بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

دوگانگی تصمیم‌ساز!
چندی است که از هیئت حاکمه آمریکا درباره مسائل هسته‌ای ایران دو صدای متفاوت و ناهمگون به گوش می‌رسد. کنگره بر تشدید تحریم‌ها اصرار دارد و اوباما خواهان خویشتنداری آنها در این مرحله از گفت‌وگوها است. در این میان برخی این دوگانگی اختلافی را در چارچوب سیاست قدیمی و جاری «چماق و هویج» می‌دانند که اوباما آن را به اشکال مختلف مدیریت می‌کند و برخی نیز آن را تا حدودی جدی می‌دانند. پیامد پذیرش سیاست «چماق و هویج» با پیامد ناشی ازجدی دیدن این دوگانگی متفاوت است. پیامد پذیرش موضوع اول این است که باید نسبت به این اختلافات ساختگی و برنامه‌ریزی شده، بی‌اعتنا بود و برنامه خود را دنبال کرد، حال آنکه پیامد پذیرش موضوع دوم به‌گونه‌ای دیگر است که نگارنده با لحاظ کردن آن، به اختصار موضوع را تشریح می‌کند. یکی از حوزه‌های عملکردی اوباما که به آن بسیار انتقاد و حمله شده، سیاست خارجی آمریکا است؛ حال آنکه اوباما به خوبی می‌داند یکی از عوامل اصلی پیروزی وی در انتخابات، هدف قرار دادن درست سیاست خارجی بوش بود. در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری دور اول اوباما، ادبیات نظامی‌گرایانه بوش و نومحافظه‌کاران جنگ‌طلب همچنان بر سر شهروندان آمریکایی سایه انداخته و آنها را آزار می‌داد؛ اعلام سیاست‌های ضدجنگ اوباما موجب پیروزی وی شد و اوباما پس از آن تنها توانست در حد خارج کردن نیروهای نظامی آمریکا از عراق به وعده‌اش عمل کند و به غیر از آن در سیاست خارجی نتوانست به موفقیت قابل‌اعتنایی دست یابد؛ ازاین رو انتقاد منتقدان وی به سیاست خارجی دولت اوباما بسیار زیاد و شدید است. ظاهراً اوباما برای به‌دست آوردن یک موفقیت بزرگ در سیاست خارجی که بتواند ضمن ترمیم تمام ضعف‌ها پشتوانه مطمئنی برای موفقیت‌های بعدی باشد به بررسی محورهای مختلف سیاست خارجی پرداخت و بحث هسته‌ای ایران را در بین همه آنها سرآمدترین و برجسته‌ترین دید، از این رو با برنامه‌ریزی کاملاً راهبردی وارد این موضوع شد و نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را برای اجرای آن برنامه راهبردی تا حدودی مناسب دید؛ احتمالاً به این سبب دیدار ظریف و کری و گفت‌وگوی تلفنی روحانی با اوباما برای آنها بسیار اهمیت یافت. به‌دنبال این دو اتفاق اوباما بسیار امیدوار شد که بخت با وی یار شده و می‌تواند از مانعی که پنج رئيس‌جمهور آمریکا پشت آن زمین‌گیر شدند عبور کند و این برای اولین‌ رئیس‌جمهور رنگین پوست آمریکا یک موفقیت رویایی است. از این منظر قاعدتاً نگاه کنگره با دولت و به‌ویژه شخص اوباما فرق دارد و آنها در عین داشتن دغدغه منافع ملی و اصرار بر دو روش متفاوت، نیم‌نگاهی نیز به خود شخص و منافع مترتب بر آن دارند که در نزد اوباما مشهودتر است. اوباما از طرفی می‌داند در این گفت‌وگوها هر چه بیشتر امتیاز بگیرد، موفقیتش بیشتر می‌شود و از طرف دیگر هم می‌داند اگر به خواسته‌های ایران نیز کاملاً بی‌توجه باشد و شوق بازی بردـ باخت وجودش را مشتعل سازد، هر آن امکان دارد طرف ایرانی در حساس‌ترین وضعیتی که اوباما خودش را در آستانه پیروزی می‌بیند، با واکنش ناگهانی همه‌چیز را بر هم بزند و اوباما را وادارد چند گامی را که برای اولین‌بار نسبت به سایر روسای جمهور آمریکا جلو آمده است، به عقب برگردد و این برای اوباما به‌معنای از دست دادن همه‌چیز است، زیرا پس از آن برای اوباما فرصتی باقی‌نمی‌ماند که وجهه مخدوش شده را ترمیم و بازی را از نو شروع کند؛ از این رو بسیار ضروری است که گروه مذاکره‌کننده ایرانی با در نظر گرفتن این واقعیات، شتاب‌زده عمل نکند و به زبان تهدید اوباما بها ندهد و هر جا که مشخص شد منافع قطعی و روشن ایران در معرض خطر قرار گرفته بدون درنگ، بازی را که در شکل گفت‌وگو انجام می‌شود، متوقف سازد. باور داشته باشیم این چیزی است که اوباما از آن بسیار وحشت دارد.

رضا گرمابدری


جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در حاشیه بازدید از هفته‌نامه صبح‌صادق
روحیه جهادی، انقلابی و سنگرنشینی در مجموعه دوستان صبح‌صادق مشاهده می‌شود

امروز در میان‌ دوستانی که در صبح به معنای واقعی ‌صادق مشغول خدمت هستند، روحیه جهادی، انقلابی و سنگرنشینی برای انقلاب را مشاهده کردم. ضمن اینکه تاکنون کارهای خوبی در این مجموعه انجام شده است، اما افق آینده باید افق جهان اسلام باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در حاشیه بازدید از هفته‌نامه صبح‌صادق در گفت‌وگو با خبرنگار صبح‌صادق با اشاره به اینکه همیشه دورادور از حاصل کارهای خبرنگاران و کارکنان صبح‌صادق استفاده می‌کردم، گفت: می‌خواستم با حضور در هفته‌نامه صبح‌صادق از نزدیک ببینم دوستانی که ما به راحتی محصولات‌شان را مشاهده می‌کنیم، کجا و چگونه زحمت می‌کشند از این رو وقتی به اینجا آمدم و از نزدیک نظاره‌گر فعالیت‌ها بودم، دیدم با اراده، ایمان و اعتقاد می‌توان کارهای بزرگ را انجام داد. به عبارت دیگر این امکانات نیست که کار را به پیش می‌برد، بلکه اراده و ایمان است که کارها را با همه مشکلات آن به پیش می‌برد.
وی با ذکر جمله‌ای از شهید میثمی، بیان داشت: جمله شهید میثمی که می‌گفت «توان ما به میزان امکانات در دست‌مان نیست، بلکه توان ما به میزان اتصال به خداست» را امروز در اینجا بیشتر از دوران جنگ تحمیلی دیدم.
دکتر حاجی‌صادقی ادامه داد: افق ما باید این باشد که جهان را برای حاکمیت دینی آماده کنیم. بنابراین امید دارم به این سمت حرکت کنید. در واقع انتظار می‌رود هم نشریه صبح‌صادق و هم نشریات دیگر به معنای واقعی خودشان بتوانند در این زمینه نقش‌آفرینی بیشتری داشته باشند. جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه ضمن ابراز امیدواری مبنی بر حل برخی مشکلات موجود پس از این بازدید تأکید کرد: البته همه مشکلات واقعاً به اعتبارات بستگی ندارد و می‌شود با توجه بیشتر و درک کار شما، برخی از مشکلات را برطرف کرد. با این وجود این انتظار بحق را نیز باید از مسئولان داشته باشید که به کار شما توجه کنند، زیرا تا زمانی که نعمت‌ها موجود هستند، قدرشان را نمی‌دانیم.
وی توضیح داد: این نکته‌ای است که حتی خداوند هم در آیات متعدد به آن اشاره می‌کند و می‌گوید انسان تا زمانی که نعمتی را دارد به آن فکر نمی‌کند، اما وقتی نعمت‌ها را از دست می‌دهد، به فکر می‌افتد. بنابراین اگر روزی صبح‌صادق نباشد، قدر آن را بیشتر خواهیم دانست.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در پایان اظهار داشت: با این حال نباید فراموش کنیم که چیزی که دل همه را گرم می‌کند، وعده الهی است که خداوند در آیات متعدد می‌فرماید: نمی‌گذارد اجر مومن ضایع شود.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

چرا فقط با آمریکا رابطه نداریم؟
قطع رابطه آمریکا با ایران در پی تسخیر لانه جاسوسی و استقبال ایران از این موضوع از یک طرف و پافشاری جمهوری اسلامی بر عدم مذاکره با آمریکا برای برقراری رابطه مجدد از طرف دیگر موجب شده عده‌ای به طرح این سوال در افکار عمومی روی آورند که چرا ما فقط با آمریکا نباید رابطه داشته باشیم؟ چرا با روسیه و چین رابطه داریم، اما با آمریکا این رابطه را نداریم؟ چه فرقی بین چین و روسیه با آمریکا وجود دارد؟ البته نقش رسانه‌های غربی، شبکه‌های ماهواره‌ای ضدانقلاب و برخی از گروه‌های سیاسی داخلی در دامن زدن به این سوال را نباید نادیده انگاشت. در این نوشتار کوتاه به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چرا ایران در حالی که با کشورهایی چون روسیه و چین ارتباط دارد، اما حاضر به مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا نیست. قبل از ارائه چند دلیل در این باره، باید به دو نکته مهم توجه گردد:
الف ـ ایران پس از انقلاب به رابطه خود با ایالات متحده ادامه داد و این خود آمریکایی‌ها بودند که قطع رابطه کردند.
ب ـ جمهوری اسلامی ایران برقراری رابطه مجدد با آمریکا را مشروط کرده به اینکه آمریکا حقوق ملت ایران را به رسمیت شناخته، از دخالت در امور داخلی ایران پرهیز کرده و حاضر باشد براساس احترام متقابل با ملت ایران تعامل داشته باشد.
بنابراین موضع جمهوری اسلامی، یک موضع معتدل و در راستای حفظ منافع ملت ایران است. اما در پاسخ به این پرسش که چه فرقی بین روسیه و چین با آمریکا وجود دارد که ایران با دو کشور اول رابطه دارد، لکن با آمریکا حاضر به برقراری رابطه نیست، باید گفت:
۱ـ پس از پیروزی انقلاب، چندین کودتا علیه جمهوری اسلامی طراحی شده آیا پشت صحنه این کودتاها چینی‌ها و روس‌ها بودند یا آمریکایی‌ها؟
۲ـ در طول سال‌های پس از انقلاب، حدود ۱۷ هزار نفر به دست تروریست‌ها در ایران به شهادت رسیدند. بر اساس اسناد و مدارک موجود، دست منافقین به خون ۱۶ هزار نفر از شهدا ترور آغشته است. آیا منافقین در طول سال‌های پس از انقلاب و هم‌اکنون، در پناه روس‌ها و چینی‌ها بوده‌اند، یا در پناه آمریکایی‌ها و مورد حمایت و پشتیبانی ایالات متحده می‌باشند؟
۳ـ در جریان جنگ تحمیلی، آیا روس‌ها وچینی‌ها در کنار ارتش بعث عراق به صورت مستقیم به ایران تجاوز نظامی کردند، یا این آمریکایی‌ها بودند که در چندین نوبت و از جمله زدن هواپیمای مسافربری، ملت ایران را مورد هجوم قرار دادند؟
۴ـ در موضوع هسته‌ای و تحریم‌ها، آیا این آمریکایی‌ها هستند که بیشترین فشارها را بر ملت ایران وارد ساخته یا روس‌ها و چینی‌ها چنین کرده‌اند؟آیا آمریکا مرتب جمهوری اسلامی ایران را به استفاده از گزینه‌ نظامی تهدید می‌کند یا کشورهایی چون روسیه و چین، چنین تهدیداتی را علیه ملت ایران دارند؟
۵ ـ دستان روس‌ها و چینی‌ها به خون دانشمندان هسته‌ای ایران آغشته شده و یا این غربی‌ها، آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها هستند که این جنایات را رقم زده و از بیان آن هم ابایی ندارند.
۶ ـ در اخلال‌های امنیتی سال‌های اخیر در مناطق مرزی مانند شمال غرب کشور و یا جنوب شرق کشور، سرویس‌های اطلاعاتی یا جاسوسی کدام کشورها نقش دارند؟ گروهک جندالشیطان عبدالمالک ریگی معدوم در جنوب شرق با حمایت و پشتیبانی آمریکایی‌ها آن جنایات وحشت‌انگیز را انجام داد، یا با حمایت روس‌ها و چینی‌ها چنین کرد؟
چرا فقط با آمریکا رابطه نداریم؟
ادامه از صفحه اول
۷-ـ اشغال کشورهای افغانستان و عراق در سال‌های اخیر از سوی کدام کشور صورت گرفت، آمریکا یا چین و روسیه؟
۸ ـ بحران‌آفرینی در سوریه و تلاش برای راه انداختن جنگ فرقه‌ای و مذهبی در جهان اسلام، توطئه شیطانی کدام کشور است؟ آمریکا و یا چین و روسیه؟
۹ ـ پشت صحنه پروژه‌های سنگین و میلیاردی اسلام‌هراسی برای اسلام‌ستیزی و ایرا‌ن‌هراسی برای ایران‌ستیزی، کدام کشور قرار دارد؟ آمریکا یا چین و روسیه؟
۱۰ـ پشت سر صهیونیست‌های جنایتکار چه کسانی تمام‌قد ایستاده‌اند و با تمام وجود از این اشغالگران سرزمین‌های اسلامی و قدس‌شریف دفاع می‌کنند؟ آمریکا یا چین و روسیه؟
۱۱ـ در اوضاع کنونی، کدام کشور مدعی رهبری جهان بوده و برای به دست گرفتن مدیریت بین‌المللی حاضر است هر نوع جنایتی را مرتکب شود؟ آمریکا یا چین و روسیه؟
از این نوع دلایل برای شمارش رذالت‌ها و دشمنی‌های ایالات متحده در حق ملت ایران و دیگر ملت‌های مظلوم بسیار است. در این نوشتار قصد تبرئه کشورهایی چون چین و روسیه، به‌ویژه کشور دوم از برخی مسایل گذشته نیست، بلکه هدف برجسته‌سازی خلق و خوی استکباری آمریکا در وضعیت کنونی است؛ خلق‌وخویی که سبب شد حضرت امام(ره)، از این کشور با عنوان شیطان بزرگ یاد کنند. اکنون این رئيس‌جمهور آمریکا است که می‌گوید آمریکایی‌ها ملتی استثنایی هستند و بر اساس همین «خودبرتر پنداری»، رهبری جهان را حق خود دانسته و دیگران را موظف به اطاعت می‌دانند! بنابراین وقتی در اوضاع کنونی، این تنها کشور آمریکا است که به‌دنبال تحت سلطه درآوردن تمامی ملل جهان است و با ملت ایران به دلیل تبعیت نکردن دشمنی می‌کند، حق ملت ایران است که از برقراری رابطه با چنین کشوری پرهیز کند و رابطه با چنین کشوری را رابطه‌ای نابرابر، ظالمانه و خسارت‌بار بداند.
لازم به ذکر است، نامشروع و جعلی بودن رژیم صهیونیستی برای ایرانیان، آنچنان آشکار است که کسی نمی‌تواند نداشتن رابطه با اسرائیل غاصب را به صورت یک سوال طرح نماید.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در ديدار مسئولان و دست‌اندركاران حج
ظرفیت عظیم حج در مقابل توطئه آتش‌افروزی‌های مذهبی فعال شود

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج امسال، حج را یک هدیه الهی و ظرفیتی تمام‌نشدنی در ایجاد تفاهم حول نیازهای مشترک دنیای اسلام خواندند و تصریح کردند: یکی از گرفتاری‌های بزرگ امروز دنیای اسلام، گرفتاری تحمیلی، عمدی و خباثت‌آور برافروختن آتش اختلافات امت اسلامی و فرقه‌های مذهبی است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر لزوم توجه به حساسیت‌ها و اقتضائات زمانی برای استفاده از ظرفیت عظیم حج خاطرنشان کردند: دستگاه استکبار و استعمار تجربه زیادی در آتش‌افروزی‌های مذهبی دارد و در شرایط کنونی باید ظرفیت حج در مقابل این توطئه فعال شود.
ایشان همچنین افزودند: تقابل فرقه‌های مذهبی به شیعه و سنی محدود نخواهد شد و اگر دشمنان اسلام بتوانند این تقابل‌ها را نهادینه کنند، به جان هم انداختن فرقه‌های درون اهل سنت و شیعه در دستور کار آنان قرار می‌گیرد.
رهبر معظم انقلاب، فرصت ایجاد تفاهم درخصوص خواسته‌ها و نیازهای مشترک دنیای اسلام را یکی دیگر از ظرفیت‌های بی‌نظیر حج خواندند و تأکید کردند: بسیاری از ظرفیت‌های حج هنوز ناشناخته است و باید از صاحبان فکر و اندیشه برای کشف و شناسایی این ظرفیت‌های جدید استفاده کرد.
معظم‌له با تشکر از زحمات دست‌اندرکاران حج امسال و ارائه‌ خدمات صحیح و منطقی به زائران، اظهار امیدواری کردند که نعمت بزرگ و ظرفیت تمام‌نشدنی حج بیش از گذشته در خدمت دنیای اسلام قرار گیرد.


بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره اصول دیپلماسی
نمایندگانی تیزتر از شمشیر و نرم‌تر از حریر

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای چندی پیش تاکتیک «نرمش قهرمانانه» را به جامعه یادآوری فرمودند ولی این اولین بار نبود که ایشان از این واژه استفاده می‌کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، ‌رهبر معظم انقلاب همواره و در طول دوران رهبری و حتی پیش از آن، بر ضرورت تدبیر همراه با مقاومت بر اصول در مسائل مربوط به کار دیپلماسی تأکید داشته‌اند.
ایشان در سخنرانی‌های مختلف خود تأکید کرده‌اند که به کار دیپلماسی و ضرورت‌های آن، متناسب با شیوه انقلابی و اسلامی پایبند هستند.
آخرین نمونه این تأکید، سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه بود که ایشان از واژه «نرمش قهرمانانه» استفاده کردند و آن را همراه با هوشمندی و شناخت حریف، یکی از روش‌های کار دیپلماسی خواندند.
معظم‌له در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه در این‌زمینه فرمودند: «ما مخالف با حرکت‌هاى صحیح و منطقى دیپلماسى هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسى، چه در عالم سیاست‌هاى داخلى. بنده معتقد به همان چیزى هستم که سال‌ها پیش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایى بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبى ندارد، اما این کشتى‌گیرى که دارد با حریف خودش کشتى می‌گیرد و یک جاهایى به دلیل فنّى نرمشى نشان می‌دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کارى است؛ این شرط اصلى است؛ بفهمند که دارند چه‌کار می‌کنند، بدانند که با چه کسى مواجهند، با چه کسى طرفند، آماج حمله‌ طرف آنها کجاى مسئله است؛ این را توجّه داشته باشند.»
اما این اولین بار نیست که ایشان از واژه و تعاریفی مشابه این، استفاده و بر لزوم استفاده از راهکارهای مختلف در مسائل دیپلماتیک تأکید می‌کنند. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای چندی پیش نیز در دیدار اعضای مجلس خبرنگان در 14 شهریور بر ضرورت استفاده از روش‌های هوشمندانه و مدبرانه در عرصه دیپلماسی تأکید کردند.
رهبر معظم انقلاب در این دیدار فرمودند: «در این سال‌ها جبهه‌بندى‌هاى منطقه‌اى و جهانى هم آشکار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ عرصه‌هاى سیاسى، یک کار مطلوب و مورد قبولى است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستى به معناى عبور از خطوط قرمز یا برگشتن از راهبردهاى اساسى، یا عدم توجّه به آرمان‌ها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد.»
بنابر این گزارش، پس از بیانات رهبر انقلاب، برخی رسانه‌های مغرض داخلی و خارجی این بیان ایشان را نوعی چرخش از اصول قبلی جمهوری در مبحث دیپلماسی خواندند و تحلیل‌های مختلفی را در این مورد ارائه دادند. اما با مراجعه به سخنرانی‌های رهبر انقلاب در دهه هفتاد، می‌توان اشاره ایشان به واژه «نرمش قهرمانانه» و رعایت تاکتیک‌های معمول دیپلماسی را مشاهده کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در جمع مسئولان وزارت خارجه و نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران،‌ در تاریخ 17 مرداد 1375 با تشریح دقیق فضای دیپلماسی و ضمن تأکید بر ضرورت پرهیز از حالت دفاعى در مسائل سیاسى به‌عنوان یکى از ویژگی‌هاى روحیه انقلابى تأکید کردند و فرمودند: «نمایندگان سیاسى جمهورى اسلامى ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم‌تر از حریر و سخت‌تر از سنگ و پولاد باشند.»
ایشان تصریح کردند: «عرصه سیاست خارجى میدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلمات‌هاى ما باید در مواضع اصولى خود مستحکم بایستند و استقامت و پایمردى حضرت امام خمینى (رض) را الگوى خود قرار دهند.»
‌ نکته قابل توجه این است که رهبر انقلاب نه‌تنها اکنون بلکه بیش از 44 سال پیش از واژه «نرم قهرمانانه» استفاده کردند و به آن معتقد بودند.
ایشان در ذیل عنوان کتاب ترجمه شده صلح امام حسن (ع) در سال 1348،‌ عنوان «شکوهمندترین نرمش قهرمانانه تاریخ» را به‌کار برده‌اند که نشان‌دهنده دقت ایشان در بهره‌گیری از عبرت‌های تاریخی و لزوم استفاده از روش‌های مختلف در روند کار دیپلماتیک است.


