بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

جلب حمایت عمومی با صداقت و اقناع
پیوند «دیپلماسی» با رفتار موجود ناشناخته‌ای به‌نام انسان آن را پیچیده‌تر می‌کند، آنچنان که کشف زوایای آن از عهده هر کارشناسی هم برنمی‌آید و در این میدان تنها کسانی می‌توانند خوش‌ بدرخشند که افزون بر شناخت دقیق «دیپلماسی» از هوش و زیرکی خاص و وافری هم برخوردار باشند. یکی از آموزه‌های تجربی «دیپلماسی» پایان نیافتن آن در میز مذاکره و پس از امضای هر توافقنامه سیاسی است. کارکشتگان عرصه «دیپلماسی» می‌دانند که در بیشتر اوقات بخش مهمی از «دیپلماسی» پس از برخاستن از میز مذاکره و رد و بدل شدن اسناد توافقنامه، جریان می‌یابد. اگر یکی از طرفین گفت‌وگو برای ادامه «دیپلماسی» در این مرحله برنامه و آمادگی نداشته و یا از آن به کلی غافل باشد، بازنده صحنه است، اگر چه بر روی کاغذ و سند توافقنامه پیروز قلمداد شود. متأسفانه این رویه تکراری درعالم سیاست با محوریت «دیپلماسی»، پس از توافقنامه هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱ و بدتر از آن به‌دنبال گفت‌وگوی عراقچی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجه و عضو ارشد گروه مذاکره‌کننده ایران با هلگا اشمیت، معاون اشتون، مذاکره‌کننده ۵+۱، تکرار شد و آن زمانی بود که عراقچی پس از مذاکره سه روزه با اشمیت در ۱۹ دی ماه در ژنو برای اجرایی کردن توافقنامه هسته‌ای در قاب سیمای جمهوری اسلامی ایران ظاهر شد و درباره این مذاکرات توضیحاتی ارائه کرد که در رأس آن، انتشار نیافتن متن توافقات اجرایی کردن تفاهمنامه ژنو بود. درست چهار روز پس از اظهارات عراقچی، نسخه‌ای از جزئیات اجرایی توافقات ژنو بر روی پایگاه اینترنتی موسسه صلح کنگره آمریکا و پایگاه اینترنتی وزارت امور خارجه آمریکا قرار گرفت و کاخ سفید نیز در این باره بیانیه‌ای منتشر کرد که به‌دنبال آن بی‌بی‌سی فارسی و رسانه‌های داخلی نیز آن را بازتاب دادند؛ پس از آن بود که خانم افخم، سخنگوی وزارت خارجه ایران به این موضوع واکنش نشان داد و گفت: «بیانیه کاخ سفید برداشت یک‌سویه و یک‌جانبه‌ای از توافقات غیررسمی اخیر بین کارشناسان ایران و ۵+۱ می‌باشد و به هیچ وجه ملاک ارزیابی یا قضاوت در مورد نحوه اجرای توافق ژنو نیست.» حتی آقای ظریف هم به رفتار آمریکا انتقاد کرد، اما پس از انتشار وتکثیر آنچه که آمریکایی‌ها آن را متن توافقات اجرایی اعلام کرده‌ و نام «اقدام مشترک» را نیز بر آن نهاده‌اند، معلوم نیست واکنش مسئولان ایران به این مسئله تا چه میزان موثر است! در این میان نکته مهم، چرایی و چگونگی استفاده دشمن از این موضوع است که باید گفت: «وجود نقاط کدر در گفت‌وگوهای هسته‌ای و رفتار ناشفاف طرف ایرانی به دشمن امکان می‌دهد تا از هر آنچه که مسئولان مربوط ایرانی از آن گریزان هستند، به نفع خود فرصت‌سازی کند.» در «دیپلماسی» کمتر چیزی قابل پیش‌بینی است به ویژه اگر قرار باشد پیش‌بینی، جزئيات را نیز در بر بگیرد؛ بنابراین شاید در مواردی وجود نقاط کدر در گفت‌وگو توجیه داشته باشد، اما رفتار ناشفاف و عرضه کالای معیوب به افکار عمومی همانی است که بهره آن را دشمن می‌برد. در صورت وجود اعتماد و اطمینان‌ عمیق و متقابل بین مردم و مسئولان، مردم بی‌خبری از آنچه را که باید نسبت به آن بی‌خبر باشند می‌پذیرند و به هر میزان دشمن درباره آن داد سخن دهد و تبلیغ کند، نمی‌پذیرند و در انتظار شنیدن حقیقت در موقع لازم از زبان مسئولان باقی می‌مانند.
جلب حمایت عمومی با صداقت و اقناع
ادامه از صفحه اول
نمونه بارز این موضوع قضیه معروف «مک فارلین» بود که با وجود هیاهوی رسانه‌های دشمن، مردم آنچه را پذیرفتند که نظام گفت. نظام در برهه‌های مختلف از اعتماد و اطمینان مردمی در حد اعلی برخوردار بود که متأسفانه در مواقعی رفتار سو و نسنجیده به آن آسیب زد. باورمندی مردم به صداقت مسئولان و بیان اقناعی مسئولان برای مردم، حلال بسیاری از مشکلات است که مهم‌ترین آن حذف دشمن از مسائلی است که برای نظام جنبه راهبردی دارد که در این میان صداقت بر بیان اقناعی تقدم و رجحان دارد، آنچنان که با وجود صداقت، ضعف اقناع، مانع از این نمی‌شود که مردم نظر مسئولان را نپذیرند. اگر توضیحاتی که درباره مذاکرات هسته‌ای به مردم داده شد شفاف‌تر بود و در صورت مشکل‌ساز بودن شفافیت، علتش برای مردم بازگو می‌شد و نیز چنانچه سخنان آقای عراقچی درباره توافق برای اجرایی کردن توافقنامه ژنو به نحوی بود که مردم پیش از آنکه دیگران افشا کنند در جریان قرار می‌گرفتند و حتی اگر منعی بود آن را برای مردم بیان می‌کرد، واکنش کوتاه و کلی خانم افخم و آقای ظریف به ادعاهای آمریکا به راحتی پذیرفته می‌شد، در حالی که الآن اینگونه نیست و برای مجاب ساختن افکار عمومی حساس و کنجکاو شده باید بسیار تلاش کرد. برای برقراری یک رابطه صادقانه و اقناعی هنوز هم دیر نشده است، بخش اصلی مذاکرات و توافقات هسته‌ای باقی‌مانده و دشمن هم از حیله گری دست برنمی‌دارد و بر نقاط ضعف تعامل بین مردم و مسئولان چشم دوخته است؛ بنابراین با وجود تجربیات اخیر و گذشته، به نظر می‌رسد رفتار تبلیغی و عملیات روانی دشمن در بحث مذاکرات هسته‌ای بهترین بهانه و نشانه برای آن است که این نقطه‌ضعف خطرناک با تقویت صداقت و بیان اقناعی بر طرف شود تا دست دشمن از یک اهرم قدرتمند و کارآمد کوتاه گردد. ان‌شاء‌الله

رضا گرمابدری


دریادار فدوی
سپاه ‌نیروهای شهادت‌طلب را به سامانه‌های پیشرفته‌ تجهیز‌ می‌کند

فرمانده نیروی دریایی سپاه بر آمادگی کامل این نیرو برای انجام مأموریت‌های مختلف دفاعی اشاره کرد و گفت: دشمن در صورتی که در حوزه نظامی دست از پا خطا کند، از جایی که تصور نمی‌کند، ضربه‌ای مهلک‌ و آسیبی دردناک دریافت خواهد کرد.
به گزارش روابط عمومی سپاه، سردار دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در مراسم تجلیل از ایثارگران و بازنشستگان سپاه در استان هرمزگان با تجلیل از سال‌ها مجاهدت خالصانه و مستمر بازنشستگان و ایثارگران در حفظ و پیشبرد انقلاب، گفت: بازنشستگی در سپاه مفهوم و معنایی متمایز با مفهوم رایج آن در سایر سازمان‌ها دارد و رسالت پاسداری در هیچ مقطعی بازنشستگی ندارد.
وی تأکید کرد: علاوه بر استمرار حضور پرخیر و برکت بازنشستگان سپاه در صحنه‌های مختلف دفاع از انقلاب اسلامی، کوله‌بار نظر، اندیشه و تجربه این قشر، به‌عنوان بالاترین سرمایه در راستای مأموریت سپاه مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. فدوی خاطرنشان کرد: سپاه به عنوان مجموعه‌ای شکل گرفته از بهترین فرزندان این ملت، انجام رسالت پاسداری خود را تحت هیچ شرایطی معطل پسوندها و مقید به پیشوندها نکرده و نخواهد کرد و از این رو برای یک پاسدار چه آنکه اصطلاح شاغل یا «پیوسته» را دارد و چه او که بازنشسته و یا «وابسته» به این مجموعه خوانده می‌شود، استمرار این رسالت تا لحظه مرگ یا شهادت یک عهد ناگسستنی است.
فدوی با اشاره به نقش نیروی دریایی سپاه در شکل‌گیری قدرت بازدارندگی، به آمادگی کامل این نیرو برای انجام مأموریت‌های مختلف دفاعی اشاره کرد و گفت: نیروی دریایی سپاه، نماد «دفاعی متقارن»، با بهره‌گیری از راهبرد «نبرد نامتقارن» در حوزه دریا است. وی افزود: ما در یک میدان و رویارویی کاملاً عملیاتی و در حالی که نقطه مقابل این رویارویی، مدعی نماد قدرت دریایی جهان قرار داشت، در یک تقابل ناهمگون به لحاظ ادوات و ابزار، با اجرای اصل مقابله به مثل، دشمن را از خسارت‌ها و آسیب‌هایی که به ما وارد ساخت، کاملاً پشیمان کردیم. فدوی گفت: در این راهبرد، ثابت کردیم که در حالت ناهمگون و نامتقارن هم می‌توان ضربه‌ای به دشمن متجاوز و زورگو زد که بسیار فراتر از تصورات و محاسبات او باشد. وی افزود: بر پایه این راهبرد و در یک فضای کاملاً عملیاتی و واقعی ثابت کردیم که دشمن در صورتی که در حوزه نظامی دست از پا خطا کند، از جایی که تصور نمی‌کند، ضربه‌ای مهلک‌تر و آسیبی دردناک‌تر از آنچه برای مواجهه با ما تدارک ببیند، دریافت خواهد کرد. فدوی در ادامه اظهار داشت: ما در شرایطی این درس را به صورت عملی به دشمن دادیم که ادوات و امکانات ما در شرایط دوران دفاع مقدس در پایین‌ترین سطح کمی و کیفی قرار داشت؛ اما امروز وضعیت بسیار متفاوت‌تر از گذشته است و ما در لایه‌ها و بخش‌های مختلف دفاعی در سایه تلاش‌های بومی و داخلی، به امکانات و ابزارهای پیشرفته و خوبی برای دفاع از خود دست پیدا کرده‌ایم و این امکان در اختیار نیروهایی مؤمن و فداکار و شهادت‌طلبی قرار گرفته است که برای دفاع از حریم خود آماده هرگونه فداکاری هستند.


حجت‌الاسلام مصلحی
آمریکا می‌خواهد جلوی الگو شدن انقلاب اسلامی را بگیرد

وزیر سابق اطلاعات گفت: استکبار دقیقاًً دنبال این است چیزی به نام نظام جمهوری اسلامی ایران که برای منطقه الگو باشد، شکل نگیرد.
به گزارش صبح‌صادق، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی در جمع کارکنان دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) با اشاره به مقوله ولایت اظهار داشت: خداوند متعال دقیقاًً مسیر را در قرآن مشخص کرده و در آیاتی از قرآن کریم نیز به این مهم پرداخته است.
وی با بیان اینکه امروز در قضیه سوریه، سه سال است که استکبار جهانی با هم‌دستی کشورهای دنیا و قارون‌های منطقه هزینه می‌کنند، افزود: ما نیز در موقعیت تحریم و برای کمک به مقاومت و حزب‌الله در مقابل آنها ایستاده‌ایم.
حجت‌الاسلام مصلحی با اشاره به فرصت‌طلبی آمریکا، تصریح کرد: آمریکا به ‌دنبال طرحی است تا با استفاده از آن مقاومت را از بین برده و در پی آن ایران را نیز به اضمحلال بکشاند.
وزیر سابق اطلاعات خاطرنشان کرد: فتنه 88، یک موضوع بین‌المللی بود و با وجود صبوری نظام و کنار آمدن با فریب‌خوردگان فتنه، عوامل آنها باز هم از خیانت به نظام دست برنداشتند.
وی افزود: استکبار به‌دنبال این است که چیزی به نام جمهوری اسلامی که برای منطقه الگو باشد، شکل نگیرد و رفتارهای هویتی این نظام تغییر کند و از دهه 70 جنگ نرم را شروع کرد تا هویت و شعارهای انقلاب را از بین ببرد؛ چنانکه کلمه «پابرهنگان» و «ولی‌نعمتان» جای خود را به واژه «اقشار آسیب‌پذیر» داده است.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

مردم خوب ـ مردم بد!
در این روزها، اظهارنظرهای برخی از چهره‌های سیاسی متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبان و بعضاً نزدیکان رئیس‌جمهور، نه‌تنها چالش‌هایی را در حوزه سیاسی رقم زده، بلکه خواسته یا ناخواسته می‌تواند دامی برای دولت یازدهم باشد. چندی پیش آقای سعید حجاریان از ضرورت اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیارات رئیس‌جمهور تا حد قدرت انحلال مجلس سخن گفت.
پس از آن آقای دکتر سریع‌القلم، مشاور عالی رئیس‌جمهور در وصف مردم ایران، آنان را فاقد رشد عقلی دانست و با پوپولیستی دانستن بسیاری از رفتارهای مردم از صداوسیمای جمهوری اسلامی به‌دلیل دامن زدن و تقویت رفتار پوپولیستی در جامعه انتقاد کرد. وی در توضیح این نوع نگاه خود و اینکه صداوسیما چگونه به رفتارهای پوپولیستی دامن می‌زند، می‌گوید، مثلاً صداوسیما می‌رود و از آن لبوفروش سر چهارراه و یا راننده تاکسی درخصوص موضوع هسته‌ای نظرخواهی می‌کند. در ادامه این نوع اظهارنظرهای بسیار قابل تأمل، آقای اکبر ترکان، مشاور رئیس‌جمهور ۵/۴۹ درصدی از مردم را که در انتخابات ۲۴ خرداد به روحانی رأی ندادند حامی بی‌قانونی و قانون‌گریز معرفی می‌کند. آقای ترکان در مصاحبه با روزنامه اصلاح‌طلب آرمان می‌گوید: «شما فکر نکنید که یک نفر در مملکت وجود دارد که می‌گوید من قانون را قبول ندارم، بلکه این یک جریان مشخص بود که می‌گفتند ما قانون را قبول نداریم. اکنون ۵/۴۹ درصد آرا را شامل می‌شوند. این ۵/۴۹ درصد سکوت کردند و نگفتند که تو بی‌جهت فکر کردی که می‌توانی قانون را قبول نداشته باشی...» مهم‌ترین استدلال آقای ترکان مبنی بر اینکه ۵/۴۹ درصد از مردم قانون‌گریز و بی‌اعتقاد به قانون هستند، پدیده‌هایی چون بابک زنجانی و موضوع مرتضوی است. حال بر اساس کدام منطق می‌توان از این پدیده‌های ذکر شده به این نکته رسید که هر کس به آقای روحانی رأی نداده، طرفدار فساد و بی‌قانونی است، آن را خدا می‌داند. گویا یک جریانی در کشور، اساس منطق و استدلال را برای مرزبندی‌ها و خط‌کشی کردن‌ها و مشخص کردن «خوب» یا «بد»، «زشت» یا «زیبا» و «حق» یا «باطل»، نظریه «با ما» یا «علیه ما» می‌داند. براساس این نظریه، معیار خوبی و بدی، درستی یا نادرستی، خود این جریان است در واقع طبق این نظریه هرکس که با ما باشد و به ما رأی دهد و خطوط فکری و دیدگاه‌های ما را قبول داشته باشد، خوب است و بقیه کسانی که به ما رأی نداده‌اند و دیدگاه‌های ما را قبول ندارند بد هستند! البته این نگاه بر گرفته از همان مکتب سکولاریزم در حوزه سیاسی است. سکولارها در حوزه سیاسی براساس اصل انسان‌محوری، خود انسان را و تشخیص انسان را، ملاک خوب و بد دانسته و خارج از انسان، معتقد به هیچ نوع ملاکی برای تشخیص خوب یا بد بودن یک چیز نیستند. برخی از جریان‌های سیاسی خود را ملاک تعیین خیر و شر قرار داده‌اند. هر که با ما است خوب و بقیه بد هستند. سخن آقای ترکان به‌عنوان مشاور آقای رئیس‌جمهور جز این، معنای دیگری ندارد. هر کس به آقای روحانی رأی داده قانونگرا و پایبند به قانون و طرفدار نظم و انضباط و حقوق ملت است و هر کس به آقای روحانی رأی نداده، حتی اگر یک جمعیت نزدیک به ۱۸ میلیون (آرای رئیس‌جمهور در انتخابات) هم باشد و ۵/۴۹ درصد از شرکت‌کنندگان در انتخابات را هم تشکیل دهند، اینها همگی قانون‌گریز هستند. با همین نوع استدلال و نگرش است که آقای حجاریان، چون رئیس‌جمهور را متعلق به جریان خود ارزیابی می‌کند، می‌گوید نه‌تنها اشکالی ندارد که او اختیار انحلال مجلس را داشته باشد، بلکه می‌گوید این یک ضرورت است و باید با اصلاح قانون اساسی چنین اختیاری را به رئیس‌جمهور داد.
مردم خوب ـ مردم بد!
ادامه از صفحه اول
به‌طور قطع اگر داستان برعکس بود و مجلس در اختیار جریان همفکر با سعید حجاریان قرار داشت، او نه‌تنها چنین حرفی را نمی‌زد، بلکه شاید اصلاح قانون اساسی و افزایش اختیارات مجلس بر مبنای نظام‌های پارلمانی و انتخاب دولت از طریق مجلس را خواستار می‌شد.
این نوع نگاه جریان‌ها، گروه‌ها و افراد سیاسی به مسائل کشور، بدون تردید جز خسارت برای کشور، نتیجه‌ای دیگر در بر ندارد. ملاک خوب و بد را نباید خود بدانیم. قانون اساسی و شرع مقدس اسلام ملاک‌ها را مشخص کرده‌اند. در حوزه سیاسی محوریت نظام، ولایت‌فقیه است. شاخص، ولایت است. کار خوب، خوب است از هر کسی سر بزند و کار بد، بد است از هر کس سر بزند. مردم خوبند چه به روحانی رأی داده باشند، چه رأی نداده باشند. در انتخابات، مردم براساس تشخیص و معیارها و ملاک‌های خود آزاد هستند به هر کس که با تأیید شورای نگهبان پا به عرصه رقابت‌ها گذاشته است، رأی بدهند. بدیهی است که در انتخابات آزاد، سالم و رقابتی از بین نامزدهای عرصه رقابت‌، یک نفر موفق به کسب رأی اکثریت می‌شود. آیا این درست است که فرد پیروز و یا هواداران و نزدیکان فرد پیروز، در مورد کسانی که به فرد پیروز رأی نداده‌اند، چنین قضاوتی را داشته باشند. آیا می‌توان چنین به مردم اهانت کرد و نزدیک ۱۸ میلیون نفر از مردم ایران را که در صحنه‌های مختلف دفاع از کشور و پیشبرد انقلاب حضور داشته‌اند، این چنین متهم به بی‌قانونی و قانون‌گریزی نمود؟ آیا درست است که با چنین خط‌کشی مردم را به راحتی به «مردم خوب» و «مردم بد» تقسیم کرد؟


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه ای در ديدار اعضای شورای شهر، شهردار و مسئولان شهرداری تهران
روحیه مدیریت جهادی در اداره شهر تهران و کشور حاکم باشد

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اســلامی در دیدار رئیس و اعضای شورای اسلامی، شهردار، معاونــان و شــهرداران مناطق مختلف تهران، با اشــاره به لــزوم اهتمام ویژه به معماری ساخت وســازها در تهران به منظور ایجاد ســبک زندگی اســلامی، تأکید کردند :در اداره کلانشــهر تهران و همچنین در اداره کشــور باید روحیه خدمت به مردم با نیت خدایی و با تکیه بر علم و درایت یا همان روحیه مدیریت جهادی حاکم باشد تا بتوان از مشکلات عبور کرد و به پیش رفت .
ایشان ضمن تبریک به اعضای دوره جدید شورای اسلامی شهر و همچنین شهردار تهران به دلیل به دست آوردن فرصت خدمت به مردم، اهمیت تهران را فراتر از یک کلانشهر دانستند و گفتند : تهران، از یک طرف نماد آبادانی، صلاح، سعادت و سبک زندگی در کشور است و از طرف دیگر به عنوان الگو و خط دهنده برای شهرهای سراسر کشور، مطرح است .

قدردانی مقام معظم رهبری از خدمات شهرداری تهران
رهبــر معظم انقلاب اســلامی با قدردانــی از خدمات شــهرداری تهران در ســال های اخیر افزودنــد :با وجود برخی مشکلات همچون آلودگی هوا و حمل ونقل و تراکم جمعیت در تهران، اما اقدامات شهرداری در بخش های مختلف همچون تمیزی شــهر، فضای ســبز و بوستان ها، ســاخت بزرگراه ها و پل ها، گسترش مترو و ایجاد فضاهای ورزشی، کاملاًً برجسته و خوب بوده است
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، رمز این موفقیت ها را مدیریت جهادی دانســتند و تأکید کردند :اگر مدیریت جهــادی یا همــان کار و تلاش با نیت الهــی و مبتنی بر علــم و درایت حاکم باشد، مشکلات کشور، در شرایط کنونیِ فشارهای خباثت آمیزِ قدرت های جهانی و در شرایط دیگر، قابل حل است و کشور حرکت رو به جلو را ادامه خواهد داد.
ایشــان با اشاره به وجود سلایق و دیدگاه های سیاسی مختلف در شورای اسلامی شهر تهران، خاطرنشان کردند : تا هنگامی که نیت همه اعضای شــورا، خدمت به مردم و کار برای آنها باشــد، این دیدگاه های مختلف، در مســیر این هدف والا، تفاوتی نخواهند داشت .

تعامل دو سویه شهرداری تهران و دولت
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای خطاب به اعضای شــورای چهارم شهر تهران تأکید کردند :شــما تلاش کنید بــا همت بر کار و خدمت، تجربه خوبی به یادگار بگذارید.
ایشان در ادامه چند نکته را نیز درخصوص شهرداری تهران بیان کردند . تعامل دو سویه شهرداری تهران و دولت، نخستین موضوعی بود که رهبر انقلاب اسلامی بر آن تأکید کردند . معظم له فرمودنــد :این موضوع، توصیه همیشــگی من بوده اســت که متأسفانه در برخی برهه ها، به آن عمل نشد و مشــکلاتی به وجود آمد، اما باید شهرداری تهران تمام تلاش خود را برای تعامل با دولت انجام دهد و البته به دولت نیز برای همکاری با شهرداری و شورای شهر توصیه شده است.
ایشــان با اشاره به سخنان رئیس شورای شهر تهران مبنی بر حضور وزرا در جلسات شورا خاطرنشان کردند :این روند تعامل و همکاری باید ادامه یابد .

تأثیرگذاری معماری بر فضای سبک زندگی
رهبــر معظم انقلاب اســلامی به موضوع معماری ساخت وسازها در تهران نیز اشاره کردند و گفتند :حقیقتا ًًمعماری و نمای تهران، نمای یک شــهر اسلامی نیست و شــهرداری و شورای شهر باید این موضوع را جزو جدی ترین مســائل خود بدانند .
ایشــان با اشــاره به تأثیرگذاری معماری و نمای ساخت وسازها بر فضای سبک زندگی افزودند :باید هرچه ممکن اســت محیط زندگی شــهر، به گونه ای طراحی و ساخته شود که تحقق سبک زندگی اسلامی راحت تر، امکان پذیر باشد . مراکز فرهنگی شــهرداری و لزوم توجه بسیار جدی به محتوای این مراکز فرهنگــی، موضوع دیگری بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی، آن را بیان کردند . حضــرت آیت الله العظمــی امــام خامنــه ای فرمودند :کارهــا و اقدامات فرهنگی همچون شمشیر دو دَم است، اگر همراه با محتوای خوب باشد، بستر اصلاح جامعــه خواهد بــود، اما اگر با محتوای نامناسب باشد، بستر گسترش نابسامانی و کژی خواهد شد .
ایشــان با تأکید بر لزوم استفاده از محتــوای قوی و صحیــح فرهنگی، خاطرنشــان کردند :در مراکز فرهنگی همچنیــن باید از افــراد اهل فرهنگی استفاده کرد که واقعاًً متدین و انقلابی و معتقد به اسلام سیاسی و مردم سالاری دینی باشند .

تقویت روحیه درستکاری و امانتداری
رهبــر معظــم انقلاب اســلامی، مراقبت از ریخت وپاش ها در شهرداری و تقویت روحیه درستکاری و امانتداری را مــورد تأکید قرار دادند و درخصوص روابط شورای شهر و شهرداری افزودند : شورای اسلامی شهر باید، علاوه بر نظارت بر شــهرداری و هدایت آن، حمایت هم بکند و کارها براساس تفاهم، برادری و داشتن وظیفه مشترک به پیش رود . امام خامنه ای با تأکید بر دانستن قــدر باغــات و درخت های تهــران و حفظ این ثروت هــای ملی، به موضوع ساخت وسازها در ارتفاعات تهران و لزوم جلوگیری از تبدیــل منابع طبیعی به ساختمان نیز اشاره کردند .
ایشــان همچنیــن از زحمات و خدمات اعضای شــورای شــهر سوم و مهندس چمران رئیس این شورا، تشکر و قدردانی کردند .


انتصاب نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی

حضــرت آیــت الله العظمی خامنه ای ضمن تقدیر از مجاهدت و خدمــات شایســته و انقلابی حجت الاسلام حســنی، با صدور حکمی حجت الاسلام سیدمهدی قریشــی را به امامت جمعه شهر ارومیه و نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی منصوب کردند . متــن حکم رهبر معظــم انقلاب اسلامی به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
جنــاب حجه الاســلام آقــای سیدمهدی قریشی )دامتافاضاته )
اکنــون که جناب حجه الاســلام آقای حسنی )دامت تأییداته (امام جمعه محترم پس از سال ها مجاهدت و تلاش صمیمانه و خدمات شایسته و انقلابی، از ســمت خویش کناره گیری کرده اند، جناب عالــی را به امامت جمعه شــهر ارومیــه و نمایندگی خود در آذربایجان غربی منصوب می کنم .مردم شریف آن استان در ســال های پس از انقلاب در آزمون دشوار مقابله با ضدانقلاب مسلّح و آتش افروز، امتحانی دشوار را با موفقیت از سر گذرانده و با معرفت و صمیمیت، در صفوف مقدمِ مجاهدت، حضوری مؤمنانه داشته اند .اتحاد و یکپارچگی مردم مؤمن و آگاهی و بصیرت انقلابی در همه این ســال ها تاکنون توانســته است امنیت و آرامش را به آن اســتان مرزی هدیه کنــد .از جناب عالی انتظار می رود که با تلاش عالمانه و خردمندانه و با همکاری نسل جوان و باصفا و پرشور و گسترش خدمات فرهنگی و با بهره گیری از پایگاه رفیع نماز جمعه، گام های استوار بیشتری در این صراط قویم بردارید .ارتباط وثیق بــا علمای اعلام و برجســتگان حوزه و دانشگاه و ســلوک مردمی با قشرهای گوناگــون، کمک فراوان بــه موفقیت جناب عالــی خواهــد کرد .ان شــاءالله . توفیق و بهروزی جناب آقای حسنی و جناب عالی را از خداوند مسئلت می کنم .
والسلام علیکم و رحمة الله سیدعلی خامنه ای -۲5 دی ماه .


پیام امام خامنه ای به چهل وهشتمین نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا

بسم الله الرّحمن الرّحیم
جوانــان و فرزندان ملّت ایران که در دانشگاه های گوناگون جهان به کسب دانش مشغولند، نهال هایی ارزشــمندند که ریشــه در خاک حاصلخیز کشور سرافراز خود دارند و همچون برادران و خواهران شان در دانشگاه های زنده و پر تحرک کشور، ثمرات ارزشمندی را تقدیم میهن و ملّت خود خواهند کرد، ان شــاءالله . این اســت آن اندیشــه ای که ذهن دانشــجوی ایرانی را در هر نقطه از جهــان باید همواره مشــغول دارد . کیفیت فراگیری و انتخاب دانشــی که فرا می گیرید و روحیه و رفتاری که در این دوران تحصیلی، شخصیت شما را نمایان می سازد، یکسره باید از این اندیشه تابناک، سرچشمه بگیرد و راه شما را مشخص سازد .در فرایند پرهیجانِ تبدیل دانشجوی امروز به مدیر و انسان برجسته فردا، بیش از همه چیز، توکل به خدا و استمداد از لطف و رحمت او به کار شما خواهد آمد .این است آنچه استعدادهای شما را شکوفایی و گام شما را استواری و دل شما را آرامش می بخشد .به امید آینده درخشان شما و کشور، همه تان را به خدای بزرگ می سپارم و برای شما دعا می کنم .
سیدعلی خامنه ای


فرمانده معظم کل قوا اعطا کرد
نشان درجه یک فتح به سردار پاکپور

حضــرت آیت الله العظمــی خامنه ای، فرمانــده معظم کل قوا نشان درجه یک « فتح »را به سردار پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه اعطا کردند . به گــزارش صبح صــادق، اعطای نشان فتح یک از سوی معظّم له به سردار سرتیپ پاســدار محمد پاکپور، حاصل تلاش های دلســوزانه و شبانه روزی وی در اجرای مأموریت های محوله است . در پی اعطای نشــان فتح یک از ســوی فرمانده معظم کل قوا به سردار پاکپور، سرلشــکر پاســدار محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه در پیامی این افتخار را به وی تبریک گفت . متن پیام فرمانده کل سپاه به این شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور
فرمانده نیروی زمینی سپاه
سلام علیکم
خداونــد حکیــم را شــکرگزارم که بــار دیگر مجاهدت های ســپاه در پاسداری از انقلاب مبارک اسلامی مورد رضایت مولا و مقتدای مان حضرت امام خامنه ای )مدظلهالعالــی (قــرار گرفت . اعطای نشان فتح یک از سوی معظّم له بــه جنابعالی را کــه حاصل تلاش های دلســوزانه و شبانه روزی شما در اجرای مأموریت های محوله می باشد، صمیمانه تهنیت عرض می نمایم . ان شاءالله این عطیه الهی پشتوانه یوم الحشــر و شــفاعت حضرت زهرای مرضیه )سلامالله علیها (همه پاسداران نیروی زمینی سپاه قرار گیرد . در ایّــام مبارک ربیع الاوّل و اعیاد مبارکــه دعاگوی توفیقات و ســلامتی شما خواهم بود.
 سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


يادداشت
مهدي سعیدي

کدام به صلاح است؛ تقابل یا تفاهم؟
از زمان انتخاب آقــاي روحاني به عنوان رئیس جمهور دولت یازدهم تقریباً قابل پیش بیني بود که دولت یازدهم و مجلس نهم داراي اختلافاتي خواهند بود، اختلافاتي که در صورت مدیریت هوشمندانه، خود را در قواره اي طبیعي و منطقي و در ســطح اختلافات همــه مجالس و دولت هاي ادوار گذشته ظهور خواهد داد و در غیر این صورت، باید منتظر وقوع اختلافات و منازعات سیاسي پر شدت بود ! این اختلافات خیلي زود در معرفي اعضاي کابینه خود را آشکار کرد، اما با تدبیر و مدیریتي تقریباً موفق از کنترل خارج نشــد و تنها ســه وزیر کابینه نتوانستند رأي اعتماد لازم را کسب کنند، تعداد قابل قبولي که در مجالس و دولت هاي گذشته نیز شاهد آن بوده ایم . اما بعد از گذشت چندماه، ظاهراً این تفاهم و تعامل اولیه در مسیري قرار گرفته که نگراني هایي را براي افکار عمومي ایجاد کرده اســت .برخي اقدامات و تصمیم گیري هاي وزرا در مجموعه کاري خود، با سوالات و ابهاماتي روبه رو شده که این مسئله به احضار وزرا به مجلس انجامیده است .به واقع نمایندگان مجلس تأکید دارند تا از حقوق قانوني خود مبني بر طرح پرسش از رئیس جمهور استفاده کنند و از وزرا در مورد عملکردشان پاسخ بطلبند . نفس این کار هر چند در چارچوب قانون انجام مي گیرد و نمي توان به مجلسیان انتقاد کرد ، اما با نگاهي دیگر، وزرا هم معتقدند که کار آنها نیز در چارچوب اختیارات قانوني شــان انجام شده است !آشکار است که براي رســیدن به فضاي مفاهمه و تفاهم، صرف تأکید بر اختیارات قانوني کافي نیســت !بلکه باید تلاش کرد تا به نوعي فهم مشــترک و درک وضعیت و مقتضیات طرفیني رسید تا هر دو سوي مجلس و دولت حاضر باشند براي رسیدن به هدف مهم تر و حفظ فضاي همکاري، از برخي تصمیمات خود بگذرند و بر برآورده ساختن نظرات طرف مقابل تأکید ورزند . در این میان، اقدامات حاشیه اي نیز باید مورد توجه قرار گیرد که غفلت از آن مي تواند تلاش هاي همگرایانه را با شکست مواجه سازد .اولین گام در این مسیر، مقابله دو طرف با افراطي هایی است که حیات سیاسي خود را در ایجاد تنش و درگیري تعریف مي کنند .اختلاف برانگیزاني که متأسفانه با در اختیار داشتن تریبون هاي مختلف، اظهارنظرهای غیرمنطقي و مشکوک کرده و آتش بیار معرکه اي شده اند که دود آن به چشم ملت خواهد رفت .از این رو هر چه زودتر باید چنین افرادي تعیین تکلیف شده و با کارت زرد دولتیان و مجلسیان مواجه گردند و به حاشیه رانده شوند .وگرنه، اگر اجازه داده شود تا یکي بر طبل انحلال مجلس بکوبد و دیگري از آنکه نمایندگان مجلس، نمایندگان مردم نیستند، سخن براند و آخري با لحني توهین آمیز مدعي گردد که ملت در انتخابات آینده پاسخ نمایندگان را خواهد داد !و ... مطمئن باشیم که دولت و مجلس وارد سلسله حاشیه هایي خواهند شد که جز گرفتن وقت و انرژي قواي کشور، هیچ سودي عاید دو طرف نخواهد کرد . ملاحظه دوم آنکه، برخي اظهارنظرها در هر دو ســمت اختلافات نیز نبایــد با ادبیاتي اختلاف برانگیز ایراد گردد .این کلام که « کارت زرد براي این دولت نگراني نیست »، عبارتي نیست که از آن بوي همدلي و همکاري قوا شــنیده شود !و یا آنکه تکرار این عبارات که « برخي هنوز صداي ملت را در ۴۲ خرداد نشــنیده اند؛ پنبه ها را از گوش درآورند »، با ابتداي سخن که « دولت در فکر ایجاد آشــتي ملي و وحدت ملي است .دولت مي خواهد کینه ها از سینه ها برداشته شود »، در تعارض است .به واقع، چنین عباراتي خود مولد کینه است، نه خارج کننده آن از سینه ها ! به هر حال نباید فراموش کرد که مردم در این ســال ها به شــدت از اختلافات و تنش ها بین مســئولان دســتگاه هاي مختلف کشــور خسته شــده اند و معتقدند که این روند، حاصلي جز فرصت سوزي براي کشور و ملت نداشــته است، از این رو از همه مسئولان کشور به ویژه دولت یازدهم که تدبیر و امید و اعتدال را شــعار خود قرار داده، انتظار دارند تا با توجه به مصالح کشــور براي حل اختلافات با دیگر قواي کشور پیش قدم شده و آرامش افکار عمومي را حفظ کنند .


نكته و نظر

وای اگر از پس امروز بود فردایی!

نکته :درباره « ابراهیم ادهم »، عارف مشهور خراسانی نوشته اند که وی در ابتدا پادشاه بلخ بود که منطقه وسیعی در زیر فرمان او بوده و همیشه نیز چهل شمشیرزن و چهل گرزین به دست در جلو و عقب سر ابراهیم راه می رفتند .شبی روی تختش خوابیده بود که ناگاه سقف کاخش لرزید چنانکه گویی کســی بر بام آن راه می رود .صدا زد :کیست که بر بام می رود؟ صدا آمد که :آشــنا است .شتری گم کرده ام، روی بام تان به دنبال آن می گردم ! ابراهیم ادهم با خشم گفت :ای نادان !شتر را بر بام قصر ما می جویی !پاسخ آمد :ای غافل !تو چرا خدا را در جامه اطلسی و بر تخت زرین می جویی؟ !
نظر :پاسخ آن سروش غیبی به ابراهیم ادهم ـ که سبب شد تا او آن حکومت و کاخ و ثروت را رها کرده و بعدها عارفی بنام شود ـ تلنگری به ما نیز هست؛ به مایی که فکر می کنیم می شود خدا و آخرت و ایمان را در منازل شیک و زیبا، ماشین آخرین سیستم، ویلای شمال و ...بیابیم !و گاه خدای ناکرده، حرام و حلال را در هم می آمیزیم و وارد زندگی مان می کنیم و شاید حتی حق هایی را پایمال کنیم و یا بر مسندهای مدیریتی ای تکیه زنیم که حق مان نیست؛ مسندهایی که با زیرآب زدن و تخریب دیگران به دست آورده ایم و ...وای اگر از پس امروز بود فردایی ...!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

مشاهدات «جک استراو» از تهران
وزیر خارجه اسبق انگلیس که به‌تازگی از تهران بازدید کرده، با اشاره به مشاهدات خود در ایران، از تغییر در این کشور سخن گفته و به آمریکا توصیه کرده از فرصت به وجود آمده برای توافق نهایی استفاده کند.
وی در ابتدای این یادداشت نوشته است: وقتی به همراه هیئت پارلمانی بریتانیا از فرودگاه [امام]خمینی[ره] به سمت هتل‌مان در مرکز شهر تهران در حال حرکت بودیم، از حجم زیرساخت‌هایی که در این 9 سال ـ که من به ایران نرفتم ـ ساخته شده، جا خوردم. هنوز هم اتوبان‌های جدید و خطوط جدید مترو در دست ساخت است. تهران بی‌توجه به تحریم‌ها بیش از آنکه شبیه مثلاً بمبئی یا قاهره باشد، به مادرید یا آتن شباهت دارد. وی در مورد تحریم‌ها هم نوشته است: تحریم‌ها اثرات عجیبی هم دارد. گفته می‌شود که پارسال پانصد خودرو پورشه به کشور وارد شده و کوکاکولا هم همه جا در دسترس است. توافق موقتی که در ماه نوامبر بین ایران و 1+5 در شهر ژنو منعقد شد، از روز دوشنبه اجرایی می‌شود. پایان همه تحریم‌ها قطعاً منافعی برای ایران خواهد داشت. برای انگلیس هم همین‌طور است. بیشتر و فراتر از موقعیت‌های تجاری‌ای که ایجاد می‌شود، عادی‌سازی روابط اساساً دارای منافع ذاتی است، آن هم نه فقط برای حل مشکل کشورهایی چون سوریه، عراق، لبنان و فلسطین که ایران در آنها نفوذ دارد. استراو ضمن ابراز امیدواری نسبت به اینکه «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا بتواند در برابر نفوذ «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی در کنگره آمریکا مقاومت کند، نوشته است: «این دفعه، اگر توافقی نشود، این ایران نخواهد بود که مانند دوره (محمود) احمدی‌نژاد منزوی می‌ماند، بلکه تحریم‌ها هستند که رو به فرسایش می‌روند. روسیه و چین که کنار می‌کشند، فشار صادرکننده‌های اروپایی هم به خصوص ایتالیایی‌ها و آلمانی‌ها تشدید می‌شود. (هواپیمای لوفتانزایی که با آن از تهران برمی‌گشتیم، پر بود از تجار آلمانی.) از همه مهم‌تر، هیچ تضمینی نسبت به آینده فعالیت‌های هسته‌ای ایران وجود نخواهد داشت. جهان به جای آنکه کمتر خطرناک باشد، خطرناک‌تر خواهد شد و این قطعاً مورد علاقه اسرائیل(رژیم صهیونیستی) هم نخواهد بود. فکر می‌کنم حتی (آریل) شارون هم این را می‌فهمید. آیا آقای نتانیاهو این را درک خواهد کرد؟!




