بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

تأیید زودهنگام یک نگرش
یکی از درس‌هایی که مردم ایران از مکتب انقلاب خوب آموخته‌اند، «دشمن‌شناسی» است، شاید یکی از علل مهم این امر، خصومت‌ورزی دشمنان از لحظه پیروزی انقلاب باشد. تبحر و مهارت مردم ایران در «دشمن‌شناسی» به مرتبه و درجه‌ای رسیده که دشمن را از پس پرده‌های تودرتو نیز تشخیص می‌دهد و در این مسئله تا آنجا پیش رفته که دشمن برای ارائه موردی از پنهان‌کاری موفقش که از چشم مردم ایران دور مانده باشد، دستش خالی است. یکی از سرفصل‌های مهم درس«دشمن‌شناسی»، «بی‌اعتمادی به دشمن» است.
پس از توافق ایران با گروه 1+5 در ژنو 3 درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران، یکی از هشدارهای جدی کارشناسان و تحلیل‌گران سیاسی همین مسئله بسیار مهم «بی‌اعتمادی به دشمن» بوده است که حقیقت آن تدریجاً پس از رسمیت یافتن توافق‌نامه آشکار شد. ابتدا مقامات آمریکایی با اظهارات مغایر با توافقنامه استحقاق بی‌اعتمادی به خودشان را نشان دادند و پس از آن هم مسئولان برخی از کشورهای اروپایی؛ اما در این میان آنچه که بر صحت نگاه و شناخت هوشمندانه مردم و مسئولان ایران بر «بی‌اعتمادی به دشمن» گواهی داد، اقدام عملی اتحادیه اروپا بود که در پنجشنبه گذشته با صدور اطلاعیه‌ای در سایت رسمی این اتحادیه اعلام کرد: 17 شرکت ایرانی را به فهرست تحریم‌های خود افزوده است و مبنای آن را تصمیمی اعلام کرد که در 23 مارس سال 2013 اتخاذ شده بود. سیدعباس عراقچی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزیر امور خارجه و عضو ارشد مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در واکنش به این اقدام اتحادیه اروپا با تلفیقی از مباحث حقوقی و عرفی گفت:«اجرای تحریم‌های گذشته خلاف توافقنامه جدید نیست، اما خلاف روحیه همکاری و حسن‌نیت در شرایطی است که در حال آماده‌سازی توافق جدید بین ایران و کشورهای 1+5 هستیم.» شاید توجیه مقامات اروپا برای این اقدام که در وضعیت موجود کدورت‌افزایی و دعوت به خصومت و مقابله می‌کند، بحث حقوقی و استناد به مباحث گذشته و خارج از چارچوب توافقنامه باشد، همانگونه که آقای عراقچی در واکنشش بیان کرد و این در حالی است که این توجیه از نظر ایران وجهی ندارد؛ زیرا با وضعیت جدید پیش آمده یعنی توافق هسته‌ای انتظار این بود که آنها از این اقدام تحریک‌کننده صرف‌نظر کنند، اما حالا که چنین نکردند، مردم و مسئولان ایران به هدف اتحادیه اروپا از این اقدام می‌اندیشند. به نظر می‌رسد اتحادیه اروپا با این اقدام در پی آن است تا از ابتدای امضای توافقنامه برای یافتن دست برتر در فرایند اجرای مفاد موافقتنامه، به ایران فشار وارد کند و در ادامه مذاکرات که قطعاً هر چه جلوتر برود سخت‌تر می‌شود، از ایران بیشتر امتیاز بگیرد. آنها با شناخت از ارزش امتیازات این مرحله دست به این اقدام پرهزینه زدند. چنانچه اتحادیه اروپا این خطای راهبردی را جبران نکند و به روند بی‌اعتمادی موجود که به اندازه کافی مخرب و اعتمادسوز است ادامه دهد و هر چه بیشتر از اعتبار توافقنامه بکاهد و سعی کند پیش از جوانه‌زدن، آن را بخشکاند، جمهوری اسلامی ایران هم می‌تواند و باید با همین‌گونه توجیهات حقوقی که در این قضیه بیشتر به کار بهانه‌تراشی و بازی سیاسی می‌‌آید به استناد بخش‌های مختلف توافقنامه مانند: اتخاذ گام‌های لازم برای موافقت با آژانس بین‌المللی انرژی برای انعقاد «رهیافت پادمان» در مورد رآکتور اراک که از سوی آژانس با نام 40-IR شناسایی می‌شود و یا ... به طرح بحث‌های فرافکنانه که هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد این حرکت به نتیجه ختم شود، بپردازد و کاری کند که مباحث در همان گام‌های اول قفل شود. اشتباه اروپا باعث شد تا مردم و مسئولان با تکیه بیشتر بر محور «بی‌اعتمادی به دشمن» با احتیاط بیشتر و روش دقیق‌تری کار را ادامه دهند.
جواد رضایی


اولین بزرگراه طبقاتی کشور در تهران به بهره‌برداری رسید
دستاوردی دیگر از حماسه‌سازان قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص)سپاه

پروژه بزرگراه طبقاتي شهيد صدر از بزرگ‌ترين پروژه‌هاي شهري قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی، جانشین فرمانده کل سپاه، شهردار تهران و جمعی از مسئولان کشوری و لشکری به بهره‌برداري رسيد.
به گزارش روابط عمومي قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) این پروژه به عنوان نخستين پل تك‌پايه طبقاتي كشور به صورت طرح سازگار با محيط شهري است که براي اجراي آن 11 کيلومتر پل‌سازي از حد فاصل تقاطع بزرگراه‌هاي مدرس ـ صدر در شمال غرب تا تقاطع بزرگراه‌هاي بابايي ـ امام علي(ع) در شمال شرق تهران در مدت 26 ماه توسط گروه متخصصان شهيد رجايي وابسته به قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) انجام شده است.
دکتر لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي در مراسم گشايش پروژه بزرگراه طبقاتي شهيد صدر ضمن قدرداني از همه دست‌اندرکاران اجراي اين پروژه گفت: اگر همت‌هاي بلند دست‌اندرکاران اجراي اين پروژه بزرگ نبود، گرفتگي ترافيکي در تهران به معضل بزرگي تبديل مي‌شد و ما خدا را شاکريم که اين توفيق را به فرزندان انقلاب عطا فرمود که چنين کار عظيمي را با بازوان پرتوان خود به انجام برسانند.
لاريجاني ضمن تقدير از قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) براي اجراي اين پروژه، با اشاره به سرعت بالاي اجراي پروژه بزرگراه طبقاتي شهيد صدر تأکيد کرد: پروژه‌هاي عمراني زيادي در کشور به اجرا در آمده است، اما همواره زمان بالاي اجرا از آفت‌هاي پروژه‌ها محسوب مي‌شده است و اجراي اين پروژه عظيم در مدت دو سال بيانگر اين است که ظرفيت براي چنين اجراهايي نيز در کشور وجود دارد و با تدبير همه‌جانبه و با انرژي کافي و تلاش مجاهدانه مي‌توان ديگر پروژه‌هاي کشور را در زمان کم‌تري اجرا کرد.
سردار عبد‌اللهي، فرمانده قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) نيز در اين مراسم، پروژه بزرگراه طبقاتي شهيد صدر را از پيچيده‌ترين و بزرگ‌ترين پروژه‌هاي عمراني کشور توصيف کرد و گفت: قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) در تمام مدت اجراي اين پروژه تلاش مي‌کرد با وجود همه سختي‌ها، کار را با بالاترين کيفيت و در کوتاه‌ترين زمان ممکن به انجام برساند. وي به پيچيدگي‌هاي منحصر به فرد اين پروژه اشاره کرد و گفت: ساخت 11 کيلومتر پل تک پايه ظرف دوسال بدون قطع آمد و شد در محل اجراي پروژه کار بسيار مشکلي است که با اراده متخصصان جوان ايراني در مجموعه قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) انجام شد.
دکتر مازيار حسيني، معاون فني و عمراني شهرداري تهران نيز در اين مراسم ضمن قدرداني از دست‌اندرکاران اجراي اين پروژه‌ بزرگ گفت: با توجه به عظمت و پيچيدگي کار، روز افتتاح پروژه بزرگراه طبقاتي شهيد صدر روزي است که بايد در تاريخ مهندسي کشور ثبت شود.


پس از ارزیابی سازمان بهداشت جهانی
بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) رتبه نخست 22 کشور منطقه را کسب کرد

بیمارستان تخصصی و فوق‌تخصصی بقیه‌الله‌الاعظم(عج) پس از پنج‌سال تلاش مستمر و شبانه‌روزی کارکنان خود، رتبه نخست پیاده‌سازی استانداردهای ایمنی بیمار را در میان 22 کشور مدیترانه شرقی، از سازمان بهداشت جهانی کسب کرد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سه روز بررسی دقیق ارزیابان سازمان بهداشت جهانی از این بیمارستان منجر به کسب 100 درصد امتیاز 20 استاندارد الزامی، 92 درصد امتیاز استانداردهای اساسی و 38 درصد امتیاز استانداردهای پیشرفته و در مجموع کسب 5/113 امتیاز از 139 استاندارد شد.
بنا بر همین گزارش، ارزیابان سازمان بهداشت جهانی با ابراز شگفتی از کسب این نتیجه اعلام کردند بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) اولین بیمارستانی است که پس از گذراندن سطح یک و دو ایمنی بیمار توانسته است سطح سه استانداردهای ایمنی بیمار را کسب کند. این در حالی است که تاکنون هیچ بیمارستانی در میان 22 کشور منطقه مدیترانه شرقی مانند عربستان، مصر، امارات، لبنان، قطر، کویت و... نتوانسته‌اند حتی سطح یک ایمنی بیمار (کسب فقط 20 امتیاز استانداردهای الزامی) را به دست آورند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

تحلیل توافق ژنو از نگاهی دیگر
توافق ایران با گروه 1+5 موسوم به «توافق ژنو»، درخصوص موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی، طی روزهای گذشته در رسانه‌های داخلی و خارجی و محافل سیاسی، تحلیل‌های مختلفی را در پی داشته است. در بسیاری از تحلیل‌ها، محتوای سند و بیانیه مورد توافق بین ایران و گروه 1+5، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و کارشناسان و تحلیلگران در پی پاسخ به این پرسش برآمده‌اند که با توجه به امتیازات داده شده از سوی جمهوری اسلامی و امتیازهای ستانده شده از طرف مقابل، آیا این توافق به نفع کشور بوده است یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش سه دیدگاه شکل گرفته است:
الف ـ یک دیدگاه که عمدتاً از سوی دولت و رسانه‌های دولتی مطرح شده، از این توافق به عنوان یک فتح‌الفتوح یاد کرده و آن را یک پیروزی بزرگ برای کشور ارزیابی می‌کند.
ب- دیدگاه دوم در نقطه مقابل دیدگاه اول، امتیازات داده شده را بسیار و امتیازات ستانده شده را بسیار ناچیز می‌دانند از این رو معتقد به خسارت‌بار بودن این توافقنامه‌ برای کشورند. حتی برخی از طرفداران این دیدگاه به شکل بدبینانه، این توافق را شبیه قراردادهای دوره قاجار مانند ترکمانچای می‌دانند.
ج ـ دیدگاه سوم، با رویکردی واقع‌بینانه، ارزیابی نهایی از این توافق را به آینده و سرانجام کار موکول کرده و در مجموع، این توافق را در گام اول مثبت ارزیابی می‌کند، طرفداران این دیدگاه معتقدند، توافق انجام شده اولین گام برای رسیدن به یک توافق جامع و نهایی است. بنابراین چون رفتارهای گروه 1+5 و خصوصاً آمریکایی‌ها در آینده به طور دقیق قابل پیش‌بینی نیست، نمی‌توان از خوب و بد بودن این توافق به شکل مطلق سخن گفت. دیدگاه سوم به دلایل گوناگون، نسبت به دو دیدگاه اول و دوم قابل دفاع‌تر است. بنابراین نسبت به توافق ژنو، نباید با پنداشت یک فتح‌الفتوح ذوق‌زده شد و نباید به دلیل غیرقابل اعتماد بودن طرف مقابل، با بدبینی نگران آینده بود. بدیهی است که اگر طرف مقابل در ادامه مذاکرات نقض عهد کند، جمهوری اسلامی باید به وضعیت پیش از توافق برگشته و تمامی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای خود را مانند گذشته ادامه دهد. در واقع این، همان نکته راهبردی و کلیدی است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در روز 12 آبان در جمع دانش‌آموزان و دانشجویان فرمودند که؛ از این مذاکرات به اذن‌الله کشور ضرر نخواهد کرد.
اما در این نوشتار، «توافق ژنو» از نگاهی دیگر تحلیل می‌شود و می‌توان آن را یک «تحلیل‌راهبردی» نسبت به توافق میان ایران از یک طرف و گروه 1+5 با عضویت آمریکا به عنوان یکی از اعضای این گروه از طرف دیگر دانست. در این تحلیل راهبردی، نقطه تمرکز بر وقوع تحولی اساسی و بنیادین در نظام بین‌الملل بوده؛ تحولی که «توافق ژنو»، نشان قاطعی از آن است. این تحول به عبارتی، نزدیک شدن به برقراری «موازنه قوا» بین جمهوری اسلامی و قدرت‌های جهانی است.
برای تشریح و تبیین این مطلب، سه نکته اساسی را باید مورد توجه قرار داد:
1ـ هدف غرب از فشارها برجمهوری اسلامی ایران
غربی‌ها و خصوصاً آمریکایی‌ها طی سال‌های گذشته، در موضوع هسته‌ای، نگرانی از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای را بهانه فشارها برجمهوری اسلامی اعلام کرده و خواهان عقب‌نشینی هسته‌ای ایران بوده‌اند. آیا این چنین است؟ آیا آمریکایی‌ها نگران دسترسی ایران به بمب اتم هستند؟ یا داستان و ماجرا چیز دیگری است.
تحلیل توافق ژنو از نگاهی دیگر
بقیه از صفحه اول
شواهد و قرائن بسیاری وجود دارد که آمریکایی‌ها و متحدان آنها در موضوع هسته‌ای دروغ می‌گویند. آنها موضوع هسته‌ای را پوشش و بهانه‌ای برای وارد ساختن فشار برجمهوری اسلامی ایران قرار داده‌اند. موضوع هسته‌ای بهانه است؛ همانطور که موضوع حقوق بشر و تروریسم بهانه است. دل نگرانی و عامل عصبانیت غربی‌ها با محوریت آمریکا، حرکت پرشتاب ملت ایران به سوی قله آرمانی «ایجاد تمدن نوین اسلامی» است. غرب آقایی خود برجهان و آمریکا رهبری خود بر جهان را، در پرتو پیشتاز بودن تمدن خود می‌دانند. اکنون و در پی انقلاب اسلامی، نشانه‌های فراوانی آشکار شده که از قدرت، ظرفیت و قابلیت‌های «تمدن‌سازی اسلامی» به دست ایرانیان حکایت می‌کند. بنابراین هدف اصلی فشارهای غرب بر جمهوری اسلامی طی 34 سال گذشته با بهانه‌های گوناگون حقوق‌بشر، تروریسم و سلاح هسته‌ای، جلوگیری از پیشرفت‌های جمهوری اسلامی، شکست دادن انقلاب اسلامی، ساقط کردن جمهوری اسلامی و یا منزوی و عقب‌نگه‌داشتن آن بوده است. از همین رو، در موضوع هسته‌ای، با بهانه کردن تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، با اعمال مجموعه‌ای از تحریم‌های اقتصادی و استفاده از ادبیات «تهدید نظامی» طی ده سال گذشته، با صراحت از جمهوری اسلامی، خواهان برچیدن چرخه سوخت در ایران بودند! به طور قطع اگر آنان در این مسیر موفق می‌شدند، با اعمال همین نوع فشارها (تحریم و تهدید)، در عرصه‌های دیگر و با بهانه‌های دیگر، جلوی پیشرفت ایران را سد می‌کردند. توافق ژنو، از این واقعیت خبر می‌دهد که غرب طی ده سال فشار بر جمهوری اسلامی، نتوانست خواست خود را به صورت یک طرفه بر ایران تحمیل کند.
2ـ آمریکا در مسیر افول قدرت
ناکامی آمریکا در اعمال اراده خود بر ایران مبنی بر تعطیلی کامل فعالیت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی، از افت قدرت و پایان دوران امپراتوری این کشور به ویژه در منطقه غرب آسیا خبر می‌دهد. سلطه آمریکا بر خاورمیانه (غرب آسیا) با پیروزی انقلاب اسلامی به صورت جدی به چالش کشیده شد و این کشور، هر چه تلاش کرد تا عامل چالش را مهار کند، نه‌تنها موفق نشد، بلکه روز به روز بر عظمت انقلاب اسلامی افزوده شد و محصول این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی مقتدرتر شد. انقلاب اسلامی نقطه آغاز شکست‌ها و ناکامی‌های آمریکا در منطقه راهبردی غرب آسیا بود. غرب آسیا طی چند دهه اخیر، نمایشگاهی از شکست‌های آمریکا شده و افغانستان، عراق، لبنان و سوریه، هرکدام غرفه‌هایی از این نمایشگاه برای نمایش ناکامی‌های آمریکا هستند. موضوع هسته‌ای ایران، خود موضوعی است که از ناکامی‌های این کشور خبر می‌دهد. اکنون و پس از توافق ژنو، اوباما مدعی شده که ما از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کردیم! این ادعا در حالی است که جمهوری اسلامی از ابتدا به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نبوده و حتی ساخت، نگهداری و به کارگیری سلاح هسته‌ای را حرام اعلام کرده است. موضوع افول قدرت آمریکا و فاصله گرفتنش از رهبری جهان، آنگونه که در نظم نوین آمریکایی تعریف شده، مورد اعتراف بسیاری از صاحب‌نظران این کشور قرار گرفته است. مواردی از این اعترافات عبارتند از:
الف ـ خبرگزاری ایتارتاس چندی پیش گزارش دادکه: «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی سابق آمریکا و از نظریه‌پردازان علوم سیاسی، طی یک سخنرانی در دانشگاه «جان هاپکینز» اعلام کرد که مفهوم هژمونی جهانی دیگر واژه‌ای مرده و استیلا نیز تبدیل به پدیده‌ای دست‌نیافتنی شده است. سخنرانی اذعان کرد که آمریکا بخش اعظمی از قدرت خود را در جهان نسبت به سال‌های پیش از دست داده است.» وی می‌گوید: «محتمل به نظر نمی‌آید که واشنگتن بار دیگر به جایگاه پیش خود به عنوان نیروی مسلط جهانی دست‌یابد، دست کم عمر هیچ‌یک از کسانی که در این سالن هستند، تا چنین روزی به طول نخواهد انجامید.» برژینسکی همچنین در سخنان خود، ایده «استثناگرایی آمریکا» را به چالش می‌کشد.
ب ـ اندیشکده «شورای آتلانتیک» در مقاله‌ای با اشاره به افول قدرت آمریکا می‌نویسد که ایران کشوری با قدرت منطقه‌ای است و به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها تمایلی به حمایت از حمله به ایران ندارند.
ج ـ ریچارد هاس، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا که تاکنون 10 کتاب درباره سیاست خارجی کشورش به نگارش در آورده، در مصاحبه‌ای پیرامون «بزرگ‌ترین چالش‌های رئیس‌جمهور آینده آمریکا» اذعان می‌کند که وضعیت جهان طی چند سال آینده به ‌گونه‌ای تغییر خواهد کرد که در آن، آمریکا دیگر از آن موقعیت برتر و سلطه‌گرانه برخوردار نیست.
دـ «چارلز کوپکان» استاد امور بین‌المللی دانشگاه «جرج تاون» آمریکا و یکی از اعضای برجسته شورای روابط کاخ سفید، در مقاله‌ای می‌نویسد: «گر چه آمریکا همچنان دارای قدرت نفوذ در برخی از امور می‌باشد، اما باید پذیرفت که جهان تغییر کرده و نقش ایالات متحده به عنوان قدرت اصلی دنیا به شدت کاهش یافته است.»
ه ـ «چامسکی» از چهره‌های معروف آمریکا در گفت‌وگو با روزنامه «هافینگتن پست» می‌گوید: «قدرت امپریالیستی آمریکا رو به افول است.»
افول قدرت و پایان یافتن دوران سلطه آمریکا را می‌توان با تأمل در برخی از خواسته‌های دولتمردان آمریکا که برآورده شده دید. خواسته‌هایی چون: «حزب‌الله لبنان باید خلع سلاح شود.»، «بشار اسد باید از قدرت کناره‌گیری کند.»، «در عراق باید فلانی به قدرت برسد.» و «ایران نباید غنی‌سازی و چرخه سوخت داشته باشد.»
3ـ روند توسعه قدرت جمهوری اسلامی ایران
برخلاف خواسته و انتظار غرب و خصوصاً آمریکایی‌ها مبنی بر نابودی انقلاب اسلامی، ساقط کردن جمهوری اسلامی و یا منزوی و عقب‌نگه‌داشتن جمهوری اسلامی، ایران در مسیر توسعه قدرت در حوزه‌های گوناگون با شتاب بالا در حرکت است. ایران به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شده و اکنون وزنه سنگین در منطقه غرب آسیا است. بسیاری از صاحب‌نظران امور بین‌المللی، جمهوری اسلامی را به‌عنوان کلید اصلی راه‌حل مسائل منطقه می‌شناسند. اظهارنظرات فراوانی درخصوص قدرت‌یابی ایران در منطقه و جهان وجود دارد. برای جلوگیری از طولانی شدن این بحث، فقط به اظهارات یکی از محققان صهیونیستی در این راستا اشاره می‌شود. «باری روبین» از محققان برجسته صهیونیست‌ و کارشناس مسائل ایران در مقاله‌ای با اشاره به مبانی قدرت و تمایز ایران، با دیگر کشورها در منطقه، از ایران به عنوان کشوری یاد می‌کند که در حال خیزش برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای است. وی در پایان مقاله‌اش این چنین نتیجه‌گیری می‌کند: «ایران تنها قدرت بزرگ خاورمیانه است، زیرا هیچ کشور عربی نمی‌تواند چنین ادعایی کند. ایران نفوذ خود را در عراق، لبنان و میان فلسطینی‌ها و بخش‌هایی از افغانستان گسترش داده است و نه‌تنها حامی حزب‌الله، بلکه حامی حماس و جهاد اسلامی نیز شده است. از بسیاری جهات حامی سوریه است... ایران نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ مدرن خود نیرومند‌تر شده است. در همین حال ایران یک رژیمی دارد که به آن کشور در جهان عرب جذابیت بخشیده است. با توجه به تمام این فاکتورها، این کاملاً عقلانی است که بگوییم افزایش قدرت ایران شرایط خطرناکی است که در سال‌های آینده احتمالاً با آن روبه‌رو خواهیم بود.»
بنابراین افت قدرت آمریکا به عنوان پرچمدار لیبرال دموکراسی غربی از یک طرف و قدرت‌یابی جمهوری اسلامی از طرف دیگر، دو عامل بسیار مهم در عقب‌نشینی ایالات متحده در موضوع چالش هسته‌ای به شمار می‌آیند. توافق ژنو، ار عقب‌نشینی غرب و‌ آمریکا در قبال جمهوری اسلامی حکایت می‌کند. این توافق از پیشرفت ایران نسبت به موقعیت قبلش حکایت دارد. این پس‌رفت و پیشرفت، از نزدیک شدن به برقراری «موازنه قوا» میانه ایران و قدرت‌های جهانی حکایت می‌کند و این دستاوردی مهم است که باید حفظ شود.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

فرمانده کل قوا در دیدار فرمانده و مسئولان نیروی دریایی ارتش
هدف نیروی دریایی، ساماندهی نیروی نظامی در تراز ملت ایران و آرمان‌های نظام اسلامی باشد

حضرت آیت‌‌الله‌العظمی خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا در دیدار فرمانده و مسئولان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، با اشاره به جایگاه برجسته‌ نظام اسلامی، ملت و ارتش ایران، نشانه‌ قدرت و پیشرفت واقعی را وجود عناصر برخوردار از خردمندی، عزم راسخ و شجاعت لازم دانستند و تصریح کردند: هدف اساسی نیروی دریایی باید ایجاد و ساماندهی یک نیروی نظامی در تراز ملت ایران و آرمان‌های نظام اسلامی باشد.
در این دیدار که در آستانه‌ هفتم آذر، روز نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی برگزار شد، امام خامنه‌ای هفتم آذر را روز تکریم دریادلان نیروی دریایی خواندند و افزودند: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پیشرفت‌های زیادی در نیروی دریایی انجام شده اما پیشرفت سخت‌افزاری به تنهایی نشانه قدرت نیست.
ایشان، عامل ایجاد هویت، شخصیت و عظمت در چشم قدرت‌ها را حضور عناصر دارای معرفت، عزم راسخ و شجاعت لازم خواندند و افزودند: خوشبختانه امروز ساخت و بافت انسانی نیروی دریایی خوب و در نقطه‌ مقابل آن چیزی است که گذشتگان نااهل در پیش از انقلاب اسلامی، برای آن برنامه‌ریزی کرده بودند.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به ابعاد مختلف اهمیت علمی، نظامی، بین‌المللی و سیاسی نیروی دریایی خاطرنشان کردند: نیروی دریایی هم از جهت علمی و تجهیزاتی اهمیت فراوانی دارد و هم با توجه به سیاست‌های حاکم بر منطقه و برخی تهدیدهای موجود، از موقعیت ویژه سیاسی و نظامی برخوردار است.
معظم‌له همچنین با اشاره به حضور نیروی دریایی در سواحل دریای عمان و تأثیرگذاری در آبادسازی ملی تصریح کردند: در صورت توجه دولت، نیروی دریایی می‌تواند زمینه‌ پیشرفت و رشد جهشی این منطقه را فراهم کند.


گزارش صبح‌صادق از دومین جشنواره دوسالانه کتاب مقاومت بین‌الملل اسلامی
تمدن‌سازی، وظیفه اهالی فرهنگ و قلم است

هفته گذشته دومین جشنواره دوسالانه کتاب مقاومت بین‌الملل اسلامی با معرفی برگزیدگان خود، پایان یافت. این گزارش که خبرنگار صبح‌صادق آن را تهیه کرده به بخش‌هایی از مطالب عنوان شده در این جشنواره می‌پردازد.
* کتاب سال مقاومت، تأثیر مفیدی در تولید ادبیات مقاومت دارد
جواد جباری، مدیرعامل بنیاد فرهنگی روایت، با اشاره به اینکه بنیاد فرهنگی روایت، علاوه بر فعالیت در حوزه انقلاب و دفاع مقدس فعالیت‌هایی نیز در حوزه ادبی و هنری دارد، عنوان کرد: بنیاد فرهنگی روایت علاوه بر فعالیت در حوزه‌های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، فعالیت در حوزه‌های بین‌الملل را در دستور کار خود قرار داده است که از میان آنها می‌توان به جشنواره‌های فیلم مقاومت، تئاتر مقاومت، هنر مقاومت، شعر مقاومت و جایزه ادبی شهید آوینی اشاره کرد.
وی افزود: بحث‌های نخست جایزه ادبی شهید آوینی از سال 1390 مطرح شد. نخستین دوره جشنواره در سال 1391 به صورت ملی برپا شد و اکنون دومین دوره آن به صورت بین‌المللی برگزار می‌شود. البته معتقدم که برگزاری جشنواره‌ها به‌ویژه جشنواره کتاب سال مقاومت، تأثیرات مفیدی در تولیدات ادبیات مقاومت دارند.
* ادبیات مقاومت مبنای علمی و تاریخی دارد
سردار بهروز اثباتی، دبیر دومین جشنواره دوسالانه کتاب سال مقاومت بین‌الملل اسلامی نیز بیان داشت: ادبیات مقاومت به عنوان حقیقتی دیرپا، ریشه در تاریخ و تعریف مشخص و مبنای علمی دارد که در تقویم تاریخ همه ملت‌ها بوده و هست به نحوی که هیچ ملتی نمی‌تواند وجود تهدید و مقاومت را نفی کند.
وی با اشاره به اینکه حمایت از دفاع در برابر تهدید را ابتدا قلم بر عهده داشته نه سلاح، افزود: تلاشی که بنیاد روایت دنبال می‌کند این است که مقاومت قلمی و سیر آن را بررسی کند تا مشخص شود در جهان چه مقاومت‌هایی صورت می‌گیرد. دبیر دومین جشنواره دوسالانه کتاب سال مقاومت عنوان کرد: قلم در حوزه مقاومت نقش موثری دارد. شعر، در این حوزه رسالت خود را به‌خوبی بر عهده گرفته است، سپس ادبیات داستانی و ادبیات تحقیقی به نحو احسن به حوزه مقاومت پرداخته‌اند.
وی با بیان اینکه تمدن‌سازی بر عهده اهالی فرهنگ و قلم است، گفت: این دوره از جشنواره سه ویژگی داشت؛ نخست اینکه انتخاب کتاب در زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی صورت گرفت. دوم اینکه بخش کودک و نوجوان را از بخش جنبی به بخش اصلی آوردیم. بنابراین، امیدواریم که پدیدآورندگان این حوزه بیش از پیش در این راستا گام بردارند و سومین ویژگی این بود که در این دوره نشست‌های علمی و تخصصی متعددی برگزار شد.
سردار اثباتی با اظهار اینکه در بخش بین‌الملل این دوره از جشنواره، حدود سه هزار اثر رصد شد که در نهایت 830 اثر به مرحله داوری رسیدند، افزود: در بخش زبان فارسی این دوره از جشنواره، از 45 هزار کتاب موسسه خانه کتاب، بیش از هزار اثر انتخاب شد و در نهایت 891 اثر میان گروه‌های نه‌گانه جشنواره توزیع شدند.
* کتاب ستون فقرات آگاهی‌بخشی به انسان‌ها است
سردار محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین نیز در این مراسم با بیان اینکه جهل، مهم‌ترین بستر حاکمیت استکبار بر جهان است، گفت: کتاب ستون فقرات آگاهی‌بخشی به انسان‌ها در همه عالم است و وقتی این کتاب موضوعش مقاومت می‌شود، اثری مضاعف به همراه دارد به همین دلیل امروز نیاز داریم هر چه بیشتر به کتاب مقاومت بها بدهیم.
وی با بیان اینکه ارتش‌ دشمن از ادامه سلطه خود بر مردم مأیوس است، یادآور شد: امروز که دشمن در عرصه‌های اقتصادی و رسانه‌ای، جنگ به راه انداخته است، تنها آگاهی می‌تواند نقشه‌های آنها را نقشِ بر آب کند. بنابراین، وظیفه خود می‌دانم دستِ همه نویسندگانی که قلم خود را برای آگاهی‌بخشی مستضعفان و مظلومان به چرخش در می‌آورند، ببوسم.


بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره اصول دیپلماسی
نمایندگانی تیزتر از شمشیر و نرم‌تر از حریر

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای چندی پیش تاکتیک «نرمش قهرمانانه» را به جامعه یادآوری فرمودند ولی این اولین بار نبود که ایشان از این واژه استفاده می‌کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، ‌رهبر معظم انقلاب همواره و در طول دوران رهبری و حتی پیش از آن، بر ضرورت تدبیر همراه با مقاومت بر اصول در مسائل مربوط به کار دیپلماسی تأکید داشته‌اند.
ایشان در سخنرانی‌های مختلف خود تأکید کرده‌اند که به کار دیپلماسی و ضرورت‌های آن، متناسب با شیوه انقلابی و اسلامی پایبند هستند.
آخرین نمونه این تأکید، سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه بود که ایشان از واژه «نرمش قهرمانانه» استفاده کردند و آن را همراه با هوشمندی و شناخت حریف، یکی از روش‌های کار دیپلماسی خواندند.
معظم‌له در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه در این‌زمینه فرمودند: «ما مخالف با حرکت‌هاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى، چه در عالم سیاست‌هاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى می‌گیرد و یک جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند که دارند چه‌کار می‌کنند، بدانند که با چه کسى مواجهند، با چه کسى طرفند، آماج حمله‌ طرف آنها کجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند.»
اما این اولین بار نیست که ایشان از واژه و تعاریفی مشابه این، استفاده و بر لزوم استفاده از راهکارهای مختلف در مسائل دیپلماتیک تأکید می‌کنند. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای چندی پیش نیز در دیدار اعضای مجلس خبرنگان در 14 شهریور بر ضرورت استفاده از روش‌های هوشمندانه و مدبرانه در عرصه دیپلماسی تأکید کردند.
رهبر معظم انقلاب در این دیدار فرمودند: «در این سال‌ها جبهه‌بندى‌هاى منطقه‌اى و جهانى هم آشکار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ عرصه‌هاى سیاسى، یک کار مطلوب و مورد قبولى است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستى به معناى عبور از خطوط قرمز یا برگشتن از راهبردهاى اساسى، یا عدم توجّه به آرمان‌ها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد.»
بنابر این گزارش، پس از بیانات رهبر انقلاب، برخی رسانه‌های مغرض داخلی و خارجی این بیان ایشان را نوعی چرخش از اصول قبلی جمهوری در مبحث دیپلماسی خواندند و تحلیل‌های مختلفی را در این مورد ارائه دادند. اما با مراجعه به سخنرانی‌های رهبر انقلاب در دهه هفتاد، می‌توان اشاره ایشان به واژه «نرمش قهرمانانه» و رعایت تاکتیک‌های معمول دیپلماسی را مشاهده کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در جمع مسئولان وزارت خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران،‌ در تاریخ 17 مرداد 1375 با تشریح دقیق فضای دیپلماسی و ضمن تأکید بر ضرورت پرهیز از حالت دفاعى در مسائل سیاسى به‌عنوان یکى از ویژگی‌هاى روحیه انقلابى تأکید کردند و فرمودند: «نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند.»
ایشان تصریح کردند: «عرصه سیاست خارجى میدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌هاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»
‌ نکته قابل توجه این است که رهبر انقلاب نه‌تنها اکنون بلکه بیش از 44 سال پیش از واژه «نرم قهرمانانه» استفاده کردند و به آن معتقد بودند.
ایشان در ذیل عنوان کتاب ترجمه شده صلح امام حسن (ع) در سال 1348،‌ عنوان «شکوهمندترین نرمش قهرمانانه تاریخ» را به‌کار برده‌اند که نشان‌دهنده دقت ایشان در بهره‌گیری از عبرت‌های تاریخی و لزوم استفاده از روش‌های مختلف در روند کار دیپلماتیک است.