دیدار بانوی كرمانشاهی قهرمان ووشو با رهبر معظم انقلاب
خانم «مریم هاشمی» قهرمان كرمانشاهی ووشوی جهان در مسابقات مالزی، هفته گذشته (20 آبان) با حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و مدال طلای خود را به ایشان تقدیم كرد.
حضرت آیت‌الله‌الغظمی خامنه‌ای خطاب به بانوی ووشوكار كشورمان گفتند: شما با نمایش شخصیت و هویت زن مسلمان ایرانی نشان دادید كه در میادین ورزشی نیز یك زن مسلمان می‌تواند با حفظ حجاب و حدود دینی، حضوری مقتدر و عزت‌آفرین داشته باشد.
رهبر معظم انقلاب، دفاع علنی این بانوی ورزشكار از جمهوری اسلامی را امتیاز دیگری برای وی برشمردند و افزودند: یكی از برنامه‌های ثابت جنگ روانی دشمنان علیه جمهوری اسلامی، القای این ادعای نادرست است كه نخبگان عرصه‌های مختلف با نظام اسلامی میانه‌ای ندارند؛ كه شما با اقدام خود، وابستگی به نظام اسلامی را از یك سكوی جهانی اعلام كردید.
ایشان، نفس حضور جوانان ورزشكار ایران اسلامی در میدان‌های بین‌المللی را ارزشمند دانستند و افزودند: خدا را به‌خاطر وجود جوانانی همانند شما شكر می‌كنم.


يادداشت
مهدي سعیدي

حاشيه‌سازان در پي ايجاد تقابل دولت و مجلس
آغاز به کار دولت يازدهم، نويدبخش فصلي نو در تعاملات مجلس و دولت بود که در اواخر دوران دولت دهم با کدورت‌ها و مشکلاتي مواجه شده بود. نماد و نشانه اين همکاري را مي‌توان در روز رأي‌گيري به کابينه مشاهده کرد که برخي از اعضاي کابينه با بالاترين رأي در تاريخ جمهوري اسلامي به عنوان وزير برگزيده شدند. بدون شک، تداوم اين روند، يکي از لوازم کارآمدي و موفقيت دولت است و مي‌تواند در پيشبرد امور، ياري‌رسان قواي اجرايي کشور باشد.
اما متأسفانه مشاهده می‌شود که اين تعاملات مثبت به مذاق برخي خوش نيامده و برخي بي‌تدبيري‌ها نيز موثر افتاده و کار را در تعيين وزير ورزش و جوانان با مشکلاتي مواجه ساخته است. اين مشکل در مورد وزیر علوم و فناوري نيز نزدیک بود که تداوم يابد که با تدبير نهايي رئيس‌جمهور در کنار گذاشتن جعفر توفيقي و معرفي فرجي‌دانا و در نهايت، رأي اعتماد مجلسيان ختم به خير شد.
اما مشخص نشدن وزير ورزش و جوانان در حالي صورت مي‌گيرد که در حوزه ورزش با نوعي از هم گسيختگي مواجه هستيم که تداوم و به طول انجاميدن اين وضعيت، لطمات جبران‌ناپذيري را بر ورزش کشور وارد خواهد کرد. برخي از تيم‌هاي ورزشي کشور در مرحله آماده‌سازي و برخي ديگر در مرحله اعزام به مسابقات جهاني هستند که به دليل کمبود بودجه و نابساماني مديريتي، با مشکلات عديده‌اي مواجه شده‌اند. اين سردرگمي، صداي بسياري از دلسوزان ورزش کشور را نيز در آورده است و در هفته‌هاي گذشته، شاهد مصاحبه‌ها و اعلام نظرات مختلفي در اين زمينه بوده‌ايم.
در اين بين، سوال اصلي اين است که چرا دولت با وجود آنکه از حساسيت‌هاي مجلس در قبال افرادي که سابقه نامطلوبي در فتنه‌گري داشته‌اند آگاه است، اما باز هم اصرار به معرفي چنين افرادي براي تصدي وزارت دارد؟ آيا اصرار به ادامه اين روند، با شعارهاي اعتدالگرايانه دولت يازدهم در تعارض نيست؟! چه کساني در پشت پرده فشار به دولت براي معرفي چنين گزينه‌هايي هستند؟ و از همه مهم‌تر، چه کساني از ايجاد اختلاف و رودر رو قرار دادن مجلس و دولت سود مي‌برند؟!
به نظر مي‌رسد نبايد از نقش افراطي‌ها که از شعار اعتدالگرايانه آقاي روحاني در رنجند غفلت ورزيد. به واقع همين‌ها هستند که مايلند ايشان را به سوي موضع‌گيري‌هاي تند سوق داده و در برابر مجلس قرار دهند! و به همين دلیل است که اين افراد از اظهارات آقاي روحاني در صحن علني مجلس با اين مضمون که «گويا برخي پيام 24 خرداد را درک نکرده‌اند!» به وجد آمدند و با آب و تاب در سايت‌ها و رسانه‌هاي خود بزرگنمايي کردند! به نظر مي‌رسد جدايي از اين جريان افراطي و جلوگيري و کوتاه کردن دست اين افراد از نفوذ در تيم‌هاي مشاوره و تصميم‌ساز دولت، يکي از ضرورت‌هايي است که بايد در اولويت کاري دولت اعتدال قرار گيرد.
از سوي ديگر، متأسفانه در واکنش به مباحث مطرح در جلسه رأي‌اعتماد به وزير ورزش، برخي مجلسيان نيز در گفت‌وگو با رسانه‌ها اظهاراتي داشتند که خارج از دورانديشي و تدبير بود و حاصلي جز ايجاد کدورت و اختلاف به همراه نخواهد داشت؛ از این رو به نظر مي‌رسد تأکيد بر تدبير و عقلانيت به جاي احساس‌گرايي و حب و بغض؛ حرکت بر مسير اعتدال به جاي افراط‌گرايي؛ و توجه به منافع و مصالح ملي به جاي جناح‌زدگي و سياسي کاري؛ مي‌تواند راه حل مشکل تکميل وزراي کابينه دولت يازدهم باشد.
لذا انتظار آن است که در زمينه براي نمايش همگرايي دولت و مجلس فراهم گردد و مباحث قابل طرح از سوي مجلسيان و نمايندگان دولت در روز رأي‌گيري براي چهارمين نامزد وزارت ورزش، با رعايت ملاحظاتي صورت گيرد تا فرصت هیچ گونه بهره‌برداري برای افراطي‌ها به‌وجود نیاید.


نكته و نظر

شاه بوالهوس قاجار!
نکته: ناصرالدین شاه به زرگری سفارش ساخت کمربند طلای ظریفی را داده بود. پس از مدتی زرگر کمربند ساخته شده را نزد شاه برد، این درست زمانی بود که شاه با امیرکبیر در حال گفت و شنود درباره مسائل مملکتی بود. شاه به محض اینکه زرگر را دید به سوی او دوید و کمربند را گرفت و کلی از کار او تعریف کرد و سپس کمربند را به امیر نشان داد. امیرکبیر کمربند را از دست شاه گرفت و به زمین زد و زرگر را از اتاق‌ بیرون کرد و به شاه گفت: قربان! شما نباید آنقدر بوالهوس باشید که برای یک کمربند حرف صدراعظم خود را قطع کنید. این کمربند حداکثر دو تا سه هزار تومان می‌ارزد، اما حرف‌ها و تصمیم‌گیری‌های من هزاران برابر ممکن است به شما و مملکت فایده برساند.
(حکایات و روایت‌هاـ حقگو)
نظر: مشغول شدن حاکمان و مسئولان و مدیران به بحث‌ها و موضوعات حاشیه‌ای می‌تواند علت بسیاری از مصائب و بدبختی‌های کشور، سازمان‌ها و ادارات باشد.مسئله ای که متاسفانه‌زیاد شاهدیم.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

سوریه را با چند کرسی در پارلمان معامله نمی‌کنیم
دبیر کل حزب‌الله لبنان با بیان اینکه سوریه آغوش و پشتیبان مقاومت است، گفت: هرکس که مسئله خروج ما از سوریه را برای تشکیل دولت مطرح کند، از یک شرط اجرانشدنی سخن گفته است. ما لبنان و سوریه و محور مقاومت را با چند کرسی در پارلمان معامله نمی‌کنیم.
سیدحسن نصرالله با حضور در جمع عزاداران در روز عاشورای حسینی گفت: مشکل تکفیری‌ها با تمام مسلمانان است و این امر دلیل اقدامات علیه اهل تسنن و تشیع در تمام جهان است. وی تصریح کرد: همان‌طور که چندین بار اعلام کرده‌ایم، حضور ما در سوریه برای دفاع از لبنان، سوریه و فلسطین است و مقاومت با تمام خطراتی که با آن مواجه باشد، مقابله می‌کند.
سیدحسن نصر‌الله اظهار کرد: تا زمانی که لازم باشد، ما در سوریه می‌مانیم. مشکل این است که در لبنان برخی تلاش می‌کنند تا مشکل را به یک علت تبدیل کنند. وی عنوان داشت: زمانی که خطرات راهبردی وجود دارد که ملت‌های منطقه را تهدید می‌کند، این امر مهم‌تر از آن است که به عنوان یک معامله مطرح شود. ما از شما هیچ سرپوشی برای مقاومت نخواسته‌ایم و نخواهیم خواست.
دبیرکل حزب‌الله لبنان گفت: پایبندی به مقاومت به عنوان راه اصلی برای محافظت از کشورمان و منابع کشورمان است. وی تصریح کرد: برخی در لبنان همواره از مقاومت فرانسه و اینکه این مقاومت سلاح‌هایش را بر زمین گذاشت، سخن می‌گویند؛ اما این امر را فراموش می‌کنند که مقاومت فرانسه پس از اینکه تهدیدها علیه آن از بین رفت، پایان یافت، حال آن که دشمن لبنان همچنان وجود دارد و جاسوسی می‌کند و خود را برای جنگ آماده می‌سازد. آیا درست است که در چنین شرایطی ما میدان را برای دشمن خالی کنیم؟
سیدحسن نصر‌الله افزود: تا زمانی که دلیل مقاومت وجود داشته باشد، مقاومت برای مقابله با تهدیدهای اسرائیل باقی خواهد ماند.
وی تصریح کرد: باید مسئله مرکزی فلسطین را به کشورهای عربی یادآوری کنیم و اینکه نباید هیچ‌کس تحت هیچ شرایطی از این مسئله شانه خالی کند.



اقدام زودهنگام کردهای سوریه برای استقلال

گروه‌های سیاسی در کردستان سوریه از ایجاد ساختاری شبیه کابینه موقت برای اداره موقت امور مناطق کردنشین سوریه در شمال شرق این کشور خبر دادند.
این کابینه موقت «مدیریت انتقالی» نام گرفته است. تلاش‌ها برای ایجاد این کابینه با محوریت حزب اتحادیه دموکراتیک کردستان سوریه انجام می‌شود. به گزارش رویترز، این اقدام پس از آن صورت می‌گیرد که شبه‌نظامیان کرد توانستند گروه‌های نزدیک به القاعده را از مناطق کردنشین سوریه به عقب برانند. رویترز می‌نویسد: این اقدام، تلاشی برای نهادینه‌سازی موجودیت جغرافیایی و سیاسی کردهای سوریه به‌ویژه پس از موفقیت در عقب راندن شورشیان مسلح افراط‌گرای اسلامی از مناطق کردنشین این کشور است. کردهای سوریه جنگ داخلی در این کشور را فرصتی برای دستیابی به خودمختاری می‌دانند. کمیته‌ای از کردها و گروه‌های دیگر در نشستی در شهر قامشلی یکی از مهم‌ترین شهرهای کردنشین سوریه اعلام کردند زمان آن فرا رسیده که مدیریتی برای اداره موقت مناطق کردنشین ایجاد شود.
در بیانیه منتشر شده از سوی ایجادکنندگان این مدیریت انتقالی آمده است: در شرایط فعلی سوریه و با هدف پر کردن جای خالی ادارات و سازمان‌های مختلف برای اداره اوضاع مردم در مناطق کردنشین، ایجاد مدیریت انتقالی دموکراتیک لازم است. صادرکنندگان این بیانیه گفته‌اند به وحدت سوریه متعهد هستند و از قدرت‌های جهانی و کشورهای همسایه سوریه خواستند از مدیریت جدید در کردستان سوریه حمایت کنند.
براساس این تصمیم‌گیری، مناطق کردنشین سوریه به سه منطقه تقسیم می‌شود و هر منطقه دارای شورای محلی ویژه خود خواهد بود. مأموریت این مدیریت محلی، تهیه قوانین انتخابات محلی، آماده‌سازی برای انتخابات عمومی و اداره امور اقتصادی، سیاسی و امنیتی این منطقه است. به نظر می‌رسد اقدام زود هنگام کردها در شرایطی که دولت سوریه در جنگ داخلی به سر می‌برد، عملاً تجزیه سوریه را دامن می‌زند و کردهای سوریه باید تا پایان بحران دولت سوریه به مقاومت سیاسی و نظامی در برخورد با تروریست‌های سوریه ادامه می‌دادند. البته برخی گزارش‌ها از تکذیب استقلال کردستان سوریه خبر می‌دهد.



توپخانه رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران

«سیداحمد سادات» مدیر شبکه «العالم» هدف از تأسیس شبکه العالم را ارائه تصویری درست از انقلاب اسلامی ایران می‌داند و می‌گوید: یکی از اولویت‌های اساسی برنامه‌سازی و اطلاع‌رسانی شبکه العالم، مسائل مربوط به ایران است. در این قضیه با توجه به سیاستی که غربی‌ها، صهیونیست‌ها و حکومت‌های مرتجع عربی در پیش بردن پروژه ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی در منطقه داشته‌اند، شبکه العالم اهتمام ویژه‌ای در این خصوص داشته است به‌طوری که رسانه‌های معاند، از العالم به‌عنوان توپخانه رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران یاد می‌کنند. ما در شبکه علاوه بر پوشش اخبار و پخش گزارش‌های متنوع از فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه، به مقابله با پروژه ایران‌هراسی می‌پردازیم. برای نمونه در این‌زمینه می‌توان به حقوق زنان و حضور آنان در عرصه‌های مختلف اشاره کرد.رویکردی که العالم در بیش از ۱۰ سال حضور خود در عرصه رسانه‌ای داشته نشان داده این شبکه، رسانه‌ای افشاگر است که به انحصار خبری سلطه‌طلبان غربی‌ و هم‌پیمانان عربی پایان داده است.
در واقع به یُمن فعالیت‌های گسترده العالم و رسانه‌های همسو می‌بینیم افکار عمومی امروزه متوجه شدند که جنس درگیری‌ها در سوریه از جنس بیداری اسلامی و انقلاب‌های عربی نیست بلکه توطئه‌ای پیرامون این کشور شکل گرفته است و در واقع این تروریست‌ها هستند که با پول و سلاح سعودی‌ها و قطری‌ها و غربی‌ها و ترکیه با حکومت می‌جنگند؛ اگرچه یک سری مخالفان هم در داخل هستند که بنا به اعتراف خود غربی‌ها کم‌تعدادند. سعودی‌ها بسیار تلاش کردند تا در کل منطقه از جمله سوریه جنگ شیعه و سُنی راه بیندازند. ما در گزارش‌های مختلف نشان می‌دهیم بسیاری از سنی‌ها و مسیحی‌ها در دفاع از خود علیه تروریست‌ها می‌جنگند و این نشان می‌دهد که درگیری‌ها در سوریه جنگ طایفه‌ای نیست. به هر حال مجموعه عملکرد العالم منجر شد تا حکام مرتجع عرب به مقابله بپردازند، بنابراین جلسه‌ای شکل گرفت و پنج کشور عربی در این‌خصوص به یک تصمیم واحد رسیدند و العالم را از ماهواره‌های عربی قطع کردند.





جایزه‌های کوچک برای درخواست‌های نامحدود

آمریکا مدام از آزمون، آزمایش و راستی‌آزمایی ایران سخن می‌گوید بدون اینکه به این نکته دقت داشته باشد که ایران بارها آزمون خود را داده است و این آمریکاست که باید آزمون بدهد.
رئیس‌جمهور آمریکا گفت: به دنبال اقدام ایران در پذیرش توافق کوتاه‌مدت و تک‌مرحله‌ای برای توقف گسترش برنامه هسته‌ای‌اش، ما نیز کاهش محدودی در حاشیه تحریم‌های اعمالی علیه این کشور ارائه می‌کنیم. این اقدام به قدرت‌های جهانی فرصت می‌دهد که میزان جدی بودن ایران در گفت‌وگوها برای دستیابی به توافق نهایی را بیازمایند.
این موضوع همچنین تضمینی به ما ارائه می‌کند که اگر بعد از شش ماه، جدی نبودن طرف ایرانی مشخص شد، می‌توانیم تحریم‌های کاهش یافته را به حالت قبل بازگردانیم. وزیر خارجه آمریکا هم در مصاحبه با شبكه «ام‌اس‌ان‌بي‌سي» گفت به ایران پیشنهاد کرده‌ایم در صورت توافق هسته‌ای در گام نخست، بخش کوچکی از پول‌های بلوکه شده ایران در بانک‌های جهان آزاد شود.
جان کری رقم این پول‌های بلوکه شده ایران را 45 میلیارد دلار اعلام کرد. وی افزود: در مرحله نخست، تحریم‌های اساسی علیه ایران لغو نمی‌شوند. 95 درصد تحریم‌ها علیه تهران باقی خواهند ماند.
وزیر خارجه آمریکا ادامه داد: قبل از اینکه تحریم‌ها به میزان زیادی بر ایران تأثیر بگذارد، درآمد نفتی این کشور سالانه 110 تا 120 میلیارد دلار بود. این رقم به دلیل تحریم‌ها به 40 تا 45 میلیارد دلار در سال کاهش یافت.
همچنین 45 میلیارد دلار از ایران به صورت پول بلوکه شده در بانک‌هایی در سراسر جهان وجود دارد. ایرانی‌ها به این پول‌ها دسترسی ندارند. او ادامه داد: همه آن چیزی که درباره آن سخن می‌گوییم، این است که بخش کوچکی از پول‌های بلوکه شده ایران را آزاد کنیم، زیرا لازم است کاری کنیم تا ایرانی‌ها بگویند بله ما برنامه هسته‌ای‌مان را در همین وضعیت نگه می‌داریم.


خط خبر

ایرادهای بنی‌اسرائیلی صهیونیست‌ها از روحانی
در حالی که به نظر می‌‌‌‌‌‌رسد با دور جدید مذاکرات ایران و گروه 1+5 و نزدیک شدن به توافقات هسته‌ای، فشارها بر ایران پایان خواهد یافت، اما شواهد و قراین نشان می‌‌‌‌‌‌دهد پرونده به اصطلاح حقوق بشر ایران هم‌عرض با برنامه هسته‌ای در حال رسیدگی است و بهانه‌جویی غرب برای کارشکنی در مسیر ایران نیز پایان نخواهد یافت. «مایکل لدین» کارشناس ضد ایرانی و عضو بنیاد دفاع از دموکراسی، اینکه روحانی یک اصلاح‌طلب است را مورد سوال و تردید قرار می‌‌‌‌‌‌دهد و از قول او می‌‌‌‌‌‌نویسد: روحانی در هر صورت، بدتر از احمدی‌نژاد است. لدین می‌‌‌‌‌‌افزاید: میزان اعدام‌ها بالا رفته است و سرکوب مخالفان شدت گرفته است. او {حسن روحانی} به‌تازگی شروع به بستن روزنامه‌ها کرده است. او{حسن روحانی} در مورد آزادی زندانیان سیاسی صحبت کرده است، بعضی از آنها آزاد شدند، اما آنها اکنون به زندان برگشته‌اند.

