بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

اعتمادسازان؟!
پس از توافق هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ در ژنو، صهیونیست‌ها که اجرای برنامه‌های بسیار سخت‌گیرانه‌تری علیه ایران را خواستار بودند از اعمال فشار دست بر نداشتند و به کمک لابی با نفوذ خود در ساختار قانون‌گذاری آمریکا خطی را دنبال کردند که در ظاهر خلاف سیاست دولت اوباما بود و در واقع با فشاری که بر ایران وارد می‌کرد باعث تقویت مواضع و هدف پنهان دولت آمریکا می‌شد. این خط، تشدید تحریم‌ها علیه ایران بود که سنای آمریکا انجام آن را به عهده گرفت. چند روز پیش بیست‌وشش نفر از سناتورهای سنا به رهبری «رابرت منندز» رئیس دموکرات کمیته روابط خارجی سنا، طرحی را برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران آماده کردند که قصد دارند پس از تعطیلات سال نوی میلادی آن را ارائه کنند. «جی کارنی» سخنگوی کاخ سفید در واکنش به این طرح گفت: «چنانچه تحریم‌های جدیدی علیه ایران به تصویب برسد، اوباما مصوبه سنا را وتو خواهد کرد.» به این ترتیب به نظر می‌رسد مقامات آمریکا با جدی گرفتن بحث «بی‌اعتمادی» با تکیه بر حمایت برخی از پایگاه‌های رسانه‌ای‌شان در ایران بازی «پلیس خوب و پلیس بد» را آغاز کرده‌اند. برخی از اتفاقات اخیر، دولت آمریکا را واداشت تا بحث بی‌اعتمادی را موضوعی مهم و اولویت‌دار بداند. از جمله این اتفاقات تکرار عبارت «بی‌اعتمادی به آمریکا» بود که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) پیش از مذاکرات، آن را بارها بر زبان جاری ساختند که این عبارت در حین مذاکرات و پس از آن و به ویژه زمانی که وزارت خزانه‌داری آمریکا و وزارت‌خارجه آن، تحریم‌های اخیر را اعمال کردند، به اشکال مختلف در داخل تکرار و درباره آن اظهارنظر شد. پس از آن بود که آمریکایی‌ها متوجه شدند تا زمانی که فضای حاکم بر اذهان مردم ایران «بی‌اعتمادی به آمریکا» است آنها به‌راحتی نمی‌توانند بر روی رسیدن به اهداف‌شان حساب بازکنند و این در حالی است که آمریکایی‌ها برای دور بعدی و اصلی مذاکرات به حداقل تغییرات ذهنی مردم ایران نسبت به خودشان نیاز دارند که در این بازه زمانی مناسب‌ترین اقدام برای رسیدن به این حداقل، راه‌انداختن بازی «پلیس خوب و پلیس بد» است.
در این مرحله به سبب حساسیت و خاص بودن موضوع، به جای دادن این نقش‌ها به افراد، دو نهاد اجرایی و قانون‌گذاری آمریکا یعنی دولت و سنا آن را به عهده گرفته‌اند و این نکته‌ای است که پیشتر روزنامه واشنگتن‌پست در تاریخ (۱۱/۹/۹۲) آن را از زبان «رابرت منندز» اینگونه بیان کرده بود: «از نظر من قانون تحریم‌های جدید، موضع دولت آمریکا را برای توافق نهایی تقویت می‌کند... برای من جالب است که ایرانی‌ها می‌توانند با تندروهای خودبازی پلیس خوب و پلیس بد را در کشور خود پیش‌ ببرند... در حالی که ما نمی‌توانیم.» حدود سه هفته بعد، زمانی که منندز دوباره از تحریم‌های جدید صحبت کرد اوباما در حینی که از او انتقاد می‌کرد به جمله‌ای اشاره کرد که تأیید بازی پلیس خوب و پلیس بد بود، وی گفت: «فکر می‌کنم ایرانی‌ها شکی نداشته باشند که کنگره از وضع تحریم‌های جدید خوشحال می‌شود.» راه‌انداختن این بازی زمانی برای آنها سود دارد که با آب و تاب در ایران بازتاب پیدا کند که متأسفانه برخی از مطبوعات داخلی فریبکارانه آن را بازتاب دادند.
برخی از مطبوعات داخلی وظیفه خود می‌دانند که افکار عمومی را آماده پذیرش گفت‌وگوهایی کنند که آمریکایی‌ها آن را هدایت می‌کنند. وجود تیترهای اولی مانند: اوباما تشدید تحریم‌ها را وتو می‌کند، اوباما مصوبه احتمالی تحریم‌ علیه ایران را وتو می‌کند، اوباما تحریم‌های جدید علیه ایران را وتو می‌کند، سنا تحریم کند اوباما وتو می‌کند و... در روزنامه‌های داخلی، یعنی اوباما پلیس خوبی است که مردم ایران باید به او اعتماد کنند!

رضا گرمابدری


سردار جعفری:
سپاه موظف به مقابله با هر تهدیدی است که انقلاب را با خطر مواجه کند

پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن در هر مقطعی تغییر می‌کند و فهم تغییرات و اعمال آن در سازمان هم متفاوت است، چراکه سپاه موظف به مقابله با هر تهدیدی است که انقلاب اسلامی را با خطر مواجه کند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری در جمع فرماندهان، مسئولان و مدیران این دانشگاه با بیان مطلب فوق اشاره به ضرورت توجه به تربیت در کنار آموزش، گفت: برای تحقق این انتظار مربیان و استادان باید با همت والای خود، مأموریت‌های‌شان را به نحو احسن انجام دهند.
وی با تأکید بر ضرورت بهره‌گیری از علوم و دانش‌های روز خاطرنشان کرد: یک مربی باید به‌روز باشد و شرایط را خوب ببیند و درک کند. در کنار این، آموزش‌ها هم باید پاسخگوی تهدیدات باشند، چراکه در غیر این صورت، در صحنه عمل نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود و چه بسا هزینه‌های سنگینی هم باید پرداخت.
فرمانده کل سپاه در ادامه گفت: مربیان و استادان هدایتگر نیروهای جوان و پاسداران آینده سپاه هستند و توانمندی و تأثیر سپاه در همه صحنه‌ها به‌دلیل برخورداری از پاسدارانی مومن، بصیر، مکتبی و منعطف است که دشمنان ما از چنین ظرفیتی محروم و بی‌بهره‌اند.


سردار فدوی
نیروی دریایی سپاه از منحصر به فردترین مراکز تولید علم است

ما مدعی هستیم یکی از منحصر‌به‌فردترین مراکزی که در آن تولید علم صورت گرفته، نیروی دریایی سپاه بوده و در این رقابت از سایر نیروها پیش افتاده است.
به‌گزارش صبح‌صادق سردار « علی فدوی» فرمانده نیروی دریایی سپاه در مراسمی که به‌منظور تجلیل از فرماندهان، مدیران و پژوهشگران نمونه این نیرو در هفته پژوهش برگزار شد، با بیان این مطلب گفت: «در مواردی مثل ساخت تانک، موشک، پهپاد و غیره الگوبرداری شده، ولی ما به لحاظ نوع مأموریتی که داریم، توانستیم از اول تا آخر با باورمندی، طراحی، تولید و تجهیزات شناوری مانند نصب موشک‌های ضدناو بزرگ روی بالگردهای کوچک یا نصب و عملیاتی کردن موشک‌های سنگین روی شناورها و بالگردهای کوچک را خودمان انجام دهیم. »
حجت‌الاسلام صداقت، مسئول حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در نیروی دریایی سپاه هم ضمن بیان اهمیت علم و دانش در اسلام، خاطرنشان کرد: «قدرت امروز کشورهای بزرگ از پیشرفت علمی آنها نشئت می‌گیرد و آنها با استفاده از همین ابزار به‌دنبال تسلط بر جهان هستند، بنابراین پرداختن به مقوله دانش و پژوهش در سپاه به ویژه نیروی دریایی، باید به صورت جدی دنبال شود.»


همزمان با هفته پژوهش
کتاب «کشف‌الاسرار صهیونیسم» رونمایی شد

همزمان با هفته پژوهش از کتاب «کشف‌الاسرار صهیونیسم» نوشته سردار سرلشکر دکتر سیدحسن فیروزآبادی در چهاردهمین نمایشگاه تجهیزات فناوری با حضور حجت‌الاسلام «محمدحسن ابوترابی‌فرد» نائب رئیس مجلس شورای اسلامی رونمایی شد.
حجت‌الاسلام ابوترابی‌فرد، در این مراسم با بیان اینکه کتاب کشف‌الاسرار صهیونیسم فرصت مناسبی برای شناخت حقایق و ماهیت رژیم صهیونیستی است، گفت: دنیای صهیونیسم در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آثار سیاهی در دنیا بر جای گذاشته و شاید سیاه‌ترین چهره او در مسئله فلسطین و پایمال شدن حقوق مردم مظلوم این سرزمین باشد.
کتاب «کشف‌الاسرار صهیونیسم» در 10 فصل و 248 صفحه در شمارگان سه‌هزار جلد با نگاهی به تاریخچه تشکیل این رژیم و اقدامات آن در عصر کنونی از سوی دانشگاه عالی دفاع ملی منتشر شده که به ترتیب درباره موحدان کنعانی تا فرقه‌گرایان صهیون، نژادپرستی صهیونیسم، هولوکاست دستاویزی برای مظلوم‌نمایی صهیونیسم، صهیونیست دشمن یهودیان آزاده، سوگواری یا بزرگداشت فرقه هرتزلیا، رهبران نوین فرقه هرتزلیا، حقوق‌بشر صهیونیستی مدعیانی از یک نیمه انسان، آرزوهای برباد رفته، ایستگاه سقوط صهیونیسم در مصاف با دکترین مهدویت و آیپک گردهمایی جهانی نخبگان و روشنفکران حامی صهیونیست نوشته شده است.
سرلشکر فیروزآبادی این کتاب را به روح بزرگ شهید عزیز حسن طهرانی‌مقدم دانشمند موشکی و پدر و مادر بزرگوار و همسر و فرزندان ارجمند ایشان تقدیم کرده است.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

مردم در دوگانه نگاه‌ها
آقای سریع‌القلم، مشاور رئیس‌جمهور هفته گذشته مطالبی را درباره توده‌های مردم اظهار داشت که با واکنش‌های اقشاری از مردم مواجه شد. وی با انتقاد شدید از نظر خواستن و دخالت دادن مردم در موضوعات مهم کشور مانند موضوع هسته‌ای می‌گوید: «تربیت عقلی در خانواده و مدرسه بسیار ضعیف است. در نتیجه ما احساسی، غریزی و پوپولیستی تربیت می‌شویم. صداوسیمای ما هم متأسفانه به این جریان کمک می‌کند. از یک لبوفروش یا راننده تاکسی که تمام روز را سرگرم حل مشکلات معیشتی‌اش است، درباره جریان هسته‌ای نظرخواهی می‌کند. بنابراین صدا و سیما، اصالتاً یک نهاد پوپولیستی است و به جلوگیری از رشد عقلی و استدلالی جامعه کمک می‌کند.»
جمعی از رانندگان تاکسی شهر تهران در اعتراض به اظهارات سریع‌القلم، روز دوشنبه هفته گذشته (۲۵ آذر)، با تجمع در مقابل نهاد ریاست‌جمهوری، نامه‌ای را به دفتر رئیس‌جمهور تحویل دادند که در آن ضمن برشمردن دلایل اجتماع خود، خواستار برکناری مشاور رئيس‌جمهور شدند. این رانندگان اظهارات مشاور رئیس‌جمهور را اهانت و بي‌احترامی به خود و اقشار دیگر جامعه دانستند و این نوع سخنان و مواضع را برخلاف شعارهای دولت اعلام کردند. بر اساس گزارش رسانه‌ها، در برخی دیگر شهرها و از جمله مشهد مقدس، تبریز و شیراز نیز چنین تجمعات اعتراضی از سوی تاکسیرانان برگزارشده است.
آنچه رخ داد سبب شد تا نگارنده، تبیین نقش و جایگاه مردم را در دوگانه نگاه‌های موجود در کشور، موضوع یادداشت خود قرار دهد. البته این دو نوع نگاه به مردم، اختصاص به کشور ما هم نداشته و در طول تاریخ و در میان همه ملت‌ها ملاحظه‌ می‌شود. بر اساس یک نگاه، همه انسان‌ها دارای کرامت و شخصیت انسانی بوده و ملاک برتری به میزان تقوای انسان‌ها برمی‌گردد. در نگاه دیگر، انسان‌ها با ملاک‌های ظاهری به درجه یک، دو و سه دسته‌بندی می‌شوند و بر این اساس، عده‌ای خود را برتر از دیگران می‌پندارند. در نگاه دوم، نگاه صاحبان امتیاز به توده‌های مردم، عمدتاً یک نگاه ابزاری است. در این نگاه، مردم باید پیرو و تأمین‌کننده خواست و منافع صاحب‌منصبان ممتاز باشند. درخصوص این دوگانه نگاه‌ها به مردم می‌توان گفت: ۱ـ مردم در نگاه اول، همگی مخلوق خداوند بوده و از حقیقت انسانی واحدی برخوردارند. این نگاه ریشه در آموزه‌های دینی داشته و یک انسان مسلمان، بعد از ایمان به خدا و عبادت او، بزرگ‌ترین و ارزشمندترین عمل را، کمک به خلق می‌داند. در این نگاه، رنگ، ‌نژاد، ثروت و دارایی، مدرک تحصیلی، نسب و موقعیت شغلی، هیچ‌کدام عامل برتری فردی بر فرد دیگر نخواهد بود. دراین نگاه، عامل و ملاک برتر، همان است که حضرت حق فرمود: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» صاحبان این نگاه در حوزه سیاست، نه‌ تنها به مردم فخرفروشی نمی‌کنند، بلکه خود را حقیقتاً خادم مردم می‌دانند. حضرت امام خمینی(ره)، به تأسی از پیامبر اکرم(ص) و دیگر ائمه هدی (علیهم‌السلام)، مردم را ولی‌نعمتان خود دانستند و ‌فرمودند: «به من خدمتگزار بگویید، بهتر است تا رهبر بگویید.» در این نگاه، توده‌های مردم از اقشار مختلف، به‌ویژه اقشار محروم، مستضعف و پابرهنه حاضر در صحنه‌های دفاع از حق، یک موی‌شان بر کاخ‌نشینان مرفه بی‌درد دنیاگرا، برتری دارد. حضرت امام(ره)، با یک چنین نگاهی به توده‌های مردم، آنان را به صحنه آورد و انقلاب اسلامی به یک قدرت موثر منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده و در حال پیشرفت است. در این نگاه، میزان، رأی مردم است. مردم از هر قشری، صاحبان اصلی کشور بوده و باید بر مبنای اراده و رأی آنان جمهوری اسلامی اداره شود. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در عصر حاضر، پرچمدار همین نگاه به مردم هستند و همواره در این سال‌ها، از حقوق مردم دفاع کرده‌اند.
در این نگاه، مردم پشتوانه اصلی اقتدار ملی بوده و باید همواره حضوری آگاهانه در صحنه داشته باشند.
۲ـ در نگاه دوم، به مردم ابزارگونه نگاه می‌شود. در این نگاه، مردم خوبند، تا جایی که حقوق و منافع افراد خودبرتربین تأمین شود. صاحبان این نگاه در سطح جهانی از یک طرف دم از حقوق بشر زده، لکن در عمل ملت‌ها را به عاقل و بالغ تقسیم کرده و معتقدند، غربی‌ها چون به بلوغ رسیده و برتر از دیگران هستند، حق رهبری و مدیریت جهانی با آنان است. اکنون آمریکایی‌ها به عنوان پرچمدار تفکر لیبرال دموکراسی غربی، چنین نگاهی را به خود و دیگران دارند. اوباما با صراحت از استثنایی بودن ملت آمریکا سخن می‌گوید و آمریکا را رهبر جهان می‌داند. در سطح ملی صاحبان این تفکر، دم از حقوق شهروندی و رأی مردم می‌زنند، لکن در عمل، مردم و توده‌های فراوانی از آنان را از نظر «عقلی» و «تربیتی» ضعیف و عقب‌مانده پنداشته، بر همین اساس، رجوع به مردم و نظر خواستن از آنها را یک امر «پوپولیستی» و غیر صحیح می‌دانند. متأسفانه در طول سال‌های اخیر و به‌ویژه از زمان دوم خرداد ۱۳۷۶به بعد، شاهد رشد این تفکر در میان برخی از روشنفکران جامعه بوده‌ایم. در میان جریان روشنفکر غربگرا، مردم خوبند اما فقط برای همان رأی دادن، لکن باید مسائل اساسی و مهم کشور را براساس نظر خود آنان حل‌وفصل کرد. در این نگاه اکثریت مردم به‌دلیل عدم رشد عقلی، صلاحیت ورود به این مسائل را ندارند. صاحبان این نگاه در دوره هشت‌ساله دوم خردادی‌ها، فهم مردم را پایین و در حد مسائل معیشتی روزمره تعریف کردند. براساس این تعریف از فهم مردم، مردم ایران به «لشکر قابلمه به‌دست» تشبیه شده که اگر مطلع شوند در جایی مرگ موش هم توزیع می‌شود، برای گرفتن آن صف می‌بندند!
۳ـ حال در این دو نگاه متقابل با یکدیگر نسبت به مردم، رجوع به مردم و نظر خواستن از آنها در مسائل مهم و از جمله موضوع هسته‌ای و رابطه با آمریکا، نظرات کاملاً‌ متفاوت می‌شود. در یکی، رأی و نظر مردم اصالت دارد و در دیگری این نظر خواستن از مردم، تابع منافع قشر بالغ و عاقل است. اگر افکار عمومی تأمین‌کننده منافع آنان بود، دارای اهمیت است و حتی بحث همه‌پرسی مذاکره با آمریکا پیشنهاد می‌شود اگر این همراهی را افکار عمومی نداشت، رجوع به رأی مردم تحت عنوان «رفتار پوپولیستی» مذمت می‌شود. در واقع همان «لبوفروش» و «راننده تاکسی». اگر ‌گفتند ما انرژی هسته‌ای نیاز نداریم و غنی‌سازی نمی‌خواهیم، شاید قضاوت افرادی چون آقای سریع‌القلم متفاوت بود از آن چیزی که در این مقطع زمانی بیان داشت.
در موضوع هسته‌ای، مشکل اصلی غرب آن است که ملت ایران، انرژی هسته‌ای را حق مسلم خود می‌داند. در روزهای پس از ۲۲ بهمن ۱۳۸۴ بود که با فراگیر شدن شعار «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» در راه‌پیمایی سراسری ملت ایران، برخی از کارشناسان برجسته غربی و به‌ویژه آمریکایی اعلام داشتند با تبدیل شدن «انرژی هسته‌ای» در ایران به یک خواست و مطالبه ملی، غرب هرگز نمی‌تواند جلوی «هسته‌ای شدن» ایران را بگیرد. واقعیت امر هم همین‌طور است. در ده سال گذشته، جمهوری اسلامی به «برکت مقاومت مردمی» و ایستادگی مردم بر روی حقوق «هسته‌ای»، به دانش و فناوری هسته‌ای دست یافته و به باشگاه هسته‌ای جهان ورود پیدا کرده است. حال اگر کسانی بخواهند باب خروج ایران از باشگاه هسته‌ای را بگشایند تا زمینه‌های حل‌وفصل مسائل بین جمهوری اسلامی و غرب فراهم شود، بهترین راه را در خارج کردن مولفه «مردم» از بحث «هسته‌ای» و سپردن آن به دست قشر خاص و تحصیل‌کرده در مراکز خاص می‌دانند. البته این نگاه، با نگاه نظام و مقام معظم رهبری کاملاً تفاوت دارد. معظم‌له در سخنرانی خود به مناسبت ۱۳ آبان سال جاری در جمع هزاران نفر از دانشجویان و دانش‌آموزان در روز ۱۲ آبان فرمودند: «به اذن الله از این مذاکرات، کشور متضرر نخواهد شد، مشروط بر اینکه مردم بفهمند چه اتفاقاتی دارد می‌افتد و تحت تأثیر تحلیل‌های غلط قرار نگیرند.» بنابراین، نظر نظام و رهبری، حضور همه مردم (از استاد حوزه و دانشگاه گرفته تا لبوفروش و راننده تاکسی) در صحنه برای دفاع از ارزش‌ها و منافع ملی است. با این حضور حقیقتاً آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و در نهایت، چاره‌ای جز پذیرش حقوق ملت ایران در تمامی عرصه‌ها ندارد.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار اعضای ستاد مركزی هیئت رزمندگان اسلام
علاقه‌‌مندی به امام حسين(ع) علاقه‌‌مندی به اسلام سياسى است

اعضای ستاد مركزی هیئت رزمندگان اسلام در تاریخ بیستم آبان‌ماه امسال، مصادف با هفتم محرم‌الحرام ۱۴۳۵ با حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای دیدار كردند. رهبر انقلاب در این دیدار، رهنمودهایی درباره هیئت‌های مذهبی و مجالس عزاداری اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) ارائه كردند که گزیده‌ای از آن در ادامه آمده است:
زنده نگه‌‌داشتن عاشورا بسيار مبارك و مهمّ است.
هيئت رزمندگان يك پديده‌‌ مباركى است؛ نَفْس اينكه رزمندگان ما هيئت عزادارى تشكيل بدهند، امّا نقطه ثقل، احياى عاشورا، زنده نگه‌‌داشتن عاشورا و عمق‌‌يابى ژرفاى حادثه‌‌ عاشورا است، چيز بسيار مبارك و مهمّى است. نكته دیگر اين است كه اصل انتساب هيئت به رزمندگان، يك معناى مهمّى دارد. رزمندگان يعنى كسانى كه در مواجهه‌ با دشمن مجاهدت كردند. آن كسانى كه اهل مجاهدت در راه خدايند و اين خصوصيّت را دارند، اين روحيّه را دارند. اينكه اين مجموعه بيايند براى مسئله‌‌ عاشورا و مسئله‌‌ عزادارى حسين‌‌بن‌‌على(عليهماالسّلام) تلاش بكنند و كار كنند و آن را گرم و گرامى و زنده بدارند، اين خيلى كار مناسب و لازمى است. بنابراين نَفْس اين انتساب، يعنى انتساب هيئت عزادارى به رزمندگان، چيز مباركى است، چيز خيلى خوبى است، اين را رها نكنيد و هرچه مي‌توانيد حفظ كنيد و نگه داريد.
تربيت گويندگان و حراست آنها از خطاها بسیار مهم است
نكته‌‌‌ای كه خيلى مهم است، مسئله‌‌ تربيت نيروها يا حراست از نيروهاى گوينده و خواننده، از خطاها و اشتباهات است. واقعاً يكى از گرفتارى‌‌هاى ما اين است. از كسانى كه در اين ماجراى منبر رفتن و از عاشورا خواندن وارد بوده‌‌اند، مواردى ديده شده كه حرف‌هاى نامناسبى از اينها صادر شده. يك وقت حالا من و شما نشسته‌‌ايم، يك حرف غلطى هم از دهان بنده مى‌‌آيد بيرون، چيزى نيست، [چون‌‌] دو نفر پهلوی هم نشسته‌‌اند، مهم نيست؛ يك وقت نه، ما هزار نفر، ده هزار نفر، گاهى پنجاه هزار نفر مستمع داريم، گاهى اين جمعيّت تبديل مي‌شود به جمعيّت‌هاى ميليونى به‌‌خاطر انتشار؛ اينجا بايد محاسبه بشود كه تأثير يك حرف غلط و نامناسب بر روى ذهن مخاطب چيست. يك عدّه‌‌اى همان حرف غلط را قبول مي‌كنند و يك معرفت غلطى پيدا مي‌كنند؛ يك عدّه‌‌اى آن را استنكار مي‌كنند و اين استنكار موجب مي‌شود كه از اصل دين زده بشوند؛ بين كسانى و كسانى سرِ اين حرف اختلاف مى‌‌افتد؛ ببينيد، از چند جهت مجارى فساد به‌‌وجود مى‌‌آيد براى يك حرف غلطى كه يك نفر مي‌زند. از قديم ديده بوديم ما ـ مخصوص حالا نيست؛ از بچّگى مي‌رفتيم روضه و پاى منبر ـ گاهى روضه‌‌خوان‌‌ها روضه‌‌هايى مي‌خواندند كه معلوم بود غلط است، معلوم بود خلاف است، امّا مي‌خواندند؛ براى اينكه حالا چهار نفر مستمع دل‌شان بسوزد و گريه كنند. مگر به هر قيمتى بايد اين كار را كرد؟ حادثه را بيان كنيد؛ با هنرمندى بيان كنند تا مردم دل‌شان شيفته بشود و منقلب بشود، نه اينكه خلاف بگويند.
علاقه‌‌مندی به امام حسين(ع) علاقه‌‌مندی به اسلام سياسى است
هيئت‌ها نمي‌توانند سكولار باشند؛ هيئتِ امام حسينِ سكولار ما نداريم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسين(ع) است، يعنى علاقه‌‌مند به اسلام سياسى است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناى اعتقاد به امام حسين(ع) اين است. اينكه آدم در يك مجلس روضه يا هيئت عزادارى مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سياسى بشود، اين غلط است. البتّه معناى اين حرف اين نيست كه هر حادثه‌‌ سياسى در كشور اتّفاق مى‌‌افتد، ما بايد حتماً در مجلس روضه آن را با يك گرايش خاصّى ـ حالا يا اين طرف، يا آن طرف ـ بيان كنيم و احياناً با يك چيزهايى هم همراه باشد؛ نه، امّا فكر انقلاب، فكر اسلام، خطّ مباركى كه امام(رضوان‌الله عليه) در اين مملكت ترسيم كردند و باقى گذاشتند، اينها بايستى در مجموعه‌‌ها و مانند اينها حضور داشته باشد.
در هیئت، به مسئله قرآن اهتمام ورزيده شود
كار كارِ بزرگى است، كار مهمّى است؛ و شايسته‌‌ترين مجموعه‌‌هايى كه مي‌توانند براى امام حسين(ع) عزادارى كنند، واقعاً همين مجاهدين فى‌‌سبيل‌‌الله‌‌اند، همين رزمندگانند، همين جوان‌ها هستند؛ و شما اين را قدر بدانيد و اين را هدايت كنيد. اين مي‌تواند يك چشمه‌‌ خورشيد و چشمه‌‌ نورى باشد براى اِشعاع در مغزها و در فكرها و در دل‌هاى مخاطبين كه بتواند اينها را از لحاظ معارف اسلامى و معارف دينى بالا ببرد. چقدر خوب است كه در محافل هيئت‌ها، به مسئله‌‌ قرآن ـ قرآن‌‌خوانى و معارف قرآنى ـ اهتمام ورزيده بشود؛ چقدر خوب است كه در اين نوحه‌‌خوانى‌‌ها مضامين اسلامى، مضامين انقلابى، مضامين قرآنى گنجانده بشود؛ وقتی كه شما در همين مطلبى كه [عزادار] تكرار مي‌كند و حرفى كه [با آن] سينه مي‌زند، با زبان نوحه و با زبان شعر، يك مسئله روز، يك مسئله‌‌ انقلابى، يك مسئله‌ اسلامى، يك معرفت قرآنى را مي‌گنجانيد؛ او وقتى تكرار مي‌كند، در ذهن او ملكه مي‌شود؛ اين خيلى باارزش است.



نماینده ولی‌فقیه در سپاه از فرمانده نیروی هوافضا تقدیرکرد
حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، با حضور در ستاد نیروی هوافضای سپاه با فرماندهان، مسئولان و کارکنان این نیرو دیدار کرد.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه هدف از حضور خود را، تقدیر و تجلیل از زحمات و خدمات سردار سرتیپ پاسدار امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه در زمینه پشتیبانی و اجرای مطلوب برنامه‌های تعمیق معنویت و دوره‌های تداوم آموزش‌های عقیدتی ـ سیاسی پاسداران، عنوان کرد.
وی همچنین در جلسه بصیرت افزایی کارکنان این نیرو گفت: رسالت ما، پاسداری از رسالت انبیا و اولیاء الله است. حفظ عمل از خود عمل سخت‌تر است.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی با بیان اینکه هر اندازه جایگاه انسان بالاتر برود، محدودیت‌هایش نیز بیشتر‌ می‌شود، گفت: پاسدار شدن آسان، ولی پاسدار ماندن سخت است.


يادداشت
مهدي سعیدي

تمامیت‌خواهان اصلاح‌طلب و طرح انحلال مجلس!
صحنه سیاسی کشور گاه شاهد اظهارنظراتی است که افکار عمومی از شنیدن آن متعجب می‌شود. این نظرات در حالی بیان می‌شود که گوینده تا مدتی پیش مواضع کاملاً متفاوتی داشته و اینک با تغییر 180 درجه، درست برعکس آن سخن می‌گوید! تغییراتی که تنها بوی فرصت‌طلبی می‌دهد و از برنامه‌ریزی جدید تبلیغاتی جریان‌های سیاسی برای اهدافی خاص حکایت دارد.
آخرین نمونه از چنین اظهار نظراتی را می‌توان در مواضع اخیر اعلامی از جانب سعید حجاریان که از وی به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان جریان دوم خرداد یاد می‌کنند، مشاهده کرد که دارای مطالبی است که جای نقد و بررسی را باز می‌کند.
وی در بخشی از اظهارات خود به موضوع مدیریت مطالبات از دولت اشاره و تأکید ‌دارد: «بیان مطالبات، به مردم تعلق دارد، نه مجلس شورای اسلامی یا اصلاح‌طلبان. دولت باید ببیند که مردم در حال حاضر و در آینده چه می‌خواهند. دولت باید پیگیر مطالبات مردم باشد و به بحث‌های خلاف مطالبات مردم توجه نکند. دولت چنین کاری می‌کند و اگر این‌چنین باشد، این نوع دولت را می‌توان دولت ملی نامید.»
در این کلام، آقای حجاریان تلاش دارد تا جایگاه مجلس به عنوان نمایندگان مردم را تا سطح یک حزب و گروه سیاسی همچون اصلاح‌طلبان تقلیل دهد و از دولت می‌خواهد که قلدرمآبانه و بدون توجه به جایگاه حقوقی مجلس و نمایندگان، آن تفسیر و برداشت خود از رأی ملت را محور عمل قرار دهد! این رویکرد که ناشی از عدم پذیرش رأی ملت و پذیرش نمایندگان مجلس به عنوان نماینده مردم است، به خوبی روحیه قانون‌گریزی و خودکامگی این افراد را مشخص می‌کند.
حجاریان در ادامه با اشاره به طرح برخی اختلافات مجلس با برخی روندها و تصمیم‌گیری‌های دولت، می‌گوید: «نمایندگان برخلاف خواسته مردم حرف بزنند و عمل کنند و بعد آن وقت ببینند آیا مردم حوزه‌های انتخابیه‌شان آنها را به شهرشان راه می‌دهند؟ اگر این کار را بکنند، مردم آنها را حتی به شهرهای‌شان راه نمی‌دهند. من معتقدم حتی اگر قرار باشد قانون اساسی عوض شود، باید شرایطی فراهم شود تا مانند بسیاری از کشورها، دولت بتواند مجلس را منحل کرده و انتخابات زودهنگام برگزار کند تا مردم دوباره رأی دهند و سیستمی هماهنگ پدید آورند[!] البته چنین چیزی در این کشور عملاً امکان‌پذیر نیست؛ چراکه آقای جنتی خود را، هم بالای سر دولت و انتخابات آن می‌داند و هم بالای سر مجلس.»
طرح انحلال مجلس توسط دولت، در حالی مطرح می‌شود که این جریان سال‌ها خود را مدافع حقوق ملت دانسته و با سر دادن شعارهای دموکراتیک و مشروطه‌خواهی، رقیبان سیاسی را به تمامیت‌خواهي و روحیه توتالیتاریسم متهم می‌کرده است.
صاحب‌نظران و کارشناسان مسائل سیاسی و تاریخی به خوبی می‌دانند که پس از مشروطه، مجلس همواره به عنوان روح و عصاره ملت، نماد مردم‌سالاری و تجلی اراده و خواست توده‌ها بوده است و تنها تمامیت‌خواهان بوده‌اند که در طول یکصد ساله اخیر برای محدود کردن اختیارات مجلس و بسط دادن به اختیارات دولت‌ها تلاش کرده‌اند؛ رویکرد و جهت‌گیری‌ای که اوج آن را در دوران حاکمیت رضاخان و فرزندش می‌توان مشاهده کرد.
لذا یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی، قرار دادن مجلس شورای اسلامی در رأس امور کشور بود. تأکید و تثبیت اختیارات مجلس و نمایندگان مردم در مواجهه با قوه مجریه و تعیین سازوکار رأی اعتماد مجلس به وزرای کابینه دولت و همچنین حق نظارت، سوال، استیضاح و عزل آنان و همچنین حق تحقیق و تفحص از تمامی دستگاه‌های اجرایی، همگی از جمله قوانینی بود که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ثبت شد، تا نماد تحقق حقوق مردم در برابر دولت باشد.
نبود تبصره و اصلی در این قانون که اجازه دهد مجلس به دست قوه مجریه منحل شود، نه تنها نشان از متعالی بودن قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد، بلکه مهم‌ترین ابزار برای مهار قدرتی است که می‌تواند افسارگسیخته شده و جامعه را به سمت استبداد و خودکامگی سوق دهد.
حال چطور مدعیان دموکراسی و جامعه مدنی و حقوق مردم، به یکباره از تلاش برای تصویب قانون منحل کردن مجلس به‌دست دولت سخن به میان می‌آورند، ابهامی است که نشان از منطق متناقض اصلاحاتی دارد که خاستگاهی در مبانی اسلامی و ایرانی ندارد و حکایت از اتخاذ رویکردی فرصت‌طلبانه دارد که گوینده آن ‌سرمست از به‌دست گرفتن قدرت، تیشه بر ریشه می‌زند. مواضعی که ملت پاسخ آن را در انتخابات مجلس دهم خواهند داد!


نكته و نظر

چه وقت خوار و ذلیل می‌شویم؟!
نکته: در زمان حکومت عبدالملک، حجاج به مدینه حمله کرد و عبدالله‌بن‌زبیر را به دار آویخت. عبدالله‌بن‌ عمر نزد حجاج آمد و گفت: دستت را دراز کن تا با تو برای عبدالملک بیعت کنم، چراکه پیامبر(ص) فرمود: کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. حجاج پایش را دراز کرد و گفت: دستم مشغول است. عبدالله‌بن عمر که تحقیر شده بود، گفت: مرا تمسخر می‌کنی؟! حجاج گفت: ای احمق بنی‌عدی، تو با علی بیعت نکردی و حال دیندار شده‌ای و می‌گویی رسول اکرم(ص) چنین و چنان فرموده است؟! به خدا سوگند ترس از چوبه داری که عبدالله‌بن‌زبیر به آن آویخته شده، تو را به اینجا آورده است!
نظر: کسانی که در برابر دشمنان خود را ذلیل و خوار نشان دهند، سرنوشتی همچون عبدالله‌بن عمر خواهند داشت. مگر ضعف نشان دادن خاتمی در دوران دوم خرداد در برابر غرب، جز محور شرارت نامیدن ایران توسط بوش پسر در آن دوران، دستاورد دیگری برای کشور داشت؟! و یا همین سفر پرحاشیه هیئت پارلمانی اروپا به تهران و دیدار با آقای هاشمی که رئیس این هیئت حتی حاضر نشد به احترام آقای هاشمی از جای خود بلند شود... واقعیت این است که دشمن هرگاه ضعفی را مشاهده کند، با تکبر و غرور برخورد می‌کند!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

قرارگاهی که رسماً تعطیل شده است!
از زمان ریاست‌جمهوری دکتر روحانی، جلسات شورای‌عالی انقلاب فرهنگی با تعطیلی‌هایی همراه بوده به‌گونه‌ای که تاکنون چهار جلسه بیشتر برگزار نشده است.
در دولت احمدی‌نژاد در صورتی که وی نمی‌توانست در شورا شرکت کند این اجازه را می‌داد که جلسات با ریاست نواب رئیس یعنی روسای قوای مقننه یا قضائیه برگزار شود، در حالی که حسن روحانی این اجازه را تاکنون به نواب رئیس نداده است. شایان ذکر است که مقام معظم رهبری در دیدار با شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه این شورا یک قرارگاه است به مسئولان تأکید کرد که نباید این شورا تعطیل شود و فرمودند: خلاصه بايد خود اعضا و دستگاه‌هاى فرهنگى قبول كنند و باور داشته باشند كه ما اين جايگاه را به‌عنوان يك قرارگاه مركزى [قرار داديم‌]. تعبير «قرارگاه» ممكن است به بعضى گوش‌ها سنگين بيايد ـ قرارگاه يك اصطلاح جنگى است، اصطلاح نظامى است ـ و بگويند آقا، قرارگاه مال مسائل نظامى است، شما در مسائل فرهنگى هم فكر نظامى را رها نمي‌كنيد! واقع قضيّه اين است كه كارزار فرهنگى از كارزار نظامى اگر مهم‌تر نباشد و اگر خطرناك‌تر نباشد، كمتر نيست؛ اين را بدانيد؛ يعنى مي‌دانيد هم شما، واقعاً يك ميدان كارزار است اينجا و به‌خصوص در قرارگاه‌هاى نظامى اين‌جورى است؛ قرارگاه مسئوليّت اجراى مستقيم به معناى اينكه يك واحدى متعلّق او باشد، ندارد؛ امّا واحدها در اختيار او قرار مي‌گيرند، به تعبير نظامى در كنترل عمليّاتىِ او قرار مي‌گيرند. وقتى ما يك قرارگاه نظامى تشكيل مي‌دهيم، فرض بفرماييد سپاه مي‌گويد اين يگان‌هاى من در كنترل عمليّاتى آن تشكيلات [هستند]، پشتيبانى اين يگان، متعلّق به آن سازمان است ـ يا ارتش، يا سپاه، يا هر دستگاه ديگر ـ امّا به‌كارگيرى اين و هدايت اين، به عهده‌ قرارگاه است؛ يعنى يك چنين حالتى را در اينجا بايستى توجّه داشت. حضور مستمر، چه حضور اعضا به‌طور استمرار، چه حضور خود شورا، يعنى شورا تعطيل‌بردار نيست. خب، رؤساى كشور طبعاً مسافرت دارند، اينجا و آنجا رفت‌وآمد مي‌كنند؛ اين نبايد موجب بشود كه شورا تعطيل بشود، شورا بايد استمرار پيدا كند؛ يعنى همين سازوكار مديريّت شورا كه پيش‌بينى شده به‌دلیل اين است كه اين شورا هرگز نبايد تعطيل بشود.




هیئت پارلمانی اروپا با چه مجوزی با فتنه‌گران دیدار کرد؟!

