بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

به‌روز نگه‌داشتن دشمن‌شناسی!
اگر در ابتدای پیروزی انقلاب از هر ایرانی پرسیده می‌شد: دشمن اصلی انقلاب اسلامی ایران کیست بی‌درنگ پاسخ می‌داد: «آمریکا». اگر این سوال دو سال بعد هم پرسیده می‌شد، پاسخ، «آمریکا» بود و اگر ده سال بعد هم تکرار می‌گشت، پاسخ همان بود و چنانچه امروز هم از بیشتر ایرانی‌ها پرسیده شود ـ که اخیراً پرسیده هم شده ـ دشمن اصلی انقلاب کیست، پاسخ همان است که اول انقلاب داده شد، یعنی «آمریکا». این پاسخ در زمان‌ها و دوره‌های مختلف در حالی ثابت بوده که در آن دوره‌ها دشمنان بی‌نقاب و شناخته‌‌شده‌ای در میدان دشمنی با انقلاب حضور داشته‌اند و در مقابله با انقلاب از خود رفتار دشمنانه خونینی هم نشان داده‌اند. اما در هیچ دوره‌ای دشمن اصلی انقلاب شناخته نشدند؛ چرا؟ به سبب مهارت مردم ایران در دشمن‌شناسی. این ویژگی ارزشمند باعث شد تا مردم ایران دشمن اصلی پنهان شده در پشت ملی‌گراها، بنی‌صدری‌ها، کودتاگرها، قوم‌گراها، منافقین، مارکسیست‌ها، فرقانی‌ها، صدام، فتنه‌گران و... را به خوبی بشناسند و لحظه‌ای باور نداشته باشند که بدون حمایت پیدا و پنهان آمریکا اینها قادر به دشمنی خسارت‌بار علیه نظام اسلامی باشند. دشمنی که هیچ پرده و نام و نشان جعلی و انحرافی نتوانست آن را از نگاه نافذ و شامه تیز ملت ایران پنهان نگه‌دارد، حق دارد از این ملت عصبانی باشد و یکی از علل شکست‌های پی‌درپی‌اش را ناشی از این نقطه قوت بداند و امکاناتش را برای آسیب زدن به این نقطه قوت بسیج کند. از رفتار مقامات آمریکایی‌ به‌ویژه در دولت دوم اوباما برمی‌آید که آنها این نقطه قوت را ناشی از طولانی شدن روابطی می‌دانند که همیشه در یک سوی آن آمریکا با رفتار تند، خشن، متکبرانه و خصمانه حضور داشته که به هیچ وجه پذیرای حقیقت انقلاب اسلامی و منافع ملی ایران و ایرانیان نبوده است و در سوی دیگر آن ایرانی بوده که رهبران و مردمش به استناد رفتار دولتمردان آمریکا علیه ایران و سایر ملت‌ها، ده‌ها و بلکه صدها دلیل و مدرک برای دشمنی با آمریکا داشته‌اند که در صدر آن رفتار زورگویانه و قلدورمآبانه آمریکا و هیچ انگاشتن ملت بزرگی با سابقه و حاضره ملت ایران است. آمریکایی‌ها مدت‌ها مترصد فرصتی برای تضعیف این نقطه قوت (دشمن‌شناسی) مردم ایران بوده‌اند و با در نظر گرفتن نکته‌ای که اشاره شد، بهترین راه را در تغییر وضعیتی دیدند که نتیجه قهری و درازمدت آن استواری مردم ایران در دشمنی با آمریکا بود. به زعم آنها اگر تابوی مذاکره با گفت‌وگوی حداقلی شکسته می‌شد به موازات آن استحکام دشمنی مردم ایران با آمریکا نیز متزلزل می‌گردید و در نتیجه آسیب دیدن نقطه قوت ملی ایرانیان یعنی دشمن‌شناسی، مسیر ترک تازی آمریکا هموار می‌شد، آمریکایی‌ها با چنین تصوری ـ که برخلاف میل باطنی‌شان بود به عملی تن دادند که افزون بر مخالف بودن با مشی اقتدارطلبانه‌شان به نوعی نشان از یک عقب‌نشینی و حقارت نیز داشت. ـ تلاش برای مذاکره با ایران را آغاز کردند که در نهایت منجر به توافقنامه هسته‌ای ژنو شد. پس از این توافق برخی از مقامات آمریکا پیش زمینه‌ ذهنی‌شان را که مطالب پیش گفته در آن نقش بسته بود، آشکار کردند و گفتند، تابوی مذاکره با ایران شکسته شد و در این باره طوری فاتحانه! صحبت کردند که گویا این موضوع برای‌شان از اصل توافقنامه مهم‌تر بوده است. علت این خوشحالی نیز معلوم بود، زیرا به گمان آنها اولین ضربه به رکن محکم «دشمن‌شناسی» مردم وارد شد! و در گام‌های بعدی که احتمالاً بیشتر در بستر اقتصادی برداشته می‌شود، آنها می‌توانند با تصرف این دژ مستحکم، «دشمن‌شناسی» را فرو بپاشند. از این رو بود که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار با مردم قم فرمودند: «کسی نباید دچار این توهم شود که دشمنان انقلاب اسلامی امروز از دشمنی خود منصرف شده‌اند.» معنای کاربردی این بیان، «به روز نگه‌داشتن دشمن‌شناسی» است. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری


حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی ‌در جمع کارکنان ستاد فرماندهی کل سپاه
دشمن از طریق مذاکره به دنبال اهداف تحریم و تهدید است

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران گفت: دشمن دنبال دستیابی به اهدافی است که از طریق تحریم و تهدید محقق نشده است.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی در جمع کارکنان ستاد فرماندهی کل سپاه با بیان اینکه در سه مقطع از تاریخ دو اراده در برابر هم قرار گرفتند؛ اراده ذات باری‌تعالی و اراده بندگان عصیانگر خدا، افزود: دوره اول عصر فرعون بود که توانش بر این متمرکز شده بود که در مقابل اراده الهی بایستد و خداوند فرمود که ما اراده کرده‌ایم که این بندگان مستضعف را از زیر یوغ فرعون نجات دهیم. دوره دوم مقابل هم قرار گرفتن اراده‌ها، عصر عباسیین است که از دیرباز درصدد بودند که مانع از تولد فرزند نهم امام حسین و فرزند امام حسن عسگری (علیه‌السلام) شوند؛ آنها به روش‌های متفاوتی برای مقابله با حضرت مهدی(عج) روی آوردند و دست به بدل‌سازی زدند ولی اراده ذات ربوبی محقق شد و الآن هم آمریکا این تلاش‌ها را برای مقابله با مهدویت ادامه می‌دهد. دوره سوم الآن است ولی با گذشته فرق دارد زیرا آنجا بحث حاکم بود و اینجا بحث حاکمیت است. آنجا فقط تولد امام زمان مطرح بود و حاکم فقط رهبری را می‌خواهد، ولی اینجا تبعیت از نظام دینی مطرح است. فرق دیگر پایان دوره اتمام حجت به شکل فرمول گذشته است و این آخرین حجت الهی است و تا بشریت آمادگی کامل برای ظهور حضرت مهدی(عج‌) پیدا نکند ایشان ظهور نمی‌کنند.
وی در ادامه به آسیب‌شناسی جامعه دینی و اسلامی پرداخت و گفت: منتظران ظهور باید با تبعیت از نائب امام، فضا را برای ظهور حضرت حجت(عج) آماده کنند، زیرا در مقطع سوم آزمون بزرگی در پیش داریم.
نماینده ولی فقیه در سپاه در ادامه به طرح چند سوال در مورد توافقنامه ژنو پرداخت و با طرح این سوال که چرا آمریکا و کشورهای اروپایی با عجله به سراغ ایران آمدند گفت: چهار عامل باعث شد که غرب برای توافق با ایران دست دراز کند.
حجت‌الاسلام سعیدی گفت: اول اینکه؛ انسجامی که بین ایران، روسیه و چین در موضوعات راهبردی منطقه شکل گرفته بود برای نظام سلطه‌نگران‌کننده بود و عملاً در معادلات جهانی تأثیر خود را بر نظام سلطه گذاشته بود. دوم: دشمن در سال‌های گذشته تلاش‌های زیادی را برای عقب‌راندن ایران به تصویب رساند، اما این تحریم‌ها از لحاظ کمی و کیفی برای غرب نتیجه معکوس داشت. سوم: با وجود اینکه روزبه‌روز تحریم‌ها گسترده می‌شد نفوذ ایران در منطقه نیز بیشتر می‌شد و اکنون غربی‌ها اعتراف می‌کنند که بدون ایران معادلات سوریه، فلسطین و... قابل حل نیست. چهارم: آمریکا و اروپا با بحران مواجهند و حتی عربستان که در طول سالیان گذشته سعی کرده است محافظه‌کارانه عمل کند اکنون از لاک خود بیرون آمده و روش خود را تغییر داده‌اند حال آنکه آنها توان اینگونه کار کردن را ندارند. پنجم: جبهه غربی ـ عربی در طول سالیان گذشته شکست‌های متعددی از جبهه مقاومت خورده است مانند جنگ 33 روزه،22 روزه،8 روزه و اکنون هم در جنگ سوریه نیز با مشکل مواجه شده است.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در ادامه با طرح این سوال که چرا دولت به سمت مذاکره با غرب رفت؟ گفت: دولت اعتقاد دارد با توجه به تحولات غرب و منطقه در برنامه رقیب تغییراتی صورت گرفته است که باید از آن استفاده نماییم و همچنین اعتقاد بر این است که جمهوری اسلامی اکنون از لحاظ موقعیتی در جایگاهی قرار گرفته است که می‌تواند از طریق مذاکره به اهدافش برسد.
حجت‌الاسلام سعیدی در ادامه با بیان خواسته‌های جمهوری اسلامی در مسیر مذاکره گفت: ما در مسیر هسته‌ای کشورمان دنبال دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای و استفاده از حقوق حقه ایران هستیم و ضمن اینکه سوخت راکتور تهران از طریق کشورهای برخوردار تآمین شود، باید غنی‌سازی خود را در سطح 5/3 تا 5 درصد حفظ کنیم.
وی در ادامه به اهداف دشمن در مذاکره با ایران نیز اشاره کرد و گفت: دشمن دنبال رسیدن به اهدافی است که از طریق تحریم و تهدید محقق نشده است. از جمله: دشمن درصدد است در چرخه سوخت ایران محدودیت ایجاد کند، در جبهه همگرایی جهانی و منطقه‌ای ایران شکاف و دو دستگی ایجاد نماید، حلقه‌های مقاومت درونی را بشکند، نفوذ منطقه‌ای ایران را کاهش دهد که امید است با دقت و هوشیاری تیم مسئول مذاکره مصالح عالی کشور و انقلاب تأمین شود.


فرمانده بهداری نیروی زمینی سپاه
قابلیت‌های خواهران امدادگر در دوران دفاع مقدس به درستی بیان نشده است

بیان قابلیت‌های خواهران در بخش امداد و درمان مجروحان طی دوران مقدس تاکنون انتظارات را آنگونه که باید برآورده نکرده، از این رو امیدواریم بتوانیم این عقب‌ماندگی را جبران کنیم.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ سردار احمد اخوان فرمانده بهداری نیروی زمینی سپاه در همایش تجلیل از خواهران پیشکسوت امداد و درمان دفاع مقدس که در باغ موزه دفاع مقدس تهران برگزار شد، با اشاره به این مطلب، توانمندی‌های رزمندگان در کسب پیروزی‌های صحنه نبرد را مرهون تلاش‌های کادر درمانی بیمارستان‌های صحرایی و شهرها به‌ویژه خواهرانی که در چنین مراکزی فعالیت می‌کردند، دانست و گفت: بیمارستان‌های صحرایی، با الگوگیری از بیمارستان‌های شهری در کوتاه‌ترین فاصله با خطوط مقدم درگیری‌ها راه‌اندازی شده بودند که در نوع خود کاری ابداعی محسوب می‌شد، به همین دلیل باید این قبیل اقدامات را مستندسازی کنیم و به حوزه‌های علمی و دانشگاهی منتقل سازیم تا بدانند خواهران در این مراکز چه اقدامات و قابلیت‌هایی داشتند.
سردار جواد خضرایی، مدیرعامل باغ موزه دفاع مقدس تهران نیز از اینکه چرا جامعه تربیت‌یافته دفاع مقدس نیست، انتقاد کرد و بیان داشت: در پرداختن به مقوله دفاع مقدس پرسش‌های متعددی مطرح است که باید برای آنها راهکار و پاسخ مناسبی پیدا کنیم. مانند چرا با وجود آنکه همه جامعه به شهدا علاقه‌مند هستند، ولی این عزیزان مهد تربیتی و اخلاقی‌ ما نیستند. یا به واسطه آنکه الگوهای اجتماعی دفاع مقدس را به خوبی معرفی نکردیم و برای معرفی آن ادوات جنگی را نشان می‌دهیم، در حالی که اینها فقط ابزار هستند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر
«هر کسی هم که درباره حقوق بشر حرف بزند، آمریکایی‌ها حق ندارند حرف بزنند زیرا دولت آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر در دنیا است.»
جمله بالا، فرازی از اظهارات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز قیام ۱۹ دی‌ماه سال ۱۳۵۶ است که بیان گردید. در تبیین و تشریح این جمله حکیمانه، کتاب‌ها باید نوشته شود. اکنون دو واقعیت در پیش روی ما قرار دارد:
۱ـ در دهه‌های اخیر، آمریکایی‌ها بیش از هر کشور دیگری دم از حقوق بشر زده و خود را پرچمدار دفاع از حقوق بشر در سراسر جهان معرفی می‌کنند.
۲ـ بررسی عملکرد دولت ایالات متحده از ابتدای شکل‌گیری تا به‌امروز، نشان می‌دهد که این دولت، بیش از همه دولت‌ها مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.
تأمل در این دو واقعیت، گویای واقعیت سومی است و آن اینکه شعار «دفاع از حقوق بشر» برای آمریکایی‌ها جهت رسیدن به اهداف‌شان، دارای کاربرد ابزاری بوده و آنان در عمل هیچ‌گونه اعتقادی به حقوق انسان‌ها ندارند. در چنین شرایطی برای جلوگیری از تداوم جنایات ضدبشری آمریکا، یکی از راهبردهای نیل به این هدف، بستن دهان آمریکایی‌ها و جلوگیری از تکرار ادعاهای طرفداری از حقوق بشری آنان است. یکی از اقدامات اساسی بر مبنای این راهبرد، گریبانگیری آنها در پیشگاه دادگاه افکار عمومی دنیا است. باید رسانه‌های مستقل در جهان با بررسی و انعکاس درست جنایات ضدبشری آمریکا در جهان، این مدعی دروغگوی طرفدار حقوق بشر را رسوا می‌کنند. باید نهادهای مستقل طرفدار حقوق بشر در جهان، با افشای جنایات دولت‌های آمریکا در گوشه و کنار جهان علیه بشریت، شرایطی را پدید آورند، تا هیچ دولتمرد آمریکایی جرئت نکند دم از حقوق بشر بزند. در این نوشتار به اختصار، برخی از جنایات ضد بشری دولت ایالات متحده آمریکا فقط مرور می‌شود. هر یک از این جنایات، نیازمند تبیین و تشریح است.
۱ـ شکل‌گیری و استقلال همراه با جنایات وحشتناک. دولت ایالات متحده از همان زمان تأسیس و اعلام موجودیت، دارای خلق و خوی استکباری، ضد بشری و تجاوزکارانه بود. اسناد غیرقابل انکار تاریخی، گویای این واقعیت تلخ است که این نظام ضدبشری، از همان ابتدای اعلام استقلال با حمله نظامی به کشور مکزیک برای تصرف مناطقی که امروز شش ایالت جنوبی این کشور را تشکیل داده‌اند، اولین جنایت بشری خود را با کشتار ده‌ها هزار مرد و زن و کودک بی‌گناه مکزیکی مرتکب شده است.
۲ـ جنایات بی‌شمار علیه سیاه‌پوستان در پرونده تبعیض نژادی آمریکایی‌ها، از برجستگی خاصی برخوردار است. در این راستا کتاب‌های زیادی منتشر شده و کتاب «ریشه‌ها» نوشته آقای «الکس هیلی»، از جمله کتاب‌هایی است که به‌صورت دقیق توانسته جنایت آمریکایی‌های سفیدپوست علیه سیاه‌پوستان را به ثبت برساند. «الکس هیلی» خود سیاه‌پوستی است که خانواده و اجدادش از نظام برده‌داری و تبعیض نژادی حاکم بر آمریکا، رنج‌های فراوان برده‌اند. در این کتاب آمده: «در فاصله ۱۸۸۰ تا ۱۸۹۰ هر سال صد سیاه‌پست لینچ شدند، یعنی یا آنها را زنده‌زنده سوزاندند، یا قطعه‌قطعه کردند، یا به دار آویختند. پس از ۱۹۰۰ سفیدهای شمال به خشونت وحشتناکی علیه سیاهان دست زدند...» در این کتاب به شورش سفیدپوستان علیه سیاهان در شهر سنت لوئیس در سال ۱۹۱۷ اشاره شده و به بخشی از گزارش تهیه شده برای رئیس‌جمهور آمریکا استناد شده که می‌گوید: «در منطقه‌ای به‌طول ۸۰۰ متر سه یا چهار ساعت خون جاری بود.
آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر
ادامه از صفحه اول
جلو اتوبوس‌ها را می‌گرفتند و سیاهان را از هر جنس و سنی پیاده و سنگباران می‌کردند، یا با چماق و لگد می‌زدند و با خونسردی سیاهانی را که در خیابان در خون خود افتاده بودند، با هفت تیر می‌کشند.»
۳ـ ساقط کردن حکومت‌های مستقل و مردمی در بسیاری از کشورهای جهان و به قدرت رساندن حکومت‌های کودتایی وابسته، از دیگر جنایات ضدبشری آمریکا در طول قرن بیستم است. نمونه‌هایی از این اقدامات ضدبشری دولت‌های آمریکا اعم از دموکرات و جمهوری‌خواه عبارت است از:
ـ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹۵۳ م) علیه دولت مصدق و بازگرداندن شاه به قدرت که در طول ۲۵ سال حکومت شاه پس از این کودتا، حکومت پهلوی با حمایت آمریکا و دستگاه‌های سرکوب خود مانند ساواک، هزاران ایرانی آزادیخواه را زندانی، شکنجه و به قتل رساند. در این دوران، شاه تأمین‌کننده منافع نامشروع آمریکا در ایران و منطقه بود.
ـ سرنگون کردن دولت مردمی گواتمالا در سال ۱۹۵۴ میلادی و به قدرت رساندن یک حکومت کودتایی سرکوبگر، به‌گونه‌ای که در دوران این حکومت نظامی و کودتایی مورد حمایت آمریکا، ده‌ها هزار نفر گواتمالایی کشته شدند.
ـ آمریکا با یک کودتای نظامی، حکومت «آلنده» رئیس‌جمهور منتخب مردم را در شیلی در سال ۱۹۷۳ ساقط و.... آگوستو پینوشه را به قدرت رساند. در خشونت‌های پس از کودتا بیش از سی‌هزار نفر کشته شدند و پینوشه ۲۵ سال با استبداد و دیکتاتوری بر شیلی حکومت کرد.
ـ آمریکایی‌ها در سال ۱۹۶۶ میلادی، یکی از خون‌بارترین کودتاهای نظامی را در اندونزی انجام دادند. در این کودتا ژنرال «سوهارتو» بر ضد «سوکارنو» کودتا کرد. در این کودتا صدها هزار نفر از اعضای حزب کمونیست اندونزی قتل‌عام شدند.
ـ نیکاراگوئه از دیگر کشورهایی است که آمریکایی‌ها در آن اقدام به کودتا کردند.
ـ آمریکایی‌ها در سال ۲۰۰۲ برضد حکومت مردمی «هوگو چاوز» در ونزوئلا کودتایی شبیه کودتای شیلی انجام دادند که در نهایت با شکست مواجه شد.
ـ علاوه بر کودتاهای ذکر شده می‌توان به ده‌ها کودتای آمریکایی دیگر در سایر کشورها اشاره کرد، مانند کودتای سال ۱۹۷۳ در اروگوئه، در سال ۱۹۷۴ در قبرس، در سال ۱۹۸۰ در کره جنوبی، در سال ۱۹۸۰ در ترکیه و طراحی چندین کودتای نافرجام در جمهوری اسلامی ایران.
۴ـ لشکرکشی نظامی و اشغال دیگر کشورها، از جمله اقدامات ضدبشری آمریکایی‌ها در جهان است. آمریکایی‌ها در راستای منافع خود، کشورهای بسیاری را مورد مداخله نظامی قرار داده و در هر یک از این مداخله‌های نظامی، انسان‌های بی‌گناهی را به کام مرگ فرستادند. بسیاری از ملت‌ها بر اثر تجاوزهای نظامی آمریکا، ثروت‌ها و دارایی‌های خود را از دست دادند و به کشورشان خسارت‌های جبران‌ناپذیری وارد شد. در شکل‌گیری چندین جنگ بین کشورها، آمریکایی‌ها نقش اساسی داشتند. نمونه‌هایی از مداخله‌های نظامی آمریکا در دیگر کشورها که با اقدامات ضدبشری همراه بود عبارت است از: (۱۹۹۳ لشکرکشی به هندوراس)، (۱۹۰۴ لشکرکشی به جمهوری دومینیکن)، (۱۹۰۷ لشکرکشی به نیکاراگوئه)، (۱۹۱۰ اشغال نظامی مجدد نیکاراگوئه)، (۱۹۱۵ مداخله نظامی در هایئیتی)، (۱۹۱۶ ورود مجدد نظامی به دومینیکن)، (۱۹۱۸ اشغال نظامی بخشی از پاناما)، (۱۹۲۱ مداخله نظامی در ترکیه)، (۱۹۲۲ مداخله نظامی در چین)، (۱۹۲۳ اشغال نظامی هندوراس)، (ورود به جنگ جهانی دوم و انجام جنایات ضدبشری مانند بمباران هسته‌ای ژاپن)، (اشغال نظامی لبنان در سال ۱۹۵۸)، (۱۹۶۰ مدخله نظامی در لائوس)، (مداخله نظامی در ویتنام در سال ۱۹۶۰ و قتل‌عام ویتنامی‌ها)، (۱۹۶۲ مداخله نظامی در تایلند)، (۱۹۶۳ مداخله نظامی در کنگو)، (۱۹۶۴ اشغال نظامی ویتنام شمالی)، (۱۹۶۹ مداخله نظامی در کامبوج)، (۱۹۹۲ مداخله نظامی در سومالی)، (۲۰۰۱ اشغال افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم و انجام جنایات بسیار در این کشور که همچنان ادامه دارد)، (۲۰۰۳ اشغال نظامی عراق به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی در این کشور).
۵ـ انجام انقلاب‌های رنگی در چندین کشور با هدف به قدرت رساندن جریان‌های غربگرا و ساقط کردن حکومت‌های غیرهمسو با آمریکا، از دیگر اقدامات ضدبشری این کشور در دهه‌های اخیر است. برخی از کشورهایی که آمریکایی‌ها در آن انقلاب یا کودتاهای مخملین به راه انداخته‌اند، عبارت است از (۲۰۰۳ انقلاب نارنجی در گرجستان)، (۲۰۰۴ انقلاب رنگی در اوکراین)، (۲۰۰۵ انقلاب رنگی در قرقیزستان)، (کودتای مخملی سبز در ایران)
۶ـ جنایت ضدبشری آمریکا علیه ملت ایران در دو مقطع قبل و بعد از انقلاب اسلامی، دارای فهرست طولانی است. برخی از اقدامات آمریکا بر ضد ملت ایران عبارت است از:
۱ـ طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. ۲ـ کمک به راه‌اندازی دستگاه‌های سرکوبگر در ایران مانند ساواکه و حمایت از جنایات شاه از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷. ۳ـ ضایع کردن منافع و منابع ملت ایران ۴ـ طراحی کودتای علیه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با هدف کشتار ملت ایران با مأمورت مخفی ژنرال هایزر.
۵ـ طراحی نقشه تجزیه ایران با حمایت گروهک‌های ضدانقلاب از سال ۱۳۵۸ به بعد. ۶ـ حمله نظامی به طبس. ۷ـ طراحی کودتای نوژه در سال ۱۳۵۹. ۸ـ تشویق و تحریک عراق به جنگ با ایران و حمایت همه‌جانبه از صدام. ۹ـ مجهز کردن صدام به سلاح‌های شیمیایی و میکروبی. ۱۰ـ مداخله مستقیم نظامی در جنگ با حمله به سکوهای نفتی ایران در سال ۱۳۶۶. ۱۱ـ حمله به چند فروند از ناوگان دریایی ایران در سال ۱۳۶۶. ۱۲ـ سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج‌فارس در سال ۱۳۶۷ و به شهادت رساندن تمامی سرنشینان آن. ۱۳ـ حمایت از گروهک‌های تروریستی چون منافقین. ۱۴ـ اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ملت ایران.
۱۵ـ حمایت از جریان‌های برانداز در ایران. ۱۶ـ تلاش برای پیشگیری از پیشرفت‌های علمی و اقتصادی ایران به طرق مختلف. ۱۷ـ طراحی پروژه ایران‌هراسی. ۱۸ـ تلاش برای دامن زدن به جنگ شیعه و سنی در ایران و منطقه. ۱۹ـ طراحی و اجرای پروژه تهاجم فرهنگی. ۲۰ـ حمایت همه‌جانبه از فتنه ۸۸ در ایران.
۷ـ جنایات ضدبشری آمریکا در خلال اشغال نظامی عراق با استفاده از اورانیوم ضعیف‌شده، خشونت‌های قرون وسطایی در زندان ابوغریب و کشتارهای بی‌رحمانه در فلوجه تنها بخشی از جنایات نظام ضدانسانی آمریکا در کشور عراق است.
۸ـ زندان گوانتانامو و دیگر زندان‌های سری آمریکا نمایشگر ماهیت واقعی دولتمردان ایالات متحده است. در این زندان‌ها با زندانیان بدترین رفتارهای ضدبشری صورت پذیرفته و آنان از حقوق اولیه خود نیز محروم هستند.
۹ـ جاسوسی و شنودهای گسترده از دولتمردان و شهروندان بسیاری از کشورها نشان‌دهنده ماهیت ضدبشری نظام حاکم بر آمریکا است.
۱۰ـ استفاده از انسان‌های بی‌گناه در برخی از کشورها به‌ویژه کشورهای آفریقایی به‌عنوان «موش آزمایشگاهی» برای آزمایش داروها و انواع مواد شیمیایی، نمونه‌ای دیگر از جنایات دولت ایالات متحده بر ضد بشریت است.
حال با توجه به آنچه به اختصار آمد و تنهانمونه‌هایی از جنایات ضدبشری دولت آمریکا به‌شمار می‌آید، آیا باید اجازه داد که این کشور مدعی، دفاع از حقوق بشر باشد و علیه کشورهایی چون «جمهوری اسلامی ایران» بیانیه نقض حقوق بشر صادر کند؟


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم
آشکار شدن دشمنی آمریکا با ایران و اسلام از برکات مذاکرات اخیر بود

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار هزاران نفر از علما، فضلا، روحانیان و قشرهای مختلف مردم قم، یکی از ابعاد مهم حادثه 19 دی سال 1356 را اقدام و عمل، با تکیه بر ایمان راسخ و همراه با بصیرت و در سخت‌ترین شرایط، دانستند و تأکید کردند: مهم‌ترین درس حادثه 19 دی قم، این است که برای عبور از مشکلات باید با ایمان راسخ و بصیرت نسبت به دشمن و فراموش نکردن دشمنی او، بر توانایی‌ها و ابتکارهای داخلی ملت و استعدادهای جوان تکیه کرد و چشم به خارج ندوخت.
معظم‌له در این دیدار که همزمان با سی‌وششمین سالگرد قیام تاریخی مردم قم در 19 دی‌ماه سال 1356 برگزار شد، با اشاره به یکی از آیات سوره روم قرآن کریم که خداوند نصرت و یاری مؤمنین را، حقی بر عهده خود می‌داند، فرمودند: وعده حتمی خداوند متعال در این آیه، مربوط به شرایطی است که مؤمنین هیچ روزنه امیدی در مقابل جبهه عظیم دشمنان نداشتند و آن روزی هم که مردم و جوانان و طلاب قم برای دفاع از امام(ره) و پرچم برافراشته مبارزه بر ضد طاغوت، به خیابان‌ها آمدند و خون آنها بر زمین جاری شد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که این حادثه، چنین تأثیر و برکتی خواهد داشت. ایشان تأکید کردند: اگر ایمان راسخ، با بصیرت، اقدام و عمل، و استقامت و ایستادگی همراه شود، نصرت الهی قطعی خواهد بود.

نداشتن بصیرت همچون نداشتن چشم
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: اگر در مواردی نصرت الهی شامل حال مؤمنین نمی‌شود، به دلیل ضعف ایمان یا غلط بودن ایمان و یا ایمان بدون بصیرت است، زیرا نداشتن بصیرت همچون نداشتن چشم است و فردی که چشم ندارد، راه را تشخیص نمی‌دهد و به بیراهه می‌رود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: علت اینکه بنده بر موضوع بصیرت در حوادث 9 دی تأکید فراوان داشتم به همین علت است.
ایشان علت پیروز نشدن حرکت و قیام برخی ملت‌ها را، نبود برخی شرایط تحقق نصرت الهی دانستند و تأکید کردند: ملت ایران توانست همه این شرایط اعم از ایمان راسخ، بصیرت، اقدام و ایستادگی را فراهم کند، زیرا راهنمای صادق و ماهری همچون امام خمینی(ره) داشت که فقیهی آگاه به مسائل جهان، بریده از مطامع و منافع مادی شخصی و آگاه به کتاب و سنت بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم تأمل در گذشته و درس گرفتن از نقاط قوت و ضعف آن، خاطرنشان کردند: کسی نباید دچار این توهم شود که دشمنان انقلاب اسلامی، امروز از دشمنی خود منصرف شده‌اند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: البته ممکن است هر دشمنی ناچار به عقب‌نشینی شود، ولی نباید از دشمن و جبهه دشمن غافل شد و نباید لبخند دشمن را جدی گرفت و فریفته آن شد.
ایشان با تأکید بر اینکه هیچ‌گاه نباید هدف را فراموش کرد، گفتند: هدف جمهوری اسلامی ایران، رسیدن به آرمان‌های اسلام یعنی پیشرفت مادی و معنوی بشر است و رسیدن به این هدف والا جز با ایمان راسخ و بصیرت در مسائل جاری و غافل نشدن از دشمن، امکان‌پذیر نیست.
معظم‌له افزودند: اینکه بنده بارها گفته‌ام افق نظام جمهوری اسلامی ایران روشن است، به این دلیل است که مردم ما دارای ایمان، بصیرت و دشمن‌شناسی و همچنین دارای روحیه کار و ابتکار هستند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در کدام مسئله بوده است که جوانان ما وارد شده و نتوانسته باشند موضوع را حل کنند. هر جا زیرساخت آماده‌ای بوده است، جوانان ما به پیش رفته‌اند و همه اینها، به برکت استعداد و توانایی است که خداوند متعال در این ملت قرار داده است.
ایشان افزودند: توصیه همیشگی من به مسئولین این است که برای رفع مشکلات کشور باید به نیروی درونی توجه شود و چشم به بیرون دوخته نشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هیچ شکی در حضور فعالانه در عرصه خارجی و بین‌المللی نیست، خاطرنشان کردند: اما باید امید ما به پشتیبانی و کمک الهی و نیروی داخلی ملت و کشور باشد و همین نگاه است که کشور را بیمه خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه به اشتباه همیشگی دشمنان در شناخت نادرست از ملت ایران اشاره کردند و افزودند: دشمنان ما امروز به گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویا ملت ایران بر اثر فشار تحریم‌ها، دست‌هایش را بالا برده و تسلیم شده است، در حالی‌که باز هم اشتباه می‌کنند؛ زیرا این ملت، ملتی نیست که دست‌هایش را به علامت تسلیم بالا ببرد.
ایشان با تأکید بر اینکه ملت ایران، در شرایط سخت‌تر از امروز نیز تسلیم نشد، خاطرنشان کردند: نمونه واضح و غیرقابل انکار این حقیقت، در هشت سال دفاع مقدس است که همه قدرت‌های جهانی و شرق و غرب آن روز، به صدام مجرم کمک کردند تا بر ضد ملت و کشور ایران اقدام کند، اما به‌واسطه عزم و ایمان راسخ و تصمیم قاطع ملت برای به صحنه آوردن توانایی‌های داخلی، نصرت الهی محقق شد و گره‌ها یک به یک باز و رژیم بعث و حامیانش با بی‌آبرویی بین‌المللی مجبور به عقب‌نشینی شدند.

تکیه ملت بر توانایی‌های داخلی
حضرت‌آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: امروز هم رفع مشکلات تنها از طریق مقابله با دشمنی‌های دشمنان به واسطه ایستادگی ملت و تکیه بر توانایی‌های داخلی و اعتماد به خداوند متعال امکان‌پذیر است.
ایشان افزودند: وقتی دشمن با ملتی مصمم و مقاوم مواجه می‌شود، چاره‌ای جز عقب‌نشینی نخواهد داشت و این تصور که ملت ایران به دلیل فشار تحریم‌ها به پای میز مذاکره آمده، یک اشتباه محض است و ملت ایران این اشتباه دشمنان را به هم خواهد زد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: ما قبلاً هم اعلام کرده بودیم که نظام جمهوری اسلامی ایران، در موضوعات خاصی که مصلحت بداند، با این شیطان، برای رفع شرّ او و حل مشکل، مذاکره خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه یکی از برکات مذاکرات اخیر، روشن شدن دشمنی مسئولان آمریکایی با ایران و ایرانی و اسلام و مسلمین بود، گفتند: این موضوع، در لحن‌ها و حرف‌های مقامات آمریکایی، در هفته‌های اخیر، کاملاً مشهود بود و همه دیدند.
ایشان افزودند: اگر آمریکایی‌ها در موضوعی اقدام نمی‌کنند، علت آن، ناتوانی آنها است و نه عدم دشمنی. آنها گفتند اگر می‌توانستیم تار و پود صنعت هسته‌ای ایران را جدا می‌کردیم، اما نمی‌توانیم. آری، آنها نمی‌توانند چون ملت ایران اراده کرد، روی پای خود بایستد و ابتکار و توانایی خود را به میدان بیاورد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: مذاکرات اخیر، هم دشمنی آمریکا را نشان داد و هم ناتوانی آنها را.

نقض‌های مداوم حقوق بشر آمریکایی‌ها
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به ادامه اظهارات کینه‌جویانه شخصیت‌ها و محافل سیاسی و مطبوعاتی آمریکا بر ضد نظام اسلامی و ملت ایران، از جمله ادعاهای آنها در موضوع حقوق بشر، خاطرنشان کردند: هرکسی هم که درباره حقوق بشر حرف بزند، آمریکایی‌ها حق ندارند حرف بزنند، زیرا دولت آمریکا بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر در دنیا است.
ایشان با اشاره به پشتیبانی و حمایت مستمر آمریکا از رژیم غاصب صهیونیستی و ظلم و شرارت این رژیم بر ضد مردم فلسطین از جمله مردم مظلوم غزه و جلوگیری از رسیدن کمترین امکانات غذایی و پزشکی به این مردم گفتند: آیا این موارد، ظلم و تخلف از حقوق بشر نیست؟ آیا در چنین شرایطی این‌ها شرم نمی‌کنند که نام حقوق بشر را بر زبان می‌آورند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به وعده انتخاباتی رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر تعطیلی زندان گوانتانامو و عمل نکردن به این وعده بعد از گذشت پنج سال، خاطرنشان کردند: حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به مردم پاکستان و افغانستان و هزاران جنایات دیگر و همچنین شیوه‌های ناشناخته جنایت‌های آنها در جهان، نشان‌دهنده ماهیت واقعی و ضد حقوق بشری آمریکا است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: ما مدعی آمریکا و بسیاری از دولت‌های غربی درخصوص نقض حقوق بشر هستیم و ما گریبان آنها را در پیشگاه دادگاه افکار عمومی دنیا می‌گیریم و آنها پاسخی ندارند.
ایشان خاطرنشان کردند: ملت ایران با تکیه بر خداوند متعال، از همه موانع عبور خواهد کرد و به اهداف والای خود خواهد رسید.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود، جایگاه مردم قم را در دوران مختلف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به‌ویژه مقاطع حساس، برجسته و ممتاز دانستند و تأکید کردند: قم به عنوان مرکز روحانیت شیعه و اسلام، نماد عظمت جمهوری اسلامی ایران است.


جانشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس
سازمان اسناد و سازمان پیشکسوتان دفاع مقدس تشکیل می‌شود

سازمان‌های جدیدی در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ایجاد شده و دو سازمان دیگر با عنوان سازمان اسناد دفاع مقدس و سازمان پیشکسوتان در حال شکل‌گیری است.
امیر سرتیپ محمدحسن نامی، در مراسم تودیع و معارفه مدیرکل بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز با اعلام این مطلب، با اشاره به فرمایش رهبر معظم انقلاب در خصوص عظمت واقعه عاشورا و تأثیر آن بر کل تاریخ گفت: اگر واقعه عاشورا در نصف روز اتفاق افتاد ولی اثر آن تا به امروز کل تاریخ با عظمت شیعه را تغذیه کرده است.
وی با اشاره به عظمت هشت سال جنگ تحمیلی گفت: دفاع مقدس هشت ساله ما باید حداقل ۸۰۰ سال عاشورای انقلاب اسلامی را تغذیه کند و بر همه پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت و فرهنگ پایداری واجب است که در انتقال فرهنگ دفاع مقدس و جهاد و شهادت حضور فعال داشته باشند.
جانشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس با اشاره به عقلانیت حاکم در جنگ تحمیلی تصریح کرد: در دوران دفاع مقدس دقیق‌ترین اطلاعات برای عملیات‌ها پیش‌بینی و از تاکتیک‌هایی استفاده می‌شد که در هیچ‌یک از دانشگاه‌های عالی نظامی تدریس نشده بود.
در این مراسم با حضور جانشین بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس از زحمات سرهنگ نادر ادیبی مدیر کل سابق اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز تقدیر به عمل آمد و سردار ابوالفضل اسلامی به عنوان مدیر کل جدید اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان البرز معرفی شد.