گزارشی از سومین جلسه هیئت امنای پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع)
کلیات ارتقای پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع)به پژوهشگاه تصویب شد

سومین جلسه هیئت امنای پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه، سردار آبرومند معاون هماهنگ‌کننده سپاه، حجت‌الاسلام والمسلمین صفایی، رئیس‌دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده معظم کل قوا، دکتر حسن بیگی، رئیس دانشگاه عالی دفاع ملی، مهندس رضایی نماینده وزارت علوم و دیگر اعضا 28 آبان در نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه برگزار شد. در ابتدای این جلسه حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی، رئیس هیئت امنا و نماینده ولی‌فقیه در سپاه، ضمن تشکر از زحمات و تلاش‌های اعضای هیئت امنا، خواستار توجه هرچه بیشتر اعضا به پیشبرد برنامه‌ها و اهداف کلان این پژوهشکده شد.
در ادامه حجت‌الاسلام دکتر سیدجمال‌الدین میرمحمدی، رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) با ارائه گزارشی از فعالیت‌های پژوهشکده گفت: پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در سال 1359 با عنوان مرکز بررسی و تحقیقات اسلامی در قم به دستور شهید آیت‌الله محلاتی نماینده وقت امام در سپاه و با نظارت آیات عظام طاهری خرم‌آبادی، احمدی میانجی، فاکر و دیگران آغاز به کار کرد و در سال 1373 رسماً به عنوان پژوهشکده تحقیقات اسلامی به تأیید وزارت علوم رسید. این مرکز پژوهشی از سال 1391 نیز با تأیید رئیس هیئت امنا و موافقت وزارت علوم به عنوان پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) تغییر نام یافت.
وی افزود: با توجه به اساسنامه پژوهشکده و ابلاغ نماینده ولی‌فقیه در سپاه چهار مأموریت عمده؛ انجام پژوهش‌هاي بنيادي و کاربردي و توسعه‌اي درحوزه علوم اسلامي و انساني، تهيه و تأليف مواد و محتواي آموزشي عقيدتي ـ سياسي مورد نياز سپاه و سایر نیروهای مسلح، اطلاع‌‌رساني درحوزه علوم اسلامي و انساني به سپاه و سایر نیروهای مسلح، تربيت پژوهشگران کارآمد، مؤمن و معتقد به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در دستور کار این پژوهشکده است.
دکتر میرمحمدی با بیان اینکه با توجه به نظر مقام معظم رهبری و ابلاغ دفتر عقیدتی ـ سیاسی فرماندهی کل قوا، تهیه متون آموزشی در حوزه علوم اسلامی بر عهده این پژوهشکده گذاشته شده، گفت: این پژوهشکده از ابتدا تاکنون با 670 عنوان کتاب آموزشی در 15 موضوع مختلف و در سال‌های 1391 و 1392 تأمین‌کننده منابع درسی نیروی انتظامی با 96 متن، وزارت دفاع با هفت متن و سپاه با 22 متن بوده است.
وی با اشاره به توانمندی‌های پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) بیان داشت: واحد ترجمه، مرکز چاپ و نشر و مرکز فناوری دیجیتال پژوهشکده آماده ارائه خدمات گسترده و مطلوب چاپی و دیجیتالی است و تاکنون مرکز چاپ با انتشار نزدیک به 750 عنوان کتاب و 100 شماره نشریه نقش مؤثری را در این راستا ایفا کرده است.
میرمحمدی در ادامه افزود: انتشارات زمزم هدایت به عنوان مرکز تخصصی چاپ آثار پژوهشکده با برگزاری 132 مورد نمایشگاه محصولات در تهران و دیگر استان‌ها توانسته است در زمینه معرفی آثار پژوهشکده به جامعه نقش مؤثری داشته باشد.
دکتر میرمحمدی از دیگر برنامه‌ها را ترجمه آثار پژوهشکده به زبان‌های روز دنیا، راه‌اندازی پورتال جامع، ایجاد و راه‌اندازی کتابخانه دیجیتال در آینده نزدیک عنوان کرد.
عضو شورای نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه ضمن اشاره به نیاز حداقل 250هزار ساعتی پژوهش در حوزه علوم اسلامی، خاطرنشان کرد: برآنیم تا با استفاده از ظرفیت بزرگ پژوهشگران حوزه علوم اسلامی و انسانی در کشور به‌ویژه در حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و مجموعه نیروهای مسلح نسبت به تکمیل شبکه بزرگ و توانای پژوهشی در خصوص انجام پروژه‌های تحقیقاتی و پژوهشی اقدام کنیم.
پس از ارائه گزارش رئیس پژوهشکده، درخصوص موضوعات در دستور کار جلسه، بحث و تبادل نظر صورت گرفت و موارد زیر به تصویب رسید:
1ـ ایجاد رشته در دوره کارشناسی ارشد پژوهشگری علوم اسلامی در پنج گرایش علوم سیاسی، علوم قرآن و حدیث، تاریخ تمدن اسلامی، دفاعی امنیتی اسلام و فرهنگی و اجتماعی با مجوز مراجع ذی‌ربط.
2ـ موافقت با کلیات ارتقای پژوهشکده به پژوهشگاه.


يادداشت
مهدي سعیدي

تلاش‌هاي فرصت‌طلبانه براي بهره‌برداري از عامل وحدت
باتوجه به موفقيت‌هاي کسب شده توسط دستگاه ديپلماسي و تيم مذاکره‌کننده هسته‌اي جمهوري اسلامي، شرايط نسبتاً آرام و اميدوارکننده‌اي در سطح جامعه حاکم شده است و نشانه‌هاي شور و نشاط را در کشور مي‌توان مشاهده کرد. اين دستاورد که حاصل مقاومت چندين ساله ملت ايران در برابر زياده‌خواهي‌هاي استکبار جهاني است، فرصت‌هايي را در داخل کشور نيز فراهم آورده که از آنان بايد بيشترين بهره‌برداري را کرد.
با توجه به آنچه در نشست ژنو3 گذشته است، هم‌اينک توپ در زمين آمريکايي‌ها و کشورهاي غربي قرار دارد که ادعاهاي خود را به اثبات رسانند. در طول اين سال‌ها، بیگانگان همواره جمهوري اسلامي را به عنوان عامل دشمني و خصومت معرفي مي‌کردند که از تداوم تنازع با غرب سود مي‌برده است. اين ادعا حتي در ميان برخي افراد ساده‌لوح و فريب‌خورده در داخل کشور نيز موافقاني داشت و زمزمه آن از گوشه و کنار به گوش مي‌رسيد. رویکرد جديد دولت براي حل مناقشات موجب شده تا جهت اتهامات اینک به سوی غرب برگردد و همه نگاه‌ها به رفتار کشورهاي غربي جلب شود تا مشخص گردد آنان تا چه اندازه به ادعاهاي صلح‌دوستانه خود پايبندند!
به‌واقع غرب در برابر چشمان تيزبين ملت ايران بار ديگر در معرض امتحاني دشوار قرار گرفته است تا شايد بتواند اعتماد از دست رفته‌اش را نزد ملت ايران کسب کند. کوچک‌ترين تخلف و دغلي در توافقنامه ژنو3،‌ بر عمق کينه ملت ايران و ارتفاع ديوار بي‌اعتمادي خواهد افزود.
لذا مواضعي از قبيل اظهارات کارشکنانه وزيرخارجه آمريکا و برخي اظهارنظرات مسئولان کشورهاي اروپايي بعد از اين، نه‌تنها دغل‌بازي و فريبکاري دشمنان انقلاب اسلامي را آشکار مي‌سازد، بلکه روحيه استکبارستيزي و ضديت با آمريکا را در داخل کشور تقويت خواهد بخشيد.
دستاورد ديگر نشست ژنو3 آن است که وضعيت جديد مي‌تواند به نوعي در ايجاد وحدت و تقويت انسجام داخلي کشور نيز موثر باشد. اين توافقنامه نشان داد که راه غلبه بر دشمن، وحدت ملي براي ايستادگي و استقامت است تا دشمن از سياست‌هايي چون تحريم و... عقب بنشيند. به واقع مي‌توان نشان داد که بين وحدت ملي و اقتدار بين‌المللي رابطه معنادار مستقيمي وجود دارد و هرچه اختلافات داخلي کنار گذاشته شود و صدايي واحد از ملت ايران در سطح جهاني شنيده شود، دشمنان نيز مجبور خواهند بود تا ناتواني و ناکامي سياست‌هاي تجاوزطلبانه خود را اعلام کنند.
اما در اين ميان برخي فرصت‌طلبان نيز دست به کار شده‌اند و قصد دارند تا از فضاي آرامش و پرنشاط حاصل شده براي مقاصد خود بهره‌برداري کنند و با برخي مباحث حاشيه‌اي مانع همگرايي و وحدت ملي شوند. اين افراد که هنوز ملت نقش تفرقه‌افکنانه آنان در فتنه 88 را به فراموشي نسپرده است، با صدور بيانيه و بيان اظهاراتي عجيب و غريب، در اين بين خواستار آزادي سران فتنه و مجرماني شده‌اند که در طول چهار سال گذشته به يکي از عوامل مهم اختلاف‌افکن در جامعه اسلامي بدل گرديده‌اند.
خطاب به اين افراد و جريان‌هاي سياسي بايد گفت؛ موضوع فتنه 88 و حوادث پس از آن، مدت‌هاست که در نزد افکار عمومي حل گرديده و کوس رسوایی فتنه‌گران زده شده است. همين انتخابات خردادماه سال 92 کافي بود تا براي همه آناني که ممکن است هنوز نسبت به صحت انتخابات سال 88 ترديدي در دل داشته باشند، ثابت کند که نظام انتخاباتي در جمهوري اسلامي از چنان سلامتي برخوردار است که رئيس‌جمهور حتي با کسب 250 هزار رأي بيش از حد نصاب، مي‌تواند پيروز انتخاباتي چند ده ميليوني گردد.
در اين ميان، تنها مجرمان فتنه‌گر هستند که بايد مطابق قانون، مدت زمان حبس خود را تحمل کنند و بعد از آن آزاد شوند، همان‌طور که بخش زیادی از آنها در اين مدت آزاد شده‌اند. تنها در اين ميان، سران فتنه هستند که به دليل خيانت بزرگي که به ملت و انقلاب کرده‌اند، بايد در حصر خانگی به سر ببرند و اگر تاکنون احکام سنگين آنان صادر نشده، به خاطر رأفت نظام اسلامي است. احيای اين اموات سياسي که مدت‌هاست از ذهن و فکر ملت ايران خارج شده‌اند، تنها براي برخي جريان‌هاي سياسي سودمند است که کاري جز ايجاد اختلاف و تشتت در جامعه ندارند و حيات خود را در وجود همين اختلافات جست‌وجو مي‌کنند. مواجهه با اين جريان‌هاي فرصت‌طلب پر مدعا تنها با هوشياري ملت و بي‌توجهي به اظهارات اينچنيني محقق خواهد شد.


نكته و نظر

دزدگیر انگلیسی!
نکته: در زمانی که «نصرت‌الدوله» وزیر دارایی بود، لایحه‌ای به مجلس برد که به موجب آن، دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد می‌کرد. او در وصف سگ‌ها می‌گفت: این سگ‌ها تربیت شده‌اند و به محض اینکه دزد را ببینند او را گاز می‌گیرند! در این حال، مدرس از میان جمع برخاست و گفت: من به نفع خود شما مخالفم، چون این سگ‌ها اولین کسی را که بگیرند خود شما هستید!
نظر: خداوند روح‌آیت‌الله مدرس را شاد کند که بارها با همین سخنان نغز و طعنه‌آمیز خود جلوی بسیاری از قوانینی که علیه ایران بود را گرفت. این مرد بزرگ، الگوی خوبی است برای نمایندگان که در همه موضوعات، منافع ملی کشور را در نظر داشته باشند و هیچ‌گاه نیز از توپ و تشر و ‌اقلیت بودن و... نترسند.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

نماینده ولی‌فقیه در سپاه:
ولایتمداری یکی از مبانی و مؤلفه‌های گفتمان بسیج است

حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی گفت: اولین مبنای گفتمان بسیجی، خدامحوری است که سرلوحه دعوت و گفتمان همه رهبران الهی بوده است.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، نماینده ولی‌فقیه در سپاه در آیین آغاز سی‌ودومین دوره مسابقات قرآن ویژه کارکنان نیروی زمینی سپاه با اشاره به اینکه بسیجی کسی است که باید منشأ مشروعیت را در قانون و مدیریت الهی بداند، ولایتمداری را یکی دیگر از مبانی و مؤلفه‌های گفتمان بسیج دانست و افزود: اعتقاد به پیوستگی ولایت‌فقیه با ولایت ائمه(ع) و پیامبر اسلام(ص)، همسان دانستن اختیارات ولی‌فقیه با پیامبران(ص) و امامان(ع) و فصل‌الخطاب دانستن ولی‌فقیه، از جمله مولفه‌های ولایتمداری محسوب می‌شوند.
حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی در ادامه با تأکید بر اینکه بسیجی نگاهش به قدرت، به‌عنوان وسیله‌ است، یعنی قدرت هدف نیست و آن را به هر شکل و وسیله‌ای نمی‌خواهد، یادآور شد: یکی دیگر از مبانی گفتمان بسیجی، عقل‌گرایی است.وی همچنین در چهارمین همایش رابطین تأیید شرعی ضوابط و مقررات سپاه گفت: اگر سپاه از یک مجموعه تأیید شرعی با منطق، عقلانیت و تعبد، برخوردار باشد، قطعاً سلامت سپاه در حد بالایی تضمین می‌شود، لذا این را موهبتی الهی می‌دانم که در سایر دستگاه‌ها وجود ندارد.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه تأکید کرد: عملکرد دفتر تأیید ضوابط شرعی به گونه‌ای است که حتی در مقایسه با شورای نگهبان هم عمیق‌تر عمل می‌کند، زیرا این شورا فقط قوانین مجلس را مورد کنکاش قرار می‌دهد، در صورتی که وقتی سایر دستگاه‌ها قوانینی می‌نویسند، شورا نمی‌تواند هیچ نظارتی بر روی آنها داشته باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه بد معنی کردن، خشن و کریه معرفی کردن دین، آثار و تبعات منفی بسیاری دارد، خاطرنشان کرد: اصرارم این است که دفتر ضوابط شرعی وارد حوزه‌های تنگ‌نظری و بسته نشوند، زیرا با این کار خطر بریدگی وجود دارد.
حجت‌الاسلام ابراهیم رازینی، مسئول دفتر تأیید شرعی ضوابط و برنامه‌ها هم در گفت‌وگو با صبح‌صادق بیان داشت: رابطین 50 رده از 32 استان و 18 رده تهران در چهارمین همایش یک روزه گرد هم آمدند تا نسبت به وظایف محوله بیشتر آشنا شوند، محورهای برنامه‌های سال آینده مشخص شود و در نهایت از رده‌های برتر نیز تجلیل به عمل آید.



برای مقابله با تحریم‌ها مسئولان جلو نیامدند

وزیر سابق اطلاعات با اشاره به سفرش به عربستان که برای انجام مأموریتی در دوران مسئولیت وزارتش داشت عنوان کرد: برای انجام مأموریتی به عربستان سفر کرده و با مقامات این کشور دیدار داشتم، یکی از سران عربستان در این دیدار اعتراف کرد که در دوران جنگ تحمیلی با تمام توان از صدام حمایت می‌کردیم و بنده در پاسخ به او گفتم ببینید امروز صدام کجا هست و ما کجا هستیم؟ حجت‌الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی در یادواره جمعی از شهدای شهرری که با عنوان «از خاک تا افلاک» برگزار شد ادامه داد: به او گفتم شما دلارهای فراوانی خرج کردید صدام برود آیا از این هزینه‌ها چیزی گیر شما آمد؟ مصلحی سوءمدیریت را عامل اصلی گرانی‌های اخیر دانست و تأکید کرد: به‌عنوان کسی که از برخی پشت‌صحنه‌ها باخبر هستم، گرانی اخیر را ناشی از سوءمدیریت می‌دانم. وزیر سابق اطلاعات تصریح کرد: ما کشوری نیستیم که تحریم‌ها برای ما مشکل ایجاد کند و اگر برای تحریم‌ها برنامه‌ داشته باشیم، موفق می‌شویم. وی در ادامه با اشاره به جفایی که در زمینه مقابله با تحریم‌ها صورت گرفت، عنوان کرد: زمانی صدای ما برای پیگیری و پیشگیری و مقابله از تحریم‌ها بلند بود، اما متأسفانه برخی مسئولان جلو نیامدند؛ اما همواره تحریم‌ها مشکلی برای ایران ایجاد نمی‌کند. مصلحی با تأکید بر اینکه ایران اسلامی امروز در اوج قدرت است، خاطرنشان کرد: امروز جوانان غیور ایران اسلامی توانمندی بالایی دارند، علی‌رغم اینکه ما به دلیل شرایط فعلی نمی‌توانیم پیشرفت‌های علمی و توان بالای جوانان‌مان را مطرح کنیم.
وی در ادامه گفت: امروز نباید زرق و برق دنیا ما را از مسیر خارج کند،‌ ما باید خواسته‌های رهبری را بدانیم و با حفظ ولایتمداری در راستای پاسداری و حراست از آرمان‌های انقلاب گام برداریم. مصلحی با اشاره به تحریم‌های دوران جنگ گفت: تحریم‌های امروز هر چقدر هم باشد، از تحریم‌های دوران جنگ که بیشتر نیست،‌ در دوران دفاع مقدس کشتی‌هایی که حامل مایحتاج ما بود را در خلیج‌فارس غرق می‌کردند تا ما به مشکل بخوریم اما امروز شاهد این هستیم که کسی جرئت چنین اقدامی را در خلیج‌فارس ندارد.
وی افزود: امروز به‌واسطه اقتداری که داریم، دشمن جرئت مقابله با ایران را ندارد،‌ در دوران دفاع مقدس ما به سیم خاردار نیز محتاج بودیم، اما امروز به خودکفایی رسیده‌ایم.




کاخ سفید توافقنامه را سانسور و تحریف کرده است!

روزنامه واشنگتن‌پست آمریکا در سرمقاله روز پنج‌شنبه خود با انتقاد صریح از متن منتشر شده کاخ سفید از توافق ژنو نوشت: دولت اوباما بخش مربوط به پذیرش حق غنی‌سازی ایران و رفع کامل تحریم‌های این کشور در توافق نهایی را که در متن توافق به‌صراحت به آن اشاره شده، در متن دو هزار کلمه‌ای منتشره خود از این توافق سانسور کرده است. از نظر واشنگتن‌پست این بخش از توافق ژنو به روشنی و به‌طور آشکار حق غنی‌سازی ایران را در چشم‌انداز حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران از نظر قدرت‌های جهانی به رسمیت می‌شناسد و در مقابل، هیچ اشاره‌ای به تعطیل کردن تأسیسات اتمی زیرزمینی ایران که خواسته دیرین آمریکا و متحدانش بوده، در متن توافق ژنو دیده نمی‌شود. این روزنامه آمریکایی با انتقاد از سانسور و تحریف دولت اوباما درباره پذیرش حق غنی‌سازی، به این نکته تأکید کرده که در متن اصلی این توافق در تشریح گام نهایی حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران به صراحت قید شده: «در پیش گرفتن یک برنامه غنی‌سازی مورد توافق دو طرف با در نظر گرفتن معیار‌های منطبق بر نیازمندی‌های عملی و نیز اعمال محدودیت بر گستره و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی، ظرفیت آن، محل انجام آن و ذخایر اورانیوم غنی‌شده، برای مدت زمان مورد توافق.»
همچنین از نظر این روزنامه آمریکایی امتیاز نگران‌کننده دیگری که در متن اصلی توافق ژنو به صراحت قید شده اما دولت اوباما آن را در متن منتشر شده خود قید نکرده است، مسئله عادی‌سازی برنامه هسته‌ای ایران پس از توافق نهایی و رفع کلیه تحریم‌ها از این کشور است.
این روزنامه بخش انتهایی متن توافق ژنو را عیناً نقل کرده که نوشته است: «در پی اجرای موفقیت‌آمیز گام نهایی برای رسیدن به راه‌حل جامع در طول بازه زمانی مشخص شده برای آن، با برنامه هسته‌ای ایران نیز همانند برنامه‌های غیر تسلیحاتی هسته‌ای دیگر کشورهای عضو ان‌پی‌تی برخورد خواهد شد.» از نظر واشنگتن‌پست صراحت این متن جای هیچ‌گونه شک و تردیدی نمی‌گذارد که در توافق نهایی مسئله هسته‌ای ایران دیگر هیچ تحریمی علیه این کشور نخواهد بود و با ایران نیز مانند همه کشورهای عضو پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای رفتار خواهد شد.




خبرنگار صبح‌صادق به عنوان حامی سلامت معرفی شد

در حاشیه نشست خبری رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی، از «رحیم محمدی» خبرنگار هفته‌نامه صبح‌صادق به عنوان حامی سلامت در بسیج جامعه پزشکی تجلیل به عمل آمد.
به گزارش صبح‌صادق در این مراسم، دکتر «محمد رئیس‌زاده» رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی، مجموع خدماتی را که این سازمان سال گذشته به مردم ارائه کرد، بالغ بر ‏‏20 میلیارد تومان دانست که البته همه آنها را پزشکان به صورت رایگان در بیمارستان‌ها ارائه کردند‎.‎
وی با بیان اینکه در هفته بسیج 32 بیمارستان ثابت ‏خدماتی را به مردم ارائه کردند، افزود: همچنین 500 گروه بهداشتی و درمانی در هفته بسیج به مناطق محروم کشور و 14 گروه تخصصی درمانی نیز به خارج از کشور اعزام کردیم که حضور آنها از نظر فرهنگی تأثیرات ‏مثبتی داشته است‎.‎
دکتر رئیس‌زاده در ادامه با اظهار اینکه درباره اقدامات فرهنگی نیز عمده‌ترین رویکردمان، ارتقای ‏اخلاق در حوزه پزشکی و پرستاری است، بیان داشت: رویکرد دوم این سازمان، زنده نگه داشتن نام و یاد شهدای جامعه ‏پزشکی است که امسال کنگره سراسری در این باره برگزار خواهیم کرد.




حوزه‌های علمیه می‌توانند
بستر مغزافزاری بانکداری اسلامی باشند

مدیر عامل بانک مهر اقتصاد گفت: حوزه‌های علمیه سهم قابل‌توجهی در رابطه با مفاهیم بانکداری اسلامی دارند، اما در وضعیتی که حوزه‌های علمیه می‌توانند بستر مغزافزاری این قبیل موضوعات باشند، خروجی‌شان کمتر از حد مورد نیاز است.
به گزارش صبح صادق دکتر «محمدتقی نتاج» در آیین قرعه‌کشی مسابقه هفته بانکداری اسلامی با اشاره به این مطلب که در این رابطه، کمبود و خلأ‌هایی داریم، گفت: یکی از اقدامات ترویجی و آگاه‌سازانه‌ای که در رابطه با بانکداری اسلامی مورد توجه قرار دادیم، این است که بدون توجه به منابع مادی به سمت آگاه‌سازی رفتیم تا جامعه از ما مطالبه‌گری داشته باشد. چون احساس می‌کنیم در این حوزه، خلأ‌هایی وجود دارد، از این رو همین که بتوانیم در محیط زندگی برداشت سنتی بانکداری اسلامی را که مردم معادل قرض‌الحسنه می‌دانند، اصلاح کنیم، گام بلندی برداشته‌ایم.


خط خبر

هر دانش‌آموز یک میلیون و دویست‌هزار تومان هزینه دارد
وزیر آموزش‌وپرورش با بیان اینکه به‌طور متوسط برای هر دانش‌آموز یک میلیون و دویست‌هزار تومان هزینه می‌کنیم افزود: این اعتبار به‌جز هزینه‌های سرمایه‌ای است و مدیر با اعتباری که به تعداد هر دانش‌آموز به وی داده می‌شود، تمام هزینه‌های مدرسه را پرداخت می‌کند. در حقیقت مسئولیت‌پذیری معلم افزایش می‌یابد و مدیریت بهتر صورت می‌گیرد. در گذشته آموزش و پرورش 19میلیون دانش‌آموز داشت که اکنون به 12میلیون نفر رسیده است و امکانات نیز یک‌ونیم برابر شده است و این نشان می‌دهد که راهبرد امروز آموزش و پرورش کشور،‌ ارتقای کیفیت است.
رابطه خانوادگی پشت رابطه سیاسی است!
رادیو رژیم صهیونیستی کوشید با معرفی چند ایرانی‌الاصل یا زاده شده در ایران آمریکا و انگلیس، توافق ژنو را به روابط فامیلی نسبت دهد. از جمله با اشاره به داماد ایرانی‌الاصل جان کری نوشت: «...بدین ترتیب ارزیابی می‌شود که جان کری با رفت‌وآمد با خانواده محترم دکترها «والاناهید» با فرهنگ ایرانی و خوراک و شاید ادبیات فارسی و البته با تعارفات دلپذیر ایرانی نیز آشنایی خوبی یافته باشد.» رادیو رژیم صهیونیستی توافق ژنو را بی‌ارتباط با این افراد نمی‌داند! بنا به گفته این رادیو، سفیر بریتانیا در واشنگتن نیز یک همسر ایرانی دارد. سفیر حکومت سلطنتی ملکه الیزابت در آمریکا، پیتر وست ماکوت است که همسر ایرانی او سوزان نمازی از خانواده مشهور و ثروتمند نمازی‌های اهل استان فارس ایران است. وی در مقاله‌ای خواهان آن شده بود که از تشدید تحریم‌ها علیه ایران خودداری شود و همیشه برای کاربرد دیپلماسی تلاش زیادی کرده است. این رادیو دلایل شکست خود را به این‌گونه مسائل حاشیه‌ای گره زده است تا شاید بتواند قدرت جهانی ایران را به یک یا چند رابطه خانوادگی در آمریکا و انگلیس ربط دهد!
تأیید و تذکر رهبری در طول مذاکرات
حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر ناطق‌نوری با تأیید مذاکرات و توافقنامه ژنو گفت: تمام مذاکراتی که در سطوح عالی انجام می‌شود از ابتدا تا انتها و در همه سطح‌ها باید به عرض مقام معظم رهبری برسد و تأیید بکنند و اذن بدهند، آنگاه می‌روند و مذاکره می‌کنند. هیچ مذاکره‌ای بدون اذن ایشان رخ نمی‌دهد. هر جا بدون اذن بوده، ایشان تذکر داده‌اند مثل برخی از کارهای سفر به نیویورک که ضمن تقدیر و تشکر از دولت محترم، برخی کارها را بجا ندانسته‌اند و تذکر داده‌اند. همان‌گونه که ناطق اشاره کرده است باوجود نظارت کلی مقام معظم رهبری ممکن است برخی مواقع مذاکره‌کنندگان اقدامات نابجایی انجام بدهند که رهبری تذکر داده‌اند.
تغییر موضع قطر در روابط با حزب‌الله
روزنامه الاخبار فاش کرد که امیر قطر فرستاده خود را برای دیدار با دبیرکل حزب‌الله و گفت‌وگو با وی درباره احیای روابط قطر ـ حزب‌الله و درخواست از وی برای تلاش به منظور بهبود روابط دوحه ـ دمشق به بیروت اعزام کرده است. به گفته ناظران، حملات قطر و شبکه تلویزیونی الجزیره علیه نظام بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه کاهش یافته و رویه مصالحه‌آمیزتری را نسبت به دمشق در پیش گرفته است. الاخبار افزود: در این دیدار از قطر خواسته شد اقدام‌های عملی به‌منظور نشان دادن تغییر موضع در قبال حزب‌الله، سوریه و ایران انجام دهد زیرا حضور قوی قطر در محافل بین‌المللی در دوران روابط خوبش با محور مقاومت بروز یافت. دوحه در تلاش برای ایجاد محوری با مشارکت ترکیه، ایران، عراق، حزب‌الله و جنبش حماس است و احساس می‌کند که باید روابط گذشته‌اش با دمشق را احیا کند تا این محور به شکل قدرتمندتری وارد مقابله با حضور و نفوذ سعودی شود. البته بچه‌های هوشیار حزب‌الله مواظب قطری‌ها باشند تا مکان مسئولان حزب‌الله را به صهیونیست‌ها ندهد!
مبنای قدرت در دنیا تغییر یافته است
وزیر امور خارجه کشورمان در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: باور ما این است که مبنای قدرت در دنیا تغییر یافته است و دیگر قدرت نظامی و اقتصادی نمی‌تواند آخرین حرف باشد. ظریف خاطرنشان کرد: قدرت معنوی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز برگرفته از حمایت‌ها و مقاومت‌های مردمی است و در گفتمان جمهوری اسلامی ایران قدرت معنوی حرف نخست را می‌زند. ظریف افزود: راهبرد ما این است که نباید اجازه بدهیم ایران به‌عنوان یک تهدید برای منطقه مطرح شود. وی در عین حال بر رعایت دقیق خطوط کلی ترسیم شده از سوی مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: به ملت عزیز ایران اطمینان می‌دهم همه این خطوط ترسیم شده، مد نظر تیم مذاکره‌کننده بوده و خواهد بود. ما هرچه داریم از انقلاب است و آماده‌ایم همه داشته‌های خود را برای آن هزینه کنیم.
حربه‌های عکاسان جنگی آمریکا

در آخرین نسخه دکترین تهیه شده برای تیم‌های دوربین‌های نظامی (COMCAM) آمده است که عکاسان نقش مهمی در پیروزی در جنگ‌ها دارند. آنها می‌توانند «به‌طور بالقوه به اهداف سطوح عملیاتی، ملی و راهبرد‌های صحنه جنگ دست یابند به‌گونه‌ای که به کاهش ملزومات جنگی در بسیاری از شرایط منجر می‌شود.» هنگامی که شورشیان محلی از عکس‌های زخمی‌های غیر نظامی به منظور ترویج خصومت و عداوت علیه نیروهای آمریکایی استفاده کردند، به عکاسان پنتاگون دستور داده شد تا عکس‌هایی را از افغان‌های مجروح که توسط آمریکاییان در حال مداوا بودند بگیرند.
پیام انتشار تصاویر زنان ایرانی در غرب
رسانه‌های غربی پروژه‌ای را با عنوان «مدلینگ» کلید زده‌اند که بر اساس آن، خبرنگاران و عکاسان اروپایی و آمریکایی برخی دختران ایرانی را در ازای مبالغی، به ارائه نمایش‌های مدلینگ در برابر دوربین‌های آنان تشویق می‌کنند. در هفته‌های اخیر چند خبرنگار آمریکایی با انتشار عکس‌های خود از سفر به ایران و انتشار تصاویری از زندگی خصوصی برخی زنان و دختران ایرانی، درصدد القای این پیام بودند که سبک جدیدی از زندگی غربی در نسل جوان ایران کلید خورده است.
حمله به ننه‌علی در جلسه‌ای با حضور خاتمی!

جلسه عزاداری گروهی از اصلاح‌طلبان به محفل اهانت به شعائر و نمادهای مذهبی و انقلابی تبدیل شد. در این جلسه که با حضور محمد خاتمی برگزار شد، یکی از سخنرانان گفت: «ما خوب و بد را با هم قاطی کرده‌ایم و گاهی اوقات احتمال دارد که برای یک امام حسین بدلی گریه کنیم.» وی ادامه داد: مثلاً مادر شهیدی که فرزندش را در راه خدا داده و از این موضوع ناراضی است! ممکن است این فرد دچار مالیخولیا باشد؛ مانند مستندی که از «ننه‌علی» در تلویزیون به‌عنوان یک قهرمان پخش شد که وی دکه‌ای در بهشت زهرا برای خود ساخته بود و خدا را در زیر بار منت خود غرق کرده بود و همسر و زندگی خود را در تنگنا قرار داده بود... مدیران فرهنگی ما باید بدانند که ننه‌علی قهرمان نیست، بلکه یک بیمار دردمند محترم است. در این مراسم همچنین به مراسم شیرخوارگان حسینی نیز حمله شد!
مذاکره کنیم ولی بعد انگشتان‌مان را بشماریم!
آیت‌الله جوادی آملی گفت: آمریکایی‌ها خیال نکنند اگر ما با آنها مذاکره کردیم و دست دادیم، یعنی اینکه به آنها اعتماد داریم؛ بلکه این از ادب، درایت و عقلانیت ما است که انسان مذاکره کند؛ دست بدهد و بعد انگشتانش را بشمرد. وی در ادامه به روایتی از حضرت علی(ع) اشاره کرد و عنوان داشت: ایشان می‌فرمایند اگر کسی حق دیگری را به رسمیت بشناسد و آن دیگری حق او را به رسمیت نشناسد، این بردگی است و دین با بردگی موافق نیست. جوادی آملی افزود: ما در طول هشت سال دفاع مقدس به جهان ثابت کردیم که هیچ ترسی از دنیا نداریم، اما رعایت ادب یک وظیفه بین‌المللی و از دستورات رسمی دین مبین اسلام است لذا ما با دنیا با رعایت ادب و در عین حال عاقلانه و عالمانه تعامل می‌کنیم. این مفسر قرآن کریم تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای را به هوشیاری در برابر دشمن توصیه و تصریح کرد: در جریان مذاکرات هسته‌ای همواره با مسئولان دلسوز نظام به‌ویژه رهبر معظم انقلاب مشورت کنید و همواره یک گروه از دانشمندان و متخصصان هسته‌ای را در کنار تیم مذاکره‌کننده داشته باشید.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

بی‌انصافی در انعکاس یک گزارش
حسین عبداللهی فر

تیتر‌های اول، تصاویر بزرگ و یادداشت‌های مهم روزنامه‌های کشورمان در دو روز پایانی هفته به موضوع گزارش صد روزه دولت یازدهم اختصاص داشت، اما هر یک از نگاه خود، بخش‌هایی از آن را برجسته کرده و بر بخش‌هایی تأکید و یا از بخش‌هایی انتقاد کردند. آنچه در پی می‌آید به نحوه انعکاس گزارش رئیس‌جمهور از عملکرد 100 روزه دولت یازدهم اختصاص دارد.
«آفتاب یزد» با تغییر صفحه اول خود در چاپ دوم تقریباً همه نیم‌تای اول خود را به این موضوع اختصاص داد و با قرار دادن عبارت «طوفان روحانی» روی تصویر بسیار بزرگی از چهره وی، این گزارش را «افشاگری‌های رئیس‌جمهور» خواند.
این روزنامه همچنین در سرمقاله خود با اشاره به دلایل زیادی که ارزیابی دولت در 100 روز اخیر را غیر ممکن ساخته، می‌نویسد: «هرگونه ارزیابی در رابطه با کارنامه دولت در این 100 روز باید با در نظر گرفتن حل پرونده هسته‌ای، صورت پذیرد. اما در رابطه با کارنامه دولت در زمینه توسعه سیاسی در این صد روز باید متذکر شد که هنوز مشکلات مطبوعات به قوت خود باقی است. ممیزی مطالب وجود دارد و چاپ کتاب با مشکل همراه است. هر چند که اخبار بسیار امیدوارکننده‌ای از وزارت ارشاد به گوش می‌رسد و منتظریم تا این اظهارات از قوه به فعل تبدیل شود.»
روزنامه «ایران» نیز، هم تیتر و هم تصویر اول خود را به این گزارش دولت اختصاص داد و با حروف درشتی «رونمایی از 8 سال نابسامانی و 100 روز تدبیر» را درج کرد.
«آرمان» در تیتر اول و سرمقاله خود این گزارش را «گزارش صادقانه» نامید و در تیتر دیگری از قول یک عنصر اصلاح‌طلب نوشت: «دولت نباید به مخالفت کردن‌ها وقعی بنهد.»
«اعتماد» از جمله روزنامه‌هایی است که به دلیل این گزارش ترکیب چاپ اول صفحه نخست خود را تغییر داد و در چاپ دوم در تیتر و تصویر اول خود به این موضوع پرداخت و گزارش رئیس‌جمهور را با حروف بسیار درشتی تحت عنوان «کیفر خواست یک حقوقدان» درج کرد.
این روزنامه همچنین از ساخته شدن کلیپ مخصوص صد روزگی دولت روحانی با عنوان « نوسفر» خبر داد که توسط کارگردان فیلم انتخاباتی وی تهیه شده است.
«روزنامه شرق» هم ترکیب صفحه اول خود را تغییر داد و با قرار دادن تصویر روحانی به جای هاشمی، ذیل آن نوشت: «رئیس‌جمهور عملکرد احمدی‌نژاد را نقد کرد.»
روز پایانی هفته هم تیتر‌ها و تصاویر اغلب روزنامه‌ها به گزارش دولت اختصاص داشت.
«آرمان» جمله «این است تفاوت اعتدال با افراط و شعار» را روی تصویر بزرگی از روحانی قرار داد و با اختصاص چندین یادداشت خود، در یکی از آنها به قلم علیرضا زاکانی نوشت: «گزارش آقای روحانی بی‌انصافی به گذشتگان بود!»
روزنامه «جوان» هم به نقل از نمایندگان مجلس گزارش رئیس‌جمهور را سیاه‌نمایی توصیف کرد و در تیتر اول روز آخر هفته خود نوشت: «گزارش صد روزه روحانی نسبتی با وعده‌ها و شعارها نداشت.»
«وطن امروز» هم در این روز نوشت: «گزارش 100 روزه دولت در میان گپ دوستانه مجریان سیما گم شد.»
کیهان انتقادات خود از این گزارش را به تیتر اول روز آخر هفته کشاند و ذیل تیتر درشت «دولت در زنگ حساب انشا خواند»ُ نوشت: «در حالی که انتظار می‌رفت رئیس‌جمهور به وعده قبلی خود درباره گشایش‌های اقتصادی کوتاه‌مدت و 100 روزه جامه عمل بپوشاند مردم با تعجب و ناباوری شاهد سیاه‌نمایی یک سویه درباره عملکرد دولت‌های نهم و دهم بودند.»
«رسالت» با همین نگاه گزارش رئیس‌جمهور را در سرمقاله روز آخر هفته خود مورد انتقاد قرار داد و نوشت: «سه تن از مجریان صداوسیما در این گزارش، رئیس‌جمهور را یاری کردند. متأسفانه برخلاف اصول حرفه‌ای خبرنگاری گزارش یکصد روزه را تبدیل به یک گفت‌وگوی خودمانی کردند و آن را از مرتبت «دیالوگ» به «مونولوگ» فرو کاهیدند.»
این روزنامه نگاه برخی از روزنامه‌ها به گزارش دولت را افراطی و به دور از انصاف و عدالت خواند و در بیان دلایل خود نوشت: «بدون شک یکی از توفیقات دولت در یکصد روز تصدی مسئولیت به‌ویژه در دقیقه 90 این ایام پیروزی دیپلماتیک و گفت‌وگوهای ژنو بود که منجر به یک توافقنامه شد. این توافقنامه قرار است تحریم‌های جدید را متوقف کند و تحریم‌های قدیم را به‌تدریج کاهش دهد و حق غنی‌سازی و برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را پاس بدارد. این پیروزی چگونه به دست آمد؟ نماینده دولت در حالی سر میز مذاکرات ژنو نشسته بود که ایران در دولت نهم و دهم چرخه سوخت را کامل کرد و دیپلمات‌های ما با غنی‌سازی 3/5 درصد، 5 درصد و نیز 20 درصد بر سر میز مذاکرات نشستند. آقای ظریف در این قمار دیپلماتیک جیبش پر بود و با 19 هزار سانتریفیوژ با شش قدرت جهانی سخن گفت، مردم می‌دانند این توانایی در صد روز اخیر پیدا نشده و محصول هشت سال تلاش دولت گذشته بود؛ آن هم با دادن شهدای هسته‌ای!»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

