانی با تمرکز بر تاریخ کهن ایران، با نمایش «300؛ خیزش یک امپراتوری» از روز پنج‌شنبه در آمریکا آغاز شد. نمایش جهانی این فیلم نیز با اکران همزمان آن در کشورهای مختلف جهان از جمله فرانسه، استرالیا و بلژیک کلید خورد.


نتایج فراﺧﻮان بهترﯾﻦ عکس خبرهای ﺗﺼﻮیری صبح‌صادق در سال 1392
مسابقه پیامکی تریبون در سال 92 هم با تمام فراز و فرودهایش همزمان با آخر سال به پایان رسید. 23 مسابقه پیامکی و تعداد زیادی مشتری هفتگی که هر هفته پذیرای پیام‌های این عزیزان بودیم، خاطرات خوب و شیرینی برای ما داشت. در این میان برخی به شکل خانوادگی در مسابقه شرکت می‌کردند و به عمد یا غیر عمد با یک شماره و چند اسم نظرات متفاوتی را ارسال می‌کردند و یا اینکه در برخی شهرها و استان‌ها مشتری‌های تریبون خیلی زیاد بود. نکته دیگر اینکه در این میان تفاوتی هم با دو سال گذشته وجود داشت و آن، این بود که حسن ختام تریبون امسال متفاوت از گذشته از فضای نظری به فضای بصری میل پیدا کرد. از همین رو می‌‌توان گفت مشتری‌های تریبون به طور کل عوض شدند. در فراخوانی که به جای تریبون 24 سال 1392 دادیم از شما مخاطبان خوب نشریه خواستیم تا بهترین عکس از گزارش‌های تصویری صفحه دو را انتخاب و نام و توضیح کوتاهی از عکس را برای ما ارسال کنید، هرچند شاید برخی از عزیزان به تمامی شماره‌های نشریه دسترسی نداشتند.
پس از بررسی نظرات دوستان به چند موضوع رسیدیم؛ اول اینکه بیشتر مخاطبان نشریه گزارش تصویری همان شماره‌ای که اطلاعیه مسابقه را خوانده بودند، دیده و تصویری که پسندیده بودند را ارسال کردند؛ اما بودند در این میان عزیزان دیگری که به شماره‌های گذشته هم مراجعاتی داشتند.
اما در تصاویر منتخب از نگاه شما چند نکته وجود داشت؛ اول اینکه نگاه مجاهدانه و مبتنی بر فرهنگ ایثار و شهادت در آن احساس می‌شد. مثلاً انتخاب عکس شهید «ابوشهدالجبوری» مدافع حرم حضرت زینب(س) و یا تصویر «شهید افشار در آغوش مادر» و عکس ثروتمندترین سردار سپاه (سرلشکر حاج قاسم سلیمانی) و تصویر مادر شهید صبوری بر سر مزار فرزندش پس از 31 سال، نشان از این مسئله داشت.
از سویی، برخی دیگر از مخاطبان نگاهی دینی و مذهبی داشتند و با انتخاب تصویر مسجد کوفه و نیز غبارروبی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) حال و هوای زیارت را در سر داشتند و این را در پیام‌های‌شان هم اعلام کردند.
نگاه زیباشناختی هم در این میان خیلی مشهود بود. مثلاً تصویری که در آن بیان شده بود؛ «حال ثواب نداری گناه نکن» و عکس پیرمردی که با قاب عکس همسر مرحومش در راه‌پیمایی 22 بهمن شرکت کرده بود، از نظر تعداد زیادی از مخاطبان زیباترین تصاویر بود که این انتخاب هم قابل توجه بود.
در این میان، به نظر می‌آید شاید گویاترین تصویری که می‌توان به پیام آن توجه کرد، همان پیرمردی است که با قاب عکس همسرش در راه‌پیمایی 22 بهمن حاضر شده بود که به‌عنوان عکس سال هفته‌نامه صبح‌صادق برگزیده شد و در صفحه اول همین شماره کار شد.
اما به هر صورت، تعدادی از تصاویر انتخابی شما در اینجا دوباره منتشر شده و 10 نفر از شرکت‌کنندگان در این مسابقه پیامکی نیز به قید قرعه مشخص شده‌اند که اسامی این عزیزان به قرار زیر است:
اشرف کرم‌پور از قم
حمید صائب از بیرجند
طاهره روشندل از رودسر
اعظم تقی‌زاده از یزد
امیر عیساوند از تهران
مراد چراغی کاجی از اردل
مریم کنعانی الوار از بستان‌آباد
خلیل میراحمدی از کرمان
علی مجیدی از آذر شهر
رضا شعبانعلی از شهرری