يادداشت
مهدي سعیدي

معيار مرزبندي هنرمند و مدعيان هنر
رئيس‌جمهور محترم در ديدار جمعي از هنرمندان و اعضاي تشکل‌هاي فرهنگي و هنري در تالار وحدت، به گفت‌وگو با ايشان پرداخت و تأکيد کرد که «دولت وظايف خود را در چارچوب قانون اساسي انجام خواهد داد و در حد توان و امکاناتش از هنر حمايت خواهد کرد.»
اظهارات آقاي روحاني جملات شنيدني و ‌تأمل‌برانگیز فراواني داشت که نمونه‌اي از فرازهاي مهم آن چنين است: «هنر قالب نيست، هنر قالب و معناست، هنر خلاقيت است ... ذات هنر با مفهوم خير و نيکي، يکي است ... هنر، هر کار بدون عيب است ... هر هنرمندي مي‌خواهد به معناي جهان و عمق جهان برسد ... هنرمند نه قرار است زينت‌المجالس باشد و نه اپوزيسيون ... هنر و آزادي رابطه مستقيم دارند. در غير فضاي آزاد، هنر واقعي خلق نخواهد شد. در بخش هنر نمي‌توانيم با دستور هنر را بيافرينيم و خلق کنيم. هرگونه فضاي امنيتي مي‌تواند جوانه هنر را بخشکاند ... هنر و ارزش، پيوندي ذاتي دارند. هنر يعني عروج فکر از سطح عادي به سطح متعالي؛ همانکه در عرفان و فلسفه اسلامي به عالم اعلي تعبير مي‌شود. هر هنرمندي مي‌خواهد به معناي جهان و عمق جهان برسد.
اما کلام قابل‌تأملي که به مناقشه ميان نيروهاي ارزشي و آقاي روحاني بدل شد آن تعبيری بود که وي بدان چنين اشاره کرد: «تقسيم هنرمندان به هنرمندان ارزشي و غيرارزشي بي‌معناست. هنر يعني ارزش و هنرمند [فرد] ارزشمندي است که با کار خلاقانه به تعالي مي‌رسد و خلقت، بزرگ‌ترين مظهر قدرت خداي لايزال است، فقط در اين زمينه است که فتبارک الله احسن الخالقين. هنرمند جهان را بازآفريني مي‌کند و کار او در مسير ارزش‌هاي الهي است.»
از اين تعبير دو برداشت مي‌توان داشت؛ يکي آنکه همه کساني که خود را هنرمند مي‌نامند نيروهاي ارزشي و ارزشمند هستند و تقسيم‌بندي بين هنرمندان ارزشي و غيرارزشي مرزبندي ناصوابي است که مصداق بيروني ندارد! اگر منظور آقاي روحاني چنين تفسيري باشد که خطاب به ايشان بايد گفت مصاديق فراواني وجود دارد که ناقض اين کلام خواهد بود. چه بسيار مدعيان هنري که نه تنها در جهت تعالي ارزش‌هاي جامعه ايراني حرکت نکرده‌اند، بلکه اتفاقاً در خط تقابل با آن نيز قرار گرفته‌اند.
از سویی دیگر شاهد آن هستیم که غربزدگي و وادادگي در برابر سبک زندگي غربي به يکي از آفاتي بدل شده که جامعه هنري بالاخص در حوزه‌هايي چون فيلم، تئاتر و موسيقي بيش از ديگر اقشار جامعه بدان مبتلا شده‌اند! که اين بيماري را مي‌توان در پوشش نامناسب و زننده بخشي از اين مدعيان هنر به عينه مشاهده کرد. کافي است سري به پایگاه‌های خبری و وبلاگ‌هاي فعال در فضاي مجازي بزنيم و يا از صفحات فيس‌بوک اين به اصطلاح هنرمندان ايراني! ديدن کنیم تا چشمان‌مان به جمال آخرين تيپ اين جماعت روشن گردد! و آنگاه معلوم خواهد شد که بين اين هنرمندان و آنچه آقای روحانی «عروج فکر از سطح عادي به سطح متعالي و سير در معنا و عمق هستي» می‌خواند، نسبتي نيست!
اما از سخنان آقاي روحاني برداشت دومي نيز مي‌توان داشت که به‌نظر می‌رسد با توجه به صبغه مذهبی و انقلابی رئیس‌جمهور به صواب نزدیک‌تر باشد. در اين نگاه آقاي روحاني در تلاش است تا شاخصه‌های هنرمند اصيل و واقعي را برشمارد و صاحب چنین مشخصاتی را به عنوان هنرمند واقعی به مردم معرفي کند. به واقع اگر کسي داراي چنين شاخصه‌‌ها و ويژگي‌هايي باشد را مي‌توان هنرمند خواند وگرنه قباي هنرمندي بر تن هر مدعي شايسته نيست! از این رو سخنان آقاي روحاني خط‌کش و معياري در اختيار ما مي‌گذارد که با آن مي‌توان هنرمند واقعي را از صف مدعيان هنر جدا کرد.
مبتني بر تعابير آقاي روحاني «کار هنرمند در مسير ارزش‌هاي الهي است»، لذا نتيجه کار آن که همان اثر هنري هنرمند است، بايد راهنماي آدمي به تعالي و کمال و اخلاق و دين باشد و اگر چنين نبود، اصلاً اثر خلق شده بدلی بیش نیست و هنر نخواهد بود و صاحب آن نیز نباید هنرمند خوانده شود!
در تعبير آقاي روحاني «هنرمند فرد ارزشمندي است که با کار خلاقانه به تعالي مي‌رسد»، لذا کساني را مي‌توان هنرمند دانست که بيش از ديگران به زيور علم و اخلاق و انسانيت و اسلاميت آراسته باشند و اين مدعيان هنرند که نه تنها به نشانه‌هاي دين و اخلاق آراسته نيستند، بلکه خود به نماد ترویج بی‌بندوباری و اباحی‌گری و بی‌هویتی بدل شده‌اند. ریاکارانی که به دروغ خود را هنرمند نامیده و دزدانه در جامه هنر پنهان شده‌اند!
تلاش برای مرزبندی بین هنرمند واقعی و هنرمندنمایان، حرکت سنجیده‌ای است که می‌تواند جوانان ایران زمین را از افتادن در دام تقلید کورکورانه از الگوهای منحرف نجات دهد و آنان را با الگوهای حقیقی ملت ایران آشنا کند.


نكته و نظر

تحلیل‌های عوامانه برخی خواص!
نکته: می‌گویند سارقان، اسب مردی را از اصطبلش دزدیدند. همسایگان مرد دور او حلقه زدند و هر کس تحلیلی(!) درباره آن می‌کرد. یکی می‌گفت: احتمالاً درِ اصطبل را محکم نبسته‌ای. دیگری می‌گفت: شاید خوابت سنگین بوده؛ و همسایه دیگری معتقد بود که اگر سگ نگهبانی داشت، دزدان نمی‌توانستند اسب را بربایند و در مجموع، تمام همسایگان بر این گمان بودند که مقصر اصلی در دزدیده شدن اسب، صاحب آن است! صاحب اسب که از این تحلیل‌ها و گمانه‌‌های آبکی همسایگان عصبانی شده بود، داد زد: خاموش باشید. به‌گونه‌ای سخن می‌گویید که گویا دزد اسب هیچ‌ تقصیری نداشته و تمام تقصیرات این سرقت از آن من است...!
نظر: این داستان و تحلیل‌های همسایگان صاحب اسب دزدیده شده، بسیار به تحلیل‌ها و اظهارات متفکرانه برخی خواص داخلی‌ درباره فتنه ۸۸ شباهت دارد، یعنی به‌گونه‌ای سخن می‌رانند که گویا تقصیرکار فتنه ۸۸، نظام بوده است و عاملان و سران فتنه، بهائی‌ها، سلطنت‌طلب‌ها، آمریکایی‌ها، منافقین و ... هیچ تقصیری در بروز فتنه نداشته‌اند! کاش برخی از خواص که ظاهراً هنوز هم در خوابند، از خواب خرگوشی خود برمی‌خاستند و حقایق فتنه ۸۸ را آنچنان که هست، می‌دیدند!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

فرمانده نیروی هوافضای سپاه
اگر اتفاقی رخ دهد وضعیت صهیونیست‌ها دیدنی خواهد بود

سردار «امیرعلی حاجی‌زاده» فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با اشاره به ترور شهید «حسان ‌اللقیس» یکی از فرماندهان جهادی حزب‌الله لبنان که در ماه‌های اخیر توسط مزدوران رژیم صهیونیستی در ضاحیه بیروت به شهادت رسید، گفت: این شهید بزرگوار در طول سال‌های گذشته به‌خصوص در دوران پس از جنگ 33 روزه، اقدامات مهمی داشت ازجمله اینکه ذخایر بزرگ دفاعی ایجاد کرد که اثرات آن زمانی به نمایش درخواهد آمد که به هر دلیلی، جنگی بین حزب‌الله و رژیم اسرائیل رخ دهد.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه تأکید کرد: طبق آنچه ما اطلاع داریم، توانمندی حزب‌الله در این چندسال به قدری افزایش یافته که آنها قادرند هر هدفی را در هر منطقه‌ای از سرزمین‌های اشغالی با درصد خطای بسیار کم و با توان نقطه‌زنی منهدم کنند.
سردار حاجی‌زاده تصریح کرد: کارهایی که امثال شهید حسان اللقیس در مجموعه حزب‌الله انجام دادند و ما از آن خبر داریم، خارج از تصور صهیونیست‌ها بوده و اگر اتفاقی رخ دهد، حال و روز صهیونیست‌ها دیدنی خواهد بود و قطعاً شرایط غیرقابل تصوری برای آنها رقم خواهد خورد. وی گفت: شهید حسان ‌اللقیس با روحیه پرنشاط و فعال، باتوجه به اینکه خود در خط مقدم مبارزه قرار داشت، صاحب ایده و طرح بود و اقدامات بزرگ او که یکی از مغزهای حزب‌الله در حوزه‌های جنگ الکترونیک به شمار می‌رفت، در واقع ازجمله ذخایر دفاعی حزب‌الله محسوب می‌شود.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه خاطرنشان کرد: البته حزب‌الله همیشه نشان داده که اقداماتش در صحنه نبرد برای دشمن غیرمترقبه خواهد بود و این را در جنگ 33روزه نیز به خوبی نشان داد و امروز هم می‌تواند در هر مقطعی کارهایی از همان جنس را انجام دهد.
سردار حاجی‌زاده افزود: در واقع حزب‌الله یک پوسته‌ای در ظاهر دارد که شاید صهیونیست‌ها آن را بشناسند اما لایه‌های دوم و سوم حزب‌الله افرادی نظیر حاج حسان و عماد مغنیه هستند که صهیونیست‌ها از آنها بی‌خبرند. این افراد قادرند کارهایی کنند که از حد تصور سردمداران رژیم اشغالگر قدس، خارج است.



رحیم‌پور ازغدی
یکی کردن هنر ارزشی و ضدارزشی کاسبی است

«حسن رحیم‌پور ازغدی» در جشنواره فیلم عمار با موضوع مفهوم‌یابی اسلامی در سینمای دینی گفت: سینمای اسلامی برای اینکه اسلامی باشد باید سینماگرش با مفاهیم اسلامی آشنا باشد.
وی افزود: من معنی این جمله را نمی‌فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمای مروج شرک و خرافه با سینمای مروج توحید و عبادت مساوی است؟! بعضی‌ها اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند. اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند. می‌گویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی‌شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بی‌معنا است و یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن، شعرا و هنرمندان دو دسته‌اند، یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا می‌شوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلومند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری نوکران حکومت مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.
رحیم‌پور مجدداً تأکید کرد: بهتر است که اصطلاح سینمای اسلامی را به کار ببریم و نه سینمای دینی و نه سینمای معنوی را. سینمای دفاع از خانواده و سینمای اخلاق و سینمای نظم و اخلاق و مدیریت و مدارا و سینمای برابری همه در ذیل سینمای اسلامی قرار می‌گیرد. به این معنا اگر نگاه کنید در هر صفحه از قرآن و هر روایتی می‌توان سوژه‌های سینمایی پیدا کرد. در هیچ سینمایی صفات غیراسلامی را به قهرمان نسبت نمی‌دهند منتها مصداقاً جای قهرمان و ضدقهرمان را عوض می‌کنند و ارزش و ضدارزش را با هم خلط می‌کنند. یعنی قهرمانانی دارند که چند خصلت برجسته دارد، اما ویژگی‌های فاسد هم دارد. یعنی ممکن است مردم‌دار و طرفدار محرومین باشد، اما زناکار و اهل فساد هم باشد.




دیپلماسی دولت در توافق ژنو

«مجید تخت‌روانچی»، معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه، ابعاد مختلف توافق ژنو را تشریح کرد و درباره نکات ابهامی موجود در این توافقنامه که مورد نقد برخی منتقدان قرار گرفته، پاسخ داد.
وی گفت: وقتی دولت جدید بر سر کار آمد، پرونده هسته‌ای وجود داشت و ما برای اینکه بتوانیم مستقیماً روی اصل مطلب برویم، نخواستیم وقت تلف کنیم. مواضع ما کاملاً روشن است و روی مواضع تأکید می‌کنیم. حتی روی خطوط قرمز هم در مذاکرات کارشناسی و هم در مذاکرات وزرا خطوط قرمز را خیلی روشن برای طرف مقابل اعلام کردیم و گفتیم که ما در این چارچوب حاضریم با شما مذاکره کنیم. اکنون به نظر می‌آید این موضوع خیلی بهتر از گذشته جا افتاده است که ما صرفاً بخواهیم در مذاکرات اعلام موضع کنیم.
کاری که ما با طرف غربی انجام دادیم، این است که موضوعاتی را که زمان‌بر بود کنار گذاشته و بر سر اصل موضوع رفتیم و سپس با تعیین چارچوب کار و خطوط قرمز وارد مذاکره شدیم و توانستیم به یک توافق برسیم.
آمریکایی‌ها بعد از مذاکرات با پدیده‌ای در داخل این کشور مواجه شدند و انتقاداتی را در داخل داشتند، آنها برای اینکه بتوانند پاسخ مسائل داخلی را بدهند موضوعاتی را مانند اینکه فلان مسئله در متن بیانیه نیامده است و یا نسبت به موضوع دیگری تعهدی نداده‌ایم، مطرح کرده‌اند. مشخص است که این مسائل مصارف داخلی دارد. آنچه روشن است متن مورد توافق است. آمریکایی‌ها یک فکت شیت درست کرده‌اند که به نظر من ناشیانه بود، چراکه یک بخش مهمی که در ژنو در مورد آن توافق کردیم بحث غنی‌سازی بود و در دو جای متن در مقدمه و گام آخر بحث غنی‌سازی مطرح شده بود.
اگر ما پس از شش ماه احساس کنیم که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نمی‌کند به کار اصلی خود بازمی‌گردیم و این اقدام راحتی است. آقای ظریف نیز این موضوع را در صحبت‌های خود عنوان کرد که برگشتن ما به کار پیش از نظر فنی شاید چندین ساعت بیشتر زمان نبرد، یا اگر بعد از آغاز اجرا احساس کنیم که طرف مقابل صادق نیست و بخواهد روی یک‌سری نکات بداخلاقی کند، ما به کار خود بازمی‌گردیم.





بازخوانی خاطره تحقیرآمیز استراو

«جک استراو» که در رأس هیئت پارلمانی انگلیس به ایران سفر کرده است در کنفرانس خبری که با حضور خبرنگاران تشکیل شده بود، از پاسخ به پرسش‌های جدی طفره رفت و کوشید با پاسخ‌های چندپهلو و در مواردی بی‌ارتباط به سؤالات مطرح شده، کارنامه سیاه جنایات دولت انگلیس علیه ایران اسلامی و مردم این مرز و بوم را سفید(!) جلوه دهد و آنجا که جنایات یاد شده به دلیل وجود اسناد فراوان قابل انکار نبود، با کنایه‌های مرسوم و بی‌خاصیت در عرف دیپلماتیک از کنار پرسش‌ها عبور کند.
او کوچک‌ترین و کمترین انتقاد علیه دولت انگلیس را برنتابید. این در حالی است که ماجرای خاطره پر از توهین استراو از مذاکره با وزیر خارجه دولت وقت ایران هنوز در اذهان باقی است. این ماجرای شگفت و «نمادین» را خودِ استراو در قسمت سوم مستند «ایران و غرب» ساخته بی‌بی‌سی تعریف‌ می‌کند. او می‌گوید: «پس از انجام مذاکرات و امضای توافق پاریس، که طی آن ایران پذیرفت همه‌ فعالیت‌های غنی‌سازی را تعلیق کند، در بازگشت به انگلستان، برای گذراندن تعطیلات آخر هفته با قطار عازم شهرِ محلِ زندگیِ خود بودم. در بینِ راه تلفن همراهم زنگ زد. آن سوی خط دکتر کمال خرازی، وزیر خارجه ایران بود. او گفت ما می‌خواهیم ۲۰ سانتریفوژ را برای تحقیقات علمی فعال نگه داریم. من دیدم در حضور همراهانم در قطار نمی‌توانم در خصوص یک پرونده‌ حساس بین‌المللی مذاکره کنم، لذا به مستراح قطار رفتم. آنجا به خرازی گفتم شما توافقنامه را امضا کرده‌اید و دیگر نمی‌شود زیرش بزنید. اما او باز اصرار کرد. من گفتم باید در این خصوص با دیگران صحبت کنم... در همان حال کسی هم به در مستراح می‌زد و ظاهراً عجله داشت تا از آن برای کاری غیر از مذاکره‌‌ اتمی استفاده کند...» در نتیجه «جک استراو» هم در تماس مجدد با خرازی به‌طور قطعی به درخواست او پاسخ منفی می‌دهد. گفته می‌شود علت دعوت استراو به ایران، برنامه آقای مشاور بوده است؛ سریع‌القلم به واسطه روابط خوبی که با انگلیسی‌ها دارد و از جمله موضوع دعوت از جك استراو وزیر خارجه اسبق انگلیس و نماینده انگلیس در پارلمان اروپا به ایران هم با پیشنهاد و وساطت وی صورت گرفته و قرار است كه جك استراو نقش میانجی نزدیكی بیشتر ایران به انگلیس را بازی كند.


خط خبر

گروه‌های مدافع حقوق بشر چه می‌خواهند
روزنامه صهیونیستی جروزالم پست نوشت: فعالان حقوق بشر سازمان‌های بین‌المللی در نامه‌ای به حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران از وی خواستند فوراً به آزار و اذیت همجنس‌بازها و جامعه دوجنسی این کشور پایان دهد.
این روزنامه چاپ فلسطین اشغالی در مقاله‌ای به قلم بنجامین وینتال نوشت: در این نامه به اقدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در بازداشت ایرانی‌های همجنس باز مرد در یک میهمانی تولد در اکتبر به عنوان نمونه‌ای از حملات خشونت‌آمیز علیه همجنس‌بازهای ایران استناد شده است. در این نامه آمده است پنج عضو لشکر نبی‌اکرم(ص) از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به این میهمانی در شهر کرمانشاه در غرب ایران حمله کردند.

رهبری 12 سال پیش این راه را نشان داد

بر اساس آمارهاي جهاني، ايران از نظر شاخص‌هاي فساد مالي در هشت سال اخير 56 رتبه سقوط كرده و در ميان 177 كشور، رتبه 144 را به خود اختصاص داده و اين رتبه فقط در سال 91 به 92، 11 پله تنزل داشته است، لذا از اين حيث نمي‌توانيم سر خود را بالا بگيريم. محمد شريعتمداري در افتتاحيه كنفرانس پيشگيري از تقلب و سوءاستفاده‌هاي مالي با اشاره به فرمان سال 80 مقام معظم رهبري براي مبارزه با فساد اقتصادي، گفت: اگرچه زنگ خطر 12 سال پيش به صدا درآمد، اما در زمان حاضر فقط 31 كشور بسيار فقير و يا درگير با جنگ‌هاي داخلي هستند كه از نظر ميزان فساد مالي جايگاه پايين‌تر از ايران را دارند و اين امر نشان مي‌دهد كه در اين زمينه نه‌تنها كار جدي صورت نگرفته، بلكه وضعيت بسيار بدتر هم شده است.

در این امپراتوری نقش شما چیست؟

گوگل در حال آمیختن مفاهم فناوری دیجیتال و امپریالیسم است. به نوعی می‌توان گوگل را معمار قدرت جهانی آمریکا در قرن بیست‌ویک دانست. گوگل به سرعت در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری است، اما تفاوت آن با امپراتوری‌های بزرگ قدیمی همچون امپراتوری ایران یا روم، محدود نبودن گستره جغرافیایی آن است. گوگل را امپراتور می‌خوانند چون تلاش دارد اطلاعات کاربران را جمع‌آوری کند و از سوی دیگر، دسترسی کاربران به اطلاعات را نیز کنترل کند. ابزار دیگر گوگل، جی‌میل است که حدود 750 میلیون نفر در سراسر جهان از آن استفاده می‌کنند. گوگل به راحتی امکان رصد محتوای تمامی جی‌میل‌های کاربران را در اختیار دارد. بر مبنای همین راهبرد انحصارطلبی بود که گوگل، ابزارهای مورد استفاده رقبا همچون موتورولا یا یوتیوب را خریداری کرده است. در واقع، شرکت گوگل با خرید یوتیوب، دومین و سومین پایگاه‌های خبری و اطلاع‌رسانی پربازدید جهان را در اختیار دارد. (رتبه اول از آن فیس‌بوک است)

میلیونرهای آمریکایی قانون می‌نویسند!

بررسی اخیر داده‌های افشا شده درباره دارایی‌های شخصی از سوی مرکز سیاست پاسخگو نشان می‌دهد که شمار میلیونرها در کنگره آمریکا افزایش یافته است و دست‌کم ۲۶۸ قانونگذار آمریکایی از میان ۵۳۴ عضو کنگره، میلیونر هستند. براساس این بررسی، نرخ متوسط ثروت سال ۲۰۱۲ همه سناتورها، ۷/۲ میلیون دلار بوده است؛ این در حالی است که نرخ متوسط ثروت اعضای مجلس نمایندگان آمریکا در همین سال ۸۹۶ هزار دلار بوده است. این بررسی همچنین نشان داد که ثروت دموکرات‌ها و جمهوریخواهان تقریباً برابر است. ثروت متوسط دموکرات‌های کنگره ۰۴/۱ میلیون دلار و جمهوریخواهان کنگره یک میلیون دلار بوده است.

هدف اروپایی‌ها از سبقت در جاده ایران

هیئت‌های اروپایی با یک تیر دو نشان می‌زنند، ابتدا می‌آیند تا بگویند که ما نیز وجود داریم و از قافله عقب نیفتند و دیگر آنکه یکی پس از دیگری برای حضور در ایران سبقت می‌گیرند، اما هدف اصلی‌شان بررسی وضعیت کشور ماست. غربی‌ها به ارتباط بیشتر با جمهوری اسلامی نیازمند هستند زیرا این تحریم‌ها به اقتصاد آنها ضربه وارد کرده است هر چند نمی‌خواهند به این مسئله اعتراف کنند!

آمریکایی‌ها پشیمان می‌شوند

مسئول یک آژانس مسافرتی که سالیانه ۵0، ۶۰ گردشگر آمریکایی به ایران می‌فرستد،‌ به لس‌آنجلس تایمز گفته که دیدگاه گردشگران آمریکایی پس از بازگشت از ایران، کاملاً تغییر می‌کند و برخلاف یک تفکر غالب در جامعه آمریکا که ایران را یک «مکان نامهربان و خصومت‌آمیز برای آمریکایی‌ها» می‌داند، مسافرانی که از ایران بازمی‌گردند از برخورد بسیار گرم و صمیمانه مردم ایران سخن می‌گویند. اما برخلاف آغوش گرم مقامات دولت ایران به روی گردشگران آمریکایی، وزارت خارجه آمریکا در هشداری که 21 نوامبر منتشر شد نسبت به ریسک سفر به ایران هشدار داده و مدعی شده که دولت ایران برخی شهروندان آمریکایی را به بهانه‌های مختلف همچون اتهام جاسوسی، بازداشت و زندانی کرده است.

انتقادناپذیری دولت اعتدال!

«عبدالحمید محتشم» مدیرمسئول نشریه باسابقه یالثارات‌الحسین، درباره علت توقیف این نشریه از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: علت توقیف نشریه تاکنون به ما گفته نشده است؛ اما قبلاً تذکری درخصوص رویکرد فرهنگی نشریه به ما داده شده بود، چراکه یالثارات به عملکرد دولت انتقاد داشت. توقیف این نشریه و همچنین تذکر به دیگر نشریاتی چون وطن امروز و 9 دی در حالی که این نشریات به نقد عملکرد فرهنگی دولت پرداخته بودند دلیل دیگری بر زاویه گرفتن دولت از شعار اعتدال است. توقیف رسانه‌های مخالف دولت در کنار صدور مجوز و رشد قارچ‌گونه رسانه‌هایی که بدون هیچ نظارتی فعالیت می‌کنند جای نگرانی بسیاری دارد که مبادا واقعه‌های تلخ گذشته درباره رسانه‌ها تکرار شود.

حمله به محمود کریمی پروژه تخریب مداحان است

حاج محمدرضا طاهری روایت جدیدی از ماجرای محمود کریمی را بازگو کرد و گفت: سه مرتبه در مسیر برگشت از دماوند که ایشان با خانواده هم بودند برای‌شان مزاحمت ایجاد می‌کنند و به مرحله خطر مرگ می‌رسانند. انگار این داستان از پیش تعیین شده بوده است. آنهایی که پای منبر ایشان یک قطره اشک ریختند اگر بیایند این روزها حرف‌های دشمنان را بزنند خیلی نامردی است. می‌خواهند اذهان عمومی را از در خانه امام حسین دور کنند و محمود کریمی هم نوکر با اخلاص امام حسین(ع) است. من شب یلدا در مسیر کربلا بودم ولی شنیدم که صحبت‌های ایشان در برنامه شب یلدا مثل تیر در قلب دشمنان بوده است. از قول خود من مطلبی دروغ را منتشر کرده‌اند که ما هم تکذیب کردیم، اما به حضرت عباس(ع) اگر من آن حرف را زده باشم. دفعات قبل نوبت حاج‌آقا منصور و حاج سعید بود، حالا نوبت حاج محمود و شاید فردا نوبت... اما کور خوانده‌اند که بخواهند ما را از مسیر ائمه و در خانه امام حسین(ع) جدا کنند. حاج منصور ارضی هم با بیان اینکه دشمن می‌داند که ضربه‌ای که خورده است از این هیئت‌هاست، اظهار داشت: دشمن کار می‌کند و عناصر تأثیرگذار را پیدا می‌کند، تا آنها را ترور شخصیت کند، دشمن می‌داند که ضربه‌ای که خورده است از این هیئت‌هاست، این سینه‌زنی‌ها روشنگری است، این است که از چای‌ریز هیئت تا مداح هیئت همه را می‌زند، برخی هم بی‌توجهند.

اشتباه کرد اما تندروی خیر!

محمدرضا خاتمی دبیرکل سابق جبهه منحله مشارکت و از جمله متحصنین مجلس ششم امروز در گفت‌وگو با روزنامه اصلاح‌طلب شرق به اذعان برخی اشتباهات حزب منحله مشارکت اشاره کرد و گفت: «من معتقدم مشارکت، تندروی نکرده است، اما اشتباه در برخی جاها داشته که نتوانسته همه شرایط خاص را لحاظ کند.» خاتمی در پایان مصاحبه خود به برخی اشتباهات حزب منحله مشارکت اشاره می‌کند و می‌گوید: یک‌سری حوادثی در کشور اتفاق افتاده که آنها منشأ این قضاوتند. مثل حوادث مجلس یا موضع‌گیری «مشارکت» درباره قوه‌قضائیه یا «نظارت استصوابی» یا مسئله هسته‌ای و امثال اینها. من اینها را مصداق «تندروی» نمی‌دانم. این اما به معنای این نیست که ما اشتباه نکردیم. عده‌ای می‌گویند که شما همه شرایط زمانی، مکانی آن اقدام‌تان را در نظر نگرفتید. می‌گوییم؛ اشکال ندارد، می‌شود درباره‌اش صحبت کرد. الآن در این چهار سال به «مشارکت» می‌گویند «تندرو» چون کسی اصلاً دیگر حرف نزده است. من معتقدم «مشارکت»، تندروی نکرده است، اما اشتباه در برخی جاها داشته که نتوانسته همه شرایط خاص را لحاظ کند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

سکه بابک هم دو رو دارد
حسین عبداللهی فر

اگر سوال شود که در هفته گذشته چه موضوعی بیشترین حجم فضای مطبوعاتی کشور را به خود اختصاص داد، پاسخ آن دو کلمه است: بابک زنجانی. میلیاردری که دستگیری‌اش، او را به صدر اخبار روزنامه‌های کشور کشاند. برخی این خبر را به دلیل اهمیت برخورد با فساد مالی برجسته کردند و برخی هم آن را فرصت مناسبی برای تسویه‌حساب جناحی یافتند.
«شرق» در روز اول هفته (14دی) زیر تیتر اول «بابک زنجانی در اوین می‌‌ماند»، رقم بدهی وی را برجسته کرد و نوشت: «اتهام اصلی میلیاردر بازداشتی، بازنگرداندن 8 تریلیون و 507 میلیارد و 800 میلیون تومان به خزانه دولت است.»
سردبیر این روزنامه همچنین در سرمقاله همین روز نوشت: «رقم حیرت‌آور است هشت تریلیون و 507 میلیارد و 800 میلیون تومان. این عددی است که به عنوان اتهام اصلی بابک زنجانی اعلام شده، مبلغ بدهی واریز نشده او به خزانه دولت، بابت فروش نفت و پتروشیمی که از واریز آن طفره رفته است. این عدد در میان پرونده‌های لو رفته ریز و درشت فساد مالی فعلاً رکوردشکن است.»
«اعتماد» هم تصویر اول خود را به بابک زنجانی اختصاص داد و ذیل عنوان درشت «میهمان میلیاردر اوین» نوشت: «همزمان با بازداشت بابک زنجانی، دفاعیه‌هایی از وی در فضای اینترنت منتشر شد که در آنها ادعا می‌‌شود بدون کمک این ثروتمند جنجالی، ایران «اتیوپی» خواهد شد.»
«آفتاب یزد» سه کلمه «اعتراض- شکایت- بازداشت» را روی سه تصویر از روحانی، مطهری و بابک زنجانی قرار داد و درباره بازداشت پیش از فرار وی نوشت: «سه هفته قبل دو تن از نمایندگان عضو کمیسیون اصل نود در مصاحبه‌هایی مدعی شدند که بابک زنجانی بدهی دوونیم میلیارد یورویی خود را به وزارت نفت پرداخته است در حالی که بانک مرکزی و وزارت نفت چنین پولی را تأیید نمی‌کردند. اصرار این نمایندگان بر دفاع از بابک زنجانی به حدی رسید که 12 نماینده طی نامه سرگشاده به رؤسای قوا خواستار برخورد با بابک زنجانی شده و از اینکه برخی اعضای کمیسیون اصل نود به وکیل مدافع بابک زنجانی تبدیل شده‌اند، اظهار تأسف کردند.»
«آرمان» هم تحت عنوان «تعطیلات خبرساز» سه تیتر را روی سه تصویر قرار داد و درباره بابک زنجانی نوشت: «خبر رسید که بابک زنجانی بازداشت شده است. مرد میلیاردری که حالا پشت میله‌های زندان اوین به درآمد حاصل از فروش نفت فکر می‌‌کند.»
این روزنامه در گزارش مفصل خود همچنین به دفاعیات فیس‌بوکی بابک اشاره کرده و تحت عنوان «واقعیت چیست؟» می‌‌نویسد: «به گزارش انتخاب، در این نوشته به نقل از بابک زنجانی دلیل عدم پرداخت بدهی به وزارت نفت اینگونه عنوان شده است: اگر کسی توانست هزار دلار از خارج به حساب بانک مرکزی ایران واریز کند، من هم 2 میلیارد دلار پول وزارت نفت را واریز می‌‌کنم.»
ایران با اختصاص تیتر اول خود به «واکنش دولت به بازداشت بابک زنجانی» به یک بهره‌برداری تبلیغاتی از این موضوع اشاره کرد و نوشت: «دستور ویژه اخیر رئیس‌جمهوری به معاون اول خود برای مقابله با ویژه‌خواران و سوء‌استفاده‌کنندگان از تحریم، موج خبری بلندی را برانگیخت. اگرچه برخی محافل سیاسی و رسانه‌ای، بازداشت بابک زنجانی از سوی قوه‌قضائیه را در راستای دستور رئیس‌جمهوری ارزیابی کرده‌اند، اما نوبخت در حاشیه نشست روز چهارشنبه دولت در واکنش به این تحلیل‌ها گفت همان طور که اصحاب رسانه اطلاع‌رسانی کردند، این اقدام از سوی مقامات قضایی انجام شد.»
«مردم‌سالاری» اما بدون اینکه در این رابطه تیتری بزند، در سرمقاله خود، بهره‌برداری جناحی از آن را در دستور کار خود قرار داد و نوشت: «آیا اگر کوتاه آمدن‌های پی‌درپی با بی‌قانونی‌های هشت‌ساله گذشته و شانه بالا انداختن‌های مکرر برخی نمایندگان مجلس در برابر رفتار‌های آنارشیک دولت پیشین به‌ویژه در حوزه اقتصاد نبود، کار امروز اقتصاد به اینجا می‌‌کشید که گریزی جز اعتراف به فساد سیستمی اقتصاد نباشد؟»
«کیهان» هم با تیتر اول خود وارد این ماجرا شد و ضمن خبر از «ورود سازمان بازرسی کل کشور به پرونده بابک زنجانی»، در سرمقاله‌ای تحت عنوان «داستان از میرداماد کلید خورد» از روی دیگر این پرونده پرده برداشت تا نشان دهد سکه بابک هم مانند همه سکه‌ها دو رو دارد.
این روزنامه با اشاره به اینکه «داستان پیدایش اقتصادی پدیده‌ای به نام زنجانی به حدود 20 سال پیش‌تر برمی‌گردد و دست‌پخت برخی معترضان امروزی است و نه صرفاً دو سال پیش، این داستان را نباید تقطیع کرد و از وسط یا انتها خواند»، گزیده‌ای از مصاحبه وی با یک نشریه اصلاح‌طلب را درج کرد که گفته بود: «زمانی که در پادگان ولی‌عصر تهران سرباز بودم، آقای هاشمی رفسنجانی برای بازدید به آنجا آمدند گفتند تعدادی سرباز برای ریاست‌جمهوری و بانک مرکزی و جاهای مختلف انتخاب کنند. وقتی به عنوان سرباز به بانک مرکزی رفتم، گفتند شما باید به عنوان راننده، آقای نوربخش را جابه‌جا کنید. حدود پنج ماه از سربازی‌ام مانده بود. بعد از خدمت آقای نوربخش 5ـ4 جا را انتخاب کرده و برای کنترل بازار به آنها دلار می‌‌داد تا در بازار پخش کنند. دلار 200 تومان بود و همه می‌‌گفتند دلار می‌‌خواهد هزار تومان شود. مردم می‌‌رفتند شب تا صبح در بانک‌ها می‌‌خوابیدند تا دلار بگیرند و در بازار بفروشند. آقای نوربخش به من گفت شما هم بیا در این مجموعه‌هایی که دارند دلار تزریق می‌‌کنند و 5 تا 4 نفر بودند، کار کن. اولین روز 17 میلیون دلار ارز در بازار توزیع کردم و اولین کارمزد من 17 میلیون تومان بوده با آن پول هم یک دفتر در میرداماد خریدم. هر روز دلار می‌‌گرفتم و در بازار می‌‌فروختم!»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

نگاهي به حضور حاشيه‌اي
سوريه همچنان از كانون‌هاي اصلي تحولات منطقه و حتي جهان است كه نه تنها براي كشورهاي منطقه، بلكه براي بازيگران فرامنطقه‌اي نيز داراي اهميت است، چنانكه بسياري سوريه را عرصه تقابلي ميان روسيه و آمريكا عنوان مي‌كنند. در اين ميان، يك نكته در قبال تحولات سوريه مطرح است و آن، برگزاري نشست ژنو2 درباره اين كشور است؛ نشستي كه اوايل بهمن ماه برگزار خواهد شد.
نكته‌ مهم در قبال اين نشست، مسائل مطرح شده درباره حضور ايران است. باوجود آنكه غربي‌ها و برخي كشورهاي مرتجع عربي پيش از اين، ادعاي عدم دعوت از ايران را مطرح كرده بودند، اما در موضعي قابل تأمل «جان کري» وزير امور خارجه آمريکا در نشست خبري پیش از عزیمت از رام‌الله به اردن گفت: حضور ايران شايد در حاشيه کنفرانس ژنو2 درباره سوريه سودمند باشد. برخي منابع خبري اين موضع كري را رويكردي جديد از سوي وي در قبال ايران و نشست ژنو2 عنوان كردند و حتي فضاي رسانه‌اي و تبليغاتي بسياري را در اين زمينه به راه انداختند. حال اين سوال مطرح است كه آيا واقعاً تغييري در مواضع غرب در قبال حضور ايران در اين نشست ايجاد شده است و در اين صورت، ريشه آن در چيست و ادعای غرب در لواي طرح حضور حاشيه‌اي ايران در ژنو2 چه مي‌تواند باشد؟ هرچند برخی اخبار از عدم دعوت ایران در این نشست حکایت دارد.
در پاسخ به اين پرسش‌ها پيش از هر چيز بيان اين نكته ضروري است كه باوجود تحركات گسترده غرب در سوريه و منطقه، عملاً دستاورد چنداني نداشته است، چنانكه در سوريه، پيروزي‌هاي ارتش آن، عملاً مولفه‌هاي آمريكا را با شكست همراه ساخته است. در همين حال باوجود رايزني‌هاي گسترده براي برگزاري نشست ژنو2 برآوردهاي جهاني نشان مي‌دهد كه اين نشست بدون حضور ايران امري ناكام و محكوم به شكست است، حال آنكه غرب گزينه‌اي جز برگزاري نشست مذكور پيش رو ندارد. با توجه به ویژگی‌های ميداني و نيز حمايت‌هاي جهاني از نقش سازنده ايران در ژنو2، غربي‌ها از جمله آمريكايي‌ها گزينه‌اي جز كنار نهادن ادعاي عدم نياز به حضور ايران در ژنو2 را پيش رو ندارند. با توجه به هزينه‌هاي سنگين اين عقبگرد براي غرب مي‌توان گفت كه آنها با ادعاي مثبت بودن حضور ايران در حاشيه نشست، سعي دارند تا ضمن پنهان‌سازي شكست خود براي به حاشيه راندن ايران، از ظرفيت‌هاي ايران در مسئله سوريه برخوردار شوند. حضور حاشيه‌اي در نشست به منزله آن است كه ايران طرح‌هاي خود را براي حل مسئله سوريه ارائه کند، اما در جمع تصميم‌گيرندگان نشست حضور نداشته باشد. غرب با اين سناريو سعي دارد تا از حضور فعال و تأثيرگذار ايران به عنوان يكي از اركان جبهه مقاومت در ژنو2 جلوگيري کند، در حالي كه همزمان، از رهيافت‌هاي آن براي خروج از باتلاق سوريه برخوردار مي‌شود. نكته‌اي كه در عملكردهاي غرب مشاهده مي‌شود این است كه آنها سعي دارند تا از مسئله ژنو2 به عنوان مولفه‌اي براي باج‌گيري از ايران در مذاكرات هسته‌اي و حتي تحولات منطقه بهره‌ گيرند. آنها برآنند تا حق ايران براي حضور در نشست را امتيازي به ايران عنوان دارند تا در ازاي آن، امتيازاتي را مطالبه کنند.
با تمام اين تفاسير، اظهارات برخي مقامات غربي از جمله جان كري مبني بر حضور مثبت ايران در حاشيه نشست ژنو2 را مي‌توان اعترافي آشكار به نقش انكارناپذير ايران در معادلات منطقه‌اي دانست كه به اذعان جهانيان برگرفته از حضور فعال ايران در جبهه مقاومت مي‌باشد كه موقعيتي برتر را براي آن در منطقه و جهان به همراه داشته است.  


پرونده

شکست لابی صهیونیستی در توافق ژنو
مجید تخت‌روانچی، معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه کشورمان در نشست تحلیلی «توافقنامه ژنو؛ آثار سیاسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای» که از سوی سایت دیپلماسی ایرانی برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به اینکه در طول تاریخ معاصر آمریکا کمتر پیش آمده که لابی صهیونیستی آیپک موفق نباشد، گفت: در توافق اخیر در ژنو این لابی شکست خورد. روانچی با اشاره به اینکه در فاصله نشست ژنو2 و 3 طی 10 روز صهیونیست‌ها در آمریکا و در کنگره غوغا کردند، تصریح کرد: حتی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز به روسیه رفت، ولی با وجود این تلاش‌ها توافق به سرانجام رسید و اکنون صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند تا در ادامه کار مشکل ایجاد کنند.
حامی حقوق هسته‌ای ایران هستیم

جک استراو، رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس، گفت: در جریان سفر به ایران درباره موارد بسیاری صحبت کردیم و من و همکارانم حامی حقوق هسته‌ای شما هستیم و در چارچوب NPT نه تنها ایران بلکه همه کشورهایی که می‌خواهند استفاده صلح‌آمیز از این فناوری داشته باشند، هستیم. وی افزود: ما اینجا نیستیم که پیش‌بینی کنیم 1+5 و ایران چه کاری می‌خواهند انجام دهند. ما با دقت به توافق ژنو گوش دادیم و معتقدیم در اجرای مرحله اول نتیجه مطلوبی به دست آمده و امیدواریم در آینده نیز نتایج مطلوبی به دست بیاید.
ساخت بازوی رباتیک در تحقیقات هسته‌ای

«زاهد کمانگر» دانشجوی کارشناسی ارشد مکاترونیک دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات کردستان مخترع بازوی رباتیک آوات بیان کرد: این بازوی رباتیکی دارای کارکرد بیوتکنیکال است که امر کنترل در حرکات آن از طریق انتقال سیگنال‌های حیاتی عضلات انسان بر مبنای فرمان‌پذیری مستقیم از مغز و اعصاب شخص کاربر و شبیه‌سازی حرکات وی صورت می‌گیرد. وی با بیان اینکه بازوی رباتیک آوات از چهار بخش انگشتان، مچ، ساعد و بازو تشکیل شده است، یادآور شد: از این بازوی رباتیک می‌توان در ایستگاه‌های فضایی، نیروگاه‌ها، مکان‌های تحقیقات هسته‌‌ای و مکان‌های صعب‌العبور استفاده کرد.
انگلیس بپذیرد که ایران در موضوع هسته‌ای برنده شد

«علاءالدین بروجردی» در دیدار جک استراو، رئیس گروه دوستی پارلمانی انگلیس و ایران و هیئت پارلمانی این کشور که به تهران سفر کرده‌اند، با اشاره به سوابق منفی موجود در افکار عمومی ملت ایران در قبال انگلیس اظهار داشت: انگلیس باید بداند ایران امروز، ایران پیش از انقلاب نیست و جمهوری اسلامی ایران، امروز کشور قدرتمندی است که در معادلات منطقه‌ای و جهانی تأثیرگذار است و انگلیس باید واقعیت‌های امروز جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک کشور قدرتمند درک کند. بروجردی در زمینه انرژی هسته‌ای نیز خطاب به جک استراو اظهار داشت: شما 10 سال پیش در مذاکرات تهران در حضور وزرای خارجه آلمان و فرانسه با صراحت گفتید ایران حق داشتن دو سانتریفیوژ را نیز ندارد و ما امروز دارای 19 هزار دستگاه سانتریفیوژ هستیم، بنابراین انگلیس باید بپذیرد که در این مصاف، جمهوری اسلامی ایران برنده شد.


