بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

دغدغه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری
حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در هفته گذشته، اظهارات بسیار مهمی را در حوزه‌های گوناگون و مسائل جاری کشور بیان داشتند و نسبت به مسائل فرهنگی جامعه فرمودند: «بنده نگران مسئله فرهنگ هستم... اساس، باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد... امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور توجه داشته باشند که چه می‌کنند، با مسائل فرهنگی نمی‌شود شوخی و بی‌ملاحظگی کرد.» مروری بر اظهارات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی طی دو دهه گذشته، نشان می‌دهد ایشان بیشترین دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌ها را نسبت به حوزه فرهنگ داشته‌اند. توجه خاص امام خامنه‌ای به حوزه فرهنگ و مسائل فرهنگی جامعه از دو منظر؛ رسالت نظام اسلامی در موضوع تربیت انسان از یک طرف و تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان از طرف دیگر است. توجه به این دو نکته عمق نگرانی ایشان را نمایان می‌سازد.
۱ـ رسالت نظام اسلامی در حوزه فرهنگ
اگر برای حکومت‌ها، چهار وظیفه اصلی تعریف گردد، به‌طور قطع یکی از مهم‌ترین آنها، آموزش و پرورش است. این وظیفه حکومت‌ها، رسالت اصلی تمامی انبیای الهی است. حضرت امام خمینی(ره) در این خصوص در تفسیر بخشی از سوره علق می‌فرمایند: «انبیا آمده‌اند که ما را هوشیار کنند؛ تربیت کنند. انبیا برای انسان آمده‌اند و برای انسان‌سازی آمده‌اند. کتب انبیا کتب انسان‌سازی است و قرآن کریم کتاب انسان است، موضوع علم انبیا انسان است. هرچه هست با انسان حرف است. انسان منشأ همه خیرات است و اگر انسان نشود، منشأ همه ظلمات است. در سر دو راهی واقع است این موجود؛ یک راه، راه انسان و یک راه، راه منحرف از انسانیت، تا از چه حیوانی سر بیرون آورد.»
بنا بر این نگاه است که حضرت امام(ره) سیاست اسلامی را متفاوت از سیاست غیراسلامی دانسته و موضوع سیاست در اسلام را هدایت انسان‌ها به سوی کمال می‌دانند. حکومت اسلامی در برقراری نظم و امنیت داخلی، دفاع سرزمینی و تأمین معیشت مردم با حکومت‌های دیگر شباهت‌های زیاد داشته، لکن در موضوع تربیت و رشد انسان‌ها، که همانا بسترسازی برای کمال و سعادت اخروی است، دارای تفاوت اساسی می‌باشد. این مهم در حوزه فرهنگ یک جامعه قرار داشته و برای آن برنامه‌ریزی می‌شود. حوزه فرهنگ، حوزه باورها، اعتقادات، ارزش‌ها، آداب و رسوم و سبک زندگی است. این باورها و ارزش‌ها هستند که انسان را یا در مسیر تعالی و قرب الی‌الله به حرکت درمی‌آورند، همان‌طور که حضرت حق فرمودند: «هذا صراط علی مستقیم...» یا اینکه در مسیر غیر خدا و در واقع در مسیر شیطان به حرکت درمی‌آورند. بر این اساس، حکومت اسلامی و رهبری در جامعه اسلامی، اولین دغدغه‌اش باید سعادت انسان‌های در قلمرو حکومتش باشد. آخرت مردم، کمال مردم، نجات یافتن مردم از گمراهی و افتادن در دام شیاطین، برای حکومت اسلامی دارای موضوعیت ذاتی بوده و حاکمیت دینی نمی‌تواند این مهم را نادیده انگارد.
دغدغه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری
ادامه از صفحه اول
این نگاه در جامعه دینی با برخورداری از حکومت اسلامی و دینی، در حالی است که در جوامع سکولار، اساساً حکومت‌ها نه‌تنها به موضوع سعادت و آخرت مردم نمی‌اندیشند، حتی اجازه دخالت خدا، آخرت و دین برای نقش‌آفرینی در حوزه سیاست و حکومت را هم نمی‌دهند. در این جوامع، آخرت مردم به عهده کلیسا گذاشته شده و کلیسا هم هیچ نقشی در اداره جامعه، مسائل سیاسی و حکومتی ندارد.
۲ـ تهاجم فرهنگی و جنگ نرم
از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، اصلی‌ترین صحنه نبرد میان جمهوری اسلامی و ملت ایران با نظام سلطه، صحنه نبرد فرهنگی است. معظم‌له معتقد است که پس از جنگ نظامی هشت‌ساله و شکست نظام سلطه در استفاده از قدرت سخت علیه جمهوری اسلامی، غرب و به‌ویژه آمریکا، تمام توان خود را در حوزه فرهنگی بسیج کرد و انقلاب و نظام دینی و اعتقادات و ارزش‌های اسلامی و ملی ایرانیان را مورد هجوم همه‌جانبه قرار داد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حوادث و فتنه سال ۸۸ را حاصل دو دهه تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان ملت ایران می‌دانند. از همین رو ایشان در دوم مهر سال ۱۳۸۸ صحنه نبرد فرهنگی را که عده‌ای از آن غفلت کرده‌اند، این‌گونه تشریح می‌کنند: «جنگ نرم راست است. این یک واقعیت است؛ یعنی الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمی‌زنم؛ من از بعد از جنگ سال ۶۷ همیشه این را گفته‌ام، بارها و بارها. علت این است که من صحنه را می‌بینم، چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند؟! چه کار کند انسان؟ من دارم می‌بینم صحنه را، می‌بینم تجهیز را، می‌بینم صف‌آرایی‌ها را، می‌بینم دهان‌های از حقد و غضب گشوده را، دندان‌های با غیظ به هم فشرده علیه انقلاب و علیه امام و علیه این آرمان‌ها و علیه همه آن کسانی که به این حرکت دل‌بسته‌اند را. اینها را انسان دارد می‌بیند، خوب چه کار کند؟ این تمام نشده، چون تمام نشده همه وظیفه داریم.»
معظم‌له در همین سخنرانی، هدف از جنگ نرم دشمن را فرو ریختن سنگرهای معنوی جامعه می‌دانند و می‌فرمایند: «در جنگ روانی و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته می‌شود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آنها را منهدم نماید.»
آنچه با توجه به دو نکته مذکور بر عمق دغدغه‌ها و نگرانی‌های مقام معظم رهبری نسبت به مسائل فرهنگی کشور می‌افزاید، نه‌تنها بی‌تفاوتی عده‌ای از مسئولان نسبت به این صحنه نبرد فرهنگی، بلکه همراه شدن آنان با دشمنان به‌صورت خواسته یا ناخواسته، در تهاجم به ارزش‌های اسلامی و باورهای دینی و سنگرهای معنوی جامعه است. این روند خطرناک از سوی بعضی از مسئولان فرهنگی کشور از دولت سازندگی شروع شد و در دولت اصلاحات، با وزارت ارشاد مهاجرانی که اکنون اروپانشین شده و با صهیونیست‌ها قهوه می‌خورد، به اوج رسید. اکنون شواهدی مستحکم ملاحظه می‌شود که در دولت کنونی با توجیه اعتدال فرهنگی، نوعی لیبرالیسم فرهنگی در کشور و در وزارت ارشاد در حال حاکم شدن است. این نوع رویکرد فرهنگی، برخلاف آن چیزی است که در قانون اساسی به عنوان وظیفه برای دولت اسلامی در عرصه فرهنگ مشخص شده است. براساس قانون اساسی، دولت اسلامی باید زمینه‌ساز رشد فضایل اخلاقی و معنویت در جامعه باشد و با مظاهر فساد و گناه مبارزه کند. آیا امروز دولت یازدهم در عرصه فرهنگ چنین رویکردی را به‌صورت جدی دنبال می‌کند یا نه؟ اگر جواب منفی باشد که هست، باید حق بدهیم که رهبر فرزانه انقلاب با ابراز نگرانی از مسائل فرهنگی، خطاب به مسئولان بفرمایند: «امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور توجه داشته باشند که چه می‌کنند؟ با مسائل فرهنگی نمی‌شود شوخی و بی‌ملاحظگی کرد.»

دکتر یدالله جوانی


حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در همایش سراسری روحانیون سپاه
دشمن به دنبال تضعیف روحیه انقلابی‌گری در جوان‌هاست

اکنون در وضعیتی قرار داریم که دشمن به دنبال تضعیف روحیه انقلابی‌گری در جوان‌هاست و این مسئله را به روش‌های مختلف پیگیری می‌کند.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ حجت‌الاسلام والمسلمین «علی سعیدی» نماینده ولی‌فقیه در سپاه در همایش سراسری روحانیون سپاه، با اشاره به رسالت روحانیت در دو مقطع بسیار حساس صدر اسلام تا زمان انقلاب اسلامی و از مقطع پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، گفت: روحانیت شیعه در طول بیش از هزار سال، نقش بسیار مهم و حساسی را در معرفی گفتمان نظری، علوی و پاسداری از این گفتمان ایفا کرده و به عبارتی، از شیخ طوسی تاکنون این امر مهم بر عهده روحانیت بوده است.
وی افزود: نقش روحانیت در دوره اول، با نقشی که در مقطع دوم ایفا می‌کند، تفاوت‌هایی دارد؛ چرا که تلاش برای ایجاد حاکمیت دینی و ولایت فقیه در دوره اول صورت گرفت، ولی توفیقی حاصل نشد.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به اینکه نقش و هنر حضرت امام خمینی(ره) این بود که تلاش و زحمات جهادگران عرصه دین و گفتمان دینی را به منصه ظهور برساند، خاطرنشان کرد: در دوره حاکمیت پیامبر اعظم(ص) ملاک حرکت خواص، انطباق و همسویی آنها با پیامبر(ص) بود و اگر حرکت آنها، کوچک‌ترین زاویه‌ای با پیامبر اسلام داشت، نشان می‌داد که آنها از خطوط قرمز عبور و با صراط مستقیم زاویه پیدا کرده‌اند.
وی با اشاره به اینکه در عصر حاکمیت ولی‌فقیه، ملاک سنجش خواص و ارزیابی روحانیت به میزان همسویی و هم‌جهتی با نگرش و رفتار رهبری است، یادآور شد: در دوره رهبری حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، حاکمیت ولی‌فقیه وجود دارد، از این رو ملاک و سنجش روحانیت، خواص و مردم به میزان تابعیت همراهی و همسویی با ولی‌فقیه بستگی دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی عدم مرزبندی‌های مشخص در جامعه امروز را یکی از مشکلات اساسی دانست و افزود: در حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، روحانیت باید پیشتاز باشد؛ به همین دلیل زمان‌شناسی، جریان‌شناسی، دشمن‌شناسی و خط‌شناسی بسیار مهم است؛ پس اگر نتوانیم به هر کدام از این‌ها توجه لازم را داشته باشیم به‌‌ همان نسبت نمی‌توانیم مرجع فکری سپاه باشیم.
بنا بر همین گزارش، معاون امور روحانیون نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در حاشیه این همایش به خبرنگار ما گفت: همایش سراسری روحانیون شاغل در سپاه امسال مزین به دیدار این عزیزان با فرمانده معظم کل قوا حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای شده است.
حجت‌الاسلام «صفرعلی مرادی» اظهار داشت: همه ساله با توجه به اینکه ضرورت دارد روحانیون شاغل در رده‌های مختلف سپاه با توجه به مسئولیت خطیری که در این نهاد دارند نسبت به تدابیر و راهبردهای فرماندهان و مسئولان عالی سپاه توجیه شوند، همایشی با حضور این قشر از پاسداران برگزار می‌شود که امسال توفیق دست داده است تا در روز دوم این همایش، به محضر فرمانده معظم کل قوا شرفیاب شویم.
وی با بیان اینکه در روز اول این همایش، عزیزان روحانی شاغل در سپاه از سخنرانان مختلفی بهره می‌برند، گفت: با توجه به نوع مأموریتی که سپاه دارد، تعداد روحانیون شاغل در این نهاد دو برابر مجموع تعداد روحانیون شاغل در دیگر نیروهای مسلح است و در مراسم دیدار با مقام معظم رهبری عمده شرکت‌کنندگان روحانیون سپاه هستند.


یادداشت
اسماعيل علوی

دوازده‌گانه مشکل‌گشا!
مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری با ایشان، با اشاره به شرایط پیچیده و حساس کنونی، به تبیین واقعیات امروز جهان پرداختند. معظم‌له در این دیدار، وظایف دوازده‌گانه مسئولان در شرایط امروزی را نیز برشمردند. وظایفی که اجرای درست آن از سوی مسئولان کشور می‌تواند حلال بسیاری از مشکلات حال و آینده کشور باشد. در بین وظایف اعلام شده از سوی مقام معظم رهبری با توجه به شرایط فعلی کشور و جهان، چند نکته حائز اهمیت است و نیاز به بررسی و تبیین و توجه بیشتری دارد. نخست آنجا که می‌فرمایند: «مسئولان باید با جبهه دشمن مرزبندی صریح و شفاف داشته باشند، به‌خصوص در شرایط کنونی.» و دوم، انتقاد ایشان از کسانی که به بهانه برخی مشکلات، افرادی را که استقامت کرده‌اند، ملامت می‌کنند. از این‌رو فرمودند: «برخی تصور نکنند که اگر تسلیم دشمن شدیم، مشکلات حل خواهد شد.» و نکته سوم آنجا که از« استفاده از ظرفیت داخلی و دیدن نقاط مثبت فراوان کشور» یاد می‌کنند. علت اهمیت این موضوعات چیست؟ واقعیت این است که با توجه به شرایط حساس کشور و جهان، انجام برخی رفتارها و گفتارهای نادرست، به‌ویژه از سوی برخی مسئولان، برای کشور ایجاد هزینه‌هایی کرده و گاه توهماتی را در ذهن دشمنان ایجاد می‌کند که به نفع نظام و مردم نبوده و نیست. اینکه مثلاً در حالی که آمریکایی‌ها در موقعیت‌های مختلف، علیه ایران سخن‌فرسایی کرده و ایران را تهدید به تحریم یا گزینه نظامی و... می‌کنند، برخی مسئولان دستگاه امور خارجه و... به سادگی از کنار آن بگذرند و این سخنان را صرفاً برای مصرف داخلی سران آمریکا بدانند و یا اینکه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت از قول امام راحل رژه رفتن نیروهای مسلح از روی پرچم آمریکا را درست نداند، را چگونه می‌توان سخن از سر عقل و منطق دانست؟! مگر ایشان سخنان اخیر سران آمریکا در آیپک علیه ایران و دیدار نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی را نشنیده است؟! و آیا اینکه یک نماینده مجلس هر از گاه سخنانی بر زبان آورد که جز سوءاستفاده دشمن را در پی ندارد، مرزبندی با دشمنان و شناخت دشمن است؟! اینکه برخی از مسئولان حل همه مشکلات کشور را به تحریم‌ها گره بزنند و رفع آن و مذاکره با آمریکا را تنها راه رهایی از تحریم‌ها بدانند، می‌تواند اقدامی عقلانی باشد؟! آیا منفعلانه برخورد کردن در برابر سخنان تهدیدآمیز سران آمریکا و صهیونیست‌ این توهم را در آنان به وجود نخواهد آورد که در موضع ضعف قرار داریم؟! این همه درحالی است که به گفته بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی، ایران امروز در موقعیتی بسیار مقتدرانه نسبت به غرب قرار دارد و در مقابل، آمریکا و هم‌پیمانان غربی و عربی‌اش در منطقه در نقطه ضعف و افول‌قرار دارند. شکست‌های طرح‌های دشمنان جبهه مقاومت در منطقه به ویژه در سوریه و بحران اقتصادی اروپا و آمریکا، همه و همه مؤید این ادعاست. از همین رو است که بسیاری، عربده‌کشی و تهدیدات هر از گاه سران آمریکایی و صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی را بیش از آنکه نشانه توانمندی آنان بدانند، ناشی از ضعف ایشان می‌دانند.
مقام معظم رهبری هم در همین دیدار به این نکته اشاره کرده و می‌فرمایند: «دشمن با وجود بغض و کینه عمیق، از مقابله با نظام اسلامی و ملت ایران عاجز است و به ‌دلیل این عجز، به تحریم‌ روی‌ آورده است.» اگر همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند، مسئولان ما واقع‌بین بوده و نقاط مثبت فراوان کشور را در کنار برخی نقاط ضعف ببینند و از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی استفاده کنند، قطعاً دیگر نیازی نیست که در برابر زورگویی‌های سران استکبار منفعلانه موضع گرفته و حل همه مشکلات کشور را به رفع تحریم‌ها ربط دهیم. قطعاً اجرای درست و دقیق وظایف دوازده‌گانه مدنظر رهبری از سوی مسئولان، بسیاری از مشکلات را حل خواهد کرد. وظایف دوازده‌گانه مسئولان، مشکل‌گشای کشور در شرایط حساس و پیچیده امروز است.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار اعضای مجلس خبرگان
برخی تصور نکنند که اگر ما تسلیم دشمن شویم، مشکلات حل خواهد شد

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه (15/12/92) در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، در سخنان مهمی ضمن برشمردن برخی از واقعیات جهانی به تبیین «وظایف اصلی مسئولان نظام اسلامی» در شرایط حساس و پیچیده كنونی پرداختند.

آرامش ظاهری جهان استکبار در حال فروپاشی است
رهبر معظم انقلاب در ابتدای سخنان خود با اشاره به جایگاه ویژه مجلس خبرگان در مجموعه اركان نظام، گفتند: اجتماع علما، بزرگان و مجتهدان ملت ایران در نشست‌های مجلس خبرگان همواره دارای اهمیت است اما این اهمیت در برخی شرایط و دوران‌ها مضاعف می‌شود كه شرایط كنونی از جمله این مقاطع است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به تحولات مهم و پیچیده امروز در دنیا و منطقه، «خودنگری و بازیابی وظیفه» را از جمله مسئولیت‌های این دوران خواندند و افزودند: در چنین شرایطی همه اركان نظام از جمله مجلس خبرگان، باید نگاه مبتكرانه و اساسی به واقعیات جهان داشته باشند.
ایشان سپس به تبیین برخی واقعیات امروز جهان پرداختند و خاطرنشان كردند: آغاز تحولات اساسی در جهان و منطقه و آشكار شدن نشانه‌های آن در نقاط مختلف از جمله شمال آفریقا، آسیا و اروپا، یكی از واقعیات امروز است كه باید این نشانه‌ها را دید و با رصد تحولات، آنها را مورد بررسی دقیق قرار داد.
بر هم خوردن آرامش ظاهری جبهه استكبار و قدرت‌های سنتی حاكم بر دنیا، دومین واقعیتی بود كه رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره كردند و گفتند: یكی از نشانه‌های بر هم خوردن این آرامش ظاهری، بحران اقتصادی اروپا و آمریكا است كه علائم ورشكستگی اقتصادی آنها در حال آشكار شدن است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به موضع‌گیری برخی افراد در مقابل واژه «بیداری اسلامی»، تأكید كردند: اكنون مشخص شده است كه این بیداری كاملاً مرتبط به اسلام بوده و اگرچه در ظاهر آن را خاموش كردند اما «روح خودباوری و احساس هویت اسلامی» هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت و اكنون نیز از بین نرفته است.

روحیه انقلابی همچنان
در ملت ایران زنده است
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رشد ایستادگی و بالندگی اسلامی ملت ایران و روحیه استقلال‌خواهی این ملت را پس از گذشت 35 سال، یكی از واقعیات مهم دنیای امروز برشمردند و خاطرنشان كردند: روحیه انقلابی همچنان در ملت ایران زنده است و آنچه كه در راهپیمایی 22 بهمن امسال اتفاق افتاد، یك پدیده بی‌نظیر و تأییدكننده همین موضوع است.

استفاده از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان خود دوازده وظیفه را برای مسئولان نظام اسلامی مشخص كردند. واقع‌بینی و دیدن نقاط‌ قوت فراوان در كنار برخی نقاط ضعف، نخستین وظیفه‌ای بود كه حضرت آیت‌الله‌العظمی‌ خامنه‌ای به آن اشاره كردند و گفتند: واقعیت آن است كه انقلاب اسلامی ایران برخلاف انقلاب‌های معمول در دنیا، با وجود گذشت بیش از سه دهه از پیروزی آن، همچنان سرزنده و شاداب است و از اسلام و استقلال و ایستادگی ملی و توسعه درون‌زا و عدالت سخن می‌گوید و برای این اهداف بزرگ، تلاش می‌كند.
افتخار به نسل جوان متدین و انقلابی و قدر دانستن این جوانان، دومین وظیفه‌ای بود كه رهبر معظم انقلاب اسلامی به مسئولان گوشزد كردند و افزودند: شأن نسل جوان كنونی انقلاب، بالاتر از جوان نسل اول انقلاب است، زیرا جوان امروز با وجود آنكه پیروزی انقلاب و مسائل بعد از آن را ندیده و در معرض انواع آسیب‌های ناشی از فضای مجازی و ماهواره‌ها نیز قرار دارد، اما متدین است و پای انقلاب ایستاده است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای توجه به ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی و استفاده از آنها را یكی دیگر از وظایف مسئولان دانستند و خاطرنشان كردند: خوشبختانه مسئولان كشور از جمله مسئولان دولت جدید، همه از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی آگاهند و بر لزوم استفاده از آنها معتقدند. ایشان افزودند: همین ظرفیت‌های فراوان داخلی بود كه مجموعه مسئولان نظام را به موضوع اقتصاد مقاومتی رهنمون كرد.

نباید از دشمن غافل شد
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه غفلت نكردن از دشمنی دشمنان یكی دیگر از وظایف مهم مسئولان است، گفتند: تا هنگامی كه نظام اسلامی و ملت ایران بر اصول اسلام و انقلاب و استقلال، پایبند است، دشمن از دشمنی خود دست بر نخواهد داشت بنابراین نباید از دشمن غافل شد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأكید كردند: جبهه استكبار نسبت به ملت ایران، كینه عمیقی دارد و امروز همه، عمق كینه و بغض دشمنان را در صحبت‌های آنها می‌بینند.
ایشان اجرایی كردن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را از دیگر وظایف مسئولان دانستند و افزودند: دشمن با وجود بغض و كینه عمیق، از مقابله با نظام اسلامی و ملت ایران عاجز است و به دلیل این عجز، به تحریم روی آورده و خود آنها نیز می‌دانند كه ابزار تحریم از ابتدای انقلاب تاكنون، بی‌فایده بوده است.

حرکت جهادی عامل پیروزی انقلاب اسلامی است
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، «تكیه به مردم و حركت جهادی» را یكی دیگر از وظایف مهم مسئولان برشمردند و گفتند: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون، در هر مقطعی كه مردم به وسط میدان آورده شدند و با نام خدا، حركت جهادی آغاز شد، پیروز آن میدان بودیم كه نمونه‌های عینی آن، پیروزی انقلاب اسلامی و پیروزی در هشت سال دفاع مقدس است.
مسئولان باید با جبهه دشمن مرزبندی صریح و شفاف داشته باشند
رهبر معظم انقلاب توجه دائمی مسئولان و مقایسه شرایط كنونی و توانایی‌های امروز با شرایط سال‌های پیش را یكی از وظایف دانستند و درخصوص هشتمین وظیفه مسئولان افزودند: مسئولان باید با جبهه دشمن مرزبندی صریح و شفاف داشته باشند، به‌خصوص در شرایط كنونی. رهبر معظم انقلاب اسلامی تأكید كردند: برخی در این خصوص مغالطه می‌كنند و اینگونه القا می‌كنند كه مرزبندی به معنای قطع رابطه با دنیا است در حالی‌كه مرزبندی با جبهه دشمن، همانند مرزهای جغرافیایی، نسبت ما و دشمن را مشخص می‌كند.

كسانی‌كه سعی می‌كنند استقلال کشور را كم‌رنگ كنند، به مردم و كشور خدمت نمی‌كنند
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با انتقاد از برخی افراد كه تلاش دارند به بهانه جهانی شدن، موضوع استقلال را كم‌رنگ كنند، افزودند: استقلال یك مرز است و كسانی‌كه سعی می‌كنند مرزهای دینی و عقیدتی و مرزهای سیاسی را كم‌رنگ و یا محو كنند، به مردم و كشور خدمت نمی‌كنند. ایشان خاطرنشان كردند: كسی مخالف ارتباط با جهان نیست، اما باید مشخص شود كه با چه كشورهایی ارتباط داشته باشیم و این ارتباط چگونه باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین با انتقاد از كسانی‌كه به بهانه برخی مشكلات، افرادی را كه استقامت كرده‌اند، ملامت می‌كنند، گفتند: برخی تصور نكنند كه اگر ما تسلیم دشمن شویم، مشكلات حل خواهد شد. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: من از مسئولان كشور كه در مقابل دشمن موضع صریح می‌گیرند و منفعل نبودن ملت ایران و انقلاب اسلامی را صراحتاًً اعلام می‌كنند، واقعاً تشكر می‌كنم و اینگونه موضع‌گیری‌های صریح در مقابل دشمن، باید به‌صورت گفتمان درآید.
ایشان، وظیفه دیگر مسئولان را، «بیمناك نشدن از دشمن و اتكا به خداوند» دانستند و تأكید كردند: امروز دشمنان ملت ایران جزو بدنام‌ترین‌ها هستند.

درباره مسائل فرهنگی نگرانم
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای توجه به فرهنگ دینی و انقلابی را یكی از وظایف خطیر مسئولان دانستند و با اشاره به اظهار نگرانی نمایندگان مجلس خبرگان از مسائل فرهنگی كشور، تأكید كردند: من هم از مسائل فرهنگی نگرانم و در این نگرانی نمایندگان محترم خبرگان سهیم هستم. رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: دولت محترم باید به این موضوع توجه كند و مسئولان فرهنگی نیز باید توجه داشته باشند كه چه می‌كنند، زیرا در مسائل فرهنگی نمی‌توان بی‌ملاحظگی كرد. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان كردند: مسئله فرهنگ مهم است، زیرا اساس ایستادگی و حركت نظام اسلامی، مبتنی بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی و تقویت جریان فرهنگی مؤمن و انقلابی است.
دوازدهمین مسئولیتی که ایشان برای مسئولان بر شمردند گفتان سازی این اصول در کشور بود.


با اجرای مانور فجر ۹۲ انجام شد
تمرین آمادگی کارکنان بیمارستان بقیه الله(عج) برای مقابله با بحران

مانور فجر ۹۲به منظور تمرین و آمادگی برای اداره بیمارستان در زمان بحران با همکاری و همراهی قرارگاه ثارالله(ع)، ناجا، هلال احمر و اورژانس تهران در بیمارستان بقیه‌الله الاعظم(عج) برگزار شد.
به گزارش صبح صادق، سردار دکتر جعفر اصلانی فرمانده دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج) در حاشیه این مانور به خبرنگار ما گفت: در این برنامه تمرینی ۳۰ نفر که در انفجار تروریستی فرضی مجروح شده بودند با هماهنگی قرارگاه ثارالله(ع) به همراهی اورژانس تهران و هلال احمر برای درمان به این بیمارستان منتقل شدند.
وی افزود: علاوه براین، در سناریوی دیگری در یکی از محلات تهران مأموران با اخلالگران نظم و امنیت مقابله می‌کنند که طی آن ۲۰ نفر از مأموران و ۵۰ نفر از اخلالگران مجروح می‌شوند که این افراد هم برای درمان به بیمارستان بقیه الله(عج) اعزام شدند.
سردار اصلانی ادامه داد: در چنین حالتی چون یک وضعیت غیرعادی از جهت تعداد زیاد و ورود همزمان مجروحان به بیمارستان روی می‌دهد، برای بیمارستان یک نوع بحران محسوب می‌شود؛ لذا برای انجام این برنامه تمرینی به دنبال افزایش آمادگی کارکنان بیمارستان به منظور رویارویی و مقابله با چنین شرایطی بودیم.
این برنامه تمرینی با ورود یک فروند بالگرد هلال‌احمر که ۱۵ نفر از مجروحان را به بیمارستان منتقل کرده بود در ساعت۱۵: ۱۵ دقیقه شروع شد و کادر پزشکی بیمارستان کار پذیرش و اقدامات لازم درمانی را بر روی مسدومان آغاز کردند.
گفتنی است؛ در این برنامه تمرینی ۳۰ نفز از مجروحان به وسیله دو فروند بالگرد و مابقی مجروحان با آمبولانس به بیمارستان منتقل شدند.


يادداشت
مهدي سعیدي

ضرورت گفتمان‌سازی
سال‌های متمادی است که حکیم فرزانه انقلاب اسلامی، راهبردهای کلان کشور را با رصد تهدیدات و فرصت‌ها و آسیب‌ها و قوت‌ها طرح‌ریزی کرده‌اند و برای اجرایی شدن در دستور کار مسئولان کشور قرار می‌دهند. همچنین با ایراد سخنرانی آن را به افکار عمومی عرضه می‌کنند تا با فراگیر شدن آن، فضا برای تحقق عملی آن فراهم آید. طرح مباحثی چون تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی، جنبش نرم‌افزاری، مردم‌سالاری دینی، کرسی‌های آزاداندیشی و نظریه‌پردازی، تولید علم بومی، طراحی سبک زندگی اسلامی - ایرانی و اقتصاد مقاومتی،‌ فهرستی از دغدغه‌های رهبری است که باید به مطالبه عمومی بدل می‌شدند.
بخشی از این رویکرد در قالب نام‌گذاری سال‌ها دنبال شده است که مروری بر بیانات ایشان در این زمینه نیز به‌خوبی نشانگر دغدغه‌های رهبری و اولویت‌های کشور است. حماسه سیاسی و اقتصادی(1392)، تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى(1391)، جهاد اقتصادی(1390)، همت مضاعف ـ کار مضاعف (1389)، حركت به سمت اصلاح الگوی مصرف(1388)، نوآوری و شکوفایی(1387) و... نمونه‌هایی از این نامگذاری‌هاست که با هدف توجه همگانی و عملیاتی‌سازی مطرح شده‌اند.
آخرین مطالبه و ضرورتی که این روزها در فضای تقابلی تشدید شده جمهوری اسلامی و استکبار جهانی، مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار دارد، مسئله «اقتصاد مقاومتی» است.
حقیقت مطلب آن است که برای تحقق عینی و عملیاتی شدن این دغدغه‌ها و رهنمودها، باید «گفتمان‌سازی» کرد. این مهم در آخرین اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان نیز مورد تأکید قرار گرفت. معظم‌له در آن جمع فرمودند: «آخرین مطلب، مسئله گفتمان‌سازى است. این مطالبى كه عرض كردیم، اینها فقط نصیحت و درد دلِ بین ما نیست كه شما بگویید بنده بشنوم، بنده بگویم شما بشنوید، باید اینها به صورت گفتمان در بیاید. گفتمان یعنى باور عمومى؛ یعنى آن‌چیزى كه به صورت یك سخنِ مورد قبول عموم تلقى بشود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ این با گفتن حاصل می‌شود؛ با تبیینِ لازم ـ تبیین منطقى، تبیین عالمانه و دور از زیاده‌روى‌هاى گوناگون ـ حاصل می‌شود؛ با زبان صحیح، با زبان علمى و منطقى و با زبان خوش، بایستى این مطالب را منتقل كرد.»
برای گفتمان‌سازی، باید همه افراد و مجموعه‌هایی که در شکل دادن به نگرش جامعه سهیم هستند، دست به کار شوند که برای این کار باید اتاق فکری مرکزی، رسالت‌ها و مأموریت‌های اقشار مختلف را مشخص و آنان را برای تحقق امر بسیج کند.
در کنار وظایفی که بر عهده دستگاه‌های اجرایی و مدیریتی است، نخبگان علمی، فرهنگی و مذهبی اعم از حوزویان و دانشگاهیان، شاید مهم‌ترین اقشاری هستند که در زمینه گفتمان‌سازی نقش‌آفرینند. از دیگر گروه‌های مرجع اعم از هنرمندان و... نیز در این میان نقش موثری دارند.
بازیگر اصلی دیگری که در شکل‌گیری اذهان عمومی نقش‌آفرین است، رسانه‌ ملی است که باید سهم بیشتری نسبت به دیگر رسانه‌ها برعهده داشته باشد.
از مطبوعات و رسانه‌های مجازی نیز با توجه به نقش‌آفرینی که در فرهنگ‌سازی دارند، انتظار ویژه‌ای می‌رود. بالاخص آنکه، بیشترین مخاطب تأثیرپذیر آن نیز جوانان هستند.
منابر، مساجد، هیئات مذهبی که به عنوان نهادهای مردم‌نهاد سنتی ما در دل توده‌های ملت در سراسر کشور نفوذ دارند نیز در مسیر گفتمان‌سازی سهم بسزایی دارند.
در کنار همه مجموعه‌های فرهنگی، مجموعه‌های سیاسی، از جمله احزاب و گروه‌های سیاسی نیز نقش کلیدی در تحقق این مقوله ملی دارند. احزاب سیاسی نیز که یکی از کارکردهای ویژه آنها، جامعه‌پذیری سیاسی و آگاه‌سازی افکار عمومی است، با ترجیح دادن مصالح کشور و منافع ملی بر منافع جناحی، با شرح واقع‌بینانه شرایط کشور و سطح دشمنی‌های استکبار جهانی، اهمیت توجه همه‌جانبه به اقتصاد مقاومتی را گوشزد کنند و در فرایند گفتمان‌سازی سهیم باشند.
به هر حال، همانطور که رهبری معظم نیز تأکید داشتند، برای ماندگاری این سخنان و رفع دغدغه‌ها، باید آنها به گفتمان و مطالبه‌ای عمومی تبدیل شوند تا عملیاتی شده، به ثمر رسند و ماندگار گردند، وگرنه خیلی زود در لابه‌لای گفته‌ها و روزمر‌گی‌ها به فراموشی سپرده خواهند شد.


نكته و نظر

قدر عافیت؟!
نکته: می‌گویند کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود. پسرش را فراخواند و گفت: پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی به دنبالم بوده است. حال که در بستر مرگم از تو می‌خواهم چنان کنی که مردم پس از مرگ من، مرا بسیار دعا کنند و از خداوند یکتا آموزش مرا درخواست نمایند. پسر گفت: ای پدر! چنان کنم که می‌خواهی و از این پس خلایق را به دعاگویی‌ات مشغول می‌سازم. پدر همان دم جان سپرد. پسر از فردا، شغل پدر (کفن‌دزدی) را پیشه خود کرد. با این تفاوت که، کفن را که از مردگان می‌دزدید، چوبی را نیز در شکم آنان فرو می‌کرد! از آن پس مردم می‌گفتند: خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط می‌دزدید و چنین بر مردگان ما بی‌حرمتی روا نمی‌داشت!
نظر: گاه انسان قدر موقعیتی که در آن است را نمی‌داند تا اینکه به گرفتاری‌ای مبتلا می‌شود که برخی گرفتاری‌های کوچک گذشته، خوش و خرم به نظرش می‌رسد. برای نمونه یک سرباز قدر سختی‌های دوران خدمت را نمی‌داند تا اینکه بعدها در زندگی به سختی‌هایی دچار می‌شود که با افسوس به گذشته نگاه می‌کند. یا کارمندی که قدر رئيس سابق خود را نمی‌داند و بعدها به رئیسی دچار می‌شود که فقط باید به خدا پناه برد . همه‌ اینها، نشان از عدم شکرگزاری انسان و ندانستن قدر موقعیت خود است. پس باید همواره قدر لحظه‌ها را دانست، تا به بلایی در آینده دچار نشویم!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی
شرح یک روز از زندگی رهبر انقلاب براي پاسخ به تمام شبهات کافی است

«صفار هرندی» با اشاره به دیدگاه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری گفت: وقتی شما به سوابق ايشان رجوع می‌کنید، مي‌بينيد با عرصه‌های مختلف فرهنگی آشنا است. همین کتاب ارزشمند «شرح اسم» كه جا دارد همه آن را مطالعه كنند، وقتي انسان مطالعه مي‌كند، با جنبه‌هاي مختلف فرهنگي مقام معظم رهبري آشنا مي‌شود، شناخت عالي ايشان از شعر و شاعري، شناخت فني ايشان از ادبيات داستاني نه تنها ادبيات داستاني داخلي بلكه جهاني و... از ويژگي‌هايي است كه ايشان در كنار ساير امتيازات، دارا است. گفته مي‌شود وقتی آقای پوتین با حضرت آقا ملاقات کردند، رهبر انقلاب با اشاراتي به تاریخ روسیه که بعضی از آنها مثلاً در رمان‌های نویسندگان بزرگ روس نمود داشته است، نکاتی را یادآور می‌شوند كه پوتين مبهوت شده و بعداً اظهار مي‌كند این مرد از من ـ که رئیس‌جمهور روسيه هستم ـ از تاريخ کشور من اطلاعات عمیق‌تر و وسیع‌تری داشت. وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: فردی مثل ايشان که تسلط‌شان به رمان تا این حد گسترده است، کسی که وقتی اهالی موسیقی خدمت‌شان می‌رسند، چیزهایی از ایشان می‌شنوند که از آشنايي ایشان به این عرصه حکایت می‌کند. در دوره وزارت بنده، وقتی اهالی سینما در خدمت ایشان بودند، مطالب رهبر را كه شنیده بودند، يك حالت بهجتی به آنها دست داده بود که خدا را شکر کسی مثل ایشان بالاسر این مملکت است، هیچ‌کس تا حالا مثل ایشان، ما را به اعتبار اینکه سینماگر هستیم، شناسايي نكرده بود و بعد هم انتظارات و رهنمودهایی که ایشان داشت، کاملاً روی وجدان این افراد اثرگذاری داشت به گونه‌ای كه بعضی از آنها انگیزه پيدا كردند که بروند سراغ تولیداتی که متأثر از کلام آن روز ایشان بود. حالا در ميان بزرگان انقلاب، ما چند نفر مثل ايشان داريم؟ داریم آدم‌هایی که شاید سال تا سال یک رمان نخوانند، کتابی خارج از کتاب‌های حوزه تخصصی خودشان را مطالعه نکنند یا مثلاً یک فیلم سینمایی را ندیده باشند. من می‌دانم که مقام معظم رهبري هر ازگاهي فیلم‌ها را می‌بینند، برای‌شان امکانی را فراهم می‌کنند تا فیلم‌ها را ببینند؛ احساس می‌کنند که نیاز دارند در این عرصه از آخرین پدیده‌هایی که اتفاق مي‌افتد، مطلع باشند. اگر کسی مثل ایشان بالاسر کار باشد، شما آرامش بیشتری دارید و وقتی حکمی در این زمینه صادر می‌کنند يا قضاوتی می‌کنند و درخواستی را مطرح می‌کنند، از این منظر است كه به اين حوزه اشراف دارند. در اوج روزهاي فتنه سال 88، يكي از نويسندگان، هفت يا هشت جلد از كتاب‌هايي را كه براي خود و دوستانش است، به مقام معظم رهبري هديه مي‌دهد تا در ساعات فراغت‌شان مطالعه كنند، چند روز بعد در اوج شلوغي‌ها اطلاع مي‌دهند كه آقا كتاب شما را مطالعه كرده و حاشيه‌نويسي هم كرده‌اند، يعني با يك معرفتي كتاب‌ها را خوانده‌اند كه حاشيه هم زده‌اند، در آن روزهايي كه كشور گرفتار مسائل مختلف است و مدام به ايشان رجوع مي‌شود، جلسات متعدد با نيروهاي امنيتي و سياسي و خارجي دارند، ديدار با خانواده شهدا و ديدارهاي عمومي را بايد داشته باشند، با اين همه ايشان فرصت كرده ‌و رمان‌ها را مطالعه كردند، اين مسئله اولاً نشانه چندبعدي بودن شخصيت و در ثاني، آرامش ايشان است. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: براي خود من شعف‌انگيزتر از هرچيز اين بود كه به كسي دل سپرده‌‌ايم كه در اوج آن هيجانات كه دل‌ها را مي‌لرزاند، آنقدر آرامش دارد كه رمان مي‌خواند، امور كشور را در فضاي غبارآلود اداره مي‌كند و از طرف ديگر، برنامه مطالعه رمان را تعطيل نمي‌كند. علت تخريب‌ها عليه ايشان و خانواده معظم‌له را اگر جست‌وجو كنيم، ضربه‌اي است كه غرب از اينجا خورده است. شايد بتوان گفت دنياي كفر براي اولين بار برابر خودش نقطه‌اي كه كانون بسيج استعدادهاي آزادي‌خواهان و استقلال‌طلبان عالم عليه جبهه استكبار است را در وجود ولي‌فقيه مي‌بيند و مي‌خواهد از هر فرصتي براي ضربه زدن به اين نقطه كانوني استفاده كند، اگرچه ادعاهاي مضحك‌شان را حتي دوستان خودشان هم باور نمي‌كنند، مثلاً وقتي شبهاتي درباره وضعيت اقتصادي ايشان و خانواده‌شان مطرح مي‌كنند، بعضي از كساني كه پادو و كارشناس شبكه‌هاي ضد ايراني هستند نيز اين شبهات را موجب تمسخر اين شبكه‌ها مي‌دانند. نمونه بارزش همان آقاي وزير سابق (مهاجرانی) است كه درباره شبهات اقتصادي مطرح‌شده حول زندگي حضرت آقا و خانواده ايشان گفت: «از اين حرف‌ها نزنيد كه اين حرف‌ها مضحك است، من از نزديك ايشان را مي‌شناسم و اين قبيل حرف‌ها به ايشان نمي‌چسبد و مردم هم باور نمي‌كنند.»




