بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

چارقد مادر بزرگ؟!
لباس‌آلوده به منیت بر هر قامتی پوشانده شود، آن را از نظر می‌اندازد؛ زیرا منیت صندوقی است انباشته از مذموماتی که هر یک به‌تنهایی برای هلاکت انسان کافی است. یکی از این مذمومات، مدح کسی برای ذم دیگری است. کار ناپسندی که دکتر سروش در اوایل سال جاری به بهانه تکریم از «اقبال متصف به شاعری نه متصف به فیلسوفی» انجام داد و تا آنجا پیش رفت که در تمجیدش از اقبال نوشت: «اقبال به گواهی اشعارش، خصوصاً در امر اصلاح و احیای دین، هم ناظر به هویت بود، هم به حقیقت و معرفت، برخلاف سیدجمال‌ اسدآبادی و روح‌الله خمینی که بیشتر به اسلام هویت می‌اندیشیدند و صاحب‌ نظریه‌ای در بازسازی فکر دینی نبودند و نیز برخلاف محمد عبده و فضل الرحمان که بیشتر مجذوب اسلام معرفت بودند و در زدودن خرافات و پالایش دینی و نظریه‌پردازی برای فهمی تازه از آن، به جان می‌کوشیدند. اقبال به حق ذوعینین و ذوجناحین بود و نیک می‌دانست که جستن از انحطاط، تنها با سپاهی‌گری و تسلط بر قوه مجریه حاصل نمی‌شود (پنداری که در انقلاب ایران بود و هست) جهدی تئوریک هم لازم است و هویت باید مبنایی معرفتی داشته باشد وگرنه خاکی می‌شود حاصلخیز برای تحجر طالبانی. به همین دلیل بود که در بازسازی فکر دینی در اسلام نوشت که هیچ تمدنی بر عاطفه محض بنا نشده است.» سروش در پاورقی مطلبش درباره نظرش درخصوص حرکت امام خمینی آورده است: «آیت‌الله خمینی یک انقلاب بی‌تئوری را رهبری کرد که پس از سی‌وسه‌سال کارش به نظامی‌گری و بمب‌آوری رسیده است.» فضائل، دیدگاه‌ها و نوآوری‌های اقبال در جای خود محفوظ و شایسته تکریم و بزرگداشت و استفاده است، اما ایراد به فراز فوق به دو علت است: یکم ـ در متن بحث از اقبال و ویژگی‌های شعری و شناختی‌اش جای گریز به شخصیت‌های دیگری که به غیر از ادعا درباره آنها به انصاف سخن گفته نشده نیست. این کار مانند سنگ زدن به شیشه پنجره دیگران و پا به فرار گذاشتن از ترس پاسخگویی‌ است. دوم ـ اینگونه خارج از اصول بحث کردن، تداعی‌کننده ضعف زشت بزرگ کردن هر چند به‌حق دیگران، برای کوچک کردن کسانی است که بزرگی آنها چنان است که هیچ راهی به کوچک کردن آنها ختم نمی‌شود. این روش آنچنان ناجوانمردانه و مشمئزکننده است که هیچ مرام و اخلاقی با اندکی صداقت و درستی آن را برنمی‌تابد و عوام هم از آن بیزار و گریزانند. اما درباره ادعای سروش که امام خمینی(ره) بیشتر به اسلام هویت می‌اندیشید و صاحب ‌نظریه‌ای در بازسازی فکر دینی نبود و انقلاب بدون تئوری را رهبری کرد، فعلاً ـ تا زمانی که وعده سروش درباره پرداخت مفصل به این ادعا انجام شود ـ به‌اختصار باید گفت اگر منظور سروش از «اسلام هویت» ظواهر اسلام است که احتمالاً اینگونه است، باید گفت اگر چنین باشد چه اشکالی دارد؟ مگر غیر از این است که مباحث فکری و اندیشه‌ای هر مکتبی در نهایت باید در ظواهر تجلی کند تا عینیت یابد و منشأ اثر شود؟ از قضا درست هم همین است. بدون دفاع در برابر دشمن قتال و متجاوز مفهوم واژه مقدس «جهاد» هیچ‌گاه معنا نمی‌شود و صرف وجود مفهوم «جهاد»، دشمن از حمله باز نمی‌ماند و امنیت بر سرزمین، مال و جان مسلمانان حاکم نمی‌شود. بدون نماز خواندن و تنها با غوطه‌ور شدن در مفهوم «نماز»، واجب و فریضه نماز ادا نمی‌شود و...
چارقد مادر بزرگ؟!
ادامه از صفحه اول
هویت اندیشه عملی شده است و سر ماندگاری اسلام نیز همین است و سر نابودی هویت‌های فاقد اندیشه نیز همین است؛ زیرا برای ماندن پشتوانه ندارند و نقاشی‌هایی هستند که در رهگذر زمان فنا می‌شوند. انقلاب با اینکه علل و ادله دارد، اما ریاضیات نیست که برای رسیدن به عدد ده باید همیشه دو پنج و یا یک شش و چهار و... وجود ذهنی داشته باشد. انقلاب به معنای تحول بنیادی است که می‌تواند بدون تئوری هم باشد و اصرار بر وجود تئوری، اشتباه مارکسیست‌ها را در پی دارد که با طرح بحث مرحله‌بندی انقلاب‌ها همه‌چیز را از دست دادند. با این وجود، تئوری ولایت فقیه امام خمینی(ره) به تشریح و تفصیل، بار همه انقلاب، از جمله تئوری آن را برای ایجاد و تثبیت و تداوم انقلاب بر دوش کشید و علت همه دشمنی‌ها با آن هم، همین مسئله است. بنابراین منتقدان و مخالفان نباید تلاش کنند با چارقد مادربزرگ، روی خورشید تابان را بپوشانند. پاسخ تفصیلی بماند تا زمانی که دکتر سروش ادعایش را تشریح کند.‌‌‌‌
رضا گرمابدری


در ديدار تعدادی از وبلاگ‌نويسان با خانواده يكي از شهداي فتنه مطرح شد
عزاداري امام حسين(ع) را فراموش نکنید

در سالروز شهادت امام رضا(ع) طبق قرار قبلي با تعدادي از وبلاگ‌نويسان به منزل يكي از شهداي فتنه 88 يعني «اميرحسام ذوالعلي» واقع در وحيديه نظام آباد تهران، مي‌رویم. در ابتدا پدر بزرگوار اين شهيد كه خود از رزمندگان و جانبازان هشت سال جنگ تحميلي است، خاطره‌اي از دوران دفاع مقدس را بازگو مي‌كند تا اين نكته را متوجه ذهن‌ها كند كه خانواده ذوالعلي در دفاع از انقلاب و ارزش‌هاي آن همچنان ايستادگي مي‌كنند. با اين مقدمه به بخشهايي از مطالب عنوان شده در اين ديدار صميمي مي‌پردازم.
*در پيروي از ولايت
با كسي تعارف نداشت
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ «عباس ذوالعلي» پدر شهيد، درباره نحوه شهادت فرزندش از سوی فتنه‌گران كه در 10دي 88 روي داد، می‌گوید: «امير حسام» دانشجوي رشته الهيات دانشگاه آزاد بود كه در روز شهادتش از محل كارش تماس مي‌گيرند تا براي مأموريتي به آنجا مراجعه كند، به همين دلیل از دانشگاه راه می‌افتد و در حالي كه سوار بر موتورسيكلتش بوده در بزرگراه شهيد شيخ فضل‌الله نوری از سوی فتنه‌گران مورد حمله قرار مي‌گيرد و طبق نظريه پزشكي قانوني به دليل شكستن دنده‌هاي سينه، پارگي طحال و پر شدن ريه‌ها از خون، به شهادت مي‌رسد.
حاج‌عباس براي اينكه جلوي بچه‌ها اشكي نريزد، خاطرات خود را با مکث‌های مکرر نقل می‌کرد، اما صداي لرزان و بغض گره خورده در گلویش گوياي همه چيز بود.
وی ادامه مي‌دهد: در بيمارستان دكترها مي‌گفتند اميرحسام سه بار به كما رفت و به هوش آمد و هر بار هم كه به هوش مي‌آمد ذكر لبش يازهرا(س) و ياحسين(ع) بود، به نحوي كه بار آخر وقتي به هوش آمد چنان اين اذكار را مي‌گفت كه انگار در اين ساختمان اتفاقي افتاده است.
*برايش آيه‌الكرسي خواندم
مادر اميرحسام هم كه تا اين لحظه تقريباًً سكوت كرده بود و هر از گاهي در زير چادر مشكي خود آرام آرام مي‌گريست، بنا به درخواست بچه‌ها چند كلمه‌اي همراه با بغض از روز آخر ديدار فرزند و مادر، مي‌گويد: صبح موقعي كه داشت ميرفت ناخودآگاه از پشت پنجره براي آخرين بار نگاهش كردم و برايش آيه‌الكرسي خواندم، البته پیش از رفتن هم مثل دفعات قبل به من سفارش كرد عزاداري امام حسين(ع) كه از سوم تا هفتم امام(ع) در هيئت محل برگزار مي‌شود را فراموش نكنم.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

سکولارهای فتنه‌گر در توهم انقلابی دیگر
در روزهای اخیر کتابی روانه بازار شده که نویسنده آن از متهمان و محکومان فتنه ۸۸ است. نویسنده این کتاب از عناصر اصلی حلقه کیان بوده و عضویت در حزب منحله مشارکت را در سابقه خود دارد. این فعال فتنه از شرکت‌کنندگان در اجلاس برلین بود و در انتشار چندین روزنامه زنجیره‌ای دوران اصلاحات مانند جامعه، توس، عصر آزادگان، نشاط و نوسازی نقش محوری داشت. نویسنده در کتابش با عنوان «جامعه‌شناسی» مجموعه‌ای از مطالب را بیان می‌دارد که هر بخش آن نیاز به نقد و بررسی عالمانه و منصفانه دارد. نقد این کتاب آن هم در فضایی که ملت ایران فتنه ۸۸ را تجربه کرده می‌تواند به شفاف‌سازی هرچه بهتر پشت صحنه‌های کودتا و استبداد رضاخانی، کودتای ۲۸ مرداد و حرکت‌های براندازانه نرم در جمهوری اسلامی کمک کند. نویسنده معتقد است در ایران چهار انقلاب وجود داشته و دارد؛ انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی، اصلاحات وانقلابی که باید منتظر بود و آن را شکل داد.
در بخشی از این کتاب آمده است: «انقلاب مشروطه به ظهور دیکتاتوری رضاشاه منجر شد، نهضت ملی نفت ایران به کودتای ۲۸ مرداد و سلطه همه‌جانبه ساواک منتهی شد، انقلاب عظیم اسلامی به قدرت گرفتن طرفداران تئوکراسی (حکومت دینی) راه داد و جنبش اصلاحی و مدنی دوم خرداد با ممانعت دولت پنهان و تحریم و تخلفات آشکار انتخاباتی روبه‌رو شد. اعتراضات جمعی پس از انتخابات خرداد ۸۸ با برخورد شدید مأموران حکومتی مواجهه شد...» انقلاب چهارم مورد نظر نویسنده، در واقع به بار نشستن اصلاحات به سبک اصلاحات آمریکایی در ایران است؛ اصلاحاتی که به زعم ایشان، طرفداران تئوکراسی (حکومت دینی) را از ساختار قدرت خارج و طرفداران سکولاریسم با شعار دموکراسی را به قدرت رساند. نویسنده با یک ترفند به ظاهر علمی و جامعه‌شناسی، برای تخریب چهره طرفداران حکومت دینی، پیامدهای انقلاب مشروطه، نهضت ملی نفت ایران و انقلاب اسلامی را مشابه یکدیگر و در نقطه مقابل اهداف اولیه این حرکت‌ها ارزیابی می‌کند. از نظر او و دیگر نظریه‌پردازان اصلاحات، جنبش اصلاحی و مدنی دوم خرداد، تلاش داشت تا ایران را در مسیر اصلی دموکراسی و آزادی قرار دهد، لکن این جنبش و اصلاحات با موانعی مواجه شد و در نهایت، اعتراضات جمعی پس از انتخابات ۸۸ نیز سرکوب شد! نویسنده در این کتاب تلاش می‌کند تا شیوه‌ها و روش‌های به ثمر نشاندن اصلاحات در ایران را به زعم خود تبیین و تبلیغ کند. بر همین اساس، در بخش‌هایی از این کتاب، بر ضرورت وحدت و انسجام تمامی نیروهای مخالف، اپوزیسیون و ناراضی‌ها تأکید و بر انجام اقداماتی چون شورش، برگزاری رفراندوم و حتی پدید آوردن یک انقلاب دیگر تأکید می‌شود. در نقد این مطالب گفتنی‌های فراوانی وجود دارد و از آن جمله است:
۱ـ نهضت و یا انقلاب مشروطه را کدام یک از جریان‌های فکری سیاسی ایران به انحراف و شکست کشاندند و نقش قدرت‌های خارجی و به‌ویژه نقش انگلیسی‌ها در این پروژه چگونه است؟ سهم و نقش روشنفکران غربگرا با تفکر سکولاریستی، در کودتای رضاخانی و ظهور دیکتاتوری در ایران پس از مشروطه چه میزان است؟ نقش این سکولارهای طرفدار دموکراسی و آزادی در به بالای دار رفتن شهید مشروطه یعنی شیخ‌فضل‌الله نوری چیست؟ در طول دوره دیکتاتوری رضاخانی، نقش سکولارهای غربگرا در مبارزه با دین، آداب و رسوم و سنت‌های ملی ایرانیان چیست؟ آیا جریان سکولار و روشنفکری بیمار غربگرا در آن سال‌های استبداد و دیکتاتوری، در کنار روحانیت اصیل، حوزه‌های علمیه و توده‌های مردم بودند و یا به تحکیم‌بخشی استبداد رضاخانی و نهادینه‌سازی نفوذ استعمار انگلیس در ایران اشتغال داشتند؟! ادامه در صفحه۲
سکولارهای فتنه‌گر در توهم انقلابی دیگر
ادامه از صفحه‌اول
آقا جلایی‌پور نویسنده کتاب مذکور اگر می‌خواهند به درستی و منطبق با واقعیات، جواب این سوالات را به دست آورند، اقدامات زیر را در قالب یک پژوهش انجام داده و نتیجه آن را در قالب کتابی دیگر برای استفاده عموم منتشر کنند.
الف ـ مطالعه و بررسی نشریات و روزنامه‌های دوران نوسازی و اصلاحات رضاخانی در ایران مانند: روزنامه‌های تجدد، ترقی، تکامل، ترقی ایران، تمدن، عصر آزادی، عصر انقلاب، عصر تمدن، عصر نو، عصر نهضت، عهد آزادی، عصر دموکراسی، عهد ترقی، عهد جدید، عهد تجدد و...
ب ـ بررسی افکار و اندیشه‌های دست‌اندرکاران این نشریات و ارتباط این افراد از یک طرف با حکومت دیکتاتوری رضاخانی و از طرف دیگر با دولت استعمارگر انگلیس.
۲ـ اگر کودتای ۲۸ مرداد در ایران به بار نشست، نقش روشنفکران غربگرا و سکولار در تضعیف نقش و جایگاه آیت‌الله کاشانی به عنوان رهبر روحانی نهضت ملی شدن صنعت نفت چگونه است؟ رابطه این جریان در طول حکومت ۳۷ ساله استبدادی و وابسته به آمریکای محمدرضا پهلوی، با استبداد داخلی و استعمار خارجی چگونه است؟
۳ـ در انقلاب اسلامی به عنوان مردمی‌ترین انقلاب معاصر، خواسته مردم چه بوده است. فراگیرترین شعارهای انقلاب که همه مردم بر روی آن اتفاق نظر داشتند، کدامند؟ رهبری انقلاب اسلامی، دارای چه آرمان‌ها و اهدافی در این انقلاب بود؟ نسبت آرمان‌های ملت ایران در انقلاب اسلامی با آرمان‌ها و اهداف حضرت امام خمینی(ره) در این انقلاب چگونه است؟ ایدئولوژی این انقلاب چیست؟ رأی ۲/۹۸ درصدی مردم در همه‌پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به جمهوری اسلامی به چه معنا است؟
شهدای انقلاب اسلامی در مرحله مبارزات و پیروزی انقلاب، در دوران دفاع مقدس و در دیگر صحنه‌های دفاع از انقلاب، دارای چه آرمانی بودند؟ آیا با دادن پاسخ صحیح به این پرسش‌ها می‌توان گفت انقلاب اسلامی با به قدرت رسیدن طرفداران تئوکراسی(حکومت دینی) از مسیر اصلی خود خارج شده و اکنون جنبش اصلاحی و مدنی دوم خرداد درصدد است تا با انجام اصلاحات و یا انقلاب چهارم، دموکراسی را در ایران به عنوان یک گمشده و آرزوی تاریخی برقرار سازد؟! آیا ده‌ها هزار شهید انقلاب اسلامی، برای دموکراسی، سکولاریسم و آزادی جان خود را تقدیم کردند و یا اینکه آنان برای احیای اسلام، حفظ جمهوری اسلامی و پیشرفت انقلاب اسلامی ایثار جان کردند؟ برای رسیدن به پاسخ این قبیل پرسش‌ها خواندن وصیت‌نامه‌های شهدا کفایت می‌کند. آقای حمیدرضا جلایی‌پور که اکنون سنگ دموکراسی و سکولاریسم را به سینه می‌زند، حداقل وصیت‌نامه‌های سه برادر شهیدش (شهیدان محمدرضا، علیرضا و حسین جلایی‌پور)‌را بخواند و تأمل کند که برادرانش برای چه چیزی شهید شدند. آری این وصیت‌نامه‌ها را بخواند و بیندیشد که در سال‌های تحصیل در لندن، انگلیسی‌ها چه بر سرش آورده‌اند که امروز این‌گونه شده است؟!
۴ـ و اما در مورد اصلاحات دوم خردادی‌ها و اصلاح‌طلبان این دوران، گفتنی‌های فراوانی وجود دارد که فقط به اختصار و در قالب چند سوال مطرح می‌شود، شاید در مجالی دیگر شرح و بسط داده شود.
الف ـ رابطه فکری سیاسی جریان اصلاحات، با آن جریانی که در برابر شهید مشروطه ایستاد و در نهایت، زمینه‌های کودتای رضاخانی را فراهم ساخت و در دوران رضاخان، شعارهای نوگرایی، تجدیدنظرطلبی و... به تحکیم پایه‌های دیکتاتوری رضاخان کمک کرد، چه نوع رابطه‌ای است؟
ب ـ رابطه فکری، سیاسی جریان اصلاحات که نویسنده کتاب مذکور به آن وابستگی دارد، با جریانی که در دوران رضاخان، این دیکتاتور وابسته به انگلیس را در مبارزه علیه دین و آداب و رسوم و سنت‌های ملی ایرانیان پشتیبانی فکری می‌نمود، چگونه است؟
ج ـ اگر در شکست و ناکامی نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت، پای بیگانه و اجنبی در کار است و خارجی‌ها با کمک مزدوران داخلی، این دو حرکت را با شکست مواجه ساختند، در دوره دوم خرداد و به زعم نویسنده کتاب، دوره جنبش اصلاحی و مدنی، این اجانب و بیگانگان شامل، آمریکا و دولت‌های اروپایی و به‌ویژه انگلیس، پشت سر کدام یک از دو طرف منازعه قرار داشتند؟ بیگانگان که همواره در مقابل منافع ملت قرار داشته‌اند، در نزاع میان حکومت دینی و سکولارهای اصلاح‌طلب، از جمهوری اسلامی حمایت کردند و یا تمام قد پشت سر اصلاح‌طلبان بودند؟!
آقای جلایی‌پور برای رسیدن به پاسخ پرسش مذکور، نیاز به مطالعه و بررسی تاریخی ندارند، زیرا خودشان عضو گروه اصلاح‌طلب شرکت‌کننده در اجلاس برلین به میزبانی حزب صهیونیستی سبزهای آلمان بودند.
د ـ در فتنه ۸۸ که نویسنده معتقد است اعتراضات جمعی با سرکوب مواجه شد، باید به این پرسش پاسخ داد که چه کسانی با دروغ تقلب، در پی فریب افکار عمومی بودند؟ حماسه ۹ دی با حضور ده‌ها میلیونی مردم به همراه شعارهای شفاف در حمایت از نظام دینی، ولایت فقیه و ابراز تنفر و انزجار از نظام سلطه و فتنه‌گران داخلی، از نظر جامعه‌شناسی چگونه تحلیل می‌شود؟
در پایان باید گفت؛ انتظار انقلاب چهارم، توهمی بیش نیست و خوابی است که هرگز تعبیر نمی‌شود. پرچم انقلاب اسلامی در دستان پرتوان ولایت فقیه است و او با پشتیبانی مردم ایران، ان‌شاءالله روزی این پرچم را به دست صاحب اصلی‌اش آقا امام زمان(عج) خواهد داد. حضور هوشمندانه مردم در صحنه بهره‌گیری از تجارب گذشته اجازه نخواهد داد، انقلاب اسلامی با همراه شدن سکولارهای داخلی و اجانب، به سرنوشت انقلاب مشروطه و نهضت ملی نفت دچار شود.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

عمق مردمی حماسه ۹ دی
رسول سنایی راد

بزرگداشت حماسه ۹ دی امسال هم برخلاف برخی کم‌مهری‌ها و بعضاً بی‌مهری‌های برخی مدیران دولتی باشکوه برگزار شد و از تریبون‌های مختلفی مورد تجلیل قرار گرفت. این در حالی بود که جریانی خزنده به‌دنبال تبرئه سران داخلی فتنه و حتی عادی‌سازی شرایط بازگشت به قدرت فتنه‌گران برآمده بود که به فراموشی سپردن اصل فتنه از جمله لوازم آن به حساب می‌آید. از این‌رو در ادبیات این جریان «سوءتفاهم» و «وقایع بعد از انتخابات سال ۸۸» به‌تدریج جای خود را به «فتنه ۸۸» داده است. البته این جریان که سعی دارد با لاپوشانی ظلم بزرگ فتنه‌گران بر نظام و شورش علیه رأی مردم در فتنه ۸۸ انتخابات سال ۹۲ را برای خود مصادره و آن را سرپلی برای فتح سنگر به سنگر قرار دهد، ناخودآگاه در مواردی ماهیت نفوذی و فرصت‌طلبانه خود را که بی‌اعتنایی به ماهیت اصلی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است، لو می‌دهد. نمونه آن بر زبان آمدن ایده انحلال مجلس از سوی دولت توسط مغز متفکر اصلاحات، آقای سعید حجاریان است که روزگاری در کنار اکبر گنجی به عنوان علمدار اصلاحات، اصلاح‌طلبان را جلوداری می‌کرد و در فتنه ۸۸ نیز نقش محوری بر عهده داشت. یعنی در حالی که آقای حجاریان برای انتساب تقلب متهم ساختن نظام به نفع فتنه در اتاق‌های فکر و عملیات روانی حضور داشت، اکبر گنجی نیز که پیش از این سکولاریزم را از سروش به عاریت گرفته بود با خواننده کوچه‌بازاری زمان شاه، شال سبز فتنه را در خارج از کشور به‌نفع فتنه‌گران به نمایش می‌گذاشت و عکس یادگاری می‌انداخت که البته تجلی خط سکولاری اصلاحاتی بود که با تسامح از سروش تا گوگوش را در سبد اصلاح‌طلبی خویش جای می‌دادند. لیکن همین تفکر نه‌تنها در فتنه، رأی مردم را نادیده انگاشت، بلکه امروز هم اصل تفکیک قوا و نقش مجلس به‌‌عنوان عصاره فضایل مردم را نادیده می‌گیرد و ماهیت فاشیستی‌اش را رو می‌کند.
با این حال مردم بصیر و خالق این حماسه بزرگ در ۹ دی امسال نیز فریاد بلند برائت از فتنه‌گران را سر دادند که آب پاکی را بر دست این فرصت‌طلبان ریخت و می‌تواند دستاوردهای ذیل را رقم زند:
۱ـ مصونیت‌بخشی و بازدارندگی از شکل‌گیری فتنه مشابه.
۲ـ نهادینه‌سازی این پدیده در حافظه تاریخی و جلوگیری از قبح‌زدایی از فتنه و زمینه‌سازی برای بازگشت بدون هزینه فتنه‌گران.
۳ـ نمایش عمق مردمی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و روحیه عاشورایی مردم در دفاع از انقلاب و نظام.
بنابراین اگر چنانچه نجابت نظام و خویشتنداری مدافعان نظام برای تحقق راهبرد جذب حداکثری ـ دفع حداقلی نوعی مدارا در برخورد با سران فتنه را رقم زده، نباید طلبکاری برای فتنه‌گران و توهم چانه‌زنی برای تبرئه سران فتنه را به‌دنبال داشته باشد. بدیهی است دایره رأفت و عطوفت اسلامی وسیع و کارگشا است، اما به‌کارگیری آن با خطاها و اقدامات جبرانی خطاکاران هم باید تناسب داشته باشد. راستی سران فتنه که به ظلم بزرگ علیه نظام دست زده و مقدمات ضربه زدن به آبرو و حیثیت نظام را فراهم ساختند، تاکنون کدام اقدام جبرانی را انجام داده‌اند؟ چرا آنچه در خلوت و جمع‌های خصوصی مبنی بر سلامت انتخابات و بی‌پایه بودن توهم تقلب، بر زبان می‌آورند را تبدیل به یک بیانیه رسمی نمی‌کنند؟ گویا کسانی که برای فراخوان ۳۰ خرداد ۸۸ بیانیه صادر کرده و به‌دنبال شبیه‌سازی با ۳۰ خرداد ۶۰ برآمده بودند، همان لجاجت سران نفاق را هم به ارث برده و قصد دارند خط لجاجت را تا گردنه مرصاد ادامه دهند. اما به یاد داشته باشند که آن لجاجت مشابه می‌تواند سرنوشت مشابه نیز داشته باشد و آن هم طرد و انزوای دائمی است که نصیب سران نفاق شده است.


يادداشت
مهدي سعیدي

ملاحظاتي پيرامون نشست هم‌انديشي احزاب
نخستين نشست هم‌انديشي احزاب در وزارت کشور‌ به دعوت اين وزارتخانه و با حضور نمايندگان 50 حزب در اين هفته برگزار خواهد شد. اين اولين اقدامي است که دولت يازدهم در حوزه مسائل احزاب و گروه‌هاي سياسي انجام داده و به گفته مدير کل سياسي وزير کشور در آن، دیدگاه‌ها و مسائل و مشکلات احزاب بررسي خواهد شد. وي همچنين اظهار داشته که در دعوت صورت گرفته سهم احزاب اصلاح‌طلب و اصولگرا به صورت نصف به نصف در نظر گرفته، شده است، ضمن آنکه هيچ کدام از احزاب دعوت‌شده، فاقد مجوز نيستند و تنها احزاب داراي پروانه و جواز قانوني به اين مراسم دعوت شده‌اند.
اين اقدام هرچند مي‌تواند در سامان‌دهي به فعاليت احزاب و گروه‌هاي سياسي کشور مفيد باشد و در همياري و تعامل احزاب مختلف با دولت يازدهم به کار آيد، اما داراي ملاحظاتي است که جا دارد به آن توجه گردد:
۱ـ تلاش براي همگرايي و نزديک کردن احزاب و گروه‌هاي سياسي به يکديگر، اقدام مبارکي است که بعد از مناقشات و اختلاف‌افکني‌هاي سال‌هاي اخير به يکي از ضرورت‌هاي اساسي فضاي سياسي کشور بدل گرديده است. اهميت اين همگرايي آنگاه بيشتر جلوه خواهد کرد که فراموش نکرده باشيم که امروز نظام جمهوري اسلامي در مرحله حساسي در عرصه بين‌المللي قرار دارد و ايستادگي در برابر زياده‌خواهي‌هاي دشمنان و دفاع از حقوق ملت، نيازمند يکپارچگي و همدلي اقشار مختلف جامعه و همه احزاب و گروه‌هاي سياسي است. به واقع اين همگرايي، شرط اساسي و متضمن موفقيت دستگاه ديپلماسي خواهد بود.
2ـ چنين نشست‌هايي مي‌تواند موجب رفع برخي کدورت‌ها و سوء‌تفاهم‌ها گردد و زمينه را براي گفت‌وگوهاي انتقادي و اصلاحي فراهم آورد. به هر حال به‌نظر مي‌رسد که اين عدم تعامل و گفت‌وگو نه‌تنها موجب واگرايي فعالان سياسي کشور خواهد شد، بلکه بر پر تنش شدن رقابت‌هاي سياسي بالاخص در مقاطع حساسي چون انتخابات خواهد افزود. اما از آن سو، تعاملات چندجانبه، فرصتي است تا با تأکيد ورزيدن بر قانون و منافع ملي، راهکارهايي براي تعريف حدود و ثغور و مرزهاي فعاليت‌ها و رقابت‌هاي سياسي فراهم آيد و از تکرار تجربیات تلخ گذشته جلوگیری شود.
3ـ ملاحظه اساسی آنکه در ميان احزاب و گروه‌‌هاي سياسي مدعو، تشکل‌هايي وجود دارند که در سال‌هاي اخير به‌ویژه در ماجراي فتنه 88، عملکرد بسيار منفي داشته‌اند که همين امر موجب انفعال و زوال تدريجي آنان گرديده است. ضمن آنکه در آن حوادث، برخي از اعضاي شوراي مرکزي آنان نيز مجرم شناخته شده و به زندان محکوم شده‌اند. اين احزاب بدون آنکه پاسخگوي رفتار و عملکرد غيرقانوني خود باشند، روي کار آمدن دولت يازدهم را فرصتي براي فعالیت مجدد خود يافته‌اند و متأسفانه شاهد آن هستيم که برخي از اين احزاب به اين نشست دعوت شده‌اند!
در صدر اين احزاب و گروه‌‌هاي فعال سياسي، مجمع روحانيون مبارز قرار دارد که با وجود برخی سوابق مثبت گذشته خود، در فتنه 88 به بدترين نحو عمل کرده و يکي از آتش‌بياران اصلي فتنه 88 به حساب می‌آید. اين مجمع در روز 23/3/88 بلافاصله با حمايت از ادعاهاي موسوي اعلام داشت: «مهندس موسوي عزيز را تنها نخواهيم گذاشت»! و در ادامه نيز با تمام توان از حمايت سران فتنه دريغ نورزيد! اوج خطاي نابخشودني آنان، آنجايي بود که اين مجمع خود را در برابر سخن «فصل‌الخطاب نظام اسلامي» قرار داد و به صحنه آرای آشوب روز 30 خرداد 88 بدل گرديد! اين مرحله از سناريوي فتنه‌گران آنگاه شکل گرفت که خبرگزاري‌ها در روز دوشنبه(25/3/88) اعلام کردند که نمازجمعه اين هفته تهران(29/3/88) به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي برگزار خواهد شد. اين خبر براي همه دلسوزان نظام اسلامي حتي آن بخش از اقشار جامعه که در اين فضا دچار ابهام بودند، خبر مسرت‌بخشي بود که مي‌توانست پاياني بر همه اختلافات باشد. اما در حالي که همگان انتظار داشتند تا گروه‌ها و جريان‌هاي مختلف همسوي با ملت به استقبال رهنمودهاي حکيمانه رهبر معظم انقلاب بروند و تا برگزاري نمازجمعه و شنيدن سخنان ايشان از هرگونه اقدام نسنجيده دوري کنند و فضاي کشور را آرام سازند؛ مجمع روحانيون مبارز در اقدامي مشکوک و پرابهام، در روز چهار‌شنبه (27/3/88) براي روز شنبه (30/3/88) ـ فرداي برگزاري نمازجمعه ـ درخواست تجمع و راهپيمايي کرد! روز پنج‌شنبه مجمع روحانيون بار ديگر ضمن تأکيد بر درخواست پيشين و حتي گسترش سطح آن، براي برگزاري راهپيمايي و تجمع در شهرها و ميدان‌های سراسر کشور درخواست مجوز کرد.
اين کار که اقدامي فتنه‌انگيزانه و به قصد تحت‌الشعاع قرار دادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در نمازجمعه تهران بود، در کارنامه مجمع مدعي خط امام، به‌عنوان يک "خيانت بزرگ" ثبت گرديد. صريح‌ترين پيام خائنانه اين رفتار مجمع، آن بود که سخنان رهبري هرچه باشد، سناريوي کودتاي مخملين و راه‌اندازي اردوکشي‌هاي خياباني تا پذيرش خواسته‌هاي فتنه‌گران ادامه خواهد داشت و معظم‌له حق ندارند در اين زمينه اظهار نظر کنند!؟
لذا مجمع روحانيون را بايد عامل جنايات شکل گرفته در 30 خرداد 88 (کشته شدن تنی چند از مردم، تخریب اموال عمومی، حمله به مسجد لولاگر و...) دانست که به‌عنوان لکه سیاهی در تاریخ عملکرد آنان ثبت گردیده است. در نتيجه به‌نظر مي‌رسد دعوت از اين مجمع بدون آنکه پاسخگوي رفتارهای ساختارشکنانه خود باشد، اقدام پسنديده‌اي نیست! و مانع بزرگي است که از تحقق اهداف مورد نظر دولت اعتدال جلوگيري خواهد کرد.


نكته و نظر

درس بزرگ آخوند خراسانی
نکته: درباره احوالات و سجایای اخلاقی مرجع بزرگ عام« آخوند خراسانی» نوشته‌اند که یکی از وعاظ مذهبی کربلا که از مخالفان مشروطه بود، همه جا علیه آخوند ـ که موافق مشروطه بود ـ صحبت می‌کرد. روزی به علت بدهی تصمیم گرفت خانه‌اش را بفروشد. مشتری، خرید خانه را مشروط به امضا و اجازه آخوند قرار داد. اگرچه روی دیدن آخوند خراسانی را نداشت، اما شرمنده و به‌ناچار نزد آخوند رفت و از او خواست تا به این معامله راضی شود. آخوند چند کیسه لیره به او داد و گفت: شما جزو علمایید. من راضی نیستم که در گرفتاری باشید. با این پول، بدهی خود را بدهید و خانه را نفروشید. هرگاه به مشکلی برخوردید به نزد من بیایید. مرد واعظ از رفتار آخوند متنبه گشت و از آن پس مرید آخوند گردید.
نظر: حال در نظر بگیرید که یک برادر دینی ما در موضوعی، نظری خلاف ما داشته باشد و علیه ما نیز سخن بگوید. اگر در همین اثنا مشکلی برای او پیش بیاید که به دست ما حل می‌شود، آیا حاضریم پا روی هوای نفس خود بگذاریم و مشکل آن برادر دینی‌مان را حل کنیم؟ اینجاست که مرز ایمان و بی‌ایمانی و دین و بی‌دینی مشخص می‌شود و حتی جوانمردی انسان نیز نمایان می‌شود. این برخورد جوانمردانه آخوند خراسانی با واعظ مخالفش، درسی برای مریدانش بود که انسان باایمان نباید به هیچ بهانه‌ای ،کمک به برادر مسلمانش را ترک کند.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

فرمانده سپاه قدس:
بعدها مشخص می‌شود که همان که رهبری فرمودند، درست است

سرلشکر قاسم سلیمانی در سوگواره سنگ صبور که به مناسبت اربعین مادر سرداران شهید ایرلو در مسجد جامع قرچک برگزار شد، بر نقش پیروزی ایدئولوژی بر تکنولوژی تأکید کرد و گفت: امروز در دنیا به دو عامل به‌عنوان قدرت، تأکید دارند که در کل نیز به‌عنوان منشأ قدرت مطرح هستند، اما آن قدرت‌ها ناپایدار هستند.
امروز جهانیان به دو عامل قدرت نظامی و اقتصادی به‌عنوان ابزار پیش‌برنده تکیه می‌کنند، اما بحث قابل توجه در ارتباط با آنها، بحث پایداری و ناپایداری آنها است. فرمانده سپاه قدس در تشریح این مقیاس عنوان کرد: عامل دیگری در ارتباط با پیروزی وجود دارد که در همه تاریخ شاهد جدال آن با قدرت‌های مادی بوده‌ایم و آن عامل ایدئولوژی، مکتب و دین است. وی گفت: در برهه‌های مختلف هنگامی که رهبر معظم انقلاب بر موضوعی تأکید و یا در مورد موضوعی مخالفت می‌کنند، بعضاً برای برخی از افراد سوال به وجود می‌آید، اما بعدها مشخص می‌شود که همان که رهبر معظم انقلاب فرمودند، درست است. فرمانده سپاه قدس تأکید کرد:‌ این قدرت بالای تشخیص مربوط به تقوا و ایمانی است که در اثر لطف الهی به وجود می‌آید و این قدرت در علم، کتاب و... وجود ندارد.
سلیمانی عامل مهم پیروزی را ایدئولوژی مبتنی بر وحی الهی و دین دانست و گفت: جنگ ۳۳ روزه لبنان، نبرد حقیقی ایدئولوژی و تکنولوژی بود. فرمانده سپاه قدس تأکید کرد: رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه از قوی‌ترین و کامل‌ترین تکنولوژی‌های امروز جهان برای جنگ با لبنان بهره گرفته بود و در حالی که صهیونیست‌ها در این جنگ در اوج غرور تکنولوژی بودند، اما دیدیم که در برابر ایدئولوژی حزب‌الله شکست خوردند. سلیمانی با اشاره به مساحت جغرافیایی کشور لبنان، گفت: مساحت کل کشور لبنان ۱۰ هزار و ۵۰۰ کیلومتر است که اگر حزب‌الله لبنان یک‌سوم کشور لبنان باشد، مساحتی حدود ۳۰۰ کیلومتر است، درحالی که فقط عملیات‌های بیت‌المقدس ایران اسلامی در دوران دفاع مقدس در محدوده عملیاتی ۵۰۰ کیلومتر رخ داد، اما رژیم صهیونیستی در این جنگ که وسعت آن کمتر از یک عملیات ایران در مقابله با جنگ تحمیلی عراق بود، با تمام تکنولوژی خود در برابر یک ایدئولوژی این سازمان محدود شکست خورد.




روایت مصلحی از کشف جزوه حزب توده برای براندازی 88

وزیر سابق اطلاعات گفت: در سال 88 طی بازرسی از یک مرکز هدایت جریان فتنه که یکی از آقازاده‌ها در آن نقش داشت، جزوه‌ای کشف شد که تمامی جزئیات فعالیت فتنه پیش و پس از انتخابات را تشریح کرده بود.
حجت‌الاسلام حیدر مصلحی در مهدیه بزرگ اصفهان اظهار داشت: در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری مقوله‌ای به نام فتنه شکل گرفت. فتنه دقیقاً حرکت دوباره بین‌المللی پس از جنگ هشت‌ساله برای مقابله با نظام اسلامی بود. وی تصریح کرد: امروز برخی‌ها با کمال وقاحت و بی‌شرمی می‌گویند فتنه دعوای انتخاباتی بود، ولی ما اسنادی داریم که بر این نکته تأکید می‌کنند که فتنه یک جریان براندازی بین‌المللی بود و دقیقاً طراحی آن از حدود یک سال پیش از شروع انتخابات انجام شده و تمام برنامه‌ها بر اساس ادامه روند‌های پس از آن نیز تدوین شده بود. وی در ادامه گفت: من وقتی مسئولیت وزارت اطلاعات را پذیرفتم بیش از یک ماه از جریان روز فتنه می‌گذشت و دفاتر ستاد‌های انتخاباتی فتنه‌گران همچنان باز بود و بر اساس اینکه یکی از شرایط حاکمیت امامت، شرح صدر است، حاکمیت برای مقابله با این افراد فرصت لازم را برای اصلاح روند به آنان داد. مصلحی گفت: کسی که در جایگاه حاکمیت قرار دارد، در درجه اول باید خودش را از دنیا مستغنی کند و از غرور خود بکاهد و توجه به قیامت داشته باشد البته در دوران اصلاحات شرح صدر را برای ما اینگونه تفسیر کردند که هر کسی هر کاری دلش خواست انجام دهد به‌گونه‌ای که حتی دستگاه‌های جاسوسی و اطلاعاتی دنیا در آن مدت در ایران جولان می‌دادند. مصلحی در ادامه با تشریح بخشی از بقایای جریان فتنه 88 اظهار کرد: در یکی از همین ستاد‌ها که یکی از سران فتنه به همراه یکی از آقازاده‌ها در آن بودند یک جزوه‌ای پیدا شد که در آن جزوه دقیقاً مشخص بود که طراحی‌ها برای وقوع آن اتفاقات از یک سال قبل پیش‌بینی شده بود. حتی در آن برنامه‌هایی که برای سفر به استان‌ها ترتیب داده شده بود تدوین شده بود و اینکه در روز انتخابات باید چه بکنند. دقیقاً در همان جزوه مصاحبه یکی از فتنه‌گران که «من پیروز انتخابات بودم» نیز آورده شده بود و به‌نوعی حرکت‌های کف خیابانی نیز در آن نوشته شده بود.




