بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

ترعیب نه ترغیب
بخش مهمی از سخنان دکتر روحانی که ابتدای هفته جاری در جمع مدیران ارشد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایراد شد، به بحث مهم بازدارندگی اختصاص داشت. با توجه به اهمیت این موضوع در وضعیت کنونی و نیز اختصاص بیشتر سخنان دکتر روحانی به مسائلی از بازدارندگی که در حال حاضر درباره آن اشتراک نظر وجود دارد، این نوشتار در پی آن است تا با یادآوری فرازهایی از سخنان دکتر روحانی درباره موضوع بازدارندگی به مواردی بپردازد که احتمالاً درباره آنها نظر مشترک قطعی وجود ندارد و در زمره مواردی است که دشمن نشان داده مایل است در رفتارش با ایران از آن بیشتر استفاده کند. شاید مهم‌ترین بخش سخنان دکتر روحانی که خلاصه کلامش در آن جمع شده و امکان اضافه کردن مباحثی با ویژگی‌ آنچه که در بالا به آن اشاره شد به آن وجود دارد، این فراز باشد: «امروز نیروی انسانی خوب، مردم در صحنه، تجهیزاتی که روزبه‌روز بهتر و آماده‌تر می‌شود و فرماندهی نیروهای مسلح که همه در کنار هم قرار دارند یک بازدارندگی به وجود آورده، اما نکته مهم در بازدارندگی نوع رفتار ما با دیگران است. گاهی آدم قصدی ندارد و نمی‌خواهد بجنگد، اما جوری حرف می‌زند که طرف فکر کند می‌خواهی بجنگی و این تهدید است. تهدید این که موشک پرتاب کنید یا یک رزمایش بزرگ برگزار شود تا طرف بترسد. البته رزمایش بر سر جای خود یک ضرورت است، شما اصلاً نمی‌خواهید یا اصلاً‌ قصد جنگ ندارید یا بدتر، آمادگی جنگ ندارید، اما بی‌خودی طرف تحریک شود، به‌گونه‌ای که فکر کند می‌خواهید به او ضربه بزنید و این خود نوعی تهدید است.» این سخنان کاملاً منطقی و پذیرفتنی است و خدشه‌ای بر آن وارد نیست الا اینکه به وضعیت عادی و به دور از هر گونه چالش و تنشی اختصاص دارد و از قضا در زمان چالش و تنش برای کارکرد بهتر عوامل اصلی بازدارندگی که در بالا به آن اشاره شد، باید اموری به آن اضافه شود و ایران الآن در زمان چالش و تنش با آمریکا به سر می‌برد و مقامات آمریکا، هر از گاهی با گشودن زبان تهدید و درشت‌گویی ایران را تهدید می‌کنند؛ بنابراین با دقت در واقعیات موجود و جاری و پرهیز از مباحث انتزاعی باید به این پرسش پاسخ داد که؛ «واکنش به گستاخی‌های استکبار باید چگونه باشد؟» پر واضح است که استکبار و یا هر دشمن دیگری به هر موضع و واکنشی اعتنا نمی‌کند و موضع‌گیری و واکنش افراد و مراکزی برای وی مهم است که درحوزه امنیت، نقش‌آفرینی و دارای موقعیت تعیین‌کننده هستند؛ پس دایره بحث از حیث فراگیری افراد و مراکز محدود می‌شود و این جمع محدود طرف خطاب آن هستند. برای پاسخ به پرسش یادشده لازم است با لحاظ کردن آنچه که در سخنان دکتر روحانی آمده است و نیز استفاده از آموزه‌هایی که به چگونگی رفتار در چنین مواقعی کمک می‌کند، موضع‌گیری کرد و واکنش نشان داد. تشخیص نادرست در چنین موقعیتی، برای دشمن فهم و تصور ناصحیح ایجاد می‌کند که ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم خطا ‌شود. این تصمیم خطا که ناشی از دو فهم اشتباه و متفاوت است، می‌تواند دو نتیجه خسارت‌بار داشته باشد؛ صورت اول زمانی است که دشمن تهدید می‌کند و به‌تدریج آن را تکرار و تشدید می‌کند، در این صورت اگر پاسخ محکم و قاطع به دشمن داده نشود و نشانه‌هایی از قدرت و توانایی‌های گوناگون به رخ دشمن کشیده نشود و به موضع‌گیری و واکنش‌های منفعلانه و مرعوبانه بسنده شود، دشمن آن را حمل بر ضعف و ناتوانی کرده و جرئت پیدا می‌کند و تهدیدش را عملی می‌سازد. صورت دوم زمانی است که دشمن گاهی تهدید می‌کند، اما رفتارش حاکی از آن است که قصد دارد همچنان در مسیر دیپلماسی گام بردارد و این تهدیدات نیز بیش از آنکه گرایش به عمل داشته باشد، برای تقویت عرصه دیپلماسی انجام می‌شود. درک نادرست از این موقعیت ممکن است سبب اتخاذ موضعی افراطی و تحریک‌کننده از سوی دشمن شود و دشمنی که اجرای تهدیدات در برنامه‌اش نبود، استنباطش از موضع‌گیری طرف مقابل این شود که باید تهدید را به عمل تبدیل کند. در این میان شاید پس از کسب تمامی آمادگی‌های دفاعی برای هر نوع تهاجم احتمالی، شناخت محیط که همه عوامل دخیل و تأثیرگذار در یک منازعه منجر به جنگ احتمالی در آن واقعند از هر امر دیگری مهم‌تر باشد. برخلاف جنگ‌های جاهلانه از نوع حمله صدام به ایران در یک نبرد نظامی خردمندانه، همه نظرها و امیدها به تجهیزات نظامی نیست. در جنگ‌های خردمندانه تجهیزات نظام یکی از عوامل مهم برشمرده می‌شوند و کارگردانان جنگ به سایر عوامل نیز توجه جدی دارند و با پذیرش این مهم که برخی عوامل نه چندان مطرح می‌توانند صحنه و نتیجه اقدام نظامی را تغییر دهند، از تکیه محکم به تجهیزات نظامی فاصله می‌گیرند. اینگونه است که در جنگ‌های خردمندانه برخلاف جنگ‌های جاهلانه عواملی که فارغ از اهمیت‌شان دیده می‌شوند و به حساب می‌آیند، بسیارند و این بسیاری، خود عامل مهمی در جلوگیری از تصمیم‌های منجر به جنگ است. درباره آنچه که گفته شد برای نمونه می‌توان به مورد عینی وضعیت ایران و آمریکا پرداخت. در این مورد عینی آمادگی کامل برای هرگونه تهاجم احتمالی آمریکا و زدن ضربه متقابل و پشیمان‌کننده یک اصل است. مهم در این اصل، داشتن توانایی پاسخ آنی، کوبنده و قاطع و نیز تصمیم قطعی بر آن و همچنین تفهیم این مسئله به دشمن است که این اقدام حتماً انجام می‌شود. به نظر می‌رسد نظام در تحقق این سه‌گانه، کاملاً موفق عمل کرده است و دشمن درک کرده در صورت اشتباه و هرگونه تهاجم احتمالی پاسخ متقابل را دریافت می‌کند. در وضعیت حاضر طرف تهدیدکننده آمریکا است و تاکنون متناسب با تهدیداتی که داشته، پاسخ مناسب دریافت کرده است. اما درباره عوامل دخیل در تصمیم‌گیری برای یک درگیری نظامی در مورد ایران و آمریکا به غیر از نقش تجهیزات نظامی می‌توان به فهرست بسیار طولانی مانند: وضعیت سوریه، افغانستان، عراق، لبنان، انرژی، رژیم صهیونیستی، اقتصاد آمریکا شعارهای مغایر با نظامی گری اوباما، وضعیت جدید اوکراین، وضعیت گروه‌ها و جریان‌های سیاسی داخلی ایران و... اشاره کرد که هر یک به‌تنهایی از ظرفیت فروپاشاندن هر گونه طراحی جنگی برخوردارند و برای تصمیم‌گیرندگان جنگ یک کابوس به شمار می‌آیند، اما مهم‌ترین نکته که تلخیص همه آن چیزی است که بیان شد این است که؛ «پیامدها و واکنش‌ها به کنش دشمن چنانچه با رعایت موارد پیش گفته باشد، خطراتش به مراتب کمتر از رفتار منفعلانه و مرعوبانه در برابر تهدیدات و درشت‌گویی‌های دشمن است؛ زیرا اولی دشمن را برای حمله احتمالی ترعیب و دومی دشمن را ترغیب می‌کند.»
رضا گرمابدری


آيت‌الله نوري همداني در كنگره شهداي روحاني استان تهران
برنامه‌هاي تربيتي بايد بر اساس فرهنگ اسلامي تنظيم شوند

ايجاد تحول در بنيان‌هاي فرهنگي يكي از ابعاد انقلاب اسلامي بود به همين دلیل وظیفه مربيان و آموزش و پرورش اين است که برنامه‌هاي تربيتي را بر اساس آموزه‌های دینی و فرهنگ اسلامي تنظیم کنند.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق حضرت آيت‌الله حسین نوري‌همداني از مراجع عظام تقليد در كنگره شهداي روحاني استان تهران درباره ابعاد انقلاب اسلامي گفت: تأسیس حکومت و نظام ولایی، تحول در بنیان‌های فرهنگی، سیاسی و مدیریتي، اجتماعی، نظامی و دفاعی، اقتصادی، ابعاد اصلي تحولات انقلاب اسلامي است.
وی سپس اركان انقلاب را اسلام، مردم و ولایت‌فقیه دانست و عنوان كرد: انقلاب ما علاوه بر پيام‌هاي مثبت، پيام‌هاي سلبي هم دارد و آن، اين است كه بايد در برابر دشمنان اسلام مانند آمريكا و هم‌پيمانانش و آنهايي كه قرآن ما را مي‌سوزانند، ايستاد. بنابراين ما نه با شعار، بلكه با تمام قدرت مقابل صهيونيست‌ها و كساني كه شيعه‌هراسي را مطرح مي‌كنند و كاريكاتور موهن مي‌كشند، مي‌ايستيم.
حجت‌الاسلام والمسلمین علي سعيدي، نماينده ولي‌فقيه در سپاه نيز در سخناني با اشاره به اينكه روحانیت در دوران غیبت کبری همواره پیشتاز بوده، بيان داشت: در طول بیش از هزار سال که از غیبت کبری می‌گذرد، علما، مراجع و روحانیت در عرصه ترویج و پاسداری از گفتمان نبوی و علوی از آنچه که از قلم، آبرو و بذل جان در توان داشتند، مضایقه نکردند تا اينكه پس از 15 قرن، حكومتي بر مبناي گفتمان نبوي و علوي و فقه جعفري در اين كشور شكل گرفت.
وی همسویی و همراهی با رهبری معظم انقلاب و جریان‌شناسی را به عنوان بخشي از الزامات پيشتازي روحانيت عنوان كرد و گفت: «امروز رهبري امر و نهي،‌ راهبرد و ديدگاه دارد و نسبت به سياست خارجي مواضعش شفاف است و اين‌طور نيست که بگوییم برای ما روشن نبود. از سوي ديگر تقابل ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی و دفاع از فلسطین هم دارای مبنای اعتقادی، امنیتی و راهبردی است.»


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

عقلانیت و استکبارستیزی
آیا ایستادگی و ستیز با آمریکا در شرایط کنونی به عنوان نماد استکبار، یک امر عقلانی است؟ یا اینکه عقل حکم می‌کند براساس تدبیر و به‌منظور حل مشکلات کشور، به جای استکبارستیزی و دشمنی با آمریکا، در فکر زمینه‌سازی برای نزدیک شدن و برقراری رابطه با این کشور باشیم. در شرایط کنونی پاسخ به این پرسش از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا پس از ۳۵ سال ایستادگی و مقاومت ملت ایران در برابر نظام سلطه با محوریت آمریکا، اکنون جریانی فعال شده و تلاش می‌کند با غیر معقول معرفی کردن این رویکرد، از روحیه استکبارستیزی ملت ایران کاسته و به جای آن، غربگرایی و همراه شدن با آمریکا به بهانه حل مشکلات اقتصادی را ترویج نماید.
شعار «اعتدال» بر بسیاری از امور در حوزه‌های نظری و عملی، متأثر از تحولات سیاسی جاری سایه افکنده و کسانی به‌دنبال آن هستند تا دیدگاه‌های خود در حوزه مسائل خارجی را تحت عنوان «اعتدال‌گرایی» تبلیغ و ترویج کنند. از نظر این جریان، تعدیل در سیاست خارجی در جهت «برد ـ برد» در نهایت باید به نفی نبرد اسلام و کفر و یا مستضعف و مستکبر ختم گردد. این جریان، بر مبنای سیاست «برد ـ ‌برد» در تعامل با غرب بر این اعتقاد است که می‌توان «دشمن» را به «رقیب» و «رقیب» را به «شریک» و «شریک» را به «متحد» تبدیل کرد. از منظر این جریان، می‌توان به جای دشمنی با آمریکا به دوستی با رویکرد «برد ـ ‌برد» اندیشید و این اندیشه، امر عقلی و تأمین‌کننده منافع است. بدیهی است که برای تعدیل در سیاست خارجی با این نگاه باید از رویکردهای پیشین مبنی بر حمایت و دفاع از حقوق مستضعفین و خصوصاً ملت فلسطین فاصله گرفت و به جای تقویت جبهه مقاومت، با جریان سازش همراه شد. افزون بر این، در موضوعاتی که غرب و خصوصاً آمریکا حساسیت دارند، باید طوری عمل کرد تا دغدغه‌های آنان مرتفع گردد. بر این اساس باید احتمالاً در موضوعات حقوق بشری، تروریسم، مسائل دفاعی و هسته‌ای کشور، با لحاظ کردن دغدغه‌ها و نقطه‌نظرات غربی‌ها به عنوان شرکا و متحدان آینده اقتصادی ایران تجدیدنظر کرد و این رویکرد، یک امر عقلایی بوده و با تدبیر سازگاری دارد. صاحبان این دیدگاه معتقدند ما باید به جای تقابل با آمریکا به فکر همکاری با این کشور در حوزه اهداف و منافع مشترک باشیم! آیا چنین دیدگاهی صحیح است و عقل و منطقی آن را تأیید کرده و خلاف آن، یعنی استکبارستیزی و ایستادن در برابر آمریکا یک امر غیرعقلایی است؟! در پاسخ باید گفت؛ در این نگاه یک اشکال اساسی و مبنایی وجود دارد. این نگاه بر مادی‌گرایی و اصالت سود دنیوی استوار است، حال آنکه، ملت ایران با انقلاب اسلامی، به این باور رسید که «الدنیا مزرعه‌الاخره» بر این اساس «ستیز با استکبار» و «دفاع از مظلوم» صرفاً از منظر «برد ـ باخت» و یا «برد ـ برد» مادی و دنیایی ارزیابی نمی‌شود. در این نگاه، ایستادن در برابر ظالم و دفاع از یک مظلوم، یک امر عقلی، انسانی و اسلامی بوده، هر چند برای عامل آن، خسارت‌های دنیایی و مادی در بر داشته باشد. انقلاب اسلامی، انقلاب ارزش‌ها است و بیش از دویست هزار نفر از بهترین مردم ایران، برای دفاع از همین ارزش‌ها به شهادت رسیدند. اساساً در میان تمامی جوامع بشری ایستادن در مقابل ظالم و دفاع از حقوق مظلوم یک ارزش است. پیامبر اسلام(ص) پیش از مبعوث شدن به رسالت به محمد امین معروف بود. رفتار پیامبر(ص) در این دوران و به ویژه عضویت ایشان در پیمان «حلف‌الفضول» و دفاع از حقوق کسانی که مورد ظلم قرار می‌گرفتند، از دلایل اصلی این شهرت است. این سخن معصوم(علیه‌السلام) که فرمودند: «کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا» علاوه بر اینکه ریشه در آموزه‌های دینی دارد، یک امری با پشتوانه عقلی است.
کسی که می‌خواهد از مظلوم در برابر ظالم دفاع کند با ظالم به دلیل ظلم و جنایتی که می‌کند مقابله نماید، حساب و کتاب برای منافع و خسارت‌های مادی ناشی از این عمل را نمی‌کند. در انجام امر به معروف و نهی از منکر که از دستورات محکم الهی است، آیا انسان آمر به معروف و ناهی از منکر باید براساس منفعت مادی و دنیایی عمل کند. قطعاً این چنین نیست. حضرت علی(ع) در حکمت ۳۷۲ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «تمامی اعمال خوب و جهاد فی‌سبیل‌الله در نزد امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای در برابر دریای پهناور است و افضل از این بیان کلمه عدل و سخن حق در برابر حاکم ستمگر می‌باشد.» بنابراین از منظر دین و عقل، انسان برای انجام هر کاری نباید صرفاً منافع مادی آن را در نظر بگیرد. حضرت امام خمینی(ره) برای اقامه حق و در راستای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و انقلاب اسلامی را پدید آورده و با کمک مردم و عنایات الهی به پیروزی رسانیدند. بر مبارزه حضرت امام(ره) با رژیم پهلوی هم دیانت حاکم بود و هم عقلانیت. مبارزات ایشان با آمریکای ستمکار نیز این چنین است. بر مکتب سیاسی حضرت امام(ره) عقلانیت حاکم است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، مکتب حضرت امام را این‌گونه توصیف می‌کنند: «مکتب امام یک بسته کامل است، یک مجموعه است، دارای ابعادی است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بعد معنویت و بعد عقلانیت است. بعد سومی هم وجود دارد، که آن بعد عدالت است.»
از دیدگاه مقام معظم رهبری، خطر اصلی برای انقلاب اسلامی، انحراف از مکتب امام است. بنابراین تا زمانی که آحاد مردم و تمامی مسئولان کشور در چارچوب مکتب امام(ره) حرکت کنند، هیچ جای نگرانی وجود ندارد. نگرانی آنجایی است که از مکتب امام دور شویم. اما نکته بسیار ظریف آن است که کسانی با تمرکز بر یک بعد از ابعاد مکتب امام، بعد یا ابعاد دیگر را نادیده بگیرند و با ادعای حرکت در مسیر امام(ره) جامعه را به بیراهه ببرند. بر همین اساس، رهبر فرزانه انقلاب از مکتب امام، به عنوان یک بسته کامل یاد کرده و تأکید دارند که باید تمامی ابعاد مکتب امام را با هم دید. معظم‌له با توجه به برخی از تحرکات طی سالیان گذشته مبنی بر کاستن از روحیه استکبارستیزی ملت ایران با توجیهات عقلی، می‌فرمایند: «اگر کسی یا جریانی بخواهد به نام عقل‌گرایی، از ارزش‌های اسلامی و انقلابی عدول کند، این انحراف است... اگر کسی بخواهد به وسیله عقل‌گرایی در مقابل دشمن، بی‌تقوایی به خرج دهد، وابستگی به وجود آورد، این انحراف است، این خیانت است... آن عقلانیتی که در مکتب امام بزرگوار ما هست، اقتضا نمی‌کند که ما از خدعه دشمن غافل شویم، از کید او غافل شویم، از نقشه عمیق او غافل شویم، به او اعتماد کنیم، در مقابل او کوتاه بیاییم.»
بنابراین استکبارستیزی ملت ایران و ایستادگی‌اش در برابر آمریکا، نه‌تنها یک امر غیرعقلایی نیست، بلکه کاملاً یک امر عقلایی بوده و اگر غیر از این باشد، غیرعقلانی خواهد بود.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای‌ در جلسه سران قوا
روند اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، به‌صورت یك حركت مستمر ادامه یابد

در پی ابلاغ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در جلسه‌ای با حضور سران قوا، چگونگی راه‌های اجرا و تحقق این سیاست‌ها را بررسی کردند.
امام خامنه‌ای در ابتدای این جلسه، از اهتمام ویژه روسای قوا در صدور دستور‌العمل‌های اجرایی برای پیگیری و تدوین هرچه سریع‌تر نقشه راه اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، قدردانی كردند و فرمودند: سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، سیاست‌هایی جامع و فراگیر است كه باید در اجرا نیز با همین جامعیت و فراگیری، تحقق یابد.
ایشان مسائل اقتصادی و مشكلات ناشی از این مسائل را مهم‌ترین موضوع كشور و مردم دانستند و افزودند: اگر سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، به‌طور جدی پیگیری و اجرا شوند، امید زیادی وجود دارد كه رونق اقتصادی و اصلاح پایه‌های اقتصادی كشور در میان‌مدت محقق و بخشی از مشكلات مردم حل شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأكید بر اینكه هدف از برگزاری جلسه با سران سه قوه، بررسی راهكارهای تحقق سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی است، خاطرنشان كردند: با ابلاغ این سیاست‌ها، مردم اكنون منتظر اجرای آنها و تأثیرات مثبت ناشی از اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی هستند، بنابراین دولت، مجلس و قوه قضائیه باید به‌طور جدی وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا كنند.
ایشان تأكید كردند: اگر لازمه اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، برطرف كردن برخی قوانین معارض باشد، مجلس شورای اسلامی باید با شناسایی این قوانین معارض، آنها را حذف كند. همچنین اگر اجرای این سیاست‌ها نیازمند حذف برخی ضوابط و مقررات دست و پاگیر و تنظیم ضوابط جدیدِ تسهیل‌كننده است، دولت با صدور بخشنامه‌هایی این اقدام را انجام دهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در همین خصوص یك نكته را متذكر شدند و گفتند: باید مراقب بود تا قوانین و ضوابط جدید به گونه‌ای نباشد كه زمینه‌ساز تراكم و تعارض قوانین شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: با حذف قوانین و مقررات معارض سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی و یا احیاناً با تصویب قوانین و ضوابط جدید، راه برای اجرای راحت‌تر این سیاست‌ها كه عمدتاًً بر عهده دولت است، مهیا خواهد شد.
ایشان به دولت توصیه كردند: افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی كنید كه انگیزه‌های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و كافی برای اجرای آنها داشته باشند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی هماهنگی میان سه قوه را برای اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی بسیار ضروری دانستند و تأكید كردند: باید از ایجاد تشكیلات جدید و موازی‌كاری به شدت پرهیز شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرهنگ‌سازی و ایجاد گفتمان رایج و فراگیر را برای اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی ضروری خواندند و خاطرنشان كردند: باید محورهای اصلی این سیاست‌ها با استدلال صحیح و منطقی برای مردم بیان شوند تا به تدریج در بخش‌های مختلف جامعه رسوخ پیدا كند و به یك مطالبه عمومی تبدیل شود. ایشان افزودند: گفتمان‌‌سازی در خصوص اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به یك گفتمان عمومی، بسیاری از مشكلات را بر طرف و كارها را تسهیل خواهد كرد.
معظم‌له یكی از محورهای مهم سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی را مشاركت مردم و چگونگی مردمی كردن اقتصاد دانستند و افزودند: كشور در طول ۳۵ سال گذشته به‌ویژه در پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس از حضور و مشاركت مردم نتایج و ثمرات فراوانی به‌دست آورده است و در بخش اقتصاد نیز قطعاً هدایت سرمایه‌های كوچك مردم در مسیر اقتصاد عمومی بسیار راه‌گشا و موثر خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: با استفاده از ظرفیت‌های مردمی، می‌توان كارهایی را انجام داد كه شاید از عهده چند وزارتخانه هم بر نیاید.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای موضوع واردات و تأمین امنیت غذایی و ذخایر راهبردی را یكی دیگر از محورهای مهم سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی برشمردند و تأكید كردند: به غیر از این موارد، باید در اقلام دیگر جلوی واردات بی‌رویه گرفته شود. امام خامنه‌ای در پایان فرمودند: اكنون زمینه برای اجرای سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی مهیاست و اگر همه قوا و دستگاه‌ها همت و مجاهدت كنند به لطف خداوند این كار به خوبی پیش خواهد رفت.


رئیس‌جمهور در جمع فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی سپاه
قدرت بالای نظامی ایران اجازه طمع‌ورزیدن به دشمن را نمی‌دهد

رئیس‌جمهور با بیان اینکه قدرت بازدارندگی، اساس راهبرد دفاعی کشور است، گفت: همین قدرت نظامی و توان بازدارندگی بالای ما اجازه نمی‌دهد دشمن به کشور ما چشم طمع داشته باشد.
به گزارش روابط عمومی کل سپاه، حجت‌الاسلام والمسلمین، دکتر حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران در جریان سفر به هرمزگان با حضور در ستاد فرماندهی منطقه یکم نیروی دریایی سپاه ضمن بازدید از آخرین دستاوردهای این نیرو و تجلیل از مجاهدت‌ها و تلاش‌های دریادلان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: برای حراست از حدود دو هزار کیلومتر مرز آبی در جنوب کشور، کار بزرگی باید انجام شود که امروز این وظیفه بر دوش نیروهای دریایی ارتش و سپاه است.
وی در جمع فرماندهان و مسئولان این نیرو، اولین قدم در راستای حراست از مرزها را اشراف اطلاعاتی بر اوضاع منطقه تحت پوشش دانست و افزود: اگر اشراف اطلاعاتی نداشته باشیم در برابر دشمن غافلگیر می‌شویم و کسی که بتواند سریع‌تر وارد عمل شود موفق‌تر خواهد بود.
رئیس‌جمهور با اشاره به اصل اعمال حاکمیت برای هر کشوری در زمین، هوا و دریا گفت: ما باید در این منطقه حاکمیت خود را اعمال کنیم و این وظیفه معمولاً در دریاها بر عهده نیروی دریایی است.
حجت‌الاسلام والمسلمین روحانی با اشاره به ضرورت آمادگی‌ نیروها برای انجام مأموریت‌های محوله اظهار داشت: اولین اثر این آمادگی‌ها باید بازدارندگی برای دشمن و به گونه‌ای باشد که آنها به توان بالای نظامی و دفاعی ما پی ببرند.
رئیس‌جمهور برگزاری مانورها و رزمایش‌های گوناگون را در راستای حفظ آمادگی، اعلام موجودیت و توانمندی‌ها در برابر دشمنان دانست و تصریح کرد: ما باید در همه زمینه‌ها قدرت بازدارندگی برای رسیدن به صلح داشته باشیم و توان ما به گونه‌ای باشد که بتوانیم، تعادل قوا را در منطقه به‌وجود آوریم .
ایشان توانمندی‌های نظامی گوناگون در نیروی دریایی سپاه و تلاش‌های دریادلان نیروی دریایی برای حفظ و حراست از مرزهای کشور را چشمگیر دانست و گفت: توانمندی نیروهای جمهوری اسلامی ایران پس از دفاع مقدس به گونه‌ای بوده که هیچ‌گاه دشمنان در فکر طراحی برای دست‌اندازی و تجاوز به کشور ما نبودند و این به معنای قدرت بازدارندگی ماست که نگذاشتیم دشمن به کشور ما چشم طمع داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه امروز دولت فضایی را برای توسعه و در راستای رفاه مردم به‌وجود آورده است، یادآور شد: توسعه و رفاه مطمئناًً در کنار فضای امن امکان تحقق خواهد داشت و این وظیفه بر دوش نیروهای مسلح مردمی کشور است.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به ملت متصل هستند و رابطه معنوی میان آنان برقرار است، گفت: این رابطه معنوی سبب ارتقای توانمندی‌های نیروهای مسلح ما شده است.
حجت‌الاسلام روحانی با اشاره به اینکه امروز مقام معظم رهبری به عنوان شخصیتی معنوی فرماندهی کل قوا را برعهده دارد، گفت: نیروهای مسلح ما هنگامی که مطمئن هستند، فرمان از سوی فرمانده معنوی و مقام ولایت صادر می‌شود، آماده هرگونه فداکاری و ایستادگی در برابر دشمن خواهند بود.
وی خاطرنشان کرد: تجهیزات به تنهایی نمی‌تواند ما را به موفقیت برساند و این نیروی ولایی مجاهد و فداکار است که در هر زمینه‌ای سبب موفقیت خواهد شد.
در این جلسه، سردار سرتیپ «علی فدوی» فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گزارشی از دستاوردها، توانمندی‌ها، عملکرد و مأموریت‌های این نیرو و گزارشی از هشتمین رزمایش دریایی پیامبر اعظم(ص) را به رئیس‌جمهوری ارائه کرد.


سومین کنگره شعر پاسدار در شهر شعر و ادب برگزار می‌شود
مراسم معرفی و تجلیل از شاعران برتر سومین کنگره شعر پاسدار با حضور تعدادی از شاعران معاصر، شاعران برگزیده مسئولان فرهنگی استان فارس و فرماندهان و مسئولان سپاه فجر در شهر شعر و ادب شیراز برگزار می‌شود.
به گزارش صبح صادق، فراخوان سومین کنگره شعر پاسدار با محورهای؛ انقلاب اسلامی و مقابله با نظام سلطه، حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی، معنویت و تمسک به قرآن و عترت، رسالت انقلابی، مقاومت و پایداری، تولّی و تبرّی، فرهنگ پاسداری ویژه پاسداران شاغل و بازنشسته، خانواده‌ها شامل همسران و فرزندان و سربازان اعلام شد و 242 نفر با ارسال 710 اثر در این کنگره شرکت کردند که در این میان؛ 183پاسدار شاغل، 11 پاسدار بازنشسته، 11 همسر پاسدار، 26 فرزند پاسدار و11 سرباز شرکت کرده بودند که با اتمام داوری سومین کنگره شعر پاسدار در هفت گروه، 21 نفر از شاعران به رتبه اول تا سوم دست یافتند.
بنا بر همین گزارش، کتاب سومین کنگره شعر پاسدار نیز که منتخبی از اشعار رسیده به کنگره سوم و اشعار شاعران برتر کنگره است، چاپ شده که به همراه لوح تقدیر برای کلیه شرکت‌کنندگان ارسال خواهد شد.
گفتنی است؛ آیین اختتامیه سومین کنگره شعر پاسدار و معرفی و تجلیل از شاعران برتر این دوره از ساعت 15 تا 18 روز چهارشنبه 14 اسفند همراه با شعرخوانی تعدادی از نفرات برگزیده و اهدای جوایز در سپاه فجر استان فارس برگزار می‌شود.


يادداشت
مهدي سعیدي

کودتاي مخملين اوکراين،‌ فرصتي براي بازخواني قدرت نرم جمهوري اسلامي
پس از سال‌ها رکود و شکست کودتاهاي مخمليني که از سوی غرب براي براندازي رژيم‌هاي سياسي مخالف خود در ديگر کشورها طرح‌ريزي شده بود، بار ديگر اين سناريو با تغييراتي در اوکراين کليد خورد. اغتشاشات اوكراين از حدود سه ماه پیش كليد خورد؛ از روزهايي كه دولت «ويكتور يانوكويچ» رئيس‌جمهور قانوني اين كشور، از امضاي قرار داد تجاري با اتحاديه اروپا سر باز زد و اين، سرآغاز بازي‌ای بود که غرب براي تغييرات در اوکراين طراحي کرده بود. وقوع اين رخداد، ‌يادآور حوادث تلخي بود که در سال 88، گريبانگیر کشورمان شد، مجموعه حوادثي که مي‌توان از آن با عنوان کودتاي مخملي سبز در ايران ياد کرد.
در مواجهه با اين مقارنت، دو رويکرد در ميان جريان‌هاي سياسي شکل گرفته است. جريان اول متعلق به افراطيون اصلاح‌طلب است که به استقبال کودتاي مخملين اوکراين رفتند و تيترهاي پایگاه‌های خبری و روزنامه‌هاي خود را به‌صورت مثبت در اختيار جريان غربگراي غالب در اوکراين قرار دادند. تيترهايي چون «آزادي بانوي نارنجي»، ‌«روز تاريخي کي‌يف» و «آزادي بانوي ناراضي»،‌ نمونه‌هايي از خوشحالي و همراهي فتنه‌گران سال 88 با اين تحولات بود. اين جريان با وقوع اين حوادث بار ديگر رويا و توهمات فتنه 88 را در سر مي‌پروراند و با نگاه حسرت‌گونه در تلاش است تا با زنده نگه داشتن نام سران فتنه براي آزادي آنان تلاش کند. در همين راستا، يادداشت‌ها و گفت‌وگوها و بيانيه‌هاي مختلفي را در فضاي مجازي منتشر ساخته‌اند که از اراده آنان براي فشار به نظام اسلامي حکايت دارد. اين توهمات در حالي است که اراده و خواست ملت، همچنان بر محاکمه فتنه‌گران تأکيد دارد و خيانتي که آنان در قبال کشور و ملت انجام داده‌اند، چيزي نيست که از طريق مشابهت‌سازي مصنوعي بتوان از آن چشم‌پوشي کرد.
در مقابل، ديگر کارشناسان و فعالان سياسي کشور هستند که با نگاهي علمي و دقيق به اين تحولات چشم دوخته‌اند تا از آن فرصتي براي درس‌آموزي و عبرت‌گيري فراهم آورند. نکات قابل‌تأملي که برخي از مهم‌ترين آنان به این شرح‌ است:
در اين نگاه آنچه قابل ملاحظه است، اسناد و مدارکي است که از نقش آشکار غرب و آمريکايي‌ها در اين ماجرا حکايت دارد. آخرين اظهارات در اين زمينه به دکتر «پل کريگ رابرتز» معاون سابق وزارت خزانه‌داري آمريکا اختصاص دارد که وي با صراحت اعلام داشته است که «آمريکا پنج ميليارد دلار در اوکراين هزينه کرده است.»
نکته مهم ديگري که بايد به آن توجه کرد، برشمردن و بازخواني مولفه‌ها و بنيان‌هايي است که در درون نظام جمهوري اسلامي، مانع از تحقق آمال و آرزوي فتنه‌گران سال 88 شد. به واقع، آنچه در سناريوي کودتاي مخملين سبز رنگ سال 88 در انتخابات رياست جمهوري دهم طرح‌ريزي شده بود، در سطح و حجم وسيع‌تري در مقايسه با اوکراين بود، اما آنچه از سوی کودتاگران ديده نشده بود، ‌شاخصه‌هايي است که از آنها مي‌توان به عنوان مولفه‌هاي قدرت نرم جمهوري اسلامي ياد کرد. که مهم‌ترين آنها را مي‌توان چنين برشمرد: نصرت الهي و امدادهاي غيبي که همواره پشتيبان ملت خداجوي ايران و انقلاب اسلامي بوده است، ايدئولوژي انقلاب اسلامي و آموزه‌هاي حکيمانه بنيانگذار جمهوري اسلامي که حفظ نظام اسلامي را از اهم واجبات مي‌داند،‌ وجود رهبري حکيم و شجاع در رأس نظام اسلامي که با درايت و تدبير و قاطعيت کشتي انقلاب را از بحران‌هاي مختلف عبور داده‌اند، وجود ملت غيور و بصيري که همواره براي دفاع از آرمان‌هاي انقلاب در طول 35 سال گذشته در صحنه بوده‌اند، وجود نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي مقتدر که پشت پرده فتنه‌گران را کور کردند،‌ وجود نيروهاي انتظامي مقتدر و آموزش‌ديده که با حضور بموقع خود آشوبگران را مهار کردند، آمادگي تمام‌عيار نهادهايي انقلابي چون بسيج و سپاه که با حضور معنوي و عملياتي خود پشتوانه محکمي براي نيروهاي انتظامي و امنيتي به حساب مي‌آيند، وجود برخی نخبگان بصير، خواص اهل حق، رسانه‌هاي انقلابي و متعهد که نقش مهمي در بصيرت‌افزايي و افشاي فريب کودتاگران برعهده داشتند. وجود اين عوامل در کنار برخی عوامل ديگر، موجب شد تا تکرار دستآوردهاي اوکراين و گرجستان و قرقيزستان و... در ايران اسلامي به آرزويي دست نيافتني براي آمريکايي‌ها بدل شود و ابطالي بر صبغه دترمينيستي تحقق اين سناريو در همه کشورها باشد!
دشمنان انقلاب اسلامي امروز به بن‌بستي رسيده‌اند که آن را در مواجهه با ملت ايران مستأصل کرده است، در اين ميان باز هم بايد رهنمودها و توصيه‌هاي الهي را مورد توجه قرار داد که «اليوم يئس الذين کفروا من دينکم فلا تخشوهم و اخشون» به واقع اگر تهديدي براي نظام اسلامي وجود داشته باشد، آن را بايد در آسيب‌ها و آفاتي بايد دنبال کرد که ممکن است از درون سر برآورد. دشمنان داخلي‌اي که در تلاشند تا زمينه را براي اعمال فشار و تهديد خارجي فراهم آورند و جاده صاف‌کن غرب در اين کشور باشند!


نكته و نظر

وقتی هفت‌رنگی هم دیگر جلوه‌ای ندارد...!
نکته: از یکی از شاگردان «لوطی غلامحسین» شعبده‌باز معروف پرسیدند: باوجود آنکه تو همان کارهای لوطی غلامحسین را نشان می‌دهی، پس چرا هنرنمایی‌های تو مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد؟
او پاسخ داد: برای اینکه سابقاً انسان‌ها یکرنگ بودند، پس نشان دادن پارچه‌های هفت‌رنگ نظرشان را جلب می‌کرد، ولی امروز هفتاد رنگ شده‌اند و دیگر هفت رنگ هم برای آنها جلوه‌ای ندارد!
نظر: نکته جالبی در داستانک فوق آمده که جای تأمل بسیار دارد. به راستی ما امروز چند رنگ شده‌ایم؟! آیا هنوز سادگی دهه ۶۰ خود را داریم، یا به قولی، خیلی به‌روز و همراه جماعت شده‌ایم؟!
سادگی و یکرنگی و خاکی بودن دوران جبهه و جنگ، چقدر در وجود ما باقی مانده است؟! آیا خود واقعی‌مان هستیم، یا بازیگران قهاری شده‌ایم؟! گیریم حالا با دوز و کلک و چندرنگی و بازیگری خوب! پست و مقاماتی را هم در این دنیای فانی گرفتیم، آخرت را چه می‌کنیم...؟!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

آمریکا هنوز داغدار انتخابات 88 است!
وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالیانه خود مدعی نقض حقوق بشر در ایران شد. در این گزارش که هر سال به سفارش کنگره تهیه می‌شود، آمریکا درباره نقض حقوق بشر در 80 کشور دنیا اظهار نظر کرده است.
در این گزارش ضمن اعتراف به حضور گسترده مردم در انتخابات خرداد ماه سال 92 درباره این انتخابات نیز آمده است: «باوجود حضور گسترده مردم در انتخابات 14 ژوئن، فرایند رد صلاحیت‌ها که هیئت‌های غیرمنتخب آنها را براساس معیارهای دلبخواهی اعمال می‌کنند و همچنین وضع محدودیت علیه انجمن‌های مدنی، رسانه‌های نوشتاری و الکترونیکی و نظارت ناظران معتبر غیردولتی سبب شد، آزادی‌ها و بی‌طرفی نظام انتخاباتی همچنان زیر سؤال باشد.»! در این گزارش از رد صلاحیت افراد در انتخابات پیشین از جمله هاشمی رفسنجانی انتقاد شده است. وزارت خارجه آمریکا در این گزارش ضمن دفاع از بهائيان ایرانی، از تبعیض‌های قانونی علیه همجنس‌بازان انتقاد کرده است. همچنین در این گزارش از عدم جدایی دین از سیاست و تأثیر روحانیون بر حکومت انتقاد شده است. «عذرا ضیا» مدیر کل دموکراسی، حقوق بشر و امور کارگری وزارت امور خارجه آمریکا، مدعی شد: در ماه‌های نخست فعالیت دولت جدید در ایران، موارد اعدام‌هایی که «بدون طی روند صحیح قضایی»! به اجرا گذاشته شده‌اند، افزایش یافته است. ضیا گفت: «قدم‌هایی برداشته شده، مانند آزادی بعضی از زندانیان سیاسی در پاییز گذشته، ولی به‌طور کلی باید بگویم وضع (حقوق بشر در ایران) همچنان بد است.» اتهامات به اصطلاح حقوق بشری آمریکا علیه جمهوری اسلامی در حالی است که در این گزارش از تلاش‌های حکومت پادشاهی بحرین برای دور شدن از سیاست سرکوب و استفاده از زور، قدردانی شده است! گفتنی است که دوهفته پیش (25 بهمن ماه 92) نیز وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای مداخله‌جویانه خواهان رفع حصر سران فتنه شد. در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره سران فتنه مورد حمایت آنها آمده است: «ما (دولت آمریکا) همگام با جامعه جهانی‌ اقدام اذیت و آزار اعضای خانواده آنها را محکوم می‌کنیم و خواستار آزادی‌شان هستیم. وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده است که در سومین سالگرد حصر خانگی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، خواهان آزادی آنهاست. همزمان با وزارت خارجه آمریکا، سازمان عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای در روز ۲۵ بهمن ماه همین ادعا را داشته است.





