بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

بسیج عزت‌آفرین، استکبارستیز و تمدن‌ساز
هفته بسیج و سالروز تأسیس بسیج مستضعفین، فرصت مغتنمی برای بازخوانی هویت و توجه بیشتر به این نیروی راهبردی انقلاب اسلامی است. پنجم آذرماه، سالروز صدور حکم تاریخی حضرت امام خمینی(ره) برای تشکیل بسیج است. در پنجم آذرماه سال ۱۳۵۸، حکم تشکیل بسیج در فضایی صادر شد که آمریکایی‌ها کشور اسلامی ایران را به اقدام نظامی تهدید می‌کردند. حضرت امام(ره) در بخشی از فرمان تأسیس بسیج چنین فرمودند: «باید همه قوای‌مان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشور. قوای خودتان را مجهز بکنید و تعلیمات نظامی پیدا کنید و به دوستان‌تان هم تعلیم دهید... مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد... همه جا باید این‌طور بشود که یک مملکتی بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد.»
با صدور چنین فرمانی بود که بسیج تشکیل شد و مردم مومن و انقلابی به‌ویژه جوانان بدون فوت وقت به آن پیوسته و بیشتر مساجد کشور به پایگاه‌های بسیج و محل تعلیم آموزش‌های نظامی تبدیل شد. با ورود نام مقدس «بسیج» به ادبیات انقلاب اسلامی، حیات انقلاب اسلامی و تداوم آن تضمین گردید. بسیج در کوتاه‌ترین زمان توانست قلب‌ها را تسخیر و دل‌ها را شیفته خود نماید و در دوران دفاع مقدس قابلیت‌های راهبردی خود را آشکار سازد. در طول دفاع مقدس، بسیج به‌گونه‌ای درخشید که حتی دشمنان اعتراف کردند که: «قدرتی که در بسیج نهفته، توان مقابله با یکایک ارتش‌های کلاسیک جهان را دارد.» با بسیج بود که «جنگ تحمیلی» به «دفاع مقدس» تبدیل شد. در بسیج همه اقشار ملت سازمان یافتند و در مسیر دفاع از انقلاب و اعتلای کشور اسلامی ایران مجاهدت کردند. وجود نوجوان ۱۳ ساله تا پیرمرد ۸۰ ساله در میان خیل شهدای بسیج، می‌تواند شاخص خوبی برای معرفی بسیج باشد. بسیج در دوران دفاع مقدس، برای ملت ایران و کشور اسلامی عزت و افتخار آفرید و شعار «هیهات من‌الذله» را عینیت بخشید. رهبر کبیر انقلاب اسلامی، مجاهدت‌های بسیج و نقش بسیجیان در شرایط سخت دوران دفاع مقدس را اینگونه به تصویر کشیدند: «شما آیینه مجسم مظلومیت‌ها و رشادت‌های این ملت بزرگ در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید.»
در دوران پر برکت حیات امام خمینی(ره) در سال‌های پس از انقلاب و به‌ویژه در دوران دفاع مقدس، بسیجیان آنچنان کارنامه‌ای درخشان از خود بر جای نهادند که آن عزیز سفر کرده در آخرین پیام خود به مناسبت سالروز تشکیل بسیج در دوم آذر سال ۱۳۶۷ بسیج را میقات پابرهنگان و لشکر مخلص خدا نامیدند و در وصفش فرمودند: «بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین حدیث عشق می‌دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده‌اند.» آری بسیج با این کارنامه درخشان بود که موجب شد، حضرت روح‌الله که خود جهان را متحول ساخت و پرچم اسلام برافراشت تا مسلمانان هویت خویش بازیابند، از نگاه دل بر بسیجیانش این‌گونه رونمایی کرده و فرمودند:
«من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چراکه در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‌ام.» حضرت امام(ره) با شناختی عمیق از بسیج به‌عنوان نیروی راهبردی انقلاب سلامی، این نیرو و تفکر آن را مایه عزت و شکست‌ناپذیری ملت ایران در برابر توطئه‌های جهانخواران دانستند و در همین پیام می‌فرمایند: «خلاصه کلام، اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید و الا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم.» از منظر امام(ره) به عنوان موسس بسیج در ایران اسلامی، بسیج اختصاص به کشور ایران ندارد و این نیروی راهبردی، نه تنها برای جهان اسلام، بلکه برای تمامی مستضعفین عالم می‌باشد. رهبر کبیر انقلاب اسلامی، استکبارستیزی و ایجاد بنای تمدن اسلامی را از طریق ایجاد حکومت بزرگ اسلامی، از کار ویژه‌های بسیج دانسته و می‌فرمایند: «باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است. چراکه بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.»
استمرار و تداوم نگاه حضرت روح‌الله به بسیج و بسیجیان در خلف صالح او، سبب شد تا در گذر زمان این شجره طیبه، تناورتر و پرثمرتر گردد. حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بسیج را از برکات انقلاب و از پدیده‌های بسیار شگفت‌آوری می‌دانند که حضرت امام(ره) با حکمت الهی خویش برای کشور و ملت و انقلاب به یادگار گذاشتند. در نگاه معظم‌له، بسیج این‌گونه تعریف می‌شود: «بسیج عبارت است از مجموعه‌ای که در آن پاک‌ترین انسان‌ها، فداکارترین و آماده به کارترین جوانان کشور، در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده‌اند.» رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، بسیج را یک مجموعه آگاه، متعهد، بصیر و بینا، استکبارستیز، عزت‌بخش و مظهر عشق و ایمان می‌دانند. ایشان در روز چهارشنبه ۲۹ آبان در اجتماع عظیم ۵۰ هزار نفری فرماندهان و مسئولان بسیج از سراسر کشور در مصلای تهران، بسیج را اینگونه توصیف کردند: «بسیج مایه عزت کشور و نظام است، چرا، چون معنای بسیج حضور متن مردم در عرصه‌های فعالیت‌های اساسی برای ملت و کشور است. هر دولتی و هر کشوری وقتی مردم را داشته باشد، هر جایی که متن مردم حضور پیدا کنند و مردم حرکت بکنند به یک سمتی، پیروزی قطعی است.»
مقام معظم رهبری در بیانات خود در اجتماع بزرگ بسیجیان، از بسیج به‌عنوان مجموعه‌ای یاد کردند که در آزمون صداقت موفق شده و کارنامه‌ای بس درخشان از خود بر جای نهاده است. از همین‌رو معظم‌له، به مسئولان و بسیجیان توصیه‌ای راهبردی کردند: «آنچه بنده توصیه می‌کنم این است که توانایی‌های مجموعه بسیج را باید بالا برد؛ الزاماتی وجود دارد:‌ الزامات اخلاقی، الزامات رفتاری، الزامات عملی...» به‌طور قطع یکی از دلایل و ضرورت‌های بالا بردن توانایی‌های مجموعه بسیج از منظر رهبری، نقش راهبردی و اساسی این مجموعه در ایجاد تمدن نوین اسلامی است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، بارها به آرمان اصلی نظام جمهوری اسلامی، یعنی «ایجاد تمدن اسلامی» اشاره کرده و نیروهای انقلابی را به کار و تلاش در این مسیر سفارش کرده‌اند. ترکیب و آمیختگی «دنیا و آخرت» خصوصیت استثنایی تمدن اسلامی و شاخص اصلی در بیان تمایز این تمدن و تمدن غربی است. بر این اساس، انسان‌های متعهد، با تقوا، معنوی و اهل ایمان، با برخورداری از تخصص‌ها و دانش‌ها در حوزه‌های گوناگون، سازندگان اصلی تمدن اسلامی هستند. بسیج تنها مجموعه‌ای است که توانسته چنین نیروهایی را در درون خود سازماندهی کند. بنابراین بسیج در کنار نقش عزت‌آفرینی و استکبارستیزی خود، به‌طور قطع، پیشگام در ایجاد تمدن اسلامی خواهد بود.
دکتر یدالله جوانی


نماینده ولی‌فقیه در سپاه درگفت‌وگو با صبح‌صادق
نیازمند‌ی‌های پژوهشی نیروهای مسلح را تأمین می‌کنیم

آنچه که در سال‌های اخیر به ما ابلاغ شده، تأمین نیازمندی‌های پژوهشی سازمان‌های عقیدتی سیاسی نیروهای مسلح است که این حرکت در دستور کار قرار گرفته و در حال اجرایی شدن است.
حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه در پایان جلسه هیئت‌امنای پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) در گفت‌وگو با خبرنگار صبح‌صادق با اشاره به اینکه در این جلسه گزارشی از سیر فعالیت‌های پژوهشکده ارائّه شد، گفت: این پژوهشکده شاید اولین و قدیمی‌ترین پژوهشکده رسمی کشور باشد که در حوزه علوم انسانی و اسلامی فعالیت می‌کند، زیرا از سال ۵۹، پژوهشکده به تصویب مراجع مربوطه و وزارت علوم رسیده و در طول این چند دهه نیز گام‌های بسیار بلندی در زمینه تهیه متن و محتوا برای مراکز آموزشی و عقیدتی برداشته است.
وی افزود: اما به‌واسطه آنکه امروز با متغیرهای خاصی مواجه هستیم، این پژوهشکده برای پاسخ دادن به این متغیرها باید در عرصه‌های مختلفی مانند تربیت پژوهشگر ارتقا یابد که البته در این رابطه تاکنون حرکت‌هایی در قالب دوره‌های آموزشی تربیت پژوهشگر برگزار شده است.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به اینکه این دوره‌ها در آینده نیز ادامه خواهد داشت، ادامه داد: در بخش تهیه و تدوین متون انسانی و اسلامی و در راستای تحول و تعالی، گام‌های بلندی برداشته شده است که از آن جمله می‌توان به تدوین متون بسیار زیادی برای مراکز آموزشی، اشاره کرد.
حجت‌الاسلام سیدجمال‌الدین میرمحمدی، رئیس پژوهشکده علوم انسانی امام صادق(ع) نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما با بیان اینکه هیئت‌امنا در ساختار پژوهشکده امام صادق(ع) به‌عنوان تصمیم‌گیرنده و تصویب‌کننده تمامی دستورالعمل‌ها و ضوابط پژوهشکده محسوب می‌شوند، گفت: یکی از مباحث امروز موضوع توسعه پژوهشکده به پژوهشگاه بود که کلیات آن به تصویب رسید و مقرر شد چهار رشته تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا با عنوان پژوهشگری علوم اسلامی با گرایش علوم قرآنی و حدیث، تاریخ و تمدن اسلامی، علوم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و علوم دفاعی امنیتی، ایجاد شود.
وی با بیان اینکه، اعضای هیئت‌امنا بر ارتقای کیفی و کمی محصولات پژوهشکده، تأکید داشتند، عنوان کرد: بر همین اساس، برای تأمین نیازمندی‌های پژوهشی و متون آموزشی نیروهای مسلح و بسیج، فعالیت‌های خوبی را آغاز کردیم که در ادامه همین روند، حرکات جدیدی را نیز آغاز خواهیم کرد.
وی یکی از اهداف پژوهشکده را تحقق فرمایشات رهبر معظم انقلاب درخصوص اسلامی کردن علوم انسانی داشت و بیان داشت: اگر چه در این زمینه قدم‌های خوبی برداشتیم، اما با وجود همه برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، نتوانستیم به صورت صددرصد تدابیر و راهبردهای مورد تأکید ایشان را در این حوزه عملیاتی کنیم. حجت‌الاسلام میرمحمدی با یادآوری این نکته که تاکنون در این ۶۷۰ پروژه تحقیقاتی و کتاب‌های آموزشی منتشر شده از این پژوهشکده، تمام تلاش‌ها برای دنبال کردن تدابیر رهبر معظم انقلاب بوده، خاطرنشان کرد: علت اینکه پژوهشکده به پژوهشگاه ارتقا می‌یابد، به دلیل تخصصی شدن موضوعات است، زیرا در گذشته چهار گروه علمی در پژوهشکده داشتیم، اما احساس کردیم برای اجرایی کردن تدابیر مقام معظم رهبری باید حداقل ۲۰ تخصص خاص داشته باشیم، از این رو، ارتقای این ظرفیت این امکان را به ما می‌دهد تا بتوانیم چهارگروه را به ۲۰ گروه علمی و تخصصی در حوزه‌های مختلف افزایش دهیم.
رئیس پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق(ع) با تأکید بر اینکه تقریباً یکی از اولین حرکت‌های صعودی، ارتقای پژوهشکده به پژوهشگاه است، افزود: موافقت اصولی این ارتقا از وزارت علوم گرفته شده و در صورت نهایی شدن در ستاد کل نیروهای مسلح و اخذ نظرات مقام معظم رهبری، این امر عملیاتی می‌شود.


یادداشت
رسول سنائی راد

بی‌اعتباری رهیافت‌های مذاکراتی آلوده به نیرنگ و اجبار
با وجود حسن‌نیت تیم دیپلماسی ما و ارائه طرح یا بستری کامل برای حل مسائل هسته‌ای از سوی جمهوری اسلامی ایران و ورود به مذاکرات فشرده، حصول به توافق نهایی تاکنون با موانع و مشکلاتی مواجه بوده و این، دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی را که طرف مقابل گوش شنوایی برای شنیدن حرف منطقی ندارد، به اثبات رسانده است. دلایل سختی کار و مقاومت آمریکا و متحدانش برای پذیرش حقوق جمهوری اسلامی را باید در دو گروه عوامل
۱ـ پیش‌نیازها و ۲ـ رهیافت‌ها و راهبردهای مذاکره جست‌وجو کرد.
۱ ـ پیش‌نیازهای یک مذاکره موفق و منتهی به توافق:
چنانچه طرف‌های مذاکره‌کننده در موارد ذیل نگاه مشترک داشته و با پذیرش وجود مشکل و مسئله، قصد حل آن را داشته باشند، امکان توافق وجود داشته یا به وجود می‌آید:
۱/۱ـ پذیرش اینکه یک مسئله‌ای، شرایط را به سوی وضعیت باخت ـ باخت سوق داده و ادامه آن برای همه طرف‌ها، هزینه‌هایی تحمیل می‌کند.
۲/۱ـ همه طرف‌ها بدانند که دیپلماسی و گفت‌وگو، مطلوب‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه حل مسئله یا موضوع مورد اختلاف است.
۳/۱ـ طرف‌های مذاکره، اهداف مشترک در مذاکره داشته باشند. نیل به سازوکارهای مشخص برای رسیدن به آن را ممکن بدانند.
۴/۱ـ یک محدوده و منطقه توافق برای تلاقی منافع طرف‌های مذاکره ولو در تقاطع منافع حداکثری با منافع حداقلی وجود داشته باشد.
۵/۱ـ طرف‌های مذاکره یا همان بازیگران، باید مذاکرات را بازی حاصل‌جمع جبری مضاعف و نه حاصل‌جمع جبری صفر بدانند تا هرگونه امتیاز دادن را به معنی افزایش امتیاز حریف و از دست دادن امتیاز برای خود تلقی نکنند.
مروری بر مفروضات طرف‌های مذاکره در ۵+۱ در برخورد با پیش‌نیازهای فوق نشان می‌دهد که اگرچه در پاره‌ای از موارد، اشتراک نظر وجود دارد؛ اما روحیه انحصارگرایی و استکباری طرف مقابل جمهوری اسلامی ایران و توقف برخی قدرت‌های طرف مذاکره بر مناسبات دوران استعمار و سلطه ظالمانه غرب، سبب شده که آنها هرگونه منافع، بلکه حقوق مسلم کشورمان را مغایر با اهداف و شیوه‌های استکباری خود تلقی می‌کنند و دستیابی ایران اسلامی را به منافع و حقوقش برنمی‌تابند. از این رو، در نگاه و رفتار آنان، مذاکره تنها برای مذاکره دنبال می‌شود که وقتی با چاشنی فشار و تحریم همراه باشد، جمهوری اسلامی را به عقب‌نشینی و انصراف از حقوق مسلم خود وادار خواهد کرد. به ویژه آنکه، آمریکا و متحدانش، مطالبات و منافع صهیونیست‌ها را نیز نمایندگی می‌کنند و در خوش‌خدمتی به آنان، این مطالبات را نیز در حوزه‌ منافع و اهداف خود به حساب می‌آورند.
۲ ـ رهیافت‌ها و راهبردهای مذاکراتی برای حصول به توافق:
طرف‌های مذاکره براساس محاسبه موقعیت خود و حریف و ارزیابی شرایط، رفتار خود را برای توافق و سازوکارهای نیل به آن تنظیم می‌کنند. این رهیافت‌ها و راهبردها عبارتند از:
۱/۲ـ رهیافت قدرت‌محور؛ که در آن، بازیگران در قالب سناریوهای منازعه برای نیل به اهداف مشترک تلاش می‌کنند و در عین حال، منابع و ابزار قدرت، به‌ویژه قدرت سخت برای تأثیرگذاری بر حریف و کسب امتیازات به صورت یکجانبه، کاربرد اساسی دارد. در این رهیافت، از سه تاکتیک الف ـ اجبار ب ـ دست بالا گرفتن و ج ـ امتیازدهی قطره‌چکانی استفاده می‌شود.
بی‌اعتباری رهیافت‌های مذاکراتی آلوده به این معنا که، طرفی که خود را دارای قدرت برتر می‌داند و حریف را آسیب‌پذیر تلقی می‌کند، ضمن تهدید به کارگیری زور، از موضعی بالاتر برخورد می‌کند و برای اخذ امتیازاتی بیش از حد انتظار، حتی امتیازات حداقلی را نیز گام‌به‌گام ارائه می‌دهد و به‌دنبال واداشتن حریف به تسلیم در پایان مذاکره است.
۲/۲ـ رهیافت منفعت‌محور؛ این رهیافت مبتنی بر تصمیم‌گیری عقلانی و متکی بر محاسبه هزینه ـ فایده و براساس اهداف و منافع معقول، مقدور و ممکن است. در این رهیافت، بر مهارت‌های گفت‌وگو به جای استفاده از زور تکیه می‌شود و ویژگی‌های شخصی و حرفه‌ای مذاکره‌کنندگان در فرایند مذاکره نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در این رهیافت که در قالب بازی بردـ برد دنبال می‌شود، مذاکره‌کننده سعی دارد تا ضمن تأمین منافع حداکثری برای خود، منافع حداقلی طرف مقابل را نیز تضمین کند و چانه‌زنی برای چنین هدفی، امری عادی به شمار می‌آید و بده ـ بستان نیز بدیهی و طبیعی است. در این رهیافت، حل مشکلی یا موضوعی با چانه‌زنی و مذاکره به مثابه بازی بردـ برد تلقی می‌شود که بر منافع مشترک یا منافع و اهداف جدید و کشف شده تکیه دارد.
بررسی سوابق مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با گروه ۵+۱ نشان می‌دهد که غرب از رهیافت مذاکراتی قدرت‌محور، به سوی رهیافت دوم حرکت کرده، ولی خود را به لوازم آن پایبند نمی‌داند. به عبارتی، آمریکا و متحدانش نوعی رهیافت ترکیبی را دنبال می‌کنند که به‌طور همزمان و توأمان، هم ترغیب و اقناع ایران بر پایه منافع مشترک را دنبال می‌کنند و هم استفاده از اجبار و برخورد از موضع برتر یا دست بالا و امتیازدهی قطره‌چکانی را در دستور کار دارند.
این در حالی است که تحولات در نظم جهانی و ناتوانی آمریکا و متحدانش برای کاربرد قدرت نظامی از یکسو و ارتقای موقعیت راهبردی جمهوری اسلامی با دستیابی به توان بازدارندگی و دفاع نامتقارن و برخورداری از عمق راهبردی در منطقه و جهان اسلام از سوی دیگر، موجب غلبه رهیافت منفعت‌محور بر رهیافت‌ قدرت‌محور شده و هرگونه توافقی تنها در چارچوب این رهیافت میسر خواهد شد. اما قدرت‌های غربی با توهم برخاسته از تفرعن ‌و روحیه استکباری، همچنان بر سیاست موازی فشار و مذاکره پافشاری کرده و در حالی که اعتمادسازی را در واگذاری امتیازات گسترده از سوی جمهوری اسلامی تعریف می‌کنند، اما از پذیرش حق غنی‌سازی اورانیوم و استفاده صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای برای ایران و برداشتن تحریم‌های ظالمانه استنکاف می‌ورزند. چنین رفتاری عامل اصلی عدم پیشرفت و نهایی نشدن مذاکرات به حساب می‌آید.
در چنین اوضاعی، برای واداشتن حریف به پذیرش توافقی متوازن و قابل‌قبول، راهکارهای ذیل در دستور کار دولت محترم قرار گیرد:
الف ـ اقناع افکار عمومی در داخل و خارج از کشور نسبت به واقعیت‌های دیپلماسی و رفتار استکباری و به دور از عقلانیت و انصاف آمریکا و متحدان غربی‌اش.
ب ) تعجیل نداشتن در رسیدن به توافق و تأکید بر توافق به شرط تضمین حقوق جمهوری اسلامی ایران و توازن در امتیازات و برداشتن گام‌های برابر و متوازن در اعتمادسازی.
ج) اجتناب از توسعه مذاکرات به خارج از چارچوب هسته‌ای و گره زدن سرنوشت سایر عرصه‌های مشترک به حل این مسئله در گام اول.
د) استفاده از تمامی ظرفیت‌های دی‍پلماتیک از جمله‌؛ بهره‌گیری از ظرفیت غیرمتعهدها، سایر قدرت‌ها و استفاده از دیپلماسی عمومی و بازتاب دادن واقعیت‌های مذاکرات رسمی به افکار عمومی.
ه) بازگشت به استحکام‌بخشی به ساخت درونی قدرت و افزایش قدرت ملی برای چانه‌زنی که در رأس آن ایجاد اجماع برای فراگیری و اعمال اقتصاد مقاومتی و خنثی‌سازی آثار تحریم‌ بر اقتصاد ملی و جلوگیری از شرطی شدن اجتماع به خط مذاکره و رابطه با آمریکا و متحدانش است.
و) برگشت به افزایش سطح فعالیت‌های هسته‌ای و تشدید روند پیشرفت‌های هسته‌ای کشور و جبران خسارت‌های ناشی از تحریم‌ با فروش محصولات هسته‌ای به کشورهای متقاضی در چارچوب ان‌پی‌تی.
ز) تنظیم اقتصاد ملی و بودجه و اعتبارات برای اداره کشور براساس شرایط تحریم و توجیه مردم برای حرکت به سمت استقلال و بازسازی اقتصاد کشور برای از بین بردن تمامی ضعف‌ها و آسیب‌های اقتصادی و مصونیت‌بخشی به کشور در جنگ اقتصادی.
در وضعیتی که آمریکا و متحدانش همچنان بر رهیافت قدرت‌محور پافشاری دارند و فشار و تهدید را تاکتیک‌هایی برای اخذ امتیاز یک‌طرفه و واداشتن به تسلیم به کار می‌گیرند، چاره‌ای جز ارتقای قدرت ملی برای نیل به حقوق مسلم باقی‌ نمی‌ماند و اگر مسائل به خوبی برای مردم واکاوی و تبیین شود، آنها برخورد عاشورایی را بر هرگونه پذیرش ذلت و سازش ترجیح می‌دهند. امروز این مفروض غلط آمریکایی‌ها که پذیرش نرمش قهرمانانه به معنای کوتاه آمدن در برابر حقوق مسلم و پذیرش سازش و عبور از آرمان‌ها است، باید اصلاح شود و اصلاح آن فقط با بازگشت به عرصه استحکام‌بخشی به ساخت درونی قدرت و افزایش قدرت ملی ممکن است. قبل از توافق با کشورهای حریف باید به آنها تفهیم کرد که ملتی برخوردار از پشتوانه فرهنگ عاشورایی، در هیچ شرایطی به اجبار و زور زورگویان تمکین نمی‌کند و چنانچه غیرت و عزتش به خطر بیفتد، خطر حرکت بر لبه جنگ و درگیری را بر ننگ سازش و از دست دادن عزت ترجیح می‌دهد. به عبارتی، باید به آنان فهماند که دوران مذاکره بر اساس رهیافت قدرت‌محور سپری شده و رهیافت منفعت‌محور نیز زمانی کاربرد دارد که آنان از موضعی برابر و منطقی حاضر باشند حقوق مسلم کشورمان را به رسمیت بشناسند و بی‌اعتمادی ناشی از رفتارهای زورگویانه قبلی را جبران کنند.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

فرمانده معظم کل‌قوا در اجتماع پر شکوه ده‌ها هزار نفر از فرماندهان بسيج
در بحث هسته‌اي از حقوق ملت، حتي يک قدم عقب‌نشيني نشود

حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي و فرمانده معظم کل قوا در اجتماع پر شکوه ده‌ها هزار نفر از فرماندهان بسيج، بسيج را مظهر ثبات، افتخار و ابهت نظام اسلامي برشمردند و با تبيين ويژگي‌ها و روش‌هاي فريبکارانه و حق‌ناپذير استکبار جهاني و در رأس آن آمريکا، ايستادگي و اقتدار ملت را تنها راه مأيوس شدن دشمن برشمردند و با تأکيد بر حمايت قطعي از دولت و مسئولان افزودند: در بحث هسته‌اي خطوط قرمز بايد رعايت شود و از حقوق ملت، حتي يک قدم عقب‌نشيني نشود.
بسيج مظهر عظمت ملت ايران
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي در اين اجتماع عظيم، بسيج را مظهر عظمت ملت ايران و نيروي کارآمد دروني کشور دانستند و تأکيد کردند: بسيج، براي دوستان نظام و انقلاب و کشور، مايه خرسندي و اميد و اعتماد و براي بدخواهان و دشمنان و کينه‌ورزان نظام اسلامي، مايه بيم و هراس است.
ايشان با اشاره به تقارن هفته بسيج با ايام حماسه بزرگ زينب کبري(سلام‌الله‌عليها) افزودند: حماسه زينبي، مکمل حماسه عاشورا است و به يک معنا حماسه حضرت زينب (سلام‌الله‌عليها) احيا‌‌کننده و نگهدارنده حماسه عاشورا شد.
نرمش قهرمانانه
به معناي مانور هنرمندانه
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي در اين بخش از سخنان خود به تعبير «نرمش قهرمانانه» که چندي پيش به کار بردند، اشاره کردند و گفتند: عده‌اي، «نرمش قهرمانانه» را دست کشيدن از اصول و آرمان‌هاي نظام اسلامي تعبير کردند و برخي دشمنان نيز برهمين اساس، مدعي عقب‌نشيني نظام اسلامي از اصول شدند، درحالي‌که اين برداشت‌ها، خلاف واقع و بدفهمي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي تأکيد کردند: نرمش قهرمانانه به معناي مانور هنرمندانه و استفاده از شيوه‌هاي متنوع براي دستيابي به اهداف و آرمان‌هاي گوناگون نظام اسلامي است.
ايشان تأکيد کردند: آنچه که نقطه مقابل نظام اسلامي است و نظام اسلامي با آن مقابله دارد، استکبار است.
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي پس از تأکيد بر اين واقعيت، سخنان خود را در جمع ده‌ها هزار فرمانده بسيجي با تبيين ويژگي‌هاي تاريخي استکبار و نمودهاي آنها در دوران کنوني ادامه دادند.
استخوان‌بندي استکبار
در طول تاريخ
رهبر معظم انقلاب، استکبار را واژه‌اي قرآني خواندند و افزودند: استخوان‌بندي استکبار در طول تاريخ، ثابت، اما روش‌هاي آن متفاوت و متغير بوده است.
ايشان با تأکيد بر مخالفت با هرگونه برخورد غيرخردمندانه در هر عرصه‌اي خاطرنشان کردند: بايد در همه زمينه‌ها از جمله مخالفت و مبارزه با استکبار با برنامه‌ريزي و درايت و حکمت عمل کرد.
رهبر معظم انقلاب براي تحقق برخورد مدبرانه و خردمندانه با نظام استکبار، شناخت «خصوصيات، عملکرد و جهت‌گيري‌هاي نظام استکباري» را ضروري برشمردند و افزودند: بدون شناخت و درک صحيح خصوصيات نظام سلطه، برنامه‌ريزي حکيمانه براي مقابله با آن امکان‌پذير نيست.
ايشان در تبيين خصوصيات رفتار نظام استکباري، بر يک ويژگي اصلي يعني خودبرتربيني تمرکز کردند.
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي خاطرنشان کردند: وقتي يک کشور يا يک نظام بين‌المللي، خود را اصل، محور و برتر بداند معادلات خطرناکي در تعاملات جهاني به‌وجود مي‌آيد.
ايشان با اشاره به مقاومت استکبار و آمريکايي‌ها در مقابل حقوق ملت‌ها افزودند: بحث هسته‌اي ايران نمونه‌اي روشن از مخالفت سلطه‌گران در مقابل حقوق ملت‌هاست.
رهبر معظم انقلاب فرمودند: هر انسان و يا کشور اهل منطق و استدلال در مقابل حرف حق، تسليم است، اما استکبار حرف حق و حقوق روشن ديگران را نمي‌پذيرد و براي پايمال کردن اين حقوق تلاش مي‌کند.
رهبر معظم انقلاب، استفاده آمريکايي‌ها از بمب اتمي در ژاپن را از ديگر نمونه‌هاي جنايات معاصر استکبار خواندند و خاطر نشان کردند: در دنيا فقط دو بار از بمب اتم استفاده شده که هر دو بار نيز آمريکايي‌ها آن را در حق مردم ژاپن انجام داده‌اند، اما با وجود اين جنايت اکنون خود را متولي مسئله اتمي در دنيا مي‌خوانند.
معظم‌له کشتار و شکنجه مردم در ويتنام، عراق، پاکستان و افغانستان را يادآور شدند و افزودند: شکنجه‌هاي نفرت‌آور در گوانتانامو و ابوغريب هيچ‌گاه از ياد ملت‌ها نمي‌رود.
فريب‌گري و نفاق
از ويژگي‌هاي استکبار
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي در چارچوب ضرورت شناخت ويژگي‌هاي استکبار براي برخورد خردمندانه با نظام سلطه، به ويژگي ديگر سلطه‌گران يعني فريب‌گري و نفاق پرداختند.
ايشان خاطرنشان کردند: پوشاندن لباس خدمت به جنايت، از شيوه‌هاي رايج مستکبران است.
رهبر معظم انقلاب در اثبات اين واقعيت به توجيه حمله اتمي به ژاپن در تبليغات آمريکايي‌ها اشاره کردند و بیان داشتند: آمريکايي‌ها مي‌گويند اگر 200 هزار نفر در حمله اتمي به هيروشيما و ناکازاکي کشته نمي‌شدند جنگ جهاني دوم پايان نمي‌يافت و جامعه بشري بايد دو ميليون کشته ديگر را تحمل مي‌کرد، بنابراين آمريکا در حمله به ژاپن، در واقع به بشريت خدمت کرده است!
ايشان افزودند: اين دروغ عجيب و فريب‌کاري بزرگ در حالي تکرار مي‌شود که براساس اسناد موجود چند ماه پیش از جنايت اتمي آمريکا در ژاپن، هيتلر يعني رکن اصلي جنگ جهانی دوم خودکشي کرده بود. موسوليني يعني رکن ديگر جنگ جهاني نيز پیش از اين حمله دستگير شده بود و ژاپني‌ها هم از دو ماه قبل براي تسليم شدن اعلام آمادگي کرده بودند.
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي برخورد منافقانه در ماجراي استفاده از سلاح شيميايي در سوريه را يک نمونه ديگر از فريبکاري‌هاي نظام استکبار دانستند.
معظم‌له خاطرنشان کردند: رئيس‌جمهور و ديگر مقامات آمريکايي بارها استفاده از سلاح شيمیايي را خط قرمز خود اعلام کردند، اما همين رژيم آمريکا با حملات شيميايي صدام به ملت ايران، نه تنها مخالفت نکرد، بلکه حداقل پانصد تن ماده شيميايي بسيار خطرناک در اختيار صدام قرار داد که ديکتاتور بغداد با استفاده از آن، گاز خردل توليد و مدافعان غيور ايران را هدف قرار داد.
ايشان، کشتار قريب به 300 مسافر در حمله ناو آمريکا به هواپيماي مسافربري ايران و حمايت بي‌دريغ اطلاعاتي از صدام را از ديگر جنايات رژيم آمريکا خواندند و افزودند: جنگ‌افروزي و اختلاف‌افکني از ديگر خصوصيات نظام استکبار است.
مسئولان اجرايي
نيازمند کمک و حمايت
امام خامنه‌ای در بخش ديگري از سخنان خود به موضوع مذاکرات هسته‌اي و مباحث پيرامون آن اشاره کردند و فرمودند: من بر حمايت از دولت و مسئولان داخلي و مسئولاني که اجراي مذاکرات را به عهده دارند، اصرار دارم، زيرا حمايت از همه دولت‌ها را وظيفه خود مي‌دانم.
ايشان افزودند: من چندين سال، مسئوليت اجرايي را به عهده داشتم و سنگيني و سختي کار اجرايي را حس کرده‌ام و مي‌دانم که مسئولان اجرايي نيازمند کمک و حمايت هستند، بنابراين حمايت من از دولت و مسئولان قطعي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي خاطرنشان کردند: البته، از طرف ديگر، من بر تثبيت حقوق ملت ايران از جمله حق هسته‌اي نيز تأکيد دارم و اصرار دارم که نبايد از حقوق ملت ايران، حتي يک قدم، عقب‌نشيني شود.
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي گفتند: من در جزييات مذاکرات مداخله نمي‌کنم، اما خطوط قرمزي وجود دارد که بايد رعايت شوند و مسئولان هم موظف به رعايت اين خطوط قرمز هستند و نبايد از فضاسازي‌ها و تهديدهاي دشمن هم به خود هراسي راه دهند.
ايشان، علت اصلي تحريم‌ها برضد ملت ايران را، کينه‌ورزي استکباري آمريکا دانستند و افزودند: کينه آمريکا برضد ملت ايران همچون کينه شتري است و هدف آنها از فشارها اين است که شايد ملت تسليم شود، اما اشتباه مي‌کنند، زيرا ملت ايران، با فشار، تسليم هيچ‌کس نخواهد شد.
کارساز نبودن تحریم‌ها
ايشان تأکيد کردند: تحريم‌ها کارساز نخواهد بود و خود آمريکايي‌ها هم به اين موضوع پي برده‌اند، زيرا همواره در کنار تحريم، تهديد نظامي را نيز به کار مي‌برند و اين نشان مي‌دهد که تحريم‌ها، هدف آنها را برآورده نمي‌کند.
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي گفتند: رئيس‌جمهور آمريکا و ديگر مقامات اين کشور، به جاي تهديد نظامي ملت ايران، فکري به حال اقتصاد ويران شده و قرض‌هاي خود بکنند. بروند فکري کنند تا دولت آمريکا براي بيش از دوهفته تعطيل نشود.


در پنجمین دوره جایزه تعالی منابع انسانی کشور
بانک انصار تقدیرنامه سه‌ستاره تعالی منابع انسانی را به دست آورد

بانک انصار بر پایه دستاوردهای برنامه تحولی خود مبتنی بر راهبردهای اختیار، اعتبار و اعتماد در پنجمین دوره جایزه تعالی منابع انسانی کشور که با حضور دکتر محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، غلامرضا شافعی، وزیرپیشین صنایع و رئیس هیئت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و برخی از مقامات دولتی و خصوصی در سالن همایش‌های بین‌المللی صداوسیما برگزارشده بود، تقدیرنامه سه‌ستاره تعالی منابع انسانی را دریافت کرد.
به گزارش اداره کل بازاریابی و تبلیغات بانک انصار، در این کنفرانس که با همکاری سازمان مدیریت صنعتی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، مرکز مطالعات بهره‌وری و منابع انسانی و انجمن مدیریت منابع انسانی ایران برگزار شد، بانک انصار به دلیل اجرای موفقیت‌آمیز الگوی تعالی انسانی بر اساس ارتقای قابلیت‌های پاسخگویی به مشتریان این جایزه را به دست آورد.
در این کنفرانس که سخنرانان سیاست‌های توسعه منابع انسانی کشور را مورد بحث و نقد قرار دادند و از مسئولان کشور خواستند تا برنامه‌های جامعی برای تحقق توسعه منابع انسانی به‌عنوان رکن اصلی توسعه همه‌جانبه کشور تهیه کند و به مورد اجرا بگذارد، دکتر نوبخت طی مصاحبه کوتاهی رویکرد تعالی منابع انسانی را مهم‌ترین دستاورد علم مدیریت و توسعه جامع کشور را منوط به تحقق این امر دانست.
در این گزارش آمده است که درپایان این کنفرانس دکتر محمدجواد نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور جایزه بانک انصار را که بر اساس بررسی‌های میدانی و مطالعه اسناد و مدارک موجود صورت گرفته بود، به آقای حسن نظری، معاون منابع انسانی و آموزش این بانک اهدا کرد.