جلایی‌پور به‌دنبال انقلاب آرام

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و پیگیری سیاست تساهل و تسامح در حوزه فرهنگ، بعضی از اصحاب فتنه احساس کردند حاشیه امنی برای آنها به وجود آمده است و می‌توانند از فرصت موجود استفاده کنند و برای اولین بار پس از فتنه88 از لاک دفاعی خود خارج شوند.
یکی از نویسندگان فتنه در کتابی که به‌تازگی با موهبت وزارت ارشاد اجازه نشر گرفته است، به جامعه متدین کشورمان با عنوان «لات مذهبی»! اهانت کرده و جوسازی‌های رسانه‌های غربی را در قالب تئوریک برای فروپاشی اجتماعی ارائه داده است. حمیدرضا جلایی‌‌پور در کتابش نوشته است: برای بیرون کردن رقیب، مجبورند به کارهایی متوسل شوند از جمله به تبلیغاتی یک‌سویه از رسانه‌های انحصاری دولتی، بسیج کارمندان اداری و دانش‌آموزان با اتوبوس‌هایی که هزینه آن را از بودجه عمومی تأمین می‌کنند، تخلفات و مهندسی‌های انتخاباتی و گروه‌های فشار متشکل از عناصر لات مذهبی. اقتداراگرایان مجبور می‌شوند با اختصاص بودجه و با کمک سازمان‌های حکومتی، مردم را از اطراف شهرها به صحنه آورند. بنابراین جنبش مردمی که معمولاً با حضور داوطلبانه و خودانگیخته مردم همراه است به جمعیت سازمانی و سهمیه‌ای و اتوبوسی تبدیل می‌شود. همچنین نویسنده از صفحه 574 تا 600 کتابش به جنبش‌های مبتنی بر پیشروی آرام ـ انقلاب نرم ـمی‌پردازد و معتقد است همگامی آنها با یک جنبش فراگیر و سیاسی می‌تواند در فرصت سیاسی مناسب به نتیجه دلخواه منجر شود. او از این جنبش‌‌ها نام می‌برد: جنبش جوانان، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش اصلاحی، جنبش سکولارها، جنبش ایرانیان خارج از کشور، جنبش فرهنگی قومی و هویت‌طلب، جنبش معلمان و کارگران، جنبش حاشیه‌نشینان و جنبش مهدویت‌گرا (انجمن حجتیه). حمیدرضا جلایی‌پور، مدیرمسئول روزنامه‌های زنجیره‌ای در دوره اصلاحات بود که چند روز پیش از ۹ دی امسال، کتاب جدیدش را با عنوان «جامعه‌شناسی ایران؛ جامعه کژمدرن» روانه بازار کرد. وی معتقد است یک جنبش فراگیر سیاسی با همکاری ده جنبش آرام ـ انقلاب نرم ـ می‌تواند سبب تغییر ساختارهای جامعه شود.





طرح استقلال دانشگاه‌ها به چه معناست

طرح «استقلال دانشگاه‌ها» چند وقتی است که از سوی وزارت علوم دنبال می‌شود و رضا فرجی‌دانا مسئولیت این کار را به چهره جنجالی وزارت علوم یعنی جعفر توفیقی سپرده است. چندی پیش رضا فرجی‌دانا، وزیر علوم، در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد، به وضعیت دانشگاه‌ها در لایحه بودجه 93 پرداخته است.
وی در توضیحاتی درباره استقلال دانشگاه‌ها گفت: دادن اختيارات به هيئت‌هاي امنا بر اساس قانون برنامه چهارم و مفاد 49 و بند ماده 20 قانون پنجم. بر اين اساس، دانشگاه‌ها همه امور خود را از تشكيلاتي، اداري و مالي بايد برنامه‌ريزي كنند و مصوبات آن را انجام دهند. وزارت علوم اختياراتي كه از دانشگاه‌ها گرفته شده را برمي‌گرداند. برنامه ما اين است كه هيئت‌هاي امنا را به عنوان مرجع در امور قرار خواهيم داد و سعي ‌كنيم دانشگاه را به يك دانشگاه پاسخگو تبديل كنيم. این طرح زمانی تأمل‌برانگیز می‌شود که به نظر می‌رسد طرح «استقلال دانشگاه‌ها» تلاشی برای محدود کردن نظارت حاکمیت بر دانشگاه‌‌ها باشد. استقلال دانشگاه‌‌ها از آن جهت قابل‌تأمل است که سابقه چندان خوبی هم در وزارت علوم ندارد و نمونه کوچک آن در پذیرش دانشجویان مقطع دکتری به چشم می‌خورد. هنگامی که استقلال محدودی به استادان دانشگاه‌‌ها برای جذب دانشجوی مقطع دکتری داده شد، عملاً فضا برای انحصارگرایی مهیا شد و چه بسیار دانشجویان مستعدی که به علت نداشتن رانت، از تحصیل در این مقطع محروم شدند. هرچند توفیقی گفته است که طبیعی است دانشگاه‌ها هر اختیاری که داشته باشند، باید در چارچوب سیاست‌های نظام، قانون اساسی، قوانین و مقررات مصوب مجلس شورای اسلامی حرکت کنند؛ اما به نظر می‌رسد این طرح، طرحی در مسیری غلط یعنی تبدیل دانشگاه به یک گروه فشار لیبرال سرمایه‌داری علیه جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی باشد به‌طوری‌که دادن اختیارات در زمینه امور مالی،‌ اداری، تشکیلاتی، استخدامی و برنامه‌ریزی دانشگاه‌ها عملاً دانشگاه‌‌ها را از مسیر تعیین‌شده سیاست‌های کلان نظام خارج می‌سازد.


خط خبر

عده‌ای برای مجلس و خبرگان نقشه می‌کشند
دبیر شورای نگهبان گفت: بعضی‌ها برای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی طراحی می‌کنند و نقشه می‌کشند؛ باید مراقب بود که به اهداف شوم خود نرسند. آیت‌الله احمد جنتی گفت: امروز در شرایطی که جریان‌های سیاسی انحرافی دارند افرادی را جذب می‌کنند، برای اینکه جلوی آنها گرفته شود باید نیروهای حزب‌اللهی، وحدت و انسجام خود را بیشتر کنند. جنتی بر ایجاد امید در مجموعه دوستان اصولگرا تأکید کرد و افزود: اصولگرایان حرکت کنند، از گذشته عبرت بگیرند، نقاط ضعف خود را بشناسند و آنها را برطرف کنند. دبیر شورای نگهبان تصریح کرد: بعضی‌ها برای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی دارند طراحی می‌کنند و نقشه می‌کشند، باید مراقب بود که به اهداف شوم خود نرسند. وی یادآور شد: شورای نگهبان با اقتدار در چارچوب قانون به وظایف خود عمل می‌کند.
مجوز انتشار کتب منتظری هم صادر شد!

برخی حامیان منتظری با اشاره به گشایش‌هایی که در فضای فرهنگی ارشاد به وجود آمده، مدعی شده‌اند «ما توانسته‌ایم مجوز انتشار کتاب‌های منتظری را گرفته و در حال حاضر به دنبال ناشر هستیم.» این افراد می‌گویند در گام اول مجوز انتشار کتاب‌های حوزوی را بگیریم و در گام‌های بعدی مجوز انتشار همه کتاب‌های ایشان را خواهیم گرفت.
تبلیغات جدید غربی‌ها علیه برنامه هسته‌ای ایران
رسانه‌های غربی همگام با برخی چهره‌های وابسته داخلی، طرحی را با عنوان «بی‌ارزش بودن غنی‌سازی با وجود انرژی ارزان در ایران» کلید زده‌اند. بر اساس این پروژه، قرار است این‌گونه القا شود که ایران بیش از 300 سال انرژی نفت و گاز دارد و نیازی به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم ندارد. این در حالی است که کشورهایی چون آمریکا و روسیه که دارای بیشترین ذخایر نفتی و گازی دنیا هستند، از بزرگ‌ترین دارندگان نیروگاه‌های اتمی در جهان هستند.
حزب‌الله دو دقیقه‌ای یک شبکه تلویزیونی ساخت!
نبیل حموده، رئیس دفتر شبکه المنار در تهران ـ در مراسم جشنواره عمار ـ گزارشی از فعالیت‌های این شبکه تلویزیونی و حملاتی که به آنان شده، ارائه داد. او به ماجرایی اشاره کرد که در جریان جنگ 33 روزه به دفتر آنان حمله ‌شد. او گفت: پس از اینکه دفتر ما مورد اصابت حملات دشمن صهیونیستی قرار گرفت تنها پس از مدت یک دقیقه و 54 ثانیه پخش شبکه از استودیویی مخفی و اضطراری از سر گرفته شد. حموده همچنین گفت که این گروه هم‌اکنون در حال ساخت مستندی درباره «امام خامنه‌ای» هستند.
توصیه به استاندار کرمان

معاون سیاسی شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور در حاشیه حضورش در کرمان، به استاندار کرمان نصیحت کرد که سفیر اعتدال در کرمان باشد. حجت‌الاسلام ابوالقاسم علیزاده افزود: شنیدم در مراسم معارفه استاندار کرمان، وی ضمن بیان اینکه خیلی در مسائل سیاسی نبوده‌ است، بلندگو را به مرعشی می‌سپارد؛ سوابق مرعشی که با افتخار خود را لیبرال دموکرات می‌خواند، مشخص است. علیزاده افزود: ۷۰ درصد مدیران دولت فعلی از اصلاح‌طلبان و بعضاً عناصر فتنه هستند و این تذکرات که از روی نگرانی مطرح می‌شود، شاید مورد توجه قرار گیرد. وی با اشاره به عدم استقبال مردم کرمان از حضور هاشمی در این استان خاطرنشان کرد: این سفرها از سوی تدارک‌کنندگان نوعی دوستی خاله‌خرسه است و ایشان در این سفرها وزن خود را دید.
برخی از اسناد مهدی هاشمی در خارج است

دادستان کل کشور گفت: مهدی هاشمی چندین اتهام دارد که یکی از آنها مربوط به فتنه سال ۱۳۸۸ است که اسناد آن زیاد زمان نبرد، اما وی مسائل مالی مرتبط با فتنه و غیر فتنه را نیز دارد که این پرونده زمان برده است؛ زیرا برخی از اسناد در این زمینه در داخل وجود داشته، اما برخی اسناد نیز در خارج است که این امر بسیار زمان می‌برد. محسنی اژه‌ای اضافه کرد: به نظر بنده، دستگاه قضا در این زمینه می‌توانست بهتر و زودتر از این عمل کند و مردم می‌توانند این انتقاد را بر دستگاه قضایی داشته باشند، اما قوه قضائیه در حد مقدورات خود در بحث مهدی هاشمی کوتاه نیامده است.
آرامش و درایت رهبری آشوب‌ها را خواباند

حجت‌الاسلام پناهیان در گفت‌وگویی با پایگاه فرهنگ‌نیوز گفت: رفتار مقام معظم رهبری در انتخابات از چند جهت قابل بررسی است: اولاً درایت ایشان در ترسیم خط صحیح سیاسی جمهوری اسلامی، که این موجب شد  جلوی فریب بسیاری از جریانات در متن انتخابات گرفته شود؛ گفتمانی که حضرت آقا طراحی کردند و آن را به مردم ابلاغ کردند. و جریان مقابل نقطه ضعف‌شان این بود که در این گفتمان عمل نکردند، فکر کردند از آن حس علاقه مردم به دوره حضرت امام اگر سوءاستفاده کنند. می‌توانند یک گفتمان موهوم و مبهم دیگری را مطرح کنند و رأی بیاورند. من حتی خاطرم هست که پیش از انتخابات 84 کسی از ایشان وقتی داشتند از جمکران می‌آمدند بیرون، سوال کرده بود که شما برای کدام کاندیدا دعا کردید؟... آقا به ایشان فرموده بودند که من برای پیروزی هیچ‌یک به‌طور خاص دعا نکردم و از خدا خواستم فقط بهترین مصلحتش را برای این مملکت فراهم بکند. کار شایسته دیگری که انجام دادند، این بود که با هیجانات سیاسی همراه نشدند و آرامش خودشان را حفظ کردند. عکس‌العمل تند به نامه آقای هاشمی نشان ندادند، همه دنیا فهمیدند این آرامش ایشان، التهابات سیاسی را فرو خواهد نشاند.
دو برادر با دو فامیلی

حسین فریدون برادر بزرگ‌تر حسن روحانی است. در کمتر تصویری از روحانی است که او دیده نشود. حسین فریدون در مدت انتخاب حسن روحانی، در بسیاری از مراسم‌ رسمی، برادر خود را همراهی کرد. او با هشت‌سال فعالیت به عنوان سفیر ایران در مالزی و نیز سال‌ها فعالیت به‌عنوان عضو هیئت نمایندگی ایران در سازمان ملل، سابقه‌ای دیپلماتیک دارد. دلیل تفاوت نام فامیلی حسین فریدون با برادر خود، حسن روحانی، این است که برادر کوچک‌تر نام فامیلی خود را از «فریدون» به «روحانی» تغییر داده است. حضور پررنگ و نقش وی در تغییر مدیران برخی از وزارتخانه‌ها با اعتراض برخی از وزرا مواجه شده است.
اولويت سياسي روباه پیر!

وزير امور خارجه انگليس تأکيد کرد پرونده هسته‌اي ايران و بحران سوريه در صدر اولويت‌هاي سياسي اين کشور در سال جديد قرار دارد. «ويليام هيگ» وزير امور خارجه انگليس، در سخناني تأکيد کرد: پرونده ايران و سوريه در صدر اولويت‌هاي سياسي ما در سال 2014 قرار دارند.
زندگی رهبری پایین‌تر از متوسط جامعه

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی گلپایگانی در آیین کلنگ‌زنی مسجد ثامن‌الائمه(ع) کیش گفت: مهم‌ترین وظیفه حکومت اسلامی، حفظ و تأمین دین مردم و پرورش نسلی متدین است و خدا را شکر می‌کنیم در زمانی زندگی می‌کنیم که شخص اول ما مجتهد و مرجع تقلید است. ‌محمدی گلپایگانی با برشمردن ویژگی‌های مقام معظم رهبری از جمله شب زنده‌داری و راز و نیاز شبانه ایشان با پروردگار و عدم توجه به زرق و برق دنیا گفت: محبوبیت ایشان را بارها نه تنها در بین مردم کشورمان بلکه در بین مردم دنیا مشاهده کرده‌ام و جا دارد بگویم که زندگی رهبری از زندگی مردم متوسط جامعه پایین‌تر است.
سعودی‌ها به دنبال تنش بین حزب‌الله و ارتش لبنان

درگیر ساختن حزب‌الله در داخل لبنان و محصور کردن آن به مرزهای این کشور، یکی از سیاست‌هایی است که سعودی‌ها دنبال می‌کنند. در لبنان نیروی مسلحی که بتواند حزب‌الله را به‌طور جدی به خود مشغول دارد، وجود ندارد مگر یکی: «ارتش لبنان». در گذشته روابط ارتش لبنان و حزب‌الله کاملاً حسنه بوده است تا آنجا که بعضاً ارتش با نیروهای تکفیری که دشمنان قسم‌خورده حزب‌الله و شیعیان لبنان هستند، درگیر شده است. بر اساس برخی اطلاعات کسب شده از منابع آگاه، یکی از پروژه‌های سعودی‌ها در لبنان، تغییر این روند و قرار دادن ارتش و حزب‌الله در برابر یکدیگر است. پیاده شدن چنین سناریویی در لبنان تبعات سنگینی از پی خواهد داشت. اولاً، درگیری ارتش و حزب‌الله عملاً به معنای جنگ داخلی در لبنان و کشته شدن هزاران شهروند لبنانی خواهد بود. ثانیاً، در صورت وقوع چنین جنگی قطعاً ارتش لبنان با توجه به گرایش‌های مختلفی که درون آن وجود دارد، دچار تجزیه خواهد شد. ثالثاً، با فعال شدن گروه‌های تکفیری در لبنان نظیر النصره که موجودیت خود را در این کشور اعلام کرده، بخشی از سلاح‌های فرانسوی به این تروریست‌ها خواهد رسید و منطقه از آنچه هست نیز ناامن‌تر خواهد شد.


ژرفا
علی سعیدی شاهرودی

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامی(33)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

4ـ عرفی‌سازی گزینش رهبری امّت
در منظومه تدبیر خداوند متعال و پیش‌بینی نظام احسن برای عالم تکوین در کنار ربوبیّت تکوینی، ربوبیت تشریعی برای تدبیر اداره امور انسان وجود دارد. ربوبیّت تشریعی که زمینه‌ساز بعثت انبیا و ارائه شریعت الهی به بشریت شد مبتنی بر رهبری و قانون مطلوب بود و فلسفه آن، این مسئله بود که بشر نه امکان شناسایی و دستیابی به رهبری مطلوب را دارد و نه ظرفیت او ایجاب می‌کند بتواند به قانون و مقررات تضمینی و تعیین‌کننده همه مصالح انسان دسترسی داشته باشد. تجربه ناموفق بشر در گزینش رهبری اصلح و ارائه قانون جامع و قانونگذار واقف به همه مصالح چه در عصر یونان و چه پس از رنسانس و عصر مدرنیته و ارائه الگوی مراجعه به آرای مردم بر اساس قرارداد اجتماعی مبین این واقعیت است که دستیابی به رهبری و قانون مطلوب سازوکار دیگری را می‌طلبد. ادعای بانیان رنسانس این بود که بشر پس از ورود به عصر علم‌گرایی و عقل‌گرایی و دستیابی به الگوی لیبرال دموکراسی به سازوکار مناسبی برای دستیابی به رهبری و قانون مطلوب رسیده است. اما تجربه سه قرن متوالی و نتایج منفی که سازوکار قرارداد اجتماعی و اتکا به آرای مردم با نصاب اکثریت برای بشر به وجود آورد، بن‌بست این راهکار را بیش از پیش هویدا ساخته است.
فلسفه و علت ناموفقیت سازوکارها و راهکارهای بشرساخته این است که قانونی مطلوبیت و جامعیت دارد که قانونگذار آن از مبدأ و مقصد انسان اطلاع کامل و اشراف همه‌جانبه داشته باشد، مصالح و مفاسد انسان را بداند، بیماری‌ها و عوامل سلامت جسم و روح و راهکار درمان آنها را دریابد، راه رسیدن به سعادت و کمال را بشناسد تا بتواند قانون جامعی برای بشر تهیه کند و از سوی دیگر رهبری مطلوب یعنی انسانی که دارای مصونیت بوده و از عامل بسیار قوی بازدارنده از انحراف برخوردار باشد، ظرفیت و امکان دستیابی به منبع عمیق و گسترده برای پاسخگویی به نیازهای بشر در مسیر تکامل را داشته باشد و اتکا به تشخیص و رأی اکثریت برای دستیابی به این دو رکن زیربنایی غیرممکن است. شاید علت انکار حکومت از سوی آنارشیست‌ها، عدم امکان دستیابی به انسان عادل و خودساخته برای حکومت و مدیریت بر بشر باشد. بنابراین راهکار انحصاری، اتکا به مبدأ هستی و خالق انسان است که آدمی را آفرید و به همه اسرار او آگاهی و اشراف دارد. سازوکار پیش‌بینی شده از سوی آفریدگار انسان همان انتصاب رهبری از سوی خداوند و تفویض اختیار وضع قانون در چارچوب قوانین کلی و تدابیر خداوند است. در این زمینه، کلام بلیغی از امام سجاد(ع) در اختیار ماست که مبنای انتصابی بودن رهبری را مشخص می‌کند.
امام سجاد ‌فرمود: «الامام منّا لایکون الّا معصوماً» اما معصوم (پاکدامن و بی‌گناه) جز از خاندان ما نباشد. جمله دوم این بود: «ولیست العصمه فی ظاهر الخلقه فیعرف» عصمت در ظاهر خلقت نیست که شناخته شود. یعنی عصمت نشانه‌های ظاهری ندارد که در مسیر کاندیداتوری برای مردم قابل شناسایی و دستیابی به فرد دارای این مصونیت باشد. جمله سوم امام سجاد این است: «ولذلک لا یکون الاّ منصوصاً»(1) و بدین جهت است که امام باید منصوص باشد. جمله سوم نتیجه جمله پیش است که چون عصمت ملکه درونی است و نشانه‌ای در ظاهر ندارد که قابل شناسایی باشد، لذا به‌طور قطع باید انتصابی باشد. بر همین اساس، همه انبیا و پیامبران(علیهم‌السلام) از طرف خداوند انتخاب شده بودند و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) یا از سوی پیامبر و یا از سوی امام پیش از خود انتخاب شده بودند. البته در عصر غیبت که دوره نیابت عامه از سوی امام معصوم(ع) است. نصب ولی‌فقیه توصیفی است، یعنی با توجه به اوصافی که ائمه(ع) برای امام و پیشوای امت در عصر غیبت بیان کرده‌اند توسط خبرگان به شکل سنتی و یا سیستمی، مصداق شخصیتی که بیشترین ویژگی را دارد، تعیین می‌شود. ازجمله دست‌اندازی‌هایی که به نرم‌افزار بعثت شد تغییر در اصل و اساس انتصابی بودن رهبری و جریان نبوت در بستر امامت بود که با عرفی‌سازی گزینش رهبری امت، هم مسیر انتخاب و انتصاب رهبری اصلح از مسیر خود خارج شد و هم نظام تقنین و قانونگذاری در چارچوبی که خداوند متعال قرار داده بود متحول گردید و شرایطی فراهم شد که شخصیت‌هایی چون معاویه، یزید، حجاج‌بن‌‌یوسف که نه‌تنها هیچ‌یک از معیارهای مثبت را نداشتند، بلکه ظالمانه‌ترین رفتارها و عملکردها را دارا بودند بر جامعه مسلمین تسلط پیدا کردند.
5ـ تبدیل معیارهای شایسته‌سالاری به قوم و قبیله‌سالاری
در یونان باستان سخن اندیشه‌ورزان نخبه‌سالاری در سیستم اداره امور مردم بود و در دیدگاه آقای نیچه فیلسوف آلمانی حکومت زبردستان برای اداره امور زیردستان مورد توجه قرار گرفته بود و مکتب‌ها هم هر کدام به فراخور جهان‌بینی و ایدئولوژی خود مبنایی را بر تعیین معیارهای شایستگی مدنظر داشتند. اسلام جامع‌ترین و ارزشمندترین معیارها را بر اساس شایستگی‌های زیربنایی مورد توجه قرار داده است و در آیین اسلام، مبنای انتخاب کارگزاران، شایستگی‌هاست و هر قدر مسئولیت و جایگاه فرد از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار باشد معیارهای سنگین‌تری پیش‌بینی شده است و آنجا که مسئولیتی در سطح رهبری عالی جامعه است، مستلزم وجود عصمت، یعنی مصونیت از خطا و گناه و یا عدالت واقعی می‌باشد. هنگامی که حضرت ابراهیم(ع) پس از گذر از آزمون‌های سخت، مفتخر به دریافت مقام امامت شد از خدا درخواست کرد که این منصب و جایگاه در ذریّه او هم باقی بماند. پاسخ ذات باریتعالی این بود که «لا ینال عهدی الظالمین» مفهوم این کلام این است که این جایگاه از آنچنان حساسیتی برخوردار است که به کسانی که کوچک‌ترین نقطه سیاهی در وضعیت آنها باشد نخواهد رسید و این تأکید مبین این حقیقت است که در نگرش توحیدی ملاک انتخاب، شایسته‌سالاری است و در سلسله مراتب مدیران جامعه اسلامی هم هر مسئولی حسب قلمرو اختیارات خود الزاماًً باید از شایستگی‌های مربوطه برخوردار باشد.
تکیه قرآن بر آل‌یعقوب و ابراهیم و آل‌عمران و دیگر گزینش‌شده‌های الهی همه و همه مبتنی بر شایسته‌سالاری بوده است. فلسفه شایسته‌سالاری هم رسالت و مسئولیتی است که بر عهده رهبران عالی جامعه و سلسله مراتب آن در جهت ابلاغ و اجرای شریعت و آیین الهی و پاسداری از آن به منظور تحقق اهداف عالیه است. آنچه که در عصر امامت اتفاق افتاد، تصرف دیگری در نرم‌افزار بعثت و عدول از اصل اساسی شایسته‌سالاری و سپردن سرنوشت جامعه به دست افرادی بود که معیارهای لازم را نداشتند و در برخی دوره‌ها، حاکمان جامعه اسلامی ظالمانه‌ترین رفتارها را داشتند که و از انجام هرگونه فسادی روی گردان نبودند. تعلق اراده خداوند متعال بر بنی‌هاشم در گزینش و انتخاب آخرین پیامبر(ص) و رهبران پس از او دقیقاًً بر اساس شایستگی‌ها و بر مبنای شایسته‌سالاری بوده است و پیامبر(ص) بر این اصل تکیه داشت که ملاک اصلی انتخاب افراد، تقوا و شایستگی‌ است، اما در دوره‌های بعد، تکیه بر بنی‌هاشم را حمل بر گرایش خاص نموده و قریش را در برابر و در عرض بنی‌هاشم قلمداد و جایگزین بنی‌هاشم کرده است و اینجا بود که اصل شایسته‌سالاری و تعلق اراده خدا کنار زده شد و در دوره‌های بعد، حکومت دینی و الهی تبدیل به حکومت سلطنتی موروثی شد که به‌طور کامل خارج از مجرای تعیین شده بود.
___________
۱ـ محجه‌البیضاء، جلد 1، صفحه 232


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

تلاش‌های ناکام برای تقلیل وزن فتنه
حسین عبداللهی فر

حماسه 9 دی یکی از نقاط عطف تاریخ انقلاب و نقطه پایان فتنه 88 بود که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ ماندگار شد. سالگرد این حماسه تاریخی فرصتی را در اختیار اصحاب قلم قرار داد تا به بازخوانی عظمت این روز و فتنه‌ای که بر ملت مسلمان ایران گذشت، بپردازند، اما برخی روزنامه‌ها خواستار جلوگیری از تکرار واژه «فتنه» شدند تا زمینه بازگشت فتنه‌گران باز شود.
روزنامه «اعتماد» (دوشنبه 9 دی) «در احکام متهمان 88 باید بازنگری شود» را از قول یک نماینده مجلس تیتر کرد و نوشت: «جای تأسف است که پس از گذشت چهار سال از آن ماجرا هنوز مسئله فتنه حل نشده و ورد زبان‌ها است. بهتر است رئیس محترم قوه قضائیه به جای شعار دادن درباره فتنه به حل آن بپردازد و حل آن مستلزم وجود یک قوه قضائیه مستقل است، نه قوه‌ای که از این نهاد و آن دفتر و از دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی تأثیر بپذیرد.»
«شرق» هم در این روز، همین موضوع را تیتر اول خود قرار داد و با برجسته کردن این بخش از سخنان مطهری که گفته بود: «جای تأسف است، پس از گذشت چهار سال هنوز مسئله فتنه حل نشده و ورد زبان‌ها است»، نوشت: «نطق میان دستور علی مطهری باز هم حاشیه‌ساز شد. در میانه حرف‌هایش چند باری برخی از نمایندگان مجلس شعارهای تندی سر دادند. علاوه بر مهرداد بذرپاش، محمدرضا باهنر که در غیاب علی لاریجانی، نائب رئیس مجلس بود از سخنان مطهری گله کرد و گفت در مورد معترضان و رهبران آنها حداکثر رأفت اسلامی اعمال شده است.»
«آرمان» هم تیتر اول خود را به واکنش‌ها به نطق مطهری اختصاص داد و در ادامه تیتر «ابروان درهم رفته در هنگام یک نطق بهارستانی» نوشت: «علی مطهری چند روز پیش هم طی یک سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز گفته بود اگر پس از انتخابات 88 دولت اجازه تجمع را داده بود و سخنان معترضین را پخش می‌کرد هیچ‌گاه چنین اتفاقاتی نمی‌افتاد.»
«آفتاب یزد»، هم تیتر و هم تصویر اول خود را به این موضوع اختصاص داد و با برجسته کردن «نطق جنجالی» نوشت: «بخش مهم نطق دیروز وی که واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت، مختص به وقایع سال 88 بود. در حین نطق مطهری مخالفت و واکنش‌ها آغاز شد. او وقتی از این موضوع سخن می‌گفت برخی نمایندگان حامی دولت قبل با سر و صدا به مخالفت پرداختند و شعار مرگ بر فتنه سر دادند. پس از پایان نطق نیز بلافاصله سخنگوی قوه قضائیه وارد عمل و نسبت به نطق مطهری معترض شد.»
«جمهوری اسلامی» نیز «انتقاد شدید دکتر علی مطهری» را تیتر کرد و از قول وی نوشت: «این راه حل که آقایان موسوی و کروبی توبه کنند و عذرخواهی کنند تا مسئله تمام شود، به نتیجه نمی‌رسد، چون آنها اگر چه ممکن است به برخی خطاهای خود اعتراف کنند، اما مجرم اصلی را طرف مقابل می‌دانند. توبه و عذرخواهی با اختیار و میل قلبی معنی پیدا می‌کند. به آنها گفته‌ام که اگر قرار به گذشت طرفین از تخلفات یکدیگر نیست تنها راه پایان دادن به حوادث سال 88 محاکمه علنی و همزمان آقایان موسوی، کروبی و احمدی‌نژاد است؛ بدون آنکه اتهامات آنها را در یک حد بدانم.»
«مردم‌سالاری» اما سرمقاله این روز خود را به 9 دی اختصاص داد و با عنوان «منحرف کردن جهت این رو از فتنه به فساد مالی» نوشت: «حالا اگر چه بیش از چهار سال از آن ماجرا و 9 دی می‌گذرد اما برخی دیگر با عنوان فتنه برای خود دکانی گشودند تا به این طریق مشغول کاسبی شوند و همچنان پای افراطیون در میان است. واقعیت آن است که برخی، اقداماتی علیه منافع ملت انجام دادند، اما بدتر از همه آن است که گروهی با برچسب‌زنی سعی بر اپوزیسیون‌پروری دارند.»
همین تلاش‌ها برای نسیان فتنه و سکوت برخی از روزنامه‌ها نسبت به 9 دی، واکنش برخی دیگر از روزنامه‌ها را در پی داشت. «جوان» در همین رابطه بخشی از سخنان رئیس‌جمهور پیرامون 9 دی را تیتر کرد و نوشت: «در حالی که شنیده شده رسانه‌های زنجیره‌ای و برخی افراد نزدیک به دولت در جلسات خصوصی به سکوت درباره قیام ده‌ها میلیونی مردم مسلمان ایران در 9 دی 88 تأکید و برای عبور بی‌سروصدا از سالگرد 9 دی برنامه‌ریزی کرده بودند و در واقع قصد داشتند با سکوت خود ظلم و تعدی فتنه‌گران در سال 88 را آنچنان که این روزها به آن اشاره می‌کنند تا حد یک سوء‌تفاهم پایین بیاورند، رئیس‌جمهور در نطق هیئت دولت به قیام 9 دی ملت مسلمان ایران اشاره کرد و آن را پاسخ اهانت‌کنندگان به اسلام و انقلاب دانست.»
«رسالت» هم در تیتر یک خود «نظام از برافروزندگان آتش فتنه طلبکار است» را از قول آیت‌الله سیداحمد خاتمی تیتر کرد و نوشت: «حکم کسانی که مردم را با بیانیه به خیابان کشیدند، محاربه است.»
«وطن امروز» در این روز چند تیتر خود را به این مهم اختصاص داد و تحت عنوان «آتش فتنه در خرمن اقتصاد» به بررسی نقش آشوب‌های 88 در تشدید تحریم‌ها علیه ایران پرداخت.
«کیهان»؛ «حماسه 9 دی پاسخ مردم به دخالت بیگانگان بود» را به نقل از رئیس‌جمهور تیتر اول خود برگزید و با حروف درشتی از قول مدیر مسئول خود نوشت: «خطرناک‌ترین تهدید برای دولت روحانی نفوذ اصحاب فتنه است.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله همین روز خود بر غلط بودن اعتراض و روش سران فتنه در سال 88 اشاره و تأکید کرد: «در فتنه سال 88 معترضین داخلی، دروازه‌های سیاسی مملکت را به روی بیگانگان باز کردند و آطمریکا، انگلیس، فرانسه و اسرائیل را به درون فضای سیاسی کشور راه دادند و به حمایت‌های آنها دلخوش شدند و به پیام‌های مخفی و آشکار آنها از طریق رسانه‌های صهیونیستی پشتگرم و به این جنگ نرم تمام‌عیار غرب علیه ایران راضی گشتند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

نگرانی غرب از نفوذ ایران
غرب همواره تلاش کرده تا ساختارهاي منطقه‌اي و جهاني را چنان چينش کند که در نهايت يکي از اهداف آن به مقابله با قدرت جمهوري اسلامي ايران ختم شود. غرب تأکيد دارد که جمهوري اسلامي ايران داراي مولفه‌هاي منطقه‌اي و جهاني است که بايد با آن مقابله کرد. در اين راه نيز برنامه‌هاي مدوني در کنگره و وزارت خارجه آمريکا اجرا مي‌شود. در حالي که برخي معتقدند که غرب با رويکرد به ايران به دنبال محروم‌سازي ايران از اين مولفه‌ها است. مولفه‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي ايران را در رفتارهاي تبليغاتي و عملي غرب مي‌توان مشاهده کرد.
نخست آنکه، در حوزه منطقه‌اي، غرب دو هدف اصلي را اجرايي می‌سازد که عبارتند از: مقابله با مقاومت و بيداري اسلامي. اين تحرکات در حالي صورت مي‌گيرد که غرب رسماً اذعان مي‌کند که هدف نهايي مقابله با مقاومت و بيداري اسلامي، مقابله با نفوذ ايران در منطقه است. اين امر را به صراحت در مواضع مقامات غربي به ويژه آمريکايي‌ها مي‌توان مشاهده کرد، چنانکه هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه سابق آمريکا مي‌گويد، ايران فاتح بهار عربي (بيداري اسلامي) منطقه است و آمريکا براي مقابله با آن بايد هر اقدامي را که لازم باشد اجرا کند.
همين ادعا را مقامات فرانسه و انگليس نيز تکرار کرده‌‌اند. هرچند که غرب تلاش دارد تا چنان القا کند که عملکردهاي منطقه‌اي ايران به زعم آنها حمايت از تروريسم است، اما حقيقت آن است که غرب مقاومت و بيداري اسلامي را مولفه‌هاي قدرت منطقه‌اي ايران مي‌داند که آمريکا و متحدانش را با چالش مواجه ساخته است.
دوم آنکه در حوزه فرامنطقه‌اي نيز غرب همواره از حضور ايران در آمريکاي لاتين و آفريقا ابراز نگراني کرده و تلاش نموده تا با ايجاد فضاي منفي عليه ايران و نيز تخريب چهره اين مناطق در نزد ملت ايران، به مقابله با حضور ايران در آمريکاي لاتين و آفريقا بپردازد. حساسيت‌هاي غرب در اين زمينه زماني آشکارتر مي‌شود که کنگره آمريکا با صدور بيانيه‌اي رسماً از حضور ايران در آمريکاي لاتين ابراز نگراني کرده و تأکيد دارد که ايران با ورود به حياط خلوت آمريکا، چالش‌هاي بسياري را ايجاد کرده است. نکته قابل توجه در رفتار غرب آنکه، در فضاي رسانه‌اي و تبليغاتي چنان عنوان مي‌کنند که ايران به دليل چالش‌هاي اقتصادي و انزواي جهاني به سمت کشورهاي آمريکاي لاتين و آفريقا گرايش يافته است تا به زعم خود، ضمن اهميت‌زدايي از جايگاه جهاني ايران و توانايي آن در ايجاد روابط ديپلماتيک، سياست دلسردي ملت ايران از روابط کشورشان با آمريکاي لاتين و آفريقا را رقم زنند. آنچه غرب بدان اشاره نمي‌کند آن است که آفريقا و آمريکاي لاتين دربرگيرنده کشورهايي هستند که بيشترين ثروت‌هاي جهان در آنها انباشته است و فرصت‌هاي بکر اقتصادي در اين کشورها بسیار است. پرسشی که غرب هرگز به آن پاسخ نمي‌دهد آن است که اگر اين کشورها فقير و تهي از ثروت هستند، چرا غرب براي حضور در اين قاره‌ها، ميليون‌ها دلار هزينه لشکر‌کشي نظامي مي‌کند و براي انجام کودتا در آنها از هيچ اقدامي فروگذار نيست.
جالب توجه آنکه کشورهاي آفريقايي و آمريکاي لاتين در سال‌هاي اخير گرايش‌های گسترده‌ای به جمهوري اسلامي ايران داشته‌اند، چراکه از يک سو آن را الگويي براي مقابله با نظام سلطه‌ مي‌دانند و از سوي ديگر تأکيد دارند جمهوري اسلامي برخلاف غرب که به دنبال غارت اين کشورها است، تمام توان خود را براي کمک به ارتقا و پيشرفت آنها به کار مي‌گيرد و بدون چشمداشت، دستاوردهاي علمي و فني خود را در اختيار آنها قرار مي‌دهد.
نکته مهم ديگر اینکه روابط با کشورهاي آفريقايي و آمريکاي لاتين در مجامع جهاني، ظرفيت‌هاي عظيمي را ايجاد مي‌کند که براي اجراي طرح‌هاي جهاني ايران و نيز مقابله با طراحي دشمنان نقش تأثيرگذاري دارد. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت که مولفه‌هاي قدرت ايران در منطقه و جهان، همگرايي با جبهه مقاومت، الگو بودن براي بيداري اسلامي، روابط گسترده با آفريقا و آمريکاي لاتين است که استمرار آن دستاوردهاي بسياري از جمله بالا بردن قدرت چانه‌زني ايران در مذاکرات هسته‌اي به همراه خواهد داشت. موضوع مهمی که نباید به عمد یا از روی سهل‌آنگاری از سوی دیپلمات‌های دولت جدید به کنار گذاشته شود! 