امام تا آخر بر سر شعار مرگ بر آمریکا ایستاد

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: سال 88 عکس امام(ره) را پاره کردند و به امام حسین(ع) توهین نمودند. این کارها را موسوی و کروبی انجام دادند و الان هم دل ما از دست این‌ها داغدار است.
به گزارش رجانیوز، آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری در برنامه شناسنامه در مورد شروع دوران مبارزاتی خود علیه رژیم شاه اظهار داشت: از زمانی که آقای بروجردی به قم آمدند، من با حضرت امام خمینی(ره) آشنا شدم و از درس ایشان استفاده زیادی کردم. من در جاهایی که منبر می‌رفتم، به خصوص خوزستان در مورد کارهای شاه صحبت می‌کردم. این موضوعات باعث تبعید من به گناباد شد.
آیت‌الله خزعلی در مورد جایگاه شورای نگهبان هم اظهار داشت: اگر شورای نگهبان نباشد، تفسیر قانون اساسی و انتخابات‌ها درست نیست. عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین گفت: شورای نگهبان تا امروز وظیفه خود را به خوبی انجام داده است. زمانی که ما در شورای نگهبان بودیم هم گاهی تخریب‌هایی صورت می‌گرفت. در هر صورت شورای نگهبان یکی از ارکان مهم است و منافقین و دشمنان باید آن را تخریب کنند. اما ما به این تخریب‌ها توجهی نداشتیم و کار خودمان را می‌کردیم. الان هم شورای نگهبان به خوبی در حال فعالیت است و آقای جنتی محکم ایستاده‌اند.
عضو سابق شورای نگهبان افزود: شورای نگهبان دارای کارشناسان مختلفی است و همچنین استادان مختلف دانشگاه در این شورا کار می‌کنند. اینکه می‌گویند کار شورای نگهبان کارشناسی نیست و سلیقه‌ای عمل می‌کند هم یکی از همان تخریب‌هایی است که از سوی دشمن صورت می‌گیرد و تأثیری روی کار شورای نگهبان نخواهد داشت. خزعلی درباره فتنه 88 گفت: سال 88 عکس امام(ره) را پاره کردند و به امام حسین‌(ع) توهین نمودند. این کارها را موسوی و کروبی انجام دادند و الان هم دل ما از دست این‌ها داغدار است. وی در پایان گفت: با وجود اینکه امروز برخی افراد حرف‌های دروغ می‌زنند، اما امام(ره) تا آخر بر سر شعار مرگ بر آمریکا ایستاد.





وقتی اصلاح‌طلبان مبانی نظام را هدف می گیرند!

«سعید رضوی‌فقیه» در همایش فصلی اصلاح‌طلبان با حمله به نهادهای حاکمیتی، فعالیت‌های شورای نگهبان را زیر سوال برد و مبانی نظری انقلاب اسلامی را تخریب کرد. سعید رضوی‌فقیه، پنج‌شنبه 8 اسفندماه در همایش فصلی اصلاح‌طلبان در همدان، علاوه بر تخریب مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان، موضع‌گیری‌های وقیحانه‌ای نیز نسبت به جایگاه ولایت‌فقیه کرده است. وی سابقه فعالیت در روزنامه‌های زنجیره‌ای دوم خرداد، صبح امروز، بهار، دوران امروز، بنیان، نوروز، یاس نو و وقایع اتفاقیه را دارد. آیت‌الله نوری همدانی در واکنش به اقدام عضو سازمان منحله مشارکت طی سخنانی در جمع طلاب و فضلایی که برای ابراز انزجار نسبت به اظهارات سخیف سعید رضوی‌فقیه در بیت ایشان تجمع کرده بودند، اظهار داشت: همه کسانی که در این ماجرا دخیل بودند، باید به نحوی گوشمالی داده شوند تا درس عبرتی برای دیگران باشد و دیگر هیچ کس در هیچ کجا جرئت تکرار چنین اقدامی را نداشته باشد؛ ما منتظر اقدامات بعدی مسئولان هستیم. محکوم کردن به تنهایی کفایت نمی‌کند. باید کسانی که این شخص را دعوت کرده‌اند، برکنار شوند و از آنجایی که زیرمجموعه آنها چنین تفکری دارند باید کل افراد آن مجموعه که اینچنین هستند، برکنار شوند. آیت‌الله نوری همدانی در ادامه با یادآوری مسئله آغاجری در سال 81 افزود: این مسئله بزرگ‌تر از جریان آغاجری است؛ در جلسه‌ای که آغاجری آن حرف‌ها را زد دو زن در اعتراض به حرف‌های او سخن گفتند، اما در این جلسه کسی چیزی نگفت؛ باید بررسی شود که حاضران در آن جلسه موافق آن اظهارات بوده‌اند یا نه؛ اگر مخالف بودند، چرا به وی اجازه دادند اینقدر فرصت توهین پیدا کند و سخنانش را ادامه دهد؟! دادگستری استان همدان با صدور اطلاعیه‌ای از رسیدگی قانونی به سخنرانی عنصر افراطی جبهه منحله مشارکت در همایش اصلاح‌طلبان همدان خبر داد. در اطلاعیه دادگستری استان همدان آمده است: به اطلاع می‌رساند بر اساس گزارش واصله از سوی مراجع قانونی ذی‌ربط در خصوص سخنرانی یکی از منسوبان به یکی از جریان‌های سیاسی که روز پنج‌شنبه هشتم اسفندماه در یکی از حسینیه‌های شهر همدان انجام شده است، موضوع برای پیگرد قانونی مقتضی توسط مقامات قضایی صالحه استان در حال رسیدگی[است] و حسب موازین قانونی اتخاذ تصمیم خواهد شد. گفتنی است چنین مراسمی با مجوز معاون سیاسی امنیتی استاندار همدان برگزار گردیده است.


خط خبر

ایران تأسیسات دفاعی آمریکا را هک کرده!
پایگاه خبری «فاکس‌نیوز» مدعی همکاری ایران و روسیه برای انجام حملات سایبری علیه آمریکا شده است. این پایگاه به نقل از رئیس سابق کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا نوشت: ایران به عنوان اصلی‌ترین تهدید سایبری علیه آمریکا مطرح است و تاکنون نیز توانسته سیستم شماری از تأسیسات دفاعی و همچنین نهادهای نظامی ایالات متحده را هک کند. «پیتر هوکسترا» گفته ایران به طور غیرمنتظره‌ای توانسته در مدت زمانی کوتاه قابلیت‌های سایبری خود را ارتقا دهد. وی مدعی شده این امر احتمالاًً به پیوندها و همکاری‌های موجود ایران و روسیه ارتباط پیدا می‌کند.

هماهنگی موسسات تحقیقاتی تهران با لندن!

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اينكه براي مطالعات راهبردي و اسلامي‌سازي علوم انساني علاوه بر آسيب‌شناسي، بايد فعاليت‌هاي دشمن در آن زمينه نيز مورد توجه قرار گيرد، خاطرنشان كرد: پايه ايدئولوژيك فتنه 88 در لندن شكل گرفت و در واقع كساني كه پايه‌گذار آن فتنه بودند، در انگلستان تحصيل كرده بودند و پايه‌هاي ايدئولوژيك آنها، همانجا شكل گرفته بود. عضو خبرگان رهبري در ديدار با اعضاي هيئت‌رئيسه دانشگاه دفاع ملي با بيان اينكه شايسته است عده‌اي برنامه‌هاي مطالعات راهبردي و انگلستان را مطالعه كنند تا به صورت مستند مشخص شود دشمن از كجا قصد نفوذ دارد، اظهار داشت: ريشه تفكر بسياري از كساني كه در آنجا تحصيل كرده‌اند، به يكديگر شباهت دارد و چه بسا اين مسئله از راه‌هاي نفوذ دشمن براي براندازي اسلام و انقلاب اسلامي است.

آیا فیس‌بوک مسئله اصلی کشور است؟
تلاش‌های دولت یازدهم برای تضعیف فیلترینگ آنچنان با جدیت انجام می‌شود که گویی نه مشکلات اقتصادی و فرهنگی در کشور وجود دارد و نه معضلاتی دیگر. فعالیت جدی محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در فیس‌بوک و نقض آشکار قوانین فیلترینگ از سوی وی، اکنون دیگر به یک روال عادی تبدیل شده است که حساسیتی نسبت به آن وجود ندارد. البته این اصلی وانمود کردن موضوعات فرعی در کشور ظاهراً یکی از آفات جدی دولت یازدهم است. تا جایی که وزیر ارشاد هم این روزها مجدداً از رفع فیلتر فیس‌بوک سخن گفته و افشا کرده که دیگر وزرای دولت نیز با وی هم عقیده هستند. علی جنتی که از فیلترینگ با «حصار کشیدن به دور خود» تعبیر کرده است البته به این نکته اشاره نکرده است که این شبکه‌های اجتماعی با چه اهدافی ایجاد شده‌اند و چه آفات فرهنگی ـ-اجتماعی و خطرات امنیتی را متوجه جامعه می‌کنند؟
دولت تدبیر و امید باید دیر یا زود پاسخگو باشد که چرا بیش از 200 روز از عمر خود را صرف یک مسئله فرعی کرده و آن را به موضوع اصلی کشور تبدیل کرده است.

دخالت وزیر ارشاد در مأموریت‌های قوه قضائیه

عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: وزیر ارشاد مرجع تصمیم‌گیری درباره راه‌اندازی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران نیست، این انجمن با دستور دستگاه قضایی تعطیل شده و راه‌اندازی دوباره آن تنها با حکم دستگاه قضایی امکان‌پذیر است. علی جلیلیان گفت: در هر کشوری دستگاه قضایی فصل‌الخطاب است و حرف آخر را دستگاه قضایی می‌زند و چون دستگاه قضایی دستور توقف فعالیت انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را داده است درباره راه‌اندازی مجدد آن نیز تنها دستگاه قضایی باید تصمیم بگیرد. وی ادامه داد: دخالت وزیر ارشاد در حقیقت دخالت در تصمیمات قوه قضائیه است.

20 درصد احتیاج نداشتیم!

آقای عراقچی در اجلاس نمایندگان مجلس خبرگان رهبری گفته است که ایران غنی‌سازی 20 درصد را متوقف کرده چون به آن نیاز نداشته است. آقای عراقچی توضیح نداده است که در ازای متوقف کردن غنی‌سازی 20 درصد ایران ـ که به اعتراف همه منابع و مراکز غربی مهم‌ترین برگ برنده ایران در مذاکرات بوده است ـ چه چیزی به دست آورده است. در این حال حاج‌رحیم احمدی‌روشن، پدر شهید هسته‌‌ای گفت: اشتباه می‌کند کسی که می‌گوید ما به غنی‌سازی ۲۰ درصد احتیاج نداشتیم؛ اگر احتیاج نداشتیم چرا میلیاردها تومان از بیت‌المال را خرج کردید که حالا در آب رودخانه بریزیم. اگر احتیاج نداشتیم چرا چند خانواده را بی‌سرپرست کردید؟ چرا مصطفی را از ما گرفتید؟ پدر شهید احمدی‌روشن گفته است که وقتی متأسفانه غنی‌سازی در سال ۸۲ تعلیق شد، مصطفی 10 سال پیر شد.

کمک مالی آمریکا به نئونازی‌های اوکراین

معاون وزیر خارجه آمریکا تأیید کرد واشنگتن به سازمان‌های کلیدی اوکراین از جمله حزب نئونازی «سووبودا» کمک‌ مالی کرده و بیش از پنج میلیارد دلار برای کمک به اوکراین برای رسیدن به این هدف کنونی و اهداف دیگر سرمایه‌گذاری کرده است. به گزارش «گلوبال ریسرچ»، «ویکتوریا نولند»، معاون وزیر خارجه آمریکا تأیید کرد که سازمان‌های کلیدی در اوکراین از جمله حزب نئونازی «سووبودا» به طرز سخاوتمندانه‌ای از جانب واشنگتن مورد حمایت مالی قرار می‌گرفتند. وی تصریح کرد: ما بیش از پنج میلیارد دلار برای کمک به اوکراین برای رسیدن به این اهداف و اهداف دیگر سرمایه‌گذاری کردیم و ما نیز به تقویت اوکراین برای رسیدن به آینده‌ای که شایستگی آن را دارد، ادامه می‌دهیم.

ایران 20 نیروگاه هسته‌ای لازم دارد
وزیر امور خارجه گفت: ایران که تاکنون یک نیروگاه اتمی را به کمک روسیه تأسیس کرده است به دنبال ساخت 19 نیروگاه دیگر است. ایران با روسیه برای ساخت یک نیروگاه اتمی دیگر نیز در حال مذاکره است، اما همکاری در این زمینه تنها خاص یک طرف نیست. مطمئناً ژاپن نیز می‌تواند در این زمینه نقش‌آفرینی کند. ظریف افزود: ما به دنبال تعطیل کردن آن (اراک) نیستیم. ما به دنبال برچیدن آن نیستیم. این خط قرمز ما است. اما به نگرانی‌های برخی طرف‌ها در مورد اشاعه تسلیحات هسته‌ای خواهیم پرداخت.

چرا روسیه دیگر از غرب نمی‌هراسد

«بن‌جوده» مولف کتاب «امپراطوری شکننده»، می‌نویسد: روسیه، آمریکا را آسیب‌پذیر می‌بیند. در افغانستان، سوریه و ایران، آمریکا به‌شدت نیازمند حمایت و پشتیبانی روسیه برای تداوم نقل و انتقال تجهیزاتش،‌ میزبان کنفرانس‌های صلح یا اعمال تحریم‌هاست. زمانی‌که روسیه می‌بیند اسپانیا، ایتالیا، یونان و پرتغال در داخل اتحادیه اروپا برای تبدیل شدن به بهترین شریک تجاری مسکو با یکدیگر به رقابت می‌پردازند (در ازای عدم توجه به حقوق بشر)،‌ شاهد است که کنترل آمریکا بر اروپا به تدریج در حال محو شدن است. این موارد سبب شده تا پوتین بسیار مطمئن شود. مطمئن از این مسئله که بزرگان اروپایی به شدت نگران هستند که پول دربیاورند تا اینکه در برابرش مقاومت کنند. مدرک در آنجاست. پس از آنکه نیروهای نظامی روسیه در سال 2008 به حومه تفلیس، پایتخت گرجستان رسیدند،‌ اظهارنظرها و نقدهایی مطرح شد، نامه‌هایی از جانب اتحادیه اروپا مبنی بر نگرانی‌های مقامات ارسال شد، اما یک‌بار دیگر صداها در برابر مبالغ میلیاردی روسیه در بانک‌های اروپا خاموش شد و فروکش کرد.

انتقادات مراجع از وزارت ارشاد در حوزه رسانه‌ها

آیت‌الله سبحانی با اشاره به اینکه برخی از رسانه‌ها آیات الهی را انکار می‌کنند، عنوان کرد: در برخی مواقع شاهد رد برخی از احکام الهی توسط رسانه‌ها هستیم که مردم نباید به سخنان این رسانه‌ها گوش فرا دهند و این جای تعجب است که برخی رسانه‌ها به خود جرئت می‌دهند و احکام الهی را رد می‌کنند. استاد برجسته حوزه علمیه قم به انتشار مطالب بد و نامناسب در مورد ‏دین در برخی نشریات و مجلات اشاره کرد و گفت: تعجب می‌کنیم در مملکتی اسلامی چگونه ‏می‌شود که به حضرت علی(ع) توهین می‌کنند یا اینکه احکام قرآن را زیر سوال می‌برند. ‏آیت‌الله مکارم هم خاطرنشان کرد: در حال حاضر کتاب‌های که بر اساس خرافات هستند در حال چاپ می‌باشند که نباید به اینگونه کتاب‌ها اجازه چاپ داد، چرا که برخی از مردم به این خرافات عمل می‌کنند و نتیجه‌ای نمی‌گیرند و از همین‌رو به دین بی‌اعتماد می‌شوند.


یادداشت

اساس ایستادگی؛ تقویت جناح فرهنگی مومن
واقعیت آن است که آنچه موجب توجه همگان به سخنان مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ شد، فقط بیان رهنمود و راهکار توسط ایشان در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان با ایشان نبود، بلکه بیان صریح ایشان مبنی بر نگرانی درباره فرهنگ موجب شد تا این بخش از سخنان معظم‌له بازتاب وسیع‌تری داشته باشد. به ویژه آنجایی که ایشان فرمودند: «یك مسئله هم مسئله‌ فرهنگ است؛ كه آقایان هم حالا معلوم شد كه نگرانى دارید، بنده هم نگرانم. مسئله فرهنگ، مسئله‌ مهمى است. اساس این ایستادگى، این حركت و در نهایت ان‌شاءالله پیروزى، بر حفظ فرهنگ اسلامى و انقلابى است و تقویت جناح فرهنگى مؤمن، تقویت این نهال‌هایى كه روییده است در عرصه‌ فرهنگ؛ بحمدالله جوان‌هاى مؤمنِ خوبى داریم در عرصه فرهنگ و هنر؛ فعالیت كردند، كار كردند؛ حالا بعضى جوانند، بعضى دوره‌ جوانى را هم گذرانده‌اند؛ ما عامل فرهنگى كم نداریم. ما حتماً در مسئله‌ فرهنگ‌[باید توجه كنیم‌]، دولت محترم هم باید توجه كند، دیگران هم توجه كنند. بنده هم در این نگرانى با شما سهیم هستم و امیدوارم كه مسئولان فرهنگى توجه داشته باشند كه چه می‌كنند. با مسائل فرهنگى شوخى نمی‌شود كرد، بى‌ملاحظگى نمی‌شود كرد؛ اگر چنانچه یك رخنه‌ فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نیست كه بشود [آن را] جمع كرد، پول جمع كرد یا سبد كالا داد یا یارانه‌ نقدى داد؛ این‌جورى نیست، به این آسانى دیگر قابل ترمیم نخواهد بود، مشكلات زیادى دارد.»
این جملات به نوعی ابراز نگرانی نسبت به وضع موجود هم هست. یعنی مجموعه آنچه این روزها در حوزه فرهنگ کشور در حال رخ دادن است، وضعیت مطلوبی ندارد. بنابراین استقبال و عمل به سخنان ایشان، هم نیازمند برنامه‌ریزی برای آینده و هم اصلاح عملکرد موجود است. استفاده ایشان از عبارت «رخنه فرهنگی» قابل تأمل است. اجمالاً می‌توان گفت مسئله «فیس‌بوک» می‌تواند یکی از مصادیق قابل حمل بر این تعبیر معظم‌له باشد. رفع فیلتر این پایگاه خبری و سهل شدن دسترسی همگانی ـ حتی نوجوانان ـ به این شبکه اجتماعی و آسیب‌های مترتب بر آن، چیزی است که اگر اتفاق بیفتد، حتماًً جبرانش سخت و با مشکلات زیادی همراه خواهد بود.
گفتنی است، علی جنتی پیش از انتشار بیانیه خود، در نشست مشترک با اتاق بازرگانی، به فیلترینگ فیس‌بوک اشاره کرده و گفته بود: «در دولت چنین تفکری وجود ندارد که شبکه‌های اجتماعی را فیلتر کنیم. در کارگروه مصادیق مجرمانه که شش وزیر در آن عضو هستند، درخواست جلسه داده‌ایم. مباحث را دراین زمینه به تفسیر بیان کرده‌ایم و اعلام کرده‌ایم نمی‌توانیم دور خود حصار بکشیم. البته این موضوع جزو مواردی است که حل آن نیاز به زمان دارد و با گذشت زمان برطرف می‌شود.»
علی ای حال باید دید آیا انتشار بیانیه وزیر ارشاد در هفته گذشته، نشانه‌ای از تصمیم دولت برای تغییر در برخی رویکردهای غلط فرهنگی خود است و یا اینکه تنها قرار است به یک بیانیه رسانه‌ای در زمینه رفع نگرانی‌ها در حوزه فرهنگ اکتفا شود؟! شاید مقوله برخورد با شبکه‎های اجتماعی همچون فیس‌بوک، اولین آزمون جدی وزیر در هفته جاری باشد.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

دفاع بی‌حاصل از آشفتگی فرهنگی
حسین عبداللهی فر

تیتر اول روزنامه «رسالت» در روز اول هفته به انتقاد از وزارت ارشاد اختصاص داشت که از قول خطیب نمازجمعه تهران نوشته بود: «وزارت ارشاد طوری عمل کند پسوند اسلامی زیبنده این وزارتخانه باشد.»
به نوشته این روزنامه آیت‌الله سیداحمد خاتمی همچنین از دولت به دلیل انتصاب برخی از عناصر فتنه‌گر انتقاد کرد و گفت: «فتنه‌گران سال 88 افراطی بوده‌اند که برخی امروز سخاوتمندانه پست می‌گیرند.»
«کیهان» در همین روز با اشاره به گزارش سالیانه حقوق بشر آمریکا علیه کشورمان نوشت: «این گزارش با انتقاد از رد صلاحیت‌های اعمال شده در انتخابات سال 92 مدعی شد این انتخابات آزاد نبوده و نظام انتخابات در آن بی‌طرف نبوده است.»
به نوشته این روزنامه آمریکا بار دیگر از سران فتنه حمایت کرده و خواستار آزادی آنان شده است.
«جوان» هم در این روز «اعتراض حقوق بشری آمریکا به رد صلاحیت هاشمی در انتخابات 92» را تیتر کرد و در تحلیل آن نوشت: «مداخله‌جویی‌های آمریکا در امور داخلی ایران مسئله جدیدی نیست و این کشور همواره به انحای مختلف به مقابله با ایران پرداخته است... تا پیش از به توافق نرسیدن ایران و گروه 1+5 درباره برنامه هسته‌ای ایران، موضوع تهدیدآمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران موضوع بحث مقامات غربی بود و اکنون پس از توافق ایران و گروه 1+5 درباره برنامه هسته‌ای، آمریکا موضوع وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران را برجسته‌تر کرده است تا بهانه دیگری برای مداخله در امور داخلی ایران داشته باشد.»
این روزنامه همچنین انتقاد ائمه جمعه تهران و مشهد به دولت را تحت عنوان «هشدار درباره بازگشت لیبرالیسم فرهنگی» تیتر کرد و نوشت: «اجازه نشر کتاب‌های فاسد را دادن زیبنده شما نیست، اجازه انتشار آگهی در روزنامه‌ها از سوی آژانس‌هایی که مسافران را به کشورهای فاسد می‌برند در شأن شما نیست. نظارت شما کجا رفته است؟»
روزنامه «قانون» هم تیتر اول، اولین روز هفته خود را با هدفی متفاوت به «انتقاد از وزارت ارشاد در نماز جمعه» اختصاص داد و نوشت: «خطیب دیروز نمازجمعه تهران با اشاره به توقیف روزنامه آسمان، گفت این همان قلم‌هایی است که حضرت علی (ع) از شبهه‌پراکنی آنها به خداوند پناه می‌برد. خوشبختانه در این عرصه، من از قوه قضائیه تشکر می‌کنم که بنا به وظیفه ذاتی خود به وقت وارد شد و آن روزنامه هتاک را تعطیل کرد. اما به نظر من هیئت نظارت بر مطبوعات باید چنین کاری می‌کرد. باید بلافاصله جلسه اضطراری تشکیل می‌شد و این روزنامه لغو امتیاز می‌شد. البته خبر دارم برخی از اعضای محترم تلاش کردند، اما به جایی نرسید. حداقل یک بیانیه بدهید و اهانت به مقدسات را محکوم کنید. از وزارت ارشاد نیز همین انتظار است.»
«آرمان» در همین روز (شنبه 10/12) در تیتر اول خود، منتقدان دولت را تهدید کرد و زیر تیتر «مخالفان دولت در مجلس در انتخابات بد می‌بینند.» از قول بیات زنجانی نوشت: «اعتقادم این است که برخی مخالفان دولت مخصوصاًً برخی نمایندگان مجلس باید در برخوردشان با دولت تجدیدنظر کنند، چراکه برخوردشان با دولت به نوعی برخورد با مردم است، آنها باید بدانند انتخابات دوره بعد مجلس هر روز نزدیک‌تر می‌شود و اگر همین‌طور پیش بروند بعدها نتیجه‌اش را بد خواهند دید.»
این روزنامه همچنین سرمقاله همین روزش را به «نقد و هدف منتقد» اختصاص داد و از قلم غلامعباس توسلی نوشت: «آنچه در برخی رسانه‌ها و در قبال برخی افراد و دولت مشاهده می‌کنیم چیزی جز نقد مغرضانه و بدبینانه نیست. این‌گونه نقد‌ها برخلاف آنچه باید سازنده و مفید باشند، در جهتی معکوس و برای تخریب حرکت می‌کنند.»
«آرمان» یک روز بعد هم تیتر اول خود را علیه منتقدان دولت تنظیم کرد و درباره سخنان رئیس سازمان صداوسیما نوشت: «نه بزرگ عزت به منتقدان دولت.»
«آفتاب یزد» هم در این روز تیتر یک خود را به «زمزمه طرح سوال مجلس از روحانی» اختصاص داد و در ادامه نوشت: «تندروهای مجلس منزوی‌تر خواهند شد.»
سه‌شنبه هم چند تیتر اول به انتقاد از دولت اختصاص داشت. «اعتماد»، «نگرانی آیت‌الله مصباح از دولت روحانی» را تیتر کرد و به نقل از وی نوشت: «نگرانی اصلی ما این است که دولت زمینه فتنه‌ای خطرناک‌تر از فتنه 88 را فراهم کند.»
روزنامه «خبر» نیز با اختصاص تیتر اول این روز خود از «پاسخ وزارت خارجه به انتقادات آیت‌الله مصباح» خبر داد.
«آرمان» هم برای چندمین بار به انتقاد از انتقادها علیه دولت پرداخت و تیتر اول همین روز(13/12) را «شکایت از وزیر ارشاد به کمیسیون اصل نود!» قرار داد و نوشت: «این بار اشخاص حقیقی وارد بازی تندروها شده‌اند.» و این درحالی بود که انتقاد همین روز رهبر معظم انقلاب از وضعیت فرهنگی کشور نه جایی برای دفاع از دولت باقی گذاشت و نه جایی برای گله از منتقدان عملکرد فرهنگی دولت.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر تشديد تنش‌ها ميان اعضاي شوراي همكاري خليج‌فارس
جنگ قدرت در شوراي فروپاشيده

روابط عربستان و قطر با تنش‌هاي گسترده‌اي همراه شده است چنانكه با تحريك رياض، اعضاي شوراي همكاري خليج‌فارس (بحرين و امارات) به تبعيت از عربستان براي تنبيه قطر گام برداشته‌اند.
شوراي همكاري خليج‌فارس در دهه 1980 با محوريت اجراي اهداف غرب به‌ويژه مقابله با انقلاب اسلامي ملت ايران با حضور كشورهاي بحرين، قطر، عمان، امارات، كويت و عربستان تشكيل ‌‌‌شد. بررسي كارنامه اين شورا نشان مي‌دهد كه آنها در طول اين سال‌ها نتوانسته‌اند در هيچ زمينه‌اي به اجماع دست يابند، چنانكه نشست‌هاي آنها صرفاً به گرفتن عكس‌هاي يادگاري ختم شده است. اختلاف‌هاي مرزي ميان اعضا و نيز جنگ قدرت ميان آنان براي نفوذ بيشتر در شورا در كنار رقابت آنها براي كسب رضايت بيشتر قدرت‌های فرامنطقه‌ای، عملاًْ شورا را گرفتار بحران‌هاي گسترده‌اي ساخته به‌گونه‌اي كه آنان پس از سه دهه حتي نتوانسته‌اند يك تصميم واحد در قبال مسائل مطرح در این شورا اتخاذ کنند. اكنون نيز جنگ قدرت ميان اعضا به دليل چالش‌هاي دروني و نيز شكست‌هاي بيروني برخي از اعضا به‌ويژه عربستان و قطر، ابعاد جديد بحران در اين شورا را رقم زده است. اكنون كشورهايي مانند عربستان، امارات و بحرين، صفي واحد را عليه قطر ايجاد كرده‌اند چنانكه آنها ادعا دارند حمايت‌هاي قطر از اخوان‌المسلمين و نيز برخي چرخش‌ها در عملكرد دوحه در قبال سوريه که از دشمني به برقراري روابط با نظام سوريه تبدیل شده است، چالشي براي شورا است با از این رو آنان به دنبال مقابله با آن هستند حال آنكه حقيقت ماجرا، جنگ قدرت گسترده ميان اعضا است كه ابعاد آشكارتري گرفته است.
اهداف عربستان
هر چند رياض تلاش دارد تا اين تحرکات را برگرفته از قدرت منطقه‌اي خود اعلام کند و به نوعي پدرخواندگي خود را به نمايش گذارد، اما بررسي تحولات، نکات ديگري را آشکار مي‌سازد. در حوزه داخلي، عربستان عملاً در برابر اعتراض‌هاي مردمي ناتوان است که رويکرد به شيوه‌هاي جديد سرکوب، خود گواهي بر اين امر است. در حوزه بيروني نيز عربستان از يک سو نتوانسته به اهداف خود عليه مقاومت با محوريت ضربه زدن به ايران، عراق، سوریه، حزب‌الله و مقاومت فلسطين دست يابد و از سوي ديگر، افشاي همگرايي‌هاي گسترده رياض با صهيونيست‌ها، به نفرت جهان اسلام از اين کشور افزوده است. در چنين اوضاعي، رياض به دنبال ايجاد فضاي حاشيه‌اي است تا افکار عمومي را از شکست‌هاي خود دور سازد. بر اين اساس، آنها مسائل حاشيه‌اي نظير تقابل با قطر و يا قرار دادن نام اخوان‌المسلمين در فهرست گروه‌هاي تروريستي را در پيش گرفته‌اند. آنان با اين تحرکات در اصل به دنبال پنهان‌سازي شکست‌هاي گسترده خود هستند. هر چند که در ظاهر چنان ادعا مي‌کنند که قدرت برتر منطقه هستند و به دنبال چينش ساختاري جديد در معادلات منطقه‌اند.
اشتباهات راهبردی قطر
قطر در كارنامه خود سه محور اشتباه را اجرا كرده است. نخست رويكرد به همگرايي با عربستان و متحدانش در ايجاد بحران در منطقه بوده است كه نمود عيني آن را در عراق و سوريه مي‌توان مشاهده كرد. قطر هر چند در ظاهر ادعاي رفتار مستقل را داشته، اما در نهايت همچون عربستان به بحران‌سازي در منطقه پرداخته كه نتيجه آن نيز، تخريب جايگاه منطقه‌اي دوحه و عدم اعتماد ملت‌ها به آن بوده است.
دوم آنكه، قطر براي رسيدن به منافع بيشتر در چارچوب بازي آمريكا ايفاي نقش كرده است حال آنكه واشنگتن و اروپا همواره نشان داده‌اند كه صرفاً به دنبال منافع خود هستند و در اين راه نيز از هيچ اقدامي فروگذار نمی‌کنند چنانكه اكنون نيز با همين نگاه در كنار عربستان قرار گرفته و قطر را تنها رها كرده‌اند. سوم آنكه، قطر رويكردهاي گسترده‌اي به رژيم صهيونيستي داشته و عملاً به مولفه‌هاي اين رژيم در منطقه مبدل شده است. قطر تلاش داشت تا از اين روابط براي رسيدن به منافع بيشتر در برابر دیگر كشورهاي عربي برخوردار شود، حال آنكه صهيونيست‌ها عملاً چنين نگاهي به این کشور نداشته‌اند و در نهايت، به نفع عربستان در برابر قطر قرار گرفتند. بررسي اين امور نشان مي‌دهد كه قطر اكنون گرفتار اشتباهات راهبردی خود است. اشتباهات محاسباتي در انتخاب دوستان و متحدان كه نتيجه آن نيز در نهايت انزواي منطقه‌اي اين كشور بوده است، حال آنكه در نهايت در جنگ قدرت ايجاد شده در شوراي همكاري خليج‌فارس نتوانست از مولفه‌هاي مورد نظر خود بهره گيرد و عملاً گرفتار قدرت‌طلبي عربستان شد. عربستاني كه تلاش دارد تا نقش خود به عنوان پدرخوانده را به ساير كشورها تحميل کند و قطر اكنون يكي از قربانيان اين سياست است. قطر با رويكردهاي نادرست و دل‌بستن به شوراي همكاري خليج‌فارس، غرب و صهيونيست‌ها، خود را گرفتار چالش‌هايي ساخته كه اكنون گريبان آن را گرفته است، كه نتيجه آن مي‌تواند چالش‌هاي دروني و بيروني براي «تميم» حاكم جوان و تازه به قدرت رسيده اين كشور باشد.
به هر تقدير مي‌توان گفت تقابل‌هاي ايجاد شده در شوراي همكاري خليج‌فارس در كنار اهداف هر كدام از اعضای اين شورا، نشانگر يك اصل اساسي است و آن اينكه، نسخه آمريكا براي منطقه كه همانا تشكيل شوراي همكاري خليج‌فارس عليه ايران بوده، با شكست مواجه شده و ابعاد ناكامي آن بيش از گذشته آشكار مي‌شود. در اصل، تقابل‌هاي كنوني شورا را مي‌توان شكست ديگر آمريكا در منطقه دانست. هر چند كه در ظاهر، تنش‌هاي كنوني صرفاً تقابل داخلي اعضا عنوان مي‌‌شود. 


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آيپک و ابطال ادعاي آمريکا
نشست مشترک آمريکا و رژيم صهيونيستي موسوم به آيپک چندی پیش در حالي برگزار شد که طرفين تلاش کردند تا نگاهي واحد از خود به نمايش گذارند و چنان نشان دهند که داراي اهداف و نگاه‌هاي یکسانی در عرصه جهاني هستند. هر چند که برای حفظ ظاهر مقامات کاخ سفید ادعای لزوم صبوری صهیونیست‌ها در قبال تحولات جهانی را مطرح کردند ولی به‌واقع همچون گذشته بر پایبندی آمریکا بر تأمین امنیت و اهداف صهیونیست‌ها تأکید کردند.
نکته قابل توجه آنکه، نشست مذکور هر چند در ظاهر دستاوردهايي براي آمريکا و صهيونيست‌ها داشته، اما به اذعان جهانيان، اين نشست در نهايت به يک رسوايي و شکست براي سران آمريکا در برابر افکار عمومي جهان مبدل شد.
اول آنکه، مواضع مقامات کاخ سفيد و کنگره آمريکا در اين نشست و تأکيدات آنها به همراهي با صهيونيست‌ها نشان داد که ادعاي ديپلماسي آمريکا در قبال ايران امري واهي بوده و آنان همچنان در چارچوب مطالبات صهيونيست‌ها گام برمي‌دارند. آنها براي خوشايند صهيونيست‌ها حتي منافع ملي آمريکا را نيز ناديده گرفته و به موضع‌گيري ضد ايراني براي جلب نظر صهيونيست‌ها و لابي آيپک پرداختند؛ اقدامي که نقابي ديگر از چهره ضد ايراني سران آمريکا برداشت و نشان داد که تقابل‌هاي ادعايي ميان کاخ سفيد و کنگره بيشتر يک ادعاي ظاهري در قالب «پليس خوب و بد» است تا شايد بتوانند با اين تحرکات، زياده‌خواهي‌هاي خود را در قالب سياست چماق و هويج به ملت ايران تحميل کنند.
دوم آنکه، آمريکايي‌ها همواره بر اين ادعايند که جامعه جهاني با سياست‌هاي آمريکا در مقابل ايران همسو شده و توافقات صورت گرفته در ژنو نيز برگرفته از ديپلماسي آمريکايي و همسويي جهاني با آن است. نکته قابل توجه در قبال نشست آيپک آنکه، بسياري از محافل رسانه‌اي سياسي جهان و بخش اعظمي از افکار عمومي دنيا بر يک اصل تأکيد دارند و آن اينکه، لابي صهيونيستي و عربي از جمله لابي آيپک در طول 10 سال اخير همواره مانع از به نتيجه رسيدن مذاکرات با ايران بوده است. آنها تأکيد دارند که لابي آيپک با ايجاد شکاف در ميان مقامات آمريکايي و هدايت واشنگتن به سمت دشمنی با ايران و برهم زدن توافقات جامعه جهاني با ايران، عامل ناکامي مذاکرات 10 ساله هستند. آنها تأکيد دارند که گرفتار بودن سران آمريکا در دستان لابي از جمله آيپک حتي موجب تضعيف موقعيت جهاني آمريکا شده است. اجماع جهاني اکنون حول يک محور است و آن لزوم مقابله سران آمريکا با لابي‌ها از جمله لابي آيپک است. برخلاف ادعاي آمريکايي‌ها که مي‌گويند جامعه جهاني با ديدگاه‌ها آنها همسو است، مواضع و کنش‌هاي جهاني به نشست آيپک نشان داد که نه تنها همراهي با آمريکا وجود ندارد، بلکه جهانيان به شدت مخالف سياست‌هاي آمريکا هستند، چراکه سران آمريکا چشم به لابي‌هايي دوخته‌اند که مطالبه آنها تقابل و تخاصم با ايران است، حال آنکه جامعه جهاني بر لزوم همگرايي و رويکرد سازنده با ايران تأکيد دارد.
جهانيان ضمن تأکيد بر لزوم پذيرش حقوق هسته‌اي ايران، بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي اقتصادي و منطقه‌اي ايران را نيز امري مهم براي حل بحران اقتصادي جهان و امنيت جهاني مي‌دانند.کارنامه نشست کنوني آيپک را مي‌توان در يک جمله خلاصه کرد و آن، رسوايي ديگر آمريکا در حوزه ديپلماسي در قبال ايران و عدم همسويي جهان با نگاه آمريکا است. نشست آيپک ابطال ادعاها و ظاهر‌سازي‌هاي ديپلماتيک آمريکا بود که مهر تأييد ديگري بر بي‌اعتمادي ايران به کاخ سفيد است.