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

نگاهي بر حمايت‌هاي جهاني از عمليات دولت عراق عليه تروريسم
غرب دست به دامان بغداد

غرب آسيا (خاورميانه) همچنان كانون اصلي تحولات جهاني است، در حالي كه در كنار مسائل سنتي نظير منابع انرژي و موقعيت راهبردی، مسئله گسترش دامنه فعاليت گروه‌هاي تروريستي ساخته و پرداخته شده در دستگاه‌هاي اطلاعاتي غرب، بر اهميت منطقه افزوده است.
نكته مشهود و عيني در منطقه، تحولات عراق و سوريه است. كشورهايي كه در هفته‌هاي اخير صحنه مبارزه واحد مردم، ارتش و دولت با تروريست‌ها است تا امنيت را به كشورهای‌شان باز گردانند.
در كنار تحولات داخلي اين كشورها، مواضع كشورهاي غربي از جمله آمريكايي‌ها در قبال تحولات عراق و سوريه امري قابل توجه است. چنانكه كري وزير امور خارجه آمريكا اعلام كرده است كه آمريكا از ارتش عراق حمايت مي‌كند، اما نيرويي اعزام نمي‌كند. همچنين آمريكا از اجراي تعهدات نظامي خود به عراق خبر داده است در حالي كه تا پيش از اين، از اجراي آنها خودداري مي‌كرد. كشورهاي اروپايي نيز به نوعي در كنار عراق قرار گرفته‌اند در حالي كه سكوت‌شان در قبال مقابله ارتش سوريه با گروه‌هاي تروريستي را نيز مي‌توان نشانه استقبال آنها از حذف اين گروه‌ها دانست. در نهايت شوراي امنيت سازمان ملل متحد نيز با رأي اكثريت از اقدامات دولت عراق در مبارزه با تروريسم حمايت كرده و آن را اقدامي مشروع و ضروري دانسته است.
چرايي رفتار غرب
در باب رفتار غربي‌ها مي‌توان گفت كه كشورهاي غربي نيز از پيامدهاي فاجعه‌بار تقويت گروه‌هاي تروريستي در منطقه به هراس افتاده‌اند، چراكه دريافته‌اند مقصد بعدي آنها مي‌تواند اروپا و‌آمريكا باشد. بر اين اساس، حذف آنها در معادلات منطقه را امري مهم براي امنيت خود مي‌دانند. از سوي، ديگر افشاي جنايات گرو‌ه‌هاي تروريستي در سوريه، عراق و لبنان موجب شده تا غرب ديگر نتواند به حمايت از آنها ادامه دهد و در ظاهر هم كه شده، به انتقاد از آنها مي‌پردازد تا جايگاه خود را در ميان ملت‌هاي منطقه و افكار عمومي جهان احيا کند. چنانكه اين كشورها مجبور شدند تا برخي از گروه‌هاي تروريستي حاضر در سوريه را در ليست گروه‌هاي تروريستي قرار دهند تا پرونده خود را در كشتار مردم سوريه و بحران‌هاي منطقه پاك سازند تا شايد بتوانند در آينده منطقه، نقش ايفا کنند. نكته مهم آن است كه گروه‌هاي تروريستي منطقه، زاده سياست‌هاي كشورهاي غربي هستند كه بر اساس منافع آنها به كشتار در منطقه مي‌پردازند. گروه‌هايي كه زماني غرب آشكارا به حمايت از آنها مي‌پرداخت اكنون قتل عامي سراسري را در منطقه به راه انداخته‌اند و مسئول اين وضعيت نيز كشورهاي غربي و متحدان منطقه‌اي آنها هستند. غرب اکنون ادعا دارد که در تقویت گروه‌های تروریستی منطقه نقشی ندارد و برخی کشورهای عربی را مسئول این امر می‌داند. این ادعا هرچند در ظاهر صحیح است و شواهد نیز آن را اثبات می‌کند، اما یک اصل غیر قابل انکار است و آن اینکه، کشورهای عربی نظیر اردن، قطر و عربستان رسماً تحت حمایت کشورهای غربی قرار دارند و از جانب آنها تسلیح مي‌شوند. کشورهای عربی که به تقویت تروریسم می‌پردازند، رسماً مهره‌های غرب هستند، به‌گونه‌ای که با وجود نقض گسترده حقوق بشر در این کشورها و اثبات حمایت آنان از گروه‌های تروریستی همچنان از سوی غرب حمایت می‌شوند و برای هرگونه اقدامی در منطقه از چراغ سبز غرب برخوردارند. در همين راستا «نوري المالكي» نخست‌وزير عراق فاش كرد گروه‌هاي تروريستي از جمله اعضای داعش با گذرنامه كشورهاي عربي وارد عراق مي‌شوند كه در رأس آنها عربستان قرار دارد.
كشورهايي كه در سوريه و لبنان با شكست مواجه شده‌اند و اكنون با حمايت از تروريست‌ها در عراق به دنبال پنهان‌سازي شكست‌هاي خود هستند كه نتيجه آن، قتل‌عام هزاران انسان بي‌گناه در الانبار، فلوجه و الرمادي عراق است.
با توجه به آنچه از سوابق غرب ذكر شد و نيز تهديدات امنيتي كه قوت گرفتن گروه‌هاي تروريستي در منطقه براي غرب به همراه خواهد داشت مي‌توان گفت، حمايت‌هاي كشورهاي غربي، از كشورهايي مانند عراق و سوريه در مبارزه با تروريسم تنها مي‌تواند بخش كوچكي از تحركات غرب براي جبران خسارت‌هايي باشد كه با حمايت از گروه‌هاي تروريستي به منطقه وارد ساخته‌اند. نبايد از نظر دور داشت كه اكنون سوريه و عراق در حال جنگ با تروريست‌هايي هستند كه عملاً براي امنيت اروپا و آمريكا نيز تهدید قلمداد مي‌شوند، در حالي كه اكنون عراق و سوريه هزينه‌هاي مبارزه با اين گروه‌ها را مي‌پردازند. غرب براي امنيت خود هم كه شده بايد به جاي توطئه براي براندازي دولت‌هاي قانونی اين كشورها، به حمايت از سوريه و عراق در مبارزه با تروريسم بپردازد، چراكه در غير اين صورت، آتشي را كه غرب عليه بغداد و دمشق افروخته در آينده‌اي نه چندان دور، دامن خود غرب را خواهد گرفت.


اقتصادى
سعید مهدوی

اقتصاد اروپا سال 2014 هم بهبود نمی‌یابد
کشورهای عضو اتحادیه اروپا به‌ویژه حوزه یورو که در مجموع کمتر از یک‌سوم کل اقتصاد جهان را به خود اختصاص می‌دهند، وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند. بحران یورو از اواخر سال ۲۰۰۹ و به‌دنبال بحران اقتصادی ۲۰۰۸ آغاز شده است و کشورهای اروپایی هنوز با آن دست به گریبانند. بدهی بالای دولت، رکود و ورشکستگی بانک‌ها، عمده‌ترین مشکلات اقتصادهای اصلی اروپا هستند. شاخص‌های اقتصادی و پیش‌بینی‌های سازمانهای بین‌المللی حاکی از آن است که سال 2014 نیز همانند سال 2013 سالی بی‌‌فروغ برای اقتصاد این کشورها خواهد بود.
کمیسیون اروپا چندی پیش اعلام کرد بهبود اقتصادی کند اروپا با وجود آنکه تحت کنترل در آمده، ولی تا نیمه دوم سال 2014 ادامه خواهد یافت. پیش‌بینی کاهش ۵/۰ درصدی اقتصادی اتحادیه اروپا برای نیمه دوم سال 2014 موجب شده است رشد اقتصادی این اتحادیه برای دو نیمه سال به ۴/۱ درصد در این سال کاهش یابد. پیش‌بینی شده است که نرخ بیکاری در سال جاری نیز مانند سال گذشته بدون تغییر به میزان ۲/۱۲ درصد باقی بماند و انتظار می‌رود در سال 2015 با ۸/۱۱ درصد کاهش یابد. در ادامه، مشکلات اقتصادی برخی از کشورهای مهم اتحادیه اروپا در سال 2013 و چشم‌انداز آنها در سال جاری میلادی را بررسی می‌کنیم.
* در فرانسه تولید و فروش محصولات صنعتی در سال ۲۰۱۳ با سرعتی بیش از اسپانیا در حال کاهش است. به پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول، نرخ بیکاری در سال ۲۰۱۴ در این کشور بیش از گذشته افزایش خواهد یافت. آهنگ رشد اقتصاد فرانسه هم پایین آمده است، هر چند وزیر اقتصاد فرانسه اظهار امیدواری کرده است اقتصاد فرانسه در پایان سال ۲۰۱۳ بین ۱/۰ تا ۲/۰ درصد رشد کند.
* کشور ایتالیا در سال ۲۰۱۳ رشد اقتصادی صفر درصد را تجربه کرد. اوضاع بازار سرمایه نیز در این کشور، مأیوس‌کننده است و این علتی است که شرکت‌های بزرگ و کوچک ایتالیایی به سختی امکان دریافت اعتبارات و تسهیلات مالی را پیدا می‌کنند. بانک مرکزی ایتالیا اعلام کرد بدهی عمومی این کشور در ماه اکتبر سال گذشته برای نخستین‌بار در طول تاریخ ایتالیا از مرز دو هزار و 85 میلیارد یورو عبور کرد که این رقم در مقایسه با ماه پیش از آن، 17 میلیارد یورو دیگر افزایش را نشان می‌دهد. پیش‌بینی می‌شود میزان بیکاری جوانان در سال 2014 میلادی از 41 به 43 درصد و بیکاری عمومی در کشور از 12 به 13 درصد افزایش یابد. در حال حاضر 85 درصد از بازنشستگان در ایتالیا قادر به تأمین هزینه‌های خود نیستند. افزایش بدهی عمومی، گسترش بیکاری و فقر از جمله پیامدهای بحران اقتصادی در ایتالیا است.
* سیاست ریاضت اقتصادی در اسپانیا به‌عنوان سومین کشور صاحب بیشترین کسری بودجه در منطقه یورو، در سال ۲۰۱٤ نیز ادامه خواهد یافت. ماریانو راخوی، نخست‌وزیر اسپانیا اعلام کرد که کشورش پس از سیاست‌های ریاضت، در سال ۲۰۱٤ وارد مرحله غلبه بر بحران اقتصادی خواهد شد. این در حالی است که مسئولان اسپانیا معتقدند نمودار سال آینده اقتصاد این کشور چندان درخشان نیست. گفتنی است به دلیل مشکلات اقتصادی سال گذشته ۱۱۸ هزار نفر از جمله ۲٦ هزار شهروند اسپانیایی این کشور را ترک کرده‌اند.
* بر اساس آماری که اداره آمار ملی انگلیس منتشر کرد، کسری حساب جاری انگلیس با دیگر کشورهای جهان (افزایش واردات نسبت به صادرات) در سه ماهه سوم سال ۲۰۱۳ به بالاترین میزان خود در ۲۴ سال اخیر رسیده است. کارشناسان اقتصادی بر پایه نظرسنجی‌هایی که در این کشور انجام شده، معتقدند سال 2014، مشکلات اقتصادی انگلیس همچنان ادامه دارد. انگلیس بعد از اسپانیا، ایرلند، یونان و پرتغال، بدترین عملکرد اقتصادی را در اتحادیه اروپا داشته است.


نداى قدس

فروش سلاح‌های پیشرفته آمریکایی به رژیم صهیونیستی
روزنامه المنار فلسطین به‌نقل از منابع صهیونیستی گزارش داد که آمریکا ‏کار فرستادن مقادیر زیادی از سلاح‌های پیشرفته به این رژیم را که پیش از این، فهرستی از این سلاح‌ها و ‏مقدار آن را تصویب کرده بود، آغاز کرده است. ‏این منابع صهیونیستی اقدام حمایتی آمریکا از رژیم صهیونیستی با ارسال سلاح‌های مختلف را در چارچوب اطمینان‌‏دهی به تل‌آویو مبنی بر اینکه آمریکا در کنار این رژیم ایستاده است و برتری صهیونیست‌ها را در منطقه ‏حفظ می‌کند، توصیف کرد.‏ از جنگ اکتبر 1973 تاکنون، واشنگتن کمک‌های بلاعوض گسترده‌ای در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است. این رژیم هر سال سه میلیارد دلار به صورت کمک خارجی مستقیم دریافت می‌کند. این رقم تقریباً برابر با یک‌پنجم کمک‌های خارجی آمریکا است.
مخالفت ابومازن با پیشنهاد بازگشت 80 هزار آواره فلسطینی

ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، با رد پیشنهاد جان کری گفت که تشکیلات با بازگشت کمتر از 200 هزار آواره فلسطینی موافقت نخواهد کرد. به گزارش پایگاه «عاروتض شوا»، جان کری وزیر امورخارجه آمریکا به ابومازن پیشنهاد بازگشت 80 هزار آواره فلسطینی به‌عنوان بخشی از چارچوب پیشنهادی طرح خود برای صلح را داده است و ابومازن نیز در پاسخ گفته است که تشکیلات خودگردان با بازگشت کمتر از 200 هزار نفر مصالحه نخواهد کرد. جان کری در طرح پیشنهادی خود، قدس را پایتخت فلسطین اعلام کرده است که با مخالفت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، روبه‌رو شده است. آژانس امدادرسانی و کاریابی آوارگان فلسطینی وابسته به سازمان ملل متحد (آنروا) در حال حاضر شمار آوارگان فلسطینی را پنج میلیون و 300 هزار نفر اعلام کرده است.
گلوله‌های جدید صهیونیستی

بخش مهمات‌سازی سبک ارتش رژیم اشغالگر قدس ادعا کرد: گلوله‌ای ساخته است که توانایی اصابت دقیق هدف را بیشتر از هر گلوله دیگر داراست. به گزارش شبکه ۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی، این گلوله بهینه‌سازی شده را تک‌تیراندازان استفاده می‌کنند و قرار است در آینده در اختیار یگان‌های ویژه و تک‌تیراندازان ارتش رژیم صهیونیستی قرار بگیرد. این گلوله موسوم به رازور کور (Razor Core) دارای قطری برابر ۵۶/۵ میلی‌متر بوده و هدف را در 600 متری می‌زند.
افزایش سرقت اسلحه از پادگان‌های رژیم صهیونیستی
برخی منابع خبری وابسته به رژیم صهیونیستی اعلام کردند: آمار سرقت اسلحه از پادگان‌های ارتش رژیم صهیونیستی برای فروش به گروه‌های جنایتکار در ماه‌های اخیر بیش از پیش افزایش یافته است. پلیس رژیم صهیونیستی ضمن تأیید این مطلب تأکید کرده است: بیشتر سلاح‌های سرقتی به گروه‌های مافیایی فروخته شده است. روزنامه صهیونیستی «معاریو» ساخت دیوار حائل در مرز با مصر را عامل اصلی افزایش سرقت اسلحه از پادگان‌های ارتش رژیم صهیونیستی دانسته است.
تحریم بانک‌های صهیونیستی توسط صندوق بازنشستگی هلند

تحریم بانک‌های رژیم صهیونیستی از سوی بزرگ‌ترین صندوق بازنشستگی هلند درحالی است که ماه گذشته نیز شرکت «ویتنز» بزرگ‌ترین شرکت تأمین‌کننده آب در هلند، رابطه خود را با شرکت «مکوروت» قطع کرد. بزرگ‌ترین صندوق بازنشستگی هلند ضمن تحریم بانک‌های صهیونیستی، میلیون‌ها یورو از سرمایه‌های خود را از بانک‌های حامی شهرک‌های صهیونیست‌نشین غیرقانونی در اراضی فلسطینیان خارج کرد.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

ارتباط ناآرامي و انتخابات با اهداف غرب
قاسم غفوری

هر چند که استعمار و نظام سلطه همچنان بر اصل رويکرد نظامي براي سلطه بر جهان تأکيد دارد، اما همزمان مولفه‌هاي جديدي را نيز در پيش گرفته تا با کمترين هزينه‌های مالي و انساني و حتي تحميل هزينه‌ها به کشورهاي هدف، به مقاصد خود دست يابد.
به عبارتي نظام سلطه با کم‌رنگ ساختن نقش مستقيم خود و ورود به عرصه‌هاي اجتماعي کشورهاي هدف به صورتي نرم و خزنده تلاش مي‌کند تا اهداف سلطه‌طلبانه را محقق سازد و کشورها را زير چتر خود قرار دهد. اقداماتي در ابعاد مختلف که از آنها با نام‌هاي کودتاي رنگي و يا براندازي نرم ياد مي‌شود، محور اين سياست است. هر چند غرب تجربه ناکامي در اجراي کودتاي نرم در کشورهايي مانند گرجستان، اوکراين، قرقيزستان و نيز فتنه 88 در ايران را تجربه کرده اما همزمان اصرار به اجراي سناريوهاي نرم و کم‌هزينه براي احيا، حفظ و يا گسترش حوزه قلمرويي خود دارد، در حالي که همچنان ادعاي حرکت‌هاي مردمي و حمايت از دموکراسي و مطالبات ملت‌ها را سر مي‌دهد.
نمود عيني اين رفتار را اکنون در تحولات غرب آسيا و شمال آفريقا (خاورميانه) مي‌توان مشاهده کرد در حالي که نظام سلطه با محوريت غرب تلاش دارد تا ابعاد جديدي از سناريوي براندازي نرم را در اين کشورها اجرايي سازد.
اين روزها کشورهايي مانند عراق، سوريه، لبنان، مصر، ليبي، تونس و يمن داراي وضعیت خاصی هستند که باوجود فاصله جغرافيايي، شباهت‌هايي نيز به يکديگر دارند.
اولاً تمام اين کشورها با وضعیت بحراني امنيتي مواجه هستند به گونه‌اي که برخی جريان‌هاي تجزيه‌طلب، گروه‌هاي تروريستي، در برخي کشورها مانند مصر و يمن فضايي از کشتار و سرکوب را به راه انداخته‌اند. هر چند که ماهيت ناامني و بحران‌هاي اجتماعي و سياسي در تمام اين کشورها يکسان نیست، چنانکه کشورهايي نظير، عراق، لبنان و سوريه، درگير جنگ با تروريست‌ها و متحدان خارجي آنها هستند و يا در مصر و يمن حاکمان نظامي به سرکوب مردم مي‌پردازند و در ليبي و تونس نيز جدايي‌طلبان و نيز گروه‌هاي القاعده و سلفي به فضاي بحراني دامن مي‌زنند، اما در نهايت، تمام اين کشورها گرفتار فضاي بحراني و ناامني هستند که اوضاعی حساس را بر آنها حاکم ساخته است.
ثانياً تمام اين کشورها در ماه‌هاي آينده انتخابات پارلماني و يا رياست‌جمهوري را در دستور کار دارند که رقابتي سخت ميان جريان‌هاي سياسي و البته بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي را به همراه داشته است. انتخاباتي که سرنوشت و آينده سياسي اين کشورها را مشخص خواهد کرد. نکته‌اي که در تحولات اين کشورها مطرح است، ارتباط ميان ناآرامي‌ها با انتخابات است. کارنامه غرب نشان مي‌دهد که آنها در وراي فضاي بحراني اين کشورها برآنند تا اهداف انتخاباتي خود را که تشکيل دولتي دست‌نشانده و همسو با منافع آنان باشد، اجرايي سازند. در اين چارچوب و در فضاي بحراني کشورهاي مذکور چندين هدف از سوي غرب و متحدان آنها پيگيري مي‌شود.
نخست آنکه غرب تلاش دارد تا چهره مردمي دولت‌هاي برخي از اين کشورها نظير دولت‌هاي حاکم بر عراق، سوريه را تخريب سازد، در حالي که در کشورهايي نظير لبنان، تونس، ليبي، مصر و يمن حذف جريان‌هاي اسلامگرا را نيز در دستور کار دارد.
نکته مهم آنکه غرب همزمان از جريان‌هاي خاصي در اين کشورها حمايت مي‌کند و تلاش دارد تا آنها را به عنوان ناجي مردم معرفي کند که فهرست العراقيه و بازماندگان حزب بعث در عراق و نيز برخي گروه‌هاي خارج‌نشين سوري نظير ائتلاف مخالفان به رياست الجربا در سوریه و در لبنان تقويت 14 مارس در برابر مقاومت و در مصر، تونس و ليبي جريان‌هاي غربگرا را محور حمايت‌های خود قرار داده است.
دوم آنکه غرب تلاش دارد تا مردم انقلابي را از حضور در انتخابات دلسرد سازد، در حالي که همزمان با ناآرام ساختن مناطقي خاص سعي دارد تا آرای جريان اسلامگرا و ضد غربي را کاهش دهد تا در نهايت در لواي دموکراسي انتخاباتي آنچه غرب طلب مي‌کند از صندوق‌هاي رأي خارج شود، چنانکه در مصر رسماً جريان‌هاي اسلامگرا حذف و گروه‌هاي سکولار و غربگرا اکثريت آرا را طلب مي‌کنند.
سوم آنکه غرب سناريوي نياز مردم به دولتي مقتدر و نظامي را در ميان ملت‌هاي کشورهاي هدف، مورد نظر قرار داده است، به گونه‌اي که در نهايت گروه‌هاي مورد نظر غرب قدرت را در دست بگيرند. غرب با بيان هزينه‌هاي عدم حضور جريان‌هاي خاص در قدرت در نهايت راهکار نهايي براي پايان فضاي بحران را به قدرت رسيدن چنين گروه‌هايي عنوان مي‌دارد، در حالي که اين امر را در لواي انتخابات و در قالب دموکراتيک صورت مي‌دهد. برای نمونه در عراق بازگشت نزديکان بعثي‌ها و در مصر، حضور نظاميان و سکولارها را محور برقراري ثبات و امنيت معرفي مي‌کند.
و چهارم آنکه غرب در لواي فضاي ناامني، يک طرح مهم را نيز در دستور کار دارد که داراي ابعاد جهاني است و آن، القای ناتواني جهان اسلام در اجراي دموکراسي بومي و اسلامي است. پايين بودن مشارکت مردمي در انتخابات و عدم برگزاري انتخاباتي سالم به دليل تهديدات امنيتي، مولفه‌اي است که غربی‌ها آن را در وراي انتخابات اين کشورها پيگيري مي‌کنند.
هدف اصلي و نهايي اين طرح نيز آن است که جهان اسلام را به ناکارآمدي در اجراي دموکراسي متهم و راهکار را تکيه بر دموکراسي غربي عنوان مي‌دارند. آنها با اين سناريو، عملاً تقابل با جهان اسلام را اجرايي مي‌سازند.
در نهايت مي‌توان گفت که سناريوي غرب در قبال تحولات کشورهاي عراق، سوريه لبنان، مصر، تونس و ليبي، برگرفته از سوء استفاده از چالش‌هاي امنيتي و فضاي انتخابات براي رسيدن به اهداف سياسي در قبال هر کدام از اين کشورها و در نهايت، اهداف منطقه‌اي و حتي سياست‌هاي غرب در قبال کل جهان اسلام است؛ سياستي که به کشته و زخمي شدن هزاران انسان بي‌گناه و نيز بحران سراسري در منطقه منجر شده است.


روسيه چهره تروريستي عربستان را رونمايي مي‌كند؟
رضا اشرفی

از ابتدا مشخص بود كه آب فدراسيون روسيه و عربستان سعودي در تحولات خاورميانه در يك جوی نمي‌رود. رويكردهاي سياسي اين دو كشور كه يكي در داخل و ميانه تحولات است و ديگري از بيرون بر آن نظر دارد، كاملاً متفاوت است. حتي سفر «بندر بن‌سلطان»، رئيس بخش امنيت و اطلاعات عربستان به مسكو و ديدار با ولاديمير پوتين نتوانست اين اختلافات را كاهش دهد.
در ديدار سال گذشته بندر بن‌سلطان با توجه به اينكه عربستان سعودي در حال حاضر موقعيت نامناسبي در خاورميانه دارد از رئيس‌جمهور روسيه خواسته بود كه دست از حمايت بشار اسد بردارد تا رياض نيز براي ورود بيشتر روسيه به خاورميانه كمك كند؛ پيشنهادي كه مورد موافقت كرملين واقع نشد.
پس از اين اختلاف، بندر بن‌سلطان روسيه را تهديد كرده بود كه اگر در خاورميانه با رياض هماهنگ نشود، تروريست‌ها را در مناطقي كه براي روسيه حساسيت دارد فعال و اين مناطق را ناامن خواهد كرد؛ مناطقي كه عمده مسلمانان در آن زندگي مي‌كنند و به همين مناسبت، تندروهاي سلفي در ميان آنها رفته و براي خود تحركات تروريستي ايجاد كرده‌اند.
داغستان، چچن و ديگر مناطقي كه روسيه نيز نسبت به آنها بسيار حساس است. از سویی المپيك زمستاني سوچي نيز بسيار نزديك است، از این‌رونگراني‌هاي روس‌ها افزايش پيدا كرده و تهديد بندر بن‌سلطان كم‌كم در حال رونمايي شدن است كه ترورهاي «ولگاگراد» از جمله آنها است.
با توجه به اين تهديد و تحريك، رئيس‌جمهور روسيه نيز واكنش تندی نشان داده و به‌طور علني مقامات عربستان را هدف گرفته و اعلام كرده است كه آنها تروريست و حامي تروريسم هستند؛ مسئله‌اي كه همواره در جريان بوده است، اما به دليل نزديكي عربستان با آمريكا و رژيم صهيونيستي اين چهره عربستان خود را پنهان كرده بود.
ولاديمير پوتين با اين موضع‌گيري صريح و بي‌پرده خود به صراحت مسكو را روياروي عربستان و تحركات تروريستي آن قرار داده است. بنابراين انتظار مي‌رود كه در آينده نزديك اختلافات اين دو كشور به شدت رو به تزايد باشد. زماني كه رسانه‌ها به‌طور دسته‌جمعي از حمله آمريكا به سوريه سخن مي‌گفتند خبري منتشر شد مبني بر اينكه در صورت حمله به سوريه، روسيه به عربستان حمله خواهد كرد. حال اين مسئله كاملاً پررنگ‌تر شده است. البته نمي‌توان انتظار داشت كه روسيه به اين كشور حمله كند، اما قطعاً تقابل‌هاي آنها رو به افزايش است كه مي‌تواند ناامني را افزايش دهد.
روسيه كه نگاه بين‌الملل‌گرايي خود را افزايش داده نمي‌خواهد اجازه بدهد كه سياست‌هايش به راحتي از سوي عربستان با چالش مواجه شود. با توجه به اينكه عربستان تاكنون به‌عنوان متحد بلامنازع آمريكا شناخته شده اين تقابل مي‌تواند پاي واشنگتن را نيز به ميدان بكشاند، با اين تفاوت كه هماهنگي‌هاي بلافصل واشنگتن ـ رياض به شدت كم‌رنگ شده و روسيه مي‌تواند از همين امتياز استفاده لازم را ببرد.
پوتين حتي اعلام كرده است كه روسيه به زودي پاسخ عاملان انفجارهاي ولگاگراد را خواهد داد. وي با شبيه خواندن ترورها در روسيه به ترورهاي عراق، سوريه و لبنان تأكيد كرده است، پاسخ ما نقشه خاورميانه را تغيير خواهد داد كه منظور مستقيم وي عربستان است. عربستان اين روزها وضعيت نابساماني را سپري مي‌كند و تنها راه‌حل را در ترورهاي مختلف عليه كشورهاي ديگر جست‌وجو مي‌كند.
در چنين شرايطي، حضور بندر بن‌سلطان در حاكميت عربستان كه تنها از دريچه امنيتي و اطلاعاتي مي‌نگرد و براي عقب نماندن از كشورهاي ديگر و حفظ جايگاه خود دست به ترورهاي گوناگون مي‌زند، عربستان را به مرحله خطرناكي ‌رسانده است. از اين منظر، يكي از معدود راه‌هاي نجات عربستان از فرو رفتن بيشتر در گرداب ناامني و ترور، خانه‌نشين كردن رئيس دستگاه اطلاعات و امنيت آن است.
اين در حالي است كه سعودي‌ها در مناطق ديگر نزديك روسيه به‌دنبال اقدامات تروريستي هستند و جداي از داخل مرزهاي ملي، حوزه‌هاي آسياي مركزي و قفقاز را نيز هدف گرفته‌اند. بنابراين ديگر كشورهاي منطقه نيز از ناامن‌سازي سعودي‌ها در امان نخواهند بود. همين رويكرد ايجاب مي‌كند كه كشورهاي مختلف همراه با روسيه در برابر اقدامات عربستان متحد شده و جلوي ناامني را در داخل مرزهاي خود و در منطقه بگيرند.
البته ناگفته نماند كه سعودي‌ها با انجام ترورهای مختلف در منطقه، در حال خودزني و خودكشي سياسي هستند؛ زيرا اتحاد شرقي ـ غربي عليه ترورهاي عربستان مي‌تواند كارساز باشد و دست‌كم آمريكا را راضي كند كه چهره تروريستي عربستان را بيش از اين در پشت فعاليت‌هاي رسانه‌اي پنهان نكند. با توجه به اينكه خانه خدا و حرم مطهر پيامبر اسلام(ص) در اين سرزمين قرار دارد،‌ نمايان شدن چهره تروريستي عربستان،‌ مشروعيت خانواده سعودي را در دنياي اسلام با مشكلات جديد مواجه مي‌كند كه در پايان، چاره‌اي جز ترك قدرت براي‌شان نمي‌ماند. پس از فروپاشي امپراتوري عثماني اين قبيله با همدستي انگليس و سپس حمايت‌هاي آمريكا ديگر گروه‌ها را از قدرت محروم كرده و به شكل قومي، قبیله‌ای در حال حكمراني هستند؛ اما به نظر مي‌رسد، نفس‌هاي اين قبيله به شماره افتاده است!


از نگاه دیگران

كري و حذف تدريجي مسئله فلسطين
گرچه تلاش‌هاي جان كري، وزير امور خارجه آمريكا محكوم به شكست است، اما به ناچار بايد اين تلاش‌هاي مزورانه و خبيث را پيگيري و افشا كرد تا ملت فلسطين بداند كه دقيقاً چه چيزي عليه آن در جريان است. اين روزها طرح‌ها و نقشه‌هاي كري براي پايان دادن يا حذف مسئله فلسطين از قاموس سياست بين‌الملل شفاف‌تر شده است. در همين راستا پایگاه‌های خبری عبري دبكا 9 ماده از نكات طرح اصلاح شده كري را منتشر كرد؛ طرحي كه بر مبناي پيشنهادهاي اولمرت قرار دارد و براي عملي كردن آن تمام تلاش خود را به كار بسته است. گفتني است پيشنهادهاي اولمرت در سال 2008 به محمود عباس ارائه شد و مهم‌ترين نكات آن را حق بازگشت به شهرك‌نشينان و مرزها تشكيل مي‌داد.
بر اين اساس بند 5 اين طرح 9 ماده‌اي عنوان مي‌دارد كه آمريكا با حق بازگشت پناهندگان فلسطيني مخالف است و اين مسئله بر مبناي طرح بيل كلينتون، رئيس‌جمهور سابق آمريكا در مورد ايجاد يك صندوق براي حمايت از وطن جايگزين و يا همان اسكان دائم پناهندگان فلسطيني در كانادا و استراليا حل خواهد شد و بخش اندكي از آنها نيز در رژيم اشغالگر اسكان داده مي‌شوند.
طبق بند 2 اين طرح نيز آمريكا مخالفت خود را با عقب‌نشيني از كرانه باختري اعلام مي‌كند. بر اين اساس رژيم اشغالگر قدس 8/6 درصد از كرانه باختري علاوه بر شهرك‌هاي شرق قدس اشغالي و كوه ابوغنيم را به خود اختصاص خواهد داد و در مقابل 5/5 درصد از مناطق اشغالي سال 1948 را به همراه يك جاده مواصلاتي راه‌آهن ميان غزه و الخليل به تشكيلات خودگردان الحاق خواهد كرد. شايان ذكر است كه طرف فلسطيني قوياً نسبت تبادل اراضي بيش از 2 درصد را رد كرده است.
همزمان با اين اقدام دبكا، روزنامه عبري معاريو نوشت كه 80 درصد از شهرك‌نشينان در کرانه باختري و تحت حاكميت تل‌آويو باقي خواهند ماند و در ازاي اين امر، منطقه مثلث الجليل به تشكيلات خودگردان تحويل داده خواهد شد. چنين چيزي به اين معناست كه صهيونيست‌ها درصددند شهرك‌ها را نگه دارند و مرزها را طبق خواست يا توهم خود تغيير دهند؛ توهمي كه تنها با خروج تشكيلات خودگردان و ملت فلسطين به خارج از مرزهاي فلسطين تمام خواهد شد.
بازگشت فلسطيني‌ها خط قرمزي است كه هيچ‌یک از مذاكره‌كنندگان فلسطيني حق نزديك شدن به آن را ندارد. رژيم اشغالگر قدس كه مي‌داند بازگشت فلسطيني‌ها پايان كار آن خواهد بود هرگز اين را قبول نخواهد كرد. اين معادله به تنهايي مي‌تواند مذاكرات را به هم زند و تلاش‌هاي كري را نقش برآب كند. علاوه بر اين نيز پيچيدگي‌هاي ديگري در مورد قدس، مرزها، شهرك‌ها و كابوس رشد ساكنان فلسطين در داخل خط سبز وجود دارد.
منابع: فلسطين آن‌لاين
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 606

کاخ سفيد: ايران بايد به بيانيه «ژنو 1» متعهد شود!
ايسنا(17/10/1392): کاخ سفيد اعلام کرد ايران برای اینکه بتواند در کنفرانس صلح آینده درباره سوریه شرکت کند، باید به بیانیه ژنو متعهد شود. «جی کارنی» سخنگوی کاخ سفید گفت: هدف از نشست ژنو، دو حرکت در جهت اصولی است که در بیانیه ژنو یک ترسیم شده است. وي افزود: «بدون شک شما نمی‌توانید بدون پذیرفتن این اصول و اعلام علنی آن، در این کنفرانس شرکت کنید و نقشی سازنده داشته باشید.»
تحركات جديد شورای روابط خارجی آمریکا
مهر(15/10/1392): اندیشکده‌ها در آمریکا نقش زیادی در تعیین راهبرد سیاست خارجی این کشور دارند. در همین رابطه شورای روابط خارجی آمریکا در تلاش است تا با اضافه کردن حساسیت‌های جدید، کار را برای ایران بر اساس توافق هسته‌ای ژنو سخت‌تر کند. شورای روابط خارجی آمریکا در مقاله‌ای به قلم «الیوت آبرامز» با اشاره به تلاش‌های کاخ سفید برای جلوگیری از تصویب تحریم‌های جدید در کنگره آمریکا می‌نویسد: دولت اوباما به شدت در حال تلاش برای بازداشتن کنگره از تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران است. تحریم‌هایی که تنها در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای و یا خودداری ایران از عمل به تعهدات خود از یک سال دیگر به اجرا گذاشته می‌شوند.
هشدار درباره تحريم ايران
فارس(17/10/1392): تعدادی از شخصیت‌های برجسته سابق سیاست خارجی آمریکا طی نامه‌ای به سنا درباره تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران هشدار دادند. یک گروه از افراد برجسته دست‌اندرکار سیاست خارجی آمریکا از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه طی نامه‌ای به سنای این کشور، خواستار عدم تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران شدند و هشدار دادند که تصویب هرگونه تحریم جدید علیه ایران می‌تواند عواقب خطرناکی داشته باشد و ضمن تضعیف تلاش‌های دیپلماتیک، واشنگتن را به جنگ نزدیک کند. این نامه را 9 نفر از جمله «رایان کراکر» سفیر پیشین آمریکا در عراق و افغانستان، «دانیل کورتزر» سفیر سابق آمریکا در سرزمین‌های اشغالی و «توماس پیکرینگ» معاون سابق وزیر خارجه آمریکا و سفیر این کشور در روسیه، سازمان ملل، هند و رژيم صهیونیستی امضا کرده‌اند.
تكرار سياست‌هاي سوخته تحريم
ايرنا(17/10/1392): وزارت بازرگانی آمریکا با صدور دستوری نادر و اضطراری، صادرات غیرقانونی دو موتور جت‌های تجاری ساخت آمریکا به ایران را منع کرد. وزارت بازرگانی آمریکا با صدور دستوری نادر و اضطراری، صادرات غیرقانونی دو موتور جت‌های تجاری ساخت آمریکا به ایران را منع کرد. اين در حالي است كه بر اساس توافق ژنو، اعمال تحريم‌هاي جديد امري مردود و مغاير با توافقات است.
ادعايي ديگر درباره تحريم‌ها
باشگاه خبرنگاران (17/10/1392): رئیس کمیته بانکداری مجلس سنای آمریکا طی اظهاراتی اعلام کرد که طرح تحریم‌های ایران تا زمانی که مذاکرات هسته‌ای ادامه داشته باشد بررسی نخواهد شد. «تیم جانسون»، رئیس کمیته بانکداری مجلس سنای آمریکا، اعلام کرد که طرح تحریم‌های ایران تا زمانی که مذاکرات هسته‌ای ادامه داشته باشد بررسی نخواهد شد. جانسون تأکید کرد که اگر سنا در هفته‌های آینده طرح تحریم‌های ایران را تصویب کند، نباید انتظار داشت که فرایند معمول این کمیته را طی کند. جانسون افزود: «دولت به ما هشدار داده است این لایحه حتی اگر «سختگیرانه» باشد، موجب شکست توافق و مذاکرات ژنو خواهد شد.»
لایحه تحریم ایران دورنمای موفقیت مذاکرات را تهدید می‌کند
فارس(18/10/1392): گروهی از کارشناسان امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا در نامه‌ای به تدوین‌کنندگان لایحه تحریم ایران هشدار دادند این لایحه دورنمای موفقیت مذاکرات با ایران را تهدید می‌کند و آمریکا را در آستانه جنگ با ایران قرار می‌دهد. بر اساس این گزارش، بعد از اینکه سناتور رابرت منندز و سناتور مارک کرک اواخر ماه گذشته لایحه تحریم ایران را ارائه کردند، حدود 50 سناتور که اکثر آنها جمهوری‌خواه هستند، این لایحه را به عنوان حامیان آن امضا کردند؛ اما روسای 10 کمیته سنا به‌تازگی نامه‌ای به هری رید، رهبر اکثریت سنا نوشتند و با انتقاد از این لایحه، از وی خواستند آن را اجرایی نکند. کاخ سفید نیز اعلام کرده این لایحه را در صورت تصویب در کنگره، وتو خواهد کرد.


