بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

نواخت زنگ شروع استحکام درونی
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» در دوره یخبندان اقتصاد، امید و گرمای بسیار دلنشینی را روانه دل‌های چشم انتظار مردم کرد و بار بسیار سنگینی را بر دوش مسئولان گذاشت. یادداشت‌ حاضر در راستای تبیین این مهم اشاره‌گونه به این موضوع می‌پردازد که «اجرای صحیح سیاست‌های کلی ابلاغی اقتصاد مقاومتی» گام بزرگی در راستای استحکام‌بخشی درونی نظام است و آسیب‌پذیری‌های انقلاب را در حوزه‌های مختلف به‌شدت کاهش می‌دهد.
استحکام‌بخشی درونی نظام‌های سیاسی از دغدغه‌های مهمی است که ذهن اندیشمندان سیاسی و دولتمردان کشورهای مختلف را به‌شدت به خود معطوف داشته است. در جهان امروز کشورهایی قدرتمند محسوب می‌شوند و قادرند در برابر ارتعاشات شدید داخلی و خارجی مقاومت کنند و سالم بمانند که از مولفه‌های بیشتر استحکام‌بخشی برخوردارند. در نقطه مقابل کشورهایی قرار دارند که مولفه‌های حداقلی از استحکام‌بخشی درونی دارند؛ این کشورها اگر در ظاهر هم با ثبات و قدرتمند باشند، تحمل فشارها و ناملایمات اندک را هم ندارند و در مواجهه با آنها زود تسلیم می‌شوند و فرو می‌ریزند. استحکام درونی نظام از جمله مسائلی است که به سبب اهمیت حیاتی آن امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره آن صحبت و تأکیدات جدی داشته‌اند. یکی از شاخصه‌های اصلی این بحث و احتمال مهم‌ترین آن مقوله اقتصاد است که باز هم امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از قریب به دو دهه پیش در این حوزه مطالباتی داشتند که به آن کمتر توجه شد تا اینکه هفته گذشته سیاست‌های کلی آن را ابلاغ فرمودند.
یکی از عجائب انقلاب اسلامی که شاید مواردی از آن در انقلاب‌های دیگر نیز وجود داشته باشد، ایفای نقش آموزگاری است که به سبب دخیل بودن دشمن در آن، این مسئله در جمهوری اسلامی برجسته‌تر است. انقلاب در این نقش در کنار توطئه‌های پی‌درپی دشمن، مسائل عدیده‌ای را به انقلابیون آموخت که در غیر از این وضعیت کمتر قابل تصور است. برای نمونه به درخواست گروهک‌های اول انقلاب برای انحلال ارتش اشاره‌ می‌شود که حضرت امام(ره) هوشمندانه با آن مخالفت کردند و افزون بر آن دستور تشکیل سپاه و بسیج را هم دادند و با دسیسه‌های تجزیه‌طلبانه گروهک‌های ضدانقلاب و وابسته و سپس جنگ تحمیلی، اهمیت حفظ ارتش و تشکیل سپاه و بسیج مشخص شد. این درس مهم انقلابیون بود. مشکلات نظامی در جنگ تحمیلی، عامل اصلی پیشرفت ایران در حوزه نظامی‌گری پس از جنگ بود. این هم درس دیگر انقلاب به انقلابیون است. از این نمونه‌ها در انقلاب اسلامی به وفور یافت می‌شود. در این میان انقلاب بارها درس دیگری نیز به انقلابیون گوشزد و پیشنهاد می‌کرد، اما انقلابیون به این درس و هشدار کم‌توجهی کردند و شاید هم با اتکا به برخی تکیه‌گاه‌های نه چندان مطمئن از گرفتن این درس ابا می‌کردند و این درس چیزی نبود به غیر از «اقتصاد و معیشت». معیشت در اینجا همان اقتصاد خرد شده در حیطه زندگی خانواده‌‌ها است و اقتصاد هم همان معیشت فربه شده در جغرافیای کشور است. ضرورت‌های سال‌های اول انقلاب مانع از آن شد تا کسی صدای انقلاب را درباره «اقتصاد و معیشت» درست بشنود.
پس از سپری شدن این دوران هم، ادعاهای ناپخته میدان‌دارانی که در نهایت منجر به ضرر و زیان‌های زیاد برای نظام می‌شد، اجازه ندادند درس انقلاب دوباره برای انقلابیون درست حلاجی شود تا چند سال اخیر که برای رسیدگی به اقتصاد و سروسامان دادن به آن تلاش‌هایی صورت گرفت، اما باز هم به علل عدیده‌ به توفیقی دست نیافت؛ گویا برای توفیق در این مهم نیز دوباره به آموزگاری انقلاب در کنار دشمنی و توطئه‌ دشمن نیاز بود که تشدید تحریم‌های دشمن در دو سه سال اخیر، این با هم بودن (انقلاب و دشمن) را ایجاد کرد و در پی آن هم نظام دریافت که باید هشدارهای پیاپی رهبر معظم انقلاب را جدی بگیرد و پای این درس بنشیند. سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» محصول مبارک این درس مهم است.
دشمن بارها و بارها اعلام کرده، تحریم‌های اقتصادی، ایران را به پای میز مذاکره کشانده است و با این تحلیل هر از گاهی برای مرعوب ساختن ایران، تهدید می‌کند که اگر فلان شود یا نشود، تحریم‌ها را تشدید می‌کند. در دوران تشدید تحریم‌ها هم مشکلاتی برای نظام و مردم ایجاد شد. با اینکه اهمیت اقتصاد در نظام اسلامی بارها آشکار شده بود و به‌ویژه در سال‌های اخیر که کشور روند جدیدی را برای پیشرفت آغاز کرده بود، اما هیچ‌کدام از آنها به نحو محسوس و ملموس به نحوی که توجه به آن را جدی و قطعی کند، خودنمایی نکرد و این مسئله زمانی به ضرورت آنی تبدیل شد که دشمن با گروگان‌ گرفتن آن (اقتصاد) می‌کوشید نظام را به عقب‌نشینی وادارد. پس از آن بود که نظام با رویکرد مناسب به این بحث تصمیم گرفت با رفتن به سمت به جریان انداختن «اقتصاد مقاومتی» هم حربه دشمن را کند کند و هم همچون گذشته با استفاده از تهدیدهای دشمن و تبدیل آن به فرصت، دست به کار بزرگی بزند که به عللی در وضعیت عادی در پرداختن به آن موفق نبود. با ابلاغ سیاست‌های کلان «اقتصاد مقاومتی» وقت موفقیت بزرگ و کاستن از آسیب‌های انقلاب در حوزه‌های مختلف فرارسیده است که با همت همگان این موفقیت‌ در دسترس است. ان‌شاء‌الله
جواد رضایی


همزمان با روز روحانیت و دفاع مقدس برگزار شد
مراسم تجلیل از پیشکسوتان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه

مراسم تجلیل از پیشکسوتان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه و بزرگداشت شهدای آسمانی حادثه یکم اسفند ماه سال 1364 برگزار شد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، همزمان با یکم اسفند ماه، سالروز حمله هوایی به هواپیمای شهید محلاتی که به همراه بیش از 35 روحانی دیگر عازم منطقه عملیاتی والفجر هشت بودند، به همت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، مراسمی به منظور تجلیل از خانواده‌های شهدای این حادثه در ستاد فرماندهی کل سپاه برگزار شد.
در این مراسم که خانواده‌های شهید آیت‌الله محلاتی، مرحوم آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی، مرحوم آیت‌الله فاکر و جمعی از مسئولان و پیشکسوتان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه حضور داشتند، حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه و آیت‌الله موحدی کرمانی نماینده سابق ولی‌‌فقیه در سپاه به ایراد سخنرانی و حجت‌الاسلام محمدی عراقی و حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنوری به بیان خاطراتی از شهید آیت‌الله محلاتی و شهدای روحانی پرداختند.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در این مراسم با برشمردن سه حوزه فعالیت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه اظهار داشت: نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه همانند بازوی فرماندهی عمل می‌کند و وظیفه آن خدمات‌رسانی به پاسداران در حوزه‌های تخصصی‌ای است که برای نمایندگی مشخص شده است.
وی فرماندهی در سپاه را ستون فقرات سپاه قلمداد کرد و افزود: خوشبختانه با رویکرد جدیدی که سردار جعفری با آن وارد فرماندهی کل سپاه شدند، نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه توانست با نگاه تحولی‌ای که در دوره جدید داشت با این جریان تحول و تعالی هماهنگ شده و بتواند نقش خوبی را در این زمینه ایفا کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در ادامه افزود: امروز نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در بهترین وضع قرار دارد و به جرئت می‌توان گفت که در بین دفاتر عقیدتی ـ سیاسی و نمایندگی‌های ولی‌فقیه در کل کشور، در بالاترین حد کارآیی و آمادگی به سر می برد و این در سطح کشوری و لشکری نمونه ندارد.
وی در پایان، گزارش کوتاهی از وضعیت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه ارائه کرد و اظهار داشت: تمام این فعالیت‌ها، نتیجه تلاش همکاران بنده و نیز مسئولان سابقی بوده که در این مسند حضور داشته‌اند، چه شهید بزرگوار آیت‌الله محلاتی، چه مرحوم آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی و مرحوم آیت‌الله فاکر و چه عزیز ما آیت‌الله موحدی کرمانی که من توفیق جانشینی ایشان را در این مسند داشته‌ام.
در ادامه این مراسم، آیت‌الله موحدی کرمانی به‌عنوان نماینده سابق ولی‌فقیه در سپاه در سخنانی ضمن ابراز خشنودی از برگزاری چنین محفلی که یاد سال‌های گذشته را زنده می‌کند، اظهار داشت: مسئولیتی که بر عهده من در نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه بوده و پیش از آن نیز در مجلس شورای اسلامی، مسئولیت‌های بسیار سنگینی بوده که امروز بنده وقتی به سنگینی این مسئولیت‌ها فکر می‌کنم بارها از درگاه خدا به دلیل اینکه شاید نتوانسته باشم از عهده این مسئولیت‌ها بر بیایم توبه می‌کنم.
امام جمعه موقت تهران در ادامه افزود: خطاب من به شما مسئولان فعلی در نمایندگی ولی فقیه در سپاه این است که مسئولیت سنگینی بر دوش شما قرار داده شده و هر لحظه باید سنگینی بار این مسئولیت را بر خود گوشزد نمایید.
پایان‌بخش این مراسم تجلیل از خانواده‌های نماینده شهید امام در سپاه (آیت‌الله محلاتی) و خانواده درگذشتگان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه بود.


یادداشت
رسول سنایی راد

پاشنه‌ آشیل دولت اعتدال در عرصه‌ فرهنگ
اهانت به حکم الهی قصاص و غیر انسانی خواندن آن در روزنامه آسمان که موجب توقیف آن با حکم قضایی شد، گویای وجود جریانی سکولار و لائیک در کشور است که پیش از این در ایام بزرگداشت عید غدیر خم با اهانت به اعتقادات شیعی و باورهای مشروعیت بخش جمهوری اسلامی ایران تحرکات خود را در دولت جدید علنی ساخته و در این بین در مناسبت‌هایی چون مراسم هنری دهه فجر هم با تجلیل از چهره‌های مروج ابتذال و وابسته به رژیم منحوس پهلوی در سطحی دیگر رخ عیان کرده بود.
به‌نظر می‌رسد عوامل زیر زمینه‌ساز این قبیل جسارت‌ها و تحرکات دین‌ستیزانه است:
1ـ ارائه ندادن تعریف و خوانش دقیق و شفاف از اعتدال‌گرایی که موجب سوءتفاهم نیروهای ضدانقلاب و سکولار و سوءاستفاده‌ در پروژه ظهور مکنونات قلبی و باورهای غیر دینی آنان شده است.
2ـ ارائه تفاسیر و برداشت‌های لیبرالی و شبه‌‌سکولار از سوی مسئولان اجرایی به‌ویژه در بخش فرهنگی که متأسفانه از شخص رئیس‌جمهور و وزیر ارشاد گرفته تا برخی معاونان وی که تاکنون از تأکید صریح و جدی بر معیار اسلامی و ارزشی خودداری و بعض خود وجود چنین مرزبندی‌هایی را انکار کرده‌اند.
3ـ تساهل و تسامح در برخورد با تخلفات و قانون‌شکنی‌ها که موجب تجر‌ی بیشتر حرمت‌شکنان و آسودگی خیال از پرداخت هزینه تخلف می‌گردد.
4ـ به‌کارگیری عناصر واداده و یا خنثی در برخی مسندهای فرهنگی که نه‌تنها حساسیت‌های لازم در این عرصه را ندارند، بلکه از شناخت لازم نسبت به عواقب و پیامدهای شکل‌گیری روند حرمت‌شکنی، تخلف و قانون‌گریزی و هزینه‌های سنگین آن هم محروم هستند و یا شهامت و اراده‌ ایستادگی بر اصول و معیارهای قانونی و ارزشی ‌را ندارند.
چنین عواملی که هم به زمینه‌ها و هم‌ به‌کارگزاران عرصه‌ فرهنگی مربوط می‌شود می‌تواند بسترساز شکل‌گیری روندهای خطرناکی در عرصه فرهنگ و بسط آن به عرصه‌های سیاسی و امنیتی شود که برخی از اشکال آن به ترتیب ذیل قابل پیش‌بینی است:
1ـ شکل‌گیری روند تعارض و اختلاف بین نیروهای مذهبی و ارزشی با دولت اعتدال.
2ـ شکل‌گیری روند قانون‌شکنی و برخورد در عرصه‌ رسانه‌ها و پدیدآمدن ابهام در عرصه آزادی بیان و پرونده‌سازی در پوشش نقض حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی ایران.
3ـ پدید آمدن روند حاشیه‌سازی و سرگرم‌سازی نیروهای معتقد به نظام و فرسایش قدرت ملی با تحمیل اختلاف و تفرقه در داخل.
نمی‌توان از مقایسه این اهانت از سوی یک عنصر وابسته به جبهه‌ ملی در مخالفت آنان با لایحه‌ قصاص در سال 61 که همزمان با تهاجم یک کشور خارجی و فتنه منافقین به شکل‌گیری پدیده‌ای انجامید، ولی با برخورد قاطع امام راحل و عظیم‌الشأن ما موجب انزوای جبهه‌ی ملی و مرتد اعلام شدن آنان گردیده، غافل بود.
به‌نظر می‌رسد عرصه‌ فرهنگی اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند به پاشنه‌ آشیل دولت آقای روحانی تبدیل شده و سرانجامی مشابه دولت مدعی اصلاحات را پیش روی این دولت قرار دهد.
پاشنه‌ آشیل دولت اعتدال در عرصه‌ فرهنگ
ادامه از صفحه اول
عناصر لیبرال با نگاه ابزاری به این دولت، آن را رحم اجاره‌ای برای پرورش چنین جریانی سکولار فرض کرده و با سوء‌استفاده از تسامح و تساهل مدیران فرهنگی به دنبال پیاده‌سازی سناریوهایی برای فشار بیشتر بر نظام و حتی جلب نظر قدرت‌های بیگانه با خوش‌خدمتی به آنان در شرایط مذاکرات هسته‌ای و نیاز دشمن به تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی و گشودن پرونده‌ها و بهانه‌های جدید و همچنین تحمل اختلاف در داخل و فرسایش قدرت ملی هستند که راه درمان آن تجدید نظر در رویه‌ جاری دولت در عرصه‌ فرهنگی، شفاف‌سازی مرزهای سیاسی ـ اعتقادی با نیروهای سکولار، بیان معیارهای دقیق فکری ـ فرهنگی با ارائه‌ تعریف شفاف از اعتدال‌گرایی و به‌کارگیری مدیرانی آگاه، با تجربه، ضابطه‌گرا و معتقد به معیارهای برآمده از آموزه‌های دینی و پایبند به منافع ملی و مصالح نظام است.
علاوه بر این به نظر می‌آید، رئیس‌جمهور محترم باید در حلقه مشاورین خویش تجدیدنظر کرده و به‌جای بستن دهان منتقدان و متصف کردن آنان به کم‌سوادی، به سواد فرهنگی برخی از این مشاوران به‌ویژه سواد بین رشته‌ای آنان عنایت فرمایند.
از آقای روحانی که همواره بر حقوقدان بودن و سواد، تجربه‌ بی‌اعتبارسازی اصلاح‌طلبان در دوره‌های حاکمیت دولت دوم خرداد را داشته و شخصی روحانی به حساب می‌آیند، انتظار می‌رود پیش از شکل‌گیری این پاشنه‌ آشیل در عرصه‌ فرهنگی، به مهار و توقف آن اقدام فرمایند حتم ایشان به یاد دارند یکی از عوامل شکل‌گیری وضعیت ناهنجار فرهنگی در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان، رنگ باختن معیارها و مرزبندی‌ها با سکولارها بود.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» ابلاغ شد
اقتصاد مقاومتی؛ الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام

بسم‌اللّه الرحمن الرحيم
ايران اسلامي با استعدادهاي سرشار معنوي و مادي و ذخایر و منابع غني و متنوع و زيرساخت‌هاي گسترده و مهم‌تر از همه، برخورداري از نيروي انساني متعهد و كارآمد و داراي عزم راسخ براي پيشرفت، اگر از الگوي اقتصادي بومي و علمي برآمده از فرهنگ انقلابي و اسلامي كه همان اقتصاد مقاومتي است، پيروي كند نه‌تنها بر همه‌ مشكلات اقتصادي فائق مي‌آيد و دشمن را كه با تحميل يك جنگ اقتصادي تمام‌عيار در برابر اين ملت بزرگ صف‌آرايي كرده، به شكست و عقب‌نشيني وا مي‌دارد، بلكه خواهد توانست در جهاني كه مخاطرات و بي‌اطميناني‌هاي ناشي از تحولات خارج از اختيار، مانند بحران‌هاي مالي، اقتصادي، سياسي و... در آن رو به افزايش است، با حفظ دستاوردهاي كشور در زمينه‌هاي مختلف و تداوم پيشرفت و تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسي و سند چشم‌انداز بيست‌ساله، اقتصاد متكي به دانش و فناوري، عدالت‌بنيان، درون‌زا و برون‌گرا، پويا و پيشرو را محقق سازد و الگوئي الهام‌بخش از نظام اقتصادي اسلام را عينيت بخشد.
اكنون با مداقه لازم و پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام، سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي كه در ادامه و تكميل سياست‌هاي گذشته، خصوص سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي و با چنين نگاهي تدوين شده و راهبرد حركت صحيح اقتصاد كشور به سوي اين اهداف عالي است، ابلاغ مي‌گردد.
لازم است قواي كشور بي‌درنگ و با زمان‌بندي مشخص، اقدام به اجراي آن كنند و با تهيه قوانين و مقررات لازم و تدوين نقشه راه براي عرصه‌هاي مختلف، زمينه و فرصت مناسب براي نقش‌آفريني مردم و همه فعالان اقتصادي را در اين جهاد مقدس فراهم آورند تا به فضل الهي حماسه‌ اقتصادي ملت بزرگ ايران نيز همچون حماسه سياسي در برابر چشم جهانيان رخ نمايد. از خداوند متعال توفيق همگان را در اين امر مهم خواستارم.
سيّدعلي خامنه‌اي
۲۹ بهمن‌ماه/ 1392
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي
با هدف تأمين رشد پويا و بهبود شاخص‌هاي مقاومت اقتصادي و دستيابي به اهداف سند چشم‌انداز بيست‌ساله، سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي با رويكردي جهادي، انعطاف‌پذير، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پيشرو و برون‌گرا ابلاغ مي‌گردد:
1ـ تأمين شرايط و فعال‌سازي كليه امكانات و منابع مالي و سرمايه‌هاي انساني و علمي كشور به منظور توسعه كارآفريني و به حداكثر رساندن مشاركت آحاد جامعه در فعاليت‌هاي اقتصادي با تسهيل و تشويق همكاري‌هاي جمعي و تأكيد بر ارتقای درآمد و نقش طبقات كم‌درآمد و متوسط.
2ـ پيشتازي اقتصاد دانش‌بنيان، پياده‌سازي و اجراي نقشه جامع علمي كشور و ساماندهي نظام ملي نوآوري به منظور ارتقای جايگاه جهاني كشور و افزايش سهم توليد و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنيان و دستيابي به رتبه اول اقتصاد دانش‌بنيان در منطقه.
3ـ محور قراردادن رشد بهره‌وري در اقتصاد با تقويت عوامل توليد، توانمندسازي نيروي كار، تقويتِ رقابت‌پذيري اقتصاد، ايجاد بستر رقابت بين مناطق و استان‌ها و به‌كارگيري ظرفيت و قابليت‌هاي متنوع در جغرافياي مزيت‌هاي مناطق كشور.
4ـ استفاده از ظرفيت اجراي هدفمند‌سازي يارانه‌ها در جهت افزايش توليد، اشتغال و بهره‌‌وري، كاهش شدت انرژي و ارتقای شاخص‌هاي عدالت اجتماعي.
5ـ سهم‌بري عادلانه عوامل در زنجيره‌ توليد تا مصرف متناسب با نقش آنها در ايجاد ارزش، به‌ويژه با افزايش سهم سرمايه انساني از طريق ارتقای آموزش، مهارت، خلاقيت، كارآفريني و تجربه.
6ـ افزايش توليد داخلي نهاده‌ها و كالاهاي اساسي(به‌ويژه در اقلام وارداتي)، و اولويت دادن به توليد محصولات و خدمات راهبردي و ايجاد تنوع در مبادي تأمين كالاهاي وارداتي با هدف كاهش وابستگي به كشورهاي محدود و خاص.
7ـ تأمين امنيت غذا و درمان و ايجاد ذخاير راهبردي با تأكيد بر افزايش كمي و كيفي توليد (مواد اوليه و كالا)
8ـ مديريت مصرف با تأكيد بر اجراي سياست‌هاي كلي اصلاح الگوي مصرف و ترويج مصرف كالاهاي داخلي همراه با برنامه‌ريزي براي ارتقای كيفيت و رقابت‌پذيري در توليد.
9ـ اصلاح و تقويت همه‌جانبه‌ نظام مالي كشور با هدف پاسخگويي به نيازهاي اقتصاد ملي، ايجاد ثبات در اقتصاد ملي و پيشگامي در تقويت بخش واقعي.
10ـ حمايت همه‌جانبه‌ هدفمند از صادرات كالاها و خدمات به تناسب ارزش افزوده و با خالص ارزآوري مثبت از طريق:
ـ تسهيل مقررات و گسترش مشوق‌هاي لازم.
ـ گسترش خدمات تجارت خارجي و ترانزيت و زيرساخت‌هاي مورد نياز.
ـ تشويق سرمايه‌گذاري خارجي براي صادرات.
ـ برنامه‌ريزي توليد ملي متناسب با نيازهاي صادراتي، شكل‌دهي بازارهاي جديد و تنوع‌بخشي پيوند‌هاي اقتصادي با كشورها به ويژه با كشورهاي منطقه.
ـ استفاده از سازوكار مبادلات تهاتري براي تسهيل مبادلات در صورت نياز.
ـ ايجاد ثبات رويه و مقررات در مورد صادرات با هدف گسترش پايدار سهم ايران در بازارهاي هدف.
11ـ توسعه حوزه عمل مناطق آزاد و ويژه اقتصادي كشور به‌منظور انتقال فناوري‌هاي پيشرفته، گسترش و تسهيل توليد، صادرات كالا و خدمات و تأمين نيازهاي ضروري و منابع مالي از خارج.
12ـ افزايش قدرت مقاومت و كاهش آسيب‌پذيري اقتصاد كشور از طريق:
ـ توسعه پيوندهاي راهبردي و گسترش همكاري و مشاركت با كشورهاي منطقه و جهان به‌ويژه همسايگان.
ـ استفاده از ديپلماسي در جهت حمايت از هدف‌هاي اقتصادي.
ـ استفاده از ظرفيت‌هاي سازمان‌هاي بين‌المللي و منطقه‌اي.
13ـ مقابله با ضربه‌پذيري درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طريق:
ـ انتخاب مشتريان راهبردي.
ـ ایجاد تنوع در روش‌هاي فروش.
ـ مشاركت دادن بخش خصوصي در فروش.
ـ افزايش صادرات گاز.
ـ افزايش صادرات برق.
ـ افزايش صادرات پتروشيمي.
ـ افزايش صادرات فرآورده‌هاي نفتي.
14ـ افزايش ذخاير راهبردي نفت و گاز كشور به‌منظور اثرگذاري در بازار جهاني نفت و گاز و تأكيد بر حفظ و توسعه ظرفيت‌هاي توليد نفت و گاز، به‌ويژه در ميادين مشترك.
15ـ افزايش ارزش افزوده از طريق تكميل زنجيره ارزش صنعت نفت و گاز، توسعه توليد كالاهاي داراي بازدهي بهينه(براساس شاخص شدت مصرف انرژي) و بالا بردن صادرات برق، محصولات پتروشيمي و فرآورده‌هاي نفتي با تأكيد بر برداشت صيانتي از منابع.
16ـ صرفه‌جويي در هزينه‌هاي عمومي كشور با تأكيد بر تحول اساسي در ساختارها، منطقي‌سازي اندازه دولت و حذف دستگاه‌هاي موازي و غيرضرور و هزينه‌هاي زايد.
17ـ اصلاح نظام درآمدي دولت با افزايش سهم درآمدهاي مالياتي.
18ـ افزايش سالانه‌ سهم صندوق توسعه ملي از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز تا قطع وابستگي بودجه به نفت.
19ـ شفاف‌سازي اقتصاد و سالم‌سازي آن و جلوگيري از اقدامات، فعاليت‌ها و زمينه‌هاي فسادزا در حوزه‌هاي پولي، تجاري، ارزي و...
20ـ تقويت فرهنگ جهادي در ايجاد ارزش افزوده، توليد ثروت، بهره‌وري، كارآفريني، سرمايه‌گذاري و اشتغال مولد و اعطاي نشان اقتصاد مقاومتي به اشخاص داراي خدمات برجسته در اين زمينه.
21ـ تبيين ابعاد اقتصاد مقاومتي و گفتمان‌سازي آن به‌ويژه در محيط‌هاي علمي، آموزشي و رسانه‌اي و تبديل آن به گفتمان فراگير و رايج ملي.
22ـ دولت مكلف است براي تحقق سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي با هماهنگ‌سازي و بسيج پوياي همه امكانات كشور، اقدامات زير را معمول دارد:
ـ شناسايي و به‌كارگيري ظرفيت‌هاي علمي، فني و اقتصادي براي دسترسي به توان آفندي و اقدامات مناسب.
ـ رصد برنامه‌هاي تحريم و افزايش هزينه براي دشمن.
ـ مديريت مخاطرات اقتصادي از طريق تهيه طرح‌هاي واكنش هوشمند، فعال، سريع و بهنگام در برابر مخاطرات و اختلال‌هاي داخلي و خارجي.
23ـ شفاف و روان‌سازي نظام توزيع و قيمت‌گذاري و روزآمدسازي شيوه‌هاي نظارت بر بازار.
24ـ افزايش پوشش استاندارد براي كليه محصولات داخلي و ترويج آن.


يادداشت
مهدي سعیدي

جهاد همه‌جانبه براي فعال‌سازي فرايند تقويت ساخت دروني
حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در جمع مردم آذربايجان، سخنان مهمي را ايراد کردند که مي‌تواند سرفصلي نو در حرکت انقلاب اسلامي به شمار آيد.
معظم‌له با يادآوري بخشي از بيانات‌شان فرمودند: «مسئله‌ هسته‌اى بهانه است براى دشمنى؛ مسئله‌ هسته‌اى هم اگر يك روزى ـ حتّى به فرض محال ـ بر طبق نظر آمريكا حل بشود، باز يك مسئله ديگرى دنبال آن مى‌آيد؛ الان ملاحظه كنيد سخنگويان دولت آمريكا بحث حقوق بشر، بحث موشكى، بحث سلاح و مانند اينها را به ميان آوردند.»
رهبري در ادامه به اين حقيقت تأکيد کردند که دشمني با انقلاب اسلامي، دشمني ريشه‌اي و مبنايي است و حد يقفي ندارد و ما براي مقابله با دشمن، چاره‌اي جز تقويت اقتدار ملي و مستحکم کردن هرچه بيشتر ساخت دروني نداريم. راهبردي که با نگاه به درون و اعتماد به جوانان وطن ميسر خواهد شد.
اين اظهارات وقتي کامل شد که رهبر معظم انقلاب اسلامي سياست‌هاي كلي «اقتصاد مقاومتي» بر اساس بند يك اصل ۱۱۰ قانون اساسي كه پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين شده است را ابلاغ کردند. معظم‌له در متن ابلاغيه تأكيد كردند: «پيروي از الگوي علمي و بومي برآمده از فرهنگ انقلابي و اسلامي، عامل شكست و عقب‌نشيني دشمن در جنگ تحميلي اقتصادي عليه ملت ايران خواهد شد، همچنين اقتصاد مقاومتي خواهد توانست در بحران‌هاي رو به افزايش جهاني، الگويي الهام‌بخش از نظام اقتصادي اسلام را عينيت بخشد و زمينه و فرصت مناسب را براي نقش‌آفريني مردم و فعالان اقتصادي در تحقق حماسه اقتصادي فراهم كند.»
هرچند اولين باري نيست که اين مضامين توسط معظم‌له بيان مي‌شود، اما لحن و شيوه بيان اين سخنان را مي‌توان فصل‌الختامي بر برخي ادعاها و اظهارنظراتي دانست که هنوز بر حل مشکلات کشور با نگاه به بيرون و اتکاء به حمايت‌هاي بيگانه تأکيد دارند. جرياني که متأسفانه به روي کارآمدن دولت اعتدال را فضاي مناسبي براي خود يافته است تا ديدگاه‌ها و نظرات خود را با صراحت بيشتري در افکار عمومي مطرح سازد. البته سياست‌هاي اتخاذي در دستگاه ديپلماسي در ماه‌هاي گذشته به خوبي نشان داد که دشمنان و در رأس آن آمريکايي‌ها در اين زمينه حاضر به رسميت شمردن حقوق ملت ايران نيستند. لذا از اين پس تداوم ديپلماسي هسته‌اي دولت يازدهم ـ که مورد تأکيد رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز هست ـ نه مبتني بر باور حل و رفع مشکلات، بلکه براي اتمام حجت بر مدعيان و ابطال سياست‌هاي فريبکارانه و خصمانه دشمنان بايد ادامه پيدا کند.
از سوي ديگر، همه توان دولت بايد بر چگونگي فعال‌سازي ظرفيت‌هاي دروني و پياده‌سازي الگوي اقتصاد مقاومتي متمرکز شود. طبيعي است که پيش از آن بايد باورها در اين زمينه اصلاح شود، لذا کساني بايد در رأس تصميم‌گيري کشور قرار گيرند که اول؛ اعتقاد واقعي به اين الگوي پيشرفت داشته و ثاني؛ بضاعت و توانايي علمي لازم براي تحقق و عملياتي کردن آن را دارا باشند.
با اين معيارها به‌نظر مي‌رسد دولت آقاي روحاني نيازمند برخي بازنگري‌ها در سپردن مسئوليت‌ها به برخي افراد باشد. به واقع کساني که وظيفه خطير خود را ترجمه نسخه‌هاي توسعه از نوع ليبراليستي و حتي سوسياليستي مي‌دانند و خواسته يا ناخواسته در خدمت مجموعه‌هايي چون سازمان تجارت جهاني و صندوق پول‌بين‌المللي و... قرار دارند نخواهند توانست مشاور و همکاران مناسبي براي دولتي باشند که اجراکننده سياست‌هاي كلي نظام در باب «اقتصاد مقاومتي» خواهد بود.
سال 93، بدون شک، سال قضاوت ملت ايران در مورد عملکرد دولت اعتدال در تحقق سياست اقتصاد مقاومتي است و دولت از هم‌اينک بايد کمربندهاي همت و اراده خود را براي عبور از مشکلات محکم کند و پرتوان به وعده نصرت و ياري الهي اميدوار باشد که خداوند فرموده است: «هو الذى ايدك بنصره و بالمومنين»


نكته و نظر

باید جنازه پسرم را عقب ببرم!
نکته: در یکی از عملیات‌ها، رزمندگان اسلام به موانع سیم‌خاردار برخوردند و برای عبور از آن و باتوجه به ضیق وقت، نیاز به فردی داشتند که روی سیم‌های خاردار بخوابد تا بقیه از روی او رد شوند. داوطلب زیاد بود، ناچار قرعه‌کشی کردند. قرعه به نام رزمنده‌ای جوان افتاد. همه اعتراض کردند، به جز یک پیرمرد که می‌گفت چه کار دارید، قرعه به نامش درآمده است. همه از پیرمرد بدشان آمد. دوباره قرعه انداختند. این بار هم به نام همان جوان درآمد. جوان رزمنده بی‌درنگ خود را روی سیم‌های خاردار انداخت و رزمندگان با اکراه از روی او رد شدند. پیرمرد نیامد. به او گفتند چرا رد نمی‌شوی؟ گفت: باید جنازه پسرم را عقب ببرم! من به مادرش قول داده‌ام...!
نظر: همین از خودگذشتگی و ایثار و رشادت مردم ما بود که حضرت امام(ره) مردم ایران را از مردم زمان رسول‌الله(ص) و امام علی(ع) و عصر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بهتر می‌دانست. عزت و بزرگی و عظمتی که مردم ایران امروز در نزد جهانیان دارند، به‌دلیل ایثارها و همین از خودگذشتگی‌هاست. مبادا آن ایثارها و از خودگذشتگی‌ها را در کوران زندگی مادی امروزی از دست داده باشیم. گاهی به گلزار شهدا و خانواده شهدا سری بزنیم تا شاید با یادآوری آن دوران، از روزمرگی این روزها درآییم!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

سردار سلامی: فضاهای راهبردی را از تسلط دشمنان خارج کردیم
نظام جمهوری اسلامی ایران فضاهای راهبردی را از تسلط دشمنان خارج کرده، به نحوی که اکنون آنان در منطقه دیگر سیاست‌گذار و تعیین‌کننده اصلی نیستند.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ سردار حسین سلامی در آیین بزرگداشت شهید رهنمون و اهدای جایزه ملی شهید رهنمون به خانواده شهدا و ایثارگران جامعه پزشکی، با اشاره به اینکه پزشکان شهید، فاتحان مسیر نورانی جهت ساختن هویت عظیم برای یک ملت بودند، گفت: اینکه دشمن فکر می‌کند ریشه هر شکستی که متحمل می‌شود، به ما ربط دارد، نشانگر عظمت ایران اسلامی است که بدون حضور فیزیکی در همه جا لمس و حس می‌شود. از این رو این درخشش خاص ملت ایران است و شهدا هم پایه‌گذاران اصلی این بزرگی و عظمت هستند. وی با تأکید بر اینکه شهدا، رزمندگان و ملت ما سناریوهایی در طول و عرض جغرافیایی هستند، بیان داشت: کسانی مثل شهید رهنمون که مردانه ایستادند، سرمایه معنوی ارزشمند، معرفت، شعور باطنی و قدرت پایان‌ناپذیر را در ملت ما تزریق کردند و موجب ثبات قدم و تعیین‌کننده نوع رفتار دشمنان با ما شدند.
جانشین فرمانده کل سپاه با تأکید بر اینکه امروز حل معادلات منطقه‌ای، جز با اراده ایران اسلامی ممکن نیست، تصریح کرد: تاکنون نخواسته‌ایم مانند دشمن که دائم از گزینه دیگری برای پیشبرد اهداف خود صحبت می‌کند، از ابزارهای قدرت‌مان به نحو کاملی استفاده کنیم. زیرا همواره می‌خواهیم گردش جهان بر مدار آرامش باقی بماند، میدان تأثیر ما بیش از آنچه که تصور می‌شود، است.
وی با یادآوری اینکه، اگر بخواهیم در شرایط، جزر و مد ایجاد کنیم، وضعیت دشمنان ما بسیار متفاوت خواهد بود، خاطرنشان کرد: امید داریم این مجالس که یادآور فضیلت جاودانه شهدا است، ما را در مسیر مقاومت و احیای ارزش‌های واقعی انقلاب، ثابت‌قدم نگه دارد و بتوانیم در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز نبرد با دشمن که جنبه دیپلماتیک قدرتمندی به خود گرفته، همانند دوران دفاع مقدس از عزت و اقتدار ملت و نظام دفاع کنیم. سردار سلامی در پایان تأکید کرد: امروز قدرت دفاعی ما اطمینان‌بخش‌تر از هر زمان دیگری است و نگرانی‌های ما به نسبت یک یا چند دهه پیش، فرق کرده و این موضوعی است که دشمنان ما بر آن واقفند.



ظریف: دیوار بی‌اعتمادی را خراب می‌کنم

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان طی گفت‌وگویی بر خط با مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه دنور آمریکا به تلاش‌هایی برای از بین بردن بی‌اعتمادی مردم ایران نسبت به آمریکا اشاره کرد و گفت: در ایران هنوز افرادی هستند که به آمریکا اعتماد نمی‌کنند.
ما در ماه‌های اخیر سعی کرده‌ایم دیوار بی‌اعتمادی را از بین ببریم. من بدبین نیستم. معتقدم می‌توانیم رو به جلو پیش برویم. در ادامه وی ‌به افراطی‌های منطقه اشاره داشت و جریان مقابل روحانی در انتخابات را که موفق به اخذ رأی نشد نیز در آن سبد گذاشت و گفت: «منطقه ما به سرعت رو به افراطی‌گرایی است، اما ایران استثنا است. در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری، ایران امکان رفتن به سمت افراطی‌گری را داشت، اما این اتفاق نیفتاد.» این در حالی است که مقام معظم رهبری نسبت به این‌گونه حرکت‌ها در دیدار مردم آذربایجان در 28 بهمن هشدار دادند و فرمودند: «يك عده سعى نكنند چهره‌ آمريكا را بزك كنند، آرايش كنند، زشتى‌ها و وحشت‌آفرينى‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ آمريكا بزدايند، در مقابل ملّت ما، به‌عنوان يك دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرّفى كنند؛ اگر سعى هم بكنند، سعى‌شان بى‌فايده است.»
در ماه‌های گذشته تلاش‌هایی از سوی برخی از افراد و گروه‌ها برای جلب اعتماد مردم ایران به آمریکا صورت گرفته است که از آن جمله می‌توان به سکوت‌های معنادار مقامات مسئول در برابر تهدیدات آمریکا اشاره کرد. این افراد همچنین تلاش می‌کنند که برخی از نارسایی‌ها و خباثت‌های آمریکا را به اسم مسئولان و ملت بگذارند تا دیوار بی‌اعتمادی مردم نسبت به آمریکا مرتفع‌تر نشود. از جمله اقدامات صورت گرفته در این راستا تلاش‌ها برای حذف شعار مرگ بر آمریکاست. هنگامی که یکی از چهره‌های سیاسی با نسبت دروغ به حضرت امام(ره) مبنی بر موافقت ایشان با حذف شعار مرگ بر آمریکا داد، جریان رسانه‌ای اصلاح‌طلب به‌دنبال اثبات این قضیه افتادند. همچنین یکی از حامیان روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر اعلام کرده است که: «اسرائیل را به رسمیت می‌شناسند» و... بیان این نکات حاکی از آن است که همانطور که وزیر امور خارجه کشورمان به آمریکایی‌ها پیام داده است این تلاش دامنه‌دار دولت درصدد تخریب بی‌اعتمادی ایران به آمریکاست!