چرایی یک رفتار
مسئله هسته‌اي ايران و مذاکرات ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 همچنان از ارکان تحولات جهاني است. در اين ميان همچنان يک اصل مطرح است و آن، رويکردهاي شخص اوباما به بيان ادعاي کاهش تنش‌ها با ايران است. اين رويه چنان بوده که کاخ سفيد ادعاي اعمال قدرت بر کنگره براي به تعويق انداختن مذاکرات را مطرح کرده است. حال اين سوال مطرح است که چرا اوباما چنين تلاشي را صورت مي‌دهد و چه اهدافي را در وراي آن پيگيري مي‌کند؟
هر چند که در باب رويکرد اوباما به تعامل ظاهري با ايران اهداف و دلايل گوناگون مطرح است، اما آنچه در ذيل به آن پرداخته مي‌شود، برگرفته از نگاه بلندمدت اوباما به اين مسئله است که بيشتر ناشی از تمايلات شخصی وي است. در اين چارچوب دو اصل مطرح است:
الف) نگاه فردي اوباما: هرچند که اوباما در چارچوب راهبردی از پيش تدوين شده آمريکا حرکت مي‌کند، اما برخي علایق شخصي را نيز می‌توان در رفتار وي مشاهده کرد. وي همواره تلاش کرده تا خود را معادل رؤساي جمهور بزرگ آمريکا نظير جرج‌ واشنگتن و روزولت و آيزنهاور معرفي کند. بر اين اساس نيز طرح‌هايي را مطرح کرده که معمولاً در دوره رؤساي جمهور سابق آمريکا اجرايي نشده‌اند. در طول پنج سال گذشته اوباما بر مواردی همچون تشديد توافقنامه استارت با روسيه که در دوران بوش معلق مانده بود، اجراي روند به اصطلاح صلح خاورميانه با محوريت حل نزاع عربي و صهيونيستي، پايان دادن بر دوران جنگ آمريکا با تروريسم و... تأکيد داشته است.
نکته مهم در اين حوزه‌ها، تأکيد وي بر انجام سياست‌ها و طرح‌هايي در قبال ايران است که تاکنون ساير روساي جمهور آمريکا انجام نداده‌اند. نمود عيني اين امر، تماس تلفني وي با دکتر حسن روحاني رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در حاشيه نشست سازمان ملل متحد است. بسياري از محافل رسانه‌اي و سياسي جهان اعلام کردند اوباما با اين اقدام به دنبال جاودانه کردن نام خود به عنوان اولين رئيس‌جمهور آمريکاست که با ارشدترين مقام ايراني تماس تلفني برقرار کرده است. با توجه به سوابق اوباما مي‌توان گفت که بخشي از اهداف اوباما از رويکرد تعاملي با ايران در روند مذاکرات هسته‌اي، معرفي خود به عنوان حلال مسئله هسته‌اي ايران و به نوعي جاودانه ساختن نامش به‌عنوان ترميم‌کننده شکاف‌ها ميان تهران ـ واشنگتن است. البته اين به معناي دوري اوباما از راهبرد آمريکا يعني تقابل با ايران نیست، بلکه وي ضمن اجراي سياست کلان آمريکا، به دنبال اجراي سناريوي رسيدن به اهداف شخصی در قبال ايران نیز است. اقدامي که در دهه 1970 مقامات کاخ سفيد در قبال چين صورت دادند و با راهبرد «پينگ‌پونگ» نام خود را در تاريخ به عنوان تعديل‌کننده مناقشات چين و آمريکا ثبت کردند.
ب) نگاه حزبي اوباما: آبان سال آينده انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره آمريکا برگزار مي‌شود. انتخاباتي که ضمن چینش ترکيب جديد کنگره زمينه‌ساز انتخابات بزرگ آمريکا در سال 2016 است. حزب دموکرات به رياست‌جمهوري اوباما در حالي قدرت را در دست دارد که ناکامي‌هاي آنها در حوزه داخلي و خارجي پيروزي آنها در انتخابات را در ابهام قرار داده است؛ به‌ويژه اينکه جمهوريخواهان از ابزارهاي متعددي براي کسب قدرت برخوردار هستند.
اکنون اوباما به يک مولفه برتر براي انتخابات نياز دارد. به نتيجه رساندن تحولات سوريه و روند صلح خاورميانه و از آن مهم‌تر، حل مسئله هسته‌اي ايران مي‌تواند برگ برنده اوباما در انتخابات ميان‌دوره‌اي باشد. 75 درصد مردم آمريکا بر لزوم تعامل با ايران تأکيد دارند، لذا اگر اوباما بتواند هر چند در ظاهر، گامي در اين جهت بردارد مي‌تواند پيروزي دموکرات‌ها در انتخابات را تضمين کند. بر اين اساس، مي‌توان گفت که رويکرد به ظاهر تعاملي اوباما به ايران نه به دليل تغيير راهبرد آمريکا از خصومت به تعامل، بلکه برگرفته از طرح آنها براي بلندمدت از جمله کسب آرای مردمي در انتخابات ميان‌دوره‌اي است. اصلي که سران کاخ سفيد، آن را در ظاهر پنهان مي‌سازند اما حقيقت امر تحرکات آنها براي بهره‌گيري از برگه ايران در انتخابات و حتي اجراي خواسته‌هاي شخص اوباما است در حالي که در وراي آن اصل اساسي يعني تقابل آمريکا با ايران را اجرا می‌کنند و حاضر به تعديل آن رفتارها نیستند.


پرونده

زمان اجرایی شدن توافق هسته‌ای
نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اعلام کرد که انتظار دارد توافقنامه بین ایران و شش قدرت جهانی از اواخر دسامبر و اوایل ژانویه (واسط دی) اجرا شود. براساس توافقنامه ۲۴ نوامبر (۳ آذر)، ایران برخی بخش‌های برنامه هسته‌ای خود را در ازای کاهش تحریم‌ها محدود کرد. رضا نجفی، در پاسخ به پرسشی درباره اینکه انتظار دارد چه زمانی توافقنامه شش ماهه حالت اجرایی به خود بگیرد، اعلام کرد: «ما انتظار داریم که پایان دسامبر و یا آغاز ژانویه تمهیدات مورد توافق دو طرف حالت اجرایی بگیرد.»
استقبال از توافق هسته‌اي ژنو در نشست فصلي شوراي حکام

در نشست فصلی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، کشورهای مختلف جهان از توافق هسته‌ای بین جمهوری اسلامی ایران و گروه ۵+۱ استقبال کردند. به گزارش واحد مرکزی خبر از وین، یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس نیز با استقبال از این توافق اعلام کرد: ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به همکاری‌ها و گفت‌وگوهای خود برای حل مسائل باقی‌مانده ادامه می‌دهند. «رمضی عزالدین رمضی»، رئیس اتحادیه عرب در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت: توافق جمهوری اسلامی ایران و کشورهای ۵+۱ سبب خوشحالی است. کشورهای شرکت‌کننده در این توافق باید اهمیت و ضرورت اجرای آن را مدنظر داشته باشند. همچنین جنبش غیر متعهد‌ها ضمن حمایت از فعالیت‌های صلح‌آ‌میز هسته‌ای ایران، از تداوم همکاری‌های تهران با آژانس استقبال کرد. گروه ۵+۱ نیز از بیانیه مشترک ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درخصوص توافق ژنو حمایت کرد.
مذاکرات هسته‌ای ایران کابوسی برای نتانیاهو

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در مراسم جشن «حنوکا» که جشن روشنایی یهودیان است نتوانست برنامه هسته‌ای ایران را فراموش کند. نتانیاهو گفت: «ما آمده‌ایم تا تاریکی را به بیرون برانیم و بزرگ‌ترین تاریکی که جهان امروز را تهدید می‌کند، تهدید ایران هسته‌ای است. ما متعهدیم هر کاری که می‌توانیم برای جلوگیری از این تاریکی انجام دهیم.» وی افزود: «اگر بشود ما این کار را به صورت دیپلماتیک انجام می‌دهیم، اگر نه، به عنوان چراغی برای کشورهای دیگر عمل می‌کنیم.» وی هم در محافل داخلی سرزمین‌های اشغالی و هم در محافل بین‌المللی به دلیل اتخاذ مواضع تند مورد انتقاد قرار گرفته است. منتقدان می‌گویند اظهارات افراطی نخست‌وزیر این رژیم به تقویت موضع ایران کمک کرده است.
بازار داغ قطعات هواپیماهای قدیمی در پی توافق هسته‌ای ایران
خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از منابع هواپیمایی نوشت: هواپیماهای ایرانی با وجود تحریم‌های غربی و چالش تأمین قطعات، از طریق قطعات تهیه شده از بازار غیررسمی، قطعات پیاده شده از هواپیماهای اسقاط شده یا قطعات تولید داخل همچنان به پرواز ادامه می‌دهند. به گزارش خبرگزاری ایسنا اکنون پس از توافق تاریخی میان ایران و کشورهای غربی در ژنو که باوجود آن بخشی از تحریم‌ها لغو می‌شود، ایران می‌تواند به خرید محدود قطعات و تعمیر هواپیماهایش بپردازد. به اعتقاد تحلیلگران، ایران اعلام کرده که کاهش تحریم‌ها ممکن است زمینه را برای خرید هواپیما در آینده در صورت احیای کامل روابط اقتصادی مهیا کند و البته این به نتایج مذاکرات دیپلماتیک در ماه‌های آتی بستگی دارد.


مرورى بر يك رخداد
هادی محمدی

ضرورت ایمن‌سازی در مذاکرات جامع با غرب
با اینکه نقدهایی در محتوای توافق گام اول با غرب در ژنو وجود دارد و آسیب‌های حقوقی، فنی و راهبردی در آن به چشم می‌خورد و باید در مذاکرات بعدی برای دستیابی به توافق جامع مدنظر قرارگیرند، بدبینی ابتدایی این است که کارشکنی‌های اجرایی در توافق‌ گام اول نیز از سوی آمریکا و برخی بازیگران تخریب‌گر صورت گیرد. تفسیرهای متفاوت و غیرواقعی از توافق و تهی کردن مفاهیم مرتبط با حقوق هسته‌ای غیرقابل مذاکره ایران در این توافق و تشدید تدابیر محدودیت‌ساز در تعهدات غرب در قبال ایران، از یکسو بیانگر زمینه‌های این بدبینی است که اجرای گام اول توافقات نیز دچار فراز و نشیب‌ و رفتار رندانه آمریکا و غرب شود و از سوی دیگر این ادبیات زیاده‌خواهانه و یک‌طرفه به دشوارتر کردن مسیر مذاکرات بعدی و توافق جامع معطوف باشد.
به همین دلیل، آنچه از سوی گروه مذاکره هسته‌ای به‌عنوان یک مقدمه الزامی و اضطراری باید مورد توجه باشد این است که با احصای صادقانه تمامی نقدها و آسیب‌های احتمالی گام اول توافق، برنامه و سناریوهای مذاکراتی خود را با لحاظ کردن این نکات و آسیب‌ها تنظیم کند. با همه تلاش ارزشمندی که گروه مذاکراتی به‌عمل آورده است، اصل برابری و هم‌وزنی اقدامات در گام اول محقق نشده و با اینکه یک عمر شش ماهه برای جدول اقدامات دو طرفه در نظر است، ولی به دلیل اینکه احتمال تحقق یک توافق جامع با تردید روبه‌رو است و سناریوی تکرار این توافق برای یک‌دوره شش ماهه دیگر از سوی غربی‌ها دنبال خواهد شد، عملاً با توقف بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای که مهم‌ترین اوراق ایران و اصلی‌ترین محورهای به اصطلاح نگرانی غرب را تشکیل می‌دهند، برنده واقعی آمریکا و غرب خواهند بود و ایران تنها با ارتزاق بخشی از اموال بلوکه شده خود در قبال توقف بخش اصلی برنامه هسته‌ای روبه‌رو خواهد بود.
نکته دوم این است که یک توافق جامع از یک‌سو باید با صراحت به حق برنامه غنی‌سازی کامل و غیرمحدود ایران در متن توافق اذعان کند و از سوی دیگر به لغو کامل تحریم‌های شورای امنیت، چندجانبه و یک‌جانبه منتهی شود. این شائبه وجود دارد که مفهوم گام اول از یک «تعهد با مابه‌ازای مالی» فراتر نرفته و به نام اعتمادسازی، امتیازی نصیب ایران نشود و در عمل آنچه در توافق نهایی تنظیم می‌شود، با اجرای تعهدات بزرگ‌تر و گسترده‌تر ایران برای اعتمادسازی باشد و طرف غربی با سوزاندن اوراق مذاکراتی ایران و ‌خالی کردن دست ایران از اجرای تعهداتش شانه خال کند. یعنی عدم برابری گام‌ها و همزمان نشدن اقدامات به یک توافق بد منجر شود. در ده‌سال گذشته حداقل دوبار با عدم التزام آمریکا در توافق با ایران روبه‌رو بوده‌ایم و هیچ تضمینی برای عدم تکرار آن وجود ندارد مگر اینکه سازوکارهای توافق جامع به این زاویه از ماهیت مذاکرات توجه داشته باشد.
نکته سوم این است که موضوعات توافق جامع نباید برای ایران یک سیکل بسته از تعهدات جدید و قدیم تولید کرده و عملاً همه حقوق و امتیازات به پایان این سیکل بسته موکول شود. اگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ناظر و داور 1+5 برای راستی‌آزمایی باشد که عملاً در دست غرب می‌باشد، هیچ تضمین و سازوکار قابل اعتمادی وجود ندارد تا این سیستم یک‌طرفه، منصفانه عمل کند و وسوسه‌های غربی برای کشاندن برنامه هسته‌ای ایران به دیگر حوزه‌های مولفه‌های قدرت ملی و بازرسی‌های اعلام نشده، پایان داشته باشد و باز هم بدهکار نباشیم. در بهترین شرایط و با توجه به شناختی که از غرب در تعامل با ایران و حتی دیگر کشورها داریم، سناریوی آنها به دنبال توقف برنامه هسته‌ای ایران و مشکوک‌ نشان دادن آن است و تمایلی برای پایان دادن به این مناقشه از سوی غرب وجود ندارد، مگر اینکه از تلاش‌ها و اقدامات خود مأیوس شوند.
نکته پایانی اینکه لازم است دولت دکتر روحانی به موازات دیپلماسی مذاکره با 1+5 به دیگر مولفه‌های قدرت ملی و منطقه‌ای توجه واقعی کرده و از آن بهره‌مند شود و برای پاسخگویی به مشکلات اقتصادی، به راه‌های فراوان به جز نتایج دیپلماسی مذاکره با غرب نیز بیندیشد.


اقتصادى
سعید مهدوی

گزارشی از عملکرد تهی
گزارش عملکرد 100 روزه دولت یازدهم مهم‌ترین رویداد اقتصادی هفته گذشته بود. شالوده و محور اصلی این گزارش که از سوی رئیس‌جمهور از طریق تلویزیون و رادیو به طور مستقیم پخش شد حول مسائل و موضوعات اقتصادی کشور بود و مردم هم بیش از همه منتظر شنیدن همین بخش از گزارش 100 روزه بودند. همانگونه که انتظار میرفت این گزارش از عملکرد در حوزه اقتصادی تهی و فقیر بود و به‌جای آن به ارائه آمار و عملکرد دولت‌های قبلی خصوصاً به سیاه‌نمایی از دولت نهم و دهم پرداخته شد که انتقادات زیادی را هم به همراه داشت.
۱ـ اولین نقدی که به این گزارش وارد است این نکته است که مگر آقای روحانی تا پیش از قبول مسئولیت از این آمار و ارقام (که کارشناسان به صحت و سقم برخی از آنها معترضند) و وضعیت آن روزهای کشور با خبر نبودند که شعارهای انتخاباتی و برنامه‌های اقتصادی خود را با همکاری مشاوران مطرح کردند؟ اگر پاسخ خیر است که کوتاهی و کم‌کاری از ایشان و گروه همراه وی بوده است که نتوانسته‌اند وضعیت موجود اقتصاد را درک کنند و اگر پاسخ به این پرسش مثبت است چرا وعده‌ها و برنامه‌های اعلام شده ( بهبود وضعیت معیشتی در 100 روز ابتدایی) به سامان نرسید و عملکردی از آنها در این گزارش ذکر نشد و تنها به مشکلات گذشته پرداخته شد که به آن علم داشتند!
۲ـ هیئت دولت و رئیس‌جمهور محترم از ابتدای شروع به کار دولت و در این گزارش به تکرار از وضعیت نامطلوب اقتصاد کشور به صراحت و بدون پرده سخن گفته‌اند که از جمله آنها می‌توان به «خزانه خالی دولت»، «اثربخشی تحریم‌ها»، «بدهی‌های زیاد دولت قبلی» و «مشکلات عدیده دولت قبلی» اشاره کرد که همگی، این موضوع را به ذهن مردم القا می‌کنند که در زمینه اقتصادی، حالا حالاها نباید از این دولت انتظار بهبود و پیشرفت داشت و همین که بتواند این وضعیت را کنترل کند و چاله‌های قبلی را پر کند، کفایت می‌کند!
۳ـ اگر دولت نابسامانی‌های کنونی در حوزه اقتصاد را ناشی از عملکرد دولت گذشته می‌داند، چرا افتخارات و موفقیت‌های ورزشی را در کارنامه خود درج کرده است و آنها را ناشی از عملکرد دولت فعلی می‌داند؟!
۴ـ حال که به قول حامیان دولت، قفل اقتصاد با کلید دیپلماسی باز شده است، چه لزومی دارد این گونه اوضاع اقتصادی کشور را ناامن و غیر قابل اتکا جلوه دهیم که سرمایه‌گذاران خارجی از انتقال سرمایه خود به داخل کشور مأیوس شوند و اقتصاد کشور از موهبت جذب سرمایه خارجی محروم شود.
۵ـ جای خالی راهکارهای عملیاتی از سوی دولت برای فائق آمدن بر این مشکلات اقتصادی که گفته شد در گزارش به وضوح دیده می‌شد که در این یکصد روز، حتی برنامه‌ها و طرح‌های میان‌مدت و کوتاه‌مدت اقتصادی هم بیان نشد.
بر این اساس روا نیست که دولت محترم این چنین وضعیت اقتصادی کشور را عریان و بی‌پرده به تصویر بکشد و زحمات دولت‌های قبلی را (هرچند که اشتباهات و نقص‌هایی هم داشته‌اند) از اذهان پاک کند و برخی موفقیت‌های آنان را این‌چنین نادیده بگیرد و جانب انصاف را رها کند.


نداى قدس

بدهی 10 میلیارد دلاری خانواده‌های صهیونیست
میزان بدهی خانواده‌های صهیونیست معادل 30درصد تولید ملی این رژیم پنج برابر بودجه ارتش و هشت برابر بودجه وزارت آموزش‌وپرورش آن است. به گزارش پایگاه خبری عرب 48، بدهی‌های خانواده‌های صهیونیست در چهار سال گذشته به ۳۰ درصد رسید و این در حالی است که میزان این بدیهی‌ها تا پایان ماه اکتبر گذشته بیش از 10 میلیارد دلار افزایش یافت. این خانواده‌ها حدود 9 میلیارد دلار را از بانک‌های مختلف قرض گرفته‌اند.
افزایش 130 درصدی شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی

دایره مرکزی آمار رژیم صهیونیستی با انتشار گزارشی اعلام کرد که شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی و کرانه باختری نسبت به سال گذشته افزایشی 130 درصدی داشته است. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، در این گزارش آماری آمده که رژیم صهیونیستی از ابتدای سال جاری 32 هزار واحد مسکونی جدید در اراضی اشغالی ساخته که 7 درصد از مجموع این واحدها در شهرک‌های صهیونیست‌نشین و قدس اشغالی احداث شده است. در همین راستا، «اوری آرئیل» وزیر مسکن رژیم صهیونیستی نیز از تشدید روند شهرک‌سازی در اراضی اشغالی خبر داد.
سال2014 «سال همکاری با ملت فلسطین»

به گزارش خبرگزاری فلسطینی معأ، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با موافقت اکثریت اعضای این مجمع، سال 2014 را سال همکاری با ملت فلسطین اعلام کرد. مجمع عمومی اعلام کرد که این همکاری به‌صورت انجام برخی فعالیت‌ها در مورد مسائل مربوط به فلسطین با همکاری موسسه‌های وابسته به سازمان ملل و موسسات حقوق مدنی خواهد بود. در ادامه گزارش آمده است که 110کشور با این تصمیم موافقت کرده‌اند. این در حالی است که هفت کشور مخالف و 56 کشور ممتنع بودند. «بان‌کی‌مون» دبیر کل سازمان ملل متحد نیز در پیامی که برای مجمع عمومی سازمان ملل متحد فرستاد، گفت که فرصت به‌وجود آمده برای حل مشکل فلسطینی‌ها را از دست ندهید. «جان ایش» دبیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد در این‌باره گفت برای حل مشکل فلسطینی‌ها و ایجاد صلح بین فلسطین و اسرائیل تمام تلاش خود را خواهیم کرد.
کمک 24 میلیون دلاری به تشکیلات خودگردان

مقامات تشکیلات خودگردان یک کمک 24 میلیون دلاری از یک صندوق بین‌المللی وابسته به بانک جهانی دریافت کردند که قرار است از این مبلغ برای رفع نیازهای مردم کرانه باختری در زمینه خدمات آموزشی، بهداشتی، اجتماعی و بهبود شرایط بودجه عمومی خود استفاده کنند. تشکیلات خودگردان از زمان تأسیس این صندوق در سال 2008 تاکنون مبلغ ۱۲/۱ میلیارد دلار برای رسیدن به اهداف فوق، از این صندوق دریافت کرده است. با وجود این کمک‌ها گفته شده است که دولت رام‌الله نخواهد توانست بر بحران‌های اقتصادی ریشه‌داری ازجمله بیکاری و اعتراضات بیش از 160 هزار کارمند این منطقه به حقوق پایین خود فائق آید. کرانه باختری از سال گذشته شاهد اعتصابات و تظاهرات گسترده‌ای در اعتراض به سیاست‌های اقتصادی تشکیلات خودگردان بوده است.
میادین گازی غزه تأمین‌کننده 25 سال نیاز فلسطینی‌ها

شرکت برق رژیم صهیونیستی در قدس اشغالی اعلام کرد مقادیر گاز طبیعی موجود در باریکه غزه تا 25 سال جوابگوی نیازهای فلسطینیان ساکن کرانه باختری و باریکه غزه است. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین به نقل از منابع عبری‌زبان، شرکت برق رژیم صهیونیستی با اشاره به اینکه «در صورت موفقیت مذاکرات طرف صهیونیستی با فلسطینیان برای خرید بخشی از ذخیره این میدان گازی حاوی 33 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی، نیازهای رژیم صهیونیستی در پنج سال آینده تأمین می‌شود».


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

نگاه جديد مسکو به عرصه جهاني
قاسم غفوری

روسيه به رياست‌جمهوري ولاديمير پوتين از سال 2000 تاکنون سياست‌هاي خود را براساس اصل حضور فعال در معادلات جهاني تعريف کرده است. مسکو در حالي همچنان حوزه نظامي و هسته‌اي را محور اصلي سياست‌هاي خود دارد که تلاش دارد در حوزه سياسي نيز خود را به دوران اوج قدرت گذشته بازگرداند، به‌گونه‌اي که برخي روياي پوتين را احياي دوران تزارها عنوان مي‌کنند.
بررسي کارنامه روسيه نشان مي‌دهد که اين کشور در حوزه پيراموني، حفظ اقمار شوروي سابق در آسياي مرکزي و قفقاز را همچنان در اولويت دارد. امضای قراردادهاي نظامي بلندمدت با کشورهاي اين منطقه از جمله جمهوري آذربايجان، قزاقستان، قرقيزستان، ازبکستان و تاجيکستان را مي‌توان در اين چارچوب دانست. سياست‌هاي مسکو چنان بوده است که حتي اوکراين پس از ماه‌ها مذاکره، رسماً از ادامه گفت‌وگو با ناتو و اروپا خودداري و آن را معلق کرد.
فعاليت‌هاي منطقه‌اي در حوزه گرجستان نيز به نتيجه رسيد، به گونه‌اي که «ساكاشويلي» رئيس‌جمهور غربگراي گرجستان نتوانست در انتخابات قدرت را حفظ کند و جريان روس‌گرا توانست قدرت را در دست گيرد تا مسکو قدرت‌نمايي ديگري در برابر آمريکا داشته باشد.
اين دستاوردها در پيراموني در حالي براي روسيه رقم خورده است که مسکو نگاهي فراپيراموني را نيز در دستور کار دارد. مسکو از يک‌سو تلاش دارد تا همگرايي با متحدان سنتي خود نظير ايران، سوريه و کشورهاي آمريکاي لاتين را حفظ کند، چنانکه در کنار روابط نظامي گسترده با آمريکاي لاتين در حمايت از سوريه در برابر تهديدات غرب و نيز مذاکرات جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 حضور فعال دارد، از سوي ديگر مسکو رهيافت‌هاي جديدي را در سراسر جهان آغاز کرده که محور آن را نيز حضور در مناطق نفوذ آمريکا تشکيل مي‌دهد.
در اين چارچوب، روسيه دو محور را در پيش گرفته است، نخست؛ گرايش به کشورهايي که زماني متحد روسيه بوده‌اند و به هر دليلي غرب آن را از مسکو جدا کرده است. رويکرد به همگرايي امنيتي و نظامي به افغانستان، توسعه مناسبات نظامي با عراق و توجه به توسعه روابط نظامي و هسته‌اي با هند در حالي که همزمان به دنبال ائتلاف سه‌جانبه با هند و چين براي ايجاد ساختارهاي جديد در منطقه است و... را از جمله اين رفتارها مي‌توان دانست.
بسياري بر اين عقيده‌اند مسکو با رويکرد به هند و چين به دنبال چينش ساختار امنيتي جديد در منطقه است که محور آن را نيز جلوگيري از نفوذ غرب و ناتو در منطقه تشکيل مي‌دهد. دوم آنکه، مسکو در فرايندهاي جديد رويکرد به متحدان آمريکا را در پيش گرفته است.
سفر پوتين به کره جنوبي براي امضای توافقات نظامي و اقتصادي، حضور وزراي دفاع و خارج روسيه در مصر و امضای قرارداد 2 ميليارد دلاري نظامي پس از سه دهه دوري مسکو از قاهره، سفر اردوغان نخست‌وزير ترکيه به روسيه و تأکيد مسکو بر همگرايي با ترکيه‌اي که متحد اصلي غرب و عضو ارشد ناتو است، تلاش مسکو براي نزديکي به شوراي همکاري خليج‌فارس و... را مي‌توان در اين چارچوب دانست.
هر چند که اين کشورها داراي روابط سنتي با غرب هستند و نمي‌توانند متحدان قابل اعتمادي براي روسيه باشند، اما به هر حال مسکو سعي دارد تا با رويکرد به آنها و حتي دادن برخي امتيازات، شکاف در اردوگاه غرب را اجرايي و قدرت خود را به رخ کشد. حال اين سوال مطرح است که چرا مسکو چنين سياستي را در پيش گرفته و چه مولفه‌هايي در اين عرصه تأثيرگذار است؟ در پاسخ به اين پرسش، شرايط آمريکا و نگاه جهاني امري قابل توجه است. آمريکا اکنون در حوزه داخلي با چالش‌هاي اقتصادي در کنار تقابل‌هاي جريان‌هاي سياسي جمهوريخواه و دموکرات براي کسب قدرت بيشتر مواجه است در حوزه جهاني نيز از يک‌سو برتری لازم را براي حضور در معادلات جهاني ندارد، چنانکه نمود آن را در ناتواني آمريکا در تحولات خاورميانه، روند سازش، مسئله هسته‌اي ايران، چگونگي مقابله با کره‌شمالي و چين و شکست در مبارزه با تروريسم مي‌توان مشاهده کرد.
از سوي ديگر، افکار عمومي جهان نگاه منفي به آمريکا دارد و ملت‌ها ديگر آمريکا را ناجي خود نمي‌دانند. مجموع اين مولفه‌ها نشان مي‌دهد که آمريکا عملاً توان بازيگري فعال و قدرتمند در جهان را ندارد؛ امري كه فرصتي ويژه براي روسيه‌اي است که به دنبال احياي قدرت‌ جهاني خود است. براين اساس، مسکو سياست گذشته امتيازگيري و سازش با آمريکا را کنار نهاده و مستقيماً در مسير تقابل قرار گرفته است و منافع خود را در سر شاخ شدن با غرب جست‌وجو مي‌کند.
فضاي افکار عمومي جهان نيز پذيرنده اين سياست است، لذا مسکو حاضر به عقبگرد از تقابل با غرب نیست و هر روز ابعاد جديدي از آنها را به نمايش مي‌گذارد. مسکو با زنجيره‌اي از روابط به دنبال قدرت‌نمايي در برابر غرب است و در اين راه ورود به مناطق نفوذ آمريکا را نيز در دستور کار دارد و حتي متحدان اصلي آمريکا يعني کره جنوبي، مصر و ترکيه و کشورهاي عربي حوزه خليج‌فارس را هدف قرار داده است.


روابط ديپلماتيك تركيه و مصر در سراشيبي سقوط
رضا اشرفی

قاهره سفير تركيه را عنصري نامطلوب خواند و او را از مصر اخراج كرد. اين مسئله، شكاف تازه‌اي در ميان دو كشور مصر و تركيه ايجاد كرده است. تركيه اگرچه در حال حاضر خواهان ادامه روابط در سطح كاردار است تا در زمان لازم، سفير خود را دوباره به قاهره برساند، اما در اين ميان، برخي از احتمال قطع شدن روابط ديپلماتيك دو كشور سخن به ميان آورده‌اند. رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير تركيه نيز اعلام كرده است كه اين مسئله موقتي است. اما به هر جهت شواهد نشان مي‌دهد روابط دو كشور با مشكلات عديده‌اي مواجه است كه عمده‌ترين دليل آن به بحث جريان اخوان‌المسلمين و محمد مرسي باز مي‌گردد.
از زماني كه تحولات خاورميانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] شكل گرفت تركيه به‌شدت به دنبال تأثيرگذاري و الگودهي به اين جريان بوده است. آنكارا الگوي سياسي خود را بر اساس قدرت‌گيري اخوان‌المسلمين گذاشته است. به اين دليل كه حزب حاكم در تركيه از انديشه‌هاي اخواني برخوردار است در حالي كه اين جريان در كشورهاي خاورميانه گرايش‌ها و رويكردهاي بسيار متفاوتي دارد. برای نمونه، اخوان‌المسلمين مصر به‌عنوان مادر اين جريان در منطقه به‌شدت با اخوان اردن، سوريه،‌ يمن و... متفاوت است. شواهد نيز نشان مي‌دهد كه اخوان‌المسلمين سوريه بسيار خشن‌تر از اخوان مصر يا حتي اردن است. بنابراين نمي‌توان با اين الگو به‌طور يكسان به جريانات و تحولات خاورميانه نگريست. اين همان پاشنه آشيل سياست الگودهي تركيه است كه گذر زمان نشان داد در منطقه به‌شدت دچار چالش است.
چالش ديگري كه سياست‌هاي اين كشور را در حوزه جنوب غرب آسيا تهديد مي‌كند، به گرايش‌های عثماني‌گري حزب حاكم در تركيه باز مي‌گردد. آنكارا طي سال‌هاي اخير نشان داده است كه به حوزه جغرافيايي زبان تركي و همچنين گستره سرزميني امپراطوري عثماني پيش از فروپاشي، تمايلات زيادي دارد و در صورت امكان علاقه‌مند است كه به اين سمت سوق پيدا كند. در حالي كه در مرزهاي عربي اين سياست عثماني‌گري به‌شدت مورد انتقاد و واكنش كشورهاي مختلف است زيرا آنها علاقه‌اي ندارند كه تحت حاكميت تركيه حتي به شكل اسمي قرار بگيرند.
اما به هر دلیل اتفاقاتي كه در مصر مي‌گذرد، بسيار متفاوت است و نشان از گرايش‌هاي ديگري نيز در منطقه دارد. مصر از دیدگاه‌های مختلف به‌خصوص انديشه‌اي، در دنياي عرب متفاوت و پيش‌رو است. دولتمردان تركيه نيز مي‌دانند كه اگر به اين كشور مسلط شوند يا دست‌كم با نزديك شدن به آن، سياست‌هاي خود را در آن حاكم كنند، موفق خواهند شد در بسياري از كشورهاي عرب منطقه نفوذ داشته باشند.
اما همانگونه كه ديده شد، اخوان‌المسلمين و محمد مرسي نتوانستند سياست‌هاي خود را در مصر دنبال كنند و طي حكومت يكساله موفق نشدند اكثريت مردم را با خود همراه كنند. در حال حاضر مخالفاني كه در مصر دست به تظاهرات مي‌زنند تنها حاميان اخواني هستند، اما اگر اخوان و مرسي مي‌توانستند در سطح گستره اجتماعي از مشروعيت برخوردار شوند، اكنون دچار چنين زمينه‌هايي نمي‌شدند.
بنابراين با كودتاي انجام شده، نظاميان فعلاً قدرت را به دست گرفته‌اند و به هر شكل به دنبال بريدن پاي سياست‌هاي اخواني تركيه در مصر هستند. نظاميان معتقدند كه تركيه در حال دخالت در امور داخلي كشورشان است. بنابراين سعي دارند روابط ديپلماتيك و مناسبات سياسي خود را با اين كشور به حداقل ممكن برسانند. اتفاقي كه با اخراج سفیر آنكارا تا حدود زیادي پيش رفته است.
جدا از برخوردهای تندي كه بين قاهره و آنكارا صورت مي‌گيرد، عربستان سعودي نيز به‌شدت نگران اجراي سياست‌هاي تركيه در مصر است. رياض به هيچ عنوان نمي‌پذيرد كه سياست‌هاي اخواني در مصر منافعش را در منطقه تهديد كند. بنابراين به هر شكل ممكن با سياست‌هاي آنكارا در مصر و حتي در خاورميانه مخالفت مي‌كند. همين رويكرد منافع و رويكردهاي سياسي، رياض و آنكارا را در برابر هم قرار داده است. حال با اخراج سفير تركيه از مصر، نه‌تنها قاهره بر اساس سياست‌هاي داخلي خود به موفقيت‌دست پيدا كرده است، بلكه در اين مسير، سياست‌هاي منطقه‌اي عربستان نيز تا حدودي تأمين شده است. به همين دليل است كه دولتمردان تركيه به دنبال بازگرداندن سفير خود به مصر هستند تا از رقيب منطقه‌اي خود عقب نمانند. اما آنچه كه در حال حاضر در قاهره مي‌گذرد، بي‌اعتمادي قاهره به تركيه و اقدامات دخالت‌جويانه آن است. عربستان به‌خوبي مي‌داند كه در صورت موفقيت اخوان در مصر، نه‌تنها قافيه را به تركيه باخته است، بلكه از قطر نيز كه حامي اخوان در منطقه و به‌خصوص مصر است، شكست خورده است. البته اين تحولات به معناي آن نيست كه دولتمردان موقت مصري از سياست‌هاي عربستان سعودي تبعيت مي‌كنند، اما نوع برخورد و واكنش آنها نسبت به تركيه، نياز سعودي‌ها را نيز تأمين مي‌كند.