يادداشت
مهدي سعیدي

بسيج؛ آرمان‌ها و دشمني‌ها
حوادث پر التهاب ماه‌هاي ابتدايي شکل‌گيري انقلاب اسلامي، بسيج همگاني ملت براي دفاع از امنيت کشور در برابر ناآرامي‌هاي ايجاد شده توسط دشمنان انقلاب را ضروری ساخته بود. در اين ميان، ماجراي تسخير لانه جاسوسي به دست دانشجويان پيرو خط امام و آشکار شدن تبديل اين سفارتخانه به پايگاهي براي جاسوسي و توطئه‌افکني عليه نظام جمهوري اسلامي، انقلاب اسلامي را در شرايط ويژه «رويارويي مستقيم با آمريکا» قرار داد. تهديد آمريکايي‌ها براي حمله نظامي به ايران به قصد آزادي جاسوسان، موضوعي بود که ضرورت وجود نيروي منسجم، آموزش‌ديده، نظامي، انقلابي و مردمي براي دفاع همه‌جانبه از انقلاب اسلامي را بيش از گذشته فراهم آورد.
در چنين شرايطي، بسيج مستضعفين به فرمان حضرت امام خميني(ره) در 5 آذر 1358 تشکيل شد. حضرت امام(ره) در همان ايام در ديدار با جمعي از پاسداران درباره ضرورت دفاع از کشور فرمودند: «مملكت اسلامى بايد همه‏اش نظامى باشد. تعليمات نظامى داشته باشد... يك كشورى با 20 ميليون جوان كه دارد، بيست ميليون تفنگدار داشته باشد. بيست ميليون ارتش داشته باشد. و اين يك همچه مملكتى آسيب‌بردار نيست.» (4/9/58)
همين سخنان کافي بود تا نهالي نوپا در درون انقلاب اسلامي شکل گرفته و در رأس نهادهاي انقلابي حافظ نظام اسلامي قرار گيرد و آنچنان در مسير تکاملي حرکت کند که بعدها به شجره‌اي طيبه و درختی تناور تبديل شود که به فرموده حضرت روح‌الله(ره) امروز ديگر «شكوفه‏هاي آن، بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مي‏دهد.»
مبارزه با اشرار و ضدانقلاب، مقابله با منافقين و تروريست‌هاي داخلي،‌ خنثي‌کردن کودتاها و اقدامات براندازانه، افشاگري عليه جريان‌هاي التقاطي و انحرافي از نوع شرقي و غربي، تلاش براي ريشه‌کن کردن بيسوادي و استضعاف فرهنگي، حضور در ميدان آباداني و سازندگي کشور با اولويت قرار دادن مناطق محروم، حضور همه‌جانبه در عرصه مقابله با دشمن متجاوز در طول هشت سال دفاع مقدس گوشه‌اي از اقدامات بنياديني بود که در همه آنها بسيج حضور مستقيم و تأثيرگذاري داشت.
پايان هشت سال دفاع مقدس و مقاومت همه‌جانبه ملت در برابر متجاوزان، سرآغاز فصلي نو پيش روي انقلاب اسلامي بود: «دوران بازسازي و سازندگي»! در اين ميان، برخي زمزمه‌ها به گوش مي‌رسيد که با پايان يافتن شرايط جنگي کشور و رسيدن دوران صلح و آرامش، زمان آن فرا رسيده است که برخي نهادهاي انقلابي ـ از جمله مجموعه بسيج مستضعفين ـ نيز به پايان کار خود برسند و انحلال خود را اعلام کنند. اين نداهاي شوم از سه خاستگاه متفاوت شنيده مي‌شد:
1ـ گروه اول، دشمنان انقلاب اسلامي و در رأس آنها آمريکاي جنايتکار بودند که بيشترين ضربه را از بسيج و بسيجيان خورده بودند و از طريق جنگ تبليغاتي و رسانه‌اي خود اين خط را دنبال مي‌کردند.
2ـ خاستگاه دوم اين ادعا متعلق به کساني بود که در طول دهه اول انقلاب به‌طور مستقيم در صحنه‌هاي پرخطر انقلاب حضور نداشتند و تنها از دور نظاره‌گر حوادث بودند؛ عافيت‌طلباني که مشکلات و مصائب را از نزديک لمس نکرده بودند و در همسويي با بيگانگان و متأثر از القائات ايشان همان سخنان را تکرار مي‌کردند.
3ـ گروه سوم نيز برخي جريان‌هاي سياسي بودند که به نهادهاي انقلابي از جمله بسيج، به‌عنوان مانع پيشروي اغراض و اهداف سياسي خويش در بهره‌گيري بيشتر از قدرت مي‌نگريستند.
در اين بين، نظریه‌پرداز و مفسر بزرگ انقلاب اسلامي به ميدان دفاع از بسيج آمدند و چنين ابراز ‌داشتند که: «خيلي‌ها مي‌خواستند بعد از تمام شدن جنگ، چنين وانمود كنند كه بسيج تمام شد. اين، يك تلقين شيطاني بود كه شايد دست‌هاي دشمن هم در آن بي‌تأثير نبود، اما من عرض مي‌كنم كه بسيج تمام‌شدني نيست. بسيج بايد روزبه‌روز توسعه پيدا كند و قوي شود. روحيه‌ بسيجي و معرفت بسيجي بايد فراگير شود تا اين كشور بتواند بار سنگيني را كه بر دوش دارد، به سر منزل برساند.» (27/8/71)
در اين مسير، آخرين توصيه حکيم فرزانه انقلاب اسلامي به بسيجيانش آن است که «توانايى‌هاى مجموعه‌ بسيج را بايد بالا برد.» (29/8/92) البته همانطور که معظم‌له نيز اشاره داشتند، براي اين کار الزاماتى وجود دارد؛ الزامات اخلاقى، الزامات رفتارى و الزامات عملى. و اين الزامات كارهايى است كه بايد انجام بگيرد؛ يعنى تقويت خصال نيك در خود، برخورد مهربان و خدوم و تحسين‌برانگيز با محيط، عمل جدّى در همه‌ جبهه‌ها، هم در جبهه‌ علم، هم در جبهه‌ فعّاليّت‌ها و خدمات مردمى، هم در جبهه‌ كار، هم در جبهه‌ سياست، هم در جبهه‌ توليد؛ در هر جا كه حضور داريد، كار جدّى و بدون احساس خستگى و با پرهيز از تنبلى كار كنيم.
عمل به اين رهنمودها، راهبرد اساسي بسيج در دهه چهارم انقلاب اسلامي براي عبور از موانع و دشمني‌ها و حرکت در مسير تحقق آرمان‌هاي نظام اسلامي است که بايد نصب‌العين همه بسيجيان عاشق ولايت قرار گيرد.


نكته و نظر

قشونی به اندازه کیسه ارزن!
نکته: می‌گویند یکی از سفرای عثمانی در ملاقات با نادرشاه، کیسه ارزنی را که با خود آورده بود روی زمین ریخت و با کنایه می‌خواست بگوید که تعداد قشون عثمانی مانند دانه‌های ارزن این کیسه فراوانند. نادرشاه دستور داد چند خروس آوردند و در اندک زمانی ارزن‌ها را خوردند و بدین نحو جواب سفیر را محکم و هوشمندانه داد.
نظر: برخی کمیت و تعداد را در همه چیز بالاتر می‌دانند، حال آنکه کیفیت در بسیاری موضوعات یک اصل برتر و مهم‌تر است. قطعاً یک ارتش بزرگ، اما آموزش‌ندیده و بی‌تخصص در برابر ارتش کوچک، اما آموزش‌دیده و متخصص چاره‌ای جز شکست ندارد. همواره کمیت با کیفیت معتبر و موثر است!
 


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

درجریان عملیات تروریستی بیروت
مردی که دنبال آفتابی شدن نبود به خدا پیوست

حاج‌رضا (رضوان فارس) مرد اول امنيتي سفارت ايران در بيروت بود که با عملیات تروریستی اعضای القاعده به شهادت رسید. وی حدود ۲۰ سال در بخش‌هاي مختلف حفاظتي و امنيتي سفارت مشغول به كار بود و پس از جنگ ۳۳ روزه هم مسئوليت امور امنيتي سفارت را برعهده گرفته بود. ايشان در موارد حساس پیش از ديدار مقامات ايراني از اماكن مختلف، از ساعتي قبل در محل مورد نظر حاضر شده و ضمن حصول اطمينان از اوضاع امنيتي، همه چيز را به دقت زير نظر مي‌گرفت. علت اينكه كمتر تصويري از وي منتشر شده اين است كه وي تمام تلاش خود را به كار مي‌برد تا در تصاوير حضور نداشته باشد و اصطلاحاً خود را كمتر آفتابي كند و پس از آغاز مراسم و رسيدن گروه حفاظت دوم همراه مقامات، محل مأموريت خود را به گروه دوم تحويل داده و عازم محل مأموريت بعدي مي‌شد. باوجود غير رسانه‌اي بودن حاج‌رضا، كمتر كسي بود كه نداند كه انجام برنامه‌هاي داخل سفارت و يا در ساير حوزه‌هاي مرتبط، بدون هماهنگي با وي غيرممكن است، از این‌رو وي رابط مخصوص بسياري از نهادهاي لبناني با اعضاي سفارت شده بود. از سوي ديگر، جايگاه ويژه وي در حزب‌الله و اطمينان كامل شخص سيدحسن نصرالله به وي سبب شده بود تا در عين‌حال، ايشان به‌عنوان رابط مخصوص حزب‌الله و سفارت، به‌ويژه در امور امنيتي شناخته شود.
دفتر كار وي طبقه همكف سفارت بود و افرادي كه همراه وي امور امنيتي سفارت را برعهده داشتند، همگي جوانان زبده و مخلص حزب‌الله بودند كه تمامي توان خود را بدون كمترين چشمداشتي براي حفاظت از ايرانيان مقيم به كار مي‌گرفتند. حاج‌رضا در روز حادثه و در حالي كه جمعي از مقامات كشورمان عازم ديدار با وزير فرهنگ لبنان بودند؛ با شنيدن صداي انفجار فوراً خود را به در سفارت رسانده و همراه با ساير نگهبانان شروع به تيراندازي به سوي مهاجم انتحاري دوم مي‌كند كه سبب مي‌شود راننده كنترل خود را از دست داده و زودتر از موعد مقرر خودروي خود را منفجر كند.
وي از اعتقاد راسخ خود به سياست كلي دبيركل حزب‌الله براي افزايش جمعيت شيعيان باوجود تمامي سختي‌هاي معيشتي سخن مي‌گفت و اينكه اين سختي‌ها نمي‌تواند آنها را از اطاعت امر سيدحسن نصرالله بازدارد و اينكه وي مخارج خانواده برادرش كه در جنگ با صهيونيست‌ها به شهادت رسيد را هم برعهده دارد. اينكه وي پس از سال‌ها فعاليت در رده‌هاي مختلف حزب‌الله هنوز نتوانسته بود يك خودروي شخصي خريداري كند و اينكه حتي مراسم ازدواج دو دختر خود را طي دو سال اخير با سادگي تمام (حتي بدون دادن شام و يا نهار و صرفاً با برگزاري مراسم ساده به صرف شربت و شيريني) برگزار كرده بود. معمولاً در طول مأموريت‌ها، لقمه‌هايي كه همسرش برايش آماده كرده بود را ميل مي‌كرد و به دلايل روحيات خاصش از خوردن غذاهاي تشريفاتي در مراسمات ديپلماتيك خودداري مي‌نمود. اين اواخر كه دوستان مختلفي پیش از بازگشت به ايران با او خداحافظي مي‌كردند؛ از آنان مي‌خواست كه دعا كنند كه خداوند شهادت را روزي وي گرداند. اين روزها كه خبر شهادت دوستانش در سوريه را مي‌شنيد، از جاماندن از قافله شهدا خيلي ابراز تأسف و ناراحتي مي‌كرد و تأكيد مي‌كرد كه حزب‌الله از حضور در سوريه خجالت‌زده نيست و به دفاع از حرم حضرت زينب(س) افتخار مي‌كند. آخرين بار بود که مي‌گفت: «خدا اين حاج‌رضوان (عماد مغنيه) را رحمت كند. من در دوره‌اي سفارت را ترك كرده و به عنوان يك مجاهد در حزب‌الله مشغول فعاليت بودم. اما بعد از جنگ ۳۳ روزه ايشان از من خواست كه به سفارت برگردم و گفت كه امروز تو تكليف داري كه در خدمت برادران ايراني باشي... بعد هم حاج عماد ما را گذاشت و خودش رفت...»
* مسئول دفتر سابق خبرگزاري جمهوري اسلامي در بيروت




توکلی: تمام کاستی‌ها را به گردن تحریم‌ها نیندازیم

احمد توکلی گفت: گران شدن حامل‌های سوخت بنا بود به‌تدریج طی پنج سال صورت گیرد؛ اما احمدی‌نژاد این موضوع را قبول نداشت و معتقد بود «مرگ یک بار؛ شیون یک بار» اما ما به او می‌گفتیم که می‌بینید چه کسی می‌میرد و چه کسی شیون می‌کند.
وی گفت: هر سیاستمداری که می‌گوید من حوزه اقتصاد را ضربتی علاج می‌کنم، این شخص یا نادان است و یا شارلاتان. حوزه اقتصاد حوزه‌ای است که باید به‌تدریج آثار آن را مشاهده کرد. وی به عدم استفاده درست از برآوردهای ناشی از قطع یارانه‌ها اشاره کرد و گفت: قرار بود پولی که از گران شدن حامل‌های سوخت به دست می‌آید به سه قسمت تقسیم شود که 50 درصد آن به خانواده‌ها، 30 درصد به بخش تولید و 20 درصد به دولت برسد؛ اما چیزی که در عمل اتفاق افتاد این بود که تمام درآمد حاصل از این امر اعم از سهم شرکت‌های مختلف همچون شرکت نفت و توانیر به امر پرداخت یارانه‌ها اختصاص داده شد و از طرف دیگر با تأمین و تزریق پول پرقدرت از بانک مرکزی، ایجاد تورم کرد. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی مقام معظم رهبری را حافظ وحدت در کشور دانست و تأکید کرد: اگر رهبری نبود بارها اتفاقات ناگواری رخ می‌داد. تصور اینکه ایران با این تنوع قومی و تناقض مبنایی چه راهی را پیش می‌گرفت بدون وجود مقام معظم رهبری امکان‌پذیر نبود. توکلی بیان داشت: ما به عنوان سیاستمداران کشور باید از کشمکش‌های سیاسی جلوگیری کنیم؛ زیرا این کشمکش‌ها خود به خود سبب کاهش نرخ رشد خواهد شد. وی درخصوص تحریم‌های اعمال شده به ایران نیز عنوان داشت: طبق بررسی‌های انجام شده سهم تحریم‌ها بر اقتصاد ایران حدود 35 درصد است و اینکه تمام کاستی‌ها را به گردن تحریم‌ها بیندازیم کار اشتباهی است؛ زیرا اگر همه تحریم‌ها نیز برطرف شود تلاش جمعی خودمان را می‌طلبد که 60 تا 70 درصد باقی مانده را جبران کند.



مصلحی: موسوی و کروبی محارب و باغی محسوب می‌شوند

وزیر اطلاعات دولت دهم گفت: ایستادن در برابر قانون سبب شد که جرم‌هایی همچون محاربه و بغی متوجه سران داخلی فتنه شود.
حجت‌الاسلام حیدر مصلحی، وزیر سابق اطلاعات در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم با تأکید بر اینکه اظهارنظر درخصوص جنبه حقوقی تخلفات سران فتنه، در صلاحیت دستگاه قضایی است، گفت: مهم‌ترین جرم این افراد، حرکاتی بوده که معنایی جز ایستادگی در برابر قانون نداشته است؛ کشور قانون دارد و اگر کسی به‌روند برگزاری انتخابات یا نتیجه آن اعتراض یا صحبتی دارد، باید در چارچوب قانون و از طریق مراجع قانونی اعتراض خود را پیگیری کند. وی با اشاره به اینکه این مسئله بارها در بیانات رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است، ادامه داد: این آقایان نه‌تنها به‌دنبال پیگیری اعتراضات و شکایات خود در چارچوب قانون و از طریق مراجع قانونی نبودند، بلکه همراهی با استکبار، آمریکا و دشمنان نظام را در دستورکار خود قرار دادند. مصلحی تصریح کرد: علی‌رغم حمایت رسمی و علنی گروه‌های مختلفی همچون ضدانقلاب، منافقین، سلطنت‌طلب‌ها و دیگر دشمنان تابلودار انقلاب و نظام از فتنه ۸۸ و سران آن، این افراد هیچ‌گاه حاضر نشدند دشمنان را محکوم کنند و متأسفانه هیچ‌گونه موضع‌گیری در برابر آنها نداشتند. وزیر سابق اطلاعات با اشاره به حرکات غیرقانونی سران داخلی فتنه اظهار داشت: این افراد قانون را زیر پا گذاشتند و با وجود سر دادن شعار قانونگرایی، در برابر قانون ایستادند. وزیر اطلاعات دولت دهم در پاسخ به پرسشی راجع به تلاش برخی جریانات سیاسی برای پوشاندن جرایم موسوی و کروبی، اظهار داشت: ایجاد محدودیت برای این افراد، مصوبه رسمی شورای‌عالی امنیت ملی است و مصوبه‌ای در این سطح را نمی‌توان به این سادگی لغو کرد. دستگاه قضایی نیز بر اساس مسائل سیاسی عمل نمی‌کند و فشارهای سیاسی نمی‌تواند قوه قضاییه را وادار به صدور چنین حکمی کند.


ژرفا

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامی (31)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

2-ـ جایگزینی مشروعیت شورایی به جای مشروعیت الهی
از اصول حاکم بر نرم‌افزار بعثت، مشروعیت الهی قانون و رهبری است. بدین معنا که در نگرش وحیانی اختیار قانونگذاری و تعیین رهبری در دست ذات ربوبی است و اگر پیامبر و امام و یا ولی‌فقیه در محدوده تعیین شده حق قانونگذاری و تبیین احکام الهی و اعمال ولایت و مدیریت دارند، از ذات ربوبی و انتقال بخشی از ولایت الهی در سلسله مراتب بعدی است.
مبنای این تدبیر این است که اولاً منشأ مشروعیت قانون و رهبری، انحصار ولایت تکوینی و تشریعی در خالق هستی و انسان است و خدای قادر متعال و مالک هستی حق قانونگذاری و تعیین رهبری را داراست زیرا تنها او است که بر مبدأ و مقصد انسان اشراف دارد و همه مصالح و مفاسد آدمی را می‌داند و شناخت همه‌جانبه‌ای از روح و جسم و نیازهای مادی و معنوی انسان دارد و در تشخیص مصالح و مفاسد و وضع قانون و تعیین مدیریت جامعه دچار خطا و انحراف نمی‌گردد.
پیچیدگی نظام خلقت و اسرار نهفته در آن، نشان از علم و دانش بی‌پایان و مهارت نامحدود ذات ربوبی بر هستی دارد و کسی که موجود پیچیده و اسرارآمیزی همچون انسان را آفریده، هم او باید برای این موجود نقشۀ راه و برنامه پیش‌بینی کند.
پیش‌بینی سلسله مراتب ولایت الهی در قالب نبوّت، امامت و فقاهت برای هر دوره‌ای از حیات بشر با عنایت به مقتضیات آن و تکیه بر تضمین‌های لازم در سلسله مراتب مدیریتی ان یعنی وحی و عصمت در پیامبر؛ و علم غیب و عصمت در امامان و پیشوایان و رهبران جامعه و کسانی که حسب مقتضای زمان، اختیار وضع احکام الهی را دارا هستند و اجتهاد و عدالت واقعی در فقها و ولی‌فقیه در عصر غیبت امام معصوم(ع) همه و همه مبین خط و برنامه و نقشه راه ذات ربوبی برای تکامل و تأمین نیازهای همه‌جانبه بشر و فرازمانی و دائمی بودن این تدبیر است. آنچه به عنوان یکی از مهم‌ترین تدابیر خداوند متعال برای بشریت پیش‌بینی شده، بر مبنای اختیار انسان بوده نه اجبار وی و نیز نه بر مبنای نیاز خداوند به این امر؛ بلکه این تدبیر برمبنای لطف و مصلحت تمام‌عیار انسان بوده است همانند شخصی که درصدد احداث بنای بسیار پیچیده و عظیمی است و خود تخصص و مهارت لازم را برای کشیدن نقشه ندارد و یک دکترای آرشیتکت نقشه و طرح کاملی را بدون نیاز و چشمداشت در اختیار او می‌گذارد. قطعاً این اقدام کمال لطف و مصلحت‌سنجی بانی بنا به شمار می‌آید و چه موجودی پیچیده‌تر از انسان، و چه مصلحتی بالاتر از مصالح عالیه آدمی؟! حال این انسان است که اگر طالب و خواهان سعادت و کمال خود در این جهان و کامیابی در جهان دیگر است، باید در چارچوب تدبیر پروردگار متعال حرکت کند و بر نقشه و طرح مبدأ هستی تکیه دهد.
این دیدگاه که انسان می‌تواند حق و باطل و همۀ خوبی‌ها و بدی‌ها و مصالح و مفاسد را تشخیص دهد، بزرگ‌ترین جفایی بود که به بشریت شد چرا که انسان با توجه به اینکه خود آفریننده خود نیست و قائم بالذّات نبوده و دانش او محدود است و از مبدأ و مقصد خود اطّلاع و اشراف کامل ندارد، نمی‌تواند مرجع تام و تمام تشخیص همۀ بدی‌ها و خوبی‌ها و تمام مصالح و مفاسد باشد.
انسانی که غالباً در اسارت نفس، غضب و تمایلات شهوانی بوده و تمایل غالب او به سمت تأمین نیازهای مادی است، نمی‌تواند منشأ تشخیص همه ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها و هنجارها و ناهنجاری‌ها باشد.
آنچه در پی رنسانس و پس از ورود انسان‌ها به عصر صنعتی و مدرنیته اتفاق افتاد و بشر در قالب قرارداد اجتماعی، مرجع تشخیص و انتخاب رهبری برتر و قانونگذار مطلوب شد، ظلم بزرگی به بشریت بوده است. به‌ویژه عملیات روانی تأثیرگذار تبلیغاتی و هزینه‌های سنگین کارتل‌ها و تراست‌ها بر رأی و تشخیص مردم، در حقیقت مردم را در دام سرمایه‌داران و جریان پشت صحنه و میدان‌داران عرصه دموکراسی انداخت. تجربه بیش از سه قرن اخیر و گذر بشر از عصر مدرنیته به عصر پست‌مدرنیسم و نتایج منفی آرا و تشخیص مردم در انتخاب قانونگذاران و مدیران عالی جامعه، مبیّن بطلان و شکست فرمول قرارداد اجتماعی ژان ژاک روسو، هابز و منتسکیو است.
بحران‌های فراروی بشر همچون بحران هویت و پوچگرایی در دنیای غرب و بحران معنویت و عبور دولت‌ها و قانونگذاران از خطوط قرمز انسانی و تنزل جایگاه انسان به پایین‌تر از حیوان، پیامدهای فاصله گرفتن بشر از نرم‌افزار الهی برای اداره بشر است. البته هیچ‌گاه منکر این واقعیت نبوده و نیستیم که عقل منشأ درک بسیاری از خوبی‌ها و بدی‌ها و مصالح و مفاسد است و برخلاف مکتب‌های لیبرالیسم و مادی‌گرا که عقل را در قلمرو فراورده‌های قابل تجربه همچون فیزیک، شیمی و ریاضیات و... علم‌آور و معتبر دانسته‌اند و فراورده‌های غیرقابل تجربه همچون علوم اعتباری و ارزشی ازجمله در حقوق، فرهنگ، اخلاق و... را علم‌آور نمی‌دانند، مکتب اسلام، عقل را به طور مستقل اعم از امور تجربی و یا غیر تجربی منشأ درک و علم‌آور می‌داند و فراتر از اینها از دیدگاه وحی، عقل حجت درونی به شمار می‌آید و در کنار رهبران الهی که حجت‌های خدای متعال برای انسان هستند مورد توجه است.
سخن در این است که آیا عقل قادر به درک همه مصالح و مفاسد و مجموعه خوبی‌ها و بدی‌ها و راهبر به همه حقایق هست یا نه؟ قطعاً پاسخ منفی است زیرا به علت پیچیدگی انسان و برخورداری آن از روح مجرّد و جاودانگی این موجود، صدها و هزاران مسئله و سوال پیرامون آن فراروی بشر وجود دارد که عقل قادر به درک و پاسخگویی به آنها نیست.
بنابراین همانطور که درک همه خوبی‌ها و بدی‌ها و مجموعه مصالح و مفاسد از حیطه ظرفیت انسان خارج است، انتخاب قانونگذار و رهبر با ویژگی‌های برجسته آن، از حیطه اختیار و ظرفیت آدمی بیرون است.
آنچه که پس از رحلت پیامبر اعظم (ص) و در دهۀ دوم بعثت به عنوان یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها متوجه نرم‌افزار بعثت شد، کنار گذاشتن تدبیر ذات ربوبی و جایگزین کردن نرم‌افزار و تدبیر دیگری بود. تدبیر ذات باری‌تعالی مبتنی بر انتخاب و انتصاب رهبری جامعه از سوی خداوند متعال و تفویض بخشی از ولایت به رهبری برای اداره امور مردم بود و در حوزه قانونگذاری هم بخشی از اختیار قانونگذاری با توجه به اوضاع و ظرفیت‌های موجود در همان رهبری انتصابی تعریف شده بود. مبنای این نظریه هم دائمی و ابدی بودن فرمول بعثت و پیوستگی حقیقی بین ربوبیت تکوینی و تشریعی بود؛ یعنی اگر به لحاظ ویژگی‌های زیربنایی، پیامبر هم دارای مقام ولایت و هم دارای اختیار قانونگذاری از طرف خداست، در دوره بعد هم این اصل باید جریان داشته باشد.
اما با وجود پیش‌بینی تضمین لازم از سوی ذات ربوبی و اقدامات همه‌جانبه پیامبر(ص) متأسفانه پس از رحلت ایشان تدبیر نصب الهی کنار گذاشته شد و نصب شورایی جایگزین آن شد؛ و این آسیب و انحراف، پیامدهای بسیار منفی از خود برجای گذاشت و حوادث بسیار ناخوشایندی در تاریخ اسلام به وقوع پیوست که می‌توان گفت بشریت نتوانست از بزرگ‌ترین موهبت الهی آنچنان که باید، استفاده و بهره ببرد.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

عملکرد صد روزه دولت در روزنامه‌ها
حسین عبداللهی فر

یکصد روز از عمر دولت یازدهم گذشت. صد روزی که در جریان رقابت‌های انتخاباتی به‌عنوان موعدی برای تغییر در وضعیت اقتصادی جامعه وعده داده شده بود و این درحالی است که گزارشی از عملکرد صد روزه دولت ارائه نشده است تا مبنای قضاوت افکار عمومی قرار گیرد.
آنچه در این میان عجیب به نظر می‌رسد انعکاس صدمین روز عمر دولت در روزنامه‌های کشورمان است که برخی با سکوت از کنار آن گذشتند و برخی نیز با تقبیح انتقادکنندگان به دفاع از عملکرد دولت در این صد روز پرداختند و برخی دیگر، هم اقدام به طرح مطالبات سیاسی و جناحی خود کردند، هم به نقش خود در امر مطالبه‌گری از دولت و تشریح عملکرد صد روزه به افکار عمومی کمکی نکردند.
در همین راستا روزنامه «اعتماد» در نخستین روز هفته مطالبه خود را از زبان جلایی‌پور تیتر کرد و با حروف درشتی نوشت: «روحانی بگذارد تندروها جیغ بزنند.»
«مردم‌سالاری» با اختصاص سرمقاله روز اول هفته خود به دفاع از عملکرد دولت پرداخت و تحت عنوان «100 روز سخت با اقتصاد» نوشت: «گفته‌های رئیس‌جمهور و تیم اقتصادی نزدیک به وی در مورد احساس تغییرات مثبت در اوضاع معیشت مردم طی صد روز نخست دولت یازدهم اینک به بهانه‌ای برای مخالفان افراط‌گرای دولت اعتدال تبدیل شده است.»
«آفتاب یزد» بدون هیچ اشاره‌ای به این موضوع، پیش‌‌بینی صندوق بین‌المللی پول برای سال آینده را تیتر کرد و نوشت: «پایان رشد منفی اقتصاد ایران.»
«آرمان» هم در این روز «همه در انتظار گزارش روحانی» را با حروف کوچکی تیتر کرد و طی یادداشتی با عنوان «یک کارنامه صدروزه» نوشت: «به نظر می‌رسد در اولین دوران صدروزه دولت وضعیت خوبی را شاهد بودیم و به وعده‌های داده شده تا حد زیادی عمل شده است.»
این روزنامه یک روز بعد، دفاع از دولت را در حد تیتر و تصویر اول خود برجسته کرد و زیر تیتر درشت «100 روز متفاوت» که روی تصویر بزرگی از روحانی قرار داده شده بود به درج یادداشت‌هایی از غلامعباس توسلی، جعفر توفیقی، نجفقلی حبیبی، سعید لیلاز، مهدی آیتی، داریوش قنبری و تعداد دیگری از عناصر اصلاح‌طلب پرداخت.
«اعتماد» هم دفاع خود از دولت را از زبان محمدرضا خباز تیتر کرد و نوشت: «برخی شعارهای روحانی 100 روزه نیستند.»
«تهران امروز» و «وطن امروز» با نگاهی متفاوت در این روز به درج گزارش‌هایی از عملکرد دولت پرداختند. اولی با درج گزارش میدانی از قیمت‌ها در تابستان و پاییز، در ابتدای گزارش خود با عنوان «ارزانی و گرانی در 100 روز اول دولت روحانی»، نوشت: «با گذشت حدود یکصد روز از فعالیت دولت روحانی، بسیاری منتظرند تا او گزارش صد روز نخست دولتش را ارائه کند. حوزه اقتصاد یکی از مهم‌ترین بخش‌های وعده‌های انتخاباتی و برنامه‌های حسن روحانی در هنگام آغاز به کار کابینه تدبیر و امید بود و بهبود معیشت در صدر آنها قرار داشت، اما مرور قیمت کالاهای اساسی در این مدت نشان می‌دهد که اگرچه آهنگ تورم تاحدی کند شده است، اما با این حال بسیاری از کالاهای اساسی افزایش قیمت داشته‌اند.»
اما دومی با اختصاص تصویر اول خود به این موضوع تحت عنوان «100 روز اقتصاد روحانی» نوشت: «پس از پایان انتخابات ریاست‌جمهوری و رئیس‌جمهور شدن روحانی موضوع 100 روز فراموش نشد و به صورت یک مطالبه درآمد، به همین علت روحانی بارها روی برنامه 100 روزه خود تأکید کرد تا اینکه این 100 روز نیز به پایان رسید. روحانی در این مدت درباره برنامه 100 روزه خود سخنان متناقض هم زده است. یک بار گفت قرار است در این 100 روز گزارشی ارائه شود. روز دیگر درباره حل مشکلات اساسی در این مدت خبر می‌داد. به هر حال اعضای دولت یازدهم در این مدت زحمات بسیاری متحمل شدند، اما مردم در این مدت در زمینه اقتصادی تغییر محسوسی احساس نکردند.»
این روزنامه همچنین در شماره پایان هفته خود در خبری با تیتر «توجه به اقتصاد نصف سیاست خارجی»: نوشت: «وعده برنامه‌های 100 روزه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حسن روحانی موجب شده عملکرد دولت یازدهم در این مدت زیر ذره‌بین رسانه‌ها قرار گیرد. در این بین یک بررسی نشان داده روحانی در سخنرانی‌های عمومی خود در 100 روز اول دولتش، 159 بار از واژگان «اقتصاد و معیشت» و 230 بار از کلید‌واژه «آمریکا و مذاکره» سخن گفته است.»
«جوان» هم در این روز اقدام به درج گزارشی از عملکرد 100 روزه دولت در حوزه فرهنگ کرد و نوشت: «وزیر ارشاد در برخورد با پرونده حقوقی شکایت از سازندگان فیلم‌های ضدایرانی در هالیوود که بازخوردهای بین‌المللی نیز داشت، در کمال خونسردی آن را فاقد ارزش پیگیری دانست و وکیل فرانسوی را مرخص کرد یا با تعطیلی جشنواره ضد صهیونیستی «افق نو» اعتراض متفکران ضد آمریکایی را برانگیخت.»
 


ديپلماسى
فرامرز پارسا

غرب و سياست اهميت‌زدايي
غرب در طول يک دهه اخير يک اصل اساسي را در قبال ملت ايران اجرايي ساخته و آن جلوگيري از دستيابي ملت ايران به حقوق هسته‌اي خود است. جهانيان اذعان دارند که براساس ان‌پي‌تي، ايران حق برخورداري از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي و حتي غني‌سازي اورانيوم را دارا است، اما غرب با بهانه‌تراشي‌هاي واهي و اقدامات غير اصولي در برابر خواست و اراده ملت ايران قرار گرفته است. رفتار غرب نشانگر آن است که آنها برآنند تا مسئله تحريم‌ها و لغو آنها را محور مذاکرات قرار دهند، در حالي که اصل اول يعني حقوق هسته‌اي ملت ايران را کم‌رنگ نشان مي‌دهند.
آنها در فضاي رسانه‌اي و تبليغاتي چنان عنوان مي‌کنند که خواست ايران از مذاکرات صرفاً در قالب کاهش تحريم‌ها و حتي رضايت ايران به امتياز‌دهي در ازاي کاهش حداقلي تحريم‌ است. آنها براي القا اين ادعا مطالبات حداکثري خود را در حالي مطرح مي‌سازند که در ازاي آن حداقل‌ها، در حد پرداخت چند ميليون دلار آن هم به صورت قطره‌‌چکاني و مقطعي را در نظر مي‌گيرند.
نکته مهم آنکه، غرب در فضاي رسانه‌اي و تبليغاتي نام چنداني از حقوق هسته‌اي ايران به ميان نمي‌آورد و بيشتر در چارچوب تحريم‌ها مباحث را مطرح مي‌سازد. حال اين سوال مطرح است که چرا غرب چنين رويکردي را در پيش گرفته و در ازاي آن چه اهدافي را پيگيري مي‌کند؟
در پاسخ اين پرسش در کنار تحرکات غرب براي امتياز‌گيري و محروم‌سازي ايران از حقوق هسته‌اي خود چند اصل مهم مشاهده مي‌شود. نخست آنکه، غرب به زعم خود تلاش دارد تا طرح اهميت‌زدايي از حقوق هسته‌اي و لزوم ايستادگي و مقاومت در تحقق آن را اجرايي سازد. سناريوي غرب چنان است که با برجسته‌سازي تحريم‌ها و تبديل آن به مابه‌ازايي در قبال حقوق هسته‌اي ملت ايران، به زعم خود بي‌تفاوتي و در صورت امکان در حاشيه قرار گرفتن حقوق هسته‌اي در آرمان‌هاي ملت ايران را اجرايي سازد. طرح غرب چنان است که در نهايت، مسئله هسته‌اي به عنوان آرمان و مولفه‌‌اي براي وحدت ملي ايران، حذف شود تا شايد در چنين فضايي بتواند خواسته‌هاي خود را به تيم هسته‌اي تحميل کند. نمود عيني اين امر را در اقدامات غرب در قبال فعاليت‌هاي هسته‌اي ليبي در سال 2003 مي‌توان مشاهده کرد که براساس آن در ازاي وعده لغو تحرم‌ها، اين کشور را به انهدام تأسيسات هسته‌اي وادار کرد. دليل اصلي گرفتار شدن ليبي در طرح غرب عدم پشتوانه مردمي دولت وقت ليبي به رياست معمر قذافي بود که شکنندگي اين کشور در برابر فشارهاي غرب را در پي داشته است.
دوم آنکه، غرب تلاش دارد تا تخريب و حتي تحقير جايگاه جهاني ايران را رقم زند. غربي‌ها برآنند تا چنان القا سازند که تمام مباحث مطرح ميان ايران و غرب صرفاً بر سر تحريم‌ها است. آنها ايستادگي ملت ايران در تحقق حقوق هسته‌اي را در حاشيه قرار داده‌اند و چنان القا مي‌کنند که ايران در برابر تحريم‌ها به زانو درآمده و براي لغو حداقل تحريم‌ها حاضر به کنار نهادن حقوق هسته‌اي خود است! آنها با اين رويکرد، به‌دنبال حذف الگو بودن ايران براي ساير ملت‌ها در حوزه هسته‌اي هستند تا در نهايت، طرح اصلي خود، يعني تضعيف جايگاه جهاني ايران را اجرايي سازند.
با توجه به آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که غرب به دنبال اجراي يک هدف اصلي است و آن، تغيير مولفه اصلي مذاکرات از حقوق هسته‌اي به بخش‌هاي حاشيه‌اي نظير لغو تحريم‌ها است، در حالي که حتي در اين حوزه نيز مابه‌ازاهاي معقول و منطقي را در نظر نگرفته، چنانکه در ازاي حذف تمام حقوق هسته‌اي ايران، پرداخت چند ميليون دلار به ايران را مطرح مي‌سازد که به‌نوعي مي‌توان آن را اهانت به ملت ايران دانست که برگرفته از خوي سلطه‌گري و استثمارگري غرب است.