جرم فتنه آنقدر سنگین است که هیچ کسی نمی‌تواند اعلام کند که با فتنه همکاری کرده است، همین چند روز پیش بود که مجلس و وزارت خارجه با افتخار از هم سبقت می‌گرفتند که هیئت اروپایی را به کشور دعوت کرده‌اند، اما همین‌که به دلیل سهل‌انگاری و یا غرض‌ورزی، این هیئت اروپایی با برخی از مجرمان و فتنه‌گران دیدار کردند، اکنون که عمق این اقدام حساسیت‌برانگیز فاش شده است هیچ‌کدام از این دو، مسئولیت دیدار هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا با دو تن از محکومان فتنه سال ۸۸ (نسرین ستوده و جعفر پناهی) را در سفارت یونان در تهران بر عهده نمی‌گیرد.
بنا بر این گزارش، در این دیدار که عملاً اختیار سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در آن زیر سوال رفته است، جایزه «ساخاروف» که در سال ۲۰۱۲ پارلمان اروپا به جعفر پناهی و نسرین ستوده به دلیل تلاش‌های آنان در راه اعتلای حقوق بشر(!) اعطا کرده بود، به این دو نفر تحویل داده شد. در روز اعطای این جایزه در پارلمان اروپا (در سال ۲۰۱۲) جای این دو محکوم فتنه خالی بود که به نظر می‌رسد با این گشاده‌دستی وزارت امورخارجه و مجلس شورای اسلامی، حالا این جایزه رسماً به این دو اهدا شده است. جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه به افتخار آندره ساخاروف، دانشمند و مخالف و ناراضی شوروی سابق، به این عنوان نامگذاری شده، در دسامبر سال ۱۹۸۸ توسط پارلمان اروپا بنیان نهاده شد و البته از سال ۲۰۱۰ با ۵۰ هزار یورویی همراه شده است. البته رئیس هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا گفت: «در نهایت یکی از مهم‌ترین دلایلی که ما به ایران سفر کردیم، دیدار با برندگان جایزه ساخاروف، یعنی نسرین ستوده و جعفر پناهی بود. ما با آنها دیدار و چندین ساعت با هم بحث کردیم.» وی قابی را که نسرین ستوده به وی اهدا کرده بود به حاضران نشان داد و در ادامه گفت: «او الآن آزاد شده، آقای روحانی او را آزاد کرده، اما او هنوز قادر به ادامه دادن کارش نیست.» حالا مسئولان وزارت خارجه و مجلس شورای اسلامی باید به این پرسش پاسخ دهند که «این لابی‌ها با کجا و به چه ترتیبی صورت گرفته است؟» هرچند وزارت خارجه تاکنون حتی از احضار سفیر یونان در تهران برای بررسی این اقدام خارج از عرف نیز خودداری کرده است.





دولت باید بتواند مجلس را منحل کند!

هفته گذشته سعید حجاریان، عضو حزب منحله مشارکت در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرگزاری ایسنا، خواستار قدرت قانونی دولت برای انحلال مجلس شد تا به این وسیله هماهنگی سیستم با دولت بیشتر شود!
وي اظهار داشت: معتقدم حتی اگر قرار باشد قانون اساسی عوض شود، باید اوضاعی فراهم شود تا مانند بسیاری از کشورها، دولت بتواند مجلس را منحل کرده و انتخابات زودهنگام برگزار کند تا مردم دوباره رأی دهند و سیستمی هماهنگ پدید آورند. ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم ایده‌ای که حجاریان منادی آن شده است بدون فکر و فی‌البداهه به ذهن وی رسیده است. شاید تئوریسین امنیتی اصلاح‌طلبان تندرو ناخواسته بخشی از آنچه در اتاق فکر این جریان می‌گذراند را بر زبان رانده و سکوت همفکران وی درباره این اظهارات نیز از همین نشئت می‌گیرد که آنچه نباید ناخواسته برزبان رانده شده است. اصلاح‌طلبان همواره طی این سال‌ها مدعی تکثرگرایی و حضور جریان‌های مختلف سیاسی در بدنه ساختار سیاسی کشور بودند. اما حال تئوریسین جریان اصلاحات موضعی ۱۸۰ درجه مخالف شعارها و اهداف جریان اصلاحات اتخاذ کرده است و حکم به ایجاد تک صدایی و حذف مخالفان داده است. این سخنان تأییدکننده این گفته است که اصلاح‌طلبان تندرو وقتی که در موضع قدرت قرار می‌گیرند به حافظان قدرت تبدیل می‌شوند و وقتی دور از قدرت قرار می‌گیرند منادی آزادی می‌شوند. این پیشنهاد که هم خلاف قانون اساسی است و هم خلاف اصل تفکیک قواست، تنها می‌تواند از یک ذهنیت دیکتاتورمآبانه نشئت بگیرد. اتفاقاً در زمان دوم خرداد وقتی عده‌ای از همین افراد با سابقه فعالیت‌های امنیتی، به اصطلاح علمدار شعارهایی چون توسعه سیاسی و جامعه مدنی شدند. در واقع این نشان می‌دهد که حدس ما درست بوده است که در کل این نیروها به دلیل تجربه و سابقه عملکردی‌شان نمی‌توانند مدافع حقوق شهروندی، توسعه سیاسی، جامعه مدنی و نظارت مردم از طریق قوه مقننه و سایر نهادهای مدنی باشند. این در حالی است که به گفته آقای قاضی‌زاده، نماینده مجلس قانون اساسی به مجلس اختیار داده در صورت صلاحدید دولت را منحل کند تا انتخابات ریاست‌جمهوری مجدداً برگزار شود.



نزار القطری: اگر یک نفر هم سینه بزند برایم کافی است

نزار القطری گرچه نامی عربی دارد، اما در خانواده‌ای ایرانی متولد شده است. او که نام اصلی‌اش «نظر علی» است، درباره مشهورترین نوحه‌ای که اجرا کرده، می‌گوید: ۳۳ سال است که «أنا مظلوم حسین» را می‌خوانم و تا ابد خادم امام حسین(ع) می‌مانم..
شش سال پیش بود که یک نوحه فارسی ـ-عربی از مداحی ایرانی‌ها را به وجد آورد. نزار در این باره می‌گوید: خیلی‌ها فکر می‌کنند این نوحه را در کربلا خواندم، جالب‌تر اینکه وقتی به ایران آمدم از من سؤال می‌کردند چند هزار نفر آنجا سینه می‌زدند؟ و من گفتم که تنها ۲۰ نفر یا کمتر بودند! اگر یک نفر هم سینه بزند برایم کافی است! خیلی‌ها اینجا از من می‌پرسند که پس چرا اینطور به‌نظر می‌آید که انگار هزاران نفر در حال سینه‌زنی هستند، اما اگر به ویدئو نگاه کنید من تنها به دور‌دست نگاه می‌کنم، جایی که یک نفر نشسته بود و سینه نمی‌زد. پس با آن بیست نفر کار نداشتم، بلکه با آن یک نفر کار داشتم، می‌خواستم او را سر خط بیاورم که آوردم! این مداح ۴۲ ساله که اصالتی ایرانی دارد و متعلق به منطقه لارستان در استان فارس است، در قطر به دنیا آمده، مدتی را در لندن زندگی کرده و اکنون ساکن کویت است. می‌گوید: اصالتاً ایرانی هستم و حتی دبستان را در مدرسه ایرانی‌ها درس خواندم. چند سال پیش هم وقتی تیم فوتبال ایران از قطر شکست خورد، خیلی ناراحت شدم و فکر می‌کردم انگار من شکست خورده‌ام. شیوه‌ام همان شیوه مداحی جنوب ایران است و از بلبل امام خمینی(ره) حاج صادق آهنگران خیلی الهام گرفته‌ام. به خاطر دارم گاهی سبک‌های ایشان را می‌گرفتم و روی اشعار عربی می‌گذاشتم. خلاصه باید بگویم لحن یا سبک مهم است و ما لحن‌های سخیف و این سبک‌های جدید را قبول نداریم. من آشکارا می‌گویم بعضاً مداحانی آمده‌اند که مداح نیستند. همه چیز در صدا و لحن خوش خلاصه نمی‌شود. همانطور که گفتم مداح اخلاق و اخلاص و اجتهاد می‌خواهد. مداحی یک شغل نیست، یک وظیفه شرعی است، نباید آن را به امور غیرشرعی یا دنیایی آلوده کنیم. باید جلوی انحراف را بگیریم و اگر اکنون ـ که اندکی دیر است-ـ جلویش را نگیریم، دیگر نمی‌توانیم. شغل من مداحی نیست، من کارمند تلویزیون کویت هستم و برای بچه‌ها و کودکان کار می‌سازم. مداحی وظیفه شرعی من است.


خط خبر

شرط حضرت آقا با فرزندانش در مورد کار اقتصادی
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: حضرت آقا به فرزندان‌شان فرموده‌اند که شما اگر منتسب به من هستید، حق ندارید کار اقتصادی بکنید و البته برای اینکه حق آنها ضایع نشود، حضرت آقا به فرزندان‌شان فرموده‌اند: هر وقت قصد داشتید اینگونه کارها را انجام دهید، من به مسئولان ثبت احوال می‌گویم اسم من را از شناسنامه شما خارج کنند! و حتی کسانی که در حلقه اولی با خانواده رهبر انقلاب وصلت می‌کنند نیز ایشان این شرط را برای آنها قرار می‌دهند که حق ورود به فعالیت‌های اقتصادی را ندارند. صفار هرندی ادامه داد: وقتی دیده می‌شود که فلان شخص فرزند رهبر یا فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است به نحو دیگری با آنها رفتار می‌شود و ناخودآگاه بر مردم عادی مقدم داشته خواهند شد. وی با اشاره به مخالفت مقام معظم رهبری به ورود مسئولان کشور به فعالیت‌های اقتصادی گفت: وقتی فلان نماینده یا وزیر برای خودش کار اقتصادی جداگانه‌ای راه می‌اندازد، به طور طبیعی این شخص در مسابقه اقتصادی با فرد مشابهش که نسبتی با حکومت و قدرت ندارد از قبل برنده است، البته نه به خاطر فضیلت‌هایش، بلکه به خاطر جایگاه و روابطش است، لذا این ضد عدالت است.
آقای وزیر ارشاد! بفرمایید

در خبرها آمده بود که علی جنتی، وزیر ارشاد، در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره وضعیت اداره کتاب و اینکه آیا مسئولیت آن به «محمد سلگی» سپرده خواهد شد یا نه، گفته است: «به شما چه ربطی دارد؟!» وی در ادامه، چندین بار از عبارت «اصلاً چه ربطی دارد»، «اصلاً اینکه قابل مطرح کردن نیست»، استفاده کرده و در نهایت گفته است: «هرکسی که باشد، به شما چه ربطی دارد؟!» وزیری که جریان آزاد اطلاعات را باور دارد و به عدم فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی و دادن آزادی بیشتر در زمینه نشر اعتقاد دارد، باید بداند که این اضلاع، مکمل یکدیگر هستند و با اینگونه پاسخگویی، بقیه نظرات او شعاری بیشتر محسوب نخواهد شد!
«اوبامادوستی» برخی از اصلاح‌طلبان کار دست‌شان داد!

«مصطفی کواکبیان» رئیس جبهه اصلاح‌طلبان درخصوص اختلافات داخلی جبهه اصلاح‌طلبان اظهار داشت: اختلافی که درون جبهه اصلاح‌طلبان وجود دارد، مربوط به نامه‌ای است که برخی به اسم جبهه اصلاح‌طلبان به اوباما نوشتند. وی افزود: کسی در جریان نوشتن آن نامه نبود و بعد از مطرح شدن آن، ما جلسات را کمتر تشکیل دادیم. انتخابات هیئت‌رئیسه جبهه اصلاح‌طلبان که قرار بود این هفته برگزار شود، به دلیل اختلافات داخلی این جبهه برگزار نخواهد شد. در عین حال «مجید محتشمی» سخنگوی جبهه اصلاح‌طلبان، درباره برگزاری انتخابات هیئت‌رئیسه این جبهه اظهار داشت: انتخابات هیئت‌رئیسه جبهه اصلاح‌طلبان که قرار بود این هفته برگزار شود، فعلاً به تعویق افتاده و پس از حل‌وفصل اختلافات داخلی این جبهه برگزار خواهد شد.
سندسازی افغانستان برای سرقت «پوریای ولی»!

مدتی است که افغانستان برای ثبت ملی و ادعای مقبره پوریای ولی، سندسازی می‌کند! در حالی که مقبره او در شهرستان «خوی» واقع شده و کسی از این موضوع خبر ندارد.
ممکن است در آینده خود را بیشتر سرزنش کنیم

با استادان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برای دو روز به مناطق عملیاتی جنوب کشور رفتیم. برای این استادان جالب بود که از بیمارستان‌های صحرایی زمان جنگ هم بازدید کنند. بعضی از این استادان در زمان جنگ، خارج از کشور بودند و با دیدن این بیمارستان‌های صحرایی، احساس ندامت می‌کردند که چرا زودتر به آنجا نیامده‌اند. استادانی که در زمان جنگ در جبهه بودند، دیدن این صحنه‌ها برای‌شان تجدید خاطره شد. واکنش آنها خیلی برایم جالب بود. مرا سرزنش می‌کردند که چرا کاری نکردم که آنها زودتر عازم بازدید از این مناطق جنگی و بیمارستان‌های صحرایی شوند. این فضای جغرافیایی، بخشی از میراث جنگ ماست. رسیدگی نکردن به مناطق جنگی و نداشتن برنامه برای حفظ آثار معنوی جنگ، باعث خواهد شد که در آینده بیشتر خود را سرزنش کنیم.
تاکسی‌داران به سخنان مشاور رئیس‌جمهور اعتراض کردند

در پی اظهارات «محمود سریع‌القلم» مشاور حجت‌الاسلام حسن روحانی، رسانه‌های داخلی انتقادات گسترده‌ای به این اظهارات کردند و آن را «نسنجیده» و «توهین‌آمیز» خواندند. انتقادات به مواضع مشاور رئیس‌جمهور ادامه داشت تا اینکه «تاکسی‌داران» برخی شهرهای کشور نیز در اعتراض به این اظهارات، تجمع کردند و خواستار «عذرخواهی» سریع‌القلم شدند. چندی پیش، محمود سریع‌القلم، در برنامه‌ای که توسط موسسه فرهنگی امام موسی‌صدر برگزار شده بود، به نقد پوپولیسم پرداخت. مشاور رئیس‌جمهور، تربیت مردم ایران را بسیار پایین دانست و مدعی شد: خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صداوسیما هم که چقدر به این جریان کمک می‌کند، می‌رود از یک لبوفروش می‌پرسد نظر شما درباره برنامه هسته‌ای چیست؟! این خیلی اثر می‌گذارد. یا یک راننده تاکسی که از ۵ صبح تا ۱۲ شب باید در این خیابان‌ها بدود تا هزینه سه بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می‌پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته‌ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این پرسش بدهد.
مشکلات رسانه‌ای صداوسیما

مدیر اداره نظارت و ارزیابی اخبار سیاسی صداوسیما یکی از مشکلاتی را که در صداوسیما وجود دارد بخشی به نام تکرار دانست و گفت: در صداوسیما آیا جایی هست که بگویند تکرار خوب است یا نه؟ در بخش خبر تا چه میزان تکرار خوب است؟ متأسفانه نتوانسته‌ام جوابی برای خودم پیدا کنم. یا در بخش تصاویر، بهتر است عمق جنایت‌ها را نشان دهیم و یا از سوی دیگر به دلیل رعایت سلامت روانی مردم، نشان ندهیم؟ رسانه چه باید بکند و چه میزان تصاویر را کجا پخش کند تا هم حق مردم ادا شود و هم به سلامت روانی آنها لطمه نخورد؟ دکتر نصراللهی همچنین در بخش دیگری از این نشست به پوشش زلزله ورزقان اشاره کرد که بلافاصله بعد از این حادثه، صداوسیما آن را پوشش داد و گفت: برخی‌ها از جنبه سیاسی از این جریان استفاده کردند تا اقوام را دچار تنش کنند و در این میان در این حادثه سازمان را مجبور کردند تا شبکه بازار هم درخصوص این زلزله صحبت کند و صداوسیما باید به حساسیت این کار توجه کند. وی به بخش اخبار محلی و ملی اشاره کرد و گفت: در صداوسیما چگونه می‌توانیم ماجرای مربوط به «تأمین اجتماعی» یا «خانه‌نشین شدن احمدی‌نژاد» را مطرح کنیم که هم حق مطلب را ادا کرده باشیم و هم امنیت و آرامش ملی را مورد تنش قرار ندهیم و یا حتی چگونه می‌توان موضوعاتی مثل فساد در کشور را در صداوسیما مطرح کرد؟
ویژگی ‌های فرمانده دلاور حزب‌الله

«حسان اللقیس» یکی از فرماندهان میدانی مبارزه با رژیم صهیونیستی بود، حسان مسئولیت کلیه کارهای انفورماتیک و ارتباطات حزب‌الله را بر عهده داشت و به همین دلیل رژیم صهیونیستی به‌شدت به دنبال او بود. یکی از همرزم‌های شهید حسان در گفت‌وگو با فارس خاطرنشان کرد: یکی از بزرگ‌ترین این عملیات‌ها عملیات پهپادی بود که علیه اسرائیل انجام ‌شد و حتی ربودن اطلاعات پهپادهای اسرائیلی که به سوی لبنان می‌آمدند همه طراحی حاج حسان بود. وی گفت: در جنگ 33 روزه هم خانه این شهید عزیز در بیروت و بعلبک مورد حمله موشکی اسرائیل قرار گرفت. سه مرتبه خودرو حاج حسان را در بیروت مورد هدف قرار دادند که این نشان می‌دهد اسرائیل چه بغض شدیدی از او داشته است. سال‌ها پیش، یکی از کارشناسان آمریکایی، در کتاب خود درباره حسان اللقیس آورده است: «به راحتی سر کشیدن یک لیوان آب که ما می‌خوریم، حسان اللقیس به آمریکا می‌آید و پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی و امنیتی را برای مقاومت اسلامی لبنان تهیه می‌کند!»
وکیل‌مدافع غرب در حال گرم شدن است

محمد خاتمی که به علت نقش‌آفرینی در فتنه 88 دارای پرونده قضایی است، هفته گذشته در دیدار استانداران دوران اصلاحات اقدام به فرافکنی کرده و گفته است برخی شنودها و گزارش‌های نادرست باعث شده که وی جایگاهی در نزد مسئولان عالی نظام نداشته باشد. این سخنان خاتمی نشان می‌دهد که وی می‌خواهد خود را از مسئولیت فتنه 88 مبرا کند و نگاه منفی مسئولان ارشد نظام به خود را حاصل شنودها و گزارش‌های نادرست بداند که این خود نیز اتهام به دستگاه‌های امنیتی و اهانت به مقامات کشور است که تحت تأثیر گزارش‌های نادرست تصمیم‌گیری می‌کنند.


ژرفا
علی سعیدی شاهرودی

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامی (32)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

3ـ جایگزینی خلافت بشری به جای ولایت الهی
موضوع متد و نوع حکومت و جایگاه طبقاتی حاکمان از جمله پدیده‌هایی بوده که همواره در بین ‌اندیشوران، فیلسوفان، دانشمندان و سیاست‌ورزان در هر عصری مورد بحث بوده است. در عصر یونان که نزد بسیاری از تاریخ‌نویسان به‌عنوان عصر تبلور دموکراسی مطرح می‌شود، این مسئله از جمله موضوعات مورد توجّه و چالشی بوده است. فلاسفه بنام آن دوره از جمله افلاطون و ارسطو، اگرچه حکومت مبتنی بر دموکراسی و برخاسته از رأی مردم را یکی از انواع حکومت‌ها به‌شمار می‌آورند که برتری‌هایی به دیگر انواع حکومت‌ها داشته، امّا به علت نارسایی‌های نتایج مراجعه به آرای مردم، و با این استدلال که مراجعه به آرای مردم نمی‌تواند زمینه دستیابی به نخبگان را فراهم کند، معتقد به حکومت فیلسوفان و نخبگان شدند.
نظریه‌پردازان عصر یونان نتوانستند سازوکار و راهکار مناسبی برای دستیابی به نخبگان بر اساس نظریه افلاطون و نخبگان طبقه متوسط جامعه بر اساس نظر ارسطو ارائه کنند و بشریت از نوع رفتار امپراطوری و حاکمان دستگاه پاپ و کلیسا در دوره قرون وسطی دچار سرخوردگی شد و سرانجام، به دامن همان دموکراسی پناه بردند. ابتدا «منتسکیو» الگویی شبیه به حکومت انگلستان را ارائه کرد و سپس «هابز» و «روسو» الگوی دموکراسی بر اساس نصاب پنجاه درصد به اضافه یک رأی را مطرح کردند که ناچار بشریت تسلیم وضع موجود شد.
در کنار الگوی لیبرال دموکراسی انواع دیگری از حکومت‌ها نیز وجود دارد. الگوی حکومت سلطنتی، جمهوری شبیه به سلطنتی و الگوی امارتی همانند آنچه در برخی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس وجود دارد که برخی از نظام‌ها ترکیب و تلفیقی بین دموکراسی با سلطنتی هستند و برخی هم هیچ‌گونه سنخیتی با دموکراسی نداشته و هویّت دیکتاتوری دارند. وجوه مشترکی بین همه نظام‌ها به‌چشم می‌خورد که به برخی از آنها اشاره می‌شود.
از جمله این وجوه مشترک، اتّکا به تشخیص اکثریت پنجاه درصد و یا اقلیت درباره مصالح فرد و جامعه است. در این نظام ملاک خوبی و بدی، حق و باطل، مصالح و مفاسد، متّکی به تشخیص اکثریت مردم است و این مهم‌ترین نقیصه نظام‌های حکومتی از عصر یونان تا عصر مدرنیته و پُست‌مدرنیسم است.
از دیگر وجوه مشترک نظام‌های مورد اشاره نگرش تک‌ساحتی به انسان و انحصار آدمی در جسم و به تبع آن تکیه بر نیازهای جسمی و مادی آدمی و ندیده گرفتن روح مجرد و نیاز آن است. در حالی که انسان ترکیبی از جسم مادی و روح مجرد است و نیازهای جسم و نیازهای روح متفاوت بوده و مصالح، مفاسد، صحت و بیماری جسم با روح متفاوت است.
تکیه بر اصالت سود و لذت، از دیگر وجوه مشترک حکومت‌های فراروی بشر است؛ یعنی هدف اصلی در اکثر نظام‌های سیاسی، سود و لذت بیشتر و تأمین آسایش این جهانی انسان است و سخن از کمال و تکامل انسان مطرح نمی‌شود و یا اگر مطرح می‌شود، بسیار ناقص است و به همین زندگی انسانی محدود می‌گردد.
خط‌مشی جدایی دین از سیاست و ساماندهی زندگی انسان بر مبنای سکولاریسم و در نتیجه، جداسازی دین از حقوق، اخلاق و فرهنگ از دیگر وجوه مشترک نظام‌های دست‌ساخت بشر است. حال باتوجه به ویژگی‌های نظام‌های موجود، چگونه می‌توان با اتکا به رأی مردم، آن هم با نصاب اکثریت به قلمرو حیات انسان و همه مصالح و مفاسد او دست یافت؟ انسانی که خود مخلوق و پدیده‌ای از جهان آفرینش است و خود مبدأ پدید آورنده خویش نیست و از جهان ماقبل خود و عالم بعد از خود خبری ندارد چگونه می‌تواند تأمین‌کننده همه نیازهای خود باشد؟ انسانی که دانش و علم او نسبت به هستی بسیار محدود است، چگونه می‌تواند با تکیه بر عقل معطوف به تجربه مبدأ و مقصد خود را بشناسد و راه رسیدن به مقصد و سرنوشت خود را تعیین کند؟ آنچه که در تدبیر خداوند متعال و پدید آورنده انسان قرار گرفته بود به‌طور دقیق ناظر به همین ناتوانی‌ها و نارسایی‌ها و تأمین و تضمین آن چیزی است که بشر با تشخیص خود امکان دستیابی به آن را نداشت. بشر بر اساس تشخیص خود، نه امکان دارد انسان کامل دارای ویژگی‌های رهبری را بشناسد که بتواند با رأی خود به آن دست پیدا کند و نه ظرفیت دستیابی به اسرار خلقت انسان و مبدأ و مقصد خود را دارد که بتواند با اطلاع از همه مصالح و مفاسد و نیازهای مثبت و منفی روح و جسم، برای خود برنامه همه‌جانبه تنظیم کند تا با اتکا به آن برنامه و قوانین و مقررات راه و مسیر تکامل را طی کند. پیش‌بینی رهبری با ویژگی‌های مطلوب و ارائه آیین و شریعت کامل به عنوان قانون و مقررات زندگی انسان در این جهان و حرکت صحیح به سمت مقصد نهایی، همه و همه با توجه به واقعیت‌های موجود در انسان و توجه به مصالح این موجود، گُل سرسبد آفرینش بوده است.
فلسفه بعثت انبیا و پیش‌بینی آیین و شریعت حسب نیاز هر عصر بشر تأمین و تضمین دو رُکن مهم و حیاتی یعنی رهبری مطلوب و قانون، مقررات کامل برای تکامل بشر بوده است که با بعثت پیامبر اسلام حضرت محمّد(صلی‌الله علیه وآله) آیین آسمانی و شریعت الهی به ظرفیت جامع و کامل رسید و اصول و مبانی آنچه که بشر تا نهایت زندگی روی کُرۀ زمین نیاز داشت در کتاب آسمانی اسلام و سیره و سنّت پیامبر(ص) بیان گردید. آنچه بسیار مهم بود، اولاً ابدی و فرازمانی بودن این دین و آیین بود که رسالت پیامبر اعظم(ص) و اسلام جهانی و ابدی است و ثانیاً پیش‌بینی سازوکار ابدی دستیابی بشر به رهبری مطلوب با ویژگی‌های خاص خود بود که هم متناسب با توسعه جامعه و نیازهای متنوع انسان بتواند با اتکا و ارتباط با منبع و مخزن دانش الهی، نیاز هر دوره بشر را مورد توجه قرار دهد و در چارچوب مصالح انسان، احکام و مقررات مورد نیاز را بیان و وضع کند و هم با برخورداری از مصونیت، زمینه هدایت و رشد و تکامل انسان را فراهم کند.
آنچه از قرآن انتظار می‌رود تبیین اصول و مبانی و راهبردهای کلان و خطوط اصلی تکامل بشر و سازوکار مربوط به آن و تبیین اصول و سنّت الهی و سرخط بایدها و نبایدهاست. تبیین، تفسیر و ایجاد ارتباط بین اصول و فروع و تشریح الزامات متناسب با هر زمان، مستلزم وجود انسان‌هایی با ویژگی‌های خاص است که از جملۀ این ویژگی‌ها مصونیت وعِلم غِیب است که بتواند اهداف مورد نظر را تأمین و تضمین کند.
فلسفه امامت، تداوم فلسفه بعثت و تحقق ابعاد و اجزا و اهداف مورد نظر بوده است. پیش‌بینی امامان پس از پیامبر اعظم(ص)، با شاخص‌های مورد نظر در جهت تحقق اهداف بعثت در بستر امامت بوده است. مبنای انتصابی بودن رهبری در مکتب اسلام هم همین مسئله است که امام باید از جایگاه و ظرفیت ویژه‌ای برخوردار باشد که از طریق مراجعه به آرای مردم، امکان دستیابی به آن وجود ندارد.
الگویی که اسلام برای حکومت ارائه کرده، از نوع سلطنتی، جمهوری و امارتی و یا صرفاً مراجعه به آرای مردم برای تعیین رهبری نیست؛ الگوی اسلام، الگوی ولایی است. در این منطق، حکومت از شئونات حاکمیت خداوند است و حق حاکمیت ذاتی از آن خداوند است و این ولایت به پیامبر تفویض می‌شود و پس از پیامبر(ص)، ائمه معصومین(ع) از این ولایت برخوردار هستند.
آنچه پس از پیامبر(ص) به عنوان یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها بر نرم‌افزار بعثت وارد شد، دستبُرد به این نرم‌افزار و عدول از این اصل اساسی بود که الگوی خلافتی جایگزین الگوی ولایی شد. الگوی خلافتی در اصول، مبانی و ویژگی‌ها با الگوی ولایی کاملاً متفاوت است. پس از پیامبر، اصطلاح خلیفه‌الله جایگزین ولی‌الله و الگوی خلافتی، جایگزین الگوی ولایی شد. الگوی خلافتی از جنس الگو‌های سلطنتی و جمهوری است در حالیکه در الگوی ولایی، نصب، الهی بود و اختیار اداره امور مردم که از ناحیه ذات باری‌تعالی به پیامبر تفویض شده بود به امام معصوم(ص) که خداوند او را برگزیده و پیامبر او را معرفی کرده بود، واگذار شد. در الگوی ولایی، امام قانون و مقررات را با اتکا به عصمت و علم غیب وضع می‌کند؛ اما در الگوی خلافتی این ظرفیت و ویژگی وجود ندارد. بنابراین آسیب دیگری که بر نرم‌افزار بعثت وارد شد، جایگزینی الگوی خلافتی به جای مدل ولایی بود.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

چرا ذات اصلاح‌طلبان با میانه‌روی میانه‌ای ندارد؟!
حسین عبداللهی فر

«ذات اصلاح‌طلبان با میانه‌روی بیگانه است.» این جمله‌ای بود که «کیهان» آن را در روز اول هفته از قول یک استاد اصلاح‌طلب دانشگاه تهران تیتر کرد و نوشت: «احمد نقیب‌زاده، استاد اصلاح‌طلب دانشگاه تهران در گفت‌وگو با هفته‌نامه آسمان گفت: آنجاهایی که اصلاح‌طلبان بعضی از ارکان نظام را مورد هجمه خودشان قرار می‌دادند، معنایش این بود که قصد کودتا یا واژگونی دارند.»
برای اثبات اینکه چرا اصلاح‌طلبان با میانه‌روی بیگانه هستند و قصد واژگونی نظام را دارند، کافی است به صفحه اول روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان در هفته گذشته نگاهی بیندازید و انعکاس اظهارات اخیر یکی از عناصر اصلاح‌طلب که از وی به‌عنوان تئوریسین اصلاحات یاد می‌شود را در روزدوشنبه (25/9) مشاهده کنید.
«آفتاب یزد» در این روز تصویر اول خود را به «سعید حجاریان» اختصاص داد و در راستای فشار به دولت برای آزادی سران فتنه تیتر اول خود را «رفع حصر آیت‌الله منتظری کار روحانی بود» برگزید و در ادامه نوشت: «آقای روحانی رئیس شورای عالی امنیت ملی است و می‌تواند مؤثر باشد، ضمن اینکه ایشان در این زمینه تجربه دارند و امتحان پس داده‌اند، به‌طوری‌که رفع حصر آیت‌الله منتظری نیز کار آقای روحانی بود. بنابراین امیدواریم با مدیریت ایشان، حصر موسوی، کروبی و نیز حبس‌ها به پایان برسد. البته شنیده‌ام در این زمینه دولت تلاش‌هایی را هم انجام می‌دهد.»
«مردم‌سالاری» و «اعتماد» هم هر دو در حالی همین جمله «رفع حصر آیت‌الله منتظری کار روحانی بود» را تیتر کردند که اولی دولت روحانی را بی‌بدیل خواند و دومی نوشت: «تا زمان انتخابات آتی مجلس زمان زیادی باقی است، اما من معتقدم باید مجلس دهم شبیه مجلس پنجم شود. یعنی اقلیت قوی و تأثیرگذار از اصلاح‌طلبان وارد مجلس شوند و با توجه به شرایط موجود چنین چیزی قابل قبول و راضی‌کننده خواهد بود.»
«شرق» هم تیتر اول خود را به «توصیه‌های حجاریان به روحانی و روشنفکران» اختصاص داد و از قول وی نوشت: «ممکن است عده‌ای بگویند که این دولت هم باید کنار برود ولی سوال اینجاست آیا باید کسی مثل احمدی‌نژاد دوباره سر کار بیاید؟ به نظر من در حال حاضر بدیلی برای دولت روحانی وجود ندارد، باید شخصیت‌هایی که در بین مردم اعتبار دارند مثل هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، ناطق‌نوری و همچنین روزنامه‌نگاران و روشنفکران برای مردم توضیح دهند که درحال حاضر بدیل دیگری وجود ندارد.»
«آرمان» نیز تصویر بزرگی از حجاریان را درج کرد و زیر تیتر «آقای روحانی سیاه‌نمایی کرده است»، نوشت: «به نظر من آقای روحانی سیاه‌نمایی کرده است، زیرا وی تباهی‌ها و سیاهی‌ها را گزارش کرد و به نظر من سیاه‌نمایی بد نیست، هرچند برای عده‌ای خوش نباشد، چراکه گاه حقیقت تلخ است.»
«رسالت» این بخش از سخنان حجاریان را در سر صفحه خود قرار داد که گفته بود: «باید شرایطی فراهم شود تا دولت بتواند مجلس را منحل کند!»
این روزنامه «واکنش فعالان سیاسی به اظهارات تئوریسین اصلاحات» را در روز پایانی هفته تیتر اول خود برگزید و در ادامه با نقل اظهار نظر چند چهره سیاسی نوشت: «جمعی از فعالان سیاسی به اظهارات اخیر تئوریسین اصلاحات واکنش نشان دادند. به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری، اظهارات سعید حجاریان تئوریسین اصلاح‌طلبان که آن گزاره تغییر قانون اساسی و گنجاندن امکان انحلال مجلس توسط دولت را مطرح ساخته، موجب تعجب و اعتراض کسانی شده که این موج دیکتاتوری راه افتاده از سوی حامیان دولت روحانی را آسیب‌زننده به اصل جمهوریت نظام و سرآغاز دیکتاتوری در کشور می‌دانند.»
«وطن امروز» هم در این روز (28/9) «دنبال آشوب هستند» را در واکنش به افراط‌‌‌گری اصلاح‌طلبان تیتر کرد و از قول ابراهیم فیاض نوشت: «این جور اظهارات مبنای رادیکالی دارد. این ادبیات و اظهارات تنها خواهان بازگشت جامعه به فضای دوم خرداد و ایجاد آشوب در میان مرم است. قوه مقننه‌ شأن قابل توجهی دارد، حتی در زمان بازبینی قانون اساسی یک عده‌ای پیشنهاد دادند موضوع انحلال مجلس نیز در قانون گنجانده شود و اختیار آن نیز به بالاترین جایگاه قانونی و دینی حکومت یعنی ولایت فقیه داده شود که در آن زمان رهبر انقلاب با این امر مخالفت کردند و فرمودند همه قوا باید مستقل باشند.»
روزنامه «جوان» هم در آخرین روز هفته واکنش برخی از فعالان سیاسی به اظهارات حجاریان را درج کرد و از قول الیاس نادران، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نوشت: «برخی از اصلاح‌طلبان تندرو که ولع قدرت داشتند و از قدرت به دور بودند، امروز دچار بدمستی شده‌اند و اگر مدیریت نشوند به سرنوشتی بدتر از مجلس ششم دچار می‌شوند.»
«جوان» یک روز پیش نیز زیر دو تیتر واکنش فعالان سیاسی به مصاحبه اخیر تئوریسین اصلاحات «حجاریان به روحانی پیشنهاد دیکتاتوری داد» را تیتر کرده و نوشته بود: «حجاریان می‌گوید من معتقدم حتی اگر قرار باشد قانون اساسی عوض شود، باید شرایطی فراهم شود تا مانند بسیاری از کشورها دولت بتواند مجلس را منحل کرده و انتخابات زودهنگام برگزار کند تا مردم مجدداً رأی دهند و سیستمی هماهنگ پدید آورند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آنچه غرب پيگيري مي‌كند
اقتصاد، از مسائل زيربنايي هر کشوري است که تأثيری مستقيم بر عرصه سياسي و حتي رفتارهاي منطقه‌اي و جهاني آن دارد. بر اين اساس نيز نظام سلطه براي تسليم‌سازي کشورها ابتدا به عرصه اقتصادي آنها روي می‌آورد و با سياست تحريم و تهديد، به‌دنبال فلج‌سازي کشورها است تا در نهايت آنها را در مسير خواسته‌هاي خود سوق دهد. بر همين اساس نيز رهبر معظم انقلاب، امام خامنه‌اي‌(مدظله‌العالي)، بر لزوم اتخاذ تدابير گسترده در حوزه اقتصادي تأکيد و سال‌هاي اخير را با محور اقتصادي نام‌گذاري کرده‌اند. بررسي ريشه‌اي خودکفايي اقتصادي براي مقابله با تهديدات دشمن را اصول و سياست‌هاي مردمي تشکيل مي‌دهد که در چند حوزه اصلي قابل پردازش است.
نخست آنکه، اقتصاد بايد از ساختاري تک‌محصولي و وابستگي به نفت خارج شود، چنانکه بسياري از صاحب‌نظران این عرصه، اقتصاد نفتي را آفتي مي‌دانند که مانع جدي خودکفايي اقتصادي و تحقق حماسه اقتصادي است.
دوم آنکه، در حوزه اقتصاد بايد توجهات به سرمايه‌گذاري داخلي و بومي باشد به گونه‌اي که شرايط جامعه بايد چنان باشد که سرمايه‌گذاران ايراني بتوانند در عرصه اقتصادي و توليد، ايفاي نقش کنند. بر اين اساس نيز رهبر معظم انقلاب همواره بر لزوم حمايت از کار و سرمايه ايراني تأکيد داشته‌اند. رويکردي ريشه‌اي که محور آن را تقويت توليد و اشتغال در کشور از جمله در صنايع زيربنايي مادر نظير بخش کشاورزي تشکيل مي‌دهد.
سوم آنکه، کشور بايد در مرحله‌اي قرار گيرد که واردات به‌ويژه واردات کالاهاي لوکس کنار نهاده و تلاش شود تا سرمايه‌هاي کشور در بخش‌هاي مهم زيربنايي به کار گرفته شود.
مذاکرات اخير ايران و 1+5 و مواضع سران غربی نشان مي‌دهد که آنها با ادعاي بحراني بودن اوضاع اقتصادي ايران، به دنبال آنند تا جمهوری اسلامی ایران با با زياده‌خواهي‌هاي خود نظير؛ تعليق کامل فعاليت‌هاي هسته‌اي، برچيدن ساختار دفاعي و موشکي کشور و دوري ايران از مقاومت و حتي تمکين به مطالبات به‌اصطلاح حقوق بشري غرب به عقب‌نشینی وادار سازند. از محورهاي اصلي اين تحرکات را نيز در اعمال تحريم‌هاي جديد مي‌توان مشاهده کرد . آنها در حالي سعي دارند تا فضاي رواني کشور را همچنان درگير مذاکرات ايران و 1+5 به عنوان مولفه چرخش اقتصادي کشور کنند، که:
اولاً؛ بنا بر ادعای غرب ايران در دوره شش‌ماهه مي‌تواند افزايش توليد نفت داشته باشد به گونه‌اي که برخي منابع از بازگشت توليد نفت ايران به چهار ميليون بشکه در روز خبر داده است؛ حال آنکه از ارکان خودکفايي اقتصادي را پايان سيطره نفت به اقتصاد کشور تشکيل مي‌دهد.
ثانياً؛ منابع خبري از رويکرد گسترده شرکت‌هاي خارجي براي ورود به ايران خبر مي‌دهند. هر چند که اين مسئله برگرفته از ظرفيت‌هاي عظيم ايران است که جهان نمي‌تواند آن را ناديده بگيرد، اما اين سناريو مطرح است که غرب با چشم‌پوشي از حضور شرکت‌هاي خارجي در ايران ابتدا به دنبال وابسته‌سازي اقتصاد ايران به اين شرکت‌ها باشد و در مرحله بعدي با تحريم و يا خارج ساختن اين شرکت‌‌ها از ايران، طرح فروپاشي اقتصاد ايران را پیگيري کند؛ سناريویي که در دهه 1990 در شرق آسيا اجرا و به سلطه اقتصادي غرب بر آنها منجر شد.
ثالثاً؛ آزادسازي واردات کالاهاي لوکس و غير ضروري به کشور نيز مقوله‌اي ديگر است که احتمال سوءاستفاده غرب از آن وجود دارد. غرب با اين اقدام از يک‌سو، سرمايه مالي کشور را از ايران خارج مي‌سازد و از سوي ديگر، رويکرد اقتصادي کشور را از عرصه توليد و کار به عرصه واردات سوق مي‌دهد. امري که مسکني کوتاه‌مدت در حوزه اقتصاد است، اما در آينده، کشور را با چالش اقتصادي مواجه مي‌سازد.
با توجه به اين وضعیت، بايد با اتخاذ تدابير پيشگيرانه با محوريت کاهش وابستگي به نفت، بهره‌گيري از سرمايه‌گذاري داخلي و تکيه نکردن بر واردات کالاهاي لوکس و غيرضروري، براي مقابله با طراحي احتمالي غرب گام برداشت. 