هدیه اروپایی مذاکره!

اتحادیه اروپا در اقدامی غیرمنتظره تصمیم گرفته است که برخی تحریم‌هایی را که با رأی دادگاه اروپا لغو شده بود، بار دیگر برقرار کند. شبکه اینترنتی رادیو فرانسه فارسی در گزارشی نوشت: منابع دیپلماتیک گفته‌اند که هدف اتحادیه اروپا از این اقدام نه اعمال مجازات‌های جدید نسبت به ایران، بلکه حفظ تحریم‌های موجود علیه این کشور است.

اجبار دانش‌‌آموزان شیعه برای حضور در کلاس درس

در حالی که مسلمانان در اقصی نقاط جهان در مراسم روز عاشورا، با حزن و اندوه به عزاداری می‌‌‌‌‌‌پردازند، اما آل‌سعود تمامی دانش‌آموزان و دانشجویان استان شیعه‌‌نشین الاحساء در شرق این کشور را مجبور کرد که سر کلاس‌های درس حاضر شوند. اما با این حال، گزارش‌ها از برگزاری مراسم باشکوه عاشورا در مدینه و شرق عربستان حکایت دارد.

خاتمی: روحانی اصلاح‌طلب نیست اما...

محمد خاتمی در دیدار خانواده کروبی و موسوی گفته است: «نباید از روحانی انتظار یک اصلاح‌طلب تمام‌عیار را داشت. او خود را مستقل می‌داند. راز حمایت ما از وی در انتخابات ریاست‌جمهوری این بود که مواضع او نسبت به دیگر کاندیداها به ما نزدیک‌تر بود. او پس از رسیدن به قدرت تنها نیروهای درجه دو و سه و حاشیه‌ای اصلاحات را به کار گرفته است. روحانی و ناطق برای ما قابل احترامند، اما نه به عنوان یک اصلاح‌طلب، بلکه به دلیل مواضع مشترکی که با هم داریم. این از خواص احمدی‌نژاد بود که ما را تا آستانه وحدت پیش برد.»!

نظرات اعضای مجمع تشخیص درباره بچه‌های انقلاب

بخشی از جلسه هفته گذشته مجمع تشخیص مصلحت نظام به بحث در مورد مذاکرات هسته‌ای گذشت. در این جلسه هاشمی رفسنجانی گفت: تعبیر رهبر انقلاب درباره تیم هسته‌ای که از آنها به عنوان «فرزندان خودمان و فرزندان انقلاب» یاد کردند، بسیار مهم بود به‌گونه‌ای که لکنت زبان را از تیم مذاکره‌کننده گرفت تا با اعتماد به نفس بیشتری کار خود را پیش ببرند. غربی‌ها باید احساس کنند که ما در داخل متحد هستیم. اگر بتوانیم حق خود را در مذاکرات بگیریم، هم دستاورد داخلی دارد و هم منطقه‌ای. اگر هم مذاکرات به نتیجه نرسد، با توکل به خداوند مسیر پیشرفت کشور را با قوت ادامه خواهیم داد.» محسن رضایی نیز طی سخنانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت، علت تنازل نسبی آمریکایی‌ها از مواضع قبلی خود در مذاکرات ژنو را این سه مورد عنوان کرد: 1 ـ راهپیمایی بی‌سابقه 13 آبان که نشان داد فضای ضد آمریکایی در ایران مؤثر و قوی است. 2 ـ حمایت رهبر انقلاب از تیم مذاکره‌کننده که نشان داد این تیم، نماینده حاکمیت در مذاکرات است و 3 ـ یکصدایی و انسجام ملی در داخل کشور نسبت به مذاکرات هسته‌ای.

بازتاب تدبیر هوشمندانه رهبری

مقامات و رسانه‌های غربی با تحسین تدبیر هوشمندانه مقام معظم رهبری در حمایت از تیم مذاکره‌کننده ایرانی، مسیر مذاکره هسته‌ای ایران با گروه 1+5 را یک مسیر مهندسی‌شده دقیق، هوشمندانه و حکیمانه می‌دانند که در هر دو طرف ماجرا چه پیروزی و چه بن‌بست، جمهوری اسلامی ایران بیشترین امتیاز را از آن خود خواهد کرد.

دولت مردد یارانه است

یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی گفت: حدس من این است که دولت بین روش‌های مختلف پرداخت یارانه مردد است و ممکن است در بودجه سال 93 به صورت ترکیبی عمل کند یعنی به بخشی، یارانه نقدی پرداخت کند، به بخشی کالا بدهد و بخشی را هم حذف کند. علی‌محمد احمدی افزود: ظاهراً دولت خودش هنوز به جمع‌بندی نرسیده و حدس و گمان‌هایی به شکل پراکنده توسط مسئولان مطرح می‌شود البته نهایتاً باید آقای نوبخت، سخنگوی اقتصادی دولت، تصمیم نهایی در این رابطه را اعلام کند.

تعزیه‌خوانی که آسمانی شد
مرحوم اسماعیل مهری تعزیه‌خوان 65 ساله ساکن روستای مهر از توابع بخش باشتین شهرستان داورزن که برای اجرای تعزیه‌خوانی به روستای زادگاهش (بهانگر) رفته بود، در ظهر روز تاسوعای حسینی(ع) در اثر حمله قلبی جان خود را از دست داد. آخرین اجرای این مرحوم زمانی بود که وی در نقش امام حسین(ع) بر بالین حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) در روز عاشورا حاضر شد و با گفتن عباس، ابوالفضل، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. این ذاکر اهل‌بیت(ع) که از تعزیه خوانان قدیمی و بومی این منطقه بود هر ساله در مراسم تعزیه‌خوانی روستای زادگاهش نقش حضرت ابوالفضل(ع) را ایفا می‌‌‌‌‌‌کرد.

عدم استقبال ایران از شانس با چشمان بسته
«محمد جواد ظریف» وزیر خارجه ایران نسبت به دور جدید مذاکرات هسته‌ای ابراز امیدواری کرده، ولی در عین حال، بار دیگر بر تقاضای ایران برای به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای خود تأکید کرده است. ریانووستی به نقل از ظریف می‌نویسد: «من همیشه امیدوارم. پیش رفتن بدون امید ممکن نیست. اما امید داشتن ضرورتاً به معنای حرکت با چشمان بسته نیست.» ظریف در ادامه اشاره کرد توافقی که حقوق مردم ایران را به رسمیت نشناسد و به این حقوق احترام نگذارد، شانسی برای موفقیت ندارد.

بالاخره موسسه نشر امام(ره) یک جوابیه انقلابی صادر کرد
به‌تازگی فرزند آیت‌الله منتظری در جلسه‌ای درباره نامه 6 فروردین 68 امام خمینی(ره) خطاب به آیت‌الله منتظری، این نامه را نوشته مرحوم یادگار امام دانسته و به ایشان نسبت جعل داده است. آقای محمدعلی انصاری در این خصوص گفت: حقیقتاً برای اینجانب که از مدت‌ها پیش از نگارش این نامه از وجود شکاف و اختلاف عمیق میان حضرت امام(ره) و آیت‌الله منتظری مطلع بودم و نامه 6 فروردین را به ترتیبی خاص و شخصاً از سوی امام به قم برده و تحویل آقای منتظری دادم و علاوه بر آن، دو فقره وصیت‌نامه امام که نزد ایشان بود را باز پس گرفته و به تهران آوردم و موارد متعدد دیگری که همه آنها حکایتگر نارضایتی و دلگیری و خشم امام نسبت به آقای منتظری بود، تعجب‌آور است که کسانی چشمان خود را بر روی حقایق ملموس بسته‌اند و بر عملی که روح مرحوم منتظری را هم آزار می‌دهد، اصرار می‌ورزند و در شرایط امروز کشور که مردم محتاج همدلی و آرامش هستند نغمه‌ای، آن هم از نوع تهمت به مرحوم یادگار امام سر می‌دهند، کسی که بالاترین جرمش دفاع عاقلانه و عارفانه و خالصانه از راه و رسم مکتب امام بود. یقیناً هر گونه تشکیک و نسبت جعل و تحریف نسبت به نامه 6 فروردین ناشی از جهل یا خدای ناکرده ناشی از عناد و یا انتقام‌جویی است و به نوعی تلاش در جهت وارونه جلوه دادن حقایق و واقعیات تاریخ انقلاب است.

تک پرسپولیس به یارکشی رأی ‌اعتماد
مدیرعامل باشگاه پرسپولیس با اشاره به در پیش بودن جلسه‌ مجدد مجلس برای رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی وزارت ورزش و جوانان اظهار کرد: ما مُردیم این‌قدر از وزرای پیشنهادی ورزش تعریف کردیم. این یکی را دیگر خواهش می‌کنیم که نمایندگان رأی‌ اعتماد دهند. من مطمئنم مجلس حرف ورزشی‌ها را گوش می‌دهد. برای ما مهم این است که این وزارتخانه سر و سامان بگیرد و وزیر خود را پیدا کند. او ادامه داد: رئیس‌جمهور محترم هر فردی را معرفی کرد، ما حمایت کردیم چرا که همه‌ ورزشی‌ها منتظر روی کار آمدن وزیر هستند و برای ما شخص مهم نیست. فکر می‌کنم این بار دیگر مجلس رأی ‌اعتماد بدهد.


یادداشت
رسول سنایی‌راد

اشتباهات محاسباتی را جبران کنیم
باوجود تمامی تلاش‌های تیم هسته‌ای کشورمان و ارائه بسته‌ای جامع، منطقی و اعتمادساز در مذاکرات سنگین و فشرده ژنو و حضور وزیر امور خارجه آمریکا و وزرای خارجه تروئیکای اروپایی، این دور از مذاکرات نیز بدون دستیابی به توافق پایان یافت و ادامه آن به آخر آبان‌ماه موکول شد.
دلیل اصلی نرسیدن به توافق، اصرار آمریکا و تروئیکای اروپایی بر گرفتن تمامی برگه‌های جمهوری اسلامی در قبال واگذاری امتیازات ناچیز و نسیه بود. یعنی آنها اصرار داشتند که ۱ـ غنی‌سازی بیست درصد تعطیل شود، ۲ـ تأسیسات آب‌سنگین اراک راه‌اندازی نشود، ۳ـ تأسیسات فردو تعطیل شود، ۴ـ سانتریفیوژهای نسل جدید و پیشرفته راه‌اندازی نشود، ۵ـ ذخایر اورانیوم بیست درصد کاهش یابد و حتی پروتکل الحاقی نیز اجرا ‌گردد.
در مقابل آنها وعده ۱ـ آزادسازی دارایی‌های بلوک شرق ایران در کشورهای چین، هند و کره‌جنوبی، ۲ـ لغو تحریم پتروشیمی، خودرو و طلا را ‌دادند که معنای آن همان معامله آب‌نبات با جواهرات گران بود.
این در حالی بود که پیش از این، جریان رسانه‌ای غرب و ادامه آن در داخل، دم از معامله بزرگ می‌زد و با ذوق‌زدگی به فضاسازی برای تیم مذاکره‌کننده پرداخته و عامل اصلی عدم پیشرفت در مذاکرات قبلی را صرفاً در خط‌مشی تیم مذاکره‌کننده ایرانی و عدم پایبندی آن به الزامات دیپلماتیک معرفی می‌کرد. اما برخورد غرب در مذاکرات اخیر که ناشی از اولویت منافع صهیونیسم نزد جملگی آنان، توقف در نظم استکباری و استعماری گذشته و بی‌اعتنایی به منش و شخصیت انقلابی، اسلامی و ملی مردم شریف ایران اسلامی است، چهره واقعی مخالفان پرونده هسته‌ای و ماهیت غیرقابل اعتماد آنان را برملا ساخت. چنین برخوردی گرچه فرصت برای مذاکره را می‌سوزاند اما مولد شناخت واقعی افکار عمومی از ماهیت جبارانه و مستکبرانه غرب و بی‌اعتنایی آنان به منافع ملی جمهوری اسلامی ایران نیز به حساب می‌آید. پدیده‌ای که مولد پیام مقاومت و بازگشت به ظرفیت‌های داخلی برای حل مشکلات اقتصادی و دفاع از دستاوردهای فناورانه و منافع ملی است. لجاجت و زیاده‌خواهی آمریکا و غرب و تلاش آنان برای خارج ساختن یک باره همه برگه‌ها و امتیازات ایران اسلامی، به موازات خط و نشان‌های جدید سناتورهای آمریکایی برای تشدید تحریم‌ها و تأکید بر اینکه خط تحریم و فشار، مذاکره را تقویت کرده نشان از ادامه همان مسیر بیهوده قبلی و یکجانبه‌گری دولت‌های غربی دارد که راه مقابله با آن بازگشت به داخل و استفاده از تمامی ظرفیت‌های داخلی برای حل مسائل اساسی کشور است.
به‌نظر می‌رسد گشودن پنجره جدید در دیپلماسی، دولت‌های غربی را به اشتباه محاسباتی انداخته و این تصور را منتقل کرده که این اقدام از سر استیصال و نتیجه فشار و تحریم‌ها است. البته برخی نگاه‌های سطحی و ذوق‌زدگی‌های داخلی از خط مذاکره هم شاید در بروز چنین توهمی بی‌تأثیر نبوده که متأسفانه برخی رقابت‌های سیاسی و جناحی از جمله انتخابات و نتایج آن به آن ابعاد گسترده‌تری نیز بخشید.
اما واقعیت این است که آنچه مورد اجماع تمامی جناح‌های سیاسی و پشتیبانی ملت بزرگ ایران می‌باشد، دفاع از عزت و منافع ملی است که موضع استکباری غرب در مقابله آشکار با آن قرار گرفته و تبیین روشن آن برای افکار عمومی در داخل می‌تواند به اجماع‌سازی به نفع مقاومت منتهی شود. مردم اگر متقاعد شوند که دولت تمام تلاش خود را برای حل مشکلات با به‌کارگیری ابزار دیپلماسی انجام داد ولی نتیجه منطقی نگرفته است، آماده‌اند با قبول تمامی هزینه‌های مقاومت و دفاع از عزت خویش در خلق حماسه اقتصادی مشارکت کنند و چنین حماسه‌ای از دروازه اقتصاد مقاومتی می‌گذرد.
اگر قرار است مذاکرات آخر آبان هم در همان ریل گذشته پیش برود بهتر است ما برای تغییر این روند از همین الان اقدام کنیم و با مطرح کردن واقعیت‌ها برای مردم، کاربست ظرفیت‌های عظیم داخلی را برای حل مشکلات کلید بزنیم. همزمانی این مسائل با محرم و صفر که پشتوانه‌ای فرهنگی برای عزت و غیرت ملی ما است خود مهم‌ترین و بزرگ‌ترین پیشران برای یک حماسه بزرگ و ملی به حساب می‌آید. حماسه کربلا سند گویای پیروزی عزت و غیرت در برابر تحریم و فشار است که مردم شریف ایران اسلامی با برداشت از این ذخیره تاریخی ـ فرهنگی انقلاب اسلامی هشت سال دفاع مقدس را پیش بردند و اینک حماسه اقتصادی را نیز می‌تواند با اتکا به آن جلو ببرند.
به نظر می‌رسد اگر گشودن پنجره دیپلماسی در تقابل با عزت و غرور ملی است، بهتر است واقعیت‌های رویت شده از این پنجره را با مردم در میان گذاشت و چنانچه اشتباه محاسباتی و توهم در دشمن پدیده آورده هیچ اصراری به باز نگهداشتن آن نباید گذاشت و باور کنیم مردم ما به پیام نورانی و فریاد بلند تاریخی برآمده از عاشورا یعنی هیهات من‌الذله اعتقاد عمیق و راسخ دارند که مولد رفتار آنان در وقایع خطیری چون انقلاب اسلامی ودفاع مقدس بود و اینکه در جنگ اقتصادی هم کارایی دارد. در کاربرد و کارایی آن تردید نکنیم.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

فضاسازی علیه مجلس
حسین عبداللهی فر

انتصاب جعفر توفیقی و میلی منفرد به سمت مشاور و معاون وزیر علوم از سوی فرجی‌دانا سبب شد تا برخی از نمایندگانی که به وی رأی‌اعتماد داده بودند، موضوع استیضاح وی را مطرح کنند. این اقدام مجلس اگر چه از جهت سرعت واکنشی غیرمنتظره بود و در واقع واکنشی به اقدام غیرقابل پیش‌بینی وی محسوب می‌شد، اما سبب شد تا برخی از آن به تیرگی روابط دولت و مجلس تعبیر کنند و جهت فشار به مجلس اقدام به فضاسازی رسانه‌ای نمایند.
«اسرار» در همین ارتباط در نخستین روز هفته از قول مرتضی حاجی، وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات تیتر زد: «مجلس نباید در انتخاب معاونین وزرا دخالت کند.» همین جمله را روزنامه «مردم‌سالاری» در همین روز از قول علی مطهری تیتر کرد و نوشت: «اعتراض حق نمایندگان است اما نمایندگان نباید در انتصابات وزرا چندان دخالتی داشته باشند و شخص مشخصی را برای مقام مشخصی پیشنهاد کنند.»
«آرمان» هم همزمان با این دو روزنامه جمله «نمایندگان نباید در انتصابات وزرا دخالت کنند» را در کنار تصویری از فرجی‌دانا قرار داد و نوشت: «پس از گذشت چند روز از شروع به کار وزیر علوم و آغاز انتصاب‌های وی، باز هم تندروها شروع به انتقاد کردند و با طرح سوال رسمی از دولت سعی دارند، حتی بحث به استیضاح نیز کشیده شود. در میان نمایندگان همین مجلس اصولگرا هم هستند کسانی که در تلاشند نظر خود را به دولت تدبیر و امید تحمیل کنند.»
این روند یک روز بعد با عدم رأی‌اعتماد مجلس به سومین وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت ورزش و جوانان به اوج رسید که در روزنامه‌های دوشنبه انعکاس یافت.
«مردم‌سالاری» در تیتر نخست خود نوشت: «مجلس نهم باز هم با دولت همراهی نکرد.»
«ابتکار» هم در تیتر اول خود به این موضوع پرداخت و تحت عنوان «کارت قرمز پنجم مجلس به دولت» نوشت: «روز گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی در آستانه صد روزگی دولت حسن روحانی به سومین وزیر پیشنهادی کابینه دولت یازدهم برای تصدی وزارت ورزش و جوانان هم رأی اعتماد ندادند، تا سومین کارت قرمز خود برای گزینه‌های پیشنهادی رئیس‌جمهور برای وزارت ورزش و جوانان و پنجمین کارت زرد کلی خود را به روحانی نشان داده باشند.»
این روزنامه عدم رأی‌اعتماد مجلس را بازی سیاسی دانست و از قول پیرموذن نوشت: «مجلس هنوز صدای مردم را نشنیده است و رأی مردم در مجلس همچنان نافذ نیست. وزارت ورزش و جوانان بازی و بازیچه شده است.»
«اسرار» با اختصاص تصویر اول خود به این موضوع زیر تیتر «مجلس کار را به راند چهارم کشید» نوشت: «آذر منصوری فعال سیاسی اصلاح‌طلب اظهار داشت به نظر می‌رسد جنس مخالفت نمایندگان با سه وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان ناشی از غلبه اقلیت افراطی در مجلس بر تصمیم‌گیری و رأی اعتماد نمایندگان است.»
«آفتاب یزد» در تیتر اول خود این موضوع را با مذاکرات هسته‌ای مرتبط کرد و «رأی عدم اعتماد مجلس را مزد دیپلماسی دولت» توصیف کرد و زیر تیتر «ناسازگاری مجلس با دولت» نوشت: «آیا باید بپذیریم که بهار رابطه دولت و مجلس به پایان رسیده است؟ اتفاقی که دیروز در مجلس رخ داد گواه همین موضوع است.»
این روزنامه در تحلیل این اقدام مجلس از قول زیباکلام نوشت: «خواسته اینها ریاست‌جمهوری آقای دکتر سعید جلیلی بود، حال که این اتفاق روی نداده است و آقای روحانی به ریاست‌جمهوری رسیدند، در این چهار سال هر چیزی را بهانه می‌کنند تا نگذارند دولت ایشان کارهایی که وعده داده بود را انجام دهد.»
«آرمان» در این رابطه «تعامل مجلس با دولت پاییزی است» را از قول صفایی فراهانی تیتر اول خود برگزید و نوشت: «با توجه به مسائلی که مطرح شد، مطمئناً حساسیت بر ورزش و جوانان نیست و با توجه به افرادی که معرفی شده بودند. دلیل عدم رأی اعتماد حساسیت روی افراد معرفی شده هم نیست، به نظر می‌رسد قسمتی از مجلس ظاهراً در حال مخالفت صریح با دولت است و به مرور این نوع مخالفت نمود بیشتری پیدا می‌کند.»
«شرق» هم در گزارشی با عنوان «روز سرد مجلس و دولت» نوشت: «مجلس این روزها بنا را بر ناسازگاری گذاشته و کوتاه نمی‌آید. یک روز زمزمه استیضاح وزیر علوم در صحن و راهروهای بهارستان می‌پیچد و روز دیگر پای وزیر امور خارجه به کمیسیون امنیت باز می‌شود و سوال‌های مبهم و گنگ روی میز وزیر می‌آید آن هم در آستانه یک مذاکره سنگین و دشوار. حالا هم زمزمه‌های مخالفت با سیاست‌های وزیر نفت و صنعت و معدن مطرح است و تحقیق و تفحص از وزارت نیرو.»
این روزنامه همچنین سر مقاله و چند یادداشت خود را به این موضوع اختصاص داد و تحت عنوان «ابهام در رویکرد مجلس به دولت» نوشت: «اگر برخی در مجلس تصور این را دارند که می‌توانند با فشار بر دولت، آقای روحانی را به موضع تند در مقابل مجلس بکشانند، باید بدانند که ایشان وارد این مسیر نخواهد شد. عدم رأی‌اعتماد به آقای سجادی، با توجه به سابقه قابل دفاع و درخشان او در ورزش و مقبولیت در میان اهالی ورزش، حتماً برای مجلس هزینه‌هایی در پی خواهد داشت.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