از نگاه دیگران

گريه اشغالگر!
نتانياهو نهايت تلاش خود را در مخالفت با مذاكرات ۵+۱ با ايران به كار بست تا به هر روش ممكن مانع توافق با ايران شود. نخست‌وزير رژيم صهيونيستي اصرار دارد كه ايران در حال فريب دادن جامعه بين‌الملل و مديريت يك برنامه نظامي است. از نظر وي و صهيونيست‌ها، هر توافقي كه برنامه هسته‌اي ايران را متوقف نكند، تهديدي براي امنيت رژيم صهيونيستي به شمار مي‌رود، بنابراين بايد تحريم‌ها را ادامه داد و تشديد کرد تا ايران تسليم شود.
من در جايگاه يك فلسطيني دردمند به فرض محال تلاش مي‌كنم سخنان نتانياهو را قبول كنم، اما بر اساس همين منطقي كه نتانياهو از آن صحبت مي‌كند، سوالي از تمام جهانيان دارم. رژيم صهيونيستي يك رژيم هسته‌اي است و بمب‌هاي هسته‌اي زيادي براي تخريب همه منطقه از جمله ايران در اختيار دارد. تمام جهانيان مي‌دانند كه رژيم صهيونيستي خطري براي منطقه محسوب مي‌شود، اما با اين حال، چرا كسي متعرض آن نمي‌شود و سلاح هسته‌اي آن را از بين نمي‌برد؟
پاسخ اين سوال براي من قبلاً روشن شده است، اما مي‌خواهم اين را بگويم كه كس ديگري بايد از سلاح و تهديد حرف بزند نه رژيم صهيونيستي!
اگر بپذيريم كه برنامه هسته‌اي ايران خطرناك است، برنامه هسته‌اي رژيم صهيونيستي كه به مراتب خطرناك‌تر است. ما فلسطيني‌ها كه از اشغالگري رژيم صهيونيستي رنج مي‌بريم به جهانيان مي‌گوييم كه هم‌اكنون ساخت‌وساز صهيونيستي براي ما خطرناك‌تر از سلاح هسته‌اي اين رژيم است و بايد همه براي توقف آن تلاش کنند. اگر بپذيريم كه ايران در حال فريب دادن جامعه جهاني است و براي به دست آوردن زمان در مذاكرات مانور مي‌دهد، بايد گفت كه حكومت‌هاي پياپي رژيم اشغالگر فريبكاري مي‌كنند و بيش از بیست سال است كه براي به دست آوردن زمان در مذاكرات مانور مي‌دهند.
من در مقام يك فلسطيني حق دارم در برابر كسي كه از ابزار اعمال فشار بر جهانيان برخوردار است تا كمي به حرفش گوش كنند، از تمام آنچه كه دارم بهره بگيرم و مقاومت كنم. ايران و مصر و... هم حق دارند كه قدرت نظامي لازم را براي مجبور كردن جهان به شنيدن درخواست‌هاي مشروع‌شان داشته باشند.
اين رژیم اشغالگر است كه با مسابقه تسليحاتي تهديدي براي ثبات منطقه به شمار مي‌رود. هيچ كشوري در خاورميانه همانند صهیونیست‌ها رفتار نمي‌كند و اشغالگري و اخراج ساكنان اصلي سرزمين را به اوج نمي‌رساند. اين رژيم صهيونيستي همان است كه سلاح هسته‌اي هم دارد.
گفته‌هاي نتانياهو و ليبرمن و مطبوعات عبري(خشم آنان) درمورد توافق ايران با كشورهاي ۵+۱ نه براي دفاع از ايران، بلكه براي دفاع از حقوق فلسطين بايد براي فلسطيني‌ها، عرب‌ها و تمام آزادگان جهان غرورآفرين باشد.
محمود عباس، دوست كشورهاي ۵+۱ و نيز كشورهاي عربي است و دائماً به اين كشورها سفر مي‌كند، اما هيچ يك از آنها رژیم صهیونیستی را براي عقب‌نشيني تحت فشار قرار نمي‌دهد و به سياست آن در برابر عباس حمله نمي‌کند.
در پايان بايد گفت كه من به عنوان يك فلسطيني بايد قوي و مسلح و مبارز باشم تا بتوانم از خود و حق ملتم دفاع كنم. هر كشور عربي و اسلامي نيز حق دارد به همان سلاح‌هايي كه رژيم اشغالگر از آن بهره‌مند است، مسلح باشد تا بتواند از خود دفاع کند و منطقه را از هرگونه سلاح و پيش از آن، از اشغالگري پاك سازد.
منبع: فلسطين آن‌لاين
نويسنده: يوسف رزقه
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 600

تحریم‌های اصلی رفع نمی‌شوند
فارس(7/9/1392): سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درباره مسئله رفع تحریم‌های ضد ایرانی غرب علیه ایران پس از توافق هسته‌ای ژنو گفت: تحریم‌های اصلی رفع نمی‌شوند. جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه در نشست روزانه این وزارتخانه درباره رفع تحریم‌های ضد ایرانی پس از توافق هسته‌ای ژنو گفت که تحریم‌های اصلی در جای خود باقی می‌مانند و آنچه تعلیق می‌شود، تحریم‌های جدید هستند. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا افزود: این اولین تعهد مهم در زمانی طولانی است که ایران با آن موافقت کرده است.
کری: ساختار تحریم‌ها دست‌نخورده است
باشگاه خبرنگاران(6/9/1392): وزیر خارجه آمریکا با انتشار بیانیه‌ای توضیحاتی را در مورد توافق هسته‌ای با ایران بیان کرده و گفته است دیپلمات‌های این کشور به زودی مذاکرات برای دستیابی به توافق جامع را آغاز می‌کنند. «جان کری» در این بیانیه که در قالب یک کلیپ ویدئویی منتشر شد، تأکید کرده است که توافق ژنو به هسته مرکزی تحریم‌ها ضربه نمی‌زند و تحریم‌های اصلی از جمله بانکداری و نفت به قوت خود باقی می‌مانند. کری در ابتدای این بیانیه، توافق هسته‌ای با ایران را «گام نخست» توصیف کرد و گفت آمریکا در ادامه به همراه شرکای خود برای رسیدن به توافقنامه‌ای نهایی و جامع تلاش خواهد کرد. وی هدف از توافق جامع را کسب اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای اعلام کرد.
سفیر پیشین آمریکا: توافقنامه ژنو یک زلزله است
ایرنا(6/9/1392): سفیر پیشین آمریکا در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی را زلزله‌ای برای آرایش قدرت در خاورمیانه توصیف کرد و گفت این توافقنامه جنگ سردی را که میان بسیاری از کشورهای غربی و ایران وجود داشت به پایان رساند. «رابرت هانتر» سفیر پیشین آمریکا در پیمان ناتو، ضمن تأکید بر دشوار بودن مسیر اعتمادسازی میان ایران و غرب گفت: این توافق هنوز در ابتدای راه است، اما گام نخست به سوی تغییری اساسی به شمار می‌رود. هانتر افزود: دو طرف در این مدت باید به‌طور مرتب در تماس بوده و گفت‌وگو کنند.
هشدار مقام کاخ سفید
فارس(3/9/1392): يک مقام عالي‌رتبه کاخ سفيد هشدار داد نتيجه تسليم شدن در برابر شرايط تل‌آویو در مذاکرات هسته‌اي با ايران، جنگ با اين کشور است. مقام آمريکايي کاخ سفيد که نامش فاش نشده است در تماس تلفني با گروهي از مشاوران و کارشناسان حامي مواضع دولت باراک اوباما، رئيس‌جمهوري آمريکا، در مذاکرات هسته‌اي، گفت: «شرط تل آویو براي لغو تحريم‌ها عليه ايران اين است که برنامه هسته‌اي ايران بايد به طور کامل متوقف شود، تلاش براي تحميل چنين شرايطي بر تهران مي‌تواند به جنگ با ايران ختم شود.» تل‌آويو معتقد است وقتي ايران ميان دو گزينه تسليم مطلق در مذاکرات و تلاش براي دستيابي به سلاح هسته‌اي مخير شود، گزينه دوم را انتخاب مي‌کند و اين به معناي مسدود شدن مسير تلاش‌هاي ديپلماتيک است، در نتيجه اين روند به جنگ خواهد انجاميد.»
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: هیچ کشوری حق غنی‌سازی ندارد
ایسنا(4/9/1392): «مری هارف» به شبکه خبری «سی‌ان‌ان» گفت: هیچ کشوری حق غنی‌سازی ندارد، اما ایران می‌تواند به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای دسترسی داشته باشد. هارف در مصاحبه خود با سی‌ان‌ان با وجود رد حق غنی‌سازی کشورها، گفت: ایران باید به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای دسترسی داشته باشد. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در بخش دیگری از مصاحبه به سفر «جان کری» وزیر خارجه به ژنو اشاره کرد و افزود: وی «به امید دستیابی به توافق» تصمیم به این سفر گرفت.
تحريم‌ها از سرگرفته مي‌شود
باشگاه خبرنگاران(5/9/1392): سناتورهاي جمهوريخواه و دموکرات آمريکا درباره توافق هسته‌اي موقت با ايران ابراز ترديد کردند، ولي به نظر مي‌رسد کنگره به باراک اوباما فرصت دهد تا کارکرد اين توافقنامه را بررسي کند. همچنين رابرت منندز، سناتور دموکرات که به داشتن رويکرد سخت عليه ايران معروف است، گفت: مصوبه پيش رو فرصتي را در اختيار گروه 1+5 مي‌گذارد تا پیش از اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران، به توافق نهايي برسند. منندز، رئيس کميته روابط خارجي و از اعضاي کميته بانکداري سنا گفت: در اين مصوبه همچنين آمده است اگر گفت‌وگوها درباره يک توافق بلندمدت‌تر متزلزل شود يا ايران به توافق موقت پايبند نباشد، تحريم‌ها از سرگرفته مي‌شود.
نگاه وزير دفاع آمريکا به توافق ژنو
مهر(5/9/1392): «چاک هيگل»، وزير دفاع آمريکا در نخستين سخنان علني خود درمورد مذاکرات با ايران مدعی شد: توافق هسته‌اي اخير از بلندپروازي‌هاي هسته‌اي تهران مي‌کاهد. هيگل در يک مصاحبه اختصاصي با اين روزنامه گفت: بله به طور قطع خطراتي در اين توافق وجود دارد. هيچ گزينه‌اي وجود ندارد که هيچ خطري به دنبال نداشته باشد، اما من فکر مي‌کنم خطر اين توافق براي ما بسيار اندک است. هيگل توافق هسته‌اي با ايران را توافقي بزرگ خواند و گفت: اين نخستين بار است که بازرسان آژانس به مناطقي دسترسي پيدا مي‌کنند که پيش از اين هيچ‌گاه امکان آن وجود نداشته است.


هویت 331

نروژ: شنود33 میلیون مکالمه تلفنی توسط آمريکا
در ادامه نقش حقوق بشر از سوی آمریکا منابع خبری اعلام کردند، آژانس امنيت ملي آمريکا «ان‌اس‌اي» بيش از 33 ميليون مکالمه تلفني را ظرف تنها يک ماه در نروژ شنود کرده است.‌ به نوشته داگبلادت، اسنادي که از ادوارد اسنودن پيمانکار سابق ان‌اس‌اي به دست آمده است، نشان مي‌دهد 33 ميليون و 200 هزار مکالمه تلفني در فاصله 10 دسامبر 2012 تا هشت ژانويه 2013 در نروژ شنود شده است، اما گمان مي‌رود اين برنامه نظارتي پیش يا پس از اين تاريخ هم وجود داشته است. بيورن اريک تون، مدير ديتاتيلسين، سازمان حمايت از داده‌هاي نروژ، اعلام کرد: وجود برنامه‌هاي جاسوسي از شهروندان نروژي با چنين وسعتي موضوع بسيار جدي و البته غيرقابل قبول است. نکته قابل توجه آنکه آمریکا ادعای حمایت از حقوق شهروندی را سر می‌دهد و با این بهانه نیز به دخالت در امور کشورها می‌پردازد.
استرالیا: پناهندگان همچنان در بحران

وضعیت پناهندگان در استرالیا همچنان در مسیر بحران قرار دارد، به‌گونه‌ای که گزارش‌های منتشر شده از نقض گسترده حقوق این افراد حکایت دارد. اغلب افرادی که به عنوان پناهنده و از طریق قایق وارد استرالیا می‌شوند، در وضعیتی هستند که باید از کشور محل اقامت‌شان خارج شوند و سیاست‌های کنونی دولت استرالیا در قبال برخورد با این افراد غیرانسانی است. کودکانی که به‌عنوان پناهنده به این کشور می‌آیند به مدرسه نمی‌روند و از بسیاری از حقوق شهروندی محروم هستند. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد که پناهندگان به استرالیا از کمترین حقوق شهروندی نیز برخوردار نیستند و هر روز با چالش‌های بسیاری مواجهند. اردوگاه‌های نگهداری این افراد به محلی برای نادیده گرفته شدن حقوق آنها مبدل شده است. دولت استرالیا همچنان از خواست مردم مبنی بر توجه به وضعیت پناه‌جویان خودداری می‌کند.
انگلیس: جاسوسی پلیس از تشکل‌های دانشجویی

در ادامه رسوایی‌های دیگر کشورهای مدعی حمایت از حقوق‌بشر، منابع خبری از تلاش‌های پلیس انگلیس برای جاسوسی از تشکل‌های دانشجویی و اتحادیه‌های صنفی و مدنی این کشور خبر داد. پلیس منطقه «کمبریج شایر» اخیراً عملیات مخفیانه‌ای را برای جاسوسی از تشکل‌های دانشجویی دانشگاه مشهور کمبریج آغاز کرده است تا فضای خفقان حاکم بر دانشگاه‌ها بیش از پیش تشدید شود. از زمان آغاز اعتراضات دانشجویی به وضعیت اقتصادی حاکم بر انگلیس، مقابله و سرکوبی دانشجویان نیز شدت بیشتری گرفته است. «ایزابلا سانکی» یکی از مدیران سازمان حقوق بشری «لیبرتی» نیز گفت: به نظر می‌رسد از نظر پلیس هر گروهی که به خود جرئت می‌دهد با سیاست‌های دولت مخالفت کند، یک هدف مشروع به شمار می‌رود. وی افزود: چنین رفتارهایی باید زنگ خطر را برای همه کسانی که خود را متعهد به دموکراسی و استفاده متناسب از نیروی پلیس می‌دانند، به صدا درآورد. انگلیس از مدعیان حقوق بشر است که در درون هرگز به این اصول پایبند نبوده است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

واکاوی توافقنامه ژنو۳
باید توافقنامه را در خدمت منافع ملی درآورد

رضا گرمابدری

اشاره
حدود یک دهه پیش با جوسازی‌های استکبار علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، این موضوع به چالشی بین‌المللی و حوزه جدید رویارویی انقلاب اسلامی ایران با استکبار تبدیل شد. زیاده‌خواهی‌های استکبار از یک‌سو و اصرار ملت ایران بر برخورداری از حقوق مسلم هسته‌ای از سوی دیگر همواره مانع بزرگ توافق در مذاکرات متعددی بود که طی این مدت طولانی در چارچوب برنامه‌های مختلف بین دو طرف انجام گرفت. این کشمکش در مسیر طولانی طی شده هفته گذشته برای اولین‌بار در ایستگاه ژنو 3 با توقفی کوتاه و موقت و با امضای توافقنامه‌ای بین ایران و گروه 1+5 اندکی آرام گرفت. ساعاتی از خبر امضای توافقنامه نگذشته بود که اظهارات متفاوت دو طرف درباره توافقنامه آغاز شد. در پی این اظهارات گمانه‌زنی‌های کارشناسی و رسانه‌ای هم به میدان آمد و بر ابهامات موجود افزود تا نوبت به انتشار متن توافقنامه رسید. با انتشار متن توافقنامه بازار طرح دیدگاه‌های متعارض و متناقض گرم شد. با جهانی شدن این مباحث و پیوستن رسانه‌ها و تحلیلگران داخلی و ضدانقلاب‌های خارج‌نشین به این بحث، فهم درست موضوع با مشکل و پیچیدگی مواجه شد و این در حالی بود که برای مردم و مسئولان ایرانی فهم درست و دقیق آنچه واقع شده بود اهمیت ویژه و سرنوشت‌سازی داشت. سایه انگیزه‌های سیاسی بر سر برخی از اظهارنظرها و وانمایی‌ها و تحلیل‌ها و سیاه و سفید دیدن مسئله اجازه نمی‌داد آنچه که واقع شده به وضوح دیده شود و این برای افکار عمومی و مسئولان خطرساز بود و پس از گذشت چند روز از امضا و انتشار متن توافقنامه‌ به نظر می‌رسد این وضعیت همچنان ادامه دارد و لازم است این موضوع با دقت تمام و صادقانه ارزیابی و بررسی شود تا با آشکار شدن حقایقش امکان بهره‌برداری و مدیریت آن بیشتر فراهم آید. از این رو نوشتار حاضر در پی آن است تا با بررسی مسائل کلی و اساسی سه دوره گذشته، حال و آینده موضوع هسته‌ای به اختصار به ارزیابی این موضوع بپردازد. از بین سه وضعیت گذشته، حال و آینده، وضعیت حال مهم‌تر به نظر می‌رسد؛ از این رو این محور بیشتر پردازش شده است.

بررسی وضعیت گذشته
بیش از یک دهه پیش با جاسوسی منافقین و طرح ادعاهای واهی، موضوع فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران از حالت عادی که برای اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در نظر گرفته شده بود خارج شد و با جوسازی‌هایی که صهیونیست‌ها و استکبار انجام دادند حساسیت‌ها درباره آن افزایش یافت. علت این قضیه را باید در دو نکته مهم جست‌وجو کرد:
1ـ خطر انقلاب اسلامی برای صهیونیسم و استکبار؛ از یک منظر یکی از کارکردهای فراجغرافیایی و فرادینی انقلاب اسلامی ایران آگاهی‌بخشی جهانی بوده است. انقلاب اسلامی با ارائه گفتمان ناب اسلامی و آگاه‌ ساختن افکار جهانی به مفاهیم الهی و حقوق تضییع شده آنها و پرده‌برداری از چهره خبیث و پلید صهیونیسم و استکبار و معرفی آنها به عنوان عوامل اصلی بدبختی ملت‌های تحت ستم، تهدید بزرگی را متوجه آنها ساخت. صهیونیسم و استکبار با شناختی که از نفوذ و قدرت انقلاب اسلامی داشتند و می‌دانستند توان جذب افکار جهانی را دارد با احساس خطر جدی تصمیم گرفتند با مقابله با آن نابودش کنند. زنجیره توطئه‌های نابودگرانه علیه انقلاب به نتیجه نرسید و در روند مخالف موجب محبوبیت و قدرت بیشتر انقلاب اسلامی ایران شد؛ از این رو صهیونیسم و استکبار راه دیگری را برگزیدند تا بخش زیادی از جهان را با ایران درگیر کنند. با به خدمت گرفتن منافقین خائن و طرح ادعاهای واهی آنها این برنامه را اجرا کردند.
2ـ خطر برخورداری ایران از توانمندی هسته‌ای برای صهیونیسم و استکبار؛ زمانی که صهیونیست‌ها و استکبار درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران حساس شدند و دریافتند که ایران مسیر رشد در این عرصه بسیار مهم و ارزشمند را که از مهم‌ترین سکوهای پیشرفت ملت‌ها در قرن 21 است، پیش‌رو دارد، احساس خطر جدیدی به آنها دست داد؛ اینکه حضور ایران در این عرصه و یافتن راه اصلی و موفقیت به‌زودی ایران را به نقطه‌ای از پیشرفت هسته‌ای می‌رساند که بیش از پیش موجب تقویت ارکان انقلاب اسلامی و ریشه‌دارتر شدن تهدید علیه صهیونیسم و استکبار می‌شود. شاید در آن زمان آنچه که آنها را بیش از هر چیز دیگر نگران می‌کرد، حرکت ایران به سمت ساخت بمب هسته‌ای بود و با اینکه بعدها با گزارش‌های متعدد آژانس به این نتیجه رسیدند که ایران برنامه‌ای برای ساخت بمب هسته‌ای ندارد؛ اما با نگرانی که از پیشرفت‌های پی‌درپی ایران در عرصه فعالیت‌های هسته‌ای داشتند و آنها را تهدید جدی می‌دیدند، از بهانه ساخت بمب هسته‌ای علیه ایران استفاده کردند تا با بسیج جهانی انقلاب اسلامی ایران را زمین زنند. با چنین برنامه‌ای حدود ده سال گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران را در دوره‌های مختلف مدیریت کردند و در چند مرحله با نقض پیمان، پرونده هسته‌ای ایران را از آژانس به شورای امنیت منتقل و شش قطعنامه علیه ایران صادر کردند که چهارتای آن تحریم علیه ایران را در پی داشت. موضع ثابت و مقاومت تحسین‌‌برانگیز نظام اسلامی در برابر تمامی فشارها و توطئه‌های استکبار و نیز اعتماد به نفس و حرکت پیشروانه در مسیر هسته‌ای و برخی رخدادها در میدان دشمن، زمینه‌ساز توافق ژنو3 شد.

بررسی وضعیت حال
بررسی وضعیت حال باید براساس متن توافقنامه انجام گیرد، اما پیش از آن لازم است به یک نکته مهم که به این دور از مذاکرات و تنظیم و امضای موافقتنامه منجر شد، پرداخته شود:
بررسی وضعیت دو سوی مذاکره بیانگر آن است که هر دو طرف براساس نیاز به این مذاکره و توافق روی‌آورده‌اند؛ اما نیازهای دو طرف متفاوت است و در یک سطح نیست.
الف ـ نیاز استکبار
1ـ برگزیدن دیپلماسی؛ اوباما با چهره‌ای برخوردار از عقلانیت و درک خواسته‌های شهروندان آمریکایی و فهم نارضایتی آنها از اقدامات نظامی‌گرایانه که زندگی عادی مردم آمریکا را زیرفشار قرار داد وارد کاخ سفید شد و از آنجایی که تا پیش از وی یکی از ارکان تحرک سیاست خارجی آمریکا استفاده افراطی از برگ نظامی‌گری بود، وی نتوانست در سیاست خارجی از خود چهره موفقی عرضه کند و به همین سبب به وی زیاد انتقاد می‌شد. اوباما به سبب فضای تبلیغاتی حاکم بر زمان انتخابات آمریکا ابتدا تشخیص داد و بعد مجبور شد از بین دو گزینه جنگ و دیپلماسی در سیاست خارجی، گزینه دیپلماسی را برگزیند و به آن پایبند باشد. زیرا هم منطبق و در راستای شعار انتخاباتی وی بود و هم از جنگی که پرهزینه و دارای پایانی نامعلوم باشد به شدت گریزان بود.
2ـ ناتوانی اروپا از ادامه‌ همراهی با آمریکا؛ ناهمگون بودن کشورهای عضو اتحادیه اروپا از حیث توانایی اقتصادی و اختلافات و رقابت‌های مختلف و نیز بحران اقتصادی که چند سالی است گریبان‌ این اتحادیه را گرفته، سبب تحلیل رفتن توان آنها در همراهی با آمریکا برای ادامه تحریم علیه ایران شده است. شواهد ظاهری این ادعا آنچنان گویا و پرسروصدا است که برای اثبات آن به سرک کشیدن پشت‌پرده آنها نیاز نیست. این اواخر می‌شد فهمید که کشورهای اروپایی به سبب رودربایستی با آمریکا و تحت فشار آن تحریم علیه ایران را ادامه می‌دهند؛ اگر غیر از این بود فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه یکی دو روز پس از امضای توافقنامه ژنو 3 اعلام نمی‌کرد اتحادیه اروپا به زودی به بخشی از تحریم‌های ایران پایان می‌دهد. اگر اروپایی‌ها با نارضایتی که کاملاً مشهود بود به تحریم‌ها ادامه می‌دادند؛ برای اساس تحریم‌ها خطرناک بود؛ زیرا معنای این نارضایتی این بود که آنها رفته‌رفته به راه‌هایی می‌اندیشیدند که ظاهر تحریم‌ها را حفظ کند، اما به شکل پنهانی آنها را دور زند.
3ـ جلوگیری از شتاب پیشرفت فناوری ایران؛ طی چند سال گذشته و به‌ویژه در پنج سال گذشته ایران در پاسخ به تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه شورای امنیت که با فشار استکبار علیه ایران تصویب می‌شد با هوشمندی تمام و با اتکا به توان و انگیزه دانشمندان هسته‌ای به فعالیت‌هایش شتاب قابل ‌تحسینی بخشید تا آنجا که این شتاب اصلی‌ترین دغدغه‌ استکبار و به احتمال زیاد اصلی‌ترین عامل سوق دادن آن برای گفت‌وگوهای جدید بود. یقیناً باید گفت در تقابل تحریم‌ با شتاب فعالیت هسته‌ای ایران، پیروز قطعی شتاب فعالیت‌ هسته‌ای ایران بود و مردم ایران با پایداری و رفتاری صبورانه در برابر پیامدهای تحریم‌ها این فرصت طلایی را برای مدیران و دانشمندان هسته‌ای فراهم کردند تا آنها نیز با استفاده احسن از آن و توسعه فعالیت‌های هسته‌ای حس اوج نیاز روی‌ آوردن استکبار به ایران را در نزد آمریکا به وجود آورند و آمریکا ناچار شد، مشتاقانه از مذاکرات استقبال کند.
ب ـ نیاز ایران
1ـ سرعت بخشیدن به عمران، آبادانی و پیشرفت؛ نگاه منطقی و مرحله‌ای ایران به سیر حکومتی، رسیدن به تمدن اسلامی است. با توجه به رویکردهای گفتمان انقلاب اسلامی، ملت‌هایی هم که به این انقلاب و گفتمان دل بسته‌اند نیز همین انتظار را دارند و سند چشم‌انداز هم نشانه‌های همین نگاه را در خود دارد که در زمان لازم این نشانه‌ها بیشتر و برجسته‌تر خواهد شد. ان‌شاء‌الله. به اعتقاد نظام اسلامی زمان در این سیر اهمیت ویژه‌ای دارد و چنانچه در زمان کمتر به اهداف میانی دست‌یافته شود ارزش موفقیت نهایی بیشتر است؛ چرا که با تأثیرگذاری بیشتر و زودتر بر ملت‌های دیگر زمان سبک‌تر شدن فشارها بر آنها کوتاه‌ترمی‌شود.
2ـ رفاه بیشتر و معیشت آسان‌تر برای مردم؛ یکی از اهداف مهم نظامی اسلامی و تعهداتش به مردم ایجاد رفاه بیشتر و آسان‌تر کردن امور معیشت آنان است که دشمنی‌های استکبار با نظام اسلامی و مردم حامی آن در چند سال گذشته و تقریباً در تمام دوران پس از انقلاب اجازه نداد تا نظام آنگونه که در نظر دارد و شایسته مردم ایران است رفاه و معیشت لازم را برای آنها فراهم کند. ایمان مردم به انقلاب و تعهدشان برای حفظ دستاوردهای آن و مقابله با هر دشمنی که این دستاوردها را برنمی‌تابد و نیز مناعت‌طبعی که ناشی از عرق دینی و ملی آنها است، سبب شده تا آنها با تحمل همه رنج‌ها و مشقات و کمبودها، سرافرازانه پای انقلاب بایستند و در واقع همین ایستادگی غیرتمندانه کمر استکبار را شکست و تحریم‌ها را بی‌اعتبار کرد و استکبار را واداشت که برخلاف میل ذاتی و استکباری‌اش با نرمشی فریبکارانه به نشستن در پشت میز مذاکره بیندیشد.
همانگونه که در آغاز این بخش اشاره شده اگر چه هر دو طرف بر اساس نیاز به مذاکره روی آوردند، اما نیازها متفاوت است و با مروری بر آنچه گفته شد مشخص است نیاز آمریکا به مذاکره بسیار بیش از نیاز ایران بود. شاید این توافقنامه تا حدودی نیاز داخلی افکار عمومی دو طرف را تأمین کند که بیشتر خودش را در شکل آرامش نسبی به وجود آمده نشان می‌دهد.
یکی از موضوعات بسیار بحث‌برانگیز پس از امضای توافقنامه، وضعیت «غنی‌سازی» است که طرف ایرانی اعلام کرده و اصرار دارد در توافقنامه صراحتاً به «حق غنی‌سازی» ایران اذعان شده و طرف غربی آن را نفی می‌کند. در توافقنامه در این باره آمده است: «این راه‌حل جامع متضمن یک برنامه غنی‌سازی با تعریف مشترک و محدودیت‌های عملی و اقدامات شفاف‌ساز به منظور تضمین ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای می‌باشد.» در ذیل عنوان «عناصر گام نهایی راه‌حل جامع» نیز اینگونه به آن اشاره شده است: «متضمن یک برنامه غنی‌سازی باشد که توسط طرفین تعریف می‌گردد، برنامه‌ای که شاخصه‌های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیت‌های مورد توافق درخصوص دامنه و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی، ظرفیت غنی‌سازی، محل‌هایی که در آن غنی‌سازی انجام می‌شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار گیرد، تعیین می‌گردد.» به غیر از این دو مورد در یک جای دیگر هم این مسئله در ضمن عبارت «پیمان منع گسترش» یعنی معاهده ان‌پی‌تی ذکر شده است که از مجموع آنها نمی‌توان نتیجه گرفت آنها در این توافقنامه صراحتاً به «حق‌غنی‌سازی» ایران اذعان کرده‌اند. برداشت‌های متضاد مسئولان آمریکایی و ایرانی از این موضوع مؤید همین نکته است. یعنی برای بیان این حق از عبارات تفسیرپذیر استفاده شده که بحث‌های احتمالی آینده نیز بیشتر بر آن متمرکز خواهد بود. در سایر موارد هم توازن دقیقی بین داده‌ها و ستاده‌ها وجود ندارد. یعنی از لحاظ کمی نمی‌توان گفت درآمد 5/7 میلیارد دلاری از رفع تحریم فروش ناچیز نفت، پتروشیمی، طلا و فلزات گرانبها و صنعت خودرو، در ازای تعطیلی غنی‌سازی 20 درصد و تبدیل تمام مواد 20 درصد غنی‌سازی شده و راکد نگه‌داشت وضعیت آب سنگین اراک و گسترش ندادن تأسیسات هسته‌ای و... معامله و توافق سودآوری برای ایران است. اما در این میان وجود سه نکته در فرایند مذاکرات و توافق اهمیت دارد: 1ـ بازگشت‌‌پذیر بودن توافق 2ـ تزلزل در ارکان تحریم 3ـ آشکار شدن اهمیت شتاب دادن به پیشرفت هسته‌ای ایران. اگر چه این سه نکته در محاسبات کمی دیده نمی‌شود، اما می‌توان گفت ارزش آن از تمام امتیازهای کمی به مراتب بیشتر است زیرا نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در فرجام مسئله دارد که نباید از آن غافل شد.

بررسی وضعیت آینده
در حال حاضر با وجود انتقادهایی که به این توافق وجود دارد باید آن را توافقی انجام گرفته دانست که در هر صورت به نام نظام ثبت شده و از نکات فرصت‌ساز و قابل استفاده‌ای هم که به آن اشاره شد برخوردار است و باید برای مراحل بعد، از آن بهره‌برداری کرد. کار دقیق بر روی سه نکته بیش گفته و حفظ بی‌اعتمادی کامل به دشمن و اعتماد به پشتیبانی مردم در تحمل هر وضعیتی برای رسیدن به حقوق هسته‌ای و شناسایی ضعف‌های توافقنامه و رفع آن در گفت‌وگوهای مقدماتی برای اجرایی کردن توافقنامه و چینش عناصر بحث در قالبی که حقوق ایران را تأمین کند و مدیریت هوشمندانه تمامی آنچه که گفته شد، می‌تواند وضعیت جدیدی را به نفع جمهوری اسلامی ایران رقم بزند. ان‌شاء‌الله. در باره کلیت این بحث ناگفته‌هایی نیز وجود دارد که در صورت لزوم در وقتش به آن پرداخته می‌شود. ان‌شاء‌الله.


نگاه یک
علی اسماعیلی

بازی نفاق رسانه‌ای فتنه!
این روزها نگاهی به دکه‌های مطبوعاتی و فضاهای مجازی، نشان از یک تحول عجیب در عرصه رسانه‌ای دارد و آن، گسترش و افزایش زیاد روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، ماهنامه‌ها و سایت‌ها و وبلاگ‌های خبری و تحلیلی است که البته نه‌تنها بد نیست، بلکه اسباب خرسندی نیز می‌تواند باشد، اما آنچه سبب ناخرسندی و تأمل‌برانگیز است، وابستگی بیشتر این رسانه‌های مکتوب و مجازی، به یک جریان خاص است. جریانی که نقش اصلی در فتنه ۸۸ داشت و امروز با مهیا شدن شرایط، از کمای رسانه‌ای خارج شده و به‌شدت در حال بازسازی رسانه‌ای خود است و قابل تأمل‌تر اخباری است که این رسانه‌ها، گاه و بیگاه از بازگشت فراریان فتنه، به‌ویژه افراد رسانه‌ای آن به کشور منتشر می کنند. جدیدترین خبر از این دست، خبر بازگشت طنزنویس فراری دوم خردادی «ابراهیم نبوی» است. همو که ده سال پیش از ایران خارج شد و در این مدت، فعالیت‌های رسانه‌ای ضد نظام خود را ادامه داد. اما ظاهراً وی در مصاحبه با هفته‌نامه اصلاح‌طلب «حاشیه» گفته است، قصد بازگشت به کشور را دارد، حتی اگر او را از روی همان پله‌های هواپیما کت‌بسته به زندان اوین یا گوهردشت منتقل نمایند! قبلاً نیز خبرها از سناریوی بازگشت بسیاری از فراریان هنری و رسانه‌ای به کشور داشت. حال این سوال مطرح است که چرا این افراد این روزها سودای بازگشت به کشور را دارند؟ چند نکته مهم در اینجا حائز اهمیت است. ۱ـ فضا و شرایط حال حاضر کشور سبب شده تا این افراد با استفاده از این شرایط، به فکر بازگشت به کشور بیفتند. رسانه‌های اصلاح‌طلب چندی پیش خبر از ایجادکمیته‌ای در وزارت امور خارجه می‌دادند که قرار بود بازگشت برخی از کسانی که پس از فتنه از ایران خارج شده‌اند را مورد بررسی و احیاناً ورود آنان را تسهیل می‌نماید! ۲ـ این افراد، بنا به دستور اربابان غربی خود مجبور به بازگشت به ایران هستند چراکه دیگر در خارج از کشور تأثیر و کارایی گذشته را ندارند، پس حضور و فعالیت آنان در داخل برای دشمنان، کارآمدتر و مفیدتر خواهد بود. هرچند که شاید به دلیل جرایم و خیانت‌های‌شان، چندصباحی هم به زندان بروند، ولی امید دارند که حجم حمله رسانه‌ای این جریان در داخل و خارج نظام و برخی فشارها سبب عفو آنان شده و آزاد گردند! ۳ـ خود این افراد خواهان بازگشت به کشور هستند، چراکه می‌بینند امروز دیگر به مهره‌ای سوخته ‌تبدیل شده‌اند و اربابان غربی آنان دیگر چون گذشته به ایشان توجه ندارند و از طرفی، با خروج از ایران، این افراد به حاشیه رفته‌اند. به همین دلیل حتی حاضرند خطر رفتن به زندان را نیز به جان بخرند.
اما یک نکته قابل تأمل دیگر هم در باب نحوه فعالیت این روزهای رسانه‌های اصلاح‌طلب نسبت به دوران دوم خرداد به چشم می‌خورد که شاید بسیاری متوجه آن نشده‌اند، یعنی در حالی که در آن دوران، رسانه‌های دوم خردادی علنی و با صراحت، مقدسات و آرمان‌های انقلاب و نظام را زیر سوال می‌بردند، اما امروز با تجربه کسب کرده از آن دوران، بازی جدیدی را آغاز کرده‌اند و آن اینکه، همان اهداف و برنامه‌های‌شان را اما با نوعی بازی جدید انجام می‌دهند! یعنی دیگر به‌صورت علنی، مخالفت و ضدیت با ولی‌فقیه، رهبری، مقدسات و... را همچون دوم خرداد نشان نمی‌دهند. و جالب‌تر اینکه حتی گاه رسانه‌های ارزشی را هم متهم به عدم تبعیت از رهبری در مسائل مختلف می‌کنند! و به‌گونه‌ای سخن می‌رانند که گویا این جریان ارزشی و انقلابی است که در برابر نظرات مقام معظم رهبری در موضوعات و مسائل مهم روز مقاومت می‌کند! این مسئله مهمی است که رسانه‌های ارزشی باید به آن توجه دقیق داشته باشند، چراکه جریان اصلاح‌طلب باتوجه به تجربه دوم خرداد، بازی نفاق رسانه‌ای را چندی است که آغاز کرده است! در عین حالی که مطبوعات و رسانه‌های ارزشی و انقلابی هم باید فکری جهت ارتقا و افزایش شمارگان و تنوع نشریات خود کنند، چراکه رسانه‌های مجازی و مکتوب فتنه، هم در کمیت، و هم کیفیت در حال افزایش هستند!