پرونده

نظر مردم آمریکا درباره توافق هسته‌‌ای با ایران
طبق نتایج نظرسنجی مشترک شبکه «ای‌بی‌سی‌نیوز و واشنگتن‌پست»، ۶۴ درصد آمریکایی‌ها ـ نزدیک به دو سوم مردم این کشور ـ از توافق هسته‌ای با ایران حمایت می‌کنند. همچنین همین تعداد خواستار کاهش تحریم‌های اقتصادی تهران در قبال اعمال محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران هستند. بر اساس همین نظرسنجی اکثر مردم آمریکا رویکرد دیپلماتیک را به رویکرد نظامی درخصوص مسائل بین‌المللی ترجیح می‌دهند.
چهار شرط جدید ایران در مذکرات هسته‌ای چیست؟

وب‌گاه صهیونیست دبکا با انتشار خبری به نقل از منابع خود مدعی شرایط جدید ایران در مذاکرات ژنو3 شد. خطوط قرمز هیئت ایران در مذاکرات برای پذیرش توافق مقدماتی با قدرت‌های جهانی بر سر مسئله هسته‌ای در زیر می‌آید: 1ـ ایران تأسیسات غنی‌سازی فردو را تعطیل نمی‌کند. 2ـ ساخت رآکتور آب سنگین اراک متوقف نمی‌شود. ۳ـ ایران حتی یک گرم از اورانیوم غنی‌شده خود را به خارج از کشور ارسال نمی‌کند. 4ـ ایران پروتکل الحاقی را امضا نخواهد کرد. دبکا در ادامه نوشت: شرط موفقیت مذاکرات دور جدید ژنو بستگی به پذیرش چهار خط قرمز ایران توسط اوباما دارد.
حمایت یهودیان ایرانی از نظام جمهوری اسلامی در موضوع هسته‌ای

«مره صدق»، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور گفت: ما ایرانیان یهودی به عنوان بخشی از ملت ایران و با سابقه بیش از 30 قرن همزیستی با سایر ملت موحد ایران همراهی و همگامی خود را با ملت موحد ایران در حمایت از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران اعلام می‌کنیم، ما با افتخار به فتوای تاریخی مقام معظم رهبری در ممنوعیت تولید، نگهداری و استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی هسته‌ای، میکروبی و شیمیایی بر حق غیرقابل بحث ملت شریف ایران در استفاده صلح‌آمیز از تمامی انرژی‌های هسته‌ای پافشاری می‌کنیم. وی در ادامه گفت: ما ایرانیان یهودی دخالت‌های کینه‌توزانه، جنگ‌طلبانه و دور از واقعیت آقای نتانیاهو را محکوم کرده و متذکر می‌شویم که نه وی و نه هیچ بیگانه دیگری حق مداخله در ایران را ندارد.
راه‌حل روس‌ها برای پرونده هسته‌‌ای

«سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه به رسمیت شناخته شدن حق ایران در غنی‌سازی اورانیوم را راه‌حل اختلافات غرب با این کشور دانست. وی طی گفت‌وگو با یک رسانه روسی یادآور شد مسکو سال‌ها است که غرب را دعوت می‌کند حق دستیابی ایران به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای از جمله حق غنی‌سازی مشروط را به رسمیت بشناسد. وزیر خارجه روسیه تحریم‌ها را در حل مسئله هسته‌ای ایران بی‌تأثیر دانست و در عین‌حال از ایران خواست در برابر بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای شفاف عمل کند. به اعتقاد این دیپلمات روس، مذاکرات هسته‌ای بخت بالایی برای دستیابی به یک توافق نهایی دارد.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر انفجار تروريستي در بيروت
دشمنان در توهم انتقام‌گيري از مقاومت

لبنان از جمله كشورهايي است كه كانون اصلي تحولات منطقه‌اي است به‌ويژه اينكه دشمنان مقاومت همزمان با سوريه، نگاهي خاص به اين كشور دارند.
در همين چارچوب، انفجاري خونين هفته گذشته بيروت را لرزاند. انفجاري كه ده‌ها شهيد و زخمي بر جاي گذاشت كه برخي اتباع ايراني از جمله رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران نیز در اين جمع بودند. اين حمله تروريستي با واكنش گسترده جهاني همراه شد و حتي كشورهاي غربي تحت تأثير فشار افكار عمومي جهان به محكوم‌سازي آن پرداختند. اين حمله تروريستي در حالي صورت گرفت كه در باب عاملان اين جنايت بزرگ و اهداف و دلايل آنها، مولفه‌هاي متعددي مطرح است.
ديدگاه‌هاي مطرح
برخي با توجه به فضاي ناآرام‌ لبنان، اين انفجار را ادامه بحران‌هاي جاري در اين كشور مي‌دانند كه برگرفته از تحركات و قدرت‌طلبي برخي جريان‌هاي غربگراي ۱۴ مارس و القاعده است.
مواضع سوال‌برانگيز برخي اعضای جريان 14 مارس كه حزب‌الله را مسئول اين انفجار عنوان كرده بودند و نيز تأكيد القاعده لبنان مبني بر تكرار اين اقدامات، تقويت‌كننده نظريه مذكور است.
هرچند كه اين سناريو تا حدودي مورد تأييد است، اما هدف قرار گرفتن اتباع و مقامات ايراني در اين انفجار و تقارن آن با شكست‌هاي گسترده گروه‌هاي تروريستي و متحدان خارجي آنها در سوريه و نيز تشديد تحركات غرب براي تحميل زياده‌خواهي خود به سوريه و حاميان آن در مذاكرات ژنو۲ ابعاد پنهاني از اين انفجار را آشكار مي‌سازد. نكته مهم آنكه، عربستان و صهيونيست‌ها كه از بازندگان اصلي تحولات منطقه هستند، از مدت‌ها قبل بر همكاري با يكديگر براي ايجاد فضاي بحراني در منطقه تأكيد كرده‌اند. منابع خبري از ديدارهاي «بندر بن‌سلطان» رئيس دستگاه اطلاعات و امنيت عربستان و برخي نمايندگان غربي با صهيونيست‌ها خبر داده بودند.
بر اساس مجموع اين تحولات مي‌توان گفت كه انفجار بيروت به نوعي، انتقام‌گيري از سوريه و حاميان آن بوده است. عاملان اين كشتار از يك سو بر آن بوده‌اند تا چنان عنوان دارند كه اين حمله، انتقام حضور حزب‌الله لبنان در سوريه است و از سوي ديگر، حمايت‌هاي قاطع ايران از مردم و نظام سوريه را ريشه اين انفجار عنوان کرده‌اند. هدف نهايي از اين رفتار آن بوده است كه به زعم خود، طرح شكاف‌اندازي ميان ايران، سوريه و لبنان را اجرايي سازند. طرح اوليه اين تفرقه‌افكني را نيز تهي ساختن سوريه از پشتوانه‌هاي منطقه‌اي براي به زانو در آوردن اين كشور در برابر دشمنان تشكيل مي‌دهند. آنها با ایجاد فضاي رعب و وحشت برآنند تا ايران و لبنان را نيز به وادادگي در مذاكرات ژنو۲ درباره سوريه و پذيرش زياده‌خواهي غرب مبني بر حذف نظام سوريه سوق دهند در حالي كه همزمان، بر شكست خود در سوريه سرپوش مي‌گذارند.
با كنار يكديگر قرار دادن اين مولفه‌ها مي‌توان به عاملان اصلي اين انفجارها پي برد. هر چند كه نمي‌توان نقش گروه‌هاي تروريستي و القاعده در اين جنايت را ناديده گرفت، اما نبايد از نظر دور داشت كه اين گروه‌ها، ساخته و پرداخته كشورهاي غربي، برخي كشورهاي مرتجع عربي، تركيه و صهيونيست‌ها هستند. آنهايي كه براي نابودي سوريه، هر گونه سلاحي را در اختيار گروه‌هاي تروريستي قرار داده‌اند كه نتيجه آن نيز بحران‌هاي امنيتي گسترده در منطقه است كه نمود آن را در انفجار كنوني بيروت مي‌توان مشاهده كرد.
بسياري بر اين امر تأكيد دارند كه دشمنان پس از شكست در سوريه به دنبال كشاندن دامنه جنگ به لبنان هستند تا ضمن ايجاد دغدغه‌هاي جديد براي مقاومت، طرح گسترش دامنه فضاي ناامني در منطقه را نيز اجرايي سازند چنانكه در هفته‌هاي اخير، شدت انفجارهاي تروريستي در عراق نیز افزايش يافته است و كشورهاي يمن، مصر، ليبي و تونس نيز وضعیت امنيتي نامطلوبي را سپري مي‌كنند، به‌گونه‌اي كه مي‌توان گفت منطقه در گرداب بحران‌هاي امنيتي گسترده‌اي قرار گرفته است.
نكته بسيار مهم آنكه، محافل رسانه‌اي و سياسي غرب تلاش كردند تا با برجسته‌سازي نام عربستان در اين انفجارها، از يك‌سو خود را از اتهام نقش داشتن در اين جنايت مبرا سازند و از سوي ديگر، به دنبال ايجاد شكاف در ميان كشورهاي منطقه با تقسيم آنها به حاميان ايران و عربستان بوده‌اند.
بر اين اساس، بايد در كنار تروريست‌ها، عاملان اصلي ايجاد اين گروه‌ها نيز مورد بازخواست و مجازات قرار گيرند چرا كه تا زماني كه آنها حضور دارند، سوءاستفاده از گروه‌هاي تروريستي براي رسيدن به مقصود نيز ادامه دارد و جهان روي آرامش نخواهد ديد.
بر اين اساس، مي‌توان گفت كه مجموعه‌اي از دشمنان منطقه برآنند تا با ايجاد فضاي بحراني ضمن پنهان‌سازي ناكامي‌هاي منطقه‌اي خود، از مقاومت با محوريت سوريه نیز باج‌گیری کنند. رويكردي كه در گذشته نيز اجرا شده، اما به دليل بيداري و يكپارچگي مقاومت با ناكامي همراه شده است.


اقتصادى
سعید مهدوی

از عملکرد 100 روزه دولت چه خبر؟!
اگر اولین روز کاری دولت یازدهم را زمان گرفتن رأی اعتماد هیئت دولت از مجلس بدانیم، اوایل آذرماه، این دولت 100 روزه می‌شود. «بهبود معیشت مردم» یکی از شعارهای اصلی دولت تدبیر و امید بود و دکترحسن روحانی رئیس‌جمهور در آغاز کار دولت یازدهم اعلام کرده بود که تلاش خواهد کرد طی 100 روز ابتدای کار دولت، وضعیت معیشتی مردم را بهبود ببخشد. گرچه این موضوع پس از روی کار آمدن دولت به این معنا تغییر یافت که دولت در 100 روز شروع کار خود تلاش می‌کند واقعیت‌های کشور را به مردم نشان دهد و مطرح کند که چه چیزی تحویل گرفته و راه‌حل چیست. اکنون باید براساس این برنامه کوتاه‌مدت وعده‌هایی از قبیل بهبود اوضاع اقتصادی که از سوی دولت داده شد و در رأس آنها کاسته شدن از مشکلات معیشتی محسوس باشد. در مورد برنامه 100 روزه دولت و الزامات آن در نوشته‌های پیشین هفته‌نامه در همین ستون توضیحاتی داده شد که در ادامه به بررسی عملکرد اقتصادی دولت پس از پایان یافتن موعد مقرر پرداخته می‌شود.
درگزارش رسمي بانک مرکزي قيمت اکثر کالاها در100 روزنخست دولت يازدهم افزايش داشته است. مقايسه قيمت‌ها براساس گزارش خرده‌فروشي بانک مرکزي در هفته منتهي به 17 آبان‌ماه جاري از مواد خوراکي نشان مي‌دهد که قيمت اکثر اين کالاها در 100 روز نخست فعاليت دولت يازدهم افزايش داشته، تعداد اندکي از نرخ‌ها با کاهش مواجه شده و تنها نرخ يک قلم کالا ثابت مانده است.
در زمینه مهار تورم و نقدینگی در برنامه 100 روزه نتایج نسبتاً مثبتی حاصل شده است. در برخی از حوزه‌ها نرخ تورم نقطه به نقطه چهار تا پنج درصد کاهش دارد و در برخی شاخص‌های دیگر ثبات ایجاد شده، ولی در مجموع مشکلات جدی در این حوزه‌ها همچنان پابرجاست.
نرخ ارز از مواردی است که به‌طورمستقیم بر روی معیشت مردم و قیمت کالاهای اساسی تأثیر دارد. پس از روی کار آمدن دولت یازدهم به‌آرامی دامنه نوسانات نرخ ارز در حال کاهش و ثبات بود که سخنان رئیس کل بانک مرکزی به‌یکباره وضعیت این بازار را دگرگون کرد و موجب توقف روند کاهشی نرخ ارز و در پیش گرفتن سیر صعودی شد. البته در مدت اخیر ثبات مناسبی را در این بازار شاهد بوده‌ایم.
دولت در جهت بهبود اوضاع اقتصادی در کوتاه‌مدت طرحی هشت‌‌بندی به نام «رونق اقتصادي» را تصویب کرد. با توجه با اینکه در حال حاضر فضای کسب و کار در اقتصاد وضعیت مطلوبی ندارد و این طرح از لحاظ قانونی می‌تواند برخی از محدودیت‌ها را که پیش از این ایجاد شده مرتفع سازد باید نتیجه این طرح را در گزارش 100 روزه دولت مشاهده کرد.
بازار خودرو که به دلیل اعلام نشدن قیمت‌های جدید از سوی شورای رقابت و همچنین امیدواری مردم و خریداران به کاهش قیمت‌ها، از رونق افتاده بود، با سخنان وزیر صنعت و پس از آن معاون وی و مدیران دو شرکت بزرگ خودروساز مبنی بر احتمال افزایش قیمت برخی خودروها موجب جهش قیمت‌ها در بازار شد. پس از آن با اعلام زمان افزایش قیمت‌ها از ابتدای سال 93، توانست این بازار را با افزایش خرید و فروش مواجه کند.
البته جامعه انتظار ندارد که در یک برنامه 100 روزه بخش اعظمی از مشکلات اقتصادی مرتفع شود. ولی با توجه به اینکه دولت وعده داده است که در این مدت زمان کوتاه برخی از مسائل را ساماندهی می‌کند، به‌طور طبیعی انتظاراتی نیز در این جهت در جامعه شکل گرفته است و مردم امید دارند که فارغ از مسائل سیاست خارجی که دولت اکنون تمام هم و غم خود را بر آن داشته است به مسائل و مشکلات اقتصادی داخل با دید درونگرا و فارغ از موضوع تحریم‌های خارجی اهمیت داده شود.


نداى قدس

رژیم صهیونیستی ۹۵۰ کیلوگرم پلوتونیوم دارد
در گزارش مرکز پژوهش‌های صلح در سوئد آمده است که تأسیسات هسته‌ای دیمونا ظرفیت تولید ۶۹۰ تا ۹۵۰ کیلوگرم پلوتونیوم مناسب برای تولید سلاح هسته‌ای را دارند. به نقل از مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، در این گزارش آمده است: رژیم صهیونیستی مقداری از این پلوتونیوم تولید شده را برای ساخت بمب هسته‌ای استفاده کرده است. البته این آمارها مربوط به اواخر سال ۲۰۱۱ است و به احتمال زیاد رژیم صهیونیستی تاکنون مقادیر بیشتری از این ماده را تولید کرده است.
کاهش رشد اقتصادی رژیم صهیونیستی

یک سازمان اقتصادی پیش‌بینی کرده است که رشد اقتصادی رژیم صهیونیستی ۷/۳ درصد کاهش یابد. براساس برآورد جدید رشد اقتصادی این رژیم به ۷/۳ درصد در سال جاری میلادی کاهش خواهد یافت. این سازمان پیشتر نیز در گزارشی اعلام کرده بود که رژیم صهیونیستی بالاترین سطح خط فقر را دارد و از هر چهار نفر ساكن فلسطين اشغالی يك نفر زير خط فقر است. براساس این گزارش، شكاف اجتماعي اقتصادي رژیم صهیونیستی نیز در رتبه سوم قرار دارد. همچنین رژیم صهیونیستی با کسری شدید بودجه روبه‌روست. کسری بودجه سال گذشته این رژیم 10 میلیارد دلار بود که هم اکنون به بیست‌ویک میلیارد دلار افزایش یافته است.
وحشت یک فرمانده صهیون از تونل‌های مقاومت

فرمانده ارتش صهیونیستی در مرز غزه گفت: خطر تونل‌های «حماس» از موشک‌ها هم بیشتر است. «میکی ادلشتاین» فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی در غزه اظهار داشت: باوجود تونل‌های مقاومت هیچ‌وقت از حملات «حماس» در امان نخواهیم بود، چراکه حماس قصد دارد حملات خود را علیه ارتش اسرائیل از طریق این تونل‌ها انجام دهد. وی تأکید کرد: نیروهای ارتش اسرائیل تمام امکانات خود را برای شناسایی این تونل‌ها به‌کار گرفته‌اند تا این مشکل که ارتش اسرائیل را بسیار نگران کرده است، حل کنند. ادلشتاین اعتراف کرد که حماس پیشرفته‌تر و قدرتمندتر از گذشته شده است، چراکه آخرین تونلی که ارتش اسرائیل آن را کشف کرد از همه لحاظ حیرت‌آور است.
تعرض جنسی به یک میلیون‌وصد هزار کودک یهودی

بر اساس آمارهای وزارت اموراجتماعی رژیم صهیونیستی بیش از یک میلیون‌وصد هزار کودک یهودی در سرزمین‌های اشغالی مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند. گزارش یک گروه کمک‌کننده به قربانیان تجاوزات جنسی نشان می‌دهد که در سال 2012 حدود 3300 مورد آزار و اذیت جنسی از کودکان و افراد زیر سن قانونی صورت گرفته است که از این تعداد نیمی از آنها دختران زیر 12 سال هستند. از این تعداد حدود 1400 مورد سوءاستفاده مداوم جنسی از کودکان گزارش شده است. در ادامه این گزارش آمده است که ۵/۵ درصد از کل شکایات به پلیس درخصوص سوءاستفاده جنسی، در مدرسه و یا مراکز آموزشی صورت گرفته است. گزارش دیگری که با نظارت دو پروفسور اسرائیلی از دانشگاه حیفا و مرکز اسرائیلی حمایت از کودکان در بین 10 هزار کودک بین سنین 12 تا 17 سال انجام شد، نشان می‌دهد که ۳/۴۸ درصد از کودکان یهودی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته‌اند.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

احياي دوران از دست‌رفته!
قاسم غفوری

ترکيه با نخست‌وزيري رجب طيب اردوغان از سال 2000 تاکنون سياست‌هاي متعددي را در حوزه سياست خارجي به کار گرفته تا خود را به‌عنوان يکي از اصلي‌ترين بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي معرفي کند. ترکيه از سه سال پيش رويکرد به غرب را تقويت کرد و حتي به مهره‌اي براي غرب عليه غرب آسيا (خاورميانه) و شمال آفريقا تبدیل شد. بررسي کارنامه کنوني ترکيه نشان مي‌دهد که اين کشور مولفه‌هاي رفتاري به‌نسبت جديدي را در حوزه سياست خارجي در پيش گرفته و به نوعي تلاش دارد تا غربگرايي خود را پنهان سازد. محور اين رفتارها در حوزه پيراموني و فراپيراموني را برخي رويکردها به شرق تشکيل مي‌دهد.
به موازات تأکيد ترکيه بر تعامل گسترده با جمهوري اسلامي ايران و حتي اعلام سفر داوود اوغلو، وزير خارجه و احتمال سفر اردوغان، نخست‌وزير ترکيه به تهران، رويکرد به احياي روابط با عراق چنانکه اوغلو در پاسخ به سفر زيباري، وزير خارجه عراق به ترکيه، سفري به بغداد داشته و با مقامات سياسي و حتي علماي ديني اين کشور از جمله آيت‌الله سيستاني، مرجع عاليقدر شيعيان، ديدار کرده است، تحرکات ترکيه در قبال سوريه نيز تعديل شد تا جایی که در کنار ادامه حمايت از گروه‌هاي تروريستي و ساخت ديوار حائل در مرزهاي سوريه، براي حضور معارضان در نشست ژنو2 گام‌هايي برداشته و تلاش دارد تا خود را پيرو راه‌حل سياسي معرفي کند. رويکرد به روسيه نيز از ابعاد مهم سياست‌هاي جديد ترکيه است. چنانکه اردوغان يکي از مقصدهاي سفرهاي خود را مسکو قرار داده و تلاش کرده تا رضايت روسيه را جلب کند و از تنش‌هاي پيش‌آمده در قبال سوريه بکاهد.
گفتنی است، ترکيه تلاش براي حضور گسترده در آسياي مرکزي و قفقاز تحت نام پان‌ترکيسم را نيز حفظ کرده که سفر الهام علي‌اف، رئيس‌جمهور آذربايجان به ترکيه در همين چارچوب است. نکته مهم ديگر در رفتارهاي ترکیه را توجه به شرق دور، يعني چين و ژاپن تشکيل مي‌دهد. در اقدامي نادر و تأمل‌برانگيز، ترکيه توافقات نظامي و دفاعي با چين امضا کرده که براساس آن نيز موشک‌هاي چيني در ترکيه مستقر مي‌گردند. اقدامي که خطر و نگراني آمريکا و ناتو را به همراه داشته و رسماً در باب پيامدهاي اين مسئله در روابط طرفين به آنکارا هشدار داده‌اند. در همين حال «شينزو آبه» نخست‌وزير ژاپن نيز به ترکيه سفر کرده تا کارنامه شرق‌گرايي ترکيه بيش از پيش تکميل گردد.
حال يک سوال اساسي مطرح است که چرا ترکيه چنين رويکردهايي در پيش گرفته و اهداف اين کشور از گرايش منطقه‌اي و در کل، توجه دوباره به حوزه شرق چيست؟
براي پاسخ به اين پرسش، بررسي تحولات داخلي و خارجي ترکيه امري قابل توجه است.
الف) در حوزه داخلي: اردوغان در حالي براي رياست‌جمهوري ترکيه خيز برداشته است که غربگرايي و عدم تحقق وعده‌هايش به تضعيف جايگاه مردمي وي منجر شده است. اردوغان با مجموعه‌اي از سياست‌هاي داخلي و خارجي به دنبال ترميم چهره و بازيافت جايگاه مردمي خود است. تأکيد بر لزوم صلح با پ.ک.ک، افزايش اختيارات مناطق کردنشين و اعلام رسمي آزادي حجاب براي زنان در پارلمان از جمله اين رفتارها است. در حوزه بيروني نيز اردوغان سعي دارد تا شرق‌گرايي و دوری از غرب را به نمايش بگذارد، در حالي که تکرار سناريوي انتقاد از رژيم صهيونيستي را نيز در دستور کار دارد چنانکه اردوغان بارها ضمن اعلام حمايت از فلسطين، به شهرک‌سازي و اشغالگري‌هاي صهيونيست‌ها اعتراض کرده است.
اردوغان با اين رفتارها سعي دارد تا عملکردهاي سه سال اخير خود! از اذهان پاک کند و چنان وانمود سازد که به دنبال تحقق مطالبات مردم است تا شايد بتواند جايگاهي براي کسب کرسي رياست‌جمهوري به دست آورد.
ب) حوزه سياست خارجي: اردوغان در سه سال اخير دو محور را اساس سياست خارجي خود قرار داد. یکی، همگرايي با کشورهاي غربی و ديگري، روابط نزديک با کشورهاي عربي به‌ويژه همگرايي با قطر و عربستان. ترکيه با اين رويکرد به دنبال کسب منافع اقتصادي و سياسي و حتي تبديل شدن به قدرت فرامنطقه‌ای بود. رويکردي که در نهايت به تحقق نپيوست و اين کشورها رودرروي ترکيه قرار گرفتند. كشورهاي غربي رسماً تركيه را در قبال سوريه تنها رها كردند و به رويكرد سياسي گرايش يافتند. كشورهاي عربي نظير قطر و عربستان نيز هرچند در قبال سوريه چندان فاصله‌اي از تركيه نگرفته‌اند، اما در حوزه اخوان‌المسلمين كه شاكله اصلي تركيه در منطقه بوده است، عليه منافع اين كشور اقدام كردند كه نمود آن را در مصر مي‌توان مشاهده كرد.
در حوزه افكار عمومي جهان نيز غربگرايي و ايفاي نقش در بحران‌هاي منطقه‌اي عملاً تركيه را در مسير انزوا پيش برده است. در چنين شرايطي تركيه يك گزينه در پيش رو دارد و آن، تغيير هر چند موقت و ظاهري در عملكردهاي منطقه‌اي است. با توجه به حساسيت‌هاي موجود، تركيه همگرايي منطقه‌اي و رويكرد به حوزه شرق را در برنامه‌هاي خود قرار داده است. البته اين به معناي تغيير راهبردي در عملكردهاي تركيه نیست، بلكه در تاكتيك، تركيه به سمت منطقه و شرق گرايش يافته است. برخي بر اين عقيده‌اند كه اين رويكرد، برگرفته از حقارت‌ها و چالش‌هايي است كه غرب‌گرايي به تركيه تحميل كرده است و آنكارا به نوعي، به دنبال جبران و جلوگيري از استمرار اين چالش‌ها و رسوايي‌ها است. برخي نيز بر اين عقيده‌اند كه تركيه با رويكرد به شرق، در اصل، همان رويكرد قديمي كشيده شدن زه كمان به شرق و پرتاب به سمت غرب را دنبال مي‌كند.
بر اساس اين سناريو، تركيه معادله‌اي دو وجهي را چينش مي‌كند، به‌گونه‌اي كه در كنار رويكرد به منطقه و شرق، رضايت مردم تركيه و كسب منبع از كشورهاي شرقي را پيگيري مي‌كند. در همين حال، با تهديد نشان دادن رويكرد خود به شرق، پذيرش خواسته‌هاي خود از سوي غرب را طلب مي‌كند تا شايد بدين وسيله بتواند مقداري بر شكست‌هاي سنگين خود در منطقه سرپوش گذارد.


ليبي در آتش دروني و بيروني مي‌سوزد
علی تتماج

شمال آفريقا از جمله مناطقي است كه در طول سه سال اخير به يكي از عرصه‌هاي مهم تحولات جهاني مبدل شده است. آغاز حركت‌هاي مردمي از تونس در شمال‌آفريقا و گسترش آن به مصر، ليبي و مراكش و سرازير شدن آن به غرب آسيا(خاورميانه) موجب اهميت اين منطقه شده است.
ليبي سرزميني است كه تاريخي پر فراز و نشيب را سپري كرده است. زماني تحت استعمار غرب از جمله ايتاليا و انگليس قرار داشت و زماني نيز با محوريت قذافي خود را در مقابله با غرب معرفي مي‌كرد و تلاش داشت تا به رهبريت جهان عرب دست يابد.
ليبي با برخورداري از منابع نفتي عظيم و نيز وسعت سرزميني و در عين حال جمعيتي به نسبت كم (هشت ميليون نفر) تلاش كرده تا از وضعیت موجود براي رسيدن به اهداف خود در آفريقا و جهان عرب و حتي در سراسر جهان بهره‌ گيرد، به‌گونه‌اي كه از روياهاي قذافي را نيز تحقق اين امر تشكيل مي‌داد.
در سال 2011 مردم ليبي تحت تأثير قيام‌هاي مردمي در ساير كشورهاي عربي براي پايان دادن به 44 سال حكومت معمر قذافي حركتي اعتراضي را آغاز كردند. اما بر خلاف ساير قيام‌هاي مردمي ديري نپاييد كه به درگيري مسلحانه مبدل شد. سرانجام قذافي در اقدامي مشكوك به قتل رسيد تا ليبي دوراني نوين را آغاز كند. هرچند مطالبه مردم ليبي را تشكيل كشوري مستقل و آزاد با محوريت اجراي شريعت اسلامي تشكيل مي‌داد، اما اين كشور در نهايت گرفتار يك چالش بزرگ شد و آن سهم‌خواهي جريان‌هاي سلفي، كشورهاي غربي و حتي برخي كشورهاي عربي از آينده اين كشور بوده است.
البته نبايد خواسته‌هاي قبيله‌اي و نقش صهيونيست‌ها را نيز در اين تحولات ناديده گرفت. نتيجه تقابل‌ها و البته ائتلاف‌ها ميان اين جريان‌ها موجب شد تا ليبي در سراشيبي سقوط قرار گيرد. بحران‌هاي امنيتي و از آن بالاتر، سوق يافتن ليبي به تجزيه و چند پاره شدن از پيامد‌هاي اين تحولات است. امروز كارنامه ليبي را چنين مي‌توان تعريف كرد؛ كشوري كه آرامش از آن رخت بر بسته است و ديكتاتوري و خودكامگي قذافي جاي خود را به ناامني، سهم‌خواهي‌هاي سياسي، جنگ‌هاي قبيله‌اي و تحركات سلفي‌ها براي كسب قدرت و در نهايت رقابت گسترده كشورهاي غربي براي سلطه بر اين كشور تشكيل مي‌دهد.
كشورهايي كه از يك‌سو چشم به منابع نفتي ليبي دوخته‌اند و از سوي ديگر، به دنبال حضور گسترده‌تر در طرح‌هاي به اصطلاح بازسازي اين كشور هستند. بازسازي كه درآمدهاي سرشاري براي غرب به همراه دارد، در حالي كه اين استعمارگري را با نام كمك به بازسازي ليبي توجيه مي‌كنند. نقش غرب در بحران ليبي زماني آشكارتر مي‌شود كه یک مقام ارشد نظامی در آمریکا اعلام کرد که ارتش این کشور برنامه‌هایی را برای آموزش بین پنج تا هفت هزار نیروی امنیتی لیبی و همچنین نیروهای عملیات ویژه مبارزه با تروریسم آماده کرده است.
ژنرال «ویلیام ماکریفن» فرمانده عملیات ویژه ارتش آمریکا بدون ذکر جزئیات این برنامه‌ها گفت: هنوز در حال مذاکره با مقامات لیبیایی بر سر آموزش نیروهای امنیتی لیبی هستیم. این ژنرال آمریکایی در سمینار دفاعی در کالیفرنیا گفت: آمریکا در کنار آموزش هزاران نیروی امنیتی لیبی نیروهای مبارزه با تروریسم برای این کشور تربیت می‌کند.
فرايند تحولات ليبي نشان مي‌دهد اين كشور هم از حوزه درونی با بحران و نابساماني همراه است و هم از حوزه بيروني با دخالت‌ها و سلطه‌گري برخي از كشورها مواجه شده است. زنجيره‌اي از مولفه‌هاي دروني و بيروني كه يك نتيجه را رقم زده و آن جنگ داخلي و گرايش به تجزيه‌طلبي و زمينه‌سازي براي ورود غرب به اين كشور است. برخي بر اين عقيده‌اند كه تحولات ليبي ادامه رخدادهاي مصر و تونس براي حذف جريان اخوان‌المسلمين از صحنه است، در حالي كه همزمان طرح قديمي غرب مبني بر تجزيه اين كشور به چهار كشور كوچك‌تر نيز پيگيري مي‌شود.
در مجموع، ناآرامي‌هاي روزهاي اخير ليبي را نيز مي‌توان آتشي فراگير براي سراسر ليبي و حتي قاره آفريقا دانست، چنانكه اتحاديه آفريقا نيز بارها از گسترش دامنه بحران ليبي به ساير نقاط آفريقا ابراز نگراني كرده و خواستار پايان هرچه سريع‌تر بحران اين كشور شده است؛ بحراني كه در نهايت يك قرباني دارد و آن، مردم ليبي و يكپارچگي اين كشور است، در حالي كه هر كدام از مدعيان يعني سلفي‌ها، برجاي ماندگان دوران قذافي، برخي كشورهاي عربي و غربي و صهيونيست‌ها براي كسب منافع بيشتر حاضر به نابودسازي تمام ليبي و كشتار مردم اين سرزمين هستند.


از نگاه دیگران

تلاش نتانياهو در ضديت با ايران
با وجود تنش ظاهري موجود ميان آمريكا و رژيم صهيونيستي كساني در سرزمين‌هاي اشغالي خواستار توقف اختلافات علني ميان دو طرف شده‌اند. آنان عنوان مي‌كنند كه آمريكا با وجود سياست تغییر اوباما، بايد منافع مشترك اين كشور با تل‌آويو را مد نظر قرار دهد و به همين علت، اختلافات بايد جنبه محرمانه‌تري به خود بگيرد.
گويا در سرزمين‌هاي اشغالي همه با اين نكته موافقند كه بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي بايد مانع توافق ايران و آمريكا بر سر موضوع هسته‌اي اين كشور شود، اما در مورد نحوه مديريت بحران با او اختلاف دارند.
برای نمونه يكي از وزراي سابق اين رژيم در گفت‌وگو با راديو عبري از شكل مديريت بحران توسط نتانياهو انتقاد كرد و گفت: نبايد از آمريكا در ملأ عام انتقاد کرد و دوستان بايد اختلافات خود را به گونه‌اي ديگر يعني با گفت‌وگو و اعمال فشار حل کنند.
اين تنش‌هاي به ظاهر علني ميان آمريكا و رژيم صهيونيستي با لغو ديدار نتانياهو و جان كري وزير امور خارجه آمريكا به اوج رسيد. در همين راستا، مطبوعات صهيونيستي هم از جنگ ماراتن‌وار تل‌آويو با وزراي خارجه اتحاديه اروپا براي ممانعت از توافق با ايران خبر دادند. اين مطبوعات از احساسات بسيار بد مقامات صهيونيستي در مورد عقب زدن منافع اين رژيم توسط آمريكا صحبت به ميان آوردند.
واقعيت آن است كه نتانياهو يك فرايند سياسي دوگانه را اداره مي‌كند. وي از يك‌سو براي رویارویی با فشارهاي بين‌المللي 9 ماه است كه وارد صحنه مذاكره با فلسطيني‌ها شده زيرا مي‌داند كه نهايتاً به دليل تداوم ساخت‌وساز اين مذاكرات به شكست مي‌انجامد. از سوي ديگر، ايران را تهديدي جدي براي امنيت منطقه و تهديد براي رژيم صهیونیستی مي‌داند و در اين راه حتي ادعاي همراهي عربستان با اين رژيم را مطرح مي‌سازد. بايد گفت، نتانياهو با به قدرت رسيدن جناح ميانه‌رو در رژيم صهيونيستي، متحمل شكست‌هاي زيادي شده و براي همين هم عليه آمريكا وارد عمل شده و اختلافات ميان طرفين را علني مي‌كند، اما تاكنون نتوانسته آمريكا را چنانكه مي‌خواهد با شرايط خود همسو سازد.
منبع: خبرگزاري سما
نويسنده: مصطفي ابراهيم
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 599

برژینسکی: آمریکا فرصت تاریخی مذاکره با ایران را دریابد
فارس(30/8/1392): مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا در نامه‌ای به سران کنگره ضمن هشدار درباره وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، از آنها خواست فرصت تاریخی مذاکره با ایران را از دست ندهند. زبیگنیو برژینسکی و برنت اسکاوکرافت، مشاوران اسبق امنیت ملی آمریکا، با ارسال نامه‌ای به رهبران مجلس سنا و مجلس نمایندگان، از تلاش‌های باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا برای مذاکره درباره برنامه هسته‌ای ایران حمایت کردند. در این نامه آمده است: «ما از تمامی آمریکایی‌ها و کنگره آمریکا می‌خواهیم قاطعانه در این مذاکرات سخت اما تاریخی در کنار رئیس‌جمهور بمانند.»
واشنگتن با تحریم بیشتر ایران متحدانش را از دست می‌دهد
باشگاه خبرنگاران(30/8/1392): یک سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی گفت واشنگتن با وضع تحریم‌های بیشتر، حمایت متحدانش را از دست می‌دهد. «ارل بلومنائر»، از سناتورهای جمهوری‌خواه مجلس سنای آمریکا در صحن این مجلس علیه وضع تحریم‌های ضد ایرانی صحبت کرد و از کنگره خواست تحریم‌های جدید ضد ایرانی را وضع نکند. این نماینده جمهوری‌خواه در ابتدای سخنانش با اشاره به آشوب‌های منطقه خاورمیانه از اینکه «خبرهای نویدبخشی درباره ایران وجود دارد»، ابراز خرسندی کرد و گفت وی از اینکه بعد از سال‌ها شاهد «همگرایی منافع بین ایران و آمریکا است، احساس دلگرمی می‌کند.» وی به آنچه به گمان وی نقش تاریخی آمریکا در ایجاد یک ایران مدرن بود اشاره کرد، اما تصریح کرد: «متأسفانه ما طی 60 سال اخیر، روابط‌مان با ایران را بد مدیریت کرده‌ایم.»
کاهش تحريم‌هاي ايران جزئی است
باشگاه خبرنگاران (27/8/1392): دو تن از مقامات بلندپايه دولت آمريکا گفتند توافق بين‌المللي با ايران، فقط منجر به کاهشي جزئي در تحريم‌هاي اقتصادي اعمال‌شده عليه اين کشور خواهد شد. يک مقام آشنا با مذاکرات گفت موارد کاهش تحريم‌ها که به ايران پيشنهاد خواهد شد، کمتر از ميزاني است که برخي تخمين زده‌اند و بين 15 تا 50 ميليارد دلار متغير بوده است. يک مقام ديگر که از جزئيات کاهش احتمالي تحريم‌ها باخبر است، گفت ميزان کاهش مطرح‌شده در توافق اوليه با ايران «محدود، موقت، هدفمند و قابل‌برگشت» خواهد بود.
هیگل: در جنگ غیر رسمی با ایران بودیم
فارس(28/8/1392): وزیر دفاع آمریکا طی یک سخنرانی در واشنگتن ضمن حمایت از رویکرد دیپلماتیک در قبال برنامه هسته‌ای ایران اعلام کرد که واشنگتن در یک جنگ غیررسمی با ایران بوده است و رفع مسائل سیاسی در مذاکرات به زمان نیاز دارد. «چاک هیگل» طی یک سخنرانی در واشنگتن ضمن حمایت از رویکرد دیپلماتیک در قبال برنامه هسته‌ای ایران اعلام کرد: اگر ما بتوانیم در راستای برخی از منافع مشترک حرکت کنیم و به بخش‌های مهم‌تری برسیم و راه‌حل بالقوه‌ای برای یک مشکل پیدا کنیم، هوشمندانه‌تر نیست که چنین کاری بکنیم؟ تعامل تسلیم شدن نیست، دلجویی نیست.
اظهارات ضدایرانی سناتور آمريکايي
باشگاه خبرنگاران(28/8/1392): سناتور آمريکايي، اظهارات ضدایرانی را در جلسه کميته روابط خارجي سنا ایراد کرد. «لورئيس فرانکل» از اعضاي سناي آمريکا از ايالت فلوريدا در جلسه کميته روابط خارجي سنا درباره تحريم‌هاي ايران مدعی شد: «فکر مي‌کنم گوش کردن به همه مطالب مطرح در اين جلسه، بغرنج است. همه مي‌دانيم که ايران به دنبال کارهاي خوب نيست. همه در اين مکان اتفاق نظر دارند. ايران به صورت مستمر ناقض حقوق بشر بوده است. ايران دوست حزب‌الله است. با اين اوصاف و باتوجه به نکاتي که همه ما درباره آن اتفاق نظر داريم، نمي‌توان به ايران اجازه داد برنامه هسته‌اي داشته باشد.»
آزادی کمتر از ۱۰ میلیارد دلار از دارایی‌ ایران با توافق هسته‌ای
ایرنا(29/8/1392): سوزان رایس، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد در صورت حصول توافق با ایران، مجموع دارایی‌های ایران که آزاد خواهد شد کمتر از ۱۰ میلیارد دلار خواهد بود. رایس که این سخنان را در مصاحبه با شبکه خبری سی‌ان‌ان بیان می‌کرد در این باره افزود: «مبلغی که موضوع بحث ماست، مبلغ کمی است.» آمریکا اعلام کرده است به همراه دیگر قدرت‌های جهانی با مقام‌های ایرانی گفت‌وگو می‌کنند.
اصرار بر خصومت با ایران
باشگاه خبرنگاران(28/8/1392): یک سناتور آمريکايي مدعي شد با وجود ديدار با رئيس‌جمهور آمريکا، برخي از نمايندگان خواستار اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران هستند. سناتور «باب کراکر» افزود: ديدار با باراک اوباما رئيس‌جمهور آمريکا در کاخ سفيد سودمند بود، اما برخي نمايندگان همچنان خواهان اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران در روزهاي آينده هستند. وی افزود: من چند سوال ديگر نيز دارم و قصد دارم با جان کري وزير امور خارجه و دیگران در روزهاي آينده گفت‌وگو کنم.


