بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

فتنه‌گران طلب‌کار!
از قدیم گفته‌اند: «هیچ بقالی نمی‌گوید ماست من ترش است!» بر همین مبنا و به استناد تجارب تاریخی، می‌توان گفت: «هیچ فتنه‌گری نمی‌گوید من بدهکارم!» آری، فتنه‌گران اگر اهل تکلیف بودند و خود را متعهد به منافع ملی و قانون می‌دانستند، هرگز فتنه‌گر نمی‌شدند. فتنه‌گران اگر حق‌گرا بودند و خود را متعهد به رعایت حقوق دیگران و به‌ویژه حقوق مردم و نظام می‌دانستند، هرگز فتنه‌گر نمی‌شدند و در نهایت اینکه، اگر فتنه‌گران در نهادشان، احساس بدهکاری به انقلاب، مردم و نظام داشتند، هرگز فتنه‌گر نمی‌شدند. فتنه‌گران، به این دلیل فتنه‌گر شدند که خود را همواره طلبکار می‌دانند؛ آنان طلبکارند و این مردم، انقلاب و نظام هستند که به آنان بدهکارند. آنان وقتی پا به عرصه انتخابات گذاشتند، رأی مردم را حق خود می‌دانستند و مردم باید به آنان رأی می‌دادند. مسئولان انتخابات هم نباید آرای مردم را می‌شمردند و چون ریاست‌جمهوری حق آنان بود، باید نامزد فتنه‌گران صاحب حق را پیروز انتخابات اعلام می‌کردند! حال که در روز ۲۳ خرداد سال ۱۳۸۸، دست‌اندرکاران انتخابات اعم از شورای نگهبان و وزارت کشور، با نادیده انگاشتن حق فتنه‌گران، منتخب مردم را پیروز انتخابات اعلام کردند، باید به فتنه‌گران حق داد که در راستای رسیدن به حق خودشان، کشور را به آشوب بکشانند، باید به آنان حق داد که با بیگانگان، تمامی جریان‌های ضدانقلابی اعم از سلطنت‌طلبان، بهائی‌ها، منافقین و... همدست شوند و با به راه انداختن تجمعات و به آتش‌ کشیدن اموال عمومی و حتی اموال مردم، با حمله به نیروهای حافظ نظم و امنیت، با طرح‌های کشته‌سازی و... نظام اسلامی را وادار به عقب‌نشینی و ابطال انتخابات کنند تا آنان به حق مورد نظرشان برسند. به هر حال، آنان طلبکار هستند و این نظام اسلامی بود که طلب آنان را ادا نکرد! اینک و پس از گذشت بیش از چهار سال از دوران فتنه‌گری فتنه‌گران در انتخابات سال ۱۳۸۸، اتفاق عجیبی رخ داده است. آن اتفاق عجیب این است که یکی از فتنه‌گران سال ۸۸، برخلاف روحیه همواره طلبکارانه فتنه‌گران تاریخ، آمده و با بزرگواری، از گذشت سخن می‌گوید! داستان چیست؟ داستان، بسیار عجیب و شنیدنی است. روز یکشنبه هفته گذشته، روزنامه اعتماد متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبان، مصاحبه‌ای را با محمدرضا خاتمی منتشر ساخت. محمدرضا خاتمی از فعالان فتنه سال ۸۸ و برادر یکی از سران فتنه (سیدمحمد خاتمی)، در این مصاحبه می‌گوید: اصلاح‌طلبان از طلب خود در سال ۸۸ از نظام گذشتند!
این سخنان بدان معنا است که ریاست‌جمهوری سال ۸۸ حق آنان بوده و آنان از این بابت از نظام طلبکار بوده‌اند. این سخن بدان معناست که تمام اقدامات ضدامنیتی برخی اصلاح‌طلبان طی هشت ماه فتنه‌انگیزی، حق آنان بوده است و نظام نباید با آنان برخورد می‌کرد. حال که زمانی از آن ایام گذشته، باید برگذشته‌ها صلوات فرستاد و از یک طرف، فتنه‌گران از طلب خود از نظام گذشت کنند و از طرف دیگر هم، نظام اشتباهات خود را را با رفع حصر از آقایان موسوی و کروبی، آزاد کردن تمامی زندانیان فتنه ۸۸ و دلجویی از آنان و همچنین فراهم ساختن اوضاع برای ورود این جماعت به ساختار قدرت جبران کند. چه اشکالی دارد که چنین معامله‌ای سرگیرد؟
فتنه‌گران طلب‌کار!
ادامه از صفحه اول
حالا اگر از نظر قانون و شرع مقدس اسلام، این فتنه‌گران خیانت هم مرتکب شده باشند و حکم آنان اعدام باشد، می‌توان با تساهل و تسامح از این حکم الهی عبور کرد و آن را نادیده انگاشت. به‌راستی چه ضرورتی دارد در اوضاعی که عده‌ای دنبال گذشت از طلب خود از نظام هستند، خطیب محترم نماز جمعه، سخن از اعدام فتنه‌گران بر زبان جاری سازد؟!
چه ضرورتی دارد وقتی افرادی در تلاش هستند که مقدمه‌سازی برای رفع حصر از فتنه‌گران کنند، کسانی دست به قلم شوند و با نگارش سرمقاله و یادداشت، به بازخوانی خیانت‌ها و جنایت‌های فتنه‌گران سال ۸۸ بپردازند؟ واقعاً چه نیازی است که عده‌ای در پاسخ به علی مطهری که مدعی است:«۱ـ آیت‌الله جنتی با سخنانش در نماز جمعه مبنی بر حکم اعدام فتنه‌گران، بر طبل تفرقه و خشونت و افراط می‌کوبد! ۲ـ آقایان موسوی و کروبی به نتیجه انتخابات سال ۸۸ معترض بوده و آن انتخابات را از اساس باطل می‌دانستند و دلایل متعدد خود را نیز به مرجع قانونی ارائه کردند! ۳ـ بی‌تجربگی و کینه‌ورزی و انتقام‌جویی مدیران بحران از حوادث سال ۷۸ نشئت می‌گرفت»، پاسخ دهند و با ادله قانونی، از سخنان آیت‌الله جنتی دفاع کنند؟
آیا واقعاً ضرورت دارد که تلاش کنیم و برای مردم این موضوع را تبیین کنیم که حکم آقایان موسوی و کروبی اعدام است و آنان به لطف و رأفت نظام اسلامی، نفس می‌کشند؟ آیا ضرورت دارد به استناد ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی که می‌گوید: «هر کس به طور گسترده‌، مرتکب جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک، یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها گردد به گونه‌ای که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به تمامیت جسمانی افراد یا اموال عمومی و خصوصی، یا سبب اشاعه فساد و فحشاء درحد وسیع گردد، مفسد فی‌الارض محسوب و به اعدام محکوم می‌گردد»، بگوییم موسوی و کروبی مصداق این ماده هستند و حکم واقعی آنان طبق قانون اسلام اعدام است؟
وقتی می‌شود با یک صلوات برگذشته‌ها، همه چیز را تمام‌شده اعلام کرد، چه ضرورتی دارد بگوییم: ۱ـ خسارت معنوی که فتنه‌گران در سال ۸۸ بر کشور و نظام وارد ساختند، جبران‌ناپذیر است. ۲ـ موسوی و کروبی عامل اصلی ریخته شدن خون ده‌ها بی‌گناه بر زمین هستند. ۳ـ دروغ بزرگ تقلب، اعتماد بخشی از مردم به نظام اسلامی را مخدوش کرد. ۴ـ فتنه‌گران با رفتار خود، دشمنان انقلاب و ملت را برای براندازی نظام اسلامی امیدوار ساختند. ۵ـ با فتنه ۸۸، اقتدار نظام اسلامی در عرصه بین‌المللی آسیب دید. ۶ـ تشدید تحریم‌های اقتصادی سال‌های اخیر، تحت‌تأثیر فتنه ۸۸ دنبال شد. ۷ـ با فتنه ۸۸، قبح هجوم به برخی از مقدسات ریخته شد و...
دکتر یدالله جوانی


دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا
سیاست آمریکا فریبکارانه و قلدرمآبانه است

تجربه تاریخی ما می‌گوید که سیاست خارجی آمریکا همواره فریبکارانه، اغواگرایانه و قلدرمآبانه در برابر ضعیف‌تر از خود بوده است.
به گزارش صبح‌صادق سردار سرلشکر دکتر سیدیحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در مراسم گرامیداشت روز دانشجو که در دانشگاه جامع امام‌حسین(ع) برگزار شد، با اشاره به اینکه استحکام، هویت ملی و تاریخ پایداری ملت‌ها را روحیه جهادی و حماسه‌آفرینی آنها تعیین می‌کند، گفت: ما از رهبری شجاع، دانا و خردمند برخورداریم که در مقایسه با سران 57 کشور عضو کنفرانس اسلامی، از عقلانیت، سیاست، دوراندیشی و فهم مسائل راهبردی جهانی بالایی برخوردار است و این یک فضل الهی است که نصیب مردم ما شده است.
وی سپس با حماسه خواندن 16 آذر 1332، افزود: این موضوع رخدادی نیست که فراموش شود، زیرا پیام این اقدام دانشجویان که در اعتراض به سفر رئیس‌جمهور وقت آمریکا به ایران صورت گرفت، پیام استکبارستیزی بود. پس همه دانشجویان کشورمان با دریافت این پیام برای عدالت‌خواهی، استقلال و استکبارستیزی تلاش کنند.
سردار صفوی به رهبران کشورهای منطقه توصیه کرد: به جای اتخاذ سیاست خارجی غلط و دوستی با رژیم صهیونیستی، با ایران دوست باشند، ضد ایران توطئه نکنند و برای پیشرفت و آرامش در غرب آسیا (خاورمیانه) با جمهوری اسلامی ایران همکاری داشته باشند.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا همچنین در مراسم رونمایی از چهار عنوان کتاب تألیفی مرکز اسناد و تحقیقات جنگ سپاه نیز عنوان کرد: به اعتقاد من این کم‌توجهی و اهمال در انتقال مسائل عظیم رخدادهای بزرگ فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و معارف دفاع مقدس به نسل جوان کنونی که بیش از ۵۰ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند، یک ظلم تاریخی است.
وی در ادامه با انتقاد از برخی افراد در داخل که متوجه نیستند ایران به قدرت بزرگ منطقه‌ای تبدیل شده، گفت: چه بخواهند، چه نخواهند اکنون ایران قدرت بزرگ منطقه‌ای بوده و از یک اقتدار و ثبات پایداری برخوردار است.


برنامه‌های هفته پژوهش با نگاهی نو برگزار می‌‌‌‌شود
با توجه به تأکیدات نماینده محترم ولی فقیه در سپاه، برنامه‌های هفته پژوهش پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در تهران و قم با نگاهی نو و متفاوت از 23 تا 28 آذرماه برگزار می‌‌‌‌شود.
«علی اقبالدوست» دبیر ستاد هفته پژوهش پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) ضمن اعلام این خبر گفت: با توجه به تأکیدات نماینده محترم ولی فقیه در سپاه و رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع)، ستاد هماهنگی برنامه‌های هفته پژوهش از یک ماه پیش در این پژوهشکده راه‌اندازی شده است.
وی با بیان اینکه تلاش می‌شود در این هفته توانمندی‌ها و توانایی‌های پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) به عنوان قدیمی‌ترین مرکز پژوهشی سپاه به اطلاع همکاران و مخاطبان برسد، بیان داشت: روز شنبه 23 آذر ماه مقارن با اولین روز از هفته پژوهش نشست علمی ـ تخصصی با عنوان نقد و بررسی روش‌های تحقیق در علوم اسلامی برگزار می‌‌‌‌شود. در دومین روز از هفته پژوهش، پژوهشگران با مراجع عظام تقلید دیدار خواهند داشت.
وی افزود: دوشنبه 25 آذر ماه مراسم بزرگداشت روز پژوهش در تهران و با حضور فرماندهان و مسئولان و با سخنرانی یکی از چهره‌های علمی کشور برگزار خواهد شد. روز سه‌شنبه 26 آذرماه نشست علمی و تخصصی با عنوان نقش و جایگاه فناوری در فرایند و نتایج پژوهش را در قم برگزار خواهیم کرد. روز چهارشنبه 27 آذر ماه با حضور جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه و تنی چند از شخصیت‌های علمی و دانشگاهی جلسه نقد کتاب با عنوان دولت در عصر غیبت برگزار می‌‌‌‌شود. در روز پنج‌شنبه 28 آذرماه مراسم اختتامیه هفته پژوهش و تجلیل از فعالان عرصه پژوهش و فناوری با حضور نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه در پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) قم برگزار خواهد شد.
اقبالدوست همچنین بیان داشت: علاوه بر برنامه‌های یاد شده آخرین محصولات پژوهشی و نرم‌افزارهای تولیدی پژوهشکده در برنامه‌های مختلف هفته پژوهش رونمایی خواهد شد و در یکی از روزهای هفته جاری نشست خبری رئیس پژوهشکده با اصحاب رسانه در تهران برگزار می‌‌‌‌شود.


پس از ارزیابی سازمان بهداشت جهانی
بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) رتبه نخست 22 کشور منطقه را کسب کرد

بیمارستان تخصصی و فوق‌تخصصی بقیه‌الله‌الاعظم(عج) پس از پنج‌سال تلاش مستمر و شبانه‌روزی کارکنان خود، رتبه نخست پیاده‌سازی استانداردهای ایمنی بیمار را در میان 22 کشور مدیترانه شرقی، از سازمان بهداشت جهانی کسب کرد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سه روز بررسی دقیق ارزیابان سازمان بهداشت جهانی از این بیمارستان منجر به کسب 100 درصد امتیاز 20 استاندارد الزامی، 92 درصد امتیاز استانداردهای اساسی و 38 درصد امتیاز استانداردهای پیشرفته و در مجموع کسب 5/113 امتیاز از 139 استاندارد شد.
بنا بر همین گزارش، ارزیابان سازمان بهداشت جهانی با ابراز شگفتی از کسب این نتیجه اعلام کردند بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) اولین بیمارستانی است که پس از گذراندن سطح یک و دو ایمنی بیمار توانسته است سطح سه استانداردهای ایمنی بیمار را کسب کند. این در حالی است که تاکنون هیچ بیمارستانی در میان 22 کشور منطقه مدیترانه شرقی مانند عربستان، مصر، امارات، لبنان، قطر، کویت و... نتوانسته‌اند حتی سطح یک ایمنی بیمار (کسب فقط 20 امتیاز استانداردهای الزامی) را به دست آورند.


یادداشت
علی رئوفی

استکبارستیزی اولویت سیاسی دانشجو
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور در ابتدای این هفته به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، به دانشگاه شهیدبهشتی رفت تا با حضور در جمع دانشجویان که به همین مناسبت در آنجا گرد آمده بودند، سخنرانی کند. دکتر روحانی در این سخنرانی از انقلاب مشروطه، عزت‌خواهی و استقلا‌طلبی ملت، خانه احزاب نبودن دانشگاه، کارگاه سیاست بودن دانشگاه، نقاد بودن دانشجو، لزوم توازن بین آرمان و واقعیت، قدرت ملی و اقتصاد، نقش ایران در جلوگیری از جنگ جدید در منطقه، چرخش همزمان سانتریفیوژ و چرخ زندگی مردم، پایبندی دولت به وعده‌ها، نیاز جامعه به تحمل و بردباری، بسیج ۷۵ میلیونی، دیده‌بان بودن دانشگاهیان در علم و عقلانیت و... سخن گفت. بسیاری از این موضوعات، نکاتی است که مردم و دانشجویان مایلند رئیس‌جمهورشان درباره آنها سخن بگوید و قطعاً آثار سودمندی بر آن مترتب است؛ لکن به نظر می‌رسد امکان طرح این مسائل در فرصت‌های دیگر هم مقدور بود و حتی بخش قابل‌توجهی از آن در جلسه آینده‌ای که رئیس‌جمهور به دانشجویان وعده داد که زمانش هم دور نیست، قابل ارائه است و چه بسا بهتر بود دکتر روحانی وقت این نشست را صرف صحبت درباره موضوعاتی می‌کرد که با فلسفه این نشست ارتباط دقیق‌تری داشت و زمان کوتاهی را به بیان برخی از موضوعات پیش گفته اختصاص می‌داد تا اقتضای حال هم مراعات می‌شد. به نظر می‌رسد با لحاظ کردن فلسفه ۱۶ آذر، روز دانشجو که همانا مفهوم دانشجویی «استبکارستیزی» است، در این جلسه جای پرداختن به محورهای زیر بود:
۱ـ علت نام‌گذاری؛ هنوز هزاران دانشجو و ده‌ها هزار فارغ‌التحصیل دانشگاه هستند که یا اطلاع درستی از حادثه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ ندارند و یا اطلاع آنها اندک است و شاید هم اطلاعات غلط دارند. در میان کسانی هم که اطلاعات درستی از آن رخداد دارند، بخش قابل‌توجهی درک و شناخت تحلیلی ندارند و قادر نیستند بین این حادثه بزرگ با مسائل پیش و پس از آن رابطه صحیح ایجاد کنند تا درک درستی از اتفاقات آن دوران و مسائل بعدی و نقش دانشجویان در تحولات پیدا کنند. بسیاری با اینکه با چشمان خود آن حادثه را دیدند و یا همان زمان و بعدها حقیقت ماجرا به گوش‌شان خورد نتوانستند، دست جنایتکار استکبار را که از آستین رژیم پلید پهلوی بیرون آمد و دانشگاه و دانشجویان را به خاک و خون کشاند، ببینند و این در حالی است که بسیاری از دانشجویان مبارز و مخالف رژیم گذشته با سکو قرار دادن این حادثه در مسیر آگاهی و مبارزه قرار گرفتند و باعث شدند تا در فرایند انقلاب اسلامی سهم دانشجویان برجسته و فربه دیده شود، در مقابل این گروه دانشجویانی نیز بودند و هستند که هیچ‌گاه به این حقیقت واقف نشدند؛ مردم عادی که جای خود دارد.
۲ـ ارزش ۱۶ آذر؛ شاید با گذشت شصت سال از ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ برخی بر این نظر باشند که ۱۶ آذر به تاریخ پیوسته و تنها ارزشی تاریخی پیدا کرده که با بزرگداشت و یادآوری تشریفاتی حق آن ادا می‌شود. احتمالاً چنین نظری درباره بسیاری از حوادث تاریخی صدق می‌کند. کما اینکه تنها به ذکری از آن بسنده می‌شود، اما با جرئت و به اتکای استدلال و شواهد گوناگون می‌توان ادعا و اثبات کرد که ۱۶ آذر در زمره آن دسته از حوادث تاریخی نیست که با ذکر یادی از آن می‌توان گذشت. اگر در وضعیت موجود با این رخداد این‌گونه رفتار شود به معنای از دست دادن سرمایه ارزشمندی است که توان زیادی در هدایت افکار دانشجویی و مردمی برای شناخت اصلی‌ترین دشمن انقلاب دارد.
اگر دست جنایتکار استکبار که در ۱۶ آذر آن جنایت را آفرید قطع شده بود و یا پس از انقلاب همچنان در پی جنایت‌آفرینی در این کشور نبود و حتی اگر در حال حاضر هم نگاه طمع آمیزش را از نظام اسلامی برگرفته بود، امکان یادآوری صرف ۱۶ آذر وجود داشت، اما استکبار در حال حاضر بیش از گذشته برای به زانو درآوردن و نابود کردن انقلاب اسلامی توطئه و تلاش می‌کند، در این صورت چگونه می‌توان این تلاش‌های شیطانی و استکباری را ندید و در روزی که دست استکبار به خون آلوده شده است از استکبار سخن نگفت. فراموش نشود موضوع اصلی و هسته ۱۶ آذر استکبار است و بس.
۳ـ باقی ماندن ابعاد پلید استکبار؛ امضای توافقنامه هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ که نمایندگان آمریکا در آن نقش پر رنگی داشتند برخی را که به دو دسته تقسیم می‌شوند به اشتباه انداخته که با امضای این توافقنامه همه اختلافات ایران و آمریکا حل شده و تا چند ماه آینده روابط عادی می‌شود. این دو دسته عبارتند از: ۱ـ کسانی که با وجود حضور و زندگی در ایران هیچگاه در صف مردمی که طی سال‌های طولانی مقابل آمریکا ایستاده و مبارزه می‌کنند، نبودند و به سبب دلبستگی‌های بیش از حد به دنیا، همیشه مترصد آن بودند تا با اتفاقی هر چند با قربانی شدن منافع ملت ایران و دستاوردهایی که بابتش هزینه‌های کلان مادی و معنوی پرداخت شده، پای آمریکا به ایران باز شود تا آنها از مواهب مادی شیطان بزرگ برخودار شوند. هر گاه مباحثی درباره مذاکره ایران و آمریکا در می‌گیرد، معمولاً این دسته فقط به سبب رفاه‌زدگی، خوشحال‌ترین مردم در ایران هستند و عکس آن هم صدق می‌کند. ۲ـ کسانی که از یک طرف به سبب گوش سپردن به رسانه‌های رنگارنگ دشمن با شنیدن و دیدن اخبار و برنامه‌های کذب فریب می‌خورند و از طرف دیگر هم به سبب فریفته شدن در برابر تبلیغات پر زرق و برق دشمن در حسرت به پایان رسیدن دوران منازعه و فرا رسیدن نوبت دسترسی به فراورده‌های جذاب و پرکشش استکبار به سر می‌برند. شاید دسته‌های دیگری در محدوده‌های کوچک‌تری را نیز بتوان به این دو دسته اضافه کرد؛ اما در هر صورت حقیقت این است که اختلافات هسته‌ای تنها تشکیل‌دهنده بخشی از مناقشات سنگین انقلاب با استکبار است و ایران هم در این برهه فقط درباره مسائل هسته‌ای با آن توافق کاملاً مشروطی داشته و اختلافات اساسی در سایر مسائل که ابعاد خطرناکی از چهره استکبار در آن مشهود است به قوت خود باقی مانده که لازم است دقیق و کافی تشریح شود.
۴ـ تداوم مبارزه مردم ایران با استکبار؛ مردم ایران با اعتماد به دیدگاه و نظر مسئولان نظام و دریافت اطلاعات کلی وجزئی از رفتار تاریخی استکبار با ملت ایران و مشاهده موارد عدیده از دشمنی استکبار با خود و آگاهی و لمس هزینه سنگینی که باید بپردازند و پیشتر نیز پرداخته‌اند، مبارزه با استکبار را انتخاب کردند و پای آن ایستادند. با اینکه در رویارویی این مردم با استکبار تزلزلی ایجاد نشده، اما این حق را دارند که در مناسبت‌های خاص چرایی و ارزش مقابله آنها با استکبار بازگو شود تا با احساس غرور و سربلندی به سبب انتخاب راه درست و ایستادگی در آن، انگیزه‌شان برای تداوم مبارزه بیشتر و قوای‌شان تقویت شود. شایدیکی از عوامل اصلی و موثر در حفظ حضور مقتدرانه مردم ایران در معرکه پیکار با آمریکا تجدید شدن یاد و رفتار چپاولگرانه استکبار و به روز شدن اخبار و اطلاعات آنها در این باره است. چه کسی می‌تواند بگوید اطلاع مردم ایران از جنایات چند ساله آمریکا در عراق، افغانستان، پاکستان، یمن، سودان و... باعث انزجار و نفرت بیشتر از آن نمی‌شود. انقلاب اسلامی بر مبنای گفتمان و تکالیف دینی وظیفه دارد به این مبارزه ادامه دهد که یکی از نیازهای آن رصد عمومی رفتار و برنامه‌های استکبار است که باید مسئولان اسباب آن را فراهم کنند.
۵ـ اولویت سیاسی دانشجو؛ در عرصه سیاسی اولویت‌های دانشجو در دو حوزه کلی قرار دارد: ۱ـ اولویت‌های داخلی. ۲ـ اولویت‌های خارجی. به اقتضای بحث در اینجا باید به حوزه دوم پرداخت و درباره آن گفت مبنای رویکرد دانشجو در این حوزه «استکبارستیزی» است و در حال حاضر چیزی هم نمی‌تواند جای آن را بگیرد که از این جنس باشد و اگر چیزی خارج از این جنس جای آن را بگیرد نمی‌تواند مبنای معتبری برای رویکرد دانشجویی باشد؛ زیرا در گذشته دانشجویی رد و اثری از آن وجود ندارد و سرمایه شصت ساله دانشجویی را تهدید می‌کند. بنابراین از دانشجو انتظار است برای حفظ رسالت ملی و دینی دانشجویی در انبوه مسائل خرد و کلان سیاسی، مقابله با استکبار را فرموش نکند و همچنان آن را در اولویت قرار دهد. اینجا جایی است که کمتر کسی می‌تواند به دانشجو کمک کند و این خود دانشجو است که باید این پرچم را در اهتزاز نگه دارد.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار نخست‌وزیر عراق
هیچ مانعی در پیشبرد روابط با عراق وجود ندارد

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار آقای نوری مالكی نخست‌وزیر عراق با اشاره به اهمیت تقویت روابط سیاسی و اقتصادی ایران و عراق، تصریح كردند: میدان همكاری‌های روزافزون در بخش‌های مختلف بسیار وسیع است و هیچ مانعی در پیشبرد روابط با عراق و توسعه همكاری‌های منطقه‌ای وجود ندارد.
امام خامنه‌ای با تأیید اظهارات نخست‌وزیر عراق مبنی بر مذاكرات صورت گرفته با دولت ایران درخصوص تقویت روابط اقتصادی، سیاسی و علمی دو كشور افزودند: رشد علمی ایران در سال‌های اخیر بسیار برجسته بوده و انتقال تجربیات علمی به عراق می‌تواند یكی از زمینه‌های مهم همكاری‌های دو كشور باشد.
ایشان با مثبت ارزیابی كردن عملكرد دولت عراق افزودند: حركتی كه شما امروز برای كشورتان انجام می‌دهید، حركت با ارزشی است، البته نیازهای كشور عراق بسیار بیشتر از این است.
رهبر معظم انقلاب همچنین از آقای جلال طالبانی رئیس‌جمهور عراق به عنوان دوست خوب و صمیمی جمهوری اسلامی یاد کردند و برای ایشان آرزوی سلامتی داشتند.
آقای نوری‌مالكی نخست‌وزیر عراق نیز ضمن تشكر از دولت جمهوری اسلامی اظهار امیدواری كرد توافقات و مذاكرات وی در سفر به تهران به ارتقای همكاری‌های دو كشور در زمینه‌های مختلف منجر شود.


فرمانده نیروی هوافضای سپاه در شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه
دشمنان جرئت ندارند به کشور ما تعرض کنند

سردار حاجی‌زاده گفت: اکنون شرایط به شکلی است که دشمنان به‌واسطه قدرت بازدارندگی که داریم، جرئت ندارند به کشور ما تعرض کنند. البته پیشرفت‌های ما هم به حوزه نظامی محدود نمی‌شود، بلکه در سایر حوزه‌های سازندگی و عمرانی هم پیشرفت‌های بسیار خوبی داشته‌ایم.
به گزارش صبح صادق، سردار امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه در جلسه شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه که به میزبانی نیروی هوافضا برگزار شده بود، درباره توانمندی‌های دفاعی کشورمان گفت: در دورانی که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید ۵۰ هزار مستشار نظامی غربی حضور داشتند و صنایع دفاعی کشورمان هم به غیر از چند قلم کالا آن هم به‌صورت مونتاژ، محصول دیگری تولید نمی‌کرد به همین دلیل، تأمین تجهیزات و اداره آن، عمدتاً با محوریت غربی‌ها صورت می‌گرفت.
وی در مقایسه‌ای با کشورهای همتراز آن زمان ایران، بیان داشت: اگر مقایسه‌ای با کشورهایی که در آن زمان با ما همتراز بودند مثل پاکستان، ترکیه و مصر داشته باشیم، متوجه می‌شویم که این کشورها در اوضاع فعلی به علت وابستگی به خارج، نسبت به ما فاصله‌شان زیاد شده به نحوی که ما اکنون در صنایع نظامی بیش از دو هزار قلم کالاهای اساسی و درشت مانند موشک سجیل، ناو جماران و رادارهای مطلع‌الفجر و... را به صورت صد درصد بومی‌شده در داخل تولید می‌کنیم و آنها همچنان وابسته هستند.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: همین‌طور در بخش موشک‌های زمین به زمین از قبیل موشک‌های فاتح، قیام و قدر، انواع رادارهای رهگیری و هدایت موشکی، رادارهای با برد بلند، متوسط و کوتاه، انواع توپ و تانک‌های مورد استفاده در نیروی زمینی نیز از توانمندی‌های صد درصد بومی‌شده بهره می‌بریم. این مقایسه نشان می‌دهد نه‌تنها تحریم‌ها اثری بر پیشرفت ما نداشته‌ است، بلکه سبب رشد روزافزون کشور شده و از طرفی، داشتن ارتباط و وابستگی به قدرت‌ها نیز باعث رشد هیچ کشوری نشده است.
سردار حاجی‌زاده ادامه داد: مجموعه این توانمندی‌ها باعث شده تا در وضعیت تحریم‌های موجود، در بخش ساخت و تولید صنایع دفاعی با مانعی مواجه نشویم در حالی که در صنایع غیر نظامی مانند خودروسازی به‌واسطه اینکه نتوانستیم از نیروهای با تفکر جهادی بهره ببریم، در اثر تحریم با مشکلاتی مواجه شدیم و این در شرایطی است که پیشرفت در صنعت غیر دفاعی به مراتب آسان‌تر از پیشرفت‌های نظامی است.
وی عنوان کرد: البته تمام این پیشرفت‌ها به دلیل به‌کارگیری تدابیر رهبر معظم انقلاب است به همین دلیل هر کجا پیشرفتی نداشتیم، به علت به کار نگرفتن تدابیر ایشان بوده است. از سوی دیگر، تکیه ما بیشتر بر نیروهای ارزشی است نه سلاح و تجهیزات که این همان نقطه اصلی اتکا و اطمینان ما است.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه با تأکید بر اینکه قدرت بازدارندگی ما مانع هرگونه تعرضی می‌شود، یادآور شد: در قدرت دفاعی و تهاجمی به حدی رسیده‌ایم که به‌عنوان مثال بعد از قضیه پهپاد آرکیو ۱۷۰ کارشناسان نظامی آمریکا به اوباما اعتراض کردند که چرا چنین هواپیمایی را بمباران نکردید و یا برای انتقال آن نیرو هلی‌برن نکردید؛ اوباما در جواب عنوان می‌کند که برداشتمان این بود که احتمال دارد ایران از این عملیات کوچک برداشت دیگری کند و درگیر یک جنگ ناخواسته و گسترده شویم.


مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در نیروی هوافضای سپاه
سپاه فعالیت‌های خود را با مشکلات اقتصادی گره نمی‌زند

سپاه هیچ‌گاه فعالیت‌های خود را با مسائلی مانند مشکلات اقتصادی گره نمی‌زند، به همین دلیل برنامه‌های ابلاغی خود را بر اساس آنچه پیش‌بینی شده تا پایان سال 92 ادامه می‌دهد.
حجت‌الاسلام حسن‌زاده، مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در نیروی هوافضای سپاه در حاشیه جلسه شورای تحلیل معاونت سیاسی سپاه درگفت‌وگو با خبرنگار صبح‌صادق با اشاره به اینکه متناسب با اتفاقات و حوادثی که پیش می‌آید، نیروهای سپاه باید توجیه شوند، گفت: توجیه سیاسی با ورود به دسته‌بندی‌های سیاسی فرق می‌کند. البته ورود به مسائل سیاسی در حد فهم و بصیرت‌افزایی، وظیفه سپاه است و این موضوعی است که هم در زمان حضرت امام(ره) و هم در زمان مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) بر عهده نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه گذاشته شده است. برای نمونه در فتنه 88 کسی از پیش وقوع چنین حادثه‌ای را پیش‌بینی نکرده بود، ولی پس از بصیرت‌افزایی که صورت گرفت، پاسداران، بسیجیان و خانواده‌های‌شان نسبت به چنین رخدادی آگاهی یافتند.
وی افزود: مجموعه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در راستای وظیفه ذاتی خود معتقد است در جهت بصیرت‌افزایی باید فعالیت داشته باشد، لذا چنانچه رویداد خاصی رخ بدهد، متناسب با آن و در صورت لزوم به صحنه ورود پیدا می‌کند.
حجت‌الاسلام حسن‌زاده درباره برنامه‌های ابتکاری هم عنوان داشت: در طول ماه مبارک رمضان نشریه‌ای به‌نام «هدیه آسمانی» هر روز به‌صورت تک‌برگی که حاوی خلاصه‌ای از یک جزء قرآن و احکام است، منتشر می‌شد یا بعضاً ویژه‌نامه‌هایی را به مناسبت‌های خاص مانند سالروز رحلت حضرت امام(ره)، دهه فجر، 9 دی و راهیان نور، چاپ و توزیع می‌کنیم.


يادداشت
مهدي سعیدي

بازی باخت ـ باخت و حرکت در جورچین دشمن
عمر دولت‌ها نیز همچون همه امور گذرا در این عالم، یک روز آغاز می‌شود و روز دیگر پایان می‌یابد. چهار سال فرصتی است که مطابق قانون در اختیار کارگزاران قوای اجرایی قرار داده شده تا با تدبیر و تصمیم‌گیری مطلوب خود، امور کشور را سامان دهند و بر مشکلات فائق آیند؛ فرصتی که می‌تواند حداکثر تا چهار سال دیگر تمدید گردد. با پایان دوره چهارساله یا هشت‌ساله، امور اداره کشور در اختیار دولتی جدید با افراد و افکاری نو قرار می‌گیرد که طبیعی است باید منتظر تغییر و تحولاتی در دستگاه اجرایی کشور بود.
آنچه در این میان حائز اهمیت است، نسبتی است که باید میان دولت جدید و دولت گذشته برقرار گردد. به‌واقع، چگونگی مواجهه دولت جدید با دولت پیشین، مسئله‌ای است که باید برای آن تدبیری اندیشید. این نسبت می‌تواند از حالتی خصومت‌آمیز و نفی‌کننده گذشته، تا حالت تداوم‌بخش و مؤید آن، متکثر باشد.
تعبیر «دوی امدادی» برای تشریح دست به دست شدن قدرت اجرایی در هر انتخاباتی، می‌تواند الگوی مناسبی برای تبیین این نسبت باشد که در مجموع با مصالح نظام اسلامی نیز منطبق است. به‌واقع، تغییرات کارگزاران و سیاست‌های قوای اجرایی کشور آنگاه می‌تواند مبتنی بر منافع ملی تعریف گردد که در چارچوب الگوی راهبردی کلان‌تری حاصل شده باشد. آن چارچوب کلان، شرایطی را برای دولت جدید ایجاب می‌کند که خود را تکمیل‌کننده و تداوم‌بخش دولت گذشته بداند.
نتیجه پذیرش این الگو آن خواهد بود که در نقد عملکرد دولت گذشته، از دایره انصاف خارج نشوند و تلاش شود تا ضمن توجه به نقاط ‌ضعف،‌ نقاط ‌قوت و خدمات ارائه شده دولت پیشین نیز مورد توجه کارگزاران و کارشناسان منسوب به دولت جدید قرار گیرد و از تجربیات و توانمندی‌های آنان نیز بهره گرفته شود؛ راهبردی که با شعار اعتدال‌گرایی دولت یازدهم نیز سنخیت کامل دارد.
اما آنچه در گزارش صدروزه رئیس‌جمهور محترم مشاهده گردید، با این اصل عقلانی و منطقی فاصله داشت. انتقادات آقای روحانی به دولت دهم، حجم بالایی از وقت مصاحبه دو ساعته وی را پر کرد، بدون آنکه در نسبتی معقول، به خدمات و زحمات دولت گذشته توجهی شده باشد. ضمن آنکه انتظار می‌رفت بیش از یافتن مقصری برای مشکلات، به اقدامات و تلاش‌هایی که برای رفع مشکلات در این صد روزه صورت گرفته است، پرداخته شود.
طبیعی بود که این اظهارات با واکنش‌هایی همراه گردد که از آن جمله می‌توان به اظهارات برخی از مسئولان و دست‌اندرکاران دولت نهم و دهم اشاره کرد. ایشان انتقادات مطروح شده را وارد ندانستند و آن را غیرواقعی خواندند.
برخی از این واکنش‌ها نیز متأسفانه بدون تدبیر و از روی عصبانیت صورت گرفت که نتیجه آن، چیزی جز سردرگمی مردم و ایجاد اختلاف و تنش در جامعه نخواهد بود. اوج این واکنش‌های احساساتی و غیرقابل قبول را می‌توان در نامه آقای احمدی‌نژاد به آقای روحانی مشاهده کرد که در آن، وی رئیس‌جمهور را دعوت به مناظره کرده است!
اما سوال اساسی در این میان آن است که مناظره مطرح شده چه سود و منفعتی برای مردم خواهد داشت؟ آیا با برگزاری این مناظره، مشکلات کشور حل خواهد شد؟ آیا این مناظره موجب رفع ابهامات و سوالات خواهد شد و یا آنکه بر ابهامات موجود خواهد افزود؟ رو در رو قرار دادن رئیس‌جمهور امروز و دیروز، مطابق با کدام منطق و منفعت شرعی و عقلی می‌تواند به مصلحت انقلاب و نظام اسلامی باشد؟
از طراحان پشت پرده طرح مناظره که تلاش دارند این دو شخصیت حقیقی و حقوقی را رو در روی یکدیگر قرار دهند باید پرسید آیا راه دیگری برای پاسخگویی به نقدها و دفاع از عملکرد دولت‌های گذشته وجود ندارد؟ در کدام نظام سیاسی، چنین مناظراتی برگزار گردیده که جمهوری اسلامی دومین آن باشد؟
به نظر می‌رسد طرح چنین اقداماتی،‌ تنها با هدف جنجال‌آفرینی و ایجاد اختلاف در سطح جامعه دنبال می‌گردد و شبیه به بازی‌ای است که نتیجه آن، چیزی جز باخت ـ باخت برای دو طرف و خشنودی و پیروزی دشمنان نظام اسلامی نخواهد بود. از این‌رو باید هوشیار بود و اجازه نداد در اوضاعی که نظام اسلامی برای مصاف با بیگانگان، نیازمند یکپارچگی و ایستادگی است، حاشیه‌سازی‌ها، توجه افکار عمومی را از مسائل مهم کشور دور سازد.