پرونده

عراقچی: حل‌وفصل موارد اختلافی با گروه ۱+۵ در دیدارهای آتی
سیدعباس عراقچی، معاون وزیر خارجه ایران در حاشیه مراسم شب هفت والده وزیر امور خارجه که در مسجد نور برگزار شد در پاسخ به این پرسش که زمان دیدارش با اشمیت معاون کاترین اشتون چه وقت خواهد بود، اظهار داشت: هنوز زمان دقیق این دیدار مشخص نیست. وی در پاسخ به این پرسش که آیا 20 ژانویه زمان اجرای توافق ژنو است، افزود: چنین تاریخی وجود دارد، اما از آنجا که سازوکار اجرای توافق هنوز تکمیل نشده و مواردی باقی مانده است نمی‌توان این تاریخ را به عنوان زمان قطعی اعلام کرد. وی خاطرنشان کرد: کارشناسان دو طرف بر روی یکی دو مورد نتوانسته‌اند به جمع‌بندی برسند و اختلاف‌نظراتی وجود دارد که تلاش می‌کنیم در تماس‌های آینده این موارد باقی‌مانده را حل کنیم.
جزئیات تشکیل تیم نظارت بر مذاکرات هسته‌ای

ابراهیم آقامحمدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس،‌ درباره علل تشکیل تیم ناظر بر مذاکره‌کنندگان هسته‌ای با حضور مسئولان ارشد کشور گفت که این تیم بعد از توافقات ژنو برای بررسی عملکرد و نظارت بر تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای شکل گرفت. وی با بیان اینکه این تیم ناظر به خواست مسئولان ارشد نظام تشکیل شده ‌است، اظهار داشت: تیم یاد شده ارتباطی با مجلس شورای اسلامی و کمیسیون امنیت ملی خانه ملت ندارد. عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره تعداد اعضای این تیم هم خاطرنشان کرد که اعضای این تیم، چهار یا پنج نفر هستند که تیم هسته‌ای کشورمان مذاکرات را با نظارت آنها دنبال می‌کند.
مرد پشت پرده مذاکرات هسته‌ای

خبرگزاری رویترز در گزارشی نقش یک دیپلمات آمریکایی در روند مذاکرات هسته‌ای غرب با ایران را منتشر کرد و نوشت: بیل برنز، دیپلمات ارشد آمریکا، اولین تماس‌ها را با مقامات ایران برقرار کرده است. بر اساس این گزارش، «بیل برنز»، دیپلمات 57 ساله آمریکایی، اولین تماس‌های خود را در سال 2008 میلادی با مقامات جمهوری اسلامی ایران درباره موضوع هسته‌ای برقرار کرد. او از دیپلمات‌های ارشد وزارت امور خارجه آمریکاست که سه زبان عربی، فرانسوی و روسی را به‌خوبی می‌داند و حساس‌ترین مأموریت دولت اوباما را برعهده دارد. رویترز ادامه خبر خود را از یک دیپلمات ایرانی بدون نام و عنوان نقل می‌کند که «برنز ایران را خوب می‌شناسد و به فرهنگ، انتظارات و موقعیت منطقه‌ای ایران آشناست» و می‌نویسد: گاهی در خلال مذاکره، بعضی از دیپلمات‌های ایرانی عصبانی می‌شدند و او را تحت فشار می‌گذاشتند، اما او آرامش خود را حفظ می‌کرد.
طرح نهایی اجرای توافقنامه هسته‌ای با ایران

خبرگزاری سی‌ان‌ان در گزارشی تحت عنوان «توافق با ایران نزدیک است» به اظهارات «ماری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا پرداخت و نوشت: به پیشرفت‌هایی در مذاکره با ایران دست یافته‌ایم و تیم‌های کارشناسی هنگام بازگشت به پایتخت‌ها به گفت‌وگو درباره بخش‌هایی از نکات توافق هسته‌ای با تهران پرداختند. ماری هارف در ادامه با اشاره به پیشرفت قابل توجه در جریان مذاکرات جدید ایران و گروه 1+5 در عین حال به وجود برخی اختلافات جزیی در جریان مذاکرات پرداخت و گفت: هدف غربی‌ها اجرای هرچه سریع‌تر توافق هسته‌ای 24 نوامبر با ایران است و وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اواخر ژانویه درباره لغو تحریم‌های این اتحادیه علیه ایران تصمیم می‌گیرند. در همین حال حمید بعیدی‌نژاد مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران، از اجرای توافق هسته‌ای ماه گذشته میان ایران و گروه 1+5 (آمريکا، روسيه، فرانسه، چين، انگليس و آلمان) در اواخر ژانویه خبر داد.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

نگاهي بر نقش ائتلاف غربي ـ عربي در ناآرامي‌هاي الانبار
كودتای گروه‌هاي تروريستي عليه يكپارچگي عراق
هرچند كه افكار عمومي جهان به تحولات سوريه و لبنان معطوف شده، اما اين روزها عراق نيز با مجموعه‌ای از ناآرامی‌ها همراه شده است که محور آن را مناطقی همچون الانبار، صلاح‌الدین و نینوا تشکیل می‌دهد. ویژگی این مناطق، نزدیکی آنها به اردن و سوریه است که از کانون‌های اصلی تحولات منطقه هستند. گروه‌هاي تروريستي با محوريت داعش و گردان‌هاي شام و عراق با استفاده از تسليحاتي غربي و عربي كه از سوريه وارد عراق كرده‌اند، براي بحران‌سازي در عراق و در صورت توان سلطه بر مناطق مرزي با رؤياي تشكيل امارت اسلامي گام برداشتند.
در باب دلایل و ریشه‌های ناآرامی‌های اخیر عراق همچون گذشته یک اصل مشهود است و آن، تأثیر عدم نبود دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی منسجم در این کشور است. پس از سرنگونی صدام، آمریکایی‌ها ابتدا ارتش و دستگاه اطلاعاتی و امنیتی عراق را منحل ساختند تا زمینه‌ساز تسلط آنها بر این کشور باشد. این مسئله همچنان عراق را آزار می‌دهد چون بسیاری از انفجارها و ناآرامی‌های این کشور برگرفته از نبود ارتش و دستگاه اطلاعات و امنیت مقتدر است.
در باب تحولات الانبار نیز از یک‌سو شاهد تحرکات برخی جریان‌های سیاسی از جمله العراقیه برای بهره‌گیری از این وضعیت برای ضربه زدن به دولت مرکزی و نیز کسب قدرت در انتخابات آتی هستیم چنانکه در تحولات اخیر، احمد العلوانی، نماینده فهرست العراقیه بازداشت شده است.
گفتنی است جریان‌های بعثی و نیز جدایی‌طلبان نیز از عوامل این ناآرامی‌ها هستند در حالی که ادعای مطالبات مردمی از دولت را بهانه اقدامات خود قرار داده‌اند.
از سوی دیگر گروه‌های تروریستی نظیر گروه شام و عراق که در سوریه با شکست مواجه شده‌اند اکنون برآنند تا اهداف خود را در دیگر کشورهای منطقه اجرایی سازند که نتیجه آن را در لبنان و عراق می‌توان مشاهده کرد. آنها که به دنبال امارت اسلامی در سوریه بودند اکنون در پی آنند تا در عراق این طرح را پیاده سازند که نتیجه آن نیز ناآرامی‌های اخیر عراق است. بسیاری تأکید دارند حمایت از سوریه در مبارزه با تروریست‌ها می‌تواند ثبات را به منطقه بازگرداند. گزارش‌هاي منتشره از كشته شدن بسياري از سران داعش و شام و عراق در عمليات ارتش عراق در الانبار و فلوجه حكايت دارد.
نکته مهم دیگری که در تحولات عراق نمی‌توان نادیده گرفت، نقش بازیگران خارجی است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که برخی از کشورهای عربی به سرکردگی عربستان و اردن به دنبال بحران‌سازی در عراق برای سرنگون‌سازی دولت و نیز تقویت گروه‌های تروریستی برای بحران‌سازی در منطقه هستند چنانکه در الانبار و فلوجه ده‌ها تبعه سعودی بازداشت شده‌اند. این امر در لبنان و سوریه نیز تکرار شده و ده‌ها تبعه سعودی بازداشت شده‌اند و یا در جمع کشته‌های تروریست‌ها هستند.
کشورهای عربی مانند عربستان به دنبال تشکیل دولتی دست‌نشانده و غیر مردمی در عراق و حتی سوریه و لبنان هستند تا صرفاً مطیع خواسته‌های آنها باشند تا ضمن سرپوش نهادن بر شكست‌هاي گسترده خود در منطقه، پدرخواندگي خود برای كشورهاي عربي را نيز به نمايش گذارند در حالي كه با نام مفيد بودن براي پروژه‌هاي غرب، خواستار حمايت‌هاي بيشتر آنها مي‌شوند.
در این میان، نقش غرب را نیز نباید نادیده گرفت. غرب اکنون ناامنی در منطقه را بهانه فروش تسلیحات و حضور نظامی در منطقه قرار داده چنانکه هاگل در نشست امنیتی منامه از حضور 35 هزار نیروی آمریکایی در منطقه خبر داد. به هر حال، عراق این روزها گرفتار توطئه‌های داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است که با محوریت ناامن‌سازی کشور به دنبال منافع خود هستند که نتیجه آن نیز بحران‌های کنونی در الانبار است. گزارش‌هاي منتشره نشان مي‌دهد كه آمريكا كه با ناكامي عراق را ترك كرد، اكنون سعي دارد تا با نام مبارزه با تروريسم به اين كشور بازگردد تا زمينه‌ساز دخالت‌هاي بيشتر آمريكا در اين كشور در آستانه انتخابات و نيز الگوسازي از عراق به عنوان شاخصه لزوم حضور آمريكا در منطقه براي تأمين امنيت باشد.
به هر تقدير مي‌توان گفت كه اكنون عراق قرباني ائتلافي از جريان‌هاي غربگراي داخلي، گروه‌هاي تروريستي، برخي كشورهاي مرتجع عربي و غربي و بعضاً تركيه است كه هر كدام براي رسيدن به منافع خود، به بحران‌سازي در اين كشور مي‌پردازند كه محور آن را الانبار و مناطق مرزي با اردن و سوريه تشكيل مي‌دهد.
اين در حالي است كه ارتش و دولت عراق در كنار گروه‌هاي مردمي نظير عشاير بر وحدت و يكپارچگي براي مقابله با اين طراحي‌ها تأكيد كرده‌اند كه نتيجه آن را در شكست‌هاي سنگين تروريست‌ها در مناطق مختلف عراق از جمله در فلوجه و الانبار مي‌توان مشاهده كرد.


اقتصادى
سعید مهدوی

برخورد ویژه با ویژه‌خوارن
«ویژه‌خواران»، «رانت‌خوارن»، «مفسدان اقتصادی»، «دانه‌درشت‌ها» و بسیاری از اصطلاحات دیگر این‌چنینی که همگی بیانگر زخم کهنه و عفونی اقتصاد کشور هستند، این بار در دولت یازدهم سر باز کرده است؛ موضوعی که در برخی دولت‌های گذشته نیز بارها مطرح شد و با اقبال عمومی فراوانی برای اقدام همراه شد؛ اما در عمل دولت‌های گذشته نه‌تنها نتوانستند آن‌طور که شایسته این مفسده اقتصادی است در راه زدودن آن از جامعه اسلامی ایران گام بردارند، بلکه خود زمینه و بستر رشد و ظهور این معضل را فراهم کردند.
در هفته گذشته از سوی رئیس دولت به معاون اول خود نامه‌ای برای شناسایی ویژه‌خواران صادر شد. متن نامه دکتر روحانی به اسحاق جهانگیری که رئیس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز می‌باشد به این شرح است: «از آنجا که مبارزه با مفاسد اقتصادی، لازمه پیشرفت و عدالت است و دولت تدبیر و امید، برای خروج اقتصاد کشور از رکود و ایجاد رونق اقتصادی، تأمین امنیت برای فعالیت سالم اقتصادی را در اولویت کار خود قرار داده است، مقتضی است اقدامات لازم برای شناسایی و مجازات کسانی که با تبانی و سوءاستفاده از امتیازات خاص، زمینه ویژه‌خواری و درآمدهای غیرموجه را فراهم کرده‌اند در اولویت کار قرار گیرد. به‌ویژه ضروری است موارد سوءاستفاده از شرایط تحریم مورد رسیدگی قرار گیرد و برای حراست از حقوق مردم و بیت‌المال اقدام فوری صورت پذیرد و گزارش مربوطه ظرف یک ماه به اینجانب ارائه گردد.»
در این نامه رئیس‌جمهور شناسایی و مجازات ویژه‌خواران، خصوصاًً افرادی که در دوران تحریم سوءاستفاده کرده‌اند را اولویت کار قرار داده‌اند و بازه زمانی یک ماهه را برای این مهم در نظر گرفته‌اند. افرادی که در دستگاه‌های دولتی نفوذ کرده و با ادعای دور زدن تحریم‌ها جیب‌های خود را بی‌نصیب نگذاشتند و از این فرصت نهایت استفاده را بردند. هرچند که این اولویت دولت (ویژه‌خواران دوران تحریم) تنها بخشی از مفسدان اقتصادی را تشکیل میدهند، اما توجه و پیگیری این اولویت در شرایطی که تحریم‌های یک‌جانبه و خصمانه غرب و اروپا همچنان علیه اقتصاد کشور پابرجا است، در صورتی‌که همراه با اقدام و نه شعار باشد، امیدوارکننده و مثمر ثمر است.
بر کسی پوشیده نیست که برای برخورد با موارد این چنینی در اقتصاد، عزم و همت قوای سه‌گانه کشور لازم است. این امر چنان گسترده و ریشه‌دار است که دولت به‌تنهایی از پس آن بر نمی‌آید و بایستی به کمک قوای مقننه و قضائیه با معضل ذکر شده برخورد کرد. انتظار هم این است که اگر دولت اکنون در این راه پا پیش نهاده و طرح مذکور را مطرح کرده بتواند از پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های قوای دیگر استفاده کند و مانند گذشته از ورود این دسته از اقدامات به مسائل سیاسی و حزبی جلوگیری شود که در این صورت به بن‌بست‌های «سیاسی‌کاری» و «تخریب سیاسی» برخورد می‌کند و از فاز اقتصادی صورت مسئله خارج می‌شود. نکته دیگر اینکه در برخورد با ویژه‌خواران اکنون تنها نام یک مظنون (بابک زنجانی) بر سر زبان‌هاست و این شخص کانون توجه مسئولان و رسانه‌ها قرار گرفته است. در حالی‌که ضمن رسیدگی به این پرونده نباید از بررسی و برخورد با اشخاص دیگر در این زمینه غافل بود.
گفتنی است که فرمان هشت ماده‌ای حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در اردیبهشت ماه سال 1380 درخصوص مبارزه با مفاسد اقتصادی می‌تواند به عنوان نقشه راه جامع و مناسبی برای برخورد با ویژه‌خواران در اوضاع کنونی باشد. در این فرمان به خشكانيدن ريشه فساد مالي و اقتصادي و عمل قاطع و گره‌گشا که مستلزم اقدام همه‌جانبه به وسيله قواي سه‌گانه مخصوصاً دو قوه مجريه و قضائيه است، تأکید شده است.


نداى قدس

رژیم صهیونیستی: عاملان آمیا را کشته‌ایم
سفیر سابق رژیم صهیونیستی در آرژانتین اعتراف کرد که این رژیم اغلب افرادی را که گمان می‌کرد در انفجار مرکز یهودیان در این کشور آمریکای لاتین دست داشته‌اند را از بین برده است. «اسحاق آفیران» در مصاحبه با خبرگزاری یهودیان آرژانتین، با اعلام این موضوع گفت: اسرائیل توانسته اکثر کسانی را که پشت حملات خونین به سفارت اسرائیل و یک مرکز فرهنگی یهودیان در آرژانتین بودند به قتل برساند. رژیم صهیونیستی تاکنون تلاش زیادی را برای مرتبط کردن ایران و حزب‌الله لبنان با انفجارهای آرژانتین انجام داده؛ اما این توطئه براساس شواهد بسیار معتبری، توسط موساد طراحی و به وسیله برخی از رهبران یهودی آرژانتین که از مافیای مالی آن کشور بودند و به‌صورت مافیایی عمل می‌کردند، انجام گرفت.
هفت سال دیگر جمعیت فلسطینی‌ها از صهیونیست‌ها بیشتر خواهدشد

جمعیت فلسطینی‌ها در فلسطین اشغالی تا سال 2020 از تعداد صهیونیست‌ها فراتر می‌رود و صهیونیست‌ها در این سال به عنوان یک اقلیت نسبت به فلسطینی‌ها تبدیل می‌شوند. به گزارش خبرگزاری معا، «علا عوض» رئیس سازمان آمار فلسطین گفت: جمعیت فلسطینی‌ها در سرزمین‌های تاریخی فلسطین تا پایان سال گذشته میلادی (2013) به مرز ۹/۵ میلیون نفر رسید. این در حالی‌ است که جمعیت رژیم صهیونیستی در همین سال به عدد ۱/۶ میلیون نفر نزدیک شد. وی افزود: ادامه این روند سبب می‌شود جمعیت فلسطینیان تا پایان سال 2016 با رسیدن به ۴/۶ میلیون نفر با صهیونیست‌ها برابر شود. «علاعوض» تأکید کرد: درصورت تداوم زاد و ولد کنونی در مناطق فلسطینی‌نشین، جمعیت فلسطینی‌ها در سال 2020، شش سال دیگر به ۲/۷ میلیون نفر در مقابل ۹/۶ میلیون صهیونیست‌ها خواهد رسید. نسبت فلسطینی‌ها در سال یادشده ۱/۵۱ درصد در مقابل ۹/۴۸ درصد صهیونیست‌ها خواهد بود. تعداد فلسطینی‌ها در کل جهان در حال حاضر ۸/۱۱ میلیون نفراست که ۵/۴ میلیون در فلسطین، ۴/۱ میلیون در سرزمین‌های اشغالی، ۲/۵ میلیون در کشورهای عربی و نزدیک به 665 هزار نفر هم در دیگر کشورهای دنیا آواره هستند. درحال حاضر ۸/۲ و ۷/۱ میلیون فلسطینی به ترتیب در کرانه باختری و غزه زندگی می‌کنند.
کاهش مهاجرت به فلسطین اشغالی
براساس آمار وزارت مهاجرت رژیم صهیونیستی، در سال 2013 ده‌ها هزار یهودی به کشورهای آمریکا، انگلیس و کانادا مهاجرت کرده‌اند و در این سال تنها حدود سه هزار یهودی به سرزمین‌های اشغالی 1948 مهاجرت داشته‌اند. وزارت مهاجرت رژیم صهیونیستی در گزارشی از کاهش میزان مهاجرت به فلسطین اشغالی و افزایش مهاجرت معکوس خبر داد و نسبت به افزایش تمایل یهودیان برای مهاجرت به آمریکا و کشورهای دیگر به جای مهاجرت به سرزمین‌های اشغالی ابراز نگرانی کرد.
صهیونیست‌ها برای مقابله با مقاومت، تونل می‌سازند

روزنامه صهیونیستی «معاریو» نوشت: ارتش رژیم صهیونیستی در نظر دارد سه تونل برای آموزش گردان «تسیئیلیم» احداث کند. هدف از احداث این تونل‌ها مقابله با عملیات مقاومت فلسطین از طریق تونل‌ها در مرز با غزه علیه نیروهای ارتش اسرائیل است. این روزنامه خاطرنشان کرد: فرماندهان صهیونیستی معتقدند به‌دنبال پیشرفت‌های جنبش‌های مقاومت فلسطین در احداث تونل، رزمندگان مقاومت مطمئناً از طریق همین تونل‌ها که تعدادی از آنها کشف شده است ضربات سختی را به نیروهای ارتش رژیم اشغالگر وارد خواهند کرد. رئيس سازمان نظام مهندسی در مرکز آموزش‌های نظامی ارتش این رژیم گفت: باتوجه به ارزیابی‌های اخیر ارتش اسرائیل ما به این نتیجه رسیده‌ایم که باید مبارزه در داخل تونل‌ها را به نیروهای خود آموزش دهیم.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

آمريكاي لاتين قدرتي نوظهور با آينده‌اي روشن
قاسم غفوری

ساختار نظام بين‌الملل همواره در حال دگرگوني است، به گونه‌اي که محورهاي قدرت در صحنه جهان با جابه‌جايي‌هاي متعددي همراه است. در عصر حاضر نيز اين مسئله در ابعاد مختلفي مشاهده مي‌شود که نمود آن را در چينش قدرت‌ها و ساختار سياسي و اقتصادي جهان شاهده هستيم؛ چنانکه امروز در حوزه اقتصادي به جاي آمريکا و اتحاديه اروپا، چين به بازيگر اصلي مبدل شده و روسيه نيز به دنبال شکستن انحصار سياسي و نظامي آمريکا است.
آمريکاي لاتين از جمله مناطقي است که با ايجاد ساختارهاي جديد سياسي و اقتصادي در حال تبديل شدن به يکي از قدرت‌هاي جهاني است. تاريخ آمريکاي لاتين دوران‌هاي پر فرازونشيبي دارد که بخش عمده‌اي از آن را استعمار اسپانيايي‌ها و پرتغالي‌ها و سپس فرانسه، انگليس و آمريکا تشکيل مي‌دهد. تصویري که نظام سلطه از آمريکاي لاتين به نمايش مي‌گذارد، شامل مجموعه‌اي از کشورهاي فقير و عقب‌مانده است که پايين‌ترين سطوح رفاهي و بهداشتي و آموزشي را دارد. کشورهايي که بخش عمده‌اي از جمعيت آنها را سرخ‌پوستان و دو رگه‌هايي تشکيل مي‌دهند که همچنان براساس ساختارهاي دوران باستان و بدون مولفه‌هاي دنياي پيشرفته امروز زندگي مي‌کنند.
جالب توجه آنکه نظام سلطه با محوريت غرب با ساخت فيلم‌ها و مستندهاي متعدد درباره آمريکاي لاتين تلاش کرده‌اند تا تصويري سياه و عقب‌مانده از اين مناطق به نمايش گذارند و چنان نشان دهند که ارتباط با اين کشورها دستاوردي به همراه ندارد و حتي حضور غرب در اين منطقه نيز براي انجام امور بشردوستانه و خارج ساختن مردمان از دوران بربريت است.
آنها در تبليغات خود هرگز اشاره‌اي به منابع زيرزميني و ثروت‌هاي کلان آمريکاي لاتين ندارند و نمي‌گويند که در کنار خاورميانه و آفريقا، آمريکاي لاتين بزرگ‌ترين توليدکننده نفت و گاز و منابع معدني است. غرب در کنار انحراف افکار عمومي جهان از حقايق جاري در آمريکاي لاتين، با ايجاد فضاي جنگ‌هاي داخلي و يا منطقه‌اي تلاش کرده تا اين القا‌ئات را به ملت‌هاي آمريکاي لاتين نيز وارد سازد و با سياست تحقيرسازي و مشغول‌سازي ملت‌ها به حاشيه‌ها، ثروت‌هاي اين منطقه را غارت کند.
در باب اهميت آمريکاي لاتين همان بس که در دهه 1970 هنري کيسينجر، وزير امور خارجه و نظریه‌پرداز‌ بزرگ آمريکايي اصلي‌ترين کارکردهاي خود را جلوگيري از شکل‌گيري نظام‌هاي ضد آمريکايي در آمريکاي لاتين قرار مي‌دهد که کودتاي پينوشه عليه آلنده در شيلي نمود کوچکي از آن است.
سال 2014 در حالي روزهاي آغازين خود را سپري مي‌کند که آمريکاي لاتين اکنون با سرنوشت ديگری مواجه است و نگاهي نوين را مي‌توان در آن مشاهده کرد. کارنامه امروز آمريکاي لاتين نشانگر يک اصل مهم است و آن اينکه ديگر اين منطقه حياط خلوت قدرت‌هاي بزرگ نظير آمريکا نیست که هر آنچه به آنها ديکته گردد به اجبار اجرايي کنند. هر چند که ساختارهاي اجتماعي و سياسي متعددي در آمريکاي لاتين مشاهده مي‌شود، اما يک اصل در تمام آنها مشترک است و آن مقابله با نظام سلطه و امپرياليسم و گرايش به کشورهاي مستقل و حضور فعال در عرصه جهاني است.
اين رويکرد را در حوزه‌های دولتي و مردمي مي‌توان مشاهده کرد. نخست آنکه در حوزه دولت‌ها، آمريکاي لاتين در قالب اتحاديه‌هاي مركوسور و آلبا در جهت وحدت و يکپارچگي پيش مي‌رود که نه تنها در حوزه منطقه‌اي، که در عرصه جهاني نيز ايفاي نقش مي‌کنند که نتيجه آن نيز تأثيرات آنها در عملکردهاي سازمان ملل است، هرچند که همچنان ظرفيت‌هاي بسياري براي تقويت اين حضور مشاهده مي‌شود.
دوم آنکه ملت‌هاي آمريکاي لاتين نيز در جهت وحدت و مقابله با نظام سلطه پيش مي‌روند که روي کار آوردن دولت‌هاي چپگرا و ضد امپرياليستي و حمايت از طرح‌هاي دولتمردان در دولتي ساختن معادن و منابعي که تحت سلطه شرکت و يا دولت‌هاي غربي بوده‌اند از اين رويکرد است. هرچند که غرب تلاش دارد تا رويکرد مردم به اين عرصه را برگرفته از حضور برخي افراد در قدرت و امري موقت نشان دهد، اما رويکرد مردم ونزوئلا به «مادورو» پس از درگذشت چاوز و نيز استمرار حرکت‌هاي چپگرايانه در آمريکاي لاتين نظير به قدرت رسيدن روسف پس از داسيلوا در برزيل و استمرار رياست‌جمهوري روساي جمهور بوليوي، نيکاراگوئه، آرژانتين و... نشانگر نگاه ريشه‌اي ملت‌هاي آمريکاي لاتين به دوري و مبارزه با نظام سلطه است. بسياري از ناظران سياسي و اقتصادي تأکيد دارند که آمريکاي لاتين با وضعیت كنوني به يکي از بازيگران اصلي در نظام بين‌الملل مبدل خواهد شد که اتحاد آن با جبهه مقاومت غرب آسيا (خاورميانه) و کشورهاي آزاديخواه آفريقا و شرق آسيا مي‌تواند معادلات جديد بين‌الملل را رقم بزند.
نکته جالب توجه در باب آمريکاي لاتين مخالفت آشکار آنها با رژيم صهيونيستي در حمايت از فلسطين است، چنانکه کشورهاي اين منطقه به يکي از پايگاه‌هاي همگرايي با فلسطين مبدل شده‌اند.
در باب ساختار جديد آمريکاي لاتين و شکل‌گيري تفکر مبارزه با امپرياليسم در ميان دولت‌ها و ملت‌هاي اين منطقه هرچند سال‌ها تحمل درد و رنج و لبريز شدن کاسه صبر ساکنان اين منطقه امري تأثيرگذار بوده اما بسياري از ناظران سياسي و اجتماعي بر تأثيرات برخي تحولات جهاني بر حرکت‌هاي مردمي در اين قاره تأکيد دارند. از جمله مهم‌ترين اين مولفه‌ها الگوي انقلاب اسلامي ايران براي جهانيان بوده است، به گونه‌اي که حتي مقامات کشورهاي غربي اذعان دارند که جمهوري اسلامي ايران زمينه‌ساز تحولات بزرگي در صحنه جهاني بوده که بخشي از آن را در آمريکاي لاتين مي‌توان مشاهده کرد. اين امر چنان است که حتي کنگره آمريکا سال 2012 با برگزاري نشستي رسماً نسبت به حضور ايران و الگوهاي انقلاب اسلامي در آمريکاي لاتين هشدار داده و خواستار مقابله با نفوذ گسترده ايران در اين منطقه شد. هراس آمريکا از حضور ايران در آمريکاي لاتين چنان است که برخي تحليلگران اين سناريو را مطرح مي‌سازند که غرب با رويکرد به ايران تلاش دارد تا با ادعاي روابط و تأمين خواسته‌هاي ايران از ادامه حضور گسترده جمهوري اسلامي در آمريکاي لاتين ممانعت کند. هدف ابتدايي، محروم‌سازي ايران از مولفه‌اي به نام آمريکاي لاتين است که در حوزه‌هاي اقتصادي ظرفيت‌هاي عظيمي براي ايران دارد و در مرحله بعدي نيز مقابله جبهه ضد امپرياليسم با محوريت ايران، مقاومت منطقه و کشورهاي آمريکاي لاتين است تا طرح غرب براي سلطه بر جهان اجرايي شود. در نهايت مي‌توان گفت آمريكاي لاتين از قدرت‌هاي نوظهور با آينده‌اي درخشان است كه روابط با آن مي‌تواند دستاوردهاي بسياري به همراه داشته باشد، چنانكه امروز رقابت شديدی ميان كشورها براي توسعه مناسبات با اين منطقه شكل گرفته كه نشانگر جايگاه جهاني اين منطقه است.


احياي دوران مبارك به بهانه حذف اخوان
علی تتماج

جهان در حالي همچنان مشغول تحولاتي مانند سوريه و لشکركشي غرب به آفريقا و نيز تعطيلات سال نو ميلادي است كه مصر در ماه‌هاي اخير با بحران‌هاي گسترده‌اي مواجه شده است كه در وراي آن يك اصل مشاهده مي‌شود و آن تحركات ارتش و جريان‌هاي بر جاي مانده از دوران رژيم مبارك به همراه برخي از كشورهاي غربي، عربي و صهيونيست‌ها براي بازگرداندن مصر به دوران گذشته است.
جريان‌هايي كه از زمان سرنگوني مبارك اين سناريو را پيگيري مي‌كردند و برآن بوده‌اند تا ضمن به انحراف كشاندن قيام مردم مصر سرانجام بازگشت به قدرت را اجرايي سازند.
مرحله اصلي تحركات اين جريان‌ها را ، ايجاد شكاف در فضاي اجتماعي مصر تشكيل مي‌داد، به‌گونه‌اي كه آنها سعي کردند تا كشور را در قالب حاميان جريان‌هاي مختلف سياسي تقسيم و يكپارچگي آنها را به چند دستگي تبديل کنند. همزمان طرح سرخورده‌سازي انقلابيون براي خروج آنها از صحنه قيام را اجرا كردند كه محور آن تخريب چهره جريان‌هاي اسلامگرا بود. اوج اين تحركات را در كودتاي ارتش در بركناري دولت محمد مرسي مي‌توان مشاهده كرد كه سرآغازي براي حذف جريان‌هاي اسلامي در جامعه مصر بود. هر چند كه اسلام اخواني، اسلامي نه چندان اصيل است كه غرب تلاش كرد تا آن را به جاي اسلام اصيل به ملت‌هاي منطقه القا کند،-چنانكه نظام تركيه را به عنوان نظام سياسي ـ اسلامي معرفي كرده تا مانع از گرايش ملت‌ها به اسلام سياسي اصيل همچون انقلاب اسلامي ملت ايران شوند، اما تحركات غرب نشان مي‌دهد كه آنها به دنبال حذف همان اسلام نيم‌بند و استحاله شده اخواني نیز هستند.
برآيند تحولات چنان است كه غرب با استفاده از ارتش و بازماندگان دوران مبارك با نام حذف اخوان به بهانه حمايت از تروريسم و وطن‌فروشي، تلاش دارد تا فعاليت جريان‌هاي اسلامي و حتي رويكرد مردم به اجراي شريعت اسلامي را هدف قرار دهد تا در نهايت ساختاري غيراسلامي و برآمده از فرهنگ و الگوي غربي را بر مصر حاكم سازد.
غرب تلاش دارد تا به مردم مصر و در نهايت ملت‌هاي منطقه چنان القا کند كه رويكرد به اسلام‌گرايي نتيجه‌اي جز فساد و بحران به همراه ندارد، در حالي كه راهكار خروج از اين وضعيت رويكرد به الگوهاي غربي به‌عنوان تنها الگوي باقي مانده است. در همين چارچوب دولتمردان مصر به نيابت از كشورهاي عربي و غربي طرح متهم‌سازي اخوان به‌عنوان محور تروريسم در اتحاديه عرب را در پيش گرفتند تا طرح حذف اخوان از صحنه جهاني را اجرايي سازند، در حالي كه هدف اصلي اين اقدام نمايش چهره‌اي خشن و ضد‌بشري از اسلام و اسلام‌گرايي است. آنها چنان تبليغ مي‌كنند كه گويي اسلام اخوان همان اسلام سياسي است كه نتيجه آن نيز بحران و آدم‌كشي است تا در نهايت سناريوي مقابله با اسلام سياسي و حذف اسلام‌گرايي در جهان را اجرايي کنند. اين مسئله، هم براي حاكمان خودكامه غرب مهم است و هم توجيه‌كننده اسلام‌ستيزي كشورهاي غربي خواهد بود. جالب توجه آنكه آنها با اين رفتارها اسلام‌گرايي را دشمن منطقه معرفي كرده و نام صهيونيست‌ها و آمريكا را به‌عنوان دشمنان اصلي منطقه در حاشيه قرار مي‌دهند.
غرب در حالي سناريوي خود را گام به گام اجرا مي‌سازد كه همچنان مردم مصر به‌دنبال اسلام‌خواهي و مقابله با تفكرات و مهره‌هاي غرب هستند، چنانكه دانشگاه الازهر محور اعتراضات كودتاگراني شد كه براي انحصار قدرت مأموريت نابودي اسلام‌گرايي در مصر و منطقه را اجرا مي‌كنند.
درگيري مردم با ارتش و بازماندگان دوران مبارك كه به دنبال مصادره قدرت هستند، بالا گرفته است، چنانكه منابع خبری از کشته شدن چندين نفر در تظاهرات دانشجویان هوادار جماعت اخوان‌المسلمین در الازهر و نيز زخمي شدن صدها نفر در اعتراضات خياباني خبر داده‌اند.
صدها تن از دانشجویان مصری هوادار جماعت اخوان‌المسلمین مصر در اعتراض به تروریستی نامیده شدن این جماعت از سوی دادستان و دولت موقت مصر و بازداشت ده‌ها تن از اعضای این جماعت از سوی نیروهای امنیتی تظاهرات کردند. آنها دانشکده کشاورزی و بازرگانی الازهر را به آتش کشیدند. روند تحولات مصر نشان مي‌دهد كه با وجود پرونده‌سازي‌ها و سركوب‌هاي گسترده همچنان مهره‌هاي غرب براي رسيدن به مقصود با چالشي به نام ايستادگي مردمي مواجه هستند، هر چند كه ارتش با ايجاد شكاف اجتماعي و حتي اعمال مجازات‌هاي سنگين براي معترضان به دنبال كاهش ظرفيت‌هاي اجتماعي آنان است. ارتش با ادعاي تروريست بودن اخوان پس از انفجار خونين المنصوره با صدها كشته و زخمي، پيامد حضور در تظاهرات را پنج سال عنوان داشته تا شايد بتواند مردم را از حضور در خيابان‌ها باز دارد.
در مجموع تحولات مصر مي‌توان گفت كه اين كشور صحنه قدرت‌خواهي ارتش و بازماندگان دوران مبارك و مقابله مردم با اين روند است كه وضعیت حساسی را بر اين كشور حاكم ساخته است، به‌ويژه اينكه كشورهاي عربي، غربي و صهيونيست‌ها نيز براي رسيدن به منافع بيشتر در كنار كودتاگران عليه قيام مردم قرار گرفته‌اند و برآنند تا مصر را به ويرانه‌اي براي رسيدن به اهداف سلطه‌طلبانه مبدل سازند.