پرونده

غرب خواستار توضیح کامل ایران درباره فعالیت هسته‌ای خود است
«جوزف ماکمانوس» نماینده آمریکا در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت: مهم است که ایران تمامی نگرانی‌های جامعه جهانی درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای‌اش را برطرف کند. وی که در شورای حکام آژانس صحبت می‌کرد حل‌وفصل این مسئله را برای دستیابی به یک توافق درازمدت هسته‌ای با ایران بسیار مهم خواند. همچنین 28 کشور عضو اتحادیه اروپا با صدور بیانیه‌ای در این‌خصوص اعلام کردند: ما از ایران می‌خواهیم که برای شفاف شدن ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای‌اش همکاری کاملی با آژانس داشته باشد و اجازه دسترسی آژانس به تمامی اسناد، محل‌ها و افراد مورد نیاز را بدهد.
غرب توهم توقف غنی‌سازی را کنار بگذارد
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران پیش از دیدار با شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن درخواست‌ها برای کاهش بیشتر فعالیت‌های هسته‌ای ایران را رد کرد و اعلام نمود: غرب دیگر نباید بیشتر از این سرگرم توهم توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم در ایران شود. وی همچنین تصریح کرده است که ایران قصد ندارد تمام رآکتور آب سنگین اراک را متوقف کند. ما قصد نداریم آن را تخریب کنیم. ما قصد نداریم هیچ چیزی را ببندیم و یا تخریب کنیم این خط قرمز ماست. ظریف با اشاره ضمنی به اظهارات بنیامین نتانیاهو در جمع خبرنگاران گفت: به نظر می‌رسد عده‌ای قصد دارند مذاکرات را از بین ببرند، اما موفق نخواهند شد، زیرا بازی دیگر در کار نیست و بازی همین است که موجود است و این یک بازی منطقی است.
در صنعت هسته‌ای به آنچه خواسته‌ایم، رسیده‌ایم
سیدعباس عراقچی در سلسله‌ نشست‌های بزم اندیشه با عنوان توافقنامه ژنو و آینده مذاکرات هسته‌ای در موسسه مشاوره آستان قدس رضوی بیان داشت: امروز دانش و تکنولوژی چرخه سوخت را کامل کرده‌ایم و به همت دانشمندان شهیدمان این مسیر را فراگرفته‌ایم. وی ادامه داد: از نظر تأسیسات آنچه لازم بوده تأسیس کرده‌ایم و آنچه لازم بوده است در اراک، نطنز و فردو مستقر و مواد لازم تولید شده و نیروی انسانی لازم نیز تربیت شده است. عراقچی تصریح کرد: دوره پیش دست‌مان خالی بود به همین دلیل غنی‌سازی را تعلیق کردیم، اما امروز دستان‌مان پر است. از نظر پشتیبانی مردم نیز با دستی پر وارد مذاکرات شده‌ایم، زیرا مذاکرات پس از یک انتخابات پر شور برگزار شد، بنابراین انرژی سرشار مردمی تکیه‌گاه رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده است.
اعتمادسازی ایران در مقابل حذف کلیه تحریم‌ها
سفیر و نماینده دائم کشورمان در وین در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با اشاره به مذاکرات ایران و گروه 1+5 گفت: حذف موضوع ایران از دستور کار شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رفع همه تحریم‌ها و نیز برقراری همکاری‌های بین‌المللی هسته‌ای غیر نظامی، اجزای عمده یک موافقت‌نامه نهایی هستند. در مقابل، اقدامات توافق شده شفاف‌ساز و نظارت بیشتر بر فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای به اطمینان متقابل خواهد افزود و اعتماد را تقویت خواهد کرد.
آمادگی ژاپن برای همکاری هسته‌ای با ایران

نخست‌وزیر ژاپن با استقبال از توافق اولیه هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5 ابراز امیدواری کرد این موضوع به طور نهایی حل‌وفصل شود. نخست‌وزیر ژاپن با اشاره به سابقه کشورش در زمینه استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، آمادگی توکیو برای انتقال تجربه و همکاری را ابراز کرد.


اقتصادى
سعید مهدوی

بانک‌ها در چه مسیری گام برمی‌دارند؟
وضعيت کنوني اقتصاد کشور به ويژه نرخ رشد منفي اقتصادي و نرخ تورم بالا در کنار تحريم‌های یک‌جانبه، ضرورت اتکاي علمي و عملي بر ظرفيت‌هاي داخلي کشور را گوشزد می‌کند. در اين راستا نظام بانکی کشور به‌عنوان يکي از مهم‌ترين اهرم‌هاي توسعه اقتصادي کشور، بسيار کليدي و بي‌بديل محسوب می‌شود. بانک مرکزي که سکان هدایت این سیستم را به عهده دارد، مکلف است تدابير پولي، اعتباري و ارزي متناسب با سياست‌های اقتصادی کشور که در حال حاضر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است را تهيه و در دستور کار شوراي پول و اعتبار قرار دهد.
نظام بانکي کشور بايد ضمن اتخاذ سياست‌هاي صحيح و اصولي در تعامل مستقيم با بانک مرکزي و ساير بانک‌هاي کشور، از يک‌سو مزيت‌هاي رقابتي و سودآوري خود را حفظ کند و از سوي ديگر، سبب تسهيل جريان‌هاي اقتصادي و تأمين نقدينگي در بخش‌هاي اقتصادي و مولد شود. اما در عمل، سیاستی که نظام بانکی کشور در پیش گرفته به دلایلی که در ادامه گفته می‌شود با اصول و سیاست‌های گفته شده فاصله گرفته است.
یکی از روش‌های کنترل و تعدیل نرخ تورم، نظارت و هدایت صحیح نقدینگی در جامعه است. آنگونه که پیداست دولت جدید برای کنترل تورم، سیاست افزایش بهره بانکی را به کار برده است که این امر سبب شده، نقدینگی موجود به سمت بانک‌ها هدایت و انباشت شود و از سوی دیگر، بخش تولید و صنعت کشور از فقر و نبود نعمت نقدینگی محروم و ناتوان شود. در صورتی‌که اگر بخواهیم نظام بانکی کشور در قالب سیاست‌های اقتصاد مقاومتی قرار بگیرد، باید این رویه علاج و درمان شود.
احمد توکلی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، درباره افزایش چراغ خاموش نرخ سود بانکی اخیراً اظهار داشته است: بانک مرکزی با افزایش نرخ سود اوراق مشارکت جاذبه این اوراق را افزایش داد و بانک‌ها برای رقابت به سمت افزایش سود سپرده سوق داده می‌شوند. پس از افزایش نرخ سود اوراق مشارکت بانک‌ها برای جلوگیری از خروج منابع مردم مجبور شدند پیشنهاد منطقی درباره نرخ سود به سپرده‌گذاران خود بدهند و همین، چراغ سبزی برای افزایش نرخ سود بانکی است.
بر اساس نظر بسیاری از کارشناسان، بالا بردن نرخ سود بانکی موجب بروز انتظارات تورمی در جامعه می‌شود و این محرک در اوضاع کنونی ثبات نسبی موجود در بازار را به تلاطم می‌کشاند.
جذب نقدینگی بازار با در صد بهره بالا علاوه بر اینکه مزیت جذب سرمایه و نقدینگی را از تولید و صنعت سلب می‌کند، موجب می‌شود که این بخش از اقتصاد کشور، تسهیلاتی با سودهای بسیار بالاتر را از سیستم بانکی دریافت کند که با شرایطی که هم‌اکنون برای تولیدکنندگان به‌وجود آمده (رکود تقاضا) عدم توانایی در بازپرداخت بدهی‌ها و تسهیلات، مسیر مهیا شده برای عبور آنهاست.
تحقق اين اهداف دوگانه (حفظ سودآوري، تسهيل‌گري و شتاب‌بخشي اقتصادي) به صورت توأم، مستلزم ايجاد سازوکار‌ها و مقررات مناسب اجرايي و تجهيز بانک‌ها به ابزارهاي کارآمد و علمي است. وصول مطالبات و تجهيز منابع به عنوان يکي از مهم‌ترين وظايف بانک‌ها بوده که در صورت اثربخشي وکارآمدي در اين دو حوزه، امکان تخصيص بهينه منابع در بخش‌هاي مولد اقتصادي نيز ميسر خواهد بود.


نداى قدس

تاریخ هزاران ساله ملت فلسطین
«مروان شهوان» شهروند فلسطینی ساکن استان خان‌یونس در جنوب غزه با احداث موزه‌ای شخصی تلاش دارد 10 هزار اثر تاریخی که متعلق به هفت تمدن از چهار هزار سال پیش هستند را نگهداری کند، تا ملت فلسطین و سایر ملل جهان را بیشتر با تاریخ آبا و اجداد فلسطینیان آشنا کند. شاید خیلی‌ها نمی‌دانند سرزمین‌های اشغالی فلسطین دارای چه تاریخ و تمدن درازی است و اجداد و نیاکان مردم امروز فلسطین هزاران سال دراین سرزمین درآن زندگی کرده‌اند. ملت فلسطین باوجود هجمه همه‌جانبه رژیم اشغالگر صهیونیستی برای ویرانی آثار تاریخی چند هزار ساله‌اش به‌ویژه اقدامات سال‌های اخیر که بسیاری از آثار اسلامی شهرهای مهم به‌ویژه قدس را ویران کرده، تلاش دارد از این آثارگرانبها که نشان‌دهنده هویت چند هزار ساله خود در این سرزمین است، محافظت کنند.
مهاجران آفریقایی در حال ترک رژیم صهیونیستی هستند

«گیدون سار» وزیر داخلی رژیم صهیونیستی اقرار کرده است که تعداد زیادی از مهاجران آفریقایی در حال ترک سرزمین‌های اشغالی و بازگشت به کشور خود یا عزیمت به کشورهای دیگر هستند. ترغیب مهاجران آفریقایی برای ترک سرزمین‌های اشغالی و انتقال به کشور سوم به تأیید دادستانی کل رسیده است. تاکنون هزاران مهاجر آفریقایی در اعتراض به سیاست‌های حکومتی رژیم صهیونیستی، تبعیض نژادی، اخراج مهاجران و تصمیم کابینه رژیم صهیونیستی برای تشدید جریمه یا حبس برای مهاجران غیرقانونی دست به تظاهرات و اعتصاب نامحدود زدند. پارلمان رژیم صهیونیستی سال گذشته قانون جنجال‌برانگیزی را تصویب کرد که به مقامات این رژیم اجازه می‌‌دهد کارگران مهاجر آفریقایی را بدون هرگونه روند قضایی و محاکمه، به مدت یک سال در ‏بازداشتگاه‌ها نگه دارند.‏
10 جلسه محرومیت بازیکن بلژیکی

اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) «عمر راهو» بازیکن تیم فوتسال بلژیک را به‌دلیل نحوه شادی پس از زدن گل که به نوعی تداعی‌کننده سلام نازی و یهودستیزی بود، 10 جلسه از بازی محروم کرد. راهو در بازی فوتسال جام یورو 2014 در ژانویه امسال چندین بار این حرکات را انجام داده است. محرومیت راهو در حالی است که نیکلاس آنلکا، مهاجم تیم فوتبال وست برومویچ آلبیون انگلیس نیز چندی پیش به دلیل ژست ضدصهیونیستی به مدت پنج جلسه محروم شد.
بازداشت15 هزار زن فلسطینی از سال 1967

براساس گزارش وزارت امور اسيران و آزادشدگان فلسطینی بیش از 15 هزار زن فلسطینی از سال 1967 تاکنون بازداشت شده‌اند که هدف بدرفتاری، خشونت، تجاوزات جنسی، سركوب و محروميت‌های مختلف قرار گرفته‌اند و به وضعيت پزشكي و بهداشتي اغلب آنها رسیدگی نشده است.
تحریم صهیونیست‌ها واحد جدید درسی در آمریکا!

یک گروه طرفدار فلسطینیان در دانشگاه دیویس کالیفرنیا پیشنهاد کرده است یک درس جدید با موضوع جنبش جهانی تحریم صهیونیست‌ها به دروس دانشگاهی اضافه شود .در همین رابطه «هداس بوسکیلا» نماینده آژانس یهود در این دانشگاه به «اسرائیل هیوم» گفت: این درس در حال حاضر اعتبار دانشگاهی ندارد، اما در حال محبوب شدن است. به نوشته اسرائیل هیوم ده‌ها صهیونیست جوان در آمریکا از جانب آژانس یهود مأمور شده‌اند علیه طرح‌های ضدصهیونیستی در محیط‌های دانشگاهی مبارزه کنند. «ناتان شارانسکی» که مسئولیت هدایت جوانان یاد شده را به‌عهده دارد، محیط‌های دانشگاهی در آمریکا را یکی از اصلی‌ترین مکان‌های مخالفت با رژیم صهیونیستی توصیف کرد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

تروريسم، پياده‌نظام ناتو
قاسم غفوري

پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) پس از جنگ جهاني دوم به نام مقابله با شوروي سابق تشکيل گرديد؛ مجموعه‌اي از کشورهاي اروپايي و آمريکا که همگرايي نظامي را راهبرد امنيت دروني و مقابله با تحرکات پيراموني شوروي مي‌دانستند. در جبهه مقابل آنها، شوروي نيز با کشورهاي اروپاي شرقي، پيمان ورشو را ايجاد کرد.
پس از فروپاشي شوروي و انحلال ورشو در سال 1990 عملاً زمينه‌اي براي ادامه فعاليت ناتو وجود نداشت حال آنکه غرب، رويايي ديگری را براي ناتو طراحي کرد. راهبرد ناتو از «حافظ امنيت آمريکا و اروپا» به «پليس جهان» تغيير يافت و ناتو در جهت يک‌جانبه‌گرايي غرب در جهان گام برداشت. اقدامات ناتو در حوزه بالکان و سپس جنگ افغانستان را مي‌توان در اين چارچوب مشاهده کرد.
سياست‌هاي ناتو تا بدانجا پيش رفت که در راهبرد جديد خويش حوزه فعاليت ناتو به عرصه‌هاي هسته‌اي، سايبري و امنيت بين‌الملل گسترش يافت به گونه‌اي که بسياري، ناتو را پليس جهان دانسته‌اند که حتي به دنبال جايگزيني به جاي سازمان ملل است. ناتو در حالي در رویای جهاني شدن به سر برده که تلاش کرد تا راهبرد جهاني را اجرايي سازد که براساس آن، ناتو از حالت يکپارچه و متحد خارج شود و به نيروهايي براساس ظرفيت‌هاي مناطق مختلف جهان مبدل گردد. ناتو به بهانه امنيت بين‌الملل ، جلوگيري از تکرار حوادث بالکان،سیاست ايجاد يگان‌هاي ويژه در بسياري از کشورهاي جهان را در پيش گرفت. ناتوی غرب آسيا (خاورميانه)، آفريقا (طرح آفریکوم) و... در اين چارچوب تشکيل گرديد.
به عبارتي، ناتو تلاش کرد پايگاه‌هايي را در سراسر جهان ايجاد کند تا در صورت لزوم براي حفظ منافع غرب اقدام کنند چنانکه درباره ليبي از اين گزينه بهره گرفتند.
هر چند که چند پاره شدن ناتو تا حدودي مي‌توانست تحقق‌بخش اهداف آن باشد، اما اين تحرکات با چالش‌هايي همراه شد. نخست آنکه، بسياري از اعضای ناتو از پرداخت هزينه‌هاي مالي و انساني ناتو خودداري کردند به ويژه اينکه بحران اقتصادي بسياري از کشورهاي اروپايي را فرا گرفت. در اين ميان، افکار عمومي اعضای کوچک ناتو نيز با استناد به اين اصل که چرا کشورشان بايد هزينه‌هاي مالي و انساني منافع قدرت‌هاي بزرگ ناتو را پرداخت کنند، به مخالفت با حضور کشورشان در مأموريت‌هاي ناتو پرداختند. نکته مهم آن‌که گذشت زمان نقاب از چهره اصلي ناتو برداشت و بر جهانيان آشکار شد که ناتو نه براي صلح و امنيت جهان، بلکه براي حفظ منافع غرب به نظامي‌گري در جهان مي‌پردازد؛ چه در قالب لشکر‌کشي سراسری نظير آنچه در افغانستان و ليبي روي داد و چه به صورت جزئي نظير اقداماتي که ناتو در اعزام نيرو به بسياري از کشورهاي آفريقايي به بهانه آموزش نيروهاي کشورهاي هدف صورت داد.
با توجه به اين شرايط، ناتو عملاً در اجراي اهداف غرب در عرصه جهاني با چالش مواجه شده به ويژه اينکه اختلاف‌هاي دروني اعضا شدت گرفته و نگاه جهاني نيز به ناتو منفي بوده است. در اين ميان، ناتو براي خروج از اين بن‌بست‌ها و نيز اجراي سياست نظامي‌گري و سلطه بر جهان، به دنبال پياده‌نظامي بوده که ضمن تحقق طرح‌هاي ناتو، مانع از توجه افکار عمومي جهان به تحرکات جهاني ناتو گردد.
ناتو در حالي براي حفظ ظاهر، شعار تلاش براي امنيت و ثبات جهاني را مطرح مي‌سازد که در عمل، چشم به پياده‌نظام خود يعني گروه‌هاي تروريستي دوخته است. ناتو مي‌داند که توان حضور نظامي در جهان به ويژه در کشورهاي اسلامي را ندارد، لذا سعي دارد تا از گروه‌‌هاي داخلي کشورها براي رسيدن به مقاصد خود بهره گيرد. تروريسم، مهم‌ترين ابزار و مولفه ناتو است که از يک سو هزينه‌هاي مالی و انساني ناتو در به آشوب کشيدن کشورها را پرداخت مي‌کند و از سوي دیگر، زمينه‌ساز دخالت ناتو در کشورهاي هدف مي‌شود. بخشي از سياست ناتو را تقسيم‌بندي و گرفتارسازي کشورها به صف‌بندي‌هاي جناحي تشکيل مي‌دهد در حالي که از جريان‌هاي غرب‌گرا براي ايجاد و حفظ منافع ناتو بهره مي‌گيرد، چنانکه در جنگ بالکان از حزب‌ها براي اجراي اين سناريو بهره گرفت. بخش ديگر سياست ناتو پروبال دادن و آزادي عمل براي گروه‌هاي تروريستي و فرقه‌اي، به‌ويژه در کشورهاي اسلامي است که نمود آن را در بحران‌هاي آفريقا و غرب آسيا (خاورميانه) مي‌توان مشاهده کرد.
اين سناريو چنان طراحي شده که گروه‌هاي تروريستي از جمله جريان‌هاي تکفيري و القاعده، از يک سو مخالفان غرب را حذف مي‌‌کنند و از سوي ديگر، با ايجاد فضاي بحراني و آشوب، زمينه را براي تأمين منافع ناتو فراهم مي‌سازند. حال با حضور نظامي گسترده و اعزام نيروي محدود به بهانه آموزش نيروهاي نظامي کشور، هدف نمود عيني اين رفتار را در سوريه مي‌توان مشاهده کرد.
شواهد نشان مي‌دهد که سلطه بر اين کشور، از اصول و روياهاي ناتو است حال آنکه توان اجراي آن را ندارد. ناتو (مجموع اروپا و آمريکا) با استفاده از کشورهاي مرتجع عربي، ترکيه و صهيونيست‌ها به حمايت از گروه‌هاي تروريستي به عنوان پياده‌نظام ناتو پرداخت تا در صورت توان، سرنگوني نظام سوريه را رقم بزنند و يا اينکه، حداقل بخشي از سوريه را تجزيه کنند و در اختيار ناتو قرار دهند؛ رويايي که به دليل وحدت مردم، ارتش و نظام سوريه و نيز بيداري و آمادگي مقاومت منطقه با شکست همراه شد.
رفتارهاي ناتو نشان مي‌دهد که سران اين پيمان نظامي برآنند تا از گروه‌هاي تروريستي به عنوان پياده‌نظامي بهره گيرند که ضمن کاهش هزينه‌هاي مالي و انساني، راه را براي دخالت نظامي محدود و يا گسترده آن فراهم مي‌سازند در حالي که ناتو چهره‌اي بشردوست به خود گرفته و چنان عنوان مي‌کند که دخالتي در امور ندارد و حتي به محکوم‌سازي گروه‌هاي تروريستي مي‌پردازد حال آنکه تروريسم، مولفه و شالوده نوين ناتو براي سلطه بر جهان است که دامنه آن، سراسر جهان را دربرمي‌گيرد.
 


جنگ امنيتي قدرت‌ها تا كجا ادامه مي‌يابد؟
رضا اشرفی

رقابت‌هاي روسيه و آمريكا كم‌كم در حال گسترش يافتن به نقاط مختلف جهان است. از آخرين روزهاي سال 2010 ميلادي كه تحولات غرب آسیا (خاورميانه) آغاز شد، استارت عملي اين رقابت را زد كه بيش از همه در سوريه خود را نشان داده است. اما ادامه اختلافات رويكردي، دو كشور را به تحولات اوكراين، ونزوئلا كشانده و احتمالاً كشورهاي ديگري در آينده خواهد رساند.
اوكراين فعلاً به لحاظ ميداني و شورشي در اختيار غرب‌گرايان قرار گرفته است. اگرچه آمريكا و اروپا با توجه به اختلافاتي كه ميان‌شان هست، فعلاً خوشحال هستند كه قدرت را در اين كشور حساس كه داراي موقعيت و منطق ژئوپلتيك قابل توجهي است، از چنگ روس‌گراها در آورده‌اند؛ اما مي‌توان گفت هنوز پيروزي‌اي به دست نياورده و روسيه را در اين زمين شكست نداده‌اند. زيرا اوكراين «در هر صورت» نيازمند روسيه است و نبض اقتصادي اين كشور در دستان مسكو است. تحرکات نظامی مسکو نیز نشان داد که همچنان بازیگر اول در مسئله اوکراین است.
حتي اگر غرب گرايان در انتخابات بعدي كه خرداد ماه برگزار مي‌شود، پيروز ميدان شوند باز بايد براي تأمين عمده مايحتاج ملي خود دست به دامان روسيه باشند. در اين ميان بيشترين ضرري كه روسيه كرد از بابت كنار زدن يانوكوويچ روس‌گرا از قدرت نبود، بلكه عمده ضرر مسكو اين بود كه المپيك سوچي تحت تأثير تحولات اوكراين قرار گرفت و آنگونه كه بايد و شايد به گوش جهانيان نرسيد. روسيه به دنبال آن بود تا با استفاده از ديپلماسي ورزشي،‌ قدرت خود را اين بار از زاويه‌اي ديگر به جهانيان نشان دهد. همان كاري كه چين توانست انجام دهد، اما اين بار آمريكا و اروپا زمان تأمل‌برانگيزي را براي شورش در اوكراين انتخاب كردند.
اين نوع بازي نشان مي‌دهد كه غربي‌ها حتي براي زمان تغييرات همچون چگونگي شكل‌گيري آن مي‌انديشند. اما نبايد فراموش كرد كه ولاديمير پوتين كه به‌گونه‌اي آغازگر اين بازي امنيتي با آمريكا و تا حدودي اروپا است،‌ موضوع را به راحتي فراموش نخواهد كرد. نوع تحولات در نظام بين‌الملل نشان مي‌دهد كه هر دو بازيگر براي خود موقعيت‌هايی را متصور شده و مهره‌هايي را انتخاب كرده‌اند كه به موقع از آنها استفاده خواهند كرد.
روسيه طي سه سال گذشته در سوريه و آمريكا در چهار ماه اخير در اوكراين، با اين تصوير مي‌توان گفت حال نوبت روسيه است كه با توجه به متحدان جديد بار ديگر غرب آسیا(خاورميانه) را انتخاب كند. در حال حاضر بزرگ‌ترين و حساس‌ترين متحد خاورميانه‌اي آمريكا،‌ عربستان سعودي است، زيرا ديگر متحد قابل توجه ديگري باقي نمانده است. مصر كه هر روز در حال تغيير غيرقابل پيش‌بيني است،‌ تركيه كه از بام رفاقت آمريكا افتاده و حال تنها عربستان است.
عربستان به لحاظ حكومت سنتي، ديكتاتوري تاريخي، سركوب داخلي و منطقه‌اي، هزينه‌هاي گزاف تروريست‌پروري و... كاملاً مستعد شورش و قيام مردمي است. از اين منظر مي‌توان انتظار داشت كه مسكو به اين لقمه آماده كه منافع آمريكا را به باد خواهد داد،‌ فكر كرده و وارد عمل شود. در اين باره تنها بايد منتظر زمان باشيم.
ولاديمير پوتين حتي در اين باره به خانواده سعودي هشدار لازم را داده است. اتفاقاً به همين دليل بود كه سعودي‌ها ضروري ديدند كه بندر بن‌سلطان را به عنوان رئيس امنيت ملي عربستان كه سبب‌ساز اصلي ناامني منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي بود،‌ خانه‌نشين كنند. بندر بن‌سلطان جسارت را به جايي رسانده بود كه پس از پيشنهاد حمايت نكردن روسيه از سوريه و پاسخ منفي مسكو،‌ بازي‌هاي تروريستي را به داخل خاك روسيه كشانده بود. با توجه به آن انتظاري كه روسيه از ديپلماسي المپيك زمستاني داشت،‌ اين مسئله برايش بسيار ناگوار بود. به همين منظور به طور رسمي اعلام كرد كه اگر عوامل عربستان يك بار ديگر دست به چنين ترورهايي بزنند،‌ حكومت در اين كشور را تغيير خواهد داد. هشداري كه نه تنها سعودي‌ها را به عقب‌نشيني هراس‌انگيز وادار كرد بلكه مجبور شدند تا بندر بن‌سلطان را خانه‌نشين كنند تا دست‌كم چند صباحي ديگر بتوانند از خان حكومت برخوردار باشند. در حال حاضر تنها اميد خانواده سعودي حمايت‌هاي آمريكا است. اگرچه هم تاريخ و هم تحولات دو ـ سه سال اخير در غرب آسیا(خاورميانه) نشان داده است كه آمريكا هيچگاه از متحدان خود دفاع لازم را نمي‌كند و در مواقعي كه ضرورت حكم كند،‌ متحدان چند دهه‌اي را تنها مي‌گذارد.
اما مسئله حساس‌برانگيز اين است كه روسيه امپراطور انرژي است و آمريكا هنوز بر روي نفت عربستان حساب باز كرده است، اگرچه برايش به هيچ‌وجه مهم نيست كه سعودي‌ها بر روي كار باشند يا كسان ديگري، بلكه بيشتر به دنبال ثبات در اين حوزه نفت خيز است. با اين تصوير آيا روسيه نمي‌تواند در جبران تغييرات اوكراين، ثبات عربستان سعودي را دچار مشكل كرده، حتي راه انقلاب را در اين كشور بگشايد؟ در چنين حالتي واكنش آمريكا چه خواهد بود؟


از نگاه دیگران

رفح، مشهورترین گذرگاه جهان
گذرگاه زمینی رفح واقع در مرزهای غزه و مصر، مشهورترین گذرگاه جهان است. این گذرگاه به دلیل تعداد دفعات بسته شدن در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است. گذرگاه مذکور همیشه بسته است و به صورت محدود برای تعداد انگشت‌شماری از مسافران از جمله بیماران دارندگان اقامت‌های خارجی، دانشجویان و غیرفلسطینی‌ها باز است. سیاست بستن گذرگاه رفح در راستای سیاست محاصره قرار دارد. محاصره‌ای که رژیم صهیونیستی با متخاصم قلمداد کردن نوار غزه در سال 2007 برای به زانو درآوردن ساکنان این منطقه به‌ویژه حماس در پیش گرفت و بر آن تحمیل کرد. رژیم صهیونیستی در تلاش است تا از طریق محاصره به یک بهای سیاسی دست پیدا کند. بدون بسته شدن گذرگاه رفح و نیز منهدم ساختن تونل‌ها، محاصره غزه کامل نمی‌شود. در این جا سوال مهمی مطرح می‌شود که باید به آن جواب داد: هدف صهیونیست‌ها از این اقدام روشن است، اما مقامات مصری از این کار چه نفعی را دنبال می‌کنند.؟ فرصت‌های سیاسی و اقتصادی متصور برای آنان از این محاصره چیست؟
تمام پاسخ‌ها در نگرش‌های متفاوت به مسئله با هم به نقطه اشتراک می‌رسند، منافع مصر در بازشدن گذرگاه رفح و ارتقای سطح آن است. بستن این گذرگاه فایده‌ای ندارد ، تنها طرفی که از این امر سود می‌برد رژیم صهیونیستی است. جهانیان به‌دلیل محاصره نوار غزه ابتدا رژیم صهیونیستی را مورد انتقاد قرار می‌دهند و پس از آن مقامات مصری را سرزنش می‌کنند. جمع رژیم صهیونیستی و مصر در این مسئله ناگوار است، زیرا ما هم به هویت عربی مصر و تاریخ جایگاه منطقه‌ای آن واقفیم و نسبت به اعتلای آن حریص هستیم. هنگامی که محاصره بدون هیچ توجیه قابل قبولی شدت پیدا می‌کند نوار غزه هم مجبور است که از طریق فعالیت‌های مردمی مسالمت‌آمیز صدای خود را برای جهان بلندتر کرده و درد خود را بازگوید، در این میان گذرگاه رفح مکانی برای این اعتراضات مردمی به رفتار نادرست مقامات مصری می‌شود.
محاصره غزه موجب افزایش بیکاری و توقف عملیات بازسازی شده است. میزان درآمد فردی کاهش‌ یافته و نوار غزه را در شرایط مجازات گروهی و جرم بین‌المللی قرار داده است.
درد محاصره سبب کاهش سقف مطالبات فلسطینی‌ها و جایگزینی درد غذا به جای درد آزادسازی و نیز تبدیل رویای آزادسازی قدس به بازگشایی رفح می‌شود. می‌توان میزان بیکاری و فقر را سنجید، اما میزان ناامیدی و سرخوردگی فلسطینی‌ها از نظام عربی قابل اندازه‌گیری نیست. شعارهای رهبران عرب در مورد هویت عربی، عمق عربی و ماهیت اسلامی قدس و فلسطین سبب استهزای فلسطینی‌ها می‌شود. برای از بین بردن این وضعیت باید کار را از عملی کردن قطعنامه‌های اجرا نشده اتحادیه عرب درباره فلسطین آغاز کرد. علاوه بر فلسطینی‌ها همه سوری‌ها، عراقی‌ها، یمنی‌ها، اقلیت‌های مسلمان در سومالی، آفریقای مرکزی، همه و همه از سیاستمداران عربی سرخورده‌اند و امیدی به آنان ندارند.
منبع: فلسطین آن‌لاین
مترجم: سحر دولتیان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 612

کری: هیچ گزینه‌ای را از روی میز برنداشته‌ایم
فارس(15/12/1392): جان كري، وزیر خارجه آمریکا در مراسم اجلاس سالیانه آیپک گفت واشنگتن ذره‌ای معماری تحریم‌ها علیه ایران را تغییر نداده، اما هنوز در حال مذاکره با این کشور است. وی در ادامه گفت: «ما به ایران اجازه نخواهیم داد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، والسلام.» کری ادامه داد: «دلایل خوبی برای ادامه تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران وجود دارد و واشنگتن اجرای این تحریم‌ها را ادامه خواهد داد.» وزیر خارجه آمریکا گفت: «ما طی هفته‌های گذشته تحریم‌های جدیدی علیه افرادی که وسوسه شده‌اند از نظام تحریم‌ها تخطی کنند، اعمال کرده‌ایم.» کری تأکید کرد: «ما ذره‌ای از معماری تحریم‌ها را تغییر نداده‌ایم و با این وجود، هنوز هم می‌توانیم مذاکره کنیم.» وی گفت: «مذاکرات کشورهای عضو 1+5 با ایران مذاکراتی نیستند که پایان آن نامحدود باشد.» وی همچنین گفت: «هدف از این مذاکرات اعتماد کردن به تهران نیست، بلکه هدف آن آزمودن تهران است.»
کاخ سفید: مشکلات زیادی با ایران داریم
باشگاه خبرنگاران(14/12/1392): سخنگوی کاخ سفید ضمن اشاره به اینکه آمریکا مشکلات زیادی با ایران دارد به گزارش‌هایی که ادعا می‌کنند رژیم صهیونیستی یک کشتی حامل سلاح‌های ایرانی را توقیف کرده واکنش نشان داد. سخنگوی کاخ سفید در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره این گزارش‌ها گفت: «این اقدامات غیرقانونی برای جامعه جهانی قابل قبول نیستند.» این مقام آمریکا گفت: «واشنگتن هنوز مشکلات زیادی با ایران دارد.» وی افزود: «ایران حامی سازمان‌های تروریستی و منشأ رفتارهای بد در منطقه است.»!
لفاظی ضد ایرانی نتانیاهو دیگر خسته‌کننده شده است
باشگاه خبرنگاران(14/12/1392) «پل پیلار» با اشاره به اظهارات ضد ایرانی بنیامین نتانیاهو، گفته‌های نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را سراسر دروغ و یاوه توصیف کرد. نشنال اینترست، «پل پیلار» که 28 سال سابقه فعالیت در سیا را در کارنامه خود دارد، در یادداشتی تحت عنوان «بیهوده‌گویی ضد ایرانی نتانیاهو»، اظهارات نتانیاهو در نشست سالیانه آیپک درخصوص ایران را مورد انتقاد قرار داد و با اشاره به اینکه این گفته‌ها حتی به نفع منافع آمریکا نیست، آنها را کاملاً بی‌اساس و دروغ دانست. پیلار از اعضای سابق سیا و استاد دانشگاه جورج تاون معتقد است: نتانیاهو با تکرار دروغ‌های خود سعی دارد آنها را در بین مخاطبان جا بیندازد و دروغ‌های خود را به آنها بقبولاند.
منندز: آمریکا گزینه نظامی را بر نخواهد داشت
خبرگزاری تسنیم(14/12/1392): عضو دموکرات مجلس سنای آمریکا طی اظهاراتی در نشست سالیانه آیپک از توافق موقت ایران و گروه 1+5 به‌شدت انتقاد و تأکید کرد آمریکا گزینه نظامی را از روی میز بر نخواهد داشت. رابرت منندز، عضو دموکرات مجلس سنای آمریکا طی اظهاراتی در نشست سالیانه کمیته امور عمومی آمریکا ـ اسرائیل موسوم به «آیپک» از توافق موقت ایران و گروه 1+5 به شدت انتقاد کرد. منندز همچنین در اظهارات خود تأکید کرد که تحریم‌ها شیر آب نیست که بتوان به راحتی آن را باز و بسته کرد. وی مدعی شد که ممکن است ایران توافق را نقض کرده و پیش از آنکه آمریکا بتواند بار دیگر تحریم‌ها را برقرار کند، به بمب اتم دست یابد.
ایران به تأسیسات هسته‌ای نیاز ندارد!
ايرنا(13/12/1392): «جان مک‌کین» سناتور جمهوریخواه از ایالت آریزونای آمریکا در سخنرانی خود در نشست سالیانه آیپک، لابی حامی صهیونیست‌ها در آمریکا مدعی شد: ایران تهدیدی برای آمریکا و تل‌آويو به شمار می‌آید و آمریکا باید آماده اعمال تحریم‌های دو حزبی در صورت شکست مذاکرات باشد. این سناتور جمهوریخواه آمریکایی ادامه داد: به نظر من باید فشار بر ایران ادامه داشته باشد؛ رهبران ایران باید این را بدانند که تنها جایگزین به جای پذیرفتن مصالحه با ما تحریم‌هایی به مراتب فلج‌کننده‌تر است و از این‌روست که باور دارم سنا باید تحریم‌های دو حزبی جدیدی را در صورت شکست گفت‌وگوها تصویب کند.
تكرار جوسازي‌هاي واهي
فارس(13/12/1392): یکی از فرماندهان راهبردی آمریکا در بخش مبارزه با تسلیحات هسته‌ای مدعی شده است که ایران قابلیت دارد تا سال ۲۰۱۵ میلادی یک موشک بالستیک دوربرد با قدرت هدف قرار دادن آمریکا وارد میدان کند. دریادار «سسلی هانی» فرماندهی راهبردی مبارزه با تسلیحات هسته‌ای آمریکا در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح سنا اعلام کرد که ایران قابلیت دارد تا سال آینده میلادی (2015) یک موشک بالستیکی دوربرد را وارد میدان کند که قدرت هدف قرار دادن آمریکا را دارد. طبق برخی گزارش‌ها موشک قاره‌پیما معمولاً بردی فرا‌تر از پنج هزار و 500 کیلومتر دارد و فاصله آمریکا تا ایران 10 هزار کیلومتر است.