نكته و نظر

به چه چیزت دلخوش باشم؟!
نکته: مردی بدخو و متکبر و در عین حال خسیس با خشم به مردی دیگر چنین گفت که بیا و این چند پشیز را بگیر در چند فرسنگی، فلان کار را برای من انجام بده! مرد مأمور به وی پاسخ داد: به چه چیز تو دلخوش باشم؛ به زبان خوشت یا پول فراوانت یا راه نزدیکت؟!
نظر: اخلاق خوب و بخشندگی و سخاوت از خصوصیاتی است که انسان را در چشم دیگران عزیز و گرامی می‌کند. به‌خصوص که اگر این اخلاق نیکو در مدیر یا فرمانده یا مسئول باشد، چرا که سبب جذب زیردستان و اطاعت‌پذیری بهتر آنان و ارتقای کار سازمان می‌شود. به همین دلیل است که در روایات آمده است که با رفتارتان مردم را جذب کنید، نه گفتارتان.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

نامه یک اقتصاددان به رئیس‌جمهور
اشتباهات دولت در 100 روز گذشته

دکتر «محمدابراهیم یاوری» اقتصاددان در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، نسبت به روند اقتصادی دولت یازدهم تذکراتی داد و نوشت: اینجانب با فضای بسیار خوبی که برای نقد عملکرد ایجاد شده بود، طی نامه‌ای پیش از معرفی کابینه متذکر گردیدم که عمده‌ترین مشکل بخش اقتصادی کشور در تمام دولت‌های قبل از جناب‌عالی، «عدم هماهنگی و بعضاً عدم تخصص لازم مدیران اقتصادی منتخب مسئولان اقتصادی کشور» بوده و درخواست نمودم در این دو مورد دقت لازم را بفرمایید. در تذکر دوم از جناب‌عالی درخواست کردم که به رؤسای اقتصادی کشور تأکید کنید که در مورد متغیرهایی که تأثیرگذاری زیادی در موضوع انتظارات مردم دارند، دقت داشته باشند و سکوت اختیار کنند، لیکن در عین ناباوری، شاهد تصمیمات اشتباه جناب‌عالی دقیقاً در همین دو مورد بودم.
از جناب‌عالی تقاضا دارم با یک نگاه به آنچه در گذشته و در اقتصاد ایران اتفاق افتاده و بررسی و شناخت عوامل آن بدانید که اگر ژنرال‌های روی پرده و پشت پرده اقتصادی شما کمترین آشنایی با اقتصاد ایران داشتند به شما برنامه 100 روزه برای مشکل معیشتی مردم نمی‌دادند. صاحب‌نظران اقتصادی و آگاه به مسائل به خوبی می‌دانند که رفع مشکل معیشتی در 100 روز فقط با واردات بی‌حساب کتاب و در صورت توان کنترل نرخ ارز با قیمت‌های بهتر از قبل صورت می‌پذیرد!
در تأیید انتقاد این اقتصاددان و بر اساس گزارش رئیس نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان (ایسپا) در 29 آبان، این مرکز سال جاری اقدام به انجام نظرسنجی ملی در سطح شهری و روستایی درباره ارزیابی مردم از عملکرد دولت در عرصه‌های مختلف کرده است که بر اساس پیگیری‌های «رجانیوز» و بنابر نتایج به‌دست آمده تاکنون تنها برخی ابعاد مربوط به عملکرد سیاست خارجی دولت یازدهم و به‌طور مشخص عملکرد گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای منتشر شده است. نگاه مردم بر بحث‌های اقتصادی دولت منتقدانه بوده است و نسبت به «اولویت‌های دولت یازدهم» و «ارزیابی از عملکرد اقتصادی دولت» نگاهی انتقادی داشته‌اند که این موضوع برخلاف ادعاهای دولت یازدهم می‌باشد!





رئیس جمهور در مراسم 61 آذر
کشورهای بزرگ برای حل مسائل منطقه ناچارند قدرت ملت ایران را مدنظر قرار دهند

رئیس‌جمهور گفت: در دنیای امروز کشورهای بزرگ برای حل مسائل منطقه ناچارند قدرت ملت ایران را مدنظر قرار دهند.
رئیس‌جمهور در مراسم شصتمین سالگرد روز 16 آذر در دانشگاه شهید بهشتی و در جمع دانشجویان با ابراز خرسندی از اینکه بار دیگر موفق به حضور در جمع دانشجویان شده، گفت: روز 16 آذر یادآور حادثه 60 سال پیش در دانشگاه تهران و فداکاری و ایثار این قشر پیشتاز در برابر استعمار و استبداد است.
رئیس‌جمهور با بیان اینکه 16 آذر روز آزادی، استقلال و حاکمیت ملی است، افزود: از 60 سال پیش و پس از حماسه قهرمانی دانشجویان در 16 آذر 1332 تا امروز حرکت‌های عظیم و بزرگ سرنوشت‌سازی به دست دانشجویان و استادان محقق شده است. رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: عزت‌خواهی که شعار شماست بحق و عدالت‌خواهی و آزادی‌طلبی و استقلال‌خواهی، آرمان بلند این ملت و جوانان غیور این سرزمین است. وی افزود: دولت تدبیر و امید همه تلاشش بر آن است که از فضای دانشگاه استفاده بهتری به نفع این کشور و ملت و این مرز و بوم و ملت‌های منطقه و جهان اسلام و همه مستضعفان شود.روحانی متذکر شد: ما در پی همه این آرمان‌ها باید سختکوش باشیم، اما بین آرمان و واقعیت همانطور که مقام معظم رهبری نیز تأکید فرمودند باید توازن برقرار کنیم و واقعیت‌ها را ببینیم و بشناسیم.
رئیس‌جمهور ادامه داد: ما در دنیای بسیار پرچالشی زندگی می‌کنیم، باید امکانات خود را به خوبی بشناسیم و توانمندی خود را به درستی بدانیم، بایستی جهان و منطقه را به خوبی بشناسیم، نظم حاکم بر منطقه را بدانیم، چه اینکه ما می‌خواهیم با جهان در تعامل سازنده و مثبت باشیم، درست است که نگاه اصلی ما باید به درون باشد و قدرت اصلی ما باید از داخل این سرزمین و ایران عزیز باشد، اما باید بدانیم انقلاب اسلامی و تأثیرگذاری ملت و انقلاب در منطقه و جهان و رسالت بلندی که بر دوش داریم، به ما می‌گوید که نمی‌توانیم دروازه‌های کشور را ببندیم. روحانی اضافه کرد: ما برای جلوگیری از جنگ جدید در منطقه و سوریه نقش تأثیرگذار داشتیم و نقش ایران در کنار روسیه و بسیاری از کشورهای منطقه نظیر لبنان و عراق برای جلوگیری از یک جنگ جدید تأثیرگذار بود.




سرپرست جامعه محققین پاکستان
امام خمینی به ما جرئت حیات داد

حجت‌الاسلام والمسلمین «سیداختر حسین نقوی» سرپرست جامعه محققین پاکستان درباره نقش امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی در پاکستان گفت: واقعیت این است که امام خمینی مسلمانان پاکستان را دوباره زنده کرد. انقلاب ایران دمیدن روح در تن خسته مسلمانان پاکستانی بود و بخش بزرگی از پیشرفت مسلمانان در پاکستان مدیون امام خمینی‌ است؛ پیشرفتی که امروز آمریکا و اسرائیل و عربستان را 24 ساعته مراقب پاکستان نگه داشته است. من می‌توانم به جرئت به شما بگویم که امام خمینی به مسلمانان پاکستانی عزت و شجاعت داد. ما همه از هم جدا بودیم، اصلاً می‌ترسیدیم ابراز وجود کنیم. ما وجود داشتیم، اما از ترس، خودمان را پنهان می‌کردیم؛ اما امام خمینی که آمد ما بیرون آمدیم. با جرئت اعلام می‌کردیم ما مسلمان و شیعه هستیم. حتی من از خیلی از اهل سنت پاکستان شنیدم که می‌گویند امام خمینی به ما عزت داد و ما در پاکستان کسی مثل امام می‌خواهیم. خیلی‌ها خیال می‌کنند که این مسئله محدود به شیعه‌هاست. ولی واقعیت در پاکستان این‌گونه نیست، الآن هنوز بعد از گذشت 30 سال در خانه‌های اهل سنت عکس‌های امام خمینی است. من بارها از زبان خود اهل تسنن شنیده‌ام که برای انقلاب ایران و نظام ایران دعا می‌کنند. این تأثیری بود که انقلاب و امام خمینی روی قلب‌های پاکستانی‌ها و فکر می‌کنم روی مسلمانان همه دنیا گذاشت.
ما فکر می‌کنیم که خدا امام خمینی را به ما هدیه داد. هدیه امام زمان برای ما بود. اسلام را عزت داد و رفت... اعتقادمان این است که کل دنیا دارد به سمت امام خمینی می‌آید. یکسری دولت‌ها مثل اسرائیل و آمریکا فقط مانده‌اند. بقیه مردم دنیا دارند امام خمینی را باور می‌کنند و به او ایمان می‌آورند. الآن هم که مقام معظم رهبری بحق جانشین امام خمینی شده است و روش ایشان را به خوبی ادامه می‌دهد. من بارها گفته‌ام؛ هر مسلمانی که از هر جای دنیا می‌بینیم به او می‌گویم که اگر همه مسلمانان دنیا به ایران بیایند و با آیت‌الله خامنه‌ای بیعت کنند هیچ مشکلی برای مسلمانان باقی نمی‌ماند. آمریکا برای مسلمانان دنیا عددی نیست.




نشنال‌اینترست آنلاین
رژیم صهیونیستی به پنج دلیل جرئت حمله به ایران را ندارد

«نشنال اینترست آنلاین» نوشت: حداقل پنج دلیل اساسی وجود دارد که رژیم صهیونیستی مایل به حمله به ایران نیست:
1ـ اگر اسرائیل قصد داشت به تجهیزات هسته‌ای ایران حمله کند، باید این کار را سال‌ها پیش انجام می‌داد، زیرا اسرائیل پس از سال 1973 همواره به سرعت نسبت به تهدیدات امنیتی موجود علیه خود واکنش نشان داده است و فعالیت غنی‌سازی در تأسیسات هسته‌ای نطنز و رآکتور تولید آب‌سنگین در اراک اولین بار در سال 2002 رسانه‌ای شد و اکنون سال 2013 است.
2ـ حمله به ایران احتمال تمایل این کشور، برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای را افزایش می‌دهد و حمایت عمومی از گسترش برنامه‌های هسته‌ای ایران را نیز به دنبال خواهد داشت... نهایتاً اینکه، اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران به کاهش حمایت‌های بین‌المللی از تحریم‌های موجود علیه ایران منجر می‌شود.
3ـ حمله به ایران می‌تواند منافع بیشتری برای ایران فراهم کند و در مقابل آسیب‌های جدی به اسرائیل و منافع آن وارد آورد. به علاوه آنکه حمله به ایران می‌تواند اسرائیل را در شرایطی به مراتب وخیم‌تر قرار دهد. مخالفت شدید افکار عمومی ایالات متحده نسبت به درگیری دولت در جنگ دیگر، اسرائیل را در این اقدام تنها می‌گذارد و سبب نفرت مردم آمریکا از متحدی می‌شود که موجبات دردسر و خطر را برای ایالات متحده فراهم می‌کند.
4ـ اگرچه نتانیاهو شخصاً اعلام می‌کند که اسرائیل آماده حمله به ایران است، اما احتمال برخورداری نتانیاهو از حمایت کافی نخبگان نسبت به مبادرت به اقدامی چنین خطرناک و ریسک‌پذیر غیرمحتمل به نظر می‌رسد.
5ـ در نهایت آنکه اسرائیل به ایران حمله نخواهد کرد، زیرا به‌خوبی می‌داند که توافق میان ایران و آمریکا حتی اگر با توافق ایده‌آل فاصله داشته باشد، بهتر از عدم توافق است.


خط خبر

آمریکایی‌ها به تحلیل ایران می‌رسند
بر اساس نظرسنجی بنیاد تحقیقات «پیو» بیشتر شهروندان آمریکایی تأکید دارند واشنگتن باید به امور داخلی خود رسیدگی کند و در امور دیگر کشورها دخالت نکند. اکثر آمریکایی‌ها می‌گویند نقش این کشور در جهان در مقایسه با ده سال پیش کم‌رنگ شده است .پنجاه‌ودو درصد آمریکایی‌ها تأکید دارند دولت این کشور باید به امور داخلی بپردازد و در دیگر کشورها دخالت نکند که این میزان بیشترین نسبت حتی در مقایسه با جنگ ویتنام و پایان جنگ سرد است .برگزارکنندگان این نظرسنجی می‌گویند علت انزوای سیاسی شهروندان آمریکایی نتایج دو جنگ عراق و افغانستان و بدبینی درباره نتیجه بهار عربی است .جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید داشته است که قدرت آمریکا در جهان رو به افول است.

انتقاد علی‌اکبر صالحی از توافقنامه ژنو

مواضع علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی درباره توافقنامه ژنو با مخالفت برخی مسئولان مواجه شده است. وی در مراسم بزرگداشت شهید شهریاری گفته است: «ما می‌توانستیم تفاهم‌نامه ژنو را به نحو قوی‌تری تنظیم کنیم... عدول از آب‌سنگین اراک مثل عدول از غنی‌سازی است.» صالحی در پاسخ گفته است من یک مدیر فنی هستم و نقد فنی می‌کنم.

محصولات مسموم فرهنگی در راه است!

امام جمعه موقت اهواز گفت: اگر رئیس‌جمهور در مورد نظارت بر چاپ و انتشار کتاب معترض هستند روش آن را تغییر دهند، نه اینکه تأکید کنند که ممیزی کاملاً برداشته شود. آیت‌الله سیدابوالحسن حسن‌زاده سخنان رئیس‌جمهور در مورد ممیزی را درست ندانست و افزود: هر شهروندی که به مقدار کمی به آیات قرآن و روایات ائمه معصوم(ع) آشنایی داشته باشد نظارت در کار‌ها را می‌پذیرد. این استاد حوزه علمیه اهواز برداشتن ممیزی را زمینه‌ساز ساخت و انتشار محصولات مسموم عنوان و خاطرنشان کرد: نباید اجازه داد محصولات ناسالم وارد بازار شود، زیرا همه مردم نمی‌توانند در این زمینه خوب را از بد تشخیص دهند.

تیم زبر و زرنگ روحانی

«فارین پالسی» با ارزیابی فیلم تقلیدی روحانی از اوباما نوشت: رئیس‌جمهور ایران تیم رسانه‌ای زبر و زرنگی دارد! تنها چندین روز پس از امضای توافقنامه هسته‌ای، سازندگان فیلم‌های انتخاباتی روحانی ویدئویی تولید کردند که «نوسفر» نام داشت. این کلیپ به شکل قابل توجهی با ویدئوی سال 2008 اوباما که «بله ما می‌توانیم» نام داشت، شباهت دارد. به نوشته این مجله، بین حضور دوستانه روحانی در توئیتر و تلاش‌های‌شان برای ارائه شاخه زیتون به آمریکا، رئیس‌جمهور ایران و نزدیکانش برای چگونگی به تصویر کشیدن خود در دنیا دارای برنامه بودند. شایان ذکر است که در جلسه هیئت دولت، برخی وزرا نسبت به عدم پخش کلیپ «نو سفر» در پایان گزارش ۱۰۰ روزه روحانی به ضرغامی اعتراض کردند و عزت‌الله ضرغامی اقدام به نمایش و نقد این کلیپ نمود و تصریح کرد در صورتی که این کلیپ پخش می‌شد با اعتراضات گسترده مردم به ویژه گروه متدین همراه می‌شد. اکثر حاضران از جمله رئیس‌جمهور و تعدادی از وزرا همچون طیب‌نیا، قاضی‌زاده هاشمی و رحمانی فضلی از هوشمندی و صداقت ضرغامی تجلیل کردند.

سپاه سه برابر از زمان جلوتر است

اجرای بزرگراه صدر نشان داد که سپاه سه برابر از زمان جلو است. انجام پروژه بزرگراه طبقاتی شهید صدر در شرایط عادی شش سال زمان لازم داشت، ولی رزمندگان جبهه سازندگی آن را در حدود دو سال به انجام رساندند. در شمال شرق تهران در مدت 26 ماه به همت گروه تخصصی شهید رجایی وابسته به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) طراحی و ساخته شده است.

درگیری جدید در دولت و مجلس

هنوز آمار دقیق و رسمی از میزان به‌کارگیری افراد بازنشسته در بدنه دولت وجود ندارد، برای نمونه در جلسه چهارشنبه گذشته؟؟؟ مجلس برخی نمایندگان تعداد بازنشستگان شاغل در دولت را 50 نفر عنوان کردند، اما حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی معتقد است که تعداد بازنشسته‌های به‌کارگیری شده در دولت بیش از این حرف‌هاست و فقط در وزارت نفت حدود 37 نفر را سراغ داریم که بازنشسته هستند. در صحن علنی مجلس کلیات این طرح مورد بحث و بررسی نمایندگان قرار گرفت و در نهایت نمایندگان مجلس به آن رأی ندادند. هم‌اکنون میانگین سن وزرای دولت روحانی 59 و در مرز 60 سال قرار دارد و انتخاب مدیران میانی بازنشسته با سنین بالا می‌تواند دولت روحانی را از این پیرتر کند .

مستندات گزارشی که منافقین و محاربین نظام هستند

«احمد شهید» در گزارش اخیر خود با عنوان «هزار اقدام ایران» مستندات گزارش را عمدتاً بر اساس اخبار و گزارش‌های سرویس حوادث خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های دولتی ایران ارائه کرده است. از آنجا که گزارش‌های حقوق بشری سال‌های گذشته بر اساس مطالب گروهک منافقین، سلطنت‌طلب‌ها و گروه‌های محارب تنظیم می‌شد، با اعتراضات ایران فاقد وجاهت قانونی بود.

هدف راهبردی اروپا از جنگ در سوریه

برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا و اتحادیه اروپا نگران پایان جنگ در سوریه هستند، چراکه پس از آن شاهد سرازیر شدن گروه‌های آموزش‌دیده و خطرناک سلفی به کشورهای‌شان و تهدید امنیت ملی خود هستند. از این رو تداوم نبرد در سوریه سبب از بین رفتن آنها زیر بمباران هواپیماها، آتشباری توپخانه‌ها و شلیک تانک‌های سوری خواهد شد. برخی آمارها نشان می‌دهد بیش از پنج هزار جنگجوی سلفی از کشورهای اروپایی در سوریه حضور دارند .

شعار فرزند کمتر از چین وارد شده بود!

دولت چین در راستای کنترل جمعیت، قوانین سرسختانه‌ای را وضع کرده است که براساس یکی از این قوانین، به دنیا آوردن فرزند دوم، 54200 دلار جریمه دارد. خانم «لیو ویی» یک زن کارگر چینی است که به علت نقض قوانین تنظیم خانواده و به دنیا آوردن فرزند دوم، 330 هزار یوان، معادل 54200 دلار جریمه شد. این زن چینی نتوانست مبلغ جریمه تعیین شده را پرداخت کند، زیرا این مبلغ، چهارده برابر حقوق او بود و به همین علت، فرزند دوم او از حقوق اساسی نظیر آموزش و بهداشت، محروم شده است. قوانین کاهش زاد و ولد در کشور ما که سبب کهولت نسل در ایران شده است نیز شاید یک دلیل چینی دارد!

سموم کشاورزی زندگی ایرانیان را تهدید می‌کند

مصرف سم در کشور ما چندین برابر کشورهای اروپایی است و مصرف خارج از استاندارد سم و مواد شیمیایی بدون داشتن برنامه‌های کارشناسی خطرناک است و عوارض جبران‌ناپذیری به دنبال دارد .استفاده نامتعادل از سموم و مواد شیمیایی دفع آفات نباتی سلامت آب‌های سطحی و زیرزمینی را به مخاطره می‌اندازد. آلودگی هوا، خاک و در مجموع آلودگی محیط‌زیست و تولید محصولات حاوی سموم زیاد مهم‌ترین پیامدهای مصرف بی‌رویه سموم و مواد شیمیایی هستند .وجود مقادیر زیاد و خارج از کنترل سم و مواد شیمیایی احتمال شیوع بیماری‌های صعب‌العلاج مانند سرطان‌ها را بیشتر می‌کند.

مناظره برای خدا را از علامه بیاموزیم

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در مراسم اختتامیه نهمین همایش اساتید تفسیر قرآن سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم به نقل خاطره‌ای از علامه طباطبایی پرداخت و گفت: در سال‌های 1320 تا 1325 فضای سیاسی کشور کمی باز شده بود و نوعی از آزادی کاذب رواج یافته بود به همین دلیل منکران توحید نیز مجال یافتند تا مطالب خود را بیان کنند؛ علامه طباطبایی طی هشت ساعت بحث و مناظره با یکی از همین افراد او را موحد کرد و در این مناظره فقط از آیات قرآن بهره می‌گرفت .
مدیریت دریچه دیپلماسی از نظر کیسینجر

هنری کیسینجر و جورج شولتز وزرای خارجه اسبق آمریکا با نگارش مقاله‌ای مشترک در روزنامه وال‌استریت‌ژورنال آمریکا به تحلیل توافق اخیر ژنو درباره موضوع هسته‌ای ایران و بایدها و نبایدهای سیاست خارجی آمریکا در گام‌های بعدی تعامل با ایران پرداختند و توصیه کردند: ۱ـ به تفاهم رسیدن بر سر یک سطح محدود از قابلیت غنی‌سازی ایران که قابل نظارت و کنترل باشد و اطمینان حاصل گردد از این سطح فراتر نمی‌رود ۲ـ ترسیم یک چشم‌انداز روشن برای ایجاد یک رابطه واقعاً سازنده با ایران۳ـ طراحی و تنظیم یک سیاست خارجی جدید در منطقه خاورمیانه با توجه به شرایط جدید آن.
این دو نوشتند: آمریکا نباید اجازه دهد ایران با استفاده از توافق ژنو از شر تحریم‌های طاقت‌فرسا خلاص شود و همزمان به عنوان یک قدرت اتمی که رهبری جهان اسلام را در دست دارد، ظهور کند که در این زمان متحدان سنتی آمریکا در منطقه اعتماد خود را به واشنگتن از دست خواهند داد و برای ایجاد توازن با ایران به سمت هسته‌ای شدن پیش می‌روند. کیسینجر و شولتز تأکید کرده‌اند شش ماه آینده از این جهت که روشن‌کننده مسیر دیپلماسی و توافق نهایی بر سر موضوع هسته‌ای با ایران خواهد بود، بسیار حساس و تعیین‌کننده است، چراکه از نظر آنها در شش ماه آینده یا مسیر به سمت باز شدن دریچه دیپلماسی هسته‌ای با ایران پیش خواهد رفت یا به یک مانع عمده راهبردی برخورد خواهد کرد.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

نقد مطبوعاتی منشور حقوق شهروندی
حسین عبداللهی فر

تدوین منشور حقوق شهروندی خبری بود که رئیس‌جمهور همزمان با گزارش صد روزه خود از آن پرده برداشت. خبری که نظیر گزارش دولت با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد. برخی از اصحاب جراید این منشور را در راستای مطالبات خود ناکافی دانستند و بعضی دیگر این اقدام دولت یازدهم را یک حرکت سیاسی ـ تبلیغاتی ارزیابی کردند.
«کیهان» در همین راستا، سرمقاله نخستین روز هفته خود را با موضوع «حقوق شهروندی؛ متن یا حاشیه» تنظیم کرد و با اشاره موادی از قانون اساسی و قوانین عادی که به حقوق شهروندان و ملت اختصاص دارد، نوشت: «نمی‌توان منشور حقوق شهروندی مورد نظر رئیس‌جمهور محترم را یک ابتکار یا نوآوری در عرصه حقوق و تأمین حقوق شهروندان تلقی کرد، چرا که مفاد آن با تعریف جامع و مانع در قانون اساسی و سایر قوانین پیرامونی آمده و ضرورت اجرایی دارد. از این رو، بیم آن می‌‌‌رود که اقدام مورد اشاره فقط در بستر یک حرکت سیاسی و تبلیغاتی به صحنه آمده باشد که بیش از آن نیز نمونه‌های مشابهی در دولت موسوم به اصلاحات داشته و سیاسی بودن آن به جای محتوای حقوقی بر کسی پوشیده نیست.»
روزنامه «جوان» هم در همین روز با انتقاد از بخشی از سخنان رئیس‌جمهور در خصوص مسائل فرهنگی نظیر حاکم بودن فضای امنیتی بر فرهنگ و ممنوع‌القلم بودن برخی از نویسندگان، به موضوع تدوین حقوق شهروندی از سوی دولت یازدهم اشاره کرد و نوشت: «این مدعای آقای روحانی و منتسب کردن تدوین و تهیه منشور حقوق شهروندی در حالی مطرح می‌‌‌شود که بیش از چهار سال پیش و به طور دقیق‌تر در روز 24 فروردین ماه سال 1388 همین مسئله از جانب یکی از سران فتنه سال 88 به عنوان ابتکارش برای جذب آرای مردم و اقبال آحاد جامعه به او و برنامه‌هایش مطرح شده است. نکته‌ای که مورد ادعای فرزند کروبی نیز قرار گرفته و او منشور حقوق شهروندی روحانی را کپی منشور کروبی در چهار سال پیش می‌‌‌داند!»
«وطن امروز» یک روز بعد در سرمقاله خود به این موضوع واکنش نشان داد و با تأکید بر اینکه استفاده از هوای پاک از جمله حقوق شهروندی می‌‌‌باشد، نوشت: «نگاهی به گزارش صد روزه رئیس‌جمهور حکایت از آن دارد که با وجود آنکه آلودگی هوا معضل جدی شهروندان کلان‌شهرها بوده و عواقب و تبعات جبران‌ناپذیری بر سلامتی شهروندان دارد تاکنون هیچ برنامه استراتژیک عملیاتی از سوی دولت برای این مهم تدوین نشده است. باید از رئیس‌جمهور حقوق‌خوانده پرسید که تکلیف قانون و مردم در برابر بی‌توجهی دولت به این حق اساسی شهروندی چیست؟»
«رسالت» هم از همین روز (یک‌شنبه 10 آذر) سرمقاله سه روز خود را به «حقوق شهروندی» اختصاص داد و در بخش دوم آن نوشت: «اکنون پیش‌نویس حقوق شهروندی که در پایگاه اطلاع‌رسانی رئیس‌جمهور قرار گرفته است، حقوق اقتصادی و مالکیت را در سه بند به رسمیت شناخته است. این سه بند اختصاص به حقوق خصوصی دارد و هیچ عنایتی به حقوق عمومی شهروندان در حوزه اقتصاد که در فصل چهارم قانون اساسی به آن اشاره شده، نفرموده است.»
این روزنامه همزمان با قسمت پایانی این نوشتار، در تیتر اول خود از قول سخنگوی قوه قضائیه نوشت: «بازی سیاسی با حقوق شهروندی نشود.»
«تهران امروز» هم 12 آذر روی تصویر بزرگی از سخنگوی قوه قضائیه «توصیه‌های حقوقی به دولت درباره منشور حقوقی شهروندی» را تیتر کرد و در ادامه نوشت: «بی‌انصافی است اگر بخواهیم با حقوق شهروندی بازی سیاسی کنیم و از آن برای کار سیاسی بهره ببریم. امروز اگر هوای آلوده مناسب افراد نباشد و حیات انسان را به خطر بیندازد هر کسی که مدعی دفاع از حقوق شهروندی است باید به این موضوع توجه کند.»
روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم تیترهایی در انتقاد از منشور حقوق شهروندی را با رویکردی متفاوت درج کردند.
روزنامه «اعتماد» با حروف درشتی «منشور حقوق شهروندی فاقد جسارت است» را از قول عماد افروغ تیتر کرد و در شماره 12 آذر نوشت: «افروغ با تأکید بر اینکه در این منشور بسیاری از حقوق فردی، اجتماعی نادیده گرفته شده است، می‌‌‌گوید که با وجود این انحصار که رنگ و بوی سیاسی دارد، نکته مهم‌تر این است که تدوین‌کنندگان منشور حقوق شهروندی تهدیدهای این حقوق را پیش‌بینی نکرده‌اند تا حداقل برای آن راه چاره‌ای عنوان کنند.»
«آفتاب‌یزد» هم در سرمقاله همین روزش «انتظار از حقوق شهروندی بیش از این بود» را موضوع قرار داد و نوشت: «انتظار آن می‌‌‌رفت که منشور حقوق شهروندی بیشتر به حقوق زنان می‌‌‌پرداخت و در جهت رفع برخی موانع گام‌هایی را در نظر می‌‌‌گرفت تا این امید ایجاد می‌‌‌شد که شاید اقداماتی در این راستا در آینده انجام شود.»
«شرق» (12 آذر) به شکل مبسوطی «نقد کارشناسی منشور حقوق شهروندی» را در دستور کار خود قرار داد و نظر پنج جامعه‌شناس و 15 حقوقدان را منعکس کرد.
به نوشته این روزنامه برخی از این جامعه‌شناسان و حقوقدانان‌ تأکید کرد‌ه‌اند که نیازی به تدوین این منشور نبوده است. از جمله این افراد تقی آزاد ارمکی است که می‌‌‌گوید: «نه امروز و نه خیلی روزهای آتی برای طرح این منشور زود است و ما در ایران کارها و اقدامات بسیار مهم‌تری در پیش داریم که باید برای تحقق آنها تلاش کنیم که حاصل آنها ظهور حقوق شهروند تا منشور آن خواهد بود. یکی از اصلی‌ترین این کارها اجتناب از رادیکال شدن جامعه و فرهنگ است. دیگری دعوت از نیروهای اجتماعی در مسئولیت‌پذیری است. سومین تلاش تقویت همبستگی ملی است تا خاص‌گرایی و ارائه تصویری تند و سریع از شرایط.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

درس‌های یک رفتار
پس از توافقات ايران و گروه 1+5 در ژنو مواضع و ديدگاه‌هاي متعددي در اين زمينه مطرح شد. در حالي که همگان بر تأييد اين توافق بر معادلات منطقه‌اي تأکيد کرده‌اند، برخي محافل رسانه‌اي و سياسي غربي بر اين ادعايند که سازشکاري برخي سران عرب از جمله عربستان يا صهيونيست‌ها برگرفته از اين توافقات و نزديکي غرب به ايران است.
اين ادعاها در حالي مطرح مي‌شود که بانيان آن برآنند تا با اين فرافکني‌ها ضمن توجيه خيانت برخي کشورهاي عربي به فلسطين، ايران را عامل بحران در منطقه معرفي کنند و ابعاد جديدي از پروژه تخريب چهره ايران در منطقه را اجرايي سازند. در کنار اين تحولات، يک اصل مهم در مواضع محافل رسانه‌اي و سياسي غرب مشاهده مي‌شود و آن، اعلام رويکرد غرب به ايران همزمان با دوري اين کشورها از رژيم صهيونيستي و کشورهاي عربي است.
آنها چنان وانمود کرده‌اند که غرب با رويکرد تعاملي به ايران عملاًً در مسير دوري نسبي از خواسته‌هاي برخي کشورهاي عربي و صهيونيست‌ها قرار گرفته است که البته با خشم و نارضايتي آنها همراه شده است. نکته قابل توجه آنکه اين محافل رسانه‌اي و سياسي با برجسته‌سازي اين ادعا چنان وانمود کرده‌اند که غرب گام عملي بزرگ در قبال ايران برداشته و اکنون نوبت تهران است که با حسن‌نيت اين فرايند را پاسخ دهد.
هرچند که اجبار غرب براي پذيرش جايگاه منطقه‌اي ايران و ناتواني سیاست تحريم و تهديد در قبال ايران امري انکارناپذير است، به‌گونه‌اي که جهانيان ادعا دارند غرب هيچ گزينه‌اي جز تعامل و پذيرش خواسته‌هاي ايران ندارد. براساس همين اصل نيز غرب اجباراً پاي ميز مذاکرات ژنو آمد، نه آنکه ايران از خطوط قرمز خود عقب‌نشيني کرده باشد. در اصل ايران همچنان بر اصول خود پايبند بوده و غرب به دليل ناتواني‌ها و تزلزل‌هايش اجباراًً در مسير تعامل قرار گرفته‌ است.
با اين وجود، در صورت پذيرش ادعاي محافل رسانه‌اي و سياسي غربي مبني بر پشت کردن غرب از جمله آمريکا به صهيونيست‌ها و اعراب و گرايش يافتن آنها به مذاکره با ايران، يک نکته بسيار مهم قابل تأمل است. نکته مهم آن است که براساس ادعاي رسانه‌اي غرب، کشورهاي اروپايي و به ويژه آمريکا به متحدان و دوستان اصلي خود يعني صهيونيست‌ها و کشورهاي عربي نظير عربستان پشت کرده و به سمت ايران سوق يافته‌اند. در صورت پذيرش چنين ادعايي اين سوال اساسي مطرح مي‌شود که به غربي‌ که براي رسيدن به منافع خود، کشورهاي عربي نظير عربستان و رژيم صهيونيستي را ناديده مي‌گيرد، چگونه مي‌توان اعتماد کرد؟ چه ضمانتي وجود دارد که در آينده همين غربي‌ها براي رسيدن به منافع بيشتر ايران را کنار نگذاشته و در مسير تقابل گسترده‌تر با جمهوري اسلامي قرار نگيرند؟
اگر عملکردهاي کنوني غرب در رد خواسته‌هاي ضد ايراني عربستان و رژيم صهيونيستي را نوعي خيانت بدانيم چه ضمانتي وجود دارد که در آينده همين خيانت‌ها عليه ايران صورت نگيرد.
با توجه به اين حقيقت مي‌توان گفت که غرب نمي‌تواند مذاکره‌کننده‌اي قابل اعتماد باشد و هر لحظه بايد مراقب سياست‌هاي ضد ايراني آن بود. چرا که غرب نشان داده است که صرفاً يک اصل را در دستور کار دارد و آن منفعت‌طلبي و حفظ بقای خويش است، چنانکه در مقطع کنوني به دليل بحران‌هاي گسترده داخلي و خارجي گزينه‌اي جز رويکرد به ايران نداشته است و به ادعاي رسانه‌هاي غربي و صهيونيستي در اين راه حتي منافع عربستان و رژيم صهيونيستي را ناديده گرفته است.
بر اين اساس اعتماد به غرب و وعد‌ه‌هاي آن امري نه چندان مطلوب است، بلکه بايد از داشته‌هاي داخلي و مولفه‌هاي منطقه‌اي براي مقابله با هرگونه اقدام ضد ايراني ناگهانی غرب بهره گرفت، چنانکه از ابتداي انقلاب اسلامي تاکنون توطئه‌ها و طرح‌هاي ضد ايراني غرب با شکست همراه شده است.


پرونده

بخش خصوصی در زمینه انرژی هسته‌ای فعال می‌شود
«بهروز کمالوندی» معاون راهبردی و روابط بین‌المللی سازمان انرژی اتمی ایران با بیان اینکه باید فرصت دهیم تا مسیر مذاکرات طی شود، اذعان داشت: توسعه انرژی هسته‌ای در عرصه علمی، پزشکی و هسته‌ای از برنامه‌‌های این سازمان است. وی همچنین با بیان اینکه در آینده به دنبال تجاری کردن انرژی هسته‌ای هستیم، متذکر شد: این امر به این معنا انجام می‌شود که انرژي هسته‌ای فقط در دست دولت نباشد و بخش خصوصی نیز فعال شود و در حال فراهم ساختن زمینه‌های حقوقی این موضوع هستیم.
بازدید از تأسیسات آب‌سنگین اراک نشان‌دهنده شفافیت فعالیت‌های هسته‌ای است

«رضا نجفی» نماینده دائم ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی عنوان کرده، ایران از بازرسان آژانس خواسته است تا 17 آذر (8 دسامبر) از تأسیسات تولید آب‌سنگین اراک بازرسی کنند. وی همچنین اظهار داشته جمهوری اسلامی ایران در نامه‌ای به مدیرکل آژانس از بازرسان خواسته است تا در قالب تفاهم ایران و آژانس با عنوان «چارچوبی برای همکاری» بازرسان 17 آذر از تأسیسات تولید آب‌سنگین اراک بازدید کنند و این بازرسی بر اساس تفاهم مذکور «مدیریت شده» خواهد بود.
ویروس خطرناک ضدبرنامه هسته‌ای ایران

پایگاه اینترنتی صهیونیستی دبکا از برنامه عربستان سعودی برای تولید ویروس رایانه‌ای خطرناک‌تر در مقایسه با ویروس استاکس‌نت برای برنامه هسته‌ای ایران با کمک موساد خبر داد. به گزارش العالم، این پایگاه در گزارشی تأکید کرد، «بندر بن‌‌سلطان» رئیس اداره اطلاعات عربستان سعودی در ۲۴ نوامبر گذشته با «تامیر باردو» رئیس موساد دیدار کرد و بر اساس این گزارش، در این دیدار گروهی از متخصصان رایانه‌ای سعودی و صهیونیستی حضور داشتند که هدف بررسی راه‌های تولید برنامه‌های ویروسی و بدافزارها بود؛ برنامه‌هایی که خطر و ویرانگری آنها برای برنامه هسته‌ای ایران بسیار بیشتر از ویروس «استاکس‌نت» باشد.
اظهارات لاوروف درباره توافق هسته‌ای ایران و سپر موشکی ناتو

به گزارش خبرگزاری آلمان (د.پ.آ)، سرگئی لاوروف پس از نشست مشترک ناتو ـ روسیه در بروکسل که با هدف رفع اختلافات دوطرف در مورد استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در اروپا برگزار شد، در گفت‌وگو با خبرنگاران تأکید کرد: روسیه بر این اعتقاد است که پس از توافق هسته‌ای ژنو و هموار شدن مسیر حل‌وفصل نهایی مناقشه هسته‌ای غرب با ایران، دلیلی وجود ندارد که ناتو بخواهد پدافند موشکی خود را در اروپا مستقر کند. براساس این گزارش، لاوروف افزود: اگر توافق با ایران به‌صورت کامل اجرا شود، دیگر هیچ دلیلی برای استقرار پدافند موشکی ناتو در اروپا وجود نخواهد داشت.
آمریکا: حق غنی‌سازی اورانیوم در توافق نهایی هسته‌ای

«برندات میهان» سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا اعلام کرد که حق غنی‌سازی اورانیوم برای ایران می‌تواند در توافق نهایی هسته‌ای با این کشور گنجانده شود. وی در ادامه برای جلوگیری از انتقادات جدید علیه کاخ سفید به موجب به رسمیت شناختن این حق گفت: البته آمریکا هنوز این حق را به رسمیت نشناخته، اما ما آماده‌ایم تا درباره غنی‌سازی محدود اورانیوم در ایران مذاکره کنیم.