پرونده

مذاکرات محرمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره توافق هسته‌ای با ایران
گزارش‌های موجود نشان می‌دهد هیئتی از رژیم صهیونیستی به ریاست «یوسی کوهین» مشاور امنیت ملی این رژیم (24 آذر/ 15 دسامبر) وارد واشنگتن شده است. «سیما شاین» معاون وزیر امور راهبردی دولت صهیونیستی که هماهنگ‌کننده دیپلماتیک و اطلاعاتی مسئله ایران در این رژیم است، کوهین را در این دیدار همراهی می‌کند. از سوی مقابل نیز هیئتی از مقامات امنیت ملی کاخ سفید به ریاست سوزان‌رایس، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا برای مذاکره با ایران مأمور شده است. اطلاعات موجود نشان می‌دهد اکنون انرژی رژیم صهیونیستی بر دو مسئله اصلی متمرکز است:1ـ جلوگیری از تشدید شکاف میان آمریکا و رژیم اشغالگر قدس بر سر راهبرد کلان آمریکا درباره ایران 2ـ اثرگذاری بر مشخصات و جزئیات «گام نهایی» که به زودی مذاکره بر سر آن میان ایران و گروه 1+5 آغاز خواهد شد.
توافق هسته‌ای ژنو گشایش فرصت‌ها بود

خانم «اما بونینو» وزیر خارجه ایتالیا درآستانه سفر به تهران با اشاره به توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در ژنو، گفت: توافق ژنو با تهران پنجره‌ای از فرصت‌ها را گشود و ما باید مراقب باشیم تا این پنجره باز بماند. وزیرخارجه ایتالیا پیشتر گفته بود که ما به خوبی می‌دانیم که در صورت کاهش تحریم‌ها، یک مسابقه برای ایجاد روابط با ایران میان کشورهای غربی به‌وجود می‌آید.
مخالفت با تصویب تحریم جدید هسته‌ای علیه ایران

سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجه آمریکا اظهار داشت: بر اساس برنامه اقدام مشترک که در ژنو به توافق رسیدیم، همچنان با تصویب تحریم‌های هسته‌ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت خواهیم کرد. وی تصریح کرد: اضافه شدن نام افراد و نهادهایی به فهرست تحریم‌ها که هفته پیش صورت گرفت، به معنای تحریم‌های جدید نیست، بلکه مربوط به اجرای تحریم‌های جاری و کنونی می‌شود! آلن ایر با بیان اینکه این تعهد سبب جلوگیری از اجرای تحریم‌های هسته‌ای موجود نمی‌شود، مدعی شد: در طول روند مذاکرات، به روشنی به طرف ایرانی گفته‌ایم که همچنان به اجرای تحریم‌های موجود می‌پردازیم و اقدام هفته گذشته با این امر سازگار است.
احتمال درخواست کمک مصر از کارشناسان هسته‌‌ای ایران

«عبدالفتاح محمد»، تحلیلگر امور سیاسی مصر در قاهره تأکید کرد: سفر هیئت دیپلماسی مصر به ایران با توجه به قطع طولانی مدت رابطه دو کشور گام جدیدی در مسیر برقراری روابط مستحکم میان دو کشور به شمار می‌رود. عبدالفتاح در ادامه گفت: پرونده ایران در حال حاضر یکی از اولویت‌های مسئولان مصر به شمار می‌رود و احتمال دارد که قاهره در زمینه هسته‌ای نیز از کارشناسان ایرانی و روسی درخواست کمک کند.


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

آنچه در وراي قطعنامه ضد حقوق بشري سازمان ملل عليه ايران مي‌گذرد
بهانه‌تراشي غرب براي بالا بردن سقف مطالبات

در اقدامي كه برگرفته از تكرار بازي كانادا براي صهيونيست‌ها است، مجمع عمومي سازمان ملل با ادعاي نقض حقوق بشر در ايران، قطعنامه‌اي ضد ايراني را تصويب و اعلام کرد که اين سازمان از تعهدات حسن روحاني، رئيس‌جمهور ايران، در بهبود مسائل حقوق بشري در اين کشور استقبال مي‌کند. اين قطعنامه عليه ايران با 86 رأي مثبت و 36 رأي منفي و 61 رأي ممتنع در مجمع عمومي سازمان ملل تصويب شد. مجموع آرا نشان مي‌دهد كه طراحي ضد ايراني كانادا به نتيجه دلخواه آنها نرسيده و بيش از نيمي از اعضا، اين قطعنامه را مورد پذيرش ندانسته‌اند.
هر چند كه اقدامات ضد ايراني كانادا و نيز بهره‌‌گيري از ادعاهاي حقوق بشري از بهانه‌هاي تكراري غرب براي اعمال فشار بر ايران و بيان زياده‌خواهي‌هاي خود است، اما قطعنامه كنوني مي‌تواند با اهدافي خاص مطرح شده باشد.
الف) نگاهي به داخل؛ غرب همواره تلاش كرده تا فضاي داخلي ايران را به سمت ناآرامي سوق دهد تا به گمان خود، وحدت ملي ايران را هدف قرار دهد. نكته قابل توجه در ادعاهاي اخير حقوق بشري عليه ايران، تقارن آن با برخي مسائل مطرح شده در داخل ايران مبني بر لزوم تصويب قوانين جديد درباره حقوق شهروندي و نيز تحركات مشكوك برخي جريان‌ها و وابستگان به فتنه براي پاكسازي پرونده فتنه 88 با ادعاي لزوم پايان حصر برخي عوامل و سران فتنه است. عملكردهاي غرب نظير اقدام غير ديپلماتيك و اهانت‌آميز هيئت پارلماني اروپا مبني بر اعطای نشان به برخي افراد پرونده‌دار در سفر به تهران و نيز تصويب قطعنامه در باب حقوق بشر در ايران در سازمان ملل را مي‌توان تحرك غرب براي ايجاد فضاي غبارآلود در داخل ايران دانست. آنها برآنند تا با ادعاي حمايت از حقوق بشر، تدوين طرح حقوق شهروندي بر اساس موازين غربي به جاي موازين اسلامي و انقلابي و حتي امتيازگيري براي سران فتنه را اجرايي سازند. آنها برآنند تا مسائلي مانند حقوق شهروندي و آزادي سران فتنه را به مطالبه‌اي مردمي مبدل سازند تا فضاي غبارآلود 88 را بارديگر تكرار کنند. اين سناريو مطرح است كه آنها در گام اول با ادعاهاي حقوق بشري، طرح پايان حصر سران فتنه و حتي واگذاري برخي امور به اركان فتنه 88 را طلب کنند و سپس با ترور آنها طرح ايجاد فضاي ناآرام در كشور را رقم زنند! رفتاري كه نمود آن را در ماه‌هاي اخير در ترور برخي شخصيت‌هاي تونسي براي به چالش كاندن امنيت ملي و فضاي سياسي تونس مي‌توان مشاهده كرد. غرب با اين رفتار ضمن منحرف ساختن دولت و مردم از حماسه اقتصادي به حاشيه‌هاي سياسي، به‌دنبال تكرار سناريوي فتنه 88 در قالبي جديد است.
ب) بهانه تحريم؛ حقوق بشر از بهانه‌هاي غرب براي اعمال تحريم و فشارهاي بيشتر بر ايران بوده است. در مقطع كنوني نيز هرچند كه غرب از جمله مقامات كاخ سفيد ادعا دارند كه به‌دنبال تحريم‌هاي جديد عليه ايران به دليل فعاليت‌هاي هسته‌اي نیستند، اما در عمل به‌دنبال راه‌هاي موازي ديگری براي اجراي تحريم‌ها هستند تا فشار بيشتری به تهران برای باج‌گيري در مذاكرات هسته‌اي وارد آورند.
اين رويه زماني آشكارتر مي‌شود كه «وندي شرمن» مسئول هيئت آمريكايي در 1+5 مي‌گويد: «كنگره به جاي تحريم درباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، مي‌تواند از راه‌هاي ديگری براي تحريم ايران بهره گيرد.» همچنين نتانياهو نخست‌وزير صهيونيست‌ها نيز ادعا مي‌كند: «1+5 در مذاكرات با ايران نبايد مسائل حقوق بشري در ايران را ناديده بگيرد.»
نكته قابل توجه آنكه مسئله حقوق بشر تنها بخشي از بهانه‌هاي غربی‌ها براي توجيه پايبندنبودن‌شان به تعهدات ژنو است و اجراي مطالبات آنها در حوزه حقوق بشر به منزله پايان بهانه‌جويي آنها نیست، چنانكه همزمان ادعاي تهديد موشكي و نظامي بودن ايران براي متحدان غرب، توجه به مطالبات و منافع صهيونيست‌ها و عربستان در مذاكرات، مقابله با حمايت ايران از مقاومت در حالي كه غرب آن را حمايت از تروريسم عنوان مي‌كند و ده‌ها مسئله ديگر، در بهانه‌جويي‌هاي غرب مشاهده مي‌گردد. رفتارهاي غرب نشان مي‌دهد كه مسئله هسته‌اي صرفاً بهانه‌اي براي بيان زياده‌خواهي‌هاي بيشتر است و مسئله حقوق بشر نظير تصويب قطعنامه در سازمان ملل نيز يكي از مولفه‌ها و سناريوهاي غرب براي تشديد فشارها بر ايران براي پذيرش زياده‌طلبي‌هاي آنها است در حالي كه هر گام عقب‌نشيني در برابر خواسته‌هاي آنها به عنوان كاهش بهانه‌جويي‌هاي‌شان مساوي با پيشروي‌هاي بيشتر و بيان مطالبات بيشتر از سوي غرب خواهد بود تا در نهايت، به خواست نهايي خود يعني فروپاشي و سلطه بر ايران دست يابند.


اقتصادى
سعید مهدوی

هدفمندی اعتبارات عمرانی در بودجه 93
تصمیم دولت برای نحوه تقسیم اعتبار بخش عمرانی در لایحه بودجه 93 رویکردی کاملاً متفاوت نسبت به بودجه‌های پیشین این بخش در سال‌های گذشته دارد. همانطور که در نوشته پیشین اشاره شد، در لایحه بودجه 93 دولت رقم 37 هزار میلیارد تومان برای پروژه‌های عمرانی در نظر گرفته است. دولت برای اتمام فعالیت‌های عمرانی، در پروژه صفر تا 20 درصد پیشرفت فیزیکی تنها اعتباری برای نگهداشت پروژه اختصاص داده و به پروژه‌هایی با 20 تا 80 درصد پیشرفت فیزیکی کمک کرده است و به پروژه‌های 80 درصد پیشرفت فیزیکی به بالا هرچه بودجه عمرانی بوده اختصاص داده است.
دولت که بودجه این بخش عمرانی را نسبت به سال گذشته 33 درصد کاهش داده مصمم است تا این منابع محدود را به‌گونه‌ای توزيع کند که کارآیی آن به حداکثر خود برسد نه اینکه به همه طرح‌ها، بودجه تعلق بگیرد، ولي اثربخشي لازم را نداشته باشد. بنابراین قرار شد از میان 2 هزار و 906 پروژه عمرانی ناتمام، در سال آینده 184 طرح از پروژه‌هایی که 80 تا 100 درصد پیشرفت فیزیکی و 62 طرح از پروژه‌هایی که بین 20 تا 80 درصد پیشرفت فیزیکی دارند که در مجموع 246 طرح می‌شود را در سال آینده تمام ‌کند که این تصمیم دولت به مذاق نمایندگان برخی از استان‌ها خوش نیامد. دولت معتقد است تکمیل حتی تعداد اندکی طرح در هر استان منطقی‌تر است تا اینکه همه طرح‌ها را سال‌ها نیمه‌تمام باقی بگذارد. به نظر می‌رسد برخی نمایندگان که به روش بودجه‌نویسی قبلی عادت کرده‌اند ترجیح می‌دهند در لایحه بودجه93 برخی از اعتبارات حوزه‌های انتخابیه‌شان هرچند صوری ولو اینکه تا پایان سال تأمین اعتبار هم نشود، با ارقام درشت آورده شود.
محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور درخصوص رقم بودجه عمرانی در سال 93 اعلام کرده 37 هزار میلیارد تومان تنها اعتبار پروژه‌های عمرانی نیست، [و علاوه بر این مبلغ] بیش از 35 میلیارد دلار فاینانس خارجی برای ادامه طرح‌های عمرانی در بودجه 93 پیش‌بینی شده است که الآن ۵/۱۵ میلیارد دلار از این منبع به تصویب شورای اقتصاد رسیده و فاینانسور خارجی بر اقتصادی بودن طرح‌های مورد نظر صحه گذاشته است، اما پیش‌پرداخت لازم تأمین نشده است.
جدای از جهت‌گیر‌ی‌های سیاسی، از لحاظ اقتصادی اکثر کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی که دید فرامنطقه‌ای و ملی دارند، این نوع تقسیم‌بندی بودجه برای بخش عمرانی کشور بسیار مفید و اثربخش است. به این دلیل که بسیاری از پروژ‌ههای عمرانی یا توجیه اقتصادی ندارند و یا اینکه در برهه کنونی نیاز است، طرح‌هایی که به بهره‌برداری نزدیک‌تر هستند و طولانی شدن زمان اجرای آنها هزینه‌های بسیار سنگینی به اقتصاد ملی تحمیل می‌کند را اولویت‌بندی کنیم.
اما مشکل تقسیم بودجه بر مبنای درصد پیشرفت در لایحه بودجه 93 این است که استان‌هایی که در سال‌های گذشته از جذب بودجه عمرانی برای احداث و همچنین پیشرفت پروژه‌ها محروم بوده‌اند و غالباً استان‌های کمتر توسعه‌یافته و محروم کشور هستند در بودجه سال جاری نیز سهم ناچیزی از این بودجه عمرانی دارند. دولت برای رفع این مشکل باید علاوه بر این نوع تقسیم‌بندی، میزان حداقلی و حداکثری برخورداری استان‌ها از بودجه عمرانی را نیز لحاظ می‌کرد که اگر این‌چنین بود تقسیم بودجه عمرانی، هم به هدف منافع ملی کشور نزدیک بود و هم به عدالتی که مد نظر نمایندگان مجلس است، دست می‌یافت.


نداى قدس

تحریم رژیم صهیونیستی توسط پنج هزار دانشمند آمریکایی
بیش از پنج هزار استاد دانشگاه و پژوهشگر آمریکایی تصمیم گرفتند تا در اعتراض به سیاست رژیم صهیونیستی در برخورد با فلسطینیان، این رژیم‌ را تحریم کنند. بیش از ۶۶ درصد از اعضای موسسه پژوهش‌های آمریکا (ای‌اس‌ای) که قدیمی‌ترین موسسه در میان موسسات پژوهش‌های تاریخی در آمریکا است، به تحریم دانشگاه‌ها و موسسات علمی رژیم صهیونیستی رأی دادند. این موسسه دومین موسسه علمی و آکادمیک آمریکایی است که دانشگاه‌ها و موسسات علمی رژیم‌ صهیونیستی را تحریم کرده است.
از موشک‌های کرانه باختری می‌ترسیم!

به گزارش پایگاه خبری فلسطین‌الآن، «موشه یعلون»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، حین بازدید از منطقه دره اردن با اذعان به این مطلب که از احتمال پرتاب موشک‌ از کرانه باختری به سمت اراضی اشغالی بسیار نگران است، مدعی شد: شهرک‌سازی‌ها در این منطقه تنها عاملی است که می‌تواند ضامن امنیت برای اسرائیل باشد.
رژيم صهيونيستي؛ بزرگ‌ترين تهديد براي امنيت خاورميانه

نتايج نظرسنجي از مردم 15 کشور خاورميانه درباره بزرگ‌ترين تهديد براي امنيت منطقه، نشان مي‌دهد رژيم صهيونيستي بزرگ‌ترين تهديد براي امنيت خاورميانه است. اين نظرسنجي را موسسه فرانسوي «تي‌اي‌اس‌اي‌وي» به روش مصاحبه تلفني با ۲۸ هزار بزرگسال در 15 کشور در تاريخ 9 تا 19 نوامبر 2013 ميلادي (18 تا 28 آبان 1392) اجرا کرده و نتايج آن در 6 دسامبر 2013 ميلادي (15 آذر 1392) انتشار يافته است. نتايج نشان مي‌دهد که 46 درصد از پاسخگويان، رژیم صهیونیستی و 21 درصد، آمريکا را بزرگ‌ترين تهديد براي امنيت خاورميانه مي‌دانند.
حمله هکری به ارتش رژیم صهیونیستی

یک گروه مقاومت سایبری که خودش را «گروه مقاومت سایبری» معرفی می‌کند، اعلام کرده است که در حمله هکری تحت عنوان «عملیات حسن القیس» اطلاعات باارزشی به دست آورده است. این گروه هکرهای مسلمان می‌گویند که فایل‌های پرسنل از جمله عناوین شغلی، رمز ورود، آدرس‌های پستی، ایمیل‌ها، شماره‌های تماس، کدهای نظامیِ 2014 افسر اسرائیلی، تنها بخش کوچکی از اطلاعاتی است که آنها موفق شده‌اند از ارتش صهیونیستی استخراج کنند و به دست آورند. آنها می‌گویند که این حملات هکری را در پاسخ به ترور حسن القیس، یکی از رهبران حزب‌الله که به‌تازگی در حومه لبنان ترور شد، انجام داده‌اند.
طوفان فقر سرزمین‌های اشغالی

«عاریه دری» رئیس حزب شاس در کابینه ائتلافی رژیم صهیونیستی در مورد طوفان فقر در سرزمین‌های اشغالی هشدار داد و گفت: وزیرانی که برای مقابله با برف و سرما هیچ‌گونه آمادگی نداشتند و چند روز 60 هزار خانواده صهیونیست را در سرمای زیر صفر به حال خود رها کرده بودند، قطعاً در ارتقای شاخصه‌های اقتصادی زندگی این یک میلیون و 700 هزار اسرائیلی هم که با اعمال سیاست‌های کابینه نتانیاهو به زیر خط فقر نزول کرده‌اند، کاری نمی‌توانند انجام بدهند. گزارش سال 2012 نشان می‌دهد که 440 هزار خانوار در جامعه صهیونیستی زیرخط فقر زندگی می‌کنند. فقر در میان سالمندان با افزایشی 3 درصدی به 23 درصد رسیده است واکنون بیش از 180 هزار سالمند صهیونیست زیر خط فقر زندگی می‌کنند. نیمی از والدین گفته‌اند فرزندان‌شان به‌دلیل کمبود غذا نیمی از روز را گرسنه می‌مانند. 29 درصد از کودکان ترک تحصیل کرده‌اند و 5 درصد از آنها مجبور به تکدی‌گری هستند.


 

صفحه 5
پاسداشت بصیرت

 

 

یادداشت یک
رضا گرمابدری

نباید از فتنه گذشت!
برنامه‌ریزی دشمن در فتنه ۸۸ برای سرنگونی نظام اسلامی بود که آن را از طریق یک ضربه سنگین و هولناک از داخل دنبال می‌کرد. دشمن در ابتدای کلیدزدن فتنه این ضربه سنگین را به نظام وارد ساخت ولکن ریشه‌دار و تنومند بودن نظام مانع از تزلزل و سرنگونی آن شد. پس از اینکه نظام‌ مقتدرانه این ضربه را تحمل کرد، دشمن از تداوم فتنه دست بر نداشت و در حرکتی آرام و رو به عقب آن را ادامه داد تا در نهایت با دست خالی و تجربه‌ای شکست‌خورده میدان را ترک کرد. در مقابل حرکت مضمحلانه دشمن، نظام پس از تسلط کامل بر میدان، از آنچه که دشمن به جای گذاشت استفاده‌های در خوری کرد و با پردازش‌های متفاوت موضوعی، زمانی و مکانی ما به‌ازای ارزشمندی از آن ضربه‌ سنگین کسب کرد. با این همه نباید به این مقدار بهره‌برداری بسنده کرد و نباید از فتنه گذشت و آن را فراموش کرد، زیرا در فرایند آغاز فتنه تا اتمام آن با ۹ دی، ویژگی‌هایی نهفته که تکرار هیچ حادثه پیشینی نیست، اما سرشار از درس‌هایی برای جلوگیری و مقابله با تکرار چنین حوادثی در آینده است. در فتنه ۸۸ پوسته اسب تراوای دشمن شکست و در واکنش به آن به یکباره بغض ملت برای مظلومیت نظام ترکید و با نمایش حرکتی خودجوش و بصیرانه و نشان دادن عمق و ریشه دلبستگی به نظام، رویای‌ براندازی از داخل را با روش اسلامی انقلابی تعبیر کرد و سرغول کودتای مخملین را بر سنگ کوبید.
براندازی از داخل یکی از آخرین دیدگاه‌ها و برنامه‌های دشمن علیه انقلاب اسلامی بود. در سال‌های منتهی به فتنه ۸۸ دشمن پس از تحمل شکست‌های پی‌درپی در مقابله با انقلاب اسلامی به این نتیجه رسید که ساختار و سازمان درونی نظام اسلامی به‌گونه‌ای نضج و شکل گرفته که امکان براندازی از خارج به حداقل رسیده است؛ از این رو در آن سال‌ها رفته‌رفته بحث براندازی از داخل مطرح شد. سردمداران این نظر صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها بودند؛ آن‌ها بر این اساس دست به تحرکاتی هم زدند، اما موفقیت چندانی کسب نکردند؛ لکن به سبب نداشتن گزینه‌های مناسب دیگر و نیز اعتقاد به درستی نظرشان در موضوع براندازی از داخل، از آن دست نکشیدند و برنامه‌های اجرا شده و شکست‌خورده در این باره را مقدمه و بستر حرکت و ضربه‌ نهایی قرار دادند و در این مدت مشغول پرکردن اسب تراوای خود شدند.
دشمن در روند دشمنی در طول سال‌های متمادی تلاش کرد با دشمن‌سازی علیه نظام و حفظ آنها و در نهایت جای دادن آنها در اسب تراوا در زمان لازم آنها را در قلب حکومت اسلامی از این اسب خارج کند تا آنها دست به عملیات براندازانه بزنند. در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم این افراد به تدریج از نهان‌خانه این اسب بیرون می‌آمدند تا در روزهای سخت آشوبگری و جنایت‌آفرینی نوبت به خروج افراد دانه درشت و اسم و رسم‌دار رسید. زمانی که همه عوامل و مزدوران ریز و درشت دشمن از دل این اسب بیرون آمدند، دشمن تمام امکانات و ابزارش را برای حمایت از آنها به میدان آورد. در ابتدای این حمایت همه‌جانبه حوادث در مسیر دلخواه دشمن پیش می‌رفت و رسانه‌های دشمن هدایت حرکت آشوبگرانه فتنه‌گران را در اختیار گرفته بودند و سعی داشتند فضای خبری و تحلیلی‌ جامعه را نیز در اختیار بگیرند و این همه در حالی بود که مردم پیوند و هم‌افزایی کینه‌ورزانه شیاطین و مظلومیت و مدارای نظام را مشاهده می‌کردند. این صحنه وصف‌آرایی نابرابر، به ناگاه موجب ترکیدن بغض مردم شد و مردم احساس وظیفه و تکلیف کردند و حرکت خودجوش و مقدس‌شان آغاز شد.
حرکت خودجوش مردم سیل بنیان‌کنی بود که ظرف چند ساعت تمام سرمایه‌ای را که فتنه گران و اربابان و مزدوران‌شان طی هشت ماه جمع کرده بودند، نابود کرد. علت نابودی و ویرانی ارکان فتنه پس از خروش مردم عظمت و غیرمنتظره واقع شدن آن بود. اگر جغرافیا و وسعت میدان فتنه‌گری فتنه‌گران، مناطق خاص و محدودی در شهر تهران بود، بستر خروش ملی ایرانیان به وسعت جغرافیای ایران و میزان تنفر بی‌انتهای مردمی از فتنه‌گران بودکه ناگهانی و رعدآسا بودن این خروش برعظمت، رعب‌آوری و ویرانگری آن افزود. آنچه که همگان را در داخل و خارج متحیر ساخت، تشخیص و جهت‌گیری درست و دقیق این حرکت بود که از متن هوشیاری و بصیرت مردم برخاسته بود. بصیرت نافذ مردمی با نظر انداختن به لایه‌ها و اعماق فتنه و خط‌کشی بین خودی‌ها و دشمن، حتی با شناسایی کسانی که برای فریب مردم به گذشته خود متوسل شده بودند و نمادهای جذاب و پرکششی را با روکش‌های معنوی و اعتقادی به صحنه آورده بودند، اجازه ندادند فتنه‌گری از قلم بیفتد و با رفتار منافقانه و تظاهر به خودی بودن در جبهه خودی نفوذ کند. این بصیرت نافذ نشانه‌های نفاق و دورویی فتنه‌گران را برملا ساخت و با رسوا کردن‌شان برای همیشه آنها را بدهکار مردم و نظام کرد. حضور حماسی و بی‌بدیل مردم در صحنه که بازتاب‌دهنده اوج علاقه و تعهد مردم به نظام اسلامی بود، آنها را به خود مشغول نداشت و تا زمانی که مطمئن نشدند سرغول فتنه‌ای که به دنبال کودتای مخملی بود، بر سنگ نکوبیده‌ا‌ند، دست از پیکار و قدرت‌نمایی برنداشتند. پس باید برای همیشه این قیام رستاخیزی علیه فتنه و فتنه‌گری را پاسداشت. ان‌شاء‌الله


یادداشت دو
دکتر یدالله جوانی

اقدامات فتنه‌گران برای عبور و نفوذ در نظام
فتنه ۸۸ را می‌توان پیچیده‌ترین، بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین توطئه علیه انقلاب اسلامی و نظام مردم‌سالاری دینی از بدو پیدایش تاکنون دانست. در تبیین و تشریح این اوصاف، همین بس که برخی از محافل سیاسی ـ خبری غرب، پس از وقوع فتنه در ایران، سال ۱۳۸۸ را سال پایانی عمر جمهوری اسلامی قلمداد کردند. در این فتنه سه جریان اصلی با هم پیوند خورده شامل: دشمنان خارجی با محوریت آمریکا، تمامی گروهک‌های ضدانقلاب با گرایش‌ها، مسلک‌ها و اهداف مختلف و احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌هایی با سابقه در انقلاب و پیشینه مسئولیتی در جمهوری اسلامی، براساس طرح و برنامه‌ای از پیش طراحی شده، درصدد عبور از نظام دینی برآمدند. بنابراین فتنه ۸۸ ماهیتی براندازانه داشت، هر چند بسیاری از کسانی که در گام اول فتنه‌گران را همراهی کردند، فاقد چنین نیت و انگیزه‌ای بودند. همراهی بخش‌هایی از جامعه با فتنه‌گران، به دلیل ماهیت فتنه و سابقه مثبت برخی از فتنه‌گران بود. سالگرد قیام خودجوش و مردمی ۹ دی سال ۱۳۸۸، فرصت مغتنمی برای بازخوانی فتنه و عبرت‌آموزی از آن است. بر همین اساس و با هدف عمدتاً عبرت‌آموزی به اجمال در این یادداشت دو نکته اساسی مرتبط با فتنه و فتنه‌گران در دو مقطع گذشته و کنونی بررسی می‌شود:
الف ـ اقدامات فتنه‌گران برای عبور از نظام اسلامی در سال ۱۳۸۸
جریان فتنه برای تغییر در ساختار قدرت و براندازی نرم جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸، مجموعه‌ای از اقدامات را به عمل آورد. برخی از این اقدامات در بستر انتخابات و بر گرفته از الگوی کودتاهای رنگی و براساس طرح از پیش آماده شده انجام گرفت و مجموعه‌ای از این اقدامات طی سالیان پیش از انتخابات و به‌ویژه در دوره حضور دوم خردادی‌ها در قدرت انجام شده بود. بنابراین مهم‌ترین اقدامات انجام شده از سوی فتنه‌گران برای عبور از نظام در طول این مدت و به‌ویژه در مقطع انتخابات را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد:
۱ـ تخریب ارزش‌ها و باورهای دینی و انقلابی مردم در روزنامه‌های زنجیره‌ای دوم خرداد؛ ارزش‌هایی که استحکام‌بخش نظام ولایی است. ۲ـ ترویج فرهنگ لیبرالی و سبک زندگی غربی در جامعه و تقویت جریان‌های غربگرا و سکولار در کشور به‌ویژه در حوزه رسانه، دانشگاه‌ها، سینما و... ۳ ـ برقراری ارتباط با مراکز سیاسی و فرهنگی در غرب و استفاده تمام‌عیار از حمایت‌های خارجی‌ها. ۴ـ تخریب پایگاه‌های نیروهای ارزشی در بین مردم. ۵ـ به چالش کشاندن سیاست‌های نظام در مسائل داخلی و خارجی مانند استکبارستیزی و حمایت از ملت مظلوم فلسطین. ۶ـ راه انداختن غائله کوی دانشگاه در سال ۷۸ و متهم ساختن نظام به سرکوب مردم و دانشجویان. ۷ ـ غیر معتقد معرفی کردن نظام، رهبری و نیروهای اصیل انقلاب نسبت به حقوق مردم. ۸ ـ تشکیک در سلامت انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و تشکیل کمیته صیانت از آرا پیش از انتخابات. ۹ ـ تشکیل شبکه‌های اجتماعی به ویژه در فضای مجازی و منسجم ساختن هواداران خود از طریق سخنرانی‌های انتخاباتی و هویت‌بخشی با رنگ سبز. ۱۰ـ تبلیغ و ترویج شایعه اراده نظام برای تقلب در انتخابات جهت جلوگیری از رئیس‌جمهور شدن موسوی ۱۱- تمرین‌های خیابانی برای لشکرکشی پس از انتخابات. در این تمرین‌ها هواداران عمدتاً با رنگ سبز حضور پیدا می‌کردند. ۱۲- ادعای تقلب در انتخابات و اردوکشی خیابانی و تحت فشار قرار دادن نظام برای ابطال انتخابات. ۱۳- متهم ساختن نظام و دستگاه‌ها به فساد و سرکوب مردم با کلید زدن پروژه‌های کشته‌سازی، آدم‌ربایی، تجاوز در زندان‌ها.
ب ـ اقدامات فتنه‌گران برای نفوذ در نظام در مقطع کنونی
به‌دنبال تحولات سیاسی داخلی با انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، جریان فتنه به این جمع‌بندی رسیده که به یک فرصت طلایی برای بازگشت به قدرت روبه‌رو شده است. بر همین اساس طی ماه‌های اخیر مجموعه‌ای از اقدامات از سوی جریان فتنه در این‌خصوص انجام شده و یا در حال انجام است.
این جریان معتقد است دولت یازدهم با شعار «اعتدال» می‌تواند یک دولت انتقالی برای انتقال قدرت از اصولگرایان به جریان اصلاحات با همان مدیریت پیشین و با محوریت خاتمی باشد. مهم‌ترین اقدامات فتنه‌گران برای بازگشت به قدرت را می‌توان در محورهای زیر مطالعه و بررسی کرد:
۱ـ تلاش برای تقویت رسانه‌های مکتوب و مجازی. ۲ـ نفوذ در بخش‌هایی از دولت به‌ویژه وزارت علوم با هدف تقویت پایگاه‌ اجتماعی خود و استفاده ابزاری از قشر دانشجو برای مطامع سیاسی. ۳- احیای چهره‌های کلیدی در فتنه مانند خاتمی و تلاش برای تقویت نقش محوری او در جبهه اصلاحات ۴- برقراری ارتباط خارجی برای بهره‌مندی از حمایت‌های خارجی. ۵- فضاسازی اجتماعی برای رفع حصر از موسوی و کروبی با هدف مظلوم‌نمایی و اثبات بی‌گناهی. ۶- با تحریف در واقعیات ۸۸ که از آن با عنوان سوءتفاهم! یاد کردند و سیاه‌نمایی از وضع کشور و بدبین ساختن مردم نسبت به اصولگرایان. ۷- برنامه‌ریزی برای انتخابات مجلس دهم و دستیابی به کرسی‌های هرچه بیشتر. ۸- برنامه‌ریزی برای تقویت عناصر و عوامل خود در مجلس خبرگان از طریق انتخابات این مجلس.


یادداشت سه
علی اسماعیلی

وحشت از عواقب پذیرش اشتباه!
فتنه ۸۸ یکی از خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین فتنه‌ها و آشوب‌هایی است که نظام جمهوری اسلامی توانست با اقتدار و با سلامت از آن عبور کند. هرچند که هنوز نیز با پیامدهای آن درگیر است چراکه بخشی از فشارها و تحریم‌های ظالمانه‌ غرب علیه نظام، به بهانه این فتنه و برای حمایت از فتنه‌گران اعمال شده است. به‌دلیل‌های پیچیدگی خاص فتنه ۸۸ زوایای بسیاری از آن همچنان پنهان و ناپیدا باقی مانده است. این فتنه علاوه بر بازیگران خارجی و معاند و خارج از نظام، بازیگران اصلی دیگری هم دارد که برخی‌شان همچنان مناصبی در نظام دارند! اما بازیگران رو و در صحنه فتنه، دو تن از فریب‌خوردگان و از کاندیداهای ریاست‌جمهوری دهم بودند، یعنی آقایان موسوی و کروبی. این دو با وجود مشخص شدن بسیاری از واقعیات فتنه، همچنان از آن برائت نجسته‌اند و با وجود هشدارهای مکرر مقام معظم رهبری و برخی بزرگان در مقاطع مختلف، حاضر به بازگشت از راه اشتباه خود نشدند. این نوشتار به‌دنبال پاسخ به بخشی از دلایل و علل عدم برائت سران فتنه و توبه نکردن آنان از این فتنه است. قطعاً دلایل زیادی را می‌توان در این‌خصوص برشمرد، اما مهم‌ترین دلایل آن بدین شرح است:
۱ـ پیروی از هوای نفس
دین مبین اسلام توجه و بازگشت انسان از گناه و اشتباه را روزنه‌ای قرار داده تا انسان‌های گناهکار با امید به توبه، بیش از پیش در گناه غرق نشده و راه نجاتی از آن داشته باشند، اما بسیاری افراد، به دلیل غرور و پیروی از هواهای نفسانی، هیچگاه حاضر به پذیرش اشتباهات و عذرخواهی از آن نمی‌شوند. حال اگر این افراد در گذشته، پست و مقامی هم داشته باشند، این موضوع دوچندان شده و عذرخواهی و توبه از اشتباهات خود را پایان همه جاه و جبروت گذشته خود می‌پندارند. از این‌رو، موسوی و کروبی که خود زمانی جزو مسئولان بالای نظام بودند، بنا بر همین روحیه زشت غرور و تکبر، تاکنون حاضر بر پذیرش اشتباهات بزرگ خود در فتنه ۸۸ نشدند و دست از لجاجت و عنادورزی‌شان برنداشتند. اینچنین شد که فتنه‌ای که می‌توانست در همان ابتدای امر پایان پذیرد، با کوبیدن این دو و برخی خواص پشت‌پرده بر طبل فتنه‌گری، هشت ماه ادامه یافت و کشور را با هزینه‌های زیاد مادی، اقتصادی، حیثیتی و... مواجه ساخت و همانگونه که گفته شد، پیامدهای منفی آن همچنان گریبانگیر نظام و مردم است. مقام معظم رهبری با اشاره به باطن نفاق‌گونه سران فتنه می‌گویند: «خب، چرا عذرخواهی نمی‌کنند! در جلسات خصوصی می‌گویند ما اعتراف می‌کنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود، خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار ضایعات کردید؟ چرا برای کشور هزینه درست کردید؟...» البته همین نکته مهمی که معظم‌له نیز بدان اشاره کرده است باعث شده سران فتنه تا هم‌اکنون توبه نکنند، چراکه در این صورت، هزینه‌ها و خسارات وارده بر کشور و نظام را که به دلیل تحریکات ایشان انجام گرفته بر دوش آنان می افتد که این موضوع، با توجه به روحیات خاص سران فتنه، کار بسیار سختی است!
۲ـ اقرار به اشتباه، یعنی مرگ سیاسی
سران فتنه اعم از بازیگران در صحنه و پشت‌پرده آن به خوبی می‌دانند که اقرار به اشتباه و عذرخواهی، کمترین کارکرد آن (حتی اگر نظام آنان را ببخشد) مرگ سیاسی ایشان را به‌دنبال خواهد داشت و سران فتنه حتی در بین معدود هواداران خود نیز رسوا شده و پاسخی برای ده‌ها پرسش آنان نخواهند داشت. از سوی دیگر، موسوی و کروبی و خاتمی و دیگر فتنه‌گران پشت صحنه فتنه که همچنان سفرهای شمال و آب‌گرم سرعین و سونا و جکوزی‌ و امتیازات دیگرشان همچنان پابرجاست! در صورت توبه، چه پاسخی به صدها بازداشتی فتنه که بسیاری‌شان هم نادانسته و با تحریک ایشان دست به آشوب و فتنه‌گری زده‌اند، خواهند داشت؟! دیگر اینکه، ایشان چه پاسخی به کشته‌شدگان و خانواده‌های داغدارشان در فتنه ۸۸ خواهند داشت؟ و یا چه پاسخی برای ده‌ها فراری فتنه که این روزها آواره اقصی‌نقاط جهان هستند، دارند؟! و ده‌ها پرسش بعدی، همه و همه سبب شده که سران فتنه باوجود دانستن بسیاری از حقایق فتنه، حاضر به پذیرش اشتباهات خود نباشند و همچنان لجوجانه بر مواضع اشتباه گذشته خود پافشاری کنند. و به قول معروف «نار را بر عار»! ترجیح دهند. چراکه توبه از اشتباه و عذرخواهی را پایان همه چیز خود می‌دانند.
در مجموع باید گفت، پیروی از هوای نفس که در رأس همه گناهان و اشتباهات هر انسانی است، عامل اصلی رویگردانی سران فتنه از بازگشت و توبه شده است و سبب شده تا آنان نتوانند و یا نخواهند اشتباهات بزرگ خود در فتنه ۸۸ را بپذیرند، اما آنان این موضوع مهم را فراموش کرده‌اند که آنان چه توبه کنند و چه توبه نکنند، از نگاه ده‌ها میلیون ایرانی که در ۹ دی ۸۸ به خیابان‌ها ریختند و علیه ایشان و ارباب‌های خارجی‌شان شعار دادند، مردگان سیاسی‌ای هستند که تاریخ‌مصرف‌شان پایان یافته است!


  صفحه 7
پاسداشت بصیرت
 

 

حجت‌الاسلام و‌ المسلمین علی سعیدی در گفت وگوی اختصاصی با صبح صادق
فتنه محصول تلاقی منافع قدرت طلبان با بیگانگان بود

اشاره
با گذشت چهار سال از فتنه 88 که اقلیتی قدرت‌طلب با حمایت رسانه‌ای و مالی استکبار و صهیونیسم و با طرح ادعاهای واهی و تهمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و فریب بعضی از مردم، با همکاری گروهک‌های ضدانقلاب اردوکشی خیابانی به راه انداخته و قصد داشتند کودتایی مخملی را اجرا کنند، اکنون جریاناتی با سوءاستفاده از شرایط کشور پس از انتخابات ریاست‌جمهوری تلاش‌هایی را آغاز کرده‌اند تا با سودجویی از رأفت اسلامی نظام و رهبری معظم انقلاب، بدون پرداخت تاوان خسارت‌هایی که بر کشور تحمیل کردند، سران فتنه را نه‌تنها تبرئه کنند که طلبکار جلوه دهند. در همین راستا برای بازخوانی و آشکار کردن حقایقی درباره فتنه به بهانه فرا رسیدن سالروز حماسه 9 دی با حجت‌الاسلام و‌ المسلمین علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران به گفت‌وگو نشستیم که با تشکر از ایشان، متن آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.