هویت 338

آمريكا: صدور مجوز ادامه برنامه شنود سازمان‌هاي امنيتي
در اقدامي مغاير با حقوق بشر، دادگاه نظارت بر فعاليت سازمان‌هاي اطلاعاتي خارجي آمريکا به سازمان‌هاي امنيتي اجازه داد برنامه شنود گسترده مکالمات تلفني شهروندان کشور را ادامه دهند. اين درخواست در پي پايان موعد اختياراتي مطرح شده که دادگاه پيش از اين در اختيار سازمان‌هاي امنيتي قرار داده بود. مقامات آمريکا از سال 2006 يعني از زمان شروع اجراي برنامه شنود تاکنون به طور مرتب چنين درخواست‌هايي را مطرح مي‌کنند. مجوز ادامه برنامه شنود نخستين مجوزي است که پس از دستور دادگاه فدرال براي متوقف ساختن جمع‌آوري اطلاعات درمورد مکالمات تلفني شهروندان صادر شده است. وزارت دادگستري آمريکا از دادگاه استيناف خواسته تصميم دادگاه فدرال را مورد بررسي مجدد قرار دهد. اين در حالي است كه مردم و بسياري از نهادهاي حقوق بشر اين رفتارها را نقض حقوق شهروندي و تجاوز به حقوق فردي مي‌دانند.
آلمان: ناديده گرفتن حقوق مردم به نفع آمريكا

دولت آنگلا مرکل،‌ صدر اعظم آلمان،‌ موافقت خود را با تحقيق و تفحص درباره جاسوسي آژانس امنيت ملي آمريکا در آلمان اعلام کرد، اما در اقدامي مغاير با حقوق شهروندان و در چارچوب جلب رضايت آمريكا تحقيق پارلماني را رد كرد. در اقدامي كه بسياري آن را ناديده گرفتن حقوق مردم در بازخواست از آن به جهت جاسوسي از آنها مي‌دانند، مرکل تلاش کرده است تحقيق و تفحص پارلماني درباره اين ماجرا را منتفي کند، زيرا وي تأكيد دارد چنين کاري به تنش در روابط برلين با واشنگتن منتهي خواهد شد. با اين حال،‌ وي سرانجام تحت فشار احزاب مخالف مجبور شد با تعيين کميسيوني براي تحقيق و تفحص در ماجراي جاسوسي دستگاه‌هاي اطلاعاتي امريکا در آلمان موافقت کند.
انگليس: جنبه‌هاي جديد فقر

در حالي دولتمردان انگليس به بهانه رياضت اقتصادي از توجه به مطالبات مردمي طفره مي‌روند كه هر روز بر شرايط ناگوار فقرا افزوده مي‌شود، چنانكه موسسه نظارت بر فقر و محروميت‌هاي اجتماعي جوزف رونتري در گزارش سال 2013 خود به آمارهاي جديدي درباره فقر در انگليس اشاره مي‌کند و از بحران اجتماعي فزاينده اين کشور پرده بر مي‌دارد. آمار سال‌هاي 2011 و 2012 نشان داد 13 ميليون نفر در انگليس در فقر به سر مي‌برند و اين در حالي است که گزارش جديد اين موسسه نشان مي‌دهد اين آمار به مراتب افزايش يافته و اوضاع بدتر شده است. بر اساس اين گزارش، شمار افرادي که ناگزير به دريافت کمک‌هاي غذايي هستند بسيار بالا و تکان‌دهنده است. بيش از 350 هزار نفر در سال‌های 2012 و 2013 مجبور به دريافت چنين کمک‌هايي بوده‌اند. حدود 20 درصد گروه كارگري در حال حاضر در فقر به سر مي‌برند که اين بالاترين آمار طي 30 سال گذشته است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

صبح صادق علل و پیامدهای مرگ ماجد الماجد را واکاوی می کند
چرایی و هزینه مرگ یک تروریست برای عربستان

هادی محمدی

اعلام دستگیری ماجد الماجد، رهبر گردان‌های عبدالله عزام و فوت مشکوک وی که در فاصله بیش از دو هفته پیش در لبنان به وقوع پیوسته، سوالات فراوانی تولید کرده و ابعاد سیاسی ـ امنیتی تحولات لبنان و خطوط کلی منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار داده است.
از سال ۲۰۰۴ که ماجدالماجد زعامت این شاخه القاعده را عهده‌دار شد و تحرکات وسیعی در سطح منطقه‌ از پاکستان و افغانستان تا عراق، سوریه و در نهایت لبنان برعهده این تبعه سعودی قرار داده شد، طیف وسیعی از اقدامات توسط ماجدالماجد که ارتباط مستقیم با بندربن‌سلطان، رئیس استخبارات عربستان داشته، ثبت شده است. وی به جز اقدامات تروریستی در نقاط مختلف منطقه، وظیفه برنامه‌ریزی و ایجاد شبکه مالی، جذب نیروهای جدید، هسته‌های خفته عملیاتی و تأمین تجهیزات، سلاح و مهمات و مواد انفجاری و فعال‌سازی گروه‌های افراطی در لبنان، سوریه و برخی مناطق دیگر را نیز عهده‌د‌ار بوده است.
گردان‌های عبدالله عزام و فعالیت ماجدالماجد زمانی آغاز شد که آمریکا در حمله به افغانستان و عراق، مبارزه با القاعده و تروریسم را در صدر مأموریت‌های خود قرار داده بود و القاعده نیز برای بهبود وضعیت خود، دست به تشکیل شاخه‌های منطقه‌ای برای جذب نیرو و گسترش عملیاتی زده بود. فعالیت‌های ده‌ساله ماجد الماجد تماماً در ارتباط با مقامات امنیتی عربستان و در راستای سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های این رژیم صورت گرفته است و به دلیل گستردگی حوزه فعالیت‌های ماجد الماجد، اطلاعات ذی‌قیمتی از اقدامات، شبکه افراد مرتبط و گروه‌های همکار، جریان‌هایی که تسهیلات لازم را برای وی فراهم می‌کردند و لیست اقدامات بعدی که در دستور کار وی بود، داشت که با مرگ مشکوک خود و جلوگیری از افشای این اسرار، مقامات سعودی را از رسوایی بزرگ نجات داده است.
ماجد الماجد در جریان جنگ اردوگاه نهرالبارد (جنوب شرقی شهر طرابلس لبنان) که گروه فتح الاسلام با هماهنگی سعد حریری، درگیری‌هایی را با ارتش آغاز کرد، ارتباط مستقیمی با شاکر العبسی در تأمین مالی و لجستیکی برای این گروه داشته که رویدادهای سال ۲۰۰۵ در لبنان را رقم زده است. فعال‌سازی و ارتباط و تأمین نیازهای جریان افراطی شیخ‌احمد الاسیر در شهر صیدا که وظیفه تنش‌سازی باحزب‌الله و مقاومت اسلامی در لبنان را دنبال می‌کرد، از جمله اقدامات دیگر ماجد الماجد است. وی در جریان فتنه و بحران سوریه، نقش برجسته‌ای در فعال‌سازی داعش عهده‌دار بود و در هماهنگی کامل با آن قرار داشت که یکی از تشکل‌های وابسته به عربستان در عراق و سوریه و لبنان است. در تنگنا قرار گرفتن راهبردهای سعودی در سوریه و ناکامی همه‌جانبه برای ساقط کردن نظام سیاسی سوریه و شکست‌های پی‌درپی این گروه‌ها در یک‌سال گذشته، موجب شد تا به منظور عملیاتی کردن راهبرد سعودی، در خارج کردن حزب‌الله از درگیری‌های سوریه که به‌عنوان مانع اصلی برای به نتیجه رسیدن در سوریه ارزیابی شده بود، کتائب عبدالله عزام به رهبری ماجد الماجد و النصره و داعش نیز، حضور خود را در لبنان برای فشار به حزب‌الله رسماً اعلام کرده و ماجد الماجد، لبنان را صحنه جهاد اعلام کند. اگر چه در ماه‌های گذشته نیز، نیروهای سیاسی ـ امنیتی وابسته به عربستان در لبنان، فشارهای زیادی به حز‌ب‌الله وارد می‌کردند ولی با اعلام صحنه جهاد در لبنان، اقدامات تروریستی علیه حزب‌الله و سفارت ایران در بیروت، شدت تازه‌ای به خود گرفت و حسان اللقیس و سپس سفارت ایران هدف اقدام انتحاری و تروریستی قرار گرفتند که شهید انصاری، رایزن فرهنگی ایران و تعداد زیادی شهید و زخمی(۲۵ شهید و ده‌ها زحمی)، قربانیان آن بودند.
شکست گروه‌های القاعده‌ای که با اسامی مختلف داعش، النصره، کتائب عبدالله عزام در سوریه فعال بودند، در القصیر و منطقه قلمون در حاشیه مرزهای لبنان و حومه دمشق، نقاط عطف تعیین‌کننده برای رویکرد جدید عربستان و ابزارهای القاعده‌ای آن بودند تا صحنه لبنان را به‌عنوان جهاد معرفی کرده و حزب‌الله، ایران و شیعه را هدف خود معرفی کنند. بیانیه اول کتائب عزام در این زمینه کاملاً متناسب با ادبیات سیاست خارجی عربستان و وهابی تنظیم شده و همان اولویت‌ها را نشان می‌دهد. اگر چه ماجد الماجد بر اساس گزارش‌های دستگاه‌های امنیتی لبنان در چهار منطقه ساحلی از خلده (بیروت) تا صیدا، حضور فعالی داشته، ولی برای اجرایی کردن راهبرد عربستان در لبنان، ترددهای وی به سوریه از منطقه عرسال نیز افزایش یافته بود. روایت‌های مختلفی در مورد دلیل حضور وی در عرسال و لزوم مراجعه به بیمارستان از ۴۰ روز پیش مطرح است. یک گزارش به مشکل کلیوی ماجد الماجد تکیه کرده و اساس فوت وی را نیز همین بیماری می‌داند. از سوی دیگر برخی گزارش‌ها نیز بر زخمی شدن او در درگیری‌های قلمون تأکید می‌کنند.
در خبر اول، وی به دلیل از کارافتادگی یک کلیه و مشکل کلیه دوم، در عرسال با نظارت شیخ مصطفی حجیری، امام جماعت مسجد روستا، در طبقه زیرین مسجد از سوی پزشک‌های موجود تحت معالجه قرار می‌گیرد که به‌دلیل فقدان تجهیزات لازم با آمبولانس از عرسال به روستای «جب جنین» در بقاع غربی لبنان منتقل می‌شود. تیم کامداللوز که وظیفه انتقال و استقرار وی را عهده‌دار بوده، تهیه مدارک جعلی برای ورود به بیمارستان و تأمین دستگاه شست‌وشوی کلیه و تصفیه خون و یک آپارتمان و پرستار پزشک را دنبال کرده است. ماجد الماجد با نام مستعار محمد الطالب و به‌عنوان یک شهروند سوری در بیمارستان فرحات جب جنین بستری شده و به دلیل عدم تأمین دستگاه کلیه ناچار به انتقال وی به بیمارستان المقاصد در بیروت می‌شوند. برخی منابع امنیتی و نظامی می‌گویند اطلاعات مربوط به ماجد الماجد و انتقال وی از عرسال به بیروت از سوی منابع اطلاعاتی آمریکایی به ارتش داده شده است و به همین دلیل، دستگاه اطلاعاتی ارتش به‌دنبال وی به بیمارستان فرحات در جب جنین مراجعه کرده است. این روایت نمی‌تواند از صحت برخوردار باشد، چرا که آمریکایی‌ها از طریق دستگاه امنیتی ـ انتظامی لبنان که مرتبط با سعد حریری است، به سادگی می‌توانستند این کار را دنبال کرده و حتی وی را دستگیر کنند. هدف این خبر، احتمالاً سرپوش گذاشتن بر شایعاتی است که بر نقش آمریکا در کشتن ماجد الماجد متمرکز است. ماجد الماجد چهار روز در بیمارستان المقاصد بستری بوده و پس از بهبودی حالش مرخص شده است و قصد داشته به عرسال بازگردد. در همین اثنا دستگاه امنیتی ارتش با شناسایی او در بیمارستان المقاصد، در مورد نحوه بازداشت وی برنامه‌ریزی کرده و محل مناسب را در مسیر جاده بیروت و اشتوره در استان بقاع قرار داده است. ماجد الماجد در تاریخ ۲۶ دسامبر به وسیله یک آمبولانس و دو نفر همراه (یک راننده و یک همراه) از بیروت خارج می‌شوند که از سوی نیروهای اطلاعاتی ارتش بازداشت می‌شوند. فرد همراه وی احتمالاً سراج‌الدین زریقات بود که مسئولیت حمله کتائب عبدالله عزام علیه سفارت ایران را اعلام کرد، وی از افراد نزدیک به ماجد الماجد و پیشتر نیز در بازداشت ارتش بوده و با مداخله دو تن از شیوخ سنی آزاد شده است. برخی گزارش‌های دیگر که به‌تازگی منتشر شده حاکی است که فرد دوم دستگیر شده، پسر بندر بن‌سلطان بوده که به دلیل اهمیت ماجدالماجد برای عربستان، مأموریت حفظ و انتقال وی به عهده او گذاشته شده بود که در این ماجرا دستگیر شد.
با اعلام دستگیری ماجد الماجد، تحرکات پنهان عربستان برای انتقال وی به عربستان آغاز می‌شود که نتیجه‌ای در برنداشته و اصرار و فشارهای همه‌جانبه آنها، موجب می‌شود که دو روز پیش از فوت مشکوک وی، یک هیئت عربستانی در زندان ارتش (یا احتمالاً در بیمارستان نظامی ارتش) با او ملاقات کنند. ترکیب این هیئت عربستانی روشن نیست و اینکه فقط عربستانی بوده، یا اینکه ترکیب آمریکایی و سعودی داشته‌اند نیز مشخص نیست. آنچه مهم است اینکه ماجدالماجد، ۳۶ ساعت پس از این دیدار فوت کرده است.
یک سطح تحلیلی دیگر که متکی به اهمیت و حساسیت اطلاعات ماجدالماجد برای عربستان است، مسیر دیگری را برای کشتن وی مطرح می‌کند. برملا شدن اطلاعات ماجد الماجد که در ده‌سال گذشته بایگانی حساسی از مجموعه‌ اقدامات را با خود حمل می‌کرده، بسیاری از حقایق را افشا می‌کرد و می‌توانست پادشاهی سعودی را با بحران موجودیتی و جهانی مواجه کند، چرا که عرصه‌های فعالیت‌ بندربن سلطان و ماجد الماجد در جدیدترین اقدامات، به حوزه‌های امنیتی روسیه نیز کشیده شده بود. ماجد الماجد از طریق هسته‌های مرتبط در افغانستان و عناصر تکفیری قفقاز، از یک‌سو در فراخوان و اعزام گروه‌های سلفی ـ تکفیری قفقاز به سوریه ایفای نقش برجسته‌ای داشته و از سوی دیگر با فعال‌سازی هسته‌های عملیاتی در درون روسیه، قصد داشته با اقدامات تروریستی روسیه را مجبور به عقب‌نشینی از سوریه کند. حوادث ولووگراد و سرنخ‌های برنامه‌ریزی آن در این منطقه هم به ماجد الماجد و بندربن سلطان مرتبط می‌شوند.
ارتباط بندر و ماجد با اشرار جنوب شرق ایران و تروریست معدوم، عبدالمالک ریگی، که از حمایت مالی و لجستیکی و هدایت عملیاتی سعودی‌ها برخوردار بود و شبکه مرتبط با آنها در برخی شهرها و مناطق استان سیستان و بلوچستان، عملیات تروریستی در سفارت ایران در بیروت که به شهادت ۲۶ تن و زخمی شدن ۱۴۶ نفر منجر شد، حداقل انگیزه‌های ایران برای پیگیری پرونده ماجدالماجد و درخواست برای مشارکت در بازجویی از وی بود. کابوس برملا شدن این اقدامات و پرونده‌های اطلاعاتی گرانبهایی که ماجد الماجد در حافظه خود داشت، انگیزه اصلی سعودی‌ها برای حذف فیزیکی ماجد الماجد است. سعودی‌ها در همین ایام، در هماهنگی با فرانسوی‌ها، سخن از کمک سه میلیاردی به ارتش لبنان برای خرید سلاح از فرانسه به میان آوردند. نکته جالب اینکه پس از هماهنگی با فرانسوی‌ها، یک هیئت سیاسی و نظامی ـ امنیتی آمریکایی سراسیمه به عربستان وارد می‌شوند.
اگر چه گفته می‌شد که این کمک سه میلیارد دلاری برای تجهیزات و به‌کارگیری آن در مرزهای لبنان و سوریه و ممانعت از ارسال نیروهای حزب‌الله و تجهیزات آنها به سوریه است و یا اینکه درگیر کردن ارتش با مقاومت را مطرح می‌کردند، باید این توضیح را داد که این توجیه ضعیفی برای کمک و پیشنهاد سه میلیاردی عربستان به ارتش لبنان است، چرا که هر گونه اقدام برای درگیر کردن ارتش با حزب‌الله، به یک عقبگرد ۳۰ ساله در اوضاع امنیتی و تجزیه طایفه‌ای ارتش نیاز دارد. از این رو از آنجا که هیچ یک از طرف‌های موثر در لبنان و یا اجماع قابل قبول در لبنان این شرایط را نمی‌پذیرد، باید این چنین نتیجه گرفت که این سه میلیارد دلار، رشوه سعودی به ارتش لبنان و یا برخی شخصیت‌ها است تا جلوی رسوایی افشای اسرار ماجدالماجد را گرفته و شر آن را از سر عربستان کوتاه می‌کردند.
گفته می‌شود در سفر هیئت آمریکایی یاد شده، این وظیفه از آمریکایی‌ها خواسته شده تا از طریق عناصر وابسته در لبنان و دستگاه‌های امنیتی و ارتش، مأموریت کشتن ماجد الماجد به اجرا گذاشته شود و در مقابل آن عربستان سعودی نیز تعهدات جدیدی به آمریکا خواهد داد که بهره‌های مهم و بعضاً راهبردی برای آمریکا دارند. از جمله این تعهدات، طرح کری در مذاکرات سازش است که در کنار آن پذیرش دولت یهودی رژیم صهیونیستی مطرح است و تا امروز ابومازن از آن سر باز زده ولی مقامات عربستانی برخلاف مواضع اعلام شده پیشین، آن را پذیرفته و تأیید کرده‌اند. تعهد دیگر سعودی‌ها مربوط به پرونده سوریه است که عربستان با نشست ژنو، حداقل تا زمانی که امکان تغییر معادله نظامی داخل فراهم شده و اوراق بازی عربستان بر دیگر کارت‌های بازی ترکیه و قطر مسلط است به تعویق افتد. مخالفت عربستان با روند سیاسی و مذاکراتی در بحران سوریه، از مدت‌ها پیش مطرح است و حتی تا مرز جدایی هم‌پیمانی با آمریکا هم در برخی مواضع سعودی پیش‌رفته است. با این حال طی روزهای گذشته، سعودی‌ها از موافقت خود با نشست ژنو ۲ در دوم بهمن ۹۲ سخن می‌گویند و سعود فیصل از ضرورت حذف بشار در ژنو۲ صحبت می‌کند. تعهد سوم در مورد افغانستان و پاکستان است که به‌دنبال سیاست تعدیل حضور آمریکا و ناتو در پایان سال ۲۰۱۴، مدیریت طالبان و اوضاع امنیتی افغانستان و پاکستان به‌عهده عربستان گذاشته شده تا در قبال تهدیدات موجود برای آمریکایی‌ها، به نحوی مهندسی امنیتی کنند که موازنه مطلوب ایجاد شده و بازیگرانی مانند ایران و روسیه و چین، در شرایط برتر قرار نگیرند.
تعهد چهارم در پرونده لبنان است که سعودی‌ها از موضع حذفی در قبال ۸ مارس خارج شده که نوعی «همزیستی مسلط» را از خود نشان دهند. به دنبال این تعهد، مواضع حریری به سرعت از موضع حذف ۸ مارس و حزب‌الله، به ترکیب حکومتی ۸ ـ ۸ـ۸ رسیده است.
با اینکه آمریکایی‌ها تجاهل می‌کنند، ولی از نقش عربستان و امتدادهای القاعده‌ای تحت مدیریت عربستان در منطقه آگاهند و به‌خوبی می‌دانند که این پادشاهی فرسوده و متزلزل، با به‌کارگیری جریان‌های وحشی تکفیری، با هدف نجات پادشاهی سعودی از گرداب سقوط با تکرار حوادث ۱۱ سپتامبر که عناصر سعودی در آن جایگاه اول را داشتند، به عنصری نامطلوب و مخرب در منطقه و جهان تبدیل می‌شوند و طی ائتلاف و همکاری نزدیک با صهیونیست‌ها که حکم حامی و حاشیه امن برای سعودی‌ها دارند، نه‌تنها امنیت منطقه‌ای و جهانی، بلکه منافع و امنیت آمریکا را نیز به چالش خواهند کشید.


نگاه یک
علی اسماعیلی

انتقام از جامعه مداحان انقلابی؟!
جامعه مداحان انقلابی به‌عنوان سنگربانان حفظ و صیانت و احیای ارزش‌های اسلامی و انقلابی، همواره مورد بغض و کینه و حقد دشمنان نظام و انقلاب بوده‌اند. حضور پرشور هزاران جوان عاشق اهل‌بیت و انقلابی در مراسم مداحی مداحان بزرگی چون؛ حاج‌منصور، حاج محمود کریمی، برادران طاهری و... که در این مراسمات، جدا از دریافت معارف دینی و اهل‌بیت‌شناسی، بصیرت‌ سیاسی و انقلابی نیز می‌گیرند، نکته‌ای نیست که از دید دشمنان انقلاب مخفی بماند. نقش این مداحان در دفاع از انقلاب و اسلام و جلوگیری از انحرافات در برخی دولت‌ها از جمله دولت اصلاحات در دوم خرداد و همچنین در دوران فتنه و... بر کسی پوشیده نیست. از این‌رو، گروهی از جریانات مسئله‌دار داخلی و ضدانقلاب و رسانه‌های خارجی، همواره مترصد بهانه‌ای بوده و هستند تا با کوچک‌ترین اقدام یا اتفاقی که پای یکی از این مداحان در آن باشد، آن اتفاق را به سناریویی برای کوبیدن این مداحان و در هدفی بزرگ‌تر، حمله به انقلاب و ارزش‌ها و نظام کنند! کاری که در قضیه حاج‌محمود کریمی اتفاق افتاد اما چون هنوز بسیاری از زوایای آن معلوم نیست، پس منتظر روشن شدن واقعیات آن حادثه می‌مانیم. اما در این اتفاق، یک نکته مهم حائز اهمیت است و آن، اجماع نظر تمام رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب داخلی و رسانه‌های ضدانقلاب و غربی و صهیونیستی در هجمه به حاج‌محمود کریمی و ارزش‌ها دینی به بهانه این اتفاق است! اتفاق‌نظری که هر انسان عاقلی را به فکر فرو می‌برد که چرا چنین اتفاقی از نگاه روزنامه‌های فتنه و ضدانقلاب خارجی، آنچنان مهم جلوه می‌کند که به تیتر یک بسیاری از این نشریات و پایگاه‌های خبری شده و در همه آنها نیز بدون آنکه هنوز زوایای این حادثه روشن شود، حاج‌محمود کریمی مقصر جلوه داده شده و به او حمله می‌کنند!
تیترهایی چون «دو روایت از تیراندازی مداح معروف تهران»، «جنجال تیراندازی محمود کریمی در اتوبان بابایی»، «روایتی از هفت‌تیر کشی در اتوبان بابایی» و... و جالب‌تر از همه، این ادعای یک سایت فتنه‌گر داخلی است که مدعی می‌شود، مزاحمان مداح معروف تهران، صرفاً «یک زوج جوان سوسول» بوده‌اند که با خودروی وی تصادف کرده‌اند و کمترین مزاحمتی را برای او ایجاد نکرده‌اند؟! واقعاً کدام آدم عاقلی می‌پذیرد که تنها یک تصادف کوچک، سبب شود تا حاج‌محمود کریمی دست به اسلحه برده و تیراندازی نماید؟!
حال این سوال مهم مطرح می‌شود که علت این حجم گسترده هجمه علیه حاج‌محمود کریمی از سوی رسانه‌های فتنه داخلی و رفقای خارج‌نشین آنان چیست؟!
پاسخ به این سوال، راز این حملات و تخریب علیه حاج‌محمود کریمی و به این بهانه، حمله به ارزش‌های دینی را به‌خوبی روشن می‌سازد. گرچه همین حجم گسترده حمله رسانه‌های فتنه و رسانه‌های غربی و صهیونیستی و معاند و مخالف نظام به وی و اعتقادات دینی مردم، ما را به اصل این قضیه مشکوک می‌کند و احتمال سناریو بودن و توطئه بودن این اتفاق را بیشتر می‌کند. واقعیت این است که جامعه مداحان انقلابی همواره مورد غضب و خشم دشمنان انقلاب بوده‌اند، به‌خصوص به دلیل اعتراضات و انتقادات این مداحان در دوران دوم خرداد به خاتمی و به‌ویژه نقش مهم آنان در آگهی‌بخشی به مردم، در فتنه ۸۸ و همچنین نقش بسزای آنان در ایجاد حماسه ۹ دی که بساط فتنه هشت ماهه را از ریشه کند، همه و همه سبب این همه دشمنی و عناد رسانه‌های فتنه‌گر داخلی و معاند خارجی علیه ایشان شده است.
هرچند که نگارنده معتقد است که قانون و عدالت باید برای همه، از جمله حاج‌محمود کریمی اجرا شود، اما نکته‌ای که نباید از سوی دست‌اندرکارانی که این حادثه را بررسی و پیگیری می‌کنند، دور بماند این است که فتنه‌گران داخلی و خارجی و حامیان غربی و صهیونیستی‌شان به دنبال گرفتن انتقام از جامعه مداحان انقلابی به بهانه این حادثه اند!


نگاه دو
علی حیدری

یک بام و دو هوای آزادی بیان!
با روی کار آمدن دولت یازدهم یکی از شعارهایی که به تکرار در سخنرانی‌های برخی مسئولان دولتی، به‌ویژه رئیس‌جمهور محترم شنیده شده، تأکید بر تعادل و میانه‌روی، فراهم کردن آزادی بیان برای جریان‌ها و دیدگاه‌های مختلف، نقدپذیری و بالا بردن آستانه تحمل دولت در برابر انتقادهاست. آخرین و جدیدترین اظهارنظر از این جنس هم مربوط به هفته گذشته است، آنجا که دکتر روحانی در اولین همایش استانداران دولت تدبیر و امید از دولتمردان خود خواست که از نقد نهراسند و اعلام کرد: «آستانه تحمل این دولت بسیار بالاتر از آن است که قادر باشند به این راحتی دولت را در مسیر عصبانیت قرار دهند.» رئیس‌جمهور فراتر از این هم رفت و گفت: «حتی اگر اهداف دیگری هم پشت نقد، پنهان شده باشد این دولت به راحتی آن را تحمل خواهد کرد.»
یک روز پس از آن بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن توجیه موضع جانبدارانه خود نسبت به روزنامه «بهار» که روز پیش از عید غدیر، حق امامت و حکومت امیرمومنان(ع) را انکار کرده بود، توقیف را اشد مجازات دانست و بر استفاده از ابزارهای دیگر پیش از متوسل شدن به توقیف سخن گفت و ساعاتی پس از مطرح شدن این سخنان، هیئت نظارت بر مطبوعات که ظاهراً به ریاست وی برگزار شده بود، به هفته‌نامه «۹ دی» و روزنامه «وطن امروز» تذکر داد و هفته‌نامه «یالثارات» را هم توقیف کرد! این نوع برخورد با مطبوعاتی که در زمره منتقدان دولت به حساب می‌آیند، آن هم پس از اظهارات اخیر آقای روحانی، اقدامی غیرقابل توجیه و به ضرر وجهه دولت در مسیری است که شعار آن را می‌دهد. البته این اقدام سبب شد تا 65 نماینده مجلس به صورت کتبی به رئیس‌جمهور، در مورد برخورد نامناسب با رسانه‌های منتقد تذکر بدهند.
از سوی دیگر، این روزها از گوشه و کنار خبرهایی مبنی بر صدور مجوز روزنامه و نشریه برای افراد مسئله‌دار منتشر می‌شود؛ کسانی که در گذشته به‌ویژه در جریان فتنه سال 88 نشریات‌شان به جرم تشویش اذهان عمومی و ضربه زدن به امنیت ملی و... بسته شده و یا از فعالیت رسانه‌ای منع شده‌اند. این حرکت حتی اعتراض علما و بزرگان را هم برانگیخته است. انتقاد اخیر آیت‌الله مکارم شیرازی هم در همین راستا بود که نسبت به تکرار وضعیتی که در گذشته در برخی مطبوعات شاهد آن بودیم هشدار داده بودند.
همانطور که پیش‌بینی می‌شد روی کار آمدن دولت یازدهم حاشیه امنی را برای کسانی فراهم آورده تا طرح «روزنامه‌های زنجیره‌ای» را احیا کنند؛ موضوعی که نشانه‌های آن به وضوح نمایان شده است. ناگفته نماند این بار برای غلبه بر فضای ذهنی جامعه تنها به همین اکتفا نکرده‌اند، بلکه به تکاپو افتاده‌اند تا برای سیطره بر فضای مجازی هم کاری بکنند و شنیده‌ها حاکی است برای این امر بودجه‌هایی را در نظر گرفته‌اند!
در این بین توجه به دو نکته حائز اهمیت است:
اول اینکه برخوردهای دوگانه با مطبوعات از سوی متولیان فرهنگی کشور در وضعیتی که دولت شعار اعتدال و تدبیر می‌دهد، رفته رفته به وجهه دولت در افکار عمومی ضربه خواهد زد و فضای نقد سازنده‌ای که در سخنان رئیس‌جمهور بر آن تأکید می‌شود را از بین خواهد برد و همین امر سبب می‌شود یکی از کارکردهای رسانه‌ها که انتقاد برای بهبود وضعیت جامعه است، کم‌رنگ شود.
دوم هم اینکه، قوت گرفتن نشریات زنجیره‌ای که از یک اتاق فکر وابسته به یک جریان سیاسی خاص هدایت می‌شود، مسیر را به سمتی خواهد برد که در دوره دولت اصلاحات شاهد آن بودیم. تا جایی که طرح «عبور از خاتمی» و «پیاده کردن خاتمی از قطار اصلاحات» و... را در روزنامه‌های زنجیره‌ای می‌نوشتند و تبیین می‌کردند. در حالی که در سایه دولت وی فضای ابراز وجود یافته بودند. 


 

صفحه 7 گزارش

 

 

سلطه «فرزند كمتر، زندگی بهتر» بر زندگی ایرانی
به کوشش: سید فخرالدین موسوی

در سال‌های اخیر با کاهش نرخ افزایش جمعیت در کشور، نگرانی‌ها درباره تبدیل کشور به جامعه‌ای پیر افزایش یافته است و کارشناسان و جامعه‌شناسان نسبت به آینده کشور و کاهش نیروی جوان و کارآمد هشدار داده‌اند. بر اساس آمار مراکز جمعیت‌سنجی کاهش نرخ جمعیت از اواخر دهه شصت آغاز شده است و نرخ رشد جمعیت از 9/3 درصد در سال 65 به 9/1 درصد در سال 75 و 29/1 درصد در سال 90 رسیده است، اگر روند کاهش نرخ جمعیت که بالاترین سرعت کاهش این نرخ در جهان به حساب می‌آید همچنان ادامه داشته باشد تا سال 1415 این نرخ رشد جمعیت به صفر می‌رسد. به این معنا که پس از سال 1415 هر سال از جمعیت کشور کاسته شده و از سوی دیگر کشور هر روز پیرتر و تبدیل به یک کشور سالمند می‌شود. در همین راستا مقام معظم رهبری نیز در این موضوع ورود پیدا کردند و شاهد هشدارهاي مکررشان هستیم، ایشان چهارم رمضان المبارک امسال در بیانات خود در دیدار كارگزاران نظام با رهبرمعظم انقلاب فرمودند: «ما بايد در سياست تحديد نسل تجديدنظر كنيم. سياست تحديد نسل در يك برهه‌اى از زمان درست بود؛ يك اهدافى هم برايش معين كردند. آن طورى كه افراد متخصص و عالم و كارشناسان علمىِ اين قسمت تحقيق و بررسى كردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدى كه از تحديد نسل وجود داشت، رسيديم. از سال ۷۱ به اين طرف، بايد سياست را تغيير مي‌داديم؛ خطا كرديم، تغيير نداديم. امروز بايد اين خطا را جبران كنيم. كشور بايد نگذارد كه غلبه نسل جوان و نماى زيباى جوانى در كشور از بين برود؛ و از بين خواهد رفت اگر به همين ترتيب پيش برويم.» اما فراتر از سیاست‌ها کنترل جمعیت که از سوی دولت‌های مختلف در کشور به اجرا در آمد عوامل بسیاری در کاهش نرخ رشد موثر بوده است که از جمله آن می‌توان به نفوذ و تسلط فرهنگ و سبک زندگی غربی اشاره کرد. مقام معظم رهبری در بیانات خود به این مسئله نیز توجه داشته و در هشتم آبان سال 1392 فرمودند: يك نگاه مقلدانه‌اى به زندگى غربى يا به زندگى اروپايى وجود داشته كه به اين‌جاها منتهى شده... درحالى‌كه امروز در [بعضى از] همين كشورهاى غربى از كاهش بارورى دارند زيان مى‌بينند و پشيمانند و در بعضى از كشورهاى غربى مطلقاً كاهش بارورى وجود ندارد؛ يعنى خانواده‌هاى پرجمعيت، مثلاً خانواده‌ آمريكايى با ده دوازده بچه، چطور خانواده‌ ايرانى [كه] می‌خواهد از او تقليد كند بايد حتماً يك بچه داشته باشد. دکتر محسن ایمان در‌باره دلایل عدم تمایل خانواده‌های ایرانی به داشتن فرزند بیشتر می‌گوید: به نظر من این قاعده كلی نیست. همه‌ جوان‌ها این‌طور نیستند كه نخواهند بچه‌ بیاورند. در قیاس بین آقایان و خانم‌ها، خانم‌ها بیشتر به بچه‌دار شدن تمایل دارند. بعضی از روانشناسان قرن نوزدهم غریزه‌ها را فهرست می‌كردند. یكی از این غریزه‌ها «غریزه مادری» است. من خودم در مركز مشاوره بارها از این دست نمونه‌ها را داشتم؛ آن‌هایی كه می‌خواستند از من به عنوان یك مشاور كمك بگیرند كه داشتن فرزند را با دلایل و استدلال‌های علمی از طریق من به شوهرشان یادآوری كنند.
حالا چه دلیلی سبب می‌شود كه تمایل به داشتن فرزند كمتر شود؟ گاهی بحث بر سر این است كه زمان، زمان مناسبی نیست. مثلاً خانم مشغول تحصیل است؛ می‌گوید بگذارید تحصیل من به پایان برسد، بعد ما بچه‌دار شویم. كارهای دانشگاهی و رفت‌وآمدها احتمال سقط جنین می‌دهد. به هر حال این مورد وجود دارد كه در اوضاعی كه ثبات بیشتری پیدا شده است، مثلاً درس تمام شده یا موقعی كه مشغول نوشتن پایان‌نامه‌ است و مجبور نیست در دانشگاه حضور پیدا كند، آن زمان را زمان انتخاب فرزند می‌داند كه به نظر من یك مقداری عاقلانه‌اندیشی است، البته نباید زمان را نامحدود دانست.
نكته‌‌ بعدی كه گاهی فرزندآوری را به تأخیر می‌اندازد، تمایل به سبكبالی در اوایل زندگی است؛ مثلاً می‌گویند سفری می‌خواهیم برویم و بچه دست‌وپاگیر است. لذا بعد از سفرها و گردش‌ها صاحب بچه شویم.
نكته بعد ترس از پذیرش مسئولیت‌ها به صورت فوری است. ممكن است یك خانمی بگوید من هنوز آمادگی مسئولیت بچه‌داری را ندارم. می‌خواهم این احساس مسئولیت را به تدریج در خودم به وجود بیاورم. باید به من فرصت بدهید تا خودم را آماده كنم. الآن یك باری به دوشم گذاشته شده و آن بحث خانه‌داری است.
عامل دیگر این است كه ما داشتن فرزند را قدری به تأخیر بیندازیم تا ببینیم ثباتی در زندگی وجود دارد یا نه؟ مشكلی كه قبلاً وجود داشت این بود كه گاهی آن دختر و پسرها تا ازدواج می‌كردند بلافاصله صاحب فرزند می‌شدند، بعد در زندگی درگیری و مشكلات ایجاد می‌شد و به طلاق می‌انجامید و بچه هم روی دست هر دو می‌ماند. بخش دیگری از جوانان تصور می‌كنند كه بچه‌داری مسئولیت دارد و آن‌ها را درگیر می‌كند؛ وقت می‌خواهد و گاهی مانع پیشرفت‌ها می‌شود. برخی از زوج‌های جوان می‌گویند توان رسیدگی به چند بچه را نداریم و از این رو اگر بخواهند صاحب فرزند شوند سعی می‌كنند یك بچه داشته باشند. معتقدند نمی‌توانیم خدمات كافی را به بچه‌ها ارائه بدهیم. گاهی این تفكر مطرح می‌شود كه آدم یك بچه‌ خوب داشته باشد و به یك جایی برساند خیلی ارزشمندتر از این است كه چند تا بچه داشته باشد و این‌ها مفید نباشند كه هم برای خودشان و هم برای جامعه مشكل ایجاد كنند. عامل بعدی حاصل ضعف تفكر مذهبی است. آنها می‌گویند ما نگران روزی بچه‌ها هستیم. بالاخره این نگرانی وجود دارد كه اگر این بچه‌ها به دنیا بیایند ما با این درآمدی كه داریم آیا می‌توانیم هزینه‌های آنها را تأمین كنیم؟ كسانی كه ایمان ضعیف‌تری دارند ممكن است به این سمت حركت كنند كه چه كسی می‌تواند خرج این‌ها را بدهد و ما نمی‌خواهیم بچه‌های زیاد داشته باشیم.
مسئله‌ بعدی كه مانع فرزندآوری زیاد می‌شود، توجه به وضعیت سرویس‌ها و امكانات موجود در كشور است. گاهی برخی زمینه‌ها و كمبودها در مسائل دارویی یا خود تورم هزینه‌ها كه در حال افزایش است، افراد را به نوعی به تجدیدنظر در این مسائل وامی‌دارد.
نكته‌ بعد قیاس با دیگران است؛ مثلاً خواهرم یك بچه دارد، هم‌كلاسی من یك بچه دارد. یك مقدار الگو گرفتن از دیگران و توصیه‌های دیگران كه «اطراف خودت را زیاد شلوغ نكن» اثرگذار است. برخی مواقع این توصیه‌ها از جانب بزرگ‌ترهایی می‌شود كه نسل خانواده‌‌های پُرفرزند بوده‌اند. مثلاً یك مادری می‌گوید ما زیاد بچه‌دار شدیم، پا و كمر برای ما نماند و اذیت شدیم. شما مواظب باشید این دردسرهای زیاد را تحمل نكنید. آدم یك بچه‌ داشته باشد و یا نهایتاً دو تا كفایت می‌كند.
نكته‌ دیگر مشغولیت‌‌های خود والدین است. مثلاً مادری یك بچه دارد و می‌خواهد به اداره برود. بالاخره آن یك بچه را در مهد كودكی می‌گذارد، اما وجود دو، سه تا بچه، كار را برای مادر مشكل می‌كند. پس میزان اشتغال زنان هم دلیل است. یكی دیگر از عواملی كه متأسفانه در كشور ما توسعه پیدا كرده، تفكرات فمینیستی در نسل جوان است. برخی فمینیست‌ها نقش مادری را، بد و منفی تلقی می‌كنند. مثلاً می‌گویند كه زن باید اشتغال داشته باشد و زنی كه دنبال شغل نمی‌رود باید چه بكند؟ آب بینی بچه را بگیرد و كف‌پوش خانه را تمیز بكند؟! این موج، زنان را به طلاق تشویق می‌كرد كه شما بیایید طلاق بگیرید. این‌ها درباره‌ مادری و فرزندآوری زن به او می‌گویند كه تو بدنت را حفظ كن. می‌گویند یكی از نتایج بچه‌دارشدن این است كه تناسب اندامی زن از بین می‌رود. این افكار در بعضی خانم‌ها مانع فرزندآوری می‌شود.
این استادیار دانشگاه در این باره ادامه می‌دهد: وضعیت امروز ما به گونه‌ای است كه «فرزند كمتر، زندگی بهتر» هنوز سیطره دارد، داشتن فرزند زیاد هنوز قبیح است و این موضوع نباید به گونه‌ای مطرح باشد كه برای خانواده‌ای كه بچه‌ زیاد دارد توهین‌آمیز تلقی شود. ولی واقعیت این است كه به هر حال می‌توانیم بگوییم با اینكه درآمدها به اصطلاح در جنوب شهر كمتر است و زندگی آنها سخت‌تر است، ولی این باور قوی‌تر است كه خدا روزی بچه‌ها را می‌دهد. یا اینكه توقع در این بچه‌ها خیلی پرورش پیدا نكرده است. یعنی در خانواده‌ای كه محدودیت‌های مالی وجود دارد، سطح توقعات پایین‌تر است. با این حال فرض كنید زمینه‌های اقتصادی دیگری در آن خانواده‌ها وجود دارد. گاهی لباس فرزند بزرگ‌تر را می‌گذارند برای فرزند كوچك‌تر و با صرفه‌جویی بچه‌ها را اداره می‌كنند. گاهی تخت‌خواب او را برای بچه‌ بعدی می‌گذارند.