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر تصويب قانون جديد در سرزمين فراعنه
جدال مردم مصر با مطلق‌گرايي ارتش

مصر اين روزها دوراني بس حساس و بحراني را سپري مي‌كند كه محور آن را نيز تصويب قانون جديد مصر در كميته 50 نفره تشكيل مي‌دهد. كميته‌اي كه عمرو موسي رياست آن را بر عهده داشت، قانون جديد مصر را تدوين و به امضاي «عدلي منصور» رئيس‌جمهور موقت رساند تا در همه‌پرسي به تأييد مردم برسد.
در كنار تعيين زمان برگزاري انتخابات پارلمان و رياست‌جمهوري اين قانون داراي شاخصه‌هايي است كه تأثير بسياري بر ساختار و آينده مصر خواهد داشت. از مهم‌ترين بندهاي اين قانون را ممانعت از برگزاري تظاهرات و تجمعات مردمي تشكيل مي‌دهد. ارتش حق دارد تا مردم عادي را در دادگاه نظامي محاكمه کند در حالي كه بر اساس قوانين جديد، ارتش داراي اختياراتي ويژه است و عملاً دولت حق دخالت در تصميمات ارتش و حتي تعيين فرماندهان ارتش را ندارد.
مفاد قانون اساسي مصر چنان است كه بسياري تأكيد دارند ارتش، قدرت مطلق كشور است و رئيس‌جمهور صرفاً داراي اختيارات محدود است كه قدرت اجرايي چنداني ندارد.
نكته بسيار مهم در قانون جديد مصر آنكه اسلام، محور قانون اساسي عنوان شده است در حالي كه همزمان فعاليت احزاب اسلامي ممنوع بوده و هيچ تشكلي با عنوان و پسوند اسلامي حق فعاليت در كشور را ندارد.
بر مبناي همين قانون، عملاً جريان‌هايي مانند اخوان از صحنه حذف و گروه‌ها و تشكل‌هاي سكولار از آزادي بيشتري برخوردار مي‌شوند!
برآيند نهايي از قانون جديد مصر نشانگر رونويسي از قانون دوران مبارك است كه بر اساس آن، ارتش و جريان‌هاي غير اسلامي در رأس امور قرار گرفته كه زمينه‌ساز سركوب مردم و حضور گسترده بيگانگان در كشور است.
همزمان با اين تحركات، مردم مصر كه انقلاب خود را در خطر مي‌بينند حركت‌هاي اعتراضي خود را تشديد كرده‌اند چنانكه در درگيري نيروهاي امنيتي و مردم، دهها نفر كشته و زخمي شده‌اند. در همين حال ارتش با پرونده‌سازي عليه جريان‌هاي اسلامي از جمله اخوان، حذف آنها از صحنه را اجرايي توجیه می‌کند. آنها با ادعاي برقراري امنيت و مقابله با هرج‌ومرج و فعاليت گروه‌هاي تروريستي سركوب مردم و زمينه‌سازي براي حضور مطلق ارتش در قدرت را فراهم مي‌سازند.
نگاه غرب به تحولات
مصر در حالي در چنين شرايطي قرار گرفته است كه در وراي آن، يك اصل قابل توجه است و آن، نوع نگاه كشورهاي غربي به قدرت‌يابي ارتش است. كشورهاي غربي از آمريكا گرفته تا اتحاديه اروپا از تحولات اخير حمايت كرده‌اند چنانكه چندي پيش «كري» وزير امور خارجه آمريكا رسماً اخوان را به مصادره قيام مردم متهم كرده و خواستار اقدام ارتش براي برقراري دموكراسي در مصر شده است. در همين حال «هاگل» وزير دفاع آمريكا تماس‌هاي مكرري با «السيسي» وزير دفاع مصر داشته و بر حمايت واشنگتن از نظاميان تأكيد كرده است.
حال اين سوال مطرح است كه چرا غرب چنين رويكردي را در پيش گرفته و چه اهدافي را دنبال مي‌كند؟
پاسخ به اين پرسش را در چالش‌هاي غرب در مصر مي‌توان جست‌وجو كرد. غرب اميد داشت تا در فرآيند سياسي مصر، جريان‌هاي سكولار بتوانند قدرت را در دست گيرند، اما بر خلاف انتظار آنها، جريان‌هاي اسلامي با اقبال مردمي مواجه شدند. هرچند كه دولت مرسي داراي اشتباهات بسياري بود، اما در طول يك سال اخير گرايش‌های مردمي به گروه‌هاي اسلامي افزايش يافته، به‌گونه‌اي كه استمرار آن برابر با حذف تمام روياهاي غرب بوده است. در چنين شرايطي، كشورهاي غربي به‌ناچار از اصل خود مبني بر مخالفت با كودتا و نظامي‌گري عدول كردند و پذيرنده حضور گسترده ارتش مصر در صحنه شدند.
روند تحولات نشان مي‌دهد كه حمايت غرب از ارتش مصر، نه به دليل موفقيت در هدايت تحولات، بلكه به دليل شكست‌هاي گسترده غرب است كه سرانجام، آنها را به پذيرش نقش ارتش وادار ساخته است. بر اين اساس مي‌توان مصر را ميدان شكست غرب در رسيدن به اهداف خود دانست هر چند كه با پنهان شدن پشت نقاب ارتش، به دنبال پنهان‌سازي اين شكست هستند.
به هر تقدير مصر دوراني بس دشوار را سپري مي‌كند، به‌گونه‌اي كه از يك سو ارتش با تصويب قوانين جديد به دنبال تثبيت مطلق قدرت است و از سوي ديگر غرب براي حفظ منافع خود و به انحراف كشاندن بيداري اسلامي، در مسير تعاملي با ارتش قرار گرفته است که همین موضوع فضاي ابهام‌برانگيز مصر را بيش از پيش تشديد كرده است.


اقتصادى
سعید مهدوی

تولید ایران به چهار میلیون بشکه نفت در روز می‌رسدد
نشست هفته گذشته اعضای «اوپک» کانون توجه بازارهای انرژی در جهان بود. در این میان، موضع قاطع ایران درخصوص رساندن توليد ايران به روزانه چهار ميليون بشكه، پس از مدت‌ها تحريم‌ نفتی ایران، مهم‌ترين خبر در دبيرخانه اوپك پيش از آغاز نشست وزيران بود. وزیر نفت در این نشست اعلام کرد: جمهوري اسلامي ايران تحت هر شرايطي چهار ميليون بشكه در روز را توليد مي‌كند و من از حق ايران تحت هيچ شرايطي براي توليد روزانه چهار ميليون بشكه نخواهم گذشت حتي اگر قيمت‌هاي جهاني نفت خام به سطوح 20 دلار براي هر بشكه برسد. بیژن نامدار زنگنه اضافه كرد: ما در اين قضيه از حقوق‌مان كوتاه نخواهيم آمد و اوپك براي حفظ قيمت نفت، خود را با افزايش توليد ايران وفق خواهد داد. برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد اعضای اوپک حدود ٤٠ درصد از نفت خام جهان را تولید می‌کنند و حدود دو سوم (٦٥ درصد) ذخایر نفتی اثبات شده جهان را در اختیار دارند.
12 عضو اوپک در نشست خود در وين توافق کردند سقف توليد اين سازمان را در سطح 30 ميليون بشکه در روز در نيمه نخست سال 2014 بدون تغيير باقي نگه دارند. در سال 2012 ميلادي، ايران روزانه سه ميليون و 700 هزار بشكه نفت توليد كرده و اين در حالي است كه ميزان توليد عربستان 9 ميليون و 700 هزار بشكه در روز بوده است. پس از توقف توليد نفت ايران به علت تحريم‌هاي زورگويانه آمريکا و غرب، سهم چهارونيم ميليون بشکه‌اي ايران در اوپک را کشورهاي ديگر تصاحب کردند و صادرات نفت خام ایران به‌شدت کاهش یافت و عربستان رکورد ده ميليون بشکه در روز را ثبت کرد. الجزایر، آنگولا، اکوادور، ایران، عراق، کویت، لیبی، نیجریه، قطر، عربستان، امارات و ونزوئلا، دوازده عضو اوپک هستند.
در توافق اخير ميان ايران و 1+5 به ايران اجازه داده شده که روزانه 200 هزار بشکه نفت بفروشد که در صورت عملي شدن، طي شش ماه آينده ايران مي‌تواند روزانه يک ميليون و دويست هزار بشکه صادرات نفت خام داشته باشد. وزیر نفت کشور نرخ کاهش و افت طبیعی تولید نفت ایران را سالانه حدود 300 هزار بشکه در روز عنوان کرد و گفت: اوپک از بازگشت ایران به بازار نفت استقبال کرده است. بیژن زنگنه در حاشیه نشست اخیر اوپک با اشاره به استقبال اعضای اوپک از افزایش تولید و بازگشت نفت ایران به بازار جهانی، گفت: سابقه تاریخی اوپک هم نشان می‌دهد که وقتی عضوی به دلیل مشکلاتی از بازار خارج شده و دوباره باز می‌گردد، کشورهای عضو نهایت همراهی و همکاری را برای به دست آوردن سهم بازار آن عضو داشته‌اند. وزیر نفت در ادامه اظهار داشت: ایران سال آینده روزانه کمتر از یک میلیون و 500 هزار بشکه نفت صادر خواهد کرد.
افزایش صادرات نفت خام در دوره کنونی از آنجا حائز اهمیت است که کشور دارای 28 میدان نفتی مشترک با شش کشور دیگر را دارد. این کشورها در مدتی که ایران از حجم صادرات نفت خامش کاسته شده، بیشترین استفاده را از این میدان‌ها برده‌اند. در حالی کشور چنین ضرری را شاهد است که مسئولان نفتی از سه سال پیش تاکنون همواره بر ضرورت توسعه میادین مشترک تأکید کرده‌اند، اما به دلیل کمبود منابع مالی برای توسعه این میدان‌ها، ایران همچنان از همسایگان خود عقب است. درآمد ایران از محل فروش نفت خام در سال جاری حدود 90 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که عدم‌النفع برداشت ایران از میادین نفتی مشترک سالانه چیزی حدود 50 میلیارد دلار برآورد می‌شود. به زبانی ساده‌تر همسایگان ما به دلیل برداشت بیشتر از میادین نفتی موفق شده‌اند درآمدی بالغ بر 49 میلیارد و 608 میلیون دلار را عاید خود کنند.


نداى قدس

هاآرتص: سیاست یهودی‌سازی به معنای نژادپرستی است
روزنامه «هاآرتص» از اجرای طرح جدید یهودی‌سازی منطقه الجلیل و اسکان 100هزار صهیونیست در آن خبر داد. «هاآرتص» اولین رسانه انتشاردهنده این خبر نوشت: این سیاست نماد نژادپرستی است و از رژیم اسرائیل خواست که این پروژه را متوقف کند. این روزنامه ادامه داده است حکومتی که مردم را به اسکان در یک منطقه معین تشویق می‌کند و در مقابل برای ملتی دیگر قوانینی غیرانسانی وضع می‌کند، بدون شک سیاستی نژادپرستانه در پیش گرفته است و جز این صفت نمی‌توانیم تعبیر دیگری در مورد این اقدام او به کار ببریم.
افزایش 142 درصدی ورشکستگی در رژیم صهیونیستی

به گزارش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت گزارش «رسیور جنرال» که توسط وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی منتشر شد، نشان می‌دهد که تنها در سال 2012 بیش از پنج هزار ورشکستگی گزارش شده است که این میزان در مقایسه با سال 2011 حدود 34 درصد و نسبت به سال 2009 نیز 142 درصد افزایش یافته است. پیشتر نیز در خبرها آمده بود که طی سال‌های گذشته 50 هزار شرکت اسرائیلی به‌علت بحران مالی ورشکست شده‌اند، به‌طوری‌که هم‌اکنون فقرو بیکاری به یکی از معضلات رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
تصویب ساخت شهر جدید در «نقب»

به گزارش خبرگزاری فلسطینی معأ کمیته ساخت‌وساز رژیم صهیونیستی روز گذشته طرح احداث شهر جدید در نقب واقع در جنوب سرزمین‌های اشغالی را تصویب کرد. وزارت داخلی رژیم صهیونیستی اعلام کرد: این شهر به نام «شیزاف» بخشی از محدوده شورای منطقه‌ای رامات نقب خواهد بود و در آن آپارتمان‌هایی برای زوج‌های جوان صهیونیست ساخته خواهد شد. تصویب ساخت شهر جدید درحالی است که شهرهای فلسطین اشغالی این روزها شاهد تظاهرات گسترده‌ای در اعتراض به طرح نژادپرستانه پراوربگین بوده است. به‌موجب طرح صهیونیستی «پراوربیگن» 80 هزار هکتار از اراضی فلسطینیان در نقب مصادره و حدود 36 روستای فلسطینی که رژیم صهیونیستی آنها را به رسمیت نمی‌شناسد تخریب و 40 هزار فلسطینی مجبور به کوچ اجباری خواهند شد.
تهدید اتحادیه اروپا

به گزارش خبرگزاری قدس، اتحادیه اروپا که ظاهراً از کمبود پیشرفت در مذاکرات صلح بین رژیم صهیونیستی و فلسطین خسته شده هر دو طرف را در صورت شکست مذاکرات، به اقدامات تنبیهی تهدید کرده است. یک مقام ارشد اتحادیه اروپا گفت: اگر مذاکرات در پایان مدت تعیین شده با شکست روبه‌رو شود، ما کمک‌های سالیانه به تشکیلات خودگردان را قطع خواهیم کرد.
افزایش آزار و اذیت جنسی کودکان در سرزمین‌های اشغالی

یک تحقیق جدید که توسط موسسه «هارو» وابسته به وزارت امور اجتماعی رژیم صهیونیستی انجام شده نشان‌دهنده افزایش تعداد آزار و اذیت کودکان و چشم‌پوشی از مجازات مرتکبان به این جرم در سال گذشته است. در سال 2012 بیش از سی‌ونه هزار کودک‌آزاری گزارش شده است. طبق این تحقیق امسال از هر هزار کودک اسرائیلی 16 نفر امسال به مددکاران اجتماعی مراجعه کرده‌اند. این میزان در سال گذشته ۱۳ نفر بوده است. این گزارش مورد تأیید 228 مددکار اجتماعی در مناطق مختلف است که در مجموع مسئولیت ۵/۹۷ درصد از کودکان زیر 17 سال را برعهده دارند.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

هداياي ويژه غرب براي صهيونيست‌ها
قاسم غفوری

سران غرب يك واژه مشترك را مطرح مي‌سازند و آن اينكه، امنيت رژيم صهيونيستي براي آنها اصل اول است. باراك اوباما و اولاند روساي‌جمهور آمريكا و فرانسه در كنار كامرون، نخست‌وزير انگليس و مركل، صدر اعظم آلمان از جمله افرادي هستند كه امنيت صهيونيست‌ها را محور اول اهداف خود عنوان مي‌دارند. برای نمونه ديويد كامرون، نخست‌وزير انگليس در نشست صهيونيست‌ها مي‌گويد: «دشمن اسرائيل، دشمن انگليس است و لندن از هيچ اقدامي براي خدمت به دوستان اسرائيلي‌اش فروگذار نيست.»
مواضع سران غرب مبني بر تلاش مطلق براي تأمین امنيت صهيونيست‌ها اين سوال را مطرح مي‌سازد و آن اينكه در حالی كه صهيونيست‌ها با چالش‌هاي داخلي و خارجي زيادي مواجه هستند، غربی‌ها چه امتيازاتي را براي صهيونيست‌ها در نظر گرفته‌اند كه تأمين‌كننده امنيت اين رژيم باشد؟
حمايت‌هاي نظامي گسترده و نيز سوق دادن مذاكرات سازش تشكيلات خودگردان با صهيونيست‌ها به سمت خواسته‌هاي امنيتي و اقتصادي صهيونيست‌ها به‌ويژه استمرار طرح اختلاف‌افكني ميان فلسطيني‌ها براي جلوگيري از آغاز انتفاضه جديد از جمله سياست‌هاي ساختاري و زيربنايي غرب براي طرح امنيت صهيونيست‌ها است.
در كنار اين شاخصه‌ها، غربی‌ها رويكردهاي ديگري را نيز در دستور كار دارند كه از آن جمله عبارتند از:
الف) مذاكرات سازش كشورهاي عربي با صهيونيست‌ها در حالي همچنان ادامه دارد كه در طرح جديد آمريكا، مسائل سياسي در حاشيه قرار دارد و الگوهاي جايگزين براي آن تعريف شده است.
محورهاي اقتصادي بخشي از اين روابط است، چنانكه منابع خبري از همگرايي اقتصادي قطر، بحرين و امارات به صهيونيست‌ها و اجراي پروژه خط آهن سرزمين‌هاي اشغالي به اردن و از آنجا به امارات خبر داده‌اند كه در نهايت سناريوی سازش اقتصادي را محقق مي‌سازد.
بخش مهم ديگري كه در روند سازش مطرح است، رويكردهاي امنيتي است. در سال 2009 هيلاري كلينتون وزير امور خارجه دور اول رياست‌جمهوري اوباما در نشست شرق آسيا اعلام كرد آمريكا به دنبال چتر امنيتي براي تل‌آويو با حضور كشورهاي منطقه است. در سال 1387 وزير امور خارجه بحرين نيز طرحي با محوريت همگرايي اعراب خليج‌فارس، رژيم صهيونيستي و تركيه براي امنيت منطقه اعلام داشت. بررسي كارنامه تحولات اخير منطقه نشان مي‌دهد كه آمريكا در حال اجراي پروژه مذكور در قبال منطقه است به‌گونه‌اي كه ائتلاف عربي، تركي و صهيونيستي را با ادعاي امنيت منطقه به راه انداخته است كه نمود آن را در جنگ عليه سوريه مي‌توان مشاهده كرد.
نكته قابل توجه در اين عرصه، رويكردهاي اخير عربستان به رژيم صهيونيستي در حوزه امنيتي است. منابع خبري فاش كردند عربستان و تل‌آويو در چارچوب مقابله با مقاومت، طرح‌هاي متعددي را در دستور كار دارند. جالب توجه آنكه محافل رسانه‌اي غربي و صهيونيستي براي ايجاد شكاف ميان ايران و عربستان، همگرايي رياض به تل‌آويو براي برهم زدن مذاكرات ايران و گروه 1+5 را فاش كردند كه نشانه‌اي ديگر از طرح آمريكا براي پيوند زدن امنيت عربي به روابط و سازش با صهيونيست‌ها است.
ب) محور ديگري كه اين روزها غرب براي طرح امنيت صهيونيست‌ها در پيش گرفته، پيوند زدن مذاكرات هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران با گروه 1+5 به امنيت منطقه و در نهايت، پيوند زدن آن به امنيت رژيم صهيونيستي است. به‌عبارتي ديگر، آنها چنان القا مي‌سازند که مذاکرات هسته‌اي با ايران نه در چارچوب فني و حتي سياسي، بلکه برگرفته از مسائل امنيتي براي منطقه و جهان است. در حالي که غرب به عنوان ناجي صلح وارد مذاکرات شده است. آنها براي تکميل اين پروژه در حالي که خود ادعاي لزوم تأمين امنيت رژيم صهيونيستي به عنوان مولفه تأمين امنيت منطقه را در قبال مذاکرات هسته‌اي با ايران مطرح مي‌سازند که همزمان صهيونيست‌ها در جنگ زرگري با غرب بر طبل نارضايتي از روند مذاکرات و توافقات غرب با ايران کوبيده و چنان عنوان مي‌سازند که ادامه مذاکرات تهديد امنيت اين رژيم است که براي مقابله با آن هر اقدامي حتي جنگ در منطقه را حق خود مي‌دانند.
كنكاش در رفتار غرب نشان مي‌دهد که آنها براي ماه‌هاي آينده و مذاکرات احتمالي ايران و گروه ۵+۱ دو محور را پيش روي افکار عمومي قرار مي‌دهند. نخست آنکه، غرب‌ها حل مسئله هسته‌اي ايران را در گرو تأمين مطالبات صهيونيست‌ها عنوان مي‌کنند و لزوم توجه به امنيت صهيونيست‌ها در مذاکرات را برجسته مي‌سازند.
دوم آنکه، غرب اجراي مطالبات صهيونيست‌ها را برابر با تأمين امنيت در منطقه و حتي صلح جهاني بر مي‌شمارد.
اين دو مولفه زماني بيشتر نمود پيدا مي‌کند که راديوي رژيم صهيونيستي چندي پيش ادعا کرده بود که اوباما و نتانياهو توافق کرده‌اند در مذاكرات بعدي ايران و گروه ۵+۱ نماينده رژيم صهيونيستي نيز حضور داشته باشد تا به اصطلاح آنها، اقدامات عملي براي امنيت اين رژيم صورت گیرد.
شايد ادعاي راديوي رژيم صهيونيستي ادعايي ساختگي باشد، اما مي‌توان آن را اقدامي تبليغاتي در چارچوب همان دو اصل پيوند زدن مذاکرات و امنيت منطقه به امنيت رژيم صهيونيستي دانست.
غرب در حالي درصدد شکل دادن به اين پيوندها است که در مطالبات صهيونيست‌ها در باب ايران و امنيت اين رژيم چند اصل مشاهده مي‌شود. نتانياهو نخست‌وزير صهيونيست‌ها در باب عملکرد غرب در قبال ايران مي‌گويد: «حذف فعاليت‌هاي هسته‌اي و دور ساختن ايران از منطقه بايد در رأس اقدامات غرب باشد.»
با توجه به اين سخنان و طرح غرب مبني بر پيوند زدن مذاکرات و امنيت منطقه به امنيت رژيم صهيونيستي مي‌توان گفت که غرب در آينده مذاکرات صرفاً دو هدف را پيگيري مي‌کند؛ حذف تمام فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران از جمله حق غني‌سازي و به انزوا کشاندن ايران در منطقه با مولفه حذف جريان مقاومت، به عنوان بازوي توانمند ايران در معادلات منطقه.
ج) مشغول‌سازي كشورهاي منطقه به مسائل و چالش‌هاي داخلي و حاشيه‌اي بخش ديگري از طرح غرب مي‌باشد. غربي‌ها در حالي همچنان در رسيدن به راهبردی واحد در قبال بيداري اسلامي ناكام مانده‌اند كه يك اصل را در دستور كار دارند و آن، ملي كردن حركت‌هاي مردمي است، به‌گونه‌اي كه از پيوند بيداري اسلامي در كشورهاي اسلامي جلوگيري شود. نمود عيني اين امر را در مصر، تونس، ليبي و يمن مي‌توان مشاهده كرد.
د) محور مهم ديگر تحركات امنيتي غرب براي صهيونيست‌ها مشغول داشتن ارتش‌هاي منطقه به‌ويژه ارتش‌هاي ضد صهيونيستي به مسائل امنيتي براي تضعيف آنها است. در اين چارچوب «بشار الجعفري» نماينده سوريه در سازمان ملل اعلام كرد غرب و ائتلاف عربستاني و صهيونيستي با به كارگيري سلفي‌ها طرح گرفتارسازي و در نهايت فرسوده‌سازي ارتش‌هاي عراق، سوريه و لبنان را در دستور كار دارند. آنها برآنند تا منطقه را به سمتي سوق دهند كه ديگر ارتشي براي مقابله با صهيونيست‌ها وجود نداشته باشد.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه غرب پروژه امنيت صهيونيست‌ها در رأس امور خود قرار داده است كه خود سندي بر بي‌صداقتي غرب در قبال تحولات منطقه و راهكار سياسي براي به اصطلاح برقراري صلح در منطقه مي‌باشد. رفتاري كه يك اصل را آشكار مي‌سازد و آن اينكه براي مقابله با تحركات غرب يك گزينه بيشتر باقي نمي‌ماند و آن استمرار و تقويت مقاومت است كه همواره ناكامي طرح‌هاي غرب و دشمنان منطقه را به همراه داشته است.


شرق آسيا در انتظار روزهاي حساس
علی تتماج

در حالي افكار عمومي جهان معطوف به غرب آسيا (خاورميانه) است كه شرق آسيا اين روزها با زنجيره‌اي از چالش‌ها همراه است. از يك‌سو، كشورهاي منطقه برآنند تا در اوضاع بحراني جهان توان نظامي خود را توسعه دهند و از سوي ديگر، غرب به‌ويژه آمريكا و ناتو نگاهي ويژه به شرق دارند و برآنند تا از فضاي بحراني و نيز دخالت‌هاي نظامي براي تحقق اين مهم بهره گيرند.
مناقشات در منطقه در حالي ادامه دارد كه طرح چين براي ايجاد منطقه دفاع هوايي در نقاط مرزي به‌ويژه در جزاير مورد مناقشه با ژاپن به تحولي قابل تأمل در منطقه مبدل شده است. پكن با دو محور اين طرح را در پيش گرفته و تلاش دارد تا حريم دفاعي و نظامي خود را از سطح زميني و دريايي به آسمان‌ها گسترش دهد. محور نخست؛ مقابله با تحركات ژاپن و بيان برتري نسبي خود نسبت به اين كشور است تا در قبال جزاير مورد مناقشه با دستان بازتري به خواسته‌هاي خود دست يابد. پكن تأكيد دارد كه ژاپن در مسير نظامي شدن در حال حركت است و راهكار مقابله با آن نيز، افزايش فضاي دفاعي كشور است كه عرصه هوايي را نيز شامل مي‌شود.
محور دوم براي پكن در ايجاد حريم هوايي را مقابله با آمريكا تشكيل مي‌دهد. پكن تأكيد دارد كه ژاپن و حتي ساير كشورهاي منطقه كه با چين در حوزه درياي چين داراي اختلاف مي‌باشند به تنهايي چالش بزرگی براي اين كشور و منطقه هستند و اين آمريكا است كه به‌طور مستقيم و غير مستقيم منطقه را به سمت هرج‌ومرج و بحران هدايت مي‌كند.
اكنون بخش عمده‌اي از تحركات نظامي ژاپن نيز بر اساس رفتارهاي آمريكا است و توكيو چندان سياست مستقلي ندارد. بر اين اساس نيز چين مقابله با تهديدات و تحركات آمريكا را در اولويت كاري خود دارد و طرح منطقه دفاع هوايي را نيز براي مقابله با آمريكا ايجاد كرده است. بخش عمده‌اي از موازنه قدرت غرب در شرق آسيا را تجهيزات و ساختارهاي هوايي تشكيل مي‌دهد، لذا چين نيز اساس رفتاري خود را بر اين حوزه متمركز كرده است. پكن تلاش دارد تا از سه مولفه هوايي، زميني و دريايي براي تثبيت پايه‌هاي قدرت و مقابله با تهديدات آمريكا بهره گيرد.
نقش و جايگاه آمريكا در بحران شرق زماني آشكارتر مي‌شود كه طرح چين براي ايجاد منطقه دفاع هوايي بيش از آنكه از سوي كشورهاي منطقه مورد انتقاد قرار گيرد، با واكنش آمريكا همراه شد و اين كشور بر عدم پذيرش اين طرح تأكيد كرد.
نكته قابل توجه در تحولات شرق آسيا، سفر معاون رئيس‌جمهور آمريكا به منطقه است. «جو بايدن» معاون رئيس‌جمهور آمريکا دهم آذرماه جاری راهي شرق آسيا شد. وي در اين سفر از چين، ژاپن و کره جنوبي ديدار کرد. اين سفر در حالی صورت گرفت که تنش‌هاي اخير سياسي ژاپن و چين براي درياي شرقي و جزاير مورد مناقشه بر آن سايه افکنده است. بسياري از ناظران سياسي با اشاره به اين وضعيت، سفر بايدن به شرق آسيا را رويکردي سياسي براي تقويت اقدام نظامي عليه امنيت چين مي‌دانند.
آمريکا تلاش دارد تا شرايط را چنان چينش کند که از يک‌سو اتحاد خود با کشورهاي ژاپن و کره جنوبي را مورد تأکيد قرار دهد و از سوي ديگر با افزايش فشارها بر چين، مطالبات خود از اين کشور را مطرح سازد. آمريکا در حالي براساس راهبرد سال 2025 نگاه به شرق را در اولويت‌کاري خود دارد که همزمان به چالش کشاندن پکن از طرح‌هاي اصلي اين کشور است. آمريکا موازنه‌اي دو وجهي را در قبال چين در پيش گرفته است که براساس آن از حربه نظامي و تحريک ضد چيني کشورهاي منطقه براي اعمال فشار بر اين کشور بهره مي‌گيرد و همزمان با رويکرد سياسي به دنبال باج‌گيري از اين کشور است.
از مهم‌ترين خواسته‌هاي آمريکا از چين را تغيير تراز تجاري به‌نفع واشنگتن، ناديده گرفتن تحرکات نظامي آمريکا در شرق آسيا،تعديل روابط ميان چين و روسيه، همراهي پکن با غرب در قبال کره‌شمالي، ايران، سوريه و ساير تحولات جهاني تشکيل مي‌دهد؛ موازنه‌هايي که جو بايدن با سفر به منطقه، در پي اجراي آن بوده است، لذا ژاپن، کره جنوبي و چين را محور سفر دوره‌اي خود قرار داد. البته آمريکا براي ملاحظات سياسي و اقتصادي، عدم تقابل گسترده با چين را مطرح مي‌سازد، در حالي که در همين سفر، تلاش دارد تا شرايط را براي اعمال فشار بر اين کشور تشديد کند. جالب توجه آنکه، آمريکا ابتدا بحران را ايجاد کرد و سپس با ادعاي ناجي صلح و ثبات، دخالت در امور منطقه را توجيه مي‌کند؛ امري که بايدن به دنبال آن بود تا هم مداخله آمريکا در شرق را توجيه کند و هم چهره‌اي مثبت و صلح‌طلب از آمريکا براي جهانيان به نمايش گذارد.


از نگاه دیگران

نشست‌هاي عربي، قضيه فلسطين و توصيه‌هاي ظاهري
صرف‌نظر از اينكه طرح ابتكار صلح عربي با تمايل فلسطيني‌ها به رهايي از اشغالگري از سرزمين‌هاي اشغالي 1948 همخواني ندارد، طي نشست‌هاي سران كشورهاي عربي مورد پردازش قرار مي‌گيرد، كه از نظر اين رژيم‌ها مهم تلقي مي‌شود و ملت‌ها در اين رابطه هيچ جايگاهي ندارند. اوج جملات آنان اين است كه رهبران اين كشورها موضع ثابت خود را درباره پايان اشغال اراضي فلسطيني و عربي اشغال شده از ژوئيه 1967 و برپايي كشور فلسطين به پايتختي قدس شرقي و... بار ديگر اعلام مي‌دارند.
چنين موضعي را در نشست كويت شاهد بوديم. «هاني السبوس» يك تحليلگر فلسطيني مسائل سياسي در همين رابطه اذعان داشت كه نتايج اين نشست مي‌توانست از جانب هر مركز پژوهشي صادر شود. به گفته او باوجود هزينه سنگيني كه صرف برگزاري اين نشست مي‌شود فقط شاهد درخواست‌هايي براي پايان اشغالگري و توصيه‌هايي غير الزام‌آور بوديم كه هيچ تأثير عملي ندارد.
بنابراين نتايج نشست كويت كه تازه‌ترين نشست در اين زمينه بود، جاي شگفتي زيادي ندارد. اين گونه نشست‌ها تنها جلسات سياسي هستند كه هدف واقعي را براي آزادسازي فلسطين دنبال نمي‌كنند.
در همين رابطه يكي ديگر از كارشناسان فلسطين به نام عبدالستار قاسم نيز عنوان كرد كه حكومت‌هاي عربي هيچ وزني ندارند، به همين علت ما هم انتظاري از آنها نداريم و نبايد از آنان توقع داشت كه فعاليت جدي در اين زمينه از خود نشان دهند. تفكر رهبران كشورهاي عربي اين است كه غير از محكوميت‌هاي لفظي و حرف زدن در رابطه با فلسطين كاري ندارند.
امت عربي و اسلامي هيچ استفاده‌اي از اين نشست‌ها نمي‌برند و اين امور صرفاً جنبه تبليغاتي دارند. كشورهاي عربي كه دستخوش جنبش‌هاي اعتراضي شده‌اند هنوز ثبات ندارند و از مشكلات داخلي زيادي رنج مي‌برند و هيچ نشانه‌اي نيز براي تأثيرگذاري آنها به‌نفع خواسته‌هاي ملت‌ها وجود ندارد. در نشست‌هاي عربي توصيه‌هايي مي‌شود كه هيچ ضمانت اجرايي ندارند.
منبع: روزنامه فلسطين
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 601

کیسينجر: بخش‌هاي مهم هسته‌اي ايران بايد متوقف شود
باشگاه خبرنگاران(13/9/1392): «هنري کیسينجر» و «جرج شولتز» وزيران امور خارجه اسبق آمريکا در ادعایی، توصيه کردند توافق هسته‌اي معتبر با ايران بايد موجب برچيدن يا توقف بخش‌هاي مهم تأسيسات زيربنايي اين کشور شود. کیسينجر و شولتز در مقاله‌ای در نشريه آمريکايي وال‌استريت ژورنال نوشتند: توافق هسته‌اي موقت با ايران نخستين گام به سوي حذف توانايي ايران براي ساخت بمب توصيف شده است. اين اميد ـ اگر وجود داشته باشد ـ در چشم‌انداز دور بعدي مذاکرات قرار دارد که پيش‌بيني مي‌شود ظرف شش ماه به نتيجه نهايي دست پيدا کند. ما بايد پذيراي احتمال پيگيري دستور کار همکاري بلندمدت باشيم. اما اين دستور کار نبايد بدون متوقف شدن بخش مهم و راهبردي تأسيسات زيربنايي ايران باشد.
تأکید نماینده کنگره بر حمله اتمی آمریکا به ایران
فارس(14/9/1392): یک نماینده جمهوری‌خواه کنگره که از اعضای کمیته نیروهای مسلح این نهاد است خواسته آمریکا در صورت حمله به ایران از سلاح‌های اتمی استفاده کند. «دانکن هانتر» که عضو کمیته نیروهای مسلح کنگره است، گفت: در صورتی که آمریکا در نهایت تصمیم به استفاده از زور نظامی علیه ایران بگیرد باید از سلاح‌های هسته‌ای علیه ایران استفاده کند. این نماینده ماه گذشته هم گفته بود که آمریکا باید برای اینکه پیامش را به گوش ایرانی‌ها برساند یک بمب هسته‌ای در بیابان‌های ایران منفجر کند.
دشمنی آمریکا ـ ایران نامحدود نیست
ایرنا(10/9/1392): اندیشکده آمریکایی «کارنگی» نوشته است که دشمنی آمریکا ـ ایران نامحدود نیست و هر چند توافق هسته‌اي خبر خوبی است، اما صحبت از ائتلاف با ایران بسیار زودهنگام است. این اندیشکده آمریکایی نوشت: از زمانی که انقلاب سال 1979 ایران موجب جایگزینی نظام پادشاهی متحد غرب با یک حکومت دینی ضد آمریکایی شد، سیاست خارجی آمریکا در منطقه نفت‌خیز خلیج‌فارس بر دو رکن استوار بوده است؛ دشمنی با ایران و دوستی با عربستان سعودی. با توجه به توافق هسته‌اي اخیر با تهران، آیا ما در آستانه یک تجدید آرایش راهبردی هستیم؟ پاسخ کوتاه این است که هنوز نه.
دیگر حنای آمریکا رنگی ندارد
باشگاه خبرنگاران(10/9/1392): «رابرت ساتلاف» مدير موسسه واشنگتن در مقاله‌اي که در پايگاه اينترنتي اين انديشکده به چاپ رسيده است، نوشت: برنامه هسته‌اي ايران ادامه مي‌يابد و تهديد توسل به زور آمريکا، اعتبار خود را از دست داده است. در مقاله مدير موسسه واشنگتن آمده است: توافقنامه ژنو برنامه هسته‌اي ايران را متوقف نمي‌کند. بر اساس اين توافق، هزاران سانتريفيوژ از جمله بسياري از مدل‌هاي جديد ‌IR-2 در يک محدوده تعريف شده به غني‌سازي ادامه مي‌دهند و خود برنامه هسته‌ای ایران متوقف نمي‌شود.
کارشناس آمريکايي: تل‌آویو بايد به جاي ايران تحريم شود
پرس‌تی‌وی (11/9/1392): «بروس کمپبل» کارشناس سياسي در آمريکا و موسس حزب دفاع آمريکا مي‌گويد تل‌آویو ناقض اصلي حقوق بشر است و بايد به جاي ايران هدف تحريم‌ها قرار گيرد. عضو حزب موسوم به دفاع آمريکا گفت: ايران بايد درخواست کند که ناقضان اصلي حقوق بشر که اسرائيلي‌ها هستند، تحريم شوند چون ايران هيچ کاري نکرده است که به کسي آسيب برساند، اما تل‌آویو دست به هر کاري زد تا به همه آسيب برساند. ريشه مشکلات در آمريکا است که شامل حمايت از اسرائيل مي‌شود. به همين علت است که من حزب سياسي جديد تشکيل دادم که «حزب دفاع آمريکايي» نام دارد تا فقط به اين مشکل بپردازم.
رئیس سابق سیا: ما غنی‌سازی ایران را پذیرفته‌ایم
فارس(11/9/1392): رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا با اشاره به توافق هسته‌ای با ایران در ژنو، تأکید کرد طبق این توافق، ما غنی‌سازی ایران را پذیرفته‌ایم. مایکل هایدن، رئیس سابق سازمان سیا و آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) در مصاحبه با شبکه خبری فاکس‌نیوز با اشاره به توافق هسته‌اي اخیر ایران و گروه 1+5 گفت: آنچه که ما باید انجام دهیم این است که آستانه (هسته‌ای) را تا آنجایی که امکان دارد به عقب برانیم و این تعیین خواهد کرد که این ایده، ایده خوبی است یا نه. هایدن با تأکید بر اینکه توافق حاصل شده در ژنو در تناقض با قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل است، افزود: بیایید با خودمان صادق باشیم، ما غنی‌سازی ایران را پذیرفته‌ایم. در این باره تردیدی نیست. این بازگشت از توافق‌های پیشین در سازمان ملل است.