نحوه پاسخ حزب‌الله به رژیم صهیونیستی تغییر کرده است

پایگاه خبری النشره در گزارشی با عنوان «حزب‌الله تصمیم گرفته به حمله اسرائیل(رژیم صهیونیستی) پاسخ بدهد»، نوشت: «جنگ سرد بین حزب‌الله و اسرائیل که از زمان توقف درگیری نظامی بین دو طرف در تابستان سال 2006 شکل گرفته است، از طرف اسرائیل به‌صورت عملیات امنیتی علیه حزب‌الله است و در مقابل حزب‌الله قدرت بازدارندگی در مقابل دشمن اشغالگر را در طول این مدت بالا برده است.»
النشره نوشت: «اکنون حزب‌الله و اسرائیل در برابر جنگی باز قرار گرفته‌اند که تنها تبادل آتش کم دارد. همان گونه که درگیری کنونی در سوریه در این خصوص محور اصلی مناقشه است، اسرائیل می‌خواهد بحران سوریه با سرنگونی نظامی خاتمه یابد که بازوی حزب‌الله محسوب می‌شود و این را رهبران مقاومت به‌خوبی فهمیده‌اند و به همین دلیل جنگ در سوریه را کم‌اهمیت‌تر از جنگ مستقیم با اسرائیل نمی‌دانند.» النشره تأکید کرد: «روشن است که حزب‌الله راهبرد نظامی و امنیتی خود را در درگیری با اسرائیل به‌خصوص در شیوه پاسخ به هر عملیات اسرائیل علیه حزب‌الله تغییر داده است و حزب‌الله معتقد است که پاسخ به عملیات اسرائیل تنها با به شکست کشاندن همه نقشه‌های غرب و اسرائیل در خاک سوریه ممکن است و حزب‌الله جنگ سوریه را به میدانی باز و جنگی مستقیم علیه اسرائیل مبدل کرده است.» النشره به نقل از منابعی آگاه نوشت: «حزب‌الله تصمیم گرفته است که پاسخ حمله دوشنبه شب اسرائیل را هم به همین طریق یعنی در خاک سوریه بدهد. این منابع به نقل از حزب‌الله گفتند چند روز آینده عملیاتی بی‌نظیر در خاک سوریه انجام می‌گیرد که پس از پایان این عملیات آن را اعلام خواهند کرد و اگر ما این اطلاعات را تحلیل کنیم متوجه می‌شویم درگیری‌های قلمون سوریه بسیار مورد توجه اسرائیل قرار دارد تا جایی که این رژیم به دخالت مستقیم در این درگیری‌ها تهدید کرده است و پیروزی ارتش سوریه و حزب‌الله در این درگیری‌ها ضربه‌ای محکم بر اسرائیل است و حزب‌الله پس از آن با نیروی تجهیزاتی و انسانی خود می‌تواند با فراغ بال به مقاومت در برابر اسرائیل در جنوب لبنان مشغول شود.»



مدير مركز فعاليت‌های تبليغی ونزوئلا :کمبود محصولات فرهنگی، بزرگ‌ترین معضل شیعیان ونزوئلا است

مدير مركز فعاليت‌های تبليغی ونزوئلا گفت: سال 83 به دلیل برقراری روابط سیاسی خوب دو کشور؛ رئیس‌جمهور وقت کشورمان به ونزوئلا آمدند و پس از بستن قراردادهای تجاری پای جامعه شیعیان ایران نیز به این کشور باز شد.
حجت‌الاسلام جزائری افزود: تعلیمات غلط مسیحیت کاتولیک سبب شده تا مردم ونزوئلا بخواهند چیزهایی غیر از دین خود بدانند و به نوعی آنان خیلی تشنه فراگیری تعالیم دینی شده‌اند. مبلّغ معارف دینی در ادامه با استناد به گفته «هوگو چاوز» رئیس‌جمهور فقید ونزوئلا که گفته بود؛ «به دانشگاه‌های کشور بیایید و اسلام را ارائه کنید»، اظهارداشت: آن‌زمان فرصت مناسبی پیش آمده بود و حتی به سازمان فرهنگ هم پیشنهاد خود را ارائه کردیم که پاسخی دریافت نشد. اگر می‌توانستیم یک الگوی کامل و جامع ارائه کنیم مردم آن کشور بسیار تمایل به فراگرفتن دارند. وی با اشاره به سابقه طولانی مدت حضور شیعیان مهاجر در ونزوئلا گفت: شیعیان دو گروه سیاسی مطرح امل و حزب‌الله و همچنین عراقی‌ها و سوری‌های شیعه اکثریت جامعه شیعیان ونزوئلا را تشکیل می‌دهند. مدير مركز فعاليت‌های تبليغی ونزوئلا با تمجید از اقدامات شیعیان لبنان ادامه داد: تعداد زیادی از بومیان ونزوئلا به سبب روابط دوستانه و تجاری با مهاجران لبنانی جذب دین اسلام شده‌اند. حجت‌الاسلام والمسلمین جزائری در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله تهدید در ونزوئلا اشاره کرد و گفت: موساد رژیم صهیونیستی و همچنین وهابی‌های رژیم سعودی بسیار در این کشور فعال هستند و در بسیاری از مواقع برای امر تبلیغ دین اسلام باید با احتیاط و ناشناس به این کار ادامه دهیم. وی افزود: در تمام شهرهایی که شیعیان مرکز تبلیغی دارند وهابی‌ها هم فعالیت دارند و از امکانات بسیار خوبی هم برخوردار هستند. مدير مركز فعاليت‌های تبليغی ونزوئلا همچنین جمعیت شیعیان این کشور را حدود 20 هزار نفر عنوان کرد و گفت: بيشتر آنان در شهر كاراكاس و در جزيره مارگاريتا ساكن هستند.





استاد دانشگاه الازهر:
اگر شیعیان را کافر بدانیم بسیاری از روایات اهل سنت زیر سوال خواهد رفت
«دکتر شیخ تاج‌الدین الهلالی» از استادان بزرگ دانشگاه الازهر مصر یکی از ریشه‌های تفکرات تکفیری را احادیث ضعیف دانست و توضیح داد: در مذهب اهل تسنن همه احادیث وارده در صحاح را صحیح می‌دانند، در حالی که در مذهب شیعه بر اساس دستورات ائمه، احادیث منقول در کتب حدیثی را بر قرآن عرضه می‌کنند تا هرچه با قرآن تناقض دارد، نامعتبر بدانند.
در واقع علمای شیعه احادیث را قابل نقد می‌دانند، اما علمای سلفی احادیث ضعیف را هم قبول دارند و این منشأ برخی خشونت‏هاست. دکتر الهلالی در اولین نشست از سلسله نشست‌های «شناخت جریان‏های تکفیری و سلفی» به ریشه‌یابی ظهور جریان‌های تکفیری پرداخت و گفت: امروز تکفیری‌ها برای تقرب به خداوند، اقدام به کشتار مسلمانان می‌کنند و شعار الله‌اکبر را همراه با سر بریدن مسلمانان سر می‌دهند. دکتر الهلالی به نداشتن استدلال علمی در نزد تکفیری‌ها هم پرداخت و گفت: ما چگونه می‏توانیم همدیگر را تکفیر کنیم، در حالی که همه مسلمانان بر سر سه اصل توحید، نبوت و معاد متفق هستند؟ این مفتی سابق استرالیا ادامه داد: ما چگونه شیعیان و پیروان مکتب امامیه را کافر بدانیم، در حالی که آنها هم به این اصول اعتقاد دارند و «لا اله إلا الله» را که بر اساس حدیث سلسله‌الذهب شرط ورود در حصن الهی است به زبان می‌آورند و به آن اعتقاد دارند؟ وی تأکید کرد: حدیث سلسله‌الذهب که از حضرت امام رضا(ع) نقل شده است: «کلمه لا إله إلا الله حصني، فمن قالها دخل حصني، ومن دخل حصني أمن من عذابي»، علاوه بر منابع شیعی در کتب مهم اهل تسنن نیز آمده است. شیخ الهلالی به نکته ظریفی نیز اشاره کرد و خطاب به وهابیون گفت: اگر پیروان اهل بیت(ع) را کافر بدانید بسیاری از روایات کتب شما و بسیاری از احادیث صحاح زیر سؤال خواهد رفت؛ چون حدود 140 راوی در میان راویان این احادیث از شیعیان هستند. وی افزود: متأسفانه نه تنها از برخی اختلافات سوءاستفاده می‌شود، بلکه حتی مسائل باطل، بی‌پایه و اساس نظیر «وجود قرآن مختلف در میان شیعیان» و نیز مسئله کذب «خان الأمین» مطرح می‌شود.


خط خبر

از مادران و همسران شهدا خجالت بکشید!
سخنان جنجالي فرزند هاشمي‌رفسنجاني سبب موضع‌گيري سياسي كشور شده است. فائزه هاشمي اين بار فضاي سياسي كشور را مردسالار خوانده است و بيان كرده كه پیش از انقلاب اسلامي اوضاع زنان در سياست بهتر بوده است. یک نماینده مجلس خطاب به وی گفته است: آنها زمانی که در قدرت بودند، تحمل شنیدن صدای مخالف را نداشتند و امروز طرفدار آزادی بیان و مطبوعات شده‌اند و اینکه برخی افراد اعلام کرده‌اند، وضع زنان ما پیش از انقلاب بهتر از شرایط فعلی بوده است، آیا اینگونه سخن گفتن توهین به زنان ایرانی که در عرصه انقلاب اسلامی عزت و سربلندی خود را بازیافته‌اند، نیست؟ امیرآبادی گفت: آیا نمی‌بینید که پس از انقلاب بیش از ۶۰ درصد پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌های ما خانم‌ها هستند، آنها از مادران و همسران شهدا خجالت نمی‌کشند، شاید رژیم پهلوی برای امثال شما بهتر بود وگرنه که رشد همه‌جانبه مشارکت زنان ایران در تمام مسائل قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست، آنها بدانند دورانی که با دوچرخه‌سواری بانوان می‌شد از مردم رأی گرفت، گذشته است.
ثروت بادآورده و فراعنه جدید

پول‌های بادآورده عربستان از شاهزاده‌ها فرعون‌هایی ساخته است که روش‌های آنها برای خوشی و عیش و نوش تمامی ندارد. به‌تازگی یک شاهزاده سعودی سه جزیره تفریحی مالدیو را به صورت کامل رزرو کرده است. سلمان‌بن‌عبدالعزیز، ولیعهد عربستان سعودی به مدت یک ماه این جزایر را در اختیار خود گرفته است. این ولیعهد 78 ساله 30 میلیون دلار بابت اجاره جزایره آناتارا، نالادهو و آناتراولی پرداخت کرده است. ولیعهد عربستان همراه با خود بیمارستان شناور، کشتی مجلل تفریحی و بیش از 100 محافظ به همراه دارد.
حسین الحوثی «اویسِ خمینی» بود

مبالغه نیست اگر جنبش پُرتکاپو و دامنه‏‌دار شیعیان یمن را «حز‌ب‌‏الله دوم» منطقه بنامیم و سلسله‌جُنبان این حرکت، یعنی شهید سیدحسین بدرالدین الحوثی را «اویس خمینی» بدانیم. حجت‏الاسلام غریب رضا، نویسنده کتاب «اویس خمینی» با بیان نکته فوق گفت: اویس قرنی مردی از سرزمین «ایمان و حکمت»، یعنی یمن بود که سید تابعان و یار باوفای امیرمومنان(ع) شد. اویس به عشق دیدار پیامبر(ص) به مدینه رفت، اما موفق به دیدار یار نشد و به وطن بازگشت. وقتی پیامبر(ص) قضیه را شنید، او را «نفَسُ‌‏الرحمان» خواند. هر از گاهی هم با اشاره به مسیر یمن می‏فرمود: «از سوی یمن بوی خدا به مشامم می‌‏رسد.» همچنان که درباره ایشان فرمود: «در یمن شخصی است به نام اویس قرنی که در روز قیامت محشور می‏‌شود و جمعیت بسیاری را به تعداد افراد و قبیله پُرجمعیتِ ربیعه و مُضرّ شفاعت می‌‏کند.» وی می‌نویسد: به برکت مجاهد‌ت‏‌های «اویس خمینی» بوی خوش اندیشه‌‏های اسلام ناب از یمن به مشام می‏‌رسد. حسین الحوثی پس از رحلت امام خمینی(ره) مدت کوتاهی را در ایران به سر برد. او چنان شیفته و متأثر از اندیشه و آثار امام بود که در تمامی سخنرانی‏‌هایش، نام و یاد ایشان را احیا کرد.
فیس‌بوک همچنان ابزار جنگ آمریکاست

روزنامه «کیف پست» نقشه فیس‌بوک و توئیتر در شورش‌های اوکراین را افشا کرد و نوشت: اولین راه‌پیمایی اعتراضی در کیف که در نهایت به بحران فعلی منجر شد، از طریق فراخوانی یک روزنامه‌نگار در فیس‌بوک کلید زده شد. فراخوانی که این روزنامه‌نگار در صفحه فیس‌بوکش گذاشته بود، طی چند ساعت بیش از ۱۰ هزار بازدیدکننده داشت. سپس صفحات خاص اعتراض‌ به دولت اوکراین به عناوین مختلف در فیس‌بوک ایجاد شدند و به ساماندهی اعتراضات و تبادل اخبار پرداختند که هر یک تا ۳۰۰ هزار بازدیدکننده نیز دارند.
مناقشه بر سر زمین بازی ظریف

دیدار محمدجواد ظریف با مدیران رسانه ملی با حاشیه‌هایی همراه بوده است. براساس شنیده‌ها، در این دیدار یکی از معاونت‌های صداوسیما نسبت به حضور ظریف در شبکه جاسوسی صهیونیستی فیس‌بوک انتقادات شدیدی داشته که این انتقاد، موجب بروز بحث و جدل لفظی می‌شود. او به ظریف گفته که دارد از ظرفیت نظام برای مطرح کردن خود استفاده می‌‌کند. همچنین پیشنهاد داده که به جای بازی در زمین دشمن، در پایگاه‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی داخلی فعالیت کند تا به اعتبار هرچه بیشتر آنها بیفزاید.
از ورژن ونزوئلایی «فتنه 88» رونمایی شد!

پایگاه خبری فارسی زبان «العربیه» وابسته به آل‌سعود، طی گزارشی با اشاره به حوادث و شورش‌های اخیر در ونزوئلا با عنوان «ملکه زیبایی ونزوئلایی، نداآقا سلطان این کشور شد»! نوشت: «جنیزس کارمونا، یک ملکه زیبایی ونزوئلایی، روز سه‌شنبه در پی مشارکت در تظاهرات مخالفان دولت این کشور در شهر والنسیا از ناحیه سر مورد اصابت گلوله افراد مسلح موتورسوار قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان، شامگاه چهارشنبه از دنیا رفت.
خط قرمزهای مذاکرات وین
گفته شده بخشی از خط قرمزهای جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات وین عبارت بوده‌اند از: 1ـ هیچ تأسیسات هسته‌ای را برنخواهیم چید و تعطیل نخواهیم کرد. ۲ـ اجازه ورود به مباحث غیرهسته‌ای را نمی‌دهیم. 3ـ برنامه تحقیق و توسعه هسته‌ای در کشور تعطیل نخواهد شد. 4ـ-تعلیق تدریجی تحریم‌ها را نمی‌پذیریم. کل تحریم‌ها باید در گام اول اجرای توافقنامه تعلیق شوند. 5ـ استفاده از سانتریفیوژهای نصب شده نسل 2 را ادامه می‌دهیم.
جلسه برای فعالیت‌های ضد راهبردی

به‌تازگی جلسه‌ای با حضور افرادی چون حسام‌الدین آشنا، هرمیداس باوند، صادق زیباکلام، عبدالرضا داوری، دهباشی و... در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برای بررسی رابطه ایران و انگلیس برگزار شده است. مواضع صادق زیباکلام در تخطئه رفتار ایران در برابر دولت انگلیس و حضور عبدالرضا داوری از نزدیکان احمدی‌نژاد همراه با دعوت از هرمیداس باوند که حکم الهی قصاص را غیر انسانی خوانده است، از حاشیه‌های قابل تأمل این نشست بود.
جلسه اهانت‌کنندگان برای حفظ آبرو

جلسه اخیر اصلاح‌طلبان به ارزیابی عملکرد رسانه‌ای آنان در دوره دولت یازدهم پرداخته شد. در این جلسه با اشاره به توقیف دو روزنامه بهار و آسمان به اتهام اهانت به مقدسات اسلامی، گفته شده است ما با این نوع عملکرد وجهه خود را در میان متدینین از دست داده‌ایم. سردبیر یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای که قصد دفاع از عملکرد رسانه‌های مکتوب اصلاح‌طلبان را داشت با اعتراضات حاضران، به حالت قهر جلسه را ترک ‌کرد.
نشان خوش‌خدمتی فرانسوی‌ها به «اصغر فرهادی»

پایگاه اطلاع‌رسانی فیلترشده «آینده آنلاین» نزدیک به یک آقازاده متهم به مسائل امنیتی، در خبری با عنوان «اعطای نشان هنر و ادب فرانسه به اصغر فرهادی» نوشت: «اصغر فرهادی، نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه (office of Arts and Letters france) را از وزیر فرهنگ این کشور دریافت کرد. در این مراسم اصغر فرهادی، پریسا بخت‌آور(همسر فرهادی)، برنیس بژو و الیس آگوئیس حضور داشتند.»! نشان عالی ادبی و هنری فرانسه در حالی به اصغر فرهادی [برای ساخت فیلم فرانسوی «گذشته»] اعطا می‌شود که پیش‌شرط اصلی اعطای این مدال افتخار، تلاش هنرمندان سراسر جهان برای معرفی و اعتلای فرهنگ فرانسه محسوب می‌شود! با این حال تعلق نشان از سوی وزارت فرهنگ دولت فرانسه را می‌توان به عنوان سومین جایزه معتبر این هنرمند غربزده پس از دریافت جوایزی چون خرس طلایی برلین و اسکار دانست که خود نشان از اهداف ضدایرانی پشت پرده تدارک‌دهندگان این دست جوایز کذایی دارد!
هاشمی در چه همایش‌هایی سخنرانی می‌کند؟

روزنامه «آرمان روابط عمومی» نزدیک به طیف اصلاح‌طلبان نوشت: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی روزهای پرمشغله‌ای را پشت سر می‌گذارد و برای سخنرانی به مراسم‌هایی می‌رود که می‌داند حضور و اظهاراتش سبب ارتقای کیفیت آن مراسم‌ها و بهبود اوضاع خواهد شد. او همچنین درخواست دیدار مقامات کشورهای خارجی که به ایران سفر کرده‌اند را می‌پذیرد تا شاید آنچه را که او برای بهبود شرایط آن کشورها و افزایش سطح تعاملات‌شان با ایران می‌داند، مطرح کند. آیت‌الله علاوه بر اینکه با هوشیار زیباری (وزیر خارجه عراق) دیدار کرد در سمپوزیوم بین‌المللی ایران 1404 هم سخنرانی کرد.
اگر عربستان نفت نداشت

به گزارش پایگاه خبری «العرب» کاربران عربستانی «هشتاگ» جدیدی در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه پایگاه خبری توئیتر ایجاد کرده و در آن به بیان دیدگاه‌های خود در مورد نبود نفت در عربستان پرداخته‌اند .به طور کلی کاربران عربستانی در شبکه‌های اجتماعی در این بخش از وضعیت کلی عربستان به شدت انتقاد و تأکید کرده‌اند که عامل اصلی قدرت عربستان در حال حاضر نفت است و اگر این ثروت زیرزمینی از بین برود، عربستانی‌ها با مشکلات بسیار زیادی روبه‌رو خواهند شد .این اتفاق در حالی افتاده است که به‌تازگی پژوهشی منتشر شده که در آن تأکید شده، عربستان تا دو دهه آینده نفت دارد و پس از آن توانایی صدور نفت را نخواهد داشت.
همچنین در سال 2012 میلادی بانک «سیتی گروپ» پیش‌بینی کرد که اگر مصرف نفت در عربستان همچنان به میزان هشت درصد افزایش یابد، این کشور ممکن است در سال 2030 میلادی تبدیل به کشور واردکننده نفت شود .کاربران شبکه‌های اجتماعی عربستانی تصریح کردند: اگر نفت نداشتیم، ما جزء فقیرترین کشورهای جهان بودیم و اگر قرآن کریم به زبان ما نازل نمی‌شد ما جاهل‌ترین مردمان بودیم .یک کاربر دیگر گفته است: با وجود نفت، ما هنوز پیشرفت چندانی نداشته‌ایم.
عراقچی: به مذاکره با گروه 1+5 خوش‌بین نیستم

سیدعباس عراقچی با بیان اینکه موضوعات پیچیده و دشواری در دستور کار مذاکرات ایران و گروه 1+5 قرار دارد که به نتیجه رسیدن در آنها سخت است، گفت: با توجه به بدبینی نهادینه شده‌ای که در ما نسبت به غربی‌ها وجود دارد، نمی‌توانم بگویم خوش‌بینیم. معاون وزیر امور خارجه گفت:‌ این بدبینی از یک سو و سختی موضوعات و پیچیدگی آنها از سوی دیگر سبب شده که به سختی بتوان در رابطه با به نتیجه رسیدن گفت‌وگوها خوش‌بین بود.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

واکنش تند به هشدار نفوذ فتنه‌گران
حسین عبداللهی فر

در نخستین روز هفته گذشته بیانیه پایانی نشست دو روزه تشکل‌های بسیجی 313 دانشگاه سراسر کشور با عنوان «بیانیه 600 مسئول بسیج دانشجویی» بر صفحات برخی از روزنامه‌های کشورمان نقش بست که بیانگر دغدغه دانشجویان بسیجی کشور از برخی انتصابات در دولت یازدهم و خطر نفوذ فتنه‌گران در دولت اعتدال بود.
«جوان» در روز اول هفته؛ «هشدار 600 مسئول بسیج دانشجویی درباره خروج وزارت علوم از اعتدال» را تیتر کرد و نوشت: «مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور در بیانیه‌ای نسبت به برخی حاشیه‌سازی‌های وزارت علوم از جمله انتصاب افراد نزدیک به فتنه در دانشگاه‌ها، بازگشت اساتید سکولار و دانشجویان ستاره‌دار، مجوز تأسیس تشکل‌های افراطی و... هشدار دادند.»
«کیهان» هم با تیتر «آقای رئیس‌جمهور! نگران نفوذ فتنه‌گران در دولت اعتدال هستیم» این نامه را در شماره (6/12) منعکس کرد و نوشت: «برخی افراد روسیاه که در فتنه 88 از هیچ کوششی برای ضربه زدن به انقلاب دریغ نکردند، امروز خود را طلبکار دانسته و متأسفانه در برخی منصب‌ها دیده می‌شوند. از شما می‌خواهیم قاطعانه با برخی انتصابات برخورد کرده و از حضور اصحاب فتنه در مدیریت‌های میانی؛ نظیر معاونان وزرا، استانداران، مدیران کل و... جلوگیری نمایید.»
«رسالت» همین خواسته را از قول دکتر حداد عادل در تیتر اول خود (5/12) مطرح کرد و زیر جمله «آقای روحانی نگذارید فتنه‌گران به دولت راه یابند»، نوشت: «آقای روحانی شما با شعار اعتدال به پیروزی رسیدید و مردم از شما انتظار دارند اعتدال را توضیح دهید تا هر کسی نتواند خود را زیر نقاب اعتدال مخفی کند. همان بلایی که بر سر اصلاحات در فتنه 88 آمد. شما نگذارید فتنه‌گران با شعار اعتدال به دولت شما راه پیدا کنند و منتقدان را با انگ و رنگ افراط ببینند.»
«تهران امروز» هم «دولت اعتدال نباید کاریکاتور دولت اصلاحات باشد» را تیتر گفت‌وگوی خود با امیر محبیان قرار داد و از قول وی نوشت: «بعضی از وزرای دولت متأسفانه به شکل عجیبی در تعامل با افکار عمومی اشتباهات واضح می‌کنند، آنها به سرعت در حال دادن شعار‌های غلطی هستند که تصویر میانه‌رو آنها را مخدوش می‌کند، حتی به گمانم شخص دکتر روحانی هم در حال از دست دادن تصویر میانه‌رو از خویش است. گزارش صدروزه رئیس‌جمهور یک نمونه کامل از اشتباه کلاسیک در تصویرسازی از دولت بود. گفت‌وگوی دوم رئیس‌جمهور هم بی‌هدف بود. من نمی‌دانم کدامین مشاوره‌ها به این اشتباهات می‌انجامد.»
دغدغه‌ها درخصوص نفوذ فتنه‌گران باز هم احساسی افراطی خوانده شده و مطرح‌کنندگان آن نیز افراط‌گرا تا کسی نتواند مانع این نفوذ شود. به همین منظور سخنان ناطق‌نوری در مراسم ختم مرحوم ابوالفضل حاجی‌حیدری با استقبال یکدست و پررنگ اصلاح‌طلبان مواجه شد که در روزنامه‌های دوشنبه (5/12) انعکاس وسیع یافت.
«شرق»؛ «بی‌ترمزها به کشور ضربه می‌زنند» را تیتر اول خود برگزید و به نقل از ناطق‌نوری نوشت: «الآن یکی از بدبختی‌های کشور ما این است که گرفتار تندرو‌ها و بی‌ترمز‌ها هستیم؛ چه چپ باشد چه راست.»
«مردم‌سالاری» هم با اختصاص تیتر اول خود به سخنان ناطق‌نوری در مراسم ختم مرحوم حاجی‌حیدری نوشت: «بی‌ترمز‌ها به کشور و انقلاب ضربه می‌زنند.»
«قانون» روی تصویر بزرگی از ناطق نوشت: «تندروها و بی‌ترمز‌ها از بدبختی‌های کشور هستند.»
«اعتماد» نیز «گرفتار تندروها و بی‌ترمز‌ها هستیم» را از قول ناطق روی تصویری از وی قرار داد.
«آرمان» همین تیتر را انتخاب کرد و زیر آن نوشت: «علی‌اکبر ناطق‌نوری اگرچه در صحنه سکوت اختیار کرده اما برخی می‌دانند که او هنوز راهبر جریان اعتدال است، همان جریانی که سال‌هاست در پی بی‌مهری دوستان اصولگرایش انتخاب کرده و گفت دیگر اصولگرا نیست، اصلاح‌طلب نمی‌شود و طرف میانه‌رو خواهد گرفت.»
«شهروند» هم «تندرو‌ها بدبختی کشورند» را تیتر کرد، اما «آفتاب یزد» ترجیح داد همین پیام را از سخنان رئیس مجلس در جلسه غیر علنی مجلس منعکس کند و در تیتر اول خود بنویسد: «اتمام حجت لاریجانی با تندرو‌های مجلس».
این روزنامه در روز آخر هفته هم تیتر و تصویر اول خود را به همین موضوع اختصاص داد و در تحلیل اظهارات ناطق و علی لاریجانی به این تیتر درشت اکتفا کرد: «راست میانه علیه راست تندرو».
«کیهان» در پاسخ به افراطی خواندن مخالفان نفوذ فتنه‌گران، سرمقاله آخرین روز هفته‌اش را با عنوان «افراطیون به روایت افراطیون» تنظیم کرد و پیرامون اهداف دو قطبی‌سازان «افراط و اعتدال» نوشت: «سوال این است که این طایفه افراطی بزهکار و سابقه‌دار با کدام منظور در حال ایجاد دوقطبی وارونه اعتدال و افراط‌گرایی در کشورند؟ آیا همین طیف فرش زیر پای دولت محترم را در مذاکرات ژنو نکشیدند و بدهکار آمریکا نکردند و آیا همین طیف و عقبه سیاسی باندی آنها مشغول مهره‌چینی در مراکز استراتژیکی نظیر وزارت علوم و دانشگاه‌ها و دیگر دستگاه‌های دولتی مشابه نیستند؟ بی‌صداقتی، بی‌وفایی، بی‌صفتی، نان به نرخ روز خوری، فرصت‌طلبی و تلون مزاج، معدل جماعت افراطی است که اکنون اراده کرده‌اند شعار اعتدال را به سرقت ببرند.»
و آنچه موید واقعی بودن دغدغه‌های مطرح شده درباره خطر نفوذ فتنه‌گران و افراطیون اصلاح‌طلب به دولت اعتدال است را روزنامه «آرمان» در جمله‌ای کوتاه، اما با حروف بسیار درشت از قول عباس آخوندی، وزیر راه و مسکن و شهرسازی کشورمان تیتر روز پایانی هفته خود انتخاب کرد و نوشت: «گفتمان اعتدال گفتمان اصلاحات است.»


مرورى بر يك رخدادد
علي موحد

مروري بر طراحي‌هاي جديد صهيونيست‌ها براي نابودي قدس
خيزش جهان اسلام براي نجات مسجدالاقصي

اين روزها محور اصلي تحولات جهاني به‌ويژه نگاه افكار عمومي جهان اسلام به تحولاتي خاص معطوف شده است. سرنوشت سوريه و جدال ميان مقاومت و تروریست‌ها و غرب در اين كشور، ناآرامي‌هاي عراق، مسائل مربوط به ساختار سياسي در مصر، آنچه در آفريقاي مركزي مي‌گذرد و كشتار مسلمانان در اين كشور، مذاكرات هسته‌اي ميان ايران و گروه 1+5، چگونگي سرنوشت نيروهاي خارجي در افغانستان، تحولات اوكراين و جدال ميان روسيه و غرب در اين كشور و... از محوري‌ترين تحولات در محافل رسانه‌اي و اجتماعي جهان شده است. نكته مهم آنكه دشمنان با ايجاد شكاف ميان كشورهاي اسلامي و حتي درگير ساختن آنها با يكديگر، طرح سايش دروني جهان اسلام را اجرا مي‌كند.
هر چند كه هر كدام از اين تحولات به نوبه خود داراي ارزش و جايگاهي هستند، اما براي جهان اسلام يك اصل محوري مطرح بوده و هست و آن مسئله فلسطين است. مسئله‌اي كه بايد دغدغه اصلي 5/1 ميليارد جمعيت مسلمان جهان باشد، چرا كه حل مسئله فلسطين و نابودي رژيم جعلي صهيونيستي به منزله برقراري ثبات و امنيت در جهان اسلام و حل بسياري از چالش‌هاي پيش روي امت اسلامي است. در طول چند دهه اخير اين صهيونيست‌ها بوده‌اند كه محور اصلي جنگ‌ها و جنايات صورت گرفته عليه جهان اسلام بوده‌اند كه با سلطه بر فلسطين، به‌دنبال تحكيم موقعيت خود براي نابودسازي تمام جهان اسلام هستند.
اين روزها در حالي توجه جهان اسلام به مسائل مختلف داخلي و جهاني معطوف شده كه صهيونيست‌ها تحركات خود براي سلطه بر فلسطين را تشديد كرده‌اند. اخراج گسترده فلسطيني‌ها از كرانه باختري و قدس، تخريب روستاها و مناطق فلسطيني‌نشين، ادامه محاصره غزه و از همه فاجعه‌آميز‌تر، تحركات آنها براي حذف مسلمانان از مسجدالاقصي است! صهيونيست‌ها در كنار استفاده از شهرك‌نشينان براي هتاكي به اين مكان مقدس، به دنبال تصويب قوانيني هستند كه حاكميت آنها بر قدس و مسجدالاقصي را اجرايي مي‌سازد.
تصويب قوانين در كنست (پارلمان) براي آزادي تردد صهيونيست‌ها در مسجدالاقصي و نيز تقلا براي حذف نقش اردن در اداره قدس در اين چارچوب است. در هفته‌هاي اخير صهيونيست‌ها بيشترين تهديدات را عليه مسجدالاقصي داشته‌اند، چنانكه چندی پیش قدس را به پادگان نظامي تبديل و از ورود نمازگزاران زير 50 سال به مسجدالاقصي جلوگيري كردند. در درگيري‌هاي نظاميان صهيونيست و فلسطيني‌ها، ده‌ها فلسطيني زخمي و تعداد بي‌شماري نيز بازداشت شدند.
نكته قابل توجه آنكه، مقامات كشورهاي غربي نيز در ظاهر ادعاي حمايت از مذاكرات صلح دارند، اما در عمل، به دنبال اجراي اهداف صهيونيست‌ها هستند، چنانكه مركل صدر اعظم آلمان در سفر اخیر خود به سرزمين‌هاي اشغالي، حمايت قاطع آلمان از اشغالگري صهيونيست‌ها بر فلسطين را مورد تأكيد قرار داد. نكته قابل‌تأمل در رفتار غربي‌ها آنكه؛ سران غرب از جمله مركل صدر اعظم آلمان، جان كري وزير خارجه آمريكا و...، در سفر به اراضي اشغالي فلسطين، به جاي تل‌آويو، در قدس با سران صهيونيست‌ها ديدار مي‌كنند كه نوعي رسميت دادن به مالكيت صهيونيست‌ها بر اين مكان مقدس است.
با توجه به اين اوضاع، به صراحت مي‌توان گفت كه در مقطع كنوني، اولويت جهان اسلام بايد حمايت از قدس شريف و مسجدالاقصي باشد؛ سرزميني كه آكنده از هويت جهان اسلام است و صهيونيست‌ها با سلطه و نابودي آن، به دنبال اجراي ابعاد ديگري از نابودسازي اسلام هستند.
اين امر را نيز نبايد فراموش كرد كه صهيونيست‌ها صرفاً عليه جهان اسلام توطئه‌ نمی‌کنند، بلكه آنها اعتقادات و مناطق مقدس مسيحيان را نيز هدف قرار گرفته‌اند در حالي كه با برجسته‌سازي نام مناطق متبركه مسلمانان اين تحركات را پنهان مي‌سازند. در اين اوضاع، وحدت ميان مسلمانان و مسيحيان براي مقابله با توطئه صهيونيست‌ها امري ضروري است كه محور كنوني اين اتحاد مي‌تواند حمايت از قدس و مسجدالاقصي باشد. هر چند كه صهيونيست‌ها و متحدان آنها با انحراف افكار عمومي به مسائل حاشيه‌اي، به دنبال پنهان‌سازي اهميت مسئله فلسطين و مقابله با اتحاد پيروان اديان الهي در مقابله با سلطه‌گري‌ها و جنايات اين رژيم هستند.
آنچه مسلم شده آنكه، غرب از جمله آمريكا طرحي براي فلسطين ندارد و صرفاً به دنبال تأمين منافع صهيونيست‌ها است، چنانكه اين امر را در طرح‌هاي به اصطلاح صلح كري مي‌توان مشاهده كرد. از این رو، دل‌بستن به اين طرح‌ها صرفاً ايجاد زمان براي اشغالگري بيشتر صهيونيست‌ها و توجيه حمايت‌هاي غرب از اين اشغالگري است كه راه مقابله با آن نيز، خيزش جهان اسلام حول محور مقاومت مي‌باشد؛ مقاومتي كه كارنامه‌اي سراسر موفقيت را در مبارزه با دشمن صهیونیستی بر جاي گذاشته است كه پيروي از آن، راه نجات فلسطين از اوضاع كنوني و پيروزي بر صهيونيست‌ها به عنوان اولين دشمن جهان اسلام است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

حقیقتی انکارناپذیر
قدرت هر کشوری بر اساس مولفه‌های درونی و بیرونی تبیین و اندازه‌گیری می‌شود. چگونگی تعاملات در عرصه داخلی و پشتوانه ملی از دستگاه سیاست خارجی و نیز مولفه‌های بیرونی و عدم وابستگی به سایر کشورها از مولفه‌های تأثیرگذار در قدرت چانه‌زنی کشورها و حتی تعیین ظرفیت‌ها و جایگاه جهانی آنها است. مذاکرات میان ایران و گروه 1+5 درباره مسائل هسته‌ای در حالی ادامه دارد که از محورهای مهم و تأثیرگذار در این مذاکرات را مولفه‌ها و قدرت‌های درونی و بیرونی تشکیل می‌دهد. یکی از سوالات مهمی که در این عرصه مطرح می‌شود، آن است که آیا واقعاً قدرت آمریکا در مقابل ایران دارای برتری فزاینده‌ای است، از این‌رو باید تسلیم این کشور شد و در نهایت پذیرنده زیاده‌خواهی‌های آنها بود؟ در پاسخ به این پرسش بررسی چند نکته مهم قابل توجه است. شاید در حوزه‌های نظامی و اقتصادی، آمریکا دارای برتری‌های نسبی نسبت به ایران باشد که در این حوزه نیز کارنامه ملت ایران نشان داده است که در نهایت برتری با ایران خواهد بود، چراکه فرهنگ مقاومت و ایستادگی در نهایت بر هر سلاحی پیروز است، چنانکه در طول هشت سال دفاع مقدس این امر به خوبی به جهانیان اثبات شد.
در کنار این مباحث چند نکته قابل توجه است؛ اول آنکه در حوزه داخلی ملت بزرگ ایران و نظام اسلامی یکصدا بر یک اصل تأکید دارند و در راه‌پیمایی 22 بهمن نیز بر آن صحه گذاشتند و آن اینکه با تکیه بر وحدت و خودباوری تسلیم استکبار نخواهند شد و هرگز از حقوق بحق خود عقب‌ نمی‌نشینند. انتقادها و مسائلی نیز که در باب روند مذاکرات مطرح می‌شود بر خلاف ادعای غرب نه برگرفته از چند صدایی در درون ایران، بلکه برگرفته از اراده ملی و توجه همگانی به حقوق هسته‌ای ملت و حفظ ارزش‌ها و آرمان‌ها و مقابله با توطئه‌های دشمنان است.
دوم آنکه آمریکایی‌ها برای هر گونه اقدامی در مقابل ایران چه تحریم و چه ورود به مذاکرات دست به دامان اروپایی‌ها هستند و توان تصمیم‌گیری مستقل ندارند. آمریکایی‌ها دائماً از تلاش برای ایجاد اجماع جهانی در برابر ایران سخن می‌گویند. هر چند آنها به زعم خود ادا دارند که جهان را به همسویی با سیاست‌های خود در مقابل ایران هدایت می‌کنند، اما حقیقت امر آن است که آنها توان رویارویی یک‌جانبه با ایران را ندارند، لذا به دنبال یافتن متحدانی هستند تا شاید بتوانند در برابر اراده ملت ایران در تحقق آرمان‌ها و حقوق خود خللی ایجاد و در صورت توان آنها را تسلیم زیاده‌خواهی خود کنند. مذاکره یک‌جانبه ایران با شش قدرت جهان خود گواهی بر اقتدار و عظمت ایران و تقلای آمریکا برای یافتن متحدان برای رویارویی با ایران نشانه تزلزل و هراس آمریکا از اراده ملت ایران است. سوم آنکه ایران برای حضور و یا قطع مذاکرات به‌دنبال کسب اجازه از دیگران نیست، بلکه به صورت مستقل وارد میدان می‌شود، حال آنکه آمریکایی‌ها پیش و پس از مذاکرات سراسیمه به سمت عربستان و رژیم صهیونیستی می‌روند و از آنها کسب تکلیف می‌کنند و یا به آنها گزارش می‌دهند. این رفتار آمریکا یعنی عدم استقلال و وابستگی آنها به مولفه‌هایی خارج از ساختار آمریکا که سندی دیگر بر ضعف آنها در برابر استقلال و آزادگی ملت ایران است. با توجه به این شرایط می‌توان گفت که مذاکرات هسته‌ای یک اصل را آشکارتر ساخته است و آن برتری ایران بر آمریکا در حوزه‌های داخلی و خارجی به‌ویژه در حوزه تصمیم‌گیری است که با تکیه بر این مولفه‌ها و به‌ویژه رویکرد به اقتصاد مقاومتی می‌توان در آینده شکست‌های جدیدی را به دشمنان این مرز و بوم تحمیل کرد.


