بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

چرا آمریکا به ایران حمله نمی‌کند؟
در این روزها، به‌دنبال اظهارنظر یک مقام سیاسی درباره توان دفاعی کشور در برابر قدرت نظامی آمریکا، صاحب‌نظران در حوزه مسائل دفاعی و نظامی کشور، ضمن واکنش به اظهارات آن مقام سیاسی، به تبیین و تشریح دلایل حمله نکردن آمریکا به ایران پرداخته‌اند. موضوع این نوشتار نیز، علت حمله نکردن آمریکا به ایران است. به‌راستی چرا آمریکایی‌ها طی دهه گذشته، با وجود تهدیدات نظامی پی‌درپی علیه جمهوری اسلامی، تاکنون تهدیدات خود را عملی نکرده‌اند؟ بررسی ادبیات تمامی مقامات نظامی و سیاسی ایالات متحده در قبال ایران، نشان می‌دهد که بر ادبیات آنها همواره روح تهدید حاکم بوده است. زبان آمریکایی‌ها در این سال‌ها، زبان تهدید و جمله «همه گزینه‌ها و از جمله گزینه نظامی روی میز است»، جمله تکراری مقامات ایالات متحده در مواجهه با جمهوری اسلامی بوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد در طول ۳۴ سال گذشته، دولتمردان آمریکا، هیچ کشور و ملتی را به اندازه کشور و ملت ایران، به اقدام نظامی تهدید نکرده‌اند!‌ صهیونیست‌ها نیز چنین مواضعی را در قبال جمهوری اسلامی و ملت ایران داشته‌اند. در طول سال‌های اخیر، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به صورت مشترک یا مستقل، بارها و بارها، جمهوری اسلامی را به‌گونه‌ای به اقدام نظامی تهدید کرده‌اند که در مواردی، رسانه‌های غربی و صهیونیستی‌ حتی زمان و ساعت حمله را نیز مشخص کرده‌اند! همه صاحب‌نظران می‌دانند تکرار تهدید، بدون اینکه عملی شود و یا نتیجه‌ای در بر داشته باشد، تهدید و عامل تهدید را از اعتبار می‌اندازد و در نوبت‌های بعدی، آن تهدیدات را غیرمعتبر می‌سازد. به‌عنوان مثال در نیمه دوم سال ۱۳۸۴ که فعالیت‌های به تعلیق درآمده هسته‌ای ایران مجدداً آغاز شد، موضوع هسته‌ای ایران تحت نفوذ و فشار آمریکا و متحدانش از سوی آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای به شورای امنیت ارجاع شد. در اواخر سال ۱۳۸۴، در حالی که موضوع هسته‌ای ایران به موضوع اصلی شورای امنیت تبدیل شده بود، آمریکایی‌ها چنان زبان تهدید خود علیه ایران را پررنگ کردند که بسیاری از رسانه‌های غربی از اقدام نظامی این کشور در فروردین ۱۳۸۵ علیه جمهوری اسلامی خبر دادند! آمریکایی‌ها مشخصاً با تهدیدات خود، خواهان توقف فعالیت‌های هسته‌ای ایران بودند. فروردین ۱۳۸۵ سپری شد، لکن از اقدام نظامی آمریکا خبری نشد. در این سال‌ها تهدیدات آمریکایی‌ها تکرار شد، لکن به‌موازات تکرار این تهدیدات که در عمل، هیچ خبری از آن نبود، روزبه‌روز بر دامنه فعالیت‌های هسته‌ای ایران افزوده شده است. آمریکایی‌ها با تهدیدات خود می‌خواستند جلوی فعالیت‌های هسته‌ای ایران و پیاده‌سازی چرخه سوخت در ایران را بگیرند. اکنون به اعتراف کارشناسان آژانس، ایران یک کشور دارای دانش و فناوری هسته‌ای است و علاوه‌بر برخورداری از چرخه سوخت، چندین تن اورانیوم زیر پنج درصد غنی‌شده و با دستیابی به سانتریفیوژهای نسل جدید و پیشرفته، چندصد کیلو اورانیوم بیست درصد غنی‌شده دارد. ucf اصفهان، نطنز، فردو و آب سنگین اراک، شاهدهای زنده‌ای هستند در مقابل بی‌خاصیت و فاقد اعتبار بودن تهدیدات نظامی آمریکا و صهیونیست‌ها که در این سال‌ها، به صورت مکرر علیه جمهوری اسلامی بیان شده است.
بنابراین، تلاش برای یافتن پاسخ پرسشی که عنوان این یادداشت را به خود اختصاص داده، از اهمیت بالایی برخوردار است. حمله آمریکای مدعی ابرقدرتی به ایران، با چه موانع، مشکلات و پیامدهایی روبه‌رو است که تاکنون انجام نشده است. صاحب‌نظران این حوزه معتقدند ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، تاکنون به دو دلیل عمده زیر از انجام اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی خودداری کرده‌اند:
۱ـ بی‌فایده بودن اقدام نظامی؛ تمامی تحلیلگران و کارشناسان جهان و به‌ویژه خود کارشناسان غربی و‌آمریکایی، بر این باور و اعتقاد بوده و هستند که فعالیت‌های هسته‌ای ایران را نمی‌توان با اقدام نظامی از بین برد. موقعیت سرزمین ایران، محل فعالیت‌های هسته‌ای ایران، اراده ایرانیان و نظام سیاسی برای هسته‌ای شدن، به‌گونه‌ای است که اقدام نظامی، نه‌تنها مانع پیشرفت هسته‌ای ایران نمی‌گردد، بلکه به این فعالیت‌ها شتاب می‌بخشد. کارشناسان معتقدند اوضاع داخلی ایران به‌گونه‌ای است که هر نوع اقدام نظامی خارجی، وحدت و انسجام ایرانیان را برای پیشبرد مقاصدشان در حوزه‌های گوناگون بیشتر کرده و موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی آنان را ارتقا می‌دهد.
۲ـ واکنش سخت و کوبنده ایران؛ دومین دلیل عمده که تاکنون مانع از عملی شدن تهدیدات نظامی آمریکا یا رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی شده، قدرت نظامی و دفاعی کشور ایران در سطح بازدارندگی است. قدرت بازدارندگی نظامی ایران، نه یک بلوف، ادعای سیاسی و رجزخوانی نظامی، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر و قابل اثبات است. برای پی‌بردن به این واقعیت، تأمل در دو نکته اساسی زیر کفایت می‌کند:
الف ـ عزم و اراده پولادین برای پاسخگویی؛ در ایران، در تمامی سطوح برای پاسخگویی به هر نوع تجاوز خارجی، اجماع‌ نظر همراه با اراده‌ای پولادین وجود دارد. توده‌های مردم، نخبگان سیاسی و مذهبی، احزاب و گروه‌های سیاسی از جناح‌های مختلف و تمامی بخش‌های حاکمیتی و حکومتی اعم از نظامی و غیرنظامی، در این زمینه اتفاق‌نظر دارند. در سطح نظام برای این موضوع تصمیم‌گیری شده و سناریوهای مختلف با عزم و اراده‌ای وصف‌ناپذیر برای هر نوع حمله احتمالی آماده شده است. وقتی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از جایگاه فرماندهی معظم‌ کل قوا فرمودند: «در صورت هر نوع تعرض از ناحیه صهیونیست‌ها، تل‌آویو و حیفا با خاک یکسان می‌شود»، این سخن از همان سناریوها و اراده‌های پولادین برای پیاده‌سازی این سناریوها حکایت دارد.
ب ـ وجود توانایی لازم و کافی برای پاسخگویی؛ در مقایسه جزء‌به‌جزء، ممکن است فاصله معناداری بین برخی از تجهیزات نظامی آمریکا و جمهوری اسلامی خودنمایی کند؛ لکن تمامی تجارب جنگی در تاریخ، اثبات می‌کند پیشرفته بودن تجهیزات نظامی، به‌تنهایی برای پیروزی کفایت نمی‌کند. این یک واقعیت است که در برابر ناوشکن‌های مدرن آمریکایی‌ در خلیج‌فارس و اقیانوس هند، جمهوری اسلامی از ناوهای همتراز برخوردار نیست؛ لکن موقعیت جغرافیایی ایران و نوع تجهیزات متکی بر دانش و فناوری بومی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به‌گونه‌ای است که آن ناوهای جنگی مدرن در یک نبرد ناهمتراز، آسیب‌پذیر هستند و به‌آسانی از کار خواهند افتاد. نیروهای مسلح ایران در اوضاع کنونی، از نظر قدرت موشکی، در ردیف چند کشور اول دنیا قرار دارند. گستردگی سرزمینی و عمق راهبردی ایران برای استقرار سامانه‌های پرتاب موشک از یک طرف و آسیب‌پذیری منافع ایالات متحده و متحدانش در یک شعاع چند هزار کیلومتری با توجه به برد موشک‌های بالستیک ایران از طرف دیگر، امکان ضربه متقابل، کوبنده و پشیمان‌کننده را برای نیروهای مسلح کشور فراهم ساخته است.
با توجه به همین دو نکته است که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، تاکنون جرئت پیدا نکرده‌اند تهدیدات نظامی خود علیه جمهوری اسلامی را عملی سازند. آنان به‌خوبی و بیش از هر کس دیگری می‌دانند که اقدام نظامی علیه ملت ایران، چه پیامدهای ناگواری را برای‌شان در پی خواهد داشت. افزون ‌بر این، قدرت پاسخگویی نیروهای و مسلح ایران قدرت دفاع مردمی با تکیه بر نیروهای راهبردی بسیج، وحشت دشمنان برای انجام هر نوع اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را صد چندان کرده است. دشمنان به‌خوبی با بخشی از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های بسیج و بسیجیان برای حماسه‌آفرینی در حوزه دفاع از انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، با تکیه بر دو عنصر ایمان و روحیه شهادت‌طلبی در دوران دفاع مقدس آشنا شده‌اند. این ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها طی سالیان اخیر نسبت به گذشته روزافزون شده و به طور قطع در محاسبات دشمنان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

یدالله جوانی


جانشین فرمانده کل سپاه
منازعه ما با قدرت‌های بزرگ تمامی ندارد

منازعه ما با قدرت‌های بزرگ تمامی ندارد، زیرا پیکار بر سر بازیابی ترسیم و ساخت ساختمان حقیقی شخصیت ما است که ظرفیت قرار گرفتن در طراز قدرت جهانی را دارد.
به گزارش صبح‌صادق؛ سردار «حسین سلامی» جانشین فرمانده کل سپاه در هفتمین کنفرانس علمی فرماندهی و کنترل ایران که در دانشگاه امام حسین(ع) برگزار شد، با اشاره به پیشرفت‌های علمی و صنعتی ایران در زمان تحریم، گفت: امروز ما در نانو، بیوتکنولوژی، هسته‌ای، هوافضا و دریا انحصار دانش را شکستیم و زنده‌تر شدیم؛ دشمن اگرچه دانشمندان ما را ترور کرد، اما حرکت آنها به قدری انرژی در خود ذخیره کرده بود که هیچ چیز نتوانست این آهنگ پیشروی را متوقف سازد.
وی با تأکید بر اینکه هر کشوری که در برابر قدرت‌های بزرگ ایستاده، به‌طور حتم آسیب دیده، ولی ما در طول این سال‌ها نه‌تنها آسیب ندیدیم، بلکه پیشرفت هم داشتیم، افزود: ما چون در جهان چالش‌ها زندگی می‌کنیم، همه علاقه‌مند هستند تا ما را از طراز قدرت جهانی به قدرت ملی متکی به آنها تبدیل کنند، ولی ما می‌خواهیم از مدار آنها خارج شویم، به همین دلیل این مجادله به‌وجود می‌آید.
همچنین سردار سلامی در مراسم بزرگداشت هفته پژوهش در ستاد فرماندهی کل سپاه با بیان اینکه نقشه اصلی نظام سلطه، تسلط و استیلای ذهن‌ها و کنترل ذهنی همه عالم است، افزود: گاهی این امر تحت واژه «ملت‌سازی» صورت می‌گیرد که تصویر این استراتژی خطرناک را می‌توان در تهاجم فرهنگی، محاصره علمی و عملیات روانی مشاهده کرد.
وی با اشاره به اینکه یک کشور تا زمانی که در تسلط فکری و ذهنی قدرت‌های دیگر باشد، رشد نخواهد کرد، خاطرنشان کرد: تا الگوی جهان‌بینی و جوشش فکری کشوری از خودش نباشد به استقلال واقعی دست پیدا نخواهد کرد.
سردار سلامی در ادامه گفت: کار بزرگ انقلاب اسلامی این بود که به ملت بزرگ ایران قدرت تفکر بخشید و همین امر سبب شد تا ما صاحب راهبرد و استراتژی شویم. انقلاب اسلامی به ما دانایی بخشید. تا زمانی که دانایی نداشتیم، کسانی بر ما حکومت می‌کردند که تمام مخیله خود را در اختیار دشمن قرار داده بودند.


در نشست خبری فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) عنوان شد
قرارگاه سازندگی از ورود به کارهای تجاری پرهیز می‌کند

فعالیت اقتصادی به معنای انجام کارهای تجاری است، در حالی که قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) بر اساس رهنمودهای رهبر معظم انقلاب از ورود به کارهای تجاری پرهیز می‌کند و فقط کارهای عمرانی انجام می‌دهد.
به گزارش صبح‌صادق سردار «عبادالله عبداللهی» فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در نشستی خبری در پاسخ به پرسش خبرنگار ما ضمن رد هرگونه فعالیت اقتصادی این قرارگاه، گفت: تعامل و ارتباط این قرارگاه با بخش خصوصی به‌گونه‌ای است که هیچ‌گاه عرصه را بر پیمانکاران و بخش خصوصی تنگ نکرده، از سوی دیگر 150 هزار نفر در پروژه‌های قرارگاه مشغول به کار هستند که شاید حداکثر یک درصد این افراد کارکنان رسمی قرارگاه باشند و مابقی از بخش خصوصی هستند و قرارگاه فقط مدیریت می‌کند.
وی سپس با اشاره به اینکه قرارگاه از زمان تأسیس تاکنون 1504 پروژه را به اتمام رسانده و 250پروژه هم در دست انجام دارد، افزود: یکی از پروژه‌هایی که به اتمام رسیده بخش اول فاز ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی است که توسط مهندسان این قرارگاه به صورت صددرصد بومی به اتمام رسیده و اکنون 5/12 میلیون متر مکعب گاز را به شبکه سراسری کشور تزریق می‌کند و با اتمام بخش دوم این پروژه نیز تا پایان سال، 5/12 میلیون متر مکعب گاز باز به شبکه تزریق می‌شود.
سردار عبداللهی با بیان اینکه تاکنون در کنار پروژه‌های قرارگاه، 3000 پروژه مردم یاری صورت گرفته و 12700 پروژه دیگر نیز در دست انجام است، در پاسخ به پرسش خبرنگار ما درباره کنار گذاشتن قرارگاه از پروژه آزادراه تهران ـ شمال نیز بیان داشت: خبری که درخصوص عدم همکاری قرارگاه در این پروژه منتشر شده بود، درست نبود و وقتی این خبر را از مراجع مربوطه پیگیری و نسبت به آن گله کردیم، گفتند که ما هم چنین موردی را عنوان نکردیم.


یادداشت
رسول سنایی راد

فرصت برآمده از توقف در روند مذاکرات ژنو
به‌دنبال رفتار غیرمنطقی کاخ سفید شامل تهدید نظامی، طرح تحریم‌های جدید و نفی حق غنی‌سازی که مهر تأیید بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکایی‌ها بود جمهوری اسلامی ایران تیم کارشناسی خود را از وین فراخواند و مذاکرات را متوقف ساخت. چراکه این رفتار در مغایرت آشکار با توافق ژنو و نقض تعهدات گروه ۱+۵ به حساب می‌آمد و عدم واکنش به آن می‌توانست تأیید این رویه ظالمانه و عهدشکنی آمریکایی‌ها محسوب شود. رفتاری که می‌تواند ناشی از عواملی چون؛ ۱ـ اشتباه محاسباتی طرف آمریکایی و تصور کارساز بودن فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی ۲ـ پاسخ دادن به فشار جریانات افراطی و صهیونیست‌ها بر کاخ سفید ۳ـ بی‌اعتنایی به تعهدات و استفاده از شیوه‌های قدرت‌محور و استفاده از زور برای حل مسائل باشد، اما مطمئناً این رفتار برای مردم و کشورمان غیرقابل تحمل و به مثابه نوعی توهین و بازیچه قرار دادن حسن‌نیت ایران اسلامی به حساب می‌آید.
از این‌رو توقف مذاکرات و فراخوان تیم کارشناسی، منطقی‌ترین واکنش دستگاه دیپلماسی به این بدعهدی و پیمان‌شکنی بود که با اصول عزت، حکمت و مصلحت در سیاست خارجی منطبق می‌باشد.
حال که طرف آمریکایی خود اصرار به توقف روند مذاکرات و نادیده گرفتن توافق ژنو دارد، بهترین فرصت برای ۱ـ معرفی ماهیت غیرقابل اعتماد و عهدشکنانه آمریکا ۲ـ بازگشت به ظرفیت‌های داخلی و نهادینه‌سازی راهبرد حل مشکلات با استفاده از ظرفیت‌های داخلی فراهم شده است.
به‌عبارتی، بدعهدی آمریکایی‌ها و رفتار مغایر با حسن‌نیت آنها می‌تواند یک فرصت طلایی برای اصلاح نگرش‌ها در داخل و همچنین تصحیح ذهنیت‌ها در خارج محسوب شود که مشکل اساسی نه لحن و رویه دولتمردان نظام جمهوری اسلامی، بلکه رویه استکباری و زورگویانه آمریکا و متحدانش است که منطق مذاکره را برنتافته و همچنان در مناسبات دوره استعماری گذشته متوقف مانده‌اند و راه‌حل مسائل را در استفاده از زور و اجبار می‌دانند.
همچنین تیم جدید اجرایی نیز فرصتی برای واقع‌بینی پیدا کرده و موقع آن رسیده که به جای امید واهی به تغییر مناسبات خارجی و جست‌وجوی کلید حل مسائل در سیاست خارجی به داخل بازگشت کرده و با کلید همت جهادی و تکیه بر منابع و ظرفیت‌های داخلی و اقتصاد مقاومتی استحکام‌بخشی به ساخت درون قدرت را برای مقابله با زیاده‌طلبی مستکبران در دستور کار قرار دهند. چراکه سابقه بدعهدی و رفتار منطق‌گریز و اعتمادسوز آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که هیچ‌گاه گوش شنوایی برای حرف منطقی نداشته و تنها، معادله قدرت برای آنان تعیین‌کننده به حساب می‌آید. برخی از پیام‌های غلط از داخل به توهم مستکبران دامن زده و آنان را به اشتباه انداخته است. تصور موثر بودن تحریم و استقبال ایران از مذاکره بر اساس نیاز و استیصال، در بروز چنین اشتباهی نقش کلیدی داشته و تصور ناکافی بودن توانمندی‌های ایران برای مقابله با تهدیدات و پاسخ تهدید با تهدید هم آن را تقویت کرده است. حال موقع اصلاح این اشتباه محاسباتی فرا رسیده و هیچ چیز جز استحکام‌بخشی به ساخت درونی قدرت نمی‌تواند آن را اصلاح کند. به‌نظر می‌رسد رهبری و مردم نقش خود را به وجه احسن انجام داده و می‌دهند، حال نوبت دولتمردان است.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار رئیس و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی
امواج نشاط‌آفرین «ما می‌توانیم» را تقویت کنید

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، با تبیین اهمیت حیاتی مقوله فرهنگ و جایگاه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی؛ ضمانت اجرای مصوبات این شورا؛ وظایف نظارتی و هدایتی دستگاه‌ها در مقوله فرهنگ؛ ضرورت برخورد حکیمانه با پدیده‌های فرهنگی، استمرار پیشرفت علمی در دانشگاه‌ها؛ تدوین مبانی تحول علوم انسانی و صیانت از زبان زیبای فارسی، نکات مهمی را بیان کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای اولین نکته از سخنان خود را به موضوع اهمیت و جایگاه فرهنگ در جامعه اختصاص دادند و با اشاره به شخصیت و سوابق فرهنگی روسای سه قوه و همچنین اکثریت اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به‌عنوان دردمندان عرصه فرهنگ، فرمودند: بر همین اساس از این شورا انتظار می‌رود اهتمام و تلاش بیشتری برای برجسته کردن موضوع فرهنگ در جامعه و رساندن آن به جایگاه واقعی، به خرج دهد.

فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی، هویت و روح یک ملت
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی، هویت و روح یک ملت است، خاطرنشان کردند: فرهنگ، حاشیه و ذیل اقتصاد و سیاست نیست، بلکه اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل فرهنگ هستند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره با تأکیدات پیشین مبنی بر لزوم وجود پیوست فرهنگی برای همه موضوعات و مسائل مهم در عرصه‌های مختلف افزودند: برخی اوقات ممکن است، تصمیم‌گیری‌ها و مصوبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی علمی، تبعات منفی فرهنگی در جامعه به‌وجود آورد که دلیل آن نبود پیوست فرهنگی است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای هدایت و نظارت در مسائل فرهنگی را همچون مراقبت باغبان از گل‌های زیبا دانستند و گفتند: کندن علف‌های هرز در یک بوستان به معنای رشد گل‌ها و استفاده طبیعی آنها از آب و نور و هواست.
معظم‌له حساس بودن و مقابله با مسائل مخرّب فرهنگی را از وظایف نظارتی حکومت دانستند و افزودند: همه ما در قبال مسائل فرهنگی و فرهنگ عمومی کشور مسئولیت شرعی و قانونی داریم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه فرهنگ همواره متکی به حضور مردم است، افزودند: سپردن مسائل فرهنگی به مردم نافی وظیفه نظارتی و هدایتی دولت نیست و حضور حکومت و دولت در عرصه فرهنگ نیز به معنای سلب حضور مردم نمی‌باشد.
امام خامنه‌ای با اشاره به برخی اظهارات غیرمسئولانه در خصوص لزوم آزادی‌های فرهنگی همچون غرب، خاطرنشان کردند: چرا هنگامی که غربی‌ها بر مسائل غیرمعقول و انحرافی همچون اختلاط زن و مرد با عنوان تساوی زن و مرد، یا سبک زندگی خود با عنوان پیشرفت و تجدد لجاجت دارند، ما بر ارزش‌های والای فرهنگ خود اصرار نداشته باشیم؟
شورای‌عالی انقلاب فرهنگی بهترین مرکز فرهنگی کشور
جایگاه و اهمیت شورای‌عالی انقلاب فرهنگی دومین نکته‌ای بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و یادآور شدند: شورای‌عالی انقلاب فرهنگی یکی از ابتکارات با برکت امام خمینی(ره) بود که عالی‌ترین و بهترین مرکز فرهنگی کشور است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، حضور مسئولان ارشد و همچنین حضور چهره‌های تأثیرگذار علمی و فرهنگی در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی را مهم‌ترین نقطه قوت این شورا دانستند و تأکید کردند: همین مسئله موجب می‌شود که موضوع فرهنگ کشور، تابع بالا و پایین شدن جریانات سیاسی نباشد و حرکت فرهنگی کشور ضمن برخورداری از ثبات، از روزمرگی خارج شود.
ایشان افزودند: یکی از مسائل مهم در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی این است که اعضای شورا، جایگاه و تأثیرگذاری آن را به عنوان مرکز اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی کشور باور داشته باشند.
ایشان حضور مستمر اعضا و تعطیل نشدن جلسات شورا را بسیار ضروری برشمردند و افزودند: شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به مسائل زیرساختی و اساسی بپردازد و از ورود به جزئیات پرهیز کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی سومین نکته خود را به ضمانت اجرای مصوبات شورای‌عالی انقلاب فرهنگی اختصاص دادند و فرمودند: مصوبات شورا حتماًً اجرا شوند.
واقعیتی به نام تهاجم فرهنگی، چهارمین نکته‌ای بود که رهبر انقلاب توجه اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی را به آن جلب کردند.

مصادیق ترویج رفتار و سبک زندگی غربی
ایشان برخی بازی‌های رایانه‌ای و اسباب‌بازی‌های وارداتی را از جمله مصادیقی خواندند که در ترویج رفتار و سبک زندگی غربی در ذهن کودکان، نوجوانان و جوانان ایرانی تأثیرگذاری می‌کند.
رهبر معظم انقلاب کار و ابتکار را اساس برخورد حکیمانه با مقوله تهاجم فرهنگی دانستند و تأکید کردند: باید با تلاش مبتکرانه به مقابله با این مقوله پرداخت که در این زمینه مسئولیت صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بسیار سنگین است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای در همین زمینه به وزارت ارشاد توصیه موکد کردند: تولید کتاب، ترجمه کتاب‌های مفید، تولید فیلم‌های سینمایی جذاب با تکیه بر ظرفیت‌های بالای ساخت فیلم، تولید بازی‌های رایانه‌ای مفید، ترویج بازی‌های پر تحرک و تولید اسباب‌بازی‌های معنادار و جذاب را در دستور کار قرار دهد.
رهبر حکیم انقلاب، رصد و شناخت دقیق پدیده‌های نوظهور تهاجم فرهنگی را پیش از ورود به ایران ضروری دانستند و خاطرنشان کردند: دیر فهمیدن و دیر جنبیدن مشکل‌آفرین است، بنابراین باید به موقع و حکیمانه برخورد کرد.
ایشان در تبیین برخورد حکیمانه بیان داشتند: گاه باید از نفوذ پدیده‌ها، کاملاً جلوگیری کرد، اما برخی پدیده‌ها را می‌توان پذیرفت و یا اصلاح کرد.

مواضع تهاجمی حکیمانه
همراه با فکر
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به‌عنوان آخرین نکته در بحث تهاجم فرهنگی، انفعال و موضع دفاعی صرف در مقابل فرهنگ مهاجم را، بدترین و خسارت‌بارترین نوع برخورد خواندند و خاطرنشان کردند: مواضع تهاجمی نیز در برخی موارد لازم است، اما به هر حال در هر شرایط باید حکیمانه و با فکر عمل کرد.
رهبر معظم انقلاب سپس در پنجمین نکته از سخنان خود رئیس و اعضای شورای‌عالی انقلاب فرهنگی را به توجه کامل به ضرورت استمرار پیشرفت علمی در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی فراخواندند.
ایشان شتاب فراوان علمی کشور و پیشرفت‌های علمی یک دهه اخیر را واقعیت مبارکی خواندند که مخالفان ایران نیز به آن اذعان کرده‌اند.
ایشان افزودند: واقعیتی به نام «ما می‌توانیم» در روح جوانان کشور موج می‌زند، این امواج نشاط‌آفرین را تقویت کنید تا به یاری پروردگار رسیدن کشور به قله‌های علمی و مرجع شدن علمی ایران و برپایی تمدن نوین اسلامی، تحقق یابد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی یک توصیه بسیار مهم دیگر هم داشتند و آن اینکه: دانشگاه‌ها به هیچ دلیلی جولانگاه جریان‌های سیاسی نشود، چرا که این کار جلوی رشد و شتاب علمی را می‌گیرد. ایشان خاطرنشان کردند: همچون گذشته اعتقاد داریم جوان به ویژه جوان دانشجو موتور محرک تحولات سیاسی اجتماعی است، اما این مسئله با تبدیل دانشگاه به محل جولان جریان‌های سیاسی کاملاًً متفاوت است.
ششمین نکته سخنان رهبر انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ابراز یک نگرانی شدید و دغدغه عمیق بود: «نگرانی از بی‌توجهی به زبان فارسی و تهاجماتی که به این زبان می‌شود.»
ایشان با انتقاد از کاربرد تعابیر بیگانه در مواقعی که لغت فارسی وجود دارد، افزودند: متأسفانه کار به جایی رسیده است که برخی از به کار نبردن اصطلاحات فرنگی احساس خجالت می‌کنند و نام‌ها و تعابیر بیگانه در مسائل مختلف و حتی در مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان در حال گسترش است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ضمن مقابله حکیمانه با هرگونه تضعیف و معارضه با زبان عمیق و زیبای فارسی، برای تقویت، گسترش و تحکیم زبان فارسی در همه زمینه‌ها، تلاش ملموس و مجدانه‌ای انجام دهد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه سخنان‌شان، وظایف شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در زمینه علوم انسانی را یادآور شدند و افزودند: شورا، به عنوان اساسی‌ترین کار، به تدوین مبانی علمی و فلسفی تحول علوم انسانی اقدام کند.
رهبر فرزانه انقلاب در آخرین نکته، ضرورت توجه به آسیب‌های اجتماعی و علل فرهنگی آن را خاطرنشان کردند و افزودند: ریشه‌یابی و بررسی راه‌حل‌های مسائلی همچون طلاق، فسادهای مالی و بزهکاری مورد توجه شورا قرار گیرد.
ایشان در زمینه مسائل اجتماعی، افزایش سن جمعیت کشور را خطری واقعی برشمردند و افزودند: مسئولان مقابله با کاهش جمعیت جوان کشور را جدی بگیرند و برای آن راه‌حل‌های به موقعی ارائه دهند.


يادداشت
مهدي سعیدي

دانشگاه در معرض تبديل مجدد به باشگاه احزاب!
حوادث پيش‌آمده در هفته گذشته در برخي از دانشگاه‌هاي کشور که در ايام بزرگداشت روز دانشجو به‌وقوع پيوست، کافي بود تا بار ديگر حساسيت‌ها و نگراني‌هاي دلسوزان انقلاب نسبت به محيط دانشجويي افزايش يابد و رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در ديدار با اعضاي شوراى عالى انقلاب فرهنگى، وزير علوم و وزير بهداشت را که متوليان اصلي امر دانشگاه هستند اينچنين مورد خطاب قرار دهند:
«... اين را توجّه كنند آقاى فرجى‌دانا و آقاى هاشمى؛ نگذاريد دانشگاه جولانگاه حركت‌هاى سياسى بشود. اينكه ما جوان را به‌عنوان يك موتور محرّك تحوّلات سياسى بپذيريم، حرف من است. من يك‌ وقتى اين مطلب را گفتم، بعضى از همين آقايانى كه حالا دَم از دانشگاه مي‌زنند، من را ملامت كردند كه شما اين جوان‌ها را به هَوس انداختيد، به هيجان انداختيد؛ نه، من اعتقاد دارم به اين قضيّه؛ نسل جوان در هر جامعه، موتور حركت تحوّلات اجتماعى و تحوّلات سياسى است؛ به‌خصوص جوان دانشجو؛ طبيعتش اين است. اين حرف ديگرى است؛ اين غير از اين است كه ما دانشگاه را محلّ جَوَلان گرايش‌هاى سياسى‌اى كه بعضى‌شان مخالف با اصل نظامند يا مخالف با جهت‌گيرى‌هاى نظامند، بكنيم. اين را بايد حتماًً مراقبت كنيد و جلوى آن را بگيريد.»
حقيقت آن است که اغلب احزاب و جريان‌هاي سياسي به جنبش دانشجويي نگاهي ابزاري دارند و به محيط دانشگاه به‌مثابه فرصتي براي بهره‌برداري حزبی و خاص خود مي‌نگرند. در اين زمينه، نمونه‌هاي فراواني را مي‌توان در تاريخ 50 ساله اخير برشمرد که اوج اين بهره‌برداري به دوران ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي و تبديل شدن دانشگاه به لانه فعاليت گروهک‌هاي مارکسيستي و همچنين دوران حاکميت اصلاح‌طلبان و افراطی شدن فضاي جنبش دانشجويي باز مي‌گردد.
در دوران اصلاحات آن بخش از جنبش دانشجويي که تحت عنوان «دفتر تحکيم وحدت» فعاليت مي‌کرد به‌طور کامل تحت تأثير و بازيچه احزاب تندرویی چون حزب منحله مشارکت و سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب اسلامي قرار داشت و اين احزاب بسياري از اقدامات ساختارشکنانه خود را از طريق تحريک عواطف و احساسات دانشجويان به پيش مي‌بردند. حادثه 18 تيرماه سال 78 در قالب چنين سناريويي شکل گرفت، فتنه و آشوبي که سرسلسله‌دار آن، روزنامه سلام متعلق به آقاي موسوي خوئيني‌ها بود، اما سياهي‌لشکر آن را جريان دانشجويي وابسته به اين جناح در دانشگاه بر عهده داشتند که با به‌هم ريختن کوي دانشگاه تهران، آن آشوب چند روزه را در پايتخت شکل دادند!
البته تداوم آن نوع رابطه نامتقارن و نامتوازن بين جنبش دانشجويي و احزاب دوم خردادي سرانجامي جز انفعال، سرخوردگي و انحطاط اين جريان دانشجويي و از دست دادن محبوبيت و پايگاه دانشجويي و تعطيلي دفاتر جريان تندروی تحکيم در دانشگاه‌ها به همراه نداشت و متأسفانه سرنوشت بخشي از سردمداران تحکيم وحدت نيز به وادادگي و بريدن از جامعه و پذيرش سرسپردگي بيگانگان و پيوستن به ضدانقلاب و عملگي براي سازمان‌هاي جاسوسي غرب انجاميد.
تحرکات شکل گرفته در دانشگاه امروز نيز، نشانه‌اي از تلاش مجدد افراطيون براي بازگشت تدريجي فضاي دانشگاه به دوران گذشته و بسترسازي براي بهره‌برداري احزاب و گروه‌‌هاي سياسي از آن را در دل خود دارد. احزاب و گروه‌‌هاي سياسي که اين بار به‌دليل عملکرد غيرقانوني در فتنه 88، اجازه رسمي براي فعاليت سياسي را از دست داده‌اند و به همين دليل حتي بيش از گذشته به جنبش دانشجويي نيازمند و محتاجند و حرکت‌هاي دانشجويي مي‌تواند پوشش مناسبي براي فعاليت اين افراد و شخصيت‌ها و محافل سياسي شکست‌خورده باشد که به دليل عملکرد ناصواب خود در چند سال گذشته، به چهره‌هاي سوخته سياسي بدل شده‌اند و ديگر فضايي براي فعاليت آشکار خود نمي‌بينند.
موارد اشاره شده به‌خوبي از يک‌سو وظيفه خطير مسئولان و متوليان دانشگاه را نسبت به سالم نگه داشتن فضاي دانشگاه و جلوگيري از نفوذ احزاب و گرو‌ه‌هاي سياسي به محيط علمي ـ دانشجويي کشور معين مي‌کند و از ديگر سو، هشداري است به دانشجويان و فعالان جنبش دانشجويي که با مطالعه و عبرت‌آموزي از گذشته اجازه ندهند سياسيون به دانشگاه نفوذ کنند و با چشماني باز، مراقب حفظ سلامت محيط‌ سياسي دانشگاه باشند.


نكته و نظر

مبادا بره باشیم!
نکته: می‌گویند گرگی که ادعای منطق و پذیرفتن حرف حق داشت از دور به بره‌ای کوچک که کنار رودخانه‌ای مشغول آب خوردن بود نگاه می‌کرد و البته مترصد بود تا بهانه‌ای به‌دست آورد و او را بدرد که ناگاه فکری به ذهنش رسید و به سمت بره رفت و رو به بره گفت: چرا آب را گل‌آلود می‌کنی؟ من داشتم آب می‌خوردم! بره پاسخ داد: ولی گرگ عزیز! شما بالای رودخانه بودید و من پایین آن! پس نمی‌توانی ادعا کنی که آب را گل‌آلود کرده‌ام. که ناگاه گرگ عصبانی شد، حمله کرد و گفت: حالا احترام بزرگ‌تر را نگه نمی‌داری و زبان‌درازی هم می‌کنی ... و بره بخت‌برگشته را درید!
نظر: امروز مستکبران زورگوی بین‌الملل نیز نقش همان گرگ بهانه‌جو را دارند. هر چند ادعای منطق و عدالت و حق می‌کنند، اما مترصد بهانه‌ای هستند تا زیر تمام قول و قرارهایی که خودشان هم می‌بندند، بزنند. همان کاری که آمریکایی‌ها پس از توافق ژنو ‌کردند. آنجا که وزیر خارجه این کشور با پر رویی تمام و در جمع نمایندگان آمریکا از گنجاندن مباحث دیگری چون عدم حمایت ایران از حزب‌الله و دولت سوریه در مذاکرات آتی نام ‌برد و به‌طور ضمنی ‌گفت که اگر ایران به آن تن ندهد، توافق ژنو بر باد است! عقل و منطق چنین می‌گوید که ما باید در برابر آمریکای گرگ‌صفت چون شیر باشیم، نه بره ضعیف!
البته برخلاف نظر برخی دیپلمات‌های وطنی،توان نظامی‌مان برای دشمنان خیلی هراسناک است. می‌توانند این را از خود آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها بپرسند!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی
مسئولان جدید، افراد ارزشی و باسابقه هسته‌ای را راحت حذف می‌کنند

رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با انتقاد از نحوه برخورد دولت کنونی با وی گفت: مسئولان جدید کاری با بنده ندارند و تحریم و ترور بنده را فراموش کرده‌اند و راحت افراد را حذف می‌کنند. آنچه که باعث تأسف است این است که این افراد، ارزشی برای امثال بنده در موضوعات هسته‌ای و مذاکرات نمی‌گذارند.
فریدون عباسی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی که با حضور در دانشگاه امام صادق(ع) درباره فعالیت‌های هسته‌ای کشور به سخنرانی پرداخت، در ابتدای سخنان خود اظهار داشت: از سال 74 به بنده خبر دادند که امکان ترور شدن بنده وجود دارد. به همین خاطر، منزل‌مان را عوض کردیم. دوباره در سال 78 نیز به خاطر مسائل امنیتی مجبور به تغییر منزل شدیم و در سال 88 مشاهده کردیم که دشمن به خاطر شرایط انتخابات، سراغ شهید علی‌محمدی رفت و ایشان را ترور کرد و بعد نیز در سال 89 به سراغ بنده آمدند.
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در ادامه سخنان خود با انتقاد از رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: از اینکه رئیس‌جمهور در دانشگاه شهید بهشتی دوباره تأکید کردند که علاوه بر چرخش سانتریفیوژها باید زندگی مردم نیز بچرخد نقد داریم. ما هم معتقدیم باید زندگی مردم بچرخد و همچنین چرخه سانتریفیوژها نیز به فعالیت خود ادامه دهد، اما[او] باید بداند که غربی‌ها می‌خواهند نوع چرخش سانتریفیوژهای ما را مشخص کنند و این موضوع را سعید جلیلی می‌دانست.
وی افزود: رئیس‌جمهور مطرح نکردند که سانتریفیوژهای هسته‌ای ما باید خالی بچرخد یا پر؟
عباسی در ادامه سخنان خود تصریح کرد: آیا تحریم‌ها به خاطر سانتریفیوژها است و یا به انکار هولوکاست بستگی دارد و یا دشمنی‌های آمریکا با ما علت‌های دیگری دارد؟
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با تأکید بر اینکه جریانی در داخل، ساخت ماشین‌های سانتریفیوژ را تعطیل کرده، گفت: بهانه این افراد این بود که نسل جدید ماشین‌آلات در راه است. این اتفاقات در سال‌های 88 و 89 اتفاق افتاد و افرادی مانند شهید احمدی‌روشن‌ها از کار برکنار شدند و به جای آنان افرادی سر کار آمدند که ویزای آمریکا داشتند.
عباسی با اشاره به خرابکاری دشمن در صنایع هسته‌ای کشور نیز گفت: دشمن از پنج سال گذشته خرابکاری در صنعت هسته‌ای ما را شروع کرد و حال آنکه نبوغ دانشمندان هسته‌ای باعث عدم موفقیت آنان می‌شد. البته ما شاهد بودیم که بازرسان آژانس به ایران می‌آمدند تا ببینند کارها برای خرابکاری خوب پیش می‌رود یا خیر؟!
فریدون عباسی با تأکید بر اینکه همه تحریم‌ها به مسئله هسته‌ای بستگی ندارد، گفت: جریانی در داخل کشور وجود دارد که نمی‌خواهد صنعت هسته‌ای ما پیشرفت کند و همچنین غربی‌ها نیز متوجه بومی شدن تکنولوژی هسته‌ای ما شده‌اند و می‌خواهند از طرق دیگر مانع پیشرفت ما شوند.
فریدون عباسی در ادامه اظهار داشت: آژانس کمتر از 10 سال شفافیت فعالیت هسته‌ای ما را اعلام نخواهد کرد؛ مگر ما در مذاکرات با گروه ۱+۵ دست برتری داشته باشیم تا این گروه به آژانس بگوید مسئله هسته‌ای ایران را نادیده بگیرد.
عباسی با تأکید بر اینکه غرب صنعت هسته‌ای ما را هدف قرار داده است، گفت: عده‌ای در داخل نیز اجازه تولید سوخت هسته‌ای را نمی‌دادند. آدم‌هایی را بر سر کار آورده بودند که جلوی تولید سوخت هسته‌ای را بگیرند. بنده معتقدم اگر یک فرد غلط در سازمان انرژی اتمی حضور داشته باشد، کل مسیر منحرف خواهد شد.
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: به خاطر بحران اقتصادی احتمال انشعاب اروپا از آمریکا وجود داشت، اما با این توافق، ما آن دو را به هم پیوند دادیم و شاید کمی عجله کردیم.
عباسی با تأکید بر اینکه ما باید راه جایگزینی برای رفع تحریم‌ها داشته باشیم، گفت: مردم نباید فکر کنند تنها راه رفع تحریم‌ها، مذاکره است؛ البته دانشجویان و نخبگان ما باید راه جایگزین را بیان کنند.
فریدون عباسی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: چرا مسئولان فعلی می‌خواهند قهرمان‌پروری کنند؟ اگر سعید جلیلی در مذاکرات آلماتی2 تنها یک‌دهم از امتیازات ژنو را به آنان می‌داد، الآن رئیس‌جمهور بود.