راز شیعه‌کشی آمریکا پس از 23 سال برملا شد
در حالی که 23 سال از جنگ خلیج‌فارس و حمله آمریکا به عراق می‌گذرد اکنون گوشه‌هایی از دلایل ساقط نشدن صدام حسین، حاکم دیکتاتور عراق توسط آمریکا افشا شده است که حاکی از آن است که بیداری گسترده شیعیان در عراق باعث هراس آمریکایی‌ها شده و صدام فرجه‌ای از آمریکا گرفت تا طرفداران انقلاب اسلامی را سرکوب کند.
به گزارش روزنامه النهار، «سولو» مخالف جنجالی عراقی که در براندازی حکومت صدام نقش ایفا کرد، در نشست موسسه «چتم هاوس» لندن با اشاره به حمله آمریکا به عراق در سال 1991 و انصراف از ساقط کردن صدام گفت: معاون وزیر امور خارجه آمریکا در یکی از جلساتی که با او داشتم پس از آنکه معاون خود را از جلسه بیرون کرد به من گفت: «چگونه از ما می‌خواهی پس از آزادسازی کویت برای براندازی صدام به داخل عراق پیشروی کنیم، در حالی که در تظاهرات مردمی علیه او، مردم در خیابان‌ها عکس امام خمینی را در دست دارند؟ ما این کار را نخواهیم کرد.» قیام ملت عراق در سال 1991 هنگام آزادسازی کویت به دست آمریکا توسط ایران برنامه‌ریزی شد. صدام با سرکوب گسترده شیعیان در حکومت باقی ماند. سولو که یکی از عناصر برجسته و صاحب نفوذ در آمریکا است درباره روابط خود با مسئولان آمریکایی می‌گوید: من نقشی اساسی در تصویب «قانون آزادسازی عراق» در کنگره آمریکا داشتم. از اختلاف‌ها میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در آمریکا به‌ویژه در کنگره استفاده کردم. در آن زمان، با شمار زیادی از اعضای برجسته کنگره ارتباطات بسیار نزدیکی داشتم. شایان ذکر است در جریان قیام 1991 که در نزد ملت عراق به انتفاضه شعبانیه نیز مشهوراست کنترل بخش اعظم کشور به دست نیروهای مردمی افتاد و14 استان از مجموع 18 استان عراق سقوط کرد. نیروهای ویژه ارتش صدام برای احیای کنترل صدام بر جنوب عراق و بخش اعظم شمال این کشور از بمب‌های ناپالم و فسفری پس از سرکوب که همراه با اعدام‌های دسته‌جمعی بود، استفاده کردند.





صهیونیست‌ها از چرایی برکناری «بندر» می‌گویند!

پایگاه خبری تحلیلی «دبکا فایل» در گزارشی با اشاره به کنار گذاشتن بندر بن‌سلطان از حلقه اصلی تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری ریاض ‌نوشت: دلیل اصلی این تصمیم موفقیت سیاست‌های آمریکا درخصوص ایران و نزدیک شدن تدریجی واشنگتن به تهران بود.(!)
حل شدن تدریجی مشکلات موجود میان تهران و واشنگتن موجب ناراحتی عربستان شده بود. از همین‌رو چهره‌های تندرو خاندان سلطنتی از جمله بندربن‌سطان اقداماتی را برای جلوگیری از بهبود روابط آمریکا و ایران انجام می‌دادند که این اقدامات به راهبرد آمریکا در خاورمیانه به‌ویژه درخصوص ایران لطمه می‌زد، از همین‌رو عربستان با فشار آمریکا اقدام به کنار گذاشتن بندربن‌سلطان کرده است. به نوشته دبکا فایل، کنار رفتن بندربن‌سلطان می‌تواند به نوعی یک شکست برای «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، نیز محسوب شود چون بندر یکی از معدود شخصیت‌های معروف خاورمیانه بود که به صراحت از سیاست‌های اوباما درخصوص ایران انتقاد می‌کرد. دبکا فایل که ارتباط نزدیکی با حلقه‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دارد در ادامه ‌نوشت: بندربن‌سلطان همکاری نزدیکی با دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل به‌ویژه برنامه‌های ضدایرانی تل‌آویو داشت. در سه سال گذشته جریان‌های نزدیک به اروپا و آمریکا در کشورهای غربی و عربی دست به هر تلاشی برای سقوط جریان مقاومت در منطقه که شامل ایران، سوریه، لبنان و عراق بود، زدند و اکنون که در این زمینه‌ها موفق نشده‌اند دست به ابتکار جدیدی زده‌اند تا با ختم پرونده‌های سوخته به نام امتیاز آمریکا به ایران به سناریوهای دیگرشان در مقابله با ایران برسند.
اگرچه بندربن‌سلطان برکنار شده است؛ اما آمریکا همچنان به حمایت‌های خود در عرصه‌های نظامی، دیپلماتیک و مالی ادامه می‌دهد و سفر آینده اوباما به عربستان وسیله‌ای برای حمایت از نقش جدید عربستان در تکفیری‌گری در جهان اسلام است.


خط خبر

هر دم از این باغ بری می‌رسد
گروهی باعنوان «رستاک و کودکان ارف» با مجوز رسمی سازمان عریض و طویل مدعی فرهنگ و هنر، کنسرتی را برگزار کردند که در آن، مسائلی ضد فرهنگی رخ داد که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. در این گروه مختلط که از زنان و دختران برای جذب مخاطب استفاده شده بود، تک‌خوانی زنان و رقص باله دختران همراه با نوازندگی زنان مشاهده شد که بسیار جای تأسف فراوان دارد. تک‌خوانی زنان که به هیچ‌وجه در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما جایی ندارد، متأسفانه پس از اظهارنظرهای برخی مسئولان و متولیان فرهنگ کشور مبنی بر ایراد نداشتن تک‌خوانی زنان در ماه‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته است.

ایهاالناس به داد فرهنگ برسید!

ابراهیم حاتمی‌کیا گفت: من فقط یک اعتراض کردم که ایهاالناس به داد این جریان فرهنگی برسید که در کشور می‌گذرد. حاتمی‌کیا با اشاره به اینکه می‌دانم این حرف، سبب ناراحتی می‌شود؛ اما مجبورم: بگویم جناب آقای روحانی! جریان فرهنگی مردان بزرگ می‌طلبد نه کسانی که نمی‌توانند 24 ساعت پای حرف‌های خود بایستند. من بابت این نوع سخن گفتن هزینه دادم و افتخار من این است که با همین‌ها هست که اسم من پیش شما جوانان عزیز است.

جبهه ملی با مارک اصلاح‌طلبی برگشت!

روزنامه «آسمان» نزدیک به دولت در صفحه 23 شماره روز گذشته(سه‌شنبه 29 بهمن 92) خود به نقل از «داود هرمیداس باوند» لایحه اسلامی قصاص را «غیرانسانی» خواند. داوود هرمیداس باوند از اعضای جبهه ملی است. پیش‌تر غلامحسین کرباسچی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی در گفت‌وگو با تسنیم گفته بود نشریه‌های آسمان و مهرنامه را من مدیریت و اداره می‌کنم. گفته می‌شود مدیران روزنامه آسمان حدود 400 میلیون تومان از دولت یازدهم کمک مالی دریافت کرده‌اند. جبهه ملی خردادماه سال 60 بیانیه‌ای علیه لایحه اسلامی قصاص صادر کرد و ضمن «غیرانسانی» خواندن این حکم اسلامی، هواداران خود را به شورش علیه این لایحه دعوت کرد. پیرو این اطلاع جبهه ملی علیه لایحه قصاص، امام خمینی(ره)، جبهه ملی را «مرتد» اعلام کرد. این روزنامه که با پیام خاتمی شروع به کار کرد پس از یک هفته فعالیت توقیف شد.

این قطار بدون بلیت سوار می‌کند

رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری با انتقاد از تغییر و تحولات در بدنه مدیریت دولت یازدهم گفت: در دوره‌های گذشته شاهد این تغییر و تحولات بودیم. به همین جهت به روحانی عرض کردم امیدوارم این دومینو در دولت شما متوقف شود. باهنر تأکید کرد: زمانی روحانی می‌گفت که ما با قطار نمی‌آییم و تغییرات را نیز قطاری اعمال نمی‌کنیم، اما بی‌بلیت‌ها باید پیاده شوند. سوال ما این است که چند نفر بدون بلیت سوار شدند؟ دویست تا خوبه؟ پانصد تا خوبه؟ هزار تا خوبه، اما دوهزار تا نمی‌خواهد باشد؟ من بحث سیاسی نمی‌کنم. می‌گویم اصول تغییر مضر است. سوال ما این است که چند نفر بدون بلیت سوار شدند؟ تغییرات مضر است؛ البته در حداقل ضرورت دارد و نه در حداکثر ممکن ضمن اینکه در تغییرها اعتدالی که در نظر داشتیم، نیست.

قرائن سناریوی هتاکی به مقدسات

موارد زیر قرائنی هستند که از کلید خوردن یک سناریوی پیچیده و در عین حال چندسویه در هتاکی علیه مقدسات حکایت می‌کند: 1ـ حرمت‌شکنی و قداست‌زدایی از مقدسات دینی با هدف تضعیف غیرت و تعصب دینی در جامعه. 2ـ تضعیف ارزش‌های اسلامی و انقلابی به‌منظور تغییر فضای ارزشی جامعه و لیبرالیزه کردن آن. 3ـ به صحنه کشاندن افراطی‌ها و جسارت بخشیدن به آنان برای تداوم روند قداست‌شکنی و دوقطبی‌سازی جامعه. 4ـ خودزنی و متعاقب آن، توقیف نشریات افراطی توسط مراجع قانونی. در میان اهداف مذکور به نظر می‌رسد هدف چهارم از سناریوی ستون پنجم داخلی برای تشدید فشارها علیه جمهوری اسلامی ایران آن هم در شرایطی که مذاکرات وین در جریان است، رمزگشایی می‌کند. در چارچوب این سناریو، عناصر افراطی در نقش عوامل ستون پنجمی با اقدامات هتاکانه و قداست‌شکنانه موجبات خودزنی خود را فراهم کرده و توقیف شدن مطبوعات هتاک را به نظاره می‌نشینند تا در پی آن، پرونده حقوق بشر را علیه ایران همزمان با مذاکرات وین بازگشایی کنند.

واکنش‌های کاسترو پس از شنیدن اسم حضرت امام(ره)

حجت‌الاسلام قاسم روانبخش، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: آقای فخرالدین حجازی که از سخنرانان اوایل انقلاب و نماینده مجلس بود و بعدها در جناح چپ قرار گرفت، من مستقیم از خود ایشان شنیدم که گفت: «اول انقلاب آن وقتی که نماینده مجلس بودم، با هیئتی از مجلس به کوبا رفتیم؛ وقتی وارد سفارت شدیم، نماینده کاسترو به دیدن ما آمد. ما به او گفتیم اگر بشود این چند روزی که ما اینجا هستیم یک دیداری با کاسترو (رهبر کوبا و یکی از انقلابی‌های دنیا و یک چهره ضدآمریکایی) داشته باشیم، خیلی ممنون می‌شویم، گفت: چشم، من پیام‌تان را به کاسترو می‌رسانم. دوسه ساعت بعد دیدیم درِ سفارت را می‌زنند، رفتیم دیدیم ماشین بنزی ایستاد و گفتند کاسترو آمده به دیدار شما؛ رهبر یک کشور بلندپایه آمد به سفارت برای دیدن نمایندگان یک کشور. ما با هم صحبت می‌کردیم. از حضرت امام(ره) می‌پرسید و هر وقت اسم امام را بر زبان جاری می‌کردم، کاسترو بلند می‌شد و تمام‌قد سلام نظامی می‌داد. می‌گفت من فکر می‌کردم ضدآمریکایی‌ترین و انقلابی‌ترین چهره‌ دنیا من هستم، ولی انقلاب و امام به من ثابت کردند که انقلابی‌ترین و ضدآمریکایی‌ترین چهره دنیا امام خمینی(ره) است.

نجابت اصلاح‌طلبی!

در حالی که جریان اصلاح‌طلب در سال 88 کشور را با یک فتنه پیچیده مواجه کرد و از تمام توان نرم‌افزاری جریان‌های ضدانقلاب و استکباری برای براندازی نظام بهره گرفت، اکنون حجت‌الاسلام علی یونسی، دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقليت‌هاي ديني و مذهبي، مدعی است که (اصلاح‌طلبان) با نجابت به دلیل انقلاب و وحدت، کوتاه آمده است. وی گفت: کسانی که ادعا می‌کنند یک جریان حذف شده و چشم خود را بسته‌اند و نمی‌خواهند واقعیت را ببینند، باید بدانند که زمانی جریان اصلاح‌طلبی با نجابت برای انقلاب و وحدت کوتاه می‌آید و سکوت می‌کند که نشان از ذات اصلاح‌طلبی است، ولی سکوت، دلیل نابودی آنها نیست.

هدف از اهدای نشان بازرگان به رئیس‌جمهور

در آستانه سالگرد مهندس بازرگان، برخی نشریات اصلاح‌طلب با انتشار ویژه‌نامه‌ها و مطالب متنوعی درباره او تمام یا بخشی از روی جلد خود را به عکس‌های نخست‌وزیر دولت موقت اختصاص دادند. این نشریات تلاش داشتند به این دلیل که بازرگان هم از اعتدال و میانه‌روی سخن می‌گفت و شعار مشهور او «سیاست گام‌به‌گام» بود، حسن روحانی را بازرگان دوم بنامند. این در حالی است که امام(ره) خط‌مشی بازرگان را نفی کرد و وی عاقبت از دایره انقلاب کنار گذاشته شد. گویا اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران به‌دنبال خلق تئوریک یک بازرگان دوم در عرصه سیاسی کشور هستند. البته ظاهر عنوان «بازرگان» یک نشان معنادار است که اصلاح‌طلبان در هر دوره‌ای آن را به کسی داده‌اند تا تساهل دینی و مذهبی را در جامعه دامن بزند و سکولارها هم بهتر به اهداف‌شان برسند.

همسران وزرا موسیقی را متحول می‌کنند!

یکی از تلاش‌های وزارت ارشاد، عمومی کردن موسیقی و خوانندگی زنان است که با تذکر مراجع تقلید هم مواجه شده است. اما در سی‌وپنجمین سالگرد انقلاب اسلامی در فرهنگسرای نیاوران در حوزه موسیقی اتفاقاتی رخ داد که از برنامه‌های دولت برای مقابله با ارزش‌های اسلامی پرده برمی‌دارد. در یکی از این برنامه‌ها «ژیوار شیخ‌الاسلامی» در جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر گفت: امشب چند بانوی عزیز در سالن هستند که با پشتیبانی آنها توانسته‌ایم قدمی در موسیقی بانوان برداریم. خانم آقای جنتی (وزیر ارشاد)، خانم آقای ظریف(وزیر خارجه) و خانم آقای واعظی (همسر وزیر ارتباطات) امشب میهمان ما هستند. در حالی که تماشاگران با شنیدن نام وزیر امور خارجه شروع به دست زدن کردند. این بانوی آوازه‌خوان سپس اضافه کرد: موسیقی مرز جنسیتی ندارد، اما ما می‌خواهیم بگوییم زنان هم می‌توانند آثار فاخر ارائه کنند. قطعه بعدی که ضرباهنگی تند داشت باعث شد که خانم‌ها ایستاده و نشسته با دستمال و روسری به دست زدن و کل کشیدن و... بپردازند و همین مطلب موجب تذکراتی چند از جانب مأموران سالن فرهنگسرای نیاوران شد.

تقویت اینترنت به جای تلویزیون

در جلسه اصلاح‌طلبان مطرح شده است حالا که راه‌اندازی شبکه تلویزیونی خصوصی منع قانونی دارد، باید تمهیدی بیندیشیم و پروژه بالا بردن سرعت اینترنت در کشور را اجرا کنیم تا بتوانیم از طریق شبکه مجازی به نمایش فیلم، مصاحبه، خبر و گزارش بپردازیم. هزینه این پروژه بیش از دو میلیارد دلار ارزیابی شده است.

نماینده می‌خواهد، استاندار نمی‌تواند
استاندار خراسان شمالی گفت: یک نماینده مردم استان در مجلس شورای اسلامی در مدت حدود 105 روز، 400 بار به مدیریت ارشد استان نامه‌نگاری کرده است. «سیدعلی‌اکبر پرویزی» اظهار کرد: در تمام این نامه‌ها درخواست‌های میلیاردی برای اجرای برخی طرح‌های عمرانی در سطح استان مطرح شده که در شرایط کنونی قابلیت اجرایی ندارد.


یادداشت
علي موحد

نگاهي به برگزاري اجلاس بين‌المجالس اسلامي در تهران
اذعان جهان به توانمند‌هاي ايران
در وضعیتی كه جهان معطوف به مسائلي همچون مذاكرات ايران و گروه 1+5 و يا تحولات سوريه، اوكراين و... است، اجلاس بين‌المجالس اسلامي به رياست جمهوري اسلامي ايران در تهران برگزار شد. سران مجالس 30 کشور اسلامي در کنار مقامات و نمايندگاني از ساير کشورهاي اسلامي (57 کشور اسلامي) در تهران گردهم آمدند تا به بررسي چالش‌ها و مشکلات جاري در جهان اسلام بپردازند. بر اساس مصوبات اعلام شده، رياست مجالس كشورهاي اسلامي از سودان به جمهوري اسلامي ايران واگذار شد كه امري مهم براي ديپلماسي پارلماني كشور است.
اين نشست در کنار دستاوردهاي کلان براي جهان اسلام و تأثيراتي که مي‌تواند براي خروج کشورهاي اسلامي از اوضاع نابسامان کنوني داشته باشد، ابعاد و نکات قابل‌توجهي دارد كه كمتر مورد پردازش محافل رسانه‌اي قرار گرفته است و حتي كشورهاي غربي به دنبال اهميت‌زدايي از آن بوده‌اند.
اول؛ حضور سران مجالس و نمايندگان از 57 کشور اسلامي در نشست تهران، نشانگر اعتماد‌ جهاني به ماهيت صلح‌آميز و نقش موثر ايران در برقراري ثبات و امنيت جهاني است؛ نگرشي که نمود عيني آن را در برگزاري نشست سران جنبش عدم تعهد در ايران با 118 عضو و واگذاري رياست سه ساله آن به تهران در سال 1391 مي‌توان مشاهده کرد. کشورهاي غربي همواره با پروژه ايران‌هراسي تلاش کرده‌اند تا ايران را کشوري منزوي و حاشيه‌اي جلوه دهند. نشست تهران نشان داد که اين ادعا، امري واهي است و کشورها با علاقه‌مندي براي توسعه روابط با ايران گام برداشته و بر لزوم اين همگرايي تأکيد کرده‌اند.
ثاني؛ غرب ادعا دارد که ايران نقش منفي در منطقه دارد و با وجود غرب بايد با آن مقابله کرد، حال آنکه نکته بسيار مهم در این نشست، تأکيد حاضران در آن، بر لزوم ايفاي نقش فعال ايران در برقراري ثبات و امنيت در منطقه است که خود سندي بر واهي بودن ادعاهاي ضد ايراني غرب است. اجلاس تهران نشان داد که تهران محور اتحاد جهان اسلام و منطقه است که ابتکارات و طرح‌هاي آن مي‌تواند ثبات و امنيت را بر منطقه حاکم سازد.
ثالث؛ نمايندگان پارلمان‌ها، يعني نمايندگان ملت‌ها. بنابراين مي‌توان گفت که مواضع حاضران در نشست تهران در بيان ديدگاه‌هاي همسو با ديدگاه‌هاي ايران از جمله در حوزه مبارزه با رژيم صهيونيستي و غرب و حمايت از سوريه و جبهه مقاومت، نشانگر جايگاه تفکرات مقاومتي ايران در جهان اسلام با 5/1 ميليارد جمعيت است؛ امري که برتري ايران بر آمريکا در حوزه ديپلماسي عمومي را آشکار مي‌سازد. از بندهايي كه همگان بر آن تأكيد داشتند، مبارزه با رژيم صهيونيستي و حمايت از مقاومت بوده كه دستاوردي بزرگ براي جمهوري اسلامي ايران است.
رابع؛ غرب تلاش دارد تا روابط با غرب را زمينه‌ساز رفع تحريم‌ها و حل چالش‌هاي اقتصادي ايران بداند نشان دهد حال آنکه نشست تهران نشان داد که جهان اسلام ازجمله در قالب روابط بين‌المجالس اسلامي، می‌تواند داراي توانایی‌های عظيمي براي حل چالش‌هاي اقتصادي کشور باشد. به عبارتي ديگر مي‌توان گفت که ديپلماسي پارلماني عرصه‌اي مهم در روابط جهاني و حل چالش‌هاي اقتصادي کشور و بي‌اثر ساختن تحريم‌ها است که مکملي براي فعاليت‌هاي دستگاه ديپلماسي کشور است.
نشست تهران و آشکارتر شدن توانمندی‌های عظيم ايران در معادلات جهاني مي‌تواند نقطه قوتي براي بالا بردن قدرت چانه‌زني گروه هسته‌اي در مذاکرات باشد به ويژه اينکه، از يک سو اين نشست، واهي بودن ادعاي انزواي ايران را بيش از پيش آشکار ساخت و از سوي ديگر، حاضران در اين نشست به نمايندگي از ملت‌هاي خود به حمايت از حقوق هسته‌اي ايران و رد ادعاهاي ضد ايراني غرب پرداختند. توانایی‌ای که غرب با حاشيه‌سازي و پرداختن يک‌جانبه به مذاکرات ايران و غرب در وين و کم‌اهميت‌سازي رسانه‌اي نشست بين‌المجالس اسلامي، به دنبال پنهان‌سازي آن بود و سعي کرد تا ارزش ميزباني ايران از اين نشست بين‌المللي را کم ‌اهميت جلوه دهد و آن را نشستي بدون دستاورد براي ملت ايران عنوان کند.
آنها چنین القا مي‌کنند که رابطه با غرب، یعنی ديپلماسي فعال. حال آنکه، برگزاري نشست تهران و ديپلماسي پارلماني، بخش قابل توجهي از ديپلماسي کشور است که مي‌تواند به تحقق اهداف کشور در مقابله با تحرکات غرب و حتي بالا بردن قدرت چانه‌زني ايران در مذاکرات هسته‌اي و حتي مقابله با تحريم‌ها منجر شود.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

«آسمان» علیه آسمان!
حسین عبداللهی فر

شنبه(۲۶/۱۱) که روزنامه‌ها روی پیشخوان دکه‌ها قرار گرفتند عضو جدیدی در کنار خود دیدند؛ روزنامه‌ای به نام «آسمان» از خانواده اصلاح‌طلبان و نزدیک به اعتدال‌گرایان، که هنوز نیامده، پا به افراط گذاشت و علیه احکام آسمانی قصاص دست به قلم شد و هنوز هفته به پایان نرسیده بود که عمر کاری‌اش پایان یافت.
«آسمان» تا هفته پیش هفته‌نامه بود و این هفته با همان کادر و نویسندگان روزنامه شد ، نخستین شماره‌اش خود را اولین روزنامه روزگار اعتدال‌گرایی معرفی کرد و رویه‌ای کامل افراطی در پیش گرفت. نگاهی به چند شماره اخیر این روزنامه بیانگر تناقض شعار و عمل اصحاب آسمان است.
محمد قوچانی سردبیر روزنامه در اولین سرمقاله خود برای معرفی «آسمان» به عنوان «فرزند روزگار اعتدال» به سه موج اصلاح‌طلبی در کشورمان اشاره کرد و ‌نوشت: «اولین حرکت اصلاح‌طلبانه تاریخ معاصر ما در دوره نهضت ملی دکتر مصدق رخ داد که نسل اول اصلاح‌طلبی ایرانی را ساخت، مشروطه‌خواهانی که در چارچوب قانون اساسی و مبارزه انتخاباتی و روش‌های صلح‌آمیز، خواهان تحول بودند. این نسبت تا زمان ما نیز تداوم یافته و سیاستمداران صادقی مانند مهندس مهدی بازرگان و مهندس عزت‌الله سحابی از همین نسل اول اصلاح‌طلبان ایرانی بودند.»
موج دوم اصلاح‌طلبی از نظر سردبیر «آسمان»، حرکت اصلاحات در دوره خاتمی بود و درخصوص موج سوم ‌نوشت: «اکنون با ظهور اعتدال‌گرایی اما خون تازه‌ای در رگ این جریان تحول‌خواه دمیده شد و اعتدال‌گرایی به عنوان صورت‌بندی تازه تحول‌خواهی سر بر آورده است که چهره شاخص آن دکتر حسن روحانی و دکتر محمدجواد ظریف هستند.»
قوچانی از این نوشتار بلند؛ فلسفه کاری روزنامه آسمان را چنین استخراج کرده است که؛ «ما اکنون دولتی داریم که خود را نه نظریه‌پرداز، بلکه کارگزار می‌داند. اکنون فرصت نظریه‌پردازی است، اکنون زمانه روزنامه‌نگاری است.»
تیتر اول اولین شماره آسمان هم جنجالی تنظیم شده بود که به «حضور اصلاح‌طلبان در راه‌پیمایی 22 بهمن» اختصاص داشت. این تیتر واکنش برخی از روزنامه‌ها با عنوان تأکید بر پرهیز از مصادره جناحی حضور پر شکوه مردم در راه‌پیمایی 22 بهمن را در پی داشت.
در دومین شماره از آسمان دو گفت‌وگوی این روزنامه به تطهیر چهره بازرگان پرداخته بود.
در یکی از این گفت‌وگو‌ها که جای تیتر و تصویر اول روزنامه را گرفته بود به نماز شب بازرگان تصریح داشت و در دیگری از قول شمس‌الواعظین به شباهت‌های بازرگان و روحانی پرداخته بود که می‌گوید: «در حقیقت وضعیت فعلی می‌خواهد بگوید که دیگر می‌خواهد یا می‌تواند از چهره‌های خوشنام تاریخی، آموزه‌های لازم را بگیرد. آن هم در مقطع فعلی که ایران در پی فضایی سرشار از ادبیات و رفتار خشونت‌بار، نیاز به سیاست‌های اعتدالی و میانه‌روی دارد.»
تیتر جنجالی دیگر این روز آسمان یک‌شنبه(۲۷/۱۱) نیز به موضوع رفع حصر سران فتنه مربوط می‌شد که از قول لاریجانی تیتر زده بود: «شورای عالی امنیت ملی درباره حصر تصمیم سنجیده‌ای بگیرد.»
روز بعد تیتر اول آسمان جنجالی‌تر از روزهای پیش بود که روی تصویری تمام‌قد از محمود دولت‌آبادی؛ «عبور کلنل از سد سانسور» را تیتر کرده و از چاپ 50 هزار نسخه‌ای رمان «کلنل» نوشته محمود دولت‌آبادی پس از پنج سال توقیف در نیمه اسفندماه خبر داده بود.
روند افراطی‌گرایی سه‌شنبه(۲۹/۱۱) به اوج خود رسید؛ روزی که آسمان در نقل خاطره از هرمیداس باوند، لایحه قصاص را غیر انسانی خواند و نوشت: «دهه 60 دهه جنگ و ناآرامی‌های ناشی از جنگ و بمباران بود و این فضا بالطبع در جو دانشگاه هم اثرگذار بود. استادان قدیمی در کنار کسانی که ارزشی بودند و تازه به جمع ما اضافه شده بودند، گاه مشی محافظه‌کاری پیش می‌گرفتند و گاه دانشگاه را ترک می‌کردند. یادم هست که آن زمان آقای نجفقلی حبیبی 12 نفر از استادان را منفصل از خدمت کردند که البته بعضی از آنها بعد‌ها به فضای دانشگاه برگشتند. کسانی چون دکتر ناصر کاتوزیان، دکتر بهنام و یا دکتر جمشید ممتاز، دلیل این کار تا آنجایی که یادم می‌آید این بود که جبهه ملی علیه لایحه غیر انسانی قصاص بیانیه صادر کرده بودند و این استادان که اکثر رشته حقوق خوانده بودند، بیانیه جبهه ملی را امضا کرده بودند.»
جمله‌ای که توقیف این روزنامه نو رسیده را به دنبال داشت؛ اما این همه عناد با احکام آسمانی نبود. آسمان در همین شماره به بهانه اعدام دو متجاوز به عنف در شیراز و کرج صفحه حقوق امروز خود را به موضوع اجرای حدود و احکام در ملأ عام اختصاص داد و تیتر «ضررش بیش از منفعتش است» را برای گفت‌وگو با حسین میرمحمد صادقی برگزید و در یادداشتی تحت عنوان «تالی فاسد دارد»، نوشت: «از نظر عملی نیز اجرای علنی مجازات‌ها تالی فاسدهای مختلفی دارد از جمله اینکه باعث ترس غیر متدینین که فلسفه مجازات‌ها را نمی‌دانند، از اسلام می‌شود و زمینه جذب غیر مسلمان‌ها به اسلام را کاهش می‌دهد.»


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

نگاهي بر لشکركشي كشورهاي غربي به قاره آفريقا
كشتار مسلمانان؛ نسخه غرب براي آفريقاي مركزي
قاره آفريقا به عنوان قاره‌اي ثروتمند كه فقرش ريشه در ثروت آن دارد در ماه‌هاي اخير غرق در آتش و خون است. كارنامه كشورهايي مانند نيجريه، نيجر، مالي، ساحل عاج، تونس، مصر، ليبي ، سومالي و... نشان مي‌دهد كه قاره آفريقا با مجموعه‌اي از چالش‌هاي امنيتي مواجه شده كه هر روز هزاران نفر را به كام مرگ مي‌برد.
هرچند كه تأثير درگيري‌هاي قبيله‌اي در اين ناآرامي‌ها را نمي‌توان ناديده گرفت؛ اما آنچه بيش از هر چيز نمود پيدا مي‌كند، نقش كشورهاي غربي در اين ناآرامي‌ها است. پرونده غربي‌ها نشان مي‌دهد كه آنها براي رسيدن به منافع اقتصادي، رقابتي سخت را در اين قاره آغاز كرده‌اند. حال، یا با فروش تسليحات و ايجاد درگيري‌هاي داخلي، و يا با حضور مستقيم نظامي در اين قاره.
نكته مهم در سراسر آفريقا آن است كه از جمعيت 600 تا 800 ميليون نفري اين قاره، 51 درصد را مسلمانان تشكيل مي‌دهند كه آمارها از اوضاع نابسامان آنها در موقعیت كنوني حكايت دارد. آفريقاي مركزي از جمله اين كشورها است كه در ماه‌هاي اخير در وضعيتي بحراني گرفتار آمده است.
جمهوری آفریقای مرکزی 623 هزار کیلومتر وسعت دارد و از جمعیت پنج میلیون نفری این کشور 750 هزار نفر مسلمان هستند. بیشتر جمعیت این کشور اعتقادات سنتی (روح‌گرا) دارند، اما مسیحیان خود را دارای بیشترین جمعیت در این کشور می‌دانند. خشونت‌های جمهوری آفریقای‌مرکزی از مارس 2013 و به دنبال برکناری «فرانسوا بوزیزه» رئیس‌جمهور سابق این کشور آغاز شد. شبه‌نظامیان سلکا (وابسته به القاعده) و شبه‌نظامیان آنتی بالاکا (که مسیحیان تندرو هستند) با یکدیگر درگیر شدند که در نتیجه 2000 نفر تاکنون قربانی شده‌اند که اکثرشان مسلمان هستند.
شورای امنیت سازمان ملل در پنجم دسامبر سال 2013 (14 آذر 1392) به نظامیان فرانسه اجازه داد برای مهار خشونت‌ها و مبارزه با تروریسم وارد جمهوری آفریقای مرکزی شوند، اما ورود 1600 نظامی فرانسوی به این کشور، نه تنها از خشونت‌ها کم نکرد، بلکه بر دامنه آن افزود. در این بین، نظامیان فرانسوی به خلع سلاح یکجانبه مسلمانان پرداختند و همین مسئله، موجب گسترش حملات گروه تروریستی «آنتی بالاکا» که از مسیحیان تندرو هستند به منازل، مساجد، مغازه‌ها و اموال مسلمانان شد. در این حملات که از آغاز سال میلادی جدید شدت گرفته، تاکنون بیش از 1000 مسلمان کشته شده‌اند. مسلمانان از بانگی (پایتخت) و دیگر شهرها گریخته و سعی کردند به کشورهای مجاور بروند، اما با ممانعت نظامیان فرانسوی، نظامیان اتحادیه آفریقا و مسیحیان تندرو مواجه شدند! مسلمانان در همه مناطق جمهوری آفریقای‌مرکزی، به دست مسیحیان تندرو و با حمایت نظامیان فرانسوی قتل‌عام می‌شوند. «ییر بوکرت» عضو دیده‌بان حقوق‌بشر با اشاره به اوضاع وخیم مسلمانان گفت: احتمال دارد تا چند هفته دیگر هیچ شهروند مسلمانی در بانگی و شرق آفریقای مرکزی باقی نماند.
در حال حاضر 600 نظامی فرانسوی و 5400 نظامی اتحادیه آفریقا در آفریقای‌مرکزی‌حضور دارند و اتحادیه اروپا موافقت کرده که 1000 نیروی دیگر از جمله 400 نظامی فرانسوی جدید به این کشور اعزام شوند. سازمان عفو بین‌الملل روز 12 فوریه (23 بهمن) صراحت اعلام کرد قادر به متوقف کردن «پاک‌سازی دینی» علیه مسلمانان در غرب آفریقای مرکزی نیست. سازمان‌های کمک‌رسان بین‌المللی نیز نسبت به از دست رفتن جان مسلمانان به دلیل گرسنگی و بیماری هشدار داده‌اند.
نكته‌اي كه در اين تحولات مشهود است، رويكرد كشورهاي غربي براي استعمار اين كشور و نيز اجراي سياست اسلام‌ستيزي است. پس از آغاز بيداري اسلامي در شمال آفريقا و گسترش آن به مناطق جنوبي، كشورهاي غربي كه منافع استعماري خود را در خطر مي‌ديدند، حمله پيش‌دستانه به بيداري اسلامي در اين مناطق را آغاز كردند كه محور آن را نيز گرفتارسازي كشورها در جنگ‌هاي داخلي، لشکركشي نظامي به بهانه حقوق بشر و مبارزه با تروريسم تشكيل مي‌دهد.
لشکركشي‌‌هاي نظامي غربي‌ها به‌ويژه فرانسوي‌ها و انگليسي‌ها به آفريقا در حالي صورت گرفته كه در پرونده آنها جز كشتار و جنايت به‌ويژه كشتار مسلمانان، مشاهده نمي‌شود. آنها كه اسلام را تهديدي براي سلطه‌گري خود در این منطقه مي‌دانند، نسل‌كشي مسلمانان را در سراسر آفريقا به راه انداخته‌اند. در حالي كه همچنان ادعاي حمايت از حقوق بشر را سر مي‌دهند. جالب توجه آنكه، غربي‌ها در برابر افكار عمومي چنان القا مي‌سازند كه به دنبال حفظ جان غير نظاميان هستند، حال آنكه عمل در كشتار مسلمانان مشاركت مي‌كنند. رفتار غربي‌ها در آفريقا را مي‌توان با عملكرد نظاميان صهيونيست در جنايت شهرك‌نشينان صهيونيست عليه فلسطيني‌ها مقايسه كرد. در سرزمين‌هاي اشغالي، شهرك‌نشينان صهيونيست با پشتوانه نظاميان به خانه و كاشانه فلسطيني‌ها يورش برده و آنها را آواره ساخته و حتي به قتل مي‌رسانند. حال آنكه در آفريقا، همين رويكرد را گروه‌هاي تحت حمايت نظاميان غربي عليه مسلمانان اجرا مي‌كنند كه تاكنون هزاران مسلمان را به كام مرگ برده است. جنايات صورت گرفته در آفريقاي مركزي را مي‌توان نمود ديگري از حقوق بشر غربي در جهان دانست كه اساس آن را كشتار و جنايت به‌ويژه، نسل‌كشي مسلمانان تشكيل مي‌دهد. غرب در هر سرزميني كه پا گذاشته است، يك نتيجه را رقم زده و آن، كشتار بشريت و غارت كشورها بوده كه اكنون بخش ديگري از آن در آفريقاي مركزي در حال اجرا است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

هراس آمريکا از چيست؟
آمريکايي‌ها در فضاسازي ضد ايراني دو محور را مطرح کرده‌اند؛ اول مسئله موشک‌هاي بالستيک ايران و به زعم آنها تهديد بودن آن براي اروپا. دوم مسئله حضور نيروي دريايي ايران در آب‌هاي آزاد و به ادعاي آنها در نزديکي مرزهاي آمريکا. هر چند که آمريکايي‌ها تلاش کرده‌اند تا از اين ادعاها براي تکرار پروژه ايران‌هراسي و نيز فروش تسليحات به کشورهاي عربي و حتي افزودن مسئله توان دفاعي ايران در مذاکرات هسته‌اي بهره گيرند، اما در وراي تمام اين امور چند نکته مهم قابل توجه است که ريشه اصلي هراس آمريکا از توان موشکي و نيروي دريايي ايران را آشکار مي‌سازد.
اول؛ در حوزه توان موشکي ايران يک اصل اساسي مطرح است و آن هراس آمريکا از توانايي‌هاي بومي و ملي ايران در تقويت توان دفاعي است. غرب همواره اين مسئله را القا مي‌سازد که کشورها براي رسيدن به خودکفايي دفاعي بايد وابسته به غرب باشند و هیچ کشوري توان دستيابي به توان دفاعي بومي را ندارد. نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران اين توهم غرب را با ناکامي مواجه ساخته و به جهانيان اثبات کرده‌اند که مي‌توان بدون وابستگي، توان دفاعي خود را ارتقا بخشيد، به‌گونه‌اي که به اذعان فرماندهان نظامي و دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکا، نيروهاي مسلح ايران اولين قدرت منطقه هستند و جنگ با آنها برابر با به آتش کشيده شدن تمام منافع آمريکا خواهد بود.
نکته مهم در ادعاهاي موشکي آمريکايي‌ها، تأکيد بر تهديد بودن ايران براي اروپا است، حال آنکه جهانيان اذعان دارند 200 کلاهک هسته‌اي آمريکا مستقر در اروپا تهديد امنيت اروپا است، چنانکه در ماه‌هاي گذشته بسياري از مقامات اروپايي از جمله «وستروله» وزير خارجه سابق آلمان خواستار برچيدن اين تسليحات از اروپا شدند. نكته قابل توجه آنكه آمريكا چندي پيش نسل جديد بمب هسته‌اي را آزمايش كرده است كه تهديدي براي امنيت بين‌الملل است. جالب توجه آنكه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز كه مسئول خلع سلاح و منع گسترش تسليحات كشتار جمعي است در برابر اين آزمايش سكوت كرد.
ثاني؛ در باب توان نيروي دريايي ايران نيز مهم‌ترين چالش براي آمريکا، قدرت بومي نيروي دريايي کشورمان است. آمريکايي‌ها در دو حوزه با توان دريايي ايران چالش دارند. نخست آنکه، نيروي دريايي ايران توانسته با اتکا به ظرفيت‌هاي دروني به قدرتي جهاني مبدل شود. حال آنکه نتيجه اين امر، شکسته شدن انحصار غرب در حوزه دريايي است. دوم آنکه، نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران در سال‌هاي اخير نقشي فعال در برقراري امنيت جهان از جمله در مبارزه با دزدان دريايي داشته است، در حالی که نيروي دريايي غربي‌ها از جمله آمريکا صرف به دنبال جنگ‌افروزي و کشتار در جهان بوده‌اند و حتي در مبارزه با دزدان دريايي کارنامه ضعيفی داشته‌اند.
دستاوردهاي گسترده و نقش فعال نيروي دريايي ايران موجب الگو شدن آن براي ساير کشورها و تمايل آنها به توسعه روابط و همگرايي با نيروي دريايي ايران در جهت مقابله با جنگ‌طلبي غرب و برقراري امنيت جهان شده است. آمريکایی‌ها همواره از الگو بودن و نقش نيروي دريايي ايران در صلح جهاني که سبب به چالش کشيده شدن منافع نظام سلطه است در هراس بوده‌اند، از این‌رو فضاي تخريب را عليه آن آغاز کرده‌اند. با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت که الگو بودن نيروهاي مسلح ايران در عرصه‌هاي مختلف هوايي، زميني و دريايي براي جهانيان به عنوان نيروي مقابله‌کننده با سلطه غرب و نيز تأمين‌کننده صلح و ثبات جهاني ريشه اصلي فرافکني‌هاي آمريکا درباره توان موشکي و دريايي ايران است.