پرونده

برنامه هسته‌ای ایران دست‌نخورده باقی می‌ماند
به گزارش رویترز، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در اظهارتی در دهلی‌نو پایتخت هند اعلام کرد که ایران قصد دارد صلح‌آمیز بودن ماهیت برنامه هسته‌ای خود را به جامعه جهانی نشان دهد و قصد ندارد برنامه هسته‌ای خود را تعطیل کند. در این گزارش آمده است: اظهارات وی نشان می‌دهد که ایران قصد ندارد در مذاکرات آتی هسته‌ای با گروه 1+5 برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای هیچ یک از تأسیسات هسته‌ای خود را برچیند. ظریف در گفت‌وگو با خبرنگاران در دهلی گفت: امیدارم تا ماه جولای به توافق نهایی برسیم و اجرایی شدن آن را آغاز کنیم. ظریف در عین حال تصریح کرد: مشکلاتی در زمینه موضوع مذاکرات و روش‌های آن وجود دارد. اما آماده‌ایم که این اطمینان را بدهیم که برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز است.
«نمی‌توانیم» در صنعت هسته‌ای مفهومی ندارد

علی‌اصغر زارعان، معاون حفاظت و امنیت سازمان انرژی اتمی در جلسه دیدار با کارمندان و متخصصان انرژی اتمی گفت: چند صدایی خوب است، ولی با یک هدف. اگر یک هدف را نشانه‌روی نکنیم و هر کدام یک موجی را دنبال کنیم، قطعاًً خروجی مطابق با استراتژی ما نخواهد بود، لذا اگر هوشمندی، تدبیر و درایت نباشد قطعاًً بدانید که خروجی آن چیزی است که دشمن می‌خواهد. دشمن واقعاًً از رشد کشور در زمینه‌های نانو، بیوتکنولوژی، هسته‌ای، پزشکی و فعالیت‌های زیرساختی و امنیت حاکم بر آنها ناراحت است، چرا که ما برای بعضی از کشورها الگو شده‌ایم و جهان سلطه به‌دنبال جلوگیری از این الگوی بومی است و درصدد است که از توسعه این کانون اندیشه‌سازی و اندیشه‌پروری ممانعت به‌عمل آورد. وی افزود: ما به یاد نداریم در انرژی اتمی کاری را ارجاع داده باشند و یا ما درصدد انجام آن باشیم و بگوییم نمی‌شود؛ اصلاًً کلمه «نمی‌توانیم» در این صنعت برای متخصصان معنا و مفهوم ندارد.
نمایشگاه تخصصی دستاوردهای صنعت هسته‌ای در کرمانشاه

بیست‌وهفتمین نمایشگاه تخصصی دستاوردهای صنعت هسته‌ای کشور در محل دانشگاه رازی کرمانشاه و با حضور شخصیت‌های ملی گشایش خواهد یافت. رئیس دانشگاه رازی با اشاره به برگزاری نمایشگاه دستاوردهای صنعت هسته‌ای کشور، اظهار داشت: این نمایشگاه از روز شنبه (10 اسفند) در سالن آمفی تئاتر شهید علیمحمدی دانشکده علوم دانشگاه رازی افتتاح خواهد شد. حدود 500 عدد اقلام نمایشگاهی شامل 225 قلم از بخش چرخه سوخت و نیروگاه و 275 قلم شامل بخش کاربردهای جانبی صنعت هسته‌ای، چهار ماکت بزرگ از غنی‌سازی اورانیوم، نیروگاه اتمی بوشهر، پسمانداری و چرخه سوخت هسته‌ای و همچنین ماشین سانتریفیوژ به صورت برش خورده و یک ماشین سانتریفیوژ دیگر در حال کار به نمایش گذاشته خواهد شد.
توافق ایران و گروه 1+5 بر سر فاش نشدن جزئیات مذاکرات هسته‌ای!

روزنامه صهیونیستی جروزالم پست مدعی شد که ایران و گروه 1+5 با هدف دستیابی به یک توافق نهایی بر سر فاش نشدن جزئیات مذاکرات توافق کرده‌اند. این روزنامه به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شد ایران و قدرت‌های جهانی درباره فاش نکردن جزئیات مذاکرات هسته‌ای توافق کرده‌اند. این روزنامه به نقل از ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم نوشت: قصد نداریم در پنج ماه آینده که در حال مذاکره هستیم وارد جزئیات موضوع شویم.


اقتصادى
سعید مهدوی

شتاب نامطمئن دولت در مسیر هدفمندی
پس از ارائه تبصره 21 در راستای هدفمند کردن یارانه‌ها برای اجرای مرحله دوم آن به مجلس، نمایندگان برای بررسی و دریافت اطلاعات این طرح اجرای مرحله دوم را به تیرماه موکول کردند. البته با بازگشت این تبصره به مجلس توسط شورای نگهبان و با تصویب کمیسیون تلفیق، اختیار زمان اجرای مرحله دوم هدفمند کردن یارانه‌ها به دولت واگذار شد.
آسیب‌شناسی و برطرف کردن مشکلات مرحله اول هدفمندی یارانه‌ها تنها راه ورود به مرحله دوم است. در مرحله نخست قرار بر این بود که یک‌سری اقدامات و هماهنگی‌ها شکل بگیرد که از شوک ناشی از جهش قیمت‌ها در حامل‌های انرژی به تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و بسیاری از شاخص‌های اقتصادی و اجتماعی جلوگیری به عمل آید. از جمله این آسیب‌ها می‌توان به عدم توسعه حمل‌ونقل عمومی و بهبود راه‌های جاده‌ای، عدم پرداخت سهم بخش سلامت و تولید از محل هدفمندی یارانه‌ها، عدم نظارت کافی در بازار و کنترل مداوم قیمت‌ها، عدم کنترل بازار ارز و تثبیت ارزش پول ملی، عدم هماهنگی با خودروسازان برای تولید خودروی کم مصرف و استاندارد و بسیاری از اقدامات دیگر که متأسفانه در مرحله نخست به درستی انجام نشد، اشاره کرد. از این رو ورود به مرحله دوم نیاز مبرم به داشتن راهکار برای رفع این اشکالات است.
نگرانی از افزایش قیمت‌ها در جامعه برای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها موضوعی است که دولت باید برای آن جواب مناسب و قانع‌کننده‌ای داشته باشد. دولت با اعلام شاخص‌های دریافت یارانه نقدی از قبیل؛ منزل مسکونی، داشتن یا نداشتن خودرو، محل سکونت (با توجه به تفاوت زندگی در کلان‌شهرها و روستاها) و تعداد نفرات خانوار نگرانی مردم را بیش از پیش افزایش داده است. در مقابل آن‌گونه که از صحبت‌های مسئولان پیداست، قرار نیست مبلغ ماهیانه یارانه نقدی افزایش پیدا کند و همچنین افزایش 25 درصدی حقوق کارگران برای سال 93 که پایین‌تر از تورم 31 درصدی سال 92 است با توجه به موضوع اجرای مرحله دوم هدفمندی در سال 93 و تأثیر آن بر افزایش تورم، از دیگر نگرانی‌های بجای مردم است.
پر کردن فرم‌های الکترونیکی خوداظهاری در اسفندماه سال جاری و انصراف داوطلبانه مردم از دریافت یارانه نقدی یکی از راهکارهای دولت برای کاستن از تعداد یارانه‌بگیران اعلام شده است. موضوع خود‌اظهاری و انصراف داوطلبانه از‌‌ همان زمانی که در مجلس با یک ایده یکباره رقم خورد، موضوعی بسیار چالشی و دارای نکات اساسی بود. تحلیل‌ها همچنان بر آن است که دولت و مجلس ناتوان از شناسایی دقیق خانوارهای نیازمند به دریافت یارانه، سعی دارند که با روش‌هایی این‌چنینی که گذشته اثبات کرده در ایران چندان جوابگو نیست، بار حذف دهک‌ها را به گردن خود مردم بیندازند. از سویی اشاره به جریمه‌های در نظر گرفته شده برای کسانی که از این امر سرپیچی کنند و بدون نیاز به دریافت یارانه نقدی بخواهند از آن بهره ‌گیرند (جریمه‌ای سه برابر یارانه نقدی دریافتی) به خوبی نشان می‌دهد، این راهبرد با چه هدف و مقصدی طراحی شده است.
انجام جراحی صحیح اقتصادی در این اوضاع خاص با علم به اینکه اجرایی شدن هدفمندی یارانه‌ها بهتر از اجرا نکردن آن است باید مورد توجه هر چه بیشتر دولت قرار گیرد. خصوصاًً اینکه تمام برنامه‌های اقتصادی در این برهه لزوم قرار گرفتن در قالب سیاست‌های راهبردی اقتصاد مقاومتی دارند. بر این اساس از دولت انتظار می­رود با استفاده از تجربیات اجرایی شدن مرحله نخست و رفع مشکلات و آسیب‌های ذکر شده، چون گذشته شتابزده و نامطمئن در مسیر هدفمند کردن یارانه‌ها گام برندارد.


نداى قدس

شما استادان دانشگاهی اشغالگران اصلی هستید!
«باروچ مارزل» یک فعال صهیونیست در حالی که پروفسور «دنیل بارتال» یکی از حاضران در کنفرانس «اثرات اشغال بر جامعه صهیونیستی» در دانشگاه تل‌آویو از جنایات جنگی جنبش‌های مردم در سرزمین‌های اشغالی صحبت می‌کرد وارد این کنفرانس شد و از اشغال واقعی صحبت کرد. مارزل با خطاب قرار دادن استادان و پروفسورهای دانشگاهی گفت، شما بر روی یک مسجد فلسطینی هستید این یعنی اشغال، شما در بطن اشغالگری هستید، شما از این اشغالگری سود می‌برید. وی با اشاره به ظاهرسازی و دورویی این دانشگاه که در مکانی تأسیس شده که در گذشته روستای شیخ‌مونس فلسطینی‌ها واقع شده بود، گفت: شما اشغالگری را زنده نگه داشتید، مسجدی زیر این ساختمان قرار دارد که آن را نابود کردید و ساکنانش را به هبرون یعنی جایی که من زندگی می‌کنم اخراج کرده‌اید. این کنفرانس از سوی این مقامات صهیونیستی با هدف ادعای اینکه فلسطینی‌ها برخی از سرزمین‌های به اصطلاح رژیم صهیونیستی را اشغال کرده‌اند، برگزار شده است!
رژیم صهیونیستی ماهیانه 200 فلسطینی را بازداشت می‌کند

روزنامه «همخانيه» چاپ رژیم صهیونیستی با اشاره به اینکه نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی روزانه تعداد زیادی از ساکنان کرانه باختری را بازداشت می‌کند، نوشت: در سال 2013 نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی به‌طور میانگین، ماهیانه 200 فلسطینی را بازداشت کردند. این روزنامه تأکید کرد: در ماه فوریه 2014، نیروهای این رژیم، 330 فلسطینی را به اتهام پرتاب سنگ و انتقال اسلحه و بمب‌گذاری، دستگیر و روانه زندان کرده‌اند.
هشدار «شاباک» نسبت به وقوع انتفاضه در الاقصی

شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی به‌نقل از افسران ارشد سازمان اطلاعات و امنیت داخلی این رژیم (شاباک) گزارش داد که به‌دنبال حمله نیروهای امنیتی و شخصیت‌های سیاسی و مذهبی تندروی صهیونیست به مسجد الاقصی و درگیری با نمازگزاران فلسطینی در داخل صحن مسجد الاقصی، جنبش حماس قصد دارد انتفاضه‌ای جدی را در شهر اشغالی قدس راه‌اندازی کند. یک افسر ارشد در سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی در این‌باره گفت: مقامات اسرائیل از وقوع انتفاضه جدید در قدس و همچنین انتقال آن از این منطقه به مناطق دیگر فلسطین از جمله کرانه باختری، نگران هستند. وجود رزمندگان مقاومت در شهراشغالی قدس، این احتمال را افزایش داده است، علاوه براین، وجود این گروه‌ها در قدس به شدت امنیت اسرائیل را تهدید می‌کند.
جذب یهودیان اوکراین به فلسطین اشغالی

کنست رژیم صهیونیستی به دنبال حوادث اخیر در اوکراین و اقدامات صورت گرفته علیه اقلیت یهودی مقیم این کشور، با ارسال نامه‌ای به بنیامین نتانیاهو، خواستار تصویب طرحی دولتی و بودجه برای جذب یهودیان مقیم اوکراین به سرزمین‌های اشغالی شده است. لازم به ذکر است که در پی حوادث و ناآرامی‌های اخیر در اوکراین، شمار زیادی از اوکراینی‌ها با نوشتن شعارهای سامیتیسم بر روی دیوارها خواستار اخراج یهودیان از کشورشان شدند.
فراخوانی چهار سفیر رژیم صهیونیستی از کشورهای اروپایی

مقامات رژیم صهیونیستی سفرای خود از کشورهای فرانسه، انگلیس، اسپانیا و ایتالیا را در پاسخ به اعتراض آنها علیه شهرک‌سازی‌ها، فراخوانده‌اند. تل‌آویو علت فراخواندن این سفیران را «جانبداری کشورهای مذکور از فلسطینیان» عنوان کرده است. چهار کشور مذکور به‌تازگی در اعتراض به اعلام تصمیم ساخت 1400 واحد صهیونیست‌نشین جدید در کرانه باختری و قدس شرقی، سفیران اسرائیل را به وزارت خارجه‌های متبوع خود فراخوانده و اعتراض خود را به این تصمیم اعلام کرده بودند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

اوباما نقاب تعامل را كنار گذاشت
قاسم غفوري

باراک اوباما در طول پنج سال حضور در کاخ سفيد، ادعاي رويکرد جديد به معادلات جهاني را مطرح ساخته و در اين عرصه نيز نگاه جديد به رقباي قديمي آمريکا را مطرح کرد. وي مدعي شده که به دنبال تعامل بيشتر با روسيه و چين است و در اين چارچوب نيز رايزني‌هاي سياسي، اقتصادي و نظامي ميان طرفين برقرار کرده است.
هر چند دخالت‌هاي آمريکا در انتخابات روسيه و نيز تحولات سوريه و اخیراً هم اوکراین تا حدودي واهي بودن ادعاهاي ظاهري آمريکا را کم‌رنگ ساخت، اما در اين حوزه‌ها، آمريکا باوجود ناتواني در اجراي طرح‌هاي خود، همچنان تلاش کرده تا ژست تعامل با اين کشورها را حفظ کند. سال 2014 در حالي آغاز شد که سرانجام نقاب ظاهر‌سازي از چهره آمريکا برداشته شد و تقابل‌هاي اين کشور با چين و روسيه وارد مراحل نويني شد که آشکارکننده استمرار دشمني‌هاي آمريکا با اين کشورها است.
اولاً در حوزه چين هرچند که آمريکايي‌ها به صورت نرم و آرام درحال توسعه حضور نظامي در شرق آسيا و محاصره پکن بودند، اما سياست کنوني آنان به تقابل مستقيم و همه‌جانبه با اين کشور سوق يافته است. بخشي از اين سياست را در سفر جان‌کري وزير امور خارجه آمريکا به کره جنوبي، ژاپن و اندونزي مي‌توان مشاهده کرد. وي صراحتاً اعلام مي‌کند که کره جنوبي و ژاپن بايد در برابر چين متحد شوند و از اختلاف دروني پرهيز کنند.
آمريکا همچنين بر افزايش حضور نظامي در منطقه تأکيد و حتي ژاپني‌ها آمادگي خود را براي استقرار تسليحات هسته‌اي آمريکا در اين کشور اعلام داشتند. نقطه اوج تحرکات ضد چيني آمريکا را در ميزباني اوباما رئيس‌جمهور آمريکا از «دالايي‌لاما» رهبر جدايي‌طلبان تبت مي‌توان مشاهده کرد.
دالايي‌لاما که به مهره غرب براي تجزيه چين مبدل شده، اوايل اسفندماه در کاخ سفيد ميهمان اوباما بود. اقدامي که خشم پکن را برانگيخت و آن را تحرک آمريکا براي برهم زدن امنيت ملي خود عنوان داشت. با توجه به آغاز مذاکرات ميان چين و تايوان پس از چند دهه، بسياري از ناظران سياسي، رويکرد آمريکا به دالايي‌لاما را تحرکي براي بحران‌سازي در چين دانسته‌اند که مي‌تواند تکرار سناريوي کودتاهاي رنگي غرب‌گرايانه آسياي مرکزي، قفقاز و حوزه بالکان در چين باشد.
ثانياً در حوزه روسيه به صراحت مي‌توان گفت که آمريکا نه تنها دوران جنگ سرد، بلکه تقابل‌هاي ميان غرب و روسيه در قرن‌هاي 18 تا 20 را زنده کرده است. دوراني که کشورها اروپايی با محوريت پروس، اتريش، فرانسه، انگليس و ايتاليا براي مقابله با روسيه تزاري متحد مي‌شوند و منافع اين کشور در بالکان و ساير نقاط جهان را تهديد مي‌کردند. اکنون اين ائتلاف با ترکيبي جديد شکل گرفته است که محور آن را آلمان، انگليس، فرانسه به علاوه آمريکا تشکيل مي‌دهد.
بررسي کارنامه روسيه از سال 2000 يعني از زمان به قدرت رسيدن پوتين حكايت از آن دارد که اين کشور در مسير بازگشت به دوران امپراتوري تزاري قرار دارد که عملاً با منافع غرب در تضاد است. عملکردهاي روسيه در حوزه نظامي، تلاش براي احياي متحدان قديمي با رويکرد به افغانستان، پاکستان، عراق، ايران و حتي مصر و کشورهاي آفريقايي، عملکردهاي مقتدرانه روسيه در آمريکاي لاتين و در نهايت قرار گرفتن تمام قد مسکو در برابر غرب در موضوع سوريه، عملاً غرب را در وضعيت نابساماني قرار داده است. هرچند که غرب جهان اسلام را دشمن اصلي خود مي‌داند و براي مقابله با آن به هر ابزاري چنگ مي‌زند، اما در حوزه پيراموني، روسيه را براي منافع خود ارزيابي تهديد کرده و اولويت کاري خود را به تقابل گسترده با اين کشور معطوف کرده است. کشورهاي غربي در حوزه جهان اسلام از ابزارهايي نظير سرکوب‌گري نظام‌هاي ديکتاتور نظير بحرين و عربستان و نيز تحريک و تقويت گروه‌هاي تروريستي و تکفيري براي مشغول‌سازي جهان اسلام بهره مي‌گيرند. در حالي که در ظاهر، از عدم دخالت در امور کشورهاي اسلامي سخن مي‌گويند، اما در باب روسيه آنها گزينه‌هاي گسترده‌اي را به صورت آشکار در پيش گرفته‌اند.
بخش اصلي اين سياست را حذف متحدان روسيه با بهره‌گيري از تقويت جريان‌هاي غربگرا و حذف دولت‌هاي متمايل به روسيه تشکيل مي‌دهد. در اين چارچوب، غرب مناطق راهبرد را در مقابل روسيه قرار داده و برآن است از آنها به عنوان مرکزي براي رسيدن به ساير اهداف بهره گيرد.
در شرايطي غرب با هدف قرار دادن سوريه، سعي در حذف آخرين پايگاه عربي روسيه در غرب آسيا و حتي مديترانه داشت كه روند تحولات، اين گزينه را با ناکامي همراه ساخت. در اين ميان، غرب سناريوهاي موازي را براي حذف روسيه در ساير نقاط جهان آغاز کرد. اوکراين در حوزه بالکان مهم‌ترين نقطه براي غرب جهت رسيدن به اين سناريو بود. اوکراين که زيرساخت‌هاي غرب‌گرايانه در آن ريشه‌اي است براي غرب و روسيه داراي حاشيه‌هاي بسياري است. غرب در سال 2006 با انقلاب نارنجي سعي کرد اين کشور را مصادره کند، ولي در سال 2010 اين امر با شکست همراه شد و ترکيب يوشچنکو و تيموشنکو نتوانستند منافع غرب را حفظ کنند و در نهايت، يانوکوويچ با نگاهي ملايم‌تر به روسيه قدرت را در دست گرفت. در سه ماه اخير غربي‌ها جنگي تمام‌عياری را براي بازگشت به اوکراين آغاز کردند و با ايجاد فضاي جنگ و کشتار سرانجام اوضاع را به سمت غرب‌گرايي سوق دادند.
هرچند سرنوشت اين کشور همچنان در ابهام است، اما غرب سعي دارد تا در انتخاباتي هدايت شده و براساس دموکراسي ادعايي غرب، زمام قدرت را در دست گيرد. غرب سعي دارد تا از اوکراين به عنوان الگويي براي ساير کشورهاي منطقه استفاده کند تا در نهايت، مسکو را در منطقه به انزوا بکشاند. بر اين اساس نيز آتش بحران اوکراين به زودي فروکش نخواهد کرد و غرب برپا نگه داشتن آتش بحران سعي در الگوسازي از اين کشور و تحريک ساير کشورهاي منطقه براي تکرار چنين تحولاتي خواهد داشت. غرب براي تقويت موضع غرب‌گرايان اوکراين برخي حمايت‌هاي سياسي و اقتصادي را از حاکمان خودخوانده اوکراين صورت مي‌دهد تا مشوقي براي ملت‌هاي ديگر منطقه به ويژه کشورهايي باشد که با چالش‌هاي اقتصادي مواجه هستند. بخش ديگر سناريوي غرب را در آمريکاي لاتين، در کشور ونزوئلا مي‌توان مشاهده کرد.
غرب با شبيه‌سازي تحولات اوکراين، سعي در سرنگون‌سا‌زي دولت ونزوئلا به رياست «مادورو» دارد. اين سقوط برابر با سقوط متحد اصلي روسيه در آمريکاي لاتين خواهد بود. نکته مهم آنکه غرب سعي دارد با تکرار کودتاهاي کيسينجر، وزير خارجه سابق آمريکا (19۸0 ـ ۱۹۷۰) در آمريکاي لاتين ضمن حذف جبهه ضد امپرياليسم، به احياي نفوذ خود در منطقه بپردازد، در حالي که حذف منافع روسيه از اصلي‌ترين اهداف آن است.
ائتلاف غربي‌ها در حالي حوزه بالکان و آمريکاي لاتين را هدف قرار داده است که در نهايت برآنند تا از يک سو از آنها به عنوان الگويي براي درون روسيه بهره گيرند، به گونه‌اي که مسکو که گرفتار چالش‌هاي بيروني است، از درون نيز با درگيري‌هاي خياباني و اعتراض‌هاي سياسي مواجه شود و حتي در مسير تجزيه قرار گيرد و در نهايت به خواست غرب در کنار نهادن همراهي با سوريه و جمهوري اسلامي ايران تن دهد. به عبارتي ديگر، غرب آنچه را که تاکنون در مقابل سوريه از روسيه کسب نکرده، در وراي تمام اين بحران‌سازي‌ها طلب خواهد کرد. در اصل غرب در حال چينش‌ مجموعه‌ای از بحران‌ها پيش روي روسيه است که در نهايت به بحران‌ دروني در روسيه و تن دادن آن به مطالبات خارجي غرب يعني پايان دادن به نفوذ در بالکان و آمريکاي لاتين و کنار نهادن متحدانش در غرب آسيا ختم شود.
با توجه به آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که غرب به دنبال ايجاد فضايي بحراني عليه چين و روسيه براي برهم‌زدن عرصه دروني و باج‌گيري خارجي از آنان است، در حالي که راهبرد چين و روسيه براي مقابله با اين تحرکات، گسترش روابط با مولفه‌هاي منطقه‌اي نظير ايران و جبهه مقاومت منطقه از جمله سوريه است.
مولفه‌هایی که کارنامه آنها سراسر پيروزي و ايستادگي در برابر غرب است و رويکرد چين و روسيه به آنها مي‌تواند، زمينه‌ساز ناکامي‌هاي غرب در منطقه، از جمله در طراحي‌هاي ضد روسي باشد؛ اصلي که نمود آن را در تحولات سوريه و شکست غرب در برابر روسيه و جبهه مقاومت مي‌توان مشاهده کرد.
 


رقابت غرب براي مستعمره‌سازي جهان اسلام
علی تتماج

جهان اسلام با 57 کشور و جمعيت 5/1 ميليارد نفر توان حضوري فعال در معادلات جهاني را دارد، که در صورت تحقق آن به يکي از ارکان نظام بين‌الملل مبدل خواهد شد، به ويژه اينکه، افکار عمومي جهان نيز دريافته که اسلام راه‌گشاي چالش‌ها و نابساماني‌هاي دنياي امروز است. باوجود تمام اين ظرفيت‌ها جهان اسلام اکنون نه تنها به اين مهم دست نيافته، بلکه هر روز با چالش‌ها و نابساماني‌هاي دروني بيشتري مواجه مي‌شود. هر چند که محافل رسانه‌اي و سياسي ضد اسلامي چنین القا مي‌سازند که اين نابساماني‌ها برگرفته از ساختار دروني جهان اسلام و اختلافات و چنددستگي ميان فرق و حتي کشورهاي اسلامي است، اما بررسي ريشه‌هاي تحولات، نکات قابل تأملی را آشکار مي‌سازد.
حقيقت امر آن است که جهان اسلام داراي بيشترين ظرفيت‌هاي اقتصادي و منابع طبيعي است که نمود آن را در غرب آسيا و شمال آفريقا (خاورميانه) مي‌توان مشاهده کرد. حال آنکه غرب فاقد اين ثروت‌ها بوده و صرفاً در حوزه تکنولوژي ابزاري داراي پيشرفت‌هاي بيشتري است. چنان‌که در گذشته، يعني در قرون وسطي و جنگ‌هاي صليبي، غرب براي سلطه بر منابع جهان اسلام ،جنگ و کشتار به راه انداخته اکنون نيز در ابعاد جديدي اين موازنه را اجرا مي‌کند.
نکته‌اي که در اين عرصه بايد مورد توجه قرار گيرد، رقابت شديد ميان کشورهاي غربي براي رسيدن به اين منافع است. هر چند که کشورهايي مانند آلمان، فرانسه، ايتاليا، انگليس و آمريکا در نابودي جهان اسلام داراي نقاط اشتراک هستند، اما همزمان، رقابتي شديد ميان آنها براي کسب منافع مالي و سرزميني وجود دارد. در قرون گذشته از جمله؛ جنگ‌هاي صدساله اروپا، درگيري ميان غربي‌ها بوده که ميليون‌ها کشته بر جاي گذاشته است.
جنگ جهاني اول و دوم را مي‌توان در همين چارچوب ارزيابي کرد. در چند دهه اخير غرب نوعي مصالحه داخلي را صورت داده و حوزه رقابتي را به خارج از مرزهاي اروپا و آمريکا سوق داده و سعي دارد در ساير نقاط جهان از جمله در آمريکاي لاتين، آفريقا و غرب آسيا (خاورميانه) اين طرح‌ها را اجرا کند.
اين رقابت نانوشته که البته در مقاطعي به دليل اشتراک منافع و يا ناتواني براي يک‌جانبه‌گرايي به جمع‌گرايي در قالب ناتو منجر مي‌شود قرباني شدن سياسي کشورها، از جمله جهان اسلام را به همراه داشته است. رقابت غرب براي سيطره به جهان اسلام را در ابعاد مختلف مي‌توان مشاهده کرد. بخشي از اين راهبرد همچون دوران جنگ‌هاي صليبي در قالب تهاجم نظامي صورت مي‌گيرد. حال آنکه بهانه‌هاي اين جنگ‌ها تغيير کرده است. زماني رسماً به دست آوردن سرزمين بيشتر و منابع اوليه بهانه جنگ بود و اکنون مبارزه با تروريسم، حقوق بشر، اهداي دموکراسي غربي بهانه اين رفتارها شده است.
هر کدام از کشورهاي غربي تلاش دارند تا سرزمين‌هاي بيشتري را به اشغال نظامي درآورند، چنان‌که اکنون فرانسه در مالي، آفريقاي مرکزي و ساحل عاج اين سياست را اجرا مي‌کند و انگليس در نيجر و نيجريه، چنين سياستي دارد.
آلماني‌ها، ايتاليايي‌ها و آمريکايي‌ها نيز در ليبي و ساير کشورهاي آفريقايي روش مشابهي را ايجاد کرده‌اند.
تزريق فرهنگ خشونت، بي‌بندوباري ديني و اخلاقي و تخريب چهره معنوي و انساني اسلام در عرصه فرهنگي و رسانه‌اي، بعد ديگر رقابت غرب براي سلطه بر جهان اسلام است. در حوزه جنگ نرم به ويژه در عرصه حذف ارزش‌هاي اسلامي و جايگزيني فرهنگ غربي، رقابت ميان غربي‌ها به شدت افزايش يافته، چنانکه آمريکا، انگليس، فرانسه، آلمان و... هر کدام از يک سو به تخريب چهره اسلام در درون جوامع خود و عرصه جهاني مي‌پردازند و از سوي ديگر، ارزش‌هاي فرهنگي خود را به عنوان ارزش‌هاي غالب به جوامع اسلامي در سراسر جهان تزريق مي‌کنند.
برای نمونه آمريکايي‌ها و يا انگليسي‌ها چنان تبليغ مي‌کنند که اسلام دين خشونت و عقب‌ماندگي است و رويکرد به تکنولوژي و فرهنگ آمريکايي، انگليسي، راهکار خروج از اين وضعيت است! فيلم‌ها و برنامه‌هاي توليدي در هاليوود و رسانه‌هاي اين کشورها را مي‌توان نمود عيني اين سياست دانست که هدفي جز نابودي اسلام ندارد.
فروش تسليحات و تشويق کشورهاي اسلامي به جنگ با يکديگر، عرصه ديگر رقابت غرب است. کشورهاي غربي نظير؛ آلمان، فرانسه، انگليس، ايتاليا، آمريکا رقابتي گسترده را براي فروش تسليحات در جوامع اسلامي آغاز کرده‌اند. آنها از يک سو با تزريق فرهنگ خشونت در کشورهاي هدف، مردم را به خريد سلاح‌هاي فردي سوق مي‌دهند و از سوي ديگر، دولت‌ها را گرفتار رقابت تسليحاتي ساخته تا از اين راه درآمد کلاني را کسب کنند. واقعيت آن است که دولت‌هاي اروپايي و آمريکا حتي در سفرهاي سياسي خود به کشورهاي اسلامي، فروش سلاح را در دستور کار دارند و به نوعي، به دلالان اسلحه مبدل شده‌اند. نمود عيني اين امر را در رقابت غربي‌ها براي فروش ميلياردها دلار تسليحات به قطر، امارات، بحرين و عربستان مي‌توان مشاهده کرد.
ثروت‌هاي کشورهاي اسلامي اکنون به جاي توليد و پیشرفت در امور اقتصادي، در مسير خريد تسليحاتي قرار گرفته است.
خريدهايي که صرفاً برگرفته از رقابت کشورهاي غربي براي کسب درآمد بيشتر است. حوزه ديگري که رقابت غرب را در آن مي‌توان مشاهده کرد رقابت کشورهاي مذکور براي بر هم زدن ثبات در کشورهاي اسلامي و عقب نگه داشتن آنها است. بخشي از اين سياست با حمايت‌هاي گسترده از گروه‌هاي قومي، تروريستي و حتي ايجاد جريان‌هاي انحرافي مانند تکفيري‌ها صورت مي‌گيرد. کشورهاي غربي از يک‌سو براي ايجاد حکومت‌هاي دست‌نشانده در جوامع غربي تلاش مي‌کنند، چنانکه هم‌اکنون قوانيني که براي خود در سايكس ـ پيكو براي تجزيه عثماني و سلطه بر کشورهاي اسلامي تدوين کردند، اجرا مي‌سازند.
انگليسي‌ها کشورهایی چون اردن، عراق، فلسطين‌ و عربستان را در منطقه نفوذ خود مي‌دانند. فرانسوي‌ها نيز برخي کشورها مانند لبنان، سوريه و برخي کشورهاي آفريقايي را طلب مي‌کنند. حال آنکه آمريکايي‌ها نيز با نام قدرت برتر جهان، منفعت‌ بردن از تمام کشورها در سراسر جهان را حق خود مي‌دانند. تحرکات کشورهاي غربي براي ايجاد و يا حفظ حکومت‌هاي دست‌نشانده در جوامع اسلامي در حالي ادامه دارد که همزمان به جنگ با جريان‌هاي ضد غربي و مقاومت آزادي‌خواهانه مي‌پردازند. جنگ غرب با ايران، حزب‌الله لبنان، سوريه، مقاومت فلسطيني و حتي نابساماني در عراق را مي‌توان در اين چارچوب دانست. آنها حتي به افغانستان جنگ‌زده نيز رحم نکرده و براي نابودي نيروهاي جهادي به هر ترفندي چنگ زده‌اند. ايجاد جريان‌هاي تروريستي و حمايت از آنها براي نابودي و سلطه بر کشورهاي اسلامي، حلقه تکميلي رقابت کشورهاي غربي است. آنها هر کدام، جرياني را ايجاد می‌کنند و به حمايت از آن مي‌پردازند تا تأمين‌کننده منافع آنها باشد. چنانکه در سوريه و يا عراق، انگليسي‌ها، فرانسوي‌ها، آمريکايي‌ها، آلماني‌ها، به حمایت از گروه‌هاي متعددي در قالب النصره، داعش، جبهه اسلامي، ارتش آزاد و... مبادرت مي‌ورزند. آنها برآنند تا از اين گروه‌ها براي نابودي جهان اسلام بهره گيرند.