برای اولین بار در کشور
رشته پژوهشگری و نویسندگی خلاق راه‌اندازی می‌شود

پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) برای اولین بار در کشور با همکاری وزارت علوم، رشته پژوهشگری و نویسندگی خلاق را در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا برای امسال یا سال آینده در پنج گرایش علوم قرآن و حدیث، سیاسی، تاریخ تمدن اسلامی، دفاعی ـ امنیتی و فرهنگی ـ اجتماعی، راه‌اندازی می‌کند.
به گزارش صبح‌صادق؛ حجت‌الاسلام سیدجمال‌الدین میرمحمدی، رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در نشست خبری که به مناسبت هفته پژوهش برگزار شد، درباره فعالیت‌های این پژوهشکده گفت: ما فعالیت خود را از سال 59 شروع و زیر نظر بزرگانی چون حضرات آیات طاهری خرم‌آبادی،‌ احمدی‌میانجی، شهید محلاتی و آیت‌الله فاکر فعالیت کرده‌ایم و تاکنون در حوزه‌های مختلف تعداد 570 کتاب مطالعاتی و 630 متن آموزشی به نیروهای مسلح ارائه داده‌ایم.وی افزود: توسعه کتابخانه دیجیتال با هزار عنوان کتاب ترجمه آثار پژوهشکده به زبان عربی و لاتین و ایجاد پژوهشگاه مجازی برای بسیج و ارتش 20 میلیونی، از برنامه‌های آتی پژوهشکده است. رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) به انتشار بیش از 100 عنوان کتاب در حوزه دفاع مقدس اشاره کرد و ادامه داد: در حال حاضر به دنبال تدوین مکتب دفاعی اسلام هستیم؛ پروژه‌ای که شاید 20 سال طول بکشد و شامل 30 تا 40 جلد کتاب است که در صورت تحقق، مرجعی برای آینده خواهد بود؛ در این راستا کار نگارش کتاب اول آن به نام «چیستی دفاع» را آغاز کردیم و تا نیمه دوم سال 93 آن را ارائه خواهیم داد. حجت‌الاسلام میرمحمدی با اشاره به برنامه‌های پژوهشکده در هفته پژوهش و فناوری هم اظهار داشت: در این هفته همایش پژوهشگران نیروهای مسلح، استادان و پژوهشگران پژوهشکده، نقد کتاب «دولت در عصر غیبت» رونمایی از پروژه تحقیقاتی با عنوان جنگ نرم در چهار جلد و چند برنامه دیگر انجام می‌شود.




یافته‌های دو نظرسنجی جالب و قابل تامل

مرکز نظرسنجی زاگبی در یک نظرسنجی تازه نشان داده است که فقط پنج درصد از مردم ایران خواهان بهبود رابطه با آمریکا هستند.
مرکز نظرسنجی زاگبی برای این تحقیق با 1205 نفر از افراد بزرگسال از سرتاسر ایران مصاحبه‌های رودررو انجام داده است تا نظر آنها درباره رئیس‌جمهور تازه انتخاب شده ایران را بررسی کند. در این نظرسنجی بهبود رابطه با آمریکا با پنج درصد جزو پایین‌ترین اولویت‌های شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی بوده است. مصاحبه‌شوندگان به پرسش‌هایی درباره برنامه هسته‌ای ایران پاسخ داده‌اند. تنها ۳۶ درصد ایرانی‌ها گفته‌اند تحریم‌ها بر زندگی آنها تأثیر گذاشته است. 96 درصد از ایرانی‌ها گفته‌اند «تحمل تحریم‌ها ارزش پیشبرد برنامه هسته‌ای ایران را دارد.»مرکز نظرسنجی ایسپا هم در یک نظرسنجی به برخی از انتظارات مردم ایران از دولت یازدهم پرداخته است. به گزارش رجانیوز بر اساس این نظرسنجی که در زمینه ارزیابی از عملکرد دولت انجام شده است، «59 درصد پاسخگویان موفقیت دولت در کنترل گرانی و تورم را «ضعیف» ارزیابی کرده‌اند.» و تنها 20 درصد از عملکرد دولت در این زمینه رضایت داشته‌اند. در بررسی اولویت‌های انتظارات مردم از دولت، اکثر پاسخگویان، حل مشکلات اقتصادی شامل گرانی، مسکن و بیکاری را اولویت مهم دولت دانسته‌اند و عده کمی حل پرونده هسته‌ای را درجه اول اهمیت در کارهای اولویت اول دولت قلمداد کرده‌اند. بر اساس این پژوهش «65 درصد پاسخگویان حل مشکلات اقتصادی را اولویت مهم دولت می‌دانند.» یافته جالب توجه این گزارش، وزن‌دهی سنگین افکار عمومی به حل مشکلات اقتصادی با رویکرد تمرکز بر ظرفیت‌های داخلی و بی‌اعتمادی افکار عمومی به کشورهای مخالف ایران در مذاکرات هسته‌ای است. بر مبنای این گزارش، تنها «12 درصد پاسخگویان حل پرونده هسته‌ای را در درجه اول اهمیت کارهای دولت می‌دانند.» علاوه بر نوع نگرش مردم به حل پرونده هسته‌ای، نحوه مواجهه مردم با اولویت تنش‌زدایی بین‌المللی توسط دولت جالب توجه است به‌طوری که تنها «14 درصد پاسخگویان پیگیری سیاست تنش‌زدایی بین‌المللی توسط دولت یازدهم را اولویت مهم برای دولت می‌دانند.» در همین ارتباط محمد آقاسی، رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، اظهار کرد: از مجموع پاسخگویان حاضر در تحقیق، 52 درصد مرد و 48 درصد زن و میانگین سنی افراد حاضر در تحقیق ۵/۳۶ بوده است. در این نظرسنجی عملکرد دولت در 9 زمینه مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان داد بهترین عملکرد دولت از دیدگاه شهروندان «عملکرد تیم مذاکره‌کننده در مذاکرات هسته‌ای با حفظ حقوق ملت ایران» بوده است.




در سودان خدمت کرد و در لبنان پاداش گرفت

چندی پیش در انفجار تروریستی مقابل سفارت ایران در بیروت، حجت‌الاسلام ابراهیم انصاری، رایزن فرهنگی ایران در لبنان به شهادت رسید. شهید انصاری پیش از این به مدت پنج سال‌ونیم (از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۹) رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سودان بود.
حجت‌الاسلام سیدحامد ملکوتی‌تبار، رایزن فرهنگی سابق ایران که پس از آن شهید والامقام مسئولیت را به عهده گرفت، درباره وی گفت: او بارها می‌گفت: فلسفه حضور ما در سودان خدمت به این مردم است. مردمی که عاشق امام و انقلاب اسلامی ایران هستند، ولی مشکلات اقتصادی و فقر، آنها را زمین‌گیر کرده است و اگر ما بتوانیم به اینها خدمتی بکنیم، روح امام را شاد کرده‌ایم. او از هر فرصتی برای کمک به مردم نیازمند سودان استفاده می‌کرد. حالا بعد از اتمام مأموریتش آنها سراغ او را می‌گرفتند و از خاطرات خود با شهید انصاری می‌گفتند و در فراق او اشک می‌ریختند.
هنوز یک ماه از پایان مأموریت شهید انصاری(ره) در سودان نگذشته بود. شیوخ و مسئولان فرهنگی سودان برای دیدار با رایزن فرهنگی جدید، به رایزنی می‌آمدند. روزی شیخ‌علی محی‌الدین، شیخ برجسته و معروف سودان و شاعر به‌نام سودانی به دیدن من آمد. از او استقبال کردم و او بر روی مبلمانی در اتاقم نشست. کنارش نشستم و حال و احوالش را پرسیدم، ولی متوجه شدم او متحیر است و ناآرام و دائماً به اطراف نگاه می‌کند. از او علت این ناآرامی‌اش را جویا شدم. چند لحظه‌ای سکوت کرد و بعد از لحظاتی شروع کرد به گریه کردن.
برای من عجیب بود که یک سودانی در فراق یک ایرانی، اشک بریزد. سعی کردم آرامش کنم تا گفت‌وگوی‌مان را آغاز کنیم ولی نتوانستم. بیش از ده دقیقه طول کشید و در این مدت ایشان گریه می‌کرد و می‌گفت چگونه آرام شوم در حالی که جای خالی انصاری را می‌بینم؟ چگونه گریه نکنم در حالی که باید بپذیرم که انصاری از میان ما رفته است. گفتم او اگر چه با پایان مأموریتش از سودان رفته است ولی هنوز هم دلش برای مردم سودان می‌تپید. وی پس از اتمام مأموریت در سودان و بازگشت به ایران از مهرماه سال جاری به عنوان رایزن فرهنگی ایران در بیروت عازم لبنان شده بود و در 28 آبان به شهادت رسید.


خط خبر

اگر شک دارید از «کری» بپرسید!
به‌تازگی وزیر امور خارجه در دانشگاه تهران جملاتی را گفته است که نه در شأن ملت ایران بود و نه در شأن خود وزیر. مهرداد بذرپاش، نماینده مردم تهران با بیان جمله فوق گفت: یک توصیه به وزیر فعال و دیپلمات دارم و اینکه دیپلمات‌ها در کار سرهنگ‌ها دخالت نکنند و اگر شکی در توانمندی ملت ایران دارند در حاشیه نشست بعدی با گروه 1+5 از آقای جان کری که برخی از اطلاعات را در اختیار دارند سؤال کند، ولی امیدوارم که وی با این ذهنیت راجع به ملت ایران و توانمندی‌های ایران در مذاکرات حاضر نشده باشد و اگر تا به اینجا اینگونه بوده از این به بعد آن را اصلاح کند تا شیرینی یک مذاکره مقتدرانه‌تر از گذشته را بچشد. احمد توکلی نماینده مجلس هم گفت: اهانت‌های مقامات غربی به ملت ایران باید با موضع‌گیری قاطع مقامات وزارت خارجه کشورمان پاسخ داده شود و وزیر امور خارجه که در مسائل نظامی تخصصی ندارد، نباید اظهار نظر غیرکارشناسی داشته باشد.

اولین هشدار دانشجویان به وزیر علوم

در نامه‌ای خطاب به وزیر علوم که به امضای «جمعی از دانشجویان مسلمان دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) قزوین» رسیده است، نسبت به بازگشت یکی از استادان متخلف به این دانشگاه هشدار داده شده است. در این نامه آمده است: آخر در کجای دنیا رسم است استادنمایی را که به واسطۀ سوءاستفاده از شأن و کسوت استادی و فریب دختران دانشجو که منجر به خودکشی ناموفق یکی از آنان نیز شده قریب دو سال از محل بیت‌المال حقوق کامل بپردازند و آخرالامر هم به او اجازه بازگشت به کار دهند، درحالی که پرونده بزه انتسابی ایشان هنوز مفتوح است. آیا حضور چنین کسانی در دانشگاهی که مزین به نام مبارک امام خمینی(ره) است و پیشانی نورانی سیمای آموزشی به دانشجویان غیر ایرانی محسوب می‌شود و نوعی نقض غرض به شمار نمی‌آید؟

ستایش آقای معاون از خاتمی!

معاون مدیریت و منابع انسانی استاندار همدان که گویا به دولت آقای خاتمی بدهی فراوانی داشت در یک جلسه دولتی، به ستایش از وی پرداخت و گفت: «طرح گفت‌و‌گوی تمدن‌ها از سوی خاتمی، دنیا را نسبت به ایران خوش‌بین کرد، به طوری که نمایندگان دیگر کشورها در سازمان ملل برای دست دادن با خاتمی، سر و دست می‌شکستند»! «رضا قیاسی» از چراغ سبز آمریکا به خاتمی سخن گفت، اما ظاهراًً فراموش کرد که همان سال طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها، ایران از سوی آمریکا محور شرارت نامیده شد. قیاسی سپس با اشاره به استقبال رئیس‌جمهور وقت آمریکا از ایده گفت‌و‌گوی تمدن‌های خاتمی ادامه داد: رئیس‌جمهور آمریکا در آن زمان گفت که باید دو ساعت زودتر سازمان ملل را ترک می‌کرد، اما به احترام خاتمی و سخنرانی وی دو ساعت دیگر می‌ماند !»

میز ترور مردم ایران در دست یک عجوزه!
فردی با عنوان «سیما شاین» که زنی حدوداً 60 ساله است، مسئولیت اصلی پیگیری‌های اطلاعاتی درباره ایران را در دولت غاصب صهیونیستی بر عهده دارد. وی در این وزارتخانه مسئولیت میز ایران را بر عهده دارد و آخرین اطلاعات درباره عملیات‌های رژیم صهیونیستی درباره ایران را دریافت می‌کند. کارشناسان می‌گویند شاین همچنین در مرکزیت طراحی‌های اطلاعاتی علیه ایران مانند ترور، حمله سایبری و خرابکاری صنعتی قرار دارد. وی ارتباط با گروه‌هایی مانند منافقین را هم مدیریت می‌کند. شاین اخیراً مسئولیت هماهنگی در روابط رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی درباره امور مرتبط با ایران را هم بر عهده گرفته است.

ژنو چگونه خلأهای اطلاعاتی غرب را برطرف می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین نکات توافق‌نامه ژنو رفع نواقص اطلاعات آژانس از پروژه‌های هسته‌ای است که «هنوز آغاز نشده است» و یا اینکه «آغاز شده ولی ناقص» است. به گزارش ایران هسته‌ای، حداقل در چهار مورد مهم، ایران اطلاعاتی به آژانس و به غربی‌ها-واگذار می‌کند که کاملاً می‌تواند در پروژه «عقیم‌گذاری» پروژه‌های هسته‌ای ایران به سرویس‌های اطلاعاتی غربی کمک کند:1ـ اطلاعات مربوط به طرح‌های (آینده) ایران برای تأسیسات هسته‌ای ۲ـ اطلاعات مربوط به منبع مواد ۳ـ اطلاعات مربوط به رآکتور آب سنگین اراک4ـ اطلاعات مربوط به کارگاه‌های مونتاژ سانتریفیوژ.

اصلاح‌طلبان مثل نومحافظه‌کاران آمریکایی‌اند

«احمد نقیب‌زاده» از استادان مطرح علوم سیاسی دانشگاه تهران که در دسته‌بندی‌های سیاسی مرسوم میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان، در زمره شخصیت‌های اصلاح‌طلب دسته‌بندی می‌شود، اخیراًً در گفت‌وگوی مفصل خود با هفته‌نامه آسمان که در شماره اخیر این هفته‌نامه به چاپ رسیده است، با انتقاد شدید از برخی «رفتارهای افراطی اصلاح‌طلبان» در هشت سال دولت خاتمی می‌گوید: «آنجاهایی که اینها(اصلاح‌طلبان) بعضی از ارکان نظام را مورد هجمه خودشان قرار می‌دادند، معنایش این بود که قصد کودتا یا واژگونی دارند.»
وی می‌افزاید: اصلاح‌طلبان در اوایل انقلاب جزء سخت‌گیرترین نیروها بودند. خیلی از این اصلاح‌طلبان بسیار بدبین، تندرو و انقلابی بودند. خیلی از اینها پرونده‌هایی دارند که اگر قرار بود اینها رو شود، مردم از اینها روی برمی‌گرداندند. اتفاقاً اینها وقتی اصلاح‌طلب هم شدند درست مثل نومحافظه‌کاران آمریکایی رفتار کردند. بسیاری از نومحافظه‌کاران آمریکا تروتسکیست ـ یعنی چپ افراطی- بودند و بعد که برگشتند راست افراطی شدند. اصلاح‌طلبان هم دقیقاً همین‌طور بودند. اول انقلابی افراطی و بعد هم لیبرال افراطی شدند. خب طبیعی است که جامعه نه مشی آنها در اوایل انقلاب را پسندید و نه رویکرد افراطی آنها در زمانی که اصلاح‌طلب شدند.
مقابله با نشر افکار امام در مالزی!

تحریکات ضدشیعی در مالزی توسط فرزند «ماهاتیر محمد» نخست‌وزیر اسبق مالزی آغاز شد. اعلام رسمی ممنوعیت فعالیت شیعیان در ایالت کداح مالزی واقع در شمال این کشور، نخستین اقدامی بود که ادامه آن به پیشنهاد تغییر قانون اساسی این کشور منتهی شد. در ادامه این روند، ممیزی کتب مرتبط با شیعه مدنظر قرار گرفت و وزیر کشور مالزی نیز با صدور دستوری خطاب به مقامات رسمی مذهبی این کشور خواستار برخورد جدی با «محمد سبو» معاون حزب اسلامی مالزی (پاس) در مورد ارتباط وی با جنبش‌های شیعی در این کشور شد. وی گفت: تعجب می‌کنیم که چطور در انتخابات این حزب، مرد شماره دو خود را یک شیعه انتخاب کرده است. «محمد سبو» پس از این واکنش‌ها خود را مسلمان پیرو مذهب سنی معرفی کرد. قائم‌مقام وزارت کشور مالزی اعلام کرد که «محمد سبو» معاون رئیس حزب اسلامی مالزی در سال 2008 مقاله‌ای در پایگاه اطلاع‌رسانی حزب اسلامی این کشور (حرکه دیلی) منتشر کرده که در آن از مسلمانان خواسته اصول رهبری اسلامی امام خمینی(ره) را مورد پذیرش قرار دهند.

تبلیغ وهابیت در برخی مدارس کشور

اخیراً شنیده شده در برخی از مدارس کشور از جمله استان کرمانشاه تعدادی از معلمان و مسئولان آموزشی اقدام به ترویج تفکرات وهابیت می‌کنند. این افراد در برخی از مدارس و کلاس‌های درس این تفکر را رواج می‌دهند که هر نوع توسل ، زیارت قبور و... بیهوده است و در کل همه این موارد را نفی می‌کنند.
اظهارات عجیب نظریه‌پرداز اعتدال!

دکتر «محمود سریع‌القلم» مشاور ارشد رئیس‌جمهور در اظهاراتی عجیب در همایش «امام موسی صدر و ستیز با پوپولیسم« حمایت عموم مردم ایران از برنامه هسته‌ای کشورمان را نشانه عدم تربیت صحیح جامعه و رشد پوپولیسم دانسته و ضمن اهانت به مردمی که به زعم وی دارای شغل‌هایی با اعتبار پایین هستند، گفته است: «تربیت عقلی در خانواده و مدرسه بسیاری ضعیف است. در نتیجه ما احساسی، غریزی و پوپولیستی تربیت می‌شویم. صدا و سیمای ما هم متأسفانه به این جریان کمک می‌کند. از یک لبوفروش یا راننده تاکسی که تمام روز را سرگرم حل مشکلات معیشتی‌اش است، درباره جریان هسته‌ای نظرخواهی می‌کند. بنابراین صدا و سیما اصالتاًً یک نهاد پوپولیستی است و به جلوگیری از رشد عقلی و استدلالی جامعه کمک می‌کند.« دکتر سریع‌القلم که از وی به عنوان استراتژیست اصلی دولت یازدهم نام برده می‌شود، همچنین در اظهاراتی که ناشی از وادادگی وی در برابر زبان انگلیسی بود، ابراز داشت: «کسی که زبان انگلیسی نمی‌داند، منطقی فکر نمی‌کند، چون تولید علم، ۹۰ تا ۹۵ درصد به زبان انگلیسی است و من شاهد این بودم که در کشوری مثل آلمان و فرانسه در دانشگاه دروس فقط به زبان انگلیسی تدریس می‌شود. اگر رسانه ملی ما معتقد به توسعه و فهم بین‌المللی باشد، نیمی از برنامه‌های خود را به زبان انگلیسی تولید و پخش می‌کند و با انرژی که این نهاد ملی دارد می‌تواند ظرف مدت دو سال در فرهنگ جامعه تغییر ایجاد کند.»

درخواست کمک زنگنه از رستم کابینه دهم

بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت در پاسخ به این پرسش که آیا ورود آقای رستم قاسمی به دولت جهت مشاوره برای فروش نفت بود؟ گفت: اگر آقای قاسمی کمکی کنند ما از این کمک استقبال می‌کنیم. زنگنه در پاسخ به این پرسش که آیا شما درخواستی هم از آقای قاسمی داشتید، اظهار داشت: بله؛ ولی وی در حال حاضر کارهای دیگری می‌کند و به دولت از طرق دیگر کمک می‌رساند. چندی پیش اسحاق جهانگیری در حکمی رستم قاسمی را به عنوان مشاور معاون اول رئیس‌جمهور منصوب کرد. در حکم جهانگیری برای قاسمی آمده نظر به مراتب تعهد، شایستگی و توانمندی‌های شما به موجب این حکم جنابعالی را به سمت «مشاور معاون اول رئیس‌جمهور» بر می‌گزینم.


یادداشت
جواد رضایی

اشتهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان!
جرم و تقصیر برخی از مدعیان اصلاح‌طلبی در قضیه فتنه ۸۸ آنچنان ثقیل و غلیظ بود که فضا را برای فعالیت‌های سیاسی آنها کاملاً محدود کرد این محدودیت که بخشی از آن حکومتی و بخشی نیز اجتماعی است، همچنان ادامه دارد. با این وجود، جذابیت‌های فعالیت سیاسی معطوف به کسب قدرت، اجازه کنار آمدن آنها با این مقوله را نداده و برای بازگشت به عرصه سیاسی و نقش‌آفرینی آشکار و بدون دغدغه، در تکاپوی جدی هستند. چند روز پیش داریوش قنبری، عضو شورای مرکزی حزب مردم‌سالاری در گفت‌وگو با شبکه اطلاع‌رسانی دانا درباره انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری آینده گفت: «روحانی کاندیدای اصلاح‌طلبان برای انتخابات ریاست‌جمهوری آینده است و شعار اصلاح‌طلبان هم در انتخابات مجلس حمایت از دولت است.» وی همچنین در پاسخ به این پرسش که رهبر اصلاحات کیست، گفت: «افرادی نظیر آقایان خاتمی و هاشمی رهبران اصلاحات هستند.»
شاید الآن صحبت از انتخابات مجلس شورای اسلامی و به‌ویژه انتخابات ریاست‌جمهوری زود باشد که در ظاهر نیز همین‌گونه است؛ اما به نظر می‌رسد این زود بودن مربوط به تشکلات و گروه‌های سیاسی است که انسجام سازمانی و تشکیلاتی خود را حفظ کرده‌اند و مانعی برسر راه آنها برای ورود بهنگام به مسائل انتخاباتی وجود ندارد، اما احتمالاً برای گروه‌ها و تشکلاتی که متزلزل شده و تا مرز فروپاشی پیش رفته‌اند و یا موانع جدی برای حضور دارند، زود تلقی نشود. با اینکه قنبری در این گفت‌وگو، نظر شخصی‌اش را به نام یک اصلاح‌طلب بیان کرده؛ بنا به ظاهر نمی‌توان گفت نظر رسمی اصلاح‌طلبان با وی تفاوت فاحشی دارد. بنابر سخنان قنبری و ظواهری که نسبت این سخنان را با مواضع کلی و رسمی اصلاح‌طلبان تأیید می‌کند، می‌توان گفت آنها با طرح چنین مباحثی، درصدد جا انداختن و رسمیت بخشیدن به دیدگاه انتخاباتی هستند تا از طریق آن بتوانند حضور و فعالیت خود را در عرصه سیاسی تضمین کنند. دیدگاه انتخاباتی آنها مبتنی بر یک بده بستان و داد و ستد سیاسی است که آنها در نزد خود ترسیم کرده‌اند. بر این اساس آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوی یازدهم دارای پایگاه اجتماعی و رأی اطمینان‌بخش و تضمین‌کننده نبود و در صورت باقی‌ماندن عارف در صحنه، حداقل، انتخابات به دور دوم کشیده می‌شد و بر فرض حضور روحانی در دور دوم، رقیب وی که قطعاً از اصولگرایان بود پیروز می‌شد؛ بنابراین در بده بستان اول، اصلاح‌طلبان برای هموار کردن مسیر پیروزی روحانی، نامزد اصلی خودشان یعنی عارف را از ادامه حضور و رقابت منصرف کردند و بدینوسیله با گرا دادن به حامیان‌شان، آنها را به رأی دادن به روحانی سوق دادند و روحانی توانست با اختلاف اندکی در دور اول به ریاست‌جمهوری انتخاب شود. از نظر آنها سهمی را که پس از انتخابات در مناصب و مسئولیت‌ها از دولت گرفتند بسیار ناچیز است و اصلاً به حساب نمی‌آید و آنها منتظرند تا زمان بده‌بستان اصلی، یعنی ایام انتخابات فرا رسد و آنها طلب خود از دکتر روحانی را وصول کنند. مفهوم چنین تحلیلی این است که در انتخابات ریاست‌جمهوری، قرار داشتن سایه پرچم اصلاح‌طلبان بر سر دکتر روحانی باعث پیروزی وی شد و در انتخابات مجلس هم باید سایه پرچم دکتر روحانی که دارای جایگاه حقوقی ریاست‌جمهوری هم شده، بالای سر آنها باشد تا هم حاشیه‌ امن پیدا کنند و هم از ظرفیت تبلیغاتی آن بهره‌گیرند. در این میان، نکته اساسی و تعیین‌کننده‌ای که جایش در این تحلیل خالی است اینکه آنها فراموش کرده‌اند که بر فرض صحت تحلیل‌شان، موقعیت آنها در گذشته و حال با دکتر روحانی تفاوت داشته و این تفاوت همچنان ادامه دارد و مانعی است برای اینکه برنامه آنها به درستی اجرا نشود. آن تفاوت این است که آنها از زمان آغاز فتنه، فتنه‌گری کردند و نتوانستند خود را از زیر بار ننگ فتنه‌گری برهانند و در نزد افکار عمومی همچنان در صف فتنه‌گران قرار دارند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

16 آذر متفاوت با اهداف متمایز
حسین عبداللهی فر

مراسم 16آذر امسال متفاوت از سال‌های گذشته برگزار شد؛ تفاوتی که نه‌تنها ارتباطی با تغییر در فعالیت‌های دانشجویی نداشت، بلکه حکایتگر نگاه ابزاری به دانشجو و دانشگاه از سوی کسانی بود که اوضاع جدید و فضای اعتدال را بهترین فرصت برای باز کردن مسیر خود به قدرت ارزیابی می‌کنند. این درحالی است که در همین روز رئیس‌جمهور در مراسم گرامی‌داشت روز دانشجو در دانشگاه شهید بهشتی از تبدیل دانشگاه به خانه احزاب ابراز نگرانی کرد.
با این وجود در مراسماتی که به مناسبت روز دانشجو در چندین دانشگاه‌ برگزار شد، پای افراطیون اصلاح‌طلب به دانشگاه باز شد. در برخی از این مراسم‌ها افراطیون تلاش کردند تا با هیاهو و سردادن شعارهای انحرافی از رسیدن پیام سخنران به مخاطبان جلوگیری کنند و در برخی دیگر سران حزب منحله مشارکت به ایراد سخن پیرامون هر آنچه که خواستند، پرداختند. آنچه در روزنامه‌های روز یک‌شنبه (17 آذر) بازتاب یافت، انعکاس بخش‌هایی از این واقعیت است.
روزنامه «شرق» در تیتر اول خود «هویت دانشگاه و دانشجو، نقد امور است» را از قول خاتمی تیتر کرد و روی تصویر اول خود که به مراسم 16 آذر دانشگاه بهشتی اختصاص داشت، از قول روحانی نوشت: «به وعده‌هایم پایبندم.»
این روزنامه همچنین به مراسم 16 آذر دانشگاه صنعتی شریف هم اشاره کرد و از قول سخنران این مراسم نوشت: «حسین شریعتمداری روز گذشته سخنران 16 آذر دانشگاه شریف بود. سخنرانی‌ای که همواره با اعتراض شدید دانشجویان مواجه می‌شد. او در صحبت‌های خود اصلاح‌طلبان را از تیر و طایفه صدام خواند و مشخصاًً اعلام کرد که اصلاح‌طلبان به دنبال براندازی نظام هستند. مانند همیشه هم تکرار می‌کرد که اسنادی برای اثبات صحبت‌هایش دارد. مدیر مسئول کیهان اصلاح‌طلبان را قاتلان ندا آقاسلطان معرفی کرد و هشدار داد که اگر موسوی و کروبی از حصر آزاد شوند مانند ندا آقاسلطان، اصلاح‌طلبان آنها را خواهند کشت.»
«اعتماد» هم که تیتر و تصویر اول خود را به پایبندی رئیس‌جمهور به همه شعارهایش در واکنش به شعارهای تند دانشجویان اختصاص داده بود به سایر مراسمات دانشجویی در این روز اشاره کردو از قول صفار هرندی تیتر زد: «چرا روحانی به ضد اعتدال‌ها پست می‌دهد؟»
این روزنامه در ادامه تیتر درشت «روز شلوغ دانشگاه» به مراسم صنعتی شریف هم اشاره کرد و در جملات پایانی این گزارش نوشت: «شریعتمداری در واکنش به فریاد دانشجویان درباره زندانی سیاسی آزاد باید گردد، گفت؛ جناب آقای روحانی نیز به آزادی این افراد راضی نیست چون نمی‌خواهد دولتش تحت فشار و همراهی اسرائیل قرار گیرد و من از آقای روحانی تشکر می‌کنم که می‌داند صرفاًً آنها با آمدن‌شان باعث آشوب و کانونی برای اسرائیل می‌شوند. اگر فتنه‌گران و سران فتنه را هم آزاد کنند همین اصلاح‌طلبان آنها را می‌کشند.»
«آفتاب یزد» نیز همین جمله «به همه شعارهایم پایبندم» را با حروف درشتی روی تصویر بزرگی از روحانی قرار داد و در سرمقاله خود تحت عنوان «چشم‌انداز مثبت جنبش دانشجویی» نوشت: «در چند سال گذشته در دولت آقای احمدی‌نژاد فعالیت جنبش دانشجویی با رکود مواجه شد و در واقع جنبش دانشجویی تحت‌تأثیر فضای موجود قرار گرفت. متأسفانه دولت قبل اجازه حرکت‌های مستقل به جنبش‌های دانشجویی نمی‌داد. البته با روی کار آمدن دولت آقای روحانی، فضای دانشگاه به نفع جنبش‌های مستقل دانشجویی در حال تغییر و تحول است و دانشگاه‌ها به لحاظ سیاسی مجدداًً در حال فعال شدن هستند.»
«مردم‌سالاری» نیز تصویر اول خود را به روحانی در مراسم 16 آذر اختصاص داد، اما این جمله از سخنان وی را برجسته کرد که گفته بود: «فقط سه مورد از بدهی‌های مانده از دولت قبل را گفته‌ام.»
«وطن امروز» با تیتر «روز پرسخنران» به انعکاس مراسم روز دانشجو پرداخت و از قول صفار هرندی نوشت: «مکارم اخلاق در بچه‌های حزب‌اللهی چنان است که 250 هزار رأی بیشتر را قبول کردند، اما طرف مقابل 11 میلیون رأی بیشتر را قبول نداشت.»
«رسالت» تصویر اول خود را به این مراسم اختصاص داد و از قول رئیس‌جمهور نوشت: «ویران کردن ساختار تحریم‌ها حق ماست.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله همین روزش نسبت به صدای فتنه جدید از دانشگاه هشدار داد و نوشت: «این صدا هنوز در دانشگاه شنیده می‌شود. در همین سخنرانی رئیس‌جمهور این صدا شنیده شد این صدا اکنون دنبال تأمین امنیت خود است، می‌خواهد به خرج دولت امنیت این صدا را تضمین کند. دانشجویان باید هوشیار باشند اگر دولت اعتدال همانند دولت سازندگی غفلت کرد و این صدا را تا مرز فتنه همراهی کرد آنها با حضور در صحنه نگذارند این صدا به صدای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل غلبه کند.»
«کیهان» و «جوان» هم تیترهای اول خود را به مراسم 16 آذر اختصاص دادند. اولی از قول شریعتمداری طالبان و مدعیان اصلاحات را دو لبه قیچی آمریکا خواند و دومی با اشاره به این سخن رئیس‌جمهور که دانشگاه خانه احزاب نیست، زیر تیتر درشت «حزب منحله دانشگاه را خانه احزاب کرد»، نوشت: «16 آذر امسال عبور از روحانی به صورت رسمی کلید خورد، چراکه روحانی صبح روز 16 آذر در دانشگاه شهید بهشتی اعلام کرد که دانشگاه خانه احزاب نیست، اما عصر همان روز سران حزب منحله مشارکت در دانشگاه تهران جولان دادند. گویی روحانی می‌دانست چه خبر است و تذکر را برای همین امروز می‌داد! منصفانه باید گفت که مراسم دیروز انجمن اسلامی دانشگاه تهران، مراسم شاخه دانشجویی نهضت آزادی و حزب منحله مشارکت بود. هر سه سخنران مراسم اعضای حزب مشارکت بودند. محمدرضا خاتمی، علی شکوری‌راد و داود سلیمانی متعلق به کدام جریان و حزب هستند؟ آیا حضور آنان دهن‌کجی به صحبت‌های دیروز روحانی نبود؟»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

نگاه بلندمدت آمریکا
الف) غرب آسیا (خاورمیانه) در هفته‌های اخیر با مجموعه‌ای از چالش‌های امنیتی مواجه شده است، به‌گونه‌‌ای که در بسیاری از کشورهای منطقه شاهد انفجارهای خونین و کشتار مردم هستیم. این روند در حالی روی می‌دهد که یک اصل مشترک در همه آنها مشاهده می‌شود و آن حضور همزمان رژیم صهیونیستی و عربستان در پشت این انفجارات است. آنها رسماً از ائتلاف برای رسیدن به منافع منطقه‌ای‌ خبر داده‌اند که نتیجه آن نیز وضعیت بحرانی جاری در منطقه است.
ب) نقطه مشترک در حوزه عربستان و رژیم صهیونیستی، وابستگی آنها به آمریکا است. بسیاری تأکید دارند که آمریکا از این دو بازو برای ایجاد و حفظ منافع خود در منطقه بهره می‌گیرد و هر زمان که بخواهد چهره‌ای مثبت از خود بر جای گذارد، آنها را به حرکت واداشته و خود در ورای آنها پنهان می‌شود.
ج) در کنار اوضاع امنیتی منطقه دو نکته مهم در روند مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 مشاهده می‌شود. نخست؛ ادعای برخی محافل صهیونیستی و غربی از جمله رادیو رژیم صهیونیستی که ادعای توافق اوباما و نتانیاهو نخست‌وزیر صهیونیست‌ها مبنی بر حضور این رژیم در مذاکرات آینده ایران و گروه 1+5 است. دوم؛ مواضع برخی سران عربستان از جمله «ترکی الفیصل» رئیس سابق دستگاه اطلاعات و امنیت عربستان که ادعای لزوم حضور شورای همکاری خلیج‌فارس در مذاکرات را مطرح کرده است. آنها در حالی چنین ادعایی را مطرح کرده‌اند که شورای مذکور پس از سه دهه فعالیت حتی نتوانسته به اجماع درونی برسد و پول واحد تشکیل دهد، چه رسد به اینکه بخواهد با نماینده واحد در مذاکرات حضور داشته باشد.
د) در بررسی عملکردهای منفی عربستان و صهیونیست‌ها در امنیت منطقه و نیز ادعاهای مطرح شده مبنی بر حضور آنها در مذاکرات ایران و گروه 1+5 و نیز وابستگی آنها به آمریکا می‌توان گفت که واشنگتن به دنبال طراحی جدیدی برای مذاکرات آینده ایران و گروه 1+5 است.
رفتار غرب نشان می‌دهد که آنها برآنند تا از یک‌سو امنیت منطقه را به تحقق مطالبات صهیونیست‌ها و عربستان پیوند زنند و از سوی دیگر تحقق مطالبات ریاض و تل‌آویو را به روند مذاکرات ایران و اعضای 1+5 نسبت دهند. در این میان آمریکا تلاش می‌کند تا به عنوان سرکرده ریاض و تل‌آویو معرفی شود که می‌تواند مانع از اقدامات منفی آنها در منطقه گردد. به عبارتی آمریکا سعی دارد خود را ناجی امنیت منطقه معرفی کند.
مجموع رفتارهای غرب به‌گونه‌ای است که سه اصل تحقق اهداف و مطالبات آمریکا، صهیونیست‌ها و عربستان را ریشه ثبات در منطقه معرفی کند، در حالی که در صدر این مطالبات تحقق مطالبات آنها در قبال ایران را مطرح می‌سازند. آنها برآنند تا جامعه جهانی را در ماه‌های آینده به سمت اعمال فشار بر ایران برای پذیرش خواسته‌های گروه 1+5 یا در اصل همان آمریکا و در لایه‌های دیگر اجرای خواسته‌های صهیونیست‌ها و عربستان سوق دهند.
مطالباتی که ابعاد آن را در مواضع سران عربستان و تل‌آویو می‌توان مشاهده کرد که اساس آن را کنار نهادن تمام فعالیت‌های‌ هسته‌ای و نیز خودداری ایران از حمایت از جریان‌های مقاومت منطقه تشکیل می‌دهد.
به عبارتی دیگر می‌توان گفت که هوچی‌گری‌های ریاض و تل‌آویو علیه امنیت منطقه و مسئله هسته‌ای ایران مولفه‌ای برای باج‌گیری غرب از جامعه جهانی است که به بهانه امنیت منطقه و حل مسئله هسته‌ای ایران بر لزوم اعمال فشار بر ایران تأکید دارد و مطالبات قدیمی خود مبنی بر حذف حقوق هسته‌ای و انزوای منطقه‌ای ایران را مطرح می‌سازد.
جالب توجه آنکه در این فرایند آمریکا چهره‌ای دموکراتیک و حامی صلح و مذاکره از خود به نمایش می‌گذارد و عربستان و صهیونیست‌ها هستند که نقش منفی را ایفا می‌کنند تا در نهایت آمریکا بتواند به نام آنها و به کام خویش تحولات را به‌ویژه در حوزه باج‌گیری در قبال امنیت منطقه و حل مسئله هسته‌ای ایران مدیریت کند. 