* بفرمایید که فتنه ۸۸ در چه بستری شکل گرفت و فتنه‌گران به‌دنبال چه بودند؟
اگر ما بخواهیم فتنه را تبارشناسی بکنیم و ریشه آن را به دست بیاوریم، باید به گذشته برگردیم در این بازگشت با شکل‌گیری اندیشه و تفکری در درون برخی خواص مواجه می‌شویم که مغایر با اندیشه حضرت امام(ره) است که در دوره ایشان تا حدودی پنهان بود و بعد از حضرت امام(ره) آرام آرام به عرصه ظهور رسید. البته نشانه‌های این دوگانگی را در همان زمان هم شاهد بودیم، بین تفکر آقای بازرگان، بنی‌صدر و آقای منتظری تفاوت فاحش و اسامی وجود داشت. البته در پهنه تاریخ همواره این‌طوری بوده است. در زمان حیات پیامبر(ص) هم این دوگانگی مطرح، اما پنهان بود. گفتمان قریش، گفتمان اموی و... در عصر نبوی مطرح بودند، اما جرئت بروز نداشتند و پس از رحلت پیامبر(ص) این گفتمان‌ها در قالب‌های مختلفی ظهور پیدا کرد. تفکیک رهبری مذهبی از رهبری سیاسی، جدایی دین از سیاست و... بعد از پیامبر(ص) بر گفتمان اسلام خالص و ناب غلبه یافت. در واقع گفتمان قریش پلی شد برای گفتمان اموی، گفتمان اموی کاملاً ضددینی بود، گفتمان قریش سکولاریستی بود.
در دوره حضرت امام(ره) نیز گفتمان‌های التقاطی، لیبرالی، ناسیونالیستی و... بودند، اما جرئت بروز نداشتند بعد از حضرت امام(ره) این دیدگاه‌ها زمینه ابرازشان را فراهم دیدند اگر بخواهیم دوره مشخصی را مثال بزنیم، شکل‌گیری اندیشه‌های مغایر در مرکز تحقیقات استراتژیک است. این مرکز در دوران جناب آقای هاشمی رفسنجانی، افرادی که آنجا آمدند با محوریت آقای خوئینی‌ها شکل گرفت و افرادی مانند آقایان حجاریان، عباس عبدی، عمادالدین باقی، مجید محمدی، علوی‌تبار، سازگارا، امین‌زاده، آرمین، هاشم آغاجری و تاج‌زاده در این مرکز جمع شدند و اندیشه لیبرالی را مطرح و حرکت به سمت تغییر گفتمان انقلاب را شروع و طراحی کردند. طبق اعترافات خود آقایان، بسیاری از این افراد از آنجا بورسیه شدند و دکترا گرفتند و حلقه کیان را شکل دادند که تحت اندیشه عبدالکریم سروش و بعضی دیگر از اساتید سکولار قرار گرفتند و بستر لازم را برای اصلاحات کذایی فراهم کردند، در واقع منطق اصلی اصلاحات در جمع حلقه کیان شکل گرفت و وارد عرصه شد، در دوره هشت ساله آقایان کاملاً شاهد دوگانگی بودیم. در واقع مرزبندی‌ با اندیشه حضرت امام(ره) و رهبری معظم انقلاب کاملاً مشخص بود که یکی از آن آثار، اباحی‌گری بود، تسامح و تساهل بود، آقایان بحث تلورانس را مطرح کردند و بعد هم آمدند آن را با رنگ و لعاب دینی اینگونه توجیه کردند، که پیامبر اعظم(ص) هم از آسانی صحبت کرده است، بدون اینکه بگویند سمحه و سهله با تسامح و تساهل متفاوت است، تسامح و تساهل یعنی تغییر مفاهیم و رفتار با ملاک فردی با فهم شخصی، در حالی که سمحه و سهله می‌خواهد بگوید دین اسلام دین دشوار نیست، اما ضابطه‌مند است، شاخص دارد، ضابطه دارد. دین یک نرم‌افزار است و ما حق تصرف در آن را نداریم، همان‌طور که هست باید آن را ارائه و اجرا کنیم، مشکلی که امام(ره) داشتند این بود که عده‌ای به نرم‌افزار انقلاب دست‌اندازی کردند. خطر اصلی که همواره در همه انقلاب‌های توحیدی وجود داشته است، دست‌اندازی به نرم‌افزار انقلاب‌های توحیدی بوده است، یعنی وقتی نصب رهبری الهی است، بیایند و این را برعهده مردم بگذارند. این دستبرد به نرم‌افزار انقلاب است، مردم جایگاه‌هاشان تولید قدرت است، نه تولید ولایت. خداوند می‌گوید ما انبیا را فرستادیم، «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» یعنی نصب حاکم الهی است. اما تحقق حاکمیت الهی در اختیار مردم است، آزاد هستند که حاکمیت معاویه را شکل دهند یا حاکمیت امیرالمومنین(ع)، یعنی اگر رأی مردم بر ولی‌الله معطوف شد، هم حقانیت است، هم مشروعیت دارد و هم در مسیر حاکمیت الهی قرار دارد، اما اگر به سلسله مراتب غیرالهی تعلق بگیرد، حکومت طاغوت است. حاکمیت الهی نخواهد بود. این جریان مغایر با اندیشه امام، یعنی به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان پس از پایان دوره حکومت‌شان به تلاش خود ادامه دادند.
* روش آنها برای بازگشت به قدرت چگونه بود؟
اصلاح‌طلبان در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری نیز شرکت کردند، اما تمایل مردم به سمت اصول‌گرایان بود که در سه‌گام توانستند در قدرت قرار بگیرند، گام اول، شورای شهر تهران بود. گام دوم، مجلس شورای اسلامی و گام سوم، دولت را در اختیار گرفتند. که این حرکت به یازده سال حاکمیت اصول‌گرایی انجامید. اصلاح‌طلب‌ها در دولت دوم آقای احمدی‌نژاد تلاش کردند خود را به قدرت بازگردانند، نقطه عطفی که در این جا رخ داد تلاقی منافع جریان مسئله‌دار با نظام سلطه بود، یعنی نظام سلطه به‌دنبال براندازی نظام بود و در دوره اصلاح‌طلبان توانسته بود نفوذ قابل‌توجهی تا حد ملاقات با «جورج سوروس» و تا حد کمک از ملک‌عبدالله و تا حد شکستن قبح ارتباط با بیگانگان داشته باشد که مردم اینها را شناختند و پس‌زدند، بار دیگر دشمن می‌خواست آب رفته را به جوی بازگرداند و خواسته خود را عملی کند. این اشتراک منافع سبب شد دشمن با تمام توان برای بازگرداندن آنها به قدرت وارد صحنه شود و در قالب انقلاب مخملی با همان خصوصیاتی که «جین‌شارپ» و جورج سوروس توصیه می‌کردند، به آنها کرد. انتخابات، مثل تمامی انتخابات‌ها با سلامت و قدرت انجام شد، شیوه‌ای که آقایان دنبال می‌کردند، همان شیوه بود که در کشورهای شرقی به آن عمل شد، گرجستان و دیگر کشورهای تازه استقلال‌یافته از شوروی سابق که اعتراض به انتخابات، درخواست ابطال، اردوکشی و در ادامه، مقابله با نظام و در نهایت، دستیابی به قدرت برای اهدافی که مدنظر داشتند.
در واقع این جا دو اتفاق افتاد، یکی، تلاقی منافع قدرت‌طلبان با جریان بیگانگان و حمایت علنی و رسمی از جریان معارض در داخل و دوم، حرکت برای هنجارشکنی و ساختارشکنی برخلاف قانون، بالاخره اعتراض در انتخابات در هر نظامی راهکار قانونی دارد، از این رو، رهبری انقلاب بسیار تلاش کردند که این آقایان در مسیر قانونی حرکت کنند، شورای نگهبان تلاش کرد این افراد، خواسته‌های‌شان را در چارچوب قانون دنبال کنند، اما متأسفانه آقایان تن ندادند، ایستادند روی ابطال و تقلب و تهمت به نظام، اردوکشی و شکستن هنجارها و حمله به پایگاه بسیج، اموال عمومی و اموال مردم، حمله به مراکز دینی مانند؛ مساجد و هیئت‌ها. حاکمیت دینی نمی‌تواند در برابر عده‌ای که تن به قانون نمی‌دهند و می‌خواهند با شیوه‌های غیرقانونی، خواسته غیرقانونی خود را تحمیل کنند، چشم‌پوشی کند.
رهبران الهی در طول تاریخ هم اینگونه بودند، حضرت امیر(ع) به همین دلیل سه‌جنگ را تحمل کردند و ۷۰ هزار تلفات در سه جنگ جمل، نهروان و صفین را متحمل شدند.
وظیفه رهبری، صیانت از دستاوردها و امانت‌ الهی است، اینکه عده‌ای بخواهند با ساختارشکنی به خواسته‌های غیرقانونی خود برسند، امکان‌پذیر نیست.
* برخی از گروه‌ها و افرادی که در درون نظام حضور داشتند با دیدن فتنه‌انگیزی این افراد با این افراد همراهی کردند، انگیزه این افراد که در آن زمان خودی محسوب می‌شدند، از همراهی با فتنه چه بود؟
مردم باید توجه داشته باشند که دموکراسی، شمشیر دو لب است، اگر مردم انقلابی و دلسوزان توجه نکنند، دموکراسی می‌تواند به ضرر حرکت انقلاب تمام شود، این نیازمند بصیرت است، حتی دنیا غرب هم با یک چالش جدی مواجه شده است، دموکراسی در خاورمیانه، دموکراسی عکس اهداف آمریکایی حرکت می‌کند، آن‌ها تلاش می‌کنند دموکراسی را خلاف جریان انقلاب ساماندهی کنند، همین انقلاب مخملی برای سواستفاده از دموکراسی برای تحقق اهداف خودشان و نظام سلطه است، در دموکراسی افرادی هستند که منافع‌شان در راستای منافع نظام اسلامی نیست، لذا در هر زمانی، با جریانی که می‌خواهد نقش اپوزیسیون را بازی کند، همراهی می‌کنند. دشمن هم همیشه این شیوه را عمل کرده است، می‌گردد و در بین کاندیداها، از کسی حمایت می‌کند که بیشترین مرزبندی را با نظام اسلامی دارد. گاهی پیش از انتخابات، انتخاب و حمایتش می‌کند و به صحنه می‌آوردش و گاهی نمی‌تواند، صبر ‌می‌کند، صحنه رقابت که شکل می‌گیرد، کسی را که ظرفیت بیشتری برای نقش اپوزیسیون نظام داراست، انتخاب می‌کند.
همین جا می‌خواهم به یک نکته اشاره کنم، اینکه آنچه را ما در عرصه نظام لیبرال دموکراسی می‌بینیم آن است که تمام گروه‌های فعال در آن عرصه همه به اصول آن وفادارند، من ندیدم در طول این دویست سال در تاریخ، در بین تمام کاندیداهای مطرح انتخابات آمریکا، هیچ‌کدام نیامده‌اند به ساختار لیبرال دموکراسی حمله بکند، نه مردم حق دارند ساختار را تغییر دهند، نه احزاب این کار را انجام می‌دهند، این ساختار را مقدس می‌دانند و به این سادگی زمینه تغییر ساختار وجود ندارد، مگر اینکه مردم انقلاب بکنند. آنچه در آمریکا مشاهده می‌کنیم این است که دو حزب و طرفداران آن‌ها به اصول لیبرال دموکراسی باور و اعتقاد دارند و به آن متعهدند. با اینکه نرم‌افزار آنها زایده ذهن «هابز» و «روسو» و «منتسکیو» و... است، یعنی کاملاً بشری است،اما در نظام اسلامی که تدبیر ذات باری‌تعالی است و رهبران الهی سه وظیفه دارند، یکی، معرفی شریعت به مردم، دوم، عملیاتی کردن و سیستم بخشیدن به شریعت و سوم، پاسداری از این سیستم. متأسفانه می‌بینیم در این جا کاندیداها و حتی برخی از طرفداران‌ آنها می‌آیند و ساختارشکنی می‌کنند و این واقعاً یک انحراف بسیار جدی است، حالا می‌خواهد هر شخصی باشد، می‌خواهد فرد روحانی باشد، یا غیر روحانی. متأسفانه ما این نقض را در حاکمیت خودمان شاهدیم و این نیازمند راهکار و چاره‌اندیشی است، چرا که هم دشمن و هم بعضی از افراد قدرت‌طلب می‌خواهند از این عرصه وارد شده و در مقابل نظام بایستند.
* نظام در برابر بدعت‌خواهی این افراد محکم ایستاد، اما در برابر مجازات این افراد انعطاف نشان داده است، چرا؟
ما یک اصول حاکم در شیوه و سیره رهبران الهی داریم که این اصول ثابت است از حضرت آدم تا خاتم‌الانبیا تا خاتم‌الاوصیا از شیخ طوسی تا آیت‌الله بروجردی و حضرت امام و امام خامنه‌ای، اما یک متغیرهایی وجود دارد که در اختیار رهبران الهی است که متناسب با زمان و مکان قابل تغییر است. برای نمونه می‌بینید که برخورد با اصحاب «سبت» بسیار شدید است و یا پ‍یامبر اسلام(ص) مسجد ضرار را آتش می‌زنند، اما در مورد سامری به رغم اینکه خیانت سامری بسیار شدید بوده است، ملایمت می‌بیند، سامری نفی بلد شد، تحت‌نظر قرار گرفت. مصلحت این است که مردم در طول زمان ماهیت این فرد را بشناسند، اگر آن روز با سامری برخورد شدید می‌شد، افرادی که ناآگاهانه به سمت این فرد گرایش پیدا کرده بودند این سوال برای‌شان مطرح می‌شد که چرا با او برخورد شد؟ ولی وقتی با سامری برخورد تند صورت نگرفت، مردم به تدریج متوجه ماهیت سامری شدند و خودشان گفتند که ما چه باید بکنیم که خداوند از ما بگذرد؟
ما این تغییر تاکتیک را در دوران نبوت، امامت و غیبت مشاهده می‌کنیم، برای مثال در شیوه رفتار امام سجاد چهار روش می‌بینیم، در شام روش امام سجاد علنی و آشکار است، در بعد از حادثه عاشورا تا مدتی نیمه‌علنی است، در دوره‌ای به صورت مخفی است، در دوره‌ای فوق مخفی است، ما در هیچ جا نداریم که امام سجاد(ع) به مختار گفته باشد قیام کن.
حتی وقتی یزید «ولید ‌بی‌عقبه» را به مدینه فرستاد به او گفت با علی‌بن حسین(ع) کاری نداشته باش او در سیاست دخالت نمی‌کند، در حالی که امام در متن سیاست بود. روش، روش به کلی سری بود، یا روش قیام امام حسین(ع) که بخشی از آن بعدها آشکار شد، امام حسین(ع) نمی‌توانست بگوید که چرا زن و بچه‌اش را همراه می‌برد. اگر بگوید چرا زینب(س) راه همراه می‌برد، حضرت زینب(ع) را بعد از عاشورا زندانی می‌کردند چرا که می‌خواستند حقیقت حادثه کربلا آشکار نشود و به اطلاع دیگران نرسد. ارتباط حضرت سجاد(ع) با مختار را از بیان ائمه(علیهم‌السلام) بعد از امام سجاد(ع) می‌فهمیم.
* خروش خودجوش مردم را که منجر به خلق حماسه ۹ دی شد، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
حرکت انقلاب گاهی دینامیکی است و گاهی مکانیکی است. ارزش آن است که دینامیکی باشد، گاهی فرمانی صادر می‌شود، مثل روز ۲۱ بهمن که امام فرمود: این حکومت نظامی باطل است و مردم به خیابان‌ها بریزند. این حرکت مکانیکی است، عامل بیرونی باعث شد مردم به صحنه بیایند، فرمان امام باعث شد. گاهی یک شور و جوشش درونی موجب می‌شود مردم یک حماسه خلق کنند. این بسیار مهم‌تر است، درک حضوری و فهم عمیق مردم را نشان می‌دهد. این بسیار مهم است که بدون نیاز به فرمان رهبری، یا اطلاعیه شورای هماهنگی تبلیغات شکل بگیرد، خود مردم روز قبل در بعضی شهرها به میدان آمده بودند و روز ۸ دی حماسه را خلق کرده بودند و شورای هماهنگی برای ساماندهی وارد شد. بنابراین من اگر بخواهم ویژگی‌‌های حماسه ۹ دی را بیان کنیم، یکی، جوشش و زایش درونی بود. دوم، همگانی بود، همه از حرکت فتنه‌گران احساس نگرانی کردند که این‌ها دنبال چه می‌گردند و چی می‌خواهند که دست به این شیوه‌ها می‌زنند و اردوکشی می‌کنند.
سومین ویژگی، با تولی و تبری توأم بود، از طرفی، حمایت از ولایت و زعامت امام خامنه‌ای و از طرفی، برائت‌جوئی از نظام سلطه و همه کسانی که در فتنه حضور داشتند. من سه لایه را در فتنه می‌بینم، یک لایه پشت صحنه، یک لایه روی صحنه و لایه‌ای که در خیابان بودند و دست به آشوب زدند، آن مردمی که در ۲۵ خرداد به خیابان آمدند بسیاری‌شان نمی‌دانستند چه کسانی در پشت صحنه هستند و وقتی فهمیدند دیگر همراهی نکردند، اما عده‌ای از عناصر شرور باقی ماندند. لایه روی صحنه آقایان موسوی و کروبی بودند، اما لایه اول، پشت صحنه بودند که لایه اصلی بودند. کسانی که کمیته صیانت از آرا را تشکیل دادند، کسانی که روز شنبه پس از انتخابات ستاد ابطال انتخابات را تشکیل دادند! کسانی که افکار عمومی را متشنج کردند، کسانی که بحث تقلب را از هشت ماه قبل مطرح کردند. در تمامی حوادث این لایه در سایه قرار می‌گیرد و به دو دلیل نمی‌شود آنها را روشن معرفی کرد: اول اینکه حریم دارند. دوم هم اینکه، سندی قانع‌کننده از خود باقی نمی‌گذارند، همانطور که در ماجرای موسولینی و هیتلر تئوریسین‌های آنها «ماکیاول» و «نیچه» بودند و هیتلر و موسولینی روی صحنه بودند.
آنها که فاشیسم را تئوریزه کردند، نیچه و ماکیاول بودند، اما آنها که روی صحنه قتل‌عام کردند، موسولینی و هیتلر بودند. یعنی هیتلر را می‌توان دید، اما ماکیاول را نمی‌توان به سادگی دید، آنها که در حادثه عاشورا مباشر بودند، شمر و عمرسعد بودند، اما عامل اصلی کسانی بودند که در نیم‌قرن قبل از آن اندیشه‌های مغایر با اندیشه اسلام را طراحی کرده بودند. اندیشه‌های مغایر با دیدگاه پیامبر(ص) را تئوریزه کردند. تدابیر کسانی که با تدابیر رهبری مغایر بود، تدابیر چه کسانی بود؟ تدابیر چه کسانی با تدابیر حضرت امام مغایر بود؟ امام می‌گوید مردم حق تولید ولایت ندارند، اما آقایان می‌گویند همه چیز مشروعیت و مقبولیتش را از مردم می‌گیرد، این حرف در تضاد با دیدگاه امام است، چهارم، تقابل با خطر عظیم بود، مردم برای اصل انقلاب احساس خطر کردند، مردم دیدند برانداز داخلی و خارجی با هم متحد شدند و احساس کردند باید وارد صحنه شده و این خطر عظیم را دفع کنند. ویژگی پنجم، وظیفه‌شناسی مردم بود، انجام تکلیف در زمان خودش.
اما فتنه ۸۸ چه هزینه‌ها و چه دستاوردهایی داشت؟ یکی از هزینه‌های فتنه، تبدیل نقطه قوت نظام به نقطه تهدید بود، یعنی حضور پر شور مردم در صحنه را تبدیل کردند به تهدید. دوم، بسترسازی برای حضور همه‌جانبه دشمن که نظام را در آستانه چالش جدی قرار داد. سومین هزینه، لطمه به حیثیت نظام با تهمت‌هایی بود که زیبنده نظام نبود. اگر حضرت امام(ره) بود در برابر این تهمت‌ها چه می‌کردند؟ افرادی که زمانی یار امام بودن را به یدک می‌کشیدند، این طور به میراث امام دستبرد زدند. خسارت چهارم، ضررهای مالی به مردم و نظام بود، هزینه پنجم: ضربه به اعتبار و کاهش تأثیرگذاری نظام بود، نظام نفوذ بسیار زیادی در لبنان، عراق، افغانستان و... داشته و دارد که این‌ها آمدند و به آن ضربه زدند و نظام را در درون با چالش‌ جدی مواجه کردند و توجه به بیرون کاهش یافت.
اما دستاوردها: شکست دشمن در انقلاب مخملی، افزایش اقتدار نظام، پررنگ شدن مرزبندی بین خواص بصیر و بی‌بصیرت، به هر حال خواص نمی‌خواستند ماهیت‌شان مشخص شود، همان‌طور که بعد از پیامبر(ص) رفتار امیرالمومنین (ع) صف خواص صادق و وفادار به آرمان پیامبر(ص) مانند: عمارها، مقدادها و ابوذرها را مشخص و آنها را از عناصر منفعل مثل اشعری، عبدالله‌بن‌ عمرو و... و از عناصر دو نقش و عناصر قدرت‌طلب جدا کرد، در ۹ دی هم این اتفاق افتاد و خواص ناخالص و خالص را جدا کرد، دستاورد دیگر، بازگشت ثبات به کشور بود. یکی دیگر از دستاوردها نشان دادن حساسیت مردم و پیوند مردم با ارزش‌ها بود و برکت دیگر آن تجلی پیوند رهبری و مردم بود و مانع دو قطبی کردن جامعه شد که فتنه‌گران به‌دنبال آن بودند. البته فتنه‌ها تمام نشده و مردم باید با بصیرت در میدان باشند تا اگر نشانه‌هایی از فتنه را دیدند باز به صحنه بیایند و دوباره آیینه تمام‌نمای پیوند باشکوه و رشک‌برانگیز مردم با رهبر انقلاب و میراث گرانبهای امام(ره) و شهدا باشند.


نکته یک
جواد رضایی

نه دی، نه دی است
انقلاب اسلامی ایران در عمر پنجاه ساله‌اش فراز و فرودهای متعدد و گوناگونی را پشت سر گذاشته است. برخی از این فراز و فرودها اختصاص به حوادث و وقایعی دارد که اهمیت و عظمت آن ایام‌الله بودن را برایش رقم زده است. پانزده خرداد ۴۲، ۱۷ شهریور ۵۷، ۲۲ بهمن ۵۷، روز قدس و... از این ایام‌الله‌ها هستند. با توجه به اینکه چنین روزهایی به استناد حادثه و رخداد مهم آن روز ایام‌الله می‌شوند، در دو دهه اخیر ایام‌اللهی در کشور مشاهده نشد، مگر نه دی و با اینکه جاودانگی و درس‌آموزی نه دی در شاخص کلی و کلان مشابه سایر ایام‌الله‌ها است، اما در جزئیات با آنها تفاوت فاحشی دارد و همین تفاوت سبب شده تا در ردیف ایام‌الله‌های دیگر قرار گیرد و با درخششی خیره‌کننده چشم‌ها را بنوازد.
نه دی، ۲۲ بهمن نیست، نه دی روز قدس نیست، نه دی ۱۷ شهریور و... نیست و با اینکه این روزها بسیار عظیم و شریف هستند، اما نه دی هیچ‌کدام آنها نیست؛ نه دی، نه دی است، زیرا در آن روز مردم با شناخت و انگیزه شخصی و احساس وظیفه دینی و ملی برای حفظ نظام و ستیز با دشمن به میدان آمدند.
بزرگ‌ترین ضربه به پیکره فتنه شناخت صحیح مردم از کنه ماجرا بود. برنامه تبلیغی و تحریکی فتنه‌گران و حامیان رسانه‌ای آنها که مجموعه عظیمی از رسانه‌های مشهور و پرمخاطب دنیا بود، به نحوی تنظیم و تبلیغ می‌شد که در ابتدای امر تشخیص صحت و سقم آن بسیار دشوار می‌نمود و شاید همین پیچیدگی سبب شد که فتنه‌گران در گام‌های اول عده‌ای از مردم را فریب دهند. با گذشت زمان و افزایش رفتار هنجارشکنانه فتنه‌گران، مردم کم‌کم متوجه اصل ماجرا شدند و فهمیدند نه ادعاهای آنها صحت دارد و نه اینکه ادعاهای آنها مسئله اصلی است. مردم از رفتار آنها متوجه شدند که هدف، نظام است نه آرایی که درباره آنها به دروغ ادعای تقلب شده است. پس از این شناخت که هوشمندانه و بدون حامی قدرتمند و از لابه‌لای هزاران دروغ و نیرنگ حاصل شده بود، انگیزه و احساس انجام وظیفه شکل گرفت.
انگیزه و احساس وظیفه دینی و ملی حرکتی بود که پس از شناخت صحیح آغاز شد و همانگونه که مردم برای درک درست و شناخت موضوع شخصاً عمل کردند و به نتیجه درست رسیدند، در انگیزه و احساس وظیفه نیز با اتکا به خود و بدون دستور و برنامه گرفتن از جایی دست به کار شدند. در آن زمان آنچه که برای آنها اهمیت داشت این بود که چهره دشمن را در این فتنه به وضوح دیده بودند و یقین داشتند کسانی که در سطح شهر تخریب می‌کنند و جنایت می‌آفرینند، مزدور دشمن هستند، از این‌رو وظیفه خود می‌دانستند باید با تمام توان با دشمنی که برای طمع‌ورزی و قدرت‌طلبی خود و مزدورانش آسایش و امنیت آنها را به بازی گرفته مقابله کنند. آنها این مسئله را نیز برای خود حل کرده بودند که برای این رویارویی به صدور حکم و فرمان از جایی نیاز ندارند. این چنین بود که مردم همه‌کاره نه دی شدند. خود تشخیص دادند، دشمن را شناختند، احساس وظیفه کردند، به میدان آمدند و با سرکوب فتنه‌گران غائله را پایان دادند. این ویژگی تنها مختص نه دی است.


نگاه یک
رسول سنایی راد

سناریوی فتنه‌گرانه در پوشش مطالبه عمومی
سناریوی تطهیر چهره فتنه‌گران و ختم و امحای پرونده فتنه سال ۸۸ دارای چند لایه و پایه اساسی است که برداشتن حصر خانگی سران فتنه، یکی از پایه‌های آن است. سفارش شعارهای مخالفت با ادامه حصر آن فتنه همراه با شعار آزادی زندانیان سیاسی به گروه‌های فشار و تجمعات هواداران طیف افراطی مدعی اصلاحات و احیا و بزرگنمایی این دو نفر در فضای رسانه‌ای و تلاش برای القا و وانمودسازی این خواسته به عنوان مطالبه‌ای عمومی، در قالب همین سناریو قابل ارزیابی است، چراکه از نگاه این سناریوسازان همزمان با درگیری نظام با فشار سنگین ناشی از مذاکرات سیاسی با بیگانگان و نیاز کشور به ثبات و آرامش داخلی، بهترین شرایط برای اجرای این سناریو و وارد کردن فشار به نظام فراهم آمده و نظام مجبور است برای حفظ جبهه خارجی، به عقب‌نشینی در جبهه داخلی تن دهد؛ از این‌رو چنانچه چنین هدفی با پوشش مطالبه مردمی و عمومی دنبال شود، امکان تحقق بالاتری خواهد یافت. اما طراحان این سناریو گویا اتفاقات زیر را فراموش کرده‌اند: ۱ـ نفرت عمومی از اقدامات فتنه‌جویان ـ آقایان موسوی و کروبی ـ موجب طرد و انزوای آنان شده بود که اجازه حضور آنان را در هیچ اجتماع مردمی نمی‌داد. ۲ـ راهپیمایی تاریخی و پرشکوه مردم در ۹ دی و اعلام انزجار از فتنه‌گری که در شهر تهران تعداد شرکت‌کنندگان از مجموع تعداد رأی‌دهندگان انتخابات بالاتر بود. بهترین محاکمه مردمی برای محکومیت سران فتنه، محکمه مردمی و حکم و مطالبه عمومی به حساب می‌آید که پس از آن، حصر خانگی سران فتنه اتفاق افتاد.
شاید پدیده‌ای که حامیان فتنه‌گران را به طمع پیگیری سناریوی تطهیر و تبرئه فتنه‌گران و شکستن حصر خانگی آنان واداشته، نوع خوانش فرصت‌طلبانه از نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری خردادماه سال جاری باشد که در اینجا هم ذکر موارد ذیل می‌تواند پاسخ روشن سناریوسازان باشد:
الف ـ پذیرش نتیجه انتخابات و رأی آقای روحانی در همان مرحله اول از سوی نظام که تنها با حدود ۷۲۰ هزار رأی بیشتر از نصف آرا اتفاق افتاد، سند محکمی بر سلامت سازوکار انتخاباتی و پایبندی و تعهد نظام به آرای مردم و بی‌معنا بودن تقلب انتخاباتی، در انتخابات ۸۸ است که با بیش از ۱۱میلیون اختلاف رأی میرحسین با منتخب مردم و کمتر بودن آرای کروبی از آرای باطله، ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند! با لجاجت، هشت ماه فتنه را بر مردم و کشور تحمیل کردند.
ب ـ رفتار منطقی و عاقلانه رقبای انتخاباتی آقای روحانی با ایشان و دیدارها و تبریک آنان با منتخب مردم و گردن نهادن به رأی مردم، الگویی از رفتار انتخاباتی معطوف به مردم‌سالاری دینی را به نمایش گذاشت که زشتی رفتار متکبرانه و لجوجانه سران فتنه را در انتخابات ۸۸ شفاف‌تر و پررنگ‌تر کرد.
لذا سناریوسازان نباید فراموش کنند که همراهی تعدادی از مردم با ادعای فتنه‌گران در سال ۸۸ تنها تا پیش از خطبه‌های نماز جمعه رهبر معظم انقلاب و بر ملا شدن ظلم بزرگ سران فتنه بود و پس از آن، کسانی که در خیابان‌ها به آشوب و بلوا برخاستند، عوامل شورش علیه جمهوریت و رأی مردم بودند که سران فتنه، میدان را برای معرکه‌گیری آنان فراهم ساخته بودند بودند. همین فتنه‌گری‌ها بود که زمینه‌ساز حماسه بزرگ ۹ دی و اعتراض شدید مردم علیه فتنه‌گران و حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب شد. از این‌رو سناریوی بازگرداندن سران فتنه به عرصه فعالیت سیاسی بدون پرداخت هزینه‌های فتنه‌انگیزی(که حداقل آن، اعلام توبه و پشیمانی است) اقدام فرصت‌طلبانه سیاست‌بازانی است که تصور می‌کنند می‌توانند خواسته‌های حقیر سیاسی ـ جناحی خود را به نام مردم قالب بزنند.


نگاه دو
حسین عبداللهی‌فر

نگاه ابزاری افراطیون اصلاح‌طلب به سران‌فتنه
از نخستین روزهای اعلام پیروزی حجت‌الاسلام روحانی در رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم، تلاش اصلاح‌طلبان افراطی برای فشار به رئیس‌جمهور منتخب جهت پیگیری آزادی سران فتنه 88 آغاز شد و به مناسبت‌های مختلف از جمله، در اولین کنفرانس خبری وی مطرح گردید.
حال یک پرسش اساسی در این باره، مطرح می‌شود و آن اینکه، اهداف و انگیزه اصلاح‌طلبان از پیگیری آزادی سران فتنه و تحت فشار گذاشتن دولت روحانی در این خصوص چیست؟ در پاسخ آن می‌توان به مفروضات زیر اشاره کرد: فرض اول اینکه، اصلاح‌طلبان مدعی‌اند که اگر تلاش آنها برای کناره‌گیری عارف از ادامه رقابت صورت نمی‌گرفت، شانس پیروزی آقای روحانی در انتخابات کاهش می‌یافت و حتی به صفر می‌رسید، بر همین اساس، آنان خود را عامل اصلی موفقیت دولت فعلی دانسته و از همان ابتدا به سهم‌خواهی و امتیازگیری از دولت پرداختند. از همین رو از همان ابتدا رفع حصر سران فتنه را از دولت طلب کردند.
فرض دیگر اینکه، اصلاح‌طلبان انتظار زیادی از دولت روحانی ندارند و همه اهتمام خود را مصروف بهره‌گیری از اوضاع فعلی برای بازگشت خود به قدرت ارزیابی می‌کنند؛ چرا که خود برای بازگشت به قدرت با موانعی روبه‌رو هستند که یکی از آنها چسبندگی آنان به جریان فتنه است. مانعی که دست شورای نگهبان را برای رد صلاحیت فتنه‌گران باز گذاشته و اقبال عمومی مردم به ایشان، با هاله‌ای از ابهام مواجه است. گمان اولیه اصلاح‌طلبان این است که با آزادی سران فتنه، (موسوی و کروبی) صورت مسئله پاک شده و کارنامه آنها نیز تطهیر خواهد شد و با قهرمان‌سازی از این دو چهره، در واقع موقعیت اصلاح‌طلبان بهبود می‌یابد. فرض دیگر این است که اصلاح‌طلبان می‌دانند که فشار آنها به دولت برای آزادی سران فتنه الزاماً به آزادی آنها نخواهد انجامید، اما این فشارها می‌تواند وزن آنها را در فضای رسانه‌ای افزایش دهد و در واقع از حصر سران فتنه می‌توانند به مثابه تنفس مصنوعی برای اصلاحات استفاده کنند.
تحلیل دیگری که در این ارتباط وجود دارد این است که از نگاه اصلاح‌طلبان تداوم موفقیت آقای روحانی هم مدیون این جریان است و اگر آنها نخواهند، ادامه کار دولت یازدهم در آرامش صورت نخواهد گرفت! از این‌رو اصلاح‌طلبان طی هفته‌های اخیر موضوع محاکمه سران فتنه را آن هم در دادگاه علنی و آشکار مطرح می‌کنند تا خوراک تبلیغاتی لازم را همان ابتدای ماجرا برای خود فراهم سازند.
سناریوی دیگر اصلاح‌طلبان این است که با برگزاری دادگاه سران فتنه، بازی دو سر بردی را آغاز خواهند کرد که فرض اول در آن، اثبات بی‌گناهی سران فتنه خواهد بود که در این صورت پیروزی و ادعای بی‌گناهی خود را با هیاهوی فراوان داخلی و خارجی فریاد کرده و از مواهب آن علیه نظام و در انتخابات آتی استفاده خواهند کرد. فرض دوم که از احتمال بسیار بیشتری برخوردار است و اصلاح‌طلبان خود با اطلاع از این نتیجه خواستار برگزاری دادگاه علنی سران فتنه هستند، این است که در درجه نخست با جنجال تبلیغاتی فراوان، حکم دادگاه را زیر سوال برده و متعاقب آن، نظام را برای اجرای آن تحت فشار قرار می‌دهند. واقعیت این است که اوضاع فعلی که سران فتنه در آن به سر می‌برند، به سود اصلاحات نبوده و هر حالت دیگر ولو جنجال صرف و بی‌نتیجه نیز به مفهوم بهره‌گیری حداقلی از این اوضاع ارزیابی می‌شود. اصلاح‌طلبان همچنین نگران پذیرش شرط نظام یعنی توبه و اظهار ندامت از سوی سران فتنه هستند که این بدترین حالت برای اصلاح‌طلبان می‌باشد، چرا که توبه سران فتنه به معنای پذیرش اشتباه آنان و ثبت رسمی فتنه‌گری در کارنامه اصلاحات است.


تداوم مواضع حامیان فتنه و تشدید مطالبات فتنه‌گران!
حضور خودجوش و زمانشناسانه مردم مسلمان ايران در تظاهرات 9 دي سال 1388 در پاسخ به هتک‌حرمت مقدسات‌شان درفتنه88 حماسه‌اي ماندگار در تاريخ كشور به ثبت رساند و حجت را بر اغتشاشگران، سران فتنه و طراحان برون‌مرزی آن تمام کرد. چند سال پس از آن تاریخ، بررسی دقیق‌تر مواضع و نوع کنش سیاسی امروز برخی افراد و شخصیتها که عمدتاً در تحولات اجتماعی و سیاسی بینقش نبوده و اتفاقاً اتخاذ مواضعی از سوی آنها در ایام فتنه حمایت از موضع فتنهگران را به اذهان متبادر می‌کرد و امید ادامه راه را در روح غائله فتنه می‌دمید، نشان می‌دهد که هنوز هم از پارهای ادعاهای به ظاهر مصلحتآمیزی که درباره فتنه و فتنه‌گران داشته‌اند، دست برنداشته و همچنان مواضعی را در این خصوص برمی‌گزینند که نه‌تنها به هیچ وجه منافع نظام در آنها لحاظ نمی‌شود، بلکه باعث دلگرمی فتنه‌گران و طراحان بیرونی آن و به موازات آن، سبب ناراحتی حامیان و دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی می‌شود.
این در حالی است که مرور زمان و وقوع حوادثی جدید در طول این سالها ـ که پرده از روی بسیاری از وقایع و حقیقتها کنار زده است ـ این امید را برای دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی پررنگ کرده بود که حامیان عافیتطلب فتنه با آشکار شدن زشتی و پلشتی آن اقدام فتنهانگیز علیه منافع مردم و مصالح نظام و ملاحظه خسارات جانی و مالی و حیثیتی سنگین جنایات فتنه‌گران در عرصه ملی و فراملی، به اشتباه و تفسیر وارونه خود پی ببرند و از نظر گذشته خود عبور کنند، منافع کلان مردم و نظام اسلامی را بر دیدگاههای عمدتاً جناحی و شخصی ترجیح دهند و نظراتی متناسب با وضعیت جدید که حقانیت آن، اینک پس از مرور چهار سال با افشای نقش‌ها و اسناد و اعتراف‌ها بر همگان مبرهن و مشهود شده، ارائه کنند، اما گویی بهانههای اغواگرانه جدید از قبیل فرصت سیاسی به وجود آمده، حربه تازه این اصحاب فتنه برای پای فشردن بر راه و مسیر غلط گذشته شده است؛ به گونهای که تداوم آن مواضع خاص حامیان فتنه، امروز فتنه‌گران را چنان جسور و گستاخ کرده که در حرکتی دسته‌جمعی از حذف حصر سران فتنه سخن میگویند.
آنچه لازم است همگان به آن توجه کنند این است که تداوم مسیر باطل گذشته دست‌کم رهرو خود را رهین سه ظلم آشکار میکند؛ ظلم به حقوق آسیب‌دیدگان بیگناه از این حوادث که هنوز اجرای عدالت را مطالبه می‌کنند؛ ظلم به نظامی مقتدر که در اوج قدرت و توان برخورد قانونی باید صبوری کند و تصویری روشن از رأفت اسلامی به نمایش بگذارد تا در فرایندی بطئی و تدریجی، این افراد که در دایره نظام تعریف می‌شوند بتوانند به اشتباه خود پی ببرند و ظلم سوم اینکه تداوم این‌گونه مواضع حامیان فتنه، خود زمینه و بستر فتنه‌ای دیگر، یعنی قبح‌زدایی جسورانه از مطالبهای جمعی، غیرقانونی و غیرشرعی مبنی بر شکست حصر سران فتنه و آزادی فتنه‌گران را فراهم می‌کند. این در حالی است که عدالت اسلامی و مطالبه مردمی در مورد چگونگی برخورد با طراحان، زمینه‌سازان و به‌ویژه سران فتنه روشن است.