اصولي كه بايد رعايت شود
نشست ژنو ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 در حالي برگزار شد كه بر اساس توافقات به عمل آمده دور بعدي مذاكرات، 29 و 30 آبان برگزار خواهد شد. دو طرف در حالي بر سازنده بودن مذاكرات تأكيد کرده و خواستار ادامه روند مذكور شده‌اند كه نشست ژنو نشان داد همچنان موانعي بر سر تفاهم همه‌جانبه و اصولي ميان دو طرف وجود دارد.
در كنار اصل تكراري زياده‌خواهي‌هاي غرب و عدم توجه آنها به اصول و حقوق ملت ايران، يك اصل مشاهده مي‌شود و آن اختلافات دروني ميان اعضای گروه 1+5 است. تفاوت ديدگاه ميان چين و روسيه با طرف‌هاي غربي در حالي امري قديمي است كه يك اصل مشاهده مي‌شود و آن اختلافات دروني و عدم رويكرد تعاملي ميان كشورهاي غربي در قبال مذاكرات است. غربي‌ها همواره بر اين ادعا بوده‌اند كه ايران محور ناكامي مذاكرات است، حال آنكه نشست ژنو نشان داد كه محور چالش‌آفرين همان طرف‌هاي غربي هستند. كشورهايي كه در ظاهر اهداف واحدي دارند و در عمل نمي‌توانند به اجماع برسند و هر كدام ساز خود را مي‌نوازند. نمود عيني اين امر رفتارهاي غير اصولي فرانسه بوده است كه حتي حاضر به پذيرش نظر اربابان آمريكايي خود نشد و با بيان زياده‌خواهي‌هاي غيرمنطقي مانع از به نتيجه رسيدن مذاكرات شد. هر چند كه سناريوي تباني ميان آمريكا و فرانسه براي ايفاي نقش مثبت و منفي دور از ذهن نیست، اما به هر حال يك اصل آشكار شد و آن اينكه كشورهاي غربي هرگز حاضر به پذيرش خواست جهاني و احترام به ساير كشورها نیستند و صرفاً در يك قالب حركت مي‌كنند و آن باج‌گيري و طلب‌ زياده‌خواهي از ديگران است.
نكته مهم ديگري كه در اين مذاكرات آشكار شد تلاش غرب براي پيوند زدن مسائل غيرمرتبط با مسئله هسته‌اي به مذاكرات است. گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد كه غربي‌ها همچنان به دنبال حاشيه‌هايي نظير باج‌گيري از ايران در تحولات منطقه هستند كه نمود آن را در قبال سوريه مي‌توان مشاهده كرد. برخي بر اين عقيده‌اند كه تحركات فرانسه برگرفته از خشم اين كشور از شكست در سوريه بوده و تلاش كرده تا با اين حربه به انتقام‌گيري از ايران بپردازد.
به عبارتي ديگر غربي‌ها به جاي آنكه به اصل مذاكرات بپردازند روندي حاشيه‌اي را در پيش گرفته و نوعي باج‌خواهي از ايران را نه تنها در حوزه هسته‌اي، بلكه در عرصه منطقه‌اي در پيش گرفته بودند.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت كه اصل اساسي براي به نتيجه رسيدن مذاكرات در كنار خودداري از تكرار سياست تحريم و تهديد رويكرد به دو اصل اقدامات دروني غرب براي رسيدن به وحدت در چارچوب رويكرد به مذاكراتي سازنده با ايران و ديگري خودداري از پيوند زدن تحولات حاشيه‌اي به روند مذاكرات است.
نكته مهم در مذاكرات ژنو آنكه اختلافات دروني غرب يك امر را بيش از گذشته آشكار ساخت و آن اينكه غرب كه حتي تمام اتحاد در ميان چهار عضو خويش( آلمان، فرانسه، انگليس و آمريكا) را ندارد، نمي‌تواند از يك سو ادعاي نمايندگي جهان براي مقابله با فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را داشته باشد و از سوي ديگر اين حقيقت كه جامعه جهاني با آمريكا عليه ايران همراه است امري واهي و فريبي بزرگ است، چرا كه آمريكايي كه توان مهار و همراه ساختن متحد اصلي خود يعني فرانسه را ندارد مسلماً توان سوق دادن جامعه جهاني در قبال ايران را ندارد؛ امري كه نشانگر تزلزل جهاني آمريكا و ناتواني‌ آن براي اعمال فشار بر ايران است.
به هر تقدير نشست بعدي ايران و گروه‌ 1+5 زماني به نتيجه خواهد رسيد كه غرب از اشتباهات خود در ژنو دست كشيده و با وحدت و به دور از حاشيه‌ها براي به نتيجه رسيدن مذاكرات گام بردارد، در غير اين صورت به نتيجه نرسيدن مذاكرات همچنان ادامه خواهد داشت كه مسئوليت آن رسماً با غرب خواهد بود.


پرونده

فرانسه در مذاکرات هسته‌ای کوتاه نیاید!
نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی در آستانه سفر «فرانسوا اولاند» به سرزمین‌های اشغالی، از فرانسه خواست از موضع سخت‌گیرانه خود در قبال برنامه هسته‌ای ایران کوتاه نیاید. «بنیامین نتانیاهو» ابراز امیدواری کرد که فرانسوی‌ها در دور تازه مذاکرات از موضع سخت‌گیرانه خود در قبال برنامه هسته‌ای ایران کوتاه نیایند. ایران و گروه 1+5 هفته گذشته تازه‌ترین دور از مذاکرات هسته‌ای را در شهر ژنو سوئیس برگزار کردند. منابع دیپلماتیک گزارش داده‌اند که طرفین در آستانه امضای توافقنامه اولیه بوده‌اند، اما مخالفت‌های «لوران فابیوس» وزیر خارجه فرانسه، از حصول توافق جلوگیری کرده است. نخست‌وزیر رژیم‌ صهیونیستی که بعد از پایان بدون توافق مذاکرات ژنو از مواضع پاریس تمجید کرده بود، به روزنامه فرانسوی «فیگارو» گفته است: امیدواریم فرانسه تسلیم نشود. «فرانسوا اولاند» رئیس‌جمهور فرانسه برای رایزنی با مقامات صهیونیست به فلسطین اشغالی سفر کرد.
جدیدترین گزارش آژانس از فعالیت‌های هسته‌ای ایران
در بخشی از گزارش آژانس آمده است ایران از مردادماه گذشته هیچ ترکیبات اصلی دیگری برای تولید پلوتونیوم به نیروگاه‌ها نیفزوده است. در بخش دیگری از این گزارش آمده است که حجم ذخایر اورانیوم با غنای 20 درصد ایران نیز که غرب از آن نگران است، از سه ماه پیش تاکنون تنها 5 درصد افزایش داشته و اکنون به 196 کیلوگرم رسیده است. آژانس در گزارش فصلی خود اعلام کرد که در طول سه ماه گذشته تنها چهار سانتریفیوژ جدید غنی‌سازی در تأسیسات نطنز آغاز به کار کرده است و در این مدت، سانتریفیوژ تازه‌ای هم در تأسیسات غنی‌سازی فردو آغاز به کار نکرده است. همچنین آژانس در گزارش خود قید کرده که ایران هنوز سانتریفیوژهای نسل جدید (IR-2M) را مورد بهره‌برداری قرار نداده است.
«نگرانی‌های نفتی» عربستان از توافق هسته‌ای ایران

روزنامه «فایننشال تایمز» در مطلبی به بررسی دغدغه‌های نفتی عربستان سعودی در موضوع توافق هسته‌ای ایران پرداخته و می‌نویسد: مهم‌ترین نگرانی در این زمینه، آن است که سعودی‌ها ناچار شوند برای حمایت از قیمت مورد توافق در اوپک، تولید و صادرات نفت خود را کاهش دهند. این موضوعی است که عربستان به دشواری می‌تواند با آن کنار بیاید؛ اما دیر یا زود، ایران بار دیگر راه خود را به سوی بازارهای نفت جهان باز خواهد کرد.
اقدامات مجلس برای توسعه فناوری هسته‌ای

محمد دهقان، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، با اشاره به اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا و تهدید کنگره درخصوص تشدید تحریم‌ها علیه ایران گفت: اگر کنگره آمریکا بخواهد مذاکرات را به شکست بکشاند، پارلمان ایران نیز می‌تواند دولت را به توسعه فناوری هسته‌ای موظف کند. دهقان در گفت‌وگو با مهر همچنین گفته است: اگر آمریکا و ۵+۱ رفتار تند و غیرمنطقی در مقابل نرمش ایران نشان دهند، دست ما هم باز است و اگر مذاکرات با این‌گونه رفتار‌ها و مواضع تند به نتیجه نرسد، دلیلی ندارد که ایران هم به تعهدات قبلی خود پایبند باشد. در همین راستا، در پاییز سال 1384 مجلس طرح «الزام دولت به تعلیق اقدامات داوطلبانه پروتکل الحاقی» را تصویب و دولت را مکلف کرد که در صورت ارجاع پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی به شورای امنیت، همکاری با آژانس در چارچوب پروتکل الحاقی را متوقف کند.


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

مروري بر سفر وزيران امور خارجه و دفاع روسيه به مصر
نگاه مسكو به قاهره و تضعيف نفوذ آمريكا در منطقه

غرب آسيا (خاورميانه) همچنان از كانون‌هاي اصلي تحولات جهاني است. در حالي سراسر منطقه با زنجيره‌اي از نابساماني‌ها همراه است كه مصر در حوزه داخلي با چالش‌هاي متعددي مواجه است به‌گونه‌اي كه سرنوشتي نامعلوم را براي اين كشور به همراه داشته است.
در اين ميان در حوزه سياست خارجي تحولاتي قابل توجه در عملكردهاي مصر مشاهده مي‌شود كه از آن جمله، رويكرد اين كشور به روسيه است. در اين چارچوب «نبيل فهمي» وزير امور خارجه مصر از رويكرد به روسيه خبر داده است. در همين حال وزير خارجه و دفاع روسيه به مصر سفر كردند تا ابعاد جديدي از مناسبات ميان دو كشور را رقم زنند. منابع خبري اعلام كردند در سفر وزراي دفاع و خارجه روسيه به مصر، قرارداد نظامي به ارزش دو ميليارد دلار ميان طرفين به امضا رسيده است. اين رويكردها در حالي صورت گرفته كه از دهه 1970يعني پس از دوران حكومت جمال عبدالناصر بر مصر، روابط گسترده‌اي به‌ويژه در حوزه نظامي ميان دو كشور حاكم نبوده است و به نوعي غرب توانسته بود مسكو را از اين كشور خارج سازد.
با توجه به روابط گسترده مصر با آمريكا اين سوال مطرح است كه چرا اين كشور آن هم در وضعیتی كه هنوز دولت استواري در اين كشور مستقر نشده است به روسيه روي آورده است؟ اهداف روسيه از تعامل با قاهره چيست؟ در پاسخ به اين پرسش چند محور مطرح است.
نخست آنكه، از مهم‌ترين خواسته‌هاي مردم مصر را دوري از غرب تشكيل مي‌دهد، چنانكه از اهداف قيام آنها عليه مبارك را نيز پايان دادن به سلطه آمريكا به كشورشان تشكيل مي‌داد.
دولت موقت و ارتش مصر تلاش دارد تا چنان وانمود سازد كه در جهت خواست مردم مبني بر دوري از آمريكا گام بر مي‌دارد كه رويكرد به روسيه بخشي از اين عملكرد است. آنها با برجسته‌سازي نقش روسيه و در همين حال، ادعاي كم‌رنگ‌سازي روابط با آمريكا كه حتي به انتقاد لفظي از اين كشور پرداخته‌اند به‌دنبال نمايش چهره‌اي مردمي از خود هستند. ارتش سعي دارد تا چنان اعلام کند كه آنچه را كه در حوزه سياست خارجي مرسي توان انجام آن را نداشت، دارا مي‌باشد تا شايد رضايت مردم براي حضور ارتش در قدرت را كسب کند.
دوم آنكه در هفته‌هاي اخير روابط ميان مصر و آمريكا به‌ويژه در حوزه نظامي با تنش‌هايي روبه‌رو شده است كه تعليق كمك‌هاي نظامي آمريكا به مصر در اين زمينه بوده است. آمريكا سعي دارد تا با ادعاي مردمي بودن، جايگاه خود را در مصر حفظ کند. آمريكا بازي چندگانه‌اي را به راه انداخته، به‌گونه‌اي كه حمايت‌ها و انتقادهاي آن از گروه‌ها و حتي ارتش به صورت نسبي بوده است. آمريكا سعي دارد تا ضمن نمايش چهره‌اي مردمي شرايط را چنان چينش نمايد كه در صورت به قدرت رسيدن هر گروهي، در نهايت قاهره حافظ منافع واشنگتن باشد.
در اين اوضاع نظاميان و دولت موقت مصر با رويكرد به روسيه نوعي انتقام‌گيري از آمريكا را صورت مي‌دهد. البته اين به معناي جدايي مصر از آمريكا نیست، بلكه آنها بيشتر به‌دنبال تحريك واشنگتن براي رويكرد دوباره به قاهره هستند. قاهره تلاش دارد تا موازنه‌اي چند ضلعي را ايجاد کند كه بر اساس آن ميان كشورهاي عربي، غربي، صهيونيست‌ها و روسيه و حتي چين روابطي چند بعدي را ايجاد مي‌نمايد تا در لواي آن بتواند منافع خود را تأمين نمايد.
مصر سعي دارد تا از رويكرد تقابلي ميان آمريكا و روسيه و نيز تلاش مسكو براي احياي جايگاه در غرب آسيا و شمال آفريقا براي كسب امتيازات از اين كشور بهره‌ گيرد، در حالي كه مسكو نيز سعي دارد تا از اوضاع حساس قاهره براي منافع خويش بهره‌برداري کند.
نگاه روسيه به مصر
در نقطه مقابل، روسيه نيز به دنبال احياي جايگاه جهاني خود است و تلاش دارد تا از هر موقعيتي براي رسيدن به مقصود خود، به ويژه عقب راندن آمريكا بهره‌ گيرد. مسكو كه در تحولاتي مانند سوريه دست برتر را در برابر آمريكا دارد به دنبال احياي مناطق نفوذ خود در برابر آمريكا است. نگاه مسكو به مصر پس از گسترش تعاملات با افغانستان، عراق، ليبي و... را مي‌توان در اين چارچوب دانست. مسكو سعي دارد تا از تضعيف موقعيت منطقه‌اي آمريكا و وضعیت حساس نظاميان در مصر بهره‌گرفته و به تقويت موقعيت خود در اين كشور بپردازد.
مسكو به نوعي سعي دارد تا حلقه‌هاي امنيتي خود در برابر آمريكا را تقويت کند كه رويكرد به مصر و حتي كره جنوبي را مي توان در اين چارچوب دانست.
به هر تقدير مي‌توان گفت كه، رويكرد مصر و روسيه به يكديگر بيش از هر چيز برگرفته از اوضاع حاكم بر صحنه بين‌الملل به‌ويژه تضعيف جايگاه جهاني آمريكا است كه از يك سو فضا را براي بازيگري بيشتر روسيه فراهم ساخته و از سوي ديگر، اعتماد كشورها به آمريكا را كم‌رنگ و رويكردها براي كاهش وابستگي يك‌جانبه به آمريكا را در پي داشته است، چنانكه حتي كشوري مانند مصر نيز با ترديد به آمريكا مي‌نگرد و به دنبال اصلاحاتي هر چند جزيي در کم کردن وابستگي يك‌جانبه به آمريكا است.


اقتصادى
سعید مهدوی

جدال بر سر تحریم‌های خودساخته
رفتارهای متناقض سیاستمداران و دولتمردان غربی و اروپایی در زمینه تشدید و کاهش تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، عدم کارایی سلاح معیوب «تحریم» را بیش از گذشته هویدا کرده است. تحریم‌های یک‌جانبه‌ای که با ادعای مسائل مربوط به انرژی هسته‌ای اعمال می‌شود حال دیگر جایی برای گسترش و فشار جدید علیه ایران باقی نگذاشته‌اند. به نوعی باید گفت آنها دیگر راه جدیدی برای مقابله و فشار بر اقتصاد ایران ندارند و هرچه که در دست داشته‌اند رو کرده‌اند. اخبار چند روز اخیر درخصوص تحریم‌ها به دو شکل متفاوت در جبهه غربی-اروپایی دنبال می‌شود.
شکل اول) کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا که از ادامه تحریم‌ها و بی‌تأثیری تحریم‌های در حال تصویب جدید باخبر و مطلع هستند حرف از کاهش و توقف تحریم‌ها را به میان می‌آورند، به‌گونه‌ای که به‌تازگی مناقشات و اختلاف‌نظرهایی بین دولت و کنگره در آمریکا به‌وجود آمده است. «اوباما» و «کری» رسماًً خواستار توقف ماشین بی‌حاصل تحریم از کنگره شده‌اند و کنگره در حال بررسی تحریم‌های جدید است. اوباما که به ادامه مذاکرات خوش‌بین است همزمان بر پرهزینه بودن گزینه نظامی علیه ایران تأکید کرده است. اوباما هدف از وضع تحریم‌ها را «کشاندن ایران به پای میز مذاکره عنوان کرد» تا به ادعای او این مناقشه «به‌طور مسالمت‌آمیز حل شود.» حال آنکه در زمان اعمال تحریم‌های پیشین، ایران همچنان پای ثابت مذاکرات بوده و از مذاکرات سازنده و مثبت استقبال کرده است.
شکل دوم) کشورهای اروپایی که تا پیش از این مأموریت کاستن از تحریم‌های اعمال شده را به صورت نرم و آهسته برعهده داشتند اکنون نقش منفی بازگرداندن برخی از تحریم‌های لغو شده را بازی می‌کنند. در گذشته اتحادیه اروپا به عنوان عامل سوم و واسط بین تهران و واشنگتن مدعی بوده که سعی دارد مذاکرات هسته‌ای را به یک نقطه قابل قبول برای هر دو طرف برساند. ولی حالا اتحادیه اروپا تحریم چند شرکت ایرانی را که امسال توسط حکم دادگاه باطل شده بود، دوباره برقرار خواهد کرد. دیپلمات‌های اروپایی گفتند: «این اقدام استقرار مجدد تحریم‌های وضع شده قبلی است، نه افزایش فشار بر ایران. اما هرگونه تحریم جدید می‌تواند ریسک شکست توافق احتمالی بین دو طرف را افزایش دهد.»
تغییر رویه جبهه غربی-اروپایی و نقش عوض کردن آنها ناشی از دلایل متفاوتی است که به اوضاع داخلی آنها و مقابله و ایستادگی جمهوری اسلامی ایران برمی‌گردد. جدای از مسائل سیاسی پیش آمده برای کشور‌های مقابل و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات، این موضوع به وضعیت اقتصادی طرفین نیز بر می‌گردد.
دولت آمریکا که پس از 16 روز تعطیلی اخیر متحمل خسارت‌های سنگین اقتصادی شده و سقف بدهی‌های آن رشد چشمگیری داشته، به‌دنبال راه‌حلی کم‌هزینه برای توافق با ایران است. اقتصاددانان می‌گویند که ضرر و زیان ناشی از تعطیلی دولت آمریکا سبب تضعیف و کم‌رنگ شدن اعتماد مشتریان و تجار شده، به‌ویژه تأثیرات اقتصادی که بر سقف بدهی‌های این کشور گذاشته است. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی خصوصاً حوزه «یورو» از شرایط نامطلوب اقتصادی و افزایش حجم بدهی‌های خارجی رنج می‌برند و با اعمال تدابیر سخت ریاضتی در صدد جبران آن هستند. و اکنون در پروژه پرونده هسته‌ای ایران دنبال مرحمی بر زخم‌های اقتصادی خود و اعلام موجودیت در معادلات بین‌المللی هستند. در مقابل، در داخل نیز اقتصاد با توصیه‌ها و رهنمود‌های بهنگام مقام معظم رهبری (جهاد اقتصادی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، اقتصاد مقاومتی، حماسه اقتصادی و...) موجب سرپا بودن اقتصاد ایران و ایستادگی در مقابل زیاده‌خواهی‌های تحریم‌کنندگان و ناکام گذاشتن دشمنان شده است.