پرونده

عراقچی: تحریم جدیدی تصویب شود
روند توافق ژنو متوقف می‌شود

سیدعباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه کشورمان در حاشیه نشست خبری وزرای خارجه ایران و روسیه در پاسخ به پرسشی تأکید کرد که اگر تحریم جدیدی علیه ایران شکل بگیرد، روند توافق ژنو متوقف خواهد شد. وی در پاسخ به این پرسش که رئیس کمیته سنای آمریکا اعلام کرده که از تصویب تحریم‌های بیشتر خودداری خواهند کرد، عنوان کرد: توافق ژنو بر مبنای این تفاهم است که نباید هیچ تحریم جدیدتری صورت گیرد، مسلماً اگر تحریم جدیدی علیه ایران شکل بگیرد، روند توافق ژنو را متوقف می‌کند و لذا تصمیم سنا نیز در همین رابطه است. پیشتر محمدجواد ظریف نیز تأکید کرده بود که تحریم جدید ساختار توافق ژنو را فرو خواهد ریخت.
لاوروف: کمک به تأمین آب سبک

محمدجواد ظریف و سرگئی لاوروف وزرای امور خارجه ایران و روسیه پس از دیدار و گفت‌وگو با یکدیگر در جمع خبرنگاران حضور یافتند و به پرسش‌های آنها پاسخ گفتند. لاوروف در پاسخ به پرسش‌ها درخصوص همکاری‌های هسته‌ای ایران و روسیه گفت: ما علاقه‌مندیم که همکاری‌های ما و ایران در زمینه توسعه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ادامه یابد و طرح‌های ایران در جهت ایجاد واحد‌های جدید مانند بوشهر، که به آب سبک نیاز دارند و در هیچ قطعنامه‌ای از شورای امنیت منع نشده را می‌پذیریم.
توافق ژنو نه فتح‌الفتوح است نه جام زهر

علیرضا زاکانی، دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در همایش میقات صالحین که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه‌های علمی کاربردی برگزار شد با بیان اینکه امروز ما با توافقنامه‌ای مواجه هستیم که نه فتح‌الفتوح است و نه جام زهری که حکایت از شکست دارد، خاطرنشان کرد: امروز ما هستیم که باید بیشتر منافع موجود در این توافقنامه و زوایای بالقوه آن را به فعلیت برسانیم و از خطراتی که در فرا روی آن تنظیم کرده‌اند خودمان را بر حذر بدانیم و این خطرات و تهدیدات را به حداقل برسانیم. وی تأکید کرد: به همین جهت است که ما باید تحلیل درستی از توافق‌نامه اخیر داشته باشیم و بدانیم که این توافق شروع راه است.
بیانیه مشترک ایران و آژانس درباره برنامه هسته‌ای ایران

ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پس از نشست کارشناسی بیانیه مشترکی صادر کردند. در متن این بیانیه که توسط «ترو وارجورانتا»، معاون مدیر کل آژانس و رئیس اداره پادمان‌های این نهاد بین‌المللی قرائت شد، آمده است: «امروز دیدار پرباری داشتیم. ما ابتدا اجرای شش اقدام عملی که بخشی از چارچوب همکاری مشترک ما با ایران است و در ۱۱ نوامبر امضا کردیم را بررسی کردیم. این بررسی همچنین دیدار فنی که ما در تأسیسات تولید آب سنگین در ۸ دسامبر داشتیم را هم در برمی‌گرفت.»
ایران از خطوط قرمز تعیین شده رهبری عدول نخواهد کرد

رئیس سازمان انرژی اتمی خطاب به ملت تأکید کرد که نگران نباشند، چرا که ایران حتی یک میلی‌متر از خطوط قرمز تعیین شده رهبری عدول نخواهد کرد.‬‬ علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی کشورمان در گفت‌وگو با برنامه دو نیم ساعت شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: در میان‌مدت، چهارهزار مگاوات نیروگاه هسته‌ای را باید آماده کنیم که بهتر است در مناطق نزدیک به آب باشد. اولویت اول ما جنوب ایران است چون نه‌تنها باید برق تولید کنیم، بلکه باید از طریق این انرژی و حرارت تولید شده آب دریا را شیرین کنیم. وی خطاب به ملت تأکید کرد: در حال حاضر ایران از توقف غنی‌سازی 20 درصدی ضرر نمی‌کند. تولید 20 درصد تنها به تولید پنج درصد تبدیل می‌شود.


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

نگاهي به سفر وزير امور خارجه روسيه به تهران
مقابله با غرب نقطه اشتراك همسايگان

هفته گذشته سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه سفري رسمي به تهران داشت و با مقامات جمهوري اسلامي ايران از جمله دكتر حسن روحاني، رئيس‌جمهور و دكتر ظريف، وزير امور خارجه ديدار و گفت‌وگو كرد.
ايران و روسيه به دليل نزديكي جغرافيايي و بعضاً گره خوردن منافع، داراي روابط تاريخي هستند؛ روابطي كه در برهه‌اي از زمان به صورت يك جانبه بوده و روس‌ها با استفاده از قدرت نظامي و سياسي‌كاري در مسير غير تعاملي گام برداشته‌اند.
به هر تقدير در عصر حاضر این دو كشور با توجه به برخي تحولات منطقه‌اي و جهاني به‌ويژه چالش‌هاي آنها با غرب در مسير تعامل و همگرايي گام‌هاي بسياري برداشته‌اند. در كنار مسائل مربوط به روابط دوجانبه در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و دفاعي، آنچه در مناسبات دو كشور داراي اهميت مي‌باشد، اوضاع جاري در منطقه و جهان است.
از جمله مسائل مهم در منطقه، افزايش تروريسم و به‌ويژه وضعیت حساس منطقه در آستانه خروج نيروهاي آمريكايي از افغانستان است. عملكردهاي اشغالگران افغانستان نشانگر آن است كه آنها به دنبال ايجاد فضاي بحراني در منطقه هنگام خروج از افغانستان هستند تا به اين بهانه، حضور خود در منطقه را توجيه کنند. اين امر زماني بيشتر نمود پيدا مي‌كند كه آمريكا بجد تلاش دارد تا توافقنامه امنيتي كابل ـ واشنگتن را به افغانستان تحميل کند تا زمينه‌ساز حضور آمريكا در ده سال آينده در افغانستان باشد.
در اين اوضاع، تعاملات همسايگان به‌ويژه كشورهاي مهم و تأثيرگذاري همچون؛ ايران روسيه مي‌تواند ضمن حفظ ثبات و امنيت در منطقه، شكست سناريوي غرب را نيز به همراه داشته باشد.
كارنامه ايران و روسيه نشان مي‌دهد كه طرفين، با دشمني واحد به نام زياده‌خواهي غرب مواجه هستند كه در صورت عدم همگرايي عليه آن، با مشكلاتي مواجه خواهند شد. غرب نشان داده است كه براي ايجاد فضاي غبارآلود در ايران و روسيه طرح‌هاي گسترده‌اي دارد كه بحران‌سازي در روسيه در زمان انتخابات رياست‌جمهوري و نيز فتنه‌انگيزي‌ها عليه ايران نظير طراحي فتنه ۸۸ از جمله اين رفتارها است. در حوزه منطقه‌اي نيز غرب از يك‌سو از گروه‌هاي تروريستي براي ايجاد فضاي ناامني در منطقه بهره مي‌گيرد و از سوي ديگر، به دنبال بحران‌سازي و نظامي ساختن درياي خزر است كه تهديدي براي امنيت ايران و روسيه است. مسائلي مانند سوريه نيز از نقاط مشترك ايران و روسيه براي مقابله با غرب است كه همگرايي طرفين، به شكست طرح‌هاي غرب منجر شده است. امروز ايران و روسيه در مسئله سوريه داراي نقشي محوري هستند كه اولويت آنها را نيز ارائه راهكاري سياسي سوري ـ سوري بدون دخالت خارجي در امور اين كشور است. اهميت جايگاه ايران در قبال سوريه چنان است كه حتي لاوروف در سفر به تهران به‌صراحت اعلام مي‌كند كه ژنو 2 درباره سوريه بدون حضور ايران امري ناشدني است.
نكته ديگر در تعاملات دو كشور را مسئله مذاكرات ايران و گروه 1+5 تشكيل مي‌دهد. رفتارهاي روسيه نشان مي‌دهد كه اين كشور از يك سو براي كسب موقعيت جهاني به دنبال يافتن راهكاري براي پايان دادن به اين مذاكرات است و از سوي ديگر همگرايي با ايران را رويكردي براي مقابله با غرب مي‌داند، چنانكه لاوروف در كنفرانس خبري با ظريف سياست‌هاي تهديدي و تحريمي غرب را مولفه‌اي غيره سازنده براي مذاكرات عنوان کرد و خواستار پايان اين سياست‌ها شد.
مسئله ديگر در مناسبات دو كشور آنكه، به اذعان جهانيان، جمهوري اسلامي ايران در سال‌هاي اخير توانسته به موقعيت برتري در پيشرفت‌هاي علمي، فني و نظامي و در حوزه منطقه‌اي نيز به جايگاه ويژه‌اي دست يابد، چنانكه ديگر نمي‌توان نقش آن را در معادلات منطقه‌اي ناديده گرفت. در همين حال مسكو به دنبال مقابله با غرب و ايجاد ساختار سياسي و امنيتي جديد در منطقه و جهان است كه محور آن را مقابله با غرب تشكيل مي‌دهد. غرب اكنون به تهديدی جدي براي مسكو مبدل شده و براي تضعيف اين كشور از هيچ اقدامي فروگذار نيست.
با توجه به اين اوضاع، همگرايي روسيه و ايران مي‌تواند زمينه‌ساز ايجاد ساختاري جديد در منطقه باشد كه محور آن را مقابله با طراحي‌ها و سلطه‌گري غرب تشكيل مي‌دهد. ائتلافي كه زمينه‌ساز آن اعتماد فراگير و به‌ويژه تعهد مسكو به عدم تكرار تاريخ نه چندان مطلوب اين كشور در روابط با ايران است.
در جمع‌بندي كلي از سفر لاوروف به تهران مي‌توان گفت كه اين سفر نشانگر اراده دو كشور براي توسعه و تحكيم مناسبات است، به‌ويژه اينكه اوضاع جاري در منطقه به‌ويژه اقدامات خصمانه غرب و گسترش تروريسم در منطقه لزوم اين همگرايي را بيش از پيش آشكار مي‌سازد.


اقتصادى
سعید مهدوی

برخی از ویژگی‌های بودجه 93
بودجه مهم‌ترين سند مالي دخل و خرج دولت در يك سال به شمار مي‌رود که ارائه بهنگام آن از طرف دولت به مجلس می‌تواند آثار مثبتی را در شرایط و برنامه‌های اقتصادی سال پیش رو به همراه داشته باشد. لایحه بودجه 93 برخلاف سال‌های پیش امسال به موقع تقدیم مجلس شد تا نمایندگان آن را نهایی کنند و دستگاه‌های اجرایی و فعالان اقتصادی به، برنامه‌ها و تمهیدات سال آینده خود بیندیشند. دولت یازدهم در لایحه بودجه سال آینده کل کشور سقف بودجه را در مقایسه با سال جاری ۷/۷ درصد افزایش داده و به رقم 738 هزار میلیارد تومان رسانده است. در این لایحه با نظر دولت، بودجه عمومی کشور با ۲/۷ درصد کاهش به مبلغ 194 هزار میلیارد تومان و بودجه جاری کشور نیز با ۷/۱۱ درصد افزایش به 143هزار میلیارد تومان رسیده است. در ادامه برخی از ویژگی‌های این سند مالی را که بسیار مورد توجه است، بیان می‌کنیم.
۱-ـ از نکات جالب و قابل توجه لایحه بودجه سال 93 کل کشور عدم اشاره به اصلاح قانون هدفمندی یارانه‌ها است. هدفمندی یارانه‌ها موکول به ارائه لایحه دیگری در سال 93 شده است. دولت درآمد حاصل از قانون هدفمندی یارانه‌ها را در لایحه، 23 درصد کاهش داده و از رقم 50 هزار میلیارد تومان به 38 هزار میلیارد تومان رسانده است.
۲ـ در لایحه بودجه 93، دولت رقم 37 هزار میلیارد تومان را برای پروژه‌های عمرانی در نظر گرفته است که برای اتمام فعالیت‌های عمرانی، در پروژه صفر تا 20 درصد پیشرفت فیزیکی تنها اعتباری برای نگهداشت پروژه اختصاص دهد و در پروژه‌هایی با 20 تا 80 درصد پیشرفت فیزیکی کمک کرده است و به پروژه‌های 80 درصد پیشرفت فیزیکی به بالا همه بودجه عمرانی را اختصاص داده است.
۳ـ دولت در این لایحه که به دنبال سیاست تک نرخی کردن ارز می‌باشد، نرخ ارز آزاد را حدود2650 تومان تا 2850 تومان پیش‌بینی کرده است تا ارزش پول ملی افزایش یابد.
۴ـ نرخ تورم در شش ماهه اول سال جاری از سوی بانک مرکزی 40 درصد اعلام شده است. این در حالی است که میزان تورم برای سال آینده در بودجه 25 درصد پیش‌بینی شده و در وضعیت عادی تورم 25 درصد وحشتناک است، اما در مقایسه با تورم 40 درصدی مطلوب به نظر می‌رسد. همچنین رشد نقدینگی که یکی از عوامل موثر در افزایش تورم است در سال 92 حدود ۸/۳۰ درصد بوده است که در لایحه بودجه 18 تا 20 درصد پیش‌بینی شده است.
۵ـ افزایش 18 درصد حقوق کارمندان دولت از دیگر ویژگی‌های لایحه بودجه سال 93 است.
۶ ـ 34 درصد از بودجه عمومی دولت از طریق اخذ مالیات کسب می‌شود. این رقم که به 67 هزار میلیارد می‌رسد بیش از 30 درصد نسبت به سال پیش افزایش یافته است. البته بسیاری از کارشناسان منتقد این رقم هستند و آن را غیر واقعی و دست‌نیافتنی می‌دانند.
۷ ـ از 194 هزار میلیارد تومان بودجه عمومی دولت باید مبلغ 79 هزار میلیارد تومان از طریق فروش نفت حاصل شود که حدود 40 درصد از منابع بودجه عمومی را شامل می‌شود. دولت با رویکرد کاملاً خوش‌بینانه میزان فروش نفت روزانه را یک میلیون و 400 هزارتومان بشکه با احتساب میعانات گازی تعریف کرده است و قیمت هر بشکه نفت 100 دلار محاسبه شده است. همچنین دولت قیمت فروش نفت به پالايشگاه‌هاي داخلي را حدود ۵/۱۸ دلار درنظر گرفته است. اگرچه دولت اعلام كرده در مورد هدفمند كردن يارانه‌ها لايحه جداگانه‌ای ارائه مي‌كند، اما اين بند از لايحه نشان مي‌دهد دولت به اجراي قانون هدفمند كردن در سال آينده تمايلي ندارد.


نداى قدس

شعله انتفاضه هنوز خاموش نشده است
«یعقوب پری» وزیر علوم و تکنولوژی رژیم صهیونیستی در مصاحبه‌ای که با برخی رسانه‌های این رژیم داشت نسبت به وقوع انتفاضه سوم فلسطینی‌ها در کرانه باختری در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات بین رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان هشدار داد و گفت: ما بنا به تصریحات اخیر مقامات حماس در مراسم 26 سال بعد از انتفاضه اول، پیش‌بینی می‌کنیم که شعله انتفاضه هنوز خاموش نشده است و هر لحظه احتمال اتفاق افتادن یک انتفاضه جدید وجود دارد. وی همچنین تأکید کرد که چنانچه مذاکرات به نتیجه نرسد پیش‌بینی می‌کنیم که ارتش رژیم صهیونیستی در آینده با عملیات سختی از جانب مقاومت فلسطین در مناطق کرانه باختری روبه‌رو شود. ژنرال «یوفال دیسکین» رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی نیز درباره وقوع انتفاضه فلسطینی‌ها در کرانه باختری هشدار داده است.
کاهش شش درصدی صادرات رژیم صهیونیستی

انجمن تولیدکنندگان رژیم صهیونیستی اعلام کرد: صادرات صنعتی در سه ماه سوم سال جاری نسبت به سال 2012 پنج درصد کاهش داشته است. به گزارش خبرگزاری قدس به گفته بخش تحقیقات اقتصادی انجمن تولیدکنندگان رژیم صهیونیستی صادرات صنعتی بین ماه‌های جولای و اکتبر در مقایسه با شش ماهه دوم سال جاری شش درصد کاهش داشته است. این رقم درمقایسه با آمار سال 2012 کاهشی پنج درصدی داشته است. «امیر هایک» مدیر کل انجمن تولیدکنندگان رژیم صهیونیستی دلیل کاهش صادرات را نتیجه ضعف صنایع رژیم صهیونیستی در رقابت با اقتصاد‌های جهانی دانست.
پیشنهاد افزایش کمک‌های نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی

رهبران سنا و کمیته خدمات دفاعی مجلس نمایندگان آمریکا که لایحه بودجه دفاعی آمریکا برای سال 2014 را منتشر کرده‌اند، خواستار رای‌گیری نهایی در این‌باره پیش از شروع تعطیلات شده‌اند. به گزارش خبرگزاری رویترز در این لایحه پیشنهاد شده است کمکی 173 میلیون دلاری برای برنامه‌های دفاع موشکی مشترک اختصاص داده شود که 34 میلیون دلار آن برای بهبود سامانه سیستم موشکی آرو و 22 میلیون دلار نیز برای توسعه سامانه رهگیری گنبد آهنین درنظر گرفته شده است. براساس این لایحه ۲/۱۱۷ میلیون دلار نیز برای توسع سامانه دفاع موشکی کوتاه برد بالستیک دیوید اسلینگ در نظر گرفته شده است. همچنین 30 میلیون دلار برای طراحی و توسعه راکت پیشرفته جدید برای زدن اهداف موشکی در نظرگرفته شده است. تمامی کمک‌های ذکر شده علاوه بر کمک‌های پیشین که سالیانه به بیش از سه میلیارد دلار بالغ می‌شود، خواهد بود.
شهادت هفت هزار فلسطینی پس از توافقنامه اوسلو

مدیر مرکز حقوق بشرفلسطین در کنفرانس خبری که در رام‌الله تشکیل شد، اعلام کرد که رژیم صهیونیستی از زمان توافقنامه اوسلو که 20 سال پیش امضا شد، 7308 فلسطینی را به شهادت رسانده است که 1915 نفر از این تعداد در کرانه باختری، 5118 در غزه بودند که 96 نفر از آنها توسط شهرک‌نشینان و 63 نفر نیز پشت مراکز ایست و بازرسی ارتش این رژیم به شهادت رسیدند.
تنفر مردم جنوب آفریقا از نتانیاهو

به گزارش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، «الون لیئیل» سفیر سابق رژیم صهیونیستی در جنوب آفریقا اعلام کرد که تصمیم بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای عدم شرکت در مراسم تشییع جنازه نلسون ماندلا بجا بود، چراکه مردم جنوب آفریقا از نتانیاهو متنفرند و نتانیاهو در آن کشور شخصیت محبوبی ندارد.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

طرح اعراب براي اتحاد داخلي
قاسم غفوری

شوراي همکاري خليج فارس متشکل از شش کشور عربستان، بحرين، قطر، عمان، امارات و کويت در دهه 1980 به بهانه مقابله با جمهوري اسلامي ايران و در اصل براي تأمين منافع غرب تشکيل شد. اکنون بيش از سه دهه از آن زمان مي‌گذرد، در حالي که کارنامه اين شورا نشان مي‌دهد از يک سو آنها نتوانسته‌اند به اجماع دروني دست يابند، چنانکه اين کشورها حتي در ايجاد پول واحد و حل اختلافات مرزي نيز ناتوان بوده‌اند، به‌طوری که هم‌ اکنون نيز اختلافات ميان قطر و عربستان بر سر مسائل مرزي اوج گرفته است.
از سوي ديگر، شورا در عرصه تصميم‌گيري منطقه‌اي کارنامه‌اي شکست‌خورده دارد، چنانکه نمود آن را در قبال فلسطين و مقابله با رژيم صهيونيستي و حتي در اجراي طرح‌‌هايي مانند سرکوب مردم بحرين و يا ايجاد فضاي بحراني در سوريه مي‌توان مشاهده کرد. در کنار اين مسائل يک اصل قابل توجه مطرح است و آن، رويکرد برخي از اعضای شورا از جمله عربستان به تبديل شوراي همکاري خليج‌فارس به اتحاديه است. در اين چارچوب مقامات عربستاني در نشست امنيتي منامه (16/9/92) رسماً اين طرح را مطرح و بر اجراي آن تأکيد کردند.
براساس اين طرح، اتحاديه همکاري‌هاي خليج‌فارس داراي وزير خارجه و دفاع واحد است و به نوعي، طرحي مشابه اتحاديه اروپا را اجرا مي‌کند. اين طرح البته با مخالفت برخي از اعضا از جمله عمان همراه شده است. آنها تأکيد دارند که اين طرح برابر با حذف حاکميت آنها است، از این رو پذيرنده آن نخواهند بود.
با توجه به سوابق ناکارآمد شوراي همکاري خليج‌فارس و مخالفت‌ها با طرح تبديل آن به اتحاديه اين سوال مطرح است که چرا برخي اعضا از جمله عربستان بر تشکيل آن تأکيد دارند و چه اهدافي را پيگيري مي‌کنند؟
الف) جلوگيري از انزوا: بررسي تحولات منطقه نشان مي‌دهد که شوراي همکاري خليج‌فارس عملاً از حوزه عملي و فعال، خارج و به بازنده‌ ناکارآمد آن مبدل شده که نشست‌هاي آن صرفاً به گرفتن عکس يادگاري ختم مي‌شود. ناتواني در قبال سوريه و نيز استمرار حضور فعال ايران در منطقه در کنار حرکت‌هاي مردمي در مخالفت با حاکمان دست‌نشانده عربي، عملاً شورا را در حاشيه قرار داده و مي‌رود تا فروپاشي آن را رقم زند.
اکنون اين سناريو مطرح است که شورا با برخي اقدامات حاشيه‌اي نظير ادعاي لزوم حضور در مذاکرات ايران و گروه 1+5 تشکيل اتحاديه همکاري خليج‌فارس، ايجاد نيروهاي واکنش سريع در برابر تهديدات امنيتي و به اصطلاح آنها، مبارزه با تروريسم به نوعي سعي در القای پويايي شورا دارند. آنها از يک سو سعي دارند تا ناکامي‌هاي خود را پنهان سازند و از سوي ديگر برآنند تا چهره‌اي فعال از خود در معادلات منطقه به نمايش گذارند تا به گمان خود از گسترش اعتراضات مردمي به سياست‌هاي خود جلوگيري و حتي غرب‌گرايي خود را توجيه کنند.
نکته مهم آنکه آنها به بهانه تشکيل اتحاديه واحد و تلاش براي برقراري امنيت در منطقه، سرکوبی مردم را نيز توجيه مي‌کنند که نمود آن را در بحرين، يمن، عربستان مي‌توان مشاهده کرد.
ب) نگاه عربستان به شورا: نکته مهم در طرح مذکور، نقش و جايگاه عربستان است، چنانکه اين کشور خود را باني اصلي طرح دانسته و بر اجراي آن اصرار دارد. بررسي کارنامه رياض نشان مي‌دهد که اين کشور از يک سو با چالش‌هاي دروني به ويژه اعتراضات مردمي مواجه است و از سوي ديگر در منطقه توان ايفاي نقش را ندارد و عملاً در مسير انزوا قرار گرفته است. رياض براي بالا بردن هزينه‌هاي منطقه، طرح کشتار سراسري در منطقه را در پيش گرفته که نتيجه آن ناآرامي‌هاي گسترده در بسياري از کشورها است. رياض با ايجاد اتحاديه همکاري‌هاي خليج‌فارس سعي در تثبيت قدرت منطقه‌اي و القای پدرخواندگي خود بر ساير کشورهاي عربي دارد. رياض همچنين تلاش دارد تا ساير کشورها را در مسير خواست خود براي سرکوبی مردم و بحران‌سازي در منطقه به کار گيرد. به عبارتي، رياض سعي در ارتقای قدرت چانه‌زني خود در معادلات منطقه با به‌کارگيري ساير کشورها دارد، در حالي که در ظاهرا ادعاي تلاش براي وحدت بيشتر کشورهاي عربي را مطرح مي‌سازد.
دامنه فعاليت رياض به همين جا ختم نمي‌شود، چنانکه براساس طرح قديمي عربستان کشورهاي اردن و مراکش نيز به اين اتحاديه افزوده مي‌شوند تا قدرت اين کشور در منطقه را گسترش دهند.
ج) تحقق اهداف آمريکا: مسئله ديگر در اتحاديه مذکور را خواست و اهداف آمريکا تشکيل مي‌دهد. آمريکا اکنون به دنبال استمرار حضور نظامي و سلطه بر کشورها است، در حالي که سعي دارد چهره‌اي دموکراتيک از خود نمايش دهد. چاک هاگل، وزير دفاع آمريکا در نشست امنيتي منامه از طرح حضور 35 هزار نيروي آمريکا و فروش سلاح و نزديکي با کشورهاي عربي براي تعيين امنيت آنها و البته رژيم صهيونيستي خبر داد. واشنگتن که توان حضور نظامي گسترده در منطقه را ندارد و از سوي ديگر در برابر جبهه مقاومت و بيداري اسلامي ناتوان بوده سعي دارد تا راهبردهاي جديد منطقه‌اي را اجرايي سازد. از ابعاد اين طرح را تقويت نزديکي ميان اعضای شوراي همکاري خليج‌فارس براي اتخاذ مواضع واحد در قبال تحولات و نيز سوق دادن آنها به روابط به ويژه در حوزه امنيتي با رژيم صهيونيستي تشکيل مي‌دهد. آمريکا چنان القا مي‌کرد که امنيت منطقه با وجود ايران و مقاومت تهديد گرديده و راهکار مقابله با آن نيز همگرايي عربي و صهيونيستي است. جالب توجه آنکه آنها همان ايران هراسی را با شيوه‌هاي جديد اجرا مي‌کند، چنانکه آن چنان القا مي‌سازند که نزديکي غرب به ايران در حال شکل‌گيري است که تضعيف جايگاه اعراب و صهيونيست‌ها در سياست خارجي آمريکا است، در حالي که راهکار مقابله با آن نيز پيوند عربي ـ صهيونيستي است. تشکيل اتحاديه همکاري خليج‌فارس را مي‌توان در اين چارچوب ارزيابي کرد.
در جمع‌بندي کلي از آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که طرح اتحاديه همکاري خليج‌فارس بيش از آنکه طرحي عملي و اجرايي باشد برگرفته از برخي سياست‌هاي ظاهري براي رسيدن به منافع موقت است که بيشتر از جانب عربستان و آمريکا ترويج مي‌‌شود. آنها به دنبال فضاسازي جديد براي پنهان‌سازي جنايات خود در منطقه و در صورت توان سوق دادن کشورهاي عربي منطقه به پذيرش جنگ‌طلبي‌ها و بحران‌سازي‌هاي خود در لواي طرح اتحاديه عربي هستند، هر چند که به دليل اختلافات دروني ميان اعضا و عدم ثبات سياسي و اجتماعي در اين کشورها تحقق اين طرح دور از ذهن و حتي امري ناشدني است و در ظاهر تبليغات گسترده‌اي مبني بر اجراي طرح مذکور صورت مي‌دهند.


انتقام‌گيري غرب از روسيه و چين
علی تتماج

هر چند تحولات غرب آسيا(خاورميانه) همچنان كانون اصلي تحولات جهاني است، اما در ساير نقاط جهان نيز تحولاتي شكل گرفته است كه بي‌تأثير از ساختار قدرت جهاني و حتي فرايند نقش‌آفريني قدرت‌ها در غرب آسيا نيست.
در جمع اين تحولات دو محور قابل توجه است:
نخست؛ تحولات اوكراين و ناآرامي‌هاي خياباني اين كشور است. پس از اعلام عدم توافق اوكراين با قرارداد توسعه مناسبات با اروپا، فضاي بحراني در اين كشور ايجاد شد. برخي جريان‌هاي غربگرا به رياست «يولياتيموشنكو» نخست‌وزير سابق اوكراين با تحريك مردم به اين ناآرامي‌ها دامن زدند.
در كنار عوامل و ريشه‌هاي داخلي اين بحران،‌ يك نكته قابل توجه است و آن، تأثيرات اين تحولات بر چرخه قدرت در نظام بين‌الملل است؛ اصلي كه محور آن را تقابل‌ها و تعاملات ميان روسيه و غرب تشكيل مي‌دهد. تقابل‌ها ميان روسيه و غرب از مسائل مطرح در صحنه جهاني است كه باوجود پايان دوران جنگ سرد، همچنان ادامه دارد و هر روز ابعاد جديدي به خود مي‌گيرد.
اكنون اوكراين در حالي با نابساماني همراه شده كه بسياري آن را ميدان رقابت و زورآزمايي ميان روسيه و غرب مي‌دانند. بخشي از اين رقابت، جنبه تاريخي و سنتي دارد؛ به‌گونه‌اي كه اگر در هر منطقه‌اي از جهان به‌ويژه در حوزه پيراموني و راهبردی، تحولي روي دهد، طرفين تلاش دارند تا ضمن كسب بيشترين امتيازات قدرت خود را به رخ كشيده و از آن، به عنوان ابزاري براي مقابله با طرف مقابل بهره گيرند. درباره اوكراين نيز مي‌توان اين امر را مشاهده كرد، چنانكه در سال‌هاي ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ غرب با اجراي طرح حركت‌هاي رنگين (انقلاب نارنجي) به رياست يوليا تيموشنكو، نخست‌وزير سابق اوكراين برتري خود را به روسيه ديكته كرد، اما ديري نپاييد كه مسكو توانست اين شكست را جبران کند و با به قدرت رسيدن يانوكوويچ به نوعي قدرت خود را به نمايش گذاشت. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه طرفين اكنون برآنند تا پيروزي ديگري را به دست آورند و رقيب را با شكست تازه‌اي مواجه کنند.
نكته مهم آنكه، در هفته‌هاي اخير روسيه توانسته قدرت خود در گرجستان را نيز تثبيت کند و جريان‌هاي غربگرا در حاشيه قرار گرفتند كه دستاوردي بزرگ براي مسكو بوده است.
غرب در كنار اصل انتقام‌گيري، يك رويكرد ديگر را نيز در دستور كار دارد و آن، استفاده از تحولات اوكراين براي سوق دادن مسكو به پذيرش خواسته‌هاي آنها در ساير تحولات منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي است. كوتاه آمدن مسكو در برابر طرح‌هاي سپر موشكي آمريكا و ناتو، همراهي با غرب در قبال كره شمالي، ايران و سوريه و عقبگرد از موضع تند در قبال غرب را مي‌توان از جمله اين خواسته‌ها دانست. البته مطالبات اقتصادي به‌ويژه تأمين نفت و گاز غرب بر‌اساس قيمت‌هاي درخواستي‌ آنها مي‌تواند از مولفه‌هاي غرب در برابر روسيه در عرصه اوكراين باشد. مجموع رفتارهايي كه در نهايت، تشديد رقابت ميان طرفين را به همراه دارد كه حاصل نهايي آن نيز چالش‌هاي جديد براي اوكراين خواهد بود.
دوم، تحولات تايلند است؛ كشوري كه در ظاهر در معادلات جهاني جايگاهي ندارد، اما در عمل به يكي از مولفه‌هاي قدرت‌نمايي چين و غرب مبدل شده است. بحران در تايلند زماني آغاز شد كه دولت طرح عفو عمومي را كه مي‌تواند بازگشت «شيناواترا» نخست‌وزير سابق به قدرت را فراهم سازد را مطرح کرد. درگيري ميان مخالفان اين اقدام و نيروهاي امنيتي در نهايت، تسليم شدن دولت و اعلام برگزاري انتخابات زودهنگام در دوم فوريه را به همراه داشت، اما در وراي آن، يك اصل مهم مطرح است و آن، تأثير اين تحولات بر چين و امنيت ملي آن است. ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه پكن خواستار تغييرات در ساختار سياسي و به‌ويژه ايجاد فضاي ناآرامي در ساختار اجتماعي كشورهاي منطقه نیست، چراكه اين تحولات را مستقيم و يا غيرمستقيم بر امنيت خويش تأثيرگذار مي‌داند. اكنون جنوب‌شرق آسيا با دو چالش اجتماعي مواجه است كه عبارتند از: ناآرامي‌هاي سياسي و اجتماعي در تايلند و بنگلادش. هر چند برخي تحليلگران ارتباط مستقيم اين تحولات بر چين را كم‌رنگ مي‌دانند، اما الگوسازي از اوضاع اجتماعي اين كشورها براي مردم چين اصلي است كه غرب، پيگيري می‌کند و با فضاي رسانه‌اي و تبليغاتي به دنبال تحقق آن است. اين مسئله زماني بيشتر قوت مي‌گيرد كه همزمان با ناآرامي‌هاي تايلند و بنگلادش، تنش‌ها ميان چين و ژاپن بر سر درياي شرقي و طرح پكن براي ارتقای حريم امنيت هوايي بالا گرفته و آمريكا نيز بر حمايت قاطع بر توكيو تأكيد كرده است.
به هر تقدير تحولاتي مانند اوكراين، بنگلادش و تايلند، هر چند مي‌تواند داراي ريشه‌هاي مردمي باشد، اما در نهايت، به مولفه‌اي براي رقابت ميان شرق و غرب مبدل شده، به‌گونه‌اي كه غرب تلاش دارد تا از اين تحولات در قالب راهبرد نرم و كم‌هزينه براي اعمال فشار بر روسيه و چين بهره ‌گيرد. به عبارتي مي‌توان گفت كه غرب كودتاي رنگي براي رسيدن به اهداف سياسي را در پيش گرفته است. در حالي كه همچنان ادعاي حمايت از مردم را سر مي‌دهد.


از نگاه دیگران

راهبرد دولت شهرك‌نشين‌ها
از آنجا كه محرك سياست رژيم صهيونيستي، انديشه تجاوزگرانه و توسعه‌طلبانه است، هرگز اين رژيم داوطلبانه تن به سازش سياسي نخواهد داد و هيچ‌يك از دولت‌هاي رژيم صهيونيستي از به‌كارگيري زور براي يهودي‌سازي و مصادره سرزمين فلسطين و شهرك‌سازي امتناع نخواهند كرد و تلاش خواهند کرد تا ريشه نزاع يعني فلسطين را كاملاً محو كنند.
مبناي اين استنتاج عقلي آن است كه رژيم صهيونيستي تمام مولفه‌هاي قدرت خود از جمله زرادخانه هسته‌اي‌اش را گسترش داده است. اين امر عليه منافع، امنيت و بافت جمعيتي كشورهاي منطقه و در چهارچوب كاركردي ابزاري و استعمارگرانه صورت مي‌گيرد.
بر مبناي همين حقيقت ماهوي رژيم صهيونيستي مي‌توان گفت كه دولت نتانياهو، دولت شهرك‌سازي و شهرك‌نشين‌هاست و دولت اوباما براي متوقف ساختن مصادره اراضي و يهودي‌سازي باقي‌مانده سرزمين فلسطين تلاشي بيهوده انجام مي‌دهد. آنان قصد دارند با طرح «پراور» 800 هزار دونم از اراضي ملت فلسطين در كرانه باختري و الجليل و نقب را ببلعند و صاحبان فلسطيني اين اراضي را در يك درصد از كل مساحت نقب جمع کنند. اين طرح يادآور طرح 1976 براي يهودي‌سازي الجليل است كه از بخت بد دولت وقت ناگهان توفان‌ساز شد و مردم در اعتراض به آن خيزش روز زمين را به‌وجود آوردند.
«آويگدور ليبرمن» كه پس از تبرئه از اتهامات تازه، پايش به وزارت امور خارجه باز شد گفته است: فلسطيني‌ها سارق سرزمين يهوديان در نقب هستند و يا اينكه: صلح با برقراري امنيت براي رژيم صهيونيستي و تأمين اقتصاد براي فلسطيني‌ها امكان‌پذير است. به‌تازگی هم نتانياهو اظهار كرده كه فلسطيني‌ها بايد روابط تاريخي چهار هزار ساله ميان ملت يهود و سرزمينش را به رسميت بشناسند. اين نكته براي صلح، اهميت فراواني دارد.
شگفتي ندارد كه ليبرمن و نتانياهو بيش از گذشته بر شناسايي هويت يهودي رژيم صهيونيستي اصرار مي‌كنند، لذا بر همه مسجل شده است كه آنان به دنبال حذف قضيه فلسطين و مذاكرات تنها براي مذاكرات هستند. آنان مي‌خواهند در ظاهر به مذاكره بپردازند، اما عملاً با سرعت بيشتري كار يهودي‌سازي سرزمين و مصادره اراضي را پيش ببرند.
رویارویی با نقشه‌هاي دولت شهرك‌سازي براي حذف قضيه فلسطين نيازمند تلاش براي بازسازي آرمان ملي فلسطين است، زيرا در 20 سال گذشته عده‌اي با مذاكرات مولفه‌هاي آن را از بين بردند. بايد حقوق تاريخي ملت فلسطين را احيا كرد. حق بازگشت كه درصدد از بين بردن آن هستند، حلقه رابط بين حقوق ملي فعلي و حقوق تاريخي ملت فلسطين است، به‌ويژه آنكه مشخص شده برپايي كشور مستقل فلسطين در مرزهاي 1967 از طريق مذاكرات، توهمي بيش نيست و به دست آوردن كشور خارج از چارچوب مقاومت معنا ندارد. نبايد قدمي عقب‌نشيني كرد. عقب‌نشيني‌هاي داخلي و اوضاع بين‌المللي سبب مي‌شود كه فضايي از ناكامي به وجود آيد و اوضاع به خواست دولت نتانياهو پيش رود. زماني انتفاضه سال 1987 سبب به وجود آمدن موجي از انتفاضه‌هاي عربي شد، اما اكنون شاهد شكاف در جنبش ملي فلسطين و جنگ قدرت در گوشه‌هاي وطن هستيم. چنين امري نتيجه كوتاهي نخبگان فلسطيني در پايان دادن به اين وضعيت است. چنين شرايطي مانع عبرت گرفتن از تحولات بين‌المللي و به كارگيري آنها براي قضيه فلسطين است. جهان تك‌قطبي كه در آن آمريكا حامي ثابت رژيم صهيونيستي بود هم‌اكنون در حال تبديل شدن به جهان چند قطبي است، كما اينكه قضيه فلسطين بايد از انقلاب‌هاي ملت‌هاي عرب استفاده کند. دغدغه اصلي اين انقلاب‌ها قضيه فلسطين بوده است. قضيه فلسطين همواره در وجدان ملت‌ها حضور دارد و دير يا زود خودش را در سطح نظام‌هاي قديمي يا جديد عرب نيز مطرح خواهد كرد. نخبگان بايد اين موضوع را بفهمند و براي تصحيح اشتباهات خود گام بردارند.
منبع: عرب 48
نويسنده: علي جرادات
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 602