نکته دو
احمد امامی

چرا مردم برای پایان دادن به فتنه، تا 9 دی صبر کردند؟
ملت بزرگ ایران در دهه اول پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان حیات معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی با موجی از بحران‌ها، آشوب‌ها و فتنه‌های کم‌شدّت و پرشدّتی روبه‌رو شد و در دوره پس از رحلت امام(ره)، اولین مواجهه با غائله و آشوب را در اوایل دهه سوم انقلاب تجربه کرد که در سال 78 رخ نمود و اوج آن در 18 تیر آن سال بود. اما این غائله تنها به فاصله پنج روز و با پیام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی 23 تيرماه پایان یافت. ده سال بعد فتنه‌ای عظیم بر ملت انقلابی و نظام تحمیل شد. این فتنه با رفتارهای غیر‌قانونی برخی نامزدها و حامیان آنها و اردوکشی خیابانی 25 خرداد اوج گرفت و تا حوادث محرم و روز عاشورا که پرده‌ای دیگر از ماهیت واقعی فتنه‌گران کنار رفت، ادامه یافت و در نهایت، با حضور حماسی ملت در 9 دی.
سوال این است که؛ با آن تجربه نسبتاً سنگین سی‌ساله در مواجهه با آشوب‌ها و غائله‌های مختلف، چرا فتنه 88 از زمان به مدت 139 روز طول کشید؟ و در 9 دی پایان یافت؟
در یک نگاه کلی باید گفت، فتنه 88، هم از جهت ماهیتی و روشی و هم از لحاظ گستره و ابعاد داخلی و خارجی، متفاوت از موارد پیش بود. با این حال، برای پاسخ به این پرسش‌ها، به چند مورد به اختصار اشاره می‌شود؛
۱ـ هویت و تبارشناسی فتنه‌گران؛ سران و عناصر کلیدی فتنه با شعار گفتمان انقلاب و امام و به پشتوانه سابقه انقلابی و تجربه مدیریتی در نظام، وارد صحنه رقابت انتخابات دهم شدند. بسیاری از خواص و بخشی از مردم نیز به پیروی از آنان، به موسوی به عنوان نخست‌وزیر دوران امام می‌نگریستند! حمایت علنی برخی خواص و سکوت معنادار برخی دیگر بر ابهام افکار عمومی افزود.
۲ـ برنامه‌ریزی هدفمند: فتنه 88 محصول یک برنامه‌ریزی ده ساله، خصوصاً از سال 84 بود که مردم در سه انتخابات شوراها، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، یک جریان سیاسی را به دلیل افراط‌گری‌های طیفی از این جریان و هجمه آنها به ارزش‌های اسلامی، انقلاب و نظام، تأدیب کردند و از صحنه قدرت سیاسی کشور کنار زدند و به‌جای آن به گفتمان اصیل انقلاب و امام پاسخ مثبت دادند. از این‌رو سناریوهایی برای بازگشت به قدرت، با اقتضائات جدید طراحی و مرحله به مرحله به اجرا گذاشته شد. طرح تقلب و اردوکشی‌های خیابانی ادامه همان سناریوها بود.
عدم توجه بسیاری از خواص و عوام، به روشنگری‌ها، توصیه‌ها، تدابیر و اتمام حجت امام خامنه‌ای در 29 خرداد و هشدارهای پیش و پس از آن نیز نقش مهمی در طولانی شدن این فتنه داشت.
اما چرا فتنه 88 در 9 دی پایان یافت؟
تجربه ثابت کرده است که برپایه آموزه‌های فرهنگ اسلامی ـ ایرانی مردم هرگاه مقدسات‌شان مورد هجمه قرار گیرد. کمترین تردیدی به خود راه نمی‌دهند و عالمانه، عاشقانه، با صلابت و یکپارچه وارد صحنه می‌شوند و حماسه‌ای می‌آفرینند که در تاریخ ماندگار می‌شود. همانگونه که 9 دی در حافظه تاریخ ماندگار شد.
بنابراین دلیل اصلی پایان فتنه در 9 دی را باید در دو عنصر وفاداری ملت به اسلام، انقلاب و دستاوردهای آن از یک‌سو و حماقت دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنها در هجوم آشکار به باورها و ارزش‌های اسلامی ملت ایران دانست.


نگاه چهار
فرهاد مهدوی

فتنه رسانه‌ای غرب برای اثرگذاری بر دولت یازدهم
رویکرد تبلیغی ـ تحلیلی رسانه‌ها، نهادها و مقامات غربی از ماه‌های آغازین دولت یازدهم حاکی از تلاش‌های هدفمند، سازماندهی‌شده و جریان‌ساز برای در اختیار گرفتن قوای فکری و اجرایی دولت در راستای ایجاد یک گفتمان مشترک در داخل و خارج بر پایه «حصرطلبان و آزادیخواهان» است.
بر مبنای گفتمان حصرطلبان و آزادیخواهان، سناریوهای پیش رو از طرف بیگانگان و دشمنان انقلاب صورت می‌پذیرد:
1ـ غرب و جبهه رسانه‌ای وابسته به او تلاش می‌کند طرفداران نظام که خواهان مجازات و کیفر فتنه‌گران و تخریب‌کنندگان حیثیت سیاسی و اجتماعی نظام هستند را در جبهه حصرطلبان قرار داده و جریان‌های حامی فتنه و برانداز که درصدد کودتای حداقلی بر حداکثری بوده‌اند را به عنوان آزادیخواهان معرفی نماید. ۲ـ با شدت گرفتن دوگانه فوق، فشار رسانه‌ای و پارلمانی از ناحیه غرب آنگونه علیه نظام و مردم شدت می‌گیرد که کسی جرئت قرار گرفتن در جبهه‌ای به جز آزادیخواهان نداشته باشد. ۳ـ دولت به عنوان یک نهاد مدنی که سوگند دفاع از حقوق مردم را بر زبان جاری کرده است با یک مطالبه‌خواهی بین‌المللی در مسیر خواسته‌های ‌حامیان فتنه قرار می‌گیرد که اگر تحت تأثیر تبلیغات رسانه‌ای قرار بگیرد سه حالت برای دولت اتفاق می‌افتد؛ الف) به سرعت و در حالت انفعالی نسبت به ساختارهای نظام واکنش نشان داده و خواهان آزادی و مماشات با فتنه‌گران می‌شود. ب)-قوانین و لوایح حمایت از مجرمان را برای ایجاد اعتبار بین‌المللی به تصویب رسانده و دوقطبی حصرطلبان و آزادیخواهان که توسط عوامل بیگانه مطرح شده است را پر رنگ می‌کند. ج) فضای داخلی کشور را برای فتنه‌گران و فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی آنها فراهم کرده و به برخی از آنان مسئولیت‌ها و مناصب آموزشی، اجرایی و فرهنگی می‌دهند.
اما بخش دوم حمایت جریان رسانه‌ای و پارلمانی غرب از فتنه‌گران این است که جریان فتنه پس از حماسه 9 دی و حمایت گسترده مردم از نظام در چاه ویلی که ناشی از اعمال منافقانه و محارب‌آمیز آنان است گرفتار آمده است. از این‌رو طرف غربی به دلایل پیش رو درصدد تقویت و حمایت از فتنه‌گران است: 1ـ اثبات نظر: غرب در فتنه 88 به دنبال اثبات این دیدگاه بود که نظام اسلامی یک نظام دیکتاتوری است که ارزشی برای صندوق‌های رأی و آرای حاصل از آن قائل نیست و رفع حصر فتنه‌گران بدون هیچ‌گونه محاکمه، کیفر و مجازاتی، این نتیجه فلسفی را به دنبال خواهد داشت که ادعای تقلب فتنه سبز واقعیت داشته و نظام پاسخی به این ادعاهای کذب نداشته است! 2ـ گروه آینده‌دار: یکی دیگر از دلایل حمایت غرب از فتنه‌گران این است که غرب آنها را تنها گروه مخالف داخل حاکمیت می‌داند که امکان ورود به قدرت و تغییر ساختارهای نظام و تأثیرگذاری بر آن را دارند و در عین حال بهترین گزینه غرب برای پیشبرد اهدافش نیز هستند. 3ـ غلبه بر حماسه 9 دی: قدرت، عمومیت و پیام 9 دی به‌گونه‌ای بود که با یک جریان‌سازی ساده رسانه‌ای و یا حتی یک سکوت گسترده نمی‌توانست خاموش شود، به همین دلیل آنها تلاش‌های خود را هنوز در رقابت با 9 دی حفظ کرده‌اند و درصددند که جامعه و مردم را به این نتیجه برسانند که برندگان و بازندگان 9 دی در آینده مشخص خواهند شد!
آنچه که در روزهای اخیر مشاهده می‌شود بیانگر آن است که ظاهراً تلاش سازماندهی شده حامیان داخلی و خارجی فتنه اثراتی را بر دولت پدید آورده که هیچ‌گونه نسبتی با مطالبات مردمی از آن ندارد، زیرا بنا بر نظرسنجی‌های خود دولت، مهم‌ترین مطالبات مردم مطالبات اقتصادی و معیشتی است حال آنکه که برخی در دولت مهم‌ترین دغدغه‌های دولت را فضاسازی برای فتنه‌گران و حمایت تلویحی از آنان القا می‌کنند که جای تأمل دارد.


نگاه پنج
محمد مرادي

حماسه 9 دي و 24 خرداد، ابطال‌گر ادعاي تقلب
بزرگي و عظمت حماسه 40 ميليوني ملت در انتخابات 22 خردادماه سال 88، خيلي زود با ادعاي تقلب در انتخابات خدشه‌دار شد؛ ادعايي که به اعتراف محمدعلي ابطحي: «يك اسم رمز آشوب شده بود كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود.»
مدت‌ها طول کشيد تا چنين ادعاي دروغي براي بخشي از فريب‌خوردگان فتنه 88 آشکار شود و آنان متوجه شوند که اين دروغ بزرگ براي ايجاد بلوا و آشوب و کودتاي مخملين طرح‌ريزي شده بود.
در اين ميان يکي از سرفصل‌هاي بزرگ تاريخي که نشان از جدايي و انزجار ملت از فتنه‌گران داشت، حماسه نهم دي ماه 88 بود. اين حماسه بزرگ که با حضور خودجوش ده‌ها ميليوني ملت در سراسر کشور تحقق يافت، نماد و نشانه‌اي بود که فعاليت چندماهه فتنه‌گران و رسانه‌هاي وابسته و حاميان آنان در داخل و خارج از کشور نه تنها نتوانسته ادعاي تقلب در انتخابات را در افکار عمومي جا بيندازد، بلکه همان‌هايي هم که بر اثر القای رسانه‌هاي فتنه در ابتدا ممکن بود دچار شبهاتي شده باشند، به‌تدريج به خطاي خود پي برده و از آن اعراض داشته‌اند.
همين حضور باشکوه بود که موجب شد تا روند جنجال‌آفريني، آشوب‌گري و بيانيه‌نويسي و تکرار ادعاي تقلب در انتخابات توسط فتنه‌گران متوقف گردد و براي آنان و حاميان بيگانه‌شان، يقين حاصل شود که سناريوي تقلب و اردوکشي خياباني براي هميشه به زباله‌دان تاريخ پيوسته است.
سرفصل مهم ديگري که براي هميشه پرونده ادعاي تقلب در انتخابات را بست و فتنه‌گران را رسوا کرد، انتخابات 24 خرداد 92 بود. طبيعي بود که انتخابات رياست‌جمهوري دور يازدهم با توجه به آنکه اولين انتخابات رياست‌جمهوري پس از فتنه 88 به حساب مي‌آمد، از حساسيت قابل ملاحظه‌اي برخوردار باشد. يکي از وجوه اهميت آن، اين بود که چگونگي فرايند اين انتخابات مي‌توانست مويدي بر سلامت انتخابات گذشته باشد که اين مهم به بي‌نظيرترين حالت محقق شد.
در حالي که نظرسنجي‌هاي متعدد و فضاي چندماه مانده به انتخابات حکايت از پيروزي يکي از گزينه‌هاي اصولگرايان داشت و اين جريان آنقدر شرايط را براي پيروزي خود مناسب مي‌ديد، که با چندين گزينه و با حالتي متکثر و رقابتي وارد ميدان انتخابات شده بود، اما نتايج حاصل شده، نقل ديگري داشت، چرا که حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر حسن روحاني توانسته بود با کسب ۳۲۹/۶۱۳/۱۸ معادل ۷۱/۵۰ درصد کل آرا به عنوان رئيس‌جمهور ايران اسلامي انتخاب شود.
اين رأي از ميان ۱۵۶/۷۰۴/۳۶ رأي واريز شده (۷/۷۲ درصد دارندگان رأي) در صندوق‌ها حاصل شده بود. در يک حساب سرانگشتي معلوم مي‌شود که رأي آقاي روحاني تنها 71/0 درصد بيش از نصف به علاوه يک آراي مأخوذه بود که اين ميزان با تعداد ۲۵۱/۲۶۱ رأي برابري مي‌کرد. به واقع اگر اين تعداد 260 هزار رأي و اندي نبود، سرنوشت انتخابات رياست‌جمهوري به دور دوم کشيده مي‌شد!
همين وضعيت، حکايت از دقت و سلامت کامل انتخاباتي داشت که برگزارکننده آن، همان دولت متهم به تقلب بود و در شرايطي برگزار شد که آقاي روحاني مطابق همه نظرسنجي‌ها از شانس کمتري نسبت به رقبا برخوردار بود! اين نتايج نشان داد که پايبندي نظام اسلامي به مردم‌سالاري ديني آنقدر پاک است که حتي از ۲۵۱/۲۶۱ رأي نيز پاسداري کرده و اجازه نداده که حقوق ملت پايمال شود و چيزي جز اراده و خواست ملت جاري گردد.
حال نظامي که با تمام توان از رأي 260 هزار نفري ملتي صيانت مي‌کند، چگونه ممکن است که در انتخابات پيشين چشم بر تقلبي بيش از10 ميليوني بسته باشد؟!


نگاه شش
مهدی عامری

شعارهای مردم در نهم دی
شعارها می‌تواند نمودار انديشه‌هاي یک جماعت و جامعه‌ باشد که به نوعی هویت و ماهیت، بینش و گرایش، اهداف و آرمان‌های آنها را نیز نمایان می‌کند. علاوه بر اینها در یک رخداد سیاسی و اجتماعی و حتی ورزشی با مراجعه و مرور شعارهای جمعی می‌توان تحلیلی واقعی‌تر از آن رویداد ارائه داد، به‌خصوص در وضعیتی که جمعیتی مردمی دور هم جمع شده باشند و بدون دخالت احزاب و گروه‌های خاص، خود مردم به ایجاد و تولید شعار پرداخته باشند. شعارهای خودجوش انقلابی مردم در ۹ دی مردمی‌ترین شعارهای تا هم‌اکنون بوده است. به‌طور کلی می‌توان شعارهای مردم در ۹ دی را به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ شعارهای حسینی؛ ۹ دی خروش ملت بر اهانت فتنه‌گران به روز عاشورا بود که صبر مردم غیور و انقلابی را تمام کرد و سبب شد مردم خشمگین، با فتنه‌گران اتمام حجت کنند؛ این امر در شعارهای مردم به‌خوبی مشهود بود که حمایت و حتی عذرخواهی از حضرت امام حسین(ع) را نشان می‌داد و بعضاً با سینه‌زنی و عزاداری نیز همراه بود. شاید برجسته‌ترین این شعارها «هیهات منا الذله» بود.
2ـ شعارهای ولایی؛ یکی از جلوه‌های خاص خروش ۹ دی این بود که مردم تنها با عکس امام و رهبری پا به عرصه گذاشتند تا نشان دهند، می‌دانند دشمن هدفش انتخابات نیست، بلکه اصل نظام و ولایت را نشانه گرفته است، از این‌رو، بخشی از شعارهای مردم، دفاع از ولایت و شخص رهبری بود، اما در آن ایام یک شعار که از سوی مرجع گرانقدر آیت‌الله نوری همدانی سر داده شد، بیشتر در زبان مردم می‌چرخید؛ «خامنه‌ای کوثر است دشمن او ابتر است.» شعار پر معنای دیگر مردم، بیت؛ «این گردبادهای به غیرت درآمده/ تسلیم رهبرند که توفان نمی‌کنند» بود که علاوه بر ولایی بودن مردم، علت سکوت مردم در این چند ماه فتنه را نشان می‌داد.
۳ـ شعارهای ضد استکباری؛ باتوجه به کینه‌توزی عمیق و طولانی استکبار و به‌خصوص آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، یکی از شعارهای ثابت مردم در تمام تجمعات، همواره اعلام برائت از استکبار است، لذا در ۹ دی شعارهای ضد استکباری بروز روشنی داشت که علاوه بر مطلب مذکور، نشان می‌داد مردم پیوند و ارتباط میان فتنه داخلی و دشمن خارجی را به خوبی درک کرده‌اند.
۴ـ شعارهای ضد فتنه؛ بخش دیگری از شعارهای مردم علیه کسانی بود که با دروغگویی و ادعاهای واهی خود آن ظلم بزرگ را به نظام تحمیل کردند. توهین‌ها و بیانیه‌های مکرر این افراد که حتی توهین‌کنندگان روز عاشورا را مردم خداجو خطاب کردند، سبب شد مردم پس از چندین ماه صبر انقلابی، تکلیف خود را با این افراد یکسره کنند. از این جهت، شعار علیه سران فتنه در تابلوها همراه با فریادهای مردم بسیار بود که نمونه فراگیر آن شعار؛ «لعن علی عدوک یا حسین، کروبی و خاتمی و میرحسین» بود. همچنین شعارهایی مانند؛ «جنبش سبز اموی، پیرو راه رجوی»، «تاجر ورشکسته برگرد به باغ پسته» و شعار «ای مرجع قضایی، اقدام انقلابی» به خوبی نشان می‌داد مردم ماهیت این قماش و گردانندگان داخلی و خارجی آن را به‌خوبی شناخته‌اند.
۵ـ شعار علیه خواص بی‌خاصیت؛ نوع دیگر شعارهای مردم که به تکرار و بسیار فریاد می‌شد، شعار علیه کسانی بود که سعی می‌کردند به طورمستقیم خود را در فتنه نشان ندهند، اما مردم با بصیرت با ریشه‌یابی دقیق خود، این افراد و برخی آقازاده‌های آنان را نیز از شعارهای خود بی‌نصیب نگذاشتند. شعار «خواص بی‌بصیرت، مایه ننگ ملت» از جمله این شعارها بود.


 

صفحه 8
پاسداشت بصیرت

 

 

گفت‌وگو با ابوالقاسم طالبی کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا»
حمله سینمایی به کمیته مشترک فتنه!

سعید رضایی

سال 88 و در کوران فتنه، زمانی که رسانه‌های اردوگاه دشمن، حمله به مرزهای فرهنگی کشورمان را به اوج رسانده بودند، خبر دست به کار شدن «ابوالقاسم طالبی» برای ساخت فیلمی درباره فتنه، یک اتفاق خوب بود. چون طالبی از معدود فیلمسازهای این سرزمین است که هم سینما را به خوبی بلد است و هم انقلابی است. این بود که از ابتدا می‌شد پیش‌بینی کرد که «قلاده‌های طلا» فیلم خوبی از آب در می‌آید و همین اتفاق هم افتاد. پاسداشت حماسه 9 دی بهانه‌ای شد برای یادبود فیلم ماندگار «قلاده‌های طلا» و گفت‌وگو با ابوالقاسم طالبی، کارگردان این فیلم.
***
آقای طالبی، ساخت فیلم «قلاده‌های طلا» یک جسارت سینمایی بود. بسیاری از فیلمسازها با اینکه درباره حوادث سال 88 با شما هم نظر هستند، اما از پرداختن به این مسئله پرهیز داشتند. چه انگیزه‌ای باعث شد تا دست به ساخت فیلمی درباره فتنه بزنید؟
هدف اصلی از ساخت «قلاده‌های طلا» جلوگیری از تحریف تاریخ بود. واقعیت این است که فتنه سال 88 مهم‌ترین اتفاق دوران معاصر در کشور ما ـ البته بعد از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ـ است که در کشور ما رخ داد و هدفش هم احمدی‌نژاد و موسوی نبود، بلکه مقصد نهایی آن، براندازی نظام بود. خواستم بگویم ملت ما با یکدیگر مشکلی ندارند و اگر مشکلی در این کشور ایجاد می‌شود، به دلیل شیطنت عوامل خارجی است. آنچه به نظر من می‌آمد، این بود که نیروهای خارجی تمام تلاش خود را کردند تا امنیت را از کشور ما سلب کنند و ما در «قلاده‌های طلا» سعی کردیم این موضوع را به تصویر بکشیم. در واقع با ساخت این فیلم تلاش کردم تا حرف‌هایی بزنم که آیندگان بهتر بتوانند درباره وقایع سال 88 قضاوت کنند.
* اینکه همه چیز را به خارجی‌ها مربوط کنیم، توهم توطئه نیست؟
حقيقت اين است كه در 300 سال گذشته اگر از کشور ما بخش‌هایی جدا شده، همه به دست سفارتخانه‌های دولت‌های خارجی بوده است و در هر خيانتي كه در اين كشور انجام شده، متوجه مي‌شويم كه يك سفارتخانه از آن حمايت مي‌كرده است. در سال‌های بعد از انقلاب هم همین طور بوده است. یعنی رد هر نوع بحران‌سازی را که می‌گیریم، به خارج از کشور می‌رسد.
اتفاقات فیلم «قلاده‌های طلا» تا چه حد واقعی هستند؟
ببینید، من سعی کردم توی این فیلم به مهم‌ترین اتفاقات یک مقطع زمانی خاص بپردازم. داستان فیلم از تبلیغات نامزدهای دهمین انتخابات ریاست‌جمهوری شروع می‌شود و تا مرداد سال 88 ادامه می‌یابد. آغاز داستان فیلم با توطئه ترور محمد خاتمی است که این توطئه کاملاً واقعیت دارد. پیام تبریک پیروزی موسوی، کشاندن بعضی از مردم به خیابان با کلیدواژه «تقلب»، حمله به پایگاه بسیج، تجمعات در برخی میدان‌ها و خیابان‌ها، خطبه نمازجمعه تاریخی رهبر معظم انقلاب، قتل ندا آقاسلطان و... همه واقعیت‌هایی بودند که در فیلم به تصویر کشیده شدند.
منظورم این است که آیا ماجراهای فیلم، مستند و واقعی هستند؛ مثل آنچه در وزارت اطلاعات می‌گذرد، خانه تیمی، درگیری‌ها و...؟
تمامی آنچه در این فیلم به تصویر کشیده شده، بر اساس اسناد و مدارکی بود که الآن هم موجود است. حتی ضدقهرمان فیلم که جاسوس MI6 است هم کاملاً واقعیت دارد. اما در بحث وزارت اطلاعات چون امکان تصویربرداری از آنجا نبود، تصویری تخیلی را نمایش دادم.
* آیا آن خانه تیمی در فیلم که گروهی ناهمگون در آن حضور داشتند، زاییده تخیل شما نیست؟
واقعیت این است که در جریان فتنه سال 88 طیف گسترده‌ای از جریان‌های سیاسی ضدانقلاب با هم هماهنگ شدند. از منافقان و عوامل انگلیس گرفته تا بهائی‌ها و سلطنت‌طلب‌ها و حتی افرادی نظیر آن شخصیت دوجنسه و... من همه آنها را در قالب تیپ‌هایی به تصویر کشیدم که عامل اصلی و به قول معروف، آتش‌بیار معرکه بودند. آن‌ها در همه حوادث دوران فتنه حضور داشتند، اما هدایت آن‌ها برعهده «کمیته مشترک» بود. قضیه کمیته مشترک هم واقعیت دارد و کارهای اطلاعاتی اینتلیجنت‌سرویس، موساد و سیا را در مورد ایران هماهنگ می‌کند. رئیس آن هم یک ایرانی‌الاصل است. همه این‌ها واقعیت دارد و ساخته ذهن من نیست.
* مدارک و اسناد را از کجا به دست آوردید؟
حدود هفت، هشت ماهی کار تحقیقاتی انجام دادم. در این مدت حدود پانصد ساعت فقط فیلم‌ها و تصاویر مربوط به حوادث را دیدم. از فیلم‌های بی‌بی‌سی و صدای آمریکا گرفته، تا تصاویر نیروی انتظامی، سپاه، صداوسیما و حتی فیلم‌هایی که مردم با تلفن همراه می‌گرفتند، را دیدم. همه گزارش‌ها را هم خواندم. همه آنهایی که ريزنگاری کرده بودند و هم کسانی که در جریان بودند. با یکی دو نفر از بازداشت‌شدگان و بازجوها هم صحبت کردم.
* با نامزدهای شرکت‌کننده در انتخابات چطور؟
با محمود احمدی‌نژاد و محسن رضایی صحبت کردم.
* چرا در فیلم به قضیه قتل ندا آقاسلطان پرداختید؟
چون یکی از معماهای آن حوادث بود. اتفاقی که بدون تردید سفارت انگلیس در آن نقش مهمی را ایفا کرد و من در فیلم به آن پرداختم.
* چرا داستان فیلم فقط تا مقطع زمانی یک ماه پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری ادامه می‌یابد و اتفاقات پس از آن را به تصویر نکشیدید؟
واقعیت این است که مردم بعد از خطبه‌های 29 خرداد سال 88 رهبر معظم انقلاب متوجه شدند که اصل ماجرا چیست، به همین دلیل هم از آن تاریخ شاهد بودیم که تراکم تجمعات به‌شدت کاهش یافت و از بین رفت. ما در این فیلم تمرکزمان روی عوامل فتنه بود، یعنی همان کسانی که شروع می‌کردند به آتش زدن و تحریک کردن و تخریب کردن. خواستم بگویم آن‌ها چه کسانی هستند.
* «قلاده‌های طلا» از معدود فیلم‌های سال‌های اخیر بود که مخالفان نظام و دنباله‌های داخلی آن‌ها را بدجوری آشفته کرد!
البته از دشمن توقعی جز دشمنی نمی‌رود، اما عجیب این بود عده‌اي كه خودشان از دولت و حتی از صداوسیما پول می‌گیرند و با پول دولت به جشنواره‌های خارجي مي‌روند وحق مأموريت هم مي‌گيرند، به فیلم ما مي‌گفتند حكومتي!
با این حال، مردم خیلی از فیلم استقبال کردند.
همین طور است. تحرک علیه «قلاده‌های طلا» از زمان ساخت فیلم شروع شد. عده‌ای بازیگران را تهدید کردند تا از بازی در فیلم خودداری کنند. بعد از آن هم برای تحریم فیلم، کمپین تشکیل دادند. اما نظر مردم با آن‌ها تفاوت داشت و دیدیم که یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران شد.
* نظر افرادی که به «سبزها» مشهور شدند، درباره فیلم چه بود؟
اتفاقاً یکی از طیف‌هایی که از فیلم استقبال کردند، سبزها بودند؛ آن‌هایی که کشورشان را دوست دارند و هوادار نظام هستند، اما فکر می‌کردند در انتخابات تقلب شده. ما هم در فیلم، حساب این افراد را از خرابکارها و آنهایی که به بسیج حمله می‌کردند جدا کردیم. حرف «قلاده‌های طلا» این است که همه ما یک خانواده هستیم و تا وقتی وحدت خودمان را حفظ کنیم، هیچ دشمنی نمی‌تواند به ما ضربه بزند. صحنه پایانی فیلم که تظاهرات دانشجوها در مقابل سفارت انگلیس را نشان می‌دهد، گویای وحدت ملی در برابر دشمن است.
* از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید ممنون هستم.
من هم از شما تشکر می‌کنم.


گاهی به تصویر فتنه 88 در سینما
نبرد نامتوازن

فتح الله پريشان

یکی از تفاوت‌های اصلی سینمای ایران با سینمای آمریکا در نوع واکنش به مسائل زمانه است. یعنی درحالی که هالیوود حساسیت خاصی به مسائل روز دارد، سینمای کشور ما معمولاً نسبت به وقایع روز و مسائل اجتماعی جاری بی‌تفاوت است. البته آنچه در هالیوود اولویت دارد، منافع حاکمیت ایالات متحده است و نه مردم آمریکا. مثلاً در دورانی که آمریکا درگیر جنگ سرد بود، هالیوودی‌ها هم به این جنگ پیوستند و حتی برای خشنودی کاخ سفید، با افرادی که به‌زعم آنها گرایش چپ داشتند برخوردهای بسیار وحشیانه‌ای کردند. حتی کار را به جایی رساندند که چارلی چاپلین، این اسطوره کمدی سینمای جهان، به جرم داشتن نگاه انتقادی به سرمایه‌داری، مجبور به تبعید اجباری از آمریکا به کشورهای اروپایی شود. امروز هم که ایران‌هراسی به رأس هرم سیاست‌های کاخ سفید در آمده، هالیوود نیز به‌طور مکرر اقدام به ساخت آثاری با همین رویکرد نموده است.
این وضعیت درباره سینمای امروز ایران کاملاً متضاد است، به‌طوری‌که معمولاً فیلمسازان ایرانی از پرداختن به موضوعات مبتلابه روز جامعه و کشور پرهیز می‌کنند. مصداق بارز این خلأ را می‌توان در نوع مواجهه سینما با وقایع سیاسی سال 88 دید. بدون تردید، فتنه‌ای که در آن مقطع زمانی رخ داد، مهم‌ترین حادثه تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس است. کودتای مذکور، به مراتب پیچیده‌تر و وسیع‌تر از کودتای 28 خرداد سال 1332 بود. با این وجود و به‌خصوص، تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب اسلامی بر لزوم روشنگری درباره این جریان، سینمای ایران حداقل تلاش ممکن را به خرج داد.
به‌طور کلی در طول چهار سالی که از فتنه گذشته، تعداد کمتر از انگشتان دو دست درباره این موضوع فیلم ساخته شده است که از میان آنها تنها می‌توان فیلم «قلاده‌های طلا» به کارگردانی «ابوالقاسم طالبی» را فیلمی استاندارد و در راستای روشنگری درباره فتنه سال 88 دانست. به همین دلیل هم این فیلم با واکنش‌های تندی از سوی ضدانقلاب و اصحاب فتنه مواجه شد. «قلاده‌های طلا» ضمن نمایش لایه‌های تهاجمی دشمن که آن روزها در نقش‌های مختلفی در خیابان‌ها و حتی برخی مراکز حساس نظامی و امنیتی عرض‌اندام می‌کردند، از فرزندان این سرزمین که فریب دروغ بزرگ تقلب در انتخابات را خورده بودند، دفاع ‌کرد. نگاه دلسوزانه و فراجناحی این فیلم را باید نقطه عطفی در سینمای سیاسی ایران دانست.
البته به جز «قلاده‌های طلا» دو فیلم دیگر نیز با موضع روشنگری درباره فتنه ساخته شد. «اخراجی‌ها3» و «پایان‌نامه» هم از آثار جنجال‌برانگیزی بودند که هریک ابعادی از ناگفته‌های آن کشمکش سیاسی را به تصویر کشیدند. البته «اخراجی‌ها3» در قالبی کمدی و بهتر بگوییم هجوآمیز به زمینه‌های درگیری‌های سال 88 پرداخته و «پایان‌نامه» در شکل و شمایل یک فیلم جوان‌محور و دانشجویی. با این حال، هر دو فیلم به دلیل ضعف در ساختار، آن‌چنان که باید و شاید موثر واقع نشدند.
در سال‌های اخیر، چند فیلم دیگر هم بوده‌اند که به‌طور غیرمستقیم به وقایع سال 88 پرداخته‌اند. دو فیلم «گزارش یک جشن» و «خیابان‌های آرام» ازجمله این آثار هستند که البته فقط در جشنواره‌ها نمایش داده شده و هنوز به اکران عمومی در نیامده‌اند. هر دو فیلم سعی در نمایش تصویری سمپاتیک و مثبت از اغتشاشگران را دارند و برخلاف «قلاده‌های طلا» که نوک پیکان حمله خود را دولت‌های غربی و عوامل داخلی آنها قرار داده بود، این دو فیلم، بیشتر به داخل می‌زنند. البته هر دو فیلم هم از ضعیف‌ترین آثار کارنامه سازندگان‌شان محسوب می‌شوند. «ابراهیم حاتمی‌کیا» کارگردان «گزارش یک جشن» و «کمال تبریزی» سازنده فیلم «خیابان‌های آرام» هر دو از فیلمسازان خوب سینمای ما هستند، اما از این فیلم‌ها مشخص است که آنها با دل و عمق وجود خود به ساخت این فیلم‌ها دست نزده‌اند.
به جز این آثار می‌توان از فیلم‌هایی چون؛ «پل چوبی» و «یک خانواده محترم» یاد کرد که به صورت آشکار و یک‌جانبه، به حمایت از فتنه پرداخته و نظام را متهم می‌کنند. هرچند که فیلم «یک خانواده محترم» به کارگردانی «مسعود بخشی» به دلیل نمایش تصویری توهین‌آمیز از مردم ایران، هیچ وقت اکران نشد؛ اما فیلم «پل چوبی» ساخته «مهدی کرم‌پور»، هم در سینماها به نمایش درآمد و هم نسخه نمایش خانگی آن در فروشگاه‌ها تکثیر شد. علاوه بر این آثار، فیلم «محاکمه در خیابان» به کارگردانی «مسعود کیمیایی» هم در تیتراژ پایانی خودش تصاویری از آشوب‌های خیابانی را نمایش داد و به این ترتیب به جریان فتنه ادای دین کرد!
با این مرور کوتاه می‌توان به این نتیجه رسید که دستان سینمای ایران از فیلم‌هایی روشنگر درباره یکی از مهم‌ترین مقاطع مهم تاریخ معاصر کشورمان تقریباً خالی است. تولید تنها یک فیلم تحسین‌برانگیز و قابل تأمل درباره فتنه 88 در مقابل چند فیلم جبهه مقابل، یک نقطه‌ضعف برای سینمای ما محسوب می‌شود. در صداوسیما نیز فقط سه تله فیلم «ابابیل»، «فاصله کانونی» و «مسیر روشن» پیرامون حماسه 9 دی سال 88 تولید شده و به نمایش درآمده است که با توجه به حجم زیاد تله‌فیلم‌ها، این سه فیلم ناچیز هستند.
هرچند که عرصه مستندسازی درباره این موضوع فعال‌تر بوده است که هم مستندسازان حرفه‌ای با آثاری چون «تقلب واقعی» به کارگردانی نادر طالب‌زاده، «خواب آشفته» ساخته سهیل کریمی، «بهمن 88» به کارگردانی سياوش سرمدی و... به نقد فتنه پرداختند و هم مستندسازان جوان که ده‌ها فیلم مستند کوتاه و بلند قابل توجه را ساختند؛ آثاری که هر ساله در جشنواره فیلم «عمار» به نمایش در می‌آیند. اما در آن سوی مرزها، مستندسازان معاند نظام به سفارش دستگاه‌های سیاسی و فرهنگی دولت‌های غربی تا به حال چند فیلم مستند را به بهانه وقایع سال 88 اما در واقع، علیه ملت ایران ساخته‌اند. جالب این است که هیچ اثر خوب و حرفه‌ای در میان آن‌ها دیده نمی‌شود.
«گلاب» نخستین فیلم هالیوودی با موضوع وقایع سال 88 ایران است که هنوز کار ساخت آن تمام نشده و احتمالاً سال آینده اکران خواهد شد. این فیلم براساس خاطرات «مازیار بهاری» جاسوس انگلیس در تهران ساخته می‌شود. بهاری در سال 88 در پوشش خبرنگار در تهران جاسوسی می‌کرد که مدتی بازداشت شد و پس از آزادی از زندان به خارج از کشور گریخت و به فعالیت علیه نظام ادامه داد. «جان استوارت» از مجریان تلویزیون آمریکا کارگردانی فیلم «گلاب» را برعهده دارد، در این فیلم حتی اغتشاشات خیابانی سال 88 بازسازی شده‌اند.
به نظر می‌رسد که برخلاف سینمای ایران که چشم خود را به روی حوادث پس از دهمین انتخابات ریاست‌جمهوری بسته است، سینمای غرب با فیلم «گلاب» آغازگر روند «تاریخ‌سازی» درباره فتنه سال 88 براساس نظر و منافع خود خواهد بود. به این ترتیب به نظر می‌رسد همچنان که در داخل کشور، تعداد فیلم‌های سینمایی ساخته شده در حمایت از فتنه بیش از فیلم‌های ضد فتنه بوده، در خارج هم شاهد استمرار این نبرد نامتوازن خواهیم بود. مگر اینکه فیلمسازان متعهد، مستقل از سیاست‌های دولتی، خودشان آستین‌ها را بالا بزنند و به روشنگری درباره این واقعه بپردازند.


رهیافت یک
مهدی سعیدی

اعتراف به واهی بودن ادعاي تقلب پس از چهار سال
نتایج حاصله از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم در خردادماه 92، دستاوردهای فراوانی برای انقلاب اسلامی به همراه داشت که یکی از مهم‌ترین آنان ابطال آشکار ادعای تقلب در انتخابات بود.
آنهایی که روزگاری ادعا می‌کردند در انتخابات سال 88 میلیون‌ها رأی جابه‌جا شده و فاصله بیش از 10 میلیونی نفر اول و دوم از طریق تقلب حاصل شده است! با چشمان خود دیدند که چطور نظام اسلامی همه توان خود را برای مراقبت از آرای ملت به کار برد که حاصل آن انتخابات حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر حسن روحاني با کسب ۳۲۹/۶۱۳/۱۸ رأی معادل ۷۱/۵۰ درصد کل آرا بود و این در حالی بود که وی تنها با ۲۵۱/۲۶۱ رأي توانست حداکثر نسبی(نصف به علاوه یک) را کسب کند و در همان مرحله اول پیروز انتخابات شود.
این مسئله موجب شد تا برخی از دوستان و همراهان و حامیان سران فتنه که در انتخابات گذشته از موسوی و کروبی حمایت کرده بودند و در این سال‌ها یا بر طبل تقلب کوفته و یا آنکه با سکوت خود با ادعای تقلب همراهی کرده بودند به حرف آیند و از توخالی بودن و عدم اثبات ادعای تقلب در انتخابات سخن گویند!
یکی از افراد سرشناس این جمع که از وی به‌عنوان نظریه‌پرداز دوره اصلاحات نیز یاد می‌کردند، سعید حجاریان بود که در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم (20/5/92) به صراحت اعلام کرد که اعتقاد به تقلب به معنای جابه‌جایی رأی ندارد. وی گفت: «توجه داشته باشید که آقای احمدی‌نژاد رأی آورده است و نام وی از صندوق بیرون آمده است ولی به چه قیمتی؟ به‌روش تدلیس.»
در توضیح روش تدلیس نیز باید گفت که این اصطلاح به معنای خرید رأی است که ادعای دیگری است که در تعارض با ادعای تقلب در آرا قرار دارد. به واقع اگر بنا بر خرید رأی باشد،‌ خود به خود باید اعتراف کرد که آقای احمدی‌نژاد رأی آورده، اما از طریق خرید رأی! درست همانند ادعایی که آقای حجاریان مطرح ساخته است! اما همانطور که به خاطر داریم ادعای موسوی و به تبع آن کروبی این بود که «مستندات واصله حاکي از آن است که رأي اکثريت قاطع مردم، متوجه اين خدمتگزارشان بوده است.» (بیانیه موسوی در شب جمعه 22/3/88، پیش از پایان رأی‌گیری و آغاز شمارش آرا)
از این رو ادعای تدلیس ادعای بی‌معنایی است که حجاریان وقتی با بی‌بنیان بودن ادعای جابه‌جایی آرا پس از روشن شدن نتایج انتخابات 92 با آن مواجه می‌‌شود، برای توجیه رفتار فتنه‌گران در سال 88 طراحی کرده است. ادعایی که حتی به مذاق اصلاح‌طلبان نیز خوش نیامده است و از دیگر سو این ادعا را در همه ادوار انتخابات گذشته نیز می‌توان مطرح کرد!
نمونه دیگری از اظهارنظرات جدید، سخنانی است که آقای «اکبر ترکان» دبیر مناطق آزاد دولت یازدهم و از حامیان و اعضای ستاد آقای موسوی در سال 88 در برنامه تلویزیونی «شناسنامه» با صراحت ابراز داشته است:
«در این انتخابات برای میرحسین موسوی فعالیت داشتم. من شهادت می‌دهم که در این انتخابات تخلف اتفاق افتاد، اما برای تقلب به‌معنای جابه‌جایی آرا هیچ دلیلی ندارم.»
این اظهارات به خوبی آشکار می‌سازد که فتنه‌گران هیچ دلیلی که حتی بتواند اعضای ستاد موسوی را نیز قانع کنند، نداشته‌اند! اما اینکه با کدام منفعت‌سنجی و مبتنی بر کدام حجت غیراخلاقی و خلاف شرع و عقل، آتش بیار معرکه شده و با فریب هواداران و به بهانه تقلب در انتخابات آنان را به خیابان‌ها کشاندند تا شاید بتواند با فشار بر نظام اسلامی نتیجه انتخابات را به سود خود بازگردانند! پرسش بی‌پاسخی است که افکار عمومی باید مطالبه‌گر آن باشد.
ایشان همچنین نقل قول می‌کنند که: «آقای زنگنه در ستاد آقای مهندس موسوی بود، ایشان به من می‌گفتند اعتقادم به آقا طوری است که اگر بفرمایند فلانی رئیس‌جمهور است، من به دلایل کاری ندارم و حرف آقا را قبول می‌کنم.»
اما معلوم نیست که چرا این افراد آن زمان که نیاز به بیان چنین اظهاراتی در سطح افکار عمومی بود و در زمانی که بخشی از خیابان‌های پایتخت در آتش فتنه‌گری و جهالت و سردرگمی برخی می‌سوخت، برای آرام کردن اوضاع زبان نگشادند و با سکوت خود با فتنه‌گران همراهی کردند!