کتیبه سبز

علی(ع) سوگوار است...
خدایا دلم، از غمی، ریش‌ریشه
نفس می‌کشم لیک، جانم پریشه
خدایا، دل دردمندم گرفته
هوای دل حق‌پسندم گرفته
دلم پر کشیده به سوی مدینه
دلم داده از کف وقار و سکینه
تلمبار گشته غم جانگدازی
مگر می‌شود هم بسوزی، بسازی
امام زمان(ع) سینه را می‌خراشد
مگر می‌شود شیعه غمگین نباشد؟
چگونه کنم باز، اوراق دفتر؟
چگونه بگویم ز زهرای(س) اطهر؟
قلم پای رفتن، به صفحه ندارد
قلم، تاول سوز دل می‌شمارد
قلم طاقت درد زهرا(س) ندارد
غریب است زهرا(س) که بابا ندارد
سر و جان، برای علی(ع) می‌گذارد
قدم جای پای ولی می‌گذارد
وصی نبی(ص) گرانقدر اسلام
نشسته به خانه، ولی زهر در کام
حکومت، به هر قیمت ارزش ندارد
خداخواهِ مومن که لغزش ندارد
عدالت به یثرب دگر جا ندارد
عدالت‌کشی نیز حاشا ندارد
در این عصر غم‌پرور و خانمان‌سوز
شود تار و تیره به زهرا(س) شب و روز
دگر زندگی هیچ معنا ندارد
به جز مرگ از حق تمنا ندارد
بگویم: که زهرا(س) سفر کرد زین خاک؟
تنی کوفته، قلب صدپاره، صدچاک
خدایا، علی(ع) تاب این غم ندارد
علی(ع) سوگوار است، همدم ندارد
سرودی به اشک و به غم چند بیتی
«فرائی» شریک غم اهل‌بیتی
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

يا مقلب‌القلوب...
سرسبزترين بهاران!
مي‌دانم مي‌آيي...
مي‌دانم مي‌آيي و حال ما را به بهترينِ احوال مبدل مي‌كني
آن حالي كه به ياد تو مي‌گذرد
آن زماني كه بر رُخت نظاره مي‌كنم و لحظه‌لحظه‌‌ حضورت را درك مي‌کنم.
پروردگارا!
سال‌هاست كه خاك تيره به اميد آمدنش سبزپوش مي‌شود
غنچه‌ها به يمن قدومش مي‌شكفند
و دل‌ها به بهانه ميزباني‌اش خود را مي‌آرايند
و هر بار همان بهانه‌ها...
بار خدايا!
لحظه‌ها را با اميد پايان خزاني مي‌شماريم، كه بهارش، طلوعِ آفتاب مهدي(عج) است.
بهار امسال، دگر بار، بر سر سفره دل‌هامان مي‌نشينيم
دست‌هاي تمنامان را، رو به سوي آسمان مي‌گيريم
و همنوا با بهار مردمان، مهدي موعود، «يا مقلب‌القلوب...» را، به نيت ظهور سبزش
زمزمه مي‌كنيم.
اللهم‌عجل لوليك‌الفرج
***
بهار بی‌گل نرگس شبیه پاییز است
و بی‌تو کلِ زمان‌های‌مان غم‌انگیز است
بیا که منجمدانه قیام ممکن نیست
بیا که سهم زمین از بهار ناچیز است
به ذوالفقار قسم تارومار شد خوبی
به ذوالفقار قسم چنگ‌های‌شان تیز است
شتاب کن و تبر را بگیر ابراهیم!
که کعبه‌های جنون گِردمان بت‌آویز است
دوای بی‌‌کسی‌ام واضح است، اما این
دوای سرزده در انتظار تجویز است...