سؤال تحریک‌کننده شبکه الجزیره علیه قوه قضائیه

سخنگوی قوه قضائیه در واکنش به اظهارات وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مصاحبه با الجزیره انگلیسی گفت: به تازگی برخی از افراد به صورت جریانی سازمان‌یافته که اکثراًً در خارج از کشور و از جریان ضدانقلاب و فراری‌های فتنه هستند دارند علیه قوه قضائیه فضاسازی می‌کنند، به این قوه فشار می‌آورند و با تحریکات‌شان قصد دارند بر روی افکار عمومی تأثیر بگذارند.
محسنی اژه‌ای گفت: سؤال شبکه الجزیره کاملاًً جهت‌دار و تحریک‌کننده علیه قوه قضائیه بوده است و اگر یک مسئول هوشمند در مقابل یک شبکه خارجی قرار بگیرد نباید علی‌القاعده چنین پاسخی به این سؤال بدهد. محسنی اژه‌ای گفت: اما بعد از گفتن این مقدمه باید بگویم که من در تماسی که با آقای جنتی گرفتم او مدعی شد که صحبت‌هایش تحریف شده و باید هرچه سریع‌تر این موضوع را تکذیب کند و اعتراض شدیدی هم به این شبکه داشته باشد، چراکه این مصاحبه چهل و چند روز پیش گرفته شده، اما در طول این مدت، سه نوبت پخش شده است و کاملاًً مشخص است که الجزیره از پاسخ آقای جنتی خوشش آمده که این مطالب را سه نوبت پخش کرده است. دادستان کل کشور گفت: اما اگر این مطلب صحیح باشد و اینها اظهارات آقای جنتی باشد، باید بگویم که بیان این مطلب آن هم در جواب یک شبکه بیگانه، سطح قضیه را از سطح یک عنصر سیاسی ـ مذهبی دارای شصت و چند سال سن پایین آورده و قابل توقع نیست البته در سطح آقای جنتی نیست که برای قوه قضائیه تعیین تکلیف کند. گفتنی است در بخشی از مصاحبه جنتی با شبکه الجزیره وقتی مصاحبه‌گر پرسید «ما به سبب این سیاست گشایش و آشتی جدید است که گفت‌وگو می‌کنیم، فضای جدیدی حاکم شده است. آیا این فضای جدید به قوه قضائیه نیز بسط می‌یابد؟» علی جنتی در پاسخ گفت: به هر حال رئیس قوه مجریه عوض شده ولی (رئیس) قوه قضائیه عوض نشده و همان وضع سابق را دارد. مصاحبه‌گر پرسید آیا دوست دارید در قوه قضائیه هم شاهد تغییرات باشید؟ زیرا دولت تغییرات زیادی ایجاد کرده است. فضای جدیدی حاکم شده است. علی جنتی پاسخ داد: طبیعی است که دستگاه قضایی ما هم باید خودش را با تحولات جدیدی که در کشور پدیده آمده است، همراه کند. ما امیداریم این تغییرات را در دستگاه قضایی هم شاهد باشیم.




همه ما در ولایت، شیعه و در دین، سنی هستیم

مفتی اعظم سوریه با بیان اینکه همه کشورهای اسلامی همچون ایران دستان خود را به دستان ملت سوریه نزدیک کنند، گفت: امروز سوریه به دلیل اینکه پذیرای مقاومت ‌است، مجازات می‌شود.
به گزارش ایسنا، «احمد بدرالدین حسون» در بیست‌وهفتمین نشست بین‌المللی وحدت اسلامی با تجلیل و تقدیر از جمهوری اسلامی ایران برای برگزاری این نشست بین‌المللی افزود: امروز ملت ایران ما را گرد هم آورده است امتی که توانست نگاه جهانیان را به خود جلب کند؛ این ملت تاریخ و تمدن و فرهنگ عالی دارد و غرب تلاش می‌کرد بر این ملت تسلط یابد (چراکه) از ثروت انسانی بسیار باارزشی برخوردار است. وی خاطرنشان کرد: امروز در کشوری هستیم که توانست با علم و تمدن و ارزش خود،‌ خود را به جهانیان تحمیل و ثابت کند. مفتی اعظم سوریه با بیان اینکه امروز در خطرناک‌ترین مرحله امت اسلامی هستیم، گفت: امروز آمده‌ایم بدانیم بیماری امت اسلامی چیست و درمان کجاست؟ ملت ایران به دنیا اعلام کرد که می‌خواهد هسته‌ای شود و به فضا برود و به قله‌های علم و دانش برسد و توانست به این هدف دست پیدا کند. وی گفت: ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) و براساس کرامت انسانی و آموزه‌های دینی، انقلابی را شروع کرد که هیچ‌کس باورش نمی‌شد. وی با اشاره به بخشی از دیدگاه‌ها و فرموده‌های مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه همه ما امت واحده هستیم، گفت: ملت ایران پایداری و مقاومت کرد و به خواسته‌هایش رسید. مفتی اعظم سوریه با تأکید بر اینکه ملت ایران سرمایه انسانیت است، اظهار کرد: ملت سوریه نیز با الهام از راه ملت ایران در مقابل 86 کشور که سلاح و نیرو فرستاده بودند، پایداری کرد. وی با بیان اینکه ما به هلال شیعی اعتقاد نداریم، افزود: همه ما از شیعه و سنی ایمان داریم که رسول و کتاب مشترک داریم که راه سعادت را به ما نشان داده‌اند و ما به رسول خدا و خاندانش محبت می‌ورزیم پس همه ما در ولایت، شیعه و در دینُ، سنی هستیم و هرگز از هم متفرق نمی‌شویم.





خیال‌بافی‌های آمریکا برای مقابله با محور مقاومت!

در حالی‌که آمریکا به اهدافش در جنگ با سوریه نرسیده است مرکز سیاست خاورمیانه‌ای سابان در اندیشکده بروکینگز سناریوهای خیال‌بافانه‌ای را برای تشدید درگیری در سوریه، لبنان، ایران و عراق تدارک دیده است.
سابان که چندی پیش میزبان رئیس‌جمهور آمریکا بود، همزمان با نشست سالانه خود، یک شبیه‌سازی یک‌روزه درباره مواجهه احتمالی ایران و آمریکا در سوریه بر مبنای سناریوی فرضی پیروزی قریب‌الوقوع گروه‌های مخالف بر بشار اسد، اجرا کرد. مطالعه این شبیه‌سازی نشان می‌دهد طرف آمریکایی وضعیت‌ها را چگونه دیده و چه سناریوهایی را مد نظر قرار داده است. بر مبنای سایر فرضیات این سناریو، به علت وخیم شدن اوضاع دولت سوریه، بی‌ثباتی در لبنان و عراق نیز تشدید شده و گروه‌های سلفی حملات گسترده‌ای علیه حزب‌الله در لبنان و دولت شیعه عراق، ترتیب داده‌اند. بدین ترتیب، حزب‌الله لبنان مجبور شده نیروهای خود را از سوریه خارج کند و به لبنان بازگرداند که این مسئله به تضعیف بیشتر سوریه منجر شده است. مطابق شبیه‌سازی، در مرحله اول، به علت شکست وساطت روسیه برای خلع سلاح شیمیایی سوریه به دلیل تبعیت کامل نداشتن دولت سوریه از خواسته‌های غرب، آمریکا حمله نظامی محدودی به سوریه ترتیب داده است. به همین دلیل، دولت اسد از ایران قویاً خواسته که به آمریکا هشدار دهد که در صورت تکرار اینگونه حملات، در جنگ مداخله خواهد کرد. البته گزارش‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد همین حمله محدود آمریکا سبب هراس دولت اسد از ادامه استفاده از سلاح‌های شیمیایی شده است. در لبنان نیز با کمک‌ کشورهای عربی به گروه‌های سنی، جنگ فرقه‌ای میان حزب‌الله و شبه‌نظامیان سنی بالا گرفته است؛ در نتیجه حزب‌الله کاملاً از سوریه بیرون رفته است. در بحرین نیز اعتراض‌های روزانه شیعیان شدید شده است. همزمان در یک حمله تروریستی به هتلی در دوحه قطر 70 نفر از جمله 17 آمریکایی کشته می‌شوند، اما در عراق به علت تلاش‌های سنگین ایران، خشونت‌ها کاسته شده و فضا تا حدودی آرام گشته است. در این اوضاع وحشتناک، بشار اسد، برادرش ماهر را به دیدار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس ایران و مرد محوری تهران در سوریه می‌فرستد و به اطلاع وی می‌رساند که سوریه چاره‌ای جز استفاده از سلاح شیمیایی ندارد. در لبنان نیز حزب‌الله شکست سختی به سلفی‌ها و شبه‌نظامیان سنی وارد کرده است. در این وضعیت، تیم آمریکایی تصمیمات ذیل را اتخاذ می‌کند: ایجاد مناطق امن برای گروه مخالفان سوری با پوشش هوایی آمریکا برای جلوگیری از پیشروی نظامیان ایران و سوریه، دادن فراوان تسلیحات سبک و سنگین به مخالفان، تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و افزایش حمایت نظامی از ترکیه و اردن.


خط خبر

مدال طلای «ویلیام برنز» برای دیپلمات‌های ایرانی!
«ویلیام برنز» معاون وزیر خارجه آمریکا با ستایش از تیم هسته‌ای کشورمان گفت: تیم ایرانی که با آنها روبه‌رو هستیم به شدت متبحر،‌ حرفه‌ای و سرسخت است و در موضوع منافع ملی ایران مصمم عمل می‌کند. این دیپلمات باتجربه آمریکایی گفت که مذاکره‌کنندگان دو کشور تلفنی و ایمیلی با هم در تماس بوده‌اند. برنز ادامه داد: حقیقت آن است که اگر ایران می‌خواهد نشان دهد نفعی در سلاح هسته‌ای ندارد، ما و رئیس‌جمهور روشن ساخته‌ایم که با برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز مشکلی نداریم، بنابراین توافق امکان‌پذیر است.

شرط سعودی‌ها برای تجهیز به سلاح هسته‌ای

«تركی الفیصل بن‌عبدالعزیز آل‌سعود» از اعضای خانواده سلطنتی آل‌سعود شایعه خرید سلاح اتمی از پاکستان توسط عربستان سعودی را «بی‌معنا» خواند و گفت کشورش برای به کارگیری چنین سلاح‌هایی به آموزش یک تا دو نسل از متخصصان نیاز دارد. او گفت: «ما در این زمینه هنوز دبستانی هستیم.» او در پاسخ به این پرسش که آیا می‌تواند شرایطی را تصور کند که در آن کشورش نیاز به سلاح اتمی داشته باشد، خاطرنشان کرد: چنانچه ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری‌های خلیج‌فارس نیز باید تلاش کنند به چنین سلاحی مجهز شوند. شرط‌گذاری حاکمان جاهل سعودی در حالی است که رژیم صهیونیستی بزرگ‌ترین تهدید برای کشورهای مسلمان دارای سلاح هسته‌ای است، اما از آنها کوچک‌ترین واکنشی صورت نمی‌گیرد.

دیوار امنیتی آمریکا برای مقابله با انتقال اف 35 به ایران

یک شهروند ایرانی به اتهام تلاش برای انتقال اطلاعات حساس درباره جنگنده آمریکایی به ایران، بازداشت شد. اتهام این فرد، ارسال اطلاعات درباره تجهیزات و قطعات مورد استفاده در هواپیماهای جنگی اف 35 و دیگر جنگنده‌های ارتش آمریکاست. دادستانی کل آمریکا گفت: خزاعی قصد داشت اسناد مربوط به قطعات جنگنده‌های آمریکایی از جمله موتور هواپیما را در قالب لوازم منزل از ایالت کالیفرنیای آمریکا به ایران بفرستد.

تعداد پایگاه‌های مذهبی و دینی در کشور

مدیر کل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی کشور گفت: در حال حاضر 80 هزار هیئت مذهبی در کشور وجود دارد که از این بین، 10 هزار هیئت به خواهران و 30 درصد نیز به روستاها اختصاص دارد. «رضا معممی‌مقدم» در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر ابراز داشت: از آنجایی که هیئت‌های مذهبی بسیار با اهمیت هستند برای مجوز فعالیت باید دارای مسئول هیئت، مداح، واعظ، مربی قرآن و مسئول فرهنگی باشند. در حال حاضر در کشور 82 هزار مداح، چهار هزار انجمن اسلامی و چهار هزار کانون فرهنگی، مردمی و تبلیغی وجود دارد که رویکرد اصلی در سال 93 تخصصی کردن کانون‌های فرهنگی بر اساس شاخص‌های مختلف است. مدیر کل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی کشور افزود: تلاش داریم کانون‌های فرهنگی را به سمت مبارزه با جنگ نرم، عرفان‌های نوظهور و تقویت حجاب و عفاف ببریم.

بدهکاران محترم!

بر اساس اسنادی که در کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی موجود است حدود 30 نفر که البته اسامی برخی از این افراد در رسانه‌ها مطرح شده، بیش از 80 درصد معوقات بانکی را در اختیار دارند. مصطفی افضلی‌فرد، سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی گفت: اگر 20 درصد از منابع و مصارفی که بانک‌ها در اختیار این افراد قرار داده‌اند، دریافت شود بخشی از مشکلات کشور مرتفع می‌شود. وی افزود: نرمش با این بدهکاران دانه‌درشت در حالی بوده است که افراد آسیب‌پذیر جامعه که تنها 50 میلیون ریال وام گرفته‌اند مدام از سوی بانک‌ها اخطار دریافت می‌کنند.

گردش مالی فوتبال در یک‌سال چقدر است؟

وزیر ورزش و جوانان اعلام کرد: گردش مالی پول در فدراسیون فوتبال در سال گذشته 1200 میلیارد تومان بوده است. وزیر ورزش در این‌باره گفت: «گردش مالی فدراسیون یک‌هزار و 200 میلیارد تومان بوده است که بخش عمده‌ای از این پول به جیب افراد خاص خاص و فوتبالیست‌ها می‌رود.» به این ترتیب مشخص شد که از هزار و دویست میلیارد تومان پول در گردش فدراسیون فوتبال بخش اعظم آن سهم فوتبالیست‌ها می‌شود، آن هم در حالی‌که باشگاه‌های ما زیرساخت‌های لازم مانند ورزشگاه اختصاصی و... را ندارند، اما سالیانه میلیاردها تومان دستمزد به بازیکنان پرداخت می‌شود. شاید بهتر باشد برای تقسیم عادلانه پول در فوتبال تصمیم‌گیری جدیدی شود. داوران اکنون کمترین پول را از فوتبال می‌گیرند، اما بیشترین فشار و هجمه را تحمل می‌کنند. همچنین بانوان فوتبالیست هم سهم اندکی از این پول دارند.

سر بریدن شهروند سوری به اتهام «ترک نماز»!

عناصر مسلح در سوریه، یک شهروند سوری را با ادعای اینکه نماز خود را ترک کرده سر بریدند. در فیلم منتشر شده از این جنایت، درحالی که یک شهروند سوری در خیابان زانو زده است، یکی از عناصر داعش اتهامات او را قرائت و او را به «ترک نماز، مستی و سرقت» متهم کرد. پس از آنکه اتهامات ادعایی علیه این شهروند سوری قرائت ‌شد، یکی دیگر از تروریست‌ها از پشت سر موهای این شهروند را کشیده و به وسیله دشنه‌ای بزرگ، گردن او را ‌می‌برد. این در حالی است که این گروه به عنوان جهاد نکاح به نوامیس مردم تجاوز کرده و بسیاری از مردم را به قتل رسانده‌اند.

توصیه عضو جامعه مدرسین به علی جنتی

یک عضو جامعه مدرسین با انتقاد از اجازه انتشار کتاب «حمیدرضا جلایی‌پور» از عناصر تندرو مشارکت که در دولت قبل اجازه انتشار به او داده نشده بود، گفت: مایه تأسف است که تحت نظر وزارت ارشاد چنین کتابی علیه نظام چاپ شود و وزیر ارشاد باید در این زمینه پاسخگو باشد. حجت‌الاسلام رجبی در ادامه با اشاره به موضع وزیر ارشاد درباره توقیف نشریه یالثارات که ادبیات آن را لمپنیزم خوانده بود، خاطرنشان کرد: اینکه گفته شود نشریه‌ای این‌چنینی در شأن نظام جمهوری اسلامی نیست، یعنی روزنامه‌هایی همچون بهار که علیه تشیع مطلب نوشته‌اند در شأن نظام هستند؟!

افزایش جلسات سیاسی تندروهای سیاسی

تکاپوی اصلاح‌طلبان برای چگونگی ورود به انتخابات مجلس دهم و تقلای آنها برای کسب کرسی‌های سبز رنگ بهارستان موضوعی است که جلسات آنها را در هفته‌های اخیر به شدت افزایش داده است. مصاحبه‌ها و گزارش‌های پی‌درپی اصلاح‌طلبان در دو بعد «به تصویر کشیدن اختلافات دولت و مجلس» و همچنین «مطرح کردن اسامی چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب برای ریاست مجلس دهم» نشان از آن دارد که اصلاح‌طلبان و جریان رسانه‌ای آنها بیش از هر چیز دیگر به دنبال کسب قدرت کرسی‌های سبز رنگ بهارستان هستند. تشکیل جلسات انتخاباتی با تشکل‌های استانی و شهرستانی‌های مقیم تهران برای شناسایی نیروهای اصلاح‌طلب نیز از جمله راهبردهای آنها برای انتخابات آینده است. ‍

شش میلیون یورو هزینه نظارت بر توافق ژنو‎

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درخصوص تبعات مالی افزایش فعالیت‌های آژانس به واسطه اجرای توافق ژنو اعلام کرده است که برای اجرای شش ماهه، حدود شش میلیون یورو نیاز است که نیم میلیون آن از طریق جابه‌جایی فعالیت ها امکان دارد. بر همین اساس 28 دی‌ماه تیمی از بازرسان آژانس به منظور نظارت و راستی‌آزمایی اجرای اقدامات هسته‌ای از سوی ایران وارد کشور شده و در روز 29 دی‌ماه در مراکز هسته‌ای تعیین شده از جمله پایگاه‌های غنی‌سازی نطنز و فردو و نیز رآکتور تحقیقاتی اراک قرار می‌گیرند تا در روز 30 دی ماه اجرای تعهدات را به آژانس اعلام کنند.

10 میلیون پرونده قضایی در یک سال!

متأسفانه در سال 91 حدود 10 میلیون پرونده وارد قوه قضائیه شد که این عدد نشانگر ضعف است، متأسفانه ما از این مسئله غفلت کرده‌ایم. این سخن را وزیر دادگستری گفت و در ادامه افزود: اگر دولت یازدهم بتواند فساد اداری را کنترل کند به عنوان یک دولت تاریخی از آن یاد خواهد شد. زندان‌ها پر از مجرمان مربوط به جرایم موادمخدر است و این مسئله حجم اعدام‌ها را افزایش داده است، اما باید توجه داشت که حجم معتادان در جامعه ما نیز زیاد است.

شنود میلیون‌ها پیامک در جهان توسط آمریکا

تازه‌ترین اسناد فاش شده نشان می‌دهد که آزانس امنیت ملی آمریکا روزانه صدها میلیون پیامک تلفن همراه در سراسر جهان را گردآوری و کنترل می‌کند. نتایج تازه‌ترین تحقیق روزنامه گاردین و شبکه خبری 4 انگلیس که با استفاده از مدارک ارائه شده از سوی «ادوارد اسنودن» کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی تکمیل شده است، نشان می‌دهد که آژانس یاد شده از برخی پیامک‌ها برای دستیابی به اطلاعاتی همچون شناسایی موقعیت افراد، شماره تلفن‌های مخاطبان آنان و حتی اطلاعات مالی استفاده می‌کند.


یادداشت
محمود یاری

دسته‌گلی که شیطان را رسواتر کرد
یکی از نماگاه‌های روشن و بی‌نقاب حق و باطل آنجاست که از حق عملی سرزند و فریاد باطل به آسمان بلند شود. این بار این نماگاه منطقه ضاحیه در بیروت بود؛ زمانی که دکتر محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران در سفر به لبنان ورودش را به حضور بر مزار شهدای لبنان به ویژه عماد مغنیه آراست و با نثار دسته‌گل به دسته‌گلانی که با شهادت‌شان خون‌شان را در رگ‌های مقاومت جاری کردند تا پرچم حق و مبارزه برافراشته بماند و صهیونیسم و استکبار همچنان در وحشت به سر برند، یک‌بار دیگر پیام حمایت مردم ایران از حزب‌الله و مقاومت را به گوش جهانیان رساند. طبیعی بود که شیطان بزرگ در برابر چنین سیلی محکمی که بر چهره پلید و کریه رژیم صهیونیستی فرود آمد، نمی‌توانست و نمی‌بایست ساکت بنشیند از این رو، «کیتلین هیدن» سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید در بیانیه‌ای این اقدام تحسین‌برانگیز ظریف را محکوم و ادعا کرد: «مغنیه عامل برخی اقدامات تروریستی وحشتناک بود که به کشته شدن صدها بیگانه از جمله شماری از اتباع آمریکایی‌ منجر شد. خشونت‌های انسانی که مغنیه مرتکب شد و حزب‌الله لبنان با حمایت مالی و مادی، در حال ادامه آن است، پیامدهای بسیار بی‌ثبات‌کننده و مرگباری برای لبنان و تمام منطقه دارد.» اگر تعهد شیطان بزرگ به رژیم صهیونیستی نبود، هیچ‌گاه چنین بیانیه‌ سراسر دروغ و چندش‌آوری را منتشر نمی‌کرد؛ زیرا می‌دانست و می‌داند با صدور این اطلاعیه چهره‌اش نزد افکار جهانی منفورتر می‌شود. کیست که نداند عماد مغنیه قهرمان جنگ ۳۳ روزه و بلکه از مجاهدان گمنام مقاومت در مبارزه طولانی با رژیم صهیونیستی، سال‌های سال قهرمانانه در برابر رژیم خونخواری ایستاد و مبارزه کرد که با زیرپا گذاشتن تمام ارزش‌ها و ضوابط انسانی با کمک شیطان بزرگ دست به جنایت‌هایی زد که بشریت را شرمنده کرده است. کسانی که پس از شهادت عماد مغنیه او را شناختند و فهمیدند که زندگی‌اش را وقف مبارزه با یکی از جنایت‌پیشه‌ترین دشمنان بشریت یعنی رژیم صهیونیستی و دفاع از کشور و ملتش کرده است، او را تحسین کردند و در ردیف بزرگ‌ترین مردان تاریخ معاصر قرار دادند. اگر آقای ظریف صدبار دیگر هم به لبنان برود باید همین کار را بکند و اگر ترس از جنجال‌آفرینی رسانه‌های صهیونیستی و آمریکایی نباشد هر مسئولی از هر جای دنیا به لبنان برود او نیز همین کار را خواهد کرد؛ چرا که عماد مغنیه در راه ارزش‌های انسانی به شهادت رسید؛ ارزش‌هایی که استکبار و صهیونیسم کمر به نابودی آن بسته‌اند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

از «بمب انتخاباتی» تا «حیرت‌سازی» رسانه‌ای
حسین عبداللهی فر

مروری بر روزنامه‌های هفته گذشته نشان می‌دهد اوضاع رسانه‌ای به شکلی زودهنگام انتخاباتی شده و فضاسازی علیه جریان اصولگرا مد روز گردیده است. ورود به انتخابات بعدی در حالی صورت می‌گیرد که هنوز سنگینی مسائل مربوط به انتخابات گذشته از بین نرفته است.
در همین راستا، روزنامه «خبر» در نخستین روز هفته، زیر کاریکاتوری از محمدرضا عارف، وی را «همچنان دلخور از انتخابات خرداد» معرفی کرد و نوشت: «او که در رقابت‌های ریاست جمهوری از سوی اصلاح‌طلبان حمایت نشد و با گوشه و کنایه برخی از آنها چهره‌ای غیرمطلوب خوانده شد، گفته است هنوز دلایل اصلی کناره‌گیری‌اش از تداوم حضور در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری را به طور کامل بازگو نکرده است؛ اما لابه‌لای صحبت‌هایش یکی از دلایلش را بیان کرده است؛ جلوگیری از شکست اخلاق در جامعه و تکرار نشدن تجربه‌های انتخابات 84 و 88.»
این روزنامه رفتار عارف در قبال بسته شدن روزنامه بهار و خروج وی از بنیاد باران و همچنین تشکیل بنیاد امید ایرانیان را دلیلی بر عزم وی برای ورود به مجلس آینده توصیف کرد و افزود: «خداحافظی از مجموعه تحت مدیریت خاتمی و تشکیل یک بنیاد جدید همه برای جبران مافات و نشان دادن این بود که در فضای سیاسی پشت سر خاتمی تعریف نمی‌شود، برای مجلس آینده هم گفته است که باید تلاش کرد مجلس مقتدر، علمی، پرسشگر و جسور تشکیل داد که «هم یاور دولت باشد و هم رفتار مدرس‌گونه در آن حاکم باشد.» این تلاش‌ها و اظهار نظر‌ها اما ظاهراًً برای عارف کافی نیست چون روزنامه کیهان معتقد است در انتخابات مجلس هم ناطق نوری مهره‌ای برای مهار عارف است.»
«خبر» یک روز بعد موضوع انتخابات مجلس آینده را به تیتر اول خود کشاند و در پاسخ این پرسش که آیا اصولگرایان قربانی بازی جدید می‌شوند؟ نوشت: «واکنش‌های حامیان دولت به اقدام‌های مجلس نهم و سه کارت زرد به وزرای روحانی در شش ماه اول آغاز به کار دولت، یک نتیجه مشخص دارد؛ ایجاد انگیزه در حامیان اصلاح‌طلب دولت روحانی برای تغییر ترکیب مجلس آینده. این انگیزه در کنار حرف‌های رسمی و غیررسمی جبهه اصولگرایان درباره وحدت برای انتخابات آینده نشانگر آن است که اصولگرایان هنوز متوجه بمبی که در کنار آنها قرار دارد و ممکن است با عملکردشان هر لحظه عمل کند، نیستند.»
«جوان» هم در همین روز از پروژه انتخاباتی دیگری علیه اصولگرایان خبرداد و نوشت: «در جلسه اخیر اصلاح‌طلبان از کلید خوردن پروژه‌ای به نام «حیرت» خبر داده شده است که بر مبنای اسناد و مدارک فراوانی به هر طریق که شده علیه اصولگرایان تهیه و تدارک و در رسانه‌های داخلی و خارجی و شبکه‌های اجتماعی منتشر خواهد شد.»
«آفتاب یزد» یک روز بعد، تصویر و تیتر اول خود را در همین راستا تنظیم کرد و روی عکس بزرگی از هاشمی نوشت: «اصولگرایان بهانه نگیرند.»
در سر صفحه این روزنامه هم از قول جلایی‌پور آمده است: «اصولگرایان اسیر تندروها شده‌اند.» «اعتماد» هم از قول هاشمی تیتر زد: «اصولگرایان باید اعتماد کنند و بی‌خودی بهانه نگیرند.»
در همین راستا روزنامه «قانون» نیز در شماره (25/10) با عبدالرضا داوری به گفت‌وگو نشست و در ادامه تیتر «پای اصولگرایان هیچ وقت به پاستور باز نمی‌شود»، نوشت: «احمدی‌نژاد اسفند 91 در جلسه‌ای گفت اگر ما در عرصه نباشیم پیروز انتخابات جریان آقای هاشمی است و اصولگرایان فکر می‌کنند که رئیس‌جمهور می‌شوند، چراکه پای این افراد هیچ وقت به پاستور نمی‌رسد.»
«آفتاب یزد» هم در این روز «اعتدالگرایان را فاتح انتخابات مجلس دهم» خواند و در سرمقاله‌اش با اشاره به سخنان باهنر نوشت: «رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری ضمن هشدار به اصولگرایان از آب شدن یخ اصلاح‌طلبان سخن گفت. وی در بخشی از اظهاراتش از حربه نخ‌نمای فتنه و حضور مجدد فتنه‌گران به صحنه سیاسی کشور خبر داده است. این سخنان دلهره عجیبی در اردوگاه اصولگرایان ایجاد کرد. زمزمه خداحافظی اصولگرایان از پارلمان آینده از اهم مطالبی بود که در رأس تحلیل رسانه‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب طی 24 ساعت گذشته بیش از هر مطلبی جلب توجه می‌کرد.»
همین فضاسازی علیه اصولگرایان سبب شد تا کیهان (24/1) «استارت زود هنگام دولتی‌ها برای انتخابات دو سال دیگر» را تیتر کرد و نوشت: «هنوز چند هفته‌ای از سخنان یونسی مشاور رئیس‌جمهور در باب ورود به صحنه انتخابات مجلس نگذشته که ترکان مشاور ارشد رئیس‌جمهور نیز رسماً وارد صحنه شد و به طرح‌ریزی انتخاباتی برای مجلس آینده پرداخت.»
«رسالت» هم یک روز بعد از «تلاش اصلاح‌طلبان و کارگزاران برای تصاحب خبرگان و مجلس دهم» خبر داد و از قول زاکانی نوشت: «در این فرصت دو ساله تا انتخابات باید شب و روز کار کنیم، چراکه کارگزاران و اصلاح‌طلبان به شدت برای انتخابات مجلس و خبرگان رهبری در تلاش هستند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آنچه غرب نمي‌خواهد
هر چند که توافقنامه ژنو در اوايل آذرماه ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 به امضا رسيد، اما در اجرايي شدن اين توافقنامه همچنان ابهامات بسياري وجود دارد، به ويژه اينکه غرب تلاش دارد تا تفسيري خالصانه از اين توافقنامه ارائه دهد که دربرگيرنده مطالبات زياده‌خواهانه آنها باشد. در کنار آنچه در باب توافقنامه ژنو و مذاکرات کارشناسي ميان ايران و گروه 1+5 مطرح مي‌باشد نوع نگاه غرب به فعاليت هسته‌اي ايران است. در واژگان محافل رسانه‌اي و سياسي غرب اين امر مطرح است که آنها با تأسيسات هسته‌اي مخالفتي ايران ندارند و براساس توافق ژنو ساختار تأسيسات تغييري نخواهد کرد و صرفاً برخي از فعاليت‌هاي هسته‌اي درون آنها نظير نصب نسل جديد سانتريفيوژ‌ها و نيز ادامه غني‌سازي 20 درصد متوقف خواهد شد. آنها چنان ادعا دارند که ساختار کلي فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران ثابت است و غرب آن را به رسميت مي‌شناسد هر چند که اين نوع مواضع در مقايسه با رفتار سال‌هاي پیش غرب که تاکيد مي‌کرد حتي پذيرنده يک سانتريفيوژ براي ايران نیست، امر مثبتي تلقي مي‌شود اما در وراي اين اظهارات، يک نکته مهم نهفته است و آن اينکه حقوق هسته‌اي ملت ايران در قالب تأسيسات و ساختمان‌هاي هسته‌اي نيست، بلکه بهره‌گيري از دانش هسته‌اي در تمام عرصه‌ها از علمي و حتي تحقيقاتي گرفته تا امور کشاورزي و صنعتي، از توليد برق هسته‌اي گرفته تا دانش‌هاي روز جهان و آنچه که در قالب مصارف صلح‌آميز از دانش هسته‌اي مطرح مي‌باشد، از حقوق مسلم هسته‌اي ملت ايران است. آنچه در گفتارهاي غرب مشاهده مي‌شود آن است که آنها استفاده ايران از انرژي هسته‌اي را حق ايران عنوان مي‌کنند که در نهايت به داشتن نيروگاه بوشهر و چند نيروگاه مشابه براي توليد برق خلاصه مي‌شود. داشتن ساختمان‌هايي نظير رآکتور پزشکي تهران در قالبي که صرفاً کارهاي پزشکي آن هم با سوخت غير بومي هسته‌اي صورت گيرد مصداق و هدف مواضع غرب مبني بر حق ايران در استفاده از انرژي هسته‌اي است. در تعريف غرب نه تنها داشتن تأسيساتي مانند بوشهر امري منفي عنوان نمي‌شود، بلکه از آن با عنوان حقوق ايران ياد مي‌کنند، چرا که از يک سو تلاش دارند تا ملت ايران را از ساير کارکردها و دستاوردهاي هسته‌اي دور و چنان وانمود سازند که حقوق هسته‌اي يعني صرفاً نيروگاه برق و نه بيشتر و از سوي ديگر با وجود تأسيساتي مانند بوشهر در حالي که در تأمين سوخت آنها خودکفايي وجود ندارد، غرب تلاش دارد تا در آينده از آن به عنوان ابزار فشار عليه ايران بهره گيرد. سناريوي غرب چنان طراحي شده که ايران در آينده براي تأمين سوخت هسته‌اي نيروگاه‌هاي خود نيازمند کشورهاي ديگر باشد که عملاً براي استقلال و منافع ملي ايران در عرصه جهاني تهديد است در غير رويکرد به اين مقوله نيز تأسيسات هسته‌اي ايران تعطيل خواهند شد که براي غرب موقعيتي مهم در تسليم‌سازي ايران در برابر زياده‌خواهي‌هاي خود تلقي مي‌شود. با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت آنچه در روند مذاکرات هسته‌اي و حتي مطالبه مردمي از گروه 1+5 بايد مورد تأکيد قرار گيرد، حق ايران در برخورداري از دانش هسته‌اي است، آنچنان که غرب ادعا می‌کند صرفاً برخورداري از انرژي هسته‌اي حق ايران عنوان شود. انرژي هسته‌اي در تعريف غرب صرفاً در قالب نيروگاه‌ها براي تأمين برق مي‌باشد. حال آنکه دانش هسته‌اي يعني برخورداري از تمام عرصه‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي. اهميت برخورداري از دانش هسته‌اي چنان است که کشورهاي بزرگ جهان ميلياردها دلار براي دستيابي به آن هزينه مي‌کنند، حال آنکه تلاش دارند تا حقوق ايران صرفاً در قالب انرژي هسته‌اي محدود شود و ملت بزرگ ايران را از داشتن دانش هسته‌اي در جهت پيشرفت و توسعه کشورشان و ارتقاي جايگاه جهاني‌شان محروم سازند.  