هویت 330

انگليس: بازداشت گسترده سياه‌پوستان
فضاي نژادپرستي همچنان بر انگليس حاكم است، چنانكه منابع خبري اعلام كردند احتمال اینکه یک فرد سیاه‌پوست توسط پلیس این کشور دستگیر شود، سه برابر بیشتر از احتمال دستگیری یک فرد سفیدپوست است. این گزارش نشان می‌دهد بیش از هشت درصد مظنونان بازداشت شده در سال 2012 سیاه‌پوست بوده‌اند، در حالی که کل جمعیت سیاه‌پوستان انگلیس و ولز (بالای 10 سال)، فقط حدود سه درصد است. احتمال اینکه پلیس یک فرد سیاه‌پوست را با استفاده از اختیارات فصل اول قانون پلیس و شواهد جنایی در خیابان متوقف و بازرسی بدنی کند، شش برابر یک فرد سفیدپوست است. این نسبت برای دیگر اقلیت‌های نژادی حدود دو برابر است. گزارش‌هاي نهادهاي بين‌المللي نشانگر تبعيض نژادي گسترده در پليس انگليس است، به‌گونه‌اي كه بسياري از رنگين‌پوستان و حتي مسلمانان صرفاً به دليل رنگ پوست و مذهب‌شان بازداشت و روانه زندان شده‌اند.
آمريكا: جاسوسی از مبادلات مالی میلیون‌ها شهروند

در ادامه رسوايي‌هاي آمريكا، با افشای جاسوسی دولت آمریکا از مبادلات مالی میلیون‌ها شهروند آمریکایی ابعاد تازه‌ای به پرونده جاسوسی‌های تلفنی و اینترنتی آمریکا افزودند. انجام این جاسوسی‌ها به موجب همان قوانینی انجام شده که توجیه‌کننده جاسوسی‌های اینترنتی و تلفنی این کشور از مردم آمریکا و برخی از متحدان این کشور بوده‌ است. این قانون به آژانس امنیت ملی آمریکا اجازه جاسوسی از مکالمات تلفنی و اینترنتی شهروندان را داده است که طی ماه‌های گذشته از جمله موضوعات جنجال‌برانگیز در محافل سیاسی بین‌المللی بوده است. وال‌استریت ژورنال همچنین گزارش داده پلیس اف‌بی‌آی با سازمان سیا برای گردآوری اطلاعات از مبادلات مالی میلیون‌ها نفر از مردم آمریکا همکاری کرده است. این افشاگری نشان می‌دهد سازمان‌های جاسوسی آمریکا چگونه از قانون میهن‌پرستی برای جاسوسی در زمینه‌های مختلف استفاده می‌کنند.
اسپانيا: زنان قرباني خشونت‌هاي خانوادگي
بنا به آمارهاي منتشر شده هم‌اکنون قربان هزاران زني خشونت‌هاي خانوادگي در اسپانيا هستند، در حالي كه دولتمردان اين كشور اقدام چنداني براي مقابله با اين وضعيت صورت نداده‌اند. یک مرکز مطالعات اجتماعی در اسپانیا اعلام کرد طی 10 سال گذشته 700 زن اسپانیایی در اثر خشونت همسر و یا نامزد خود، جان‌ خود را از دست داده‌اند. طبق پژوهش‌های میدانی این مرکز مطالعاتی، در طول یک سال در اسپانیا، بیش از 600 هزار زن با خشونت همسر و یا نامزد خود روبه‌رو می‌شوند، اما فقط کمتر از یک چهارم آنها حاضر می‌شوند به‌طور رسمی شکایت خود را ثبت کنند. زنان اسپانیایی که خشونت را تجربه می‌کنند، تمام گروه‌های اجتماعی را شامل می‌شوند؛ از مهاجران گرفته تا دانشجویان، از روستانشینان گرفته تا شهرنشینان، همه به نحوی با خشونت مردان روبه‌رو هستند، ولي همچنان دولتمردان اسپانيا براي حمايت از آنها اقدامی نکرده‌اند.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

بسیج عمق استحکام نظام اسلامی
احمد رضا هدایتی

انقلاب اسلامي با توجه به ماهيت ظلم‌ستيزي و ضداستكباري نهفته در درون آن، از همان آغاز راه تابه‌حال در معرض انواع تهديدات و توطئه‌هاي خرد و كلان خارجي و بعضاً داخلي قرار داشته است، زيرا با بروز اين تحول عظيم در منطقه، دست بسياري از كشورهاي غارتگر و سلطه‌جوي غربي كه آمريكا در رأس آنها قرار داشت از آنچه كه از آن به‌عنوان منافع ملي نام مي‌بردند، كوتاه شد.
علاوه بر اين،هويت و ماهيت اسلامي انقلاب، سبب شد تا روحي تازه به كالبد خسته و شايد نااميد مسلمانان جهان دميده و بسياري از ديگر كشورها را متأثر وجود خود سازد، طبيعي است اين تحولات كه حتي مستضعفين و مظلومين ساير كشورهاي غير مسلمان را نيز تحت تأثير قرار داده بود، دشمنان اسلام را به وحشت انداخته و باعث مي‌شود براي جلوگيري از صدور انقلاب و تلافي ضربه سهمگيني كه متحمل شده بودند دست به هرگونه اقدامي بزنند.
به جرئت مي توان اظهار نمود كه حضرت امام (ره) اولين كسي بودند كه اين خطر را از سال‌ها قبل از پيدايش انقلاب اسلامي پيش‌بيني كرده بودند تا جايي كه در زمان تبعيد در عراق در پاسخ به پرسش يكي از دوستان خود مبني بر چگونگي حفظ انقلابي كه در پيش‌رو دارند به بسيج مردم اشاره مي‌كنند و به دنبال اين نگاه عالمانه بود كه فرمان تاريخي خود براي تشكيل بسيج به‌عنوان يك نيروي بازدارنده، قوي، كارآمد و پايان‌ناپذير را صادر كردند.

بسيج از ديدگاه امام خميني(ره)
امام خميني (ره) هدف اصلي از تشكيل بسيج را ايجاد يك نيروي بازدارنده كه مي‌تواند متضمن دفاع در برابر انواع تهديدات احتمالي و برقراري صلح باشد معرفي نموده و مي‌فرمايند:
«مملكت اسلامي بايد همه‌اش نظامي باشد، بايد ملت ما جوان‌هايش مجهز باشند به همين جهاز و عداد، بر جهاز ديني و ايماني كه دارند مجهز به جهازهاي مادي و سلاحي هم باشند و ياد گرفته باشند، جوان‌ها را يادشان بدهيد همه بايد اين‌طور باشند كه يك مملكتي بعد از چند سالي كه 20 ميليون جوان دارد، 20 ميليون تفنگدار داشته باشد و يك چنين مملكتي آسيب‌پذير نيست و الان هم الحمدلله آسيب‌پذير نيست.»
در واقع وجود اين سازمان مردمي را مي‌توان حاصل نگرش استراتژيك بزرگ‌ترين معمار استراتژي جهان معاصر يعني حضرت امام خميني(ره) دانست كه با تمسك به سيره علوي و رفتار نبوي، پايه‌هاي انقلاب را براي هميشه تحكيم بخشيدند.
حضرت امام (ره) ميزان حضور بسيج در هر عرصه را متناسب با شرايط آن زمان تعيين نموده بودند، به‌طوري‌كه بر اساس بررسي‌هاي بعمل آمده در مورد مجموعه ‌سخنراني‌ها و رهنمودهاي حضرت امام(ره) در اين باره، مشخص شد كه اهداف دفاعي و امنيتي با 96/46 درصد و اهداف تربيتي و اخلاقي با 22/45 درصد بيشترين فراواني را به خود اختصاص داده‌اند. حضرت امام خميني(ره) در بيانات متنوعي كه در مقاطع مختلف داشته‌اند، پيوسته بر اين موضوع تأكيد كرده و نقش زيادي را براي بسيج قائل شده‌اند.
مهم‌ترين كاركردهايي كه امام (ره) براي بسيج مطرح فرموده‌اند عبارتند از:
ـ حاضر بودن در همه صحنه‌ها از جمله صحنه‌هاي فرهنگي و سازندگي
ـ حفظ محافل انس و معنويت جبهه و كشاندن آن به محيط‌هاي سياسي، اجتماعي و نظامي در سطح كشور
ـ تحكيم روابط، ارادت و محبت قلبي به مقام ولايت فقيه
ـ جلوگيري از آفت تفرقه و بي‌تفاوتي نسبت به مسائل و معضلات جامعه
ـ تلاش براي استحكام برادري و وحدت بين مسلمانان و مردم كشور
ـ جذب و به‌كارگيري استعدادهاي فرهنگي
و ده‌ها مورد ديگر

بسيج از ديدگاه مقام معظم رهبري
مقام معظم رهبري نيز با پيروي از اين سيره الهي همواره بر اهميت اين موضوع تأكيد نموده و در يكي از سخنراني‌هاي‌شان مي‌فرمايند: «اگر بسيج، قوي و كارآمد شد و گسترش پيدا كرد (همانطور كه عرض كردم) پايه‌اش مستحكم بود، هيچ قدرتي در دنيا هرچه هم توطئه كنند، هرچه هم با يكديگر همدست شوند، قادر نخواهند بود نسبت به اين كشور و اين انقلاب، كمترين چشم‌زخمي وارد كنند.»
به اين ترتيب بسيج شدن و آمادگي دفاعي، خارج از يك قالب نظامي خشك و بي‌روح، مفاهيم گسترده‌تري را در بر گرفت، زيرا در اينجا نظامي بودن يعني كسب توانایي‌هاي لازم براي حضور در هر عرصه‌اي كه كشور و انقلاب به‌ آن نياز دارد، يعني سازمان داشتن، آموزش ديدن، يعني هدف و برنامه داشتن و در نهايت آمادگي براي دفاع در برابر هر نوع تهديد كه تقريباً هميشه يك بعد آن نظامي است، خواه در زمان صلح باشد يا زمان جنگ و بحران و مسلماً اين معنا با مفاهيم و تعابير مورد استفاده دشمنان بسيج متفاوت است.
با اين حال همانگونه كه قبلاً نيز اشاره شد اصلي‌ترين فلسفه وجودي بسيج ايجاد يك نيروي بازدارنده قوي در برابر تهديدات متصور عليه نظام نوپاي اسلامي بوده، اما به‌تدريج و با بروز قابليت‌هاي جديد ناشي از حضور بسيج در عرصه‌هاي مختلف دفاع از انقلاب، ضمن رعايت شرط آمادگي دفاعي، اهداف و مأموريت‌هاي ديگري نيز براي اين مجموعه عظيم مردمي تعريف شد كه طرح مجدد موضوع سازندگي كشور و محروميت‌زدايي از روستاها، گواهي بر اين مدعا است.
علي‌رغم اين تحولات، نكته‌اي كه مقام معظم رهبري نيز در تداوم راه حضرت امام(ره) همواره بر آن تأكيد داشته‌اند، حفظ آمادگي دفاعي نيروهاي مسلح به‌ويژه بسيج بوده است، بنابراين ايفاي نقش در زمان صلح و سازندگي نبايد به آمادگي دفاعي بسيج لطمه‌اي وارد نمايد، در اين رابطه ايشان در يكي از سخنراني‌هاي‌شان در جمع فرماندهان و مسئولان نيروهاي مقاومت بسيج در تاريخ (1/9/69) فرمودند: «ما يك نظام انقلابي هستيم، استكبار با ما بد است، استكبار زنده است، پس خطر زنده است، ممكن است اين خطر به شكل نظامي باشد، ممكن است به شكل غير نظامي باشد، اما امكان نظامي همواره وجود دارد ... ما به عنوان مسئولان همواره بايد اين امكان را جدي، فعلي و قابل تحقق در آينده، حتي آينده‌اي نزديك بدانيم و الا غافلگير خواهيم شد.»
ايشان در بخش ديگري از اين سخنراني فرمودند: «پس شما تنها سازمان نظامي هستيد كه ميدان كارتان بر خلاف بقيه كه قطع و بسته مي‌شود، دائم رو به گسترش است، شما دائم رو به گسترشيد، بناي كار را بر اين گسترش بگذاريد.»
از ديدگاه مقام معظم رهبري در عين حالي‌كه بسيج يك سازمان دفاعي محسوب مي شود، اما بايد براي حضور در عرصه‌هاي مختلف در شرايط گوناگون به‌ويژه در زمان صلح آماده باشد و اين ويژگي را در تعريف بسيج اينچنين بيان مي‌كنند: «بسيج يعني حضور ناشي از ايمان و اخلاص و انگيزه ديني و ايمان صادقانه، در هر ميداني كه انسان احساس مي كند كارآيي ‌و توانايي حضور در آن ميدان را داراست، اين معناي بسيج است.»
ايشان بارها در سخنراني‌ها و رهنمودهاي‌شان بر ضرورت توجه به استفاده از قابليت‌هاي بسيج در عرصه‌هاي مختلف اشاره كرده و در يكي از پيام‌هاي‌شان به گردهمايي بسيجيان فرمودند: «دولت به شكل بسيجي عمل كرده و نيروهاي كارآمد بسيجي را به حضور در ميدان سازندگي تشويق كند و با برنامه‌ريزي جامع، جايگاه هر قشر و فردي را در جهاد بازسازي كشور معين كند و آحاد مردم با ترجيح مصلحت زندگي بر مصالح شخصي، فداكارانه در اين ‌ميدان ‌مجاهدت‌كنند.»
ايشان در يكي ديگر از سخنراني‌هاي‌شان خطاب به اعضاي بسيج، سازندگي را داراي ابعاد مختلف دانسته و فرمودند: «سازندگي علمي، سازندگي اخلاقي، سازندگي معنوي، سازندگي فكري و سياسي، امروز كشور احتياج دارد به اينكه فضاي عمومي كشور، فضاي اقامه عدالت، فضاي ميل به معنويت باشد.»
بررسي‌ها در مورد سخنراني‌هاي مقام معظم رهبري از تاريخ (15/3/68) تا (20/5/79) بيانگر آن است كه با تغيير نيازهاي كشور، دامنه انتظارت از بسيج نيز افزايش يافته و از تنوع بيشتري برخوردار شده است، به‌طوري‌كه اهداف فرهنگي و تربيتي با 5/55 درصد و اهداف دفاعي و امنيتي با 8/38 درصد بيشترين فراواني را به‌خود اختصاص داده‌اند و ساير موضوعات نيز در رديف‌هاي بعدي قرار گرفته است، از سال 80 به بعد موضوع بسيج سازندگي نيز پيوسته مورد تأكيد قرار گرفته است. البته قطعاً طی سیزده سال گذشته دامنه این موضوعات در بیانات ایشان بسیار گسترش یافته است.
مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه (صلح و سازندگي) نقش قابل توجهي را در مجموعه رهنمودهاي‌شان براي بسيج برشمرده‌اند كه برخي از آنها عبارتند از:
ـ ايجاد روحيه استقامت
ـ جذب و آموزش مردم به‌ويژه جوانان
ـ پر كردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان
ـ پرداختن به مسائل فرهنگي جوانان و جلوگيري از انحراف آنان با اجراي برنامه‌هاي مختلف از جمله برنامه‌هاي فرهنگي و معنوي
ـ فراهم نمودن زمينه‌هاي لازم براي خاموش كردن هيجان‌طلبي جوانان
ـ حمايت از ولايت فقيه و نظام جمهوري اسلامي
ـ حضور در همه صحنه‌هاي علمي، فرهنگي و هنري
ـ توجه به مسائل معنوي بسيجيان به‌ويژه جوانان
ـ تلاش براي احيا و حفظ ارزش‌هاي انقلاب اسلامي
ـ توسعه و تعميق فرهنگ ناب محمدي(ص)
ـ توسعه و تعميق فرهنگ انقلاب، دفاع مقدس و فرهنگ و تفكر بسيج
ـ و ده‌ها مورد ديگر مانند كمك به دولت و حضور در صحنه‌هاي فرهنگي

دلايل و ضرورت‌هاي تشكيل بسيج
با توجه به بیانات و رهنمودهاي حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري(دامه‌ظله) اهم ضرورت‌هاي تشكيل و توسعه بسيج را مي‌توان به شرح ذيل بيان کرد:
ايجاد وحدت و آمادگي در مردم براي مقابله با هرگونه تهديد متصور در مورد انقلاب اسلامي و خنثي‌سازي توطئه دشمنان و همكاري با سازمان اطلاعاتي كشور.
استفاده از توان نيروهاي مردمي براي دفاع همه‌جانبه از اسلام و هويت اسلامي بعنوان يك نيروي بازدارنده قوي و موثر (افزايش قدرت بازدارندگي)
استفاده از توانمندي‌ها و پتانسيل موجود در اين نيروي عظيم و كارآمد در جهت رفع نيازمندي‌هاي كشور در زمينه‌هاي مختلف از جمله محروميت‌زدايي، سوادآموزي، سازندگي كشور و حمايت از دولت و قواي مسلح.
مشاركت مردم در حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي به‌عنوان پشتوانه اصلي و ذخيره تمام نشدني نيروهاي مردمي.
ايجاد زمينه‌هاي تعالي و پرورش روحي و معنوي انسان‌ها با اتكا به فرهنگ ناب محمدي(ص) و فرهنگ بسيج و زنده نگه داشتن شعائر ديني و اسلامي توسط مردم.
ترويج و توسعه فرهنگ اسلام ناب محمدي در سراسر جهان و گسترش فرهنگ و ارزش‌هاي دفاع مقدس و همچنين فرهنگ بسيجي در كشور.
الگوسازي و فراهم نمودن زمينه‌هاي لازم براي صدور انقلاب و ايجاد نهضت مقاومت و نظام دفاعي جهان اسلام.
بي‌شك توسعه و تداوم اين روند نه‌تنها در بعد نظامي، بلكه در ابعاد مختلف غير نظامي نيز مي تواند بركات زيادي را به همراه داشته باشد زيرا گستره و تنوع عرصه پيكار با كشورهاي صاحب قدرت به‌ويژه در زمينه تجهیزات و دانش نظامي به‌قدري توسعه يافته كه حتي كشورهاي پيشرفته نيز با به‌كارگيري جديدترين تجهيزات، تكنولوژي و تسليحات جديد در يك جنگ نامتقارن نمي‌توانند بدون در نظر گرفتن ساير جنبه‌هاي نبرد، به پيروزي خود اطمينان داشته باشند.
اينجاست كه نقش كمي و كيفي حضور مردم در صحنه آشكار مي‌گردد، به اين مفهوم كه، كشوري مي‌تواند مقتدرانه عمل كند كه به وقت نياز از حضور و حمايت سازمان يافته و كمي و كيفي بيشتري از مردم برخوردار باشد و اين معناي واقعي مشاركت در سازندگي كشور و بازدارندگي و جلوگيري از جنگ و خونريزي و به عبارت ديگر شمه‌اي از تعريف واژه بسيج است.
از چند سال پیش و پس از اینکه جامعه با در نظر گرفتن حضور بسیج در جبهه‌های جنگ تحمیلی به قدرت و تأثیر نظامی این نیروی مردمی ایمان آورد و از اعماق جان آن را باور کرد و بسیاری از ملت‌ها نیز در این‌باره با مردم ایران همراه شدند و همچنین پس از آشکار شدن تدریجی سایر توانمندی‌های بسیج در دوران پس از دفاع مقدس و آشنایی بیشتر مردم با آن، امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در بیانات مختلف ضمن ارائه رهنمودهای تأکیدی برای سازمان‌یافتگی و منطبق شدن بسیج با نیازهای جدید جامعه، دایره مفهومی بسیجی و حضور در بسیج را آنچنان افزایش دادند که بسیاری از افراد جامعه که براساس تعاریف گذشته بسیجی تلقی نمی‌شدند در دایره بسیج قرار گرفتند و به نوعی خود را در تمامی کارکردها و افتخارات بسیج سهیم دیدند، از این‌رو برای چندمین بار در هفته گذشته (۲۹/۸/۹۲) در دیدار هزاران بسیجی سراسر کشور در مصلای امام خمینی(ره) این مضمون را این‌گونه تکرار کردند: «هر کس که به ارزش‌های اسلام پایبند است و برای زحمات، مجاهدت‌ها و خدمات بسیج، احترام قائل است، بسیجی به شمار می‌رود، چه عضو مجموعه و سازمان بسیج باشد، چه نباشد.» چنین تعبیری از بسیجی بودن با افزایش حس همگرایی ملی تحقق‌بخش و تقویت‌کننده اصل مسلمی است که معظم‌له در گذشته و در همین دیدار بیان کردند و فرمودند: «این یک اصل مسلم و بدون تردید است که هر جا مردم در صحنه باشند و وحدت و همبستگی داشته باشند، پیروزی قطعی است.» بسیج آماده‌ترین و بهترین بستر و ظرف تجلی وحدت و حضور مردمی در صحنه‌های تجلی قدرت و اقتدار و دفاع از نظام است که با توجه و دقت و به‌کارگیری بیان و تعبیر امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره بسیج و بسیجی می‌توان به توسعه کمی و کیفی بیشتر آن پرداخت. ان‌شاءالله


نگاه یک
علی اسماعیلی

توبه کردن کمترین کار سران فتنه است!
فتنه ۸۸ یکی از خطرناک‌ترین چالش‌های پس از پیروزی انقلاب محسوب می‌شود و به دلیل برخورداری از برخی ویژگی‌ها رخدادی، منحصر به فرد است. حادثه‌ای که اگر در هر کشور دیگری به وقوع می‌پیوست، سقوط حکومت آن را به دنبال داشت. از ویژگی‌های منحصر به فرد این فتنه، اتحاد و اشتراک مساعی عجیب تمام گروه‌ها و جریانات ضد انقلاب داخلی و خارجی اعم از سیاسی و غیرسیاسی و... با برخی جریانات خاص داخل و حتی برخی شخصیت‌هایی که ازقضا مناصبی هم در نظام داشته و دارند، بود. اتحادی که با بهانه واهی تقلب، موجودیت نظام را هدف گرفته بود. در این فتنه هشت‌ماهه، کشور دچار خسارت‌ها و هزینه‌های زیاد مادی، معنوی و حیثیتی شد و هر چند که نظام سربلند از آن بیرون آمد و آن را مهار کرد، ولی این فتنه‌گری‌ها، نقطه امیدی برای دشمنان نظام شد و آنان را به فتنه‌گران داخلی و برخی جریانات و شخصیت‌ّهای داخلی نظام برای پیشبرد اهداف‌شان امیدوار ساخت؛ از همین‌روست که غربی‌ها و صهیونیست‌ها هر از گاهی از این جریان خاص حمایت می‌کنند. امیدوار کردن دشمن برای ضربه زدن به نظام یکی از بدترین خیانت‌های سران فتنه و فتنه‌گران داخلی در فتنه ۸۸ است که تا به امروز هم هزینه‌های زیادی برای نظام داشته است. بسیاری از قطعنامه‌های ضدایرانی و تحریم های بعدی غربی‌ها بنا بر گفته خود آنان، برای کمک به جریان فتنه بر نظام تحمیل شد. دلیل نوشتن این مقدمه طولانی، نوشته‌ها و گفته‌های برخی رسانه‌ها و شخصیت‌ها و افراد جریان خاصی است که چند صباحی است هر روز به بهانه‌های مختلف، دم از رفع حصر سران فتنه می‌زنند! و در این راستا با تمام امکانات رسانه‌ای و سیاسی خود وارد این گود شده‌اند و جالب‌تر و قابل تأمل‌تر اینکه، به گونه‌ای هم سخن می‌رانند که گویا این نظام بوده که به سران فتنه و فتنه‌گران جفا روا داشته است و به عبارتی، طلبکار نظام نیز شده‌اند و با زیرکی خاص، مسائل فتنه را به‌گونه‌ای بازگو می‌کنند که مخاطب در بدترین حالت، چنین ‌پندارد که صرفاً نوعی قصور و کوتاهی و اشتباه از سوی سران فتنه در آن فتنه صورت گرفته است! و در عین حال نیز به‌گونه‌ای القا می‌کنند که گویا نظام هم در این فتنه کمتر از فتنه‌گران مقصر نیست! و در مجموع، فتنه را واژگونه انعکاس می‌دهند. حال این پرسش مهم مطرح است که چرا امروز فتنه‌گران پس از یک دوره کما و رخوت، دست به بازسازی و احیای خود زده‌آند؟ واقعیت این است که جریان فتنه و حامیان آن، شرایط امروز را بهترین شرایط ممکن برای احیای مجدد خود می‌دانند. از این‌رو با توجه به گذشت چند سال از زمان فتنه‌ و گمان به اینکه مردم جنایات و خیانت‌های آنها را فراموشی کرده‌اند، سعی می‌کنند با وارونه جلوه دادن حقایق و با مظلوم‌نمایی و اعمال فشار، حکومت را به عقب‌نشینی و رفع حصر سران فتنه مجبور کنند. به همین دلیل، اخبار و گزارشات و مصاحبه‌های این روزهای نشریات زنجیره‌ای و سایت‌های اصلاح‌طلب، مملو از موضوعات مرتبط با سران فتنه و دیگر فتنه‌گران است. دیدارهای فرزندان سران فتنه با هاشمی و خاتمی، تیتر اول و دوم کردن سخنان حمایت‌گونه علی مطهری از سران فتنه و... همه و همه در این راستا قابل ارزیابی است. اگر سران فتنه به جرم آن همه جنایت و خیانتی که به کشور و نظام روا داشته و اسناد آن نیز کاملاً مشهود و موجود است، محاکمه می‌شدند، شاید امروز حامیان آن، دیگر جرئت نمی‌کردند دست به تحریف واقعیات فتنه زده و طلبکار نظام شوند.
هرچه نگارنده توبه سران فتنه را برای تبرئه و بازگشت آنان به نظام کافی نمی‌داند، ولی این کمترین کاری است که سران فتنه و حامیان آنان باید انجام دهند.


نگاه دو
علی حیدری

خيال‌هاى خام براندازی فیس‌بوکی و توئیتری!
رهبر معظم انقلاب اسلامی روز چهارشنبه(۲۹/۸/۹۲) و در آستانه هفته بسیج با حضور در اجتماع پرشكوه ده‌ها هزار نفر از فرماندهان بسيج سراسر کشور به تبيين ويژگي‌ها و روش‌های فريبكارانه و حق‌ناپذير استكبار جهانی و در رأس آن آمريكا پرداختند. ایشان در بخشی از بیانات‌شان با اشاره به حمایت آمریکایی‌ها از فتنه سال88 فرمودند: «...اميدوار بودند كه بتوانند با اين كارهاى رسانه‌اى و شبكه‌ فِيس‌بوك و توئيتر و امثال اينها، نظام جمهورى اسلامى را براندازند؛ خيال‌هاى احمقانه‌ خام! ... همه‌ وسایل و ابزارها را به خط كردند در مقابل نظام جمهورى اسلامى.»
نقطه آغاز نقش‌آفرینی شبکه‌های اجتماعی در تحولات داخلی جمهوری اسلامی ایران، حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 بود. اگرچه فعالیت‌های این شبکه‌ها در خصوص انتخابات از ماه‌ها پیش از روز رأی‌گیری کلید خورده بود، اما در هدایت حوادث و آشوب‌های پس از انتخابات، شبکه‌های اجتماعی نقش ویژه‌ای داشتند. دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران با استفاده از فضای مجازی و دیگر رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری خود در صدد فراهم آوردن بستر مناسب برای بحران‌زايي و ايجاد شبهه در افکار عمومي بودند. پوشش گسترده خبری و تصویری اغتشاشات، تئوريزه‌سازي دروغ‌ها و شبهات و تغذيه فکری عده‌ای که خواسته و ناخواسته به عوامل دشمن در جهت تحقق سیاست‌ براندازي جمهوری اسلامی تبدیل شده بودند، از جمله کارکردهای شبکه‌های اجتماعی در آن اوضاع حساس بود.
سردمداران دولت آمریکا هم از هیچ کمکی نسبت به این شبکه‌ها دریغ نکردند و امیدوار بودند که این بار بتوانند رویای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را به واقعیت تبدیل کنند و همین امید واهی بود که آنها را به واکنش‌ها و موضع‌گیری‌های آشکار علیه نظام اسلامی کشاند، چرا که وقتی موضعی از روی عدم محاسبه صحیح اتخاذ شود، اشتباهی راهبردی در عرصه بین‌الملل قلمداد می‌‌شود.
مراکز مختلف سیاسی، نظامی و علمی و پژوهشی آمریکا هم این تحولات و کارکردهای این شبکه‌ها را با دقت رصد می‌‌کردند. اندیشکده «رَند» که از مهم‌ترین اندیشکده‌های آمریکایی است، مدت‌ها بعد، با انتشار مقاله‌ای نوشت: «صفحات فیس‌بوک امکان ارتباط شبکه‌ای در زمان واقعی و دسترسی معترضان به ابزاری مناسب را فراهم می‌ساختند.»
اما چرا با همه این تلاش‌ها نتوانستند به اهداف خود دست یابند؟ در پاسخ به این پرسش به دو عامل مهم اشاره می‌‌شود؛
1ـ مدیریت هوشمندانه و مدبرانه رهبرمعظم انقلاب که بر عناصری چون مکتب، عقلانیت و قانون استوار بود. تمام تلاش ایشان ابتدا معطوف به پیشگیری از وقوع فتنه و جلوگیری از به چالش کشیدن ارزش‌های انقلاب اسلامی بود و در مرحله بعد، سعه‌صدر و صبر انقلابی ایشان در اوضاع پیچیده و سخت فتنه و در کنار آن هدایت‌ها و روشنگری‌هایی که به عوام و خواص جامعه داشتند، سبب شد تا رفته‌رفته غبار فتنه فرو بنشیند و حقایق بر همگان آشکار شود.
2ـ عامل دوم، بصیرت و ولایت‌پذیری یکایک افراد جامعه بود. نظام اسلامی هشت ماه در معرض توطئه‌های گوناگون امنیتی و شدیدترین هجمه‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمنان بود و در این مدت مردم مومن و انقلابی ایران هرجا که لازم بود وارد صحنه می‌‌شد و جلوی پیشروی دشمن را سد می‌‌کرد. نقطه اوج این هوشیاری و بصیرت پس از هتک حرمت عزای حسینی در روز عاشورای سال88 در حماسه 9دی متجلی شد و مردم عاشورایی با حضور تاریخی خود آخرین میخ را بر تابوت فتنه کوبیدند.
و حرف آخر اینکه، پیوند امت با امام، نقطه عطف پیروزی‌های مردم ایران بوده و است. نمونه‌های این پیوند را در پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و فتنه88 به‌وضوح می‌‌توان دید. اینجاست که محاسبه دشمن غلط از آب بیرون می‌‌آید و دشمنان را به خیال خام براندازی از طریق شبکه‌های اجتماعی امیدوار می‌‌کند!


 

صفحه 7 گزارش

 

 

تاریخ شكل‌گیری فرهنگ «تفاخر به مارك‌های خارجی»
سیدمصطفی تقوی

درباره‌ چگونگی استفاده‌ از كالاهای مصرفی، پیش از هر چیز یك اصول ثابتی در رفتار انسان‌ها وجود دارد. این اصول تقریباً حالت فرازمانی دارد و در هر دوره‌ای انسان‌ها در چهارچوب آنها عمل می‌كنند. یكی از این اصول ثابت، این است كه انسان‌ها اگر احساس كنند كالایی از جهت كیفیت ساخت و نوع كاربرد قابل استفاده‌تر است و با سود و زیان و درآمد و خرج زندگی آنها تناسب بیشتری دارد، تمایل بیشتری به خرید آن كالا دارند. در حالی كه این نوع رویكرد به مصرف یك مسئله است و «مرعوبیت فرهنگی» یك مسئله‌ دیگر.
مرعوبیت فرهنگی مسئله‌ای است كه از دوره قاجار به بعد و به تبع شكست ایران در جنگ‌های ایران و روس اتفاق افتاد. تا پیش از آن همواره تعاملات تجاری و بازرگانی بین ایران و كشورهای مختلف، از چین و هند تا آفریقا و اروپا وجود داشت. اگرچه در آن زمان معمولاً سطح تولید داخلی ما با سطح مصرف ما برابر بود و ما در كالاهای مختلف خودكفا بودیم، اما در عین حال كالاهای خارجی در میان اقشار مرفه، رجال، حكام و فرمانروایان كشور برای استفاده یا هدیه دادن به دیگران كاربرد داشت. در آن زمان‌ها نوع نگاه به كالاهای خارجی هرگز نگاه توأم با خودباختگی یا حقارت نبود، بلكه صرفاً كالای خارجی به عنوان یك تنوع، كار ظریف و كار هنری متفاوت از محصولات داخلی، با مطلوبیت‌هایی برای برخی اقشار خاص جامعه نیز همراه بود. همان‌گونه که بخش عمده انگیزه مصرف‌كنندگان كالای خارجی در زمان كنونی نیز همین انگیزه است. همین نگاه البته درباره‌ خرید كالاهای ظریف، هنری و با كیفیت داخلی هم وجود داشت و دارد. یعنی ما در بین كالاهای باكیفیت وطنی هم دنبال آن كالایی می‌گردیم كه می‌توانیم با هزینه‌ای كمتر و با شرایط مناسب‌تر و بهره‌وری بیشتر خریداری كنیم.
بنابراین در شرایط برابر، بین كشورها و در طول تاریخ، ملت‌ها همواره از كالاهای ساخت یكدیگر استفاده می‌كردند و مسئله مرعوبیت فرهنگی نیز در این بین وجود نداشت. اما همانطور که گفته شدبا شكست ایران در جنگ‌های ایران و روس كه با وجود انگیزه بالا برای پیروزی بر دشمن، به دلیل عدم توازن در تجهیزات و سلاح‌های جنگی اتفاق افتاد، روندی جدید در نگاه مردم و حاكمان به كشورهای صاحب فناوری پدید آمد. از این به بعد بود كه تدریجاً نوعی خودباختگی و مرعوبیت فرهنگی در برابر تولیدات خارجی آغاز شد و این مسئله‌ای بود كه هرگز در دوران صفویه یا افشاریه و زندیه وجود نداشت.

نظریه ابن‌خلدون درباره‌‌ تشبه به بیگانگان
پس از آن شكست‌های نظامی، ما به‌تدریج با دیگر قدرت‌های اروپایی نیز مواجه شدیم و به نوعی در چنبره تعامل قدرت‌های سیاسی بین‌المللی قرار گرفتیم. در آن هنگام كه ما به لحاظ توان اقتصادی و سیاسی در شرایط برابر و مطلوب برای رویارویی با این قدرت‌ها نبودیم، همان وقتی بود كه چهره اروپا در قالب علم و صنعت و تكنولوژی با اهداف استعماری رخ می‌نمود و با همین چهره بر كشور ما مسلط می‌شد. از پی این سلطه سیاسی و اقتصادی نیز سلطه فرهنگی روزبه‌روز بیشتر شد. تا جایی كه مردم ما احساس می‌كردند اگر آنها امروز در صنعت و فناوری رشد كرده‌اند، شاید كالاهای آنها هم مرغوب‌تر است. از این رو مردم ما به تدریج جذب كالاهای ساخت آنها شدند و نسبت به استفاده از كالاهای ساخت داخل احساس تردید پیدا كردند. پس این مرعوبیت از وقتی اتفاق افتاد كه ما رابطه‌ای نابرابر با اروپا پیدا كردیم. اروپا با سلاح سلطه و استعمار بر ما مسلط شد و آن‌گاه ما در استفاده از كالاهای ساخت او گرفتار نوعی خودباختگی شدیم و آن كالاها را بر كالاهای خود ترجیح دادیم.
ابن‌خلدون یکی از متفكران برجسته مسلمان است که به مسئله مرعوبیت فرهنگی و تشبه جستن به الگوهای بیگانگان پرداخته است. او این موضوع را در قالب «رابطه‌ قوم غالب و قوم مغلوب» تحلیل كرده است. این اصطلاح در دنیای معاصر ما همان اصطلاح «رابطه‌ قدرت‌های سلطه‌گر با قدرت‌های زیرسلطه» است. ابن‌خلدون می‌گوید: از آن‌جا كه در نهاد انسان همواره اعتقاد به كمال و برتری قوم غالب وجود دارد، بنابراین ملت زیر سلطه یا شكست‌خورده همواره قوم غالب را برتر می‌پندارد. در این شرایط برخی افراد قوم مغلوب گمان می‌كنند كه برتری قوم غالب به دلیل ارزش‌ها، باورها و آداب و رسوم ایشان است و به سبب این فكر، كمتر به عامل اصلی غلبه و تسلط آنها بر خود، یعنی كار و كوشش و دلاوری و قدرت آنها توجه می‌كنند. بنابراین می‌پندارند همین شكل و شمایل و آداب و هنر و رسوم و پوشاك و خوراك قوم غالب است كه آنها را به این غلبه‌ رسانده است. ابن‌خلدون می‌گوید: به دلیل همین اعتقاد است كه قوم مغلوب در اكتساب كلیه آداب و شئون قوم غالب می‌كوشد و سعی می‌كند كه در همه این موارد به قوم غالب تشبه بجوید. او می‌گوید قوم مغلوب كه مرعوب آداب و رسوم و فرهنگ قوم غالب شده است، گمان می‌كند كه قوم غالب در پرتو عادات و رسوم و شیوه زندگی به این برتری رسیده است و به همین علت در نوع لباس، مركوب، سلاح و در چگونگی پوشش و شكل و رنگ آن همواره از قوم غالب پیروی می‌كند و بلكه در همه آداب و شئون زندگی به آن قوم تشبه می‌جوید.

تحقیر می‌كردند تا مسلط شوند
نكته‌ای كه ما باید به آن توجه داشته باشیم، این است كه سه ركن سیاست، فرهنگ و اقتصاد در چرخش زندگی بشر رابطه‌ای متقابل دارند. یعنی جامعه‌ای متوازن است كه فرهنگ، سیاست و اقتصاد آن با هم رابطه‌ای متوازن داشته باشند. هرگاه یكی از این‌ها دستخوش تغییر شود، خودبه‌خود دو عنصر دیگر نیز به گونه‌ای با این عنصر به چالش كشیده می‌شوند تا دوباره به توازن برسند و جامعه‌ بتواند رفتار متناسب و متوازنی بروز دهد. كشور ما در دوره‌های پیش از استعمار در هر سطحی از رشد تاریخی، اجتماعی و اقتصادی كه بود، در مجموع عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی متوازنی داشت. بنابراین هیچ‌گونه بحران هویتی یا احساس حقارت و مرعوبیتی هم وجود نداشت.
با ورود استعمار به ایران این موازنه به هم خورد و این تغییرات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، كشور را با چالش مواجه كرد. اما هدف استعمار از ورود به ایران و ایجاد این چالش‌ها چه بود؟ نظام سرمایه‌داری اروپا به دنبال بازار مصرف برای فروش تولیدات انبوه خود بود. در واقع وقتی می‌خواست تولیدات انبوهش را به دیگر كشورهای زیر سلطه خود منتقل كند، باید زمینه‌ها و مقدماتی را فراهم می‌كرد. این زمینه‌ها و مقدمات چه بود؟ اول باید بتواند نظام سیاسی آن كشورها را با خودش همراه و همسو كند؛ همان كاری كه در دوره قاجار انجام دادند و پس از آن نیز با بر سر كار آوردن حكومت پهلوی ادامه دادند.
دوم اینكه آنها باید نظام ارزش‌ها و باورهای یك جامعه را دگرگون و متناسب با ارزش‌های خود می‌كردند تا آن جامعه برای آنها و تولیدات‌شان ارزش قائل می‌شد و در ذهنش این تولیدات نسبت به تولیدات خودش رجحان پیدا می‌كرد. این است كه قدم بعدی استعمار، استفاده از مستشاران بود؛ چه در قالب جهانگرد و دیپلمات و چه در كسوت مستشار فرهنگی و مسیونر‌های مذهبی. همه این‌ها اصولاً كارشان این بود كه بستر فرهنگی را برای مصرف كالای خارجی در جامعه ایجاد كنند و با تحقیر كردن یك جامعه و نظام ارزش‌ها و باورها و اعتقادات آن، به طور كلی شیوه معیشت و زیرساخت‌های زندگی در آن را زیر سؤال ببرند. در چنین فضایی بود كه می‌توانستند سلیقه‌ها را به سمت استفاده از كالای خارجی سوق دهند.