نگاه دو
سید فخرالدین موسوی

شیطنت عربی ـ غربی!
دوشنبه (4 آذر 92) زمانی که کنفرانس مجمع پارلمانی ناتو در کشور ایتالیا در حال برگزاری بود، هیئت‌های سیاسی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که در آن حضور داشتند تا متوجه درج نام خلیج‌فارس در محل برگزاری این اجلاس می‌شوند صندلی‌های خود را به نشانه اعتراض ترک کرده و بازگشت خود به کنفرانس را مشروط می‌کنند به حذف نام خلیج‌فارس! و حیرت‌آور آن که مقامات اروپایی برگزارکننده این کنفرانس که با عنوان کنفرانس پارلمان‌ها در حال برگزاری بوده است، برای خوشامد شیوخ عرب و بازگرداندن هیئت سیاسی آنها در اقدامی تعجب‌آور و بر خلاف قوانین حقوقی و بین‌المللی دست به تحریف واقعیت می‌زنند و نام مجعول خلیج (ع ر ب ی) را جایگزین نام تاریخی خلیج‌فارس می‌کنند! و نمایندگان عرب را به صندلی‌های‌شان باز می‌گردانند. آنچه در این کشور اروپایی از سوی نمایندگان دول عربی رخ داده است اتفاقی تازه‌ای نیست، ‌چرا که سال‌هاست کشورهای حوزه خلیج‌فارس تقلا برای ايران‌زدايى در منطقه غرب آسیا را آغاز کرده‌اند. از ادعای واهی تعلق جزایر سه‌گانه ایرانی به شیخ‌نشین امارات (که کلاً سابقه‌ای چند دهه دارد!) تا تغییر نام تاریخی خلیج‌فارس که برای اولین بار توسط «عبدالکریم قاسم» ـ نظامی‌ای که با توسل به کودتا قدرت را در عراق در دست گرفته بود ـ و با طرح نام جعلی خلیج ع ر ب ی آغاز گردید و تلاش‌های بی‌شماری چون برگزاری کنفرانس‌ها و چاپ کتاب‌های متعدد با اجیر کردن دانشگاهیان توسط صدام دیکتاتور جنایتکار همسایه غربی کشورمان که تنها مرز بسیار کوچک و غیر قابل کشتی رانی از طریق خور عبدالله با خلیج‌فارس در مقابل 1800کیلومترسواحل جنوب ایران دارد و پرداخت رشوه هنگفت به نشريه بين‌المللى «نشنال جئوگرافى» در سال 2004 برای حذف نام حقیقی خلیج‌فارس که در نهایت هم به عذرخواهی این موسسه منجر شد و وادار کردن کمپانی گوگل با پشتیبانی و کمک صهیونیست‌ها برای درج نام مجعول در نقشه اینترنتی خود که در نهایت با اعتراضات گسترده مردم ایران و تاریخ‌دانان و جغرافی‌شناسان مطرح سطح جهان، گوگل مجبور شد این نقشه جعلی را اصلاح کند و همچنین نمونه‌های بسیار دیگری از این دست که همه، گواهی تحرک دولت‌هایی است که خود تا پیش از دهه ۶۰ قرن بیستم میلادی، از عبارت «الخلیج الفارسی» در مکاتبات رسمی خود استفاده می‌کردند! اما ظاهراً این نام تاریخی که هویت آن در از اطلس‌های کهن جهان مانند اطلس أناکسیماندر (۶۱۰-۵۴۶ ق.م) نقشه بطلمیوس (۱۶۸-۹۰ م) نقشه هکاتئوس (۵۵۰-۴۷۶ ق.م) مستنداً موجود است، مورد حقد و حسد دول عرب منطقه شده و هرازگاه این دول تازه تأسیس دست به تحریف نام واقعی آن می‌زنند.
اما آنچه نگران‌کننده است و نیازمند توجه مسئولان وزارت امورخاجه است، اقدام دولت ایتالیا در تحریف این واقعیت است، این اقدام از سوی دولت‌های اروپایی که خود را داعیه دار حمایت از حقوق بین‌الملل و احترام به حاکمیت کشور‌ها می‌دانند جای بازخواست دارد و عملاً به معنای دخالت در امور کشورایران معنا می‌شود، باید از مسئولان ایتالیایی این سوال را پرسید که فرض بگیرید اگر کشورهای شمال آفریقا بر جزایر ساردنی و سیسیل در مدیترانه که جز خاک سرزمینی ایتالیا به حساب می‌آیند، ادعای مالکیت کنند، در این صورت انتظار کشور ایتالیا از دیگر دولت‌ها چیست؟! اگر دولت ایران هم به خواست دولت‌های مدعی مالکیت این جزایر، ادعای غیرواقعی آنان را تایید کند، دولت ایتالیا چه خواهد کرد؟!
نکته حائز اهمیت در این میان، واکنش جدی مسئولان کشورمان به این گونه اقدامات ضدامنیتی و ضدایرانی است، چراکه با توجه موقعیت راهبردی و ژئوپلتیک خلیج‌فارس، مسئولان کشور باید نسبت به کوچک‌ترین تحرکاتی که منجر به کاهش نفوذ ایران در این منطقه می‌شود، حساسیت بالا داشته و با جدیت با عاملان آن برخورد کنند. امید است این چنین باشد.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

چه اتفاقی افتاد كه ایرانی به جنس ایرانی بدبین شد؟
دکتر ابراهیم رزاقی *

مبانی اقتصاد نوین مبتنی بر عبور از دین است. فلسفه‌ این اقتصاد هم عیناً همان فلسفه‌ یونان قدیم است. یك نفر بَرده است و یك نفر برده‌دار. این فلسفه بود كه برخوردهای غیرانسانی با سرخ‌پوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها را رقم زد و روحیه‌ای را ایجاد كرد كه به برده‌داری گسترده قبل از انقلاب صنعتی و به راه افتادن كشتارهای عظیم منجر شد. در ایران ما هم این فرهنگ به زور پیاده شد. ابتدا به نظر می‌آمد كه موفق نمی‌شود، ولی آرام‌آرام با نفوذ سرمایه‌داری غربی در ایران این روند به فرهنگ ما هم سرایت كرد. اما تا دوره‌ ملی شدن نفت می‌بینیم كه تغییر زیادی اتفاق نیفتاده و ایرانی‌ها به جز عده‌ای تحصیل‌كرده، هنوز آن فضای دینی را حفظ می‌كنند. هزینه‌های ارزی دوره‌ رضاشاه تا زمان ملی شدن صنعت نفت ایران حدوداً سالانه ۱۰۰ میلیون دلار است. ما نیاز به خارج داریم، اما قالب اصلی، تولید داخلی است. زندگی اجتماعی هم متناسب با همان قالب در جریان است. ولی در زمان محمدرضا شاه و بعد از كودتای ۲۸ مرداد، الگوی مصرف ایران به شدت تغییر كرد. اصلاحات ارضی یكی از عوامل مهم در این زمینه بود. بنیان روستاها را به هم ریخت و بازار داخلی را بی‌ضابطه به روی تولیدات خارجی باز كرد.

فرهنگ حبیب خدا ضعیف شد
روحانیت در گذشته یكی از مدافعان تولید داخلی بود؛ به‌خصوص كه قدرت روحانیت در بازار كاملاً مشخص بود. ولی در دوره‌ رضاشاه ما صحنه‌ای را به وجود آوردیم كه ربطی به تولید داخلی نداشت و نخواستیم اینها را پیوند دهیم. كاری را كه امیركبیر می‌خواست بكند، نكردیم. عیناً صنعت را از خارج آوردیم و پشت سرش فرهنگش را هم آوردیم. فرهنگ تولیدكنندگان به سوی غربی شدن تغییر كرد.
نكته‌ دیگری كه خیلی مهم است اینكه منافع بازاری‌های ما آرام‌آرام از منافع تولیدكننده‌ ایرانی جدا شد و بازار مستقل عمل كرد. آرام‌آرام بازرگانان ما رفتند به طرف سود. خرده‌فرهنگی كه كاسب در آن حبیب خدا بود ضعیف شد و كار به جایی رسید كه آن بازاری می‌گفت من سودم را می‌خواهم و اصلاً به این توجه نداشت كه وقتی می‌خواهد سودش را دنبال كند، تولیدكننده له می‌شود. كاسب حبیب خداست یعنی كالا را از تولیدكننده به قیمت می‌خرد، حق او را ضایع نمی‌كند و به مصرف‌كننده هم به قیمت می‌فروشد و انصاف را در هر دو طرف رعایت می‌كند. چون هدفش پول نیست، سود نیست. در گذشته اكثریت می‌گفتند ما می‌خواهیم نان حلال بخوریم و می‌خواهیم پیش خدای خودمان سرافراز باشیم. ولی بعدتر آرام‌آرام بازاری‌ها منافع‌شان از تولیدكنندگان جدا شد. تولیدكنندگان سنتی ما تحت فشار واردات از خارج و تغییر سبك زندگی، كم‌كم ورشكست شدند. اگر یك آمار بدهم موضوع كاملاً مشخص می‌شود. وقتی انقلاب شد ۴۰۰ هزار مغازه‌دار در ایران ثبت شده بود. الآن نزدیك چهار میلیون مغازه‌ داریم اما اشتغال مولد این‌قدر رشد پیدا نكرده. در كشورهای صنعتی در برابر هر مغازه‌دار ۵۰۰ نفر تغذیه می‌شوند، ولی در ایران تنها ۳۰ نفر! یكی از موانع بزرگ صنعتی شدن ایران و یكی از عوامل مهم در این زمینه تقویت واردات با دلار ارزان و رواج مصرف است؛ آن هم مصرف وابسته به كالایی كه از خارج می‌آید و عملاً شیوه زندگی جدیدی كه با مصرف جدید شكل گرفته را به وجود می‌آورد.

چرا ایرانی
به جنس ایرانی بدبین شد؟
این مسئله به‌تدریج صورت گرفت. می‌شود گفت تا زمان ملی شدن نفت در ایران، ما تولید خودمان را مصرف می‌كردیم. از زمان محمدرضاشاه به طرف مصرف كالای خارجی حركت كردیم. كسانی به‌عنوان معیار و الگو قرار گرفتند كه در خارج درس خوانده بودند یا در دانشگاه‌های ایران كه در زمان رضاشاه ایجاد شده بود، دروس خارجی را خوانده بودند یا با غرب تماس داشتند. این افراد آرام‌آرام الگوی زندگی غربی را رواج دادند. شرایطی به وجود آمد كه عده‌ای با تولید خارجی مأنوس شدند و همان‌طور كه شما می‌دانید تولید، فرهنگ یك جامعه را انعكاس می‌دهد. خوب حالا كه ما شروع كردیم به استفاده از تولید خارجی، آرام‌آرام با فرهنگ آن‌ها هم مأنوس شدیم.
نكته‌ای كه مهم است، ارزان بودن مصرف كالای وارداتی به دلیل وجود دلار ارزان برای واردات بود. مصرف هم به دنبال نیاز به وجود می‌آید. وقتی كه ما كالای خارجی را نمی‌شناختیم، نیازی هم به آن نداشتیم. نقل است كه در زمان كریم‌خان زند استعمارگران كالایی نداشتند كه به ایران و هند بفروشند. كالاهای دیگران را می‌آوردند و می‌فروختند. یعنی واسطه بودند. یك بازرگان انگلیسی می‌آید بشقاب‌های چینی به كریم‌خان می‌دهد و می‌گوید از اینها مصرف كنید. كریم‌خان دستور می‌دهد بشقاب‌های فلزی را كه ساخت كاشان است بیاورند. بعد این دو تا را می‌اندازد روی زمین. خب معلوم است كارهای چینی می‌شكند. بعد می‌گوید كدام آدم عاقلی چنین انتخابی می‌كند؟ او هرچه می‌گوید كار چینی قشنگ است، كریم‌خان قبول نمی‌كند. می‌گوید ببینید از ابتدا تا انتهای عمر ما این بشقاب‌ها كفایت می‌كنند؛ ولی آن بشقاب‌ها هر روز می‌شكنند. یعنی می‌خواهم بگویم كه كریم‌خان می‌دانست چه‌كار می‌كند و منافع تولیدكننده را در نظر می‌گرفت. ولی در زمان محمدرضاشاه كه درآمد نفت به كشور سرازیر شد، این شد یكی از عوامل مهم واردات. درآمد نفت كه قبلاً چیزی در حدود ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون و یك میلیارد بود، از سال ۴۸ و ۴۹ می‌شود پنج میلیارد، شش میلیارد؛ و تا ۲۰ میلیارد دلار هم می‌رسد. به همان نسبتی كه این درآمد ارزی می‌رود بالا، دلار ارزان داده می‌شود و واردات و مسافرت‌های خارجی و تغییر كسانی كه سنتی یا دینی فكر می‌كنند آغاز می‌شود.

دور باطل كیفیت كالا، انتظار خریدار
غرب برای سود بیشتر، تمام تكنولوژی‌ها و فناوری‌هایش را رو نمی‌كند. ببینید استهلاك تكنولوژی و فناوری خیلی بالاست. بنابراین كشورهای در حال توسعه، تكنولوژی و ماشین‌آلات آن را هم می‌خرند. ماشین‌آلاتی كه خریدند به سرعت كهنه می‌شود و از سودآوری می‌افتد. نتیجه‌اش مصرف‌زدگی است. برده‌ای را به وجود می‌آورند كه دائماً می‌خواهد چیز جدیدی داشته باشد. هیچ كدام از كشورهایی كه الآن در سطح بین‌المللی رقابت می‌كنند از ابتدا بازارها را آزاد نگذاشته بودند؛ واردات را آزاد نگذاشته بودند. حتی خود انگلستان هم از اول با حمایت از تولید داخلی جلو رفت و بعدها به این نتیجه رسید كه می‌تواند با دیگران رقابت كند و به دنبال آزادی مبادلات تجاری رفت كه در دهه هفتاد میلادی، انگلستان و آمریكا با هم توافق كردند تا مرزها را بردارند. آن‌ها این مراحل را طی كردند.
اما ما در ابتدای راه هستیم. بسیاری از مسئولان ایران بعد از دفاع هشت ساله هم زیاد این نكته را می‌گفتند و همین الان هم می‌گویند كه ایرانی حق دارد كالای باكیفیت و ارزان بخرد. به همین دلیل برای واردات، دلار ارزان می‌دادند. این یعنی چه؟ یعنی تولید نباید صورت بگیرد و اگر هم صورت بگیرد، قطعات از خارج می‌آید و اینجا مونتاژ می‌شود. این روند ادامه دارد تا اینكه مدل جدید از خارج وارد شود. یعنی ما همیشه وابسته هستیم. هر وقت هم كه خواستند، می‌توانند ما را تحریم كنند یا حذف كنند. امام رحمه‌الله در وصیت‌نامه‌شان یك نكته‌ جالب دارند. ایشان می‌گویند: «بر دولت‌ها و دست‌اندركاران است... كه از متخصصین خود قدردانی كنند و آنان را با كمك‌های مادی و معنوی تشویق به كار نمایند و از ورود كالاهای مصرف‌ساز و خانه‌برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند، بسازند تا خود همه چیز بسازند.» ببینید چیزی را كه تولید می‌كنیم، كیفیتش نسبت به مشابه خارجی چگونه است؟ خیلی پایین. اگر این كار را نكنیم، باید تولیدات خارجی را مصرف كنیم. پس استقلال نخواهیم داشت، بیكاری زیاد خواهد بود، فقر زیاد خواهد بود، بعد دیگر ما هویتی نداریم.

الگوی كشورهای موفق
كشورهایی موفق شدند كه سه قطب را با هم متحد كردند: «تولیدكننده»، «كارگری كه خوب تولید كند» و «مصرف‌كننده». اگر بخواهیم قطب چهارمی را نام ببریم، «دولت»، حامی این سه خواهد بود. ولی نگاه كنید ببینید در كشورهای جهان سوم چه چیزی اتفاق افتاده؟ تحت تأثیر آن شعار «ما كالای باكیفیت و ارزان می‌خواهیم!» بین مصرف‌كننده و تولیدكننده‌ داخلی اختلاف افتاده، بین تولیدكننده و كارگرش هم اختلاف افتاده، چرا؟ چون تولیدكننده سود سرمایه‌داری را می‌خواهد ولی كارگر می‌خواهد زندگی كند. برای همین هم كارگرش را بیمه نمی‌كند. حالا كه بیمه نمی‌كند، كارگر می‌خواهد واكنش نشان دهد، در نتیجه خوب تولید نمی‌كند، از كار می‌زند، دولت هم كه درآمد نفت دستش است، بیشتر به فكر مصرف است تا تولید. ای كاش دولت به فكر مصرف داخلی از تولید داخلی بود! اگر این بود، ما تا حالا یك كشور صنعتی شده بودیم. مثل رویكردی كه درباره‌ صنایع دفاع‌مان داشتیم. اما دولت، نفت را می‌فروشد با دلار ارزان، از خارج كالا وارد می‌كند و مرتباً زیربناهای اقتصادی به وجود می‌آورد برای واردات و مصرف كالای خارجی!
*پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)


نيم نگاه
علی تتماج

گام‌هایی که بحرین باید بردارد
در کنار تمام مسائل مطرح در حوزه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، یک نکته قابل‌توجه است و آن، رویکردهای بحرین به تعاملات جدید با ایران است. در این چارچوب منابع خبری از درخواست بحرین برای آغاز دوباره پروازهای ایران و بحرین و اجرایی شدن آن از 24 آذر و نیز دعوت از جمهوری اسلامی برای حضور در اجلاس امنیتی منامه با حضور مقامات بسیاری از کشورها خبر داده‌اند. برخی منابع نیز زمزمه تبادل سفیر میان دو کشور را مطرح کرده‌اند.
هر چند که از یک سو جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل تعامل و نزدیکی با همسایگان تأکید و از رویکرد دوستانه آنها استقبال کرده است و از سوی دیگر رویکرد منامه به تعاملات جدید با ایران را می‌توان برگرفته از موقعیت منطقه‌ای و ناتوانی بحرین برای ادامه قطع روابط با تهران پس از دو سال وقفه دانست، اما همزمان با این مسئله، چند نکته مهم باقی مانده است. اصل مهم آن است که دولتمردان بحرین پیش از درخواست برای احیای روابط، باید به چند سوال اساسی پاسخ دهند و گامی عملی برای نشان دادن حسن نیت خود در بازسازی روابط با ایران بردارند.
اولاً؛ مقامات بحرین همواره ادعاهای ساختگی و بدون سند را علیه ایران مطرح و چنان وانمود کرده‌اند که ایران در امور این کشور دخالت می‌کند. آنها با فرافکنی در حالی که طرح تخریب جایگاه منطقه‌‌ای ایران را اجرا کرده‌اند، متأسفانه از این بهانه‌ها برای سرکوب مردم کشورشان نیز بهره گرفته‌اند. به عبارتی، آنها رسماً پروژه ایران‌هراسی غرب را با اشکال مختلف اجرا کرده‌اند. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که نه تنها در امور بحرین بلکه در امور هیچ کشوری دخالت نمی‌کند و صرفاً در مقابل دشمن اصلی منطقه یعنی صهیونیست‌ها به حمایت از ملت‌ها و دولت‌های منطقه می‌پردازد چنانکه در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه و 8 روزه غزه این امر را آشکارا اجرا کرده است. در رد این ادعای سران بحرین، رهبر انقلاب امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) فرمودند: «ما در امور جزیره کوچک بحرین هیچ دخالتی نداریم چرا که اگر اقدامی صورت می‌دادیم، مسلماً وضعیت بحرین گونه دیگری بود.»
با توجه به این شرایط، دولتمردان بحرین پیش از آغاز درخواست احیای روابط حتی در اندازه روابط اقتصادی و احیای خطوط هوایی، ابتدا باید به دلیل ادعاها و اتهامات واهی که علیه ایران مطرح کرد‌ه‌اند، عذرخواهی رسمی کرده و بر واهی بودن ادعاهای‌شان اذعان کنند.
ثانیاً، جمهوری اسلامی ایران ضمن تأکید بر دخالت نکردن در امور بحرین، بر لزوم توجه آل‌خلیفه به مطالبات مردمی و استفاده نکردن از زور در قبال خواسته‌های مردمی تأکید داشته‌ است و دلیل اصلی دوری تهران از منامه نیز همین اعتراض به رفتارهای غیر دموکراتیک سران بحرین بوده است.
بررسی کارنامه بحرین نشان می‌دهد در حالی که همچنان مردم مظلوم این کشور بر اجرای مطالبات خود تأکید دارند، حاکمان بحرین سیاست سرکوب را تشدید کرده‌اند و همچنان حاضر به پذیرش مطالبات مردم نیستند. حتی این سناریو مطرح است که منامه با ترویج این ادعا که ایران اقدامات دولتمردان بحرین علیه مردم کشورشان را تأیید می‌کند، می‌خواهد تا ضمن تضعیف روحیه مردم، در ابعاد جدیدتری، تخریب چهره منطقه‌ای ایران را در حمایت از مظلومان با نشان دادن سازشکاری با ظالمان، اجرایی سازد!
بر این اساس، توجه آل‌خلیفه به مطالبات مردمی و پایان دادن به سرکوب‌ها می‌تواند یکی از پیش‌زمینه‌های رفتاری منامه برای اقدام عملی در جهت تعاملات جدید با ایران و جبران اشتباهات گذشته آنها باشد. در غیر این صورت، احیای روابط با رژیمی که سرکوب مردم و تخریب منزلت و جایگاه حق‌طلبانه ایران را در دستور کار دارد، مورد تأیید ملت ایران نخواهد بود و همچون گذشته با احیای روابط با بحرین مخالفت خواهد کرد.


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (4)
تشکیل ژاندارمری

اطلاعات و اسناد محرمانه تاریخی حاکی از آن است که انگلستان در سال ۱۹۱۳ میلادی تصمیم به ایجاد نیرویی نظامی متشکل از قوای انگلیسی در جنوب ایران شبیه به قوای قزاق در شمال که توسط روسیه بنیان گذاشته شد، گرفته بوده است. «راسل» گزارش می‌دهد که ژاندارم‌های ایرانی در ماه مارس ۱۹۱۳ میلادی(۱۲۹۲ هـ .ش) به جنوب ایران اعزام شدند تا انگلیسی‌ها نتوانند نقشه‌شان را عملی کنند. نزدیک به پانصد ژاندارم ایرانی به فرماندهی سوئدی‌ها در این مأموریت شرکت داشتند و مقرر شده بود نزدیک به همین تعداد نیز به همراه کلنل «یالمارسن» به‌زودی به آنها ملحق شوند. وی اظهار می‌دارد که اهمیت این نیروی اعزامی در آن است که از نظر خیلی‌ها، اگر سوئدی‌ها در این مأموریت موفق نشوند، انگلیسی‌ها برای تأمین امنیت جاده‌ها وارد عمل می‌شوند.
روزنامه آفتاب ملی در آن دوره طی مصاحبه‌ای که با وزیر مختار فرانسه ـ که پس از استقرار قوای ایرانی در مناطق جنوب به شیراز سفر کرده بود ـ دارد از قول وی می‌نویسد: از نظر وزیر مختار، وضعیت جاده‌های جنوب به لطف ژاندارمری و افسران سوئدی و قدرت دولت در حفظ امنیت کشور خوب است و تا وقتی که دخالت خارجی و یا تهدید به دخالت در کار نباشد امنیت پا برجا خواهد بود.
راسل درخصوص نیروهای سازمان‌یافته پایتخت برای حفظ امنیت نیز می‌افزاید: انتظار می‌رود که با سازماندهی جدید پلیس شهر امن‌تر از گذشته شود؛ هر چند وضعیت طوری نبوده که بتوانم آن را ناامن توصیف کنم.
تشکیل ژاندارمری در ایران
در اکتبر ۱۹۱۳ نیز یک فرماندهی مستقل ژاندارمری تحت نظر کلنل جی‌ان مریل آمریکایی به منظور ایجاد قوه قهریه برای مقابله با اشرار و راهزنان و برقراری امنیت جنوب تشکیل شد.
نمونه‌ای از اقدامات ژاندارمری در جنوب ایران، برقراری نظم در اطراف کازرون و شکست دادن شورشیان (مخالفین رژیم پهلوی) این منطقه در مارس ۱۹۱۴ بود. راسل در گزارش خود با اذعان به فاصله ۱۳۰۰ مایلی تهران تا بندرعباس اعتراف می‌کند که ژاندارمری ایران توانست قاطعانه شورش در فارس (اعتراضات عشایر ضدپهلوی) را سرکوب کند. او در توضیح جزئیات بازپس گرفتن کازرون می‌آورد: قوای ایران با حمله برق‌آسا توانستند این شهر و مواضع شورشیان را از چنگ‌شان درآورند و آنها را فراری دهند!
بدین ترتیب دولت ایران در سال ۱۹۱۴ (۱۲۹۳ هـ . ش) علاوه بر برگزاری انتخابات دموکراتیک مجلس سوم (فرمایش) توانسته بود قانون و نظم را هم در سرتاسر کشور برقرار کند. این دقیقاً خلاف تصویری است که معمولاً از ایران در آستانه جنگ جهانی اول ترسیم می‌شود. در واقع ایران برای برقراری نظم و امنیت داخلی و مرزهای خود چیزی کم نداشت و تنها چیزی که کم داشت منابع لازم برای مقابله با همسایگان قدرتمندش در شمال و جنوب کشور، یعنی روسیه و انگلیس بود. اگر این کشورهای اشغالگر تصمیم ایران را برای بی‌طرفی در جنگ محترم می‌شمردند، دولت ایران به راحتی می‌توانست علاوه بر حفظ امنیت داخلی خود نیازهای روزمره مردمش را تأمین کند و این همه خسارت جانی و مالی دوران جنگ را متحمل نشود.
گفتنی است بسیاری از نویسندگان تاریخی و اظهارنظرکنندگان خارجی درباره وقایع دوران پهلوی در عین حالی که ادعای ضدانگلیسی دارند، ولی زیرکانه از رضاخان قلدر حمایت کرده و کشتار و قلع‌وقمع مردم مبارز جنوب که به حکومت مرکزی و اشغال کشور اعتراض داشتند را شورشیان می‌نامند! که دقت خوانندگان را می‌طلبد.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 228
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

اعتقاد به مردم‌سالاری دینی
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (2۱)

از دیگر مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی، اعتقاد به مردم‌سالاری دینی است که نشان می‌دهد این حزب نقش ویژه‌ای برای مردم در تحقق حکومت دینی قائل است.

12- مردم‌سالاری دینی
جبهه خودی باید بـه نـقـش مـردم در تحقق حكومت دینى و ولایت فقیه، یعنی مردم‌سالارى دینى باور داشته باشد؛ البته نقش مردم مشروعیت‌بخشى نیست، بلکه آنها به حكومت تحقق مى‌بخشند.(1)
نامه53 نهج‌البلاغه منشور سیاست اسلامی است. ملاحظه این نامه نشان می‌دهد که حکومت اسلامی حکومت بر قلب‌هاست و مردم با میل و رغبت از حاکمان مشروع خود اطاعت می‌کنند. عنصر اجبار تنها برای مهار کسانی که قانون را زیر پا می‌گذارند و به حقوق خدا یا مردم تجاوز می‌کنند، به کار می‌رود. امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر می‌نویسد:«مهربانى با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان درنده‌ای باشى كه خوردن آنان را غنيمت‌دانى، زيرا مردم دو دسته‏اند؛ دسته‏اى برادر دينى تو و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مى‏باشند.... دوست داشتنى‏ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه‏ترين و در عدل فراگيرترين و در جلب خشنودى مردم گسترده‏ترين باشد كه همانا خشم عمومى مردم، خشنودى خواص(نزديكان) را از بين مى‏برد، امّا خشم خواص را خشنودى همگان بی‌اثر مى‏كند.(2)
همچنین این سخن حضرت علی(ع) بسیار آموزنده است:
«سوگند به آنكه دانه را شكافت و روح را آفريد، اگر حضور حاضران(در بيعت) و تمام شدن حجت به سبب وجود يارى‏كنندگان نبود و اينكه خدا بر دانشمندان واجب كرده است كه در برابر پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمكش ساكت ننشينند، ريسمان خلافت را بر دوشش مى‏افكندم.»(3)
گفتنی است حکومت اسلامی مادام که پشتوانه مردمی نداشته باشد، تحقق عینی پیدا نمی‌کند. حکومت اسلامی خود را به زور بر مردم تحمیل نمی‌کند، بلکه این مردم هستند که باید اطراف امام گرد آیند. در این باره، حـدیـث حـضـرت زهـرا(س )، به نقل از رسول‌الله(ص) بـسیار گویا است: «مَثَل امام مَثَل كعبه است كه نزدش روند و او نزد كسى نیاید.»(4)
اگر مردم اطراف کعبه طواف نکنند چیزی از مشروعیت و عظمت آن کم نمی‌شود، اما تحقق عینی حج آنگاه است که مردم به دور خانه خدا طواف کنند.
از نظر امام خمینی(ره)، ولی‌فقیه، با نصب معصومین(علیهم‌السلام)، پیوندی الهی می‌یابد، ولی حكومت او، زمانی تحقق عملی می‌یابد كه از مقبولیت مردمی برخوردار باشد. حكومت اسلامی برای تحقق اولیه و استمرار سیاست‌های خویش نیازمند آرای مثبت مردم است. مشاركت مردم در سیاست، هم حق و هم تكلیف شرعی آنان است.(5)
مردم‌سالاری دینی به معنای حضور مؤثر مردم در انتخاب مسئولان جامعه و لزوم تعهد مسئولان به انجام وظیفه است. وظایفی مانند رعایت انصاف و عدالت، پرهیز از سوء‌استفاده شخصی از امکانات عمومی، تلاش برای کسب رضایت اکثریت مردم و نه اقلیتی خاص، از جمله وظایف مدیران جامعه است.(6) مردم‌سالاری دینی، از پدیده‌های مهمی است كه از آغاز شكل‌گیری جمهوری اسلامی در ایران پا گرفت و در انتخابات مختلف تجلی پیدا كرد.
در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌خوانیم:«ایجاد حكومت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) توسط مردم صورت گرفت و اداره آن نیز طبق قانون به طور مستقیم و غیرمستقیم به عهده نمایندگان مردم می‌باشد. ... قانون اساسی با قبول اصل «‌حاكمیت ملی» و حكومت صالحان زمینه مشاركت سیاسی مردم را فراهم كرده است.... مشاركت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود بارزترین نمونه و تجلی حكومت مستضعفان می‌باشد.»(7)
همچنین به عقیده محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب مؤتلفه: «انقلاب، بدون پشتیبانی مردم قابل تداوم نیست.»(8)
مرحوم عسگر اولادی، دبیركل سابق مؤتلفه نیز در پاسخ به این پرسش كه آیا شما با جمهوریت موافقید، گفت: «مردم ما خود با 2/98 درصد به جمهوری اسلامی رأی دادند و امام(ره) هم فرمودند جمهوری اسلامی، نه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد. جمهوریت مطلق را در ایران نمی‏توان دید. در ایران محتوا اسلام است، شكل جمهوری است و ما جمهوریت را براساس اسلام قبول داریم.»(9)
از مطلب فوق برمی‏آید كه جمهوریت در معنای مطلق خود مورد تأیید مؤتلفه نیست و این مسئله یك ممیزه اساسی بین مؤتلفه و برخی گروه‌های سیاسی سكولار و لیبرال پدید می‏آورد. مؤتلفه در واقع به جمهوریتی معتقد است كه مبتنی بر محتوای اسلامی باشد و این را یك ارزش و یك افتخار برای نظام ما می‏داند.
نشریه شما در پی مشخص شدن پیروزی جناح رقیب در انتخابات مجلس ششم نوشت: «بعد از گذشت 21 سال از حیات افتخارآفرین جمهوری اسلامی، اخلاق و منش جمهوریت در نظام ما نهادینه شده است... جابه‌جایی مسئولیت‌ها در نهادهای حكومتی در نظام مردمی - اسلامی براساس رأی مردم یك امر طبیعی و پذیرفته شده است... این افتخاری است برای مردم ما كه ارزش‌های اسلامی و قرآنی را در ساختار یك نظام مردم‌سالار حفظ كرده است. این جابه‌جایی مردمی قدرت در نظام امری پسندیده و نیكو است باید آن را به عنوان یك ارزش تكریم كرد.»(10)
جملات فوق به خوبی جمهوریت مورد نظر مؤتلفه را تعریف می‏كند. در واقع مؤتلفه به یك مردم‌سالاری دینی اعتقاد دارد كه در آن ارزش‌های اسلامی و قرآنی حفظ شود.
از جمله اتهاماتی كه از سوی برخی رقبای سیاسی به مؤتلفه زده می‏شود این است كه به مردم توجه ندارد. آقای سیدعلی‏اكبر پرورش، قائم مقام وقت مؤتلفه در این خصوص به طور استدلالی توضیح می‏دهد كه در كتاب معجم بحار حدود یكصد صفحه و در هر صفحه ده‌ها حدیث در مورد عظمت مردم آمده است. از جمله در یك حدیث نبوی كه در جلد اوّل بحار آمده است، پیغمبر(ص) می‏فرمایند بالاترین مسئله عقلانی بعد از ایمان، عشق به مردم و دوست داشتن مردم است. در حدیثی دیگر حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، پیامبر(ص) را این‏گونه توصیف می‏كند كه شفیق‏ترین و رئوف‏ترین مردم نسبت به مردم بودند. آقای پرورش ادامه می‏دهد: «چرا برای دو روز كاسبی كردن و چند رأی بیشتر جمع كردن به مسلمانان تهمت می‏زنید و می‏گویید اینها ضد مردم هستند، كجا ضدّ مردم هستند، این گروه تمام وجودش همان تعبیر امیرالمؤمنین(ع) و پیامبر اكرم(ص) درباره مردم است. حال شما آنها را متهم می‏كنید كه ضد مردم هستید و جمهوریت نظام را قبول ندارید.»(11)
آقای بادامچیان نیز در پاسخ به پرسش خبرنگاری كه نظر وی را پیرامون تعریف مردم‏سالاری پرسیده بود، گفت: «حزبی كه از سال 1341 كار خود را با مردم شروع كرده و الآن نیز با مردم است و در سراسر كشور نیز حوزه دارد، آیا نمود مردم‌سالاری نیست؟»(12)
هم او در پاسخ به پرسش نویسنده در خصوص میزان پایبندی به روش‌های مردم‏سالارانه گفت:
«اصلاً مؤتلفه مردمی است. در میان مردم زندگی كرده است. این را من نمی‏گویم. شهید بهشتی می‏گوید: «جمعیت هیئت‌های مؤتلفه... حركت اسلامی و انقلاب اسلامی را در متن توده‏ها آغاز كردند و ادامه دادند.» بنابراین، این توده‏ای كردن، خلقی كردن، مردمی كردن و عمومی كردن حركت به مقدار زیادی نتیجه كار اینهاست.»(13)
بررسی سیاست‌های انتخاباتی مؤتلفه نشان می‌دهد تأكید روی مشاركت هر چه بیشتر مردم در انتخابات، معنوی و ارزشی كردن فضای انتخابات، پرهیز از روش‌های ناشایستی چون بی‏آبرو كردن، عقده‏گشایی كردن، فحاشی و خلاف واقع سخن گفتن... در گفتمان سیاسی و رقابت‌های انتخاباتی بوده است.(14)
البته باید به این نكته توجه داشت كه مؤتلفه، مردم‌سالاری بر مبنای متعارف غربی را كه یكی از ویژگی‌های آن جدایی دین از سیاست است، قبول ندارد، بلکه مردم‌سالاری مورد تأیید اسلام را قبول دارد:
«باید همان طور كه امام عزیز به ما تعلیم فرمودند كه میزان رأی ملت است، بپذیریم و به نتایج انتخابات كه محصول حضور در صحنه و رشد و فهم مردم ماست به آن التزام داشته باشیم.» (15)
بر اساس آنچه بیان شد می‌توان درک کرد که مؤتلفه به نقش مردم در ایجاد و تداوم حکومت اعتقاد دارد و مردم‌سالاری دینی را پذیرفته است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 228
فتح الله پريشان