هویت 332

فرانسه: اخراج زن محجبه مسلمان
اسلام‌ستیزی غربی‌ها از جمله در فرانسه هر روز ابعاد جدیدتری می‌گیرد، چنانکه در نمودی از این رفتارها، دادگاهی در فرانسه یک زن مسلمان را به دلیل داشتن حجاب از کار اخراج کرد. یک دادگاه استیناف فرانسه رأی به اخراج یک کارمند مهدکودک داد که روسری به سر کرده بود. تصمیم دادگاه پاریس در حالی اعلام شد که حقوقدان‌های فرانسوی در دادگاه حقوق بشر اروپا از ممنوعیت پوشیدن برقع در اماکن عمومی فرانسه دفاع کردند. فرانسه کشوری است که در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی اقلیت‌های مسلمان بیشتری در آن ساکن هستند. برآورد می‌شود حدود پنج میلیون مسلمان در فرانسه زندگی می‌کنند. از سوی دیگر، دولت فرانسه بیشترین محدودیت‌ها را هم برای مسلمان‌ها وضع کرده است. شماری از گروه‌های اسلامی گفته‌اند از زمان اجرای قانون منع حجاب در اماکن عمومی فرانسه برخی زنان با حجاب از سوی مردم مورد بی‌احترامی لفظی یا فیزیکی قرار گرفته‌اند.
آمریکا: جاسوسی از هزاران رایانه در سراسر جهان

آمریکا در حالی ادعای آزادی انتقال اطلاعات را مطرح و با این بهانه در امور دیگر کشورها دخالت می‌کند که در عمل خلاف این ادعا رفتار می‌کند، چنانکه یک روزنامه هلندی با استناد به افشاگری‌های مأمور پیشین سازمان جاسوسی آمریکا نوشت که این کشور با استفاده از نوعی بدافزار از ده‌ها هزار رایانه در جهان جاسوسی کرده است. آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) ده‌ها هزار رایانه را در سطح جهان با استفاده از نوعی بدافزار هک کرده است. روزنامه هلندی (NRC) نوشت که این مدارک مربوط به سال 2012 می‌شود و بنا بر آنها 50 هزار منطقه هدف جاسوسی به وسیله نرم‌افزارهای مخرب (CNE) قرار گرفته‌اند تا آمریکا به این وسیله از دشمنان و شبکه‌های اینترنتی جاسوسی کند. رایانه‌هایی که به وسیله این نرم‌افزار هدف قرار می‌گیرند، دچار مشکلاتی می‌شوند که امکان دارد برای سال‌ها مخفی بماند. جاسوسی‌های یاد شده را مرکز (TAO) که بخشی ویژه از آژانس امنیت ملی آمریکاست با استفاده از دسترسی به رایانه‌های خارجی و اغلب با همکاری انگلیس انجام داده است.
اتحادیه اروپا: افزایش قاچاق انسان

کارشناسان می‌گویند بیش از ۶۰ درصد از افرادی که برای بهره‌برداری جنسی یا کار اجباری در اتحادیه اروپا قاچاق می‌شوند شهروندان کشورهای عضو این اتحادیه هستند. اتحادیه اروپا برای اولین بار آمار و ارقامی را در خصوص قاچاق انسان در کشورهای عضو این اتحادیه ارائه داده است که نشان می‌دهد بیشترین افرادی که در فاصله سال‌های 2008 تا 2010 برای بهره‌برداری جنسی یا کار اجباری در اتحادیه اروپا قاچاق شده‌اند شهروندان رومانی و بلغاری بوده‌اند. بر اساس این آمار و ارقام،‌ قاچاق انسان از کشورهای خارج از اتحادیه اروپا نیز افزایش داشته است، به‌گونه‌ای که قاچاق انسان از نیجریه به اتحادیه اروپا بالاتر از دیگر کشورها بوده است. کارشناسان پلیس و مسائل مهاجرت در اولین روز کنفرانسی در این‌باره در لهستان گفتند قاچاق انسان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا رو به افزایش است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

بازخوانی یک بحران در آستانه دگرگونی
سوریه نیازی به حضور در ژنو۲ ندارد

رضا گرمابدری

اشاره
حدود سه سال از جنگ داخلی سوریه می‌گذرد. طی این مدت ده‌ها هزار نفر از مردم کشته و صدها هزار نفر از خانه و کاشانه خود آواره شده و خسارات مادی بسیار سنگینی به مناطق مختلف این کشور وارد شده است. این خون‌ریزی‌ها و ویرانی‌ها انجام گرفت تا سیل به راه افتاده «بیداری اسلامی» بیش از آن منافع استکبار را نابود نکند و به کابوس سران دیکتاتور برخی از کشورهای عربی پایان دهد و مهم‌تر اینکه با دسیسه و راه انداختن یک جریان تروریستی بسیار خشن و خونخوار و گذاشتن نام جعلی ادامه «بهار عربی» و حرکتی مردمی به آن، با سوءاستفاده، از فضای متأثر از حرکت «بیداری اسلامی» در منطقه، فرصت‌سازی کردند تا به یکی از ارکان اصلی جبهه مقاومت یعنی سوریه در حد براندازی و نابودی کامل ضربه بزنند. کشورهای غربی و عربی و ترکیه دست به دست هم دادند و تمام عِده و عُده خود را به میدان آوردند تا به زعم خود با به خدمت گرفتن افراد یاغی دارای دیدگاه‌های دینی منحرف که آنها را از سراسر دنیا به‌ویژه برخی کشورهای عربی و اروپایی جمع کرده بودند و همچنین استفاده و حمایت از گروه‌های مسلح و معارض داخل سوریه، در زمانی کوتاه حکومت سوریه را سرنگون کنند. با اینکه حامیان تروریست‌ها همه‌گونه امکانات و تجهیزات را برای تروریست‌ها تأمین کردند و آنها در ابتدای امر به پیروزی‌های بزرگی دست یافتند؛ به تدریج ورق برگشت و در عرصه نبردتغییراتی رخ داد. پس از آن یعنی از حدود چند ماه پیش زمزمه برگزاری نشست ژنو۲ برای حل‌وفصل بحران سوریه آغاز شد که دولت سوریه همان زمان اعلام کرد حاضر است در این نشست شرکت کند و این در حالی بود که تروریست‌ها حضورشان در این نشست را به شرط‌هایی مشروط کردند که با وجود آن چیزی از حکومت سوریه باقی نمی‌ماند که برای حضور در نشست، مشروعیت و اعتبار پایدار حکومتی داشته باشد. با وجود مخالفت تروریست‌ها برای حضور در ژنو۲ و مقبول نیفتادن شروط آنها، مباحث پیرامون برگزاری نشست ژنو۲ ادامه یافت تا در نهایت با توافق آمریکا و روسیه و پذیرش سایر کشورها و عوامل دخیل، ۲۲ ژانویه برای این نشست تعیین شد. نوشتار حاضر درصدد است تا پس از پاسخ دادن به این پرسش که «قرار است در ژنو۲ چه اتفاقی بیفتد»، سه گزینه پیش روی سوریه درباره ژنو۲ را بررسی کند که عبارتند از: ۱ـ سوریه بدون قید و شرط در این نشست شرکت کند. ۲ـ سوریه با شرط گذاشتن در این نشست شرکت کند. ۳ـ سوریه نیازی به شرکت در این نشست ندارد.

قرار است در ژنو۲ چه اتفاقی بیفتد؟
سخنان کسانی که به نوعی در برگزاری ژنو۲ دخیلند حاکی از آن است که قرار است توافقات ژنو۱ مبنای مذاکرات ژنو۲ قرار گیرد و این در حالی است که یکی از مهم‌ترین توافقات ژنو۱ کناره‌گیری بشار اسد از قدرت است؛ بنابراین طبیعی است که کشورهای مخالف و توطئه‌گر علیه سوریه که تعدادشان از سایر اعضا بیشتر است، تلاش می‌کنند به هر نحو ممکن سایر اعضا را متقاعد کنند که بشار اسد باید از حکومت کناره‌گیری کند. چگونگی و زمان کناره‌گیری اسد از قدرت مهم نیست، مهم دخالت جانبدارانه در امور یک کشور مستقل و خارج ساختن تعاملات و مناسبات سیاسی آن از اختیار مردمی است که آنها حق تصمیم‌گیری درباره حکومت‌شان را دارند. دست‌کم ژنو۲ به دنبال آن است تا با دادن امتیاز به کسانی که قدرت‌طلبی و وابستگی آنها به اجانب روزهای طولانی سیاه و آکنده از بدبختی و مصیبت را برای مردم سوریه در پی داشته، با زور و اجبار ساختار سیاسی و اجتماعی سوریه را بر هم بزنند. چنانچه تعداد اعضای حامی حکومت و ملت سوریه در این نشست بیشتر شود و بتوانند در برابر مطالبات نامشروع و زورمدارانه طرف مقابل بایستند شاید در نهایت بتوانند از میزان خسارتی که از طریق ژنو۲ متوجه مردم سوریه می‌شود کم کنند و به نظر نمی‌رسد بیش از این چیزی نصیب حکومت و ملت سوریه شود. دولتمردان سوریه از زمان مطرح شدن برگزاری نشست ژنو۲ اعلام کردند در این نشست شرکت می‌کنند و در حال حاضر هم همین نظر را دارند؛ اما پرسشی که اینجا جای طرح دارد این است که آیا آنها با همان انگیزه، احساس نیاز و برنامه، آماده حضور در این نشست هستند یا خیر و اساساً پس از تحولات چندماهه اخیر گزینه‌های آنها برای تصمیم‌گیری درباره ژنو۲ افزایش یافته و در نتیجه آنها به گونه دیگری می‌اندیشند و در حال حاضر ژنو۲ برای آنها معنا و مفهوم دیگری یافته است؟
الفـ سوریه بدون پیش‌شرط در ژنو۲ شرکت می‌کند
این گزینه مناسب چند ماه پیش است یعنی همان روزهایی که تازه بحث نشست ژنو۲ مطرح شده بود و گروه‌های تروریستی با اسامی گوناگون از جهات مختلف به شهرهای سوریه حمله کرده بودند و مناطق قابل توجهی را اشغال و مناطق زیادی را هم ناامن و از حوزه قدرت حکومت خارج کرده بودند. در آن زمان که فشار بر حکومت و ملت سوریه از هر طرف رو به فزونی بود و تروریست‌ها و حامیان‌شان هر لحظه در انتظار سقوط حکومت بودند، سوریه چاره‌ای جز پذیرش شرکت در ژنو۲ را نداشت و شاید دولتمردان سوریه در آن زمان با اعلام پذیرش حضور در نشست ژنو۲ بهترین تصمیم را اتخاذ کردند؛ اما با تغییر تدریجی وضعیت که ناشی از استقامت ارکان حکومت سوریه یعنی، دولتمردان، ارتش و مردم بود و به پیروزی‌های چشمگیر ارتش و بازپس‌گیری مناطق مهمی منجر شد، چه لزومی دارد که سوریه با وجود گزینه‌های مناسب‌تر همچنان تک گزینه تحمیلی گذشته را مدنظر قرار دهد؟! با این توضیح مختصر می‌توان انتظار داشت مسئولان سوریه با برداشتن یک گام به جلو گزینه بعدی را بررسی کنند که عبارت است از: سوریه با پیش‌شرط در ژنو۲ شرکت می‌کند.
ب ـ سوریه با پیش‌شرط در ژنو۲ شرکت می‌کند
این گزینه یقیناً مناسب‌تر از گزینه پیش است و انطباق بیشتری با وضعیت کنونی سوریه دارد، با این حال به‌نظر می‌رسد در انتخاب این گزینه همه عوامل تأثیرگذار در عرصه میدانی لحاظ نشده است. اختلاف شدید بین گروه‌های تروریستی که با درگیری‌های خونین و تضعیف آنها همراه بوده است، اختلاف شدید میان معارضین سیاسی که از خارج از تروریست‌ها حمایت می‌کنند و هنوز موفق نشده‌اند درباره حضور با پیش‌شرط و یا بدون پیش‌شرط در ژنو۲ تصمیم بگیرند، ارتقای موقعیت بین‌المللی سوریه پس از همکاری با بازرسان سازمان ملل و تحویل سلاح‌های شیمیایی به آنها برای انهدام، حمایت اکثر مردم سوریه از حکومت فعلی با توجه به فشارهای شدید ناشی از جنگ و... از جمله این عواملند که می‌توانند به مقامات حکومت سوریه این جرئت و جسارت را بدهند که اعلام کنند با پیش‌شرط در ژنو۲ شرکت می‌کنند. اگر بررسی‌های دقیق کارشناسی اجازه دهد که به نظر می‌رسد این‌گونه باشد، این گزینه می‌تواند یکی از برگ‌های بازی سوریه باشد،‌اما نه انتخاب نهایی. ناگفته نماند که اگر در یک تنگنای بدون گریز قرار شود این گزینه در حکم انتخاب آخر باشد، چنانچه از آن خوب استفاده شود قابلیت انتخاب آخر بودن را دارد، اما با توجه به وجود گزینه سوم بهتر است این گزینه(سوم) انتخاب نهایی باشد. یعنی سوریه نیازی به شرکت در ژنو۲ ندارد.
ج ـ سوریه نیازی به شرکت در ژنو۲ ندارد
اگر مقامات حکومت سوریه هوشمندان و موشکافانه موقعیت خود و تحولات پیرامونی را که به آنها مربوط می‌شود، بررسی کنند، به این نتیجه می‌رسند که به شرکت در ژنو۲ نیاز ندارند. در این بین به غیر از معادله نظامی که بسیار مهم و تعیین‌کننده است و در حال حاضر کاملاً به نفع حکومت سوریه تغییر کرده و روزبه‌روز بر پیروزی‌های نظامی ارتش این کشور افزوده می‌شود، موضوع اساسی دیگری که به یک سری تحولات بنیادی دامن زده، تغییر نگاه بخشی از حکومت‌ها به عرصه سوریه است که خود از آتش‌افروزان آن بوده‌اند. بخشی از این تغییر نگاه متأثر از تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده و برخی نیز متأثر از اراده حاکمیت سوریه و مردم این کشور برای ماندن و ایستادگی کردن در برابر دشمنانی است که آنها را به جرم حضور در جبهه مقاومت و دفاع از فلسطین و رویارویی با رژیم صهیونیستی با به راه انداختن جنگ وحشیانه و خانمان‌سوز مجازات می‌کنند.

نشانه‌های تغییر نگاه
۱ـ از سرگیری روابط با سوریه؛ سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان در گفت‌وگو با شبکه اُتی‌وی لبنان درباره از سرگیری روابط برخی کشورها با سوریه گفت: «شاید برخی کشورها برای دستیابی به راه‌حل سیاسی در سوریه خود را چندان متمایل نشان ندهند و در این‌باره شتابی نداشته باشند، اما دیدگاه و گرایش عمومی به سمت دستیابی به راه‌حل سیاسی است و اغلب کشورهای اروپایی و عربی روابط خود را با نظام سوریه از سر گرفته‌اند...» یکی از سفیران اروپایی در سوریه که از دسامبر ۲۰۱۲ در بیروت مستقر بوده به این موضوع روشن‌تر و مبسوط‌تر پرداخته و گفته است:‌«از ماه می به‌تدریج روند بازگشت را که در ابتدا به طور محتاطانه یک‌روزه و سپس دو و سه روزه بود، آغاز کردیم، اکنون می‌خواهیم یک یا دو بار در ماه به سوریه سفر کنیم. فکر می‌کنم در سه ماهه اول سال ۲۰۱۴ میلادی، بازگشت شمار زیادی از همکاران اروپایی‌ام را به دمشق شاهد باشیم.» خبر دیگر آنکه این روزها سفرای اتریش، رومانی، اسپانیا، سوئد، دانمارک و کاردار اروپا به‌طور مرتب به دمشق سفر می‌کنند. فیصل مقداد، معاون وزیر امور خارجه سوریه چند روز پیش در این‌باره گفت: «تماس‌هایی برای گشودن سفارتخانه‌ها در دمشق برقرار است و بیشتر سفارتخانه‌های خارجی به استثنای آن دسته از سفارتخانه‌هایی که دمشق خواهان گشایش آنها نیست، همچنان باز هستند.»
۲ـ نگرانی‌های امنیتی؛ خبرگزاری فرانسه نیز با اعلام خبری در این راستا نوشت: «نمایندگان سازمان‌های اطلاعاتی غرب با ژنرال علی مملوک، رئیس سازمان اطلاعاتی سوریه که نام وی در فهرست سیاه ارپا قرار دارد، ملاقات کرده‌اند.» یک دیپلمات غربی هم گفت: حضور بیش از یک هزار جهادی (تروریست) که برای مبارزه به سوریه آمده‌آند، موجب نگرانی کشورهایی است که آنها از آنجا آمده‌اند، به همین دلیل است که دفاتر امنیتی این کشورها خواهان از سرگیری همکاری با سوریه‌اند که در دو سال اخیر متوقف شده است.»
۳ـ رویکرد جدید قطر؛ چندی پیش در قطر با حضور امیر این کشور، رئیس دیوان امیری، رئیس گارد دفتر امیر قطر، نخست‌وزیر و وزیر کشور، وزیر امور خارجه، همسر امیر قطر و رئیس دستگاه اطلاعاتی این کشور نشستی برگزار شد. در این جلسه مقرر گردید، حملات شدید تبلیغاتی شبکه تلویزیونی الجزیره علیه دمشق متوقف شود، هیچ‌گونه اقدامی علیه امنیت ملی سوریه انجام نگیرد، حمایت‌های مالی، کمک‌ها و پشتیبانی‌های لجستیکی از گروه‌های سلفی در سوریه قطع شود، همچنین مقرر شد پشتیبانی از گروه‌های لائیک مانند ارتش آزاد تدریجاً متوقف شود و به هیچ‌وجه به افراد مسلح مخالف حکومت سوریه کمک نشود.
۴ـ احساس خطر دولتمردان ترکیه؛ یکی از کشورهایی که از آغاز بحران سوریه خصمانه‌ترین رفتار را علیه این کشور داشت و راه را برای ورود تروریست‌ها به سوریه و انتقال انواع تجهیزات برای آنها را باز کرد و به اشکال دیگر به تروریست‌ها کمک کرد دولت ترکیه بود. دولت ترکیه با اشتباه فاحش محاسباتی که اسباب آن را صهیونیست‌ها و عربستانی‌ها برای این کشور فراهم کردند و آن را فریب دادند، به گمان سرنگونی زودهنگام و کم‌هزینه حکومت سوریه وارد این ورطه خطرناک شد و تا آستانه جنگ رودرور با سوریه پیش رفت، اما پس از چند انفجار در مناطق مرزی ترکیه با سوریه و اعتراضات مردمی علیه سیاست ترکیه در قبال سوریه و نیز چندی پیش کشف مقدار زیادی مواد منفجره در یکی از مناطق این کشور و برخی حوادث دیگر، مقامات ترکیه نیز متوجه بی‌نتیجه بودن این جنگ شدند و به‌تدریج راه بازگشت را پیش گرفتند و آثار این بازگشت در سفر وزیر خارجه ترکیه به ایران و توافق پنج‌ماده‌ای درباره مسائل سوریه به عینه مشهود بود.
۵ـ حماس در راه بازگشت؛ از زمانی که جبهه مقاومت شکل گرفت سوریه همیشه در خط مقدم قرار داشت و پشتیبان و مأمنی برای گروه‌های مبارز فلسطین بود و در این راستا با میزبانی از مسئولان حماس و بسیاری از مبارزان حماس و آوارگان فلسطین بیشترین خدمت را به آنها کرد؛ اما در زمانی که سوریه درگیر توطئه جنگ داخلی شد بسیاری از چهره‌های برجسته حماس با ترک سوریه در کنار دشمنان این کشور قرار گرفتند و آنها نیز چندی است که با بررسی وضعیت موجود، متوجه اشتباه خود و پابرجا ماندن حکومت سوریه شدند و در حال حاضر در پی میانجی برای نزدیک شدن و بازگشت به سوریه هستند.
آنچه را که باید به این نشانه‌های عینی نویدبخش اضافه و تأکید کرد، استفاده سه رکن اصلی حاکمیت سوریه یعنی دولتمردان، ارتش و مردم از درس‌های سه‌سال حضور قدرتمند در وسط معرکه دفاع از حیثیت و شرافت سوریه در برابر متجاوزانی است که تروریست‌ها طلایه‌دار آنها هستند و به نیابت از آنها سوریه را به خاک و خون کشیده‌اند. این سه رکن اصلی که با رشادت و ایستادگی و شکیبایی توانستند اندک‌اندک و با مشقت زیاد ریسمان ضخیم استبداد و زورگویی و ستم غربی ـ عربی را فرسوده و نحیف و رشته‌های آن را یکی‌یکی پاره کنند، دریافته‌اند که قادرند مابقی این راه طولانی و پر دست‌انداز را طی کنند و با وارد آوردن ضربات سنگین و پی‌درپی بر پیکر زخمی تروریسم مابقی رشته‌ها را نیز پاره کنند و در نهایت سر عفریت خوانخوار تروریسم و حامیان‌شان را به سنگ بکوبند. در چنین وضعیتی سوریه با چه منطقی به ژنو۲ برود که دشمنانش برای دریدنش در آن کمین کرده‌اند به نحوی که شاید از دست دوستانش هم کاری برنیاید. سوریه با اتکا به توانمندی‌های درونی‌اش که او را به این موقعیت رسانده می‌تواند آب رفته را به جوی بازگرداند؛ بنابراین نیازی به حضور در ژنو۲ ندارد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

کارستان« سرهنگ»‌ها!
ابتدای هفته گذشته پل طبقاتی صدر که بزرگ‌ترین شاهکار فنی مهندسی در ساخت اینگونه‌ پل‌ها محسوب می‌شود در شهر تهران افتتاح شد. این پل که فناوری ساخت آن تنها محدود به پنج کشور پیشرفته جهان است، بدون گرفتن کوچک‌ترین کمکی از خارجی‌ها توسط جوانان غیور ایرانی و در کمترین زمان ممکن به بهره‌برداری رسید و متولی ساخت آن نیز قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه بود و سپاه این بار نیز بنابر وظیفه ذاتی خود در حفظ و حراست از نظام و انقلاب و از آنجا که در حال حاضر، ساخت و پیشرفت و توسعه کشور یکی از گزینه‌های مهم حفظ نظام و نشان‌دهنده کارآمدی آن است، وارد این عرصه مهم شده است و شاید همین موضوع بود که ساخت این پروژه پیچیده و عظیم که گاه در برخی کشورها با جشن ملی و میهنی گرامی داده می‌شود، در کمال تعجب، با سکوت کامل رسانه‌ای روبه‌رو شد! و برخلاف عظمت این اقدام مهم و بزرگ، بسیاری از رسانه‌های کشور، به‌ویژه نشریات اصلاح‌طلب به سادگی از کنار ساخت آن گذشتند. این در حالی است که همین نشریات، کوچک‌ترین اخباری که در آن سپاه و بسیج را هدف قرار می‌دهد را به صورت گسترده بازتاب داده و حتی در تأیید آن گاه، تحلیل و خبر نیز می‌افزایند! همانند انعکاس این جمله رئیس‌جمهور محترم که گفت: «من سرهنگ نیستم»! که به تیتر اول و دوم برخی از این نشریات و رسانه‌های مجازی آنان تبدیل شد. حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا این موضوع نمی‌تواند ادامه همان روند سپاه‌هراسی غرب و صهیونیست‌ها از سوی برخی رسانه‌های داخلی باشد؟! به‌ راستی چرا افتتاح یک دستاورد بزرگ ملی که برای رفاه و آسایش مردم تهران و رکوردی بزرگ در زمینه زمان ساخت آن است، اینگونه به عمد نادیده گرفته می‌شود؟! البته در این میان، کم‌کاری برخی رسانه‌های ارزشی نیز جای تعجب و تأمل داشت، به طوری که حتی انعکاس آن در برنامه تلویزیونی سپاه نیز جای نقد دارد چرا که بسیار ساده و گذرا از کنار این اقدام بزرگ عبور کرد. حال آنکه تبلیغ اینگونه اقدامات مهم سپاه می‌تواند ضمن تنویر افکار عمومی، دلایل پشت‌پرده بسیاری از علت دشمنی دشمنان نظام با این ارگان مهم و تأثیرگذار را فاش سازد و ادعاهای نادرست بسیاری از بدخواهان نظام و سپاه که این نهاد مقدس را متهم به ورود در عرصه اقتصاد و انحصار ساخت‌ پروژه‌های ملی می‌کنند را پاسخ دهد. واقعیت این است که دلایل دشمنی دشمنان با سپاه کاملاً آشکار است و به توانمندی و کارایی و کارآمدی این نیرو در حفظ نظام برمی‌گردد. نیرویی که بسیاری از توطئه‌های دشمنان را در عرصه‌های مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... نقش برآب کرده و اصولاً علت بسیاری از ناکامی‌های دشمنان در کسب اهداف شوم‌شان وجود همین ارگان مهم است. سپاه امروز خط مقدم دفاع از نظام و انقلاب و مردم است و به پشتوانه این نیرو است که دشمنان جرئت انجام کوچک‌ترین تعرضی علیه ایران را ندارند. لذا به‌دنبال این هستند که سپاه را از حیث انتفاع خارج کنند، پس طبیعی است اقدامات سپاه که همواره کارکرد عام‌المنفعه داشته و سبب رفاه و آسایش مردم می‌شود را کتمان کنند. اما در اینجا باید انتقادی هم به برخی خودی‌ها کرد چرا که در تبلیغ و اعلام دستاوردهای بزرگ سپاه کم‌کاری می‌کنند و این اقدامات بزرگ ملی را آنچنان که شایسته است، به سمع و بصر مردم نمی‌رسانند. قطعاً اگر مردم بدانند سپاه که دشمنان اینچنین به دنبال تخریب آن هستند، سپاهی است که برای آسایش و آرامش و رفاه آنان، شب و روز نمی‌شناسد و همچون دوران دفاع مقدس و با تجربه آموخته از آن دوران، کارهای ناممکن و سخت را، ممکن می‌سازد، قدر این نهاد مقدس را بیش از پیش می‌دانند. مردم از بسیاری از خدمات بزرگ سپاه به‌ویژه در بحث ساخت و ساز کشور و توسعه خبر ندارند واین وظیفه ما است که در این باره، اطلاع‌رسانی کنیم. سرهنگ‌ها از این اقدامات محیرالعقول بسیار دارند! هر چند، برخی چشم دیدن آن را ندارند.


نگاه دو
علی حیدری

بسیجِ رسانه یا رسانه بسیجی!
یازدهمین همایش بسیج و رسانه، هفته گذشته در مشهد مقدس برگزار شد. این همایش اولین بار سال 1381 برگزار شده بود و از آن سال تاکنون همه‌ساله ـ به استثنای یک سال ـ شاهد برگزاری این همایش در مشهد یا تهران بوده‌ایم. امسال از میان حدود 400 مدیر و فعال رسانه‌ای دعوت‌شده به این نشست، بیش از 200نفر در آن شرکت کردند. همایش یازدهم همچنین میزبان مسئولان و مدیران روابط عمومی سپاه‌های استانی در دو بخشِ نشست‌های کارگروهی و نشست عمومی بود.
همایش بسیج و رسانه امسال با سال‌های گذشته، دو تفاوت شکلی داشت؛ یکی افزوده شدن پسوند «بین‌المللی» به آن بود که همان‌طور که اعلام شد، رسانه‌هایی از لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، ترکیه، امارات و افغانستان در این همایش حضور داشتند و دیگری برگزاری آن بعد از هفته بسیج بود؛ چراکه در طول سال‌های گذشته همواره این نشست در آستانه هفته بسیج برگزار می‌شد و نسبت به نحوه پوشش خبری و رسانه‌ای هفته بسیج هماهنگی‌هایی با رسانه‌ها انجام می‌شد. همین امر باعث ایجاد سوال در اذهان برخی شرکت‌کنندگان شده بود که هدف از برگزاری همایش امسال چیست؟
نگاهی به دوره‌های گذشته همایش بسیج و رسانه نشان می‌دهد همه ساله در کنار همنشینی و هم‌افزایی تعدادی از اصحاب رسانه در قالب سخنرانی‌ها و کارگروه‌ها مباحث خوبی مطرح می‌شود، ولی متأسفانه برنامه‌ای برای عملیاتی کردن آنها وجود ندارد! لذا نتیجه آشکار همایش‌ها، قدردانی و تجلیل از رسانه‌هایی است که در خصوص بسیج تولیداتی داشته‌اند.
نکته مهم دیگر اینکه در همایش بسیج و رسانه دو سال پیش «سازمان بسیج رسانه» به‌عنوان یکی از قشرهای بسیج تشکیل شد.ناگفته نماند که برخی از همان ابتدا مخالف راه‌اندازی چنین سازمانی بودند و معتقد بودند که باید به‌جای ایجاد بسیج در رسانه‌ها، به فکر تقویت تفکر بسیجی در میان اصحاب رسانه بود. به هر ‌حال، یکی از وظایف این سازمان، شناسایی، جذب، هماهنگی و تعامل با بسیجیان فعال در حوزه رسانه بود و به نظر می‌رسید که از این پس، این سازمان باید متولی برگزاری همایش بسیج و رسانه باشد، اما هنوز هم متولی همایش، روابط عمومی سازمان بسیج است. این پراکندگی و شفاف نبودن حوزه مأموریتی بی‌شک باعث بروز ناهماهنگی در فعالیت‌ها خواهد شد و چه‌بسا رفته‌رفته به کارکرد روابط عمومی یا سازمان بسیج رسانه ـ دست‌کم در حوزه تعامل با رسانه‌هاـ خدشه وارد کند.
اما با توجه به رشد و گسترش رسانه‌ها، امروزه کمتر کسی است که رسانه را یک ابزار قدرتمند و تأثیرگذار بر افکار عمومی نداند. رسانه‌ها در معرکه بزرگ فرهنگی، به مثابه ادوات و تجهیزاتی هستند که باید در اختیار فرماندهان خبره جنگ نرم باشند تا بتوان به وسیله آنها از مرز باورها و اعتقادات، دفاع کرد و به جبهه دشمن یورش برد.
به نظر می‌رسد در چنین شرایطی که با تهاجم رسانه‌ای دشمنان علیه انقلاب اسلامی و ارزش‌های والای آن و نهادهایی چون بسیج و سپاه و... روبه‌رو هستیم و گام‌های اولیه‌ای برای توجه به مقوله فرهنگ و تفکر بسیجی در عرصه رسانه‌ها برداشته شده، ضروری است به موارد زیر توجه ویژه‌ای صورت گیرد:
1ـ تشکیل جبهه رسانه‌ای انقلاب اسلامی با بهره‌گیری از ظرفیت عظیم و بی‌انتهای بسیج
2ـ ایفای نقش بسیج رسانه در بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه و جلوگیری از اقدامات جزیره‌ای و تعامل و بیشتر بسیج با رسانه‌ها
3ـ تعریف صحیح و جامع از بسیج در جامعه به نحوی که افکار عمومی بسیج را تنها یک نهاد دفاعی نبیند و با کارویژه‌های گوناگون آن آشنا شود.
4ـ پر کردن خلأهایی که باعث بروز خلل در ارتباط صحیح و هدفدار با رسانه‌ها می‌شود.
5ـ در کنار اینها مدیران ارشد سپاه و بسیج هم باید به ضرورت ارتباط و تعامل بیش از پیش با رسانه‌ها توجه داشته باشند.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

تأثیر جمعیت بر اقتصاد
دکتر نورالله صالحی

جمعیت به معنای كمیّت تجمعی انسان همواره از موضوعات مهم علم اقتصاد بوده و حجم جمعیت و آهنگ تغییرات آن و تأثیرات این دو بر دیگر متغیرهای اقتصادی، در مطالعات انجام‌شده به شكل‌های مختلفی بررسی ‌شده است. در واقع با توجه به اینكه اندازه‌ جمعیت و تغییرات آن تأثیر بسیار مهمی بر رشد و توسعه‌ اقتصادی دارد، بسیاری از مطالعات صورت‌گرفته در علم اقتصاد به نوعی بر این موضوع تمركز دارد.
«پل ساموئلسون» ـ برنده جایزه‌ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۰ میلادی ـ در سال ۱۹۵۸ در مجله‌ اقتصاد سیاسی، مقاله‌ای با عنوان «یك مدل دقیق وام مصرفی با یا بدون قرارداد اجتماعی پول» چاپ كرد. وی در این مقاله‌ كه دستاورد عظیمی را به دنبال داشت، اثبات کرد كه بهترین عامل تحرك و تكامل اقتصاد «نرخ باروری انسانی» است.
نظریه‌ «هارود»ـ از روی هارود، اقتصاددان انگلیسی پیرو مكتب كینز، كه تا مدت‌ها كتاب «اقتصاد بین‌الملل» او در دانشگاه‌ها تدریس می‌شد نیز رشد جمعیت را عامل رشد طبیعی اقتصاد عنوان می‌كند. بر اساس این نظریه، سیاستگذاران اقتصادی باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی كنند كه نرخ‌های رشد واقعی با نرخ رشد طبیعی تنظیم شود. از نظر هارود، در نظام اقتصادی بازار، امكان تعادل بازار تقریباً منتفی است، زیرا سه نرخ طبیعی، واقعی و تضمینی، تعیین‌كننده‌های متفاوتی دارند و هریك جداگانه محاسبه می‌شوند. پس امكان برابرشدن این سه نرخ رشد در اقتصاد بازار بسیار بعید است. بنابراین ممكن است رشد جمعیت به صورت مازاد ظرفیت بروز كند (زیرا معمولاً نرخ رشد واقعی، پایین‌تر از نرخ رشد طبیعی قرار می‌گیرد.) البته نمی‌توان نتیجه گرفت كه برای از بین بردن شكاف بین رشد طبیعی (ناشی از جمعیت) و رشد واقعی، باید نرخ رشد طبیعی (نرخ رشد جمعیت) را كاهش داد، بلكه وارون این گزاره نتیجه می‌شود.
در نظریه‌ «سولو» ـ از رابرت سولو، اقتصاددان مشهور آمریكایی كه در سال ۱۹۸۷ موفق به دریافت جایزه نوبل در اقتصاد شد ـ وجود یك نرخ رشد مثبت برای جمعیت، به‌منظور توضیح فرایند رشد اقتصادی ضروری است، اما یك بار كه سیستم اقتصادی بر اساس یك نرخ برون‌زای رشد جمعیت، مسیر رشد خود را مشخص كرد، هر افزایشی در نرخ رشد جمعیت (نسبت به نرخ قبلی) ذخیره‌ سرمایه‌ سرانه و تولید سرانه‌ كمتری در وضعیت تعادلی اولی را برای اقتصاد رقم خواهد زد، لیكن رشد پایا و توان اقتصادی بالاتری را به وجود می‌آورد. (سولو، ۱۹۵۶)

قاعده «فلپس»
نظریه‌ دیگری كه بر اساس آن می‌توان درباره‌ اثر جمعیت بر رشد اقتصادی استدلال كرد، قاعده‌ای منسوب به «فلپس» است. ادموند فلپس ـ عضو برجسته انجمن اقتصاد آمریكا و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۶-ـ در این‌باره می‌كوشد از طریق درون‌زا كردن نرخ پس‌انداز، بهترین نرخ را برای پس‌انداز بیابد. او در این پی‌جویی، به رابطه دقیق بین رشد اقتصادی و رشد جمعیت دست می‌یابد كه به «قاعده‌ طلایی رشد» مشهور است. بر اساس قاعده طلایی، كارایی نهایی سرمایه با نرخ رشد جمعیت برابر است. به عبارت دیگر، رشد اقتصادی تابع مستقیم نرخ رشد جمعیت است. این نظریه را اقتصاددانان دیگری مانند موریس اله (۱۹۶۱)، سوان (۱۹۵۶) و مید (۱۹۶۱ و ۱۹۶۳) نیز تأیید كرده‌اند.
از سوی دیگر و با وجودی كه از برخی مطالعات نئوكلاسیك اشتباهاً چنین استفاده می‌شود كه جمعیت بالاتر به معنای درآمد سرانه پایین‌تر است، اما «سیمون كوزنتس» ـ اقتصاددان آمریكایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۱ـ با بررسی آهنگ رشد درآمد سرانه و آهنگ رشد جمعیت در كشور‌های مختلف، به این نتیجه رسیده كه همبستگی معنا‌داری بین این دو وجود ندارد. در سطح خانوار و تصمیم برای باروری نیز نتایج مطالعات و تحلیل‌ها مؤید همین دیدگاه است. (لی۲۰۰۹)
همچنین «كنت آرو» ـ اقتصاددان آمریكایی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۲ـ و همكارانش (۲۰۰۳) در خصوص رشد جمعیت اظهار نظر دقیق دیگری دارند. بر طبق نظر اینها، جمعیت یك متغیر وضعیتی است و نه یك متغیر كنترلی. در این نظریه، جمعیت شكلی از سرمایه است، بنابراین باید آن را به‌صورت یك متغیر وضعیتی در الگوی برنامه‌ریزی وارد كرد. بر این اساس، با كنترل جمعیت، رشد اقتصادی كنترل و محدود می‌شود. به این ترتیب، برنامه‌ریز اقتصادی باید اقتصاد را متناسب با جمعیت تنظیم كند (و نه عكس آن). آرو و همكارانش، فرض برون‌زا بودن جمعیت را كنار گذاشته و كوشیده‌اند تغییرات ایجادشده در سیستم به دلیل تغییرات رشد جمعیت را بررسی كنند. از نظر آنها اگر ارزش زندگی از دیدگاه اقتصادی مثبت باشد، (مثبت‌بودن ارزش زندگی در قالب یك تابع بین زمانی تعریف می‌شود)، به این معنا كه افزایش جمعیت سبب رشد ارزش جمعیت خواهد شد. بنابراین هنگامی كه ارزش زندگی از دیدگاه اقتصادی مثبت است، افزایش جمعیت به توسعه‌‌ پایدار كمك خواهد كرد.

نرخ باروری، موتور محرك رشد اقتصادی
نظریه «مالتوس» ـ اقتصاددان شهیر انگلیسی در قرن ۱۹-ـ در توضیح وقایع جمعیتی تا اوایل قرن نوزدهم صادق است، اما این نظریه در بیان دلیل همزمانی كاهش آهنگ باروری و آهنگ بالای رشد اقتصادی ناتوان است. طبق نظریه اقتصاد نئوكلاسیك، در تحلیل تصمیم‌گیری خانوار برای باروری، فرزندان به عنوان اقلام طبیعی در الگو وارد می‌شوند كه با گسترش درآمد و قدرت خرید خانوار (افزایش امكانات انتخاب) تعداد بیشتری فرزند مورد تقاضا خواهد بود، اما وقایع نشان می‌دهند كه عكس این مسئله صادق است. در نیمه دوم قرن بیستم افرادی همچون «گری بكر» ـ نظریه‌پرداز «سرمایه انسانی» و برنده جایزه نوبل اقتصادی در سال ۱۹۹۲-ـ و «لوئیس» ـ–اقتصاددان و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۹-ـ با طرح مسئله «مبادله كیفیت-كمیّت در تصمیم برای باروری»، به این مسئله پرداخته‌اند. آنچه كه اكنون در الگو‌های رشد به عنوان موتور رشد اقتصادی مطرح می‌شود، تنها سرمایه فیزیكی نیست. حتی به طور تلویحی مسائلی همچون سرمایه‌ انسانی و متوسط دانش انسانی در جامعه نیز در حال كنار گذاشته‌شدن است. اقتصاددانان اكنون مستقیماً به سراغ اصل موضوع، یعنی خود انسان و كمیّت جمعیت رفته‌اند. از این رو الگو‌هایی كه اكنون در رشد اقتصادی استفاده می‌شوند، نرخ باروری را موتور و محرك رشد اقتصادی در نظر می‌گیرند. به زبان فنی‌تر می‌توان گفت همه الگو‌های رشد پایدار به نوعی خطی هستند و ادبیات رشد درون‌زا را می‌توان به عنوان ادبیاتی مطرح كرد كه به دنبال معادله‌ دیفرانسیلی مناسبی برای رشد اقتصادی است.
در طول ۵۰ سال اخیر، مطالعات بسیاری روی مباحث رشد اقتصادی صورت گرفته است. آنچه پژوهشگران به دنبال آن بوده‌اند، شناخت علل رشد اقتصادی و تبیین موتور محركه آن در كشورهای مختلف بوده است. جدیدترین تحقیقات روی مسئله تأثیر ۱ـ تحقیق و توسعه ۲ـ سرمایه انسانی ۳ـ رشد اقتصادی دانش‌محور تأكید دارد. آنچه كه در زمینه‌های نام‌برده مشترك است، نقش انسان و كیفیت آن بر رشد اقتصادی است. هدف همه اینها نیز تولید فناوری نوین برای تولید كالای جدیدتر یا بهبود روش‌های قدیمی است.