رهیافت دو
علی حیدری

رسانه‌های اصلاح‌طلب و بزرگ‌نمایی رفع حصر سران فتنه!
چهار سال از نهم دی ماه 88 می‌گذرد؛ روزی که ملت بزرگ و بصیر ایران اسلامی با خروش انقلابی خود آخرین میخ‌ها را بر تابوت فتنه کوبید و این روز بزرگ را به عنوان مظهر عشق و ارادت به اهل بیت(ع) و حمایت از ولایت و رهبری در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه ساخت.
مروری بر حوادث منتهی به عاشورای سال88 نشان می‌دهد که سران فتنه همچنان مسیر اشتباهی را که پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در پیش گرفته بودند، لجوجانه ادامه می‌دادند و این مشی غلط هر از چندگاهی سبب پدید آمدن وقایع و حوادث تأسف‌باری برای ملت، کشور و نظام اسلامی می‌شد، به‌طوری که نامه‌ها و فراخوان‌های هنجارشکنانه سران فتنه زمینه تداوم اغتشاش و آشوب را در مناسبت‌ها و ایام مختلف فراهم می‌کرد تا جایی که تصمیم بر ایجاد محدودیت‌‌‌هایی برای آنها شد تا به هر بهانه‌ای با اظهارات بدون سند و خیالات واهی خود سبب سلب آسایش و آرامش مردم نشوند و خوراک تبلیغاتی برای رسانه‌های بیگانه فراهم نکنند. همان موقع هم رسانه‌های هوادار فتنه کوشیدند تا هزینه این اقدام را به گردن نظام اسلامی بیندازند. آنها مدعی شدند؛ در صورت اعمال هرگونه محدودیت علیه موسوی و کروبی، در کشور قیامت به پا می‌شود! اما گذر زمان و روشن شدن ابعاد و زوایای جنایات سران و اصحاب فتنه در حق مردم ایران و نظام اسلامی نشان داد که هدایت‌کنندگان فتنه دیگر هیچ جایگاهی در بین مردم ندارند و حمایت‌‌‌هایی هم که بعضاً از آنها صورت می‌گیرد، فقط در حد جنجال در فضای مجازی، رسانه‌های بیگانه و برخی رسانه‌های داخلی همسو با آنها است.
با روی کار آمدن دولت یازدهم، رسانه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان خط‌مشی جدیدی را در پیش گرفته‌اند و گویا فرصت مناسبی پیدا کرده‌اند تا به بهانه‌های گوناگون به نبش قبر فتنه بپردازند و در صدد احیای برخی مرده‌های سیاسی باشند که با وجود هشدارها و تذکرات رهبر معظم انقلاب و علما و بزرگان، بدترین و بزرگ‌ترین ظلم را به جمهوری اسلامی روا داشتند.
این رسانه‌ها تلاش می‌کنند تا با بزرگنمایی خانه‌نشینی سران فتنه آن را مسئله اصلی نظام قلمداد کنند. رسانه‌های اصلاح‌طلب با استفاده از هر فرصت و روشی مانند القای اینکه آنچه در سال ۸۸ اتفاق افتاده است را باید فراموش کرد، تلاش برای تنزل فتنه سال ۸۸ به دعوای سیاسی بین افراد و جناح‌های سیاسی، هجمه شدید علیه کسانی که در رابطه با عمق فتنه روشنگری می‌کنند و جابه‌جایی مسائل اصلی و فرعی کشور درصدد هستند تا با فضاسازی و عملیات روانی، نظام را به کوتاه آمدن در موضوع سران فتنه وادار کرده و زمینه رفع محدودیت‌های آنان را فراهم کنند.
البته گردانندگان این رسانه‌ها به خوبی می‌دانند آن چیزی که در طول چهار سال گذشته مانع از رسیدگی به اتهامات سران فتنه شده، سعه‌صدر و رأفت فوق‌العاده نظام اسلامی بوده است وگرنه از یک سو؛ مردم بیدار و آگاه ایران اسلامی در نهم دی ماه 88 به صراحت خواستار محاکمه سران فتنه شده بودند و از سوی دیگر؛ ده‌ها پرونده شکایت از سران فتنه که از سوی مردم عادی، کسبه و بازاریان، فعالان سیاسی و دانشجویان صورت گرفته در قوه قضائیه خاک می‌خورد و جالب اینجاست که سردمداران داخلی فتنه حتی از سعه صدر و ظرفیت بالای مسئولان نظام مبنی بر دادن فرصت برای عذرخواهی و توبه از اقدامات نابخردانه و مجرمانه‌شان سوءاستفاده کرده و از اعتراف به واقعیت‌های انتخابات 88 سر باز زدند.
کوتاه سخن اینکه یکی از تاکتیک‌های موثر در جنگ روانی؛ غوغاسالاری و شارلاتانیزم رسانه‌ای است، به این ترتیب که برای قبح‌شکنی از یک موضوع خاص در افکار عمومی، تلاش می‌شود به صورت متوالی نسبت به آن موضوع تیتر و خبر کار شود؛ شگردی که البته با هوشیاری و اقدام بموقع نهادهای نظارتی و روشنگری رسانه‌های انقلابی تاکنون ناکام مانده است.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
خودباختگی در برابر استکبار

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مبحثی که شماره پیش ارائه شد تکیه بر پذیرش روحیه غرب‌زدگی بود که در ایران رایج شده بود. این موضوع یکی از موضوعات مهم و موثری که ناشی از غرب‌زدگی و مربوط به جریان خودباختگی در برابر غرب و شرق است. موضوعی که یک جامعه باهویت را دچار بحران هویت می‌کند، به‌طوری که جامعه اصالت فرهنگی و ماهیت خود را گم می‌کند و از لحاظ روحی، اخلاقی، معنوی دستخوش تحول قرار می‌شود. بسیاری از جوانان، زنان و مردان تحت سلطه بیگانه دچار خودباختگی می‌شوند که اساسی‌ترین آسیب‌ها را به بدنه و ریشه انقلاب اسلامی وارد می‌کند، تا حدی که نظام را در معرض خطر سقوط قرار می‌دهد. حضرت امام(ره) طی سال‌های متمادی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با روحیه خودباختگی مبارزه کردند و مردم را به هویت دینی، اسلامی و خودی دعوت نمودند و به تکرار و به‌طور مستقیم و با صراحت رهنمود دادند. در متن وصیت‌نامه هم به آن تصریح شده است.
وصیت‌نامه امام(ره)
«از جمله نقشه‌ها که مع‌الأسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است، به‌طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله‌گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرایض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند و قصه این امر غم‌انگیز، طولانی و ضربه‌هایی که از آنان خورده و اکنون نیز می‌خوریم کشنده و کوبنده است و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملت‌های ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند و به قدری ما را از پیشرفت‌های خود و قدرت‌های شیطانی‌شان ترسانده‌اند که جرئت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم و این پوچی و تهی‌مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم.»
شرقی‌ها مکتب‌شان را گم کرده‌اند
از جمله نقشه‌های استکبار جهانی که تأثیر زیادی در کشورهای ملل شرق به‌خصوص کشور ایران گذاشته و آثار آن تا حد زیادی به جا مانده، از خودبیگانگی کشورها و هویت‌زدایی آنان بوده است. بدون تردید جهانخواران برای به دست آوردن مقاصد شوم خود و نیز زیر سلطه کشیدن مستضعفان جهان راهی بهتر از هجوم به فرهنگ کشورهای ضعیف نداشته و در این راه کوشش کرده‌اند تا ملل مسلمان را از خود بی‌خود و آنها را میان‌تهی سازند و به آنان بفهمانند که هیچ نیستند و هرچه هست، غرب است و باید رو به غرب بایستند. به تعبیر حضرت امام که غرب را قبله‌گاه عالم دانستند.
تبلیغات دامنه‌دار دولت‌های شرق و غرب در سال‌های طولانی موجب شده است که ملت‌های مسلمان ترقی خود را در گرایش به یکی از ابرقدرت‌های مطرح در جهان امروز بدانند و دست یاری به سوی آنها دراز کنند. به‌طوری که ملت‌های شرق خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ می‌انگارند و افراد جامعه به این باور رسیده‌اند که غربی‌ها از نژاد برتر هستند و باید فرهنگ آنان را والاتر بدانند و حتی وابستگی‌شان به جایی می‌رسد که هیچ‌گونه تخلفی از مشی آنان را جایز نمی‌داند! درحالی که تمدن، فرهنگ و اندیشه و پیشرفت از شرق و غرب رفته است. امام راحل بارها به روشن‌اندیشی و بیدارگری متذکر شده‌اند که «شرقی‌ها مکتب‌شان را گم کرده، ملت‌های شرقی، غرب را قبله آمال خود قرار داده و خودباخته‌اند. آنها مآثر و مفاخر خودشان را گم کرده‌اند...»
خودباختگی فرهنگی
امام راحل(ره) به‌خوبی دریافته بودند که مصیبت بزرگ مسلمانان خودباختگی فرهنگی است و به این جهت تنها راه مقابله با خودباختگی و دستیابی به هویت اصیل را تحول فرهنگی دانستند و از فرهنگ به‌عنوان اساس هویت و موجودیت جامعه یاد کردند، چه اینکه اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد ناچار دیگر ابعاد آن جامعه نیز به آن‌سو گرایش پیدا می‌کند و در آن مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد، بنابراین استقلال و موجودیت هر جامعه از فرهنگ آن نشئت می‌گیرد. از این‌رو امام راحل(ره) اصلاح فرهنگ را در رأس تمام اصلاحات قرار می‌دهند و تحول فرهنگ را بزرگ‌ترین تحول در جهت رسیدن به جامعه انسانی سالم و مستقل می‌دانند، چراکه فرهنگ بزرگ‌ترین عنصری است که ملت را به تباهی و یا به اوج عظمت و قدرت می‌رساند. از دیدگاه امام خمینی(ره) وابستگی فکری و فرهنگی از موانع استقلال به‌شمار می‌رود و زدودن مظاهر فرهنگی غرب مهم‌ترین عامل خودباوری به حساب می‌آید.
متأسفانه جامعه اسلامی ایران در معرض این آسیب‌ها قرار گرفته است و ارزش‌های اخلاقی و دینی و انسانی به هیچ گرفته می‌شود که صدها مشکل و معضلات اجتماعی و فرهنگی ناشی از خودباختگی در برابر مظاهر غرب است. پوشش غیرمتعارف امروزی برخی از مردم و از آن بدتر باورها و عقایدی که گرفتاری‌هایی را به بار آورده و مبارزه با آنها هم چندان آسان نیست و این خودباختگی فرهنگی، فرهنگ مبارزاتی خودش را می‌خواهد که الزاماً دستگاه‌ها باید نسبت به آن چاره‌ای بیندیشند.
خودباختگی سرمنشأ همه گرفتاری‌ها
آنچه در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام راحل ذکر شد و بر مبنای آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی از آن یاد می‌کنیم و مورد بهره‌برداری فرهنگی، قرار می‌گیرد، اینکه در اندیشه امام راحل(ره) خودباختگی سرمنشأ همه گرفتاری‌ها و بدبختی‌ها است و حتی امام راحل(ره) هم چاره اساسی را در خروج از آن اندیشیده‌اند و آن را در اندیشه بازگشت به خویشتن و فرهنگ اصیل اسلام می‌دانند. امام در حقیقت جست‌وجوگر استقلالی بودند که در پرتو فرهنگ غنی اسلام با خروج از غرب‌زدگی و رسیدن به مرز خودباوری به دست می‌آید و بدون تردید همین عامل و خط‌مشی موجب پیروزی شکوهمندانه انقلاب اسلامی ایران در برابر غرب و شرق شد که در واقع نقطه عطفی در جهت نفی خودباختگی و رسیدن به مرز خودباوری در تاریخ معاصر بوده است. بدین‌ترتیب امام(ره) که خود مظهر خودباوری و مبارزه با از خودبیگانگی و خودباختگی بود این باور را در ملت ایران ایجاد کرد و علاوه بر آن به دولت‌ها و ملت‌های مستضعف هم نشان داد که می‌توان در مقابل استکبار جهانی ایستادگی کرد، بر این اساس مبارزه‌ای را پایه‌ریزی کردند که مهم‌ترین مشخصه آن خودباوری و اتکا به فرهنگ و ارزش‌های ناب و متعالی اسلام بود و هست.
مرعوب شدن در برابر غرب
به‌نظر می‌آید یکی از شاخصه‌هایی که فرهنگ خودباختگی در برابر غرب و زمینه‌های وابستگی را تقویت می‌کند، مرعوب شدن در برابر سروصدای پرطمطراق تبلیغاتی‌شان است. تا جایی که وقتی اسم مستشاران آمریکا به میان آید، گویا که هوش از سرشان می‌پرد و از خود بی‌خود می‌شوند، همچنان سعی می‌شود از فرهنگ و لغت اجنبی به کار بریم و از کاربرد آن به عنوان پیشرفت علم یاد کنیم. حضرت امام(ره) در برابر این‌گونه مرعوب شدن‌ها که یکی از آسیب‌ها برای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود، فرمودند: «وقتی کشورهای استعمارگر با پیشرفت علمی و صنعتی یا به حساب استعمار و غارت ملل آسیا و آفریقا، ثروت و تجملاتی فراهم آوردند، اینها خود را باختند، فکر کردند راه پیشرفت صنعتی این است که قوانین و عقاید خود را کنار بگذارند. همین که آنها مثلاً به کره ماه رفتند، اینها خیال می‌کنند باید قوانین خود را کنار بگذارند! رفتن به کره ماه چه ربطی دارد به قوانین اسلامی! مگر نمی‌بینید که کشورهایی با قوانین و نظامات اجتماعی متضاد توانسته‌اند در پیشرفت صنعتی و علمی و تسخیر فضا با هم رقابت کنند و با هم پیش بروند.»
بنابراین ملت‌ها، به‌خصوص ملت انقلابی ایران طبق وصیت امام نباید احساس کند که در برابر جهان امروزی غرب چیزی کم دارد و احساس حقارت و خودباختگی کند و تحت تأثیر آنها قرار گیرد و این از آسیب‌های جدی و مورد توجه امام راحل(ره) بوده است و در وصیت‌نامه مورد تأکید و سفارش قرار داده‌اند که در برابر فرهنگ غرب مرعوب نشویم.
القائات غلط
یکی از عوامل موثر در سرنوشت انسان‌ها یا جامعه تحت تأثیر فشار تبلیغات و القائات غلط است، بسیاری از افرادی که دچار خودباختگی شده‌اند از همین القائات غلط باورشان شده که هیچ نیستند، چه بسا افراد متدین و مومن و مقید به احکام اسلام باشد، اما القائات او را به یک باور دروغین و غلط رسانده و گرفتار تبلیغات کاذب شده است که در این رابطه نمونه‌های فراوانی دیده شده و می‌شود. حضرت امام(ره) در برابر این جریان ابراز تأسف کردند و فرمودند: «همه جا این مطلب پیش آمده است که شما خودتان نمی‌توانید خودتان را اداره کنید. اگر از دامن شرق فرار می‌کنید به دامن غرب باید پناهنده بشوید. این اشخاص متدینی هم که نمازخوان هم هستند، متدین هم هستند، لکن این معنا در ذهن‌شان هست.» گرچه این نوع روحیات و گرایش‌ها غرض خاصی هم نداشته باشند، اما خودشان را باور ندارند و تحت تأثیر فشار تبلیغ رسانه‌ها قرار گرفته‌اند و فکرشان این‌گونه شده است. وجود چنین القائات از عوامل مخرب و آسیب‌زننده به جریان انقلاب اسلامی است و آن را نباید دست‌کم گرفت.
باید خودمان را پیدا کنیم
برای خروج از این باورهای غلط، خودباختگی‌ها، القائات غلط، مرعوب شدن‌ها و... ایستادگی و مقاومت روی فرهنگ خودی و هویت اسلامی و ایرانی چاره کار است و برای این منظور، در ابتدا باید خودمان را باور کنیم و به توان خودمان ایمان آوریم تا گمشده خودمان را پیدا کنیم. امام خمینی(ره) در دیداری خطاب به جوانان انقلابی توصیه کردند: «باید زحمت بکشند، جوان‌های ما هم باید جدیت کنند. در این معنا که خودشان را گم کردند پیدا بکنند، تا اسم غرب می‌آید، خودشان را نبازند، شما دیدید که در مقابل غرب ایستادید، آن هم در آن چیزی که غرب جلو افتاده است، در نظامی، در تجهیزات عرض می‌کنم که با سلاح و امثال ذلک، شما در مقابل اینها که زورمند بودند ایستادید، با دست خالی هم ایستادید و پیش بردید. اگر قبلاً به ما می‌گفتند که ما می‌خواهیم یک حرفی بزنیم که آمریکا خوشش نیاید، می‌ترسیدیم... لکن شما دیدید که قیام کردید و در مقابل قدرت‌های بزرگ ایستادید و حریف خودتان را در عین حالی که همه جدیت داشتند که باشد، عقب زدید. معلوم شد، می‌شود مقابل غرب ایستاد، می‌شود جلوی قدرت‌های غرب ایستاد، در این قضیه خودتان را پیدا کردید، دیدید که ما خودمان هم می‌توانیم با مشت خالی جلو برویم. در فرهنگ هم باید خودتان را پیدا کنید.»


از لابه لاي تاریخ

عقده خودبزرگ‌بيني شاه
در ماجراي برکناري ارتشبد جم به‌خوبي مي‌توان به خودبزرگ‌بيني شاه پي برد. جم يک روز در جمع فرماندهان نظامي موقع صحبت راجع به نارضايتي شاه از بعضي واحدهاي ارتش خطاب به آنها مي‌گويد من نه‌تنها شاه را فرمانده خود مي‌دانم، بلکه به او به عنوان برادر خود عشق مي‌ورزم... . بعد از اين ماجرا «اسدالله علم» در ملاقاتي که با جم داشت، به او مي‌گويد: شاه از اين بي‌مبالاتي و اينکه شاه را برادر خود دانسته‌اي، شديداً ناخشنود است.
همچنين علم به او مي‌گويد: چنانکه قصد استعفا دارد شاه با تقاضايش موافقت خواهد کرد. چند روز بعد هم، اردشير زاهدي به منزل جم تلفن مي‌کند و مي‌گويد شاه ميل دارد او را به عنوان سفير ايران در فرانسه و يا هر جاي ديگري که خودش بخواهد منصوب کند.
خود جم مي‌گويد که من هرگز موفق نشدم براي اين سوال پاسخي پيدا کنم که واقعاً چه خطايي از من سرزده بود.
خود بزرگ‌بيني شاه باعث شده بود که نتواند اين مسئله را که فردي ديگر هم‌سنگ او باشد و او را برادر خطاب کند، تحمل کند و همين باعث شد تا براي فروکش کردن خشم و ناراحتي خود از اين ماجرا، جم را برکنار سازد.
فريدون هويدا، در کتاب سقوط شاه مي‌نويسد: توهمات عظمت‌گرايانه شاه به قدري او را از حقايق دور ساخته بود که حتي سازمان «سيا» نيز ضمن گزارش محرمانه‌اي در سال 1976 (1355) شاه را مردي توصيف کرده بود که خطرات ناشي از عقده‌ خودبزرگ‌بيني او را تهديد مي‌کند.
و در ادامه آورده است که سرعت رشد عقده خودبزرگ‌بيني شاه، او را به جايي کشانده بود که گاه افکاري سخيف را به‌صورت بسيار جدي بيان مي‌داشت از جمله بايد اشاره کرد که او يکبار براي ضعيف و ناچيز نشان دادن نيروهاي مخالف خود طي مصاحبه‌اي که با نشريه‌ «اخبار آمريکا و گزارش‌هاي جهان» (22 مارس 1976) داشت درباره آنها گفت: «علت عمده ناراحتي و آشوبگري مخالفان من اين است که دسترسي به وسايل تبليغاتي ندارند...»
علم در کتاب خاطرات خود مطلبي را نقل کرده است که عقده خودبزرگ‌بيني شاه در آن نيز بسيار روشن است.
در 19 تير 1355 سفير جديد انگليس در منزلش با علم درباره ايران و مطبوعات صحبت مي‌کند که علم در اين زمينه مي‌نويسد: «سفير انگليس تعريف کرد که يکبار در مأموريتش در پاريس از طرف وزارت خارجه به او دستور داده شده بود که مطالعه‌اي در مورد شخصيت «دوگل» به عمل آورد. او معتقد است که دوگل از بسياري جهات به شاه شبيه بود. ژنرال دوگل اعلام کرده بود که او فرانسه است و شاه هم درست همين‌گونه درباره ايران مي‌انديشد. من کاملاً با او موافق بودم و برای نمونه، مورد کاخ کيش را شرح دادم وقتي سند کاخ کيش را به شاه تقديم کردم و آن را به نام او نامگذاري کردم آنها را به صورتم پرت کرد و گفت چرا مي‌خواهي مرا صاحب يک زمين ناقابل بکني. بي‌آنکه بخواهم ادعاي مالکيت خصوصي قطعه زميني را بکنم، تمام اين مملکت به من تعلق دارد. همه چيز در اختيار يک رهبر قدرتمند است و اما در مورد قدرت خودم، سند و اين قبيل اوراق بي‌اهميت چيزي بر من نمي‌افزايد.»


حكایت زمانه

آيت‌الله در زندان
آيت‌الله حسين غفاري در تابستان سال 1335 ق / برابر با 1293 خورشیدی در آذرشهر تبريز ـ در بخش دهخورقان ـ به دنيا آمد. وي از نوادگان حاج‌ ملامحسن از شخصيت‌هاي علمي و ديني آذرشهر بود که توسط روس‌ها به شهادت رسيد. شيخ حسين در سن شانزده‌سالگي با دختر استاد خود، آيت‌الله حاج ‌ميرزا مقدس تبريزي ازدواج کرد. ثمره اين پيوند، پنج فرزند بود.
‌آيت‌الله حسين غفاري از نيمه دوم سال 1341 خورشیدی مبارزات خود را عليه طاغوت آغاز کرد. ايشان در مسجد الهادي ـ که امامت آن را برعهده داشت ـ سخنراني‌هايي را عليه تصويب لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي ايراد کرد و به همراه علماي تهران اعلاميه‌هايي را نيز امضا کرد که در آن زمان، چاپ و توزيع شد. ايشان چندين نوبت توسط مأموران طاغوت دستگير و بعد از مدتي آزاد مي‌شد.
آيت‌الله غفاري سرانجام در تاريخ ششم دي‌ماه 1353 به شهادت رسيد. اداره ساواک دو روز پس از آن، در شانزدهم دي‌ماه خبر فوت ايشان را به خانواده وي اعلام و از آنان درخواست کرد که بي‌سروصدا و بي‌آنکه به کسي چيزي بگويند براي تحويل جنازه به دادستاني ارتش مراجعه کنند، اما خانواده غفاري از امضاي برگه فوت خودداري کرد و لذا اداره امنيت مجبور شد به‌منظور تدفين مخفيانه، جنازه او را شبانه به قم بفرستد. اما طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شدند و به‌طرز باشکوهي در تشييع جنازه او شرکت کردند. در مسير تشييع جنازه به سمت حرم حضرت معصومه‌(ع)، تعدادي از مراجع تقليد نيز به مردم پيوستند. حاضران در اين مراسم شعارهايي نيز عليه حکومت سردادند که به دستگيري تعدادي از طلاب منجر شد. چند روز بعد، آيت‌الله‌العظمي گلپايگاني مراسم ختم باشکوهي را براي مرحوم آيت‌الله شيخ‌حسين غفاري در مسجد اعظم قم برگزار کرد.
خبر شهادت آيت‌الله غفاري در مجامع دانشگاهي و حتي در خارج از كشور و نيز در ميان مسلمانان و شيعيان تأثير شايان توجهي داشته است و موجي از تحركات انقلابي و افشاگرانه عليه رژيم پهلوي در خارج و داخل كشور سبب شد تا در مدرسه فيضيه قم اعلاميه‌اي به سه زبان فارسي، عربي، انگليسي، الصاق شود كه در آن، چگونگي بازداشت ايشان و شكنجه‌هاي دوران زندان مطرح و تحت عنوان روحانيون مبارز ايراني خارج از كشور امضا شده بود. اعلاميه حاوي دو عكس از آيت‌الله غفاري بود؛ يكي عكس رسمي ايشان در كسوت روحانيت و ديگري تصوير ايشان در زندان.
«محمود بازرگاني» يکي از هم‌بند‌هاي آيت‌الله غفاري، درباره شهادت ايشان مي‌گويد: «آيت‌الله حسين غفاري نماينده وجوهات امام(ره) در تهران بودند. يکي از خصوصياتي که داشت، آرامش در کار بود. ايشان در طي ساليان دراز مبارزه مي‌کرد، اما آنقدر بدون سروصدا به کارش مي‌رسيد که هيچ‌گاه ساواک نتوانست از مبارزات ايشان بويي ببرد. پسرش نيز در مبارزات فعاليت مي‌کرد و اعلاميه‌ها و نوارهايش را در زيرپله منزل پدرش پنهان کرده بود. ساواک که از کارهاي او آگاه شد به منزل پدرش ريخت و علاوه بر پيدا کردن اعلاميه‌ها، آيت‌الله غفاري را نيز با خود به کميته مشترک ضد خرابکاري برد و اين‌گونه بود که پاي ايشان به زندان باز شد و مبارزاتش لو رفت. زندان قصر با کميته مشترک يک تفاوتي که داشت اين بود که در زندان قصر همه متهمان با لباس خودشان مي‌گشتند؛ يعني زيرشلوار و زيرپيراهن و... اينها براي خودشان بود. ولي وقتي آمديم کميته مشترک به ما لباس زندان دادند. پوشيدن لباس زندان نه براي امثال من مسئله‌اي بود و نه براي امثال آيت‌‌الله غفاري. ايشان لباس روحاني را درآورد و مثل همه، لباس زندان را پوشيد و اين براي ايشان مشکلي نبود. بازجوها و شکنجه‌گران براي تحقير شخصيت زندانيان سياسي کارهايي مي‌کردند. آنها براي اينکه ما را بشکنند با هر گروه اجتماعي يک مدل برخورد مي‌کردند. با دانشجو به يک شکل، با نوجوان به يک شکل و... بسيار حرف‌هاي رکيکي نثار متهمان مي‌شد. گاهي واقعاً انسان خيلي تعجب مي‌کرد که يک سرهنگ اينقدر بي‌تربيت است.
مدتي بعد از دستگيري آيت‌الله غفاري، ساواک هر کاري مي‌کرد نمي‌توانست ايشان را به اعتراف مجبور کند، هر شکنجه‌اي هم که مي‌توانست انجام داد، اما بي‌فايده بود. تا اينکه تصميم گرفتند محاسن ايشان را با تيغ آن هم با پوست خشک بتراشند.
اين موضوع بسيار بسيار براي ايشان گران تمام شد. شايد گفتن اينکه محاسن فلاني را تراشيدند راحت باشد، اما توجه داشته باشيد آن زمان يک آخوند آن‌هم با جايگاه «آيت‌الله»، مهم‌ترين رکن جايگاه اجتماعي‌اش روحاني بودنش بود.
اين تراشيدن محاسن يک ضربه مهلکي بود بر پيکره شخصيتي ايشان. وقتي محاسن آيت‌الله غفاري را تراشيدند، او را به داخل بند آوردند. از آن لحظه‌اي که ايشان به داخل بند آمد، ديگر نه حرفي زد و نه چيزي خورد. بعد از مدتي هم حال‌شان چنان بد شد که نگو. به همين دليل ديگر زندانيان شروع کردند به سروصدا و همين امر باعث شد که مرحوم غفاري را به بيمارستان بردند. بعد از اينکه ايشان را بردند، ما ديديم شب گذشت و خبري نشد. هر چه مي‌پرسيديم جواب سربالا مي‌دادند تا اينکه فردايش متوجه شديم ايشان از دنيا رفته‌اند و به شهادت رسيده‌اند.»
امام امت در سخني در تاریخ 13/8/57 درباره شهادت آيت‌الله غفاري مي‌فرمايند: «زجر ما اين است كه ما را حبس كردند يا زندان بردند يا زجر اين است كه پاي بعضي از علما را اره كردند (اشاره به آيت‌الله غفاري) آقا! توي روغن سوزاندند زجر ما اين است كه 10 سال، 15 سال، 8 سال، 7 سال، علماي ما در حبس هستند.»


امام در گذر زمان 176

فتوای آیت‌الله ‌العظمی اراکی پس از رحلت امام
پس از رحلت امام خمینی(ره) یکی از مسائل مهم مسئله مرجع تقلید بود که در میان علمای وقت، آیت‌الله‌العظمی اراکی با صدور فتوای خود این خلأ مرجعیت امام را جبران کردند که ماجرای آن چنین بود: جمعی از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم با ارسال استفتانامه‌ای به محضر آیت‌الله‌العظمی اراکی، فتوای ایشان را در خصوص بقای مقلدان حضرت امام(ره) بر تقلید از مجتهد میت جویا شدند. آیت‌الله العظمی اراکی در پاسخ به این استفتا، بقای بر تقلید از مجتهد میت را جایز دانستند. متن استفتانامه و پاسخ آیت‌الله‌العظمی اراکی به شرح زیر است:
بسمه‌تعالی
محضر مبارک شیخ الفقها و المجتهدین حضرت آیت الله‌العظمی جناب مستطاب حاج شیخ محمدعلی اراکی متع‌الله المسلمین به طول بقائه الشریف.
با عرض تسلیت به مناسبت رحلت قائد عظیم‌الشأن عالم اسلام حضرت امام خمینی ـ قدس‌سره ـ خواهشمند است نظر مبارک را نسبت به بقای مقلدین له‌ مرقوم فرمایید.
جمعی از فضلا و طلاب حوزه علمیه قم (۱۸/۳/۱۳۶۸) مطابق سوم ذی‌القعده‌الحرام ۱۴۰۹.
آیت‌الله‌العظمی اراکی در پاسخ مرقوم فرمودند: «به نظر حقیر بقا بر تقلید میت جایز است، چه در مسائلی که عمل نموده و چه در مسائلی که عمل نکرده. الاحقر محمدعلی العراقی»
در ادامه حضرت آیت‌الله‌العظمی اراکی در پاسخ به استفتای جمعی از نمایندگان حضرت امام(ره) کلیه اجازت کتبی حضرت امام را تنفیذ کردند. متن استفتا بدین شرح است:
بسمه‌تعالی
محضر مبارک شیخ‌الفقها و المجتهدین حضرت آیت‌الله‌العظمی آقای حاج شیخ‌محمدعلی اراکی ـ مدظله‌العالی ـ با عرض سلام و تسلیت رحلت قائد عظیم‌‌الشأن حضرت امام خمینی ـ قدس‌سره الشریف ـ نظر مبارک را نسبت به اجازت کتبی امور حسبیه و اخذ وجوه شرعیه که حضرت امام خمینی ـ رضوان‌الله علیه ـ به ائمه محترم جمعه و علمای مورد اعتمادشان در حوزه علمیه قم و شهرستان‌ها داده‌اند، بیان فرمایید. ادامه الله بقائکم. جمعی از نمایندگان حضرت امام (۲۰/۳/۶۸) ۶ ذی‌القعده ۱۴۰۹ هجری.
بسمه‌تعالی
«اینجانب کلیه اجازت کتبی را که حضرت امام ـ طاب ثراه ـ به نمایندگان و علمای مورد اعتمادشان داده‌اند به همان کیفیت تنفیذ می‌نمایم. الاحقر محمدعلی العراقی»
علما و مدرسین حوزه علمیه قم درباره عمل به فتوای آیت‌الله‌العظمی اراکی برای بقا بر تقلید امام خمینی(ره) نظرات‌شان را ارائه دادند. به‌دلیل محدودیت ظرفیت فقط به ذکر نظر آیت‌الله جوادی آملی اکتفا می‌کنیم که در رابطه با تقلید از آیت‌الله‌العظمی اراکی نظر خود را چنین اعلام کرد:
هوالشاهد
فقاهت شیخ‌الفقها والمجتهدین حضرت مستطاب آیت الله‌العظمی آقای شیخ محمدعلی اراکی ـ دامت برکاته ـ و صیانت نفس معظم‌له و نزاهت حضرتش در هوی و هوس و اطاعتش از ساحت مقدس مولای غیب و شهود مورد گواهی است و تقلید ایشان حائز و مجزی است. قم ۷ ذی‌القعده ۱۴۰۹ـ ۲۱ خرداد ۱۳۶۸ جوادی آملی.


مجالس شوراي اسلامي 65

شکست طراحان «سناريوي تحريم انتخابات» در گام اول
همانطور که اشاره گردید شکست‌خوردگان انتخابات رياست‌جمهوري دهم و فتنه‌گران پس از آن، در آستانه انتخابات مجلس، سناريوی «تحريم» را کليد زدند! حزب منحله مشارکت، سازمان غيرقانوني مجاهدين انقلاب و شوراي هماهنگي راه سبز اميد به‌عنوان نمايندگان فراري کروبي و موسوي! به همراه 39 مجرم دربند از همين گروه‌ها، در بيانيه‌هاي جداگانه‌ اما با ادبياتي واحد، وارد ميدان شدند و تلاش کردند تا با ايجاد جنگ تبليغاتي در آستانه آغاز ثبت‌نام داوطلبان انتخابات، کاري کنند تا کسي در اين دوره ثبت‌نام نکند! در بخشي از يکي از اين سياهه‌ها مي‌خوانيم: «امروز گرم کردن تنور اين انتخابات به هر شکل و بأي نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوري استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي و نيز در تقابل با تحقق دموکراسي و تضمين حقوق بشر در کشور عزيزمان ايران است.»
بلافاصله رسانه‌هاي غربي و پایگاه‌ها و وبگاه‌هاي ضدانقلاب عمليات رسانه‌اي را با تمام توان به کار گرفتند تا دنياي مجازي را دنياي تحريم نشان دهند! در حالي که آنچه در صحنه واقعي جامعه در حال جريان بود، کاملاً در تعارض با توهمات فتنه‌گران قرار داشت.
سرانجام دوره يک هفته‌اي ثبت‌نام داوطلبان نمايندگي مجلس نهم فرا رسيد و استقبال داوطلبان همه را شگفت‌زده کرد. در حالي که مطابق با قانون مصوب مجلس شوراي اسلامي در ابتداي سال 1390، حداقل مدرک تحصيلي براي ثبت‌نام داوطلبان مجلس، از ليسانس به فوق ليسانس ارتقا يافته بود و اين به معنای کاهش طبيعي داوطلبان بود، سرانجام در نهايت 5395 نفر ثبت‌نام کردند که همه آنها داراي مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد و دکترا و تحصيلات حوزوي معادل بودند.
مقايسه اين آمار با آمار مجالس هفتم و هشتم که از رکورد بيشترين ثبت‌نام‌کنندگان در تاريخ انتخابات در ايران برخوردارند به‌خوبي نشان مي‌داد که انتخابات 12 اسفندماه 1390 با استقبال باشکوه ملت مواجه می‌شود.
مطابق آمار رسمي اعلام شده توسط وزارت کشور، در دوره هفتم انتخابات مجلس 8172 نفر براي شرکت در انتخابات ثبت‌نام کرده بودند که از اين ميان، 54 درصد (4413 نفر) دارای مدرک کارشناسي بودند. با کسر اين رقم از تعداد کل شرکت‌کنندگان متوجه مي‌شويم که در اين دوره تنها 3759 نفر داراي مدرک فوق‌ليسانس و دکترا بوده‌اند که 1636 نفر کمتر از تعداد شرکت‌کنندگان در دوره نهم مجلس بود.
همچنين مطابق با آمار وزارت کشور تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات مجلس هشتم 7200 نفر بوده که در اين بين نيز 9/48 درصد (3522 نفر) داراي مدرک ليسانس هستند. باز هم با کسر اين رقم از تعداد کل مشخص می‌گردید که تنها 3678 نفر داراي مدرک فوق‌ليسانس و دکترا بوده و در مجموع 1717 نفر کمتر از داوطلبان مجلس نهم بودند.
به زبان ساده‌تر که اگر قرار بود مبتني بر قانون جديد تنها از دارندگان مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد و دکترا ثبت‌نام صورت بگيرد، در انتخابات دور هفتم تعداد 3759 نفر و در مجلس هشتم تنها 3678 نفر ثبت‌نام مي‌کردند که اين آمار فاصله قابل‌توجهي با تعداد 5395 نفر در انتخابات مجلس نهم داشت. به واقع در اين دوره تعداد داوطلبان ثبت‌نام‌کننده نسبت به مجلس هفتم ۵/۴۳ درصد و نسبت به مجلس هشتم ۷/۴۶ درصد افزايش یافته بود.
اين نتايج به‌خوبي نشان مي‌داد که بيشترين داوطلب نمايندگي در دوره مجلس نهم به ثبت رسيده است و اين در حالي بود که نام‌هاي پرادعاي جريان فتنه، با اتخاذ سياست تحريم از ثبت‌نام خودداري کرده بودند. نتايج مذکور به خوبي شکست فاحش طراحان سناريوي تحريم را در اولين گام در فرايند انتخابات مجلس نهم آشکار مي‌ساخت و همه مومنان و دلسوزان نظام اسلامي را به برگزاري انتخاباتي بي‌نظير و باشکوه در اسفندماه آن سال اميدوار مي‌کرد.