اذعان آمريكا به توان موشكي ايران
فارس(20/9/1392): در مواضعي كه نشانگر اذعان آمريكا به توان موشكي و نظامي ايران است، «رز گاتمولر» معاون کنترل تسلیحاتی و امنیت بین‌الملل وزارت خارجه آمریکا مدعی شده است برنامه موشکی ایران تهدیدی برای اروپا است و به همین دلیل باید این قاره به سامانه دفاع موشکی مجهز شود. وی که با خبرگزاری «ایتارتاس» گفت‌وگو می‌کرد، در این مورد گفت: تنها تهدیدی که ایران دارد، احتمال دستیابی آنها به تسلیحات اتمی نیست. برنامه موشکی آنها پیشرفت زیادی داشته و به همین دلیل است که ما در حال استقرار یک سامانه دفاع موشکی هستیم.
اد رويس: ايران به توليد سلاح هسته‌اي نزديك شده است!
باشگاه خبرنگاران(20/9/1392): رئيس كميته امورخارجي مجلس نمايندگان آمريكا بار ديگر ادعاهاي بي‌پايه و اساس خود را در قبال ايران تكرار كرد. «اد رويس» در اظهاراتي مدعي شد: نظام ايران به توليد سلاح هسته‌اي نزديك شده و براي شناخت آن چيزي كه ما را به رفع تحريم‌ها از اين كشور سوق مي‌‌دهد، پيش از دست يافتن به توافقي كه غني‌سازي ايران را متوقف مي‌‌كند، تلاش مي‌‌كنم. در همين حال «مو بروكس» يكي از نمايندگان آمريكايي در واكنش به اظهارات اخير «جان كري» اظهار داشت: چگونه ممكن است كه به تل‌آويو و متحدان خود در خاورميانه بگوييم كه آمريكا همچنان متحد شما بوده و امكان اعتماد به اين كشور وجود داشته و در همان حال اجراي توافق ژنو را به ايران تحميل كنيم.
كوهن: ایران پس از شش ماه گرفتار مخمصه عمیق‌تری می‌شود
ايرنا(21/9/1392): دیوید کوهن، وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت که ایران پس از گذشت شش ماه که توافق موقت فعلی بین این کشور و اعضای 1+5 به پایان می‌رسد، گرفتار مخمصه عمیق‌تری می‌شود.
وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت: «من به‌عنوان مقام اصلی مسئول طراحی و اجرای برنامه تحریم‌های‌مان، مطمئن هستم که فشار تحریم‌ها بر ایران افزایش خواهد یافت.» وی افزود: «ایران، ظرف شش ماه آینده، نسبت به الان، حتی گرفتار مخمصه عمیق‌تری خواهد شد.» این مقام آمریکایی امتیازات داده شده به ایران در توافق هسته‌ای ژنو را از لحاظ اقتصادی کم اهمیت دانست.
اوباما: تحریم‌هایی بی‌سابقه‌ علیه ایران اعمال کردیم
فارس(17/9/1392): «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا با حضور در نشست مجمع «سابان» با اذعان به بی‌سابقه بودن تحریم‌های ضدایرانی، گفت مصمم است مسیر دیپلماتیک را برای حل موضوع هسته‌ای ایران بیازماید. «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا با حضور در دهمین نشست سالیانه مجمع «سابان» تحت عنوان «روابط آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه‌ای پویا» گفت با وجود آنکه هیچ گزینه‌ای را از روی میز برنداشته، اما بر آزمودن مسیر دیپلماتیک تأکید دارد. وی همچنین منکر به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای غنی‌سازی در توافقنامه ژنو شد. رئیس‌جمهور آمریکا افزود: ما تحریم‌های بی‌سابقه‌ای علیه آنها اعمال کردیم که ضربه زیادی به اقتصادشان زد.
هاگل: ديپلماسي با ايران بايد با پشتيباني توان نظامي باشد
باشگاه خبرنگاران(17/9/1392): «چاک هاگل» وزير دفاع آمريکا در نشست موسوم به «مجمع امنيتي گفت‌وگوي منامه» در بحرين اعلام کرد: ارتش آمريکا قصد دارد 35 هزار نيروي نظامي خود را صرف‌نظر از توافق هسته‌اي ايران و شش قدرت جهاني در منطقه خليج‌فارس نگه دارد. وزير دفاع آمريکا گفت: ديپلماسي با ايران بايد با پشتيباني توان نظامي صورت گيرد. وزير دفاع آمريکا که در عين حال نگراني‌هاي سران کشورهاي منطقه خليج‌فارس درخصوص مسير سياست کشورش در خاورميانه به‌ويژه در مذاکرات درباره برنامه هسته‌اي ايران را پذيرفت، ولي گفت تأکيد واشنگتن بر ديپلماسي نبايد سوءتعبير شود.
شرمن: پیش و پس از مذاکره با کشورهاي منطقه رايزني کرديم
فارس(18/9/1392): معاون وزير امور خارجه آمريکا، با بيان اينکه در مذاکرات ژنو به طور رسمي با ايراني‌ها درباره سوريه مذاکره صورت نگرفت، مدعي شد: ايران از شبه‌نظاميان در داخل سوريه حمايت مي‌‌کند. وندي شرمن در مصاحبه اختصاصي با اين شبکه گفت در مذاکرات با ايران در ژنو به طور رسمي به مسئله سوريه پرداخته نشد، بلکه اين مسئله به طور فرعي و غير رسمي مطرح شد. معاون وزير امور خارجه آمريکا گفت: واشنگتن پیش از آغاز مذاکرات گروه ۵+۱ با ايران و پس از آن با کشورهاي عربي خليج‌فارس گفت‌وگو کرده است.
جان کری : خیال تل‌آويو از توافق هسته‌ای ژنو راحت باشد
مهر(19/9/1392): وزير امور خارجه آمريکا مدعی شد: رژيم صهيونيستي پس از توافقنامه هسته‌اي ژنو بين ايران و گروه ۵+۱ در امنيت بيشتري در مقايسه با گذشته قرار دارد. جان کري در سخنراني خود در کميته مشترک حمايت از يهوديان آمريکا مدعی شد: واشنگتن به ايران اجازه دستيابي به سلاح هسته‌اي را نخواهد داد. کري مدعی شد: ما به هيچ وجه به ايران اجازه نخواهيم داد به سلاح هسته‌اي دست پيدا کند. من اين مسئله را به شما وعده مي‌دهم. من مي‌دانم که بعضي (افراد) نگران هستند و مي‌پرسند که آيا ما مي‌‌دانيم در برابر ايران چه مي‌‌کنيم؟


هویت 333

لهستان: میزبانی زندان‌های مخفی آمریکا
زندان‌های مخفی آمریکا در لهستان از جمله موارد منفی در پرونده حقوق بشر کشورهای غربی است. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد آمریکا در برخی از کشورهای اروپایی از جمله لهستان دارای زندان‌های مخفی بوده که به شکنجه زندانیان می‌پرداخته است. برای نمونه دادگاه حقوق‌بشر اروپا به دلیل شکنجه دو زندانی در خاک لهستان پیش از انتقال به گوانتانامو، مقامات این کشور را محاکمه می‌کند. مقامات لهستانی باید به دلیل همکاری با آمریکا در کمپ‌های مبارزه با تروریسم آمریکا در دادگاه اروپایی پاسخگو باشند. بر اساس این گزارش، دو تن از زندانیان، مقامات لهستانی را متهم کردند که در سال 2003، پیش از انتقال به گوانتانامو به زندان مخفی سازمان سیا در لهستان برده شده و شکنجه‌ شده‌اند. همچنین مقامات لهستانی برای فرستادن این افراد به گوانتانامو تعلل کرده‌اند و این افراد در نهایت پس از ورود به این زندان آمریکایی همچنان بدون محاکمه زندانی هستند. این دو شاکی معترضند که لهستان به‌طور کامل از اقدامات آمریکایی‌ها مطلع بوده است.
آمریکا: افزودن 700 هزار نفر به لیست جاسوسی‌ها

براساس گزارش‌های جدید، نام 700 هزار نفر به‌طور محرمانه به لیست جاسوسی‌های نظارتی دولت آمریکا اضافه شده است، اما مقامات فدرال نسبت به درز اطلاعات در این‌باره مقاومت می‌کنند. روزنامه نیویورک‌تایمز گزارشی درخصوص برنامه محرمانه دولت فدرال برای تحت نظارت داشتن تعداد زیادی افراد تهیه کرده است، اما با این حال نام این اشخاص و دلیل قرار گرفتن در آن لیست همچنان نامشخص است. با گذشت 12 سال از حمله تروریستی 11 سپتامبر 2001، آژانس‌های فدرال به تهیه لیست افراد مشکوک ادامه می‌دهند. نام 700 هزار نفر در لیست مرکز نظارت بر تروریست، زیر شاخه اف‌بی‌آی قرار دارد. اما با گذشت پنج‌سال از آن گزارش، آمریکایی‌ها یا خارجی‌هایی که وارد این لیست می‌شوند، نمی‌دانند که چرا تحت نظارت هستند.
انگلیس: ابعاد جدید از نقض حقوق شهروندی

نادیده گرفتن حقوق شهروندی به بهانه بحران اقتصادی از جمله سیاست‌هایی است که دولتمردان انگلیس در حال اجرای آن هستند، در حالی که نهادهای حقوق بشر آن را مغایر با حقوق انسانی دانسته‌اند. از جمله این موارد عدم توجه به خدمات درمانی و وضعیت بیماران است. «مایک فرار» مدیر اجرایی پیشین کنفدراسیون سامانه سلامت ملی انگلیس گفته است که وزارت بهداشت انگلیس جایی است که بیماران این کشور برای مرگ به آن پا می‌گذارند. پیش از این گزارش‌هایی در رسانه‌ها درباره سوءتغذیه بیماران مسن در بیمارستان‌های انگلیس منتشر شده بود. طبق گزارشی که پیشتر روزنامه انگلیسی «ساندی اکسپرس» منتشر کرده بود، 1165 نفر طی چهار سال گذشته در بیمارستان‌های این کشور بر اثر سوءتغذیه جان باخته بودند. برخی منابع خبری افشا کرده‌اند که پزشکان در برخی از بیمارستان‌ها اقدام به تزریق‌های مرگبار به بیماران کهنسال می‌کنند تا به ادعای خود مرگ را به آنها هدیه دهند تا از درد و رنج رهایی یابند.


 

صفحه 6 تیتر یکک

 

 

برشی تحلیلی بر بیانات امام خامنه‌ای در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی
بی‌برنامه نمی‌توان با دشمن برنامه‌دار مقابله کرد

رضا گرمابدری

اشاره
بنیاد و اساس زندگی بشر که صفت «اجتماعی زیستن» دارد، فرهنگ است. فرهنگ، فارغ از هر گونه قید ارزشمدارانه خوب و بد، مثبت و منفی، پیشرفته و عقب‌مانده، متعالی و منحط و... در همه جوامع گذشته و حال یافت می‌شود. عجین‌شدن فرهنگ با زندگی انسان آنچنان عمیق و جدی است که زندگی اجتماعی بدون فرهنگ، مفهومش را از دست می‌دهد و از جنس تعامل رباط‌ها می‌شود. فرهنگ که با زندگی اجتماعی انسان وجود پیدا می‌کند، مانند انسان، زنده و در جریان است و در مواردی مانند انسان‌ها از حرکت می‌ایستد و می‌میرد، اما به فراخور و تناسب، آثاری بر جای می‌گذارد. این ویژگی به فرهنگ امکان نقش‌آفرینی محوری و میدانی در تحولات و انقلاب‌ها را داده است، به نحوی که قادر است پس از تحولات مهم و انقلاب‌ها در راستای آن زایش و تکاپوی پیش‌رونده و گسترش‌یابنده داشته باشد. تمامی ویژگی‌های فوق در پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران مشاهده شده است. چنین ویژگی‌هایی توجه به ابعاد گوناگون فرهنگ را الزام‌آور می‌کند. همانگونه که دیگران از این حیث به فرهنگ روی آوردند و برای خود منفعت و سود اندوختند و برای دیگران برده‌داری جدید و وابستگی تباه‌کننده را رقم زدند. این خصیصه پر حرف و حدیث «فرهنگ» سبب شد تا امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) هفته گذشته در دیدار اعضای شورای انقلاب فرهنگی به بحث «فرهنگ» پرداختند و درباره ابعاد دیگری از آن سخن گفتند. با توجه به بیانات مهم معظم‌له، نوشتار حاضر با بهره‌گیری از آن بیانات در پی پرداختن به این مهم است که: «تشخیص جایگاه فرهنگ و مشخص بودن وظیفه نظام و دولت در قبال آن به سلامت، رشد و موفقیت‌های بزرگ ملی کمک می‌کند.»

خاستگاه مفهومی بحث
اندیشه‌های معطوف به عمل برای رسیدن به مرحله اجرا باید با بهره‌گرفتن از عوامل گوناگون راه طولانی و بعضاً پر فراز و فرودی را طی کنند. عواملی که به اجرایی شدن اندیشه‌ها کمک می‌کنند، دو دسته‌اند عوامل فرعی و عوامل اصلی. عوامل فرعی آن دسته عوامل هستند که جایگزین پذیرند و آسیب و یا نبود آنها صدمه جدی به اصل کار وارد نمی‌کند و به سبب جایگزین‌پذیر بودن، آسیب‌های اندک آن به سرعت قابل ترمیم و جبران است. در واقع در بیشتر مواقع آنها هستند تا کار دقیق‌تر، زیباتر و سریع‌تر انجام شود نه اینکه آنها هستند تا اصل کار انجام پذیرد. بر خلاف عوامل فرعی، عوامل اصلی، جایگزین‌پذیر نیستند و آسیب به آنها آسیب به کل کار است و در نبود آنها اساساً کار انجام نمی‌گیرد. بنابراین برای سوق اندیشه به میدان عمل باید عوامل اصلی را به درستی شناخت و جایگاه آنها را تشخیص داد و ضمن حفظ این شناخت که نقش مهمی در مراقبت از جایگاه آنها دارد باید توجه داشت که هر یک از این عوامل کارکرد خودش را که در فرایند تبدیل اندیشه به عمل برایش لحاظ شده داشته باشد؛ بنابراین برای اجرایی کردن اندیشه انقلاب اسلامی به عمل، ابتدا لازم است پس از شناسایی عوامل اصلی سه‌گانه آن یعنی؛ فرهنگ، نظام و دولت، جایگاه و نسبت و تعامل آنها با یکدیگر بررسی شود.
جایگاه فرهنگ
در تمامی عرصه‌های ساده و پیچیده زندگی انسان در هر زمان و مکان آنچه که در غیاب سایر امور مربوط به انسان همیشه بوده و خواهد بود فرهنگ است. هیچ حرکت محسوس و نامحسوس و مشهود و نامشهود از انسان سر نمی‌زند مگر اینکه اثر فرهنگ در آن ملحوظ است. فرهنگ و آثارش آنچنان با شخصیت حقیقی انسان تنیده شده که به عبارتی می‌توان گفت «انسان فرهنگ تجسم‌یافته» است. یعنی هیچ حرکتی از انسان سرنمی‌زند که جای فرهنگ در آن خالی باشد. فرهنگ انسان‌ها با عبور از نفرات به شکل فرهنگ جوامع در می‌آید تا آنجا که رستنگاه و زایشگاه سایر مسائل اجتماعی مربوط به انسان می‌شود.
تقدم فرهنگ بر اقتصاد و سیاست
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره موقعیت فرهنگ، اقتصاد و سیاست نسبت به یکدیگر فرمودند: «فرهنگ، حاشیه و ذیل اقتصاد و سیاست نیست. بلکه اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل فرهنگ هستند.» این سخن را به چند طریق می‌توان تفسیر کرد از جمله اینکه فرهنگ بر اقتصاد و سیاست تقدم شأنی و رتبه‌ای دارد.
تقدم شأنی و رتبه‌ای
فرهنگ بر اقتصاد و سیاست تقدم شأنی دارد؛ زیرا جهان، گذشته ملت‌ها و تمدن‌ها را با فرهنگ آنها می‌شناسد، نه اقتصاد و سیاست آنها. حتی امروزه هم شهرت ملت‌ها و کشورها با فرهنگ آنها است و فرهنگ اصلی‌ترین معیار برای داوری درباره ملت‌ها و کشورها است. فرهنگ سالم و قوی که از آلودگی به دور مانده مولد اقتصاد و سیاست سالم است. فرهنگ سالم حتی در کنار اقتصاد و سیاست ضعیف مایه افتخار است، اما اقتصاد شکوفا و سیاست پیشرو در کنار فرهنگ فاسد و منحط مایه مباهات نیست. فرهنگ فرهیخته و ارتقایافته روح انسان را آرام و ارضا می‌کند هر چند تنگناهای اقتصادی و ناملایمات سیاسی وجود داشته باشد، اما عکس آن امکان‌پذیر نیست.
فرهنگ بر اقتصاد و سیاست تقدم رتبه‌ای نیز دارد؛ زیرا از زمانی که اقتصاد و سیاست به مفهوم امروزی وجود نداشت، فرهنگ بود. در نبود فرهنگ، اقتصاد و سیاست شکل نمی‌گیرد، هر چند پس از ایجاد بر فرهنگ تأثیر می‌گذارند و در تحولاتی که در عرصه فرهنگ پیش می‌آید نقش دارند. با توجه به بیان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره فرهنگ و اقتصاد و سیاست و توضیحی که درباره آن داده شد؛ مشخص می‌شود نتیجه این نگاه اصلاح گمانه اشتباه قرار داشتن فرهنگ در ذیل اقتصاد و سیاست است. پس از اصلاح این اشتباه، نوبت باور این حقیقت است که برای داشتن اقتصاد شکوفا و سیاست راهگشا و آرامش‌آفرین باید به عرصه فرهنگ پرداخت. بارور شدن فرهنگ در مسائل مختلف قابل احصا، اثر فوری بر رشد اقتصادی و توان سیاسی دارد. پس با اصل قرار گرفتن فرهنگ باید در بسیاری از عرصه‌ها بازبینی و بازآفرینی شود.
وظیفه نظام
نظام اسلامی پس از انقلاب زمانی با برنامه به این موضوع روی آورد که در یکی دو سال اول انقلاب دانشگاه‌ها که از مراکز اصلی فرهنگی کشور بودند در مسیر گذشته و حتی در ضد مسیر و جهت انقلاب در حرکت بودند؛ ادامه این حرکت که مغایر با جوهر انقلاب بود می‌توانست برای موجودیت انقلاب خطرساز باشد از این‌رو امام خمینی(ره) برای جلوگیری از ادامه این حرکت خطرناک دستور تعطیلی دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی را صادر کردند. پس از تعطیلی رسمی دانشگاه‌ها در خردادماه معظم‌له در (۲۳/۳/۵۹) فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را نیز صادر کردند. این ستاد در آن زمان سه وظیفه اساسی داشت:
۱ـ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‌ها
۲ـ گزینش دانشجو
۳ـ اسلامی کردن جو دانشگاه‌ها و تغییر برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها به‌صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
امام خمینی(ره) هنگام بازگشایی دانشگاه‌ها که مصادف با تغییر و ترمیم ستاد انقلاب فرهنگی بود در فرمانی که به این مناسبت صادر کردند آوردند: «خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه‌ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه‌دار غرب مبارزه کرد.»
از این فراز فرمان امام خمینی(ره) اهمیت فرهنگ در نزد ایشان و همچنین پرده‌های جدید انتظار معظم‌له از ستاد انقلاب فرهنگی مشخص می‌شود و معلوم می‌گردد نظر امام خمینی(ره) به فرهنگ بسیار خاص است و اهتمام جدی برای دگرگونی فرهنگی دارند. ایشان در جاهای دیگر درباره اهمیت فرهنگ فرمودند: «رأس همه اصلاحات اصلاح فرهنگ است.» و یا تصریح کردند: «بی‌شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد.» سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۷۵ و با فرمان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) و ترکیب جدید شکل گرفت. معظم‌له در بخشی از این فرمان با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‌های اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آورده‌اند: «همه این حقایق مهم و هشداردهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاش گسترده‌تر فرا می‌خواند و به‌ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بی‌سوادی و عقب‌ماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همت‌گماری برمی‌انگیزد.» امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) هر دوره به موازات تغییر و ترمیم اعضای شورای انقلاب فرهنگی مطالبات جدیدی را طرح می‌کنند به نحوی که در حال حاضر شورای انقلاب فرهنگی وظیفه دارد به تمام حوزه‌های فرهنگی کلان و مهم ورود داشته باشد و به تضمین‌های اجرای مصوبات شورا نیز بیندیشد. این روند نشان می‌دهد که نظام از همان ابتدا هوشمندانه به مسائل فرهنگی و ضرورت رسیدگی به ابعاد و زوایای آن توجه ویژه داشته و با گذشت زمان هم این توجه و اهتمام بیشتر و فراگیرتر و دقیق‌تر و مطالبه‌گرانه‌تر نیز شده است.
وظیفه دولت
یکسان نبودن نگاه و اهتمام دولت‌های گوناگون به عرصه فرهنگ تا حد زیادی از توان تلاش‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی کاسته است. شاید یکی از علل مهمی که زحمات طاقت‌فرسا و مفید شورای عالی انقلاب فرهنگی را کم‌اثر و کم‌فروغ کرده اولویت نداشتن فرهنگ در نزد دولت‌ها بوده است. این نکته هم از عملکرد آنها بر می‌آید و هم از شعارهای انتخاباتی آنها گویا که دولت‌ها قائل به متولی و برنامه برای عرصه فرهنگ نیستند و آنچه را که در چند مجموعه فرهنگی مشاهده می‌کنند که سلایق شخصی و حتی زیر پا گذاشته شدن برخی معیارهای فرهنگی در آن به‌وفور دیده می‌شود، برای رسیدگی به امور فرهنگی جامعه کافی می‌دانند. این نگاه می‌تواند سه منشأ داشته باشد.
۱ـ هجوم مطالبات غیر فرهنگی؛ شاید برخی از دولت‌ها اعتقاد داشته باشند، نیاز شدیدی را که آنها در آیینه جامعه می‌بینند، مقوله معیشت با تنوع‌های مختلف آن مانند: درآمد، اشتغال، مسکن، امنیت شغلی، بیمه، ازدواج، رفاه اجتماعی و... است و مردم با کنار آمدن با وضعیت فرهنگی مطالبه جدی در این خصوص ندارند.
۲ـ غفلت از ارزش و جایگاه فرهنگ؛ فقر مباحث عمیق علمی و آماری درباره جایگاه و اهمیت فرهنگ در پیشرفت همه‌جانبه کشورها با حفظ سلامت و استقلال، سبب گردیده تا برخی از دولت‌ها از توانایی‌های نهفته در فرهنگ و نیز خطرات ناشی از غفلت فرهنگی بی‌خبر باشند و لذا علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهند و به وضع موجود رضایت می‌دهند.
۳ـ اعتقاد به بی‌تکلیفی دولت؛ در میان دولت‌هایی که پس از انقلاب در جمهوری اسلامی ایران روی کار آمدند دولت‌هایی بودند که با اعتقاد به یک نوع تفکر، برای دولت در عرصه فرهنگ هیچ وظیفه و تکلیفی قائل نبودند و متأثر از اندیشه‌های غربی فرهنگ را عرصه و جولانگاه عمومی می‌دانستند که نیاز به مدیر و ناظم ندارد و هر گونه که شکل می‌گیرد و به هر سو که می‌رود درست است و باید تسلیم آن بود.
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) که سال‌های پیش با بیان تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی هشدارهای جدی درباره نقشه و توطئه شوم دشمنان داده بودند در جلسه مذکور در فرازهای چندگانه به هر سه نکته پاسخ دادند و ضمنی و صریح به نقش و وظیفه دولت در این‌باره اشاره کردند:
۱ـ «برای فعالیت‌های فرهنگی، برنامه‌ریزی ضروری است و نمی‌توان انتظار داشت که فرهنگ کشور اعم از فرهنگ عمومی، فرهنگ نخبگان و فرهنگ دانشگاهی به خودی خود پیش رود.»
۲ـ «دستگاه‌های مختلف در قبال جریان فرهنگ عمومی کشور مسئولند.»
۳ـ همه ما در قبال مسائل فرهنگی و فرهنگ عمومی کشور مسئولیت شرعی و قانونی داریم.»
۴ـ «سپردن مسائل فرهنگی به مردم نافی وظیفه نظارتی و هدایتی دولت نیست و حضور حکومت و دولت در عرصه فرهنگ نیز به معنای سلب حضور مردم نمی‌باشد.»
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در خلال بحث درباره گام‌های اول و ضروری برای مقابله با پدیده‌های فرهنگی و خطرناک دشمن به موضوعی کلیدی و بسیار اساسی اشاره کرده و فرمودند: «در بحث تهاجم فرهنگی، انفعال و موضع دفاعی صرف در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین و خسارت‌بارترین نوع برخورد است.
شاید انفعال در برابر تهاجم فرهنگی دشمن بزرگ‌ترین و بی‌دفاع‌ترین گذرگاهی است که دشمن از مسیر آن زهرآگین‌ترین تولیدات فرهنگی خود را که در مدتی کوتاه یک جامعه متعالی را به هلاکت دچار می‌کند، به کشور و جامعه‌ای وارد می‌سازد و احتمالاً بدتر از آن هم اشتیاقی است که در پی این انفعال افراد خودباخته برای استقبال از فراورده‌های آلوده فرهنگی دشمن از خود نشان می‌دهند. انفعال و اشتیاق در عرصه فرهنگ دو مقوله‌ای است که بخشی از جامعه ایران با آن بیگانه نیست و بسیاری از آسیب‌های فرهنگی از این ناحیه متوجه کشور شده است.
خلاصه کلام آنکه جایگاه و وضعیت سه عامل اصلی در عرصه تکاپوی فرهنگی، یعنی فرهنگ، وظیفه نظام و وظیفه دولت تا حدودی مشخص شد و معلوم گردید که نقطه وصل اندیشه فرهنگی به میدان عمل و عرصه اجتماعی، دولت است و دولت نیز با اعتقاد به وجود دشمنی که در حال تهاجم فرهنگی است و نیز اعتقاد به اینکه وظیفه دارد با تعهدپذیری با این تهاجم مقابله کند باید به فکر طرح و برنامه باشد؛ زیرا بدون برنامه نمی‌توان با دشمن با برنامه مقابله کرد. اگر چنین شود می‌توان در انتظار جامعه‌ای سالم و روبه رشد و رسیدن به موفقیت‌های بزرگ ملی بود. ان‌شاء‌الله


نگاه یک
علی اسماعیلی

کنار رفتن پرده جدید تزویر!
پس از روی کار آمدن دولت آقای روحانی سردمداران غربی به‌ویژه آمریکایی در اقدامی عوامفریبانه به استقبال دولت جدید ایران آمدند و در اظهاراتی به ظاهر دوستانه، خواستار گفت‌وگو و حل مشکلات فی‌مابین، به‌ویژه در بحث هسته‌ای با دولت جدید شدند و فضای جهانی را به‌گونه‌ای چیدند که بسیاری بر این پندار شدند که ظاهراً قرار است پس از سال‌ها چالش غرب با ایران در بحث هسته‌ای، این معضل به‌زودی پایان پذیرد. به‌ویژه این خط در داخل کشور و توسط جریان موسوم به اصلاح‌طلب با آب و تاب پیگیری شد و آنچنان در افکار عمومی داخل وانمودند که ظاهراً علت عدم حل بحث هسته‌ای، دولت گذشته بوده است وگرنه غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها، اهل گفت‌وگو و مذاکره و سازش هستند و تا آنجا پیش‌رفتند که از راه‌اندازی خطوط هوایی بین ایران و آمریکا، راه‌اندازی سفارتخانه بین دو کشور، پایان همه خصومت‌ها و... را با ذوق و شوق زیاد در رسانه‌های‌شان منعکس می‌کردند و در عین حال مخالفان و منتقدان خود را که می‌گفتند آمریکایی‌ها قابل‌اعتماد نیستند و این اظهارات دوستانه امروزشان عوام‌فریبانه‌ است را به باد انتقاد می‌گرفتند و این خط ادامه داشت تا اینکه توافق ژنو بین ایران و ۱+۵ رسماً اعلام شد و اینجا بود که جریان فتنه، بیش از پیش با کوبیدن بر طبل پیروزی ایران در این توافق و اینکه موضوع هسته‌ای رو به پایان است، درصدد ایجاد فضای مدنظر خود در کشور شدند. اما هر روز که از توافق ژنو می‌گذرد آن شور و شعف اولیه و امیدها به این توافق، بیشتر رنگ می‌بازد و به‌ویژه آن حرف‌های قشنگ سران غربی و به‌ویژه آمریکایی‌ در ابتدای روی کار آمدن دولت جدید، لحن غیر زیبا، تند و خصمانه‌ای به خود می‌گیرد. به‌گونه‌ای که این روزها، تهدید کسالت‌بار «گزینه نظامی روی میز است» را بارها از زبان دولتمردان فریبکار آمریکایی‌ شنیده‌ایم. در همین زمینه، «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا در مجلس نمایندگان این کشور چنین می‌گوید: «اگر ایران هر بخش از این توافقنامه را نقض کند، همه پیشرفت‌ها متوقف می‌شود و آمریکا می‌تواند به صورت نظامی پاسخ دهد.»! و جالب‌تر اینکه، بحث‌هایی را به میان می‌کشد که ربطی به مذاکره هسته‌ای نداشته و ندارد. مثلاً می‌گوید: «در صورتی که ایران به حمایت خود از نظام سوریه و حزب‌الله ادامه دهد، تحریم‌ها کاهش نمی‌یابد.» این اظهارات را به انحای مختلف از زبان اوباما و دیگر سیاستمداران آمریکایی هم زیاد شنیده و می‌شنویم. مقام معظم رهبری که آمریکایی‌ها را به‌خوبی می‌شناسند پیشتر درخصوص فریبکاری آمریکایی‌ها چنین هشدار می‌دهند که: «مسئله این است که دشمنی آمریکا با ملت ایران و با جمهوری اسلامی اصلاً حول محور هسته‌ای نیست، این خطاست که خیال کنیم که دعوای آمریکا با ما سر قضیه هسته‌ای است؛ نه، قضیه هسته‌ای بهانه‌ است... خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد، نه، بهانه دیگر را به‌تدریج پیش می‌کشند، چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیمای بدون‌ سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بدید؟...» این هشدار هوشمندانه معظم‌له و بسیاری از دلسوزان انقلاب در آن روزها به برخی خودفروختگان فتنه‌گر داخلی، مبنی بر عدم اعتماد به آمریکا به دلیل شناخت خوی استکباری آمریکا بود که در سخنان خصمانه امروز آنها‌‌ می‌بینیم. ما همچنان معتقدیم که آمریکای دهه ۶۰ با آمریکای امروز تغییری نکرده است و تا جمهوری اسلامی دست از آرمان‌های والای خود برندارد و با رژیم نامشروع صهیونیستی سرجنگ داشته باشد، هیچ چیزی بین ایران و غرب و به‌ویژه آمریکا عوض نخواهد شد، اما در پاسخ به اظهارات جنگ‌طلبانه مقامات آمریکایی و صهیونیست‌ها هم با قاطعیت می‌گوییم که؛ آمریکا امروز جرئت کوچک‌ترین حرکت نظامی نه‌تنها علیه ایران که علیه هیچ کشوری را ندارد و اوضاع امروز این کشور، خراب‌تر از آنی است که با عربده کشی بخواهد بر آن سرپوش گذارد. این اظهارات خصمانه مقامات آمریکایی،‌ جز آشکار کردن بیشتر چهره فریبکارانه و نیرنگ‌باز آمریکا‌ در نزد مردم ایران و جهان، هیچ دستاورد دیگری بر آنان ندارد. پرده تزویر جدید آمریکا هم در حال کنار رفتن است!


نگاه دو
علی حیدری

هجمه به رسانه‌ای که هنوز متولد نشده است!
از مدت‌ها پیش که موضوع توسعه شبکه‌های صداوسیما در دستور کار مدیران رسانه ملی قرار گرفت، همواره بحث بر سر ایجاد شبکه‌ای با موضوع انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و آثار و ارزش‌های آن مطرح بوده و حرف‌های زیادی در این باره زده شده است. البته در این حوزه برنامه‌های گوناگونی از شبکه‌های مختلف سیما پخش می‌شود، اما ضرورت راه‌اندازی یک شبکه مستقل که به‌طور ویژه بر روی این مقولات کار کند، همواره احساس می‌شده است. بر این اساس، پس از مطالعاتی که در راستای توسعه کمی و کیفی شبکه‌های سیما در سال‌های اخیر انجام شده، تصمیم گرفته شد شبکه‌ای راه‌اندازی شود که به‌طور مشخص به گفتمان انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و بیداری اسلامی بپردازد. البته قرار بر این شد که دیگر شبکه‌ها هم از موضوعات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس غفلت نکنند و دوشادوش این شبکه جدید، به‌حرکت خود ادامه دهند.
چندی پیش که مدیر این شبکه جدید مشخص شد و از راه‌اندازی آن در 22بهمن خبر امسال داد، رسانه‌های ضد انقلاب دست به‌کار شدند تا به فضاسازی علیه شبکه‌ای بپردازند که هنوز کار خود را آغاز هم نکرده و برنامه‌ای نیز پخش نکرده است! البته طبیعی است که چنین رسانه‌ای که قرار است با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس راه‌اندازی شود، با مخالفت دشمنان نظام روبه‌رو شود؛ چراکه از اثرگذاری آن به‌شدت می‌ترسند. حال این سؤال مطرح است که این شبکه چه حرفی خواهد زد که هنوز راه‌اندازی نشده، صدای دشمنان انقلاب اسلامی را درآورده است؟! از همین رو رسانه‌های غربی در یک حرکت هماهنگ، شبکه فوق‌الذکر را به نام شبکه تلویزیونی سپاه نامگذاری کرده‌اند؟! و در راستای برنامه‌هایی که از گذشته در جهت القای سپاه‌هراسی داشتند، پروژه رسانه‌ای جدیدی را کلید می‌زنند. بخش فارسی «صدای آمریکا» اعلام کرد که شبکه تلویزیونی سپاه(!) با مدیریت نهادهای مرتبط با سپاه پاسداران راه‌اندازی می‌شود و قرار است از اواخر بهمن‌ماه برنامه‌های خود را پخش کند. این شبکه از قول کارشناس خود هم مدعی شد: راه‌اندازی این شبکه جدید برای مطرح شدن دیدگاه‌های سپاه و زیر چتر صداوسیما، راهی برای باز شدن فضای گفت‌وگو و به قضاوت گذاشته شدن دیدگاه‌های پشت این رسانه جدید است(!) برخی شبکه‌ها و پایگاه‌های خبری هم به شیوه‌های خاص خود همین خط خبری را دنبال کردند و شبکه در دست تأسیس رسانه ملی را به سپاه منتسب کردند.
باتوجه به این فضاسازی باید گفت طبیعی است شبکه‌ای که قرار است در کنار مقوله انقلاب اسلامی به موضوع مهم دفاع مقدس هم بپردازد، از سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی گرفته تا تهیه و تولید برنامه‌های خود، ارتباط و همکاری نزدیکی با سپاه داشته باشد و همچنین برقراری چنین ارتباطی با ارتش، نیروی انتظامی و... به غنای این شبکه خواهد افزود و عملاً کار فرهنگی و رسانه‌ای در جهت فرهنگ دفاع مقدس و ارزش‌های آن بدون ارتباط با نهادهای مؤثر در دفاع مقدس امکان‌پذیر نخواهد بود.
اما نکته مهم‌تری که باید به آن توجه داشت، این است که در طی سال‌های اخیر، رسانه ملی بیش از 10 شبکه جدید راه‌اندازی کرده که برخی از آنها در عرصه بین‌المللی هم فعالیت می‌کنند، اما چرا دشمنان انقلاب اسلامی از راه‌اندازی شبکه‌ای که قرار است به‌طور ویژه به انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و بیداری اسلامی بپردازد، نگران شده‌اند و قبل از تولد این شبکه به فضاسازی علیه آن می‌پردازند؟! پاسخ این پرسش قطعاً اهمیت راه‌اندازی این شبکه را بیش از پیش روشن خواهد کرد.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