پرونده

آمانو: عدم انحراف در تأسیسات هسته‌ای ایران
به گزارش خبرگزاری رویترز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش خود درباره پرونده هسته‌ای ایران گفت: تهران به تعهدات خود بر اساس توافقنامه ژنو که در تاریخ ۲۴ نوامبر با گروه ۵+۱ به‌دست آمد، عمل می‌کند. یوکیا آمانو در گزارش خود اعلام کرد: ایران در چارچوب زمانی سه ماهه، شش اقدام عملی که در مورد آنها با آژانس توافق شده بود انجام داد و آژانس عدم انحراف در مواد و تأسیسات هسته‌ای اعلام شده ایران را تأیید می‌کند.
دو چالش مهم در مسیر ادامه مذاکرات هسته‌ای ایران

نخستین دور از گفت‌و‌گوهای ایران و گروه ۵+۱ به منظور دستیابی به توافق جامع هسته‌ای‌ امور در وین به پایان رسید و به گفته مقامات ارشد دو طرف، چهارچوبی برای ادامه روند مذاکرات در ماه‌های آتی تعیین شده است. در این میان، یک نشریه آمریکایی به بیان مهم‌ترین مسائلی پرداخته که به‌مثابه ‌‌چالش‌هایی در مسیر این دوره از مذاکرات جلوه‌گر شده است. به گزارش نشریه «کریستین ساینس مانیتور» در دور جدید مذاکرات هسته‌ای ایران، با وجود ‌رویکرد ‌«برد ـ برد» از سوی هر دو طرف از زمان مذاکرات ژنو، انتظارات از این دور از مذاکرات در پایین‌ترین سطح خود است. با این حال، در ماه‌های اخیر و از زمان امضای توافق‌نامه ژنو تاکنون، دو موضوع سبب پیچیده شدن روند گفت‌و‌گو‌ها شده است: نخست، اصرار ناگهانی آمریکا بر گنجاندن موضوع موشک‌های بالیستیک ایران در مذاکرات و دوم، ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر بازنده بودن ایران در روند مذاکرات؛ ادعایی که صرف در خود آمریکا دارای مصرف داخلی است، ولی به هر حال در روند گفت‌و‌گو‌ها مشکل ایجاد می‌کند.
ارسال بیش از ۴۰ مقاله با موضوع فقه هسته‌ای به دبیرخانه همایش

آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست در دومین همایش ملی فقه هسته‌ای در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در قم گفت: این همایش به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سازمان انرژی اتمی ایران و مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) برنامه‌ریزی و در دو روز با هدف تبیین این فتوای تاریخی برگزار شد. وی با اشاره به اینکه 40 مقاله درباره این موضوع به دبیرخانه همایش رسیده، بیان کرد: برخی از این مقالات در پنج پیش نشست برگزار شده نقد و بررسی شد که صاحبان آثار بر‌تر مقالات خود را در صحن همایش قرائت کردند و پس از همایش این مقالات ترجمه می‌شود.
کتاب پرسش و پاسخ به شبهات توافق هسته‌ای
گفته می‌شود بازار کتاب کشور به‌زودی شاهد نشر یک کتاب تازه خواهد بود که قرار است سؤالات مختلفی درباره توافق ژنو را از منظر کارشناسی و علمی مورد بحث قرار دهد و پاسخ بسیاری از پرسش‌ها و شبهات درخصوص ابعاد مختلف این توافق را در اختیار افکار عمومی بگذارد. به گزارش سخن آنلاین، دکتر محمدحسن دریایی، یکی از پژوهشگران و تحلیلگران کشور در حوزه خلع سلاح بین‌المللی که سابقه طولانی مطالعاتی و دانشگاهی و حضور در محافل بین‌المللی مرتبط با خلع سلاح دارد و چهره‌ای شناخته شده برای متخصصان خلع سلاح است، در این کتاب یک دسته‌بندی از مقولات مربوط به حقوق بین‌الملل و خلع سلاح ارائه داده و در این قالب روایتی تاریخی ـ حقوقی از توافق ژنو و مبانی آن ارائه کرده است.


اقتصادى
سعید مهدوی

گفتمان اقتصاد مقاومتی راهکار اقتصاد کشور
پس از گذشت حدود دو سال از مطرح کردن راهکار و برنامه اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری، حال سیاست‌های کلی آن از سوی ایشان ابلاغ شد. در طول این مدت، مقام معظم رهبری به کرار درخصوص این گفتمان در محافل مختلف راهنمایی و تبیین کرده‌اند. ولی اکنون با ابلاغ سیاست‌های کلی این گفتمان به نوعی حجت را بر تمامی بخش‌های مرتبط با مسائل اقتصادی و همچنین سیاسی کشور تمام کردند. سیاسی از آن نظر که بسیاری از این سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، پس از طی مسیر درست دیپلماسی خارجی و تکیه آن بر توان داخلی و نداشتن امید به دست بیگانگان حاصل می‌شود. بر اساس این دستور فوری، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا در جهت تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، ابلاغ شده است.
از زمان اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه اقتصاد کشور، رهبری معظم به درستی راهکار اقتصاد مقاومتی را پیشنهاد و تجویز کردند، ولی به علت خطای دید برخی از مسئولان و کارشناسان اقتصادی ناشی از اقتصاد غرب که همان اقتصاد سرمایه‌داری است، گفتمان اقتصاد مقاومتی را با برنامه غربی، اقتصاد رياضتي تعبیر و تفسیر کردند. حال آنکه در تعاريف و ابعاد اقتصاد مقاومتي، هيچ نوع برنامه و طرحي كه به‌دنبال فشار وارد كردن بر مردم و بنگاه‌هاي توليدي باشد، وجود ندارد. اصل و شالوده اين نوع اقتصاد بر كاهش مصارف و بودجه دستگاه‌هاي دولتي، افزايش توليدات راهبردي(در بخش صنعت و كشاورزي)، تکیه بر عوامل داخلی اقتصاد (درون‌زا و برون‌گرا) و عدم وابستگي شدید اقتصاد به درآمدهاي نفتي استوار است. ولی در طرف دیگر، اقتصاد رياضتي كه برنامه اصلي كشورهاي اروپايي براي برون‌رفت از بحران‌هاي اقتصادي پيش آمده مطرح شده، بيشتر ظرفيت و تأكيد خود را بر افزايش ماليات‌هاي مستقيم قرار داده است و از آثار و نتايج آن نيز همين بس كه از زمان اجراي اين طرح تاكنون، روزي نبوده كه در يكي از اين كشورهاي بحران‌زده، شاهد اعتراض، اعتصاب و درگيري نباشيم.
ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در حالی است که توافق‌های مقدماتی با کشورهای ۵+۱ شکل گرفته و این کشورها در حال مذاکره با ایران برای توافق نهایی هستند. زمان ابلاغ این سیاست‌های کلی به دولت خصوص تیم اقتصادی این نکته را متذکر می‌شود که چشم دوختن و انتظار کشیدن آنها برای فائق آمدن بر مشکلات از طریق وزارت خارجه امکان‌پذیر نیست و این راهکار، راه به جایی نمی‌برد. همچنین مدتی است که مقام معظم رهبری در رهنمودهای‌شان بسیار از تکیه به عوامل و نیروی داخلی و درون‌زای اقتصاد تأکید می‌کنند.
موضوع دیگری که درخصوص این ابلاغیه و فصل‌الخطاب وجود دارد؛ مقوله «حماسه اقتصادی» است که شعار و چشم‌انداز سال جاری نیز هست. در متن دستور اقتصاد مقاومتی دو مرتبه به هدف حماسه اقتصادی اشاره شده است که در هر دو مورد، اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را راه رسیدن و تحقق حماسه اقتصادی دانسته‌اند.
واضح و مبرهن است که اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی بر عهده قوای سه‌گانه کشور خصوص قوای مجریه و مقننه است که هرچه سریع‌تر باید بدون درنظر گرفتن منافع جناحی و حزبی در جریان گفتمان اقتصاد مقاومتی قرار گیرند و دستورات رهبری را با ابلاغ این سند به زیرمجموعه‌های خود و سرلوحه قرار دادن مفاد آن در رفتارها و تصمیمات، حماسه اقتصادی را در این جنگ نابرابر و تحمیلی اقتصادی به ارمغان آورند. همچنین در طرف دیگر، همانگونه که در این ابلاغیه آمده است؛ محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای، وظیفه تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی، گفتمان‌سازی و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی را دارند.


نداى قدس

بسته بودن گذرگاه رفح در اکثر روزهای سال
آمارهای رسمی فلسطین نشان می‌دهد که گذرگاه رفح در مرز نوار غزه و مصر در سال گذشته (2013) به مدت یکصدویک روز بسته بوده است. به گزارش پایگاه اینترنتی قدس‌نت، آمارهای سالیانه ارائه شده توسط اداره عمومی امور گذرگاه‌ها در وزارت کشور و اداره امنیت ملی در غزه نشان می‌دهد که گذرگاه رفح در شش ماه گذشته و از ژوئن 2013 تاکنون تنها نودوشش روز باز شد. براساس این آمار، میزان عبور و مرور از گذرگاه رفح در سال گذشته میلادی بسیار کمتر از سال 2012 بوده و در این مدت تنها 152 هزار مورد عزیمت صورت گرفت. گذرگاه رفح تنها گذرگاه ارتباطی نوار غزه با دنیای خارج و شریان حیات این منطقه است. ارتش مصر پس از کودتای نظامی و برکناری «محمد مرسی» رئیس‌جمهور این کشور، عملیات گسترده‌ای را علیه تونل‌های مرزی غزه آغاز کرده و تا به امروز بیش از 95 درصد از این تونل‌ها را تخریب یا منفجر کرده است.
مدارس فلسطینی قدس در آستانه تعطیلی

به گزارش خبرگزاری روزنامه ورلد تریبون، مقامات رژیم صهیونیستی به بهانه ناتوانی 30 مدرسه فلسطینی در شهر قدس در پرداخت جرایم مالی به ارزش یک میلیون دلار آنها را به زودی تعطیل خواهد کرد .به نوشته این روزنامه آمریکایی این مدارس در حالی با جرایم میلیونی رژیم صهیونیستی روبه‌رو هستند که در تأمین حقوق معلم‌های خود ناتوان هستند و صرف بنا به درخواست اولیای دانش‌آموزان فلسطینی که فرزندان‌شان جای دیگری برای ادامه تحصیل ندارند همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند . علت جرایم سنگین صهیونیست‌ها این است که این مدرسه‌ها از برنامه آموزشی فلسطینی پیروی کرده و حاضر به تدریس کتب درسی رژیم صهیونیستی نیست.
ناتوانی پلیس صهیونیستی در مقابله با گروه‌های مافیایی

به گزارش خبرگزاری قدس نتایج تازه‌ترین نظرسنجی انجام شده در جامعه صهیونیستی که از طریق کانال 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی منتشر شد، نشان می‌دهد که 80درصد، صهیونیست‌های ساکن رژیم صهیونیستی براین باورند که پلیس این رژیم در مقابله با گروه‌های مافیایی داخل این رژیم ناکام مانده است و 44 درصد صهیونیست‌ها نیز احساس ناامنی می‌کنند. براساس این نظرسنجی، تنها 29 درصد از صهیونیست‌ها از عملکرد ژنرال «يوحنان دانينو» فرمانده نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی راضی هستند.
تلاش رژیم صهیونیستی برای یهودی‌سازی مدارس عربی

کمیته قانون‌گذاری کابینه رژیم صهیونیستی، پیش‌نویس قانون یهودی‌سازی آموزش در تمامی مدارس از جمله مدارس فلسطینیان داخل سرزمین‌های اشغالی 48 را به تصویب رساند. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین به نقل از پایگاه خبری «الجزیره نت»، فلسطینیان داخل سرزمین‌های اشغالی 48 ضمن مخالفت با این پیش‌نویس آن را تلاشی در جهت صهیونیستی کردن هویت عربی خواندند. این قانون تمامی مدارس و موسسه‌های آموزشی را ملزم به تقویت هویت صهیونیستی به‌عنوان کشور یهودیان می‌کند.
پیش‌بینی اقتصاددانان از ورشکستگی تشکیلات خودگردان

کارشناسان اقتصادی فلسطینی پیش‌بینی کردند تشکیلات خودگردان در پرتو بحران‌های مالی سنگین خزانه دولت و افزایش بدهی‌ها که به 200 میلیون دلار رسیده است، دچار فروپاشی و ورشکستگی شود. اقتصاددانان فلسطینی تصریح کردند که افزایش مالیات‌ها از سوی تشکیلات خودگردان به هیچ وجه موجب کاهش بدهی‌ها نخواهد شد و تشکیلات خودگردان معتقد است که کاهش بدهی‌ها تنها از طریق بدهی‌های انباشته شده بر این تشکیلات در بانک‌های موجود در اراضی اشغالی امکان‌پذیر است. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که پیش‌بینی‌های اقتصادی از اوضاع مالی تشکیلات خودگردان نشان می‌دهد که هیچ راه‌حلی برای برون‌رفت از بحران‌های مالی پیش روی در آینده در دستور کار نیست و تشکیلات خودگردان تنها به کمک‌های مالی خارجی به ویژه کمک‌های آمریکا، کشورهای غربی و عربی دل خوش کرده است و به هیچ‌وجه قصد خودکفایی و بهره‌برداری از منابع مالی داخلی را ندارد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

متحدان نانوشته آمريكا
جهان اسلام را تهديد مي‌كنند

رضا اشرفي

براي اينكه ثابت شود القاعده و تروريسم بين‌المللي تولد يافته انديشه و عمل آمريكا است نياز به تحقيق نيست. اين مسئله‌اي است كه مقامات آمريكا بارها به‌طور علني به آن اذعان كرده‌اند. حتي هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه سابق آمریکا كه در حال آماده شدن براي انتخابات رياست‌جمهوري 2016 است، در دوره وزارت خود اين مسئله را بازگو كرد. از زمان تأسيس و پشتيباني آمريكا از القاعده اين ارتباط سازمانی اما غير رسمي ادامه پيدا كرده است.
آمريكا ساليان گذشته همواره سعي كرده تا از شاخه‌هاي مختلف اين طيف تروريستي در مناطق مختلف از آفريقا تا آسيا و... استفاده كند. در حالي‌كه اين متحد نانوشته كم‌كم در حال تهديد كردن بخش‌هاي قابل توجهي از دنيا به‌ویژه جهان اسلام است كه در حال حاضر نقطه ثقل آن در آسیای غربی(خاورميانه) و در كشور سوريه است. اما متأسفانه اين نقطه ثقل در حال گسترش است.
از ابتداي اعتراضات، ‌شورش‌ها و جنگ‌هاي مهندسي شده در سوريه،‌ دولت آمريكا از معارضان تروریست حمايت كرده و به آنان پروبال داده است. يكي از مهم‌ترين عواملي كه سبب مي‌شود مذاكرات ژنو در بحران سوريه به نتيجه نرسد به همين مسئله باز مي‌گردد. آمريكا و معارضان (القاعده، تكفيري‌ها،‌ داعش و...) يك‌صدا بر اين طبل مي‌كوبند كه براي اينكه مذاكرات به نتيجه برسد،‌ طرف سوري بايد بپذيرد كه تشكيل دولت انتقالي را به رسميت بشناسد. اين در حالي است كه اگر دولت سوريه، تشكيل دولت انتقالي را به رسميت بشناسد، رسميت خود را زير سوال برده است.
اگر قرار باشد كه دمشق اعلام كند كه دولت سوريه رسميت ندارد، اما در عوض دولت انتقالي حق است، ‌ديگر چه لزومي دارد كه دمشق هيئت رسمي در مذاكرات داشته باشد. دولت با اين كار هويت خود را زير سوال برده و از دولت بودن خارج مي‌شود. اين همان مسئله‌اي است كه آمريكا به دنبال آن است، در حالي كه هيچ دولتي در هيچ كجاي دنيا چنين طرح و پيشنهاد فاقد منطقی را نمي‌پذيرد. سوريه اگر خواهان پذيرش اين مسئله بود طي بيش از سه سال گذشته با تروريسم وارد جنگ خانمانسوز نمي‌شد.
به همين دليل اتحاد آمريكا و مخالفان هم بيشتر شد. اگرچه اختلافات عميق و لاينحل در ميان آنها بسيار زياد است، به گونه‌اي كه به چچني‌سازي بحران سوريه تعبير مي‌شود، اما آمريكا هنوز به دنبال تحكيم اتحاد بين مخالفان است. همين تأكيد و تأييد سبب شده تا القاعده و تروريسم به قوت خود باقي بمانند و نه تنها كشور و مردم سوريه را تهديد كنند، بلكه پاي خود را در ديگر مناطق خاورميانه دراز كنند.
در حال حاضر كشورهايي همچون يمن‌ و ليبي به‌شدت در معرض خطر قرار دارند و مصر نيز در معرض تهديدات جدي از سوي نيروهاي مختلف و به‌خصوص القاعده و تروريسم است. شاخه‌هاي مختلف القاعده حتي كشورهاي آفريقايي و آسياي مركزي و قفقاز را نیز تهديد مي‌كنند.
القاعده سعي دارد با نگاه امپراتوري كه تنها با گلوله و ترور حمايت مي‌شود پاي خود را به سرزمين‌هاي مختلف اسلامي بكشاند. اين همان تهديدي است كه همه كشورها بايد عليه آن اقدام كنند، در حالي كه متأسفانه چنين تصويري وجود ندارد و حتي برخي از كشورها به‌ويژه برخی کشورهای مرتجع منطقه از آن حمايت مي‌كنند كه در برخي موارد آن را پنهان هم نمي‌كنند.
پايگاه اينترنتي «هندو» طي گزارشي نوشت: آيا كساني كه در سوريه در حال جنگ هستند شورشي هستند، يا تروريست بين‌المللي؟! اين جهت‌گيري‌ها نشان مي‌دهد كه افكار عمومي جهان كم‌كم در حال نگران شدن از تحولات سوريه و تحركات تروريسم بين‌المللي هستند كه ممكن است اگر درست مديريت نشود و آمريكا نيز به حمايت‌هاي بي‌پايان خود ادامه بدهد به ديگر كشورها سرايت كند.
القاعده ابتدا تنها در افغانستان و تا حدودي در پاكستان تمركز داشت؛ اما پس از 11 سپتامبر که تيم جورج بوش‌،‌ رئيس‌جمهور سابق آمريكا به آن واكنش نشان داد و به كشورهاي افغانستان و عراق حمله كرد و بسياري از كشورهاي ديگر را نيز به حمله تهديد كرد،‌ القاعده كم‌كم سر از لانه درآورد و به ديگر مناطق جهان نيز گسترش پيدا كرد.
همزمان آمريكا خود را مشغول افغانستان كرد تا اين حوزه جغرافيايي را در رقابت با چين و روسيه از دست ندهد. در حالي كه نتيجه 13 سال جنگ در افغانستان نه تنها كوچك‌ترين دستاوردي به لحاظ نابودي يا تضعيف تروريسم نداشته، كه انديشه و عمل آن را به شدت در ديگر مناطق جهان به ويژه دنياي اسلام گسترش داده است. حال اين سوال پيش مي‌آيد كه آيا واقع در 11 سپتامبر و حمله به افغانستان كه تنها به فاصله يك ماه طول كشيد،‌ آمريكا به دنبال حذف تروريسم بود يا از ابتدا در پي راهي براي تقويت و گسترش مناطقي كه منافعش را تأمين مي‌كند؟
 


نگاه استعماري عربستان به پاکستان
علی تتماج

روابط ميان عربستان و پاکستان از جمله مسائل مطرح در تحولات منطقه است که در ما‌ه‌هاي اخير گسترش قابل توجهي داشته است. سفر «نوازشريف» نخست‌وزير پاکستان به رياض در کنار ديدارهاي وزيران دفاع و خارجه و حتي «سلمان» وليعهد عربستان از اسلام‌آباد و امضای قراردادهاي سياسي و نظامي و اقتصادي ميان طرفين گواهي بر اين رويکردها است. بررسي کارنامه دو کشور نشان مي‌دهد که آنها داراي روابطي تاريخي و ديرينه هستند و به نوعي عربستان با استفاده از ابزارهاي اقتصادي و نظامي، پاکستان را به منطقه نفوذ خود مبدل ساخته است. با اين وجود، رويکرد کنوني رياض به همگرايي با پاکستان از دخالت روابط سنتي خارج گرديده و به حوزه‌هاي امنيتي و حتي رفتاري عربستان در منطقه گسترش يافته است. در باب دلايل اهداف روابط پاکستان با عربستان بيش از هر چيز، مسائل اقتصادي و امنيتي داراي اهميت است. پاکستان براي خروج از بحران اقتصادي شرايط نامطلوبي دارد، لذا توجه خاصی به کمک‌هاي خارجي از جمله عربستان دارد. در حوزه امنيتي نيز اسلام‌آباد سعي دارد تا از نفوذ عربستان در طالبان و القاعده بهره گیرد تا شايد در روند کاهش ناآرامي‌ها کارکردهاي مثبتي داشته باشد. چالش‌هاي امنيتي از يک‌سو اوضاع داخلي پاکستان را متزلزل کرده و از سوي ديگر، زمينه دخالت خارجي از جمله آمريکا و انگليس در اين کشور را فراهم ساخته است، لذا اسلام‌آباد اولويت خود را خروج از اين بن‌بست قرار داده است.
البته نبايد ناديده گرفت که تقويت اردوگاه پاکستان در برابر هند و افغانستان از دلايل سياست خارجي اسلام‌آباد از جمله روابط آن با عربستان است. اما در باب نگاه عربستان به پاکستان کمي معادلات تفاوت مي‌کند و این روابط، بيشتر از روابط سياسي، در حوزه‌هاي امنيتي و منطقه‌اي داراي اهميت است. در طول سه سال اخير عربستان با رويکرد به سياست بحران‌سازي در منطقه و البته ناکامي‌هاي گسترده در اين حوزه عمل در مسير انزوا قرار گرفته، لذا تلاش دارد تا با رويکرد به محيط فراپيراموني از اين وضعيت خارج شود.
توسعه روابط با آسياي مرکزي و قفقاز، پاکستان، افغانستان و حتي شرق آسيا را مي‌توان در اين چارچوب دانست. البته در اين رويکردها نبايد نقش تحرکات منفي عربستان عليه جمهوري اسلامي ايران را ناديده گرفت. رياض با توهم رقابت با ايران، از يک سو سياست بحران‌سازي در مناطق راهبردی ايران نظير لبنان، سوريه و عراق را اجرا مي‌کند و از سوي ديگر، با رويکرد به کشورهاي منطقه با حربه اقتصادي به دنبال تغيير روابط کشورها با ايران است، چنانکه از مطالبات عربستان از پاکستان در ازاي کمک‌هاي اقتصادي را عدم اجراي خط لوله صلح ميان ايران و اسلام‌آباد تشکيل مي‌دهد.
نکته مهم ديگر در رفتار عربستان، نگاه اين کشور به مذاکرات پاکستان و طالبان است.
عربستان از يک‌سو از نياز آمريکايي‌ها به تغيير رفتار منطقه‌اي طالبان و ورود آنها به مذاکرات آگاه است. به ويژه اينکه، آمريکا و ناتو تا پايان امسال بايد افغانستان را ترک کنند، در حالي که بايد کارنامه‌اي موفق در حوزه امنيتي از خود به نمايش بگذارد. از سوي ديگر، عربستان، پاکستان را از منابع اصلي تأمين نيروهاي شبه‌نظامي براي اجراي طرح‌هاي رياض در منطقه مي‌داند، چنانکه بخش قابل توجهي از گروه‌هاي تکفيري و تروريستي عربستان عليه امنيت منطقه از اين کشور تأمين مي‌شود. عربستان اکنون با معادلات صلح پاکستان و طالبان، تلاش دارد همزمان دو هدف را اجرايي سازد.
اول آنکه با آوردن طالبان پاي ميز مذاکره به نيابت از غرب، اهميت نقش و جايگاه خود در معادلات منطقه را به غرب گوشزد کند تا در لواي آن، امتيازاتي را از آنها کسب کند. عربستان در اين چارچوب، حذف بازيگري قطر را نيز در دستور کار دارد، چنانکه از خواسته‌هاي عربستان از افغانستان و پاکستان، تعطيلي دفاتر طالبان در قطر است. عربستان سعي دارد تا از مهره طالبان و نيز زمينه‌سازي براي تحقق اهداف غرب در پاکستان و افغانستان به عنوان مولفه‌اي براي حفظ موقعيت خود در ميان کشورهاي غربي بهره گيرد.
دوم آنکه عربستان به دنبال اعمال فشار بر پاکستان و تقويت موقعيت خود نزد طالبان براي سوق دادن آنها به تأمين نيرو براي فعاليت‌هاي مسلحانه عربستان در منطقه است. گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد که عربستان خواستار تشکيل اردوگاه‌هاي آموزشي براي گروه‌هاي شبه‌نظامي در پاکستان و مناطق تحت نفوذ طالبان براي اعزام آنها به کشورهايي مانند سوريه، لبنان و عراق است.
به عبارتي، عربستان به دنبال برقراري آرامش در پاکستان نيست، بلکه طرح سوء استفاده از شرايط پاکستان و طالبان براي رسيدن به اهداف منطقه‌اي را دارد که بخش عمده‌اي از آن نيز شامل رويکردهاي خرابکارانه و بحران‌ساز است.
در جمع‌بندي نهايي از آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که نگاه عربستان به پاکستان بيش از آنکه برگرفته از روابط دو کشور در قالب عرف بين‌المللي باشد، بيشتر جنبه تلاش رياض براي به زير سلطه درآوردن و استعمار اسلام‌آباد است تا ضمن حضور گسترده در معادلات داخلي اين کشور، از آن براي رسيدن به اهداف منطقه‌اي خود بهره‌برداري کند: حال آنکه، اين روابط براي پاکستان بيشتر داراي منافع اقتصادي و سياسي کوتاه‌مدت است؛ چراکه نگاه عربستان، سوءاستفاده از پاکستان در بحران‌سازي‌هاي خود در منطقه است که تخريب چهره منطقه‌اي پاکستان و انزوای آن را به همراه دارد که نتيجه نهايي آن، تشديد چالش‌هاي اين کشور به ويژه در حوزه اقتصادي و امنيتي خواهد بود.


از نگاه دیگران

جنگ عليه فرهنگ عربي
شنيدن مطالبي در مورد اظهارات صهيونيست‌ها پيرامون مبارزه با فرهنگ عربي تازگي ندارد. در همين راستا يك ديپلمات فرانسوي كه در همايش بين‌المللي لندن در مورد وضعيت خاورميانه حضور داشت به رسانه‌هاي خبري اعلام كرده بود كه طي اين كنفرانس يكي از مقامات عالي‌رتبه صهيونيست گفته است «با فرهنگ عربي نمي‌توان صلح و آشتي و سازشي برقرار كرد.»
گفتني است با اينكه قرار بود كنفرانس مذكور به همه مسائل خاورميانه بپردازد به اتحادي آمريكايي – اروپايي و صهيونيستي براي هماهنگي درباره چگونگي براندازي «اسد» در سريع‌ترين زمان ممكن مبدل شد.
جالب اينجاست كه كنفرانس لندن در فوريه 2011 و پيش از حوادث سوريه و غلبه عوامل خارجي به عوامل داخلي و طايفه‌گرايي بر گفتمان ملي برگزار شد.
اين كينه قديمي نسبت به فرهنگ و قوميت عربي تازگي ندارد. چنين كينه‌توزي‌هايي با سياست‌هاي استعماري و صهيونيستي همراه است و چندين دهه است كه شاهد انجام اقداماتي عملي در اين زمينه هستيم. اين جنگي مداوم است كه عليه هر آرمان‌خواهي ملي و رفتار وحدت‌گرايانه شكل مي‌گيرد، اما مسئله‌اي كه اين بار به اهميت اين موضوع می‌افزاید، تمركز دشمنان بر مسئله فرهنگ قوم عرب در كنار مبارزه مديريت شده با قوميت به عنوان يك هويت جمعي است.
اما اين جنگ چه اهدافي را دنبال مي‌كند. چنين جنگي كه عليه همه ملت‌هاي عرب است و گستره جغرافيايي وسيعي از درياي مديترانه تا خليج‌فارس و از خليج اسكندرون تا كوه‌هاي يمن و ساحل عمان را در بر مي‌گيرد، همه مولفه‌هاي ديني، مذهبي يا نژادي و فرهنگي كه در ساخت آنان شركت داشته نشانه گرفته است.
جنگ با فرهنگ عرب جنگ با آخرين عامل نگه‌دارنده هويت امت عربي و جنگ مبارزه با تفكر اين قوم و نيز مخالفت با خردورزي انساني است. اين جنگ در حقيقت مبارزه با اسلام است كه از طريق زبان عربي به دست انسان‌ها رسيده است. ديني كه محتواي معنوي و فرهنگي امت عرب را تشكيل مي‌دهد. چنين جنگي عليه ريشه‌هاي اصلي مقاومت عربي، چه مقاومت در برابر اشغال زمين و چه مقاومت در برابر تسخير اراده صورت مي‌گيرد. جنگ عليه فرهنگ عرب، راه‌گشاي تقسيم و تفرقه و تجزيه است. این جنگ سبب مي‌شود كه فرهنگ هويت‌هاي فرعي و تبعيضات نژادي كوچك‌تر در برابر فرهنگ ملي و قومي جامع‌تري به نام فرهنگ عربي قد علم كند. به همين علت‌ها و از همين‌جا مي‌خواهيم كه تمام نيروهاي آزاد و عدالتخواه در امت عرب با هر تفكر اعتقادي از هويت قومي عربي دفاع کنند.
منبع: هفته‌نامه المنار
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 610

تأیید غنی‌سازی در ایران امتیاز مهمی نیست
ایرنا (27/11/1392): مدیر سابق منع اشاعه تسلیحاتی شورای امنیت کاخ سفید تصریح کرد که تأیید غنی‌سازی در ایران امتیاز مهمی نیست و اساس هیچ مقام دولت اوباما تصور نمی‌کرده غنی‌سازی صفر قابل دستیابی باشد.
جوفی جوزف تأكيد كرد هر چند برخی این را یک امتیاز مهم برای ایران می‌دانند، اما دشوار می‌توان در میان مقامات دولت اوباما که در زمینه سیاست مربوط به ایران کار می‌کنند، شخصی را پیدا کرد که تصور می‌کرده غنی‌سازی صفر در وضعیت نهایی برنامه هسته‌ای ایران اصل قابل دستیابی بوده باشد. از این‌رو باید طبق یک هماهنگی مورد رضایت دو طرف راهکاری ایجاد شود که هم اجازه ادامه برنامه هسته‌ای داخلی از جمله غنی‌سازی اورانیوم محدود بومی را به ایران بدهد و هم توان بالقوه ایران برای گریز هسته‌ای و تولید سریع مواد شکاف‌پذیر را محدود کند.
ایران به غنی‌سازی اورانیوم ادامه می‌دهد
باشگاه خبرنگاران (27/11/1392): «اریک کانتور» رهبر جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان آمریکا در آستانه نشست وین، اظهارات گستاخانه و تندی را در مورد ایران بیان کرد. اریک کانتور رهبر جمهوری‌خواهان مجلس نمایندگان آمریکا در بیانیه گستاخانه خود در ابتدا و در سخنانی «نخ‌نماشده» ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرد و بار دیگر ادعای نقض حقوق بشر ایران را تکرار کرد. کانتور در ادامه به توافق هسته‌ای موقت ایران پرداخت و اعلام کرد: این توافقنامه، غنی‌سازی اورانیوم و توسعه سانتریفیوژهای ایران را متوقف نمی‌کند. وی در ادامه مدعی شد: با ادامه هسته‌ای شدن ایران، دیگر کشورها نظیر عربستان سعودی و ترکیه هم به سوی هسته‌ای شدن حرکت خواهند کرد.
شرمن: ایران بسیار بیشتر از آنچه که می‌گوید
انجام داده است
فارس(28/11/1392): معاون وزیر خارجه آمریکا و رئیس گروه مذاکره‌کننده آمریکا در گروه ۵+۱ در مصاحبه با «سی‌ان‌ان» تصریح کرد که تعهدات توافق اولیه هسته‌ای تابه‌حال محقق شده است، اما مذاکرات نهایی بسیار سخت خواهد بود. «وندی‌شرمن» معاون «جان‌کری» و رهبر گروه مذاکره‌کننده آمریکا در گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین به‌علاوه آلمان)، در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان گفت: تاکنون، همه؛ هم ایران و هم بقیه ما که کاهش تحریم‌های بسیار محدود و هدفمند را ارائه کردیم به تعهدات خود عمل کرده‌اند. وی ادامه داد: مذاکرات وین بر اساس همان گام اول بنا گذاشته شده است، زیرا ما نمی‌خواهیم آن تنها گام باشد. ما با چشمانی باز و بسیار هوشیار به مذاکرات آمدیم. مذاکرات بسیار سخت خواهد بود.
کاخ‌سفید: ایران با موضوعات مرتبط با موشک‌های بالستیک روبه‌رو شود
ايسنا(30/1/1392): مذاکرات راه‌حل جامع هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱ در حالی برگزار شد که آمریکا به ایران فشار می‌آورد تا با توافقی موافقت کند که قابلیت موشک‌های بالستیکی تهران را محدود کند. «جی کارنی» سخنگوی کاخ سفید درباره این مسئله گفت: آنها (ایران) باید با موضوعات مرتبط با برنامه موشک بالستیکی‌شان روبه‌رو شوند. اين در حالي است كه ايران تأكيد دارد كه مسائل دفاعي و نظامي از خطوط قرمز است كه از آن عبور نخواهد كرد.
هشدار کارشناسان سیاست خارجی آمریکا
فارس(30/11/1392): موسسه «ایران پراجکت» با انتشار گزارشی در مورد طرح افزایش تحریم‌های ضدایرانی، تصویب این طرح را موجب پیچیده‌شدن روند مذاکرات و حتی شکست گفت‌وگوها دانسته است.
گروهی از کارشناسان سیاست خارجی آمریکا با انتشار گزارشی از رویکرد کاخ سفید مبنی بر عدم اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران حمایت کردند. در این گزارش آمده است: اعمال تحریم‌های تازه اگر دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران را غیرممکن هم نکند، دست‌کم روند مذاکرات را به شدت پیچیده می‌کند. موسسه موسوم به «ایران پراجکت» که به‌طور تخصصی بر مسائل ایران به‌خصوص مسئله هسته‌ای متمرکز است، در گزارش خود تصریح کرده است که تحریم‌های تازه می‌تواند ائتلاف بین‌المللی حامی تحریم‌های کنونی ایران را از هم بپاشد. این دیپلمات‌های سابق آمریکا هشدار داده‌اند که تشدید تحریم‌های ایران در مقطع فعلی می‌تواند دولت حسن روحانی را تضعیف کند. آن هم در حال ی که رئیس‌جمهوری ایران تلاش می‌کند خط‌مشی اتمی کشورش را عوض کند.


هویت 344

مجارستان: وضعيت اسفناك پناهندگان
برای بسیاری از پناهندگان و مهاجریان، کشور مجارستان یک کشور ترانزیتی به مرکز و شمال اروپا است. پس عبور از مرزهای اوکراین، یونان و صربستان نوبت به مجارستان رسیده که تعدادی بی‌شماری از پناه‌جویان از این سمت خود را به مجارستان می‌رسانند. دولت قوانین پناهندگی سختگیرانه جدیدی در دسامبر 2010 تصویب و اجرا کرده است. این قانون شامل توسعه حداکثر طول بازداشت از بیش از شش ماه در حال حاضر به 12 ماه است. تقریب بدون استثنا همه پناه‌جویان و عودت‌کنندگان دوبلین بازداشت شده‌اند. از آغاز سال 2010 ظرفیت بازداشت از 282 به حدود 700 مکان بازداشت افزایش یافته است. تظاهرات گسترده‌ای در همه این مراکز بازداشت صورت گرفته که کشورهای اروپایی و سازمان‌های حقوق بشری بی‌اعتنا از کنار آن می‌گذرند.
سوئد: سرزميني بدون حقوق براي پناه‌جويان

پناهندگانی که از کشورهای دیگر به سوئد می‌آیند، معمول رفاه ظاهری این کشور و تعداد اندک جمعیت آن را دلیلی برای اقدام خود بیان می‌کنند، اما مستندات موجود نشان می‌دهد که این تصور متقاضیان پناهندگی کامل نادرست است. ۵۶ درصد پناهندگان در این کشور، پس از گذشت ۹ سال هنوز بیکار هستند. این در حالی است که بعض ادعا می‌شود اکثر پناهندگانی که در کشورهای شمالی اروپا به سر می‌برند، می‌توانند کار مناسب و زندگی راحتی داشته باشند. این میزان در حد خود یک فاجعه است و اساس دولت سوئد سیاستی برای استخدام پناهندگان و اینکه چند پناهنده باید در سال به استخدام شرکت‌ها در آیند، ندارد. پناهندگان زن نسبت به پناهندگان مرد از وضعیت شغلی سخت‌تر و از امکانات پایین‌تری برای اشتغال در جامعه برخوردارند. نکته قابل تأمل دیگر اینکه میزان درآمد پناهندگان نسبت به درآمد اتباع سوئدی در همان شغل پایین‌تر است. یعنی کارفرمایان معمول به پناهندگان رقم پایین‌تری برای دستمزد پیشنهاد می‌کنند.
بلژیک: قانون مرگ آسان برای کودکان!

در اقدامي كه نشانگر ناديده گرفتن حق حيات براي كودكان است، با گذشت بیش از یک دهه از قانونی شدن مرگ آسان و بی‌درد برای بزرگسالان در بلژیک، این کشور این نوع مرگ را به کودکان مبتلا به بیماری‌های درمان‌ناپذیر نیز تعمیم داد. باوجود مخالفت شدید کلیسا و برخی از پزشکان کودک در بلژیک، لایحه صدور مجوز مرگ آسان برای کودکان درمان‌ناپذیر در مجلس سفلای پارلمان این کشور تأييد شد. اگرچه در هلند تنها کودکان دوازده سال به بالا که به بیماری‌های درمان‌ناپذیر مبتلا هستند، اجازه دارند به زندگی خود پایان دهند، بلژیک اولین کشور در جهان خواهد بود که محدودیت‌های سنی در این زمینه را لغو کرد. این درحالی است که رهبران کلیساها در بلژیک می‌گویند تعمیم مرگ آسان به کودکان، ارزش‌های اخلاقی اصولی جامعه را تضعیف می‌کند و خطر ناچیز شمردن مرگ را به همراه دارد. مردم نيز با برپايي تظاهرات گسترده با اين قانون مخالفت كردند، اما پارلمان آن را تصويب كرد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

برشی تحلیلی از بیانات امام خامنه‌ای در جمع مردم آذربایجان
مسئولان هنرنمایی کنند تبدیل قدرت مردمی به قدرت‌های موردنیاز نظام
رضا گرمابدری

اشاره
برگزاری جشن‌های سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که اوج آن در راه‌پیمایی باشکوه سراسری ۲۲ بهمن به تصویر درمی‌آید، از مسائل بسیار مهم برای نظام اسلامی و دشمنان انقلاب است. با حضور ده‌ها میلیونی و خروشان و سیل‌وار و باطراوت مردم در خیابان‌ها، نظام اسلامی بر خود می‌بالد و در دنیا و به‌ویژه در برابر دشمنان انقلاب قدرت‌نمایی می‌کند و بدخواهان نیز با مشاهده این شکوه و عظمت، بدون هر گونه تلاش و زحمتی به نتیجه ارزیابی‌شان از موقعیت انقلاب در نزد مردم ایران می‌رسند و عصبانی و با دست خالی رویه دشمنی گذشته را دنبال می‌کنند، اما در این میان نظام اسلامی از مجموعه آنچه در این جشن ملی می‌گذرد استفاده‌های وافری می‌‌کند که در صدر آن بیانات امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) است که معمول چند روز بعد در دیدار تاریخی تقویمی مردم متدین و سلشحور آذربایجان ایراد می‌کنند. در سال جاری نیز این رویه هر ساله تکرار شد و معظم‌له در دیدار مردم آذربایجان راه‌پیمایی باشکوه مردم در ۲۲ بهمن را در سه محور زیر تبیین کردند: ۱ـ پیام راه‌پیمایی ۲ـ نظام سلطه ۳ـ تکیه بر درون.
متن حاضر با ارائه بحثی مفهومی درباره آنچه که معنای نهفته در سه‌گانه فوق را به نقطه قوت و کارآمد برای امروز نظام اسلامی تبدیل می‌کند، به بررسی آنها می‌پردازد.