از نگاه دیگران

ژنو2 محاكمه بين‌المللي سران عرب
تا چند وقت ديگر سياست در جهان عرب به‌ويژه در لبنان عرصه را ترك خواهد كرد و جاي خود را به درگيري‌هاي مسلحانه ميان رژيم‌هايي خواهد داد كه تا ابد با يكديگر دشمن خواهند بود. در اين ميان معارضان مسلحي كه عرصه داخلي را براي خود تنگ مي‌بينند و حامياني در خارج براي خود مي‌يابند با دولت درگير شده و كشورها در آتش جنگ داخلي مي‌سوزند و به اين ترتيب راه براي مداخله خارجي كاملاً باز مي‌‌شود. سفراي كشورهاي خارجي در لبنان آزاد هستند و به‌گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه خانه‌زادند و هر جا كه مي‌خواهند مي‌روند و با هر كه اراده كنند ديدار مي‌كنند. هر چه كه بخواهند بلند بلند مي‌گويند، هم حاكميت دولت را زير پا مي‌گذارند و هم ارزش‌هاي ملي را نقض و در هر موضوعي دخالت مي‌كنند. اين در حالي است كه تردد و فعاليت همين سفرا و هيئت‌هاي خارجي در ساير كشورهاي عربي با محدوديت‌هاي متعددي همراه است.
گذشته از موضوع لبنان بايد به موضوع سوريه و كنفرانس ژنو 2 نيز پرداخته شود. با نگاهي به كنفرانس ژنو كه با حضور كشورهاي عربي برگزار خواهد شد، مي‌توان دريافت كه حاضران عربي استقلالي از خود ندارند. اين كنفرانس با كنفرانس 18 ماه پيش فرقي ندارد و بايد آن را محاكمه بين‌المللي عرب‌ها تلقي كرد.
عرب‌هايي كه صلاحيت برخورداري از دولت منتخب ملت و استقلال ندارند. اين كنفرانس محاكمه تمام رژيم‌هاي عربي است؛ رژيم‌هايي كه دست‌شان به خود ملت سوريه آغشته شده و اين كشور را ويران كرده‌اند. نظام سوريه يكي از مهم‌ترين كشورهاي منطقه است كه هميشه به هر عربي كه خواهان تابعيت اين كشور بوده تابعيت داده و در حل منازعات منطقه‌اي از جمله منازعه فلسطين نقش پر رنگي ايفا كرده است.
كنفرانس ژنو 2 با حضور رژيم‌هايي برگزار خواهد شد كه دموكراسي را نجس مي‌دانند و انتخابات را يك اقدام كفرآميز تلقي مي‌كنند. نمايندگان اين رژيم‌هاي دشمن حقوق بشر به‌گونه‌اي رفتار مي‌كنند و به نظام سوريه حمله مي‌برند،عليه ديكتاتوري آن سخن مي‌گويند كه گويي خود شهروندان كشورهاي اروپايي هستند و دموكراسي در خون‌شان جريان دارد!!
دوگانگي موجود در ميان كشورهاي عربي و غربي طي كنفرانس ژنو2 به‌خوبي قابل مشاهده است. ميان آناني كه به اسم ملت سوريه، نظام سوريه را محكوم مي‌كنند و كساني كه براي محاكمه تمام عرب‌ها به دليل برخوردار نبودن از دموكراسي و نقض حقوق‌بشر در اين كنفرانس حضور دارند. افرادي كه فراموش كرده‌اند خود زماني در نقش استعمارگر در اين كشورها حضور داشتند!!
منبع: ‌السفير لبنان
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 605

هارف: توافق با ایران نزدیک است
باشگاه خبرنگاران(11/10/1392): ماری هارف،‌ سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، اعلام کرد: ما در مذاکرات پیشرفت‌هایی داشته‌ایم و گروه‌‌ها برخی نکات مهم را در بازگشت به پایتخت‌ها مطرح می‌کنند. ماري هارف گفت: در اين مذاکرات پيشرفتي حاصل شد و پيش‌بيني مي‌شود دو طرف به‌زودي طرح اجراي اين موافقت‌نامه را نهايي کنند. يک مقام بلندپايه دولت آمريکا نيز گفت: توافق نزديک است. سخنگوي وزارت امور خارجه آمریکا گفت: در مذاکرات جديد بين ايران و شش قدرت جهان در ژنو پيشرفت خوبي حاصل شده است، اما برخي مسائل همچنان باقي مانده است که بايد حل‌وفصل شود. وي افزود: «هدف ما اين است که هر چه سريعتر اين موافقت‌نامه را وارد مرحله اجرايي کنيم.»
ناکارآمدی تحریم ایران
ایرنا(11/10/1392): سفیرسابق آمریکا در سازمان ملل اقدام برخی نمایندگان کنگره برای تشدید تحریم‌های ضدایرانی با هدف فشار سیاسی به تهران را سیاستی ناکارآمد و اشتباهی فاحش خواند و گفت: این گونه اقدامات کنگره، پایبندی آمریکا به تعهدات بین‌المللی را زیر سوال می‌برد. توماس پیکرینگ گفت: رفتار و مواضع برخی اعضای کنگره در مورد توافقنامه هسته‌ای ژنو، دخالت مستقیم در حدود وظایف و اختیارات کاخ سفید و مغایر با منافع ملی آمریکا است. وی تأکید کرد: به اعتقاد من، تلاش کمیته روابط خارجی سنا برای تصویب تحریم‌های جدید به‌منظور فشار سیاسی به تهران، نه منافعی برای آمریکا دارد و نه کمکی به حل مشکلات خواهد کرد.
منندز: باید آماده باشیم که دیپلماسی در قبال ایران به نتیجه نرسد
باشگاه خبرنگاران(8/10/1392): در پی اعلام ایران مبنی بر ایجاد نسل جدیدی از سانتریفیوژها در این کشور، نمایندگان کنگره آمریکا فشارها بر باراک اوباما برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران را افزایش داده‌اند. بر اساس این گزارش، «باب منندز»، نماینده دموکرات و رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا که رهبری نمایندگان این نهاد برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران را بر عهده دارد، شب گذشته در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز مدعی شد: وقتی شما از تولید سانتریفیوژهای پیشرفته جدید که تنها برای غنی‌سازی اورانیوم از آنها استفاده می‌شود، صحبت می‌کنید و از سوی دیگر اجازه بازرسی از آن را نمی‌دهید، این به آن معنا است که هدف شما از این اقدام، نه تولید انرژی هسته‌ای برای مصارف داخلی، بلکه تولید بمب اتم(!) است.
ايران از محورهاي اوباما در سال 2014
ایرنا (8/10/1392): مدیر بخش مطالعات شورای روابط خارجی آمریکا می‌گوید که رسیدن به توافق دائمی با ایران، اولویت اصلی دولت باراک اوباما در سال 2014 میلادی است. جیمز ام لیندسی در عین حال گوشزد کرد که مذاکرات دشواری در پیش است و رسیدن به توافق نهایی ممکن است ناممکن باشد. لیندسی درباره دورنمای تحولات مربوط به سوریه و موضوع هسته‌ای ایران گفت: خاورمیانه همچنان چالش‌های گوناگونی پیش‌روی دولت اوباما قرار می‌دهد. اوضاع تا حد زیادی همانطور به نظر می‌رسند که در سال 2013 بودند، اما جزئیات به نوعی تغییر کرده‌اند.
توافقنامه ژنو ايران را از غني‌سازي بیشتر منع نمي‌كند
باشگاه خبرنگاران(8/10/1392): دكتر «چارلز كراتامر» تحليلگر و نویسنده مشهور آمريكايي در گفت‌وگويي عنوان كرد: توافقنامه ژنو، ايران را از غني‌سازي بیشتر اورانيوم يا نصب سانتريفیوژ منع نمي‌كند. به دنبال اعلام تهران براي نصب نسل جدیدی از تجهیزات غنی‌سازی اورانیوم، «چارلز كراتامر» در مورد توافق هسته‌ای شش‌ماهه ایران با ایالات متحده و دیگر قدرت‌های جهانی گفت: «در اين توافقنامه چيزي وجود ندارد که ایرانی‌ها را از غنی‌سازی اورانیوم و تولید ماشین‌آلات غنی‌سازی اورانیوم بازدارد. این مشکلی است که در آغاز بود. این همان چیزی است که توافقنامه را از همان اول لوث كرد.
ادعاي ضد ايراني نماينده كنگره
ايسنا(8/10/1392): عضو کنگره آمريکا تصريح کرد تعامل آمريکا با ايران سبب نگراني متحدان سنتي آمريکا در منطقه شده است. «لويي گومرت» عضو جمهوريخواه مجلس نمايندگان آمريکا از ايالت تگزاس گفت: «من به‌تازگی سفري به منطقه شمال آفريقا و غرب آسيا داشتم و از مصر و ليبي و اسرائيل و لبنان و امارات عربي متحده و چند کشور ديگر ديدن کردم. سياست‌هاي آمريکا درباره منطقه خاورميانه سبب ترسيدن متحدان آمريکا شده است. برخي از متحدان آمريکا در منطقه اينگونه تصور مي‌کنند که آمريکا از متحدانش دور شده است و به دشمنانش در منطقه کمک مي‌کند. توافق اخير آمريکا با ايران درباره برنامه هسته‌اي اين کشور مصداق بارز اين مسئله است.


هویت 337


آمریکا: نقض سیستماتیک حقوق مهاجران مکزیکی
در رسوايي ديگر براي حقوق بشر آمريكايي، گزارشی از یکی از نهادهای مرتبط با مسائل مهاجرتی آمریکا نشان می‌دهد حقوق مهاجران مکزیکی در زندان‌های آمریکا به صورت نظام‌مند نقض شده است.گزارشی که مرکز سیاست‌های مهاجرتی آمریکا منتشر کرده نشان می‌دهد حقوق انسانی عده زیادی از مهاجران مکزیکی که از آمریکا تبعید شده‌اند، در زندان‌های آمریکا یا در مراکز رسیدگی به امور این مهاجران توسط مقامات نقض شده است. مصاحبه انجام شده با این مهاجران نشان می‌دهد افسران پلیس علاوه بر سوءاستفاده‌های فیزیکی مانند کتک زدن، لگد زدن، هل دادن یا روی زمین کشاندن این مهاجران، با الفاظ رکیک به صورت کلامی نیز به آنها توهین کرده‌اند.
انگلیس: افزایش موج اسلام‌هراسی

آمارهای جدید نشان می‌دهد، خشونت و اقدامات جنایتکارانه علیه مسلمانان و اسلام‌هراسی در سال 2013 میلادی در انگلیس افزایش یافته است. پلیس لندن که از بزرگ‌ترین نیروهای پلیس این کشور محسوب می‌شود، تنها پانصد مورد جرایم مرتبط با اسلام‌هراسی گزارش داده است. به دنبال اینکه نیمی از 47 پایگاه پلیس در انگلیس و ولز گزارشی درباره تعداد جرایم مرتبط با انزجار از مسلمانان را افشا نکرده‌اند، این نگرانی وجود دارد که این آمار احتمالاً بیشتر باشد.
فرانسه: مقررات سختگیرانه‌تر برای مادران محجبه

شورای حکومتی فرانسه در اقدامی خلاف نص صریح آزادی‌های فردی و اجتماعی با اعمال محدودیت بیشتر برای مادران محجبه دانش‌آموزان، مقررات سختگیرانه‌تری را در زمینه منع حجاب اسلامی در اماکن عمومی وضع کرد. این شورا که بالاترین نهاد قضاوت در دستگاه اجرایی فرانسه است، تصریح کرد: الزامات مربوط به عملکرد عمومی آموزش‌وپرورش می‌تواند مراجع صالح را به این سمت ببرد تا در مورد اولیای دانش‌آموزانی که در فعالیت‌های خارج از مدرسه، دانش‌آموزان را همراهی می‌کنند به استفاده نکردن از نشانه‌های مذهبی توصیه کنند. بر پایه این گزارش، گروهی از افراد تندرو از جمله مارین لوپن رهبرحزب راستگرای جبهه ملی فرانسه نیز به دنبال اجرای قوانین سختگیرانه‌تری در قبال زنان محجبه مسلمان هستند. لوک شاتل وزیر سابق آموزش و پرورش این کشور 27 مارس 2012 لایحه‌ای را با هدف ممنوعیت هرگونه نماد آشکار دینی ازجمله حجاب برای مادران هنگام بازگرداندن فرزندان‌شان از مدارس پیشنهاد کرده بود.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

سردار سلامی در تبیین راهبرد کلان اندیشه امام (ره) و رهبری
راه موفقیت ما از مسیر دانایی می‌گذرد

به کوشش: مهدی بهشتی نژاد

اشاره
سردار سرتیپ حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در جمع تعدادی از پژوهشگران، مدیران دانش و پژوهش و پاسداران ستاد فرماندهی کل سپاه مطالب مهمی درخصوص ضرورت تفکر و رسیدن به دانایی، جوشش فکری برای طراحی الگوهای پیشرفت و نقش انقلاب اسلامی، امام(ره) و رهبری معظم انقلاب در مسیر استقلال عملی و فکری جامعه و نقش سپاه و بسیج در این عرصه بیان کرد که نظر به اهمیت موضوع، بخش‌هایی از آن را در ادامه خواهید خواند:
نقشه اصلی نظام سلطه تسلط و استیلا بر ذهن‌ها و کنترل ذهنی همه عالم است.گاهی این امر تحت واژه «Nation bilding» ملت‌سازی صورت می‌گیرد. تصویر این استراتژی خطرناک را در تهاجمات فرهنگی در محاصره‌های علمی، در عملیات‌های روانی، در منزوی‌سازی سیاسی و... مشاهده می‌کنیم.
افتخار آمریکایی‌ها این است که برای کشورها ملت‌سازی کرده‌اند و قانون اساسی نوشته‌اند. افتخار آنها این است که بعد از جنگ جهانی دوم قانون اساسی برای ژاپن نوشته‌اند.
ملت‌سازی به این معنا است که تمام عناصر تشکیل‌دهنده هویت ملت‌ها را نظام سلطه بسازد. شخصیت علمی کشورها را نظام سلطه مدیریت کند. مدیریت توزیع دانش و صورت‌بندی علم و فناوری در اقصی‌نقاط عالم را نظام سلطه برنامه‌ریزی کند. شاکله اقتصادی، توان اقتصادی و نقش اقتصادی هر دولتی را در عالم آنها برنامه‌ریزی کنند. مدل و الگوی اندیشه پیرامون دانایی هر کشور را نظام سلطه طراحی و اعمال کند. به طور کلی نقشه ژنتیک هر جامعه را که حاکی از توانایی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... هر ملتی است، آنها طراحی کنند. ما در چنین دنیایی زندگی می‌کنیم. دشمن در طراحی توسعه نظامی برای همه کشورها سلسله مراتبی عمل می‌کند، برای ما هم به‌دنبال آن است و ما آن را مشاهده می‌کنیم.
ما امروز در ترکیه چیزی به نام فناوری هوافضا نمی‌بینیم. در آنجا چیزی به نام توسعه هسته‌ای و زیست فناوری و بیولوژیک و ... را نمی‌بینیم. در بسیاری از کشورها که به ظاهر دارای سطح بالایی از رشد و توسعه هستند، بیشتر توسعه الگوهای مصرف را مشاهده می‌کنیم تا الگوی تولید. بیشتر در هم تنیدگی و وابستگی به دانش غرب را مشاهده می‌کنیم.
نقشه استعمار این است که ملت‌ها را در مرحله کودکی سبک و مرفه نگهدارد.
برای اطفال همیشه پدر و مادرها تولید نیاز می‌کنند. الگوی لباسی آنها پدران و مادران هستند. کودکان فاقد قدرت انتخاب هستند. آمریکایی‌ها می‌خواستند «تولید نیاز» کنند.
آنها می‌خواهند برای ما شأنیت تعریف کنند. آنها می‌خواهند برای ما نیاز را تعریف کنند. این الگوی تسلط استعمار بر جهان است. هنر امام(ره) و انقلاب اسلامی این بود که این پوسته کشیده شده بر فضای فکری، فرهنگی و ذهنی جامعه ما را شکست.
اما هنوز عظمت انقلاب امام را درک نکرده‌ایم. این یعنی در هم شکستن تمام سلطه و زور و تزویر نظام استکبار.
امام(ره) توانست تسلط فکری و ذهنی نظام سلطه بر جامعه ما را محو کند. امام(ره) اذهان ما و قدرت تفکر ما را از تسلط طاغوت و نظام سلطه خارج کرد. رهبری معظم انقلاب هم در ساخت تفکر و اندیشه پیشرفت نقش جامع و بی‌نظری دارد.
هر کشوری تا زمانی که در تسلط قدرت فکری و ذهنی دیگری است رشد نمی‌کند. چون هر رخدادی در هر جامعه‌ای عکس‌العمل همان رخداد در همان جامعه است.
تا مدل جهان‌بینی و جوشش فکری کشوری آزاد نباشد، استقلال حاصل نمی‌شود. مبدأ آزادی‌نگری هر جامعه‌ای مرتبط با همین موضوع است.
دشمن ذهن‌های جامعه را منجمد کرده بود. به ما نقش یک ربات را داده بودند که نرم‌افزار آن در اختیار آنها بود. نقش‌های استراتژیک را از ما گرفته بودند و فقط نقش‌های عملیاتی به ما می‌دادند.
تفکر استراتژیک یعنی قابلیت جامعه برای طراحی پیشرفت خود در جهان. کار بزرگ انقلاب این بود که به ملت بزرگ ایران قدرت تفکر و اعتبار بخشید و ما صاحب استراتژی شدیم.
از ما یک نظام برده‌داری مدرن ساخته بودند و چنین نظامی بدون ارباب نمی‌تواند زیست کند. آیا ترکیه و عربستان همین کار را در جدول آمریکا برای سوریه و جهان اسلام انجام نمی‌دهند؟ آیا اروپا به‌عنوان یک عنصر کارگزار تحت سیطره آمریکا عمل نمی‌کند؟ این نقشه استعمار است؛ اما ملتی که صاحب اندیشه باشد، خود طراحی و اقدام می‌کند. شاکله یعنی هویت، شخصیت، اعتبار، فرهنگ و... انقلاب اسلامی این هنر را داشت که برای ما تفکر واندیشه ایجاد کرد به ما دانایی بخشید. دانایی از دانش ارزشمندتر است. دانش ظرف اقتدار یک ملت است. اما دانایی به این دانش قدرت و حرکت می‌دهد. این دانایی را امام(ره) و رهبری به ما داده‌اند. دانایی، قدرت فهم عالمانه موضوعات است. قدرت تولید راهبرد است. دانایی سرمایه گرانسنگی است، این سرمایه را ما نداشتیم، جاهلان بر ما حکومت می‌کردند. کسانی که تمام قوای مخیله خود را در اختیار دشمن قرار داده بودند. دشمن استراتژی جداسازی بین ذهن و جسم را در مورد ما ایجاد کرده بود، بدون این کار سلطه انجام نمی‌گیرد. رهبران ما هنرشان این بود که بین ذهن و جسم و وحی و زندگی زمینی اتصال برقرار ساختند. رهبران ما به ما یاد دادند که چگونه در مسیر این حرکت جهادی بزرگ، قواعد بازی را یاد بگیریم. دانایی یعنی فهم مسیر یادگیری، جهاد یعنی «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» هر کشوری در مسیر جهاد قرار بگیرد خداوند به او ظرفیت دانایی می‌دهد. هدایت شرط اصلی‌اش جهاد فی‌سبیل‌الله است. دو معجزه از معجزات امام که حاصل دانایی و بصیرت بود تشکیل سپاه و تشکیل بسیج بود.
پیکره قوی سپاه و بسیج حاصل دانایی امام(ره) و رهبری بود. علت اینکه بسیاری از انقلاب‌ها در بین راه مصادره می‌شوند، برای این است که هدایت‌کننده به دانایی و اتصال‌دهنده ذهن به جسم را ندارند.
نوشتن و ساختن، فرمول مقاومت را برای دهه‌های آینده می‌سازد این فقط مربوط به معرفت ملکوتی و چشم حقیقت‌بین امام است که به وحی اتصال دارد.
امام(ره) در پرتوی هدایت الهی جهاد و مقاومت را انتخاب کرد. خداوند به ذهن او جوشش بخشید و سپاه و بسیج را تشکیل داد. لذا این انقلاب با این ظرفیت در مقابل نظام سلطه بیمه شد. این ساخت نظام ولایی یک اعجاز بی‌مانند در عصر حاضر و نشان‌دهنده حقانیت قرآن عظیم است و نشان می‌دهد هر چه زمان بگذرد و علم پیشرفت کند اندیشه‌های مبتنی بر وحی تازه و نو است. آیا غیر یک نظام ولایی و تشکیل یک نظام مبتنی بر نیروهای جهادی قادر خواهد بود بایستد.
اگر ما می‌خواستیم با مدل غربی نظام‌سازی کنیم تاکنون چندین‌بار نابود شده بودیم. ما آن الگو را کنار گذاشتیم و براساس آموزه‌های وحیانی عمل کردیم. راه مبارزه راستین و راه مقاومت را پیش گرفتیم.
راه برای موفقیت‌های بعدی ما از همین مسیر می‌گذرد. آیندگان ما مصمم‌ترند زیرا دانایی و دانش بیشتری کسب می‌نمایند.
آنچه از علم تاکنون در عرصه تجربی توسط غرب یا شرق کشف شده است سطح نازل علم است. این علوم سطوح فنی است و اگر علوم وحیانی نباشد اینها رشد نمی‌کنند.
در ضعیف‌ترین موقعیت، در هنگام تولد یک انقلاب جدید و مردم جدید (ذهنیت مردم) جنگ را بر ما تحمیل کردند. ما اگر با استراتژی آنها می‌خواستیم با آنها بجنگیم هرگز پیروز نمی‌شدیم. هنر ما این بود که در این نبرد هرگز به استراتژی نبرد آنها رجوع نکردیم. اگر ما آموزش دافوس ارتش آنها را دیده بودیم حتماً‌شکست می‌خوردیم.
پاسداران آمدند با روش‌های متفاوت، یک دنیا دشمن را در تفکر و اندیشه شکست دادند. هنر سپاه و بسیج این بود که ایمان و اعتمادبه‌نفس داشتند؛ اعتماد‌به‌نفس ملی.
هنر این بود که تفکر سپاه سیال بود. مانند آب مسیرهای نفوذ خود را پیدا می‌کرد. هر کجا دشمن آن را تشخیص می‌داد سپاه راه دیگری را می‌یافت. این عمل وقتی با ایمان ترکیب شود شکست در آن معنا ندارد.
هیچ چیزی جز الهام الهی در تفکر پاسداران نمی‌تواند توجیه‌گر رفتار ما باشد. هنر ما این بود که مسیر را خود ترسیم کرده‌ایم و به آن رسیده‌ایم.
صحبت رئیس‌جمهور آمریکا در مورد ما و عجز در مقابل ما نشان از عظمت ماست. این نکته که نمی‌شود ایران را در استراتژی خود متوقف کرد و اذعان به اینکه اگر می‌توانستیم می‌کردیم و ادامه می‌دهد که نگران بودیم که تحریم‌ها خودبه‌خود فرو بریزد.
سپاه چگونگی مقابله با دشمن در هر وضعیتی را آموخت و با او مقابله کرد. هسته‌های مقاومت در جهان براساس تفکر امام شکل گرفت. حزب‌اللهی شکل‌گیری تفکر امام که تمام هیمنه اروپا، آمریکا و اسرائیل را فرو ریخت و همین امر می‌شود عامل شکست تمام اینها در سوریه. اینها در یک فضای نابرابر شکست می‌خورند، آنقدر هزینه می‌کنند؛ اما به ورطه نابودی می‌رسند و در سیاست به بن‌بست می‌رسند. «لهم قلوب لایفقهون بها؛ قلب دارند ولی نمی‌توانند تفقه نمایند.»
ما به مرحله‌ای رسیدیم که سیاست آمریکا را در عراق به شکست بکشانیم. آیا این دانش و دانایی نیست؟ آنها با همه علوم و دانش آمدند و لی شکست خوردند.
البته اگر این دانش در اختیار انسان الهی قرار بگیرد محشر به پا می‌شود. حضرت آقا بارها گفته‌اند بدون دانش نمی‌توان اقتدار ایجاد کرد. قضیه این است، صاحب قلب درخشان با هزینه اندک در فضای وحی‌آمیز می‌تواند کارهای بزرگ انجام دهد. در سایه وحی «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره»
ما می‌توانیم، یعنی همین که با اندک توان و دانش در سایه وحی الهی قادر به ساختن هستیم. از دل اینها علم مبتنی بر وحی یعنی دانایی الهی بیرون می‌آید و در اوج محاصره و تحریم، این اقدامات صورت می‌گیرد.
فلذا راه ما کماکان از مسیر جهاد و مقاومت‌ می‌گذرد نه از این توافقنامه‌ها، ما مجبوریم اتمام حجت نماییم که ما صادقیم و دشمن ما هیچ صداقتی ندارد و مثل همیشه کلام رهبر معظم انقلاب ما دارد اثبات می‌شود.
در پایان تأکید می‌کنم که وظیفه ما و شما در بخش پژوهش و دانش تبدیل دانش و اندیشه‌های گذشته به قواعد و تحویل آن به نسل‌های بعدی سپاه و بسیج و جامعه است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

از خواب گران ... خیز!
با وجود گذشت بیش از چهار سال از فتنه 88 و مشخص شدن بسیاری از زوایای پنهان این فتنه و افشای دست‌های خارجی حامی پشت پرده در آن، اما با کمال تأسف، گاه سخنانی را از کسانی می‌شنویم که مایه شگفتی است و این پرسش به ذهن متبادر می‌شود که برخی خواص کی قرار است از توهم درآیند و بیدار شوند و حقایق را آنچنان که هست، ببینند! یکی از این خواص بی‌حواس، آقای علی مطهری است که هر از چندگاه، به‌گونه‌ای درباره فتنه سخن‌فرسایی می‌کند که بسیار قابل‌تأمل و البته شگفتی است! وی اخیراً در جمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز با انتقاد از راه‌پیمایی‌های عظیم ملت ایران در ۹ دی علیه فتنه، در بخشی از سخنانش می‌گوید: «اگر پس از انتخابات 88 دولت اجازه تجمع را داده بود و سخنان معترضین را پخش می‌کرد، هیچ‌گاه چنین اتفاقاتی نمی‌افتاد.»! و در ادامه ضمن تأکید بر تجاهل به واقعیت، می‌افزاید: «اما زمانی که مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه اعلام کردند که باید از تجمع خودداری شود، تجمع کردن در نهم دی ماه بی‌مورد بود.»! درباره این سخنان آقای مطهری چند نکته حائز اهمیت است: اول آنکه، ایشان در این سخنرانی و دیگر سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های گذشته خود، همواره از عملکرد نظام در زمان فتنه به‌گونه‌ای سخن می‌راند که انسان فکر می‌کند، سران فتنه، سردمداران غربی به‌ویژه آمریکایی و صهیونیستی، منافقین، بهایی‌ها، سلطنت‌طلبان و کلیه ضدانقلاب‌های خارج‌نشین حاضر در فتنه که عامل اصلی بروز این فتنه هم هستند، هیچ گناهی در ان فتنه نداشته و یا حداکثر، تقصیر و گناه آنان، برابر با گناه و تقصیرات نظام است!
این منطق آقای مطهری ما را به یاد آن داستانی می‌اندازد که می‌گویند: اسب شخصی را از اصطبل‌ خانه‌اش دزدیدند، همسایه‌ها جمع شدند و هرکس، صاحب اسب را مقصر این دزدی جلوه‌ می‌داد، مثلاً یکی می‌گفت؛ حتماً درب اصطبل را محکم نبسته‌ای. دیگری می‌گفت؛ حتماً خوابت سنگین بوده و آن یکی می‌گفت: اگر سگ نگهبان داشتی و... به طوری که صاحب اسب که از منطق همسایگانش حوصله‌اش سر رفته بود، داد زد؛ بس کنید، انگار همه تقصیرها مال من است و دزد اسب هیچ گناهی ندارد! حال آیا منطق آقای مطهری در باب فتنه، جز منطق همسایگان صاحب اسب دزدیده شده است؟!
ثانیاً: قطعاً ایشان سخنان آقای ضرغامی درباره دعوت از موسوی و کروبی برای مذاکره در سیما و دیدار برخی مسئولان دولتی از جمله وزیر اطلاعات وقت با موسوی و کروبی و همچنین درخواست شورای نگهبان برای بازشماری صندوق‌های رأیی که این دو، ادعای تقلب در آن داشتند و... شنیده است و قطعاْ هم پاسخ بی‌منطق این دو را نیز به این درخواست‌ها . پس نمی‌توان با بستن چشم‌ها بر روی واقعیات، سازمان‌هایی چون صدا و سیما و دیگر نهادهای قانونی و دولتی را عامل و هم ‌پایه فتنه‌گران در فتنه ۸۸ دانست.
ثالثاً، آقای مطهری! درخواست مقام معظم رهبری برای تمکین از قانون از سوی سران فتنه و عدم اردوکشی، در آغاز فتنه بود. اما آیا سران فتنه، واقعاً چنین کردند؟! یا اینکه ماه‌ها با بیانیه‌ها و سخنان خود شعله فتنه را روشن نگاه داشتند! اصلاً حضورمیلیونی مردم در 9 دی برای پایان دادن به بی‌قانونی‌ها و اردوکشی‌های گاه‌و بی‌گاه فتنه‌گران و در اعتراض به هتک حرمت عاشورای 88 از سوی فتنه‌گران خداجوی موسوی و کروبی بود! موضوعی که ظاهراً‌ آقای مطهری به عمد از کنار آن می‌گذرد و نمی‌خواهد قبول نماید که فتنه 88 نه سوءتفاهم بوده و نه اشتباه این طرف، بلکه توطئه‌ای بوده که از سال‌ها پیش از سوی دشمنان داخلی و خارجی نظام طراحی‌ شده بود که انتخابات 88 بهانه‌ای برای اجرایی کردن آن بود. حال باید به آقای مطهری و دیگر خواص بی‌حواس این مصرع زیبای اقبال لاهوری را یادآور شد که؛ از خواب گران خواب گران خواب گران خیز! 


نگاه دو
علی حیدری

آنهایی که نخواستند۹ دی را ببینند!
در آستانه نهم دی ماه امسال خبرهایی منتشر شد که حکایت از تصمیم اتاق فکر رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب مبنی بر سکوت یا به حاشیه بردن حماسه عظیم مردمی 9دی داشت. در جلسه‌ای که به همین دلیل برگزار شده بود و ظاهراً برخی از مسئولان نیز در آن حضور پیدا کرده بودند، تأکید شده بود که به دلیل تلاش‌هایی که برای رفع حصر سران فتنه صورت می‌گیرد و شیفتگی اصلاح‌طلبان از احتمال این موضوع، عملاً پرداختن به حماسه 9 دی و پوشش مطالبات مردم، سبب شکست تلاش‌های آنها خواهد شد.
9 دی 1392 فرا رسید و همانطور که انتظار می‌رفت به غیر از چند روزنامه، متأسفانه اغلب روزنامه‌ها که تعداد زیادی از آنها وابسته به جریان اصلاح‌طلبی هستند با سکوت، بی‌توجهی و یا دهن‌کجی با حماسه 9 دی برخورد کردند.
در این میان روزنامه‌های کیهان، جوان، وطن‌امروز و سیاست‌روز که از چند روز پیش به انتشار مطالب مختلفی درباره این حماسه بزرگ پرداخته‌ بودند، در روز 9 دی هم این حماسه را به شکل مناسبی پوشش دادند. جام جم، همشهری، خراسان و تهران‌امروز نیز در همین روز مطالبی را به حماسه ۹ دی اختصاص دادند.
اما نگاهی گذرا به صفحه اول روزنامه‌های شرق، اعتماد، اطلاعات، جمهوری اسلامی، ایران، خورشید، شهروند، فرهیختگان، قانون، خبر، ابتکار، همبستگی، آرمان، آفتاب یزد و تابناک نشان می‌دهد که این روزنامه‌ها یا به‌کلی حماسه مردمی ۹ دی را سانسور کردند، یا با برجسته‌سازی نقل قول‌های انحرافی نظیر سخنان علی مطهری در روز پیش از نهم دی ماه، به اصل حماسه میلیونی مردم طعنه و کنایه زدند.
جالب‌تر اینجاست که در روزهای منتهی به نهم دی نیز برخی از همین روزنامه‌ها به بهانه‌های گوناگون اقدام به انتشار اخبار و تصاویر کسانی کردند که اگر آنها را جزو سران فتنه ندانیم، اما نقش‌شان در همراهی افرادی چون موسوی و کروبی در جریان فتنه سال 88 بر کسی پوشیده نیست. اختصاص عکس یک و تیتر یک روزنامه به چنین افرادی آن هم در آستانه سالروز حماسه 9 دی را نمی‌توان یک کج‌سلیقگی دانست، بلکه دست‌هایی در کار است تا قبح حوادث پس از انتخابات 88 را بشکنند و اقدام سران فتنه علیه نظام، انقلاب، رهبری و ملت بزرگ ایران را تا حد یک سوء‌تفاهم سیاسی تنزل دهد. غافل از اینکه سران فتنه مجرم هستند و اگر هم تا کنون محاکمه و مجازات نشده‌اند به علت رأفت و عطوفت نظام اسلامی بوده است.
البته برخوردهایی از این نوع از سوی برخی مطبوعات و جریان‌های سیاسی خاص، سابقه دیرینه‌ای دارد و شاید یکی از دلایل بروز فتنه ۸۸ نیز همین واقعیت تلخ باشد که رأی مردم زمانی ارزشمند است که در چارچوب این جریان‌های خاص سیاسی باشد. در غیر این صورت، حتی اگر مردم با حضور خود حماسه‌ای به بزرگی ۲۲ خرداد ۸۸ و مشارکت ۴۰میلیونی نیز خلق کنند، به جرم اینکه، انتخاب و علاقه‌مندی دیگری داشته‌اند، باید شیرینی حماسه به کام‌شان تلخ شود!
ناگفته نماند که این نوع برخوردها تأثیر مستقیم در واکنش مردم نیز دارد، به‌طوری که گفته می‌شود که حدود نیمی از نشریات اصلاح‌طلب هر روز نیز برگشت می‌خورد. این موضوع دلیل واضحی برای بی‌اعتنایی مردم به جریان‌های سیاسی‌ای است که به باورهای آنها بی‌اعتنایی و دهن‌کجی می‌‌شود.
اما با وجود جفایی که برخی رسانه‌ها به حماسه مردمی نهم دی ماه88 کردند، بخش‌های مختلف رسانه ملی از چند روز پیش به استقبال حماسه ۹ دی رفتند و در طول هفته گذشته با پخش ویژه‌برنامه‌ها، گزارش‌های مستند و حتی فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی با موضوع فتنه، کوشیدند تا مروری بر حوادث سال 88 داشته باشند تا در رهگذر برخوردهای سیاسی و جناحی مطبوعات و پایگاه‌های خبری، این رویداد مهم از سوی مردم به‌ویژه جوانان به فراموشی سپرده نشود.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

معاون وزیر خارجه در شورای تحلیل معاونت سیاسی
مذاکرات هسته‌ای به مرحله جنگ اراده‌ها رسید

به کوشش :عبدالله حسینی

«مذاکرات هسته‌ای جنگ اراده‌هاست و ما در این مذاکرات توانستیم اراده خود را به طرف مقابل تحمیل کنیم.»
معاون وزیر خارجه کشورمان در جلسه شورای تحلیل معاونت سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه با بیان اینکه آمریکا و غرب نمی‌خواستند ما غنی‌سازی داشته باشیم، ولی ما توانستیم خواست خود در ادامه غنی‌سازی را به آنها تحمیل کنیم، گفت: دلیل عصبانیت رژیم صهیونیستی و عربستان هم همین است. اینها به آمریکا می‌گویند شما علی‌الظاهر جلوی بمب اتمی ایران را گرفته‌اید، اما قدرت منطقه‌ای آن را به رسمیت شناخته‌­اید و این همان مسئله خطرناک است.
سرپرست تیم مذاکره‌کننده کشورمان با اشاره به تجربه مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با سه کشور اروپایی که به توقف و تعلیق مسائل هسته‌ای دوره پیش انجامید، گفت: در آن مقطع فهمیدیم که با نشست و برخاست با غربی‌ها، کشور هسته‌ای نخواهد شد و وقتی می‌گفتند؛ تعلیق کن، منظورشان توقف بود. نهایتاًً ته ذهن‌شان توقف و برچیدن هسته‌ای بود! از همین‌رو مجموعه نظام به این نتیجه رسید که اگر ما می‌خواهیم هسته‌ای شویم باید خودمان به میدان برویم و خودمان را تثبیت کنیم؛ لذا تعلیق غنی‌سازی را شکستیم و برنامه‌ها را احیا کردیم. طرف مقابل هم سراغ قطعنامه و تحریم رفت.
عباس عراقچی درخصوص نتایج مقاومت مردم ایران در برابر تحریم‌های غرب گفت: در یک مقطعی هم آنها فهمیدند قطعنامه‌ها فایده‌ای ندارد و روسیه و چین هم بیش از این همراهی نمی‌کنند. به سراغ تحریم‌های یک‌جانبه رفتند! تحریم‌هایی که خودشان؛ چه آمریکایی‌ها و چه اروپایی‌ها وضع می‌کردند و هدف‌شان این بود که هزینه‌های ما را بالا ببرند. ما هم مقاومت می‌کردیم. تقریباًً از سال 84 تاکنون ما هشت سال در مقابل همه تحریم‌های اقتصادی آنها مقاومت کردیم و در کنار آن تهدید نظامی هم ‌شدیم.
دعوا سر آن بود که آنها می‌گفتند ما نباید غنی‌سازی داشته باشیم و این نکته مهمی است که باید توجه داشته باشیم دعوا سر چه بود؟ دعوا به‌تدریج از غنی‌سازی و هسته‌ای فراتر رفت و جنگ ما با آنها جنگ اراده‌ها شد. آنها می‌گفتند ایران حق غنی‌سازی ندارد و ما می‌گفتیم بر اساس ان‌پی‌تی غنی‌سازی حق ماست. آنها قطعنامه تصویب کردند و فشار آوردند و ما ایستادگی کردیم تا به جایی رسیدیم که در عرصه میدانی به خواسته‌های‌مان رسیده بودیم.
عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ایران افزود: زمانی که خودمان را در میدان تثبیت کردیم و دیگر لزومی نداشت هزینه پرداخت کنیم، باید چند کار می‌کردیم؛ یکی اینکه هزینه‌ها را کم کنیم و وزنه‌های اضافی تحریم را از دوش جمهوری اسلامی برداریم. دوم؛ اینکه برنامه هسته‌ای‌مان را ـ که در میدان تثبیت کرده بودیم ـ در منظر بین‌المللی هم تثبیت کرده و تلاش کنیم که غرب قبول کند ایران یک برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی دارد. سوم؛ با حل موضوع هسته‌ای به اقتدار منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی اضافه شود. لذا وارد مذاکرات شدیم و توانستیم با شش کشور بزرگ دنیا مذاکره کنیم و از این طریق به خواسته‌های‌مان برسیم. این است که می‌گوییم ما برنده مذاکرات هستیم چون توانستیم اراده‌مان را تحمیل کنیم، یعنی آنها می‌گفتند غنی‌سازی نکنید؛ اما ما گفتیم می‌خواهیم غنی‌سازی کنیم. اکنون ما غنی‌سازی داریم و این روند همچنان ادامه دارد، لذا این اراده ماست که تحمیل شده است.
عراقچی در جمع شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه به روند گفت‌وگوها اشاره کرد و اظهار داشت: وقتی ما وارد مذاکره شدیم، گفتیم دو طرف باید یک هدف مشترک داشته باشند و هدف مشترک را اینگونه تعریف کردیم؛ گفتیم جمهوری اسلامی از برنامه هسته‌ای خودش چه می‌خواهد؟ یعنی حالت ایده‌آل برای ما چیست؟ حالت ایده­آل برای ما این است که ما برنامه هسته‌ای خودمان را داشته باشیم. غنی‌سازی هم در آن باشد و تحریم هم نباشد. بیشتر از این چیزی نمی‌خواهیم، بیشتر از این سلاح و بمب و اینها می‌شود که آنها را فتوا داریم حرام است. خوب پس ما می‌خواهیم برنامه هسته‌ای‌مان را داشته باشیم و در عین حال غنی‌سازی و تحریم هم نباشد. اگر به این وضعیت برسیم، برنده‌ایم. طرف مقابل چه می‌خواهد؟ ادعایش این بود که با برنامه هسته‌ای ایران مشکلی ندارد و تنها با سلاح هسته‌ای مشکل دارد، لذا می‌خواهد جلوی سلاحی هسته‌ای ایران را بگیرد. از این رو اگر به وضعیتی برسیم که طرف مقابل مطمئن شود سلاح هسته‌ای در کار نیست، در این صورت او هم به هدفش رسیده و برنده است. پس هدف مشترک می‌توانست اینگونه تعریف شود: هدف مشترک عبارت است از اینکه «برنامه هسته‌ای ایران از جمله غنی‌سازی ادامه می‌یابد و اطمینان حاصل می‌شود که سلاح در کار نیست و تحریمی هم وجود ندارد.» در اینجا ما بدون اینکه امتیازی داده باشیم برنده هستیم.
وی درخصوص نحوه ادامه مذاکرات و دستاوردهای آن تصریح کرد: پس از تعیین هدف مشترک باید گام‌های رسیدن به آن تعریف شود، لذا گام‌به‌گام جلو رفتیم، اما در موضوع مهم غنی‌سازی، توافقنامه می‌گوید؛ غنی‌سازی 5/3 درصد را ادامه بده. بعد هم تضمین می‌دهند که به هر راه‌حلی که برسیم غنی‌سازی هم در آن هست. دو جای سند کلماتی آمده که نشانگر تضمین است. یعنی راه‌حل پایانی شامل و متضمن برنامه غنی‌سازی خواهد بود. بنابراین هم غنی‌سازی در عمل ادامه پیدا می‌کند، هم در گفتار، مکتوب می‌شود که به هر راه حلی هم که برسیم غنی‌سازی در آن هست. این بزرگ‌ترین دستاورد ماست. دستاوردهای دیگری هم برای ما حاصل شده است. وقتی شش کشور بزرگ دنیا می‌نشینند و قبول می‌کنند که شما غنی‌سازی را ادامه بدهید و حقوق خود را بر اساس NPT داشته باشید، یعنی آنچه را در میدان به‌دست آورده‌اید در عرصه بین‌المللی تثبیت می‌کنید. این دستاورد دوم است. در عرصه منطقه‌ای هم شما می‌توانید با وجود تحریم‌ها از بحران خارج شوید و برنامه هسته‌ای خود را داشته باشید، لذا ایران یک قدرت منطقه‌ای است که دیگران باید باورش کنند. دلیل عصبانیت برخی کشورهای منطقه هم همین است.
معاون وزیر خارجه کشورمان همچنین به تعهدات ایران در توافقنامه ژنو اشاره کرد و اظهار داشت: هم در کلیات و هم در جزئیات توافقنامه ما برنده‌ایم. در جزئیات دو اتفاق افتاده است؛ یکی اینکه هر دو طرف قبول کرده‌اند که از اینجا که هستند جلوتر نیایند. ما قبول کرده‌ایم که در برنامه هسته‌ای خودمان در کمیت و نه در کیفیت جلوتر نرویم. یعنی هیچ چیز متوقف و تعطیل نمی‌شود. فقط پذیرفته‌ایم که از اینکه هست جلوتر نرویم. طرف مقابل هم پذیرفته تحریم جدید وضع نشود و از این جلوتر نرود. این نکته خیلی مهم است. اتفاق دوم این است که هر دو طرف یک مقدار برمی‌گردند عقب. ما چه عقبگردی داریم؟ دو تا کار ما عقبگرد است؛ بقیه کارهایی که ما می‌کنیم عدم جلورفت است. دو عقبگرد چیست؟ یکی توقف غنی‌سازی 20 درصد است که البته نیازی هم به آن نداریم؛ زیرا همه نیازهای رآکتور تهران را تا چند سال آینده تأمین کرده‌ایم، عقبگرد دیگر اینکه مواد تولید شده 20 درصد را اکسید کنیم یا به 5/3 درصد تقلیل بدهیم. یعنی پذیرفتیم مواد غنی شده 20 درصد را که پیشتر بخشی از آن را اکسید کرده‌ایم-نصف باقی‌مانده آن را اکسید کنیم برای سوخت رآکتور تهران و نصف آن را رقیق کنیم به 5/3 درصد. ۵+۱ در مقابل چه عقبگردی می‌کند؟ یکی اینکه قانون فعلی تحریم نفتی که می‌گوید فروش نفت ما باید 20 درصد کم شود را تعلیق کند تا فروش نفت فعلی ایران حفظ شود. دیگر اینکه صادرات پتروشیمی کلاً آزاد می‌شود که میزان آن الان 8 میلیارد دلار در سال است. تحریم طلا و فلزات گرانبها، تحریم صنایع اتومبیل، یعنی قطعات خودرویی برداشته می‌شود که روی ایران خودرو و سایپا تأثیر زیادی دارد و به اشتغال‌زایی کمک می‌کند و مقداری از قطعات صنایع هوایی هم تعلیق شده و ایجاد یک کانال بانکی که ایران بتواند برای خرید مواد دارویی و غذایی تحریم بانکی فعلی را بشکند. 2/4 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران هم به صورت نقدی وارد بانک مرکزی می‌شود. 400 میلیون دلار هم برای دانشجویان و خلاصه اینکه ظرف شش ماه آینده از 18 میلیون دلار درآمد نفتی کشور تقریباًً 14 میلیارد آن برای دولت قابل دسترسی می‌شود.
عراقچی در خاتمه به علل جنگ روانی آمریکا اشاره کرد و گفت: به نظر من میان آنچه ما عقبگرد کرده‌ایم و آنچه که غرب عقب‌نشینی کرده تعادل به نفع ماست. یعنی ما، هم در کلان و هم در جزئیات معامله سود برده‌ایم. اما نکته‌ای که هست اینکه در کنار هر مذاکره‌ای یک جنگ روانی و رسانه‌ای هم وجود دارد. اگر مذاکره شکست بخورد هر طرف سعی می‌کند تقصیر را بر گردن طرف مقابل بیندازد. اما اگر مذاکره موفق باشد هر طرف سعی می‌کند بگوید امتیاز بیشتری به‌دست آورده است و بگوید طرف مقابل امتیاز داد. آمریکایی‌ها که استاد جنگ روانی هستند متأسفانه ظاهراًً برنده این جنگ بوده‌اند! آنها برای توجیه امتیازاتی که به ما دادند و برای پاسخگویی به کنگره و صهیونیست‌ها و... ادعاهایی کردند، ولی متأسفانه در داخل کشور برخی با خوش‌بینی به آنها این ادعا را قبول کردند.
در پایان این جلسه مسئول معاونت سیاسی سپاه ضمن تشکر از معاون وزیر خارجه کشورمان به جهت حضور و ایراد سخنان مستوفا در جمع شورای تحلیلی معاونت‌ سیاسی، تأکید کرد: آنچه از زبان آقای عراقچی شنیدیم، نگاهی است میدانی که از صحنه مذاکرات به موضوع شده و آنچه که از دیگران می‌شنویم مبتنی بر نگاهی است که از بیرون به موضوع شده و ما باید در تحلیل این توافقنامه، در کنار آرمان‌ها به واقعیت‌ها نیز توجه کنیم تا با تحلیلی واقع‌نگر و آرمانگرایانه که مورد تأکید حضرت آقا قرار دارد، به تأمین منافع ملی کشورمان کمک کنیم.
سنایی‌راد همچنین از برخی اظهارنظرهای یک‌سویه گلایه کرد و گفت: واقعیت این است که آنچه آمریکا را از رویکرد قدرت‌محور به رویکرد منافع‌محور واداشته و به میز مذاکرات کشانده است، محصول ایستادگی مردم، مقاومت جهادگران هسته‌ای و مرهون توان بازدارندگی نیرو‌های مسلح کشورمان است. ما نباید فراموش کنیم که روزی شاهد نابودی تأسیسات هسته‌ای کشوری مثل عراق بودیم؛ اما امروز توان دفاعی ما به دشمنان نظام اسلامی اجازه چنین اقدامی را نمی‌دهد. لذا باید موفقیت‌های امروز را به عنوان یک مجموعه دید و تحلیل‌های تک‌محور می‌تواند مورد بهره‌برداری سوء دشمنان ما نیز قرار گیرد. ما امیدواریم این نگاه اصلاح شود و از تلاش دیپلمات‌های خودمان که برای نظام سربازی می‌کنند و راهبرد نظام را با شجاعت سر میز مذاکره دنبال می‌کنند، حمایت و قدردانی می‌کنیم.