از نگاه دیگران

چرا مسئله فلسطين در خطر است
همه مي‌دانند تشكيل رژيم صهيونيستي در اراضي اشغالي 1948 و شناسايي بين‌المللي آن، مرهون حمايت كشورهاي استعمارگر غربي به‌ويژه انگليس از پروژه صهيونيسم بود. نيازي به ذكر اين مطلب هم نيست كه وعده بالفور در سال 1917 نيز بخشي از طرح تقسيم جهان عرب با توافقنامه سايكس ـ پيكو در سال 1916 به شمار مي‌رفت. به علاوه كاملاً روشن است كه مسئله فلسطين جوهره اصلي نزاع عربي ـ صهيونيستي به شمار مي‌رود. همچنين حل نزاع به معناي پايان آن نيست، بلكه فقط شكل آن را تا زمان نامحدودي تغيير مي‌دهد. اما اين امر تا زماني كه سلاح سربازان صهيونيست و بلدوزرهاي آن، معناي اين مفهوم را مشخص مي‌كنند جامه عمل نخواهند پوشيد. افزون بر اين، ايده صلح عادلانه و فراگير تا زماني كه منظومه ايدئولوژيك، توطئه‌طلب و متخاصم صهيونيستي بر رژيم اشغالگر حاكم باشد، عملي نخواهد شد. اكنون با توجه به اين نكات گفته شده مي‌توان پرسش‌ها و پاسخ‌هايي را در مورد وضعيت فعلي نزاع مطرح كرد.
1ـ چرا پس از كوتاهي نظام‌هاي عرب در مقابل مسئله فلسطين، جهان عرب از پيامدهاي تداوم نزاع عربي ـ صهيونيستي مصون نماند؟ پاسخ اين است كه ناآرامي و نابساماني فعلي در جهان عرب از عراق گرفته تا سودان،يمن ، سوريه و مصر نتيجه اقدامات گروه‌هاي تكفيري و تقسيم ديني و طايفه‌اي است. اين گروه‌ها بخشی از طراحي كشورهاي حامي آنها به رهبري آمريكا و وكلاي آن در منطقه هستند. در غير اين صورت چگونه مي‌توان تصور كرد كه گروه‌هاي مذكور بتوانند تنها با تلاش خود به اين همه تسليحات ، نيروي انساني و رسانه‌اي دست يابند.
2ـ چرا از 20 سال گذشته تاكنون درخواست فلسطيني‌ها جهت مرحله‌اي كردن مذاكرات براي دستيابي به حداقل مطالبات آنها با كوتاه آمدن صهيونيست‌ها از درخواست‌هاي خود همراه نشده است و صهيونيست‌ها هر روز به دنبال درخواستي جديد هستند. آنها امروز در اين مسير به جايي رسيده‌اند كه محور اصلي مطالبات خود يعني شناسايي نامحدود هويت يهودي اين رژيم را مطرح مي‌كند. عامل تفسيركننده اين موضوع، شكاف داخلي فلسطيني‌هاست كه به صورت مخربي، محافل فلسطيني را تحت تأثير قرار داده و نااميدي از مجازات رژيم صهيونيستي را در ميان آنان رواج داده است.
3ـ چرا آمريكايي‌ها تلاش دارند از وضعيت فعلي عربي و فلسطيني بهره‌برداري كرده، راه‌حلي را بر فلسطيني‌ها تحميل کنند كه حتي حداقل مطالبات آنها را نيز پوشش نمي‌دهد. توافقنامه اصولي كري كه با سكوت مشكوك كشورهاي عرب، افزون بر پشتيباني و تأييد كميته چهارجانبه همراه شده داراي اين نكته براي فلسطيني‌هاست كه به هر قيمتي بايد با حكومت شهرك‌نشينان به رهبري نتانياهو و ليبرمن مذاكره كنند. اين در حالي است كه آمريكا با وجود برخورداري انحصاري از اهرم فشار عليه رژيم صهيونيستي از آنها استفاده عملي نمي‌كند و آن را به امتيازدهي وادار نمي‌كند. اظهارات اخير كري هم در مورد احتمال تحريم رژيم صهيونيستي، تنها به دنبال كشاندن فلسطيني‌ها به توافق با اين رژيم است، نه تحريم واقعي.
پاسخ سومين پرسش مطرح شده در اين نكته نهفته است كه در صورت حصول تفاهمي كه حداقل حقوق فلسطيني‌ها را برآورده سازد، اين تفكر به وجود مي‌آيد كه دستيابي به توافقي بهتر از اين نيز امكان داشت كه براي منافع صهيونيست‌ها تهديد است، لذا آمريكا تلاش دارد كه توافقي بر اساس مطالبات صهيونيست‌ها به طرف فلسطيني تحميل کند. بنابر اين طرح كري براي قضيه فلسطين خطري راهبردی به شمار مي‌ر‌ود؛ خطري كه نيازمند واكنشي يكپارچه و ملي است.
منبع : عرب 48
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 611

کری: حق غنی‌سازی را به رسمیت نمی‌شناسیم
باشگاه خبرنگاران(5/12/1392): وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه با شبکه «ای‌بی‌سی نیوز»، ضمن دفاع از معامله هسته‌ای مقدماتی که با ایران به دست آمده است، آن را بهترین گزینه در مسیر متوقف کردن پیشرفت هسته‌ای ایران توصیف کرد و ادعاهایی را درباره سانتریفیوژها و غنی‌‌سازی بیان کرد. جان کری گفت: این مذاکرات، هنر خیالبافی یا هنر آرمان‌گرایی نیست، بلکه هنر پرداختن به اقدامات امکان‌پذیر و تأییدشدنی و روشن کردن ظرفیت‌های ایران است که اسرائیل[رژیم صهیونیستی] و منطقه را ایمن‌تر می‌سازد. وی مدعی شد: اورانیوم بیست درصدی ایران از بین خواهد رفت در نتیجه اسرائیل امن‌تر خواهد بود. ذخایر اورانیوم سه‌ونیم درصد غنی شده ایران در همین سطح باقی می‌ماند و سانتریفیوژهای دیگری نصب نخواهد شد.
ادعاهاي ضد ايراني از زبان رايس
ايرنا(5/12/1392): سوزان رايس، مشاور امنیت ملی آمریکا اعلام کرد روسیه با آمریکا درباره مسئله هسته‌ای ایران همکاری کرده و وضع کنونی نتیجه دیپلماسی آمریکا است. رایس مدعی شد: همواره این احتمال وجود دارد که این تلاش‌ها به موفقیت نرسد؛ اما ما توانسته‌ایم پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کنیم(!) و آن را به‌صورتی جدی به عقب برانیم(!). برای مدت شش ماه، این برنامه (هسته‌ای ایران) به عقب رانده خواهد شد و زمان رسیدن آنها به هرگونه فرار هسته‌ای افزایش خواهد یافت. این وضع تاحدود زیادی نتیجه دیپلماسی آمریکا است.
ابراز خرسندی سناتور آمریکایی از ایفای نقش «پلیس بد»
فارس(8/12/1392): سناتور رابرت منندز، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا از اینکه نقش «پلیس بد» را در مذاکرات بین ایران و کشورهای 1+5 ایفا کرده ابراز خرسندی کرده است. رئیس دموکرات کمیته روابط خارجی سنا با فشار آوردن از طریق لایحه‌ای که تحریم‌ها علیه تهران را تشدید می‌کرد، کاخ سفید را در تنگنا قرار داد و مذاکرات هسته‌ای واشنگتن با ایران را به خطر انداخت. تندروهای کنگره، مانند منندز به «پلیس‌های خوب» دولت اوباما اجازه دادند به ایران یادآوری کند که کنگره آماده وضع تحریم‌های بیشتر علیه ایران است. رابرت منندز به رویترز گفت: «فکر می‌کنم ما برای رساندن ایران به اینجا نقش مثبتی داشته‌ایم و من فکر می‌کنم دولت در واقع تمام تلاشش را کرده است.»
تل‌آويو عامل تهديد منطقه است، نه ايران
پرس‌تي‌وي(6/12/1392): کارشناس آمریکایی تصریح کرد رژیم اشغالگر قدس عامل تهدید منطقه است، نه ایران. جیمز موریس در گفت‌وگو با این شبکه از لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا گفت: «‌بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل مرتب می‌گوید ایران و برنامه هسته‌ای آن، تهدیدی برای جامعه جهانی است. نتانیاهو رویکردی بسیار مزورانه و ریاکارانه دارد. دولت آمریکا نیز سیاست‌های دوگانه‌ای درباره برنامه هسته‌ای ایران دارد، زیرا علیه برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران اقدام می‌کند، حال آنکه علیه تل‌آويو کاری انجام نمی‌دهد. این درحالی است که تل‌آويو نه‌تنها ایران را تهدید می‌کند، بلکه عامل شروع چندین جنگ در منطقه شمال آفریقا و غرب آسیا بوده است.
چامسکی: موضوع موشکی ایران در مذاکرات با گروه۵+۱ واهي است
مهر(6/12/1392): نوآم چامسکی نظریه‌پرداز آمریکایی معتقد است که مطرح کردن موضوع موشکی ایران در مذاکرات میان این کشور و گروه ۵+۱ در نتیجه فشار زیاد آمریکا بوده و مانعی برای تحقق توافق نهایی میان دو طرف محسوب می‌شود. نوآم چامسکی طرح مسئله موشکی ایران در مذاکرات ایران با کشورهای عضو گروه ۵+۱ را در نتیجه فشارهای زیاد آمریکا دانست. چامسکی درباره این موضوع که آیا طرح موضوع موشکی ایران در مذاکرات وین با مفاد و روح حاکم بر توافق ژنو تناقضی ندارد نیز تصریح کرد: آمریکا با فشار زیاد خود این موضوع را طرح کرده است و این موضوع مسلماًً مانعی برای تحقق و رسیدن به توافق نهایی میان دو طرف است.
تكرار سياست سوخته چماق تحريم
باشگاه خبرنگاران(7/12/1392): «مک‌کانل» سناتور جمهوریخواه مجلس سنا آمریکا از تلاشش برای احیای لایحه‌ای خبر داد که می‌تواند سبب اعمال تحریم‌هایی جدیدی ضد ایران شود. مک کانل اعلام کرد، قصد دارد تا بسته تحریم‌ها را در متممی به لایحه گسترش برنامه‌های آموزشی و درمانی نیروهای بازنشسته ارتش آمریکا که در جنگ افغانستان و عراق حضور داشته‌اند، اضافه کند.
در بخشی از اظهارات این سناتور آمریکایی آمده است: ما با ماه‌ها بحث بر روی این موضوع، بحث کرده‌ایم و آن رأی‌گیری بر روی لایحه تحریم‌های «کرک- منندز» بوده است. وی افزود: لایحه تحریم‌ها موضوعی بسیار حساس در برهه زمانی کنونی است.


هویت 344

آمريكا: قانوني شدن جاسوسي از مسلمانان
در ادامه نقض حقوق مسلمانان، دادگاهی در آمریکا شکایت چندین گروه اسلامی را علیه فعالیت جاسوسی پلیس نیویورک از اعضای آن رد و اعلام کرد که جاسوسی اداره پلیس نیویورک از این گروه‌ها و مساجد قانونی بوده است. دادگاه فدرال در نیوجرسی آمریکا با رد شکایت گروه‌های مذهبی اسلامی از پلیس نیویورک، حکم به قانونی بودن فعالیت جاسوسی پلیس نیویورک علیه تشکل‌های اسلامی و مساجد داد. چند گروه دانشجویان مسلمان به این دادگاه شکایت کرده بودند که پلیس نیویورک به بهانه تروریسم از اعضای آن جاسوسی کرده و آنها را تحت فشار قرار داده است. منتقدان می‌گویند برنامه جاسوسی پلیس نیویورک جنبه ضداسلامی و تبعیض‌آمیز دارد و پلیس نیویورک از مسلمانان باورهای نادرستی دارد که باید عمیقاً مورد بازنگری قرار گیرد. بر اساس این گزارش، از سال 2002 پلیس نیویورک با کاربرد روش‌های مختلف دست به جاسوسی از مسلمانان نیویورک زده است.
ایتالیا: خشونت علیه زنان

ايتاليا از جمله كشورهاي اروپايي است كه ادعای حمايت از حقوق بشر سر مي‌دهد، اما در عمل خود از بزرگ‌ترين ناقضان حقوق بشر است. نقض حقوق زنان يكي از اين مسائل است، چنانكه سازمان ملل بارها به ایتالیا هشدار داده است که ایتالیا باید اقدامات بیشتری را در پشتیبانی و حفاظت از زنان در برابر خشونت عملی کند و سریعاً ساختارهای زمینه‌ای را که به نابرابری‌ها جنسیتی و تبعیض نژادی در این کشور منجر شده است را مورد بررسی قرار دهد. بیشتر خشونت‌هایی که علیه زنان در جامعه مردسالار و خانواده‌محور ایتالیا اعمال می‌شود، گزارش نمی‌شوند و خشونت علیه زنان در خانه همواره جرم محسوب نمی‌شود و این‌طور استنباط می‌شود که پاسخ دولت به چنین شکایت‌هایی مناسب و یا کمک‌کننده نیست.
اروپا: نقض حقوق كولي‌ها

سازمان‌هاي‌هاي بين‌المللي بارها اعلام کرده‌اند که دولت‌های اروپايي باوجود تبعیض علیه کولی‌ها در کشورهای‌شان، همواره از کشورهای اروپای شرقی به ویژه رومانی و بلغارستان به دلیل شکست در ادغام کولی‌ها در جامعه خود انتقاد می‌کنند. نبود شواهد روشن برای موفقیت برنامه رو به پایان اتحادیه اروپا و گذشت یک دهه از طرح آغاز ادغام کولی‌ها در جامعه برای بهره‌مندی از حق آموزش، اشتغال، مراقبت‌های بهداشتی و اسکان؛ خود مهر تأییدی بر این نکته است که هیچ کورسویی برای پایان یافتن تبعیض‌ها و کوچ اجباری کولی‌هایی که از رومانی و بلغارستان به غرب اروپا مهاجرت کرده‌اند، وجود ندارد. کولی، نام گروه‌های پراکنده قومی است که در کشورهای مختلف دنیا به‌ویژه در اروپا به سر می‌برند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

۱۰ نكته درباره تحقق اقتصاد مقاومتی
دکتر عادل پیغامی *

اشاره
تداوم کینه‌ورزی دشمنان نظام اسلامی با تشدید تحریم‌ها به اوج رسید. به زعم دشمنان مسیر تحریم‌ها به بن‌بست پایان حرکت انقلاب و نظام اسلامی و کنار آمدن با افزون‌خواهی استکبار منجر می‌شد. دشمنان بر روی تشدید تحریم‌ها حساب ویژه باز کردند و آن را از هر تیغی برنده‌تر برشمردند. پس از حرکت دشمن نوبت نظام اسلامی بود تا خودی نشان دهد؛ خودی که در پیشینه‌ا‌ش بن‌بست‌شکنی بسیار برجسته بود. با به میان آمدن ایده «اقتصاد مقاومتی» راه‌ بن‌بست‌شکنی نمودار شد و پس از بحث‌های طولانی و کارشناسی درباره چگونگی آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام و ابلاغ آن از سوی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) و پس از آن اعلام آمادگی سران قوا برای اهتمام بر اجرای این سیاست‌ها، بن‌بستی که دشمن ایجاد کرده بود برای ویران شدن هدف گرفته شد. سال گذشته دکتر «عادل پیغامی» در مقاله‌ای به ده عامل برای موفقیت در «اقتصاد مقاومتی» و غلبه بر تحریم دشمن اشاره کرده بود که فضای جدید شکل گرفته حول «ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» ایجاب می‌کرد این مقاله بازخوانی شود تا به تکاپو در این باره دامن زده شود.
برای شناخت بسترها و زمینه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی، ابتدا باید به آسیب‌شناسی اقتصاد كشور و موانع و نیازمندی‌های تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخت. اولین نیاز این است كه مركزیت و محوریتی برای فعالیت در عرصه‌ اقتصاد مقاومتی داشته باشیم. فعالان این عرصه باید بتوانند اطلاعات و دستاوردهای خود را در جایی به اشتراك بگذارند. فرماندهی هوشمند و متمركزی برای هدایت فعالیت‌های این حوزه و شناسایی و آموزش نیروهای مستعد و مناسب برای فعالیت علمی و عملیاتی در این عرصه لازم است. افراد دغدغه‌مند و مراكز تحقیقاتی و اجرایی كه به این موضوع ورود كرده‌اند، ‌باید در شبكه‌ای فعال و مؤثر، از فعالیت‌های مهم و مسائل جدید مطلع ‌شوند و سامانه‌ای پویا و هوشمند برای این مسئله وجود داشته باشد. مراكزی چون شورای عالی امنیت ملی كه در این موضوع ورود خوبی داشته‌اند، باید با عنایت به مسائل فوق در كمك گرفتن از دیگر نیروها پویا و چابك باشند.
نیاز دوم آن است كه فعالیت در عرصه‌ اقتصاد مقاومتی نیاز به رصد و دیده‌بانی فضای اقتصادی داخلی و بین‌المللی و نیز گردآوری آمارهای دقیق و ‌روزآمد دارد. بدون این دو، فعالیت برای تحقق اقتصاد مقاومتی امكان ندارد. ضمناًْ برای اینكه به این دو برسیم، به شاخص‌های بومی نیاز داریم تا میزان مقاومت و آسیب‌پذیری اقتصاد کشور را بر اساس آنها شناسایی كنیم و بدانیم این اقتصاد ما تا چه اندازه می‌تواند در برابر فشارها مقاومت كند و این سد اقتصادی تا چه حد قدرت تحمل فشار را دارد؟ اقتصاد غربی برای خودش شاخص دارد و ما به شاخص‌های بومی متناسب با مسائل بومی خودمان نیاز داریم؛ كاری كه از جوانان ما به‌خوبی برمی‌آید.
مسئله‌ سوم، ضرورت طراحی یك الگوی مشخص از شیوه‌ زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی برای عموم مردم و به‌ویژه برای مدافعان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است؛ آنهایی كه قائل به صحت و صدق ایده‌ اقتصاد مقاومتی هستند. یعنی ما چه الگوی مشخصی را برای بدنه‌ای از مردم ارائه می‌دهیم كه بدانند نیازها و مقتضیات انقلاب چه نوع سبك زندگی را می‌طلبد؟ ابتدا باید دولت را در سبك اداره‌ امور و سپس این بخش از مردم را به سبك زندگی متناسب با انقلاب تشویق و تأیید كرد تا بدین‌وسیله سبك زندگی متناسب با مقتضیات انقلاب را در جامعه پُررنگ‌تر كنیم.
وقتی یك شیوه‌ زندگی را بر اساس سه‌گانه:‌ «اعتماد به‌نفس ملی، روحیه‌ جهادی و پرهیز از لقمه‌ حرام» طراحی كردیم، می‌توانیم به كارآمدی آن امیدوار باشیم. توجه به معنویت دینی در این سه‌گانه نقش اساسی ایفا می‌كند. البته طبیعی است كه جنگ نظامی برای مردم ملموس و باورپذیرتر باشد، اما جنگ نرم‌افرازی این‌گونه نیست. بنابراین وجود روحیه‌ جهادی منبعث از آموزه‌های دینی در آن سبك زندگی بسیار مهم و كلیدی است. در روایات ما این عبارت وجود دارد كه اگر كسى در ميدان جنگ نبوده باشد يا در دلش حديث جهاد نخواند، به گونه‌اى از نفاق زندگى را ترك می‌كند.
این شور و حماسه‌ زندگی مقاوم و جهادی را باید به عرصه‌ی عموم علاقه‌مندان انقلاب بكشانیم تا چهره‌ زندگی را از اتراف و بی‌تفاوتی بزداییم. این مهم باید در تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی اقتصادی متناسب با انقلاب اسلامی پیگیری شود و ما باید نظام تعلیم و تربیت اقتصادی خاص خودمان را برای مقاومت اقتصادی و جهاد اقتصادی، تبیین و طراحی و سپس اجرا كنیم.
بدیهی است اقتصاد مقاومتی بر پایه و اساس سرمایه‌ معنوی افراد و جامعه استوار است. بدون معنویت و سلامت معنوی، مقاومت شكننده است. مثال مهم اقتصادی در این زمینه، پرهیز از لقمه‌ حرام است. لقمه‌ حرام هر الگویی را كه از شیوه‌ زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی ارائه بدهید، بی‌استفاده و بی‌فایده می‌كند. كسی كه شكمش از حرام پر باشد، پای هیچ مبارزه و مقاومتی حاضر نخواهد شد. لقمه‌ حرام مانند یك ویروس‌ كشنده و خطرناك است كه ایمنی دستگاه تشخیص و عملكرد افراد را به‌كلی نابود می‌كند. از این رو یكی از اهداف اساسی ما باید این باشد كه مسیر لقمه‌های حرام و میزان آن را در اقتصاد كشورمان بررسی كنیم و سپس با كانون‌های آن به‌شدت مقابله نماییم.
مسئله‌ چهارم این است كه نظام آموزشی ما متناسب با اقتصاد مقاومتی عمل ‌كند. كاركرد نظام آموزشی آن است كه كودكان و نوجوانان و جوانان یك كشور را متناسب با شرایط و نیازهای تاریخی آن برهه تربیت كند. اما متأسفانه در كشور ما این اتفاق به‌خوبی نمی‌افتد. به یك مثال از عملكرد آمریكا در دشمن‌سازی اشاره می‌كنم. وزارت دفاع آمریكا كتابی را در ۴۰۰ صفحه منتشر كرده كه موضوعات امنیت ملی آمریكا را در آن برشمرده و توضیح داده است. مخاطبان كتاب هم عموماًْ معلمان دبیرستان‌های آمریكا هستند و از آنها خواسته شده تا ضمن بحث‌های خودشان به این موارد هم اشاره كنند. یعنی آمریكایی كه مشكل امنیتی با همسایگان خود ندارد و اساساًْ خودش بحران‌ساز برای دیگران است، با استفاده از نظام آموزش‌وپرورش خود كاری كرده كه در ذهن جوانان و نوجوانان این كشور همواره دغدغه‌ امنیت اقتصادی و دشمنان اقتصادی مطرح باشد.
حال این سؤال مطرح است كه نظام آموزشی ما چه اندازه به دنبال جهادی بارآوردن مخاطبان خویش است و آیا اصلاًْ فكری برای این‌ دارد كه فرزندان این مرز و بوم را جهادگر باربیاورد؟! ما نیاز داریم كه از سطح پیش‌دبستان برای این مسئله برنامه داشته باشیم. ما به شعر و داستان و كاریكاتورهایی احتیاج داریم كه كودكان‌مان را به این سمت هدایت كنیم. بنابراین توجه به نظام آموزشی و تربیتی در این عرصه بسیار مهم است.
مورد پنجم هم درباره‌ نظام رسانه‌ای و تبلیغاتی ما برای رواج آموزه‌های اقتصاد مقاومتی است. ما به نظام تبلیغاتی هماهنگ و منسجمی احتیاج داریم كه بتواند این آموزه‌ها را از طریق رسانه‌های رسمی و غیر رسمی مختلف، به‌خوبی و در بسته‌بندی‌های مناسب به مردم عرضه كند؛ همان‌گونه كه در دوران دفاع مقدس به هر حال دستگاه‌هایی مسئول كاری شبیه این كار بودند و برای آن فكر می‌كردند. بنابراین ما باید از ظرفیت همایش‌ها، سخنرانی‌ها، اینترنت، شبكه‌های تلویزیونی و رادیویی و حتی مجالس مذهبی و هیئات برای رسیدن به این مقصود استفاده كنیم.
مسئله‌ ششم، امكان واكنش سریع نظام اقتصادی ما در برابر حملات اقتصادی است؛ اینكه چقدر توان واكنش به كنش‌ها و حملاتی را داریم كه به نظام اقتصادی ما وارد می‌شود و چقدر می‌توانیم در این واكنش سریع استقامت داشته باشیم. اگر بحرانی پیش بیاید، تا چه میزان می‌توانیم مصارف كشور را پایین بیاوریم؟ مردم تا چه اندازه و در چه مدتی می‌توانند خودشان را با این تغییرات هماهنگ كنند؟ قوت‌های ما در این زمینه می‌باید تكمیل و ضعف‌های‌مان ترمیم شوند.
مسئله‌ هفتم، ایفای نقش پررنگ مردم در اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی ماهیتاًْ اقتصادی مردمی است. دوباره به تعاریف ابتدای بحث برمی‌گردیم؛ اگر قرار باشد ما اقدام به نهادسازی‌های موازی در اقتصاد مقاومتی كنیم، هیچ لزومی ندارد كه این نهادسازی را دولت انجام دهد، بلكه ضروری است كه مردم وارد این عرصه شوند تا از ورود رانت‌خوارها به اقتصاد جلوگیری كنند. الآن كه بحث تحریم‌ها و مشكلات مبادله‌ پول مطرح است، نهادهای اقتصادی مردمی و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند نقش بسیار پررنگ و تعیین‌كننده‌ای داشته باشند. اگر ما فضا را برای حضور جوانان مؤمن و خلاق ایران اسلامی در عرصه‌ اقتصادی فراهم كنیم، قطعاً تحولات مثبتی را در این عرصه شاهد خواهیم بود.
در زمان جنگ جهانی دوم، اقتصاددانان معروف آمریكا در واحد اقتصادی وزارت دفاع این كشور برنامه‌ریزی كردند كه چگونه می‌توانند از شرایط موجود و ظرفیت‌های مردمی برای جنگ استفاده كنند. امروز ما نیاز داریم كه یك بار مهارت‌های مردم خودمان را كاملاً رصد كنیم تا دریابیم كه در روز مبادا مهارت چه كسانی برای این كشور به كار می‌آید و اگر كسانی چند مهارت دارند، كدام مهارت‌شان در اولویت استفاده قرار دارد.
لقمه‌ حرام مانند یك ویروس كشنده و خطرناك است كه ایمنی دستگاه تشخیص و عملكرد افراد را به‌كلی نابود می‌كند. از این رو یكی از اهداف اساسی ما باید این باشد كه مسیر لقمه‌های حرام و میزان آن را در اقتصاد كشورمان بررسی كنیم و سپس با كانون‌های آن به‌شدت مقابله کنیم.
به گمان من برای اینكه عملیات جهاد اقتصادی ما موفق باشد، باید بازیگران اصلی این اقتصاد را نه به صورت كلی كه كاملاًْ جزیی تعیین كنیم. یعنی تقسیم‌بندی خود را از حالت مردم و مسئولان به یك تقسیم‌بندی تخصصی تبدیل كنیم كه شامل استادان دانشگاه، استادان حوزه، دانشجویان، طلاب، دانش‌آموزان، معلمان و زنان خانه‌دار و همه‌ اقشار دیگر بشود.
مسئله‌ هشتم، لزوم توجه و دلجویی و حمایت دولت از فعالان اقتصادی است. اگر دولت در شرایط عادی از فعالان اقتصادی و از كشاورزان و كارگران و كارمندان حمایت كند، آن وقت می‌تواند انتظار داشته باشد كه آنها هم در روز مبادا به كمك كشور بیایند. اما اگر دولت آنها را رها كند و به مشكلات آنها اهمیتی ندهد و فقط به فكر خود باشد، دیگر توانی برای مقاومت در این اقشار نمی‌ماند كه بخواهند در روز مبادا مقاومت كنند؛ چنانچه حضرت امیرالمؤنین (علیه‌السلام) در نامه‌شان به مالك اشتر به این معنا اشاره كرده‌اند.
نكته‌ نهم، تحرك دستگاه دیپلماسی كشور برای فعال كردن ظرفیت‌های بالقوه و فرصت‌های جهانی در اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی در شبكه‌ای پویا از اقتصاد جهانی معنادار می‌شود و كشف و به‌كارگیری و ساخت ظرفیت این شبكه برعهده‌ ماست. جهانی شدن اقتصاد موجب شده تا مقاومت اقتصادی نیز تعاریف جدید به خود بگیرد، لذا ما نیازمند بازیگرانی خاص در عرصه‌ اقتصاد جهانی و بازی در لایه‌های مختلف آشكار و پنهان آن هستیم. همچنین لازم است تا گردآوری و استفاده از تجارب اقتصادی دیگر كشورها در زمینه‌های مشابه را مجدانه پیگیری كنیم. به هر حال ممكن است هر كشوری در یك برهه‌ای با مشكلات اقتصادی مواجه بوده باشد؛ اگر دستگاه دیپلماسی كشور این تجربیات را گردآوری كند و در اختیار فعالان و محققان اقتصادی بگذارد، این مسأله برای اقتصاد كشور بسیار راه‌گشا خواهد بود.
نكته‌ دهم و پایانی، لزوم تبدیل بحث اقتصاد مقاومتی به گفتمان رایج در دانشگاه‌ها، مراكز علمی و مجامع مذهبی است. همین صحبت كردن و گفت‌وگو پیرامون این موضوع و توجه به ابعاد مختلف آن، در سرعت حركت به سمت تحقق اقتصاد مقاومتی تأثیری بسزا خواهد داشت. این مسئله باید در كلاس‌های درس و پروژه‌های علمی از محققان و نخبگان خواسته شود و از سوی استادان اقتصاد كه درد دین دارند یا حداقل آزاده و میهن‌دوست هستند، جدی گرفته شود.
مجموعه‌ این مطالب، درآمدی بود بر مسئله‌ اقتصاد مقاومتی برای آغاز بحث‌های علمی. البته مطالب هر بند نیازمند تفصیل و نقشه‌ راهی مشروح است كه با پیگیری دستگاه‌های مسئول در هر بخش، ان‌شاءالله ادامه می‌یابد.
* استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(َع)


نگاه یک
علی اسماعیلی

نشریاتی زنجیره‌ای‌ که زنجیر پاره می‌کنند!
روی کارآمدن دولت یازدهم با شعار اعتدال و امید فرصتی فراهم کرد تا اپورتونیست‌های رسانه‌ای اصلاح‌طلب دست به بازسازی و سازماندهی رسانه‌ای خود بزنند و هر روز هم که می‌گذرد، نشریات، رسانه‌ها و پایگاه‌های خبری و تحلیلی بیشتری از این جریان خزنده در عرصه رسانه‌ای کشور سر برمی‌آورند. گرچه حضور فعال و گسترده رسانه‌ها در یک جامعه نشان از پویایی و پیشرفت اطلاعاتی و فرهنگی آن جامعه می‌دهد، اما با توجه به شناخت و تجربه‌ای که از نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب در دوران دوم خرداد وجود دارد، از همان ابتدای امر بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب به این حجم ورود گسترده رسانه‌های زنجیره‌ای به دیده ظن و ‌گمان می‌نگریستند که البته کارکرد این رسانه‌ها تا به امروز، این گمان‌ها را قوت بخشیده است. حمله به مقدسات و ارزش‌های دینی و انقلابی، یکی از نقاط مشترک اقدامات برخی از نشریات امروز اصلاح‌طلب با نشریات زنجیره‌ای دوم خرداد است و همان خط، امروز هم در برخی رسانه‌های اصلاحات در حال طراحی و اجرا است. توهین روزنامه اصلاح‌طلب بهار به امام علی(ع) ـ متهم کردن قوانین اسلامی به تبعیض جنسیتی از سوی روزنامه قانون که وابسته به یکی از وزرای دولت یازدهم است. غیر انسانی خواندن حکم اسلامی قصاص از سوی روزنامه اصلاح‌طلب آسمان، معرفی کردن اسلام به عنوان مذهب و نه دین، از سوی نشریه دانشجویی افق و حمله آن به شهید نواب صفوی و معرفی این شهید بزرگوار به عنوان یک فرد خودسر! و... تنها بخشی از اقدامات ضددینی و ارزشی برخی نشریات اصلاح‌طلب و گاه دولتی در چند ماه گذشته است. موضوعی که صدای بسیاری از دوستداران اسلام و نظام و حتی برخی مراجع بزرگ تقلید را هم درآورده است. در این بین، اعترض و انتقاد حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی مرجع بزرگ تقلید بسیار صریح‌تر و علنی‌تر بود. ایشان در اولین واکنش به این نشریات هنجارشکن و در اعتراض به مقاله توهین‌آمیز روزنامه اصلاح‌طلب بهار علیه امام علی(ع) در آبان گذشته اظهار داشت: « برخی فکر نکنند که دولت جدید روی کار آمده و آزادی است و هر کاری می‌خواهند، می‌توانند بکنند و هر چه می‌خواهند می‌توانند بنویسند...» و به‌تازگی نیز پس از توهین روزنامه اصلاح‌طلب آسمان به حکم قصاص، هشدارگونه گفتند: « سربسته می‌گویم که برخی مطبوعات و فیلم‌ها چارچوب‌ها را رعایت کنند... اگر اصلاح نشوند، به‌صورت علنی بیان می‌کنم.»
البته بسیاری از نشریات اصلاح‌طلب یک اقدام مشترک دیگر را نیز پیگیری می‌کنند و آن، تطهیر چهره آمریکا از تمام جنایات و خیانت‌هایش علیه ملت ایران است و به قول مقام معظم رهبری، در حال بزک کردن چهره زشت و سیاه آمریکا در داخل هستند. فقط کافی است نگاهی به سایت‌ها و نشریات آنان بیندازید تا ببینید که چگونه ضمن سانسور تهدیدات و سخنان ضدایرانی هر از گاه مقامات آمریکایی و غربی، فقط جملات دوپهلو یا به زعم‌شان، مثبت آنان درباره ایران را برجسته و تیتر می‌کنند! از طرفی این نشریات به‌دنبال این نکته هم هستند که به مخاطبان خود القا ‌کنند که مشکلات اقتصادی فقط با رفع تحریم‌ها و ارتباط با غرب حل می‌شود! نگاه این رسانه‌ها به تحولات اوکراین نیز این روزها بسیار جالب و قابل تأمل است، یعنی ضمن حمایت از گروهی شورشی معترض وابسته به غرب علیه دولت قانونی این کشور، صداوسیما را متهم می‌کنند که چرا از شورشیان مسلح در اوکراین حمایت نمی‌کند؟! نگاهی کلی به عملکرد رسانه‌ای اصلاحات نشان می‌دهد که از دید آنان، هر کس یا هر کشور و گروهی که وابسته به آمریکاست، خوب و اگر در حوزه منافع ملی ایران باشند، بدند، از همین‌رو، مثلاً دولت‌های قانونی اوکراین یا ونزوئلا و سوریه و... قابل نقد هستند و شورشیان مخالف دولت‌های این کشورها مردمند! البته گاه این خط را درباره برخی کشورها مثل سوریه بسیار زیرکانه القا می‌کنند تا کمتر ردی از خود بر جا بگذارند. اما در مجموع، حمله برخی رسانه‌های این جریان به ارزش‌های دینی و انقلابی و ملی را می‌توان نابخشوده‌ترین اقدامات رسانه‌های اصلاحات دانست. موضوعی که بایستی فکری اساسی به حال آن کرد. به نظر می‌رسد رسانه‌های زنجیره‌ای، در حال پاره کردن زنجیر هستند؟!


نگاه دو
علی حیدری

رسانه ملی آماج حمله رسانه‌های زنجیره‌ای!
اظهارات «حسام‌الدین آشنا» مشاور رئیس‌جمهور که مراسم رونمایی از یک کتاب را فرصت مناسبی دید تا برای چندمین بار در روزها و هفته‌های اخیر رسانه ملی را آماج حملات لفظی خود قرار دهد، بهانه‌ای شد برای تعدادی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب که با تیترهای بزرگ صفحه نخست‌شان به صداوسیمای جمهوری اسلامی و عزت‌الله ضرغامی، رئیس این سازمان حمله کنند.
«رسانه ملی صدای کیست؟»، «نظارت بر صداوسیما مشکل است»، «افشاگری مشاور روحانی علیه ضرغامی»، «کاش صداوسیما تک‌صدایی باشد!»، «شورای نظارت بر صداوسیما تشریفاتی است»، «تک‌صدایی صداوسیما جناحی است» اینها برخی از تیترهایی است که روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان با مستمسک قرار دادن سخنان آقای مشاور، در یک روز در صفحه اول خود منتشر کردند. وی از یک‌سو با تکرار موضوع بودجه صداوسیما و درخواست‌هایی که این سازمان از دولت داشته تلاش کرده تا علیه رسانه ملی و رئیس آن سیاه‌نمایی کند و از سوی دیگر هم شورای نظارت بر صداوسیما را تشریفاتی خوانده و تلاش کرده تا این‌طور القا کند که این شورا کارآیی لازم را برای انجام وظایف خود ندارد.
نحوه پوشش خبری و رسانه‌ای این موضوع از سوی رسانه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان، در روزنامه‌هایی چون؛ شرق، اعتماد، آرمان، قانون، ابتکار و آفتاب یزد قابل تأمل بود. جالب اینجاست که یک روز پیش هم همین رسانه‌ها در اقدامی هماهنگ‌شده در قالب تیترِ یک و عکسِ یک خود، مطالب و تحلیل‌های گوناگونی را در خصوص پیروزی معترضان اوکراینی منتشر کردند که نگاهی اجمالی به پیشخوان آنها نشان می‌داد که نتوانسته‌اند خوشحالی خود را از چنین رویدادی مخفی نگه دارند!
در این میان موضوع نخست؛ برخورد جناحی و حتی شخصی برخی اطرافیان رئیس‌جمهور و عده‌ای از سیاسیون است که در صددند تا از مخالفت با صداوسیما برای خود جایگاهی به دست بیاورند، چراکه اعتراضاتی از این جنس پس از تأخیر در پخش مصاحبه رئیس‌جمهور در 16بهمن امسال روزبه‌روز بیشتر و تندتر شده است. اظهارات «محمد هاشمی» رئیس صداوسیما در دهه شصت در همین راستاست، در حالی که مردم وضعیت صداوسیما در آن دوره را به خوبی به یاد دارند! سخنان «علی مطهری» که بیش از نقد علمی و آسیب‌شناسی، بوی تخریب جایگاه رسانه ملی را می‌دهد نیز در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است. چراکه متأسفانه عده‌ای منافع جناحی خود را بر منافع ملی کشور ترجیح می‌دهند، زیرا مهم‌ترین سرمایه یک رسانه آن هم در حد صداوسیما، اعتماد افکار عمومی است که تلاش می‌شود با چنین فضاسازی‌هایی به آن آسیب بزنند.
موضوع دوم هم نوع رویارویی روزنامه‌های وابسته به یک جناح سیاسی خاص با مسائل و موضوعاتی است که به کلیت نظام بر می‌گردد. این رویه تداعی‌کننده مطبوعات زنجیره‌ای دوران اصلاحات است که در حرکات هماهنگ‌شده به شورای نگهبان و نظارت استصوابی، بسیج و سپاه، صداوسیما و... حمله تبلیغاتی می‌کردند. همانطور که پیش‌بینی می‌شد و در ماه‌های آغازین فعالیت دولت یازدهم هم هشدار داده شد، متأسفانه بازگشت و جولان نشریات زنجیره‌ای در عرصه سیاسی و رسانه‌ای کشور قابل مشاهده است.
اما ذکر این نکته ضروری است که نمی‌توان این دو موضوع را جدای از یکدیگر تحلیل کرد. زیرا بیان چنین مواضعی از سوی سیاسیون و فضاسازی رسانه‌ای توسط این دسته از مطبوعات و رسانه‌ها حکایت از یک نوع هماهنگی بین دو عنصر فوق دارد که اگر تبدیل به رویه شود شاهد تکرار برخی رویدادهای تلخ دوران اصلاحات خواهیم بود. دولت یازدهم و مسئولان فرهنگی آن که همواره شعار تعادل و میانه‌روی سر می‌دهند، باید جلوی تحرکات این‌چنینی را که قطعاً مخالف فضای اعتدال است، بگیرند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

چرایی تدوین و ابلاغ سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی
دکتر لطف الله فروزنده

رهبرمعظم انقلاب با توجه به مبانی ارزشی، نگاه سیستمی و اقتضائات كشور، راهبری امور را با یك نگاه راهبردی و ناظر به افق پیش روی كشور انجام می‌دهند. باتوجه به این چهار موضوع، معظم‌له، معماری گفتمان انقلاب اسلامی را  انجام می‌دهند. گفتمان انقلاب اسلامی نیز در حقیقت، هم تبیین‌كننده‌ «وضع موجود» كشور است و هم ترسیم‌كننده‌ «وضع مطلوب» و هم نشان‌دهنده «مسیر»ی كه می‌بایست از وضع موجود به وضع مطلوب رسید.
ما در طول این مدت در بسیاری از عرصه‌ها توانستیم موفق باشیم. در حوزه‌ سیاست خارجی، انقلاب اسلامی توانسته در سطح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی توسعه‌ گفتمانی داشته باشد. در حوزه‌ فناوری، علم و فرهنگ به موفقیت‌های بی‌نظیری دست پیدا كرده‌ایم. در حوزه‌ سیاسی نیز مهم‌ترین دستاورد، ایجاد ثبات و امنیت در كشور بوده است.

آسیب‌شناسی
اما در حوزه‌ اقتصادی با وجود گسترش عمران و آبادانی ملی كه داشته‌ایم، هنوز نتوانسته‌ایم به اهداف مورد نظر كه مهم‌ترین آن پیشرفت و عدالت اقتصادی همه‌جانبه است، برسیم. این یك نقطه‌ آسیب برای ما شده و متأسفانه دشمن هم با فهم این مسئله، از همین دریچه به انقلاب اسلامی در حال وارد آوردن فشار است. اعمال تحریم‌های گسترده‌ اقتصادی علیه ایران به این دلیل است كه آنها می‌دانند ما در زمینه‌ اقتصادی ضعف داریم. تحلیل ابتدایی آنها هم این بود كه اكثر درآمدهای ما حاصل از فروش نفت است، بنابراین اگر جلوی فروش نفت ایران را بگیرند، می‌توانند آسیب‌های جدی به اقتصاد ما وارد كنند. هر چند تحریم‌ها آن‌گونه كه غربی‌ها در نظر گرفته بودند اثر نكرد، اما حقیقتاً این به عنوان یك آسیب جدی برای ما مطرح است كه باید نسبت به توانمندسازی اقتصاد كشور در رویارویی با آنها اقدام كنیم.
از همین زاویه، رهبر معظم انقلاب با پیش‌بینی راهبردهای دشمن در برابر انقلاب اسلامی، از حدود شش سال پیش شعارهای اقتصادی را به عنوان نام سال‌ در دستور كار قرار دادند تا فضای عمومی كشور برای این شرایط ویژه فراهم شود.
در عین حال ما برای دستیابی به افق‌های خود در حوزه‌ اقتصادی، باید برنامه و سیاست‌های دقیق و مدونی داشته باشیم تا دقیقاً بدانیم كه چه باید بكنیم. این سیاست‌ها در موضوعات مختلف از سوی ایشان ابلاغ شده است تا به وسیله‌ آن گفتمان دولت و جامعه به سمت این مسئله پیش برود.

روش تهیه سازوکار
معمولاًً نظرات و ایده‌های جامع از سوی مسئولان و نخبگان علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای تبیین سیاست‌گذاری مطلوب در كشور به سوی ایشان فرستاده می‌شود. خود ایشان نیز در حوزه‌های گوناگون از اشراف مطلوبی برخوردار است، آن نظرات را مورد مطالعه و ارزیابی قرار می‌دهند. سپس با مشاوران و برخی نخبگان مشورت می‌‌کنند و به یك مسئله و ایده‌ خاص می‌رسند كه آن مسئله، نیاز و دغدغه‌ روز جامعه و مردم است. این ایده از سوی رهبرمعظم انقلاب با حفظ چارچوب و شاخص‌هایی برای مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال می‌شود. مجمع هم با استفاده از نظرات بسیاری از كارشناسان و نخبگان كشور اعم از دولت و مجلس و همین‌طور دلسوزان نظام به یك پیش‌نویس اولیه از سیاست‌ها می‌رسد و مجدداًً آن پیش‌نویس را برای رهبری می‌فرستد. از این رو می‌توانیم بگوییم كه تهیه و تدوین این سیاست‌ها در حقیقت برخاسته از یك خرد جمعی و تفكر نخبگانی است كه از سوی همه‌ دلسوزان انقلاب اسلامی تهیه شده و در نهایت معظم‌له با توجه به مبانی و مبادی دینی و انقلابی، آن را تكمیل كرده و ابلاغ می‌كنند.