نداى قدس

هشدار گردان‌های قسام به ارتش رژیم صهیونیستی
«رائد سعد ابومعاذ» از اعضای شاخه نظامی جنبش حماس در سالروز جنگ هشت‌روزه که جنبش حماس آن را «حجاره السجیل» نامگذاری کرده، در پیامی خطاب به ارتش رژیم صهیونیستی گفت: در حملات بعدی از ضربات سخت ما در امان نخواهید بود و رزمندگان ما نظامیان صهیونیست را به هلاکت می‌رسانند. وی در ادامه افزود: گردان‌های القسام امروزه کاملاً قدرتمندتر از گذشته شده‌اند و توانایی مقابله با هرگونه حملاتی از جانب رژیم صهیونیستی را دارند. رزمندگان مقاومت آمادگی کامل برای مقابله با ارتش رژیم صهیونیستی دارند. ابومعاذ از گردان‌های نظامی دیگر به‌ویژه گروه فتح خواست که آماده حمله‌ای دیگر علیه این رژیم باشند چراکه تنها راه مقابله با رژیم صهیونیستی مقاومت است.
افزایش احساسات ضدیهودی در مجارستان

خبرگزاری قدس به‌نقل از روزنامه مجارستانی یهودی «اسزومبات» می‌گوید برنامه‌های کاربردی در شاخه‌ای از سازمان مهاجرت اسرائیل، غرض‌ورزی علیه یهودیان را در رسانه و زندگی سیاسی افزایش داده و باعث خصومت در سطح خیابان‌ها شده است. یهودیان مسن، بازماندگان هولوکاست و فرزندان‌شان از این وضعیت می‌ترسند. جامعه یهودیان مجارستان یکی از بزرگ‌ترین جوامع در اروپا است. همچنین تحقیقات انجام شده توسط «انردراس کواچ» از دانشگاه بوداپست نشان‌دهنده این است که 24 درصد از مردم مجارستان در سال 2011 احساسات ضد یهودی دارند که در طول 20 سال گذشته 10 تا 15 درصد افزایش یافته است.
مذاکرات جنایتی است که باید متوقف شود

به گزارش پایگاه اینترنتی الرساله‌نت، «عزت الرشق» عضو دفتر سیاسی جنبش حماس، در بیانیه‌ای گفت ادامه مذاکرات و همکاری امنیتی با رژیم صهیونیستی جرمی است که باید متوقف شود. وی گفت مقامات صهیونیست تحت لوای مذاکرات سازش با تشکیلات خودگردان فلسطین به دنبال ارائه پیشنهاد طرح ساخت 20 هزار واحد مستعمراتی جدید در کرانه باختری هستند. جنبش حماس در واکنش به استعفای تیم مذاکره‌کننده تشکیلات خودگردان فلسطین نیز اعلام کرد این استعفا در حالی که مذاکرات ادامه داشته باشد بی‌معناست.
880 هزار کودک صهیونیست زیر خط فقرند

اداره ثبت رژیم صهیونیستی آمار نگران‌کننده‌ای منتشر کرده که از گسترش فقر و افزایش میزان کارگری در بین کودکان صهیونیست حکایت دارد. بر اساس این گزارش، کودکان زیادی در سرزمین‌های اشغالی به کارهایی از قبیل شستن ظرف‌ها و تمیز کردن خیابان‌ها و یا هرنوع کاری که برای آنها مهیا شود، مشغول می‌شوند در حالی که در قبال این کارها مبلغ کافی به آنها داده نمی‌شود. از بین کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی، رژیم صهیونیستی از لحاظ فقر در میان کودکان در رتبه نخست این کشور‌ها قرار دارد. این درحالی است که درحال حاضر880 هزار کودک یعنی بیش از 10درصد از کل جمعیت در سرزمین‌های اشغالی در مشکل فقر به سر می‌برند.
صدور 22 هزار بازداشت اداری از آغاز انتفاضه الاقصی

به گزارش پایگاه اینترنتی الرساله‌نت، شبکه اروپایی دفاع از حقوق اسرای فلسطینی موسوم به یوفری (UFree) در بیانیه‌ای اعلام کرد که رژیم صهیونیستی از آغاز انتفاضه دوم الاقصی تاکنون حدود 22 هزار مورد دستور بازداشت اداری فلسطینی‌ها را صادر کرده است. براساس این گزارش، در حال حاضر تقریباً 150 فلسطینی در زندان‌های نقب، مگیدو، رامون و عوفر در بازداشت اداری به سر می‌برند. براساس دستورهای نظامی ارتش رژیم صهیونیستی، بازداشت اداری می‌تواند بیش از یک بار و هربار به مدت شش ماه تمدید شود.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

بحران‌سازي فرانسوي براي امتيازگيري
قاسم غفوری

فرانسه از جمله كشورهايي است كه همواره داعيه بازيگري فعال در صحنه جهاني را داشته است و در مقاطعي همچون زمان دوگل و شيراك، راه دوري از آمريكا را در پيش گرفت. در سال‌هاي اخير فرانسه اين رويه را كنار نهاده و با رويكرد به آمريكا و پيروي از آن، سعي كرده تا به اين مهم دست يابد. بررسي كارنامه «اولاند» رئيس‌جمهور كنوني فرانسه نشان مي‌دهد كه وي پيش از بازيگري در صحنه، با چالشي بزرگ به‌نام عدم محبوبيت مردمي مواجه است. نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد ميزان محبوبيت وي به 26 درصد رسيده است كه حتي از محبوبيت ساركوزي با 46 درصد نيز پايين‌تر است. بخش عمده‌اي از اين نارضايتي نيز برگرفته از ناتواني‌هاي وي در حل بحران اقتصادي و نيز رويكردهاي مطيعانه آن از آمريكا در صحنه جهاني است.
در اين وضعیت مشاهده مي‌شود كه فرانسه سياستي خاص را در دستور كار قرار داده و تلاش دارد تا با استفاده از اين شرایط، راه خويش را براي باج‌گيري از جهان هموار سازد.
در اين چارچوب، فرانسه در باب تحولات مهم جهاني نقشي منفي را در پيش گرفته و سعي دارد تا با ايجاد فضاي بحراني و به چالش كشاندن صلح و امنيت جهاني، اهداف خود را محقق سازد.
بخشي از اين تحركات را در قالب اتحاديه اروپا مي‌توان مشاهده كرد. در حالي كه اروپا با بحران‌هاي اقتصادي همراه است، فرانسه از جمله كشورهايي است كه با طرح‌هاي اكثريت مخالفت كرده و همواره به دنبال ارائه طرحي جداگانه و مستقل از ساير كشورها است تا ضمن قدرت‌نمايي با ايجاد فضاي بحراني در اروپا به امتيازگيري از ساير اعضا بپردازد.
بخش ديگر تحركات فرانسه را در حوزه آفريقا مي‌توان مشاهده كرد. در حالي كه قاره آفريقا نيازمند ثبات و آرامش است، فرانسه با ايجاد فضاي بحراني سياسي در كشورها از جمله آنچه در ليبي و تونس روي مي‌دهد و يا لشکركشي به كشورها نظير اشغال نظامي مالي و ساحل عاج و تحرك نظامي در سومالي به دنبال ايجاد فضاي بحراني در آفريقا است. فرانسه در لواي ادعاهاي امنيتي و در اصل با تهديد امنيت آفريقا به دنبال تكرار دوران استعمار در اين قاره است.
محور ديگر اقدامات فرانسه را در تحولات سوريه مي‌توان مشاهده كرد. پاريس در طول نزديك به سه سال، از تمام ابزارها براي بحران‌سازي در سوريه بهر‌ه گرفته و در اين راه از هيچ اقدامي فروگذار نبوده است.
اكنون در حالي جهان به سمت راهكار سياسي در قبال سوريه پيش مي‌رود كه فرانسه همچنان بر گزينه نظامي و سرنگوني نظام سوريه تأكيد دارد. فرانسه رسماً در كنار عربستان و صهيونيست‌ها قرار گرفته است كه صرفاً يك انديشه دارند و آن، نابودسازي سوريه است.
فرانسه با حمايت‌ از گروه‌هاي تروريستي و نيز ممانعت از ورود معارضان به ژنو، فضايي بحراني را بر سوريه حاكم ساخته است و حاضر به پذيرش خواست جهاني مبني بر اجراي راهكار سياسي نیست.
بعد مهم ديگر در نقش بحران‌ساز فرانسه را در قبال پرونده هسته‌اي ايران مي‌توان مشاهده كرد. نشست ژنو در سطح وزراي خارجه ايران و گروه 1+5 در حالي برگزار شد كه «فابيوس» وزير امور خارجه فرانسه، با بيان ادعاهاي زياده‌خواهانه در باب حقوق هسته‌اي ملت ايران و حمايت‌ از مطالبات برخي كشورهاي عربي و صهيونيست‌ها، به مولفه‌اي براي به نتيجه نرسيدن مذاكرات مبدل شد. هر چند كه سناريوي تباني فرانسه و آمريكا براي ايفاي نقش پليس خوب و بد و نيز ترميم چهره آمريكا در لواي تخريب چهره فرانسه مطرح است، اما به هر تقدير، رفتار فرانسوي‌ها را مي‌توان ادامه راه بحران‌سازي در صحنه جهاني براي باج‌گيري از جهان دانست. فرانسه با ايجاد فضاي بي‌اعتمادي در روند مذاكرات تلاش كرده تا خواسته‌هاي خود را به ايران و جامعه جهاني تحميل کند.
مجموع رفتارهاي فرانسه نشان مي‌دهد اين كشور در قبال تحولات مهم جهاني، با رويكردي منفي وارد صحنه شده و مخالف با خواست و نظر همگان رفتار كرده است تا در لواي آن، از يك سو قدرتي مصنوعي از خود به نمايش گذارد و از سوي ديگر، با اين حربه از جامعه جهاني باج بگیرد. البته فرانسه در اين حوزه با چالشي بزرگ مواجه است و آن اينكه بر خلاف تصور فرانسه، جامعه جهاني اين كشور را از قدرت‌هاي جهاني نمي‌داند و صرفاً به‌عنوان قدرتي درجه دوم به آن مي‌نگرد؛ از این رو چندان در چارچوب اهداف آن حركت نمي‌كند. بر اين اساس، رويكردهاي يك‌جانبه‌گرايانه و غيرمنطقي فرانسه نه‌تنها به ارتقای جايگاه اين كشور منجر نخواهد شد، بلكه در نهايت، تضعيف بيشتر جايگاه جهاني آن را در پي دارد كه پيامدهاي آن بر عرصه داخلي فرانسه و به‌ويژه كاهش بيشتر محبوبيت اولاند تأثير خواهد داشت.


نگراني‌‌هاي آمريكا در خاورميانه و شرق دور
رضا اشرفی

ایالات متحده از آنچه «بهار عربی» ناميده بود فاصله ‌می‌گیرد. ‌در ‌دستور ‌ ‌جدید ‌سیاست ‌آمریکا ‌تنها ‌سه ‌بند ‌به ‌خاور‌میانه ‌مربوط ‌می‌شود ‌که ‌شامل ‌برنامه ‌هسته‌ای ‌ایران، ‌حل‌‌و‌فصل ‌مسئله ‌فلسطینی ‌ ‌اسرائیلی ‌و «تلطیف ‌مبارزه» ‌در ‌سوریه ‌است. ‌این ‌مطلب ‌از سوی ‌روزنامه ‌»نیو‌یورک ‌تایمز» ‌به ‌نقل ‌از ‌سوزان ‌رایس، ‌دستیار ‌امنیت ‌ملی ‌رئیس‌‌جمهور ‌آمریکا ‌که ‌سیاست ‌خارجی ‌آمریکا ‌تحت ‌ریاست ‌وی ‌اصلاح ‌شد، ‌اعلام ‌شده ‌است. ‌
ظاهراً ایالات ‌متحده ‌قصد دارد توجه ‌خود ‌را ‌به ‌جنوب ‌شرق ‌معطوف ‌کند؛ جايي ‌که ‌به ‌گفته «سوزان ‌رایس» آمریکا ‌آنجا ‌»منافع ‌و ‌امکانات» ‌بيشتري دارد. رایس ‌اظهار ‌داشت: «ما ‌نمی‌توانیم ‌هفت ‌روز ‌در ‌هفته و ‌بیست‌‌و‌چهار ‌ساعته ‌مشغول ‌فقط ‌یک ‌منطقه ‌باشیم. ‌رئیس‌جمهور ‌اوباما ‌به ‌این ‌نتیجه ‌رسید ‌که ‌فرصت ‌خوبی ‌برای ‌برداشتن ‌گامی ‌به ‌عقب و ‌انداختن ‌نگاه ‌انتقادی ‌و ‌باز به ‌برداشت ‌ما ‌از ‌منطقه ‌خاور‌میانه ‌فرا ‌رسیده ‌است». این ‌دیپلمات ‌آمریکایی ‌توضیح ‌داد ‌که ‌هدف راهکارهای ‌جدید، ‌اجتناب ‌از ‌به دام افتادن ‌باراک ‌اوباما در ‌حوادث ‌جاری ‌خاورمیانه ‌است؛ اتفاقي ‌که براي ‌جرج ‌بوش ‌پسر، ‌رئیس‌‌جمهور ‌سابق ‌آمريکا افتاد و وي را دستخوش ‌سرنوشتي تلخ کرد.
ظاهراً تصحیح ‌خط‌‌مشي سیاسی ‌دولت آمريکا توسط هیئتی متشکل ‌از ‌پنج ‌کارشناس ‌صورت گرفته و آنها درصدد بودند براي پرسش‌های زير پاسخ مناسبي بيابند:
1. ‌منافع ‌اساسی ‌ایالات ‌متحده ‌در ‌خاور‌میانه ‌کدامند؟ ‌
2. کدام حوادث ‌در ‌جهان ‌عرب ‌مواضع ‌آمریکا ‌را ‌تغییر ‌داده ‌است؟
‌3. باراک ‌اوباما ‌در ‌خاور‌میانه ‌‌حقیقتاًً ‌چه ‌چیزی می‌تواند ‌به ‌دست ‌آورد؟ ‌
4. چه ‌چیزی ‌خارج ‌از ‌حدود ‌امکانات ‌دولت آمريکا ‌قرار دارد؟
بر اين اساس، کارشناسان ‌پیشنهاد ‌کرده‌اند ‌سه ‌موضوع ‌اساسی ‌خاور‌میانه ‌در ‌مرکز ‌توجه ‌باقی ‌بماند ‌و ‌مناقشات ‌دیگر از اولويت خارج ‌شود. ‌از ‌جمله ‌مصر ‌که ‌یکی ‌از ‌ارکان ‌سیاست ‌خارجی ‌آمریکا ‌در ‌منطقه ‌بوده ‌است، ‌به ‌رده ‌عقب ‌انتقال ‌می‌یابد. ‌بنابراین، ‌باراک ‌اوباما ‌رئیس‌‌جمهور ‌ایالات ‌متحده ‌که ‌در ‌سال ‌2011 ‌در ‌خیابان‌های ‌قاهره ‌مردم ‌مصر ‌را ‌مخاطب ‌قرار داده ‌و ‌درباره ‌ضرورت ‌گوش ‌دادن ‌به ‌»پیام ‌تغییرات در ‌این ‌منطقه» ‌تأکید ‌می‌کرد، ‌به ‌این ‌نتیجه ‌رسیده ‌که ‌تمایل ‌ایالات ‌متحده ‌به ‌گسترش ‌دموکراسی ‌در ‌هر ‌جایی ‌اعم ‌از ‌بحرین، ‌لیبی، ‌تونس ‌و ‌یمن ‌حد ‌و ‌حدودی ‌د‌ارد.
همچنين ایالات ‌متحده ‌از ‌توسل ‌به ‌زور ‌در ‌خارج ‌از ‌کشور ‌خودداری ‌می‌کند؛ ‌مگر ‌اینکه ‌مجبور ‌شود ‌به ‌تجاوز ‌به ‌آمریکا ‌یا ‌متحدان ‌آن، ‌ایجاد ‌اختلال ‌در ‌زمینه ‌صدور ‌نفت، ‌فعالیت ‌شبکه ‌تروریستی ‌یا ‌کاربرد ‌سلاح‌های ‌کشتار ‌جمعی از ‌خود ‌واکنش ‌‌نشان ‌دهد. ‌علاوه بر اين، ‌در ‌برنامه جديد، ‌هدف ‌صدور ‌دموکراسی ‌به ‌عنوان ‌محور ‌اساسی ‌سیاست ‌خارجی ‌اعلام ‌نشده ‌است.
این ‌شیوه ‌عمل ‌جدید ‌نه تنها با سياست‌‌هاي پيشين آمريکا در دوره ‌جورج ‌بوش فاصله دارد، بلکه ‌از ‌برخورد ‌شدید ‌با ‌زورگویی، ‌افراط ‌و ‌تصفیه‌های ‌شدید ‌سیاسی ‌که ‌خود ‌باراک ‌اوباما ‌دو ‌سال ‌پیش ‌در ‌آستانه ‌گسترش ‌انقلاب‌های ‌عربی ‌اعلام ‌کرده ‌بود نيز دور شده است. ‌نبايد از ياد برد که وی ‌در ‌ماه می‌سال ‌2011 ‌اظهار ‌داشت ‌که ‌ایالات ‌متحده ‌با ‌همه ‌ابزار ‌دیپلماتیک، ‌اقتصادی ‌و ‌راهبردی ‌که ‌دارد، ‌از ‌دموکراسی، ‌حقوق ‌بشر ‌و ‌بازار ‌آزاد ‌دفاع ‌خواهد ‌کرد. ‌اين در حالي است که ‌باراک ‌اوباما ‌در ‌سپتامبر ‌سال ‌2013 ‌در ‌جلسه ‌مجمع ‌عمومی ‌سازمان ‌ملل ‌متحد ‌اظهار ‌داشت: «ما ‌فقط ‌به ندرت ‌می‌توانیم با ‌اعمال ‌یکجانبه ‌ایالات ‌متحده ‌از ‌جمله ‌در ‌بعد ‌نظامی، ‌به ‌این ‌اهداف ‌دست ‌یابیم.»
این ‌تأکید ‌بر ‌سیاست ‌صلح‌‌جویانه ‌با ‌شخصیت ‌سوزان ‌رایس ‌مطابقت ‌چندانی ‌ندارد، چرا که ‌او ‌همیشه ‌بر ‌‌مداخله ‌نظامی ‌تأکید ‌کرده ‌است. از اين رو به نظر مي‌رسد ‌ایالات ‌متحده ‌با ‌اعمال ‌راهکارهای ‌جدید ‌نمی‌تواند ‌از ‌خود ‌در ‌برابر ‌خطرات ‌ناشی ‌از ‌خاور‌میانه ‌دفاع ‌کند. ظاهراً ‌کاخ ‌سفید، به اين نتيجه رسيده ‌است ‌که ‌بهار ‌عربی ‌نتیجه ‌مثبتی ‌در بر ندارد؛ زیرا ‌به ‌جای ‌دموکراسی، ‌به هرج‌‌و‌مرج، ‌تروریسم ‌و ‌تشتت دامن مي‌زند. اين در حالي است که ‌آمریکایی‌ها ‌قادر ‌نیستند ‌این ‌روند ‌را ‌کنترل ‌کنند؛ ‌زیرا ‌معلوم ‌نیست ‌باید ‌با ‌چه ‌کسی ‌بجنگند. ‌
بنابراين آمريکايي‌ها تصميم گرفته‌اند که توجه خود را از خاورميانه به آسياي شرقي معطوف کنند. به خصوص که در آنجا ‌یک ‌حریف ‌بالقوه ‌مشخص ‌وجود ‌دارد ‌و ‌آن ‌کشور ‌بزرگ ‌چین ‌است ‌که ‌مرتباً ‌تقویت ‌می‌شود. از این رو ‌آمریکا ‌باید ‌مرکز ‌توجه ‌خود ‌را ‌به ‌آسیا ‌منتقل ‌کند. بر اين اساس حضور ‌نظامی ‌آمريکا در ‌مناطق ‌و ‌کشورهای ‌دیگر ‌جهان ‌کاهش ‌و ‌در ‌منطقه ‌آسیا ‌و ‌اقیانوسیه ‌افزایش ‌می‌یابد ‌تا ‌عمل ‌بازدارندگی از ‌چین که ‌مهم‌ترین ‌رقیب ‌اقتصادی ‌و ‌نظامی ‌آمریکا محسوب مي‌شود، ‌صورت گيرد. در اين راستا ‌همکاری ‌نظامی ‌با ‌ژاپن ‌تقویت ‌می‌شود، ‌نیروهای ‌مسلح ‌ایالات ‌متحده ‌که ‌در ‌ژاپن ‌و ‌در ‌نزدیکی ‌آن ‌مستقر ‌شده ‌است، ‌نوسازی ‌و ‌تقویت ‌می‌گردد. ‌همکاری ‌نظامی ‌راهبردی ‌و ‌تاکتیکی ‌با ‌توکیو ‌و ‌سئول ‌توسعه ‌می‌یابد. ‌ناوهای ‌جنگی ‌آمریکا ‌در ‌سنگاپور ‌مستقر ‌شده ‌و ‌در ‌صورت ‌لزوم ‌می‌توانند ‌تنگه ‌مالاکا ‌را ‌که ‌بخش ‌عمده ‌محموله‌های ‌چینی ‌از ‌طریق ‌آن ‌رد ‌و ‌بدل ‌می‌شود، ‌مسدود ‌کنند. ‌ایالات ‌متحده ‌با ‌استرالیا ‌همکاری ‌می‌کند ‌و ‌سعی ‌می‌کند ‌با ‌ویتنام ‌در ‌امور ‌نظامی ‌روش‌های ‌تعامل ‌را ‌طراحی ‌کند.