نيم نگاه
سید فخرالدین موسوی

نفی تقلب از زبان دیگران
از همان روزهای تبلیغات انتخابات دهم ریاست‌جمهوری وقتی که کارزار تبلیغاتی میان حامیان نامزدهای مختلف دوره دهم ریاست جمهوری به خیابان‌ها کشیده شد، رنگ و بوی تجمعات حامیان نامزدهای انتخابات آرام آرام تغییر کرد و نمادسازی‌ها و رفتار انتخاباتی از فضای رقابت برای تصدی مقام ریاست‌جمهوری فراتر رفت و به تعبیر دقیق رهبرمعظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه 29 خرداد ماه 1388 از رقابت درون نظام به تقابل با نظام تبدیل شد. فضای غبارآلود فتنه در کشور به‌وجود آمد، غبارآلودگی که آن را نمی‌توان حاصل یک اتفاق دانست، چرا که مدت‌ها پیش از آنکه انتخابات و رقابت‌های مرسوم آن شروع شود جریانات و افرادی خاص با سم‌پاشی و شبهه‌افکنی هدفمند در افکار عمومی کشور با تمامی تریبون‌هایی که در اختیار خود داشتند، تشکیک‌افکنی نسبت به سلامت انتخابات را آغاز کردند و در عمل نیز طرح‌های متعددی چون انتخاب نماد رنگی و کمیته صیانت از آرا را شکل دادند که در ادامه همین مسیر میرحسین موسوی خود را برنده قطعی انتخابات خوانده و مردم را به کف خیابان فراخواند و آن شد که نباید، اما امروز با گذشت مدت‌ها از فتنه 88 دلسوزان و عمارهای انقلاب ادله بسیار و آثار متعددی در رد اتهام تقلب به نظام اسلامی ارائه داده و حقایق را روشن کرده‌اند که نمونه بارز آن رونمایی از دایره‌المعارف فتنه 88 است که پیدا و پنهان آن توطئه را تحلیل و بررسی کرده است. اما آنچه بیش از روشنگری نیروی‌های دلبسته به انقلاب طی سال‌های اخیر بارها به طرق مختلف طرح شده است اعتراف جریان‌های وابسته به فتنه است که ادعای سران خود را از اساس غلط دانسته‌اند و با ارائه ادله‌ متعدد بر دروغ بودن تهمتی که بر نظام زده شد تأکید می‌کنند، چنانکه مصطفی تاجزاده از متهمان فتنه 88 می‌گوید: بنده تجربه انتخابات را دارم و می‌دانم امکان تقلب وجود ندارد. ما انتخابات را باخته‌ایم یا در نقل قول دیگر محمدعلی ابطحی می‌گوید: تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شکل بگیرد تا ایران هم همانند افغانستان و عراق شود و نقل‌های بسیاری دیگر. در همین راستا به‌تازگی نیز کتاب‌هایی با جمع‌آوری یادداشت‌های جریان‌های ضدانقلاب و مراکز پژوهشی آمریکا مبنی بر رد تقلب در انتخابات سال 88 به چاپ رسیده که یکی از این کتاب‌ها «اعتراف سبز» است که در آن یادداشت‌های عناصر ضدانقلاب در فضای مجازی درباره عدم صحت ادعای تقلب جمع‌آوری شده است، وبلاگ‌نویسانی که قریب به اتفاق مخالف نظام بوده‌اند، اما نتوانسته‌اند چشم بر واقعیت ببندند. همچنین در یکی دیگر از این کتاب‌ها با نام «نگاه از بیرون» مقاله‌های کارشناسان غربی جمع‌آوری شده است و در ان مقاله‌هایی چون «حقه‏ای به نام تقلب» نوشته جیمز پتراس، استاد ممتاز جامعه‌شناسی در دانشگاه بینگ همتون نیویورک، «تقلب در انتخابات ایران: ادعایی بدون سند و مدرک» به قلم گلن کسلر و یان کوهن، اعضای تحریریه واشنگتن پُست و... آورده شده است که بی‌اساس بودن ادعاهای فتنه‌گران را ثابت می‌کند، حال امروز پس از گذشت چند سال از فتنه 88 که با حضور حماسی مردم در نهم دی ماه 88 خاموش شد و نیز در حالی که اعتراف هر انسان صادق و حقیقت‌بین به صحت انتخابات گواه می‌دهد پس به چه دلیل این فرمایش مقام معظم رهبری که «این افراد که در جلسات خصوصی می‌گویند تقلبی رخ نداده بود، پس به چه علت کشور را دچار آن ضایعات کردید و به لبه پرتگاه بردید؟ چرا عذرخواهی نمی‌کنید؟» بی‌پاسخ مانده است!


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند (10)
کشتار سوسنگرد(خفاجیه)
در ۱۴ تا ۱۶ مه ۱۹۱۵ میلادی انگلستان، فاجعه جدیدی در ایران خلق کرد. بعد از ظهر روز پیش از چهاردهم سال ۱۹۱۵، دو ستون از قوای انگلیس عازم مأموریت به منطقه خفاجیه (نام قدیم سوسنگرد) شد. هدف اصلی از این مأموریت پیش‌دستی در حمله به مدافعان سرزمین شامل اعراب بنی‌طرف در سوسنگرد به منظور مقابله با حملات احتمالی مجدد آنان علیه قوای متجاوز انگلیسی بود، ولی به ظاهر با هدف شناسایی نیروهای ترک عازم منطقه شدند. گزارش موبرلی نشان می‌دهد که این نیروهای متجاوز در ۱۴ مه ۱۹۱۵ وحشیانه به سوسنگرد هجوم آوردند؛ اعراب در مقابل پیشروی نیروهای ژنرال ملیس شدیداً مقاومت می‌کردند ولی با پشتیبانی توپخانه هشتادودوم صحرایی، دو گردان اعزامی به منطقه راه خود را از اهواز باز کردند و به منطقه زندگی اعراب بنی‌طرف که شامل مجموعه‌ای از روستاهای پراکنده با خانه‌های خشتی می‌شد دسترسی پیدا کردند. باوجود سرپوش گذاشتن بر واقعیت در گزارش‌های موبرلی این شخص در گزارش خود به گوشه‌ای از جنایات سربازان انگلیسی در منطقه اشاره می‌کند. اعرابی که در مقابل ژنرال ملیس مقاومت می‌کردند تلفات سنگینی متحمل شدند، توپخانه اسب‌کش تلاش آنها را برای دور زدن جناح راست نیروهای انگلیسی ناکام گذاشته و آتش توپخانه انگلیسی‌ها بسیاری از خانه‌های اعراب را به آتش کشیده بود.
روز بعد کشتار ادامه می‌یابد و ساکنان منطقه به بهانه‌های واهی انگلیسی‌ها به کمک آتش توپخانه و تجهیزات نظامی خسارات جبران‌ناپذیری را متحمل می‌شوند؛ چند صد نفر کشته می‌شوند، مقدار زیادی از گندم‌های اعراب نابود می‌شود، نزدیک به هزار رأس از گاو و گوسفندهای آنان به تصاحب نیروهای انگلیسی در می‌آید. این آمار جنایات از زبان شخصی بیان می‌شود که خود مدافع اقدامات انگلیسی‌ها در منطقه است.
گزارش حاکی از آن است که این منطقه(سوسنگرد) محل زندگی اعراب بوده است ولی در ادامه گزارش اثری از کشته شدن خانواده اعراب مشاهده نمی‌شود که این خود از نادرست و غیرواقعی بودن گزارش حکایت می‌کند. خدا می‌داند که در پس این آمار جعلی تلفات، چه حقیقتی نهفته است، چه تعداد خون بی‌گناه ریخته شده، چند صد کودک در زیر چرخ‌های عراده‌های استعمار پیر له شده و چه تعداد مادرانی که در پی مرگ فرزندان خود دق کرده‌اند و تعدادشان در تاریخ ثبت نشده است. این کشتار و جنایات باید روی می‌داد تا انگلستان به اهداف و منافعش در منطقه دست می‌یافت.
در روزهای ۲۷ و ۲۸ مه ۱۹۱۵، انگلیسی‌ها بار دیگر به جان قبایل تیره‌بخت ایران افتادند. موبرلی حکایت می‌کند که در همین اثنا به ژنرال گارینج خبر رسید که طایفه عیشه از قبیله بنی‌تمیم ـ که مقابل حمله و اشغال قوای انگلیسی مقاومت کرده بودند ـ در حال جمع‌آوری محصول هستند. فرصت وسوسه‌انگیزی برای ژنرال خبیث انگلیسی بود تا قتل‌عام دیگری برای کسب نشان لیاقت از دستان روسای خون‌ریزش دریافت کند. در شب ۹ ژوئن گارینج با هدف غافلگیر کردن اعرابی که در سه اتراقگاه استراحت می‌کردند از ایلا روانه شد. در نزدیکی اتراقگاه‌ها بعضی اعراب با اطلاع از اوضاع و سر و صدای سگ‌های قبایل توانستند بیشتر اعراب را متوجه واقعه کرده و فراری دهند (به نقل از موبرلی حامی انگلیسی‌ها) با وجود این دیگر فرصت برداشتن سلاح و مهمات، اثاثیه و گندم خود را نداشتند و همه آنها به دست متجاوزان انگلیسی افتاد.
این تنها قسمتی از وقایعی است که تداوم آن در بین سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ میلادی موجب بروز بزرگ‌ترین قحطی در تاریخ ایران و کشتار میلیونی ایرانیان شد.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 232
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

عدم کفایت اجتهاد مصطلح برای رهبری جامعه
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (16)

در ادامه آشنایی با دیدگاه­های حزب موتلفه اسلامی، در این شماره به بررسی برخی دیگر از دیدگاه­های این حزب درخصوص اجتهاد، مسئله زنان و سنت و مدرنیسم می‌پردازیم.

عدم کفایت اجتهاد مصطلح
اجتهاد از مهم‌ترین ویژگی‌های مکتب تشیع است که به این مکتب قدرت رو‌یا‌رویی با مسائل نو را عطا می‌کند. اجتهاد به معنای استنباط احکام و تعالیم ناب اسلامی از منابع معتبر است. مجتهد، برای اداره جامعه اسلامی، باید از مسائل سیاسی ـ اجتماعی روز نیز آگاهی داشته باشد و نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را در دست گیرد و به تعبیر امام خمینی (ره): «اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه كافی نیست. حوزه‌ها و روحانیت باید نبض تفكر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عكس‌العمل مناسب باشند.»(۱)
رهبری جامعه، علاوه بر اجتهاد مرسوم و مصطلح در حوزه‌های علمیه، شرایط دیگری را هم می‌طلبد؛ در این باره، امام خمینی (ره) می‌فرماید: «اجتهاد مصطلح در حوزه‏ها كافى نیست، بلكه یك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‏ها هم باشد، ولى نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به‏طور كلى در زمینه اجتماعى و سیاسى فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم‌گیرى باشد، این فرد در مسائل اجتماعى و حكومتى مجتهد نیست و نمى‏تواند زمام جامعه را به دست گیرد.»(۲)
در این‌باره، دیدگاه مؤتلفه چیست؟ آیا به اجتهاد اعتقاد دارد و اگر اعتقاد دارد آیا اجتهاد سنتی را کافی می‌داند و یا به اجتهاد از نوعی دیگر اعتقاد دارد؟ در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌خوانیم: «حزب با اعتقاد به دین مبین اسلام و حاكمیت قوانین الهی و استنباط احكام از چهار منبع قرآن، سنت، اجماع، و عقل از طریق اجتهاد پویا و منطبق با زمان و حاكمیت ولایت‌فقیه در نظام حكومتی اسلام تأسیس می‌شود.»(۳)
تعبیر اجتهاد پویا و منطبق با زمان تعبیر غیرمستقیمی از این دیدگاه است که اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها به تنهایی برای رهبری اجتماع کفایت نمی‌کند. مؤتلفه در این باره، تمایل چندانی نشان نمی‌دهد تا خیلی با صراحت سخن بگوید. این امر چه بسا ناشی از ارتباط صمیمانه‌ای باشد که بین مؤتلفه و مراجع معظم تقلید وجود دارد. چیزی که هست این است که رابطه مؤتلفه بیشتر با مراجعی است که یا خود ولی‌فقیه و یا از حامیان رهبری هستند. این نکته نیز نشان می‌دهد در اندیشه مؤتلفه اجتهاد مصطلح کفایت نمی‌کند.
مؤتلفه به شدت تحت تأثیر اندیشه‌های امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، شهید آیت‌الله مطهری و شهید آیت‌الله بهشتی قرار دارد و به لحاظ سیاسی نیز با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران پیوندهای وثیقی دارد و هیچ‌یک از این دو جامعه نیز اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها را به تنهایی برای رهبری جامعه کافی نمی‌دانند.
بر اساس قرائن بالا، به ویژه آنچه از مرامنامه مؤتلفه نقل شد، می‌توان اطمینان یافت که مؤتلفه اجتهاد مصطلح را برای رهبری جامعه کافی نمی‌داند.
زنان
زنان، نیمی از جامعه ما را تشکیل می‌دهند. اینکه دیدگاه یک حزب درباره زنان چگونه باشد بسیار با اهمیت است. در این‌باره، مؤتلفه چگونه می‌اندیشد؟ در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌خوانیم: «زنان مي‌توانند با رعايت موازين اسلامي در فعاليت­هاي سياسي شركت نمايند و ضمن مشاركت در توسعه سياسي، حافظ حقوق مادي و معنوي پيش‌بيني شده خود در قوانين اساسي و عادي باشند.»(۴)
آیا این دیدگاه در عملکرد مؤتلفه هم ظهوری داشته است؟ پاسخ مثبت است. مؤتلفه در عمل نیز به نقش زنان بها داده است. پنج نفر از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه، زن هستند. به‌علاوه حدود سی درصد از اعضای مؤتلفه را خواهران تشکیل می‌دهند. درست است که چنین نسبتی، تساوی نیست، اما با توجه به این که زنان در کشور ما کمتر به کارهای سیاسی علاقه نشان می‌دهند آمار خوبی است.
محمدنبی حبیبی شرح مفصلی از دیدگاه مؤتلفه درباره زنان را مطرح کرده است. او می‌گوید قرآن مجید در سوره مبارکه نساء اشاره دارد به اينكه: «ما همه شما را از يك نفس واحد آفـريـديم و مـاهيت زن و مرد هيچ تفاوتي با يـكـديـگـر نـدارند.
... حضرت امام خميني(ره) واقعاً در پـيـروزي نهضـت اسلامـي براي زنان اهميت ويــژه‌اي قـائل بـودنـد و در بـسـيـاري از موارد... اثر وجودي زنان را بالاتر از اثر وجودي مردان بيان كردند.
«... ما نقص فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي زنان را نقص شـركـت در بـرنـامـه‌هـاي مـنـسـجم و حـزبي مـي‌دانـيم و بـر اهـمـيـت جذب بانوان تأكيد داريم، همچنين مي‌بايد در حوزه مطالعات و تـحقيقات زنان طرح موضوع داشته باشيم و بــا تـحـقـيــق و پــژوهــش در ايــن زمـيـنـه بـه دستاوردهاي بهتري برسيم.»(۵)
مبحث مهمی که لغزشگاه برخی احزاب سیاسی است، مقررات اسلامی درباره زنان است. مؤتلفه از این جهت هم مشکل ندارد. سیده فاطمه فخر، مسئول زنان حزب مؤتلفه اسلامی در این‌باره می‌گوید: «زنان می‌توانند... سعی در عملی ساختن قوانین مفید و لغو شدن قوانین دست و پاگیر نمایند تا با خواست خداوند در سایه قوانین و مقررات اسلام ناب محمدی همه مسلمانان، بلكه همه جهان در حیات طیبه‌ای زندگانی را ادامه دهند.»‌(۶)
الگوی مؤتلفه، برای زنان کیست؟ سیده فاطمه فخر، مسئول سازمان زنان مؤتلفه، پس از مردود شمردن دیدگاه‌های متحجرانه و نیز دیدگاه‌های فمینیستی درباره زنان، از الگوهای زیر یاد می‌کند:
آسيه همسر فرعون و مادر موسي(ع) به‌عنوان نمونه‌های‌ پايداري و استقامت در مقابل كفر.
مريم(س) مادر حضرت عيسي(ع) به عنوان نمونه استقامت و پاكدامني.
ملكه سبا، ... تصميمات حكيمانه او، و فطرت پاك و حق پذير او.
حضرت خديجه(س).
حضرت زهراي مرضيه(س) اسوه و الگوي زنان نيز در تمام صحنه‌هاي متصور براي نقش‌آفريني يك زن.
حضرت زينب(س) كه در ياري اباعبدالله‌الحسين(ع) و پيام‌رساني خون شهداي كربلا درخشش خاصي دارند.(۷)
حاصل آنکه دیدگاه مؤتلفه درباره زنان، بسیار تحت تأثیر دیدگاه‌های امام خمینی(ره) درباره زنان است.
سنت و مدرنیسم
مقصود از سنّت، پیروی از آداب و عقاید قدیمی‏تر به جای آداب و عقاید نوتر یا متفاوت با نوع قدیمی است.(۸) به زبان ساده‏تر، پایبندی به آداب و رسوم و عقاید اصیل اجتماعی را سنت می‏گویند. در مقابل، مقصود از مدرنیسم عبارت است از نوگرایی در ایده‏ها و روش­ها، تمایل به متفاوت بودن با رسوم سنتی و پایبندی به رفتارها یا عقاید جدیدی كه لزوماً مورد پذیرش اكثریت اعضای جامعه نیست. مدرنیسم در صنعت به معنای استفاده از آخرین فناوری، طرح­ها و مواد اولیه است.(۹)
مؤتلفه در خصوص سنت و مدرنیسم راه میانه را می‌پوید. بررسی جامع مرامنامه جدید مؤتلفه که قسمت‌های مهم آن در بخش سیاست­ها ذکر شده است، مهم‌ترین پشتوانه این مدعاست. علاوه بر این، نظرات برخی اعضای برجسته مؤتلفه راه‌گشاست. دكتر هومن حسن‏زاده، از اعضای برجسته مؤتلفه، در شرح آرمان شهر انقلاب اسلامی می‏گوید: «آرمان شهر انقلاب اسلامی، جامعه‏ای است كه در آن بشر به اوج توانایی‏های مادی خود در عرصه علم و تكنولوژی و اقتصاد و رفاه می‏رسد، بدون آنكه به تخریب طبیعت و محیط زیست و بر هم زدن چرخه اكولوژی و از بین بردن منابع نسل­های آینده بپردازد و از سوی دیگر در محیطی آكنده از عدالت و معنویت، زمینه را برای رشد بشریت و گسترش اخلاقیات و عشق و محبت راستین بین انسان­ها را فراهم آورد.»(۱۰)
این ایده‏آل، نشان می‏دهد كه مؤتلفه از مدرنیسم گریزان نیست، بلكه مدرنیسم را در كنار سنت­های صالحی نظیر عدالت، معنویت و اخلاق می‏طلبد. این نكات به زبان­های مختلف در سخنان برخی سران مؤتلفه تكرار شده است: «اگر می‏خواهید نسل آینده را تربیت كنید باید در تفكر این باشید كه این نسل برای پنجاه تا صد سال آینده چه نیازهایی دارد، ... باید توجه داشته باشیم كه براساس قرآن و وحی، مقتضیات زمان، توانایی انسان­ها و آخرین پیشرفت­های دانش و تجربه بشری و دهه سوّم انقلاب كه در پیش است، این ذهنیت را در فكر عزیزان دانشجو و اساتید دانشگاه تقویت كنند.»(۱۱)
نكات فوق نشان می‏دهد كه مؤتلفه به آخرین پیشرفت‌های دانش و تجربه بشری، مقتضیات زمان و آینده‏نگری كه هم از مظاهر مدرنیسم محسوب می‏شوند توجه دارد، امّا همزمان از قرآن و وحی نیز سخن می‏گوید، یعنی از سنت­ها و اصالت­ها خود را جدا نكرده است. سرانجام اینكه در مجموعه عملكرد مؤتلفه نیز نكته‏ای مشاهده نشده است كه خلاف ابعاد صحیح مدرنیسم باشد.(۱۲)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 232
فتح الله پريشان

ماهیت روابط مطلوب در جامعه از منظر دوانی
محقق دوانی در کتاب «لوامع الاشراق فی مکارم الاخلاق» با اعتقاد به منابع معرفتی سه‌گانه عقل، وحی و دل و اینکه حکمت و شریعت عین هم هستند، نظریه‌ها و مطالب خود را بر محور اصول حکمت عملی و استفاده از آیات و روایات در بخش اخلاق فردی و جمعی، ماهیت اجتماع و سیاست و انواع آنها، نظم سیاسی مطلوب، ملک‌داری و کارآمدی آن، مدیریت سیاسی، تنظیم رفتارهای اجتماعی و شناسایی آفات ملک و سلطنت بیان می‌دارد. آنچه دوانی در این کتاب آورده، به‌نوعی همان مطالب اخلاق ناصری و به عبارت دیگر، شرح افکار خواجه‌نصیرالدین طوسی است. وی کتاب خود را به سه قسمت تقسیم می‌کند: از قسم اول آن به «علم اخلاق» تعبیر می‌کند و در آن، به معرفی افعال محمود و مذموم می‌پردازد؛ از قسم دوم به «تدبیر منزل» تعبیر کرده و از کیفیت مشارکت اهل منزل سخن به میان می‌آورد؛ و از قسم سوم به «سیاست مدن» تعبیر کرده، آن را «علم مملکت‌داری» می‌داند. دوانی هر قسم از این کتاب خود را «لامع» نامیده که هر لامع بسته به فروعات موضوعات به لمعه‌های گوناگون تقسیم می‌شود. در لمعه دوم از لامع سوم یعنی سیاست مدن، بخشی درباره ماهیت روابط مطلوب در جامعه دارد که به بخش‌های گزیده‌ای از آن در اینجا اشاره می‌کنیم. محقق دوانی، اسباب قوام جامعه سیاسی و ضرورت‌های آن را در این لمعه ذکر می‌کند. از منظر اندیشه‌ سیاسی او، این اسباب و ضرورت‌ها، با کمال انسان گره خورده‌اند و انسان موجودی است که در عالم آفرینش، استعداد رشد و کمال یافتن را دارد و دارای استعدادها و توانمندی‌های بالقوه‌ای است که در یک حرکت، از نقصان به کمال و در بستر وجود عوامل و لوازم رشد در جامعه آنها به فعلیت می‌رسند.(۱) به نظر دوانی، محبت می‌تواند پیوندهای اجتماعی افراد جامعه را قوی و مستحکم کند، به‌طوری که به یک وحدت حقیقی در میان افراد جامعه تبدیل شود. وجود محبت در میان افراد جامعه و پیوندی که محبت در میان آنها ایجاد می‌کند، افراد جامعه را از رعایت عدالت در میان روابط‌شان بی‌نیاز می‌کند. محبت مقتضی رفع هر نوع «دوگانگی» در میان افراد جامعه است. از طریق محبت، میزان و روح هویت جمعی بسیار قوت می‌گیرد و افراد جامعه کمتر به فکر منافع خود می‌افتند، بلکه منافع دیگری را بر خود مقدم می‌دارند.»(۲)
محقق دوانی به تناسب شأن محبت در جامعه و روابط اجتماعی، بحث مبسوطی را در مورد انواع و مراتب محبت ارائه می‌دهد. وی محبت را به دو نوع تقسیم می‌کند: یکی محبت طبیعی همچون محبت مادر به فرزند خود و دیگری محبت ارادی نظیر محبت شاگرد به معلم خود. محبت ارادی که اراده شخص در ایجاد آن نقش دارد، در راه کسب کمال صورت می‌گیرد؛ اما بسته به نوع معرفت از آنچه کمال‌آور است، گاه کسب لذت و گاه نفع‌طلبی و گاه کسب خیرات و گاه ترکیبی از این سه، منشأی برای اراده بر محبت کردن و محبت شدن می‌گردند. رابطه دیگری که در ردیف محبت و صداقت مطرح می‌شود، عشق است که اخص از آن دو است.
محقق دوانی بعد از ذکر انواع محبت، به ارزش‌گذاری و قضاوت میان محبت‌های مختلف می‌پردازد و مراتبی را از این حیث برای آن برمی‌شمارد. وی اعلی‌مرتبه محبت را محبت خداوند می‌داند که منبع خیرات و کمالات است. وصول به این مرتبه، جز از طریق معرفت به دست نمی‌آید؛ از این رو از عهده عارف ربانی به قدر توانایی او در درک صفات جمالیه و جلالیه خداوند برمی‌آید و حکما آن را فوق مراتب سعادت انسانی دانسته‌اند و ارسطو آن را سعادت تام می‌خواند.(۳) مرتبه بعدی، محبت والدین به فرزند است. محبت معلم به شاگرد در این ردیف وحتی بالاتر قرار دارد. مرتبه سوم، محبت میان رعیت و سلطان است. دوانی این مرتبه را از مرتبه دوم مهم‌تر می‌داند که بدون سیاست‌ورزی و ایجاد محیطی آرام و امن، امکان دومی هم متصور نیست. مرتبه چهارم، محبت آنانی است که در جامعه جزو عالمان و عارفان محسوب می‌شوند و به‌نوعی در رفع نیازمندی‌های افراد جامعه مشارکت دارند. رعایت نکردن مراتب فوق در محبت‌ورزیدن، از منظر دوانی ظلم و فساد به دنبال دارد.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

دموکراسی در بوته نقد موافقان و مخالفان
در شماره گذشته به بررسی دموکراسی از حیث مفهوم‌شناسی و واکاوی اصطلاحی آن از منظر علوم سیاسی پرداختیم و با ذکر اصول و ارکان دموکراسی این نکته مهم را متذکر شدیم که دموکراسی از زمانی که انسان به ضرورت حکومت برای نظم و نسق‌بخشی به امور اجتماعش پی برده جزء دغدغه‌های مهمش بوده است. البته همواره مخالفان و موافقانی نیز داشته است که بررسی اجمالی آن، هدف این مطلب است.
به‌طور کلی می‌توان نظریه‌پردازان و اندیشمندانی که در باب موضوع دموکراسی سخن گفته‌اند را به مخالفان و موافقان دموکراسی تقسیم کرد. به لحاظ تاریخی نیز همین دیدگاهها در مخالفت یا موافقت با دموکراسی وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که برای نمونه افلاطون از حکمای یونان باستان دموکراسی را حکومت بی‌خردها می‌دانست.(۱) در حالی که همزمان مردم آتن تلاش می‌کردند تا دموکراسی را در میان خود اجرا کنند. به لحاظ نوع استدلالی که میان موافقان و مخالفان دموکراسی وجود داشت نیز می‌توان در یک نگاه کلی چنین دریافت کرد که این دو گروه یا از منظر دینی به ابراز نظر پرداخته‌اند و یا از منظر غیردینی، سکولاریستی و عرفی.
دیدگاه مخالفان دموکراسی
الف ـ استدلال‌های عرفی و سکولار: مخالفت با دموکراسی تقریباً قدمتی به اندازه قدمت تاریخ اندیشه سیاسی دارد. نخستین مخالفت‌ها با دموکراسی به لحاظ اندیشه‌ای شاید به دیدگاه‌های سقراط برگردد که طبق تفسیری که شاگردش افلاطون از وی ارائه می‌دهد مشخص می‌شود از جمله مخالفان دموکراسی بود و حتی به نوعی جان بر سر راه این اعتقادات گذاشت. وی دموکراسی موجود در آتن را به مثابه گله گوسفندان می‌دانست که در آن حکمرانی جهل و خودپرستی صورت می‌گیرد. وی نظریه برابری همه انسان‌ها که از اصول دموکراسی بود و بر انتخاب مقامات از راه رأی‌گیری حمله کرد و اعلام کرد دولت باید در حاکمیت آریستوکراسی هوشمندان باشد، چراکه عامه مردم از دانش به دورند.(۲) پس از سقراط شاگرد وی افلاطون نیز در نوشته‌هایش به‌ویژه کتاب «جمهور» آشکارا دشمنی خود را با دموکراسی نشان می‌دهد. در دوران معاصر نیز انتقادات و مخالفت‌ها با دموکراسي به شیوه خارج از دین فراوان است.
«جورج ویگل» از دانشمندان معاصر، ضمن موافقت با ابعادی از دموکراسی واقعی، با توجه به اینکه نسبت میان فرد و دولت به نظر وی، تنها چهره‌های قابل مشاهده در چشم‌انداز دموکراسی است، دموکراسی را دچار مشکل جدی می‌داند. پیش از وی «هایدگر» دانشمند آلمانی نیز با انتقاد از نظام‌های چند حزبی و جامعه کثرت‌زده، بیان کرد که دموکراسی تنها راه‌حل برای جهان و جامعه تکنیک‌زده مدرن نیست. دکتر شریعتی نیز در نقد دموکراسی می‌گوید: «در دموکراسی و لیبرالیسم نظام اجتماعی غربی آزاد است که هر چه بخواهد و می‌پسندد انتخاب کند، ولی عملاًً عوامل فرهنگی و هنری و تبلیغاتی و سیاسی جوی را پدید می‌آورد که وی همان چیز را پسند می‌کند که برایش تعیین کرده‌اند، همان چیز یا کسی را انتخاب می‌کند که باید انتخاب شود... من رأی‌ام را آزادانه ابراز می‌کنم و با کمال دقت و صداقت به حساب می‌آید، اما خود این رأی را در من نصب کرده‌اند، دیکتاتوری آشکار بعد از رأی قرار دارد و دیکتاتوری مخفی پیش از آن.»(۳)
ب ـ استدلال‌های مبتنی بر تعارض دموکراسی با دین: مخالفان ارتباط دین و دموکراسی معتقدند با توجه به اینکه دموکراسی نظامی است که مبتنی بر هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی غربی است، بنابراین دموکراسی به لحاظ مبنا با نظام دینی در تعارض است، برای نمونه یکی از نویسندگان منتقد غرب در این زمینه می‌نویسد: «دموكراسي مدرن، دموكراسي «اومانيستي» است. اومانيسم در يك تعريف كوتاه به معناي «اصالت انسان» در برابر «اصالت خدا» و نشانه‌اي از روح طغيان بشر(در صورت مثالي و نوعي خود) نسبت به خداوند و شريعت آسماني و مباهات به اين طغيان است.... دموکراسی بر نفی حاكميت خداوند و شريعت الهي بنيانگذاري شده است. در حقيقت، دموكراسي مدرن به‌عنوان پارادايم اجتماعي ـ سياسي غرب مدرن بر پايه ناديده گرفتن و نفي ربوبيت تشريعي خداوند سامان گرفته است، فلذا ماهيتي شرك‌آلود دارد.»(۴) طبیعی است با چنین دیدگاهی نسبت به دموکراسی و شرک‌آمیز دانستن آن نمی‌توان میان حکومت دینی که بر پایه دین و در جهت بسط توحید بنا می‌شود نسبتی برقرار کرد.
دیدگاه موافقان دموکراسی
الف ـ استدلال‌های عرفی: برای نمونه اسپینوزا در این زمینه می‌گوید: «دموكراسي معقولترين شكل حكومت است، زيرا در اين حكومت هركسي حاضر است كه دولت بر اعمال او نظارت كند، ولي اجازه نمي‌دهد كه دولت بر افكار و انديشه او مسلط شود؛ يعني چون هر كس يكسان فكر نمي‌كند، رأي اكثريت (در اعمال نه افكار) قدرت قانوني پيدا مي‌كند»(۵) و یا افرادی مانند ژان‌ژاک روسو و توماس جفرسون معتقدند انسانها اگر آزاد و برابر زاده می‌شوند حق برابر دارند که در حکومت مشارکت کنند. آدمیان که طبعاً از موهبت آزادی برخوردارند حق دارند که هرگاه از ایشان درخواست پیروی از اقتدار سیاسی یا تسلیم شدن می‌شود رضایت داشته باشند.(۶) البته استدلال‌های فراوانی بر توجیه دموکراسی بیان شده است که مجال ذکر آنها در این مختصر نیست و بهتر است به کتب مربوطه از جمله کتاب دایره‌المعارف دموکراسی مراجعه شود.
ب ـ استدلال‌های دینی: اساس استدلال کسانی که دموکراسی را تحسین کرده و تعارضی میان دین و دموکراسی نمی‌یابند این است که اولاً همانگونه که گفته شد دموکراسی مطلق امکان تحقق خارجی ندارد و تمام دموکراسی‌های موجود فاقد ویژگی‌های دموکراسی مطلق هستند. ثانیاً وقتی که نتوان به دموکراسی مطلق دست یافت می‌توان دموکراسی را به‌گونه‌ای تعریف کرد که از سویی واجد هسته مرکزی و مشترک تمام انواع دموکراسی‌ها باشد و از طرفی فاقد نقاطی باشد که سبب تعارض میان دین و دموکراسی نوع غربی یا دموکراسی مطلق می‌شود. ثالثاً از دیدگاه اسلام به دموکراسی نه به عنوان یک هدف بلکه به مثابه یک شیوه و روش نگریسته می‌شود و از طرفی هرگونه شیوه مشروع و کارآمدی که برای تحقق حکومت اسلامی بتوان از آن استفاده کرد از نظر اسلام اشکالی ندارد، لذا نتیجه نهایی این می‌شود که می‌توانیم به‌گونه‌ای دموکراسی را تعریف کنیم که هم کارکرد آن را داشته باشد و هم تعارضی با دین نداشته باشد. برای نمونه حجت‌الاسلام دکتر علی‌اکبر رشاد در این زمینه می‌گوید: «سازانگاری و ناسازانگاری دین و دموکراسی بستگی تام دارد به تعریف دین و دموکراسی از سویی و نوع نگاه به هستی، انسان و جامعه از سویی دیگر. دین درونگرا و فاقد نظامات اجتماعی نمی‌تواند نسبتی (مثبت یا منفی) با دموکراسی داشته باشد. البته هرگونه دینی حقیقتاً با دموکراسی تکثرگرای لیبرال در تعارض است و معارضت با تکثرگرایی نیز با اصل مماشات و مدارات دینی منافات ندارد... اسلام دینی خردگرا، جامع و جامع‌گراست، لهذا در چارچوب گزاره‌ها و آموزه‌های آن می‌توان نوعی نظامات اجتماعی دموکراتیک طراحی و ارائه کرد. ما این مدل را دموکراسی قدسی می‌نامیم.»(۷)
نتیجه اینکه آنچه ما با آن در طول تاریخ مواجه بوده‌ایم دموکراسی غیرمطلق یا نسبی بوده است که در آن برخی از ویژگیهای دموکراسی‌ها وجود داشته است و نه تمام ویژگی‌ها و زمانی که با وجود برخی ویژگی‌های دموکراسی می‌توان نام دموکراسی را بر یک نظام سیاسی نهاد، می‌توان از دموکراسی‌های متضاد سخن به میان آورد و در نتیجه به راحتی نمی‌توان صفت ضد دموکرات را درباره انواع حکومت‌ها بیان کرد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