هویت 345

فرانسه: ادامه مبارزه با حجاب
مقابله فرانسه با حجاب هر روز ابعاد گسترده‌تری می‌گیرد، چنانکه اسلام‌ستیزی سران این کشور از عرصه اجتماعی به محافل ورزشی نیز رسیده است. در حالی که برد بین‌المللی فوتبال به صورت رسمی به بازیکنان زن مسلمان اجازه داد با حجاب در میادین حاضر شوند، فدراسیون فوتبال فرانسه اعلام کرد همچنان به منع حجاب در فوتبال ادامه خواهد داد. فدراسیون فوتبال فرانسه که از رعایت نشدن «لائیسیته» در این کشور نگران است، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد همچنان به ممنوعیت پوشیدن هرگونه نشانه مذهبی و اعتقادی از جمله حجاب ادامه خواهد داد. دولتمردان فرانسه بدون توجه به حضور میلیون‌‌ها مسلمان در این کشور هر روز ابعاد جدیدتری از اقدامات ضد اسلامی را اجرا می‌کنند و به بهانه آزادی بیان از طریق رسانه‌‌ها به این امر دامن می‌زنند.
سوئيس: نقض حقوق مهاجران

دولتمردان سوئیس با برگزاری همه‌پرسی و با روش‌های به ظاهر دموکراتیک، طرح تقابل با مهاجران را اجرا می‌کنند؛ امری که خشم مردم این کشور را برانگیخته است، چنانکه هزاران نفر در میدان فدرال شهر برن، پایتخت سوئیس گرد هم آمدند و در اعتراض به همه‌پرسی اخیر سوئیس برای مقابله با حضور مهاجران در این کشور تظاهرات کردند. در این تظاهرات که با تلاش نزدیک به 60 حزب و سازمان از جمله چندین انجمن خارجی برگزار شد، تظاهرکنندگان خواستار «سوئیسی آزاد و همبسته» شدند. این تظاهرات در حالی در سوئیس تدارک دیده شد که در همه‌پرسی نهم فوریه در این کشور حدود ۳۴/۵۰ درصد رأی‌دهندگان سوئیسی به ابتکار حزب سیاسی «اتحاد دموکراتیک مرکز» برای مبارزه با «مهاجرت گسترده» به این کشور رأی ‌آری دادند. بسیاری تأکید دارند دولتمردان سوئیس با ادعای اجرای همه‌پرسی اجرای قوانین ضد مهاجرتی که ناقض حقوق مهاجران است را توجیه می‌کنند.
آمریکا: وضعیت اسفناک زندانیان

دیده‌بان حقوق بشر برآورد می‌کند ۱۴۰۰۰۰نفر در سال ۲۰۱۰ در زندان‌های آمریکا هدف سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند. جمعیت زندانیان در آمریکا ۲۵ درصد جمعیت زندانیان جهان است که بالغ بر 5/2 میلیون نفر می‌باشد. شکواییه‌های متعددی از طرف زندانیان درباره بدرفتاری های مختلف و سوءاستفاده جنسی از آنان در زندان وجود دارد، اما این شکواییه ها، بیانگر تعداد این تخلفات نیست، چراکه بسیاری از شکایات اساساً مطرح نمی‌شوند. بردگی جنسی در زندان‌های آمریکا به یک فرهنگ رایج و پنهان تبدیل شده است. با توجه به افزایش جمعیت زندانیان آمریکا، انتظار می‌رود این آمار بسیار فراتر از ارقام مطرح شده باشد. این درحالی است که مسئولان زندان های آمریکا نیز نسبت به چنین تخلفاتی بی‌تفاوت هستند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق روند مذاکرات هسته ای را واکاوی می کند
لزوم تغییر روش در برابر رفتار مزورانه غرب

هادی محمدی

با اجرایی شدن توافق اولیه «طرح اقدام مشترک» ایران با ۱+۵ و آغاز دور جدید گفت‌وگوهای مرحله نهایی، که نشست‌های کارشناسی آن در وین آغاز شده و قرار است تا به اولین دیدار وزرای خارجه ایران و ۱+۵ در اواخر اسفندماه منجر شود، مرور مجدد مسیری که تا به حال طی شده کمک خواهد کرد تا گام‌های جدید با دقت بیشتر و آسیب کمتر در روش و سناریو و هدف‌گذاری و گروه‌بندی مذاکره و ادبیات دنبال شود.
گام نخستین این مذاکرات، به‌دلیل کاستی‌های کارشناسی، رویکردی، حقوقی و برنامه‌ریزی به نتیجه‌ای ضعیف و آسیب‌های بالقوه و بالفعل منتهی شد و با‌وجود اصرار تیم مذاکراتی در بسیاری از موضوعات و موفقیت موهوم و تکیه بر روش اتهام به منتقدان و رها کردن دشمن و توجیه رفتار و مواضع آن، در سیر اجرایی نیز با نمونه‌های زیادی از مصادیق بی‌تعهدی و یا غیرقابل اعتماد بودن آمریکا و هم‌پیمانان غربی آن روبه‌رو هستیم، به‌نحوی که اجرای کامل تعهدات آنها در برنامه اقدام مشترک را با سوالاتی مواجه می‌کند.
آغاز دیپلماسی مذاکراتی با مفروضاتی پایه‌گذاری شده که بجز خطای رویکردی، زمینه‌های آسیب و تهدید در حوزه‌های امنیتی و منافع ملی را قوت می‌بخشد. گره‌زدن دغدغه‌ها و اولویت‌های اقتصادی در کشور با سیاست خارجی و تکیه‌بر مذاکرات با ۱+۵ با هدف دستیابی به گشایش اقتصادی و گره‌گشایی از مشکلات اقتصادی در دی‍پلماسی رسمی، از جمله اشتباهات رویکردی از سوی برخی افراد در گروه مذاکره و یا مشاوران آن است. اینکه بپذیریم، آمریکا و غرب واقعاً درباره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران مشکل دارند و با شفاف‌سازی بیشتر می‌توان به بحران‌سازی آنها پایان داد، اندیشه قابل دفاعی نیست، چرا که بارها ثابت شده است که مطرح کردن شبهه در برنامه هسته‌ای ایران، بهانه‌ای برای پنهان کردن انگیزه و اهداف واقعی آمریکا و غرب و عداوت ریشه‌ای با انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران است که در کمترین سطح اهداف آنها، جلوگیری از رشد و پیشرفت ایران در علوم و تکنولوژی‌های مرتبط با مسائل هسته‌ای است.
اگر تا پیش از این نیز قادر به درک این راهبرد بهانه‌جویانه از سوی آمریکا و غرب نبودیم، پس از توافق اولیه در برنامه اقدام مشترک و نشست مربوط به چارچوب‌های اجرایی این توافق، با بخش‌نامه وزارت خزانه‌داری آمریکا کاملاً روشن شد که از نگاه مقامات آمریکایی، سیاست ادامه تحریم با بهانه‌های جدیدی مانند؛ حقوق‌بشر، تروریسم و برنامه موشکی ایران! و... در دستور کار آنها است و مهم‌تر از همه اینکه، در مواضع رسمی مقامات آمریکایی و مراکز فکری آنها، مذاکره با ایران در برنامه هسته‌ای، به منظور تقویت جریان‌های فاسد و غربگرا در ایران است و همه دغدغه‌ها و به‌اصطلاح نگرانی‌های عنوان شده، پوشش و بهانه پیشبرد اهداف آنها در براندازی نظام اسلامی ایران است.
محصور بودن گروه مذاکره به افراد ویژه و نگاه‌های جناحی و یا مشاوران مشکوک که کراوات را نشانه تمدن و دانستن زبان انگلیسی را مبنای درک حقیقی از جهان و به‌ویژه غرب می‌دانند! و یا تحلیل‌های مشکوک که «مسئله‌ هسته‌ای را نباید در خیابان حل کرد.» و باید در بین نخبگان به نتیجه رساند، از جمله مسائل حساس و خطرناکی است که می‌تواند بر روندهای بعدی و راهبردی در بحث هسته‌ای، آثار غیرقابل جبرانی به جای بگذارد. آمریکا و غرب به‌خوبی درک می‌کنند که مسئله هسته‌ای ایران در اعماق جامعه ایرانی و حتی جریان‌های سیاسی با رویکردهای گوناگون و خصوصاً کسانی که خود را در مقابل نظام اسلام می‌دانند، ریشه‌دار است و همین پیوند فراگیر در بین اقشار و جریان‌های جامعه ایرانی، کار را برای آنها مشکل کرده، چرا که بخشی از غرور ملی درایران محسوب می‌شود. آنگاه اگر با توصیه‌های روشنفکرانه و احتمالاً مشکوک و انگلیسی برای جدا کردن جامعه از مسائل هسته‌ای و سرنوشت‌ آن مواجه شویم و بپذیریم که چون موضوع کاملاً پیچیده و فنی است، مردم و نخبگان انقلابی به گروه مذاکره با چشم و گوش بسته اعتماد کنند و نتیجه را بپذیرند، قطعاً وارد یک سناریوی خطرناک شده‌ایم.
به همین دلیل روشن نیست که چرا گروه مذاکره‌کننده از ارائه کمترین اطلاعات، نه‌تنها به مردم، بلکه نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و بسیاری از ارکان نظام نیز طفره می‌روند و آنها را نامحرم می‌دانند و این در حالی است که تیم مذاکره‌کننده ایرانی بر روی مسائلی با دشمنان ملت به توافق رسیده که مردم و ارکان نظام به‌دلیل ارتباط تنگاتنگ با نتایج آن، باید حتماً در جریان آن قرار گیرند، نکته جالب این است که این اطلاعات نتوانسته زیاد پنهان بماند و ظاهراً آنچه را که گروه مذاکره‌کننده تکذیب می‌کند، اما در لابه‌لای گزارش‌های آمریکایی و غربی اعلام می‌شود و جالب‌تر اینکه تیم مذاکره‌کنند‌ه کشورمان هم متعاقباً آن را به‌عنوان بخشی از توافق می‌پذیرد است. در حالی که گروه مذاکره‌کننده باید به نحوی عمل کند که در هر لحظه و مرحله از حمایت بیشتری از جانب آحاد مردم و نخبگان داخلی و ارکان نظام برخوردار شود، این روش به تقویت اعتماد به‌نفس در گروه مذاکره‌کننده در قبال مذاکره‌کنندگان غربی کمک نخواهد کرد. این در حالی است که گروه مذاکره‌کننده در پیوند و کسب حمایت از سوی مردم با اقتدار و اعتماد بالاتری خواهد توانست به تأمین و تحقق اهداف و حقوق هسته‌ای اهتمام ورزد.
بروز امور متعددی از سوی گروه مذاکره‌کننده، حکایت از ضعفهای روشنی دارد که باید بر طرف شود. فقدان سناریوی دقیق مذاکراتی و ارزان فروشی برخی موضوعات و مواضع و فقدان برنامه ‌اعلامی و رسانه‌ای به نحوی که هم در محیط داخلی و هم محیط خارجی و هم در فضای مذاکره به تحقق اهداف و حقوق هسته‌ای کمک می‌کند، از جمله کاستی‌ها است. در حالی که آمریکا و غرب کمترین اقدام و برگ بازی خود را گران‌فروشی می‌کنند، بارها و بارها از زبان اعضای گروه مذاکره‌کننده شنیده می‌شود که به‌غنی‌سازی ۲۰ درصدی اساساً نیازی نداشتیم!
این در حالی است که اولاً؛ به این سطح از غنی‌سازی نیاز داشته و داریم و ثانیاً؛ تأکید بر عدم نیاز نمی‌تواند توجیه توقف و توافق در برنامه‌ اقدام مشترک باشد و باز هم اصرار داشته باشیم که چیزی را تعطیل نکرده‌ایم!
اگر قبلاً تأکید می‌شد که هرگونه توافق باید متوازن، همزمان و با رعایت حقوق کامل و خطوط قرمز باشد و گروه مذاکره کننده در محتوای توافق شده بدان اهتمام کافی نداشته، اکنون افکار عمومی ایران به‌خوبی دریافته است که در قبال دریافت بخش اندکی از اموال خودمان که در اقساط گذشته به‌طور همزمان و در زمان توافق شده اقدام نشده‌اند، دوستان ما از موضوعاتی عقب‌نشینی کرده‌اند که نه‌تنها مصداق هم‌وزنی و همزمانی نیست، بلکه خطوط قرمز را نیز در خطر قرارداده است.
آنچه در مورد غنی‌سازی ۲۰ درصد، رآکتور اراک، تحقیق و توسعه پذیرفته‌ایم، در کنار تعهداتی که در توافق با آژانس بین‌المللی هسته‌ای قبول کرده‌ایم، تصویر نگران‌کننده‌ای از آینده گفت‌وگوها، نتایج احتمالی و تهدیدات پس از آن پیش‌روی قرار می‌دهد.
آنچه قبلاً از سوی منافقین و یا به نام آنها برای مشکوک جلوه‌دادن برنامه‌ هسته‌ای ایران در اختیار آمریکا و آژانس بین‌المللی هسته‌ای قرار گرفته و مبنای اتهام تسلیحاتی به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران است، از سوی سازمانی حرفه‌ای در رژیم صهیونیستی از طریق جعل اسناد و با نام موسسات وزارتخانه‌های ایرانی تهیه و در اختیار آمریکا و کشورهای غربی و آژانس هسته‌ای بین‌المللی قرار گرفته است و هیچ‌گاه این اسناد جعلی و مصنوعی دراختیار ایران قرار نگرفته و آنچه را به‌تازگی در قالب یک نمایش به نمایندگان ایران در آژانس نشان داده‌اند، چیزی بیشتر از تولیدات هالیوودی و هدفمند نبوده و باز هم این فیلم نیز دراختیار ایران قرار نگرفته است. ظاهراً آمریکا‌شناس‌های ایرانی در گروه مذاکره‌کننده باید بدانند که وقتی کلینتون اصرار داشت تا با عرفات به یک نتیجه و طرح مشترک برای مسئله فلسطین برسد، داستان لوینسکی بر ملا شد و اکنون هم برای اوباما داستان مشابهی از سوی صهیونیست‌ها با یک ستاره سینمایی تدارک شده تا موجب نگرانی رژیم صهیونیستی و یا صهیونیسم بین‌الملل نشود. نکته قابل سوال که در سیر مذاکرات جامعه قابل اغماض نیست اینکه، نقش انگلیسی‌ها در پروسه و سناریوی مذاکراتی با ۱+۵ چیست و چرا بیشترین امتیازات فوری دیپلماتیک و تجاری (چندصدبرابر شدن‌ تراز تجاری) در همین دوره کوتاه نصیب انگلیسی‌ها می‌شود؟!
اگر در مذاکرات مقدماتی و «طرح اقدام مشترک»، به‌دلیل فقدان اعضا و مشاوران حقوقی و یا محدود بودن «حلقه دوستان» و عدم استفاده از کارشناسان فنی و امنیتی و... متن نهایی آنچنان بود که از هر کلمه و جمله آن تفاسیر متضاد حاصل شد، مذاکرات جامع نمی‌تواند و نباید دچار این آسیب شود. گروه مذاکره‌کننده نباید با افزایش نمایشی تعداد افراد گروه از این مسئولیت ملی شانه خالی کرده و به جای نگاه فراگیر و در سطح نظام، به نگاه و گروه محدود و غیرقابل دفاع تکیه کند.
گروه مذاکره‌کننده در دو مقوله تأکید و اصرار زیادی به خرج دادند. ابتدا اینکه اعتراف به حقوق ایران و غنی‌سازی هسته‌ای را در توافق اولیه به دست آوردند! و ثانیاً اینکه، نظام‌‌های تحریم را سست کرده‌اند. چگونه در تنظیم متن توافق دقت نشده که زمان‌های شش گانه اقساط مالی که باید از سوی آمریکا به اجرا گذاشته شود در روزهای تعطیل مقرر شده و اجرای قسط اول با یک‌ماه تأخیر و اجرای قسط دوم نیز درابهام است؟! و جالب اینکه، از سوی طرف ایرانی نسبت به آن اعتراضی صورت نمی‌گیرد. این در حالی است که تعهدات ایران زودتر از زمان مقرر انجام شده و به تأیید آژانس نیز رسیده است. این نگاه آسیب‌شناسانه به مفاد توافق اولیه که به برخی نمونه‌های آن اشاره شد، صرفاً با رویکردی دلسوزانه و به منظور تحقق اهداف و حقوق هسته‌ای و منافع ملی ایران بیان می‌شود و گروه مذاکره‌کننده با رعایت آن از حمایت بیشتر ملی برخوردار شده و با کسب اهداف مذاکراتی، در جایگاه شایسته‌تری قرار خواهد گرفت.
از روزهای اول توافق «برنامه اقدام مشترک»، مواضع توهین‌آمیز، تهدیدکننده و گاه تحقیرآمیز و طلبکارانه آمریکا مداوماً ثبت شده، ولی پاسخ‌های بی‌رمق و غیرهمطراز طرف ایرانی موجب اعتراض‌ و نگرانی است. حتی اگر برخی از این مواضع را با مصرف داخلی خودشان بدانیم و اغماض کنیم، بسیاری از موارد آن، آشکارا، مداخله‌گرانه و متکبرانه و با هدف رویه‌سازی و مقدمه‌سازی در گام‌های بعدی آنها است و نیاز به پاسخ مناسب دارد.
مذاکرات نهایی و جامع که پیچیده‌تر و دشوارتر از مذاکرات اولیه ارزیابی شده، شایسته هوشمندی و اقدامات مناسب در تغییر روش و رویکرد و سناریو و تقویت واقعی گروه مذاکره‌کننده است.
با اینکه مقامات آمریکایی از هم‌اکنون برای این دور از مذاکره، هدف‌گذاری‌های روشنی در مورد فرد و تعداد سانتریفیوژهای برنامه هسته‌ای ایران دارند و اشتهای خود را برای وسعت دادن به موضوعات غیرهسته‌ای نیز پنهان نمی‌کنند، برای دستیابی به اهداف خود در کنار تنگناها و ناتوانی‌های خود، به روش‌های فریبکارانه و بهره‌مندی از برخی ساده‌لوحی‌های مذاکراتی دل بسته‌اند.
آنها می‌دانند که دستیابی به تعطیلی برنامه هسته‌ای ایران امکانپذیر نیست و یا نمی‌توانند آن را مستقیماً درخواست کنند و لذا از شیوه‌هایی مانند؛ «تغییرکاربری» سایت فردو و یا تعریف از «نیازهای عملی» ایران و سقف کمی و کیفی و حتی تعیین حجم و مکان تأسیسات ایرانی و یا تغییر ماهیت سایت اراک با ارائه پیشنهادات جدید، استفاده خواهند کرد.
آمریکایی ها نیاز به مذاکره و ادامه آن با ایران را دارند و از این رو اوباما و کری از هم‌اکنون با برداشتن چماق تحریم‌های بیشتر در قبال عدم پذیرش استانداردها وخواسته‌های آمریکایی‌ از سوی ایران، سعی بر نوعی ارعاب و تحمیل دیدگاه‌های خود دارند. آنها به خوبی می‌دانند که تحولات جهانی و مناسبات بین قدرت‌ها و معادلات منطقه‌ای در خاورمیانه و آسیب‌های جدی در مولفه‌های قدرت آمریکا و اولویت‌های فوری آنها در عرصه‌های جهانی، فرصت و عرصه مانور بسیار محدودی به آمریکا در قبال ایران و فضای مذاکراتی خواهد داد. باید بدانیم که نه‌تنها، گزینه آمریکا فقط مذاکره است، بلکه در همین گزینه نیز با محدودیت ابزاری روبه‌رو است و صرفاً به جنگ روانی، ارعاب و فریب فکر می‌کند که هوشمندی و کیاست گروه مذاکره‌کننده با تکیه بر روش‌ها و رویکردهای انقلابی و برگرفته از آسیب‌شناسی از مذاکرات اولیه و بهره‌مندی از حمایت گسترده ملی، آنها را مأیوس و تیم مذاکره‌کننده را موفق‌تر خواهد کرد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

ظاهراً پایانی بر هتاکی‌ها نیست!
پس از هتاکی دو روزنامه اصلاح‌طلب آسمان و بهار و هفته‌نامه دانشجویی افق به مقدسات اسلامی، این‌بار نوبت روزنامه اصلاح‌طلب و البته دولتی اعتدال بود تا به بهانه توجیه دست‌بوسی دست آقای هاشمی رفسنجانی از سوی یکی از افراد معلوم‌الحال، به موضوع دست‌بوسی در ادیان و مذاهب مختلف بپردازد و در کمال تعجب در سرمقاله خود با به رسمیت شناختن فرقه ضاله بهائیت! آن را به‌عنوان یک آیین دانسته و چنین بنویسد: «بهائیت تنها آیینی است که دست‌بوسی را حرام می‌داند»! نویسنده سرمقاله اعتدال در ادامه، باز با به رسمیت شناختن این فرقه ضاله به‌عنوان یک حزب (با توجه به تعریف حزب و قانونی بودن فعالیت احزاب) می‌نویسد: «دست بوسی در حزب بهائيان تنها حرمت دارد.» حال با توجه به تجربه‌ای که از نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب داریم و هتاکی آنها به مقدسات و رسمیت بخشی به برخی جریانات و گروه‌های مسئله‌دار در این نشریات، نمی‌توان این اظهارات نویسنده روزنامه اصلاح‌طلب اعتدال را اظهاراتی از سر سهو و یا احیاناً خطا و اشتباه ناخواسته دانست و به نظر می‌رسد این روند، حاصل قرارداد نانوشته بین برخی نشریات زنجیره‌ای برای حمله به ارزش‌ها و مقدسات اسلامی است وگرنه چه کسی است که از تاریخچه تأسیس فرقه ضاله بهائيت از سوی دولت استعماری انگلیس و افکار منحرف و خدمات گسترده این فرقه ضاله به دشمنان نظام و اسلام، به ویژه صهیونیست‌ها آگاه نباشد. نگاهی برگردانندگان و مجریان امروز شبکه‌های انحرافی و ضد ایرانی‌ای چون؛ بی‌بی‌سی فارسی، من و تو و... همه نشاندهنده دشمنی آشکار سردمداران این فرقه ضاله با جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران دارد. تمام تاریخ کوتاه تأسیس این فرقه، مملو از خیانت‌ها و جنایت‌های اعضا و سردمداران آن علیه اسلام و ملت ایران است. حال البته، یک سوال دیگر هم مطرح می‌شود و آن اینکه، آیا ممکن است برخی اعضای بهائی درمیان برخی نشریات نفوذ کرده و سیاست‌های آنان را اشاعه دهند! هر چند قضاوت در این باره کمی زود است، اما انتشار برخی اخبار مبنی بر افزایش فعالیت‌های فرقه‌های انحرافی‌ای چون بهائيت و دراویش گنابادی و... به سادگی گذشتن از این سوال را منطقی نمی‌‌نمایاند. از این رو به نظر می‌رسد که باید دست‌اندرکاران و مسئولان ذی‌ربط فرهنگی نسبت به نفوذ برخی جریانات منحرف در میان برخی رسانه‌ها به هوش‌تر و آگاه‌تر باشند، به‌ویژه، مسئولان محترم وزارت ارشاد باید دقت و هوشیاری بیشتری نسبت به کارکرد این نشریات داشته باشند تا مبادا برخی از مغرضان و مریضان منحرف سیاسی و اعتقادی به بهانه مهیا بودن برخی آزادی‌های رسانه‌ای، تجربه تلخ رسانه‌ای دوران دوم خرداد را تکرار کنند. واقعیت این است که اصلاح‌طلبان در دوره جدید به شدت به‌دنبال احیا و بازسازی رسانه‌ای خود هستند و دولت یازدهم را بهترین فرصت برای این منظور می‌دانند. قطعاً هرگونه حمله به ارزش‌ها و مقدسات و... از سوی رسانه‌های اصلاح‌طلب بیش از آنکه به نام آنان ثبت شود به نام دولت اعتدال و امید ثبت می‌شود و مردم همه بی‌اخلاقی‌های ضد دینی این مطبوعات را به حساب دولت و به‌ویژه، وزارت ارشاد و بالاخص شخص آقای علی جنتی، وزیر آن می‌نویسند! انتقادات و هشدارهای اخیر برخی مراجع بزرگ تقلید و بسیاری از دلسوزان انقلاب به هجمه رسانه‌ای این گونه نشریات به ارزش‌های اسلامی، موضوع کوچکی نیست که دولتمردان به سادگی از کنار آن بگذرند. اظهارات بی‌مبنا و سخیف روزنامه اعتدال هم در معرفی و رسمیت بخشیدن به فرقه ضاله بهائيت و حزب نامیدن آن، ادامه روندی است که برخی نشریات اصلاح‌طلب در پیش گرفته‌اند و به نظر هم می‌رسد که همچنان ادامه خواهد داشت! پس تا دیر نشده، مسئولان ارشاد باید اقدام جدی در این باره بکنند!


نگاه دو
علی حیدری

دغدغه این روزهای یک وزیر!
«فیلترینگ فیس‌بوک لغو می‌شود.» این خبر را چند روز پیش رسانه‌ها به نقل از «علی جنتی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر کردند. این اولین باری نیست که جنتی درباره فیس‌بوک و لغو فیلترینگ آن اظهار نظر می‌کند. پیش از این هم بارها درباره این موضوع صحبت کرده بود. او پیشتر در این باره گفته بود: «به بهانه‌ حفظ ارزش‌های اسلامی جلوی رشد چیزی را در کشور نمی‌توان گرفت. از این رو، مسئله‌ فیلتر بودن فیس‌بوک جزو مواردی است که پس از مدت زمانی حل خواهد شد.»
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم بخش مهمی از دغدغه‌های مسئولان دولت و وزارت ارشاد موضوعاتی از این قبیل است. گویی که در عرصه فرهنگی کشور، هیچ معضل و مشکل دیگری وجود ندارد و تنها مسئله ای که باید مورد توجه قرار گیرد، رفع فیلترینگ فیس‌بوک است! جالب اینجاست که اساسا رفع فیلترینگ فیس‌بوک و یا هر پایگاه و شبکه اجتماعی دیگر در حوزه تصمیم وزارت ارشاد نیست، بلکه کارگروه مصادیق مجرمانه باید در مورد آن تصمیم بگیرند. اما اظهار نظر کردن در این باره و عملکرد برخی وزرا و مسئولان دولتی در مقوله فیس‌بوک نشان‌دهنده وجود سیاست یک بام و دو هوا در این خصوص است؛ چرا که از روزهای نخستِ شروع کار دولت، تعدادی از اعضای کابینه که باید مظهر عمل به قانون باشند، از طریق فیلتر‌شکن وارد فیس‌بوک شده و حرف‌ها و پیام‌های خود را منتشر کزده‌اند و از سویی هم، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات که شاید بتوان گفت مسئول مستقیم رسیدگی به وضعیت شبکه‌های اجتماعی است، در یکی از شبکه‌های اجتماعی داخلی عضو می‌شود و ترجیح می‌دهد از شبکه‌ای داخلی با مردم ارتباط برقرار کند.
در این میان توجه به دو نکته خالی از لطف نیست:
1- شبکه اجتماعی فيس‌بوک که گفته می‌شود کاربران آن از مرز یک میلیارد نفر گذشته، در کشورمان نیز از سال‌ها پيش مورد توجه قرار گرفته، ولی فعالیت آن با فراز و نشيب‌هاي زيادي همراه بوده است. تا سال 88، فیس بوک در دسترس ايرانيان در داخل کشور بود. اما زمانی که این شبکه در کنار «توئيتر»، «يوتيوب» و... در خدمت پیاده نظام دشمن برای تحقق طرح براندازی جمهوری اسلامی در قالب انقلاب‌های رنگی قرار گرفت و به اغتشاش و آشوب دامن زد، فيلتر شد. پس از آن هم کاملاً فیلتر نبود و در برهه‌هایی دسترسی به آن امکان‌پذیر بوده است.
2- واقعیت این است که يکي از وظايف شبکه‌هايي اجتماعي از جمله فيس‌‌بوک، رصد اطلاعات آشکار از مردم در سراسر دنیاست. وقتی این اطلاعات در اختیار سازمان‌هاي اطلاعاتي قرار گیرد، آنها با جمع‌آوري اطلاعات آشکار و تجزيه و تحليل آن به اطلاعات مورد نظرشان دست مي‌يابند. «جوليان آسانژ» بنیانگذار پایگاه خبری «ويکي‌ليکس» شبکه فيس‌بوک را یک ابزار جاسوسی تنفر‌آمیز می‌داند که تاکنون ايجاد شده‌است. او مي‌گويد: «هر کس که نام و مشخصات دوستان خود را به فيس‌بوک اضافه مي‌کند بايد بداند که به شکل رايگان در خدمت دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکاست و اين گنجينه اطلاعاتي را براي آنها تکميل مي‌کند.»
با توجه به آنچه گفته شد، تعدادی از کشورهای جهان که منافع‌شان با سیاست‌های آمریکا در تضاد است، فیس‌بوک را ممنوع اعلام کرده‌اند. برای مثال دولت روسیه از چندی پیش دستور داده است شبکه اجتماعی فیس‌بوک به فهرست پایگاه‌های فیلتر شده در این کشور اضافه و از دسترسی کاربران خارج شود. اما در این میان اصرار عجیب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای دسترسی عمومی به فیس‌بوک، جای تعجب و سوال دارد!
به راستی دسترسی عمومی به فیس‌بوک در راستای کدام رسالت و هدف این وزارتخانه دنبال می‌شود؟! نقش این شبکه اجتماعی در ارتقای فرهنگ عمومی، تقویت باورهای دینی و ارزش‌های اسلامی و ملی چیست؟! و سوال مهم‌تر اینکه؛ آیا این وزارتخانه به معضلات متعدد فرهنگی جامعه به ویژه نسل جوان هم تا این حد حساس است و آنها را پیگیری می‌کند؟!


 

صفحه 7
گزارش

 

 

ژاپنی‌ها هنوز هم با چوب غذا می‌خورند
دکتر محمد نقی زاده

دکتر محمد نقی‌زاده استاد پیشین دانشگاه ميجيگاكوئين ژاپن كه پس از ۳۰ سال تدریس در این دانشگاه به ایران بازگشته، هم‌اكنون رئیس گروه مطالعات ژاپن در دانشكده‌ مطالعات جهان دانشگاه تهران است. او در این گفت‌وگو از اشتباه ایرانیان در رویارویی با انقلاب صنعتی غرب سخن گفت و تصریح كرد كه انقلاب اسلامی باید بتواند آسیب‌های مصرف مبتنی بر سرمایه‌داری غیر مولد را هرچه سریع‌تر كنترل كند.

برخی فلسفه گرفتند و برخی تکنولوژی
پس از وقوع انقلاب صنعتی، كشورهایی كه همگام با آن بودند و درك درستی از آن داشتند، موفق شدند و آنهایی كه درك درستی نداشتند، با مشكل مواجه شدند. درك درست به این معنا كه انقلاب صنعتی، یك انقلاب فیزیكی نبود كه فقط كالا تولید كند؛ در ابتدا یك «انقلاب فرهنگی» بود. در واقع پیش از انقلاب صنعتی، یك فكر و فلسفه‌ای بر جهان حاكمیت داشت و پس از انقلاب صنعتی یك فكر و فلسفه‌ دیگر. كشورهایی كه به‌‌درستی ماهیت انقلاب صنعتی را درك كردند، متوجه روند بلندمدت این اتفاق شدند، اما آنهایی كه به‌درستی این مطلب را نگرفتند، فكر كردند تنها یك تغییر رویكرد در صنعت و تولید اتفاق افتاده است و رفتند فقط دو تا كارخانه درست كردند، و بالطبع موفق نشدند.
ببینید ما زودتر از ژاپنی‌ها و در زمان عباس‌‌میرزا، دانشجو به غرب فرستادیم تا برود ببیند چه خبر است. ژاپنی‌ها تقریباًً ۴۰ سال بعد از ما دانشجو فرستادند. فقط فرقش این بود كه ژاپنی‌ها رفتند ببینند این فكر و فلسفه چیست، اما ما رفتیم ببینیم این تكنولوژی چیست! و ما موفق نشدیم.

در مصرف با آنگلوساكسون‌ها رقابت می‌کنیم!
تكنولوژی می‌آید روی فكر می‌نشیند. یعنی تكنولوژی این نیست كه شما چهار تا دیوار كنار هم بگذارید و یك سیلو بزنید؛ یك مبانی فكری و فلسفی هم دارد. اگر این مبانی فكری-فلسفی جابیفتد، دیگر خواه‌ناخواه بقیه‌اش كارهای مادی است. صنعت اتومبیل ما به‌خوبی گویای این واقعیت است. ما از كره‌ای‌ها زودتر صنعت اتومبیل داشتیم، اما مسئله كالا و تولید كه پیش می‌آید، تجربیات من نشان می‌دهد كه الآن فكر ما، فكر مصرف است. یعنی به شدیدترین وجه ممكن، ایران یك جامعه مصرفی است.
به اعتقاد من، جامعه‌ ایرانی در جنبه‌‌هایی از مصرف حتی با آنگلوساكسون‌ها هم رقابت می‌كند! با جامعه‌ آمریكا هم از نظر مصرف رقابت می‌كند! مثلاًً ماشین پیشرفته خیلی خوب است، تولیدش اما دردسر و سختی دارد. باید زحمت كشید، باید متالوژی جدید درست كرد، ماشین‌های جدید طراحی كرد، آن درد و رنج را ما نخواستیم و از آن به‌سادگی عبور كردیم. لذا فكر می‌كنم ما از نظر فكری و فلسفی اصولاًً با روند تولید كالا هماهنگ نشدیم و جلوتر از این مسائل به سراغ مصرف كالا روی آوردیم.

درد صد ساله
نمی‌خواهم اسمش را بگذارم «درد ملی»، اما این مسئله در این صد سال گذشته دارد ما را رنج می‌دهد. نیاز به گفتن من نیست، آمار و ارقام نشان می‌دهد كه ما در تولید، یك روند فرسایشی داشته‌ایم. ما ابتدا باید با اصل تولید كه دویست سال از تغییر رویكرد آن گذشته، آشنا شویم و آن را بپذیریم. اصلاًً ببینید كسی كه تولید می‌كند، اگر مصرف هم كرد، نوش جانش! ماشین خوب تولید می‌كند، سوار هم می‌شود. سیستم تهویه‌ هوا و گرمایش و سرمایش خوب درست می‌كند، برود برج صد طبقه هم بسازد. ولی كسی كه اصلاًً به تولید فكر نمی‌كند چه؟ ما از این بابت دچار یك دور باطل شده‌ایم. اصولاًً «فرهنگ» نوك پیكان حركت اقتصادی جامعه است و از همین‌جاست كه تولید عقب می‌ماند. یعنی شما به كیفیت توجه دارید، ولی به كیفیت كالای وارداتی خارجی.
دو نكته وجود دارد؛ یكی بحث نفت است و دیگری بحث عدم اراده‌ سیاسی برای تبدیل این ثروت خام به یك ثروت مولد. ما در ایران زمین داریم، نیروی كار داریم، انرژی ارزان داریم. پس نباید خام‌فروشی كنیم، ولی هنوز هم دولت‌ها از این ثروت راحت چشم‌پوشی نمی‌كنند و زیر بار سختی تبدیل درآمد مستقیم به درآمد از طریق مالیات نمی‌روند. برای همین، تولید در ایران با توجه به دلار ارزان قیمت و كالای لوكس و پیشرفته‌ خارجی هیچ توجیهی ندارد.

تولید هم مبانی فرهنگی دارد
ما دنیا را جدی نگرفتیم. ما روند عمومی جهان را جدی نگرفتیم، وقتی كه جدی نگرفتیم، به كم‌‌كاری مبتلا شدیم، تولید را رها كردیم و به مصرف بی‌ضابطه گرایش پیدا كردیم. چشم‌مان به دنبال كالای خارجی رفت و این یك اختلاف فازی شد كه نه‌تنها تولید، حتی فناوری‌اش را هم بهتر دیدیم.
من وقتی به تولید اشاره می‌كنم، دقیقاًً به مبانی فرهنگی آن اشاره دارم. مثلاًً ژاپنی‌ها هنوز هم با چوب غذا می‌خورند. یعنی این ژاپنی به این سنت غذاخوردنِ خودش اعتقاد دارد و همین پشتوانه‌ اعتقاد به فرهنگش می‌شود سونی، می‌شود تویوتا.
از همان لحظه‌ای كه دنیای تولیدی، دنیای تكنولوژیكی با دنیای تولیدی ما مواجه شد و دنیای تولیدی ما از بین رفت و دنیای جدید هم به ‌وجود نیامد، ما شدیم جامعه‌ مصرف‌گرا. اواخر قرن نوزدهم این اتفاقات رخ‌داده، ولی ما هنوز مانده‌ایم كه مدرنیسم بهتر است یا سنت؟ هر دو مهم است. سنت به شما اعتقاد فرهنگی می‌دهد، مدرنیسم هم متغیری می‌دهد كه دائم پویا باشید. یعنی مكمل هم هستند. سنت، شما را نسبت به گذشته و تاریخ خودت نگه‌می‌دارد، چیزهای مدرن هم شما را با تحولات جهان مطابقت می‌دهد.

كبریت به پنبه‌ ایران
با روند تحولات جهان باید همگام بود و همزمان با عصر و زمان پیش رفت. ضمن اینكه این روزآمد بودن، با سنت و تاریخ و فرهنگ دینی و ایرانی خومان كاملاًً قابل مدیریت است. در فرهنگ ما این جمله است كه: «كار بالاترین دارایی انسان است.» با این فرهنگ، یقین بدانید كه شما به دنبال تعهد كاری خودتان خواهید رفت، ولی وقتی ۶۰، ۵۰ سال نیروی كار كشور دید به كارش اهمیت نمی‌دهند، یا با ۲۰ ، ۳۰ درصد بیكاری، اقدام درخوری برای رفع آن صورت نگرفته، این نیروی كار و حتی نیروی شاغل هم احساس امنیت و كرامت نمی‌كند و كارش را درست انجام نمی‌دهد. از سوی دیگر «سرمایه‌داری مالی» به نیروی انسان توجه نمی‌كند. برای «سرمایه‌داری مالی» اصلاًً شاید صرف نكند در ایران كالا درست كند؛ تلفن می‌كند به چین كه برای من كالا بفرست! بروید كتاب‌ «خاطرات حاج سیاح» را بخوانید، ببینید چه گفته است. او در اواخر قرن نوزدهم می‌گوید: این كالاهایی كه از هند وارد می‌شود، كبریت به پنبه‌ بازار كار ایران می‌زند. این حرف آدمی مطلع‌تر از من در ۱۵۰ سال پیش است.