مبانی انسان‌شناسی در اندیشه سیاسی محقق دوانی
واژه «Anthropology» از دو کلمه یونانی «Antthropos» به معنی انسان و «Logos» به معنی کلمه یا بررسی ریشه می‌گیرد. در معنای تحت‌اللفظی انسان‌شناسی عبارت از مطالعه انسان یا صفات انسانی است. تعبیر انسان‌شناسی را نخستین‌بار ارسطو به معنای کسی که در مسائل مربوط به عوالم اخلاقی و معنوی انسان به فکر و نظر می‌پردازد به کار برده بود. پس از ارسطو، اطلاق این تعبیر تا دوره رنسانس (نوزایش) تقریباً متروک مانده بود و در این زمان که انسان و فرد به نحو تازه‌ای مورد توجه قرار گرفتند، از اصطلاح انسان‌شناسی به طور کلی و بحث در مسائل مربوط به انسان اعم از اخلاقی، معنوی، مادی و بدنی و با قطع نظر از الهیات مراد گردید. بنابراین انسان‌شناسی از شاخه‌های جدید علوم انسانی است که در آن رشد زیستی و فرهنگی انسان و اصول اساسی راهبرد در زمینه روابط انسانی در تمامی جوامع مطرح می‌شود. بر این اساس، با وجودی که اندیشمندان قرون و اعصار گذشته با این تعریف و نگاه جدید انسان‌شناسی آشنا نبودند، اما به خوبی توانستند روابط انسانی در ساحت‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و ... را در پرتو رهیافت دینی مورد توجه قرار دهند، از این رو می‌توان گفت؛ یكی از مبادی سیاست، انسان‌شناسی است. سیاست و حكومت به عنوان پدیده‌ای انسانی، بخشی از نظام اجتماعی انسانی است كه همه اینها بخشی از هستی و كل موجودات هستند. ادامه بحث از هستی و شناخت آن، انسان‌شناسی است كه در شناخت از سیاست تأثیر دارد. بنابراین در سوال از انسان‌شناسی بین اندیشمندان جدید و قدیم تفاوتی از حیث محتوا و نوع پرسش‌های انسان‌شناختی وجود ندارد. هرکسی که بخواهد انسان را مورد مطالعه قرار دهد، با این سوال آغاز می‌کند که؛ انسان چگونه موجودی است؟ موجودی پست و حیوان‌گونه، درنده‌خو، شریر و یا اشرف موجودات و صاحب كرامت و شرافت؟ آیا آزادی و اختیار دارد یا آنكه مجبور و مسلوب‌الاختیار است؟
بررسی و مداقه در آثار علامه دوانی به عنوان حکیمی ذوق‌التاله، نشان می‌دهد که وی ماهیت انسان را مرکب از بعد حیوانی و الهی می‌داند که بعد الهی آن آمیخته با کرامت، عشق و شوق است و حقیقت این عشق میل به اتحاد است. به فرموده خداوند در قرآن: «و لقد كرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر...» و یا «لقد عرضنا الأمانه»، انسان از کرامت الهی برخوردار بوده و برای مسئولیت مهمی انتخاب شده است که همان مقام خلیفه‌الهی است. نفس ناطقه او با کسب کمالات و فضایل قابلیت الهی شدن را دارد، اما باید برای رسیدن به آن، رذایل نفس خود را با تهذیب نفس کنار بگذارد؛ زیرا بعد حیوانی و طبیعی و مادی انسان نفع طلب است و میل بر رذایل دارد. دوانی برای روح حیوانی انسان قوای محرکه و مدرکه در جزئیات قائل است و وظیفه نفس حیوانی را تصرف در بدن می‌داند. محقق دوانی تفصیل و کیفیت کمال نفس ناطقه را در کتاب ثلاث رسائل خود شرح کرده است.(1)
از منظر اندیشه دوانی انسان به دلیل ماهیت دوگانه حیوانی – الهی‌اش با عبور از هواهای نفسانی و تفکر در حقیقت نفس خویش، می‌تواند به خداشناسی و معرفت کامل دست یابد. بنابراین به اعتقاد وی، انسان کامل انسانی است که سه مرحله معرفت، یعنی شریعت، طریقت و حقیقت را گذرانده باشد. او در مرحله اول، قبول کتاب و سنت کرده و در مرحله دوم، عمل به کتاب و سنت نموده و در مرحله سوم به یقین رسیده است و با چشم دل واقعیت را مشاهده می‌نماید و از انوار حقیقت بهره می‌برد و صورت کامل حق و آیینه تمام‌نمای صفات حق می‌شود.(2) چنین انسانی از همه مراحل عروج برخوردار شده و دلش عرش‌الرحمان می‌شود.(3)
محقق دوانی فضیلت را به آن می‌داند که تمام قوا مطیع و منقاد توامان شرع و عقل باشند، به گونه‌ای که هیچ یک از آنها چیزی بیش از آنچه شرع وعقل برای آنها تعیین کرده طلب نکند. برای رسیدن به این مرحله لازم است انسان همواره در تهذیب نفس خود بکوشد که از منظر علامه دوانی دارای مراتبی است که با طی این مراحل نفس انسانی به اعتدال می‌رسد.(4)
انسان از دیدگاه امام علی(ع) موجودی آزاد و مختار است كه خداوند به او عقل داده است. انسان باید از این عقل برای شناخت حق از باطل استفاده كند و عقل همانند رسولی باطنی است كه حجّت را بر انسان تمام می‌كند، ولی با همه اهمیتی كه برای عقل قائل شده آن را ناكافی دانسته‌اند و نیاز به رسول ظاهری را لازم دانسته‌اند و می‌فرمایند: هدف از بعثت انبیا بیدار كردن فطرت و آشكار كردن گنجینه‌های عقول مردم است. اگر پیامبر(ص) برای انذار بشر نیاید، انسان در خواب غفلت باقی خواهد ماند و از عقل خود استفاده نخواهد كرد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

نسبت‌سنجی پوپولیسم و دموکراسی
یکی از راه‌های پرهیز یا برون‌رفت از تنگنای پوپولیسم در ارتباط با نهادها، طرفداری از دموکراسی مستقیم است، چرا که با توده‌های مردم تماس مستقیمی برقرار می‌شود و همزمان، احزاب سیاسی کنار گذاشته می‌شوند.

ارتباط پوپولیسم و دموکراسی
گاهی پوپولیسم مترادف با دموکراسی مستقیم به نظر می‌آید. اگر چه پوپولیسم با دموکراسی مستقیم پیوندهای قوی دارد، اما مترادف پنداشتن این دو به معنای نادیده گرفتن گستره نظریه دموکراسی مستقیم و تمرکز بر فقط یک بخش از پوپولیسم است. پوپولیسم را می‌توان به این معنا با دموکراسی مستقیم مرتبط دانست که از آن نظام‌های سیاسی دفاع می‌کند که طرفدار کاربرد ابزارهای دموکراسی مستقیم هستند.(۱)
همچنین از این لحاظ که جنبش‌های مختلف پوپولیستی سازوکارهای دموکراسی مستقیم را برای جلب توجه مردم به اهداف خود و افزایش حمایت از جنبش‌های خویش به کار می‌برند، می‌توان پیوندی را میان پوپولیسم و دموکراسی مستقیم برقرار کرد. پوپولیست‌ها از دموکراسی مستقیم چون نقدی بر عدم مشارکت مردم در دموکراسی مبتنی بر نمایندگی و به‌عنوان سازوکاری نهادی که دموکراسی پارلمانی را مشارکتی‌تر می‌کند، بهره می‌برند. در عمل از سازوکارهای دموکراسی مستقیم به نحو گسترده‌ای در سوئیس و در برخی از ایالات آمریکا استفاده می‌شود. در هر دو مورد، این سازوکارها ضمیمه‌ نهادهای دموکراسی مبتنی بر نمایندگی هستند. تجربه استفاده از مراجعه‌ مستقیم به مردم در ایالت‌های آمریکا نشان می‌دهد که این شیوه می‌تواند ابزاری پوپولیستی باشد. «دیوید ماگلبی» با مطالعه ۳۹۹ مراجعه‌ مستقیم به مردم در آمریکا در سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲، پی برد که موضوع ۷۶ درصد از آنها این چهار مقوله بوده است: اصلاحات دولتی یا سیاسی، اخلاقیات عمومی، درآمد یا مالیات یا سهام و تنظیم تجارت و کار. بررسی این مقوله‌ها از آن جهت که شامل ملاک‌های مهم پوپولیستی در باب اخلاق عمومی و بی‌اعتمادی به نهادها و مالیات‌هاست، بسیار آموزنده و حائز اهمیت است.(۲) یکی از معروف‌ترین آنها، طرح موسوم به شماره ۱۳ در کالیفرنیا در سال ۱۹۷۸ بود که به موضوع مالیات بر دارایی مربوط می‌شد و موجی از شورش‌های مالیاتی را در ایالت‌های دیگر به راه انداخت. مبارزه برای طرح شماره ۱۳، به رهبری «هاوارد جرویس» دارای بسیاری از عناصر پوپولیستی بود. رسانه‌ها جرویس را چون قهرمانی مردمی نشان می‌دادند. وی در این مبارزه با حمله به سیاستمداران و بوروکرات‌ها از طرح شماره ۱۳ که مالیات بر دارایی را دو سوم کاهش می‌داد دفاع می‌کرد. نکته مهم در این واقعه، خط‌مشی سیاسی بود که در پی رجوع مستقیم به مردم پدید آمد. مبارزه‌ای که با رهبری نخبه‌ستیز و طرفدار کاهش مالیات آغاز شده بود، آشکارا بیش از سازوکارهای مرسوم پوپولیسم موثر واقع شد.

نظریه‌های توطئه
راه‌حل دیگری که برای تنگنای پوپولیسم در ارتباط با نهادها مورد استفاده قرار می‌گیرد، روی آوردن به نظریه‌های توطئه است که مانند دموکراسی مستقیم راه‌حلی عملی ارائه نمی‌دهد. پوپولیسم با پلید نشان دادن و خطرناک جلوه دادن نخبگان، به ویژه مستعد پذیرش چنین نظریه‌هایی است. از کنار هم قراردادن گروه‌های گوناگون نخبگان مانند بان‌کداران، سیاست‌مداران، روشنفکران و رهبران صنعت تا این ادعا که آنان همدست و بخشی از یک توطئه هستند، فاصله زیادی وجود ندارد. این گونه نظریه‌ها کارکرد مهم بسیج‌کننده نیز دارند. با رواج نظریه‌های توطئه میان بخش‌های ناراضی مردم، رخدادهایی که می‌توانند واقعیت‌های پراکنده زندگی باشند، معنای دیگری پیدا می‌کنند. به این شکل انگیزه‌هایی در افراد شکل می‌گیرد که به مبارزه برای عقیم گذاشتن تلاش‌های توطئه‌گرانه بپیوندند. (۳) نظریه‌های توطئه عموماً مبتنی بر این فرض هستند که توطئه‌گران فعالانه زمینه‌چینی می‌کنند تا منافع خود را در خفا پیش ببرند. این در حالی است که بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی و سیاسی معتقدند مدار بسته نظریه توطئه ناشی از آن است که نمی‌توان توطئه را ردیابی کرد و در نتیجه اگر نمی‌توان توطئه‌ای را دید این امر گواه آن است که توطئه‌ای وجود دارد. مقصود این است که بنا به تعریف، نظریه‌های توطئه را نمی‌توان با تحقیق تجربی رد کرد. پژوهش آکادمیک درباره اینکه توطئه‌ای وجود دارد، از دیدگاه نظریه‌پرداز توطئه، در بهترین حالت بی‌فایده است و در بدترین حالت خود بخشی از همان توطئه است.
پل تاگارت مولف کتاب پوپولیسم که به برداشت محدود غالب محققان از پوپولیسم معتقد است، درخصوص نظریه توطئه می‌نویسد: «توطئه برضد کانون آرمانی انجام می‌شود. همان‌طور که کانون آرمانی اساساً مفهوم ناروشن و نامعلوم ولی آوای پرطنینی دارد، تئوری توطئه نیز تکرار تهدیدی مبهم به کانون آرمانی است، اما تهدیدی که هم واقعی و هم عمیق است. کارکرد این تهدید افسانه‌پردازی درباره واقعیت حکومت نخبگان و توجیه جنبش پوپولیستی است.»(۴)

ماهیت ناپایدار پوپولیسم
نظریه‌های توطئه این امکان را به پوپولیست‌ها می‌دهند تا مشکلات ناشی از حفظ و تداوم جنبش یا حزب سیاسی خود را توجیه کنند. علاوه بر آن، پناهگاه معرفتی سودمندی برای معضلات پوپولیسم با نهادها محسوب می‌شوند، اما ابزار مفیدی برای بسیج مردم نیستند، زیرا ناتوانی و عجز نسبی پایگاه اجتماعی پوپولیسم، یعنی توده‌های عادی مردم را مورد تأکید قرار می‌دهند. ماهیت ناپایدار پوپولیسم به عنوان پدیده‌ای سیاسی تا حد زیادی از رابطه متزلزل آن با نهادها سرچشمه می‌گیرد. همین ویژگی ناگزیر سبب گذرا بودن پوپولیسم می‌شود. پوپولیسم با نهادها مشکلاتی دارد؛ پوپولیست‌ها در مساعدترین شرایط با بی‌میلی با نهادها برخورد می‌کنند، اما در شرایط بحرانی آنها را خطرناک می‌دانند.(۵)
اگر پوپولیست‌ها از رهبری فردی دفاع کنند و یا نهادینه شدن جنبش خود را بپذیرند، از بخشی از جاذبه اصلی‌شان یا دست کم بخشی از هویت‌شان محروم می‌شوند. به طور ساده به چیزی بدل می‌شوند که برای مقابله با آن شکل گرفته بودند. بنابراین تزلزل پوپولیست‌ها نسبت به نهادها تا حدی می‌تواند این مطلب را توضیح دهد که چرا پوپولیسم در شکل جنبش یا نیروی سیاسی تمام‌عیار نسبتاً نادر است. این امر موجب محدودیت پوپولیسم می‌شود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

تعامل در جامعه دینی
آیا جامعه‌ دینی، جامعه‌ای گسیخته است و یا برخوردار از سازمان و وحدت ماهوی است؟ آنچه وحدت‌بخش درونی جامعه‌ دینی است و مناسبات بین‌المللی آن را تنظیم می‌‌کند، چیست؟ آنچه جامعه‌ دینی را تعیین می‌‌کند و همه‌ روابط و رفتارهای اجتماعی و بین‌المللی آن را رنگ می‌‌بخشد، کدام است؟
دین در مفهوم‌سازی آن بر مبنای فرهنگ اسلامی سه ضلع عمده دارد: باورهای کلامی، پایبندی فقهی و اخلاق‌ورزی. به همین دلیل در جامعه اسلامی سه دانش عمده‌ دینی تولد و رشد یافته‌اند: کلام، فقه و اخلاق. بدون تردید هر سه‌ آنها در تعیین هویت دینی جامعه‌ اسلامی نقش مؤثری دارند. بنابراین، مؤمنان در جامعه‌ دینی با دیگر انسان‌ها (اعم از اینکه آنان پیرو دین خاصی باشند یا نه) نیز تعامل دارند. در جامعه‌ دینی، به طور کلی رفتار ارتباطی در سطوح مختلف تجلی می‌‌یابد.
1) رفتار ارتباطی درون‌شخصی فرد؛ مراد از این رفتار، تعامل فرد با خویشتن است. انسان‌ها، در تعبیر انتوژنیک کلمه، می‌‌توانند با خود به شکل‌های مختلف عمل کنند. خودشناسی، حفظ عزت نفس، ذلت‌پذیری، خود فراموشی، خودکشی، صداقت با خویش، محاسبه‌گری خود، خودباختگی، خودکنترلی و از خود بیگانگی، نمونه‌هایی از تعامل فرد با خود است. چنین مواجهه‌ای می‌‌تواند با بی‌خبری یا ناهشیارانه باشد و می‌‌تواند با هشیاری توأم شود.
2) رفتار ارتباطی برون‌شخصی فرد؛ مراد از این گونه رفتار، تعامل فرد با دیگران است. چنین رفتاری، بر حسب اینکه در چه محیطی باشد، تنوع می‌پذیرد. رفتار ارتباطی فرد در زندگی شخصی و رفتار ارتباطی وی در زندگی شغلی، دوگونه عمده از چنین تعاملی است. انسان‌ها در ارتباط با اعضای خانواده، همسایه، همشهریان، مدیران، همکاران، زیردستان، ارباب رجوع و... رفتارهای گوناگونی دارند. رفتارهای ارتباطی، بر حسب اینکه چه الگو و قالبی داشته باشند، تنوع‌پذیرند. روانشناسان غالباً چهار الگوی پرخاشگری، سلطه‌گری، سلطه‌پذیری و قاطعیت را عمده‌ترین الگوهای رفتاری می‌دانند.
3) رفتار ارتباطی سازمان با محیط؛ در این‌گونه از رفتار ارتباطی، آنکه عامل رفتار و مسئول آن است، فرد به عنوان شخصیت حقیقی نیست، بلکه سازمان به عنوان شخصیت حقوقی است. هر سازمانی، اعم از رسمی و غیررسمی و اعم از اینکه آن سازمان در چه زمینه و حرفه‌ای فعالیت می‌کند، با محیط درونی و برونی (اعم از مستقیم و غیرمستقیم) رفتار ارتباطی دارد. سازمانی ممکن است رعایت حقوق پیدا و پنهان مشتریان خود را سرلوحه همه برنامه‌های خود قرار دهد و سازمانی دیگر نه، رفتار ارتباطی سازمان با محیط نقش راهبردی‌تری در سامان و عدم سامان اجتماعی دارد.
4) رفتار ارتباطی دولت با مردم؛ در این گونه از رفتار ارتباطی، عامل رفتار، دولت در مفهوم دقیق کلمه است. دولت به منزله یک سازمانی است که به دلیل برخورداری از اقتدار، قدرت و حاکمیت، از مسئولیت بیشتری نیز برخوردار است. دولت در سه حوزه تقنین، قضا و اجرا رفتار ارتباطی پیچیده‌ای با افراد و سازمان‌ها (اعم از شهروندان و یا غیرشهروندان) دارد. دولت می‌تواند برخوردار از تعارض عدم انسجام (مبنایی یا برنامه‌ای) باشد و می‌تواند چنین نباشد. به همین دلیل، می‌تواند عامل تعارض‌آفرین و یا تعارض‌زدا در جامعه باشد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
طرح جدایی بین روحانیت و مردم

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
امام خمینی(ره) همواره در طول تاریخ مبارزات و حیات پربرکت خود به آسیب‌شناسی و خطرات در سیر جریان تاریخی انقلاب اسلامی توجه داشتند و یکی از شاخص‌ترین و مهم‌ترین آنها مبحث «روحانیت و حوزه‌‌های علمیه» بود و در سخنرانی‌ها و پیام‌ها و بیانیه‌ها و وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان به این مهم اشاره کردند و هشدار ‌دادند، به‌خصوص هنگامی که توفان انقلاب اسلامی در سال‌های ۵۶ و ۵۷ در ایران اوج گرفت. بسیاری از سیاستمداران و روشنفکران و تکنوکرات‌های غربزده گیج و مبهوت مانده بودند، در حالی که آمریکایی‌ها به ایران لقب «جزیره ثبات و آرامش» داده بودند و تحلیل‌ها و گزارش‌های سیا و ساواک حکایت از آن داشت که همه چیز بر وفق مراد است و هیچ سازمان مخفی و آشکاری که بتواند با تشکیلات سیاسی یا تجهیزات نظامی خود خطری برای حکومت ایجاد کند وجود ندارد، در چنین وضعیتی ناگهان زلزله آغاز شد، شکاف‌های خطرناک بر دیوار و سقف رژیم شاهنشاهی دهان باز کرد و پیش از آنکه دست‌اندرکاران حکومت مجال ترمیم و تعمیری پیدا کنند، امواجی پیاپی از سوی نیروهای مردمی با محوریت روحانیت نمایان شد و نیرویی رعب‌انگیز ساختمان به‌ظاهر استوار امید و آرزوهای جهانخواران را در هم شکست و این توفان سهمگین از حوزه علمیه قم برخاست و آن جزیره ثبات و آرامش آنها را زیر آب برد.
محوریت روحانیت
در انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی با محوریت روحانیت در تاریخ معاصر در جریان بود و آنکه هسته اصلی مبارزه را تشکیل می‌داد باز همین جریان روحانیت بود که در تمام اعضای جامعه دارای پایگاه اجتماعی دیرینه‌ای بود، خود حضرت امام خمینی(ره) رهبر انقلاب پیش از آنکه یک سیاستمدار دوراندیش و یا به موجب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «فرمانده کل قوا» می‌باشد، یک «روحانی» و یا چنانکه خود متواضعانه می‌گوید یک «طلبه» است. این عالم جلیل‌القدر پرورش یافته حوزه‌های علمیه اسلامی مخصوصاً حوزه علمیه قم است و سال‌ها پیش از آنکه رهبری انقلاب اسلامی را به دست گیرد، استاد و مدرس والامقام همان حوزه بود که سرانجام به مقام مرجعیت رسید. هنگامی که امام در سال ۱۳۴۱ مخالفت صریح خود را با حکومت پهلوی آغاز کردند از موضع و مقام یک عالم دینی و فقیه و مرجع تقلید سخن می‌گفتند و توده مردم مسلمان به ایشان به چشم مرجع «واجب‌الاتباع» می‌نگریستند. رهبری مبارزه‌ای که به سرنگونی تاج و تخت دو هزار و پانصدساله شاهنشاهی منتهی شد به دست مردمی بود که «رساله عملیه» امام در دست آنان بود. مردم همانگونه که در احکام غسل و وضو و نماز و روزه خود واجب و مستحب و حلال و حرام را از او می‌شنیدند و اطاعت می‌کردند، از او شنیدند که مبارزه با رژیم شاه واجب و همکاری با آن حرام است. طنین فرمان او در دل مردم مسلمان هرگز طنین فرمان یک سیاستمدار مشهور و محبوب و یا یک قهرمان حوادث اجتماعی نبود، بلکه طنین و تأثیری از نوع تأثیر فرمان انبیا و امامان معصوم داشت. مردم سخن پیامبر(ص) را از او می‌شنیدند و به همین دلیل عمل به سخنان او را همان‌گونه بر خود واجب می‌دانستند که از پیامبر(ص) واجب می‌دانستند.
استکبار جهانی وقتی به نفوذ کلام ایشان پی برد، طرح‌ها و توطئه‌هایی که از پیش در نظر داشت، احیا کرد و بار دیگر تلاش کرد که بین مردم و روحانیت و حوزه‌ها فاصله ایجاد کند تا به اهداف استعماری خود برسد و از این باب بود که حضرت امام(ره) آسیب‌زدگی و دشمنی و روش‌های تفرقه‌افکن آنها را بار دیگر به حوزه‌های علمیه در وصیت‌نامه‌شان یادآور شدند.
وصیت به حوزه‌های علمیه
«وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدسه علمیه آن است که کراراً عرض نموده‌ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند و یکی از راه‌های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است که خطر بزرگ کوتاه‌مدت آن بدنام کردن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه‌مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک‌زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد و می‌دانیم که قدرت‌های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‌های مختلف از ملی‌گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی‌نمایان که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب‌رسان‌ترند ذخیره دارند که گاهی سی، چهل سال با مشی اسلامی و مقدس‌مآبی یا «پان‌ایرانیسم» و وطن‌پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملت‌ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند...»
این فراز از وصیت‌نامه نکات بسیار آموزه و عبرت‌انگیز از زوایای مختلف را در بردارد که توضیح و تشریح همه آن در این مختصر نمی‌گنجد، اما به برخی از آنها فهرست‌وار اشاره می‌کنیم مانند وجود آثار نفوذ غرب‌زدگی در فرهنگ‌ها که از آسیب‌های جدی در فاصله انداختن بین مردم و روحانیت شیعه است.
آفت غرب‌زدگی
این پدیده که در بسیاری از فرهنگ عمومی جامعه نفوذ داده شده حداقل از یک قرن اخیر همچون بیماری خطرناکی به جان جامعه اسلامی افتاده و قشرهایی که بیشتر قربانی این بیماری شده‌اند از روحانیت بیشتر فاصله گرفته‌اند، چراکه اصولاً از دین و معنویت فاصله گرفته‌اند و طبیعی است که وقتی گروهی با دین سر و کار نداشته باشند با روحانی و روحانیت رابطه‌ای نخواهند داشت. آفت غرب‌زدگی، جماعاتی از مردم شهرها و به‌خصوص شهرهای بزرگ را در قرن اخیر زودتر از سایر قشرهای جامعه ایران مورد حمله و هجوم قرار داد و در سال‌های آخر رژیم پهلوی می‌رفت تا به همه جای جامعه چه شهر و چه روستا نیز رخنه کند. هر جا دولت و نمایندگان آن بیشتر حضور و نفوذ داشتند و عوامل فرهنگی و تبلیغاتی متعلق به دولت رواج بیشتری داشت غرب‌زدگی نیز بیشتر بود و فاصله از دین و روحانیت نیز به همان اندازه زیادتر بود.
خان‌زدگی
از پدیده‌های دیگری که از عوامل رژیم استبدادی محسوب می‌شد و موجب فاصله انداختن مردم با دین و روحانیت بود خوانین و روسای ایلات و برخی از سران عشایر بودند، هر جا تسلط و قدرت این جریان قوی‌تر بود جامعه ایلی در چنگال بی‌رحم خان‌ها اسیر بودند و با روحانیت رابطه ثابت و محکمی نداشته است. خان‌ها همیشه می‌خواستند در میان رعایا قدرت بی‌رقیب باشند و به همین دلیل روحانی ریشه‌دار اصیلی را در میان ایل و طایفه خود تحمل نمی‌کردند، چراکه خان‌ها می‌خواستند هر کاری که دلخواه‌شان است، انجام دهند؛ حلال باشد یا حرام. در اینجا دین و روحانیت مانع بود و وجود روحانیت در میان رعایای مستضعف و اطاعت آنان از وی با چنین خواستی منافات داشت و این منطق حاکم بود که هر چه مردم در دست خان و فئودال بیشتر اسیر بودند به همان نسبت بیشتر استثمار می‌شدند و از فرهنگ و علم و دین بیشتر دور می‌ماندند. و به حوزه‌های علمیه کمتر روحانی فرستاده و از حوزه‌ها نیز کمتر روحانی پذیرفته می‌شد. به عبارت دیگر خان‌ها جامعه تحت نفوذ خود را جامعه‌ای بسته می‌خواستند و روحانی نمی‌توانست در این جامعه بسته نفوذ چندانی داشته باشد، اگر هم در جامعه‌ای که تسلط خان و خان‌زدگی بود، آسیب‌زدگی به دین و روحانیت به اشکال مختلف وجود داشت و اکنون پس از انقلاب این جریان با ترفندها و حیله‌های دیگری کار می‌کنند که از جمله روحانی‌نماها بودند که در وصیت‌نامه امام به آن اشاره شده است.
نفوذ روحانی‌نماها
افرادی بودند که چند سالی در حوزه‌ها درس خوانده و با اصطلاحات و مفاهیم اسلامی نیز آشنایی پیدا کرده بودند و سپس در اثر بی‌تقوایی و سست‌عنصری و یا کوته‌فکری و یا غفلت در دام استعمار و استبداد دربار و دستگاه حاکمیت رژیم طاغوت می‌افتادند. مردم و حضرت امام(ره) اینها را «روحانی‌نما» می‌نامیدند، زیرا هر چند از نظر ظاهر روحانی بودند اما از آنجا که با جریان اصلی و مستقل روحانیت و فقاهت مستقر در حوزه‌ها پیوندی نداشتند و خود را از سنگر سازش‌ناپذیری به کنار سفره سازش کشانده بودند دیگر نمی‌توانستند با روحانیت اصیل که جز ولایت الله و پیامبر و امام و فقیه عادل، ولایتی را نمی‌پذیرد، پیوندی داشته باشند. البته تعداد این افراد به اندازه‌ای کم بود که حتی آنان را نمی‌توان به عنوان اقلیتی در برابر اکثریت روحانیون به حساب آورد، تا بدانجا که رژیم استبدادی رضاخان و پسر او محمدرضا گاهی بر تن مزدوران بی‌سواد خود لباس روحانی می‌پوشاندند و آنان را برای انجام مأموریتی به میان مردم می‌فرستادند. مردم هم چون روحانیت را مظهر اخلاق و پاکی و تقوا و کم‌اعتنایی به دنیا می‌دانستند، چنانچه از یک روحانی کوچک‌ترین عملی برخلاف انتظار خود مشاهده می‌کردند آن را حادثه‌ای عجیب تلقی می‌کردند، در حالی که اگر نظیر همان عمل از سایر قشرها سر می‌زد امری عادی محسوب می‌شد. دشمن می‌کوشید برای ایجاد بدبینی نسبت به روحانیت از همین حساسیت و توقع بحق مردم سوءاستفاده کند و با استخدام روحانی‌نمایان ذهن مردم را نسبت به روحانیون آشفته سازد.
نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار
حوزه‌های علمیه و جریان کلی روحانیت در تاریخ معاصر ایران همواره از نفوذ برخی از افراد و عناصر منحرف و تبهکار که مورد اشاره امام در وصیت‌نامه است مصون نبوده و نیست و این خطر و آسیب‌های دیگری است که همواره با تمهید کوشیدند تا روحانیت را حقوق‌بگیر حکومت کنند و سازمان مستقل اقتصادی این نهاد را از بین ببرند. به‌خصوص این جریان پس از ۱۵ خرداد ۴۲ قوت بیشتری گرفت، اما در این راه هر چه کوشش، توطئه و برنامه‌ریزی کردند راه به جایی نبردند. مردم در سخت‌ترین وضعیت، در روزگار اختناق استبدادی رژیم شاه با وجود دستگاه‌های شکنجه و سخت‌گیری‌ها و در سال‌هایی که حضرت امام خمینی(ره) در نجف اشرف در تبعید به سر می‌برد، در آن دوران مخوف، به عنوان وظیفه شرعی هم به نمایندگان امام در ایران خمس می‌پرداختند و هم به نجف می‌فرستادند. با وجود همه آن محدودیت‌ها روحانیت به معنای واقعی کلمه باقی ماند و از طریق رابطه با مردم بر پایه معنویتی که از ایمان سرچشمه می‌گرفت استقلال خود را در تمام زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی حفظ کرد و هرگز به وعده پول و شغل حکومتی تن نداد و سرانجام رهبری همین روحانیت مردمی بود که به حکومت ننگین نامردمان پایان داد و انقلاب اسلامی را در ایران به پیروزی رساند.
اما همچنان طرح‌ها و برنامه‌ها و نقشه‌ها برای فاصله انداختن بین روحانیت و مردم به شیوه‌های دیگر در دست دشمنان انقلاب اسلامی است که امام راحل در وصیت‌نامه‌شان یادآور شدند. ان‌شاءالله ادامه موضوع در این رابطه در مباحث شماره آینده دنبال خواهد شد.


از لابه لاي تاریخ


حسادت‌های شاهانه
حس حسادت شاه تا بدان حد پیش رفته بود که حتی گاهی در مورد بعضی اقدامات همسرش نیز حسودی می‌کرد. «در سال 1973 شهبانو طی نطقی که از رادیو تلویزیون هم پخش شد از متملقان و چاپلوسان انتقاد کرد و لزوم برقراری آزادی بیان را خاطرنشان ساخت. ولی بلافاصله پس از آن شاه، امیرعباس هویدا را احضار می‌کند و به او دستور می‌دهد که به شهبانو بگوید «دیگر نباید از این حرف‌ها بزند» و امیرعباس هویدا پیش از هر اقدامی برادرش فریدون را در جریان می‌گذارد و از او می‌پرسد تو می‌گویی چه کار کنم؟ چطور می‌توانم به خودم اجازه‌ دخالت در کارهای این دو را بدهم؟... شاه چون خودش جرئت کاری را ندارد، موقعی که می‌بیند کسی دیگر توانسته است همان کار را انجام بدهد ناراحت می‌شود...»
پرویز راجی، سفیر شاه در دربار باکینگهام در کتاب خود درخصوص علت برکناری ارتشبد فریدون جم(شوهر اول شمس پهلوی) از زبان خود فریدون چنین نقل می‌کند: یک روز ژنرال زاتیس فرمانده مستشاران آمریکایی در ایران با لبخندی به من گفت که: «امروز بوسه مرگ را نثارت کردم. موقعی که مفهوم این جمله را از او پرسیدم، جواب داد: «در ملاقاتی که با شاه داشتم به او گفتم جم از بهترین ژنرال‌ها در ارتش ایران است.» تیمسار جم با حالتی غمزده ادامه داد: «از آن روز به بعد اوضاع دگرگون شد و به صورتی درآمد که دست به هر کاری می‌زدم به بن‌بست می‌رسیدم...» جم صحبت‌هایش را با این عبارت به پایان برد که «... وفاداری من به شاهنشاه جای چون و چرا ندارد و همواره خود را مرهون الطاف شاهنشاه می‌دانم ولی هرگز موفق به یافتن پاسخی به این سوال نشدم که واقعاً چه خطایی از من سر زده است.»
حسادت شاه به برخی از افراد مانند امینی آن قدر آشکار بود که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها نیز متوجه آن شده بودند. باری روبین، در کتاب جنگ قدرت‌ها در ایران، چنین می‌گوید: «... نقش حساس امینی در مذاکرات نفت و شهرت و موقعیتی که در جریان این مذاکرات در محافل بین‌المللی به دست آورد برای شاه خوش‌آیند نبود. شاه در وجود او یک قوا‌م‌السلطنه تازه و رقیب بالقوه‌ای برای قدرت خود می‌دید و به همین جهت وقتی زیر پای زاهدی را جارو کرد، امینی را هم از صحنه سیاست داخلی ایران بیرون انداخت و او را به عنوان سفیر ایران در آمریکا به واشنگتن فرستاد. فعالیت‌های امینی در آمریکا و شهرتی که با چند نطق و مصاحبه در آمریکا به دست آورده بود، نگرانی‌های تازه‌ای برای شاه به وجود آورد و به همین جهت پیش از پایان مأموریتش در آمریکا به تهران احضار گردید.»