خاستگاه مفهومی بحث
ماهیت «قدرت» از جمله موضوعات مهمی است که در عرصه سیاست و حکمرانی، اندیشه فیلسوفان و اندیشمندان سیاسی را به خود مشغول داشته است. قدرت از دیرباز و در دوره‌های مختلف تاریخ حیات بشر به اشکال مختلف در زندگی وی حضور داشته و جاری بوده و بسیاری از امور بشر با اعمال آن اداره می‌شده است. این همیشه حاضر بدیهی نیز با تغییر روند زندگی بشر، بیشتر جلب‌نظر کرد. روی آوردن اهل نظر به قدرت و تلاش برای شناخت دقیق‌تر آن سبب شد تا به غیر از اندیشمندان، اهالی سیاست نیز به آن علاقه‌مند شوند. با اینکه برخورداری عینی و عملی سیاستمداران از قدرت، سهم آنها را در این قضیه بسیار بیشتر از اندیشمندان این عرصه کرده بود، اما مباحث اندیشمندان عامل موثری در تعریف و توصیف عناصر قدرت بود که به سیاستمداران در سازمان دادن به مجموعه‌ای که قدرت «قدرت» را بیشتر کند، بسیار کمک می‌کرد. با گذشت زمان و در گرفتن مباحث فکری درباره «قدرت» و ارتباط هدفمند برخی از سیاستمداران با این مباحث و مصداق پیدا کردن مفاهیم قدرت در میدان سیاست و حکومت، مجموعه‌های قدرت کلاسیک بیشتر به چشم آمدند و جایگاه علمی قابل بررسی و قابل تحول و رشد و تکامل پیدا کردند.انواع قدرت‌ها مانند: قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی و... از دل این فرایند، زاده شد؛ در حالی که پیش از آن «قدرت» شناخته شده و معتبر در سطح کلان، قدرت نظامی بود که در زبان عوام با واژه «زور» شناخته می‌شد. تحولات نظام بین‌الملل که پیامدی از تحولات در اجتماعات بشری بود و منجر به شکل‌گیری مناسبات جدید جهانی شد، مشتاقانه به مقوله قدرت با قیدهای اضافی؛ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی و... روی آورد. در بیشتر مواقع این روی‌آوری پس از آن بود که این پدیده‌های جدید عاملیت خود را در تولید قدرت اثبات کرده بودند و در پی آن اندیشمندان این حوزه به سازمان دادن آن روی می‌آوردند که پس از این سازماندهی به‌راحتی شناخته و در برنامه‌ها گنجانده می‌شدند.
پیش از اضافه شدن پدیده‌های نو به مفهوم قدرت، بحث جدی و عمیق، درباره منشأ قدرت حکومتی بود که با پدیداری پدیده‌های نوی پیش گفته این بحث جدی‌تر و اهمیتش بیشتر شد. اگر در گذشته بحث درباره «قدرت بودن سپاه و لشکر بزرگ» و یا «منشأ قدرت بودن سپاه و لشکر بزرگ» بود، امروز هم بحث این است که «اقتصاد» قدرت است یا اینکه «اقتصاد» منشأ قدرت است و بقیه نیز بر همن قیاس. با پذیرش فرض معقول‌تر «اقتصاد منشأ قدرت است نه خود قدرت» باید به این مهم نیز پرداخت که منشأ «اقتصاد» و یا «سیاست» و یا «فرهنگ» و یا... چیست. با پشت سر گذاشتن یک بحث پرفراز و نشیب، پاسخ نهایی این است که منشأ تمامی این عوامل قدرت‌زا، مردمند. برای روشن شدن چگونگی رابطه قدرت با مردم به این مختصر اکتفا می‌شود که: «تعلق اراده عمومی و فعال مردم به تحقق امری به نسبت میزان تلاش و هزینه‌ای که حاضرند بابت آن بپردازند، تولید قدرت می‌کند.» با تحقق ظاهر آنچه که اشاره شد، قدرت بدون قید اقتصادی، سیاسی و... و یا همان «قدرت خام و ناب» شکل می‌گیرد که بر حسب نیاز قابلیت تبدیل به قدرت‌های تعریف شده و مورد نیاز را دارد. به نظر می‌رسد تأکید همیشگی امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بر ارزش وحدت و حضور مردم در عرصه‌های مختلف و نیز بیاناتی که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) پس از راه‌پیمایی ۲۲ بهمن امسال ایراد کردند، ناشی از چنین ارزشی است که در ذات مشارکت معنادار و هدفمند مردم وجود دارد که با شناخت و ایمان به آن می‌توان موانع را یکی پس از دیگری از سر راه برداشت و به مسیر ترسیم‌شده ادامه داد.
حال با این زاویه نگاه به حضور مردم در صحنه و نقش‌آفرینی پیوسته در عرصه‌های مختلف انقلاب، علت بقای انقلاب با وجود دشمنی‌های رنگارنگ دشمن مشخص می‌شود. نتیجه هر نوع رویارویی با کانون قدرت (مردم) شکست قطعی است و این همانی است که در طول ۳۵ سال دشمنی استکبار با نظام اسلامی مشاهده شده است. جلوه‌گری بی‌نظیر و تمام اقتدار مردم در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن، به تصویر درآوردن قدرت لایزال الهی در آیینه حضور مردم و نمایش جهانی برای عرضه کانون و منشأ قدرت و در نهایت خود قدرت بود که جهان آن را دید و تحسین کرد؛ اما آنچه که در زمان حاضر و در رابطه با حماسه قدرت‌آفرین مردم باید دنبال کرد، این است که مسئولان با چه عزم و چه برنامه‌ای باید این «قدرت ناب و خام» را به قدرت‌هایی که نظام برای پیشبرد اهداف انقلاب به آن نیاز دارد، تبدیل کند.

پیام راه‌پیمایی
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) پیش از پرداختن به پیام راه‌پیمایی به تحلیلی انتزاعی و ذهنی اشاره کردند که بیشتر در عملیات روانی دشمن دیده می‌شود و جنبه فریب افکار عمومی خارج از ایران را دارد. به بیان معظم‌له، این تحلیل‌ها در واقع در یک خلأ انجام می‌گیرد[که] می‌نشینند با خودشان فکر می‌کنند، [حال آنکه] مردم حرف دیگری می‌زنند. ایشان با چنین پیش‌درآمدی پس از اشاره به یک برآورد کمی محاسبه شده و دقیق درباره میزان حضور مردم با اشاره به این واقعیت که «هر سال از سال قبل بهتر» است، این پرسش را طرح
کردند که این واقعیت چه چیزی را به ما نشان می‌دهد؟ بعد هم در پاسخ فرمودند: «تشخیص این حقیر است که جشن سالگرد انقلاب هم مثل خود انقلاب یک پدیده بی‌نظیر است. یعنی چه؟ ّ[یعنی] همچنان که انقلاب ما به اعتراف حتی دشمنان در طول تاریخ انقلاب‌ها نظیر نداشت از جهات مختلف، بزرگداشت سالگرد این انقلاب هم در هیچ جای دنیا نظیر ندارد.» امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) پس از طرح و بیان ارزش این بی‌نظیری که با لحاظ زمان طولانی ۳۵ ساله فهم شدنی است به دو پیام این جشن ارزشمند پرداختند: «یکی پیام‌ استقامت یکی پیام وحدت.» آنگاه استقامت را چنین توضیح دادند: «یعنی ملت ایران بر روی آرمان‌های انقلاب ایستادگی دارند.» ایشان پس از ذکر آرمان‌ها آن را به دو دسته ایجابی و سلبی تقسیم کردند و برخی از آرمان‌های ایجابی را چنین برشمردند: «عدالت اجتماعی، حضور مردمی در حوادث گوناگون کشور، اسلام‌خواهی، گرو بودن سعادت کشور در عمل به تعالیم اسلامی، اقتصاد مستقلُ، فرهنگ غیروابسته به بیگانگان و فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی، پناه دادن به مظلوم و مقابله با ظالم، پیشرفت کشور، برجستگی علمی کشور، پیشرو بودن کشور در علم، اقتصاد، فرهنگ امور اجتماعی، اخلاق، معنویت. درباره پیام‌های سلبی نیز به این موضوعات اشاره کردند: تسلیم نشدن در برابر زورگویی، باج‌خواهی و در کل نظام سلطه.
بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره حضور باشکوه مردم در جشن سالگرد پیروزی انقلاب و تأکید بر ارزش واقعیتی که از حیث بی‌نظیری و اعتبار در تراز خود انقلاب است و سپس ورود به بحث‌ پیام‌های این جشن و بیان آرمان‌های ایجابی و سلبی همه تفسیری از همان عبارت پیش گفته است، یعنی: «تعلق اراده عمومی و فعال مردم به تحقق امری به نسبت میزان تلاش و هزینه‌ای که حاضرند بابت آن بپردازند ...» مردم با حضوری که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بخش‌های پنهان و معنادار آن را بسیار عالمانه و دقیق تشریح کردند، مقوله سحرانگیز و متحول‌کننده یعنی قدرت را در عتبه و آستانه عمارت برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری مسئولان قرار دارند؛ تا آنها چگونه از مرکب آماده و راهوار استفاده کنند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از بین گزاره‌های ایجابی و سلبی مهم بیان شده، برای تشریح بیشتر گزاره نظام سلطه را انتخاب کردند.

نظام سلطه
رهبر معظم انقلاب با رویکرد تشریحی به «نظام سلطه» درباره موضوعی صحبت کردند که مردم ایران تا حد زیادی با آن آشنا هستند و شاید در عرصه مسائل سیاسی خارجی، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بیشترین صحبت و هشدار را درباره آن داشته‌اند. معظم‌له در این باره پس از بیان تعریف‌گونه و توضیحی از «نظام سلطه» و اعلام اینکه امروز مظهر نظام سلطه آمریکا است با نام بردن از چند حادثه و مقطع و اضافه کردن بیست و دوم بهمن‌ امسال به آنها، پیام مردم ایران به آمریکا را در این حوادث و مقاطع چنین اعلام کردند: «ما تسلیم زورگویی و باج‌خواهی آمریکا نخواهیم شد.» شاید علت اصلی انتخاب مقوله «نظام سلطه» از میان گزاره‌های متفاوت ذکر شده در بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) و توضیح دوباره ایشان درباره آن، ارتباط اصلی، دقیق و ضروری میان منشأ قدرت عظیم نظام اسلامی یعنی «مردم» با دشمن اصلی یعنی «نظام سلطه» باشد. به لحاظ عقلی و منطق چینش بحث ساختارمند، باید با طراحی هنرمندانه چنین بحثی، «قدرت» اصلی نظام را که جوشیده از متن یکپارچه و واحد مردم است، در برابر دشمنی قرار داد که کامل و از ابعاد مختلف معرفی شده باشد؛ از این رو است که رهبر معظم انقلاب در ادامه بحث، جزیی‌تر به سیاهه مفصلی از جنایات و رفتار زورمدارانه استکبار می‌پردازند و آن را توضیح می‌دهند. معظم‌له در ذیل بحث «نظام سلطه» در بیانی هشدارآمیز فرمودند: «یک عده سعی نکنند چهره آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را از چهره‌ آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند، انسان‌دوست معرفی می‌کنند، اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.» این خطاب عتاب‌آلود از حرکتی مشکوک و فعال خبر می‌دهد که برای منحرف ساختن جهت‌گیری «قدرت» ایرانیان از سوی آمریکا به سویی دیگر در تلاش برای جرم‌زدایی از چهره پلید و جنایتکار آمریکا و جایگزین ساختن نقاب انسان‌دوستی به جای آن است. اگر با این حرکت بسیار خطرناک به‌موقع و هوشمندانه مقابله نشود، قدرت ملی را همچون یخ در آفتاب قرار گرفته تهدید می‌کند. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) برای بهره‌برداری هر چه کلانتر و موثرتر از این «قدرت برتر»، یعنی حضور مردم در صحنه، یک گام بزرگ برداشتند و برای چندمین‌بار بحث بسیار مهم «تکیه بر درون» را مطرح ساختند.

تکیه بر درون
یکی از پیامدهای کارهای بزرگ اجرایی، خاصه زمانی که مشکلات اجرایی عدیده و سنگین می‌شوند، این است که نگاه کارگزاران را محدود می‌کند و از باور آنها به پاره‌ای از دیدگاه‌های اندیشه‌ای که در جایگاه نظر مهم و کارگشا نمود می‌یابند، می‌کاهد و خیلی زود آنها را دچار روزمرگی می‌کند تا آنجا که اگر به آینده نگاه می‌کنند و برایش برنامه‌ می‌ریزند بازهم خصیصه روزمرگی در آن برجسته است. اینگونه است که نگاه و تکیه بنیادی به درون که این روزها نیاز به آن فزونی‌یافته و ضروری شده، در نزد کارگزاران سخت و شاید هم ناشدنی به نظر آید، حال آنکه یقین گشایش بسیاری از گره‌های فرو افتاده برکار نظام، با تکیه بر درون امکانپذیر است. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برای اینکه مسئولان را بیش از گذشته متوجه اهمیت این قضیه کنند، دوباره از زبان و پیام حضور مردم بهره جستند و فرمودند: «ملت ایران در این راهپیمایی بیست‌ودوم بهمن به همه ما به این حقیر، به مسئولان گوناگون، به ... خواستند بگویند: «خطرتان جمع باشد ملت ایران ایستاده است، در صحنه است، در مواجهه با دشمن احساس ضعف نکنید...» بعد هم در جای دیگر صریح و روشن فرمودند: «... علاج مقابله با این دشمنی (دشمنی آمریکا) هم فقط یک چیز است و آن تکیه به اقتدار ملی و به توان داخلی ملی و مستحکم‌ کردن هر چه بیشتر ساخت درونی کشور. هر چه در این زمینه کار بکنیم، کم است.‌«ایشان راه شکست دشمن را در اتکا به قدرت ملی و تأکید بر یکی از جلوه‌های روشن و محکم آن یعنی اتکای داخلی دانستند و فرمودند: «اگر چنانچه ما بر روی توان خودمان تکیه کنیم، استقامت آنها در هم خواهد شکست، این را بدانند.»
اگر چه بحث این نوشتار درباره مقوله قدرت و منشأ آن و جایگاه مردم در این بحث و نیز نظام سلطه و تکیه بر درون پایان یافت، اما سخن از قدرت و منشأ مردمی آن و تبدیلش به رافع نیازهای مختلف نظام که یکی از ارکان آن تکیه بر درون و دیگری چگونگی به کارگیری آن علیه نظام سلطه است، همچنان باقی است که به شکل ضروری باید به آن پرداخت. به امید پیش آمدن این فرصت و ورود صاحبان فکر و اندیشه به این ساحت مهم و نیاز آنی. ان‌شا‌ءالله.


نگاه یک
علی اسماعیلی

تکفیری‌های صهیونیستی آمریکایی!
هر چند در آغاز بحران سوریه که هنوز بسیاری از زوایای آن پنهان و مخفی بود و عده‌ای فکر می‌کردند که این بحران، اعتراض و نارضایتی عادی بخشی از مردم سوریه به حکومت این کشور است، اما از همان ابتدا بودند بسیار دیگری که این اعتراضات را وابسته به خارج و به‌ویژه رژیم صهیونیستی و غرب و برخی دول مرتجع عرب منطقه می‌دانستند. دلیل‌شان هم البته منطقی و قابل درک بود؛ چراکه می‌گفتند؛ تنها کسانی که از این بحران سود می‌برند، رژیم صهیونیستی و دشمنان مقاومت هستند. البته در اوایل امر، دلیل دیگری در وابستگی بحران‌آفرینان به صهیونیست‌ها و آمریکا نبود، اما به مرور زمان و با کنار رفتن پرده‌ها، واقعیت امر آشکارتر شد تا جایی که امروز دیگر کمتر کسی است که نداند در پس فتنه‌انگیزی در سوریه، رژیم صهیونیستی، آمریکا و برخی کشورهای مرتجع منطقه نقش اساسی دارند. و تکفیری‌هایی که امروز به نام اسلام و تشکیل حکومت اسلامی، اسلحه به سوی دولت قانونی سوریه ـ که در خط مقدم مبارزه با رژیم صهیونیستی است ـ گرفته‌اند، مزدورانی‌اند که سیاست‌های اربابان صهیونیست و غربی و عربی خود را اجرا می‌کنند. دیدار اخیر نتانیاهو نخست‌وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی از مجروحان تروریستی که در داخل این رژیم مداوا می‌شدند، کامل وابستگی تروریست‌ها تکفیری سوریه را به این رژیم آشکارتر ساخت. دیگر کسی نمی‌تواند ادعا کند که مزدوران تروریست وارداتی به سوریه، انقلابیانی هستند که برای مردم سوریه می‌جنگند! امروز کمتر فرد منصفی است که این تروریست‌ها را نماینده واقعی مردم سوریه بداند. حمایت علنی آمریکا و صهیونیست‌ها هم از ایشان، فقط در راستای منافع آنان در منطقه است. اما علنی‌شدن حمایت صهیونیست‌ها، از تروریست‌های تکفیری، از زوایای دیگری نیز قابل تأمل و توجه است. از جمله اینکه؛ این تروریست‌ها که آبشخور فکری‌شان افکار بسته و دکم و ضاله وهابیت است، همواره در نهان و عیان، فقط مسلمانان، به‌ویژه شیعیان را هدف حملات کلامی، نظامی و تبلیغی خود قرار می‌دهد نه صهیونیست‌ها را. حال آنکه به اعتقاد بسیاری از مسلمانان، صهیونیست‌ها، بزرگ‌ترین دشمنان قسم‌خورده و اصلی اسلام و مسلمانان هستند و می‌توان گفت در این‌باره، اجماعی کلی و البته نانوشته در بین همه مسلمانان وجود دارد. پس طبیعی است که صهیونیست‌ها این چنین از تروریست‌های تکفیری در جهان حمایت کنند و البته به آن نیز افتخار کنند! جالب اینکه، تمام حملات تروریستی‌ای که این روزها از سوی القاعده و دیگر جریانات تکفیری انجام می‌گیرد، بیشتر علیه مسلمانان است و شما هیچ‌گاه نمی‌توانید نمونه‌ای بیاورید که صهیونیست‌ها آماج این حملات قرار گرفته باشند! و اگر در جهان، احیان حمله‌ای هم علیه آنان انجام گرفته، قطع با هماهنگی خود صهیونیست‌ها و برای اهداف خاص مدنظر آنان بوده است. صهیونیست‌ها و غرب به سرکردگی آمریکا که از همان ابتدا از قدرت جبهه مقاومت هراس داشتند، سال‌ها کوشیدند تا جبهه مقاومت را از بین برده یا حداقل تضعیف نمایند، که وقوع بیداری اسلامی در جهان عرب، این بهانه را به آنان داد تا با انحراف این انقلاب‌ها، و با توجه به زمینه‌های افراط‌گرایی در برخی جریانات اسلامی در این کشورها، از آنان علیه خود اسلام و مسلمین استفاده ابزاری کنند. این موضوع، هوشیاری و آگاهی و بصیرت بیشتر مسلمانان و علما و اندیشمندان بزرگ اسلامی را بیش از پیش می‌طلبد. و البته چه دلیلی برای بزرگان اسلام، بالاتر و مهم‌تر از این است که صهیونیست‌ها علن از جریانات تکفیری در سوریه و عراق حمایت می‌کنند. مگر صهیونیست‌ها دشمن مسلمانان نیستند؟ پس علمای اسلام، به‌ویژه علمای اهل سنت باید بیش از گذشته نسبت به گسترش افکار تکفیری در جهان اسلامی هوشیار باشند و نسبت به آن هشدار دهند. افکار تکفیری نه‌تنها دشمن شیعیان و یا جبهه مقاومت، که دشمن تمام مذاهب اسلامی است و بسیار نیز خطرناک است و خطرناک‌تر اینکه، این تفکر امروز، با تفکر صهیونیست‌ها هم پیوند خورده است.


نگاه دو
علی حیدری

یک عذرخواهی و یک اظهارنظر!
«محمدباقر نوبخت» که روز چهارشنبه در جایگاه سخنگوی دولت با خبرنگاران سخن می‌گفت، با اشاره به عذرخواهی رئیس‌جمهور از مردم به دلیل مسائلی که در جریان توزیع سبد کالا به وجود آمد، گفت: «رئیس‌جمهور با فروتنی از مردم عذرخواهی کرد، در حالی که استحقاقش را نداشت.»
این سخنِ سخنگو، بازتاب‌هایی در افکار عمومی و رسانه‌ها داشت. تا جایی که برخی‌ها آن را به منزله پس گرفتن عذرخواهی رئیس‌جمهور از مردم قلمداد کردند، چرا که وقتی رئیس‌جمهور به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی و شخص اول کابینه دست به چنین اقدامی می‌زند، چگونه است که فرد دیگری با جسارت بر سر مردم منت می‌گذارد و آن را مستحق رئیس‌جمهور نمی‌داند و می‌گوید: «اشکالات سبد کالا طبیعی بود.»
اگر به دو سه هفته پیش برگردیم و روزهای آغازین توزیع سبد کالا در کشور را مرور کنیم، به طور حتم به فلسفه عذرخواهی آقای روحانی از مردم هم پی خواهیم برد. شیوه توزیع سبد کالا دارای اشکالات اساسی بود، چرا که از یک سو؛ ایجاد صف‌های طولانی در سردترین روزهای سال به شکل ناخوشایندی که در شهرهای مختلف مشاهده شد، سبب زیر سؤال رفتن حرمت و کرامت انسانی هموطنان‌مان شد و حتی به دلیل ازدحام جمعیت در صف‌های سبد کالا، جان عده‌ای به خطر افتاد. از سوی دیگر؛ رسانه‌های بیگانه با مشاهده این فضا به میدان آمدند و با انتشار اخبار و تصاویری از این صفوف و حاشیه‌های آنها، بهره‌برداری رسانه‌ای خود را کردند. از تمسخر و زیرسؤال بردن شخصیت مراجعه‌کنندگان برای دریافت سبد کالا گرفته تا القای تأثیرگذاری تحریم‌ها بر وضع معیشت مردم و ...
در چنین اوضاعی بود که آقای روحانی در گفت‌وگوی تلویزیونی 16 بهمن خود با مردم، گفت: «اگر مردم در زمینه سبد کالا به زحمتی افتادند، من به عنوان رئیس‌جمهور از آنها عذرخواهی می‌کنم.» رئیس‌جمهور در ادامه این را هم گفت که «این دولت اگر نقصی داشته باشد به مردم می‌گوید و از مردم عذرخواهی می‌کند. نمی‌گوییم بی‌نقص هستیم. تلاش‌مان این است که نقص‌ها را برطرف کنیم.»
این سخنان آقای روحانی در آن روزها دو حسن داشت؛ یکی اینکه سبب شد تا مردمی که برای تهیه سبدشان دچار زحمت شدند، آرامش پیدا کنند و به این اطمینان برسند که مسئولان دولت به مشکلات ایجاد شده توجه دارند و برای رفع آنها تلاش می‌کنند و دیگر اینکه وقتی رئیس دولت حاضر می‌شود در برابر کاستی‌ها و نواقص یک طرح از مردم عذرخواهی کند، مسئولان دیگر که در رتبه‌های پایین‌تری قرار دارند باید شجاعت اعتراف به اشتباهات خود را پیدا کرده و در مواقع لازم به جای فرافکنی و پیچیده‌تر کردن موضوع، به نقصان‌ها اعتراف و برای رفع آنها اقدام کنند.
باید یادآور شد که اول وقتی رئیس‌جمهور بدون غرور و تکبر می‌تواند در برابر دیدگان میلیون‌ها ایرانی عذرخواهی کند، حتم چنین کاری را لازم تشخیص داده وگرنه ایشان در گفت‌وگوی انتخاباتی سخن نمی‌گفت که سخنان و عذرخواهی‌اش جنبه تبلیغاتی داشته باشد. ثانی به جای نفی این وظیفه‌شناسی باید از آن تمجید کرد تا دیگران نیز ارزش این رفتار حسنه را دریابند و در زمان لازم به کار گیرند.
نکته اساسی اینجاست که رسم عذرخواهی و اقرار به اشتباه و اعتراف به نواقص آن طور که باید در میان برخی مسئولان نهادینه نشده است. یادمان باشد عذرخواهی بیش از اینکه یادآور اشتباه باشد یادآور احترام به کسانی است که اشتباه به آنها آسیب رسانده است.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

درس‌هایی از نقش ارتش آمریکا در اقتصاد این کشور
یکی از مهم‌ترین ساختارهای اقتصادی آمریکا، صنعت نظامی ـ دفاعی این کشور است. همان طور که «جیکوب گانسلر»(۱) نیز در سال ۱۹۸۰ متذکر شد، این اعتقاد که صنعت نظامی ایالات متحده بر اساس اصول بازار آزاد عمل می‌کند، افسانه‌ای بیش نیست. نقش ساختار صنعت دفاعی ـ نظامی آمریکا در اقتصاد این کشور با دیگر ساختارهای اقتصادی کامل متفاوت است؛ زیرا تعاملات اقتصادی در حوزه‌های دیگر میان تعداد زیادی از خریداران و فروشندگان و بر اساس سازوکار عرضه و تقاضا شکل می‌گیرد، لکن در صنعت نظامی تنها خریدار موجود، دولت آمریکاست و فروشندگان نیز تنها تعداد معدودی از شرکت‌های غول‌آسا هستند که انحصار برنامه‌های تولید ابزارآلات نظامی را در دست خویش نگه‌ داشته‌اند؛ از این رو رقابتی مطرح نیست. ساختار اقتصادی که نظامیان در آن محوریت دارند، انحصاری است یا حداقل تا مدتی انحصاری خواهد ماند. نظامیان محرمانه و با پشتیبانی کامل دولت در جهت دستیابی به تکنولوژی‌های نو عمل می‌کنند و در صورت موفقیت، آن را تا مدت زیادی در انحصار خود قرار می‌دهند.
با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱، قسمت اعظمی از تولیدات نظامی آمریکا به سمت شرکت‌های خصوصی گرایش پیدا کرد و به این ترتیب «بخش خصوصی نظامی» شکل گرفت. ارتش امکانات خود را در اختیار بخش خصوصی قرار می‌داد و بخش خصوصی نیز با بهره‌گیری از امکانات ارتش و نیز توانمندی‌های خود، فعالیت‌های اقتصادی ـ نظامی خود را پیش می‌برد. این وضعیت سبب شد باوجود در جریان بودن جنگ جهانی دوم، اقتصاد آمریکا دچار رکود و رشد منفی نشود به گونه‌ای که بعد از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده دارای بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا بود. در نتیجه این سیاست‌ها، کارخانه‌های خودروسازی نظیر «فورد»، «جنرال موتورز» و «فیشر بودی» رکود ناشی از وقوع جنگ جهانی دوم را با تولید هواپیماها و جنگنده‌های نظامی جبران کردند. این کارخانه‌ها در اثر این همکاری، صاحب صنایع وابسته به تولید آهن و فولادی شدند که برای ساخت وسایل نظامی محکم مانند تانک به‌کار گرفته می‌شد. استفاده از این صنایع باعث شد که خودروهای ایالات متحده به محکمی و مقاومت معروف شوند. علاوه بر عامل جنگ‌جهانی دوم، پیشرفت‌های تکنولوژیک نیز که ریشه در دانشگاه‌های آمریکا داشت، در این تحول، سهم بسزایی داشتند. تحولاتی نظیر رادار، فیوزهای مجاورتی، رایانه‌های الکترونیکی و بمب هسته‌ای، همگی فراتر از ظرفیت رسمی دولت بودند.
وقوع جنگ سرد و تشدید خصومت‌ها میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی و تصمیم قاطعانه رهبران ایالات متحده در دوران جنگ سرد مبنی بر ایجاد یک نظام بین‌المللی با محوریت آمریکا سبب شد روندی که با جنگ جهانی دوم شروع شده بود، ادامه یابد. ایالات متحده برای پیروزی در مقابل شوروی به یک اقتصاد پویا و نیروی نظامی قوی نیاز داشت. به این دلیل، رابطه مکملی اقتصاد و ارتش ادامه پیدا کرد. ارتش دستاوردهای تکنولوژی خود را در اختیار اقتصاد آمریکا قرار داد؛ برای مثال، تکنولوژی‌ای که ایالات متحده از آن برای ایجاد تونل‌های بزرگ زیرکوه‌ها به منظور نگهداری و مراقبت از موشک‌ها و تجهیزات نظامی راهبردی استفاده می‌کرد، در اختیار نهادهای راهداری و جاده‌کشی نیز قرار گرفت تا از طریق آن، توسعه راه‌ها در ایالات متحده با سرعت بیشتری صورت گیرد. ارتش از دهه ۱۹۸۰ با دستیابی به تکنولوژی‌های جدید ایجاد تونل، تکنولوژی‌های سابق را از انحصار خود خارج ساخت و حتی آن‌ها را صادر کرد. امروزه تکنولوژی آمریکایی حفر تونل، جزو دقیق‌ترین صنایع این حوزه در جهان است که درصد خطای آن صفر است.
ابزارهای الکترونیکی‌ای که وزارت دفاع ایالات متحده ساخته بود، علاوه بر بخش نظامی، در بخش‌های غیرنظامی نیز به کارگرفته شد. هر چند که هدف اصلی نیروهای نظامی در هر کشور، حفظ و ارتقای امنیت ملی است، لکن با توجه به تحولات شگرف در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی، استفاده‌های غیرسنتی از نیروی نظامی بیشتر شده است. مأموریت‌های غیرسنتی یا استفاده از نیروی نظامی در عملیات‌های غیررزمی از موضوعات بسیار مهم برای رهبری ارتش است. تفکر غالب در محافل نظامی و سیاسی بر این منوال بوده که نیروی نظامی صرف برای نبرد و پیروزی در جنگ ایجاد شده است؛ اما روابط میان ارتش و جامعه مدنی در کشورهای توسعه‌یافته متحول شده است. نیروهای مسلح در کشورهای توسعه‌یافته به‌ویژه در زمان صلح، در حوزه‌های اجتماعی و عمرانی فعال هستند تا از این طریق صرف مصرف‌کننده و هزینه‌بر نباشند.
اگرچه وظیفه تشکیلات نظامی در درجه اول برای درگیر شدن در جنگ، پیروزی یا جلوگیری از جنگ است؛ اما هیچ بحثی درباره استفاده از نیروی نظامی در آینده بدون بررسی موضوع عملیات غیرجنگی وجود نخواهد داشت. امروزه مهم‌ترین کمک نظامیان و نهاد ارتش در امر توسعه، به بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات مربوط می‌شود. از دیرباز، پیشرفته‌ترین فناوری‌های الکترونیکی و دیجیتالی، محصول طرح‌های نظامی در کشورهای صنعتی بوده‌اند. برای نمونه، فناوری بلوتوث که امروزه در ساخت انواع گوشی‌های تلفن کاربرد دارد، نتیجه تحقیقات پنتاگون در دهه ۱۹۷۰ میلادی است. طرح مذکور برای شلیک جنگنده‌ مجاور صورت گرفته بود که در آن، دستور شلیک با استفاده از بلوتوث عملی می‌شود.
هزینه‌هایی که پنتاگون بر روی طرح‌های تحقیقاتی خویش صرف می‌کند، از عهده شرکت‌های خصوصی تجاری خارج است. عواید این تحقیقات فناورانه کم و بیش، دیگر سازمان‌ها و بخش‌های اقتصادی آمریکا را منتفع می‌سازد. پیشرفت‌های ارتش آمریکا در فضای سایبر، ایجاد یک محیط امن برای فعالان اقتصادی و جلوگیری از جاسوسی صنعتی و یا دشوار شدن آن شده است.
جایگاه فناوری در ساختار دفاعی و امنیتی کشورهای توسعه‌یافته همچون ایالات متحده، همچنان در حال فزونی است. پیش‌بینی می‌شود در نبردهای آینده برای کاهش تلفات نیروی انسانی، از سامانه‌های الکترونیکی بسیار دقیق و امکانات ارتباطی پیشرفته در هدایت عملیات بهره گرفته شود. کلید پیروزی نظامی در جنگ، داشتن فناوری پیشرفته اطلاعاتی است، بدیهی است که تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام گیرد. به این ترتیب در عصر تسلیحات با فناوری بالا، شرکت‌های غیرنظامی و تجاری نیز به فکر کپی‌برداری از این فناوری‌های نظامی خواهند افتاد. مزیت این فناوری‌های نظامی ـ اطلاعاتی در این است که قابلیت تغییر کاربرد آن‌ها برای استفاده در سامانه‌های دیجیتالی غیرنظامی زیاد است.
در اثر تحولات جدیدی که در فناوری نظامی رخ داده و آنچه که در حال حاضر به آن، انقلاب نظامی ـ فنی گفته می‌شود، وضعیت ما در آستانه قرن جدید وضعیتی است که با دوره میان دو جنگ جهانی کامل متفاوت است. در حالی که فناوری‌های اولیه بیشتر بر روی پیشرفت تسلیحات تمرکز داشت؛ اما در عصر کنونی، بسیاری از فناوری‌های اصلی در تسلیحات کاربردی ندارد، بلکه از این فناوری‌ها در جمع‌آوری و گسترش اطلاعات و ارتباطات و نیز افزایش سرعت نقل و انتقال نیروها استفاده می‌شود. یکی از مهم‌ترین اختراعات پنتاگون در حوزه تکنولوژی‌های ارتباطی که امروزه دنیا را تکان داده است، اینترنت است. تاریخ اینترنت با توسعه رایانه‌های الکترونیکی در دهه ۱۹۵۰ میلادی شروع شد. مردم آمریکا پیش از اینکه با اصطلاح اینترنت آشنا شوند، با واژه «آرپانت»(۲) مواجه شدند. آرپانت خود یک کلمه اختصاری بود که از حروف اول عبارت «شبکه کارگزاری پروژه‌های تحقیقات پیشرفته»(۳) تشکیل می‌شد. در واقع آرپانت، نخستین قدم برای ایجاد شبکه جهانی اینترنت به شمار می‌رود که وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) بنیان‌ گذاشته است. اولین پیام اینترنتی نیز از طریق رایانه‌های پنتاگون واقع در کالیفرنیا، به سال ۱۹۶۹ ارسال شد.
علاوه بر این، در میان نیروهای چهارگانه ارتش آمریکا، نقش نیروهای دریایی این کشور در اقتصاد داخلی و تعاملات بین‌المللی این کشور بارز است.
صنعت دریانوردی ایالات متحده به لحاظ دامنه فعالیت، قدرت و تنوع، رتبه نخست را در جهان دارد. این صنعت حاوی بیش از چهل‌هزار شناور است که به همراه کامیون‌ها و خطوط راه‌آهن این کشور، یکی از قدرتمندترین سامانه‌های حمل‌ونقل داخلی را تشکیل می‌دهد و جایگاه ویژه‌ای به ایالات متحده در تجارت جهانی اعطا می‌کند. تقریب بیست‌وهشت درصد از اقتصاد آمریکا به واردات و صادرات این کشور وابسته است و حفاظت از میلیون‌ها شغل داخلی در گرو تأمین و پیشبرد تجارت بین‌المللی است. در واقع تجارت بین‌المللی، از اجزای حیاتی اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود و روزبه‌روز نقش آن پررنگ‌تر می‌شود. نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی آمریکا از بیست‌ونیم درصد در سال ۱۹۹۰ به بیست‌وهشت درصد در سال ۲۰۰۶ ارتقا یافته است و پیش‌بینی می‌شود این رقم به سی‌وپنج درصد در سال ۲۰۲۰ برسد. این داده‌ها حاکی از این واقعیت هستند که تنها بر حجم تجارت خارجی آمریکا افزوده می‌شود، بلکه تجارت خارجی به رشد دیگر بخش‌های اقتصادی و در نتیجه ایجاد شغل و ثروت کمک می‌کند. در واقع رشد تجارت خارجی حدود دو برابر بیشتر از رشد کل اقتصاد آمریکاست. از آنجا که نودوپنج درصد از تجارت خارجی آمریکا از طریق کشتی‌ها صورت می‌گیرد، نقش و اهمیت نیروی دریایی آمریکا در توسعه اقتصادی این کشور نمایان می‌شود. برای مثال در سال ۲۰۰۹، ۶۹۹۶ شناور اقیانوس‌‌پیما، ۵۵ هزار و۵۶۰ بار در بنادر آمریکا بارگیری و حدود یک تریلیون دلار برای این کشور درآمد کسب کرده‌اند.
صنعت دریانوردی آمریکا، تنها در خدمت تجارت بین‌المللی این کشور نیست. بلکه کمک شایانی به اقتصاد داخلی این کشور می‌کند و سالانه، حدود صد میلیون مسافر آمریکایی با این ناوگان جابه‌جا می‌شوند و حدود صدهزار صنعتگر در صنعت کشتی‌سازی مشغول هستند.