پرونده

نشست فوق‌العاده شورای حکام آژانس انرژی اتمی درباره پرونده هسته‌ای ایران
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعلام کرد: شورای حکام این سازمان در تاریخ 24 ژانویه (3 بهمن) نشستی فوق‌العاده را درخصوص اجرای توافق ژنو تشکیل خواهد داد. گروه 1+5 و تهران در تاریخ 24 نوامبر گذشته توافقی را درخصوص برنامه هسته‌ای ایران به امضا رساندند.
سازمان همکاری هسته‌ای حوزه خلیج‌فارس

علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، پیشنهاد داد سازمان همکاری‌های هسته‌ای کشورهای حوزه خلیج‌فارس تشکیل شود. معاون رئیس‌جمهوری در گفت‌وگوی اختصاصی با ایرنا این پیشنهاد را در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه از آنجا که ایران نگرانی غرب را با اجرای توافقنامه ژنو برطرف کرده است، با توجه به این فضای جدید، چه پیشنهادی برای رفع نگرانی کشورهای حوزه خلیج‌فارس دارد، ارائه کرد.
دگرگونی معادلات غرب پس از توافق هسته‌ای «ژنو»

پايگاه اينترنتي لوبلاگ در تحليلي به قلم «جاسمين سامزي» نوشت: از سال‌ها قبل تاکنون پيش‌بيني‌هايي که درباره برنامه هسته‌اي ايران مي‌شد جنبه هشدار يا تدافعي داشت؛ عباراتي مثل اينکه هر لحظه ممکن است ايران به هر قيمت و هر بهانه براي ادامه برنامه هسته‌اي خود به بمب هسته‌اي دست يابد و علت اين فرضيه هم فقط يک عبارت تکراري بود؛ «ايران و آمريکا به توافق نخواهند رسيد.» اما وقتي ايران و گروه ۵+۱ بيست‌وچهارم نوامبر «اولين مرحله» توافقنامه ژنو را امضا کردند، همه چيز به يکباره تغيير کرد. گرچه کشمکش‌هاي عادي مربوط به اجراي اين توافقنامه شور و شعف حاصله از اين توافقنامه تاريخي و مهم را تحت‌الشعاع قرار داد، اما شايد بتوان حداقل بخشي از علت دستيابي به اين توافق را در تحولاتي که اخيراً به وقوع پيوسته است، جست‌وجو کرد.
استقبال دبيرکل سازمان ملل از اجرايي شدن توافقنامه ژنو

«مارتين نسيرکي» سخنگوي دبيرکل سازمان ملل در کنفرانس خبري و در پاسخ به پرسشی درخصوص واکنش دبيرکل سازمان ملل به توافق ايران و گروه 1+5 براي اجرايي شدن توافقنامه هسته‌اي اظهار داشت: به‌طور يقين مقامات سازمان ملل به ويژه بان‌کي‌مون ضمن استقبال از وارد شدن توافقنامه اوليه به مرحله اجرايي، در انتظار دستاوردهاي مثبت ديگري در اين زمينه هستند. وي با تأکيد بر اينکه سازمان ملل اين دستاورد را بسيار با اهميت مي‌داند، گفت: بان‌کي‌مون مشتاقانه در انتظار نتايج بيشتر از مذاکرات آتي است که بر اساس گزارش‌ها قرار است بيستم ژانويه از سر گرفته شود.
واکنش آمریکا به سخنان روحانی پیرامون مذاکرات هسته‌ای

سخنگوی کاخ سفید به سخنان دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در جمع مردم استان خوزستان پیرامون پرونده هسته‌ای واکنش نشان داد و مدعی شد: سخنان رئیس‌جمهور ایران در روند مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب بی‌تأثیر است. کاخ سفید در بیانیه خود مدعی شده که مقامات ایرانی برای مصرف داخلی توافقنامه را به شکل خاصی توصیف می‌کنند و این توافق سند بسیار مستحکمی است که ایران را ملزم می‌کند که قدم‌های بعدی را به صورت شفاف و قابل نظارت بردارد. در همین حال کاخ سفید به مسئله قرارداد نفتی میان ایران و روسیه اشاره کرد و مدعی شد: این قرارداد میان دو کشور سبب نگرانی واشنگتن خواهد شد.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

نگاهي به سفر دوره‌اي وزير امور خارجه
جبهه مقاومت دست برتر ايران در معادلات جهاني

دكتر محمدجواد ظريف، هفته گذشته سفري دوره‌اي به منطقه داشت كه محور آن را سفر به لبنان، عراق، اردن، سوريه و روسيه تشكيل مي‌داد. در كنار اهداف و ضرورت‌هاي تعريف شده براي سفر به هر كدام از اين كشورها يك اصل در قبال آن مشهود است و آن، سفر به منطقه حضور جبهه مقاومت و ديدار با سران گروه‌ها و جريان‌هاي مختلف در عرصه مقاومت است كه رايزني‌هاي صورت گرفته در لبنان با مقامات حزب‌الله و جريان‌هاي لبناني و فلسطيني‌ حاضر در جبهه مقاومت در كنار سفر به سوريه و عراق را مي‌توان در اين جرگه ارزيابي كرد. عملكردي كه با حمايت گسترده مردم ايران و البته خشم آمريكايي‌ها همراه بود، چنانكه حضور ظريف بر مزار شهيد عماد مغنيه از سرداران بزرگ حزب‌الله با انتقاد شديد آمريكا همراه شد و حتي در محكوميت آن بيانيه صادر كردند! این اقدام آمریکایی‌ها نشانگر استمرار زياده‌خواهي‌ها و مداخلات آنان و البته هراس آنها از حضور فعال ايران در جبهه مقاومت است.
اهميت سفر ظريف
در باب اهميت و ضرورت‌هاي سفر ظريف چند محور قابل توجه است.
الف) مطالبه مردمي؛ هرچند كه تعامل با جهان از اصول هميشگي ملت ايران بوده و هست، اما يك خواست مهم را در مطالبات مردمي از دستگاه ديپلماسي مي‌توان مشاهده كرد و آن، تأكيد بر حضور در جبهه مقاومت است، چنانكه سفر كنوني ظريف با استقبال محافل رسانه‌اي و مردمي مواجه شد. ملت ايران جبهه مقاومت را مولفه‌اي براي ثبات داخلي و اقتدار جهاني خود و به‌ويژه راهبردي کلان براي مقابله با توطئه‌هاي دشمنان مي‌داند و بر لزوم ادامه اين راه تأكيد دارد. از این‌رو مي‌توان گفت يكي از عوامل مهم در سفر ظريف را اجراي مطالبات مردمي در همگرايي بيشتر با مقاومت تشكيل مي‌داد.
ب) اوضاع منطقه‌اي؛ منطقه اين روزها دوراني حساس را سپري مي‌كند. از يك‌سو دشمنان با استفاده از حربه تكفيري‌ها و گروه‌هاي تروريستي به دنبال ايجاد فضاي بحراني در منطقه هستند كه نمود آن را در ناآرامي‌هاي عراق، سوريه و لبنان مي‌توان مشاهده كرد. با توجه به اينكه اراده‌اي در ميان كشورهاي مرتجع عربي و غربي براي مقابله با اين عوامل وجود ندارد و حتي خود، حامي آن هستند، از این‌رو اين مسئولیت بر دوش جبهه مقاومت است كه براي ثبات در منطقه و مقابله با توطئه دشمنان گام بردارد.
سفر دوره‌اي ظريف را مي‌توان اقدامي موثر در جهت هماهنگي ميان اركان مقاومت شامل ايران، عراق و سوريه در عرصه مبارزه با تروريسم دانست. بسياري بر اين عقيده‌اند كه سفر ظريف به اردن نيز نوعي هشدار مقاومت به اين كشور مبني بر پيامدهاي حمايت از گروه‌هاي تروريستي و عربستان در بحران‌هاي منطقه بوده است.
از سوي ديگر مسئله سوريه اكنون تحولي مهم در منطقه است به‌ويژه اينكه احتمال برگزاري ژنو2 درباره سوريه در روزهاي آينده قوت گرفته است. با توجه به اينكه غرب به دنبال تحميل شرايط خود به اين نشست و حتي استفاده از آن براي بحران‌سازي در منطقه است، هماهنگي بيشتر ميان اركان مقاومت و نيز حاميان سوريه، امري مهم است. هر چند كه غرب با فرافكني سعي دارد تا با اهميت‌زدايي از نقش ايران در حل مسئله سوريه و ارائه شروط زياده‌خواهانه، مانع از نقش‌آفريني فعال ايران در ژنو2 گردد، حضور فعال در معادلات منطقه‌اي پيش از ژنو2 امري ضروري است كه سفر دوره‌اي ظريف را مي‌توان اقدامي در اين جهت دانست. رفتاري كه از يك طرف، نشانگر ظرفيت‌هاي عظيم منطقه‌اي ايران در قبال جبهه مقاومت است و از طرف ديگر هماهنگي‌هاي لازم ميان حاميان سوريه براي مقابله با طرح‌هاي احتمالي غرب را اجرايي مي‌سازد.
ج) ضرورت‌هاي جهاني؛ نكته مهم در رفتار غرب آن است كه آنها با ادعاي رويكرد تعاملي با ايران و نيز توافقات هسته‌اي تلاش كرده‌اند تا چنان وانمود سازند كه توانسته‌اند ايران را از مقاومت دور سازند و به سمت سازش سوق دهند. در هفته‌هاي اخير نيز غرب با همين ديدگاه و اين تصور كه ايران براي تأمين مسائل اقتصادي خود، غربگرايي را در پيش گرفته، فشارهاي جديدي را بر ايران وارد ساخته است هر چند در ظاهر از تعامل مي‌گويد. سفر دوره‌اي ظريف به اركان جبهه مقاومت شامل عراق، سوريه و لبنان را مي‌توان اقدامي موثر در واكنش به تهديدات اخير غرب دانست كه مي‌تواند به تقويت موضع ايران در مذاكرات هسته‌اي منجر شود. حلقه تكميلي اين سياست را هر چند با تأخیر مي‌توان سفر «تخت‌روانچي» معاون وزير امور خارجه به آمريكاي لاتين دانست كه بخش ديگري از جبهه مقاومت را تشكيل مي‌دهند.
به هر تقدير مي‌توان گفت كه سفر ظريف به اركان جبهه مقاومت (سوريه، لبنان و عراق) و تكميل آن با سفر به روسيه مي‌تواند گامي مثبت در تحقق مطالبات مردمي از دستگاه ديپلماسي و تقويت‌كننده موقعيت منطقه‌اي و جهاني ايران باشد كه نتيجه نهايي آن را در تقويت مواضع ايران در مذاكرات هسته‌اي و چانه‌زني با غرب مي‌توان مشاهده كرد. اقدامي كه سفر ظريف به آمريكاي لاتين به عنوان حياط خلوت سابق آمريكا مي‌تواند تكميل‌كننده آن باشد.


اقتصادى
سعید مهدوی

مطالبات معوق سیستم بانکی یا افراد خاص
استفاده از تسهیلات بانکی حق مسلم متقاضیان واجد شرایط و فعالان اقتصادی است. با بلوکه شدن بخش قابل توجهی از این تسهیلات در اختیار افراد خاص که از بازپرداخت اصل آن نیز سر باز می‌زنند! مشکلات فراوانی برای اقتصاد کشور و سیستم بانکی به وجود آمده است. مطالبات معوق بانکی یکی از معضلات رسمی و شفاف اقتصاد کشور است که تمام جزئیات و ابعاد آن در دسترس است. با این وجود، سیستم بانکی و نظارتی کشور تاکنون نتوانسته اقدامات سازنده‌ای را برای رفع این مشکل اقتصادی انجام دهد و هرگاه طرح وصول این مطالبات پیش می‌آید، بانک‌ها و موسسات عموماًً با خرده بدهکاران و مردم عادی برخورد می‌کنند.
در حالی که به گفته مصطفی افضلی‌فرد، سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، حدود ۳۰ نفر بیش از ۸۰ درصد معوقات بانکی را در اختیار دارند که باید تعیین تکلیف شوند. در حال حاضر از حدود 78 هزار میلیارد تومان مطالبات معوق نظام بانکی، براساس جدیدترین آمارها در پایان آبان‌ماه امسال حدود یک سوم آن یعنی رقمی حدود 22 هزار میلیارد تومان متعلق به 17 بانک خصوصی و مابقی آن در حد 56 هزار میلیارد تومان متعلق به سایر بانک‌ها و موسسات اعتباری مجاز است. در سال 91 میزان مطالبات معوق به تسهیلات 17 درصد و در سال 90 حدود 16 درصد گزارش شده است؛ ولی این نسبت تا حدودی تغییر یافته است و روند افزایشی آن کاهش پیا کرده و به 15 درصد در سال جاری رسیده است. مطالبات معوق نظام بانکی ایران تقریباً چهار برابر مطالبات معوق بر اساس استانداردهای بین‌المللی است. نسبت مطالبات معوق در ایران در حال حاضر به ۳/۱۵ درصد رسیده است، این در حالی است که بر اساس استانداردها و عرف بین‌المللی و شاخص‌های عملکرد این رقم باید بین سه تا چهار درصد تسهیلات اعطایی باشد. براساس استانداردهای جهانی معوقات بیش از پنج درصد تسهیلات بانکی خطر محسوب می‌شود.
پیگیری مطالبات معوق بانکی تاکنون یکی از وظایف ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده که اخیراًً این وظیفه به بانک مرکزی محول شده است. بر این اساس مقرر شد که کارگروهی در این بانک برای پیگیری و وصول مطالبات معوق به صورت تخصصی تشکیل شود. ولی‌الله سیف، رئیس بانک مرکزی نیز برای دست یافتن به این مهم راهکارهای جدیدی را پیشنهاد کرده است و راه‌حل برون‌رفت از شرايط فعلي را نه برخورد قضايي با بدهكاران، بلكه تسهيل روش‌هاي بازپرداخت مطالبات غيرجاري مي‌داند.
نکته حائز اهمیت درخصوص وصول مطالبات، بدهی بنگاه‌های تولیدی است که از تسهیلات بانکی استفاده کرده‌اند و شائبه صدمه رسیدن به این بنگاه‌ها در سایه طرح وصول مطالبات پیش می‌آید، در حالی که بر اساس آمار کمیسیون سرمایه‌گذاری اتاق تعاون ایران، تنها ۵/۱۴ درصد از معوقات به این بخش مرتبط می‌شود، لذا می‌توان با سازوکار مشخص ضمن پیگیری و وصول مطالبات از این بخش نیز حمایت کرد.
باتوجه به مطالب بالا، واضح و مبرهن است که وصول مطالبات یکی از نیازهای حیاتی سیستم بانکی و بخشی از اقتصاد کشور است. در اين راه بهتر است دریافت مطالبات با سازوکاری مشخص و منطقي ابتدا از بدهکاران عمده (همان تعداد محدود) که حجم اعظم این معوقات را به خود اختصاص داده‌اند شروع شود و سپس به معوقات خرده تسهيلات‌گيران رسیدگی شود.


نداى قدس

حقوق دوسوم صهیونیست‌ها 30 درصد کمترین دستمزدها
به گزارش روزنامه صهیونیستی هاآرتص نتایج تحقیقات مرکز اطلاع‌رسانی و تحقیقات پارلمان رژیم صهیونیستی حکایت از افزایش نابرابری حقوق در رژیم صهیونیستی دارد. این تحقیقات نشان می‌دهد نقض حقوق کارگران و دریافتی کمتر از حداقل حقوق در اسرائیل بیش از هر کشور غربی رایج است و رژیم صهیونیستی بالاترین نرخ فقر در کشورهای عضو توسعه اقتصادی جهان را دارد. براساس این تحقیقات میانگین حقوق در این رژیم حدود 30 درصد بالاتر از متوسط حقوق پرداختی درسال 2012 بود که نشان‌دهنده میزان بالای نابرابری حقوق است.
آخرین آمار جمعیت غزه تا پایان سال 2013

پایگاه خبری فلسطین آُنلاین به نقل از «عاهد حماده» سرپرست وزارت کشورفلسطین اعلام کرد: بر اساس آخرین آمار وزارت کشور و اداره ثبت احوال غزه جمعیت پنج استان این منطقه تا تاریخ 31 دسامبر سال 2013 به بیش از یک میلیون و 853 هزار نفر رسیده است که ۶۷/۵۰ درصد آن را مردان و ۳۳/۴۹ درصد را زنان تشکیل می‌دهند. اداره ثبت احوال غزه هم در آماری اعلام کرد: درسال گذشته میلادی بیش از 55 هزار نوزاد در باریکه غزه به‌دنیا آمدند که 51 درصد از نوزادان پسر و 49 دختر آنها دختر بودند.
در جنگ آتی رژیم صهیونیستی آماج هزاران موشک قرار خواهد گرفت

«گیلاد اردان» وزیر ارتباطات و جبهه داخلی رژیم صهیونیستی در خصوص بروز جنگی دیگر در اراضی اشغالی هشدار داد و تأکید کرد که در صورت بروز هرگونه جنگی شاهد اصابت روزانه هزاران موشک به اسرائیل [اراضی اشغالی] خواهیم بود. وی از مقامات رژیم صهیونیستی خواست تا از هم ‌اکنون به چاره‌اندیشی بپردازند، زیرا امکانات و زیرساخت‌های فعلی جوابگوی نیاز این رژیم در جنگ آینده نخواهد بود. اردان توضیح داد که هم اکنون هزاران پناهگاه در اختیار داریم که کلیه آنها تنها می‌توانند از پنج درصد از جمعیت این رژیم حفاظت کنند، از سوی دیگر هر شخص تنها سه تا چهار ساعت می‌تواند در این پناهگاه‌ها باقی بماند که این رقم بسیار ناچیز است.
حفاری‌های رژیم صهیونیستی در سال 2013

موسسه وقف و میراث «الاقصی» فاش کرد: سازمان به اصطلاح آثار باستانی رژیم صهیونیستی در سال 2013 میلادی دست به 104 مورد حفاری در شهر قدس و اطراف مسجد مبارک الاقصی زد. این موسسه تأکید کرد بخش اعظم این حفاری‌ها به منظور یافتن آثار عبری کذایی و یهودی‌سازی آنها و محو آثار عربی و اسلامی صورت گرفت.
حذف جنایات‌ شارون

وزارت به اصطلاح معارف رژیم صهیونیستی پس از مرگ آریل شارون، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی، پرونده کشتارهای «قبیه» و «صبرا و شتیلا» را بسته اعلام کرد و تحقیق و بازجویی از فرزندان وی به اتهام فساد را متوقف کرد. وزارت به اصطلاح معارف رژیم صهیونیستی گزیده‌ای از زندگی شارون جنایتکار را منتشر کرده و طی آن به مسائلی همچون تأسیس یگان «101» و رهبری آن توسط شارون اشاره کرده اما از ذکر جنایات‌ وحشیانه این یگان در روستای فلسطینی قبیه در سال 1953 و کشتار صدها فلسطینی بی‌گناه خودداری کرده است. همچنین در این گزارش کشتارهای صبرا و شتیلا که شارون شخصاً در آن دست داشت، ذکر نشده و به همین دلیل حادثه‌ای تاریخی همچون جنگ لبنان که شارون رهبری آن را در جریان تصدی پست وزارت امنیت رژیم صهیونیستی در سال 1982 بر عهده داشت، حذف کرده است.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

تداوم روزهاي تلخ اروپا در 2014
قاسم غفوری

اتحاديه اروپايي كه زماني ادعا داشت در عرصه اقتصاد جهاني برتر است، در سال‌هاي اخير نه‌تنها به اين رويا دست نيافته، بلكه هر روز با چالش‌هاي بيشتري مواجه شده است. سال 2014 در حالي آغاز شده كه از نكات بارز و قابل توجه در آن، ادامه يافتن بحران اقتصادي اروپا و نبود چشم‌اندازي روشن براي سال جديد ميلادي است. در همين چارچوب، رئیس بانک مرکزی اروپا در تازه‌ترین اظهارات خود اذعان کرده است که بحران یورو در اروپا همچنان ادامه دارد و نمی‌توان از بهبود اوضاع اقتصادی در این مجموعه سخن به میان آورد. اظهارات «ماریو دراگی» در حالی صورت می‌گیرد که برخی مقامات اروپایی سعی دارند اوضاع جاری در منطقه یورو را رو به بهبود جلوه دهند. ماریو دراگی در این باره می‌گوید: «من برای اذعان اینکه بحران به پایان رسیده است، بسیار محتاط هستم. بیکاری همه کشورهای عضو حوزه یورو را فرا گرفته است و تنها خبر مثبت در این باره این است که میزان بیکاری ثابت مانده است. بهبود رخ داده در اوضاع اقتصادی ضعیف و شکننده بوده و این به این معنی است که هنوز خطرهای متعددی از جمله خطرهای اقتصادی، مالی، ژئوپلیتیکی و سیاسی وجود دارد که می‌تواند روند بهبود را به‌راحتی تحت‌الشعاع قرار دهد.»
هم اکنون بحران اقتصادی سرتاسر اروپا را تحت‌تأثیر خود قرار داده و به صورت همزمان و موازی شاهد رشد بحران بانکی و اعتباری در کشورهای مختلف قاره سبز هستیم. بدیهی است که در چنین شرایطی، بانک مرکزی اروپا اعتبارات محدودی برای مقابله با بحران موجود دارد و ناچار است دست خود را به سوی بانک جهانی دراز کند. از سوی دیگر، تعارضات فکری و مدیریتی عمیقی که میان سران اتحادیه اروپا و منطقه یورو وجود دارد، کار بانک مرکزی اروپا را برای مداخله حداقلی موثر در بحران‌های اقتصادی اروپا سخت‌تر کرده است. فراتر از آن، دراگی و دیگر مسئولان بانک مرکزی اروپا نیز خود برداشت مشترکی از بحران مالی موجود در اروپا ندارند. نبود تفسیر اولیه مشترک از بحران اقتصادی اروپا به‌خوبی در مجموعه بانک مرکزی اروپا قابل مشاهده است.
فقدان همین نگاه جامع و مبنایی سبب شده است تا مقامات اروپایی در مرحله «ارائه راهکار» نیز عملاً نتوانند اقدامی مؤثر و کاربردی صورت دهند. در این میان، بانک مرکزی اروپا نیز عملاً قدرت مانور مؤثر در فضای اقتصادی اروپا را از دست داده است. مجموع اين فرايند را مي‌توان در مواضع سران اروپا مشاهده كرد. چنانكه مركل، صدراعظم آلمان، يك سخن مي‌گويد؛ اولاند، رئيس‌جمهور فرانسه، نگاهي ديگر را مطرح مي‌سازد و كامرون، نخست‌وزير انگليس نيز بر اساس ديدگاه جدايي از اتحاديه اروپا است. بسياري از مقامات ديگر اروپايي از جمله اسپانيا، ايتاليا، پرتغال و ايرلند و... نيز نگاهي منفي به اتحاديه اروپايي دارند و برآنند تا ساختار جديدي از قدرت را در اروپا تعريف كنند. جالب توجه آنكه كشورهاي جوان اتحاديه اروپا عملاً به‌دنبال خروج از يوق سنتي‌ها هستند كه دامنه اختلافات ميان مسئولان اروپا را تشديد كرده است.
تشدید بحران اقتصادی در اروپا در سال 2013 میلادی سبب شده است تا اکثر شهروندان اروپایی به عملکرد دولتمردان‌شان و نيز بانک مرکزی اروپا در حل‌وفصل بحران مالی معترض باشند. این در حالی است که دولت‌هاي اروپايي و بانک مرکزی اروپا عملاً قدرت برآورده ساختن حداقلی‌ترین خواسته‌های مالی شهروندان کشورهای عضو و غیرعضو منطقه یورو را ندارند كه نتيجه آن را در تظاهرات مردمي در بسياري از كشورهايي اروپايي مي‌توان مشاهده كرد.
نكته قابل توجه آنكه ساختارهاي مالي اروپا در وضعيت بحراني قرار گرفته‌اند كه عملاً اعتبار اروپا را زير سؤال برده است. کشورهای پرتغال، یونان، اسپانیا و قبرس کشورهایی هستند که کمک‌های مالی بانک جهانی را دریافت کرده‌اند. هم‌اکنون بانک مرکزی اروپا نسبت به بانک جهانی حالتی مغلوب پیدا کرده است. این در حالی است که پیش از تشدید بحران اقتصادی اروپا، چنین نسبتی میان این دو نهاد مالی وجود نداشت و بانک مرکزی اروپا از قدرت مانور فوق‌العاده‌ای در راستای مقابله با هرگونه بحران احتمالی در قاره سبز برخوردار بود.
رفتارهاي اتحاديه اروپا نشان مي‌دهد كه آنها در كنار تكرار بسته‌هاي اقتصادي و تأكيد بر راهكارهاي دروني براي خروج از بحران به‌دنبال يافتن منابع اقتصادي بيروني نيز هستند كه محور آن را رويكرد به قدرت‌هاي جديد اقتصادي همچون چين، هند و اتحاديه‌هاي منطقه‌اي همچون آسه‌آن تشكيل مي‌دهد. رويكرد به افزايش اعضای اتحاديه در قالب كشورهاي حوزه بالكان و كشورهاي جدا شده از شوروي سابق، بعد ديگر تحركات اروپا است تا در لواي آن بتواند منابع جديد اقتصادي كسب کند. نكته قابل توجه آنكه اروپايي‌ها رويكرد به خاورميانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] را در جمع اولويت‌هاي خود قرار داده‌اند كه فروش تسليحات به كشورهاي عربي و نيز احياي روابط با جمهوري اسلامي ايران را مي‌توان در اين چارچوب مشاهده كرد. بسياري تأكيد دارند رويكرد اروپا به ايران نه به دليل تغيير ساختار سياسي در ايران، بلكه برگرفته از ناتواني غرب از ادامه محروم‌سازي خويش از ظرفيت‌هاي بزرگ اقتصادي ايران است كه با ادعاي رويكرد به ايران به دليل تغيير دولت ضمن سرپوش نهادن بر نياز خود به ايران، به دنبال بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي ايران براي كاهش بحران اقتصادي خويش هستند. جنگ‌افروزي در حوزه آفريقا نظير آنچه در مالي، آفريقاي مركزي، نيجر، سومالي و... مشاهده مي‌شود نيز ابزار ديگر غرب براي به حركت در آوردن چرخ اقتصاد خويش است.
در هر صورت، پیام مسئولان بانك مركزي و دستگاه‌هاي مالي اروپا برای شهروندان کشورهای اروپایی در سال 2014 کاملاً محرز و مشخص است. تداوم بحران اقتصادی اروپا پیامی است که رئیس بانک مرکزی اروپا به شهروندان این قاره ابلاغ کرده است هر چند كه سران اروپا با فضاسازي رسانه‌اي به دنبال القای تصور بهبود اوضاع اقتصادي هستند، ادعايي كه مردم اروپا نيز چندان به آن اميدوار نيستند كه نتيجه آن را در ادامه تظاهرات مردمي عليه سرمايه‌داري در اكثر كشورهاي اروپايي مي‌توان مشاهده كرد. 


آنچه اوباما به دنبال آن است
علی تتماج

سال 2014 در حالي آغاز شده است كه هر كدام از كشورها تلاش دارند تا در عرصه داخلي و خارجي مؤلفه‌هاي راهبردي را تدوين کنند تا در نهايت به تحقق منافع ملي آنها منجر شود. همين اصل را در سياست‌هاي ايالات متحده مي‌توان مشاهده كرد، چنانكه اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا از همان هفته‌هاي پيش از آغاز سال 2014 در كنار سخنراني درباره اهداف آتي كشورش، در عمل نيز تحركاتي را نشان داده است.
بررسي سياست‌هاي آمريكا نشان مي‌دهد كه در حوزه داخلي همچنان اصلي‌ترين مسئله براي اوباما، مقابله با بحران اقتصادي است كه در كنار تهديد ملي براي اين كشور، به مؤلفه‌اي براي قدرت‌نمايي جمهوريخواهان در برابر وي مبدل شده است. در حوزه بيروني نيز در اولويت طراحي آمريكا مؤلفه‌هايي همچون حضور فعال در معادلات سازش تشكيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي، پرونده هسته‌اي ايران، خروج نيروها از افغانستان در حالي كه با نام برقراري صلح به‌دنبال امضاي توافق‌نامه امنيتي براي حضور بلندمدت در اين كشورها است، مسئله سوريه با محوريت كسب منافع حداكثري دست‌کم با استمرار بحران در اين كشور و تشكيل يك جريان اپوزيسيون منسجم در برابر نظام سوريه، حفظ رژيم‌هاي عربي متحد در برابر بيداري اسلامي ملت‌ها، ايفاي نقش گسترده انتخابات مجلس عراق و... از اولويت‌هاي آمريكا است.
در كنار اين مسائل، اموري نظير ادامه مقابله با قدرت‌يابي روسيه و چين، چگونگي حضور نظامي در غرب آسيا (خاورميانه)، ادامه لشکركشي نظامي به آفريقا، مقابله با كره‌شمالي همزمان با تشكيل تحركاتي در شرق آسيا، احياي حوزه نفوذ در آمريكاي لاتين، بسته شدن پرونده اسنودن، افشاگر جاسوسي‌هاي آمريكا از عرصه جهاني و... از اهداف و سياست‌هاي آمريكا در سال 2014 است.
هرچند كه دولتمردان آمريكا همچون گذشته به‌دنبال اجراي زنجيره‌اي از سياست‌ها و رفتارها براي مقابله با چالش‌ها و نيز كسب منافع بيشتر در قالب نظارت تقلبي هستند؛ اما در نهايت تمام اين تحركات يك اصل مشاهده مي‌شود و آن، اهداف شخصي باراك اوباما است.
آمريكا در آبان سال 2014 صحنه انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره است. اهميت انتخابات از آن جهت است كه در كنار تعيين بخشي از اعضای كنگره، ساختار سياسي آمريكا را نيز مشخص مي‌كند. برخي بر اين معتقدند كه حزب پيروز در اين عرصه مي‌تواند در انتخابات 2016 كاخ سفيد را نيز به تصرف خود درآورد، از این رو جمهوريخواه و دموكرات تلاش دارند تا در هر وضعیتی در انتخابات ميان‌دوره‌اي آمريكا به پيروزي دست يابند.
نكته مهم براي اوباما در كنار اجراي اهداف انتخابات هم‌حزبي‌هاي دموكراتش، تأثير اين انتخابات بر دو سال آخر رياست‌جمهوري وي است. مسلماً اگر جمهوريخواهان در كنگره پيروز شوند، اوباما با وضعبت دشواري مواجه خواهد شد كه عملاً روياي وي براي ثبت‌نام خود در تاريخ آمريكا را با چالش مواجه مي‌سازد.
از این رو وی سعي دارد تا خود را رئيس‌جمهوری معرفي كند كه به ادعاي خودش دموكراسي و ديپلماسي را بر جهان حاكم ساخته است و بر اين اساس، نيازمند وضعیتی مساعد در عرصه داخلي براي تحقق اين رويا است تا از این راه بتواند در انتخابات کنگره آتی، كنگره‌اي دموكرات تشكيل ‌دهد.
براين اساس است كه اوباما اجباراً سياست گسترده‌اي را در عرصه جهاني در پيش گرفته است چرا كه مي‌داند توان چالش‌هاي اقتصادي داخلي را ندارد، از این رو با سوق دادن كشور به عرصه خارجي، با برخي دستاوردهاي هر چند موقت، سعي دارد كارنامه‌‌اي موفق از خود به نمايش بگذارد تا در كنار پنهان‌سازي ضعف‌هاي داخلي، از اين مقوله براي تحقق اهداف انتخاباتي و در نهايت روياي جاودانه ساختن نام خود بهره گيرد.
آمارها نشان مي‌دهد كه محبوبيت اوباما به زير 40 درصد رسيده و اگر اوضاع چنين باشد، در نهايت، گزينه‌اي جز تسليم شدن در برابر جمهوريخواهان را ندارد، از این رو با ايجاد فضاي حاشيه‌اي و اجراي برخي سياست‌هاي خارجي سعي دارد تا جايگاه مردمي جديدي را براي خود ايجاد کند. جالب توجه آنكه اوباما به‌شدت طرح جلب حمايت لابي صهيونيستي را نيز در دستور كار دارد كه سفرهاي مكرر كري، وزير امور خارجه آمريكا به منطقه با محوريت سازش عربي ـ فلسطيني‌ را در اين چارچوب مي‌توان برشمرد. البته اوباما براي حفظ ظاهر و نمايش اجراي خواست مردمي مبني بر دوري از صهيونيست‌ها برخي اقدامات به‌ظاهر ضدصهيونيستي نظير پذيرش توافق‌نامه ژنو ميان گروه 1+5 و جمهوري اسلامي ايران را صورت مي‌دهد، اما در نهايت در انديشه جلب نظر صهيونيست‌ها است كه نمود آن را در افزايش بودجه حمايتي آمريكا از صهيونيست‌ها در بودجه سال 2014 آمريكا و تحركات منطقه‌اي آمريكا مي‌توان مشاهده كرد. اوباما در روياي تبديل شدن به رئيس‌جمهوري مقتدر است هر چند كه كارنامه پنج سال گذشته وي ناتواني او در تحقق اين ادعا را آشكار ساخته و اين رويا برای او در حال تبدیل شدن به آرزويي دست‌نيافتني است.


از نگاه دیگران

بهره‌برداری نتانياهو از مرگ شارون
مرگ شارون ناگهانی نبود از یک هفته پیش از مرگ این سفاک، جشنواره وداع با شارون با سلسله‌ای متوالی از تفسیرها و اخبار حاکی از وخامت حال وی آغاز شده بود‌، اما با این حال می‌توان گفت که مرگ شارون هدیه‌ای برای نتانیاهو بود. مرگ شارون72 ساعت پیش از دیدار جان کری از منطقه و 24 ساعت پیشتر از پيشنهاد «میریت رگف» مبنی بر ممانعت از اقدام نتانیاهو برای مذاکره پیرامون آینده قدس و پناهندگان بدون اجازه کنست، اتفاق افتاد.
گر چه هشت سال بود که شارون در کما به سر می‌برد، اما مرگش تمام دستور کار صهیونیست‌ها را تغییر داد. مرگ شارون همه را برای ترتیب دادن تشییع جنازه‌ای در‌خور قصاب صبرا و شتیلا جمع کرد. او که روزی آرزوی پادشاه شدن را در سر می‌پروراند در انتخابات سال 2001 به این آرزویش رسید و تخت نخست‌وزیری صهیونیست‌ها را تصاحب کرد. جدول کاری صهیونیست‌ها به‌ویژه نتانیاهو با مرگ شارون پر نخواهد شد و دیگر وقتی برای پیشنهاد‌های کری هم نخواهد داشت.
صهیونیست‌ها با مرگ شارون وارد ایام سوگواری می‌شوند و کری به ناچار باید اهداف سفر جدید خود به منطقه را تغییر دهد و با صهیونیست‌ها همدردی کند. فهرستی بلند بالا از رهبران جهان برای مرگ شارون تسلیت گفتند و این چنین، یک فرمانده خونخوار به فرماندهی پیروز مبدل می‌شود و تمام نقطه‌های تاریک از جمله قاتل محکوم شده در صبرا و شتیلا و کرانه باختری و عملیات سپر بازدارنده و کسی که عرفات را تا زمان مرگش محاصره کرد، همه و همه از سوابق شارون پاک می‌شود.
در این میان نتانیاهو به عنوان رقیب و دشمن شارون این بار در چهره عزادار برای وی ظاهر شد، اما در واقع باید گفت که مرگ شارون هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد و نتانیاهو با توسل به آن می‌تواند تمام درخواست‌ها حتی درخواست‌های ناچیز کری را رد کند. نتانیاهو حتی با این بهانه می‌تواند شهرک‌ها را نیز تخلیه نکند.
نتانیاهو با بهره‌برداری از مرگ شارون می‌تواند برای مدت کوتاهی از فشارهای مخالفان هم حزبی خود و نیز اصرارهای کری آسوده شود؛ اصرارهایی که بر مبنای اندیشه‌های جدید قرار دارند، اما در باطن قدیمی هستند.
منبع‌: عرب 48
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 607

جو بایدن: هسته مرکزی تحریم‌ها علیه ایران باقی خواهد ماند
باشگاه خبرنگاران(24/10/1392): جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا در دیدار با بنیامین نتانیاهو به وی اطمینان داد که هسته مرکزی تحریم‌ها علیه ایران باقی خواهد ماند. جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا در دیدار با بنیامین نتانیاهو گفت: حتی اگر قدرت‌های جهانی برخی تحریم‌های ایران را در توافق نهایی کاهش دهند، آمریکا به نگه داشتن هسته مرکزی تحریم‌ها متعهد خواهد ماند.
آمریکا: بیشترین دسترسی را به پایگاه‌های هسته‌ای ایران خواهیم داشت
فارس(24/10/1392): سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در یک کنفرانس خبری گفت: زمانی‌که طرح اقدام مشترک «ژنو» با ایران به مرحله اجرا درآید، بازرسان بیشترین دسترسی را به پایگاه‌های هسته‌ای ایران خواهند داشت. «مری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در کنفرانس خبری روزانه خود درخصوص توافق اولیه هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین به‌علاوه آلمان) تصریح کرد: زمانی‌که طرح اقدام مشترک به اجرا درآید، ما بیشترین دسترسی را به پایگاه‌های هسته‌ای ایران خواهیم داشت. دسترسی روزانه بازرسان به نطنز و فردو و دسترسی ماهانه بازرسان در اراک را خواهیم داشت. بازرسی از هر دو این تأسیسات بیش از گذشته رواج خواهد داشت.
کاهش تلاش‌ کنگره برای تشديد تحريم‌های ایران
ایسنا(25/10/1392): «ریچارد بلومنتال» سناتور دموکرات ایالت کانتیکات یکی از 59 حامی تشدید تحریم‌های ایران بود که اعلام کرد دیگر تلاش چندانی برای به رأی گذاشتن طرح تشدید تحریم‌های ایران در آینده نزدیک وجود ندارد. وی در این‌باره به خبرنگاران گفت: من می‌خواهم در این‌خصوص با برخی از همکاران خود گفت‌وگو کنم. پیشرفت آشکاری که رخ داده است مرا ترغیب و امیدوار می‌کند و من قطعاً تمایل ندارم این پیشرفت را متوقف کنم. وی مدعی شد، اما همزمان باید اعلام کنم که این تحریم‌ها بود که سبب شد ایرانی‌ها بر سر میز مذاکره قرار بگیرند.
فشار تحریم‌ها بر ایران ادامه خواهد داشت
فارس(25/10/1392): «دیوید کوهن»، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا به سی‌ان‌ان گفت: فشار تحریم‌ها بر ایران طی شش ماه آینده هم ادامه خواهد داشت. وی ضمن تکرار مواضع خصمانه علیه ایران افزود: ارزش تحریم‌های ایران که برداشته می‌شوند بین شش تا هفت میلیارد دلار است.
ایران قدرت مسلط بر منطقه است
ایرنا(25/10/1392): «دانیل پلتکا» و «فردریک کاگان» در گزارش منتشر شده در پایگاه اطلاع‌رسانی اندیشکده آمریکایی «موسسه امریکن اینترپرایز» با اشاره به تمرکز سیاستگذاران بر توافقنامه هسته‌ای امضا شده در ژنو، ضمن تأکید بر اهمیت توجه مساوی به فعالیت‌های قدرت نرم ایران در خاورمیانه، خاطرنشان کردند: راهبردهای تهاجمی سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی ایران به اهداف انقلابی تهران کمک می‌کند. این کارشناسان با بیان این مطلب که کاهش نفوذ غرب بهترین فرصت را برای عادی‌سازی روابط با حکومت این کشور فراهم می‌کند، نوشتند: ایران خود را به عنوان قدرت مسلط بر منطقه محسوب می‌کند و خواستار از بین رفتن نفوذ آمریکا، تل‌آویو و غرب است.
تحریم‌ها، ایران را از میز گفت‌وگوها دور می‌کند
باشگاه خبرنگاران(26/10/1392): سفير پيشين آمريکا در بحرين با مخالفت با لایحه جدید تحریم‌ها در کنگره آمریکا به صراحت گفت: رویکرد نظامی علیه ایران بی‌نتیجه است و باید با مذاکره به مسئله هسته‌ای سر و سامان داد. «آدام ارلی» سفیر پیشین آمریکا در بحرین خاطرنشان کرد: باید توجه داشت که علت حصول توافق‌نامه ژنو، تحریم‌هایی بود که اعمال شده است. همین تحریم‌ها بود که ایران را سر میز مذاکرات نشاند. نکته دومی که باید به آن توجه داشت این است که تحریم‌های ایران برداشته نشده است. هنوز تحریم‌های زیادی وجود دارد که علیه ایران اعمال می‌شود. توافق‌نامه‌ای که بین ایران و گروه پنج به‌علاوه یک حاصل شده فقط تحریم‌های بسیار محدودی از ایران را کاهش می‌دهد.