این اسناد به چه نتیجه‌ای می‌رسند؟
سیاست‌های عمومی قاعدتاْ یك سری «اقدامات پیشینی» و یك سری «اقدامات پسینی» دارند. یعنی این سیاست‌ها پس از اینكه ابلاغ شد باید اجرا شوند. همه‌جای دنیا هم این‌گونه است. باید قوانین موجود بر اساس این سیاست‌ها پالایش شوند. بعضی‌شان باید حذف شوند، بعضی‌ها اصلاح، در بعضی جاها نیز نیازمند تدوین قانون جدید هستیم. این كارها باید همزمان با هم انجام شوند تا آن سیاست‌ها تبدیل به «گفتمان» شود. گفتمان یعنی یك خواسته و مطالبه‌ عمومی است كه تمام فضای جامعه آن را دنبال می‌كند. بنابراین باید كار جدی رسانه‌ای پیرامون آن انجام شود. مثلاً رسانه‌ ملی باید افراد صاحب‌نظر و نخبه را دعوت كند تا به صورت دقیق این سیاست‌ها تبیین و تشریح شود و ضرورت آن برای همه‌ مردم مشخص گردد. وقتی این اتفاق افتاد، دیگر خود مردم دنبال تحقق آن می‌روند و حتی از مسئولان نیز آن را درخواست می‌كنند.

نحوه تبدیل سیاست‌ها به گفتمان و اجرا
مسئله‌ بعدی این است كه در تبدیل این سیاست‌ها به گفتمان این‌گونه نیست كه دولت كار خودش را بكند و مجلس هم كار خودش را. مجلس هم باید بداند نقش او در این حوزه چیست و برای عملیاتی كردن سیاست‌های مقاومتی، چه قوانینی را باید تصویب یا اصلاح كند. مثلاً باید قانون مالیاتی كشور متناسب با این سیاست‌ها بازنگری شود، همین‌طور قوانین بانكی، گمركی و امثالهم. مسئله بعدی آن است كه نیروی انسانی دخیل در موضوع نیز باید به این «باور» برسد كه اجرای این سیاست‌ها ضروری است؛ والا اگر به صرف تدوین این اسناد بسنده كنیم بدون آنكه نیروی انسانی دخیل در كار را «اقناع» كنیم، به نتیجه مورد نظر نخواهیم رسید.
در این بین نهادهای نظارتی چون دیوان محاسبات و سازمان بازرسی نیز نقش بسیار مهمی دارند. این نهادها باید به صورت دقیق اوضاع را رصد و آسیب‌های موجود را شناسایی و گوشزد كنند كه آیا این سیاست‌ها تبدیل به قانون شده‌اند یا خیر؟ اگر شده‌اند آیا اجرا می‌شوند؟ و اگر اجرا می‌شوند، چه اشكالات و آسیب‌هایی وجود دارد؟
موضوع بعدی نیز این است كه این سیاست‌ها باید جایگاه خود را در نظام بودجه‌ كشور مشخص كند. یعنی در برنامه‌ بودجه‌ای كه دولت هر ساله تدوین و برای تصویب به مجلس می‌فرستد، باید روح این سیاست‌ها دیده شود. نباید این‌گونه باشد كه بودجه‌ اقتصادی كشور تناسبی با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نداشته باشد و حتی بدتر از آن، در بخش‌هایی در تناقض با اهداف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی باشد!

لوازم اجرا
من معتقدم هر مسئولی اگر عزم جدی بر اجرای این سیاست‌ها داشته باشد، این سیاست‌ها انجام خواهد شد؛ چراكه این سیاست‌ها دارای منطق و عقلانیت لازم است و ذهن نیروی انسانی ما نیز این منطق را خوب می‌فهمد. بنابراین در ابتدا مدیران و مسئولان باید عزم جدی و لازم برای اجرای آن داشته باشند. همین الآن اگر دولت بخواهد برنامه‌ای را تبیین و اجرا كند، به راحتی می‌تواند اجرا كند. شرط دوم آن است كه ساختارهای موجود نظام بوروكراتیك را متناسب با اوضاع جدید و منطبق با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی اصلاح كنیم. مثلاْ باید ساختار تمركز را از بین ببریم، یا باید فرایندهای دولتی را الكترونیك كنیم. از سوی دیگر باید نیروی انسانی دولتی را نیز آموزش دهیم و انگیزه‌ لازم را در آن‌ها به وجود بیاوریم. بنده به عنوان كسی كه از نزدیك در مباحث سیاست‌گذاری دخیل بوده‌ام عرض می‌كنم كه قدم اول برای اجرای سیاست‌ها، تغییر و تحول در نظام اداری است. تحول در نظام اداری هم به این معنی نیست كه كارمندهایی را اخراج كنیم و نیروهای جدیدی بیاوریم؛ بلكه باید همین نیروها را توانمند كنیم، باید ساختارها را كمتر كنیم، فرایندهای پیچیده را ساده‌تر كنیم و نظام پرداختی را بر اساس عملكردها اصلاح كنیم.

نسبت سند سیاست‌های اقتصاد مقاومتی با سند چشم‌انداز ۲۰ ساله
در سند چشم‌انداز سه هدف روشن وجود دارد: یك اینكه از نظر تولید علم و فناوری در منطقه اول شویم. دوم، هویت اسلامی ـ ایرانی ما الهام‌بخش شود و سوم اینكه از نظر اقتصادی در منطقه‌ غرب آسیا كشور اول شویم. در بحث تولید علم و فناوری كه در حال حاضر شتاب خوبی گرفته‌ایم و حتی برخی می‌گویند فراتر از افق سند چشم‌انداز حركت كردیم. در بحث تبلیغ هویت اسلامی ـ ایرانی هم با وقایعی كه در سال‌های اخیر در منطقه و جهان رخ داده، پیشرفت خوبی داشته‌ایم، اما در حوزه‌ اقتصاد نیاز به تأمل و تلاش بیشتری داریم تا بتوانیم به رتبه‌ نخست اقتصاد غرب آسیا برسیم. سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در حقیقت برای رسیدن به هدف‌های سند چشم‌انداز ۲۰ساله كمك می‌كند.
البته سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی، سیاست دائمی ما است؛ یك افق بلند است، نه فقط یك افق ۲۰ساله، ولی خیلی كمك می‌كند برای اینكه ما به آن جایگاه اقتصادی موجود در سند برسیم. شما سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی را كه نگاه كنید، می‌بینید كه در آن بسیار بر استفاده از منابع و ظرفیت‌های داخلی، تولید ملی، بهره‌وری و تولید دانش تأکید شده است. همه‌ این‌ها اجزا و شاخص‌هایی هستند كه با همدیگر باید جمع شوند و جلو بروند تا به نقطه‌ مطلوب برسیم. در حقیقت سیاست‌های اقتصاد مقاومتی مسیر رسیدن به آن اهداف عالی اقتصادی است كه ما در نظر داریم.

ظرفیت  مردم در اجرای این سند
مردم هم به‌صورت مستقیم و هم به‌صورت غیرمستقیم از سوی نمایندگان خود در مجلس بهترین ارزیاب برای عملكرد دستگاه‌ها هستند. بنابراین ما با استفاده از ظرفیت  مردم، ظرفیت نهادها و همچنین ظرفیت رسانه‌ها باید در این زمینه گفتمان‌سازی كنیم. «گفتمان» مثل یك فضا است، فضایی است كه خارج از آن نمی‌توان تنفس كرد. مثلاً مطالبه‌ حقوق هسته‌ای در كشور ما به یك گفتمان تبدیل شده است. همان‌گونه كه مردم انرژی هسته‌ای را حق مسلم خود می‌دانند، اقتصاد مقاومتی هم باید حق مسلم مردم بشود؛ یعنی بشود یك مطالبه‌ عمومی این بزرگ‌ترین كار است. بدون گفتمان‌سازی هیچ كاری نمی‌توان انجام داد. در این میان البته مجلس محترم هم نقش پررنگی دارد. مجلس باید، هم نظارت دقیق بر عملكرد دستگاه‌های دولتی داشته باشد و هم قوانین كشور را با نگاه به سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تهیه و تدوین كند.

ابلاغ سیاست‌های كلی «اقتصاد مقاومتی»

امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با ابلاغ سیاست‌های كلی «اقتصاد مقاومتی» بر اساس بند یك اصل ۱۱۰ قانون اساسی كه پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، تأكید كردند: پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شكست و عقب‌نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد، همچنین اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش‌آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم كند.
متن ابلاغیه رهبر انقلاب به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به شرح زیر است:
بسم‌اللّه الرحمن الرحیم
ایران اسلامی با استعدادهای سرشار معنوی و مادی و ذخایر و منابع غنی و متنوع و زیرساخت‌های گسترده و مهم‌تر از همه، برخورداری از نیروی انسانی متعهد و كارآمد و دارای عزم راسخ برای پیشرفت، اگر از الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی كه همان اقتصاد مقاومتی است، پیروی كند، نه‌تنها بر همه‌ مشكلات اقتصادی فائق می‌آید و دشمن را كه با تحمیل یك جنگ اقتصادی تمام‌عیار در برابر این ملت بزرگ صف‌آرایی كرده، به شكست و عقب‌نشینی وا می‌دارد، بلكه خواهد توانست در جهانی كه مخاطرات و بی‌اطمینانی‌های ناشی از تحولات خارج از اختیار، مانند بحران‌های مالی، اقتصادی، سیاسی و ... در آن رو به افزایش است، با حفظ دستاوردهای كشور در زمینه‌های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی و سند چشم‌انداز بیست ساله، اقتصاد متكی به دانش و فناوری، عدالت‌بنیان، درون‌زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو را محقق سازد و الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد.
اكنون با مداقه لازم و پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌های كلی اقتصاد مقاومتی كه در ادامه و تكمیل سیاست‌های گذشته، خصوصاْ سیاست‌های كلی اصل ۴۴ قانون اساسی و با چنین نگاهی تدوین شده و راهبرد حركت صحیح اقتصاد كشور به سوی این اهداف عالی است، ابلاغ می‌‌شود.
لازم است قوای كشور بی‌درنگ و با زمان‌بندی مشخص، اقدام به اجرای آن كنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصه‌های مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقش‌آفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهی حماسه‌ اقتصادی ملت بزرگ ایران نیز همچون حماسه سیاسی در برابر چشم جهانیان رخ نماید. از خداوند متعال توفیق همگان را در این امر مهم خواستارم.
سیّدعلی خامنه‌ای
(۲۹/ بهمن ماه/ ۱۳۹۲)


نیم نگاه
فتح الله پریشان

معیار مقایسه فائزه غلط است؟!
سخنان فائزه هاشمی در مصاحبه اخیرش بازتاب‌های زیادی داشت. بخشی از این بازتاب‌ها مربوط به تأسف و تعجب دلسوزان انقلاب از حرمت‌شکنی فرزند رئيس‌مجمع تشخیص نظام است و پاره‌ای دیگر از بازتاب‌ به ذوق‌زدگی و استقبال ضد انقلاب و اپوزیسیون نظام اسلامی برمی‌گردد که گویی روزنه‌ای را برای امیدواری از اثرگذاری گفته‌ها، سیاست‌ها و سرمایه‌گذاری‌های‌شان پیدا کرده‌اند. رادیو ضدانقلابی فردا با تیتر فائزه هاشمی: «وضعیت مطبوعات در دوران مشروطه بهتر از امروز بود.» به استقبال آن رفت و پایگاه‌ صهیونیستی بالاترین نیز در بخش ویژه اخبار خود در کنار این مطلب به تحلیل و ترغیب اظهارنظر دیگر وی مبنی‌بر «وضعیت زنان در زمان شاه مستبد پهلوی بهتر از وضعیت حال آنان است.» پرداخت.
فائزه هاشمی دختر آقای هاشمی برای بسیاری شناخته شده است، البته انتساب به آقای هاشمی برای شناخته شده بودن وی به پای موضع‌گیری‌های جنجالی گستاخانه و سکولاریزه وی درباره مسائل زنان، نظام اسلامی، آزادی مطبوعات به سیاق غربی و حضور در فتنه ۸۸ و در جمع فتنه‌گران و سخنرانی علیه نظام اسلامی داشته است، نمی‌رسد. از این منظر از چنین شخصیتی بیش از این موضع گیری‌ها انتظار نیست، البته این به معنای بی‌پاسخ بودن دو ادعای وی نیست.
اولاً فائزه هاشمی از سیستمی انتقاد می‌کند که اگر به سابقه مسئولیت‌های خود به‌عنوان یک «زن» نگاه کند شاید به بی‌انصافی خود پی ببرد. از نمایندگی مجلس ششم تا رئيس فدراسیون ورزشی بانوان جهان اسلام گرفته تا حضور در قامت مدیر مسئول هفته‌نامه و روزنامه! آیا اینها در بستر وضعیت بد زنان در نظام اسلامی برای ایشان ایجاد شده است یا به مدد سفارش‌های خاص به دلیل انتسابش به آقای هاشمی؟! البته فائزه، هم در کسوت نماینده مجلس و هم در قامت مدیر مسئول روزنامه زن دست از جنجال‌آفرینی برنداشت و حتی در روزنامه‌اش به تعریف و توجیه اقدامات بیوه‌ شاه پرداخت. ثانیاْ به‌گواهی آمار و ارقام رسمی اصولاْ ارتقای وضعیت زنان در انقلاب و نظام اسلامی با هیچ زمانی قابل مقایسه نیست. امروز بیش از نیمی از پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها، درصد قابل‌توجهی از شاغلان در ادارات و وزارتخانه‌های مختلف و... خانم‌ها هستند. ضمن اینکه اگر زنان در زمان پهلوی هم به فرض از آزادی با تعریف خاص غربی برخوردار بودند و در مناصب و ادارات تشویق به حضور می‌شدند، در چارچوب سیاست‌های تحمیلی غرب به شاه ایران برای فرهنگ سوزی و اسلام‌زدایی از ارزش‌های ملی و اسلامی بود. آن‌ها زنان را به جامعه آوردند تا غربت، کرامت و عفت آنها را بگیرند؛ اما در نظام اسلامی حضور آن تابعی از عفت و عصمت‌شان است.
ثالثاً معیار غلط دیگر در استدلال واهی فائزه هاشمی این است که زمان مشروطه را بهتر از زمان کنونی برای حیات مطبوعات می‌داند در حالی که زمان مشروطه به‌دلیل عدم ثبات و قانون مشخص با تحدید حقوقی هنوز مولفه‌های نظارت بر این حوزه شکل نگرفته بود و آن آزادی که وی برای مطبوعات‌مان در مشروطه ذکر می‌کند تنها در ابتدای انقلاب مشروطه و به‌دلیل زمینه‌ اولیه آن است. از این رو چنین معیاری در آن موقع نمی‌تواند معیار مناسبی برای مقایسه آن زمان با الآن باشد. اما اینکه انقلاب اسلامی پس از ۳۵ سال و در اوج اقتدار و شکل‌گیری مقوم‌های حقوقی و قانونی همچنان با رأفت اسلامی به امثال ایشان اجازه نشر جریده می‌دهد، در هیچ نظامی نمی‌توان سراغ گرفت. اما برخی به‌دنبال حاکمیت اباحه‌گری، ولنگاری به‌نام آزادی و رونویسی از روی فرهنگ وارداتی غرب در مطبوعات و جراید کشورند که به‌دلیل قانونی، شرعی و مطالبه قاطبه مردم امری نشدنی است و با قاطعیت باید جلوی آن را گرفت.


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (16)

قحطی و نسل‌کشی در ایران
برخی اقدامات نرم پلیس جنوب نیز نتوانست در رونق کار و گسترش تشکیلات موثر افتد. در فاصله پنج سال از عمر پلیس جنوب مخالفت‌های مردمی با حضور نیروهای بیگانه انگلیس در کشور، انزجار عامه از دولت انگلستان که ناشی از اقدامات پیدا و پنهان این استعمار پیر در ایران و منطقه بود و ادامه مقاومت و مبارزات مردم درجنوب ایران در برابر پلیس جنوب، انحلال این تشکیلات ناخلف را قطعی کرد.
البته باید گفت که مضاف بر عوامل فوق، انگلیس پس از پایان جنگ جهانی اول، دیگر نیاز چندانی به حفظ پلیس جنوب در منطقه نداشت. از یک طرف پیروز جنگ شده بود و از طرف دیگر، دولت دست‌نشانده رضاخان به کارگردانی خود را در ایران روی کار آورده بود که می‌توانست پس از آن به‌سهولت سیاست‌های خود را پیش ببرد، طوری که مردم نیز متوجه بسیاری از اقداماتش نشوند و کمتر موجب تحریک ایرانیان شود، از این‌رو در سال ۱۳۰۰ هـ . ش و درست چند ماه پس از کودتای رضاخان در ایران، کار پلیس جنوب به سر آمد و شکل جدیدی از سلطه‌طلبی انگلستان شروع شد و آن، اجرای سیاست‌های پلید منفعت‌طلبانه و به دست عوامل به‌ظاهر سرزمینی بود. پس از خروج ظاهری قوای انگلیس از ایران، رضاخان قلدر حافظ منافع انگلیس در ایران شد و مجری‌گری تداوم ظلم و ستم بر مردم این سرزمین متمدن و غارت ثروت‌های خدادادی آن را به عهده گرفت.
قحطی و نسل‌کشی میلیونی در ایران
داستان غم‌انگیز ایران در جنگ جهانی اول و قحطی سال‌های ۱۹۱۹ ـ ۱۹۱۷ میلادی در کشور به یقین بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ چند هزارساله ایران و شاید فجیع‌ترین نسل‌کشی قرن بیستم بوده است.
شواهد و اسناد تاریخی موجود (با وجود پنهان ماندن و نابود شدن بسیاری از اسناد توسط انگلستان) حکایت از گرسنگی فراگیر در تمام نقاط ایران در دوره تاریخی جنگ جهانی اول به‌ویژه در فاصله سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی دارد. همانطور که در شماره‌های پیش اشاره شد پس از خروج نیروهای روسی از شمال ایران تا اواخر سال ۱۹۱۷ و برخی عوامل دیگر، انگلستان در منطقه موقعیت جدیدی پیدا کرد. پس از این دوره، انگلستان تمام خاک ایران و نیز بخش وسیعی از خاورنزدیک را تصرف کرد و با لشکرکشی به غرب، شمال و شرق ایران، مناطقی را که پیشتر در اختیار روس‌ها بود به اشغال خود درآورد و درست در همین زمان بود که ایران به بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ خود یعنی، قحطی بی‌سابقه دچار شد، به‌طوری که در بیانات مورخان، کشتار ناشی از قحطی در این دوران از تاریخ ایران در مقایسه با دوران حمله مغول به کشور و کشتار ناشی از قحطی آن زمان، بسیار عظیم‌تر و غیرقابل مقایسه ذکر شده است. در واقع، حملات مغول‌هایی که به خونریزی، ایجاد ویرانی‌ها و آتش زدن نمادهای فرهنگی، انبارها و منازل مردم شهر بودند، به اندازه صدماتی که انگلیس‌ها در جنگ جهانی اول بر ایران تحمیل کردند؛ مصیبت‌بار نبود!
در شماره‌های آتی به روند بروز قحطی در کشور و نقش استعمار پیر در ایجاد و تداوم آن به نقل از افسران انگلیسی، اسناد موجود تاریخی و گزارش‌های دولتمردان ایرانی آن زمان پرداخته خواهد شد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 239
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

عملکرد فرهنگی موتلفه پس از انقلاب اسلامی
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (23)

در شماره گذشته، با عملکرد سیاسی حزب موتلفه پس از انقلاب اسلامی آشنا شدیم. در ادامه، عملکرد فرهنگی این حزب را مورد بررسی قرار می‌دهیم. البته تعاریف زیادی از فرهنگ وجود دارد که بنای ما ورود به همه آنها نیست، از این‌رو عملكرد فرهنگی حزب موتلفه اسلامی پس از انقلاب تنها در قالب مباحث زیر ارائه می‏شود:

1) عملكرد آموزشی
از جمله آثار مهم مؤتلفه که هم ماهیت آموزشی و هم ماهیت کادرسازی دارد، تشکیل مؤسسه آموزشی شهدای مؤتلفه است که در مقاطع دبستان، راهنمایی، دبیرستان و پیش‌دانشگاهی مشغول فعالیت است. نکته دیگر اینکه مؤتلفه جلسات خاص آموزشی برای اعضا و هواداران ندارد. فقط جزوه‏هایی مانند: «تشكل از دیدگاه اسلام»، «انواع تشكل و تشكل خدایی»، «وظایف عضو در تشكل الهی» و... برای آموزش اعضا منتشر کرده است.(۱)
این جزوه‌ها غیر از نشریات مؤتلفه است كه آنها نیز نوعی آموزش را در بردارند. برای نمونه از نشریه شما و بولتن محرمانه ماهانه سیاسی مؤتلفه می‏توان نام برد.(۲) همچنین از نشریه تخصصی داخلی «ذکر» می‌توان یاد کرد که متن کامل آن روی اینترنت هم منتشر می‌شود.
محتوا، اولویت‌ها و شیوه متون آموزشی مکتوبات مؤتلفه بیشتر حول مباحث زیر است:
1 ـ مرامنامه (با تأكید بر دشمن‏شناسی)
2 ـ قانون اساسی (با تأكید بر اصل ولایت‌فقیه)
3 ـ اخلاق اسلامی (با تأكید بر جنبه‏های عملی)
4 ـ پاسخ به شبهات سیاسی
5 ـ آموزش امر به معروف و نهی از منكر
6 ـ آموزش اندیشه‏های حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی)
7 ـ مسائل سیاسی روز
مؤتلفه علاوه بر موارد فوق از طریق تشكیل جلسات امر به معروف، تشكیل حوزه‏ها و انتشار بیانیه گروه امربه‌معروف و نهی از منكر نیز اقدام به آموزش­های علمی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و هنری توسط واحدهای آموزش، تبلیغات و سیاسی خود می‏نماید.(۳)
روش دیگر مؤتلفه، برای آموزش نیروهای خود، برگزاری همایش‌های متعدد است. برای نمونه سیده فاطمه فخر در این مورد معتقد است: «حضور بانوان در همایش‌های ترتیب داده شده توسط سازمان بانوان جمعیت مؤتلفه اسلامی سبب ارتقای رشد فرهنگی و سیاسی زنان شده و سهم زیادی در انتخاب نیروهای اصیل انقلاب داشته است».(۴)
2) عملكرد مذهبی
مؤتلفه از عملكرد مذهبی خوب و مثبتی برخوردار است. نهاد رسمی این حزب، یعنی هفته‏نامه شما غالباً با رویکرد مذهبی دست به تهیه مطالب خود می‌زند. برای نمونه اگر مطالب مورخ(28/1/1379) این نشریه را از حیث محتوا تجزیه و تحلیل کنیم؛ تأکید بر اسلامیت نظام و ولایت‌فقیه عادل به عنوان محوریت وحدت ملی را در سرمقاله، تحلیلی قرآنی در نكوهش غرور و یك مقاله پیرامون زندگی امیرالمؤمنین(ع) را در صفحه چهار آن، مقالاتی در راستای تجلیل از شهدای كربلا و انقلاب را در صفحات 8 و 9 و مقاله مستندی تحت عنوان «امام حسین(علیه‌السلام) اصلاح‏طلب راستین» را در صفحه 9 آن مشاهده خواهیم کرد. دعوت از سخنرانان جامعه روحانیت مبارز تهران برای مراسم عزاداری امام حسین(علیه‌السلام)، بخش دیگری از عملكرد مذهبی موتلفه است.
علاوه بر این، خانم فخر، مسئول سازمان زنان مؤتلفه، آموزش مهدویت در بسیاری از استان‌ها توسط این سازمان را از موارد فعالیت مذهبی حزب برمی‌شمارد.(۵)
همچنین حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد زرگر، دبیر ستاد احیای امربه معروف و نهی از منكر كشور در همایش مسئولین امربه‌معروف و نهی ازمنكر حزب مؤتلفه اسلامی اظهار داشت: «اگر بخواهیم به فعالیت احزاب و تشكل‌ها در امربه‌معروف ونهی از منكر نمره دهیم،‌ نمره حزب مؤتلفه اسلامی بیست است، زیرا دیگر احزاب و تشكل‌ها در این زمینه كاری نكرده‌اند.»(۶)
3) عملكرد تبلیغاتی
عملکرد تبلیغاتی موتلفه در مقاطعی ضعیف ارزیابی می‌شود. به نظر می‏رسد مؤتلفه نیز متوجه این نقطه ضعف بوده و برای تقویت سطح تبلیغات خود كوشیده است. امّا همچنان سطح تبلیغات مؤتلفه در قیاس با رقبای سیاسی‏اش، به ویژه از لحاظ میزان اثرگذاری، پایین ارزیابی می‏شود. به عبارتی، بسیاری از مردم، مؤتلفه را نمی‏شناسند و از میان كسانی هم كه مؤتلفه را می‏شناسند، بسیاری از افراد شناخت درستی از این گروه ندارند و بعضی تحت تأثیر تبلیغات رقبای سیاسی این جمعیت هستند.
یك شاعر مشهدی كه از همكاران نسبتاً دائم نشریه «شما» به حساب می‏آید، در خصوص این نشریه جملاتی دارد كه در واقع راهبرد تبلیغاتی مؤتلفه را شرح می‏دهد. آقای شجاع‏الدین ابراهیمی نشریه شما را این‏گونه توصیف می‏كند: «شما، پاسدار عمامه و چفیه ـ سنگر و جبهه ـ خون و شهادت عارفان تفنگ بر دوش هشت سال جهاد و دفاع مقدس است كه جان شریف و دماء معطر و مطهر خود را به نظام پر هیمنه اسلامی هدیه كردند تا ارزش­های الهی و مواریث نبوی و علوی در جامعه صاحب زمانی «امام خمینی» و «مولانا خامنه‏ای» چراغ راه تمامی نسل­های محمدی تاریخ پرشكوه ایران اسلامی گردد.»(۷)
بزرگداشت شهدای مؤتلفه و خط‌دهی به اعضا و هواداران خود از طریق معرفی صفات آن شهدا، از راهكارهای مهم و مؤثر تبلیغی مؤتلفه است. بخش قابل ملاحظه‏ای از نشریه شما و نیز مراسمی كه مؤتلفه برگزار می‏كند به بزرگداشت شهدای مؤتلفه و سایر شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اختصاص دارد. صفاتی كه در این برنامه‏ها از شهدا معرفی می‏شود، همان‏طور كه نمونه‏های آن بیان شد، صفات خوبی نظیر مسلمان واقعی بودن، مطیع ولی‌فقیه بودن و نظایر آن است. مؤتلفه روی الگوپذیری از برخی از شهدای خود تأكید خاصی دارد از جمله:
۱ـ۳ـ شهدای عملیات بدر: عملیات بدر نام عملیاتی بود كه طی آن مؤتلفه، حسنعلی منصور، نخست‏وزیر رژیم طاغوت و عامل انعقاد قرارداد ننگین كاپیتولاسیون و تبعید حضرت امام خمینی(ره) به تركیه را به قتل رسانید. از دست‌اندركاران این عملیات كه در 17 رمضان برابر با اوّل بهمن1343 انجام شد، برادران حاج‌صادق امانی، محمد بخارایی، مرتضی نیك‏نژاد و رضا صفار هرندی در 26 خرداد]سال بعد[ به شهادت رسیدند و شهید عراقی (پس از انقلاب) و شهید اندرزگو (در زمان انقلاب) به شهادت رسیدند. یكی از بزرگان مؤتلفه، ضمن بیان مطالب فوق می‏نویسد: «اولین و مهم‏ترین ویژگی این عزیزان، شناخت و ایمان و عمل به اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه وآله وسلم) بود كه از مظهر آن، یعنی امام خمینی فرا گرفته بودند. آنان افكار متحجرانه و همچنین روشنفكرمآبانه را قبول نداشتند. انزوا و بی‌تفاوتی نسبت به وضعیت اسلام و مسلمین را رد می‏كردند. افراطی­گری و تندروی را مردود می‏دانستند. عقب‌ماندن و كندروی را عیب و عار می‏شمردند. باور داشتند كه اسلام را باید از قرآن و عترت و از متن فقه و از فقهای جامع‏الشرایط فرا گرفت و به همه ابعاد آن توجه داشت و عمل كرد...
حكم ده، فرمان بده، از جان و دل فرمانبریم شیعه با خون خود، این میثاق امضا می‏كند»(۸)
۲ـ۳ـ شهید اندرزگو: آقای بادامچیان درخصوص این شهید و الگو بودن آن برای جوانان می‏گوید: «به حداقل زندگی قناعت می‏كرد و گاه با روش­های مختلفی درآمد زندگی خود را تأمین می‏كرد. خانواده‏اش را هم كه شما می‏بینید. روزی كه از دنیا رفت یك خانه هم نداشت. اندرزگو این‏طوری بود. قهرمان­ترین چریك معاصر، اندرزگو بود. عمر متوسط یك چریك، شش ماه است. اندرزگو 14 سال در این مملكت كار چریكی كرده است.»(۹)
شهید اندرزگو ارتباط برخی از مبارزان ایران را با بیت امام خمینی(ره) در نجف برقرار می‏كرد و نیز پاره‏ای عملیات خاص مانند انفجار سینمای قم در زمان طاغوت را انجام داد.(۱۰)
۳ـ۳ـ شهید رجایی: ارگان رسمی مؤتلفه، در وصف شهید رجایی چنین می‏نویسد: «... صفای رجایی با مردم فراموش ناشدنی است. او اهل شعار و حرف نبود. با تمام وجود مردمی بود. او یار دیرین مؤتلفه اسلامی بود. اما در مسئولیت‏های خود با همه گروه­ها و دیدگاه­های سیاسی و نیروها كار كرد؛ همان‏طور كه هر شخصیت مؤتلفه این كار را كرده و می‏كند! او هرگز به مردم دروغ نگفت و مردم هرگز در صداقت او تردید نكردند، آگاهی مردم را اصل می‏دانست و مسائل و مشكلات را با مردم در میان می‏گذاشت و خود را از مردم می‏دانست. او با مردم بود و مردم او را از خود می‏دانستند.»(۱۱)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

مفهوم گذار به دموکراسی و نظریه‌های آن
امروزه در آغاز سده بیست‌ویکم میلادی غرب به مدد تلاش‌ها و تکاپوهای رسانه‌ای و تصویرسازی‌هایی که به کمک رسانه‌های نوین ارتباطی به دنیا مخابره می‌کند، درصدد القای این موضوع است که؛ دموکراسی به عنوان نظام سیاسی بلامنازع در حال گسترش در سراسر جهان است. به تبع این موضوع، مبحث نظری‌ گذار به دموکراسی و زمینه‌های اجتماعی آن مهم‌ترین مبحث در جامعه‌شناسی سیاسی در جوامع در حال توسعه‌ای چون ایران به‌شمار می‌رود و حتی می‌توان گفت که با توجه به اهمیت این مبحث، جامعه‌شناسی سیاسی چیزی جز جامعه‌شناسی زمینه‌های گذار به دموکراسی نیست. در این شماره و شماره‌های آتی به این مقوله پرداخته خواهد شد.

مفهوم‌شناسی
گذار به دموکراسی
مفهوم قطعی که کلیدواژه «گذار به دموکراسی» درصدد انتقال آن است، با اندکی تسامح بازتولید روزآمد نظریه پایان تاریخ نظریه‌پرداز آمریکایی ژاپنی‌الاصل، فرانسیس فوکویاماست که نظام لیبرال دموکراسی را آخرین و کامل‌ترین سیستم حکومتی و انسان لیبرال را آخرین انسان می‌داند. در مقوله گذار به دموکراسی هم نوعی جبر و جزم در فرایند دموکراتیزه‌سازی جوامع غیردموکراتیک از منظر غرب نهفته است. تب این موضوع در ایران از چند دهه پیش به ویژه با فرصتی که در سال‌های موسوم به دوران اصلاحات در مراکز علمی و دانشگاهی برای برخی از مدرسان علاقه‌مند به این مقوله پیش آمد، بسیار بالا گرفت. نشست‌هایی با حضور میهمانان غربی تدارک دیده شد و حتی ردپایی از نفوذ مراکز متولی دموکراتیزه کردن دنیا چون جامعه باز سورس و مرکز ملی برای دموکراسی و... در فتنه88 ملاحظه شد.

نظریات گذار به دموکراسی
برخی از این اندیشمندانی که قرن بیست‌ویکم را قرن «گذار قطعی جهان به دموکراسی و ظهور دموکراسی جهانی»(۱) می‌دانند و امروز به دلیل نقشی که در حوزه آماده‌سازی فکری بخشی از بدنه فتنه چهار سال گذشته داشته‌اند از کشور متواری هستند، نظریه‌هایی را در این مورد دسته‌بندی و ارائه کرده‌اند: «در مجموع می‌توان گفت نظریه‌هایی که در باب گذار به دموکراسی از دیرباز تا به امروز مطرح شده بود، از یک چشم‌انداز به دو دسته اساسی تقسیم می‌شود: اولاًً، نظریه‌هایی که بیشتر ساختاری، کلان و درازمدتند و بر تحولات درازمدت و ساختاری مانند توسعه اقتصادی، پیدایش طبقه متوسط، پیدایش جامعه مدنی نیرومند، ظهور فرهنگ سیاسی دموکراتیک، گسترش شهرنشینی، گسترش آموزش و ارتباطات و از این قبیل تحولات ساختاری و کلان و درازمدت تأکید می‌کردند. در حقیقت، چنین نظریه‌هایی ظهور دموکراسی را تابعی از متغیرهای کلان فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی می‌گرفتند. چنین تحولاتی امروزه دیگر تحولاتی تعیین‌کننده نیستند. دسته دوم، نظریه‌هایی است که بر عوامل کوتاه‌مدت به‌خصوص عوامل و اعتراضات سیاسی، نقش ایدئولوژی‌ها و احزاب سیاسی و برهه‌ها و شرایط خاصی که در تاریخ سیاسی به صورت تصادفی پیش می‌آید، تأکید دارد.»(۲)

امواج گذار به دموکراسی
با افزایش شمار دموکراسی‌ها در ربع قرن اخیر دامنه‌ نظریه‌پردازی درباره گذار به دموکراسی نیز به شیوه بی‌سابقه‌ای گسترش یافته است. برخی از نویسندگان از امواج پی در پی گذار به دموکراسی هر صحنه جهانی سخن گفته‌اند. هر موج دموکراسی مجموعه تحولاتی است که طی مدت زمان نسبتاًً معینی در درون نظام‌های سیاسی گوناگونی در جهت پیشرفت فرایند‌های دموکراتیک رخ می‌دهد. ساموئل هانتینگتون، نویسنده آمریکایی از سه موج دموکراسی سخن به میان آورده است: موج اول از1828 تا1926، موج دوم 1926 تا1975 و موج سوم از1975 به بعد موجب گذار از رژیم‌های غیردموکراتیک به نظام‌های دموکراتیک در مناطق گوناگون جهان شد، در موج سوم کشورهای بسیار زیادی به دموکراسی رو آوردند. طبعاًً درخصوص دلایل و علل دموکراتیزاسیون و گذار به دموکراسی نگرش‌های گوناگونی پیدا شده است. نگرش نهفته در پس نظریه امواج دموکراسی، نگرش سرایت دموکراسی از منطقه‌ای به منطقه دیگر در سطح جهان یا دست‌کم در درون مناطق فرهنگی ـ جغرافیایی خاصی است. برخی دیگر از صاحب‌نظران بر نقش جهانی شدن اقتصاد و فرهنگ و ارتباطات و تأثیر آن بر گسترش جامعه مدنی در سطح جهانی، تقویت گفتمان حقوق بشر و حمایت از جنبش‌های دموکراتیک در مناطق گوناگون جهان سخن به میان می‌آورند.(۳)
درخصوص روند گذار به دموکراسی روایت «رابرت دال» هم شنیدنی است که وی نیز سه دوره مختلف رشد سلطه چندگانه را مطرح می‌کند. «اشمیتر» چهار دوره را بیان کرد. تقویت نوعی تمایل جهانی برای گذار به دموکراسی در سال‌های 1970 و1980 و فشارهای فزاینده برای تحقق یکپارچگی اقتصاد جهانی بر اساس سرمایه‌داری چارچوب مشخصی را برای گذار به دموکراسی جوامع اروپایی شرقی فراهم کرد، اما مشکلات استمرار گسترش دموکراسی در این جوامع متفاوت با جوامع سرمایه‌داری است، همچنین سلطه کمونیست بر دوره گذار به دموکراسی در اروپای شرقی اثر گذاشت.
جمع‌بندی حسین بشیریه از اشکال مختلف گذار به دموکراسی نیز به این شرح است: «برخی از نظریه‌پردازان که در باب اشکال گوناگون گذار به دموکراسی صحبت می‌کنند، در یک جمع‌بندی صوری اولیه، چهار راه گذار به دموکراسی را مطرح کرده‌اند. اولین محور این است که آیا دموکراتیزاسیون و گذار به دموکراسی از بالاست، یعنی از طریق نخبگان صورت می‌گیرد و یا از پایین. دوم اینکه آیا این گذار با خشونت بسیاری همراه است یا خشونت قابل ملاحظه‌ای در آن یافت نمی‌شود. از ضرب این دو در یکدیگر، چهار نوع گذار به دموکراسی در این ادبیات موجود است.»(۴)
وی سپس ایران و انقلاب اسلامی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. اما در پاسخ به وی و کسانی که درصدد بازنمایی الگوهای گذار به دموکراسی در مورد ایران هستند باید متذکر این نکته شد که؛ پیش‌بینی آقای بشیریه در مورد قرن بیست‌ویکم، جالب، اما تردیدبرانگیز است. ظهور دموکراسی جهانی با روند جهانی‌سازی سازگار است. اما مقاومت‌هایی که در برابر این روند صورت می‌پذیرد و نیز انگیزه‌های انسانی که در برابر فجایع جهانی‌سازی قرار می‌گیرد، موج بیداری دینی در سراسر جهان، به ویژه در جهان اسلام، نهضت‌های عدالت‌طلبی در گوشه و کنار گیتی و ده‌ها عامل دیگر بر هم‌زننده این روند خواهند بود. بنابراین، نمی‌توان به روشنی از ظهور دموکراسی جهانی سخن گفت. به نظر می‌رسد تشکیل یک حکومت جهانی تنها یک آرزو و خواب و خیال تعبیرناشدنی است، مگر آنکه اراده‌ای برتر از اراده بشر به آن تعلق گیرد و دست الهی از آستین برآید و حکومت موعود تشکیل شود.(۵)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 239
فتح الله پریشان