نتیجه‌گیری
به طور کلی، ارتش و نیروهای نظامی در کشورهای توسعه‌یافته در سه سطح نظامی، سیاسی و اقتصادی به کارگرفته می‌شوند. در سطح نظامی که همان وظیفه وجودی ارتش است، حفاظت از امنیت ملی، جنگیدن در مواقع ضروری، بازدارندگی و توسل به زور برای تهدید و ارعاب مدنظر قرار دارند. از نظر سیاسی، حفظ یکپارچگی ملت و ایجاد غرور و افتخار ملی و استوار ساختن جایگاه یک کشور در عرصه بین‌المللی، از کارویژه‌های نیروهای نظامی محسوب می‌شوند. اما سطح سوم از کارویژه‌های نیروهای نظامی در کشورهای توسعه‌یافته، سطح اقتصادی است که غالب مورد غفلت قرار می‌گیرد. از آنجا که بیشتر این کشورها فارغ از درگیری‌ها و بی‌ثباتی‌های داخلی و منطقه‌ای هستند، بعد اقتصادی فعالیت‌های نظامیان در زمان صلح، برجسته‌تر می‌گردد. از جمله دلایل اقتصادی استفاده از نیروهای نظامی، انسجام سازمانی و قدرت مالی نهاد ارتش برای اجرای طرح‌های سنگین و پرهزینه است. در واقع، وزن اساسی طرح ملی و توسعه زیرساختارها در کشورهای توسعه‌یافته نیز مانند کشورهای در حال توسعه بر دوش ارتش و نظامیان است؛ زیرا بسیاری از شرکت‌های خصوصی و خرده‌پا که اول انگیزه چندانی برای ورود به چنین طرح‌های کلان و دشواری ندارند و ثانی در صورت قبول چنین مسئولیت‌هایی، اساس از توانایی و ظرفیت لازم برای اجرا و اتمام طرح‌های عمرانی و زیرساختی برخوردار نیستند.
بعد دیگر کمک نیروهای نظامی به توسعه کشورهای صنعتی، نقش چشمگیر مجتمع‌های نظامی در کشف و انتشار فناوری‌های پیشرفته است. با عنایت به حساسیت و اهمیت مقوله امنیت برای دولت‌ها و ملت‌ها، رهبران نظامی و غیرنظامی، معمول برای طرح‌های عظیم نظامی حاضرند بودجه‌ها و هزینه‌های هنگفتی تخصیص بدهند. نتیجه این هزینه‌های مالی، در قالب تسلیحات پیشرفته نمود می‌یابد که نه‌تنها موجب افزایش ضریب امنیتی ملی می‌شود، بلکه با تسری به دیگر عرصه‌های داخلی، رونق و شکوفایی خاصی به صنایع دیگر می‌بخشد. در واقع بخشی از هزینه‌ها و بودجه‌های نظامی، دوباره و در قالب فناوری‌های نوین به چرخه اقتصادی کشورهای صنعتی برمی‌گردد و به توسعه متوازن ملی در این نوع از کشورها کمک می‌کند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


نیم نگاه
اسماعیل علوی

اقتصاد مقاومتی؛ شاه‌کلید قفل تحریم‌هاست!
امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب هفته گذشته، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را در ۲۴ بند ابلاغ کردند. سیاست‌هایی که اجرای درست آن می‌تواند بسیاری از دغدغه‌های اقتصادی این روزهای نظام را رفع نماید. هر چند ایشان پیشتر نیز بر اقتصاد مقاومتی، به‌عنوان تنها راهکار خروج از معضلات و مشکلاتی چون تحریم‌ها و ارتقای اقتصادی کشور تأکید کرده بودند، اما ابلاغ این سیاست‌ها می‌تواند امیدها را ـ باز می‌گوییم در صورت اجرای درست آن ـ در بخش اقتصاد امروز کشور زنده کند. واقعیت این است که استکبار جهانی از همان ابتدای پیروزی انقلاب و از آنجا که این انقلاب را مانع اصلی پیشبرد اهداف شوم خود در جهان می‌دانست، سیاست‌های خصمانه زیادی را علیه نظام طراحی و اجرا کرد که یکی از این سیاست‌های ضدایرانی، بحث تحریم اقتصادی ایران بود که به‌ویژه در چند سال گذشته به اوج خود رسیده است. از همین‌رو، مقام معظم رهبری و نیز بسیاری از کارشناسان اقتصادی، اقتصادمقاومتی را در همه حال، بهترین راهکار خروج از تحریم‌ها و همچنین توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور می‌دانند و آن را بهترین گزینه برای مقابله با تحریم‌های ظالمانه نظام استکباری جهان می‌دانند.
اما متأسفانه با وجود گذشت ۳۵ سال از پیروزی انقلاب و باوجود پیشرفت‌های نظام در بسیاری از عرصه‌ها، در بحث اقتصادی و به‌ویژه در بحث عبور از تکیه بر نفت به‌عنوان اقتصاد تک‌محصولی کشور، اقدام قابل شایانی انجام نشده است. و متأسفانه این مسئله، کم‌وبیش در بسیاری از دولت‌های پس از انقلاب به عینه مشاهده می‌شود و به قول معروفی که می‌گوید «آنچه برای ماست بلای ماست» نفت بلای جان اقتصاد کشور شده است و بسیاری از دولتمردان از گذشته تا به حال برای راحتی خود! و به جای سرمایه‌گذاری در دیگر بخش‌های اقتصادی و تولیدی، نفت را بهترین و کم‌دردسرترین محصولی که در آمدزاست و تولید پول می‌کند، برای چرخاندن اقتصاد کشور انتخاب کرده‌اند. حال آنکه، نگاهی به کشورهایی که بسیار کمتر از ایران، منابع طبیعی و انرژی و... دارند، نشان می‌دهد که آن کشورها به دلیل داشتن همین محدودیت‌های منابع و انرژی‌شان، آن‌چنان ساختارهای اقتصادی مستحکم و قوی‌ای چیده‌اند که امروز برخی از این کشورها را به عنوان قطب‌های بزرگ اقتصاد جهان می‌شناسند. ژاپن، کره‌جنوبی، آلمان و... کشورهایی هستند که به لحاظ منابع و انرژی نسبت به ایران بسیار محدودیت و کمبود دارند. اما برنامه‌ریزان اقتصادی‌شان با طراحی‌ها و برنامه‌ریزی‌های درست خود، این کشورها را به قطب‌های صنعتی بزرگ دنیا تبدیل کرده‌اند. از این‌رو دولتمردان جمهوری اسلامی ایران با توجه به دشمن‌های کینه‌توز و قسم‌خورده‌ای که دارد و هر روز نیز برای تحت فشار قرار دادن آن، تحریم‌های یک‌جانبه و چندجانبه و... اعمال می‌کنند، باید این تحریم‌ها را «نعمتی در قامت نغمت» دیده و از این فرصت استفاده کرده و به نیروها و منابع درونی خود اتکا کنند تا استفاده دشمن از حربه تحریم اقتصادی را برای همیشه خنثی نمایند. اقتصاد مقاومتی همین فرصت و راهکار مهم است که در صورتی که مسئولان به‌خوبی به آن توجه نمایند، می‌تواند دشمن را در ضربه زدن به نظام از راه اقتصاد ناامید سازد. باید تکیه بر نفت تک‌محصولی را برای همیشه به باد فراموشی سپرد و به جای دادن شعار، در عمل و با برنامه‌‌ریزی‌های درست اقتصادی و انجام پروژه‌های تولیدی و کشاورزی و صنعتی بزرگ و مادر در ایران و صادرات آن به دیگر کشورها، جمهوری اسلامی را برای همیشه از شر «نفت» نجات داده و خود دارای حرف و نظر در اقتصاد جهان شوند. قطع مردم نیز اگر دلسوزی مسئولان‌شان را ببینند، چون همیشه پشت سر آنان و حامی‌شان خواهند بود. نگذاریم دشمن با سوءاستفاده از ضعف‌های اقتصادی و تک‌محصولی بودن‌مان و وجود رخنه‌ها و شکاف‌های زیاد در اقتصاد کشور به ما فشار آورده و هر روز، زورگویی‌های جدیدی را علیه کشور رو نماید. قطع اقتصاد مقاومتی کلید حل مشکلات اقتصادی امروز کشور است، اگر بجد باور داشته باشیم.


دریچه
گردآوری :اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (16)
خوردن خاک‌اره!

عشایر منطقه با عملیات‌های چغادک، سرده کازرون، خاویز و مبارزات مکرر شیخ «حسین‌خان چاه‌کوتاهی» و «زایر خضرخان اهرمی» علیه نیروهای انگلیسی پلیس جنوب باوجود تحمل خسارات فراوان، به ایستادگی و مقابله با اشغالگران پرداختند و در این راه، صحنه‌های فراوانی از شجاعت‌ها، ایستادگی‌ها و دلیری‌ها خلق کردند.
به نقل از اسناد موجود تاریخی نیروهای پلیس جنوب در فارس به خریدن گندم، جو و سایر اجناس به چند برابر قیمت معمول و ذخیره کردن و یا سوزاندن آنها برای ایجاد قحطی در شهر اقدام کردند، به‌طوری که مردم ایران حتی مجبور به خوردن خاک اره می‌شدند.
این نیروها به دفعات خودرو‌های در حال عبور مردم را برای رفع نیازهای خود به اتهامات واهی توقیف می‌کردند و مورد استفاده قرار می‌دادند. بسیاری از املاک و اراضی و باغ‌های مردم را در سال‌های حضور خود در شهرهای جنوبی ایران به‌نفع پایگاه‌های خود مصادره کردند. مأموران نظمیه و ژاندارمری را نیز با وعده و پول و رفاه تحت نفوذ و سلطه خود درآوردند و حاکمیت دولت مرکزی را بر نواحی جنوبی تا سر حد امکان کم‌رنگ و ضعیف کرده بودند. خود از مردم شهرها مالیات می‌گرفتند، آنان را بازداشت می‌کردند، خانه و کاشانه کسانی را که مقاومت می‌کردند تخریب می‌نمودند. بسیاری از عوامل پلیس جنوب به فساد اخلاقی و هرزگی شهرت داشتند. اقدامات آنان خشم علما و مراجع وقت ایران را برانگیخت و آنان را به موضع‌گیری‌های شدید واداشت.
فرماندهان پلیس جنوب همچنین سعی در ایجاد تفرقه میان روسای قبایل و بهره‌برداری از اختلافات آنان داشتند. دامن زدن به اختلافات صولت‌الدوله و قوام‌الملک که ریاست ایلات خمسه (دومین ایل بزرگ جنوب کشور) را داشتند و نیز ایجاد اختلاف میان صولت‌الدوله و برادرش سردار احتشام و تطمیع سردار احتشام به کسب منصب ایلخانی و ایجاد اختلاف و تفرقه میان صولت‌الدوله و قشقایی‌ها در شورش‌آباده از نمونه‌های سیاست تفرقه‌افکنی فرماندهان پلیس جنوب بود که بیان کامل این اقدامات در منابع دست اول تاریخی آمده است.
اما در مواردی که این سیاست کثیف نمی‌توانست مورد استفاده قرار گیرد و روسا و سرکردگان ایلات و روستاها با تطمیع و وعده کمک‌های مالی و مناصب عالی دست از اتحاد با هم‌پیمانان خود برنمی‌داشتند، فرماندهان پلیس جنوب شیوه دیگری را به کار می‌بردند که عبارت بود از اعمال نفوذ بر والی و حکمران. فرماندهان پلیس جنوب وی را مجبور به تعویض اشخاص مخالف با سیاست‌های انگلیس از مناصب حاکمی یا ضابطی و رهبری ایلات و روستاها می‌کردند. این سیاست موجب شد تا چنانچه سران ایلات یا حاکمان شهرها و به تبع آن مردم به مخالفت با عزل و نصب‌های جدید بپردازند، به مخالفت با احکام دولتی و نماینده دولت محکوم شوند. به این ترتیب توجیه قانونی برای سرکوبی آنان به دست پلیس جنوب فراهم می‌شد. کاربرد این روش در انتخاب آقاخان به حکومت برازجان و عزل غضنفرالسلطنه از این دست، انتصاب حسن‌خان تنگستانی به حکومت اهرم و عزل زایر خضرخان اهرمی و انتصاب شیخ عبدالله به جای شیخ حسین‌خان چاه‌کوتاهی به منصب ضابطی چاه کوتاه، قابل مشاهده است.
در زمینه فرهنگی نیز پلیس جنوب اقدام به انتشار روزنامه‌ای با عنوان «فارس» در شیراز کرد. این روزنامه که حدود چهار سال عمر داشت به عنوان سخنگوی پلیس جنوب عمل می‌کرد. این تشکیلات نظامی اقدامات نظامی خود در منطقه را با عناوین ایران‌دوستی، ایجاد امنیت در راه‌ها و شهرها، حفظ مرزهای ایران از دستبرد و نفوذ بیگانه و امثال آن توجیه می‌کرد و در مقابل از مبارزان غیور ایرانی و روستاییان مدافع سرزمین ایران را مردمانی وحشی، یاغی، شورشگر، آشوب‌طلب و دشمن مال و ناموس مردم می‌نامید.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران- 238
تألیف :لطفعلی لطیفی پاکده

عملکرد سیاسی موتلفه پس از انقلاب
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های حزب موتلفه اسلامی (22)


در شماره گذشته، با کلیات عملكردهای مختلف مؤتلفه از نظر سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی به ویژه در دوران پیش از انقلاب اسلامی آشنا شدیم. در ادامه عملکرد سیاسی این حزب پس از انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
1) تحمّل نظر مخالفان
میزان تحمّل مؤتلفه در برابر نظر مخالفان خود نسبت بالا و در برابر مخالفان دین، كم است. به عبارت دیگر، در حوزه انتقاد از عملکرد خود حزب، مؤتلفه با سعه‌صدر برخورد می‏كند، اما در حوزه حمله به ارزش­های دینی، تسامح و تساهل را روا نمی‏دارد. دلایل این ادعا عبارتند از:
الف) حمله به سیاست تساهل و تسامح: آقای بادامچیان در این خصوص می‏گوید: در نتیجه سیاست تساهل و تسامح، مطرودین امام و ملت وارد صحنه شده و با كمال وقاحت به حریم دین و قرآن تجاوز می‏كنند.(۱)
ب) درج نظر مخالفان در نشریه «شما»: یكی از دلایلی كه در عمل نشان می‏دهد مؤتلفه نسبت به منتقدان از خود ظرفیت بالایی دارد، درج نظرات مخالف در نشریه شما است. این نشریه در یكمین سالگرد انتشار خود، نظرات تعدادی از خوانندگان را انعكاس داده است كه این نظرات، همانند نظرات موافق، به گونه چشمگیری چاپ شده است. برخی از این انتقادها عبارتند از:
ـ «رحمانی (ناشر): من تنها یك بار هفته‌نامه «شما» را خوانده‏ام. شما فقط به یك وجه از مكعب نگاه می‏كنید و آن هم وجهی است كه خودتان می‏خواهید.
ـ میرزا آقایی: از خداوند می‏خواهم به شما توفیق بیشتری بدهد كه گروه‌های مخالف خود را تحقیر نكنید.
ـ بهشتی: گمان نمی‏كنید خیلی جناحی عمل می‏كنید؟ من از نشریه شما فقط اخبار و اظهارات یك جناح و اشتباهات جناح دیگر را در می‏یابم.»(۲)
درج این‌گونه انتقادها در نشریه شما، نشان می‏دهد كه قدرت تحمل انتقاد مؤتلفه از خود نسبت بالاست. در همین خصوص آقای بادامچیان گفت: «ما از انتقاد افراد برآشفته نمی‏شویم. اخیر در یك سخنرانی در بافق [بافت] چهل و چند سؤال از ما پرسیدند كه همه را جواب دادیم و اخیر در كاشان فردی مرا یك ساعت‌ونیم بعد از سخنرانی سرپا نگه داشت و سؤالات خود را پرسید. یكی دوتا از دوستان همراه عصبانی شدند. گفتم عصبانی نشوید خوب سؤال می‏كند. اگر (مخالفان) جایی را سراغ دارند كه ما از سؤال یا انتقاد فردی برآشفته شده‏ایم، نشان دهند.»(۳)
گفتنی است که برخی از دوستان مؤتلفه، میزان تحمّل مؤتلفه در برابر نظر مخالفان خود را کم ارزیابی کرده‌اند.(۴)
واقعیت چیست و مؤتلفه تا چه اندازه انتقادپذیر است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت كه مؤتلفه همانند بسیاری از احزاب و گروه­های دیگر در مرحله سخن انتقادپذیر است، امّا در مرحله عمل باید كمی تأمّل كرد. نكته اینجاست كه از مؤتلفه انتقادات بسیاری می‏شود كه نمونه برجسته آن نشریه «عصر ما»ست كه در شماره‏های متعدد خود به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از مؤتلفه انتقاد می‏كرد.
2) تلاش در جامعه‏پذیری سیاسی
منظور از جامعه‏پذیری این است كه هنجارهای اجتماعی به وسیله مقررات بر انسان تحمیل نمی‏شود، بلكه به صورت جزئی از شخصیت او در می‏آید(۵) و منظور ما از جامعه‏پذیری سیاسی این است كه تا چه اندازه هنجارها، گرایش‏ها و رفتار مورد پذیرش و معمول نظام سیاسی موجود، توسط جامعه آموخته شده است.(۶) مؤتلفه در این خصوص تلاش قابل توجهی نشان داده است. برای نمونه، در ماجرای سهمیه‌بندی بنزین که از نظر کارشناسان کار مفیدی بود، اما بسیاری از مردم به دلیل عدم اطلاع از علل اخذ چنین سیاستی، با آن مخالفت می‌کردند، دبیر کل مؤتلفه در 12 تیر 1386 طی مصاحبه‌ای با ایسکا نیوز در حمایت از دولت استدلال کرد: «دشمن روی واردات بنزین به عنوان یک نقطه ضعف ما در تحریم حساب کرده بود، اما با این اقدام دولت، ملت ایران آماده برخورد با چنین تحریمی است.»(۷)
3) تأثیر بر فرهنگ سیاسی جامعه
به نظر می‏رسد تأثیر مؤتلفه بر فرهنگ سیاسی جامعه طی سال­های اخیر ناچیز بوده است؛ زیرا مؤتلفه، سال­هاست كه با كاربرد اصطلاحات چپ و راست در صحنه سیاسی جامعه مخالفت می‏كند و پیشنهاد می‏كند كه از اصطلاحات ولایت‏پذیر و ولایت‏ناپذیر یا انسان­های متعهد به اصول و ارزش­ها و انسان­های لاقید و بی‌اعتنا به ارزش­ها(۸) و یا خودی و غیرخودی(۹) استفاده كنیم، امّا شاهدیم كه هیچ یك از این موارد در ادبیات سیاسی ما جا نیفتاده‏اند. این امر در حالی است كه رقیبان مؤتلفه و نیز برخی دوستان این حزب، در صحنه سیاست امروز جامعه ما، به گونه‏ای نسبت راحت حتی اصطلاحاتی نظیر راست، راست مدرن، چپ مدرن و... را در ادبیات سیاسی جامعه جا می‏اندازند.
علاوه بر این مؤتلفه مخاطب خود را عموم مردم قرار داده است. به همین دلیل سعی می‏كند ساده، روان و همه كس فهم صحبت كند و بنویسد. این سلاست نوشته‌ها گرچه از یك نظر بسیار خوب است، اما جامعه ما دچار یك مشكل است و آن مشكل هم این است كه قشر دانشگاهی و گاه حوزوی ما در بسیاری از موارد، نوشته‏ای را علمی می‏داند كه از نثر سنگینی برخوردار باشد. با عنایت به این نكته، كه در شرایط موجود این قشر دانشگاهی و حوزوی است كه ادبیات سیاسی جامعه را رقم می‏زند، مؤتلفه نتوانسته است در ترویج عمیق ایده‏های خود بیش از این، موفق باشد.
4) تلاش بر تحكیم وحدت ملّی
مؤتلفه از بدو تأسیس تاكنون، تلاش زیادی را برای ایجاد پیوند بین نیروهای خودی نظام (طرفداران حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری) انجام داده است كه بخش عظیمی از ملّت ایران را شامل می‏شده است. این تلاش در مقطعی شتاب بیشتری به خود گرفت و به تعبیر آقای انبارلویی عضو شورای مركزی مؤتلفه، تحت عنوان «پروژه وفاق» پیگیری می‏شود. در این پروژه نیروهایی كه روی چهار اصلِ اسلام،(۱۰) امام، قانون اساسی و جایگاه رهبری توافق كنند می‏بایست وحدت پیدا كنند و مؤتلفه پیروزی انتخاباتی گروهی با این عقاید را پیروزی خود می‏داند.(۱۱)
گروه وفاق از اواسط سال 1378 به دنبال پیشنهادی كه مقام معظم رهبری در این خصوص داشتند، تشكیل شد. گروه وفاق از چهار گروه سیاسی تشكیل شد كه به‏طور محرمانه ارتباطات وسیعی با احزاب، گروه­ها، افراد و شخصیت­ها برقرار كردند كه این فعالیت­ها در فروكش كردن برخی اختلاف­ها و توهم­ها مؤثر بود. مؤتلفه در تهران و قم نشست­هایی با عناصر مؤثر سیاسی گروه­های سیاسی داشت و تمام گزارشات خود را مكتوب كرد.(۱۲)
سران مؤتلفه در سخنرانی­ها و كنفرانس­های مطبوعاتی خود نیز روی عنصر وحدت تأكید بسیاری دارند. برای نمونه، مرحوم آقای عسگراولادی می‏گفت: «باید مرز جعلی بین خودی­ها را برداریم تا دشمنان نتوانند در درون ما نفوذ كرده و اهداف خود را پیاده كنند... جمعیت مؤتلفه اسلامی مصمم است به حول و قوه الهی با تمام توان خود در جهت وحدت نیروهای خودی تلاش كند.»(۱۳)
آقای عسگراولادی تأكید می‏كرد كه منظور از وحدت، یكی شدن احزاب و گروه­ها و نفی تكثر نیست. تكثر به معنای اعلام جنگ با قانون، مصالح ملی و مقدسات نظام نیست. تكثر در اسلام ناب به معنای مسابقه و مسارعه در خیرات است.(۱۴) آقای عسگراولادی همچنین از جناح­ها و تشكل‌های درون نظام استدعا می‏كند با حفظ حریم نهادهای انقلاب و مسئولین نظام، موجبات درگیری جناح­ها و تشكل­ها را فراهم نیاورند و دشمنان نظام اسلامی را خوشحال و جسورتر نسازند.(۱۵) عسگراولادی تأکید دارد مؤتلفه حاضر است هزینه‌های اتحاد اصولگرایان را بپردازد: «بدون شك حركت به سمت توحید و یگانگی و رسیدن به وحدت هزینه‌هایی دارد. ما در هر مرحله حاضر به پرداختن هر هزینه‌ای در این امر هستیم. تنها دغدغه حزب مؤتلفه اسلامی دغدغه وحدت اصولگرایان است.»(۱۶)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانی

متداولترین نظریات جدید دموکراسی ـ قسمت سوم
در دو شماره گذشته با ششگونه از نظریات جدید دموکراسی در غرب تحت عناوینی همچون؛ دموکراسي رقابتی یا نخبه‌گرا، دموکراسی کثرتگرایی یا پولیارشی، دموکراسی قانونی یا نولیبرال، دموکراسی مشارکتی یا چپ جدید، دموکراسی بازدارنده و دموکراسی رادیکال آشنا شدیم. در ادامه با بررسی سه نظریه دیگر این بحث را به پایان می‌بریم.
دموکراسی جهان‌وطنی
یکی از دغدغه‌های اصلی دیوید هلد، دموکراسی در جهان در حال جهانی شدن است؛ جهانی شدن هم تهدید و هم فرصتی برای دموکراسی است. او جهانی شدن را انتقال جهان به یک فضای اجتماعی واحد می‌داند و اینکه چنین انتقالی از طریق یک دوره واقعی جدید از خلق زیرساخت‌های ارتباطی تقویت می‌شود. او در دموکراسی فی‌نفسه به‌عنوان یک کالای عمومی مزیت می‌بیند. اما در جهانی که در حال جهانی شدن است، ادامه حیات دموکراسی از طریق واحد ملت ـ دولت ممکن نیست و گسترش دموکراسی در حوزه بین‌الملل ضروری است. هلد از یک دموکراسی جهان میهن(Cosmopolitan Democracy)، بر این اساس دفاع می‌کند که دموکراسی اگر همچنان متصل به واحد ملت ـ دولت باقی بماند، نمی‌تواند در هیچ شکل معناداری ادامه حیات دهد. تنها راه تقویت مجدد دموکراسی در داخل دولت‌ها، گسترش دموکراسی به عرصه روابط میان دولت‌ها و بر فراز دولت‌ها خواهد بود.(۱)
دیوید هلد پیشنهاد میکند همان‌طور که حقوق بین‌الملل ما را به شهروندان جهان تبدیل کرده، لازم است نهادهای سیاسی بین‌المللی نظیر سازمان ملل متحد و مؤسسات تابعه‌اش، بانک جهانی، صندوق بین‌الملل و... برای تحقق حکومت دموکراتیک جهان‌وطنی گسترش یابند. وی در قالب گونههای معاصر به چهار نوع عمومی‌تر گونه‌های دموکراسی اشاره میکند که عبارتند از:
1ـ دموکراسی نخبه‌گرایانه و رقابتی (گونه شومپیتری)
2ـ دموکراسی تکثرگرایانه (گونه رابرت دال)
3ـ دموکراسی راست جدید (گونه نوزیک و هایک)
4ـ دموکراسی چپ جدید (گونه پولانزاس)
هلد همچنین معتقد است حقوق دموکراتیک شهروندان باید در قوانین اساسی ملی و بینالمللی تجسم یابند و پیشنهاد می‌کند برای ایجاد حداکثر پاسخگویی و تأمین منافع شهروندان در موضوعات جهانی خاص باید یک قدرت منطقه‌ای نظیر اتحادیه اروپا نیز برای تصمیم‌گیری بومی ایجاد شود. در دموکراسی جهان‌وطنی هلد، میزان و ماهیت نقش دولت ـ ملت تغییر می‌کند و دولت به یک بازیگر سیاسی بسیار قدرتمند در بین دیگر بازیگران جهانی تبدیل می‌شود.(۲)
دموکراسی مشورتی
یورگن هابرماس، از آخرین فیلسوفان باقیمانده از نسل مکتب فرانکفورت، به نقد عقل ابزاری میپردازد و همچون دیگر اعضای مکتب فرانکفورت لبه تیز حمله خود را متوجه پوزیتیویسم میکند. هابرماس در نقد از پوزیتیویسم و با هدف برپایی یک مجموعه شناخت جامع، علم تجربی را تنها یکی از سه وجه شناخت انسانی قرار داد. وجه دوم معرفت، تفهم و رابطه میان انسانهاست که با میانجی‌گری زبان انجام میشود. سرانجام در وجه یا ساحت سوم معرفتی هابرماس، علایق آزادی‌خوانه یا انتقادی است. در واقع هابرماس به نفی رابطۀ جزمی و یک ‌سویه میان آنچه زیربنای تولیدی و مناسبات روبنایی گفته می‌شود، تمایل داشت. این وضعیت در اصطلاح جهان زیست که هابرماس به‌کار میبرد، به خوبی آشکار میشود. در بخش زیست جهان یا همان حوزه عمومی مردم از طریق کنش ارتباطی درصدد درک یکدیگر برمی‌آیند، نه تأثیرگذاری بر دیگر بازیگران. از نظر هابرماس، نظام که منظور فرایند عقلانیت ابزاری در چهارچوب تمدن بورژوازی است و عناصر اصلی آن قدرت و سرمایه است، حوزه‌هایی از جهان زیست را تسخیر کرده است که برای چارهجویی آن باید به عقلانیت ارتباطی یا کنش تفهمی دست یافت.
در الگوی دموکراسی هابرماس که به دموکراسی مشورتی(Deliberative democracy) معروف است، جنبش‌های اجتماعی بازیگران اصلی شکل‌دهی اراده دموکراتیک هستند و این جنبش‌های اجتماعی باید در مقابل دولت و بخش اقتصاد که به استثمار جهان زیست(ارزشهای اجتماع و خانواده) می‌پردازند، مقاومت کنند. از نظر هابرماس بسیج جنبشهای اجتماعی در جامعه مدنی کمک مهمی به توسعه دموکراسی می‌کند. در حقیقت هابرماس خوش‌بین‌ترین نظریه‌پرداز درخصوص امکان تحقق دموکراسی در جوامع پیچیده معاصر است. هابرماس دموکراسی را حاکمیت مردم بر اساس ارتباطات آزاد و مبتنی بر بحث و تبادل‌نظر و معاشرت و انجمن می‌داند و منظور از دموکراسی مشورتی همان حاکمیت مردم بر اساس تبادل‌نظر مبتنی بر اصول اخلاقی و اجماع عقلانی است. الگوی دموکراسی هابرماس مبتنی بر این اصول است؛ وضعیت کلامی ایدهآل و اخلاق گفت‌وگو، تبادل نظر دموکراتیک و حاکمیت قانون اساسی.(۳)
موج سوم دموکراسی
ساموئل‌هانتينگتون(2008-1927) در کتاب مشهور خود با عنوان «موج سوم: گذار به دموکراسي در پايان سده‌ بيستم» زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گذار به دموکراسی را بررسی کرده و سه موج دموکراسي را از زمان شکل‌گيري نظام‌هاي دموکراتيک در اروپا تاکنون از يکديگر تفکيک کرده است. هانتینگتون موج دموكراسی شدن را چنین تعریف كرده است: «موج دموكراسی شدن عبارت است از یك سلسله گذارهایی از رژیم‌های غیر دموكراتیك به دموكراتیك كه در زمان‌های خاصی صورت پذیرفته و همچنین گذارهای مشخصی را در همان زمان در جهت مخالفت به همراه آورده است.»
موج اول: اين موج در طي سالهاي 1820 میلادی تا پس از جنگ جهاني اول فعال بوده است و ريشه در انقلاب‌هاي آمريکا و فرانسه دارد. موج اول دموكراسي با به قدرت رسیدن هیتلر در سال 1933 میلادی در آلمان و سلطه‌ توتالیتاریسم در کشورهای اروپایی و ظهور ایدئولوژی‌هاي کمونیسم، فاشیسم و میلیتاریسم متوقف شد.
موج دوم: از جنگ جهاني دوم تا سال 1960 میلادی که برخي ديگر از کشورهای اروپایی نظیر؛ آلمان غربي، ايتاليا، اتريش، ژاپن و كره‌ جنوبي با پايان جنگ حركت به سوي دموكراسي را آغاز كردند.
موج سوم: از سال 1974 میلادی به بعد، با فروپاشي نظام‌هاي غيردموکراتيک اروپاي جنوبي ابتدا در پرتغال و سپس در اسپانيا و يونان آغاز شد و طي تقريب 15 سال در حدود 30 کشور، رژيم‌هاي دموکراتيک جاي حکومت‌هاي اقتدارگرا را گرفتند.(۴)
عوامل موثر در گذار به دموکراسی
هانتینگتون معتقد است که علل دموکراسی شدن در هرجا و در هر زمان کامل متفاوت است و هیچ عامل واحدی برای تبیین و تشریح تحولات دموکراسی در همه کشورها یا در یک کشور خاص کافی نیست. بلکه دموکراسی شدن یا گذار به سمت دموکراسی حاصل ترکیب علل گوناگونی است. بنابراین وی برای هر یک از موج‌های گذار به دموکراسی علل مختلفی عنوان می‌کند.(۵) در موج اول عواملی چون؛ پیشرفتهای اقتصادی، صنعتی شدن، پیدایش بورژوازی و طبقه کارگر، اندیشههای جان لاک و جرمی بنتام و جان استوارت میل و ژان ژاک روسو و منتسکیو، انقلاب آمریکا و فرانسه. در موج دوم بیشتر تحت تأثیر عوامل سیاسی و نظامی و پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم و در موج سوم عوامل مهمی نظیر؛ بحران مشروعیت نظام‌های سیاسی، رشد طبقه متوسط شهری، تغییر عقاید در کلیسای کاتولیک، تغییر سیاست‌های ایالات متحده و اتحادیه اروپا در کشورهای تحت نفوذ خود، تأثیر مشابه در دیگر کشورها(اشاعه یافتن) از طریق رسانههای نوین و... فرایند گذار به دموکراسی صورت گرفته است.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمان238
فتح الله پریشان

راهکارهای تحقق عدالت از دیدگاه محقق دوانی
در شماره گذشته یکی از وظایف و اهداف حاکم در جامعه اسلامی از منظر اندیشه سیاسی محقق دوانی، عدالت‌ورزی ذکر شد. در این شماره وفق دستگاه اندیشه وی، راهکارهای تحقق عدالت در جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
محقق دوانی معتقد است زمانی عدالت حاکم و قاعده‌مند می‌شود و زیردستان از آن بهره می‌برند که اول حاکم خود شخص از حالات زیردستان و کسانی که حق رعایت حقوق بر گردن وی دارند، جویا شود و این امر را به همراهان و ملازمان خود نسپارد و ثانی خود به‌طور مستقیم حقوق افراد را در زمینه رزق و روزی، کرامات و مناصب ادا نماید و برای این منظور وقت معینی را برای ارباب‌رجوع منظور کند، تا آنان بی‌واسطه حوائج خود را نزد وی عرضه نمایند.(۱) وی در تأیید مطلب از روایات منسوب به پیامبر اسلام(ص) مبنی بر لزوم توجه به امر رعیت و تجربه ملک‌داری ملوک عجم نیز استفاده می‌کند.
دوانی وظایف سلطان را از قول حکما چنین نقل می‌کند: «اول ایجاد عمران و آبادانی مملکت؛ دوم، خزانه مملکت است تا رشد و توسعه به مملکت روی آورد؛ سوم، به جای خشونت بر مردم، با آنها با مهربانی و رأفت برخورد شود و چهارم، کارهای بزرگ که به تدابیر اساسی نیاز دارند، به افرادی که لیاقت لازم را ندارند سپرده نشود، بلکه باید آنها را به صاحبان عقل و تدبیر سپرد. دوانی در ادامه نظر برخی از ساسانیان را که به علت زوال دولت چهار هزار ساله پاسخ می‌دهند، نقل می‌کند که آنها کارهای بزرگ را که لایق افراد صاحب خرد و حکیم بود، به مردم پست و کم‌خرد سپردند و علت زوال دولت خود را فراهم ساختند.(۲)
محقق دوانی در کتاب «اخلاق جلالی» که با نظر به «اخلاق ناصری» خواجه نصیرالدین طوسی نگاشته است، روایتی دیگر از قول حکما را در قواعد عدالت ورزیدن می‌آورد که تأمل در آن در دنیای امروز نیز برای بسیاری از حاکمان سیاسی دنیا نه‌تنها خالی از لطف نیست، بلکه درس‌آموز است. از منظر تحلیلی دوانی، زمانی می‌توان رفتار عادلانه داشت که حاکم خود را اول، جای رعیت فرض کند، نه جدای از آن؛ دوم، ارباب‌رجوع را در مراجعه به حاکم معطل نکند؛ سوم، وقت خود را با شهوترانی پر نکند، چه اینکه سبب اصلی فساد یک دولت و مملکت همین امر است، بلکه علاوه بر اوقات فراغت باید که اوقات لازمی را برای تدبیر و سیاست‌گذاری مملکت صرف کند؛ چهارم، به جای خشونت، مدارا پیشه کند؛ پنجم، رضای خدا را در رضای خلق خدا طلبد؛ ششم، رضایت خلق خدا را در مخالفت با خدا نطلبد؛ هفتم، در مراجعه به او در صدور حکم عدالت ورزد و اگر محکومی از او رحمت طلبد عفو کند، چه اینکه رحمت بر خلق خدا رحمت خدا را در پی دارد؛ هشتم، به نظرهای عالمانه عالمان و حکما و مواعظ موعظه‌گران توجه کند؛ نهم، هر کس را که در مرتبه خود استحقاق دارد، مراعات نماید و دهم نه‌تنها خود ظلم نکند، بلکه تدابیری اتخاذ نماید که هیچ یک از کارگزاران حکومتی را مجال ظلم به یکدیگر و مردم نباشد، چه اینکه به اقتضای «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»(۳) هر چه در مملکت رخ دهد اگر قصور سیاست در آن باشد، روز قیامت از او سوال می‌شود. بنابراین باید هم خود عامل عدالت باشد و هم مردم را به رعایت قوانین عدالت و کسب فضایل عادت دهد.
دوانی تمامی مطالب فوق را در ضرورت عدالت‌ورزی، مدارا کردن و توجه نمودن به حق رعیت از سوی حاکم می‌داند. وی سیاست ورزیدن را مبتنی بر قواعد اساسی فلسفه سیاسی و حکمت مدنی تحلیل می‌کند و چنین قواعدی را برمبنای حکمت نظری خود در حکمت طبیعیات می‌داند.
قوام جامعه و دولت در دستگاه تحلیلی دوانی به وجود پادشاه و سلطان عادل و قوام و استواری پادشاهی سلطان به سیاست‌ورزی او مبتنی است و قوام یک سیاست به برخورداری آن از حکمت، تعقل و اندیشه می‌باشد.(۴) در نگاه دوانی، حکمت عین شریعت است، بنابراین اگر سیاست طبق قوانین حکمت و طریقه شریعت به اجرا درآید، روابط و مراتب آن انتظام و سامان می‌یابد، در غیر این‌صورت پایه‌های آن سست و لرزان خواهد بود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

تمایز فلسفه سیاسی اسلامی و مسیحی
فهم فلسفه سیاسی اسلامی در گرو فهم تمایزات آن با فلسفه‌های رقیب است که در این‌خصوص در شماره گذشته به تمایز فلسفه سیاسی اسلامی و فلسفه سیاسی مدرن پرداخته شد و در اینجا لازم است در ادامه توضیح پیش گفته شود که مسئله مهم و اساسی‌ای که فلسفه سیاسی اسلامی را از فلسفه سیاسی مدرن متمایز می‌کند، اهمیت توأم به عقل و وحی در زندگی بشری است. فیلسوفان سیاسی مدرنی چون «توماس هابز و جان لاک» عقل را بسیار ستایش کردند و معتقد بودند نظم سیاسی می‌تواند براساس اصول عقلانی و سکولار بنا شود، در حالی که پروژه هابز و لاک محکوم به شکست است. امروزه دیگر عقل به‌تنهایی نمی‌تواند حمایت لازم و ضروری را از زندگی اخلاقی و سیاسی داشته باشد، بلکه آنچه نیاز است باور به خدای متعال است که گنهکاران را مجازات و نیکوکاران را پاداش می‌دهد. اما در خصوص تمایز فلسفه سیاسی اسلامی و مسیحی نیز باید گفت که امروزه نوع فلسفه سیاسی اسلامی را برخاسته از فلسفه سیاسی مسیحی می‌دانند، در حالی که این فلسفه هرگز با فلسفه سیاسی مسیحی شباهت ندارد. این نوع برداشت، ناشی از این تلقی است که «محققان نخستین فلسفه اسکولاستیک مسیحی، اعتقاد به ارتباط مستقیم فلسفی موضوع‌شان داشتند، در حالی که محققان نخستین فلسفه اسلامی و یهودی تمایل دارند موضوع‌شان را تنها به‌عنوان علاقه تاریخی بنگرند. ظهور فلسفه اسکولاستیک مسیحی موجب علاقه فلسفی در فلسفه اسلامی و یهودی میانه شد.» این درحالی است که اگر فلسفه سیاسی اسلامی درست فهمیده شود، مشخص خواهد شد که آنها فلسفی هستند، نه صرف علاقه باستانی و قدیمی و این به نوبه خود ایجاب می‌کند که انسان از نگرش به آنها به‌عنوان نظایر و امثال فلسفه اسکولاستیک مسیحی دست بردارد. برای فهم دقیق تمایز میان فلسفه سیاسی اسلامی و مسیحی اشاره به دو مسئله؛ تمایز دینی و نحوه استفاده از منابع یونان کلاسیک لازم است. برای فهم تمایز میان اسلام و مسیحیت ابتدا باید به دین و آموزه‌های دینی آنان توجه کرد. برای مسیحیان میانه، دین ایمانی است که در کلیساها ارائه شده است، در حالی که برای مسلمانان، دین ایمان صرف نیست، بلکه قانون و شریعت برخاسته از منشأ و خاستگاه الهی است، بنابراین وحی به وسیله فیلسوفان سیاسی اسلامی به عنوان قانون کامل و نظم اجتماعی کامل تفسیر شد. از سوی دیگر، یک مسلمان می‌تواند بدون داشتن کمترین دانش فلسفه، فقیهی ماهر شود، اما در دین مسیحیت هیچ‌کس بدون مطالعه حداقل بخش اساسی فلسفه نمی‌تواند یک متکلم مسیحی ماهر شود.
نکته دوم هم این است که تمایز دو دین اسلام و مسیحیت تأثیر خود را در استفاده فیلسوفان از منابع یونان کلاسیک نشان داد، به‌گونه‌ای که فیلسوفان مسلمان به سراغ ترجمه آثار افلاطون به‌دلیل داشتن معنویت و نگاه ایده‌آل رفتند ولی مسیحیان به آثار ارسطو که سیاست را علم می‌دانست، رجوع کردند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
نارسایی‌ها و ناهماهنگی‌های دستگاه‌های فرهنگی ـ تبلیغی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

حضرت امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان بر تبلیغات و امر تبلیغ بسیار تأکید کرده‌اند و این موضوع فرهنگی یکی از اساسی‌ترین عناصر فرهنگی در تاریخ معاصر ایران بوده و است. «تبلیغ» کلمه‌ای است که در قرآن مجید زیاد استعمال شده و از پیغمبران خدا به عنوان مبلغان رسالات الهی یاد شده است، درباره مفهوم تبلیغ منابع مختلف زوایا و ابعاد آن را به بحث گذاشته‌اند و در یک جمع‌بندی تبلیغ را رساندن پیام به مخاطب یا مخاطبان از طریق برقراری ارتباط با استفاده از ابزارهای مختلف ارتباطی و شیوه‌ها و روش‌های مختلف به‌منظور تأثیرگذاری و احیان دگرگون‌سازی بینش و رفتار مخاطب یا مخاطبان در جهت خاصی که هدف مبلغ است می‌توان دانست و سازمان‌ها، نهادها، دستگاه‌های فرهنگی و تبلیغی متعددی در کشور مشغول فعالیت هستند و جملگی اینها در معرض آسیب‌ها و خطرات قرار دارند. به‌خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی، افزون بر نهادهای سنتی دینی با تبدیل شدن وزارت فرهنگ و جهانگردی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخشی از وظیفه تبلیغ دینی بر عهده این وزارتخانه نهاده شد، همچنین سازمان تبلیغات اسلامی، رسم برای سازماندهی تبلیغات دینی در داخل و خارج از کشور برای مسلمانان و غیرمسلمانان تأسیس شد، بعدها وظیفه این سازمان به داخل کشور محدود شد و وظیفه تبلیغات خارج از کشور را «سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی» بر عهده گرفت، این مجموعه‌ها و سایر نهادهای تبلیغی در معرض آسیب‌ها، تهدیدات و خطرات قرار داشته‌اند که امام راحل در وصیت‌نامه‌شان به وزارت ارشاد نکاتی یادآور شده‌اند.