هفت صنعت كلیدی آینده‌ جهان
همه می‌دانند كه درگذشته مزیت نسبی، تابعی از منابع طبیعی خداداد و نسبت‌های عوامل تولید (ضریب سرمایه به كار) بود. اما اكنون دانستن این نكته جالب است كه باور رایج در جهان اقتصاد این است كه هفت صنعت كلیدی چند دهه‌ آینده عبارت خواهد بود از: میكروالكترونیك، بیوتكنولوژی، صنایع تولید مواد جدید، هوانوردی غیر نظامی، مخابرات، ربات‌ها، كامپیوتر و نرم‌افزار آن. همه این صنایع متكی بر نیروی فكری است و هریك از این‌ها می‌تواند در هر جای دنیا مستقر شود. حال اینكه عملاً استقرار این صنایع در هركجا، بستگی به این دارد كه چه كسی بتواند نیروی فكری لازم برای استقرار آن‌ها را سازمان دهد.
در قرنی كه پیش روی ما است، مزیت نسبی را انسان می‌آفریند. پس با نگرشی درست به انسان، او یك نیروی خلاق و تولیدكننده است. از آنجا كه مزیت نسبی همراه با دانش فنی توسط انسان پدید می‌آید، تحقیقات ـ علاوه بر تأثیر مهارت و آموزش او در رشد اقتصادی ـ رویكردی نوین نیز یافته كه بررسی و تأكید بر نقش، اندازه و رشد جمعیت بر رشد اقتصادی، از آن جمله است. از این‌رو است كه نظریه‌ای نو در پژوهش‌ها شكل گرفته است.
اما چرا در برخی تحلیل‌ها، رشد جمعیت را به عنوان یك تهدید ارزیابی می‌كنند؟ زیرا به دلیل بی‌عدالتی اجتماعی حاكم بر كشورهای مختلف، همیشه قسمتی از جامعه در حال افزایش پرداخت سود و درآمد خود هستند و از طرف دیگر، درآمد سرانه واقعی بسیاری از مردم كاهش می‌یابد. این كاهش قدرت خرید سبب كاهش تقاضای موجود در بازار می‌شود. در مواجهه با كاهش اندازه بازار، تولید نیز كاهش می‌یابد و اقتصاد وارد مسیر ناپایدار می‌گردد؛ لذا بی‌نظمی‌ها جایگزین طرح‌ها و برنامه‌های از قبل پیش‌بینی‌شده می‌شود. قیمت‌ها بالا می‌روند و تورم، جدالی دائم را با زندگی مردم آغاز می‌كند. تولید كمتر از ظرفیت، تحریم، اخراج موقت، بسته‌شدن شركت‌ها، كم‌خرجی، بیماری‌های صنعتی و غیره رخ می‌دهند و در اینجا است كه تبلیغات و تشریفات اداری برای تولید بیشتر مضحك جلوه می‌كند.
اما سیاست‌گذاران در این حال مجبورند كه از برنامه‌های خروج یا كاهش نیروی كار و مسائلی از این دست برای حل مشكلات فوق استفاده كنند و نهایتاً چنان وضعیتی بر اجتماع حاكم خواهد شد كه سبب می‌شود انسان به عنوان مشكل و نیروی انسانی به عنوان یك تهدیدكننده دیده شود، پس رشد جمعیت نیز به مثابه رشد مشكلات تلقی می‌شود. در اینجاست كه مدیران و سیاست‌گذاران همه كم‌كاری‌ها و سوءمدیریت‌شان را به نرخ بالای تولید و رشد سریع جمعیت به عنوان مهم‌ترین مشكل نسبت می‌دهند. در نقد دیدگاه مالتوس (و بسیاری از اقتصاددانان) نیز همین بس كه او فقر و رنج توده مردم را ناشی از قوانین طبیعی و رشد جمعیت می‌پنداشت و نه از بی‌عدالتی اجتماعی و نبود یا كمبود نهادهای اصلاح‌گرانه در درون جوامع مختلف.
در حال حاضر، متوسط نرخ رشد سالانه جمعیت در كشورهای در حال‌ توسعه حدود ۲/۱ درصد است. این در حالی است كه نرخ رشد سالانه‌ جمعیت در اكثر كشورهای توسعه‌یافته حدود ۶/۰ درصد است. در چند سال گذشته سیاست‌های كنترل جمعیت در كشورهای در حال‌ توسعه به نتیجه رسیده و نرخ رشد جمعیت‌شان كاهش یافته است. ظاهراً به نظر می‌رسد كشورهای پیشرفته توانسته‌اند جلوی افزایش بیش از اندازه‌ جمعیت‌شان را بگیرند، اما حقیقت این است كه كشورهای توسعه‌یافته و برخی كشورهای در حال توسعه این زنگ خطر را برای خود به صدا درآورده‌اند كه با پایین‌آمدن بیش از حد نرخ رشد جمعیت و پیرشدن آن، نرخ زاد و ولد آن‌چنان پایین آمده كه در آینده قادر به جبران آن نخواهند بود و سبب انحطاط اجتماعی و روند كاهشی جمعیت آنها خواهد شد. لذا این كشورها به‌تازگی مشوق‌های بسیاری را برای افزایش جمعیت و تولد نوزادان در نظر گرفته‌اند. بنابراین ضرورت ارزیابی در سیاست‌های كنترل جمعیت مورد تأكید قرار گرفته است.
* پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)


نيم نگاه
فتح الله پریشان

اگر مایلید ایران را تجربه کنید!
اواسط هفته گذشته بار دیگر جمهوری اسلامی ایران از سوی سگ هار آمریکا در منطقه، یعنی نخست‌وزیر خشن و جنگ‌طلب رژیم صهیونیستی تهدید به حمله نظامی شد. البته مسئولان و مردم کشورمان در طول سه دهه از انقلاب به این تهدیدات پوشالی سران فاسد رژیم غاصب صهیونیستی که هر از گاهی فقط در رسانه‌ها به منصه ظهورمی‌رسد، عادت کرده‌اند و آن را هیچ‌گاه جدی تلقی نمی‌کنند. این نکته به مفهوم نادیده گرفتن تهدید نیست و در هرحال این مسئله از منظر مسئولان نظامی و امنیتی رده بالای کشورمان دور نمی‌ماند. برای نمونه، فرمانده کل سپاه یازدهم آذر ماه در گفت‌وگویی که با خبرگزاری تسنیم در مورد ارزیابی توافق ژنو3 داشت، در پاسخ به پرسشی راجع به اظهارات تهدیدآمیز برخی از مسئولان آمریکایی و رژیم صهیونیستی پس از امضای توافقنامه مبنی بر اینکه گزینه نظامی همچنان روی میز است، تأکید کرد: «تکرار چنین جمله مضحکی از سوی مقامات آمریکایی و رژیم جعلی، نامشروع و منحوس صهیونیستی، برای ملت ایران تبدیل به یک طنز شده است، چه آنکه خود این مقامات نیز به خوبی می‌دانند که از هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران عاجز بوده و در صورتی که به هرگونه اقدام احمقانه‌ای از این جنس، دست بزنند، گزینه‌های بسیاری برای ایران روی میز وجود دارد و پاسخ‌های کوبنده‌ای دریافت خواهند کرد که حذف رژیم صهیونیستی از جمله این اقدامات خواهد بود.»
از سوی مسئولان ایرانی قاطعانه پاسخ داده می‌شود، اما چون آنها از هر گونه اقدام عملی عاجز و مستأصل هستند و از سوی دیگر توسعه و پیشرفت ایران در حوزه‌های مختلف را به زیان خود می‌دانند، ناگزیرند از تنها سلاحی که در اختیار دارند، یعنی تهدید و لفاظی‌های تهاجم نظامی در تبلیغات روانی برای مدیریت افکار عمومی خودشان و منطقه استفاده کنند. این در حالی است که اگر کمیت و کیفیت و زمینه‌های محیطی این قبیل تهدیدات را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که اولاً، این تهدیدات دارای علت است، نه دلیل و استدلال عقلایی؛ به این معنا که هرگاه جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌ای به پیروزی رسیده حتماً نگرانی و سپس تهدید ایران از سوی آنها را ملاحظه کرده‌ایم؛ این بار نیز تهدید پس از انجام مذاکرات ژنوی است که به تصور سران رژیم صهیونیستی، ایران توانسته به پیروزی‌های بزرگی نظیر ایجاد تزلزل در ساختمان تحریم‌ها ـ که قطعاً صهیونیست‌ها در غرب در ایجاد و محکم‌سازی آن نقش زیادی داشته‌اندـ-و رسمیت یافتن حق غنی‌سازی دست یابد. شاهد مثال دیگر برای اثبات اقدام علت محور این رژیم در تیرماه سال جاری است که پس از سفر و موضع‌گیری موفقیت‌آمیز رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک، همین تهدیدات از سوی نتانیاهوی دیوانه تکرار شد. ثانیاً، خروجی بررسی‌های راهبردی نظامی که از سوی اتاق فکرهای راهبردی آمریکایی و خود صهیونیست‌ها انجام شده، نشانگر این واقعیت است که آنها توان هماوردی با ایران در منطقه را ندارند. رژیم صهیونیستی که از عهده جنگ‌های کوتاه‌مدت 33 روزه و 22 روزه و حتی 8 روزه اخیر با گروه‌های کوچک هم‌پیمان با جمهوری اسلامی ایران برنیامد، چگونه می‌تواند با قدرت برتر نظامی منطقه که در دقیقه، توان نواخت 11هزار موشک را دارد و هیچ عمقی از خاک غصبی‌اش دور از دسترس نیست، ایستادگی کند؟! به قول سرلشکر جعفری در همین مصاحبه: اگر آمریکایی‌ها و سگ ‌هارشان در منطقه از چنین قدرتی برای اقدام نظامی علیه ایران برخوردار بودند، هیچ‌گاه آمریکا و برخی متحدان‌شان بر سر میز مذاکره با ایران نمی‌نشستند. بنابراین به نتانیاهوی بلوف‌زن جنگ‌طلب، خویشتن‌داری و درس‌آموزی از اربابان آمریکایی‌اش را توصیه می‌کنیم که معتقدند چون ارزیابی درستی از چگونگی پاسخ و تداوم جنگ احتمالی از سوی ایران، مديريت، سطح برخورد و نقطه انتهايي آن را نداریم، به هیچ وجه جنگ را به نفع این رژیم نمی‌دانیم. با این حال، اگر مایلید ایران را تجربه کنید!


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (7)
حمله به ایران بی‌طرف!
در دوم نوامبر سال ۱۹۱۴، روس و در پنجم نوامبر سال ۱۹۱۴، انگلیس به ترکیه عثمانی اعلان جنگ دادند و در ۶ نوامبر انگلیس به عراق که بخشی از امپراتوری عثمانی بود و همچنین به ایران باوجود آنکه پیشتر بی‌طرفی خود را اعلام کرده بود، حمله‌ور شد. با وجود این انگلیسی‌ها حتی مدت‌ها پیش از اعلان رسمی جنگ علیه امپراتوری عثمانی خود را برای حمله به ایران و عراق آماده کرده بودند. ولی هدف از حمله به ایران با وجود اعلان رسمی این کشور در انتخاب مشی بی‌طرفی در جنگ، چه می‌توانست باشد؟
در ۳۱ مارس ۱۹۱۸ یک ناظر نظامی آمریکایی که در خاور نزدیک به قوای انگلیس ملحق شده بود با کشتی از اروند گذشت و به بصره رسید. او در گزارشی که در ۱۲ جولای ۱۹۱۸ به وزارت جنگ ایالات متحده ارسال کرد، می‌نویسد: در خلیج‌فارس که در طول رودخانه بالا بیایید در حدود چهار مایلی جنوب بصره، شهری آبادان پیداست و می‌شود ساختمان‌های اداری، کارخانه‌ها، مخازن نفت و دپوی اصلی شرکت نفت انگلیس و ایران را دید. وی افزود: یکی از بالاترین مقامات ارتش انگلیس به من گفت که عملیات بین‌النهرین در اصل به منظور حفاظت از خط لوله و اموال شرکت نفت انگلیس و ایران انجام شد. این شرکت میدان‌های نفتی بزرگی در منطقه اهواز در حدود ۱۰۰ مایلی دره رود کارون دارد. انگلستان اولاً به منظور حفاظت از خط لوله‌ها و اموال شرکت در برابر حملات احتمالی ترک‌ها و دوماً به منظور سوخت‌رسانی بی‌وقفه و کم‌هزینه به عراده‌های جنگی خویش در ابتدا تصمیم به اشغال این نقطه از سرزمین ایران گرفت. در پنجم آگوست سال ۱۹۱۴ دولت انگلیس به دلیل ترس از تحرکات نظامی امپراتوری عثمانی دراین منطقه و به خطر افتادن رگ حیاتی ارتش انگلستان (انرژی) طرح حمله به عراق و ایران را در بالاترین سطح مورد بررسی قرار داد. در ۲۹ آگوست ۱۹۱۴ «آرمیرال سر ئی اسلید» از وزارت دریاداری انگلیس از وزارت امور هند مصرانه تقاضا کرد که طبق پیشنهاد دریاداری، نیروهایی را برای حفاظت از تأسیسات نفتی آبادان که اهمیت بسیار زیادی برای آنها داشت، اعزام کند.
در ۳۰ آگوست ۱۹۱۴ وزیر امور هند «سر ای هرتزل» خواستار یک اقدام نظامی سریع شده بود. او در یادداشتی نوشت که؛ «در عین حال تأثیر سیاسی بی‌صاحب گذاشتن رأس خلیج‌فارس بر این خلیج و بر هند، فاجعه‌آمیز خواهد بود و ما نمی‌توانیم از لحاظ سیاسی برای مدتی نامعلوم به چنین چیزی رضایت بدهیم و منتظر بمانیم تا مسائل اصلی در جای دیگری حل شود.» در ۱۰ سپتامبر وزارت دریاداری با صدور فرمان عزیمت ناوهای اشپیکل، اودین و لورنس به سوی اروندرود به تقاضای تقویت نیروی دریایی در خلیج‌فارس پاسخ داد. مأموریت ناوهای فوق این بود که در نزدیک آبادان حضور یافته و در صورت بروز جنگ با ترکیه از حمله ترک‌ها به پالایشگاه آبادان (تأکید می‌کنم رگ حیاتی انگلستان و قوای متفق) با آخرین توان جلوگیری کنند.
کابینه بریتانیا در ۲۶ سپتامبر ۱۹۱۴ پس از بررسی درخواست‌های مکرر فرماندهان نظامی خود در خلیج‌فارس طی تلگرافی سری به نایب‌السلطنه هند نوشت: وضعیت موجود در ارتباط با ترکیه بسیار تهدیدآمیز است و شاید نیاز به نمایش قدرت در بالای خلیج‌فارس (مناطقی از کشور ایران که منافع راهبردی انرژی آن هدف دستور است) باشد. لشکر ششم برای این منظور بسیار مناسب است. ولی این مسئله باید مطلقاً سری باقی بماند و هیچ اشاره‌ای به تغییر احتمالی مقصد نشود. چنانچه کابینه تصمیم به اتخاذ چنین اقدامی گرفت، باید یک تیپ از لشکر ششم به همراه دو آتشبار کوهستانی و مهندسی فوراً به منطقه اعزام شوند ولی طوری باشد که گویی برای مصر به آنها نیاز است و با فرامین کاملاً سری به سوی اروندرود حرکت کنند. بنابراین چنانچه تاریخ این تلگرام نشان می‌دهد، تصمیم حمله به ایران و عراق حتی پیش از بسته شدن تنگه داردانل توسط ترک‌ها در ۲۷ سپتامبر ۱۹۱۴ گرفته شده بود.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 229
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

اعتقاد به آزادی توأم با مسئولیت انسان در برابر خدا
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۳۱)

از دیگر مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی، «اعتقاد به آزادی توأم با مسئولیت انسان در برابر خدا» است که در این شماره راجع به آن و برخی از ویژگی‌های آزادی در اسلام نکاتی بیان می‌شود.

13ـ اعتقاد به آزادی توأم با مسئولیت انسان در برابر خدا
مؤتلفه به آزادی توأم با مسئولیت انسان در برابر خدا اعتقاد دارد. در مرامنامه مؤتلفه «تضمین آزادی‌های اساسی و حفظ حقوق ملت»(۱) از جمله اهداف حزب ذکر شده است. از نگاه مؤتلفه: «آزادی در ابعاد و شكل‌های مختلفش از حقوق اساسی است و همه طبق قانون از آن برخوردار می‏شوند، چه در اقلیت باشند و چه در اكثریت.»(۲)
محمدنبی حبیبی، آزادی را چنین تعریف می‌کند: «وقتی ما به تعهدات دینی مقید و پایبند هستیم،... در اوج بندگی به اوج آزادی بشری دست پیدا می‌کنیم.»(۳)
از سوی دیگر، مؤتلفه ضمن تأیید آزادی در چارچوب اسلام و قانون نكاتی را به شرح زیر متذكر می‏شود:
الف ـ عدم تعلّق آزادی به معاندان و معارضان نظام:
در حالی كه برخی گروه‌های سیاسی دگراندیش، نظام را متهم به استبداد و ایجاد اختناق می‏كنند، مؤتلفه اسلامی طی یك بیانیه، تصریح می‏كند: «این تعبیر كه ما برای نمایشی از چهره آزادی اجازه دهیم سوءاستفاده‌كنندگان از آزادی، مخالفان نظام و معاندین دین فرصت یارگیری و ضربه زدن به اسلام یابند، یك غفلت تاریخی است.»(۴)
در این‌باره، انبارلویی عضو مرکزی مؤتلفه اعتقاد دارد كه نظام بیش از اندازه به مخالفان خود آزادی می‏دهد: «معنای آزادی این نیست كه به مخالفان مسلح خود آن قدر آزادی بدهیم كه مركز اطلاعات و حكومت ما را با خمپاره بزنند، معنای آزادی این نیست كه به كسانی كه دشمنان این ملت و فلسفه وجودی این نظام هستند، آزادی بدهیم كه هر كاری خواستند انجام دهند و حتی به مقدسات ما اهانت كنند. این تقریباً بی‌دفاع كردن انقلاب و نظام در مقابل هجوم دشمنان است.»(۵)
انبارلویی اعتقاد دارد آزادی گروه‌های سیاسی باید به شرطی باشد كه قانون اساسی و موازین نظام را قبول داشته باشند و میزان تحمّل نظام نیز باید تا آنجا باشد كه این گروه‌ها از مرز دروغ، تهمت، نشر اكاذیب و تشویش اذهان عمومی پیش نروند. به عقیده او، برخی از احزاب، با استفاده از اهرم‌هایی كه دارند فراتر از اینها عمل می‏كنند.(۶)
به علاوه، آقای پرورش اعتقاد دارد برخی از مطبوعات داخلی، از جانب برخی از مطبوعات دگراندیش خارجی تغذیه شده(۷) و به صورت هماهنگ، مأموریت تشویش اذهان و جنگ روانی را برعهده دارند و كالایی جز دروغ، افترا و فریب به بازار اندیشه نمی‏فرستند. از این‌رو، از قوه قضائیه انتظار می‏رود كه با قدرت قانون، به حضور دشمن در برخی مطبوعات خاتمه دهد.(۸) از نگاه آقای میرسلیم: «آزادی به معاندان و معارضان تعلق نمی‏گیرد و آنها، مانند گروه‌های غیر قانونی، منافقان، فتنه‏گران، تجزیه‏طلبان و كسانی كه اخلال در مبانی دین و استقلال كشور می‏كنند؛ جزو اقلیت به حساب نمی‏آیند. رفتار هر حكومتی با معاندان و معارضان بسته به شیوه آنها در عناد و معارضه با نظام است.»(۹)
می‏دانیم كه آزادی در اصل برای مخالفان یك نظام است و تنها مخالفانی كه در چهارچوب قانون و بدون اخلال در مبانی دین و استقلال كشور فعالیت كنند، آزادی عمل خواهند داشت.
ب ـ منع بی‌بندوباری از منظر مؤتلفه
«آزادی باید بماند و گسترده‏تر شود و ان‌شاءالله می‏شود. اما آیا آزادی برای میكروب‌های اجتماعی، برای فساد و فحشا و برای دزدی و اختلاس، برای خیانت، آزادی است؟»(۱۰)
البته ممکن است موانعی بر سر راه نیروی انتظامی باشد که خوب است به مردم اطلاع دهد. خلاصه اینکه مردم حزب‌الله و خانواده شهدا و ایثارگران تا کی شاهد این مناظر مبتذل و شرم‌آور باشند؟ تا کی شاهد آزادی تهاجم دشمن باشیم؟ تا کی...(۱۱)
ج ـ منع ترویج افكار ضد اسلامی و ضد ملی
مرحوم آقای عسگراولادی ضمن آنكه آزادی مطبوعات در كشور را یك ارزش می‏دانست، تصریح می‏كرد كه تعطیلی برخی روزنامه‏ها، هر چند به حكم قانون صورت گرفته باشد، یك پدیده خوشحال‏كننده نیست. وی معتقد بود: «آن چیزی كه باید تعطیل شود، ترویج افكار ضد اسلامی و ضد ملی است كه در برخی از این روزنامه‏ها طراحی می‏شده است.»(۱۲)
د ـ منع خودكامگی
یكی از اصلی‏ترین مواردی كه می‏توان آن را نوعی تعریف برای آزادی به حساب آورد، این است كه آقای میرسلیم خودكامگی و خفقان را ممنوع می‏داند: «در حالی كه می‏دانیم اصل انقلاب برای رسیدن به تمدن اسلامی و آزادی از غل و زنجیر استبداد و اسارت طاغوت و وارستگی از بندهای شهوات و كنار زدن خفقان بوده است نباید امروز بگذاریم تصوری از شعار آزادی به دست داده شود كه معنای آن در دام خودكامگی افتادن و اسیر نفسانیت شدن و از سرگیری ابتذال باشد.»(۱۳)
بنابر جملات پیش گفته، تعریف جامع آزادی از دیدگاه آقای میرسلیم را می‏توان چنین استنباط کرد: «آزادی، یعنی رهایی از اسارت طاغوت‌های بیرونی و شیاطین درونی به منظور پرستش الله و اجرای قوانین او.»
در کل می‌توان چنین نتیجه گرفت که مؤتلفه، آنجا که آزادی در خدمت عزت و کرامت انسان باشد و با مسئولیت‌های وی در برابر آفریدگار در تضاد نباشد از آزادی طرفداری می‌کند، اما هرجا که آزادی در مسیر مخالفت با کرامت انسان باشد و با مسئولیت‌های انسان در برابر خدا منافات داشته باشد با آن مخالف است. بر این اساس، می‌توان گفت مؤتلفه از نظر این شاخص هم مشکل ندارد.

14ـ مؤتلفه و جامعه مدنی
جبهه دوم خرداد به جای نظام ولایی، شعار جامعه مدنی را مطرح کرد. موضع مؤتلفه درخصوص جامعه مدنی را می‌توان در بیانیه این حزب در سال 1379 که به مناسبت هفته امر به معروف و نهی از منكر از رئیس‌جمهور وقت آقای خاتمی مطالبه شد، مشاهده کرد:
«بازگشت به شایسته‌سالاری و ارائه تصویری صحیح از جامعه مدنی براساس مدینه‌النبی كه خود [رئیس‌جمهوری] مطرح كرده‏اند، كمترین انتظاری است كه مردم دارند.»(۱۴)
از این گذشته، مهندس میرسلیم با محكوم کردن نگرش غربی و شرقی به جامعه مدنی، سعی می‌كند نگرش دینی اصلاح شده‏ در این خصوص را تقویت كند. او از حامیان جامعه مدنی می‌خواهد كه از آن جامعه مدنی كه ریشه در مدینه‌النبی دارد، حمایت كنند: «طرح جامعه مدنی جز برای استحكام بخشیدن به قانونمداری و ضابطه‏گرایی و پررنگ كردن تمدن اسلامی هیچ مفهوم دیگری را نباید به ذهن متبادر كند. آنهایی كه از جامعه مدنی حسرت جامعه غربی یا جامعه شرقی را در دل می‏پرورانند، از این بیگانگی كه با تمدن اسلامی، پس از بیست سال در سر دارند، اگر سخت شرمسار شوند اولی است.»(۱۵)
همچنین آقای بادامچیان، از جامعه نمونه‏ای یاد می‏كند مملو از دیدگاه‌های مختلف، احزاب و تشكل‌های گوناگون، كه در آن احزاب و جریان‌ها به جای نزاع و محكوم كردن دیگران، با احترام به دیگران خودشان را اثبات و در یك رقابت صحیح برادرانه اسلامی حركت می‌كنند.(۱۶)
ممکن است ادعا شود شعار جامعه مدنی، طرح جدیدی از همان جمهوری اسلامی مد نظر امام خمینی(ره) است. آیا مؤتلفه با نوگرایی مخالف است؟ اسدالله بادامچیان معتقد است مؤتلفه به داشتن دیدگاه‌های نو اهمیت می‌دهد، به شرط آنکه از اسلام اهل‌بیت(ع) بر‌خیزد: «ما در مسائل مربوط به سیاست در مقابل لیبرال دموكراسی و دیكتاتوری ماركسیستی به دیدگاه‌هایی نو، مترقی و دنیاپسند نیاز داریم كه از اسلام اهل بیت برمی‌خیزد.»(۱۷)
بر اساس آنچه گفته شد می‌توان جامعه مدنی مطلوب مؤتلفه را چنین ترسیم کرد: ریشه در مدینه‌النبی دارد؛ تضارب اندیشه‌های مختلف در آن به چشم می‌خورد؛ شایسته‌سالاری، از ویژگی‌های برجسته آن است؛ قانونمداری و ضابطه‏گرایی بر آن حاکم است و تمدن اسلامی در آن پررنگ است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 229
فتح الله پريشان

اجتماع‌شناسی و ضرورت سیاست از منظر دوانی
محقق دوانی جامعه (مدینه) را اجتماعی عام می‌داند که روابط افراد آن باید به‌گونه‌ای باشد که حاصل چنین اجتماعی انتظام امور آن باشد، آن‌طور که اقتضای کمال انسان است: «اجتماع عام که مؤدی به انتظام امور بر وجهی لایق می‌شود.»(۱) وی منشأ رو آوردن انسان به تشکیل اجتماع و زیست جمعی را وجود انس و الفت طبیعی در نهاد و فطرت انسان می‌داند و این امر را یکی از ویژگی‌های خاص انسان نسبت به موجودات دیگر قلمداد می‌کند که هم عقل آن را می‌پسندد و هم شرع بر آن تأکید زیادی دارد. پس روآوری افراد به یکدیگر و تشکیل اجتماعات فطری بشر بوده و از منظر محقق دوانی، جامعه اصالت دارد، زیرا کمال انسان در آن ظهور و بروز می‌کند.
محقق دوانی عامل اصلی قوام جامعه را در وحدتی می‌داند که بین آحاد مختلف آن جامعه ایجاد می‌شود و سبب ایجاد وحدت نیز یا عدالت و جریان آن در ارکان جامعه است یا با وجود محبت در میان افراد جامعه حاصل می‌شود. اما وحدتی که با جریان عدالت به دست می‌آید، وحدتی صناعی است و نیاز به ایجاد مقدمات و لوازم زیادی از جمله سیاست فاضله و حکومت عادله دارد، اما وحدتی که با وجود محبت میان افراد جامعه حاصل می‌شود، وحدتی حقیقی است و از میان نفوس افراد جامعه بدون هیچ‌گونه الزامات دیگر به دست می‌آید.(۲) در چنین وحدتی خود افراد جامعه به چنین وحدتی رسیده‌اند و با یکدیگر در مقام ایثار برمی‌آیند و بدان پایبند هستند.
دوانی با تقدم محبت بر عدالت و طبیعی دانستن آن به بحث از مراتب محبت می‌پردازد تا محبتی که منشأ خیر و کمال برتر است را معین کند. به اعتقاد وی سلسله مراتب محبت از نخستین مرتبه آن‌که محبت خداوند و منبع کمالات است آغاز می‌شود و به ترتیب به محبت والدین در حق فرزندان، محبت رعایا به سلطان و بالعکس و محبت شرکا به یکدیگر ختم می‌گردد. محقق دوانی با توجه به تأثیرگذاری نوع اخلاق و رفتار افراد جامعه بر دسته‌بندی افراد جامعه، قول حکما را در مورد طوایف جامعه از حیث کیفیت اخلاقی آنان چنین نقل می‌کند: «بعضی از مردم دارای طهارت باطنی و نجابت فطری‌اند. اینان افراد نادرالوجودند؛ بعضی دیگر با فکر و تأمل در پستی رذایل از آنها دوری می‌کنند. اینان افراد متوسطند؛ بعضی با تهدید و وعید و خوف از عذاب و امید به ثواب از شرور دوری می‌کنند. اینان اکثر افراد جامعه را شکل می‌دهند.»(۳) مرحوم دوانی در ادامه می‌گوید:‌ دسته اول بالطبع نیک‌سرشت و از اخیارند، دسته دوم با تعلیم و تربیت از اخیار محسوب می‌شوند و دسته سوم با رعایت احکام شرعی از اخیار می‌گردند.
محقق دوانی تمدن‌ها را از حیث منشأ و سبب تکوین آنها به دو قسم مدینه فاضله و مدینه غیر فاضله تقسیم می‌کند. مدینه فاضله سبب تمدن آن از جنس خیرات بوده و سبب تمدن مدینه غیرفاضله از جنس شرور است و چون شرور اسباب متعدد دارند، مدینه غیرفاضله به حسب سبب شرور متعدد می‌شود.(۴)
بررسی منظومه فکری و اندیشه‌ای فیلسوفان مسلمان بیانگر این نکته مهم است که آنها زندگی جمعی و جامعه را از آن رو که مصالح عالیه و کمال و سعادت انسان در آن شکل می‌گیرد و تکامل پیدا می‌کند، بر فرد ارجحیت می‌دهند. دوانی نیز در چنین داربست فلسفی به تأمل می‌پردازد و به سیاست به مثابه وسیله‌ای برای تعالی افراد جامعه می‌نگرد. بر این اساس سیاست موجد نظمی است که در پرتو آن حاکمان برای تأمین اهداف موردنظر خود آن را به خدمت می‌گیرند، اعم از اینکه هدف حاکمان خیرخواهانه باشد و چنین نظمی را در راستای تأمین مصالح افراد جامعه به کار گیرند یا خیرخواهانه نباشد و به گمراهی و ضلالت و جهل افراد جامعه منجر شود. از این‌رو، محقق دوانی، سیاست فاضله را موجب تأمین مصالح مردم در امور معاش و معاد و در نهایت تحصیل کمال و سعادت آنها می‌داند و سیاست ناقصه را در جهت جهل و استعباد مردم قلمداد می‌کند(۵) و نتیجه سیاست ناقصه نه عمران و آبادانی و توسعه بلکه به تعبیر دوانی «تخریب بلاد الله» است و مردم به اعتبار «الناس علی دین ملوکهم» به دروغ، حرص، طمع و سایر رذایل رو می‌آورند. قدر مسلم چنین سیاستی عمر چندانی نداشته منقرض خواهد شد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

پوپولیسم؛ واکنش به نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی
اصطلاح «نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی» نظام‌هایی را توصیف می‌کند که پیرامون نهادهای دموکراسی لیبرالی پدید آمده‌اند. در این شماره، ارتباط مفهومی بین پوپولیسم و این قبیل نظام‌های سیاسی را بررسی خواهیم کرد.

پوپولیسم به‌مثابه شیوه‌ای
از اعتراض سیاسی
دموکراسی به اعتقاد برخی از اندیشه‌ورزان سیاسی معاصر نظیر گالیه، اندیشه سیاسی مسلط عصر ما است، البته در این ادعا روشن نیست که آیا مقصود، اندیشه دموکراسی است یا نهادهای آن، رواج کنونی اندیشه دموکراسی تا حدی ناشی از برداشت‌های بسیار متفاوت از آن و نوعاً محل اختلاف است. اما در باب نهادهای سیاست‌های دموکراتیک ـ و به کلام دیگر در نحوه تحقق اندیشه دموکراسی ـ ملاک‌های بیشتری مورد توافق بوده است. علاوه بر ویژگی‌هایی مانند حق رأی توده‌ها که در دموکراسی وجود دارد، آنچه به طور ضمنی در پذیرش نهادهای دموکراسی مطرح است، غلبه الگوی نمایندگی در نظام‌های دموکراتیک است. در عمل سیاست‌های دموکراتیک معاصر تقریباً همیشه سیاست‌های دموکراتیک مبتنی بر نمایندگی بوده است و دموکراسی مبتنی بر نمایندگی که به‌آسانی در اشکالی مانند انتخابات، مجالس و احزاب سیاسی قابل تشخیص است، امروزه از نظر بسیاری افراد، ملاک دموکراسی بوده و حائز اهمیت ویژه‌ای است.
نظام‌های دموکراتیک از مجموعه‌ای روند مستقل و در کنش متقابل با هم شامل انتخابات منظم، سیاست‌های حزبی، بحث‌ها و سیاست‌گذاری‌‌های عمومی تشکیل شده‌اند. اندیشه‌ها و نظرات از طریق این فرایندها به بحث گذاشته می‌شوند، پیامدهای ضمنی سیاست‌ها مرور می‌شود، اندیشه‌ها و مفاهیم آنها به رقابت با اندیشه‌های دیگر می‌پردازند و آنگاه اندیشه‌های برگزیده به شکل خط‌مشی عمومی به اجرا گذاشته می‌شوند.(۱)
می‌توان به شیوه‌‌ای کاملاً انتزاعی، پوپولیسم را مظهر واکنش سیاسی اولیه حکومت‌شوندگان به حاکمان دانست. این تعریف بسیار انتزاعی است، زیرا چنین پدیده‌ای طیف بسیار گسترده‌ای را در برمی‌گیرد، اما از طرف دیگر، پوپولیسم فقط زمانی پوپولیسم است که در مجموعه‌ای از اندیشه‌های نظام‌مند به بیان درآید. فرایندهای نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی، فرایندهای تکامل و ارتقای نظام‌مند برنامه‌های سیاسی را در برمی‌گیرند و از این رهگذر، اندیشه‌هایی پوپولیستی را شکل می‌دهند. پوپولیسم تنها با مخالفت‌ با نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی و به یاری آن به جنبش سیاسی تبدیل می‌شود.(۲)
نمونه‌هایی از پوپولیسم که در سلسله مقالات گذشته این ستون بررسی شد، نمایانگر واکنش به نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی است.
البته برخی از نویسندگان قرن بیستم اعتقاد دارند اگر ریشه‌های پوپولیسم را ناشی از واکنش حکومت‌شوندگان به حاکمان بدانیم، با دو پیامد ضمنی روبه‌رو هستیم؛ نخست اینکه پوپولیسم اساساً بی‌شکل و پراکنده است. نمودهای این احساس می‌تواند اشکال بسیار متفاوتی داشته باشد. پوپولیسم چون احساسی مبهم که به شکل اقدامات یا اندیشه‌های سیاسی (و یا هر دو) درآمده است، در باورها و بسترهای متفاوت وارد می‌شود و متعاقباً بسیار متفاوت به نظر می‌رسد. به این ترتیب، تأثیرات ساختاری نظام‌های متفاوت نمایندگی به‌گونه‌های متفاوت پوپولیسم می‌انجامند. دومین پیامد ضمنی، آن است که پوپولیسم واکنشی بر ضد مدرنیته نیست. این موضوع، خلاف تحلیل‌های فراوانی است که پوپولیسم را پاسخی ارتجاعی به مدرنیزاسیون می‌دانند.