حكایت زمانه

استعمار انگليس و تأسيس بانک شاهنشاهي-قسمت پایانی
تأسيس بانک شاهنشاهي در سال 1306ق/1889م در ايران روندي طبيعي نداشت و بيش از آنکه ضرورت سياسي ـ اقتصادي داخلي وجود آن را توجيه و توصيه نمايد، به فشارهاي عديده خارجي و همکاري و همدلي معدودي از دولتمردان و حکومتگران داخلي که از قبل اين مؤسسه جديد به نوايي رسيده و يا مي‌رسيدند و به عبارت بهتر با پايه‌گذاران و سهامداران اين بانک ارتباط پيدا مي‌کردند، باعث تشکيل و فعاليت آن شد. در وضعیت سالم اقتصادي و اجتماعي وجود بانک مي‌توانست بر توسعه کمي و کيفي تجارت و فعاليت‌هاي اقتصادي کشور ياري رساند. اما از آنجايي که پايه‌گذاري بانک شاهنشاهي در ايران سيري تحميلي داشت و دولتمردان و حتي تجار و دست‌اندرکاران امور اقتصادي کشور کمترين اطلاع را از ويژگي‌ها و چگونگي فعاليت اين بانک داشتند، نمي‌توان از تأسيس اين بانک به عنوان يک ضرورت اقتصادي و اجتماعي و سياسي داخلي سخن به ميان آورد و در واقع هم عملکرد بعدي بانک شاهنشاهي نشان داد که مقصد پديدآورندگان آن بيش از آنکه به اوضاع اقتصادي ـ تجاري ايران معطوف باشد، به تلاش‌هايي مربوط مي‌شد که مقصود از آن تهي ساخـتـن عـرصـه کـشور از قابليت‌ها و توانايي‌هاي بالقوه و بالفعل اقتصادي و مالي بود که اميد مي‌رفت در آينده‌اي نه‌چندان دور در مسيري طبيعي و تا حدي درون‌زا به تکامل برسد.
حداقل از نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي اقتصاد پولي و اعتباري ايران روندي رو به توسعه داشت و صرافان و تجار بزرگ کشور در نقل و انتقالات پولي ـ اعتباري و تسهيل ارتباطات تجاري پيشرفت قابل‌ملاحظه‌اي کرده بودند و دامنه فعاليت آنها تا اقصي‌نقاط جهان هم مي‌رسيد. در واقع صرافي و بانکداري سنتي ايران در آستانه تأسيس بانک شاهنشاهي در گذر به شيوه بهره‌گيري از خدمات‌رساني بانکداري نوين چند صباحي بيش فاصله نداشت و از مدت‌ها پیش هم تجار و صرافان بزرگ طي نامه‌ها و عرايض متعدد به ناصرالدين ‌شاه ضرورت تأسيس بانک‌هايي نوين در ايران را که با سرمايه داخلي تغذيه شود، پيشنهاد و توصيه مي‌کردند. اما با تأسيس بانک شاهنشاهي ايران اين روند بسيار کند شد و صرافان و تجار بزرگ کشور باوجود تمام تلاشي که براي تأسيس بانک و مقابله با بانک شاهنشاهي در پيش گرفتند، دچار شکست و ورشکستگي شدند. بنابراين بيشترين کارکرد بانک شاهنشاهي تداوم و گسترش هرچه بيشتر سلطه سياسي و اقتصادي جهان سرمايه‌داري و در رأس آن انگلستان بر ايران و جلوگيري از رشد و توسعه درون‌زا و متعادل اقتصاد کشور در زمينه‌هاي مختلف بود. در موقعیتی که حاکميت قاجار نتوانست و يا نخواست به تقاضاي ايجاد بانک‌هاي ايراني که از سوي تجار و صرافان بزرگي مانند حاج‌حسن امين‌الضرب و همفکران وي توصيه مي‌شد روي موافق نشان دهد، نظريه‌پردازي و فشارهاي عديده افرادي نظير ميرزاملکم‌خان و هم‌انديشان وي که عمدتاً مورد حمايت محافل خارجي بودند، مؤثر افتاد و پادشاه قاجار ناچار به امتياز تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران تن داد.
روند رو به گسترش رقابت دو کشور روس و انگليس در ايران و به‌تبع آن رشد روزافزون مبادلات تجاري و اقتصادي و تلاش انگلستان براي پيشي جستن بر رقيب کهنه‌کارش روسيه ‌تزاري در عرصه‌هاي مختلف سياسي و اقتصادي ايران نیز یکی دیگر از عمده‌ترين دلايل تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران است. در پي گسترش مهارنشدني نفوذ روسيه‌ تزاري در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و تجاري ايران طي دهه‌هاي پاياني قرن نوزدهم، سياستگذاران انگلستان احساس مي‌کردند موفقيت‌شان نسبت به کشور رقيب دچار نقصان و ضعف آشکاري شده است. بنابراين اخذ امتيازاتي ويژه از حکومت ناصري براي توسعه نفوذ خود در ايران را ضروري و لازم تشخيص مي‌دادند. گو اينکه اين وضعيت طي سال‌هاي اخير پادشاهي ناصرالدين‌ شاه هم کماکان تداوم يافت و کفه ترازوي تجاري و اقتصادي آن کشور در ايران سنگين‌تر از رقيبش انگلستان بود.
اخذ امتياز بانک شاهنشاهي در سال 1889م/ 1307ق به دنبال چند امتياز مهم تجاري و اقتصادي ديگر صورت عملي به خود گرفت که مهم‌ترين آنها عبارت بود از آزادي کشتيراني در کارون. اين اقدام اخير مبادلات تجاري ايران و انگلستان و روند ورود هرچه بيشتر کالاهاي انگليسي و شرکاي آنها به ايران را بيش از پيش تسهيل مي‌کرد. اين گسترش روابط تجاري پيش‌شرط اصلي تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران بود. به عبارت ديگر، انگلستان در صدد بود با گسترش هر چه بيشتر روابط تجاري با ايران و سيطره نهايي بر نظام پولي و اعتباري کشور نبض اقتصادي ايران را به ضرر رقباي تجاري ـ اقتصادي و سياسي‌اش که در رأس آنها روسيه ‌تزاري قرار داشت به دست بگيرد.
بدين ترتيب و بنابر آنچه گفته شد آشکار مي‌شود که روند تأسيس بانک شاهنشاهي ايران، به‌ویژه در پي تلاش انگلستان براي پيشي جستن بر رقيب کهنه‌کارش روسيه ‌تزاري در ايران تکوين يافت و صورت عملي به خود گرفت که در اين ميان ادعاي قديمي رويتر درباره قرارداد ملغي شده و در عين حال معروف 1872م زمينه‌ها و دستاويزهاي ضروري تأسيس اين بانک را فراهم ساخت که در اين ميان نقش دولتمردان قاجاري که به انحای مختلف وامدار رويتر بوده و انتظار مراحم بيشتري را، در صورت انعقاد قرارداد جديد، مي‌کشيدند در موفقيت اين طرح بسيار مؤثر واقع شد. بالاخص اينکه علاوه بر رويتر معدودي از بزرگ‌ترين و متنفذترين شرکت‌هاي تجاري، مالي و اعتباري انگلستان هم از فکر تأسيس بانک شاهنشاهي استقبال کرده و در بنيانگذاري اين بانک فعالانه مشارکت جستند و هنگامي که تمام وضعیت داخلي و خارجي اجراي اين طرح در ايران فراهم شد، مخالفت‌هاي عديده داخلي و خارجي هم که در رأس آنها روسيه ‌تزاري قرار داشت نتوانست در روند تأسيس و سپس ادامه فعاليت بانک شاهنشاهي در ايران مشکل جدي ايجاد کند. بنابراين در سال 1889م/1306ق در ايران بانکي تأسيس شد که قرار بود تا حدود شصت سال نبض اقتصاد تجاري و پولي ـ اعتباري آن را در اختيار بگيرد و اقتصاد و سياست کشور را در مسيري که دلخواه سياستگذاران لندن بود، هدايت کند.


امام در گذر زمان 173

امام خامنه‌ای در سوگ پیر مراد
رحلت جانسوز امام (رحمه‌الله علیه) آن روزها امت اسلام را در غم و اندوه و مصیبت عظما فرو برد، همه افراد جامعه اسلامی و انقلابی، در سوگ بودند. از بین همه حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) که زعامت و رهبری انقلاب را پس از رحلت امام خمینی(ره) عهده‌دار شده بودند به مناسبت ضایعه بزرگ و فراموش‌نشدنی ارتحال بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی با دلی آکنده از غم و اندوه در ماتم و سوگ بودند.
گروه‌گروه از مردم، جمعیت‌ها، نهادها، سازمان‌ها، دستگاه‌ها و اقشار جامعه این روزها به دیدار ایشان می‌رفتند و بیعت می‌کردند که ذکر فهرست آنها صفحات بلندبالایی را در بر خواهد گرفت. آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای طی یکی از این دیدارها ‌فرمودند: «حقیقت این است که در طول ده سال گذشته یاد چنین مصیبتی دل ما را به لرزه می‌انداخت و باور نمی‌کردیم که بتوانیم مصیبت این حادثه را تحمل کنیم. همه ما یتیم شدیم. کشورهای دیگر هم احساس یتیمی می‌کنند، امام عزیز با عظمت شخصیت خودش توانسته بود به اینها هویت و امید بدهد...»
ایشان در دیدار با جمع دیگری فرمودند: «ما در مقابل اراده الهی و قضای حتمی پروردگار تسلیم هستیم، اما حقیقت این است که همه یتیم شدیم. البته این موضوع اختصاص به ملت ایران ندارد، خدا می‌داند که در این چند روز در سراسر جهان اسلام تا چه اندازه روح‌های امیدوار و دل‌های مشتاق و چشم‌های منتظر نالیدند و خون گریستند.»
رهبر معظم انقلاب طی سخنانی درباره این مصیبت عظما با ذکر خاطره‌ای از روزهای بیماری امام راحل فرمودند: «به هر حال ده سال گذشت و ما دیگر این عزیز را در کنار خود نداریم. خدا می‌داند که در طول این ده سال فکر چنین روزی همیشه دل ما را ‌لرزانده بود. نمی‌دانستیم دنیای بدون «خمینی» چگونه قابل تحمل است؟ به همین خاطر چندین بار به ایشان عرض کردم: دعای بزرگ من در پیشگاه خدا این است که من قبل از شما بمیرم. در همان روز تلخ که حال امام مساعد نبود، من جمعی از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی را دعوت کردم و به آنها گفتم که حال امام خوب نیست؛ کار بازنگری را قدری تسریع کنیم و مژده اتمام آن را به ایشان در بیمارستان بدهیم تا دل امام شاد شود. واقعاً از تصور آن چیزی که ممکن بود پیش آید، قلب من لرزید. صدایم شکست و نتوانستم حرفم را تمام کنم. شاید چند ساعت بعد از آن بود که اطلاع پیدا کردیم این ودیعه الهی و این گوهر ارزنده را از دست داده‌ایم.»


مجالس شوراي اسلامي 62

خط تحريم در انتخابات مجلس نهم ـ 1
جريان شکست‌خورده انتخابات گذشته که در نزد ملت به فتنه‌گران شهرت يافته بود، پس از آنکه در ارزيابي اوليه فهميد که ديگر جايگاهي در نزد ملت ندارد و از سوي ديگر، اغلب گزينه مورد نظرش براي نامزدي در انتخابات به علت نقش داشتن در فتنه 88، صلاحيت لازم براي تصدي جايگاه نمايندگي مجلس را طبق قانون از دست داده است، بر آن شد تا در اقدامی خيانت‌آميز، «سناريوي تحريم» را در دستورکار خود قرار دهد.
اين جريان به‌خوبي مي‌دانست که بازي با مهره تحريم به معناي خروج از حاکميت و پيوستن رسمي به اردوگاه ضدانقلاب است، اما متأسفانه فريب‌خورد و وارد اين ماجرا شد.
حدود سي‌وچهار سال پيش در اولين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي بود که سلطنت‌طلبان و ته‌مانده‌هاي رژيم سلطنتي و برخي جريان‌هاي چپ مارکسيستي در برابر حرکت ملت بزرگ ايران قد علم کرده و همه‌پرسی بزرگ «آري به جمهوري اسلامي» در 12 فروردين 1358 را تحريم کردند. آن کوردلان گمان داشتند که تحريم آنها موجب کاهش حضور ملت خواهد شد و مشروعيت نظام اسلامي را زير سوال خواهند برد، غافل از اينکه اينگونه اقدامات نه‌تنها موجب کاهش آرا نشد، بلکه ملت را بر حضور در پاي صندوق‌هاي رأي مصمم‌تر کرد و حاصل آن رأي 2/98 درصدي ملت به جمهوري اسلامي بود.
در طول اين سه دهه نيز جريان‌هاي منحرف بريده از ملت و ايستاده در برابر انقلاب، که جايگاهي در ميان توده‌ها نداشتند، بر خط تحريم پافشاري و از حضور در انتخابات کناره‌گيري کردند. جريان‌هاي مزدوري چون منافقين، سلطنت‌طلبان، چريک‌هاي فدايي خلق (اکثريت و اقليت)، حزب توده، جبهه ملي و نهضت آزادي مشهورترين اين جريان‌ها هستند که در انتخابات گذشته ايران اسلامي، با صدور بيانيه‌اي انتخابات را تحريم کردند.
متأسفانه جريان فتنه و حاميان اصلاح‌طلب آن نيز در انتخابات مجلس نهم بر تداوم همين راه منحرف تأکيد ورزيدند. مجموعه‌هايی چون حزب منحل شده مشارکت، سازمان مجاهدين انقلاب، شوراي هماهنگي راه سبز اميد وابسته به ضدانقلاب فراري از جمله پيشگامان اين طرح بودند که با صدور بيانيه‌هايي هواداران خود را به عدم حضور در پاي صندوق‌هاي رأي دعوت کردند. البته تحريم‌کنندگان در تلاش بودند تا با کم‌رنگ کردن انتخابات و ترغيب توده‌هاي مردم به عدم حضور در پاي صندوق‌هاي رأي، وزن سياسي خود را به رخ بکشند و با کساد کردن بازار انتخابات، نظام را نامشروع جلوه دهند! اما از اين نکته تاريخي و عبرت‌آموز غافلند که ضدانقلابي پرادعاتر از آنها سه دهه است که تمامي انتخابات کشور را تحريم کرده و با کمک ايادي خارجي خود بر طبل تحريم کوفته است! و اگر اين سناريو مي‌توانست ثمربخش باشد که تا به امروز شاهد مشارکت حداکثري ملت در انتخابات‌هاي مختلف در طول سي سال گذشته نبوديم! به واقع اگر سناريوي تحريم توانسته بود در طول اين سال‌ها براي سلطنت‌طلبان، منافقين، ملي‌گرايان و... آبرويي کسب کند، مي‌توانست به درد جريان اصلاحات و فتنه‌گران نيز بخورد. اما روند انتخابات به‌گونه‌اي بود که جز روسياهي براي تحريم‌کنندگان باقي نماند که شرح آن در قسمت‌هاي بعدي خواهد آمد.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ محسن اراکی*
تفرقه امت اسلام از اعظم محرمات است

در قرآن کریم برای رسول اکرم (صلی‌الله علیه وآله) جایگاه ویژه‌ای در جامعه اسلامی تعریف شده است و محور جامعه اسلامی، وجود مقدس رسول اکرم(ص) و اطاعت از اوست. رهبری رسول اکرم(ص) مخصوص زمان حیات ایشان نیست. از قرآن کریم استفاده می‌کنیم که ایشان رهبر جامعه اسلامی در همه زمان‌هاست، همان‌گونه که قرآن کریم کتاب مسلمین برای همه زمان‌هاست.
همه مؤمنین در همه عصرها ایمان‌شان به این بستگی دارد که رسول خدا(ص) مرجع و داور در همه قضایای مورد اختلاف آنها باشد و این، اساس، ملاک و بنیاد اسلامی است که بر این اساس شکل می‌گیرد.
وقتی قرآن و روایات را بررسی می‌کنیم، برای اینکه ما مطیع رسول خدا(ص) باشیم، مسئولیت داریم که از او تبعیت کنیم و مسئولیت رسول خدا(ص) این است که راه را برای ما بشناساند و راه اطاعت را برای ما بنمایاند و آنچه را که خدا فرموده است به ما برساند. اما مسئولیت ما این است که از رسول خدا(ص) اطاعت کنیم. با این اطاعت از سوی ما و با آن امر و فرمان از رسول خدا شخصیت ما شکل می‌گیرد.
ما یک شخصیت و هویت داریم و یک اندام ظاهری؛ که این اندام ظاهری، عاریه‌ای‌ است و وقتی که ما را به گور سپردند این اندام را از ما می‌گیرند. اما اندام دیگری وجود دارد که اندام حقیقی (واقعی) است که این اندام نمی‌میرد و می‌ماند و آن اندامی است که در روز قیامت با آن محشور می‌شویم.
در سوره قلم خدا می‌فرماید: در روز قیامت وقتی مردم محشور می‌شوند، وقتی خداوند متعال شروع به قضاوت می‌کند، همه خلایق آنجا محشورند. اولین فرمانی که می‌رسد «اسجدوا لله» است؛ یعنی برای خدا سجده کنید. بعد این کسانی که در دنیا خدا را اطاعت نکرده‌اند، نمی‌توانند سجده کنند. این افراد در دنیا دعوت به سجده شدند و هنوز اندام حقیقی‌شان شکل نهایی به خود نگرفته بود و می‌توانستند سجده کنند، ولی اطاعت نکردند؛ لذا یک اندام ناهنجار و ستیزه‌جوی نافرمان برای خود به وجود آوردند و این اندام نافرمان در روز قیامت یک اندام مطیع نیست و بیمار است. این اندام بیمار را با اعمال خود درست می‌کنیم. اما اندامی که در اطاعت از امر خدا و رسول اکرم(ص) شکل می‌گیرد، اندامی محمدی است.
هم در روایات شیعه و هم در روایات اهل سنت آمده است که در روز قیامت اسم مؤمنین محمد است و مؤمنین یک شناسنامه بیشتر ندارند که آن شناسنامه محمد است. و اینکه می‌گویند مؤمنان برادرند، چرا؟ چون یک پدر دارند و چون ما اندام حقیقی خود را با اطاعت از رسول خدا به وجود آورده‌ایم لذا پدر آن اندام حقیقی و شخصیت واقعی ما وجود مقدس رسول اکرم(ص) است.
در روایت داریم که می‌فرماید اینها برادران تنی هستند و پدر و مادر‌شان یکیست. و پیامبر اکرم(ص) مولد یک اندام «اسلامی الهی» سالم است.
مؤمنانی که از این امر و نهی رسول اکرم تبعیت کردند و پیروی رسول اکرم(ص) را به جان خریدند و امام خود و پدر خود پذیرفتند، اینها اولاد رسول اکرم(ص) هستند.
بنابراین وقتی ما می‌گوییم تقریب و وحدت امت اسلامی، این یک شعار سیاسی و تبلیغاتی نیست. بلکه یک ایدئولوژی است مبنی بر یک تحلیل قرآنی ـ اسلامی از حقیقت جامعه اسلامی. نحوه پیدایش جامعه اسلامی، حقیقت شخصیت انسان مسلمان، اندام و هویت حقیقی یک انسان مسلمان است و این هویتی است که به وسیله رسول اکرم(ص) به وجود می‌آید و خداوند در قرآن کریم سوگند یاد می‌کند که «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» می‌فرماید که ما سوگند به این مکه و بلد یاد می‌کنیم، چرا؟ چون تو (رسول اکرم) در این شهر سکونت داری، که به نظر می‌رسد این اشاره به رسول اکرم و آن شخصیت ایمانی مولود رسول اکرم(ص) دارد و این معجزه بزرگ جهان خلقت است که یک انسانی مانند رسول اکرم(ص) می‌تواند انسان‌هایی را تربیت کند که نظیر خودشان است. خود وجود مقدس رسول اکرم(ص) تربیت‌شده ذات اقدس حق متعال است. رسول اکرم(ص) که در همه رفتارها آینه کمال و جمال الهی است بزرگ‌ترین معجزه‌اش به یک معنی این است که این امت را با همان شخصیت نظیر خود البته قطعاً با مرتبه نازل‌تری می‌پروراند.
اگر جامعه اسلامی دچار تفرقه شد معلوم می‌شود این جامعه آن جامعه‌ای نیست که مولود رسول اکرم(ص) باشد و آن جامعه‌ای که از ایشان تبعیت کند و هویتش محمدی باشد، نمی‌تواند تفرقه‌پذیر و دچار جنگ و خصومت و دعوای داخلی باشد.
اینکه ما می‌گوییم باید امت واحده باشیم و تفرقه مجاز نیست و از اعظم محرمات است، چون تفرقه، ما را از رسول خدا(ص) دور می‌کند و هویت اسلامی را از ما می‌گیرد.
خدا اهل کتاب (یهود و نصاری) را مذمت می‌کند و می‌فرماید که اینها میثاق با خدا را شکستند. آن نقض میثاق با خداست که یک جامعه را دچار تفرقه و پراکندگی می‌کند و این اسلام که دین خدایی است، تفرقه‌پذیر نیست.
امیدواریم خدای متعال به ما کمک کند و امروزه بیشترین سرمایه‌گذاری دشمن در ایجاد تفرقه بین جوامع اسلامی است و دشمن خوب می‌داند که آنچه امروز می‌تواند از جامعه اسلامی، یک جامعه قدرتمند بلکه اولین قدرت جهانی بسازد، همین بازگشت جامعه اسلامی به اطاعت رسول خدا(ص)، تمسک به قرآن کریم، وحدت و یکدلی است. لذا تمام سرمایه‌گذاری‌های دشمن این است که حتماً جنگ ایجاد کند و یک خونی را بریزد که اگر بتواند از شیعه به دست سنی و یا از سنی به دست شیعه بریزد، این بزرگ‌ترین خواسته آنهاست و هر جنگ و دعوایی که در درون جامعه اسلامی بتواند ایجاد کند که آتش جنگ را درون این جوامع برافروزد، این دقیقاً سیاست کلی هوشمند و سرمایه‌گذاری آنها نسبت به جوامع اسلامی است.
وظیفه شرعی ماست که در مقابل این اقدام دشمن سکوت نکنیم و اگر از این وظیفه شرعی سرپیچی کنیم که بر خلاف خواسته دشمن عمل کنیم، در روز قیامت مواخذه خواهیم شد و این کار خیلی به هوش و اطلاعات زیاد و فهم سیاسی زیادی نیاز ندارد، که بفهمد دشمن چه می‌کند و هدف از سیاست با دشمن چیست و بسیار روشن است که اگر ما یکدل و یکی شدیم، دنیا را بهشت می‌کند و مشخص است که دشمن این را نمی‌خواهد و باید هوشیار بود و دیگران را تواصی به حق (اطاعت از رسول اکرم) و تواصی به صبر کنیم و بتوانیم در برابر این توطئه‌ها صبر و استقامت کنیم و خداوند متعال قطعاً به وعده خود عمل خواهد کرد.
*دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب


آيينه خواص

جانفشانی در احد
بت‌پرستان که در جنگ بدر، دستخوش ضربات شدیدی از جانب مسلمانان شده بودند و بسیاری از سران‌شان كشته شده بود، تصمیم گرفتند با نیروی مجهزی برای انتقام و سركوبی مسلمانان به سوی مدینه حركت كنند، آنها با پنج هزار نفر پنجشنبه 5 شوال سال سوم هجرت در دامنه كوه اُحُد (یك فرسخی مدینه) مستقر شدند.
مقداد در جنگ احد نیز جزء معدود افرادی است که تا پای جان به دفاع از پیامبر(ص) پرداخت.
در تاریخ طبری آمده است: ابن عباس گويد: ابوسفيان روز سوم شوال در احد فرود آمد و پيمبر مردم را فراهم آورد و زبير را بر سواران گماشت و مقداد‌بن‌اسود كندى نيز با وى بود تا به همراه صد مرد جنگی، جناح راست سپاه دشمن را فرماندهی کنند و پرچم را به مصعب‌بن‌عمير داد و حمزه را بر گروه بى‏زرگان گماشت و او را پيش فرستاد.
در ميانه جنگ، شماری از مسلمانان بر خلاف دستور رسول خدا(ص) محل مأموریت خود را ترک کردند و در پی غنیمت رفتند. دشمن نیز از پشت شبیخون زد. در اين وضعیت تنها چند تن از مسلمانان در میدان جنگ ماندند و تا پای جان از رسول خدا(ص) دفاع کردند، طبق نقل بزرگان اینها علی(ع) و طلحه و زبیر و ابودجانه و عبدالله‌بن‌مسعود و مقداد بودند.
غزوه ذی‌قرد
در جمادی‌الاول سال ششم هجری جنگ «ذی قرد» که آن را غزوه «غابه» نیز می‌گویند، رخ داد. «قرد» چشمه آبی نزدیک مدینه بود که ابوذر غفاری بیست شتر شیرده رسول خدا(ص) را کنار آن می‌چراند. «عیینه‌بن‌حصن» با چهل سوار به آنجا تاخت و شترها را غارت کرد. آنان یکی از پسران ابوذر غفاری را کشتند و عروس ابوذر را اسیر کردند. عروس ابوذر آنان را غافلگیر کرد و سوار بر شتری شبانه به مدینه گریخت. سپس نزد رسول خدا(ص) رفت و حضرت را از ماجرا آگاه کرد. رسول خدا(ص) مردم را به جنگ دعوت کرد و نزديك به پانصد نفر آماده جنگ شدند. پيامبر(ص) پرچم را به دست مقداد داد. مقداد به سوی جنگ حرکت کرد و با آغاز جنگ حریف خود «ابوقتاده مسعود» را کشت و سرانجام دشمن را به عقب راند و به همراه شتران پیامبر(ص) پیروزمندانه به مدینه بازگشت.
البته برخی دیگر نحوه اطلاع پیامبر(ص) از ماجرا را به گونه‌ای دیگر نقل کرده‌اند: نخستین کسی که از این ماجرا مطلع شد مردی به نام «سلمه‌بن‌اکوع» بود که در آن روز به سوی «غابه» می‌رفت و در«ثنیة‌الوداع» که گردنه‌ای بود شتران را دید و از ماجرا آگاه شد و از این رو به عجله خود را به بلندی «سلع» که کوهی در کنار شهر مدینه بود، رسانید و با فریاد «و اصباحاه» مردم را مطلع کرد.
عیینه و همراهان به سوی او حمله‌ور شدند و او فرار کرد. وقتی صدای سلمه‌بن‌اکوع در مدینه طنین‌انداز شد، گروهی از جنگجویان و سوارکاران بر اسب‌های خود سوار شدند برای کسب تکلیف به در خانه رسول خدا(ص) آمدند، پیغمبر خدا(ص)، سعدبن‌زید را بر آنها امیر و فرمانده کرده به آنان فرمود: شما از جلو به تعقیب دشمن بروید تا من از دنبال بیایم.


نقطه نظر
علیرضا منصوری

قصد رجاء و قصد ورود
یکی از تعابیر و اصطلاحات فقهی «قصد رجاء و قصد ورود» است. «رجاء» به معنای «امید» و «قصد رجاء» به معنای «امید ثواب» است.
بعضی از اعمال و اذکار مستحب با دلیل معتبر شرعی ثابت شده‌اند و انجام دادن آنها به قصد «ورود شرعی» مانعی ندارد. قصد «ورود شرعی» یعنی آن فعل از سوی شارع مقدس وارد و به آن دستور داده شده است.
اما گاه دلیل معتبر شرعی بر «استحباب» برخی از اعمال و اذکار وجود ندارد، بلکه دلیل ضعیف و روایت غیر معتبری بر مستحب بودن آنها موجود است. در این صورت، اگر بخواهیم آن کار را به این قصد انجام دهیم که شارع مقدس، دستورش را داده و مستحب شرعی و از سوی او «وارد» شده است، انجام دادن آن کار با چنین قصدی جایز و صحیح نیست، بلکه بدعت و حرام است، چراکه بدعت یعنی آنچه را که جزء دین نیست به دین اضافه کنیم و جزء دین بدانیم. زیرا حجت شرعی که کتابی و سنت می‌باشد، بر «استحباب» آن کار وجود ندارد و نسبت دادن آن به شارع مقدس دروغ است. ولی در همین موارد نیز می‌توان آن کار را با اعتماد به همان روایت ضعیف و غیرمعتبر، به قصد رجا، انجام داد، به این امید که شاید همان روایت ضعیف و غیرمعتبر از سوی شارع مقدس صادر شده و انجام دادن آن کار، مطلوب او باشد. در این صورت نیز، برای انجام دادن این کار، ثواب انقیادی و اطاعت و بندگی، به انسان می‌دهند.
قصد رجاء و اینکه مکلف عمل را به احتمال اینکه او را به خدا نزدیک ‌کند، انجام دهد در فقه کاربرد گوناگون و فراوانى دارد. برای نمونه اگر گفته می‌شود نماز نافله عشا در سفر به قصد رجاء خوانده شود مقصود این است که چون دلیل و نص معتبری بر این مطلب وجود ندارد آن را به رجاء و امید آن که اگر در واقع مطلوب خداوند متعال باشد انجام می‌دهم تا از ثواب و فیض آن بهره‏مند شوم.
انجام آنچه راجع به اعمال عيد نوروز و فضيلت آن (اعم از نماز و دعا و...) وارد شده، اگر به قصد ورود باشد، محل تأمل و اشكال است، اما انجام آنها به قصد رجاء و اميد مطلوب بودن، اشكال ندارد.
تکرار بیش از حد معمول جملات ادعيه مشهوری چون دعاى كميل و زيارت عاشورا بدون قصد ورود مانع ندارد، گرچه خوب است ادعيه و زيارات را همانگونه كه وارد شده است، قرائت كنیم.
برای نمازهای مستحب و واجبِ غیر یومیه نمی‌توان اذان و اقامه گفت، مگر اینکه به«قصد ورود» نباشد.
«جابه‌جا گفتن اذکار» یا بیان اذکاری همچون «وعجّل فرجهم واحشرنا معهم» پس از صلوات تشهد، «یا حیّ یا قیّوم» هنگام قیام پس از سجود، « اشهد ان علياً ولى‌الله در تشهد»، «اشرف الانبیاء والمرسلین در اذان» و انجام اعمالی مانند «کشیدن دست بر صورت بعد از قنوت»، «چرخاندن انگشتر در قنوت» که جزء نماز نیستند، نباید به قصد ورود در نماز انجام شوند، بلکه باید به قصد رجا به آنها مبادرت کرد تا مرتکب معصیت نشویم.


يادداشت
علیرضا جلالیان


محورهایی که باید روی آنها کار کنیم
چهارشنبه آخر آبان‌ماه امسال بود که امام‌مان در جمع 50 هزار نفری فرماندهان بسیج سراسر کشور حضور پیدا کردند و شاید چیزهایی را گفتند که در هر جمعی مطرح نمی‌کردند. یادآوری برخی وقایع تاریخی، بیان برخی ریشه‌های منحوس شکل‌گیری قدرت‌های استکباری، موضع‌گیری شدید در مقابل ابرقدرت‌ها و رژیم نجس و نحس صهیونیستی و بیان برخی نکات اخلاقی از مهم‌ترین فرازهای سخنان ایشان بود.
در این میان شاید نتوان تنها یک اولویت برای بررسی یافت، چراکه اگر با دقت به بیانات ایشان گوش کرده باشیم متوجه می‌شویم ایشان ده‌ها محور کاری را برای قشرهای مختلف، به‌ویژه بسیجیان در این سخنرانی تعریف کردند. از هنرمند، پژوهشگر، منتقد، نویسنده، فیلمساز، مستندساز، پویانما و... همگی از سخنان ایشان می‌توانند محورهای مختلفی را برای کار انتخاب کنند. کتاب ریشه‌ها، تاریخ ابرقدرت‌ها، پایان جنگ جهانی دوم، حمله هسته‌ای آمریکا به ژاپن، حدیث امام صادق(ع) در مورد شیعیان و... تنها نمونه‌هایی از مباحثی بود که توسط ایشان مطرح شد. به‌نظر می‌آید هر کدام از این موارد قابلیت چندین کار پژوهشی، هنری، فیلم و مستند و... را دارد. در واقع اگر قائل به تعریف امت و امام باشیم، امام مسلمین و فرمانده کل بسیجیان چندین محور را به ما فرزندان معنوی خود اعلام و اهمیت آن‌ها را گوشزد کردند و اینک ما هستیم و امر ولی.
مستندسازان بسیجی و فیلم‌سازان می‌تواند با مدنظر قراردادن همین محورها آن چنان محصولاتی را تولید کنند که به واقع خاری در چشم دشمن و موجب بیان حقایق شود و مردم دنیا را از حقایق ابرقدرتی این قدرت‌های کاذب مطلع سازند.
در واقع این امر با توجه به اینکه به‌طور مستقیم از سوی رهبر معظم انقلاب و امام ما بیان شده واجب تلقی می‌شود و هر کس در هر لباسی که هست، باید مبتنی بر همین فریضه‌هایی که ایشان فرمودند، تلاش و حرکت کند. در این میان به نظر می‌آید تشکیلات سازمان بسیج مستضعفین هم موظف است برای تحقق این امور توسط بسیجیان راه‌ را هموار کند.
و البته باید این را هم در نظر داشت، بسیاری از فرامین امام‌المسلمین تا همین امروز بر زمین مانده است و عمارها و هارون مکی‌ها باید به صحنه بیایند و گوش جان به فرموده‌های ایشان بسپرند و در جهت حل مسائل و نیز انجام فرایض مطرح شده همت گمارند. این امر به این جهت حائز اهمیت است که تنها راه زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان(عج) این است که سخنان نائب عام ایشان زمین نماند. به عبارتی زندگی در دوران حاکمیت ولایت فقیه، تمرین زندگی در عصر ظهور است. حال با خود بیندیشیم که چه میزان نسبت به فرامین ولی امرمان حساسیت نشان می‌دهیم و چقدر در مسیر رهنمودهای ایشان گام بر می‌داریم؟ باید به این باور برسیم آن نقشی که قرار است در دوره ظهور و حضور امام عصر(عج) ایفا کنیم را امروز می‌توانیم در سایه نائب ایشان انجام دهیم. چقدر با این آرمان فاصله داریم؟


گزارش خبری صبح صادق از همایش فرشتگان سوسنگرد
حماسه عاشورا و دفاع مقدس نباید به خاطره‌ها بپیوندد

رحیم محمدی

26 آبان هر سال یادآور خلق حماسه‌ای بزرگ از سوی فرزندان این مرزوبوم در دوران دفاع مقدس است. حماسه‌ای که بنا به دستور امام خمینی(ره) مبنی بر شکستن حصر سوسنگرد، توسط رزمندگان و نیروهای مردمی آفریده شد و حصر سوسنگرد شکسته شد. این بهانه‌ای بود تا جمعی از رزمندگان، ایثارگران و خانواده‌های شهدای عملیات شکست حصر سوسنگر دور هم جمع شوند و یاد آن روز‌ها را گرامی بدارند. این گزارش به گوشه‌ای از مطالب عنوان شده در این مراسم می‌پردازد.

*ضربان قلب رزمندگان با حضور نماینده امام تنظیم می‌شد
«ابوالفضل حسن‌بیگی» از جهاد سازندگی استان سمنان که دارنده دو مدال فتح از دست مقام معظم رهبری،‌ 96 ماه حضور دائم در جبهه و جانباز 50 درصد دوران دفاع مقدس است، در مراسم بزرگداشت حماسه سوسنگرد، با بیان اینکه در این دوران جبهه ما دو فرمانده داشت که یکی فرمانده کاغذی و دیگری فرمانده‌ای بود که بر قلب‌ها حاکمیت داشت، افزود: ضربان قلب رزمندگان با حضور نماینده امام در شورای عالی دفاع ـ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ـ تنظیم می‌شد. به این صورت که هر موقع ایشان به منطقه اهواز باز می‌گشتند همه قلب‌ها آرام می‌شد و هرموقع برای نماز جمعه و امور دیگری به تهران می‌رفتند ما همگی اضطراب داشتیم که حالا با بنی‌صدر چه کنیم.
وی ادامه داد: لحظه‌ای که اعلام شد حاج‌آقا (مقام معظم رهبری) به اهواز رسیدند و خودشان فرماندهی امور سوسنگرد را به دست گرفتند و اجازه نمی‌دهند که بنی‌صدر کارشکنی کند، همه رزمندگان روحیه جدیدی گرفتند، زیرا ایشان نیروی ژاندارمری، ارتشی، سپاهی و همه نیروها را یکسان می‌دید و برای همه ارزش قائل بود و می‌گفتند: «اینها فرشته بودند.» یعنی کسانی که خودشان تصمیم گرفتند برای دفاع از سوسنگرد بمانند و شهید شوند.