آسیب‌ها و خطرات سالمند شدن کشور
اما آنچه سبب افزایش نگرانی‌ها درباره کاهش نرخ رشد در کشور است اثرات سوء و نگران‌کننده آن است. کاهش نرخ رشد موجب کاهش جمعیت جوان کشور می‌شود و در نتیجه این امر سرمایه‌های انسانی و نیروی مولد، پرانرژی و خلاق کاهش پیدا می‌کند که این موضوع تأثیر بسزایی در توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور دارد.

خطرهاي سياسي و امنيتي
برژينسکي، سياستمدار کهنه‌کار آمريکايي و مشاور سابق امنيت ملي آمريکا، در مصاحبه‌‌اي با روزنامه وال‌استريت ژورنال در مارس 2009، درباره تغيير جمعيت ايران نکته‌هایي را بيان کرد که ابعاد بسيار گسترده‌اي دارد. وي در آن مصاحبه گفته بود: «از فکر کردن به حمله پيشدستانه عليه تأسيسات هسته‌هاي ايران بپرهيزيد و گفت‌وگوها با تهران را حفظ کنيد، بالاتر از همه بازي طولاني مدتي را انجام دهيد؛ چون زمان و آمارهاي جمعيتي و تغيير نسل در ايران به نفع رژيم کنوني نيست، چرا که به خوبی می‌دانند کاهش نیروی جوان بر قدرت نظامی ایران تأثیرگذار است و همچنین با روند کنونی تعادل مذهبی و قومیتی در کشور نیز برهم خواهد خورد و زمینه فتنه‌انگیزی را در کشور فراهم می‌کند.

خطرهاي اقتصادي
به موازات پير شدن جمعيت و کاهش ميزان رشد جمعيت، توليد نيز در کشور کاهش مي‌يابد. فراموش نمي‌کنيم در سال‌هايي که جمعيت ايران 27 ميليون بود، از نظر مواد غذايي حتي گندم و ميوه‌جات نياز مبرم به واردات گسترده وجود داشت، ولي امروزه با جمعيت 75 ميليوني، علاوه بر تأمين مايحتاج خود، در بسياري از موارد جزو کشورهاي صادرکننده هستيم. افزون بر اين، با کاهش رشد جمعيت و پير شدن جمعيت کشور، هزينه‌هاي سنگين بيمه و طرح‌هاي حمايتي دولت براي بازنشستگان کمرشکن خواهد شد. ورود نيروي کار هم موجب خروج ارز خواهد شد و در نتيجه بحران اقتصادي کشور را فرا خواهد گرفت.

خطرهاي فرهنگي و اجتماعي
پدیده تک‌فرزندی در خانواده‌های ایرانی که به تنهایی فرزندان در خانواده انجامیده است تا کنون اثرات منفی بسیاری را بر تربیت کودکان، من جمله افزایش افسردگی داشته است و از سوی دیگر باعث ورود فرهنگ‌های غربی چون نگهداری از حیوانات و... برای پر کردن اوقات تنهایی افراد شده است.


نيم نگاه
سید فخرالدین موسوی

پاسخ محکم و متوازن به تحریم‌ها؟!
در روزهای پایانی هفته گذشته انتشار خبر آماده‌سازی سومین دور تحریم‌ها علیه ایران موجب تعجب مردم، مسئولان، تحلیلگران سیاسی و... شد. دورخیز سنای آمریکا برای تحریم‌های جدید علیه ایران ـ که به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، حامیان این طرح قصد دارند هنگام بازگشایی کنگره حمایت تعداد بیشتری از نمایندگان را کسب کنند تا پیش از ماه فوریه (اواسط اسفند)، لایحه تحریم‌های جدید به تصویب کامل در کنگره برسد-ـ در آستانه اجرایی شدن توافقنامه ژنو از 20 ژانویه (حدود یک هفته دیگر) سوالات زیادی را درباره اهداف، نیات و پیامدهای عهدشکنی گروه غربی در مورد تداوم مذاکرات آتی در اذهان ایرانی‌ها ایجاد کرده است. در این مختصر تلاش می‌شود به نقد حقوقی این رفتار غرب که ادعا می‌شود خلاف توافق هستهای موسوم به ژنو3 نیست و همچنین اینکه دولت جمهوری اسلامی ایران چگونه باید با آن برخورد نماید، اشاره شود.
همان طور که می‌دانید در کمتر از دو ماه از امضای توافقنامه، غرب سه دور تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار قرار داد که عبارتند از: تمدید تحریم 17 شرکت و فرد ایرانی از سوی اتحادیه اروپا به فاصله یک هفته پس از انعقاد توافق ژنو3 ، تحریم 19 فرد و شرکت ایرانی(22 آذر) از سوی وزارت خزانه‌داری دولت اوباما به عنوان امضا‌کننده توافق و امضای پیش‌نویس تحریم‌های جدید علیه ایران توسط بیست‌وشش نماینده سنای آمریکا. این تحریم‌ها علاوه بر مخالفت با روح توافق ژنو به زعم مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای کشورمان، خلاف صریح مفاد حقوقی توافقنامه نیز هست.
در توافقنامه ژنو صراحتاً آمده است که طرفین توافق باید قبل از دوره شش ماهه اجرای بندهای توافق، فضای سازنده برای انجام مذاکرات با حسن‌نیت را حفظ کنند. مضاف بر این، به لحاظ حقوقی سه بند از توافقنامه ژنو که درباره عدم تحریم‌های جدید علیه ایران است متذکر می‌شود که: «هیچ تحریم جدیدی از طرف شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و دولت آمریکا با همکاری مستمر و ایفای نقش متناسب رئیس‌جمهور و کنگره، بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.» این در حالی است که ملاحظه می‌شود رفتار تبخترآمیز نمایندگان متأثر از لابی صهیونیستی کنگره در امضای پیش‌نویس تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران؛ برخلاف حسن‌نیت طرف مقابل تعبیر شده و نه تنها روح توافقنامه، بلکه با استناد به بندهای مذکور ناقض دو بخش از متن توافقنامه ژنو، مغایر دو اصل از حقوق بین‌الملل و نقض صریح عهدنامه 1969 وین است.
صداقت در نيت و عمل، فقدان اراده تقلب و كلاهبردارى و ايجاد ضرر براى طرف ديگر معامله، پايبندى به هدف معامله و داشتن رفتار درست و صادقانه در برابر تعهد و نداشتن رفتار مغاير با معيارها و ضوابط متداول در قراردادها، وجه مشترك تعاريف گوناگون از اصطلاح حسن‌نيت در حقوق است که در رفتار غربی‌ها و به‌ویژه آمریکا با طرف ایرانی به هیچ‌وجه دیده و مراعات نمی‌شود. از سوی دیگر، این تحریم‌ها، نقض صریح ماده 18 معاهده 1969 وین است که در آن آمده است: «الزام به خودداري از لطمه زدن به هدف و منظور يك معاهده قبل از لازم‌الاجرا شدن آن».
اما در خصوص چگونگی رفتار دولتمردان کشورمان در مقابل این نقض آشکار، مسلماً ملت ایران انتظار پاسخ قاطع و محکم و رفتار متناسب و متوازن با اقدام غرب را از سوی مسئولان دارند. اعتراض رسمی ایران به نقض صریح و آشکار پیمان ژنو در زمینه کاهش تحریم‌ها، به همراه پاسخ صریح و محکم مقامات ارشد دستگاه دیپلماسی کشورمان در خصوص اجرای «همه یا هیچ» از مفاد توافقنامه و اعلام موضع در خصوص از سرگیری راه‌اندازی غنی‌سازی 20درصد، افزایش تعداد سانتریفیوژها، آماده‌سازی زیرساخت‌های راه‌اندازی نیروگاه آب سنگین اراک و... می‌تواند بخشی از این پاسخ‌ها باشد.


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند (11)
نقش روس‌ و انگلیس در شکست نهضت جنگل

وقوع جنگ جهانی اول و اشغال ایران در کنار ناتوانی حکومت مرکزی ایران در جلوگیری از اشغال سرزمین و عدم حمایت‌های خارجی در این زمینه، فضای سیاسی و اجتماعی آماده‌ای را برای ایجاد و رشد حرکت‌های مردمی در کشور به‌وجود آورد.
در شهریورماه ۱۲۹۳ هـ . ش(اوت ۱۹۱۴ میلادی) جنبش سیاسی به رهبری میرزاکوچک‌خان در گیلان با هدف مبارزه مسلحانه بر ضد ارتش خارجی مستقر در خاک سرزمین ایران شکل گرفت. این نهضت انقلابی با تکیه بر مبانی دینی مذهب تشیع و با هدف برچیدن ظلم و ستم اشغالگران از سر مردم مسلمان ایران در مدتی کوتاه در گوشه‌گوشه کشور با استقبال مردم روبه‌رو شد. حمایت‌های مردمی روزبه‌روز بر توان نظامی نهضت افزود، به‌طوری‌که به خطری جدی برای سیاست سلطه‌طلبانه روس و انگلیس در منطقه تبدیل شد.
میرزاکوچک‌خان و یارانش در چندین نوبت و در درگیری‌های پسیخان، کسما و جاده ماکلوان ـ ماسوله توانستند با سد کردن راه قوای روس جلوی پیشروی آنان را بگیرند و تلفات قابل توجه نیرویی و تجهیزاتی به آنان وارد آورند. پس از این وقایع بود که میرزاکوچک‌خان در اذهان عمومی به‌عنوان ناجی ایران برای نجات کشور ستمدیده از اشغال خارجی شهره شد.
در مبارزات آتی علیه اشغالگران گروه چریکی میرزا در ۱۹۱۵ میلادی به نیروهای تا بن‌دندان مسلح روسیه، شامل پانصد و پنجاه سرباز و پنجاه فرمانده بریگاد قزاق شکست سنگینی وارد کردند. در این جنگ که به جنگ ماکلوان معروف شد و در جاده ماکلوان به ماسوله به وقوع پیوست در آن قوای مردمی نهضت باوجود متحمل شدن تلفات نیرویی ناشی از نبود امکانات نظامی لازم توانستند قوای اشغالگر را وادار به عقب‌نشینی کنند. به‌دنبال آن نیروهای روسی با هدف نابودی کامل این گروه، خانه‌های زیادی از مردم بی‌دفاع منطقه را آتش زدند. در آخرین درگیری‌های گسترده بین اشغالگران روسی و جنگلی‌ها، روس‌ها با اعزام نیروهای خویش از شهرهای رشت، انزلی، منجیل و زنجان در ژانویه ۱۹۱۶ با شکست دادن نیروهای میرزا در نزدیکی روستای ماسوله، آنان را در منطقه و جنگل‌های گیلان پراکنده کردند.
طولی نکشید که مجدداً نیروهای نهضت از کمینگاه‌های‌شان خارج شدند و با یورش‌های مقطعی و پراکنده به قزاق‌های روسی، آنان را مجبور به آتش‌بس موقت نمودند. در فاصله آتش‌بس تا انقلاب ۱۹۱۷ میلادی روسیه، نهضت، تشکیلات منسجمی در منطقه شمال ترتیب داد. روستای گوراب زرمخ به مرکز تشکیلات نظامی و روستای کسما به مرکز تأسیسات مالی و اداری تبدیل شد. با تأسیس یک مدرسه نظامی در گوراب زرمخ، سیل جوانان آزادی‌خواه منطقه به سوی جنگل سرازیر شدند تا بعد از یادگیری فنون نظامی در رکاب میرزا با دشمنان وطن به جنگ برخیزند. همچنین نهضت جنگل از تشکیلات عمرانی، اقتصادی و پزشکی نیز برخوردار شد که تشکیلات پزشکی آن را دکتر حشمت از دوستان معروف میرزا اداره می‌کرد.
میرزا با به وجود آوردن چنین تشکیلاتی موفق شده بود موازنه سیاسی در منطقه را به نفع آرمان نهضت جنگل به هم بزند و از این طریق اقدامات عملی خود برای رهایی سرزمین اسلامی ایران از چنگال مزدوران شرق و غرب را به پیش برد.
البته باید گفت که وجود خائنان، منفعت‌جویان و عافیت‌طلبان در میان دولتمردان مواجب‌بگیر انگلیس وقت اجازه چنین کاری را به نهضت نداد و در نهایت اقدامات تخریبی آنان سبب شکست و اضمحلال نهضت جنگل شد.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 233
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

سیاست­های عمومی و انتخاباتی موتلفه
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (17)

یکی از ارکان مهم هر حزب و تشکل سیاسی، سیاست‌‌های متخذه توسط آن در ابعاد داخلی و خارجی است که میزان آزادگی، تعلق اسلامی و ملی و روح استقلال آن حزب را به نمایش می‌گذارد. در ادامه آشنایی با حزب موتلفه اسلامی، در طی چند شماره به بررسی برخی از سیاست‌‌های داخلی این حزب خواهیم پرداخت.

1ـ سیاست­های عمومی
سیاست‌های داخلی و عمومی مؤتلفه در برخی حوزه‌ها را می‌توان این‌گونه بیان کرد:
الف. نظام اجرایی
در مورد نظام اجرایی کشور، مرامنامه جدید مؤتلفه موارد زیر را برشمرده است:
ـ تأمین اجتماعی فراگیر از بودجه عمومی؛
ـ نظام اجرایی و اداری سالم و عادلانه ابزار مؤثر دولت در برقراری عدالت اجتماعی است؛
ـ اجرای قانون توسط قوه مجریه نماد آرزوهای یك ملت می‌باشد. حذف بوركراسی و ایجاد روابط ساده و روشن اداری نیل به این اهداف را آسان­تر می‌نماید؛
ـ به همان نسبت كه كاركنان دولت از مزایای شغلی باید برخوردار باشند، رعایت امانت در اجرای مصوبات قانونی توسط آنان مورد انتظار می‌باشد؛
ـ افزودن حجم مجموعه قوانین بدون نظارت مجلس از طریق دیوان محاسبات، عدالت اجتماعی را تضمین نمی‌كند؛
ـ عدم كنترل دولت(قوه مجریه) موجب فساد اداری خواهد شد.(۱)
ب. نظام حزبی
در متون و اسناد حزبی، نظام حزبی مورد نظر موتلفه دارای ویژگی‌هایی است، از جمله:
ـ فعالیت احزاب و گروه­های سیاسی در چارچوب قانون اساسی؛ بهترین شیوه برای رشد نخبگان و صالحان است؛
ـ مشاركت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود، تجلی حکومت مستضعفین است؛
ـ زنان می‌توانند با رعایت موازین اسلامی در فعالیت­های سیاسی شركت کنند.(۲)
مؤتلفه معتقد است به جای اینكه اشخاص، كشور را اداره كنند، لازم است كه احزاب با ارائه برنامه‏ها و طرح­های‌شان كشور را اداره کنند(۳) در این باره، محمدنبی حبیبی گفت: «اگر چند حزب خوب، مقتدر و پایبند به نظام با سلیقه‌‌های مختلف در كشور وجود داشته باشند و وارد میدان رقابت شده و برنامه‌ها و افراد خود را به مردم معرفی كنند، در انتخابات مردم می‌توانند افراد خود را راحت‌تر انتخاب كرده و جواب انتقادات خود را از احزاب بگیرند.»(۴)
بادامچیان به تكثر احزاب و مطبوعات به شرط رعایت ضوابط قانونی معتقد است: «ما معتقدیم در كشور اختلاف دیدگاه و افكار و تكثر احزاب و جمعیت­ها و مطبوعات به شدّت لازم است، اما به شرطی كه صحیح و براساس ضوابط قانونی حركت نمایند.»(۵)
مرحوم حبیب‌‏الله عسگراولادی نیز معتقد بود که ریشه تحزب در متن قرآن است و قرآن تحزب را به دو قسمت حزب‌‏الله و حزب‌‏الشیطان تقسیم كرده و ویژگی‌‏های آن را مشخص كرده است. وی اعتقاد داشت: هر حزبی باید یك جهان­بینی داشته باشد، بر اساس جهان‌‏بینی‌‏اش باید اعتقاداتش را ترسیم كند، ایدئولوژی‌‏اش را ترسیم كند، وقتی ایدئولوژی ترسیم كرد، باید خط‌‏مشی و استراتژی‌‏اش را ترسیم كند و برای هر مرحله باید تاكتیك‌‏هایی را انتخاب كند. عسگراولادی در نهایت معتقد بود كه احزاب در نظام ولایی سهمی در ولایت و رهبری ندارند، اما از عوامل تشاور رهبری هستند.(۶)
همچنین از نگاه محمدنبی حبیبی«احزاب باید سپر بلای نظام و ولایت فقیه باشند؛ احزاب باید تلاش كنند تا خطری متوجه نظام و ولایت‌فقیه نشود.»(۷)
آقای بادامچیان، احزاب را به سه دسته تقسیم می‏كند: ۱ـ حزب‏الله كه برای خدا كار می‏كند. ۲ـ حزب شیطان كه در آن محوریت با شیطان، مردم‏فریبی، چندچهرگی و نفاق است. ۳ـ حزب­های خودمحور كه در آن خدا مطرح نیست، بلكه ارزش­های انسانی مطرح است و گاه به جای ارزش­های انسانی، خودخواهی­ها و خودپسندی­ها مطرح است.(۸) وی می‌افزاید: «احزاب قدرت‏طلب و یا خودمحور در كشور ما نمی‏توانند مفید واقع شوند، گرچه منعی برای فعالیت آنها وجود نداشته باشد. طبیعی است احزاب شیطانی مانند حزب توده، سازمان منافقین و تشكیلات فراماسونری یا تشكل­های وابسته به بیگانگان كه در گذشته در كشور وجود داشتند، جز شیطنت و ضرر هیچ چیز دیگری عاید جامعه و كشور نمی‏كنند. ... احزاب مردمی اگر حزب ارزشمدار و خداخواه باشند هر تعداد باشند مفید هستند...»(۹)
از این‌رو، می‏توان گفت مؤتلفه به تكثر احزاب ارزشی و خدامحور معتقد است و با احزابی كه آنها را شیطانی می‏نامد و نیز با احزاب غیر ارزشی و قدرتمدار مخالف است. دیدگاه فوق با دیدگاه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تمایز اساسی دارد. از دیدگاه آنان، هر حزبی كه التزام به قانون اساسی را پذیرا باشد حق فعالیت قانونی دارد و بر این اساس نهضت آزادی نیز حق فعالیت قانونی دارد، امّا از دیدگاه مؤتلفه، تنها التزام به قانون اساسی كافی نیست، بلكه باید خدامحور بوده، به ارزش­های اساسی نظام اعتقاد داشته باشد. به همین دلیل برای نمونه نهضت آزادی از دیدگاه مؤتلفه حق فعالیت قانونی ندارد، زیرا به برخی ارزش­های اساسی نظام و از آن جمله، ولایت فقیه اعتقاد ندارد. بر اساس مطلب بالا، می‌توان مدعی بود که مؤتلفه به سیستم چند حزبی اعتقاد دارد.

2ـ سیاست‌‌های انتخاباتی
مؤتلفه در تمامی انتخابات، حضور فعال داشته و معتقد است برای اینكه انتخابات خوبی داشته باشیم بهتر است شرایط زیر رعایت شود:
رعایت قواعد بازی در هنگام انتخابات(۱۰)، تبدیل صحنه رقابت به صحنه رفاقت و نقد منطقی برای حفظ منافع و وفاق ملی(۱۱)، رعایت صداقت، ادب و منطق گفت‌وگو در هنگام رقابت‏های انتخاباتی، هوشیاری در برابر جنگ روانی دشمن، تلاش برای عدم انزوای نیروهای كارآمد(۱۲) و حضور نمایندگانی از تمام جناح‏های خودی طبق تعریف مقام معظم رهبری(۱۳) در مجلس از جمله سیاست‏های انتخاباتی مورد نظر مؤتلفه است.
تأكید بر ارزش­های الهی(۱۴) و لحاظ دقیق معیارها و ملاك‏های امام و مقام رهبری و مراجع و بزرگان برای شناخت اصلح(۱۵)، معرفی اصلح به مردم، اگرچه اصلح عضو جمعیت مؤتلفه نباشد(۱۶)، احترام به آرای مردم و همكاری با نمایندگان منتخب مردم از هر گرایش سیاسی كه باشند(۱۷)، تشویق مردم به حضور گسترده در صحنه‏های انتخابات(۱۸) و انجام تبلیغات روشنگرانه با پول حلال و مشروع مردمی كه اگر از طریق قطب‏های ثروت، برج­سازان و... تأمین شود بعداً نماینده، نماینده پول و ثروتمندان می‏شود.(۱۹)
مؤتلفه بر این باور است كه در صورت پیروزی در انتخابات باید از غرور و تكبر شیطانی پرهیز كرد و در صورت عدم توفیق، از یأس و ناامیدی فاصله گرفت و در هر صورت، به طرح چهره‏ها، تشكل‏ها و اندیشه‏هایی پرداخت كه به اقتدار نظام، تثبیت هویت ملی و عزم مردم جهت اداره امور خود كمك كنند.(۲۰)
فضل­ الله فرخ، در تحلیلی که به عقیده نویسنده منطقی است، گفت به نفع نظام است که انتخابات به صورت حزبی برگزار شود: «...در شرایط فعلی كه انتخابات حزبی نداریم، عملكرد افراد به نام نظام تلقی شده و نارضایتی مردم از آب و نان نیز تا حدودی به عنوان نارضایتی از نظام مطرح می‌شود ... این در حالی است كه اگر ما انتخابات حزبی داشته باشیم موفقیت و ناكامی­های مسئولان به نام حزب متبوع آنان نوشته می‌شود... ما باید برای تثبیت نظام به سمت انتخابات حزبی برویم.»(۲۱)
مؤتلفه در انتخابات ریاست‌جمهوری، لحاظ دیدگاه‌‌های مقام معظم رهبری را یک عامل اساسی می‌داند. محمدنبی حبیبی، دبيرکل حزب مؤتلفه اسلامي: «توجه مقام معظم رهبري به اقدامات دولت نهم را يک فاکتور مؤتلفه براي انتخاب نامزد مورد نظر حزب براي انتخابات آتي رياست‌جمهوري برشمرد. ... مؤتلفه رأي آوردن اصولگراي مورد انتقاد خود را بر رأي‌آوري رقيب يا مخالف خود ترجيح مي‌دهد.»(۲۲)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 233
فتح الله پريشان

احکام جامعه سیاسی و انواع غیرفاضله آن از منظر دوانی
در مطلب پیشین به ماهیت روابط مطلوب در جامعه از دیدگاه محقق دوانی پرداختیم و متذکر شدیم مرحوم دوانی پس از آنکه وجود جامعه را برای رشد و کمال انسان و ظهور و بروز استعدادها و گرایش‌های کمال‌خواهی وی ضروری می‌داند و لوازم چنین جامعه‌ای و اسباب و لوازم رشد کمالات انسان را ایجاد الفت و محبت میان افراد جامعه و وجود سیاست را به منظور تنظیم امور جامعه و تعلیم علم مدنی را برای رعایت عدالت ذکر می‌کند، به احکام مدینه به‌‌عنوان جامعه سیاسی می‌پردازد. وی ابتدا تمدن را به‌عنوان آثار جوامع و مظهر سیاست‌ها و فرهنگ‌ها و آداب و رسوم، به دو نوع تقسیم می‌کند که ماهیت هر یک با دیگری کاملاً متفاوت است. محقق دوانی اینجا بر مشرب فیلسوفان مشی کرده و در مورد این دو نوع تمدن به حسب ماهیت خیر و شر آنها می‌گوید: «اگر سبب شکل‌گیری تمدنی، امور و اسباب و نهادها و موسسات و امکان‌هایی باشد که اهداف، سیاست‌ها و ابزارهای‌شان خیر و رواج خیرات است، جامعه سیاسی‌ای که به واسطه آنها شکل می‌گیرد، فاضله است.» تعبیر دوانی «مدینه فاضله»(۱) است، اما مدینه‌ای که وی آن را به‌تبع فیلسوفان سلف خود استعمال می‌کند، تمام ارکان یک جامعه و دولت و نظام سیاسی را در برمی‌گیرد. چنین جامعه و دولتی واحد است، چون هر آنچه خیر و کمال است از حق منشأ شده و وجود یافته است و حق واحد است و در آن تکثر راه ندارد. اما اگر سبب شکل‌گیری تمدن و اسباب و لوازم آن نشر و رواج شرور باشد، به‌طوری که ماهیت همه آنها و هدف‌شان شر باشد، در این صورت جامعه سیاسی ماهیتی غیرفاضله می‌یابد و آنچه شکل گیرد «مدینه غیرفاضله» نام دارد.(۲) جامعه و دولت غیرفاضله ماهیتش شر است و چون شرور منشأهای متعددی دارد، برحسب منشأ شکل‌گیری انواع مختلفی می‌یابد. به‌نظر محقق دوانی، جوامع و دولت‌های غیرفاضله به‌لحاظ اسباب شکل‌گیری‌شان به سه نوع تقسیم می‌شوند: نخست‌، آنکه روی‌آوری افراد جامعه به یکدیگر، ایجاد روابط سیاسی و نهادهای لازم آن، سیاست‌گذاری‌ها و تعیین حاکم بر مبنای نیازها و گرایش‌های قوای غضبی و شهوی باشد و قوه نطقی و عاقله هیچ‌گونه نقشی در این امور نداشته باشد. دولت و نظام سیاسی حاصل از این نوع ترکیبات، جاهله است و محقق دوانی به ملاحظه جامعه سیاسی و ارکان و لوازم آن به «مدینه جاهله»(۳) تعبیر می‌کند و به تعبیر خواجه طوسی(۴) موجب نوعی از «تمدن» می‌شود.(۵)
نوع دیگر آنکه سبب و غرض شکل‌گیری و پیدایش جامعه سیاسی و ارکان و لوازمات آن از قبیل سیاست، حاکم، نهادهای سیاسی ـ اجتماعی و ماهیت روابط سیاسی تأمین‌کننده نیازهای قوای شهویه و غضبیه باشد، اگرچه در اداره و تدبیر امور از قوه عاقله استفاده می‌شود تا بیش از پیش از قوای شهویه و غضبیه بهره برند. بنابراین در چنین جامعه‌ای قوه عاقله افراد و قوای تدبیری جامعه در جهت اغراض دو قوه دیگر به کار می‌روند. چنین جامعه سیاسی همراه با نهادها و ارکان حکومتی آن، «مدینه فاسقه» نام دارد. نوع سوم آنکه آنچه سبب اجتماع و ایجاد روابط و تأسیس نهادها شده، عقاید باطل است. چنین جامعه‌ای دچار جهل مرکب شده و آنچه را که فضیلت نیست، فضیلت می‌داند و براساس فضایل موهومی به ایجاد روابط و تأسیس نهادهای لازم آن می‌پردازد. خواجه طوسی منشأ روآوری به عقاید و نظرهای باطل را دو امر دانسته، می‌گوید: «یا در اصل فطرت اینان نقصان و ضعفی وجود دارد یا چون قوه فکری و عقلی آنها مغلوب گرایش‌های قوای دیگر شده، قدرت تمایز حق و باطل و صحیح و فاسد را ندارند.»(۶)
غایت‌نگری فیلسوفان مسلمان و از جمله محقق دوانی، آنان را بر آن می‌دارد که جوامع و دولت‌ها را براساس اهداف و غایات آنها طبقه‌بندی کنند. بر این اساس، دوانی اساس و بنیان پیدایش، شکل‌گیری، تمدن‌سازی و سیاست‌گذاری جامعه مطلوب خود را بر شناخت و کسب کمالات و سعادات و اصولی که به آنها منجر می‌شود و شناسایی و دوری از رذایل می‌داند. دوانی نیز برای جامعه و دولت مطلوب اندیشه سیاسی خود خصایص و ویژگی‌هایی را قائل است که در شماره آتی مورد بررسی قرار خواهیم داد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

تأملی بر نظریه‌های مختلف دموكراسی
همان‌طور که گفته شد؛ مفهوم «دموکراسی» از معدود مفاهیم سیاسی است که قدمت بسیار طولانی دارد. این مفهوم از نیمه دوم قرن پنجم ق.م در یونان باستان مطرح شده و تاکنون از مهم‌ترین مباحث علم سیاست به‌شمار می‌رود. گرچه براساس ریشه کلمه «دموکراسی»، این مفهوم به معنای «حاکمیت مردم» تعریف می‌شود و در همه نظریه‌های دموکراسی نیز به‌گونه‌ای به آن اشاره شده است، اما واقع امر آن است که مفهوم دموکراسی در بستر زمان دستخوش تغییرات و دگرگونی‌های مفهومی و نهادی بسیار شده است. امروزه عرصه‎های عدم توافق در مورد دموکراسی بسیار گسترده است و همین امر نیز سبب شكل‌گیری نظریه‌های مختلفی پیرامون آن شده است.

دموكراسی مستقیم یا نمایندگی
دموكراسی از زمانی که در کنار دیگر حکومت‌ها به عنوان شکلی از حکومت مطرح شده است، تا به امروز معانی متفاوتی را به خود گرفته و به تعبیر کوهن، نوعی آشفتگی لفظی و فکری را در مورد دموکراسی پدید آورده است.(۱) دموكراسی در آغاز شكل‌گیری خود در یونان باستان به صورت مشاركت مستقیم مردم در امور عمومی بود، اما در دوران جدید و با گسترده‌تر شدن جوامع، مشاركت غیرمستقیم مردم مطرح شد و بدین ترتیب دموكراسی مستقیم یونانی جای خود را به دموكراسی نمایندگی داد. در این نوع از دموكراسی، مردم با انتخاب نمایندگانی برای اخذ تصمیمات عمومی و اجرای آنها حاكمیت خود را اعمال می‌كنند. بنابراین از لحاظ شكل حكومت، برخی از دموكراسی‌ها مبتنی بر دخالت مستقیم مردم در فرایند تصمیم‌گیری سیاسی هستند (دموكراسی یونان باستان و دموكراسی روسویی) و برخی مبتنی بر انتخاب نمایندگان توسط مردم هستند(دموكراسی نمایندگی).
دموکراسی روسویی یا لیبرال
به لحاظ اهدافی كه دموكراسی‌ها دنبال می‌كنند نیز نظریات متفاوتی وجود دارد. برخی به‌دنبال تأمین اراده و مصلحت عمومی هستند (دموکراسی روسویی)، برخی به دنبال تأمین حقوق و آزادی‌های فردی هستند (دموکراسی لیبرال) و بعضی از نظریه‌پردازان نیز نگاهی واقع‌گرایانه به دموکراسی دارند و آن را بر اساس آنچه هست تعریف می‌کنند. (دموکراسی نخبه‌گرا و تکثرگرا) بر این اساس، اندیشمندان مختلف برای بیان این نظریات متفاوت، الگو‌هایی را ارائه کرده‌اند. برای نمونه «بشیریه» پنج نوع دموکراسی را از یکدیگر متمایز کرده است.(۲)
« سی‌بی مکفرسون» در یک تقسیم‌بندی سه‌گانه دموکراسی لیبرال غربی، غیرلیبرال کمونیستی و غیرلیبرال مناطق توسعه‌نیافته را از یکدیگر تفکیک کرده است و معتقد است که جهان واقعی متشکل از این سه نوع دموکراسی است. «گوتمن» شش نوع دموکراسی را برشمرده است: دموکراسی‌های شومپیتری، مردمی، لیبرال، مشارکتی، سوسیالیستی و تدبیری.(۳)
دموکراسی کلاسیک یا مدرن
«دیوید هلد» نیز با بررسی سیر تاریخی تحولات مفهومی دموکراسی، دوگونه الگوی دموکراسی کلاسیک و مدرن را از هم تفکیک کرده است و انواعی از دموکراسی را در هر یک جای داده است.(۴) هانتینگتون نیز تعاریف مختلفی از دموکراسی را در سه دسته اصلی جای داده است: تعاریف دموکراسی بر حسب منابع قدرت برای حکومت، بر پایه اهداف حکومت و دموکراسی به عنوان رویه و روال خاصی از حکومت.(۵)
به‌نظر می‌رسد كه طرح هر یك از این الگو‌ها برای دموكراسی موجب تغییر در مفهوم واحد دموكراسی و مؤلفه‌های ذاتی آن نخواهد شد، زیرا به غیر از الگوی دموكراسی مستقیم و دموكراسی نمایندگی، دیگر الگو‌های ارائه شده درصدد بیان مسائل دیگری غیر از ماهیت و ذات دموكراسی است، مانند اهداف دموكراسی و یا نقد دموكراسی‌های موجود. بنابراین نباید در تعریف دموكراسی بین ماهیت و اهداف آن خلط کرد. همچنین نباید بین دموكراسی و ایدئولوژی‌هایی كه با آن تركیب می‌شوند مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم همسانی برقرار كرد. هیچ یك از این امور سبب نمی‌شود كه دموكراسی را دارای انواعی غیر از دموكراسی مستقیم و دموكراسی نمایندگی بدانیم. بنابراین برخلاف نظر برخی از نویسندگان كه معتقدند دموكراسی مفهومی دارای ذات نیست و نمی‌توان ملاك و معیارهای مشخصی را برای آن بیان کرد، اما همان‌گونه که بسیاری از اندیشمندان به درستی بیان کرده‌اند باوجود تفاوت‌های زیاد در برداشت از دموکراسی، اصول مهمی را به عنوان مؤلفه‌های ذاتی دموكراسی می‌توان برشمرد که همه نظریات دموکراسی در آنها اشتراک نظر دارند.
مؤلفه‌های ذاتی دموكراسی
دموکراسی مفهومی مرکب از چند اصل اساسی است که همه نظریات دموکراسی‌ها بر آنها تأکید کرده‌اند. البته دموکراسی امر «همه یا هیچ» نیست، بلکه مقوله‌ای مشکک است که به هر اندازه نهادهایی برای تحقق این اصول وجود داشته باشد، دموکراسی کامل‌تری وجود خواهد داشت. این اصول عبارتند از:
1ـ اصل حاکمیت مردم: جوهره دموکراسی و اصل اساسی آن «اصل حاکمیت» مردم است. حاكمیت مردم با دو مؤلفه «جمعی بودن اقتدار» و «مشاركت سیاسی» نمود می‌یابد. به این معنا كه قدرت و اقتدار در دموكراسی از ماهیت جمعی برخوردار است، نه فردی یا گروهی. همچنین در این نوع از حكومت، مردم نظام سیاسی را شكل داده و با مشاركت خود آن را اداره می‌‌كنند. بنابراین همه نظریات دموکراسی الگوی مورد نظر خود برای اداره جامعه را بر رأی و مشارکت مردم در سیاست مبتنی کرده‎اند و مداخله مردم را به عنوان پایه شکل‎گیری و مشروعیت حکومت در نظر گرفته‌اند؛ هرچند که گستره اختیارات مردم در نظریات مختلف دموکراسی متفاوت است.(۶)
2ـ برابری سیاسی: منظور از اصل برابری این است که در نظام دموکراسی، افراد، گروه‌ها و احزاب سیاسی نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت برتری و امتیازی ندارند. همه مردم قطع نظر از هویت‌های قومی، مذهبی، طبقاتی و یا گرایش‌های سیاسی حق اعمال حاکمیت دارند. برابری سیاسی اصل مشترکی، هم در دموکراسی‌های آتنی و هم در دموکراسی‌های مدرن است.
3ـ آزادی سیاسی: آزادی در سرشت دموکراسی نهفته است. این اصل شامل آزادی اعتقاد و اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات و آزادی مشارکت در حیات سیاسی می‌شود. آزادی بیان در تمام اشکالش ـ چه گفتاری، چه نوشتاری و چه تضارب آرا از طریق رسانه‌های مختلف ـ ، آزادی شهروندان برای تشکیل انجمن‌ها و اجتماعات به منظور تلاش در راستای به فعلیت رساندن اهداف سیاسی بدون نگرانی از احتمال تنبیه و مجازات نیز جزء آزادی‌های سیاسی است. «کارل کوهن» آزادی بیان را به آزادی ارائه پیشنهاد و آزادی مخالفت تقسیم می‌کند. دموکراسی نه تنها مستلزم آزادی شهروندان در مخالفت با سیاست‌ها و نامزدهای مطرح شده از سوی جامعه است، بلکه مستلزم آزادی در پیشنهاد شیوه‌های عمل جایگزین و آزادی در مشارکت مؤثر و کارآمد نیز هست.(۷)
4ـ نظارت همگانی: در همه دموکراسی‌ها حاکمانی که توسط مردم تعیین شده‌اند باید مسئول و پاسخگوی تصمیمات و اعمالی باشند که انجام می‌دهند. به همین جهت باید عامه مردم نیز بتوانند از آنان در مورد اعمال و تصمیمات‌شان پرس‌و‌جو کنند و در صورت لزوم، بر طبق قانونی که آن را نیز خود وضع کرده‌اند آنان را عزل کنند. هر قدر که نهادها و راهکارهایی قوی برای نظارت همگانی وجود داشته باشد دموکراسی کامل‌تری تحقق خواهد یافت.
5ـ اصالت قانون: قانون و قانونگرایی یکی دیگر از ارکان دموکراسی است. حکومت مردم بدون وجود قانون، دموکراسی نیست. کارویژه قانونی که مردم بر اساس اصل حاکمیت خود وضع می‌کنند دو امر اساسی است: از یک سو راه مطمئنی برای جلوگیری از استبداد و خودکامگی است و از سوی دیگر ابزاری است برای نظارت مردم بر حاکمان از طریق تطبیق اعمال و تصمیمات آنان با قوانین موجود. بالاترین و اساسی‌ترین قانون در یک جامعه قانون اساسی است که به عنوان مجموعه‌ای از اصول و قواعد بنیادی و کلی، چارچوبی برای سامان دادن به روابط قدرت در حکومت است و با ایفای دو کارویژه مذکور اساس دموکراسی به شمار می‌رود. (۸)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

فلسفه سیاسی اسلامی
در شماره گذشته به تبیین مفهوم فلسفه و فلسفه سیاسی پرداختیم و درخصوص تمایز فلسفه سیاسی با سایر دانش‌های سیاسی متذکر این نکته شدیم که تمایز فلسفه سیاسی با دانش‌هایی همچون فقه سیاسی، کلام سیاسی، الهیات سیاسی، عرفان سیاسی، تفسیر سیاسی و... «تمایز روشی» است. بدین‌معنا که تمایز این دانش‌ها به مسائل نیست، بلکه به روش و شیوه‌ای است که در آن به کار گرفته می‌شود. از سوی دیگر، تمایز «اندیشه سیاسی» با دانش‌های مذکور نیز در عام و خاص بودن آن است. اندیشه سیاسی در عرض فلسفه سیاسی، فقه سیاسی، کلام سیاسی و... نیست، بلکه مقسم این دانش‌هاست. «هر فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی است، اما هر اندیشه سیاسی فلسفه سیاسی نیست.»
اگر «فلسفه» به معنای معرفت به حقایق امور است و «فلسفه سیاسی» هم معرفت به حقایق امور سیاسی است، «فلسفه سیاسی اسلامی» چیست؟ در پاسخ به این پرسش گفته می‌شود که اگرچه مفهوم «فلسفه اسلامی» مورد تأمل برخی از اندیشمندان قرار گرفته است؛ اما در باب «فلسفه سیاسی اسلامی» تأملات چندانی وجود ندارد. برای درک بهتر این مدعا نگاهی به وضعیت مطالعات فلسفه سیاسی اسلامی به‌ویژه از جنبه تاریخی آن می‌تواند راه‌گشا باشد. منظور از تاریخ فلسفه سیاسی اسلامی، ترسیم منحنی تحول فلسفه سیاسی اسلامی از زمان پیدایش تا به امروز است. البته متأسفانه هنوز در این‌باره کار علمی قابل‌توجهی صورت نگرفته است. آنچه به‌صورت پراکنده یافت می‌شود، یا برخاسته از آثاری در زمینه «تاریخ اندیشه سیاسی اسلامی» است که وضعیتی بهتر از تاریخ فلسفه سیاسی اسلامی ندارد و یا برگرفته از آثاری در زمینه «تاریخ فلسفه اسلامی» است که در برخی از حوزه‌ها و زمینه‌ها فاصله زیادی با فلسفه سیاسی اسلامی دارد. با وجود این، شاید از مجموع همین نوع آثار بتوان به نتایجی هر چند به اجمال و ناقص دست یافت. به‌طور مشخص سه نوع رویکرد را در طبقه‌بندی تاریخ فلسفه سیاسی اسلامی می‌توان شناسایی کرد: ۱ـ رویکرد تاریخی که عده زیادی از تاریخ‌نویسان، فیلسوفان سیاسی اسلامی را صرفاً از زمان پیدایش تا به امروز، به‌صورت تاریخی فهرست کرده و اندیشه‌های هر یک را برشمرده‌اند، بدون آنکه توجهی به تمایز «اندیشه» و «فلسفه» داشته باشند. کتاب «تاریخ اندیشه‌های سیاسی در ایران و اسلام» نوشته آقای علی‌اصغر حلبی از این‌گونه است. ۲ـ رویکرد فلسفی دستمایه دسته‌بندی فلسفی و فیلسوفان سیاسی اسلامی توسط عده‌ای نظیر سیدجواد طباطبایی در کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران و درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران است. ۳ـ رویکرد تلفیقی نظیر کار کسانی چون حاتم قادری در «اندیشه‌های سیاسی در اسلامی و ایران» از این دسته است که تلاش کرده‌اند تلفیقی از دو رویکرد فوق را در آثار خویش ارائه کنند. باید متذکر شد که فهم دقیق این مسئله را باید در ماهیت دین و شریعت اسلامی جست‌وجو کرد. «فلسفه سیاسی اسلامی» به‌دنبال فهم فلسفی آموزه‌های وحیانی در جهت تبدیل باور انسان به معرفت است و قید «اسلامی» نشانگر دو نکته است: اینکه فلسفه سیاسی اسلامی در حوزه تمدن اسلامی شکل گرفته و دوم اینکه در پردازش به مسائل و مباحث فلسفه سیاسی علاوه بر استفاده از منابع فکری فلسفه سیاسی یونان، هرگز از وحی و آموزه‌های شریعت اسلامی غافل نبوده است. لذا پیوندی دوسویه با آموزه‌های افلاطونی و اسلامی دارد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
آزادی‌های مخرب
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) شامل موضوعات متعددی است که برخی از آنها با عناوین مختلف ارائه شد. یکی از مباحث دیگری که در وصیت‌نامه امام راحل قابل توجه است ذکر عنوان «آزادی مخرب» است. در سیر تحولات انقلاب اسلامی یکی از مطالبات مبارزین و مردم، دستیابی به آزادی بود که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی در تظاهرات و راه‌پیمایی‌ها فریاد زده می‌شد و در مجامع رسانه‌ای، گفت‌وگوها و بحث‌ها فردی و جمعی جریان داشت و در هنگام تأسیس نظام جمهوری اسلامی هر جریان و گروهی موضوع آزادی را در چارچوب منافع گروهی خود تحلیل می‌کرد. این موضوع مورد اهمیت نویسندگان، خبرگان و نخبگان هم بود که در تدوین قانون اساسی درباره آن مباحثی پیش‌بینی شده بود و در بررسی نهایی پیش‌نویس قانون اساسی و تدوین آن بر مبنای مطالبات مردم بحث مبسوطی شد. اما گروهک‌های سیاسی مسلح با فشار خشونت و تهدید و برنامه‌ریزی از پیش بر منافع و ایده گروهی خود اصرار می‌ورزیدند که در این مختصر با عنوان آزادی مخرب بحث می‌شود امام این موضوع را در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی خود به عنوان یکی از آسیب‌های انقلاب اسلامی برشمرده‌اند.