ارتباط پوپولیسم با مدرنیته
ارتباط پوپولیسم با مدرنیته پیچیده‌تر از یک رابطه ساده است. مدرنیته با ایجاد شرایطی برای نظام‌مند شدن پوپولیسم، سبب دگرگونی آن به شکل جنبش‌های پوپولیستی می‌شود. در همان حال، مدرنیته با ایجاد اشکال پیچیده‌تر سیاست و ساختارهای نهادی‌شده، احساس سرخوردگی پوپولیستی حکومت‌شوندگان را شدت می‌بخشد. استقرار این نهادها و سیاست‌ها، نگرانی پوپولیسم را بیشتر می‌کند. گستردگی جوامع مدرن، عامل مهم دیگری در شکل‌گیری پوپولیسم است. هر چه جامعه بزرگ‌تر شود، فاصله بالقوه میان حکومت‌شوندگان وحاکمان بیشتر و مهم‌تر از آن، گرایش به جدایی آنها از یکدیگر بیشتر می‌شود. ستمگری یک ارباب فئودال با ستمگری اعمال‌شده توسط طبقه فئودال کاملاً متفاوت است. پوپولیسم زمانی پدید می‌‌آید که «او» به «آنها» تبدیل می‌شود. به همین نحو، هنگامی که مردم به‌عنوان موجودیتی عام رویاروی شرایط و ناکامی‌های مشابه قرار می‌گیرند، «ما» جایگزین «من» می‌شود.‌(۳)
رابطه پوپولیسم با نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی یک‌طرفه نیست. می‌توان تأثیرات جنبش‌های پوپولیستی را بر این نظام‌ها مشاهده کرد. جنبش‌های پوپولیستی تأثیرات خاصی بر نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی گذاشته‌اند. لفاظی پوپولیستی درباره «مردم» به معنای آن است که پوپولیسم یکی از پایه‌های اصلی دموکراسی مبتنی بر نمایندگی است. البته این موضوع به خودی خود غیرعادی نیست. بیشتر جنبش‌های موجود در نظام‌های مبتنی بر نمایندگی ادعا دارند که به نحوی نماینده مردم هستند. با این همه، پوپولیسم با انگیختن مردم به مخالفت آشکار با نخبگانُ، حتی درخواست‌های کوچک مردمی را به سلاح سیاسی بالقوه‌ای در راستای اهداف خود تبدیل می‌کند.
پوپولیسم با حضور در نظام‌های سیاسی، بستری را به وجود می‌آورد که رابطه میان سیاستمداران و مردم را دگرگون می‌سازد. شیلز معتقد است که پوپولیسم «مساوات‌طلبی معکوس» را به نظام وارد می‌کند؛ زیرا «با این اعتقاد آمیخته است که مردم با حاکمان خود برابر نیستند و عملاً برتر از فرمانروایان خود می‌باشند.» این موضوع به تغییر بنیادهایی می‌انجامد که بر مبنای آن، سایر نهادهای نظام می‌توانند ادعای مشروعیت کنند و ادعاهایی درباره سیاست‌های عمومی داشته باشند. تأثیر پوپولیسم این است که بحث‌های سیاسی را به سه شیوه، یعنی سیاست‌های شفاف و صریح، حاکمیت مردمی و ایجاد دودستگی در میان مردم سامان می‌دهد.(۴)
هدف پوپولیسم ایجاد سیاست‌های شفاف و صریح است. امور سیاسی باید تجسم خرد مردمان ساده و بنابراین خود باید ساده و صریح باشد. بیان همین ادعا تا حدی موجب موفقیت پوپولیسم می‌شود؛ چرا که احزاب و یا جنبش‌های دیگر مجبور می‌شوند مواضع خود را هم در مخالفت با ادعاهای پوپولیستی و هم به پیروزی از سبک ساده پوپولیسم بازسازی کنند.
از این رهگذر، حضور پوپولیسم این اثر را دارد که ابتکارات سیاسی پیچیده‌ و فنی را فاقد مشروعیت می‌کند.
تأثیر دیگر پوپولیسم بر مباحث سیاسی این است که با دو پاره کردن موضوعات، آنها را با معیارهای له یا علیه بیان می‌کند. گرایش به دوگانگی سیاسی در جوهر پوپولیسم است. پوپولیسم موضوعات و منافع موجود در دنیای سیاست را با معیارهایی دوگانه قالب‌بندی می‌کند. همان‌طور که دو نیروی رقیب را در دنیای سیاست حاکم می‌داند، با همین معیار متوجه موضوعات سیاسی است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

روی‌آوردهای مطالعات اسلامی
مطالعه در حوزه اندیشه سیاسی اسلام در روی‌آورد معینی منحصر نیست، بلکه در این حوزه از سه قسم مطالعات می‌توان بهره جست: درون‌دینی، برون‌دینی و تلفیقی. مراد از مطالعه درون‌دینی، مراجعه به متون دینی در یافتن پاسخ به مسائل تحقیق است، چه اینکه در این مراجعه و اخذ دیدگاه قرآن و روایات به ابزارهای درون‌دینی مانند تفسیر مأثور به معنای عام کلمه توسل جوییم و چه اینکه از ابزارهای برون‌دینی مانند تفسیرهای ادبی، تاریخی، فلسفی و... بهره‌مند شویم.
پژوهش در اندیشه سیاسی اسلام، علاوه بر روی‌آورد درون‌دینی، رهیافت‌های دیگری نیز دارد؛ روی‌آورد تحلیلی ـ منطقی، روی‌آورد تاریخی، روی‌آورد پدیدارشناختی و مانند آنها. مراد از رهیافت تلفیقی، استفاده از هر دو رهیافت درون‌دینی و برون‌دینی است، به شرط آنکه تابع الگوی پژوهشی معینی باشد؛ زیرا که در صورت فقدان چنین الگویی، رهیافت تلفیقی به رویکرد التقاطی (التقاط رهیافت‌ها) تبدیل می‌شود و جز حیرت و سرگشتگی نتیجه‌ای نمی‌دهد.
مهم‌ترین الگوهای پژوهشی در رهیافت تلفیقی، الگوی پژوهشی تطبیقی و الگوی مطالعات میان رشته‌ای است. اولین اصل روش‌شناختی آن است که گمان نشود تنها راه مطالعه در اندیشه سیاسی اسلام اخذ مطالعه درون‌دینی است. این گرایش که در تاریخ مطالعات در اندیشه سیاسی اسلام نزد سلفی‌ها و اخباری‌ها وجود داشته است، حصرگرایی روش‌شناختی (Methodological exelusivism) نامیده می‌شود و منجر به تحویلی‌نگری (Reductionism) و مغالطه اخذ وجهی از شی به جای همه هویت آن می‌شود. حصرگرایی روش‌شناختی، زیان‌بارترین آسیبی است که در عرصه مطالعات حوزه سیاست می‌توان سراغ گرفت. بنابراین، محقق باید نسبت به سایر روی‌آوردها توجه و اقبال نشان دهد. کثرت‌گرایی روش‌شناختی که از دهه شصت قرن بیستم مورد توجه عالمان روزگار ما شده است، در روش‌شناسی ملاصدرا جایگاه مهمی داشته است.
اخذ رهیافت درون‌دینی در تحقیقات اسلامی منوط به اخذ موضع علمی در قبال سه مسئله مبنایی و روش‌شناختی است؛ اولاً آیا اخذ رهیافت دینی، طریق مناسبی برای پژوهش حاضر است؟ سوال دوم مبنایی این است که با چه الگوی تفکری می‌توان به سراغ آیات و روایات رفت؟ اما مسئله سوم سوال از روش و ترازوی نقد و آزمون فهم ما از متون دینی و نیز شیوه مواجهه با قدرت فهم‌رقیب از متون دینی است. مطالعات درون‌دینی در حل مسائل فقهی، در تاریخ پر فراز و نشیب خود، ابزارهای بسیار متنوعی را در این مقام به میان آورده است. بسیاری از این ابزارها در علم اصول گردآوری شده‌اند. به عبارت دیگر، فرایند اجتهاد و علاوه بر مقام گردآوری، در مقام داوری نیز محتاج ابزارهایی در مطالعات معطوف به اندیشه سیاسی است.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
اختلاف‌افکنی بین حوزه و دانشگاه

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مباحث گوناگونی در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) مطرح شده که بیان‌کننده ابعاد آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی است که تاکنون عناوین متعددی از آن را برشمردیم و با توضیح مختصری ارائه شد. یکی از مباحث کهنه و قدیمی استعمارگران که در هر دوره زمانی به شکل جدیدتر به جریان می‌افتد موضوع جدایی دین از سیاست و به انزوا کشیدن دین و روحانیت بوده و هست و از طرف دیگر استعمارگران با نفوذ دادن عناصر وابسته و خودفروخته به نام روحانیت در جامعه تبلیغ می‌کردند که حضرت امام خمینی(ره) از آنها به‌عنوان آخوند درباری یاد کرد و توطئه شوم آنها را نقش بر آب کرد. مسئله دیگری که عوامل و مزدوران کشورهای استعمارگر در برابر روحانیت به رخ می‌کشیدند مسئله دانشگاه‌ها، استادان و دانشجویان بود و سعی داشتند بار دیگر اختلاف‌افکنی گذشته را ترویج کنند تا از آنها بهره‌برداری سیاسی ـ فرهنگی نمایند، اما حضرت امام هوشیارانه و آگاهانه مانع کشمکش‌ها و اختلاف‌افکنی‌ها شدند و از هرگونه برنامه منتهی به جدایی روحانیت و انزوای آنها پیشگیری کردند و به‌عنوان یک آسیب بزرگ به هر دو جامعه روحانیت و جامعه دانشگاهی هشدار می‌دادند و در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان از زوایای مختلف آن را یادآور شدند و رهنمود دادند و از توطئه بزرگ یاد کردند که برای هر زمان راه‌گشا است. ایشان در این وصیت‌نامه‌شان در این‌باره می‌فرماید: «از توطئه‌های بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و کراراً تذکر داده‌ام به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاه‌ها است که مقدرات کشورها در دست محصولات آنها است. روش آنان با روحانیون و مدارس علوم اسلامی فرق دارد با روشی که در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانیون از سر راه و منزوی کردن آنان است، یا با سرکوبی و خشونت و هتاکی که در زمان رضاخان عمل شد ولی نتیجه معکوس گرفته شد؛ یا با تبلیغات و تهمت‌ها و نقشه‌های شیطانی برای جدا کردن قشر تحصیل‌کرده و به‌اصطلاح روشنفکر که این هم در زمان رضاخان عمل می‌شد و در ردیف فشار و سرکوبی بود و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشونت ولی موذیانه.
و اما در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش‌های خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب[کنند] و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند.»

گسترش تبلیغات ضدروحانی
از آسیب‌های جدی که از آن یاد شده و کشورهای استعمارگر و رژیم‌های سلطنتی دیکتاتور و مستبد از آن بهره گرفتند گسترش تبلیغات بر ضد روحانیت بوده و هست‌و با استفاده از مجموعه‌های فرهنگی و ابزارهای جدید و مدرن، اصل نهاد روحانیت را مورد هجوم قرار دادند، مخصوصاً برخی از نشریات و کتاب‌ها و جزواتی که خارج از ایران منتشر و به ایران وارد می‌شد آکنده از مقالات زهرآگین و اشعار طنزآمیزی علیه روحانیت بود و این روند هنوز جزء برنامه استعمارگران و عوامل استکبار جهانی بوده و هست. اما به‌دلیل اینکه روحانیت شیعه به‌خصوص در ایران آنچنان عمیق و ریشه‌دار است که با بادهای آنها سرنگون نمی‌شود به همین دلیل برای مبارزه با روحانیت برنامه اساسی‌تر طرح کردند و آن به میدان آوردن عوامل‌شان از درون جامعه زیر نقاب شاهنشاه یا نخست‌وزیر به انجام نوکری برای استعمار و کشورهای استعمارگر همچون انگلیس، فرانسه و آمریکا بود تا همه موانع را از پیش پای آنها بردارد که مهم‌ترین آن اسلام و روحانیت بوده و هست و همواره تبلیغات با انواع و اقسامش علیه آنها جریان داشته است.

عوام‌فریبی رضاخانی
از شیوه‌های دیگر اختلاف‌افکنی و جدایی روحانیت از مراکز تعلیم و تربیت مخصوصاً دانشگاه‌ها استفاده از سبک عوام‌فریبی رضاخانی است. همانطور که در جنگ‌ها، ابتدا با بمباران هوایی و یا توپخانه مواضع طرف مقابل را می‌کوبند و سپس پیاده‌نظام پیشروی خود را آغاز می‌کند. رضاخان هم ابتدا با تبلیغات خود به بمباران ذهن مردم پرداخت تا مردم را نسبت به روحانیون بدبین کند و آنگاه به زور و جبر علناً به سختگیری و مبارزه با آنان پرداخت. اسلحه تبلیغات رضاخان مفاهیمی از قبیل «تجدد»، «ترقی»، «علم و دانش»، «ملیت و وطن‌خواهی»، «ایران باستان» و «کوروش و داریوش» و نظایر آن بود. در این مرحله بسیاری از به‌اصطلاح روشنفکران و گویندگان و نویسندگان و روزنامه‌نگاران، سپاه تبلیغاتی او را تشکیل می‌دادند. همانطور که پیشتر اشاره شد اینها روحانیت را «ارتجاعی» و «فنائیک و کهنه‌پرست» لقب می‌دادند و چنان وانمود می‌کردند که بدبختی و بیچارگی آن روز ایران ربطی به استعمارگران بیگانه و شاهان سرسپرده و رجال سیاسی مزدور ندارد، بلکه فقط معلول نفوذ روحانیت است، اگر نفوذ روحانیت نباشد ایران دوباره همان مجد و عظمت ایران باستان را پیدا خواهد کرد. پس از آنکه با این تبلیغات تا حدودی ذهن مردم و مخصوصاً نسل جوان را نسبت به روحانیت آشفته ساختند، نوبت به اقدامات خشن بعدی می‌رسد. حضرت امام خمینی(ره) خودشان در دوران زندگی پربارشان شاهد چنین ماجرایی بوده و به چشم دیده بودند که طی رهنمودی فرمودند: «رضاخان اول که آمد ما شک نداریم که یک آدم عامی بود و آنها فهمیده بودند که ... این آدم قلدری است و شعور سیاسی هم ندارد... ابتدا هم وجب‌به‌وجب به نظر می‌رسید که روی یک نقشه‌ای که آنها برای او می‌دادند عمل می‌کرد. ابتدا شروع کرد به ریاکاری، به مجالس روضه می‌رفت، خودشان مجلس روضه برپا می‌کردند و از قراری که می‌گفتند در همه تکیه‌های تهران همان وقت می‌گفتند که پا برهنه می‌رود... این کارها را می‌کرد تا آن وقتی که قدرت در دستش آمد... شروع کرد به مخالفت با روحانیون به اسم اینکه می‌خواهیم اصلاح بکنیم... در همان وقت‌ها هم مجالس روضه را با کمال جدیت منع کردند که شاید یک مجلس علنی... آن وقت به پا نبود. من در قم یادم هست...»
این شیوه عوام‌فریبی نیز هم‌اکنون از سوی عوامل استعمار پیاده می‌شود تا نقش انقلاب اسلامی کم‌رنگ و روحانیت را از صحنه قدرت سیاست خارج کنند و این آسیب خطرناکی در پیش رو است.

ترویج تز اسلام منهای روحانیت
از آسیب‌های جدی انقلاب اسلامی از منظر وصیت‌نامه امام خمینی(ره) ترویج اندیشه‌ها و تزهای استعماری است که در واقع این تفکر سبک و شیوه دیگری از جدایی دین از سیاست است منتهی با یک ظرافت با ترفندهای دیگر همراه است این از زبان کسانی برمی‌آمده و یا می‌آید که سه گروه را در برمی‌گیرد؛ اول گروهی از مغرضان و مأمورانی که روحانیت برای‌شان خطر محسوب می‌شود، چه بسا از ناحیه همین‌ها این تز استعماری ترویج شده یا می‌شود. دوم شامل افراد غافل است که جای اصل و فرع را عوض کرده‌اند. به این معنا که مشاهده اشکالات جزئی و فرعی آنان را از درک حسن اصلی روحانیت غافل کرده و می‌کند. دسته سوم کسانی بوده و هستند که به اسلام اعتقاد داشته و دارند، اما از یک طرف تحت تأثیر تبلیغات زهرآگین دشمنان روحانیت قرار گرفته بودند و از سوی دیگر تحت تأثیر روش‌ها و اندیشه‌های غربی قرار داشتند. استاد شهید مطهری در برابر این نظریه واکنش نشان داد و چنین اظهار داشت: «تز اسلام منهای روحانیت را همواره یک تز استعماری قلمداد کرده و می‌کنم. معتقدم هیچ چیز نمی‌تواند جانشین روحانیت ما بشود. حاملان فرهنگ اصیل و عمیق و ذی‌قیمت اسلامی تنها در میان این گروه یافت می‌شوند...»

نارسایی‌ها و اشکالات
موضوع دیگری که در چارچوب آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی برمبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام باید مورد توجه قرار گیرد دستگاه و نهاد اصلی روحانیت و مدیریت، ساختار و سازمان این دستگاه، اشکالات، نارسایی‌ها و آفت‌هایی است که اگر اصلاح و رسیدگی نشود برای انقلاب اسلامی آسیب و خطر است.
باید اصل روحانیت حفظ و تقویت شود و در عین حال نارسایی‌ها و اشکالات را هم باید بررسی کرد و برطرف نمود. همانطور که استاد شهید مطهری مطرح کردند که معتقد است:‌ «روحانیت را از لحاظ هسته اصلی، زنده‌ترین دستگاه می‌دانم. عقیده دارم فقط غل و زنجیرهایی به دست و پای این موجود زنده و فعال بسته شده و باید او را از این قیدها و زنجیرها آزاد کرد. همواره گفته و می‌گویم که روحانیت ما درخت اصیل و باارزش و زنده آفت‌زده‌ است که خودش را باید حفظ کرد و با آفاتش مبارزه نمود. نظریه افرادی که آن را درخت خشک و پوسیده‌ای می‌دانند که باید ریشه‌کن شود، صددرصد مردود و زیانبار می‌دانم.»
سیر جریان انقلاب اسلامی و تجربه چند ساله اخیر این دیدگاه شهید مطهری را ثابت کرده که توضیح و تشریح آن در این مختصر نمی‌گنجد.

وحدت حوزه و دانشگاه
باوجود تبلیغات زهرآگین دشمنان، نقشه‌ها و توطئه‌ها و تزها و نظریه‌های استعماری پیش از پیروزی انقلاب و پس از پیروزی انقلاب نسل جوان پیوند خود را با روحانیت قطع نکرد تا آنجایی که امکان داشت موانع برطرف شد و جوانان هوشیار و آگاه فهمیدند که دسیسه‌هایی در کار است و درصددند پیوند روحانیت و جوان تحصیل‌کرده دانشجو را قطع کنند. باوجود شعارهایی چون «روحانی ـ دانشجو پیوندتان مبارک» یا «وحدت حوزه و دانشگاه» دشمنان همچنان بر طبل اختلاف و جدایی می‌کوبند. وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) در این رابطه این پیام را دارد که هر چه جدایی است باید به آشتی و دوستی، تفاهم و همکاری تبدیل شود و این به سود کشور و منافع ملی و عموم تحصیل‌کرده‌های کشور است.
نباید فراموش کرد که وحدت حوزه و دانشگاه با تلاش‌های حضرت امام(ره) دستاوردی بود که به سادگی به دست نیامد. همانطور که شاگردان امام و تربیت‌شدگان درس و بحث او در طول چهل سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در محضر درس رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ابواب مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و قضایی را آموخته بودند و اخلاق اسلامی را در او دیده بودند و در جلسات درس اخلاق ایشان در فیضیه شرکت کرده بودند، پس از پیروزی انقلاب به همت مردمی که اسلام را طلب می‌کردند در رأس امور و مسئولیت‌های گوناگونی قرار گرفتند و در واقع بازوی حضرت امام در استقرار فرهنگ اسلامی شدند. مهم این است که توجه کنیم آن زمینه‌ای که چنان فرهنگی را حفظ کرده و چنین حوزه‌ای را به وجود آورده بود و چنین امکانی را فراهم ساخته بود، نهادی به نام «روحانیت» بود.
امام راحل در بخش دیگری از وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان که در یک جمع‌بندی به‌عنوان نتیجه این بحث ارائه می‌گردد. مرقوم فرمودند:‌ «در هر صورت وصیت اینجانب آن است که در همه اعصار، خصوصاً در عصر حاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است که علما و مدرسین و افاضل عظیم‌الشأن صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه‌ها را خصوصاً حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.»


از لابه لاي تاریخ

شاه متوهم و متکبر
محيط زندگي شاه اين فرصت را برايش فراهم آورده بود که نيازهاي روانشناختي خود را به لحاظ اجتماعي جبران کند. شاه بودن براي محمدرضا پهلوي به لحاظ خودشيفتگي ارضاکننده بود و اين خودشيفتگي در طول سال‌هاي حکومت او به طور ثابت و مداوم رشد مي‌کرد.
جلب ستايش ديگران هدف اصلي انسان خودشيفته است. ولي خودشيفتگي هميشه با تکبر همراه است که اين تکبر در فرد با نوعي «احساس قدرت و آسيب‌پذيري» همراه است و همين احساس‌ها سبب مي‌شود که افراد خودشيفته فکر کنند که همواره نوعي حمايت الهي همراه آنان است.
محمدرضا در سال‌هاي آخر حکومتش تلاش زيادي کرد تا خود را فرمانروايي دانا و قدرتمند نشان دهد. يونيفرم‌هاي او و مدال‌ها و نشان‌هايش، عکس‌هاي فراوان او که همه جا وجود داشت، برگزاري مراسم باشکوه متعدد و اظهارات اقتدارطلبانه او در زمينه کليه جنبه‌هاي زندگي ايرانيان، جملگي اجزائي از ارائه چنين تصويري بود.
اما بررسي دقيق عکس‌ها و تصاوير شاه در دهه 1970 چرخشي آشکار و زيرکانه را در آنها نشان مي‌دهد. در سال‌هاي اول اين دهه، به هيئت فرمانروايي خشک و غالباًً اخموي ملتش نشان داده مي‌شد که اغلب یونيفرم کامل خود را همراه با يراق‌ها، نوارها و مدال‌هاي جواهرنشان مي‌پوشد. تنها چيزي که در مورد تصوير چهره او مي‌توان گفت آن است که با توجه به اثر زخم کوچکي که بر لب بالاي خود داشت و يادگاري از اقدام براي قتل او در سال 1949م (1327 ه.ش) بود، روي هم رفته چهره‌اي نچسب داشت. با گذشت سال‌ها، تصوير شاه به هيئتي ديگر ارائه شد. گوياترين تصوير ارائه شده از شاه از سال 1975 (1354) به بعد تقريباًً نشان‌دهنده نوعي جنون بوالهوسي بود. وي ايستاده در زمينه‌اي به تصویر کشیده شده بود که فقط ابرها و آسمان را نشان مي‌داد. شايد شاه به اين دليل ايستاده تصوير شده بود که بر رابطه‌ ويژه او با اولوهيت تأکيد شود، اما او روي سطح خاصي نايستاده بود. چنان که گويي قادر است در ميان آسمان‌ها شناور شود. براي آنکه برقراري رابطه جديدي را با مردمش در ذهن‌ها القا کند. يونيفرم نظامي، جاي خود را به يک لباس شخصي «معقول» داده بود. شاه در حالي تصوير شده بود که لبخند مي‌زد و دست خود را با حرکتي دوستانه بالا برده بود. فرمانرواي خشن جاي خود را به يک عموي مهربان داده بود.
دگرگونی عظیمی که با گذشت زمان در وضع ظاهر، حرکات و خلق‌وخوی شاه به وجود آمد واقعاًً شگفت‌آور بود. این حداقل توصیفی است که برای چنان استحاله‌ای می‌توان ارائه داد. چنانکه مصاحبه‌کنندگان با شاه به طور مکرر یادآور می‌شدند شخصیت خودآگاه، ملایم، محبوب، نرم‌گفتار و مهربانی که در اوایل دهه 1960 آشکارا از تبادل فکر و نظر با مخالفان خود لذت می‌برد؛ در اواسط دهه 70 به فرمانروایی جزمی، غیرقابل نفوذ، عصبی، نابردبار، متوقع، متمایل به رفتاری آمرانه تبدیل شده است. او دوست داشت به طور روزانه گزارش‌هایی پیرامون همه‌جنبه‌های فعالیت دولت و دستگاه اداری دریافت دارد.


حكایت زمانه

مظهر تقوا و اخلاق در شيراز
شهيد آيت‌الله سيدعبدالحسين دستغيب در شب عاشوراي 1292 شمسي در شهر شيراز، در يك خانوادة روحاني پا به عرصه وجود گذاشت. اين تولد مبارك در خانه‌اي محقر در يكي از كوچه‌هاي قديمي شيراز، كنار بازار مرغ كه امروز «خيابان احمدي» ناميده مي‌شود، صورت گرفت. ولادت او در شب عاشورا، سبب شد كه به «عبدالحسين» مسمي شود و حياتش مصداق بارزي از نام شريفش گردد.
پدرش سيدمحمدتقي فرزند ميرزا هدايت‌الله مرجع بزرگ فارس بود كه به هنگام تولد فرزندش در كربلا به سر مي‌برد. شهيد دستغيب در سن 12 سالگي از نعمت داشتن پدر محروم شد و از همان تاريخ سرپرستي مادر، سه خواهر و دو برادر خويش را به‌عهده گرفت.
در سال‌هاي كودكي، از بركت هوش سرشار و استعداد شكوفايي كه خداوند در ذاتش به وديعه نهاده بود، دروس مقدماتي را خواند و پس از اتمام دروس سطح، امامت جماعت مسجد باقرخان را عهده‌دار شد و پس از گذراندن سال‌ها رنج و مشقت و فقر شديد مادي، در سال 1314 به‌منظور ادامه تحصيل راهي نجف اشرف شد. ايشان خود در اين‌باره مي‌گويد: «در زمان رضاخان قلدر ملعون ما را چند بار زنداني كردند و يك دفعه بناشان تبليغ بود. بعد فشار آوردند كه اصلاًً بايد از روحانيت بيرون بروي و 24 ساعت مهلت دادند كه بنده اصلاًً خلع لباس كنم و از روحانيت بيرون روم و مسجد و منبري نباشم. به‌ناچار فرار كردم و رفتم نجف و اين هم خواست خدا وسيله خيري شد براي استفاده از محضر بزرگان.»
در آنجا از محضر استادانی چون مرحوم آيت‌الله حاج‌شيخ‌كاظم شيرازي، آيت‌‌الله حاج‌سيدابوالحسن موسوي اصفهاني، آيت‌الله‌العظمي حاج‌سيدميرزا آقا اصطهباناتي و آيت‌الله حاج‌ميرزا علي‌آقا قاضي‌طباطبايي كه يكي از اعاظم اهل معرفت بود، كسب فيض کرد. در سن 24 سالگي موفق به كسب درجه اجتهاد از مراجعي چون آيات عظام آقا ضياء عراقي، شيخ‌كاظم شيرازي و سيدابوالحسن اصفهاني شد. شهيد دستغيب صاحب هشت اجازه اجتهاد بود.
پس از مراجعت از نجف اشرف، ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد جامع عتيق و تنوير افكار عموم، تحصيل و فراگيري علم و دانش را ادامه داد و خدمت فقيه و عارف مرحوم آيت‌الله حاج‌شيخ محمدجواد انصاري همداني (قدس سره) رسيد و با بهره‌گيري از مراحم آن بزرگوار، مدارج عاليه‌اي را در عرفان طي كرد و بالاخره همنشيني و رفاقت با حضرت آيت‌الله نجابت جملگي موجب آزادي وی از قيود عالم طبع گرديد و آرزويي جز تقرب به ذات مقدس پروردگار و وصال او باقي نگذاشت.
شهيد دستغيب در خانه‌اي محقر و ساده كه بي‌‌شباهت به خانه اجداد طاهرينش نبود، زندگي را به‌سر مي‌برد و از هرگونه تجملات و مظاهر فريبنده دنيا پرهيز مي‌کرد. ارادت به اهل‌بيت عصمت و طهارت(عليهم‌السلام)، تقوا، زهد، صبر، اخلاق حسنه، قدرت بيان و قلم از صفات بارز وي به‌شمار مي‌رفت. خوراكش كمتر از يك چهارم نان جوين بود كه آن را با مقداري پياز، نمك و گاه مختصري پنير مي‌خورد و از خوردن گوشت پرهيز مي‌کرد؛ چنانكه رياضت‌هاي شرعي مداوم، مجاهدات و ترك شهوات او را ضعيف و رنجور ساخته بود. شب‌ها را با عبادت و تهجد به صبح مي‌رسانيد و بسيار روزه مي‌گرفت. عشق به روضه حضرت ابي‌عبدالله(عليه‌السلام) ريشه در جانش ‌داشت و شب‌هاي عاشورا لباس سياه عزا به تن مي‌كرد. غالباًً اول وقت به نماز مي‌ايستاد و در آن هنگام گويي كه ديگر در اين دنيا نبود. اوقات ايشان يا به عبادت و تلاوت قرآن و ذكر مي‌گذشت و يا به نگارش و يا به كمك و همدردي با نيازمندان.
فضائل اخلاقي آن شهيد سعيد زبانزد خاص و عام بود. حضرت آيت‌الله نجابت از همسنگران قديمي وي مي‌فرمايد: «ملاقاتي با آيت‌الله دستغيب نداشتم مگر آنكه ايشان در آن صحبت از خدا و معارف اهل‌بيت داشته باشند.» عالم رباني و فقيه عاليقدر مرحوم حاج‌آقا شيخ محمدكاظم شيرازي به هنگام اعطاي درجه اجتهاد به ايشان، در مورد وي مي‌نويسد: «او از هر اخلاق ناشايستي پاك است و به هر اخلاق شايسته‌اي آراسته است.» حضرت امام خميني كبير(سلام‌الله عليه) نيز با بياناتي روشن، اخلاق و خلقيات شهيد محراب را به تصوير مي‌كشد و او را «مربي محرومان»، «هدايت‌كننده مردم»، «معلمي بزرگ»، «عالمي عامل» و بالاتر از همه « متعهد به اسلام» و «شخصيتي ارزشمند» مي‌نامد.
شهيد دستغيب به درجات والايي از معنويات دست يافته بود كه در سير وحدانيت رب‌العالمين، كمتر كسي به اين مراحل مي‌رسد و پي به اين عوالم مي‌برد. از وي كه در تمام عمر، داراي نفسي مطمئن بود، كرامات زيادي نقل شده است. گاهي خبر از هنگام مرگ فردي مي‌داد، گاه كودك محتضري را به اذن خدا زنده نگه مي‌داشت و گاه با عملي كه حاكي از اشراف خود نسبت به واقعه ناگفته‌اي بود، موجب شگفتي مي‌گرديد. روزي شخصي دست دو فرزندش را گرفته و از شهرستان بوشهر برای زيارت آقا رفته و در بيان علت اين ملاقات چنين اظهار داشته بود: «چند روزي است يكي از فرزندانم سخت مريض شده است و پزشكان گفته‌اند بايد در شيراز بچه‌ات را معالجه كني. من هم از لحاظ مالي تنگدست بودم. به حضرت ولي‌عصر(عج) متوسل شدم و پس از گريه و زاري فراوان در حال خواب و بيداري به من گفتند ناراحت نباش. به شيراز برو، نماينده ما آقاي دستغيب در آنجاست. حاجت تو را برآورده مي‌كند. بعد آن شخص خدمت آقا رسيد و ايشان بدون هيچ مقدمه‌اي فرموده بود: «ناراحت نباش كه خودم وجه بيمارستان فرزندت را فراهم مي‌كنم.»


امام در گذر زمان 174

امام راحل(ره) خط را نشان داده بود
حضرت امام(رحمه‌الله علیه) برای رهبری آینده پس از رحلت‌شان به مسئولان نظام و امت حزب‌الله علائمی را برای هدایت نشان می‌دادند، اما کسی به درستی متوجه نبود که چه راز و حکمتی در آنها نهفته است تا اینکه پس از رحلت امام(ره) و انتصاب مجلس خبرگان برای انتخاب زعیم مسلمین مردم داغدار و مصیبت‌زده به منظور امام پی بردند و آن علائم و نشانه‌های تاریخی را دریافتند و آن نکات مهم و ظریف را از متن سخنان امام استخراج کردند، به طوری که دست به دست می‌چرخید و برخی از موسسات به‌صورت جزوه‌ای با عناوین مختلف نقطه نظرات امام راحل را منتشر کردند. هر چه زمان از آن روزها می‌گذرد این پیام‌ها روشن‌تر و درخشنده‌تر از گذشته و شخصیت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای شفاف‌تر می‌شود. در واقع رهنمودهای امام محقق شده از جمله آنجا که فرمودند: «جناب‌عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‌دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‌کنید، می‌دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می‌دهید.» حضرت امام در هنگام تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای در تاریخ (۱۷/۷/۱۳۶۰) مرقوم فرمودند: «با اطلاع از مقام و مرتبت متفکر و دانشمند محترم جناب حجت‌الاسلام آقای سید علی خامنه‌ای (ایده‌الله تعالی) رأی ملت را تنفیذ نمودم. ... ایشان... به حکم قرآن کریم؛ اشداء‌ علی‌الکفار رحماء بینهم بوده‌اند.»
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای از طرف حضرت امام مسئولیت‌های متعددی داشتند از جمله نماینده امام در شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران و نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بودند که ششم تیرماه ۱۳۶۰ مورد هدف تروریست‌ها قرار گرفتند و حضرت امام خمینی طی پیامی درباره ایشان مرقوم فرمودند: «من به شما، خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد، با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به ملت مظلوم خدمت کرده و از خداوند تبارک و تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم.» و در همین پیام در فراز دیگری فرمودند: «سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب هستید.»
امروز این رهنمودها، پیام‌ها و دیدگاه‌های امام راحل در مورد امام خامنه‌ای پس از یک ربع قرن قابل ملاحظه است که به ملت و مسئولان نظام خط را نشان داده بود.


مجالس شوراي اسلامي 63

خط تحريم در انتخابات مجلس نهم - 2
با ناكامي و پايان كار راهكار و سناريوي خاتمي براي فشار بر نظام، بار ديگر جريان افراطي اردوگاه فتنه به صحنه‌گردان اصلي مبدل شد و خاتمي به حاشيه رفت. خط تحريم آشكارا، با صدور سه بيانيه در آستانه ثبت‌نام داوطلبان نمايندگي مجلس در اول دي ماه رسميت يافت. پيش از آن، چند بيانيه از سوی جريان افراطي اردوگاه فتنه منتشر شده بود كه به نحوي بر خط تحريم تأكيد داشت كه از جمله آنها مي‌توان به بيانيه‌اي به امضاي 36 نفر از مجرمان حوادث پس از انتخابات اشاره كرد كه در ميان آنها، اسامي اعضاي برجسته گروه‌هاي غيرقانوني مشاركت و مجاهدين انقلاب(منافقین) به چشم مي‌خورد.
اما در فاز رسمي، اولين بيانيه از سوی شوراي موسوم به «هماهنگي راه سبز اميد» که توسط ضدانقلابيون فراري اداره مي‌شود صادر شد که در آن با صراحت انتخابات نهم را نمايشي خوانده و از تحريم سخن گفته بود.
حزب غيرقانوني و منحل شده مشاركت نيز با صدور بيانيه‌اي اعلام داشت به اين جمع‌بندي رسيده است كه «در انتخاباتي كه در فضاي آزاد برگزار نشود، نامزدهاي مردمي اجازه ورود و رقابت نداشته باشند و از آن مهم‌تر رأي مردم به هيچ‌ انگاشته شود، نمي‌توان شركت كرد» مشاركت كه خود مي‌دانست اتخاذ اين تصميم به معناي خروج رسمي از حاكميت است، با نگراني اضافه مي‌كند كه «اين تصميم به منزله قهر با انتخابات نيست. ما بر اين اعتقاد هستيم که سرنوشت کشور بايد در پاي صندوق‌هاي رأي و نه لزوماًً در کف خيابان روشن شود.»
همچنين 39 نفر از مجرمان سياسي جريان فتنه از جمله بهزاد نبوي، محسن ميردامادي، مصطفي تاجزاده، محسن امين‌زاده و... كه اغلب سردمداران گروه‌هاي منحل شده سازمان مجاهدين و مشاركت هستند نيز براي آنكه از معركه تحريم‌كنندگان جا نمانند، با انتشار نامه‌اي سرگشاده و با ادبياتي خيانت‌آميز اعلام داشته‌اند كه «امروز گرم کردن تنور اين انتخابات به هر شکل و باي نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوري استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي و نيز در تقابل با تحقق دموکراسي و تضمين حقوق‌بشر در کشور عزيزمان ايران است.»
تحريم‌کنندگان البته در تلاش بودند تا با کم‌رنگ کردن انتخابات و ترغيب توده‌هاي مردم به عدم حضور در پاي صندوق‌هاي رأي، وزن سياسي خود را به رخ بکشند و با کساد کردن بازار انتخابات، نظام را نامشروع جلوه دهند! اما از اين نکته تاريخي و عبرت‌آموز غافل بودند که ضدانقلابي پرادعاتر از آنها سه دهه است که تمامي انتخابات کشور را تحريم کرده و با کمک ايادي خارجي خود بر طبل تحريم کوفته است! و اگر اين سناريو مي‌توانست ثمربخش باشد که تا به امروز شاهد مشارکت حداکثري ملت در انتخابات‌هاي مختلف در طول سي سال گذشته نبوديم! به واقع اگر سناريوي تحريم توانسته بود در طول اين سال‌ها براي سلطنت‌طلبان، منافقين، ملي‌گرايان و ... آبرويي کسب کند، براي جريان اصلاحات و فتنه‌گران نيز آبرويي حاصل می‌کرد که نتیجه انتخابات اسفندماه 1390 مؤید این ناکامی بود.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران به امنیت دریایی منطقه
اشاره:
کنفرانس بین‌المللی دریایی اوایل آذرماه جاری در کشور «سری‌لانکا» برگزار شد. ناوسالار یکم ستاد مهندس «نقی پوررضایی» معاون دانش و پژوهش نیروی دریایی سپاه به عنوان نماینده نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در این کنفرانس به ارائه مقاله پرداخت. عنوان این مقاله: «چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران به امنیت دریایی منطقه» بود که در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

* اهمیت دریا
دریاها و سواحل از گذشته بسیار دور تاکنون مهد تمدن‌های بسیار بزرگ بودهاند. نقش دریاها و اقیانوسها در توسعه اقتصادی کشورها خصوصاً در دهه‌های اخیر قابل توجه بوده است. درباره اهمیت دریاها و اقیانوسها میتوان گفت:
1ـ بیش از دو سوم کره زمین از آب پوشیده شده است. بنابراین با توجه به تفکر برخی که افزایش جمعیت کره زمین، میطلبد؛ انسان‌ها بتوانند از همه فضاهای موجود استفاده بهینه کنند، دریاها و اقیانوسها باوجود عدم شناخت کافی بشر از آنها میتواند یک منبع بسیار خوب برای بشر باشد.
2ـ بیش از 90 درصد تجارت جهانی از طریق دریا انجام میشود. حمل‌ونقل از طریق دریا سریعتر، امن‌تر و به صرفه‌تر است. حمل‌ونقل بسیاری از کالاهای حجیم از طریق دریا امکان‌پذیر است. امروزه شاهد انتقال حجم عظیم مواد غذایی، تکنولوژی جدید و حتی مواد غذایی فاسد شدنی، بهداشتی و هر آنچه بشر میتواند تولید کند از طریق دریا هستیم. امروزه بدون وجود حمل‌ونقل دریایی، واردات و صادرات کالا که پایه تجارت نوین جهانی است امکان‌پذیر نیست. حدود 500 هزار کشتی تجاری به شکل بین‌المللی در دنیا فعالیت میکند که همه نوع کالا را حمل میکنند.
3ـ اکثر شهرهای بزرگ دنیا در حاشیه دریا، یا با فاصله کمی از دریاها واقع شده‌اند. بنابراین به لحاظ ارتباطی میتوان گفت دریا میتواند نقطه عطفی در ایجاد ارتباط بین کشورها باشد. امروزه 20درصد جمعیت جهان در محدوده 25 کیلومتری دریا و 39درصد جمعیت جهان در محدوده 100 کیلومتری دریا زندگی میکنند. در جهان حدود 2800 بندر وجود دارد که از طریق آن می‌توان با ملتها ارتباط برقرار کرد.
4ـ دریاها میتوانند به کشورهای حاشیه خود عمق استراتژیک ببخشند. به همین دلیل کشوری که دارای مرز آبی است، میتواند با دفاع در عمق به امنیت ملی خود عمق استراتژیک بدهد، در صورتی‌که کشورهای محصور در خشکی از این توانایی محروم هستند.
5ـ دریا به دلیل فیزیک (درجه دمای مختلف) و شیمی(ترکیب گوناگون املاحی) و تغییر سریع وضعیت خیلی کمتر از زمین و هوا قابل پیشبینی است. این موضوع در بحث نظامی بسیار راهبردی است. این قابلیت استتار و اختفای دریا سبب شده است که برخی از کشورها بسیاری از مراکز فرماندهی و کنترل خود را در اعماق اقیانوسها قرار دهند.