منبرهای سایبری طلاب در عرصه جهانی-قسمت اول
مجید مبینی *

مقدمه
يكي از ابزارهايي كه به دليل ويژگي‌هاي خاص خود، طلاب از آن استقبال گسترده كردند، «وبلاگ» است. وبلاگ به عنوان يك رسانه نوين، قابليت‌هايي دارد كه مي‌تواند برخي از ضعف‌هاي تبليغ سنتي مانند «استمرار نداشتن تبليغ در طول سال»، «بي‌توجهي به گروه‌هاي غيرمذهبي» و... را كه به دليل حضور كوتاه‌مدت تبليغي، آن هم فقط در مساجد و حسينيه‌ها، پديد آمده است، برطرف سازد كه همين امر موجب استقبال مبلغان از اين رسانه و كسب تجربه جديد تبليغي شده است. همزمان با گسترش كمي وبلاگ‌نويسي در ميان طلاب، ضرورت تحليل وبلاگ‌نويسي طلاب بيش از پيش آشكار مي‌شود. اين تحليل، مي‌تواند نگاهي جامع از وضعيت وبلاگ‌نويسي طلاب به مسئولان فرهنگي ارائه دهد تا ضمن تقويت ويژگي‌هاي مثبت آن، براي حل ضعف‌ها و نگراني‌هاي برآمده از آن برنامه‌ريزي كنند.
وبلاگ
وبلاگ(weblog) تركيبي از دو واژه لاتين web و log است. واژه Web به اين معناست:
در علوم رايانه: سيستمي در اينترنت كه به شما اجازه يافتن و استفاده از اطلاعاتي را مي‌دهد كه در رايانه‌هاي سراسر جهان وجود دارد. در زيست‌شناسي: يك شبكه از تارهاي نازكي كه توسط عنكبوت براي گرفتن حشرات ساخته شده است؛ مجموعه مرتبط محصور از چيزهايي كه مي‌توانند خيلي پيچيده باشند؛ تكه‌اي از پوستي كه به پنجه اردك يا ديگر پرندگان متصل است كه به آنها كمك مي‌كند به خوبي شنا كنند. اين لغت در زبان انگليسي قديم ريشه دارد. (Longman)
Log را نيز چنين معنا مي‌كنند: «قطعه‌اي ضخيم از چوب بريده شده درخت؛ يادداشت رسمي يا ثبت نوشتاري از برخي چيزها به ويژه سفر در كشتي يا هواپيما. اين لغت احتمالاً در زبان اسكانديناوي ريشه دارد». (Longman)
از تعاريف بالا مشخص است كه وبلاگ، از «وب» به معناي اينترنت و «لاگ» به معناي ثبت رويداد تشكيل شده است و از اين‌رو، مي‌توان معناي لغوي آن را ثبت يادداشت اينترنتي دانست.
واژه «وبلاگ» را جورن بارگر در 17 دسامبر 1997 ابداع كرد. واژه «وبلاگ» گاهي به صورت «بلاگ» نيز به كار مي‌رود كه اولين بار اين واژه را پيتر مرهولز به كار برد. او واژه weblog را مزاح‌گونه به عبارت We blog تبديل كرد و از آن پس واژه بلاگ را ديگران هم استفاده كردند. واژه بلاگ، هم اكنون به صورت فعل و اسم در زبان انگليسي كاربرد دارد.
برابر نهاد فارسي واژه وبلاگ، «وب‌نوشت» است كه با تصويب فرهنگستان زبان و ادب فارسي به جاي واژه وبلاگ در انگليسي قرار گرفت.
يك وبلاگ، دو بخش اصلي «پست» يادداشت و «كامنت» (نظر) دارد. يادداشت يا محتوا را وبلاگ‏نويس تهيه مي‌كند و ممكن است نوشته‏هاي خود او يا گزيده‏هايي از مطالب منتشر شده در پايگاه‏هاي اينترنتي يا ديگر وبلاگ‏ها يا حتي كتاب‌ها و نشريه‌هاي كاغذي باشد. آخرين يادداشت‌هاي ايجاد شده در هر وبلاگ، به طور معمول به ترتيب زمان ايجاد، در بالاي وبلاگ نمايش داده مي‏شوند و بازديدكنندگان از وبلاگ، ابتدا جديدترين مطلب منتشر شده را مي‌بينند.
بخش كامنت يا نظر، يكي ديگر از اجزاي اصلي يك وبلاگ است كه امكان درج نظر را براي خوانندگان فراهم مي‌آورد. هر چند در بسياري از سايت‌ها نيز بخش ثبت نظر وجود دارد، اين بخش در وبلاگ، يك ركن به شمار مي‌رود و نبود آن، وبلاگ بودن وبلاگ را با ابهام روبه‌رو مي‌كند. كامنت‏گذاري در وبلاگ‏ها گاهي آن‏قدر جدي مي‏شود كه وبلاگ را به يك باشگاه گفت‌وگو تبديل مي‏كند. (بهبهاني، 1383: 56)
شايد اساسي‌ترين پرسش فردي كه براي اولين بار با وبلاگ آشنا مي‌شود، اين باشد كه ميان وبلاگ و سايت چه تفاوتي وجود دارد؟ در پاسخ به اين پرسش مي‌توان موارد زير را به عنوان ويژگي‌هاي وبلاگ‌ها مطرح كرد:
1. هويتي: وبلاگ‌ حول محور شخص ايجاد مي‌شود؛ در حالي كه وب‌سايت حول محور موضوع ايجاد مي‌شود. (نجمي، 1385: 4) به عبارت ديگر، وبلاگ، هويتي شخصي و حقيقي دارد، اما سايت، هويتي سازماني و حقوقي دارد.
2. ساختاري: وبلاگ‌ها تك‌صفحه‌اي هستند، اما سايت‌ها صفحه‌ها و بخش‌هاي مختلفي دارند. همچنين براي داشتن وبلاگ، نيازي به دانستن كدنويسي نيست، ولي براي داشتن سايت،‌ يا فرد بايد با كدنويسي آشنا باشد يا آنكه از فردي آشنا با برنامه‌نويسي كمك بگیرد. قالب‌هاي آماده سايت‌ها عموماً برآورده‌كننده نيازهاي مديران سايت‌ها نيست.
3. نمايشي: در وبلاگ‌ها هميشه مطالب جديدتر، در بالاي صفحه نمايش داده مي‌شود، ولي در سايت‌ها، مطالب جديدتر در بخش‌هاي مختلف قرار مي‌گيرند.
4. تعاملي: كامنت يكي از مؤلفه‌هاي بنيادين وبلاگ است و وبلاگي كه بخش نظردهي نداشته باشد، بسيار غريب مي‌نمايد، اما اين ويژگي در سايت‌ها ـ به جز سايت‌هاي خبري ـ جنبه اصلي ندارد.
5. مديريتي: به دليل سادگي ساختار (يك صفحه‌اي) و وجود سرويس‌دهنده‌هاي وبلاگ، ايجاد و به‌روزرساني يك وبلاگ بسيار ساده است؛ برخلاف سايت كه به تخصص بيشتري نياز دارد.
نكته مهم ديگر در معرفي وبلاگ، انواع وبلاگ‌هاست. بيشتر وبلاگ‏ها مبتني بر متن هستند، اما كار دسته‌اي ديگر از وبلاگ‌ها انتشار صوت، تصوير و كليپ‏هاي ويدئويي و... است كه در اصطلاح، وبلاگ صوتي، وبلاگ تصويري و وبلاگ ويدئويي ناميده مي‏شوند.
آغاز وبلاگ‌نویسی طلاب
وبلاگ‌نويسي در ايران در 16 شهريور 1380 با وبلاگ فردي به نام سلمان جريري آغاز شد. چند ماه پس از آن، سرويس‌دهنده «پرشين‌بلاگ» راه‌اندازي شد و اولين وبلاگ با هويت طلبگي و حوزوي نيز با عنوان «يادداشت‏هاي يك طلبه» را يك طلبه اصفهاني در اين سرويس‌دهنده ايجاد كرد. (نجمي، 1383: 54) به‌تدريج و با فراگير شدن وبلاگ‌نويسي فارسي، طلاب بيشتري در اين پهنه پاي گذاشتند و وبلاگ‌هاي طلاب، يكي پس از ديگري، با عنوان طلبگي يا بدون آن، در وبلاگستان ايجاد شدند.
اين حضور تبليغي، با موفقيت‌هايي نيز همراه بود، به گونه‌اي كه برخي وبلاگ‌هاي طلاب به عنوان وبلاگ‌هاي مطرح وبلاگستان فارسي شهرت يافتند. شماري هم در جشنواره‌هاي فرهنگي ملي رتبه‌هاي برتر گرفتند كه اين امر نشان‌دهنده ظرفيت موجود در حوزه براي حضور تبليغي اثربخش در اين عرصه است.
استقبال فزاينده طلاب از وبلاگ‌نويسي موجب شد در مهرماه سال 1383 جمعي از طلاب جوان وبلاگ‌نويس، مركزي به نام «دفتر توسعه وبلاگ ديني» راه‌اندازي كنند تا بتوانند به آموزش بيشتر طلاب در اين زمينه بپردازند.
همزمان با حضور طلاب در اين عرصه، رسانه‌هاي خارجي نيز به اين موضوع با حساسيت نگريستند، به گونه‌اي كه رسانه‌هاي مشهور بين‌المللي مانند بي‌بي‌سي، لس‌آنجلس‌تايمز Murphy,2011 و گاردين Robert,2011 در گزارش‌هايي به بازتاب و بررسي وبلاگ‌نويسي طلاب پرداختند.
با گذشت نزديك به يك دهه از وبلاگ‌نويسي طلاب و فراز و فرودهاي بسيار اين حركت، به نظر مي‌رسد ميزان سنجش‌ها و تحليل‌هاي انجام گرفته درباره اين فعاليت رسانه‌اي طلاب، اندك بوده است.
از مهم‌ترين علل كم‌شمار بودن تحليل‌هاي ناظر به اين امر، مي‌توان موارد زير را نام برد: نامشخص بودن بسياري از وبلاگ‌هاي طلاب؛ كم‌شمار بودن پژوهشگراني كه همزمان با مقوله ارتباطات و فضاي طلبگي آشنا باشند؛ نبود مدلي براي تحليل وبلاگ‌نويسي طلاب و... .
در تشريح بيشتر مشكل اخير به اين ابعاد مي‌توان اشاره كرد:
1. تاكنون مدلي جامع و مقبول براي تحليل وبلاگ‌ها طراحي نشده است، هر چند پژوهشگران خارجي و داخلي مدل‌هاي گوناگوني را براي تحليل سايت‌ها ارائه داده‌اند.
2. مدل‌هاي ارائه شده براي تحليل سايت نيز از دو بعد براي تحليل وبلاگ‌نويسي طلاب ناكارآمد هستند: نخست آنكه بسياري از اين مدل‌ها، با فضاي اسلامي همخواني ندارند و ديگر آنكه مدل‌هاي ارائه شده، معمولاً هنجاري و ناظر به بايدها و نبايدها هستند.
مدل هنجاري رسانه‌هاي سايبر اسلامي
براي حل نسبي مشكل‌هاي پيش‌گفته، مي‌توان «مدل هنجاري رسانه‌هاي سايبر اسلامي» از دكتر حسام‌الدين آشنا را به عنوان مبنا و شروع مدل‌سازي برگزيد كه مقوله‌هاي طرح شده در آن، با وبلاگ تناسب بيشتري دارد. ضمن آنكه با فضاي اسلامي، همخوان‌تر است و شاخصه‌هاي ارائه شده در آن نيز كمتر رويكرد هنجاري دارد.
مدل هنجاري رسانه‌هاي سايبر اسلامي
در ادامه، برخي شاخص‌هاي ذكر شده در جدول را توضيح مي‌دهيم. در شاخص اهداف از سياست‌هاي اجتماعي، «دعوت» به معناي داشتن رويكرد مناسكي سايت است. «حيات» به معناي داشتن رويكرد اجتماع‌محور سايت‌هاست. وجود سايت‌هاي اجتماع‌محور كه به دنبال حيات در فضاي سايبر هستند، با مخاطباني تناسب دارد كه به طور بالقوه يا بالفعل عضو يك اجتماع واقعي هستند و در آن، نيازمندي‌هاي گوناگون حيات انساني را در دسترس كاربران قرار مي‌دهند.
واژه «پورتال» در شاخص تأمين پيام، به معناي درگاهي براي ديگر سايت‌هاست. در واقع، در تهيه محتواي يك سايت، مي‌توان دو رويكرد داشت: رويكرد توليدي و رويكرد توزيعي. رويكرد توليدی به اين معناست كه اطلاعات مندرج در سايت را خود مديران و كارشناسان سايت توليد كرده‌اند؛ در حالي كه رويكرد توزيعي يعني اطلاعات سايت، به صورت پيوندي به ديگر سايت‌هاست. سايت‌هاي پورتال، رويكرد توزيعي و سايت‌هاي خودكفا رويكرد توليدي دارند.
در بخش سياست‌هاي اطلاعاتي، شاخص سهم اطلاع‌رساني، نيازمند توضيح افزون‌تري است. در يك تقسيم‌بندي كلي، براي يك رسانه سايبر، سه كاركرد مي‌توان در نظر گرفت: كاركرد اطلاع‌رساني، كاركرد آموزش و كاركرد تفريح. در كاركرد اطلاع‌رساني، دقت و صحت اطلاعات و اعتبار نويسندگان و منابع اهميت بسيار دارد، ولي شاخص مهم در سرگرمي، جذاب بودن و در آموزش، رويكرد كاربردي و آموزشي داشتن محتواست. حال اگر بيشترين كاربرد يك سايت، اطلاع‌رساني باشد، سهم اطلاع‌رساني آن بالا و در صورتي كه كاركرد آموزش يا سرگرمي آن، بيشتر و اطلاع‌رساني در رتبه دوم يا سوم باشد، سهم اطلاع‌رساني آن، متوسط يا پايين خواهد بود.
در كيفيت ارائه پيام، چندين شاخص وجود دارد كه يكي از آنها «ايستايي و پويايي» پيام است و سايت‌هاي واجد آنها را سايت‌هاي ديناميك و استاتيك مي‌نامند. بيشتر سايت‌هاي استاتيك از صفحه‌هاي ثابت تشكيل شده‌اند؛ در حالي كه سايت‌هاي پويا يا ديناميك، صفحه‌هايي پويا و پيوسته در حال تغيير دارند. براي مثال، در چنين سايت‌هايي ممكن است در هر مراجعه به يكي از صفحه‌هاي آن، اطلاعاتش تغيير يابد. سايت‌هاي اطلاع‌رساني معمولاً سايت‌هاي استاتيك و سايت‌هاي گفت‌وگومحور، بيشتر ديناميك هستند.
در قسمت سياست‌هاي سازماني، تعامل را در شاخص تعامل با سايت‌هاي رقيب و همسو، از دو زاويه مي‌توان نگريست: نخست تعامل به معناي توجه به سايت‌هاي همسو و همفكر و ترويج و تبليغ آنها از طريق برقراري پيوند و درج بنر تبليغاتي و ديگر شيوه‌ها و دوم به معناي رويكرد انتقادي داشتن به سايت‌هاي رقيب و نقد و بررسي آنها. يك سايت اسلامي مي‌تواند با رويكرد تبليغ و پشتيباني به سايت‌هاي همسو توجه داشته باشد و با نگاه نقد به سايت‌هاي رقيب.
شاخص ميزان استقلال حرفه‌اي، به استقلال مديران سايت در تصميم‌گيري برمي‌گردد. برخي سايت‌ها استقلال سردبيري خود را به رسميت شناخته‌اند و سازمان مستقل دارند. در مقابل، سايت‌هايي وجود دارند كه به طور كامل، تابع سياست‌هاي سازمان مادرشان هستند.
در شاخص شيوه مالكيت سايت، بخش «عمومي»، شامل سايت‌هايي است كه از منافع عمومي تأمين مي‌شوند و منافع عمومي هم دارند. برخي از اين سايت‌ها مشمول بودجه مصوب مجلس شوراي اسلامي هم هستند، ولي از نظر بودجه و مالكيت، لزوماً زير نظر دولت نيستند. (جهانگير، 1388: 113)
مدل تحليل ارتباط‌شناختي وبلاگ‌نويسي طلاب
براي آنكه مدل هنجاري رسانه‌هاي سايبر اسلامي كه دكتر حسام‌الدين آشنا آن را ارائه داده است، براي تحليل ارتباط‌شناختي وبلاگ‌نويسي طلاب، كارآيي بيشتري داشته باشد، موارد ذيل حذف شد:
1. جهت ارتباط: با توجه به آنكه بخش كامنت نظردهي، براي وبلاگ يك مولفه بنيادين به شمار مي‌رود و تعاملي بودن و دوسويه بودن يكي از شاخصه‌هاي مهم وبلاگ است، سنجش يك سويه يا دوسويه بودن وبلاگ معنادار نيست.
2. گزينش پيام: با توجه به آنكه مورد مطالعه، وبلاگ‌هاي طلاب شيعه است، گزينش پيام در وبلاگ‌هاي نمونه، به طور مطلق از منابع غير شيعي انجام نمي‌شود.
3. كيفيت ارائه: از اين بخش نيز مقوله‌هاي «ايستا يا پويا بودن» به دليل ايستا بودن وبلاگ‌ها؛ «خدمات زياد يا كم» به دليل خدمات‌ ندادن وبلاگ؛ «پرلايه يا كم‌لايه بودن» به دليل كم‌لايه بودن وبلاگ‌ها حذف شد.
4. ميزان استقلال حرفه‌اي: با توجه به فردي و شخصي بودن وبلاگ و وابسته نبودن آنها به هيچ سازمان و نهادي، سنجش داشتن يا نداشتن استقلال بلاگر، معنادار نيست.
5. نحوه فروش پيام: با توجه به رايگان بودن استفاده از وبلاگ براي مخاطبان، بررسي اين شاخص در وبلاگ‌ها معنادار نيست.
همچنين در برخي موارد مانند اهداف، شيوه مالكيت و شيوه تأمين هزينه، متناسب با وبلاگ، اصلاحات مختصري اعمال و مقوله‌هايي نيز به مدل اضافه شد كه در ادامه، توضيح آن خواهد آمد.
اين شاخصه‌ها به گونه‌اي گزينش شدند كه تا حد ممكن جامع باشند. ازاين‌رو، ديگر شاخصه‌ها كه در اين جدول گنجانده نشده‌اند، يا در ضمن ديگر شاخصه‌ها مي‌توان آنها را تعريف كرد يا در تحليل ارتباط‌شناختي وبلاگ‌ها از منظر اركان فرايند ارتباطات نقش چنداني نداشتند يا آنكه با مقوله تأثير مرتبط بودند كه با توجه به گستردگي كمي و كيفي ابعاد مقوله تأثير، خود، نيازمند پژوهش و نگارشي مستقل است.
- منتشرشده در مرکز پژوهش‌های صداوسیما
* دانش‌آموخته حوزه علمیه قم و دانشجوی دکترای فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم ۷ قم


نيم نگاه
فتح الله پریشان

تفسیر درست از اولویت مردم !
مركز افكارسنجي دانشجويان ايران(ايسپا) در تازه‌ترين اقدام خود در خصوص انتظارات مردم از دولت يازدهم و ارزيابي آنها از عملكرد دولت، از مردم نظرسنجی و نتایج آن را منتشر کرد. در اين نظرسنجي كه در بين مردم كل كشور اعم از شهري و روستايي با حجم نمونه 5449 نفر انجام شده است، در قالب يك سوال از مردم خواسته شد از ميان چهار خواسته اصلي و مهم، دو اولويت خود را مشخص کنند. نتايج حاصله بيانگر آن است كه مشكلات اقتصادي مانند گراني، مسكن و بيكاري با ۳/۵۱ امتياز از 100، رتبه اول انتظارات شهروندان از دولت يازدهم را به خود اختصاص داده است. مسائل بين‌المللي مانند حل پرونده هسته‌اي با 19 امتياز در رده دوم اولويت مردم قرار گرفته است.
محتوای این نظرسنجی داخلی از مرکزی که به لحاظ سیاسی نیز به دولت نزدیک است در مورد انتظار و اولویت اول مردم ایران که معیشت و اقتصاد آنها و حل مشکل اشتغال فرزندان‌شان است و در انتخابات هم با همین هدف به شعارهای غالباً اقتصادی دکتر روحانی رأی دادند، با یک نظرسنجی بیرونی مطابقت دارد. نتایج نظرسنجی موسسه تحقیقاتی «زاگبی» که مرکز آن در واشنگتن است نیز نشان می‌دهد که نگرانی اصلی ایرانی‌ها، مقوله اقتصادی است و دو سوم آنها خواهان بهبود اوضاع اقتصادی خود هستند.
اما به نظر می‌رسد دولت تفسیر و برداشتی دیگر از این نظرسنجی روشن دارد. دولت تمایل دارد با کاستن از وزن دیگر مولفه‌های قدرتی نظام نظیر، فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای که برای ایران در دنیا تولید قدرت کرده، اولویت انتظاری مردم را سامان دهد. البته اینکه دولت تمام مساعی خود را مطابق با آنچه در ایام تبلیغات انتخاباتی به مردم وعده کرده در راستای بهبود اوضاع اقتصادی آنها به کار بگیرد، امری نیکو و صد در صد ضروری است، اما اینکه آنها امتداد افق نگاه خود برای حل امور کشور را به بیرون از مرزها بدوزند و راه میانبر برای رسیدن به این هدف را به نام خواسته مردمی و از طریق کم‌رنگ کردن دیگر الزامات قدرت ملی نظیر هسته‌ای طی کنند، هم خلاف خواست واقعی مردمی است که در طول یک دهه برای حفظ قدرت هسته‌ای نظام مشکلات نفسگیر بیشتر از امروز را تحمل کرده‌اند و هم بر خلاف خواسته مسئولان ارشد نظام مبنی بر تقویت ساخت قدرت درونی است که قطعاً با نگاه همه‌جانبه و متوازن به مولفه‌های قدرتی نظام اتفاق خواهد افتاد.
بله، مردم اولویت امروز خود را اقتصاد می‌دانند، اما این نکته به مفهوم تقلیل دادن نگاه آنها به قدرت مولفه‌ای چون فناوری هسته‌ای که برایش دست کم یک دهه ایستادگی کرده‌اند، نیست. زاگبی در ادامه نظرسنجی خود نکته جالب دیگری را اضافه می‌کند و آن، این است که 96 درصد از مردم ایران به تداوم راه هسته‌ای رأی داده‌اند. این نظرسنجی نتیجه ‌آن است که از مردم ایران درباره برنامه هسته‌ای، با غرور و افتخار ملی صحبت می‌کردند. بر این اساس، زاگبی در بخش پایانی نظرسنجی خود نتیجه می‌گیرد که: «دو سوم از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی، نه تنها خود را حامی برنامه هسته‌ای ایران، بلکه حامی توسعه یافتن این برنامه، معرفی کردند. دلیل‌شان نیز برای این امر روشن است؛ ایرانی‌ها خود را ملتی بزرگ می‌دانند که مانند هر کشور دیگری حق دارند انرژی هسته‌ای داشته باشند.» ضمن اینکه اگر اولویت مردم اقتصادی است، امروز چه نیازی است که بخش عمده‌ای از وقت دولتی‌ها صرف تهیه و تدوین لایحه‌ای چون حقوق شهروندی شود که در فضایی که دولت برای پیشبرد برنامه‌های خود نیاز مبرم به آرامش و همدلی دارد، فضایی از نقد و تنش را ایجاد کرده است؟


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (8)
اشغال اهواز و آبادان
از موقعی که کلنگ قرارداد و ارسی در ایران به نفت رسید دولت انگلستان برنامه‌های ویژه‌ای به‌منظور اشغال و نفوذ در دستگاه حاکمه ایران طرح‌ریزی کرد. یکی از این اقدامات حمایت از شیخ‌نشین‌های عربی در جنوب ایران و ایجاد یک نوع حکومت نیمه‌خودمختار توسط آنان در منطقه بود که نمونه آشکار آن حکومت شیخ خزعل در خوزستان بود که چندین سال تداوم داشت. انگلیس در اوایل جنگ جهانی اول این اقدامات را به منظور ایجاد منطقه امن انرژی برای ناوگان نظامی خود در منطقه به‌شدت پیگیری کرد، زیرا می‌دانست از دست رفتن مخازن نفتی آبادان به دست قوای متحد شکست قطعی متفقین را به‌دنبال خواهد داشت. به همین دلیل این منطقه راهبردی اهمیت فوق‌العاده‌ای برای انگلیسی‌ها داشت و به هیچ وجه حاضر نبودند از آن عقب‌نشینی کنند، حتی اگر طی آن سرزمین کشوری بدون اجازه اشغال شود و یا انبوهی از جمعیت آن کشته و مجروح و بی‌خانمان گردند برای انگلیسی‌ها که معتقدند هدف وسیله را توجیه می‌کند، قابل قبول است!
دستور قطعی حمله به ایران و عراق در دوم اکتبر سال ۱۹۱۴ به دست نایب‌السلطنه هند رسید و وی در سوم اکتبر اجازه یافت آبادان و بصره را تصرف کند. سرانجام در ساعت ۶ بامداد روز ششم نوامبر ۱۹۱۴ ناوهای انگلیسی به این منطقه حمله‌ور شدند و تا یک روز بعد آبادان و سواحل اروندرود به همراه مناطق غنی نفتی در دست انگلیسی‌ها بود. البته تاریخ گواهی می‌دهد که دلیران ایران در مقابل این تجاوز کوتاه نیامدند و به مقابله با دشمن استعماری برخاستند. نمونه‌ای از این رشادت‌ها را می‌توان در رشادت‌های محمد داغستانی و نیروهای جوانمردش مشاهده کرد که باوجود کمبود سلاح و تجهیزات نظامی در مقایسه با قوای مسلح انگلیس، در ۱۲ آوریل همان سال به اردوگاه انگلیسی‌ها در اهواز حمله کرد و مواضع این دشمن متجاوز را به گلوله بست ولی به‌دلیل عدم وجود پشتیبانی، سلاح و نفرات، با از دست دادن تعدادی از نیروهایش عقب‌نشینی کرد.
گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که عشایر منطقه جنوب و جنوب‌شرقی ایران به‌دلیل داشتن روحیه جنگاوری و عدم تحمل حضور بیگانه در سرزمین مادری خود همواره و در مقاطع مختلف با تجهیز جوانان و جنگاوران درصدد وارد ساختن ضربات سنگین و عقب راندن قوای استعماری برآمدند اما به جهت کمبود سلاح و امکانات از یک طرف و فقر، گرسنگی، بیماری‌های واگیردار و بی‌خانمانی از طرف دیگر نتوانستند جلوی پیشروی وحشیانه دشمن را بگیرند. دشمن تا بن‌دندان مسلح انگلستان پس از تصرف اهواز، آبادان و مناطق اطراف آن با ارسال سلاح و مهمات و نیروهای کمکی مواضع خود را در منطقه مستحکم کرد و با حیله و فریب برخی عناصر خودفروخته منطقه و با هدف ایجاد شکاف و دودستگی بین قبایل مختلف خوزستان سعی کرد با ایجاد حاشیه امن برای نیروهای خود، برنامه‌ریزی برای حمله به مناطق دست‌نخورده شرق ایران را از سر گیرد. انگلستان این اقدام را به بهانه ایجاد امنیت در منطقه شرق از حیث حفظ منافع خود در شبه‌جزیره هند شروع کرد و این درحالی بود که این اقدام انگلستان در راستای اجرای مفاد قرارداد ننگین ۱۹۱۵ این کشور با روسیه برای تحت سلطه درآوردن هرچه بیشتر ایران انجام می‌شد.
در شماره‌های گذشته این ستون اشاره شد که انگلیس و روس در قراردادی که در تاریخ ۱۳ آگوست ۱۹۰۷ امضا شد ایران را به سه منطقه تقسیم کردند؛ منطقه نفوذ روس در شمال، منطقه نفوذ بریتانیا در جنوب‌شرقی و منطقه بی‌طرف که شامل قسمت کوچکی از خاک ایران می‌شد. از آنجایی که هنوز نفتی در جنوب ایران کشف نشده بود، انگلیسی‌ها دلیلی برای اصرار بر کنترل جنوب‌غربی ایران نداشتند، ولی در توافقی که بین دولتین روس و انگلیس برای تقسیم مجدد ایران در ماه مارس ۱۹۱۵ میلادی صورت گرفت، دولت روسیه کنترل منطقه بی‌طرف را نیز به انگلیس واگذار کرد.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 230
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

جامعیت دین و پیوستگی دین و سیاست
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۱۴)

دیدگاه­های حزب موتلفه اسلامی که نشئت گرفته از مبانی فکری حزب و اعتقادات و باورهای اسلامی موسسان و اعضای آن است، از مختصات و ممیزات حزب است که آن را از سایر جریان­ها و گروه­های سیاسی جدا کرده و دارای اهمیت ویژه­ای است. بر این مبنا در چند شماره با برخی از این دیدگاه­ها آشنا می‌شویم.

جامعیت دین و پیوستگی دین و سیاست
یكى از تفاوت‌های جریان خـودى بـا جریان غیرخودى، اعـتـقـاد بـه جـامـعـیـت دین و پیوند دین و سیاست است. برخی جریان­هاى موجود معتقدند كـه دیـن جـامعیت ندارد. اعتقاد به دین حداقلى دارند. معتقدند دین جزء حوزه فردى است و جزء شئون ادارى جامعه نمى‌تواند قـرار بـگـیـرد. چـنـین جریانى غیرخودى است. ممكن است مسلمان بـاشـد و بـه تـكـالیـف فـردى هـم عـمـل كـنـد، ولى نـمـى‌تـوانـد عـهـده‌دار مشاغل كلیدى در جمهورى اسلامى باشد.(۱)
دین، راهنمای الهی و جامع زندگی آدمیان است که تحقق عدالت اجتماعی و عدالت فردی(باطنی) را پی می­جوید. سیاست صحیح نیز نوعی اداره جامعه است که در جست‌وجوی تحقق عدالت اجتماعی و پیشبرد جامعه به سمت مصالح مادی و معنوی آن است. از این‌رو، دین صحیح با سیاست درست، پیوندی عمیق دارد. پیامبر اعظم(ص) حکومت سیاسی و رهبری معنوی را با هم بر عهده داشت.(۲)
سیاست و مذهب در اسلام چنان به یکدیگر پیوسته‌­اند که هیچ‌گاه در طول تاریخ هیچ متدین حقیقی، به تفکیک آنها اعتقاد نداشته است و هیچ متن دینی مورد اطمینانی نمی‌توان یافت که از نظریه جدایی مذهب و سیاست حمایت کند.(۳) در گفتمان سیاسى امام خمینی(ره): «اسلام دین سیاست است با همه شئون سیاست و این معنا براى كسى كه كمترین دقتى در احكام حكومتى و سیاسى و اجتماعى و اقتصادى اسلام بكند به خوبى و روشنى ظاهر مى‌گردد، پس كسى كه خیال مى‌كند دین اسلام جداى از سیاست است، هم نسبت به معارف اسلام جاهل است و هم سیاست را نمى‌داند.»(۴)
مؤتلفه هیچ قرابتی با تفكر جدایی دین از سیاست ندارد. به تعبیر نشریه «شما»: «آنها كه در پی جدایی دین از سیاست و نشر اندیشه حكومت منهای اسلام و مدیریت علمی به جای مدیریت دینی هستند و همه این سخنان یاوه را به طرفداری از دموكراسی و رعایت حقوق مردم می‏زنند [با توجه به انتخابات سال 58 نظام جمهوری اسلامی و انتخابات قانون اساسی و پیروی جدی مردم از رهبری...] باید بدانند كه بر ضد انتخاب مردم حركت می‏كنند.»(۵)
همچنین مرحوم آقای عسگراولادی خواهان پاسخ شایسته نگهبانان اصلی قانون اساسی به مروجان اندیشه‏های سكولار است: «همچنین با كسانی كه در متن جامعه ما بی­‌محابا سخن از حكومت سكولار و لائیك به میان می‏آورند و لاابالی­گری را ترویج می‏كنند باید از سوی نگهبانان اصلی قانون اساسی پاسخی شایسته داده شود.»(۶)
از سوی دیگر، «ذکر» نشریه داخلی مؤتلفه در معرفی کتاب آموزشی احکام تشکیلاتی می‌نویسد: «احكام اسلام چنان سعه‌ای دارند كه می‌توانند نسبت به هر پدیده­ مستحدثه­ای حكمی از احكام پنج‌گانه را ارائه نمایند...
لذا حزب مؤتلفه اسلامی...؛ در تجدید عهد با مجاهدت‌های مجاهدان بی‌شماری كه پرچم جهاد و ستیز با طاغوت را به دست آنان رسانده و یادآوری عهد و میثاق مشترك تمامی آن مجاهدان راه حق، كه همان احكام نورانی اسلام ناب محمدی(صلی‌الله علیه وآله وسلم) می‌باشد و تأكید بر پیوند دائمی دین و سیاست و مقدم بودن و تبعی بودن قیام لله و جهاد، برای اعلای كلمه الله و فلاح انسان و برای اثبات استمرار پایبندی و التزام عملی خود به اسلام فقاهتی و تبعیت از احكام شرع ....»(۷)
از نوشتار بالا می‌توان نتیجه گرفت حزب مؤتلفه اسلامی اعتقاد دارد:
ـ احکام اسلام جامعیت دارد؛
ـ احكام نورانی اسلام میثاق مشترک همه مجاهدان مؤتلفه است؛
ـ بر پیوند دائمی دین و سیاست تأکید دارد؛
ـ قیام لله و جهاد، مقدمه اعلای كلمه الله است؛
ـ به اسلام فقاهتی و تبعیت از احكام شرع پایبند و ملتزم است.

اعتقاد و التزام به اصول و مبانی نظام اسلامی
اصول و ضروریاتی نظیر ولایت فقیه، قانون اساسی، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و همانند آن نماد اسلامیت و جمهوریت نظام ما محسوب می‌شوند و اعتقاد و التزام به آنها از شاخص‌های یک جریان اسلامی است. به عقیده مرحوم حبیب‌الله عسگراولادی: «دفاع روشن از اسلام، نظام، امام و رهبری ویژگی‌های مشترک همه خودی‌هاست.»(۸)
آیا مؤتلفه به همه موارد فوق اعتقاد و التزام دارد؟ در مرامنامه جدید مؤتلفه آمده است: «حزب با اعتقاد به... حاكمیت ولایت‌فقیه در نظام حكومتی اسلام تأسیس می‌شود... اعضای حزب خود را ملزم به رعایت كامل قانون اساسی می‌دانند... مجلس عصاره ملت است و باید از تمام اختیارات خود در اجرای مصوبات... استفاده نماید.»(۹)
مطابق نوشته بالا، مؤتلفه به ولایت فقیه، قانون اساسی و مجلس شورای اسلامی اعتقاد و التزام دارد. اما درخصوص مجلس خبرگان و شورای نگهبان چطور؟ در این‌باره به خبرهای زیر توجه کنید. خبر نخست، اظهار نظری از حجت‌الاسلام محمد خرسند است. او: «با اشاره به ‌اهمیت انتخابات مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی بر تلاش همگانی در جهت هرچه باشكوه‌تر برگزار كردن انتخابات» تأكید كرد. (۱۰)
همچنین حسین انواری گفت: «حزب مؤتلفه با جامعتین برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان هماهنگ است و به‌طور مستقل کاندیدایی معرفی نخواهد کرد.»(۱۱)
از سوی دیگر، فضل ­الله فرخ، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه، انتخابات مجلس خبرگان را انتخاباتی مهم و حساس نسبت به سایر انتخابات عنوان کرد و افزود: «در انتخابات مجلس خبرگان، علما و جامعه مدرسین به صورت تخصصی حضور دارند و افراد واجد شرایط را معرفی می‌کنند... مؤتلفه و سایر گروه‌های اصولگرا در این زمینه تلاش­های لازم را انجام می‌دهند.»(۱۲)
همچنین درباره دیدگاه مؤتلفه درخصوص شورای نگهبان خوب است این خبرها ملاحظه شوند. محمدنبی حبیبی، دبیركل حزب مؤتلفه اسلامی اظهار داشت: «اگر افعال سیاسی را با قیدهای فقهی وارد صحنه نكنیم اتفاقات ناگواری می‌افتد و به همین دلیل است كه ما در قانون اساسی داریم كه هر مصوبه مجلس باید در شورای نگهبان با دید فقهی مصوب شود.»(۱۳)
گفتنی است از جمله مباحث جنجالی در باره شورای نگهبان بحث تأیید صلاحیت نامزداهای نمایندگی در مجلس، ریاست‌جمهوری و همانند آن است. حمیدرضا ترقی در جریان یک مناظره با محسن آرمین (13/12/1386) از شورای نگهبان چنین دفاع کرد: «جریانی در کشور خدمت می‌کند و می‌خواهد کشور را از در دست نامحرمان قرار گرفتن نجات دهد، این درست نیست؟ اعضای شورای نگهبان فقهای بی‌طرف و عادلی هستند.»(۱۴)
آقای بادامچیان معتقد است: «شورای نگهبان یك نهاد قانونی است و بی‌سبب كسی را رد صلاحیت نمی‌كند.»(۱۵)
مرحوم آقای حبیب‌الله عسگراولادی گفت: «حق مردم است که قانون انتخابات در خصوص شرایط نمایندگی رعایت شود.»(۱۶)
همچنین دکتر حسن غفوری‌فرد اعلام کرد: «وظیفه شورای نگهبان این است كه ویژگی‌های لازم برای تصدی پست نمایندگی مجلس را در كاندیداها احراز كند، نه آنكه طبق اصل برائت عمل كند.»(۱۷)
موارد بالا نشان می‌دهند مجلس خبرگان و شورای نگهبان از نگاه سران مؤتلفه دو رکن مهم، ضروری و قابل قبول در نظام اسلامی هستند.
در کل، بررسی اجمالی مجموعه نشریات، اعلامیه‏ها و عملكردهای مؤتلفه اسلامی، حكایت از علاقه شدید مؤتلفه به ارزش‏های نظام اسلامی، به‌ویژه ولایت فقیه دارد. اصولاً از نگاه مؤتلفه کسانی که از خط قرمز عبور کنند غیرخودی به حساب می­آیند و در تعریف خط قرمز چنین می‌گوید: «خط قرمز عبارت است از اصل ولایت‌فقیه عادل، قانون اساسی، قوانین عادی، فرهنگ، اخلاق و خواسته‏های اصولی مردم.»(۱۸)
بر این اساس، می‌توان گفت مؤتلفه به اصول و مبانی نظام اسلامی اعتقاد دارد و از آزمون این شاخصه نیز با موفقیت بیرون آمده است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 230
فتح الله پريشان

ضرورت، انواع و اهداف حکومت از منظر محقق دوانی
دو مفهوم «سیاست» و «حکومت» اگرچه متغایر می‌نمایند، اما در خارج و در سطح جامعه سیاسی ملازم هم هستند و با هم عینیت می‌یابند و هر آنچه که ضرورت سیاست را می‌رساند، ضرورت حکومت را نیز ثابت می‌کند. بنابراین وجوهی که دوانی در ضرورت سیاست طرح کرد ـ که در شماره قبل اجمالاً مورد اشاره واقع شد ـ در اینجا نیز قابل طرح است. بر این اساس، در جامعه سیاسی نهاد حکومت، ناظم امور جامعه و روابط افراد است تا همه افراد جامعه در کنار یکدیگر با همدلی و امنیت زندگی کنند و به همکاری و همیاری یکدیگر بپردازند.(۱)
در طبقه‌بندی دوانی از حکومت‌ها یک نکته را باید لحاظ کرد و آن، این است که او نظیر فیلسوفان پیشین ملاک تقسیم‌بندی خود از حکومت و دولت را دستیابی به فضایل و کمالاتی می‌داند که در مبانی انسان‌شناسی خود برای انسان قائل است. بر این اساس، او سیاست را به دو نوع سیاست فاضله (سیاست ملک) و سیاست غیرفاضله تقسیم کرده است. به این ترتیب، حکومتی که سیاست فاضله بر آن حاکم است، حکومت فاضله است و هدفش دستیابی افراد جامعه به سعادت حقیقی است. حکومت فاضله با اتخاذ قانون عدل، زمینه گرایش مردم به عدالت و کسب فضیلت را فراهم می‌سازد.(۲) مردم در حکومت فاضله قوای شهوی و غضبی خود را مقهور قوه عقلی خود می‌گردانند. اما دولت یا حکومت غیرفاضله خود به جهت نوع اسباب و شکل آن، به انواع جاهله، فاسقه و ضاله تقسیم می‌شود. از منظر دوانی، چون اسباب باطل متعدد است برخلاف حق که واحد است، به ازای تعداد اسباب باطل، دولت‌ها و حکومت‌های باطل به‌وجود می‌آید. اما آنچه مشترک بین همه دولت‌های باطل است این است که جنس حکومت غیرفاضل و غیرحق از شرور است و دیگر اینکه همه انواع آنها سیاست‌های غیرفاضله، ناقصه و فاسد را جاری می‌سازند و قصدشان انتفاع جناحی و شخصی از حکومت و استخدام مردم در این راه است. محقق دوانی حکومت‌های غیرفاضل را بر حسب منشأ پیدایش جامعه سیاسی و روی‌آوری به حکومت، به سه قسم یادشده تقسیم می‌کند.
اما ویژگی حکومت فاضله این است که سیاست فاضله حاکم است و قواعد حاکم بر آن در زمینه‌ای سیاست‌های جاری و کوتاه‌مدت و بلندمدت به منظور کسب سعادات و دفع شرور است که این شرور ممکن است متوجه چنین حکومتی شود و آن را از اعمال سیاست‌های فاضله بازدارد و یا باعث کندی اعمال آنها گردد و احیاناً انحرافاتی در افعال و افکار افراد مدینه فاضله ایجاد کند.(۳) لذا محقق دوانی در اخلاق جلالی می‌نویسد: «اساس اجتماع اهل آن بر قواعد کسب سعادت و دفع شرور مؤسس باشد و هر آینه ایشان را در اعتقادات حقه و اعمال صالحه اشتراک باشد.»
ویژگی دیگر حکومت فاضله آن است که همه افراد جامعه به اندازه توانایی خود به تلاش و فعالیت و همکاری با یکدیگر در رفع نیازهای خویش اقدام می‌کنند و در امور نظری و اعتقادی تلاش می‌کنند حقیقت را بفهمند. رئیس حکومت نیز که صاحب شریعت باشد، در ارتباط با همه مردم است و هرکس به اندازه استعدادش از کمالات وی بهره می‌برد. حکما نیز معارف را با قیاسات برهانی و گاهی با مخیلات شعری به نیازمندان عرضه می‌دارند.(۴)
علامه جلال‌الدین دوانی برای حکومت فاضله ارکان و نهادهایی قائل است که برپایی و قوام حکومت فاضله منوط به عملکرد و هماهنگی آنهاست. اولین نهاد اساسی در مدینه فاضله ترسیمی دوانی، مدبران یا «افاضل» هستند. این نهاد عهده‌دار سیاست و تدبیر و هدایت همه قوا و ارکان دیگر جامعه و تنظیم و تعریف‌کننده روابط افراد جامعه با یکدیگر و با کلیه سازمان‌ها و نهادهاست. رکن دوم، نهاد مبلغان و «ذوالالسنه» هستند که به جهت عدم درک همه مردم از قیاسات برهانی، عوام مردم را به کمالات و فضایلی دینی و انسانی دعوت می‌کنند و به مراتب کمال اضافی می‌رسانند.(۵)
نهاد سوم دولت فاضله «مقدران» هستند که با سیاست رعایت و حفاظت از قوانین عدالت، نقش نهادهای بازرسی و نظارت بر تمامی نهادها و دیگر ارکان جامعه و حکومت را به عهده دارند. نهاد چهارم «مجاهدان» با رسالت حفظ مرزها از تعرض دشمنان هستند و نهاد پنجم «ارباب‌الاموال» هستند که سیاست‌های اقتصادی را تنظیم می‌کنند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

رابطه‌سنجی پوپولیسم و لیبرالیسم
در ادامه بحث شماره پیشین به بررسی رابطه پوپولیسم با نظام‌های سیاسی پرداختیم، لازم است در این شماره که آخرین مقاله از سلسله مقالات مربوط به پوپولیسم است، به تأثیر توده‌گرایی بر مباحث و مقولات سیاسی بپردازیم و با ارزیابی کلی و جمع‌بندی از مطالب ارائه شده درخصوص پوپولیسم این مطلب را به پایان ببریم.

دوانگاری سیاسی و پوپولیسم
از تأثیرات عمده پوپولیسم بر بحث‌های سیاسی این است که با دو پاره کردن موضوعات آنها را با معیارهای له یا علیه بیان می‌کند. گرایش به دوگانگی سیاسی در جوهر پوپولیسم است. این موضوع تا حدی ناشی از تلاش آن برای ایجاد سیاست‌های روشن و ساده‌ای است که نمایندگی مستقیم را ممکن می‌سازد، اما همچنین نشانه پدیده‌ای عمیق‌تر در پوپولیسم است. دوگانه‌انگاری شیوه دیگری برای قطبی کردن نخبگان و توده‌ها در کل است. در این شیوه هر دو قطب نسبتاً به‌گونه‌ای یک‍پارچه توصیف می‌شوند و از آنجا که پوپولیسم شکاف میان نخبگان را نمی‌پذیرد در نتیجه نسبت به تمایزات و شکاف میان «مردم» هم بی‌اعتناست. پوپولیسم در حالی که بر ویژگی‌های کلی نخبگان و مردم به شدت تأکید می‌کند، جزئیات و ظرافت‌های این مقولات را به نحو چشمگیری نادیده می‌گیرد.(۱)
پوپولیسم موضوعات و منافع موجود در دنیای سیاست را با معیارهایی دوگانه قالب‌بندی می‌کند. همان‌طور که دو نیروی رقیب را در دنیای سیاست حاکم می‌داند با همین معیار متوجه موضوعات سیاسی است. سیاست برحسب بازیگران و شیوه بازی تقسیم‌بندی می‌شود. این امر سیاست ساده خیر و شر و درست و نادرست را شکل می‌دهد. بر همین سیاق می‌توان دریافت که چرا پوپولیسم به سادگی در پندارهای غیرمذهبی تا بنیادگرایی اخلاقی و شبه‌مذهبی ریشه می‌گیرد.
پیچیدگی جامعه و تصمیماتی که باید گرفته شود، بخشی از پایه عقلانی سیاست‌های دموکراتیک است و کاربرد ویژه دموکراسی مبتنی بر نمایندگی یکی از نشانه‌های آن است. شهودی‌ترین دلیل در دفاع از حق تصمیم‌گیری نمایندگان این نیست که مردم نباید تصمیم‌ بگیرند، اما ضرورتاً برخی افراد به‌طور انحصاری این تصمیمات را می‌گیرند. ضرورت وجودی نمایندگان حاکی از آن است که ملزومات سیاست با فعالیت‌های معینی سازگار است که مانع دخالت دائمی ما در تصمیم‌گیری‌های سیاسی می‌شود. تعلق ما به «مردم» به این معناست که فعالیت‌های سازنده دیگری مانند کار کردن و زندگی خانوادگی داریم و بنابراین نمی‌توانیم منحصراً خود را وقف سیاست کنیم.(۲)
البته در نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی جایگاه پوپولیسم با سایر ایدئولوژی‌ها تا حدی متفاوت است، زیرا اساساً نتیجه واکنش به نهادهای این نظام‌ها است و نه نتیجه بحث‌های درون این نهادها. پوپولیسم عمیقاً در روندها و روش‌های نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی ریشه دارد، اما گه‌گاه نمودی نظام‌مند پیدا می‌کند. پوپولیسم زمانی پا به میدان می‌گذارد که اوضاع برای ترجمان احساسات پوپولیستی به جنبش‌ها یا احزاب پوپولیستی وجود دارد. با این همه، بخشی از عنصر اعتراضی پوپولیسم از احساساتی پدید می‌آید که در نظام‌های مبتنی بر نمایندگی نبود آن احساس می‌شود. پوپولیسم در اشکال افراطی خود می‌تواند با دوری از دموکراسی و دگرگونی به خودکامگی، پدیده خطرناکی شود. در شماره گذشته این موضوع را در پرونیسم و ساختارهای برخی از احزاب پوپولیستی جدید ملاحظه کردیم.