از نگاه دیگران

گردان‌های قسام و راهبردی نوین
رژیم اشغالگر صهيونيستي انتظار نداشت که از بدو تأسیس گردان‌های قسام، این گروه مسلح از جنبش مقاومت فلسطین، نزاع را به درون اراضی اشغالی 1948 بکشاند. از زمان تأسیس سازمان‌های جنایتکار رژیم اشغالگر مثل «هاشومیر» و «هاگانا» و «ایرگون» و سپس کشتارهای پیاپی در روستاهای فلسطینی و حتی بعد از تشکیل این رژیم در سال 1948، صهيونيست‌ها، همواره در کشتار و حمله و قتل بیگناهان پیشقدم بوده‌‌اند و این رویه را حتی تا سال 2012 و جنگ موسوم به «سنگ سجیل» علیه نوار غزه ادامه داده‌اند، اما مردان مقاومت فلسطین به‌تازگی پس از تبادل اسرا، این معادله را تغییر داده‌ و معادله جدیدی را برای توازن قوا با ارتش اسرائیل پدید آورده‌اند؛ امری که تونل خان‌یونس از این شهر تا اراضی اشغالی بهترین نمونه آن به شمار می‌رود. با مروری دوباره بر سطور بیانیه جدید قسام خواهیم دید که این بیانیه حاوی راهبردی نوین برای مقابله با رژیم اشغالگر است. انتظار می‌رفت که این بیانیه همانند گذشته میزان خسارت‌های وارد شده به ارتش صهيونيستي و نحوه اداره مبارزه به دست مردان مقاومت و میزان موفقیت عملیات را عنوان کند، اما این بار بیانیه مذکور، سازوکار جدیدی را برای مدیریت مبارزه به عرصه ظهور رساند و متغیر تازه‌ای به نام محاصره نوار غزه مطرح ساخت. این محاصره بعد از ماه ژوئیه شدت بیشتری به خود گرفته است. مقاومت فلسطین با این اقدام یعنی کشاندن زمین بازی به خاک دشمن، پیام‌های متعددی را به دوست و دشمن مخابره کرد. پیامی به ساکنان نوار غزه مبنی بر اینکه، اینهمه فداکاری فراموش‌شدنی نیستند. پیامی به برادران کرانه باختری به این مضمون که راه آزادسازی کشور، مذاکرات بیهوده نیست و این مهم تنها از راه مقاومت میسر است. پیامی به دشمن صهیونیست به این معنا که تنها راه بازپس‌گیری زمین و مقدسات، مقاومت است. آن آتش‌بسی که دشمن در آرزوی آن است، آسان به دست نمی‌آید. دشمن آرزومند آتش‌بس در مقابل افزایش حملات نظامی است؛ اما این آتش‌بس تنها در ازای بازگرداندن زمین به صاحبان آن و پایان اشغالگری به دست می‌آید. پیامی به برادران مصری مبنی بر اینکه مقاومت، مداخله در امور مصر را در راهبردهای خود قرار نداده است و هدف آن، پایان دادن به اشغال‌گری، آزادسازی مقدسات و بازگشت آوارگان است. یک بار دیگر باید به این نکته اشاره کرد که مقاومت در برابر طرف اشغالگر و غاصب، نیازی به اجازه گرفتن از کسی ندارد و به راه خود ادامه خواهد داد. در این مسیر، مقاومت در دفاع از ملت خود، از روحیه ملی‌گرایی الهام خواهد گرفت.
منبع: روزنامه فلسطین
نويسنده: کمال الشاعر
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 598

ایران حق غنی‌سازی داخلی ندارد
ايسنا(20/8/1392): سنای آمریکا دور جدیدی از تحریم‌‌های ضدایرانی را بررسی می‌کند که در صورت تصویب، از ایران خواهد خواست برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل کنار بگذارد. «باب منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفته است این کمیته با هدف استمرار فشار بر ایران، تصویب دور تازه‌ای از این تحریم‌ها را بررسی می‌کند. وی می‌گوید: نگرانی‌ ما این است که ما حتی بیش از ایرانی‌ها به رسیدن به توافق مشتاق باشیم. منندز همچنین حق غنی‌سازی داخلی را نیز رد کرده و می‌گوید هیچ حق بین‌المللی برای غنی‌سازی داخلی وجود ندارد و آمریکا نیز نباید چنین حقی را برای ایران به رسمیت بشناسد.
مک‌کین: زنده باد فرانسه
باشگاه خبرنگاران(۲۰/۸/1392): «جان مک‌کین» سناتور جمهوری‌خواه آمریکایی، در توئیتر خود به زبان فرانسوی نوشته: «زنده‌باد فرانسه» و در ادامه آورده است: فرانسه در جلوگیری از یک توافق بد درباره پرونده هسته‌ای ایران، شجاعت نشان داد.
تغییر محتویات معماری تحریم‌های ضد ایرانی مدنظر آمريكا نیست
باشگاه خبرنگاران (20/8/1392): «دنیس راس» نماینده سابق آمریکا در خاورمیانه در سخنرانی در سازمان یهودی مجمع 2013 اسرائیل در هتل جروزالم تصریح کرد که آمریکا و هم‌پیمانانش باید در صورتی‌که ایران به ساخت برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد، برای افزایش تحریم‌ها علیه این کشور آماده باشند. دنیس راس تأکید کرد: نگرانی‌ها و ترس اسرائیل درباره توافق احتمالی گروه 1+5 با ایران باید کاهش پیدا کند و در اظهاراتی ضدایرانی گفت: نگرانی اصلی در اینجا این است که ایران قصد دارد از مخمصه فرار کند.
کری: واشنگتن مصمم به یک توافق خوب با ایران است!
ايسنا(20/8/1392): وزیر امور خارجه آمریکا در یک گفت‌وگوی تلفنی گفت: واشنگتن در مذاکرات با ایران کورکورانه عمل نمی‌کند و من فکر نمی‌کنم ما احمق باشیم. جان‌ کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در گفت‌وگو با برنامه دیدار با مطبوعات شبکه خبری ان‌بی‌سی تأکید کرد: شکاف بین دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا و تعهدش به اسرائیل در حد صفر است. وی گفت: ما کور نیستیم و فکر نمی‌کنم احمق باشیم. من فکر می‌کنم ما از تشخیص اینکه آیا به نفع کشورمان و جهان عمل می‌کنیم یا خیر، به‌ویژه متحدان‌مان مانند اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و سایر کشورهای منطقه درک درستی داریم.
فرافکنی سفیر سابق آمریکا در سرزمين‌هاي اشغالي
باشگاه خبرنگاران (20/8/1392): «دن شاپيرو» سفير آمريکا در سرزمين‌هاي اشغالي ديروز در ادعایی اعلام کرد واشنگتن هرگز به تهران اجازه نخواهد داد به سلاح هسته‌اي دست يابد. وی در جمع هيئت‌هاي شرکت‌کننده در مجمع عمومي فدراسيون‌هاي يهوديان آمريکاي شمالي در بيت‌المقدس گفت: درباره اين موضوع مهم، آمريکا و اسرائيل نظرات يکسان و مشابهي دارند. شاپیرو همچنين گفت باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا به‌وضوح اعلام کرده است که به ايران اجازه نخواهد داد زماني براي ساخت تسليحات هسته‌اي به دست آورد و در حال آماده شدن براي به‌کارگيري همه عناصر به منظور ابراز اطمينان از اين موضوع است که ما در اين کار موفق خواهيم بود.
کاخ سفید: ۵+۱ کاهش هدفمند و برگشت‌پذیر تحریم‌ها را بررسی می‌کند
ايسنا(18/8/1392): کاخ سفید گفت گروه ۵+۱ کاهش محدود، هدفمند و برگشت‌پذیر تحریم‌هایی که علیه ایران وضع شده‌اند را بررسی می‌کند، کاخ سفید گفت در صورتی که ایران پیشرفت‌های محسوسی در مذاکرات داشته باشد، ۵+۱ کاهش «محدود، هدفمند و برگشت‌پذیر» تحریم‌ها را مد نظر قرار خواهد داد.جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید گفت کشورهای 1+5 در ازای «اقدامات محسوس و قابل تحقیق» از سوی ایران، «کاهش محدود، هدفمند و بازگشت‌پذیر تحریم‌ها را بررسی می‌کنند.» وی افزود: این کاهش تحریم‌ها به‌گونه‌ای خواهد بود که به «معماری اصلی تحریم‌ها» آسیب نزند.
طرح توقف کامل غنی‌سازی به شکست مذاکرات می‌انجامد
ايرنا(19/8/1392): کلیف کاپچان، از مسئولان سابق وزارت خارجه آمریکا، با هشدار به اعضای گروه 1+5 در مذاکرات ژنو گفت: فشار بر ایران برای توقف کامل غنی‌سازی به شکست مذاکرات و ایجاد شکاف در ائتلاف بین‌المللی علیه ایران می‌انجامد. آمریکا هر گونه توافق بر سر موضوع هسته‌ای ایران را گام نخست در راه حصول معاهده‌ای جهت محدود ساختن توانایی ایران برای ساخت سلاح اتمی به حساب می‌آورد و اختلافات طرفین بر سر موضوعات کلیدی همچنان باقی است. این موضوع کلیدی تمایل مذاکره‌کنندگان ایرانی برای لغو تحریم‌ها است به شیوه‌ای که اقتصاد ایران از مشکلات موجود نجات یابد و فضایی باز شود تا درگستره آن، ایران متمایل به توافق باشد. کلیف کاپچان به این نکته نیز اشاره کرده که تحت فشار قرار دادن ایران برای توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم، معادل شکست مذاکرات و ایجاد شکاف در ائتلافی بین‌المللی که تاکنون موافق تحریم‌ها علیه ایران بوده‌اند، است.


هویت ۹2۳

آمريكا: پزشکان شكنجه‌گر در سیا
کارگروه پاسداشت مبانی حرفه‌ای پزشکی پس از دو سال بررسی، در گزارشی از نقش پزشکان بازداشتگاه‌های آمریکا در شکنجه متهمان اقدامات تروریستی پرده برداشت. نتایج بررسی‌های یک کمیته مستقل نشان می‌دهد پزشکان و فیزیولوژیست‌هایی که در مراکز نظامی آمریکا فعالیت می‌کرده‌اند، به دستور وزارت دفاع و سازمان سیا، با مشارکت در شکنجه مظنونان اقدامات تروریستی، اصول اخلاقی حرفه‌ای خود را زیر پا گذاشته‌اند. گزارش کارگروه موسوم به «پاسداشت مبانی حرفه‌ای پزشکی در بازداشتگاه‌های امنیت ملی» نشان می‌دهد پزشکان و فعالان بخش سلامت همکار با بخش‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا، «در طراحی و اجرای شکنجه و برخوردهای بی‌رحمانه، ضدانسانی و تحقیرکننده با بازداشت‌شدگان، نقش داشته‌اند.» دفتر سیا نیز با وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرده است که استفاده از روش‌های «بازجویی پیشرفته» نظیر غرق مصنوعی و محرومیت از خواب، از لحاظ پزشکی پذیرفته شده هستند. این در حالی است که این روش‌ها به عنوان شکنجه محسوب می‌شوند. پرسنل پزشکی سیا در حین اجرای این روش‌ها نیز حضور داشته‌اند.
انگليس: وجود بیش از هشتاد هزار کودک بی‌خانمان

با ادامه يافتن بي‌تفاوتي‌هاي دولتمردان انگليس به وضعيت بحراني كودكان، بررسی‌ها نشان می‌دهد در انگلیس بیش از هشتاد هزار کودک بی‌خانمان زندگی می‌کنند. انجمن خیریه سرپناه در انگلیس اعلام کرد: بیش از هشتاد هزار کودک در این کشور مجبورند جشن‌های سال نوی امسال را در سرپناه‌های موقت سپری کنند. اداره امور اقلیت‌ها در انگلیس هم اعلام کرد: شمار خانواده‌های فقیر که در سرپناه‌های موقت زندگی می‌کنند، به بالاترین رقم در ده سال گذشته رسیده است. تحقیقات موسسه خیریه انجمن کودکان هم نشان می‌دهد بیش از نیمی از کودکان فقیر در انگلیس در خانه‌های سرد و نمناک زندگی می‌کنند. اين در حالي است كه دولتمردان انگليس به بهانه بحران اقتصادي از توجه به وضعيت كودكان خودداري مي‌كنند.
آلمان: نقض حقوق شهروندان به خاطر آمريكا

مسئله جاسوسي آمريكا از مردم و مقامات كشورها در حالي به بحثي جنجالي مبدل شده است كه همراهي برخي از كشورها با طرح‌هاي‌ آمريكا، ابعاد جديدي به اين رسوايي داده است. آلمان از جمله كشورهايي است كه با ناديده گرفتن حقوق شهروندانش، به همراهي با آمريكا پرداخته و اطلاعات شخصي مردم را در اختيار آمريكا قرار داده است. گزارش‌ها نشان مي‌دهد آلمان در جريان جاسوسي‌هاي آمريكا از مردم بوده و حتي در اين زمينه به كمك آمريكا آمده است. نكته قابل‌توجه آنكه آلمان خود را از ناجيان حقوق‌بشر معرفي می‌کند و با اين ادعا به دخالت در امور كشورها مي‌پردازد.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

بررسی توافق ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی
زمان اعتمادسازی غرب فرا رسید