وصیت‌نامه امام(ره)
«... اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس‌جمهور و روسای جمهور ما بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی [قوه قضائیه در حال حاضر] و دولت در هر زمان آن است که نگذارند این دستگاه‌های خبری و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‌ها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است و از آزادی‌های مخرب باید جلوگیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به‌طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاه‌های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددکار همه باشد.»

آزادی از نگاه امام(ره)
امام راحل یکی از شاخص‌ترین شخصیت‌های آزادیخواه در تاریخ معاصر ایران و جهان شناخته شده و از ابتدای جریان رهبری انقلاب اسلامی در دهه سی و چهل یکی از محوری‌ترین شخصیت‌های پرچمدار آزادی بود. جلوه‌های گوناگون آزادی را در رهنمودهای او می‌توان مشاهده کرد و در سیر جریان انقلاب در آستانه پیروزی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران مواضع خود را در این رابطه صریح بیان کرد:
سوال: اگر فرض شود دولت شما یا هر دولت برخوردار از حمایت شما بر سر کار آید، آیا هیچ اختناق سیاسی وجود نخواهد داشت؟
جواب: هرگز! آزادی به همه کس تا آنجا که به ضرر ملت ایران نباشد، داده خواهد شد.
سوال: در مورد آزادی بیان و عقیده شما چه حدودی را در نظر دارید؟
جواب: اگر مضر به حال ملت نباشد بیان همه چیز آزاد است. چیزهایی آزاد نیست که مضر به حال ملت ما باشد.
سوال: نظرتان درباره فعالیت احزاب سیاسی چپ، بدون اتکا به هیچ قدرت خارجی در چارچوب حکومت جمهوری اسلامی چیست؟
جواب: در جمهوری اسلامی هر فردی از حق آزادی عقیده و بیان برخوردار خواهد بود و لکن هیچ فرد یا گروه وابسته به قدرت خارجی را اجازه خیانت نمی‌دهیم.
تجربه آزادی مخرب
در اوایل انقلاب
این موضع انقلابی امام(ره) در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام شد. انقلاب به پیروزی رسید. امام به عنوان رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی از فضای باز و آزاد ممانعت نکرد تا اینکه همه ملت به تجربه دیدند که به اسم آزادی، گروهک‌های سیاسی مسلح چه جنایتی را در حق ملت ایران مرتکب شدند و حضرت امام خمینی(ره) طی سخنانی از آن به عنوان یک مثال تلخ یاد کردند و فرمودند: «می‌خواهند راه را برای اربابان خود یا ابرقدرت شرق یا بلوک کمونیست یا ابرقدرت غرب و بلوک سرمایه‌داری باز کنند و ایران عزیز را با اسم آزادی که مراد آنان بی‌بندوباری است به لجن بکشند و ملت مسلمان را از صحنه خارج کنند. اینان آزادی مسلح بودن در مقابل حکومت اسلامی و آزادی در [ایجاد] اغتشاش را می‌خواهند. اینان آزادی ژ۳ برای نابودی اسلام و جمهوری اسلامی را می‌خواهند و این آزادی‌ها همان است که پیامبران و اسلام و رهبران آن در سرتاسر تاریخ با آن به جنگ برخاسته‌اند، خود را فدا کرده‌اند و ما نیز به حکم پیروی از آنان در صحنه هستیم و غربزدگان، آزادی به شکل غرب که حتی آزادی جنسی به حد فجیع آن و آزادی مراکز فحشا را طالبند...»
«ما تاکنون برای اینکه به مردم عالم بفهمانیم و بفهمند مردم، ما با چه اشخاص مقابله داریم. ما آزادی دادیم به آنها آزادی مطلق که در ظرف این چند ماه قریب دویست حزب و گروه و زیاد مطبوعات و مجلات و روزنامه‌ها منتشر شد و هیچ‌کس جلوگیری نکرد در عین‌حالی که به همه مقدسات ما توهین کردید، در عین‌حالی که با حکومت آن‌طور رفتار کردید و با اسلام آن‌طور رفتار کردید. در مطبوعات‌تان مع‌ذلک به شما تعرض نشد تا آنکه فتنه را دید... دیگر نمی‌توانیم اجازه بدهیم آزادانه هر کاری می‌خواهید بکنید.»
مردم، مبارزان، مسئولان، نخبگان و... به‌خوبی آزادی به مفهوم مخرب آن را تجربه کردند و آسیب‌های آن را حس کردند و هیچ‌گاه به آن روی خوش نشان ندادند و پسند نکرده‌اند.

آزادی مغایر شرع و قانون
رهنمودهای امام راحل(ره) و متن وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان به‌خوبی نشان می‌دهد هر گونه آزادی که با قانون شرع و قانون اساسی کشور مغایرت داشته باشد مصداق دیگری از آزادی مخرب است و از نقاط آسیب‌پذیری انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است. امام خمینی(ره) تأکید می‌کردند مطبوعات و رسانه‌ها باید در خدمت اسلام و مردم مسلمان باشند و در این‌باره فرمودند: «آزادی‌ها در حدود قوانین مقدس اسلام و قانون اساسی به بهترین وجه تأمین شود.» این موضوع به این مفهوم است که هر آزادی که مفسده داشته باشد جایز نیست و هر آزادی که قانون‌شکنی کند، مخرب است. مفهوم آزادی این نیست که هر کس برخلاف قوانین و برخلاف قوانین اساسی یک ملت هرچه دلش می‌خواهد انجام بدهد.
عدم رعایت قانون و هرگونه آزادی خارج از چارچوب مقررات و ضوابط شرع مقدس اسلام آسیب و ضربه به ستون اساسی انقلاب اسلامی بوده و هست و طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی مخل امنیت تلقی می‌شود و آنچه با شرع و قانون عمومی کشور مغایر باشد باید از آن جلوگیری کرد.
حضرت امام(ره) در پایان این بخش وصیت‌نامه خود مقابله با آن را وظیفه همه مسئولان، مردم مسلمان و عناصر حزب‌اللهی‌ دانسته‌اند و در مقابله با آن همه مسئول هستند که متن آن در سطور بالا تصریح شده و هیچ عذری را باقی نمی‌گذارد.

آزادی مخرب به اسم انتقاد
به‌طور کلی اشاره شد که آزادی در هر فرهنگی دارای چارچوب فکری ویژه‌ای است و با توجه به آن تفکر است که معنای واقعی خویش را باز می‌یابد. مثلاً آزادی اسلامی از لحاظ چارچوب فکری و عقیدتی، تفاوت ماهوی با آزادی غیراسلامی از نوع شرقی و غربی آن دارد. پس در به‌کارگیری واژه آزادی و دموکراسی باید دقت کرد و نباید هویت فکری و عقیدتی به کارگیرندگان این واژه‌ها را نادیده گرفت. حالا اشکالی هست، سوالی طرح می‌شود، طبیعی است مسائلی پیش می‌آید که افراد، روزنامه‌ها، رسانه‌ها نظر می‌دهند. اظهارنظر و تحلیل خودشان را می‌توانند ارائه‌ کنند. عده‌ای دیگر در مقابل نظر دیگری می‌دهند. عیب و ضرر، خسارت و آسیب‌های آن مورد بررسی قرار داده می‌شود. به عبارتی یکی از نظریه‌ها مورد نقد و انتقاد قرار داده می‌شود، نقاط مفید و مثبت آن بیان می‌شود و نقاط ضعف و آسیب‌های آن هم به میان آورده می‌شود و این اقدامی است قابل تحسین و همه از آن استفاده می‌کنند. اما در مواردی که مسائلی و اظهارنظری در رسانه‌ها مطرح می‌شود به جای انتقاد، انتقام‌گیری می‌شود و یا از چارچوب علمی و نظری بیرون می‌باشد. یک کسی دارای قلم، روزنامه و امکاناتی است و در مقابل رقیب یا حریف شروع می‌کند با افشاگری و تخریب در رسانه‌اش او را کوبیدن، حال آن را به پای انتقاد بگذاریم؛ این کار درستی نیست. در واقع همان انتقام‌گیری است، به اسم انتقاد کردن، شخصیت طرف مقابل را خرد و تخریب می‌کنیم تا از صحنه کنار رود و این نوع رفتارها مصداقی دیگر از آزادی غرب است و این گونه رفتارها از آسیب‌های جدی به ارزش‌های انقلاب اسلامی است.

سوءاستفاده از آزادی
برخی از دست‌اندرکاران و متصدیان امور کسانی که به نوعی زمام امور معیشتی مردم را در اختیار دارند از فرصت آزادی بهره‌برداری شخصی می‌کنند و آن را می‌توان به نام سوءاستفاده از آزادی نام برد که در واقع عدم رضایت قانون آزادی را دنبال دارد. این یکی از خسارات و آسیب‌های سنگین بر انقلاب اسلامی است و این آسیب را شاید بدترین آزادی مخرب بتوان نام داد. چون قشرهای مختلف، رها از قید و بندهای نظام گذشته آزادند و از این آزادی پس از پیروزی و حاکمیت در راه منافع خود بهره‌برداری می‌کنند. همانطور که به رهنمودهای امام راحل اشاره شد ایشان در نظام اسلامی نه به ضوابط و مقررات شرع و نه به قوانین وضع شده اجازه تعدی و تجاوز از حدود معین شده را نمی‌دهد.
امام راحل در همان ایام اوایل انقلاب طی سخنانی درباره سوءاستفاده از آزادی با صراحت بیان فرمودند: «نعمت‌های خدا امتحان است برای بندگان خدا. ببینیم که آیا نعمتی که خدا به ما عنایت کرده است این نعمت را کفران می‌کنیم یا شکر این نعمت را می‌کنیم. کفران این است که آزادی را ما وسیله کارهای زشت قرار بدهیم. من آزادم، هر کاری می‌خواهم می‌کنم.» حضرت امام(ره) در این بیانات گرانفروشی را سوءاستفاده از آزادی نام بردند و فرمودند: «آزادی برای این نیست که هر کس هر کاری می‌خواهد بکند، قاچاق‌فروشی بکند، گرانفروشی بکند، سرحدات را به هم بزند. نظام را به هم بزند. جهات مقررات ملی و دولتی و اسلامی را ملاحظه نکند، معنای آزادی این نیست، آزادی در حدود مقررات است، مقررات را باید حفظ کرد.»


از لابه لاي تاریخ

گزارشي از فرار اول شاه ...
با اوج گرفتن اختلافات دولت مصدق و شاه، و رسوایی و ناکام ماندن کودتای طرح‌ریزی شده 25 مرداد 1332 بود که شاه فرار را بر ماندن ترجیح داد. در روز سه‌شنبه 18 اوت (27 مرداد 1332) شاه و ثريا به فرودگاه چيامپينو(رم) وارد مي‌شوند. آنها يك هواپيماي خصوصي انگليسي را در بغداد كرايه می‌کنند. هر دو رنگ‌پريده و آشفته‌حال هستند و هنگامي كه انبوه خبرگزاران و روزنامه‌نويسان آنها را نشانه مي‌گيرند و به سمت ايشان مي‌شتابند حالت عقب‌نشيني و گريز به خود مي‌گيرند. ثريا كه لباس زنگاري به تن دارد با سرعت براي خود راهي از ميان انبوه جمعيت مي‌گشايد و مي‌رود. شاه كه لباس خاكستري روشني پوشيده است به روزنامه‌نويسان مي‌گويد كه با آنها حرفي ندارد. بعداً آنها را براي يك كنفرانس مطبوعاتي خبر خواهد كرد.
سفير ايران در رم «نظام خواجه نوري» كه دو سال پيشتر با عنوان رئيس تشريفات دربار، عروسي شاه و ثريا را ترتيب داده بود اكنون جرئت نمي‌كند نزد آنها بيايد. او ترجيح داده است كه در پلاژهاي آوستي به آب‌تني بپردازد. او حتي حاضر نمي‌شود كليد يكي از اتومبيل‌هاي شخصي را كه شاه در سفر قبلي‌اش در ايتاليا گذاشته است به او بدهد. وقتي شاه و ثريا به هتل اكسلسيور وارد مي‌شوند پليسي غول‌آسا را در برابر آسانسور مي‌يابند كه به ايشان تعظيم مي‌كند و مي‌گويد مأمور حفظ امنيت آنهاست. سپس آنها را به آپارتمان‌شان در هتل راهنمايي مي‌كند. خاتمي، خلبان هواپيماي پيچ كرافت انگليسي كمك مي‌كند كه چمدان‌ها را به آپارتمان ببرند. شاه خودش چهار راكت تنيس و يك جفت كفش سياه را كه از پوست بز كوهي است، به دست دارد. ثريا هم دو كيف بزرگ از چرم تمساح(كروكديل) را در يك دست مي‌برد و در روي بازوي ديگرش مقداري لباس‌ پارچه‌اي را.
نخستين كار ثريا پس از ورودش به آپارتمان آن است كه يك خياط معروف را احضار كند. مي‌خواهد دوازده لباس تابستاني براي خودش تهيه كند. شاه با خاتمي به شوخي تلخي مي‌پردازد. شاه مي‌گويد: «اميدوار باشيم كه دوران تبعيد خيلي سخت نباشد. در هر حال تو مرا رها نخواهي كرد.» خاتمي در پاسخ مي‌گويد بيم دارد كه به‌زودي باري مزاحم براي آنها باشد و شاه با اشاره به راكت‌هاي تنيسش مي‌گويد: «چرا؟ اگر تو بروي چه كسي با من تنيس بازي خواهد كرد؟» در اين میان در دربار هتل ازدحامي برپا شده است.
«انريكو دي ماجيو» كه در هتل اكسلسيور يك فروشگاه دارد، مي‌گويد: «من هرگز به اندازه امروز روزنامه نفروخته‌ام. اميدوارم شاه مدتي اينجا بماند.» اغلب درباره فاروق حرف مي‌زنند كه تصور مي‌شود شاه هم سرنوشتي همانند او خواهد داشت. فاروق هم وقتي از مصر گريخت به رم آمد، اما روزنامه‌نويسان و ديگر كنجكاوان بيهوده در انتظار شاه ماندند. او از اتاقش پايين نمي‌آيد حتي براي خوردن شام. سر شب به اخبار راديو گوش مي‌دهد. خبرها نامطبوع و فاجعه‌آميز هستند. فاطمي، وزير خارجه كابينه مصدق با سخنراني خود مردم را به هيجان آورده و نام شاه را ننگين ساخته است. او خواسته كه تمام افراد خاندان پهلوي به دار آويخته شوند و جمهوريت اعلام گردد. بعد هم تظاهرات پردامنه ده‌ها هزار نفر، تمام خيابان‌ها را پر كرده‌ است. مغازه‌ها تاراج شده‌اند، تصاوير شاه بر روي توده‌هاي آتش سوزانيده مي‌شود، مجسمه‌هاي خودش و پدرش را فرو مي‌كشند و در هم مي‌شكنند. حتي آرامگاه پدرش در شهرري آلوده شده است. شاه با حالي آشفته كليد راديو را مي‌پيچاند و زير لب مي‌گويد: «اين بار ديگر تمام است!» ثريا مي‌پرسد: «كجا بايد رفت؟» شاه مي‌گويد: «به آمريكا. ما همه در آنجا مستقر خواهيم شد. در آنجا مزرعه‌اي خواهيم خريد.»
مصدق، نفت، كودتا، نويسنده: محمود تفضلي، ناشر: موسسه انتشارات اميركبير، تهران 1385 ، صفحه 113 تا 115


حكایت زمانه

دستگيري اعضاي حزب مخفي
سی‌ام دي ماه سال ۱۳۴۴تيمسار سرتيپ فرسيو اعلام كرد كه اعضاي يك حزب مخفي به نام «حزب ملل اسلامي» شامل 55 عضو مسلح همراه با رهبر آن ـ محمدكاظم موسوي بجنوردي ـ بازداشت شدند.
حزب ملل اسلامي در سال 1340ش پايه‌گذاري و نخستين جلسة كميته مركزي آن، همزمان با ايام رحلت آيت‌الله‌العظمي بروجردي(ره) تشكيل شد.
هسته اوليه اين حزب كه از سوی سيدمحمدكاظم بجنوردي، فرزند آيت‌الله ميرزاحسن موسوي بجنوردي «از مراجع تقليد نجف‌اشرف و صاحب كتاب القواعد الفقهيه» بنيان نهاده شد، جواناني بودند كه او ـ سيدمحمد‌كاظم بجنوردي‌ـ پس از آشنايي با جنبش اسلامي عراق و مساعد نيافتن اوضاع آن كشور براي تصرف قدرت سياسي و حضور در ايران، با آنان آشنا شده بود و پيوند نزديكي داشت.
اعضاي اين گروه، اكثراً دانش‌آموز بودند و به همين علت، هستة اوليه آن با نام «گروه محصل» شهرت يافت كه پس از تعريف سازماني و تشكيلات، «حزب ملل اسلامي» ناميده شد.
اولين اقدام اين حزب ـ كه هدف خود را «سرنگوني نظام سلطنتي و برقرار ساختن حاكميت اسلام» تعيين كرده بود ـ تصويب برنامه‌اي 65 ماده‌اي بود.
حزب ملل اسلامي، چهار سال پس از تأسيس و در اوضاعی كه توانسته بود تعداد اعضا را به صد نفر برساند در مهرماه سال 1344 به صورت كاملاً اتفاقي كشف شد.
گزارش اين كشف اتفاقي به نقل از سند ساواك، به شرح زير است:
«در ساعت 0۰:0۳ روز 23/7/44 مأمورين گشت شهرباني به يك نفر كه حامل كيف مشكي رنگي بوده ظنين و دستور توقف به وي داده و از محتويات كيف پرسش مي‌کنند. حامل كيف اظهار مي‌دارد محتويات آن كتب دعا مي‌باشد موقعي كه مأمورين خواستار كيف مي‌گردند حامل با مشت به مأمور حمله و در عين حال كيف را به منزلي پرتاب[می‌کند] و خود متواري مي‌شود كه مأمورين وي را تعقيب و دستگير نموده و ضمناً كيف را از منزلي كه به آن پرتاب شده بود با كسب اجازه از صاحب منزل داخل شده و به دست مي‌آورند، سپس نامبرده را به كلانتري محل جهت بازجويي‌هاي اوليه دلالت مي‌نمايند ضمن بازرسي كيف چند شماره نشريه به نام (خلق) ارگان حزب ملل اسلامي و همچنين مقاديري اوراق پلي‌كپي شده ديگر به دست مي‌آيد و حامل خود را به نام محمدباقر فرزند ابوالفضل، شهرت صنوبري شاگرد خرازي فروشي معرفي مي‌نمايد ولي از دادن هرگونه اطلاعي يا توضيح درباره محتويات كيف و سوالاتي كه از وي مي‌شود خودداري مي‌نمايد.
نامبرده با مدارك مكشوفه به اداره اطلاعات اعزام و در اداره مزبور نيز در بدو امر از دادن توضيحات و بازجویی امتناع ولي در اثر تذكرات لازم و ادامه بازجويي اعتراف کرده كه نامبرده در يكي از حوزه‌هاي حزب ملل اسلامي عضويت دارد و اين حزب هم برابر مدارك مكشوفه از اواخر سال 1343 تشكيل شده است...
چون حدس زده مي‌شد كه علاوه‌بر محتويات كيف در منزل وي نيز اوراق مضره‌اي موجود باشد، لذا با تشريفات قانوني منزل نامبرده بازرسي و مقاديري از اوراق مشابه محتويات كيف در منزل وي كشف گرديد.
با بررسي اوراق مكشوفه چنين نتيجه گرفته شد كه از اواخر سال گذشته حزبي تحت عنوان ملل اسلامي مشغول فعاليت گرديده و در اين مدت هر ماه يك نشريه (خلق) كه آخرين نشريه آن به شماره 9 و به تاريخ اول مهر ماه 44 مي‌باشد به صورت پلي‌كپي تهيه و بين اعضای خود به‌طور كاملاً سرّي توزيع نموده است... »
در همين مرحله بود كه سرنوشت حزب ملل اسلامي به بن‌بست ظاهر‌ي رسيد و با دستگيري ديگر اعضاي حزب كه تعدادي از آنها براي درگيري مسلحانه با مأموران رژيم به تپه‌هاي دارآباد پناه برده بودند، فعاليت آن در نيمه شب (24/7/1344) خاتمه يافت.
پس از اين حركت، نشريات فرمايشي رژيم شاهنشاهي به ميدان آمدند تا زمينه را براي محكوميت‌هاي شديد اعضاي حزب ملل اسلامي، آماده کنند.
در اين رابطه، روزنامه اطلاعات به تاريخ (2/11/44)، پس از شرح مفصل اين ماجرا، نوشت: «رهبران حزب پول زيادي براي وضع مخارج در اختيار داشتند منتهي در بازجويي‌ها اظهار داشته‌اند كه از حق عضويت افراد تأمين شده است. باتوجه به كمي تعداد اعضا و عدم تناسب حق عضويت پرداختي آنها با ميزان پولي كه خرج مي‌كردند، بايد گفت كه بودجه آنها از يك محل نامعلوم تهيه مي‌شده است.»
اين اظهارات در حالي در اين روزنامه نقش بسته است كه در گزارش مشروح شهرباني آخرين موجودي حزب پس از دستگيري مبلغ 6000 ريال عنوان گرديده كه آن هم به‌عنوان مساعده در اختيار اعضا گذاشته شده است.
پس از برگزاري جلسات دادگاه و انعكاس آنچناني آن در نشريات، تلاش‌هايي براي نجات دستگيرشدگان آغاز شد كه از آن جمله، تلاش آيت‌الله‌العظمي ميلاني (ره) بود.
نعمت‌الله نصيري ـ رياست وقت ساواك ـ با اطلاع از اين موضوع برآشفت و در رهنمودي كه داراي 4 بند بود، به تحقيق پيرامون ارتباط حزب ملل اسلامي با علما دستور داد. عين اين دستورالعمل به شرح زير است:
«اداره كل سوم
1ـ ورود پسر ميلاني در قم به منزل مهدي حائري تهراني دليل بر ارتباط محرمانه و مورد اعتماد بودن سيدمهدي از طرف ميلاني است و يقيناً ارتباط‌هايي در گذشته داشته‌اند، چه معلومات و اطلاعاتي در اين زمينه در آن اداره و در ساواك قم وجود دارد.
2ـ اين فعاليتي كه اخيراً از طرف روحانيون در مورد اين افراد جمعيت ملل اسلامي شروع شده، خود دليل ارتباط آقايان علما با آنها است كه بايد در تحقيقات معلوم شود.
3ـ پيشوايي پيش‌نماز مسجد امام قم فرزندش جزء دستگير‌شدگان است يقيناً اين جمعيت در قم هم ريشه داشته، بايد اين ريشه‌ها پيدا شود.
4ـ دليل اينكه ميلاني در اين مورد زياد فعاليت مي‌كند بايد معلوم شود.»
در 15 اسفند محاكمه 55 نفر از اعضاي حزب برگزار شد كه طي آن محمدكاظم موسوي بجنوردي، رهبر حزب و مسئول تهيه اسلحه و گردآوري اعضا به اعدام و بقيه به حبس‌هایي از سه تا 15 سال محكوم شدند، اما حكم بجنوردي نيز متعاقب تلاش خانواده وي 10 روز بعد به حبس ابد تخفيف يافت.


امام در گذر زمان 179

تزیین‌کاران حرم امام(ره)
در ایام پس از رحلت امام (رحمه‌الله علیه) تلاش‌های بی‌وقفه‌ای برای ساخت‌وساز گنبد و تزیین مرقد مطهر ایشان در چهلمین روز انجام می‌گرفت و طرح‌های در دست اقدام به سرعت عملی می‌شد. یک مقام آگاه در این‌باره در آن زمان گفته بود: «به لحاظ فرصت بسیار اندک، همه گروه‌ها سعی کرده‌اند هرچه از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند تا بتوانیم در فرصت مناسب طرح لازم را در محل نصب کرده و مونتاژ قطعات مختلف آن انجام بگیرد.»
وی در ادامه مصاحبه گفته است: «گروهی از هنرمندان طرح‌های زیبایی از کاشی‌کاری هفت‌رنگ، معرق و سبک‌های مختلف سنتی و اسلامی را جهت نقاشی گنبد پیاده کردند. از طرف دیگر تنی چند از اساتید خوش‌نویس، با خط ثلث و نستعلیق کارهای خطاطی این طرح را که حدود ۲۵۰متر می‌باشد، انجام دادند.» «در این رابطه گروهی نیز مسئولیت نقاشی و رنگ‌آمیزی گنبد و وسایل لازم جهت نصب و طراحی را به عهده داشتند.»
این مقام مطلع و دست‌اندرکار تزیین مرقد مطهر امام(ره) احساس خود را در این زمینه چنین بیان کرده است: «هیچ آرزو نداشتیم که زنده باشیم و بعد از رحلت امام(ره) به این امور بپردازیم ولی به هر حال پس از رحلت جانگداز امام(ره) هر کس آرزو داشت که خدمتی بکند و این امر باعث افتخار ماست که سهم کوچکی داشته باشیم و خدمتی انجام بدهیم. ما سعی می‌کنیم تا صمیمانه آنچه را که در توان داریم به اجرا در بیاوریم.»
مسئول دیگری در این‌باره گفت: «حدود صد قلم جنس از قبیل وسایل طراحی و نقاشی در این رابطه تهیه و در اختیار برادران گذاشته شده است. به نظر من این کار فوق‌العاده‌ای بود که افتخار آن نصیب ما و دیگر دوستان گشت. بنده نیز جزء کوچکی هستم که توانستم در این رابطه کمکی کنم. عشق و علاقه در بین برادران مسئول در این‌باره به قدری است که با وجود تلاش شبانه‌روزی، هیچ آثار خستگی و ناراحتی در بین آنان دیده نمی‌شود. همه گروه‌های هنری و جهادی سعی می‌کنند تا یادگاری ارزنده در مرقد حضرت امام(رضوان‌الله تعالی علیه) نصب شود که همه‌روزه میلیون‌ها مسلمان نظاره‌گرش خواهند بود.»
هنرمندان، قلم‌به‌دستان و تزیین‌کنندگان حرم امام خمینی(ره) هر کدام در مورد حرفه و سبک کارگروه‌شان و انگیزه شرکت در این امر مهم از کوشش‌ها و تلاش‌های‌شان گزارش داده‌اند.


مجالس شوراي اسلامي 68

سياست تحريم منفعل
(سياست عدم شرکت)
«خط تحريم» الگوي رفتاري جبهه براندازي است که در آستانه انتخابات مجلس نهم به اولويت اول جريان فتنه تبدیل شد. ادعاي اينکه «امروز گرم کردن تنور اين انتخابات به هر شکل و باي نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان‌محوري استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي و نيز در تقابل با تحقق دموکراسي و تضمين حقوق‌بشر در کشور عزيزمان ايران است.» اوج رذالت و انحطاط ورشکستگان سياسي بود که به‌طور رسمي به اردوگاه ضدانقلاب پيوسته بودند.
تحريم‌کنندگان که هدفي جز ضربه زدن به نظام اسلامي نداشتند، از اتخاذ خط تحريم حداقل به‌دنبال آن بودند که:
1-ـ وزن سياسي خود را عيان سازند و نشان دهند که از بدنه اجتماعي قابل‌توجهي برخوردارند و نظام نمي‌تواند آنها را حذف کند، از این‌رو بايد تسليم خواسته‌هاي زياده‌طلبانه اين افراد شد.
«مجتبي واحدي» عنصر فراري که خود را نماينده مهدي کروبي معرفي مي‌کرد، چنین ‌نوشت: «حاميان جنبش سبز و سران جبهه اصلاحات براي آشکار ساختن ميزان طرفداران خود، راهي جز دعوت به تحريم ندارند. به عبارت ديگر، تنها راه دموکراتيک که براي اصلاح‌طلبان و معترضان انتخاباتي باقي‌مانده، تحريم فعال انتخابات است.» («تحريم انتخابات، هم دموکراتيک هم مشروع»، سايت بي.بي.سي فارسي، ۱۱/۱/۱۳۹۱)
2 ـ ادعاي دروغين خود در انتخابات 22خرداد 88 مبني بر تقلب در انتخابات را به اثبات رسانند.
3 ـ با کساد کردن بازار انتخابات، از مشروعيت نظام کاسته و آن را بدون پشتوانه نشان ‌دهند. آنگاه بيش از پيش نظام را تحت فشار بگذارند و اهداف براندازانه خود را دنبال کنند.
مجتبي واحدي نوشت: «گروهي از اصلاح‌طلبان... هرگونه اظهار تمايل به شرکت در انتخابات ـ حتي مشروط ـ را نمي‌پسنديدند و آن را موجب بازسازي مشروعيت کساني مي‌دانستند که از سوی اصلاح‌طلبان به تقلب انتخاباتي متهم شده بودند.» (همان)
4 ـ با تضعيف پشتوانه جمهوري اسلامي، زمينه را براي افزايش تهديدات بيگانگان عليه ما فراهم آورند. به عبارتي با خيانت به ملت، دشمنان را در تهاجم عليه ايران تحريک و ياري رسانند.
تحريم‌گران منفعل معتقد بودند اين سياست با سکوت و عدم ايجاد مناقشه در انتخابات مؤثرتر خواهد بود و براي اين تصمیم به دلايل زير اشاره کردند: «دليل نخست آنان، شکاف واقعي و دعواي جدي باندهاي اصلي رقيب در حاکميت سياسي است. از اين منظر، حضور سبزها (جريان سوم) مي‌تواند موجب ترميم اين شکاف و وحدت اقتدارگرايان و سمت‌گيري واحد آنان عليه شهروندان منتقد و معترض و البته منتهي به سرکوبي شديد و دوباره شود. دليل دوم آنها، «هزينه ـ فايده» اقدام اعتراضي است. از اين زاويه، جامعه مدني ايران بايد سرکوبی خشن و سنگين ديگري را متحمل شود که دست‌کم در اوضاع کنوني با «فايده»اش نمي‌خواند؛ چرا که نه تنها امکان تغيير معنادار شرايط را ندارد که حتي امکان انعکاس گسترده‌ رسانه‌اي آن به دليل خفقان حاکم موجود نيست.» (مرتضي کاظميان، «مکثي در اهميت کنش اعتراضي»، پایگاه خبری روزآنلاين، 3/11/90)
اين سياست از سوی جريان‌هاي فتنه‌گر داخلي عنوان «عدم مشارکت» گرفت، نه «تحريم»! چهره‌هاي ارشد فتنه‌گران در داخل ايده عدم شرکت در انتخابات را دنبال مي‌کردند ولي خود را هوادار تحريم نمي‌دانستند، چرا که :
«در نگاه ايشان انتخابات مجلس در واقع بيشتر يک انتخابات محلي است و متغيرهاي بومي در آن تأثير فراوان دارد و بسياري از شهروندان در شهرهاي کوچک و روستاها به آن مي‌پيوندند و شرکت در آن را حائز اهميت سياسي تلقي نمي‌کنند. برهمين اساس به‌نظر مي‌رسد که چهره‌هاي داخلي بيشتر متوجه ريسک‌ها و هزينه‌هاي احتمالي «تحريم انتخابات» هستند و ترجيح مي‌دهند که دست کم در بازه زماني فعلي صرفاً بر «عدم شرکت در انتخابات» تأکيد کنند و سخني از «تحريم» به ميان نياورند. (پایگاه خبرآنلاين، 3/10/90، کدخبر: 29217)
اين سياست با مخالفت بخش ديگري از عناصر مخالف نظام مواجه شد که از «سياست تحريم فعال» سخن ‌مي‌گفت.


 

صفحه 10
گزارش ويژه

 

 

تقریب مذاهب به معنای عقب‌نشینی از عقاید مذهبی نیست
به کوشش: مهدی عامری

مقدمه:
«تقریب مذاهب اسلامی» بحثی است که تحولات اخیر جهان اسلام، اهمیت آن را بیش از پیش نمایان ساخته است. شاید بسیاری براساس انگاره‌های ذهنیِ شایع و ناخودآگاه، تقریب را صرفاً ابزاری برای دستیابی به اهداف سیاسی و راهبردی بدانند. اما حجت‌الاسلام احمد مبلّغی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ماجرا را به گونه دیگری می‌بیند. او در سخنرانی خود در دومین اردوی آموزشی اتحادیه بین‌المللی امت واحده، با ارائه تعریفی از «تقریب مذاهب اسلامی» و بیان تفاوت کاربردی آن با «تبلیغ»، به دسته‌بندی شبهات مرتبط با آن پرداخت. گفتار پیش رو بخشی از سخنان ایشان در این جلسه است که تابستان گذشته برگزار شد.

منظور از تقریب مذاهب چیست؟
«تقریب مذاهب اسلامی» به فعالیت‌های نزدیک‌سازی گفته می‌شود که حاصل آن وحدت اسلامی است؛ در واقع وحدت، هدف تقریب است.
تقریب باید در سه حوزه انجام شود: علم، اخلاق و عمل؛ یعنی تقریب علمی، تقریب اخلاقی و تقریب عملی. تقریب عملی، مسائلی مانند سیاست، اقتصاد و ایجاد اتحادیه‌های امت اسلامی و همگرایی‌های سیاسی را شامل می‌شود. تقریب اخلاقی هم به این معناست که تعصبات، فحش و ناسزا و نگاه‌های سوءظن‌محور به دیگران را حذف کنیم تا یک امت واحد داشته باشیم. اما تقریب علمی به این معنا نیست که حرف‌های‌مان یکی شود، چون حتی حرف‌های دو مرجع تقلید شیعه هم کاملاً یکسان نیست و این نکته کاملاً طبیعی است. ما باید برای تقریب علمی مشترکات یکدیگر را که بسیار زیاد است شناسایی و برجسته کنیم، اختلافات را با یک قالب علمیِ مقارن و تطبیقی کنار هم بگذاریم و بحث کنیم و تجربه‌های یکدیگر را برای حل مشکلات جامعه اسلامی به کار بگیریم.

عقب‌نشینی از عقاید، برای تقریب مذاهب مضرّ است
تصور برخی بر این است که راه تقریب از اختفای برخی اعتقادات یا عقب‌نشینی از آنها می‌گذرد. درحالی که هرچه انسان اعتقادات مذهبی‌اش را برجسته‌تر مطرح کند، تقریب مذاهب فرصت بیشتر و بهتری برای ظهور پیدا می‌‎کند. عقب‌نشینی از اعتقادات نه تنها ظرفیتی ندارد، بلکه برای تقریب مضر است. البته منظور، اعتقادات مسلم است، نه اعتقاد انگاشته‌هایی که تصور می‌کنیم اعتقادند؛ برای نمونه شیعه به امامت و خلافت بلافصل معتقد است و امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را خلیفه بر حق می‌داند. درحالی که سنی معتقد است که امامتی در کار نیست. شیعه و سنی باید اعتقادات علمی‌شان را با تمام قوا حفظ کنند و درعین حال وحدت داشته باشند.
پس بحث ما در اعتقاد نیست، بحث ما در سلوک است. برای نمونه کدام یک از جنگ‌های آن زمان، جنگ بین مذاهب بود؟ امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) رو به همه جامعه فرمودند: «إنّما أنتم إخوانٌ علی دین الله، ما فرَّق بینکم إلّا خُبثُ السَّرائر؛ همانا شما برادران دینی یکدیگرید؛ چیزی جز درون پلید و نیت زشت، شما را از هم جدا نساخته است.» ایشان نفرمودند: ما فرَّق بینکم إلّا المذهب، بلکه فرمودند: هوی و هوس عده‌ای مانند معاویه است که شما را از هم جدا کرده، بیایید وحدت داشته باشید.
وحدت امت اسلامی، یک راهبرد نیست، بلکه یک رکن رکین قرآنی است که به هر قیمتی باید ایجاد شود؛ چه دشمن باشد و چه نباشد. حتی اگر دشمن هم نباشد، در فضای اختلاف، ارزش‌ها لگدمال می‌شود و خودمان دشمن یکدیگر خواهیم شد و این بدتر از آن است که دشمن خارجی داشته باشیم.