پوپولیسم و لیبرالیسم
ورای توصیف پوپولیسم به‌عنوان پدیده‌ای خوب یا بد، پوپولیسم محکی است که با آن می‌توان سلامت نظام‌های سیاسی مبتنی برنمایندگی را مورد ارزیابی قرار داد. به این معنا که هرگاه پوپولیسم که ذاتاً از دخالت در سیاست اکراه دارد، به‌عنوان جنبش‌ یا حزب فعال می‌شود، دلایل قوی برای بررسی عملکرد نظام‌‌های سیاسی مبتنی برنمایندگی وجود دارد و باید شک کرد که اوضاع بر وفق مراد است. البته این امر، الزاماً به مفهوم پذیرش راه‌حل‌های پوپولیستی نیست، اما ناگزیر باید نسبت به حضور پوپولیسم حساس بود.
امروزه بسیاری از اندیشمندان اعتقاد دارند که چیرگی نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی و نهادهای آن قدرت اندیشه‌های لیبرالی را نشان می‌دهد. لیبرالیسم به‌عنوان مجموعه‌ای از اندیشه‌ها در دفاع از شهروندان در مقابل دولت و برای پایه‌گذاری دولت بر مبنای وفاق عمومی پدیدار شد. اگر اندیشه‌های اصلی لیبرالیسم را بررسی کنیم، روشن می‌شود که پوپولیسم، در کلی‌ترین معنای خود، واکنشی برضد آن است. جهان‌بینی لیبرالیسم افراد را سنگ بنای خود قرار می‌دهد، حال آنکه پوپولیسم با ستایش از مردم به‌عنوان کلی ارگانیک، جمع را مبنای خویش می‌داند. لیبرالیسم برای دفاع از آزادی افراد در مقابل دخالت ناموجه دولت حقوق بیشتری را برای آنها قائل است، اما پوپولیسم دشمن گفتمان حقوق افراد است. لیبرالیسم ذاتاً بازار را بر دولت به‌عنوان عامل تنظیم اقتصاد ترجیح می‌دهد، حال آنکه پوپولیسم از دخالت دولت در اقتصاد نگران نیست و بنابراین حتی با گرایش به رژیم‌های خودکامه بالقوه به شدت دخالت‌گرا است.(۳)
بنابراین پوپولیسم واکنش تناوبی اما تکراری به سیاست‌های لیبرالیستی در روش‌ها، شیوه‌ها و ساختارهای نظام‌های مبتنی بر نمایندگی است. پوپولیسم درون این نظام‌ها رشد می‌کند و در آنها و به دلیل آنها گسترش می‌یابد. طنز ماجرا در این است که پوپولیسم این امکان را می‌یابد تا صرفاً در نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی به شکل جنبش‌های فراگیری رشد کند، اما نیروی محرک آن از سرخوردگی از همین نظام‌ها مایه می‌گیرد. جدا از جایگاه تقریباً هژمونیک اندیشه‌های لیبرالی، نظام‌های سیاسی معاصر دستخوش تغییرات عمده‌ای هستند. در نظام‌های سیاسی مدرن، نهادهای سیاسی شگرفی پا گرفته‌اند که دیگر با دولت ـ ملت‌ها پیوندی ندارند. ساختارها و سیاست‌های نهادهایی مانند اتحادیه اروپا ویژگی‌های یک دولت را دارند، اما به‌عنوان جایگزین دولت ـ ملت‌ها و یا نهادهای بین‌المللی شمرده نمی‌شوند. افزایش دامنه این نهادها به معنای کنار گذاشته شدن نظام‌های سیاسی نیست، بلکه نشان از افزایش دامنه و پیچیدگی این نظام‌ها دارد. این موضوع امکان شکل‌گیری پوپولیسم را به عنوان واکنش به اشکال جدید آنها افزایش می‌دهد.(۴)
شکل و ساختار احزاب سیاسی به‌عنوان سازوکاری برای پیوند بخش‌های نظام‌های مبتنی بر نمایندگی نیز تغییر کرده‌اند. با تو خالی شدن احزاب هسته فعال آن تنزل یافته و کوچک شده‌ است. افراد با استفاده از رسانه‌های جمعی و دسترسی به ثروت می‌توانند احزاب نسبتاً ساده‌ای را با سرعت و کارآیی چشمگیری به وجود آورند. پوپولیست‌های معاصری نظیر پروت و برلوسکونی از امکانات برآمده از این تغییر استفاده بسیاری کرده‌اند. نمونه‌های مطالعه شده از پوپولیسم در غرب و آمریکای لاتین نیز نشان داد که تغییر مضمون سیاست‌های معاصر زمینه را برای رشد پوپولیسم فزونی بخشیده است. از شماره آینده مشرب فکری دیگری را در این ستون مورد مطالعه و بررسی قرار خواهیم داد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

آفات رهیافت التقاط
رهیافت تلفیقی به‌عنوان یکی از روی‌آوردهای مطالعات و تحقیقات اسلامی، الگوی پژوهشی مناسبی تلقی می‌شود به شرط آنکه تابع الگوی پژوهشی معینی بوده، از آسیب‌ها و آفاتی که معمولاً چنین روشی را تهدید می‌کند، در امان باشد. رهیافت التقاطی و رهیافت تحویلی‌نگری از آفات و آسیب‌های الگوی پژوهشی تلفیقی در مطالعات اسلامی است. مراد از رهیافت التقاطی آن است که محقق، روی‌آورد درون‌دینی (تفسیری و حدیث‌شناختی) را با روی‌آوردهای برون‌دینی، بدون هیچ برنامه و الگوی پژوهشی درآمیزد. طبعاً حاصل چنین پژوهشی، خلط مبانی است و محقق جز به التقاط، حیرت و سرگردانی نمی‌رسد؛ چراکه محقق نه برای اخذ این روی‌آوردهای متنوع برنامه دارد و نه برای جمع بین رهاوردهای آنها از الگویی برخوردار است. حاصل مطالعه، گردآوری اندیشه‌هایی است که صدر و ذیل آنها ناسازگار و خودستیز می‌گردد. کسانی که گرایش به کتاب‌سازی دارند، در دام چنین التقاط‌گرایی‌ای می‌افتند. البته باید بین التقاط و ایهام التقاط، تمایز قائل شد. عده‌ای افراط‌‌گرایانه برآنند که هر گونه توجهی به روی‌آوردهای مختلف منجر به التقاط می‌گردد. درحالی که ملاک تمایز التقاط واقعی از ایهام التقاط، وجود الگوی پژوهشی اثربخش است؛ الگویی که بتواند اخذ رهیافت‌های متنوع را به باروری برساند. مطالعه التقاطی چون فاقد چنین الگویی است، فرایند مطالعاتی را عقیم می‌سازد.
برخی دیگر از کسانی که روی‌آوردهای متنوع را در مطالعات سیاسی اخذ می‌کنند، از الگوی خاصی تبعیت می‌کنند، اما این الگو اثربخش نیست. تحویلی‌نگری، یکی از الگوهای غیر اثربخش در این مقام است. مراد از تحویلی‌نگری در اینجا آن است که محقق در حل مسائل مطالعاتی خود، از رهیافت‌ها و روش‌های فراوان استقبال می‌کند؛ اما در واقع تنها و تنها به یکی از رهیافت‌ها وفادار است و سایر روی‌آوردها را به نحوی به کار می‌برد که به همان رهیافت مورد علاقه خود تحویل شوند. برای نمونه کسی در تحلیل مشارکت سیاسی از رهیافت‌های تحلیلی، منطقی، جامعه‌شناختی، تاریخی، تجربی و نیز درون‌دینی بهره‌مند می‌شود، اما باوجود ظاهر کثرت‌گرایانه، وی در عمل صرفاً به تحلیل‌های جامعه‌شناختی دل سپرده است و سعی دارد با تأویل و تصرف، متون دینی را به نحوی قرائت کند تا رهاوردهای تفسیری و حدیث‌شناختی نیز سازگار و بلکه مؤید رهاوردهای جامعه‌شناختی گردند. عده قابل توجهی از کسانی که مدعی اخذ رهیافت میان‌رشته‌ای در مطالعات سیاسی هستند، به دلیل تحویلی‌نگری بودن روش آنان، در واقع به حصرگرایی نقابدار رسیده‌اند. در شماره بعد به رهیافت میان رشته‌ای خواهیم پرداخت.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
ترویج فرهنگ غرب‌زدگی و شرق‌زدگی

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

حضرت امام خمینی(ره) با استفاده از مطالعات گسترده در مبارزات طولانی تاریخ معاصر ایران و با برخورداری از تجربیات تاریخی دوران معاصر، یکی از عوامل آسیب‌زدگی را ترویج فرهنگ غرب و شرق یا به‌عبارت بهتر، بیگانگان معرفی می‌کنند که امروزه به نام غرب‌زدگی شناخته می‌شود. حضرت امام(ره) همواره در بیانات و رهنمودهای‌شان به‌طور مستقیم و غیرمستقیم باصراحت و با اشاره هشدار داده و بر نفی سلطه غرب و شرق تأکید کرده‌اند. چون آنچه مسلم است، در سیر حوادث تاریخ معاصر جهان غرب و کشورهای استعمارگر، پیشگیری از پیشرفت مسلمانان سرلوحه برنامه‌های‌شان بوده و هست. آن یا به بهانه تجارت وارد ممالک اسلامی شده‌اند و با نشان دادن زرق و برق کالاهای صنعتی‌شان بر امورات کشورها از جمله ایران حاکم شده‌اند و یا به بهانه‌ اصلاحات اداری در دستگاه‌های آموزشی و نظامی، ابتکار عمل را به دست گرفته‌ و موقعیت‌شان را در داخل تثبیت کرده‌اند و پس از مدتی، مدارس و دانشگاه ایجاد کرده‌ و در کنار آن، مسیونرهای مذهبی و لژهای فراماسونری را پرورش داده‌ و در راستای اهداف سلطه غرب سامان داده‌اند و پس از مدتی فضای عمومی فرهنگی کشور را دستخوش تحول کرده و حال و هوای غرب و فرهنگ غرب را با رنگ و لعاب در جامعه ترویج کرده‌اند که آثار مصیبت باری بر جای گذاشته است. حضرت امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان به طرق مختلف به این مسئله اشاره داشته و آن را یادآور شده‌اند.
وصیت‌نامه امام(ره)
«و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملت‌های ستمدیده‌ زیر سلطه را در همه چیز عقب نگهداشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند و به قدری ما را از پیشرفت‌های خود و قدرت‌های شیطانی‌شان ترسانده‌اند که جرئت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم و این پوچی و تهی‌مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود، اتکا نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم. بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق‌زده بی‌فرهنگ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هرچند مبتذل و مفتضح باشد، با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملت‌ها داده و می‌دهند. فی‌المثل اگر در کتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن، با اعجاب پذیرفته؛ و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر حساب می‌آورند و از گهواره تا قبر، به هر چه بنگریم[که] با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود، مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب[می‌شود] و اگر واژه‌های بومی خودی به کار رود، مطرود و کهنه و واپس‌زده خواهد بود.»
حضرت امام خمینی(ره) در این فراز از وصیت‌نامه‌شان نکات مهمی را متذکر می‌شوند که برخی از محورهای کلی آن در ادامه به بحث گذاشته می‌شود.
۱ـ ترویج پوچی‌گری و تهی‌مغزی
ده‌ها یا صدها بنیاد فرهنگی در کشورهای استعمارگر با طرح و برنامه تنظیم شده از قبل کوشش کرده و می‌کنند تا با القای عقاید و دیدگاه‌های خودشان به کشورهای به تعبیر آنها حاشیه، سلطه فرهنگی‌شان را اعمال کنند و به افراد جوامع، به‌ظاهر شخصیت می‌دهند اما آنها را پوشالی و تهی از هویت خویش نگه می‌دارند و این کار توسط بنیادهای مالی و فرهنگی در غرب مانند بنیاد راکفلر انجام می‌شود که سعی وافری در گسترش مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌ها در کشورهای پیرامون یا حاشیه دارند و به همین دلیل است که مشاهده می‌شود کشورهای حاشیه پس از گذشت ده‌ها سال از تأسیس دانشگاه و دیگر موسسات آموزش عالی، همچنان در عقب‌ماندگی مفرط تکنولوژیک و علوم و فنون جدید به سر می‌برند و بدین ترتیب نه‌تنها هدف نهایی تأسیس این‌گونه مراکز، تحقق نیافته، بلکه این نهادها به زمینه‌های وابستگی هر چه بیشتر این کشورها با تربیت نیروهای وابسته و بیزار از ارزش‌های ملی بدل شده‌اند. به تعبیر برخی از نویسندگان، فقط تیپ و پک‌وپز و کلاس‌شان را از غرب نشان می‌دهند و در هویت و ماهیت و در عالم واقع نمی‌توانند هیچ توان فکری و اندیشه‌ای از خود بروز بدهند و هیچ ابتکار عملی نمی‌توانند داشته باشند.
۲ـ سرکوبی فکر و اندیشه‌های ایرانی
یکی دیگر از شگردهای کشورهای استعمارگر این است که با استفاده از ابزارهای علمی و فرهنگی تلاش می‌کنند که هر گونه نوآوری، شکوفایی فکری و اندیشه‌ای ایرانی و یا کشورهای به تعبیر آنها حاشیه یا پیرامون را مورد هجوم و سرکوب قرار دهند.
اصولاً دستگاه‌های فرهنگی ـ تبلیغی یا آموزشی و پژوهشی کشورهای غربی و استعمارگر با کشورهای فقیر و به‌اصطلاح آنها جهان سومی، برخورد روشن و مشخصی دارند و مسیر سیطره و نفوذ تبلیغاتی خود را اعمال می‌کنند و از طرفی هم به آنها لقب کشور عقب‌مانده و منزوی می‌دهند؛ به‌ویژه کشورهای سلطه‌گری مانند آمریکا که خود را ثروتمند، پیشرفته، متمدن جلوه داده و می‌دهند و در مقابل سعی دارند تا حد ممکن، جوامع شرقی و جهان سومی را به جوامع مصرف‌کننده آنها تبدیل کنند. اگر در این بین و در این کشورها، مجموعه‌ای از افراد، ابتکار و خلاقیت به خرج دادند و نوآوری ایجاد کردند، مورد سرکوب دستگاه‌های تبلیغی و رسانه‌ای‌شان قرار می‌گیرد و به آنها اجازه اینکه در مسیر رشد و پیشرفت و خودکفایی قرار گیرند، نمی‌دهند. آنچنان هزینه می‌کنند که حتی روشنفکران و دانشمندان داخلی هم به حمایت و تأیید آنها برمی‌خیزند و با تحقیر و تهمت و سرزنش مسخره کردن ‌اجازه بروز خلاقیت به آنها نمی‌دهند.
این روش‌ها و مشی‌ها از جمله مواردی است که انقلاب اسلامی را در معرض آسیب‌ها و خطرات قرار داده است. ذکر مثال‌ها و نمونه‌های از این دست فراوان است.
۳ـ مصرف‌زدگی
یکی از اساسی‌ترین شگردها و برنامه‌های هدفمند جهان استکباری اعم از غرب و شرق این است که آنها در تلاش بوده و هستند که در حد ممکن مستقیماً منابع طبیعی کشورهای تحت سلطه خود را شناسایی کنند و به چپاول و غارت ببرند و در ادامه با زور تبلیغات، به هر نحو ممکن مصرف‌گرایی را در آنها رونق دهند و با مراقبت و کنترل شدید، از هر گونه پیشرفت و خلاقیت جلوگیری کنند و به همین منظور، کشورهای مستعمره خود را با مدل تک‌محصولی کردن و فقط فروش منابع طبیعی و مواد خام محدود کردند؛ مانند ایران قبل از انقلاب که نفت ما غارت می‌شد و به جای آن، لوازم لوکس مصرفی و سرگرم‌کننده وارد می‌گردید و یا تسلیحاتی به جای آن داده می‌شد که ایرانی‌ها هیچ آشنایی با آن نداشتند. بنابراین تلاش کشورهای غربی، خریدن مواد خام و اولیه بود و در مقابل، سود حاصل از آن برای وارد کردن کالاهای مصرفی و خواربار مورد نیاز بود. کشورهای استعمارگر به انحای گوناگون تلاش کردند و می‌کنند تا این وابستگی کشورها به خود را حفظ کنند. چرا؟ چون حیات صنعت آنها و استمرار رفاه و پایداری سرمایه‌داری آنها، متکی به حفظ وابستگی کشورهای به تعبیر آنها عقب‌افتاده است. پس بی‌علت نیست اگر کشوری مثل ایران راه کسب استقلال و آزادی را در پیش گرفت، توطئه‌ها و دسیسه‌چینی‌های آنها نیز اوج گرفت و با هر حیله‌ و ترفندی سعی می‌کنند ما را به شکست بکشانند. بهترین مصداق و نمونه آن را سال‌های اخیر در ماجرای هسته‌ای مشاهده کردیم و می‌کنیم. آنها به هر نحو ممکن تلاش می‌کنند تا ایران از وابستگی و مصرف‌گرایی رها نگردد. این موضوع یکی از اساسی‌ترین مباحث آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی است که حضرت امام(ره) از زوایای گوناگون به آن اشاره کرده و نکات مهمی را یادآور شده‌اند.
۴ـ به تمسخر گرفتن تولید داخلی
یکی دیگر از مواردی که از ناحیه جریان غرب و شرق دنبال شده و می‌شود، به تمسخر گرفتن تولیدات داخلی است. فشار تبلیغاتی غرب‌زده‌ها و شرق‌زده‌ها تا به حدی رسیده است که ترجیح می‌دهند کالاهای خارجی مصرف کنند و با آب و تاب بگویند: آمریکایی، فرانسوی، آلمانی، انگلیسی است؛ اما اگر یک عنصر خلاق و توانمند ایرانی تولید کند، با ناباوری و تمسخر از مصرف آن خودداری می‌کنند و این، خطر بزرگی است که جامعه ایرانی را هم‌اکنون در معرض خطر قرار داده است. به نظر می‌رسد که انقلابی‌ها، مبارزان، استقلال‌طلب‌ها و آزادی‌خواهان دستگاه‌های رسانه‌ای و تبلیغی در این زمینه پیش از هر مسئله‌ای باید اهتمام کنند و به ملت ایران و نسل جوان و مصرف‌کنندگان داخلی تفهیم شود که اقلام و کالای تولید شده به دست ایرانی و ایرانیان با وجود همه ضعف‌هایی که دارد، به نفع همه ملت ایران است. چرا این عزم و همت نیست که اراده جمعی را پشتوانه مصرف تولیدات داخلی قرار دهد؟ به نظر می‌آید عنصر به تمسخر گرفتن تولید داخلی از سوی غرب و غرب‌زده‌ها و عوامل وابسته به بیگانه تأثیرگذار بوده و هست و این از مباحث مهمی است که همواره به انقلاب اسلامی آسیب‌ها زده و آن را در خطر جدی علیه نظام جمهوری اسلامی به کار برده است.
۵ـ ترویج آداب و رسوم بیگانه
جالب است هر چه ناشی از تولیدات داخلی و ایرانی باشد، در حوزه تمسخر و تحقیر قرار می‌گیرد و بدتر از آن در عمل به‌خصوص در آداب و رسوم و پوشش و لباس اگر به سبک غربی‌ها عمل ‌کنیم، با افتخار از آن یاد می‌شود و هیچ احساس نگرانی و تأسف هم نمی‌شود. از همه فجیع‌تر این ماجرا در حوزه دستگاه‌های دولتی نیز دیده می‌شود. ساختمان، سالن جلسات، پذیرایی‌ها، مراسم‌ها، رفت‌وآمدها، تعارفات، حتی تدریس در سر کلاس‌ها و... اگر رنگ و لعاب اسلامی و دینی داشته باشد، در عرف عمومی مورد قبول نیست و حتماً‌ باید به شیوه‌ای باشد که مورد پسند غرب قرار گرفته باشد. در حالی که بهترین، پیشرفته‌ترین، جالب‌ترین، کامل‌ترین شیوه‌ها و روش‌ها را تاریخ ایران داشته و تجربه کرده است، در رفتار و عملکرد رجال و علما و بزرگان در تاریخ ایران دیده شده و ثبت گردیده و می‌توان آداب و رسوم فرهنگ ایرانی را ترویج کرد. می‌توان در هر زمینه‌ای الگوی منطقی، مفید و قابل استفاده از آن بهره گرفت و این مسئولیت پیش از هر کس به عهده مراکز علمی و فرهنگی است به‌ویژه حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها در این رابطه مسئولیت دارند و حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب رهنمودهای کاربردی ارائه داده‌اند که می‌توان از آنها استفاده کرد و همچنین نویسندگان تاریخ و فرهنگ معاصر، باید زوایای آن را تشریح و تحلیل کنند. اینها جملگی از الزاماتی است که ایران را در مسیر استقلال قرار می‌دهد و به آزادی می‌رساند و همه شهدا و مبارزان و امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری انتظار دارند که از این آسیب‌زدگی‌ها پیشگیری شود.


از لابه لاي تاریخ

بیماری خود‌شيفتگي شاه
يکي از امراض رواني شاه «نارسيزيسم» بود. در روانشناسي، نارسيزيسم به خويشتن‌پرستي و عشق بي‌اندازه به شخص خود و ظاهر وجود خود، عکس و اسم خود و جهانگير شدن شهرت خود تعبير شده است. يک «نارسيسم» يعني شخص مبتلا به اين مرض، تا سرحد جنون عاشق و مفتون خود است. چنان عاشقي که اگر يک روز در همه جا و نزد همه کس از دها و نبوغ او صحبت نشود، عکسش با آب‌و‌تاب در جرايد منعکس نگردد، در راديوها و تلويزيون‌ها تصويرش جلوه‌گر نباشد، در ملأعام مورد تکريم و ستايش قرار نگيرد، از وجاهت، صباحت نظر، نيک‌سرشتي، دها و نبوغ اعمال و رفتارهاي قهرمانانه و فوق بشري او در هر محفل و مجمعي مذاکره به عمل نيايد، دستخوش تب و بيماري مي‌شود و چه بسا که اگر شدت مرض در او زياد باشد به بستري و دق‌مرگ شدن و فنايش منجر شود.
حسين فردوست از اولين ديدارش با محمدرضا و خاطرات دوره‌ دبستان خود چنين مي‌نويسد: ... زنگ تفريح زده شد. وليعهد اولين نفري بود که از کلاس خارج شد! دستش را روي قلاب کمربند گذاشته بود و تکبرآميز حرکت مي‌کرد، تا ما بفهميم که وليعهد اوست. ما سه نفر بوديم که پهلوي هم ايستاده بوديم. سن‌مان حدود 6 تا 8 سال بود. وليعهد دو سال از من کوچک‌تر بود. به آن دو نفر نگاهي کرد، خوشش نيامد، ولي به من نزديک شد. نگاه عميقي به من کرد و پرسيد: پدرت کيست؟ شغلش چيست؟ و از اين قبيل صحبت‌ها...
ثریا همسر دوم شاه در خاطره‌ای که از ورودش به تهران در 7 اکتبر 1950 بیان می‌کند گفته است که «آن شب شاه لباس مورد علاقه خود، یعنی یونیفورم نیروی هوایی ایران را پوشیده بود.» او در خاطراتش بارها گفته که شاه هواپیما و پرواز را دوست داشت و می‌خواست که از طریق پرواز و رانندگی با اتومبیل‌های اسپورت خود را شجاع‌تر و بی‌پرواتر از آنچه که واقعاً بود، نشان دهد.
همچنین از خاطره‌ای که خود شاه، از دوران کودکی‌اش تعریف می‌کند می‌توان دریافت که او شیفته ارتفاع بوده است. او در کتاب «مأموریت برای وطنم» این چنین نوشته است: «دیگر از خاطرات نخستین دوران کودکی من قیافه مردانه و قامت بلند پدر است که در آن هنگام وزیر جنگ بود...»
این توجه به قامت، به ویژه به قامت خودش مسئله‌ای بود که همیشه محمدرضا به آن می‌اندیشید و می‌توان گفت از کوتاهی قد خود رنج می‌برد.
گفته می‌شود شاه همیشه کفش‌های پاشنه‌بلند می‌پوشیده تا قدش را کمی بلند نشان دهد و اگر به عکس‌هایی که در آن شاه و فرح با هم هستند نگاه کنیم می‌بینیم شاه در هیچ عکسی به گونه‌ای در کنار فرح قرار نگرفته که قد فرح را بلندتر از شاه نشان دهد. در تمام عکس‌ها یا یکی از آنها نشسته و یا شاه در جایی قرار ‌گرفته که قد فرح بلندتر نشان داده نشود.


حكایت زمانه

خون بر زمين ريخته در دانشکده الهيات
شهيد آيت‌الله دکتر محمد مفتح در سال 1307، در خانواده‌اي روحاني در همدان متولد شد. پس از فراگيري مقدمات، راهي قم شد و از محضر بزرگاني چون امام خميني، علامه طباطبايي و... بهره برد و خود مدرسي بزرگ در حوزه شد. ايشان در حالي که استادي بزرگ در قم بودند، پا به عرصه دانشگاه گذاشتند و تا درجه دکترا ادامه تحصيل دادند.
شهيد مفتح که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهي و روحاني از هم را با تمام وجود احساس کرده بود، ايجاد وحدت ميان اين دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد و در کنار آموزش و تدريس و تربيت نيروهاي جوان به مبارزه با رژيم پهلوي پرداخت. در سال‌هاي 1340 تا ۱۳۴۲، سخنراني‌هاي او در شهرهاي مختلف در جهت روشن ساختن مواضع نهضت اسلامي و افشاي چهره رژيم پهلوي بسيار مؤثر بود که با آگاهي ساواک اين جلسات تعطيل و ايشان دستگير شد و مورد آزار و اذيت قرار گرفت.
محبوبيت و مقبوليت شهيد مفتح در ميان طلاب و دانش‌آموزان موجب شد که او را از آموزش و پرورش اخراج و در سال 1347، به نواحي بدآب و هواي جنوبي ايران تبعيد کنند و پس از سپري شدن مدت تبعيد نيز از ورود ايشان به قم جلوگيري به عمل آمد و ايشان با اقامت در تهران به تدريس در دانشکده الهيات مشغول شد. ايشان به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان امامت جماعت مسجد دانشگاه را عهده‌دار شد. سخنراني‌هاي ايشان در مسجد دانشگاه در ترغيب نسل روشنفکر و تحصيل‌کرده به اسلام اثر بسزايي داشت. شهيد مفتح همچنين در حسينيه ارشاد نيز به فعاليت‌هاي تبليغي و علمي مي‌پرداخت و پس از تعطيلي اين حسينيه به‌دست ساواک، ايشان با قبول امامت مسجد جاويد در سال 1352، هسته ديگري از دانشجويان و روشنفکران را به دور خود جمع کرد. در آذر 1353 مسجد جاويد مورد هجوم ساواک قرار گرفت و شهيد مفتح نيز دستگير و زنداني شد. شهيد مفتح حدود دو ماه در زندان رژيم زير شديدترين شكنجه‌ها به‌سر برد.
حدود دو سال پس از آزادي از زندان شهيد آيت‌الله دكتر مفتح امامت مسجدي در نزديكي حسينيه ارشاد را پذيرفت و آن مسجد را «قبا» ناميد و به اين صورت مسجد قباي ديگري در راستاي مسجد قبا در صدر اسلام بنياد نهاده شد تا سنت‌هاي اصيل رسول خدا(ص) و خاندان پاكش را احيا كند.
وي اين مسجد را به عنوان بزرگ‌ترين سنگر در جريان مبارزات انقلاب اسلامي درآورد. جمعيت‌هاي چندين هزار نفري كه در سال‌هاي ۵۶ و ۵۷ در سخنراني‌هاي ماه مبارك رمضان در مسجد گرد مي‌آمدند، تا آن زمان بي‌سابقه بود و رعب و وحشت زيادي در دل رژيم منفور پهلوي ايجاد ‌كرده بود.
در جريان جنگ‌هاي داخلي لبنان كه رژيم صهيونيستي اشغالگر با همكاري رژيم‌هاي مرتجع منطقه براي سركوبي شيعيان و فلسطيني‌هاي مسلمان به پا خاسته مقيم لبنان برپا كرده بود، شهيد آيت‌الله دكتر مفتح به جمع‌آوري اعانه به مقدار زياد اقدام كرد و آنها را به لبنان فرستاد. او معتقد بود اساسي‌ترين كار براي پيشرفت هرچه بيشتر شيعيان لبنان، بالاتر بودن سطح آموزش و فرهنگ آنان است، از این‌رو براي جنگ‌زدگان لبنان دو برنامه كوتاه‌مدت و درازمدت داشت. در برنامه كوتاه‌مدت سعي داشت تا مخارج تحصيلي كودكان شهداي لبنان را تأمين كند و در اين راه موفق شد عده زيادي از بازماندگان شيعيان جنگ‌زده را با تأمين مخارج تحصيل و پوشاك و غذا راهي مدارس كند. هدف وي از اجراي برنامه درازمدت اين بود كه يك مركز و مجتمع آموزشي شيعي در لبنان ايجاد كند و با اين اقدام دست به اساسي‌ترين كار در جهت از بين بردن عقب‌افتادگي شيعيان لبنان زد.
ياد و خاطره نماز عيد فطر سال 1357 که در قيطريه تهران و با استقبال بي‌نظير مردم تهران به امامت شهيد مفتح برپا شد در تاريخ انقلاب هميشه مي‌درخشد. در خطبه‌هاي اين نماز، شهيد مفتح براي اولين بار نام امام خميني را آشکارا بر زبان جاري کرد و رهبري امام را مورد تأکيد قرار داد و روز پنج‌شنبه 16 شهريور را به عنوان تجليل از شهداي نهضت تعطيل اعلام کرد که زمينه‌ساز راه‌پيمايي 17 شهريور و وقايع جمعه سياه شد.
شهيد مفتح كه صبح جمعه ۱۷ شهريور براي مداوای زخم‌هاي ناشي از تظاهرات ديروز به بيمارستان رفته بود، هنگام بازگشت به منزل به وسيله ساواك دستگير شد. به اين ترتيب در اولين ساعات حكومت نظامي وي با تن و بدني مجروح دستگير و روانه زندان كميته ضد خرابكاري شاه شد. پس از دو ماه كه رژيم سابق در اثر اوج‌گيري انقلاب ناچار به گشودن در زندان‌ها شد شهيد آيت‌الله دكتر مفتح از زندان آزاد شد.
كوشش‌هاي شبانه‌روزي استاد مفتح، پس از انقلاب با شدتي بيشتر دنبال شد، لياقت و جديت و كارداني ايشان ناشي از ايمان و اعتقاد عميق‌شان به انقلاب اسلامي بود. وي علاوه بر عضويت در شوراي انقلاب با درخواست دانشجويان دانشكده الهيات و پس از مشورت با استاد مطهري، سرپرست دانشكده الهيات شد و علاوه بر اين، سرپرستي كميته منطقه چهار تهران نيز برعهده وي بود.
دكتر مفتح در ادامه ساليان دراز كوشش و تلاش براي وحدت فيضيه و دانشگاه كه اسلام بر جامعه حاكم و كشور تحت رهبري‌هاي حضرت امام به پيش مي‌رفت بر كوشش خود در اين زمينه افزود. در سالگرد شهادت آيت‌الله حاج سيدمصطفي خميني اقدام به تشكيل سمينار وحدت حوزه و دانشگاه در دانشكده الهيات کرد كه اين اولين سميناري بود كه تحت اين عنوان برگزار مي‌شد.
دكتر مفتح در ساعت ۹ صبح روز سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ در حياط دانشكده الهيات دانشگاه تهران با شليك چند گلوله از سوي ضاربين به‌شدت زخمي شد و معالجات در بيمارستان اثري نبخشيد. ايشان حدود ساعت ۲ پس از ظهر همان روز به شهادت رسيد.
اين روز به مناسبت فعاليت و مجاهدت‌های اين شهيد بزرگوار در راه تحقق وحدت ميان حوزه و دانشگاه، روز وحدت روحاني و دانشجو ناميده شده است.


امام در گذر زمان 175

ترسیم راه امام خمینی(ره)پس از رحلت
یکی از موضوعاتی که پس از رحلت امام(ره) رسانه‌های جهانی خیلی درباره آن هیاهو کردند و حجم قابل ملاحظه‌ای از خبرها و تحلیل‌های خود را به آن اختصاص دادند این بود پس از رحلت امام(ره) راه او نیز پایان یافته و عصر جدیدی در انقلاب گشوده شده است و علاوه بر آن جریان‌های سیاسی و حزبی و گروه‌های داخل کشور مدعی خط امام(ره) نیز در تحلیل‌ها و اظهارات به همین شایعه دامن می‌زدند که پس از رحلت امام(ره) مسیر انقلاب تغییر کرده است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به‌طور مداوم بر شخصیت حضرت امام و استمرار راه او تأکید می‌کردند و به شبهات و شایعات پاسخ می‌دادند و این رهنمودها به حدی رسید که یک کتاب مستقل را به خود اختصاص داد. معظم‌له جمله معروفی در این رابطه بیان کردند: «راه ما، راه امام خمینی است و در این راه با تمام قاطعیت حرکت خواهیم کرد.»
معظم‌له همچنین می‌فرمایند: «دوران جدید اگر به‌معنای انصراف از خطوط ترسیم شده قطعی به وسیله امام عزیزمان باشد ـ که همان خطوط انقلاب و اسلام است و چیزی از آن فراتر نیست ـ هرگز در انقلاب ما پیش نخواهد آمد. تا وقتی که دل‌ها بیدار و مردم مسئول و مسئولان مومن و اسلام‌شناس و امام‌شناس در این کشور هستند، آمریکا و دیگر دشمنان و مستکبران عالم و بدخواهان و منافقان، باید آرزوی چنین روزی را به گور ببرند.»
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای علاوه بر زنده نگه‌داشتن یاد بنیانگذار جمهوری اسلامی، اهتمامی خاص به تبیین خصوصیات و شخصیت والای حضرت امام مبذول داشتند و ویژگی‌های راه امام را دقیق و روشن برای همگان ترسیم کردند که به‌دلیل محدودیت ظرفیت این ستون می‌توان به بیانات رهبر معظم انقلاب در تاریخ (۱۴/۳/۱۳۷۱) مندرج در حدیث ولایت مراجعه کرد که معظم‌له یازده ویژگی مهم از امام خمینی(ره) برشمردند. مقام معظم رهبری علاوه بر تبیین خط امام(ره) و تشریح ویژگی‌های والای آن شخصیت کم‌نظیر، مردم و خصوصاً جوانان، دانشجویان و مسئولان نظام را به مطالعه و تدبر در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام(ره) دعوت کرده‌اند. این دعوت به‌ویژه در شرایطی است که عوامل استکبار جهانی تلاش می‌کنند شعارها، هدف‌ها و اصولی که حضرت امام(ره)، جمهوری اسلامی را بر آنها استوار کردند، استحاله کنند و بعضی از جریان‌ها و افراد فریب‌خورده داخلی را پشیمان از گذشته انقلابی و اسلامی خود معرفی نمایند. بنابراین وفاداری به آرمان‌های حضرت امام(ره) اساس پایداری و استقامت در برابر دشمنان خارجی و داخلی بوده و هست که همواره با رهنمودهای مدبرانه مقام معظم رهبری حفظ شده است.