فلسفه و فلسفه سیاسی
هرچند فلسفه در طول تاریخ دارای تطور و تحول معنایی بوده است، اما به نظر می‌رسد بهترین راه برای فهم درست مفهوم فلسفه، مراجعه به خاستگاه آن، یونان و موسس آن سقراط باشد. این مسئله از آن نظر ضرورت دارد که با توجه به آثار و منابع مکتوب آنچه امروزه آن را فلسفه می‌نامیم خاستگاه یونانی داشته است و از طریق فیلسوفان بزرگی چون سقراط ، افلاطون و ارسطو به ما رسیده است. افلاطون که شیفته استادش سقراط است از نظر وی فلسفه را جست‌وجوی حقیقت تعریف می‌کند، اما حقیقت هنگامی به دست می‌آید که آدمی از اسارت تن رهایی یابد؛ امری که نیل به آن مراتبی دارد و ابزار و وسیله آن، اندیشه و تأمل است. براساس عبارات افلاطون چند نکته مهم به دست می‌آید؛ اول آنکه فلسفه به معنای جست‌وجو و کشف حقیقت است. دوم آنکه فلسفه روش و شیوه رسیدن به حقیقت است. سوم آنکه رسیدن به حقیقت نیازمند برخورداری از ویژگی‌های روحی و معنوی است، لذا بدین معنا اساساً فلسفه محض وجود ندارد، بلکه فلسفه در قالب‌ها و صورت‌های خاصی بروز می‌کند. بنابراین فلسفه شیوه و روشی است که انسان را از مرحله باور و اعتقاد به مرحله معرفت و شناخت می‌رساند. پس از درک نسبی مفهوم فلسفه به تبیین فلسفه سیاسی می‌پردازیم. ترکیب فلسفه سیاسی، ترکیبی وصفی است. فلسفه سیاسی با ترکیب مشابه دیگر یعنی فلسفه سیاست کاملاً متفاوت است. فلسفه سیاست ترکیبی اضافی است که همانند فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق، فلسفه دین، فلسفه علم و... به دنبال تبیین فلسفه معلوم و یا فلسفه گزاره‌های علوم مربوطه است که در زمره «فلسفه‌های مضاف» و «معرفت درجه دوم» قرار می‌گیرند، در حالی که فلسفه سیاسی در ترکیب وصفی، دانش و معرفت مستقلی است که همانند دیگر دانش‌های درجه اول دارای موضوع، مسائل و هدف مخصوص به خود است. میان «فلسفه سیاسی» و «نظریه سیاسی» هم تمایز وجود دارد. نظریه سیاسی، اصطلاحی است که در دوره مدرن شکل گرفت و مبتنی بر رویکرد تجربی مدرنیته است، در حالی که فلسفه سیاسی از قدمت تاریخی خاصی برخوردار است که مبتنی بر رویکرد هنجاری است. فلسفه سیاسی امری جاودانه و فرازمانی است، در حالی که نظریه سیاسی امری مشروط و نسبی است. فلسفه سیاسی درصدد است نامناسب‌ترین وضعیت را برای همه زمان‌ها و مکان‌ها نشان دهد، در حالی که نظریه سیاسی وضعیت را مناسب با این زمان و مکان‌ها را تعیین می‌کند. بنابراین فلسفه سیاسی را با توجه به تبیین ارائه شده از مفهوم فلسفه می‌توان اینگونه تعریف کرد. «فلسفه سیاسی دانشی است که با روش فلسفی به دنبال درک و فهم حقایق امور سیاسی و اثبات و تبیین آن است.» به قول لئواشتراوس: فلسفه سیاسی تلاشی است در جهت جایگزینی معرفت به ماهیت امور سیاسی به جای باور به ماهیت امور سیاسی.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
نفوذ جریان روشنفکری در دستگاه‌های فرهنگی ـ رسانه‌ای
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در دوران رژیم‌های قاجار و پهلوی، جریان‌ها و تشکل‌ها و احزاب و محافلی با هدف مبارزه با بنیادهای دین و مذهب تشکیل و تأسیس شد، که گاه با عنوان‌های مختلف کار می‌کردند. جمعی با عنوان جدایی دین از سیاست، تعدادی با نظریه دین منهای روحانیت، جماعتی با مقدس‌مآبی، جمعی به اسم روشنفکران، گروهی در قالب انجمن‌های مخفی و یا به شکل شبکه فراماسونری و خلاصه هر یک به شیوه‌ای با «دین» سر ستیز داشتند. در اواخر رژیم محمدرضاشاه و در آستانه پیروزی انقلاب، جریان موسوم به روشنفکری میراث‌خوار در غرب‌زدگی، بنا را بر دشمنی با دین و ارزش‌های اسلامی گذاشتند. جمعی از همین طیف و مجموعه‌ها که برخی از آنها سال‌ها در رژیم شاه مشغله داشتند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی فاقد پایگاه اجتماعی شدند و با ترفندی در همان اوایل انقلاب، از حضرت امام(ره) وقت ملاقات گرفتند و حضرت امام رهنمودهای دلسوزانه و لازم را به آنها متذکر شدند. یکی از عناصر همین جمع، از امام راحل(ره) این‌گونه سوال کرد که «چرا از کلمه دموکراتیک وحشت دارید؟» حضرت امام با خونسردی و آرام و با محبت در پاسخ سوال او حمله به این مضمون فرمودند: شما بروید از این مردم بپرسید که چه می‌خواهند. آیا می‌توانند کلمه «دموکراتیک» تلفظ کنند؟ اینها اسلام را می‌خواهند. این جماعت فاقد پایگاه اجتماعی، فقط ابزارهای فرهنگی در اختیار داشتند که نقش مخرب آن را علیه اسلام، دین، انقلاب و خط رهبری امام(ره) به کار می‌بردند و حضرت امام در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان درباره این جماعت آسیب‌زننده را هشدار داده‌اند.
وصیت‌نامه امام(ره)
«رادیو تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملت‌ها، خصوصاً نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر به‌ویژه نیمه دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار چه در تبلیغ ضد اسلام و ضدروحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق کشیده شده و از آنها برای درست کردن بازار کالاها خصوصاً تجملی و تزئینی از هر قماشی از تقلید در ساختمان‌ها و تزئینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند، به‌طوری که افتخار بزرگ فرنگی‌مآب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن به‌ویژه در خانم‌های مرفه یا نیمه‌مرفه بود و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به‌کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به‌صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم، غیرممکن و برای هم‌ردیفان نیز مشکل می‌نمود. فیلم‌های تلویزیون از فرآورده‌های غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش، منحرف[می‌کرد] و به‌سوی بی‌خبری از خویش و شخصیت خود و یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز خود و کشور خود، حتی فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزش [سوق می‌داد] که بسیاری از آن با دست خیانتکار سودجویان به کتابخانه‌ها و موزه‌های غرب و شرق منتقل گردیده است.»
نقاط مورد هدف جریان روشنفکری در صدساله اخیر
جریان فکری و فرهنگی در صدساله اخیر در ایران با حمایت کشورهای استعمارگر تقویت و به روشنفکری موسوم شد یا بهتر بگوییم روشنفکرنمایی؛ که علاوه بر بی‌هویتی و خودباختگی‌ای که داشت و از شاخصه‌های غرب‌زدگی یا شرق‌زدگی محسوب می‌شود، همواره در دستگاه‌های فرهنگی به‌ویژه رسانه‌ها و سیستم‌های نمایشی نفوذ یافته‌اند و به تعبیر امام راحل، «از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملت‌ها، خصوصاً نسل جوان بوده است.» این یکی از عوامل پیدایش آسیب‌زدگی و آسیب‌رسان بوده و هست؛ اینها مجموعه‌هایی هستند که با دین و علوم دینی مخالفت‌ها کرده‌اند و با روحانیت سر ستیز داشته‌اند و از طرفی هم از رژیم شاه حمایت می‌کردند. مرحوم جلال آل‌احمد در کتاب «خدمت و خیانت»، خیلی شفاف این موضوع را تشریح کرده است در آنجا که می‌نویسد: «یک واقعیت موجود است و آن اینکه روشنفکر غرب‌زده ما به وسوسه حکومت‌های وقت از همان اول که در فرنگ درس‌خواندن و از فرنگ برگشتن را آموخت، شروع کرد به لامذهبی، از کتاب‌های جلال‌الدوله و آثار ملکم‌خان بگیر تا آثار کسروی؛ و از جنجال بهائی‌گری بگیر تا حرف و سخن اصلی حزب توده. اغلب روشنفکران و نهضت‌های روشنفکری ندانسته علم مخالفت با مذهب و روحانیت را برداشتند. آنها همیشه با یک دنباله‌روی کودکانه در دعوای حکومت و روحانیت، طرف حکومت را گرفتند و آخرین بار از قضیه تنباکو بگیر و بیا تا کشتار بی‌رحمانه پانزده خرداد 1342 و در تمام این صدساله اخیر، روشنفکر ایرانی مردد میان حکومت و مردم، در آخرین دقایق طرف حکومت را گرفته است...» رهبر معظم انقلاب از این جریان به‌عنوان روشنفکران بیمار نام برده‌اند که انقلاب اسلامی از آسیب‌های این جریان مصون نبوده و این، مورد تأکید و عنایت امام راحل بود. از خطر نفوذ آنها باید هوشیار بود به‌خصوص دستگاه‌های رسانه‌ای، مانند مطبوعات، سینماها، تولید فیلم‌ها و تئاترها و...
نقش مخرب جریان روشنفکری در مطبوعات
جریان روشنفکری بیمار از گذشته دور، از کارگزاران فرهنگی و مطبوعاتی وابسته بوده‌اند و تکیه‌گاه‌شان همواره قدرت‌های خارجی بوده که هر بار به فراخور میزان وابستگی، در حد توان و مقدورات‌شان آسیب زده‌اند و به تلاش‌های سازمان‌یافته‌ای روی آورده بودند و می‌کوشیدند تا با طرح مباحث انحرافی و عمده کردن اخبار و تیترهای «جهت‌دار» و گفت‌وگو با چهره‌های به‌اصطلاح ملی و غیرمذهبی به تحریف حرکت انقلاب بپردازند و از نفوذ رهبران اسلامی انقلاب، جلوگیری کرده و افراد و جریان‌های مورد نظر غرب و دلخواه جریان جهانی سلطه را تقویت کنند.
مطالعه عملکرد این جریان‌های مدعی روشنفکری در عرصه مطبوعات، از آن رو مهم است که عده‌ای از این جماعت با پشتوانه محافل استکباری غرب، امروز هم پس از گذشت سال‌ها از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران، همان جدال و درگیری روشنفکران و جنگ مطبوعاتی و فرهنگی را با همان اهداف گذشته ـ که البته با تغییر در برخی شیوه‌ها و پیام‌ها با کمی شدت و ضعف، جریان دارد ـ دنبال می‌کنند. مهم‌ترین موردی که در دستور کار دارند و به منزله آسیب است، تضعیف جنبه‌های اسلامی انقلاب بوده و هست.
نداشتن پایگاه اجتماعی
جریان روشنفکری باوجود اینکه با مردم بیگانه هستند و پایگاه اجتماعی در بین مردم نداشته و ندارند و همواره با پشتوانه حمایت‌های مالی و رفاهی رژیم شاه و عوامل استکبار جهانی فعال شده‌اند، به جای اینکه در اندیشه منافع مردم محروم باشند، در جهت حفظ ارزش‌های غربی تلاش کرده‌اند و از این رهگذر، بیشتر از هر چیز به فریب مردم اندیشیده‌اند و خودشان هم اظهار داشته‌اند که تافته جدا بافته از مردم بوده‌اند؛ برای نمونه، یکی از کسانی که عنوان رئیس جامعه فرهنگیان را یدک می‌کشد و زمانی یکی از وزرای شاه بوده، گفته است: «اندیشمندان و روشنفکران ما هیچ‌گاه و در هیچ زمانی، کوچک‌ترین پایگاهی در بین توده‌های مردم نداشته‌اند. زیرا آنها همواره به‌صورت یک طبقه ممتاز و تافته جدا بافته، خرج خود را از خرج توده‌های مردم جدا ساخته‌اند. به همین دلیل آنچه می‌گویند و می‌نویسند، در محدوده دید و افکار و تأمین و منافع طبقاتی خویش است و مشهورترین نوشته‌های نویسندگان بنام، کوچک‌ترین جاذبه‌ای برای توده مردم ندارد.»
افراد این جریان تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا مردم را در مسیر انحراف از اسلام و انقلاب اسلامی قرار دهند و اگرچه موفق نبوده‌اند، اما آسیب‌هایی به نسل جوان زده‌اند.
ترویج فرهنگ سیاسی غرب
مورد دیگری که عوامل غرب‌زده در جامعه اسلامی ایران قصد تحمیل داشته‌اند و دارند، ترویج همه‌جانبه فرهنگ غربی و اروپایی در ایران است که همواره با مقاومت و واکنش مردم مواجه شده است؛ مخصوصاً در مصرف اجناس نوشیدنی و پوشیدنی؛ و برای تخریب فرهنگ بومی تلاش کرده‌اند. یکی از شاخص‌ترین آنها ارائه فکر و اندیشه حکومتی است که از روزهای پس از پیروزی انقلاب وارد عرصه شدند و حضرت امام راحل از آن به عنوان یک مشکل و دردسر یاد کردند و از توطئه آنها پرده برداشتند و فرمودند: «خیانت‌ها و تبلیغاتی که بر ضد اسلام و بر ضد قرآن کریم کردند و قشرها را خواستند از قرآن کریم جدا کنند و خواهران و برادران ما را خواستند از اسلام دور کنند، اینها باز یک مقدارشان هست با صورت‌های مختلف. شما زحمت کشیدید، زن و مرد زحمت کشید به خیابان‌ها ریخت، جورها کشید، خون‌ها داد که اسلام را زنده کند. برای اسلام خون داد، برای شهادت داوطلب شد. آنکه می‌خواست ملت ما، آنکه به او رأی داد ملت ما، «جمهوری اسلامی» بود. اسلام مورد نظر بود. الآن قشرهایی هستند که می‌خواهند اسلام را کنار بگذارند با نوشتن، با گفتن، با اجتماعات. این درد بزرگ‌ترین دردی است که الآن ملت ما به آن مبتلا هست و ما از آن نگران که ملتی رأی داد بر جمهوری اسلامی، نودونه‌ونیم درصد رأی داد بر جمهوری اسلامی؛ یعنی ما اسلام را می‌خواهیم. اگر برای صرف جمهوری بود، همچو رأیی نبود. اگر برای جمهوری دموکراتیک بود، همچو رأیی نبود. دیگران هم از این حرف‌ها سابقاً گفتند و شکست خوردند...» در این رابطه، تلاش‌ها، توطئه‌ها، فتنه‌ها و ترورها کردند که حکومت سیاسی در ایران اسلامی نباشد تا به قول خودشان به دموکراتیک برسند.
خارج کردن مسئولان از ساده‌زیستی
آسیب‌های دیگری که متوجه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است، فرو رفتن در زندگی‌های تجملاتی و اشراف‌منشی است که رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای بارها خطر این جریان را یادآور شده‌اند. روند رو به رشد این جریان از مغز و تبلیغات رسانه‌های وابسته به جریان روشنفکری لیبرال و سکولار نشئت می‌گیرد؛ به‌خصوص پس از پایان جنگ تحمیلی، در چارچوب یک برنامه حساب شده به دستگاه‌ها نفوذ کردند و آسیب سنگینی وارد کردند. در حالی که امام راحل بارها مسئولان نظام و مدیران را به حفظ خط‌مشی ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی و تشریفات‌زدگی دعوت کرده و رهنمود داده بودند: «اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح‌های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه‌های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده‌زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت‌های بزرگ برای ملت‌های خود کرده‌اند، اکثراً ساده‌زیست و بی‌علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند.»
جریان روشنفکری بیمار با ترویج فرهنگ تجملاتی و تشریفاتی، بسیاری از جوانان را در ادوار تاریخ به فساد کشاندند در حالی که زندگی ساده و بی‌آلایش، بسیار پایدارتر از زندگی‌های پوشالی و تبلیغاتی غرب‌زده‌ها بوده و هست. امروز متأسفانه این جوانان، گرفتار درد فریبنده تجملات و تشریفات شده‌اند و البته هم بیشترین آسیب‌ها را متحمل شده‌اند. از طرفی جریان رسانه‌ای وابسته به روشنفکری و مطبوعاتی‌ها و بازیگران سینمایی به روند خروج از ساده‌زیستی دامن می‌زنند که این، خطر بزرگی برای انقلاب اسلامی بوده و هست تا جایی که حتی برخی مسئولان نظام هم گرفتار آن شده‌اند.


از لابه لاي تاریخ

عوامل تقويت رواني محمدرضا پهلوي
کليه دستگاه‌هاي حکومت شاه از جمله: ارتش، علائم و نشان‌ها و مراسم و جشن‌ها از نمادهاي قدرت حکومت پهلوي بود و همه در خدمت جلب ستايش و تحسين مردم ايران قرار داشت. شاه به ستايش و حمايت مردم ايران شديداًً احتياج داشت تا جرئت و قدرت رواني لازم را براي ادامه حکومت به دست آورد و اين عوامل سبب مي‌شد شاه محبوبيت خود را باور کند و تقويت رواني بشود.
شاه از منبع ديگري که تقويت رواني مي‌شد گروهي معدود از دوستان و نزديکان شخصي‌اش بود که با آنها پيوند عاطفي شديدي برقرار کرده بود به طوري که مي‌توان اين پيوندها را پيوندهاي رواني و روحي دانست.
سه نفر از مهم‌ترين آنها به ترتيب ذيل بودند: ارنست پرون، امير اسدالله علم و خواهرش اشرف.
1ـ ارنست پرون، فرزند باغبان دبيرستان له‌روزه در سوئيس بود که محمدرضا در آنجا تحصيل مي‌کرد و در سال 1315 به ايران آمد و تا اواسط دهه 1950 ميلادي در کاخ شاه زندگي مي‌کرد.
2ـ اسدالله علم، دوست دوران کودکي و نخست‌وزير و وزير دربار پهلوي بود.
3ـ اشرف پهلوي، خواهر دوقلويش که به شاه وابستگي زيادي داشت.
البته افراد ديگري هم بودند که شاه به آنها اعتماد داشت، ولي با هيچ‌کدام به اندازه این سه نفر پيوند عاطفي نداشت. در طول 37 سال سلطنت شاه، درهم آميختگي رواني ميان وي و افراد مذکور به او نوعي قدرت و اعتمادبه‌نفس مي‌داد. سومين منبع تقويت رواني شاه، پندار متوهمانه وی به حمايت الهي از خودش بود! وي در تمام طول سلطنت خود اعتقاد داشت که خداوند از وی حمايت می‌کند. او بر اين باور بود که براي انجام يک مأموريت الهي برگزيده شده است. چهارمين منبع تقويت رواني شاه، پيوندهاي روانشناختي شخصي و سياسي با آمريکا بود. از آنجا که شاه در طول سلطنتش با هشت رئيس‌جمهور آمريکا مراوده و ملاقات داشت، خود را مورد حمايت نيرومندترين دولت جهان مي‌دانست.
اين چهار عامل که به‌طور مداوم، شاه را تقويت رواني مي‌کرد، باعث شده بود که شاه بتواند شخصيت ضعيف و وابسته خودش را حفظ کند. البته شاه در جهت تکميل اين چهار عامل، از همانندسازي با پدرش نيز استفاده مي‌کرد. در بحبوحه اوج‌گيري انقلاب اسلامي که بيشتر از هر وقت ديگري به تقويت عوامل نامبرده نياز داشت تا بتواند خودش را حفظ کند، هيچ‌کدام از چهار عامل تقويت کننده مذکور نمي‌توانستند اثرگذار باشند. در طول دهه 1350 حمايت و تحسين مردم ايران به‌تدريج کاهش يافت به طوري که در سال 57 به روشني آشکار شد که تمام مردم ايران خواستار برکناري شخص او و نظام سلطنتي پهلوي هستند. سه نفري که به عنوان مثلث تقويت رواني شاه از آنها نامبرده شد، براي مشاوره و نيرو دادن به شاه حضور نداشتند. ارنست پرون سال‌ها پیش در سوئيس مرده بود. اسدالله علم نيز در سال 1356 حدود يک‌سال پیش از انقلاب اسلامي بر اثر سرطان خون درگذشته بود. اشرف نيز به دليل دردسرهايي که پديد آورده بود، در خارج از ايران به سر می‌برد و شاه ارتباط خود را با او قطع کرده بود و به همين دليل امکان بهره بردن از آنها براي شاه ميسر نبود.
همچنين اعتقاد شاه به حمايت الهي از خود نيز پس از اطلاع از مبتلا شدن به سرطان از بين رفته بود. هنگامي که اسدالله علم، جفت رواني شاه درگذشت و مردم ايران نيز عليه او اقدام کردند، باورش به حمايت الهي به‌طور کامل از بين رفت. به‌علاوه، در آن مقطع آمريکا نيز نتوانست حمايت رواني لازم را که منظور شاه بود، به عمل آورد. هنگامي که چهار عامل تقويت و حمايت رواني شاه از بين رفتند، تعادل فکري، رواني شاه نيز گسسته شد و فروپاشي رژيم پهلوي آهنگ شتاباني به خود گرفت و با فشار بيشتر مردم که به انقلابي پرشور عليه او و نظام سلطنتي تبديل شده بود مقاومت خود را به طور کامل از دست داد. به تدريج، ضعف شخصیتي‌اش آشکار شد و جرئت انجام هر اقدامي از او گرفته شد. بدين ترتيب با اختلال در تصميم‌گيري شاه که به صورت فردي حکومت مي‌کرد، اختلال در ساير سازمان‌ها و مراکز اداري نيز به وجود آمد و در نهايت به سقوط حکومت پهلوي انجاميد.


حكایت زمانه

حماسه‌سازان هويزه
در آذر 1359، پس از شكست بيش از دو گردان از نيروهاي عراقي در جنوب سوسنگرد به وسيله سربازان اسلام، يك گروهان از برادران سپاه اهواز برای محافظت و پدافند شهر هويزه، از سوسنگرد به آن شهر اعزام شدند. افراد اين گروهان، پس از رسيدن به منطقه و استقرار، عهده‌دار حفاظت از جنوب تا جنوب غربي شهر هويزه شدند.
نيروهاي عراقي در اين منطقه متشكل از واحدهاي تانك از نوع «تي ـ 62»، «تي ـ 55»، موشك‌هاي زمين به زمين و امكانات نظامي پيشرفته و بيش از شش هزار نفر پياده بودند. ولي همين نيروهاي اندك مدافع شهر، از كمترين امكانات دفاعي هم بي‌بهره بودند.
دشمن در آغاز هجوم سراسري خود، ظرف 48 ساعت از محور هويزه تا كرخه پيشروي كرده و در امتداد آن مستقر شده بود، به‌طوري‌كه فاصله آنها تا هويزه حدود 10 كيلومتر بود. تاكتيك دشمن اين بود كه با تصرف سوسنگرد، هويزه، خود به خود سقوط مي‌كند.
در چنين شرايطي 50 تا 60 نفر از برادران سپاه براي جلوگيري از پيشروي دشمن، مسئوليت مين‌گذاري جاده‌ها را به عهده گرفتند. زيرا اين جاده‌ها و راه‌هاي عبور، براي دشمن به مانند رگ‌هاي حياتي براي ادامه تجاوز محسوب مي‌شد. دو هفته پیش از آنكه عمليات مدافعان اسلام عليه نيروهاي عراقي در اين منطقه انجام گيرد، بني‌صدر دستور تخليه هويزه را از برادران بسيجی و پاسدار صادر کرد و دستور داد كه در سوسنگرد مستقر شوند.
اين دستور بني‌صدر، با مخالفت جدي سيدمحمدحسين علم‌الهدي و ديگر برادران مواجه شد. پس از آنكه علم‌الهدي با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي تماس گرفت، دستور بني‌صدر لغو شد و برادران پاسدار در هويزه باقي ماندند.
يك هفته بعد، تصميم بر آن شد كه از محور هويزه و سوسنگرد حمله انجام گيرد. اين عمليات را مي‌توان نقطه عطف عمليات منظم برادران ارتش و سپاه دانست. بار ديگر بني‌صدر، شعار جدایي ارتش از سپاه را سر داد و گفت: سپاه نبايد در اين عمليات شركت كند. برادران بسيجي و سپاه كه در منطقه بودند و اغلب آنها به منطقه آشنايي داشتند، اين ترفند بني‌صدر را ضربه شديدي بر پيكر عمليات مي‌دانستند.
بار ديگر، اين مسئله با تلاش برادر علم‌الهدي و تماس‌هاي مكرر ايشان با مسئولان در تهران، حل شد و قرار شد كه سپاه به عنوان پياده ارتش در عمليات شركت كند.
15 دي 1359، روز آغاز عمليات بود. براي اين عمليات دو تيپ از لشكر 16 زرهي قزوين و يك تيپ از لشكر 92 زرهي اهواز در نظر گرفته شده بود كه دو گردان از نيروهاي سپاه و عده‌اي هم از نيروهاي جنگ‌هاي نامنظم (شهيد چمران) نيروهاي ارتش را ياري مي‌دادند. از جمله هدف‌هاي اين عمليات، پاكسازي شمال و جنوب كرخه كور از وجود نيروهاي متجاوز ارتش عراق و آزادسازي پادگان حميد و منطقه جفير بود. نتايج عمليات در اين روز موفقيت‌آميز بود؛ اما هنوز عقبه‌هاي اصلي دشمن در پادگان حميد و سه‌راهي جفير آسيب نديده بود. رزمندگان اسلام، پس از تصرف مرزهاي كرخه و حاج بدر، قصد داشتند به سوي پادگان حميد پيشروي کنند؛ اما بنا به دلايلي مانند نرسيدن مهمات، قرار بر اين شد كه ادامه عمليات در 16 دي ماه انجام شود.
شانزدهم دي 1359، برادران سپاه در جلوی تانك‌هاي ارتش مستقر شده و منتظر دريافت رمز حمله بودند كه رفت‌وآمد تانك‌هاي دشمن زياد شد و پس از آن، هواپيماهاي دشمن برای بمباران ظاهر شدند. از طرف ديگر نيروهاي اسلام زير آتش توپخانه، كاتيوشا و خمپاره قرار گرفتند. با شناخت دقيقي كه عراقي‌ها از منطقه داشتند، عده‌اي از رزمندگان اسلام به شهادت رسیدند. لشكر 9 مكانيزه ارتش عراق دست به عمليات زده بود و چون نيروهاي خودي انتظار اين حمله را نداشتند، فرماندهي دستور عقب‌نشيني به طول 500 متر را به صورت تاكتيكي صادر كرد. اين دستور باعث شد كه تانك‌ها عقب‌نشيني كنند و عراقي‌ها با اين تصور كه نيروهاي اسلام شكست خورده و فرار كرده‌اند، وارد منطقه شدند.
در اين ضد حمله سنگين دشمن كه نيروهاي ايراني مجبور به عقب‌نشيني شدند، بيش از يكصد تن از برادران پاسدار، جهاد و دانشجويان پيرو خط امام از جمله حسين علم‌الهدي، مفقودالاثر و شهيد شدند. در پي اين حادثه، نيروهاي دشمن در تاريخ 18 دي 1359، هويزه را اشغال كردند و پس از آن، فرمانده نيروهاي عراقي (خليل الدوري) دستور داد تعدادي از مردم بي‌گناه را دست‌بسته در يك گودال قرار دهند و به شهادت برسانند و سپس عراقي‌ها تمام شهر را با ديناميت و بلدوزر نابود كردند. بدين ترتيب 1800 واحد مسكوني و تجاري و سه مسجد و دو حسينيه و شهر به تپه‌اي خاك مبدل شد.
شهيدسیدمحمدحسين علم‌الهدي فرزند آيت‌الله حاج‌سيدمرتضي بود که در هشتم مهر 1337، در اهواز چشم به جهان گشود. شور انقلابي و مذهبي وي سبب شد تا از 14 سالگي پا به عرصه فعاليت‌هاي سياسي بگذارد.
فعاليت‌هاي شهيد در زمينه توسعه امور فرهنگي، مذهبي و سياسي تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. تشكيل گروه موحدين با عده‌اي از دوستان، شروع مبارزه مسلحانه عليه رژيم طاغوت، تكثير و پخش اعلاميه‌هاي امام (قدس‌سره)، ايجاد هماهنگي و وحدت بين حوزه و دانشگاه و شركت در ترور مستشار آمريكايي (پل گريم) ـ بالاترين مقام شركت نفت در اهواز ـ كه سبب ايجاد وحشت بيشتر در دل رژيم و حاميان آن و در نتيجه تداوم اعتصاب در شركت نفت اهواز شد، از جمله فعاليت‌هاي شهيد علم‌الهدي در دوران پیش از پيروزي بود.
بعد از پيروزي نيز علم‌الهدي منشأ فعاليت‌هاي مختلفي بود كه تأسيس بسيج، مجاهدت در جهاد سازندگي، تأسيس سپاه هويزه و شركت در تسخير لانه جاسوسي آمريكا همراه با ساير دانشجويان پيرو خط امام از جمله اين مجاهدت‌هاست. شهيد كه دانشجوي سال دوم رشته تاريخ دانشگاه مشهد بود، با شروع جنگ تحميلي همراه با گروهي از دانشجويان و نيروهاي بسيجي، به سوي جبهه‌هاي دفاع حق عليه باطل شتافت و همانطور که شرح آن آمد، در دشت هويزه به همراه جمعي از يارانش به شهادت رسيد.


امام در گذر زمان 178

حمایت علما از رهبری آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای
پس از رحلت امام(ره) دغدغه همه ملت ایران و جهان اسلام این بود که چه کسی مسئولیت رهبری و زعامت نظام جمهوری اسلامی را عهده‌دار خواهد شد. این موضوع به‌سرعت و معجزه‌آسا توسط مجلس خبرگان رهبری طبق ضوابط قانون و شرع پیگری شد و آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای به‌عنوان ولی‌فقیه و ولی امر مسلمین منصوب شد و پس از اعلام این خبر، انتصاب معظم‌له از جانب همه شخصیت‌ها مورد تأیید و حمایت قرار گرفت که نام بردن از همه آنها شامل فهرست بلندبالایی می‌شود. بسیاری‌ ایشان را منصوب امام دانستند و جملگی آنها از لحاظ علمی و فقاهت به مقام اجتهادش شهادت دادند. در مبحث شماره پیش بیانیه‌ آیت‌الله‌العظمی اراکی درباره انتصاب ایشان آورده شد و در این مختصر گزیده‌ای از نظرات دیگر علما به اختصار ارائه می‌شود.
مرحوم آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی فرمودند: «مقام شامخ علمی و اجتهاد و فقاهت معظم‌له جای هیچ‌گونه تردیدی نیست.»
مرحوم آیت‌الله مشکینی: «معظم‌له حائز سایر شرایط ولایت است و رهبری جامعه مسلمین نیز به نحو اولی می‌باشند.»
آیت‌الله مهدوی کنی: «بحمدالله آیت‌الله خامنه‌ای مورد قبول همه علما و فقها هستند و سوابق درخشانی دارند.»
مرحوم آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی: «از خصوصیات امام(ره) این بود که برای بعد از مرگ‌شان نیز تصمیم گرفتند و با روشن نمودن راه، خبرگان را از بلاتکلیفی بیرون آوردند.»
آیت‌الله ابراهیم امینی: «حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ـ دامت برکاته ـ در فقاهت و اجتهاد به مرتبه‌ای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری صلاحیت کامل دارد.»
مرحوم آیت‌الله خلخالی: «بنده گفتم: شما هشت سال ریاست‌جمهوری را به‌عهده داشته‌اید و تمام مشکلات کشور را به‌خوبی می‌دانید و سال‌ها در خدمت امام بوده‌اید. من با صراحت گفتم: آقای خامنه‌ای! ما می‌خواهیم که شما رهبر مردم باشید و ما نیز به پیروی از حضرت امام به فرامین شما گردن می‌نهیم.»
مرحوم حاج سیداحمد خمینی(ره): «حضرت امام بارها از جنابعالی به‌عنوان مجتهد مسلم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی نام می‌بردند.»
آیت‌الله مظاهری: «بعد از رحلت امام من اضطراب عجیبی داشتم وقتی خبر انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای را از تلویزیون شنیدم بلافاصله سجده شکر بجا آوردم.»
آیت‌الله جنتی: «صفاتی را که حضرت علی(ع) برای رهبری فرموده‌اند در شخص آیت‌الله خامنه‌ای موجود است و من ایشان را از تمام کسانی که امتیازاتی برای این پست داشته‌اند قوی‌تر می‌دانم.»
آیت‌الله محمدی گیلانی: «خبرگان معظم با نیات پاک حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سلاله پاک رسول‌الله و قره‌العین حضرت امام را به عنوان رهبر انتخاب کردند.»
آیت‌الله امامی کاشانی: «حضرت امام(قدس‌سره) آیت‌الله خامنه‌ای را لایق مقام رهبری دانسته‌اند و در چند مورد به این موضوع تصریح فرموده‌اند.»


مجالس شوراي اسلامي 67

سناريوي مشارکت با مهره سفيد
انتخابات مجلس نهم در شرايطي برگزار شد که پس از فتنه 88، بخشي از افراد و جريان‌هاي سياسي که پيش از آن در درون نظام اسلامي تعريف مي‌شدند، به‌دليل خيانت به ملت و نقش‌آفرینی در جورچین دشمن و راه‌اندازي غائله فتنه 88، توسط ملت از دايره نيروهاي درون نظام اسلامي طرد شده و به اردوگاه ضدانقلاب و اپوزيسيون خارج‌نشين پيوسته بودند.
اين جريان شکست‌خورده از ملت با تمام توان وارد ميدان انتخابات شده بودند تا با تداوم خيانت خود، مانع از شکل‌گيري حماسه‌‌اي بزرگ در انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي شوند.
بازيگران و اصحاب اردوگاه فتنه اگرچه در هدف ضربه زدن به نظام اسلامي مشترک بودند، اما در شيوه مقابله و چگونگي مواجهه با جمهوري اسلامي متفرق بودند و يا از منظري ديگر مي‌توان گفت که ترجيح مي‌دادند با سناريوهاي مختلف به مقابله با نظام اسلامي بپردازند.
اولين سناريو، توسط بخشي از اردوگاه فتنه که هنوز خود را در درون نظام اسلامي تعريف مي‌کرد، طرح‌ريزي شده بود. اين جريان معتقد بود که کناره‌گيري و تحريم انتخابات نه تنها فايده‌اي براي اردوگاه فتنه ندارد، بلکه فرصت‌هاي پيش رو را نيز از اختيار اردوگاه فتنه سلب خواهد کرد.
اين تفکر در عمل هرگونه کناره‌گيري و تحريم را به ضرر اردوگاه اپوزيسيون می‌دید و نتيجه آن را ميدان‌داري نظام و جريان‌هاي وفادار به انقلاب اسلامي مي‌دانست که سرانجام آن، به فراموشي رفتن جريان اپوزيسيون و ايده‌ها و آرمان‌ها و گفتمان آنها بود.
طبق نظر اين بخش از اردوگاه فتنه‌گران، نظام اسلامي آنقدر توانمند است که در نبود و غيبت اصلاح‌طلبان نيز مي‌تواند فضا را براي مشارکت حداکثري ملت محقق سازد و بازي تحريم‌کنندگان را ناکام گذارد. همانطور که در طول سه دهه اخير نيز چنين بوده و خط تحريم اپوزيسيون نه تنها تأثيري بر ميزان مشارکت ملت نداشته، بلکه برعکس موجب جريحه‌دار شدن وجدان عمومي و ترغيب بيشتر براي آمدن به پاي صندوق‌هاي رأي شده است.
ضمن آنکه اين شرايط در انتخابات مجلس و شوراها سخت‌تر نيز مي‌شود و ميزان تأثيرگذاري خط تحريم به کمترين حالت مي‌رسد، چراکه اولاً دغدغه‌هاي محلي، فضا را براي مشارکت بالاي مردم فراهم مي‌آورد؛ ثانياً با ورود نامزدهاي مستقل، فضاي انتخابات به‌طور طبيعي رقابتي و کشش‌دار خواهد شد. لذا باتوجه به اين ملاحظات بهتر است که فرصت را از دست نداد و با مشارکت در انتخابات به موارد سه‌گانه زير دست يافت:
1ـ کسب تعدادي از کرسي‌هاي مجلس، هرچند قليل و کم‌اثر
2ـ بسط و ترويج گفتمان اردوگاه فتنه در سطح جامعه
3- حاشيه‌سازي و ايجاد التهاب و ناامني در انتخابات.
البته اين حضور به‌طور آشکار و با چهره‌هاي شناخته شده محقق نخواهد شد، چراکه با سياست اتخاذي نظام، حتماً رد صلاحيت خواهند شد. براي موفقيت، بهتر است که مهره‌هاي اصلي بازي انتخابات، کساني باشند که از سابقه مشخص برخوردار نیستند و به تعبيري ديگر، از چهره‌هاي مارک‌دار نباشند. چهره‌هاي ناشناخته که در زمان مناسب، مواضع و گرايش‌هاي سياسي خود را نشان خواهند داد، بهترين گزينه براي طراحي اين بازي خواهند بود. البته اين بدان معنا نيست که چهره‌هاي مارک‌دار وارد ميدان نشوند. حضور اين افراد با علم به اينکه رد صلاحيت خواهند شد نيز مي‌تواند مکمل اين بازي باشد، چراکه با مخالفت نهادهاي قانوني و تأیيدنشدن صلاحيت اين افراد، زمينه تشنج‌آفريني و ايجاد هزينه براي نظام فراهم خواهد آمد و مهره‌هاي سفيد نيز آهسته و بدون جنجال، از پالایه(فيلتر) دستگاه‌هاي نظارتي عبور خواهند کرد.
اين سياست عملاً به‌طور کامل توسط اردوگاه ضدانقلاب اتخاذ نشد و چهره‌هاي شناخته شده مشي ديگري را که «سياست تحريم» باشد، برگزيدند و تنها مهره‌هاي سفيد وارد ميدان رقابت انتخاباتي شدند.