۱۵۰ سال كشمكش اسلام سیاسی و تفكر غربی
اصولاً نظام سلطه و استعمار در طول تاریخ همیشه درصدد بوده تا با نفوذ در دولتمردان، مستشاران، دیپلمات‌ها و مسیونرها، اهداف خود را در بسترسازی اقدامات سلطه‌گرانه‌اش محقق كند. همچنان‌كه وقتی كشور ما از نظر صنعتی از كشورهای اروپایی عقب افتاد، برخی از افراد در پاسخ به این پرسش كه چه باید كرد تا ایران ما دوباره به شأن تاریخی و تمدنی خودش بازگردد، تحت‌تأثیر افكار غربی پیشنهاد می‌دادند كه ما باید از هر آنچه كه خود داریم، دست بكشیم و نسخه بدون دخل و تصرف غرب را برای توسعه كشورمان به كار بگیریم. بنابراین به طور طبیعی برخی افراد داخل كشور هم تحت‌تأثیر سلطه‌ قدرت استعماری غرب به این گفته و فكر اعتقاد پیدا می‌كردند و آن را راه سعادت و نجات كشور می‌دانستند.
از این رو نفوذ و رسوخ به درون نظام آموزشی و فرهنگی و دانشگاه‌های كشورهای تحت سلطه با هدف تربیت عناصر غربگرا و بسط افكار غربی در عرصه‌های فكری، فرهنگی و آموزشی، همچنین نفوذ به عرصه‌های نشریات، مطبوعات و كتاب و امور اجرایی و مدیریتی كشور، از اهداف اصلی نظام سلطه بوده است. آنها سعی می‌كنند تا در این صحنه‌ها به عنوان مروج نظام ارزشی قدرت برتر ایفای نقش كنند؛ اتفاقی كه باعث شد كشور ما طی بیش از ۱۵۰ سال درگیر كشمكش بین اسلام سیاسی و تهاجم فرهنگی غرب برای ورود و اِعمال سلطه اقتصادی و فرهنگی باشد.
از اوایل دوره‌ قاجاریه یك رویارویی بین قدرت استعماری غرب و اسلام سیاسی در ایران شكل گرفته است. در این رویارویی عده‌ای بر طبل خودباختگی و ترجیح غرب و فرآورده‌های آن ‌كوبیده‌اند و عده‌ای بر شعار بازگشت به خویش و تكیه بر خود و تزكیه و كارآمدسازی و روزآمدسازی عناصر فرهنگی و اقتصادی و سیاسی تأكید ‌كرده‌اند. بالاخره هم دیدگاه اسلام سیاسی كه در واقع دیدگاه مراجع و علمای دینی و بدنه‌ مسلمان جامعه ایرانی بوده، توانست در برابر بیش از ۱۵۰ سال هجمه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی دیدگاه غربی كه مورد حمایت شاهان مستأصل و وابسته و قدرت‌های خارجی بود، مقاومت كند و با رهبری مراجع دینی و با پشتوانه‌ حمایتی ملت مسلمان ایران در موضوعات گوناگونی مانند قرارداد رویتر، واقعه رژی و نهضت مشروطه دیدگاه غربی را شكست دهد.
اصولاً شیوه اقتصادی غرب برای به زانو درآوردن كشور ما این بوده است كه كالاهای خود را با كیفیتی بهتر و قیمتی مناسب‌تر به جامعه ما عرضه كند و حتی به دولت‌ها فشار بیاورد كه این كالاها را از عوارض گمركی معاف كنند تا راحت‌تر و ارزان‌تر به فروش برسد. متقابلاً نیز در 150 سال اخیر بخش مهمی از كاركرد علمای دینی كشور ما همانا رهبری جامعه اسلامی برای رهایی از سلطه غرب بوده است. در این مدت علمای شیعه همواره كوشیده‌اند كه غیر از عرصه سیاسی، با سلطه و نفوذ فرهنگی و اقتصادی بیگانگان نیز مبارزه كنند. مثلاً علمای اصفهان و شیراز و دیگر شهرهای مهم كشور با ایجاد تعاونی‌ها یا مؤسسات اقتصادی اسلامی و صدور فتوا برای تحریم خرید كالاهای خارجی، به رویارویی فرهنگی و تمدنی با سلطه غرب پرداختند.
منبع: پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی ـ فرهنگی انقلاب اسلامی


نيم نگاه
فتح الله پریشان

انفجار بیروت؛ عوامل و اهداف
هفته گذشته خبر دو انفجار انتحاری با هدف‌گذاری سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در بیروت که منجر به 23 شهید و جراحت بیش از صد نفر و شهادت رایزن فرهنگی سفارتخانه شد، بازتاب‌های خبری و تحلیلی زیادی در رسانه‌های ملی و منطقه‌ای داشت. از بین سوالات فراوانی که در حول و حوش این حادثه تروریستی مطرح است، در مورد دو پرسش اساسی که به کیستی عوامل و چیستی اهداف پیدا و پنهان این واقعه مربوط می‌شود، ضرورت تأمل بیشتر احساس می‌شود.
اگر تحولات چند سال اخیر منطقه غرب آسیا را با رهیافتی کلان مطالعه و بررسی کنیم، متوجه این نکته مهم خواهیم شد که سیاست‌گذاری‌ها و تحولات منطقه مهم غرب آسیا به‌ویژه در سوریه، عراق و لبنان در ماه‌های گذشته تغییر جدی کرده، خط و پیام واحدی را بازتاب می‌دهد مبنی بر اینکه؛ روند تحولات منطقه غرب آسیا و کشورهای آن در یک مسیر مشخص مغایر با نظم سلطه‌طلبانه دوره گذشته در جریان است. بر این مبنا، می‌توان حادثه تروریستی را که در مقابل سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران در بیروت روی داد، در ادامه حوادث و رویدادهایی دانست که طی این سال‌ها در این منطقه حساس جریان داشته تا مانع از تغییر سیاست‌های کلان منطقه‌ای مردم‌پایه شود.
بر این مبنا، بازیگران بحران‌آفرینی منطقه‌ای با چند هدف در سطوح مختلف این اقدام تروریستی را طراحی کرده‌اند؛ هدف اصلی آنها در سطح راهبردی، جلوگیری از این تغییر جهات کلی تحولات غرب آسیا است. طراحان و بازیگران منطقه‌ای و جهانی با تعریف منافعی برای خود در منطقه مهم غرب آسیا، این تغییر نظم را که محوریت آن، کنار زدن نظم و نسق نظام سلطه است نمی‌پسندند و در راستای بازگرداندن وضعیت سابق و حفظ وضع گذشته ذیل یکه‌تازی غرب و آمریکا دست به بحران‌آفرینی زدند.
برای اقدام تروریست‌ها در لبنان می‌توان اهداف میانی و زودبازده نیز قائل شد. مهم‌ترین هدف میان‌برد آن، دامن زدن به جریانات اختلاف‌ساز منطقه‌ای از شمال آفریقا تا جنوب شرق آسیا، ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه و لبنان برای تداوم مولفه‌های قدرت سلطه‌گران در منطقه است. امروز این نقش را سعودی‌ها از طریق صدور فتاوای خاص، تزریق دلارهای نفتی و فعال کردن گروه‌های جاسوسی و خرابکاری در عراق، لبنان و سوریه که توأم با انفجار و حوادث خونباری است، به عهده گرفته‌اند. تأثیرگذاری بر نتیجه دو نشست مهم در ژنو که یکی مربوط به نشست سوریه و دیگری مربوط به مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5 است، از دیگر اهداف مهم طراحان این اقدام تروریستی در سطح کوتاه‌مدت محسوب می‌شود.
بر مبنای نکات گفته شده، حال می‌توان در مورد عاملان این انفجار حدس عقلایی زد که؛ مثلث غربی، عربی سلفی و عبری بیشترین انگیزه را برای برنامه‌ریزی، طراحی و اقدام تروریستی بئرالحسن بیروت داشته‌اند؛ چراکه صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند با ایجاد فتنه و کشتار بی‌رحمانه، هویت جعلی به نام دولت یهود را تثبیت کنند و آل‌سعود نگران از گسل‌های حاکمیتی بزرگ در درون، به‌عنوان تنها رژیمی که خواستار حمله آمریکا به ایران و سوریه بوده، ژنو را مسلخ سیاست‌های خود می‌بیند. از این منظر، تحلیل مشترک آنها بر این مبنا استوار است که مقاومت منطقه به محوریت ایران، مانع بزرگ گسترش و تثبیت مولفه‌های قدرت نظام سلطه، تداوم بازیگری عربستان و مخل امنیت رژیم صهیونیستی در منطقه است. از این رو، مشاهده ارتباط راهبردی صهیونیست‌ها با تکفیری‌های عربستان برای رسیدن به هدف مشترک ضربه به ایران و ناامن‌سازی لبنان و سوریه در این اقدام نه‌تنها کار چندان سختی به نظر نمی‌رسد، بلکه کاملاً مشهود است. این در حالی است که حمله به مرکز دیپلماتیک یک کشور که مطابق با تمام معاهدات و کنوانسیون‌های حقوقی بین‌المللی دارای مصونیت سیاسی و مطلقاً ممنوع است، اوج استیصال و ناتوانی کارگردانان و بازیگران این حمله ناجوانمردانه تروریستی را نشان می‌دهد که خود اسباب ایجاد موجی از تنفر و خشم در مردم منطقه علیه آنها را فراهم خواهد کرد...


دريچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (5)
بهانه اشغال ایران

همانطور که می‌دانیم انگلیس و روس در قراردادی که در تاریخ ۱۳ آگوست ۱۹۰۷ به امضا رساندند ایران را به سه منطقه تقسیم کردند: منطقه نفوذ روس در شمال، منطقه نفوذ انگلیس در جنوب شرقی و شرق و منطقه بی‌طرف که شامل بقیه خاک ایران می‌شد. گزارش‌های البته جهت‌دار سفارت آمریکا درخصوص این قرارداد نشان می‌دهد که در سال ۱۹۱۲ م / ۱۲۹۱ هـ . ش (یعنی تا دو سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول) این قرارداد عملاً کاغذ پاره‌ای بیش نبود. در عین حال ایران از طریق حکومت پارلمانی و نظام مشروطه‌اش برای تضمین نجات و استقلال خود می‌کوشید. علاوه بر این ایران برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی خود برنامه‌های جدیدی را آغاز کرده بود. تشکیل ژاندارمری ایران تحت نظر سوئدی‌ها و به همت افسران ایرانی وزنه تعادلی در برابر قوای قزاق به فرماندهی روس‌ها ایجاد کرده بود. اقدامات ژاندارمری ایران در جنوب کشور (که اکثراً قلع و قمع عشایر و معترضین به حکومت مرکزی و اشغال ایران بود)، در بهار ۱۹۱۴ (۱۲۹۳ هـ . ش) و آرام کردن برخی مناطق درگیر در جنوب نشان داد که دست دولت ایران حتی به دور افتاده‌ترین نقاط مملکت هم می‌رسد!
در واقع ایران در اواخر سال ۱۹۱۲ میلادی و پس از پنج سال درگیری داخلی بر سر برقراری مشروطه و دخالت‌های خارجی، به آرامشی نسبی رسیده بود و دموکراسی نوپای آن می‌توانست در این آرامش نسبی به جلو گام بردارد.
یکی از توجیهات تاریخ‌دانان غربی برای موجه جلوه دادن اشغال ایران توسط انگلیسی‌ها در جنگ جهانی اول ادعای عدم توانایی ایران در حفظ امنیت داخلی و مرزهای خود بوده است. در واقع این توجیه دلیلی شد برای تشکیل نیروهای نظامی به ظاهر بومی با هدف ایجاد ثبات داخلی در ایران، لیکن حمله وحشیانه قوای انگلیسی به قبایل ایرانی، کشتار ایرانیان، غارت اموال و احشام مردم روستایی و ایلاتی و ایجاد قوای نظامی سرکوبگر که در آن، ایرانیان مواجب‌بگیر، تنها عمله و مادون نیروها را تشکیل می‌دادند و افسران و فرماندهان این یگان‌های نظامی از قوای انگلیسی بودند همه نشان‌دهنده این است که تشکیل و سازماندهی نیروهای نظامی در ایران نه با هدف حفظ امنیت راه‌ها و شهرها، بلکه به منظور پیشبرد سیاست‌های استعماری امپراتوری انگلستان در منطقه انجام می‌گرفته است.
این گفته که ایران تا پیش از جنگ جهانی اول و حتی پس از آن از ارتش منسجم و قوی برخوردار نبود تا حدودی درست است ولی اینگونه نبود که نتواند امنیت داخلی خود را تأمین نماید.
با فرا رسیدن بهار ۱۹۱۲ میلادی نیروهای ژاندارمری در شهرهای بزرگ کاملاً مستقر شده و تعداد آنان حدود دوهزار نفر بود. همچنین برای تقویت ژاندارمری تازه تأسیس، نیروی پلیس تهران که به امنیه معروف بود در آن ادغام شد و برای حفظ امنیت تهران و اطراف آن مأموریت یافت.
دولت ایران همچنین تصمیم داشت دانشگاهی مختص نظامیان در تهران افتتاح کند که این تصمیم می‌توانست به بومی‌سازی تحصیلات نظامی و آموزشی افسران خبره نظامی کمک شایانی بکند.
با آموزش نیروهای ژاندارمری و استقرار آنان در مناطق مربوط، تا حدود زیادی امنیت در کشور برقرار شد. در سپتامبر ۱۹۱۲ راسل درباره موقعیت کلی امنیت در ایران می‌نویسد: خبری از درگیری نیست و هیچ شورش جدی گزارش نشده است. می‌گویند که کلنل مریل (یکی از فرماندهان ژاندارمری در منطقه مرکزی ایران) در طول تابستان نزدیک به ۴۰ راهزن را کشته است و فکر می‌کنم که به همین دلیل جاده همدان به قزوین کاملاً امن و آرام است. او درباره وضعیت غرب ایران اضافه می‌کند: کرمانشاه آرام و دست فرمانفرها و کری(فرمانده قوای دولتی عازم غرب کشور) است.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 227
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

عدم همگرایی با جریان‌های غیرخودی
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۱۱)

یکی دیگر از مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی، عدم همگرایی با جریان‌های غیرخودی است که از اصل اسلامی تولی و تبری ناشی می‌شود.
11ـ عدم همگرایی با جریان‌های غیرخودی
اسلام تولی و تبری دارد. جاذبه و دافعه دارد. جاذبه یعنى ارتباط با جریان‌هاى حـق؛ و دافعه به معنی بریدن از باطل است. جریان خودی، باید خودش را هم از جهت جاذبه با جریان‌هاى وابسته به نظام مرتبط كند و هم از جریان‌هاى غیرخودى ببرّد.(۱) باید با دوستان خدا دوست بود و با دشمنان او قطع ارتباط کرد. این سخن خداست که:
«لا تَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ یوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ... أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (مجادله/22)
نمى‌یابى مردمى را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند، با کسانى که با خدا و پیامبرش(ص) مـخالفت مى‌ورزند، دوستى کنند،... اینان حزب خدایند. آگاه باشید که حزب خدا رستگارند.»
حزب‌الله کسانى هستند که ولایت خدا و رسول و مؤمنان را پذیرفته‌اند و با افرادى که مخالف خدا و رسولند، دوستى نمى‌کنند. در روایـات اسـلامـى نـیـز روى ایـن مـسئله با عنوان (حب‌وبغض براى خدا) تأکید شده است. در حدیثی از فضیل‌بن‌یسار مى‌خوانیم:
«از امـام صـادق(ع) پـرسیدم: آیا حب‌وبغض جزو ایمان است؟ حضرت پاسخ داد: مگر ایمان غیر از حب و بغض است.»(۲)
ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی طی نامه شماره 2041 مورخ (11/9/86) به آقای محمدنبی حبیبی، از اقدام مؤتلفه در برگزاری همایش احزاب کشورهای مسلمان تقدیر می‌کند، اما انتقاد می‌کند که: «نه‌تنها نهضت آزادی ایران، بلکه احزابی چون حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم در زمره احزاب دعوت شده قرار نداشته‌اند.»(۳)
ابراهیم یزدی در ادامه نامه از مؤتلفه دفاع از حقوق احزاب فاقد پروانه را خواستار می‌شود و می‌گوید:
«از حقوق احزاب و گروه‌هایی که بعضاً با کارشکنی برخی از اعضای شورای مرکزی حزب مؤتلفه از دریافت پروانه محروم شده‌اند دفاع کرده، خواستار رفع تضییقات ایجاد شده و بهره‌مند شدن این احزاب از حقوق مدنی، مطابق با قانون اساسی و دیگر قوانین ذی‌ربط، شوند.»(۴)
از مفاد نوشته بالا معلوم می‌شود مؤتلفه احزابی مانند نهضت آزادی، جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به همایش احزاب کشورهای مسلمان دعوت نکرده است و نیز معلوم می‌شود که برخی اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که احتمالاً اشاره به آقای بادامچیان، عضو خانه احزاب دارد، با دریافت پروانه فعالیت نهضت آزادی مخالفت کرده‌اند. سند بالا نشان می‌دهد مؤتلفه از همگرایی با احزابی که آنها را در خط رهبری نمی‌داند، پرهیز دارد. محمدنبی حبیبی درخصوص نهضت آزادی می‏گوید: «ما با قاطعیت اعلام می‏كنیم نهضت آزادی از دایره خودی بیرون است و ما به تعابیر حضرت امام راحل در مورد این نهضت معتقدیم.»(۵)
حمیدرضا ترقی عضو مرکزیت مؤتلفه معتقد است: «ملی مذهبی‌ها چون نیت‌براندازی در سر می‌پرورانند، مجرم هستند.»(۶)
ملی مذهبی‌ها به‌لحاظ سوابقی که دارند و مشارکت‌هایی که با انقلابیون در پیش از انقلاب و اوایل پیروزی انقلاب داشته‌اند، بیش از هر دسته دیگر در مظان همکاری هستند. وقتی یک عضو مرکزیت مؤتلفه آنان را به دلیل نیت براندازی مجرم می‌داند، طبیعی است که نسبت به گروه‌هایی که آشکارا در صدد براندازی نظام دینی هستند بسیار منفی‌تر می‌اندیشد.
گفتنی است زمانی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از مؤتلفه برای شرکت در مجمع یازدهم خود دعوت کرد، مؤتلفه با انتشار نامه‌ای اعلام کرد به دلیل اینکه جامعه مدرسین، مشروعیت این سازمان را تأیید نکرده، در کنگره آن شرکت نمی‌کند. در این نامه آمده است: «اطلاع دارید سخنان یكی از اعضای سازمان در سال 1381 منجر به صدور اعلامیه‌ای از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خطاب به ملت ایران شد و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را فاقد مشروعیت دینی تلقی فرمودند و از متدینین خواستند كه از همكاری با آنها برحذر باشند.(18 تیر 1382)... ‌به همین دلیل از حضور در مجمع عمومی یازدهم سازمان به احترام نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم معذوریم.»(۷)
نامه بالا بیانگر این است که دوستان صمیمی مؤتلفه در جامعه مدرسین حضور دارند و نه در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و یا احزاب همفکر آن. در این باره، خوب است به تفکر مؤتلفه درباره اصلاح‌طلبان هم اشاره‌ای داشته باشیم. اسدالله بادامچیان در جریان یک مناظره با رجبعلی مزروعی(۸)، در نقد عملکرد مجلس ششم بیان کرد: «وقتی تفکر اصلاح‌طلبان تفکر دینی نیست، هر لایحه‌ای که بیاورند با چارچوب قانون اساسی در تضاد است... چراکه از ابتدا علاوه بر اینکه با شورای نگهبان در تقابل است از سویی دیگر توده مردم هم نسبت به آن اقبال نشان نمی‌دهند.»(۹)
گفتنی است مؤتلفه در سال‌های اخیر تصمیم گرفته است در عرصه بین‌المللی نقش فعال‌تری ایفا کند. از این‌رو، با برخی احزاب خارجی به‌ویژه در کشورهای اسلامی ارتباط برقرار کرده است، اما این ارتباط منحصر به کشورهای اسلامی و احزاب مسلمان نیست، بلکه با برخی احزاب کمونیست و لائیک دنیا از جمله کشور چین ارتباط برقرار کرده است. ارتباطاتی که صدای اعتراض برخی احزاب داخلی مانند نهضت آزادی را بلند کرده است که مگر ما بدتر از حزب کمونیست چین هستیم که با آنان رابطه برقرار کرده‌اید اما با ما خیر!(۱۰)
واقعیت چیست؟ به‌نظر می‌رسد هدف مؤتلفه از برقراری ارتباط با احزاب خارجی این نیست که سیاست‌های خود را با آنان هماهنگ کند، بلکه این است که در راستای اهداف نظام اسلامی مانند تقویت ارتباط با کشورهای مسلمان و یا کشورهایی که به نظر می‌رسد زمینه تبلیغ اسلام در آنها فراهم است، قدم بردارد و با ارتباطات غیررسمی، مسیر سیاست خارجی نظام اسلامی را تسهیل کند. به سخن دیگر، هدف مؤتلفه بیشتر اثرگذاری است تا اثرپذیری! برای مثال، خلاصه سخنان حمیدرضا ترقی در دیدار با مسئولان حزب کمونیست چین چنین است:
«ما آمادگی داریم در تبیین و تنظیم روش حكمرانی خوب به‌صورت كارشناسی با شما تبادل نظر كرده و دیدگاه‌های خودمان را ارائه دهیم... نقشی كه به حزب برای اداره كشور داده‌اید و توجهی كه به پیشگامی اعضا در فعالیت‌های توسعه و بهسازی جامعه داده‌اید، برای ما بسیار ارزشمند و جالب بود چون ما هم در دعاهای حزبی خود می‌گوییم «اللهم اجعلنا للمتقین اماماً» خدایا ما را پیشوای متقین جامعه قرار بده و حزب ما از آغاز به‌دنبال ایجاد جامعه اسلامی نمونه كوچك برای ارائه به دنیای امروز بوده است.»(۱۱)
استفاده از آیات قرآن در گفت‌وگو با حزب کمونیست، اعلام آمادگی برای تبیین دیدگاه‌های خود درباره روش حكمرانی خوب و نیز کمک برای اینکه شما واقعیت‌های جهان را بهتر درك كنید، نشان از نگاه تبلیغی مؤتلفه به این روابط دارد. از سوی دیگر، مؤتلفه با حزب کمونیست چین گفت‌وگو کرده است، نه همکاری و یا همگرایی! همه می‌دانیم آنچه بد است همکاری و همگرایی است و نه گفت‌وگو، آن هم گفت‌وگویی که در راستای جلب توجه کفار به ارزش‌های اسلامی باشد.
بنابراین، روابط بالا را باید در مقوله تبلیغ اسلام برشمرد و اما در مبحث تصدی مناصب سیاسی، سخن آخر اینکه محمدنبی حبیبی، دبیركل حزب مؤتلفه اسلامی معتقد است: «به عنوان موضع حزب مؤتلفه اسلامی می‌گوییم كسی كه ولایت فقیه را قبول ندارد، تصدی او را [حتی در] در مدیریت[های] بسیار كوچك جمهوری اسلامی، نامشروع و مضر می‌دانیم.»(۱۲)
چنین است که نویسنده اعتقاد دارد مؤتلفه از همگرایی و همکاری با جریان‌های غیرخودی و معارض با حکومت دینی پرهیز می‌کند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 227
فتح الله پريشان

مبانی هستی‌شناسی اندیشه دوانی
در شماره گذشته با مبانی شناخت‌شناسی اندیشه سیاسی محقق دوانی آشنا شدیم. در این مطلب نگاهی خواهیم انداخت به مبانی هستی‌شناسی این اندیشمند قرن دهم تا زمینه‌های فهم بهتر منظومه فکری ـ سیاسی وی برای‌مان فراهم شود.
حکمای گذشته فارس و غیر آن معتقد بودند عالم هستی ترکیبی از افلاک و کواکب و عناصر بسیط و مرکب است و هر یک ربی در عالم نور دارند و هر یک از عقول از انوار مجرده الهی هستند که با اشراقات ذات اقدس الهی وجود یافته‌اند و عقل فعال یکی از عقولی است که محقق دوانی از آن به «روح‌القدس» تعبیر کرده است و حکما آن را متصف به تمام صفات قدسیه می‌دانند.(۱) دوانی عالم را اعیانی می‌داند که به واسطه فیض الهی و تجلی حق ظهور یافته‌اند و جملگی با نظریه وحدت ذاتی، در احدیت او فانی و مستهلک هستند.
نزد محقق دوانی، عالم خلقت برای انسان است و از طرفی انسان حقیقت تمام موجودات است و از میان انسان‌ها، غایت اصلی، انسان کاملی است که قلبش، عرش الهی و محل تجلی حق تعالی و سبب خلقت آسمان‌ها و زمین است. به عقیده دوانی دنیا و آخرت به طفیل انسان کامل خلق شده‌اند و درک مراتب هستی به مراتب علم و معرفت این انسان بستگی دارد.(۲)
در سلسله مراتبی که برای خلقت بیان می‌شود، دوانی معتقد است در عالم ممکنات و نظام حاکم بر آن، عقل کل و هادی مرسل حقیقت محمدیه است که از سوی خداوند پا به عرصه هستی گذاشت و سپس عقول طولیه و عرضیه ملائکه مقرب و انبیای مرسل و بعد از آنها نفوس کلیه فلکیه و عنصریه، افلاک عناصر و معادن، صورت مطلقه و نوعیه اجسام و بالاخره هیولای عالم که انتهای قوس نزول در وجود عالم است، ظهور یافت.(۳)
در اندیشه محقق دوانی می‌توان مراتب هستی را تشخیص داد. وی عقل را اشرف همه مخلوقات می‌داند. عقل آن جوهری است که به امر الهی بر همه چیزها مستولی است و اول موجودی است که به امر «کن فیکون» خداوندی از دریای غیب به ساحل شهادت آمد. به عبارتی جوهر بسیط نورانی است که در عرف حکما به «عقل اول» و در نزد اهل کشف به «حقیقت محمدیه» تعبیر می‌شود. این جوهر نورانی هم به خود و هم به مبدع خود و هرچه از مبدع به توسط آن صادر شود، شناخت دارد و تمام حقایق اعیان درحقیقت آن مندرج است.(۴)
دوانی معتقد است حقیقت محمدیه در مرتبه‌ای از ولایت متجلی است که مرتبه‌ای بالاتر از نبی و رسول است. مرتبه ولایت برای حقیقت پیامبر اسلام است که در حق فانی است و نبوتش جهت ملکیت اوست که از فرشتگان وحی می‌گیرد و رسالتش جهت واسطه شدن میان حق و خلق است. به نظر او در آیه مباهله علی(ع) نفس و حقیقت پیامبر(ص) دانسته شده است و هر دو جلوه حقیقت واحدی‌اند.
به عقیده دوانی هر نبی از انبیا نور نبوت را از مشکوه خاتم‌الانبیا اقتباس کرده، اگرچه به حسب زمان مقدم باشد و هر ولی از اولیای نور ولایت را از مشکوه خاتم‌الولایه استفاضه می‌نماید، اگرچه به حسب زمان مقدم بوده باشد. دوانی می‌گوید: در اخبار معتبره آمده است که روح دیگر انبیا از لمعات نور روح قدسی حضرت خاتم‌الانبیا مخلوق شده و روح اولیا از عکوس انوار روح انبیاست.(۵)
محقق دوانی با اعتقاد بر وجود نظم و هدف‌داری تمامی اجزای عالم، معتقد است باید معلمی باشد که انواع عالم با تعلیم او از افراط و تفریط باز داشته شوند و به نظام و کمالی که بر آن آفریده شده‌اند باقی بمانند. چنین شخصی باید که هم عاری از هر گونه ارتکاب گناه باشد و هم خطا در افکار و اعمال و عقاید او راه نیابد تا بتواند به حفظ کمال اشیا و عالم قادر باشد. دوانی علاوه بر استدلال عقلی بر ضرورت نبی و ضرورت عصمت او، با اعتقاد به حسن و قبح عقلی، از بنای عقلا نیز برای ضرورت عصمت نبی استفاده می‌کند و می‌گوید اگر چنین ضرورتی را قائل نشویم، دیگر نبی نمی‌تواند معتمد و مورد پذیرش عقلا باشد. مبانی انسان‌شناسی اندیشه دوانی در شماره آینده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

تنگناها و محدودیت‌های نهادی پوپولیسم
همه مکاتب و مشرب‌های فکری مصنوع تفکر خطاپذیر انسانی در دایره ارتباطات خود دچار چالش‌ها و تنگناهایی هستند که تفکر پوپولیسم نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه جاذبه غریزی و تقریباً بدوی پوپولیسم در نگاه هواخواهانش پویایی و قدرتی عظیم و کیفیتی شگرف را برای جنبش‌های پوپولیستی به ارمغان می‌آورد، اما هزینه‌های آن در درازمدت احساس می‌شود.

محدودیت‌های پوپولیسم
به‌طور طبیعی هر جنبش سیاسی که بخواهد مدت زمانی تداوم داشته باشد، باید به مسئله سازماندهی و نهادی کردن خویش توجه کند. خودجوشی که غالباً مشخصه جنبش‌های پوپولیستی است این روند را با مشکل روبه‌رو می‌سازد، چراکه هم حفظ فضای خودجوش و هم نهادی کردن خود در یک زمان موضوعی بغرنج و پیچیده است. پوپولیسم در شکل سیاسی آن معمولاً پدیده‌ای کوتاه‌مدت است، زیرا نگرش پوپولیستی به نهادها مسائل پیچیده‌ای را به بار می‌آورد که به محدودیت خود پوپولیسم می‌انجامد. پوپولیسم محدودیت‌های درونی دارد که مانع رشدش می‌شوند و این محدودیت‌ها ناشی از رابطه پیچیده آن با نهادها است.(1)
احزاب سیاسی در فرایند نظام‌های مبتنی بر نمایندگی اصلی‌ترین نهادهای سیاسی‌اند. این احزاب، هم موضوع نقد و هم وسیله‌ای برای جلب حمایت از پوپولیست‌ها هستند. این دوگانگی می‌تواند مسائل خاصی را به وجود آورد و از سوی دیگر تنگناهای پوپولیسم را در ارتباط با نهادها نشان دهد. واکنش پوپولیسم بر ضد نهادهای نظام سیاسی مبتنی بر نمایندگی نیروی محرک مهمی برای آن شمرده می‌شود، اما با این همه پوپولیسم برای رشد و گسترش این نیروی محرک به ناگزیر باید از خود این نهادها بهره‌برداری کند. احزاب جزء ذاتی نظام‌های نمایندگی هستند و در نتیجه پوپولیسم با همه بی‌اعتمادی به این تشکل‌ها ناگزیر است از آنها استفاده کند. پل تاگارت درخصوص مخالفت پوپولیسم با احزاب در کتابش می‌نویسد: «مشاوره دشمنی پوپولیست‌ها با احزاب به تلاش زیادی نیاز ندارد. رشد برق‌آسای جنبش اعتبار اجتماعی در ایالت آلبرتای کانادا در دهه ۱۹۳۰، هم از کاهش اعتقاد به احزاب موجود سرچشمه می‌گرفت و هم از شور و اشتیاق مذهبی رهبر آن، «ویلیام آبرهارت». اگرچه جنبش اعتبار اجتماعی عملاً یک حزب محسوب می‌شد، اما در توصیف خویش از کاربرد این اصطلاح خودداری و به جای آن از عنوان ساده اعتبار اجتماعی یا اتحادیه اعتبار اجتماعی استفاده می‌کرد.»(۲)
تنگنایی که احزاب برای پوپولیسم به وجود می‌آورند از این واقعیت ناشی می‌شود که جاذبه اولیه پوپولیسم بیشتر متکی به نقد از سیاست‌هایی است که احزاب حاکم به وجود آورده‌اند. هنگامی که پوپولیست‌ها قدرت می‌یابند، می‌کوشند با تأکید بر تفاوت خود با احزاب موجود بر این حمایت بیفزایند، اما منطق نهادی نظامی‌های نمایندگی وادارشان می‌کند تا به احزاب سیاسی مورد نقد خود شبیه شوند. در واقع، پوپولیست‌ها با کسب موفقیت به چیزی تبدیل می‌شوند که از آن تنفر دارند. نتیجه این است که پوپولیسم در درازمدت، یا کمتر پوپولیستی خواهد بود مانند مورد اعتبار اجتماعی در کانادا و یا با مناقشات داخلی تجزیه می‌شوند مانند پوپولیسم جدید در آمریکا و یا کلاً همانند حزب مردم از بین می‌روند. هر کدام از این بدیل‌ها به معنای آن است که محدودیت درونی در سرشت پوپولیسم است.

راه‌حل‌های عبور از تنگناهای پوپولیستی
جنبش پوپولیسم با بررسی و پی بردن به چالش‌ها و محدودیت‌های خود تلاش می‌کند راه‌های برون‌رفت از این تنگناها را بیابد. یک راه‌حل برای تنگنای پوپولیستی در ارتباط با نهادها، تأکید بر نقش رهبران است. پوپولیست‌ها با تأکید بر نقش رهبر، به جای آنکه صراحتاً روشن سازند فضیلت چیست، در پناه رهبران خود که نماد فضیلت به شمار می‌آیند از پاسخ به این پرسش طفره می‌روند. به اعتقاد آنها همان‌طور که تنها مردم عادی خردمند هستند، به همان ترتیب در جریان عمل سیاسی مسیر درست همان است که رهبر شایسته انتخاب کرده است.(۳)
میان‌تهی بودن پوپولیسم و نبودن ارزش‌های بنیادی در آن به این معناست که پوپولیسم به‌ویژه پذیرای کیش شخصیت است. رهبری بسیاری از جنبش‌های پوپولیستی کاریزماتیک بوده است. از «خوان پرون» در آرژانتین و «ویلیام آبرهارت» در آلبرتا تا «ژان ماری لوپن» در فرانسه، پوپولیست‌ها نه‌تنها به رهبری فردی بلکه به رهبری وابسته‌اند که شخصیت ویژه‌ای دارد. تمایز وبر میان اقتدار کاریزماتیک و اقتدار سنتی و حقوقی ـ عقلانی معروف است. وی معتقد بود که اقتدار حقوقی ـ عقلانی در جامعه مدرن پدیدار می‌شود و در این جوامع مشروعیت رهبران با اتکا به قانون و نهادها و در دموکراسی براساس توافق حکومت‌شوندگان به دست می‌آید. اقتدار کاریزماتیک برخلاف اقتدار سنتی که مشروعیت خود را از سنت‌های بسیار کهن می‌گیرد، نه در ساختارها و نه در تاریخ، بلکه از ویژگی‌های شخصی رهبران و خصوصیاتی که طرفداران به آنها نسبت می‌دهند سرچشمه می‌گیرد.(۴)

نسبت اقتدار کاریزماتیک با پوپولیسم
نکات زیادی در باب نسبت‌سنجی میان اقتدار کاریزماتیک و پوپولیسم به‌ویژه در مورد تشابه این مفاهیم با یکدیگر می‌توان مطرح کرد. رهبری کاریزماتیک شباهت‌های زیادی با رهبری مذهبی دارد. اساساً واژه «کاریزما» از واژه grace (رحمت الهی) گرفته شده است و رهبران کاریزماتیک مشوق گونه‌ای روحیه وفاداری در طرفداران خود هستند که یادآور پارسایی مذهبی است. به گفته ویلنر، طرفداران رهبران کاریزماتیک «به دعوت رهبر خود با ایثار، صلابت، تکریم و ایمان کورکورانه و در یک کلام با هیجاناتی مشابه با پرستش مذهبی پاسخ می‌دهند.» رهبران به خود قدرت‌هایی تقریباً اَبَر انسانی نسبت می‌دهند که با عادی بودن پیروان‌شان در تضاد است. پوپولیسم نیز شباهت‌های فراوانی با جنبش‌های مذهبی دارد و بنابراین احتمالاً از شکلی از اقتدار استفاده می‌کند که طنین مذهبی داشته باشد. بنیادگرایی اخلاقی اندیشه‌های پوپولیستی و ماهیت شبه‌مذهبی جنبش‌های پوپولیستی در عمل به معنای گرایش به رهبری کاریزماتیک است.(۵)
ماهیت رهبران کاریزماتیک این است که اراده رهبر را جایگزین نهادها و قوانین می‌کند. مقصود این است که پوپولیست‌ها لزوماً به نهادها رنگ و لعابی نمی‌زنند. آنها با طرد نهادگرایی که در ذات نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی است، بسیج می‌شوند و اگر بتوانند این بسیج را به‌گونه‌ای انجام دهند که از ساختارهای نهادی پیچیده پرهیز کنند، آن‌گاه همین بسیج برای آنها کافی است. اقتدار کاریزماتیک و پوپولیسم در زمان وقوع بحران، فروپاشی اخلاقی و وقوع شرایط سخت پدیدار می‌شوند و گذرا و بی‌ثبات بودن هر دو آخرین شباهت میان رهبری کاریزماتیک و پوپولیسم محسوب می‌شود.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

سعادت، محور تمایز اندیشه‌ها و نظام‌ها
«سعادت» به عنوان کلیدواژه اندیشه‌های سیاسی اسلامی و غربی است که قدمتی به درازای عمر بشر دارد. تمام فلاسفه و مکاتب فکری مدعی ایصال انسان به سعادت هستند و در این حوزه توسن اندیشه‌ورزی را رها کرده و در میدان فراخنای اندیشه و نظر تاخته‌اند، اما ویژگی تفکرات دینی و اسلامی در این است که علاوه بر نظریه‌پردازی در این وادی، نگاهی هم به حوزه عمل داشته و وجود پیامبر اسلام و حضرات معصومین(علیهم‌السلام) را به عنوان اسوه و الگوی عملی به مسلمانان معرفی می‌کنند.
آشنایی متفکران اسلامی با چنین مباحثی از یک سو و تعالیم دینی مشعر به مفهوم و مقوله سعادت و اینکه بعثت پیامبران دقیقاً در این زمینه تبیین شده است از سوی دیگر جذبه وافری برای توجه هر چه بیشتر آنان به این مهم فراهم ساخت. نکته بسیار مهم در آرای ارسطو درباره سعادت که تذکار آن ضروری می‌نماید آن است که ارسطو سعادت و نیکبختی را به‌صورت مجرد و متنزع از جامعه و سیاست نمی‌نگرد، بلکه سعادت و نیکبختی را در ارتباط با جامعه سیاسی و اجتماع مورد کاوش و مناقشه قرار داده است. بر همین اساس، شناخت این مقوله کلید فهم متولوژیک دیدگاه‌ها و آرای سیاسی ارسطو و پس از آن، متفکران و خردورزان سیاسی مسلمان است. ارسطو در همان ابتدای رساله خود از پیوستگی خیر و سعادت فرد به سعادت جامعه سخن می‌گوید. ارسطو «سعادت» را از دیدگاه آدمیزادگان بر حسب میزان کمال و درک و دانش آنان متفاوت می‌بیند و سعادت خیالی و سطحی گروه‌هایی از عوام‌الناس را متذکر می‌شود که سعادت را در «قدرت افتخار و ثروت» می‌پندارند. ارسطو مراتب زندگی را در سه دسته تقسیم‌بندی می‌کند: حیات لذی، حیات سیاسی و حیات تأملی و تعقلی. عوام با انتخاب زندگی لذی و حیات حیوانی، خود را در پست‌ترین مراحل بردگی و اسارت قرار می‌دهند. دیگر نکته بسیار مهم در باب سعادت از دیدگاه ارسطو، ارتباط این مفهوم با حیات سیاسی و مدنی انسان‌ها و حتی نقش دولت در هدایت آن است. در حوزه اندیشه‌ورزی سیاسی اسلامی نیز اندیشمندان به این مقوله توجه ویژه‌ای دارند، به‌گونه‌ای که سعادت، محور تمایز نظام‌های سیاسی ـ اجتماعی در اندیشه فارابی قرار داده می‌شود. وی در دو رساله «تحصیل‌السعاده» و «التنبیه علی سبل‌السعاده» مستقیماً از سعادت و خوشبختی و چگونگی نیل به آن سخن می‌گوید و در رسائل دیگر خود خصوصاً رساله «آراء اهل‌المدینه الفاضله» نگرش جوامع و نظام‌های سیاسی مختلف به مقوله سعادت را مبنای تقسیم‌بندی آنها به نظام‌های مطلوب و غیرمطلوب می‌شمارد. فارابی درخصوص مدینه فاضله اعتقاد دارد که مردم این شهر آرمانی راه سعادت را شناخته در آن گام برمی‌دارند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
منزوی کردن روحانیت!
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

حضرت امام راحل(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان در راستای آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی عمیقاً تأکید کرده‌ و از طرح‌ها و برنامه‌های دشمن خبر داده‌اند که به بخشی از آن در مباحث گذشته درباره توطئه دشمنان علیه اسلام و انقلاب اسلامی اشاره و تحت عنوان جداسازی، تجزیه و تزهای استعمار برای جدایی دین از سیاست با توضیحی مختصر ارائه شد. یکی دیگر از برنامه‌ها و سیاست‌های استعمارگران به انزوا کشاندن روحانیت شیعه از عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی بوده و هست و حضرت امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی که خودشان در رأس امور دینی و روحانیت، زعامت و رهبری دینی مردم و امت اسلامی را عهده‌دار بودند، همواره از آسیب‌ها و آفت‌هایی که گرفتار روحانیت شده سخن گفتند و هشدار دادند و در این رابطه در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان اشاراتی داشتند که در این مختصر برخی از عناوین مرتبط به موضوع و جریان‌هایی که در تلاش بودند تا عالمان دین، فقیهان، دانشمندان و کارشناسان و متخصصان امور دینی در انزوا قرار گیرند را به بحث می‌گذاریم.