ایران هم كم‌كم آنگلوساكسونی شده است!
در ژاپن نیروی كار را به عنوان دارایی تلقی می‌كنند. در اقتصاد آنگلوساكسون آمریكایی، اما این‌طور نیست و نیروی انسانی یكی از متغیرهای تولید است؛ هر موقع خواستند، استخدام می‌كنند و هر موقع خواستند، گردنش را می‌زنند. ببینید، در همین جریان عدم تصویب بودجه‌ آمریكا  یك‌مرتبه ۸۰۰ هزار نفر را گفتند بروید خانه‌های‌تان، اما در ژاپن این امكان ندارد، چون نیروی كار جزء دارایی است.
ایران هم كم‌كم آنگلوساكسونی شده در این مورد و الآن نیروی كار، یك متغیر تولید است؛ هر موقع بخواهند، با یك شرایط مطلوب یا غیر مطلوب بیمه و غیره استخدام می‌كنند و هرموقع هم كه اوضاع كسب و كار راكد باشد، می‌گویند برو خانه‌ات! لذا آچاری كه در دست او است، كار نمی‌كند، چون متزلزل است، پوشش حمایتی برایش قرار نداده‌اند، دستمزدش كافی نیست، قوانین كار دقیق نیست، جزء دارایی محسوب نمی‌شود، هر موقع خواستند، بیرونش می‌كنند و تأمین اجتماعی‌اش كامل نیست.
در مورد تویوتا یا سونی تأمین اجتماعی مادام‌العمر است، اما در نظام اقتصاد سرمایه‌داری هیچ چیز مادام‌العمری نداریم. حتی در اقتصاد سوسیالیستی هم نداریم. البته این خلاف قاعده‌هایی است كه در ژاپن به كار می‌رود. نظر ژاپنی‌ها این است كه اگر بخواهند نیروی كار را متغیر و متزلزل و نگران نگه‌دارند، پس خوب كار نمی‌كند؛ می‌نشیند روزنامه می‌خواند سر كار یا با موبایلش صحبت می‌كند، ولی به محض اینكه كارفرما این اعتماد سیستم یا قوانین كار را به نیروی كار منتقل كرد كه تو برای این‌جا هستی و مثلاًً تا وقتی تویوتا هست، تو هم هستی، این دیگر آن‌جا را خانه خودش می‌داند.

پایه‌‌ها را روی شن گذاشته‌ایم
یك مركز بهره‌وری هست در ژاپن كه ایران هم عضوش است و هر سال چند نفر از ایران تشریف می‌برند آنجا مذاكره می‌كنند و می‌آیند! شاخص‌های خیلی مشخصی هم دارد. فقط چیزی كه در ایران نیست، این است كه چون شاخص‌ها را جداگانه بررسی می‌كنیم، محصول به استاندارد جواب درستی نمی‌دهد. شما باید بدانید یك ساعت كار تولیدی، ورودی‌ و خروجی‌اش چقدر است. این یك شاخص كمّی است. ولی تمام ابزار و آلاتی كه برای اندازه‌گیری تولید و برای اندازه‌گیری رشد سالیانه تولید شده، یك زمینه‌ عمومی را فراهم آورده است. خب مسلماًً شاخص استاندارد هست، اما وقتی می‌روید شامپو بخرید، می‌بینید نصفش خالی است. وقتی یك شامپو كه قرار است ۲۰۰ سی‌سی باشد، ۱۸۰ سی‌سی شده و ۲۰ سی‌سی از جیب من برداشته و گذاشته در جیب خودش، خوب من این را چگونه تلقی ‌كنم؟ بگویم بی‌اخلاقی كرده؟ به جیب من دستبرد زده؟
ما چون پایه‌‌ها را روی شن گذاشته‌ایم و می‌خواهیم ساختمان را روی شن بسازیم، این پابرجا نخواهد ماند. لذا در این نظام فكری-فرهنگی، ما روند تحولات تولید و صنعت را جدی نگرفته‌ایم و به مصرف‌گرایی دچار هستیم. اما آیا با مصرف هم می‌شود رشد كرد؟! یا باید فرهنگ این كشور عوض و تولیدی شود؟ اینها چیزهایی است كه باید رسیدگی شود و فكر شود و چون نمی‌شود، یك‌سری از مشكلات پیش می‌آید كه البته قابل پیش‌بینی هم هستند.

 ما نمی‌خواهیم ژاپن شویم
تجربیات من عمدتاً از ژاپن و چین است. ما نمی‌خواهیم ژاپن شویم. ما می‌خواهم ایران اسلامی خودمان باقی بمانیم. بنابراین حالا كه می‌خواهیم این‌طور باشیم، دقیقاًًً باید رصد كنیم و این خیلی مهم است. تا می‌گویند ایران اسلامی، مساوی می‌شود با اینكه دنیا را بگذاریم كنار! نه؛ این‌طور نیست، چون می‌خواهیم ایرانِ مقتدرِ تولیدیِ پیشرو باشیم. پس باید با سرعت رشد دنیا پیش برویم. اگر این‌طور نشود، انقلاب اسلامی ناقص می‌ماند.
* پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای(مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی


نیم نگاه
فتح الله پریشان

نشست درس‌آموز!
اجلاس سه روزه سالیانه کمیته روابط عمومی آمریکا ـ اسرائیل موسوم به آیپک در اواسط هفته گذشته با حضور چهارده‌هزار تن از طرفداران و لابی‌گران رژیم صهیونیستی در آمریکا برگزار شد. نشست امسال دو اتفاق مهم رسمی و حاشیه‌ای را رقم زد؛ یکی سخنرانی رسمی و تهدیدکننده جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا علیه ایران بود و دیگری، با وجود اینکه در حاشیه انجام شد، اما همچنان تیترداغ رسانه‌ها است، درخواست نتانیاهو از اوباما و پیشنهاد طرح فلسطین در مقابل ایران(!) بود که واکنش‌های متفاوتی را در سطح جهان به همراه داشت. نتانیاهو با ارائه این طرح، از اوباما خواست تا با متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، شاهد موافقت کابینه‌اش با تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی باشد که رئیس‌جمهور آمریکا ضمن رد این طرح، صراحتاً اعلام کرد درحال حاضر ادامه راه دیپلماتیک، بهترین گزینه برای حل پرونده هسته‌ای ایران و پایان دادن به تمامی نگرانی‌هاست.
این تناقضات گفتاری مقامات آمریکایی در وهله اول، نوعی آشفتگی و بی‌سامانی را در تصمیم‌گیری‌های آمریکایی‌ها به ذهن متبادر می‌‌کند، اما در مجموع، اظهارات گاه و بیگاه مقامات کاخ سفید تنها از سر استیصال بوده و مبتنی بر نظر برخی از تحلیلگران این حوزه، این دست موضع‌گیریهای پراکنده کری و اوباما در مورد روی میز بودن تمامی گزینه‌ها در مورد ایران برای آرام کردن محافل صهیونیستی و کاهش فشارهای لابی رژیم صهیونیستی است که تأثیر و نفوذ بسیار بالایی بر سیاست خارجه آمریکا دارد؛ اما نکته مهم و حتی درس‌آموز برای مسئولان ما به‌ویژه در حوزه دیپلماسی این است که اوباما و کری هر کدام با ادبیات به ظاهر مختلف، تلاش می‌کنند روح حاکم بر آنچه را که مواضع، هویت و ارزش‌های آمریکایی می‌نامند، به نمایش بگذارند.
مواضع این دو مقام آمریکایی مبنی بر آزمودن راه دیپلماتیک و مراقبت از اینکه پیامی غیر از این به ایران مخابره نشود، اگرچه یکسان می‌‌نماید، اما تحلیلی بر لایه‌های درونی‌تر سخنان رد و بدل شده در نشست سالیانه آیپک، حاوی نکاتی است که باید مدنظر مسئولان ما قرار گیرد و آنها نیز به قول کری با چشمانی باز، روندها و فرایندهای تصمیم‌گیری و بازیگری حریف خصم را رصد کنند و عرصه دیپلماسی کنونی را ادامه عرصه کشمکش بیش از 35 ساله بین ایران اسلامی و ایالات متحده آمریکا بدانند و ابزارهای لازم برای ورود به چنین میدانی را فراهم کنند. مهم‌ترین این نکات، این است که ابتنای سیاست‌ها و اظهارات کری و اوباما همچنان بر این موضوع دروغ و واقعاً واهی است که هدف ایران از برنامه هسته‌ای، دستیابی به تسلیحات اتمی است. در حالی که مقامات کشورمان بارها تأکید کرده‌اند که سلاح هسته‌ای در دکترین دفاعی ایران جایی ندارد، کاخ سفید برای مدیریت بازی طراحی‌شده به این اصرار نیاز دارد و از آن ارتزاق می‌کند.
مروری کوتاه بر سخنان تهدیدآمیز و سخیف جان کری در این نشست، مبتنی بر همین رهیافت ارائه تصویر وارونه از ایران اسلامی و سیاست‌های صلح‌آمیز هسته‌ای آن، به‌گونه‌ای است که با اینکه هم آیپکی‌ها و هم خودشان می‌دانند که دروغ می‌گویند و مضاف بر آن، در موقعیت فعلی توان استفاده از گزینه نظامی علیه ایران را به دلیل دست برتر ایران در تحولات منطقه‌ای و جهانی ندارند؛ اما همچنان بر سرشت و دی‌ان‌‌ای خودشان که بر خدعه، دروغ و تناقض شکل گرفته، اصرار دارند و به نام ارزش‌های آمریکایی درصدد جهانی‌سازی آن نیز هستند. اما در مقابل، گویی اصرار بر مخابره پیام‌هایی از درون به آنهاست که می‌گوید ما به جای ایستادگی بر ارزش‌های الهی انقلاب و درس مقاومت امام و رهبری ـ که در طول این سه دهه سبب اقتدار و افتخار ملت با وجود هزینه‌های زیادش شده است ـ نگاه‌مان به بیرون است.


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (16)

هولوکاست واقعی در تهران!
در گزارشی از کاردار آمریکا در ایران، والاس اسمیت موری، درباره وضعیت خواربار و آذوقه در ایران اطلاعاتی آمده است. موری در این گزارش گریزی بر قحطی سال‌های ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ زده و معتقد است یک‌سوم جمعیت ایران در اثر گرسنگی و بیماری‌های ناشی از سوءتغذیه از بین رفته‌اند.
واقعیت بسیار بدتر از آن و حقیقتاً تکان‌دهنده است. همان‌طور که در گزارش‌های دیپلماتیک آمریکایی‌ها آمده، شمار جمعیت ایران در سال ۱۹۱۴ حدود ۲۰ میلیون نفر بوده است. با یک روند طبیعی، این شمار باید در سال ۱۹۱۹ دست‌کم به ۲۱ میلیون می‌رسید. اما شمار واقعی در ۱۹۱۹ یازده میلیون بوده است.
آمار جمعیتی ایران در سال ۱۹۵۶ نشان می‌دهد که جمعیت ایران مجدداً نزدیک به ۲۱ میلیون رسیده بود، یعنی بیش از ۴۰ سال طول کشید تا جمعیت ایران به آمار پیش از جنگ جهانی اول برسد. با توجه به آمار بالای زاد و ولد در ایران آن زمان و اسناد معتبر در خصوص شمار جمعیت کشورمان، باید پرسید در دوره ۶ ساله جنگ جهانی اول چه بر سر نیمی از جمعیت ایران آمد و چه فاجعه‌ای روی داد که در این زمان اندک بیش از ۱۰ میلیون ایرانی مردند. این تعداد تلفات در ایران به‌روشنی بسیار فراتر از تلفات ارامنه در ترکیه ، حتی بسیار فراتر از نسل‌کشی خیالی و دروغین یهودیان در آلمان نازی است!

کاهش دوسوم از جمعیت تهران
به‌برکت نتایج انتخابات تهران در پاییز ۱۹۱۷، نزدیک به ۷۵ هزار رأی در تهران و روستاهای اطراف جمع‌آوری شد. به گزارش روزنامه ایران دوازده نماینده منتخب بیش از ۵۵ هزار رأی به‌دست آورده بودند. با در نظر گرفتن آنکه مردان ۲۱ سال به بالا حق رأی داشتند. اگر بپذیریم که در رأی‌گیری همان سال کلیه واجدان شرایط (مردان بالای ۲۱ سال) شرکت کرده بودند و متوسط جمعیت هر خانواده در حدود ۶ نفر بوده، در آن صورت جمعیت تهران و حومه در سال ۱۹۱۷ به راحتی می‌توانست ۵۰۰ هزار نفر باشد که با اظهارات مورگان شوستر آمریکایی هماهنگی دارد.
بنابراین در حالی که در سال ۱۹۱۷ جمعیت تهران براساس آرای انتخابات دست‌کم ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر بود، در سال ۱۹۲۴ رابرت دبلیو ایمبری، نایب کنسول آمریکا، جمعیت تهران را ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر برآورد کرده است و این یعنی کاهش دو سوم از جمعیت تهران در سال‌های جنگ جهانی اول.
جعفر شهری، نویسنده ایرانی و شاهد قحطی بزرگ در تهران می‌نویسد: اجساد گرسنگان در گوشه و کنار کوچه و بازار هیزم‌وار بر روی هم انباشته شده، کفن و دفن آنها میسر نمی‌گردید و قیمت گندم از خرواری ۴ تومان به ۴۰۰ تومان و جو از منی ۲ تومان به ۲۰۰ تومان رسیده، هنوز دارندگان و محتکران آنها حاضر به فروش نمی‌شوند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 240
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

عملکرد اجتماعی موتلفه پس از انقلاب اسلامی
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (24)

در شماره گذشته، با عملکرد فرهنگی حزب موتلفه پس از انقلاب اسلامی آشنا شدیم. در ادامه، عملکرد اجتماعی این حزب پس از انقلاب را در قالب مباحث زیر بررسی می‌‌کنیم.
عملكرد در راستای تقویت روابط انسانی
حزب موتلفه با توجه به آموزه‌های اسلامی، عملکرد خود را در تقویت روابط انسانی این‌گونه تنظیم کرده است:
1ـ لحن مهربانانه: لحن جمعیت مؤتلفه در بسیاری از موارد مهربانانه و مؤدبانه است و رقبای سیاسی خود را اغلب تحقیر و تمسخر نمی‏كند، هر چند كه مورد انتقاد شدید قرار می‏دهد. این امر، نوعی استراتژی تبلیغاتی مؤتلفه است. مرحوم سيداكبر پرورش، از اعضای مرکزی موتلفه در سخنانی خطاب به سیاسیون و احزاب گفت: «بیایید كمی مهربان‌تر با هم گفت‌وگو كنیم. استخدام عباراتی موهن در بیانیه‏ها و اطلاعیه‏ها كمكی به همزیستی فكری خودی‌ها نمی‏كند. من از اطلاعیه دفتر تحكیم وحدت و مجمع روحانیون مبارز گله دارم. استخدام عباراتی چون عجوزه‏ها، انحصارطلب، خشونت‏طلب و نسبت دادن تئوریسین خشونت به یك عالم بزرگ حوزه علمیه قم كه فخر محافل علمی جهان اسلام است، هیچ كمكی به شفاف شدن صف‌بندی‌های خودی و غیرخودی نمی‏كند، جز اینكه فضا را غبارآلود‏تر می‌كند. البته چه بسا ما هم ادب و آداب گفت‌وگو را رعایت نكنیم، لذا این ناچیز خطابم به همه از جمله خودمان است.»(۱)
2ـ هشدارهای مكرر: دبیر كل سابق مؤتلفه در نامه‏ها و مصاحبه‏های مكرّر خود نسبت به توطئه‏های دشمنان هشدار داده، خواستار وحدت نیروهای خودی می‏گردد. نمونه بارز آن را می‏توان در نامه‏های وی به دبیر كل سابق حزب منحله مشاركت كه توأم با لحن مهربانانه است، مشاهده كرد.(۲)
3ـ پیگیری وحدت بین نیروهای خودی نظام: در مقاطعی مؤتلفه گروه ویژه‏ای را مأمور پیگیری تقویت وحدت بین نیروهای خودی نموده كه موفقیت‌هایی را نیز كسب كرده است. به‌طور كلی استراتژی مؤتلفه تقویت وحدت بین نیروهای خودی نظام است.

عملكرد موتلفه در راستای پیشرفت طبقات محروم
به دلایل زیر، عملكرد مؤتلفه در این خصوص مطلوب ارزیابی می‏شود:
1ـ كمیته امداد امام خمینی(ره): این كمیته یكی از نهادهایی است كه كم‌وبیش توسط مؤتلفه اداره می‏شود و برخی از مدیران عالی‌رتبه آن از سران مؤتلفه هستند. از این‌رو، با قدری اغماض، می‏توان تلاش‌های این كمیته در رسیدگی به وضعیت میلیون‌ها نفر از محرومان جامعه را، به صورت غیرمستقیم با مؤتلفه در ارتباط دانست.
2ـ کمک به امر ازدواج جوانان نیازمند: سیده‌فاطمه فخر، مسئول سازمان بانوان مؤتلفه در 12 تیر 1387 گفت: «در سازمان بانوان جمعیت مؤتلفه اسلامی‌، خواهران عضو توانسته‌اند با تشكیل سازمان‌های مردم‌نهاد موفقیت‌های خوبی كسب كرده و فعالیت‌های خود را در زمینه مسائل فرهنگی، سیاسی و حمایت از خانواده‌های بی‌سرپرست و تشكیل ستاد جهیزیه و تسهیل امر ازدواج جوانان استمرار بخشند.»(۳)
3ـ دفاع از كرامت انسانی زن: مؤتلفه ضمن پرهیز از تندروی‌های غربی، از كرامت انسانی زن مسلمان دفاع می‏كند. دبیر كل مؤتلفه در گردهمایی خواهران جمعیت مؤتلفه گفت: «افراط در آزادی‌های غربی موجب بی‌بندوباری در این جوامع شده و تفریط فرهنگی در بخش مهمی از دنیای اسلامی باعث شده است زنان از حداقل آزادی محروم باشند و این عوامل موجب از دست رفتن كرامت انسانی زن شده است.»(۴)
مؤتلفه در این راستا، علاوه بر تشكیل واحد خواهران تعدادی از آنها را به عنوان عضو شورای مركزی خود پذیرفته است و نیز در بین نامزدهایی كه مؤتلفه برای مجلس شورای اسلامی تاكنون معرفی كرده است تقریباًً هر بار تعدادی از بانوان نیز حضور دارند و نیز باید گفت كه خانم شهلا حبیبی، مشاور امور زنان در دولت آقای رفسنجانی، در آن هنگام، عضو شورای مركزی مؤتلفه بود.
4ـ حمایت از حقوق محرومان جامعه: «شما»، ارگان مؤتلفه در مقالات متعددی از حقوق محرومان و یا اقشار كم‏درآمد جامعه دفاع می‏كند. برای نمونه، در سال 1379 می‌پرسد: «چرا خرید گندم از آمریكا كیلویی 180 تومان و از كشاورز ایرانی كیلویی 67 تومان؟»(۵)
5ـ انتقاد صریح از مسبّبان سیاست‌های غلط اقتصادی: برخی از سران مؤتلفه، برخی از سران گروه‌های رقیب سیاسی خود را مسبب سیاست‌های غلط اقتصادی دانسته و آنها را زیر سؤال می‏برند، آقای بادامچیان می‏گوید: «آقای... را صریح می‏گویم كه در حقیقت ـ با پوزش از ایشان ـ مسبب اصلی این سیاست غلط اقتصادی می‏دانم و معتقدم كه... ایشان در لباس شعار حمایت از مستضعفین و مخالفت با سرمایه‏داری چگونه مستضعفین را دچار معیشت تنگنایی كردند و سودجویان نامشروع از بابت سیاست غلط ایشان چه سودهای كلانی بردند...»(۶)
عملكرد مناسب در انتقال مشکلات مردم به دولتمردان
مؤتلفه عملكرد مناسبی در انتقال مشکلات مردم به دولتمردان داشته است. در این‌باره، قسمتی از مشكلات مردم كه توسط مؤتلفه، به دولت انتقال یافته است عبارتند از:
1ـ مشكلات بهداشتی: مهندس میرسلیم، عضو شورای مركزی مؤتلفه در این‌باره می‏گوید: «اساسی‏ترین مشكلات پزشكی ما ریشه در بهداشت دارد و تعجب اینكه به‏طور نسبی كمترین اهتمام صرف بهداشت می‏شود. مشكل آب بهداشتی در كشور ما جدی است. كشت سبزیجات با استفاده از فاضلاب آلوده شهری باعث بیماری‌های انگلی و عفونی و مصیبت‌های دیگر می‏شود.»(۷)
2ـ مشكلات اقتصادی: مهندس حمیدرضا ترقی، عضو شورای مركزی مؤتلفه می‏گوید: «نظرسنجی‌ها و آمارهای استخراج شده از نظرات مردم نشان می‏دهد كه عمده‏ترین مشكل و نیاز مردم كه توقع دارند مسئولان برای حل آنها همت نمایند رفع مشكلات اقتصادی مانند تورم، بیكاری، برطرف كردن تبعیض‌ها، اصلاح سیستم ناسالم اداری و... است.»(۸)
در سخن آقای ترقی، انتقال مشكلاتی از قبیل برطرف كردن تبعیض‌ها و اصلاح سیستم ناسالم اداری نیز دیده می‏شود كه در حیطه انتقال مشكلات سیاسی ـ مدیریتی می‏تواند طبقه‏بندی شود.
نكته دیگر اینكه مؤتلفه درخصوص انتقال مشكلات اقتصادی مردم به‌ویژه در سال‌های اخیر و بالاخص در ماه‌های اخیر(نیمه دوّم 1379) بسیار قوی عمل كرده است و شماره‏های مختلف نشریه «شما» آكنده از بیان مشكلات اقتصادی مردم است.
3ـ مشكلات سیاسی: مؤتلفه هر بار كه احساس می‏كند مسئولان در پیروی از رهنمودهای ولایت‌فقیه كوتاهی كرده‏اند، سعی می‏كند با صدور بیانیه‏ای هشدارهای لازم را از زبان ملت مطرح كند. برای نمونه، جمعیت مؤتلفه در پی رهنمودهای تاریخی رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان نظام، ضمن اعلام حمایت از این رهنمودها، طی بیانیه‏ای اعلام كرد: «اكنون ملت... منتظر است كه همه مسئولان كشور این رهنمود سرنوشت‏ساز[مقام معظم رهبری] را در همه ابعاد آن به كار گیرند تا امیدهای كاذب دشمن به ناامیدی انجامد و مشكلات جامعه با همراهی دولت و ملت حل گردد. ملت امید دارد كه مسئولانی كه تاكنون به‌طور دقیق به وظایف اصولگرایی عمل نكرده‏اند از این راه برگردند و با همدلی و تفاهم با همه نیروهای خودی، همبستگی و همراهی همگان را در اداره امور نظام و در سعادت ایران و ایرانی پدید آورند.»(۹)
4 ـ مشكلات اجتماعی: دبیر كل مؤتلفه در گزارش خود به كنگره چهارم مؤتلفه می‏گوید: در مورد تلاش در تحقق عدالت اجتماعی، گسترش فرهنگ اسلامی، مشاركت مردم در توسعه اقتصادی و محرومیت‏زدایی با تشكیل كانون‌های اختصاصی، برپایی سخنرانی‌ها در سطح كشور، ارتباط با هیئت‌ها و نمایندگان خاص و دیدار با مسئولان كوشش‌های نسبی شده است.(۱۰)
5ـ نیاز جوانان به مشاركت: دكتر علی عباسپور تهرانی، عضو شورای مركزی مؤتلفه اسلامی به خوبی خواسته‏های جوانان را چنین مطرح می‌کند كه جوانان ما می‏خواهند شرایط یك زندگی مناسب در جامعه برای آنها تأمین ‏گردد. بتوانند تحصیل نمایند، اشتغال و درآمد كافی داشته باشند، بتوانند تشكیل خانواده بدهند و با آرامش خاطر و فارغ از نگرانی از آینده خود در ساختن ایران آباد اسلامی و پرنشاط فعالانه مشاركت نمایند.(۱۱)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

نقش نخبگان در گذار به دموکراسی
در شماره گذشته به اجمال درخصوص مفهوم‌شناسی، نظریه‌ها و امواج گذار به دموکراسی طرح بحث کردیم و متذکر این نکته شدیم که به مدد فضای باز سیاسی که در دوره موسوم به اصلاحات در کشورمان ایجاد شد، برخی از اندیشمندان وطنی با ایفای نقش واسطه‌ای درصدد برآمدند تا زمینه‌های گذار به دموکراسی را در ایران فراهم کنند. یکی از این افراد استاد سابق دانشگاه تهران در رشته جامعه‌شناسی سیاسی، حسین بشیریه بود که پروژه‌های سفارشی را نیز در این مورد به انجام رساند. در این شماره سعی خواهیم کرد به نقد و بررسی دیدگاه وی در مورد گذار به دموکراسی از طریق رهیافت نخبه‌محوری بپردازیم.

تحلیل نخبه‌محور و گذار به دموکراسی
آقای بشیریه در یکی از آثار خود درخصوص گذار به دموکراسی می‌گوید: «دیدگاهی که من درصدد ارائه آن برای بررسی مورد ایران با توجه به نکاتی که قبلاًً اشاره شد هستم، تحلیل نخبه‌محور است... بر اساس نظرات کسانی که نقش اساسی را در تحلیل‌های تجربی‌شان برای نخبگان حاکم قائل هستند، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در واقع گذار به دموکراسی صرفاً از بالا اتفاق افتاده است یا از طریق تحمیل راه دموکراتیک از طریق کودتا، مانند کودتا در پرتغال. تجربه تاریخی حکایت از این می‌کند که هرگاه طبقات پایین وارد عرصه سیاست شدند، دست‌کم در آغاز کار نه به سوی دموکراسی، بلکه به سوی استقرار نوعی استبداد و دیکتاتوری انقلابی یا شبه‌انقلابی رفته است. بنابراین آن نقشی که نویسندگان قدیم برای رابطه انقلاب و دموکراسی قائل بودند از چنین دیدگاهی قابل تفکیک است».(۱)
وی سپس با تقسیم نخبگان حاکم در کشورهای مختلف بر اساس دو محور داشتن انسجام ساختاری و انسجام ارزشی، سه نوع از نخبگان سیاسی را قابل تشخیص می‌داند و مبتنی بر این دسته‌بندی‌ها درخصوص تجربه ایران معتقد است: «اگر ما در تجربه‌مان از گذار به دموکراسی دقت کنیم، می‌بینیم که طریقه و راه گذار به دموکراسی، از نظام‌های منسجم از لحاظ ایدئولوژیک به سوی نظام‌های گسیخته به‌عنوان مقدمه گذار به دموکراسی اتفاق می‌افتد و در مرحله تکمیل گذار از صورت‌بندی نخبگان گسیخته و فاقد انسجام، به سوی صورت‌بندی نخبگانی است که دارای اجماع فکری هستند و قواعد بازی دموکراسی را می‌پذیرند؛ یعنی همان نظام‌های دموکراتیک حداقلی که رقابت و مشارکت را به عنوان اساس زندگی سیاسی می‌پذیرند.»(۲)
بشیریه در ادامه تجربه تاریخی تحولات سیاسی ایران از آغاز انقلاب اسلامی تا حال حاضر را از نظرعلمی و جامعه‌شناسی در سه دوره اساسی مطالعه می‌کند و نتیجه می‌گیرد که مسئله گذار و نوسان رژیمی در جمهوری اسلامی ایران با محدودیت‌هایی روبه‌رو است: «گذار مفروضی که درخصوص نظام سیاسی ایران در دوره اصلاحات مفروض بود، با توجه به این دلایل ساختاری و در یک مطالعه تطبیقی، فرایندهای گذار به دموکراسی با کشورهای دیگر چنین وضعیتی پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد که با توجه به سازوکارهایی که بیان شد، حدود نوسان انواع رژیم‌های سیاسی در درون ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، با محدودیت‌های خاصی روبه‌رو است.»
نقد و بررسی مقوله‌ گذار
اما در نقد و ارزیابی نظرات وی در مورد نسخه وطنی‌ گذار به دموکراسی در ایران اسلامی می‌توان به نکات زیر توجه کرد.
1ـ در باب‌گذار به دموکراسی می‌توان در پذیرش نظریه نخبه‌محور با آقای بشیریه همراهی کرد؛ هرچند انحصار، پذیرفتنی نیست و شکل‌های دیگرگذار نیز امکان‌پذیرند. نظریه توده‌ای نیز در پاره‌ای موارد توانسته مصداق پیدا کند؛ چنانکه در جمهوری اسلامی، انقلابی کاملاًً توده‌ای شکل گرفت و گذر به دموکراسی مصداق پیدا کرد. تجربه انقلاب اسلامی نشان داد زمانی که توده‌های وارد شده در عرصه سیاست، رهبری دینی را پذیرفتند، آموختند که از استبداد و دیکتاتوری دوری ورزند. رهبری دینی انقلاب که منتخب بی‌منازع توده‌های وسیع مردم بود، به مردم و نخبگان آموخت تابع رأی و نظر مردم باشند؛ هرچند در پاره‌ای موارد به نظر برخی نخبگان، ممکن است نظر مردم اشتباه باشد. امام(ره) مجلس را، که مظهر دموکراسی است، در رأس امور قرار دادند. در انتخابات ریاست‌جمهوری از حق قانونی خود برای تأیید نامزدها استفاده نکردند و کار را به خود مردم واگذاردند تا هر کس را می‌خواهند برگزینند. انتخاب بنی‌صدر و تحمل وی از سوی امام و توصیه‌های ایشان به دیگر روحانیون و مجلسیان نسبت به کمک به وی و مخالفت نکردن با او و حمایت و قدرت بخشیدن به وی تا جایی که فرماندهی کل قوا را نیز به او دادند، همه نوعی آموزش عملی دموکراسی بود. هنگامی که رئیس‌جمهور صلاحیت‌های عمومی خود را از دست داد و مردم به ماهیت وی پی بردند، از طریق رأی‌گیری در مجلس و حکم به عدم کفایت وی عزل شد. پس از آن نیز همه دولت‌ها و مجلس‌ها، بدون استثنا بر مبنای آرای مردم و در فضای رقابتی بر سر کار آمدند؛ گو اینکه در پاره‌ای موارد بر سر برخی مصادیق اختلاف‌نظرهایی وجود داشت و این امر در همه دموکراسی‌ها پیش می‌آید.(۳)
2ـ تمایل به استبداد و حاکم کردن رأی و خواست خود از حس خودخواهی بشر سرچشمه می‌گیرد و در صورتی که مهار نشود، در هر قشر و طبقه‌ای، چه طبقه نخبه و چه توده مردم، بروز می‌کند. اینکه آقای بشیریه می‌گوید: «هرگاه طبقات پایین وارد عرصه سیاست شدند، دست‌کم در آغاز کار نه به سوی دموکراسی، بلکه به سوی استقرار نوعی استبداد و دیکتاتوری انقلابی یا شبیه انقلابی رفته است»، نه به لحاظ تاریخی درست است، چنانکه گذشت و نه به لحاظ نظری. اگر این طبقات پایین نیز به نوعی تربیت یافته باشند که تابع اراده‌ای معطوف به جمع باشند و آن اراده بتواند توده مردم را به سوی مصلحت جمعی هدایت کند، از استبداد فاصله می‌گیرند، اما چنین وضعی به‌ندرت پیش می‌آید. به نظر می‌رسد بهترین نمونه آن در رهبری دینی است که رابطه مقلد و مرجع تقلید بر آن حاکم است و مردم، باوجود تمایلات خودخواهانه‌شان، ناچارند برای انجام وظیفه دینی، مهار دینی را بپذیرند. در رهبری غیردینی چنین تصوری مصداق ندارد؛ چراکه در بازی دموکراسی غیردینی ابتدا قدرت تقسیم می‌شود؛ سپس برای مشروعیت بخشیدن به آن، انتخاباتی ترتیب داده می‌شود تا تقسیم‌های از پیش انجام شده را به رأی مردم بگذارند. در آمریکا چند شورای اساسی مانند شورای روابط خارجی وجود دارد که نخبگان جامعه را در برمی‌گیرد و در آنجا همه تصمیمات اساسی گرفته می‌شود و اینکه ریاست جمهوری از دموکرات‌ها باشد یا جمهوری‌خواهان تفاوتی نمی‌کند.
3ـ اینکه می‌گویند در دموکراسی نباید هیچ‌یک از اجزای تشکیل‌دهنده نخبگان، حاکم بر بخش‌های دیگر باشند، تنها در برخی دموکراسی‌ها مصداق دارد. اگر بخش حاکم، حافظ دموکراسی باشد، مانعی از حاکمیت وی وجود ندارد. بنابراین در ایران، دموکراسی، از نوع مردم‌سالاری دینی، هم امکان تحقق دارد و هم تحقق یافته است. شاید آقای بشیریه تنها الگوی دموکراسی لیبرال را در ذهن داشته باشد که چنین حکمی می‌دهد. البته انواع رژیم‌های سیاسی در درون ساختار جمهوری اسلامی که قابلیت پیاده‌سازی دارند، متعددند. هرچند محدودیت‌های خاص خود را نیز دارند، چنانکه در همه انواع دموکراسی، محدودیت‌های خاصی وجود دارد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 240
فتح الله پریشان

نحوه معاشرت و تنظیم رفتار جمعی افراد جامعه از منظر دوانی
محقق دوانی در آخرین لمعه از کتاب لوامع‌الاشراق خود به بخش سیاست مدن پرداخته، به‌ نوعی سیاست‌گذاری برای به‌کارگیری آن در جامعه سیاسی نظر دارد و هدفش این است که بتواند رفتار جمعی افراد جامعه را تنظیم و تعدیل کند. به اعتقاد دوانی، چنین رفتارهایی بر اساس مبانی هستی‌شناسانه و انسان‌شناسی فلسفی که عالم روابط انسانی را سلسله مراتبی می‌بیند، به منصه ظهور و بروز می‌رسد. البته وی آن را براساس مبانی اعتقادی و اخلاقی که از شریعت اخذ کرده، تجویز و تلطیف می‌کند و بر آن است که چگونه باید برحسب طبقات و طوایف مختلف، رفتار و معاشرت مناسب با آن‌ها را پیش گرفت تا به بهسازی و سالم‌سازی محیط جمعی و پیشگیری از رفتارهای ناهنجار از افراد نامطلوب مثل دشمنان و حسودان منجر شود. (۱)
دوانی در کتاب «اخلاق جلالی» می‌نویسد: «در نحوه معاشرت و تنظیم رفتار و برخورد با فرد یا گروه باید خود را با اصناف مردم مقایسه کرد و دید که در کدام صنف قرار می‌گیرد. فرد در مقایسه با فرد مقابلش از حیث مرتبه و طبقه اجتماعی یا از مرتبه بالاتری برخوردار است یا مساوی است و یا در مرتبه پایین‌تری قرار دارد.»(۲)
اگر فرد با صنفی که از خود بالاتر است، معاشرت کند به مرتبه پایین‌تر کشیده نمی‌شود. اما معاشرت با صنف و گروهی که در یک مرتبه باشد، بر سه نوع است: نوع اول، آن است که با دوستان خود اعم از حقیقی یا غیرحقیقی باشد، اما اگر دوست، غیرحقیقی بود و با ظاهرسازی و تملق خود را دوست معرفی کرد باید تا آنجا که ممکن است با او با احساس و نیکویی برخورد کرد و در ادامه در جذب قلبی او تلاش شود تا شاید دوستی ظاهری او به دوستی حقیقی تبدیل شود. نوع دوم، معاشرت با دشمنان اعم از نزدیک یا دور است و این دو، یا دشمن ظاهری و یا دشمن پنهانی هستند. باید از دشمن نزدیک چه دشمن ظاهری یا ‍ پنهانی دوری کرد، چون موجبات اطلاعات بیشتر او بر حالات و زندگی‌مان را فراهم می‌کند و در همه حال باید از او مواظبت کرد.
محقق دوانی پس از توصیه‌ به دوراندیشی در برخورد با دشمن، سه راه را برای دور کردن هر نوع خطر و ضرری که ممکن است از ناحیه دشمن وارد شود، مطرح می‌کند؛ یکی، با دشمن برخورد محبت‌گونه و اصلاحی شود تا دست از دشمنی بردارد؛ دوم، اگر راه اول میسر نشد، شخص منصفی به حل اختلاف دو طرف برآید تا ضرر دشمن از این طریق دفع شود؛ سوم، اگر دو راه اول ثمر نداد یا امکان انتخاب آن دو نبود، از طریق مقابله وارد شده و درصدد از بین بردن آن برآید، اما نوع سوم، معاشرت با کسانی است که نه دوست و نه دشمن هستند.(۳) با اینان اگر از افراد نصیحت‌گر و شایسته باشند باید معاشرت داشت تا هر نوع ملالتی که از اینان وجود دارد، سلب شود. نباید زود به قول این افراد اعتماد کرد، بلکه ابتدا بر اغراض آن‌ها باید اطلاع یافت و بعد اعتماد کرد. اگر صالح باشند و به حل و فصل امور مردم بپردازند باید مورد تعظیم واقع شوند و اگر جزء سفها بودند باید با صبر و بردباری معاشرت داشت و به افعال سفیهانه او هم توجهی نکرد.
اما معاشرت با کسانی که مرتبه‌شان پایین‌تر است، اگر از شاگردان باشد، باید همچون فرزند او را گرامی داشت و استعدادش را شناسایی و در تعلیم و تربیتش سعی کرد. اگر از دسته نیازمندان و مستمندان آبرومند بود باید نیازش را به قدر امکان برطرف کرد، اما اگر نیازش را زیاد ابراز می‌کند و دائم اصرار دارد باید او را از این کار منع کرد، البته اگر اصرار و مداومتش ناشی از اضطرار و نیاز واقعی باشد باید خواسته‌اش را اجابت کرد. باید به مظلومان برای رفع مظلومیت از آنها کمک کرد. با مروری که بر اخلاق سیاسی مدنظر محقق دوانی شد، مشخص می‌شود که وی تمام آنچه را که در لامع سیاست مدن، اعم از مباحث حکمت مدنی و فلسفه سیاسی و آداب ملک‌داری و سیاست‌ورزی بیان می‌کند، ترسیمی از جامعه و دولت فاضله‌ای است که در آن حکمت عین شریعت دانسته شده و هیچ تعارضی بین آنها وجود ندارد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

موانع روش‌شناختی نوآوری در تحقیقات سیاسی اسلام
پس از آشنایی اجمالی که با تدوین روش برای مطالعات سیاسی اسلامی و بررسی انتقادی روش در فلسفه و اندیشه سیاسی اسلام پیدا کردیم، شناخت موانع روش‌شناختی نوآوری در تحقیقات سیاسی اسلام نیز خالی از لطف نبوده، می‌تواند به آسیب‌شناسی ما در این حوزه کمک کند. اگر تحقیق را نوآوری و تولید دانش و نظریه‌پردازی بدانیم، این روند در پژوهش‌های سیاسی اسلام بسیار کند است. عمده تحقیقات در این زمینه، به‌نوعی بازخوانی همدیگر در قالب‌ها و الفاظ متفاوت است. این بحث که آیا اساساً در اسلام اندیشه سیاسی یا امکان نوآوری در این حوزه وجود دارد و توقع از اسلام در این مباحث تا کجاست، خود بحث مستقلی است، ولی پیش‌فرض ما این است که با شرایطی، هم در اسلام اندیشه سیاسی وجود دارد و هم ما می‌توانیم پاسخ پرسش‌های سیاسی خود را با رعایت شروط و چارچوب‌هایی از اسلام بگیریم. دغدغه و مسئله نوشته حاضر و چه‌بسا چند مطلب آتی در این ستون این است که به چه دلایل روش‌شناختی‌ای در تحقیقات اندیشه سیاسی اسلام نوآوری قابل‌توجهی صورت نمی‌گیرد؟ در پاسخی اجمالی به بررسی برخی از موانع نوآوری در این حوزه پرداخته‌ایم و بسیاری از آنها را مخاطبان عزیز به تجربه یا مشاهده درک کرده‌اند. این موانع در چهار دسته مورد بررسی قرار می‌گیرند. این تقسیم‌بندی‌ تقریباً تمام عناصر مرتبط با یک تحقیق را تحت پوشش قرار می‌دهد. دسته اول موانع مربوط به محقق و پژوهشگر است. دسته دوم موانعی است که به نظام آموزشی و معرفتی در جهان اسلام بازمی‌گردد. دسته سوم، به تأثیرگذاری نظام علمی و معرفتی غرب مربوط می‌شود و آخرین دسته از موانع، از نظام‌های سیاسی و حکومتی کشورهای مسلمان ناشی می‌شود. در این نوشته به موانع مربوط به محقق می‌پردازیم. این موانع را می‌توان در ذیل چهار عامل توضیح داد. اول آنها، احتیاط غیرمحققانه است. دانش هنگامی رشد می‌کند که دانشمند جرئت کند قالب‌ها و چارچوب‌های پذیرفته شده موجود را بشکند و خارج از آنها به ارائه نظر بپردازد و فکر خود را به ملاحظات و قیدوبندهای جنبی مشغول نسازد. یکی از این مسائل جنبی، احتیاط بیش از حد محقق در رویارویی با متون مقدس است که محقق را به مفسر صرف تبدیل می‌کند. راه‌حل مشکل این است که محقق مباحث خود را زاییده تفکرات خودش بداند که سعی کرده این دیدگاه‌ها هم‌جهت با اسلام باشد. راه‌حل دیگر هم این است که جهت‌گیری کلی را از اسلام بگیرد، ولی مباحث جزئی و به‌روز را خودش ساماندهی کند. عدم ابتنای تحقیقات برمتون اصلی و منابع دست اول، مثل قرآن و نهج‌البلاغه و تاریخ صدر اسلام یکی دیگر از موانع است. اخذ موضوعات کلان و عدم مراجعه مکرر به متن، سومین مانع پیش‌روی محقق تحقیقات اسلامی است که اگر چه اطلاعات فراوان و ارزشمندی را به ما می‌دهد، اما از نوآوری و تولید دانش یا ارائه راهکارهای علمی تهی خواهد بود. پرداختن به مباحث ذهنی یا مورد وفاق، به‌عنوان آخرین مانع محقق مطرح است که اصولاً محققان به جای آغاز کار تحقیق از مسائل عینی و مبتلا به حوزه سیاست از مباحث کلان و کلی اعتقادات اسلامی شروع می‌کنند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
قرار دادن پیشکسوتان خون و شهادت در پیچ و خم زندگی روزمره
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

امام(ره) در آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی براساس وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی خود مرتب خصوصیات و ویژگی‌های جریان‌های سیاسی ـ فرهنگی را برشمرده‌اند و از خطر و نفوذ آنها هشدار داده‌ و به مسئولان نظام تذکر داده‌اند از ورود آنها به حاکمیت جلوگیری کنند و در آفت‌ها و آسیب‌های آنها نکاتی را یادآور شده‌اند و برای حفظ و بقای سلامت انقلاب اسلامی به فاصله گرفتن از آنها تأکید کرده‌اند. از گذشته آنها با تجربه تلخ یاد می‌کنند و از مماشات و هم‌آوایی آنها با دشمنان انقلاب اسلامی نگران و همواره مدافع مظلومان و محرومان بودند و برای آینده انقلاب سفارش‌ها نمودند. در مسیر تحولات بسیاری از همراهان، شاگردان و منصوبان خود را کنار گذاشتند. شاخص‌‌ترین آنها را می‌توان حسینعلی منتظری نامید که در تاریخ(6/1/۶8) وی را از قائم‌مقام رهبری عزل کردند و در پیام‌ و بیانیه‌ای اعلام کردند: «من بارها اعلام کرده‌ام که با هیچ کس در هر مرتبه‌ای که باشد عقد اخوت نبسته‌ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است.» جملگی این نکات آینده‌نگری ایشان از نفوذ جریان‌های منحرف و نامحرم و نااهل انقلاب حکایت دارد.