 

صفحه 10
بین الملل

 

 

غرب به‌دنبال واژه‌سازی انحرافی
قاسم غفوری

واژه‌سازي و ايجاد مفاهيم ساختگي از جمله کارکردهاي نظام سلطه براي توجيه رفتارهاي جنگ‌طلبانه و سلطه‌جويانه است. نمود عيني اين رفتار را در يک دهه اخير مي‌توان مشاهده کرد، به‌گونه‌اي که غرب با واژگاني نظير مبارزه با تروريسم، امنيت جهاني، حقوق بشر، رسالت جهاني غرب براي نجات بشريت از جنگ، کشتار و حتي بازسازي کشورها و زدودن فقر و ويراني از چهره جهان و... به توجيه جنگ‌افروزي‌هاي خود پرداخته است. جالب توجه آنکه آنها در اين عرصه، کشتار چند ميليون نفر انسان را امري مجاز دانسته و به نوعي، آن را هزينه ساخت جهاني نوين عنوان مي‌کنند. اکنون در آستانه سال 2014، غرب همچنان با ناديده گرفتن جنايات و فجايعي که واژه‌سازي‌هايش به همراه داشته، به دنبال اين مفاهيم جديد است تا سال 2014 را با ابعاد جديدي آغاز کند. از هم‌اکنون مي‌توان گفت که سال 2014 سال جنگ‌هاي جديد خواهد بود که محور آن را نيز آفريقا و در مواردی غرب آسيا (خاورميانه) تشکيل مي‌دهد.
غرب درکنار مفاهيم قديمي و جديد متعددي که به‌کار مي‌گيرد اکنون به‌دنبال گسترش و نشر واژه‌اي به نام افراط‌گرايي است. هر چند که در ظاهر، افراط‌گرايي مطرح شده ادامه سناريوي طرح مبارزه با تروريسم و القاعده است، اما در ساختار ديدگاه غرب، اين واژه تعابير جديدي به خود گرفته که در وراي آن اهداف فراتر از توجيه جنگ‌طلبي غرب نهفته است. افراط‌گرايي در ادبيات گفتار و سياسي جهان، واژه‌اي جديد نیست و از گذشته تاکنون مطرح بوده، اما آنچه غرب به دنبال آن است، مفهوم‌سازي جديد از اين واژه است.
در‌انديشه‌هاي اسلامي، افراط‌گرايي برابر با تحجر و رفتارهاي برگرفته از جهل و جمود است که نمود عيني آن را در خوارج مي‌توان مشاهده کرد. براساس انديشه‌هاي اسلامي، در عصر حاضر، وهابيت، تکفيري‌ها، سلفي‌هاي جهادي، بهائيت و در مجموع، فرقه‌هاي ساخته شده از سوي غرب که ادعاي اسلام و دين را يدک کشيده و به اين نام به کشتار و جنايت و تحقق خواسته‌هاي غرب مي‌پردازند، افراط‌گرايي اطلاق مي‌شود. مسئله افراط‌گرايي صرفاً شامل فرق و يا مسائل مطرح در جهان اسلام نیست، بلکه هر نگرش غير ديني که قدرت و جاه‌طلبي را سرلوحه کار خويش داشته باشد در جمع افراط‌گرايي است؛ اصلي که در تمام اديان الهي به آن تأکيد شده و آن را آفت جهاني دانسته‌اند. براساس اين تعريف جامع و جهاني، رژيم صهيونيستي و نظام سلطه و امپرياليسم، شالوده و اساس افراط‌گرايي هستند.
نکته قابل توجه در باب افراط‌گرايي، تعريف جديد و انحصاري غرب از آن است. برآيند تبليغاتي غرب نشان مي‌دهد که يک مفهوم در ويژه‌سازي افراط‌گرايي تعريف شده است و آن اينکه هر حرکتي که مغاير با خواست و ديدگاه غرب باشد، افراط‌گرايي بوده و بايد به مقابله با آن پرداخت. در اين تعريف، هر چند ادعا مي‌شود که القاعده و گروه‌هاي تروريستي، محور افراط‌گرايي هستند، اما در نهايت، غرب دامنه اين واژه‌سازي را چنان گسترش داده که جبهه مقاومت را برابر با افراط‌گرايي معرفي کرده و چنان عنوان مي‌دارد که هر جريان و گروه و کشوري که به مقابله با خواسته‌هاي غرب بپردازد، افراطي است و جهانيان بايد به مبارزه با آن بپردازند!
غرب با اين رويکرد تلاش دارد تا در کنار توجيه جنگ‌افروزي و حضور نظامي در جهان چند اصل را اجرايي سازد. نخست آنکه غرب بيداري اسلامي در کشورهاي عربي و آفريقايي را مغاير با منافع خود دانسته و به‌دنبال مصادره و تبديل حرف‌هاي مردمي به فرصتي براي رسيدن به منافع خويش است. آمريکا اکنون در کنار جريان‌سازي سياسي چنان تبليغ مي‌کند که حرکت‌هاي مردمي برگرفته از افراط‌گرايي است که کشورها را به سمت نابودي مي‌برد. غرب با فضاسازي‌ها و ايجاد هراس در صحنه جهاني سعي دارد تا از يک‌سو مردم را از حضور در ميدان قيام دلسرد و خانه‌نشين سازد و از سوي ديگر ايجاد نظام‌هاي برآمده از ديدگاه غرب در کشورهاي هدف براي به اصطلاح جلوگيري از افراط‌گرايي را توجيه کند. نمود عيني اين امر را در مصر، تونس، ليبي و حتي در کشورهاي آفريقايي مالي، نيجر، نيجريه، آفريقاي مرکزي مي‌توان مشاهده کرد که غرب با ادعاي مقابله با افراط‌گرايي دخالت سياسي و نظامي گسترده‌اي داشته و به دنبال تشکيل دولت به اصطلاح ضد افراط‌گرايي و در اصل دولتي دست‌نشانده و مطيع اهداف خويش است.
دوم آنکه غرب به‌دنبال تغييراتي در ساختار غرب آسيا (خاورميانه) و جهان اسلام است و آن ساختن دشمنان حاشيه‌اي براي فراموش کردن دشمن اصلي و حتي استفاده از اين مسئله براي اجراي روند سازش است. جهان اسلام همواره تأکيد دارد که رژيم صهيونيستي و آمريکا دشمن اصلي منطقه و جهان اسلام هستند که براي رسيدن به منافع خود از هيچ جنايتي فروگذار نيستند، چنانکه ميليون‌ها مسلمان و غيرمسلمان را به خاک و خون کشيده‌اند. غرب با واژه افراط‌گرايي به‌دنبال پنهان‌سازي نقش خود و صهيونيست‌ها در بحران‌هاي منطقه است و همزمان تلاش دارد تا سازش با غرب و صهيونيست‌ها را راهکار مقابله با افراط‌گرايي معرفي کند. آمريکا اکنون به دنبال اجراي روند سازش در منطقه است که براساس آن کشورهاي عربي و اسلامي با غرب و صهيونيست‌ها در کنار يکديگر قرار مي‌گيرند تا به‌اصطلاح با افراط‌گرايي مبارزه کنند. نمود عيني اين امر را در رويکرد برخي کشورهاي عربي از جمله عربستان با رژيم صهيونيستي براي مقابله با جبهه مقاومت مي‌توان مشاهده کرد که با ادعاي مبارزه با افراط‌گرايي صورت مي‌گيرد. جالب توجه آنکه غرب سعي دارد تا واژه افراط‌گرايي به عنوان تهديد اول منطقه را در ادبيات گفتاري سران و مقامات کشورهاي منطقه نهادينه سازد، به‌گونه‌اي که آنها در مواضع و سخنان خود به جاي آنکه آمريکا و رژيم صهيونيستي را محور بحران‌هاي منطقه معرفي کنند و خواستار وحدت براي مقابله با آنها شوند، افراط‌گرايي را دشمن معرفي می‌کنند. سناريوي غرب چنان طراحي شده که جهان اسلام را درگير چالش‌هاي داخلي کنند و از رويکرد به ديگر معادلات از جمله سلطه‌گري صهيونيست‌ها و آمريکا دور سازند. مسئله‌اي که زماني با نام مبارزه با تروريسم و القاعده صورت مي‌گرفت اکنون با سناريوي افراط‌گرايي به دنبال تحميل نظرات و خواسته‌هاي خود به کشورهاي اسلامي است که مهم‌ترين خطر آن نيز تبديل شدن صهيونيست‌ها و آمريکا به دشمن فرضي است که عملاً ريشه تمام بحران‌هاي منطقه است.
تهديد بزرگ آنجاست که صهيونيست‌ها و آمريکا خود ريشه و محور افراط‌گرايي هستند، چراکه از يک‌سو خود مجري سياست‌هاي افراطي و نژادپرستانه هستند و از سوي ديگر براي رسيدن به منافع خود به ترويج گروه‌هاي افراطي نظير تکفيري‌ها و وهابيون مي‌پردازند. رفتارهايي که در نهايت به تشديد بحران و ناامني در منطقه منجر شده است. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت که دشمن اصلي منطقه، همچنان صهيونيست‌ها و آمريکایی‌ها هستند و افراط‌گرايي در مرحله بعدي قرار دارد و نبايد گرفتار فريبکاري غرب مبني بر معرفي افراط‌گرايي به عنوان دشمن اول منطقه بود، بلکه بايد در چارچوب مقاومت به مبارزه با صهيونيسم و آمريکا ادامه داد؛ چراکه نتيجه نهايي اين مبارزه نيز به نابودي افراط‌گرايي به عنوان زاده سياست‌هاي غربی‌ها و صهيونيست‌ها منجر خواهد شد.


ليبي از انقلاب تا ناامني مداوم
رضا اشرفي

پس از اينكه در ليبي انقلاب شد و نيروهاي ناتو مقرهاي مختلف سرهنگ قذافي را بمب‌باران كردند و وي پس از مدتي جنگ و گريز كشته شد،‌ انتظار مي‌رفت كه اوضاع سياسي ـ اقتصادي اين كشور به زودي به حالت عادي باز نگردد. اين مسئله دلايل مختلفي دارد كه سبب شد، بحران هنوز در ليبي وجود داشته باشد و مردم را با مشكلات زيادي مواجه كند.
مي‌توان گفت اولين مشكلي كه گريبان مردم ليبي را گرفته به تحولات پس از انقلاب و اوضاع حكومتي مربوط است. مردم در هنگام انقلاب همواره شعارهاي اسلامي سر مي‌دادند و انتظارشان اين بود كه يك دولت ديني با آيين و قوانين اسلامي بر كشور حاكم شود. انتظاري كه بسياري از كشورهاي خاورميانه را در بر مي‌گيرد، اما همواره مشكلاتي جلوي پاي آنها گذاشته است. دولتي كه اكنون قدرت را به‌طور نسبي در اين كشور در اختيار دارد از عناصر سكولار و حتي لائيك تشكيل شده كه نگاه به بيرون و به‌خصوص آمريكا دارد تا ابتدا خود را حفظ كند و سپس در صورت لزوم و توانايي، امنيت و معيشت مردم را تأمين كند. اين در حالي است كه ليبي در حال حاضر به لحاظ امنيتي در وضعیت بسيار نامناسبي قرار دارد و هر روز خبرهايي مبني بر تظاهرات، تيراندازي،‌ بمب‌گذاري و... از اين كشور منتشر مي‌شود.
مشكلاتي كه عمده آنها از سوي دولت نشئت مي‌گيرد سبب شده تا يك مركز مديريت شده براي حفظ امنيت در كشور وجود نداشته باشد و پليس نتواند به فعاليت‌هاي معمولي خود ادامه دهد. بنابراين طبيعي است كه گروه‌هاي سودجو در اين مواقع همواره در پي تأمين منافع غيرقانوني خود هستند. در نبود امنيت نبايد شك كرد كه معيشت مردم نيز دچار مشكل شده و اين چرخه به راحتي فضاي اجتماعي، ‌فرهنگي، ‌اقتصادي و سياسي را به هم خواهد ريخت؛ اما نبايد فراموش كرد فقدان امنيت در ليبي تنها متأثر از فضاي داخلي اين كشور نيست. به اين علت كه قدرت‌هاي خارجي به‌خصوص كشورهاي آمريكا، ‌انگليس، فرانسه،‌ ايتاليا و... كه منافع گوناگون و متفاوتي در اين كشور دارند، اجازه نمي‌دهند كه مردم به راحتي به خواسته‌هاي خود برسند. علت اصلي اينكه دولت و حاكميت در اين كشور سكولار است، به قدرت كشورهاي بيروني مربوط است.
در چنين اوضاعی انقلابيوني كه خود را دست خالي و انقلاب‌شان را دزديده شده قلمداد مي‌كنند، ‌سكوت نخواهند كرد. همين مسئله به خودي خود زمینه‌ای را فراهم مي‌كند كه شورشيان نيز بار ديگر دست به اسلحه ببرند. پس از انقلاب و دخالت ناتو در ليبي كه فروپاشي حكومت قذافي را به همراه داشت، هنوز سلاح در دست بسياري از مردم قرار دارد. مسلح بودن مردم در اوضاع بحراني براي هر كشوري بسيار خطرناك است. در حال حاضر كه عده‌اي از مخالفان دولت موافق سياست‌هاي جاري نيستند، بخش‌هاي نفتي كشور را تحت سيطره خود درآورده و به راحتي اجازه نمي‌دهند كه نفت كشور به فروش برسد. ليبي در مواقع عادي حدود يك ميليون‌وپانصد هزار بشكه نفت صادر مي‌كرد، در حالي كه هم‌اكنون ميزان صادرات به سيصد تا چهارصد هزار بشكه رسيده است و آن هم به راحتي وارد چرخه اقتصادي اين كشور نمي‌شود. طبيعي است وقتي كشوري كه وابسته به يك محصول مشخص است و آن هم به اين شكل آسيب مي‌بيند، نمي‌تواند به راحتي زندگي عادي را به جريان بيندازد. اوضاع نامناسب اقتصادي و امنيتي سبب شده كه در بسياري از مناطق قوميت‌هاي مختلف دست به كار شده و براي تأمين معيشت و امنيت قوم و منطقه خود به سمت خودمختاري متمايل شوند.
در حال حاضر در بسياري از مناطق ليبي چنين خطري ديده مي‌شود و دولت نيز نمي‌تواند اقدامات لازم را انجام دهد، دليل اصلي آن نيز اين است كه به دلايلي كه عنوان شد از مشروعيت لازم در ميان مردم و انقلابيون برخوردار نيست. در كنار اين مسئله جدال در كشورهاي مختلف براي تأمين منافع خود و به در كردن رقيب همیشه وجود دارد. در ميان كشورهاي غربي (آمريكايي ـ اروپايي) اختلاف منافع همواره وجود دارد، به‌ویژه در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي. به‌خصوص كه در ليبي، ايتاليا به دلايل تاريخي خود را صاحب حق مي‌داند. اما آنچه كه امروزه در ليبي ديده مي‌شود بيشتر تقابل روسيه و آمريكا است. در ليبي كه پيش از اين نگاهي چپگرايانه وجود داشت هنوز تمايلات شرقي به‌ويژه به سمت روسيه وجود دارد. ليبي به لحاظ نظامي و حتي دوران فعاليت‌هاي هسته‌اي همواره به روسيه وابسته بود. آمريكا هميشه سعي دارد كشورهايي را كه به‌لحاظ تسليحاتي وابسته به روسيه هستند در آنجا نفوذ كرده و وابستگي تسليحاتي آن را تغيير دهد. اين رويكرد در حال حاضر در ليبي نيز وجود دارد. همين مسئله خود به خود رقابت و دشمني را بين دو كشور افزايش داده و اوضاع سياسي ليبي را با چالش جديدي مواجه مي‌كند. چون همواره با واكنش رقيب مواجه مي‌شود مجموع اين عوامل سبب شده تا ليبي طي ماه‌ها و سال‌هاي پس از انقلاب و فروپاشي حكومت معمر قذافي دوران آرامي را سپري نكند.


از نگاه دیگران

محاصره، يک لکه ننگ است
نوار غزه همچنان تحت محاصره است و حدود دو ميليون نفر از کمبود مواد غذايي و دارويي و نيز مايحتاج زندگي چون آب و برق و نبود امکانات بهداشتي رنج مي‌برند. وضعیت نامناست زندگی آنان سبب شده که محيط زيست‌شان آلوده و بيماري‌هاي مسري رايج شود.
چرا جهان آزاد در برابر چنين فاجعه‌ای سکوت کرده است و شاهد اين جرم بين‌المللي است؟ آيا شوراي امنيت در انتظار مرگ اين افراد نشسته است تا محکوميت اين اقدام را صادر کند؟ هرچند که دراين لحظه نيز آمريکا چنين قطعنامه‌اي را محکوم و وتو خواهد کرد!
پرسشی که در اينجا مطرح مي‌شود اين است که چرا ملتي تحت اشغال، محاصره هم مي‌شود؟ آيا به گناه شرکت در تنها انتخاب دموکراتيک زندگي‌شان مجازات مي‌شوند و يا به دليل پيروزي حماس در اين انتخابات. کساني معتقدند که علت يک مجازات چند ساله عليه ساکنان نوار غزه، انتخاب جنبش حماس است، ولي بايد به خاطر داشت که جنبش حماس منتخب ملت فلسطين، هم در نوار غزه و هم در کرانه باختري بود. در همين حال کساني هم معتقدند که محاصره به دليل موجوديت است و حکومت حماس در نوار غزه بوده و افرادي هم بر اين باورند که محاصره به دليل رهبري مقاومت توسط جبهه حماس است.
صرف‌نظر از صحت همه اين احتمالات؛ نمي‌توان جنبش حماس را با محاصره از قدرت دور کرد و يا به حاشيه راند. پس هدف اصلي محاصره به زانو درآوردن ملت فلسطين است، نه حماس. جهانيان با سکوت خود دست در دست جانیان نهاده‌اند.
روشن است که اين محاصره مجازاتي دسته‌جمعي عليه ملت فلسطين در نوار غزه و نقض آشکار حقوق بشر و حقوق بين‌الملل است. گرچه افراد نام‌هاي متفاوتي بر اين وضعيت نهاده‌اند، اما در واقع همه آنها از يک حقيقت يکسان خبر مي‌دهند؛ نوار غزه به دليل محاصره در آستانه يک فاجعه انساني قرار دارد، زيرا تنها نيروگاه نوار غزه با مشکل مواجه شده است و ديگر شهروندان اين منطقه که تحت محاصره شديد آبي، هوايي و زميني هستند ديگر آب آشاميدني و برق و غذا ندارند.
در اين وضعيت بايد محاصره را شکست و راه‌هاي نوار غزه را به جهان باز کرد. اين محاصره طولاني شده و همه آزادي‌خواهان بايد به حرکت درآمده و آن را بشکنند، زيرا تداوم محاصره، ننگي بر پیشانی بشريت است.
منبع: روزنامه فلسطین
مترجم: سحر دولتیان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 603

توانمندی‌های جنگ نامتقارن ایران امری مسلم است
ایرنا (27/9/1392): «آنتونی کوردزمن» از تحلیلگران ارشد آمریکا در امور ایران اعتراف دارد که «تقویت و توسعه توان موشکی و توانمندی‌های جنگ نامتقارن ایران، امری مسلم است.» عضو اندیشکده آمریکایی مرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی در مقاله‌ای که در پایگاه اطلاع‌رسانی این اندیشکده منتشر شد، نوشت: تقویت و توسعه توان موشکی و توانمندی‌های جنگ نامتقارن ایران امری مسلم است و این کشور همچنان با استفاده از نیروی قدس، سرویس‌های اطلاعاتی و دیپلمات‌هایش تلاش دارد محور نفوذ خود را گسترش دهد.
سناتور ارشد آمریکا: ما با هم علیه ایرانی‌ها هستیم
فارس(28/9/1392): سناتور ارشد آمریکایی گفت: لایحه تحریم‌های ضد ایرانی در حال آماده شدن است. سناتور مارک کرک، سناتور بلندپایه جمهوری‌خواه در کنگره آمریکا گفت: که لایحه تحریم‌های ایران در حال آماده شدن است و وی خوش‌بین است که اعضای سنا آن را پیش خواهند برد. وی گفت: «این لایحه در حال آماده شدن است. من داشتم با سناتور شومر درباره پیشرفت آن صحبت می‌کردم. امیدوارم این کار را انجام دهیم و آن را با باب منندز پیش ببریم.» مارک کرک که از جمله نگارندگان تحریم قبلی علیه ایران بود، افزود که زمان تقدیم این لایحه و هرگونه ملاحظات دیگر درباره آن در سنا به عهده سناتور همتای وی در مجلس سنا یعنی آقای رابرت منندز، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا و سناتور هری رید، رئیس کمیته اکثریت این مجلس است.
توجیهات وزارت خارجه آمریکا
باشگاه خبرنگاران(24/9/1392): مقام‌های آمریکایی می‌گویند اضافه شدن نام‌هایی تازه به فهرست تحریم‌های ایران، به تحریم‌هایی مربوط می‌شود که پیش از این علیه ایران وضع شده بود و تهران این موضوع را می‌داند. ماری هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، این موضوع را که اضافه شدن چند فرد حقیقی و حقوقی «خلاف روح تحریم‌های ژنو» است رد کرده و مدعی است که این موضوع به اطلاع مقام‌های ایرانی رسیده بود. ماری هارف می‌گوید طی تمام مذاکرات اتمی با تهران، مقام‌های آمریکا «صریح و بی‌پرده» با مقام‌های ایرانی گفت‌وگو کرده و گفته بودند که نام‌‌گذاری در فهرست تحریم‌ها ادامه خواهد داشت.
طرح کنگره برای تغییر شرایط توافقنامه ژنو
فارس(24/9/1392): چند نماینده کنگره آمریکا از جمله «پیتر روسکام» سناتور ایالت ایلینویز، «ریچارد مک کول» سناتور جمهوریخواه ایالت تگزاس، «جن گرین» و سناتور «دانیل لیپینسکی» روز پنج‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای خواستار تنظیم مجدد وضعیت توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 که اواخر ماه قبل میلادی در ژنو به دست آمد، شدند. در این بیانیه تصریح شده است که ایران باید به‌طور کامل همه تأسیسات غنی‌سازی خود را برچیند و ساخت موشک‌های پیشرفته را متوقف کند، از حمایت از سازمان‌های تروریستی دست بردارد و نقض حقوق بشر را کاهش دهد. این بیانیه می‌افزاید: گروه 1+5 باید در صورتی توافق نهایی با ایران را امضا کند که این شرایط به دست آمده باشد.
مک‌کين: ايران نبايد حق غني‌سازي داشته باشد
باشگاه خبرنگاران(25/9/1392): سناتور آمريکايي تأکيد کرد نبايد حق غني‌سازي ايران به رسميت شناخته شود. سناتور جان مک کين گفت: «در پايان شش ماه و اگر مذاکرات نتيجه ندهد، احتمال اينکه يک لايحه تحريم تصويب کنيم، زياد است. در مورد اطلاعات نيز بايد بگويم که جان‌کري ديدگاه‌هاي خود را ارائه مي‌کند و اين طور نيست که واقعيت را نگويد بلکه ديدگاه‌هاي او با ديدگاه من متفاوت است. برنامه ايران هنوز ادامه دارد: سانتريفیوژهاي‌شان هنوز مي‌چرخند و اطراف تأسيسات اراک نيز به کار ساخت‌وساز خود ادامه مي‌دهند. ما مکث کرده‌ايم در حالي که آنها به فعاليت خود ادامه مي‌دهند.
گزارش سوزان رایس به صهیونیست‌ها
فارس(26/9/1392): مشاور امنیت ملی کاخ سفید با هیئت صهیونیستی در واشنگتن درخصوص توافق هسته‌ای «ژنو» دیدار و مشورت کرده است. «سوزان رایس» مشاور امنیت ملی «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا میزبان یک سری نشست‌ها با مقامات صهیونیستی برای بحث درباره توافق هسته‌ای ایران و 1+5 در «ژنو» بود. کاخ سفید در بیانیه‌ای درخصوص این دیدار سوزان رایس با مقامات صهیونیستی گفت: در حین این دیدارها، تیم آمریکایی بر هدف اوباما در جلوگیری ایران از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای تأکید کرد.


هویت 334


فرانسه: نقض حقوق کولی‌های روما
در اقدامي كه نهادهاي حقوق بشر آن را مغاير با اصول انساني دانسته‌اند، در ادامه برخوردهاي جنجال‌برانگيز پاريس با کولي‌هاي روما، مقام‌هاي دولتي فرانسه حدود ۸۰۰ مهاجر روما را از اردوگاهي در شمال اين کشور بيرون کرده‌اند.حدود ۳۰۰ نيروي پليس فرانسه با حمله به اردوگاه کولي‌هاي روما در منطقه «سينت کوئين» واقع در حومه شمال فرانسه، صدها روما از جمله زنان و کودکان را وادار کردند تا اين اردوگاه را تخليه کنند. اين منطقه زاغه‌نشين، يکي از بزرگ‌ترين اردوگاه‌هاي کولي‌هاي روما در فرانسه است. يک گروه حقوق بشر مدافع حقوق روماها از اقدام دولت فرانسه در اخراج روماها به‌عنوان «يک عمليات کاملاً خشونت‌آميز» که صدها نفر را همزمان با شروع فصل زمستان، آواره خيابان‌ها کرده است، نام برد. در سال ۲۰۱۲ نيز حدود ۳۷ هزار مهاجر، عمدتاً کولي‌هاي روما، از فرانسه اخراج شدند که اين آمار از افزايش ۱۲ درصدي اخراج روماها در مقايسه با سال ۲۰۱۱ ميلادي حکايت دارد.
آمریکا: ضبط روزانه ۵ میلیارد سابقه از کاربران گوشی همراه

روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست به‌تازگی افشا کرده آژانس امنیت ملی آمریکا روزانه تقریباً پنج میلیارد سابقه از کاربران گوشی‌های همراه را ضبط می‌کند. این اقدام به موجب برنامه‌ای انجام می‌شود که بر اطلاعات بسیار شخصی درباره مکان افراد و سفرهای آنها به نقاط مختلف نظارت می‌کند و آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. این روزنامه آمریکایی به اسنادی استناد کرده که ادوارد اسنودن، تحلیلگر سابق سازمان سیا و افشاگر برنامه‌های جاسوسی آمریکا در اختیار این سازمان قرار داده است. آژانس امنیت ملی حرکت‌های دست‌کم صدها میلیون گوشی همراه را ردیابی می‌کند. این بدین معنی است که این سازمان آمریکایی می‌تواند افراد را از طریق گوشی‌های همراه آنها تا خصوصی‌ترین مکان‌هایی که می‌روند ردیابی کند. اطلاعاتی که آژانس امنیت ملی به آنها دسترسی دارد، می‌توانند برای بررسی الگوهای رفتاری افراد مورد استفاده قرار گیرند تا اطلاعات شخصی افراد و ارتباط بین آنها آشکار شود.
کانادا: جاسوسي برای آمریکا

در حالي که سران كانادا خود را ناجي حقوق بشر معرفي مي‌كنند، رسانه‌هاي کانادايي اعلام کرده‌اند اين کشور در خارج براي آژانس امنيت ملي آمريکا جاسوسي می‌کند. شبکه راديو و تلويزيون دولتي سي‌بي‌سي کانادا با استناد به يک سند آژانس امنيت ملي آمريکا که ادوارد اسنودن، مشاور سابق آژانس افشار کرد، اعلام کرد اتاوا به درخواست صريح آژانس امنيت ملي آمريکا مراکز جاسوسي در خارج به وجود آورده است. درباره علاقه آمريکايي‌ها براي فعاليت کانادايي‌ها در اين سند تصريح شده است: مرکز امنيت ارتباطات دور کانادا، دسترسي خود به برخي مناطق را که براي آمريکا غير قابل دسترسي است، با آژانس امنيت ملي آمريکا قسمت مي‌کند. اين سند که همکاري تنگاتنگ ميان دو دستگاه اطلاعاتي را که به تبادل کارکنان نيز اقدام مي‌کنند، تشريح می‌کند، همچنین خاطرنشان مي‌کند هريک از طرفين مي‌خواست همکاري‌ها بيشتر گسترش يافته و تقويت شود.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت الله جوادی آملی
منافقان مردم را ناامید می‌کنند

خطبه 194 نهج‌البلاغه درباره منافقان است. قرآن و عترت كه هماهنگند و قرآن ثقل اكبر است، راهنمای كیفیت رهبری ثقل اصغر هم خواهد بود. قرآن كریم در سوره مبارکه «بقره» مردم را به مؤمن و كافر و منافق تقسیم كرد، این به منزله عنوان این كتاب است، بعد در سوره‌های مستقل ـ مؤمنون، منافقین و كافرون ـ همه اینها را تبیین كرد، گذشته از آیات جداگانه‌ای كه در ضمن سوره‌های دیگر آمده است. در نهج‌البلاغه علوی (سلام‌الله علیه) هم بشرح ایضاً؛ حضرت در آغاز سخنانش مردم را به مؤمن و كافر و منافق تقسیم كرد، بعد در خطبه‌های جداگانه، خطبه «متّقین»، خطبه‌ «منافقین» و خطبه‌ای درباره كفّار، مبسوطاً اوصاف اینها را تشریح می‌كند.
شرح آیات قرآن كریم را می‌توان در سخنان نورانی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) مخصوصاً امیر بیان یافت؛ خطبه‌های آن حضرت به‌منزله سوره‌های قرآن است لكن تفسیر سُوَر، تحلیل آیات، تحریر كلمات و شرح جُمَل است. اگر ذات اقدس الهی خطوط كلّی نفاق و اوصاف منافقین را تبیین كرد، وجود مبارك امیرمؤمنان (سلام‌الله ‌علیه) اوصاف منافقان را مبسوطاً تحلیل كرد.
این خطبه را حضرت در اوّلین جمعه بعد از خلافتش ایراد كرد. وجود مبارك حضرت، مشكل حكومت را منافقان از یك سو؛ خُلق و خوی مستور نفاق در خیلی از كارگزاران و دولتمردان و دولتمداران از سوی دیگر؛ خصلت زشت نفاق كه تنیده در برخی از مردم است از سوی سوم می‌داند. این مثلث حضرت را وادار كرد تا در اولین خطبه جمعه بعد از خلافت، مسئله نفاق را به این صورت گسترده بیان كند كه نفاق چیست [و] منافق چه كسی است.

گوشه‌ای از اوصاف منافقان
فرمود: «أُوصِیكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ». مسئول یك مملكت رهبر یك مملكت، مدیر یك مملكت، باید دولت و دولتمردان و ملت و ملتمداران را هشدار بدهد كه مبادا نفاق را نشناخته به دام نفاق بیفتند. منافق را نشناخته به دامن منافق بیفتند. فرمود من نفاق را معنا كنم، منافق را معرفی كنم كه مبادا این خصلت زشت در شما ظهور كند: اینها كسانی‌ هستند كه در هر جایی عضوی برای روز مبادا دارند، برای هر جایی یك گِریه نقد دارند، برای هر تاریكی، چراغ آماده‌ای دارند و برای نفوذ در دل هر كسی و هر بیتی، رابطی دارند؛ «بِكُلِّ طَرِیقٍ صَرِیعٌ وَ إِلَی كُلِّ قَلْبٍ شَفِیعٌ وَ لِكُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ»؛ فرمود برای نفوذ در هر بیت و قلبی، شفیعی دارند و واسطه‌ای دارند و هر جا بروید، آثار ترور و كُشتن توسط اینها هست، «لِكُلِّ لَیلٍ مِصْبَاحاً»؛ برای هر شبی، سراج و چراغی را آماده كرده دارند.
به یكدیگر كه می‌رسند، «یتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ وَ یتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ»؛ یكدیگر را مدح قرض می‌دهند؛ این از او تعریف می‌كند و انتظار دارد او هم تعریف بكند؛ در مجلسی كه كسی به كسی نیست، او وارد شرق مجلس شده، این در غرب مجلس برای او بلند می‌شود تا اینكه او هم جبران بكند؛ اینها احترام به یكدیگر قرض می‌دهند تشكر به یكدیگر قرض می‌دهند، تشویق به یكدیگر قرض می‌دهند و منتظر پاداشند؛ «یتَقَارَضُونَ الثَّنَاءَ وَ یتَرَاقَبُونَ الْجَزَاءَ». اینها كسانی هستند كه «حَسَدَةُ الرَّخَاءِ» هستند؛ «مُقنِطُوا الرَّجَاءِ» هستند؛ «مُؤَكِّدُوا الْبَلاَءِ» هستند، «قُلُوبُهُمْ دَوِیةٌ... قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ وَ فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَیاءُ»؛ حرف‌های شیرین می‌زنند، حرف‌های اینها شفابخش است، اما دل‌های اینها مریض است. فرمود اینها همه را به ستوه می‌آورند؛ ما یك مجاهد نستوه داریم و یك منافق بِستوه داریم؛ اینها همه را به ستوه می‌آورند. فرمود راه برای درمان اینها نیست؛ حرف اینها شفابخش است و فعل اینها بیماركننده است. آن هم بیماری واگیرِ علاج‌ناپذیر؛ دائی است عَیاء. دارد: «الداء العضال»، عُضال همین مُعضِل را می‌گویند و مُعضِل یعنی مشكل. فرمود این درد، درمان‌پذیر نیست، انسان را به اشكال گرفتار می‌كند، آدم را خسته می‌كند؛ می‌خواهد معالجه كند ظاهراً می‌پذیرد باطناً نمی‌گذارد، «یمْشُونَ الْخَفَاءَ»؛ آهسته می‌آیند، آهسته می‌روند و مدرك به دست كسی نمی‌دهند.
چند نمونه از تجلی آیات قرآن كریم
در خطبه محل بحث
شما می‌بینید غالب این سخنان نورانی، شرح آیات قرآنی است؛ آنجا فرمود: «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً» (بقره:ٴ 10)، اینجا آمده «قُلُوبُهُمْ دَوِیةٌ»؛ اینها داء دارند، مرض دارند؛ آنجا فرمود آنها اگر سخن گفتند، «تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ» (منافقون:4)؛ آنها حرفی زدند تو فوراً گوش می‌دهی از بس جاذبه‌دار است، از بس دلسوزانه سخن می‌گویند، اینجا فرمود: «وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ»؛ آنجا فرمود خطر مرموزانه است، اینجا آمده است كه «فِعْلُهُمُ الدَّاءُ الْعَیاءُ» ـ «عَی» یعنی خستگی ـ روش اینها دردی است كه پزشكان را خسته می‌كند. این (أَفَعَیینَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ) (ق:15)، «عَی» یعنی خسته شد.
اینها را در همان اولین جمعه بعد از خلافت تبیین كرد تا هم دولتمردان خود را از این خصلت نجات بدهد، هم مردم را بشناساند كه این خصلت پایانش چیست، هم مردم را آگاهی بدهد كه به دام این‌‌گونه از افراد نیفتند. فرمود هر جا سخن از رَخا و امید و عدالت و امثال ذلك است، اینها حسادت دارند؛ هر جا سخن از امید است اینها سخنان یأس‌آور می‌زنند كه دوستان را ناراحت كنند، دشمنان را خوشحال كنند. خب وقتی چهار جا مشكل هست و زمینه توسعه هست، چرا شما اینها را ناامید می‌كنید؟ فرمود: «وَ مُقنِطُوا الرَّجَاءِ»،-قُنوط یعنی یأس و ناامیدی.-فرمود: اینها فقط سوره یأس می‌خوانند و در قلم‌شان یا در قدم‌شان یا در سخن‌شان مردم را ناامید می‌كنند. در این انتخابات دیدید كارشان ناامید كردن مردم بود كه ـ به لطف الهی ـ مردم بزرگوار ایران اسلامی اینها را شناسایی كردند و طرد كردند.
وجود مبارك حضرت، سیمای حكومتش را از نفاق و منافقان تنزیه كرده است. لازم نیست كسی وارد كادر سیاسی یا نظامی منافقان معروف بیفتد، این اوصاف را می‌نشیند بررسی می‌كند، اگر ـ خدای ناكرده ـ در خود یافت كه خودش را تطهیر می‌كند و اگر ان‌شاءالله در خودش نیافت، شاكر است و خدا را شكر می‌كند و در آغاز همین خطبه آمده است: «نَسْألُهُ لِمِنَّتِهِ تَمَاماً وَ بِحَبْلِهِ اعْتِصَاماً»؛ از خدا می‌خواهد كه این منّت را و این نعمت را اتمام كند از یك سو؛ و توفیق اعتصام و تمسك به حبل متین را به او عطا كند از سوی دیگر؛ كه امیدواریم ذات اقدس الهی توفیق ادراك معارف الهی و اعتقاد به آنها و تخلّق به آنها و عمل به آنها و نشر آنها را نصیب همه ما بفرماید!
*خطبه اول نماز جمعه قم تاریخ ۱۶/۱/۸۷


مقداد _ 9
نخستین شیعیان

یکی از دوران حساس تاریخ اسلام، لحظه رحلت حضرت رسول اکرم(ص) و اتفاقات پس از این حادثه مصیبت‌بار بود. با رحلت پیامبر اعظم(ص) موجی از غم و اندوه جامعه اسلامی را فرا گرفت و در این میان عده‌ای بلافاصله با اغراض سیاسی و دنیاطلبانه در فکر انتخاب جایگزین برای رسول خدا(ص) افتادند. این در حالی بود که جانشین رسول خدا توسط خداوند متعال منصوب شده بود و حضرت رسول(ص) هم این انتصاب را به امت ابلاغ کرده بود.
در این برهه زمانی که امتحانی دشوار پیش روی امت اسلامی قرار گرفت، تنها عده‌ای محدود توانستند در راه حضرت رسول(ص) باقی بمانند و از مسیری که ایشان ترسیم کرده بودند منحرف نشوند.
از معدود افرادی که بعد از رحلت پیامبر(ص) در راه دفاع از حق و حقیقت و ولایت علوی ثابت‌‌قدم ماند، «مقداد» بود. او در چنین موقع حساسی، همراه با سلمان و ابوذر از علی(ع) دست بر نداشتند و به دنبال دیگران نرفتند؛ بر همین اساس است که ابی‌بکر حضرمی می‌گوید: امام باقر(ع) فرمود: مردم بعد از رسول خدا(ص) از مرام و مسیر پیامبر(ص) برگشتند، جز سه نفر: سلمان و ابوذر و مقداد.
مقداد بعد از رحلت رسول خدا(ص) کنار علی (ع) بود و در مراسم تدفین پیامبر(ص) شرکت کرد و بعد از رسول خدا(ص) در حقانیت خاندان ایشان ذره‌ای شک نکرد.
مقداد در این ایام به حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی ما را به چه کار دستور می‌دهی؟ سوگند به خدا اگر فرمان‌ دهی با شمشیر بجنگیم، خواهیم جنگید و اگر فرمان ‌دهی از جنگ خودداری کنیم، چنین خواهیم کرد. ما تسلیم توایم.»
مقداد همواره در حمایت از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) آمادگی خودش را اعلام می‌کرد. او پیوسته شمشیرش را روی لباسش می‌بست و به در خانه علی(ع) می‌آمد و به امام می‌گفت:
«ای علی، اگر هیچ کس شما را یاری نکند من در یاری شما کوتاهی نخواهم کرد و در پیروی از دستور شما حاضرم.»
به نظر می‌آید مقداد و سلمان و ابوذر، جزو اولین کسانی هستند که شیعه نامیده شدند. شیعه در لغت بر دو معنا اطلاق می‌شود: یكی توافق و هماهنگی دو یا چند نفر بر مطلبی؛ و دیگری، پیروی كردن فردی یا گروهی از فرد یا گروهی دیگر. در اصطلاح، شیعه به آن عده از مسلمانان گفته می‌شود كه به خلافت و امامت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ معتقدند و بر این عقیده‌اند كه امام و جانشین پیامبر(ص) از طریق نصّ شرعی تعیین می‌شود و امامت حضرت علی(ع) و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابت شده است.
اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان علی(ع)، نخست از طرف پیامبر اكرم(ص) صورت گرفته است. چنان كه سیوطی از جابر بن‌عبدالله انصاری و ابن‌عباس و علی(ع) روایت كرده كه پیامبر اكرم(ص) در تفسیر آیه‌ «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریّه» (بیّنه: 7) اشاره به علی(ع) كرده و فرموده‌اند: «تو و شیعیانت روز قیامت، رستگار خواهید بود.»