* مفاهیم امنیت، امنیت ملی، امنیت منطقه‌ای
اگر بخواهیم یک تعریف علمی و منطقی از امنیت داشته باشیم میتوان گفت؛ امنیت یعنی فقدان تهدیدات نسبت به ارزشها، منافع، اهداف. به عبارتی حتی در بعد ذهنی، ملتی و کشوری نسبت به مورد هجوم قرار گرفتن منافع، اهداف و آرمانهای خود هیچ‌گونه هراسی نداشته باشد.
البته تعاریف دیگری از امنیت صورت گرفته است. از قبیل در معرض خطر نبودن یا از خطر محافظت شدن. همچنین امنیت، عبارت است از، رهایی از تردید، آزادی از اضطراب و داشتن اعتماد و اطمینان. برای نمونه آقای «باری بوزان» نظریه‌پرداز امنیت بین‌الملل امنیت را اینگونه تعریف میکند: «در زمینه امنیت نکته اصلی رهایی از هر نوع خطر و تهدید است.» بوزان دو عنصر دوستی و دشمنی و تقسیم قدرت بین دول اصلی را عوامل موثر در مجموعه امنیتی میداند.( باری بوزان. دولت، مردم و هراس. تهران. پژوهشکده مطالعات راهبردی. 1381) معهذا میتوان نتیجه گرفت امنیت از مهمترین اهداف و انگیزه‌ها از قدیم‌الایام تاکنون نیز بوده است. این انگیزه با جوهره اصلی انسان پیوند خورده و حفظ و صیانت از خود از مهمترین اهداف هر انسان است. مهمترین نیاز هر فرد، خانواده و جامعه و حکومت، تأمین امنیت است. کشور به عنوان یک واحد سیاسی، وظیفه تأمین امنیت افراد، گروه‌های مختلف اجتماعی و سازمان‌های مرتبط به خود را دارد. (روشندل. جلیل. امنیت ملی و نظام بین‌الملل. تهران . انتشارات سمت. 1373).
اما مفهوم امنیت ملی باوجود اهمیت آن نتوانسته همپای سایر تحولات فزاینده در سطح داخلی و خارجی پیش رود. باریبوزان از این مفهوم به‌عنوان یک مفهوم عقب‌مانده نام میبرد. امنیت ملی یعنی حالتی که ملتی فارق از تهدید از دست دادن ارزشهای بنیادین خود باشد.
امنیت ملی یک ایده غربی و خصوصاً آمریکایی است، که از سال‌های پس از 1945 به عنوان یک مفهوم رایج در محافل علمی و آکادمیک وارد شد.
درخصوص نگرش و دیدگاه‌ها نسبت به امنیت ملی دو نظریه وجود دارد:
الف) نگرش سنتی به امنیت که خود به دو دسته تقسیم میشود؛ ۱ـ واقع‌گرایان 2ـ آرمانگرایان(ایدهآلیسم)
ب) نظریات جدید امنیت شامل؛1ـ نو واقعگرایی(نورتالیسم) 2ـ نهادگرایان(نولیبرال) 3ـ نظریه سازندگی 4ـ مکتب کپنهاگ 5ـ جهانگرایان 6ـ امنیت در دوره معاصر.
پرداختن به دیدگاه‌های این دو مکتب در حوصله بحث ما نیست. اما می‌خواهیم بگوییم در یک نگاه اجمالی به فرایند مطالعات امنیتی، ابعاد ذهنی و عینی امنیت پیچیده میشود. در نتیجه راه‌های رسیدن به یک نقطه ایده‌آل با پیچیدگی بیشتری روبه‌رو می‌شود. نظام بین‌الملل و نظامهای منطقه‌ای متشکل از دولت‌ها هستند که تعامل دولتها از یک طرف و سازمان‌های بین‌الملل در نهایت به امنیت منطقهای و بین‌المللی منجر خواهد شد. معهذا امنیت منطقه ای در واقع تلاش و همگرایی دولتها در یک منطقه جهت رسیدن به امنیت ملی مطلوب است.
امنیت هیچ کشوری بدون امنیت منطقه‌ای امکانپذیر نیست. به عبارتی کسب منافع ملی هیچ کشوری بدون امنیت منطقه‌ای وجود نخواهد داشت. امروزه برای بسیاری از کشورهای منطقه ما نفت یک منبع حیاتی است که بخش مهمی از اقتصاد کشورهای منطقه را تشکیل میدهد. در حقیقت یک بخش مهم از منافع ملی ماست. از این‌رو این ماده حیاتی با اقتصاد و امنیت ملی ما و دنیا گره خورده است. بنابراین اگر ما و دولتهای منطقه اقتصاد را میخواهیم؛ باید در ترتیبات امنیتی منطقه نیز مشارکت کنیم. این موضوع در بخش شمال کشور ما با کشورهای آسیای میانه و قفقاز نیز صادق است. معهذا امنیت ملی ما و همه کشورها در منطقه به هم گره خورده است.
به این موضوع نیز اشراف و اعتقاد داریم که منطقه مورد نظر ما از نظر ساختاری ناهمگن است. این ناهمگنی هم ناشی از عوامل مختلفی از قبیل معضلات قومی و ملی، منازعات مرزی و گسیختگی‌های سیاسی و فرهنگی و مداخله قدرت‌های فرامنطقهای در حوزه امنیتی دریایی ما و ده‌ها عامل دیگر است. اما از طرفی دارای منافع، خصوصیات و ویژگیهای مشترک هم هستیم، که اگر به آنها توجه شود میتوان یک همگرایی منطقهای را به‌دست آورد.

* مشخصات و ویژگیهای امنیتی غرب آسیا(خاورمیانه)
منطقه غرب آسیا به‌عنوان حساسترین منطقه در قالب همه سناریوهای پیشنهادی برای نظام بینالملل پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مورد توجه استراتژیست‌ها بوده است. تحولات در غرب آسیا به عنوان کانون تمدن اسلامی، تنها تمدن کهنی است که با تحولات جهان کنار نیامده و همچنان در تقابل و چالش با آن قرار دارد.
در این منطقه حساس از دنیا همواره مولفه‌هایی از قبیل اختلافات مرزی و سرزمینی، اختلافات قومی، اختلافات ایدئولوژیکی، دخالت قدرتهای فرامنطقه و سلطه‌گر، وجود حکومتهای غیر دموکراتیک، مشکلات اقتصادی، جنبش‌های تندرو و مباحث مربوط به انرژی به عنوان موضوعات چالشی این منطقه بوده است. در حال حاضر موضوع بیداری اسلامی در منطقه یکی از موضوعات اصلی شکل‌دهنده به بحث امنیت غرب آسیا است. معهذا در وضعیت ناپایدار فعلی در غرب آسیا نمیتوان برآورد وضعیت درستی از آینده داشت.
با توجه به مولفه های قید شده اهمیت انرژی و نقش خلیج‌فارس در مباحث امنیتی غرب آسیا مهمتر و قابل توجهتر از بقیه است. ویژگیها، ساختارها و به هم پیوستگیهای امنیتی در منطقه خلیج‌فارس سبب شکلگیری شبکهای از روابط امنیتی میان کشورهای منطقه شده است. بر این اساس کشورها را نمیتوان جدای از یکدیگر تصور کرد. به‌گونهای که هر گونه تغییر و تحول در وضعیت یک کشور موجب می‌شود موقعیت سایرین نیز تحت تأثیر قرار گیرد. این مسئله به نوبه خود تشکیل یک مجموعه امنیتی در منطقه را باعث میشود. از سوی دیگر این امر منجر به ایجاد وابستگی متقابل امنیتی میان اعضای این مجموعه میشود. البته این کشورها عمدتاً دارای نگرانیهای مشترکی هستند، که مقابله با این چالشها تنها از طریق اقدام دسته‌جمعی با مشارکت تمامی کشورهای منطقه میسر خواهد شد. الگوهای امنیتی ارائه شده از سوی برخی کشورهای فرامنطقهای تا حال نتوانسته پاسخ مناسبی برای حل‌وفصل مسائل امنیتی منطقه قلمداد شود و یک همگرایی را در بین کشورهای منطقه به‌وجود آورد، زیرا نادیده گرفتن نقش قدرت‌های منطقهای از جمله ضعف این طرح‌هاست.

* نقش و جایگاه جمهوری اسلامی در نظام امنیتی غرب آسیا
غالب کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند موقعیت جمهوری اسلامی ایران در منطقه حساس غرب آسیا به دلایل ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک، ژئوکالجرال و ژئواستراتژیک ممتاز است. مجموعه امتیازات فوق سبب شده که جایگاه جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقهای بتواند نقش خود را در غرب آسیا پیدا کند.

* موقعیت دریایی جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران دارای یک موقعیت دریایی بی‌بدیل است. این موقعیت سبب شده که کشور عزیزمان یک اهمیت راهبردی پیدا کند. جمهوری اسلامی با مرزهای طولانی در خلیج‌فارس و دریای عمان، از طرفی در اختیار داشتن تنگه هرمز، همچنین قرار گرفتن بین دو کانون انرژی فسیلی در شمال و جنوب کشور سبب این اهمیت راهبردی شده است.
جمهوری اسلامی ایران دارای مرزهای آبی حدود 3180 کیلومتر است که حدود 740 کیلومتر آن در شمال و 2440 کیلومتر آن در جنوب ایران است. معهذا چیزی در حدود 37 درصد مرزهای کشور آبی است.

* سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران
مفاهیم دفاع و امنیت همچنین سیاست، دارای قدمت طولانی هستند، به‌طوری‌که برخی از صاحب‌نظران علوم سیاسی علت پیدایش دولتها را در درجه اول دفاع و ارتقای امنیت در جامعه میدانند. دفاع و امنیت چیست؟ سیاست دفاعی را چگونه میتوان تعریف کرد؟
دفاع تدبیری که برای مقاومت در برابر حملات سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و روانی و یا فناوری یک یا چند کشور اتخاذ میشود، توانایی‌های بازدارندگی را تقویت میکند و بازدارندگی نیز به این توانایی‌ها نیرو میبخشد. (نوروزی. محمدتقی. فرهنگ دفاعی امنیتی. 1385)
اما سیاست دفاعی عبارت است از خط‌مشیها و راهکارهای یک دولت، اعم از نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... برای به کارگیری عناصر قدرت ملی به منظور برقراری امنیت ملی و دفع تهدیدات داخلی و خارجی و رویارویی با حوادث اعم از طبیعی، امنیتی و... (همان. ص 422)
البته برای سیاست دفاعی تعاریف بسیار متنوع و زیادی ارائه شده است که مفهوم کلی همه آنها یکی است. معهذا به زبان بسیار ساده میتوان گفت مجموعه اقدامات و راهکارهای یک دولت برای رفع خطر یا تهدید را «سیاست دفاعی» میگویند.
اما سیاست دفاعی جمهوری اسلامی چیست؟ و چگونه میتوان آن را تعریف و تفسیر کرد؟
در سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 به عنوان یک سند راهبردی هدف کلان کشور اینگونه تعریف شده است: «با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و... در چشم‌انداز بیست ساله، ایران کشوری است توسعه یافته به جایگاه اول اقتصادی علمی و فناوری در سطح منطقه.»
همان طور که اشاره شد جمهوری اسلامی ایران باید بتواند در سند چشم‌انداز به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شود. برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای همه مولفه‌های قدرت باید همپای هم رشد کنند. معهذا همانطوری که در جهت اقتصادی، علمی و فناورانه و... جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه می‌بایست تبدیل به قدرت درجه یک منطقه شود، در بعد دفاعی و امنیتی نیز این موضوع باید مدنظر قرار گیرد. به اعتقاد نگارنده رسیدن به این مهم نیازمند مقدماتی است که الزامات آن شکل گرفته و ان‌شاءالله میتواند به همراه سایر مولفه‌ها رشد و توسعه بیابد و به عنوان یک بازوی قدرتمند در کنار سایر مولفه‌ها عمل کند.

* اصول سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران
1ـ قابلیت پاسخگویی به تهدیدات همه‌جانبه: سیاست دفاعی جمهوری اسلامی باید به گونهای باشد تا بتواند پاسخگوی تمامی شیوههای تهدید علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد. امروزه شیوههای تهدید علیه جمهوری اسلامی اینگونه تعریف میشود؛ الف) تهدیدات سخت، ب)تهدیدات نیمه‌سخت، ج) تهدیدات نرم و د) قدرت بازدارندگی.
۲ـ ایجاد اختلال در تصمیمات دشمن: اتخاذ روش و سیاستی که بتواند قدرت تصمیم‌گیری دشمن را مختل کند و زمان را از او بگیرد، به‌طوری‌که فکر تهدید علیه اهداف ملی را در سر نپروراند از مهمترین ویژگی سیاست دفاعی جمهوری اسلامی است. این موضوع پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ایران بارها مشاهده شده است. پس از 11 سپتامبر کشور ما در چند مرحله به سمت جنگ پیش رفته ولی سیاست‌های مدبرانه رهبر فرزانه انقلاب و توانمندیهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و عدم شناخت دشمن از راهبردهای اصلی نظام، قدرت تصمیم‌گیری را از دشمن گرفته است.
3ـ مردمی کردن دفاع: ایده مردمی کردن دفاع توسط حضرت امام(ره) در دوران جنگ تحمیلی نشان داد که با اتکا به ملت میتوان بر ارتشهای کلاسیک و قدرتمند دنیا پیروز شد. این ایده گرچه به صورت کلاسیک تدوین و به عنوان یک راهبرد نوشته نشده است، ولی این تفکر مبنایی شد که نظام بتواند در تمام طول حیات خود از این دکترین در تحولات و حوادث آینده هم استفاده کند.
4ـ دکترین مقاومت: دکترین مقاومت مهمترین و موثرترین راهبرد جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ملت ایران علیه استکبار بوده است. این شیوه دکترین در واقع جهان‌بینی نظام مقدس جمهوری اسلامی در مبارزه با دشمن است. سامانه فکری و اساس بنیاد تفکر جمهوری اسلامی در بحث دفاع «مقاومت» است. مقاومت در واقع یک فرهنگ است. این فرهنگ جهاد و شهادت‌طلبی را ترویج میکند. تصویری بسیار زیبا از صحنه نبرد ارائه میدهد که در آن شهادت اوج آمال و آرزوی یک انسان میشود، این فرهنگ تصویری از پیروزی ارائه می‌دهد که در آن انسان در شرایط خاص شکست نظامی میتواند خود را پیروز صحنه جنگ ببیند، در حالی‌که انسان معتقد به انجام تکلیف است. چه بکشد و چه کشته شود در هر دو صورت پیروز صحنه نبرد است. در واقع انسان یک مأمور است؛ مأمور به انجام وظیفه، این درسی است که شیعه از مولای خود اباعبدالله‌الحسین در حادثه عاشورا گرفته است. دکترین مقاومت ایران درسی از حادثه عاشورا است. (نگارنده. دکترین مقاومت راهبردی جمهوری اسلامی ایران با استکبار جهانی)

* محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی
محیط امنیتی یک کشور چیست؟ این محیط به چه عواملی بستگی دارد؟ محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی را باتوجه به وضعیت نظام و تهدیدات پیش رو چگونه میتوان ترسیم کرد؟
محیط امنیتی یک کشور در واقع چهارچوبی است که در آن دولت‌ها نقش‌آفرینی میکنند. این محیط به چند عامل وابسته است: الف) عوامل سیاسی، ب) عوامل نظامی، ج) عوامل اقتصادی و د)عوامل ژئوپلیتیکی.
این چهار عامل مولفه‌های تأثیرگذار در محیط امنیتی یک کشور هستند. اما اگر بخواهیم محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی را بررسی کنیم میتوان گفت که باتوجه به مولفه‌های قید شده یک سلسله عوامل دیگری نیز در این ابعاد نقش‌آفرینی میکنند. کشورهای حاضر در محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی را میتوان به دو گونه تعریف کرد؛
1ـ کشورهای حاشیه که برخی ضعیف و برخی دیگر نیز هم‌تراز و رقیب هستند. از کشورهای ضعیف و کوچک می‌‌توان کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را نام برد که اهمیت راهبردی چندانی در محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی ندارند. اما میتوانند با اتکا به قدرتهای بزرگ و سلطه‌گر به موقع، به عنوان چالش‌های جدی در محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی باشند و به عنوان ستون‌های دشمن در منطقه عمل کنند، همچنان که دولت‌های سلطه‌گر به هنگام بحران‌های احتمالی نیز ناچارند با اینگونه دولتها همراه شوند و اجرای عملیات‌های مشترک و مرکب علیه منافع نظام جمهوری اسلامی داشته باشند. بنابراین این کشورها برای دشمن اهمیت راهبردی پیدا میکنند و دیگر کشورهای هم‌تراز و رقیب چون پاکستان، ترکیه و رژیم صهیونیستی که به لحاظ توانمندی هم‌سطح جمهوری اسلامی بوده و نوع برخورد با این کشورها در حوزههای مختلف راهبرد خاص خود را میطلبد.
2ـ کشورهای فرامنطقه‌ای و سلطه‌گر که سال‌هاست به دلیل تسلط بر منابع نفتی و ده‌ها برنامه راهبردی دیگر بر محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی سایه افکندهاند. این کشورها برای رسیدن به اهداف خود برنامه‌های بزرگ و کوچکی را طراحی و اجرا کردهاند.
معهذا محیط امنیتی دریایی جمهوری اسلامی با توجه به مباحث قید شده شکننده، ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی است. لذا بسیاری از پژوهشگران عرصه راهبردی معتقدند محیط امنیتی جمهوری اسلامی یکی از دشوارترین محیط‌هاست.
البته جمهوری اسلامی در منطقه به دنبال ایجاد یک امنیت بومی به دست دولت‌های منطقه است، چنانچه این راهبرد را در بیانات مقام معظم رهبری به عنوان عالیترین مرجع تصمیمگیری در جمهوری اسلامی میتوان دریافت: «امنیت خلیج فارس باید به دست دولت‌های منطقه تأمین شود.»

* تهدیدات امنیتی محیط دریایی جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی همواره خواهان صلح و آرامش در منطقه بوده است، اما دولتهای منطقه تحت تأثیر عملیات روانی غرب، امنیت و ثبات سیاسی خود را در گرو حمایت آنان میدانند. با این حال عمده‌ترین موضوعات امنیتی منطقه از دیدگاه جمهوری اسلامی به شرح زیر است:
1ـ وجود چندین مناقشه حقوقی بر سر مسائل مرزی و آبی و چاه‌های نفت بین کشورهای منطقه که تاکنون حل نشده و میتواند به تولید بحران در منطقه کمک کند.
2ـ حضور و نقش‌آفرینی قدرتهای بزرگ در منطقه به‌طوری‌که برخی از آنان در راهبردهای خود به این نتیجه رسیده‌اند که باید در صحنه‌های امنیتی منطقه غرب آسیا یک بازیگردان باشند، نه بازیگر. با این راهبرد، به دنبال تنش بین کشورها هستند و خود در پشت صحنه، کارگردانی میکنند.
3ـ سیاست رژیم صهیونیستی که در منطقه به دنبال اختلاف و عدم شکلگیری همگرایی در منطقه است.
4ـ موضوع تحولی به‌نام بیداری اسلامی و نقش‌آفرینی مردم در صحنه که این پدیده خوشایند دولتهای منطقه نیست.
5ـ پدیده خشونت در منطقه تحت عنوان اسلام که در واقع پدیده تروریسم را زنده میکند.
6ـ رقابتهای تسلیحاتی دولتها بدون برنامه و اجرای عملیاتهای روانی در بین دولتها و ملتها تحت عنوان اسلام‌هراسی.
7ـ وجود منابع گسترده انرژی در منطقه و نیاز ملتهای جهان به این مدل انرژی و تأثیر این مدل در رفتار دولتها و علاقه دولتهای سلطه‌گر جهت حضور در منطقه و تسلط بر این منابع به عنوان مهمترین ابزار قدرت.
8ـ مقابله با تفکر اسلام انقلابی تحت عنوان تفکر بنیادگرایی در منطقه.
9ـ عدم همگرایی در بین کشورهای منطقه.
در مجموع با توجه مسائل قید شده و شاید ده‌ها مورد دیگر جمهوری اسلامی ایران چارهای جز اتکا به خود و پیگیری سیاست خودیاری ندارد.

* چشم‌انداز آینده
یکی از مهمترین رویکردهای توسعه در جمهوری اسلامی که قابلیت دسترسی به آب‌های آزاد و توان بهره‌برداری از مناطق ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیک و ژئوکالچرال دارد، توسعه دریامحور است. توسعه ابعاد مختلفی چون؛ توسعه سیاسی، اقتصادی، داخلی، مدیریتی، سازمانی، ملی، شغلی و... دارد و چندین نمونه دیگر که موضوع بحث ما نیست. هدف اصلی ما توسعه دریامحور است و این موضوع میتواند در شیوه‌های توسعه خصوصاً توسعه پایدار و در نهایت توسعه ملی موثر باشد. توسعه دریامحور در واقع توانایی یک کشور را در دستیابی به منابع خود از طریق دریاها و اقیانوسها برای فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی در جهت رسیدن به اهداف ملی و منطقهای نشان میدهد. معهذا توسعه دریا و دریانوردی میتواند در ابعاد مختلف از جمله اقتصادی، سیاسی، بازرگانی، حمل و نقل، امنیتی و نظامی، بهرهبرداری از منابع زیر بستر و روی بستر، استفاده از انرژی دریا و در نهایت استفاده از دریا در جهت اهداف سیاسی، اهداف ملی و آرمان‌های ملی تأثیر بگذارد. در بحث توسعه دریامحور باید به موضوع توسعه پایدار توجه داشت.
از مهمترین مولفههای توسعه دریامحور موضوع امنیت دریایی است. موضوع امنیت دریایی شاید در حد تاکتیک باشد. اما تأثیر این مولفه راهبردی است. لذا این مولفه ارتباط تنگاتنگی با موضوع امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی دارد.
مولفه تأثیرگذار در امنیت دریایی عبارت است: 1ـ حاکمیت سیاسی 2ـ حاکمیت اقتصادی 3ـ حاکمیت ژئوپلیتیکی 4ـ امنیت حمل‌ونقل دریایی ۵ـ امنیت تجارت و بازرگانی ۶ـ امنیت زیست محیطی ۷ـ قدرت دریایی.
از مهمترین و موثرترین مولفه‌ها در ایجاد امنیت دریایی به اعتقاد نگارنده قدرت دریایی است.

* اهمیت قدرت دریایی
قدرت دریایی یک کشور عبارت است از؛ مجموعه ناوگان‌های نظامی و تجاری، تسهیلات بندری، صنایع کشتی‌سازی و تعمیرات شناوری، ناوگان صیادی و شیلاتی و مراکز آموزش دریایی، اما تکیه‌گاه اصلی قدرت دریایی هر کشور در داشتن نیروی متخصص و کارآمد است. امروزه برخی در تعریف قدرت دریایی(sea pawer) از یک فرمول بسیار ساده استفاده میکنند؛
ناوگان‌های تجاری + ناوگان‌های نظامی = قدرت نظامی
اما بررسی قدرت دریایی در یک کشور در واقع بررسی راهبرد آن کشور، نیرویهای متخصص و کارآمد، بهره آن کشور از تکنولوژی، داشتن تأسیسات بندری، ناوگان تجاری و غیر تجاری و نکته بسیار مهم علاقه ملت به مسائل و مباحث دریایی است.
البته تعاریف دیگری نیز از قدرت دریایی ارائه شده است. برای نمونه برخی قدرت دریایی در یک کشور را به عواملی همچون موقعیت جغرافیایی و راهبردی، ثروت ملی، جمعیت کشور، روحیه و اخلاق مردم در رابطه با فرهنگ دریایی، پشتوانه علمی و تکنولوژی، تسهیلات بندری و... بسط میدهند.
همه میدانیم نظریه قدرت دریایی برای اولین بار توسط آلفرد ماهان یک نظامی ارشد ایالات متحده آمریکا بین سال‌های 1914ـ1840 مطرح شد. نام‌برده مولفه‌هایی را به عنوان عوامل موثر در شکلگیری قدرت دریایی از قبیل؛ موقعیت جغرافیایی، ویژگیهای طبیعی، طول سواحل و وسعت قلمرو، جمعیت و خصوصیات ملی برشمرد که در حوصله بحث ما نیست. البته افراد دیگری نیز در عرصه جهانی برای تکمیل نظریه قدرت دریایی نظیر آقای ژئوفریتیل مطرح شدهاند. که معتقد بودند، قدرت دریایی موثر از عناصر قدرت دریایی و منابع قدرت هستند.
علاوه بر نقطه‌نظرات مختلف معتقدیم، جهان امروزه در عرصه دریا، خصوصاً بعد امنیت دریا از چند موضوع اساسی رنج میبرد. این موضوعات نگرانی همه کشورهای جهان که به دریا متصل هستند، خصوصاً کشورهای منطقه را شامل میشود. تهدیدات نوین امنیت بین‌الملل و منطقه شامل: تروریسم، قاچاق، دزدی دریایی، مسائل زیست‌محیطی، حضور ناوگانهای بیگانه و... و ده‌ها عنوان دیگر است.
چشم‌انداز جمهوری اسلامی در بحث توسعه دریامحور حضور در عرصه‌های دریایی منطقه‌ای سوای نظریه‌پردازی معمول و مطرح در دنیا برای تسلط بر منابع، فشار بر کشورها و کنترل دولت‌ها و ملتهای منطقه است.
دریا به عنوان عرصه تعیین‌کننده برای کشورهایی است که به آب‌های آزاد دسترسی دارند، لذا جمهوری اسلامی این حق را برای خود قائل است که در عرصه‌های دریایی بتواند در قالب حقوق و قوانین بین‌الملل از سیاست پرستیژ استفاده کند. درباره علت علاقه‌مندی جمهوری اسلامی به عرصه دریا میتوان گفت:
1ـ ایجاد همگرایی بین کشورهای منطقه اعم از حوزه خلیج‌فارس و حوزه‌های پیرامونی و دریایی خزر باتوجه به پتانسیل جمهوری اسلامی و سایر کشورها.
2ـ شکلگیری پیمان‌های منطقهای در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی باتوجه به وجود اهداف و مشترکات بین کشورهای منطقه.
3ـ ارتقای توانمندی‌های دفاعی و امنیتی جهت ایجاد محیط امن و باثبات در حمل‌ونقل دریایی.
4ـ افزایش ظرفیت بنادر و ناوگان حمل‌ونقل در جمهوری اسلامی و کشورهای منطقه.
5ـ مشارکت فعال در بحث سازمان‌های منطقهای چون opc و تلاش برای ایجاد سازمان‌های مشابه در حوزه‌های دیگر دارای این پتانسیل.
6ـ حفاظت از منافع ملی و یاری به مستضعفان در نقاط مختلف دنیا و حفظ امنیت آب‌ها و راه‌های مواصلاتی دریایی برابر اصل 143 قانون اساسی جمهوری اسلامی.
7ـ تعامل سازنده و موثر با جهان براساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.
8ـ مبارزه و برخورد جدی با هرگونه چالش و تهدید که امنیت دریایی منطقهای را به مخاطره میاندازد.
9ـ تغییر موازنه قدرت به نفع کشورهای منطقه به وسیله عدم حضور قدرتهای فرامنطقه و جلوگیری از حضور ناخواسته این قدرتها در منطقه.
10ـ حضور در آب‌های منطقه در چارچوب اقدامات بازدارنده به منظور نمایش قدرت توسعه و تقویت روزافزون قدرت دریایی و توسعه نیروی انسانی مجرب و توسعه دکترین و راهبرد در جهت دفاع از منافع ملی و آرمانهای ملی.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله مجتبی تهرانی
آنجا که مکتب لطمه بخورد جای عفو نیست!

اشاره: این روزها کسانی که سر رشته‌ای از دین اسلام ندارند با نگاهی یک‌جانبه و تک‌بعدی و استناد به قسمتی از دین و پررنگ کردن عفو و بخشش در اسلام، اهداف سیاسی خویش را دنبال می‌کنند و برای کسانی که ظلم بزرگ را به نظام تحمیل و به ملت و نظام خیانت کردند، تقاضای عفو می‌کنند! اما برای اینکه سخن دین در این باره چیست باید به سراغ مجتهدان و اهل فن رفت که نگاهی همه‌جانبه به دین دارند و بر اساس تقوا و ورع سخن می‌گویند نه بر مبنای اغراض سیاسی و در این وادی چه فردی بهتر از حضرت آیت‌الله آقامجتبی تهرانی که هم در فقه و هم در اخلاق مجتهد بود.
آنچه در ادامه آمده است جلسه درس اخلاق ایشان در روزهای 15 و 16 اردیبهشت سال 88 است که پیرامون «عزت و ذلت در قیام حسینی» بیان داشتند و این سلسله از گفتارهای ایشان در کتاب «سلوک عاشورایی» منزل هفتم صفحه 315 به چاپ رسیده است. با رجوع به سخنان ایشان می‌توان به این پرسش پاسخ شایسته‌ای داد که آیا از نظر اسلام، عفو و بخشش شامل هر کسی می‌شود؟
مسائلی که در عزت نقش دارند، یعنی عزت‌آفرین هستند و موجب می‌شوند خدا به انسان عزت عنایت کند خیلی زیاد است. در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده که پدرشان امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: «ثلاث لایزید الله الا بهن المرء المسلم الّا عزّاً»؛ سه چیز است که به سبب آنها خداوند جز عزت را بر مسلمانان نمی‌افزاید؛ «الصّفح عمن ظلمه و اعطاء من حرمه و الصله لمن قطعه» یکی صفح است، دیگری دادن حق کسی که به انسان ظلم کرده و سوم صله با کسی که قطع رحم کرده است.
یکی از عناوینی که موجب عزت می‌شود؛ «عفو» است؛ مسئله عفو یعنی گذشت که در روابط اجتماعی شخص مطرح است؛ اما این‌طور نیست که عفو همیشه عزت‌آفرین باشد، بلکه مورد خاص دارد. اگر عفو و گذشت از حق بر طرف مقابل نقش سازندگی داشته باشد عزت‌آفرین است، ولی اگر گذشت و بخشیدن نقش تخریبی پیدا کند دیگر عزت نمی‌آورد.

عفو تخریبی!
توضیح آنکه در بعضی مواقع عفو نقش تخریبی دارد؛ یعنی اینکه گاهی بخشیدن ممکن است منجر به آثار سوء شود. در اینجا عفو مضر است و نقش تخریبی دارد. لذا اگر بخشیدن نتیجه بد و اثر سوئی داشته باشد انسان باید حقش را بگیرد و نباید از آن بگذرد. این عفو غیر سازنده موجب عزت نمی‌شود. عفوی که نقش سازندگی دارد موجب عزت است.
ما راجع به عفوی که نقش تخریبی دارد روایات متعددی داریم که من آنها را در یک دسته‌بندی مشخص مطرح می‌کنم. یک وقت نقش تخریبی عفو روی شخص مقابل است؛ یعنی باعث می‌شود او جرئت پیدا کند و به شخص دیگری نیز ظلم کند.
بخشیدن در اینجا باز کردن میدان برای ظالم است، چون فرد متقابل فردی فرومایه است اگر من از حقم عفو و گذشت کنم او جری می‌شود. اینجا انسان نباید عفو کند در اینجا شخص لئیم جرئت پیدا می‌کند و به این عمل زشت ـ یعنی ستم کردن و مرزشکنی‌هایش ـ ادامه می‌دهد. خوب این جنبه شخصی دارد که آیا عفو نقش تخریبی نسبت به یک شخص دارد یا نه.
در این زمینه روایتی از علی(علیه‌السلام) نقل شده که حضرت فرمود: «العفو یفسد من الئیم بقدر اصلاحه من الکریم» عفو نسبت به شخص فرومایه نقش تخریبی دارد، به همان مقدار که نسبت به شخص بزرگوار نقش سازندگی دارد. این یک موازنه است و مربوط به اثر سوء عفو است که مربوط به شخص است.

آثار سوء اجتماعی برخی عفوها
گاهی این عفو تخریبی تنها در مورد شخص مطرح نیست و در ربط با اجتماع مطرح است یعنی عفو برای اجتماع نقش تخریبی دارد.
یک روایت از زین‌العابدین(علیه‌السلام) نقل شده که تعبیر حضرت مطلق است. یعنی هم شامل جنبه شخصی تخریب می‌شود و هم شامل جنبه اجتماعی آن است. حضرت(ع) در جملاتی که در رساله حقوقیه زین‌العابدین هم آمده است فرمودند: «حق من اساءک ان یعفو عنه» عفو به کسی که به تو بدی کرده است از حقوق اوست. یعنی اصلاً این از حقوق کسی است که با تو بدرفتاری کرده که تو باید او را عفو کنی «و إن علمت أن العفو یضر» اما اگر دیدی که عفو، برای او نقش تخریبی دارد و زیان‌بخش است، «انتصرت» باید حقت را بگیری و از او نگذری! «قال الله تبارک و تعالی: و لمن انتصر بعد ظلمه فاولئک ما علیهم من سبیل»(شوری:41) نه تنها حقت را بگیر، بلکه اگر دیدی نمی‌توانی تنهایی حقت را بگیری برای این کار از دیگران کمک بگیر، چون این عفو کمک به ظلم است و کمک به ظلم و ظالم غلط است. خدا هم اجازه این کار را داده است که برای گرفتن حق از ظالم از دیگران کمک بگیری. این تعبیر حضرت به نقش تخریبی عفو نسبت به فرد و در سطح اجتماع اشاره دارد.

... اینجا عفو معنا ندارد!
یک وقت آثار تخریبی عفو بالاتر از اینهاست. صحبت شخص یا اجتماع یا رواج دادن سنخ گناهان نیست، بلکه بحث ضربه زدن به مکتب است. علی(علیه‌السلام) در روایتی می‌فرماید: بخشیدن و عفو کردن اگر موجب شود که به حکمی از احکام اسلام ضربه بخورد ضربه به دین خورده است؛ «جاز بالحسنه و تجاوز عن السیئه ما لم‌یکن ثلماً فی الدین» تا آنجایی که رخنه در دین نباشد و ضربه به دین نخورد ببخش! «او وهناً فی سلطان الاسلام» تا آنجایی که صولت مکتب اسلام شکسته نشود، یعنی اسلام مورد وهن قرار نگیرد، گذشت کن! اما اگر دیدی مکتب دارد لطمه می‌خورد دیگر جای عفو نیست. اینجا دیگر عفو معنا ندارد. مثلاًً کسی که دارد در دین بدعت می‌گذارد یا حکمی از احکام اسلام را خدشه‌دار می‌کند یا چهره اسلام را مشوّه می‌کند و موجب وهن دین شده است نباید نسبت به او عفو داشت اینجا جای عفو نیست.

تطبیق بحث با سیره معصومین(علیهم‌السلام)
ما اگر به این مسائل توجه نداشته باشیم و بعد بیاییم رفتارهای ائمه را در این مورد بررسی کنیم می‌بینیم یک سری برخوردهای دوگانه از آنها نقل شده است که بعضی مواقع چه بخشش‌های هنگفتی داشته‌اند و در برخی موارد سر سوزنی کوتاه نیامده‌اند.
اگر ما به این مسائل ورود نداشته باشیم مطلب را نمی‌فهمیم و می‌گوییم این رفتارها دوگانه است، اما این حرف‌ها به دلیل این است که ما در این موضوعات از مسائل اساسی و مبنایی بی‌خبریم و از آنها اطلاع نداریم. در جایی که حضرات کوتاه آمده‌اند بخشش و عفوشان نقش سازندگی داشته است. اما آنجا که دست از حق‌شان بر نداشته و خیلی محکم در مقابل ظلم ایستاده‌اند، موردی بوده که اگر کوتاه می‌آمدند عفو و بخشش آنها نقش تخریبی داشته است. آنجا که پای دین پیش می‌آمد و بحث اسلام مطرح بود حساس بودند حتی برای گرفتن حق‌شان از دیگران کمک گرفته‌اند.

چرا حضرت زهرا(س) کوتاه نیامد؟
مثلاً بعد از رحلت پیغمبر(ص) که قضیه سقیفه و غصب فدک پیش آمد حضرت زهرا(علیهاالسلام) به مسجد رفتند و خطبه خواندند. در تمام آن خطبه هم حرف اصلی حضرت(س) یکی فدک بود و دیگری خلافت. باغ فدک برای ایشان جنبه شخصی نداشت، بلکه مسئله خطر برای اصل دین مطرح بود. اصلاً اگر تمام اموال روی زمین، مال حضرت زهرا(علیهاالسلام) بود و دیگران می‌خوردند، او آن قدر بزرگوار بود که گذشت می‌کرد، اما چون صحبت ثلمه در اسلام و وهن نسبت به دین بود، کوتاه نیامد، به مسجد رفت و خطبه خواند. آنها داشتند آیات و احکام مسلمه و ضروری اسلام در مورد ارث را زیر پا می‌گذاشتند. لذا کوتاه نیامد و در مقابل این انحراف ایستاد. تمام استدلالات حضرت(س) هم به آیات قرآنی بود و اصلاً به روایات پیغمبر(ص) استدلال نکرد.
خلافت هم نص پیغمبر بود و هیچ کسی هم آن را نفی نمی‌کرد تا به امروز هم کسی نیست که ماجرای غدیر را قبول نداشته باشد و منکر آن شود. اما حضرت دید که اینها دارند با توجیه مصلحت‌اندیشی بر خلاف نص پیغمبر و دستور صریح او عمل می‌کنند، به‌همین دلیل کوتاه نیامد. لذا حضرت پای کار ایستاد و بعد هم وقتی دید که با حرف زدن حقش را نمی‌دهند انتصار کرد. همان کاری را انجام داد که آیه قرآن فرموده بود. لذا وقتی به مسجد رفت، مهاجر و انصار را جمع کرد و از آنان یاری خواست. این وظیفه حضرت بود که بایستد و برای احقاق حقش یاری هم بطلبد. اینجا اصلاً جای عفو نبود، بلکه جای مقابله بود.
بنابراین تمام رفتارهای ائمه(علیهم‌السلام) با هم همسو است و از دوگانگی خبری نیست. دوگانگی از بی‌خبری ما نسبت به مبانی این مسائل درست می‌شود، نه از رفتار و سیره آن بزرگواران. حضرات در آنجایی که پای مسئله تخریب مطرح بود، کوتاه نمی‌آمدند؛ چه تخریب شخصی، چه اجتماعی و چه دینی.
عزت و ایستادگی بی‌نظیر امام حسین(علیه‌السلام) هم به همین دلیل بود چون بحث ضربه به مکتب و اسلام مطرح بود، لذا پایش ایستاد حالا طرف مقابل هر کسی می‌خواهد باشد! آن موقع باید به وظیفه‌اش عمل می‌کرد، همین کار را هم کرد در قیام و حرکت حضرت اصلاً جنبه‌های شخصی مطرح نبود.