کیفیت روابط مردم با حاکم از منظر محقق دوانی
محقق دوانی در لمعه پنجم از کتاب لوامع‌الاشراق درباره نحوه رفتار و وظایف زیردستان در برابر سلطان بحث کرده است. محقق در گفتمان سلطنت و پادشاهی و به‌منظور کارآمدی آن، وظایفی را برای زیردستان برمی‌شمرد. البته این مقوله امروز هم در نظریه‌های سیاسی و حکومتی دنیا در قالب حقوق متقابل دولت و مردم مورد بررسی قرار می‌گیرد. دوانی اولین وظیفه زیردستان را آن می‌داند که عامه مردم در معاشرت با حکام و سلاطین به آنها محبت ورزند. چنین محبتی سبب می‌شود که میان مردم و حکام انس و الفت برقرار شود و مردم، هم ثناگو و ستایشگر آنان باشند و هم از فرمان‌های آنها اطاعت کنند، مشروط بر اینکه اوامر و نواهی‌شان خلاف احکام شریعت نباشد.(۱) البته دوانی بر آن نیست که این اطاعت از فرمانروا به هر قیمتی باشد، بلکه مدار و مناط اطاعت را فرمان‌های الهی می‌داند.
از دیگر وظایف مردم، ادای حقوقی است که سلاطین بر گردن مردم دارند و در این امر نباید هیچ نوع کراهتی داشته باشند، زیرا در حقیقت به‌نوعی اطاعت از احکام شریعت است. نکته دیگر در خصوص وظایف مردم در مقابل حکومت این است که مردم در هنگام حمله و هجوم دشمنان به سرزمین‌شان حاضر به ایثار و از خودگذشتگی مالی، جانی و حتی عرضی در برابر دفاع از سرحدات و دفع دشمنان باشند. این امر در جامعه اسلامی هم حافظ دین و هم حافظ دنیا، مال و ناموس مردم خواهد شد.
دوانی براساس تجربه سیاسی و اندوخته دانشی که از خرمن تاریخ ملل و نحل گذشته دارد به نکته روان‌شناختی بسیار نغز و ارزشمندی درخصوص خصوصیات پادشاهان و حاکمان اشاره می‌کند و آن، این است که به خدمتکاران حاکمان توصیه می‌کند از نزدیک شدن بسیار به حاکمان خودداری نمایند؛ «چه اینکه مصاحبت با سلاطین خود را در آتش کردن و همراه با شیر شدن» است که هر آینه ممکن است آتش خشم سلطان شعله‌ور شده، او را در بر گیرد. بنابراین آداب ملازمت و همراهی با سلاطین سخت است، لذا کسی که نزد سلاطین بار یافته و به خدمتگزاری مشغول است، تنها باید به کاری که به وی سپرده شده بپردازد.(۲)
افراد در مقام نصیحت به سلطان از باب «النصیحه‌الملوک» هم باید ادب عرفی لازم و هم ادب مدنظر شریعت در امر به معروف و نهی از منکر را رعایت کنند و در حفظ اسرار سلطان و حاکم کوشا باشند. هر جا که بهره و منفعت او با منفعت سلطان حاصل می‌شود، بهره و منفعت سلطان برآورده شود تا منفعت او نیز در ضمن آن به دست آید.
امر وزارت سلاطین از هر کاری خطرناک‌تر است، زیرا اطرافیان سلطان بسیار بر او خدعه می‌ورزند. کسانی که در مناصب حکومتی و در دربار همانند وزیر همراه و مقرب سلطانند، بر وزیر و قرب و منزلت او نزد سلطان همواره طمع می‌برند و بر او مکر و حیله می‌کنند تا بتوانند اعتماد سلطان را از او سلب کنند، بنابراین بهترین همکار او امانت‌داری و حفظ اسرار سلطان و راستی و صداقت است.(۳)
محقق جلال‌الدین دوانی در کتاب «اخلاق جلالی»‌اش مبحثی تحت عنوان آداب حضور در مجلس سلاطین و بزرگان دارد که در آن به تذکراتی می‌پردازد. دعوت به سکوت در حضور سلاطین و بزرگان و اهتزاز از صحبت کردن اضافی از نکات محوری در تذکرات اخلاق سیاسی وی به مردم است: «به سوالی که از فرد نمی‌شود جواب ندهد، چون هم سبکی برای او می‌آورد و هم سبب سرخوردگی سوال‌کننده می‌شود.»(۴)
البته مرور دیگر ویژگی‌هایی که زیردستان در مقابل سلطان و حاکم باید داشته باشند، نشان می‌دهد که نظم سلطانی حاکم بر موقعیت فرهنگی و اجتماعی عصر نویسنده به گونه‌ای بوده که اراده مردم را همیشه تابع اراده سلطان می‌خواسته است. البته چنین رابطه‌ای امروز در دموکراسی‌های رایج دنیا در بین حقوق متقابل دولت و مردم نیست، اما در مردم‌سالاری دینی که رابطه عاطفی و مودت‌آمیز برقرار می‌شود مردم از سر آگاهی و انتخاب دین‌مدارانه اولویت‌های حاکمیت را بر مطلوبیت‌های خود ترجیح می‌دهند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

سرشت معرفت سیاسی
یک نظریه عمومی درباره معرفت، دست‌کم باید به سه پرسش اصلی در این باب پاسخ دهد؛ نخست آنکه آیا اساساً برای آدمی امکان شناخت وجود دارد؟ دوم آنکه در صورت پاسخ مثبت، راه کسب معرفت چیست؟ مجادله سوم در معرفت‌شناسی مربوط به توان ذهن بشر برای شناخت حقایق اشیاست. در این گفت‌وگو می‌توان معرفت‌شناسان را به دو دسته عمومی ذات‌گرایان و پدیدارگرایان تقسیم کرد. دسته دومی توان فکری بشر را تنها به شناخت حدود پدیده‌ها و ظواهر جهان طبیعت محدود می‌کند، اما در برابر پدیدارگرایان، ذات‌گرایان معتقدند که عقل بشری توان شناخت ذات اشیا را دارد. از نظر این گروه،‌ ممکن بودن شناخت ذات اشیا یا به دلیل پذیرش نظریه عقل فطری(مانند دکارت و پیروان وی) یا به دلیل پذیرش نوعی شهود(مانند هانری برگسون) است. فلسفه اسلامی در زمینه مشاجره اخیر، از عقیده ذات‌گرایان هواداری می‌کند. فلسفه اسلامی در مسئله شناخت اولاً معتقد به وجود جهان خارج از ذهن و توانایی ذهن بشری برای شناخت آن است. ثانیاً معرفت بشری را برخاسته از حواس ظاهری می‌داند. در این فلسفه، مفاهیم کل و نظریات از طریق سازوکار تعمیم و تجرید، ساخته و پرداخته می‌شوند. ثالثاً علاوه بر ظواهر امر طبیعی، آدمی توان شناخت کنه هستی را دارد. نکات گفته شده در خصوص فلسفه اسلامی به دلیل سرشت خاص معرفت سیاسی در این فلسفه است. سرشت معرفت سیاسی در فلسفه اسلامی گونه خاصی است که به آن، مفاهیم اعتباری گفته می‌شود. مفاهیم اعتباری هرچند سرشتی متفاوت از مفاهیم حقیقی و مفاهیم انتزاعی دارند که در معرفت‌های تجربی و فلسفی به کار می‌روند، اما از نظر روش مطالعه به دوصورت با آنها برخورد می‌شود. هواداران مونیسم روش‌شناختی معتقدند که مفاهیم اعتباری به کار رفته در معرفت‌های سیاسی را می‌توان به روش مفاهیم حقیقی و انتزاعی معرفت‌های تجربی و فلسفی مطالعه کرد. برای این کار کافی است که ذهن مفاهیم اعتباری را به مفاهیم حقیقی تشبیه کند یا اینکه با استفاده از سازوکار استعاره، برخی از ویژگی‌های مفاهیم حقیقی را عاریه بگیرد و به مفاهیم اعتباری سیاسی بدهد و در ظرف ذهنی با تشبه هویت سیاسی به هویت تجربی یا فلسفی، از روش‌های این دانش‌ها برای مطالعه سیاست استفاده کند. در صورتی که هواداران دوآلیسم روش‌شناختی معتقدند که همان‌گونه که سرشت مفاهیم اعتباری سیاسی با سرشت مفاهیم حقیقی و فلسفی متفاوت است، روش مطالعه این مفاهیم نیز با روش مطالعه مفاهیم حقیقی و فلسفی تفاوت می‌کند. به نظر این گروه از معرفت‌شناسان مسلمان، تنها معیار عقلانی برای مطالعه مفاهیم اعتباری، بیهوده نبودن تأسیس این گونه مفاهیم است.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
نارسایی‌های فرهنگی، پژوهشی و علمی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام راحل در عرصه فرهنگ ابعاد بسیار وسیعی دارد و از مسائل اساسی و مورد توجه ایشان در زمینه‌های پژوهش و خودکفایی بود. ایشان بسیار تلاش کرد تا روح تحقیق و پژوهش را در جوانان ایرانی احیا کند و حاکم گرداند و همواره در رهنمودهای خود بر رهایی از وابستگی به بیگانه تأکید می‌کرد و پایه و اساس مبارزات خود را رهایی از سلطه استعمار خارجی گذاشته بود و رسیدن به استقلال از اهداف عالی ایشان بود و در این راستا از هیچ کوششی دریغ نکرد. برای این منظور آنچه در توان داشت به‌کار گرفت تا جوانان را به این باور برساند که ما می‌توانیم و در مقابل آنچه که سد راه بود مانند: جمود و تحجر، آفت احیا و گسترش دین، پیروی کورکورانه از تمدن خیالی غرب و شرق را نیز به‌عنوان عوامل بسیار قوی عقب‌ماندگی ذکر می‌کردند و در پیام‌ها و بیانات مکررشان به مسلمانان جهان، دانشگاهیان و حوزه‌های علمیه و مبلغان تذکر و هشدار می‌دادند و آنان را متوجه خطر روشنفکران غرب‌زده و شرق‌زده می‌کردند و از ضربه‌هایی که مسلمانان از روشنفکران خورده و می‌خورند به‌عنوان کشنده کوبنده یاد کرده و مبارزه همه‌جانبه با آنان را از مسلمان خواستار شدند. این موارد در جای‌جای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام راحل دیده می‌شود که ایشان به امر تحقیق و پژوهش‌های علمی، ابتکار و نوآوری در عرصه فرهنگ بسیار تأکید کردند و در فرازهایی از وصیت‌نامه‌شان آن را یادآور شدند.
فرازی از وصیت‌نامه
«باید بدانیم که طرفی از این جلوه در کشتزارهای سوزان و در کارخانه‌های توانفرسا و در کارگاه‌ها و در مراکز صنعت و اختراع و ابداع و در ملت به طور اکثریت در بازارها و خیابان‌ها و روستاها و همه کسانی که متصدی این امور برای اسلام و جمهوری اسلامی و پیشرفت و خودکفایی کشور به خدمتی اشتغال دارند جلوه‌گر است.
و تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر ان‌شاء‌الله تعالی مصون است و بحمد‌الله تعالی حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها و جوانانِ عزیز مراکز علم و تربیت از این نفخه الهی غیبی برخوردارند و این مراکز در‌بست در اختیار آنان است و به امید خدا دست تبهکاران و منحرفان از آنها کوتاه.
و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش و بی‌تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.
و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می‌بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلاًً بعد نسل بر آن افزوده گردد.»

غفلت از ظرفیت‌ها
آنچه که در جریان پس از انقلاب حاکم شده روحیه انقلابی و خودکفایی بود. بسیاری از شرکت‌ها تعطیل شده بود یا در حالت ورشکستگی و نیمه‌تعطیلی قرار داشت، برخی از انقلابیون از تخصص خوبی برخوردار بودند و از پژوهشگران و کارشناسان محسوب می‌شدند، اما در انزوا قرار داشتند. بسیاری از اندیشمندان و محققان به‌دلیل وابستگی به غرب با رژیم شاه مخالف بودند و در بازداشت و زندان به‌سر می‌بردند، پس از پیروزی انقلاب فضایی فراهم شد همین آقایان منزوی شده و زندان رفته زمام امور را به دست گرفتند و در سطح وزیر وزارتخانه‌ها مسئولیت گرفتند و با استفاده از ظرفیت‌ها تمام مراکز تعطیل شده را فعال کردند و راه خودکفایی را در پیش گرفتند. برای نمونه استاد حسن غفوری‌فرد از زندانیان و مبارزان سیاسی بود. وی پس از پیروزی انقلاب در عرصه‌های علمی و فنی وارد و در سال ۱۳۶۰ به‌عنوان وزیر نیرو به‌کار گرفته شد و بسیاری از مراکز صنعتی و کارگاه‌های تعطیل شده وزارت نیرو را فعال کرد. او در خاطراتش نمونه‌های فراوانی را ذکر می‌کند: «تقریباً تمام کارهای اجرایی و تخصصی در بخش برق، توسط پیمانکاران خارجی انجام می‌شد، مثلاً در کردستان خط ۶۳ کیلوولت، پیمانکار رومانی داشت. وقتی بررسی کردیم، فهمیدیم تمام این کارها به وسیله متخصصان داخلی قابل انجام است. به همین دلیل یکی‌یکی بخشنامه کردیم و کارخانه‌ها را از خارجی‌ها گرفتیم و به پیمانکاران داخلی دادیم. در ابتدا خطوط ۶۳ کیلوولت، سپس ۱۳۲ و ۲۳۰ کیلوولت و در آخر ۴۰۰ کیلوولت را از خارجی‌ها گرفتیم و گفتیم همه این کارها باید توسط ایرانی‌ها انجام شود و همین‌طور هم شد.»
انقلاب اسلامی ظرفیت‌های بسیار عالی ایجاد کرد تا اندیشمندان و پژوهشگران ایران به رشد و شکوفایی رسیدند غفلت از این ظرفیت‌ها یکی از آسیب‌های بسیار خطرناک برای استقلال کشور بوده و هست.

ضعف در قابلیت جذب
امام راحل(ره) رهنمودها و توصیه‌های فراوانی مبنی بر اینکه از نیروهای جوان در اداره امور کشور استفاده شود و دستگاه‌های علمی، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی بیش از هر دستگاه دیگری فعال شوند تا قابلیت جذب عناصر کارآمد و توانمند در اداره کشور ایجاد شود، داشتند. آسیب‌هایی که انقلاب اسلامی از این ناحیه متحمل شده ضعف قابلیت جذب نیروهای جوان و مستعد در نهادهای تخصصی بوده است. در دوران جنگ تحمیلی به واسطه فضای آزاد و بازی که ایجاد شده بود خیلی راحت استعدادها خودنمایی می‌کرد و فضای رشد و شکوفایی خود را نشان می‌داد و بسیاری از مراکز تخصصی توسط پژوهشگران جوان ایجاد شد و در عرصه‌های فنون دفاعی به سرعت رو به خودکفایی علمی و پژوهشی رفت و اختراعات فراوانی را به ارمغان آورد. چون فضای قابلیت جذب فراهم شده بود. با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب در همان سال‌های اول پس از هشت سال دفاع مقدس در سطح بالایی برای استفاده از قابلیت‌ها و استعدادها رهنمودهای اساسی ارائه دادند، اما آن‌طور که باید و شاید از آن بهره‌ گرفته نشد. با توجه به جریان تهاجم فرهنگی یا به‌عبارت امروزی‌اش جنگ نرم، نظام جمهوری اسلامی، نهادهای حاکمیت و دستگاه‌های اداری کشور از ضعف قابلیت جذب عناصر مستعد و با استعداد در رنج است و در فرازهای مختلف وصیت‌نامه، امام بر به‌کارگیری و جذب قابلیت‌ها تأکید دارد. به‌نظر می‌آید یکی از ضعف‌های اساسی نارسایی فرهنگی در عرصه امور علمی، پژوهشی و تخصصی است. در این زمینه دستگاه‌های فرهنگی ـ پژوهشی در وضع نابسامانی قرار دارند و از خسارت‌ها و آسیب‌های بارز آن، این است که فرصت جوانی بسیاری از دست می‌رود. ضروری است روسای نظام و دستگاه‌های فکری و اندیشه‌ای فرهنگی کشور بیش از هر چیز در این زمینه تدابیری بیندیشند و از این خسارت پیشگیری و از قابلیت‌های نیروهای جوان استفاده کنند.
ناتوانی دستگاه‌های فرهنگی در پرورش نخبگان
امام راحل در فرازهایی از وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان از دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه توقع بجا و بحقی دارند و آن اهتمام جدی در پرورش نخبگان علمی و پژوهشی است تا کشور به خودکفایی و رشد علمی برسد، اما در عالم واقع دانشگاه از هنگام تأسیس در ایران به عنوان بخشی از نظام دیوان‌سالاری حکومتی تعریف شد و روند سیستم اداری و ساختاری که شکل گرفت، دانشگاه را از مسیر شکوفایی استعدادها و پرورش نخبگان و تربیت نیروی انسانی ماهر دور کرد. به شکل مطیع و خادم نظام سیاسی حاکمیت درآمد و وظایفش به گونه‌ای دیگر رقم خورد. به تعبیر یکی از کارشناسان نظام برنامه‌ریزی درسی، روش‌های آموزشی، پژوهشی و دیگر مولفه‌های ساختاری دانشگاه به‌گونه‌ای طراحی شده و می‌شوند که به جای توجه به خواسته‌ها، نگرش‌ها و توانایی‌های افراد، بیش از هر چیز به مثابه «دستگاه ایدئولوژیک دولتی» به تلقین ایدئولوژی‌های سیاسی و درون‌سازی ارزش‌های سیاسی در دانشجویان و استادان بپردازد. البته در این زمینه دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات فراوانی وجود دارد و از طرف دیگر حوزه‌های علمیه به‌گونه‌ای دیگر از پرورش نخبگان در فقر و رنج است و با دیدگاه تحول‌گرایی در عرصه‌های فرهنگی کشور به میدان نمی‌آید و به نیازمندهای‌های بارز فرهنگی و پژوهشی کشور پاسخ نمی‌دهد. برای نمونه رهبر معظم انقلاب تأکید کرده‌اند در راستای اجرای پروژه‌های صنعتی بزرگ و به‌خصوص در شهرک‌ها، بایستی بستر فرهنگی مهار باشد. تا عناصر نخبه و پژوهشگر علمی، فنی، صنعتی با فرهنگ انقلاب اسلامی ـ دینی روییده شود و پرورش یابد. دراین زمینه کاستی‌ها و نارسایی‌های فراوان را شاهدیم و این از ضعف و ناتوانی دستگاه‌های آموزشی ـ پژوهشی در پرورش نخبگان حکایت دارد.

زمینه‌های فرار نخبگان
در تاریخ معاصر ایران در عرصه فرهنگ و پژوهش پدیده‌ای با عنوان «فرارمغزها» مطرح بوده و هست و این آسیبی است که دستگاه‌های علمی و فرهنگی کشور را به نارسایی می‌رساند. متخصصان، استادان، پژوهشگران برای رشد و ارتقای خود به خارج از مرزهای ایران نظر دارند و این خطر و آسیب همیشه بوده و هست و سابقه ۱۵۰ ساله‌ای در ایران دارد.
چون «جامعه علمی» در حوزه تخصصی‌شان سامان یافته‌ای نمی‌بینند پس از دبیرستان و تحصیلات اولیه در ایران، خودشان را تقدیم دنیای صنعتی غرب می‌کنند. بسیاری از عناصر تحصیل‌کرده در حد دکترا از امکانات و ظرفیت‌های کشور استفاده می‌کنند و تا مرحله دکترا پرورش می‌یابند، اما از ایران مهاجرت می‌کنند و این بزرگ‌ترین لطمه‌ای است که به دستگاه‌های فرهنگی ـ پژوهشی کشور وارد می‌شود که متأسفانه هنوز تصمیم جدی و موثری هم در این‌باره اتخاذ نشده تا از این صدمات بزرگ پیشگیری شود. همین روند سبب شد در عرصه‌های مختلف پژوهشگر خوب به تعداد کافی در اختیار نباشد تا امور کارها بر پایه پژوهش و دانش‌بنیان شکل بگیرد. به نظر می‌آید برای پیشگیری از آسیب‌های این‌چنینی الزاماً می‌بایست سطح قابلیت گفت‌وگو و تعامل با سایر بخش‌ها و نیروهای متخصص کشور را بالا برد و همانطور که رهبر معظم انقلاب رهنمود دادند با برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی و با نشست‌های تخصصی، تبادل‌نظرهای مختلف متخصصان در هر رشته یا رشته‌های مرتبط شکل بگیرد و روند توسعه در ایران با محوریت عقل و دین و فرهنگ پیش رود تا سود آن در جامعه و در زندگی مردم ساری و جاری شود.

کم‌توجهی به تولید علم و اندیشه
امام خمینی(ره) در فرازی از وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان به روح تعاون و تعهد در جامعه اشاره می‌کنند و انتظار دارند مردم باخودکفایی و استقلال با همه ابعادش به پیش روند. با این روحیه و خصیصه می‌توان بر مشکلات کشور و در مقابله با دشمن فائق آمد. برای رسیدن به این منظور الزاماً باید مراکز تولید علم و اندیشه ابتکار عمل را به دست گیرند و دست‌اندرکاران تحول در علوم با استفاده از استعدادها، ظرفیت‌ها، توانمندی‌های استادان دانشگاه و حوزه‌های علمیه، گفتمان نخبگان را شکل دهند و از مهدکودک، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه و در تمام سطوح حوزه‌های علمیه به تولید علم و اندیشه اهتمام کنند و آنچه مانع تولید شده را رفع کنند و از تجربه‌های آموزشی، پژوهشی و مدیریتی در نیم‌قرن اخیر بهره گیرند و انجمن‌ها و موسسات در مراکز تعلیم و تربیت شبکه‌ای از پژوهشگران و پرورش پژوهشگران را سامان دهند، چراکه آنچه که تاکنون آسیب بوده و لطمه زده از کم‌توجهی‌های مراکز تولید علم و پرورش اندیشه‌های علمی بوده و است و این نقیصه را باید برطرف کرد تا نارسایی‌های فرهنگی و پژوهشی جبران شود و دستگاه‌های فرهنگی در مسیر کشف نظریه، سپس دستیابی به الگوی صحیح علمی در کشور و همین‌طور مرحله تدوین نقشه راه و برنامه‌های اجرایی قرار گیرند و در نهایت با پژوهش نخبگان دردی از دردهای کشور درمان شود.


از لابه لاي تاریخ

فرح در سودای کودتا ـ 3
ب ـ حكومت نظامي تشكيل شده و سربازان و تانك‌ها در خيابان‌ها بودند. گاهي هم برخوردهايي پيش مي‌آمد، اما در حقيقت دست و پاي حكومت نظامي را بسته بودند و در اين كار دوستان و ياران شهبانو نقش اساسي داشتند. آنها به اين وسيله مي‌خواستند اساساًً نقشي را كه ارتش مي‌توانست بازي كند خنثي كنند. البته در ظاهر اين شخص شاه بود كه نمي‌توانست به‌صورت قاطع دستور بدهد كه ارتش و حكومت نظامي به وظايفش عمل كند، اما در حقيقت و در پشت پرده دربار، اين فرح و يارانش بودند كه از روحيه ضعيف شاه استفاده كرده و او را وادار به عدم قاطعيت مي‌كردند و اگر يك بار هم شاه مي‌خواست دستور قاطع بدهد به هر ترتيب كه بود جلوی او را مي‌‌گرفتند كه نمونه آن زياد است و من چند مورد آن را به عنوان شاهد عيني بازگو مي‌كنم:
مشكل اساسي تيمسار اويسي در زماني كه فرماندار نظامي تهران بود جز اين نبود كه به او اجازه برخورد قاطع با تظاهرات و اساساًً با مخالفان داده نمي‌شد. در آن موقع سپهبد اويسي، احتمالاًً با نظر ساواك، يك ليست هزار نفري از كليه رهبران مخالف و در سطوح مختلف تهيه كرده بود و مكرر به دربار مراجعه مي‌‌كرد كه از شاه اجازه بگيرد تا اين تعداد را دستگير كرده و به جزيره قشم كه امكان نگهداري از آنها را داشت، بفرستد. برنامه اين بود كه در آن جزيره از اين گروه پذيرايي بشود! و فقط ارتباط آنها با جهان خارج قطع شود، ولي هر چقدر اويسي در اين مورد اصرار و تقاضا مي‌كرد جواب درست و قاطع نمي‌شنيد بالاخره بار آخري كه به وسيله تلفن درخواست خود را تكرار كرد شاه كمي نرم شد و گفت بعد خبر مي‌دهم. عجبا كه يك ربع بعد فرح شخصاًً به مركزي كه مي‌بايد طرح را اجرا كند تلفن زد و گفت: هرگز اين كار را نكنيد! در مورد اين ماجرا شخصاًً از تيمسار امجدي در سفري كه از كاليفرنيا به مراكش آمده بود، شنيدم كه گفت: در جلسه سران ارتش در آن روز تمام تلفن‌هاي ستاد را قطع كرديم كه خبر درز نكند و بعداًً اويسي شخصاًً با شاه تماس گرفت و طرح دستگيري آن هزار نفر را كه در بالا اشاره كردم با شاه در ميان گذاشت و شاه گفت به زودي به او خبر مي‌دهد. اما همان‌گونه كه گفته شد يك ربع بعد فرح تلفن كرد و گفت اين كار را نكنيد.
مسئله ديگر مسئله نخست‌وزيري اويسي بود كه باز به علت مخالفت فرح منتفي شد و خود من شخصاًً از تيمسار اويسي و همچنين از نزديكان او شنيدم كه نظر شاه بر نخست‌وزيري اويسي قرار داشت، اما فرح مخالف بود و او و يارانش ازهاري را براي تصدي دولت نظامي پيشنهاد كردند. به اين ترتيب، ملاحظه مي‌شود كه در دربار چه كساني حرف آخر را مي‌زدند و به تعبير ديگر قدرت تصميم‌گيري را به دست داشتند. به جز اين موارد اساساًً نحوه برخورد حكومت نظامي كه در آن موقع همه شاهد آن بوديم نشان مي‌داد كه دست و پاي آن بسته است. مي‌شود حدس زد همان‌هايي كه مانع دستگيري هزار تن از مخالفان شدند و با نخست‌وزيري اويسي مخالفت كردند، سرانجام با همين بستن دست و پاي حكومت نظامي، اويسي را مجبور به استعفا و ترك كشور كردند. اما سياست خنثي كردن ارتش با رفتن اويسي متوقف نماند و ادامه يافت. 


حكایت زمانه

رهبر مذهبي نهضت نفت پس از کودتاي 28 مرداد
روز ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ آيت‌الله سيدابوالقاسم کاشاني از رهبران نهضت ملي شدن نفت ايران درگذشت. وي پس از کودتاي 28 مرداد سال ۱۳۳۲ هرچند به ظاهر توسط کودتاچيان از سياست کنار گذاشته شد، اما همچنان در مقابل مسائل سياسي موضع شفاف داشت و از منافع کشور و ملت حمايت کرد.
پس از کودتاي ۲۸ مرداد، روابط قطع شده با انگليس از طرف دولت زاهدي تجديد شد. مذاکرات براي تأسيس کنسرسيوم نفت يا اتحاد چهار دولت آمريکا، انگليس، فرانسه و هلند درباره نفت ايران انجام گرفت، مصدق محاکمه و دکتر فاطمي، وزير خارجه تيرباران شد، عده زيادي از افسران توده‌اي اعدام شدند، عده‌اي فرار را بر قرار ترجيح دادند و يا ماندند و با ساواک، همکار و همگام شدند.
آيت‌الله کاشاني که عليه انعقاد کنسرسيوم اعلاميه شديداللحني داد، به جرم «تحريص مردم به مسلح شدن بر ضد قدرت سلطنت» در هشتاد سالگي بازداشت شد. ايشان در اعلاميه‌اي اظهار داشت: «... مجموع اخبار و اطلاعات منتشره راجع به نفت و کيفيت معامله با کنسرسيوم، موجب ‌‌نهايت تأسف و تعجب گرديد که چگونه انگليسي‌ها از وقايع، فجايع و مظالم محصول يک قرن سياست استعماري خويش عبرت نگرفتند... و دولت آمريکا که خود را پيشاهنگ اصول، دموکراسي و مبتکر منشور آتلانتيک و پشتيبان سازمان ملل مي‌داند، در اين معامله با انگلستان مکار و حيله‌گر همکاري مي‌نمايد،... به فرض اينکه اين قرارداد شوم هم به تصويب برسد رسميت ندارد و دير زماني نپايد که ملت ايران از انگليس و همدستانش خلع‌ يد خواهد نمود...»
بامداد روز سه‌شنبه ۲۳ آبان ۱۳۳۴، اعلام شد که سيدمصطفي کاشاني، نماينده مجلس هفدهم و فرزند آيت‌الله کاشاني درگذشت. جلسه مجلس به احترام او تعطيل شد. دوستان وي به پزشک قانوني هجوم بردند تا از علت درگذشت ناگهاني او آگاه شوند. دو روز بعد در مسجد سلطاني (امام خميني فعلي) مجلس ختمي از طرف آيت‌الله کاشاني ترتيب داده شد. در اين مجلس حسين علاء، نخست‌وزير هم شرکت کرد، اما‌‌ همان حادثه‌اي که براي سپهبد رزم‌آرا در همين مسجد روي داد، براي علاء نيز ترتيب داده شد، منتهي برخلاف رزم‌آرا، اين سوءقصد به نتيجه نرسيد.
رژيم که به دنبال بهانه براي دستگيري فدائيان اسلام بود، از اين موقعيت حداکثر استفاده را برد و از فرداي آن روز به دستگيري سران اين گروه پرداخت و با سرعت فراوان در دادگاه‌هاي نظامي و تجديدنظر، محاکمه آنان خاتمه يافت. در تاريخ ۲۷ دي‌ ۱۳۳۴، چهار تن از سران فدائيان اسلام؛ نواب صفوي، خليل طهماسبي، مظفرعلي ذوالقدر و سيدمحمد واحدي تيرباران و عده‌اي ديگر هم به زندان محکوم شدند. اما کار به همين جا خاتمه نيافت. روز پس از اعدام نواب صفوي و يارانش، پنج‌شنبه ۲۸ دي ماه آيت‌الله کاشاني در همين‌خصوص احضار و پس از سه ساعت بازجويي توقيف شد. روز سه‌شنبه ۳ بهمن، حائري‌زاده در مجلس اعلام تحصن کرد و گفت تا زماني که تکليف پرونده قتل رزم‌آرا روشن نشده در تحصن باقي خواهد ماند. از سوي مقامات روحاني تلاش فراواني براي نجات آيت‌الله کاشاني آغاز شد، بنا بر نوشته روزنامه اطلاعات در روز سوم بهمن ۱۳۳۴، آيت‌الله بروجردي به وسيله قائم‌مقام‌الملک از شاه در مورد آيت‌الله کاشاني خواستار بذل توجه شد و شاه نيز پاسخ داده بود که تا آن حدود که قانون و مقررات در وظايف سلطنت مقرر داشته براي تأمين نظر حضرت آيت‌الله اقدام خواهد شد. جنجال اين جريان به مجلس کشيده شد و بين سرلشگر وثوق وزير جنگ و حائري‌زاده درگيري شديدي به وجود آمد. سرانجام در ۲۳ اسفندماه آيت‌الله کاشاني، دکتر بقايي، محمود نريمان، کريم‌آبادي و هشت نفر ديگر از متهمان به معاونت در قتل سپهبد رزم‌آرا با قيد التزام که از حوزه قضايي تهران خارج نشوند، آزاد شدند و موضوع، موقتاًً از صورت حادي که داشت، خارج شد.
روز ۱۴ فروردين ۱۳۳۵ بدون هيچ اعتنايي به مجلسين (براي اخذ رأي تمايل)، نخست‌وزير استعفا کرد و نخست‌وزير آينده هم از شاه فرمان گرفت و روز ۱۷ فروردين هيئت دولت دکتر اقبال به شاه معرفي شد. از جمله حوادث مهم دوران نخست‌وزيري منوچهر اقبال مي‌توان به انتخابات دوره بيستم مجلس شوراي ملي اشاره کرد که جنجال‌هاي فراواني را به همراه داشت. در روزنامه‌ها از جمله روزنامه اطلاعات در روز اول مرداد ۱۳۳۹، بيانيه آيت‌الله کاشاني در مورد انتخابات چاپ شد. آيت‌الله کاشاني در اين بيانيه مفصل، ضمن اينکه از فقدان آزادي قلم و بيان در سال‌هاي اخير ياد کرد، درباره ظلمي که به ايشان روا شده بود، چنین نوشت: «با وجود اين از تمام آن پيشامد‌ها راضي هستم و خداوند متعال را که تکاليفي به عهده من گذارده، سپاسگزارم و از هيچ کس هم گلايه‌اي ندارم...»
ايشان در مورد انتخابات دوره بيستم يادآور شد: «بر تمام افراد و مردم لازم و واجب است که خود، اشخاص صالح مورد نظر را انتخاب نموده و آلت اراده و تبليغات مغرضان که به صورت‌هاي مختلف عرض‌اندام نموده و قصد اشغال کرسي‌هاي مجلس را دارند، نشوند.»
آيت‌الله کاشاني سرانجام در روز ۲۳ اسفندماه ۱۳۴۰، پس از مدتي کسالت درگذشت. سيل تلگراف‌هاي تسليت از سراسر جهان به بازماندگان آن مرحوم واصل شد. دولت نيز به مناسبت فوت ايشان پنج روز عزاي ملي اعلام کرد. خبرگزاري‌هاي خارجي رحلت آيت‌الله کاشاني را به دنيا مخابره کردند و راديوهاي کراچي، آنکارا، قاهره و کشورهاي اسلامي ديگر، به مردم ايران تسليت گفتند. در قم، تهران، مشهد، اصفهان، کاشان، آبادان، گيلان و ساير شهرستان‌ها، مجالس ترحيم مفصلي از طرف آيات عظام و علماي اعلام و مردم برپا شد.


امام در گذر زمان 185

بازتاب رحلت امام(ره)در رسانه‌های جهان(۲)
رحلت امام خمینی(ره) در رسانه‌های جهان بازتاب گسترده‌ای داشت و شخصیت والای امام(ره) بیشتر از گذشته به جهان معرفی شد. تشییع باشکوه، حضور گسترده مردم و عشق آنها به حضرت امام(ره) سبب شد رسانه‌ها به ابعاد شخصیت امام(ره) بپردازند که گزیده‌ای از آن ارائه شد. آن روزها شبکه‌های تلویزیونی هم اقدام به پخش مراسم رحلت امام(ره) کردند و نقطه‌نظرات‌شان را ارائه دادند.
روزنامه «ال‌پائیس» پر تیراژترین روزنامه اسپانیا در تفسیری پیرامون شخصیت تاریخی حضرت امام(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) نوشت: «راز پیروزی امام خمینی در شخصیت و خمیره او بود. همان خمیره‌آی که تمام شخصیت‌های بزرگ مذهبی باید داشته باشند... امام خمینی فوت کرد. اما راه او ادامه خواهد داشت... امروز تأثیرات پیام امام در الجزایر، تونس،‌ مصر، فلسطین، افغانستان و دیگر کشورهای مسلمان حتی آنها که دارای اکثریت سنی ‌مذهب هستند به چشم می‌خورد. امام خمینی پیروز بود و باید راز پیروزی او را کشف کرد.»
رافل گومز پارا، خبرنگار مشهور اسپانیایی در گفت‌وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی گفت: «شناخت ابعاد شخصیت امام خمینی در حال حاضر مشکل می‌باشد و برای این امر به سال‌ها زمان نیاز است. امام خمینی تغییر اساسی در شیوه مبارزه جریان سوم علیه استعمار اقتصادی ـ عقیدتی جهان غرب برای رسیدن به آزادی و استقلال به وجود آورد. امام خمینی(ره) ثابت کرد که بدون طرد مستقیم ایده‌های فردگرایانه و خودخواهانه جهان غرب، آزادی و توسعه ملل جهان سوم ممکن نخواهد بود. خط مشی رهبریت ایدئولوژیک ایشان که از منافع شخصی دوری می‌گزیند، نشانگر نقطه اختلاف مهمی با سیاستمداران بود که به دنبال عقاید خودخواهانه خود می‌باشند.»
روزنامه تشرین، چاپ دمشق با ستودن نقش موثر امام گفت: امام خمینی با روح بلند و درک عمیق مسئولیت خود در برابر تاریخ، انقلاب بزرگ را علیه شاه که هم‌پیمان امپریالیزم و صهیونیزم بود به ثمر رساند امام با قدرت خلاقه خود کلیه توطئه‌های استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌الملل را خنثی ساخت. او کاروان انقلاب اسلامی را با درایت و تدبیر از میان توفان‌ها و شنزارها و صحراهای مخوف جهان متلاطم امروز به سوی نور هدایت کرد. امروز امام خمینی(ره) در میان امت خود نیست، اما خطی را ترسیم کرد که به عنوان منشور ابدی و جاودانه انقلاب باقی خواهد ماند و این منشور مبارزه مستمر با ظلم، نژادپرستی، استعمار و صهیونیزم است. رحلت امام خمینی(ره) نه‌تنها برای ایران، بلکه برای جهان اسلام و امت عرب ضایعه بزرگی محسوب می‌شود و به راستی کسانی که تصور می‌کنند با رحلت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی از مسیر و راه اصلی خود منحرف می‌شود سخت در اشتباهند. انقلاب اسلامی ایران به وسیله نسلی هدایت خواهد شد که تعلیم و رهنمودهای روشنگر و جاودانه امام(رضوان‌الله‌علیه) در زوایای قلب و روح آنان ریشه دوانده است.»