هویت 339

آمريكا: افشای تکنیک‌های شکنجه‌گري سيا
رسوايي‌هاي حقوق بشري آمريكا همچنان ادامه دارد، چنانكه یکی از وکلای سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در خاطرات خود فاش کرد که برای استفاده از شکنجه غرق مصنوعی علیه زندانیان القاعده در سال 2002 از سوی مدیران سازمان سیا و وکلای دولت آمریکا تصمیم گرفته شده، اما توسط جورج دبلیو بوش تأیید نشده است. با وجود ادعاهای جورج بوش در کتاب خود که سال 2010 منتشر شده است، اما به گفته ریزو بوش چندی بعد استفاده از این تکنیک‌ها را با امضای خود مجاز دانسته است. این تکنیک القای دفن شدن به صورت زنده به زندانیان بوده است. افسران سیا 9 تکنیک بازجویی همراه با شکنجه از جمله تکنیک غرق مصنوعی و همچنین تکنیک‌های دیگری نظیر حبس در جایی بسیار تنگ، ایجاد موقعیت‌های استرس‌زا و سیلی‌های توهین‌آمیز را مطرح کردند.
انگليس: شكنجه مردم عراق

در ادامه افشاي جنايات اشغالگران افغانستان، دو نهاد اروپایی با طرح شکایت در دادگاه کیفری بین‌المللی در لاهه خواستار تحقیقات درباره جنایات جنگی نظامیان انگلیسی در عراق شدند. این دو نهاد در این شکایت‌نامه خواستار تحقیقات درباره نظامیان عالی‌رتبه انگلیسی و مسئولان غیرنظامی به‌ویژه جفری هون، وزیر دفاع سابق و آدم انگرام، وزیر مشاور در پرونده‌های شکنجه‌های برنامه‌ریزی شده و بدرفتاری با بازداشت شدگان در عراق شدند. مرکز اروپایی حقوق قانونی و حقوق بشر و دفتر حقوقی پاپلیک انترست لویرز در بیانیه مشترک خود، افزودند که بیش از 400 بازداشتی عراقی در سال‌های اخیر از بدرفتاری خطرناک نظامیان انگلیسی و اهانت آنها به خودشان سخن گفته‌اند.
فرانسه: افزايش فقر و فاصله طبقاتی

عدم توجه دولتمردان فرانسه به حقوق اجتماعي و برابري شهروندان موجب شده تا فقر و فاصله طبقاتی در فرانسه افزایش يابد و روند آن در پاریس سریع‌تر از شهرهای دیگر بیان شده است. سياست‌هاي دولتمردان فرانسه در عرصه اقتصادي و به‌ويژه تقسيماتي كه ميان شهروندان صورت داده‌اند موجب شده تا بخش قابل توجهي از جامعه فرانسه با چالش‌هاي اقتصادي و اجتماعي مواجه شوند. اقليت‌هاي ديني و نژادي به‌ويژه رنگين‌پوستان و مسلمانان از جمله اقشاري هستند كه به دليل سياست‌هاي نژادپرستانه دولتمردان فرانسه در تنگنا قرار گرفته‌اند. برای نمونه استان ایل دو فرانس که پاریس در آن واقع شده است، بیش از سایر استان‌ها با مسئله افزایش فاصله طبقاتی مواجه است‌. این گزارش با اشاره به وجود نابرابری اجتماعی در میان 11 میلیون و 800 هزار ساکن استان ایل دو فرانس، حاکی است: فاصله طبقاتی میان غنی و فقیر در این استان آن‌چنان زیاد است که در سال 2011 درآمد 10 درصد از ثروتمندترین افراد 5/7 برابر بیش از 10 درصد فقیرترین ساکنان منطقه بوده است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

صبح صادق درگیری‌های‌ اخیر استان الانبار را بررسی می‌کند
شکست عربستان در سوریایی کردن عراق

هادی محمدی

ناآرامی و درگیری‌های سه هفته اخیر در شهرهای رمادی و فلوجه در استان الانبار عراق، با نگاه به بازیگران و حامیان و شیوه‌های رفتاری و اهداف و سابقه این جریان‌های مسلح، دارای هویتی واحد با آن چیزی است که در سوریه و تا حدودی لبنان در جریان دارد.
گروه داعش شاخه القاعده عراق به رهبری ابوبکر البغدادی که پس از زرقاوی بجای او قرار گرفته ، تقریباً از سال ۲۰۰۵ در عراق شکل گرفت و هدف خود را تشکیل دولت اسلامی در این کشور قرار داد. این گروه با اینکه اعضایی فعال و پر تعداد از کشورهای خارجی و به‌ویژه سعودی و اردن و حتی اروپایی در خود دارد، تا کمتر از یک‌سال قبل، در عراق متمرکز بود ولی در طی سال ۲۰۱۳ به سوریه نیز وارد شد و خود را دولت اسلامی عراق و شام (داعش) نام گذاشت.
شکل‌گیری تدریجی این گروه پس از اشغال عراق با نیروهای آمریکایی بود و از همان سال اول اشغال، تأثیر مرجعیت شیعه در این کشور بر برنامه‌ریزی‌های نیروهای آمریکایی‌ و حاکم نظامی در روند حکومتی و تدوین قانون اساسی و شکل‌گیری حکومت منتخب، آشکارا به ارزیابی‌های دیگر بازیگران مانند عربستان از معادله قدرت درونی عراق در مقابل آمریکایی‌ها منجر شد. سعودی‌ها که متوجه شدند با وجود اشغال عراق، ارکان اجتماعی، سیاسی و علمایی شیعه در یک حرکت آرام، بر سیستم حکومتی حاکم می‌شود و معادله قدرت در اختیار آنها است. ابتدا از طریق بازماندگان نظام سابق، بعثی‌ها، فدائیان صدام، شخصیت‌های سنی و عشایر به جریان‌سازی پرداختند و سپس با وارد کردن جریان تکفیری و القاعده به صحنه عراق و پیوند بین آنها، خود را اپوزیسیون اشغالگری و سپس حکومت‌های انتخابی مطرح کردند. حمایت مالی و تسلیحاتی و لجستیکی در کنار تحریک مذهبی و واگرایانه در جامعه عراق، منطق عملی عربستان شد و از این طریق راهبرد ساقط کردن حاکمیت شیعه و به قدرت رساندن جریان‌های مرتبط نظامی و سیاسی، در روندهای ده‌ساله عراق شکل گرفت. پس از زرقاوی اردنی که در سال ۲۰۰۶ طی عملیات مشترک نیروهای عراقی و‌آمریکایی کشته شد، ابوبکر البغدادی که سابقاً در شهر قائم عراق در کنار مرز با سوریه ساکن بود، به سرعت جایگزین وی شد.
شهر قائم یکی از نقاط اصلی تمرکز جریان‌های سلفی ـ تکفیری بود که مدخل ورودی سلفی‌ها از خارج عراق تلقی می‌شد و مردم آن بارها با ارعاب این گروه روبه‌رو و مجبور به مهاجرت به داخل عراق شدند. انتقال نیروهای تکفیری از خارج از مسیر خاک سوریه انجام می‌گرفت و لجستیک و امکانات نظامی با تکیه به مسیرهای قاچاق از مرزهای سعودی و اردن دنبال می‌شد. جالب اینکه این گروه و همکاران بعثی آنها حتی یکبار محموله قطار لجستیکی آمریکایی‌ها شامل موشک و مهمات و تجهیزات قابل توجه را در ابتدای ورود به عراق از مرز اردن، سرقت و تخلیه کردند!! مقامات آمریکایی هیچ‌گاه پس از این از ماهیت این اقدام سخن نگفتند. این احتمال از قوت کافی برخوردار است که آمریکایی‌ها نیز در مسیر اشغال شش ساله‌ عراق و به‌منظور متوازن‌سازی اوضاع و منفعل کردن حکومت انتخابی و فرسایش آن، به مدیریت این چالش امنیتی پرداخته و در یک سقف قابل مدیریت و به شکل غیرمستقیم از تحرک این گروه حمایت می‌کردند. تقسیم کار کلی اینگونه بود که چالش‌سازی امنیتی از سوی این گروه تکفیری وهم‌پیمانان بعثی و بازماندگان نظام صدام انجام می‌شد و چهره‌های سیاسی در ترکیب حکومت بهره آن را می‌بردند.
یعنی یک پیوند روشن‌ بین این چهره‌ها و گروه‌های تروریستی برقرار بود از این رو افرادی مانند طارق‌الهاشمی، رافع العیاوی و احمد العلاونی که در سیر بررسی‌های قضایی مشخص شد، در کارهای تروریستی مشارکت و همکاری‌ داشته‌اند، با پیگرد قضایی روبه‌رو شدند.
مکانیزم کار اینگونه بود که هسته نظامی با تکیه بر القاعده و باقی‌مانده‌های بعثی شکل گرفت و با پول عربستان، عشایر و شخصیت‌های سیاسی، هماهنگ با رویکردهای این جریان‌های تروریستی رفتار می‌کردند.
خروج نیروهای آمریکایی از عراق موجب شد تا توان این گروه‌ها به میزان قابل‌توجهی کاهش یافت ولی با پیچیده شدن اوضاع در سوریه و در دستور قرار گرفتن اسقاط نظام سوریه از سال ۲۰۱۱، بخش قابل‌توجهی از سازمان القاعده عراق به سوریه وارد شد. سعودی‌ها از سال‌ها پیش در انتظار فرصتی بودند تا انتقام تاریخی از حکومت سوریه بگیرند و اقدمات ناتمام ترور رفیق‌حریری در لبنان و اتهام سوریه به این کار را باعنوان حمایت از مردم سوریه به اجرا بگذارند. اگر چه در دو سال اول بحران سوریه، نقش عربستان، درجه دو تلقی شد و قطر و ترکیه، مسئول ساماندهی جریان‌های سیاسی و تروریستی بودند، ولی با رسوایی ترکیه و قطر در اداره بحران و ناکامی در ساقط کردن نظام سوریه، عربستان زمام امور را از سوی آمریکایی‌ها به دست گرفت و جایگاه داعش در سوریه رو به فزونی یافت. زمامداری عربستان در سوریه با شکست‌های متوالی گروه‌های تروریستی همراه بود .
از این رو قفل شدن اوضاع در سوریه و فقدان امکان یک پیروزی حداقلی در مقابل مدافعان نظام سوریه، موجب شد عربستان، فشار به حزب‌الله و ایران در لبنان و ناامنی گسترده در عراق را در دستور کار قرار دهد تا به خروج حزب‌الله و نیروهای عشایری شیعه از سوریه منجر شود.
دلیل دیگر اولویت‌یابی ناامنی در عراق برای عربستان، ارزیابی حکومت سعودی از اوضاع سیاسی عراق بود که فراکسیون‌های سه‌گانه کردی، سنی و شیعی در حکومت، به دلیل تحریک خارجی به نقطه بحران سیاسی رسید که حکومت مالکی را در وضعیت انحلال قرار داد. پادشاه عربستان از گروه‌های سیاسی عراق دعوت کرد تا با حضور در عربستان، به حل مشکل سیاسی پرداخته و در واقع، مکانیزم حذف مالکی و ساقط کردن آن را ساماندهی کنند. عدم استقبال گروه‌های شیعی و کردی و تا حدودی سنی، موجب شد تا عربستان از تابستان گذشته با تشدید اقدامات تروریستی روزانه، فشار امنیتی بر عراق را افزایش دهد و همگرایی حاصل از تأثیر ایران بر بحران سیاسی در عراق را هدف انتقام قرار دهد.
از ۲۱ دسامبر گذشته تاکنون (حدود ۲۵ روز قبل) عملیات پاکسازی میدان‌های اعتصاب‌کننده در رمادی و فلوجه آغاز شد که انگیزه اصلی آن، کشته شدن یک ژنرال و چند افسر و سرباز عراقی در برخورد با گروه‌های تروریستی در منطقه حوران (نزدیک مرز اردن و عربستان در استان الانبار) بود.
پایان دادن به اعتصاب‌‌ها از طریق هماهنگی با عشایر سنی و حمایت تشکل‌های صحوه در این استان و حمایت نیروهای پلیس، عشایر و ارتش عراق صورت گرفت و اسناد روشنی از حضور گروه‌های تروریستی القاعده در این مکان به‌دست آمد. با خروج ارتش از رمادی و فلوجه، گروه‌های القاعده و بعثی اقدام به اشغال رمادی و فلوجه و چند شهرک کوچک دیگر در استان الانبار کردند و این اقدام روشی مشابه آنچه در سوریه واشغال شهرها و استفاده از سپر دفاعی مردمی بود به اجرا درآمد. در ابتدای ژانویه سال ۲۰۱۴ در دو هفته گذشته، حکومت عراق در یک تلاش داخلی و خارجی، حمایت گسترده‌ای برای اقدامات خود در مقابل تروریست‌های القاعده و بعثی کسب کرد و با حمایت و همکاری بخشی از عشایر و نیروهای داوطلب صحوه، شهر رمادی را پاکسازی کرد وتنها یک محله کوچک هنوز در اختیار تروریست‌ها است. در شهر فلوجه با توجه به سابقه ذهنی که اهالی شهر در زمان حکومت علاوی داشته و با سرکوب شدید در سال ۲۰۰۴ روبه‌رو شدند، عشایر این شهر با میانجگیری، مانع از حمله ارتش عراق شده‌اند ولی شهر در محاصره نیروهای حکومتی و عشایر طرفدار حکومت است. تلاش‌ میانجی‌های این معضل در راستای آن قرار دارد که گروه‌های تروریستی سلاح بر زمین گذاشته و یا شهر را ترک کرده و یا تسلیم شوند. درگیری‌های دو هفته اخیر به جز رمادی و فلوجه در شهرک‌های کوچک بوبالی، خالدیه (منطقه جزیره)، هیئت و کرمه نیز در جریان بوده که پاکسازی شده‌اند. ارتش عراق با استفاده از بالگرد و موشک‌های هوا به زمین، مقرهای آموزشی و انبارهای تسلیحاتی آنها در حاشیه مرز با سوریه و اردن و عربستان را هدف قرار داده و تلفات سنگینی به القاعده (داعش) وارد کرده است. فشارهای عملیاتی وتلفات داعش موجب شده تا ابوبکر بغدادی از طریق فضای مجازی از عربستان درخواست کمک کرده تا با صدور فتاوای وهابی و کمک‌های سیاسی و لجستیکی به نجات آنها اقدام کنند. اگر چه سعودی‌ها در تماس با آمریکا، از حمله ارتش عراق به فلوجه جلوگیری کرده‌اند، ولی آمریکایی‌ها هم در شرایط دشواری هستند و ضمن اینکه بغدادی و داعش را در لیست تروریسم دارند و از گسترش پدیده تروریسم القاعده‌ای و رفتار مشکوک عربستان نگران می‌باشند، چاره‌ای جز حمایت از حکومت مالکی در عراق در برخورد با تروریست‌ها ندارند و شورای امنیت سازمان ملل نیز از حکومت عراق دراین مبارزه حمایت کرده و بان‌کی‌مون نیز برای اعلام حمایت به عراق سفر کرده است.
از آنجا که هنوز برخی از عشایر و یا چهره‌های سیاسی امید به پروژه‌ سعودی‌سازی و تأثیر تروریسم القاعده‌ای در معادلات عراق دارند، سیر برخورد با داعش و ناامنی‌ها با آرامی ولی با استحکام به پیش می‌رود که حاکی از شرایط پیچیده اجتماعی است. علاوی و فراکسیون متحدون به رهبری نجیفی، رئیس پارلمان عراق از اقدام ارتش انتقاد کرده و به طور غیرمستقیم از تروریست‌ها دفاع کرده‌اند. نکته مهم این است که این حمایت‌ها از تأثیر چندانی برخوردار نبوده و امکان پنهان شدن جریان‌های سیاسی در پشت مطالبات اجتماعی اهالی استان الانبار وجود ندارد. در واقع این چهره‌های سیاسی تلاش می‌کنند با روش بازی دو گانه در تکیه بر تروریست‌ها و پنهان شدن در پشت مطالبات اجتماعی، به امتیازات ویژه‌ خود در سهم حکومتی دست‌یابند. به همین دلیل عمار حکیم با ارائه طرحی چهارساله برای استان الانبار که با حمایت حکومت هم همراه شده، ضمن پاسخگویی به مطالبات اجتماعی و عشایر، جلوی بهره‌برداری گروههای تروریستی و جریانان‌های سیاسی را گرفته است. در این طرح بجز بودجه عمرانی و بازسازی الانبار، تشکیل ارتش و پلیس از عشایر و ادغام در ارتش عراق، تشکیل مجلس اعیان از روسای عشایر به منظور برنامه و راهبرد کاری در استان الانبار و رسیدگی به مطالبات مردمی و اجتماعی در نظر گرفته شده است.
سیر رویدادهای عراق و ناآرامی‌های الانبار و فعال شدن مجدد تروریسم‌ القاعده‌ای، نشان می‌دهد که پیوند آشکاری با پروژه منطقه‌ای عربستان در سه کشور عراق، سوریه و لبنان دارد. دو عنصر مهم در این تحولات این است که تکیه‌گاه اصلی عربستان در این سه کشور بر تروریست‌ها و گروه‌های القاعده‌ای (تکفیری) قرار دارد و فاقد ریشه اجتماعی است و عنصر دوم این است که آمریکایي‌ها در مجموعه شرایط داخلی و بین‌المللی و تنگناهای ناشی از نادیده گرفتن رفتارهای عربستان و تروریسم، امکان همزیستی با گروه‌های القاعده‌ای را نداشته و از گسترش آن و بی‌ثباتی گسترده در منطقه به‌شدت نگران هستند. اگر چه در عراق یک بخش محدود عشایری و یا سیاسیون هنوز با داعش همکاری می‌کنند و یا در لبنان جناح ۱۴ مارس با پروژه‌ عربستان گره خورده است، ولی افکار عمومی در این سه کشور و منطقه، از ترویسم القاعده‌ای موردحمایت عربستان حمایت نمی‌کند و آن را تهدیدی برای ثبات و آرامش منطقه ارزیابی می‌کند. به همین دلیل این پروژه‌ سعودی قابل حیات و استمرار در عراق و منطقه نیست و حداکثر در سقف یک جریان پنهان و مافیایی قابل زیستن خواهد و به‌دلیل حضور نیروهای غیربومی از کشورهای دیگر، بنیه انسانی خود را به سرعت از دست خواهد داد. این تصویر که در یک سوی آن تنگنای عربستان در تحولات منطقه‌ای دیده می‌شود که آن را ناچار به علنی کردن ارتباط با گروه‌های تروریستی کرده و در سوی دیگر آن محدودیت کارت‌های بازی آمریکا در مدیرت تحولات منطقه‌ای ترسیم شده، فرصتی است برای ساماندهی مطلوب اوضاع و به چالش کشیدن آمریکا، عربستان و هم‌پیمانان صهیونیست و ارتجاعی آنها در منطقه که نه تنها با تروریسم و القاعده مبارزه نمی‌کنند، که به‌عنوان ابزار و پیاده نظام پیشبرد سیاست‌های خود بر آنها تکیه دارند. احساس تهدید کشورهای ا روپایی و دیگر کشورهای جهان که منتظر بازگشت اعضای القاعده به کشورهای‌شان هستند و چالش‌های پنهان آنها (آمریکا و غرب) با رژیم سعودی، فرصت مناسبی برای همکاری‌های جدید در مبارزه با تروریسم‌ وهابی و تکفیری (منطقه‌ای و جهانی) و همگرایی‌های سازنده بین کشورهای منطقه است. رئیس‌جمهور ترکیه از ضرورت تجدیدنظر در سیاست خارجی خود در قبال سوریه و نگرانی‌های ناشی از انتشار جریان افراطی و تروریستی داعش والنصره که شاخه‌ها و تابلوهای رنگارنگ القاعده و ابزارهای سیاست منطقه‌ای عربستان هستند، سخن گفته که شاخصی برای رویکردهای جدید در منطقه و نظم‌سازی جدید منطقه‌ای است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

نقدی بر مصاحبه وزیر ارشاد!
علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چندی پیش در سفر به قطر مصاحبه مبسوطی با الجزیره انگلیسی انجام داد که این گفت‌وگو البته با تأخیری طولانی و سوال‌برانگیز منتشر شد! نکته قابل تأمل در این مصاحبه، جهت‌دار و قابل‌تأمل بودن سوالات خبرنگار این شبکه و پاسخ‌های قابل‌ تأمل‌تر وزیر ارشاد به این پرسش‌ها بود. پاسخ‌هایی که در حیطه اختیارات ایشان نبود. به‌ویژه پاسخ ایشان به دو سوال، قابل نقدتر می‌باشد. آنجایی که وی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزیره که می‌پرسد؛ «آیا شما می‌خواهید قول بدهید دور تازه‌ای از آزادی رسانه‌ها آغاز می‌شود؟»! می‌گوید: تلاش ما در حوزه وزارت فرهنگ این است که هیچ روزنامه‌ای توقیف نشود و هنرمندان به راحتی فیلم‌های خود را بسازند و کارهای هنری خودشان را انجام بدهند. منتهی بخشی از این فعالیت‌ها خارج از حوزه اجرایی است احیاناً ممکن است در برخی موارد قوه قضائیه و برخی از دادگاه‌ها دخالت بکنند که این خارج از اختیار ماست. ولی دولت تلاش می‌کند که آزادی را کاملاً برای مطبوعات و انتشار کتاب و سایر فعالیت‌های فرهنگی باز بکند.»
درباره اظهارات آقای جنتی گفتن چند نکته ضروری است: اولین نکته درباره خود سوال خبرنگار الجزیره انگلیسی است و آن اینکه، خبرنگار این شبکه در حالی دغدغه آزادی رسانه‌ها در ایران را دارد و می‌خواهد از وزیر ارشاد جمهوری اسلامی قول دور تازه آزادی رسانه‌ها در ایران را بگیرد! که خود این کشور به لحاظ ساختار حکومتی، دارای حاکمیتی قرون وسطایی است، یعنی هنوز اقلیتی اشرافی به نام امیر و پادشاه بر آن حکومت می‌کند و مردم حق انتخاب رئیس حکومت و رأی‌گیری و شرکت در سرنوشت خود و... را ندارند! به عبارتی، این سوالی است که باید از خود خبرنگار الجزیره پرسید؛ شما که کوچک‌ترین اطلاعی از الفبای دموکراسی و آزادی بیان و... در کشورتان ‌نداشته و شبکه الجزیره نیز وابسته به شاهزادگان قطری است، نباید نگران آزادی رسانه در ایران باشید!
نکته دوم، تأکید چندباره وزیر ارشاد بر لفظ آزادی به‌صورت مطلق در این مصاحبه است، به‌طوری که وی از آزادی سخن می‌گوید، اما حد و حدود آزادی را مشخص نمی‌کند. در حالی که ایشان بهتر از بسیاری می‌داند که آزادی مفهومی نسبی است نه مطلق و در هیچ جای دنیا و در هیچ منشور و قانون کشوری و ملی و بین‌المللی، هیچ فرد، گروه، شخص، رسانه و جریانی، آزادی مطلق ندارد، از این‌رو برای آزادی، قیود و شرایطی قائل شده‌اند. از این رو بند ۲ ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر به دلیل همین تزاحم و تعارض‌هایی که ممکن است آزادی برای دیگران ایجاد کند مقرر می‌دارد؛ «هرکسی در اجرای حقوق و استفاده از آزادی‌های خود فقط تابع محدودیت‌هایی است که به وسیله قانون منحصراً به منظور تأمین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی‌های دیگران و برای رعایت مقتضیات صحیح اخلاق و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرایط یک جامعه دموکراتیک است.» یعنی آزادی مطلق نیست و اگر نشریه‌ای مانند «بهار» یا «قانون» به اصول اسلامی و دینی مردم که در قانون اساسی نیز به آن تصریح شده، توهین کنند، باید جلوی آن گرفته شود و این موضوع، ربطی به آزادی بیان و... ندارد.
نکته بعدی درباره پاسخ قابل تأمل ایشان به این سوال که «آیا این فضای جدید بر قوه قضائیه نیز بسط می‌یابد؟» بود که آقای جنتی پاسخ می‌دهد: «به هر حال رئیس قوه مجریه عوض شده ولی (رئیس) قوه قضائیه عوض نشده و همان وضع سابق را دارد.»! امیدواریم این تغییرات را در دستگاه قضائی هم شاهد باشیم... قطعاً افکار عمومی تأثیر خودش را روی قوه قضائیه و روی پارلمان ما نیز که بیشتر آن از اصولگرایان هستند، خواهد گذاشت.»!
قطعاً این پاسخ آقای جنتی دخالت ایشان در حیطه وظایف قانونی قوه دیگر و متهم کردن آن است که ربطی هم به حوزه کاری وی ندارد! از سوی دیگر ایشان نباید در کشوری بیگانه، یکی از قوای دیگر کشورش را به نقد بکشد و چنین وانمود نماید که این قوه و دیگرانی که خارج از گعده دولتمردان هستند، مخالف آزادی و... می‌باشند!
هرچند که بسیاری، توقیف نشریه یالثارات و سایت‌هایی چون نکات پرس، همت‌نیوز و تذکر به ۹ دی و وطن امروز و... را که همه، نگاهی انتقادی به دولت و ایشان دارند در تعارض با ادعای وی درباره آزادی بیان می‌دانند!


نگاه دو
علی حیدری

آقای وزیر! همه ایرانی‌ها قانون را دور نمی‌زنند!
شبکه خبری «الجزیره انگلیسی» هفته گذشته گفت‌وگویی را با علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره تحولات ایران پس از روی کار آمدن دولت یازدهم منتشر کرد که هفتم آذرماه و در جریان سفر وی به دوحه قطر انجام شده بود. اینکه چرا این گفت‌وگو با تأخیر قریب یک ماهه منتشر می‌شود، مشخص نیست، اما برخی نکات مطرح شده از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آن هم در مصاحبه با یک رسانه خارجی جای بسی تعجب و تأمل دارد.
جنتی در بخشی از این مصاحبه با عباراتی از این دست که؛ «رئیس قوه مجریه عوض شده ولی (رئیس) قوه قضائیه عوض نشده و همان وضع سابق را دارد.»، «دستگاه قضایی ما هم بایستی خودش را با تحولات جدیدی که در کشور پدیده آمده است، همراه کند.»، «قطعاً افکار عمومی تأثیر خودش را روی قوه قضائیه و روی پارلمان ما نیز که بیشتر آنها از اصولگرایان هستند، خواهد گذاشت.» و... در حقیقت نسبت به ساختار و وضعیت قوای مقننه و قضائیه کشور مطالبی بیان کرده که نه در حوزه کاری و تخصصی وی است و نه صرف وزیر بودن در دولت جمهوری اسلامی چنین حقی را به وی می‌دهد تا درخصوص دو قوه‌ای که بر اساس اصل استقلال قوا کاملاً مستقل از دولت و مستقل از یکدیگر هستند، این‌طور سخن بگوید.
اما وقتی این سخنان را در کنار مواضع برخی دیگر از حامیان دولت یازدهم و حتی مقامات ارشد کابینه بگذاریم، مشخص می‌شود که یک نگاه خطرناک در بخشی از بدنه دولت حاکم است که دولت به معنای دستگاه اجرایی کشور را قوه‌ای بلامنازع می‌داند که دستگاه‌های قضا و قانونگذاری باید به‌طور کامل هماهنگ و در مسیر سیاست‌های رئیس‌جمهور و دولت حرکت کنند. البته در اینکه دولت به عنوان مجری وسط میدان است و بار سنگینی را بر دوش دارد و همه قوا باید از آن حمایت و پشتیبانی کنند، شکی نیست. این همان موضوعی است که در دوره فعالیت دولت‌های مختلف گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب هم بر آن تأکید شده است. اما اینکه مجلس و قوه قضائیه با توجه به نگاه سیاسی حاکم بر دولت خط‌مشی و جهت‌گیری‌های کلان خود را تغییر دهند، توقعی بیجا و دور از انتظار است.
موضوع دیگری که در مصاحبه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با الجزیره انگلیسی مطرح شده، وضعیت شبکه اجتماعی «فیس‌بوک» در ایران است. جنتی در توجیه استفاده غیرقانونی خود و برخی دیگر از وزرا از فیس‌بوک به دلیل فیلتر شدن آن بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، گفته است که من فکر می‌کنم همه ایرانی‌ها از فیس‌بوک استفاده می‌کنند! و در ادامه تعداد ایرانی‌های عضو فیس‌بوک را چهار میلیون نفر اعلام می‌کند.
اظهارات آقای جنتی از این حیث جالب توجه است که بر اساس آمارهای رسمی، تنها نیمی از مردم ایران به اینترنت دسترسی دارند، با این وضعیت چطور می‌شود همه مردم عضو فیس‌بوک باشند؟! اما همین آمار اعلام شده نشان می‌دهد که فیس‌بوک چه اندازه مورد اقبال ایرانی‌ها بوده است!
علاوه بر این آقای وزیر به خوبی می‌دانند تعداد کسانی که به‌دلیل غیرقانونی بودن ورود به فیس‌بوک و همچنین آثار سوءناشی از حضور و فعالیت در این شبکه از آن استفاده نمی‌کنند هم کم نیستند. به‌ همین دلیل هم بسیاری از مردم حضور برخی وزرا در فیس‌بوک را باوجود فیلترشدن آن از سوی مراجع قانونی، نوعی قانون‌شکنی از سوی کسانی می‌دانند که باید مظهر پاسداری از قانون باشند.
نکته پایانی اینکه با توجه به هجمه فرهنگی و رسانه‌ای دشمنان طی سال‌های اخیر که جامعه اسلامی ما به‌ویژه جوانان را تهدید می‌کند و ضرورت تلاش برای مقابله با این تهدیدات از سوی نهادهای متولی فرهنگ که اصلی‌ترین آنها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، متأسفانه رسیدگی به موضوعاتی چون فیس‌بوک، ممیزی کتاب، خوانندگی زنان و... ظاهراً در اولویت کاری وزارت ارشاد قرار گرفته است و با این تصور و توهم که پیام انتخابات 24 خرداد را شنیده‌اند، پای در بیراهه گذاشته‌اند!


 

صفحه 7 گزارش

 

 

چرا رهبری به مصادیق فرهنگی اشاره می‌كنند؟
محسن چینی فروشان *

مطرح شدن بحث تهاجم فرهنگی از سوی رهبرمعظم انقلاب اسلامی ناشی از دو چیز بوده است: یكی اهمیت مسئله‌ فرهنگ؛ یعنی اینكه مبنا و زیربنای همه فعالیت‌ها و برنامه‌ها باید بحث فرهنگی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم (پیوست فرهنگی) باشد. نكته دوم اینكه مردم ما با فرهنگ خودشان كه فرهنگ مذهبی است بزرگ شده‌اند؛ از این رو مسئله اصلی، مسئله‌ فرهنگ است. در همین سخنان اخیر هم شاه‌نكته صحبت ایشان این بود كه «فرهنگ در حاشیه نیست، در حاشیه اقتصاد و سیاست نیست، بلكه اقتصاد و سیاست هستند كه در حاشیه فرهنگ هستند.»
از این رو آن زمان دغدغه ایشان این ‌‌بود كه به فرهنگ، توجه لازم نمی‌شود و ما فضاهای فرهنگی‌مان و مخصوصاًْ مسئولان و نهادهای فرهنگی در مقابل هجوم فرهنگی غرب و هجوم فرهنگی جهانی‌سازی، حالتی انفعالی دارند. به همین دلیل ایشان بحث تهاجم فرهنگی را مطرح كردند. منتها پس از مدتی حس شد این مسئله برای مسئولان و دستگاه‌های فرهنگی خیلی جا نیفتاده است كه ایشان تعبیر «شبیخون فرهنگی» را به‌كار بردند كه یك پله بالاتر از تهاجم فرهنگی است. این موضوع به این معنا بود كه درباره‌ این مسئله غفلت وجود داشته است. شبیخون را زمانی به كار می‌برند كه این طرف خواب است و طرف مقابل حمله‌ غافلگیركننده می‌كند.
اما باز هم مسئله خیلی روشن نشد و یا آن انتظاری كه می‌رفت اتفاق نیفتاد. ایشان در مرحله‌ بعدی «ناتوی فرهنگی» را مطرح كردند؛ یعنی بحث تسخیر همه‌ ‌قلمروهای فرهنگی در یك كشور. بحث جهانی‌سازی یعنی تسلط یك فكر و یك اندیشه بر همه‌‌ دنیا؛ ابزارش هم رسانه‌ها هستند. این اصطلاح یعنی دشمن از همه عوامل تسلطش استفاده می‌كند.

* از تهاجم فرهنگی تا ناتوی فرهنگی
من جمله‌ای را مستقیماًً از ایشان شنیدم كه فرمودند: «من وقتی تهاجم فرهنگی را مطرح كردم، فكر می‌كردم كه مسئله روشن است و معنی‌اش معلوم است. بعد كه شبیخون فرهنگی را مطرح كردم باز همین‌طور. ولی به نظرم رسید نه، تازه من باید تعریف كنم تهاجم فرهنگی یعنی چه؟ شبیخون فرهنگی یعنی چه؟» و بعد شروع كردند به توضیح دادن كه مقصود من از تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی چیست و مقصود من از ناتوی فرهنگی چیست. این جلسه، ایشان بحث را بازتر كردند. در حقیقت باز این دغدغه سرجای خودش است. گویا آن انتظار و اتفاقی كه باید بیفتد، نیفتاده و از این رو مشخص‌تر به مصادیق اشاره می‌كنند.
مقام معظم رهبری وقتی در مورد مسائل سیاسی، اقتصادی و جاری صحبت می‌كنند، خیلی وارد جزئیات نمی‌شوند. معمولاًً خطوط قرمز، رهنمودها و راهنمایی‌ها و پیشنهادهای اساسی را مطرح می‌كنند، ولی در مورد فرهنگ به‌ویژه در جلسه‌ با شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد جزئیات شدند و مصادیق را مثال زدند. این مثال‌های روشن، نشان‌دهنده تسلط ایشان به این مسائل فرهنگی است كه از قدیم بوده و آشنایی وسیعی كه ایشان با سینما، كتاب، تئاتر و... دارند.
ایشان در این جلسه در مورد عروسك‌ها مثال زدند. الآن طبق آمار، بیش از ۶۰، ۷۰ درصد فروش عروسك‌ها مربوط به عروسك‌های باربی و بَت‌من و... است در حالی كه عروسك‌های ایرانی كمتر فروش دارند. یادم است زمانی كه در كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان بودم و عروسك‌های دارا و سارا تولید شد، در جلسه‌ای این عروسك‌ها به حضرت آقا عرضه شد و ایشان آنها را با لباس‌های مختلف دیدند. بنده و چند نفر از دوستان فرهنگی هم در جلسه بودیم. ایشان تعبیر مهمی را به كار بردند كه اگر به آن توجه می‌شد، شاید اكنون وضعیت دیگری داشتیم. تعبیر ایشان این بود: «آن تولید فرهنگ كه من می‌گویم یعنی همین عروسك‌ها.» بعد هم خیلی تأیید و تشویق كردند كه این كار را ادامه دهید. بعد اشاره فرمودند كه جاهایی مثل صداوسیما و مطبوعات به این امر كمك كنند تا این عروسك‌ها جا بیفتد كه متأسفانه این اتفاق نیفتاد.

* زندگی روزمره‌ مردم با ششصد كلمه
باید یك بررسی در جامعه ما بشود. مثلاًً مردم ما با چند واژه صحبت می‌كنند؟ من تصورم این است كه كمتر از هزار واژه‌ مستعمل داریم. مردم ما هم‌اكنون با پانصد، ششصد واژه در زندگی روزمره صحبت می‌كنند. خیلی از واژه‌های ساده و قشنگی كه وجود دارد، در ادبیات مردم تقریباًً فراموش شده و یا استفاده نمی‌شود. دیگر در گفت‌وگوهای مردم خبری از شعر خواندن و ضرب‌المثل نیست. تابلوهای سردر مغازه‌ها را نگاه كنید. بازار واژه‌های انگلیسی گرم شده است؛ در حالی كه از نظر قانون،ً ممنوع است.
مدارس ما آموزش زبان دوم (انگلیسی) را در دبستان و پیش از دبستان شروع كردند. در حالی كه یك بررسی در جاهای مختلف شد و نشان داد كه آموزش زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی كه الفبایش متفاوت با الفبای ماست، به یادگیری و آموزش زبان‌ و ادبیات فارسی خود ما لطمه وارد می‌كند. اینها تا یك زمانی مثلاًً تا پایان دوره‌ دبستان زبان فارسی را خوب یاد بگیرند و با نمك و شیرینی‌های این زبان آشنا شوند و بعد به‌طور طبیعی و به صورت درست زبان انگلیسی را یاد بگیرند كه الآن زبان بین‌المللی است. حتی در كشورهای اروپایی كه زبان دوم الزامی است، زبان دوم‌شان، زبانی است كه با الفبای‌شان همخوانی دارد. از چپ به راست می‌نویسند، الفبای یكسانی دارند، واژه‌هایش هم خیلی نزدیك به هم است و فقط لهجه‌ یا تلفظش تغییر می‌كند. این مبنا یك مبنا است، ولی شرایط متفاوتی دارد و بچه‌ها به‌راحتی می‌توانند یكی دو زبان یاد بگیرند.

* این سه عامل مهم
نكته مهم دیگر‌ اینكه همه‌ این اتفاقات در عرصه‌ فرهنگ نمی‌افتد مگر اینكه سه عامل زیر وجود داشته باشد. اولین عامل، وجود آدم فرهنگی است؛ تا آدم فرهنگی نباشد كار فرهنگی نمی‌شود. آدم فرهنگی مقصودم نویسنده است، شاعر است، هنرمند است؛ كسی كه كار فرهنگی می‌تواند انجام دهد. این آدم‌ها باشند تا تولید فرهنگی بكنند و بعد هم روی آن بشود كار انجام داد. اینجاست كه شورای عالی انقلاب فرهنگی باید درباره این آدم‌های فرهنگی برنامه‌ریزی و البته فكر داشته باشد. اینجا «حمایت» معنا پیدا می‌كند. یك نویسنده و یك هنرمند این‌همه دغدغه‌ معیشت نداشته باشد. مگر ما چقدر از این آدم‌ها داریم؟ شاید در كل كشور كسانی كه اهل قلم و اهل نوشتن و نقاشی و سینما و تئاتر باشند، تعداد زیادی نباشد. بنابراین شورای انقلاب فرهنگی برای حمایت از اینها باید فكر كند و اجرا كند.
نكته‌ دوم با تولید فرهنگی معنا پیدا می‌كند. یعنی تا یك كتاب یا فیلم و یا موسیقی خوب نباشد كار فرهنگی معنا ندارد، بلكه فقط می‌شود یك شعار و صحبت‌های كلی. اینجاست كه حمایت از نوع دیگری مطرح می‌شود. علاوه بر حمایت از مولدان فرهنگ، حمایت از تولیدات فرهنگی باید بشود.
سومین نكته، فراهم‌شدن یك بستر مناسب و امن فرهنگی است تا كار فرهنگی خودش را عرضه كند و به جریان‌های فرهنگی تبدیل شود؛ چراكه جریان‌های فرهنگی هستند كه اثرگذارند. بعضی وقت‌ها یك فیلم سینمایی می‌تواند یك جریان ایجاد كند، یك عروسك‌ می‌تواند یك جریان ایجاد كند، یك موسیقی می‌تواند یك جریان ایجاد كند. همه‌ ‌این عوامل باید جمع شوند تا یك اتفاق بزرگ فرهنگی ایجاد شود.