وصیت‌نامه امام راحل(ره)
«از نقشه‌های شیطانی قدرت‌های بزرگ استعمار و استثمارگر که سال‌های طولانی در دست اجرا است و در کشورایران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روش‌های مختلف دنباله‌گیری شد، به انزواکشاندن روحانیت است که در زمان رضاخان با فشار و سرکوبی و خلع لباس و حبس و تبعید و هتک حرمات و اعدام و امثال آن و در زمان محمدرضا با نقشه و روش‌های دیگر که یکی از آنها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود که تبلیغات وسیعی در این زمینه شد و مع‌الأسف به واسطه بی‌خبری هر دو قشر از توطئه شیطانی ابرقدرت‌ها نتیجه چشمگیری گرفته شد. از یک طرف از دبستان‌ها تا دانشگاه‌ها کوشش شد که معلمان و دبیران و اساتید و روسای دانشگاه‌ها از بین غرب‌زدگان یا شرق‌زدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان انتخاب و به کار گماشته شوند و متعهدان مومن در اقلیت قرار گیرند که قشر موثر را که در آتیه حکومت را به دست می‌گیرند از کودکی تا نوجوانی و تا جوانی طوری تربیت کنند که از ادیان مطلقاً و اسلام به‌خصوص، و از وابستگان به ادیان خصوصاً روحانیون و مبلغان متنفر باشند و اینان را عمال انگلیس در آن زمان و طرفدار سرمایه‌داران و زمین‌خواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالی در بعد از آن معرفی می‌نمودند. و از طرف دیگر با تبلیغات سوء روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی‌دینی و بی‌بندوباری و مخالف با مظاهر اسلام و ادیان متهم می‌نمودند...»
حاصل به انزوا کشیدن روحانیت
به انزوا رفتن یا به انزوا کشیدن عالمان دینی روحانیت و رهبران مذهبی مردم جامعه از آسیب‌ها و آفت‌ها و خطراتی است که حاصل و نتیجه‌اش ایجاد تفرقه، جدایی و ایجاد معضلات و مشکلات فراوان در ابعاد مختلف جامعه است. یکی از برنامه‌های مشخص و آشکار دشمنان اسلام، انقلاب اسلامی و روحانیت این بود که میان روحانیت که اهل علوم اسلامی بودند و تحصیل‌کردگان مدارس جدید و دانشجویان دانشگاه‌ها، اختلاف ایجاد کنند، آنچه استعمار را در هر کشوری می‌تواند نابود کند اتحاد مردم است و به همین جهت استعمارگران، بزرگ‌ترین عامل نفاق و تفرقه هستند، آنها می‌توانند و می‌کوشند قشرهای مختلف مردم را از هم جدا کنند تا خود بتوانند سیادت و آقایی داشته باشند و مخصوصاً سعی می‌کنند قشرهایی را که در کشور بیشتر منشأ اثر و مورد توجه مردمند از هم جدا کنند تا شکاف عمیق‌تری در میان توده ملت ایجاد کنند. دشمنان ایران خوب تشخیص داده بودند که اگر دو قشر روحانی و حوزه‌های علوم دینی و دانشجو و دانشگاه‌ها با هم متحد شوند آنها هرگز موفق به اجرای برنامه‌های خود نخواهند شد. این بود که از همان آغاز یعنی از حوالی دوره انقلاب مشروطه که مدارس و تحصیلات جدیدی در ایران پیدا شد، کوشیدند تا روحانیون و محصلان مدارس جدید را به‌صورت دو دشمن آشتی‌ناپذیر جلوه دهند. برای آنکه روحانیون و دانشجویان از هم جدا شوند و با هم به مجادله و ستیز بپردازند «بهانه»های زیادی وجود داشت. دشمن هم با هوشیاری آن بهانه‌ها و دستاویزها را تشخیص داده بود و به دست عوامل مزدوری که در هر دو قشر نفوذ داده بود آتش اختلاف را دامن می‌زد و از هر گونه اقدام تفاهم‌آمیزی که به وحدت این دو قشر منتهی شود، جلوگیری می‌کرد.

اتهام بی‌دینی
یکی از بهانه‌های ورود در میان روحانیون را عموماً این فکر و تز می‌دانستند و آن را تبلیغ می‌کردند که محصلان دبیرستان‌ها و دانشجویان دانشگاه‌ها و تحصیل‌کرده‌ها بی‌دین و بی‌اعتقادند، فاسد و بی‌ایمانند. هرزه و بی‌تقوا هستند. از سوی دیگر در میان دانشجویان و تحصیل‌کرده‌ها این تصور را ایجاد کرده بودند که روحانیون با علم و دانش و نظم و قانون و صنعت و بهداشت و اصلاحات و پیشرفت مخالفند. تبلیغ می‌کردند که دین با علم مخالف است و در نتیجه روحانیون هم با علم جدید و دانشگاه‌های جدید و دانشگا‌هیان مخالف هستند. آتش بدبینی و جدایی را به اندازه‌ای میان این دو قشر مهم کشور دامن زده بودند که جوانان گاهی تصور می‌کردند همه بدبختی‌ها در اثر وجود روحانیون و نفوذ آنان در میان مردم است و عده‌ای از روحانیون می‌پنداشتند منشأ همه فسادها و گمراهی‌‌ها همین جوانان تحصیل‌کرده هستند و در این میان آنکه از این دشمنی و جدایی بهره‌مند می‌شد و سود می‌برد حکومت پهلوی و در نهایت دشمن بیگانه‌ای بود که آن حکومت و رژیم شاه را به‌وجود آورده بود یا اینکه از روش دیگری استفاده می‌شد و آن اینکه در میان جوانان پرشور و علاقه‌مند به اصلاح وضع کشور این توهم را ایجاد کرده بودند که روحانیت طرفدار هیئت حاکمه و اهل سازش و محافظه‌کاری است و روحانیون حامی طبقات سرمایه‌داری و وابسته به فئودال‌ها و خوانین و قشرهای مرفه جامعه هستند.

اتهام انحصارطلبی به روحانیت
حضرت امام خمینی(ره) مکرر در سخنرانی‌ها و بیانات‌شان از خطر اختلاف و نقشه شوم استعمارگران از جدا ساختن حوزه‌ها از دانشگاه‌ها سخن گفته‌اند و رهنمود داده‌اند و آسیب‌هایی که منجر به انزوای هر یک بوده را مطرح کرده‌اند، اما این نکته لازم به توضیح است که سخن گفتن از نقش روحانیت به معنای انکار نقش سایر اقشار اجتماعی در انقلاب اسلامی نیست، روحانیت تنها قشری نیست که در این انقلاب نقش داشته است، اما مجموعه‌ای است که نقش مهمی بلکه مهم‌ترین نقش را ایفا کرده است. هر تحلیل اجتماعی که از انقلاب اسلامی به‌عمل آید و تنها به نقش روحانیون اکتفا کند، ناقص است و هر تحلیلی که این نقش را نادیده بگیرد غیر واقعی و مغرضانه خواهد بود. از ویژگی‌های انقلاب اسلامی یکی آن است که همه قشرهای میهن ما در آن دخالت و سهم داشته‌اند و هیچ قشر و طبقه و گروهی نمی‌تواند آن را مخصوص و منحصر به خود بداند. دانشجو و دانشگاهیان، کارگران، کشاورزان، پیشه‌وران و بازاریان، کارمندان، زنان، ارتشیان و سایر نیروهای مسلح، معلمان و محصلان و ایلات و عشایر و خلاصه همه قشرها که تاروپود این ملت بزرگ هستند با وحدت کلمه به پا خاستند و طاغوت را از پای درآوردند. هر یک از این قشرها در جبهه آن نبرد بزرگ که هرگز از خاطره تاریخ فراموش نخواهد شد، در سنگر مخصوصی به نبرد پرداختند و جانفشانی کردند. بیان ویژگی‌های سنگر هر یک از آنان و تحلیل نقش خاص تاریخی و اجتماعی هر کدام در این انقلاب نیازمند بخشی مخصوص است و هیچ‌گاه روحانیت و جریان‌های مرتبط با روحانیت ادعای انحصار نداشتند و جریان اداره کشور و انقلاب اسلامی را منحصر به روحانیت نکرده‌اند، با وجود اینکه کل و بدنه و اساس روحانیت شکل گرفته از همه اقشار جامعه است و منحصر به قشر خاصی نبوده و نیست، اساساً روحانیت یک قشر نمی‌تواند باشد که ادعای انحصار داشته باشد، اما دشمنان از اتهام زدن در این رابطه دریغ نکردند و هدف نهایی برای به انزوا کشاندن روحانیت از این روش هم بوده و هست و معمولاً کارآمدی داشته است و آسیب بزرگی است.

ترویج کلمه ارتجاع
از شیوه‌ها و روش‌های دیگر استعمارگران و دشمنان انقلاب اسلامی که می‌توان موجب آسیب‌ها دانست، ترویج کلمه ارتجاع و برچسب زدن بر افراد دینی و متدین عموماً و به روحانیت خصوصاً است که البته هنوز در جاهایی آثار آن باقی مانده است و به این وسیله تلاش شده که روحانیت به حاشیه و انزوا برود.
دشمن و عوامل استعمار و برخی از احزاب و گروهک‌های قدرت‌طلب سیاسی و حتی رژیم شاه بسیار کوشید با روش ترویج کلمه ارتجاع، جوانان را نسبت به روحانیت بدبین کنند. این کوشش دقیقاً به دلیل ترسی بود که از نتیجه اتحاد و یکپارچگی بین جوانان با روحانیت وجود داشت. شواهد و قرائن بسیار فراوانی در دهه چهل و پنجاه وجود دارد و در اواخر حکومت رژیم این اتهام برجسته‌تر شد و رژیم شاه از جریان مرتبط با حضرت امام خمینی(ره) از آن به عنوان ارتجاع سیاه و ارتجاع سرخ نام می‌برد!

نتیجه
نتیجه‌ای که می‌توان از این مباحث به دست آورد اینکه دشمن سعی کرده و می‌کند با روش‌های گوناگون روحانیت را از صحنه سیاسی ـ فرهنگی به انزوا بکشاند و مدارس و دانشگاه‌ها را پایگاه خود قرار دهد و بدین منظور سعی می‌کند روحانیت را «مرتجع» بنامد و ترسی را در دل جوانان دانشگاهی ایجاد کند تا در مقابل حوزه‌های علمیه مقاومت کنند و شکستن اتحاد بین این دو جریان علمی، فرهنگی از آسیب‌های جبران‌ناپذیر برای تداوم انقلاب اسلامی است و در این رابطه حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب مرتب تذکر و رهنمود داده‌اند که الزاماً می‌بایست با درایت و بصیرت و شناخت و مطالعه سوابق تاریخی این جریان از توطئه‌ها و نقشه‌های شوم آنها پرده برداشت و یکی از بهترین منابعی که می‌توان در این رابطه از آن بهره گرفت رهنمودهای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) است که اهتمام به آن از هر جهت ضرورت دارد.


از لابه لاي تاریخ

شاه حسود
از مهم‌ترین ضعف‌های شخصیتی شاه، حس حسادت بود. هویدا در کتاب خود آورده است که «شاه هرگز چشم نداشت کسی را ببیند که مورد توجه مردم قرار دارد. محبوبیت مصدق و موقعیت او در ملی کردن نفت ایران، شاه را واقعاً به خشم آورده بود. نیز در مورد حسنعلی منصور هم در بعضی محافل شنیده شد که قتل او آنقدرها سبب ناراحتی شاه را فراهم نکرد. چون رفتار و گفتار او توانسته بود خیلی‌ها را به طرف منصور جلب کند.»
وی همچنین در بخش دیگری از این کتاب بیان می‌کند که «علی امینی به علت آنکه با گروه‌های مختلف سیاسی در داخل و خارج از کشور آمد و رفت داشت مورد بغض و حسادت شاه قرار گرفت. بعداً هم که در سال 1967 شایعه به قدرت رسیدن دوباره امینی در تهران فراگیر[شد]، من این مسئله را در یکی از ملاقات‌هایم به اطلاع شاه رساندم، ولی او با بی‌اعتنایی شانه‌ای بالا انداخت و گفت: امینی یک سیاستمدار واقعی نیست. چون موقعی که او را به نخست‌وزیری منصوب کردم اولین حرفش به مردم اعلام ورشکستگی مملکت بود. در حالی که یک سیاستمدار نباید حرفی بزند که بیهوده مردم را مضطرب کند... و بعدها با ترشرویی اضافه کرد: بدتر از همه اینکه، موقع دیدارم از آمریکا، هر جا می‌رسیدم اول از همه حال و احوال نخست‌وزیر را از من می‌پرسیدند و رفتارشان به صورتی بود که گویی اصلاً مرا به حساب نمی‌آورند...»
ارسنجانی یکی دیگر از افرادی بود که شاه با برکناری او نشان داد محبوبیت و موفقیت دیگران موجب شادمانی او نمی‌شود. حسن ارسنجانی که برنامه اصلاحات ارضی را شروع کرده و محبوبیتی به دست آورده بود، از سوی شاه برکنار شد. امیراسدالله علم دراین باره چنین می‌گوید: «حسن ارسنجانی مردی با قدرت، سرسخت و مطلع بود. در سنین بیست سالگی دستیار قوام نخست‌وزیر بود. امینی او را به مقام وزارت کشاورزی ارتقا داد. من نیز وقتی نخست‌وزیر بودم او را در این سمت ایفا کردم. او قبلاً برنامه اصلاحات ارضی را شروع کرده بود و در حالی که این طرح در دست اجرا بود، به هیچ‌گونه جرح و تعدیلی در آن تن در نمی‌داد. علاوه بر همه‌ اینها او دوست صمیمی من بود. تنها نقطه‌ ضعف او این بود که اعتقاد داشت هر چه می‌گوید صحیح است و هر چه برای خودش مناسب است برای دیگران هم باید خوب باشد. تا مدتی محسنات او به عنوان یک خدمتگزار مردم به معایبش می‌چربید، ولی در این اواخر خودش را قهرمان اصلاحات ارضی می‌پنداشت و به علت مخالفت با سیاست رسمی دولت مسائلی ایجاد کرده بود. شاه دستور برکناری او را صادر کرد، ولی بعد او را به سفارت رم فرستاد. ارسنجانی در زمان دولت منصور به تهران احضار شد و با وجود کوشش‌های من رفته رفته از چشم شاه افتاد.»
شاپور بختیار نیز با صراحت در مورد محمدرضا پهلوی چنین می‌گوید: «... نمی‌توانست بپذیرد که کس دیگری هوش بیشتر، آراستگی بیشتر، قدرت بدنی بیشتر، جذبه بیشتر یا ثروتی بیشتر از او داشته باشد، می‌خواست خود از همه بابت برتر از همه باشد و در نتیجه در اطراف خود فقط آدم‌های تنک‌مایه و فاسد را گرد آورده بود...»
همچنین باز به صراحت بیان می‌کند: «... سواد و فرهنگ دیگران سبب خلق تنگی او می‌شد. به درجه‌ای که به کسانی که به ملاقاتش می‌رفتند توصیه می‌شد، اگر به زبان فرانسه با او حرف می‌زنند، عمداً چند غلط دستوری در حرف بگنجانند که حسادت او تحریک نشود. با گذشت زمان، تحمل هیچ‌گونه برتری دیگران را نداشت. »
 


حكایت زمانه

استعمار انگليس و تأسيس بانک شاهنشاهي-قسمت اول
دلايل تاريخي تأسيس بانک شاهنشاهي را بايد در قرارداد معروف رويتر جست‌وجو کرد که در سال 1872م/1290ق از سوي حکومت ناصري و با کارگرداني صدراعظم اصلاح‌طلب و غربگراي وي ميرزا حسين‌خان سپهسالار و دلالي و واسطه‌گري خاص ميرزاملکم‌‌خان ناظم‌الدوله به بارون جوليوس دورويتر اعطا شد. امتياز رويتر که محافل مختلف سياسي، اقتصادي و... از اعطاي آن دچار حيرت شدند و لرد کرزن هم از آن به عنوان آغاز مرحله شبيخون بين‌المللي و شکار امتيازات در ايران ياد مي‌کند، از سوی معين‌الملک تنظيم شد. «جوليوس رويتر» دين يهود داشت و آلماني‌الاصل بود و در سال 1816م/1232ق تولد يافته و نام اصلي‌اش اسرائيل بيرژوروفات بود.
انعقاد قرارداد رويتر که بالاخص با پرداخت رشوه‌هاي کلان از سوي رويتر به دست‌اندرکاران ايراني و دولتمردان قاجاري محقق شد، موجبات حيرت سياستمداران خارجي و به ویژه انگليسي را برانگيخت و از سوي ديگر، سبب خشم محافل مختلف داخلي و به‌خصوص روحانيون شد و در نهايت هم به دنبال بالا گرفتن اعتراضات داخلي، ناصرالدين ‌شاه نه تنها مجبور شد قرارداد را لغو کند، بلکه ميرزاحسين‌‌خان سپهسالار هم چاره‌اي جز کناره‌گيري از پست صدراعظمي نيافت. لرد کرزن درباره امتياز رويتر گفته بود: «عجيب‌ترين امتيازي که در طول تاريخ مانند آن کمتر ديده شده و به موجب آن تمام منافع صنعتي کشوري به يک خارجي تسليم و تفويض گشته اين امتياز بوده است.» سر هنري راولينسون سياستمدار انگليسي هم قرارداد رويتر را به مثابه تسلط همه‌جانبه انگلستان بر ايران تحليل کرد و نوشت: «با اين قرارداد آينده ايران و انگلستان به يکديگر وابسته گرديد... مي‌شد تشخيص داد که چه منافعي در آن وجود دارد. »
با وجود اينکه امتياز رويتر به فاصله کمي از هنگام امضاي طرفين ملغي شد و حتي دولت انگليس هم در آن برهه به نوعي از لغو اين امتياز استقبال کرده و بر آن صحه گذاشت، اما چند سال بعد بار ديگر رويتر ادعاهايي را براي تجديد حداقل برخي از مفاد قرارداد ملغي شده مطرح ساخت که مهم‌ترين آنها طرح تأسيس بانک شاهنشاهي بود. در واقع هنگامي که امتياز رويتر لغو شد تمام مفاد و شروط آن از اعتبار افتاد و اينکه چند سال بعد بار ديگر رويتر طرح تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران را با استناد به بند بيستم قرارداد ملغي شده پيشين پيش کشيد به لحاظ حقوقي و قانوني نمي‌توانست داراي اعتبار و پيگيري باشد، اما از آنجايي که در پس اين ادعاي رويتر هدف عمده‌تر امپرياليسم انگليس براي گسترش هر چه بيشتر نفوذ اقتصادي و تجارتي در ايران نهفته بود، فشارهاي عديده‌اي درباره اين مسئله قوت گرفت تا به انحای مختلف حکومت قاجار را وامدار بخشي از امتياز ملغي شده رويتر نشان دهند، امتياز تأسيس بانک شاهنشاهي را از آن بگيرند.
مدت کوتاهي پس از الغاي امتياز رويتر در سال 1875م/ 1292ق طرح تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران از سوی وي تهيه و تنظيم و به وزارت خارجه انگليس تسليم شده بود تا با مطالعه کارشناسي زمينه‌ها و چگونگي پياده کردن اين طرح در ايران مورد مطالعه و بررسي قرارگيرد. رويتر در حالي طرح تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران را با دولتمردان انگليسي در ميان نهاده بود که تا حد زيادي به همکاري و مساعدت تعداد زيادي از دولتمردان حکومت قاجار اميد داشت. زيرا در جريان اخذ امتياز ملغي شده رويتر تعداد زيادي از درباريان و دست‌اندرکاران قرارداد را با مبالغي هنگفت تطميع ساخته بود و اينک که ادعاهاي واهي خود را درباره بند بيستم قرارداد ملغي شده تکرار مي‌کرد، اميدوار بود که آن دوستان ايراني‌اش بار ديگر او را در طرح تأسيس بانک شاهنشاهي ياري دهند. در غير اين صورت هر آن اين امکان وجود داشت که رويتر آنها را برای بازگرداندن وجوهات پرداخت شده زیر فشار قرار دهد و همين نکته و مسئوليتي که دولتمردان بلندپايه حکومت قاجاري در مقابل دست و دل‌بازي‌هاي رويتر نسبت به وي در خود احساس مي‌کردند، از عمده‌ترين دلايل موفقيت مدعيان قرارداد رويتر در تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران شد.
به این ‌ترتيب هنگامي که در اواسط دهه 1880م انگلستان طرح‌هاي گسترده‌تري برای نفوذ در ايران و پيشي جستن بر رقباي سياسي ـ اقتصادي‌اش در پيش گرفت، ادعاي قديمي و در عين حال بدون ارزش حقوقي رويتر فرصت مناسبی جهت تأسيس مهم‌ترين ابزار سلطه سياسي و اقتصادي اين کشور در ايران مصداق عيني پيدا کرد.
در اين مرحله انگليسي‌ها ابتکار عمل گسترش نفوذ خود در ايران را به «سر دراموند ولف» سفير جديد خود در ايران سپردند که در آوريل 1888م/1305ق وارد ايران شد و به دلیل اقدامات بسيار مؤثري که در گسترش نفوذ انگلستان در ايران از خود بروز داد بعدها به «پدر امپرياليسم» معروف شد.
سر دراموند ولف براي توسعه نفوذ انگليس در ايران برنامه‌اي انسجام‌يافته و بنيادي تدارک ديده بود که با انجام مراحل نخستين و در واقع پيش‌شرط آن راه تأسيس بانک شاهنشاهي در ايران هموار شد. در واقع ولف بر آن بود در مراحل اوليه ايران و برنامه‌هاي اقتصادي، تجاري و... آن را در مسير ليبراليسم اقتصادي سوق دهد. به همين دليل، اولين و مهم‌ترين اقدام ولف در اين مرحله فراهم آوردن زمينه‌هاي لازم جهت مشارکت جدي و آزادانه اتباع ايراني در امور اقتصادي و تهيه فضاي لازم برای توسعه فراگيرتر اقتصاد تجاري و سرمايه‌گذاري انگلستان در ايران بود. ولف براي جامه عمل پوشاندن به اين طرح، ناصرالدين ‌شاه را ترغيب کرد تا فرماني مبني بر آزادي عمل اتباع ايراني در فعاليت‌هاي مختلف اقتصادي و حمايت حکومت مرکزي از اقتصاد آزاد و سرمايه‌داري و محترم بودن مالکيت و نظاير آن صادر کند تا زمينه‌هاي داخلي لازم برای توسعه سرمايه‌گذاري خارجي در ايران فراهم شود.


امام در گذر زمان 172

انتخاب بجا و سرنوشت‌ساز
مباحث ستون «امام(ره) در گذر زمان» صرفاً به دوران حیات پربرکت امام(رحمه‌الله علیه) اختصاص ندارد. این مبحث شامل موضوعات متعددی است که تا حدودی بسیاری از آنها به اختصار ارائه شد، همین‌طور مباحثی هم پس از رحلت ایشان به بحث گذاشته شد، شاید صدها عنوان دیگری هم باشد که در اختیار نگارنده این سطور نیست یا به ذهن و فکر ما نرسیده باشد. اما آنچه مسلم است اینکه موضوعات مختلفی از زوایای گوناگون در دست داریم که قابلیت ارائه دارد که در آینده به بحث خواهیم گذاشت. یکی از موضوعات قابل بحث و بسط مسئله جانشینی و انتخاب جایگزین برای حضرت امام(ره) پس از رحلتش بود. این مسئله از مسائل نگران‌کننده در دوران حیات امام(ره) هم بود آنجا که خبرگان مصوبه‌ای را گذراند و نتیجه آن نشد که امام راحل می‌خواست (تعیین قائم مقامی منتظری). به همین دلیل دوستداران انقلاب همواره نگران پیامدهای آن بودند که در نبود امام چه خواهد شد؟ ماجرای جانشینی هم هنگامی اوج می‌گرفت که کسالت قلبی امام علنی شد، اما پس از رحلت امام، با گذشت کمترین زمان، مجلس خبرگان توانست با عنایت خداوند، شاگرد صالح ایشان را بر مسند ولایت نشاند. در حالی که با رحلت امام عزاداری‌ها و مصیبت‌خوانی‌ها و سوگواری‌ها برپا بود، اما همین مردم عزادار و غم‌زده گرد حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) حلقه می‌زدند و شعار وفاداری سر می‌دادند و گروه گروه برای بیعت با ایشان حضور می‌یافتند و معظم‌له در هر یک از سخنرانی‌ها و رهنمود می‌دادند و شخصیت حضرت امام(ره) را تحلیل و از ایشان تجلیل می‌کردند. در بین دیدارکنندگان شاید اولین آنها مرحوم حاج سیداحمد خمینی بود که در تاریخ (۱۵/۳/۱۳۶۸) به دیدار آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای رفتند و حضرت آقا خطاب به او فرمودند: «از زبان خود ایشان مکرر شنیدیم که می‌گفتند شما را عزیزترین اشخاص می‌دانند. برای ما و همه ملت ما، شما یادگار عزیز امام(ره) هستید. میزان محبت و علاقه امام به جناب عالی را می‌دانیم و از زبان خود ایشان مکرر شنیدیم که می‌گفتند شما را عزیزترین اشخاص می‌دانند. ما هم به‌خاطر شخص خودتان و به خاطر احترام به روح بزرگ رهبر عزیز و عظیم‌مان شما را بسیار عزیز و گرامی می‌داریم و یادگار عزیز و یگانه حضرت امام(رضوان‌الله تعالی علیه) به حساب می‌آوریم و از خداوند برای شما صبر آرزو می‌کنیم. این حادثه برای همه مخصوصاً برای شما و خانواده بزرگوارتان و خانم والده مکرمه و سایر خانم‌ها حقیقتاً مصیبت بزرگی است و نسبت به مصیبت‌های دیگر سنگین‌تر و بزرگ‌تر است. خداوند ان‌شاءالله به شما صبر و اجر بدهد.»
مردم مصیبت‌زده و مسئولان نظام هر یک برای تسلای خاطر به دیدار ایشان می‌رفتند و با ابراز همدردی می‌خواستند کمی از درد روحی آنها بکاهند.


مجالس شوراي اسلامي 61

منطق جبهه پايداري در انتخابات مجلس نهم
نظرگاه دوم که منطق جبهه پايداري است، عرصه انتخابات را از دريچه‌اي ديگر نگريسته و اولويت‌هاي خود را به نحو ديگري چينش مي‌کند. مبتني بر اين نگاه مسئله اصلي در انتخابات آتي تلاش براي تغليظ اصولگرايي و نوعي خانه‌تکاني در اردوگاه اصولگرايان است که به نحوي از گرد و غبار فتنه 88 دچار آلودگي شده است. بر این اساس، برخي از افراد در اردوگاه اصولگرايان قرار دارند که تنها نام اصولگرايي را يدک مي‌کشند، در حالي که در دوران فتنه با سکوت خود عدم بصيرت‌شان را عيان ساخته‌اند. اين افراد صلاحيت لازم براي حضور در جبهه اصولگرايي و يا حداقل بازيگر اصلي بودن در اين اردوگاه را ندارند و بايد به حاشيه رانده شوند.
بر پایه این دیدگاه، براي تشکيل مجلس طراز انقلاب اسلامي بايد فهرست انتخاباتي اصولگرايان عاري از چنين نام‌هايي باشد و بايد تلاش کرد با تأکيد بر انتخاب گزينه اصلح، فهرست نهايي را تنظيم کرد.
مبتني بر چنين نگاه حداکثري، تلاش براي رسيدن به وحدت با حضور همه احزاب و گروه‌ها و شخصيت‌های مشهور به اصولگرايي امکان‌پذير نيست، چرا که اين اقدام به انتخاب گزينه‌هاي اصلح منجر نخواهد شد، از این رو بر رقابت درون‌گفتماني تأکيد ورزيده و ارائه ليستي مستقل را توصيه مي‌کند. اين جريان حتي يک گام فراتر نهاده و با صراحت از عدم اصالت «اصل وحدت» در فعاليت‌هاي انتخاباتي و سياسي سخن گفت!
در اين نگاه، «عمل به تکليف» اصل بوده و نتيجه هرچند که پيروزي جريان رقيب از اردوگاه فتنه و انحراف باشد، از اهميت کمتري برخوردار است. از این رو منطقاً نگراني از پيروزي رقيب اصلاح‌طلب يا حلقه انحرافي به عنوان دغدغه اصلي اين نگرش نخواهد بود. ضمن آنکه اين جريان پيش‌بيني مي‌کرد امکان پيروزي جريان فتنه و انحرافي در اين دوره از انتخابات وجود نداشته، از این رو اتفاقاً وجود تکثر و رقابت درون‌گفتماني نه تنها مضر نيست، بلکه با وجود نبودن رقيب جدي از سوي اصلاح‌طلبان و جريان انحراف، زمينه پر شور شدن انتخابات و در نتيجه حصول مشارکت حداکثري مردم در پاي صندوق‌هاي رأي فراهم خواهد شد.
از الزامات اين نگرش به صحنه انتخابات، پذيرش ارائه فهرست‌هاي متکثر مبتني بر معيارهاي مختلف است تا مردم هر يک بتوانند با توجه به تشخيص خود به يکي از اين فهرست‌ها اعتماد کنند و يا به همه ليست يا برخي از افراد آن مبتني بر مولفه‌هاي نامزد اصلح رأي دهند. از این رو، پيروي از فهرست پيشنهادي الزامي نیست و جايگاه گروه‌هاي سياسي در اين زمينه تنها نقش توصيه‌اي خواهد داشت.
اين جريان که در تلاش بود تا با «خلوص سازي» در درون اردوگاه اصولگرايان، مجلس طراز انقلاب اسلامي را در دوره نهم شکل دهد، در اين دوره از انتخابات با تشکيل جبهه پايداري و با حمايت معنوي آيت‌الله مصباح يزدي وارد صحنه انتخابات شده و با خارج شدن از کميته اتحاد اصولگرايان(8+7) به‌طور مستقل فهرستي براي انتخابات ارائه کرد که هرچند مشترکاتي در سراسرکشور داشت، اما ورودي مستقل و با منطقي متفاوت داشت.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

برشی تحلیلی بر بخشی از بیانات فرمانده معظم کل قوا در جمع بسیجیان
تجدید قوا برای تداوم رویارویی با استکبار