* در سوسنگرد جنگ کلاسیک جوابگو نبود
مهندس «مهدی چمران» عضو شورای شهر تهران نیز با اظهار این موضوع که سوسنگرد یکی از نقاط راهبردی بود که در آغاز جنگ تحمیلی دشمن سعی داشت آن را تسخیر کند، بیان داشت: بعد از شکست حصر سوسنگرد، صدام قسم یاد کرد که آن را باز پس می‌گیرد، اما به‌ لطف خدا سوسنگرد آزاد باقی ماند.وی با یادآوری این نکته که 26 آبان 59 مانند امسال در ایام محرم و دقیقاًً‌ شب تاسوعای حسینی بود، خاطرنشان کرد: در اینجا دیگر روش جنگ، کلاسیک نبود که طبق آن ابتدا تانک‌ها حمله کنند و سپس نیروهای پیاده بیایند، بلکه تاکتیک دکتر چمران این بود که پیاده‌ها جلو بروند و نیروهای زرهی آنها را پشتیبانی کنند و این شیوه تا پایان جنگ دنبال شد.
مهندس چمران سپس با بیان خاطراتی از رزم شهید چمران در سوسنگرد، تأکید کرد: اگر ما می‌توانستیم این قهرمانان و جریاناتی مانند سوسنگرد را به‌خوبی بازگو کنیم، دیگر جوانان ما نیازی به قهرمانان هالیوودی احساس نمی‌کردند.

* شکارچی 12 تانک
«محمد دستفروش» از نیروهای ژاندارمی هم که به‌تنهایی شکارچی 12 تانک بوده و یک پا و یک چشم خود را تقدیم انقلاب کرده است، با اظهار اینکه عراقی‌ها در دو نوبت اقدام به اشغال سوسنگرد کردند، گفت: یک بار در تاریخ پنجم آبان 1359 تصمیم به اشغال شهر گرفتند که در این مرحله تقریباً تمام شهر سقوط کرد، اما نیروهای هنگ ژاندارمری، کمیته، سپاه، ارتش و تمام مردم عاشق سوسنگرد به مقابله برخاستند و ظرف 28 ساعت نبرد تن به تن و جانانه، عراقی‌ها را مجبور کردند با عبور از کرخه عقب‌نشینی کنند و به این شکل شهر رفع تهدید شد.
وی ادامه داد: برای بار دوم آنها برنامه‌ریزی داشتند که با اشغال بستان، محاصره سوسنگرد را کامل کنند، ولی این بار هم مردم چنان سیلی به صورت آنها نواختند که باوجود برتری نظامی‌شان تا 23 آبان نتوانستند اقدامی انجام دهند، اما کمبود نیرو و تجهیزات سبب شد تا سوسنگرد در آستانه اشغال کامل درآید.

* سوسنگرد تکرار حادثه عاشورا بود
سردار «اسماعیل احمدی‌مقدم» فرمانده نیروی انتظامی هم به‌عنوان آخرین سخنران بیان داشت: داستان سوسنگرد یا هر حماسه دیگری از دفاع مقدس فقط نقل خاطره نیست، بلکه باید محفلی باشد برای نقل حماسه‌ها به منظور استمرار در الگوبرداری از صحنه کربلا و عاشورا و نشان دادن این نکته که مکتب اباعبدالله(ع) به ما درس آزادگی آموخت.وی با اشاره به اینکه سوسنگرد تکرار حادثه عاشورا بود، بیان داشت: صبر فقط در جنگ تن‌به‌تن نیست، بلکه باید در مسائلی مانند فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، حمله سیاسی و دیپلماسی نیز صابر بود، زیرا اگر امتحان نباشد، درجه افراد مشخص نمی‌شود. در پایان این مراسم از 13 نفر از جانبازان و خانواده شهدای حماسه سوسنگرد نیز تقدیر و تجلیل به عمل آمد.


علمداران

فریاد زد «ان تنصرالله ینصرکم»
تصمیم گرفته بود به هر قیمتی شده معبر را باز کند و آتش جهنمی آن توپ چارلول که مانع پیشروی ستون شده بود را خاموش کند؛ ردیف آخر را هم باز کرد و خودش را به طرف دیگر کلاف‌ها کشاند؛ لباس‌هایش به خارها گیر کرده و پاره شده بودند؛ خون زیادی از دست‌ها و بدنش بیرون می‌زد.
با زحمت زیادی روی دو پایش ایستاد؛ چارلول عراقی کماکان می‌نواخت؛ خط آتش دشمن درست روی میدان مین و سیم‌های خاردار متمرکز شد. مهدی نای ایستادن نداشت، تمام توانش را جمع کرد و به صدای بلند فریاد زد: «ان تنصرالله ینصرکم» در یک دم، هاله‌ای از سرخی تیرها، سر تا به پای مهدی را فرا گرفت. تکانی خورد و از پشت به روی سیم‌های خاردار افتاد.
روایتی از لحظه‌های شهادت شهید مهدی خندان به نقل از کتاب «قله 1904»
مهدي در روستاي ناران، از توابع لواسان كوچك، در روز عاشوراي حسيني سال 1341 به دنيا آمد. او دوره ابتدايي را در زادگاه خود به پايان رساند. از ده سالگي، در كارهاي كشاورزي به پدرش كمك مي‌كرد. به اهل‌بيت(علیهم‌السلام) عشق مي‌ورزید و در مراسم عزاداري، به مداحي مي‌پرداخت. دوره راهنمايي را در سال 1353 با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از آن به هنرستان دكتر ناصري تهران وارد شد و سرانجام در سال 1357 پس از تحمل مشكلات زياد، مدرك ديپلم را در رشته مكانيك دريافت كرد. تابستان 1359 به‌عنوان عضو فعال بسیج به پادگان امام حسین(ع) اعزام شد و دوره آموزش عمومی نظامی را با موفقیت گذراند و سپس برای مقابله با ضدانقلاب عازم کردستان شد. او به مدت شش ماه در جبهه غرب در سرپل ذهاب ماند و پس از آن به عضویت سپاه درآمد. چهار ماه به عنوان محافظ بیت امام خمینی(ره) به خدمت مشغول شد. مهدی با مقاومتی که در جبهه غرب داشت، لقب «شیر کوهستان» گرفت. چهارماه هم با نیروهای لشکر 27 محمدرسول الله(ص) در لبنان به سر برد. در آخر هم فرمانده تیپ یک لشکر 27 محمدرسول الله(ص) شد و سرانجام در روز 29 آبان 1362 برابر با اربعین حسینی، در عملیات «والفجر 4» در ارتفاعات «کانیمانگا» به شهادت رسید.


گلی از باغ

«طوفان در راه است»
این عنوان کتابی است که «گل‌علی بابایی» در ۸۳ صفحه با شمارگان ۲۵۰۰ نسخه برای اولین بار در آبان ماه ۹۲ به رشته تحریر درآورده و حاوی خاطراتی از مقام معظم رهبری، شهیدمصطفی چمران، سردار محمدعلی جعفری (آقا عزیز) و... است. این کتاب که در آستانه ۲۶ آبان، سالروز شکست حصر سوسنگرد به فرمان حضرت امام خمینی(ره) منتشر شده، گوشه‌هایی از حماسه‌آفرینی‌های رزمندگان و مردم با ایمان کشورمان را در آن روزهای سخت و طاقت‌‌فرسا بازگو می‌کند، به نحوی که در بخشی از این کتاب به نقل از رهبر معظم انقلاب آمده: «یک روز به ما تلفنی خبر دادند که ما اینجا آذوقه نداریم، اما سوپرمارکت‌های شهر که مال مردم است و در آنها را بسته‌اند، یک چیزهایی دارد... لکن ما حاضر نیستیم چون مال مردم است و راضی نیستند. من دیدم که واقعاً اینها فرشته‌اند و اصلاً به اینها بشر نمی‌توان گفت...»
شهری که مدافعان آن شاید به ۲۰۰ نفر هم نمی‌رسیدند با دست خالی جلوی اشغال شهر را گرفته بودند تا اینکه در ۲۶ آبان ۵۹ محاصره سوسنگرد شکسته می‌شود. مقام معظم رهبری در بخش دیگری از این کتاب درباره شکست حصر سوسنگرد می‌‌فرمایند: «مرحوم اشراقی (داماد امام) شب قبل از عملیات تماس گرفت و گفت: امام فرمودند ب‍پرسید خبرها چیست؟ گفتم خبر اینکه قرار است فردا عملیاتی صورت گیرد و ظاهراً من اظهار تردیدی کرده بودم که ممکن است نشود مگر اینکه امام دستوری بدهند. ایشان رفت با امام تماس گرفت و آمد گفت: امام فرمودند تا فردا باید سوسنگرد آزاد شود و تیمسار فلاحی هم خودش باید مباشر عملیات باشد...» بدین ترتیب شکست حصر سوسنگرد با موفقیت همراه می‌شود و سراب اشغال چند روزه ایران از سوی ارتش بعث عراق به واقعیت می‌پیوندد.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «ترنج» به کارگردانی مجتبی راعی
زندگی عاشقانه در سایه مرگ آگاهی

مهدی امیدی

«ترنج» یازدهمین فیلم «مجتبی راعی» است. کارگردانی که با فیلم «تولد یک پروانه» سبکی جدید را در زمینه سینمای دینی و معناگرا در انداخت. فیلم «ترنج» را هم باید بازگشتی به فیلم «تولد یک پروانه» دانست که نگاهی است سینمایی به درون انسان در طلب حقیقت و معنویت.
استاد بیوک بهاری (رضا ناجی) هنرمند نقاش پیشکسوتی است که به بیماری سرطان مبتلا شده. او خود را مواجه با مرگ می‌بیند و می‌هراسد. در سایه مرگ، دچار افسردگی می‌شود و دیگر دست و دلش به کار و خلق آثار هنری نمی‌رود. به سفارش یک عارف، کفنی را نزد 40 مسلمان می‌برد تا مومن و درستکار بودنش را تصدیق کنند. ماه محرم فرا می‌رسد و موسم عزاداری برای سیدالشهداست. استاد بهاری رفته‌رفته به درکی تازه از زندگی می‌رسد و ...
«ترنج» از معدود فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران محسوب می‌شود که می‌توان لقب «سینمای ملی» بر آن نهاد. اما سینمای ملی چیست؟ مارتین اسکورسیزی، کارگردان مشهور سینمای آمریکا در تعریف سینمای ملی گفته است: «سینمای ملی، سینمایی است که گویای هویت، مذهب، ایدئولوژی و در واقع گرایش یا بازخورد آن ملت است و آن ملت از طریق مفاهیم و بازخوردهای مستتر در سینمایش قابل شناسایی است.»
این تعریف، دقیقاً درباره فیلم «ترنج» صدق می‌کند. فیلمی است که در آن، علاوه بر نمایش بخشی از اقلیم و جغرافیای زیبای ایران، فرهنگ بومی و همچنین ارزش‌های معنوی و دینی جاری در کشورمان نیز متبلور شده است.
در وجه جهان‌بینی و اعتقادی، «ترنج» یکی از زیباترین و عمیق‌ترین لایه‌های عقیدتی دین اسلام ـ–که همواره منبع الهام حماسه‌ها و شاهکارهای هنری و انسانی فراوانی شده ـ را به تصویر کشیده است؛ زندگی عاشقانه در کنار مرگ آگاهی. یاد مرگ و آگاهی از اینکه انسان همواره در مظان رحلت از دنیا قرار دارد، گرچه برای بسیاری تلخ است، اما اگر با معرفت و آگاهی همراه شود، نتیجه‌ای جز شکوفایی زندگی انسان ندارد.
این همان مضمون متعالی و بلندی است که در فیلم «ترنج» به جلا رسیده است. یاد مرگ در ابتدا برای بیوک بهاری تکان‌دهنده و بغرنج است. اما ترس از مرگ برای او مقدمه‌ای است برای تحول و بازگشت دوباره به خویشتن. در نتیجه سرانجام، راه اصلی و اصیل هنرمندی و انسان بودن را باز می‌یابد. انتخاب نام فامیل «بهاری» هم استعاره‌ای است از مرگ و زندگی با یاد قیامت؛ قیامت همان بهار جان‌هاست؛ بهاری است که به زمستان وجود آدمی پایان می‌بخشد.
ساختار فیلم «ترنج» اگرچه با یک شاهکار سینمایی فاصله دارد، اما هوشمندانه و درخدمت محتوا شکل گرفته است. این فیلم تلاشی است برای نزدیک کردن زبان سینما به هنرهای زیبای ایرانی همچون قالی‌بافی، نگارگری و معماری. به این معنا که با تماشای آن، همان حس تأمل بر یک قالی یا معماری مساجد به مخاطب دست می‌دهد. تلفیقی از فضاها و مکان‌های سنتی با پوشش خاص بومی و همچنین موسیقی محلی به تحقق هدف فیلم در نزدیک شدن به ساختار و فرم اسلامی-ـ ایرانی کمک کرده است.
در این میان، احتمال دارد که این سوال پیش بیاید که چرا بسیاری از فیلم‌هایی که به این عناصر متوسل شده‌اند نه تنها نتوانستند روح معنوی و مذهبی را متجلی سازند که به ضد آن هم تبدیل شدند. مثل فیلم‌های «نار و نی» و «آب، باد، خاک» که مملو از حوض و کاشی و سه‌تار و... بودند، اما از سوی معلم سینمای انقلاب، شهید سیدمرتضی آوینی، هدف تندترین انتقادات قرار گرفتند. چون در این فیلم‌ها، محور اصلی فرهنگ بومی سرزمین ما غایب بود. آنچه به فرهنگ و هنر اصیل ایرانی روح و حسی استعلایی بخشیده و می‌بخشد، دین و عشق به ائمه اطهار(علیهم‌السلام) بوده است. به همین دلیل هم فیلم «ترنج» برخلاف آثاری چون «نار و نی» و «آب، باد، خاک» به دل می‌نشیند، چرا که به منبع معظم و مقدس دین اسلام، معصومین و به‌ویژه سیدالشهداء(ع) متصل شده است.
فیلم «ترنج» با وجود پرداختن به مفاهیم سنگین و عمیق و برخورداری از روایتی وزین و معناگرا، اما برای مخاطب عام و مردم ساخته شده است. فیلمی است به زبان مردم کوچه و بازار و منطبق با ذائقه عموم که می‌تواند مخاطب اهل دل و در جست‌وجوی حقیقت را راضی و خشنود کند. انتخاب «رضا ناجی» برای ایفای نقش شخصیت محوری این فیلم هم در راستای نزدیک کردن حال و هوای فیلم به واقعیت و مردم بوده، چون ناجی یک بازیگر حرفه‌ای نیست، اما به شدت مردمی است و توانایی خاصی برای واقعیت‌بخشی به نقش خود دارد.
«ترنج» به دلیل داشتن شاخصه‌های ملی و بومی و کیفیت هنری قابل قبول می‌تواند هم نماینده خوبی برای سینمای ما در آن سوی مرزها باشد و هم در داخل، به عنوان یک خوراک فرهنگی مناسب برای خانواده‌ها قدرش دانسته شود. با این حال، در سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر با کم محلی داوران و رسانه‌ها مواجه شد و گویی جریان غالب و مسلط بر جشنواره و همچنین رسانه‌های سینمایی و منتقدان، علاقه‌ای به دیده شدن این فیلم نداشتند. به امید روزی که فیلم‌هایی مانند «ترنج» از مظلومیت و مهجوریت رها شوند.


اعتراف چند باره هالیوودی‌ها به همکاری با سیا و موساد
حسین کارگر

شیفتگان سینمای غرب، همواره معتقدند که ارتباط هالیوود با مراکز سیاسی و راهبردی آمریکا، واقعیت ندارد و ناشی از توهم توطئه است. حتی انتخاب فیلم متوسط «آرگو» به عنوان بهترین فیلم مراسم اسکار را هم یک اتفاق می‌پندارند که هیچ ربطی با زد و بندها و طرح‌های امنیتی و راهبردی رژیم حاکم بر ایالات متحده ندارد. آنها حتی تعامل صهیونیسم با هالیوود را به دیده انکار می‌نگرند. با وجود ادعاهای طرفداران نظریه «هنر برای هنر» و عدم ارتباط سینماگران آمریکایی با سیاستگذاران آن کشور، اما همواره در مقابل اعترافات خود اهالی هالیوود به تعامل‌شان با نهادهای امنیتی غرب، سکوت می‌کنند. همچنان که به تازگی، یکی از تهیه‌کننده‌های برجسته آمریکایی به همکاری‌اش با یک سازمان مخوف و ضدبشری اذعان کرده است.
شبکه العالم، هفته قبل خبر داد: «آرنون میلچان» تهیه‌کننده آمریکایی سینمای هالیوود که تابعیت رژیم صهیونیستی نیز دارد، پس از سال‌ها شایعه سرانجام اعتراف کرد در دهه 1970 تا 1980 با سازمان جاسوسی این رژیم –(موساد)- همکاری داشته و در توسعه برنامه تسلیحات هسته‌ای رژیم صهیونیستی نیز فعالیت کرده است. میلچان 68 ساله که تهیه‌کننده فیلم‌های مطرحی چون «لس آنجلس محرمانه» است، در مستندی که «لانا دایان» گزارشگر «شبکه 2 رژیم صهیونیستی» تهیه کرده است، از فعالیت‌های خود در معاملات محرمانه تسلیحاتی و تلاش برای خرید فناوری‌هایی که این رژیم برای تهیه بمب هسته‌ای به آنها نیاز داشته، صحبت کرده است. بر اساس اطلاعاتی که روزنامه صهیونیستی هاآرتص منتشر کرده است، میلچان نه تنها با موساد همکاری داشت، بلکه تلاش کرد تا افراد دیگری چون «سیدنی پولاک» کارگردان سرشناس هالیوود را نیز با خود همراه کند که موفق هم شد. بر اساس اظهارات میلچان، پولاک هم در سال‌های 1970 در خرید سلاح و تجهیزات نظامی برای رژیم صهیونیستی همکاری داشته است. میلچان که یکی از مالکان شبکه 10 رژیم صهیونیستی است، همچنین اعتراف کرد که با همکاری یک ستاره سینمای هالیوود با یکی از دانشمندان هسته‌ای آمریکایی در خانه این بازیگر دیدار کرده است. البته میلچان نه نام این بازیگر و نه نام دانشمند هسته‌ای و نه مکان این قرار را ذکر نمی‌کند.
این نخستین بار نیست که همکاری یک فیلمساز آمریکایی با نهادهای امنیتی افشا می‌شود. جان فورد (از بانیان اصلی سینمای هالیوود) هم رئیس شاخه فتوگرافیک سرویس اطلاعاتی ـ جاسوسی OSS در دوران جنگ جهانی دوم بود. OSS در واقع سازمان مادر CIA محسوب می‌شود که پس از جنگ جهانی دوم، به سازمان تروریستی CIA بدل شد. جان فورد به اتفاق برخی از شناخته‌شده‌ترین سینماگران هالیوود همچون مریان سی‌کوپر، ویلیام وندر بیلت، وارد باند، جان وین، باد شولبرگ، گرک تالند و... در واقع حلقه اتصال هالیوود به سازمان CIA بودند، به کمک کارشناسان این سازمان همچون ویلیام داناوان و ریچارد هلمز و... برای سینمای هالیوود پس از جنگ برنامه‌ریزی کردند تا سینمای هالیوود، براساس آن شکل بگیرد و پیش برود.
روزنامه گاردین انگلیس نیز چندی پیش با انتشار گزارشی نوشت: سال 1995 قراردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مأموران کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آنهایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت. طی این سال‌ها فیلم‌ها و سریال‌های زیادی زیر نظر او ساخته شد که از جمله آنها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»، «24» و... اشاره کرد. براساس همین گزارش، سیا و پنتاگون رسماً از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که فینچر کمی بعد فیلم «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.سفارش ساخت فیلم «آرگو» از سوی سازمان سیا به هالیوود هم اتفاق غیرقابل انکاری است که بارها در رسانه‌های غربی افشا شده است.


خبرها

چهارمین جشنواره فیلم عمار از 13 دی آغاز می‌شود
چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار با شعار کلی «مرگ بر آمریکا» و توجه به مسائل راهبردی و عدالت‌خواهانه، از 13 دی آغاز می‌شود. نادر طالب‌زاده، دبیر این جشنواره در نشستی خبری با تأکید بر اینکه جشنواره فیلم عمار به دنبال فرهنگ‌سازی در زمینه انقلاب اسلامی است، گفت: این جشنواره سعی دارد استعدادهای فعال در گفتمان انقلاب اسلامی را جذب کند. وی همچنین از حضور 30 فیلم از غزه در این دوره از جشنواره فیلم عمار خبر داد. وحیدجلیلی، دبیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب هم در این نشست گفت: فیلم‌های جشنواره عمار در همه نقاط کشور در شهر و روستا و در مسجد، مدرسه و دانشگاه اکران می‌شود. وی افزود: جشنواره فیلم عمار سعی می‌کند که سینمای ایران از استانداردهای کنونی دور شده و به استاندارد‌های درست برگردد.
نبرد دریایی با آمریکا به روایت کارگردان چشم شیشه‌ای

«حسین قاسمی جامی» کارگردان فیلم «چشم شیشه‌ای» در حال ساخت فیلم «مرواریدهای خلیج‌فارس» است. این فیلم هم مانند آثار پیشین این کارگردان مضمونی دفاع مقدسی دارد و به درگیری ناوچه موشک‌انداز جوشن با ناوهای آمریکایی در 29 فروردین 67 و دستاوردهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی پس از سال‌های دفاع مقدس می‌پردازد .از جمله نکات قابل توجه درباره این فیلم بازی هادی ساعی قهرمان تکواندوی المپیک و جهان و عضو کنونی شورای اسلامی شهر تهران است.
«حبیب احمدزاده» جوایزش را به خانواده شهید آقاهادی تقدیم کرد

در پی اهدای دیپلم افتخار و جایزه نقدی جایزه شهید آوینی به «حبیب احمدزاده» به دلیل کارگردانی فیلم مستند «بهترین مجسمه دنیا»، این نویسنده و مستندساز در سفر به خمینی‌شهر اصفهان این جایزه را به ساحت محترم خانواده شهید موسی آقاهادی تقدیم کرد. در این مراسم ساده و صمیمی که با حضور جمعی از همرزمان و دوستان شهید آقاهادی، در منزل مسکونی پدر و مادر این شهید برگزار شد، احمدزاده برای اولین‌بار اعلام کرد که نام قهرمان رمان خود «شطرنج با ماشین قیامت» را به یمن این شهید «موسی» نام‌گذاری کرده و امروز به همراهی دیگر همرزمان موسی آقاهادی و با اهدای این جایزه ناقابل، بهانه‌ای پیدا کرده تا به پدر و مادر بزرگوار شهیدی که در وضعیت دشوار اول جنگ با دست و پای مجروح و التیام‌نیافته ناشی از جراحات انبوه ترکش‌ها، باز به جبهه‌ها شتافت و با شرکت مستمر در عملیات‌های مختلف بالاخره در حماسه آزادسازی خرمشهر به شهادت رسید، ادای دینی کوچک داشته باشد.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 17
مهم‌ترین وظیفه دانشجویان در مقابله با فتنه‌های امروز چیست؟

در آستانه 16 آذر، روزی که نماد استکبارستیزی دانشجویان است، تریبون هفدهم را جمع‌بندی می‌کنیم.
بصیرت
بصیرت نکته کلیدی بسیاری از پیام‌های شما تریبونی‌های گرامی بود. در کنار این موضوع برخی نیز سایر موارد لازم را طرح کردند. «جواد آبی» از همدان در این میان اطاعت محض از فرامین رهبری را در کنار بصیرت آورده و «قابل قبادی» از رشت ولایتمداری، مبارزه با انواع تهاجم فرهنگی و تبیین رهنمودهای مقام معظم رهبری به توده‌های مردم را مهم‌ترین وظیفه دانشجویان دانسته است.
دانشجویان باید با تقویت بصیرت خود در خط مقدم جنگ نرم باشند، این نظر «احمد محمدی» از آبیک است و «رسول جنتی» از کرمانشاه «امين نجفي» از جزيره قشم، «آرش پذیرش» از شاهین‌شهر، «قربان امینی» از میانه، «محمد یاقوتی‌نژاد» از خواف، «ابراهیم نادری» از یاسوج، «مرضیه احمدی» از داران، «عزیزی» از مشهد، «عرب‌پور» از همدان، «محسن عندلیب» از بجستان، «حسن حسنی»، «سمیرا و حسن حاجی‌علیانی» و «حقیقی» از کرمانشاه، «هاجر مازندراني» از گرگان، «پیمان جمال» از ماسال و «محمدزارعی برآبادی» از خواف نظراتی شبیه به همین موضوع داشته‌اند.
پيرو ولايت‌فقيه
پيرو ولايت‌فقيه بودن موضوعی است که «محمدصالح قنبريان» از بوشهر و عزیزانی چون؛ «مريم عليجانپور» از بوشهر، «محمد عباسقلى‌پور» از املش، «علی پروین» از اسلام‌آباد غرب، «حمیدرضا غلامی» از شیراز، «مهدی امیری» از اهواز و «محمد معظم» از اصفهان آن را مطرح کرده‌اند.
بصیرت، جسارت، مطالعه، گوش به فرمان و چشم به دهان رهبر بودن و روشنگری را «سبحان صمدی‌مقدم» مطرح کرده و «محمد زارعکار» از کرج هم نظری شبیه به این دارد. «اسماعیل ثامنی» از گرمسار بصیرت عاشورایی، شناخت فتنه و راه‌های مقابله با آن و حرکت در خط رهبری را وظیفه دانشجو دانسته و بالا بردن سطح بينش و معرفت و دشمن‌شناسي را «مهدي خزايي» از صحنه طرح کرده است.
سلاح دانشجوى امروز؛ علم، بصيرت و آگاهی. این نظر «زينب وکيل‌زاده» از تبريز است و داشتن سعه‌صدر و قدرت شناخت فتنه از غیر فتنه هم نظر «افشین امیدی» از اهواز است.
«عرفان عباسقلی‌پور» از املش، «معصومه پوزش» از باغملک، «مهدی بابایی‌فرد» از ایلام و خواهر یا برادر «بهرامی» هم نظراتی در همین زمینه داشته‌اند.
«محمدصادق مستقیمی» از نایین هم بیان کرده که دانشجو باید ترفند‌شناس باشد و ترفندهای دشمنان را در هر مقطع زمانی و مکانی بشناسد.
سایر نظرات
هوشیاری و تشخیص حق از باطل از سوی «سمیه رستمی» از جوانرود مطرح شده و اما «آیت رستمی» از جوانرود معتقد است مهم‌ترین وظیفه دانشجو آگاهی و امر به معروف‌ و نهی از منکر فتنه‌گران است. آمر به معروف و ناهی از منکر بودن را هم «علی مجیدی هفت‌چشمه» از آذرشهر مطرح کرده است.
«سارا کریم‌زاده» از زرین‌شهر حفظ هوشیاری و تبعیت از فرامین رهبری را لازمه کار دانشجو می‌داند و «حسین بخشنده» از قائم‌شهر مقابله با تهاجمات فرهنگی و جنگ نرم دشمن را مهم‌ترین وظیفه یک دانشجو بر می‌شمرد. همین‌طور جريان‌سازي براي تحكيم ساخت دروني نظام است نظر «ايمان عمويي» از ساري است.
متفاوت با دیگران
كسب آگاهي، دانش و روشنگري توسط «حسن خزايي» از صحنه مطرح شده است و آسیب‌شناسی فتنه موضوعی است که «الهام نظری» از کرمانشاه به آن معتقد است.
«مصطفی اکبری» از داران می‌گوید: تحت تأثیر افکار پلید و غیرمنطقی جبهه نفاق قرار نگیرد و ابزار دست دشمن در پیشبرد اهداف شوم‌شان واقع نشود.
«حمزه محمدپور چهل‌گز» از اردبیل هم در این باره معتقد است: رصد تمام نقشه‌های شیطانی استکبار علیه نظام اسلامی و آمادگی برای مقابله لازمه کار دانشجو است.
موذن جامعه
«محمدرضا قنبری» از کرمانشاه هم گفته است: شهیدبهشتی فرموده‌اند دانشجو موذن جامعه است؛ اگر خواب بماند، نماز امت قضا می‌شود.
حفظ فضای فرهنگی جامعه از دستبرد، وظیفه مردم، مسئولان و به‌ویژه وظیفه دانشجو نیز است. این مطلب را «خیرالنساء قربانی» از املش بیان کرده و «محمد ادیب‌نیا» از تبریز هم معتقد است: دانشجو باید در کسب علم، دانش، سیاست روز و مدیریت کشور بینش و بصیرت داشته باشد و در عرصه سازندگی کشور روحیه جهادی و حمایت معنوی را حفظ کند.
«حسن زارعی» از مریوان، «مهدی قربانی» از چابهار، «مصطفی عاشوری» از دامغان، «احمدرضا دهنوی» از کنگاور و «الهام عباسقلی‌پور» از املش هم با نظراتی خوب میهمان این هفته تریبون بودند.
برندگان تریبون 17
مصطفی عاشوری از دامغان/ سمیه رستمی از جوانرود
مصطفی اکبری از داران
سوال تریبون 18
اصلی‌ترین نقش حضرت زینب(س) در تداوم نهضت عاشورا چه بود؟


روى خط

چرا شمارگان هفته‌نامه را افزایش نمی‌دهید؟!
...۰۹۱۸۶۸۶۸/ اهل كوفه نبودن يعنى تا حسين(ع) از راه نرسيده، مسلم را ولى امر خود بدانى يعنى تا مهدى(عج) از راه نرسيده، سيدعلى خامنه‌اى را ولى امر خود بدانى. / عليرضا اميرى از كرمانشاه
...09133811/ سلام، ضمن تشكر از مطالب هفته‌نامه. اولاً؛ هفته‌نامه در تيراژ بيشتر چاپ شود. ثانياً؛ ما در اسلام واژه‌اي پرمفهوم و غني داريم به‌نام امام و امت كه جا دارد به جاي رهبر و مردم از آن استفاده كرد تا فرهنگ‌سازي هم بشود.
...09139073/ با سپاس از هفته‌نامه پر محتوا و بصيرت‌بخش‌تان. چرا ديگر از پايگاه‌هاي بسيج فعال و تحولگرا و پركار گزارش تهيه نمي‌كنيد؟ واقعاً براي ما تجربه و درس‌آموز بود.
صبح‌صادق: با توجه به کاهش تعداد صفحات مربوط به بسیج و دفاع مقدس، فعلاً امکان پرداختن به این موضوعات وجود ندارد.
...09187738/ سلام، پیشنهاد می‌کنم دوربردترین، قوی‌ترین و راهبردی‌ترین موشک را به اسم «آرمان تهرانی‌مقدم» جهت لرزیدن پشت سران رژیم صهیونیستی نام‌گذاری کنند. / سالمی از سنندج
...09163452/ با سلام، چرا مطالبات جانبازی، حق جنگی، باقی‌مانده طلب بازنشستگی و... بازنشستگان پرداخت نمی‌شود؟ / بازنشسته 87 از دزفول
...09126038/ چادر زینب روایت می‌کند / حفظ عفت را حکایت می‌کند / روز محشر از زنان بدحجاب / حضرت زینب شکایت می‌کند
...09166064/ با سلام، چرا شمارگان هفته‌نامه را افزایش نمی‌دهید؟! صبح‌صادق الگوی خوبی برای جوانان به‌ویژه بسیجیان است. / معصومه پوزش
صبح‌صادق: درخواست‌های زیادی از سوی سپاه و بسیج برای افزایش شمارگان نشریه وجود دارد. مسئولان محترم هم قول‌های مساعدی داده‌اند، امیدواریم که محقق شود.
...09133423/ سلام، بنده به‌عنوان بازنشسته دلم خوش بود به اینکه هر هفته صبح‌صادق به‌دستم می‌رسید. متأسفانه الآن پنج ماه است که از آن خبری نیست! کانون بازنشستگان باید جوابگو باشد. / جانباز و بازنشسته پورمحمدی از گلباف
...09149959/ با سلام، بخش گزیده‌مطالب هفته‌نامه شماره 625تون واقعاً بنده‌رو نیز شرمنده عزیزان آسایشگاه ثارالله کرد...


کتیبه سبز

شط خون
روز عاشورا، چنان دل‌های ما آتش گرفت
غم سراپا شعله‌ور، جان عزا آتش گرفت
هیچ درمانی ندارد، این غم جانسوز ما
چونکه زین ماتم، دل آل عبا آتش گرفت
هر که وجدان داشت، اندوه ‌گران، جانش فتاد
فطرت بیدار، از این ماجرا آتش گرفت
می‌شود آرام شد امروز، ای آزادمرد؟
جان هر بیگانه دردآشنا آتش گرفت
حرمله، تیری رها کرد از کمان کینه‌اش
شد سه شعبه تیر، با خون خدا آتش گرفت
دست عباس از بدن افتاد، در شط فرات
شط خون در سوگ آن کان وفا آتش گرفت
از علی‌اکبر چه گویم، شبه‌پیغمبر چه کرد
هر که دید آن سروخوبان، بی‌صدا آتش گرفت
قاسم آن دردانه حق باور سودای عشق
شیرمردی بود، در دام بلا آتش گرفت
جمله احباب، جان کردند قربان حسین(ع)
جان به قربان حسینی که جدا آتش گرفت
آسمان نالید، باید گفت می‌نالد هنوز
آن زمان که خیمه‌گاه کربلا آتش گرفت
نظم و شعر و قافیه، آمد به تنگ، از فرط غم
در عزا، گلواژه‌های شعرها آتش گرفت
خلوتی دور از نظر، نالید شاعر غصه خورد
با خلوص و بی‌ریا، بی‌ادعا آتش گرفت

عبدالمجید فرائی


بارانی از غزل

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم، یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده‌ست
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی‌ها
لبم حلاوت «احلی من العسل» دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش‌گوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلام‌تان به من آموخت در میانه خون
که روسیاهی ما نیز راه حل دارد

سیدحمیدرضا برقعی


حسن ختام

دلم روشن است می‌آیی…
من و تو و رویای آمدنت آقاجان!
دیشب باز دوباره دلم برایت تنگ شد
دلم برای دیدارت بی‌پرده در ثانیه‌های زمین دلتنگی می‌کرد
نگاهم لبریز از اشتیاق بود برای آسمانی شدن در محضرت
باز هم دستانم بی‌قرار بود برای گرمی دستانت
اما دریغ که من مانده بودم و آرزوهایم و این خاطره‌ها!
حوالی نیمه شب بود با صدای باران به شوق دیدارت
به انتظار ظهورت کمی خواب بر چشمانم نشست و ...
دوباره خاطراتت را به رؤیای من فرستادی تا مرا آرام کنی
زمین غوغا بود و اهل زمین در هیاهو
هر کسی به سمتی و...
نشانه‌ها خبر از آمدنت می‌داد و من و دلم لبریز از اشتیاق شدیم برای ظهور
به دنبال تو و عطر پیراهنی و جذبه نگاهی و نوری آسمانی می‌گشتم
اما باز هم مثل هر بار من ماندم و بوی عطر پیراهنت و
صدای قدم‌هایت و ...
باز هم آقاجان «جایت خالی ماند در منظر نگاهم ... »
باز هم صدای گریه‌ای و ...
دستی مهربان که بیدارم کرد.
بیدار شدم چشمم دوباره بی‌تو به جمال هستی روشن شد و باز هم افسوس ...!
اما دلم روشن است می‌آیی مولای من...

حسین قاسمی