مجالس شوراي اسلامي 64

خط تحريم در انتخابات مجلس نهم ـ 3
سناريوي تحريم در قالب دو رويكرد در انتخابات دنبال شد؛ رويكرد اول جريان افراطي بود كه از همان ابتداي طرح مباحث انتخابات از چندماه پیش با صراحت بر نمايشي بودن انتخابات آتي و ضرورت تحريم آن سخن مي‌گفت، اما رويكرد دوم كه آن روي سكه تحريم بود، مدعي بود كه اين اقدام آخرين راه باقي مانده است و پيش از آن بايد تلاش كرد تا نظام را به تغيير موضع واداشت و مسئولان را مجبور کرد تا فضا را براي فعاليت مجدد فتنه‌گران باز كنند. اين خط با تلاش سيدمحمدخاتمي در ماه‌هاي نزدیک به انتخابات دنبال شد.
تلاش‌هاي سيدمحمدخاتمي با هدف فراهم‌سازي زمینه براي بازگشت چهره‌هاي مردود در انتخابات خرداد 88، در نیمه دوم سال 90 به اوج خود رسيد. خاتمی با طرح شروطي اعلام کرد که در صورت تحقق آن، جريان دوم خرداد اين بار نيز در انتخابات شرکت خواهد کرد! شروطي غيرقانوني چون؛ اجازه فعاليت سياسي مجدد به سران فتنه، آزادي همه مجرمان و محكومان فتنه 88، ايجاد نهادي غيرقانوني و موازي با شوراي نگهبان براي نظارت بر انتخابات، که از همان ابتدا منتفي بودن آنها مشخص بود. اين تلاش خاتمي نتوانست دستاوردي براي اين جريان داشته باشد و افکارعمومي نيز بي‌توجه از کنار آن گذشت!
البته در پس ايده خاتمي، نكته ديگري نيز نهفته بود و آن اينكه اگر اين خط به ثمر نرسيد (كه شكست آن از پیش كاملاً مشخص بود) آنگاه اتخاذ «خط تحريم» با هزينه كمتري براي فتنه‌گران همراه خواهد بود. به واقع، سناريويي كه در قالب شروط خاتمي آغاز شد، پيش‌زمينه‌اي بود براي آنكه افكار عمومي را متقاعد سازد كه نظام منعطف نيست و چاره‌اي جز تحريم انتخابات براي اين جريان باقي نمانده است.
همچنین جمعي از همراهان و حاميان جريان فتنه با تنظيم و ارائه نامه‌اي به خاتمي تلاش کردند تا با بازارگرمي، بار ديگر شروط خاتمي را مورد توجه افکار عمومي قرار دهند. اين نامه پارادوكس‌گونه که به امضاي تعدادي از اعضاي گروه‌هاي غيرقانوني چون؛ نهضت آزادي، سازمان مجاهدين(منافقین) و جبهه مشارکت رسيده بود، ضمن تشکر از خاتمي به وي يادآور شد که «در صورت ادامه وضع موجود، کمترين چشم‌انداز روشني براي صيانت از آراي مردم و برگزاري انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت.»
از سويي ديگر نويسندگان نامه نخواسته بودند تا همه پل‌ها را پشت سر خود خراب کنند و تنها از تحريم انتخابات سخن بگويند، از این‌رو در بخشي از نامه مي‌نويسند: «ضمن تأکيد بر ضرورت ادامه تلاش براي تعامل و متقاعد کردن مسئولان امر به پذيرش حق حاکميت مردم بر پايه اصول مصرح قانون اساسي و تن دادن آنان به تأمين حداقل شرايط براي برگزاري انتخابات آزاد، سالم و منصفانه ...»
حوادث به وقوع پيوسته پس از انتخابات 22خرداد88، در کارنامه بخشي از همراهان و دوستان آقاي خاتمي ثبت شده و آنها را براي تصدي سمت‌هاي مهم در نظام اسلامي فاقد صلاحيت کرده بود، از این‌رو تلاش براي بازگرداندن اين افراد به قدرت، كوبيدن بر طبلی توخالي بود كه در آستانه انتخابات مجلس چيزي عايد اين جريان نکرد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

مدیرعامل سپاسد در جریان بازدید شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه از خط ۷ مترو عنوان کرد
از محرومیت‌زدایی تا فرهنگ‌سازی در عرصه پیمانکاری

به کوشش یدالله صانعی

جنگ که تمام شد، بروبچه‌های جبهه مي‌دانستند که خرابی‌های جنگ تحمیلی و عقب‌افتادگی‌ها را با روال عادی و معمولی و مرسوم پیمانکاران نمی‌شود جبران کرد و عرصه بازسازی و سازندگی کشور هم مانند دفاع مقدس، همت و تلاش جهادگونه مجاهدان را می‌طلبد. با این نگاه تعدادی از رزمندگان مهندسی رزمی جنگ در قالب قرارگاه سازندگی با هدف کمک به دولت وارد عرصه عمران و آبادانی کشور شدند و امروز 22 سال از تأسیس این قرارگاه می‌گذرد. در آستانه سالروز تأسیس قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) (23/9/1371) جلسه شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه هفته گذشته در گروه مهندسی «سپاسد» تشکیل شد. این گروه هم‌اکنون پیمانکار خط7 متروی تهران است و این جلسه هم در محل اجرای این پروژه در بزرگراه شهید نواب صفوی تشکیل شد. دکتر «سعید محمد» مدیرعامل گروه مهندسی سپاسد در این جلسه درباره کارنامه 22 ساله این شرکت، بهره‌گیری از تکنولوژی‌های روز در زمینه ساخت‌وسازها و نقش این شرکت در شکستن حلقه‌های تحریم ظالمانه کشورهای غربی و فرهنگ‌سازی در پیمانکاری‌های عمرانی و... مطالبی گفت که مشروح آنها در ادامه می‌آید:

* اولین مجموعه­ رسمی قرارگاه سازندگی
سپاسد مجموعه‌­ای است که در سال 1371 به‌عنوان شرکت مهندسی ثبت رسمی شده است و اولین مجموعه‌­ای بود که در قرارگاه به صورت شرکتی ثبت شد. پروژه‌­های مختلفی از جمله سد کرخه را به ما دادند و در زمینه سد و نیروگاه به صورت انحصاری تقریباً رتبه اول کشور شدیم. در بحث نیروگاهی که یک بخش تخصصی است ما ۵۰ درصد سهام شرکت «فراب» را خریداری کردیم که منوپل صنعت نیروگاه‌های برق آبی در سطح کشور شدیم و پروژه‌­هایی با این وسعت را هیچ شرکتی به اندازه سپاسد کار نکرده است. ما تجربه‌هایی که به‌دست آوردیم را به سمت رشته­های دیگر بردیم، برای نمونه ما در زمینه ریلی، ورود پیدا کردیم و پروژه خط 7 مترو را شروع کردیم، سپس پروژه مترو حرم حضرت امام(ره) تا پرند و بعد پروژه مترو شیراز را جذب کردیم و شاید تخصص دوم ما متروسازی باشد. به‌تازگی ما در حوزه شبکه­‌های توزیع برق که هیچ‌یک از مجموعه‌­های قرارگاه ورود پیدا نکرده بودند، وارد شدیم. ما با این کار سعی کردیم که در چند نوع متفاوت از پروژه‌­ها کار کنیم که اگر یک پروژه دچار مشکل شد در رشته­‌های دیگر ورود پیدا کنیم. دارای حدود 4500 نفر کادر تخصصی هستیم و حدود 1200 تا 1300 دستگاه ماشین‌­آلات و چند شرکت زیرمجموعه داریم. الان خودمان می­توانیم پروژه‌­ها را از صفر طراحی کنیم، بسازیم و تحویل بدهیم. برای نمونه امروزه پروژه سد بختیاری را که به ما داده­‌اند، با 315 متر ارتفاع بلندترین سد جهان است،چون در دنیا بلندترین سدی که وجود دارد ارتفاعش 305 متر است و آن هم در چین واقع شده است. در عرصه جهانی خودمان را محک زدیم و سال گذشته در جایزه ملی مدیریت پروژه در کشور شرکت کردیم و مدال نقره را گرفتیم. در عرصه جهانی هم شرکت کردیم و حدود یک ماه پیش به کرواسی دعوت شدیم و رتبه سوم جهانی را دریافت کردیم. مورد بعدی در اواخر سال گذشته یک کنفرانسی تحت عنوان حامیان زمین برگزار شد و از 30 شرکت برتر از ما تقدیر کردند. چندی پیش نیز در بحث تعالی منابع انسانی شرکت کردیم و تقدیرنامه دو ستاره گرفتیم.

* حضور در عرصه محرومیت‌­زدایی
در کنار اینها ما بحث محرومیت­‌زدایی را به‌صورت جدی در دستور کار دادیم. در حاشیه اجرای پروژه‌ها بعضاً با مردمی آشنا می‌­شویم که به سختی زندگی می­‌کنند و حتی یک پل یا یک غسال‌خانه­ ندارند و مرده­‌های خود را در آب رودخانه می شویند. با توجه به اینکه پروژه‌­های سد بیشتر در مکان‌­های صعب‌العبور است و گاهی وضعیت محیطی نامناسبی دارند، مانند پروژه سد بختیاری که در محل احداث سد نه جاده‌­ای و نه راهی وجود دارد و نه از طریق هوایی می­توان آنجا رفت. تنها از طریق راه‌­آهن می­توان به آنجا دسترسی پیدا کرد. مردمی در این نواحی زندگی می‌­کنند که دارای حداقل امکانات هستند. آنها افرادی کم‌توقع و مدافع نظامند، با این سیستم محرومیت‌­زدایی می­‌توانیم به این دسته از افراد کمک بسیاری کنیم. چون پیشتر ما سازمانی به نام سازمان جهادسازندگی در کشور داشتیم که متأسفانه در دولت اصلاحات بخشی از این سازمان با کشاورزی و بخش دیگر آن در وزارت راه ادغام شد و عملاً آن غرض اصلی که جهاد داشت از بین رفت و کسی دیگر، پیگیر امور روستاها و چنین افرادی نیست. قرارگاه به صورت داوطلبانه در این عرصه وارد شد و بخشی از درآمد خود را در این عرصه به کار گرفت.
در حادثه‌­ای که در کارون ۴ اتفاق افتاد (که اتوبوس دانش­‌آموزان در نزدیکی ایذه واژگون شد و همه دانش‌­آموزان کشته شدند) حدود 20 دقیقه بعد کارکنان ما در محل وقوع حادثه حاضر بودند و جرثقیل را از محل کارون 4 به محل حادثه بردند و این اولین کار امدادی بود که تیم ما در آنجا انجام داد. امروز قرارگاه دارای گستردگی عمل بسیار بالایی است و آماده خدمت‌­رسانی در بحران‌های گوناگون است.

* فرهنگ‌سازی در عرصه پیمانکاری
یکی دیگر از بحث‌­ها این است که یک فرهنگ جدیدی در پیمانکاری کشور ایجاد کردیم. از پیش از انقلاب، عده­‌ای پیمانکاران را دزد تلقی می­‌کردند، ولی ما به دنبال الگوسازی بودیم، که با ورود قرارگاه، مشاوران، کارفرمایان حدود خودشان را بدانند، طلب نامشروع از پیمانکار نکنند. البته متأسفانه هنوز هم در جامعه این مفسده‌­ها در بخش پیمانکاری وجود دارد. ما رسالت خودمان را می‌­دانستیم که در این جهت حرکت کنیم. از جمله مشکلاتی که از گذشته باقی مانده، این بود است که پیش از ورود قرارگاه، معمولاً پیمانکاران با قیمت‌­های خیلی بالا و گاهی هم با تبانی پروژه‌­هایی را از دولت می­‌گرفتند. با ورود قرارگاه به این عرصه این فضا شکسته شد و دیگر این‌طور نیست که پیش از مناقصه پیمانکاران قیمت‌­ها را با کارفرما ببندند و قیمت را بالا یا پایین بیاورند. الآن هم بعضی از کارفرمایان با ما تماس می‌گیرند و می­گویند که در مناقصه بعضی از پروژه‌­ها، اگر پروژه را هم نمی­‌خواهید باز هم بیایید و اگر شما بیایید ما خیال­مان راحت است که مناقصه به‌صورت سالم برگزار می‌شود. بنابراین، این هم یکی از سیاست‌های ما در قرارگاه بود که بتوانیم قیمت­‌ها را متعادل­‌سازی و در این جهت به دولت کمک کنیم.

* ساخت سد کرخه با یک‌سوم قیمت
در خیلی از عرصه­ ها، در بخش تخصصی نقص داشتیم و اینها از خارج کشور تأمین می‌­شد، که در بخش نفت و گاز این امر جدی‌­تر بود. قرارگاه ابتدا وقتی در عرصه سدسازی ورود پیدا کرد، هیچ پیمانکار ایرانی نمی­توانست سدسازی انجام دهد. بر همین اساس، مناقصاتی در آن زمان انجام شد، برای نمونه در مناقصه کارون3، شرکت‌­های خارجی از ایتالیا و برزیل آمدند و قیمت دادند. در احداث سد کرخه، ابتدا طرح این بود که پروژه به خارجی­‌ها با قیمت خیلی زیاد واگذار شود. در مراسم افتتاحیه سد کرخه به این مورد اشاره شد که قرارگاه این پروژه را یک سوم قیمتی که خارجی‌ها پیشنهاد داده­ بودند به اتمام رساند. در این سطح ما توانستیم جایگزین پیمانکاران خارجی شویم، چرا که هدف ما سودآوری نیست، ولی با توجه به اینکه ما باید دقیق و فنی و با هزینه‌های کم کار کنیم، بنابراین قطعاً پروژه­‌ها دارای سود هستند.
کادرسازی و تربیت مدیران قوی اجرایی در سطح کشور، یکی دیگر از مباحثی است که قرارگاه موفق به تحقق آن شده است. در بدنه سپاه مدیران اجرایی در تمام حوزه‌­ها از جمله راه، نفت، نیرو و... حضور دارند که می­‌توانند مسائل را حل کنند.
* توسعه فرهنگ پدافند غیرعامل
امروز بحث پدافند غیرعامل یکی از مباحث­ مهم در سطح کشور است و بچه ­های سپاه آن را در کشور توسعه داده‌اند. امروزه هر طرح بزرگی که بخواهد در کشور انجام شود باید تأییدیه پدافند غیرعامل را بگیرد، که این امر در قدیم اجرا نمی‌­شد. ما چون پیمانکار EPC هستیم، یعنی طراحی، ساخت و تعمیر تجهیزات را خودمان انجام می‌­دهیم، در طراحی­‌های‌مان بحث پدافند غیرعامل را لحاظ می­‌کنیم و الآن همین خطی که شما در آن تشریف دارید (خط 7) اولین خطی است که بحث پدافند غیرعامل را در طراحی آن لحاظ کرده‌ایم.

* تکنولوژی‌­های روز در دست قرارگاه
امروزه تکنولوژی­های روز در دست قرارگاه است. برای نمونه در بحث حفر تونل در سال 82 پیمانکاران می­ترسیدند که تونل­ها را به صورت مکانیزه حفر کنند و سعی می­‌کردند هر 1 تا 5/1 کیلومتر یک راه خروج ایجاد کنند تا بتوانند به‌صورت سنتی کار کنند. همین تونل قمرود که 36 کیلومتر است در ابتدا 50 کیلومتر آن را به گونه­‌ای طراحی کرده بودند که بتوانند در جاهای مختلف به آن دسترسی داشته باشند و سنتی کار کنند. قرارگاه آمد و گفت ما با TBM برای شما کار می­کنیم و هیچ­کسی هم اعتماد نمی‌­کرد، ولی با پافشاری سردار حاجی‌­زاده(فرمانده وقت قرارگاه قائم نیروی هوایی سپاه) پروژه را گرفتند و آن را به صورت کامل انجام دادیم. این حصار شکسته شد، امروزه مشاهده می­‌کنیم که پیمانکاران ما TBM آورده‌اند و به راحتی کار را انجام می­‌دهند. این فرهنگی بود که قرارگاه ایجاد کرد. یا دستگاه هیدروفلزی که ما داریم، الآن در خاورمیانه منحصر به فرد است. دستگاهی است که به کمک آن می‌­توانیم تا عمق 130 متر حفاری کنیم و یک دیوار بتونی را از عمق 130 متری اجرا کرده و بالا بیاوریم. همین تکنیک را هم ما در ایستگاه­های مترو هم استفاده کردیم و برای اولین بار ایستگاه W7 در میدان صنعت هم همین­طور انجام شده است و از این تکنیک برای آب­‌بندی سد هم استفاده می­شود و ما در ایران تنها مجموعه­ای هستیم که این سیستم را تا عمق 135 متر داریم.

* کمترین وابستگی را به خارج داریم
از جمله کارهایی که قرارگاه انجام داد این بود که به دولت در تحریم­ها کمک کرد. باوجود اینکه قرارگاه اولین مجموعه­‌ای بود که تحریم شد. همه این­طور استنباط می­کردند که با این تحریم، قرارگاه کار را زمین می­گذارد و رها می­کند. در صورتی که با روش­‌هایی که ما اتخاذ کردیم و با مجوزهایی که گرفتیم توانستیم این تحریم‌­ها را دور بزنیم و اتفاقاً پروژه­های ما بدون هیچ نقصی اجرا شد. برای نمونه تمام تجهیزات عسلویه از اروپا آمده است و بیش از 70،-80 درصد آن تجهیزات پس از تحریم‌­ها آمده است. البته چون قرارگاه تجهیزات کمتری از خارج می‌­خرد، به همین دلیل وابستگی­مان به خارج کمتر است. ولی با این حال بعضی از تجهیزاتی که ما لازم داشتیم با کمک ستاد تدابیر ویژه با جابه‌جایی پول توانستیم آن تجهیزات را بخریم و وارد کشور کنیم.
*250 پیمانکار خصوصی در سد گتوند
سیاست قرارگاه این است که در پروژه­های کوچک حضور پیدا نکند، ولی بعضی از دولت­ها آمدند قرارگاه را تحت فشار قرار دادند و حتی برای پروژه 20 میلیاردی قرارگاه را درگیر کردند و به نظرم این کار درستی نبود و در حال تجدیدنظر در این نوع فعالیت‌ها هستیم. این نوع فعالیت‌ها به کارهای بزرگ قرارگاه آسیب می‌رساند. تلاش ما این است، تنها در آن بخش­هایی که خلأ فعالیتی وجود دارد و بخش خصوصی حاضر به سرمایه‌گذاری نیست و تداخلی با بخش خصوصی ندارد ورود پیدا کنیم. البته ما در خیلی از پروژه‌­ها برای بخش خصوصی فضاسازی کردیم، برای نمونه در همین پروژه سد گتوند، ما 250 پیمانکار بزرگ داشتیم.

* فرایند همکاری با دولت‌های مختلف
کمک به برنامه­‌های دولت هم یکی از مباحثی است که ما از ابتدای تأسیس قرارگاه داشتیم. قرارگاه برای هر دولتی و با هر سلیقه‌­ای همواره به دنبال ورود در عرصه‌­ای بوده است که بتواند در جهت حل مشکل دولت قدم بردارد. اما امروز از دولت طلب­‌هایی را داریم و دولت الآن دچار مشکل است و نمی‌­تواند آنها را بپردازد. با این روند، قرارگاه به بخش خصوصی، پیمانکاران و مردم بدهکار می­شود و این عمل سبب بدبینی می‌شود. ما در حال بررسی این معضلات هستیم که بتوانیم با روش­های مختلف آنها را حل کنیم. ما از زمان شروع کار در قرارگاه، با دولت­های مختلف و با روحیات مختلف کار کردیم. برای نمونه در دولت سازندگی آقای هاشمی از سال 68 تا 76، در آن دوره شرایط کشور متفاوت بود، هیچ پیمانکار بزرگ و توانمندی وجود نداشت، جنگ تمام شده بود، خرابی وجود داشت و نیاز بود این خرابی‌­ها بازسازی شود. دولت به هیچ‌وجه توان مالی نداشت. پیمانکاران ایرانی قیمت‌­های متفاوت و بالایی می­دادند. پیمانکاران خارجی هم قیمت­های خیلی بالایی ­داشتند و گاهی اوقات تبانی می­کردند. تمامی این موارد سبب شد که دولت خودش پا پیش گذاشت و از سپاه درخواست کرد که در این زمینه فعالیت داشته باشد و آقای رضایی در آن زمان آمدند قرارگاه را شکل دادند و در ابتدا به عنوان قرارگاه بازسازی خاتم‌­الانبیاء(ص) بود که بعد قرارگاه سازندگی شد. در آن دوره، دولت خواهان همکاری بود که اولین پروژه قرارگاه در آن زمان پروژه سد کرخه و بعد پروژه آزادراه تهران ـ ساوه، سپس پروژه خط لوله گاز همدان ـ سنندج بود. با آمدن دولت اصلاحات از سال ۸۴ـ۷۶ که قرارگاه توانمند شده بود، دولت مصمم شد که از این مجموعه توانمند استفاده کند. که در آن زمان پروژه «گتوند» را به ما دادند که در آن دولت مشکلی با توسعه نداشتیم، البته شتاب توسعه­‌مان محدود بود، ولی پروژه‌­هایی را گرفتیم و انجام دادیم. در دولت آقای احمدی­‌نژاد(84 تا 92)، که من آن را در دو بخش تقسیم‌­بندی می­کنم؛ یکی شش سال اول و دیگری دو سال آخر، که در شش سال اول، دولت به‌صورت خالصانه با سپاه کار کرد و اعتقاد دولت بر این بود که سپاه می‌­تواند این پروژه‌­ها را انجام بدهد، ولی در انتهای دولت، یک‌سری مشکلاتی پیش آمد که متأسفانه 2 تا 3 سال آخر یک آسیبی را به مجموعه ما زد.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ ناصر مکارم شیرازی
پیاده‌روی اربعین تبلیغ خوبی برای تشیع است

وقتی ما مشرّف در نجف بودیم و درس می‌خواندیم آنجا-ـ سنّ بیست‌وسه سالگی، در آن حدود بود ـ طلاب در ایام مخصوصی؛ اربعین یا غیر اربعین، پیاده به کربلا می‌رفتند. طلاب، علما و مراجع هم بودند در میان‌شان.
منتها پیاده‌روی آن‌وقت با حالا خیلی فرق داشت. الان شما از آن جادۀ میانه که خط مستقیم بین نجف و کربلاست می‌روید. ما آن‌وقت نمی‌توانستیم از آنجا برویم، چون بیهوده بود، کسی نبود، نفرات کم... و در وسط راه، شب کجا بمانیم؟ از این رو ما از نجف می‌آمدیم کوفه؛ کوفه کنار شط است. از کنار شط می‌رفتیم به سوی کربلا. یعنی یک نیم‌دایره تقریباًً طی می‌کردیم.
در اطراف شط، قبایل شیعه هستند و خیلی علاقه به زوار دارند. رئیس قبیله یک مُضیفی دارد، یعنی یک میهمان‌خانه‌ای دارد، یکی از شرایط رئیس قبیله، داشتن آن مُضیف است. شب‌ها ما می‌رفتیم در مضیف آنها و خیلی هم خوشحال می‌شدند که پذیرایی از زوّار امام حسین(ع) کنند، تمام قبایل وسط راه، شیعه بودند، همه؛ من دوتا خاطره را فراموش نمی‌کنم:
یکی این است که یک خانمی بود و وسط راه دوغ آورده بود که به زوّار بدهد. من یادم است که این چادرش را گرفته بود روی این دوغ، که آفتاب بهش نخورد، گرم نشود. اینقدر دقت داشت در پذیرایی از زوّار!
ظهر که می‌شد زیر درختان نخل اُطراق می‌کردیم و همراه خودمان یک مقدار نان خشک می‌بردیم و یک مقدار ماست آب‌گرفته می‌بردیم و یکی از این چراغ‌نفتی‌هایی که با فشار روشن می‌شد همراه خودمان می‌بردیم و چایی و بساط و اینها.
ظهرها جایی نمی‌رفتیم، خودمان کنار شط، در آن سایه می‌نشستیم و...، منتها آب فرات، گل‌آلود است، نمی‌شود از آن برای خوردن استفاده کرد. باید ته‌نشین کنی، ما هم که نمی‌توانستیم ته‌نشین کنیم. زوّار از یک روشی استفاده می‌کردند، یک ماده‌ای است که «زاق» می‌گویند. این را در آب یک خورده‌ای با دست حرکت می‌دادند، تمام آن چیزها را ته‌نشین می‌کرد و از آب صاف استفاده می‌کردند. یک‌خورده زاق همراه‌مان می‌بردیم. شب را در مضیف‌ها می‌ماندیم، تبعاًً صبح هم آنجا بودیم.
در یکی از سفرها-ـ من دو سفر موفق شدم بروم ـ-خب ما ظهر اطراق کردیم و استراحت کردیم و دیگر بعدازظهر باید راه می‌رفتیم. نصف راه را قبل از ظهر، نصف راه بعد از ظهر، سه روز طول می‌کشید.
به ما گفته بودند با کفش نمی‌توانید، توی کفش، پاهای‌تان، انگشت‌های‌تان زخم می‌شود، لِه می‌شود، باید با پای پیاده بروید، با پای برهنه. تبعاًًً ما با پای برهنه می‌رفتیم و خارها هم در پای‌مان می‌رفت و خارها را هم قبول می‌کردیم؛
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان، غم مخور
و از جمله یکی از دوستان ما بود دو تا فرزند داشت، تقریباً پنج ساله، شش ساله؛ اینها را هم با خودش آورده بود و اینها هم سه روز پیاده راه رفتند و بالاخره رسیدند به کربلا. وقتی رسیدیم آنجا دیگر واقعاًً یک عالم پُرنشاطی داشتیم که این راه را ما طی کردیم.
گاهی خسته می‌شوم و ناراحت می‌شوم از بعضی چیزها و ناچارم یک خاطرات شادکننده‌ای را به ذهنم بیاورم، می‌روم توی آن حال و هوا و فکر می‌کنم از نجف داریم حرکت می‌کنیم و رفتیم زیر درخت‌ها، از آنجا رفتیم کجا و... اینها را در نظر مجسم می‌کنم تا رفع آن خستگی و ناراحتی و اینها بشود.
سؤال می‌کنند: آقا! این‌همه وسایل نقلیه هست، چه فایده دارد شما پیاده راه می‌افتید می‌روید؟ این چه کاری است؟
به خصوص کسانی که پیاده‌روی کم می‌کنند، روز اول که راه می‌روند، پاها سفت می‌شود. شب که می‌خوابند، صبح بلند می‌شوند دیگر نمی‌توانند راه بروند. خب مشکلات زیادی هم برای کسانی که عادت به پیاده‌روی ندارند، هست، اما شنیدم اخیراً دیگر همه چیز هست. ماشاءالله از نجف تا کربلا، همه چیز مرتب، حتی دارو، درمان، ماساژور! وسیلۀ ماساژ، همه چیز... آن‌وقت که این حرف‌ها نبود.
به هرحال سؤال می‌کنند که آقا چه فایده دارد؟ جوابش این است که این یک نوع ابراز عظمت امام حسین(ع) است. عیناًً در روایات داریم ائمه پیاده از مدینه می‌رفتند مکّه. امام سجاد(ع) بیست‌وپنج سفر شاید با پای پیاده رفت. گاهی مرکب هم همراه خودشان می‌بردند. به دو فایده؛ یک فایده اگر وسط راه ناچار شوند، سوار بشوند، دیگر اینکه بگویند از بی‌مرکبی نیست که ما پیاده می‌رویم، مرکب هم داریم و پیاده می‌رویم، این به احترام امام حسین(ع) است.
این یک نوع اظهار عظمت و تجلیل از مقام شامخ اباعبدالله(ع) است. از این رو این پیاده‌روی اربعین خیلی در دنیا صدا می‌کند و تبلیغ خوبی برای عالم تشیّع و عالم اسلام است. یکی از مبلّغ‌های بسیار خوب است.
می‌دانید که در ایام اربعین، اجتماع در کربلا، از عاشورا بیشتر است، انبوه جمعیت خیلی بیشتر است. آن‌وقت عدۀ زیادی پیاده، زن، بچه، با اینکه خطراتی هم احتمال می‌دهند تهدیدشان بکند می‌آیند، این دلیل بر این است که واقعاًً عاشق این مکتب هستند. تنها عشق است که آنها را به این سمت و سو می‌برد.
آن تأثیری که در این پیاده‌روی هست، در زیارت معمولی نیست. انسان یک حال و هوای دیگری پیدا می‌کند. تا آدم نرود، توجّه پیدا نمی‌کند؛ یک شور و نشاط و یک عشق دیگری پیدا می‌کند.
آثار و برکاتی که از زیارت معمولی حاصل می‌شود، ارزشمند است. خب می‌رود زیارت می‌کند، به‌جای دو روز، سه روز، چهار روز زیارت می‌کند، تکرار زیارت؛ اما این یک خاطره‌ای می‌شود برای تمام عمر. اصلاًً در موقع راه رفتن وقتی به آن سمت می‌رود، دارد خودسازی می‌کند. غیر از بحث‌هایی که [در طول راه] می‌شود، شب‌هایی که مستقر می‌شوند و صحبت‌هایی که می‌شود، اصلاًً خودِ این یک تأثیر در خودسازی دارد.
همین اشکال را هم به امام سجاد(ع) وارد می‌کردند، چرا شما این کار را می‌کنید؟ خب سریع با مرکب بروید و بیشتر طواف خانه خدا کنید. چرا؟ یک آثاری در پیاده‌روی هست که در آن نیست. بنابراین جای این ایراد نیست. بعضی‌ها که حوصله پیاده‌روی ندارند، معمولاًً این‌گونه اشکالات را می‌کنند که خودشان را تبرئه بکنند و یک مجوز برای خودشان پیدا بکنند.
بهترین دلیلش این است که ممکن است خاطره زیارت نماند، اما خاطره این پیاده‌روی و این برنامه، تا آخر عمر بماند. بنابراین این وسوسه‌ها را باید از خود دور کرد.
* سخنرانی معظم‌له در دیدار با نمایندگان دانشجویان عازم پیاده‌روی اربعین 28 آذر 91


مقدادـ 8
نزدیک شدن به قله!

در نوشتار گذشته برخی از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) درباره فضایل جناب مقداد بیان شد و اینک در ادامه بحث گذشته به برخی دیگر از این روایات اشاره خواهد شد.
امام باقر(ع) می‌فرمایند: قلب مقداد (در پایداری از حق) به سان پاره‌های آهن محکم و استوار بود.
شخصی به نام بریده می‌گوید: پدرم از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که فرمود: «خداوند مرا به دوستی با چهار نفر فرمان داد و به من خبر داد که آنان را دوست بدارم.» از ایشان پرسیدند: «آن چهار تن کیستند؟» رسول خدا(ص) سه بار فرمود: «علی، ابوذر، سلمان و مقداد.» بر مبنای این روایت نبوی علاوه بر اینکه منزلت و رفعت این بزرگان اثبات می‌شود، وظیفه ما نیز مشخص می‌گردد چرا که اگر خداوند به رسولش در مورد این چهار بزرگوار فرمان داده است، ما نیز باید به‌عنوان امت پیامبر، نسبت به این چهار تن احساس محبت و ابراز ارادت داشته باشیم.
روزی مأمون عباسی از امام رضا(ع) خواست خلاصه‌ای از آموزه‌های اسلام و احکام آن را برای او بنویسد. حضرت پذیرفت و در بیان شرایط و آداب اسلام فرمود :
«از شرایط ایمان و اسلام واقعی، دوستی با امیرالمؤمنین علی(ع) و دوستی با کسانی است که در راه پیامبر خدا(ص) گام برداشتند و در آن مسیر، انحرافی نیافتند. نظیر؛ سلمان، مقداد، عمار و... خداوند آنان را مشمول رحمت و خشنودی خود قرار دهد. از دیگر شرایط ایمان واقعی، دوستی با کسانی است که پیرو افرادي مانند مقداد، سلمان و... هستند و در مسیر هدایت ایشان گام برمی‌دارند. خداوند از آنان خشنود باشد.»
نکته دیگر روایت نبوی این است که اسامی سه تن از صحابه در کنار امیرالمومنین(ع) قرار داده شده است و این شاید بدین معنا باشد که با وجود معصوم نبودن، می‌توان به مرحله‌ای از مقام و منزلت رسید که به قله‌های عصمت نزدیک شد چنانچه مقام معظم رهبری در مورد حضرت امام(ره) می‌فرماید: «در زمانى كه ما امام بزرگوار را زيارت كرديم و ايشان امتحان دشوار حاكميت را در سخت‏ترين دوران‌ها داد، ما ايشان را در مقايسه با آن الگوى اصل، انصافاًً بهترين و نزديك‏ترين كس يافتيم. نمى‏خواهيم بگوييم كه امام ما مثل اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) بود؛ نه. امام ما خاك پاى آن بزرگوار هم نمى‏شد. هزاران نفر نظير آن بزرگوار، قابل مقايسه با آن حضرت نيستند! او به اصحاب نزديك خود هم مى‏فرمود: «انّكم لا تقدرون على ذلك»؛ شما نمى‏توانيد مثل من عمل كنيد. با خصوصيات بشرى و نداشتن عصمت، انصافاًً ما امام بزرگوار خودمان را نزديك‏ترين آدم به آن الگو ديديم. خيلى نزديك بود و خيلى شباهت را مى‏رساند؛ مى‏شد چهره‏ آن بزرگواران را در رفتار اين مرد شناخت.» (بيانات به‏مناسبت عيد سعيد غدير؛ 16/01/1378)
از موسی‌بن‌جعفر(ع) روایتی نقل شده راجع به حواریون پیامبر(ص)، علی(ع) و دیگر امامان(ع)؛ در روز قیامت منادی پروردگار ندا می‌دهد: کجایند حواریون محمدبن‌عبدالله، آنان که پیمان خود نشکستند و بر صراط مستقیم، راه خود را ادامه دادند؛ کجایند ایشان؟ سلمان، مقداد و ابوذر برمی‌خیزند و خود را معرفی می‌کنند.


نقطه نظر
علیرضا منصوری

رد مظالم عباد
اگر حقوق و اموال عباد خدا اعم از اعيان و ديون به ظلم و ستم مثل غصب يا سرقت يا كم‌فروشي و خيانت و تصرفات نامشروع و غيرقانوني از ايشان گرفته شود و به طور غيرشرعي وارد اموال ديگري گردد، در اين صورت ظالم بايد اموال را به صاحبانش يا وراث شرعي‌اش بازگرداند. به بازگرداندن اين اموالي كه به ناحق گرفته شده، رد مظالم گويند.
برخي راه‌هايي كه ممكن است مظالم وارد اموال ظالم شود، عبارتند از:
اموال و حقوق ديگران كه شخص به‌عمد يا از روي جهل به آن دست يافته است. اموال و حقوق ديگران كه در مال و ذمّه شخص باقي است، هرچند در ابتدا آن را به ناحق نگرفته باشد. مال ديگري كه تلف شده و در ذمه تلف كننده قرار گرفته است و صاحب آن مال نيز ناشناخته است. مال معيّن در خارج كه صاحبش ناشناخته است (مجهول‌المالك). مال حرام مخلوط به حلال با مقدار معلوم یا نامعلوم که صاحبش ناشناخته است.
تفاوت مجهول‌المالك با مظالم:
مجهول‌المالك به مال معيني گويند كه در خارج موجود است اما صاحبش ناشناخته است. مظالم مفهومي وسيع‌تر از مجهول‌المالك دارد يعني هم مال موجود در خارج را دربرمي‌گيرد و هم مال تلف شده بر ذمه را؛ صاحبش مشخص و شناخته شده باشديا نباشد.
احكام آن:
رد مظالم عباد واجب فوري است؛ چنانچه وصيت بر آن در آستانه مرگ بر فردي كه مظالم بر عهده دارد، واجب مي‌گردد. لذا مالي كه از جانب ميت به صاحبش برگردانده مي‌شود، از اصل تركه برداشت مي‌شود.
چگونگي آن:
اگر مالك آن مشخص باشد: يا عين مال موجود است كه بايد همان مال ردّ شود و يا عين مال موجود نيست كه در اين صورت مثل يا قيمت آن بايد رد گردد. اگر مالك آن معلوم نباشد: ابتدا باید جست‌وجو شود و در صورت نا اميدي از دستيابي به صاحبش،‌ بايد آن مال را از طرف صاحب اصليش صدقه داد.
نظارت بر اموال مجهول‌المالك بر عهده حاكم شرع است، لذا به تصريح اكثر فقهاي عظام، بنا بر احتياط واجب، اذن حاكم (فقيه جامع الشرايط) هنگام ردّ مظالم لازم است.
چند مورد مبتلابه:
ـ استفاده بدون اجازه و خارج از ضابطه و غيرمتعارف ونامعمول از اموال دولتي و بيت‌المال؛ ـ تضييع يا تلف کردن اموال يا اشياي عمومي؛ ـ بهره‌برداري و اتلاف اموال ديگران در حالي كه صاحبان آنها معلوم نيستند مثل تصادف و يا صدمه زدن به خودرو ديگران،‌ شكستن شيشه و ... ـ-لوازم يا پول‌هاي جامانده يا اضافه آمده يا اضافه گرفته شده توسط مغازه‌دار يا كارمند بانك يا راننده تاكسي و ... ـ-درآمدهايي كه از راه نامشروع يا غير قانوني به دست آمده و صاحبانش نامعين است مثل غشّ در معامله،‌ درآمد حاصل از ريش‌تراشي، فروش اشيا و كالاي حرام،‌ رشوه و ... ـ-ديه‌هايي كه بر عهده ضارب آمده اما مضروب (صاحب حقّ) در دسترس نيست. مثل ديه‌ بر اثر جراحت يا صدماتي كه هنگام شوخي، ورزش و بازي به‌وجود می‌آید. ـ-ديني كه بر ذمه مديون آمده اما صاحب دين نامعلوم است. مثل تکثیر لوح‌های فشرده و نرم‌افزارهاي رايانه‌اي به‌طور غير مجاز و بدون اجازه مالك آن.


يادداشت
علیرضا جلالیان

توان موشکی مولود انقلاب اسلامی
پیش از انقلاب اسلامی، ارتش ایران مجهز به تانک «ام۶۴» یا چیفتن(به معنی سالار) بود. علاوه بر آن به توپ‌های مختلف هم مجهز بود. هوانیروز به بالگردهایی چون بل ۲۱۲، ۲۱۴، ۲۰۵، «کبری» و «جت رنجر» یا همان ۲۰۶ و بالگرد دوملخی شینوک مجهز بود. نیروی دریایی هم به بالگردهای «اس اچ ۳ دی»، «آر اچ ۵۳ دی» و ۲۱۲ دریایی و انواع  ناوها که شاخص آن ناوهای موشک‌انداز کلاس ناوهای «کامبتانت» (رزمنده) و «پیکان» و «جوشن» است، بود. اما همه‌ این تجهیزات مربوط به کشورهای بیگانه بود. در نیروی هوایی، سه هواپیمای «اف۵» به‌عنوان هواپیمای مافوق صوت، هواپیمای «اف ۴» فانتوم و هواپیمای تام‌کت «اف ۱۴» بود. هواپیمای شناسایی آواکس و هواپیمای «پیتریف» ویژه شناسایی دریایی و هواپیمای ترابری «سی 130» هم جزء تجهیزات ارتش شاهنشاهی بود. ما در نیروی زمینی در تانک و توپ، در نیروی دریایی در ناو و ناوچه و هواناو و در نیروی هوایی در هواپیماها، موشک‌های دفاع هوایی «هاوک» یا «اسکای گارد» و موشک «ریپیر» وابسته به تکنولوژی غرب به‌ویژه آمریکا بودیم و در واقع پیش از انقلاب موشک بالستیک هم نداشتیم. دلیلش هم این بود که در دکترین نظامی‌ای که غربی‌ها برای ایران پیش از انقلاب اسلامی طراحی کرده بودند، کشور ما جزء کشورهای «پیمان سنتو» به همراه ترکیه و پاکستان بود. در واقع در غرب شوروی سابق پیمان «ناتو» و در شرق آن پیمان «سیتو» بود و پیمان «سنتو» این دو پیمان را به هم وصل می‌کرد. از این رو تسلیح ایران به‌عنوان ژاندارم منطقه و برای اینکه بخشی از زنجیره‌ تسلیحاتی آمریکا و غرب علیه شوروی کامل شود، صورت می‌گرفت. در واقع غرب این را تشخیص داده بود که نقش ایران برای آنها طوری نیست که به موشک‌های بالستیک احتیاج داشته باشد.
اما پس از انقلاب در این زمینه یک خلأ موشکی همواره حس می‌شد، موشک‌های «فراگ۷»به دزفول و موشک‌های «اسکاد ـ بی» به تهران اصابت می‌کرد و این جدای از بمباران‌های هوایی با میراژ و نبرد هوایی با سوپر اتانداردهای اهدایی فرانسه به عراق بود.
در همین راستا گروهی از توپخانه سپاه جدا شد و برای تولید این نوع موشک‌ها مأموریت ویژه یافت. سردار شهید تهرانی‌مقدم که اولین فرمانده توپخانه سپاه بود این مأموریت را پذیرفت و از آن به بعد از طریق ارتباط با کشورهایی چون کره شمالی، لیبی، سوریه، چین و روسیه این تلاش‌ها به بار نشست و اولین موشک‌های ما سال ۱۳۶۳ حوالی عملیات بدر به بانک «رافدین» بغداد اصابت کرد و ضربه روانی شدیدی برای عراق ایجاد شد.
در ادامه مجاهدت‌های شهید تهرانی‌مقدم و گروه همراهش، ایران امروز اقتدار موشکی عظیمی پیدا کرده است. این در حالی است که ما در نیروی دریایی، ناو «جماران» را ساخته‌ایم و کلاس ناوهای «تندر» که در سپاه استفاده می‌شود کاملاً بومی است. موشک، اولین سامانه دفاعی مقتدرانه‌ ما است که از صفر تا صد آن‌ در مجموعه فنی و جهاد خودکفایی و از سوی افرادی همچون شهید تهرانی‌مقدم تولید شده‌اند.
جدا از اینکه موشک‌های تهرانی‌مقدم خواب را از چشم دشمن ما ربود، اما امروز موشک در حوزه بالستیک صرفاً کارکرد نظامی ندارد؛ بلکه اساسی‌ترین کارکرد موشک بالستیک این است که از طریق موتور آن می‌توان ماهواره به فضا فرستاد و این هم از دستاوردهای بزرگ و مهم انقلاب اسلامی است.