وحدت اسلامی یعنی وحدت امت اسلامی
زمانی که بحث شیعه و سنی مطرح می‌‌شود، ما براساس یک ذهنیت اشتباه می‌خواهیم ثابت کنیم که کدام بر حق است. اما مسئله اینجاست که این بر حق بودن، یک امر علمی و اعتقادی است و ربطی به تقریب مذاهب ندارد. من هم می‌گویم که صرفاً یکی از مذاهب بر حق است و چون خودم شیعه هستم، معتقدم شیعه بر حق است؛ کما اینکه عالم اهل سنت هم معتقد است خودش بر حق است. پیغمبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) هم فرمود امت من 72 فرقه خواهند بود و یک فرقه‌شان بر حق است. اما آیا این نکته به این معناست که ما همه تعاملات را به عنوان امت واحد پیغمبر کنار بگذاریم و بگوییم چون یکی بر حق است پس بجنگ تا بجنگیم؟ این از کجای اسلام آمده؟ آیا زمان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) این‎طور بوده؟ حالا اگر طرف مقابل خواست، بیاییم گفت‌وگو کنیم؛ نه اینکه به اجبار روی بیاوریم. یک اعتقاد اشتباه در میان برخی از وهابیون و برخی از اهل سنت و نیز برخی از شیعیان وجود دارد که می‌گویند وحدت اسلامی به معنای وحدت بر حق است. بعد می‌گویند حق هم ما هستیم، پس دیگران باید از اعتقادات‌شان برای ایجاد وحدت دست بردارند! درحالی‎ که وحدت اسلامی یعنی وحدت امت اسلامی. اگر کسی مذهب خودش را در مقابل مذهب دیگری بر حق می‌بیند، نباید جامعه را آشفته کند، بلکه باید برادرانه بحث کند. به هرحال درست است که در حال حاضر شیعه و سنی در ایران رابطه خوبی دارند، اما در کل هنوز امت واحده اسلامی را ایجاد نکرده‌ایم.
ما باید احترام یکدیگر را حفظ کنیم و در عین دوستی و با رعایت شرایط لازم، گفت‌وگو کنیم. محل گفت‌وگو هم در کوچه و بازار نیست، در یک فضای آرام و علمی است؛ آن هم نه به صورت یک طرفه. سنی دلایل خودش را می‌آورد، ما هم دلایل خودمان را. یا یکی از ما قانع می‌شود، یا هیچ کدام قانع نمی‌شویم یا اینکه هر دو بخشی از حرف‌های‌مان را تعدیل می‌کنیم. البته این باز به معنای این نیست که سنی و شیعه استدلال‌شان را به صورت منطقی و بدون توهین در کتاب‌شان نیاورند. بلکه می‌توانند دلایل‌شان را در کتاب‌هایی مستدل و بدون توهین و بدون اینکه وحدت اسلامی را زیر پا بگذارند، بگویند؛ ولو یک طرفه باشد. اما نباید جریانی باشد؛ جریان شیعه‎‌سازی و جریان سنی‌سازی اشتباه است.

شبهاتی که با غرض یا بی‌غرض ترویج می‌شوند
عمر واژه «تقریب» به صد سال نمی‌رسد و به صورت طبیعی شبهاتی علیه آن وجود دارد. برای اینکه میان این دو دسته شبهه‌ای که نسبت به تقریب ایجاد می‌شود تفاوتی قائل باشم، دسته اول را ابهامات یا به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) مبهمات تعریف می‌کنم. این دسته شامل سؤالاتی است که بار منفی ندارد و قابلیت طرح و پرسش را دارد. اما دسته دوم را که دست‌هایی پشت آن وجود دارد که به عنوان یک جریان، تقریب را مورد چالش قرار دهند، به شبهات تعبیر می‌کنم.
ابهامات و شبهات علیه تقریب را می‌توان به صورت دیگری هم تقسیم‌بندی کرد. یک دسته ابهامات و شبهات برگرفته از خاستگاه تفکر شیعی است؛ چراکه شیعه به دلیل اعتقاداتش، گاهی اشکالات، ابهامات یا حتی شبهاتی نسبت به تقریب دارد. حتی ممکن است گروهی از شیعیان، تقریب را دچار ابهام ببینند و وظیفه خود را در شبهه‌افکنی نسبت به آن بدانند؛ یعنی از ابهام به شبهه‌افکنی برسند. بنابراین قوام این دسته از ابهامات و شبهات جز با قبول معتقدات شیعی شکل نمی‌گیرد. بخش دیگری از شبهات علیه تقریب، برخاسته از تفکر اهل سنت است و با داشتن چنین تفکری قابل فهم است. بخش دیگری از شبهات نسبت به تقریب هم، برخاسته از وهابیت است. یعنی اگر کسی وهابی باشد، این شبهات برای او معنا پیدا می‌کند. اما یک بخش دیگر از شبهات علیه تقریب، از یک خاستگاه فرامذهبی و فراطایفه‌ای و بیشتر علمی است؛ یعنی ممکن است شبهه‌ای را یک شیعه نه به عنوان شیعه، بلکه از یک موضع فراتر از شیعه داشته باشد و همین شبهه را یک سنی یا حتی یک بلامذهب ـ یعنی کسی که می‌گوید ما خوبی‌های هر مذهبی را می‌گیریم و بدی‌های هرکدام برای خودشان ـ هم داشته باشد؛ مانند این شبهه که گفته می‌شود «شیعه و سنی یک تاریخ طولانیِ نزاع فکری و عملی را پشت سر دارند. با وجود این اختلافِ متراکمِ طولانیِ رسوب یافته و رسوخ یافته در تاریخ، ایجاد تقریب اینها به یکدیگر، امر ناممکن یا سختی است.»
هر شبهه‌ای که علیه تقریب مطرح می‌شود، ما باید ابتدا خاستگاه آن را مشخص کنیم که از خاستگاه شیعی است یا سنی یا وهابی یا فرامذهبی یا اسلام بلامذهبی؟ بعد باید با توجه به آن خاستگاه و ذهنیت مربوط به آن پاسخ بدهیم.

سنی‎ها تکفیری نیستند
ما گاهی نادانسته و به دلیل جهل، تصور می‌کنیم که مرز میان وهابیت و اهل سنت، مرز رقیقی است و درنتیجه اینها را یکی می‌بینیم. اما اهل سنت تکفیری نبوده و غیر از وهابی‌ها هستند. کم نیستند اهل سنتی که از حیث فکری با اساس وهابیت مخالفند. وهابیت مذهبی نیست که از آغاز اسلام یا قرن دوم همپای مذاهب دیگر بوده باشد، بلکه صرفاً گروهی است که اسلام را با قرائت خاصی تفسیر می‌کند؛ چه از حیث اعتقادی، چه از حیث سلوکی، چه از حیث اخلاقی و چه از حیث تعریف مفاهیمی مانند وحدت اسلامی. اتفاقاً برخی از شیعیان که این دو را در ذهن‌شان یکی می‌گیرند و این ذهنیت را در رفتارشان هم وارد می‌کنند، یا حتی برخی که صرفاً در ذهن‌شان چنین تصوری دارند، اما براساس آن عمل نمی‌کنند، به وهابیت خدمت کرده و آن را تقویت می‌کنند.
البته در صورتی که آب را گل‌آلود کنیم، دیگر هیچ چیز شفاف نیست. در فضای زلال است که انسان نمی‌تواند دست به هر کاری بزند. اگر آب را گل‌آلود کردیم، چشم‌ها را از دیدن باز داشتیم، وهابیت جلودار می‌شود و ماهی‌ها را بهتر می‌گیرد. در این شرایط، بسیاری از اهل سنت هم مانند ماهی‌هایی که به راحتی به دام نمی‌افتند، گرفتار می‌شوند. پس اگر دیدید یک عالم سنی در فتوایی شیعیان را تکفیر کرد یا فتوای ضدّوحدت داد، به دلیل این است که فضا مه‌آلود است و او هم به دام افتاده است. کسی که چنین فتوایی می‌دهد، یا وهابی است، یا متأثر از وهابیت؛ هرچند خودش بگوید وهابی نیست. اما معنای چنین فتوایی این نیست که همه اهل سنت، تکفیری هستند. ما در مجامعی که می‌رویم تکفیر را تحریم می‌کنند؛ برای نمونه در مجمع فقهی جدّه، همه اهل سنت اجماع کردند و تکفیر را تحریم کردند؛ به طوری که یک وهابی هم که آنجا بود، جرئت مخالفت پیدا نکرد.
البته به نظر من، ما باید با بخش‌هایی از وهابیت از سر وحدت اسلامی وارد مذاکره شویم و کوشش کنیم ندای وحدت‌مان را به گوش آنها هم برسانیم؛ چون همه وهابی‌ها در یک سطح نیستند. در واقع دو نکته کلیدی درباره وهابیت وجود دارد؛ اول اینکه وهابیت، گروه‌بندی‌های مختلفی دارد؛ برخی از آنها در حال تجدید نظر هستند، بخشی از آنها هم پوسته و ظاهری از وهابیت را نگه داشته‌اند و بخشی از آنها که جمود فکری دارند و در برخورد با مخالفان‌شان چه شیعه و چه اهل سنت شدت عمل دارند، در صف اول وهابیت قرار دارند. این درست مانند اخباری‌های شیعی است که در یک سطح نبودند؛ بلکه درعین حال که تندروانی داشتند که به هیچ صراطی مستقیم نبودند و مجتهدین را کاملاً نفی می‌کردند، برخی‌شان هم معتدل بودند. اصولاً جریان‌های متجمّد فکری با گذشت زمان متعادل‌تر می‌‌شوند. اگر ما به همه گروه‌های وهابیت یکسان نگاه کنیم، عمر وهابیت را طولانی می‌کنیم و اگر تفکیک بکنیم، اجازه می‌دهیم روند طبیعی اضمحلال وهابیت پیش برود.
دوم اینکه حتی‌المقدور نباید جریان اجتماعی علیه وهابیت ایجاد کنیم، بلکه باید جریان علمی ایجاد کنیم و همه شرایط علمی را هم رعایت کنیم و آنها را هم به کارزار بکشانیم. البته بخش‌های متشدّد آنها هیاهوهایی علیه ما دارند و به هیچ صراطی مستقیم نیستند که الگوی ما در چنین جایی «و جادِلهم باللتی هی أحسن» است. اما در کل تا می‌توانیم باید با حکمت و موعظه و حسنه وارد شویم و همچنین با برجسته کردن این نکته که وهابیت جریان‌های گوناگونی دارد، می‌توانیم به تقریب کمک کنیم.
تقریب مذاهب اسلامی شیوه‌های مختلفی دارد که یکی از وظایف ما شناسایی این شیوه‌هاست. یکی از بهترین مدل‌ها که عناصر و ویژگی‌های خوبی دارد، شیوه مرحوم شیخ محمدحسین کاشف‌الغطا است. چند وقت پیش که من به کتابخانه‌شان در نجف رفته بودم، در میان نامه‌های ایشان نامه‌ای پیدا کردم که خطاب به رئیس وهابیت آن زمان نوشته بود و او را به وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی دعوت کرده بود. شیخ او را به گفت‌وگو برای حل اختلافات هم دعوت کرده بود و این نگاه عمیق برای من خیلی جالب بود که ما امروز نیازمند گسترش آن هستیم.


در باب دیپلماسی وحدت اسلامی
دیپلماسی وحدت، دولتی نیست!

حمید سرادار

«از مجمع تقریب مذاهب اسلامی در این برهه خطیر و حساس انتظار می‌رود با بهره‌گیری از تجربیات ارزشمند گذشته و نیز خلاقیت و ابتکارات مورد نیاز شرایط کنونی، ‌با همکاری و همدلی نخبگان جهان اسلام به‌ویژه اندیشمندان حوزه و دانشگاه، دیپلماسی وحدت اسلامی را راهبرد خود قرار داده و پایه‌گذاری تشکیل امت واحد اسلامی را در مقابل اردوگاه استکبار به عنوان چشم‌انداز آینده ترسیم نماید.» این جملات بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب در حکم انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین اراکی به سمت دبیرکل جدید مجمع تقریب مذاهب اسلامی است. پیامی که برای اولین بار، مفهوم «دیپلماسی وحدت اسلامی» در آن به کار برده شد. ایشان در طول سال‌های گذشته بارها به اهمیت وحدت در امت اسلامی اشاره کرد‌ه‌اند؛ اما چرا این مقطع برای طرح این مفهوم نو انتخاب می‌شود؟
در مورد وضعیت کنونی جهان اسلام و عمق پیدا کردن اختلافات مذهبی به ویژه پس از تحولات سوریه، بسیار سخن گفته شده است تا جایی که بسیاری معتقدند شکاف مذهبی در جهان اسلام به بدترین وضع خود در چند دهه اخیر رسیده است. باید گفت اگرچه تحولات اخیر که برآمده از بیداری اسلامی بود، برکات زیادی با خود به همراه داشت اما همزمان با این تحولات، این سکه روی دیگری هم پیدا کرد و آن، برافروخته‌تر شدن آتش نزاع مذهبی بود.
اما اگر تا پیش از حوادث اخیر منطقه، گاهی به وحدت اسلامی به دیده‌ یک امر غیرضروری و حتی تشریفاتی نگاه می‌شد، اتفاقات اخیر باید اصلی بودن وحدت را به خیلی‌ها نشان داده باشد. شاید بتوان گفت؛ پاشنه‌ آشیل جریان بیداری اسلامی، دقیقاً اختلافات مذهبی است. به عبارت دیگر، به‌جرئت می­توان گفت در واقع وحدت اسلامی قطعه تکمیل‌کننده جورچین بیداری اسلامی است به نحوی که پیشبرد بیداری اسلامی جز از راه وحدت اسلامی به سرانجام نمی­رسد. چه آنکه تبعات منفی اوضاع کنونی نتیجه دور شدن از رویکرد تقریبی است.
این مطلب با تعبیر بسیار گویا‌تری در همان پیام مقام معظم رهبری نیز آمده است. آنجا که می‌فرمایند: «در شرایطی که بیداری اسلامی و تحولات خیره‌کننده پس از آن، جهان اسلام را در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ قرار داده، وحدت امت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی محوری اساسی برای تحصیل و حفظ پیروزی‌های این حرکت مبارک است. از سوی دیگر، دشمنان اسلام و امپراتوران کفر و نفاق به رهبری آمریکا و اسرائیل می‌خواهند معادله جهاد و مقاومت را تبدیل به طرح تکفیر و ترور فرزندان اسلام نموده و در یک کلام، جنگ شیعه ـ سنی را به مثابه دل‌مشغولی ملت‌های مسلمان، بر جهان اسلام تحمیل کنند.»
اگر از دیدگاه منافع ملی جمهوری اسلامی نیز به اتفاقات بیداری اسلامی بنگریم، به‌خوبی روشن است هر جا اختلافات شیعی ـ سنی تشدید شده است، منافع ما نیز به همان اندازه تهدید شده است. به تعبیر دیگر، موضوع شیعی ـ سنی در موارد زیادی به یکی از عناصر جدی محدودکننده سیاست خارجی ما تبدیل شده است. اگرچه سخن در این مجال بسیار است، اما به نظر می‌رسد همین مقدار در اهمیت وحدت اسلامی به ویژه در اوضاع کنونی کفایت کند.
اما مفهوم دیپلماسی وحدت اسلامی به چه چیزی اشاره دارد؟ آیا این نوع از دیپلماسی همان دیپلماسی سنتی است با این تفاوت که هدف آن، پیگیری وحدت اسلامی است؟ متولی دیپلماسی وحدت کیست؟ باید گفت اگرچه نهادهای رسمی می‌توانند و باید اقدامات خود را در جهت تقویت وحدت اسلامی انجام دهند، اما به نظر می‌رسد دیپلماسی وحدت اسلامی فراتر از چیزی است که نهادهای رسمی مانند وزارت امور خارجه به عنوان متولیان سنتی دیپلماسی، به عهده دارند. چنانکه مقام معظم رهبری نیز این مطالبه را خطاب به مسئولان وزارت خارجه نفرمودند، بلکه در حکم انتصاب مسئول یک نهاد غیردولتی، به آن اشاره کردند.
تجربه‌ سال‌های گذشته نیز نشان می‌دهد پیگیری دیپلماسی وحدت اسلامی با دخالت مستقیم دولت‌ها و حکومت‌ها حداقل به‌طور کامل قابل تحقق نبوده است. یکی از دلایل به این واقعیت برمی‌گردد که در شرایط غیردوستانه و نبود اعتماد، پیام دولت‌ها، معمولاً با نوعی بدبینی از سوی مخاطبان تفسیر می‌شود. به این معنی که این تلقی در مخاطب خارجی (اعم از دولتی یا مردمی) شکل می‌گیرد که دولت کاربر، قصد دارد از موضوع برای کسب منافع سیاسی خود استفاده ابزاری کند. چنانکه این اتهام در سال‌های اخیر بارها متوجه مسئولان جمهوری اسلامی شده است.
دلیل دیگر به این واقعیت بازمی‌گردد که یک دولت معمولاً مایل است با دولت‌های دیگر طرف باشد و این تا حدودی طبیعت دیپلماسی رسمی است؛ به این معنی که دولت‌ها معمولاً حاضر نیستند هویت گروه‌های مذهبی درون یک کشور را مستقل از کلیت آن جامعه به رسمیت بشناسند. اصولاً یک کارگزار دولت با زبان دولتی سخن می‌گوید و این زبان شاید چندان برای غیر دولتی‌ها قابل فهم نباشد. حال آنکه وحدت اسلامی بیش از دولت‌ها، گروه‌های درونی جوامع را مخاطب قرار می‌دهد و ظرافت‌هایی بیشتر از دیپلماسی رسمی می‌طلبد.
همچنین از عوامل دیگری که مانع توفیق تلاش‌های دولتی برای تحقق وحدت بوده است، می‌توان به خنثی شدن این تلاش‌ها از سوی رقبای منطقه‌ای اشاره کرد. توضیح آنکه برخی از دولت‌ها اصولاً نه تنها تمایلی برای وحدت ندارند، بلکه سیاست خود را کاملاً در جهت عکس آن تعریف کرده‌اند. نتیجه چنین وضعیتی جلوه دادن اختلافات سیاسی به شکل نزاع فرقه‌ای و مذهبی از سوی چنین دولت‌هایی است که هرگونه ابتکار عمل را از طرف مقابل سلب می‌کند.
برای اینکه قدری به فضای عملی نزدیک‌تر شده باشیم، باید از عربستان سعودی نام ببریم. آل‌سعود همواره از دین برای کسب منافع سیاسی خود و به دست آوردن مشروعیت داخلی و خارجی به شکل کاملاً ابزاری استفاده کرده است. در دوران «ناصر» شکلی و در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز صورت دیگری از این سیاست را می‌توان دید. به‌طور ویژه، سعودی‌ها برای مهار انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف تا آنجا که توانستند بر آتش کینه‌ مذهبی دمیده‌اند. روشن است که در چنین فضایی، ابزار دولتی به دلیل تابلودار بودن، نمی‌تواند کاملاً کارآمد باشد.
بنابراین از مجموع واقعیات نظری و تجربیات تاریخی می‌توان نتیجه گرفت دیپلماسی وحدت اسلامی، از سنخ آنچه دیپلماسی نوین (مانند دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رده دوم و...) خوانده می‌شود، است. حداقل این است که بهتر است این‌گونه به آن نگریسته شود.
دکتر «دهقانی فیروزآبادی» معتقد است دیپلماسی وحدت اسلامی اگرچه نسبت و شباهت‌هایی با دیپلماسی عمومی، دیپلماسی چندجانبه و قدرت نرم دارد. اما بیشتر به دیپلماسی خط دو شبیه است. دیپلماسی خط دو یعنی گفت‌وگو؛ یعنی تعاملات و ارتباطات نخبگان و بازیگران غیر دولتی بین دو یا چند كشور. با تأكیدی هم كه رهبری در پیام‌شان بر همگرایی نخبگان حوزوی و دانشگاهی در این عرصه دیپلماسی داشتند، مشخصاً در ادبیات روابط بین‌الملل با دیپلماسی خط دو نسبت پیدا می‌كند. وی همچنین دیپلماسی وحدت اسلامی را چنین تعریف می‌کند: «فن و هنر به‌كارگیری وحدت اسلامی برای تأمین مصالح اسلام و منافع جهان اسلام و كشورهای اسلامی».
بنابراین چند ویژگی را می‌توان برای دیپلماسی وحدت اسلامی برشمرد: اولاً از جنس دیپلماسی رسمی و دولتی نیست و دولت‌ها حداقل دخالت مستقیمی در اجرای آن ندارند. نانیاً بر پایه تعاملات و ارتباطات نخبگان غیر دولتی است. ثالثاً تحقق وحدت اسلامی به‌جای منافع کوتاه‌مدت سیاسی دولت‌ها در رأس اهداف آن قرار می‌گیرد.
روشن است که دیپلماسی وحدت اسلامی (البته نه با این نام) کم و بیش تجربیات گذشته‌ای نیز با خود دارد. یکی از مسئولان سیاست خارجی از احترام و ارج و قرب آیت‌الله تسخیری ـ دبیر کل سابق مجمع تقریب حتی در فضایی مثل عربستان به دلیل فعالیت‌های ایشان سخن می‌گفت. این موضوع شاهدی برای کارایی حرکت در این مسیر است، اما به پیش بردن دیپلماسی وحدت اسلامی با چارچوب گفته شده موانع و الزامات خاص خود را دارد که مجال دیگری برای پرداختن به آن نیاز است.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

ماموستا شیخ اقبال بهمنی، امام جمعه شهر موچش
توسل در سیره خلفا، صحابه و علما بوده است

در اسلام و تقریباً از زمان خلافت حضرت علی(ع) یک جریان تند مذهبی به‌وجود آمد که کارشان تکفیر گروهی از مسلمانان بود. خوارج خود را مسلمانان واقعی می‌خواندند. ابن‌ملجم مرادی که حضرت علی(ع) را به شهادت رساند، حتی شب قبلش در مسجد کوفه صد رکعت نماز خوانده بود و صبحش اشرف انسان‌های روی زمین بعد از پیامبر(ص) را به شهادت می‌رساند.
حالا در مورد پیدایش خوارج باید بگویم که در زمان خلیفه دوم که اسلام جهانگیر شد و دو امپراتور روم و ایران را شکست داد، دشمنان دین خدا به فکر افتادند تا برای از بین بردن اسلام کاری انجام دهند و این کار هم محقق نمی‌شد مگر اینکه از درون اسلام و از خود مسلمانان ضد اسلام حرکتی بکنند و در آن زمان خوارج به وجود آمد و فتنه‌ای برای اسلام شد و حتی حضرت علی(ع) را به شهادت رساندند. خب این جریان تند افراطی مذهبی ادامه پیدا می‌کند، تا به دوران حیات ابن‌تیمیه می‌رسد. در قرن هفتم هجری و در زمان ابن‌تیمیه این جریان افراطی دوباره قوت می‌گیرد و ابن‌تیمیه با همان افکار تند اسلامی، برداشت‌هایی سخت از اسلام می‌کند.
این جریان تند مذهبی تا آن زمان فقط در کتاب‌ها بود و به‌عنوان یک جریان رسمی مطرح نبود تا قرن دهم و یازدهم هجری که محمدبن‌عبدالوهاب به افکار ابن‌تیمیه علاقه‌مند می‌شود. البته یک جریان فکری انگلیسی عبدالوهاب را بر همین مبنا تربیت می‌کند و حتی از طریق آل‌سعود حکومت را در اختیارش قرار می‌دهد و این جریان بلافاصله پس از قدرت گرفتن، شروع به تخریب مقبره‌های بزرگان و صحابه رسول‌الله(ص) در مکه و مدینه و سایر شهرهای اسلامی می‌کند.
در زمان ابن‌تیمیه اولین کسانی که علیه او به مخالفت برخاستند، علمای اهل سنت بودند. هر چهار مذهب اهل سنت (شافعی، حنفی، حنبلی، مالکی) علیه ابن‌تیمیه موضع گرفتند، به خصوص علمای شافعی مذهب. آنها کتاب‌های زیادی علیه این جریان نوشتند و حتی ابن‌تیمیه را به زندان انداختند. در هرصورت درحال حاضر هم، چهار مذهب اهل سنت و به خصوص مذهب شافعی مخالف سرسخت وهابیت هستند و آن را عامل جدایی و اختلاف میان مسلمین می‌دانند.

ادله اهل سنت برای توسل
در مورد توسل، ما به خود قرآن مراجعه می‌کنیم که ذات حق تعالی می‌فرماید: «ای مومنان و ای کسانی که به پیامبر خدا ایمان آورده‌اید، پرهیزکار باشید، تقوا پیشه کنید و به سوی خداوند برای رسیدن به مقام قرب وسیله‌ای فراهم سازید.» (مائده: 35)
حال این وسیله چه چیزی یا چه کسی است که ما را به خداوند متعال خواهد رساند؟
در «دُرّالمنثور» که یکی از تفاسیر مهم اهل سنت است که شیخ جلال‌الدین سیوطی آن را در هشت جلد نوشته آمده است: توسل و انواع توسل چند مورد است. یکی از انواع توسل به‌وسیله رفتار شایسته و عبادت خداوند متعال است، مانند خواندن نماز یا پرداختن زکات.
یکی دیگر از این وسیله‌ها، توسل به دعا و نیایش بندگان وارسته خداوند است. مثلاً می‌رویم نزد یکی از بندگان صالح خداوند، یکی از اولیای خداوند، یکی از علمای بزرگوار و به او متوسل می‌شویم تا او که نزد خداوند آبرو و قرب دارد برای ما دعا کند، چون او پاک‌تر است و دعایش مستجاب‌تر.
در آیه‌های 97 و 98 سوره یوسف، پسران یعقوب(ع) وقتی یوسف(ع) را به چاه انداختند و مرتکب گناه و خطا شدند به پدرشان گفتند: «قَالُوا یَأَبَانَا استَغفِر لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنّا خَاطِئِینَ قَالَ سَوفَ أَستَغفِر لَکُم رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ درآن حال برادران یوسف با تضرع و التماس عرضه داشتند: ای پدر! بر تقصیرات‌مان از خدا آمرزش طلب کن که ما خطای بزرگی مرتکب شده‌ایم. پدر گفت به‌زودی از درگاه خدا برای شما آمرزش می‌طلبم که بسیار آمرزنده و مهربان است.»
پس می‌بینید که ما حتی نمونه‌هایی از توسل در قرآن کریم هم داریم که نشان‌دهنده پوچی تفکرات وهابیت است.
امام احمدبن‌حنبل کتابی دارد به نام مسند امام احمد، ایشان روایتی را در این کتاب نقل می‌کند که البته این روایت در صحیح ترمذی، ابن‌ماجه و معجم‌الکبیر هم آمده است که در زمان پیامبر مکرم(ص)، مردی نابینا نزد رسول الله(ص) آمد و گفت: ای پیامبرخدا از خداوند برای من بخواه که چشمان من شفا پیدا کند. رسول الله(ص) به ایشان فرمود: برو وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و این دعا را بگو که : خدایا به خاطر این پیامبر رحمتت، نیاز مرا برطرف کن. خدایا به خاطر پیامبرت چشمانم را شفا بده. راوی نقل می‌کند که هنوز این دعا تمام نشده بود، چشمانش شفا پیدا کرد.

توسل به مردگان
در مورد توسل به مردگان و خواندن فاتحه برای آنان ما به سیره خلفای راشدین می‌نگریم. وقتی که زمان مرگ خلیفه اول و خلیفه دوم می‌رسد، وصیت می‌کنند که ما را کنار قبر پیامبر(ص) دفن کنید. حالا اگر پیکر و قبر پیامبر(ص) مؤثر نبوده، چرا وصیت می‌کنند که ما را کنار پیامبر(ص) دفن کنید؟
بنابراین توسل و تبرک از دیدگاه اهل سنت و جماعت هم امری بوده که در نزد پیشوایان و صحابه هم وجود داشته است.
امام شافعی می‌فرماید: هر وقت مسئله‌ای برای من پیش می‌آمد و برای من لاینحل بود، به کنار قبر امام موسی‌بن‌جعفر(ع) یا کنار قبر ابوحنیفه می‌رفتم و دعا می‌کردم. درجایی دیگر روایت شده است که هر پنج‌شنبه پیامبر(ص) به زیارت شهدای احد می‌رفتند و وقتی به آنجا می‌رسیدند، می‌فرمودند: «السَّلامُ عَلَیکُم أَیُّهَا الدَّار المُومِنین، سلام بر شما مومنینی که در اینجا هستید.» قطعاً مسلم است که سلام پیامبر به شهدای احد می‌رسیده است.

راهکارهای مقابله با وهابیت
تمسک به سنت ناب محمدی و تمسک به سیره ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) و بزرگان دین. تمسک به قرآن کریم. البته اندیشمندان و علمای دین و رسانه‌ها هم باید این سیره و سنت‌ها را ترویج کنند. راهکار بعدی ترویج اندیشه‌های عرفانی است. مردم ما علاقه و اعتقاد خاصی به اندیشه‌های عرفانی دارند. اندیشه‌های حضرت مولانا، ابن‌عربی و... واقعاً برای جوانان جذاب است. من خودم بعضی وقت‌ها کتاب‌های آیت‌الله جوادی آملی را می‌خوانم. ایشان با برداشت عارفانه و فلسفی از اسلام، اندیشه خوبی را ارائه می‌دهند. به‌شدت مخالف اندیشه‎های عرفانی است، چون می‌داند در صورت ترویج آن، وهابیت دیگر جایی در میان مردم ندارد.


آيينه خواص

مقداد - 12
مقداد و شورای خلافت

بیان شد پس از خلیفه دوم شورایی برای انتخاب خلیفه برگزار شد و پس از انصراف سه نفر از اعضا عبدالرحمن‌بن‌عوف، عثمان و حضرت علی(ع) باقی ماندند و عبدالرحمن قصد کرد به نفع یک نفر از این دو نفر کنار برود و برای این کار سه روز با افراد دیگر مشورت کرد.
مقداد صریحاً اعلام کرد: ای مردم! آنچه می‌گویم بشنوید، من مقدادبن‌عمرو هستم. اگر شما با علی بیعت کنید می‌شنویم و از او اطاعت می‌کنیم و اگر با عثمان بیعت کنید می‌شنویم، ولی سرپیچی و عصیان خواهیم کرد.
عبدالله‌بن‌ابی ربیعه المخزوم از طرفداران عثمان در پاسخ او گفت: «اگر با عثمان بیعت کردید ما نیز می‌شنویم و اطاعت می‌کنیم و اگر با علی بیعت کردید، می‌شنویم و عصیان می‌کنیم.»
مقداد به طعن به او پاسخ داد: «ای دشمن خدا و دشمن پیامبرش و دشمن کتابش! از کی صالحان به سخن چون تويی گوش می‌دهند؟»
پس از این «ابن ابی‌سرح» نیز به مقداد همین پاسخ را داد و دیگران مداخله کردند. نزدیک بود که فتنه بر پا شود که طلحه حق خود از شورا را به عثمان بخشید و زبیر به علی و سعد به عبدالرحمن. به این ترتیب کار به دست عبدالرحمن افتاد و او مرکز ثقل شورا شد.
در دور دوم پس از آنکه علی(ع) شرایط بیعت عبدالرحمن در پیروی از سیره شیخین را قبول نکرد، با عثمان به عنوان خلیفه بیعت کردند. امام علی(ع) نیز عدم رضایت و تسلیم شدن به واقعیت پیش آمده را اعلام داشت و فرمود: «تا زمانی که امور مسلمانان بسامان است و در آن جز بر من بر کس دیگری ستمی نمی‌رود، من در صلح و سازش هستم.»
پس از آنکه عبدالرحمان به نفع عثمان کنار رفت، مقداد به‌شدت او را سرزنش کرد. موضع‌گیری مقداد در رابطه با شورا در این سخن او تجلی یافته است: «به خدا سوگند! هرگز مانند آنچه بعد از پیامبرشان به اهل بیت داده شد، ندیدم. تعجب از قریش! مردی را رها کردند که کسی عادل‌تر و داناتر و پرهیزکارتر از او وجود نداشت.» به همین دلیل عبدالرحمن او را به فتنه‌افروزی متهم کرد.
مقداد بر این عقیده بود که خلافت حق مشروع امام علی(ع) است. او گفت: «تعجب از قریش! امر خلافت را از اهل بیت پیامبر دفع کردند، در حالی که اولین مسلمان و و عموزاده پیامبر خدا و داناترین و فقیه‌ترین‌شان در دین خدا و فانی‌ترین‌شان در اسلام و آگاه‌ترین‌شان به راه و هدایتگرترین‌شان به راه راست در بین‌شان وجود داشت.»
با وجود اختلاف‌نظرهای مقداد با خلیفه سوم، گفته شده است او در زمان خلافت عثمان در سال 25 هجری با اینکه بیش از 65 سال داشت، در فتح «مصر» و «اسکندریه» شرکت کرد و از برجستگان سپاه اسلام بود. این نشان می‌دهد آنچه برای مقداد این صحابه با اخلاص رسول خدا(ص) اهمیت داشته است اصل اسلام بوده است، از این جهت برای حفظ کیان اسلام حاضر بود اختلاف‌نظرها را کنار بگذارد و در سپاه اسلام در برابر دشمن مشترک قرار گیرد.


نقطه نظر
*حضرت آيت‌الله سیدعلی سيستاني

اهل سنت ما
«بعد از تعرض به مرقد عسكريين (عليهماالسلام) همه شيعيان را به آرامش دعوت كردم و از آنها خواستم كه واكنشي نشان ندهند و گفتم كه اين اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمينان دارم كه ريشه تفرقه‌افكني در خارج است. من [در زمان طلبگي] نزد شيخ احمد الراوي كه از علماي اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نكرد كه ايشان پيرو مذهب ديگري بودند. همچنين به برخي از پزشكان كه از اهل سنت بودند مراجعه مي‌كرديم و چون ما از طلاب علوم ديني بوديم از ما پول ويزيت نمي‌گرفتند و اصلاً فكر نمي‌كردند كه ما شيعه هستيم يا سني. ... بايد بر مشتركات تمركز كنيد و دليلي ندارد به مسائل اختلافي بپردازيد. مشاركت كردن در ايجاد تفرقه حتي به اندازه يك كلمه يا نصف كلمه جايز نيست. واجب است كه از ادبيات تشنج‌آفرين پرهيز شود.» (در جمع علماي شركت‌كننده در كنفرانس وحدت در نجف اشرف،10/11/۱۳۸۷.)
شیعه باید از حقوق اجتماعی و سیاسی اهل سنت پیش از خود آنها دفاع کند. خطاب ما، دعوت به وحدت است و من همیشه گفته و می‌گویم که نگویید برادران اهل سنت، بلکه بگویید اهل سنت ما «لا تقولوا اخواننا السنه بل قولوا انفسنا اهل السنه» ما در یک کعبه، در یک نماز و در یک روزه با هم متحد هستیم و زمانی که یکی از اهل سنت در ایام نظام سابق به من گفت که شیعه شده است و از او پرسیدم چرا شیعه شدی؟ او گفت به خاطر ولایت و وفاداری اهل بیت(ع). من نیز گفتم: امامان اهل سنت، مدافع ولایت اهل بیت(ع) هستند. (سال ۱۳۸۶)
*ما جمعي هستيم ساکن در محلّي که اهل سنّت زندگي مي‌کنند و آنها ما را کافر مي‌دانند و مي‌گويند شيعه کافر است. در اين صورت آيا ما هم مي‌توانيم با آنها مقابله به مثل کرده و همان‌گونه که آنها ما را کافر مي‌دانند ما هم با آنها معامله کفّار کنيم؟
آیت‌الله شیخ حسین وحید خراسانی:
بسم الله الرحمن الرحيم
هرکس شهادت به وحدانيت خداوند متعال و رسالت خاتم انبيا بدهد مسلمان است و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسي که پيرو مذهب جعفري است محترم است و وظيفه شرعي شما آن است که با گوينده شهادتين هر چند شما را کافر بداند به حُسن معاشرت رفتار کنيد واگر آنها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقيم حق و عدل منحرف نشويد. اگر کسي از آنها مريض شد به عيادت او برويد و اگر از دنيا رفت به تشييع جنازه او حاضر شويد و اگر حاجتي به شما داشت حاجت او را برآوريد و به حکم خدا تسليم باشيد که فرمود: «وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى؛ دشمنى با جمعيّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنيد كه به پرهيزکارى نزديك‌تر است‏.» (مائده: 8) و به فرمان خداوند متعال عمل کنيد که فرمود:«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً؛ به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند نگوييد مسلمان نيستى.» (نساء: 94)


يادداشت
سیدعزیزالله پژوهیده

کاری نکنیم که رزمندگان رنجیده شوند!
با شروع جنگ تحمیلی بار اصلی دفاع و حضور در جبهه‌های حق علیه باطل به دوش نیروهای مردمی افتاد. نیروهایی که با عنوان بسیجی وارد صحنه کارزار می‌شدند و حقیقتاً از جان و دل مایه می‌گذاشتند و هر بسیجی وقتی پا در میدان نبرد می‌گذاشت، دوست داشت تا آخرین قطره خون خویش بماند و جبهه را ترک نکند و برای او ننگ بود که صحنه نبرد را خالی کند. سیستم اداری نظامی ما حال و روز درستی نداشت. همین مسائل باعث شد تا تمام توان پزشکان و تلاش بیمارستان‌ها در جنگ به مجروحانی معطوف شود که زخم آشکاری داشتند و دردهای خاموش یا در آن زمان توسط پزشکان و یا حتی خود رزمندگان درست تشخیص داده نمی‌شد یا تجربه شناسایی این ضایعات توسط کادر پزشکی ما کم بود. خیلی از رزمندگان هم چنان درگیر دفاع از آرمان و تمامیت این مملکت بودند که نه به فکر مراجعه به پزشک متخصص بودند و نه فرصت فکر کردن به این دردها را داشتند! البته خیلی از رزمندگان هم امکان مراجعه به پزشک متخصص را در محل زندگی خود نداشتند.
حضور نیروهای داوطلب، کاری بس پسندیده بود که متأسفانه بعد از دفاع مقدس به این قشر از رزمندگان به درستی پرداخته نشد! یعنی رزمنده داوطلبی که برای دفاع از کشورش به جبهه رفته بود، پس از جنگ جبران به اصطلاح عقب‌ماندگی مادی و تحصیلی را نداشت! و گاه حتی از نگاه‌ها پنهان ماند. البته رزمندگانی هم بودند که آمدند و عقب‌ماندگی درسی را جبران کردند. این قشر رزمنده داوطلب آنقدر مظلوم است که اگر امروز خواسته باشد سنوات حضور داوطلبانه جبهه خود را به سنوات کاری شغل آزاد خود اضافه کند، باید سنوات حضور خود در جبهه را از بیمه دریافت کند. اما تا پول پرداخت نکند، سنوات بیمه‌اش محسوب نمی‌شود!
از این موضوع که بگذریم موضوع مدارک بالینی، همزمان یکی دیگر از مشکلات این رزمندگان است که با توجه به حضور در جبهه‌های نبرد و قرار گرفتن در آن شرایط سخت و طاقت‌فرسا، دچار بیماری‌های اعصاب و روان شده‌اند و کمیسیون پزشکی یکی از اسناد را ارائه برگ معاینه پزشک متخصص و یا سیر درمان را حداقل دو سال پس از حادثه قرار داده است. البته در این چند سال اخیر طبق توافقات بنیاد و اداره ایثارگران سپاه منوط به ارائه گواهی مجروحیت از طرف این اداره است که در این صورت هم 5 یا 10 درصد جانبازی لحاظ می‌شود! درست است که باید سازوکاری برای این موضوع ارائه شود ولی نه اینکه با هر بهانه و یا به هر دلیل، حقی از این عزیزان ضایع شود!
خلاصه اینکه رزمندگان دوران دفاع مقدس یکی از گنجینه‌های ما هستند که باید با اعتماد و بخشنامه‌های منطقی‌تر به حل مشکلات آنها پرداخت و به نظر می‌رسد باید نسبت به این قشر از رزمندگان خصوصاً آنهایی که فاقد مدرک بالینی هستند، دید بازتری داشت و با آنها مهربان‌تر بود و کاری نکرد که رزمنده‌ای رنجیده شود.


فرمانده سپاه شهرستان اُشنویه در گفت‌وگو با صبح‌صادققق
امروز کردستان در اوج امنیت و آرامش است
محمد رضوی قره قشلاق

این روزها بحث حفظ و تقویت امنیت پایدار در شمال غرب و منطقه کردستان مورد نظر فرماندهان و مسئولان است. در این زمینه به گفت‌وگویی با سرهنگ پاسدار «یوسف عابدی» فرمانده سپاه شهرستان اُشنویه نشسته‌ایم تا علاوه بر آشنایی بیشتر با این منطقه و مردمان آن، سراغی از وضعیت امنیت در منطقه بگیریم.