هادی محمدی

آقای دکتر روحانی، زمانی که ریاست شورای امنیتی ملی کشور را در اختیار داشت، برای جلوگیری از بهانه‌جویی غرب وارد یک ریسک در مذاکرات هسته‌ای شد و با تعلیق داوطلبانه، رفتار غرب را به آزمون و راستی‌آزمایی گذاشت تا آغازی برای حل مناقشه هسته‌ای ایران شود. اگرچه شرایط امروز و توانمندی‌ها و دامنه مانور ایران بسیار فراتر از آن دوره است و غرب نیز در همان شرایط و مزیت‌های خود قرار ندارد و اجماع گذشته در ۵+۱ نیز از استحکام آن زمان برخوردار نیست ولی آنچه هنوز ثابت مانده و حداقل، مورد سوال و محل بحث است، رفتار استکباری و بهانه‌جویی هدفمند و عدم احترام به حقوق دیگران است.
مسئله هسته‌ای ایران در شرایط فعلی در سه سطح با نهادها و مجموعه‌های بین‌المللی مرتبط است و یک راهبرد جامع برای هر سه سطح می‌تواند مبنای مدیریت روندهای معطوف به نتیجه و اهداف ایران قرار گیرد. در سطح اول آژانس هسته‌ای بین‌المللی و در سطح دوم ۵+۱ و رویکردهای آمریکا و اروپا و در سطح سوم شورای امنیت سازمان ملل و قطعنامه‌های آن در مورد پرونده هسته‌ای ایران است.
یک تحرک جدید با تیم مذاکراتی دولت جدید از نیویورک آغاز شده و تقریباً سه سطح یاد شده را در برمی‌گیرد. آنچه مسلم است اینکه این سه سطح ارتباط مستحکمی با هم دارند و نمی‌توان این سه سطح را جدای از هم مدیریت کرد. اصل مسلم دیگر این است که اعتماد به طرف‌های غربی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه به دلایل زیادی هر روز در حال افزایش است و مواضع آشتی‌جویانه و مسالمت‌آمیز آنها قبل از هر چیز نیاز به راستی‌آزمایی دارد.
به همین دلیل هر برنامه و سناریوی کاری برای مدیریت روندها در سه سطح یاد شده نیازمند مکانیزم‌های حداقلی است تا ظرفیت‌های ملی را با تعریف کارکرد روشن به‌کار گرفته و آن را به نتایج مطلوب نزدیک نماید.
به موازات رایزنی و مذاکرات با ۵+۱ و اعضای آن که تا دو هفته پیش در ژنو دنبال شد، نشست اولیه با آژانس نیز با حضور آمانو در تهران استمرار یافته و به بیانیه مشترک همکاری اولیه و برای مدت سه‌ماه تنظیم شده است. مدل و منطق اجرایی در مذاکرات با آژانس قبلاً به شکلی دنبال می‌شد که برای بهانه‌جویی و لجاجت غربی‌ها در مسائل موهوم و تحت عنوان مطالعات ادعایی یا اتهامی محدودیت ایجاد کند و لذا با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری یک مدالیته موضوعی و زمانی و با هدف بسته شدن محورها و موضوعات اتهامی به پیش رود. غربی‌ها و مقامات آژانس همواره از این مسئله طفره می‌رفتند و حاضر نبودند که برای محورهای اتهامی، سقف زمانی و موضوعی قائل شوند.اساساً مشاور حقوقی مدیر کل آژانس که یک خانم آمریکایی است، اعتقادی به بسته شدن پرونده و موضوعات اتهامی ندارد و آن را علناً بیان کرده است. یعنی اگر هزاران سوال و اتهام توسط ایران پاسخ داده شود و شفاف‌سازی گردد باز هم از نگاه اتهام‌ساز غرب نباید این سوالات و محورها پایان یافته تلقی شود و آنها با همین بهانه، خود را مجاز می‌دانند که سایه تردید و شک را بر سر پرونده ایران حفظ و به موازات آن سیاست و راهبرد فشار و مذاکره را دنبال کنند. یعنی ایران هیچ‌گاه از حوزه اتهام خارج نشود و سوالات آنها و اتهامات آنها هم پایان‌پذیر نشود.
برداشت ما در ایران این است که اصل مناقشه هسته‌ای، ارتباطی با ماهیت مسالمت‌آمیز برنامه هسته‌ای ایران ندارد و پوشش و بهانه‌ای است تا اهداف واقعی و پنهان غرب را پوشش دهد.
مقام معظم رهبری در سخنرانی‌های یک سال گذشته و به‌ویژه ۱۳ آبان ماه به‌خوبی به این مسئله ورود پیدا کرده و اعلام نمودند که با وجود بی‌اعتمادی به غرب اجازه تلاش و تعامل به تیم مذاکراتی جدید را داده است و تأکید فرمودند، به هر حال ما به اذن‌الله زیان نخواهیم کرد. یا آنها از لجاجت و بهانه‌جویی دست می‌کشند که جای تأمل دارد و یا اینکه باز هم بر سیاست‌های گذشته اصرار می‌ورزند و لذا در چنین صورتی ما هم به مسیر خود با وجاهت و اقتدار ادامه می‌دهیم. با اینکه هنوز بحث‌های زیادی درخصوص مفاد مذاکرات ژنو وجود دارد و در یک بازی اشکار، تلاش‌های ژنو به مذاکرات ۲۹ و ۳۰ آبان‌ماه موکول شد، ولی یک گام مهم و اعتمادساز جدید از سوی دکتر صالحی در امضای بیانیه مشترک با آمانو در تهران برداشته شد.
همانطور که در گذشته و نوشته‌های دیگر تأکید شده‌ است که جداسازی روندهای مذاکراتی در سه سطح نیازمند پیوند و مکانیزم‌های لازم است و باید هر اقدام با ما به ازا و اقدام مشابه طرف مقابل همراه شود و آمانو در تهران هم تأکید کرد روندهای آژانس با ۵+۱ متفاوت است، با این حال، سازمان انرژی اتمی و دکتر صالحی یک‌بار دیگر پذیرفتند که یک توافق شش ماده‌ای بزرگ با آمانو داشته باشند و این تعهدات شش گانه که فراپادلمانی و به قول دکتر صالحی «اختیاری» است را برای اعتمادسازی جدید برعهده بگیرند. آمانو اعلام کرد که این مرحله آغازین است و مسائل زیادی خواهند داشت که باید با ایران دنبال کنند.
تمامی محورهای این بیانیه و محورهای شش گانه، مانند بازرسی از راکتور اراک و معدن گچین و راکتورهای تحقیقاتی جدید و ۱۶ سایت جدید برای ساخت نیروگاه و یا تأسیسات جدید غنی‌سازی و غنی‌سازی لیزری از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند و هر یک به تنهایی به‌عنوان گام اعتمادساز معنا پیدا می‌کنند. یعنی اگر واقعاً در غرب و آمریکا، نگرانی از ساخت بمب هسته‌ای باشد، در نگاه منصفانه، با این شش اقدام، نیمی از نگرانی غربی‌ها باید به پایان برسد. البته اینکه چرا راکتور اراک را غیرفعال کرده‌ایم، جای بحث دارد و اعلام هزمان آن با مذاکرات ژنو و ۵+۱ تأمل‌برانگیز است و معلوم نیست که همه اعتماسازی‌های دو ماه اخیر با کدام ما به ازای تعریف شده‌اند؟ آمریکایی‌ها که از تماس تلفنی اوباما با دکتر روحانی تا این حد خشنود می‌شوند که اعلام شکسته شدن تابوی ارتباط با آمریکا را بیان می‌کنند، برای بقیه اقدامات ایران، چه در مذاکرات ژنو و چه در بیانیه مشترک با آژانس، باید اقدام هموزن و برابر نشان‌ دهند. اگر غرب حق دارد تا برای رفع نگرانی‌های موهوم با این گام‌ها همراه شود، ما نیز حق انتظار هموزن و برابر از طرف غرب را داریم و لغو تحریم‌های بانکی و نفتی را خواستاریم. ما به‌خوبی درک می‌کنیم که امضای بیانیه مشترک با آمانو و آژانس بین‌المللی هسته‌ای به معنای کنار گذاشتن مدالیته با آژانس در سال ۲۰۰۷ است و نکته مهم این است که در آن مدالیته، تعهدات آژانس نیز روشن است و با لغو و یا کنار گذاشتن آن، ایران نیز الزامی به تعهداتش به آژانس در قبال ندارد. خصوصاً اینکه در بیانیه مشترک جدید، ماهیت حقوقی یک‌طرفه که تعهدات ایران را بیان می‌کند روبه‌رو هستیم و فقط آژانس وظیفه دارد تا ضمن بررسی اطلاعات و بازرسی از موضوعات و مراکز یاده شده، به شورای حکام گزارش دهد. همانگونه که آمانو در تهران اعلام کرد، موضوعات فراوان زیادی در دستور کار آنها است و ما باید در یک زمان نامحدود، به موضوعات فراوان پاسخ دهیم. در این بیانیه مشترک، آژانس مسئول دریافت اطلاعات از ایران، بررسی و تفسیر و قضاوت نسبت به آنها است و هیچ حقی برای ایران منظور نشده است. حال مسئله این است که اگر بهانه‌جویی و لجاجت غرب هنوز ادامه دارد و سقف موضوعات و زمان نامحدود است و هیچ‌یک از مسائل اتهامی مختومه نمی‌شود، طرف ایرانی با یک ریسک جدی و با هدف اعتمادسازی وارد همکاری‌های فراپادلمانی با آژانس شده است. اگر غرب احساس نکندکه با ادامه بهانه‌جویی و مغالطه، ایران با گام‌های جدید مسیرهای مهم جدیدی را پیش می‌گیرد و این مسیرُ یعنی همان غنی‌سازی ۲۰ درصدی برای آنها یک خسارت تلقی نشود، می‌توان گفت غربی‌ها دلیلی برای کنار گذاشتن بهانه‌جویی و سیاست ادامه فشار و تحریم را ندارند. ولی اگر احساس کنندکه این همکاری ایران برای شفاف‌سازی و اعتمادسازی، ماهیت بازدارندگی را نیز در درون خوددارد و تکرار این شرایط در سال‌های بعد، هزینه بیشتری برای آنها در برداشته و ناچارند، از مواضع امروز خود هم عقب‌نشینی کنند، می‌توان انتظار داشت که یا از بهانه‌جویی دست می‌کشند یا آن را کاهش خواهند داد.
نکته مهم در ماهیت و محتوای بیانیه مشترک با آژانس این است که به دلیل فقدان سازوکارها و تعریف قواره رفتاری همزمان اعضای غربی ۵+۱ هیچ تعهدی در قبال این گام‌های اعتماد ساز ندارند و آن را وظایف ما در قبال آژانس تعریف می‌کنند و ما نمی‌توانیم گام احتمالی آنها را در ردیف اقدامات خود ارزیابی کنیم. یعنی وقتی ما در قبال آژانس گام‌های مهم را نشان می‌دهیم، در بهترین شرایط غربی‌ها می‌توانند گام‌های کم‌ارزشی از خود نشان دهند و باز هم ما را بدهکار معرفی کنند.
مواضع روزهای گذشته اوباما و جان کری و مقامات فرانسوی که حاضرند به سادگی همه واقعیت‌های مذاکراتی ژنو را وارونه معرفی کنند، جای تعجب ندارد و اینها برای تکرار انکار حقایق، شرمگین نمی‌شوند. لذا آنچه توسط دکتر صالحی و آژانس اتمی ایران برای اعتمادسازی‌های مهم به اجرا درمی‌آید، تنها یک تلاش در انتظار توقف بهانه‌جویی‌های غرب است که قرائن و شواهد تجربی و تاریخی و ماهیت رفتاری غرب با آن در تعارض است. البته همانگونه که مقام معظم رهبری بیان کردند در هر دو احتمال، ایران موفقیت خواهد داشت. اگر این گام‌های اعتمادساز موثر واقع شود و میزان لجاجت غرب کاهش یابد، ما موفق خواهیم بود و اگر سیاست و راهبرد فشار و تحریم کماکان برقرار باشد، ایران نیز در کنار راهبرد استمرار برنامه‌های وسیع هسته‌ای از مزیت‌های جدیدی در افکار عمومی داخلی و خارج و مناسبات جهانی بهره‌مند خواهد شد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

دوستی با ایران عاقلانه‌تر است!
نگاهی به مناسبات دو کشور ایران و عربستان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون نشان از فراز و نشیب‌های بسیاری در آن دارد که در بسیاری از مقاطع هم روابط دو کشور غیرصمیمانه و گاه خصمانه بوده است. باوجود علاقه همیشگی ایران برای بهبود روابط بین دو کشور، اما به دلیل وابستگی‌های زیاد عربستان به غرب و وجود تفکر بسته و دکم وهابی در آن، کمتر زمانی را می‌بنیم که روابط ایران و عربستان حالت عادی و صمیمانه به خود گرفته باشد و این روزها البته اقدامات خصمانه سعودی‌ها علیه ایران را بیش از پیش شاهدیم، به‌گونه‌ای که حتی آنان از ائتلاف و همراهی با صهیونیست علیه ایران نیز هیچ ابائی ندارند و گاه علناً به همراه صهیونیست‌ها و برخی دول دیگر غربی و عربی، علیه ایران توطئه‌چینی می‌کنند و جالب‌تر اینکه مدتی است که غرب، به‌ویژه آمریکا را هم به دلیل عدم حمله به سوریه و نزدیکی به ایران! مورد شماتت و حتی تهدید قرار می‌دهند. هر چند که نگارنده اعتقادی به جدی بودن اختلاف سعودی‌ها و اربابان آنان به‌ویژه با آمریکا ندارد، اما این موضوع از چند جهت قابل تأمل و بررسی است به‌ویژه اگر خبر اخیر بی‌بی‌سی فارسی مبنی بر خرید بمب اتمی عربستان از پاکستان را هم در نظر بگیریم این مسئله قابل تأمل‌تر می‌نماید. واقعیت این است که امروز سعودی‌ها به دلیل نوع ساختار حکومتی قرون وسطایی و مستبدانه خود تحت فشار شدیدی در داخل و خارج هستند و بنا به اعتقاد بسیاری از کارشناسان جهان حتی غربی و آمریکایی، ادامه حکومت آل‌سعود در درازمدت در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. شکست سیاست‌های خاندان آل سعود در حمایت از جنایتکاران تروریست القاعده در سوریه که با انتقاد برخی کشورهای غربی و حتی سازمان ملل نیز مواجه شده و حتی سبب فاصله گرفتن امروز دولتمردان ترک از آنان و نزدیکی به ایران و عراق شده است و از طرفی، اعتراضات مردمی این کشور که به‌دلیل تبعیض و بی‌عدالتی و فقر و استبداد حاکمان آل‌سعود هر روز شکل جدیدتری به خود می‌گیرد و دیگر تنها شامل شیعیان این کشور نمی‌شود و از سویی، شکست آل‌سعود در سرکوب و مهار اعتراضات مردم بحرین و... و از همه مهم‌تر، نفوذ روزافزون ایران در منطقه و جهان، همه و همه سبب شده که آل‌سعود، شکست سیاست‌های نابخردانه خود در منطقه و جهان را به ایران نسبت داده و بیش از پیش، دشمنی خود با ایران را افزایش داده و علنی‌تر نماید، تا جایی که حتی بارها خواستار برخورد جامعه جهانی با ایران شود! خبر خرید بمب اتمی عربستان (اگرچه این خبر از سوی دو کشور عربستان و پاکستان رد شد) بیش از اینکه جدی باشد می‌تواند صرفاً ارسال سیگنالی برای غربی‌ها برای فشار آوردن بیشتر به ایران و شکست مذاکرات ایران و 1+5 ‌باشد، به‌ویژه اینکه این خبر همزمان با گفت‌وگوهای ایران با این گروه بود. هر چند که اگر این خبر جدی نیز باشد و سعودی‌ها زرادخانه هسته‌ای نیز داشته باشد باز هم این مسئله حداقل بر ایران هیچ تأثیری نخواهد داشت، چراکه در سیاست و نظامی‌گری اصلی وجود دارد و آن اصل «داشتن جرئت حمله» است، یعنی اینکه کشور دارنده این تسلیحات، جرئت حمله داشته باشد! همانگونه که می‌بینیم صهیونیست‌ها با داشتن بیش از ۲۰۰ کلاهک هسته‌ای و حمایت‌های مادی و نظامی گسترده غرب به آن، هیچگاه جرئت کوچک‌ترین حمله‌ای علیه ایران را نداشته و ندارد، حال چگونه سعودی‌ها که این روزها با مشکلات عدیده داخلی و خارجی روبه‌رو هستند، خواهند توانست تهدید هسته‌ای علیه ایران باشند. سران سعودی‌ اگر می‌خواهند حکومت‌شان پابرجا بماند باید ضمن اجرای اصلاحات واقعی در داخل کشورشان، با همسایگان خود به‌ویژه ایران که قدرتی منطقه‌ای محسوب می‌شوند، دوستانه‌تر برخورد کنند. قطعاً دوستی با ایران عاقلانه‌تر از دشمنی با آن و دوستی با غرب و آمریکاست، چراکه آمریکا و غرب نشان داده‌اند که دوستان‌شان را در بزنگاه‌ها، قربانی منافع‌شان می‌کنند.


نگاه دو
علی حیدری

اگر نمي‌دانند، بدانند!
یکشنبه‌شب گذشته و در آستانه دومین سالروز شهادت سردار حاج‌حسن تهرانی‌مقدم و جمعی از همرزمانش، مستند «مردی با آرزوهای دوربرد» از شبکه اول سیما پخش شد. این مستند علاوه بر نگاهي متفاوت به زندگي پدر موشکی ایران، به روند پيشرفت صنعت موشکي جمهوری اسلامی ايران پرداخت. در بخشی از این مستند هم انيميشن جذابی پخش شد که یکی از سناريوهاي جمهوری اسلامی ايران برای حمله به رژیم صهیونیستی در صورت تجاوز احتمالی این رژیم به کشورمان را به نمایش می‌کشید که علاوه بر نشان دادن نقاط راهبردی و حساس این رژيم مثل پایگاه اتمی «دیمونا» و وزارت جنگ آن، به پوشالي بودن گنبد آهنين مورد ادعاي صهیونیست‌ها می‌پرداخت.
پایگاه اینترنتی روزنامه «یدیعوت آحارونوت» رژیم صهیونیستی بلافاصله، از نمایش این انیمیشن در سیمای جمهوری اسلامی ایران خبر داد و کوشید تا در برهه‌ای که گفت‌وگوهای هسته‌ای بین کشورمان و اعضای ۵+۱ در جریان است، تصویری همراه با تهدید از قدرت و توان نظامی ایران ارائه دهد.
اگر کمی به عقب‌تر برگردیم، خواهیم دید رژیم صهیونیستی که مخالف سرسخت به توافق رسیدن ۵+۱ با ایران بر سر مسئله هسته‌ای است، در برهه‌های گوناگون و در جهت فضاسازی و عملیات روانی در خصوص توان نظامی و دفاعی ایران دست به اقداماتی زده است.
در یکی از این موارد و در بهمن‌ماه سال1390، رژیم صهیونیستی برای همراه کردن اذهان عمومی با خود و سیاست‌هایش فیلم کوتاهی به نام «روز آخر» را ساخت که در آن، به گمان خودشان حمله اتمی ایران به سرزمین‌های اشغالی را به تصویر کشیده بودند. فیلم به‌گونه‌ای شده بود که بتواند حس همدردی و حمایت بیننده را نسبت به رژیم صهیونیستی برانگیزد تا این رژیم غاصب جواز لازم برای انجام هرچه بیشتر اعمال ضدانسانی خود از جمله ترور دانشمندان هسته‌ای ایران و تهدیدات پی‌درپی برای حمله نظامی به ایران را پیدا کند.
حدود دو ماه بعد و در فروردین‌ماه سال1391 هم این رژیم در یکی دیگر از اقدامات پروپاگاندای خود به ساخت و ارائه فیلم کوتاهی درباره جنگ بین این رژیم و ایران و نیز موضع‌گیری‌های احتمالی آن پرداخت. از جمله سناریوهایی که در این فیلم لحاظ شده بود، واکنش‌ ایران به حمله این رژیم، موشک‌باران سرزمین‌های اشغالی توسط حزب‌الله و در عین حال، عدم تمایل این رژیم برای حمله به لبنان یا غزه برای در امان ماندن تأسیسات هسته‌ای‌اش بود!
در این میان توجه به دو نکته مهم، ضروری به نظر می‌رسد:
نکته اول اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه به دنبال تجاوز به هیچ کشور و ملتی نبوده؛ اما با همت جهادی مردانی چون حاج‌حسن تهرانی‌مقدم و تهرانی‌مقدم‌‌هایی که در عرصه تقویت توان دفاعی کشورمان با جان و دل تلاش می‌کنند، امروز در وضعیت بسیار خوبی از نظر توان دفاعی قرار دارد و دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای جرئت هیچ‌گونه تجاوز به حریم آن را ندارند و از این روست که برخی از آنها برای اقدامات ایذایی دست به دامن گروهک‌های خودفروخته می‌شوند.
نکته دوم هم اینکه رژيم صهيونيستی همیشه خود را آنقدر مهم و بزرگ می‌پندارد که احساس می‌کند ایران به‌دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای برای نابود کردن این رژیم است! آیا واقعاً از نظر جمهوری اسلامی ایران هم صهیونیست‌ها این قدر مهم هستند؟ پاسخ صریح این سوال را فرمانده معظم کل قوا در اولین روز فروردین امسال و در جمع زائران حرم رضوی دادند: «... رژيم صهيونيستی در قواره و اندازه‌ای نيست كه در صف دشمنان ملت ايران به چشم بيايد.» البته ایشان در ادامه، این را هم گفتند که: «گاهی سردمداران رژيم صهيونيستی، ما را تهديد هم مي‌كنند؛ تهديد به حمله‌ نظامی مي‌كنند، اما به‌نظرم خودشان هم مي‌دانند و اگر نمي‌دانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آويو» و «حيفا» را با خاك يكسان خواهد كرد.»


 

صفحه 7 گزارش

 

 

نصف عمر سند بالادستی گذشت
اکنون کجای سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران هستیم؟

دکتر محمدجواد ایروانی *

سیزدهم آبان‌ماه مصادف است با سالروز ابلاغ سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ هجری شمسی. این سند در ۱۳ آبان ۱۳۸۲ به عنوان مبنای سیاست‌های كلی چهار برنامه‌ پنج‌ساله‌ كشور از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۴۰۴ از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به رؤسای قوای سه‌گانه‌ كشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد. مهم‌ترین سند بالادستی نظام جمهوری اسلامی ایران از آن رو اهمیت دارد كه دولت‌ها همواره باید نسبت به تطابق برنامه‌های خود با اهداف آن دقت داشته باشند.
چشم‌انداز یك سند بالادستی و كلان است كه تصویری واقع‌نگرانه، مطلوب و مورد انتظار از آینده را ترسیم می‌كند. از آنجا كه سند چشم‌انداز در پی ترسیم یك فضای آرمانی است، تبدیل آن به یك عمل جامع و مجموعه انتظارات متقابل حاكمیت و مردم نیازمند طی مراحلی است كه در نهایت، این مراحل به طراحی یك نقشه‌ راه منتهی‌ شود.

* عامل حیاتی موفقیت سند چشم‌انداز
در فرایند ترجمان چشم‌‌انداز به یك نقشه راه، شاخص‌سازی یك عامل حیاتی برای رسیدن به موفقیت است. آنچه مهم است اینكه سند چشم‌‌انداز در نهایت باید تبدیل به برنامه‌ اقدام برای همگان شود، به‌گونه‌‌ای كه تكلیف یکایک افراد حقیقی و حقوقی جامعه در دوره‌ زمانی چشم‌‌انداز به خوبی از آن برآمده باشد. نقشه‌ راه باید واجد سه محور اساسی باشد كه عبارتند از:
۱ـ یک مسیر ارتباطی دو سویه بین سلسله‌‌‌ای از حاكمیت تا مردم
۲ـ ترجمان سند به شاخص‌‌‌ها و سازوكار سنجش شاخص‌‌‌ها، به‌گونه‌‌‌ای كه عرصه‌ عملكرد را بتوان تا متن سند رصد كرد و تحقق اجزای سند را سنجید
۳ ـ یك نظام جامع تقسیم وظایف برای تحقق سند برای تمامی مكلفان
اگر سند چشم‌‌‌انداز نتواند در عرصه‌ عمل تحقق یابد در واقع فاقد ارزش كاركردی خواهد بود. تحقق اهداف چشم‌انداز نیازمند طی یك فرایند صحیح است. باید ضمن اهتمام به طراحی، اجرا و كنترل، با فرایندی صحیح و عادلانه، نتایج حاصل از چشم‌‌انداز نیز به صورت مستمر رصد شود. یعنی فرایندگرایی و نتیجه‌‌گرایی توأم، لازمه‌ تحقق چشم‌‌انداز است. فرایند فوق در بخش دولتی در نهایت مجموعه‌‌‌ای از قوانین شكل‌‌‌دهنده‌ رفتار را پدید خواهد آورد كه ضمن فرهنگ‌‌سازی، چشم‌‌‌انداز را هدف اساسی و اولویت اول تمامی جوارح و اركان حكومت خواهد كرد.