رضا گرمابدری

اشاره
هزاران بسیجی هفته گذشته و در آستانه هفته بسیج در زمانی با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) فرمانده معظم کل قوا دیدار کردند که دیپلماسی و سیاست خارجی ایران روزهای حساس و تعیین‌کننده‌ای را سپری می‌کند. در چنین موقعیت خطیری بیانات معظم‌له هم برای خارجی‌ها و به‌ویژه طرف‌های مذاکره‌کننده با ایران و هم برای مسئولان و مردم ایران بسیار اهمیت دارد و از معنا و پیام خاصی هم برخوردار است. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که با اندکی بازگشت به عقب و ملاحظه بیانات ایشان در آستانه سیزده آبان با دانش‌آموزان و دانشجویان، مشخص می‌گردد بخشی از بیانات معظم‌له با بسیجیان در هفته گذشته دقیقاً تشریح بخشی از همان مباحثی است که در سیزده آبان بیان فرموده بودند. این بحث مشترک، معرفی ابعاد «استکبار» است. صرف این اشتراک در دو سخنرانی این پرسش مهم را مطرح می‌سازد که چرا امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بخش مهمی از بیانات‌شان به‌ویژه در دیدار بسیجیان را به تشریح مقوله «استکبار» اختصاص داده‌اند. نوشتار حاضر درصدد است به اختصار به این پرسش مهم پاسخ دهد.
خاستگاه مفهومی بحث
مباحث مختلفی که ذهن اندیشمندان، کارشناسان و حتی مردم را به خود جلب می‌کند، بنا به ویژگی‌ای که دارد پس از یک دوره زمانی نه‌چندان طولانی از دور خارج می‌شود یا به شکل بخشی از زندگی روزمره در حوزه خاص خود جریان می‌یابد و یا بایگانی می‌شود و شاید بعدها به عللی دوباره بروز و ظهور موقتی پیدا کند. در این میان برخی از مسائل سیاسی تحلیلی وضعیت متفاوتی نسبت به آنچه گفته شد دارند، از این‌رو امکان اینکه آنها در زمان طولانی در عرصه باقی بمانند و یا بازگشت آنها به عرصه زیاد باشد، بیش از موضوعات دیگر است؛ زیرا مسائل سیاسی ذاتاً بحث‌برانگیزند و در برخی کشورها واقعاً سرنوشت‌سازند و در کشورهایی مانند ایران مردم نسبت به آن بسیار حساسند و آن را بخش مهمی از زندگی خود می‌دانند؛ بنابراین در ایران و کشورهایی مانند ایران «تکرار تبیین» مسئله‌ای حائز اهمیت است و نه اینکه بر این مسئله عیب‌هایی که بر «تکرار» مترتب است، بار نمی‌شود که «تکرار» در این باره جزو نقاط قوت و ابزاری است که باید با تشخیص درست و بجا بارها و بارها از آن استفاده شود. یکی از مسائل بسیار مهم در تاریخ سیاسی پس از انقلاب اسلامی که در ادبیات سیاسی ایران نشو و نمو پیدا کرد و بارها درباره آن سخن گفته شد و همچنان ظرفیت صحبت درباره آن و تبیین ابعادش وجود دارد موضوع مبنایی «استکبار» است. با اینکه معنا و مفهوم استکبار معلوم و ثابت است و پیرامون آن بحث‌های مبسوطی انجام گرفته اما به سبب در تحول بودن عرصه‌های مختلف زندگی انسان و متلون شدن استکبار بعضاً حساسیت نسبت به آن و تشخیص و شناختش مشکل می‌شود و این موجب فرصت استکبار برای زدن ضربات سنگین به جبهه حق می‌گردد؛ به همین سبب «تکرار تبیین» درباره استکبار موجه، موکد و ضروری است.
اهمیت نقش جوانان
بسیاری از اتفاقات و رخدادهایی که در دنیا و به‌تبع آن در کشورها صورت می‌گیرد اعتبار دوره‌ای و نسلی دارد، یعنی در دوره یک نسل واقع می‌شود؛ اما به هر دلیل ادامه آن به نسل‌های بعدی کشیده نمی‌شود که یا به دلیل طبیعت آن است یا به دلیل کم‌اهمیتی آن و یا به دلیل اینکه مسئولان از تداوم و انتقال آن به نسل‌های بعد ناتوانند. مورد اول و دوم نه اینکه مهم نیستند، بلکه قاعده درباره آنها همین است؛ حال آنکه موضوع درباره مورد سوم کاملاً متفاوت است. یعنی اگر در دوره‌ای مسئله مهمی پیش آمد که تداوم و انتقال آن به دوره‌ها و نسل‌های بعد ضرورت دارند، مسئولان باید راه‌های حفظ و انتقال آن به نسل‌های بعد را بیابند و انتقال را انجام دهند و در این‌باره جوانان اعضای تشکیل‌دهنده نسل هستند و آنهایند که باید از همه ابعاد موضوع مورد نظر مطلع باشند. شاید به همین علت است که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دو دیدار اخیر که مخاطبان حاضر و مستقیم آن جوانان بودند به تشریح و تبیین موضوع «استکبار» پرداختند و حتی فاصله زمانی کوتاه بین این دو دیدار مانع از تکرار این تبیین نشد. معظم‌له در دیدار سیزده آبان در این‌باره فرمودند: «شما جوان‌های عزیز و میلیون‌ها جوانی که در سرتاسر کشور هستند، مثل شما دانشجو و دانش‌آموزند، باید تحلیل درستی داشته باشید از این قضایا. خب، جوان اول انقلاب احتیاج به تحلیل نداشت و تحلیل نمی‌خواست، همه چیز برایش روشن بود، چون همه چیز را خودش به چشم خود دیده بود. حضور آمریکایی‌ها را، قساوت آمریکایی‌ها را، ساواک دست‌آموز آمریکایی‌ها را اما امروز شما باید فکر کنید، تحلیل کنید، صرف [گفتن با] زبان نباشد، معلوم باشد چرا ملت ایران با استکبار مخالف است. چرا با رویکردهای ایالات متحده آمریکا مخالف است؛ این بیزاری ناشی از چیست؛ این را جوان امروز بایستی به درستی و با تحقیق بفهمد.» اگر جوانان یک کشور با فرایند یک اتفاق بزرگ که ده‌ها سال کشور را درگیر کرده از دریچه نگاه و تحلیل رهبری و یا تحلیلگران موثق و معتمد آشنا شوند قادرند با انگیزه، شناخت و قدرت مسیر طی شده را ادامه دهند و نظام را به سمت اهداف پیش ببرند، در غیر این‌صورت باید در انتظار حوادث ناخوشایند بود.
تغییر فضای دشمن ساخته
طی سه دهه گذشته یکی از مشکلات بزرگ آمریکا در رویارویی با ایران، تأثیر نفوذ کلام امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره شیطان بزرگ و پلید بودن آمریکا، در جان مردم ایران بود. آمریکایی‌ها که برای ده‌ها سال در دنیا احساس ابرقدرتی می‌کردند، بدون توجه به عواقب رفتار زورمدارانه و جنایت‌بارشان مشغول جرم و جنایت علیه بسیاری از کشورها از جمله ایران بودند و گمان نمی‌کردند زمانی می‌رسد که افرادی به روشنگری جنایت آنها مبادرت می‌کنند و این روشنگری در مردم موثر می‌افتد و آنها را به قیام علیه آمریکا و افزایش روزافزون تنفر از آنها وا می‌دارد. با وقوع انقلاب اسلامی این اتفاق افتاد و آمریکایی‌ها پس از چند سال که به روش قلدرمآبانه گذشته ادامه دادند، متوجه خطای راهبردی خود شدند و رفته‌رفته به این فکر افتادند که باید مقوله تنفر عمومی ایرانیان از آمریکا را جدی بگیرند و برایش چاره‌جویی کنند. در سال‌های گذشته سرشت پلید دولتمردان آمریکا به آنها کمتر اجازه داد که به علاج این درد آشکار شده بپردازند، اما در پی فشارهای دولت نهم و دهم ایران به آمریکا و روی کار آمدن دولت یازدهم و تا حدودی تغییر لحن‌ها، آمریکایی‌ها گمان کردند فرصت تاریخی نزدیک شدن به مردم ایران و فراهم آمدن زمینه فریب بزرگ فرا رسیده و می‌توانند با حیله‌گری و فضاسازی چهره دیگری از خود نشان دهند و نگاه و قضاوت جوانان ایران یعنی نسل جدید را به خود تغییر دهند، رفتار دو سه ماه گذشته همه نهادهای آمریکا حکایت از این امر داشت که به ناگاه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دو سخنرانی بسیار مهم با محور قرار دادن بحث «استکبار» فضایی را که آمریکایی‌ها اساس آن را آماده و مهیا کرده بودند در هم ریخت و با کنار زدن پرده تزویر، چهره واقعی آن را به جوانان نشان دادند.
پاسخ به تهدید دشمن
دشمنی که به این نتیجه رسیده بود باید برای جای پا پیدا کردن در نزد ایرانیان، فریبکارانه وجهه‌اش را اصلاح کند، در فرایند مذاکرات هسته‌ای نتوانست از سیاست مذاکره ـ تهدید دست بردارد و با اعتقاد به اینکه با قرار دادن زبان تهدید در کنار بیان دیپلماتیک قادر است با مرعوب ساختن مقامات ایران به خواسته‌های بیشتری دست یابد. به موازات گفت‌وگوها و عملیات روانی بارها و بارها از تهدید هم دم زد. پاسخ به تهدید دشمن، در هر موقعیتی ممکن است اما قطعاً در هر زمان و مکانی فواید خاصی بر آن مترتب است و معنا و پیامی دارد. این بار امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در آستانه مذاکرات هسته‌ای محل و مقام پاسخ به تهدید رئیس‌جمهور آمریکا را در صحبت با ده‌ها هزار جوان بسیجی از سراسر کشور قرار دادند و فرمودند: «البته تهدید نظامی هم که پی‌درپی رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان آمریکایی بر زبان می‌آورند، اقدامی مشمئزکننده و نفرت‌انگیز است... ملت ایران به همه ملت‌های دنیا احترام می‌گذارد، اما برخورد ملت ایران با متعرض، برخورد پشیمان‌کننده خواهد بود و آنچنان سیلی به متعرض خواهد زد که هرگز فراموش نکند.»
اوباما و متحدانش می‌دانند که پاسخ قاطع و محکم امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به این تهدیداتی که با تکرار بیجا ارزشش از دست رفته نه اینکه نتوانسته ارعاب ایجاد کند و برای آمریکا اعتباری در پی داشته باشد که اعتبار ایجاد شده به حساب ایران گذاشته می‌شود و برگ تهدید نظامی آمریکا هم کم‌کم به حالت سوخته و بی‌خاصیت درمی‌آید.
فشار بر دشمن با افشاگری
امروزه بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران سیاسی جهان بر این باورند و آن را به کرات و با استدلال اعلام کرده‌اند که آمریکا موقعیت گذشته جهانی‌اش را از دست داده و روند نزول و افولش آغاز شده است، اگرچه در پاسخ به چرایی این اتفاق باید به علل گوناگونی اشاره کرد، اما یکی از عللی که به هیچ‌وجه قابل چشم‌پوشی نیست رویارویی جاهلانه و طولانی با انقلاب اسلامی ایران است. اگر در گذشته نه چندان دور آمریکایی‌ها و متحدان‌شان صاحب و یکه‌تاز عرصه فناوری بودند و به سبب این پیشتازی و انحصار، دنیا فقط صدای آنها را می‌شنید و مشتاق و یا مقهور و مرعوب آنها می‌شد، چند صباحی است که تغییر وضعیت آغاز گشته که مهم‌ترین آن امکان شنیده شدن صدای دیگرانی است که سخنان‌شان در بسیاری عرصه‌ها برای مردم دنیا شنیدنی‌تر از سخنان استکبار و همراهانش است. اگر امروز فرمانده معظم‌ کل قوا(مدظله‌العالی) برای جوانان ایرانی از استکبار سخن می‌گوید، مستمعان ایشان تنها این جوانان نیستند که صدها میلیون جوان در سراسر دنیا به این سخنان دسترسی دارند و آنها از زبان رهبر معظم انقلاب درباره استکبار و جنایت‌هایش با سمت و سوی تحلیلی چیزهایی را می‌شنوند و یا می‌خوانند که از هیچ کس دیگر نشنیده‌اند و در هیچ جای دیگر نخوانده‌اند. اینکه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با دست پر و تعدد مصادیق و با بیان تبیینی در دیدار با طبقه پر شور جوانان دست به افشاگری علیه جنایات آمریکا می‌زنند، برای بسیاری از جوانان دنیا جذابیت ویژه دارد و به سبب پراکنده شدن حقایق درباره رفتار استکباری آمریکا در جهان و به‌ویژه نزد جوانان، فشار سنگینی بر دستگاه سیاسی آمریکار وارد می‌شود و این یکی از مأموریت‌های ویژه نظام اسلامی است که در موقعیت کنونی فواید چندگانه‌ای برای نظام به همراه دارد.
حضور جدی در صحنه
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با بیانات کاملاً حساب‌شده‌شان در جمع هزاران بسیجی سراسر کشور دست به شورآفرینی و قدرت‌نمایی دقیقی زدند و نشان دادند ضمن اینکه بر تمام رفتار دشمن اشراف دقیق و کامل دارند و برخلاف برخی از مسئولان که غرق در قضیه هسته‌ای هستند و کمتر فرصت می‌کنند به دیگر مسائل مهم بپردازند با لحاظ کردن بحث هسته‌ای به عنوان یکی از مباحث اصلی امروز، از موضوع بسیار فراتر از آن یعنی چگونگی تداوم رویارویی با استکبار که منشأ بزرگ‌ترین معضلات جهانی است، غافل نیستند و اتفاقاً در زمانی که استکبار انتظار تهاجم ندارد، پرخروش و کوبنده به آن یورش می‌برند. این اقدام سنجیده برای مخاطبان جوان و غیر جوان بسیار تعجب‌برانگیز است و این فرصت را برای اهل فن ایجاد می‌کند تا علت این حرکت رهبری را برای آنها تشریح کنند و بگویند این حضور جدی رهبری در صحنه به معنای آن است که برای ضربه به استکبار همه و به‌ویژه جوانان نیز باید این چنین هوشمندانه و جدی در صحنه حضور داشته باشند تا با دیدن چنین حضوری قلب استکبار به لرزه درآید.
ظرفیت‌سازی برای مذاکره‌کنندگان ایرانی
ترکیب جمع مذاکره‌کنندگان هسته‌ای به گونه‌ای است که طرف ایرانی در اقلیت محض قرار دارد و در ظاهر دست برتر با طرف مقابل است و سعی می‌کند با تمسک به هر اقدامی این برتری را تقویت کند. در مقابل با اینکه دستور کار و چارچوب مذاکرات و باید و نبایدهای آن برای طرف ایرانی مشخص شده اما صرف در اقلیت بودن از نظر روانی می‌تواند مشکل‌ساز باشد. یکی از عواملی که در این وضعیت می‌تواند به کمک طرف ایرانی بیاید و برخی از ضعف‌های در اقلیت بودن را جبران کند تأکیدهای مکرر از داخل ایران به انحای مختلف برای حفظ چارچوب‌ها و کوتاه نیامدن در برابر زیاده‌خواهی‌های طرف مقابل است، اما از این مهم‌تر تهاجم سنگین نظام به رکن و ماهیت دشمن است که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با تبیین ماهیت استکبار و مسائلی که درباره بحث هسته‌ای بیان کردند، آن را انجام دادند و موجب ظرفیت‌سازی برای طرف ایرانی شدند تا با احساس قدرت و قوت مطالبات به حق نظام را دنبال کنند.
تصویرنمایی چشم‌انداز نگاه به استکبار
آمریکایی‌ها به زعم خود درصدد هستند تا چنانچه در بحث هسته‌ای به توافق پایداری با ایران رسیدند آن را سکویی برای حل و فصل مسائلی قرار دهند که از نگاه آنها به منافع آنها ضربه می‌زند و مانع سلطه بیشتر آنها است و حال آنکه آن مسائل از نگاه ایران کاملاً از جنس استکباری است. با بیانات اخیر امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) استکبار متوجه شد که نظام اسلامی با موجود پلیدی که برای هیچ‌کس حق قائل نیست و همچنان به غارت و جنایت ادامه می‌دهد سر سازش ندارد. چنین تصویرنمایی از چشم‌انداز نگاه به استکبار که در بیانات امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) مشاهده شد، هم تحقیر آمریکا را در پی دارد و هم اینکه به مردم ایران و سایر ملل تحت ستم استکبار اعلام می‌کند که همچنان باید مقابله با استکبار را تا نابودی آن ادامه دهند. ان‌شاءالله


مریم هاشمی قهرمان ووشوی جهان در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق
اظهار رضایت آقا از زندگی فرهنگی و ورزشی من زیباترین لحظه زندگی‌ام بود

مجتبی برزگر

پس از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي ورزش در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت. در ورزش بانوان نيز مدال‌آوری‌ها و موفقیت‌های بانوان اعزامی به مسابقات وضعیت جدیدی را برای ورزش بانوان کشورمان رقم زد. نکته حائز اهمیت این بود که در بیشتر موارد بانوان قهرمان ما با رعایت حجاب اسلامی به موفقیت رسیدند. «مریم هاشمی» بانوی 22 ساله‌ای است که در رشته ووشو موفقیت‌های بسیاری به دست آورده است. از مهم‌ترین آنها می‌توان به دو مدال طلای ترکیه و مالزی اشاره کرد. وی تاکنون سه بار خدمت مقام معظم رهبری رسیده و دو بار مدال طلای خود را به ایشان تقدیم کرده است.
به بهانه هفته بسیج، گپ و گفتی تلفنی با این بانوی طلایه‌دار ووشو داشتیم که در ادامه می‌خوانید:
* خانم هاشمی از اینکه در هفته بسیج میهمان هفته‌نامه صبح‌صادق شدید، از شما تشکر می‌کنم. در ابتدای صحبت‌تان بفرمایید اصلاً چطور شد که به ورزش روی آوردید؟
از سن 12 سالگی ورزش را شروع کردم. اولین رشته ورزشی را که علاقه داشتم و تا حضور در تیم ملی پیگیری کردم، بسکتبال بود. البته جالب است بدانید در رشته‌های بدمینتون، هندبال و دوومیدانی هم در سطح استان مقام دارم. همچنین در رشته‌هایی همچون کیک بوکسینگ، بسکتبال و ووشو هم در سطح ملی و بین‌المللی به جایگاه‌های جهانی دست یافتم و به طور ویژه در مسابقات 2011 ترکیه و 2013 مالزی مقام اول را کسب کردم و همچنین در ایتالیا هم مقام دوم تیمی را به خودم اختصاص دادم.
* شرایط حاکم بر تیم ملی و اردوهایی که در آن شرکت کردید چگونه بود؟
آرزو می‌کنم که همه رشته‌های ورزشی رئیس فدراسیونی همچون ووشو داشته باشند. چرا که دکتر علی‌نژاد شخصیتی دارند که همراه با مدیریت خوب‌شان، بسیار مقید نیز هستند. به معنای واقعی از زمانی که ایشان پا به عرصه ووشو گذاشته‌اند، ووشوی ایران به موفقیت‌های قابل‌توجهی رسیده است. زیرا قبلاً با چینی‌ها اختلاف بسیار بالایی داشتیم ولی الان با برنامه‌ریزی‌هایی که داشتیم در بخش «سن جیو» با چینی‌ها برابریم و در بخش «تالو» هم به سطحی رسیده‌ایم که می‌توانیم با آن‌ها رقابت پایاپایی داشته باشیم.
هیچ‌گاه یادم نمی‌رود در مسابقات جهانی 2011 ترکیه بودیم که یکی دو کشور با حجاب اسلامی به این مسابقات آمده بودند. این اتفاق بسیار خوشایند بود. به همین دلیل پرس‌وجو کردیم، متوجه شدیم رئیس فدراسیون ما از مقنعه‌های محجبه در این مسابقات توزیع کرده است. از این رو، در سال‌های بعد برخی از کشورها به تبعیت از جمهوری اسلامی از این مقنعه‌ها استفاده ‌کردند. در نهایت امسال در مالزی بیش از پنج کشور با حجاب اسلامی پا به مسابقات جهانی ووشو گذاشتند. این حرکت، تیری است به چشمان دشمنان ایران و کسانی که برای حجاب، مانع‌تراشی می‌کنند. من می‌خواهم آن دسته از دشمنان ما که با اسلام سرجنگ دارند بدانند برای ما حجاب بیش از قهرمانی اهمیت دارد. می‌خواهیم دنیا به حجاب ما احترام بگذارد، نه به قهرمانی ما.
* اگر به شما بگویند برای شرکت در مسابقات، باید بدون حجاب اسلامی و یا عدم رعایت شئونات اسلامی حضور پیدا کنید چه تصمیمی می‌گیرید؟
لازم است پیش از پاسخ به این پرسش بگویم اصلاً چرا ما حجاب داریم؟ برای اینکه مفتخریم مسلمانیم و در دین ما رعایت حجاب تحت هر شرایطی الزامی است. ما ایرانی‌ها بالاتر از افتخاری که برای پرچم، مدال و مزد زحمات‌مان به‌دست می‌آوریم، اول حجاب باید برای ما حائز اهمیت باشد چون الگوی ما حضرت فاطمه زهرا(س) است. زمانی که با تمام مانع‌تراشی‌ها راهی مسابقات جهانی و آسیایی می‌شویم، مقام اول را کسب می‌کنیم و همه حریفان را پشت سر می‌گذاریم، به همه دنیا ثابت می‌شود حجاب محدودیت نیست، بلکه موجبات محبوبیت را فراهم می‌کند. بنده تحت هیچ شرایطی مدال را دوست ندارم، مگر در کنار حجاب! اگر در موقعیتی که چند ماه مستمر تمرین کردم تا مزد زحماتم را در مسابقات جهانی یا آسیایی بگیرم به من بگویند نمی‌توانی با حجاب اسلامی در مسابقات شرکت کنی با تمام افتخار پرچم ایران را بر سرم می‌گذارم و از آن مسابقه انصراف می‌دهم.
*چه الگویی داشتید که در سن 22 سالگی توانستید در جهان سردمدار فرهنگی ایران باشید؟
در درجه اول مسلمان بودن. الگوی من حضرت فاطمه زهرا(س) است. مگر می‌شود یادمان برود چه جوانانی را در دهه 60 از دست دادیم و به شهادت رسیدند. هیچ وقت به خودم اجازه نمی‌دهم به دلیل منافع خودم، خون شهیدان را پایمال کنم. شهدا رفتند، پرچمی را با افتخار به اهتزاز درآوردند که 22الله اکبر بر روی آن حک شده؛ حالا ما باید پاسدار همان پرچم باشیم.
*چه شد که مجدداً مدال‌تا‌ن را به مقام معظم رهبری اهدا کردید؟
پس از بازگشت از مسابقات جهانی ترکیه، مقام معظم رهبری به کرمانشاه تشریف‌فرما شدند، از همان جا به رسم ادب و خوشامدگویی و به نمایندگی از ورزشکاران و مردم کرمانشاه، این مدال طلا را به ایشان تقدیم کردم. امسال هم قبل از فینال مسابقات مالزی نذر کردم که ای خدا کمک کن این طلا را بگیرم و حتماً به رهبری اهدا کنم.
*وقتی این کار را انجام دادید چه احساسی داشتید؟
احساس من به رهبر معظم انقلاب احساس یک فرزند به پدرش است. چه بسا که مثل احساس یک مسلمان به ولی‌فقیه‌اش هم می‌باشد. با شجاعت تمام می‌گویم شاید زیباترین احساسی که در زندگی‌ام داشتم، همین حس رضایت آقا و تأیید ایشان از زندگی فرهنگی و ورزشی من بود.
*مهم‌ترین نکته‌ای که حضرت آقا به شما فرمودند چه بود؟
همه حرف‌های ایشان برای من زیبا و تأثیرگذار بود. ولی زیباترین آن جمله‌ای بود که ایشان فرمودند: «خدا را به خاطر جوانانی مثل شما شکر می‌کنم.» ببینید من یک دختر جوان به چه صورت می‌توانم دل رهبرم را شاد کنم که ایشان شکرگزار وجود ما جوانان می‌شوند.
*جمله معروفی که در اکثر مصاحبه‌های‌تان از آن استفاده کردید این بوده که «تقدیم مدال من به رهبری یک مشت محکمی به دهان دشمنان بود»؛ دیدگاه شما در این مورد چیست؟
زمانی که من در سال 2011مدالم را به رهبرم تقدیم کردم، کشورهای خارجی تمام عصبانیت‌شان را با کاریکاتور برای من فرستادند. تمام خشم و ناراحتی‌شان را با یک کاریکاتور نشان دادند. خدا را شکر می‌کنم که در مقابل این چهره زشتی که کشورهای خارجی از من دارند من یک سیمای آبرومند و دوست‌داشتنی در مقابل رهبرم و مردم ایران دارم. این خودش یکی از مشت‌هایی است که بر دشمنان وارد شده است. دوم اینکه، دشمن را در حربه‌های مختلفی که می‌خواست حجاب را از سر نوامیس ما بردارد، مغلوب کردیم. زیرا دشمن دید نمی‌تواند از عرصه‌های دیگری این کار را انجام دهد به ورزش آمد تا بانوان ما را به طرف خود بکشاند. وقتی من با حجاب به روی سکو رفتم باز هم مشتی دیگر بر دهان دشمنان زدیم. زمانی که در راه‌پیمایی‌ها شرکت می‌کنم و فریاد مرگ بر آمریکا و رژیم صهیونیستی را سر می‌دهم، یک جایی خداوند میدان را نصیب من می‌کند در عمل این حرف و گفته‌ام را ثابت کنم. این فرصت در ورزش برای من مهیا شد. شاید برای دیگران در هنر، سیاست و حوزه‌های دیگر. من از این فرصت استفاده کردم و سعی کردم سرباز خوبی برای نظام باشم.
*سوالی را که شاید تاکنون کسی از شما نپرسیده؛ عشق به ولایت و رهبری چطور در شما نهادینه شد؟
همه موفقیت‌ها، حجاب، آرامش، خانواده و هرچیزی که در مسیر زندگی‌ام قرار دارد را در وجود رهبرم می‌بینم و خودم را مدیون و سرباز ایشان می‌‌دانم. وقتی این سرباز در انجام مأموریتش به موفقیت برسد. جواب این تلاش را یک مدال می‌بیند که این مدال را وظیفه‌اش می‌داند که به فرمانده و امیرش تقدیم کند. فکر می‌کنم این عشق از مسئولیت‌پذیری، تعهد و ولایت‌پذیری در بنده به‌وجود آمده است.
* اگر برای آن دسته از دختران جوانی که می‌خواهند به عرصه ورزش بیایند و راه قهرمانی را بپیمایند و جوانان امروز ما توصیه‌ای دارید، بفرمایید.
من به عنوان یک قهرمان ورزشی که دو بار به مقام قهرمانی دست یافتم، به جوانان توصیه می‌کنم که بنابر نکته‌ای که در قرآن آمده است: اول بخوانید. دوم بنویسید و سوم با برنامه‌ریزی و مشورت زندگی کنید. آینده کشور در دست ما جوانان است. هیچ کشوری آباد نمی‌شود و تغییر نمی‌یابد مگر مردم و اجتماع بخواهند.
*در هفته بسیج قرار داریم. حرکت شما، هم جهادگونه و هم بسیجی‌وار بود، شما چه دیدگاهی نسبت به بسیج دارید و چه اقداماتی باید صورت گیرد تا آن روحیه بسیجی در همه حوزه‌ها و عرصه‌ها گسترش پیدا کند؟
ما تمام مردم ایران همیشه بسیجی‌وار زندگی کردیم. به خصوص ما کرمانشاهی‌ها اولین استانی بودیم که تحت حملات بعثی‌ها قرار گرفتیم و هم استانی‌های من از همان زمان برادری خودشان را نسبت به بسیج و رهبر ثابت کردند. برای اینکه ثبت‌نام می‌کردند بروند روی مین و شهید بشوند. برای اینکه از اصول اعتقادی و اخلاق اسلامی دفاع کنند. جوانان ما برای شناخت بسیج و بسیجی باید به دوران دفاع مقدس برگردند؛ به مجاهدت‌های آنها که چگونه از کیان خود دفاع کردند.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین میراحمدرضا حاجتی*
هیئت‌ها زرادخانه پرورش روح معنوی جوانان هستند

انسانی که دارای روحیات حسینی و عاشورایی باشد، هیچ‌گاه زیر بار ظلم و ستم دیگران نرفته و همواره مسائل پیرامون را با دیدی باز و بصیرت کامل نظاره می‌کند.
دارا بودن روحیه عاشورایی یکی از مصادیق مبارزه با کفر و جهل است، در این برهه حساس از زمان که نظام اسلامی ایران دچار تحریم‌های شکننده شده، داشتن روحیه حسینی، یکی از ملزومات مردم و بسیجیان ایران است؛ چرا که داشتن روحیه عاشورایی بدترین تهدیدها را تبدیل به فرصت می‌کند و وقایع رخ داده در طول تاریخ بشریت و اسلام، گویای این حقیقت آشکار است.
جوانان بدانند داشتن روحیه حسینی نیازمند عزمی راسخ و استوار است. به یقین مقاومت در راه حسین(ع) مشکل بوده و شما در این راه با سختی‌هایی مواجه می‌شوید؛ سختی‌هایی از جنس تمسخر، کنایه و یا دل بریدن از برخی مسائل دنیایی که باید با توکل به خدا و توسل به حضرت اباعبدالله(ع) از این موانع عبور کرد.
«إن تنصرالله ینصرکم» یکی از بزرگ‌ترین درس‌های امام حسین(ع) برای بشریت است، حضرت اباعبدالله حسین(ع) با قیام تاریخی خود به ما آموخت که برای رسیدن به پیروزی باید مقاومت کرد، حتی اگر بازنده عملی میدان نبرد باشی! و ما امروز به روشنی شاهد آن هستیم که امام حسین(ع) با وجود اینکه در میدان نبرد به شیوه‌ای قهرمانانه مغلوب دشمنان شد، اما در اصل، بزرگ‌ترین قهرمان در تاریخ بشریت شناخته شد. قیام امام حسین(ع) حاکی از آن بود که برای دفاع از دین باید در صحنه بود، حتی اگر دشمنان صدها هزار برابر از نیروهای خودی باشند.
همراهان امروز اباعبدالله
هرجا کارتان با مشکلی مواجه شد، دست‌های خود را بالا برده و از اعماق وجودتان صدا بزنید «السلام علیک یا اباعبدالله»؛ چرا که امام حسین(ع) می‌فرماید من همچون پدر و مادری مهربان در برابر طفل صغیر هستم، حال اگر این طفل صغیر به کمک نیاز داشته باشد «گریه» می‌کند پس شما نیز با تضرع و اشک برای امام حسین(ع) از کارهای خود گره‌گشایی کنید و اطمینان حاصل کنید که این چنین نیز می‌شود.
یکی از اصحاب حضرت علی(ع) پس از جنگ جمل نزد حضرت امیر(ع) آمد و خطاب به او گفت یا امیرالمؤمنین! برادرم دوست داشت «کان شاهدا علیکم» در کنار شما شمشیر بزند، اما چون راه طولانی بود، نتوانست به نزد شما بیاید، حضرت(ع) فرمود: آیا برادرت دلش با ما بود؟ صحابه گفت: بله یا امیر، پس از آن امام علی(ع) بیان داشتند: برادرت امروز با علی در جمل شمشیر زد و بلافاصله پس از آن نیز فرمودند: «امروز افرادی با علی در جمل شمشیر زدند که هنوز به دنیا نیامده‌اند.»
آری هستند افرادی که در جنگ جمل حاضر نبودند، اما ثواب شرکت در جنگ جمل نصیب آنها شد و شما نیز می‌توانید با مراقبت از اعمال خود و عرض ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) از این فیض عظیم بهره‌مند شوید. انسان مخلص، زیر فشار دعوت به گناه ساخته می‌شود، اگر انسانی در موقعیت گناه قرار گرفت، به طوری که همواره او را دعوت به گناه و انجام معصیت می‌کنند و مرتکب آن عمل زشت نشد، به یقین، حسینی عمل کرده و اعماق وجودش تبدیل به الماس خالص می‌شود.
برگزاری مجلس عزای حضرت اباعبدالله حسین(ع)، آنچنان تأثیرگذار است که امروز به برکت همین مجالس عزاداری، شاهد برگزاری مراسم‌های عزاداری در بیشتر کشورهای غربی و شرقی هستیم. اسلام به پرچمداری امام حسین(ع) سنگرهای کلیدی جهان را فتح کرده است.
در دوران هشت سال جنگ تحمیلی چه کسی تصور پیروزی ایران را می‌کرد؛ اما همین رزمندگان جوان با ایمان بودند که با توکل بر خدا و توسل به آقا امام حسین(ع) ارتش دشمن را متلاشی کردند. مردم ایران در برهه‌های گوناگون شاهد این مسئله بودند که هرکجا پرچم سرخ اباعبدالله حسین(ع) افراشته شد، فتحی بزرگ شکل گرفت که موفقیت ایران در عرصه‌های گوناگون خود بیانگر این مسئله است.
تحریم‌های اقتصادی هیچ‌گونه تأثیری بر اعتقادات مذهبی مردم نداشته، به راستی اگر تحریم‌های اقتصادی دشمنان روی اعتقادات مذهبی مردم تأثیر داشت، امروز ما شاهد این گونه نذورات مردم نبودیم که در راه امام حسین و حضرت عباس و سایر خاندان اهل بیت(علیهم‌السلام) اهدا می‌کنند.
ثمرات جلسات عزاداری
به یقین یکی از نقاط قوت جمهوری اسلامی ایران که سبب این همه پایداری و مقاومت در برابر دشمنان شده است، همین لبیک گفتن‌های جوانان و نوجوانان عاشق اهل بیت(علیهم‌السلام) در محافل عزاداری سید و سالار شهیدان یعنی حضرت اباعبدالله حسین(ع) است. محافل و هیئت‌های مذهبی زرادخانه پرورش روح معنوی جوانان هستند که باید به نحو مطلوبی کمال استفاده از آنها را برد.
یکی از بهترین راه‌ها برای جذب جوانان به دین و معنویت‌گرایی، پرشور برگزار کردن مجالس عزاداری است که اگر این چنین شد، یقین کنید در آینده‌ای نه چنان دور همین جوانان به بزرگ‌ترین سرمایه نظام تبدیل خواهند شد. حضور شما جوانان در این گونه هیئت‌های عزاداری در واقع بال پروازی برای عروج به درجات معنوی و اخروی است که باید قدر آن را دانست و از آن به خوبی محافظت کرد. در دورانی که دشمنان با همه توان در تلاش برای منحرف کردن شما از راه اسلام و ولایت فقیه هستند، باید به دنبال پر پرواز بود؛ چرا که بدون پر پرواز، به یقین اسیر کرکس‌های وحشی و خونخواری می‌شوید که جز نابود و منحرف کردن افکار و عقاید شما، هیچ آرزویی ندارند. برای رسیدن به کمال معنویت و پیمودن راه سعادت نیاز به پر پرواز دارید و این جز در مجالس عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین(ع) یافت نمی‌شود و البته کلید به دست آوردن آن نیز گریه خالصانه برای این امام مظلوم است.
کلید ارتباط و رسیدن به امام زمان(ع) اشک و گریستن بر مصیبت امام حسین(ع) است، به راستی که اشک و عرض ارادت و تعظیم به شعائر حسینی یعنی کوبیدن درب خانه امام زمان برای پیوستن به سربازان و یاران او.
خلاصه‌ای از سخنرانی‌های ایشان در محرم سال جاری در هیئت‌های اهواز
*مدیر حوزه علمیه خوزستان و امام جمعه موقت اهواز


آيينه خواص

لبخند رضایت پیامبر(ص) به بصیرت مقداد
مقداد نقش بسزایی در حرکت مسلمانان تحت رهبری پیامبر(ص) داشت. مسلمانان مهاجر در وضعیت دشوار مادی قرار داشتند، چرا که تمام اموال خود را در مکه رها کرده بودند، در این وضعیت، مقداد و جمعی دیگر میهمان پیامبر خدا(ص) بودند. پیامبر(ص) نیز آنان را می‌‌‌پذیرفت و نیازهای ضروری زندگی آنان را فراهم می‌ساخت.
مقداد در مکه انواع شکنجه‌های مشرکان را تحمل کرد و سختی‌های مهاجرت به مدینه را به جان خرید. خود وی می‌گوید: «وقتی به مدینه وارد شدیم پیامبر(ص) ما را به چند دسته تقسیم کرد. ما در آن زمان جز یک گوسفند که از شیرش استفاده می‌کردیم، چیز دیگری نداشتیم.»
مقداد در جنگ‌های متعدد در زمان پیامبر(ص) شرکت داشت و به عنوان یک افسر جانباز در میان سپاه اسلام از حریم آیین خود دفاع می‌کرد، نقش مقداد در جنگ‌های بدر و احد صفحات تاریخ را رونق و صفا داده است، او نخستین سواره‌ای بود که با دشمنان جنگید. در جنگ بدر، در سپاه مسلمانان دو اسب‌سوار بودند که یکی از آنها زبیر و دیگری مقداد بوده است. هنگامی که جنگ بدر آغاز شد مقداد یکی از شجاعان میدان نبرد بود که از هر سو دشمن را در تنگنا قرار می‌‌‌داد.
هنوز در گوش تاریخ این ندای او طنین‌انداز است که :«ای رسول خدا! هر آنچه پروردگار دستور داده اجرا کن. بدان که ما همیشه همراه تو خواهیم بود.
سوگند به خدایی که تو را به حق برانگیخت، اگر فرمان دهی که میان آتش رویم یا خود را در خار مغیلان زنیم فرمانت را با جان و دل پذیراییم. ما هرگز سخن بنی‌اسرائیل را (که به موسی گفتند برو تو و خدایت بجنگید و ما اینجا نشسته‌ایم)، به تو نمی‌گوییم، بلکه می‌گوییم به کمک پروردگارت بجنگ. ما نیز به همراه شما تا پای جان خواهیم جنگید.« اهمیت این سخنان زمانی روشن می‌‌‌شود که موقعیت آن را درک کنیم:
جنگ بدر، در وضعیتی اتفاق می‌افتد که دشمن در آستانه هجوم است و مسلمانان از درون سست شده‌اند و حتی عده‌ای پیشنهاد انصراف از جنگ را مطرح می‌کنند، این مقداد است که ذره‌ای ترس به خود راه نمی‌دهد و قاطعانه اعلام حمایت و یاری از رسول خدا(ص) و اسلام می‌کند و دعای پیامبر(ص) را پس از این جملات مشمول خود می‌سازد!
به نظر می‌رسد که حرف‌های مقداد ارزش خاصی برای پیامبر(ص) داشته است. وقتی مقداد این حرف‌ها را بر زبان راند، چهره پیامبر(ص) شاداب شد. سخن ابن مسعود نیز گویای این مطلب است: «همراه مقداد شاهد صحنه‌ای بودم که صاحب این سخن دوست‌داشتنی‌ترین فرد برایم شد از چیزهایی که خورشید بر آنها تابیده بود.» سپس می‌گوید: «دیدم که با این حرف، سیمای پیامبر(ص) دگرگون شد و نورانی گردید.»
او در این جنگ، نضربن‌حارث (از سرسخت‌ترین دشمن اسلام) را اسیر کرد و نزد رسول خدا(ص) آورد. نضر پس از جنگ بدر، به دستور پیامبر(ص) و به دست علی(ع) به سزای اعمال خود رسید.
مقداد در جنگ بدر در سوق دادن مسلمانان به سوی نبرد و تقویت موضع مسلمانان، نقش ارزشمندی داشت. در این جنگ بین مسلمانان و قریش توازن وجود نداشت.


خروش ملاعلی علیه سازش
در جوار امامزاده حمزه در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) مزار عالمی قرار دارد که زمانی نامش لرزه بر اندام جباران و شاهان می‌انداخته است. این عالم برجسته، حضرت آیت‌الله ملاعلی کنی است که مشهورترین حادثه‌ای که نام وی را در تاریخ ایران جاودان کرده، مبارزه او با قرارداد ننگین رویتر در زمان ناصرالدین شاه است. به موجب این توافقنامه كه به صورت قطعی و انحصاری بود، رویتر انگلیسی، امتیاز بهره‌برداری و استخراج كلیه معادن ایران به جز طلا و نقره و سنگ‌های قیمتی، بهره‌برداری از جنگل‌ها، احداث قنات و كانال‌های آبیاری اراضی و همچنین احداث راه‌آهن و تراموا، ایجاد جاده‌ها، خطوط تلگراف و كارخانه‌های صنعتی را به مدت هفتاد سال و اجازه تمام گمركات و صدور انحصاری هرگونه محصولات به ایران را به مدت بیست‌وپنج سال، با پرداخت چهل هزار پوند و 60 درصد سود حاصل از این امتیاز خریداری كرد.
این امتیاز بی‌سابقه در واقع فروش مملكت بود. به موجب این امتیاز، ایران عملاً استقلال سیاسی ـ اقتصادی خود را از دست می‌داد و بدون جنگ و خونریزی به مستعمره انگلستان تبدیل می‌شد. جدای از اعتراض ملاعلی کنی به این قرارداد ننگین، وی همواره با صلابت و اقتدار در برابر هرگونه ظلم و سازشی مقابله می‌کرد. اولین سفیر آمریکا در ایران، در خاطرات خود چنین می‌نویسد:
«حکام شرع، ملا یا مجتهد نامیده می‌شوند که بزرگ‌ترین مجتهدهای حالیه که به منزله رئیس عدالتخانه حالیه ممالک فرنگ است، حاجی ملاعلی کنی است ... حاجی ملا علی شخص مسنی است و ظاهراً مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد، اگر چه املاک او زیاد است، مع هذا نمی‌خواهد جلال و ظاهرسازی به خرج دهد.
وقتی در کوچه‌ای راه می‌رود، بر قاطر سفیدی سوار می‌شود و فقط یک نفر نوکر دارد، اما جمعیت از هر طرف کوچه به جلوی او ازدحام می‌کنند مثل اینکه وجودی ملکوتی است، اگر یک کلمه بگوید، می‌تواند اعلی‌حضرت شاه را از سلطنت خلع کند.
وقتی به نزد اعلی‌حضرت شاه می‌آید، پادشاه به جهت احترام او قیام تمام به عمل می‌آورد. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول می‌کشیدند، به من گفتند که اگر چه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده‌ایم، اما اگر حاجی ملاعلی امر کند، همه شما را می‌کشیم.»
نقل است که ناصرالدین‌شاه یک وقت به این فکر افتاد که مسجد کوچکی را که در کنار کاخ بزرگ شمس‌العماره بود، به کاخ خود ملحق کند و به جای آن، در جای دیگری از تهران، مسجد بزرگی بسازد؛ اما از مخالفت علمای طراز اول می‌ترسید. او برای جلب نظر ملا علی کنی نامه‌ای به ایشان نوشت و تصمیم خود را اظهار داشت. ملا در جواب شاه نوشت: «بسم الله الرحمن الرحیم الم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل...» ناصرالدین‌شاه وقتی این پاسخ کوبنده و قاطع را دریافت، از تصمیم خویش منصرف شد. کردار مغایر با دین و همکاری ذلت‌آور با بیگانگان و دولت‌های استعماری، از شاه چهره‌ای کریه و خائن در افکار جامعه ساخته بود تا بدان حد که حاجی کنی که حقیقتاً ناصرالدین‌والمله بود، درباره او می‌گفت: او ناصرالدین‌شاه نیست، بلکه ناصرالکفر است. این عالم مجاهد در 27 محرم 1306 ق. دارفانی را وداع گفت.