فرازی از وصیت‌نامه
«وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار، خصوص عصر حاضر كه ویژگی خاصی دارد، آن است كه برای تبلیغ حق [در] مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی كوشش كنند. ما اكنون، در این زمان كه دست ابرقدرت‌ها را از كشور خود كوتاه كردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‌های بزرگ هستیم. چه دروغ‌ها و تهمت‌ها كه گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‌ها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی‌زنند.
مع‌الأسف اكثر دولت‌های منطقه اسلامی كه به حكم اسلام باید دست اخوت به ما دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاسته‌اند و همه در خدمت جهانخواران از هر طرف به ما هجوم آورده‌اند و قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است و می‌دانید كه امروز جهان روی تبلیغات می‌چرخد و با كمال تأسف، نویسندگان به اصطلاح روشنفكر كه به سوی یكی از دو قطب گرایش دارند، به جای آنكه در فكر استقلال و آزادی كشور و ملت خود باشند، خود‌خواهی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها و انحصارجویی‌ها به آنان مجال نمی‌دهد كه لحظه‌ای تفكر نمایند و مصالح كشور و ملت خود را در نظر بگیرند.»

ضعف برنامه‌ریزی فرهنگی ـ تبلیغی
مسئولان دستگاه‌های فرهنگی ـ تبلیغی در چارچوب برنامه‌ریزی‌های پنج‌ساله از ضعف اساسی برخوردار بوده‌اند. البته با پیگیری‌های مجدانه رهبر معظم انقلاب در حال حاضر با طرح مهندسی فرهنگی در ابلاغ سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه تدابیری اندیشیده شد اما باوجود تهدیدات و آسیب‌ها در مقابله با جبهه‌های فرهنگی مهاجم و معارض همچنان ضعف برنامه‌ریزی وجود دارد. طبیعی است که انقلاب اسلامی با داشتن دشمنان فرهنگی ـ تبلیغی مهاجم همچنان در معرض تخریب و آسیب‌زدگی است و قطع نیاز مبرم به برنامه‌ریزی برای جبران ضعف کمی و کیفی تولیدات فرهنگی ـ تبلیغی در جبهه انقلاب داریم، برشماری نقاط ضعف در سنگر فرهنگی ـ تبلیغی فهرست بالایی را شامل می‌شود و ذکر و توضیح آن در ظرفیت این مختصر نمی‌گنجد. اما شاخص‌ترین مورد آن را می‌توان با عنوان کلی ضعف برنامه‌ریزی دستگاه‌های فرهنگی ـ تبلیغی در برابر هجوم گسترده تبلیغی دشمنان دانست که باید نسبت به آن اهتمام جدی‌تر داشت. حداقل کاری که می‌توان انجام داد برطرف کردن ضعف و ناکارآمدی نهادهای فرهنگی ـ تبلیغی دولت و حکومت است و علاوه بر آن از ظرفیت‌های غیردولتی معروف NGOها و عناصر فرهنگی فعال غفلت نکرد و آن را در اولویت برنامه‌ریزی‌ها قرار داد.

عدم توجه به الگوسازی فرهنگی ـ تبلیغی
دشمنان نظام جمهوری اسلامی با ترفندها و حیله‌های متعدد برای هر پدیده‌ای و کالاهای مصرفی خود اقدام به الگوسازی و تولید مدل‌های مختلف کرده‌اند و تمام تهاجمات فرهنگی و تبلیغی خود را از طریق تغییر مدل و ارائه الگوی جدید متناسب با سلیقه‌های جوانان و مردم تولید می‌کنند و تمام دستگاه‌های تبلیغی و خبری روی آن متمرکز می‌شوند و همان‌طور که امام راحل در فرازی از وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان اشاره دارند: «قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است» و به دلیل این نقطه ضعف مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای رویکرد جدیدی را در فروردین‌ماه ۱۳۸۶ با عنوان «الگوی توسعه مبتنی بر ویژگی‌های اسلامی ـ ایرانی» ترسیم کردند و برای نحوه کارآیی آن در دهه چهارم انقلاب به تشریح ضرورت، الزامات و اهداف آن پرداختند و هدف از ترسیم این الگو را پاسخ به این مسئله ذکر کردند که نخبگان و مردم کشور به یک باور عمومی از چیستی اهداف نظام و غایت این اهداف برسند و فرمودند: «به دنبال الگو بودن برای پیشرفت به این معنا که با بحث نظری و تعریف شفاف و ضابطه‌مند از پیشرفت قصد داریم یک باور همگانی در درجه اول در بین نخبگان بعد در همه مردم به وجود بیاید که بدانند دنبال چه هستیم و به کجا می‌خواهیم برسیم. بخش‌های گوناگون نظام بدانند چه کار باید بکنند این را باید پیدا کنیم.» رهنمود مقام معظم رهبری در سطح کلان در نظام برنامه‌ریزی کشور است و مسائل فرهنگی ـ تبلیغی در ذیل آن تعریف می‌شود که الگوسازی آن در اولویت است. چرا که اکنون جریان‌ها، دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی ـ تبلیغی از این ضعف در رنج هستند.

فرصت‌دهی به دشمن
هر چه زمان بگذرد و جریان انقلاب اسلامی در مقابله با تهاجم فرهنگی ـ تبلیغی دشمن پاسخ ندهد، در واقع برای دشمن فرصت بیشتری فراهم می‌شود، تأکید و مطالعات امام راحل و رهبر معظم انقلاب در حال حاضر همین انتظار است که دشمن فرصت پیدا نکند. از ظرفیت‌های قومی، طایفه‌ای، مذهبی و مردمی بهره می‌گیرد و اقدام به ایجاد تأسیسات و تشکیلات جدیدی می‌کند و با توزیع امکانات فکری، برنامه‌ای در سرزمین ایران در نقاط مرزی علیه جریان انقلاب اسلامی استفاده می‌کند. ذکر آنچه که امروز دارد انجام می‌دهد مبحث مستقلی را می‌طلبد. اشاره شد که در حوزه فرهنگ و تبلیغات از چه هنرهای حیله‌گرانه‌ای استفاده می‌کنند و ضربه می‌زنند، حتی از روند تبلیغی عناصر و شخصیت‌ها و دستگاه‌های فرهنگی ـ تبلیغی علیه انقلاب استفاده کرده و می‌کنند. از مرزهای ایران که به بیرون می‌رویم این جریان شدت بیشتری پیدا می‌کند. تا حد امکان از فرقه‌های مذهبی دست‌ساخته استعمار مانند وهابیت، سلفی‌گری، طالبان و... گرفته تا جریان‌های خرافه‌ای همه را بر ضد انقلاب به کار گرفته‌اند.

فشار تبلیغاتی دشمن
حضرت امام خمینی روی کار فرهنگی و تبلیغی صحیح و فعال خیلی اصرار می‌ورزیدند چون کاربرد آن برای انقلاب بسیار مفید بود و در دیدار جمعی از مسئولان دستگاه‌های تبلیغاتی به اهمیت تبلیغ برای شناساندن واقعیات اسلام و ایران رهنمود می‌دهند. ایشان در این‌باره فرمودند: «مسئله تبلیغات یکی از مسائل بسیار مهمی است که شاید در رأس بیشتر از امور واقع بشود و ملاحظه می‌کنید که دنیا تمام تبلیغات‌شان به ضد ماست، تقریب باید این‌طور گفت آنهایی که به ضد ما نیستند، ساکتند. والا تمام رادیوها، تمام مطبوعات‌شان، مصاحباتی که در خارج واقع می‌شود همه را ملاحظه کردید که به ضد جمهوری اسلامی است، یعنی به ضد اسلام است و چون اسلام را آنها نمی‌خواهند و ایران را می‌بینند که در صدد این است که اسلام را معرفی کند به عالم و اگر معرفی بشود به عالم قبول خواهند کرد و منافع آنها را به هدر خواهد داد، از این جهت با ایران مخالفت می‌کنند، نه اینکه یک جمعیتی در ایران هستند یا یک انسان‌هایی در ایران هستند یا ایران به اینکه عنوان اسلامی پیدا کرده است. و الا این ایران بوده زمان محمدرضا، زمان دیگر با آن مخالفت نداشتند، بلکه موافقت هم داشتند.» بر مبنای رهنمودهای امام راحل این نتیجه به دست می‌آید که چون ایران بستر قدرت گرفتن اسلام با تفکر شیعی است و در مسیر استقلال از بیگانه به پیش می‌رود، فشار تبلیغاتی روزبه‌روز بیشتر خواهد شد. به همین منظور امام راحل در فراز وصیت‌نامه با تأسف تصریح کرده‌اند: «اکثر دولت‌های منطقه اسلامی که به حکم اسلام باید دست اخوت به ما دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاسته‌اند.» بنابراین دستگاه‌های فرهنگی ـ تبلیغی هر چه زودتر ‌باید برای مقابله با تهاجم تبلیغاتی دشمن به سامان برسند.

ناهماهنگی رسانه‌های داخلی
با وجود فشارهای فرهنگی و تبلیغی دشمن، دستگاه‌ها، سازمان‌ها، گروه‌ها و اشخاص دست‌اندرکار امر تبلیغات و فرهنگ تبلیغی در ناهماهنگی رسانه‌ای می‌باشند. متأسفانه طرح و برنامه‌ای مدون در راستای هماهنگی و ساماندهی برای انجام عملیات تبلیغاتی دیده نمی‌شود. بیشتر جریان‌ها براساس سلیقه و ذوق شخصی وارد عمل می‌شوند و دشمن را هوشیار می‌کنند و آسیب‌پذیری‌ها بیشتر می‌گردد و از طرفی برای دشمنان و مهاجمان تبلیغاتی فرصت فراهم می‌شود. به نظر می‌آید الزام باید برنامه هماهنگ رسانه دشمنان در هنگام حمله را شناخت و در فرصت مناسب پاتک زد و عملیات آنها را خنثی کرد، این کار هنگامی جواب می‌دهد که دستگاه‌های رسانه انقلاب اسلامی در هر نقطه‌ای که هست به‌صورت شبکه‌ای با کار تعریف شده عملیات تبلیغاتی وارد عرصه مبارزه شوند. در غیر این‌صورت همان مثل معروف آب به آسیاب دشمن ریختن است و از آسیب‌پذیری به تهدید و خطر تبدیل می‌شود و خسارت جبران‌ناپذیری را باید متحمل شد و از طرفی هم دشمن و معارضان جسورتر از گذشته فشار تبلیغاتی‌شان را بیشتر می‌کنند.
لازم به یادآوری است که ستاد شورای انقلاب فرهنگی که در رأس امور فرهنگی کشور است با مطالعات و تحقیقات، طرح‌ها و برنامه‌هایی در راستای مهندسی فرهنگی تدوین کرده و در دست اقدام دارد. اما سرعت و شتاب عملیاتی آن نیازمند به لوازم و الزاماتی است که برای هماهنگی رسانه‌ای جای امیدواری است.


از لابه لاي تاریخ

فرح در سودای کودتا ـ 2
البته اين هدف فرح را نمي‌توان به عنوان نوعي ناسپاسي نسبت به شاه و فرزندش كه وليعهد بود دانست. چراكه شايد او فكر مي‌كرد، شاه به علت بيماري فرصتي ندارد و احيان مي‌شود پس از فروكش كردن بحران وليعهد هم به سلطنت برسد. اما تا آن زمان فرا برسد بايد كاري كرد و اين همان كاري بود كه در آن موقع هدف فرح را تشكيل مي‌داد.
براي رسيدن به اين هدف، هم برنامه لازم بود و هم عمل و آنها به گمان خود و با توجيه و تحليلي كه از اوضاع مي‌كردند، برنامه و عمل خود را چنين تنظيم كرده بودند:
1ـ بايد آدم‌هاي لازم و برنامه‌ريز را گرد هم آورد تا نيروي انساني‌اي در سطح بالا در اختيار باشد كه بتواند امور را اداره كند. 2ـ بايد ارتش را خنثي كرد كه مبادا دست به مقاومت بزند. 3ـ بايد به مردم نشان داد كه اوضاع دگرگون شده و خواسته آنها مورد نظر است و چهره‌هاي بدنام سابق از صحنه طرد شده‌اند. 4ـ براي جلب توجه و موافقت سياست‌هاي خارجي و مشخص آمريكاي دوره كارتر، بايد الگويي نشان داد كه اين الگو درست در قالب همان ليبراليسم مورد نظر آمريكايي‌ها قرار بگيرد.
براي رسيدن به هر يك از اين موارد عمل و اقدام لازم صورت گرفت كه شرح آن بدين قرار است:
الف ـ به وسيله فرح و در درباري كه يكسره زير نفوذ آدم‌هاي او قرار گرفته بود افرادي كه به ظاهر نظر مشورتي خود را به شاه مي‌دادند، اما هدف خودشان را دنبال مي‌كردند، گرد آمدند كه در رأس آنها رضا قطبي قرار داشت. گروهي ديگر همان راه را مي‌رفتند از جمله دكتر حسين نصر، رئيس پيشين دفتر شهبانو، دكتر هوشنگ نهاوندي رئيس دفتر شهبانو، دكتر احسان نراقي نويسنده و جامعه‌شناس و جوادي و غلامرضا افخمي و... همين‌ها بودند كه در آن روزها به عنوان مشير و مشار عمل مي‌كردند.
نمونه كار و طرز عمل اين مشاوران را بايد تهية متن نطق معروف «من صداي انقلاب شما را شنيدم» دانست. بعدها كه رژيم[پهلوی] سقوط كرد و شاه در تبعيد و از اين كشور به آن كشور رانده شد خود من بارها شاهد درگيري شاه و فرح بر سر اين نطق و مجموعه مسائل و عملكرد اطرافيان فرح و مخصوص گروهي كه در اواخر تشكيل شده بود، بودم. در مكزيك شاه به صراحت مي‌گفت: «آن نطق كذايي را آنها با نيرنگ و تقلب به دست من دادند و من بي‌آنكه محتواي آن را بدانم، خواندم.»
اين نطق را در آن زمان دكتر سيدحسين نصر و رضا قطبي تهيه كردند و تا لحظات آخري كه قرار بود شاه جلوی دوربين تلويزيون برود به دست او ندادند و او در آن لحظات سرگيجي و هيجان و حالت روحي پريشان بي‌آنكه فرصت داشته باشد در مورد محتواي آن فكر كند و يا با كسان ديگري مشورت كند و در ميان بگذارد، خواند. به هر تقدير افراد ياد شده در چهارچوب حضور نيروي انساني متفكر و برنامه‌ريز در جهت رسيدن شهبانو به هدف‌هايش مجتمع شده بود و بديهي بود كه در صورت دسترسي به هدفي كه داشتند آنها همه‌كاره مملكت مي‌شدند. 


حكایت زمانه

انتخابات اولين شورا
از اوايل مهر ماه سال 1377 بود که با انتخاب سيدمرتضي مبلغ به عنوان رئيس ستاد اجرايي تشکيل شوراهاي اسلامي شهر و روستا از سوي سيدعبدالواحد موسوي لاري وزير کشور، برگزاري انتخابات شهر و روستا رسميت پيدا کرد.
پس از برگزاري انتخابات مجلس خبرگان به فاصله چند روز شرايط ثبت‌نام نامزدهای انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا از سوي وزارت کشور در پنجم آبان‌ماه اعلام شد. خبر انتخابات شوراها موضوع مهمي بود که به فاصله چند ساعت پس از صدور بيانيه وزارت کشور به‌طور گسترده از سوي رسانه‌هاي داخلي و خارجي پوشش داده شد. پس از انتخابات مجلس خبرگان هنوز کشور از فضاي رقابت فارغ نشده بود و احزاب و تشکل‌هاي سياسي هم دم را غنيمت شمرده و بار ديگر بر تداوم همکاري با گروه‌هاي همسو تأکيد ورزيدند. اما وقوع قتل‌هاي زنجيره‌اي در آذرماه همان سال و تبديل شدن آن به مسئله اول کشور، همه اذهان عمومي را معطوف به خود کرد و اخبار انتخابات شوراها تا حدودي به حاشيه رفت.
در دهم آبان مصطفي تاج‌زاده معاون سياسي ـ اجتماعي وزارت کشور اعلام کرد استعفاي مقامات دولتي داوطلب عضويت در انتخابات شوراها براي قانون الزامي است. از اين پس براي برخي از افرادی که کارگزار دولت بودند و در عين داشتن يک منصب دولتي، سوداي عضويت در شوراهاي شهر و روستا را در سر مي‌پروراندند چاره‌اي جز انتخاب يکي از اين دو راه يعني، کارگزار دولت بودن يا نامزد انتخابات شوراهاي شهر و روستا بودن نبود. برخي از اين افراد ماندن بر منصب دولتي خود را ترجيح دادند و گروهي ديگر استعفا را برگزيدند تا ضمن اعلام نامزدي خود در انتخابات شهر و روستا اقبال خود را براي عضويت در اولين دوره اين شوراها بيازمايند.
برابر با قانون، نظارت بر اين انتخابات با نمايندگان خانه ملت بود. به همين دلیل احمدي رسولي‌نژاد، محمدعلي يحيوي، علي موحدي ساوجي، سيدمجتبي موسوي اجاق و محمدرضا راه‌چمني به عنوان پنج عضو هيئت مرکزي نظارت بر انتخابات شوراها انتخاب شدند. از ميان پنج نفري که نام‌شان برده شد سه نفر اول متعلق به جريان راست و موسوي اجاق و راه‌چمني نيز نزديک به گروه‌هاي چپ بودند که اين ترکيب هيئت مرکزي نظارت بر انتخابات شوراهاي اسلامي به چالش‌هاي سياسي انجاميد.
با آغاز ثبت‌نام نامزدها از هفتم تا سیزدهم دي ماه، مسئله رسيدگي به صلاحيت اين افراد به مهم‌ترين مسئله انتخابات تبديل شد و با توجه به اختلافات شديد سياسي در شوراي نظارت، کار به جنجال کشيده شد، به نحوي که راه‌چمني و موسوي اجاق از حضور در جلسات هيئت مرکزي نظارت امتناع کردند و به نحوي تصميم‌گيري‌هاي اين شورا مختل شد.
با توجه به بالاگرفتن اختلافات در حالي که 15 روز تا برگزاري انتخابات شوراهاي شهر و روستا فرصت باقي مانده بود جلسه‌اي با حضور رئيس‌جمهور، رئيس مجلس، وزير ارشاد، اعضاي هيئت مركزي نظارت بر انتخابات شوراهاي اسلامي و رئيس ستاد انتخابات كشور در تاریخ (11/11/77) تشكيل و مقرر شد که كميته‌اي حقوقي متشكل از نمايندگان رئيس‌جمهور، رئيس مجلس شوراي اسلامي، وزارت كشور، هيئت مركزي نظارت فرد مورد قبول روساي قواي مجريه و مقننه تشكيل شود و به رفع ابهامات قانوني و تبيين قانون انتخابات شوراها و آيين‌نامه‌هاي اجرايي آن بپردازد.
اين کميته پس از جلسات متعدد اعلام كرد داوطلباني كه به استناد بند «د» ماده 26 قانون شوراها (اعتقاد و التزام عملي به اصل ولايت‌فقيه) رد صلاحيت شده‌اند براي پذيرفته شدن كافي است كه پايبندي خود را به اين اصل كتب اعلام كنند. اين تصميم هرچند راه‌گشا و فصل‌الخطاب بود و زمينه را براي حل اختلافات تا حدي فراهم کرد، اما برخی گروه‌‌های سیاسی از جمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با درج مقالاتی آن را فاقد وجاهت عقلاني دانستند.
در این انتخابات شانزده گروه از جريان دوم خرداد، با ارائه ليستي واحد در تهران با عنوان «ائتلاف بزرگ گروه‌هاي خط امام» (مدافعين دوم خرداد)، وارد رقابت انتخاباتی شدند. اين گروه‌ها عبارت بودند از: مجمع روحانيون مبارز، حزب كارگزاران سازندگي ايران، حزب جبهه مشاركت ايران اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، انجمن اسلامي مهندسان ايران، انجمن اسلامي معلمان، مجمع مدرسين حوزه علميه قم، انجمن اسلامي جامعه پزشكي، مجمع حزب‌الله مجلس، مجمع نيروهاي خط امام، حزب همبستگي ايران اسلامي، انجمن اسلامي فارغ‌التحصيلان شبه‌قاره هند، مجمع نمايندگان ادوار مختلف، خانه كارگر، دفتر تحكيم وحدت، انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌ها.
این ائتلاف شعار تبليغاتي «شهرما، شهر قانون، شهر زندگي» را برای خود برگزید و و با سرليستي «عبدالله نوري» وارد رقابت انتخاباتي شد. در کنار او ديگر اعضاي اين فهرست عبارت بودند از: عباس دوزدوزاني، سعيد حجاريان، داود سليماني، محمد عطريانفر، جميله كديور، فاطمه جلايي‌پور، ابراهيم اصغرزاده، مرتضي لطفي، رحمت‌الله خسروي، محمدحسين دروديان، احمد حكيمي‌پور، سيدمحمود عليزاده طباطبايي، صديقه وسمقي، محمدحسين حقيقي.
نخستين دوره انتخابات شوراي شهر و روستا در روز جمعه هفتم اسفند 1377 برگزار شد و در آن 23ميليون و 668 هزار و 739 نفر شرکت کردند. با اعلام تدريجي نتايج، آمارها حاکي از پيروزي جريان دوم خرداد در انتخابات شوراها بود و در تهران نامزدهاي مشترک ليست ائتلاف بزرگ خط امام و کارگزاران سازندگي فاتح انتخابات بودند.
بر اساس نتايج به دست آمده در تهران از يک ميليون و 480 هزار و 275 رأي مأخوذه، يک ميليون و 403 هزار و 389 رأي صحيح اعلام شد و از اين تعداد اعضاي منتخب شوراي شهر تهران به شرح زیر اعلام شد:
عبدالله نوري (588633 رأي)، سعيد حجاريان کاشاني (386069 رأي)، جميله کديور (369669 رأي)، فاطمه جلايي‌پور (350173 رأي)، محمدابراهيم اصغرزاده (347173 رأي)، محمد عطريانفر (322897 رأي)، احمد حکيمي‌پور (304460 رأي)، محمدحسين دروديان (279946 رأي)، سيدمحمود عليزاده طباطبايي (260462 رأي)، مرتضي لطفي (224867 رأي)، رحمت‌الله خسروي (220021 رأي)، غلامرضا فروزش (215520 رأي)، صديقه وسمقي (210303 رأي)، عباس دوزدوزاني (200521 رأي) و سيدمحمد غرضي (192211 رأي).


امام در گذر زمان 184

بازتاب رحلت امام(ره) در رسانه‌های جهان (۱)
خبر رحلت امام خمینی(ره) در رسانه‌های گروهی بازتاب گسترده‌ای داشت. غالب رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها، مطبوعات و تحلیلگران در حالتی اعجاب‌انگیز به تعریف و تمجید پرداختند و از امام راحل به‌عنوان ابرمرد تاریخ در دنیا و بت‌شکن غرب یاد کردند و او را شخصیتی بی‌نظیر و پرفروغ دانستند. خبر رحلت امام(ره) تا مدت‌ها در صدر اخبار خبرگزاری‌ها و مطبوعات جهان قرار داشت. در ادامه مباحث ستون امام(ره) در گذر زمان به بازتاب این خبر و بررسی نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های خبرگزاری‌ها در این‌باره می‌پردازیم.
روزنامه «دویچه تسایتونگ» چاپ آلمان غربی در صفحه اول آخرین شماره خود ضمن چاپ عکس پیکر پاک امام خمینی(ره) در حال تشییع نوشت: صحنه‌های غیرقابل توصیفی در حین تشییع پیکر آیت‌الله[امام] خمینی روی داد.
روزنامه «فرانکفورتر روندشاو» نیز نوشت: به علت ازدحام میلیون‌ها نفر، مراسم تدفین آیت‌الله خمینی حدود پنج ساعت به تأخیر افتاد.
شبکه سراسری تلویزیون بلژیک ضمن نشان دادن فیلمی از انبوه جمعیت عزاداران اعلام کرد: این گردهمایی با تمامی اجتماعات گذشته در ایران فرق داشت و این تعداد جمعیت تا به حال در جهان سابقه نداشت. روزنامه «تایمز مالی» چاپ لندن با تأکید بر ابطال نظر کارشناسان غربی اذعان می‌دارد؛ همه کسانی که انتظار داشتند با فوت آیت‌الله خمینی سیاست‌های ایران ناگهان تغییر کند، باید با دیدن صحنه‌های پرهیجان و خروشان جمعیت تشییع‌کننده پیکر آیت‌الله خمینی همه امیدهای خود را بر باد رفته ببینند. «ژاپن تایمز» روزنامه انگلیسی‌زبان چاپ توکیو، با ستایش از امام(قدس‌سره) به عنوان رهبر قدرتمند قرن نوشت: «مورخان دوره‌های آینده مطمئن آیت‌الله خمینی را به عنوان بزرگ‌ترین و پرتلاش عصر حاضر معرفی خواهند کرد؛ رهبری که در میان شخصیت‌های متعدد تاریخ کمتر رقیب داشت. آیت‌الله خمینی ایران را به قدرتی مهم در خاورمیانه تبدیل کرد.
روزنامه «الرایه» چاپ ابوظبی در مقاله‌ای به مناسبت رحلت امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) نوشت: امام خمینی رهبر، فرمانده و عالمی بزرگ بود که در برابر شاه و سیاست‌های غرب‌گرایانه محکم ایستادگی کرد و انقلاب مردم را بی‌نظیر رهبری کرد.
روزنامه «گلف‌نیوز» چاپ امارات متحده با تجلیل از رهبر کبیر انقلاب اسلامی نوشت: امام خمینی(ره) رهبر یک کشور اسلامی بود که به‌خودی خود بخش مهمی از جهان اسلام به شمار می‌آید. امام خمینی در تغییر شیوه تفکر این کشور و به تبع‌ آن جهان اسلام تأثیر شگرفی گذاشت.
روزنامه لبنانی «السفیر» با شگفتی از انبوه عزاداران و عشق بی‌شائبه آنها به رهبر تاریخ‌سازشان نوشت: دریای بیکران جمعیت شرکت‌کننده در مراسم تشییع پیکر مقدس امام(ره) امت بیانگر ارتباط عمیق ملت ایران با رهبر قهرمان و تاریخی‌اش و انعکاسی از اثرات انقلاب اسلامی در وجدان این ملت بود.


مجالس شوراي اسلامي 74

زير سؤال بردن سلامت انتخابات مجلس نهم توسط ضدانقلاب
همانطور که گفته شد ضدانقلاب و فتنه‌گران با قرار گرفتن در اردوگاهي واحد در آستانه انتخابات مجلس نهم با تمام توان براي جلوگيري از برگزاري انتخاباتي باشکوه و در طراز عظمت ملت ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي تلاش کردند. آنها تصمیم داشتند با کاستن و بي‌اعتبار کردن انتخابات از نامشروع بودن و بدون پشتوانه بودن نظام اسلامي سخن به ميان آورند.
آنان سياست «تحريم فعال» را براي اين دوره از انتخابات برگزيده بودند که در دامنه آن ترفندي چون آشوب‌افکني نيز تعريف مي‌شد. ترفند ديگر ترديدآفريني در صحت و سلامت انتخابات بود که توسط رسانه‌هاي مختلف ضدانقلاب و در انبوهي از خبرها و تحليل‌ها دنبال مي‌شد.
ترديدآفريني در انتخابات سطوح مختلفي دارد که يکي از مهم‌ترين آنها زير سؤال بردن نتايج اعلامي انتخابات است. اين تاکتيک ابزاري در اختيار شکست‌خوردگان انتخابات 22 خرداد 88 قرار گرفت که از آن به عنوان «رمز آشوب» بهره گرفتند. در انتخابات مجلس نهم هرچند با تحريم و عدم معرفي چهره‌هاي مارک‌دار اين جريان اين شگرد عمل کاربرد چنداني نداشت، اما به‌طور کامل کنار گذاشته نشده بود و در اين انتخابات نيز پيشاپيش ديگر اظهارات براي ترديدآفريني در اذهان عمومي ايراد مي‌شد.
برای نمونه «اکبر گنجي» عنصر فاسق فراري که به مبين تحليل اربابانش تبديل شده، در يادداشتي با صراحت گفته بود که «هيچ آماري از انتخابات آينده مورد تأييد مخالفان رژيم جمهوري اسلامي نخواهد بود، مگر آنکه ميزان آن زير 50 درصد باشد.» (سايت روزآنلاين، 8/10/90) وي در ادامه مي‌افزايد: «مخالفان فقط انتخابات را تحريم نکرده‌اند، بلکه هر نوع آمار بالاي ۵۰ درصد مشارکت را هم پيشاپيش دروغ و تقلب به شمار آورده‌اند.»
همچنين اين جريان با فرمايشي، غيردموکراتيک، امنيتي، غيرآزاد و غيرمنصفانه خواندن انتخابات تلاش دارد تا مردم را نسبت به حضور در پاي صندوق‌های رأي بي‌رغبت کند. برای نمونه در «بيانيه شماره ۳ شوراي هماهنگي راه سبز اميد» آمده بود: «آنچه قرار است به نام انتخابات در اين کشور برگزار شود فاقد تمامي استانداردها و ضوابط لازم براي يک انتخابات «آزاد و منصفانه» است.» (سايت جرس، 28/9/90)
اين اظهارات به خوبي ضعف و استيصال جريان ضدانقلاب را نشان مي‌دهد که چطور بدون آنکه دليلي منطقي و قابل قبول براي افکار عمومي داشته باشند تنها با تمسک به ادعايي مضحک! پيشاپيش بر مسند قضاوت نشسته و در مورد ميزان حضور مردم در پاي صندوق‌های رأي حکم مي‌رانند!
طبيعي است که قابل پيش‌بيني باشد چنين اظهارات کودکانه و مغرضانه‌ تا چه اندازه خواهد توانست مردم را از شرکت در انتخابات باز دارد! و حاصل همين‌گونه رفتارها و ادعاها بود که انتخابات مجلس نهم باوجود تلاش مخالفان باشکوه‌تر از انتخابات مجلس هفتم و هشتم و با حضور 64درصدي ملت برگزار شد. 


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

تأثیر فرهنگ انقلاب اسلامی بر نظام سلطه
دکتر حمیدرضا مقدم فر *

اصطلاح «مرکز ـ پیرامون»(۱) اصطلاح جاافتاده و شناخته‌شده‌ای در عرصه روابط بین‌الملل است که برای الگو‌سازی نظام جهانی از آن استفاده میشود. بر اساس الگو مرکز ـ پیرامون، کشورهای به ظاهر ابرقدرت که حجم بیشتری از منابع قدرت و ثروت مادی را در اختیار دارند، حکمرانان جهان محسوب میشوند و با اتکا بر قدرت خود میتوانند سرنوشت نظام جهانی را رقم بزنند، چنانکه پس از پایان جنگ جهانی دوم «روزولت»، «چرچیل» و «استالین»؛ رهبران قدرتهای پیروز در یک نشست مشترک برای وضعیت جهان در دوران جدید و حتی قلمرو کشورها و مرزهای بین‌المللی تصمیم‌گیری کردند. در نظام جهانی مرکز ـ پیرامونی، همه کشورها نقش و تقسیم‌کار مشخصی دارند. قدرتمندان و توانگران عمل زمام امور سیاست، اقتصاد و فرهنگ جهانی را به دست گرفته و بخش اعظم منابع و امکانات زمین را میان خود قسمت کرده‌اند. سایر کشورها نیز به تناسب توانمندی‌های‌شان در پیرامون یا نیمه‌پیرامون جای می‌گیرند و ایفاگران نقشهایی هستند که از سوی مرکزنشینان برای آنها طراحی شده است. برای نمونه کشورهای پیرامون میتوانند در فرایند تقسیم کار اقتصاد جهانی برای کاستن از بار کشورهای مرکز وظیفه تولید کالاهای مصرفی را برعهده بگیرند، لکن مجاز نیستند بی‌اجازه قدرتها به حیطه ممنوعه فناوریهای بالا مانند انرژی هسته‌ای گام بگذارند، زیرا چنین بلندپروازی‌هایی قواعد و رویه‌های ثبوت‌یافته نظام جهانی را به مخاطره می‌افکند.
این شیوه سلطه‌گرانه و ناعادلانه مرکز ـ پیرامونی در حکم یک وضعیت محتوم و تغییرناپذیر بود. جهان بر اثر پیشرفتهای شگرف ارتباطاتی و اطلاعاتی و وابستگی متقابل کشورها به‌صورت یک دهکده جهانی درآمده بود و شهروندان آن چاره‌ای جز این نداشتند که مطیع و فرمانبردار ابرقدرتهای کدخدامنش باشند. کشورهای مرکز نیز عمل ارزشها و هنجارهای مورد علاقه خود مانند سکولاریسم، دموکراسی، مادیگرایی و فردمحوری را به عنوان ارزشهای برترِ جهان‌شمول به سایر ملتها تحمیل میکردند. برآیند اوضاع جهانی نشان میداد که ظاهر هیچ راهی برای برون‌رفت از چنین شرایطی وجود ندارد تا جایی که حتی متفکران چپگرای منتقد نظام سلطه نیز باوجود سر دادن شعار مشهور «رهایی بشر»(۲) در عمل امید چندانی به امکان تحقق آرمان رهایی نداشتند. آنان نیک میدانستند که برای تغییر اوضاع باید یک بلوک یا سنگر مقاومت ضدسلطه شکل بگیرد تا ارزش‌های بنیادین نظام سلطه را به چالش بکشد و با تزریق روحیه انقلابی در نهاد توده‌های معترض آنان را به خروش انقلابی درآورد، لکن چنین نیروی محرکه انقلابی در بستر جهان غرب و حتی در اردوگاه شرق یافت نمیشد. به نظر میرسید که ابزارهای فرهنگی و تبلیغی نظام سلطه توانسته‌اند مردم جهان را اسیر لذات ناپسند زندگی مصرفی نموده و هرگونه انگیزه و شوق تحرک انقلابی را از آنان سلب کنند.
ناگهان در اين فضاي متصلب، انقلاب اسلامي ايران برمبناي يك ايدئولوژي ديني و با رهبري يك زعيم روحاني و معنوي، آن هم در كشوري كه نظام سیاسی سکولارش بزرگترين متحد ايالات متحده در منطقه راهبردی خاورميانه محسوب ميشد به پيروزي رسيد و نگاهها را متوجه خود ساخت. انقلاب اسلامي فراتر از يك حركت سياسي، دربردارنده يك ايدئولوژي و جهانبيني بديع و يك الگوی حكومتداري ناشناخته بود كه به دلیل عدم وامداري و سرسپردگي‌اش به ايدئولوژيهاي مسلط و نیز طرح آرمانهاي جذاب آزاديبخش ميتوانست براي ملتهاي جهان خصوص ملل مسلمان و ستمديدگان بسيار مطلوب و آرمانی باشد. امتزاج كامل دين و سياست در صحنه مدیريت جامعه سياسي و پيداييِ حكومتي كه يك رهبر ديني را در صدر خود مي‌ديد، تصوير بديعي را خلق كرد كه براي جهانيان بسيار تازگي داشت و لذا تحليلگران مسائل سياسي از آن پس توجه ويژه‌اي به بررسي نقش عوامل فرهنگي و ايدئولوژيك در شكل‌دهي به پديده انقلاب در قالب «نظریه فرهنگی انقلابها» کردند.(۳) آنتونی گیدنز(۴) درخصوص تأثیر جهانی الگوی انقلاب اسلامی مینویسد: «دیدگاهی که «مارکس»، «دورکهایم» و «وبر» همگی در آن سهیم بودند، این بود که دین سنتی در دنیای مدرن بیش از پیش به صورت امری حاشیه‌ای درمیآید و دنیوی شدن فرایندی اجتنابناپذیر است. از این سه جامعه‌شناس شاید تنها وبر میتوانست حدس بزند که یک نظام دینی سنتی مانند اسلام ممکن است تجدید حیات عمده‌ای پیدا کند و پایه تحولات مهم سیاسی در اواخر قرن بیستم شود. با این همه این دقیق آن چیزی است که در دهه 1980 در ایران رخ داد.»(۵)
انقلاب اسلامی از جهات بسياري يك پديده كامل ‌منحصر به فرد بود. اول در زمانه‌اي كه تحت سيطره سنگين مكاتب ماديگراي الحادي از جمله سرمايه‌داري ليبرال غربي و كمونيسم شرقي، جداانگاري دين از دنيا و سياست (سكولاريزم) به مثابه ايده‌اي نهادينه تلقی مي‌شد، صبغه‌هاي دينيِ فوق‌العاده پررنگي به خود گرفت و عمارت سياسي را تمام بر شالوده ايدئولوژي اسلامي بنا نهاد. ثاني اين پيروزيِ چشمگير در كشوري تحقق يافت كه از حد اعلاي حمايت همه‌جانبه از سوي بزرگ‌ترين قدرت مادي محيط بين‌الملل يعني ايالات متحده آمريكا سود مي‌جست و لذا عجز و ناتواني اين منبع عظيم قدرت در مهار امواج خروشان انقلاب بسيار عجيب و غيرقابل باور مي‌نمود.
ثالث در حالي كه جنبشهاي مقاومت چپ پيروِ ماركسيسم از رمق افتاده بودند و شعله‌هاي اميد به ايستادگي در برابر امپرياليسم نظام سلطه در گوشه‌گوشه جهان به خاموشي مي‌گراييد، انقلاب توفنده امام خميني با ارائه يك جهانبيني تازه و يك الگوي نوين زندگي كه مي‌توانست گزينه بديلي براي صدور به جوامع مسلمان و غيرمسلمان خصوص در جهان سوم باشد، راه سومي را از ميان ليبراليسم غربي و كمونيسم شرقي گشود و تصلّب ايدئولوژيك حاكم بر محيط بين‌الملل را شكست تا روحي حيات‌بخش در كالبد ملت‌هاي اسير در يوغ استعمارِ ابرقدرت‌ها دميده باشد.
رابع انقلاب اسلامی هرگز ماهيتي ساكن، ايستا و مُضيّق نداشت و به همين دلیل هرگز در حدود قلمرو جغرافيايي ايران نمي‌گنجيد، بلكه بسيار پويا و پرشتاب در فراسوي مرزهاي موطن خود حركت مي‌كرد و امواج سهمگينش كرانه‌هاي عالم را درمي‌نورديد. امام خمینی با افق ديدي ژرف و جهان‌شمول نه فقط جامعه سياسي ايران كه سراسر ملت‌هاي جهان را هدف قرار داد و با ورودي مقتدرانه به عرصه روابط بين‌الملل و ايجاد يك سنگر مقاومت ايدئولوژيك، به رويارويي با عظيم‌ترين كانون‌هاي قدرت و ثروت جهاني پرداخت. رويارويي‌هايي كه جملگي به طرز معجزه‌آسايي با پيروزي قاطع و خيره‌كننده آن به پايان مي‌رسيد.
یکی از وجوه ممیزه انقلاب اسلامی ایران بدون تردید الگوی اسلام سیاسی است. این الگو را میتوان دستاورد اساسی انقلاب اسلامی برای محیط جهانی دانست، زیرا مفاهیم و ارزشهایی را عرضه کرد که در تاریخ معاصر جهان کامل بیسابقه بود و برای ملتها بسیار تازگی داشت. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) ایدهای کامل جاافتاده در سراسر دنیا محسوب میشد و این باورِ برآمده از فلسفه غرب تقریب در همه‌جا پذیرفته شده بود که دین فقط تدبیرکننده امور زندگی شخصی انسان است و حق ورود به عرصه اجتماع را ندارد و امور مربوط به زندگی اجتماعی را تنها باید با کاربرد قوانین و الگوهای منبعث از خرد بشری مدیریت کرد. شدت سیطره تفکر سکولاریستی و عاری انگاشتن دین از هرگونه کارکرد سیاسی و اجتماعی به حدی بود که حتی در کشورهای اسلامی نیز گروه‌های مبارز مسلمان حرکتهای مبارزاتی خود را اغلب با الهام از اندیشه‌های ملی‌گرایانه، سوسیالیستی یا کمونیستی انجام میدادند، تا جایی که شیخ «اسعد تمیمی» از رهبران فلسطینی میگوید: «تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد غایب بود؛ حتی در عرصه واژگان، برای مثال به جای جهاد از کلماتی چون نصال و کفاح استفاده میشد.»(۶)
الگوی اسلام سیاسی انقلاب ایران وجوه گوناگونی دارد که هریک به نوعی موجب جذابیت و قدرت‌زایی آن میشود و از آن جمله میتوان به معنویت‌گرایی در سیاست اشاره کرد. انقلاب اسلامی تا حدود زیادی از سیاست منفعت‌محور که تنها حساب هزینه و فایده مادیِ منتج از عقلانیت ابزاری را سرلوحه کنش سیاسی قرار میدهد فاصله گرفت و با وارد ساختن مفاهیم دینی به عرصه سیاست‌ورزی، سیاست راصبغه‌ای «الهی» و «قدسی» بخشید. جالب است که این ویژگی انقلاب اسلامی از رصد میشل فوکو(۷) فیلسوف فرانسوی نیز مستور نمانده و او که در ایام پیروزی انقلاب از نزدیک شاهد تحولات ایران بوده است، عنصر «معنویت» را نیروی محرکه اصلی انقلاب و عامل چیرگی انقلابیون بر قدرت سخت رژیم شاه معرفی میکند. از نظر وی درآمیختن معنویت با سیاست سبب شده است که حتی مناسک و آیینه‌ای مذهبی شیعیان مانند عزاداری عاشورا نیز رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته و در راستای اهداف انقلابی مورد استفاده قرار گیرد. فوکو قدرت نرم انقلاب ایران را نهفته در پیام معنوی آن میداند که برای جهان ارسال میشود و لذا این انقلاب را روح جهان بی‌روح لقب میدهد.(۸)
نفس پیدایش انقلاب اسلامی با آن ویژگیهای منحصر به فرد همچنان پس از گذشت سه دهه، معمای بغرنج و لاینحلی برای تحلیلگران روابط بین‌الملل به شمار میرود. چگونه امکان داشت در یک نظام متصلّبِ دو قطبی و کامل سکولاریزه شده که سیطره همه‌جانبه بر جهان میان دو اردوگاه کمونیسم و کاپیتالیسم تقسیم شده بود، در منطقه فوق‌العاده راهبردی خاورمیانه و در قلمرو کشوری که «جیمی کارتر» آن را «جزیره ثبات»(۹)
میخواند و حاکمش بزرگ‌ترین و سرسپرده‌ترین متحد آمریکا در جهان سوم محسوب میشد و تحت حمایت بیدریغ کاخسفید با گردآوری مجموعه کم‌نظیری از پیشرفته‌ترین جنگ‌افزارهای موجود، حجم عظیمی از قدرت سخت‌افزاری را در اختیار داشت، انقلابی انفجارگونه ظرف چند ماه به رهبری یک روحانی شیعه شکل بگیرد و طومار حکومت دیکتاتوری غربگرا را در هم پیچد؟!
«این انقلاب در دهه‌های آخر قرن بیستم به وقوع پیوست؛ در شرایطی که نظام جهانی به شدت از رابطه و رقابت دو ابرقدرت متأثر بود. نظام دو قطبی بین‌المللی به گونهای بود که حتی وقایع ملی و منطقه‌ای نیز از کشمکش‌های آشکار و پنهان آمریکا و شوروی تأثیر میپذیرفتند. این دو قطب و متحدان‌شان تا حد ممکن و در راستای منافع‌شان و برای جلوگیری از پیش افتادن رقیب در توازن قوا، جهت کنترل و هدایت هر رویدادی تلاش میکردند. با چنین مشخصاتی، وقوع یک انقلاب عظیمِ اجتماعی و سیاسی در یکی از مهمترین مناطق راهبردی جهان در حوزه نفوذ آمریکا و در همسایگی شوروی، واقعه‌ای عجیب و عمیق بود. عجیب بود؛ چون این انقلاب دارای شعارها و اهداف ضدسلطه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی غرب بود، اما در بنای نظام نوین به سمت شرق هم نرفته و خواهان یک جامعه اسلامی بود و عمیق بود؛ چون پیامدهای آن از لحاظ فردی و اجتماعی، داخلی و خارجی، ملی، منطقه‌ای و جهانی چشمگیر و فوق‌العاده بود. برای نمونه میتوانست توازن قوای بسیار حساس و شکننده شرق و غرب را برهم بزند.»(۱۰)
میتوان گفت دستاورد درخشان انقلاب اسلامی ارائه یک الگوی ملموس و عینی برای مقابله با نظام سلطه با اتکا بر ارزشهای دینی بود. انقلاب اسلامی طی دوران حیات خود در عمل نشان داد که ساختار مرکز ـ پیرامونی نظام جهانی یک ساختار ازلی و جبری نیست و میتوان با خودآگاهی و ایستادگی، این ساختار ظالمانه را به چالش کشید و علیه کسانی که ظالمانه و نامشروع خود را کدخدای جهان خوانده‌اند، شورید. اصول فرهنگ مقاومت را باید مهمترین کالای سیاسی ـ فرهنگی دانست که ایران به ملتهای منطقه و جهان صادر کرد. برای نمونه تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی این باور عمومی در جهان عرب رواج یافته بود که رژیم صهیونیستی شکست‌ناپذیر است و میبایست در مقابل آن تسلیم شد. اما الگوی عملی انقلاب اسلامی نشان داد که با مقاومت و ایستادگی ملت‌ها میتوان بر ابرقدرت‌ها فائق آمد. مبارزان فلسطینی و لبنانی از این الگو اقتباس کردند و توانستند رژیم صهیونیستی را که نماد قدرت در منطقه محسوب میشد، در فرار صهیونیست‌ها در سال 2000 از جنوب لبنان و جنگ‌های 33 روزه، 22 روزه و 8 روزه شکست دهند، لذا ارزش مقاومتِ زاییده انقلاب اسلامی معادلات خاورمیانه را دگرگون کرد و جبهه‌ای را پدید آورد که امروز از ایران تا سوریه و حزب‌الله و حماس گسترش یافته است.
* معاون فرهنگی سپاه