* دیدگاه شما درخصوص مردم منطقه کردستان و مخصوصاً مردم شهرستان اشنویه چیست؟
عده‌ای از منافقان داخلی با همدستی بیگانگان خیلی تلاش کردند که اکراد و مردم منطقه را ضد نقلاب جلوه بدهند، اما این مردم ثابت کردند که این‌طور نیست. این را من برای تعریف یا تمجید ظاهری عرض نمی‌کنم. مردم منطقه کردستان بسیار ولایتمدار، شهیدپرور و حامی و پشتیبان نظام و وفادار به انقلاب هستند (در اشنویه 150 شهید و بیش از بیست‌هزار نفر بسیجی فعال داریم). در آخرین انتخاباتی که در کشور برگزار شد در انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی حضور این مردم به 82 درصد رسید. یعنی از میانگین کل کشور بالاتر بود. این خودش دارای پیام‌های خیلی مهمی است. مردم اشنویه این را ثابت کردند که پشتیبان نظام و ولایت و حامی انقلاب هستند. در برنامه‌های بسیج این مردم مشارکت فعال دارند.
امام خمینی(ره) بهترین تعبیر و توصیف را برای این مردم برگزید وقتی که عشایر را ذخایر انقلاب نامید و بحق مردم در شرایط فعلی بهترین یار و یاور سپاه و بسیج در منطقه هستند و می‌شود در مواقع لازم روی عشایر حساب جداگانه‌ای باز کرد.
* با توجه به آنچه گفتید به نظر می‌رسد شما در منطقه با برقراری هر دو بعد امنیت یعنی هم سخت‌افزاری و هم نرم‌افزاری سروکار دارید، لطفاً در این زمینه توضیح دهید.
همانطورکه می‌دانید منطقه کردستان ساختار فرهنگی و سیاسی مهمی دارد. در این منطقه لازم است علاوه بر تأمین امنیت لازم در مرزها، در بحث فرهنگی هم فعال باشیم تا بتوانیم رویکرد مثبت مردم به نظام و انقلاب را از نظر فکری و روحی و معنوی تقویت کنیم. تهدید در این منطقه تهدید توأمان سخت و نرم است. یعنی در مواقعی بوده که ما هم در مرزها با اشرار و گروه‌های معاند مسلح درگیر بوده‌ایم و نیز باید افکار عمومی را در مقابل سیل تبلیغات ماهواره‌ای ضدانقلاب روشن می‌کردیم. دشمن هم عمده هدفش این است که از نظر فکری و فرهنگی و با تبلیغات نادرست مردم را به نظام بدبین کند و البته ماهم در قالب برنامه‌های بسیج و برخی دیگر از برنامه‌های شهرستانی در مقابل این حرکت‌ها ایستاده‌ایم و فهم و درک و شعور بالای مردم کرد به همراه بصیرت و آگاهی‌شان هیچ وقت اجازه موفقیت را در تبلیغات به دشمنان نمی‌دهد و صدالبته مردم قدردان خدمات نظام هستند و بین مردم منطقه و نظام اعتماد متقابل در همه زمینه‌ها حاکم شده و به عینه مشهود است.
* منطقه کردستان شهدای زیادی تقدیم نظام و انقلاب کرده است، شهیدانی چون بروجردی و امینی و ناصر کاظمی و دیگران. نقش شهدای عشایر کرد و مخصوصاً پیشمرگان کرد مسلمان را در تأمین امنیت و ثبات در منطقه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
سوال بسیار خوب و مهمی است. مقام معظم رهبری توجه خاصی به تجلیل از مقام و منزلت پیشمرگان کرد مسلمان دارند. می‌دانید امنیت در منطقه ما بومی‌سازی شده است. یعنی اینکه اگر اتفاقی افتاد در مرحله اول این خود مردم ساکن در منطقه و بسیجیان کرد هستند که در صف اول جهاد علیه دشمن قرار می‌گیرند و این داوطلبی برای دفاع از مرز و بوم یک امر مهم و مبارکی است. مردم کرد همواره همراه شهدا بوده و هستند و این حضور مردم کرد در صحنه دو پیام مهم داشت؛ پیام اول به تعداد معدودی از افراد منحرف است که از بیگانگان تبعیت نکنند و پشتیبان نظام و انقلاب و همراه مردم کرد باشند و پیام دوم به رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا بود که مردم بیدار کرد در صحنه هستند و دفاع از حریم ولایت را تا پای جان ادامه خواهند داد.
* مقام معظم رهبری حدود دو سال پیش در سفر خود به استان کردستان حدود 10 روزی را در این منطقه از کشور اقامت داشتند، به نظر شما این سفر حامل چه پیام‌هایی بود؟
یک پیام به مسئولان مختلف کشور بود که کردستان به عنوان دژ مستحکم انقلاب باید مورد اهتمام و توجه آنها باشد و مباحثی مانند توسعه امنیت پایدار و محرومیت‌زدایی و مسائل معیشتی مردم باید با دقت نظر مورد پیگیری قرار بگیرد. پیام دوم به خود مردم کرد بود که تا چه اندازه‌ای مورد لطف و عنایت رهبر مسلمین جهان قرار دارند. پیام سوم این بود که همیشه باید وحدت شیعه و سنی در کشور و مخصوصاً در این مناطق حاکم باشد. پیام آخر هم این بود که حضور رهبری در یک منطقه که در افکار عمومی از نظر تاریخی به عنوان یک منطقه غیرامن شناخته شده بود این موضوع را ثابت کرد که امروزه کردستان در اوج امنیت و آرامش است و این را مدیون خون شهیدان هستیم.


گلی از باغ

مجموعه چهار جلدی جنگ نرم
تهاجم فرهنگی، جنگ نرم، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی واژگانی هستند که در چند سال اخیر توسط مقام معظم رهبری درخصوص ضرورت توجه به مسائل فرهنگی بارها و بارها عنوان شده تا بلکه ذهن و قلم مسئولان و صاحبان اندیشه به سمت و سوی چنین موضوعاتی سوق یابد. در همین راستا پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در پاییز امسال سلسله مباحثی را در خصوص بررسی جنگ نرم و ابعاد آن منتشر کرده که در چهار جلد به نام‌های؛ «جنگ نرم در قرآن و سنت»، «جنگ نرم در عصر رسول خدا(ص)»، «قدرت اسلام و جنگ نرم در اندیشه امام خمینی(ره)» و «جنگ نرم در اندیشه مقام معظم رهبری» در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. این چهار جلد را «مصطفی آخوندی، ابوالقاسم شاکر، جعفر وفا، محمد خطیبی، سیدمحمد بلاغی، حسین شیداییان و ابوطالب عبداللهی» پدید آورده‌اند. هر کدام در شمارگان هزار نسخه و توسط نشر زمزم هدایت روانه بازار نشر شده است.
در جلد اول که «جنگ نرم در قرآن و سنت» نام دارد طی هفت فصل به موضوعاتی مانند؛ هدف راهبردی جنگ نرم، سلطه همه‌جانبه، شیوه‌های جنگ نرم و راهکارهای مقابله با جنگ نرم از دیدگاه قرآن و سنت، می‌پردازد. در جلد دوم هم که با عنوان «جنگ نرم در عصر رسول خدا(ص)»، منتشر شده در سه بخش کلیات با چهار فصل، شیوه‌های جنگ نرم و راه‌های مقابله با آنها در سه فصل و بخش سوم که راهکارها و راه‌های مقابله است به مهم‌ترین شیوه‌های سران مشرک و دشمنان اسلام در مقابله با اسلام، اشاره می‌کند.
قدرت اسلام، جنگ نرم دشمنان و راهکارهای مقابله با جنگ نرم نیز عناوین سه بخشی است که در جلد سوم به تبیین اجمالی اندیشه و سیره امام خمینی(ره) در موضوع قدرت دینی و طرح‌های جنگ نرم دشمن و راه‌های مقابله با آنها می‌پردازد. اما جلد چهارم که «جنگ نرم در اندیشه مقام معظم رهبری» نام دارد، در هفت فصل به عناوینی هم چون؛ «علل و چرایی جنگ نرم»، «منابع قدرت دشمن در جنگ نرم» و «زمینه‌های جنگ نرم»، اشاره می‌کند.


قبیله آفتاب

اگر شهادت نصیبم نشد حرف‌تان را گوش می‌کنم!
پس از شهادت مصطفی(اقبالی) و طولانی شدن جنگ، خانواده مرتضی را به امر ازدواج ترغیب می‌کردند. اما او می‌گفت بگذارید جنگ به پیروزی اسلام و انقلاب و مردم به پایان برسد، بعد این کار را انجام می‌دهم. یک بار با اصرار خانواده قول داد که سه ماه به من زمان بدهید اگر شهادت نصیبم نشد و به خانه آمدم حرف‌تان را گوش می‌کنم. درست سر وقت (نه یک روز کم، نه یک روز زیاد) سه ماه بعد خلعت زیبای وصال عشق را به تن کرد و به لقای حق تعالی نائل شد.
به نقل از خانواده شهید مرتضی اقبالی
مرتضی(فروتن) در سحرگاه پنجم مردادماه 1343 هجری شمسی، مصادف با 17 ربیع‌الاول سال 1384 هجری قمری سالروز میلاد دو نور نبوت و امامت در یک خانواده مذهبی در محله «سوسن آب» نظام‌آباد تهران به دنیا آمد.
دوران ابتدایی و راهنمایی که در زمان خفقان طاغوت بود را با توجه به زیر بنای مستحکم اعتقادی و کتاب روح‌بخش و حیات‌بخش بشریت قرآن کریم گذراند، در جلسات آشنایی با نماز، قرآن و ائمه اطهار(ع) در هیئت‌ها شرکت کرد و از سرچشمه ائمه معصوم(ع) سیراب شد .
همزمان با تحصیل در پایه متوسطه در تظاهرات‌ها و راه‌پیمایی‌ها شرکت می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با اشاره امام خمینی(ره) پا به میدان جهاد اکبر و جهاد اصغر و خودسازی گذاشت، وارد مسجد و بسیج محله شد و از همان اوایل در تیپ محمدرسول‌الله(ص) قسمت تخریب انجام وظیفه کرد و بعدها به لشکر41 ثارالله رفت و تا لحظه شهادت در خدمت بزرگوارانی چون سردار حاج قاسم سلیمانی بود.
او پس از حدود پنج سال حضور در جبهه، زمانی که 22 سال و پنج ماه و یک روز از عمرش گذشته بود و به عنوان غواص و معبرگشای لشکر41 ثارالله در عملیات کربلای4 در تاریخ چهارم دی‌ماه سال 1365 در منطقه ام‌الرصاص (دریاچه ماهی) در حالی که لباس غواصی بر تن داشت با اصابت ترکش به قلبش به لقاءالله پیوست.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به سریال «آوای باران»
تلاطم در هوای گرگ و میش
مهدی امیدی

شب‌های زمستانی تلویزیون با پخش سریال «آوای باران» روشن و گرم شده است. این سریال توانسته با روایت داستانی نزدیک به ذائقه تماشاگر عام و به تصویر کشیدن درامی پرجاذبه و مملو از کشش، به پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون در این زمان تبدیل شود. سریالی است که در آن سرگرم کردن مخاطب اولویت دارد، اما از نگاهی اجتماعی، اخلاقی و تاحدودی سیاسی هم برخوردار است. البته سریال «آوای باران»، هم در محتوا و هم در ساختار، با چالش‌هایی مواجه است که مانع از تبدیل شدن آن به اثری ماندگار و دارای جایگاهی برتر در میان تولیدات تلویزیونی ایران شده است. وضعیت این سریال درست مانند شخصیت محوری آن، باران در تلاطم میان هوای گرگ و میش است!
«آوای باران» تازه‌ترین سریال «حسین سهیلی‌زاده» است. او اغلب آثار پیشین خود را به تقلید از فیلم‌های هندی ساخته بود. «ترانه مادری»، «دلنوازان» و «فاصله‌ها» ازجمله این سریال‌ها بودند که به طور آشکاری با گرته‌برداری از سبک و سیاق فیلم هندی ساخته و پرداخته شده بودند. سریال «آوای باران» هم، چنین وضعیتی دارد.
اما چرا «آوای باران» را مشابه فیلم هندی می‌دانیم؟ آثار موسوم به فیلم هندی (چیزی شبیه به فیلم‌فارسی) همواره متکی بر احساسات‌گرایی مفرط و روابطی سرشار از وصل و فراق‌های اشک‌انگیز هستند به جز این مورد، فیلم‌های هندی پر از رقص و آواز هستند که تنها تفاوت آنان با اینگونه سریال‌هاست.
این مجموعه، داستان مردی به نام «طه ریاحی» است که همسرش را از دست داده و با تنها فرزندش باران زندگی می‌کند. او که مدیر یک شرکت دارویی است برای انجام یک معامله تجاری به ترکیه می‌رود، اما برایش پاپوش می‌دوزند و داخل کیفش یک بسته هروئین جاسازی می‌کنند. (هر چند مشخص نمی‌شود که این بسته چگونه به کیف او وارد ‌شده است؟!) همین موضوع سبب می‌شود که به حبس ابد محکوم شود. وی با نوشتن یک وکالت‌نامه، اداره شرکت و سرپرستی فرزند خود را به خواهرزاده‌اش می‌سپرد. اما خواهرزاده و همسرش، آدم‌های کلاه‌برداری هستند و از موقعیت به وجود آمده سوءاستفاده می‌کنند تا بیشتر پولدار شوند. آنها همچنین با بدرفتاری‌های خود، موجب فرار باران از آن خانه و پناه بردنش به یک باند استثمار کودکان می‌شوند. پس از بیست سال، طه بخشیده می‌شود و به ایران برمی‌گردد (باز هم معلوم نمی‌شود که چرا و چگونه محکوم به حبس ابد ناگهان بخشیده می‌شود) و باران همچنان در مخروبه‌های حاشیه شهر و در میان تبهکارها زندگی می‌کند. دروغ خواهرزاده طه به او و جا زدن دختر خود به عنوان باران سبب می‌شود که فرید، پسر جوان آنها که برعکس خانواده‌اش آدم بااخلاقی است به جست‌وجوی باران بپردازد و ...
خُب، همان طور که مشخص است، این گونه اتفاقات فقط در فیلم‌های هندی و فیلم‌فارسی و سریال‌های ترکیه‌ای رخ می‌دهد. البته این سریال دارای ویژگی‌های مثبتی هم هست. از جاذبه و قدرتش در جلب توجه مخاطب که بگذریم، این مجموعه تلویزیونی به بعضی مسائل اجتماعی و سیاسی هم پرداخته که آن را از یک کار صرفاً سرگرم‌کننده اعتلا بخشیده است. مثلاً یکی از موضوعاتی که هنوز در حاشیه است، اما به‌نظر می‌رسد در قسمت‌های آینده بیشتر مطرح می‌شود، نحوه مرگ همسر طه است. آن طور که از اشارات و تلمیحات داستان می‌توان برداشت کرد، او از سرنشینان هواپیمایی بوده که در سال 67 توسط ناو آمریکایی ساقط می‌شود و حدود 270 مسافر غیرنظامی و ازجمله چند کودک بی‌گناه در آن به شهادت می‌رسند بوده است. پرداختن به چنین موضوع مهمی در یک سریال پربیننده می‌تواند تأثیرگذار باشد.
سریال «آوای باران» همان طور که از تیتراژ آن مشخص است، بخشی از فضای روایی و دراماتیک خود را به مسئله کودکان خیابانی اختصاص داده است. تیتراژی هوشمندانه و هنرمندانه که تلفیقی است از زیبایی و زشتی؛ کودکانی که ملتمسانه به شیشه پنجره خودروهای ایستاده در پشت چراغ قرمز می‌زنند. بارش باران هم نوید نجات و رستگاری است. شاید این برای نخستین بار باشد که یک فیلم یا سریال، تلاش کرده تا تصویری آسیب‌شناختی و در عین حال غمخوارانه نسبت به این دست از افراد جامعه نشان دهد. بچه‌هایی که اغلب مردم تهران و برخی از شهرهای بزرگ کشورمان هر روز در معابر و خیابان‌ها با آنها مواجه می‌شوند؛ با نگاه‌های پر از خواهش و دست‌های ملتمس به سوی مردم. اما این تنها بخشی از واقعیت تلخ زندگی این بچه‌هاست و «آوای باران» سعی کرده تا پشت صحنه موقعیت کودکان خیابانی را هم افشا کند.
البته این سریال دچار چند ضعف محتوایی هم هست. مثلاً نوع رابطه فرید با پدر و مادرش تاحدودی بدآموزی دارد. هرچند او بر سر اصول و اعتقاداتش بر والدینش طغیان کرده، اما این دلیلی برای توجیه بدرفتاری و کج‌خلقی با پدر و مادر نیست و یا طرح غلیظ روابط دختر و پسر نامحرم در این سریال که موجب قبح‌زدایی از این روابط می‌شود.
همان طور که بیان شد، در جذابیت و برخورداری «آوای باران» از برخی ویژگی‌های مثبت محتوایی، جای تردیدی نیست، اما ای کاش فیلمسازان ما در پی الگوهایی متعالی‌تر و فرهیخته‌تر برای جلب نظر مخاطب در فیلم‌ها و سریال‌ها باشند. چون پیروی از روش‌های فیلم هندی و فیلم‌فارسی و سریال‌های ترکیه‌ای سبب تنزل سلیقه مردم می‌شود.


اوج‌گیری بحران مخاطب و تعطیلی سینماها
حسین کارگر

سینمای ایران در ادامه بحران‌های خود این بار با یک تهدید جدید و البته وخیم مواجه شده است؛ تعطیلی سینماها به دلیل ورشکستگی اقتصادی! آنچنان که سینما قدس که از سینماهای قدیمی و باسابقه ماست تعطیل شده است و خیلی دیگر از سینماها به دلیل نداشتن مشتری کافی در آستانه تعطیلی قرار دارند. سنت تعطیلی سالن‌های سینما، در دوران دولت اصلاحات رایج شد و حالا در دولت اعتدال بار دیگر احیا شده است! اساساً معضل مخاطب و عدم استقبال مردم از فيلم‌هاي اكران شده در سينماها، يكي از مشكلات اساسي سينماي ايران است كه از اواخر دهه هفتاد تاكنون گريبان هنر هفتم كشورمان را گرفته است، به طوري كه تعداد تماشاگران سينما از ساليانه حدود پنجاه ميليون نفر تا سال 75، به كمتر از پانزده ميليون نفر در سال رسيده است. اين وضعيت در سال جديد بحراني‌تر شده است. آن گونه كه آمارها نشان مي‌دهد میزان مخاطب سینماهای کشور در پاییز امسال در مقایسه با پاییز سال گذشته به مراتب کاهش یافته است.
واقعيت ناگوار درباره اين عرصه اين است كه سينماي ما متأسفانه آن طور كه شايسته است به نيازهاي اساسي مردم، توجه نشان نمي‌دهد و وقتي يك فيلم در كشور خودش منزوي باشد، چطور مي‌تواند فرامرزي شود؟ اگر يك فريم از يك فيلم آمريكايي پخش شود، بدون اشاره به نام سازنده، مي‌توان از روي ساختار و محتوا و فضاسازي، مليت آن را تشخيص داد. همچنين اگر يك نگاتيو از فيلم هندي را از روي زمين پيدا كنيم و جلوي آفتاب بگيريم، مي‌توانيم متوجه شويم كه ساخت كجاست. علت موفقيت هاليوود و باليوود اين است كه به ذائقه مخاطب و فرهنگ خود پاسخ مي‌دهند و با خنده‌ها، گريه‌ها، نيازهاي روحي ، رواني ، عاطفي و حتي جنبه‌هاي طبقاتي و مادي مردم همراه مي‌شوند و آنها را به وجد و هيجان مي‌آورند.
يك مشكل بزرگ ديگري هم كه مي‌توان آن را عامل كاهش مخاطب سينما به حساب آورد، بالارفتن قيمت بليت سينما است. يكي از رايج‌ترين گزاره‌هايي كه مردم درباره نرفتن به سينما به كار مي‌برند، بالابودن هزينه اين عمل فرهنگي است. دور بودن سينماها از محل زندگي اغلب مردم كشورمان نيز از ديگر عوامل عدم استقبال از فيلم‌هاي سينمايي است. برای نمونه در شهر تهران، اكثر سينماها در مكان‌هاي خاصي چون ميدان‌های اصلي شهر مانند انقلاب، ولي‌عصر(عج) و... متمركز شده‌اند. خيلي از شهرها فاقد سينما هستند و تقريباً همه شهرستان‌ها فقط يك سينما، آن هم با امكانات و كيفيت غيراستاندارد دارند. علاوه بر اين مشكلات كه به درون سينما و سازوكارهاي آن برمي‌گردد، بايد عوامل بيروني را نيز در نظر گرفت. بدون شك مهم‌ترين اين عوامل، گسترش رسانه‌ها و ابزارهاي سرگرم‌كننده ارزان‌تر و در دسترس‌تر در مقايسه با سينماست. افزايش شبكه‌هاي تلويزيوني و ماهواره‌اي، هجوم سيل‌آساي فيلم‌هاي شبكه نمايش خانگي هم به شكل قانوني و هم قاچاق، ظهور اشكال جديد بازي‌هاي ويدئويي و رايانه‌اي و ... ازجمله اين عوامل است.
درباره اينكه با اين اوصاف، چرا برخي فيلم‌هاي سينماي ايران، روي خوش استقبال نسبي را به خود مي‌بينند، بايد گفت اين اتفاقات مقطعي و برهه‌اي هستند و به صورت مداوم و مستمر جريان ندارند. فيلم‌هاي پرفروش سال‌هاي اخير ما نوعي كليشه‌شكني را دستمايه قرار داده‌اند، ضمن اينكه تبليغات و جوسازي رسانه‌اي و مردمي نيز در جلب توجه عمومي نسبت به آنها موثر بوده است.


خبرها

جاماندن فیلم‌های انقلابی و دفاع مقدسی از ورود به جشنواره
اسامی فیلم‌های بخش مسابقه سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر درحالی اعلام شد که برخی از آثاری که به نظر می‌رسید شایستگی حضور در بخش مسابقه را داشتند، جا مانده‌اند. فیلم‌هایی چون آرایش غلیظ (حمید نعمت‌الله)، رنج و سرمستی (جهانگیرالماسی)، دلتنگی‌های عاشقانه (رضا اعظمیان)، شیار 143(نرگس آبیار) و ...ازجمله این فیلم‌ها هستند که به دلایل نامعلومی نام‌شان در فهرست آثار بخش مسابقه این دوره از جشنواره فیلم فجر دیده نمی‌شود!
«گزینه‌های روی میز» حامد زمانی منتشر شد

«گزینه‌های روی میز» عنوان ترانه‌ای است با آهنگ‌سازی و خوانندگی حامد زمانی و شعر دکتر محمدمهدی سیار. این اثر برای نخستین بار در مراسم افتتاحیه چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار رونمایی و اجرا شد. در این ترانه که می‌توان آن را ادامه ترانه «مرگ بر آمریکا» دانست، ایستادگی ملت ایران در مقابل دشمن از ابتدای انقلاب تاکنون مرور می‌شود. 22بهمن، دفاع مقدس و ازخودگذشتگی‌های مردم ایران با رمز یاحسین(ع)، فتح خرمشهر، حماسه 9دی سال 88 و ... به رخ آمریکا کشیده می‌شود؛ آمریکایی که به روایت «گزینه‌های روی میز» حالا در پایان قصه خود قرار دارد. گفتنی است، ترانه «گزینه‌های روی میز» چند روزی است که در فضای مجازی و ازجمله پایگاه خبری رسمی حامد زمانی به صورت گسترده منتشر شده است.
افزایش نژادپرستی در سینمای انگلستان

نژادپرستی در صنعت سینمای انگلستان به اوج خود رسیده و سیاه‌پوستان، آسیایی‌ها و دیگر اقلیت‌های نژادی در این سینما جایی ندارند. به گزارش فارس، براساس تحقیقاتی که به‌تازگی در سطح کمپانی‌های فیلم‌سازی انگلستان منتشر شده است، بخش اعظمی از نیروی انسانی مشغول در صنعت سینمای انگلستان بلاخص در رده اجرایی سفیدپوست هستند، این در حالی است که انگلستان یکی از بزرگ‌ترین کشورهای مهاجرپذیر دنیاست. در این تحقیق بیش از 75 درصد از کمپانی‌های فیلم‌سازی فعال در صنعت سینمای امروز انگلستان، تحت پوشش قرار گرفتند. این فهرست در برگیرنده کمپانی‌های تولید، فروش، نمایش، توزیع، پس از تولید، تبلیغاتی، جلوه‌های ویژه و آژانس‌های استعدادیابی است. هیچ‌کدام از این کمپانی‌ها توسط یک غیر سفیدپوست اداره نمی‌شود و تنها تعداد بسیار معدود و انگشت‌شماری از افراد سیاه‌پوست، آسیایی و دیگر نژادها در سطوح پایین‌تر اجرایی فعالیت می‌کنند. «مایکل فوستر»، مدیرعامل سابق آژانس ICM که هم‌اکنون یک آژانس استعدادیابی است، در مصاحبه‌ای نادر با رسانه‌ها نسبت به نژادپرستی موجود در صنعت سینمای انگلستان ابراز نگرانی کرد.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 20
به نظر شما فتنه ۸۸ یک سوء‌تفاهم بود؟

در روزهای پایانی از اولین ماه فصل زمستان 92، بیستمین سوال تریبون که با موضوعی پر مخاطب برگزار شد را جمع‌بندی می‌کنیم.
همه‌اش برنامه‌ریزی شده بود
ابوالفضل دربانیان از شاهرود با بیان برخی مصادیق امنیتی در جریان کودتای مخملین در فتنه 88 آن را یک برنامه تمام‌عیار برای براندازی دانسته و محمدرضا فلاحی باغخیراتی از سبزوار هم نظری مشابه دارد. ارجمندپور از بهمئی می‌گوید: فتنه دسیسه‌ای مهندسی شده از سوی استکبار و آزمایش بزرگی برای محک زدن خواص جامعه بود. امیر رجبی‌فرد از کاشان هم معتقد است: فتنه برنامه‌ریزی دشمنان خارجی و داخلی برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه بود که به لطف خداوند با هوشیاری امام خامنه‌ای و وفاداری و بصیرت مردم خنثی شد.
بر همین مبنا و اعتقاد، همراهانی همچون علی رحمتی از لنگرود، الهام حیدرنژاد از کرمانشاه، سبحان صمدی‌مقدم و اسماعیل ثامنی از گرمسار، محمود قربانی از اراک، احمدی از داران، حسن خزايي از صحنه، احمدرضا دهنوی از کنگاور، شعبانزاده از بابل، حسن زارعی از مریوان، ناصر ناظمي‌فر و پروانه صاحب محمدي‌نژاد از دزفول، محمد زارعکار از کرج، سمیه رستمی از جوانرود، مهدی صحتی از بجنورد، مجتبی دهنوی از کرمانشاه، فاطمه صالحى‌منش از بوشهر، مهدی عبدالحمدی از محلات، محمد بيگ‌زاده از ايلام، عبدالرسول شهریاری از شیراز، سلیمان ملک‌زاده رازلیقی از سراب، قربان امینی از میانه، مجتبی مقتدری از جهرم، علی بهارلو از فریدن، زهرا رضاپور از یزد، پوریا غلامی از کرمانشاه هم نظر بودند.
پاسخی به صراحت منفی
همراهانی چون؛ رسول شمس‌الدینی از سیرجان، فاطمه و علی جمشیدی خزلی از کرمانشاه، مهدی بابایی‌فرد از ایلام، آیت رستمی از جوانرود، حسن اميدى‌نيا از ديار کريمان کرمان، صمد عباسی خواجه‌شاهی از چاراویماق، الهام نظری از کرمانشاه، فریبا علیزاده اصل از تبریز، علی کیه بادرودی از تهران، عرفان عباسقلی‌پور و خیرالنساء قربانی از املش، فاطمه علی‌احمدی جشفقانی از تهران، ابوذر دانشور از سروستان، رستم نوروز رشيد از اروميه، محمدقربانی از اراک، محمدزارعی برآبادی و محمد یاقوتی‌نژاد از خواف، فاطمه و ریحانه کریمی‌اصل و بانو میر از گرگان، سلیمان محمودی از همدان، محمدعلی کمالی‌پور از راور کرمان موضوع سوءتفاهم را رد کردند.
همسویی آشکار!
محمد مهدوي از مشهد طرح مسئله «سوءتفاهم فتنه88» را قطعاً حيله ديگري پس از عدم موفقيت نقشه «تقلب در انتخابات» می‌داند. امين نجفي از قشم معتقد است: فتنه‌گران با استكبار، منافقين، سلطنت‌طلبان، ماركسيست‌ها، همجنس‌بازان، تروريست‌ها همنوا شدند و على و حسن زينى از تبريز «همسويى سران فتنه با سران غربى و عربى» را طرح کرده‌اند و حسن کلايي از قم هم معتقد است: آنچنان مشخص طراحى شده بود که به فتنه بودن آن هيچ شبهه‌اي نمي‌توان وارد کرد.
محسن سبزيان از تهران فتنه 88 را يك كودتاي تمام‌عيار سياسي عليه نظام می‌داند که انتخابات و هيجانات ناشي از آن راه را براي نفوذ دشمن باز كرد و اكبر عزت‌شعار از تبريز هم معتقد است: اگر فتنه 88 سوء‌تفاهم بود به‌وجودآورندگان آن بلافاصله مي‌آمدند در صداوسيما از مقام معظم رهبري و خانواده شهدا و مردم عذرخواهی می‌کردند.
علی مجیدی از آذرشهر هم معتقد است: این فتنه سوء‌تفاهم نبود، بلکه سوء‌قصدی بود به امام حسین(ع)، عاشورا، محرم، ولایت که خوشبختانه نافرجام ماند. سیدجمال‌الدین علوی‌زاده از بهبهان هم تصریح دارد که: هدف از نام‌گذاری فتنه۸۸ به‌عنوان سوءتفاهم پاک کردن حافظه تاریخی ملت از خیانت و وطن‌فروشی فتنه‌گران است. علي محرمي از چالدران نیز گفته است: مثل روز روشن بود كه فتنه‌گران به كمك اربابان غربي خود قصد براندازي داشتند.
دیگر نظرات ...
حسن رضايي يزدي از تهران، ابراهيم قنبرى از زابل، رسول جنتی از کرمانشاه، نرگس بیاد از دزفول، (ج ن) از مریوان، على وطن‌دوست و مريم رضايي از شهرضا، ابراهیم نادری از یاسوج، اکرم فلاحي و کبری زرنگ از سبزوار، محمد صادقلو از رامیان، محمدجعفري از رزوه، سیده‌فاطمه نورایی از خواف، فاطمه محمدی‌نسب نایین، مرتضی غفاری از میانه، محمد فرهنگيان از سنقر، محمد كريم‌زاده از اصفهان، مجتبى كهريزى از اراك، حلیمه گلوی از گرگان و سیدحسین سیدی از اصفهان هم به جای پاسخ به این پرسش به بیان برخی مباحث پیرامون فتنه‌گری‌های سال 88 پرداختند.
برندگان تریبون 20
ابوالفضل دربانیان از شاهرود/ پروانه صاحب محمدی‌نژاد از دزفول/ عبدالرسول شهریاری از شیراز
سوال تریبون 21
ارزیابی شما از ضرورت وحدت مسلمانان با توجه به شرایط کنونی جهان اسلام چیست؟


گزيده مطالب

اخلاق ملکوتی پیامبر خوبی‌ها
حضرت محمد(ص) همچون خورشید تابان در آسمان انسانیت می‌درخشید و کالبد ارزش‌های والای اخلاقی و کمالات و سجایای انسانی را روح می‌بخشید. او الگویی به تمام معنا از جمیع کمالات و امتیازاتی است که یک انسان در همه ابعاد وجودی خود می‌تواند داشته باشد. در زندگی سراسر عظمت و شگفت‌انگیز آن حضرت ترسیم شده است که برای همیشه چون مشعلی فروزان فراراه آدمیان پرتوافشانی می‌کند.
برخی از ویژگی‌های اخلاقی او چنین بود:
ساده‌زیستی: او زندگی بی‌آلایشی داشت و زواید معیشت را از زندگانی خود دور می‌کرد. در این باره فرمود: «از خوشبخت‌ترین مردم در نظر من مومنی است که متعلقاتش کم و از نماز بهره‌مند باشد. از روزی به حد کفاف قناعت کند و به آن بسازد تا به خدای خویش برسد و خدای را به خوبی پرستش کند.»
حق‌شناسی: در تاریخ مهر و وفا و قدردانی و حق‌شناسی، نمونه‌ای زیباتر از قدردانی حضرت نسبت به کسانی که به هر شکل به پیامبر اکرم(ص) مساعدت کردند سراغ نداریم.
کار و تلاش: از دوران کودکی پر تحرک و علاقه‌مند به کار و فعالیت بود. در طول زندگی وی دیده نشد روزی را به بطالت بگذراند. کارهای شخصی و اموری که مربوط به خانه بود شخصاً انجام می‌داد و در مقام نیایش عرض می‌کرد: «از بیکاری و تنبلی به تو پناه می‌برم.»
مغتنم شمردن عمر: پیامبر اکرم(ص) به روش‌های گوناگون مسلمین را به درک ارزش عمر خود دلالت و به استفاده بیشتر از آن توصیه می‌کرد و می‌فرمود: «من تعجب از اولاد آدم دارم وقتی که سرمایه‌اش زیاد می‌شود خرسند می‌گردد و اگر کم شود سخت محزون، ولیکن شبانه‌روز بر او می‌گذرد و عمرش را کوتاه می‌کند غمگین نمی‌شود. بدانید که بی‌نیاز و راحت نمی‌گردد کسی که مالش زیاد شود و عمرش کوتاه باشد.»
گفتار فصیح: پیامبر اکرم(ص) گفتاری فصیح و شیرین داشت و هنگام سخن گفتن تبسم می‌کرد. نه کم و نه زیاد حرف می‌زد. جوهره صدای رسول خدا(ص) بلند و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود. تا جایی که اکثر مردم به مجرد شنیدن سخنش و دیدن چهره‌اش و چشیدن حلاوت الفاظش به اسلام ایمان می‌آوردند.


روى خط

مرگ بر آمریکای‌تان را پررنگ کنید که پیروزید
... 091636449/ رئیس‌جمهور، 9دی را پاسخ مردم به دخالت بیگانگان دانستند، اما هیچ اشاره‌ای به اعلام انزجار و نفرت مردم به سران فتنه که در قالب شعارهای کوبنده آن روز سر داده شد، نکردند. چرا ایشان به عامل داخلی که مدعیان ظاهری خط امام بودند و بیانیه‌های آتشین صادر می‌کردند اشاره‌ای نکردند؟! / توکل
... 091792951/ سلام، به کسانی که چشم به مذاکره با شیطان بزرگ دوخته‌اند. بگویید تو را به خدا از اول انقلاب تا حالا جز شیطنت از آنها چه دیده‌اید که از این بعد ببینید؟ فقط مرگ بر آمریکای‌تان را پررنگ کنید که پیروزید./ بسیجی عاشق رهبر
... 091987034/ شما را به خدا به مسئولان بگوييد كمتر از يارانه و سبد كالا صحبت كنند! ما تحقير شديم و شيريني سه ساله يارانه به كام‌مان تلخ شد. صدقه نمي‌خواهيم اگر حق داريم بي‌منت بدهيد و در دنيا ملت انقلابي را فقير نخوانيد. / پيروي از قم
... 091274566/ با سلام و تشکر خالصانه از روی خطی‌ها، یادتون نرفته که اوایل سپاه آقا گفتن به بچه‌ها عیب بود. ولی الان برادر گفتن عیب شده! شما را به خدا به مسئولان برسانید به حضرت آقا نگویند «مقام معظم رهبری»، فکر می‌کنم «رهبرمعظم انقلاب» در شأن مولا و مقتدای‌مان است. التماس دعا
... 091330723/ سلام، لطفاً از مسئولان امر بپرسید چرا لایحه جامع ایثارگران که در مجمع تشخیص مصلحت تصویب شده اجرا نمی‌شود؟! / یک جانباز ۵۰ درصد
... 091410266/ نوبخت: توانستیم با اجرای سیاست‌های صحیح، تورم را یک درصد پایين بیاوریم، اما این به منزله ارزان شدن چیزی نیست! ما که نفهمیدیم یعنی چه؟ شما چی؟!
... 091573978/ با سلام، از قسمت خبرهاى تصويرى و يادداشت‌هاى كتيبه سبز و حسن‌ختام لذت بردم. خيلى عالى بود. با اميد موفقيت براى شما در صبح صادق./ دانشى از تايباد
... 091892536/ سلام در مورد موضوعات پزشکی و سلامت هم مطالبی ارائه دهید. مخصوصاً در مورد تغذیه و خواص میوه‌جات.


کتیبه سبز

لولاک لما خلقت الافلاک
لولاک، به گوش جان شنیدم
نازت به بهای جان خریدم
تو، ناز و نیاز آفریدی
کوشیدم و ناز تو کشیدم
با فطرت خویش خو گرفتم
از نفخه(۱) تو به تو رسیدم
نشناخته عمق ذات پاکت
از باغ تو خوشه‌خوشه چیدم
از خویش که بهره‌ای ندیدم
در کوی تو خانه‌ای گزیدم
هر روز ارادتم فزون شد
یک چشمه ز رمز و راز دیدم
شوریدگی‌ام فزون‌تر از پیش
چون قلب تپنده می‌تپیدم
مانند کبوتران عاشق
در گرد حریم تو پریدم
خوبان همه با تو بسته پیمان
دیدم، سخنان‌شان شنیدم
صحبت ز محمد امین شد
در سایه نامش آرمیدم
مستی بکند از این سخن خاک
لولاک، لما خلقت الافلاک(۲)

عبدالمجید فرائی

___________
۱ـ و نفخت فیه من روحی
۲ـ اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم




نام تو می‌درخشد...

اینجا گوشه چشمان آفتاب
و کنار چشمه‌های مهتاب
و نوازش گرم لاله‌های بی‌تاب
و سبزی این خاک بی‌سراب
نام تو می‌درخشد
اینجا در زمزمه سبز باران
و نسیم دل‌انگیز اذان
و رقص سرخ سربداران
و بهار دل‌انگیز جماران
نام تو می‌درخشد
اینجا در سرزمین ایمان
در شکوه ناب شهیدان
و ربنای امام زمان(عج)
نام تو می‌درخشد
اینجا در خروش موج‌های بی‌قرار
در طلوع یا علی(ع) و برق ذوالفقار
در خروش یا حسین(ع) و جمعه‌های انتظار
نام تو می‌درخشد
اینجا در آشوب جهان
در هیاهوی فتنه‌های بی‌امان
و دستان رو به آسمان
نام تو می‌درخشد ایران
نام تو می‌درخشد...
کرمانشاه ـ رسول زارع


حسن ختام

آنچه تماشایی است تویی!
جایی روی تابلونوشته‌های مسجد جمکران خواندم:
«با چشم‌هایی که می‌خواهی با آن جمال حضرت مهدی(عج) را تماشا کنی، گناه مکن!!»
هر بار که می‌روم، می‌خوانم و هر بار هم فراموش می‌کنم.
فراموش می‌کنم برای دیدن تو، دیده‌ای وارسته از دنیا مرا می‌باید.
فراموش می‌کنم برای لمس نگاهت، باید از زمین بُرید.
فراموش می‌کنم...
هزاران قلاب از رنگ و لعاب، نگاه مرا بند زمین کرده و من، همیشه نه، اما بیشتر وقت‌ها فراموش می‌کنم که
«تو چقدر زیبایی!»
چه باید کرد با بی‌سر و سامانی و آشوب قلبی که هم تو را می‌طلبد و هم توان بریدنش از غیر نیست؟
چه باید کرد با دیدگان خیره‌سری که از آسمان جدایم کرده‌اند؟
چه باید کرد با این همه رنگ و لعاب و با این نگاه هر جایی؟!
من بر آنم که رواق دیده‌ام را مهیای میهمانی تو کنم.
باید برایش افساری بسازم از جنس ایمان تا یادم بیاورد که هر چیزی، ارزش دیدن ندارد.
که یادم بماند هر شبتاب حقیری نور دیده‌ام نشود.
که خورشید جمال تو، تنها حقیقتِ نور است.
که آنچه تماشایی است تویی!
***
ندیدمت که بگویم: چقدر زیبایی!
نیامدی که ببینم شبیه دریایی
ببین دوباره غروب است جاده آماده
بنا به گفته مردم غروب می‌آیی
شکوه آمدنت را ببخش بر چشمم
بیا الهه غربت! سوار صحرایی
غزل برای سرودن بهانه می‌خواهد
و تو بهانه الهام این غزل‌هایی...