* برخورد حكیمانه یعنی برخورد بدون افراط و تفریط
نكته‌ دیگر درباره‌ سخنان رهبرمعظم انقلاب، تأكید ایشان بر روی «برخورد حكیمانه» است. گفتند كه مقصود ما این نیست كه كل فرهنگ غرب را رد كنیم یا كلاًً قبول كنیم، بلكه بعضی جاها را ممكن است قبول كنیم و بعضی جاها را ممكن است رد كنیم. این سخن در واقع یك رهنمود كلی است. ما الآن دو نگاه افراطی و تفریطی در جامعه داریم. بعضی‌ها معتقدند اصلاًً فرهنگ غرب را به طور کامل کنار بگذاریم . به دلیل اینكه این فرهنگ ناشی از روحیه سلطه‌جویانه بر همه‌ كشورهاست. بنابراین همه‌‌ ابزاری كه وجود دارد مروج همان فرهنگ خواهد بود یا به‌طور ناخودآگاه تأثیر خواهد گذاشت. این برخورد، افراطی است. یك برخورد تفریطی داریم كه نوعی انفعال است. اینكه هر چیزی هم از آن طرف می‌رسد چون حاصل اندیشه‌های انسانی است پس مورد پذیرش است و ما باید قبول كنیم. آن چیزی كه اوجش در آدم‌های غرب‌زده‌ای مثل تقی‌زاده مشهود بود و البته هنوز هم در جامعه ما وجود دارد.
به نظرم منظور آقا از برخورد حكیمانه یعنی: نه افراط و نه تفریط. باید حكیمانه برخورد كرد و انتخاب آگاهانه و متناسب با اوضاع داشت. چون فرهنگ چیزی نیست كه در یك جایی محبوس شود، بلكه سیال است. مسائل فرهنگی از هر نقطه‌ای به هر نقطه‌ جهان حركت می‌كند؛ مثلاًً ورزش‌های رزمی از شرق آسیا آمده است. ورزش‌های رزمی كه می‌آید، با خودش فرهنگ خودش را نیز می‌آورد. رزمی‌كارهای ایرانی وقتی به هم سلام می‌گویند به روش آنها سلام می‌گویند. در حالی كه در فرهنگ ما نبوده و ما طور دیگری سلام و احترام می‌گذاریم. من نمی‌گویم خوب یا بد! ممكن است خوب باشد چون در آنها احترام وجود دارد یعنی همان ارزشی كه ما هم داریم، ولی در صورتی می‌توانیم با این پدیده‌ ورزش‌های رزمی درست برخورد كنیم كه آن را و مسائل فرهنگی‌اش را بشناسیم كه در كجا متولد شده و چطور منتقل می‌شود؟ آیا در حال انتقال یك فرهنگ است، یا فقط یك ورزش و سرگرمی است؟
بنابراین شناخت شرایط اجتماعی و فرهنگی پدیده‌های فرهنگی و مبانی نظری‌اش موجب می‌شود ما انتخاب حكیمانه داشته باشیم. مطلب دوم این است كه ما با مبانی محكمی كه از دین‌ و فرهنگ چندهزار ساله‌مان داریم، قدرت انتقال مفاهیم فرهنگی را در سطح زیاد و مهمی داریم. همین اتفاقی كه الآن در دنیا افتاده، یعنی جمهوری اسلامی ایران الآن حرف‌هایش در همه جای دنیا وجود دارد. رسانه‌ها كمك كرده، بالاخره ما حرفی برای گفتن داشتیم منتقلش كنیم. اگر حرفی نداشته باشیم هرقدر هم رسانه باشد، فایده نخواهد داشت.

* سه پیشنهاد اجرایی
اطاعت از رهبری [فقط] به معنای تأیید گفته‌ها یا بازگویی سخنان ایشان نیست. اطاعت از رهبری یعنی اینكه به یك برنامه‌ عملی و اجرایی برسیم كه قابل ارزشیابی باشد. ضمن عرض ارادت به اعضای شورای انقلاب فرهنگی كه همه‌ این بزرگواران از سرمایه‌های مملكت هستند، پیشنهاد دارم كه یك گروه ارزشیابی نسبت به فعالیت‌های فرهنگی كشور، نهادها، مؤسسات فرهنگی با بودجه‌هایی كه دارند و حتی آدم‌های فرهنگی مؤثر در سطح ملی تشكیل شود تا از فعالیت‌های فرهنگی در كشور برآوردی داشته باشند كه به شكل یك ارزشیابی دائم و مداوم در شورا برای تصمیمات بعدی‌شان عرضه شود.
دوم اینكه، در جلسات شورا، مصادیق فرهنگی و موضوعات به صورت مستقل مطرح شود. مثلاًً سینما در چند جلسه بحث شود، اینکه سینماها وضعیتش چطور است، قبلش چگونه بود و آینده‌اش چگونه است؟ بحث كتاب و ... نیز همین‌طور است صاحب‌نظران را دعوت كنند و نظر بگیرند و در كمیسیون مطرح كنند.
نكته‌ سوم اینكه، در شورای ‌عالی انقلاب فرهنگی جای بحث مربوط به كودكان و نوجوانان خالی است و حتی فكر می‌كنم از اعضا كسی نباشد كه در این زمینه تخصص داشته باشد. منهای این قضیه، شاید لازم باشد كمیسیونی در این باره تشكیل شود.
* مدیرعامل پیشین كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)


نيم نگاه
فتح الله پریشان

پیامد بازی خطرناک عربستان در منطقه؟!
نگاهی به تحولات روزها و هفته‌های اخیر منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) با محوریت تحولات سوریه، نشان می‌دهد که عربستان در برنامه‌ریزی‌ها، طراحی‌ها و اجرای عملیات‌های تروریستی علیه ملت سوریه و اقدامات براندازانه و چالش‌ساز برای حاکمیت این کشور نقش کلیدی در گسیل عناصر افراطی، پول و تجهیزات نظامی به سوریه داشته و از دست یازیدن به هیچ اقدامی اعم از ضداسلامی، ضدانسانی و ضدحقوق بین‌المللی فروگذار نکرده است.
تربیت‌یافتگان وهابی در بلبشوی تحولات منطقه بنا بر اقتضای سیاست‌های طراحی شده در پشت پرده خیانت غربی ـ عربی ـ عبری برای پارادایم بیداری اسلامی منطقه غرب آسیا، حتی به نیروهای تروریست خود هم رحم نمی‌کنند و علاوه بر سوریه تلاش می‌کنند ضعف‌های عملیاتی و تروریستی خود در سوریه را با گشودن جبهه‌های جدید در عراق و لبنان بپوشانند.
در بحران سوریه از ابتدا تاکنون عربستان حدود 20 هزار تروریست به این کشور فرستاده است؛ اما رعایت نکردن قواعد بازی از سوی شیوخ زیاده‌خواه سعودی باعث شده در هفته‌های اخیر ترکیه و قطر خود را از این درگیری‌ها کنار بکشند؛ به گونه‌ای که در حال حاضر عربستان در سوریه هیچ هم‌پیمانی جز رژیم صهیونیستی ندارد. لذا با توجه به ضعف عربستان و دنباله‌های سلفی‌اش در سوریه برخی از نیرو‌های آنها که مربوط به گروه داعش(دولت اسلامی عراق و شام) هستند وارد عراق شده‌ و ناامنی‌های گسترده‌ای را در عراق به وجود آورده‌اند. دولت عراق اسناد و مدارک مربوط به دست داشتن عربستان سعودی در جنایت‌های تروریستی الانبار را منتشر کرد. از سوی دیگر، انباشت تروریست‌های سلفی و تکفیری جامانده از سوریه در مناطق مرزی و شمالی لبنان، نگرانی‌ها از انفجار شرایط حساس این کشور را نیز بیشتر کرده و تحلیل‌گران را بر آن داشته که ممکن است عربستان ناتوانی خود در به‌دست آوردن پیروزی و حفظ مواضع در سوریه را با به خاک و خون کشیدن لبنان جبران کند.
نکته قابل توجه اینکه عربستان و دنباله‌های سلفی‌اش در هیچ کجا منافع‌شان با رژیم صهیونیستی تقاطع پیدا نمی‌کند. حتی نیروهای القاعده نیز هیچ حرکتی علیه این رژیم نامشروع انجام نمی‌دهند و این خود جای سوال دارد که بین القاعده و رژیم صهیونیستی چه نسبتی هست که مجروحان سلفی و تکفیری و مزدوران «النصره» و «داعش» در بیمارستان‌های «نهاریا» و «حیفا» درمان می‌شوند؟ چگونه است که صهیونیست‌ها یک بیمارستان صحرایی برای رسیدگی به تروریست‌های القاعده در «جولان» دایر کرده‌اند؟
طراحی جبهه النصره و تأمین آنها با دلارهای نفتی، برنامه‌ریزی برای ایجاد داعش(دولت اسلامی عراق و شام) و اینک کمک به شکل‌گیری جبهه اسلامی متشکل از هفت گروه، برگ‌های بازی خطرناک عربستان برای مدیریت خونبار تحولات کوتاه‌مدت سوریه و بلندمدت منطقه است. این تروریست‌ها نه تنها حقوق بین‌المللی درخصوص پاسداشت حریم دیگر واحدهای سیاسی را رعایت نمی‌کنند، بلکه تیغ به روی کسانی می‌کشند که رو به همان قبله آنها نماز می‌خوانند.
پدیده‌ای که در این روزها شاهدش هستیم و تا به حال هرگز سابقه نداشته، انجام عملیات‌های انتحاری گروه‌های تکفیری بر ضد دیگر نیروهای تکفیری است. همان گونه که تنها در روز اول درگیری‌ها، شاهد انجام شش عملیات انتحاری از طرف داعش بر ضد نیروهای جبهه اسلامی و هم‌پیمانان آن بودیم. درگیری بین «دولت اسلامی عراق و شام» [داعش] از یک طرف و جبهه النصره و جبهه اسلامی و جیش المجاهدین و جبهه انقلابیون سوریه و ارتش آزاد سوریه از طرف دیگر، هنوز ادامه دارد.
در صورتی که عربستان به بازی خطرناک خود در منطقه ادامه دهد، این روند در ماه‌های آینده می‎تواند منطقه را به پرتگاه جنگی فراگیر سوق دهد که مسلماًً بزرگ‌ترین بازنده آن، خود عربستان خواهد بود. اوضاع بحرانی لبنان در صورت لغزش، توان سرایت به دیگر مناطق مستعد نظیر بحرین و قطیف را هم دارا است. کما اینکه چندی پیش نیز حزب‌الله لبنان در بیانیه‌ای اوضاع بحرین را غیرقابل تحمل دانست.


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند (12)
خروج روس ورود انگلیس!

جنگلی‌ها تا پایان سال ۱۹۱۷ توانستند مواضع خود را در گیلان مستحکم کنند و با نصب نیروهای خود در گیلان اداره این منطقه را در دست بگیرند. آنان درحوزه مأموریت خود دست به اصلاحات اجتماعی مهمی زدند، دهقانان را از پرداخت مالیات معاف کردند، آبرسانی را در دست گرفتند و با انجام اقدامات اصلاحی به ارتقای کشاورزی در منطقه منجر شدند. در این مقطع در حالی که همه ایران درگیر قحطی ناشی از اشغال سرزمین توسط قوای انگلیس بود تولید کشاورزی گیلان به بالاترین حد خود رسید. جنگلی‌ها در این بازه زمانی کوتاه با ارسال برنج به تهران قحطی‌زده به‌منظور کاهش تلفات مرگ و میر ناشی از قحطی و همین‌طور در مناطق اطراف گیلان اقداماتی انجام دادند. اما این نوع کمک‌رسانی‌ها نتوانست تأثیر چندانی بر خوراک مردم منطقه و حال و روز غمبار اهالی تهران داشته باشد، به طوری که اندکی پس از کشتار جنگلی‌ها به‌دست رضاخان قلدر عامل نظامی انگلیسی‌ها در ایران، و با از بین رفتن نهضت جنگل، شاهد گسترش فقر و گرسنگی حتی در مناطق سرسبز شمال هستیم.
پس از خروج نیروهای روسی از شمال ایران، انگلستان برای اشغال سرزمین‌های حاصلخیز شمال ایران و تسلط بر منابع منطقه به‌منظور تأمین آذوقه مورد نیاز نیروهای مبارز خویش دست به کار شد. اما ارتش انقلابی ۱۰ هزار نفری میرزاکوچک‌خان مانع اساسی بر سر راه اهداف ضدبشری انگلیس بود. بنابراین انگلیس با رخنه در بدنه نهضت جنگل و ایجاد اختلاف در بین رهبران نهضت با دوقطبی کردن آن توانست تا حدود زیادی قدرت ایجاد شده ناشی از اتحاد مذهبی را تضعیف کند. به‌دنبال آن برخی رهبران نهضت جنگل از مبانی دینی فاصله گرفتند و به کاسه‌لیسی اشغالگران بسنده کردند و به دنبال خود برخی نیروهای بی‌بصیرت را نیز از اطراف میرزا پراکنده کردند. سپس انگلیس خبیث طبق توافقنامه محرمانه با دولت مرکزی ایران که با کودتای انگلیس اسفند ۱۲۹۹ روی کار آمده بود، مهر نابودی بر قیام جنگل زد. بریگاد قزاق به رهبری رضاخان از ضعف جنبش استفاده کرد و طی شبیخون‌های فراوان و کشتن صدها جنگلی عاشق میهن، نیروهای انقلابی میرزا را وادار به عقب‌نشینی به جنگل‌ها و ده‌کوره‌های اطراف گیلان کرد. بعضی از فرماندهان وفادار میرزا تسلیم و یا کشته شدند و میرزاکوچک‌خان موسس نهضت که قصد عزیمت به دیار خلخال کرده بود، در کوه‌های خلخال دچار سرما و توفان شدید شد و در ۱۱ آذر سال ۱۳۰۰ از پای درآمد.
این چنین بود که استعمار پیر با اقدامات ضدبشری خود توانست یکی از قیام‌های مردمی مدافع سرزمین، ناموس، مذهب و عقاید پاک بشری را زیر چکمه‌های دست‌نشاندگانش لگدکوب کند و با کشتار هزاران دلاور، تخریب و سوزاندن منازل و مزارع اهالی شمال، تیره‌بختی دیگری بر این بخش از ایران رقم بزند.
حکم جهاد علما برای حفظ شریعت
با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۲۹۳ هـ . ش (۱۹۱۴ میلادی) دو کشور روس و انگلیس با نقض بی‌طرفی ایران به اشغال این سرزمین دست زدند. با ورود دولت عثمانی به جنگ و قرار گرفتن دولت مزبور در جبهه متحدین، حساسیت و نگرانی دو دولت روس و انگلیس از اتحاد مذهبی ما بین بدنه مردمی امپراتوری عثمانی و ایران علیه متفقین افزایش یافت. از این‌رو سراسر خاک ایران را عرصه تجاوزها و تعدی های خود قرار دادند. با پیشروی‌های قوای انگلیس از جنوب عراق، به‌تدریج نیروهای عثمانی و مجاهدین مسلمان، عمدتاً شیعیان عراق متحمل شکست‌های جبران‌ناپذیری شدند. این وضع اسفناک و بحرانی علما و مراجع عظام مقیم ایران و عتبات عراق را به واکنش وا داشت. بسیاری از مراجع مقیم نجف برای حفظ اسلام، نوامیس و اموال مسلمانان با صدور فتاوای جهاد به صورت مشترک و مستقل علیه متجاوزان به مقابله پرداختند. به تبعیت از مراجع عظام نجف، مجتهدان عالی ایران نیز با صدور فتاوای جهاد عموم مردم را شرعاً مکلف به دفاع از ایران و اسلام که بی رحمانه مورد هجمه اجانب قرار گرفته بود، کردند.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 233
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

سیاست­های اقتصادی حزب مؤتلفه
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (17)

در شماره گذشته، در پرتو بررسی سیاست­های داخلی حزب مؤتلفه اسلامی با سیاست­های عمومی و انتخاباتی این حزب آشنا شدیم. در ادامه به واکاوی سیاست­های اقتصادی، به‌عنوان سومین جزء از سیاست­های داخلی حزب مؤتلفه می­پردازیم.

3ـ سیاست­های اقتصادی
حزب مؤتلفه سیاست‌های اقتصادی خود را بر اقتصادی بنا کرده است که آحاد مردم بیشترین نقش را در قالب فعالیت‌های خصوصی و تعاونی در آن خواهند داشت و مبنای آن فقه شیعه، هویت آن اسلامی و هدف آن تعالی اقتصاد ایران است. این سیاست‌ها در مرامنامه جدید مؤتلفه این‌گونه بیان شده است:
1ـ ایجاد اشتغال و امكانات مساوی برای تمام اقشار جامعه به‌ویژه جوانان و كارگران كه سرمایه‌­ای جز نیروی كار ندارند به طوری كه ضمن اشتغال برای امرار معاش، فرصت كافی برای شركت در فعالیت­های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشند.
2 ـ تأمین مسكن
3ـ ارتقای سطح آموزش­های فنی حرفه­ای به منظور تربیت نیروهای ماهر برای رشد و توسعه اقتصادی
4ـ افزایش تولیدات كشاورزی و صنعتی و دامی از طریق برنامه‌ریزی كلان اقتصادی
5ـ خروج از اقتصاد تك محصولی نفت، تولید و فروش فرآورده‌های نفتی به جای نفت خام
6ـ جلوگیری از تسلط اقتصادی بیگانگان
7ـ حمایت از تولید و صنایع داخلی و ارتقای سطح كمی و كیفی محصولات برای رقابت با تولیدات خارجی و جلوگیری از تعطیل و توقف كارخانجات
8ـ توسعه صادرات
9ـ رشد و توسعه بخش‌های تعاونی تولید و توزیع
10ـ جلوگیری از سوء‌استفاده‌های مالی، اختلاس، غارت بیت‌المال و انفال و ثروت­های عمومی، ربا، رشوه و سوء‌استفاده در معاملات دولتی
11ـ توزیع ثروت از طریق تدوین نظام صحیح مالیاتی از جمله معافیت­های مالیاتی برای اقشار حقوق‌بگیر و كم‌درآمد
12ـ توزیع عادلانه امكانات اقتصادی و سرمایه‌گذاری در سطح كشور.(۱)
علاوه بر این، در لابه‌لای نظرات بزرگان مؤتلفه چنین آمده است:
الف ـ کوچک ساختن دولت: چابک‌سازی دولت امروز از سیاست‌های اصولی و عقلانی هر حکومت و جامعه‌ای است که در نظرات حزب مؤتلفه نیز می‌توان ردپایی از آن را یافت. محمدنبی حبیبی، دبیرکل کنونی حزب مؤتلفه، در این باره معتقد است: «دولت باید تصدی‌گری را رها کند.»(۲) مرحوم حبیب‌الله عسگراولادی، دبیرکل سابق حزب نیز اعتقاد داشت: «سپردن امور به مردم و کاستن از حجم دولت، راه‌حل جلوگیری از فساد اداری است.»(۳) انبارلویی می‌گوید: بخش عظیم اقتصادی كه در دست دولت است؛ مانند مراكز عظیم خریدی كه در دست وزارت بازرگانی است، به مردم منتقل شود. اصولاً كارهایی كه مردم می‏توانند انجام دهند، بگذاریم انجام دهند. دولت، تجارت، زراعت و كارخانه‏داری نكند، بلكه با كمك یك ارتش منظم، یك نیروی انتظامی مقتدر، یك نهاد نیرومند دریافت مالیات و یك نهاد نیرومند قضایی جوانب را كنترل كند و به مردم اطمینان بدهد تا مردم بتوانند خودشان كشور را اداره كنند(۴) انبارلویی پیشنهاد می‌کند شركت­های نیمه‌دولتی، براساس سازوکاری که مجلس تعیین می‌کند، تحت نظارت مجلس و دولت، به مردم واگذار گردد.(۵)
ب ـ کاهش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی: یکی از معضلات جدی دولت‌های جهان سومی، وابسته بودن آنها به لحاظ درآمد مالی به نفت است که تلاش برای کاهش این وابستگی بعد از انقلاب به صورت تدریجی در دستور کار دولت‌های انقلاب بوده است. محمدنبی حبیبی، در این مورد تقاضا می‌کند: «مجلس وابستگی شدید بودجه به درآمدهای نفتی را کاهش دهد.»(۶) مؤتلفه پیشنهاد می‌دهد زمینه اصلی سرمایه‏گذاری دولت از نفت به جهانگردی تغییر یابد؛ زیرا جهانگردی (جذب جهانگردان خارجی) اشتغال بیشتری می‏آفریند، زودبازده است، حاكمیت ملّی را در معرض تهدید قرار نمی‏دهد و مشاركت در آن، مورد علاقه بخش خصوصی است.(۷)
ج ـ اصل موازنه: مهندس میرسلیم به مفهومی به نام «موازنه» اعتقاد دارد كه در اصلِ «نه ظلم كنید و نه ظلم بپذیرید» خلاصه می‏شود. به عنوان مثال، او معتقد است در رابطه كارگر و كارفرما، نه كارفرما حق دارد از كارگر بهترین كار را توقع داشته باشد و سپس از دستمزد او كم بگذارد و یا آن را با تأخیر و تخفیف پرداخت كند و نه كارگر حق دارد از كیفیت و كمیت كار كم بگذارد و بعد انتظار دریافت اجرت كامل داشته باشد.
دـ معماری نظام نوین اقتصادی كشور برمبنای فقه پویا و غنی جعفری(۸) با روی آوردن به اقتصاد عالمانه(۹) و خالص اسلامی، به دور از اقتصاد غرب و شرق.
ه ـ بهره‏برداری از نظرات صاحب‌نظران مستقل كه دارای حزب و تشكل باشند، برای حل مشكلات اقتصادی كشور
وـ واگذاری امور اقتصادی كشور به مجریان امین و صالح كه به تجربه نشان داده‏اند از ایثار جان و مال خود در راه به ثمر رسیدن اسلام ناب محمدی(ص) دریغ ندارند.
زـ بهره‏گیری از قانون اساسی كه خون­بهای ایثار و فداكاری­های میلیون‏ها شهید و جانباز و آزاده است؛ برای حل مشكلات اقتصادی كشور.
ح ـ رعایت چارچوبی كه امام و رهبری برای ما در زمینه اقتصادی و... ترسیم كرده و می‏كنند، بدون توجه به سلایق شخصی و یا گروهی.(۱۰)
ط ـ كاهش قیمت برق كشاورزی: در صورتی كه موتورهای آب كشاورزی برقی شود، از محل صادرات گازوئیل مصرفی این موتورها می‏توان سالیانه 600 تا 900 میلیون دلار درآمد كسب کرد.(۱۱)
ی ـ حفظ ارزش پول ملّی.
و مواردی از قبیل؛
ـ نگرش منتقدانه دولت به عملكرد خود.
ـ نظارت جدی دولت بر قیمت‌ها به ویژه در بخش تولیدات دولتی.(۱۲)
ـ افزایش سرمایه‏گذاری غیر دولتی.(۱۳)
ـ خرج درآمدهای مشروع در چارچوب مبنای اسلام.(۱۴)
ـ پرهیز از اقتصاد سرمایه‏داری [به شیوه غربی].
ـ اولویت دادن به بخش كشاورزی.(۱۵)
ـ نظام یارانه دادن غیر از اتلاف منابع و نشاندن اغنیا بر سر سفره فقرا ثمری ندارد.
ـ بهتر است كنترل قیمت­ها با سیستم رقابتی صورت گیرد تا با سیستم فیزیكی.
مبارزه با انحصارات.(۱۶)
ـ ارج نهادن به كسانی كه از مجاری صحیح تلاش اقتصادی سالم و قانونی دارند.
ـ مبارزه با كسانی كه از طریق سوء‌استفاده و رانت‌خواری قصد امرار معاش دارند.
ـ عزم ملّی برای پر كردن هر چه سریع­تر شكاف طبقاتی موجود در جامعه كه ناشی از بی‌تدبیری، غفلت و گاهی هم سوء‌سیاست­ها و یا اجرا نکردن سیاست­های درست است.(۱۷)
در مجموع می‏توان گفت مؤتلفه به دنبال یك اقتصاد خصوصی ارزش‌محور مبتنی بر مقررات فقهی شیعه اثنی‌عشری، تحت نظارت دولت با هدف جلوگیری از ظلم مردم به یكدیگر همراه با تدابیری نظیر سرمایه‏گذاری بیشتر روی صنعت گردشگری، كاهش قیمت برق كشاورزی، حذف انحصارات دولتی، جهت دادن به یارانه‏ها و حذف برخی از آنها و... است. نویسنده با این دیدگاه دکتر یحیی آل‌اسحاق از بزرگان سابق مؤتلفه موافق است که دیدگاه اقتصادی حزب را در سه مفهوم جمع‌بندی کرده است: «معنویت، هویت اسلامی و روابط خدایی مبنای تعالی اقتصاد ایرانی».(۱۸)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 234
فتح الله پريشان

ویژگی‌های جامعه و دولت مطلوب از منظر دوانی
غایت‌ اندیشه‌ورزی هر اندیشمند علوم اجتماعی و سیاسی، ارائه خصایص و ویژگی‌های جامعه مطلوب سیاسی است که با ملاحظه وضعیت موجود و با در نظر گرفتن معیارهایی، رسیدن به جامعه مطلوب را به افراد و جامعه بشری توصیه می‌کند. غایت‌نگری فیلسوفان مسلمان و از جمله محقق دوانی، آنان را بر آن می‌دارد که جوامع و دولت‌ها را بر اساس اهداف و غایات آنها طبقه‌بندی کنند. علامه دوانی اساس و بنیان پیدایش، شکل‌گیری، تمدن‌سازی و سیاست‌گذاری جامعه مطلوب خود را بر شناخت و کسب کمالات و سعادات و اصولی که به آنها منجر می‌شود و شناسایی و دوری از رذایل می‌داند. جامعه مطلوب وی از ویژگی‌های ذیل برخوردار است: ۱ـ افراد آن در عمل و نظر دارای وحدت در معرفت و غایت هستند. ۲ـ طبقات معرفتی آن عبارتند از: فضلا، اهل ایمان، اهل تسلیم، عوام‌الناس (مستضعفان). ۳ـ همگان از حق شهروندی برخوردارند. ۴ـ همگان از ریاست فاضله به قدر استعدادشان بهره‌مند می‌شوند. افراد چنین جامعه و دولتی هم در کسب اصول اعمال صالح تلاش دارند و هم در اعتقادات صحیح و حق مشترکند و همگی معارف اعتقادی‌شان واحد است و اگرچه در اشخاص و حالات و روحیات اختلاف دارند، در سیره عملی‌شان بر حسب اعتقادات و اعمال شایسته و نیک وحدت‌نظر دارند.(۱) افراد جامعه سیاسی مطلوب دوانی اگرچه به‌اجمال در درک امور مربوط به مبدأ و معاد مشترکند، در تفصیل مسائل آن دو و میزان معرفت به آنها بسیار متفاوت هستند. دسته‌ای به دلیل برخورداری از معارف عمیق، از تأیید الهی برخوردارند و از تعلقات طبعی و آثار آن به دور هستند. اینان از بزرگان اولیای الهی و استوانه‌های حکما به شمار می‌آیند.(۲) دسته دوم، آنانی هستند که قوه تعقلی دسته اول را ندارند و نمی‌توانند حقایق را به دور از رنگ و صورت و هیئت و شکل و محل و کیفیت آنها تصور کنند. اینان حقایق را از طریق معنای موهومه درک می‌کنند. این دسته را دوانی به تبع خواجه طوسی «اهل ایمان» می‌نامد.(۳) دسته دیگر یک مرتبه از مرتبه معرفتی اهل ایمان پایین‌ترند و معارف حقه از مبدأ و معاد را با صورت‌های خیالی درک می‌کنند. اینان نیز به عجز خود و برتری دو دسته قبلی اعتراف دارند. دوانی از این افراد به «اهل تسلیم» تعبیر می‌کند. دسته چهارم نظیر دسته‌ای سه‌گانه قبلی به مبدأ و معاد و امور مربوط به آن به‌اجمال اعتراف دارند؛ اما درجه معرفتی‌شان از آنها کمتر است، به طوری که حقایق را از طریق مثال‌های محسوس و صورت‌هایی که از حقایق فاضله بسیاری دارند، درک می‌کنند. اینان همان «عوام‌الناس» و به تعبیر دوانی «مستضعفان» هستند.(۴)
ویژگی دیگر مدینه فاضله آن است که افراد آن ضمن اینکه به کسب معارف و اخلاق صالحه می‌پردازند و بسته به استعدادهای‌شان از معارف حق برخوردارند و با ضرورت دانستن علم مدنی در امور سیاسی فعال هستند، همگی به میزان توانایی خود به تلاش و کوشش می‌پردازند و صناعتی را فرامی‌گیرند تا بتوانند نیازهای یکدیگر را برطرف کنند. البته چنین نگرشی خلاف آن چیزی است که افلاطون در مدینه فاضله برای شهروندان قائل است. او شهروندان را تنها به فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری سیاسی دعوت می‌کند، به طوری که تمام تلاش و فعالیت خود را مصروف آن کنند. در مدینه فاضله محقق دوانی، صاحب شریعت، یعنی پیامبر اسلام(ص) خود به تلاش و فعالیت فراوان می‌پردازد، به طوری که هر کس از افراد جامعه و پیروان او به قدر استعداد خود از وی بهره می‌برند تا نفوس ناقصه‌شان را تکمیل کنند. مردم جامعه مطلوب دوانی که دولت مطلوب وی نیز با آن تعریف می‌شود، در پیروی از صاحب شریعت (مدبر فاضل) از تعصب و دشمنی با یکدیگر دوری می‌کنند، بلکه با توجهاتی که صاحب شریعت دارد، همگان به کمالی که مستعد آن هستند، روی می‌آورند.(۵)
البته محقق دوانی نیز نظیر سایر فیلسوفان سلف، برای جامعه و دولت مطلوب خود ارکان و لوازمی را ترسیم می‌کند که در شماره آینده به آن خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

نقدها و شاخصهای نظام سیاسی دموکراتیک
همان طور که در شماره‌های گذشته گفته شد، دموکراسی با وجود شهرتی که به‌عنوان یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات تاریخ بشری داشته، از مبهم‌ترین واژگان سیاسی اجتماعی نیز به شمار می‌آید؛ چرا که اختلافات فراوانی درباره معنا و مفهوم دموکراسی و نیز انواع آن وجود داشته است. به‌گونه‌ای که به سختی می‌توان به زبان مشترکی در زمینه دموکراسی دست یافت. به همین دلیل دموکراسی به موازات داشتن دوستان و طرفداران زیاد، از دشمنان با‌انگیزه و جدی نیز برخوردار بوده و همواره در بوته نقد و نظر هواخواهان و مخالفان گداخته شده است.

توجیهات و نقدهای دموکراسی
حکومت دموکراتیک در عهد باستان و پیش از قرون جدید در نظر همه فلاسفه و اندیشمندان سیاسی و نظامی نامطلوب به شمار می‌رفت. افلاطون دموکراسی را حکومت مردم نادان و بی‌خبر از حقایق می‌دانست. ارسطو نیز دموکراسی را حکومت اکثریت تهیدستانی می‌دانست که همانند توانگران از فضیلت اعتدال و میانه‌روی به دورند. در قرون وسطی نیز دموکراسی تنها به عنوان یکی از اجزای نظام سیاسی مختلط پذیرفته می‌شد که در کنار عنصر شاهی و اشرافی، موجب تعدیل و توازن نظام سیاسی می‌شد. در قرون جدید نیز اندیشمندانی مانند ماکیاولی، هابز، برک، هگل، مارکس و موسکا و پاره‌تو و... نقدهای اساسی بر دموکراسی وارد کرده‌اند. به طور کلی معمولاً مکاتبی همچون محافظه‌کاری، نخبه‌گرایی و فاشیسم به نقد دموکراسی پرداخته‌اند. برخی از صاحب‌نظران نیز با نظر به آموزه‌های دینی (به‌ویژه دین اسلام) نقدهایی را بر دموكراسی وارد کرده‌اند.(۱)
اما دفاع از دموکراسی تنها مربوط به دوران پس از انقلاب فرانسه است و در دوران اخیر به اوج خود رسیده است. توجیه دموکراسی به‌عنوان بهترین شکل نظام سیاسی عمدتاًً از دیدگاه مکاتبی مانند لیبرالیسم، فایده‌گرایی، نسبی‌گرایی و عقل‌گرایی صورت گرفته است و به دلایلی مانند تأمین آزادی افراد و تأمین حقوق انسان و برقراری ثبات سیاسی توجیه شده است. برخی از اندیشمندان نیز دموکراسی را فراتر از یک نظام سیاسی تلقی کرده و از آن به مثابه یک ارزش و هنجار برای مطلق زندگی فردی و اجتماعی دفاع کرده‌اند. متفکران دموکراتی مانند هابهاوس، لیندسی، جان دیویی، هانا آرنت، هابرماس و گیدنز نیز چنین رهیافتی دارند. در این رهیافت، دموکراسی صرفاً شکلی از حکومت نیست، بلکه پیش از هر چیز یک فلسفه اجتماعی، نوعی راه زندگی و مجموعه‌ای از آرمان‌ها و نظریات است که نه تنها در مورد امر سیاسی صادق است، بلکه شامل روابط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان نیز می‌گردد و حتی به شکلی عمیق‌تر به عنوان شیوه تفکر و شیوه ذهن تصور می‌شود.(۲)
این اختلافات در مورد مفهوم دموکراسی به گونه‌ای است که در عصر حاضر حتی نظامهای دیکتاتوری و استبدادی نیز از دموکراسی داد سخن به میان آورده‌اند. برای مثال حتی دیکتاتوری همچون محمدرضا پهلوی که جنایات او علیه آزادی و حقوق‌بشر حتی صدای حامیان آمریکایی‌اش را هم در آورده بود خود را طرفدار دموکراسی می‌دانست. وی در کتاب «مأموریت برای وطنم» چنین می‌نویسد: «دموکراسی از نظر من مفهوم بسیار وسیعی دارد که شامل فعالیت‌های متنوع است، اما دموکراسی تنها عبارت از یک سلسله فعالیت و اقدام نیست، بلکه یک نوع فلسفه زندگانی است بنابراین برای ما ایرانیان که در طریق وصول به دموکراسی واقعی گام برمیداریم، فرض است که همواره این نکته را نصب‌العین خویش قرار دهیم که برای رسیدن به این منظور تحمل هر دشواری، سهل و سزاوار است. ما تاکنون مسافتی بزرگ از این راه را پیموده‌ایم و از همین جهت تصور می‌کنم اکثریت مردم از مفهوم واقعی دموکراسی آگاه شده باشند. ما ایرانیان باید خواهان پیشرفت سریع در وصول به هدف دموکراسی باشیم.»(۳)

شاخص‌های حكومت دموكراتیك
حال که هر فرد، نحله فکری و جریان و حکومت سیاسی به تصور تفسیرهای خودساخته، خودش را دموکرات دانسته، در وصف دموکراسی مثنوی‌ها سیاه می‌کند، این سوال مهم مطرح می‌شود که؛ آیا سنجش میزان دموكراتیك بودن نظام‌های سیاسی و یا فهم تغییرات آن در جهت دموكراتیزاسیون به شاخص‌هایی نیاز است تا در پرتو آنها بتوان به صورت عینی درجه تحقق اصول كلی دموكراسی را در یک حکومت یا جامعه نشان داد؟ بررسی آثار و آرای مختلفی که در این باره نوشته شده است؛ نشان می‌دهد که شاخص‌هایی از منظر نویسندگان غربی و به تبع آنها برخی داخلی‌ها برای تعیین و سنجش میزان دموکراتیک بودن یک نظام سیاسی و یا روندی که حکومتی برای دموکرات شدن طی می‌کند، احصا شده است که برخی از آنها عبارتند از:
1ـ برگزاری انتخابات دوره‌ای و منظم؛ انتخابات یكی از راه‌های تحقق مشاركت سیاسی شهروندان است. با وجود انتقاداتی که برخی از نویسندگان به انتخابات به شكل كنونی دارند، بیشتر اندیشمندان برای سنجش میزان دموكراسی در یك كشور از شاخص انتخابات آزاد و منظم بهره جسته‌اند. بنابراین نفس برگزاری انتخابات یكی از شاخص‌های اصلی دموكراسی است، اما اینكه این انتخابات عادلانه و همراه با رقابت برابر و آزاد باشد، نشان‌دهنده تحقق دیگر معیارهای دموكراسی، یعنی آزادی سیاسی و برابری سیاسی است.
2ـ فقدان مناصب و مقامات غیرمنتخب؛ شاخص اصلی برای تحقق اصل حاكمیت مردم در دموكراسی‌های نمایندگی این است كه هیچ مسئول حكومتی بدون انتخاب مردم در منصب قدرت قرار نگیرد؛ خواه این تصدی به‌صورت مستقیم از سوی انتخاب مردم بوده باشد (مانند نمایندگان مجلس و رئیسجمهور) و یا به صورت غیرمستقیم انتخاب شده باشد. وجود مقام مافوق منتخبان مردم كه بتواند خواست و اراده مردم را نادیده بگیرد با روح دموكراسی كه همان حاكمیت مردم است مخالف است.
3 ـ آزادی احزاب و گروه‌های سیاسی؛ وجود احزاب سیاسی نیرومند كه هر یك نماینده خواست و اراده بخش‌های مختلفی از مردم محسوب می‌شوند، از ویژگیهای بارز و مشخصه اصلی دموكراسی است. بر طبق اصل آزادی سیاسی هم باید مردم بتوانند آزادانه در هر یك از این احزاب عضویت داشته باشند و هم احزاب باید از آزادی كامل برای رقابت برخوردار باشند. بنابراین عنصر «رقابت سیاسی» می‌تواند شاخص مهمی برای دموكراسی باشد و این شاخص تنها در صورت وجود دو یا چند حزب محقق می‌شود. به همین دلیل نظام‌های تكحزبی، دموكراتیك به شمار نمی‌روند.
4 ـ آزادی ‌بیان، رسانه‌ها و مطبوعات؛ برای بهوجود آمدن شرایط لازم برای رقابت برابر و آزاد گروه‌ها و احزاب و افزایش آگاهی مردم بهمنظور مشاركت مؤثر در تصمیم‌گیری‌های عمومی، وجود ابزارهایی مانند رسانه‌های آزاد و فعال و مطبوعات آزاد و به‌طوركلی تحقق آزادی‌های فردی و اجتماعی ضروری است. در صورتی كه شهروندان نتوانند خواسته‌های خود و یا نظرات مخالف خود را آزادانه بیان كنند و رسانه‌ها و مطبوعات نیز از انعكاس آن منع شوند و یا در انحصار گروه سیاسی خاصی قرار گیرند، خلل جدی به دو ركن اصلی دموكراسی، یعنی برابری و آزادی سیاسی وارد شده است.
۵ ـ وجود فرصت‌های سیاسی برابر برای همه شهروندان؛ در نظام دموكراسی، شهروندان باید از فرصت‌های برابر برای كسب مناصب مختلف برخوردار باشند و هر كس بتواند بر اساس شایستگی‌ها مناصب حكومتی را احراز كند. اگر حكومتی بر اساس زور، خون، نژاد و سایر ویژگی‌های طبیعی و یا غیرطبیعی شكل گیرد و یا در انحصار گروه یا طبقه خاصی قرار بگیرد، با دموكراسی فاصله زیادی دارد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

مفهوم پنهان‌نگاری
پنهان‌‌نگاری (sotericisme) یا نگارش بین خطوط، شیوه و هنری از نگارش است که در آن، فیلسوف سیاسی به دلایلی ایده‌ها و افکار خود را به گونه‌ای به نگارش در می‌آورد که فهم واقعی آن، برای همگان میسر نیست. آثاری که این‌گونه نوشته می‌شوند ممکن است به اشکال گوناگون دیالوگ، رساله، شرح، تعلیق و غیره نوشته شوند. نویسنده این گونه آثار، ابزارهای ادبی زیادی برای پنهان‌ کردن افکار و ایده‌های واقعی خود به کار می‌گیرد. ویژگی رازگونه چنین آثاری عبارتند از: پیچیدگی طرح، تناقضات، اسامی مستعار، تکرار نادرست بیانات پیشین، جملات عجیب و غریب و غیره. این مسئله سبب می‌گردد که فهم آن، نیازمند مطالعه دقیق و عمیق باشد؛ مطالعه‌ای که در وهله اول باید به پرسش‌هایی بپردازد که مربوط به مشکلات فلسفی است و در مرحله بعد، جزئیات ادبی را با دقت و با دلایل روشن متصل کند. از لحاظ تاریخی، پنهان‌نگاری ریشه در آثار فیلسوفان سیاسی کلاسیک دارد و به‌ویژه خاستگاه آن را باید در روش و شیوه افلاطون دنبال کرد. در فلسفه سیاسی اسلامی نیز کاربرد نسبتاً وسیعی از تمایز میان آموزه‌ آشکار و آموزه پنهان‌ می‌یابیم. آموزه آشکار، مبتنی بر دلایل خطابی است، در حالی که آموزه پنهان، مبتنی بر دلایل برهانی یا علمی است. محققان فلسفه سیاسی اسلامی تاکنون توجه کافی به این تمایز نداشتند، در حالی که این مسئله از اهمیت بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای برخوردار است. فارابی در رساله «تلخیص النوامیس» با صراحت تمام، پنهان‌نگاری افلاطون را بیان می‌کند: «افلاطون حکیم به خود اجازه نمی‌داد که علوم و دانش‌ها را برای همگان اظهار و بیان کند؛ از این رو روش رمز، لغزگویی، معماآوری و دشوارنمایی را برگزید.»
لئو اشتراوس اولین فیلسوف سیاسی است که به مطالعه جدی فهم فلسفه سیاسی اسلامی پرداخت. اشتراوس به هنگام مطالعه فلسفه سیاسی اسلامی با پدیده‌ای به نام «پنها‌ن‌نگاری» مواجه شد که این پدیده سبب شده است تاکنون فهم درستی از فلسفه سیاسی اسلامی صورت نگیرد. پدیده پنهان‌نگاری به ما می‌آموزد برای فهم متون سیاسی گذشته نمی‌توان از دو رهیافت مسلط «پیشرفت‌گرایی» و «تاریخ‌گرایی» بهره جست، بلکه باید با روش و شیوه «فهم تاریخی واقعی» پیش رفت، بدین معنا که متون سیاسی گذشته را آن‌گونه باید فهمید که نویسندگان آنها می‌فهمیدند. بر این اساس، اشتراوس را مفسر بزرگ متون فلسفه سیاسی از کلاسیک تا مدرن قلمداد می‌کنند، زیرا آموزه پنهان‌نگاری به او روش و شیوه‌ای برای فهم متون نشان داد که از این طریق توانست اکثر متون فلسفه سیاسی گذشته را بازخوانی کند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
ضعف و سوءمدیریت دستگاه‌ها
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مسئله اساسی که در رهنمودهای حضرت امام(ره) در طول حیات پربرکت‌شان می‌توان مشاهده کرد، تکیه بر نظارت و کنترل و انجام عمل در چارچوب قانون و مقررات است. علاوه بر آن معتقد بودند باید کارها و امور اجرایی در مدیریت صحیح و دینی و قانونی انجام گیرد و به همین موضوع در سرتاسر وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان اشاره دارند. در واقع خطر سوءمدیریت را گوشزد کرده‌اند. در اوایل سال‌های پیروزی انقلاب طی بیانی مرقوم فرمودند: «هان ای متصدیان و دولتمردان از رده به‌اصطلاح بالا تا پایین بهوش باشید که در دو راهی سعادت و شقاوت قرار دارید... اگر به‌واسطه سوءمدیریت و ضعف فکر و عمل شما به اسلام و مسلمین ضرری و خللی واقع شود و خود می‌دانید و به تصدی ادامه می‌دهید مرتکب گناهی عظیم و کبیره‌ای مهلک شده‌اید که عذاب بزرگ دامنگیرتان خواهد شد. هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می‌کند، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هوای نفسانی و بدون جوسازی، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است.» آنچه که حضرت امام راحل در اداره کشور از مسئولان و آحاد مردم انتظار داشته‌اند اینکه ارزش‌های اخلاقی و اسلامی برخاسته از مکتب اسلام در سطح مدیریت نظام جاری و ساری باشد. این موضوع در جای جای وصیت‌نامه دیده می‌شود.