یادکردی از سردار شهید سیدحمید طباطبایی‌مهر
کسی که برای شهادت لحظه‌شماری می‌کرد...

شهید سیدحمید طباطبایی‌مهر در سال 1338 در منطقه جنوب شهر تهران حوالی میدان خراسان در خانواده‌ای مذهبی و شیفته اهل‌بیت(علیهم‌السلام) چشم به جهان گشود و پرورش یافت. دوران نوجوانی و جوانی‌اش با شرکت در نهضت انقلاب سپری شد. آغاز جنگ تحمیلی و افزایش همکاری‌های سیّد با نهادهای انقلابی او را به سمت سپاه سوق داد. در سال ۱۳۶۲ به دلیل علاقه‌ای که به جوانان داشت، حوزه تربیت و آموزش را برای فعالیت دوران پاسداری خود برگزید. به همین دلیل مربی پادگان امام حسین(ع) شد. برای کسب تجارب بیشتر عملیاتی و آشنایی با صحنه‌های درگیری از کردستان سردرآورد.
از همان آغاز فعالیت همواره به‌دنبال خدمت صادقانه و همواره با تلاش بی‌وقفه بود و تا پایان جنگ در این منطقه ماند و خانواده‌اش را نیز روانه این دیار کرد. تا آنجا که یکی از فرزندان خود را در این راه از دست داد.
رشادت‌ها، لیاقت و شایستگی‌ همراه با مردمداری مثال‌زدنی و ارتباط صمیمانه با مردم مظلوم کردستان توسط سیّد سبب شد تا مسئولیت‌های متعددی در نقاط مختلف کردستان از جمله سقز، مریوان، نوسود و... به ایشان واگذار شود. فرماندهی گردان، فرماندهی محور و فرماندهی عملیات از جمله این مسئولیت‌هاست.
پس از پایان جنگ تحمیلی با حضور در معاونت آموزش نیروی زمینی سپاه نقش سازنده‌‌ای را ایفا کرد. شاخص‌ترین دوره مدیریت ایشان در معاونت آموزش، مسئولیت مرکز تحقیقات و فناوری آموزشی نیروی زمینی سپاه به مدت پنج سال بود.
آخرین سال‌های خدمت سیّد در معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه به عنوان مدیر طرح‌ریزی امنیتی جنگ‌های نامنظم، به اوج خود رسید. مسئولیتی که در‌های شهادت در آن باز بوده و ایشان با به یادگار گذاشتن رشادت‌ها و حماسه‌های جاویدان در مبارزه با عوامل استکبار و دشمنان مردم ایران و کردستان و در تأمین امنیت این مرز و بوم نقش موثری ایفا کرد که اوج آن در سرکوبی گروهک تروریستی پژاک به نمایش درآمد و سرانجام وی با گمنامی و مظلومیت به آرزوی دیرینه خود رسید.

* مادر دعا کن گیر کارم برطرف شود و شهید شوم!
حالا یک سالی است که از شهادت سید نیروی زمینی می‌گذرد. وقتی می‌دید حاج‌احمد کاظمی در جریان فرماندهی صد روزه‌اش، شوشتری در عملیات تروریستی ریگی، تهرانی‌مقدم در مسیر ارتقای توان دفاعی کشور در حادثه انفجار روستای بیدگنه و شاطری در لبنان به شهادت رسیده‌اند، همواره به چشم‌هایش التماس می‌کرد تا با اشک‌هایش از خدا بخواهند گیر کارش برطرف شود و به وصال یار برسد. او می‌گفت: «من باید گیرهایم برطرف شود. شب‌ها خیلی مناسب است برای این مسائل و حرف‌ها را با خدا در میان گذاشتن. خدا گدا می‌خواهد. باید یاد بگیرم گدایی در خانه خدا را.» یا برخی اوقات از مادرش می‌خواست برای شهادتش دعا کند: «مادر! به آن حرمتی که برای من قائل هستی و من را دوست داری دعا کن گیر کارم برطرف شود و شهید شوم.»
هرجایی می‌توانست توصیه می‌کرد. به هر شکلی متوسل می‌شد شهادت قسمتش بشود. به خودش نگاه می‌کرد و می‌گفت من گیر دارم! ساعت را کوک می‌کرد تا یکی دو ساعت پیش از نماز صبح بیدار شود. همسرش از او می‌خواست بیشتر استراحت کند. برخی اوقات عبات سیّد به اوج خودش می‌رسید، به گونه‌ای که صدای گریه‌اش را بچه‌هایش می‌شنیدند. این اواخر برای شهادت لحظه‌شماری می‌کرد. مخصوص در عملیات شمال‌غرب؛ وقتی پیکر چند تا از بچه‌ها را از قله آورد، عجیب به هم ریخته بود. می‌گفت: «من دارم راست‌راست راه می‌روم، ولی اینها یکی‌یکی دارند به این مقام می‌رسند...» به حال ضجّه و ناله‌ می‌افتاد که گیر کارم کجاست که خدا من را نمی‌برد و توفیقش را نصیبم نمی‌کند؟!
بالاخره زمانی این اتفاق افتاد که همه منتظر خبر بازنشستگی سردار سیدحمید طباطبایی بودند، نه شهادتش که همه را شوکه کرد!
سبزجامگان نیروی زمینی سپاه می‌دانند هجرت و دل‌کندن از علقه‌ها، خصلت مردان خداست. حتی اگر بهای این هجرت به سوی خدا به سنگینی دل کندن از همسر و سه فرزند برومند باشد.
* شهید طباطبایی واجد تمام شایستگی‌های پاسداری
سردار عبدالله عراقی جانشین نیروی زمینی سپاه شهید طباطبایی‌‌مهر را در یک کلام واجد تمامی شایستگی‌های پاسداری معرفی می‌کند و می‌گوید: تفکرات نظامی و خصوصیات اخلاقی چون دینداری، ولایتمداری، ساده‌زیستی و بی‌توجهی به مال دنیا از جمله ویژگی‌هایی بود که سردار طباطبایی را به سرمایه‌ای بزرگ برای نیروی زمینی سپاه تبدیل کرده بود.
جانشین نیروی زمینی سپاه به خاطر دارد که سردار طباطبایی‌مهر اگرچه در ظاهر همچون یک سرباز ساده می‌ماند، اما در عمل یک فرمانده پرتوان، دارای کردار و گفتار نیک و در عین حال فردی جدی و سختگیر بود. در برخورد با سربازان چون پدری دلسوز و مهربان بود که در اوقات فراغت در جمع آنان و پای درد دل آنها می‌نشست و چه گره‌گشایی‌هایی که نمی‌کرد.
شهید طباطبایی در نگاه جانشین نیروی زمینی سپاه مدیر میدان‌های سخت بود. سردار عراقی می‌گوید: شهید طباطبایی از نظر تربیت، تقوا، شجاعت، ایثار، فداکاری و مدیریت نمونه بود و وقتی نیروی زمینی می‌خواست فرد مورد اعتمادی را برای گره‌گشایی و انجام مأموریت اعزام کند، از وی استفاده می‌کرد. شهید طباطبایی هرجایی که به یک مدیریت میدانی سخت نیاز بود با کمال میل و رغبت حضور پیدا می‌کرد و در حالی که دریایی از گنجینه اطلاعات نظامی بود، اما در عمل مانند یک سرباز ساده رفتار می‌کرد.
سردار عراقی اینگونه ادامه می‌دهد: شهید طباطبایی در میدان، صحنه نبرد را خوب می‌دید و درست تصمیم می‌گرفت، تصمیم‌هایی چاره‌ساز و سرنوشت‌ساز؛ نوع رفتار، اخلاص و تقوای شهید طباطبایی طوری بود که هیچ‌وقت کبر و غرور در او ندیدیم. او همیشه دنبال مأموریت و انجام وظیفه به نحو احسن بود.
وی در حالی که فقدان شهید طباطبایی را خسارتی بزرگ برای نیروی زمینی می‌داند، اما معتقد است: شهادت یکی از گمشده‌های سردار سیدحمید طباطبایی‌مهر بود که بحمدالله خداوند در آخرین سال‌های عمر کاری‌‌اش به وی عنایت کرد.

* فرمانده‌ای بی‌باک و با تدبیر
جانشین عملیات نیروی زمینی سپاه معتقد است: سردارشهید طباطبایی متخصص، با فکر، شجاع و در عین حال بی‌باک و فرمانده‌ای با تدبیر بود. هرگز از کار سخت چشم‌پوشی نمی‌کرد و به واقع مرد میدان و موقعیت‌های سخت بود.
سردار سیدمرتضی میریان شجاعت را نقطه عطفی در دوران فعالیت و مدیریت شهید طباطبایی قلمداد می‌کند و می‌گوید: سیّد بسیار جسور و شجاع بود. اصل از مرگ نمی‌ترسید، بلکه شهادت را سعادت می‌دانست. همین روحیه شهادت‌طلبی و ایثار در میان نیروهای تحت امر ایشان نیز دیده می‌شد. می‌دیدم کسانی که با سردار کار می‌کنند بسیار شجاع و جسور هستند. شهید طباطبایی در عملیات‌های شمال‌غرب که به پاک‌سازی کل منطقه از لوث وجود ضدانقلاب منجر شد نقش بسیار موثری را چه در طرح‌ریزی و چه اجرا ایفا کرد.
سردار میریان خودساختگی، کارآمدی و تقویت ایمان را از خصوصیات ویژه شهید طباطبایی برمی‌شمرد که باید نسل جوان و بدنه جدید سپاه بدان تأسی کنند. او تأکید می‌کند: هرگز از کار سخت چشم‌پوشی نمی‌کرد. کار سخت عمل صالح است و هرچه عمل صالح انسان بیشتر شود، انسان را به تعالی سوق می‌دهد و می‌تواند میداندار موقعیت‌های سخت باشد. نماد آن در پیامبران مشهود است.

* برات شهادت را در حج گرفت
لحظه‌شماری سردار طباطبایی برای رسیدن به شهادت از دیدگاه سردار «میریان» مصداق پرنده‌ای است که دیگر می‌خواست از قفس فرار کند. او می‌گوید: پس از بازگشت سیّد از حج دیگر خودش را در این دنیا نمی‌دید. حواسش جای دیگری بود. شاید از خودش می‌پرسید وقتی انسان‌ها در این راه حرکت می‌کنند، چرا شهید نمی‌شوند؟ از نظرمن دو دیدگاه وجود دارد؛ یا خدا برای خدمتی در آینده آنها را حفظ کرده و یا آزمون خیانت! هر دو متصور است و ما باید شبانه‌روز از خداوند این را بخواهیم که؛ «اللهم اجعل عواقب امورنا خیر.»

* از بس نذر و دعا کردی خدا نخواست مرا ببرد!
همسر شهید طباطبایی در مورد او می‌گوید: یک چیزهایی به دل‌شان می‌آمد. یک قدرت‌هایی را خداوند به او داده بود. برای نمونه پسر کوچک من فکر می‌کرد من به ایشان خبر می‌دهم چیزهایی را که در موردش سیّد می‌دانست. یک روز بیرون رفته بودیم خرید کنیم. سیّد رفته بود بیرون؛ من، دختر و پسرم در ماشین بودیم. پسرم گفت: مادر من موتور می‌خواهم. بابا آمد بگویید من موتور می‌خواهم. همین که سیّد وارد ماشین شد، گفت: آقا مهدی آن موتور را که می‌خواهی چه مدلی باشد؟! گفتم ببین بابات خودش فهمید. سید خیلی جاها این‌طور بود. یک جاهایی احساس می‌کردم یک حرفی در ذهنم است.
از همان زمانی که جنگ تمام شد وقتی آلبوم تصاویر دوستان جبهه‌ای خودش را ورق می‌زد برخی را نشان می‌داد و می‌گفت این شهید شده و گریه می‌کرد. می‌گفت دلم برای این شهدا تنگ شده و خیلی ابراز دلتنگی می‌کرد. این اواخر هم یادم هست در این قسمت جدیدی که آمده بود می‌گفت تمام لحظات جنگ دارد برایم تداعی می‌شود. خدا توفیق شهادت را نصیبم کند.
من هم ایشان را اذیت می‌کردم و می‌گفتم شما هیچ‌وقت شهید نمی‌شوید. چون آنقدر من دعا می‌کنم فکر نمی‌کنم خدا تو را ببرد. خدا برای دل شکسته من هم شده تو را نمی‌برد. کمی می‌خندید و می‌گفت در همان دوران جنگ هم از بس صدقه و نذر و دعا کردی خدا نخواست مرا ببرد!


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت الاسلام و المسلمین علی جاودان
اثرات خداپرستی و هواپرستی
خداوند در آیه 23 سوره مبارکه جاثیه می‌فرماید: «أفـَرَأيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَأضَلـَّهُ اللهُ عَلى عِلمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَة فـَمَن يَهْديهِ مِن بَعْدِ اللهِ أفلا تَذَكَّرون». همین‌طور در آیه 43 سوره مبارکه فرقان می‌فرماید: «أرَأيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إلهَهُ هَواهُ أفأنتَ تَكونُ عَليْهِ وَكيل»
کسی که هوای خودش را خدای خودش قرار داده است. یعنی از هوی‌وهوس اطاعت کامل می‌کند. کل زندگی‌اش هوی و هوس است. انسان یا خداپرست است و یا هوی‌پرست. فرض سوم ندارد. اگر بت می‌پرستد، اگر ستاره می‌پرستد، همه‌اش در سلک هواپرستی است.
فرق خداپرست با هوی‌پرست، در چیست؟ انسان خداپرست دائم دارد به خودش افزوده می‌شود. آدم هوی‌پرست دائم دارد از خودش کاسته می‌شود. مگر انسان چیزی دارد که از دست بدهد یا به دست بیاورد؟ خداوند در آیه 257 سوره بقره می‌فرماید: «اللهُ وَليُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ» هرکسی که غیر خدا را می‌پرستد که در واقع طاغوت را می‌پرستد، آن طواغیت دارند او را از نور به سمت ظلمت می‌برند. یکی سرمایه دارد و دارد سرمایه‌اش را از دست می‌دهد. این تا ابد می‌تواند افزوده شود و او تا ابد می‌تواند کاسته شود. ظلمت‌ها یعنی نقص‌ها و عیب‌هایی که ما داریم.
اگر بخیلم، بخل یک ظلمت است. تکبر یک ظلمت بزرگ است. در انسانیت، یک کمبودی دارم. مردم از انسان متکبر بدشان می‌آید. ناگزیر وقتی نور در مقابل ظلمت قرار می‌گیرد، معلوم می‌شود که دارایی در مقابل نداری است. کمال در مقابل نقص است. آن نوری که گفتند یعنی کمالات.
وقتی من هوی‌پرستم، مدام مرا ضعیف‌تر و کم دارایی‌تر می‌کند. من مدام فقیرتر و ندارتر می‌شوم. این سرش تا چه زمانی است؟ تا بی‌نهایت. آدمیزاد به گونه‌ای است که می‌تواند تا بی‌نهایت عیب پیدا کند. از آن طرف تا بی‌نهایت کمال پیدا کند.
من با بندگی خدا افزوده می‌شوم. این افزودگی هست تا آنجایی که انسان جهانگیر می‌شود. یک بنده خدایی بود که خویشاوند ما بود. یک روزی منزل‌مان بودیم و حال من خیلی خوب نبود و ایشان به آنجا آمده بود. به مناسبت، صحبت مرحوم جد ما آقا شیخ مرتضی زاهد شد. گفت ما در جلسه‌ای بودیم و زلزله شد. ایشان کتاب در دستش بود. کتاب را گذاشت زمین و دستش را گذاشت روی زمین و گفت زمین مرتضی به تو می‌گوید آرام باش. بعد هم کتابش را برداشت. مردم آمدند فرار کنند، اما زمین آرام شد. کتابش را برداشت و بقیه‌اش را خواند. مثل اینکه هیچ حادثه‌ای اتفاق نیفتاده است.
انسان جهانگیر شود، فرمانش را عالم می‌برد. یک سوال. امام زمان(علیه‌السلام) الآن اینجا هستند یا نیستند؟ نه اینکه اینجا نشسته باشند. اگر امام زمان(عج) نباشد ما اصل نمی‌مانیم و هیچ می‌شویم. ایشان در همه جای عالم هست. همه جای عالم از ایشان پر است. مانند هوا و اکسیژن که مجلس از آن پر هست. دانه‌دانه سلول‌های من به ایشان تکیه دارد و ایشان به خدا تکیه دارد. می‌شود که انسان آنقدر جهانگیر باشد. او ذره‌ذره اعمال مرا شاهد و ناظر است.
هر امامی نسبت به مردم زمان خودش شاهد و ناظر است. الآن حضرت عسکری(علیه‌السلام) ناظر و شاهد نیست. الآن امام زمان(علیه‌السلام) ناظر و شاهد است. هر امامی نسبت به زمان خودش شاهد و ناظر است. یک شاهد و ناظر کل هم داریم که بر کل شاهد و ناظر است. او حضرت پیامبر(ص) است. پیامبر(ص) شاهد تمام شاهدان است. «وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدا» (نسا /41) از هر قوم و دسته‌ای یک شاهد مبعوث می‌کنیم و تو شاهد بر تمام آن شاهدان هستی. مثل حضرت نوح باید بیاید و پیامبر ما بفرماید بله من شاهد و ناظر بودم که همه اعمال و کارهایش را درست انجام داد. ببینید انسان چقدر می‌تواند بزرگ باشد. چون پیامبر از همه کس خداپرست‌تر است و از همه کس از هوی و هوس دورتر است. «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَی» (نجم / 3) یک کلمه از هوی حرف نمی‌زند. یک نگاه از سر هوی نمی‌کند. یک قدم از سر هوی برنمی‌دارد.
قرآن می‌فرماید آن کسی که دنبال هوی و هوس است به یک نفهمی می‌رسد. استادِ نفهمی می‌شود! «وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ» (جاثیه / 23) کامل می‌فهمد و نفهمی می‌کند. یک وقت انسان نمی‌داند و نفهمی می‌کند. اما یک چیزی را می‌دانم و دارم خلاف می‌کنم. فرمایش امیرالمومنین(ع) است: «رُبَّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلَهُ» چه بسیار آدمی که بلد است اما جهلش او را می‌کشد. بلد است اما جهل دارد.
علم و جهل بر انسان حکومت نمی‌کند. من می‌دانم و طبق دستور علمم، عمل نمی‌کنم. ببینید علم حکمران نیست. اما اگر یک جهل یا یک علمی را کسب کردید، نه از طریق کتاب، با عمل کسب کردید، آنها بر انسان حکومت می‌کنند.
«وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ» با وجود اینکه می‌داند، خدا او را گمراه می‌کند. آقا خیلی مسئله بلد است. نه طبق آن عمل نمی‌کند. طبق آن جهلی که در اثر عمل کسب کرده است عمل می‌کند. مثل بخل یک جهلی است که انسان در اثر عمل کسب کرده است. در برابرش سخاوت یک علمی است که انسان در اثر عمل کسب کرده است. شما مدام دست کن در جیبت و این کار را مدام ادامه بده، سپس به سخاوت می‌رسی. سخاوت یک علم است که انسان طبق آن عمل می‌کند. انسان از سخاوت خودش فرمانبری می‌کند. در مقابل از بخل خودش فرمانبری می‌کند.
انسان باید از یک جایی شروع کند. من باید از ترک گناه شروع کنم. باید گناه را کنار بگذارم. آقا برای کنار گذاشتن گناه یک جنگ دارم. تو اصل غیر خدا را فراموش کن و فقط خدا را به یاد داشته باش. این قدم اول است. اگر انسان در این قدم اول موفق شود، حداقل از جهنم نجات پیدا کرده. اگر از جهنم نجات پیدا کرد، اهل بهشت است. بعد هم هر قدم بعدی برداشته، مثل بعد از آن انسان باید یک ذره مراقب اخلاق خودش باشد.
آنهایی که سن‌شان کمتر است، اگر از حالا تصمیم بگیرند، خیلی خوب است. هرچه زودتر انسان تصمیم بگیرد موفق‌تر خواهد بود. زودتر موفق می‌شود و توفیقش هم بیشتر خواهد بود.
* درس اخلاق معظم‌له در تاریخ 23 بهمن 1392


آیینه خواص
احسان آیتی

در فراق مردان اخلاق!
در زمستان سال گذشته مردم تهران و بلکه ایران دو عالم اخلاقی بزرگ را از دست دادند و حضرات آیات مجتبی تهرانی و عزیزالله خوشوقت به دیدار حق شتافتند. ویژگی مشترک این دو عالم بزرگوار منش اخلاقی و انس با مردم بود. اینان با آنکه در اوج علم و عمل بودند، با این حال به برگزاری نماز جماعت در میان مردم تأکید داشتند و حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی در مسجد بازار نماز ظهر را اقامه می‌کرد و به کاسبان بازار احکام و حدیث می‌فرمود و حضرت آیت‌الله خوشوقت در مسجد امام حسن مجتبی(ع) میدان طالقانی به اقامه نماز می‌پرداخت و هر روز با مردم ارتباط تنگاتنگ داشت. در این روابط چهره‌به‌چهره، مردم اخلاق عملی و کردار و رفتار این دو عالم ربانی را می‌آموختند و به عیان می‌دیدند که اینان هر آنچه را که خود در منبر وعظ به مردم آموزش می‌دهند عامل هستند. حضور پرشور جوانان و نخبگان در حلقه اخلاق این معلمان اخلاق سبب شده جمع کثیری از جوانان مودب به آداب دینی به همت ایشان و نفس قدسی آنان تربیت شوند.
رهبر معظم انقلاب بارها در بیانات خود بر اهمیت اخلاق در جامعه تأکید کرده‌اند و از بی‌اخلاقی‌ها و ضعف اخلاق در جامعه انتقاد داشته‌اند، به‌گونه‌ای که در خطبه‌های نماز جمعه 14 بهمن سال 90 در بیان نقاط ضعف در کشور فرمودند: «... ما به موازات علم، به موازات پيشرفت‌هاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقايسه‌ با پیش از انقلاب، به‌مراتب و مراتب بهتر است ـ در اين هيچ شكى نيست ـ اما بايد پيشرفت مي‌كرديم. در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛ بايد در معنويت و در تزكيه‌ نفس هم پيشرفت مي‌كرديم.» بی‌تردید در انقلابی که برمبنای اسلام و توسط یک عالم دینی رخ داده است، اخلاق، اساس و رکن آن است و برای برطرف کردن این نقیصه مورد دغدغه رهبری باید مردم را به عالمان عامل انقلابی سوق داد. تجلیل با شکوه مقام معظم رهبری از این دو استاد اخلاق در روز تشییع جنازه و اقامه نماز برای ایشان و سپس برگزاری مراسم عزاداری در حسینیه امام خمینی(ره)، در واقع تعظیم و تکریم اخلاق از سوی ایشان بود.
از آنجایی که سیره علمای اخلاق شهرت‌گریزی و انزوا است، رسانه‌ها و صاحبان سخن وظیفه دارند این کنزهای مخفی الهی را به مردم معرفی کنند تا کم‌کم اخلاق و درس اخلاق به عنوان مسئله‌ای جدی در زندگی مردم تبدیل شود. به یقین امروز نیز در تهران و سایر شهرها علمایی هستند که می‌توانند محل رجوع اخلاقی مردم باشند و تشنگان معرفت از چشمه فیوضات آنها بهره‌مند شوند، اما یقین هیچ عالم اخلاقی به سوی خودش تبلیغ نخواهد کرد و رسانه‌ها وظیفه دارند ایشان را به مردم معرفی کنند. در این میان، البته حوزه علمیه به عنوان معتمد مردم، نقش پر اهمیتی دارد. جامعه اخلاقی و ایمانی تنها در سایه وجود علما و استادان اخلاق محقق می‌شود، لذا علاوه بر اینکه باید مردم را با کتب و سیره علمای اخلاق مرحوم آشنا کرد، باید آنها را به انس با علمای اخلاق حاضر نیز تشویق کرد، چنانچه سال‌هاست مومنان در فقه و احکام، مرجعی برای خود دارند. برای اخلاقیات نیز باید به امثال آیت‌الله تهرانی و خوشوقت رجوع کنند! 


نقطه نظر
علیرضا منصوری

برخی احکام بيت‌المال
«بيت‌المال»، اموالي است متعلّق به همه اقشار جامعه و همانطور كه عموم نسبت به آن حق دارند، همگان در حفظ و نگهداري آن نيز مسئولند. به عبارت ديگر «بيت‌المال» مالك خصوصي ندارد و عموم ملت در استفاده و حفظ آن سهيم هستند.
هرگونه تصرف در بیت‌المال بايد با اجازه از مجتهد جامع‌الشرایط و مسئولان مربوطه باشد و فرقی بین افراد، موقعيت و جايگاه‌شان و تفاوتي ميان استفاده عادی و اضطراری نیست. امروزه با توجه به تحولات گسترده در شئونات مختلف زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگي؛ محل، جایگاه و مصادیق بیت‏المال و نوع مصرف آن نیز متنوع و گسترده شده است. اين موضوع وظيفه را سنگين کرده و دقت نظر بالاي مكلفان را در برخورد با بيت‌المال مي‌طلبد.
بهره بردن فراتر از ميزان استحقاق و اندازه تعیين شده و هرگونه استفاده شخصي و خصوصي بدون اجازه مسئولان امر از بيت‌المال و تصرّفي كه در شرع و قانون پيش‌بيني نشده و خلاف مقررات و قرارداد آن سازمان یا نهاد دولتی باشد، شرع و قانون ممنوع است.
اتلاف بيت‌المال و اسراف در آن موجب ضمان است؛ بنابراين كسي كه اموال بيت‌المال را در اختيار دارد، چنانچه به‌طور مستقيم يا به دليل كوتاهي در انجام وظيفه و يا سوءمديريت، موجب از ميان رفتن آن شود، ضامن شمرده شده و جبران خسارت‌هاي وارده واجب است.
به‌طور کلى استفاده از وسایل و اموال بیت‏المال براى کارهاى شخصى حتي در موارد ناچيز و كم ارزش و يا حتی تهیه وسايل اضافي بدون اجازه از مسئولان مربوطه جایز نیست و اما اگر با اجازه مسئولان و طبق مقررات مصوب و در راه مصالح جامعه اسلامی و عموم مردم و در راه مصارف مجاز و حلال مشخص شده باشد، اشکال ندارد و در این حکم، فرقى بین رده و رتبه افراد وجود ندارد و صرف اینکه حقوق و امکانات در بعضى ادارات بیشتر و فراوان‌تر از جاي ديگر است، دلیل بر جواز تصرف در امکانات آن محل برخلاف مقررات نمى‏شود.
استفاده از امکانات بیت‌المال در ساعات رسمى کار به مقدار متعارفى که ضروری و مورد نیاز است و شرایط کارى بیانگر اجازه و اذن به شخص در این مقدار از استفاده است، اشکال ندارد و همچنین استفاده از امکانات بیت‌المال با اذن کسى که از نظر شرعى و قانونى حق اذن دارد، بدون اشکال است.
هر كسي كه با بيت‌المال و اموال عمومي سروكار دارد وظيفه دارد كه به مقدار نياز از آن وسايل بهره ببرد يا از آنها در جهت صحيح و طبق آنچه معمول است، استفاده کند. پس اگر در جايي نياز به استفاده از وسيله‌اي نباشد، شخص نبايد آن را به كار گيرد.
اگر چنانچه از اموال بیت‌المال چیزی نزد فردی بماند، باید در صورت امکان به محل اصلي خودش برگردانده شود، اما اگر حقوق و اموال، از بين برود و عين آن موجود نباشد،‌ در صورتي كه مثل و جايگزيني همانند آن وجود دارد، بايد مثل آن و اگر همانندي در خارج ندارد، لازم است، معادل ارزش و قیمت آن به سازمان مربوطه تحویل داده شود و یا اینکه به حساب خزانه اموال دولت (بيت‌المال) واریز گردد.


گزارش خبری صبح‌صادق از جشنواره امام علی(ع) در سپاه
پاسداری از انقلاب نیازمند علم و ایمان توأم با یکدیگر است

رحیم محمدی

جشنواره امام علی(ع) با هدف معرفی برترین‌های دانش و پژوهش در رده‌های مختلف سپاه با حضور فرماندهان، مسئولان و جمعی از پژوهشگران سپاه در ستاد فرماندهی کل سپاه برگزار شد. آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارش خبرنگار صبح‌صادق از این مراسم است.

* اقتدار علمی هم شأن پاسداری است
حجت‌الاسلام دکتر حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در این همایش با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی سکولاریسم را در ایران سرنگون کرده و در جهان نیز آن را با چالش مواجه ساخته، گفت: حفظ این انقلاب، قدرت و توانایی می‌خواهد که نیازمند داشتن علم و ایمان توأم با یکدیگر است. البته کسب قدرت با تولیدات نظامی و فناوری‌ها میسر نمی‌شود، بلکه همان‌گونه که اشاره شد آنچه در ایجاد قدرت ملی مهم است، در کنار هم بودن عامل علم و ایمان است.
وی با بیان اینکه برای سنگرنشینی انقلاب باید قدرتمند و توانا باشیم، ادامه داد: اقتضا و هویت پاسداری به داشتن علم و ایمان در کنار هم است، زیرا ایمان منهای علم، به شکل‌گیری خوارج، گروه‌های نفاق و متحجر گذاشتن منجر می‌شود.
حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی با تأکید بر اینکه اقتدار علمی هم‌شأن پاسداری است، بیان داشت: یکی از سنگرهای تهاجم به انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور، معرفی کردن حاکمیت غیردینی بر مردم است.
* ارزیابی12 هزار تجربه نگارش شده
سردار محمدرضا نواب، معاون دانش و پژوهش کل سپاه نیز گفت: از سال ۱۳۸۶ تاکنون بر اساس تدابیر فرمانده معظم کل قوا درخصوص تحول و تعالی در سپاه، تعداد 3500 نفر از اندیشه‌ورزان جوان در قالب 250 تیم اندیشه‌ورزی در حوزه‌های مختلف و در 30 رده صفی، به دور از بوروکراسی اداری سازماندهی شده‌اند.
وی با اشاره به اینکه کیفیت 68 درصدی برای پروژه‌های به اتمام رسیده، تأیید شده است، افزود: با هشت هزار نفر کار کارشناسی و آموزش 21 هزار نفر از پاسداران و تهیه سامانه بر خط و همچنین با استقرار 400 ناحیه، توانستیم 12 هزار تجربه نگارش شده را ارزیابی کنیم.

* غنای سپاه به دین، تقوا و عمل انقلابی است
در ادامه سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه بیان داشت: تلاش می‌کنیم تا همواره اقدام و عمل سپاه پاسداران براساس مبانی دینی و انقلابی باشد. گرچه تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم، ولی به هرحال، سمت و سوی تلاش‌ها در این جهت هدف‌گذاری شده است.
فرمانده کل سپاه با یادآوری این نکته که دین، تقوا و عمل انقلابی، پایه‌هایی هستند که اگر هرکدام ضعیف باشند، غنای سپاه، استواری و استحکام لازم را نخواهد داشت، گفت: وقتی به عملکرد سپاه در عرصه‌های مأموریتی آن نگاه می‌کنیم، می‌بینیم در همین مسیر بوده، ولی مشکل اینجا است که در آموزش و عمل دچار یک نوع دوگانگی هستیم.
سردار جعفری با اظهار اینکه باید دانش تجربی سپاه را به دانش صریح، قابل انتقال به دیگران و آموزش تبدیل کنیم، گفت: اگر در جنگ می‌خواستیم بر اساس آیین‌نامه‌های کلاسیک عمل کنیم، کلاه‌مان پس معرکه بود؛ این نگاه پس از عملیات «هویزه» اثبات شد که نتیجه ندارد. لذا نگاه بومی، انقلابی ـ اسلامی و مردمی در جبهه‌ها فراگیر و در نتیجه خرمشهر آزاد شد.
وی با بیان اینکه سایر عرصه‌های مأموریتی سپاه نیز شبیه همین مثال است، ادامه داد: در مردمی کردن امنیت در جنوب شرق کشور نیز زمانی که شهید شوشتری قصد اجرای آن را داشت با مخالفت‌هایی مواجه شد، اما با مقاومت در برابر این مخالفت‌ها اکنون می‌بینیم که امنیت جنوب شرق کشور با استفاده از مردم بومی منطقه تأمین شده است.
فرمانده کل سپاه در ادامه به تجربیات منفی و تلخ سپاه نیز اشاره کرد و افزود: در عرصه‌های مأموریتی و درون‌سازمانی سپاه، تجربیات تلخ و منفی مانند استفاده از آیین‌نامه‌های خارج از سپاه و وارد کردن این موارد در آیین‌نامه داخلی، تجربه تلخی بود که صورت گرفت. به عبارت دیگر، بزرگ‌ترین خطایی که پس از جنگ داشتیم این بود که تجربیات دفاع مقدس را کنار گذاشتیم و به سراغ آموزش‌های کلاسیک رفتیم.
وی با اشاره به اینکه در مسائل امنیتی باید به ریشه‌های آن هم توجه کنیم، تصریح کرد: بعضی جاها به تقلید غلط اقداماتی انجام داده‌ایم که وقتی متوجه شدیم، جلوی آن را گرفتیم.
سردار جعفری با بیان این نکته که علم چیزی نیست که غربی‌ها 200، 300 سال پیش به آن‌ پرداخته‌اند، تأکید کرد: متأسفانه ساده‌ترین کاری که امروز محققان ما می‌کنند تکرار کردن حرف‌های دیگران است و دانشگاه‌های ما هم همین چیزها را می‌پذیرند و اگر اینها نباشد، می‌گویند این موضوع علمی نیست و به شما تهمت بی‌سوادی و کم‌سوادی هم می‌زنند!