نقطه نظر
علیرضا منصوری

کیفیت رد مظالم
گاه ممكن است به هر دليلي خواسته يا ناخواسته مالي، كالايي، حق و حقوقي را به ناحق و از روي ظلم و يا به‌طور غير شرعي تضييع کنيم يا به آن خسارت وارد كنيم. يا در برخي موارد ممكن است فعل مكلف به يك ظلم معنوي منجر شود. مثل سبّ و تعرض به ديگران، تقبيح يا تحسين بي‌مورد اشخاص، گمراه کردن و به ضلالت كشيدنِ شخص يا عده‌اي، غيبت، تهمت، استهزا و....
در اين‌صورت جبران آن ظلم و بازگرداندن صحيح آن حق و حقوق يك وظيفه و واجب شرعي است و شخص ظالم بايد به نيابت از سوي صاحب اصلي مال بر فقرا انفاق كند، به تعبیر دیگر رد مظالم بپردازد.
در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان گفت: يا صاحبان اصلي و ميزان آن حق و حقوق مشخص هستند، در اين‌صورت بايد حقوق به همان اندازه مشخص به ايشان بازگردد یا صاحبِ ‌حق معلوم ولي ميزان حق نامشخص است؛ در اينجا بايد به‌گونه‌اي كه آبروي شخص ظالم به خطر نيفتد، رضايت صاحب حق را جلب کرد.
صاحب حق نامعلوم و مقدار ظلم مشخص و يا نامشخص است ـ موضوع بحث ردّ مظالم اينجاست ـ كه بايد مقدار مال تضييع شده را به عنوان مظالم عباد، از طرف صاحب اصلي‌اش به حاكم شرع ‌ردّ کند. اگر مظالم عباد از امور معنوي است،‌ بايد توبه كند و از درگاه خدا مغفرت بطلبد و گذشته را جبران کند.
چند نمونه:
شخصى مالی را دزدیده و بعداً پشیمان شده و مى‌خواهد به صاحبش برگرداند ولى به او دسترسى ندارد. در اين‌صورت اگر می‌تواند به هر طریقی رد کند و اگر نمی‌تواند از طرف او به حاکم شرع رد مظالم بدهد.
شخصی جنسی را خریده و پس از مدتی که از آن استفاده کرده فهمیده که مال دزدی بوده است، ولی صاحب آن مشخص نیست؛ اكنون باید به نرخ روز به حاکم شرع رد مظالم بدهد.
اگر به مظلوم دسترسي نداشته باشد، بايد با اذن حاکم شرع آن چه را بدهکار است به عنوان رد مظالم بدهد؛ اگر مظلوم مرده است، بايد به وارث او بدهد؛ اگر قدرت بر انجام اين کار ندارد، بايد با اذن حاکم شرع از طرف او رد مظالم کند.
اگر ظالم بتواند آن‌چه را که به مظلوم مديون است به او برساند، کفايت مي‏کند، گرچه او متوجه نشود و لازم نيست که از او حلاليت بخواهد يا او را متوجه کند و اگر نتواند بدون توجه به او برساند، بايد او را متوجه کند، مگر اينکه مفسده‏اي در کار باشد، که در اين صورت مي‏تواند با حاکم شرع در ميان بگذارد و از طرف او رد مظالم بدهد.
به نظر مراجع عظام براي پرداختن رد مظالم، اجازه مجتهد لازم است. مقام معظم رهبری احتیاط واجب داده‌اند که باید با اجازه حاکم شرع از طرف صاحب مال صدقه داده شود.


يادداشت
مهرعلی محمّدنژاد

دردِ دین در شعر پاسداران
سپاه به عنوان مولود تفکّر راهبردی حضرت امام(ره) و یادگار ارزشمند آن مجدّد قرن، بر مبنای اصل150 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، توفیق پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن را در برابر هر سه طیف تهدیدات سخت، نیمه سخت و نرم و کمک به توسعه و تعمیق انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور بر عهده دارد.
بدیهی است در مقطع حاضر که جنگ نرم بر سایر شقوق جنگ‌ها غلبه دارد؛ یکی از ابزارهای مهم، مؤثّر و کارآمد در خنثی کردن توطئه‌های گوناگون و متنوع دشمنان و ترویج فرهنگ دینی، بهره‌گیری از هنر گرانب‌های شعر به مثابه رساترین و گویاترین زبان است.
در طول 14 قرن، شعر متعهد شیعی، با تکیه بر ولایت علوی، زیباترین شکل تجلّی روح متعالی تشیع بوده که توفنده و استوار به پیش رفته و هرگز فرو ننشسته است.
شاعران ولایی با اقتدا به رهبران الهی خود، بر خلاف شاعران دست‌آموز و درباری، تعهد را پذیرفتند؛ ادب متعهد را پی ریختند و با مناعت طبع، در آسمان عزّت و آزادگی اوج گرفتند و با روحی زلال و عزمی استوار، به ترویج معارف رموز رستگاری، یعنی قرآن و عترت پرداختند. آنان به جای انداختن طوق ذلّت شاهان و درباریان وابسته بر گردن، لهیب عشق به ولایت را در دل شعله‌ور ساختند و تا آنجا پیش رفتند که حتّی عشق سرکش و شیدایی را درس‌آموز مرام خود کردند.
آنان جلوه‌های دیگری از راست‌قامتان شعر شیعی در طول تاریخ چون؛ سید حِمیَری، کُمَیت اسدی، فَرزدَق، ابوفُراس، دِعبِل خَزاعی، شیخ کاظم اُزری،، وصال شیرازی، فؤاد کرمانی و... هستند که با اشعار هاشمیات، میمیّه، تائیّه، عینیّه، هائیّه و... حقانیّت مرام علوی را در طول تاریخ به اثبات رساندند و این مسئولیّت هم اکنون بر دوش شاعران متعهد از جمله شاعران پاسدار در دوران معاصر است.
شاعران پاسدار با تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی و با تکیۀ بر ایمان و معنویّت، راست‌قامت و استوار، در قالب علم و هنر از جمله شعر، توانایی‌های شایسته‌ای از خود بروز داده و ثابت کرده‌اند که همانند سایر عرصه‌های انقلاب اسلامی، وجودی حاشیه‌ای نبوده و حتّی می‌توانند منشأ تحوّل و دگرگونی در این عرصۀ والای هنر نیز گردند.
در فرهنگ پاسداری شعر، نه یک هدف، بلکه ابزاری برای نیل به آن است و پاسداران، در عرصه‌های مختلف خوف و خطر انقلاب اسلامی، صداقت خود را بر همگان به اثبات رساندند و از شأن والایی در میان دوستان و حتّی دشمنان برخوردارند و این طور نیست که شعر به پاسدار بها بدهد، بلکه شعر با همۀ بزرگی‌اش به خود می‌بالد که خود را منتسب به پاسداران کند؛ همان‌گونه که سقّای دشت نینوا آبروی آب شد، نه اینکه آب، آبروی آن سردار عشق در کربلا گردید.
دل‌سروده‌های پاسداران، جان‌پرور و روح‌نواز، برخاسته از غوغای درون و دغدغه‌های بیرون آنان و بیانگر این مطلب است که آنها نیز همانند رهبران خود، «درد دین» دارند.


پای صحبت‌های سیدفضل‌الله محمدی «سیدسقا»
حق مرخصی‌ام را به رزمنده دیگری بخشیدم!

رحیم محمدی

در سال ۱۳۱۷ در یکی از روستاهای استان مرکزی متولد شده و از همان دوران کودکی سقایی را شروع کرده و تاکنون که ۷۵ سال از عمرش می‌گذرد در مجالس و مراسم‌ عزاداری سید و سالار شهیدان و در برنامه‌های مختلفی چون نمازهای جمعه، راه‌پیمایی‌ها و تشییع شهدا با پوشیدن لباس سقایی، به یاد لبان تشنه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) و یارانش در کربلا، تشنه‌لبان را سیراب می‌کند. به همین بهانه در آستانه اربعین حسینی گفت‌وگویی را با این بسیجی و رزمنده دوران دفاع مقدس انجام دادیم که در ادامه بخش‌هایی از آن آمده است.
* به سقایی انس و علاقه دارم
اسمش «سید فضل‌الله محمدی» و بچه ساروق اراک است و همان‌طور که خودش عنوان می‌کند سقایی را از دوران کودکی در عزاداری‌های امام حسین(ع) آغاز کرده و زمانی هم که به تهران می‌آید، باز هم سقایی را رها نمی‌کند. زیرا به گفته خودش انس و علاقه عجیبی به سقایی دارد و هر کس پیاله آبی از دستش می‌گیرد و می‌نوشد و سلام بر حسین(ع) و لعنت بر یزید می‌گوید، انگار بهترین پاداش‌ها را به او داده‌اند. به همین دلیل زمانی که به تهران می‌آید هر روز موقع نماز به مسجد فخرالدوله واقع در دروازه شمیران می‌رفته و در آنجا هم سقایی می‌کرده و این کار را در هر شرایطی انجام می‌داده است.
* بعضی وقت‌ها به متهمان پول تو جیبی می‌دادم!
در دوران طاغوت زمانی که فرزندانش بزرگ‌تر می‌شوند برای اینکه دوستان آنها به‌دلیل سقا بودن پدر، اذیت می‌شدند، برای سقایی به مناطق دورتر مانند امام‌زاده صالح می‌رفته و این روند ادامه داشته تا اینکه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی می‌رسد و فضای شهر حال و هوای انقلابی و اسلامی به خود می‌گیرد. سید سقا هم مانند خیلی‌های دیگر برای دفاع از انقلاب اسلامی، به‌صورت افتخاری وارد کمیته‌ انقلاب اسلامی می‌شود. سیدفضل‌الله درباره آن زمان می‌گوید: «آن زمان خانه و زندگی من هم مخلصانه در راه انقلاب اسلامی بود و من هم که آن موقع عضو کمیته انقلاب اسلامی منطقه ۷ تهران بودم به لحاظ خلق و خو و شرایط سنی، برای ارشاد مردم به سطح شهر اعزام می‌شدم و حتی در برخی مواقع به متهمان پول توجیبی هم می‌دادم.»
* لباس بسیجی پوشیدم و به جبهه رفتم
ولی این فعالیت‌ها سبب نمی‌شود تا دل سید سقا آرام شود، چون جهادی دیگر به وجود آمده؛ به همین دلیل لباس بسیجی می‌پوشد تا به این شکل رهسپار جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شود. سیدفضل‌الله از نحوه حضورش در جبهه چنین می‌گوید: «جبهه و جنگ که پیش آمد، دیدم اجازه نمی‌دهند به جبهه بروم به همین دلیل بنا به توصیه یکی از همین جوان‌هایی که مرا دوست داشت، با کمیته انقلاب اسلامی تسویه کردم و با ثبت‌نام در پایگاه شهید بهشتی، به‌عنوان بسیجی رهسپار جبهه‌های جنوب و دوکوهه شدم.» وی ادامه می‌دهد: «اولین حضور من در جبهه مصادف بود با عملیات والفجر مقدماتی؛ زمانی که به دوکوهه رسیدیم شهیدحاج‌ابراهیم همت فرمانده دلاور لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) در سخنانی به ما یادآور شد که اگر برای گذران وقت به اینجا آمده‌اید، توصیه می‌کنم برگردید. چون جنگ ما فقط با صدام نیست، بلکه با شرق و غرب است؛ دلیل این ادعا هم اسرایی است که از ۱۷ کشور در عملیات‌های مختلف توسط رزمندگان اسلام به اسارت درآمده‌اند.»
* در خط مقدم چاه کندم و به آب رسیدم!
از سیدفضل‌الله محمدی درخواست می‌کنم چنانچه خاطره‌ای از سقایی در جبهه‌ها دارد بگوید که این‌گونه بیان می‌کند: «در سال‌های اول جنگ و در عملیات والفجر مقدماتی زمانی که به سمت خط مقدم در حرکت بودیم، پیغام دادند باید دقایقی را توقف کنیم؛ ساعت به ساعت که می‌گذشت، مشکلات مانند تشنگی برای رزمندگان بیشتر می‌شد، به همین دلیل من که همیشه سقایی می‌کردم به فکر تهیه آب افتادم؛ در حالی که نشسته بودم به فکرم رسید با کلاه آهنی سرم مشغول کندن ماسه بادی‌های زیر پای‌مان بشوم تا به آب برسم؛ بدین شکل پس از حفر یک چاه تقریباً دو متری به آب رسیدم و توانستم بچه‌های رزمنده را خوشحال کنم.»
* حق مرخصی را به رزمنده دیگری بخشیدم
وی در خاطره‌ای دیگر یادآور می‌شود: «روزی قرار بود برای مرخصی به تهران برگردم، دیدم یکی از بچه‌های شاه‌عبدالعظیم می‌خواهد به مرخصی برود، ولی فرمانده‌مان به او مرخصی نمی‌دهد، لذا من مرخصی خودم را دادم به او؛ این باعث شد تا فرمانده به پاس این کار من به هر دوی‌مان مرخصی بدهد؛ چون از نظر سنی از بقیه بچه‌ها بزرگ‌تر بودم همیشه و در همه جا من به اصطلاح هوای سایر رزمنده‌ها را داشتم، به نحوی که گاهی بچه‌ها که می‌خواستند برای مرخصی ساعتی به اهواز بروند، پول توجیبی به آنها می‌دادم و عقیده داشتم آنها لایق‌تر از من هستند.»
* همراهی با دانش‌آموزان شاهد برکت داشت
سید سقا از سفرش به راهیان نور هم می‌گوید: «در پایان یکی از نمازهای جمعه که مشغول سقایی بودم تعدادی از دانش‌آموزان مرا دوره کردند و از دست من آب گرفتند و بعد درخواست کردند همراه‌شان تا راه آهن بروم؛ البته به همین جا ختم نشد، چون در آنجا بنا به اصرارشان من هم سوار قطار شدم؛ اما از آنجایی که وقتی لباس سقایی می‌پوشم، پولی برنمی‌دارم، به فکر این بودم چطور بروم و برگردم در حالی که پولی همراهم نیست؛ در همین فکر بودم و برای اولین و آخرین بار وقتی می‌خواستم برای بچه‌ها آب بریزم، دیدم از داخل کوزه اسکناس‌های سبز امام خمینی(ره) بیرون می‌آید؛ این اسکناس‌ها به قدری بود که با آن رفتم جنوب و سوغاتی خریدم و برگشتم.» وی می‌افزاید: «وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، متوجه می‌شوم این از برکت حضور در کنار فرزندان شاهد بوده، چون بچه‌هایی که همراه‌شان بودم همگی فرزندان شهدا بودند.»


گلی از باغ

شورای عالی دفاع به روایت مطبوعات
تاکنون نویسنده‌های مختلفی به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پرداخته‌اند که بیشتر جنبه خاطره‌نگاری داشته است، البته در بعد تحلیلی جنگ هم آثاری تولید شده است؛ اما این بار انتشارات «صفحه جدید» کتابی را به اهتمام «منصور کمالی» روانه بازار نشر کرده که به موضوع دفاع مقدس از منظر مطبوعات اشاره دارد. این کتاب که «شورای عالی دفاع به روایت مطبوعات» نام دارد و برای اولین بار در سال 92 به چاپ رسیده، با مقدمه دکتر «حسین اردستانی» آغاز می‌شود و طی آن در 9 فصل و 464 صفحه به اخبار و اطلاعیه‌های این شورا می‌پردازد.
در بخشی از این کتاب درباره نقش این شورا که به فرمان امام خمینی(ره) در 20 مهر 59 صادر شد، آمده است: «تا موقعی که جنگ‌افروزان به کار تجاوزگرانه خود ادامه می‌دهند، مراتب زیر اخطار و مقرر می‌شود: تبلیغات مطلقاً چه به‌وسیله رادیو، تلویزیون یا مطبوعات در تحت نظر شورای مذکور باید اجرا شود... سیاست خارجی مربوط به دفاع با شورای مذکور است و کسان دیگر بدون اجازه حق دخالت ندارند.»
در بخش دیگری به جاسوسی نمایندگان صلیب سرخ جهانی برای عراق اشاره می‌کند؛ آنجایی که در سال 63 به نقل از نماینده امام در این شورا آمده است: «نمایندگان صلیب سرخ گاهی اسرای تواب را که علاقه‌ای به رژیم عراق ندارند، اشتباه می‌گرفتند و مسائل محرمانه را به آنها می‌گفتند... یعنی مسائلی را از عراق به آنها می‌گفتند و اظهارات اسرای بعثی را به عراق می‌بردند. یکی از کارهای زشتی که با مأموریت صلیب سرخ منافات دارد آن است که نام‌های بعضی از اسرای عراقی که به جمهوری اسلامی علاقه‌مند شده‌اند و علاقه‌ای به رژیم عراق ندارند را به عراق ارسال می‌کردند، لذا خانواده آنها و آینده خود اینها در خطر می‌افتاد.»
فصول این کتاب هر کدام به‌طور جداگانه به یک سال از دفاع مقدس می‌پردازد و گزارش جلسات و مذاکرات درج شده در این مجموعه می‌تواند به‌عنوان یک مرجع مورد استفاده محققان و پژوهشگران قرار گیرد.


قبیله آفتاب

اين بار شهيد خواهم شد!
در حالي كه از دور مي‌آمد، مي‌خنديد. وقتي به ما نزديك شد، يك آيينه و يك شيشه عطر از جيبش بيرون آورد و به ما داد و گفت: «دوستان، من اين بار شهيد مي‌شوم؛ اين يادگاري را از من قبول كنيد تا هر وقت چشم‌تان به آنها افتاد، به ياد من بيفتيد.» ما گريه كرديم و گفتيم: اين چه حرفي است كه مي‌زني؟ مرتضی در جواب گفت: راست مي‌گويم؛ من اين بار شهيد خواهم شد. همان‌طور كه گفته بود، در حال خنثي كردن مين، به آرزوي ديرينه‌اش رسيد.
به نقل از همرزم طلبه شهيد مرتضي چوبداري
در دومين روز از سال 1348 در روستاي «گيسور» از توابع شهرستان گناباد، نوزادي از تبار افلاكيان ديده به جهان گشود. نام وي را مرتضي نهادند. پدرش كشاورزي ساده و بي‌آلايش، اما مزّين به دين و ديانت بود. دوران كودكي و تحصيلات ابتدايي را ـ در كنار كمك به پدر و مادر-ـ در زادگاهش سپري کرد و سپس براي ادامة تحصيل راهي شهرستان گناباد شد. سال اول راهنمايي را كه به پايان رساند، جذبه محبت عشق به او مهلت نداد و او را حجره‌نشين دلدار كرد و وارد حوزه علميه گناباد شد. او رفتن به جبهه را بر خود واجب مي‌دانست و آن را به ديگران نيز توصيه مي‌كرد. رفتاري متعادل و متين داشت. در مقابل پدر و مادر يا بزرگ‌ترها بسيار خاشع و فروتن بود. علاقه‌اش به مجالس مذهبي، روضه، نوحه‌خواني و نماز زياد بود و صدايي دلنشين داشت. مرتضي‌ با شروع جنگ تحميلي، در سن 17 سالگي فرمان جهاد پير جماران را لبيك گفت و عازم جبهه‌هاي نبرد حق علیه باطل شد. سرانجام هنگامي كه با سه نفر ديگر از دوستان خود براي خنثي كردن مين مشغول به كار بودند، در تاریخ (22/10/1365) در منطقه شلمچه بر اثر اصابت خمپاره دشمن و انفجار ماشين آنها، دعوت حق را لبيك گفت و به ملكوت اعلي پيوست و شعاري را كه به همسايگان گفته بود: «من شهيد مي‌شوم و شما بگوييد مرتضي، مرتضي شهادتت مبارك» بدين سان تحقق يافت.


 

صفحه 12 
هنر-همراهان

 

 

دبیر جشنواره مردمی فیلم عمار در گفت‌وگو با هفته‌نامه صبح‌صادق
به نگاه‌ها،‌ دغدغه‌ها و اعتقادات واقعی مردم توجه می‌کنیم

مجتبی برزگر

گام‌های اولیه جشنواره مردمی فیلم عمار همزمان با اولین سالگرد حماسه تاریخی نهم دی‌ماه در سال 89 برداشته شد و امسال در آستانه برگزاری چهارمین جشنواره عمار قرار گرفته‌ایم. جشنواره عمار بهانه‌ای شد تا درباره کم و کیف دوره‌های گذشته و اهداف و برنامه‌های این جشنواره با «حامد بامروت‌نژاد» دبیر اجرایی این جشنواره، به گفت‌وگو بنشینیم که در ادامه می‌خوانید.

* ابتدا در مورد زمینه‌های شکل‌گیری جشنواره عمار برای ما بگویید.
اولین جشنواره مردمی فیلم عمار همزمان با اولین سالگرد حماسه تاریخی نهم دی‌ماه در سال 89 برگزار شد. جرقه اولیه سبب شد آثار ساخته شده با موضوع فتنه 88 را که طی سال 89 تولید شدند، جمع‌آوری کنیم. تعداد این آثار به عدد 20 رسید و به واقع در همان دوره اول، به جشنواره عمار یک وجهه مردمی دادیم. در سال بعد برای اجرای دومین دوره جشنواره، فراخوانی عمومی اعلام شد و 320 اثر تحت موضوعات تاریخ انقلاب اسلامی، ‌بیداری اسلامی، جنگ نرم،‌ فتنه 88 و نقد گفتمانی در قالب‌های مستند،‌ داستانی کوتاه، ‌بلند، انیمیشن و نماهنگ به دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار ارسال شد. در سال 91 دوره سوم جشنواره در همان موضوعات و قالب‌های سال 90 پیگیری شد که طی آن، 900 اثر در جشنواره شرکت کردند. پس از این دوره و با فضاسازی‌هایی که ایجاد شد بستری فراهم آوردیم تا گزارشی از این تلاش‌ها و گردهمایی ارزشی خدمت مقام معظم رهبری برسد؛ از این رو برگزیدگان و دست‌اندرکاران عمار توفیق شرفیابی به حضور ایشان را پیدا کردند. حضرت آقا جمع سینماگر عمار را مورد تفقد خودش قرار دادند و بر دو واژه تقوا و جهاد تأکید داشتند. مقام معظم رهبری خطاب به فعالان عرصه سینمای انقلاب تأکید کردند: «کسانی که در پازل سینمای انقلاب فعالیت می‌کنند، همواره در حال جهاد باشند.» همچنین توصیه کردند: «زره ورود به سینما برای شما تقواست.» این دیدار انجام شد و جشنواره عمار در فعالیت و کارهای خودش جهت‌گیری مجدانه‌تر و حرفه‌ای‌تری را در پیش گرفت به‌طوری‌که امسال 1500 اثر به دبیرخانه ارسال شده و با وجود بخش داخلی،‌ بخش بین‌الملل هم اضافه شده و مخاطبان عمار از 13 الی 21 دی‌ماه در سینما فلسطین و سراسر کشور به صورت اکران‌های مردمی، شاهد نمایش 700 اثر خواهند بود.
*در دوره چهارم جشنواره فیلم عمار چه هدفی را دنبال می‌کنید؟
جشنواره فیلم عمار را تشکیل دادیم تا تریبونی باشد برای فیلم‌هایی که با رویکرد انقلاب اسلامی ساخته می‌شوند و مجالی باشد برای فراهم کردن فضایی که فیلم‌های انقلابی و اصطلاحاً حزب‌اللهی، برجسته و پررنگ شوند. در واقع هدف اصلی جشنواره این است که هرچه پیش می‌رود، این هدف در مقیاس بزرگ‌تر و با سازوکارهای متفاوت‌تری به مرحله اجابت برسد.
*برای آنهایی که پرچمداران فرهنگ انقلاب اسلامی هستند مطمئناً جشنواره عمار، مقدس و ارزشی است؛ اما برخی از روی غرض اعلام می‌کنند مگر ما جشنواره فجر نداریم، چرا باید جشنواره عمار برگزار شود؟!
درست است. هدف از شکل‌گیری جشنواره عمار، همان جرقه تاریخی نهم دی است، اما در اصل، پشت این حرکت مهم،‌‌ آسیب‌شناسی فضای سینمای ایران بود. در واقع این تعبیر، غلط است که برخی جشنواره عمار را یک اتاق استریلیزه مجزای از سینمای ایران می‌دانند. خوشبختانه حضرت آقا از این جشنواره حمایت کردند و ماحصل آن 1200 اثری شد که تا به حال به نمایش درنیامده بود. چون برای برجسته شدن نیاز به وجود این فرصت‌ها بود که در سینمای ایران به آنها توجه نمی‌شد. البته ناگفته نماند که شاید جشنواره فیلم فجر نیز با این رویکرد متولد شد؛ ولی مطمئناً همه ما اذعان می‌کنیم هم‌اکنون این رویکرد را ندارد. فیلم‌هایی که در این جشنواره بزرگ به آنها بها داده می‌شود و فضا در اختیار عوامل آن قرار می‌گیرد،‌ فیلم‌هایی نیستند که در راستای آرمان‌های انقلاب اسلامی باشد.
متأسفانه آسیبی که در سینمای ایران وجود دارد، بحث تجاری است. فیلمی که به باشگاه میلیاردی‌ها بپیوندد و باید به‌طور متوسط 300 هزار نفر مخاطب داشته باشد؛ این در مقابل سینمای ایران یعنی کمتر از یک درصد مردم ایران. اینها در واقع تفاوت‌هایی است که جشنواره عمار سعی کرده در نوع ورود به سازماندهی سینما و نگاهش به مردم قائل شود. یکی از کارهای دیگری که جشنواره عمار انجام داده، اکران‌های مردمی است. به گونه‌ای که بدون هیچ هزینه‌ای مخاطبان از فیلم‌های عمار استقبال می‌کنند و حتی برای توسعه و تقویت این جشنواره نیز از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند. همچنین ما در جشنواره سعی داریم با سازماندهی جدیدی که ایجاد کردیم، هنرمندان را به بدنه مردمی وصل کنیم. شاید این کارها در جشنواره‌های دیگر کمتر ایجاد شود.
*به بحث مردمی کردن جشنواره اشاره کردید. آیا شاهد شرکت فیلم‌های داستانی حرفه‌ای به جشنواره خواهیم بود؟
مردمی بودن الزاماًً‌ به نوع فعالیت بر نمی‌گردد. شاید از این منظر جشنواره عمار را مردمی بنامیم که به نگاه، ‌اعتقادات و دغدغه‌های مردمی به نحو مطلوب و شایسته‌ای توجه می‌شود. همچنین گستره زندگی مردم را نیز به‌خوبی می‌بیند. بنابراین مردمی بودن به این معنا تعبیر نشود که فیلمسازان بیایند همسو با مردم فیلم بسازند، بلکه روی دغدغه‌ها و اعتقادات مردم فیلم بسازند. همچنین نباید جشنواره‌های مردمی به صورتی باشد که کسانی که برای اولین بار دوربین دست‌شان می‌گیرند به این عرصه بیایند. امسال تعداد زیادی از آثاری که به دبیرخانه جشنواره ارسال شده از فیلمسازان و مستندسازان حرفه‌ای بوده که در جشنواره فیلم فجر هم حضور فعال داشته‌اند. در واقع نباید مردمی بودن، تعبیر آماتور را در سطح جشنواره شکل دهد و صرفاً بنابر دغدغه، فیلم ساخته شود هم تعبیر درستی نیست. هرچند که ما استقبال می‌کنیم دوستان فیلمساز به بیان یک موضوع مناسب بپردازند. چراکه امسال بخشی را هم تحت عنوان «ما» به جشنواره اضافه کردیم تا بستری برای آن دسته از فیلمسازانی باشد که موضوعات مناسبی در پیرامون خودشان می‌بینند که می‌تواند به غنی‌تر شدن این جشنواره کمک کند.
*آیا امسال هم در جشنواره عمار همچون سال‌های قبل شاهد فیلم‌های کوتاه و مستند هستیم و یا اینکه به سمت تولیدات فیلم‌های سینمایی هم رفته‌اید؟
خوشبختانه در مقوله تولیدات فیلم‌های داستانی و بلند نسبت به سال گذشته رشد قابل‌توجهی داشتیم. در دوره چهارم عمار 200 اثر داستانی شرکت کرده‌اند که در نوع خودش منحصر به فرد است.
*فیلمساز معروف یا فیلم داستانی شاخصی در دور چهارم جشنواره مردمی فیلم عمار وجود دارد که نام ببرید؟
از کسانی که در سینمای حرفه‌ای کشور هستند می‌توان به اثر «فرشتگان قصاب» سهیل سلیمی و «بزرگمرد کوچک» پروانه مرزبان اشاره کرد که در جشنواره فیلم فجر هم شرکت داشته‌اند. همچنین انیمیشن سینمایی «9:20» دقیقه در بوشهر هم در جشنواره امسال حضور دارند که می‌تواند بر جذابیت دور چهارم بیفزاید.
*همان طور که می‌دانید، جشنواره فیلم فجر ساختار خودش را دارد و جشنواره عمار ورودیه بچه‌های حزب‌اللهی است. با این اوصاف چقدر این جشنواره توانسته به بروز و ظهور استعدادهای هنری نیروهای انقلابی کمک کند؟
جشنواره عمار فضایی ایجاد کرده برای برجسته کردن فیلم‌هایی که برچسب انقلاب اسلامی دارند و همچنین مجالی باشد برای دیده شدن و تشویق و ترغیب هنرمندان به این گونه فیلم‌ها. البته بد نیست برخی مبتدیان هم که شاید اولین‌بار باشد دوربین را به دست می‌گیرند، حضور پیدا کنند و زبان سینما را یاد بگیرند. به همین دلیل جشنواره عمار با اهمیت دادن به این نوع از آثار، مطمئناً می‌تواند بستری جذاب برای هنرمندان و سینماگران ما باشند تا از ساخت و تولید این نوع کارها استقبال کنند و حتی کسانی که دغدغه مطرح کردن موضوعاتی از این جنس و سبک را دارند نیز جشنواره عمار، مسیر را برای پیشبرد اهداف آنها باز کرده است.
*به نظر شما چرا رسانه‌ها به این جشنواره بی‌توجهی می‌کنند؟
چند علت مهم دارد؛ یکی وجود رسانه‌های روشنفکری و مرسوم سینمای ایران است،‌ اینها علاقه‌ای ندارند پوشش بدهند و حتی ترجیح می‌دهند جلوی این جو و اتفاقات را بگیرند. از جهت دیگر رسانه‌های حزب‌اللهی و کسانی که نام‌شان را خودی می‌گذارند، نگاه تهدیدمحوری را جایگزین فرصت‌محوری می‌کنند. همچنین فضای روشنفکری را برای عموم القا می‌کنند، اما فکر می‌کنم باید فضاهایی را پوشش بدهند که بچه حزب‌اللهی‌ها کار می‌کنند. چراکه شاهد هستیم برخی فیلم‌های مورددار در جشنواره‌ای پخش می‌شود و همه رسانه‌ها از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند که هرچه بزرگ‌تر این فیلم را تبلیغ کنند. در واقع برخی از رسانه‌ها بنابر ذائقه ذاتی خودشان این فضا را متوقف می‌کنند به علت همان نگاه تهدیدمحوری و به دنبال تخریب این فرصت مثبت ایجابی یعنی جشنواره عمار هستند.
* تقابل هنر متعهد با هنر روشنفکری امروزه خیلی جدی شده است. باتوجه به اینکه در هنر متعهد، خروجی مطلوب و عامه‌پسند نداریم، چه باید کرد که خروجی آثار از هنرمندان و نویسندگان متعهد، موردپسند جامعه قرار گیرد؟
جشنواره عمار آمده که جلوی این سوال بایستد و این تصور غلطی را که هنرمند متعهد،‌ متخصص نیست و اثر جذاب تولید نمی‌کند، تغییر دهد. به میدان آمده تا عملاًً‌ ثابت کند که در فضای متعهد و حزب‌اللهی، کارهای خوب و شاخصی داریم و نمونه آن، برگزیدگان جشنواره عمار است.
*مطمئناً بستر و محمل این اتفاق، نهاد فرهنگی همچون وزارت ارشاد است؛ آیا وزارت ارشاد از شما حمایت می‌کند؟
شاید یکی از دلایل خوردن جرقه جشنواره عمار، کم‌کاری همین آقایان در وزارت ارشاد باشد. اگر آنها به استعدادهای این جوانان توجه می‌کردند و به رویکرد سینمای انقلاب اسلامی احترام و ارزش قائل می‌شدند، شاید هیچ وقت ضرورت ایجاد جشنواره عمار به‌وجود نمی‌آمد.
*به غیر از تاریخ انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی،‌ جنگ نرم، فتنه 88 و نقل در گفتمانی که بخش‌های سه سال پیش این جشنواره بوده است، بخش‌های دیگری را امسال اضافه کرده‌اید؟
بله؛ به دو مقوله «اقصاد مقاومتی» و «مرگ بر آمریکا» خواهیم پرداخت.
*در پایان توقع شما به‌عنوان یک فعال فرهنگی در عین حال دبیر اجرایی جشنواره از مسئولان چیست؟
مسئولان تکلیف‌شان مشخص است و می‌دانند باید چه کنند. ولکن این سوء‌تعبیر نشود که ما می‌خواهیم در مقابل نهادها و مسئولان دولتی بایستیم. بلکه عمار آمده تا در کنار آنها باشد و ظرفیت‌های جدیدی را به آنها بشناساند. انتظار داریم که به این جشنواره به دید یک فرصت نگاه کنند نه تهدید. یک حرف هم با مردم دارم که بیایند نسبت‌شان را با جشنواره عمار مشخص کنند. علاقه‌مندان به جشنواره فیلم عمار می‌توانند از اکران کردن فیلم‌ها تا نظردادن و یادداشت نوشتن و کمک‌های مالی، به این سینمای ارزشی انقلاب اسلامی کمک کنند.


گزیده مطالب

عاشورا الگوی مقاومت
قیام امام حسین(ع) از جمله نهضت‌های اصلاحی و مقدس در تاریخ اسلام است که پیامدهای گوناگونی را در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اخلاق و معنویت و الهام‌بخشی و اثرگذاری (الگوسازی) در روند مبارزه مکتبی در پی داشته است. به عبارتی، این قیام هم پیامدهای آنی داشت که در جغرافیای حادثه یعنی حوزه اصلی یا مرکزی خلافت اسلامی (عراق، حجاز و شام) رخ نمود و اوضاع سیاسی موجود را دستخوش تحولاتی قرار داد و هم از جنبه الهام‌بخشی و تأثیرگذاری در قیام‌های بعدی و مبارزات تاریخی شیعه و علویان موثر بود. این قیام در نوع خود از نظر خلق حماسه‌های بی‌بدیل و نمایش هنرهای جاودانه انسانی و ظهور تمایلات معنوی و تبلیغ عملی رسالت الهی بی‌همتاست.
قیام عاشورا جلوه‌های ویژه بسیار و پیامدهای ناب فراوان دارد و تفسیر بارزی است از: اندیشه متعالی حقیقت‌گرا در برابر تفکر مصلحت‌اندیشانه و دنیاگرایانه، تقابل دین‌محوری با حکومت‌خواهی و سیاست‌زدگی و قدرت‌طلبی، رویارویی رهبری دینی با ملوکیت و اشرافیت قبیلگی و امارت دنیوی. عاشورا الگویی را معرفی می‌کند که چگونه باید به عقاید مقدس خود و اصول اعتقادی پایبند ماند. امام حسین(ع) نمونه‌ای درخشان از رهبر مبارزی است که با صراحت در گفتار و قاطعیت در عمل، زیر بار ظلم نمی‌رود و چون در میدان حق و باطل به پیکار برمی‌خیزد جز با پیروز گردانیدن حق یا فدا شدن در راه آن، از میدان بر نمی‌گردد.
پس از مرگ معاویه، یزید بر اریکه قدرت تکیه زد و همان برنامه سیاه و ننگین پدرش را ادامه داد و همان دیکتاتوری‌ها و ستمگری‌ها را دنبال کرد، با این تفاوت که آشکارا با احکام اسلام بازی کرد و مرکز صدارت را مرکزی برای قماربازی، میگساری، انحرافات اخلاقی و تبهکاری قرار داد و نه‌تنها پشت پا به احکام دین زد، بلکه اصل اسلام را به‌عنوان یک دین الهی منکر شد و رسالت پیامبر(ص) را زیر سوال برد و بنی‌هاشم را حاکمانی سلطه‌جو معرفی کرد که چند صباحی آمدند و حکومت کردند و اینک نوبت به من رسیده که از حکومت و قدرت کام دل برگیرم. او با اشعار خود وحی و نبوت و همه اصول اسلامی را علناً منکر شد و به سخره گرفت. اینجا دیگر جای درنگ برای یک مرد الهی که وارث انبیا و اولیا و امام به‌حق است، نبود. باید قیام کرد و به دفاع از اسلام و قرآن پرداخت. اینجاست که قیام حسین(ع) اسلام را دگربار زنده کرد و لذا پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «حسین منی و انا من حسین؛ حسین از من است و من از حسینم.» یعنی حسین(ع) ادامه‌دهنده راه وحی و زنده نگه‌دارنده اسلام و قرآن است. رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(ره) در این‌باره می‌فرمایند: «اگر عاشورا و فداکاری خاندان پیامبر(ص) نبود، بعثت و زحمات جان‌فرسای نبی‌اکرم(ص) را طاغوتیان آن زمان به نابودی کشانده بودند و اگر عاشورا نبود، منطق جاهلیت ابوسفیانیان که می‌خواستند قلم سرخ بر وحی و کتاب بکشند و یزید ـ یادگار عصر تاریک بت‌پرستی ـ که به گمان خود با کشتن و به شهادت کشیدن فرزندان وحی، امید داشت اساس اسلام را برچیند و با صراحت و اعلام «لا خبر جاء و لاوحی نزل» بنیاد حکومت الهی را برکند، نمی‌دانستیم به سر قرآن کریم و اسلام عزیز چه می‌آمد؟ لکن اراده خداوند متعال بر آن بوده و هست که اسلام رهایی‌بخش و قرآن هدایت‌افروز را جاوید نگه‌دارد و با خون شهیدانی چون فرزندان وحی، احیا و پشتیبانی فرماید و از آسیب دهر نگه دارد و حسین‌بن‌علی(ع)، آن عصاره نبوت و یادگار ولایت را برانگیزد تا جان خود و عزیزانش را فدای عقیده خویش و امت معظم پیامبر اکرم(ص) کند. تا در امتداد تاریخ، خون پاک او بجوشد و دین خدا را آبیاری فرماید و از وحی و رهاوردهای آن پاسداری نماید.»
امام حسین(ع) فلسفه قیام خود را چنین اعلام کردند: «ای مردم! رسول خدا(ص) فرمودند: هر که حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و پیمانش را شکسته و با سنت رسول خدا(ص) به مخالفت برخاسته و در بین بندگان خدا با ظلم و حق‌کشی، حکومت می‌کند و علیه او در رفتار و گفتار، در قول و عمل قیام نکند، بجاست که خداوند او را با همان ستمگر محشور کند. ‌ای مردم! اینان دست از اطاعت پروردگار برداشته‌اند و سر به فرمان شیطان نهاده‌اند و فساد و تباهی و ظلم را بر ملا کرده‌اند و حدود خدا را کنار زده‌اند و بیت‌المال مسلمین را به خود اختصاص داده‌اند و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده‌اند.»
داود علیمرادی، پایگاه بسیج انصارالمهدی(عج)، منطقه خارک


حسن ختام

آقایم آرزوست...
جمعه است و من
آقایم آرزوست...
آی جمعه !
صدای قلب بیقرار مرا می‌شنوی؟
صدای این تپش‌های بیقرارش را می‌شنوی؟
جمعه آمده و من آقایم را از تو می‌خواهم
از این زمانی که به نام تو به نام مولایم می‌گذرد...
آی جمعه!
تو که به لطف نَفَس‌های عشقِ من این گونه لبریز از حضوری،
کمی پرده‌ها را به نام مهدی کنار بزن
و مولای مرا بی‌پرده به اهل زمین نشان بِده
مولای من!
تمام زمین را به شوق دیدارت با دلی بیقرار و با قلبی مشتاق برای یافتنت گشتم
اما کسی را با نام و نشانت ندیدم که در این آخرالزمانه لبریز از عشق باشد
و عاشقانه تو را در لحظه‌هایش حاضر ببیند!
گشتم مانند تو نبود و ندیدم؛ نیافتم
آخر به این جمله عاشقانه رسیدم و عشق را برایت در واژه‌ها نشاندم
و خاطره‌ات را در قلبم به تصویر کشیدم
و از تصویر بی‌مثالت در قاب نگاهم تو را آرزو کردم
و آرزویم را به نام تو در این دفتر عاشقی قلم زدم
جمعه که آمد
از ذره ذره وجودم تو را آرزو کردم و این جمله را نوشتم:
«آقایم آرزوست»
لطفی کنید برای آرزوی من هم کمی دعا کنید
تمام آرزوی من، آقای من است و بس.
آقا بیا به‌خاطر باران ظهور کن/ این کوچه‌های شب‌زده را غرق نور کن...