فرازی از رهنمودهای امام(ره)
در پیام مورخ (29/4/1367) دو روز پس از پذیرش قطعنامه 598 با تقدیر و تحسین از رزمندگان و خانواده شهدا، آزادگان و شهیدان انقلاب اسلامی هشت سال دوران دفاع مقدس امتحان الهی، خطاب به همه مسئولان اداره کشور مرقوم فرمودند: «آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا امتحان دیگری است که پیش می‌آید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگ‌تری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندان‌شان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‌اند، مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته‌اند و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده‌اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید که من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض می‌کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند و نگذارند این مدعیان بی‌هنر امروز و قاعدین کوته‌نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. اکیداً به ملت عزیز ایران سفارش می‌کنم که هوشیار و مراقب باشید.»

تخلف از دستورهای اسلام
امام راحل در هر شرایطی تخلف از دستورهای اسلام را تحمل نمی‌کردند و همه تلاش خود را در این راستا به کار گرفتند. چون مسئولان و مدیران نظام اسلامی به منظور تحقق بخشیدن به اسلام و خدمتگزاری عادلانه به مردم منصوب شدند و یا انتخاب گردیدند. مشروعیت آنان در این مسئله نهفته است. هر نوع سستی در پیاده کردن مقررات اسلام و از دست دادن فرصت‌ها و دقت نکردن در اجرای کامل مقررات و قوانین اسلام و لحاظ کردن خوشامدها و بدگویی‌های دشمنان و معاندان خطر بزرگی است که نظام را از ناحیه مدیرانش تهدید می‌کند. این تهدید باید به فرصت تبدیل شود. امام راحل در پیامی در این رابطه با صراحت اعلام کردند: «امروز غرب و شرق به خوبی می‌دانند که تنها نیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است، نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرال‌ها و بی‌دین‌ها را که کشتن روحانیون و افراد بی‌گناه برای‌شان چون آب خوردن است.»

ترسیدن از تهدید خارجی‌ها
در مسیر تحولات یکی از مسائلی که همواره مطرح بوده و هست وجود نگرانی‌ها از تهدید و تجاوزات قدرت‌های بیگانه است. هنگامی این واقعه جدی می‌شود که در پیاده کردن احکام و مقررات اسلام سستی رخ دهد و زمینه ورود دشمن متجاوز مهیا می‌گردد این پدیده زمانی تحقق می‌یابد که نسل جوان و جدیدی پس از پیروزی انقلاب و نظام جدید در دستگاه‌های اجرایی کشور قرار می‌گیرند. حضرت امام در رهنمودهای‌شان با اشاره به تجربه تلخ دوران مشروطیت که فعالان و مسئولان و رهبران را از صحنه خارج کردند و بر نسل بعد حاکم شدند، فرمودند: «آقایان تلاش کردند و مشروطه را بنا گذاشتند، آن وقت چند نفر از سیاسیون مستبد، مشروطه‌خواه شدند و حکومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشکیل دادند. امروز من هیچ ترسی ندارم، ولی ترسم از آن است که مبادا ما مسائل را به صورتی محکم تحویل دسته بعد ندهیم، ترسم از آن است که مبادا از حرف‌های خارجی‌ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم. ما باید همه چیز را به همان قوّتی که امروز دارد، تحویل دسته بعد دهیم و آنها هم کوشش کنند که به همان قوّت تحویل دسته بعد دهند. ما باید بنیان را محکم کنیم و به دسته بعد دهیم تا پیش خدا مقصر نباشیم. باید هیچ سستی نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجی چه می‌گوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان [روسای جمهور وقت آمریکا] از ما تعریف کنند معلوم می‌شود در ما اشکالی پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم.»

ورود افراد غیرصالح به نهادها
امام راحل در سفارش‌ها، وصیت‌نامه، رهنمودهای متعدد بر انتخاب افراد صالح و مفید و فعال یا به درد بخور تأکید کرده‌اند. در این رابطه به اختصار بحث شد، اما از طریق جریان‌های سیاسی هر دوره دشمن سعی کرده از ورود افراد غیرفعال و غیرصالح ارزش، مقام و جایگاه‌های نظام را تضعیف کند. یکی از مهم‌ترین کاربرد تضعیف نظام از طریق این‌گونه افراد صورت می‌گیرد. به تعبیر امام راحل وجاهت اسلام در خطر قرار داده می‌شود که در این رابطه فرمودند: «اگر چنانچه دقت در این امر نشود و مردم توجه به این امر نکنند، مسئولند پیش خدا. اگر فردا یک گرفتاری برای ملت به واسطه اینها پیش بیاید، ماها که می‌خواهیم تعیین کنیم افراد را، مسئول هستیم، مسئولیت ما بزرگ است. امروز وجاهت اسلام در خطر ممکن است باشد. اگر یک افراد نابابی در جمهوری اسلام مُقدَّرات یک شهری را در دست بگیرند و بعد کارهای خلاف بکنند، علاوه بر اینکه برای خود آن شهر مُضرّ است، وجهه جمهوری اسلامی را بد نمایش می‌دهد و آنهایی که با شما و با ما و با اسلام غرض دارند اینها می‌خواهند که یک افرادی باشند که این افراد هرچه می‌توانند کار را از اسلام جدا کنند؛ مطالب را از اسلام جدا کنند و شما و ما می‌خواهیم که هرچه کار می‌شود اسلامی باشد.»

برخورد تحکم‌‌آمیز با مردم
حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب درحال حاضر همواره مردم زحمت‌کش مسلمان را ولی‌نعمت نام نهاده‌اند و مردم هم نسبت به رهنمودهای امام و رهبر معظم انقلاب همواره پایبند بوده‌اند و هستند و همین مردم قدرنشناس کوچه و بازار از وضعیت اداری و دستگاه‌های حاکمیت ناراضی و گله‌مند هستند چون هنگام رجوع مردمی جهت پیگیری امور خود از آسیب‌های تخریب‌کننده ناشی از کم‌کاری کسانی که پشت میز ادارات نشسته‌اند سخن‌ها و در دل‌ها دارند، در واقع این چنین است که هر گاه به دفاتر ادارات مراجعه می‌شود افراد حقوق‌بگیر استخدام شده برای ارائه خدمت از موضع تحکم و قدرت جایگاه سازمانی که دارد برخورد می‌کند یا با بی‌حوصلگی و بی‌اعتنایی روبه‌رو می‌شود. با کم‌توجهی و بعضاً با بی‌احترامی پاسخ می‌دهند، پاسخگویی صحیح نمی‌کنند، شاید گزاف نباشد بیشترین وقت کارکنان ادارات دولتی و قضایی صرف گپ‌زدن‌ها و تلفن‌ها، به‌خصوص موبایل‌ها با دوست و خانواده می‌شود یا در حال چای خوردن، صحبت از بورس، سبد کالا، افزایش حقوق، درآمدهای جانبی و... هستند. این از آسیب‌های مخرب دستگاه‌های حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است، روحیه یأس را در آینده مردم حاکم می‌کند. فاصله گرفتن مردم از اعتماد به دستگاه‌های دولتی را دامن می‌زند و این خطر وجود داشته و دارد.

به انزوا بردن نیروهای ایثارگر
جریانات معارض با انقلاب اسلامی و دشمنان داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی ایران تمام تلاش‌های خود را به کار گرفتند که نیروهای اصلی انقلاب مانند رزمندگان، جانبازان، آزادگان، بسیجیان، جبهه‌رفته‌ها در حاشیه باشند و اصلاً در متن کارهای اصلی قرار نگیرند. بسیاری از عناصر انقلابی در اثر ادامه مبارزه به شهادت رسیدند و بسیاری تا مرز شهادت به پیش رفتند تا حق و حقیقت احیا شود.
از آسیب‌های دردآور است که نیروهای مجاهد، ایثارگر، فداکار، وفادار، امام و رهبری و انقلاب در انزوا قرار داده شوند و اشخاص ناصالح، بی‌کفایت، ناکارآمد، فقط حقوق‌بگیر در جایگاه‌ها قرار گیرند. امام راحل از این موضوع در رنج بودند که با صراحت مرقوم فرمودند: «دفاع از اسلام و حزب‌الله اصل خدشه‌ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندان‌شان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده‌های همکاری آنان با آمریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشق‌مان به خدا باشد، نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرال‌ها دفاع می‌کنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده‌اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ‌گونه گذشتی طرد خواهند کرد.»

میدان‌داری نفوذی‌ها و ساده‌لوحان
یکی از آسیب‌هایی که نظام جمهوری اسلامی متحمل شده و حضرت امام راحل همواره از آنها به‌عنوان خطر و تهدید یاد کرده‌اند، جریان نفوذی‌ها و ساده‌لوحان است. به‌خصوص دراین دنیای پیچیده و با وجود دشمنان کفر، شرک و نفاق. انقلاب اسلامی تجربه تلخی از گذشته ناشی از جریان نفوذی‌ها و ساده‌لوحان پشت سر گذاشت و امام راحل در پیام مهمی در این باره فرمودند: «نفوذی‌ها بارها اعلام کرده‌اند که حرف خود را از دهان ساده‌اندیشان موجه می‌زنند.» این خطر و آسیب از گذشته تاکنون وجود داشته و دارد. تمام دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی، اجرایی، قضایی الزاماً می‌بایست برای حفظ دستاوردها از میدان‌داری نفوذی‌ها و ساده‌لوحان پیشگیری کنند. علاوه بر آن دستگاه‌های فرهنگی، آموزشی، تبلیغی، پژوهشی نسبت به آگاه‌سازی مردم اهتمام جدی کنند و زمینه ورود نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی و رهبری را در دستگاه‌ها، در دستور کار خود قرار دهند. در غیر این صورت مسئولان نظام دچار آسیب دردآوری خواهند شد که روزبه‌روز فاصله‌شان از مردم بیشتر می‌شود. شاخص‌ترین نماد آن دوری از مردم و از دست دادن انگیزه خدمت و گرفتاری در دام تشریفات و تجملات مرگبار می‌شود. تنها راه امید و رهایی از این آسیب‌ها، بازگشت به سبک زندگی امام راحل می‌باشد که در عمل برای همه عیان است.


از لابه لاي تاریخ

فرح در سودای کودتا ـ 4
ج ـ مسئله دستگيري رجال و وزيران پيشين نيز مسئله‌اي است كه منشأ اصلي آن را بايد در دربار و براساس طرز تفكر ياران فرح دانست. براساس اين شيوه تفكر مي‌بايست رجال پيشين دستگير مي‌شدند تا رضايت مردم جلب شود و اوضاع آرام گردد و در آرامش بتوان چهره ليبرال فرح را جانشين چهره خشن و ديكتاتور پيشين دربار ساخت و ضمناًً با اين اقدام نشان داد كه قصد بر مبارزه با فساد است و اشخاص فاسد در هر مقامي كه باشند در معرض تعرضند. بر همين اساس بود كه هويدا و نيك‌پي و مهندس روحاني و دكتر شيخ‌الاسلامي و دكتر وليان و داريوش همايون و ارتشبد نصيري و گروهي ديگر دستگير شدند. به جز هويدا، كه ظاهراًً و آن‌طور كه شنيدم به توصيه و اصرار اردشير زاهدي دستگير شد، سايرين را تنها به توصيه فرح و براساس نظرات ياران او دستگير كردند.
د ـ بالاخره مجموعه كارهايي كه براي نشان دادن چهره ليبرال دولت و نظام ايران در اين زمان صورت مي‌‌گرفت، صرف‌‌نظر از تصور جلب رضايت مردم كشور، نگاهي هم به خارج و مخصوصآًً به كاخ سفيد داشت و با اين هدف صورت مي‌گرفت كه آمريكاي كارتر، الگوي مورد نظر حقوق بشري خود را در پيشاني آن ببيند و به آن جلب شود. البته جدا از اين امر نبايد از روابط شخصي شهبانو با كاخ سفيد و خانم كارتر و اساساًً محافل امريكايي از طريق تماس با مؤسسه آسپن (Aspen) و سفر مرتب او به آمريكا بي‌توجه گذشت، تا ‌آنجا كه گاه شهبانو تنها به آمريكا مي‌رفت و كارتر را تنهايي مي‌ديد. در آن موقع اميدوار بود از اين كانال‌ها در موقع معين حمايت لازم را دريافت كند كه به هر حال روند و شتاب حوادث نگذاشت اين نقشه‌ها عملي شود. البته آنها تا آخرين روزها نيز از اجراي نقشه خود دست برنداشتند و حتي مي‌توان گفت كه اين تيم شهبانو و مخصوصاًً رضا قطبي بود كه در انتخاب بختيار به نخست‌وزيري دست داشت. با دكتر شاهپور بختيار چند بار ملاقات كرده‌ام و مي‌دانم كه با فرح هم در ارتباط بود و هست و يك‌بار هم از من به فرح خوب گفته و با اشاره به من اظهار داشته بود: «من نمي‌دانستم كه در دربار هم آدم‌هاي درستي وجود دارند» و اين را خود فرح براي من نقل كرد و اين آقاي دكتر بختيار، ايشان در اصل پسرخاله رضا قطبي است. يعني خانم لوئيز قطبي دختر صمصام‌‌الدوله و همسر سابق مهندس محمدعلي قطبي خاله شاهپور بختيار است، لذا گروه ياران فرح با اقدامات و مقدمه‌چيني‌هايي كه كردند و حتي سنگ و سنگ‌هايي كه بر سر راه نخست‌وزيري كساني مثل دكتر صديقي انداختند، زمينه را براي بختيار فراهم كردند و سرانجام نيز حرف‌شان را به كرسي نشاندند. بدين ترتيب پسرخاله پسردايي فرح به نخست‌وزيري رسيد.
 


حكایت زمانه

تلاش‌هاي مقدماتي براي ملي شدن صنعت نفت
ماجرای نهضت نفت اينگونه آغاز شد که پس از انتخابات مجلس شانزدهم در پاييز 1328 و بهار 1329، با تشكيل فراكسيون اقليت «مليون‌» به رهبري دكتر محمد مصدق‌، فرصت مناسبي براي طرح مطالبه ديرين خلع يد استعمار پير انگليس از ثروت ملي نفت و اوج‌گيري مبارزات استقلال‌خواهانه و ضداستعماري ملت ايران فراهم آمده بود.
سال 1329 در پي بازگشت آيت‌الله كاشاني از تبعيد لبنان و استقبال پرشكوه مردم و گروه‌هاي سياسي ملي، قيام عمومي عليه شركت نفت انگليس گسترش يافت‌. آيت‌الله كاشاني كه در بهمن 1327 در سن 70 سالگي با خشونت و ضرب و شتم‌، دستگير و پس از مدتي حبس در قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد به لبنان تبعيد شده بود، در اول بهمن 1327 طي اعلاميه شديداللحني خواستار «لغو امتياز» نفت شده بود. وي در بيانيه‌اي از تبعيدگاه خود، علت واقعي بازداشت و تبعيد خود را همين موضوع و اقدام عليه سياست استعماري انگليس ذكر كرد.
آيت‌الله كاشاني و «جبهه ملي‌» به رهبري دكتر مصدق در مجلس شورا و مطبوعات و اجتماعات مردمي‌، خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند و اين خواسته مورد حمايت گروه‌هاي كثير مردم و تني چند از علماي برجسته نظير آيت‌الله‌العظمي خوانساري (از مراجع ثلاث قم‌)، آيت‌الله بهاءالدين محلاتي‌ و گروه كثيري از روحانيون فعال و مبارز قرار گرفت.
در اين ميان آنچه بيش از هر چيز در موفقيت ملت ايران نقش داشت و نمي‌توان بدون توجه به آن ماجراي نهضت نفت را تحليل کرد، نقش رهبري مذهبي اين ماجرا با پيشگامي حضرت آيت‌الله سيدابوالقاسم کاشاني بود. حضرت آيت‌الله ‌العظمی خامنه‌اي درباره اين نقش کليدي مي‌فرمايند: «مرحوم كاشاني كسي است كه به كمك او دكتر مصدق و ديگر سرانِ نهضت ملي شدن صنعت نفت توانستند حمايت مردم را به اين حركت جلب كنند؛ والا حمايت مردم جلب نمي‌شد. كسي مصدق را نمي‌شناخت؛ كسي معناي ملي شدن صنعت نفت را نمي‌دانست؛ توده‌هاي عظيم مردم كه رأي و حضور و اقدام آنها در تحولات اجتماعي تعيين‌كننده است، در جريان وارد نبودند و براي آنها توضيح داده نشده بود. دستگاه دربار كه مخالف چيزفهمي مردم بود، خودش هم عامل دست انگليسي‌ها بود. روشنفكران و سياسيوني كه جهت حركتشان اين بود، وسيله و راهي نداشتند و مردم به آنها اعتماد نمي‌كردند. مرحوم آيت‌الله كاشاني وارد ميدان شد. سابقه‌ اين مرد را، علما مي‌شناختند و مردم ايران هم به او ارادت داشتند. او كسي بود كه به وسيله‌ قشون غاصبِ مداخله‌گرِ انگليس در ايران، از كشور تبعيد شده بود... وقتي كه از تبعيد به تهران برگشت، امواج احساسات و ارادت مردم نسبت به اين روحاني مجاهد و مبارز، چنان توفاني به راه انداخت كه همه‌ دشمنان را پس زد و انگليسي‌ها و ديگران حساب كار خود را كردند و فهميدند كه مبارزه با اين عالم روحاني به جايي نخواهد رسيد.» (20/8/80)
آيت‌الله‌ كاشاني‌ به‌ عنوان‌ سمبل‌ روحانيت‌ سياسي‌ با درك‌ موقعيت‌ و اهميت‌ موضوع‌ و ابتكار عمل‌، شعار ملي‌ شدن‌ نفت‌ را از بين‌ معدود نخبگان‌ سياسي‌ به‌ سطح‌ عمومي‌ كشاند و به‌ بسيج‌ مردمي‌ همت‌ گماشت‌.
آيت‌الله‌ كاشاني‌ با يك‌ اعلاميه‌، مردم‌ را دعوت‌ كرد تا براي‌ ملي‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ در اول‌ دي‌ ماه‌ در مسجد شاه‌ ( امام‌ خميني‌ فعلي‌) اجتماع‌ نمايند. در اين‌ اجتماع‌ كه‌ به‌ وسيله‌‌ مجمع‌ مسلمانان‌ مجاهد سازماندهي‌ شد، آيت‌الله‌ کاشانی اعلام‌ کرد: «براي‌ استرداد نفت‌ از دشمنان‌ ديانت‌ و مملكت‌ و ملي‌ نمودن‌ نفت‌، سه‌ بعد از ظهر جمعه‌، اول‌ دي‌ (سيزدهم‌ ربيع‌الاول‌) در مسجد شاه‌ شركت‌ نمايند.»
آيت‌الله‌ كاشاني‌ براي‌ اينكه‌ مدام‌ روح‌ مبارزه‌ را در كالبد نهضتي‌ كه‌ آغاز شده‌ بود بدمد، مردم‌ را مجدداً براي‌ اجتماع‌ روز هشتم‌ دي‌ ماه‌ در ميدان‌ بهارستان‌ دعوت‌ كرد. انتخاب‌ ميدان‌ بهارستان‌ براي‌ اين‌ بود كه‌ هم‌ حمايتي‌ از نمايندگان‌ جبهه‌ ملي‌ شده‌ باشد و هم‌ زنگ‌ خطر را در گوش‌ نمايندگان‌ مخالف‌ ملي‌ شدن‌ نفت‌ به‌ صدا درآورد. «حسنين‌ هيكل» روزنامه‌نگار مصري‌ كه‌ در آن‌ ايام‌ در ايران‌ به‌ سر مي‌برده‌، آن‌ روز عظيم‌ را چنين‌ توصيف‌ مي‌كند:
«صداي‌ آيت‌الله‌ سيدابوالقاسم‌ كاشاني‌ در تمام‌ گوشه‌ و كنار دنيا همچنين‌ مي‌پيچد: سگ‌هاي‌ انگليس! از كشور ما خارج‌ شويد و نفت‌ ما را رها كنيد... سيل‌ جمعيت‌ از طريق‌ خيابان‌هايي‌ كه‌ به‌ ميدان‌ بهارستان‌ منتهي‌ مي‌شد، در حال‌ فرياد و شعار دادن‌ پيش‌ مي‌رفتند... جمعيت‌ با جوش‌ و خروش‌ مانند امواج‌ دريا و مانند قضا و قدرالهي‌ به‌ سوي‌ پارلمان‌ پيش‌ مي‌رفتند، ولي‌ هنگامي‌ كه‌ مردم‌ به‌ مقر پارلمان‌ رسيدند، به‌ ناگاه‌ افراد پليس‌ كه‌ در بالاي‌ ساختمان‌ مجلس‌ بودند، مواضع‌ خود را ترك‌ كردند؛ زيرا طبق‌ يك‌ دستور از كاخ‌ مرمر گفته‌ مي‌شد كه‌ در مقابل‌ آيت‌الله‌ مقاومت‌ نكنيد.»
رزم‌آرا، نخست‌وزير وابسته به انگليس، به عنوان مخالف سرسخت ملي شدن صنعت نفت، اين كار را غيرعملي خواند، مردم را از خطرات آن ترساند و در 13 اسفند 1329 مخالفتش را با ملي شدن صنعت نفت‌، در جلسه كميسيون نفت مجلس‌، تكرار كرد، تا آنجا كه به دليل اقتدار و موقعيت ويژه‌اش به بزرگ‌ترين مانع تحقق خواست ملي مبدل نشد. ولي او نيز نتوانست مانع اراده ملت گردد و سرانجام سه روز بعد، در مسجد شاه‌، به ضرب گلوله جوان غيور ملت ايران، «خليل طهماسبي»، عضو گروه «فداييان اسلام» به هلاکت رسيد.
فرداي قتل رزم‌آرا، همه چيز براي تحقق ملي شدن صنعت نفت فراهم شده بود و مخالفان وابسته به سفارت انگليس جرئت ابراز وجود نداشتند و اينگونه بود که در روز 17 اسفند 1329 كميسيون نفت پيشنهاد ملي شدن صنعت نفت را تصويب و اعلام كرد و سرانجام چند روز بعد در 24 اسفند 1329، در پي تظاهرات عظيم مردم در خيابان‌ها، مجلس شوراي ملي اصل ملي شدن صنعت نفت را تصويب کرد و در 29 اسفند اين اصل در مجلس سنا نيز به اتفاق آرا به تصويب رسيد.


امام در گذر زمان 186

تحلیل و تجلیل از شخصیت امام راحل(1)
رحلت امام خمینی(ره) موجب تحول دیگری در جهان شد. مطبوعات، رسانه‌ها، شخصیت‌ها و اندیشمندان جهان با تعریف و تمجید و تقدیر، شخصیت امام(رحمه‌الله‌علیه) را تحلیل کردند. با وجود اینکه امام خمینی(ره) حدود 90 سال در این سرای خاکی زندگی کرد که پنجاه سال آن را به مبارزه در عرصه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی و علمی گذراند و نظام پنجاه ساله پهلوی را به سقوط کشاند و انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و نظام جدیدی مبتنی بر سیاست «نه شرقی - نه غربی» بنیانگذاری کرد و ابرقدرت‌ها را از رأس قدرت به زیر کشید و همواره روی موج خبرها و تحلیل‌های دستگاه‌های اطلاع‌رسانی دنیا بود، هنگامی که از این عالم نیز چشم فرو بست درباره او و اندیشه‌های بلندش اظهارنظرها و تحلیل‌های گوناگونی ارائه شد و حجم بسیار زیادی از نوشته‌ها و گفته‌ها را تاکنون به خود اختصاص داده است و شخصیت‌ها، اندیشمندان و مقامات کشورهای جهان با ذکر القاب گوناگون از شخصیت بی‌همتای ایشان تجلیل کردند.
عده‌ای اهل فکر و اندیشه از امام راحل به‌عنوان «رمز معمای قرن» نام برده‌اند و برخی دیگر امام را «مرد قرن بیستم» لقب داده‌اند و رادیو «کلن آلمان» در این رابطه گفت: «بدون تردید امام خمینی در تاریخ جهان در ردیف مردانی ثبت خواهد شد که واقعیت سیاسی قرن بیستم را تغییر داده‌اند.»
آلوین تافلر نویسنده کتاب مشهور «موج سوم» در مقاله‌ای درباره شخصیت تأثیرگذار امام راحل نوشت: «اکنون پیام‌های او را مطالعه کنید، خواهید دید که او پیش از هر کس دیگری گرایش‌های فراملی جوانان را درک کرده است و پیام های او مختص به یک ملت نیست، بلکه درباره جهان است.» این نویسنده در بخش دیگری از مقاله خود آورده است: «امام خمینی مرد قرن بیست‌ویکم است. اگرچه در قرن بیستم از دنیا رفت.»
کسان دیگری همچون «احمد هوپر» پژوهشگر معروف سوئیسی ضمن تحلیل انقلاب اسلامی از امام خمینی به عنوان اولین رهبر مذهبی در قرن ما یاد می‌کند و می‌نویسد: «امام خمینی فرد شگفت‌انگیزی است و به نظر من کاری که او کرده بعد از او نیز برای مدت‌های طولانی ادامه خواهد یافت.»
مشابه همین تحلیل را بسیاری از رهبران احزاب و شخصیت‌های سیاسی جهان درباره حضرت امام(ره) ارائه داده‌اند. خانم بی‌نظیر بوتو، رهبر حزب مردم پاکستان و نخست‌وزیر اسبق این کشور از خسارت رحلت امام برای مسلمانان سخن گفت و اظهار داشت: «رهبرانی چون امام خمینی، شاید در طول قرن‌ها، یک بار دیده به جهان بگشایند، لذا رحلت ایشان خسارت جبران‌ناپذیری برای تمامی مسلمانان به حساب می‌آید.» همچنین وزیر اعظم ایالت پنجاب طی سخنانی گفت: «امت اسلام در سراسر جهان رهبری برجسته از دست داد. خدمات امام، جهت ترویج اسلام و سربلندی مسلمانان هرگز فراموش نخواهد شد.»


مجالس شوراي اسلامي 76

سياه‌نمايي و بزرگنمايي اختلافات در آستانه انتخابات مجلس نهم
يکي ديگر از سياست‌هاي تبليغي ضدانقلاب در آستانه انتخابات، تلاش براي بزرگنمايي مشکلات و بحراني نشان دادن وضعيت کشور بود. اين سياست که با هدف افزايش نارضايتي‌ها صورت مي‌گرفت، روي ديگر سياست استکبار جهاني است که با افزايش فشارهاي بين‌المللي و تحريم اقتصادي کشور آغاز شده بود. برای نمونه شوراي ضدانقلابي سبز اميد در بيانيه‌اي شماره دو خود مي‌نويسد: «چالش‌هاي کشور در حوزه‌هاي مختلف به دليل ناکارآمدي مديريت کلان کشور در حال افزايش و بحراني شدن است.»
«م. رها» ضدانقلاب قلم به‌دست پایگاه خبری «ايران امروز» نيز يادداشت خود را با عنوان «انتخابات ولايي را افشا کنيم»، چنين آغاز مي‌کند: «انتخابات مجلس نهم در حالي در اسفندماه امسال برگزار خواهد شد که کشور در اثر مديريت استبدادي ولي مطلقه فقيه و دولت دست‌نشانده کودتا با يکي از بحراني‌ترين شرايط داخلي و خارجي سال‌هاي پس از انقلاب روبه‌رو است.»
اقدام ديگر در دستور اردوگاه ضدانقلاب تلاش براي بزرگنمايي اختلافاتي بود که در اردوگاه اصولگرايان به‌وجود آمده بود. اين اختلافات که بخش عمده آن در آستانه رقابت‌هاي انتخاباتي طبيعي به‌نظر مي‌رسيد، بازيچه ضدانقلاب قرار گرفت و آنان تلاش کردند تا اختلافات ايجادشده را قدرت‌طلبانه به تصوير بکشند و ضمن ايجاد بي‌اعتمادي، مردم را از دل بستن به جريان اصولگرا نااميد سازند و مانع حضور ايشان در پاي صندوق‌هاي رأي شوند و جريان‌هاي اصولگرا را نيز جريان‌هاي فاسدي نشان دهند که صلاحيت اعتماد ملت را ندارند. گزارش زير نمونه‌اي از اين شگرد تبليغاتي است. پایگاه خبری بي‌بي‌سي فارسي در يادداشتي با عنوان «تحريم انتخابات، هم دموکراتيک هم مشروع» و به قلم «مجتبي واحدي» ‌نوشت: «انتخابات پيش رو در حالي برگزار مي‌شود که حداقل دو اظهار نظر رسمي توسط اصولگرايان سرشناس، گوياي وجود مفاسد فراوان در روند انتخابات دوازدهم اسفندماه است. عليرضا زاکاني، نماينده اصولگراي مجالس هفتم و هشتم از سرمايه‌گذاري نهصد ميليارد توماني حاميان اسفنديار رحيم‌مشائي براي تصاحب يکصدوپنجاه کرسي مجلس نهم خبر داده و احمد توکلي، رئيس اصولگراي مرکز پژوهش‌هاي مجلس، احتمال بهره‌برداري انتخاباتي محمود احمدي‌نژاد از انحلال خانه سينما را مطرح مي‌کند. پيش از اين هم بحث‌هايي درخصوص بهره‌برداري مقامات دولت احمدي‌نژاد از امکانات و بودجه‌هاي دولتي براي تسلط بر مجلس نهم مطرح شده و مستنداتي براي اثبات آن ارائه شده است. در جريان عزل ناگهاني وابقاي وزير اطلاعات هم، تعدادي از اصولگرايان اعلام کردند هدف محمود احمدي‌نژاد از عزل حيدر مصلحي، پرونده‌سازي براي رقباي انتخاباتي بوده است. در واقع، اصلاح‌طلبان با انتخاباتي مواجه هستند که مجري آن، هرگونه سوءاستفاده از امکانات عمومي براي افزايش سهم خود در مجلس را مجاز مي‌شمارد.»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

گزارش صبح‌صادق از همایش پیشکسوتان نمایندگی ولی‌فقیه در استان قم
تشکل‌های تخصصی بازنشستگان راه‌اندازی می‌شود

يونس فتحی

قم و تجدید خاطره‌ها
شهر قم برای همه بروبچه‌های سپاه جایگاه ویژه‌ای دارد. فارغ از بارگاه کریمه اهل‌بیت(س) و مسجد جمکرانش که پناهگاه همه شیعیان است. دوره‌های عقیدتی مرکز آموزش امام علی(ع)، مجتمع آموزشی شهید محلاتی، تیپ 83 رزمی ـ تبلیغی امام صادق(ع) و در کنار اینها، پژوهشکده امام صادق(ع) یا همان مرکز تحقیقات با کتاب‌ها و آثارش که هر پاسداری از شروع خدمت تا پایانش با آن سر و کار دارد، برای تک‌تک پاسداران سرشار از خاطره است.
14 اسفندماه در آستانه سال نو، به ابتکار معاونت نیروی انسانی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، تمام بازنشستگان این مراکز علاوه بر دیگرانی که عمر جوانی خود را در مراکز ستادی نمایندگی گذرانده‌اند، برای برپایی شبی به یاد ماندنی فرا خوانده می‌شوند. دقایقی پیش از اذان مغرب، روحانیون پیشکسوت و پاسداران سپیدموی از در امام علی(ع) می‌گذرند دوتادوتا، گروه‌گروه و بعضی‌ها هم تک و تنها می‌آیند. بعضی‌ها هم عصایی را به دست گرفته‌اند تا کمک‌شان باشد و یکی هم که یک جفت عصا را محکم در دستانش گرفته است تا جور پای نداشته‌اش را که در سال‌های جنگ از دست داده است بکشد.

استقبالی گرم و صمیمانه
در سالن همایش، جماعتی تقریباًً از مدیران تمام مراکزی که نام بردیم به استقبال ایستاده‌اند. بازار روبوسی و مصافحه هم داغ داغ است. اندکی تا اذان باقی است و فرصت برای گپ و گعده‌های دوستانه غنیمت است. گل از گل خیلی‌ها شکفته است. صدای قهقهه خنده‌ها و صحبت‌های مختلف در ورودی سالن، همهمه‌ای ایجاد کرده است. آقای طاهری که به قول خودش، جاهای مختلفی را پشت سر گذاشته است از اینکه در سال 86 بازنشسته‌اش کرده‌اند ناراحت است و می‌گوید: «نباید اصلاًً روحانی بازنشسته شود. طلبگی بازنشستگی ندارد.» در کنار آقای طاهری، روحانی دیگری برای‌مان از نامهربانی‌ها می‌گوید و از اینکه در سانحه تصادف حین خدمت، معلولیت شدیدش را تا چندین سال جدی نگرفته‌اند، دلی پر درد دارد. البته به‌خوبی هم یاد می‌کند از پیگیری‌ها و مساعدت‌های فرمانده یگان خدمتی‌اش و مرتب به جان او دعا می‌کند.

همچنان در خدمت انقلاب و سپاه هستیم
در ادامه صحبت ما با پیشکسوتان، چند نفری حاج آقا «تواضعی» را برای مصاحبه معرفی می‌کنند. روحانی سلیم‌النفسی که در موشک‌باران زمان جنگ، همسر و سه فرزندش و 15 نفر از دیگر بستگانش را از دست داده و در سال 84 بازنشسته شده است. اما امروز همچنان باصلابت و باتواضع، از آمادگی‌اش برای خدمت می‌گوید و از وظیفه‌ای که همه ما در مقابل انقلاب و نظام داریم. سریع صحبت‌مان را با این جمع تمام می‌کنیم تا حداقل یکی دوتا گفت‌وگوی دیگر داشته باشیم. «احمد حیدری داوودی» یکی از آنهایی است که به گفته همکارانش افتخار حفاظت از امام(ره) را در کارنامه خود دارد. او هم از خاطرات پاسداری می‌گوید و از قصه‌های شیرین روزهای با امام بودنش. با آقای داوودی در ورودی سالن مشغول صحبت هستیم که پیشکسوت دیگری در حالی که نوه‌اش او را همراهی می‌کند، عصازنان به سالن نزدیک می‌شود. عینک دودی و تیپ متفاوت این پیشکسوت نظرمان را به خود جلب می‌کند. به استقبالش که می‌رویم خودش را اینگونه معرفی می‌کند. «حسین عسکری ورجانی آخرین محل خدمت دانشکده شهید محلاتی سال 80 بازنشسته شده‌ام، حالم هم کاملاًً خوب خوب است. خیلی هم خوشحال هستم که امشب در جمع همکارانم هستم و همچنان در خدمت سپاه و انقلاب هستم.»
با شتاب البته با کمی تأخیر به صف جماعت می‌پیوندیم، اینجا هم صفای خاصی پیدا کرده است. یادآور نمازهای قرارگاه‌های جنوب و غرب کشور در زمان جنگ است. ویژگی دیگر این نماز جماعت این است که مثل خیلی جاها با مشکل کمبود امام جماعت هم مواجه نیست. تا دلت بخواهد در جمعیت امام جماعت موج می‌زند...