مدیریت انرژی(4)
راهکارهای عمومی و نکات ایمنی استفاده از شومينه

مهدی مومنی

«شومينه» به معناي دودكش است و منظور از آن فضاي اجاقي است كه امروزه نوع هيزمي و گازي آن در خانه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مصالح عمده در ساختن شومينه آجر، خاك و سيمان نسوز است. شومينه‌هاي مورد استفاده در منازل مسكوني اكثر غير استاندارد و داراي بازده حرارتي پايين و در نتيجه تلفات انرژي زياد هستند كه بخش بسیاری از گرمای آن از طريق دودكش خارج مي‌شود.
به علت آنکه عمل احتراق در شومينه در محيط باز صورت مي‌گيرد، انتشار محصولات احتراق (گاز منوکسيد کربن) در مقايسه با ساير وسايل گازسوز با محفظه، بسيار بيشتر است.
همچنین به علت داشتن دمپر دريچه مسدودکننده (دودکش) و تنظيم دستي آن، احتمال وقوع خطا و اشتباه زياد و خطرآفرين است. به این دلایل و به دلیل اتلاف انرژي حرارتي بسيار زياد در مقايسه با ديگر وسايل حرارتي گازسوز استفاده از آن توصيه نمي‌شود. احتمال بازيگوشي بچه‌ها و بروز آتش‌سوزي هم بسيار زياد است. از این‌رو توصيه مي‌شود از شومينه صرف به عنوان تنها وسيله گرمايشي در محيط استفاده نشود؛ زيرا جنبه تزئيني و لوکس آن بر جنبه گرمايشي آن غالب است.
با توجه به خطرات جاني بالا و اتلاف انرژي فراوان، در نتیجه به‌هيچ عنوان استفاده از شومينه توصيه نمي‌شود.
* نكات ايمني هنگام استفاده از شومينه
با توجه به بررسي‌هاي انجام شده در صورتي كه موارد زير در نصب شومينه‌ها رعايت شده باشد استفاده از آن مجاز است، اما توصيه نمي‌شود.
مطابق مبحث 14 مقررات ملي ساختمان (تأسيسات گرمايي تعويض هوا و تهويه مطبوع) شومينه با سوخت گاز بايد به كنترل اطمينان وجود شعله مجهز باشد تا در صورت از كار افتادن شمعك و روشن نشدن شومينه يا خاموش شدن شعله اصلي، جريان گاز سوخت ورودي به شومينه را به‌طور خودكار قطع کند.
شومينه با سوخت گاز بايد به دمپر دستي تنظيم سطح مقطع دود به دودكش مجهز باشد تا بتوان حداقل سطح خروجي دود را براساس توصيه كارخانه سازنده تنظيم کرد.
شومينه با سوخت گاز بايد به شير قطع و وصل دستي ورود گاز مجهز باشد. اين شير بايد در خارج از اجاق احتراق ولي نزديك به آن و در اتاقي كه شومينه در آن نصب مي‌شود، قرار گيرد.
مطابق با مبحث 17 مقررات ملي ساختمان (لوله‌كشي گاز) استفاده از شومينه به عنوان تنها وسیله گرمایشی ممنوع است و حتم بايستي به عنوان منبع مكمل استفاده شود.
با توجه به حوادث ناگوار متعددي كه متأسفانه منجر به فوت شده است، در صورت رعايت نشدن موارد فوق، طراحي و استفاده از شومينه‌هاي خانگي گازسوز غيرمجاز است.
معاونت مهندسی و پدافند غیر عامل سپاه


یک حماسهه

کربلای7 کارنامه‌ درخشان ارتش در دفاع مقدس
عملیات‌ پیروزی‌بخش کربلای‌ ۷ در روز 13 اسفندماه سال ۱۳۶۵ هجری شمسی در منطقه عملیاتی «حاج‌عمران» به وقوع پیوست. نیمی از منطقه عملیاتی والفجر۲ که در دوره حملات موسوم به «استراتژی دفاع متحرک عراق» از دست رفته بود، طی عملیات کربلای ۲ و بقیه در عملیات کربلای ۷ آزاد شد. از عملیات بدر تا پایان جنگ که فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ از یکدیگر تفکیک شد، درخشان‌ترین بخش از کارنامه ارتش در عملیات کربلای ۷ رقم خورد.
طی این عملیات، لشکر ۶۴ ارومیه جانفشانی‌های بسیاری از خود نشان داد. در عملیات یاد شده که از نوع تک نیمه‌گسترده بود، نیروهای رژیم بعثی بیش از سه هزار کشته و زخمی و بیش از 270 اسیر دادند. در پایان این عملیات، چند منطقه از حاج‌عمران و ارتفاعات مهمی در منطقه عملیاتی از وجود دشمن بعثی پاک شد.
طرح‌ دفاع‌ متحرک‌ عراق‌ همزمان‌ در چند منطقه‌ اجرا شد و باوجود‌ تلاش‌ رزمندگان‌ و فرماندهان‌ جنگ، هنوز مناطقی‌ در اشغال‌ قوای‌ عراقی‌ باقی‌ مانده‌ بود. رژیم‌ بعث‌ که‌ منتظر عکس‌العمل‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در جبهه‌های‌ نبرد بود، با وجود عملیات‌ کربلای‌ ۲ در منطقه‌ عمومی‌ حاج‌‌عمران، توانست‌ ارتفاعات‌ «گردمند» و قله‌ ۲۵۱۹ را در اختیار گرفته‌ و همچنان‌ در اشغال‌ خود نگه‌ دارد.
ارتفاع‌ مذکور که‌ پیشتر در عملیات‌ والفجر ۲ آزاد شده‌ بود، پس‌ از سقوط‌ در دوره‌ دفاع‌ متحرک، در عملیات‌ کربلای ۲ نیز تأمین‌ نشد، تا اینکه‌ در ‌ عملیات‌ کربلای‌ ۷ و با رمز مبارک «یا مولای‌ متقیان (ع)» به‌وسیله‌ رزمندگان‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ (لشکر ۶۴ ارومیه) آزاد شد.
علاوه‌ بر ارتفاع‌ یادشده‌ که‌ در زمان‌ عملیات‌ پوشیده‌ از برف‌ بود، تپه‌سرخی و یال‌ کله‌اسبی از دشمن‌ پاک‌سازی‌ شد. طی‌ عملیات‌ کربلای ۷، ده‌ها قبضه‌ سلاح‌ از انواع‌ سنگین‌ و نیمه‌سنگین‌ و شماری‌ زاغه‌ مهمات‌ منهدم‌ شد. تعداد ۲۴۸۵ نفر از نیروهای‌ دشمن‌ کشته‌، زخمی‌ و اسیر شدند. همچنین‌ چندین‌ قبضه‌ سلاح‌ سبک‌ و سنگین‌ و چندین‌ خودرو به‌ غنیمت‌ نیروهای‌ خودی‌ درآمد.


قبیله آفتاب

امام جمعه‌ای که مانند جدش امام حسین(ع) شهید شد!
آن روزها من کارمند بنیاد شهید آبیک بودم. مغازه هم داشتم. برای اولین بار بود که در سال 65 به جبهه اعزام می‌شدم، آن هم از بسیج آبیک. حاج‌آقا سیداسماعیل طباطبایی، با درخواست مردم، تازه به شهر ما آمده و قرار بود امام‌جمعه آبیک شود. نمازهایش را همه دوست داشتند و انسجام خوبی در شهر ایجاد کرده بود. دیدن چهره بشاش و همیشه خندان او حسابی به ما نیرو می‌بخشید.
ما از زیر قرآنی که به دست ایشان بود می‌گذشتیم و عازم جبهه‌ها می‌شدیم و او می‌گفت: «دست علی به همراه‌تان باشد.» خودش که پس از ما به جبهه اعزام شده بود، از خداوند خواسته بود تا همانند جَد بزرگوارش به شهادت برسد و این چنین شد که موقع شهادت سرش از پیکرش جدا شد، اما صورتش سالم و نورانی بود...
به نقل از پرویز تک زارع از بسیجیان شهرستان آبیک
«سیداسماعیل طباطبایی» پنجم بهمن سال 1334 در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. پس از طی دوره‌های ابتدایی و راهنمایی، در سال1350 برای تحصیل علوم دینی راهی حوزه علمیه قم شد. مبارزه با رژیم پهلوی را از همان زمان آغاز کرد. برای رساندن پیام‌ها و اعلامیه‌های حضرت امام(ره) از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد. عوامل ساواک چند بار قصد دستگیری او را داشتند، اما موفق نمی‌شدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با شور و اشتیاق بیشتری درس خود را ادامه داد، اما از امر تبلیغ دین هم غافل نشد. مدتی بعد برای تبلیغ به شهر آبیک آمد و قرار بود به عنوان امام جمعه این شهر معرفی شود. در این مدت در پشتیبانی از جبهه‌ها فعالیت زیادی کرد. سیداسماعیل با داشتن چهار فرزند عازم جبهه شد و در غروب25دی ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه به شهادت رسید و با سری جدا از پیکر به دیدار معشوق شتافت. شهید طباطبایی در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «امام را تنها نگذارید که او در میان نائبان عام امام زمان(عج) کامل‌ترین و بارزترین آنهاست.»


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به متن و حواشی فیلم «رستاخیز»
تحریف تاریخ، توهین به عاشورا

مهدی امیدی

سینمای ایران با وجود تغییر مدیریت، همچنان بر مدار حاشیه و تنش قرار دارد. حتی مسئولان جدید سینمایی که با سیاست آشتی و راهبرد «لبخند» کار خود را شروع کردند، نه تنها کشتی سینمای ایران را به ساحل امن و آرامش نرساندند که آن را وارد امواج و گرداب‌های جدیدی کردند. پس از دعوا و درگیری میان گروه‌های مختلف در موقع بازگشایی خانه سینما و سپس افت شدید فروش فیلم‌ها و تعطیلی یک سینما، جشنواره فیلم فجر با وضعیتی عجیب و نامتوازن برگزار شد (در شماره پیشین به این موضوع پرداخته شد) و اینک «رستاخیز» تبدیل به معضل تازه سینمای ما شده است.
بلافاصله پس از نمایش فیلم «رستاخیز» در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر، زمزمه‌هایی مبنی بر عواقب نمایش چهره اهل‌بیت امام حسین(ع) به ویژه حضرت ابوالفضل شنیده می‌شد. اهدای سیمرغ بهترین فیلم و اعطای سیمرغ بهترین کارگردان به سازنده آن ـ احمدرضا درویش ـ اگرچه پایان‌بخش سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر بود، اما بر صدر قرار گرفتن «رستاخیز»، آغازی بود بر اعتراضات به این فیلم، به‌طوری که از فردای روز پایان جشنواره فجر برخی از مداحان اهل بیت و مراجع عظام تقلید و علمای بنام در سخنان و بیانیه‌های خود نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند.
البته حاشیه‌های فیلم «رستاخیز» به بیش از یک سال پیش از این بر می‌گردد. سال گذشته همه منتظر حضور این فیلم در سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر بودند، اما کارگردان فیلم اعلام کرد که نمی‌خواهد فیلمش در جشنواره‌ای که توسط دولت احمدی‌نژاد برگزار می‌شود به نمایش در بیاید. در واقع با این ژست سیاسی خواست تا به جشنواره فجر دولت دهم کم لطفی کند و اعتبار آن جشنواره را پایین بیاورد. در مقابل، مسئولان سینمایی دولت جدید و جشنواره فجر سی‌ودوم، حضور «رستاخیز» را افتخار خود می‌دانستند.
اما رونمایی از این فیلم، نتیجه معکوس داشت. چون با آنچه از آن انتظار می‌رفت بسیار فاصله داشت؛ هم از نظر ساختاری و سینمایی و هم از لحاظ محتوایی و معرفتی. همه دیدند فیلم جدید آقای درویش که به گفته خود او 14 سال زمان صرف ساختش شده و ده‌ها میلیارد تومان هزینه برده است، فیلم خوبی نیست. داستانش دلچسب نیست. ریتم کندی بر روایت فیلم غالب است و میان فصول و بخش‌های مختلف قصه فیلم ارتباط درستی برقرار نشده است. دیالوگ‌های فیلم هم کلیشه‌ای، شعاری و کتابی نوشته شده‌اند. به‌طور کلی این فیلم -برخلاف موضوعش، از نظر دراماتیک سرد است. حتی به اندازه تعزیه‌های عادی و آماتور هم توان برانگیختن احساسات و تر کردن دیدگان مخاطب را ندارد. حتی شمشیر زدن شخصیت‌های فیلم نیز ضعیف است و مانند شمشیربازی کودکان با سلاح پلاستیکی می‌ماند! «رستاخیز» قرار بوده که مهم‌ترین حماسه تاریخ را بازگویی کند. اما آنچه به عنوان واقعه عاشورا در فیلم ترسیم شده، بیشتر به جنگ‌های روم باستان و نبرد گلادیاتورها شباهت دارد!
شاید بتوان از کنار همه این ضعف‌ها به‌سادگی گذشت، اما نمایش چهره قدیسان عاشورا و تحریف‌های تاریخی صورت گرفته در این فیلم، جایی برای گذشت باقی نگذاشته است. درباره نمایش چهره امام‌زادگانی چون حضرت ابوالفضل، احتیاط واجب بر عدم تصویرگری چهره آنان است. حتی از نظر سینمایی و روان‌شناختی هم توصیه می‌شود که هنرمندان و فیلمسازها چنین کاری نکنند. حضرت عباس(ع) ـ قمر بنی‌هاشم ـ در نظر همه دوستداران اهل بیت ابرانسانی است که در وهم نمی‌گنجد. اما حالا سازندگان فیلم «رستاخیز» تصور و توهم شخصی خود درباره این اسوه تاریخ اسلام را به ذهن مخاطب تحمیل کرده‌اند. واقعیت این است که آنچه در این فیلم به عنوان حضرت عباس(ع) به نمایش درآمده، ابد در شأن آن حضرت نیست.
پیرامون مسائل تاریخی مطرح شده در این فیلم هم بهتر است کارشناسان تاریخ اسلام به نقد و تحلیل بپردازند. بهترین و جامع‌ترین نقد بر تصویر تاریخ در فیلم «رستاخیز» توسط حجت‌الاسلام والمسلمین علی ثمری، صاحب کتاب «شرح شمع» که روزنگار تاریخ تحلیلی عاشورا با نگاهی بر یکصدو پنجاه مقتل متقدم و متأخر است، صورت گرفته. او در یادداشتی 14 ایراد تاریخی را بر فیلم «رستاخیز» وارد کرده که به این شرح است:
۱ـ عاشورا پیام‌های بسیاری در حوزه‌های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، دینی، برای‌جوانان، نوجوانان، زنان و پیران دارد که اصل در این فیلم به هیچ یک از این پیام‌ها توجه نشده است. ۲ـ انگیزه قیام اباعبدالله(علیه‌السلام) مغفول واقع شده است. براى مثال اتفاقات عبرت‌آموز مدینه، سخنان امام(ع) کنار قبر پیامبر(ص) با عوام و خواص، وصیت امام، هیهات من الذله امام و... اصلا مورد توجه قرار نگرفته است. ۳ـ نقش خواص که در اطراف امام به طمع حکومت جمع شده بودند دیده نمی‌شود. ۴ـ اتفاقات عبرت‌آموز مکه از قبیل طواف امام و سخنان ایشان مورد تحریف واقع شده است. ۵ـ به جانفشانی کوفیان غیرتمند و فداییان حضرت حسین(علیه‌السلام) به صورت خلاف واقع نگاه شده است و اثری از رشادت‌های آنان نیست. مردانی همچون محمدبن کثیر، هانی‌بن‌عروه، عبدالله‌بن‌یقطر و طوعه؛ آن شیرزن شیعی وفادار. ۶ـ جناب مسلم فردی در زنجیر و سیاه‌چال با چهره‌ای کریه به تصویر کشیده شده است. ۷ـ به خیانت خواص تأثیرگذاری مثل شریح قاضی، عمر سعد، شمربن‌ذى‌الجوشن و... هیچ اشاره‌ای ندارد. ۸ـ حادثه تنبه حضرت حر کامل تحریف شده و به شکلی مبهم و گنگ مطرح می‌شود. ۹ـ وقایع اتفاقیه کربلا مانند؛ خطبه‌های امام، چگونگی حال و هوای اصحاب، وقایع عصر، نیمه‌شب و شب عاشورا همگى تحریف شده و نامفهوم ارائه می‌شود. 10 ـ حوادث روز عاشورا نیز در این فیلم خلاف آنچه در مقاتل گفته شده به تصویر کشیده و تحریف شده است. 11ـ نکته عجیب که در این فیلم نشان داده می‌شود، هنگام معرفی یاران امام حسین(علیه‌السلام) توسط قمر بنی‌هاشم(ع)، عبدالله‌بن‌عمر (فرزند خلیفه دوم) در میان اصحاب امام است! 12ـ دلبری خواهر «سلیمان‌بن‌صرد خزاعی» از بصره تا کربلا و عاشورا از عبدالله بن‌حر، بخش قابل اعتنایی از این فیلم را به صحنه عشق‌بازی زمینی تبدیل می‌کند. 13ـ نحوه شهادت حضرت علی‌اصغر(علیه‌السلام) کامل تحریف شده است و هیچ انطباقی با تاریخ ندارد. 14ـ نقش بی‌بدیل زنان به ویژه زنان اصحاب و اهل بیت پیامبر(علیهم‌السلام) امحا شده و هیچ اثری از اقدامات و نقش‌آفرینی شکوهمندانه آنان نیست.


به بهانه رونمایی از مستند «جای خالی»
پاسخ به چیستی هویت امروز ما

مستند «جای خالی» 28 بهمن در دانشگاه شهید بهشتی رونمایی شد. این نخستین مستند با موضوع فرهنگ عمومی در ایران است که در آن با مصاحبه با کارشناسان و استادان این حوزه به شیوه و چگونگی طرح صحیح این مسئله پرداخته شده است.
مستند «جای خالی» به کارگردانی «کمیل سوهانی» تلاشی است برای نگاهی دوباره به هویت جمعی ایرانیان؛ فیلمی که سعی می‌کند مباحث مربوط به خلق و خوی ایرانی را از محدوده محافل خاص خارج و آن را به عنوان یک مطالبه عمومی از زبان مسئولان فرهنگی فعلی و سابق و اندیشمندان این حوزه بیان کند. فیلم در آغاز با دعوت به درنگ و تفکر در خاطرات، اشاره می‌کند که دنبال مرور هویت جمعی مردمی است که در سخت‌ترین شرایط روزگار، از دل یک سرزمین خشک، رویای آبادی و آبادانی را به حقیقت بدل کردند. این مستند پس از ارائه تعریف‌های ابتدایی از مقوله فرهنگ به صورت عام و فرهنگ ایرانی به صورت خاص سراغ نمونه‌هایی از رفتارهای ناپسند، اما معمول اجتماعی در تعامل‌های روزمره ایرانیان می‌رود و این آشفتگی‌های رفتاری را از زبان نویسندگان، اندیشمندان و همچنین مسئولان فرهنگی کشور مطرح می‌کند.
در ادامه با گذری کوتاه بر بخشی از دلایل این رفتارها به بیان چگونگی نگاه درست به مقوله‌هایی از این دست پرداخته و از دو خطای تقلیل‌گرایی و ذات‌باوری به عنوان موانعی در راه دستیابی به خودآگاهی جمعی نام می‌برد. مستند در پرداختن به مسئله فرهنگ عمومی ایرانی‌ها به الگوی تحلیل اسناد درونی که تنها عوامل داخلی را موجب شکل‌گیری خلق‌وخوهای ملی می‌داند اکتفا نمی‌کند و از موثرترین و مهم‌ترین عامل بیرونی در آشفتگی‌های رفتاری امروز ایرانیان یاد می‌کند؛ چیزی که به تعبیر «جای خالی»، ما را دچار یک گیجی فرهنگی کرده است.
در مراسم رونمایی این مستند پس از نمایش فیلم دکتر رجبی دوانی، رئیس کتابخانه مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از کارشناسان حاضر در مستند سخنرانی کرد. وی با تشکر از عوامل سازنده این مستند برای پرداختن به این موضوع غریب، بیان داشت: «اگر مردمی در بخشی از زندگی خود در یک دوران کلان به یک آداب و اصول و شیوه خاصی برای تعامل با جهان اطراف خود دست یابند و این شیوه را نسل به نسل منتقل کنند، در واقع تمدن را خلق کرده‌اند. بنابراین تا فرهنگ نباشد تمدن نیز نخواهد بود. کسی که به دنبال تمدن جدیدی است باید در ابتدا فرهنگ جدیدی را به وجود آورد تا سپس خودبه‌خود تمدن خلق شود.»
سوهانی کارگردان مستند هم در این مراسم درباره چرایی ساخت این مستند گفت: «در عرصه فرهنگ، کار کمی انجام شده است در صورتی که ریشه بسیاری از مسائل و معضلات کشور فرهنگ است. فرهنگ مقوله مظلومی است و ما دقیق بدین دلیل تصمیم گرفتیم، مستندی در این حوزه بسازیم.»
گفتنی است، مستند «جای خالی» پیش از این در چهارمین دوره جشنواره فیلم عمار نیز به نمایش درآمده و مورد تشویق قرار گرفته بود.


خبرها

تلاش رسانه‌ای برای بازگشت فتنه‌گران به فرهنگستان هنر
این روز‌ها برخی تلاش‌های رسانه‌ای برای تغییر مدیران متعهد با جدیت بیشتری ادامه دارد که گمانه‌زنی برای تغییر رئیس «فرهنگستان هنر» از آن جمله است. پس از اینکه حضور «علی معلم دامغانی» در فرهنگستان هنر و مدیریت بحران سیاست‌زدگی ، بی‌برنامگی و عدم پاسخگویی چندین ساله به نهادهای نظارتی در این نهاد با وجود اعتبارات میلیاردی، نتوانست سوژه‌ای به دست منتقدان و مخالفان برکناری میرحسین موسوی از این مجموعه بدهد و علی معلم در بدترین وضعیت، مدیریت این مجموعه را تحویل گرفت و با خروج نیروهای مختلفی که ترجیح می‌دادند به جای کار برای فرهنگ و هنر کشور، برای میرحسین موسوی کار کنند، این مجموعه را مدیریت کرد، حالا فشارهای رسانه‌ای برای بازگشت برخی مرتبطان فتنه به این سازمان تقویت شده است، تا جایی که حسن بلخاری خود را نامزد ریاست بر این فرهنگستان اعلام کرده است که بدون تردید در صورت واقعیت در شورای عالی انقلاب فرهنگی رأی نخواهد آورد.
تناقض‌گویی‌های اصغر فرهادی در دفاع از اسکار

اصغر فرهادی در اظهاراتی عجیب و پر از تناقض به دفاع از جایزه اسکار پرداخت و این مراسم آمریکایی را غیر سیاسی دانست! او در حالی اسکار را غیرسیاسی دانسته که در بخشی از این گفت‌وگو به نقض حرف‌های خود پرداخت و درباره چرایی اهدای جایزه به فیلم ضدایرانی «آرگو» گفت: «آرگو از نظر من فیلم ضعیفی است، آرگو تنها فیلمی است که اسکار بهترین فیلم را گرفت ولی در رشته کارگردانی نامزد نبود. فکر نمی‌کنم غیر از آرگو برای فیلم دیگری این اتفاق افتاده باشد. شاید هم معدود فیلم‌هایی باشند و آرگو در آمریکا فیلم مورد توافقی نیست.» اصغر فرهادی در شرایطی تلاش کرده با اظهارات ضد و نقیض خود مراسم اسکار را یک آیین صرف سینمایی و غیرسیاسی جلوه دهد که بسیاری از فیلمسازهای مطرح تاریخ سینمای جهان همچون هیچکاک، چارلی چاپلین، آیزنشتاین و... به جرم عدم همراهی با سیاست‌های آمریکا از دریافت جایزه اسکار محروم مانده‌اند.
منوچهر محمدی: اصلاح‌طلب‌ها جلوی نمایش «بازمانده» را گرفتند

یک تهیه‌کننده سینما پس از سال‌ها اعتراف کرد که کسانی که امروز فریاد اصلاح‌طلبی سر می‌دهند، روزگاری جلوی نمایش فیلم‌تحسین شده و ضدصهیونیستی بازمانده را گرفتند. منوچهر محمدی در بخشی از گفت‌وگوی خود با ایسنا، با اشاره به اینکه در یک دوره‌ای به فیلم «از کرخه تا راین» ابراهیم حاتمی‌کیا 68 مورد اشکال وارد کردند، گفت: این بد است که بگویم الآن عده‌ای که فریاد اصلاح‌طلبی سر می‌دهند همان کسانی بودند که جلوی اکران فیلم «بازمانده» را گرفتند. هرچند پس از آن هم اتفاقات مشابهی برای فیلم «ارتفاع پست» رخ داد.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 23
آمریکایی‌ها از نقض مکرر توافقنامه ژنو چه هدفی دارند؟
تریبون 23 را در هفته چهل‌وهشتم سال 1392 جمع‌بندی می‌کنیم و در دو هفته آینده با آخرین شماره از تریبون سال 92 در خدمت شما هستیم. در ضمن برندگان تریبون امسال نیز در پایان سال جوایز خود را از طریق واریز وجه به شماره کارت بانکی خود دریافت خواهند کرد. منتظر اطلاعیه ما باشید.
اما در پاسخ به اینکه آمریکایی‌ها از نقض مکرر توافقنامه ژنو چه هدفی دارند؟ تریبونی‌ها چه گفته‌اند؟ «عذرى باباكريمى» از قم معتقد است: سياست آنها هويج و چماق برای گرفتن امتياز بيشتر است و «مجید محقق» از ایلام، «میراحمدی» از کرمان، «محمود اخلاقی» از تبریز، «هادی سیفی» از اسفراین، «امین نانکلی» و «سیدکاظم مرادیانی» از سنندج، «محمدرضا شعبانی» از هندیجان و «ابوالقاسم هفتانی» از اراک هم بر همین عقیده‌اند.
«مهدی بابایی‌فرد» از ایلام هم معتقد است هدف ایجاد یأس و ناامیدی بین مردم و مسئولان است و «مصطفی عاشوری» از دامغان گفته که «منتظر بودن برای پایبندی به حقوق دیگران از سوی آمریکا بی‌معنی است.»
«احسان مرادی‌بختیار» از کاشان «جنگ روانی و تحقیرکردن ایران و اینکه تحریم‌ها کارساز بوده» را بیان کرده است.
«تضعیف روحیه استکبارستیزی ملت ایران» را «طاهریان‌فر» از جزیره سیری مطرح کرده و «عرب‌پور» از همدان گفته است: «می‌خواد بگه من همچنان ابرقدرت هستم، اما دورانش تموم شده.» اما «محمدرضا نيكوكار» از دامغان گفته است: آمريكا با کارشكني‌ها مي‌خواهد بگويد مي‌تواند غلط كند، اما واقعیت سخن امام راحل است که فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. «روح‌الله گودرزی» از روستای ونایی بروجرد هم نظری مشابه دارد.
اما «امين نجفي» از جزيره قشم اظهار داشته: براي آزمايش مردم و مسئولان که خوشبختانه مردم جواب آنها را دادند، اما متأسفانه وزارت خارجه سكوت كرد.
جلب رضایت رژیم صهیونیستی را «محمد زارعی‌برآبادی» و «محمد یاقوتی‌نژاد» از خواف، جانباز «محمدزارع تیموری» از تهران، «اصغر حسینی» از نقده و «عفت شيردل» از خراسان شمالي، مطرح کرده‌اند.
«محمدرضا و اکرم فلاحی باغخیراتی» از سبزوار معتقدند: پیروزی ما در جبهه‌های مختلف نشان از یک کشور بسیار موفق دارد که آمریکا نمی‌خواهد این کشور موفق الگویی برای کشورهای دیگر شود.
«امیر رجبی‌فرد» و «موسوي» از كاشان گفته‌اند: به فرموده امام خامنه‌ای ما به آمریکا بی‌اعتماد هستیم و به مذاکره خوش‌بین نیستیم.
«کیومرث حقیقی» از کرمانشاه هم گفته است: آمریکا به دنبال از بین بردن و گرفتن تمام هستی ماست پس تا دیر نشده باید تیم مذاکره‌کننده بیدار شوند.
«محسن قاسمی» از نهاوند معتقد است: آمریکا می‌خواهد ایران را وادار به عکس‌العملی در جهت نقض توافقنامه کند.
حفظ امنیت کاخ سفید را «رضا سراجی» از سنندج مطرح کرده و «مالك آزاد» از باخرز مخدوش كردن چهره ايران در سطح بين‌المللى را دلیل این امر می‌داند.
«احمد محمدی» از آبیک گفته است: آمریکای جنایتکار اگر بتواند یک ایرانی شیعه را هم زنده نمی‌گذارد و «مصطفی نصرینی» از سمنان معتقد است: آمریکا به بن‌بست جدی در مقابل ایران رسیده است و «تحمیل خواسته‌های خصمانه خود و جلوگیری از پیشرفت برنامه‌های هسته‌ای ایران» را «فاطمه و علی فرامرزی» از کازرون پاسخ داده‌اند.
«ممانعت از پیشرفت استقلال کشور» را «کلانتری» از ابهر مطرح کرده و «سعید غفاری‌نیا» از قرچک معتقد است: «دارد با این کارها چوب لای چرخ پیشرفت ایران می‌کند.»
توافقنامه ژنو یک سند سربلندی برای ایران می‌باشد که نشان صلح‌طلبی است و آمریکا به عجز افتاده و نمی‌تواند شاهد آن باشد؛ این نظری است که «محمدصادق مستقیمی» از نایین و «محمد شریفي» بر آن متفقند.
آمریکایی‌ها هدف اصلی‌شان انقلاب اسلامی است، لذا برنامه هسته‌ای و توافقنامه‌ها بهانه است. «زهرا جابری‌نسب از قم این را مطرح کرده و «کمال محمدی‌جانبازلو» از شهرضا گفته است: «می‌خواهند فعالیت انرژی هسته‌ای و پیشرفت دفاعی را به عقب بیندازند.»
«سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی» را «مسعود وارسته» از تهران بیان کرده است و «قصدشان این است که ما هسته خرما هم (از خود) نداشته باشیم.» هم نظر «ع.ق» از سنقرکلیائی است.
خرید زمان برای نگه داشتن بیشترایران پای میز مذاکره را «محسن یوسفی» از خلیل‌آباد خراسان رضوی مطرح کرده و «مريم رضايي» از شهرضا گفته: آمريکا دنبال بهانه است که به ايران حمله کنه.
«دهن‌کجي به مقاومت دليرانه ملت ايران» پاسخ «ميثم اميري» از قزوين است و «اصغر کنعانی‌الوار» از بستان‌آباد به هم زدن تمام توافقات را دلیل این امر دانسته و تغيير نظام جمهوری اسلامی ايران را «غلامرضا زارعي‌برابادي» از خواف مطرح کرده است.
در پایان هم باید از گرانمایگان عزیزی که نظرات بی‌شماری در این زمینه دادند کمال تشکر را داشته باشیم و به دلیل عدم درج نظرات‌شان به علت نبودن فضای لازم عذرخواهی کنیم.
برندگان تریبون23
اصغر کنعانی از بستان‌آباد/ رضا سراجی از سنندج
روح‌الله گودرزی از روستای ونایی بروجرد


گزيده مطالب

حضرت زهرا(س) الگوی زنان مبارز در عرصه سیاسی و اجتماعی
اگر جامعه اسلامی بتواند زنان را با الگوی اسلامی تربیت کند، یعنی الگوی زهرایی، الگوی زینبی، زنان بزرگ، زنان باعظمت، زنانی که می‌توانند دنیا و تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهند. آن وقت زن به مقام شامخ حقیقی خود نائل آمده است.
شخصیت زهرای اطهر(س) در ابعاد سیاسی و اجتماعی و جهادی، شخصیت ممتاز و برجسته‌ای است، به‌طوری‌که همه زنان مبارز و انقلابی برجسته و سیاسی عالم می‌توانند از زندگی کوتاه و پرمغز او درس بگیرند. زنی که در بیت انقلاب متولد شده و تمام دوران کودکی را در آغوش پدری گذرانده که در حال یک مبارزه عظیم جهانی فراموش نشدنی بوده است. آن خانمی که در دوران کودکی سختی‌های مبارزه دوران مکه را چشید، به شعب‌ابی‌طالب برده شد، گرسنگی و تشنگی، رعب و وحشت و انواع و اقسام سختی‌های دوران مبارزه مکه را لمس کرد و بعد هم که به مدینه هجرت کرد، همسر مردی شد که تمام زندگی‌اش جهاد فی‌سبیل‌الله بود و در تمام سال‌های زندگی مشترک فاطمه زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) هیچ سالی، بلکه هیچ نیم سالی نگذشت که این شوهر کمر به جهاد در راه خدا نبسته و به میدان جنگ نرفته باشد و این بانوی بزرگ و فداکار، همسری شایسته یک مرد مجاهد و یک سرباز و سردار دائمی میدان جنگ را نکرده باشد.
پس زندگی فاطمه زهرا(س) اگرچه کوتاه بود و حدود 20سال بیشتر طول نکشید، اما این زندگی از جهت جهاد و مبارزه و تلاش و کار انقلابی و صبر انقلابی و درس و فراگیری و آموزش به این و آن و سخنرانی و دفاع از نبوت و امامت و نظام اسلامی، دریای پهناوری از تلاش و مبارزه و در نهایت هم شهادت است. این زندگی جهادی فاطمه زهرا(س) است که بسیار عظیم و فوق‌العاده و حقیقت بی‌نظیر است و یقین در ذهن بشر چه امروز و چه در آینده یک نقطه درخشان و استثنایی است.
کاشان- محسن مطلبی


روى خط

با جان ناقابل خود گزينه روي ميزتان هستيم
... 09161501۲/ سلام! من به عنوان یک سرباز کوچک وطن می‌خواهم به بدخواهان سپاه بگویم که در وهله اول وقت ما متعلق به سپاه، جان ما متعلق به خدا و جنازه ما متعلق به دریاست. / بسیجی پاسدار امین گشتاسبی از خطه همیشه جاوید خلیج‌فارس
... 091474363/ با سلام. لطف پیام ما را به سردار جعفری فرمانده محترم کل سپاه برسانید که دستور بدهند قسط وام‌های پاسداران را برج آخر سال کم نکنند. ممنون
... 091419037/ به عزیزانی که بابت انرژی هستی دل نگرانند می‌گویم شما به تکلیف عمل کنید همانند دوران جنگ. برای پیرو ولایت ملاک رهبری است. اگر چنین باشد چه پیروزی و چه شکست، هیچ فرقی به حال‌تان نمی‌کند چون به تکلیف عمل کرده‌اید. ان‌شاءالله
... 091831802 / ای سیدعلی! سیادتت را عشق است / صبر و کرم و شهامتت را عشق است/ از دست سران بی‌بصیرت هیهات/ مظلوم زمان! بصیرتت را عشق است/ سلامتي وجود نازنين امام خامنه‌ای وشادی روح شهدا و امام شهدا صلوات./ زارعی
... 091245324 / باسلام، لطف اگر امکان دارد اخبار سپاه اعم از تودیع و معارفه فرماندهان، برنامه‌های آینده و در حال اجرا، برنامه‌های پیش‌بینی شده در مورد پیشکسوتان را در هفته نامه درج نمایید. باتشکر/ یک پیشکسوت
... 091630120 / سلام. چرا حق ایثارگری بازنشستگان سپاه که قبل از سال 88 بازنشسته شده‌اند در فیش حقوقی پرداخت نمی‌شود، ولی برای شاغلان و بازنشستگان بعد سال 77 پرداخت می‌شود؟ لطف پیگیری کنید./ ممبینی از اهواز
... 091901763/ باسلام، تعدادی از بازنشستگان سپاه در یک جایی از نظام خادمی می‌کنیم و حاضریم هر مبلغی حتی از پول شخصی‌مان بپردازیم و این هفته‌نامه را دریافت نماییم.
... 091761013 / ما حافظان تنگه هرمز به امام‌مان مي‌گوييم: آقا جان! با جان ناقابل خود گزينه روي ميزتان هستيم. از تو به یک اشارت، از ما به سر دويدن... / نجفي از قشم


کتیبه سبز


ايران من ...
ايران من! دل «سبلانت» بزرگ باد
بيش از هميشه نام و نشانت بزرگ باد
جغرافيای نام تو بی‌حد و مرز شد
«آرش‌ترين» شکوه کمانت بزرگ باد
«شيراز» شاعران تو هر لحظه شادتر
«مازندران» روح و روانت بزرگ باد
دست «خليج‌فارس آبی‌ات» از موج و عشق پُر
از شش جهت کران به کرانت بزرگ باد
آهوی «کوه‌های بمويت» قشنگ‌تر
«قوچان دشت‌های مغانت» بزرگ باد
پُر باد دره‌های تو از غرش پلنگ
شيران یالدار جوانت بزرگ باد
پيرانه «کردهای» غرورت ستُرگ‌تر
شور «بلوچ»‌های کیانت بزرگ باد
کارون عشق و عاطفه‌ات با نشاط و مست
کانون گرم تاب و توانت بزرگ باد
خالی مباد سينه‌ات از غيرتی نجيب
دست غيور «بت‌شکنانت» بزرگ باد
در کوچه‌سار رايحه هر روز پنج بار
گلدسته بلند اذانت بزرگ باد
مانند سروهای تماشايی بهشت
تاريخ سبز شرح و بيانت بزرگ باد
از «پرچم» تو رنگ شهيدان جدا مباد
تو قلب عالمی... ضربانت بزرگ باد
جهرم- ایوب پرندآور


حسن ختام

راه خيلي نزديك است...
سلام بر مولاي دل‌ها!
سلام بر آن آقايي كه خيلي غريب است
سلام بر مولايي كه جهان منتظر اوست
مهدي جان!
امشب دلم هوايت را كرده...
گفتم بيايم برايت بنويسم
اما انگار واژه‌ها خود در تکاپویند تا كنار هم قرار بگيرند
و براي مولاي خود بنويسند
بَه بَه بر اين عشق‌بازي
مهدي جان! دوستت دارم...
مولاي من وقتي به دفتر عاشقانه‌ها سر مي‌زنم
ياد تو را مي‌كنم
و با خود مي‌گويم
مولاي من در غيبت حالش خوب است
پس كي غيبت پایان مي‌پذیرد
اما نه؛ مولاي من در غيبت نيست
اين ماييم كه در غيبتيم
دلم روشن است كه
او مي‌آيد
و جهان را به نور وجود خود روشن مي‌سازد
او در راه است
و راه خيلي نزديك است...