مجالس شوراي اسلامي 75

تحريک قوميت‌ها در آستانه انتخابات مجلس نهم
يکي از اقدامات طرح‌ريزي شده ضدانقلاب تلاش براي واگرايي و تحريک مناطق قومي‌نشين و در مناطق مرزي بود. در اين طراحي قرار بر این بود که رابطان فتنه‌گران به همراه سياه‌لشکري از گروهک‌هاي تجزيه‌طلب و قوميت‌گرا با اعتراض به رد صلاحيت شدن نامزد مورد نظرشان، پروژه تحريم انتخابات را به استان‌هايي که تنوع قومي و مذهبي دارند، بکشانند. عاملان اين پروژه همچنين تلاش مي‌کردند در کنار اجراي سناريوی تحريم در آستانه انتخابات درگيري‌های قومي و قبيله‌اي را نيز در استان‌هاي مورد نظر به منظور التهاب‌آفريني و اغتشاش عملياتي کنند. («تلاش رابطان فتنه در سيستان براي تحريم انتخابات»، پایگاه خبری رجانيوز، 29/10/90)
در همین راستا مولوی عبدالحميد، امام جمعه‌ اهل سنت زاهدان وضعيت کشور در آستانه انتخابات مجلس نهم را بحراني توصيف کرده و «تنها راه برون‌رفت از اين بحران را برگزاري يک انتخابات آزاد و سالم» دانسته بود. وي در خطبه نماز جمعه در زاهدان توصيه مي‌کند که «صداهاي مخالف و منتقد را بايد شنيد و به انتقادات سازنده توجه کرد.»
عبدالحميد گفته بود: «بهترين سياستي که مي‌تواند مملکت را از اين شرايط خطرناک و بحراني خارج کند، آشتي ملي و برقراري وحدت و انسجام ملي کشور است و اين امر امکان‌پذير نيست مگر اينکه راه گفتمان و مذاکره باز شود و سخن دگرانديشان و منتقدان و همه‌ کساني که معتقدند به نوعي در حق آنان ظلم و اجحافي صورت گرفته است، شنيده شوند.» (پایگاه خبری دويچه وله، 10/1/2012)
دفتر سياسي حزب بدنام دموکرات کردستان که نزد ملت غيور کرد کشور از منفورترين‌هاست نيز با صدور بيانيه‌اي وارد معرکه شد و تلاش داشت تا آتش تعصبات قومي را با دروغ‌پراکني و تهمت به نظام اسلامي شعله‌ور سازد، لذا در این بيانيه آمده است: «مي‌دانيم که‌ کاربه‌دستان رژيم در کردستان و ديگر مناطق براي گرم کردن بازار انتخابات به‌ رقابت‌هاي عشيره‌اي و منطقه‌اي و فرقه‌اي دامن مي‌زنند. اما اميدواريم مردم ايران و به‌ويژه‌ کردستان هوشيارتر از آن باشند که‌ در دام اين حيله مزدوران گرفتار آيند و بدين ترتيب اين نقشه‌ را خنثي نمايند. همچنين اطلاع داريم که‌ عوامل حاکميت مي‌کوشند با تهديد مردم به‌ قطع يارانه‌ها و دادن وعده‌ برخي امتيازات مادي آنها را به پاي صندوق‌ها بکشانند. مردم هوشيار کرد نبايد در پي اين تهديدات نيز از ميدان به در روند. يارانه‌ بخش کوچکي از حقوق تضييع شده‌ مردم بوده‌ و بخششي نيست که‌ آنها بتوانند آن را ارمغاني از سوي خود به شمار آورده‌ و از اين جهت بر مردم منت بگذارند. به منظور آنکه‌ بايکوت انتخابات، که‌ اين بار تصميم اکثريت مردم و نيروهاي سياسي است، به‌ شيوه‌اي شکوهمند به مرحله اجرا درآيد، حزب دموکرات کردستان خواستار آن است که‌ روز دوازدهم اسفند ماه ۱۳۹۰ همه‌ ـ به ويژه‌ در کردستان ـ در منازل خود باقي بمانند و بدين ترتيب تا آنجا که‌ ممکن است رژيم و مزدورانش را تنها بگذارند.» (پایگاه خبری خبرنامه گويا، 22/10/90) 


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

صبح صادق بررسی می کند
رویارویی قدرت ها در اوکراین
هادی محمدی

موزائیک تمایزات نژادی، زبانی، مذهبی و رویکردی تا زمانی که از توانایی واگرایانه کافی برخوردار نباشد، پیوستگی‌های ملی را حفظ می‌کند و بیشتر کشورهای جهان از این ترکیب و تنوع در یک واحد ملی برخوردارند. اگر زمینه‌های اختلاف و واگرایی در چنین محیط‌های ملی فعال شود، معمولاً با نسخه‌ای به‌نام وحدت ملی و یا ائتلاف در سطح حکومت درمان می‌شوند، ولی اگر این زمینه‌های تنوع و اختلاف با انرژی بازیگران مداخله‌گر و با انگیزه‌‌های قدرتمند رقابت‌های راهبردی همراه شود، کمترین فرصت را برای انسجام و همزیستی در آن واحد ملی باقی خواهد گذاشت.
اوکراین که دومین کشور پهناور به لحاظ جغرافیا در اروپا محسوب می‌شود، از ویژگی‌های تنوع زبانی، مذهبی و نژادی و رویکردی برخوردار است و با اینکه در تاریخ دویست سال گذشته بخشی از پادشاهی لهستان و یا دیگر همسایگان فعلی بوده و به لحاظ مذهبی دارای دوعنوان مسیحی شرق و مسیحی غرب (واتیکان) و از لحاظ زبان از شاخص دوگانه روسی و اوکراینی برخوردار بوده است، ولی با وجود تنش و مشکلات سیاسی، از رفتار در سقف ملی تبعیت و قاعده بازی را مراعات کرده است. ویژگی‌های ژئوپلیتیکی و شاخص‌های صنعتی، تسلیحاتی و کشاورزی این کشور نیز به ظرفیت‌های جذاب برای اثرپذیری از محیط خارجی و بازیگران قدرتمند تبدیل شده و اوضاع را به‌گونه‌ای پرشتاب کرده که عنصر ملی در تحولات آن در درجه دوم قرار گرفته و نقش و اثرگذاری مدیریتی رخدادها را به بازیگران خارجی واگذار کرده است. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، رویکردهای واگرایانه و گریز از مرکز نسبت به روسیه فدرال و شتاب رویکردی به غرب خودنمایی کرده است.
خاک حاصلخیز و سیاه اوکراین، این کشور را انبار آذوقه اروپا کرده و توزیع هوشمند صنایع گوناگون از سوی رهبران اتحاد شوروی، مزیت‌های برجسته‌ای به این مولفه اقتصادی در اوکراین بخشیده است. جمعیت ۴۵ میلیونی این کشور با تأثیرپذیری از کشش‌های زبانی، اقتصادی و مذهبی، به نحوی توزیع شده‌اند که جنوب و شرق این کشور با در اختیار داشتن قدرت صنعتی و زبان روسی و مذهب ارتدوکس و کلیسای شرق، با گرایش روسی حرکت کرده و شمال و غرب اوکراین با تکیه بر مزیت‌های کشاورزی و زبان اوکراینی و مذهب کاتولیک گرایش و رویکرد به غرب را در دستور کار خود قرار داده است. اوکراین در نقطه اتصال آسیا و اروپا، در پیوستگی با قفقاز و جمهوری‌های آذربایجان، ارمنستان و گرجستان قرار گرفته که حوزه امنیتی خارج نزدیک روسیه را تشکیل می‌دهند و به‌دلیل ویژگی‌های ژئوپلیتیکی، بخشی از برنامه مشارکت شرقی اتحادیه اروپا و به‌ویژه آلمان در سطح اروپا و آمریکا و ناتو هستند. اساساً روسیه بزرگ از نگاه استراتژیست‌های غربی و آمریکایی مانند کیسینجر و برژینسکی، چندان مطلوب نیست و باید یک راهبرد تجزیه و کوچک‌سازی برای آن اجرا شود. خصوصاً اینکه روسیه فدراتیو تمایل و اشتهای دربرگیری جمهوری‌های استقلال‌یافته در مرزهای غربی و یا قفقاز و آسیای مرکزی را نیز داراست و بخشی از مزیت‌های فعلی خود را در پیوند با این جمهوری‌ها تعریف می‌کند. صنایع نظامی اوکراین، از پیشرفته‌ترین صنایع نظامی اروپا محسوب می‌شود و جایگاه چهارم در فروش تسلیحات و درآمد را به خود اختصاص می‌دهد و از آنجا که در دسته‌بندی سلاح، با عنوان سلاح‌های شرقی و روسی تعریف می‌شود، به‌دلیل در مهار بودن کریدوری برای جهش‌های تکنولوژی نظامی و تسلیحاتی روسیه محسوب می‌شود و فقدان آن، برای روسیه آسیب‌ساز خواهد بود. اروپایی‌ها هم که از وابستگی خود به گاز روسیه از خاک اوکراین رنج می‌برند، منابع جدید گازی و نفت اوکراین را فرصتی برای خود می‌دانند تا خود را گروگان روسیه احساس نکنند. روس‌ها هم نمی‌توانند از مزیت‌های حاکمیتی، اقتصادی و امنیتی و خصوصاً شبه‌جزیره‌ کریمه در جنوب اوکراین که ناوگان دریای سیاه روسیه را میزبانی می‌کند، چشم‌پوشی کنند و فقدان آن را، مسدود شدن مسیر راهبردی و تنفسی در بخش‌های جنوبی و آبراهی ارزیابی می‌کنند.
با وجودی که در دوره تیموشنکو، تلاش‌های غرب‌گرایانه برای فعال کردن مدل بازار در اقتصاد روسیه و رویه‌سازی‌های پایه دنبال شده ولی به جهت تولید فقر که اکنون تا ۶۰ درصد جامعه اوکراینی نیز افزایش داشته، از جذابیت کافی برای یک حرکت و جنبش اجتماعی برخوردار نیست، اما با امید و تکیه و اثرپذیری از وسوسه‌های بازیگران اروپایی و آمریکایی، خطر مجدد و پرهزینه شورش اجتماعی و حرکت شبه‌‌کودتایی را برای پیوند خوردن به غرب می‌پذیرند. البته همانگونه که وزیر سابق خزانه‌داری آمریکا عنوان کرده، مقامات آمریکایی برای این شورش در اوکراین پنج میلیارد دلار هزینه کرده و سازمان‌های مردم‌نهاد (NGo) را به‌عنوان پوشش برای آموزش شورش‌های خیابانی و تکرار نوع جدیدی از انقلاب‌های رنگی، که اوکراین مدل نارنجی‌ آن را پیشتر تجربه کرده است، به‌کار گرفتند. آنچه از سوی اروپایی‌ها و به‌ویژه آلمان و فرانسه و لهستان نیز سرمایه‌گذاری شده، حکایت از اهمیت راهبردی اوکراین برای قدرت‌های غربی دارد. با اینکه برخی سازوکارهای اقتصادی و سیاسی در دوره تیموشنکو با قواعد غربی پایه‌گذاری شده، ولی روس‌ها نیز بی‌کار نبوده‌اند و اهرم‌های فراوانی در بخش‌های گوناگون، به‌ویژه صنعتی و اقتصادی در اختیار دارند و از انگیزه و اراده قوی برای اخراج نشدن از اوکراین برخوردارند. اگر توصیف وزیر سابق خزانه‌داری آمریکا مبنی بر ساده‌لوحی بسیار بالای مردم اوکراین که عمدتاً روستانشین هستند را بپذیریم (تقریباً۶۰ درصد روستانشین دارد)، صحنه‌گردان و بازیگر اصلی همان ابرقدرت‌ها و قدرت‌های یاد شده هستند که صحنه سرزمینی اوکراین را میدان رقابت‌های راهبردی خود قرار داده‌اند. اگر در پی آن باشیم که با حکومت‌های با گرایش روسی و یا غربی با محک و ارزیابی منطقه‌ای و راهبردی برخورد کنیم، تبعات و آثار یک حکومت غربی به‌دلیل برنامه‌ هدفمند «مشارکت شرقی»، بر مولفه‌های تهدید و نگرانی امنیتی ایران خواهد افزود و قدرت مانور و ابزار فشار بیشتری برای غرب و فشار به ایران تولید خواهد کرد.
آنچه کشورهای غربی را مصمم کرده است تا نسبت به مولفه‌های نفوذ و قدرت راهبردی روسیه واکنش نشان داده و آن را در شیب عقب‌نشینی و فرسایش قرار دهند، چشم‌انداز طبیعی روندهای قدرت در روسیه و تمایل و گرایش جدی برای احیای روسیه قدرتمند در تراز اتحاد شوروی سابق است و روند رو به رشد و گسترش روسیه با مسیر نزولی قدرت و چشم‌انداز آن در غرب را نگران‌کننده ارزیابی می‌کنند. به‌ویژه اینکه در کنار احیای حوزه‌های نفوذ در حاشیه آمریکا و در آمریکای لاتین، شریک‌پذیر کردن آمریکا و غرب در خاورمیانه و با گذشت بیش از بیست سال از فروپاشی اتحاد شوروی است. محدود کردن، درون‌گرا نمودن و تغییر وضعیت و رویکردهای ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک روسیه در اولویت آمریکا و غرب و ناتو قرار دارد. آنچه غرب را دچار مشکل کرده این است که به‌دلیل بحران‌های جاری اقتصادی و فقدان وجاهت و مقبولیت در به‌کارگیری قدرت نظامی و عدم قرار داشتن این راهبرد در دکترین‌های امنیتی و نظامی کشورهای غربی و آمریکا، روسیه در شرایط انفعال‌پذیر نیست، خصوصاً اینکه از نگاه پوتین و با استناد به اسناد رسمی دکترین‌های نظامی و امنیتی روسیه، با هرگونه تهدید در حوزه‌های امنیتی و خارج نزدیک و راهبردی روسیه، از طریق واکنش نظامی برخورد خواهد شد. واکنش روس‌ها به‌ مسئله آبخازیا و اوستیا در گرجستان (سال ۲۰۰۶) و آماده شدن ارتش روسیه در بخش‌های مرکزی و غربی در قبال رویدادهای اوکراین، حکایت از این راهبرد روسی دارد. مسئله اصلی در بحران اوکراین این است که غربی‌ها دنبال نوعی همزیستی در بافت سیاسی و مردمی اوکراین و رویکردهای آن نیستند و از هم‌اکنون به این مسیر حذفی فکر می‌کنند، چرا که بازی در سقف ابزارهای بازیگری روسیه در اوکراین را به نفع خود نمی‌دانند و رویکرد حذفی نیز، بر آتش بحران اوکراین، شعله‌های جدید جنگ خواهد افزود. با اینکه رویدادهای اوکراین در سه‌ماه گذشته به مرحله جدیدی از اعتراضات خونین وارد شده، ولی زمینه‌های موزائیکی پیشین و برنامه‌ریزی هدفمند آمریکا و اروپا برای ساقط کردن و حذف تمامی مسئولان و نادیده گرفتن توافقات روزهای پایانی حکومت یانوکوویچ و شروط وام‌دهی اروپایی‌ها و صندوق بین‌المللی پول و حاضر شدن ناتو در قبال واکنش‌های هشداری روسیه، حکایت از رویکرد حذفی غرب در اوکراین در قبال روسیه دارد.
این مسئله کاملاً روشن است که در بهترین وضعیت و بدون هرگونه اعتراض از سوی روس‌تبارها و طرفداران روسیه در اوکراین، حکومت غربگرا، شانس فوری و معجزه‌آسا برای اداره کشور ندارد و تورم ۴۰ درصدی موجود، در حالی که بیشتر ابزارهای اقتصادی و صنعتی در دست روس‌تبارها و روس‌ها است و غربی‌ها (اتحاد اروپا) و دیگر موسسات پولی جهانی برای وام‌دهی، شرایط دشوار مطرح می‌کنند، امیدواری قانع‌کننده‌ای به جامعه فقیر اوکراینی نخواهد داد.
با اینکه بهانه تشدید اعتراضات، عدم‌پذیرش و امضای قرارداد تجارت آزاد با اروپا بوده و روس‌ها هم در کنار وام پانزده‌ میلیاردی، خواستار عضویت اوکراین در اتحاد گمرکی با همان شش کشوری است که اروپا در قالب «مشارکت شرقی»، برنامه هضم و ادغام آنها را در سیستم اقتصادی غرب قرار داده است، ‌ولی مسئله اصلی در این بحران را نمی‌توان در سقف بازیگران و مسائل داخلی اوکراین تحلیل کرد. ایجاد روسیه بزرگ بدون اوکراین برای روسیه غیرممکن است و برای غرب نیز، سیاست منطقه‌ای گسترش به شرق، بدون دست گذاشتن بر اوکراین، شکست‌خورده تلقی می‌شود و بلعیدن دومین اقتصادی بزرگ در زمان اتحاد شوری، امری حیاتی است، به همین دلیل، تغییر نام میدان «استقلال» «یورو» و بازگشت به قانون اساسی ۲۰۰۴ و کاهش اختیارات رئيس‌جمهور و تحت تعقیب قرار دادن بین‌المللی یانوکوویچ و عزل تمامی افراد وابسته به او، به‌دلیل فعال بودن بازیگران خارجی و موزائیکی بودن مولفه‌های قدرت و نفوذ، تعیین‌کننده نخواهند بود و اصرار بر رویکردهای حذفی در قبال روسیه، بر دامنه تنش و جغرافیای احتمالی درگیری خواهد افزود.
این بدیهی است که به دلیل همسانی و مشابهت ترکیب جمعیتی در بسیاری از جمهوری‌های استقلال‌یافته از اتحاد شوروی و دوگانگی زبان و رویکرد و... از جمله گرجستان، آذربایجان، قرقیزستان و... روس‌ها از گسترش پدیده جدید در روش‌های آمریکایی با نام «قدرت خیابانی» هراس داشته باشند و نسبت به آن دست به واکنش بزنند. اگر در مصوبات و اعلامیه‌های چندین نشست پیشین ناتو، استقرار سیستم‌های موشکی ضدموشک آمریکا و ناتو، مقابله با تهدید ایرانی عنوان می‌شد و روس‌ها هم از ماهیت پنهان آن باخبر بودند، امروز برای روس‌ها کمترین تردید باقی خواهد بود که عزم آمریکا و غرب در تولید تهدید و اراده فرسایش قدرت و محدود کردن آن را به خوبی حس کنند و سیاست‌های اعلام شده اوباما برای رفتار همکاری‌جویانه در قبال روسیه را فریب بزرگ بدانند.
از این رو می‌توان چنین گمانه‌زنی کرد در یک سناریوی بد، غربی‌ها بر سیاست‌های خود پافشاری خواهند کرد و روسیه در تنگنای راهبردی و نگرانی گسترش‌یابنده چاره‌ای جز مداخله نظامی و احتمالاً جنگ داخلی و تجزیه اوکراین نخواهد داشت. این سناریو برای آمریکا و غرب، قابل تحمل نیست و مطلوبیت‌های آنها را تأمین نمی‌کند و چنانچه بدان تن دهند، هزینه‌های گسترده‌ای را عهده‌دار خواهند شد. در سناریوی دوم که یک وضعیت میانی است، نوعی همزیستی در قواعد بازی دموکراتیک در اوکراین خواهد بود که غرب باید از نگاه حذفی دست کشیده و حوزه نفوذ روسیه را در اوکراین تحمل کند. اگر چه این سناریو برای غرب از مطلوبیت‌ حداکثری برخوردار نیست، ولی هزینه‌های کشنده‌ای برای مجموعه‌ غربی، به‌ویژه آمریکا و آلمان خواهد داشت.


وقتی نویسنده دین‌ستیز ممنوع القلم نیست!
علیرضا بیرانوند

یک روشنفکر واقعی زمانه خودش، که بسیار حساس بود، از کودکی. آدمی که با تفکر به مرحله‌ای می‌رسد که دست به انتخاب می‌زند؛ ادامه زندگی یا پایان زندگی[خودکشی]. هدایت انسان ایرانی واقعی است که من می‌گویم روشنفکر واقعی ایران است. نمونه کامل یک «انسان ایرانی» بود.»(1)این عبارات تنها یک نمونه از تعاریفی است که در برخی از رسانه‌های داخل کشور درباره صادق هدایت به‌کار می‌رود. تعاریفی که در حالت خوش‌بینانه از تعصب کورکورانه نسبت به این نویسنده هتاک سرچشمه می‌گیرد. اما در روزهای اخیر حمایت از این نویسنده دين‌ستیز ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. صبح روز شنبه 26 بهمن خبرگزاری ایسنا از قول «سیدعباس صالحی» معاون فرهنگی وزیر ارشاد نوشت: «صادق هدایت ممنوع‌القلم نیست»(2) و «آثار هدایت هم مانند آثار دیگر نویسندگان ایرانی است. طبیعتاً زمینه‌های نشر آثارش با شرایط عمومی که نشر ما دارد، است و طبق همان ضوابط ما در قوانین عمل می‌شود.»(3)پس از اظهارات معاون فرهنگی وزیر ارشاد بیژن نوباوه، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در واکنش به اظهارات صالحی گفت: در رابطه با افرادی مانند صادق هدایت یا محمود دولت‌آبادی مباحثی مطرح می‌شود که سابقه این افراد به فعالیت‌های تاریخی و اجتماعی خودشان در جامعه باز می‌گردد و عدم استقبال عمومی و نوع نگاه ما به مسائلی مانند پوچ‌گرایی که همان اهداف دنیای غرب در راستای تهاجم فرهنگی علیه جمهوری اسلامی به کار می‌رود سبب شده آثار چنین افرادی به حاشیه رانده شوند. نوباوه با تأکید بر اینکه وزارت ارشاد تابع نظرات نظام جمهوری اسلامی است، اظهار داشت: این‌گونه نیست که وزارت ارشاد این اجازه را داشته باشد که چنین اعمالی را انجام دهد. قوه مقننه با این اعمال برخورد قانونی خواهد کرد. وی ادامه داد: مکانیزم کار ما این است که از وزیر می‌خواهیم در کمیسیون حاضر شود و در رابطه با اقداماتش توضیح دهد. اگر توضیحاتش قانع‌کننده نباشد اقدامات قانونی در مورد ایشان اجرا می‌شود. اظهارات معاون فرهنگی وزیر ارشاد اعتراضات زیادی را به همراه داشت، به طوری که وزیر فرهنگ و ارشاد و روابط عمومی معاونت امور فرهنگی ارشاد را به واکنش واداشت. در تکذیبیه معاونت امور فرهنگی ارشاد بدون اشاره به این جمله صالحی که گفته بود: «صادق هدایت ممنوع‌القلم نیست»، آمد: «روابط عمومی معاونت امور فرهنگی در پی انتشار خبر اعطای مجوز به آثار صادق هدایت و همچنین «زوال کلنل» محمود دولت‌آبادی در برخی از رسانه‌ها توضیحاتی را منتشر کرد.(4) این گزارش ضمن تکذیب انتشار این آثار به اطلاع می‌رساند تاکنون مجوزی در این‌خصوص از سوی اداره کل کتاب و توسعه کتاب‌خوانی منتشر نشده است.(5)
وزیر ارشاد نیز در مقام توجیه سخنان معاون فرهنگی‌اش گفت: «.... از معاونت فرهنگی وزارت سوال می‌شود آیا کتاب‌های صادق هدایت اجازه چاپ دارند؟ خب چنین موضوعی با پاسخ این چنینی روبه‌رو می‌شود که ما ممنوع‌القلم نداریم، یعنی طبق قانون اسلامی‌مان به فرد کاری نداریم، بلکه به عقاید و نظریاتش که در کتابش بیان شده، کار داریم. مشخص است که برخی از کتاب‌های صادق هدایت با مطالب سوئی که دارند، نمی‌توانند اجازه چاپ بگیرند، اما برخی از رسانه‌ها اخباری مبنی بر اجازه چاپ داشتن آثار هدایت کار می‌کنند و پس از مدتی می‌گویند ارشاد تکلیف خودش را نمی‌داند.»(6) در اینجا شاید برای بسیاری که آشنایی زیادی با آثار صادق هدایت ندارند این سوال مطرح شود که مگر محتوای آثار این نویسنده چیست که اظهار نظر یک مسئول درباره او سبب اعتراض شدید عناصر انقلابی کشور شده است. صادق هدایت، نویسنده پوچ‌گرایی است که در آثارش «توهین علنی به مقدسات دینی و ذات اقدس باری‌تعالی و ائمه معصومین(ع)» دیده می‌شود. برای نمونه هدایت در مورد اعرابی که اسلام را به ایران آورده‌اند، می‌گوید: «میان خودمان بماند، مگر برای ما چه آورده‌اند؟ مذهب آنها ... شنیع‌ترین تشبیه را به کار می‌برد که هیچ مسلمان معتقدی در ذهنش هم حاضر نیست به آن بیندیشد و هر قلمی که با دست مسلمان غیرتمندی به گردش درمی‌آید از نوشتن آن شرم می‌کند. خیار دی است.... ما برای خودمان تمدن و ثروت و آبادی و آزادی داشتیم و فقر را فخر نمی‌دانستیم[دقت کنید!] همه اینها را از ما گرفتند و به جایش فقر و پریشانی و مرده‌پرستی و گریه و تأسف و اطاعت از خدای غدار [نعوذبالله] و قهار و آداب کون‌شویی و خلأ رفتن برای‌مان آوردند.» (توپ مرواری، صفحات 16 و 17) توهین به پیامبر اسلام نیز برای او عادی است: «حضرت ختمی مرتبت... در گوشه و کنار فرمود که شما اگر کشته شوید یک‌راست می‌روید به بهشت عنبر سرشت و اگر زخمی بشوید جراحات شما با تربت که پنی‌سیلین شیعیان علی (ع) است، التیام خواهید پذیرفت.»(توپ مرواری، صفحه 16) استفاده از عبارات رکیک هم برای توهین به دین اسلام از نظر او بلا اشکال است: «برای پیشرفت مقصود خود ابتدا تعداد معتنابهی کاغذ استنجای بسیار اعلا مجاناً بین اهالی پخش کرد تا عادت شنیع کون‌شویی با آب شور دریا از سرشان نیفتد و به این وسیله ضربت مهلکی از عقب به دین مبین وارد بیاورد.»(توپ مرواری، صفحات 77 و 78) او در جایی هم مشخصاًً به ساحت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) جسارت می‌کند که امکان بازنشرش وجود ندارد. صادق هدایت در نهایت هم با خودکشی به زندگی خود پایان داد. گفتنی است محرم سال گذشته سیدعلی موسوی گرمارودی از شاعران مطرح کشور درخصوص صادق هدایت گفت: «شرم بر خودم می‌کنم اگر در این ماه محرم بر او لعنت نفرستم. لعنت به نویسنده‌ای که «توپ مرواری» را می‌نویسد و در آن سراسر به اهل بیت(ع) توهین می‌کند. اگر ما مسلمانیم و رو به قبله می‌ایستیم و شهادتین می‌گوییم، وظیفه ما است که بگوییم چه انسان‌های بی‌شرفی در روزگار ما در مورد ائمه(ع) قلم زده‌اند که حتی رفتارشان از امویان هم با ائمه(ع) بدتر بود.»(7)
در پایان باید گفت با اینکه حمایت‌های داخلی و خارجی زیادی از این روسیاه فاسد اندر فاسد (صادق هدایت) می‌شود و فرصت جبران در حال از دست رفتن است، اما متأسفانه در داخل کشور آن‌طور که شایسته است از نویسندگان ارزشی حمایت نمی‌شود و شاید عدم آشنایی علاقه‌مندان مطالعه با آثار نویسندگان متعهد سبب کشیده‌شدن‌شان به سمت نویسندگان پوچ‌گرای یاغی و دین‌گریز و دین‌ستیز شده، پس شایسته است که دستگاه‌های فرهنگی به‌ویژه رسانه‌ها تلاش دوچندانی برای شناساندن آثار نویسندگان ارزشی به جامعه کنند. مسئولان فرهنگی دولت نیز بهتر است تدبیر را نه در حرف، بلکه در عمل نسبت به اظهارات و اقدامات خود داشته باشند تا دیگر شاهد جریحه‌دار شدن احساسات پاک مردم مسلمان ایران به دلیل عدم توجه به باورهای‌شان نباشیم.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت ‎الاسلام والمسلمین حاج‎علی اکبری
نیمی از حماسه عاشورا زینب(س) است

 سوره والفجر سوره حضرت اباعبدالله(ع) است؛ خداوند در ابتدای این سوره به فجر قسم یاد می‎کند تا بشارت روزهای نورانی را بدهد و این روزهای روشن از مسیر شکستن قدرت‌های طاغوتی خواهد بود.
خداوند در این سوره درباره کسانی که با روحیه استبدادی، امور مردم را در دست گرفته‎ و فساد و طغیان کردند، می‎فرماید: «الم تر کیف فعل ربک بعاد» تاریخ پیش‎روی شماست  و شما می‎توانید به سرگذشت آنان توجه کنید. این سنت خداست که ظلم و ستم نابود شدنی است و آینده بشریت رو به روشنی است.
آینده از آنِ نفس مطمئنه است و در نهایت، خرد و عقل انسان فروغ روشنی پیدا خواهد کرد که در این همان چیزی است که آیه «یَا أَیَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة، إِرجعی إِلی ربِّکَ راضیه مَرضیه، فَادخلی فِی عِبادی، وَادخلی جَنَّتی» به آن اشاره می‌کند و حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) مصداق برجسته این آیه هستند که به مقام اطمینان دست پیدا کردند و هم خدا از او راضی است و هم ایشان از خدا راضی است.
عصر امام حسین(ع) آغاز شده است و امام حسین(ع) آمده است تا بشر را نجات دهد، إن‎شاء‌الله شکوه و عظمت حسینی بشریت را نجات خواهد داد.
 اگر کتاب حماسه عاشورا در دو جلد باشد. مطمئناًً یک جلد آن مربوط به امام حسین(ع) و جلد دیگر مربوط به حضرت زینب(س) است. شکوه، بزرگی، عزت، معرفت، عشق، استقامت، صبر و... واژگانی هستند که در برابر حضرت زینب(س) قدشان خمیده است.
حضرت زینب(س) برای همه بشریت استاد کل هستند، ولی طبعاًً برای دختران و بانوان، پیام‎های ویژه‎ای دارند و اصل نجابت، حیا و عفاف با شخصیت ایشان عجین است و ایشان در ضمن حفظ این اصل اصیل به یاری جبهه حق و ولی خدا اقدام کردند و این اصل مقوم رسالت پیام‎رسانی ایشان بوده است.
نکته دیگر در حماسه حضرت زینب(س)، هماهنگی و ایفای نقش تاریخ‎ساز و حماسه‎گون با نقش مادری، همسری، حفظ کیان خانواده و حفظ روحیه زنانه به معنی دقیق کلمه بوده است.
در جریان این حادثه، آنچه از ارزش‎های الهی که از سوی بانوان حریم حسینی طلوع می‎کند، صبر و استقامت مثال زدنی ایشان و حضور اجتماعی ایشان در دفاع از ولایت در کنار طلوع احساسات و عواطف ناب مادرانه، خواهرانه و... است؛ نکته قابل توجه این است که همین بخش از شخصیت بانوان حریم حسینی، حادثه کربلا را ماندگار می‎کند. لذا، اصل کلیدی این است که اگر بناست حادثه‎ای اتفاق بیفتد و این حادثه در مسیر تاریخ نقش‎آفرینی کند، بدون حضور خانم‎ها امکان‎پذیر نیست و البته این حضور، در عین حفظ اصالت‎های فطری آنان اتفاق می‎افتد.
کربلا یک جریان تاریخ‎ساز است و ما می‏بینیم که حضور در کربلا، یک حضور خانوادگی است و این حضور این پیام را دارد، چرا که بانو معنا، شأن، مقام، احترام، جایگاه و ویژگی خاص خودش را دارد.
 وقتی نام زینب(س) برده می‎شود. یک فهرست طولانی از مکارم اخلاق در ذهن مؤمنان شکل‎ می‎گیرد. زینب(س) در عالی‎ترین مرتبه عرفان شناخت حق قرار دارد.
آنچه که از شخصیت حضرت زینب(س) در مقام صبر طلوع کرد، همه صابران را به خشوع و خضوع وا می‎دارد.
زینب(س) مهاجر مجاهد در راه خدا است. صحنه عاشورا به کیفیتی طراحی شده که شما همزمان هجرت جهاد، صبر و مقاومت را بر پایه دلدادگی به حضرت حق مشاهده می‎کنید.
تعبیر زیبایی یکی از محققان دارد که می‎فرماید؛ «شریکه الحسین(ع)» یعنی کسی که در ساخت این حماسه عظیم با امام حسین(ع) شریک است.
خطبه‎هایی که از ایشان نقل شده شبیه خطبه‎های امیرالمؤمنین و خطبه حضرت زهرا(س) است؛ واژه‎ها مثل موم در دست فصاحت و بلاغت ایشان است؛ وقتی با این قدرت روحی همراه می‎شود این نتیجه را می‎دهد که در برابر خیل عظیم دشمن سخنرانی  می‎کند و آن بیانات پرشور، مؤثر و منقلب‎کننده را دارد و می‎بینیم که ساختمان روحی این شخص چقدر استوار است.
زینب(س) یک شخصیت عابد نیایشگر عاشق است؛ امام حسین(ع) در بیانی تاریخی در جریان وداع با حضرت زینب(س) فرمود: خواهر جان مرا در نماز شبت فراموش نکن. این جمله را امام حسین(ع) می‎گوید که قلب عالم است. این نماز شب چه نمازی بوده که امام(ع) از او طلب دعا می‌کند؟
برای شیعه فقط و فقط وجود حضرت زینب(س) کفایت می‎کند، در حالی‎که فراتر از او، حضرت زهرا(س) را داریم.
اگر کسی(بانویی) بخواهد دورنمایی از این شخصیت بزرگ را در شخصیت خود فراهم کند، باید اصالت دخترانه خودش را کشف کند، این هویت را کشف کند و ذخایری را که به وی عطا شده را کشف کند. آنچه خدا به دختران داده، سرمایه مادی نیست. این ذخایر را نباید فراموش کرد. همه آنچه در حضرت زینب(س) طلوع کرده، خداوند ریشه‎ها، مبانی و ظرفیتش را در وجود شما قرار داده است.
زینب(س) در قله است، ولی شما می‎توانید در دامنه این قله به منازل والایی دست پیدا کنید. چرا که خداوند آنچه از این ظرفیت‎ها به زینب داده به شما هم داده، این را باور کنید؛ به زینب فطرت خود ایمان بیاورید به زینب خودتان ایمان بیاورید و این همان چیزی است که دختران جامعه ما، پدران، صداوسیما و همه ما نیاز داریم که به اصالت دختری ایمان بیاوریم که در این صورت امروز ما متفاوت خواهد شد و فردای ما نیز جور دیگری ساخته خواهد شد. 
در قدرت روحی و استقامت و صبر، ظرفیتی که خداوند به خانم‎ها داده اصلاًً قابل مقایسه با آقایان نیست. در تحلیل‎های دقیق در این جنبه هم خانم‎ها ممتاز هستند و حتی در مباحث فیزیولوژیک ثابت شده که توان جسمی خانم‌ها به مراتب از آقایان بالاتر است.
با تأسف باید بگوییم که زمانه ما، زمانه زنده به گور کردن دختران به شیوه‎های مدرن است. در زمان جاهلیت اولی، دختر را ننگ می‎دانستند و او را زنده به گور می‎کردند و در جاهلیت اولی، جسم دختران را در گور می‎کردند و اکنون، روح دختران را در قبری به اسم فمینیسم دفن می‎کنند و در پوشش احیا کردن، روح دختران را دفن می‎کنند!
زینب(س) یعنی پایان راهی که شما در اول آن راه هستید. پس بین خودتان و حضرت زینب(س) این نسبت را برقرار کنید و به زینب(س) درون‌تان ایمان بیاورید.


آیینه خواص

اسیدبن حضیر ـ 4
شرکت در جنگ‌ها و غزوات

بخشی از زندگی «اسید» زمانی است که او حیات پیغمبر(ص) را درک کرده و در رکاب ایشان بود. پس از مسلمان شدن و حضور در عقبه دوم، یکی دیگر از عرصه‌های حضور او در جامعه اسلامی مانند سایر مسلمین شرکت در جنگ‌ها بوده است.
درباره شركت اسيدبن‌حضیر در جنگ‌ها، آورده‌اند كه وى در جنگ بدر حضور نداشت و بدين جهت سخت پشيمان شد. برخی علت عدم حضور او در جنگ بدر را این‌گونه نقل کرده‎‌اند: از آن جهت که فکر نمی‌کرد پیامبر(ص) با لشکر قریش برخورد کرده و جنگ پیش آید در این جنگ حاضر نشد و به نقل «واقدی» در کتاب طبقات ابن‌سعد هنگامی که پیامبر اکرم(ص) از جنگ برگشت، اسید به دیدار آن‌ حضرت رفت و حمد خدا بجای آورد و گفت: ای رسول خدا! به خدا سوگند، علتی که از حضور در جنگ بدر تخلف کردم این بود که خیال نمی‌کردم که با دشمن رویارو بشوی و اگر چنین گمان داشتم، از شرکت در جنگ خودداری نمی‌کردم. پیامبر(ص) فرمودند: راست می‌گویی! البته برخی نیز گفته‌اند او در بدر حاضر بوده است.
وی البته پس از آن در ديگر جنگ‌ها شركت‌ كرد و در بيشتر موارد پرچم اوس را به‌دست داشت. در جنگ احد جزو چند تنى بود كه براى دفاع از جان پيامبر مقاومت كرد و سرانجام مجروح شد و بدنش هفت زخم برداشت. به گفته ابوهريره، پيامبر او را به سبب رشادت‌هايش با جمله: «نعم‌الرجل اسيد بن‌‌حضير» ستود.
پس از جنگ، وقتى پيامبر(صلى‌الله عليه وآله) صداى گريه زنان مدينه را بر كشته‌هاى خود شنيد، فرمود: حمزه گريه‌كننده ندارد. اسيد با سعدبن‌معاذ ميان زنان انصار رفته، از آنها خواستند تا براى عموى پيامبر(صلى‌الله عليه و آله) نوحه‌سرايى‌ كنند.
اسید در سال ششم هجرت با سه تن ديگر براى گفت‌و‌گو با قوم اشجع از طرف پيامبر(ص) نزد آنان رفت و در غزوه بنى‌قريظه پيشاپيش سپاه اسلام بود. در جنگ تبوك، از سوى پيامبر(ص) مأمور تهيه آب شد و در بازگشت چون دريافت كه برخى منافقان با رَماندن شتر پيامبر(صلى‌الله عليه وآله) در پى كشتن آن حضرت برآمده‌اند، از آن حضرت خواست تا منافقان را بكشد. در يكى از جنگ‌ها، مسئوليت آموزش قرآن به يكى از اسيران را از سوى پيامبر(صلى‌الله عليه وآله) بر عهده گرفت. او به هنگام فرار مسلمانان در جنگ حنين، اوسيان را به پايدارى فرا مى‌خواند.
در جنگ خندق، در رکاب پیامبر اسلام و در غزوه طائف به دستور پیغمبر، به یکی از غلامان آن شهر به‌نام «ابراهیم‌بن جابر» که اسلام آورده و آزاد شده بود، قرآن و احکام دین را تعلیم داد. در «سریه» اسامه‌بن زید، نیز از جمله بزرگان صحابه بود که تحت امر او قرار داشت.  


نقطه نظر
حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد رودگر

خطرات معنویت‌های نوپدید
عرفان به معنای کلی قرار گرفتن در جاذبه کمال مطلق است و تمام انسان‌ها که تکویناًً در جاذبه این کمال مطلق قرار دارند را در بر می‌گیرد. لذا وقتی این گرایش درونی و باطنی به خدا، در انسان‌ها به شکل یک بینش خاص در می‌آید، ارزشی شده و در قالب ادیان، مکاتب گوناگون و گرایش‌های مختلف نمود پیدا می‌کند.
برخی از عرفان‌واره‌ها ممکن است واقعاًً پاسخگوی نیاز درونی و معنوی انسان و میل به کمال مطلق باشند، اما اکثر این عرفان‌واره‌ها این‌گونه نیستند. اکثر این عرفان‌واره‌ها دارای نگاه پلورالیستی هستند. برخی به دنبال آرامش ‌نسبی و برخی به دنبال پیدا کردن قدرت‌های کیهانی و ماورائی بوده و گروهی در پی رسیدن به انرژی‌های درونی هستند. در مورد عرفان‌واره‌های نوظهور با توجه به هویت و ماهیت آنها می‌توان فهمید که هدف آن‌ها به طور خاص، کمال مطلق، ملکوت عالم و ساخت‌ها و لایه‌های باطنی انسان نیست.
در برخی موارد، این عرفان‌واره‌ها منطق و طرز تلقی انسان را از عالم و آدم تغییر می‌دهند. خطر بعدی، خطری روحی، درونی و معنوی است. یعنی افراد برای اینکه به یک معرفت دست پیدا کنند، به سراغ عرفان‌واره‌ها می‌روند ولی هدف این افراد تبدیل به ضد آن می‌شود؛ یعنی افراد به معنویتی که پایه تکامل بوده و با فطرت انسان سازگاری و همگنی دارد، دست پیدا نمی‌کنند.
از سوی دیگر، اکثر این معنویت‌های نوپدید، فرد را نسبت به جامعه و مسئولیت‌های اجتماعی خود تهی کرده و آنها را مسئولیت‌گریز بار می‌آورد و نسبت به مسائل سیاسی حالت رخوت و انفعال می‌دهد. این شاید هدف اصلی ترویج و تربیت بسیاری از عرفان‌واره‌ها در دنیای امروز باشد. همچنین یکی از بزرگ‌ترین خطراتی که صاحب‌نظران و عرفان‌پژوهان در این زمینه نگران آن هستند این است که این معنویت‌های نوپدید، عمدتاًً شریعت‌گریز بوده و افراد را لاابالی بار می‌آورد. یعنی آنها را به اباحی‌گری، لاقیدی، لیبرالیسم و گریز از بایدها و نبایدهای الهی سوق می‌دهد و به‌تدریج آنها را از مسئولیت‌های درونی و شخصیتی تهی می‌کنند که این یکی از مصادیق بارز شبیخون فرهنگی است.
ما باید در این زمینه آگاهی‌بخشی ترکیبی داشته باشیم. ما از نظر علمی و عملی میراث گرانبهای عرفانی و معنوی را در اختیار داریم. از لحاظ علمی در میان زنان و مردان، الگوهای برتری چون علامه طباطبایی(ره)، آیت‌الله بهجت(ره) و پیشتر از آنها اشخاصی چون «میرزاجواد ملکی تبریزی»، شیخ «محمد بهاری همدانی» و... و در میان زنان خانم «نصرت امین» که یک اسلام‌شناس نمونه بودند و از سوی دیگر، در بخش عرفان عملی، بسیاری اهل سیر و سلوک و عرفان را داریم.
همچنین باید این پدیده‌های نوپدید و عرفان‌واره‌هاي نوظهور را از دو جهت بررسی کنیم؛ اول از جهت محتوایی و پس از آن بررسی شخصیت‌هایی که آنها را پدید آورده‌اند. بسیاری از این افراد در وادی معنوی نبوده و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند.