آيينه خواص

مقدادـ 7
فضایل مقداد از زبان معصومین

در مورد فضائل و کمالات اخلاقی مقداد بحث‌های مفصلی شده و روایات فراوانی رسیده که برخی از آنها اشاره می‌شود.
-پیامبر(ص) فرمود: خداوند مرا به دوستی با چهار نفر فرمان داد و به من خبر داد که آنها را دوست بدارم، از آن حضرت سؤال شد که آن چهار نفر چه کسانی هستند؟ سه بار فرمود: علی(ع) از آنهاست، سه نفر دیگر ابوذر و سلمان و مقداد هستند.
-از انس‌بن‌مالک روایت شده که روزی رسول خدا(ص) فرمود: بهشت مشتاق چهار نفر از امّت من است و وقتی که حضرت علی(ع) از حضرت درباره آنان سؤال کرد، پیامبر(ص) فرمود: به خدا سوگند تو اولین ایشان هستی و آن سه نفر دیگر، مقداد، سلمان و ابوذر هستند.
-امام صادق(ع) فرمود: دوستی با افرادی که پس از پیامبر(ص) منحرف نشدند بر مسلمانان واجب است سپس عده‌ای از آنان را برشمرد که از آنان سلمان، ابوذر و مقداد است.
-ایشان باز فرمود: ایمان ده درجه دارد، مقداد در درجه هشتم، ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم است.
-در ذیل آیه مودّت «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»؛ ای رسول خدا(ص) به مردم بگو من از شما مزد رسالت نمی‌خواهم جز اینکه نسبت به اهل بیت(علیهم‌السلام) و عترت من دوستی بورزید، بسیاری از علمای سنی و شیعه روایاتی را با این مضمون نقل کرده‌اند که پاداش و زحمات پیامبر(ص) در راه ابلاغ اسلام، دوستی با خویشان آن حضرت است. امام صادق(ع) می‌فرماید: وقتی که این آیه نازل شد رسول اکرم(ص) به مردم فرمود: خداوند برای من بر عهده شما حقی گذاشته است، آیا آن را ادا می‌کنید؟ هیچ کس جواب حضرت را نداد، روز بعد هم رسول خدا(ص) همین سؤال را کرد، کسی جواب نداد. روز سوم هم این مطلب تکرار شد و کسی جواب نداد و آنگاه رسول خدا(ص) فرمود این مطلب، طلا و نقره یا خوراکی و آشامیدنی نیست. گفتند: پس آن چیست؟ حضرت آیه مذکور را خواند و فرمود این آیه از طرف خدا نازل شده است، گفتند ما دستور آیه را می‌پذیریم.
امام صادق(ع) اضافه فرمود: به خدا سوگند کسی به این آیه وفا نکرد، مگر هفت نفر که عبارت بودند از سلمان، ابوذر ، مقداد، عمّار، جابربن‌عبدالله انصاری، یکی از غلامان در خانه پیامبر(ص) و زیدبن‌ارقم، این هفت نفر نسبت به عترت پیامبر(ص) کاملاًًً وفاداری و محبّت کردند و پاداش رسالت پیامبر اسلام(ص) را به خوبی انجام دادند.
-از اصطلاحات رایج بین علمای حدیث و مورخان اسلامی، اصطلاح ارکان اربعه است. مشهور و معروف بین آنها این است که ارکان اربعه عبارتند از: سلمان، مقداد، ابوذر و عمّار. علما و دانشمندان حدیث و تاریخ، زمانی که دیدند در روایات و اخبار اهل بیت(علیهم‌السلام) مکرر از این چهار نفر به عناوین گوناگون ستایش شده است و یا آن همه فضایل و مناقب در باره این چهار نفر وجود دارد که پس از ائمه(علیهم‌السلام) نظیر ندارد، از این رو از ایشان به عنوان پایه‌های دین و ستون‌های محکم ایمان یاد کرده و به اصطلاح ارکان اربعه نامیده‌اند.


يادداشت
علیرضا جلالیان

رزمایش‌های الی‌بیت‌المقدس و مردمی کردن امنیت
دو سالی است که پس از تغییرات در ساختار بسیج و تبدیل نیروی مقاومت بسیج به سازمان بسیج مستضعفین و دغدغه فرمانده معظم کل قوا نسبت به کم‌رنگ شدن بعد دفاعی و نظامی بسیج، با بررسی‌های انجام گرفته معاونت عملیات سازمان با عنوان جدید و مأموریت جدید شکل گرفت. «معاونت مقاومت مردمی» در این راستا موظف شد تا علاوه بر تشکیل قرارگاه مرکزی امام هادی(ع) برای فرماندهی نظامی و دفاعی بسیج اقدام به سازماندهی‌های گردان‌ها و گروهان‌های حوزه و پایگاه محور کند و کار آموزش نظامی را که در ساختار جدید متولی دقیقی نداشت بر عهده گیرد. این گردان‌ها در پایگاه‌های برادران، «بیت‌المقدس» و در پایگاه‌های خواهران، «کوثر» نام گرفت. البته در ساختار جدید گردان‌های امام حسین(ع) و امام علی(ع) با مأموریت‌های متفاوتی شکل گرفتند، اما چون این گردان‌ها، یگان‌های مردم‌پایه تحت امر سایر نیروهای نظامی در سپاه است، نمی‌شد به‌عنوان یک نیروی واکنش سریع مردمی از آنها در مواقع لازم استفاده کرد، از این‌رو با رویکرد واکنش سریع و با محوریت پایگاه‌های مقاومت که در سرتاسر کشور گسترده شده‌اند این یگان‌ها شکل گرفت. اصلی‌ترین کار پس از سازماندهی یگان‌های بیت‌المقدس اجرای رزمایش‌های الی‌بیت‌المقدس بود.
اجرای رزمایش‌های الی‌بیت‌المقدس که جنبه دفاعی و نظامی دارد، در سال 91 به صورت استانی و در هر استان در یک منطقه برگزار شد و در بررسی‌هایی که قرارگاه مرکزی امام هادی(ع) از عملکرد 32 قرارگاه فرعی استانی داشت، معایب و نکات مهم احصا و این نکات در طراحی رزمایش‌های سال 92 لحاظ شد.
در سال 92 رزمایش‌ها در هشت مرحله و توسط هشت قرارگاه فرعی برگزار می‌شود. روزهای پنج‌شنبه و جمعه زمان برگزاری این رزمایش‌هاست که در هر مرحله چهار تا شش استان تمام شهرهای خود را درگیر این رزمایش می‌کنند. یعنی تمام نواحی کشور به‌طور خودمختار در سرزمین خود آموزش‌ها و تمرینات پیشین را در یک کار تجمیعی می‌سنجند. مفاد رزمایش‌ها همه نوع تهدید امنیتی آن منطقه را شامل می‌شود از قبیل؛ سیل، زلزله، عملیات سابوتاژ(خرابکاری)، عملیات هک و جاسوسی در فضای مجازی، عملیات‌های تروریستی، مبارزه با قاچاق، حمله‌های هوایی، بمباران، حمله‌های شیمیایی، میکروبی و هسته‌ای و... به نسبت نوع منطقه و تهدیدی که منطقه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد یگان‌ها به تمرین می‌پردازند.
نکته حائز اهمیت این است که با این اقدام، گام مهمی در جهت مردمی کردن امنیت علاوه بر مرزها در اقصی‌نقاط کشور برداشته شده و مزیت پایگاه‌محوری که گستردگی سراسری دارد، کمک شایانی به این امر می‌کند و همین موجب می‌شود تا این یگان‌ها بتوانند در صورت آمادگی و تمرین‌های مناسب در سریع‌ترین زمان ممکن در محل مأموریت حاضر شوند، چرا که محل مأموریت در نزدیکی محل سکونت‌شان است.


از سوی سازمان بهداشت جهانی معرفی شد
بیمارستان بقیه‌الله(عج) نخستین بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار در منطقه مدیترانه شرقی
رحیم محمدی

هفته گذشته گروه کارشناسی سازمان بهداشت جهانی در منطقه مدیترانه شرقی که شامل ۲۲ کشور می‌شود با حضور در بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) از نزدیک وضعیت ایمنی بیمار و بهداشت محیط را بررسی کردند که پس از ارزیابی‌ها این بیمارستان، به‌عنوان اولین بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار در منطقه مدیترانه شرقی شناخته شد. در ادامه، گزارش کوتاه خبرنگار صبح‌صادق از نحوه کسب این موفقیت آمده است.

* رسیدن به سطح بیمارستان‌های اروپا
دکتر «علیرضاجلالی» رئیس بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) در گفت‌وگو با خبرنگار هفته‌نامه صبح‌صادق درباره نتایج بازدید کارشناسان سازمان بهداشت جهانی، گفت: در نظام سلامت مبحثی بین‌المللی به‌نام «اقتصاد درمان» که به آن بِرَندسازی در اقتصاد سلامت یا درمان هم می‌گویند، داریم که متأسفانه جای آن در کشور ما خالی است. به همین جهت در این رابطه با خلأ مواجه هستیم، از این رو وقتی به بیماری مبتلا می‌شویم برای درمان ابتدا دنبال یک پزشک حاذق می‌گردیم که این سبب می‌شود مفاسد زیادی در بستر جامعه پزشکی کشور شکل بگیرد. در صورتی که با برندسازی در اقتصاد سلامت می‌توان اسم بیمارستان را به‌جای پزشک بزرگ کرد و با این کار مانع از بروز مفسده‌های پزشکی شد. وی با اشاره به اینکه بیمارستانی که با رعایت نکات ایمنی و بهداشتی، مخاطرات درمانی بیماران بستری را کاهش دهد، بیمارستانی امن است و سازمان بهداشت جهانی هم به آن بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار می‌گوید، یادآور شد: بدین ترتیب با چهار ـ پنج ماه تلاش می‌توانیم امتیازات سطح دو را هم کامل به دست بیاوریم که در این صورت این بیمارستان در سطح بیمارستان‌های اروپا قرار خواهد گرفت.

* انگیزه آموزش و آمادگی بسیار خوب
«منذر لطایف»، مسئول کیفیت و ایمنی بهداشت (تکنیکال) سازمان بهداشت جهانی که در مصر فعالیت می‌کند به خبرنگاران گفت: برای بررسی‌ها ۱۴۰معیار در پنج زمینه ایمنی بیمار وجود دارد که عبارتند از: مدیریت و رهبری، درگیری بیمار و جامعه باز، فعالیت‌های بالینی بیمارستان، محیط امن بیمارستان و آموزش‌های بلند‌مدت. وی با اشاره به اینکه خدمات ارائه شده در بیمارستان بقیه‌الله‌‌الاعظم(عج) استاندارد بوده است، افزود: در بررسی بیمارستان با استفاده از روش‌های مختلف و استانداردهای مختص ایمنی بیمار، سعی کردیم کمک کنیم و نشان دهیم که در این زمینه چگونه می‌توانند پیشرفت کنند و با استانداردهای ایمنی بیمار بیشتر تطبیق داشته باشند. مسئول کیفیت و ایمنی بهداشت سازمان بهداشت جهانی، ادامه داد: به‌طور کلی تعهد بسیار بالایی در مدیریت بیمارستان از لحاظ رعایت ایمنی بیمار وجود دارد؛ همین طور گروهی هم که در این زمینه کار می‌کند از انگیزه، آموزش و آمادگی بسیار خوبی در تمامی حیطه‌های ایمنی بیمار و کیفیت بهداشت برخوردارند.

* توانایی کسب استانداردها و رسیدن به بهترین‌ها
سردار دکتر «جعفر اصلانی» رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) هم درباره علت انتخاب بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) برای بازرسی از سوی نمایندگان سازمان بهداشت جهانی به خبرنگاران گفت: این بیمارستان چون در دو سال اخیر بالاترین امتیاز جشنواره حاکمیت بالینی را کسب کرده بود، وزارت بهداشت از این بیمارستان درخواست کرد تا برای بررسی و ارزیابی میزان رعایت استانداردهای ایمنی بیمار، میزبان کارشناسان سازمان بهداشت جهانی باشد و این تصمیم هم از حدود یک سال پیش اتخاذ شده بود. وی با بیان اینکه کسب چنین موفقیتی افتخاری برای کشورمان محسوب می‌شود، یادآور شد: این موفقیت در وضعیتی به دست آمده که کشورمان در تحریم ناجوانمردانه علمی، دارویی و تجهیزاتی و حتی در تحریم خبری، قرار دارد، از این رو کسب این موفقیت می‌تواند به دنیا نشان دهد که جمهوری اسلامی ایران در تمام سخت‌گیری‌‌ها و تنگناها، قدرت عرض اندام، کسب استانداردها و رسیدن به برترین‌ها را دارد. بنابراین چنین موفقیتی نشانه‌ای از میزان توانمندی‌های تخصصی کشورمان است.

*شاخص‌ترین بیمارستان کشور در زمینه ایمنی بیمار
دکتر «کرمانچی» مسئول دفتر مدیریت بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی وزارت بهداشت نیز با اظهار اینکه این بازرسی‌‌ها داوطلبانه است، بیان داشت: در حال حاضر در کشورمان ۱۱۰ بیمارستان وارد این عرصه شده‌اند که در بین این بیمارستان‌ها، بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) فعالیت‌هایش در زمینه ایمنی بیمار نسبت به دیگران شاخص‌تر بود.


یک حماسه

غرض‌ورزی در مواضع شورای امنیت نسبت به تجاوز عراق به ایران
در 18 آذر 1370، «خاویر پرز دکوئیار» دبیرکل وقت سازمان ملل، رژیم بعثی عراق را به عنوان متجاوز در جنگ ایران و عراق به شورای امنیت معرفی کرد. این گزارش در عرصه جهانی یک پیروزی سیاسی برای ایران به شمار می‌آمد. چراکه دکوئیار صریحاً حمله عراق به ایران را نقض حقوق بین‌الملل و اصول اخلاقی دانست و توضیحات عراق را برای جامعه بین‌المللی قابل قبول و کافی ندانست، اما این همه ماجرا نیست. اگرچه این خبر خوبی بود، اما جای سوال دارد که مشابه تعرضاتي كه دولت عراق در طول هشت سال جنگ تحميلي به مقررات حقوق مخاصمات مسلحانه و بشردوستانه کرد، چند سال بعد و چند سال قبل از آن، در نقاط ديگري از جهان نيز اتفاق افتاده، اما شوراي امنيت سياست سكوت و بي‌تفاوتي را كنار گذاشت و سريعاً دست به كار شد و محاكم خاصي (نظير يوگسلاوي و رواندا) را ايجاد كرد و متعرضان به مقررات آن حقوق را به پاي ميز محاكمه كشاند.
شدت جناياتي كه حکومت صدام در طول هشت سال جنگ تحميلي مرتكب شد، به هيچ‌وجه از جناياتي كه چند سال بعد در يوگسلاوي و رواندا اتفاق افتاد، كمتر نبود و حتی در برخی موارد شدت بیشتری هم داشت. حتی این جنایات در مورد مردم کشور عراق به‌ویژه اکراد و شیعیان این کشور هم عمومیت داشت. اما همان‌طور كه گفته شد شوراي امنيت هيچ‌گاه در صدد برنيامد كه به‌طور جدي، اقدام مؤثري براي پيشگيري از تكرار جنايات عراق و محاكمه و مجازات عاملان آنها به عمل آورد.
هر چند ممكن است كه سكوت شورای امنیت در قبال حمله مسلحانه عراق به ايران و نقض پي درپي اصول و مقررات جنگ از سوي اين دولت، در چارچوب معادلات سياسي آن دوره اعضاي شورا توجيه‌پذير باشد، اما از ديدگاه مقررات حقوقي، اخلاقي و وجدان سالم بشريت، اين اقدامات به هيچ‌وجه توجيه‌پذير نيست و حافظه بشريت همچنان جنايت‌هاي عراق و سكوت‌هاي عامدانه شوراي امنيت را به منزله بخشي از عملكرد تاريك آن سازمان در زمينه حفظ صلح و امنيت بين‌المللي، در خاطر خود حفظ خواهد كرد.


قبیله آفتاب

اينجا لباس سبز به من دادند!
تازه از جبهه آمده بودم و لباس سبزِ سپاه بر تن داشتم. ناصر چند بار لباس‌هایم را خواست تا در رزمایش بسيج شركت كند. من گفتم که لباس من اندازه تنِ تو نمی‌شود... بعد از شهادتش به خواب من آمد و در خواب او را با لباس سبز ديدم. از او سوال كردم كه اينجا چكار مي‌كني؟ جواب داد: بابا يادت هست كه از شما لباس خواستم نداديد، اما اينجا لباس، پوتين و اسلحه به من دادند و من الآن نگهباني مي‌دهم.
به نقل از پدر شهيد ناصر اِبدام
ناصر روز سی‌ام شهریور54 در خانواده‌ای مذهبی و انقلابی به دنیا آمد. دوران طفولیت او مصادف با سال‌های پیروزی نهضت امام خمینی(ره) شد. دوران ابتدایی او همزمان با سال‌های دفاع مقدس بود. وی سپس وارد مقطع راهنمایی شد. ناصر نسبت به نمازجماعت و جمعه تقید خاصی داشت. 31 شهریور سال69 به همراه یکی از دوستان هم پايگاهي‌ خود پیش از شروع نمازجمعه به پارك لاله مي‌روند. دوستش براي خريدن بستني از او جدا می‌شود. در همين حين دو مرد را مي‌بيند كه در حال ایجاد مزاحمت برای یک خانم هستند. اول تذكر لساني مي‌دهد، اما آن دو اعتنايي نمي‌كنند و به كار خود ادامه مي‌دهند. ناصر نزديك آنها مي‌شود. يكي از آنها با ضربه مشتی که به سينه ناصر مي‌زند او را بر روی زمین می‌اندازد. دوباره از جا برمي‌خيزد که يكي از آنها دست به جوراب خود برده و چاقوي بزرگي بيرون مي‌آورد و به شكم ناصر فرو مي‌كند و اين كار را هفت بار تكرار مي‌كند. مردم به دور پيكر ناصر حلقه می‌زنند يكي از آنها قمه به دست مردم را تهديد مي‌كند كه هر كس نزديك شود او را مي‌زند. در این لحظه دوست ناصر از راه مي‌رسد و با مشاهده صحنه، سريع به نگهبانی پارك اطلاع مي‌دهد. نگهبانان پارك هم او را دستگير مي‌کنند. به این ترتیب ناصر ابدام در سن 15 سالگی به شهادت می‌رسد و لقب اولين شهيد امر به معروف و نهي از منكر را به خود می‌گیرد.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

جای خالی سیاستگذاری پویا و موثر در عملکرد 100 روزه دولت
سینمای راهبردنگر؛ راهی برای تحول سینمای ایران
مهدی امیدی

«...امروز طبق اطلاعات قطعى ثابت شده است که مؤسسه‏ عظیم هالیوود و شرکت‌هاى بزرگ سینمایى با سیاست‌هاى استکبارى آمریکا همراهى و همکارى مستمر و باب میل دارند. این مؤسسه‏ بزرگ فیلمسازى و سینمایى که ده‏ها کمپانى بزرگ فیلمساز از هنرمند و از کارگردان و از بازیگر و از نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌‏نویس و سرمایه‏گذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفى دارند حرکت مى‏کنند. آن هدف عبارت است از اهداف سیاست استکبارى‏ که دولت آمریکا را هم همان سیاست‌ها دارد مى‏‌چرخاند. این‏ها چیز کوچکى نیست...» (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار روحانیان و طلاب اهل تشیع و تسنن کردستان در ‏23/02/1388)
جلسه اخیر باراک اوباما با اعضای کمپانی «دریم ورکس» مصداق بارز چنین حقایقی است. رئیس‌جمهور آمریکا، در این جلسه، هالیوود را اشاعه‌دهنده ارزش‌های فرهنگی آمریکا، پیش‌برنده سیاست‌های دولت و گرداننده چرخ اقتصادی آمریکا دانست. این در حالی است که سینمای کشور ما ـ در وجه غالب آن-ـ همچنان در زمینه یاری‌رسانی برای پیشبرد اهداف و مصالح ملی کم‌کار است.
آنچه سینمای آمریکا را در راستای سیاست‌های دولت حاکم بر کشورش قرار داده، غلبه و تسلط «سینمای راهبردنگر» در هالیوود است. سینمای راهبردی اصطلاح جدیدی است که در مباحث تحلیل فرهنگی و رسانه‌ای رواج یافته است. این نوع سینما را اگرچه نمی‌توان یک ژانر دانست، اما یک جریان قابل شناسایی و آشکار در سینمای امروز دنیاست. منظور از سینمای راهبردی، سلسله فیلم‌هایی است که یک کشور، برای رسیدن به هدفی خاص در عرصه جهانی تولید می‌کند. به‌طوری که امروز بخش زیادی از آثار هالیوودی را می‌توان در این تعریف گنجاند. این فیلم‌ها معمولاً در پی ترغیب مخاطب‌های خود در اقصی‌نقاط جهان به پذیرفتن برتری آمریکا هستند. فیلم‌هایی که از مسیر ترویج سبک زندگی آمریکایی، تلقین جهان‌بینی غربی، نمایش اقتدار نظامی آن کشور و معرفی ایالات متحده به عنوان یگانه آرمان‌شهر رفاه و آزادی، نقش راهبردی خود را بازی می‌کنند.
ریک آلتمن از استادان دانشگاه پرینستن آمریکا درباره کارکردهای سیاسی و اقتصادی فیلم‌های آمریکایی در دیگر جوامع در یکی از کتاب‌هایش می‌نویسد: «...بیش از نیم قرن آثار سینمایی، نقش بزرگی در تحکیم و قوام جامعه آمریکایی و معرفی آن به دنیا داشتند. سینما به عنوان یکی از پرخرج‌ترین تولیدات، به‌ویژه در ژانرهایی که پیوند بیشتری با دیگر آداب و سنت‌های فرهنگی آمریکایی داشت، به طور مرتب برای تبلیغ اهداف فرهنگی و هنری و همچنین اقتصادی و اجتماعی سردمداران آمریکای پس از جنگ (که قصد نفوذ در جهان به عنوان استعمار نو را در سر داشتند) به کار گرفته شد... فیلم‌های هالیوودی آنچنان نفوذی در زندگی روزمره جماعت عاشق سینما داشت که ناخودآگاه رسوم آمریکایی را در دیگر جوامع گسترش می‌داد... فیلم‌های هالیوودی همیشه نگاه‌ها را از معضلات عمیق جامعه بشری به دل‌مشغولی‌های جامعه آمریکایی سوق می‌دهد و به شکلی آرمان‌شهر فرهنگ یانکی‌ها را به تماشاگران ساده‌لوح حقنه ‌می‌کند که آنها حتی در دورترین جوامع نسبت به آمریکا هم دغدغه‌های فرهنگی غربی را مسئله خود به حساب می‌آوردند. آنها قانع شدند که همچون قهرمانان همان فیلم‌ها زندگی کنند، لباس بپوشند و حتی موی سر خود را آرایش کنند که همه و همه در واقع تقلیدی از زندگی اسطوره‌ای آمریکایی بود و بس...»
این درحالی است که سینمای ایران هنوز نتوانسته چنین کارکردی را بیاید. به جز برخی فیلم‌ها و سریال‌ها که تاکنون حتی تعداد آن‌ها به انگشتان یک دست هم نرسیده، ما فیلمی نداشته‌ایم که در دنیا نقشی راهبردی داشته باشد.
فيلم‌هايي مانند «33 روز» با موضوع مقاومت اسلامي لبنان، «جعبه سياه» درباره نقش صهيونيست‌ها در حمله به برج‌هاي دوقلوي نيويورك در 11 سپتامبر، «بيگانگان» با مضمون اشغال فلسطين و نقش انگليس در تشكيل رژيم صهيونيستي، «شكارچي شنبه» درباره مباني ايدئولوژيك صهيونيسم و... ازجمله این فیلم‌ها هستند. اما هنوز فعالیت خاصی برای اکران جهانی این آثار صورت نگرفته است.
این روزها نیز فیلم «خاک و مرجان» به کارگردانی مسعود اطیابی در سینماهای تهران به نمایش درآمده که به منطقه مهم و حساس افغانستان می‌پردازد و جنایات آمریکا در این کشور را افشا می‌کند. اما حداقل فضای ممکن برای اکران این فیلم فراهم شده است. حتی فیلم «فرشتگان قصاب» به کارگردانی سهیل سلیمی که واقعیت تکان‌دهنده قاچاق اعضای بدن توسط صهیونیست‌ها را بر ملا می‌کرد، اصلاً فرصتی برای اکران در سینماها نیافت و مستقیم به پخش تلویزیونی رسید!
یکی از مشکلات بزرگ سینمای امروز ایران که از موانع اصلی قدرت گرفتن سینمای راهبردی در آن شده، شیفتگی در مقابل سینمای غرب است. آن هم در شرایطی که خود غربی‌ها تعارف را کنار گذاشته و در اوج سیاسی‌کاری و فعالیت ایدئولوژیک هستند. بدون تردید یکی از مهم‌ترین و بهترین راه‌ها برای ایجاد تحول در سینمای کشورمان، تقویت و پویایی سینمای راهبردی است. جا دارد که برای این‌گونه آثار، حمایت‌های تبلیغاتی بیشتری صورت گیرد و تدابیری اتخاذ شود که مخاطبی حداکثری پیدا کنند. چنین سینمایی می‌تواند یخ هنر هفتم این مرز و بوم را بشکند که در این راه، علاوه بر سیاستگذاری اصولی و پویا توسط دولت، نهادهای نظامی و امنیتی نیز باید وارد عرصه شوند و بخشی از بار را بر عهده بگیرند.


حاشیه‌های اکران فیلم «تنهای تنهای تنها»
فیلمی که تنها ماند!
حسین کارگر

فیلم «تنهای تنهای تنها» با وجود برخورداری از مضمونی مهم و راهبردی و همچنین ساختار هنری استاندارد و آبرومند، در اکران عمومی، فضای بسیار محدودی را در اختیار دارد. همچنین تبلیغات چندانی هم در فضای شهر و رسانه‌ها برایش انجام نمی‌شود. این هم از عجایب روزگار سینمای ماست که فیلمی باوجود پرداختن به مهم‌ترین مسئله ملی کشورمان ـ انرژی هسته‌ای-ـ باید در مظلومیت قرار بگیرد. به اینها اضافه کنید: بایکوت روزنامه‌های اصلاح‌طلب را که تا جای ممکن سعی کردند این فیلم را نادیده بگیرند.
این در حالی است که عبدی‌پور، کارگردان فیلم «تنهای تنهای تنها»، بارها تأکید کرده که دوست ندارد به جناح‌های سیاسی وصل شود و می‌خواهد یک فیلمساز ملی باشد. او پس از نمایش فیلمش در جشنواره فجر، در گفت‌وگویی درباره چرایی پرداختن به موضوع هسته‌ای کشور در «تنهای تنهای تنها» گفت: «من بوشهری هستم و نیروگاه هسته‌ای بوشهر، همسایه دیوار به دیوارم است. این موضوع را لمس کرده‌ام. در آینده هم به موضوعاتی خواهم پرداخت که با زندگی‌ام ارتباط داشته و برایم ملموس هستند... واقعیت این است که من این فیلم را برای دل خودم ساختم. من زیر پرچم هیچ دسته و جناحی نمی‌روم، من زیر تابوت شهدا بزرگ شده‌ام. در این فیلم به چیزی پرداخته‌ام که همه زندگی و درد من است.»
او همچنین درباره نوع نگاهش به مسئله هسته‌ای گفت: «در این فیلم به موضوع هسته‌ای اصلاً سیاسی و تکنیکی نگاه نکردم. سعی کردم تا این موضوع را با نگاهی انسانی به تصویر بکشم. چون فکر می‌کنم که مسئله هسته‌ای ما یک موضوع انسانی است. در این فیلم، سیاستمداران داخلی و خارجی را هدف قرار داده‌ام اما هدف اصلی‌ام، دل و انسانیت مخاطب بود.»
نکته جالب این است که فیلم «تنهای تنهای تنها» با وجود برخورداری از نگاهی جهانی و بین‌المللی، هنوز در هیچ جشنواره‌ای در خارج از کشور پذیرفته نشده است. عبدی‌پور در این‌باره گفت: «فیلمم را چند جا مثل ایتالیا، بنگلادش و... فرستادم، ولی آنها هم مثل ما بالذات با قضایا ایدئولوژیک برخورد می‌کنند و می‌گویند کاری ندارم که در این فیلم چی هست، ولی در آن پانزده بار می‌گوید انرژی هسته‌ای یا نه؟ دلم نمی‌خواهد کودکم این فیلم را ببیند. اصلاً این مفهوم‌ها باید پیش او علی‌السویه باشد که ایران و انرژی هسته‌ای می‌توانند کنار هم باشند.»
امید است سیاست‌های سینمایی کشورمان طوری تنظیم شود که فیلم‌هایی چون «تنهای تنهای تنها» هم در اکران داخلی از مهجوریت و مظلومیت در امان بمانند و هم بتوانند در خارج از کشور دیده شوند و پیام‌رسانی برای ملت ایران باشند.


خبرها

درخواست فرمانده سپاه از هنرمندان
فرمانده سپاه پاسداران در افتتاحیه سومین جشنواره «هنر مقاومت» تأکید کرد که باید با استفاده از همه امکانات و توان در راه توسعه هرچه بیشتر انقلاب اسلامی و مبارزه با باطل تلاش کنیم که یکی از این ابزارها هنر است.
در ابتدای این مراسم «دانا بارتر» هنرمند آمریکایی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه هنر مقاومت مردم فلسطین به روی صحنه رفت و گفت: من اینجا هستم تا ثابت کنم مردم فلسطین روزی پیروز خواهند شد.
وی افزود: 65 سال پیش، اشغال فلسطین صورت گرفت اما من از سال 1993 کار درباره هنر مقاومت و چگونگی مقاومت مردم فلسطین را آغاز کردم.
این مدرس دانشگاه هنر آمریکا دلیل این فاصله زمانی را تبلیغات و جوسازی‌های رسانه‌ها و دولتمردان آمریکا دانست و بیان کرد: می‌شنیدیم که در این بخش از دنیا جنگ است ولی رسانه‌های آمریکا تحت لابی صهیونیست‌ها طوری وانمود می‌کردند که گویا آنها آدم‌خوب‌هایی هستند که جنگ با آدم‌بدها را در پیش گرفته‌اند.
وی ادامه داد: در سال 93 من به لبنان، فلسطین، غزه و اراضی اشغالی سفر کردم. در این سفرم جنایت‌های زیادی دیدم. دیدم کودکانی توسط تک‌تیراندازهای اسرائیلی[صهیونیست] و به خاطر تفریح آنها کشته شدند. در لبنان شاهد اوضاع وحشتناک مردم بودم. در غزه خانه‌های ویران شده را نگریستم و همه اینها باعث شد که واقعیت‌ها برایم روشن شود.
دانا بارتر با اظهار ناراحتی از اینکه کار زیادی از دستش برنمی‌آید، افزود: اینکه نمی‌توانم کاری برای فلسطینی‌ها بکنم، ناراحتم می‌کند اما هرآنچه از دستم برآید، مانند برپایی نمایشگاه پوستر و نقاشی دریغ نمی‌کنم تا شاید بتوانم گوشه‌ای از حقایق این قسمت جهان را نشان دهم.
به گزارش مهر، در ادامه این برنامه، سردار سرلشکر عزیز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در سخنانی گفت: آنچه ما را دور هم جمع کرده و امروز در رابطه با آن صحبت می‌کنیم، هنر مقاومت است. تلاش ما بر این واقعیت استوار است که موضوع انقلاب اسلامی و دفاع از اسلام و دفاع حق در برابر دنیای باطل و استکبار جهانی یک موضوع همگانی است.
وی با بیان اینکه مقاومت در برابر استکبار جهانی شعار اصلی انقلاب اسلامی است، تصریح کرد: امروز در آغاز یک راه طولانی و سخت قرار داریم و باید از همه توان خود برای توسعه انقلاب استفاده کنیم. هنرمندان انقلابی می‌خواهند با ابزار هنر و از طریق آن، مقاومت را که شعار اصلی انقلاب اسلامی است، به تصویر بکشند و به تحقق اهداف بالای استکبارستیزی کمک کنند.
سردار جعفری در پایان سخنان خود به فرمایش حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در ارتباط با هنر اشاره کرد و گفت: حضرت امام(ره) در بخش‌هایی از فرمایشات‌شان در زمینه هنر این گونه اشاره فرمودند که تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل‌دهنده اسلام ناب محمدی، اسلام ائمه هدی، اسلام فقرا، اسلام پابرهنگان و اسلام تازیانه‌خوردگان باشند. همچنین مقام معظم رهبری نیز در سال 80 خطاب به اصحاب هنر سخنانی را مطرح کرده‌اند که باید چراغ راه هنرمندان باشد. هنر مقاومت در این راستا است، هنری که صیقل‌دهنده اسلام ناب است.


گزیده مطالب

نجات انسان‌ها از دام‌های شیطان بزرگ...
در گودال‌های قتلگاه اینترنت، کمی آن طرف‌تر از نشانی تارنمای تو، حرامی بر سینه امام ما نشسته و سر را از قفا می‌برد و غفلت من و تو امیدوارش کرده که بازی شیطانی‌اش را دوباره ببَرد!
شیعیان به هوش، به گوش! حسین(ع) را دعوت‌کنندگانش کشتند!
اگر در فیس‌بوکی عضو شده‌ای که در آن یزیدیان، گروه‌گروه برای پیشی گرفتن در تقدیم سر امام عاشورا(ع) به یزید خون‌آشام، رقابت می‌کنند... قطعاً تو هم در لشکر شیطانی.
و تو را پسر مرجانه باز فریب داده است. اگر از ترس اینکه میلیون‌ها ایرانی عضو فلان شبکه اجتماعی هستند، عضویتت را ادامه می‌دهی؛ هان! این لشکر را تو و حلقه‌های دوستانت در گوگل‌پلاس ساخته‌اید! سپاه شام در کار نیست!
صدایی که می‌گوید کنار گودال قتلگاه بنشین و شهادت حسین(ع) را لایک بزن، صدای شیطان است... امام(ع) محتاج لایک تو نیست، تشنه لبیک است...
اگر کسی به تو می‌گوید در سپاه یزید، هوادار حسین(ع) باش؛ آتش را در او جست‌وجو کن! او در اسارت شیطان است...
و اکنون، در آخرین مجال، انگشت اشاره مقاله من سر امام را نشانت می‌دهد!
فرمان دهم: حسینی باش!
نمی‌توانی پناهنده یزید و زیر چتر شیطان بزرگ باشی و علم حسینی(ع) را به دوش بکشی.
عباس(ع) مردانه جنگید و امان‌نامه شمر ملعون را نپذیرفت، مردانه جانبازی کرد و ننگ سیاست‌بازی را به دامان نخرید و مردانه شهید شد... این است راز جاودانه شدن باب‌الحوائج...
پس تو هم در اینترنت مردانه بایست، شبکه‌های فیس‌بوک، گوگل‌پلاس و توئیتر برای ما ساخته نشده‌اند... مگر در آن حوالی «بوی نینوا» را نمی‌شنوی؟
تو و اعتقاداتت آنجا غریب و غریبه‌اید... مگر نیزه‌های صیقل داده را نمی‌بینی که آماده‌اند سر اعتقادات تو را در شامِ زمان بگردانند؟
اینجا روز موعود است، روز عاشوراست!
و تو «اگر در صحنه نیستی، هر کجا که می‌خواهی باش، چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی هر دو یکی است...»
اما چه باید کرد؟
اگر اراده کنی تو هم می‌توانی چون مولایت مردانه در برابر انحراف، امر به معروف و نهی از منکر کنی و اجازه ندهی هم‌وطنانت در دام پایگاه‌های شیطان بزرگ گرفتار شوند.
مگر راه انداختن یک شبکه اجتماعی جمع‌وجور با استفاده از سی‌ام‌اس‌های آماده چون جوملا، پلتفورم شیرترانیکس، اسکریپت دلفین و... چقدر سخت است؟
کافی است بعد از ثبت یک دامنه ملی و خرید فضای اینترنتی ایرانی، از فروشنده مورد نظر بخواهی سی‌‌اس لازم را برایت نصب کند و به همین سادگی هیئت عزاداری محله خود را به شبکه اجتماعی عزاداران اباعبدالله‌الحسین(ع) تبدیل کنی.
از این به بعد شما و اعضای شبکه اجتماعی‌تان یک مأموریت بزرگ حسینی(ع) دارید؛ نجات انسان‌ها از دام‌های شیطان بزرگ...

روح‌الله مؤمن‌نسب


حسن ختام

درست به وقت اطلسي‌ها می‌آیی.....
پدرت گفته تو باراني، زلال و شفاف، جاري و حيات‌بخش مي‌باري و كويرستان دل آدم‌ها را پر از جوانه‌هاي عشق و ايمان به خود و خدايت مي‌كني.
وقتي تو بيايي ديگر بدي در اين دنيا جايي ندارد، مهرباني از در و ديوار بالا مي‌رود.
شنيده‌ام آمدنت حتمي است. اي مهرباني بيش از حد خدا! ای اعجاز زمين و آسمان‌ها.
تا كي بايد پشت پنجره بنشينم و زل بزنم به جاده نيامدنت؟
تا كي بايد دل دل كنم و دلشوره به جانم آتش بريزد؟
يوسف زهرا، موعود مهربان بيا!
بيا و تنهايي مرا چراغاني كن، بيا و كوچه پس‌كوچه‌هاي جمكران را با قدوم مباركت متبرك كن.
بيا و به خلوت خاموش لحظه‌ها دستي بكش! اي روشني اميد، تو از روز هم آمدنت روشن‌تر است.
اما نكند آن قدر دير بيايي كه دلم در انجماد ثانيه‌هاي بي‌تو بودن بميرد!
نكند آن قدر دير بيايي كه زمين مثل ستاره‌هاي ديگر بي‌قلب و بي‌روح، افول كنند!
نكند آنقدر دير بيايي كه عقربه‌ها در زمان نيامدنت زمين‌گير شوند!
نكند آنقدر دير بيايي كه...
نه! نه! نه!
تو درست به وقت اطلسي‌ها، درست ده دقيقه پیش از طلوع عشق، شايدم حوالي يكي از روزهاي زمين، می‌آيي.
يكي از روزهايي كه دور نيست.
چقدر دلم براي بهار تنگ شده! اگر تو باشي چهار فصل تقويم بهار است! چه نگاه بهارانه‌اي داري تو! به هر كجا نگاه مي‌كني شكوفه مي‌رويد؛ چه درخت باشد، چه سنگ، چه كوير باشد، چه جنگل.
العجل العجل يا مولاي يا صاحب‌الزمان