پیشکسوتان اولین سخنرانان
پس از نماز، بلافاصله در سالن همایش، برنامه‌ها آغاز می‌شود. پس از تلاوت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی. کلیپی کوتاه با حال و هوای خدمت در سپاه پخش می‌شود و در پایان هم یادی می‌کند از پیشکسوتانی از این جمع که در سال‌های گذشته به ملکوت ‌اعلی پیوسته‌اند. بماند که خرابی سیستم پخش، زیبایی کلیپ تهیه شده را در خود پنهان کرد. به رسم اکثر جلسات، در همین ابتدای مجلس، مداح اهل بیت حاج عباس حیدرزاده که او هم خود از پاسدارانی است که اخیراًً بازنشسته شده است، در آستانه ولادت حضرت زینب(س) به خوبی حال و هوا را زینبی و اهل بیتی می‌کند.
باز هم در ابتکار و سنت‌شکنی دیگری که به نظرم خاص این جلسه بود، پیش از هر سخن و برنامه‌ای، تریبون به دو تن از پیشکسوتان دعوت شده سپرده می‌شود. اولین نماینده پیشکسوتان، حجت‌الاسلام سلطانی است که با لهجه شیرین اصفهانی سخن می‌گوید. او از طلبه‌هایی می‌گوید که سال‌های عمر و جوانی خود را در راه انقلاب صرف کرده‌اند و هم‌اکنون هم پا به کار هستند. البته او مسئولان حاضر را از گله و شکایت بی‌نصیب نمی‌گذارد و می‌گوید: چرا روحانیون بازنشسته را رها کرده‌اند. حالا نوبت به آقای رضا گرزین، پاسدار پیشکسوتی رسیده است که باید به نمایندگی از پیشکسوتان غیر روحانی سخن بگوید. پس از مقدمه‌ای نسبتاًً مفصل به سراغ مسائل پاسداران بازنشسته می‌رود و با نگاهی فرهنگی، خواستار افزایش ارتباطات عاطفی صمیمی مسئولان سپاه و پیشکسوتان می‌شود. استفاده از تجربیات پیشکسوتان و اتخاذ تدبیری که پیشکسوتان سپاه در جلسات نیروهای جوان سپاه شرکت کنند و نظر بدهند، از دیگر نظرات این پاسدار پیشکسوت است.» فرصت نمایندگان پیشکسوت به پایان می‌رسد و اینکه آنها چقدر توانستند از این تریبون و در حضور مسئولان عالی‌رتبه شرکت‌کننده، مشکلات و مسائل مبتلابه بازنشستگان را منتقل کنند، الله اعلم!

هفت تشکل تخصصی راه‌اندازی می‌شود
حالا دیگر ساعت از هشت شب گذشته است و جلسه کاملاًً آماده است تا به قول شعر طنزی که مجری جوان بذله‌گوی همایش در این لحظه گفت، وعده و وعید‌های مسئولان آغاز شود. سردار دهشیری میزبان اصلی این جلسه و مسئول معاونت نیروی انسانی حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، اولین مسئولی است که پس از خیرمقدم و تعارفات معمول از برنامه‌های کانون بازنشستگان نمایندگی ولی‌فقیه سخن می‌گوید و از اینکه در عین حالی که می‌خواهد به توانمندی و ظرفیت پیشکسوتان نمایندگی توجه شود، نمی‌خواهند کاری موازی با کانون بازنشستگی سپاه بشود. او در همین خصوص و با اشاره به همایش امروز پیشکسوتان نمایندگی در قم از راه‌اندازی هفت تشکل تخصصی برای بهره‌گیری هرچه بیشتر از پیشکسوتان در راستای مأموریت‌های ذاتی نمایندگی سخن می‌گوید. البته در کنار اینها اشاره‌ای هم به معوقات حقوقی کارکنان می‌کند و از اینکه تاحدودی مشکل پرداخت پاداش بازنشستگان در ماه‌های ابتدای سال 91 حل شده است و صحبت‌های دیگر از این قبیل. دهشیری سخنانش را کوتاه تمام می‌کند تا هم رعایت حال میهمانانش را کرده باشد و هم وعده بیش از توان نداده باشد.

مطالبه‌گری را سرلوحه کارتان قرار دهید
حالا دیگر با همه این تفاسیر، نوبت سخنرانان یا سخنران اصلی است تا دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های خود را در این خصوص بگوید. حجت‌الاسلام والمسلمین «حاجی‌صادقی» جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه که از همان ابتدای جلسه ساده و بی‌ریا در جمع همکاران دیروز و هم‌لباسانش حضور یافته است، با بیان خاطره‌ای طنز، فضای رسمی جلسه را می‌شکند و سخن را آغاز می‌کند. در همان ابتدا تکلیف جلسه راهم روشن می‌کند و می‌گوید: «هدف از این همایش، شروع یک پیوند بیشتر و استفاده از شما بزرگواران است نه خدمات‌رسانی. شما سنگرنشین انقلابید و ما مدعی هستیم ما دعوت شده نیستیم و شما صاحب این قضیه هستید...»
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه به نکته دیگری نیز اشاره می‌کند که پاسخی است به آنهایی که می‌گویند مسئولان برای ما کاری نکرده‌اند. او می‌گوید: «جایگاه امت، مطالبه‌گری و موضع مسئولان باید پاسخگویی باشد. بیایید مطالبه‌گری کنید. اگر شما بازنشسته پژوهشکده‌اید، سپاهید، مجتمعید و خلاصه هر کجا که هستید، بیایید به ما بگویید شما دارید اینجا کوتاهی می‌کنید و ضعیف برخورد می‌کنید.» حاجی‌صادقی جمع را مناسب می‌بیند و گریزی می‌زند به چالش‌های داخلی و خارجی فراروی انقلاب اسلامی و به بحث سکولاریسم مورد اشاره رهبری اشاره می‌کند و اینکه عده‌ای می‌خواهند دینداری منهای انقلاب را ترویج کنند. به همه این مسائل اشاره می‌کند و به نقش پیشکسوتان در این عرصه تأکید می‌کند. و اینکه سرمایه عظیم فکری اعتقادی پیشکسوتان نمایندگی و آحاد پاسداران باید چون گذشته در خدمت انقلاب و نظام باشند. وی در پایان صحبتش مراکز علمی پژوهشی نمایندگی در قم را مورد خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: «فردی که 25 سال در پژوهشکده ما نوشته و مطالعه و پژوهش کرده است، این فرد الآن موقع بازدهی‌اش است، چرا اینها را رها کنیم؟ یا آن برادری که 30 سال در مجتمع آموزشی شهید محلاتی تدریس داشته است. چرا این باید رها شود؟...»
خطابی که می‌تواند برای تمام مراکز سپاه ساری و جاری باشد. زیرا چه بسیار فرماندهان و مسئولان و کارشناسان توانمند بازنشسته‌ای که امروز در کنج خانه نشسته‌اند و کمتر کسی از آنها یادی می‌کند.

طرح توانمندسازی بازنشستگان در دستور کار است
سردار دقیقی، رئیس سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) سخنران پایانی است. سردار از چگونگی شکل‌گیری این سازمان می‌گوید و از تدبیر و توجهی که مقام معظم رهبری به این مجموعه دارد. او به طرح توانمندسازی نیروهای مسلح اشاره می‌کند و به اینکه کد سهامداری مثل کد ملی در اختیار همه بازنشستگان نیروهای مسلح قرار می‌گیرد و می‌گوید: «طرح توانمندسازی مورد عنایت رهبری است و ایشان فرموده‌اند طرح ارائه کنید. ما هم طرحی آماده کرده‌ایم که در روزهای آتی در ستاد کل بحث خواهد شد و امیدواریم که به زودی این طرح به معظم‌له تقدیم شود.» وی به دغدغه‌های بازنشستگان اشاره می‌کند و می‌گوید: «با نظرسنجی‌های صورت گرفته 78 درصد بازنشستگان مشکل بیکاری فرزندان‌شان را داشته‌اند که امیدواریم با مشارکت شما عزیزان این مشکل به سرانجام مطلوب برسد.» وی به طرح کرامت و به دغدغه‌های تعیین بانک عامل اشاره می‌کند و می‌گوید: «با اجرایی شدن نهایی این طرح، کلیه کارهای خدمات درمانی، خدمات اتکا، خدمات بازنشستگی و ده‌ها خدمت دیگر به‌وسیله این کارت انجام خواهد شد.» سردار دقیقی به دغدغه‌های مبحث دارو و درمان هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «یقین داریم که این خدمات در شأن و مجاهدان فی‌سبیل‌الله نیست، اما بر این باوریم که خدمات درمانی نیروهای مسلح تاکنون موفق‌تر از دیگران عمل کرده است.» وی درباره اجرایی کردن سخن مقام معظم رهبری که در پشت دفترچه‌های درمانی آمده است، می‌گوید: «امروز تمام تلاشمان این است که در عمل، این سخن تحقق یابد که البته برای این مهم تدبیر لازم است، ولی همین که امروز توانسته‌ایم در بخش بستری در مراکز طرف قرارداد صد درصد هزینه‌ها را پرداخت بکنیم، جای بسی خرسندی است.»
حرف‌های سردار دقیقی در همین حال و هوا در پشت تریبون و به‌طور رسمی پایان می‌یابد هرچند که در آن شب وی و همکارانش در سالن همایش و بیرون از سالن همچنان پاسخگوی سؤالات متعدد مراجعان بودند.
اما آخرین برنامه‌ای که اجرا شد، تجلیل از مسن‌ترین، اولین و چند آزاده و جانباز بازنشسته بود که با حضور مسئولان انجام شد حرکتی که هم جای تقدیر داشت و هم خاطره‌ای شد برای این عزیزان.
و دقایقی بعد، عزیزان بازنشسته باز هم گروه‌گروه، مرکز آموزشی امام علی(ع) را ترک می‌کنند و من با خود می‌گویم آیا باز هم این جلسات تکرار خواهد شد و به‌راستی چه‌قدر از وعده‌هایی که در جلسه امشب داده شد، عملی خواهد شد؟ و ناخودآگاه شعر برادر حیدرزاده پیشکسوت مداح دوباره در ذهنم تداعی می‌شود: «ما عاشقان کلام خدا و ولایتیم/ چون رهروان طریق سعادتیم/ خط حسین و راه شهیدان مرام ماست/ چون پیشکسوتان جهاد و شهادتیم/ ما پاسدار نهضت روح خدا شدیم/ ما همچنان بر سر این عهد و بیعتیم...»


گزارش صبح‌صادق از همايش سازمان موزه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس
تمام اسناد جنگ تحميلي را باید به موزه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس تحویل داد

رحيم محمدی

سازمان موزه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس همايش 800 نفره‌اي را به منظور تبيين برنامه‌هاي در دست اجراي اين سازمان برای ساخت موزه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس، برگزار كرد كه طي آن سخنرانان درباره اهميت اين كار مطالبي را بيان كردند كه به صورت اجمالي در ادامه آمده است.
* موزه بزرگي در حال ساخت است
سردار سیدمسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به اینکه موزه بزرگی در حال ساخت است، گفت: به زودی شاهد برپایی موزه بزرگ و ماندگاری برای اعصار تاریخ آیندگان و به‌عنوان مدل و الگوی موفق مدیریت اسلامی، انقلابی، جهادی و عالمانه خواهیم بود.
وی با بیان ضرورت دقت در تدوین محتوا، افزود: علاوه بر دقت در تدوین محتوا باید سرعت عمل هم داشته باشیم تا در یک مقطع نزدیک، به مرحله روشنی از محتوای موزه دست یابیم، لذا این کار بزرگ نیاز به حضور و مساعدت و همکاری همه دستگاه‌هاي دولتی، غیر دولتی، عمومی و سازمان‌هاي مردم‌نهاد دارد.
*موزه دفاع مقدس با تأييد مقام معظم رهبري ساخته مي‌شود
سردار مرتضی قربانی، رئیس سازمان موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هم با اشاره به اینکه وقایعی که در موزه به آنها پرداخته مي‌شود از سال 1342 تا پایان جنگ تحمیلی را در بر مي‌گیرد، از تأکید رهبر معظم انقلاب بر ساخت موزه خبر داد و بیان داشت: بر اساس رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، شورای سیاست‌گذاری با حضور 40 نفر تشکیل شده که این شورا تاکنون 55 پروژه به علاوه، دو پروژه در زمینه تبلیغات و زنان را تصویب کرده است. البته در کنار این پروژه‌ها 70 ناظر نیز حضور دارند.
سردار قربانی با تصریح این نکته که اکنون سپاه و ارتش بر خلاف دستگاه‌هاي کشوری در اجرای پروژه‌ها از سرعت خوبی برخوردار هستند، یادآور شد: کارگروه مهندسی ما زمینی در مجاورت اتوبان تهران ـ قم و در کنار حرم حضرت امام را برای احداث موزه پیش‌بینی کرده بود، اما پس از سه سال با تملک این زمین برای موزه مخالفت شد و بدین ترتیب 30ـ 40 درصد از کارهای مطالعاتی ما بر روی این زمین از بین رفت، لذا مجبور شدیم مجدد کارهای مطالعاتی را بر روی زمینی که ما به ازای آن به مساحت 43 هکتار در جنوب حرم امام دادند، شروع کنیم.
* تاریخ طبقه‌بندی اسناد دفاع مقدس گذشته است
در ادامه سردار سرلشکر بسیجی سیدحسن فیروزآبادی هم در سخنانی با تأکید بر اینکه دفاع مقدس پر فرازترین قله‌ها را در دینداری، خدامحوری، اخلاق علوی و زهرایی، ایثار و شهادت، صبر و پایداری زینبی با خود به همراه دارد، بیان داشت: سردار قربانی اقدامات مجاهدانه، وسیع و عمیقی با دلسوزی نشئت گرفته از دوران دفاع مقدس برای به سرانجام رسیدن موزه انجام مي‌دهد؛ حالا دیگر فیروزآبادی، فرماندهان و رزمندگان همه باید در خدمت قربانی باشیم و ضمن تبعیت، به ایشان کمک کنیم.
سردار فیروزآبادی تأکید کرد: مسئولیت ساخت موزه انقلاب اسلامی در ابتدا بر عهده آیت‌الله جنتی بود، اما در پیشنهادی که به ایشان ارائه کردیم، این مسئولیت به ما محول شد تا موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را ستاد کل نیروهای مسلح احداث کند.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تصریح كرد: حفاظت تمام اسناد و مدارک و تجهیزات موجود در رابطه با دفاع مقدس را باید به موزه تحویل دهد، زیرا دیگر تاریخ حیطه‌بندی و طبقه‌بندی‌هاي آن‌ها گذشته است، مگر اینکه سند جدیدی وجود داشته باشد. از سوی دیگر پیامی که مي‌خواهیم در این موزه منتقل کنیم باید مورد وثوق و درست باشد.
* بايد توفاني و شبانه‌روزي درباره دفاع مقدس نوشت
سپس سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه نیز با اشاره به اینکه دفاع مقدس همانند نازله‌ای از عاشورا در حد وسعت و بضاعت ما خلق شد، خاطرنشان کرد: مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس حاکمیت بخشیدن به ارزش‌های الهی در سخت‌ترین دوران چالش بود. اما با اين حال توانستیم همه این چالش‌ها را متلاشی و از آنها عبور کنیم و پرچم اعتقاد، ایمان و استقلال را بر بام عالم به نمایش بگذاریم.
وی با بیان اینکه شهدا ستارگان درخشانی هستند که مي‌توان راه را با کمک آن‌ها پیدا کرد، یادآور شد: اگرچه امروز شهدا در خاک نهفته‌اند، اما همچون ستارگان درخشان، ضامن جاودانگی، تندیس زندگی و پایداری ما هستند. پس این سرمایه‌هاي جاودانه، الهام‌بخش، اطمینان‌بخش و روحیه‌آفرین زندگی ما، نباید مخفی بمانند بلکه باید با زمان حرکت کنند و به جلو بیایند.
سردار سلامی با تصریح این موضوع که باید این تاریخ را برای انتقال به آیندگان با همان جنس اخلاص نوشت، افزود: ما در انتقال این تاریخ کند عمل مي‌کنیم به همین دلیل باید همانند دوران جنگ، جنگ را توفانی، شبانه‌روزی و با دلهره از دست دادن زمان و فرصت‌ها و سرمایه‌ها، نوشت و به آیندگان منتقل کرد.
* موزه مي‌تواند موجب اعتماد به نفس شود
امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش هم با اشاره به اینکه آمادگی رزمی، امنیت روانی به دنبال دارد، گفت: توجه به مولفه‌هاي آمادگی رزمی فقط در بعد سخت آن محدود نمی‌شود، بلکه بعد عمیق‌تر و ژرف‌تر آن، فرهنگی است که این بخش نیاز به توجه ویژه دارد، لذا احداث موزه مي‌تواند یکی از این توجهات باشد.
وی افزود: موزه در جای خودش مي‌تواند موجب اعتماد به نفس شود و امنیت روانی و بازدارندگی را به دنبال داشته باشد، بنابراین در احداث موزه باید به دو محور بصیرت و شناخت و عمل به تکلیف بدون در نظر گرفتن نتیجه، توجه کرد.
* نقش جهاد کم‌رنگ شده است
سپس حسن بیگی، از رزمندگان جهاد سازندگی با بیان این نکته که جهاد در دوران دفاع مقدس هزاران پل و بیش از 1000 کیلومتر جاده احداث کرده، خاطرنشان کرد: جهادگران در کنار سپاه و ارتش، هر کجا انجام کاری بر زمین مي‌ماند را عهده‌دار مي‌شدند، اما متأسفانه به دلیل ادغامی که صورت گرفت، نقش جهاد کم‌رنگ شده، لذا تقاضا داریم این موزه کمک کند تا نقش مهندسی رزمی جهادگران در جبهه‌ها به درستی بیان شود.
* در دفاع مقدس فهمیدیم چگونه باید در بین قدرت‌ها خود را نگه داریم
دکتر محسن رضايي، فرمانده اسبق كل سپاه نيز در ادامه با تصريح اين نكته كه بايد با سرعت و نهايت دقت كار احداث موزه را پيش برد، يادآور شد: در دفاع مقدس فهميديم چگونه بايد در بين قدرت‌ها خود را نگه داريم و در بين افكار و روش‌ها و ايده‌ها و مكتب‌هاي مختلف خود را بسازيم. در واقع جنگ را براي انهدام ما طراحي كرده بودند، اما سكوي پرش ما شد و تبديل به بستري شد تا قد بكشيم و در دنيا آدرس پيدا كنيم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: خيلي‌ها تلاش مي‌كنند چهره جنگ را سياه نشان دهند و حتي برخي از خودي‌ها هم از سر دلسوزي اين گونه القا مي‌كنند كه به امام جام زهر نوشانديم و بدين ترتيب چهره جنگ را سياه نشان مي‌دهند.
وي با تأكيد بر اينكه دشمنان به دنبال اين هستند که راهي جز راه دفاع مقدس را به ما نشان دهند تا بدين شكل ما را از مسير دفاع از انقلاب خارج كنند، ادامه داد: موزه دفاع مقدس بايد جامع و فراگير، حقايق‌نگر و الهام‌بخش باشد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام سیدرضا تقوي
«قاعدین» بی‌بصیرت و ترسو هستند

قاعدين در حكومت چندساله علي(ع) يك جريان هستند و با طرز تفكر و سخناني كه ايراد مي‌كردند توانستند بر اقشار مختلف جامعه تأثير بگذارند و برنامه‌هاي مولاي متقيان علي(ع) را با مشكل روبه‌رو سازند.
منظور ما در اين بحث از واژه قعود و قاعدين يعني «نشستگان»، كساني هستند كه حضور در صحنه‌هاي سياسي و اجتماعي ندارند و از حضور در صحنه‌هاي اجتماعي كناره‌گيري مي‌كنند. با اينكه توقع هست كه در جامعه حضور پيدا كنند.
قرآن كريم واژه قاعدين را در كنار مجاهدين به‌كار مي‌گيرد. «فضل‌الله المجاهدين القاعدين اجراً عظيماً» آدم‌هاي بي‌درد كه هميشه دوست دارند سر سفره آماده بنشينند و استفاده كنند هيچ‌گاه حاضر نيستند در صحنه حاضر باشند. طبيعي است كه مجاهدين بر قاعدين فضيلت دارند. هر فضيلتي هست براي مجاهدان و آن انسان‌هایي كه در صحنه حضور دارند و نقش ايفا مي‌كنند، است.
قاعدين مي‌گويند چون نمي‌توانيم حق و باطل را تشخيص بدهيم بهتر است كنار بنشينيم! بهانه مي‌آورند چون فضا غبارآلود است فتنه وجود دارد ما در فتنه خودمان را كنار مي‌كشيم.
در تمام انقلاب‌هاي تاريخي كساني بودند كه از آغاز جزء مجاهدين و انقلابيون بودند، ولي به مرور زمان به‌دلايل مختلف سست شدند و خود را از حوزه‌هاي سياسي و اجتماعي كنار كشيدند.
يكي از قاعدین عبدالله‌بن‌عمر ـ فرزند خليفه دوم ـ بود كه حالت زهد هم به‌خودش گرفته در غالب فقه و فقاهت كه معارف اسلامي را هم مي‌شناسد و محور اين جريان شده ايشان از علي(ع) فاصله گرفت. [دیگری]سعدبن ابي‌وقاص بود سردار قادسيه كه يكي از معروف‌ترين آن زمان بود، آدمي بسيار ناهنجار و پسرش هم عمر كه در كربلا آمد و روبه‌روي امام حسين(ع) ماند.
حضرت علي(ع) در مورد اين چهره‌هاي بي‌تفاوت كه در شرايط حساس و زمان نياز به گوشه‌اي مي‌خزند، مي‌فرمايد: «خذلوا الحق و لم‌ينصروا الباطل» حق را خوار و ذليل كردند و باطل را نيز ياري نكردند. اما همين گوشه‌گيري آنها بسيار اثر منفي گذاشت چون بعضي از چهره‌ها هستند كه سكوت‌شان معني دارد و ضربه مي‌زند. مردم توقع دارند كه اينها كنار نباشند، از حق دفاع كنند. ما در زمان خودمان هم از اين چهره‌ها زياد داريم. به‌خصوص بعضي از چهره‌هاي بزرگ و نخبگان و يا چهره‌هايي كه جامعه روي آنها سرمايه‌گذاري كرده به عنوان يك چهره مؤثر بايد در جامعه باشند. به اين دلايل كه فتنه است دو گروه مسلمان روبه‌روي هم ايستادند ما بايد خودمان را كنار بكشيم و جان‌مان را سالم از اين فتنه بيرون ببريم اينها با چنين افكاري علي زمان را ياري نمي‌كنند.
دو راه بيشتر نيست؛ يا انسان در مسير حق مي‌ماند يا در مسير باطل. جبهه سومي وجود ندارد كه عده‌اي بخواهند بگويند ما اگر در جبهه حق نيستيم در جبهه باطل هم قرار نگرفته‌ايم. گاهي سكوت انسان را در جبهه باطل قرار مي‌دهد. شخصی در جنگ جمل خدمت امام علي(ع) رسيد و پرسید: آيا زبير و طلحه با اين سابقه درخشاني كه دارند مي‌شود بر مسير باطل باشند، تا جایي كه ما روبه‌روي آنها قرار بگيريم و با آنها بجنگيم؟ امام فرمود: اشتباه تو در اين است كه به جاي اينكه اول به دنبال حق بروي و بعد چهره‌ها را با حق بسنجي و محك بزني تو اول دنبال چهره رفتي و سپس مي‌خواهي با چهره به حق برسي اين اشتباه است. اول حق را بشناس و بعد افراد را با حق بسنج. بعد عرض كرد: من برايم مسئله مبهم است. من نه در جبهه شما و نه در جبهه زبير قرار مي‌گيرم، بلكه در جبهه عبدالله‌بن‌عمر قرار مي‌گيرم. علي(ع) فرمودند: عبدالله‌بن‌عمر و سعدبن‌ابي‌وقاص حق را ياري نكردند و باطل را هم سركوب نكردند.
علي(ع) در ميدان جنگ با ياران باوفايش مي‌رفتند خون مي‌دادند و مي‌جنگيدند و اينها به دنبال عبادت و حج خودشان بودند. بنابراين مشخصات قاعدين چيست؟ اينها اولاًً خودي هستند و از بيرون نمي‌آيند اكثر اين افراد خوش‌سابقه هستند، كارهاي نيك و مبارزات بزرگ انجام داده‌اند.
قاعدين اگر به صورت يك جريان فكري سياسي و اجتماعي در بيايند بسيار خطرناك مي‌شوند و يكي از راه‌هاي نفوذ دشمن از طريق همين افراد است. دشمنان معمولاًً اينجا را روزنه مناسبي مي‌بينند. براي اينكه وارد جامعه اسلامي بشوند روي اينها كار مي‌كنند.
اين همان اسلام آمريكایي است كه با منافع رسمي آمريكا كار نداشته باشد. اسلام آمريكایي را اگر بخواهيم در زمان خودمان بهتر بشناسيم و با تاريخ اسلام تطبيق كنيم يعني همان قاعدين يعني همان گوشه‌نشينان امروز.
امام روي اين جريان اسلام آمريكایي حساس بود. اسلام ناب محمدي(ص)، اسلام با نشاط، اسلام جهاد، اسلام ضد ظلم، اسلام علي‌بن‌ابي‌طالب، اسلام حسين‌بن‌علي يعني هميشه در ميدان حضور دارند و روي ظلم بسيار حساس هستند؛ اين اسلام است.
امروز هم هستند كساني كه سر سفره امام زمان(عج) نشسته‌اند، گوشت و پوست آنها از امام زمان و همه امكانات‌شان و آسايش‌شان از خون اين شهدا است، [اما] حاضر نيستند از انديشه‌هاي بالاي رهبري و نخبگاني كه در ميدان حضور دارند و حق و حقيقت را دنبال مي‌كنند، حمايت كنند. ولي همين اشخاص دم از اسلام و ولايت‌مداري مي‌زنند!
دیگر خصلت‌شان ضعف فكري و نداشتن تحليل كاملي از شرايط زمان همان[است.] «خواص بي‌بصيرت»؛ اصطلاح جالبي كه مقام معظم رهبري بر اينگونه افراد لقب دادند. اينها ضعف فكري دارند و نمي‌توانند تحولات جامعه را تفسير كنند و در يك كلام بي‌بصيرت هستند.
مشخصه دیگر اينها ترس است؛ آدم‌هایي بزدل هستند.
امام علي(ع) هيچ‌گاه اين افراد (قاعدين) را وادار به بيعت نكرد. عمار ياسر يك روزي به امام گفتند اجازه بدهيد من بروم سراغ اين افراد تا بيايند با شما بيعت كنند و در كنار شما قرار بگيرند، امام فرمود: كسي كه به ما احتياج ندارد ما هم به او احتياج نداريم. علي(ع) به اين افراد بي‌اعتنایي كرد. آنهایي كه خودشان سخنان حق ما را و روشنگري‌هاي ما را نمي‌پذيرند چرا آنها را بياوريم به صحنه. البته اگر مي‌آمدند امام استقبال مي‌كرد. علي(ع) از اين افراد نااميد شده بود كسي كه به امام و حكومت اسلامي مراجعه نمي‌كند و احساس نياز نمي‌كند ما هم به آنها احتياجي نداريم.
منبع: سایت اجنا، سخنرانی
حجت‌الاسلام سیدرضا تقوی پیش از خطبه‌های نمازجمعه تهران در تاريخ(13/12/89)


آیینه خواص

اسیدبن‌حضیر ـ 5
محبوب خلفا!

مسیر زندگی اسیدبن‌حضیر پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) به کلی تغییر کرد و چنانچه پیشتر اشاره شد وی بارها با تعصبات قبیله‌ای و قومی تصمیم گرفت! به‌طوری که او در سقيفه بنى‌ساعده به جهت مخالفت و لجاجت با پيشنهاد خلافت سعدبن‌عباده خزرجى جانب ابوبكر را گرفت. (اسدالغابه، ج‌1، ص‌112) سعد در جمع از برتری انصار بر مهاجرین گفت و برخی او را پایه‌گذار سقیفه می‌دانند. اسید چون او از قبیله خزرج بود و سال‌ها دو قبیله اوس و خزرج با هم اختلاف داشتند و در واقع خزرجیان رقیب اسید اوسی بودند. او با سعد در مورد خلافت یکی از انصار مخالفت کرد و گفت: «خلافت باید در قریش بماند.»
او از نخستين كسانى بود كه با ابوبکر بيعت كرد (تاريخ يعقوبى، ج‌2، ص‌124) و مردم قبیله «اوس» را تشویق نمود تا با او بیعت کنند. 
بعدها که انصار از تسلط قریش ناراضی شدند، خزرجیان می‌گفتند تقصیر اسیدبن‌خضیر بود که اول بار با ابوبکر بیعت کرد. اوسیان نیز تقصیر را به گردن بشیربن‌سعد خزرجی ‌انداختند.
 ابوبكر به شدت به اسید احترام مى‌گذاشت و با او مشورت مى‌كرد و هيچ‌كس را بر او مقدم نمى‌داشت. (اسد‌الغابه، ج‌1، ص‌112)
بنا به گزارش‌هايى، اسيد همراه گروهى براى گرفتن بيعت از علی(ع) و یارانش به منزل علی آمدند و آنها را تهديد كردند كه در‌ صورت خوددارى از بيعت با ابى‌بكر، خانه را آتش خواهند زد. (المسترشد، ص‌378؛ قاموس الرجال، ج‌2، ص‌140؛ بحارالانوار، ج‌2، ص‌18)
 اسيد پس از ابوبكر، عمربن‌‌خطاب را شايسته‌ترين فرد براى خلافت مى‌دانست.
در زمان عمر و فتوحاتش، اطلاعی از اسید، نیست، فقط «ابن عساکر» حضور او را در «جابیه» و فتح بیت‌المقدس، ثبت کرده است. جابیه شهری قدیمی و با اهمیت در قرون اولیة اسلامی است که، در جنوب سوریة کنونی و امروزه نام قریه‌ای در همان موضع است. این شهر در حدود هشتاد کیلومتری جنوب دمشق، تقریباً در قسمت میانیِ استان دَرعای کنونی، نزدیک آبادی نَوا قرار داشت. دامنه‌های جنوبی شهر منتهی به نهر یَرْموک بود و به همین سبب آب و هوای مناسبی داشت. برخی جابیه (جمع آن الجوابی) را به معنای آبگیر یا استخر کوچک دانسته‌اند.
اسید از رسول خدا (ص)، روایاتی دارد و بخاری و مسلم، از علمای اهل تسنن، از او 18 حدیث نقل کرده‌اند. در شأن نزول آیه «و يَسـئَلونَكَ عَنِ المَحيضِ قُل‌هُوَ اَذىً فَاعتَزِلُوا النِّساءَ فِى المَحيضِ ولا‌تَقرَبوهُنَّ حَتّى‌ يَطهُرنَ»؛ (بقره: 222) گفته شده است کسی که این پرسش را از رسول خدا مطرح کرد اسید بوده است.
اسید، در سال 20 هـ .ق، در ماه شعبان از دنیا رفت. عمربن‌خطاب بر او نماز گزارد و در قبرستان بقیع، مدفون شد. پس از فوتش 4000 درهم بدهکار بود که عمر با طلبکارانش صحبت کرد و از آنها مهلت خواست و حساب او را تسویه نمود. برخی گفته‌اند عمر برای این کار بخشی از اموال خود را فروخت.


نقطه نظر
حجت‌الاسلام محمدعلي منتظري موحد

ترس از جهنم
قال‌الله تبارک و تعالي: «والذين يقولون ربنا اصرف‌عنا عذاب جهنم ان عذابها کان غراما» خداوند متعال یکی از ويژگي‌های بندگان خاص و ويژه خود را اينگونه بيان مي‌فرمايد: عباد الرحمن، بندگان خوب و ممتاز، کساني هستند که مي‌گويند پروردگارا عذاب جهنم را از ما دور بگردان که عذاب آن دائم است. «انها ساءت مستقرا و مقاما» چرا که جهنم بد قرارگاه و جايگاهي است. خداوند متعال دو مطلب را با تأکيداتي خطاب به حضرت رسول اکرم(ص) چنین بيان مي‌فرمايد: «نبيء عبادي اني انا الغفور الرحيم و ان عذابي هو العذاب الاليم» (حجر/۴۱) به بندگان من خبر بده که من بخشاينده و مهربانم، يعني همه بايد به رحمت من اميدوار باشند و در مسير زندگي خود براي کسب شايستگي بيشتر گام بردارند تا از رحمت فراگير من محروم نشوند. به بندگان من خبر بده که عذاب من عذاب دردناکي است، يعني هيچ‌کس نبايد عذاب مرا حقير بشمارد و از اينکه در عذاب من داخل شود ايمن باشد. خداوند متعال 70 بار در قرآن، عذاب خود را به «اليم» يعني دردناک بودن و در موارد بسياري به شديد و سخت بودن توصيف کرده است. در 126 مورد در قرآن کريم از آتش جهنم نام برده و در مواردي براي اينکه مردم آن را از قبيل آتش‌هاي دنيوي تصور نکنند آن را آتش خاص و بزرگي معرفي مي‌‌کند. «الذي يصلي النار الکبري ثم لايموت فيها و لايحيي» افراد شقاوتمند در آتش بزرگ جهنم مي‌سوزند، نه مي‌ميرند تا راحت شوند و نه زنده واقعی هستند که از زندگي خوب و لذت‌بخش برخوردار باشند.
توصيف آتش جهنم به آتش بزرگ از اين جهت است که (بگوید از) حرارت آتش‌هايي که در دنيا وجود دارد بسيار زيادتر است که حضرت صادق(ع) در اين واسطه فرمودند: حرارت اين آتش‌هاي شما در مقايسه با آتش جهنم 70 درجه تنزل و کاهش پيدا کرده، حرارت اعماق خورشيد 20 ميليون درجه است، اما حرارت آتش جهنم به فرموده امام صادق(ع) 70 مرتبه فوق حرارت‌هاي ديگر است. به فرموده علامه طباطبايي آتش جهنم با آتش‌هاي دنيا خيلي تفاوت دارد. يکي از آن تفاوت‌هايي که آتش آخرت با آتش دنيا تفاوت دارد همين است که آتش دنيا فقط ظاهر را مي‌سوزاند، ولي آتش آخرت علاوه بر ظاهر، باطن را نيز مي‌سوزاند. آتشي است که از هر سو گناهکاران را احاطه کرده و مانند ستون‌هاي بلند زبانه کشيده که هيزم اين آتش، مردم و سنگ‌ها هستند که مراد از سنگ‌ها، بتهايي است که مورد پرستش انسان‌ها بوده است. «فاتقوا النار التي وقودها الناس والحجاره» اميرمومنان(ع) به من و شما مي‌فرمايد: اي مرد و زن مسلمان! «اعملوا ليوم تذخر له الذخائر» عمل کنيد براي آن روزي که ذخيره‌ها براي آن روز اندوخته مي‌شود. «و تبلي فيه السرائر» براي آن روزي که باطن‌ها و انديشه‌ها در آن روز آشکار مي‌‌شود. «واتقوا نارا حرها شديد» از آتشي بپرهيزيد که حرارتش شديد «و قعرها بعيد» عمق آن ناپيدا «و حليت ‌ها حديد» و زيور آن غل و زنجير «و شرابها صديد» آشاميدني آن زردآب و چرک جوشان است. از این رو بندگان خاص و خوب خدا از خداوند متعال مي‌خواهند که آنها را از عذاب جهنم دور کند.
* نماز جمعه شهر قنوات استان قم، 9 اسفند 92


فرمانده گروه ۲۴ بعثت در گفت‌وگو با صبح‌صادق
مدعیان دروغین مقابله با سلاح‌های کشتار جمعی، جنایات صدام را رقم زدند
مجتبی برزگر