گزارش اختصاصي صبح‌صادق از بازديد پزشكان از بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)
بيمارستاني كه با مداوای مجروحان عمليات كربلاي 4 فعال شد

رحیم محمدی

يكم اسفند يادواره و مراسم اهداي جايزه ملي شهيد دكتر رهنمون در اهواز برگزار شد، فرداي آن ، تعدادي از پزشكان دوران دفاع مقدس كه خود زماني در بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) به درمان مجروحان مشغول بودند، تصميم گرفتند براي يادآوري آن دوران، بازديدي از محل بيمارستان داشته باشند. ما هم همراه آنها شديم تا بلكه بتوانيم روايتگر بخشي از فعاليت‌هاي گروه پزشكي دوران دفاع مقدس باشيم. آنچه در ادامه آمده، گزيده‌هايي از روايتگري دكتر معمارزاده اولين مسئول بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) در دوران دفاع مقدس است.

* بيمارستاني در مسير جمع‌آوري زباله‌هاي شهري!
اين بيمارستان صحرايي تقريباً در 10 كيلومتري شمال آبادان قرار دارد و تنها مسير دسترسي فعلي آن، مسيري است كه در كنار محل جمع‌آوري زباله‌هاي شهر آبادان قرار دارد. به عبارتی براي رسيدن به محل بيمارستان بايد منظره و بوي ناخوشايند زباله‌ها را تحمل كرد. با اين حال، عده‌اي از خادمان زائران راهيان نور چند سال پيش كمر همت بستند و بيمارستاني كه پس از جنگ رها شده و فاقد آب و برق بود را احيا و بازسازي كردند، به گونه‌ای كه اكنون به محلي براي اسكان زائران سرزمين‌هاي نور که عمدتاً دانشجويان هستند، تبدیل شده است.
* كارگران افغاني در حمل مجروح كمك كردند
دكتر معمارزاده در بدو ورود به بيمارستان، صحبت‌هاي خود را اين‌گونه آغاز ‌كرد: «بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) درست شب عمليات كربلاي 4 با ورود يك دستگاه آمبولانس حامل مجروحان عمليات، پذيرش خود را شروع كرد و اين در شرايطي بود كه هنوز هيچ كادر پزشكي به اين بيمارستان نيامده بود و كارگرها هم مشغول تكميل بيمارستان بودند.»
وي در ادامه گفت: «در آن زمان تعدادي كارگر افغاني در بيمارستان مشغول كار بودند و ما هم براي اينكه موقعيت بيمارستان لو نرود، اجازه خروج هيچ كارگري را از محوطه بيمارستان نداده بوديم. با اين وجود وقتي تعداد مجروحانی که به بيمارستان منتقل می‌شدند افزايش يافت، همين كارگرهاي افغاني از ما اجازه خواستند تا در همان جا باقي بمانند و برای حمل‌ برانكارد مجروحان، كمك كنند.»
* استفاده از «درهاي خيبري»
اولين مسئول بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) در ادامه به سازه بيمارستاني اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «براي اينكه در زمان تخليه مجروحان، آمبولانس مورد هدف قرار نگيرد، درهاي ورودي و خروجي براي آمبولانس‌ها پيش‌بيني شده بود. مقابل در اصلي بيمارستان، ديوار بتني به ارتفاع تقريباً دو متر به صورت نيم دايره كشيده شده بود تا از اصابت مستقيم راكت، تركش و گلوله به داخل بيمارستان جلوگيري شود.»
بنا به گفته دكتر معمارزاده درهاي اصلي و خودرويي بيمارستان نيز از چنان ضخامتي برخوردار است كه در هنگام بسته بودن جلوي هر نوع انفجار و موج انفجاري را مي‌گيرد. همين سبب شده بود تا رزمندگان، از اين درها به عنوان «درهای خيبري» ياد كنند.
سازه بيمارستان از بتن مسلح ساخته شده و در برابر بمباران‌ها مقاوم است. علاوه بر اين براي تهويه هوا به سبك بادگيرهاي يزدي، بادگيرهايي را بر بام ساختمان تعبيه كرده بودند تا جريان هوا به راحتي صورت گيرد.
وي با اشاره به اينكه در محوطه بيمارستان دو باند اصلي و يك باند فرعي براي بالگردها وجود داشت، گفت: «در اينجا اورژانس مصدومان شيميايي هم داشتيم كه با فاصله از محل اصلي بيمارستان قرار داشت. علتش هم اين بود كه از آلوده شدن ديگر مجروحان جلوگيري كنيم.»
*هر كسي حق عمل نداشت
دكتر معمارزاده با اظهار اينكه در اين بيمارستان جراحان بنامي حضور داشتند، يادآور مي‌شود: در سالن ال‌مانند اورژانس بيمارستان جراحان بنامي چون دكتر فاضل و دکتر كلانتر معتمد به درمان مجروحان مي‌پرداختند در واقع هر كسي اجازه نداشت درمان مجروحان را انجام دهد. برای نمونه استاد غفوري جلوي در اتاق عمل مي‌ايستاد و او مشخص مي‌كرد چه كسي حق عمل دارد.
* نوع عامل شيميايي در مدت پنج دقيقه تشخيص داده مي‌شد
وي با اظهار اينكه بيمارستان به نحوي احداث شده بود تا کارکنان بيمارستان از آسايش و ايمني برخوردار باشند، درخصوص تجهيزات پزشكي بيمارستان گفت: «براي اينكه بتوانيم در تشخيص نوع عامل شيميايي مصدومان درست عمل كنيم، ماشيني داشتيم كه پشت آن سيستم رايانه‌اي وجود داشت كه تركيبات گازهاي شيميايي را به‌صورت دقيق و در عرض پنج دقيقه نشان مي‌داد. علاوه بر اين «تله مانيتورينگ» هم داشتيم كه به‌وسيله آن همزمان مي‌توانستيم وضعيت چهار بيمار را رصد كنيم.»
* بيش از 900 نفر در عملیات کربلای ۴ پذيرش شدند
اولين مسئول بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) خاطرنشان ‌كرد: «در زمان عمليات كربلاي 4 حدود 963 در اين بيمارستان پذيرش شدند، اما در چون در اواسط عمليات كربلاي پنج مسئوليت بيمارستان به دكتر انصاري كه اكنون در اهواز چشم پزشك است، داده شد، بنده اطلاعي از آمار مجروحان پذيرش شده اين عمليات ندارم.»


یادداشت
حسن ابراهیمی

آیینه تمام‌نمای امداد و درمان در دفاع مقدس
دوران دفاع مقدس عرصه بروز استعدادها و توانايي‌هاي سربازان روح‌الله(ره) بود، به نحوي كه علاوه بر خلاقيت در طرح‌ريزي عمليات‌هاي مهم و پيچيده‌اي همچون كربلاي 5 و والفجر 8، در ساخت بيمارستان‌هاي صحرايي آن هم در كوتاه‌ترين فاصله ممكن از خطوط اوليه نبرد، خلاقيت و توانمندي‌هاي مدافعان انقلاب اسلامي‌ بروز و ظهور يافت.
اهميت و نقش مهم اين بيمارستان‌هاي صحرايي به حدي بود كه مقام معظم رهبري در سال 67 با حضور در بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) ضمن عيادت از مجروحان، در سخناني فرمودند: «جلوه‌هاي درخشنده ايمان، دانش و هنر را در بيمارستان صحرايي علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) مشاهده كردم. جمع كاركنان، پزشكان، دستياران و ديگر زحمت‌كشان مومن را در نجات جان مجروحان جنگ و رزمندگان آسيب‌ديده در چهره فرشتگان م‍ژده‌بخش زندگي و بهبودي ديدم.» اين حضور و سخنان نشان‌دهنده ميزان اهميت و تأثيرگذاري بيمارستان‌هاي صحرايي در پيروزي‌هاي رزمندگان است، زيرا جامعه پزشكي در دوران دفاع مقدس همانند ساير اقشار مردم بنا به وظيفه و ضرورت در جبهه‌ها حضور يافتند و با برپايي بيمارستان‌هاي صحرايي آن هم در كوتاه‌ترين فاصله ممكن از خطوط اوليه جبهه‌ها، تلاش خستگي‌ناپذيري در روند احيا و بهبودي رزمندگان ايفا كردند. اين بيمارستان‌ها به قدري در نزديكي خطوط اوليه جبهه‌ها ساخته شده بودند كه برخي از اينها مانند بيمارستان صحرايي امام حسين(ع) در مقطعي هر چند كوتاه به تصرف دشمن درآمد. از سوي ديگر ايمني بيمارستان‌ها هم موضوعي بود كه در ابتدا به دليل بي‌تجربگي، از استحكام لازم مانند بيمارستان صحرايي خاتم‌الانبياء(ص) برخوردار نبود. به همين دليل در بمباران بيمارستان پزشكاني به شهادت رسيدند كه شهيد رهنمون از جمله اين افراد است. اين حادثه فرماندهان بهداري و مهندسي رزمي را برآن داشت تا مجاهدانه برای مقاوم‌سازي بيمارستان‌ها اقدام كنند، به نحوي كه به تدريج با احداث بيمارستان‌هاي صحرايي امام رضا(ع)، علي‌بن‌ابي‌طالب(ع)، امام حسن(ع)، امام حسين(ع) و فاطمه‌الزهرا(س) از سازه‌هايي استفاده كردند كه در برابر بمباران‌هاي دشمن آسيب نبينند و پزشكان نيز از آسايش و ايمني لازم برخوردار باشند، اما متأسفانه پس از پایان جنگ تحميلي اين بيمارستان‌ها به حال خود رها شدند و به تدريج بر اثر فرسايش و بي‌توجهي از بين رفتند، به گونه‌اي كه اكنون از مجموع 52 بيمارستان صحرايي دوران دفاع مقدس،‌ كمتر از 10 بيمارستان باقي مانده است!
لذا شايد يكي از دلايلي كه شش سال پيش رهبر معظم انقلاب آخرين وضعيت بيمارستان‌هاي صحراي دوران دفاع مقدس را از سردار فتحيان كه اكنون مسئوليت اداره بهداشت و درمان ستاد كل نيروهاي مسلح را بر عهده دارد، جويا شدند، همين امر باشد. از همين‌رو جمعي از پزشكان و فرماندهان بهداري دوران دفاع مقدس هم‌قسم شدند به منظور رفع دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري درخصوص وضعيت این بيمارستان‌ها و نقش آنها در آشنايي پزشكان جوان با تلاش‌هاي پزشكان دوران دفاع مقدس، تلاش كنند كه در اولين گام بيمارستان صحرايي امام حسين(ع) را احيا ‌كنند و در گام‌هاي بعدي مصمم هستند تا با همكاري بهداري‌هاي نيروهاي مسلح با شناسايي وضعيت بيمارستان‌هاي صحرايي در شهرهاي سرپل ذهاب، ايلام، مريوان، پيرانشهر و سردشت، در جهت احياي آنها تلاش كنند.


مادر صبورِ شهید صبوری در گفت‌و‌گو با صبح صادق
دلم آرام گرفت، دیگر خسته نیستم...

احمد محمدی فر

مادر شهيد «بهروز صبوري» كه چهره او را بارها در قاب تلویزيون و كليپ‌هاي مربوط به شهدا ديده‌ايم،‌ هفته گذشته مطلع شد يكي از فرزندان روح‌الله كه سال 89 در دانشگاه خليج‌فارس بوشهر در جايگاه ابدي خود قرار گرفته، فرزند گمشده‌اش است.

* پس از 31 سال چشم‌انتظاری بازگشت!
مادر شهيد «بهروز صبوري» كه چهره او را بارها در قاب تصاوير پخش شده از تلویزيون و كليپ‌هاي مربوط به شهدا ديده‌ايم،‌ هفته گذشته مطلع شد يكي از فرزندان روح‌الله كه سال 89 در دانشگاه خليج‌فارس بوشهر در جايگاه ابدي خود قرار گرفته، فرزند گمشده‌اش است؛ فرزندي كه 31 سال چشم به انتظار بازگشت او بود و همواره دعا مي‌كرد حداقل به اندازه يك بند انگشت هم كه شده، از بدن فرزندش برگردد. حالا كه دعايش مستجاب شده به خبرنگار ما مي‌گويد: «دلم آرام شد! هرچند بهروز من الآن مهمان‌هاي زيادي دارد، ولي با اين حال دیگه خسته نيستم.»
جزئیات شناسایی این شهید، به این صورت بوده است که پس از نمونه‌گیری از خون مادر شهید و دیگر اعضای خانواده وی و تطابق با نمونه DNA اخذ شده از استخوان‌های شهدای گمنام که در یک بانک نگهداری می‌شود، نتیجه آزمایشات بدین‌گونه اعلام شده است که تمامی اطلاعات با پیکر شهیدی که در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر در سال 1389 به خاک سپرده شده است، تطابق دارد.

* شهید صبوری را در فرایند‌های آزمایشگاهی شناسایی کردیم
دکتر محمود تولایی، رئیس مرکز تحقیقات ژنتیک نور با بیان اینکه عملیات‌های جست‌وجوی مفقودان طی فرایندهای متفاوتی صورت می‌گیرد، می‌گوید: همه شهدایی که طی عملیات‌های زمینی در منطقه‌های جنگی شناسایی می‌شوند و به شهرهای مختلف و همین‌طور تهران منتقل می‌‌شوند، در فرایندهای جدایی مورد بررسی‌های آناتومیک و پیکرشناسی قرار می‌گیرند. پس از این شناسایی همه اطلاعات مربوط به پیکر و ژنتیک آنان در سامانه‌ای ثبت و ضبط می‌شود.
تولایی در مورد نحوه شناسایی شهید بهروز صبوری هم این‌طور می‌گوید: هویت شهید بهروز صبوری را در فرایند‌های آزمایشگاهی خود با کد شناسایی کردیم و کد انتهایی برای شناسایی این مادر شهید 485 و کد 486 نیز متعلق به برادر شهید است. در بانک اطلاعات طی جست‌وجو، مشاهده کردیم که این کد با نمونه ژنتیکی که آخر کد آن 3081 است دارای تشابه است. بلافاصله این موضوع را به کمیته شناسایی مفقودین اعلام کردیم و این کمیته بررسی‌های لازم را برای اینکه شهید در کدام منطقه دفن شده، انجام داد. و نهایتاًً تحقیقات در این زمینه مشخص کرد که پیکر مطهر شهید بهروز صبوری در جریان به خاک‌سپاری جمعی از شهدای گمنام در دانشگاه خلیج‌فارس بوشهر در اردیبهشت ماه سال 1389 به خاک سپرده شده است.

* بالاخره دعای مادر مستجاب شد...
همين دو ماه پيش كه به اتفاق تعدادي از وبلاگ‌نويسان برای سرکشی از خانواده شهيد ذوالعلي از شهداي فتنه 88 رفته بوديم مادر شهيد صبوري هم آمده بود و در آنجا براي دلداري اين خانواده گفت: «باز شما برای فرزندتان سنگ یادبودی دارید و می‌روید بر سر مزارش، خودتان را آرام می‌کنید، اما من نمی‌دانم سر کدام مزار بنشینم و با بهروزم حرف بزنم. دعا کنید حتی اگر شده به اندازه یک بند انگشت، از پسرم برگردد.»
و بالاخره دعای مادر مستجاب شد...
بهروز صبوری 18 سال داشت که در عملیات مسلم‌بن‌عقیل در منطقه سومار به شهادت رسید.


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به انتقادات ابراهیم حاتمی‌کیا از مدیریت فرهنگی دولت
آب در لانه مورچگان
حسین کارگر

در ادامه حاشیه‌ها و جنجال‌های پررنگ‌تر از متن سینمای ایران، «ابراهیم حاتمی‌کیا» و انتقادات و اعتراضات او از مدیران فرهنگی و سینمایی دولت به موضوع اول سینمای امروز ما تبدیل شده است.
بدون تردید، ابراهیم حاتمی‌کیا یکی از جریان‌سازترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران بوده است؛ فیلمسازی که با حدود 30 سال فعالیت در عرصه سینما، با ثبت آثاری منحصربه فرد و بحث‌برانگیز، به کارگردانی مولف و صاحب سبک تبدیل شده است. با این حال، طی یک ماه گذشته، حاتمی‌کیا از موقعیت یک فیلمساز فراتر رفته و تبدیل به نمادی از مقاومت فرهنگ بومی ـ انقلابی در برابر مناسبات وارداتی غالب بر سینما شده است. هم اثر اخیر او «چ» و هم آنچه درباره فرهنگ، هنر و سینما بیان می‌کند، سخن دل همه دلسوختگان هنر ارزشی و معترضان به غرب‌زدگی است. اتفاقی که با واکنش منفی جریان‌هایی که از وضع موجود سینما منفعت می‌برند، مواجه شده است. هم باندهای خزنده و مافیایی که نمایندگان‌شان در همه دولت‌ها صحنه‌گردان سینما بوده‌اند و هم دست‌اندرکاران دولت کنونی، رفتارهای اخیر حاتمی‌کیا را نمی‌پسندند و در رسانه‌های خود نیز به طور آشکار به وی حمله می‌کنند.
اما برای بسیاری جای پرسش است که چه شده که مرد آرام و سر به زیر سینمای ایران که معمولاً سکوت را بر هیاهو ترجیح می‌داد، امروز این چنین نسبت به مسائل، فعال و حساس شده؟ آیا حاتمی‌کیا تغییر کرده و یا شرایط به‌گونه‌ای شده که به او اجازه سکوت و انفعال را نمی‌دهد؟
با در نظر گرفتن هویت و خاستگاه فرهنگی و اجتماعی حاتمی‌کیا، دیگر نمی‌توان سخنان اخیر او را خارج از مدار منطق و غیرمنتظره پنداشت. واقعیت این است که حاتمی‌کیا دوران جوانی و روزگار شکل‌گیری شخصیت خود را در اصیل‌ترین نهاد انقلابی کشور یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گذراند. او هم از مردانی بود که برای دفاع از این انقلاب جان خویش را به خطر انداخت و مدتی با اسلحه و بعد با دوربین به دفاع از آرمان‌های خویش برخاست.
حاتمی‌کیا یکی از پدیدآورندگان سینمای نوین ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی بود سینمایی که باوجود بی‌مهری‌ها هنوز هم زنده‌ترین و پویاترین جریان سینمایی ایران محسوب می‌شود؛ سینمای دفاع مقدس. سینمایی که یکی از دلایل وجودش، حضور و ظهور امثال ابراهیم حاتمی‌کیا بود.
برخی به حاتمی‌کیا معترض شده‌اند که چرا سال‌ها سکوت کرده و امروز لب به اعتراض گشوده است. اما این موضوع هم غیرواقعی است. هنوز نامه حاتمی‌کیا به سیدرضا میرکریمی در سال 90 را فراموش نکرده‌ایم که در آن نامه چگونه به جریان سینمای جشنواره‌ای و سردمدار این جریان یعنی «اصغر فرهادی» حمله کرده بود. او در این نامه با کنایه به فرهادی از کسانی که «در صفِ سفارتِ خرس‌نشان می‌ایستند به همه مهر دروغ می‌زنند» انتقاد کرده بود.
اما شروع دوباره حاتمی‌کیا را باید مراسم به یادماندنی بزرگداشت او توسط فرزندان شهدا دانست؛ جایی که بغض این کارگردان در اثر ابراز احساسات فرزندان شهدا شکست و در میان افرادی که آنها را محرم خود می‌دانست، گریست. همان جا بود که برخی فرزندان شاهد با خواهشی توأم با نقد از «عمو ابراهیم» خود خواستند که پیش آنها بماند.
اما اکران فیلم «چ» آغاز امواج حمایت و حمله به حاتمی‌کیا شد. این فیلم بی‌آنکه به شخصیت اصلی فیلم، یعنی شهید چمران بپردازد، به قهرمان بزرگ‌تری پرداخته است؛ ولایت فقیه. فیلم «چ» به صراحت، ولایت را منجی کشور معرفی می‌کند. علاوه بر این، در فیلم بارها گفته می‌شود که «ما اهل مذاکره و صلح هستیم، اما نه به هر قیمتی!» که گویا این گفت‌وگوها چندان خوشایند مسئولان دولت نیست. شاید دلیل اینکه در اختتامیه مهندسی شده جشنواره امسال، هیچ جایزه‌ای به حاتمی‌کیا داده نشد نیز به محتوای متفاوت فیلم «چ» برگردد. هرچند که عده‌ای هم معتقدند، اظهارات حاتمی‌کیا در حاشیه نشست پرسش و پاسخ فیلم «شیار 143» در تالار همایش‌های برج میلاد، یکی از دلایل بی‌مهری مدیران سینمایی به این کارگردان باشد. زیرا حاتمی‌کیا در آن نشست و در جمع خبرنگاران اظهار تعجب کرد که چرا فیلم خوبی مثل «شیار 143» ابتدا در جشنواره پذیرفته نشده بود. اظهاراتی که با واکنش تند سخنگوی هیئت انتخاب جشنواره فجر مواجه شد. «علی معلم» که یکی از هواداران رسانه‌ای دولت یازدهم محسوب می‌شود، در نامه‌ای سرگشاده، موضع حاتمی‌کیا را قیم‌مآب معرفی کرد!
اما واکنش‌های تخریبی دولتی‌ها علیه کارگردان «چ» به همین نامه محدود نشد. پس از این اتفاقات و به ویژه انتقادات تند حاتمی‌کیا از مدیریت فرهنگی دولت در مراسم اکران فیلم «چ» در دانشگاه تهران سبب شدت حملات رسانه‌های دولتی علیه او شد. حاتمی‌کیا در این مراسم گفت: «آقای روحانی! فرهنگ، مردانی بزرگ می‌طلبد، نه کسانی که 24 ساعت هم پای حرف‌های‌شان نایستند.»
این جریان با برگزاری سومین هم‌اندیشی سینمای انقلاب ادامه یافت. در آنجا هم حاتمی‌کیا باز به نقد جشنواره فجر پرداخت. او در این مراسم گفت: «من به جشنواره معترض شدم و به اینکه سیمرغ نگرفتم متهم شدم. این کج‌اندیشی احتیاج به روشنگری دارد و من همچنان پافشاری می‌کنم که جریان جشنواره فیلم فجر در این سالیان از جریان انقلاب اسلامی فاصله گرفته است. پیشنهاد می‌کنم نام جشنواره فیلم فجر را تغییر داده و آن را جشنواره ایرانی نام‌گذاری کنیم.»
نکته جالب، نوع واکنش مسئولان ارشد دولت به این اظهارات بود، به‌طوری که حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در اظهاراتی تهدیدآمیز گفت که بهتر است حاتمی‌کیا «مراقب» خودش باشد!


«سرزمین کهن» و زخم چرکین ضعف نظارت
سعید رضایی

حضور به‌موقع و صمیمانه عزت‌الله ضرغامی، رئیس سازمان صداوسیما در میان هموطنان بختیاری کشورمان و عذرخواهی او از آنها اقدام تحسین‌برانگیزی بود. شاید کمتر اتفاق افتاده باشد یک مدیر رسانه‌ای این گونه تواضع به خرج دهد و در موضع بدهکار و مدیون، از مردمی که به آنها ظلم شده بود طلب بخشش کند. در کشور ما معمول است که مدیران رسانه‌ها در چنین مواقعی نه تنها عذرخواهی نمی‌کنند که مظلوم‌نمایی کرده و به جای دلجویی از افرادی که به آنها توهین شده، از در طلبکار وارد می‌شوند. اما آقای ضرغامی در این موقعیت، هوشمندی نشان داد و جلوی سوءاستفاده دشمن از اعتراضات بخشی از مردم را گرفت.
اقدام رئیس صداوسیما در دلجویی از بختیاری‌ها اگرچه درخور ستایش است، اما نمی‌توان از کنار ضعف نظارت و سپردن کار به دست افراد مغرض در رسانه ملی به سادگی گذشت. متأسفانه سازندگان سریال «سرزمین کهن» (نویسنده فیلمنامه و کارگردان سریال) پیش از این هم نشان داده بودند که گرایش‌های خاص سیاسی و فکری دارند و نمی‌توانند روایتگر صادق تاریخ معاصر باشند. اما با کمال تأسف، ساخت سریالی چون «سرزمین کهن» به عهده آنها گذاشته شد.
اینکه در این سریال قوم بختیاری به عنوان طایفه‌ای طرفدار سلطنت معرفی می‌شوند، مسئله‌ای نیست که بتوان در مقابل آن کوتاه آمد و قبل از بختیاری‌ها، خود مسئولان صداوسیما باید به سازندگان «سرزمین کهن» معترض می‌شدند. فراموش نکنیم که یکی از شگرد‌های دشمنان ایران، ایجاد نزاع‌های قومی و قبیله‌ای است. آنها سال‌هاست که در رسانه‌های خود، به‌خصوص شبکه‌های ماهواره‌ای در پی ایجاد تفرقه میان مردم و اقوام ایرانی هستند. نمی‌توان نیت‌خوانی کرد و گفت که اقدام سازندگان سریال «سرزمین کهن» در زشت‌نمایی یک قوم، تعمدی بوده، اما در عمل، کار کارگردان و نویسنده این سریال، آب ریختن به آسیاب دشمنان ایران است.
سریال «سرزمین کهن» بار دیگر زخم چرکین ضعف نظارت در برنامه‌های سیما را گشود و نشان داد که باید سازوکارهای قوی‌تری برای نظارت بر برنامه‌ها و سریال‌ها در نظر گرفت. ضمن اینکه در انتخاب افراد هم نمی‌توان تنها به تخصص افراد اطمینان کرد. باید تخصص و تعهد توأم باشد. بدون تردید برای تولید سریال «سرزمین کهن» خیلی هزینه شده است. این هزینه قرار بوده به تولید یک اثر فاخر برای ترجمان سینمایی تاریخ انقلاب منجر شود و میان نسل جدید و ارزش‌های انقلاب، پیوند محکم‌تری را ایجاد کند، اما به دلیل عدم رعایت نظارت و هدایت، این بودجه تلف شده و پروژه «سرزمین کهن» نتیجه‌ای معکوس یافته است.


خبرها

مرکز هنرهای «رقومی» بسیج افتتاح شد
مرکز هنرهای رقومی بسیج طی مراسمی با حضور مادر شهید بهنام محمدی، خانواده شهید محمدحسن ابراهیمی و سردار محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین در مجتمع ۱۳ آبان افتتاح شد.
سردار نقدی در این مراسم گفت: حضور در زمینه هنرهای رقومی(دیجیتال) مدت‌هاست که توسط بسیجیان آغاز شده است. اما از امشب صفوف بسیجیان منسجم‌تر می‌شود. این عرصه میدانی ارزشمند برای ترویج فرهنگ الهی و انقلاب اسلامی در سطح دنیا است. فرمانده بسیج مستضعفین تأکید کرد: مرکزهای هنرهای رقومی بسیج امروز دارای هفت مرکز است که می‌تواند استعدادهای درخشان بسیجیان را شکوفا کند. بازدید از پایگاه‌های بسیج و مشاهده آثار تولیدی توسط بسیجیان پایگاه‌‌ها که با امکانات کمی صورت گرفته است زمینه‌ساز تأسیس این مرکز شد. نیروهای بسیجی با انگیزه‌ای که دارند باید امکانات در اختیارشان قرار گیرد تا در این زمینه کولاک کنند. ما می‌توانیم امیدوار باشیم که ظرف چند سال آینده یک فرصت مطرح در منطقه و در آینده‌ای نزدیک یکی از کشورهای برتر جهان در زمینه پویانمایی باشیم. وی تصریح کرد: به زودی شاهد ضرب‌شست بسیجی‌ها در عرصه هنرهای رقومی خواهیم بود. پویانمایی‌های «پت و مت» و «پیام راشل کوری» تنها آغازی برای تولیدات انیمیشن این مرکز است. استکبار آماده سیلی بسیجیان در این زمینه باشد.
بودجه شش میلیون دلاری رژیم صهیونیستی برای تبلیغ خود

دولت رژیم اشغالگر قدس بودجه‌ای بالغ بر شش میلیون دلار به فیلمسازان بین‌المللی اختصاص داد که بیت‌المقدس را به عنوان محل ساخت فیلم‌های‌شان انتخاب کنند.
به گزارش خبرگزاری فارس، بر این اساس تسهیلاتی برای فیلمسازان و تهیه‌کنندگان دیگر کشورهای جهان که بیت‌المقدس را به عنوان لوکیشن فیلم‌شان انتخاب کنند، در نظر گرفته شده که به آنها اختصاص خواهد یافت. اولین تهیه‌کننده‌ای که از این تسهیلات بهره‌مند شده، «گیدئون راف»، سازنده سریال ضد ایرانی «هوملند» است که هم‌اکنون در حال ساخت یک سریال کارآگاهی برای شبکه آمریکایی «ان‌بی‌سی» است. «نافتالی بنت»، وزیر اقتصاد رژیم صهیونیستی گفت: هدف از توسعه فیلمسازی در اورشلیم (بیت‌المقدس)، تبلیغ زیبایی‌های اسرائیل است.


گزيده مطالب

پاتریوتیسم؛ وطن‌پرستی و وطن‌دوستی افراطی
عشق و علاقه به وطن همواره ارزشمند است؛ اما میهن‌پرستی افراطی یکی از واژگانی است که دشمنان تبلیغات زیادی را برای اشاعه آن در میان مردم به‌ویژه نوجوانان و جوانان انجام داده و می‌دهند. «پاتریوتیسم» که به معنای وطن‌دوستی افراطی آمده، واژه مقدمه‌ای است بر ترویج ناسیونالیسم (Nationalism)که به معنای شور و دلبستگی افراطی افراد به نژاد، زبان، سنت‌ها، عادات، ارزش‌های اجتماعی و به‌طور کلان فرهنگ بوده و نیز نژادپرستی (Racism) که تفکر برتر دانستن یک نژاد بر نژادهای دیگر خواهد شد.
با توجه به نزدیکی معنایی این سه واژه، دشمنان به دنبال القای این سه تفکر در اذهان مردم ما هستند تا اصل عقلانیت و اسلامیت را تحت تأثیر احساسات قرار دهند و از آنها دور کنند و به اهداف خود که تفرقه است دست یابند.
بی‌شک شعار میهن‌پرستی مقدمه ترویج این دو دیدگاه است. استفاده از جملات دانشمندان غربی در این باره می‌تواند راه‌گشای حل این معما شود.
برتراند راسل: هرچه ملتی دارای اعتقادات وطن‌پرستی شدیدتری باشد به همان شدت نسبت به رنج‌ها و لطمات ملت‌های دیگر بی‌تفاوت خواهد شد.
ویلیلم بلوم: اگر عشق صرفاً سبب کور شدن چشم می‌شود، وطن‌پرستی سبب تعطیلی تمام حواس پنجگانه می‌شود.
گوته: وطن‌پرستی تاریخ را نابود می‌کند.
جرج برنارد شاو: جهان شما هرگز روی آرامش را به خود نخواهد دید تا زمانی که وطن‌گرایی و میهن‌پرستی را از نژاد بشر طرد نکنید.
حال سوال اینجاست:
1ـ آیا سجده بر آتشکده آناهیتا یا پرسپولیس وطن‌پرستی است؟
2ـ آیا ایران فقط با کوروش، خشایار، داریوش، اردشیر، فردوسی، حافظ، سعدی و... شناخته می‌شود و به جز این اسطوره‌ها ایران فقط مشتی خاک مانند دیگر نقاط دنیاست؟
3ـ آیا این وطن ما است که ما را از سایر کشور‌های جهان متمایز می‌کند، یا دین، فرهنگ و هنر ما؟
4-آیا انسان وطن‌پرست حاضر است برای حفظ دین، فرهنگ، هنر، تاریخ و هویت ملی کشورش که هزاران سال نسل‌های متعددی برای آنها فدا شده‌اند جان خود را کف دست گرفته و از آن دفاع کند؟
5ـ آیا از دیدگاه یک وطن‌پرست این خاک پرسپولیس و نقش رستم است که لایق سجده است و آنجاست که مبدأ و مأوای آنهاست، یا تمام خاک وطن از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، وطن است فارغ از هر نژاد، رنگ، زبان و...؟
مولای متقیان حضرت امام علی(ع) در خطبه 188 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «...چنان از یاد رفتند که گویا از آبادکنندگان دنیا نبودند و آخرت همواره خانه‌شان بود و آنچه را وطن خود دانستند از آن رمیدند.»
به بیان دیگر؛ مولای متقیان علی(ع) علاقه به وطن را تأیید کرده اما نباید مطلق در نظر گرفته شود تا به تفکر پاتریوتیسم کشیده شود که مقدمه سایر انحرافات از مسیر تکامل انسانیت به آدمیت است و همچنین حب وطن سبب ملی‌گرایی، نژادپرستی و... شده و همین‌ها سبب انحراف انسان به حضیض پستی و تبعیض، فاشیسم می‌شود.
امام خمینی(ره) در حالی که شرق با کمونیسم و غرب با لیبرالیسم درصدد رهبری بر جهان بود با اندیشه جدیدی به‌نام جمهوری اسلامی فرمودند: «اسلام آمده است که بگوید همه نژاد‌ها با همند. هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید یا هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند فضیلت با تقواست فضیلت با تعهد است.»
و نیز ‌فرمودند: «دفاع از ممالک اسلامی جزء واجبات است و لکن نه اینکه ما اسلامش را کنار بگذاریم و بنشینیم فریاد ملیت بزنیم.»
حال شایسته است بگوییم وطن‌پرستی و ملی‌گرایی اگر به معنای استقلال‌طلبی مردم یک سرزمین برای مقابله با قدرت‌های استعماری باشد ارزشمند است. البته نه به‌طور مطلق بلکه اگر این حرکت با محوریت دینی باشد تکامل خواهد یافت، جز این سبب تضییع حقوق مردم خواهد شد. قومیت و ملیت شاه‌کلید اختلاف‌افکنی استعمارگران برای ایجاد رخنه در بین ایرانیان بوده، هست و خواهد بود و دشمنان در مقابل رشد اسلام‌گرایی در جهان از این حربه استفاده می‌کنند.
دشمن به‌دنبال تفرقه است تا با الفاظ زیبا مرزهای اقوام را به بهانه نژاد و زبان و... از همدیگر جدا و آنها تجزیه کند. پس با جهالت خود آب در آسیاب دشمن نریزیم.

جعفر غیابی از میانه


روى خط

«صبح صادق» تراوش قلم‌های صادق است
... 091233273 / سلام، حضرت امام(ره) فرمودند: «اگر سپاه نبود، کشور هم نبود.» این جمله فقط منحصر به دفاع مقدس نیست. امروز هم مصداق دارد. برف گيلان و مازندران ثابت كرد كه اينگونه است.
... 091875432/ طرح افزایش جمعیت زمانی به نتیجه می‌رسد که مقدمات ازدواج جوانان که عموماً تحصیل‌کرده هستند، حل شود. هر زوج صاحب دو فرزند شوند، مشکل کاهش نرخ جمعیت حل خواهد شد. یک خواننده از کرمانشاه
... 091459214/ رهبر من با كاريزماى خدادادى‌اش قلوب مسلمين جهان را فتح كرده است. سيدعلى سربازتم. كلمه جهاد به زبان بياورى جانم را فداى آرمان‌تان مي‌كنم. /مهدى عيوضى از مشكين‌شهر
... 091733897/ با سلام و خداقوت. بنده یکی از توزیع‌کننده‌های هفته‌نامه هستم. به نظر من از وقتی که خبرهای تصویری رو می‌زنید علاقه‌مندان نشریه زیاد شده‌‌اند.
... 091418687/ سلام به بچه‌های صبح‌صادق! لطفاً درباره آخرین وضعیت بسیجیان ویژه از باب معیار عضویت، حقوق و مزایا و خدمات رفاهی و کارکنان اطلاع‌رسانی کنید. ممنون.
... 091361218 / با سلام به محضر مسئولان محترم هفته‌نامه صبح‌صادق. متأسفانه این هفته‌نامه به دست پرسنل سپاه «ریگان» کرمان نمی‌رسد. باتوجه به محتوای خوب این هفته‌نامه و ضرورت بصیرت‌افزایی کارکنان خواهشاً پیگیری فرمایید این هفته‌نامه دست ما هم برسد. با تشکر از لطف و عنایت شما عزیزان
... 091398497/ سلام و تشکر از دست‌اندرکاران هفته‌نامه به‌دلیل مطالبی که به ما بصیرت و قوت قلب می‌دهد. لطفاً در صورت امکان مسائل سیاسی روز را به‌صورت طنز و کاریکاتور در هفته‌نامه چاپ کنید. /چراغی از چهارمحال و بختیاری
... 091833816/ باسلام، همه افتخارم این است که مدتی هر چند کوتاه در جبهه بوده‌ام و کتاب «محراب سنگر» در رابطه با سرداران غرب کشور را به چاپ رسانده‌ام. «صبح‌صادق» تراوش قلم‌های صادق است./ شاهد سنقری
... 093897308 / باسلام و عرض ادب. سامانه نوای ماهانه مدتیه که به روزرسانی نمی‌شه و همون اطلاعات ماه قبلو اعلام می‌کنه. قابل توجه برادران عملیات حقوق.


حسن ختام

سيرابم كن از شراب ديدارت...
سلام بر عزیزترینم!
این همه دوری برام خیلی سخت شده...
می‌خوام برگردم؛
بشم همونی که بودم و حتی خیلی خیلی بهتر
بشم همونی که همه افتخارش این بود که؛
بهترین دوستش شمایید.
پدر مهربانش شمایید؛
اونی که گاهی وقتا، شبای جمعه، دلش می‌لرزید که شاید فردا صبح...
خیلی ازتون دور شدم و این دور شدن همه دارایی‌مو اَزَم گرفت.
مولایم، عزیزم، جانم، مهربانم، ...!
این تهی شدن از تو کشت مرا
بذارید پیش‌تون بمونم،
بذارید یادتون در دلم باشه،
بذارید دعاتون کنم.
شما رو به حضرت زهرا(س) قسم می‌دم که رَهام نکنید
و دیگه نذارید که ازتون دور شم.
خواهش می‌کنم...
***
كهكشان بی‌انتهای من
درياب ستاره خاموشت را...
وصله می‌زنم
پلك خسته انتظارم را
به افق جاده‌های ظهورت.
گره می‌زنم از غم هجرانت
در كنج ويرانه‌های آسمان پوسيده
ريسمان اشكم را.
تو كه اندوه انبوهم را گره‌گشايی،
سيرابم كن از شراب ديدارت...