معاون دانش و پژوهش سپاه در گفت‌وگو با صبح‌صادق
تولید دانش تئوریک، مبتنی بر نیازهای سپاه وبهره‌گیری از تجربیات شکل می‌گیرد
رحیم محمدی

۲۳ آذر تا ۳۰ آذر هفته پژوهش نام‌گذاری شده که به همین علت برای آگاهی از مجموعه اقدامات و حمایت‌های معاونت دانش و پژوهش سپاه، نزد سردار «محمدرضا نواب» معاون دانش و پژوهش سپاه رفتیم تا در یک گفت‌وگوی اجمالی نسبت به مجموعه اقدامات صورت گرفته در این حوزه آگاهی یابیم. آنچه در ادامه آمده، بخش‌هایی از گفت‌وگوی خبرنگار صبح‌صادق با سردار نواب است.
* معاونت دانش و پژوهش سپاه چه فعالیت‌هایی در حوزه علمی، تحقیقاتی دارد؟
هدف یازدهم در راهبردهای تحول و تعالی، سپاه را برای برخورداری از قدرت علمی و دانشی لازم جهت پاسداری از انقلاب اسلامی ترغیب می‌کند؛ از این‌رو از سال ۱۳۸۹ که معاونت دانش و پژوهش در سپاه پایه‌گذاری شد، مخاطب این هدف و مسئول تحقق‌بخشی به این هدف، شناخته شد. بنابراین در راستای این هدف عالی و راهبردی سپاه، چهار نقش به این معاونت واگذار شده که عبارتند از: ثبت تجربیات سپاه و پاسداران و تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح، تولید و خلق دانش تئوریک مبتنی بر نیازهای حال و آینده، حفظ و انتقال تجارب گذشته و مبانی دینی و علمی، ایجاد شبکه فکری و اندیشه‌ای از پاسداران دانش‌ورز، اندیشه‌ورز و پژوهشگر به‌منظور رفع چالش‌های محیطی و عملیاتی فعالیت‌های سپاه، تبادل و توزیع دانش در سطوح مختلف سپاه در سلسله مراتب و بین رده‌ها و بیرون از سپاه.
* با توجه به بیانات و تأکیدات مقام معظم رهبری درخصوص توجه به پژوهش، این موضوع تا چه حد در مجموعه سپاه مورد توجه قرار گرفته است؟
برای شکل‌گیری قدرت علمی و سوار شدن بر مرکب دانش، چند کار اساسی را باید انجام داد که عبارتند از:
۱ـ ایجاد بستر برای تولید دانش بومی؛ که در راستای تحقق این موضوع الآن در کل سپاه حدود ۷۰۰ نفر از پاسدارانی که بالقوه آمادگی پژوهش داشتند، همچنین ۵۰ نفر از بازنشستگان و ۱۰۰ نفر از بسیجیان در خدمت سپاه شناسایی و سازماندهی شده‌اند. علاوه بر این بیش از ۵۶۰ پروژه در سلسله‌مراتب سپاه به‌منظور رفع نیازهای پژوهشی و دانشی در حال انجام است که از این تعداد ۲۰۰ پروژه مربوط به سال ۱۳۹۰ در حال اتمام است.
۲- افرادی که ایده‌ها، اندیشه‌ها یا تفکراتی برای رفع چالش‌های سپاه دارند، در قالب شبکه، سازماندهی و ساماندهی می‌کنیم که بر این اساس، باشگاه اندیشه‌ورزی سپاه را در سال ۱۳۹۱ راه‌اندازی و ساماندهی کردیم و طی آن در هر رده سپاه یک کانون اندیشه‌ورزی شکل گرفت. البته هر کدام از این کانون‌ها هم باید اندیشه‌ورزان را در قالب تیم‌های اندیشه‌ورزی تخصصی، متشکل از پاسداران، بازنشستگان و پیشکسوتان با حضور حداکثر ۱۰ نفر ساماندهی و جذب کنند، از این‌رو تاکنون ۱۳۰۰ نفر در این باشگاه عضو شده‌اند و ۱۶۸ تیم اندیشه‌ورزی را شکل داده‌اند و ۳۵۰ جلسه تیم‌های اندیشه‌ورزی هم تشکیل شده است. تیم‌های اندیشه‌ورزی شکل گرفته در قالب هیئت‌های اندیشه‌ورز با یکدیگر شبکه شده‌اند.
۳ـ ثبت تجربیات؛ برای ثبت تجربیات پاسداران، حدود ۲۰ هزار نفر در سرپنجه‌های سپاه آموزش نگارش تجربه را دیده‌اند و تا امروز ۱۰ هزار تجربه از سراسر سپاه در یک سامانه تجربه‌نگاری، تحت شبکه کوثر ثبت شده و ۱۵۰۰ تجربه نگارش شده نیز به‌عنوان تجربه قابل تعمیم و نهایی شده در فرایند تجربه‌نگاری به اتمام رسیده است.
۴ـ تبادل و توزیع دانش و ارتقای سطح دانش پاسداران در حین خدمت؛ در این رابطه تعدادی نشریه با هدف ارتقای سطح دانش در حوزه‌های مختلف تخصصی پاسداری از انقلاب اسلامی منتشر می‌شود که تا به امروز بالغ بر ۳۵۰ نسخه پیک دانش در سراسر سپاه توزیع شده است.
* پژوهش‌های صورت گرفته تا چه حد کاربردی بوده‌اند؟
یکی از اهداف و جهت‌گیری‌های این معاونت در موضوع پژوهش‌ها این بوده که چرخه نیاز تا کاربست را در رده‌ها ایجاد کنیم، یعنی نیاز دانش پژوهش‌گیری کاربر را ایجاد کنیم تا نیاز پژوهشی در رده‌ها احصا شده و پس از بررسی و تصویب، با مجریان معتبر و لایق قرارداد بسته شود تا در نهایت، نتیجه مورد انتظار به دست آید. بنابراین گام نهایی این فرایند کاربست پژوهشی است که از ۲۰۰ پروژه خاتمه‌یافته، تاکنون ۱۰۰ پروژه به مرحله کاربست رسیده‌اند. از سوی دیگر در هر پروژه‌ای که تعریف می‌کنیم یک ناظر علمی و کاربردی نیز برای آن پروژه معین می‌کنیم تا مسئولیت هدایت و نظارت علمی و کاربردی را برعهده بگیرد.
* آیا پژوهش‌ها ضمانت اجرایی هم دارند؟
دو نوع ضمانت اجرایی در حین اجرا و در خاتمه پژوهش داریم. به همین منظور شورای عالی اندیشه‌ورزی و پژوهشگری را در سپاه‌های استانی با مسئولیت فرماندهان رده‌ها ایجاد کردیم که وظیفه دارند ابتدا نیاز احصا شده را تأیید کرده، سپس نتیجه کار را برای اجرایی شدن اهداف یا اقدامات اصلاحی ـ بهبودی بررسی و تدبیر کنند.
* در هفته پژوهش قرار داریم، چه برنامه‌هایی برای این هفته در نظر گرفته‌اید؟
تمام رده‌ها برنامه‌های متعددی مانند برگزاری دفاعیه از پروژه‌ها، برگزاری روز تجربه‌نگاری و بازدیدهای علمی را اجرا می‌کنند. به‌صورت متمرکز نیز از پنج فرمانده شامل یک فرمانده نیرو، دو فرمانده سپاه استانی و دو جانشین فرمانده سپاه استانی که بیشترین تلاش را در حوزه دانش و پژوهش داشته‌اند، تجلیل به عمل می‌آید و از پژوهشگران، تجربه‌نگاران و اندیشه‌ورزان برتر نیز طی مراسمی که اواخر دی‌ماه خواهد بود، تجلیل خواهد شد.


یک حماسه

دزفول؛ نماد استقامت و ایستادگی ایرانیان
آخرین روزهای آذرماه بود که «حسن باقری» پس از شناسایی مناطق دشمن به نکته مهمی پی برده بود. برد تسلیحات موشکی جدید دشمن به دزفول می‌رسد. پیش از این چندبار دزفول بمب‌باران و موشک‌باران شده بود، اما 28 آذر اولین موشک‌باران وسیع دزفول رقم خورد و دزفول تا انتهای دفاع مقدس نقش یک شهر مقاوم و پشتیبان را در جنگ بازی می‌کرد. در واقع حماسه دزفول حماسه‌ای هشت‌ساله بود.
پایگاه وحدتی دزفول خاطره‌های زیادی را از دفاع مقدس در دل خود دارد؛ خاطراتی از بی‌عرضگی‌های بنی‌صدر و خیانت‌هایش تا حضور شهید رجایی و سایر سران نظام و جلسات مشترک ارتش و سپاه برای عقب‌زدن دشمن.
از شروع جنگ یعنی چند روز پیش از آغاز رسمی آن در 31 شهریور، عراق وارد مرزهای ایران شده بود و به سرعت تا جایی که می‌توانست پیشروی کرد. این پیشروی در منطقه مربوطه تا رود کرخه متوقف شد و علت اصلی این توقف، نیروهای باقی‌مانده ارتش و نیروهای سپاه و داوطلبان مردمی بودند که مانع از پیشروی بیشتر دشمن می‌شدند. اولین موشک در 19 مهر 1359، ساعت 22:10 به دزفول اصابت کرد. در آن شب عده‌ای از بسیجیان دزفول در حیاط مسجد استراحت می‌کردند. اکثر مردم دزفول نمی‌دانستند که موشک یعنی چه؟ صدای انفجار وحشتناکی آمد، زمین لرزید، موج انفجار شیشه‌ها را خرد کرد، مردم وحشت‌زده از خواب پریدند و به سوی محل انفجار دویدند و این وضع و حتی بدتر از آن هم در طول هشت سال دفاع مقدس در دزفول بود. با همه اینها این شهر هیچ‌گاه از مردم خالی نشد و بعضاً کار پشتیبانی از جنگ هم به تلاش مردم همین شهر انجام می‌شد.
دزفول در زمان جنگ به عنوان شهر نمونه جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد؛ شهری که نماد استقامت ایرانیان است. دزفول از هشت سال دفاع مقدس سربلند بیرون آمد. مردم مومن و مهمان‌نواز دزفول در سال‌های نبرد یار و یاور رزمندگان بودند و لحظه‌ای از عهدی که با امام خمینی(ره) بسته بودند پا پس نکشیدند. از این‌رو شایسته است که در کنار خرمشهر که نماد مقاومت مردم است، دزفول را هم نماد ایستادگی و استقامت دانست.


قبیله آفتاب

سيد! خوش خبر باشيد
زماني كه خبر شهادت غلامحسين را به ما دادند، به سمت منزل پدر شهيد حرکت کردیم. در نزديكي منزل، ايشان را ديديم. پدر شهيد تا ما را ديد، گفت: سيد! خوش خبر باشيد و قبل از اينكه ما خبر شهادت پسرش را به او بدهيم، گفت: صبر كنيد تا اهل خانه را خبر كنم. ما متعجب شديم كه آيا پدر شهيد از شهادت پسرش خبر داشت؟ چرا موضوع آمدن ما را نپرسيد؟ چرا گفت صبر كنيد تا اهل خانه را خبر كنم؟ وقتی برگشت، گفت: من مي‌دانم كه خبر شهادت پسرم غلامحسين را آورده‌ايد و ادامه داد كه فردا خودم پسرم را غسل و كفن خواهم كرد تا به دشمنان بفهمانم كه ما از شهادت ترسي نداريم...
به نقل از سيدكريم سيدي همرزم شهید غلامحسین زینی‌وند 
غلامحسین در دره‌شهر از توابع استان ایلام به دنیا آمد. پدرش می‌گوید: زماني كه غلامحسين پنج سال داشت، يك سيد بزرگوار به خانه ما آمدند و وقتی كه بچه‌هايم را ديدند به من و مادر شهيد گفتند كه اين پسر شما (غلامحسين) در آينده حتماًً شهيد خواهد شد. اين در حالي بود كه هنوز انقلاب پيروز نشده بود و جنگي هم رخ نداده بود... هر روز به جمله‌اي كه آن سيد بزرگوار نقل كردند فكر مي‌كردم تا اينكه غلامحسين بزرگ شد و احساس كردم كه او ديگر متعلق به من نيست. غلامحسين يك جوان انقلابي بود. بعد از تدريس درس به دانش‌آموزان در مسجد مي‌ماند و قرآن و احكام را به آنها ياد مي‌داد. پس از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، غلامحسين معلم شد و پس از آغاز جنگ تحميلي راه جهاد و شهادت را انتخاب كرد. آن وقت بود كه متوجه شدم كه غلامحسين من شهيد خواهد شد. تا اینکه در اردیبهشت ماه سال 65 در کربلای چنگلوله آسمانی شد. او پيرو راستين مكتب روح‌الله، ولايتمدار و عاشق اهل بيت(ع) بود و تمام تلاشش خدمت به اسلام و مردم بود. هنوز هم پس از 27 سالی که از شهادتش می‌گذرد، هیئت نوجوانان او دایر است.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به سریال «یادآوری» به بهانه پخش از شبکه‌‌آی فیلم
نمایش تصویری منفی از ایران برای مخاطب خارجی
مهدی امیدی

«یادآوری» نخستین سریال تولیدی شبکه «آی‌فیلم» است. این شبکه ابتدا به عنوان شبکه‌ای ماهواره‌ای و با هدف پخش سریال‌های ایرانی برای مخاطب عرب‌زبان جهان راه‌اندازی شد، اما به‌واسطه نمایش سریال‌های قدیمی و خاطره‌انگیز، نظر مردم کشورمان را نیز جلب کرد تا آنجا که شبکه «آی‌فیلم» به یکی از پربیننده‌ترین شبکه‌های صداوسیما در داخل تبدیل شد. اما انتقادی که همیشه به این شبکه وارد می‌‌‌شد، عدم تولید بود. چراکه یک رسانه ـ–از جمله یک شبکه تلویزیونی ـ تنها با محصولات تولیدی و خاص خود، هویت و شخصیت می‌‌‌یابد.
انتظار پخش سریال تولیدی از شبکه آی‌فیلم، چندی است که با نمایش مجموعه «یادآوری» به سر رسیده است. سریالی که به دلیل مضمون ملتهب و تلخ خود، توجه مردم و کارشناسان را جلب کرده است، اما آیا نخستین قدم «آی‌فیلم» در تولید و پخش سریال اورژینال موفقیت‌آمیز بوده است؟
سریال «یادآوری» به کارگردانی «حجت قاسم‌زاده اصل» سعی کرده با عبور از قواعد روایت کلاسیک، داستانی متقاطع و چندوجهی را ترسیم کند. یعنی به شیوه‌ای مدرن، چند داستان در آن روایت می‌‌‌شود و این داستان‌ها در نهایت به یکدیگر مرتبط می‌‌‌شوند. یکی از داستان‌های این سریال درباره خانواده‌ای است که فرزندشان در زندان به سر می‌‌‌برد. او مرتکب قتل عمد شده و به قصاص محکوم است. اعضای خانواده‌اش این در و آن در می‌‌‌زنند تا بتوانند رضایت خانواده مقتول را کسب کنند، اما موفق نمی‌شوند و در نهایت حکم، اجرا می‌‌‌شود. اما در اتفاقی نادر و معجزه‌آسا، فرد معدوم در سردخانه زنده می‌‌‌شود. داستان دوم سریال درباره یک باند تبهکار است که تصمیم می‌‌‌گیرند با گروگان گرفتن فرزند یک فرد متمول، پولی را به جیب بزنند. اما چون فرزند به بیماری سختی مبتلاست، یکی از اعضای این باند تبهکار، او را به درمانگاه می‌‌‌برد و... . البته در کنار این دو داستان ‌محوری، چند قصه کوچک و حاشیه‌ای دیگر هم در سریال جریان دارد. مثل دختر جوانی که خواهرش در دریا غرق شده و حالا این دختر دچار افسردگی است.
اولین نکته‌ای که در سریال «یادآوری» خودنمایی می‌‌‌کند، تلخی فزاینده و سیاهی غالب بر فضای درام است. جرم و جنایت، آدم‌کشی و آدم‌ربایی، کینه‌ورزی و ستم آدم‌ها به یکدیگر، اعتیاد، فاصله طبقاتی، اختلاف نسل‌ها، زندان، اعدام، افسردگی، دلمردگی و خلاصه همه تیرگی‌ها و بدبختی‌ها یکجا در این سریال گرد هم آمده‌ و به خورد مخاطب داده شده‌اند. این در حالی است که کارشناسان بارها نسبت به تورم تلخی و سیاهی در سریال‌های تلویزیون و تأثیر منفی آن بر مخاطب هشدار داده‌اند. اما عجیب است که صداوسیما در اوج کمبود بودجه، باز هم روی این‌گونه آثار سرمایه‌گذاری می‌‌‌کند!
اما عجیب‌تر این است که شبکه «آی‌فیلم» در موقعیتی به ساخت چنین سریالی اقدام کرده که علاوه بر مخاطب داخلی، مردم کشورهای عرب‌زبان هم بیننده آن هستند! مخاطبی که با تماشای این سریال، چیزی جز فلک‌زدگی و حقارت و ظلم از مردم ایران نمی‌بیند! با این اوصاف، باید گفت که مدیران این شبکه بدسلیقگی کرده و در نخستین سریال‌شان خودزنی کرده‌اند. همه کشورهای جهان سعی می‌‌‌کنند به وسیله رسانه‌ها، تصویری مثبت و دوست‌داشتنی از خودشان برای خارجی‌ها عرضه کنند. حالا چه شده که یکی از شبکه‌های برون‌مرزی ما در سریال تولیدی خودش مجموعه‌ای از تصاویر منفی و زننده را از ایران نشان می‌‌‌دهد؟
اما از این مسئله که بگذریم، نوع پرداختن به حکم قصاص هم در سریال «یادآوری» سؤال‌برانگیز است. البته طی سال‌های اخیر، چند فیلم درباره این موضوع ساخته شده است. اما ورود موضوع قصاص به سریال‌های سیما آن هم با چنین رویکردی، عجیب به نظر می‌‌‌رسد. عجیب است چون در سریال «یادآوری» به جای ارائه نگاهی مترقی و جدیدتر، همان نگاه کلیشه‌ای و سطحی فیلم‌های ضدقصاص به تصویر کشیده شده است. براساس این نگاه که در سریال «یادآوری» هم بروز پیدا کرده، قاتل، یک فرد بی‌گناه و خوب است که فقط در یک حادثه و بدون اینکه خودش تقصیری داشته باشد، آدم کشته است! در طرف مقابل، خانواده داغداری که یکی از عزیزان خود را از دست داده، در اوج سنگدلی و بی‌رحمی است. داستان و شخصیت‌پردازی فیلم‌های ضدقصاص معمولاً طوری است که گویی خانواده مقتول به قاتل و خانواده وی بدهکار هستند و باید با بخشیدن آنها، دین خود را ادا کنند! یکی از کلیشه‌های این گونه آثار که در سریال «یادآوری» هم خودنمایی می‌‌‌کند این است که خانواده بی‌رحم مقتول، آدم‌هایی متدین هستند و به زعم این فیلم‌ها، این خانواده‌ها تنها به انتقام‌جویی و قتل متقابل می‌‌‌اندیشند و حتی ذره‌ای عاطفه و انسانیت در دل ندارند!
با این اوصاف اگر به پرسش ابتدای این یادداشت برگردیم باید پاسخ داد که «یادآوری» یک سریال ناموفق بوده و با اهداف تعریف‌شده برای شبکه «آی‌فیلم» در تضاد است. امید است این شبکه که هم در داخل و هم در خارج از کشور دارای مخاطب قابل‌توجهی است، از این ظرفیت بهتر استفاده کند.


نگاهی به فیلم «خاک و مرجان» به کارگردانی مسعود اطیابی
روزگار سپری‌شده سرزمین اشغال‌شده
حسین کارگر

فیلم «خاک و مرجان» یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران است که هم در زمان حضور در سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر و هم امروز که روی پرده سینماها رفته، مظلوم و مغفول مانده است. درست همانند موضوعش؛ مردم افغانستان! مردمی که سال‌های سال است زیر چکمه اشغالگران روزگار می‌گذرانند. زمانی شوروی، روزی دیگر طالبان و امروز آمریکا و متحدانش. خوشبختانه در سال‌های اخیر توجه به افغانستان در سینمای ایران افزایش یافته و تا به حال چند فیلم درباره آن تولید شده است. برخی از این فیلم‌ها نظیر «گلچهره» و «یک، دو، سه، پنج» نگاهی کهنه و تاریخ‌گذشته به افغانستان داشته و فقط به طالبان پرداخته‌اند. حتی فیلم «سفر قندهار» محسن مخملباف چهره‌ای مثبت از حمله آمریکا به آن کشور نشان داده است، اما دو فیلم «فرشتگان قصاب» و «خاک و مرجان» به ماجرای حمله نظامی آمریکا به افغانستان توجه کرده‌اند.
فیلم با یک صحنه تکان‌دهنده شروع می‌‌‌شود؛ یک نظامی آمریکایی با کلت در حال زدن تیر به سر تعدادی زن برقع‌پوش است. در ادامه به داستان موازی یکی از زنان و مردی به نام قادر پرداخته می‌‌‌شود. در پایان مشخص می‌‌‌شود که آن زن، همسر سابق قادر بوده که به اسارت آمریکایی‌ها درآمده و از سوی آنها شکنجه و هتک حرمت شده است.
معمولاً در رسانه‌ها و آثار هنری، چهره‌ای به‌اشتباه متوحش و ترسناک از افغانستان تعریف می‌‌‌شود. نمونه بارز آن، کتاب «بادبادک باز» نوشته نویسنده افغانی، «خالد حسینی» است. شاید به دلیل این نوع تصویرسازی بوده که از روی این کتاب و به همین نام در هالیوود فیلمی ساخته شده است. اما «خاک و مرجان» تصویری آبرومند و واقعی از آن کشور نشان می‌‌‌دهد. برخلاف آثاری از این دست، در این فیلم، افغانستان کشوری زیبا با مردمی خونگرم و متمدن به نمایش درآمده که قدرت‌های خارجی، آن را ویران کرده‌اند. درست مثل زن بینوایی که هدف آزار و اذیت آمریکایی‌ها قرار گرفته و وقتی برای گذراندن یک شب به مهمان‌خانه‌ای می‌‌‌رود و از او طلب شناسنامه می‌‌‌کنند، از گم شدن شناسنامه‌اش می‌‌‌گوید. زن، نماد وطنی است که دشمن زندگی‌اش را نابود کرده و او حتی شناسنامه(هویت) هم ندارد. عده‌ای در کشاکش هجوم‌های بیگانه، هویت و خویشتن خویش را گم کرده‌اند و برخی نیز همچون یکی از صحنه‌های فیلم، به صف شده و به اتهامی که ثابت نشده، تیرباران می‌‌‌شوند. البته ـ به روایت فیلم ـ همه این معضلات به خاطر این پیش آمده که مردان این کشور، آنچنان که باید، در برابر بیگانگان و اشغالگران ایستادگی نکرده‌اند. در سکانسی که قادر همسرش را پیدا می‌‌‌کند و به او می‌‌‌گوید که این همه سال، دور از وی چه می‌‌‌کرده، زن هم اعتراض می‌‌‌کند که او را در مقابل آمریکایی‌ها تنها گذاشته و از وی دفاع نکرده است.
فیلم «خاک و مرجان» از معدود آثار راهبردی سینمای ایران است که قابلیت زیادی برای اکران در خارج از کشور دارد.


خبرها

کاریکاتورهای صدام، نتانیاهو، شارون، قذافی و هیتلر در تهران
هنرمندانی از 70 کشور جهان، با طراحی کاریکاتورهایی درباره دیکتاتورهای جهان در سومین جشنواره هنر مقاومت تهران شرکت کردند. در بخش کاریکاتور سومین جشنواره جهانی هنر مقاومت، کاریکاتورهای شخصیت‌هایی چون هیتلر، حسنی مبارک، قذافی، نتانیاهو، آریل شارون، صدام و... به نمایش درآمده است. این آثار را کاریکاتوریست‌هایی از 70 کشور جهان طراحی کرده و در موسسه فرهنگی صبا به نمایش در آورده‌اند. گفتنی است سومین جشنواره جهانی هنر مقاومت تا پنجم دی در موسسه فرهنگی صبا برپا خواهد بود.
جاسوسی آمریکا و انگلیس با بازی‌های رایانه‌ای

بر اساس افشاگری جدید «ادوارد اسنودان» بازی‌های آنلاین ویدئویی محبوب، سال‌هاست که از جمله اهداف جاسوسی مهم آژانس امنیت ملی آمریکا و انگلیس محسوب می‌شوند.به گزارش فارس به نقل از کریستین ساینس مانیتور، اسنادی که به‌تازگی از سوی اسنودان در دسترس رسانه‌ها قرار گرفته، حاکی است این سازمان جاسوسی با همکاری همتای انگلیسی خود از کاربران بازی‌های آنلاین گروهی مانند world of warcraft، second life و... جاسوسی می‌کرده است. جاسوسی از کاربران این بازی‌‌ها از سال 2007 یا 2008 آغاز شده است. نکته جالب، حضور گسترده جاسوسان آمریکایی و بریتانیایی در بازی Second Life بوده که با هماهنگی کامل و تقسیم کار همراه بوده است. طراحی آواتارهای دیجیتال، برقراری ارتباطات صوتی و ویدئویی به منظور تخلیه اطلاعاتی و حتی انجام نقل و انتقالات مالی مجازی با میلیون‌‌ها کاربر این بازی‌‌ها هدف توجه جاسوسان آژانس امنیت ملی آمریکا بوده است. توجیه به‌عمل‌آمده برای این جاسوسی‌‌ها آن بوده که تروریست‌‌ها محیط این بازی‌‌ها را برای عضوگیری و هماهنگ‌سازی فعالیت‌های مخرب مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند و برای مخفی کردن مباحث عملیاتی و نقل و انتقال واقعی پول از آن استفاده می‌کنند. اسناد افشا شده اسنودان نشان می‌دهد که ردگیری‌‌ها و بررسی‌های اطلاعاتی به عمل آمده از این طریق، به هیچ موفقیت یا کشف فعالیت تروریستی منجر نشده است و تنها انگلیس توانسته با کنترل کاربران بازی Second Life گروهی را که در زمینه سرقت اطلاعات کارت‌های اعتباری فعال بودند، شناسایی کند.
آغاز فعالیت دفتر نمایش بچه‌های مسجد

«دفتر نمایش بچه‌های مسجد» فعالیت مجدد خود را آغاز کرد. کوروش زارعی، مدیر دفتر نمایش بچه‌های مسجد حوزه هنری در نشست خبری آغاز به کار مجدد این دفتر عنوان کرد: هدف دفتر بچه‌های مسجد کشف هنرمندان جوانی است که تفکر مسجدی دارند. تصمیم داریم استعدادها را کشف کنیم و این بار دیگر رهای‌شان نکنیم و آنها را در مسیر رشد قرار دهیم تا به جرگه و پیکره حرفه‌ای تئاتر کشور بپیوندند. این کارگردان و بازیگر تئاتر درباره هدف از فعال‌سازی دفتر نمایش بچه‌های مسجد گفت: این دفتر، هنرمندان جوان ما را هم در تهران و هم در شهرستان‌ها که تفکر و دیدگاه مسجدی دارند و علاقه‌مند به تئاتر حرفه‌ای هستند، شناسایی می‌کند، آموزش می‌دهد و استعدادهای‌شان را پرورش می‌دهد.


گزیده مطالب

جمع بندی تریبون ۱۸
اصلی‌ترین نقش حضرت زینب(س) در تداوم نهضت عاشورا چه بود؟

هجدهمین سوال تریبون را در حالی جمع‌بندی می کنیم که کاروان اسرای کربلا به فرماندهی حضرت زینب(س) و امام زین‌العابدین(ع) در شهر شام، آخرین مأموریت‌های خود را در حال انجام دارد و همراهان تریبونی در پاسخ به این پرسش که اصلی‌ترین نقش حضرت زینب(س) در تداوم نهضت عاشورا چه بود؟ چنین نظراتی را بیان داشتند که به‌طور اجمالی از نظرتان می‌گذرد:
محمدصالح قنبریان از بوشهر: زنده نگه‌داشتن یاد، هدف و انگیزه عاشورا با صبر و سخنرانی کوبنده.
ابوتراب رمضانپور از تهران: تنویرافکار عمومی در خصوص واقعه عاشورا و دفاع جانانه از ولایت و امام زمان(عج). سبحان صمدی‌مقدم: کار زینب(س) کمتر از شهدای کربلا نبود، بلکه مکمل و لازمه آن بود.
مجتبی مهری از همدان: بزرگ‌ترین رسالت ام‌المصائب گوش به فرمان ولی زمان بودن.
منصور شهبازی از اسلام‌آباد غرب: دفاع از حریم ولایت و اثبات حقانیت امام حسین(ع) .
حسن کلایی از قم: روشنگرى و مراقبت از جان ولی خود.
مرضیه احمدی از داران: افشای ماهیت واقعی یزیدیان.
علی کریمی از سمنان: جنگ نرم در جهت تبیین قیام اباعبدالله به طرق مختلف .
قربان امینی از میانه، مجتبی دهنوی از کرمانشاه، رشید عباس‌زاده از تبریز، احمدرضا دهنوی از کنگاور: پیام‌رسانی نهضت عاشورا، تبیین واقعه عاشورا و برملاکردن چهره یزیدیان کار زینبی است.
زینب وکیل‌زاده از تبریز: ایشان پیام واقعه عظیم عاشورا را به گوش بشریت رساند.
سکینه احمدی از املش: اشاعه فرهنگ عاشورا جز از زینب کبرا ساخته نبود.
ا ـ رضائی از تبریز، شهاب‌الدین از تفرش، محمدکریم‌زاده از اصفهان و اسماعیل ثامنی از گرمسار: آگاه‌سازی و بصیرت افزایی مردمان آن زمان.
عرب‌پور از همدان: حضرت زینب(س) یک رسانه عظیم الهی بود که مظلومیت و بحق بودن اهل بیت را انعکاس داد.
مرتضی مزرئی از گرگان: رساندن پیام قیام کربلا به جهانیان و الگوپذیری سایر امت از کربلا و نهضت اباعبدالله(ع).
محمدمهدی شعبانی از گرگان: برای مقابله با باطل و فتنه و شناساندن حق و باطل به مردم.
ایمان عمویی از ساری: روشنگری و عدم تساهل و تسامح در برابر کفر و عمل بهنگام.
امر به معروف و نهی از منکر در پیام‌های محسن احمدی از قروه، فاطمه‎کرامتی‎پور و غلامحسین ‎محتشمی‎فرد از مشهدمقدس، معصومه پوزش از باغملک، جاسم رضایی از خوزستان اعلام شده بود.
الهام حیدرنژاد، فاطمه و حسین جمشیدی خزلی همگی از کرمانشاه و رضا رستمی از مریوان: عفاف و حجاب.
رودابه نادری دره شوری، حسن رحیملو از خوی، سیدحسین سیدی از اصفهان: حفظ و حراست حریم ولایت و زنده نگه داشتن مکتب عاشورا.
رساندن پیام امام حسین(ع) در نظرات سیده صفیه عباسپور از خلخال، رمضان ابراهیمی از ساری، محمدعباسقلی‌پور از املش، خیرالنساء قربانی از املش الهام عباسقلی‌پور از املش و امین نجفی جزیره قشم بود.
محمد محمودوند از نهاوند و کریمی از دلفد: رهبری کاروان اسرای عاشورا .
عبدالله منصوری از ایلام: ورود عالمانه حضوری و غیرحضوری و حمایت از امام خود.
فداکاری درحفظ جان امام سجاد(ع) و جلوگیرى از تحریف حادثه عاشورا در نظرات احمدمحمدی از آبیک، عرفان عباسقلی پور ازاملش، محمد ادیب نیا از تبریز عنوان شده بود.
محمدزارعی برآبادی از خواف: صبر و دلدادگی اهل بیت و افشاگری فتنه و ظلم یزید.
فریبا علیزاده اصل از تبریز: انتقال اهداف قیام اباعبدالله(ع).
حفظ و تداوم عاشورا و تبیین علت قیام و تبیین جایگاه ولایت در حکومت الهی در نظرات حمزه محمدپور چهل‌گز از اردبیل، محمدحسن حدادزاده از یزد، جواد آبی از همدان، علی محرمی از چالدران، جمشید مجیدی از سنقر، پیمان جمال از ماسال مطرح شده بود.
علیرضا بردستانی از بنار آزادگان و رضا زمانی از بوشهر: صبر و بردباری.
پیام‌رسانی واقعه بزرگ عاشورا در پیام‌های عبدالنبی درماند از خورموج، حسن مهدوی‌کیا از بوشهر، محمد بردستانی از آبپخش، صبیه رفیعی از خرمدره، داود خراسانی و شهین کلانتری از ابهر، سمیرا قادری از کرمانشاه، نرگس بیاد از دزفول، مهدی آذربار از اردبیل، سجاد قادری از کرمانشاه بیان شده بود.
مهدی عبدالحمدی از محلات، قابل قبادی از رشت، محمد قشمی از زنجان، مهدی کوهستانی از اهواز و مریم وفایی: فرونشاندن غرور یزیدیان و رسوا کردن فتنه آنها .
مهدی بابایی فرد از ایلام: معرفی جایگاه واقعی جریان کربلا.
صبر، روشنگری، افشاگری، دفاع از قیام امام حسین(ع) و همراهی با ولایت نکاتی بود که توسط سایر همراهانی چون؛ محمدصادق مستقیمی از نایین، سیدعادل فیاضی از دهدشت، یزدانشناس از جهرم، زهرا نوری از خرمدره، محمد زارعکار از کرج، محمدمهدی امیدی از تهران، سیدجمال‌الدین علوی‌زاده از بهبهان، حلیمه گلوی از گرگان و محمدجعفری از رزوه بیان شد.
برندگان تریبون ۱۸
عبدالله منصوری از ایلام/ زینب وکیل‌زاده از تبریز / مجتبی مهری از همدان
سوال تریبون ۱۹
چرا آمریکا توافقنامه ژنو را نقض کرد؟


گزیده مطالب

کمی از بوعلی‌سینا بیاموزیم!
بعید می‌دانم کسی از مخاطبان عزیز باشد که نام حکیم و فیلسوف بزرگ ایرانی یعنی ابوعلی سینا را نشنیده باشد. شخصیت بزرگی که اگر او را در عرصه علم و دانش بی‌نظیر ندانیم، کم‌نظیر خواهد؛ اما به‌نظر می‌رسد بخش مهمی از زندگی حکیم ابن‌سینا مغفول مانده و کمتر به آن توجه شده است و آن همان بخش اخلاقی وی و بالاخص دو اقرار ابن‌سینا است، که در آن حرف‌های ناگفته و سخنان نغز زیادی وجود دارد.
اولین اقرار این اندیشمند اسلامی مربوط به حل مسائل مشکل علمی است. خود ابن‌سینا می‌گفت وقتی در مسئله‌ای علمی کارم گره می‌خورد و درمانده و مستأصل می‌شدم به مسجد و محراب و عبادت پناه می‌بردم، وضو می‌گرفتم و در برابر خدای متعال سر به سجده می‌گذاشتم و از آن عالم مطلق و حلّال هر مشکل مدد می‌گرفتم و حل آن مسئله را مسئلت می‌کردم.
دومین اقرار مهم ابن‌سینا این است که وقتی او در پاره‌ای از مسائل فلسفی و عقلی راه به جایی نمی‌برد و می‌دید که آنچه وی به عقل خود استنتاج کرده با نص قرآن تفاوت دارد، می‌گفت این مسئله چون در شرع آمده من آن را می‌پذیرم و برای من قابل قبول است که این را می‌توان دومین اقرار مهم جناب حکیم ابن‌سینا دانست که این اقرار برای همه ما کلاس اخلاق عملی است.
این دو اقرار ابن‌سینا بر ناتوانی علم و دانش بشری را می‌توان چراغ راه دانست. روی سخنم با شما روشنفکران عزیزی است که  صرف اینکه یک مطلب و مسئله‌ای به فکر بشری‌تان نرسید یا آن را مخالف فکرتان یافتند آن را رد می‌کنید و آن را خلاف عقل می‌دانید، در حالی‌که آن مطلب خلاف عقل شماست و شاید در آینده آن جواب داده شود. بیاید همه همانطور که از علم این حکیم و اندیشمند بزرگ ایرانی که در جهان اسلام ظهور و بروز پیدا کرد بهره می‌بریم از عمل و اخلاق پسندیده وی نیز بهره ببریم.

محسن جمشیدی کوهساری


روی خط

لطفاً مطالبات ایثارگران و جانبازان را از دولت پیگیری کنید
... 093853877/ با سلام، از یادداشت‌های کتیبه سبز و حسن‌ختام لذت بردم، امیدوارم تداوم داشته باشد.
... 091215068/ باعرض سلام خدمت شما عزيزان در صبح‌صادق مي‌خواستم به اطلاع دشمنان ايران عزيز برسانم ما نيازي به اين غني‌سازي اندك نداريم. ما بيش از سي سال است که غني‌سازي صددرصد داريم. همين بسيجيان جان بركف هركدام يك بمب اتم هستند.
... 093634527/ پرسید ز من رفیق با تجربه‌ای/ ای بر لب تو ز دوست هر زمزمه‌ای/ محبوب تو کیست؟ بی‌تأمل گفتم/ سیدعلی حسینی خامنه‌ای... بسیجی عمار امام خامنه‌ای
... 091717417/ امروز پس از يك سال باز هم صبح‌صادق دست‌مان رسيد، اونقدر خوشحال شدم كه با صداي بلند گفتم: «آی صبح‌صادق بالاخره باز اومدى...»
... 091713490/ سلام، به گوش مسئولان برسانيد فكري به حال جانبازان اعصاب و روان و موج انفجار كه با وجود تركش در بدن فقط ۲۰ درصد جانبازی دارند، بشود با تشكر/ بازنشسته سپاه
... 093864751/ سلام، لطفاً از سرباز و سربازی بنویسید. با هزار امید صبح‌صادق رو تهیه می‌کنیم، اما در مورد خودمان چیزی نمی‌بینیم. / یک سرباز
... 091585660/ سلام سردار صفری! لطفاً حق ایثارگری و مطالبات جانبازی ما رزمندگان را از دولت جمهوری اسلامی پیگیری کنید. / جانباز از زاهدان
... 091660645/ ارزش چادر را وقتی فهمیدم که راننده تاکسی من را «خانوم» و او را «خانومی» خطاب کرد. هفته‌نامه‌تون عالیه./ معصومه پوزش
... 093625863/ باعرض سلام و خداقوت و تشکر از نشریه بسیار وزین صبح‌صادق که نشریه تحلیلی، سیاسی، مذهبی و انقلابی است. در تمام امور بیش از پیش موفق باشید./ با سپاس نایینی از نایین


کتیبه سبز

آرامش دل‌هاست این مرد...
تقدیم به علمدار عصر ظهور
حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)
در غیرت و مردانگی غوغاست این مرد
مواج اگر می‌بینی‌اش دریاست این مرد
کوه است کوهی بر جگر آتش نهاده
تا انتهای قصه پابرجاست این مرد
هیهات مناالذله عمق باور اوست
از وارثان ظهر عاشورا است این مرد
او یک مدینه درد را همراه دارد
هم پای درد مادرش زهراست این مرد
وقتی که از هر سو پریشانی ببارد
با یک نظر آرامش دل‌هاست این مرد
آقا! چقدر آن چفیه بر دوشت می‌آید
با آن عصا تصویری از موسی است این مرد
خیبر اگر بار دگر تکرار گردد
یک عده می‌فهمند بی‌همتاست این مرد
دستی خدایی حامی این انقلاب است
دستش فراز دست‌ها، بالاست این مرد
تنهایی‌اش را دشمنش در خواب بیند
در خواب خواهد دید که تنهاست این مرد
هان ابن‌ملجم‌ها! علی تنها نمانده
با لشکری از مالک‌اشترهاست این مرد

زکریا رحیمی



توصیف آفتاب

می‌خواستم، من از تو بگویم؛ مع‌الاسف
یک واژه همتراز تو، پیدا نمی‌شود
فقر کلام، می‌شکند پشت نظم را
در قالب تو بیت و غزل، جا نمی‌شود
پرواز تو، بلندتر از واژگان ماست
هر گفته در مقام تو معنا نمی‌شود
زیباترین کلام، به پایت نمی‌رسد
چون پای مور، قابل اهدا نمی‌شود
حرف و حدیث عشق تو حتماً گرانبهاست
با قطره، شرح وسعت دریا نمی‌شود
از تو اگر نظر نشود، شعر ابتر است
طبع و قریحه، بی‌تو شکوفا نمی‌شود
گفتی «فرائی» از گل زیبای پنج تن
توصیف آفتاب، ز چون ما، نمی‌شود
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

به گمانم سحر نزدیک است...
دلتنگ‌تر از آنم که برایت ننویسم و آرام بمانم
دلم را شرحه‌شرحه می‌کنم و قلبم را واژه‌واژه برایت می‌نویسم
شاید دل و جانم آرام بگیرد در این آخرالزمانه
یادت را، خاطره‌ات را، صدایت را در هستی جاری می‌خواهم
اما سکوتی در زمین برقرار است که بی‌قرارم می‌کند
نمی‌دانم سایه دلتنگی‌ات بر آسمان زمین افتاده یا دلت برای آمدنت بی‌تابی می‌کند
اما سکوتت جانم را به آتش می‌کشد
دل نگرانت می‌شوم که مبادا دلت غمگین باشد
و آه از گوشه قلب مهربانت گذشته باشد
که مبادا مولای من در خلقت تنها باشد
و من در زمین سرگرم جمع‌های زمینی باشم
که مبادا آقای آفرینش دلگیر باشد
در این آخرالزمانه از طولانی شدن غیبت و من سرم به گناه مشغول باشد!
چه کنم خدایا؟!
مولایم را به تو می‌سپارم
خودت از چشم بد دورش کن
دلش را، قلبش را سَکینه‌ای آسمانی از عرش خداوندی عنایت کن
مولاجان!
غیبتت رو به پایان است
کمی صبر عشق من!
خورشید ظهور در حال تابیدن است
به گمانم سحر نزدیک است...
دیری است که ماهِ دل ما ناپیداست
هر دلشده‌ای با دل مستش تنهاست
هرجمعه در انتظار و هر جمعه غمین
روی لب تشنه ذکر مولا مولاست