 

صفحه 10
ويژه سالروز شهادت شهدای عرفه

 

 

پای صحبت‌های سردار سرتیپ محمدجعفر اسدي
بايد براي تاريخ بنویسیم احمد‌كاظمي‌كه بود و چه‌كرد

اشاره
«محمدجعفر اسدي» متولد سوم دي‌ماه سال 1336 در نورآباد ممسني استان فارس است. او پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي با پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در هفتم اسفند ماه سال 1358 به عضويت سپاه درآمد. در مهرماه سال 1359 به سمت فرمانده منطقه فارسيات اهواز منصوب شد و در بيستم خرداد ماه سال 1360 مسئوليت محور عملياتي آبادان را عهده‌دار شد. تيرماه سال 1361 به عنوان فرمانده 33 المهدي معرفي و درطول اين مدت در عمليات‌هاي بزرگي همچون فتح‌المبين، بيت‌المقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتي، والفجر 1 و 2، خيبر، بدر، والفجر 8، كربلاي 2، 4، 5، 10، نصر4، ظفر 7، والفجر10، بيت‌المقدس 7 و عمليات مرصاد يگان خود را فرماندهي مي‌كرد. در بيستم شهريور ماه سال 1370 به عنوان فرمانده لشكر 19 فجر معرفي شد و به دلیل كفايت، لياقت و تعهد فرماندهي سپاه پنجم عاشورا در استان آذربايجان شرقي، جانشين فرماندهي نيروي زميني سپاه و جانشيني بازرسي ستاد كل نیروهای مسلح را در كارنامه خود دارد. وی پس از سردار زاهدی یعنی دو سال پس از شهادت شهید کاظمی با حکم رهبر معظم انقلاب‌ در سال ۱۳۸۷ به‌عنوان فرمانده نيروي زميني سپاه معرفي شد. وی همزمان تحصيلات خود را تا مقطع دكتراي علوم استراتژيك ادامه داد و هم اکنون در دانشگاه عالی دفاع ملی مشغول تدریس و خدمت است. در آستانه سالروز شهادت سردار سرلشکر حاج‌احمد کاظمی و تعدادی از فرماندهان نیروی زمینی سپاه، پای صحبت‌های این فرمانده دلاور دوران دفاع مقدس نشسته‌ایم.

*روز به روز به او علاقه‌مندتر مي‌شدم
اواسط دی ماه سال 59 يك گروه 30‌ نفره براي عمليات به ما ملحق شدند كه از اصفهان آمده بودند. آنها به روستاي «فارسيات» آمدند و احمد كاظمي هم همراه‌شان بود كه بچه خيلي خوش‌برخورد و بافكري بود. من از همانجا با او آشنا شدم.
از روزهاي اول اخلاص خاصي را از اين جوان ديدم. پس از عمليات، به «دارخوين» و سپس آبادان رفت و من هم تا اواخر 59 در فارسيات ماندم و بعد به آبادان رفتم و در ايستگاه هفت بودم. ايشان در «فياضيه» بود، اما فاصله چنداني نداشتيم. بين ما خالي از نيرو بود. رفتم به او سري زدم كه فكري براي اين فاصله وسط بشود. البته كمبود نيرو هم داشتيم و زمين هم خوب نبود. خاكريز به آن معنا نداشتيم و همه‌اش دشت بود. براي هماهنگي‌ها در هتل آبادان جلسه مي‌گذاشتيم و به همديگر سر مي‌زديم.
او جوانی پرشور و نشاط، با صفا و صميمي بود. روز به روز به او علاقه‌مندتر مي‌شدم. آن‌هم به دلیل خصلت‌هاي خوبش. آدم پرحرفي نبود و اگر حرفي مي‌زد، بجا بود. منضبط و قناعت‌كار بود و هميشه نمره اول را در قناعت داشت. در حفظ بيت‌المال از همان روزهاي اول حساسيت داشت. هيچ‌كس مثل او نبود. تلاش مي‌كرد بيت‌المال را هم بيشتر كسب كند و هم بيشتر نگهداري كند كه از بين نرود. يك بار كه از لشكر او بازديد كرديم، ديدم قطعات دستگاه‌هاي مهندس را روي تراورز گذاشته كه روي زمين نباشد و به دلیل رطوبت زنگ نزند.
هواي نيروهاي زيردستش را داشت. يك روز که با هم صحبت مي‌كرديم پيرامون اينكه در قبال اين بچه‌ها مسئول هستيم، گفت: «براي امورات بچه‌ها حواسم خيلي جمع است. اگر زمستان باشد، حاضر نيستم بخاري در چادر من باشد و ديگران نداشته باشند.»
در طراحي‌ها به سادگي تسليم نمي‌شد. آن قدر پافشاري مي‌كرد تا اين طرح پخته شود و معايب آن پیش ‌از عمليات مشخص شود.

*برای احمد زودتر زن بگیرید
زماني‌ كه در جبهه فياضيه بود، ازدواج نكرده بود. يك شب جلسه‌اي در تهران داشتيم که من و مهدی باكري به منزل او رفتيم و به پدرشان توصيه كرديم که زودتر برای احمد زن بگیرید. وي يكي دو ماه بعد آمد به من گفت: «كار دستم دادي، چون پدر و مادرم رهايم نمي‌كنند و مي‌گويند ازدواج كن.» الحمدلله ازدواج كرد و چون به من علاقه داشت، سؤالاتي راجع به زندگي از من مي‌پرسيد و خيلي از اسم پسرم محمدمهدي خوشش مي‌آمد. پرسيد: «اسم فرزندت را خودت انتخاب كردي؟» گفتم: «نه آيت‌الله مدني مي‌فرمود مستحب است فرزند ذكور را حتي براي هفت روز به نام محمد بناميد.» ايشان نام دو پسرش را محمد گذاشت. در مسائلي كه قبول نداشت، اصلاً زير بار نمي‌رفت و همين روش و منش، در كل زندگي‌اش و خصوصاً در امور جبهه و جنگ تأثير داشت. يك بار در كربلاي 5 در منطقه پنج ضلعي عمليات داشتيم. من با احمد و آقامحسن جلسه گذاشتيم. وقتي برمي‌گشتيم، باران شروع شده بود. بي‌سيم زديم و «مرتضي قرباني» گفت: بياييد اينجا كه با هم باشيم. جيپي كه سوار بوديم، خيلي ليز مي‌خورد و مرتضي هم مرتب مي‌گفت: حتماً بياييد. احمد شك كرد كه چرا مرتضي اينقدر اصرار دارد كه برويم؟ با شوخي گفت: «اين چشم سفيد هيچ‌وقت ما را به جاهاي خوب دعوت نمي‌كند.»
همانجا گفت برويم به قرارگاه. ما هم رفتيم قرارگاه جايي كه آقاي غلامپور بود. احمد يك‌سري اطلاعات گرفت و ديد اصلاً نمي‌شود برويم از بس آتش مي‌ريزند و قبل از رسيدن به مرتضي شهید مي‌شويم. گفت: «چه ضرورتي دارد ما برويم آنجا مي‌خواهيم با بچه‌ها تماس داشته باشيم، در همين قرارگاه داريم.» و با شگرد خودش مرتضي را سركار گذاشت و گفت: «من نزديك هستم و شما بيا پيش ما. مرتضي گفت: «من زير يك تانك هستم و جايم امن است.» احمد گفت: «نه اينجايي كه ما هستيم، امن‌تر است.» خلاصه آن شب عمليات را از قرارگاه هدايت كرديم و صبح كه شد، مرتضي مي‌گفت: «به خدا اگر آمده بوديد يك نفرمان سالم نمي‌ماند...»

*از همه قاطع‌تر و جدی بود
احمد وقتي موضوعي پيش مي‌آمد، حواسش خيلي جمع بود و با ديد باز نگاه مي‌كرد. او با حسين خرازي، قاسم سليماني و آقای قاليباف بيشتر مأنوس بود و وقتي به قرارگاه‌ها مي‌رفتيم و فرصتي بود، او با اين افراد مي‌نشست و صحبت مي‌كرد. مهدی باكري هم مدتي در لشكر 8 جانشين او بود و وقتي آقامحسن گفت آذربايجان هم بايد تيپ داشته باشد، تيپ 31 عاشورا تشكيل شد و باكري از احمد جدا شد.
تجاربي كه از هر عمليات به دست مي‌آورد را در عمليات بعدي به كار مي‌گرفت. از جمع‌آوري غنايم گرفته تا به كارگيري گردان‌ها و به اين موضوعات دقت داشت و بي‌احتياطي نمي‌كرد. او نيروها را با دقت وارد مي‌كرد و فردي دقيق و با پشتكار بود.
فرد تيزي بود و مسائل را خوب مي‌گرفت. براي هر عمليات ممكن بود ماه‌ها بحث و پيگيري داشته باشيم. بچه‌هاي اطلاعات هم مرتب مي‌رفتند و اطلاعات جديد مي‌آوردند و بعد هم طرح را مي‌داديم، اما احمد به سادگي به طرح‌ها قانع نمي‌شد، همه جوانب را بررسي و درباره آن بحث مي‌كرد و خيلي جدي و محكم بود، بعد طرحش را مي‌داد.
البته تصميم نهايي را فرماندهي مي‌گرفت ولي در بحث‌هايي كه مي‌شد، از همه جدي‌تر و قاطع‌تر احمد بود و مرتب تيکه كلامش این بود كه: «نمي‌شود، نمي‌رويم، نمي‌كنيم.» اين كلماتش هم براي اين بود كه روي موضوع بحث شود وگرنه حتي يك عمليات هم نبود كه او شركت نكند. او روي تمام موارد بحث مي‌كرد و آن را به نتيجه مي‌رساند. از دستورها سرپيچي نمي‌كرد، اما تا جايي كه مي‌توانست تلاش مي‌كرد كه طرح را پخته كند.

*هيس! دارند فيلم درست مي‌كنند
بحث قناعتش در عمليات هم ديده مي‌شد. مثلاً اگر جايي بحث مي‌شد سه‌گردان نيرو بگذارد، خودش مي‌گفت با دو گردان هم انجام مي‌شود و اگر در حين عمليات، بعضي ‌از لشكرها مي‌گفتند ما نيرو نداريم، او مي‌گفت من دارم. يعني حتي در نيروها هم اسراف نمي‌كرد. وقتي مي‌ديد ممكن است باتري بي‌سيم تمام شود، آن را خاموش مي‌كرد و مي‌گفت: «وقتي كار داشتيم، روشن مي‌كنيم.» كه گاهي هم تماس با او مشكل مي‌شد و بايد از طريق قرارگاه صدايش مي‌زديم.
فردي مبتكر بود. يك بار که با هم صحبت مي‌كرديم و او از دوران جواني و نوجواني‌اش تعريف مي‌كرد من دانستم از همان نوجواني ابتكار داشته است. او تعريف مي‌كرد: «با يكي از بچه‌ها با موتور مي‌رفتيم. دوستم خيلي تند مي‌رفت. از يك ماشين خيلي بدجور سبقت گرفتيم، طوري‌كه راننده ناراحت شد. وقتي هم پيچ را رد كرديم، دوستم نتوانست كنترل كند و چپ كرديم و توي خاك‌ها افتاديم. همان موقع هم آن ماشين رسيد و راننده شروع كرد به فحاشي. اما من يكدفعه گفتم: «هيس! دارند فيلم درست مي‌كنند.» راننده دور و برش را نگاه كرد و عذرخواهي كرد و رفت.
در عمليات‌ها هم يك دفعه تصميمي درست و بجا مي‌گرفت و واقعاً موضوعات را متفكرانه و باتدبير حل مي‌كرد.
ما عمليات‌هاي زيادي با هم بوديم. آبادان با هم عمليات كرديم و جلو رفتيم. دشمن هم سرمايه‌گذاري سنگيني در فياضيه كرده بود. خط ما شكست، اما دشمن در فياضيه مقاومت مي‌كرد، چون آنها حافظ پلي بودند كه همه نيروها بايد از آنجا عبور مي‌كردند و كنار رودخانه كارون بودند. آن روز مرتضي قرباني كمك كرد تا خط فياضيه شكسته شد و از پشت با جيپ 106 كه جلو برده بود، به عراقي‌ها تيراندازي كرد و با آقاي كاظمي تماس گرفت و گفت ما از پشت حمله كرديم و شما جلو بياييد. بعد هم ساعت 11 اين خط كامل شكسته شد.
در اكثر عمليات‌ها من و احمد و قاسم سليماني و قاليباف در محورهاي كنار هم بوديم و به همديگر كمك مي‌كرديم.
ما بايد براي تاريخ بنویسیم احمد كاظمي كه بود و چه كرد و به عنوان يك سرمايه به نسل‌هاي آينده تحويل دهيم. بايد جوان‌هاي ما افتخار كنند كه پدران‌شان در جنگ حماسه آفريدند.


یاران احمد

من زائر حرم امام رضا(ع) بودم و سعید زائر کربلا...
روز حادثه من در مشهد مقدس بودم. به اصرار خود حاج سعید(سلیمانی) به این سفر رفته بودم. پس از شنیدن خبر، بلافاصله خود را به تهران رساندم. به منزل که رسیدم مثل زمانی بود که من و حاجی از کربلا آمده بودیم... اما این بار همه گریه می‌کردند. من از سفر آمده بودم، ولی حاج سعید نیامده بود. صحنه‌ای دردناک که فقط برای انسان یک بار اتفاق می‌افتد. سال گذشته که با هم آمدیم زائر کربلا بودیم، ولی امسال من زائر حرم امام هشتم(ع) بودم و سعید زائر کربلا...

توپچی که از شهادت نمی‌ترسد!
شفیع‌زاده آمد نزدیک هواپیما و از پشت سر، دستانش را گذاشت روی چشم‌های غلامرضا. دستانش را که لمس کرد خنده، همه‌ صورتش را پر کرد. گفت: شناختمت اما یه چیزی بگو که مطمئن بشم. شفیع‌زاده با آن لهجه شیرین تبریزی‌اش گفت: توپچی که از شهادت نمی‌ترسد؛ آخرین جمله‌ای که در این دنیا گفته بود. بلند شد و یکدیگر را در آغوش گرفتند. حالا همه فرماندهان شهید توپخانه‌ سپاه صف کشیده بودند به استقبال فرمانده‌ شهید توپخانه‌ سپاه؛ غلامرضا یزدانی.

توطئه‌های دشمنان را خنثی می‌کرد
تيزبيني خاص، اشراف عميق بر اهداف دشمن و تسلط كافي بر منطقه، مديريت محبت‌آميز و رفتار صميمي شهيد نبي‌الله شاهمرادي(حنيف) با همكاران و نيروهاي تحت امرش گره‌هاي زيادي را گشود و موفقيت‌هاي متعددي را نصيب كشور و منطقه شمال ‌غرب کرد. اين موضوع مخصوصاً باتوجه به طراحي نقشه‌ها و توطئه‌هاي شوم سرويس‌هاي جاسوسي بيگانه براي استان‌هاي آذربايجان غربي و كردستان اهميت دوچندان مي‌يابد.

فقط مي‌خواست حرف امام(ره) زمين نماند
سردار حاج‌محمد كوثري مي‌گويد: به منطقه‌ مهران وارد شديم؛ تقريباً مرحله‌ آخر عمليات بود. هوا داشت روشن مي‌شد كه هواپيماهاي عراقي، خمپاره‌ها و توپ‌هايي كه شليك شد يك حجم بسيار زياد آتش در منطقه به وجود آمد و ما احساس كرديم كه سعيد مهتدي شهيد شده است. اما زخمي شده بود و اين مسائل براي سعيد مطرح نبود و فقط مي‌خواست حرف امام(ره) زمين نماند.

هنر نماد دغدغه‌ها و نمایه اندیشه‌های او بود

برای شهید رشادی، هنر همچون ابزاری انگاشته می‌شد که بدان اندیشه و ایمان را در جامعه ترویج و تقویت کند و جهل و جهد را از دل‌ها و ذهن‌ها بزداید. طرح‌ها و کاریکاتورهای او بخشی از تاریخ مصوّر انقلاب است؛ هر قطعة آثار او حکایت حادثه‌ای است و نمود رهنمودی؛ سلسلة کاریکاتورها و طرح‌ها، به موازات زنجیرة حوادث و سوانح عمدة دوران متلاطم و متطور انقلاب، از ذهن ذکای این هنرمند متعهد تراویده و بر سینة سپید کاغذ رقم خورده است. مجموعة کاریکاتورها و طرح‌های او نماد دغدغه‌ها و نمایة اندیشه‌های اوست.


هر روز صبح با زيارت عاشوراي شهيد اسدي

محسن اسدی مراقبت زيادي از سردار كاظمي به عمل مي‌آورد. حاج‌احمد هم خيلي او را دوست داشت و سفارشش را مي‌كرد شهيد اسدي هيچ‌وقت خواسته‌اي نداشت و هميشه آماده و به‌گوش بود. اسدي مداح هم بود. اما اوایل سردار كاظمي اين موضوع را نمي‌دانست. پس از اينكه متوجه صداي خوب و گرم شهيد اسدي شد، از او خواست تا زيارت عاشورا را بخواند و بر روي نوار ضبط كند تا هر روز صبح موقع حرکت از منزل تا محل کار به زيارت عاشوراي شهيد اسدي گوش کند.


جابه‌جايي را در مدت 45روز انجام داد
تدبير سردار كاظمي بود که دانشکده پرواز اصفهان به تهران منتقل شود و اين كار هم بايد حداكثر ظرف مدت سه ماه صورت مي‌گرفت. شهيد احمد الهامي‌نژاد با قبول جابه‌جايي دانشكده‌اي كه 18سال در اصفهان مستقر بوده توانمندي و استعداد مديريتي خود را به اثبات رساند، چراكه در اين جابه‌جايي بايد تمامي امكانات برج مراقبت و فرودگاه جابه‌جا مي‌شدند، پرنده‌هايي هم كه قابليت پرواز نداشتند از طريق زمين منتقل مي‌شدند. او جابه‌جايي را در مدت 45روز انجام داد.


تنها كسي كه مي‌توانست انتظارات حاج‌احمد را برآورده كند

شهيد(حمید) آذین‌پور خيلي دلسوز سردار كاظمي بود. او در قرارگاه حمزه هم‌سابقه سردار كاظمي را داشت و از آنجا آشنا بودند و تنها كسي كه مي‌توانست انتظارات حاج‌احمد را برآورده كند، او بود. از هر نظر، در مكاتبات، مسائل اداري يا مشاوره‌دادن، توجيه بودن در مسائل نيروي انساني به‌خصوص قرارگاه حمزه، تك بود. يعني بخش مهمي از برطرف شدن مشكلات ترفيعي و استخدامي افراد قرارگاه حمزه و اهل تسنن، مديون شهيد آذين‌پور بود. او خيلي زحمت كشيد و آن روز شهادت هم، ‌چون مربوط به كارهاي قرارگاه حمزه بود، دنبال سردار كاظمي رفت.

اگر پدرم را ببينم شهادتش را به او تبريك مي‌گويم!

پدرم (شهید بصیری) به من ياد داد كه فقط و فقط در زمان خواندن نماز بايد به ياد خدا باشيم. هميشه به من مي‌گفت: بايد خوب درس بخواني و در آينده فرد مفيدي براي كشور باشي و هر كدام از شما بايد جاي يك شهيد را براي اين انقلاب و كشور پر كند و ان‌شاءالله شما هم شهداي آينده باشيد. اگر بار ديگر پدرم را ببينم شهادتش را به او تبريك مي‌گويم و از او مي‌خواهم كه به مادرم كمك كند تا بتواند بر مشكلات زندگي غلبه كند.


عباس چيز ديگري است...

زماني كه سردار كاظمي، فرماندهي نيروي هوايي سپاه را به سردار زاهدي مي‌سپارد، تك‌تك فرماندهان نيروي هوايي را به وی معرفي مي‌كند. به عباس کروندی كه مي‌رسد، با نفس عميق كه نشان از عشق او به عباس بود، سينه را نوازش مي‌دهد و مي‌گويد: «حالا به عباس مي‌رسيم، عباس چيز ديگري است. ايمان و مديريت عباس مثال‌زدني است. اگر عباس را خواستي، گوشت را به سمت او بسپار تا سلام و صلوات او دلت را نوازش دهد. سلام و صلوات عباس معرف اوست.»


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

پاسخ علمی آیت‌الله شیخ جعفر سبحانی به یک شبهه
گمراه‌کننده بودن خدا به چه معناست؟

مسئله امر بین‌الامرین در قرآن ذکر شده است و ما به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:
گاه یک فعل، هم به پیامبر اکرم(ص) نسبت داده می‌شود و هم به خداوند. آنجا که می‌خوانیم: «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى» (انفال:17) در این آیه رمی مجرد از پیغمبر نیست که جبر باشد. همچنین مجرد از خداوند نیست که تفویض شود، بلکه هم به پیغمبر مستند است و هم به خداوند متعال.
همچنین در آیه دیگر درباره یهود می‌خوانیم: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة» (بقره: 74) در این آیه قساوت به یهود نسبت داده شده است.
بعد در آیه دیگر این قسی کردن دل‌ها به خداوند نسبت داده شده است که به سبب پیمان‌شکنی یهود، خداوند دل‌های ایشان را قسیّ کرد: «فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً» (مائده:13)
نکته دیگر این است که آیات قرآنی که در مورد افعال بشر وارد شده است بر دو گروه است:
از گروهی از آیات اختیار تام استفاده می‌شود که همان مکتب تفویض است و از گروهی دیگر ممکن است جبر فهمیده است.
اما آیاتی که مستمسک تفویضی‌ها است، یکی آیه 46 سوره فصلت است؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها»، همچنین «ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یُری»، «وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ» و «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُورا» و آیات دیگر.
اما آیاتی که قائلین به جبر به آن تمسک می‌کنند عبارت است از آیاتی که مثلاً می‌گوید: حتی اگر برگی از درخت بیفتد به اذن خداوند است. همچنین: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمين‏» و «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً».
ولی اگر کسی با مکتب قرآن آشنا باشد و این دو گروه را با هم جمع کند، به امر بین‌الامرین می‌رسد.
آنجا که خداوند بر اختیار انسان تکیه می‌کند درصدد رد کردن جبری‌ها است و آنجا که اعمال ما را از آن خدا و فعل خدا می‌داند در مقام رد کردن تفویضی‌ها است. جبر و تفویض پیش از اسلام هم بوده است و آیات قرآن درصدد رد کردن هر دو مکتب است.
بر این اساس برای تحقیق در قرآن باید به سراغ تفسیر موضوعی رفت و تفسیر ترتیبی در این مورد کافی نیست. در تفسیر موضوعی آیاتی که حول یک موضوع است در یک‌جا جمع می‌شود و بعد از مجموع آنها نتیجه‌گیری می‌شود.
ضلالت یعنی چه؟
شبهه‌ای در مورد هدایت و ضلالت است. در قرآن هدایت و ضلالت به خداوند نسبت داده می‌شود؛ «فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ»(نحل: 93) این آیه مؤید مکتب جبر است.
برای حل این آیه باید به سراغ تفسیر موضوعی رفت و خلاصه اینکه خداوند سه نوع هدایت دارد:
هدایت تکوینی عامه: خداوند تمامی اشیا را که خلق کرده است آنها را یک نوع هدایت تکوینی هم کرده است: «قال ربنا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»(طه: 50)
مثلاً هنگامی که زنبور عسل به دنیا می‌آید بدون احتیاج به معلم، تمامی کارهای خود را انجام می‌دهد. حتی کودک انسان هم وقتی از مادر متولد می‌شود از روی هدایت تکوینی سینه مادر را به دهان می‌گیرد.
از جمله آیاتی که بر این نوع هدایت دلالت دارد عبارت است از: «الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى» (اعلی: 2و3)، «وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ* ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاس» (نحل: 68 و 69)
اما انسان هدایت تکوینی برتری دارد و این به سبب آن است که انسان بر خلاف حیوانات و حتی ملائکه که یک شخصیت دارند، دارای دو شخصیت است. انسان هم سرشت زشت دارد و هم سرشت زیبا، او هم، عدالتخواه است و هم خودخواه و هم غضب دارد و هم حلم. انسان دارای غرایز مختلف و متضاد است. خداوند او را هم هدایت کرده است: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» (شمس 7و8)
هنگامی که خداوند می‌فرماید: «إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى» (لیل:4) علامت این است که انسان دارای غرایز متضاد و متفاوت است و بر این اساس سعی و تلاش او هم متفاوت است.
هدایت تشریعی عامه: این همان ارسال رسل و انزال کتب است که خداوند انبیا و پیامبران را فرستاده است تا مردم را هدایت کنند و انسان را که دو شخصیت دارد به نفع خود استفاده کنند و غرایز او را تعدیل کنند. این هدایت هم مانند قبلی عامه است و همه را شامل می‌شود و حتی شمر هم مشمول این هدایت است.
هدایت تشریعی (یا ضلالت) خاصه: اگر کسی از هدایت عمومی دوم استفاده کند خداوند او را مشمول این هدایت می کند. شاهد این مدعا آیات ذیل است: «اللَّهُ يَجْتَبي‏ إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ» (شوری: 13) «مَنْ يُنيبُ» به معنای انابه و رجوع به خداست و کسی که به خدا رجوع کند مشمول عنایت خاصه او می‌شود.
همچنین در آیه دیگر می‌خوانیم: «وَ الَّذينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُم‏» (محمد:17)
در مورد اصحاب کهف هم می‌خوانیم: «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى‏» (کهف:13)
در مقابل این دسته، ضلالت خصوصی است و آنها کسانی هستند که از هدایت دوم بهره نگرفته‌اند و در نتیجه از این هدایت محروم می‌شوند. حرمان از این هدایت نامش ضلالت است. این همان است که خداوند می‌فرماید: «وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاء» (ابراهیم: 27)
تعلیل حکم به وصف مشعر علیت است. بر این اساس خداوند که می‌فرماید: «وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ» یعنی آنها به سبب ظلم خود مشمول ضلالت شده‌اند. آنها ظلم کردند و از هدایت عامه در مورد عدم ظلم بهره نگرفتند از این رو گمراه شدند.
بر این اساس در آیه دیگر می‌خوانیم: «إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَريقا» یعنی كسانى را كه كافر شده‏اند و ستم كرده‏اند خداوند نمى‏آمرزد و به هيچ راهى هدايت نمى‏كند. (نساء: 168)
* منبع: درس خارج اصول معظم‌له در تاریخ (24/3/91)


آيينه خواص

مقدادـ ۱۱
مدافع حقانیت علی(ع)

مقداد این صحابه بزرگوار حضرت رسول(ص) که نزد شیعه و سنی احترام دارد پس از رحلت رسول خدا(ص) جز امیرالمومنین علی(ع) کسی را شایسته خلافت بر مسلمین نمی‌دانست. گر چه اغلب اهل تسنن اعتقاد دارند تمامی صحابه پس از حضرت رسول(ص) علی بن‌ابی‌طالب(ع) را در میان تمامی صحابه افضل، اشجع، اورع، افقه، اعلم و اتقی می‌دانستند، اما اختلاف در اینجاست که تقدم امامت مفضول بر فرد افضل در رهبری جامعه جایز است یا نه؟ مقداد اعتقاد داشت همان کس که افضل است فقط شایسته خلافت است و البته حجت او سوابق درخشان و شخصیت ممتاز امیرالمومنین(ع) و احادیث نبوی مانند حدیث غدیر و همانند آن بود. بر مبنای عقل سلیم، امام بايد آگاه‌ترين مردم در عصر خود باشد؛ چرا كه با وجود فرد افضل در جامعه، نبايد غير افضل، مقدم شود و اگر كسى او را مقدم بدارد، كار قبيحى انجام داده است؛ چون ظلم است به فاضل و جامعه و فضيلت و هم به خود مفضول، چه آنکه موجب هلاکت او می‌‌شود.
او به افق روشنی چشم دوخته بود که در پرتو آن، سخنان بحق پیامبر اکرم(ص) توسط وارث شایسته و بحق او امیرالمومنین(ع) به گوش سنگین جهانیان برسد و قلمرو دولت کریمه‌اش به همه آفاق عالم گسترش یابد. در یک کلام او در فراق پیامبر(ص)، به علی(ع) دل بسته بود.
همین فداکاری‌ها و بصیرت مقداد بود که زبان مدح رسول خدا(ص) را در مورد او می‌گشود، چرا که پیامبر(ص) از عاقبت خیر او خبر داشت. نقل است روزی جناب «جابر بن‌عبدالله انصاری» این صحابه مکرم (رضوان‌الله‌علیه) درباره‌ سلمان، مقداد و ابوذر از پیامبر(ص) سؤال کرد. سپس حضرت در مورد هر کدام سخنانی گفتند تا آنکه در مورد مقداد فرمودند: «مقداد از ماست. خداوند دشمن است با کسی که دشمن اوست و دوست است با کسی که دوست اوست. ای جابر! هرگاه خواستی دعایی کنی و مستجاب شود، خدا را به نام ایشان بخوان، زیرا این نام‌ها نزد پروردگار، بهترین هستند.» این تعبیرات حضرت رسول(ص) نزدیکی بسیار مقداد با خاندان وحی و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را نشان می‌دهد، چرا که شبیه این تعابیر از حضرت رسول(ص) در مورد دختر گرامی‌شان حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و سبط گرانقدرشان امام حسین(ع) بیان شده است.
پس از فوت خلیفه دوم، بار دیگر مقداد در انتخاب خلیفه، طرف حضرت امیرالمومنین(ع) را گرفت. او گر چه در سال‌های پیش به دستور مولایش سکوت کرده بود، اما در شورای انتخاب خلیفه بار دیگر روشنگری کرد و بر حقانیت ولایت حضرت علی(ع) تأکید داشت.
عمر در اواخر عمر خود شورای شش نفره‌ای برای انتخاب خلیفه برگزید که عبارت بودند از: طلحه، زبیر، سعدبن‌ابی‌وقاص، عبدالرحمان‌بن‌عوف، عثمان و امیرمومنان(ع). سه نفر اولی به نفع سه نفر بعدی کنار رفتند و چون عبدالرحمان می‌دانست لیاقت رهبری را ندارد، از این رو باید به نفع عثمان یا امیرمومنان(ع) کنار می‌رفت. عبدالرحمان سه روز برای این کار با افراد مختلف مشورت کرد...


نقطه نظر
جواد منصوری

اثر نگاه آلوده بر قلب!
انسان امروزی با اوضاع و شرایط متفاوت و پیچیده‌ای روبه‌رو است، لذا در قبال مسئولیت‌های شخصی و اجتماعی خویش به مدیریت قوی‌تری نیازمند است. یكی از اهداف برنامه‌های تكامل بشری همچون سبك ‌زندگی اسلامی، «رشد انسان» است. مسئله مدیریت، یكی از فروع مسئله رشد ـ به عنوان یکی از تفاوت‌های انسان و حیوان ـ است. رشد حیوان، غریزی و طبیعی، ولی رشد انسان، اكتسابی است؛ یعنی باید با تلاش و انتخاب و مسئولیت خودش، انواع رشدها را به‌دست آورد. در موضوع رشد، اول چیزی‌ كه لازم است، مسئله شناخت است.
در جوامع كنونی مراقبت رفتار خویش نسبت به گذشته دشوارتر است. برای نمونه در مراقبت از چشم و كنترل آن، علاوه بر محیط‌های پیرامونی روزمره، وجود رسانه‌های تصویری مختلف را باید لحاظ کرد. این رسانه‎ها از ابزارهای گوناگون مانند «تصویر» استفاده می‌کنند كه ضمن جذابیت‌های آن، از جهت ماندگاری در حافظه مخاطب، قابلیت بالاتری دارد.
دشمن این تأثیر را می‌داند و سال‌هاست كه به تزریق افكار و اهداف خود و ترویج آن می‌پردازد. غرب امروز تخیل مخاطب خود را هدایت می‌كند. نمایش‌های خود را از هر طریقی به كمترین مناسبتی به‌گونه‌های متنوع تكرار می‌کند. نمونه‌ اخیر و بارز آن ـ بنا بر شنیده‌ها ـ استفاده از مجری زن با پوشش بسیار نامناسب در مراسم قرعه‌كشی جام جهانی فیفا قابل تأمل است! متأسفانه بسیاری از كشورها از جمله مسلمانان همچون كشور خودمان به‌خصوص جوانان، این برنامه را مشاهده کردند! تعداد برخورد این تصویر مخرب را با چشم یك نوجوان و جوان و تبعات آن را در نظر بگیرید!
قرار گرفتن این نوع تصاویر در ذهن فرد، با برانگیختن تخیل و تصویرسازی ذهن وی و هدایت آن و در نهایت به تحیر و سرگردانی فكری و روحی او منجر می‌شود و علاوه بر آثار مخرب روحی و جسمی بر سلامت شخص، او را از تفكر و تأمل در مسائلی كه موجب ترقی خویش و جامعه او می‌شود، باز می‌دارد.
باید دانست سبك ‌زندگی، تركیبی از صورت و معنا است؛ رفتاری برآمده از باورها و پسندها است.
این تكرار نمایش تصاویر مخرب كه یكی از حربه‌‌های دشمن در جنگ نرم او برای تسخیر اذهان و قلوب است، موجب باور آن مطالب در بیننده و در پی آن، اقدام به خواسته‌های دیگر در فرد و تشدید نامناسب و غیرضروری قوای طبیعی او است. این فرایند را مقایسه کنید با آن ساختار دقیقی كه دین ارائه می‌كند:
طبق روایت، نگاه آلوده، تیری از تیرهای ابلیس است؛ و نه هر تیری بلكه تیر مسموم كه احتمال درمان آن كم است و شاید موجب هلاكت فرد شود. در متون دینی و فقهی در این بحث، نگاه كردن به موارد جایز (صورت و دست‌ها از انگشت تا مچ زن نامحرم و بدن محارم غیر عورت) مشروط به «عدم رِیبه» است. «ریبه» در اینجا یعنی بیم فروافتادن در گناه و به آنچه در ارتباط با نامحرم، هنگام نظر به او در ذهن خطور می‌كند تفسیر شده ‌است؛ یعنی شك و احتمال گناه در جایز نبودن نگاه كفایت می‌كند و این، نشان از خطیر بودن این موضوع است. در برخی روایات دارد: «و ای بسا كه یك نگاه، باعث حسرتی طولانی گردیده است.» (كافی، ج5 :559)


يادداشت
علیرضا جلالیان

نیروهای مسلح انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی زیرمجموعه‌ای از نیروهای مسلح انقلاب اسلامی هستند. این تفاوت از آنجا ناشی می‌شود که در واقع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی محدود به مرزهای جمهوری اسلامی هستند و نیروهای مسلح انقلاب اسلامی، مسئولیت حفاظت از انقلاب اسلامی را در کل جهان بر عهده دارند و شامل تمامی نهضت‌های ضداستکباری به‌ویژه مسلمانان می‌شوند. این نیروها در دو شکل عمده در قالب سپاه و ارتش شکل گرفته که خود نوع منحصر به‌فردی از الگوهای نیروهای نظامی در سطح کشورهای دنیا است.
بر اساس دکترین نظامی کشور ما که با تدابیر مقام معظم رهبری نوشته شده، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، نیروی اقیانوسی محسوب می‌شود که متناسب با همین موضوع می‌بینیم که این نیرو مأموریت‌های زیادی را در سال‌های اخیر در آب‌های آزاد انجام داده و یک نیروی بین‌المللی شناخته شده است. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، نیروی هوایی برد بلند ما محسوب می‌شود. به همین نسبت، نیرویی در قالب قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) در یک نسبت‌شناسی و همپوشانی با بخشی از سپاه، وظیفه دفاع پدافند هوایی برد بلند و گسترده در کشور را متولی است و نیروی زمینی ارتش هم در قالب تیپ‌ها و لشکرها در سراسر کشور گسترانیده شده و هوانیروز این نیرو امروز هم یکی از یگان‌های بزرگ و مطرح حوزه بالگرد در منطقه است.
اما در کنار ارتش، در سپاه، ساختار مأموریت‌ها تکمیلی تبیین شده ‌است. در نیروی هوافضای سپاه که مسئولیت هوایی و موشکی را عهده‌دار است، ساختار موشک‌های بالستیکی و برد بلند در آن دیده شده و مأموریت‌های حوزه ارتقای فضایی هم در این سطح تعیین شده است.
در نیروهای پنج‌گانه‌ سپاه؛ زمینی، دریایی، هوافضا، قدس و بسیج می‌بینید که سازمان بسیج در حوزه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی امروز، بدنه اصلی نیروهای مردمی در یگان‌های دریایی و زمینی سپاه هم هست. بومی‌سازی امنیت و حضور در دورافتاده‌ترین نقاط کشور و توانایی‌های بسیج در حوزه‌های پدافند غیرعامل و کاهش آسیب از بلایای غیرمترقبه قابل‌توجه است.
نیروی قدس سپاه هم به‌عنوان مهم‌ترین عنصر قدرت خارجی جمهوری اسلامی با موضوع دیپلماسی نهضتی است و این توان را دارد که مستضعفان درون جهان اسلام و بیرون جهان اسلام را به اندیشه و فکر خودش معطوف کند.
نیروی دریایی سپاه، بزرگ‌ترین سازمان عملیات ویژه و چریکی دریایی با ده‌ها یگان بسیجی و پاسدار است که در کنار نیروی دریایی ارتش، هرگونه تهدیدات آمریکا را در دریا به‌ویژه در خلیج‌فارس و تنگه راهبردی هرمز می‌توانند خنثی کنند و نیروی هوافضای سپاه به‌عنوان نیروی جوانی که پیش از انقلاب شبیه نداشته، به‌عنوان پشتیبانی نزدیک، با هواپیمای سوخو۲۵ سطوح عملیات تاکتیکی را مدیریت می‌کند.
در واقع، بر اساس دکترین‌ها و راهبردهای نظامی جمهوری اسلامی و با توجه به اینکه ایران در موازنه قدرت جهانی و تأثیرگذاری روی وقایع، جزو قدرت‌های رده اول جهان محسوب می‌شود، از این رو تجهیز و آمادگی نیروهای مسلح، واقعیتی است که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی آن را باور کرده‌اند و در پرتو این باور که از دفاع مقدس ناشی می‌شود، به‌سرعت قله‌های این مسیر را فتح می‌کنند.