فرازی از وصیت‌نامه امام(ره)
امام راحل در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان برای جلوگیری از سوءمدیریت نکات مهم و فراوانی را یادآور شدند. برای نمونه در بخش اجرایی به صراحت فرمودند: «از اموری که اصلاح و تصفیه و مراقبت از آن لازم است قوه اجراییه است. گاهی ممکن است که قوانین مترقی و مفید به حال جامعه از مجلس بگذرد و شورای نگهبان آن را تنفیذ کند و وزیر مسئول هم ابلاغ نماید، لکن به‌دست مجریان غیرصالح که افتاد آن را مسخ کنند و برخلاف مقررات یا با کاغذبازی‌ها یا پیچ‌وخم‌ها که به آن عادت کرده‌اند یا عمداً برای نگران نمودن مردم عمل کنند که به‌تدریج و مسامحه غائله ایجاد می‌کند.»
اصولاً قوانین خوب احتیاج به مجریان صالح دارد و قانون هر چند خیلی خوب و عالی نوشته شود و به‌صورت متن تدوین شده در اختیار قرار گیرد، اما از اجرای آن خبری نباشد همانند نسخه پزشکی است که داروی آن گرفته نشود و سر وقت مقرر مصرف نگردد، در این‌صورت هیچ خیر و سلامتی از آن ناشی نمی‌شود. هنگامی قانون ارزشمند است که به دست مدیران صالح و متخصصان عملیاتی شود و حاصل آن در زندگی مردم و رفع مشکلات و معضلات مشاهده گردد و این یکی از مطالبات اساسی امام(ره) در وصیت‌نامه بوده است.

کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب
امام راحل در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان و در رهنمودهای متعدد در دیدار مسئولان رده‌بالای نظام و عموم کارکنان دولتی دغدغه استفاده از متخصصان متعهد را یادآور شده‌اند که در واقع از سوءمدیریت جلوگیری می‌کند، به‌عبارتی در پیشگیری سوءمدیریت هم رهنمود داده‌اند و در وصیت‌نامه با صراحت مرقوم فرمودند: «بر دولت‌ها و دست‌اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمک‌های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند.» در رهنمود دیگری فرمودند: «دولتمردان از دانشمندان و متخصصان متعهد استمداد کنند تا رمز موفقیت را به دست آورند.» البته این نکته اساسی را هم لحاظ ‌کردند که استفاده از متخصصان متعهد موجب نشود صاحبان اصلی انقلاب کنار گذاشته شوند و در این‌باره فرمودند: «البته باید از متخصصان متعهد یا لااقل غیرمعاند استفاده شود، لکن نه به قیمت کنار گذاشتن صاحبان اصلی انقلاب. چشم‌ها و گوش‌ها را باز کنید که دشمنان حیله‌باز و کارکشته‌اند و ممکن است از ساده‌دلی شما استفاده کنند و مراکز حساس را کم‌کم به‌دست گیرند و انقلاب را به‌سوی غرب یا شرق بغلتانند... بنابراین یکی از آسیب‌های اساسی که موجب ضربه زدن به نظام و انقلاب اسلامی شده سوءمدیریت ناشی از متخصصان بوده و هست که الزاماً ‌باید در اداره کشور لحاظ شود.

حاکمیت ستمگرانه
حضرت امام راحل در فرازی از وصیت‌نامه‌شان رابطه و نوع برخورد حاکمان با مردم و اصول مهم و اساسی از ویژگی‌های متصدیان امور در حکومت مبتنی بر اسلام را برمی‌شمارند و آسیب‌هایی در سطح مدیران و وزیران را یادآور شدند و مرقوم فرمودند: «وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آن شماها و کارمندان وزارتخانه‌ها بودجه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنید مال ملت و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصاً مستضعفان باشید و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای‌نخواسته گاهی موجب غضب الهی می‌شود. همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصاً‌ طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستمشاهی از کشور و ذخایر آن کوتاه گردید و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید شماها کنار گذاشته می‌شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکار به جای شما ستم‌‌پیشگان پست‌ها را اشغال می‌نمایند.» حضرت امام(ره) در این فراز نکات حساس و مهم ناشی از سوءمدیریت را یادآور می‌شوند؛ کسی که قبول مسئولیت می‌کند اگر خودش را عملاً خدمتگزار نکند، به حاکمیت ستمکاران تبدیل شده یا می‌شود و یا روش زورگویان حاکم می‌گردد.

فاصله گرفتن از مردم
آنچه که بنیان حکومت‌ها را سست و آسیب‌پذیر می‌کند فاصله گرفتن حاکمان و متصدیان امور از زندگی عمومی مردم است، به‌خصوص آنهایی که در محرومیت گرفتارند. بی‌توجهی به مردم گرفتار و محروم، حاکمیت و دستگاه‌های اداره‌کننده کشور را در دامن آفت‌ها و آسیب‌های پنهان و درونی گرفتار می‌کند. طولی نمی‌کشد که متصدیان امور و حاکمان از درون دچار فروریختگی می‌شوند و این تجربه‌ای تاریخی است که در پیش‌روی امام بوده که همواره در تنفیذ روسای جمهور رهنمود می‌دادند و به دیگر مسئولان توصیه می‌کردند: «ما رهین منت مردم هستیم و باید به آنان خدمت کنیم.» یا در جای دیگر فرمودند: «مسئولین امر بایستی از طبقه‌ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده باشند و بهترین مسئولان را مسئولی می‌داند که خود درد رنج محرومین را از نزدیک لمس کرده و سختی محرومیت را چشیده است» و طی پیامی هشدار دادند: «توجه داشته باشند رئیس‌جمهور و وکلای مجلس از طبقه‌ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند. نه سرمایه‌داران و زمین‌خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی‌توانند بفهمند.» در این‌باره رهنمودها و نکاتی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آنها ناشی از سوءمدیریت مدیران و مسئولان در سطوح مختلف کشور بوده و هست و باید جلوی آن را به‌صورت جدی گرفت.

علاج واقعه پیش از وقوع
از مسائل مهم دیگری که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان بر آن تأکید کردند و در حوزه بحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی نقش تعیین‌کننده دارد و از طرفی مربوط به سوءمدیریت در دستگاه‌ها می‌باشد موضوع علاج واقعه پیش از وقوع است. بر همین مبنا عوامل تهدیدکننده در هر مقطع و موقعیتی باید شناسایی و از آن پیشگیری شود. این موضوع به نوعی به حوزه دستگاه مقننه یا به‌عبارتی مجلس شورای اسلامی مربوط می‌شود چون منبع و منشأ قدرت و تصمیم‌گیری و تصویب قانون در این قوه جایگاه دارد و دو قوای دیگر در واقع دستگاه‌های اجرایی قوانین مصوب هستند. به همین لحاظ حضرت امام راحل در وصیت‌نامه‌شان همین انتظار را دارند که مرقوم فرمودند: «از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای‌نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه‌بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، در مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.» یعنی یکی از آسیب‌ها برای انقلاب اسلامی نفوذ عناصر بی‌صلاحیت و بی‌کفایت یا وابسته به جریان‌های استعماری از طریق نمایندگی مجلس می‌باشد که خود مجلس الزاماً می‌بایست از این خطر تدابیر پیشگیرانه‌ای اندیشه کند و مانع جریان نفوذی شود.

ضعف در تدوین برنامه
یکی از نقاط آسیب‌پذیر در حوزه مدیریت کشور ضعف در تدوین برنامه است که این موضوع دارای نشانه‌های متعدد می‌باشد و در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام راحل آن را در حوزه نمایندگان مجلس و هیئت وزیران می‌توان جست‌وجو کرد. با توجه به محدودیت این ظرفیت می‌توان ابعاد آن را به بحث گذاشت؛ اما یکی از نشانه‌های بارز آن مطابق واقعیت‌ها نوشتن برنامه است. به عبارت دیگر به‌دلیل ضعف مطالعات و تحقیقات و پژوهشگری برنامه‌نویسی از واقعیت‌های جامعه با آنچه در پیش‌بینی‌ها لحاظ می‌شود بسیار فاصله دارد، همه مدیران سازمان‌ها و نهادها در این موضوع دخیل هستند. علاوه بر آن خطر از نقطه دیگری هم ناشی می‌گردد و آن کپی‌برداری از تفکرات و اندیشه‌های دیگران است و این خطر را حضرت امام(ره) مرتب به مسئولان نظام و مدیران گوشزد می‌کردند و در یکی از پیام‌های مهم‌شان یادآور شدند و با القای تفکرات و تحقیقات خودساخته به توده‌های محروم باورانده‌اند که باید تحت نفوذ ما زندگی کرد و والا راهی که برای ادامه حیات پابرهنه‌‌ها تدوین شده چون ناشی از القای تفکرات دیگران بود مناسب حال و واقعیت‌های جامعه دیده نشده و بنابراین ضعف برنامه‌ها از آسیب‌های بزرگی محسوب شده که در حوزه مدیریت مدیران ‌باید مورد دقت قرار گیرد.

ضعف در اجرای قانون
مورد دیگر از آسیب‌پذیری‌ها در حوزه مدیریت کشور که مورد عنایت حضرت امام(ره) بود ضعف در اجرای قانون است قانون و برنامه و مقررات خیلی خوب، راه‌گشا دیده و تدوین می‌شود، اما در اجرا دستخوش تغییر مدیرانی قرار می‌گیرد که یا نمی‌فهمند و درک درستی از آن ندارند یا اینکه در اجرای آن سستی و کوتاهی می‌کنند. در هر صورت به ضعف در اجرای قانون برمی‌گردد و این آسیب و خطر موجب شده بسیاری از مشکلات و معضلات باقی بماند. بخش زیادی از این مسئولیت به دستگاه قضایی هم مربوط می‌شود که پاسداری از حقوق مردم در خط و حرکت اسلامی به منظور پیشگیری از ستمگری و ستمکشی و فساد، فقر، تبعیض نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و از دیدگاه اسلام هم منصب قضا ظریف‌ترین و حساس‌ترین و مهم‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین منصب اجتماعی می‌باشد و حضرت امام خمینی(ره) به مسئولان قوه قضائیه در حکومت اسلامی یادآوری می‌کنند که وظیفه آنان اجرای مقررات اسلامی است که طی پیامی مرقوم فرمودند: «به قوه قضائیه عرض می‌کنم که مسئله قضا یک مسئله بسیار مهمی است و اگر انسان در آن قصور بکند، تقصیر بکند ضرر وارد می‌شود. اگر تقصیر باشد پیش خدای تبارک و تعالی مسئول است...»


از لابه لاي تاریخ

مرگ شاهان پهلوی
مردادماه سالمرگ شاهان سلسله پهلوي است. محمدرضا و پدرش هر دو در ماه مرداد مردند. هر دو در آفريقا و در قاهره و در مسجد زيدالرفاعي، جایي كه معمولاً اجساد پادشاهان و فراعنه مصر دفن هستند، به خاك سپرده شدند. پيش از اين دو نفر، آخرين شاهان سلسله قاجار نيز در خارج از ايران مردند. محمدعلي شاه قاجار كه در 28 دي 1285 متعاقب مرگ پدرش مظفرالدين شاه تاجگذاري كرد در كشاكش جنبش مشروطه روز هفتم مهر 1288 از طريق بندر انزلي به روسيه گريخت و از آنجا راهي اروپا شد و در 16 فروردين 1303 به بيماري ديابت در 54 سالگي در پاريس درگذشت. شش سال بعد فرزند او احمدشاه نيز در پاريس درگذشت. احمدشاه در 11 آبان 1302 در دوران نخست‌وزيري سردار سپه و در برابر اقتدار روزافزون وي، از بيم جان خود راهي اروپا شد و تا پايان عمر نتوانست به ايران بازگردد. رضاخان نيز در غياب وي زمينه بركناري او و انقراض سلسله قاجار را فراهم آورد و اين طرح را در 9 آبان 1304 عملي ساخت. احمدشاه چهار سال بعد در نهم اسفند 1308 در 32 سالگي به مرض كليه در پاريس جان خود را از دست داد. پس از احمدشاه، رضاشاه نيز در تبعيد مرد. او روز 25 شهريور 1320 متعاقب اشغال نظامي ايران توسط متفقين، به حالت تبعيد به بندرعباس برده شد. سپس در هشتم مهر، كشتي انگليسي حامل وي ساحل ايران را به قصد بندر بمبئي در هند ترك كرد. روز ۹ مهر كشتي به بندر بمبئي و روز 18 مهر به جزيره موريس رسيد. رضاشاه چند ماهي در اين جزيره نگاه داشته شد. سپس روز هفت فروردين 1321 به بندر دوربان در آفريقاي جنوبي برده شد و دو ماه بعد با قطار به ژوهانسبورگ انتقال داده شد و در نهايت روز چهار مرداد 1323 در اثر حمله قلبي در اين شهر جان باخت.
36 سال بعد، محمدرضا فرزند رضاشاه پهلوي نيز در تبعيد درگذشت. محمدرضا پس از 37 سال پادشاهي و ديكتاتوري روز 26 دي 1357 در بحبوحه انقلاب اسلامي از ايران گريخت و رهسپار شهر آسوان مصر شد. سپس روز دوم بهمن همان سال راهي مراكش شد و 67 روز در آن كشور ماند. روز 10 فروردين 1358 با هواپيماي اختصاصي شاه‌حسن مراكشي به باهاما برده شد، روز 20 خرداد اين سال با يك هواپيماي كرايه‌اي از باهاما به مكزيك رفت. در اين كشور بيماري سرطان وي تشديد شد و روز 30 مهر از مكزيك راهي بيمارستاني در نيويورك شد. در 24 آذر 1358 رهسپار پاناما شد و پس از 100 روز اقامت در اين كشور در سوم فروردين 1359 به قاهره بازگشت. روز هشت فروردين ۱۳۶۰ در بيمارستان معادي قاهره بستري شد و در پنج مرداد اين سال درگذشت.
ظاهراً تقدير اين بود كه پادشاهان زبون و وابسته به بيگانه، در خاك بيگانگان جان بسپارند تا نماد وابستگي و تعظيم و تكريمشان در مقابل بيگانگان بيش از پيش رخ نمايد و اين حلقه وابستگي تكميل گردد. از ديگر شباهت‌هاي شاهان ياد شده، گريه‌هاي آنان به هنگام از دست دادن تاج و تخت‌شان است. محمدعلي شاه در شهريور 1288 زماني كه پس از دو ماه پناه گرفتن در سفارت روسيه مجبور به خروج و تبعيد به خارج از كشور شد؛ احمدشاه در آبان 1304، متعاقب شنيدن خبر تصويب لايحه انقراض سلسله قاجار؛ رضاشاه در ارديبهشت 1321 در شهر دوربان در اوج بيماري و ترك اكثر بستگان؛ و محمدرضا پهلوي نيز در 26 دي 1357 به هنگام ترك ايران، گريستند.
اين گريه‌ها و آن پناه‌گرفتن‌ها در دامان بيگانگان خصوصيت مشترك همه‌ شاهان تاريخ يكصد سال اخير ايران بوده است.


حكایت زمانه

رقابتي براي گزينش اولين رئيس‌جمهور
پس از پيروزي انقلاب اسلامي اولين گامي كه در اجراي قانون اساسي برداشته شد، برگزاری انتخابات رياست‌جمهوري بود. چند روز پس از تصويب قانون اساسي در تاريخ دوازدهم آذر ماه سال 1358، كه در آن نحوه‌ تأسيس قواي سه‌گانه از جمله نحوه‌ انتخابات رئيس‌جمهور مشخص شده بود، تاريخ انتخابات رياست‌جمهوري از سوي وزارت كشور، پنجم بهمن ماه سال 1358 اعلام شد. با تصويب قانون انتخابات در شوراي انقلاب در تاريخ بیست‌وپنجم آذر ماه سال ۱۳۵۸ و با معرفي حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد موسوي خوئيني‌ها به عنوان نماينده‌ امام در كميسيون بازرسي تبليغات، عملاً مرحله‌ ديگري براي تثبيت نظام سياسي كشور آغاز شد.

بررسي صلاحيت نامزدها
از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي افراد بسياري براي رياست‌جمهوري مطرح بودند كه سرآمد همه‌ آنها امام خميني بود كه ايشان با قاطعيت رد كردند. سپس آيت‌الله طالقاني مطرح شد. پس از آن در نزدیکی روزهای برپایی انتخابات، دكتر بهشتي و مهندس بازرگان مورد توجه برخي از اشخاص و احزاب قرار گرفتند كه دكتر بهشتي به دليل عدم موافقت امام با نامزد شدن روحانيت و بازرگان به دليل مخالفت‌هاي امام و نيز اختلاف‌نظر در نهضت آزادي انصراف دادند.
در اولين دوره‌ انتخابات رياست‌جمهوري، 124 نفر ثبت‌نام کردند. قانون اساسي جمهوري اسلامي، تشخيص صلاحيت داوطلبان رياست‌جمهوري را در دوره اول به عهده‌ رهبري نهاده بود. اما امام در اين ‌باره فرمودند: «...با اينکه در اين دوره به حسب قانون اساسي مصوب از ناحيه‌ ملت، تصديق صلاحيت رئيس‌جمهور و واجد بودن شرايط او به عهده‌ اينجانب است... امر صلاحيت را از اين جانب به ملت واگذار نمودم كه خود سرنوشت خويش را تعيين نمايند.»
امام خميني(ره)، همچنين در ديدار دانشجويان پيرو خط امام، به اين تعداد زياد نامزد اشاره كردند و با ذكر اينكه برخي از اين افراد، منحرف و ناشناس هستند، اين موضوع را اخلال در رياست‌جمهوري و بدنام كردن جمهوري اسلامي و به هم ريختن مملكت دانستند. ظاهراً از ناحيه امام، صلاحيت نامزدها مردود اعلام نشد، از اين رو كميته نظارت بر تبليغات انتخابات به رياست موسوي خوئيني‌ها‌، با همكاري وزارت كشور با كسب اجازه از امام، صلاحيت نامزدها را مورد بررسي قرار داد. در آن زمان دانشجويان پيرو خط امام مستقر در لانه جاسوسي با همياري و گردانندگي موسوي خوئيني‌ها، به استناد اسنادي كه در سفارت آمريكا بدان دست يافته بودند، افشاگري شديدي عليه بسياري از نيروهاي سياسي آغاز كردند، به همين دليل در يك مرحله 73 نفر از دور رقابت انتخابات به دليل اين افشاگري خارج شدند، تني چند از افراد، به دليل ارتباط با ساواك به‌طور قانوني از دور رقابت كنار گذاشته شدند.
بالاخره وزارت كشور (به سرپرستي هاشمي رفسنجاني) در مجموع ده نفر را به‌عنوان رقباي انتخاباتي به مردم اعلام كرد كه عبارت بودند از: 1ـ جلال‌الدين فارسي،2ـ ابوالحسن بني‌صدر، 3ـ صادق قطب‌زاده، 4ـ دريادار سيداحمد مدني، 5ـ كاظم سامي، 6ـ مسعود رجوي، 7ـ صادق طباطبايي، 8ـ داريوش فروهر، 9ـ حسن ابراهيم حبيبي و10ـ محمد مكري.

كنار رفتن فارسي و رجوي از صحنه‌ رقابت
در ابتدا رقابت اصلي بين جلال‌الدين فارسي و بني‌صدر بود. افراد خاصي از جمله شيخ علي تهراني با ارائه اسناد و مداركي مدعي شدند كه آقاي فارسي ايراني نيست. وقتي وزارت كشور از آقاي فارسي توضيح خواست، وي گفت كه اجدادش ايراني هستند و حدود صد سال پیش به ايران آمده‌اند، ولي با برگه اقامت زندگي مي‌كردند و خود ايشان در مشهد متولد شده و بعد هم به تابعيت ايران در آمده است. اين مطلب در وزارت كشور مطرح شد و در جمع‌بندي كه به عمل آمد ايشان ايراني‌الاصل شناخته شد، ولي مراجعات زياد همان اشخاص به دفتر امام موجب شد كه امام شخصاً پرونده‌ ايشان را از وزارت كشور بخواهند كه هاشمي رفسنجاني و آقاي فارسي با پرونده وي خدمت امام رسيدند. امام پس از شنيدن حرف‌هاي فارسي، فرمودند كه ايشان ايراني‌الاصل نيست و اولين رئيس‌جمهور ما نبايد شبهه‌ قانوني داشته باشد. اين موضوع كه 9 روز پیش از انتخابات مطرح شد به شدت اوضاع را به نفع بني‌صدر تغيير داد.
متعاقب اين جريان بسياري از گروه‌هاي انقلابي به‌شدت معترض تأييد صلاحيت بعضي از نامزدها كه به قانون اساسي رأي نداده بودند، شدند كه بي‌شك منظور آنان رجوي به‌عنوان نامزد سازمان مجاهدين خلق ايران بود. فدائيان اسلام در تاريخ بیست‌ونهم دي ماه سال 1358 با صدور نامه‌اي سرگشاده، خطاب به شوراي انقلاب حذف برخي نامزدهای منحرف را خواستار شدند. در پايان اين نامه تند و بسيار خشن آمده بود، چنانچه تا آخرين ساعت روز يكشنبه 30 دي 1358، شوراي انقلاب تكليف شرعي و قانوني خود را با صراحت و قاطعيت كامل در اين مورد حياتي انجام ندهد، سازمان فدائيان اسلام وظايف خطير خويش را نسبت به اين موضوع به مرحله اجرا مي‌گذارد. در تاريخ 29 دي استفتايي از امام شد، متن سوال درباره انتخابات رياست‌جمهوري و اعتقاد آنها به قانون اساسي بود، امام در پاسخ گفتند: «كسي كه به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران رأي مثبت نداده، صلاحيت رئيس‌جمهوري ايران را ندارد.» به دنبال اين پيام، مسعود رجوي هيچ راهي جز كناره‌گيري از انتخابات نداشت. حذف رجوي و فارسي، راه را براي پيروزي بني‌صدر هموار كرد و از همان ابتدا شانس وي براي موفقيت، بيشتر از بقيه بود.

برگزاري و نتايج انتخابات
با وجود درخواست فروهر و مكري براي تعويق انتخابات، با تأكيد امام انتخابات به موقع، در روز جمعه پنجم بهمن ماه 58 در سراسر كشور برگزار شد. در كردستان و آذربايجان غربي به جهت درگيري‌ گروهك‌هاي جدايي‌طلب، مشاركت كمتر از 50 درصد بود. نتايج انتخابات در 8 بهمن اعلام شد كه در پي حذف برخي نامزدهای سرشناس و به هم خوردن توازن، پيروزي بني‌صدر قابل پيش‌بيني بود. بني‌صدر توانست با وجود تعداد واجدين شرايط 391/857/20 نفر، 330/709/10 رأي را نصيب خود كند و پيروز انتخابات باشد.


امام در گذر زمان 179

آماده‌سازی برای مراسم چهلم
پس از رحلت امام و برگزاری مراسم خاک‌سپاری و مراسم‌های سوگواری از سوی مردم و رهبری و همه علما، مراجع و شخصیت‌ها ایام پیش‌رو ایامی بود که مسئولان، متصدیان، دستگاه‌ها، نزدیکان و مردم، همگی آماده برگزاری مراسم چهلمین روز درگذشت امام بودند و در این فرصت خیلی از کارها انجام شده و یا در دست اقدام بود تا بتوانند پاسخگوی نیاز عمومی عزاداران باشند. در این بین تلاش و کوشش بی‌وقفه مهندسان و سازندگان مرقد امام از ویژگی‌های خاص آن دوران است که در عمران، آبادانی، ساخت‌وساز، نقشه و طراحی و شیوه‌های تعریف شده هر یک ماجراهایی دارد. در این فرصت کارهای خیلی خوب و بزرگی انجام شده بود تا در مراسم چهلم با مدیریت و کنترل و نظارت بهتر، میهمانان خارجی و مسافران عزادار شهرستان‌ها را پذیرا باشند. در این رابطه تدابیری اندیشیده شده بود که رسماً منتشر شد و چنین گزارش شد: «حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره) در جنوبی‌ترین نقطه تهران و کنار گلزار شهدای بهشت‌زهرا(س) بنا شده است. دارای پنج گنبد است، گنبد اصلی فلزی است و چهار گنبد دیگر که کوچک‌تر و در چهار سمت آن قرار دارند از نوع بتن پوسته‌ای با کاشی سنتی مزین شده‌اند. چهار گلدسته هر یک ارتفاع ۹۰ متر دارد.
حرم مطهر دارای ابعاد ۱۲۶×۱۲۶ متر و تقسیم شده به شش مربع ۴۲×۴۲ متر بوده و چهار خیمه و چهار ورودی عظیم ضریح مطهر را که در مرکزیت مربع وسط قرار دارد در بر گرفته‌اند. سبک معماری اسلامی با استفاده از مصالح و هندسه خاص و مدرن از آن نمادی ساخته که هر زائری را مجذوب خود می‌کند. نمای داخلی آن که نمایانگر صرفاً چهار ستون است عظمت بنا را برای هر بیننده‌ای صد چندان می‌کند.»
گرچه امام خمینی(ره) در زمان حیات خود در خانه‌ای محقر و اجاره‌ای در جماران زندگی می‌کردند، اما حضور میلیون‌ها عزادار و زائر و میهمانان خارجی در این مراسم باشکوه را الزاماً می‌بایست مطابق حجم نیازها پاسخگو باشد. مردم ایران و امت اسلامی به مدت چهل روز در عزا و ماتم و مصیبت از دست دادن امام(رحمه‌الله علیه) سوگواری کردند و هر کاری از دست‌شان بر می‌آمد در استان، شهر، روستا و خانواده انجام دادند و آمادگی داشتند که مراسم چهلم امام راحل با عظمت و با شکوه برگزار شود. ملت از هر جهت پای کار آمدند و با درایت و اخلاص، فعالیت‌ها و خدمات صادقانه‌ای انجام دادند تا اینکه از امام راحل تقدیر کنند و مراسم او باشکوه و باعظمت برگزار شود. در این رابطه، خاطرات و سوابق رفتارهای تاریخی امام راحل مورد بحث قرار می‌گیرد.


مجالس شوراي اسلامي 69

سياست تحريم فعال در انتخابات مجلس نهم
نوع ديگري از سياست تحريم نیز در دستور کار ضدانقلاب در انتخابات مجلس نهم قرار گرفت که از آن با عنوان «سیاست تحریم فعال» یاد کرد. در این شیوه تحریم‌کننده به صرف عدم معرفی نامزد و عدم حضور در پای صندوق‌هاي رأي بسنده نمی‌کند، بلکه با اتخاذ اقداماتي تکميلي وارد ميدان مبارزه عملي ـ تبليغي عليه نظام سياسي مي‌شود و تاکتيک‌هاي نافرماني مدني را براي افزايش فشار به نظام اسلامي و کاستن هرچه بيشتر از آرای ملت در دستور کار قرار مي‌دهد.
محمد ملکي، ضدانقلاب فراري و از جمله حاميان سياست تحريم فعال در انتخابات آتي در باب تفاوت سياست تحريم فعال و غيرفعال مي‌گويد: «تفاوت «تحريم فعال» و «غيرفعال» در اين است که در تحريم فعال، تحريم‌کنندگان وارد صحنه مي‌شوند و از هزينه‌هاي آن ترسي به دل راه نمي‌دهند، ولي در تحريم غيرفعال تحريم‌کنندگان فقط سر صندوق‌‌ها حاضر نمي‌شوند و رأي نمي‌دهند. راهکارهاي عملياتي براي تحريم فعال بسيار است که همراه با توزيع پوستر، نامه و انواع شيوه‌هاي تبليغاتي شروع مي‌شود و به موازات آن تجمعات مردمي در پارک‌‌ها و ميدان‌های شهرها با هدف روشنگري مردم تشکيل مي‌شود. البته راه‌هاي فراوان ديگري وجود دارد که مي‌تواند به وسيله همراهان و همفکران ارائه گردد.» (خبرگزاري جبهه ملي ايران، 11/10/90)
سياست تحريم فعال را مي‌توان ادامه حرکت در سناريوي کودتاي مخملي و نافرماني مدني دانست که بخش‌هايي از آن در انتخابات سال 88 نيز ظهور و بروز کرد. در اين انتخابات نيز ضدانقلاب بر آن است تا با همه توان از فضاي باز انتخابات استفاده کرده و با اقدامات برنامه‌ريزي شده نظام را در آستانه انتخابات تحت فشار قرار دهد.
طرفداران اين سياست در تلاش بودند تا با نقد طرفداران ايده عدم مشارکت و تحريم انفعالي، آنان را متقاعد کنند تا با تغيير رويه سياست انفعالي را رها کرده و با خروج از سکوت و انزوا به صف اغتشاش‌کنندگان بپيوندند. برای نمونه نويسنده سايت جرس مي‌نويسد: «تحريم واژه بي‌خاصيتي است بر وزنِ تسليم. ما مي‌خواهيم در حاشيه اين حادثه سياسي ـ اجتماعي حي و حاضر باشيم تا از اين «فرصتِ ناب» استفاده کنيم. سياست‌ورزي در ايران عرصه همين فرصت‌هاست.» (6/10/90)
این سیاست زنجیره‌وار توسط رسانه‌های وابسته به عناصر معاند و ضدانقلاب خارج‌نشین تبلیغ می‌شد و همه تلاش آنان برای به ثمر رساندن آن بود، این جریان تلاش کرد تا در آستانه انتخابات بار دیگر بر ناآرامی‌ها بیفزاید و تحصن‌های سلسله‌واری را در تهران و دیگر شهرها کلید زند، اما خیلی زود معلوم شد که دوران وقوع و ثمربخشی چنین اقداماتی به سر آمده و با آشکار شدن چهره پلید این جریان‌ها دیگر کسی حاضر به همراهی با این اقدامات آشوب‌افکن نیست! لذا همه فراخوان‌هایی که در فضای مجازی برای برگزاری تجمعی اعتراضی دنبال می‌شد به ثمر نرسید و این سناریو خیلی زودتر از آنچه طراحان آن تصور می‌کردند، ناکام ماند.