در دوران دفاع مقدس ۵ تیپ «ش.م.ر» تحت عناوین والعادیات، نصرت، بعثت، امام سجاد(ع) و ستایش مأموریت مقابله با حملات شیمیایی و پدافند جنگ نوین را برعهده داشتند. با پایان یافتن جنگ این یگان‌ها در هم ادغام شدند و نهایتاًً در قالب یک یگان سال ۷۲ مقرّشان به شهرستان بروجرد انتقال یافت و تحت عنوان گروه ۲۴ بعثت فعالیت خود را در مرحله جدید آغاز کرد. در آستانه دومین یادواره شهدای شیمیایی کشور به سراغ سرهنگ پاسدار «سیف‌الله ایمانی» فرمانده گروه پدافند جنگ نوین ۲۴ بعثت که خود افتخار ۹۱ ماه حضور فعال در جنگ تحمیلی و مصدومیت شیمیایی را دارد و مسئولیت ستاد برگزاری دومین یادواره شهدای شیمیایی کشور برعهده اوست، رفتیم. مشروح گپ‌وگفت خبرنگار صبح‌صادق با این فرمانده در ادامه آمده است.
* در آستانه برگزاری دومین یادواره شهدای شیمیایی هستیم. شاید برای بسیاری سوال شود که پس از سال‌ها از پایان جنگ چه عاملی سبب شد تا به فکر احیای جامعه شهدای شیمیایی کشور بیفتید؟
همان‌طور که می‌دانید جامعه شیمیایی کشور چه شهدا و چه جانبازان با گذشت چندین سال از جنگ تحمیلی در مظلومیت به سر می‌بردند و می‌برند. با تشکیل گروه ۲۴ بعثت در اواخر دهه ۸۰ به این فکر افتادیم که همانند دیگر رسته‌ها، پدافند جنگ نوین و شیمیایی هم یادواره‌ای برگزار کند. به همین دلیل زنگ عملیات شناسایی شهدای شیمیایی کشور خصوصاًً در سطح یگان‌‎های فعال حوزه پدافند جنگ نوین و شیمیایی دوران دفاع مقدس در اواخر سال ۸۸ به صدا درآمد. البته در طول این سال‌ها بازدید‌ها و سرکشی‌های متعددی به خانواده‌های معظم شهدای شیمیایی و حتی بعضاًً جانبازان هم داشتیم. در این بین موفق شدیم هفتصد شهید یگان‌های فعال در عرصه شیمیایی و هشت هزار شهید شیمیایی در سطح کشور را هم شناسایی کنیم. در بخش بعدی خلأ گرامیداشتی برای این جامعه مظلوم احساس می‌شد، از این‌رو تلاش‌هایی صورت گرفت که به برگزاری یادواره‌ای در سال ۹۱ ختم شد.
*در دومین یادواره شهدای شیمیایی کشور چه اهدافی دنبال می‌شود؟
اولین هدف ما در یادواره دوم، زنده نگه داشتن یاد شهدای مظلوم شیمیایی کشور است. بالاخره این هشت هزار شهید شیمیایی که روزبه‌روز هم با افزایش آماری آنها مواجه هستیم، به واسطه همین سلاح‌ها و مهماتی که از جانب اروپایی‌ها، آمریکایی‌ها به صدام اهدا شد، به شهادت رسیده و می‌رسند. خواستیم در هدف دوم، ندای مظلومیت و این جنایت‌ها به گوش جهانیان برسد.
البته در این فضای سیاسی برپایی این یادواره در جریان مذاکرات که همواره ما را به اقداماتی متهم می‌کنند که اصلاًً به دنبال آن نیستیم، می‌تواند بسیار موثر باشد. نمایندگانی از حلبچه، ناکازاکی و هیروشیما هم به مراسم دعوت شده‌اند.
* می‌توان دفاع مقدس را دایره‌المعارفی دانست که در این سال‌های پس از جنگ تنها صفحاتی از آن ورق خورده است و ناگفته‌های زیادی از جنگ وجود دارد، آیا شما هم چنین اعتقادی دارید؟
بله. از رشادت‌ها، شجاعت‌ها، شهامت‌ها، از خودگذشتگی‌ها گرفته تا مدیریت بحران و کارهای فرهنگی و اجتماعی در این دایره‌المعارف هشت ساله می‌توان مطلب پیدا کرد. اما یکی از زاویه‌هایی که در اذهان عمومی مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌‌ همان مظلومیتی است که حقیقتاًً در جنگ تحمیلی شاهد آن بودیم.
 در طول دوران دفاع مقدس هرگاه دشمن در جبهه‌های جنگ از رزمندگان ما شکست می‌خورد، می‌آمد شهرهای ما را بمب‌باران‌ و موشک‌باران‌ می‌کرد و مردم بی‌دفاع را به شهادت می‌رساند و حتی این اواخر در مناطق مسکونی، مردم و رزمندگان ما را مورد هجوم سلاح شیمیایی قرار ‌داد. ما وظیفه داریم این ندای مظلومیت را به گوش مردم دنیا خصوصاًً جوانان عزیزمان که آن دوران را درک نکردند، برسانیم تا آیندگان بدانند تمامیت ارضی این انقلاب با تحمل چه جنایاتی حفظ شده است.
* در جریان بازدیدهایی که از خانواده‌های معظم شهدای شیمیایی داشتید؛ مشخصاًً چه انتظاراتی دارند؟
خانواده‌های شهدای ما عموماً حرف‌شان این است که باید راه شهدا را ادامه بدهیم و از این مسیر منحرف نشویم. نباید بگذاریم خدای‌ناکرده خون شهدا پایمال بشود. جانبازان هم همین جملات را بر زبان‌شان می‌آوردند. بالاخره آنهایی که به واسطه ترکش و سلاح جنگی شهید شدند این اتفاق در یک لحظه افتاده است. ولی شهدای شیمیایی ما بعد از جنگ، با آسیب‌ها و مصدومیت‌ها و زجرها و سختی‌های آن دست و پنجه نرم کردند و سپس به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. جانبازان ما نیز با جانبازانی که مجروحیت جسمی دارند، فرق می‌کنند.
* برای ماندگاری آثار یادواره‌های برگزار شده چه برنامه‌های رسانه‌ای از قبیل تولید فیلم، کتاب، نشریه و... در نظر گرفته شده است؟
تمام اقدامات و کارهای انجام شده اعم از شناسایی خانواده‌های شهدا و جانبازان و مراحل برگزاری یادواره اول را به صورت مستندی درآوردیم. خلاصه زندگی شهدا همراه با عکس آنها در قالب یک کتاب چند جلدی تدوین شده است که ان‌شاءالله در سومین یادواره عرضه خواهد شد. همچنین پایگاه اینترنتی تحت عنوان شهدای شیمیایی راه‌اندازی شده تا علاقه‌مندان از اخبار روز این مجموعه آگاهی پیدا کنند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

مقابله با استکبار مولفه اصلی دکترین دفاعی ایران
دکترین‌های نظامی بالاترین و کلان‌ترین قواعدی هستند که در ساختار نظامی یک کشور تعریف می‌شوند و بر اساس آنها راهبردها و قواعد سطوح عملیاتی و نیز شگرد‌ها شکل گرفته و با تغییر آنها دستخوش تغییر می‌شوند. در جمهوری اسلامی ایران نیز بر برپایه ام‌القری بودن ایران با مدنظر قرار دادن اندیشه انقلاب اسلامی برای جهان اسلام، قواعد و دکترین‌های نظامی و امنیتی مبتنی بر چند مولفه تنظیم می‌شوند که یکی از آنها می‌تواند تعالیم دینی باشد، اما شاید اصلی‌ترین مولفه‌ای که می‌تواند دکترین‌های نظامی را در جمهوری اسلامی و یا در هر کشوری تغییر دهد، مولفه تهدیدات به‌عنوان مباحث بیرونی است.
انقلاب اسلامی از همان روز اول استقرار خود و یا حتی سال‌های پیش از آن در جریان مبارزات، اندیشه خود را دفاع از مظلومان و مبارزه با استکبار اعلام کرده و در رأس این استکبار در حال حاضر آمریکا، جهان غرب و رژیم غاصب صهیونیستی است. ورود به دفاع مقدس و درگیری‌های امنیتی در کشور بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این فرصت را به نیروهای انقلاب نداد تا بتوانند یک دکترین منسجم و فکر شده را به‌عنوان دکترین نظامی طراحی و پیگیری کنند، اما پس از ماجرای جام زهر و فارغ شدن نیروهای مسلح از مسئله دفاع در برابر تجاوزات عراق با دستور حضرت امام خمینی(ره)، دکترین دفاع همه‌جانبه در دستور کار نیروهای مسلح قرار گرفت و با بالا رفتن تجربه نیروها و فرماندهان و با تجربه منحصر‌به‌فردِ دو نیروی نظامی غیر موازی، به‌طور حتم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و فراتر از آنها، نیروهای مسلح انقلاب اسلامی نیاز به دکترین‌ها و قواعدی برای آمادگی در برابر تهدیدات داشتند. با گسترش تهدیدات از حوزه سخت به نیمه‌سخت و نرم، گستره دکترین‌ها افزایش پیدا کرد، اما نکته‌ای که در این زمینه اهمیت داشت این بود که تمام این دکترین‌ها بر اساس مطالعه و بررسی روی دشمن طراحی شد، چرا که اساساْ نیروهای مسلح و نیروهای مدافع وظیفه مقابله با دشمن را دارند و باید خود را متناسب با برخورد دشمن تجهیز و آماده کنند. در تداوم تجربیات دفاع مقدس به‌ویژه تجربیاتی که سردار شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری) در تغییر راهبرد دفاع مقدس در سال اول آن داشت، فرماندهان نظامی با مطالعه دقیق روی دشمن تحت عنوان مطالعه بر روی آیین متجاوز در طی جنگ‌های دو، سه دهه اخیر آمریکا به بررسی تمام ابعاد دشمن پرداختند و بر اساس اصولی همچون دفاع ناهمتراز و نامتقارن مبانی‌ای را تدوین کردند و با تقسیم کار بین نیروهای مسلح در کشور برای عدم انجام موازی کاری، هر واحد نظامی به دنبال توانمندسازی خود برای مقابله با تهدیدات مطالعه شده رفت. رهآورد این مسئله وجود هشت رده نیرویی در مجموعه‌های ارتش و سپاه و ساماندهی نیروهای مردمی در قالب سازمان بسیج مستضعفین در قالب سپاه‌های استانی بود. امروز با توجه به دیده‌ها و شنیده‌ها، جمهوری اسلامی طی سال‌های پس از پایان جنگ تحمیلی، خود را بر اساس تهدیدات دشمن به‌طور صد در صد آماده کرده و امروز بالاترین سطح آمادگی‌ها در نیروهای نظامی و مردمی ایران اسلامی برای مقابله با هرگونه تجاوز دشمنان وجود دارد.


خودت خبر نداري، شهيد شدي!
اواسط هفته گذشته مطلع شديم سازمان رسانه‌اي اوج مي‌خواهد از يكي از رزمندگان سابق دوران دفاع مقدس تجليل کند. به همين دلیل ما هم به اين محفل رفتيم تا ببينيم فردي كه قرار است از او تجليل شود چه حرف‌هايي براي گفتن دارد، از این رو آنچه در ادامه آمده است بيانگر گوشه‌‌اي از حال و هواي آنجا و حرف‌هايي است كه زده شد.
*رزمنده‌اي كه صدايش ماندگار شد
مي‌گفتند فوت كرده و برخي هم عنوان مي‌كردند، شهيد شده مثل خود من كه تا پیش از اين مراسم فكر مي‌كردم شهيد شده، حتي اين شايعه به گوش خودش هم رسيده بود، چرا كه وقتي درباره اين موضوع از او پرسيدم، گفت: «بله؛ من هم شنيدم كه مي‌گفتند شهيد شدم؛ به همين دلیل دوستانم به شوخي مي‌گفتند: خودت خبر نداري، شهيد شدي!»
اينها بخش‌هايي از جملاتي بود كه «اكبر شريعت» در گفت‌وگو با خبرنگار ما بيان كرد، اما اكبر شريعت كيست؟ براي پاسخ به اين پرسش و يادآوري چهره اين رزمنده دوران دفاع مقدس و برادر شهيد، نظر شما را به ابيات زير جلب مي‌كنم؛
كربلا، كربلا ما داريم مي‌آييم/ دفتر حزب اسلامي و ياران داديم
هفتاد و دو سردار، هفتم تير داديم/ بهشتي، مفتح، مطهري‌ها داديم
مصطفي خميني، رجايي، باهنرها داديم/ دستغيب، صدوقي، اشرفي، مدني‌ها داديم
منتظر محمد، اندرزگوها داديم/ كربلا، كربلا ما داريم مي‌آييم...
بله؛ اكبر شريعت مداح شيرازي است كه با خواندن اين نوحه در ظهر روز عاشوراي 63 آن هم در قرارگاه كربلا، در ذهن‌ها ماندگار شد. گرچه تاكنون هيچ كس سراغي از او نگرفته بود، ولي با برگزاري اين مراسم مجدد در ذهن‌ها آن نوحه به ياد ماندني و سبك خاصي كه در اجراي آن به چشم مي‌خورد، زنده شد.

* لطف خدا شامل حال من نشده است
از «شريعت» مي‌پرسم وقتي شايعه شهادت خود را شنيدي چه عكس‌العملي داشتي كه پاسخ مي‌دهد: «در مواجهه با اين شايعه به دوستان و اطرافيان مي‌گفتم كه من مثل برادر 16 ساله‌ام كه به عنوان بسيجي در مرحله دوم عمليات رمضان به شهادت رسيد، لطف خدا شامل حالم نشده است.»

*آرزويش ديدار با رهبر معظم انقلاب است
«شريعت» اكنون 70 سال سن دارد و گرد كهولت بر چهره‌اش نشسته و دستانش مي‌لرزد، اما با اين وجود با دلي محكم و استوار خواهان سلامتي ولي فقيه‌اش است و آرزوي خود را هم زيارت مقام معظم رهبري مي‌داند.

*ما و مني ندارد
سردار «سعيد قاسمي» از رزمندگان دوران دفاع مقدس هم كه به اين محفل دعوت شده بود،‌ مي‌گويد: وقتی اين نوحه را گوش مي‌كنم ناخود‌آگاه من هم همراه با عزاداران پاي منبرش كه عقب و جلو مي‌رفتند و سينه مي‌زدند،‌ چنين حالتي بهم دست مي‌دهد، چون ما و مني در آن وجود ندارد.

*از 118 كمك گرفتم
«مصطفي دالايي» كه به همراه شهيد رضا مرادي‌نسب،‌ غلامعلي طلايي و محمد صدري اين كليپ بياد ماندني را ضبط كردند، توضيحاتي درباره چگونگي ضبط اين عزاداري كه بدون هماهنگي و اطلاع قبلي صورت گرفته، ارائه مي‌دهند تا اينكه نوبت به اكبر نقيبي، پژ‍وهشگر دفاع مقدس مي‌رسد و درباره نحوه پيدا كردن «شريعت» مي‌گويد: براي پيدا كردن «شريعت» از 118 شيراز كمك گرفتم، به این شكل كه آنها پنج شماره با اين نام در اختيار من گذاشتند كه اولين تماس مربوط به پيرزني بود، دومي اشتباه بود، سومي واگذار كرده بود و چهارمي وقتي گفت خودم هستم، بسيار خوشحال شدم.

*كربلا، كربلا ما داريم مي‌آييم
وي ادامه مي‌دهد: بعد از آن حسيني‌پور نويسنده «پايي كه جاي ماند» با اصرار از من خواست تا او را به منزل «شريعت» كه در پايين‌ترين نقطه شهر شيراز قرار دارد، ‌ببرم. باور نمي‌كرد او در چنين منزل ساده‌اي زندگي مي‌كند. در پایان برنامه، «شريعت» بار ديگر براي زنده كردن آن دوران، ميكروفن در دست می‌گیرد و اگرچه دستانش می‌لرزد، اما می‌خواند: كربلا، كربلا ما داريم مي‌آييم...
احمد محمدی فر


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به مراسم اسکار 2014
جایزه فرمایشی، مراسم نمایشی!
حسین کارگر

هشتادوششمین دوره مراسم سینمایی اسکار که چندی پیش در لس‌آنجلس برگزار شد، یکی از سردترین و بی‌حال‌ترین دوره‌های این جایزه آمریکایی بود. چه، نتایج این آیین از پیش بر همه مشخص بود. طبیعتاً جشنواره یا جایزه‌ای که نتیجه‌اش از پیش مشخص است، دیگر هیچ هیجانی هم در پی ندارد. نظام جوایز سینمایی آمریکا به‌گونه‌ای است که نتایج اسکار را قابل پیش‌بینی کرده است. این یک قاعده است که هر فیلمی که در دریافت جایزه‌هایی چون گلدن گلوب، بافتا، انجمن‌های سینمایی و... به‌عنوان بهترین فیلم معرفی شود، در اسکار هم برنده همین جایزه می‌شود. همان طور که سال گذشته فیلم «آرگو» طبق همین قاعده به اسکار بهترین فیلم رسید، امسال هم «12 سال بردگی» براساس همین اصل، جایزه برتر اسکار را دریافت کرد. اتفاقاً «12 سال بردگی» نیز به‌گمان منتقدان و کارشناسان سینما نسبت به دیگر فیلم‌هایی که در جایزه اسکار امسال نامزد شده بودند، فیلم ضعیف‌تری است، اما این فیلم هم مثل «آرگو» به‌دلیل برخورداری از وجوه سیاسی منطبق با منافع کاخ سفید، انتخاب شد.
تا چند سال پیش اگر به علاقه‌مندان به سینمای غرب گفته می‌شد که اسکار سیاسی است و انتخاب‌هایش نه براساس ارزش‌های هنری که طبق شاخصه‌های ایدئولوژیک انجام می‌شود، این نظر را متهم به توهم توطئه می‌‌کردند! اما رویکرد سیاسی و ایدئولوژیک اسکار به قدری پررنگ و متظاهرانه شده که حتی طرفداران متعصب اسکار نیز سیاسی بودن آن را قبول دارند.
البته وجه ایدئولوژیک اسکار، تنها به امسال و پارسال محدود نمی‌شود. اگر تاریخ سینما و حکایت جایزه اسکار را مرور کنیم، می‌بینیم که از همان اول هم سیاست از اسکار قابل تفکیک نبوده است. به همین دلیل هم هست که خیلی از بزرگان سینمای جهان مثل آیزنشتاین، هیچکاک، چارلی چاپلین، باستر کیتن، هاوارد هاکس، سمیوئل فولر، استنلی کوبریک و نیکلاس ری و... با وجود اینکه جزو استادان بزرگ تاریخ سینما محسوب می‌شوند، اما هیچ‌گاه دست‌شان به این جایزه نرسیده است. از این نظر، معرفی آثاری چون «آرگو» و «12 سال بردگی» که نسبت به فیلم‌های مطرح سینمای آمریکا در زمان خود، آثار متوسطی هستند، چندان عجیب و سوال‌برانگیز نیست، چون این فیلم‌ها، تجلی اهداف و هویت اسکار هستند. همچنان که در اساسنامه آکادمی اسکار «بسط فرهنگ آمریکایی» به‌عنوان یکی از اصول برگزاری مراسم اسکار تعیین شده است.
یکی از تجلیات ایدئولوژیک و فرمایشی بودن انتخاب‌های اسکار، اتحاد مضمونی فیلم‌های برگزیده است. یعنی به عینه می‌توان مشاهده کرد که همه فیلم‌های منتخب در هر دوره از اسکار، دارای موضوعی واحد و یا نزدیک به هم هستند. برای نمونه در اسکار سال 2010 رویکرد اصلی فیلم‌های برگزیده اسکار، تطهیر حملات نظامی آمریکا به کشورهای دیگر بود. به همین دلیل هم فیلم «گنجه رنج» به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد و فیلم «آواتار» هم تعداد زیادی از جوایز را دریافت کرد. در اسکار سال 2011 هم موضوع «عبور از بحران» محور مضمونی آثار منتخب بود. در آن دوره فیلم «سخنرانی پادشاه» جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و فیلم‌هایی چون «اینسپشن» و «شبکه اجتماعی» نیز اغلب جوایز را گرفتند. سال 2012 (سال کسب اسکار «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی) نیز موضوع «میراث پدران» در آثار منتخب غالب بود. در آن دوره هم فیلم «هنرمند» جایزه بهترین فیلم را گرفت و آثاری چون «فرزندان»، «نیمه شب در پاریس»، «هوگو» و... با موضوع ستایش از میراث فرهنگی غرب تحسین شدند. در سال بعد، یعنی اسکار سال 2013 دفاع از تمامیت و هویت نظام سرمایه‌داری در مقابل دشمنانش وجه غالب مضمون آثار منتخب بود. در همین راستا، فیلم «آرگو» با روایتی درباره مقابله قهرمانانه آمریکا در مقابل دشمن شماره یک خود، یعنی انقلاب اسلامی ایران جایزه بهترین فیلم را گرفت. فیلم‌هایی همچون «زندگی پای»، «30 دقیقه بعد از نیمه شب»، «اسکای فال (سری آخر جیمز باند)» و... نیز جوایز دیگر آن دوره از اسکار را گرفتند.
در دوره اخیر هم موضوع غالب آثار برگزیده، قهرمان‌پروری و منجی‌نمایی آمریکایی‌هاست. فیلم «12 سال بردگی» که برخی به اشتباه آن را فیلمی ضدبرده‌داری و در حمایت از سیاه‌پوست‌ها می‌دانند، در اصل نشان‌دهنده تحقیر و ذلت‌ بردگان است. در این فیلم می‌بینیم که سرانجام یک ارباب سرمایه‌دار سفیدپوست آمریکایی است که از راه می‌رسد و شبه‌قهرمان مفلوک فیلم را نجات می‌دهد. فیلم «جاذبه» هم که بیش از سایر آثار جایزه گرفت، روایت یک فضانورد آمریکایی است که در آسمان گم می‌شود و سرانجام با شمایلی قهرمانانه خودش را نجات می‌دهد و یا فیلم «باشگاه خریداران دالاس» که باز هم در این فیلم روایت ایستادگی یک کابوی (گاوچران) در برابر بحران دیده می‌شود. فیلم «گتسبی بزرگ» هم رسماً به اسطوره‌پردازی یک سرمایه‌دار آمریکایی با همه ویژگی‌های نژادی غربی می‌پردازد. به‌طور کلی اغلب فیلم‌های برگزیده اسکار 2014 دارای این سیر روایی هستند؛ فردی در وضعیت عادی به سر می‌‌برد، ناگهان بحران او را در بر می‌گیرد و فرد با مقاومت، بحران را پشت سر می‌گذارد و به پیروزی می‌رسد و ویژگی دیگر همه این فیلم‌ها این است که قهرما‌‌نان آنها دارای شاخصه‌های فرهنگی و اخلاقی آمریکایی هستند، مانند بی‌بندوباری که در میان شخصیت‌های محوری اکثر فیلم‌های برگزیده اسکار امسال قابل مشاهده است.


درباره پویانمایی «پیام راشل کوری2»
بازسازی جنگ آخرالزمان و محو رژیم صهیونیستی
سعید رضایی

پویانمایی و به اصطلاح کارتون، امروز از یک ابزار صرفاً سرگرم‌کننده فراتر رفته و به رسانه‌ای راهبردی و سیاسی تبدیل شده است. سرمایه‌گذاری کلان دولت‌های غربی و به‌ویژه آمریکا در زمینه تولید کارتون‌های پرزرق و برق و شگفت‌انگیز با انگیزه‌های ایدئولوژیک و سیاسی صورت می‌گیرد. زیرا این آثار به‌راحتی ذهن بچه‌ها را درگیر می‌کنند و از این طریق، هر پیام و مفهومی در روح و روان آنها ثبت می‌شود. در واقع، پویانمایی و کارتون‌ها، وسایلی برای تربیت نسل جدید هستند. در کشور ما هم حرکت‌های محدود و معدودی از سوی برخی جوانان خوش ذوق و متعهد در زمینه تولید پویانمایی راهبردی صورت گرفته است. «پیام راشل کوری2» عنوان انیمیشنی است که به کارگردانی فرهاد عظیما و با مضمونی آخرالزمانی ساخته شده است. نکته مهم درباره این کارتون، ساختار بسیار قوی و خوش‌ساخت آن است که مخاطب را دچار حیرت می‌کند. «پیام راشل کوری2» به روایت نبرد ایران و رژیم صهیونیستی می‌پردازد. رژیم صهیونیستی دست به حماقت زده و تصمیم می‌گیرد ایران را هدف موشک‌باران قرار دهد، اما این فرصت باعث می‌شود که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه شر این رژیم را کم کرده و قدس شریف را نجات دهد. این کارتون با تکنیک سه بعدی و از سوی بخش خصوصی ساخته شده و مدتی است که فروش اینترنتی آن آغاز شده است. انیمیشن «پیام راشل کوری 2» همچنین موفق به کسب جایزه بهترین دستاورد فنی از چهارمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار شده و تاکنون مورد استقبال فراوان مخاطبان ایرانی و بین‌المللی قرار گرفته است.
فرهاد عظیما، کارگردان «پیام راشل کوری2» درباره انگیزه‌اش از ساخت این پویانمایی گفت: «ما سعی بر آن داشتیم که جنگ آخرالزمان را شبیه‌سازی کنیم؛ جهانی که در آن صهیونیسم از بین رفته است و سربازان اسلام در حال پیروزی کامل بر دشمن هستند. این یعنی جهانی بدون صهیونیسم!» او همچنین درباره استقبال از این اثر در خارج از کشور گفت: «تقریباً از خیلی از کشورهای دنیا، از جمله کشورهای اروپایی، آمریکا، نیوزلند، کشورهای منطقه و بسیاری از نقاط مختلف جهان تماس‌هایی در این ارتباط داشته‌ایم و از تولید این انیمیشن استقبال کرده‌اند. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور نیز با ما تماس گرفته‌اند و این انیمیشن را نقطه عطفی در تولید کارهایی از این قبیل در ایران دانسته‌اند. ما نیز نمی‌خواهیم که این کار، آخرین کار ما باشد و واقع‌بینانه به دنبال ادامه راه هستیم.» عظیما معتقد است: «نباید خودمان را دست کم بگیریم و بنشینیم و بگوییم که همه چیز با پول حل خواهد شد. امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) قدرت مالی و یا بدنی بالایی نداشت، اما با فکر خود توانست کل دنیا را متحول کند و هنوز بعد از گذشت بیست و اندی سال از رحلت ایشان، دنیا با اشتیاق مراسم سالگرد ایشان را از ایران پیگیری می‌کند؛ این یعنی ما می‌توانیم.»
به‌راستی که نسل جوان متعهد و انقلابی ایران با تکیه بر توانایی و استعداد خود، قادر به انجام بسیاری از کارهای به ظاهر نشدنی است. «پیام راشل کوری2» که یکی از بهترین پویانمایی‌های تاریخ سینمای ایران است، شاهدی بر این توانایی است.


خبرها

«معراجی‌ها» سینما را نجات داد
درحالی که سینمای ایران در معرض تعطیلی گروهی سالن‌های سینما بود، فیلم جدید مسعود ده‌نمکی این خطر را از سینما دور کرد.
فیلم‌های مسعود ده‌نمکی معمولاً در عید نوروز اکران می‌شوند، اما فیلم جدید او «معراجی‌ها» یک ماه زودتر و از ابتدای اسفند روی پرده سینماها رفت. دلیل این تغییر نیز نجات سینما از خطر تعطیلی بود. همچنان که سینمای قدس تهران که چند ماه پیش به‌دلیل عدم استقبال مردم از فیلم‌ها دچار ورشکستگی و تعطیلی شده بود با فیلم «معراجی‌ها» بازگشایی شد.

ترکیب کاریکاتور و گرافیک در نمایشگاه آثار «محمدحسین نیرومند»

نمایشگاه آثار جدید محمدحسین نیرومند با سبک ترکیبی گرافیک و کاریکاتور در گالری عالی حوزه هنری برپا شده است. این نمایشگاه که «خداحافظی» نام دارد، شامل حدود 60 اثر جدید نیرومند با مضامینی چون بیداری اسلامی، خیزش‌های انقلابی خاورمیانه و آمریکا است.

نمایش عکس‌های «ما می‌توانیم» در 50 کشور

نمایشگاه عکس «ما می‌توانیم» از 17 تا 28 اسفند در حوزه هنری و در 50 کشور جهان برگزار می‌شود.
دبیر هنری هفتمین جشنواره عکس «ما می‌توانیم» گفت: هر ساله در ایام دهه فجر آثار جشنواره عکس را به دفاتر رایزنی‌های جمهوری اسلامی ایران ارسال می‌کنیم تا جامعه جهانی با هنر عکاسی ما از پیشرفت‌های‌مان باخبر شوند. رسول اولیا‌زاده، دبیر هنری جشنواره «ما می‌توانیم» در نشست خبری این جشنواره گفت: نمایش آثار در 50 کشور دنیا نشانگر آن است که جشنواره «ما می‌توانیم» توانسته خط فکری و جایگاه خود را در این سال‌‌ها بیابد. در عین حال، عکس‌هایی که هر سال در این جشنواره برگزیده و به کشورهای دیگر برای برپایی نمایشگاه ارسال می‌شود نشانگر قدرت و تبلور ما در شاخه‌های مختلف فناوری، نظامی، سلول‌های بنیادین، فرهنگی و ورزشی و... بوده است.


گزيده مطالب

تنگه هرمز راهبردی‌ترین آبراه دنیا
تنگه‌ها و آبراه‌های دریایی، موقعیت‌هایی هستند که در قدرت ملی و سیاست خارجی کشورها و راهبردهای نظامی خشکی و دریا، مورد توجه قرار میگیرند به همین دلیل، دارای ارزش راهبردی هستند؛ خلیج‌فارس به‌علت داشتن بیش از 60 درصد ذخایر جهانی نفت، قلب انرژی دنیا، لقب گرفته و تنگه هرمز به‌عنوان تنها سرخرگ آن روزانه 17 میلیون بشکه معادل 40 درصد از صادرات نفت جهان را از خود عبور می‌دهد؛ این تنگه در قلمرو آب‌های سرزمینی دو کشور ایران و عمان قرار دارد و کمترین عرض آن ما بین جزیره لارک ایران و قویین عمان حدود 38 کیلومتر است، ولی شناورها باید فقط از دو مسیر جداگانه رفت در شمال و برگشت در جنوب تنگه به پهناي حدود 9 کيلومتر عبور کنند که با در نظر گرفتن سه کيلومتر منطقه حائل ميان کشتي‌هايي که در جهت مخالف يکديگر عبور مي‌کنند، عرض اين گذرگاه دريايي در هر جهت تنها 3/2 کيلومتر است.
تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی است و طبق قوانین جهانی، عبور از آن عبور بی‌ضرر تعریف شده است، به این معنا که عبور شناورها از سطح و زیرسطح و هواپیماها از فراز آب‌ها تا زمانی که مخل نظم و امنیت کشورهای ساحلی نباشد، آزاد است و از سوی ساحل‌نشینان نباید هیچ‌گونه خللی در آن ایجاد شود، اما در وضعیت اضطرار و ایجاد بی‌نظمی در امنیت کشورهای ساحلی، آنها می‌توانند نسبت به حرکت آزادانه طبق قانون، ممانعت به‌عمل آورند.
تنگه هرمز، دارای تعداد زیادی جزیره کوچک و بزرگ است، جزایر جنوبی که متعلق به کشور عمان هستند، غالباً صخرهای، سنگی و دارای شیب تند هستند و امکانات ایجاد بندرگاه و توسعه اقتصادی و اجتماعی در آنها فراهم نیست و خالی از سکنه هستند، در بخش مرکزی و شمالی تنگه، شش جزیره وجود دارد که همگی در قلمرو حاکمیت جمهوری اسلامی ایران هستند. این جزایر، مسکونی، دارای اراضی کشاورزی و به لحاظ راهبردی، دارای اهمیت فراوانند و عبارتند از: جزیره قشم (بزرگ‌ترین جزیره خلیج‌فارس و تقریباً دو برابر کشور بحرین) با مساحت 1491 کیلومترمربع، جزیره هرمز 12 کیلومترمربع، جزیره لارک 49 کیلومترمربع، جزیره هنگام 33 کیلومترمربع، تنب بزرگ 11 کیلومترمربع، تنب کوچک ۲ کیلومترمربع و ابوموسی 12 کیلومتر مربع.
جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از کشورهای بزرگ منطقه با داشتن مؤلفه‌های مختلف قدرت‌آفرین و این مواهب خدادادی خصوصاً در اختیار داشتن تمام کرانههای شمالی خلیج‌فارس و تنگه هرمز و شش جزیره ژئواستراتژیک دهانه آن، مهم‌ترین بازیگر در تأمین امنیت منطقه خلیج‌فارس و تنگه هرمز است و هر زمان که منافع خود را در خطر ببیند و نیاز باشد با کمترین امکانات می‌تواند گلوی اقتصاد جهان را در این تنگه راهبردی بفشارد و قدرت خود را به رخ ابرقدرت‌ها بکشاند.
شاید همین موارد باشد که «هلفورد مکیندر» استراتژیست معروف انگلیسی، گفته: هر قدرتی که به تنگه هرمز، دست یابد به خلیج‌فارس، دست خواهد یافت و هر قدرتی که به خلیج‌فارس، دست یابد بر منابع عظیم انرژی، دست خواهد یافت و هر قدرتی که به منابع عظیم انرژی جهانی تسلط یابد بر اقتصاد جهان، تسلط خواهد یافت.»
مسعود باپيري
کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی نظامی


روى خط

آیا مسئولان وزارت ارشاد از خواب بيدار می‌شوند؟!
...09193117 / با سلام، از خداوند خواسته‌ام که جان ناقابل مرا نگیرد، مگر در جنگ با استکبار جهانی و کثیف‌ترین انسان‌ها یعنی صهیونیست‌های جنایتکار.
...09111004 / بهترين انسان کسی است كه وقتی كنارش مي‌نشينی، چایت سرد مي‌شود ولی دلت گرم...
...09147700 / مرگ بر آمريکاي خبيث. ما آماده‌ايم در يک نبرد قهرمانانه و مردانه، پوزه آمريکا را که به طفل شيرخوار ما هم رحم نمي‌کند، به زمين بماليم.
...09171133 / اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من از سپاه پاسداران راضی هستم و نظرم هم بر نمی‌گردد. امام خمینی (ره). برای نابودی دشمنان سپاه پاسداران صلوات. / دین‌پژوه
صبح‌صادق: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
...09109855 / شهیدان ادامه‌دهنده راه امام خمینی(ره) بودند، پس ما هم ادامه‌دهنده راه شهدا باشیم.
...09398392 / از «جشنواره سگ» انتقاد دارم. چرا جلوى اين كار رو نگرفتن؟! گفته شده هدف از اين جشنواره، اشتغال براى جوانانه. متأسفم كه اين‌جور به فكر ما بيكارا هستن!
...09149959 / باسلام، انصافاً تصاویر جالبی در خبرهای تصویری هفته‌نامه منتشر می‌شود و برای تمامی مخاطبان مفهوم خاصی دارد. مثلاً برای یکی در حد خبر، برای دیگری یاد و خاطره و برای یکی دیگر شاید تلنگری باشد. / تشکر از زحمات‌تان
...09130753 / سلام، این شعر منه. اگه به نظرتون خوب بود، چاپ کنید لطفاً: تو خواهی آمد/ شبی از شب‌های خدا/ دم صبح نزدیک سحر/ نزدیک خروش خورشید/ توی فرصت بود و نبود آدم‌ها و اینجا یک نفر عاشق منتظرت و تو چه زیبا پیش منی/ در سکوت و تنهایی/ همه روزها را می‌شمرم/ چه زیباست آمدنت و تو خواهی آمد/ هر زمان صدایت کنم... / وحیده حمامی
...09188433/ با سلام به دست‌اندرکاران هفته‌نامه صبح‌صادق. چرا جدول دیگر چاپ نمی‌شود؟ / فاطمه محمودی از ایلام
...09133877 / به پیامبر(ص) گفتند: خدا را قبول داریم، شما را نه. به امیرالمومنین(ع) گفتند: پیامبر را قبول داریم، شما را نه. به امام خمینی(ره) گفتند امام زمان(عج) را قبول داریم، شما را نه. به امام خامنه‌ای هم مي‌گویند امام خمینی(ره) را قبول داریم، شما را نه. متأسفانه همیشه بی‌بصیرت‌ها یک گام عقبند! سلامتی امام خامنه‌ای صلوات. / شهيدي از كرمان
صبح‌صادق: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
...09176101/ چرا وزير محترم ارشاد، راه مهاجراني را مي‌رود؟! حمله به اعتقادات و دين مردم تا كجا و تا كي بايد ادامه پيدا كند؟ آیا مسئولان وزارت ارشاد از خواب بيدار می‌شوند؟ / نجفي از قشم
...09125821 / چهار ماه پیش بود، باز هم گریه جانسوز مادری که می‌گفت: گمنام 61 ندارید؟ خیلی دلم سوخت. خطاب به شهید «بهروز صبوری» گفتم: چطوری دلت میاد اینقدر مادر پیرت را اذیت کنی؟ اگه من جای تو بودم بیشتر از این مادرم را اذیت نمی‌کردم. خدا را شکر که داماد بی‌نام و نشان و گمنام سومار خود را نشان داد و دل مادر درد کشیده‌اش را شاد کرد... / علی عباسی از قزوین
صبح‌صادق: شاید بشود گفت: یوسف گمگشته باز آمد به کنعان...
...09367420 / مرا با حال و هوای خاک شلمچه، با نسیم صبح‌صادقِ دوکوهه، با آیین قبیله عاشقی و شهادت، با پلاک‌های حک شده با عشق ولایت، با یازهرای بسته بر پیشانی، با گمنامان پرنشان بی‌نشانی، عهدی است و هستیم تا قیامت، رهسپاریم با ولایت تا شهادت./ صادق نگاهی فرزند جانباز پاسدار بازنشسته معصومعلی نگاهی از گچساران


کتیبه سبز

با علی هستیم
وای اگر ما مردمی کوفی شویم/ دین رها بنموده و صوفی شویم
وای اگر عشق از دل ما گم شود/ نور عشق از محفل ما گم شود
چون عدو و چون جفاکاران به عشق/ مردمان کوفه و شام و دمشق
مردمانی که وفا را کشته‌اند / دست خود بر خون عشق آغشته‌اند
مردمانی دل به دنیا بسته‌اند / عهد خود را بارها بشکسته‌اند
برده‌ایم انگشت حیرت بر دهان / از جفا و ظلم این نامردمان
زخم دل‌هامان دوباره باز شد/ روح‌مان آماده پرواز شد
زخم ما زخمی عجین با ناله است/ زخم هجر یاس هجده ساله است
زخمی از محراب خونین علی(ع)/ در دل نامردمان کینِ علی(ع)
از حسن (ع) کز زهر شد خونین جگر / گشت زخم سینه‌هامان تازه‌تر
از حسین(ع) این نور عین فاطمه(س)/ از قرار و شور و شین فاطمه(س)
ای عدو! ما بس مصیبت دیده‌ایم/ راه و چاه عشق را فهمیده‌ایم
بی‌وفایی را زبن برکنده‌ایم/ پشت دشمن را به خاک افکنده‌ایم
با علی هستیم و خوش‌عهدی کنیم/ جان فدای حضرت مهدی(عج)کنیم

قبیله سلمان
ما از الست طایفه‌ای سینه خسته‌ایم
ما بچه‌های مادر پهلو شکسته‌ایم
امروز اگر سینه و زنجیر می‌زنیم
فردا به عشق فاطمه شمشیر می‌زنیم
ما را نبی، قبیله سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد
از ما بترس طایفه‌ای پر اراده‌ایم
ما مثل کوه پشت علی ایستاده‌ایم


حسن ختام

جهان تو را می‌خواهد.....
جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده است.
بادها پراکنده در هر سو، ستم‌باره‌های خویش را بر دوش می‌کشند.
اهل زمین، ثانیه‌شمارها را مرتب نگاه می‌کنند.
درختان گیسوان پریشان خویش را فصل به فصل به دست زمان می‌سپارند تا زردی و سرمای زندگی را به ساعت سرسبزی جوانه‌های‌شان برساند.
دل‌ها در غربت خاک، غریبه و تنها جان می‌دهند.
همه چشم به نجات‌دهنده‌ای دوخته‌اند که دست‌های رها و خالی را بگیرد و از این فضای در حال سقوط نجات بخشد .
لرزش بر اندام آدمیان افتاده.
هستند؛ ولی گویی کسی جز خودشان نیست!
نیستند؛ ولی چنان در خویش حل شدند که گویی هستی، جز آنها نیست.
خندانند؛ ولی در اعماق روح خویش چیزی ندارند جز اشک و عذاب.
گریانند؛ ولی نمی‌دانند بهانه این همه سختی و اشک چیست؟!
همه چشم به نجات‌دهنده‌ای دوخته‌اند که دست‌های رها و خالی را بگیرد و از این فضای در حال سقوط نجات بخشد.
سخت است؛ سخت است هر روز چشم بگشایی و خورشید را ببینی که طلوع کرده، بی‌آنکه خبری از آمدن تو آورده باشد.
سخت است هر روز را به سرخی غروب بکشانی و در تیرگی شب فرو روی، بی‌آنکه به آرامشش دست‌یابی.
سخت است تا آخر هفته روز شماری کنی و روز هفتم بلند شوی و باز هم هیچ کس را در آن سوی جاده نبینی.
سخت است پنجره را باز کنی و به دور دست‌ها خیره شوی و هیچ چیز جز چشم‌های منتظر کاج‌ها نبینی.
جاده‌های کشیده شده تا آن طرف انتظار. چشم‌های خیره به روبه‌رو ...
پنجره‌های گشوده شده، فریادرسی را می‌خواهد که خواب ستم و بی‌عدالتی را برآشوبد.
سواری می‌خواهد که منتظرانش او را از پشت شیشه‌های به شوق آمده، ببینند.
جهان تو را می‌خواهد...