دکتر مژگان کریمی پژوهشگر نخبه بسیجی در گفت‌وگو با صبح‌صادق
موفقیت‌هایم را مرهون عنایت الهی و حضور در بسیج هستم

رحیم محمدی

با وجود آنکه 37 سال بیشتر سن ندارد، ولی توانسته مدارج علمی را یکی پس از دیگری با موفقیت پشت‌سر بگذارد و حتی دو بار نیز نامزد منتخب جوان‌ترین زن پژوهشگر جهان از سوی یونسکو شود. دکتر «مژگان کریمی زارچی» جراح و متخصص زنان و فوق‌تخصص سرطان‌های زنان که جوان‌ترین عضو انجمن سرطان‌های زنان اروپا است، سر گروه نمونه حلقه صالحین بسیج جامعه پزشکی بوده و سال گذشته هم در محضر رهبر معظم انقلاب به‌عنوان بسیجی نخبه و نمونه به ایراد سخن پرداخته است. با این بهانه گفت‌وگویی را با وی انجام دادیم که در ادامه آمده است.
* از چه سالی حلقه‌های صالحین را راه‌اندازی کردید و حضور در این حلقه چه نتایجی داشته است؟
اوایل سال 89 وارد بسیج شدم، ولی فعالیت در حلقه صالحین را از اواخر سال 90 شروع کردم و اکنون تقریباً دوسال و نیم است که هر ماه این جلسات برگزار می‌شود و اعضای آن که 23 نفر هستند، شامل دستیاران تخصصی زنان می‌شوند.
خوشبختانه طی این مدت توانستیم از نظر فرهنگی و رفتار با بیماران و حتی از نظر آموزشی، شرکت‌کنندگان در حلقه صالحین را ارتقا دهیم. به‌عبارت دیگر حضور در حلقه‌های صالحین سبب شده تا شرکت‌کنندگان از نظر رفتار و گفتار با کسب نمرات خوب آموزشی و موفقیت‌های علمی نتایج خوبی را کسب کنند؛ این موفقیت‌ها سبب شد تا ما در قالب طرحی تحقیقاتی به اثبات آن بپردازیم.
* شما به‌عنوان یکی از بانوان موفق کشورمان چه فعالیت‌های علمی داشته‌اید؟
در رابطه با فعالیت‌های علمی، از سال 2007 (1386) تاکنون 62 مقاله خارجی بین‌المللی دارم که در سایت معتبر «پاپ مد» قابل دسترسی است. (این سایت فقط مقالات علمی معتبر را منتشر می‌کند.) علاوه بر این سه کتاب منتشر کردم و 8 تا 10 مقاله هم در دست انتشار قرار دارم. همچنین در بیش از 15 کنگره خارجی و 50 کنگره داخلی نیز ارائه سخنرانی و پوستر داشتم. از سوی دیگر موفق شدم بیشترین فعالیت پژوهشی را در دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد انجام دهم و به‌واسطه فعالیت‌های علمی- پژوهشی، جزو داوران منتخب جشنواره رازی نیز باشم.
* سه کتابی که اشاره کردید، چه کتاب‌هایی هستند؟
«آنچه زنان و دختران باید بدانند»، «غربالگری سرطان‌های زنان» و «تازه‌های آنکولوژی زنان» عناوین کتاب‌هایی است که منتشر شده‌اند و کتاب‌ دیگری که در حال نگارش آن هستم «تغذیه و سرطان» نام دارد.
* مقالاتی که تاکنون ارائه داده‌اید، چقدر کاربردی بوده‌اند؟
یکی از نتایج مقالاتی که ارائه دادم، ایجاد انگیزه‌ در محققان و پژوهشگران برای کار بر روی حفظ باروری بیماران جوانی که دچار سرطان هستند، است. در این رابطه پژوهشکده علوم تولید مثل در یزد در زمینه فریز کردن نسج تخمدان برای حفظ باروی در زنان یا زوجینی که دچار سرطان می‌شوند و بچه‌د‌ار نشده‌اند، شروع به‌کار کرده و بر همین مبنا چندین مقاله نوشته شده و کارایی آن هم به اثبات رسیده است. بنابراین اگر نتایج این آزمایش‌ها به بار بنشیند، می‌توانیم با فریز کردن نسج تخمدان، پیش از شروع درمان سرطان‌های زنان، آنها را در بچه‌دار شدن پس از اتمام دوران درمان، کمک کنیم.
* فعالیت‌های علمی ـ- پژوهشی شما چه بازتابی در کشورهای خارجی به دنبال داشته است؟
فعالیت‌های علمی که داشتم سبب شده تا به تکرار مجلات بین‌المللی که از IS بالایی برخوردارند، تقاضای نوشتن مقاله و شرکت در کنگره‌های متعدد را ارائه دهند ولی تاکنون به درخواست‌های آن‌ها جواب مثبتی نداده‌ام. البته از سوی بخش معرفی جوان‌ترین پژوهشگر جهان که از سوی یونسکو اعلام می‌شود دوبار درخواست ارائه مقاله کردند، ولی با وجود ارسال مقاله به دلایل سیاسی حاضر نشدند تا یک زن پژوهشگر ایرانی را برگزینند.
* برخی‌ها عنوان می‌کنند افرادی که در بسیج فعالیت می‌کنند، کسانی هستند که از معلومات علمی بالایی برخوردار نیستند، شما به‌عنوان یک پژوهشگر موفق، نقش بسیج را در به دست آوردن موفقیت‌های‌تان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من از زمانی که وارد بسیج شدم هم در یادگیری‌های علمی و هم در آموزش به دانشجویان تخصصی پزشکی (رزیدنت) موفقیت‌های خوبی را به دست آوردم. از سوی دیگر خود بیمار هم وقتی می‌بیند پزشک معالج روحیه بسیجی دارد و به مادیات بها نمی‌دهد، انگیزه بیشتری برای پیگیری درمان خود پیدا می‌کند. بنابراین اگر در هر کاری به فعالیت‌های‌مان رنگ خدایی بدهیم، موفقیت آن دو چندان می‌شود که فعالیت در بسیج چنین حکمی دارد. در واقع تمام موفقیت‌هایی که داشته‌ام را ابتدا توفیق الهی و در مرحله دوم ناشی از فعالیت‌ در بسیج می‌دانم.


يک حماسه

شلمچه کربلای ۵ را تجربه کرد
جمعي از فرماندهان سپاه اسلام با دنيايي از آلام و نااميدي فراوان به محضر پير فرزانه انقلاب رسيدند و گزارش عمليات كربلاي 4 را تشريح كردند. حضرت امام(ره) در كلامي مسيحايي و بسيار ساده فرمودند: «توكل بر خدا كنيد. شما براي اداي تكليف مي‌جنگيد، برويد و نبرد را ادامه دهيد.»
اين فرمايش امام چنان روحيه‌اي به فرماندهان و طراحان نظامي داده بود كه در كمتر از 12 روز، عملياتی را به مرحله اجرا گذاشتند كه در باور كارشناسان نظامي آمريكا، شوروي و فرماندهان عالي‌رتبه عراقي غيرقابل تصور بود.
ساعت دو بامداد روز (19/10/65) رزمندگان اسلام يورش برق‌آساي خود را به عظيم‌ترين و پيچيده‌ترين استحكامات تاريخ جنگ در شرق بصره آغاز كردند. حساسيت بيش از حد دشمن به اين منطقه چنان وضعيتي را به‌وجود آورده بود كه مي‌شود گفت تمام قواي اسلام در مقابل تمام قواي كفر قرار گرفته بود. عراقي‌ها براي متر‌متر اين زمين كشته مي‌دادند، يك خاكريز بارها و بارها رد و بدل مي‌شد، كانال‌هاي معابر و سنگرها چنان از كشته‌هاي عراقي مملو بود كه عبور از آنها ممكن نبود. تفاوت عمليات كربلاي 5 با ساير عمليات جنوب، در كوچك بودن زمين نبرد بود. تلفات نيروهاي عراقي به دليل درگيري منطقه‌اي محدود بسيار بالا بود. مانور گردان‌ها گاهي، در محدوده 100 متر خلاصه مي‌شد، آتش توپخانه و ادوات دو طرف، زمين و زمان را به هم مي‌دوخت، دشمن در زمين 75 كيلومتر مربعي منطقه بيش از هزار دستگاه تانك و نفربر به كار گرفته بود.
بيش از 360 قبضه توپ سنگين و هزاران قبضه سلاح مستقيم و منحني‌زن، آتش تهيه وحشتناكي را تدارك مي‌ديدند.30 هزار نيروي نظامي عراق آمده بودند تا سپري انساني در مقابل رزمندگان باشند و به همين دلیل فرماندهان ارتش عراق براي تأمين كسري نيروي انساني جبهه شلمچه متولدان سال 1969 و باقي مانده 1968 را به خدمت احضار كردند، يعني جواناني را كه سن آنها 16 سال بود، به جبهه‌ها فراخواندند. آمار منتشره تلفات انساني رژيم بعث عراق در عمليات كربلاي 5 حاكی است كه بيش از 60 تيپ، 100 درصد و 70 تيپ تا 70 درصد منهدم شده‌اند و این تنها بخشی از این عملیات عظیم بود.


قبیله آفتاب

علی جان شهادتت مبارک
11 فروردين پيكر پاك و مطهر علی را آوردند. مادر در حياط را به روي علي گشود و پدر نقل‌هاي دامادي پسرش را در لب‌هاي خونين و بسته علي جاي داد و گفت: «علي جان شهادتت مبارك.»بعد از آن با تشييعي بي‌نظير پيكر علي‌اكبر به بهشت‌زهرا(س) منتقل شد و در قطعه 29 رديف 138 شماره 2 به خاك سپرده شد. پدر با دستان خود گل روي علي مي‌ريخت و زير لب زمزمه مي‌كرد: «علي‌جان! خانه نو مبارك.»
به نقل از اسماعیل برادر شهید علی‌اکبر حسن بیگی
دهم اسفند سال 1349 در خانه‌اي در محله مجيديه تهران و مشخصاًً كوچه نيلوفر كودكي متولد شد. پدرش كارگري ساده‌دل و مادرش خانه‌دار بود. علي مثل تمام بچه‌هاي ته‌تغاري از همان دوران كودكي بسيار مورد محبت و لطف خانواده، خصوصاًً مادرش قرار گرفت. روزها يكي پس از ديگري مي‌گذشت و علي به مرز پختگي و شهادت نزديك‌تر مي‌شد. اول مهر ماه سال 1356، مدرسه فريدوني اولين سنگري بود كه علي قدم در آن نهاد. همه از هوش و ذكاوت علي تعريف مي‌كردند. اطرافيان مي‌گفتند او در كلاس اول ابتدايي به راحتي توانايي خواندن روزنامه را داشته است و بالاخره دوران ابتدايي را با موفقيت پشت سر گذاشت. با قدم نهادن در دوران راهنمايي دوره جديدي در زندگي علي آغاز شد. ديگر نه تنها هوش و ذكاوتش، بلكه اعتقادات و ايمان او نظر همه را به خود جلب مي‌كرد. اين دوران مصادف بود با جنگ ايران و عراق. علي هم اشتياق زيادي براي حضور در جبهه‌ها داشت. او با دست بردن در شناسنامه‌ و تغيير تاريخ تولدش، توانست نظر مساعد فرماندهان پايگاه شهيد بهشتي را به دست آورد. به اين ترتيب علي 15 ساله در بهمن‌ماه سال 1364 عازم جبهه شد. در تيرماه 1365 هم عازم قلاويزان مهران شد. شهريور ماه در همان منطقه جنگي تركشي به زانوي راست علي اصابت كرد. به تهران منتقل شد و حدود يك سال در تهران به سر برد و مشغول تحصيل در دبيرستان شهيد بهشتي شد. در دي‌ماه سال 1366 بار ديگر به جبهه رفت. بهار 67 آخرين بهار علي 17 ساله بود و بالاخره در پنجم فروردين ماه سال 1367 بر اثر اصابت تركش به سر و صورت و گردنش، در منطقه دربنديخان عراق به شهادت رسيد.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار
خط‌شکنی در جبهه سینما

مهدی امیدی

جشنواره مردمی فیلم عمار درحالی به چهارمین دوره برگزاری خود رسیده که گویی ره صدساله را در این چهار سال طی کرده است! با وجودی که برخی از جشنواره‌های سینمایی ما ده‌ها دوره برگزار شده‌اند، اما هنوز در چرایی و چگونگی خود مانده‌اند و در جا می‌زنند؛ اما جشنواره عمار هر سال چند گام بلند رو به جلو برداشته و در این زمان محدود، به بلوغ رسیده است.
نخستین دوره این جشنواره که سال 89 به همت «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» برگزار شد، تنها پذیرای 17، 18 فیلم کوتاه و مستند بود. فیلم‌هایی که به وقایع فتنه سال 88 می‌پرداختند. پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست‌جمهوري اتفاقاتي رخ داد كه رسانه‌ها نيز نقش پررنگي در به وجود آوردن آن داشتند. اهميت جايگاه رسانه‌ها در شكل‌گيري فتنه را از آنجا مي‌توان درك كرد كه در جريان ايجاد اين واقعه، فعاليت شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني، خبرگزاري‌ها و پایگاه‌های خبری، روزنامه‌ها، شبكه‌هاي اجتماعي، فيلم‌ها، بازي‌هاي رايانه‌اي و... عليه ايران به اوج خود رسيد. در واقع مي‌توان يكي از بسترهاي تركيدن غده چركين فتنه در سال 88 را تراكم شديد فعاليت چنين رسانه‌هايي دانست. همچنان كه صداوسيما و برخي روزنامه‌ها، خبرگزاري‌ها و پایگاه‌هاي خبری متعهد هم تلاش‌هاي بسيار زيادي براي مقابله با گسترش اين عفونت و مهار آن به كار بردند. اما نقطه ثقل كشمكش‌هاي رسانه‌هاي دوست و دشمن در داخل و خارج، مركز كشور بود، يعني تهران. در اين ميان، ساير نقاط كشور تقريباًً فراموش شدند. اين در حالي بود كه رقم زننده اصلي حماسه 22 خرداد 88 و انتخابات عظيم 40 ميليون نفري، روستایيان و شهرستاني‌ها بودند. اما پس از انتخابات همه توجهات به تهران معطوف شد و كمتر كسي حاضر به شنيدن نظرات، ديدگاه‌ها و مطالبات ساكنان مناطق دور افتاده و پيراموني این جامعه بود. با اين حال، عده‌اي از فيلمسازان جوان شهرستاني دست روي دست نگذاشتند و خودشان، بدون اتكاي به غير دست به كار شدند و نتيجه آن توليد ده‌ها فيلم كوتاه و مستند شد؛ فيلم‌هايي كه اكثريت قريب به اتفاق آنها به صورت خودجوش و بدون هيچ‌گونه حمايت رسمي و دولتي ساخته شدند. فيلم‌هايي كه مي‌توان نظرات مردمي، غيراز آنچه در رسانه‌هاي دشمن و دوست بازتاب داده مي‌شدند را در آنها ديد. اما باز هم اين فيلم‌ها در جشنواره‌ها، سينماها و حتي تلويزيون جايي براي خودنمايي نداشتند. تا اينكه جشنواره فيلم عمار فرصتي شد تا این گونه آثار هم خودي نشان دهند. با این حال، این جشنواره از 18 اثر دوره نخست در دور چهارم، میزبان 700 فیلم است. فیلم‌هایی که برخی از نمونه‌های برجسته سینمای مستند محسوب می‌شوند.
نکته جالب این است که نخستین دوره این جشنواره با بودجه‌ای بسیار ناچیز برای اولین بار علاوه بر تهران در حدود 200 شهرستان و روستای کشور برپا شد. این حرکت در دوره‌های دوم تا چهارم با دبیری «نادر طالب‌زاده» و افزوده شدن بخش‌های مختلف، به یک جریان انقلابی و خط‌شکن در سینمای ایران تبدیل شده است؛ حرکتی که از قالب یک جشنواره صِرف خارج شده و منادی نگاهی آرمان‌خواه و مصلح در حوزه سینمای سیاسی-ـ اجتماعی است. امسال هم این جشنواره علاوه بر سینما فلسطین در تهران، در مساجد، پایگاه‌های بسیج، مدارس و حتی برخی منازل، در نقاط مختلف کشور درحال برگزاری است.
يكي از شاخصه‌هاي جشنواره فيلم عمار كه در ساير جشنواره‌هاي سينمايي كشور كمتر ديده مي‌شود، فضاي باز و قابليت بالاي آن در فرصت دادن به شكوفايي استعدادهاي متعهد است. بدون شك در سرتاسر كشور ما جوانان خوش‌قريحه‌اي هستند كه حرف‌هايي تازه و شنیدنی دارند. اما بايد زمينه براي بروز آن‌ها فراهم شود كه اگر اين گونه شود، عرصه سينماي كشورمان متحول خواهد شد. همنوا شدن تخصص و تعهد در سينماي ايران مي‌تواند بيشتر مشكلات موجود در اين عرصه را از بين ببرد و اين كاري است كه جشنواره فيلم عمار به تنهايي بار آن را بر دوش مي‌كشد.
«عمار» می‌تواند و باید از قالب یک جشنواره که در یک محدوده زمانی خاص برگزار می‌شود فراتر رفته و به یک جریان تبدیل شود؛ جریانی که هدفش تغییر وضع موجود سینمای ایران و بر هم زدن ساختارهای فرسوده و ناکارآمدی است که نتیجه‌اش برگزاری جشنواره‌های خنثی و بی‌خاصیت و تولید و اکران ده‌ها فیلم سخیف یا جشنواره‌ای است و در این میان سینمای نابی که بازنمای آرمان‌های شریف و رهایی‌بخش انقلاب باشد مهجور مانده است. جریانی که معادلات ابتر و منجمد جاری در فرایندهای هنرهفتم را در هم شکند و طرحی نو را در سینمای حرفه‌ای ایران دراندازد. جریانی که حیاتش در گرو مبارزه با مناسبات سرمایه‌محور و پول‌سالار است.
به‌نظر می‌رسد پس از تعطیل شدن جشنواره ضدصهیونیستی «افق نو» توسط دولت، جشنواره عمار می‌تواند در قالب بخش بین‌الملل، فیلم‌ها و هنرمندان آن جشنواره را به خود بیفزاید. در چنین حالتی علاوه بر بین‌المللی شدن جشنواره عمار، «افق نو» نیز احیا می‌شود.


 نگاهی به فیلم «استرداد»
فیلمی نه برای تاریخ!
سعید رضایی

یکی از تازه‌ترین‌های اکران سینماهای کشور که از هر جهت اثر مهمی به شمار می‌رود، فیلم سینمایی «استرداد» است. فیلمی که هم به لحاظ بودجه فاخرش، هم قصه حساس و خطیرش و هم سطح استانداردهای سینمایی چشمگیرش، اثری قابل توجه و حائز اهمیت است.
فیلم «استرداد» به موضوع غرامت جنگی که قرار بود توسط انگلستان، آمریکا و شوروی برای جنگ جهانی دوم به ایران داده شود، می‌پردازد. داستان فیلم به وقایع پس از جنگ جهانی دوم در سال 1334 در ایران می‌پردازد. در این فیلم حکومت شوروی سابق به دلیل حضور در ایران و استفاده از راه‌آهن کشور می‌بایستی به ایران غرامت پرداخت کند. به همین منظور یک سرهنگ ایرانی به نام فرامرز تکین (حمید فرخ‌نژاد) مأمور می‌شود تا به همراه چند شخصیت سیاسی عازم شوروی شود تا یازده‌ونیم تُن طلا را از طریق کشتی به ایران منتقل کند. اما در این راه، تکین متوجه توطئه‌هایی می‌شود و ....
فیلم «استرداد» به لحاظ استاندارد سینمایی اثر نسبتاً قابل قبولی است، با این حال جای سوال است که این همه بودجه و این ساختار به اصطلاح فاخر، برای چه هدف فرهنگی و رسانه‌ای صورت گرفته است. چون فیلم نه از نظر تاریخی چندان سندیت دارد و نه درباره رژیم پهلوی و زمینه‌های انقلاب اسلامی روشنگری می‌کند و نه حتی تصویر قابل استنادی از شوروی سابق نشان می‌دهد! پس عجیب است که چرا مدیریت دولتی سینما این همه برای ساخت این فیلم سرمایه‌گذاری کرده است؟
معمولاً کشورهای صاحب سینما با ساخت آثار تاریخی برای خود هویت و شخصیت می‌سازند. مثلاً صهیونیست‌های هالیوود با ساخت فیلم‌هایی چون «فهرست شیندلر» و «پیانیست» تلاش دارند تا برای رژیم غاصب اسرائیل، حقانیت ایجاد کنند. اما در سینمای ما فیلمی تاریخی با بودجه هنگفت دولتی ساخته شده که تماشای آن برای مخاطب ایرانی در واقع نوعی وقت تلف کردن است. در این فیلم از یک طرف شاهد تحریف تاریخ هستیم(در زمانی که فیلم نشان می‌دهد، محموله‌های طلاها به وسیله قطار به ترکیه فرستاده می‌شود، اصلاً خط آهن ایران به ترکیه ایجاد نشده بود!) در فیلم «استرداد» همچنین با دلاوری و سلحشوری یک سرهنگ رژیم شاهنشاهی مواجه می‌شویم که برای مردم خود، زندگی‌اش را فدا می‌کند! به جز این‌ها در فیلم، شاهد ابهت کاخ کرملین و بخشنده بودن رژیم کمونیستی شوروی سابق هم هستیم!
به نظر می‌رسد نهادهای حمایتی و هدایتی باید در سیاست‌های ساخت آثار تاریخی در سینما تجدید نظر کنند. زیرا برخلاف صداوسیما که تا به حال ده‌ها سریال تاریخی مهم، قوی و جریان‌ساز ساخته و نمایش داده است، در سینما ما نمی‌توانیم فیلم چندان قابل توجهی را در زمینه تاریخ بیابیم و البته مشکل اصلی این گونه آثار در نداشتن جهت‌گیری مشخص، فقدان پشتوانه نظری و تحقیقی درباره وقایع تاریخی و به‌ویژه ضعف در فیلمنامه است.


خبرها

انتخاب فیلم حامی فتنه برای جشنواره فجر انقلاب!
برگزارکنندگان سی‌ودومین دوره جشنواره فیلم فجر اقدام به انتخاب یک فیلم حامی فتنه برای این جشنواره کردند! به گزارش منابع خبری، همزمان با بایکوت حماسه «9دی» توسط روزنامه‌های زنجیره‌ای و رسانه‌های نزدیک به دولت، جشنواره فیلم فجر هم به پذیرش فیلمی اقدام کرده که در راستای فتنه سال 88 ساخته شده و تصویری دروغین و توهین‌آمیز از مردم ایران نمایش می‌دهد. این فیلم، به عنوان یکی از فیلم‌های بخش مسابقه سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر انتخاب شده است!
هشدار «شیخ طادی» به وضعیت فرهنگ و هنر در کشور

شیخ‌طادی در نامه به کمیسیون فرهنگی مجلس ضمن هشدار به وضعیت فرهنگ و هنر کشور نوشت: تنها با یک حرکت بزرگ؛ یک انقلاب در اصلاح ساختار مدیریت فرهنگ و اخلاق است که می‌توانیم سکانداری فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی را که حق ولی‌امر است به او برگردانیم. پرویز شیخ طادی، کارگردان سینما و سازنده آثاری چون سینه سرخ، شکارچی شنبه، روزهای زندگی با انتشار نامه‌ای خطاب به اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نگرانی عمیق خود را در ارتباط با وضعیت فعلی فرهنگ و هنر ابراز کرده و در این نامه پیشنهاد تشکیل قوه مستقل فرهنگ و هنر و اندیشه اسلامی را به اعضای کمیسیون فرهنگی داده است.
مستندی درباره تلاش هواداران آمریکا برای احیای نژادپرستی

تنها چند هفته از درگذشت نلسون ماندلا رهبر مبارزه با تبعیض نژادی آفریقای جنوبی نمی‌گذرد که یک فیلم مستند جنجالی از آفریقای جنوبی نشان می‌دهد که هنوز در بخش‌هایی از این کشور نژادپرستی از بین نرفته است. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از یورونیوز، «سرزمین پدری» نام این فیلم مستند است که خط باریک بین هویت فرهنگی آفریقای جنوبی و نژادپرستی را در اردوگاه‌های «کوماندوکورپز» در حاشیه شهر پروتوریا در جنوب این کشور بررسی کرده است. این اردوگاه‌ها، اردوگاه‌های نظامی تابستانی است که گروه‌های دست‌راستی تندرو(طرفدار آمریکا و صهیونیسم) راه‌اندازی کرده‌اند تا در آن پسران سفیدپوست آفریقایی را با روش‌های دفاع شخصی آموزش ‌دهند تا در برابر تهدیدی به نام سیاه‌پوستان بایستند! این مستند داستان سه پسر سفیدپوست آفریقای جنوبی است که تصمیم می‌گیرند دوران تعطیلات مدرسه خود را به صورت ویژه در این اردوگاه‌ها بگذرانند و در این بین «تارین لی کراسمن» کارگردان و تهیه‌کننده این مستند توانسته وارد این اردوگاه شود و مستند خود را با محوریت این سه پسر تولید کند.


معرفی کتاب

الزامات و ارکان اقتصاد مقاومتی
در سال‌های اخیر بارها مسئولان و کارشناسان درباره اقتصاد مقاومتی اظهارنظرهای مختلفی کرده‌اند؛ این نظریه که اولین بار از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد، در صورت توجه و عمل به آن می‌تواند به عنوان راهبردی کلان برای تعیین مسیر پیشرفت و توسعه کشور ثمربخش باشد. در این راستا جمعی از کارشناسان طی پژوهشی، مطالبی را در موضوع اقتصاد مقاومتی جمع‌آوری و تألیف کرده‌اند که مجموعه این پژوهش‌ها در قالب کتابی به نام «الزامات و ارکان اقتصاد مقاومتی» توسط انتشارات ستارگان درخشان در 230 صفحه به شمارگان دوهزار نسخه برای اولین بار در زمستان 92 منتشر شده است. در این اثر که توسط یدالله جوانی، علی قاسمی، اکبر سنایی‌فر و جلال بکتاشیان پدید آمده، سعی شده تا در حد امکان مباحثی در حوزه‌های مختلف اقتصاد مقاومتی مطرح شود و در ادامه، راهکارهایی در بخش‌های مفاهیم، کلیات و ارکان و همچنین الزامات اقتصاد مقاومتی ارائه شده است.
این کتاب با بهره‌مندی از دیدگاه‌ها و نظرات رهبر معظم انقلاب در 9 فصل؛ تعاریف اقتصاد مقاومتی، پیشینه اقتصاد مقاومتی، بررسی تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، اقتصاد بدون نفت، شرکت‌های دانش‌بنیان، تولید ملی، مدیریت مصرف، مردمی‌سازی اقتصاد و مدیریت زمان و منابع تهیه شده است.
در بخشی از این کتاب به طرح تحول اقتصادی در هفت حوزه اصلاح نظام‌های مالیاتی، گمرکی، بانکی، بهره‌وری، توزیع، ارزش‌گذاری پول ملی و نظام یارانه‌ها اشاره شده و درباره اصلاح نظام یارانه‌ها آمده است: «ترک عادت به زندگی توأم با اسراف و عدم وجود الگوی صحیح مصرف، مستلزم آن است که الگوی مصرف خود را تصحیح کرده و با صرفه‌جویی و برنامه‌ریزی، دخل و خرج خود را بر اساس شرایط جدید قیمت‌ها تنظیم نموده و دیدگاه مصرف‌گرایانه به سرمایه ملی را به دیدگاه تولید مولد تغییر دهیم.»


گزيده مطالب

موضع‌گیری‌های بی‌سابقه!
در پی مذاکرات هسته‌ای با گروه ۵+۱ که منجر به توافقات هسته‌ای با جمهوری اسلامی شده موضع‌گیری‌هایی از سوی مذاکره‌کننده، خصوصاً آمریکایی‌ها به نمایندگی از صهیونیسم جهانی صورت گرفت که جای تأمل‌ فراوان داشته و مایه نگرانی شدید است، اما موضوعی که عجیب‌تر و شگفت‌آورتر بوده و از مسئولان محترم نظام مقتدر جمهوری اسلامی انتظار نمی‌رفت و در واقع دور از ذهن بود، عدم پاسخگویی این عزیزان به ادبیات گستاخانه و بی‌سابقه آنها، خصوصاً رئیس‌جمهور مؤدب(!) آمریکاست. از این رو این وجیزه مختصر ملاحظاتی را در این خصوص و به شرح زیر برای خوانندگان محترم تبیین می‌کند؛
۱ـ عنایت داشته باشیم که بدون شک ادبیات به کار رفته در موضع‌گیری‌های اخیر از جانب سران کاخ سفید خصوصاً رئیس‌جمهور مؤدب (!) آمریکا، وزیر خارجه‌اش و دیگران؛ شاید بی‌سابقه‌ترین و تحقیرآمیزترین موضع‌گیری‌ها در حق ملت مظلوم ایران پس از انقلاب باشد. اگر نیم‌نگاهی به جملات به‌کار رفته در این موضع‌گیری‌ها داشته باشیم به عمق کینه دشمن و خوی استکباری آنها پی خواهیم برد و به یقین باید اذعان کرد دشمن به چیزی کمتر از سقوط نظام جمهوری اسلامی راضی نخواهد شد و ان‌شأء‌الله این آرزو را به گور خواهد برد!
۲ـ توجه داشته باشیم که مقام معظم رهبری با خردمندی و به‌طور مکرر، غیرقابل‌ اعتماد بودن دشمن را گوشزد کرده و همواره موضع‌گیری مسئولان کشور را مبتنی بر عزت و اقتدار نظام تبیین فرموده‌اند. شایسته است مسئولان محترم جمهوری اسلامی به این ملاحظه اساسی توجه داشته باشند و ترجیحاً از سخنانی که عزت و اقتدار پیش گفته را خدشه‌دار می‌کند پرهیز کنند.
۳ـ همانطور که در مقدمه اشاره شد خیلی عجیب است که مسئولان سیاسی نظام و خصوصاً مذاکره‌کنندگان هسته‌ای کشورـ که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، فرزندان این ملت خوانده شدند ـ تاکنون به این یاوه‌سرایی‌ها هیچ‌گونه عکس‌العمل و پاسخ شایسته و درخور شأن ملت ایران نداده‌اند و شاید بعید نباشد که ادامه این بی‌حرمتی و استمرار حقارت‌آمیز آن توسط دشمن، به دلیل کوتاهی در پاسخ‌گویی است که دشمن را جری‌تر کرده است.
۴ـ البته پیرامون این موضوع صحبت و بحث زیاد است که ان‌شاء‌الله عزیزان رسانه‌ای در جای خود تحلیل و تبیین می‌کنند لکن نکته مهم و آخر اینکه، موضع‌گیری‌ها و سانسور عجیب این یاوه‌سرایی‌ها در روزنامه‌های زنجیره‌ای و اصلاح‌طلب است که دریغ از کوچک‌ترین اشاره به آن که امیدواریم سهوی باشد!!


خرم آن روز کزین منزل ویران بروم...
مرگ شربتی است که هر کس باید آن را بچشد و ضربتی است که ناچار بر هر فرقی فرود می‌آید. بلکه در فن حکمت ثابت است که هر مرکبی فاسد می‌شود، پس بدن که مرکب از عناصر است ناچار باید به فساد انجامد. پس آرزوی حیات دائمی و تمنای ابدی برای بدن خیالی است محال و عاقل چنین آرزویی نمی‌کند، بلکه به یقین می‌داند که هر چه در نظام عالم اتفاق می‌افتد به خیر و صلاح است. پس خود را به هر چه رخ می‌دهد راضی و خشنود می‌کند. ناراحتی و کدورت به خود راه نمی‌دهد و اگر خواهش و آرزویش طول عمر است تأمل کند که اگر طول عمر را برای استفاده از لذات جسمانی می‌خواهد بداند که چون پیری او را فرا رسید مزاج ضعیف و قوا و حواس مختل می‌شود و از کار می‌‌افتد و سلامتی که عمده لذت است زوال می‌پذیرد و لحظه‌ای از درد بی‌نصیب نمی‌ماند و روزبه‌روز تنزل پیدا می‌کند، به جایی می‌رسد که نزد مردم و اهل و عیال خود خوار و بی‌مقدار می‌شود. چنانچه در کتاب خدا آمده است: «و من نعمره ننکسه فی‌الخلق» یعنی هر که را پیر و معمر گردانیم او را در میان مردم خوار می‌گردانیم. علاوه بر اینها هر روز به عزای فرزند و صدیقی و هر شب گرفتار مرگ دوستی و رفیقی می‌شود و همیشه گرفتار و دچار انواع مصیبت و ناخوشی می‌شود. فقر و تنگ‌ دستی به او روی می‌آورد. در حقیقت کسی که طالب طول عمر است طالب این همه رنج و زحمت است و اگر قصدش از طول عمر کسب فضایل و اخلاق‌ نیک و طاعات و عبادت است شکی نیست که در دوران پیری تحصیل کمال در نهایت سختی است و کسی که ملکات بد را در ایام جوانی از خود دور نکرد تا به سن پیری رسید و ریشه آنها در دل او محکم می‌شود کی می‌تواند آنها را از بین ببرد و اخلاق حسنه را کسب کند، زیرا که بعد از استحکام ریشه آنها به دفع آنها احتیاج است. به ریاضت و مجاهدتی که در دوران پیری تحمل آن‌ها ممکن نیست و به دلیل این است که در اخبار وارد شده است که چون آدم به سن چهل سالگی رسید و خود را اصلاح نکرد شیطان به نزد او می‌آید و دست بر روی او می‌کشد و می‌گوید پدرم فدای رویی باد که دیگر برای آن رستگاری نیست. طالب سعادت باید در هر حالی در فکر تحصیل آن باشد که صفات بد را که از جمله آنها طول امل است از خود دور کند و به عمری که در فکر تحصیل برای او مقدر شده است راضی باشد و همیشه به قدر امکان کمال و خلاصی از زندان دنیای غدار و قطع علاقه از لذات دنیوی و میل به حیات ابدی و روز و شب در کسب کمالات و مناجات با حضرت خالق‌البریات بوده تا از قفس طبیعت خلاص و به اوج عالم حقیقت پرواز کند و برای او موت ارادی که منشأ حیات طبیعی است حاصل شود و در این وقت مشتاق مرگ می‌شود و از تأخر و تقدم آن پروا ندارد و نه او را به این ظلمتکده که منزل اشقیا و فجار و مسکن شیاطین و اشرار است میلی و نه این زندگانی فانی را در نظر او اعتباری است. خاطرش به عالم اعلی و دلش به مصاحبت مجاوران حرم قدس شایق، همیشه بساط قرب حق را جویا و زبان حالش به این مقال گویاست.
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم / راحت جان طلبم از پی جانان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص‌کنان/ تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

برگرفته از معراج‌السعاده- کرمانشاه (سنقر) جانباز ـ محمد فرهنگیان


روى خط

صدای ما را به گوش مسئولان برسانید
... 091713486/ سلام، توفيق زيارت كربلا و نجف اشرف نصيب‌مان شد. نايب‌الزياره شما مردم و رزمندگان و پيشكسوتان و بروبچه‌هاي صبح صادق بوديم./ 13 نفر از بازنشستگان سپاه فسا
... 091326116/ با سلام، در سپاه ناحيه آران و بيدگل به دليل سهميه بسيار كم اين ناحيه بين پاسدار و بسيجي و سرباز و بازنشسته بر سر هفته‌نامه صبح‌صادق دعواست. لطفاً فكري برای اين سهميه بكنيد.
... 091328990/ باسلام، اخیراً ‎رئیس‌جمهور از ایثارگرانی سرکشی کردند که عموماً زندگی‌شان تجملاتی بود متًأسفانه مردم قضاوت‌های ناعادلانه درباره زندگی این قشر می‌کنند. در حالی که اکثریت ایثارگران زندگی فقیرانه‌ای دارند. لطفاً رئیس‌جمهور محترم به قشر فقیر ایثارگر هم سرکشی داشته باشند.
... 091748912/ سلام، صبح‌صادق پل ارتباطی بین ما و مسئولان است. لطفاً صدای ما را به گوش مسئولان برسانید.
صبح‌صادق: مسئولان هم خواننده صبح‌صادق هستند. ما حرف‌های شما را منتشر می‌کنیم. امیدواریم آنها هم اقدام کنند.
... 093618031/ سلام، خسته نباشيد اگر امکان دارد نمادهاى شيطاني را در يک صفحه چاپ کنيد.
... 091497668/ صد شکر دستان ولی بر سر ماست/ دستان اباالفضل علی یاور ماست/ ما فاتح فتنه‌های دورانیم/ چون سیدعلی خامنه‌ای رهبر ماست./ بسیجی امام خامنه‌ای از فیرورق
... 091137375/ سلام و خدا قوت به صبح‌صادق. واقعاً اطلاعات بچه‌ها را بالا می‌برید. تا به‌حال هیچ نشریه‌ای تا این حد در روشنگری و بصیرت‌بخشی مفید نبوده. اجرتان با سیدالشهداء(ع)
... 091761013/ از تصویر فتنه سبز با حضور باشكوه مردم در ويژه‌نامه «پاسداشت بصیرت» صبح‌صادق بسيار متشكرم./ نجفي از قشم
... 091165202/ سلام خداقوت. اگه براتون امکان داره يه قسمت از هفته‌نامه رو براى معرفى چهره‌هاى سياسى، با هر طيفى قرار دهيد./ ممنون
... ۰91850478 / با سلام ای آقا! شب‌تان مهتابی! کوچه‌ها منتظرند. دشت‌ها حوصله سبزه ندارند دگر. پس چرا دیر آقا؟! ای نفس‌ها به فدای کف نعلین شما. اندکی تند قدم بردارید...«اللهم عجل لولیک الفرج»


کتیبه سبز

آخرین مرحله عشق
کربلا رفتن بی‌واهمه سر می‌خواهد
خوردن از سفره مسموم جگر می‌خواهد
ظهر مهمانی تیر و شب مهمانی زهر
گذر از حادثه‌ها مرد خطر می‌خواهد
هدف تیر و یا دانه انگور یکی است
عاشقی یک سر سودازده‌تر می‌خواهد
تلخی سفره مأمون و دل تنگ تنور
طی این مرحله‌ها نذر و نظر می‌خواهد
سیب سرخی شدن و سر به بیابان دادن
بر سر نیزه چهل روز سفر می‌خواهد
سفر کرب‌وبلا و سفر مرو یکی است
هر دو از حادثه‌ای سرخ گذر می‌خواهد
آهویی آمده از دور و حوالی لرزان
فطرش از عرش زمین خورده و پر می‌خواهد
آخرین مرحله عشق، حسینی شدن است
لیکن از جنس رضا رنگ و اثر می‌خواهد

جهرم ـ شهرام شاهرخی

یک سبد ستاره

یک سبد ستاره چیدم واسه ایوون طلات
بچینم دونه به دونه زیر پات
بزنم نقش بهار به آسمون حرمت
بکشم یه دشت گل، هدیه بدم به زائرات
با نسیم یه دل بشم تا نزدیکای کوی تو
دلمو پر بزنم تا برسم زیر نگات
خوشه‌چین دونه طلا بشم
تا بپاشم واسه کبوترات
بگیرم ضریح‌تو روی چشام
گوشه ضریح تو جون بدم و بشم فدات
آقا جون، امام رضا(ع)، رضا بده
تا بشم خادم بی‌چون و چرات
من اسیرم آقا جون رهام نکن
تا بگیرم واسه تو نذر یه دنیا صلوات
ای غریب آشنا، خونه تو امید ما
خونه غریب‌نوازت یه بهشت برکات
کرمانشاه ـ رسول زارع


حسن ختام

امیدوارم حالت در غیبت خوب باشد
اگر فرزند ما در بازگشت از مدرسه اندکی تأخیر کند، چه می‌کنیم؟
خونسرد و آرام در جای خود می‌نشینیم یا از ترس اینکه مبادا برایش اتفاقی افتاده باشد سرآسیمه به کوچه و خیابان می‌رویم؟
کدام یک از ما تأخیر در ظهور امام زمان(عج) را جدی گرفته‌ایم؟ دوری از امام(عج) چه تعداد از شیعیان را دردمند و دل‌نگران ساخته است؟ اصلاً چند درصد جامعه شیعه غیبت امام(عج) را مصیبت و درد می‌دانند که بخواهند به‌دنبال درمان و دوای آن باشند؟ سراغ دارید کسی را که هرچند وقت یک‌بار خواب و خوراکش مختل شده باشد؟
اگر پرسش‌نامه‌ای را در اختیارمان بگذارند و از ما بخواهند گرفتاری‌های‌مان را به ترتیب اولویت فهرست کنیم، چند درصد نخستین گرفتاری خود را غیبت امام زمان(عج) خواهیم دانست؟
ما را چه شده که دیگر یادی از مهدی نمی‌کنیم؟!
مولای من! زندگی پر مشغله باعث اینها شده است.
تقصیر من است. منِ بچه شیعه که خودم را شیعه تو می‌دانم و برای آمدنت کاری نمی‌کنم.
مولای من! اشکال از من است که شما نمی‌آیید.
مولای من! نمی‌دانم چه بگویم!
گویا زبانم بند آمده است.
دیگر قدرت اندیشیدن ندارم.
فقط می‌توانم بگویم: مولایم! از صمیم جان دوستت دارم
امیدوارم حالت در غیبت خوب باشد
مولای من می‌نویسم برایت:
با ندبه ما نیامدی، حرفی نیست.
این هفته تو ندبه کن که ما برگردیم...