 

صفحه 10
گزارش ويژه

 

 

وحدت؛ راه نجات امت اسلامی
محمد رضوی قره قشلاق

وحدت یکی از مقولات مهم و راهبردی در قاموس سیاسی اسلام است و می‌توان تشکیل امت واحده اسلامی را یکی از اهداف مهم حکومت‌داری در اسلام دانست؛ امتی که بتواند بر پایه دو ستون توحید کلمه و کلمه توحید در مقابل نظام‌های الحادی و ظالمانه بایستاد و مسیر خود را برای رسانیدن انسان به کمال توأمان دینی، دنیوی و اخروی هموار سازد. وحدت کلمه همواره مورد توجه پیامبران و فرستادگان و ائمه الهی بوده و پس از ایشان نیز به‌طور پیوسته از سوی بزرگان دینی و اخلاقی مورد تأکید قرار گرفته است.
این نوشته سعی دارد به‌طور مختصر به توضیح اهمیت راهبردی مقوله وحدت در جامعه اسلامی پرداخته و چرایی توجه دشمنان به ایجاد اختلاف و تنازع قومی و مذهبی مخصوصاً در جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. فرضیه‌ای که در این نوشته کوتاه مطرح شده این است که اختلاف و تفرقه در بین امت مسلمان موجب عقب‌ماندگی و پسرفت جامعه اسلامی شده و دشمنان همواره بر اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی به عنوان هدفی راهبردی در به انزوا کشیدن و جلوگیری از قدرت‌یابی مسلمانان توجه داشته‌اند.
در حال حاضر بیش از یک‌ونیم میلیارد مسلمان در سراسر جهان زندگی می‌کنند و دین اسلام پس از مسیحیت، دومین دین پرطرفدار دنیاست. هویت مشترکی که در این جمعیت عظیم نهادینه شده به راحتی می‌تواند با محوریت اسلام و مبانی اصولی آن به تحقق امت واحده اسلامی بینجامد. دشمنان اسلام با شناختی که از اثرات و نتایج قدرت‌یابی مسلمانان و موقعیت مهم ژئوپولیتیک کشورهای مسلمان سراغ دارند، تحقق چنین امتی را برنمی‌تابند. به همین دلیل است که تمام قوای سیاسی، نظامی، اقتصادی و تبلیغی خود را در مسیر مخدوش کردن چهره واقعی اسلام به کار بسته‌اند. توهین به نبی مکرم اسلام(ص) و انتشار کاریکاتورهای موهن در مورد ایشان، تلاش برای ارائه چهره‌ای افراطی و تروریست‌وار از اسلام و مسلمانان، ایجاد اختلافات داخلی و مخصوصاً استفاده از طلاب شیعه و سنی علیه یکدیگر، ایجاد جنگ نیابتی در کشورهای مسلمان و نیز ترویج اسلام آمریکایی در کشورهایی مانند عربستان سعودی که تنها چهره ظاهری اسلام را در دوشهر مکه و مدینه به نمایش می‌گذارد، نمونه‌هایی از اقدامات مخالفان اسلام علیه قدرت‌یابی مسلمانان در جهان است.
از طرفی دیگر، در جوامعی چون ایران که کشوری با اکثریت شیعه و دارای اقلیت سنی است، رسیدن به وحدت امری ضروری است. چنین ساختاری به‌طور بالقوه هم می‌تواند عامل تفرقه باشد و هم عین وحدت. در واقع اسلام همواره سعی کرده است جامعه مسلمانان را این چنین تعریف کند که در عین وحدت، کثرت دارند و در عین کثرت، دارای وحدتی بنیادین هستند. این نکته برای جبهه مخالف اسلام که در پی اختلاف‌افکنی است و دارای شناختی متناسب با ساختار مذهبی برخی جوامع اسلامی می‌باشد، امری بسیار مهم است. امام خمینی(ره) با عنایت به همین نکته، علت‌العلل تفرقه در جهان اسلام را همین شیطنت خارجی می‌داند. با این حال، پر واضح است که ایجاد اختلافات قومی و مذهبی اساس وحدت مسلمین را با چالش‌های فراوانی روبه‌رو می‌کند و در این میان آنچه که نصیب مسلمانان می‌شود، فقر و عقب‌ماندگی است و آنچه استعمارگران به دست آورده و می‌آورند، ارائه چهره‌ای دموکراتیک، صلح‌طلب، منادی وحدت، پیشرفته و مدرن از خود است که توانسته با نمایش چهره‌ای رادیکال، از اسلام صلح و ثبات را به جهانیان هدیه کند!
اسلام همواره از پیروان خود خواسته است در مقابل دشمنان به‌عنوان ید واحد ظاهر شوند و با توجه به مصالح عالیه اسلامی وحدت خود را حفظ کنند. خدای واحد، پیامبر(ص) و قبله واحد، قرآن به عنوان کتاب رهایی‌بخش، احکام عبادی سیاسی اسلام از قبیل حج و جهاد در مقابل کفار از جمله اصولی هستند که بین دو مذهب شیعه و سنی به وفاق و همدلی منجر می‌شوند. اما با این حال، برخی شروط دیگر نیز برای رسیدن به امت واحده اسلامی در جامعه‌ای مانند ایران لازم و ضروری است.
یکی از مهم‌ترین لوازم رسیدن به وفاق و همدلی، توجه روشنفکران و نخبگان مذهبی در قلم و بیان به موضوع اساسی وحدت است. در این مورد نقد‌های فراوانی به نخبگان اقوام و اقلیت‌ها و مذاهب موجود وارد است؛ اما با این حال، تاریخ معاصر، عالمان دینی بسیاری را از دو مذهب تشیع و تسنن به یاد دارد که توانسته‌اند در وحدت‌آفرینی پیشگام باشند. فتوای رهبر ایران در مقابل توهین «یاسر الحبیب»، طلبه به اصطلاح شیعه که با خط‌گیری از لندن‌نشینان به همسر پیامبراسلام(ص) توهین کرد و رهبر معظم ایران در بیانات متعدد خود هرگونه بی‌حرمتی اهل تشیع به اهل تسنن و نیز توهین اهل تسنن به نمادهای تشیع را بنا بر مصالح عالیه اسلامی حرام شرعی دانستند و نیز کسانی چون شیخ شلتوت از اهل سنت که فتوای معروف خود را مبنی بر جواز تمسک به فقه شیعه امامیه و جعفری صادر کرد و یادگار دیرین خود به نام «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» را پایه گذارد و کانونی ایجاد کرد تا به واسطه آن، دوستی و برادری بین اهل تشیع و تسنن تحکیم یافته و تفرقه و تشتت از چهره جوامع اسلامی زدوده شود.
یکی دیگر از لوازم وحدت در جامعه اسلامی، دوری کردن از نگاه صرف ناسیونالیستی و تعصب‌آمیز به مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و دینی است. بدیهی است وجود اختلاف سلیقه می‌تواند هر جامعه‌ای را به پویایی برساند؛ اما این اختلاف سلایق در یک جامعه اسلامی تا جایی وارد و مجاز است که بر محور اسلام و حقانیت دین الهی بوده و به تفرقه منجر نشود و هر جایی که این اختلافات از حدود و ثغور خود عبور کند امنیت و کیان جامعه اسلامی به خطر خواهد افتاد و اینجاست که می‌توان جای پای شیطان را در جامعه اسلامی مشاهده کرد. در واقع، تمامی اعضای جامعه اسلامی در رفتار و کردار و اندیشه و تصمیم‌گیری خود باید مصلحت امت مسلمان را در نظر بگیرند و در این مورد همگان نیازمند برداشتن گام‌های عملی و کاربردی هستیم. تشکیل حکومت اسلامی تحت ولایت و هدایت و راهبری زعیمی فقیه و عادل و از جنس نبوی و با الگوگیری از جامعه مطلوب و ایده‌ال در صدر اسلام از سوی نبی مکرم اسلام(ص) یکی از همین گام‌های کاربردی است و تبعیت اعضای جامعه اسلامی از این نظام، هم از نظر شرعی و عقلی و هم از نظر اخلاقی و مذهبی از اوجب واجبات است.
گذشته از تمام موارد مذکور، در اوضاع فعلی که راهبرد جدید دشمن تحت عنوان جنگ نرم علیه جوامع اسلامی در جریان است، رسیدن به وحدت بر پایه بیداری و بصیرت امری حیاتی است. دشمن همواره سعی دارد با اسلام سیاسی به آن مفهومی که مورد بیان و استفاده پیامبر(ص) و بزرگان و پیشوایان دینی مسلمانان بوده است مقابله کند. در واقع، شاهد استعماری نوین در دنیایی مدرن هستیم؛ استعماری که سعی دارد با ایجاد فتنة مذهبی مسلمانان را بد نام کرده و قدرت پویایی و تحرک را از جامعه اسلامی بگیرد و اسلام را محدود در مساجد و مسلمانان را به عنصری منفعل تبدیل کند و از اسلام چهره‌ای بسازد که اگر از مسجد به بیرون صادر شود صلح و امنیت جهانی را با تهدید مواجه می‌کند. مخالفت غرب با اندیشه صدور انقلاب اسلامی نیز ناشی از افزایش موج اسلام‌خواهی در جهان است. غرب وجود نظامی را که فلسفه و بنیادش را به چالش می‌کشد و شرقی یا غربی بودن را محکوم به زوال می‌داند، برنمی‌تابد و چنین اندیشه‌هایی باید با مفاهیمی چون افراطی‌گری و تروریسم و یا رادیکالیسم به جهانیان معرفی شود و این شیوه در برخورد با اسلام پس از حوادث یازدهم سپتامبر به شدت افزایش یافته است.
از این رو، دشمن در کشورهای مانند ایران بیشتر به دنبال اجرای طرح آشوب و فتنه مذهبی است؛ طرحی که در آن بتواند مسلمانان را رو در روی هم قرار داده و آنان را از رسیدن به هویت مشترک ایرانی ـ اسلامی خود بازدارد. از نظر غربی‌ها، اگر ایران با آشوب داخلی مواجه شود تفکر ام‌القرا بودن برای جهان اسلام را کنار می‌گذارد و این امر قدرت تحرک منطقه‌ای را از ایران خواهد گرفت و در این صورت، فرهنگ منطقه‌ای نیز به سمت ایران گرایش پیدا نخواهد کرد و مهم‌ترین چالش ایدئولوژیک غرب در تأمین منافع خود در منطقه که همان اسلام پویا و مسلمان بیدار است نیز مرتفع خواهد شد. تلاش برای اجرای طرح ایران‌هراسی و تبلیغ اینکه ایران به دنبال تشکیل هلال شیعی یا احیای امپراتوری صفویه در خاورمیانه است نیز در همین قالب و به‌منظور دور کردن اهل سنت از ایران در منطقه است. پس وحدت داخلی لازمه پیروزی خارجی است.
نتیجه اینکه اسلام وحدت را بر مبنای مشترکات عقیدتی و دینی بنا گذاشته و رنگ و پوست و نژاد و زبان را عامل برتری نمی‌داند و مسلمانان وظیفه دارند با اشاعه فرهنگ برادری بین خود، جوهره وحدت دینی را تقویت کنند. نگاه اسلام به وحدت یک نگاه راهبردی و بلندمدت است که می‌تواند کیان نظام اسلامی را حفظ کرده و کلیه مذاهب و فرقه‌ها را در قالب یک مدیریت واحد و یکپارچه تجمیع کند. این دین مبین، چنگ زدن به ریسمان الهی را که همان قرآن و معارف اسلامی است، مانع پراکندگی امت خود دانسته و همواره تجربه تلخ اختلاف و تفرقه پیشینیان را به پیروان خود گوشزد می‌کند.
پر واضح است که در ایران اسلامی، تحقق وحدت بین شیعه و سنی نمونه عینی قدرت نرم کشور است. در واقع، نظام ایران توانسته است در مواقع حساسی که با تهدیدات داخلی و فشارهای خارجی روبه‌رو می‌‌شود از ظرفیت عظیم نهفته در بین شهروندان اهل سنت خود بهره‌مند شود و امنیت بومی حاصل شده در اوضاع فعلی، ناشی از اعتماد اهل سنت به نظام سیاسی حاکم و همزیستی و وفاق با مذهب رسمی کشور است.
در کشور ایران خدشه‌دارکردن وحدت از سوی هر قوم و مذهبی با واکنش خود مردم و مسئولان مواجه می‌شود، به صورتی که بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم کردستان در سال 1388 این نکته را ثابت می‌کند که توجه رهبری نیز به موضوع وحدت شیعه و سنی به عنوان اساسی‌ترین چهره امنیت در کشور است. ایشان در بیانات خود در تاریخ (3/2/88) در بین مردم سنندج بیان کردند: هرکسی وحدت ملی را به بهانه‌های مذهبی از جمله طرفداری از شیعه و سنی خدشه‌دار کند، چه شیعه باشد چه سنی، مزدور دشمن و دشمن اسلام است؛ چه بداند و چه نداند.


حلقه گمشده سینمای دینی
احسان آیتی

به‌قدری در رذائل عصر مدرن گفته‌اند که ما را در غفلت نعمات آن فرو برده‌اند و نمی‌گذارند دریابیم که رسانه‌های مدرن از آن جهت که گستره‌ای از مخاطب را در کمترین زمان برای ما به ارمغان می‌آورد یکی از بی‌نظیرترین و شگفت‌آورترین امکانات است. غفلت از همین امور است که سبب شده برای تسلط بر آن آنچنان که خداستیزان مسلط شده‌اند، برنامه‌ریزی نکرده‌ایم. پرسش این است که آیا می‌توان رسانه را فقط با تولید آثار دینی و ارزشی به‌دست آورد؟ اگر پاسخ آری است باید پرسید پس جایگاه مخاطب کجاست؟ آیا تولید آثار دینی تنها دغدغه دین‌باوران برای رسیدن به رسانه و سینمای دینی است؟ اگر این آثار مورد رؤیت تعداد وسیعی از مخاطبان قرار نگیرد آیا ما کفران نعمت خداوند را نکرده‌ایم و در حالی که می‌توانستیم مخاطبان وسیعی را با مفاهیم دینی آثار خود آشنا کنیم به اندک بسنده کرده‌ایم و رسانه‌ای را که ساخته شده بود تا بر اذهان بیشتری تأثیر بگذارد از توانایی‌هایش کاسته‌ایم و به صدها سال پیش بازگردانده‌ایم که تعداد معدودی را شامل می‌شد. از این منظر خبط دیگری که ایجاد زمینه مساعد برای یکه‌تازی رسانه‌های رقیب اسلام باشد مرتکب شده‌ایم.
روی سخن جدی ما جایگاه مخاطب در سینما است. نمی‌توان مخاطب را در نظر نگرفت و برای رسیدن به سینمای موعود تلاش نکرد. تورق کوتاهی در اتفاقات سال‌های ابتدایی سینما، این باور را به ما خواهد داد که برای رسیدن به سینما به معنای فنی و مصطلح آن، چاره‌ای جز تلاش برای تصاحب عرصه تولید و پخش نداریم.
در سال‌های ابتدایی سینما، ادیسون مخترع سینماتوگراف یکی از ابتدایی‌ترین انواع دوربین فیلمبرداری توانست با قوانین حمایتی ایالات متحده صنعت سینما را از آن خود و به عنوان تنها دارنده امتیاز صنعت سینما یکه‌تازی کند. اما این حمایت سبب نشد تا یهودیان از تلاش‌های خود برای به دست آوردن این رسانه سرنوشت‌ساز دست بردارند. آنان علاوه بر تلاش‌های حقوقی برای شکستن انحصار ادیسون که در سال 1918 نتیجه داد و دادگاه حکم به عدم انحصار سینما داد تلاش‌های موازی در راستای تصاحب سامانه پخش آثار سینمایی داشتند، به‌طوری که پس از چند سال، چند خانواده مهم یهودی آمریکا بزرگ‌ترین دارندگان سالن‌های سینما در آمریکا شدند و این امپراتوری سینماداران را تا به امروز در اختیار گرفتند.
برای درک اهمیت سینماداران در عرصه سینما لازم است به کل فرایند سینما بپردازیم. در حوزه سینما اتفاقی مشابه حوزه تلویزیون سرنوشت یک فیلم سینمایی را رقم می‌زند. در شبکه‌های تلویزیونی نیز امپراتوری‌های رسانه‌ای حوزه نشر را در دست دارند و شما امکان پخش آثار خود را ندارید مگر اینکه تولیدات خود را با سیاست‌های آن شبکه هماهنگ کنید و این با حوزه سینما تفاوت چندانی ندارد.
یهودیان هالیوود در حفاظت از فرهنگ خود بسیار جدی هستند و تهاجم فرهنگی را به هیچ‌وجه برنمی‌تابند. از همین جهت دریافته‌اند که باید بر هر دو عرصه تولید و پخش احاطه داشته باشند تا در صورتی که یک تفکر خاص از بخش تولید عبور کرد، حداقل امکان انتشار آن در سینماها وجود نداشته باشد.
از همین روی است که اگر بتوانید فیلمی که تفکرات یهودیان مسلط بر هالیوود را نقض می‌‌کند تولید کنید، نخواهید توانست در سینماهای آمریکا حضور پیدا کنید، چراکه فیلتر دوم کار خود را به‌خوبی انجام خواهد داد و به شما اجازه پخش فیلم‌تان را نخواهد داد. از این منظر است که فیلم «شکارچی شنبه» حتی اگر مجوز پخش در آمریکا را می‌گرفت، امکان حضور بر پرده‌ها را نمی‌یافت! چراکه سینماداران صهیونیست به سیاست‌های دولت آمریکا در اعطای مجوز، وقعی نمی‌نهند. البته این رفتار دولت آمریکا نیز جورچین ادعای آزادی را پر می‌کند.
اجتماع سینماداران همفکر در پخش یا عدم پخش یک فیلم، روند رایج تمام جهان، منجمله ایران است. متأسفانه باوجود پیشرفت‌های خوب فیلمسازان متعهدی چون ابوالقاسم طالبی، هادی مقدم‌دوست، عبدی‎پور و.... اما هنوز در عرصه سینماداری، تقریباً هیچ پیشرفتی نداشته‌ایم. گروه سینماهای حوزه هنری و شهرداری نیز پیرو سیاست‌های درون سازمانی خود هستند تا حامی سیاست‌های نظام. این سبب شده که حتی هنگامی که فیلم‌های خوبی چون «سر به مهر»، «تنهای تنهای تنها» و... بر روی پرده هستند به دلیل سانس‌های بسیار کم، ضمن اینکه فروش کمی را کسب می‌کنند از دید مخاطبان سینما دور می‌مانند. فروش کم این آثار که توسط یک برنامه منسجم در عدم اختصاص سانس‌های وسیع به این فیلم‌ها رقم می‌خورد سبب شده عده‌ای با سوءبرداشت از این برنامه‌ها اینگونه وانمود کنند که مردم به فیلم‌های ارزشی و انقلابی بی‌علاقه شده‌اند. در حالی که به کرات مشاهده کرده‌ایم که وقتی سالن‌های محدودی که در کشور هستند به درستی به این گونه فیلم‌ها اختصاص داده شده است مردم نیز استقبال چشمگیری داشته‌اند. از جمله فیلم‌های مریم مقدس، اخراجی‌ها، ملک‌سلیمان، قلاده‌های طلا و...
در حالی‌که سپاه و بسیج در هر عرصه‌ای که ورود کرده‌اند موفق بوده‌اند، عرصه سینماداری به کلی مورد غفلت قرار گرفته است. در نمونه آخر از این موفقیت‌ها بسیج توانست جشن افتتاح هزار پروژه ورزشی خود را در هفته بسیج سال جاری برگزار کند و از این منظر نوید گسترش مدیریت فرهنگی دینی و بسیجی و به تبع آن ظهور ورزشکاران متعهد در عرصه ورزش را به همگان عرضه دارد. همین اتفاق اگر بتواند در حوزه سینما اتفاق بیفتد و بسیج و سپاه با ساخت سینما وارد این عرصه بشوند به زودی شاهد اتفاقات خوبی در حمایت سینمای دینی خواهیم بود.
طبق گزارش مجله اسکرین‌دیلی آمریکا تا پایان سال ‌٢٠٠٧، بالغ‌بر ‌٣٨ هزار و ‌٩٧٠ سالن سینما داشته است که از این لحاظ اختلاف بسیار چشمگیری با دیگر کشورهای جهان دارد. هند که نزدیک‌ترین رقیب آمریکا است، ‌١٤ هزار سالن سینما دارد و از این لحاظ در رتبه دوم ایستاده است. فرانسه،‌ آلمان، اسپانیا، مکزیک و انگلستان بالاتر از چین و ژاپن دارای بیشترین سالن‌های سینما هستند. ایران با ‌٢٥٥ سالن سینما تا پایان سال ‌٢٠٠٧ در رتبه‌های پایین این جدول قرار گرفته است. این در حالی است که کشورهای به‌مراتب کوچک‌تری چون تایلند، تایوان، مالزی و بلژیک بالاتر از ایران قرار گرفته‌اند. این آمارها نشان می‌دهد که اختصاص دوهزار و پانصد تایی سینما به فیلم‌های آمریکایی به سرعت می‌تواند یک فیلم را در رده‌های بالای فروش و به عبارت دیگر رویت مخاطب قرار دهد. اصولاًً در رسانه‌ای چون سینما که همه هویت خود را از مخاطب کسب می‌کند چگونه می‌توان موفقیت را با حذف مخاطب در نظر گرفت.
تصور کنید در سال گذشته بسیج و سپاه هر کدام دویست سینما ساخته بودند و ما مراسم رونمایی 400 پروژه سینمایی بسیج و سپاه را می‌دیدیم. در این صورت نسبت سینماهای حامی سینمای دینی با 400 سینما که تقریباً شامل دو سوم ظرفیت سینماهای کشور می‌شد برگ برنده در اختیار سینمای دینی و سینماگران ارزشی قرار می‌گرفت. در این صورت جشنواره‌ای چون عمار برای اکران فیلم‌های خود با تحریم سینماداران داخلی مواجه نمی‌شد و به سرعت می‌توانست موضوعات دینی خود را به دغدغه همه تبدیل کند و این موضوعات به ذائقه مردم تبدیل می‌شد. در این صورت موج سبک فیلم‌سازی ساخته شده توسط فیلم‌سازان دینی، فیلم‌سازان غیر دینی را در محاق قرار می‌داد و حجم وسیعی از آنان نیز در می‌یافتند که برای دیده شدن باید ذائقه مردم ایران را در نظر بگیرند، نه جشنواره‌های خارجی.
تأکیدات مقام معظم رهبری بر اهمیت سینما در سال‌های اخیر، نشان از دغدغه معظم‌له در این عرصه دارد. ایشان با ورود و تأثیرگذاری شگرفی که در عرصه کتاب و شعر داشتند، با تقریظ‌نویسی بر کتب و دیدارهای متعدد و راهنمایی‌های راه‌گشای خود با شعرا، پایه‌گذار اتفاق عظیمی در این عرصه شدند، به گونه‌ای که اینک پرفروش‌ترین کتاب‌های سال، کتب دفاع مقدس و کتب دینی است. این سیره ایشان باید الگوی مسئولان بسیج و سپاه در حوزه سینما قرار گیرد و به گونه‌ای باری از دوش ایشان بردارند و با ترغیب خیل عظیم مردم مومن و انقلابی و بسیجی به دیدن فیلم‌های خوب و ارزشی و فاخر (که مردم همواره نشان داده‌اند علاقه‌مند به این نوع کارها هستند) اتفاق مبارک دیگری را رقم بزنند که در عرصه فرهنگی بسیار موثر خواهد بود. برای نمونه اگر با تبلیغ مناسب و آگاهی دادن افراد، از میان بیش از 15 میلیون بسیجی، فقط یک میلیون نفر به سالن‌های سینما بروند، همان اتفاقی که در عرصه کتاب رخ داد در حوزه سینما نیز به وقوع می‌پیوندد!


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ روح‌الله قرهی
چه کنیم تا حلاوت ایمان را بچشیم؟

یکی از نکاتی که اولیای خدا به آن اشاره دارند و براساس روایات بیان می‌کنند، این است که انسان در همین دنیای به ظاهر فانی می‌تواند طعم ایمان را بچشد، آنچه را دیگران نمی‌بینند، ببیند، آنچه را دیگران نمی‌شنوند، بشنود.
مرحوم آیت‌الله حق‌شناس می‌فرمودند: آیت‌الله شاه‌آبادی وقتی امام راحل را دیدند و به شاگردی پذیرفتند، اوّلین جمله‌ای که با امام مزاح کرده و فرموده بودند، این بود که «به‌به! عجب چیزی گیرمان آمد.» ایشان می‌فهمیدند که با وجود امام راحل، علم و معارفی که می‌خواهند بگویند، هدر نمی‌رود؛ چون می‌چشند و می‌بینند. خیلی چیزها گفتنی و شنیدنی نیست، بلکه رسیدنی است. تا نرسیم، نمی‌فهمیم.

راه چشیدن حلاوت ایمان
پیامبر(ص) فرمودند: «ثلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ وجَدَ بِهِنَّ حلاوةَ الإيمانِ؛ سه چیز است که تا کسی این سه چیز را نداشته باشد، شیرینی ایمان را درک نمی‌کند.» (كنز العمّال: ٤٣٢١٢) ولی اگر این سه چیز را داشت، می‌فهمد ایمان، طعم دارد و طعمش هم عجب شیرین است.
یک ـ دوست داشتن خدا و رسولش
«أنْ يكونَ الله و رسولُهُ أحَبَّ إليهِ مِمّا سِواهُما» خدا و رسول او را از هر چيز ديگر، یعنی از مال، جان، فرزند و هر چیزی که مدّنظر داشته باشد، بیشتر دوست داشته باشد.
دو ـ ‌دوستی برای خدا
«و أنْ يُحِبَّ المَرْءَ لايُحِبُّهُ إلاّ لله» یعنی کسی را دوست نداشته باشد، مگر برای خدا.
برای همین است که انسان، حضرات معصومین(علیهم‌السلام) و اولیای خدا را دوست دارد و تا آنها را می­‌بیند، به سراغ‌شان می­‌رود و اسم آنها، انسان را یاد خدا می‌اندازد. اینکه من و شما وقتی اسم بزرگانی مانند آیت‌الله شاه‌آبادی، امام راحل و... را می‌شنویم، به آنها عشق می‌ورزیم، فقط برای خداست. چون اینها ما را به خدا دعوت می‌کنند و اسم اینها، انسان را یاد خدا می‌اندازد و برای همین دوست‌شان داریم. امّا نعوذ بالله وقتی اسم گنه‌کاران می‌آید، انسان را یاد گناه و لجن‌زاری روح می‌اندازد. پس حب به اولیای خدا در حقیقت همان حب به پروردگار عالم است.

اثر اسم گناه بر اولیای خدا
من یک چیز به شما بگویم که شاید من و شما نفهمیم، ولی والله اگر نفهمیدیم، دلیلی بر نبودش نیست. من به یکی از اولیای الهی عرض کردم: آقا! یعنی چه که بیان کرده‌­اند: بعضی از بزرگان مثل آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی وقتی در مباحث علمی، مثل درس خارج فقه‌شان، به لفظ زنا می‌رسیدند، یک بار می‌گفتند و بعد از آن، دیگر نمی­‌توانستند تکرار کنند و می‌گفتند: آن عمل خبیثه؟! این لفظ هم در قرآن و روایات آمده، چرا در درس بیان نمی‌کردند؟! آن ولی خدا فرمود: دلیلش این است: سلول‌­های بدن اینها وقتی این اسم را بیشتر می­‌شنود، گرفته می‌­شود و حال آنها متغیّر می­‌شود و اینها دیگر آن صفا را نخواهند داشت، از این رو مجبورند فقط یک‌بار بگویند و حتّی همان لفظ خبیثه‌­اش هم برای اینها سنگین است. اینها این­قدر روح طاهر دارند و لطیف هستند که درکش برای من و شما مشکل است. آنها از بس با خوبی‌­ها بودند، این‌گونه هستند که حتّی از اسم گناه بدشان می­‌آید و اسم گناه روی سلول­‌های‌شان هم اثر می‌­گذارد.
خودم با یکی از اولیای خدا در شب­های ماه مبارک رمضان به مسجد می­‌رفتیم، بعد از مدتی ایشان فرمودند: آقاجان! دیگر از این ­طرف نرویم و راه را عوض کنیم. من می­‌دیدم که وقتی از آن راه می­‌رویم، یک حال متغیری داشتند. اما با اینکه راه طولانی می‌شد و باید دور می‌زدیم، گفتیم: چشم. چندی بعد دیدیم یک خانه‌ای را در آن‌جا گرفتند و گفتند: خانه تیمی فساد بوده. بعد من به ایشان عرض کردم: آقا! شنیدم آنجا را گرفتند. به خاطر همان بود؟ فرمودند: حالا! چه کار دارید! فهمیدیم که بله ایشان بوی گناه را می‌شنیدند. من نمی­‌فهمیدم، اما از آنجا که می‌گذشتیم، بوی گناه به مشام ایشان می­‌خورد. حالا من و شما بوی گناه را می‌فهمیم؟! البته این بزرگان هم افشا نمی‌­کنند اما حال‌شان بد می‌­شود.
سه ـ کراهت از برگشتن به کفر بعد از نجات از آن
«و أن يَكْرَهَ أنْ يَعودَ في الكُفرِ بَعدَ إذْ أنْقَذَهُ الله مِنهُ كما يَكْرَهُ أنْ يُلْقى في النّار» بعد از آنكه خداوند او را از كفر نجات داد، ديگر خوش نداشته باشد به كفر بازگردد، همچنان كه دوست ندارد در آتش بیفتد. از همین رو اگر کسی از هر نوع کفری، بدش بیاید، حلاوت ایمان را می­‌چشد.

روایت دیگر
پیامبر اکرم(ص)، در روایت دیگری فرمودند: «ثلاثٌ مَن كُنَّ فيه ذاقَ طَعْمَ الإيمانِ؛ سه چيز است كه هر كس داشته باشد، طعم ايمان را چشيده است.»(همان: ٧٢) دیدید بعضی‌­ها وقتی مشام‌شان خراب می­‌شود، دیگر بو را متوجه نمی‌­شوند. بعضی­‌ها هم خدای ناکرده دیگر طعم را نمی‌­چشند. حالا بعضی هم طعم ایمان را می‌چشند، آن هم کسانی که این سه مطلب را داشته باشند:
1ـ «مَن كانَ لا شيءَ أحبُّ إلَيهِ مِن الله ِو رسولِهِ» كسى كه هيچ چيزى را بيشتر از خدا و پيامبر او دوست نداشته باشد.
2ـ «و من كان لَأنْ يُحرقَ بالنّار أحبَّ إليهِ مِن أنْ يَرْتَدَّ عن دينِه» كسى كه اگر او را با آتش بسوزانند، برايش بهتر است تا اينكه از دينش دست بردارد. یعنی حاضر است همه عذاب‌ها حتّی انداختن در آتش، حصر اقتصادی و همه مسائل را هم تحمل کند، اما هیچ موقع از دینش برنمی‌گردد.
3ـ «و من كانَ يُحبُّ لله و يُبغضُ لله» و كسى كه براى خدا دوستى و دشمنى ورزد.
چنین کسانی حلاوت ایمان را می‌چشند. اینها فرمایش خود حضرات معصومین(علیهم‌السلام) است و کسی نباید خرده بگیرد. اگر کسی با دشمن بنشیند، مؤمن نیست. البته بحث معاملات جداست، اما ما رفاقت با دشمن نداریم. اگر بنا شود کسی با ما از بالا به پایین حرف بزند، باید به دهان آن دشمن زد و اجازه نداد کاری از پیش ببرد. حتّی این هم درست نیست که بگوییم: اینها بلوف می‌زنند، اینها به ما وابستگی دارند و خود شما هم می‌دانید بیشتر از اینها به ما وابسته‌اند، حالا اجازه بدهید بلوف بزند. نخیر، ما به اینها اجازه بلوف زدن هم نباید بدهیم، مومن باید همیشه در مقام اعلی باشد؛ نه اینکه خدای ناکرده طوری باشد که آنها اظهار تکبّر و فخرفروشی کنند و ما هم بگوییم: عیبی ندارد.
حال، چه کسی می‌تواند این حالات ایمان و حلاوت را داشته باشد؟ انسان تا به مقام معرفت‌الله و شناخت نرسد، نمی‌تواند طعم ایمان را بچشد.
*درس اخلاق معظم‌له مورخ (04/10/92)


آيينه خواص

مقداد 13
بهشت منتظر مقداد بود

بیان شد مقداد با صراحت و قاطعیت با شورای خلیفه مخالفت کرد و به‌شدت اصرار داشت که علی‌بن‌ابیطالب(ع) به خلافت برسد. عثمان از رفتار و مواضع مقداد عصبانی شد و گفت: «اگر به مسند خلافت تکیه زدم، تو را به رب نخستینت باز می‌گردانم». به این معنا که به دوران پیش از اسلام که بنده بودی و شکنجه می‌شدی، باز خواهی گشت.
مقداد از دوره دوازده‌ساله خلافت عثمان، ده سال را سپری کرد و خود را از تشکیلات عثمان دور نگه می‌داشت و به همین دلیل در قریه «جرف» (نقطه وسیعی است که در یک فرسخی مدینه به سمت شام قرار گرفته که برای سپاه اسلام شبیه اردوگاه بود) مسکن گزید و همان جا بود که عمرش پایان یافت. مقداد در بستر رحلت با اشاره به سخن عثمان گفت: «به عثمان خبر دهید که من به رب نخستین و پایانی خود (خداوند) بازگردانده شدم.»
پس از انتخاب خلیفه، مقداد نزد امیرمومنان(ع) رفت و گفت: «ای علی برخیز و جنگ کن که ما به همراه تو با آنان می‌جنگیم.» در این هنگام، عمار هم رسید و گفت: «ای خبر دهنده مرگ، برخیز و خبر مرگ اسلام را بگو که معروف مرد و منکر آشکار گشت.»
سپس عمار گفت: «به خدا سوگند، اگر برای من یارانی بود به کمک آنها با این گروه می‌جنگیدم، به خدا قسم اگر یک تن با ایشان بجنگد، من نفر دوم آنان خواهم بود.» امام(ع) به او فرمود: «ای ابایقطان (کنیه عمار) به خدا سوگند، من برای جنگ با آنان یارانی برای خود نمی‌یابم و دوست ندارم شما را به کاری که توان آن را ندارید وادار کنم.» از آن پس، علی(ع) در خانه خود باقی ماند. شاید آن دوران بودند افرادی که مقداد و عمار را به‌دلیل دفاع از حق و حقیقت افراطی می‌نامیدند و آنها را به اعتدال و کوتاه آمدن از مواضع خویش فرا می‌خواندند! مقداد به همراه ۹ نفر از شیعیان در نامه‌ای به اقدامات عثمان در صرف بیت‌المال اعتراض کردند و عمار نامه این جمع را به خلیفه رساند که مورد ضرب و شتم قرار گرفت تا حدی که گفته شده در اثر آن، شکمش پاره شد!
مقداد در سال ۳۳ هجری در سن هفتاد سالگی در جرف درگذشت و به حبیب خود پیامبر(ص) پیوست، و با وفاتش امیرالمومنین(ع) از پشتوانه بسیار محکمی محروم شد.
وقتی مقداد رحلت کرد، مردم جنازه او را تا مدینه تشییع کردند. بنا بر وصیت او عمار بر جنازه‌اش نماز خواند و پس از آن، پیکر پاکش را در قبرستان بقیع به خاک سپردند. در صدر اسلام رسم بر این بود که اگر شخصیت ممتازی از دنیا می‌رفت، خلیفه یا حاکم بر مسلمانان به‌عنوان امام جماعت بر او نماز می‌خواند و دیگران هم به همراه او بر جنازه نماز می‌گزاردند؛ از این رو به نظر می‌رسد عثمان هم بر مقداد نماز خوانده باشد.
بنا بر روایت نبوی، بهشت مشتاق بوی مقداد بود؛ از این رو این صحابه مخلص حضرت رسول و شیعه ناب حضرت امیر(ع) با استقبال ملائکه در آغوش جنت آرمید.


نقطه نظر
آیت‌الله جعفر سبحانی


فزونی اولاد سبب نشاط خانواده
از نظر قرآن اگر جامعه خود را از گناه و آلودگي پاک سازد مشمول الطاف الهي مي‌شود که يکي از آنها فزوني اولاد است. در آيه 12 سوره نوح، وحي الهي وجود فرزندان را مايه زينت زندگي دانسته،‌ در آيه 46 سوره کهف رسول خدا(ص) پر فرزندی همسر را يکي از صفات برجسته زن مي‌داند، در وسائل‌الشيعه رسول خدا(ص) فزوني امت اسلامي را مايه مباهات خود در روزگار رستاخيز مي‌شمارد و در آيه 6 سوره هود آمده است در جايي که او ضامن روزي هر جنبنده است، طبعاً روزي انسان را که براي هدف خاصي آفريده شده به طريق اولي ضامن است. اگر در برخي جوامع فقر ديده مي‌شود، ناشي از سوءمديريت آن جامعه يا جوامع بشری است، آنجا که گروهي همه چيز را در انحصار خود گرفته و براي گروه ديگر حق حيات قائل نيستند.
رونق اقتصادي و نشاط تجارت و صنعت و کشاورزي و ديگر فعاليت‌هاي درآمدزا مرهون رشد جمعيت است. هرگاه جمعيت رشد منفي به خود بگيرد و اکثريت اعضاي جامعه را پيران از کار افتاده تشکيل دهند رونق اقتصادي از دست رفته و چرخه اقتصادي دچار رکود مي‌شود، بنابراين جامعه‌هايی که امروز با کاهش جمعيت روبه‌رو هستند براي مهاجرت جوانان کشورهاي ديگر برنامه‌ريزي کرده تا آنجا که کانادا درهاي خود را بر روي مهاجران گشوده،‌ حتي براي هر فرزند هفت هزار و 500 دلار جايزه نقدی تعيين کرده است. درست در مقابل سياست 15 ساله ما که براي کاهش جمعيت جايزه تعيين کرديم.
نظام ما نظام اسلامي است و اين موضوع براي جهان استکبار قابل پذيرش نيست، بنابراين پيوسته براي ما ايجاد مزاحمت کرده و اکنون اوباما مي‌گويد؛ «گزينه حمله نظامي روي ميز من است.» پاسخگوي اين حمله احتمالي کيست؟ آيا با جمعيت پير و نيمه پير مي‌توان پاسخ حملات زميني و هوايي و دريايي دشمنان بي‌شمار را داد؟
نشاط خانواده بستگي به فزوني اولاد دارد، تک اولادي و يا جفت اولادي تا مدتي نشاط‌بخش زندگي زوجين است. پس از رشد، هر يک جدا شده، محيط خانواده يک محيط خاموش و مرده به نظر مي‌رسد، بنابراين در گذشته نشاط زندگي بر غالب خانواده‌ها حتي تهيدستان بيشتر حاکم بود. یکی از عوامل کاهش جمعيت مسئله معيشت و پيامدهاي آن است، در حالي که اگر چشم خود را باز کنيم مي‌بينيم که فزوني جمعيت نه تنها ملازم با فقر نيست، بلکه مايه حرکت چرخه اقتصادي است. به رايگان در اختيار گذاشتن وسایل کنترل جمعيت و عوامل ديگري به اين موضوع کمک مي‌کند.
-پيامدهاي ناگوار کاهش جمعيت:
۱ـ تنظيم خانواده به معناي کاهش جمعيت، در همه استان‌ها يکسان اجرا نشد،‌ استان‌هاي شيعي از آن استقبال کردند، ولي استان‌هاي ديگر برعکس، بر فزوني جمعيت اصرار ورزيدند. اين خود هشداري براي نظام است. ۲ـ گزارش‌هاي رسمي حاکي از آن است که هر دو نفر که دعوت حق را لبيک مي‌گويند، ۷/۱ نفر جانشين دارند و بدين معنا جمعيت ما رشد منفي دارد.
* پیام معظم‌له به همایش ملی تغییر جمعیت ۹ آبان 1392


يادداشت
علیرضا جلالیان

مایه تحسین برای امام‌مان باشیم !
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار 50 هزار فرمانده بسیجی با ایشان که 29 آبان ماه امسال در مصلای تهران صورت گرفت، پس از طرح مسائل مهم کشور، در فرازی از سخنان‌شان به مباحث اخلاقی اشاره کردند و در این میان به بیان داستانی از امام صادق(ع) پرداختند. ایشان فرمودند: «امام صادق(ع) به اصحابش مي‌فرمود جورى عمل كنيد در بين مردم كه هركس شما را مي‌بيند، بگويد اينها ياران امام صادقند، رحمت خدا بر امام صادق، مايه‌ تحسين براى ما بشويد. رفتار يكايك عزيزان بسيجى، شما جوان‌ها، شما عناصر پاك، شما دل‌هاى پاكيزه و روشن، رفتار يكايك شما با آحاد مردم ـ كه خيلى‌هاي‌شان همان‌طور كه گفتم به معناى واقعى كلمه بسيجى‌اند ـ بايد جورى باشد كه بگويند اينها پرورش‌يافتگان نظام اسلامى‌اند؛ مايه‌ جلب محبت، مايه‌ جلب احترام براى نظام اسلامى و براى جمهورى اسلامى.»
اگر آنچه را که امام خامنه‌ای(مدظله العالی) درباره رفتار بسیجیان گفتند با نکته‌ای که از قول امام صادق(ع) ذکر کردند مقایسه کنیم، این مفهوم حاصل می‌شود که اگر بسیجیان هم به فرمایش امام صادق(ع) عمل کنند و به توصیه‌های امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) و امام خامنه‌ای(مدظله العالی) اهتمام ورزند، کسانی که این رفتار پسندیده را می‌بینند و ریشه آن را در اسلام از پیشوایان معصوم(ع) و پیروان راستین آنها مانند امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای(مدظله العالی) می‌یابند، هر یک را به نحوی تحسین می‌کنند که در کل مایه مباهات و افتخار اسلام عزیز است و اگر خلاف آن عمل شود نظر مردم نسبت به انقلاب، نظام اسلامی و رهبری انقلاب منفی می‌شود.
تمام نکته این سخن ایشان همین جا بود. ایشان دقیقاً در زمانی که یکی از الزامات بسیجیان را اخلاقیات می‌دانند، می‌فرمایند: «الزامات اخلاقى، الزامات رفتارى، الزامات عملى. الزامات اخلاقى، يعنى ما در درون خودمان اخلاقيّات نيكوى اسلامى را پرورش بدهيم؛ از جمله‌ اين اخلاقيّات صبر است، از جمله‌ اين اخلاقيّات گذشت است، از جمله‌ اين اخلاقيّات حلم و ظرفيّت داشتن و جنبه داشتن است، از جمله‌ اين اخلاقيّات تواضع است؛ اين خصوصيّات را در درون خودمان تقويت كنيم. الزامات رفتارى هم اين است كه همين خلقيّات نيكو را در عمل با مردم، در عمل با محيط، در تعامل با جامعه و انسان‌ها به كار ببريم.»
و این امر در نظر ایشان مایه ابهت و اقتدار نظام می‌شود و البته ایشان در ادامه همین مطلب می‌فرمایند بسیج ما چنین است و مایه ابهت و اقتدار نظام است.
به هر صورت با توجه به اینکه این سخنان در جمع 50 هزار فرمانده بسیجی مطرح شده است، نمی‌توان به‌سادگی از آن گذشت، چرا که امام خامنه‌ای با ذکر این نکات دقیق انتظارشان از بسیجیان را اعلام می‌کنند که بسیجیان باید به آن توجه جدی داشته باشند و چهره‌ای از خود به نمایش بگذارند که همه با اذعان به پیروی آنها از امام خامنه‌ای(مدظله العالی) زبان به تمجید و تحسین بگشایند که آنها با تأسی به چنین رهبری به چنین جایگاهی رسیده‌اند. ان‌شاء‌الله


گزارشی از همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس
جنگ تحمیلی تأثیر سیاسی نامیرا در منطقه و جهان داشت

حسن ابراهیمی

اشاره: همایش سراسری مدیران بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، به مدت دو روز در تهران برگزار شد. در این همایش فرماندهان و مسئولان ارشد نیروهای مسلح، ابعاد و زوایای دوران دفاع مقدس را تبیین و بر ضرورت حفظ و اشاعه آثار ماندگار این دوران پر افتخار تأکید کردند.