يادداشت
مهدی مومنی

مدیریت انرژی(2)
صرفه‌جويي انرژي در پنجره‌ها

پنجره‌ها از نظر صرفه‌جويي انرژي نقش حساسي دارند، چرا كه حدود 30 درصد تلفات حرارتي ساختمان از پنجره‌ها صورت مي‌گيرد. به همين دليل پنجره‌‌هايي كه در جاي خوبي نصب نشده‌اند يا خوب محافظت نمي‌شوند، مي‌توانند هزينه انرژی را بسيار بالا ببرند.
اگر تصميم داريد ساخت ساختمان جديدي را شروع كنيد، با يك مشاور آشنا به اصول صرفه‌جويي تماس بگيريد، اما اگر مي‌خواهيد ساختمان موجود خود را بهينه‌سازي كنيد و از هزينه‌هاي خود بكاهيد، اين مطالب مي‌تواند راهنماي خوبي براي شما باشد.
يك پنجره با شيشه تك‌جداره تقريباً10برابر يك ديوار عايق‌كاري شده هم اندازه خود تلفات حرارتي دارد. چنين پنجره‌اي سه مشكل عمده ايجاد مي‌كند؛ بالا بودن تلفات حرارت، فراهم نشدن آسايش ساكنان، بخار گرفتن پنجره‌ها. براي كاستن از مشكلات ناشي از پنجره‌ها، مي‌توان از راه‌هاي مختلف يك لايه هواي ساكن بين محيط داخل و خارج ايجاد كرد. با انجام اين كار تلفات حرارتي پنجره به نصف كاهش مي‌يابد. براي ايجاد اين لايه هوا راه‌هاي مختلفي وجود دارد:
1ـ دو جداره كردن 2- پوشش‌هاي شفاف
دو جداره كردن شيشه هر پنجره‌اي سبب بالا رفتن كارآيي آن مي‌شود، به ويژه پنجره‌‌هايي كه پرده‌اي روي آنها نصب نشده است. پنجره دو جداره، داراي دو شيشه است كه بين آنها يك فضاي كاملاً درزبندي شده قرار گرفته است. اين فاصله معمولاً بين 6 تا 20 ميلي‌متر است. اگر اين فاصله هوايي 15 ميلي‌متر انتخاب شود، بهترين كارآيي به دست مي‌آيد. دو جداره كردن پنجره با وجود اینکه اتلاف حرارت را كاهش مي‌دهد، جلوي ورود نور و گرماي خورشيد را نمي‌گيرد. بنابراين در فصول گرم سال براي كاهش ورود گرما به داخل ساختمان بايد جلوي تابش مستقيم نور خورشيد به پنجره را گرفت. در كنار اين‌ها، دو جداره كردن پنجره‌ها سبب كم شدن ورود سر و صدا به داخل ساختمان مي‌شود و نيز بخارگيري پنجره‌ها در فصول سرد سال كاهش مي‌يابد.
براي دو جداره كردن پنجره يك جداره مي‌توان يك لايه ديگر از شيشه يا اكريليك شفاف ديگر روي آن نصب كرد و فضاي بين آنها را كاملاً درزبندي كرد. در اين فضا بايد مقداري ماده جاذب رطوبت قرار داد تا به طور کامل رطوبت اين فضا را بگيرد.
در برخي از پنجره‌هاي دو جداره، فضاي مياني را با گازهايي مانند آرگون و كريپتون پر مي‌كنند تا حدود 10درصد كارآيي آنها افزايش يابد.
عايق‌هاي ويژه پنجره به شكل برچسب‌هاي شفاف ساخته مي‌شوند که به راحتي مي‌توان بر روي شيشه پنجره‌ها چسباند و بخشي از خواص پنجره‌هاي دو جداره را در آنها به وجود آورد. اين برچسب‌ها سبب مي‌شوند ورود گرما در تابستان تا 80 درصد كاهش يابد. علاوه بر اين انواع كم تابش اين محصولات قادرند تلفات حرارتی در زمستان را نیز تا 30 درصد کاهش دهند.
اين عايق‌ها از نظر قيمت با پنجره‌هاي دو جداره قابل رقابت هستند. به ويژه در ساختمان‌هاي موجود كه تعويض پنجره‌ها با پنجره‌هاي دو جداره هزينه زيادي به همراه خواهد داشت.
* معاونت مهندسی و پدافند غیرعامل سپاه


فرمانده بهداري نيروي زميني سپاه در گفت‌وگو با صبح‌صادق
توانمندترين سامانه‌هاي امداد و درمان صحرايي كشور را داریم

رحیم محمدی

اين روزها كه شاهد برخي حوادث تلخ در سيستان‌وبلوچستان هستيم، يك خبر خوشحال‌كننده هم وجود دارد و آن اينكه نيروي زميني سپاه با استقرار بيمارستان صحرايي به مدت يك هفته در اين استان، به مردم این منطقه خدمات درمان رايگان ارائه كرده است؛ به همين دلیل گفت‌وگويي را با سردار «مسعود اخوان» فرمانده بهداري نيروي زميني سپاه انجام داديم تا در اين‌باره اطلاعات بيشتري كسب كنيم. آنچه در ادامه آمده، ماحصل اين گفت‌وگو است.

* در چند سال اخير چه تعداد بيمارستان صحرايي برپا كرده‌ايد؟
از مهر 88 تاکنون تعداد 71 بیمارستان صحرایی در نقاط محروم و صفر مرزی و مناطقی که مردم به هر دلیلی به خدمات بهداشتی و پزشکی دسترسی ندارند، برپا کردیم و طی آن، خدمات تخصصی و فوق تخصصی به مردم مناطق یاد شده، ارائه دادیم. در همین راستا، در منطقه سیستان‌وبلوچستان نیز طی مرحله اول که از مهر 88 با حضور سردار شهید نورعلی شوشتری شروع کردیم، تا آبان امسال، 14بیمارستان صحرایی در مناطقی که مردم نیازمند بودند، برپا کرده و در پی آن انواع خدمات تخصصی و فوق تخصصی را ارائه کرده‌ایم. در این مرحله که شروعش از منطقه «کوهین» بود، 100درصد برنامه‌های پیش‌بینی شده محقق شد.
* تاكنون چند مرحله در سيستان‌وبلوچستان بيمارستان صحرايي برپا كرديد؟
تاكنون يك مرحله را كه تا 14 آبان امسال بود،‌ به اتمام رسانديم و مرحله دوم را از 20 آبان با برپایی بیمارستان صحرایی 60 تخت‌خوابی به مدت یک هفته در همان منطقه «کوهین» آغاز كرديم که طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته 14بیمارستان صحرایی باید تا اردیبهشت 94 در این استان بر پا کنیم. اما تفاوت این مرحله با مرحله قبلی هم به‌کارگیری تعداد بیشتری از نیروهای متخصص و فوق تخصص و همچنین استفاده از تجهیزات بهتری نسبت به دوره قبل است. برای نمونه، در این بیمارستانی که هفته گذشته برپا شد، برای اولین بار خدمات سی‌تی‌اسکن سیار و سازه‌های بیمارستانی مجهزی ارائه کردیم.
*در مدت برپايي اين بيمارستان چه تعداد بيمار را پذيرش كرديد؟
در این یک هفته 47 هزار نفر خدمات توسط کادر پزشکی و درمانی بیمارستان به مراجعان ارائه شده و علاوه بر این350 عمل جراحی نیز توسط سه تیم جراحی انجام شد. اما براي مرحله دوم به دلیل اینکه بتوانيم خدمات بهتري را به مردم ارائه بدهيم، توانمندي را در استان ايجاد كرديم تا بيمارستان نبي‌اكرم(ص) استان داراي بيمارستان صحرايي شود؛ براي اين منظور مبلغ 700 ميليون تومان تأمين اعتبار صورت گرفته است.
از سوي ديگر بيماراني هم كه امكان درمان آنها در بيمارستان‌هاي صحرايي نباشد، ابتدا به بيمارستان نبي‌اكرم(ص) سيستان‌وبلوچستان و سپس به بیمارستان امام حسين(ع) مشهد منتقل می‌شوند و چنانچه درمان در اين بيمارستان‌ها هم ميسر نباشد، به بيمارستان بقيه‌الله(عج) يا بيمارستان‌هايي كه تحت پوشش وزارت بهداشت هستند، اعزام مي‌شوند و هزينه‌هاي آنها نيز به‌طور كامل توسط نيروي زميني پرداخت خواهد شد.
نکته دیگری که می‌توان عنوان کرد، این است که گروه درمانی و پزشکی این بیمارستان و تجهیزات آن از سوي بهداري شمال شرق نيروي زميني و بيمارستان امام حسين(ع) مشهد كه از نظر رتبه‌بندي وزارت بهداشت، جزو بيمارستان‌هاي رتبه يك عالي كشوري است، تجهيز و به‌كارگيري شده‌اند. البته نبايد از زحمات، تلاش‌ها و همكاري‌هايي كه مسئولان محلي، بسيج جامعه پزشكي، قرب كوثر قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) چشم‌پوشي كرد زيرا حضور و مساعدت‌هاي تمامي اين عزيزان باعث شد تا اين بيمارستان از كارايي بالايي برخوردار شود.
* برپايي اين‌گونه بيمارستان‌ها چه اثراتي دارد و چه برنامه‌اي براي تقويت اين حركت‌ها داريد؟
اكنون توانمندي‌هايي كه در نيروي زميني ايجاد كرديم، باعث شده تا توانمندترين سامانه‌هاي امداد و درمان صحرايي در كل كشور را اين نيرو داشته باشد، ولي به‌واسطه آنكه سپاه جنسش از جنس مردم است و نيرويي مردمي محسوب مي‌شود، تمام توانمندي‌هاي خود را در زماني كه مأموريتي ندارد، براي كمك به محرومان به‌كارگيري مي‌كند. اين امر نتايج بسيار خوبي هم داشته كه از جمله مي‌توان به دلگرمي بيشتر مردم به نظام جمهوري اسلامي و به‌ويژه سپاه، اشاره كرد.
به منظور ارتقای سطح خدمات‌رساني به مردم در قالب بيمارستان‌هاي صحرايي، در نظر داريم براي ارديبهشت سال آينده نمايشگاهي از ميزان توانمندي‌هاي تمامي بخش‌هاي مرتبط در نيروهاي مسلح و مجموعه وزارت بهداشت، برگزار كنيم. با برگزاري اين نمايشگاه به دنبال آن هستيم تا با انتقال تجارب به يكديگر، در رفع نقاط ضعف و معايب احتمالي بكوشيم.


یک حماسه

عملیات «مروارید» خاتمه توان دریایی ارتش عراق
هفتم آذرماه مصادف با «روز نيروي دريايي» يادآور عمليات پيروزمندانه‌اي است كه طي آن، نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران با اجراي عملياتي متهورانه، ضمن انهدام اسكله نفتي «البكر» و «الاميه»، چندين ناو جنگي و هواپيماي دشمن را به قعر دريا فرستاد و توان دریایی ارتش عراق را تا حد بسیار زیادی منهدم کرد.
اين روز به يمن ايثار و جانفشاني پرسنل دريادل نيروي دريايي ارتش در مصاف با دشمن بعثي عراق، به این نام به ثبت رسيد. دلاورمردان نیروی دریایی با اهداي خون خود در دل آب‌هاي مواج و خروشان خليج‌فارس به نداي «هل من ناصرٍ ينصرني» حسين زمان لبيك گفتند و باافتخار، شربت شهادت نوشيدند.
در سپيده‌دم هفتم آذرماه 1359، قهرمانان نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، طي عملياتي موسوم به «مرواريد» درس تلخي به مزدوران دريايي عراق دادند به طوري كه در لحظات اوليه اين عمليات متهورانه دريايي، سلحشوران اين نيرو توانستند هفت ناوچه مدرن و اژدرافكن عراق موسوم به «اوزا» را در حوالي سكوهاي نفتي البكر و الاميه كه جنبه اقتصادى و بسيار مهمي براى دولت عراق داشت، به قعر دريا بفرستند.
در ادامه اين عمليات، چند فروند ديگر از ناوها و قايق‌هاي دشمن، توسط ناوچه هميشه‌قهرمان «پيكان» نابود شد و تعدادي از هلي‌كوپترهاي دشمن نيز كه از ناوهاي عراق پشتيباني مي‌كردند، ساقط و چندين فروند از هواپيماهاي دشمن نيز توسط تيزپروازان نيروي هوايي و ناوچه قهرمان پيكان سرنگون شدند و بسياري از نفرات دشمن كه بر روي ناوها و ناوچه‌هاي جنگي خود مستقر بودند به هلاكت رسيدند و بسياري نيز خود را تسليم نيروهاي ايراني كردند و سكوهاي نفتي البكر و الاميه به دست نيروي دريايي ايران افتاد.
در ادامه اين عمليات، نيروهاى ايراني به آخرين منطقه شمال خليج‌فارس يعنى «خورعبدالله» در سواحل و مرز دريايى عراق هجوم بردند و بيش از 90 درصد از يگان‌ها و نيروهاى پشتيبانى‌كننده ناوگان درگير دريايى عراق را منهدم كردند.
سرانجام پس از ساعت‌ها نبرد بي‌امان، هنگام ظهر، در حالي كه دلاورمردان نيروي دريايي، آخرين گلوله‌هاي خود را به سوي دشمن نشانه مي‌رفتند، «ناوچه پيكان» مورد اصابت چند موشك قرار گرفت و با پرسنل شجاع خود در شمال خليج‌فارس، در دل آب‌هاي گرم و نيلگون آن جاي گرفت.


قبیله آفتاب

وصال‌مان خیلی طول نکشید
هفت ماهي بود که ندیده بودمش، خودم هم به کردستان اعزام شدم. او بی‌خبر بود. یک بار که داشتم به یک چادر وارد می‌شدم بدون اینکه بدانم بهروز در چادر است، ناخودآگاه او را مقابلم دیدم، 20 ثانیه مبهوت هم شده بودیم و یک دفعه همدیگر را بغل کردیم آنجا یک صحنه زیبا از احساس و عاطفه شد، اما این وصال طولی نکشید و بهروز به جبهه جنوب رفت و من همانجا ماندم.
به نقل از بهزاد، برادر شهید بهروز ترکاشوند
در سال ۱۳۴۷ در شهر اراك به دنيا آمد. پس از مدتی اسکان موقت در شهرهای مختلف، سرانجام خانواده در ورامین ساکن مي‌شود. بهروز در كنار كار، درسش را نيز مي‌خواند كه روزهاي پرتنش انقلاب فرا می‌رسد. او ۱۰، ‌۱۲ ساله بود كه اين روزها را تجربه مي‌كرد. در ورامين درگيري‌هاي جسته و گريخته‌اي وجود داشت و بهروز به همراه ساير مردم مردانه پاي مبارزات‌ايستاد تا اينكه انقلاب به پيروزي رسيد. بهروز درسش را تا اول دبیرستان در مدرسه شهيد شيرازي مي‌خواند. مي‌خواهد درسش را ادامه دهد و در نظام جديد و نوپايي كه در كشورش شكل گرفته مفيد واقع شود، ولي حمله عراق به ايران كمتر از دو سال از پيروزي انقلاب تمام معادلات را به هم مي‌ريزد. حالا همه بايد براي رفتن به جبهه و دفاع از كشور بسيج شوند. بهروز درسش را نيمه‌تمام مي‌گذارد. از طريق بسيج آموزش‌هاي لازم و مقدماتي را مي‌بيند. اولين اعزامش در سال ۶۲ به كردستان است. يكي از آرپي‌جي‌‌زن‌هاي قهار گردان علي‌اصغر تيپ ۱۰ سيدالشهدا(ع) لقب مي‌گيرد. اما همراه چند رزمنده ديگر در تاريخ (13/12/65) در فكه اسير مي‌شود. خانواده ۹ ماه بي‌خبر از وضعيت فرزندشان به سر مي‌برند. تا اولين نامه‌ شهيد تركاشوند از اردوگاه رمادي ۱۰ عراق مي‌رسد. بهروز در مدت اسارت مسئول و ارشد اردوگاه مي‌شود. او نزديك پنج سال در عراق اسير مي‌ماند و در تاريخ (6/6/69) به كشور بازمي‌گردد. فشار دوران اسارت و مجروحيت‌هايي كه در بدن شهيد تركاشوند به جا مانده بود او را بسيار ضعيف كرد. در روزهاي پس از آزادي حال و روز خوبي نداشت. تا اينكه در تاريخ (9/9/69) تنها سه ماه و سه روز بعد از پايان دوران اسارتش صبح هنگام به شهادت می‌رسد.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

درباره فیلم «تنهای تنهای تنها» پدیده امروز سینمای ایران
شور زندگی در سایه نیروگاه هسته‌‌ای

مهدی امیدی

سینمای ایران بالاخره پس از مدت‌‌ها از سکون و سکوت خارج شد و فیلمی به معنای واقعی کلمه «خوب» را به خود دید؛ «تنهای تنهای تنها» همان فیلمی است که همیشه منتظر دیدنش بوده‌ایم؛ یک فیلم دیدنی، اما ساده و سالم، جذاب اما پاک از ابتذال، سیاسی اما به دور از سیاست‌زدگی، دردمند اما فارغ از سیاه‌نمایی و از همه مهم‌تر اینکه یک فیلم ملی است و مسائل روز کشور را سرلوحه درام قرار داده است. موضوعاتی همچون انرژی هسته‌ای، تحریم، مذاکرات با ۵+۱ و... همه بدون شعارزدگی و درشت‌نمایی در پس‌زمینه روایت فیلم قرار دارند.
«تنهای تنهای تنها» نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی از سوی «احسان عبدی‌پور» محسوب می‌شود. فیلمساز جوانی که پیش از این، فقط چند فیلم کوتاه و تله فیلم از جمله «همسنگار»، «افسانه 98»، «توریست» و ... را ساخته بود. با این حال با نخستین فیلمش توانست توجه مخاطبان سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر را جلب کند و در بخش تجلی اراده ملی این جشنواره 11 جایزه بگیرد و در دومین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی نیز رتبه برتر را کسب کرد.
حالا این فیلم در سینماهای کشور اکران شده و باید منتظر ماند و دید آیا می‌تواند با استقبال مردم همراه شود؟ به نظر می‌رسد که در صورت تبلیغات صحیح و حمایت رسانه‌‌ها و نهادهای فرهنگی از فیلم، رکورد تازه‌ای از فروش را این بار برای یک فیلم سربه‌زیر، اما کم‌نظیر شاهد باشیم. چون شایستگی چنین استقبالی را دارد و برخلاف خیلی از فیلم‌‌ها که هدف‌شان جشنواره‌های خارجی است، این فیلم برای مردم ساخته شده است.
«تنهای تنهای تنها» داستان پسر نوجوانی به نام رنجرو است که در بوشهر و نزدیک نیروگاه هسته‌ای این شهر زندگی می‌کند. او پسربچه‌ای خیالباف است و مثلاً در سکانس شروع فیلم، شاهدیم که به تصور حمله یک هواپیمای جنگی روی یک ضدهوایی می‌پرد و متجاوز را هدف گلوله قرار می‌دهد. او با یک نوجوان روس، دوست می‌شود. با اینکه هیچیک زبان یکدیگر را نمی‌فهمند، اما به قدری با هم صمیمی می‌شوند که همه فکر می‌کنند رنجرو زبان روسی می‌داند! رنجرو هر روز در روزنامه‌‌ها و اخبار درباره امتیاز وتو و مذاکرات هسته‌ای و تحریم و... می‌خواند و می‌شنود. ذهن او درگیر این مسائل می‌شود و با همه درباره آنها بحث می‌کند، اما سرانجام تصمیم می‌گیرد تا برای رساندن پیام صلح‌طلبی مردم ایران به رؤسای‌جمهور دنیا و دفاع از حقوق کشورمان به سازمان ملل برود!
آنچه سبب شده تا «تنهای تنهای تنها» را فیلمی متمایز با سایر آثار سینمای کشورمان بدانیم، هم ایده ناب و پرکشش آن است و هم ساختار خاص و بومی‌اش. ایده نوجوانی که در اثر دیدن مظالم نظام سلطه علیه کشورمان، تصمیم می‌گیرد که از حق دفاع کند، زمینه‌ساز برآوردن فیلمی است که در عین سرگرم‌کننده بودن، مضمونی متعالی و راهبردی دارد. همین ایده، امکان ترسیم ساختاری متوازن، میان رئالیسم و فانتزی را به وجود آورده است. بی‌آنکه وجه تخیلی و فانتزیک فیلم، تصنعی به نظر برسد. همچنان که این فیلم ضمن جدی بودن، طنزآمیز است و مخاطب را با شادی و نشاط همراه می‌کند.
قهرمان فیلم، رنجرو (با بازی میثم فرهومند) تجسیمی است از «نوجوان ایرانی»؛ با همه خوشی‌‌ها و غم‌هایش و شیطنت‌های شیرینش. یکی از کمبودهای رنج‌آور سینمای ما به تصویر نکشیدن چهره‌ای درست از نوجوانان ایرانی است. این درحالی است که بیشتر تماشاگران فیلم‌های ایرانی، نوجوانان هستند.
«تنهای تنهای تنها» یک فیلم ملی است؛ آنچه در فیلم به نمایش درآمده، زندگی روزمره مردم بخشی از این سرزمین است. متأسفانه در اغلب فیلم‌هایی که طی سال‌های اخیر ساخته شده‌اند، تصویر واضح و شفافی از زندگی مردم ایران به نمایش در نیامده. به بیان بهتر، تصویر مردم جامعه ما در بیشتر فیلم‌ها، مخدوش و «سانسور شده» است. اما این فیلم توانسته به تلفیقی متعادل از سختی‌‌ها و امیدهای زندگی مردم ایران دست بزند. شور زندگی و مبارزه در نما به نمای فیلم پدیدار شده است. استفاده از لهجه شیرین بوشهری و به‌کارگیری رنگ‌های شاد و متنوع و همچنین حضور پررنگ دریا در قاب‌های فیلم، تجلی‌گر مفاهیم امیدوارانه است.
یکی از واقعیت‌های تکان‌دهنده درباره سینمای ما این است که تا پیش از «تنهای تنهای تنها» تقریباً هیچ فیلمی به‌طور جدی به آرمان ملی «انرژی هسته‌ای» نپرداخته بود. این درحالی است که حدود 15 سال است که کشور ما بر سر این آرمان دچار چالش شده است. نکته عجیب اینکه برخلاف سینمای ما، در آن سوی مرزها چند فیلم علیه برنامه هسته‌ای ایران ساخته شده است.
اهمیت فیلم از آنجاست که در آن، مسئله هسته‌ای با رویکردی صلح‌طلبانه تصویر شده است. دوستی رنجرو با نوجوان روس، آن هم در شرایطی که زبان یکدیگر را نمی‌فهمند، گویای این مثل معروف است که «همدلی از همزبانی خوشتر است».
به همین دلیل هم این فیلم می‌تواند یک سفیر فرهنگی لایق برای ایران در آن سوی مرزها باشد. ای کاش به جای فیلم‌هایی که چهره‌ای تحقیرآمیز و سیاه از مردم و فضای اجتماعی کشورمان نمایش می‌دهند، فیلم‌هایی چون «تنهای تنهای تنها» به عنوان نماینده سینمای ایران در محافل و جشنواره‌های خارجی معرفی شوند.


به یاد محمدعلی ابرآویز؛ خالق سرودهای جاودان
آهنگ ماندگار انقلاب

حسین کارگر

«محمدعلی ابرآویز» از هنرمندان تاریخ‌ساز، اما گمنامی بود که در سکوت زندگی کرد و در تنهایی از دنیا رفت! او که خالق سرودهای جاودان و خاطره‌سازی چون «دیو چو بیرون رود» است همواره به دور از هیاهوهای مرسوم عرصه موسیقی زندگی می‌کرد. وی هنر را نه ابزاری برای کسب نام و نان که راهی برای ادای دین به انقلاب و مردم سرزمینش می‌دانست. ابرآویز که حدود چهار سال با بیماری ریوی دست و پنجه نرم می‌کرد، سرانجام همزمان با عاشورای حسینی روز پنجشنبه 23 آبان درگذشت.
او برخلاف خیلی از هنرمندان که همواره از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی منفعت برده‌اند، اما همیشه از «بیداد» سخن گفته‌ و «فریاد» زده‌اند و لطف‌شان شامل حال «بت چین» شده است، هیچ امتیازی نگرفت و هیچ‌گاه خودش را طلبکار ندانست به طوری که در تولید 18 سرود سهیم بود؛ «بوی گل سوسن و یاسمن آید»، «خمینی ای امام»، «معمار طرح حرم»، «الله اکبر»، «سمفونی میدان شهدا»، «آمدن موعود»، «الله الله» و... و جالب اینکه حتی برخی از این سرودها را با هزینه شخصی ساخت و از دستگاه‌های فرهنگی حتی یک ریال هم نگرفت. به لطف خدا تاکنون 34 سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفته‌ایم، اما در هیچ دوره از دوره‌های دهه فجر نبوده که سرودهای ابرآویز از رسانه‌‌ها پخش نشده باشد. حتی در دو سال نخست انقلاب، تنها خوراک صداوسیما در زمینه سرود و موسیقی، آثار این هنرمند بود. با این حال، صاحب اصلی این سرودها آنچنان که باید و شاید، قدر ندید و بر صدر ننشست. او حتی علت اصلی بیماری‌اش را تنهایی‌اش دانسته بود. تنهایی و بی‌توجهی، بدترین ظلم ممکن به یک هنرمند است. آن هم در شرایطی که همواره اغلب موسیقی‌دان‌ها از سوی مسئولان فرهنگی و رسانه‌های ما قدر دیده و برصدر نشانده شده‌اند که در حد اینهمه لطف و توجه نبوده‌اند.
وی در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس، ضبط سمفونی 12 دقیقه‌ای میدان شهدا را از برترین آثارش دانسته و درباره آن گفته بود: «همزمان با نزدیک شدن به روزهای نخست انقلاب، فعالیت‌های هنری ما به صورت مخفیانه انجام می‌شد، به طوری که شب‌ها که حکومت نظامی شروع می‌شد، ما به استودیو می‌رفتیم و تا صبح بیرون نمی‌آمدیم و در این فاصله زمانی به اجرا و ضبط برنامه‌ها‌ی انقلابی می‌پرداختیم.»
وی در بخش دیگری از این مصاحبه بیان کرده بود: «با وجود اینکه 26 سال بیشتر سن نداشتم و تازه هم ازدواج کرده بودم، توانستم با سختی فراوان در جمعه سیاه یا همان 17 شهریور 1357 با استفاده از دو ضبط صوت نسبتاً سنگین، شعار‌ها و صداهای واقعی اعتراضات مردمی را ضبط کنم که هم‌اکنون در آرشیو سازمان رادیویی کشور موجود است.»


خبرها

مستندی که خشم رسانه‌های صهیونیست‌ها را برانگیخت
فیلم مستند شهید طهرانی‌مقدم با عنوان «مردی با آرزوهای دوربرد» خشم رسانه‌های صهیونیستی و آمریکایی را برانگیخت.تهیه‌کننده برنامه تلویزیونی «ثریا» در این خصوص به فارس گفت: این مستند ویژه دومین سالگرد شهید طهرانی‌مقدم، پدر موشکی کشور تهیه شده بود و با استقبال خوب بینندگان روبه‌رو شد و در پی درخواست‌های مکرر مخاطبان برای تکرار مستند، با مساعدت مدیران شبکه یک، این مستند روز جمعه 24 آبان ساعت 18 از این شبکه به روی آنتن رفت. نمایش شبیه‌سازی سناریوی حمله موشکی به رژیم صهیونیستی در قسمتی از مستند خشم رسانه‌های صهیونیستی و آمریکایی را به دنبال داشت و «محسن مقصودی» در این زمینه توضیح داد: در این مستند تنها به شبیه‌سازی کوچک یکی از سناریوهای پاسخ موشکی ایران پرداختیم که موجب هراس دشمن شده است. قطعاً ابعاد پاسخ موشکی ایران و سایر نیروهای نظامی سپاه و ارتش به تهدیدات، بسیار خیره‌کننده‌تر و غیرقابل تصور برای دشمن خواهد بود و خشم آنها، ناشی از ناتوانی در جلوگیری از آن است که این خشم، امری طبیعی است.
اعتراض هنرجویان به تعطيلي جشنواره افق نو

جمعی از هنرجویان مركز آموزش تخصصی هنر اسلامی حوزه‌ هنری با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به رئیس‌جمهور، از تعطیلی جشنواره ضدصهیونیستی ضدآمریکایی «افق نو» انتقاد کردند. هنرجویان در این نامه نوشتند: برخی از همکاران شما در دولت تدبیر و امید با تعطیل کردن این جشنواره، پای بر فرق امید رسانه‌ای نسل جدید گذاشتند.
مالک جدید فیلم فرهادی پیدا شد!

فیلم «گذشته» که پیش از این به عنوان نماینده فرانسه در چند جشنواره شرکت کرده بود و چندی پیش نیز به عنوان نماینده سینمای ایران به مراسم اسکار معرفی شد، این بار به عنوان نماینده ایتالیا در جشنواره‌ای حضور یافته است! جشنواره آسیاپاسیفیک تازه‌ترین میزبان فیلم اخیر اصغر فرهادی است که از طرف کشورهای فرانسه و ایتالیا، این فیلم را پذیرفته است. گفتنی است فیلم «گذشته» به کارگردانی اصغر فرهادی به سفارش اتحادیه اروپا و با مضمونی علیه اقلیت‌های نژادی در این قاره تولید شده است.


گزیده مطالب

دشمن‌شناسی و بصیرت یکی از محورهای مهم مقاومت
بی‌تردید، دشمن اصلی ملت ایران، آمریکاست و فهرست جنایات آمریکا در حافظه تاریخی ملت ما مانده است. حمایت از منافقان و مخالفان انقلاب اسلامی در جنایت‌ها و ترورهای اوایل انقلاب و حمایت بی‌چون و چرا از تروریسم، بلوکه کردن بیش از ۸۰ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران در آمریکا، راه‌اندازی جنگ تحمیلی از سوی رژیم سفاک عراق، حمله به طبس، حمله به هواپیمای مسافربری، راه‌اندازی، هدایت و حمایت از کودتای مخملی و انقلاب رنگی در قالب جنگ نرم و ... تنها گوشه‌ای از دشمنی‌های آمریکاست که هیچ‌گاه از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نمی‌شود.
ملت ایران، آمریکا را خوب می‌‌شناسد و این شناخت حاصل فداکاری ملت و شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و جانبازان و آزادگان غیوری است که مردانه پای ارزش‌های انقلاب ایستاده‌اند و همین طور بصیرت و هوشمندی امام(ره) و مقام معظم رهبری در نشان دادن چهره منحوس و چنگال خون‌آشام استکبار جهانی و همه متحدانش است.
امروز در مذاکرات گروه ۵+۱ هیچ‌گونه نشانه و یا اقدام عملی از سوی امریکایی‌ها و صداقت آنان در دیپلماسی هسته‌ای دیده نمی‌شود و کسانی که بر این باورند نباید صداقت آمریکایی‌ها را زیر سوال برد! معلوم نیست چگونه و با چه منطق و استدلالی به این نتیجه رسیده‌اند! تا زمانی که تحریم‌های ظالمانه از سوی آمریکا و متحدانش، برخلاف مقررات و کنوانسیون‌ها و حقوق بین‌المللی که با هیچ یک از قواعد انسانی سازگار نیست، علیه ملت ایران وجود دارد، ندای حق‌طلبانه و ظلم‌ستیزانه ملت ایران قطع نخواهد شد.
مسئولان و مقامات آمریکایی برخی از نرمش‌ها را به حساب ضعف و نیاز ایران اسلامی می‌‌گذراند و باید دقت کنیم که نرمش قهرمانانه مورد نظر مقام معظم رهبری که یک تاکتیک محسوب می‌‌شود جای خود را به سازش ذلیلانه ندهد. رهبر معظم انقلاب در جریان سفر به نیویورک تذکر داده بودند که مراقب باشید از اصول و خط قرمز جمهوری اسلامی عبور نکنید و اگر نرمش در مقابل دشمن صورت می‌‌گیرد باید قهرمانانه باشد، نه ذلیلانه!
با این توصیفات، دشمن‌شناسی و بصیرت و شناخت عرصه، یکی از محورهای مهم مقاومت و مقابله است. بنابراین باید هر چه بیشتر ماهیت شیطان بزرگ و صهیونیزم بین‌الملل را بشناسیم. این قدرت‌ها هرگز قائل به دین و انسانیت و آزادگی نیستند، بلکه برای تأمین منافع خود و احیای اقتصاد صهیونیسم دست به هر کاری می‌‌زنند و به این امید است که پا به میز مذاکرات هسته‌ای می‌‌گذارند.
این جرثومه‌های فساد با اتخاذ فشار و تحریم و موانع پی در پی اقتصادی، قصد فلج کردن اقتصاد ایران و از بین بردن عزم راسخ و همت جوانان این آب و خاک را دارند و رفتار دوگانه و دو پهلوی مسئولان آمریکایی در مذاکرات اخیر، موجب شناخت ماهیت ددمنشانه و ادامه بی‌اعتمادی ملت ایران نسبت به گفتار و رفتار آمریکایی‌ها شده است.
امروز آمریکا از هر جهت تمام شده است و دیگر دنیا دو قطبی نیست و انقلاب اسلامی، فصلی تازه در عرصه سیاسی دنیا به‌وجود آورده و نظام‌های دیکتاتوری را از هم پاشیده و استقلال و آزادی را در تمام عرصه‌ها برای ملت ایران به ارمغان آورده است.
یکی از اهداف انقلاب اسلامی و حضرت امام(ره)، بیداری مردم جهان بود که امروز مقام معظم رهبری این راهبرد مهم و نقشه راه را پس از وقوع انقلاب اسلامی، دولت و کشور اسلامی، به سمت بین‌الملل اسلامی هدایت و رهبری و زمینه را برای ظهور منجی موعود حضرت مهدی(عج) فراهم می‌‌کنند .
اهداف پشت پرده حملات و جنگ‌افروزی‌های دنیای استکبار و غرب و رژیم غاصب صهیونیستی و منافقان کوردل، علیه کشورهای مظلوم در منطقه چون سوریه، لبنان و غزه برای دستیابی به ایران و براندازی انقلاب اسلامی ایران است، چرا که فرهنگ انقلاب اسلامی، تحت لوای فرهنگ عاشورایی و نهضت حسینی و فرماندهی رهبر معظم انقلاب با عنوان موج بیداری اسلامی، در قلب تمام ملت‌های آزادیخواه و ظلم‌ستیز پاگرفته و تا قلب اروپا نیز کشیده شده است و شعار مرگ بر آمریکا یعنی این شور توأم با شعور حسینی ملت‌های بیدار و آزادیخواه در مقابل ظلم و جور و یزید زمان.
متأسفانه برخی از کسانی که تا دیروز یار انقلاب بودند، امروز حذف شعار مرگ بر آمریکا را زمزمه می‌کند و یا اینکه می‌‌خواهند فریاد آزادیخواهی و حق‌طلبی را به رفراندوم بگذارند! و همچنان نیز دم از گفتمان امام(ره) و انقلاب می‌‌زنند! در صورتی که حرف حضرت امام(ره) از روز نخست، نفی استکبار جهانی، به‌ویژه شیطان بزرگ بود. امروز شعار مرگ بر آمریکا نه به معنای مرگ بر ملت آمریکا، بلکه مرگ بر سیاست دوگانه و فریب و نیرنگ آمریکا، مرگ بر سیاست مداخله‌جویانه و خودبرتربینی آمریکا، مرگ به زیاده‌‌خواهی، جنگ‌افروزی، فتنه‌انگیزی و ظلم و ستم آمریکا نسبت به کشورهای مظلوم، مرگ بر حمایت‌های همه‌جانبه از صهیونیزم بین‌الملل و تروریست‌ها، وهابیان سلفی و خونخوار و سفاک است. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر همه زشتی‌ها و ناپاکی‌ها و سیاهی‌ها و ظلمت‌ها.
* محسن جعفری اصلی کارشناس ارشد روابط بین‌الملل


حسن ختام

اهل زمین چشم به راه ظهور تواند
باز هم خبر از تنها ماندن و غریب ماندن امام زمان دیگری است در این آخرالزمان.
هر چند کرب‌وبلای حسین(ع) قریب به هزار و چهارصدسال پیش در گوشه غربت‌زده زمین اتفاق افتاد، اما عشق بود که در عاشورا خودنمایی می‌کرد، آن هم از چشمان بانویی دل‌نگران بر تل خاکی در گوشه کرب‌وبلا.
امروز باید از نگاه زینب(س) به عالم نگاه کنم و کمی عاشقانه به زمین بنگرم تا شاید صبوری‌ام به قلب آسمانی زینب برسد و من هم کمی آرام بگیرم.
برای این روزهای زمین برای تو و قلب مهربانت سوره انشراحی می‌خوانم عاشقانه تا یادم بماند مولای من در این روزها، زمین عزادار است.
جانم به قربان گوشه شال عزایت که دلم را آتش می‌زند در این هنگامه غم گرفته در هستی. می‌دانم بار سنگین بی‌حسین(ع) شدن اهل زمین در کربلا باید سهم قلب مهربان تو باشد در این روزها. اما مولای من یقین بدان من هم این لحظه‌های غمبار هستی را با تو در عزا، در غم و در ماتم می‌گذرانم.
شاید فردا روزی که در عشق‌آباد ظهورت نام کربلاییان امروز زمین را خواندی، مرا هم صدا بزنی بیایم برای جانفشانی در رکابت.
مولای من!
هر چند به کربلای حسین(ع) نرسیدم، اما امروزِ من، در غیبت به نام تو همچون کربلایی عظیم است در آفرینش،
اما امیدوارم روزی بیایی و در فرداهای هستی تو را به نام بخوانند؛ به نام منتقم کرب‌وبلا.
بیایی و انتقام جد بی‌سرت و این چادرهای آتش گرفته را به نام فاطمه(س) از ظالمان زمین بگیری.
تمام اهل زمین چشم به راه ظهور تواند...
دعایی عاشقانه می‌خوانم برایت آقای من! آمینش با قلب مهربانت.
«یا رب‌الحسین، بحق‌الحسین، إشف صدرالحسین، بظهور الحجه...»
حسین قاسمی