* بهره‌گیری از زبان هنر
در اشاعه فرهنگ غنی دفاع مقدس
سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در این همایش با بیان اینکه می‌خواهیم دفتر دفاع مقدس را کامل کرده و به نسل‌های آینده تحویل دهیم، گفت: همه باید کمک کنند و نیروی انتظامی نیز به سهم خود به ثبت حضور نیرو‌هایش در دفاع مقدس می‌پردازد.
فرمانده نیروی انتظامی با بیان اینکه دفاع مقدس یکی از پرده‌های درخشان تاریخ کشور ماست، افزود: در طول تاریخ مردم ما در تمام جنگ‌ها در صحنه بودند و در دفاع مقدس نیز در اوج دوران جنگ سرد و در حالی که نظام شرق و غرب مشغول جنگ گسترده بود، ضد نظام جمهوری اسلامی متحد شدند؛ اما مردم ما توانستند استکبار را با تمام قدرتش شکست دهند.
وی استفاده از زبان هنر در اشاعه فرهنگ غنی دفاع مقدس را نیاز امروز جامعه دانست و افزود: در قالب یک فیلم یا داستان و دیگر ابزارهای رسانه‌ای می‌توان با محور قرار دادن زندگی یک فرد موثر در دفاع مقدس، ابعاد مختلف آن را به جامعه معرفی کرد. داستان‌های ارزنده‌ای چون «پایی که جا ماند» و «دسته یک» اطلاعاتی از عملیات‌ها را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند که بیانگر این است که می‌توان از زوایای مختلف به دفاع مقدس نگاه کرد.
* دفاع مقدس عامل شکست راهبردی قدرت‌های بزرگ
سردار حسین سلامی هم در این همایش با اشاره به اینکه ابعاد ماکروسکوپیک دفاع مقدس بسیار گسترده و کلان است، تأکید کرد: ما باید جنگ را در دوبعد ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک تحلیل کنیم؛ بعد ماکروسکوپیک دفاع مقدس یعنی نمایش ابعاد و پیامدهای کلان جنگ در جهان و منطقه که این مهم از وظایف اصلی کسانی است که در حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس تلاش می‌کنند.
جانشین فرمانده کل سپاه افزود: دفاع مقدس حادثه‌ای است که نقطه‌ آغاز یک روند جدید در منطقه و عاملی برای شکست راهبردی قدرت‌های بزرگ بود. این جنگ تحمیلی طولانی دارای یک تأثیر سیاسی نامیرا در سطح جهان شد و به همین دلیل انقلاب اسلامی یک پدیده سیاسی توقف‌ناپذیر و سیستمی برای تغییر زنجیره‌وار در منطقه و جهان است.
سردار سلامی با اشاره به این موضوع که ما هرگز قواعد غلبه بر دشمنان را از خودشان نیاموخته‌ایم، افزود: در طول جنگ تحمیلی اگر می‌خواستیم با قاعده و راهبرد دشمن بجنگیم، حتماً شکست می‌خوردیم. راز موفقیت رزمندگان در دوران دفاع مقدس، تکیه بر اندیشه‌ها و مولفه‌های قدرت درونی بود.
* ابتکار، خلاقیت و جذب نخبگان
برای اشاعه ارزش‌های دفاع مقدس
سردار سیدمسعود جزایری هم در این همایش گفت: ابتکار، خلاقیت و نوآوری در اشاعه ارزش‌های دفاع مقدس نقش بسیار موثری در فعالیت‌های فرهنگی کشور دارد و جذب نخبگان می‌تواند کمک موثری به این مهم باشد.
معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه وظیفه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بسیار خطیر است، گفت: دوران باشکوه دفاع مقدس یک مقطع جاودانه تاریخی است، چون با فرماندهی ولی‌فقیه و نایب امام زمان(عج) رهبری و مدیریت شد و فعالیتی با این عظمت، نیازمند متولیانی بزرگ، ماهر و دلسوز است.
سردار جزایری با تأکید بر اینکه دفاع مقدس گنجی بزرگ و بی‌پایان است، افزود: تمام صاحب‌نظران در ارزشمند بودن دفاع مقدس اجماع دارند و ما نیازمند فهرستی کامل از این گنجینه عظیم هستیم و باید تمام تلاش‌ها برای احصای این گنج بزرگ متمرکز شود.
سردار جزایری با اشاره به اینکه برای ارتقای توان دفاعی کشور چه در زمینه نرم و چه در زمینه سخت، نیازمند به کارگیری دستاوردهای دفاع مقدس هستیم، افزود: داشته‌های دفاع مقدس باید به سرمایه و قدرت نرم برای جمهوری اسلامی تبدیل شود.
* سرمایه‌گذاری دشمن
برای تحریف مفاهیم اساسی انقلاب اسلامی
حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی هم در این همایش، استحاله مفاهیم انقلاب را راهبرد دشمن در مقابله با انقلاب اسلامی دانست و افزود: دشمن سرمایه‌گذاری سنگینی برای تحریف مفاهیم اساسی انقلاب انجام داده است و سرویس‌های اطلاعاتی غربی روی این موضوع تمرکز کرده‌اند.
رئیس سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت روحانیت در دفاع مقدس، با اشاره به اینکه احیا و گسترش ارزش‌های دفاع مقدس می‌تواند زمینه‌ساز رشد فرهنگی کشور باشد، تأکید کرد: مقام معظم رهبری یک سیاست کلی را در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تبیین فرمودند و اعتلای فرهنگ ایثار و شهادت و نهادینه ساختن آن در اندیشه، باور و منش مردم و مسئولان را راه مقابله با عوامل تضعیف‌کننده انقلاب اسلامی و وظیفه تمام نهادهای مسئول در حوزه دفاع مقدس دانستند.


يک پرسش

چرا در دفاع مقدس پیکان حمله به سمت بغداد نرفت؟
در دوران دفاع مقدس به خصوص بعد از فتح خرمشهر همواره نگاه‌ها به سمت فتح بصره بود، در حالی که بغداد به عنوان مرکز عراق اهمیت بیشتری داشت. سردار دکتر سیدیحیی صفوی در همین زمینه معتقد است:
اين پرسش مطرح است كه اين مقدار تلاش و زحمات و تلفاتی را که به‌خصوص برای کربلای 5 در منطقه شلمچه و شرق بصره مصروف داشتیم، اگر در شمال براي بغداد مي‌گذاشتيم بهتر نبود؟ در پاسخ به این پرسش باید بگویم که چرا، هدف قاطع براي سقوط نظام عراق، بغداد بود؛ يعني همين كاري كه آمريكايي‌ها كردند. اما با توجه به اینکه بغداد تا مرز ایران در بهترین شرایط 160 کیلومتر فاصله دارد و با این اوصاف توان رزم و استعدادمان براي تصرف بغداد يا نزديك شدن به بغداد كافي نبود. حداقل 500 تا 700 گردان عملياتي آن هم با واحدهاي زرهي و مكانيزه لازم بود. حداكثر توان ما 300 گردان پياده بود. سپاه لشكرهاي زرهي لشكرهاي مكانيزه نداشت. اگر استعداد توان رزمي ما کافی بود، حتماًً به بغداد حمله مي‌كرديم. اما حمله به بغداد فقط 500 تا 700 گردان نيرو نمي‌خواهد، پوشش هوايي هم مي‌خواهد. ما حداقل بايد 1000 فروند هواپيما كه پوشش هوايي آن منطقه را برقرار كند در اختيار مي‌داشتيم. ما احتياج مبرم به پدافند هوايي داشتيم. اما استعداد يگان‌هاي رزمي‌مان آنقدر نبود كه به سمت بغداد برويم. در حالی که با توجه به راهبردی بودن شهر بصره برای عراق و اینکه فاصله بصره از منطقه شلمچه 25 تا 30 کیلومتر بیشتر نبود بهتر آن بود که ما توان‌مان را در همين حد جنگ در زمين‌هاي محدوده جنوب صرف کنیم. از طرفی شاید در برخی موارد اهمیتی که بصره برای عراق در بعد اقتصادی و راهبردی داشت را بغداد در مرکزیت عراق نداشت و تصرف بصره می‌توانست قوی‌ترین عامل برای سقوط صدام باشد.
گفتاری از سردار سرلشكر سیديحيي صفوي


قبیله آفتاب

عید امسال منتظر من نباشید!
سيدجواد که در سال ۱۳۶۲ هفده ساله بود، تصميم گرفت پرنده دل را از قفس تن‌‌ رها كند و راهي جبهه‎هاي پيكار حق عليه باطل شود. وي در طول جنگ دو بار مجروح شد، در آخرين مرتبه كه قصد داشت به جبهه اعزام شود، به من گفت: عيد امسال منتظر من نباشيد، من ديگر در منزل و در جمع شما نخواهم بود، حلالم كنيد و از همگان برايم طلب حلاليت كنيد.
به نقل از برادر شهید سیدجواد موسوی
شهید سیدجواد موسوی فرزند مرحوم سیدقسمت در سال 1345 در روستای شنبه‌بازار در شهرستان فومن در استان گیلان دیده به جهان گشود و با ندای دلنشین مادر و نگاه‌های عاشقانه پدر در گهواره آرامش گرفت. اگرچه او کودکی بازیگوش بود، اما مهربانی‌اش زبانزد همگان بود. به دلیل شیرین‌زبانی و چابکی‌اش همه او را دوست ‌داشتند. تنها چیزی که همگان را متحیر ‌ساخته بود نورانیت چهره او بود. او در سال 1360 به عضویت پایگاه مقاومت بسیج اباذر شنبه‌بازار درآمد و در فعالیت‌های سازمان هلال احمر شهرستان فومن هم نقش بسزایی داشت. در سال 1362 تصمیم گرفت پرنده دل را از قفس تن رها کند و راهی جبهه شود. در طول جنگ دو بار مجروح می‌شود.
او سرانجام در بیست‌وپنجم بهمن‌ماه سال 1364 در عملیات والفجر ۸ به دلیل اصابت گلوله و جراحات شدید از ناحیه پهلو، صورت و دست به شهادت رسید و در شهرستان محل زندگی‌اش در بقعه سبزه‌قبا در کنار سایر همرزمان شهیدش به خاک سپرده شد، اما مزار او همچون زیارتگاهی برای مردم منطقه گردیده و توسل به او بسیاری را حاجت‌روا کرده و هر ساله مراسمی با عنوان «مجمع‌داران حاجت‌روا» در کنار مزار این شهید بزرگوار از سوی افرادی که با توسل به این شهید حاجات‌شان روا شده است برگزار می‌شود. البته پخش مستندی از یکی از کودکان دکتر جواب کرده که با توسل به این شهید شفا یافته بود در شبکه تلویزیونی استان گیلان موجب شناخت بیشتر مردم منطقه نسبت به این شهید می‌شود.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

تأملی بر تهدیدها و فرصت‌های هنر هفتم ایران
چه کسانی سینمای ما را نابود می‌کنند؟

مهدی امیدی

حضور وحید جلیلی و نادر طالب‌زاده در برنامه «هفت» تاریخ 13 دی و به وجود آمدن بحث و جدلی کلامی میان جلیلی و مجری برنامه، محمود گبرلو، برملاکننده منشأ بسیاری از بحران‌های امروز سینمای کشور شد. در این گفت‌وگو، گبرلو، جلیلی را به دلیل طرح برخی حقایق و واقعیات ـ نظیر بی‌توجهی سینمای کشورمان به آرمان‌های ملی و انقلابی ـ به سینماستیزی و منفی‌بافی علیه سینمای ایران متهم کرد! البته این نخستین‌بار نیست که منتقدان وضع موجود سینما با چنین تعبیراتی مواجه می‌شوند. حتی گاهی برخی فیلمسازها که خود را مظهر سینمای این دیار می‌دانند این گونه عنوان می‌‌کنند که دست‌های پنهانی قصد تعطیل کردن این سینما را دارند!
اما به‌راستی، آیا احتمال اضمحلال و فروپاشی سینمای امروز ما وجود دارد؟ جواب مثبت است. چنین احتمالی وجود دارد. همچنان که پیش از این نیز در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، سینمای ایران چنین موقعیتی را تجربه کرد. به‌گونه‌ای که از اوایل سال 57 فضای سینما در کشورمان آنچنان با تباهی و فساد آمیخته شد که تقریباً همه چیز در آن رو به تعطیلی رفت؛ اما این انقلاب اسلامی بود که سینما را از گرداب و باتلاق مبتلا شده، نجات داد.
امروز هم دست‌هایی سینمای ما را به سوی سقوط هل می‌دهند. این دست‌ها نه پنهان هستند و نه خارج از چارچوب سینما. سینمای ایران نیز مانند هر نوع ساختار و سازمان دیگری بیش از آنکه از بیرون تهدید شود، از درون خود مورد هجمه قرار می‌گیرد. همچنان که تجربه همه ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی منحط شده، گویای آن است که این فساد و سستی درونی آنها بوده که موجب سقوط‌شان شده است. سینمای ایران، برخلاف توهمات و تصورات عده‌ای، هیچ دشمنی از بیرون ندارد. نمی‌توان انگشت اتهام را به سمت هیچ شخص یا جریان خاصی گرفت و گفت آنها قصد نابود کردن سینمای ایران را دارند. نه‌تنها اینچنین نیست، بلکه اگر نیک بنگریم، اعتراضات بیرونی نسبت به عرصه هنر هفتم کشورمان، می‌تواند به‌عنوان یک هشدار و زنگ خطر، به حال فعالان این عرصه مفید باشد.
تاریخ به ما نشان می‌دهد که هر بار سینما با موج ابتذال و بی‌بندوباری افسارگسیخته مواجه می‌شد، رو به سراشیبی می‌رود. همچنان که در دوران حاکمیت دولت خاتمی نیز، با گسترش دوباره فیلم‌فارسی در این عرصه، موج تعطیلی سالن‌های سینما به راه افتاد و تماشاگران سینما از میانگین 50 میلیون نفر در سال 75 به 15 میلیون نفر در سال 84 رسید. امروز نیز سینمای ما دوباره در آستانه قرار گرفتن در چنین وضعیتی است و نشانه اصلی آن به راه افتادن موج جدید تعطیلی سینماهاست.
از این رو، اهالی و دلسوزان سینما، بیش از آنکه نگران انتقادات و اعتراضات بیرونی باشند، باید بیم رفتارهای درونی این عرصه را داشته باشند. حسرت خوردن فلان هنرمند سینما بابت اینکه چرا به تصویر کشیدن خشونت و مناسبات غیراخلاقی در سینمای ما مجاز نیست، از هر پتکی ویران‌کننده‌تر است. آرزو کردن برای بازگشت خیانتکاران و وطن‌فروشان در یک مراسم رسمی، به مراتب مخرب‌تر از سخن آن مسئولی است که خواهان تخریب خانه سینما شد. دعوت از دست‌اندرکاران دستگاه سینمایی یک دولت جنگ‌طلب، سینمای ما را به سمت نابودی سوق می‌دهد، نه اعتراض به فساد. در سال‌های اخیر افتخارات و حماسه‌های بزرگ و کم‌نظیری در کشورمان و از سوی مردم خودمان رخ داده است؛ پیشرفت‌های هسته‌ای، تولید بومی ماهواره، حماسه نهم دی 88 و... .چشم بستن اکثر سینماگران ما به روی این درخشش‌ها، بزرگ‌ترین جفا در حق فرهنگ و هنر است. بدنام کردن کشور و مردم خود نزد بیگانگان برای دریافت جایزه از جشنواره‌های خارجی، سم مهلکی است که عده‌ای به بدن سینمای ما تزریق کرده و می‌کنند.
یکی از اظهارنظرهای عجیب برخی اهالی سینما این است که ورود جریان‌های ارزشی به سینما را یک تهدید به حساب می‌آورند. این در حالی است که اولاً پرفروش‌ترین فیلم‌های حال حاضر سینمای ما حدود ۲۰۰ هزار نفر تماشاگر را به سالن‌های سینما می‌کشانند که این رقم، حتی به نیم درصد جمعیت کل کشور هم نمی‌رسد! ثانیاً، اتفاقاً اگر به آمارهای موجود نگاهی انداخته شود، کاملاً هویداست که در صدر جدول پرتماشاگرترین فیلم‌های پس از انقلاب اسلامی، اغلب آثاری دیده می‌شود که رویکردی به ارزش‌ها داشته‌اند. فیلم‌هایی چون «عقاب‌‌ها»، «کانی‌مانگا»، «اخراجی‌ها» با وجود همه انتقاداتی که بر آنها وارد است اما به هر حال در تاریخ سینمای ایران نام‌شان به عنوان فیلم دفاع مقدسی ثبت شده است و هر سه در صدر پر تماشاگرترین یا پرفروش‌ترین فیلم‌های ۳۵ سال اخیر سینمای کشورمان قرار دارند. حتی برخی از فیلم‌های مذهبی همچون «مریم مقدس» و «ملک سلیمان» پرفروش‌ترین فیلم‌های دوره خودشان بودند. همچنین است فیلم «قلاده‌های طلا» که به‌عنوان یک فیلم انقلابی توانست لقب یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر را به خودش اختصاص دهد. سینمای ایران برای افزایش اقتدار و استمرار حیات خودش، به چنین فیلم‌هایی محتاج است. وگرنه فیلم‌های افسرده و جشنواره‌ای و شبه‌روشنفکری، روز به روز سینمای ما را سترون‌تر و ضعیف‌تر خواهند کرد.


به بهانه لغو نمایش‌ «دیودونه» در فرانسه
هنرمند ضدصهیونیست؛ قربانی دموکراسی غربی

ممانعت از اجرای نمایش‌ «دیودونه» به جرم انتقاد از رژیم صهیونیستی بار دیگر واقعیت «آزادی بیان» در کشوری مدعی آزادی بیان را فاش کرد. رسانه‌های غربی طی روزهای اخیر به موضوع لغو اجرای نمایش‌های این هنرمند محبوب فرانسوی پرداختند و نوشتند که با وجود استقبال گسترده مردم از بلیط‌های این نمایش‌ها، دولت فرانسه به‌طور رسمی خواستار ممنوعیت اجرای وی شده است.
دیودونه (با نام کامل دیودونه امبالا امبالا) از جمله کمدین‌های مشهور جهان در عرصه نمایش است که به دلیل مواضع سیاسی انقلابی و به‌ویژه ضدصهیونیستی خود، با مشکلات فراوانی مواجه شده است. او از هوادارن حزب ضدصهیونیست اروپاست و طی سال‌های اخیر چند بار به ایران سفر کرده وی به‌طور آشکار و رسمی از جمهوری اسلامی ایران حمایت کرده است. با اینکه در کشورش ـ فرانسه ـ از محبوبیت خاصی برخوردار است و هر ماه برنامه‌هایش در فضای مجازی حدود دو میلیون تماشاگر دارد، اما دولت فرانسه از او می‌ترسد و تمام نمایش‌های او را در ماه گذشته لغو کرده است. این هراس تا آنجاست که حتی اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه نیز خود به‌طور مستقیم دستور به جلوگیری از فعالیت‌های دیودونه می‌دهد.
اما این نخستین‌بار نیست که آثار دیودونه با «سانسور» مواجه می‌شود. این بازیگر کمدی سیاه‌پوست پنجم ماه می‌2009 (15 اردیبهشت)، به اتهام «یهودستیزی» مورد محاکمه قرار گرفت، به این دلیل که در جریان نمایشی در 29 دسامبر 2008، در زنیت، یکی از بزرگ‌ترین سالن‌های کنسرت پاریس، به یک «منکر هولوکاست» جایزه‌ای اعطا کرده بود. کریستین آلبانل، وزیر وقت فرهنگ فرانسه نمایش دیودونه را یک «تحریک» خواند که «زیان‌بار و اهانت‌آمیز» است. دیودونه در آن زمان گفته بود: «یهودیان تمامی مقام‌های راهبردی در دولت ملی را تسخیر کرده‌اند و بنابراین دستور کار ملی را تحت مدیریت دارند. به همین دلیل آنها نوعی مصونیت دارند که هرگونه انتقادی را یهودستیزی توصیف کنند. دسیسه‌های قدرت یهود باعث شد که دولت فرانسه طرفدار رژیم صهیونیستی شود حال آنکه اکثریت جامعه، طرفدار فلسطین هستند و یهودیانی که به من انتقاد می‌کنند، همگی تاجران برده‌ای هستند که اکنون مدیریت رسانه‌ها و بانک‌ها را به دست گرفته‌اند.»
دیودونه همچنین در گفت‌وگویی با روزنامه کیهان (چاپ تهران) در تاریخ 12 آبان سال 88 درباره علت گرایش به کار کمدی گفته بود: «در شرايطي كه در كشور من، فرانسه، عدالت حاكم نيست، من راهي ندارم به جز اينكه با ابزار خنده و كمدي بر ضد اين شرايط مبارزه كنم. درباره موضوع هولوكاست كه در فرانسه، نمي‌توان در مورد آن هيچ صحبتي كرد، شايد جالب باشد بدانيد که يكي از آثار من، «شوآناناس» نام دارد. اين نام را به اين دليل براي آن انتخاب كردم چون در فرانسه به هولوكاست «شوآ» مي‌گويند و چون نمي‌توان در آن كشور درباره اين كلمه صحبت كرد، آن را به صورت شوآناناس انتخاب كرده‌ام، تا به اين طريق، هولوكاست را مورد تمسخر قرار دهم.»
او همچنین درباره تناقض ادعای برقراری دموکراسی در فرانسه با محدودیت برای وی معتقد است: «در فرانسه آزادي وجود دارد، اما اين آزادي تنها براي ثروتمندان است. من فرانسه را دوست دارم، اما همان طور كه گفتم، اين لابي صهيونيستي است كه در اين كشور قدرت بسيار زيادي دارد و آن را به هر سمت كه خودش بخواهد مي‌برد.»


خبرها

کاریکاتور توهین‌آمیز نشریه آمریکایی علیه مردم ایران
یک روزنامه آمریکایی کاریکاتور توهین‌آمیزی علیه کشور و مردم ایران منتشر کرده است. به گزارش منابع خبری، روزنامه آمریکایی کولومبوس دیسپچ (Columbus Dispatch) در کاریکاتوری، نقشه خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا]ّ را ترسیم کرده که در آن روی ایران یک درپوش فاضلاب گذاشته‌اند و کل ایران در قالب یک مجرای فاضلاب به تصویر کشیده شده است. متأسفانه دستگاه دیپلماسی کشورمان هنوز هیچ واکنشی به اقدام توهین‌آمیز این نشریه آمریکایی نشان نداده است.

ورود فیلم‌های دفاع مقدسی به جشنواره فیلم فجر

فیلم‌های دفاع مقدسی در سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر حضور پررنگی خواهند داشت. در حالی که در فهرست ابتدایی فیلم‌های بخش مسابقه سی‌و‌دومین جشنواره فیلم فجر، جای بسیاری از فیلم‌های نسل جدید فیلمسازهای دفاع مقدسی خالی بود؛ اما انتقادات رسانه‌های اصولگرا سبب راهیابی برخی از این آثار به جشنواره شد. براساس این گزارش، فیلم‌هایی چون «شیار143» به کارگردانی نرگس آبیار، «رنج و سرمستی» به کارگردانی جهانگیر الماسی و «خانه‌ای کنار ابرها» ساخته سیدجلال دهقانی اشکذری از جمله این آثار هستند. فیلم‌های «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و «شهابی از جنس نور» ساخته محمدرضا اسلاملو نیز از دیگر فیلم‌های دفاع مقدسی سی‌ودومین جشنواره فیلم دفاع مقدس هستند.

اجرای نمایش دفاع مقدسی توسط گروه کانادایی

نمایش «شطرنج با ماشین قیامت» که براساس رمانی با همین نام از حبیب احمدزاده و با مضمون دفاع مقدس در کانادا به روی صحنه رفته، برای اولین‌بار در جشنواره تئاتر فجر امسال در معرض دید مخاطبان ایرانی قرار خواهد گرفت. شاهین صیادی، کارگردان ایرانی مقیم کشور کانادا، به همراه عوامل این گروه که همگی کانادایی هستند، در سه شهر شیراز، آبادان و تهران، این نمایش را به صحنه خواهد برد. این نمایش براساس رمان مطرح و پرفروش «شطرنج با ماشین قیامت» نوشته دکتر حبیب احمدزاده تولید شده است. این کتاب تاکنون به بیست چاپ رسیده و به زبان‌های مختلف ترجمه و در دو دانشگاه آمریکا به عنوان متن درسی انتخاب شده است. این دومین متن از داستان‌های حبیب احمدزاده است که بازیگران دیگر کشور‌ها آن را اجرا می‌‌کنند. پیش‌تر هم داستان کوتاه «ننه» او توسط مجار‌ها به نمایش برگردانده شده‌بود.


گزيده مطالب

خودباختگی تبلیغاتی چرا؟!
امروزه اکثر کشورهای جهان با محدویت منابع درآمدزا مواجه هستند، به‌گونه‌ای که گاهی تلاش می‌کنند تا کسری بودجه خود را از طریق ورود به عرصه‌های غیرقانونی تجارت از جمله؛ قاچاق انسان، قاچاق مواد مخدر، قاچاق تسلیحات ، تجهیزات نظامی و سایر کالاها و محصولات ممنوع تأمین کنند، اما ایران از معدود کشورهایی به شمار می‌رود که از ظرفیت‌های مختلفی برای کسب درآمد مشروع و کاملاً قانونی برخوردار است.
درآمد ناشی از فروش نفت و گاز و سایر مواد اولیه طبیعی و امکان افزایش ارزش افزوده این مواد از طریق تبدیل آن به مواد ثانویه و محصولات نهایی، ظرفیت‌های گردشگری در بخش‌ها و موضوعات مختلف، موقعیت ترانزیتی ایران به‌عنوان شاهراه ارتباط زمینی، هوایی و دریایی بین سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا، فرصت‌های فراوان قابل رشد و دسترس در بخش پزشکی، صنعت، کشاورزی، صنایع دستی و حتی نرم‌افزار، فیلم و بازی‌های رایانه‌ای و همچنین امکان تولید و عرضه علم و فناوری‌های نوین با اتکا به نخبگان و متخصصان جوان و خلاق، تنها بخشی از نعمات الهی است که در این سرزمین به ودیعه گذاشته شده است.
بدیهی است همانگونه که رهبر معظم انقلاب بارها مطرح کرده‌اند، استفاده بهینه و مطلوب از ظرفیت‌های مورد اشاره برای افزایش ارتقای سطح تولید، به‌ویژه تولید محصولات علمی، می‌تواند برترین موقعیت را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی ، حتی سیاسی و فرهنگی برای کشور فراهم کند و این مطلب، موضوعی است که از ابتدای انقلاب اسلامی پیوسته به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی مسئولان نظام، مورد توجه قرار داشته و در این جهت به‌ویژه در سال‌های اخیر تلاش‌های فراوانی صورت گرفته است.
البته وضعیت کسب و کار و تولید در کشور ما تابع شرایط خاص خود بوده و همواره با فشارهای خارجی و مشکلات مختلف داخلی مواجه بوده است. اما نباید فراموش کنیم که در سایه برخی سیاستگذاری‌ها و اقدامات غیراصولی دستگاه‌های ذیربط، در پاره‌ای از موارد، خواسته یا ناخواسته موانعی در مسیر رشد و پیشرفت کشور ایجاد شده که کندی سرعت چرخ تولید را در پی داشته است؛ برای نمونه، تبلیغات تجاری رسانه‌ها که عمدتاًً در جهت کسب درآمد و به بهانه ایجاد رقابت صورت می‌گیرد، سبب شده تا به‌تدریج بسیاری از صنایع کشور به راحتی از صحنه رقابت تجارت جهانی خارج شود و یا انگیزه‌ها برای تولید محصولات مورد تبلیغ رسانه‌های داخلی، از سرمایه‌گذاران و علاقه‌مندان سلب گردد.
وضعیت مذکور وقتی شکل بدتری پیدا می‌کند که می‌بینیم رسانه ملی باوجود تأکیدات و توصیه‌های مکرر مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت حمایت از تولید، کار و سرمایه ایرانی و همچنین اولویت بومی‌سازی و اصلاح سبک زندگی، نه تنها در معرفی و تبلیغ کالاها و محصولات خارجی دچار افراط و تفریط شده است، بلکه در برخی از تبلیغات خود، (احتمالاً ناخواسته و از روی غفلت) همگونی سبک زندگی و حتی شکل ظاهری افراد با سبک و سیاق غربی را، راز موفقیت در تبلیغات دانسته و در تلاشی ساده‌لوحانه و غافل از نتایج کار، حتی برای تبلیغ کالا و محصولات ایرانی سعی می‌کند از شخصیت‌هایی منطبق با خصوصیات ظاهری نژادهای اروپایی و غربی بهره ببرد!
آشفتگی تبلیغاتی رسانه ملی و همچنین سایر رسانه‌های کشور در سال‌های اخیر در حدی بوده است که گاهی تبلیغ کالاهایی که با کیفیت هم‌سطح یا حتی برتر در کشور تولید می‌شوند، تحت‌الشعاع تبليغ محصولات و كالاهاي مشابه خارجي قرار گرفته و معرفی این محصولات بخش زیادی از وقت تبليغاتي رسانه ملي، مطبوعات و حاشيه‌ خيابان‌ها و معابر عمومی شهرها و حتي جاده‌هاي بین شهري را به خود اختصاص می‌دهد، درحالی که الزاماً تبلیغات تنها راه کسب درآمد و واردات تنها راه ایجاد رقابت نیست و حداقل استفاده از این روش می‌تواند در مورد همه صنایع و کالاها موثر واقع شود.
به این ترتیب، این پرسش‌ها به ذهن متبادر می‌شود که؛ تبلیغ کالاهای خارجی از طریق رسانه ملی با چه بهایی و تا چه حدودی مجاز است؟ آیا هنگام بازنگری مجدد و ساماندهی تبلیغات تجاری رسانه ملی در جهت حمایت از تولید ملی و اصلاح سبک زندگی فرا نرسیده است؟ آیا اینگونه اقدامات، استمرار استفاده حداقلی از حداکثر امکانات کشور را به دنبال نخواهد داشت؟ آیا تبلیغ بیش از حد محصولات خارجی، مانع ترویج و نهادینه‌سازی فرهنگ خودباوری در جامعه نخواهد بود؟ آیا اصرار بر استفاده از کالاهای متنوع و جدید خارجی از طریق تبلیغات، به اسراف و تبذیر منابع موجود در کشور منجر نخواهد شد؟ و...
احمدرضا هدایتی


روى خط

ارسال صبح‌صادق به نشانی اینترنتی علاقه‌مندان کار قشنگی بود
... 091987063/ با سلام و خسته نباشید لطفاً از ادوات و تجهیزات نیروهای مسلح هم بنویسید و چاپ کنید. چرا باید بگذاریم توی شبکه اینترنت بدون رقیب جولان بدهند و جنگ روانی درست کنند؟ در مجله «جنگ‌افزار» هم فقط اسم ایالات متحده است که در هر صفحه تکرار می‌شود! لطفاً کاری کنید. / محمد حجامی از قم
... 091660645/ با سلام، من علاقه زیادی به هفته‌نامه‌تون دارم و برای اینکه سر وقت به دستم برسد، مجبورم لباس‌های برادرم را بشویم و اتو کنم! آخه اون هر هفته برام میاره. ولی اشکالی نداره چون صبح‌صادق ارزش‌شو داره. / معصومه پوزش
... 091137375 / سلام، علی مطهری بی‌درد است. نمی‌داند چگونه انقلاب حفاظت شده است. ما جوانی و درس و خانواده را رها کرده و جان فدای کشور کردیم، شهیدان رفتند و ما با تن مجروح برگشتیم. امثال ایشان از مهربانی انقلاب سوءاستفاده می‌کنند. آنها نمی‌دانند ما رزمندگان به امید انقلاب زنده‌ایم.
... 091983774/ سلام، از هفته‌نامه زیباتون تشکر می‌کنم. پیشنهاد می‌دم بخش ورزشی به هفته‌نامه اضافه کنید. / امیدی از شهرری
صبح‌صادق: قبلاًً صفحه ورزشی داشتیم، ولی در حال حاضر به دلیل محدودیت صفحات، این امکان وجود نداره.
... 091710148/ من سعادت خدمت در سپاه را نداشتم، ولی به سپاهیان اسلام ارادت قلبی دارم./ شهریاری از شیراز
... 093514937/ سلام خداقوت. از کار قشنگ‌تون در ارسال صبح‌صادق به نشانی اینترنتی علاقه‌مندان نشریه تشکر می‌کنم.
صبح‌صادق: همه علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به پایگاه اینترنتی صبح‌صادق برای دریافت صفحات نشریه از طریق رایانامه شخصی خودشان اقدام کنند.
... 091310681/ با سلام و احترام خدمت صبح صادقی‌های عزیز! به خاطر استفاده مکرر مقامات آمریکایی خصوصاً رئیس جمهورش از ادبیات زور و تهدید که همه گزینه‌ها روی میز است، به آنها می‌گویم شما اصلاً میزی ندارید که گزینه‌ای رویش داشته باشید. چرا جرئت امتحانش را ندارید؟ ایران در هشت سال دفاع مقدس خود را نشان داد. پس لطفاً توپچی را از ترقه نترسانید./ برکات
... 091674486/ سلام، خدا قوت. شما صبح‌صادقي‌ها رزمندگان خط مقدم جنگ نرم هستيد. ممنون‌تان هستيم. اجركم عندالله./ كريمي از دورود لرستان
... 091950239/ سلام، لطفاً بخشی از هفته‌نامه را به احزاب و تشکل‌های سیاسی اختصاص دهید. با تشکر./ عمار امام خامنه‌ای
صبح‌صادق: موضوعات مربوط به احزاب و جریان‌شناسی سیاسی به‌طور مداوم در صفحه هشت هفته‌نامه منتشر می‌شه.
... 093854542/ سلام، از همکاران بازنشسته در مشهد هستم، چرا صبح‌صادق به اندازه کافی به کانون بازنشستگان تحویل نمی‌شود که ما مجبور به مطالعه هر دوماه یک‌بار این هفته‌نامه دوست‌داشتنی بشویم؟! مسئولان کانون فکری بکنند.
... 091766379/ سلام بر صبح‌صادق. چرا هفته‌نامه در بازار نیست؟ از کجا پیداش کنیم؟ لطفاًً بیشتر چاپ کنید و مطالب سیاسی را بیشتر و روان‌تر بنویسید. ممنونم./ سیدعلی مختاری
صبح‌صادق: نشریه صبح‌صادق هفته‌نامه داخلی است. از این رو در گیشه مطبوعات عرضه نمی‌شه. مراکز سپاه و بسیج و شما پایگاه اینترنتی نشریه می‌توانید به صبح‌صادق دسترسی پیدا کنید.
... 091763684/ سلام، قصاب صبرا و شتيلا به درك واصل شد، اما داغ كودكان و زنان صبرا و شتيلا بر پيكره تاريخ ماند تا لعنت بر شارون هميشه ورد زبان‌ها بماند! / هوشنگ افراسيابی
... 091884841/ لطفاً سخنرانی‌های راهبردی سردار سلامی را کامل و همیشه چاپ کنید. ممنون
... 091495038/ باسلام، ما تکاوران گردان صابرین با عشق به امام خامنه‌ای از مرزهای شمال غرب کشورمان دفاع می‌کنیم و با دعای خیر رهبر عزیزمان همیشه استوار و پیروز هستیم. / تکاور پاسدار مهدی محمدی‌الاصل از لشکر3 عملیاتی حمزه سیدالشهدا(ع)
صبح‌صادق: دعای مردم ایران بدرقه راه همه مرزداران ایران اسلامی است.


کتیبه سبز

هشت سال سپيد
پدرت بي‌صدا صدايم زد، پدرم گفت: روسپيد شدي
عکست انگار لحظه‌اي خنديد، بعد ناگاه ناپديد شدي
هشت سال سپيد آمد و رفت، موي من رنگ موي مادر شد
هشت سال سپيد من بودم، تو ولي قاب عکس عيد شدي
آه يادش به خير يادت هست، اولين عيد اولين ديدار
مادرم تا رسيد سرخ شدم، مادرت آمد و سپيد شدي
عيد دوم چه عيد خوبي بود، عطر نارنج، هفت‌سين، باران
و تو آن شاهزاده‌اي که مرا، از بلنداي شاخه چيد، شدي
سال‌ها، سال‌هاي پي‌درپي، آمد و رفت، آمدم، رفتي
يک نفر گفت: باز منتظري؟ ديگري گفت: نااميد شدي؟!
نااميدم نکن قرار شده عيد هشتم کنار هم باشيم
هشت سال سياه طول کشيد، تا که باور کنم شهيد شدي!

نغمه مستشارنظامي




حماسه آمل

(هدیه به شهدا و حماسه‌آفرینان ۶ بهمن ۱۳۶۰ آمل)
شِش بهمن نماد غیرت ماست/ شِش بهمن تمام عزت ماست
شِش بهمن حماسه در حماسه/ شود در غیرت دینی خلاصه
شِش بهمن شجاعت کار امت/ چهل تن کشته در راه ولایت
شِش بهمن زدیم تا کربلا پل/ و شد کرببلا در شهر آمل
شِش بهمن عدو را خوار کردیم/ دلان خفته را بیدار کردیم
نشان دادیم ما مست حسینیم/ همه پرورده دست حسینیم
چه فخری بهتر از این در دو دنیا/ تشکر کرد امام امت از ما
و امروز همچنان آماده‌ایم ما / به پای انقلاب استاده‌ایم ما
سر و پا گوش بر فرمان رهبر/ کنیم جان را فدای جان رهبر
و در آخر دعایم اینچنین است/ تمنایم ز رب‌العالمین است:
«الهی تا ظهور حضرت یار/ گل پیغمبر ما را نگهدار»
یاسر از آمل


حسن ختام

تا ما دور هستیم ظهور نزدیک نیست!
تا ما دور هستیم، ظهور نزدیک نیست.
تا ما آماده نیستیم، او نخواهد آمد.
من ناامید نیستم، چرا که هیچ‌وقت اهل خواندن کتاب آیات شیطانی یأس نبوده‌ام.
من قاری قرآنم و تمام سعی‌ام بر این بوده که حتی آیات عذاب قرآن را به زیباترین لحن بخوانم همیشه.
من با همه این حرف‌ها، مستأجر عمارت امید هستم.
اعتقاد راسخ دارم که این شاهنامه با تمام تلخی، پایانش خوش خواهد بود.
بیایید در این تاریکی، قدر نور را بدانیم و عاشقانه منتظر قافله ظهور باشیم.
در دوردست‌ها سوسوی نوری می‌بینم، بیایید دست روی دست نگذاریم و دست به کار شویم.
بیایید کاری کنیم کارستان، بیایید کاری نکنیم که دعاهای فرج‌‌مان بی‌اثر شود، حرفی نزنیم که خدا نپسندد، جایی نرویم که بغض مقدس «عهد»های‌مان شکسته شود.
بیایید آن‌قدر نخندیم که گریه‌های‌مان بی‌اثر شود، آن‌قدر غفلت نکنیم که ما را خواب ببرد و بند را آب...
بیایید با اعمال‌مان برای قلب او رعد و برق نباشیم.
بیایید پیش از آنکه سیل ویرانگری جاری شود، سد محکمی بسازیم روی رودخانه خروشان هوای نفس خود.
آسمان پوشیده از ابرهای باران‌زاست. ابرها مانند یک طفل شیرخواره بی‌قرارند.
بیایید دعای فرج را با قرائت ابر و تجوید باران بخوانیم. بیایید دعای فرج را به سبک باران بباریم. او ترجمان آیه‌های بارانی مهربانی خداست.
خدا باران را دوست دارد. بیایید دو رکعت نماز نزول باران و ظهور یاران بخوانیم و دست به دعا برداریم.
دارد باران می‌بارد. شنیده‌ای می‌گویند، دعا در لحظه باران مستجاب می‌شود...