* چرا سند چشم‌انداز مهم است؟
تصمیمات اتخاذ شده در دولت‌‌‌ها همواره با پیچیدگی‌های بسیاری همراه است و حضور در این عرصه «هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات، وظیفه‌‌‌ای چندگانه است كه مجموعه را قادر می‌‌‌سازد تا به هدف‌‌‌های بلندمدت خود دست یابد. در این میان تنظیم اسناد راهبردی دارای اهمیت بسیار بالایی است. در رأس این اسناد راهبردی، چشم‌‌‌انداز قرار دارد. یك چشم‌‌‌انداز قوی، چهارچوب فكری مشتركی را برای همه فراهم می‌‌‌كند تا تصویر یكسانی از آنچه در آینده مورد نظر است به وجود آید.
باید توجه داشت كه برنامه‌‌‌ریزی راهبردی زمانی باارزش است كه به تصمیم‌‌‌گیرندگان كمك كند تا به صورت بلندمدت و چندبعدی فكر و عمل كنند. یعنی آثار و تبعات رفتارهای خود را در بلندمدت و در ابعاد مختلف مورد ملاحظه قرار دهند. برای نمونه یك تصمیم اقتصادی ممكن است پیامدهای اجتماعی و سیاسی در پی داشته باشد.
نگاه‌‌‌های مختلفی به راهبرد شده است. یك نگاه، انطباق اوضاع درونی با بیرونی است، نگاه دیگر نگاه چندبعدی و چندمعنایی به راهبرد است كه راهبرد را به معنای طراحی و نقشه، الگو، جایگاه، دیدگاه و عمل می‌داند.
مهم‌ترین كاركرد اسناد راهبردی در یك نظام بزرگ و پیچیده ایجاد همسویی است؛ چراكه دولت‌‌‌ها برای حل پیچیدگی پیش روی خود به تجزیه پرداخته‌‌‌اند. دو تن از محققان برای تبیین مفهوم همسویی از تشبیه آن به مسابقه‌ قایقرانی استفاده كرده‌اند كه چگونه اجرای تاكتیك‌‌‌های مستقل و جداگانه از سوی هر پاروزن در مسابقات قایقرانی كه هر قایق چند پاروزن داشته، با وجود توانمندی هر كدام از اعضای تیم در نهایت وضع نامطلوبی ایجاد كرده و منجر به شكست شده است. نقش‌‌‌آفرینان عرصه‌ دولت‌‌‌ها نیز همانند پاروزنان قایق هستند. زمانی می‌‌‌توان انتظار موفقیت داشت كه تلاش‌‌‌های آن‌ها هم‌‌راستا باشد.
از سال ۱۳۷۸ در دبیرخانه‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام برای همسوسازی سیاست‌‌‌های كلی، ضرورت ترسیم و تبیین یك افق روشن در آینده‌ ایران مشخص شد و از این رو تا مدت‌‌‌ها مطالعات و مباحث تحت عنوان «افق آینده‌ ایران اسلامی» ادامه یافت. در سال ۱۳۸۰ مفهوم چشم‌‌‌انداز به جای افق آینده مورد تأكید قرار گرفت.

* دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره‌ سند چشم‌انداز
از سال ۱۳۸۰ كه دستور تهیه‌ سند چشم‌‌‌انداز از سوی رهبر معظم انقلاب به مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد، معظم‌له همواره در فرصت‌‌‌های مختلف به اهمیت این سند و ضرورت اهتمام همگانی به آن پرداخته‌‌‌اند: «سند چشم‌‌‌انداز به عنوان برنامه‌ كلان ۲۰ ساله، سندی فرادولتی و محصول كار متراكم و صحیح كارشناسی است و باید به عنوان یك میثاق در همه‌ قانون‌‌گذاری‌‌‌ها، برنامه‌‌‌ریزی‌‌‌ها و فعالیت‌‌‌ها مورد توجه كامل قرار گیرد و هر برنامه و فعالیتی كه در جهت سند چشم‌‌‌انداز نیست، اصلاح شود.»
نكته‌ مهم و اساسی در این منظر شكل‌‌‌گیری زیرساخت‌‌‌های حقوقی حاكم بر حركت تمامی اعضا و جوارح نظام مبتنی بر چشم‌انداز است و هر حركتی كه «مغایر» با آن باشد باید اصلاح شود و برنامه‌‌‌ریزی و سیاست‌‌‌گذاری باید «مطابق» با سند چشم‌‌‌انداز صورت گیرد. رهبر معظم انقلاب در این‌باره می‌فرمایند: «سند چشم‌‌‌انداز نقشه راه ۲۰ ساله‌ كشور است كه با دقت و با توجه به واقعیات تنظیم شده است و باید در همه‌ شرایط مورد توجه كامل باشد.»
زمان عنصری گرانبها است و در حركت به سوی چشم‌‌‌انداز باید تمامی لحظات با وسواس مورد توجه قرار گیرد و هرگونه انحراف به سرعت تشخیص داده شده و اصلاح شود. رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرمایند: «اگر بی‌توجه به این سند مهم، ده سال جلو برویم تبعاً در مدت باقی‌‌مانده امكان تحقق اهداف چشم‌‌‌انداز، دیگر وجود نخواهد داشت، بنابراین باید دولت افرادی را مأمور كند كه عاقلانه با تدبیر و تدبر، به این سؤال اساسی پاسخ دهند كه آیا پیشرفت در سند چشم‌‌‌انداز متناسب با زمان طی شده بوده است یا نه؟»
* سند چشم‌‌‌انداز چگونه محقق می‌شود؟
سیاست‌‌‌های كلی، واسطه‌ اصلی بین چشم‌‌‌انداز و عرصه و میدان عمل است. چشم‌‌‌انداز به خودی خود اجرایی نمی‌‌‌شود، بلكه تبدیل آن به یك قوانین و مقررات عملیاتی (برنامه‌ پنج ساله، برنامه و بودجه‌ سالیانه) در چهارچوب سیاست‌‌‌های اجرایی برآمده از سیاست‌‌‌های كلی، اصلی‌‌‌ترین مسیر تحقق آن است. بحث دوم نهادسازی مرتبط با تحقق چشم‌‌‌انداز است. اگر چشم‌انداز را برشی ۲۰ ساله از قانون اساسی بدانیم مراقبت از آن بسیار مهم است. بنابراین حداقل عدم مغایرت برنامه‌های جاری كشور با آن ضروری است، اما وقتی سیاست‌‌‌های كلی كشور طراحی می‌‌‌شود، باید تمامی برنامه‌‌‌های اجرایی كشور مطابق آن‌ها باشد. اینجا دیگر عدم مغایرت كفایت نمی‌‌‌كند.
پس باید نهادهایی متولی وظایف زیر باشند:
۱ـ رصد تغییرات محیطی: اگر تغییرات محیطی به حدی بود كه پیش‌‌‌فرض‌‌‌های حاكم بر فرایند برنامه‌‌‌ریزی را متأثر می‌ساخت باید متناسباًً تغییر در اجزای سند راهبردی ایجاد شود.
۲ـ رصد تغییرات در شاخص‌‌‌های كلیدی عملكرد: اگر روند صعودی متناسب با جدول زمانی پیش‌‌‌بینی شده نبود، باید هشدار لازم داده شود.
۳ـ كنترل فرایند قانون‌‌‌گذاری و برنامه‌‌‌ریزی در كشور: تا به این وسیله هیچ برنامه و قانون در مغایرت با چشم‌‌‌انداز تصویب نشود.
برای بخش‌‌‌های حاكمیتی، چشم‌‌‌انداز، یك سند الزام‌‌‌آور است، اما برای بخش‌‌‌های غیردولتی (شامل بخش خصوصی، بخش تعاونی و بخش عمومی غیردولتی) باید یك راه سودآور باشد. به عبارت دیگر بخش‌‌‌های خصوصی باید در یك روند طبیعی و منطقی چشم‌‌‌انداز را انتخاب كنند و خود را در مسیر آن قرار دهند.

*زیرساخت‌‌‌های تحقق سند چشم‌‌‌انداز
زیرساخت لازم برای پیاده‌‌‌سازی سند چشم‌‌‌انداز، تهیه‌ نقشه‌ راه اجرایی است. این نقشه باید شامل ابعاد زیر باشد:
۱ـ طراحی و تبیین یك مسیر ارتباطی بین حاكمیت و مردم
۲ـ تعیین مراحل مطالعاتی و عملیاتی مانند شناخت، برنامه‌‌‌ریزی، اجرا، ارزیابی و راه‌‌‌های بهبود و ارتقای عملكرد
۳ـ تعریف نقش‌‌‌ها و تكالیف تمامی مكلفان در فرایند تحقق چشم‌‌‌انداز از سطوح عالی تا سطوح عملیاتی؛ به‌گونه‌‌ای كه زیرساخت لازم برای پاسخگویی فراهم شود.
۴ـ شاخص‌‌‌ها و معیارهای سنجش، سازوكار سنجش و تعیین نهادهای مسئول اجرای سنجش.
عملیاتی شدن سند چشم‌انداز مستلزم طی مراتبی است تا در نهایت در برنامه و بودجه‌ سالیانه و تمامی فعالیت‌‌‌های جامعه انعكاس یابد، از این رو لازم است باید طی فرایندهایی «قرائت و تفسیر سند»، «فرهنگ‌‌‌سازی رسانه‌‌‌ای»، «تعیین نقش ارگان و سلسله مراتب نهادی»، «تعیین مقاطع زمانی مشخص» و «سنجش عملكرد» برای تحقق سند انجام شود. در این صورت است كه سند چشم‌‌‌انداز در یك فرایند ترجمانی به مجموعه‌‌‌ای از اقدامات و شاخص‌‌‌های قابل سنجش خواهد رسید كه مسئولیت هر یك از اجزا و جوارح حاكمیت و بخش‌‌‌های حقیقی و حقوقی درون جامعه برای انجام آنها تعریف می‌‌‌شود.

* فرایند تعیین نقش
برای آنكه نقش هر یك از افراد ـ حقیقی یا حقوقی-ـ جامعه در تحقق سند چشم‌‌‌انداز تعریف شود باید مراحل زیر طی گردد.
۱ـ انعكاس چشم‌‌‌انداز نظام در مجموعه‌ جامعه
هر یك از نهادهای جامعه اعم از نهادهای دولتی، عمومی و غیردولتی، خصوصی و حتی افراد جامعه باید بتوانند وضعیت خود را در طراز چشم‌‌‌انداز تعریف كنند. به عبارت دیگر باید بگویند وضعیت آنها در هنگام تحقق چشم‌‌‌انداز چگونه خواهد بود. پس چشم‌‌‌انداز آحاد جامعه عبارت است از وضعیت كمی و كیفی آنها در هنگام تحقق چشم‌‌‌انداز. لازم به ذكر است ـ حداقل برای بخش‌‌‌های حاكمیتی ـ باید یك نهاد بالادستی مانند معاونت برنامه‌‌‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری عهده‌‌‌دار بررسی، همراستاسازی و تأیید نهایی چشم‌‌‌اندازها باشد.
2ـ تعریف چشم‌‌‌انداز مأموریت‌محور
زمانی كه هر دستگاه‌ تصویر مطلوب برآمده از چشم‌‌‌انداز نظام را برای خود به دست آورد و به تصویب نهادهای ذی‌‌‌صلاح رساند، باید به این پرسش اساسی پاسخ دهد كه برای تحقق این تصویر مطلوب چكار باید كرد؟ پاسخ به این پرسش اساسی مأموریت دستگاه‌‌‌ها را تعریف می‌‌‌كند.
۳ـ تعریف اهداف كلان
برای اینكه مأموریت ما محقق شود چه كمیات و كیفیات كلان و كلی باید در مجموعه پدیدار شوند؟ به وجود آوردن آنها اهداف كلان را شكل می‌‌‌دهد.
۴ـ اهداف عملیاتی
با تجزیه‌ اهداف كلان در سه محور زیر اهداف عملیاتی شكل می‌‌‌گیرند:
الف) مفهومی: تجزیه‌ مفهومی یا فرایندی آن كمیت یا كیفیت كلان
ب) زمانی: تعریف بازه‌‌‌های زمانی تحقق
ج) مقداری: تعریف مقادیر تحقق در هر بازه‌ زمانی
۵ـ برنامه اقدام
تعریف مسئولیت و بار مالی تحقق هر یك از اهداف عملیاتی و تعیین سلسله‌ به هم پیوسته‌ اقدامات، در برنامه‌ اقدام صورت می‌‌‌گیرد.
۶ـ شاخص‌‌‌های كلیدی عملكرد
هر برنامه‌ اقدام نیازمند طراحی یك سری شاخص‌‌‌های كلیدی عملكرد است كه با سنجش آنها می‌‌‌توان میزان تحقق هر برنامه‌ اقدام را تعیین كرد. در این صورت هم‌راستایی عمودی بین اجزای سندهای ملی ایجاد خواهد شد و به راحتی می‌‌‌توان اسناد پنج‌‌‌ساله و برنامه و بودجه‌ سالیانه را برآمده از برنامه‌‌‌های به هم‌پیوسته‌ دستگاه‌‌‌ها تولید كرد.
*عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام


نيم نگاه
سیدفخرالدین موسوی

برگ‌های برنده زیادی داریم
هیئت‌های دیپلمات کشور‌های ۵+۱ در حالی از پلکان هواپیماها در فرودگاه ژنو پایین می‌آمدند تا در سوئیس دور یک میز با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به توافق درباره برنامه هسته‌ای کشورمان بنشینند که کیلومتر‌ها آن طرف‌تر و در خاک سرزمینی ایران، نیروگاه اتمی بوشهر در حال تولید انرژی برق است و هزاران سانتریفیوژ با تلاش دانشمندان هسته‌ای کشورمان فعال هستند. تأسیسات آب سنگین اراک، مرکز هسته‌ای فردو و UCF اصفهان فعال هستند و کشورمان بدون نیاز به واردات دانش و کمک متخصصان خارجی، اورانیوم را تا بیست درصد برای مصارف پزشکی و دارویی خود غنی‌سازی می‌کند، توانایی‌هایی که هر کدام یک برگ برنده برای کشور پای میز مذاکره است، برگ‌های برنده‌ای که تیم مذاکره‌کننده ایران، مهرماه سال 1382در سعدآباد و در برابر دومینیک دو ویلپن، جک استراو و یوشکا فیشر وزیران خارجه سه کشور فرانسه، انگلیس و آلمان در دست نداشت تا دولت ایران با برداشتن یک گام تاکتیکی به عقب، توافقنامه سعدآباد را امضا کند و غنی‌سازی اورانیوم را داوطلبانه به حالت تعلیق در آورد؛ تعلیقی که نه‌تنها اعتمادساز نبود، بلکه سران غرب را گستاخ‌تر کرد تا جایی که خواهان تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران و حتی حذف رشته‌های تحصیلی مربوط به آن از دانشگاه‌های کشور شدند، اما با انتخابات ریاست‌جمهوری نهم و تغییر دولت، ایران اعلام کرد به تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی اورانیوم پایان می‌دهد و تحت نظارت آژانس، تأسیسات هسته‌ای را فک پلمب و فعالیت‌های UCF اصفهان را از سر گرفت. تا امروز پس از ده سال مقاومت و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی غرب، ایران به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شود، اتفاقی که آمریکا آن را برنمی‌تابد و برای توقف پیشرفت ایران این بار از راه میز مذاکره تلاش خود را شروع کرده است، مذاکرات در حالی پشت عنوان محرمانه و لبخند‌های دیپلماتیک غرب شروع شد که تجربه ملت ایران می‌گفت غرب در گام اول تلاش خواهد کرد برگ‌های برنده ایران را از دستان دیپلمات‌های کشورمان برباید، اخبار درز کرده از ژنو نیز این تحلیل‌ها را تأیید کرد، خبرگزاری‌های جهان گزارش داده‌اند غرب در مذاکرات سوئیس خواهان توقف غنی‌سازی 20 درصد، کاهش تعداد سانتریفیوژها و عدم استفاده از سانتریفیوژهای نسل جدید، تبدیل ذخایر اورانیوم 20 درصد غنی‌شده به سوخت با غنای کمتر، تعطیلی تأسیسات آب سنگین اراک، تعطیلی فردو در برابر تنها چند تعهد کوچک غرب مانند؛ لغو برگشت‌پذیر بخشی از تحریم‌های خودرو، طلا و پتروشیمی و امکان انتقال بخشی از پول‌های ایران که در چین و هند و کره‌جنوبی مسدود شده‌اند! به معنای ساده‌تر همه چیز در برابر هیچ! که البته تیم مذاکره‌کننده ایرانی آن را قبول نکرده است. معنای این توافق، خالی کردن دست ایران از برگ‌های برنده‌اش در دور آتی مذاکرات و گام‌های بعدی ایالات متحده برای برچیدن تمام برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران است. هدفی که «جان کری» وزیر امورخارجه ایالات متحده نیز آشکارا در برابر خبرنگاران آن را به زبان می‌آورد و می‌گوید: «آمریکا قصد دارد به‌عنوان اولین گام برای حرکت به سمت برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران، تهران را از توسعه بیشتر این برنامه باز دارد. آمریکا در عین حال، تحریم‌های خود را علیه ایران حفظ خواهد کرد، هیچ‌کس درباره رها شدن از ساختار کنونی تحریم‌ها صحبتی نکرده است. فشارها ادامه خواهد یافت.» این جملات مصادیق بارز تعبیر مقام معظم رهبری است که فرمودند: در زیر دستکش مخملین آمریکا دست چدنی وجود دارد و سوال این است که آیا می‌شود چنین دستی را به گرمی فشرد!


دريچه
اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (4)
وضعیت اسفناک ایران در دوره انعقاد قرارداد ۱۹۰۷

سایکس فرمانده تفنگداران جنوب ایران (پلیس جنوب) در کتاب «شکست مشروطه» خود می‌آورد: در ظرف هفت‌سالی که بین امضای قرارداد انگلیس و روس(قرارداد ۱۹۰۷ م) و شروع جنگ بزرگ فاصله بود، ایران وضع اسفناکی داشت.
میروشنیکف، مورخ روسی نیز که کشورش یکی از عوامل عقب‌ماندگی ایران آن زمان بود، می‌گوید: در رأس حکومت، آخرین نماینده سلسله منقرض شده قاجار، سلطان کم‌سن و سال و ضعیف‌النفس،‌ احمدشاه قرار داشت. دولت مرکزی در بخش عمده‌ای از مملکت علی‌الخصوص در ایالات دورافتاده، قدرت چندانی نداشت و از لحاظ سیاسی و اقتصادی بی‌نهایت ناتوان بود. جنگ جهانی اول وقتی شروع شد که ایران در این وضع فلاکت‌بار به سر می‌برد.
میروشنیکف مدعی است که در آغاز جنگ، قروض دولت ایران بالغ بر حدود هفت میلیون لیره بود و پرداخت بهره وام‌های خارجی یک‌سوم کل درآمدهای سالیانه مملکت را می‌بلعید.
این سیاه‌نمایی در کتب تاریخی کم نیست. ولی واقعیت آن است که مشروطه سلطنتی ایران یک نظام سر زنده و خوش‌بنیه بود و ادعای شکست آن، از خصومت انگلیس و روس با یک حکومت دموکراتیک و پارلمانی در ایران سرچشمه می‌گرفت. در حقیقت ایران در سال ۱۹۱۴ میلادی یک دموکراسی پویا بود. انتخابات مجلس سوم در سال ۱۹۱۴ م / ۱۲۹۳ هـ . ش انتخاباتی آزاد و دموکراتیک بود و شمار زیادی از رأی‌دهندگان با شور و هیجان به پای صندوق‌های رأی رفتند. هرج‌ومرجی که متعاقب آن بر کشور حکمفرما شد نتیجه تجاوز نظامی خارجیان و خفقان مالی ایران توسط انگلستان بود.
چارلز ولز راسل، وزیر مختار آمریکا در تهران قبل از جهانی اول، در جمع‌بندی خود از اوضاع سیاسی و اقتصادی ایران، وضعیت کشور را مثبت ارزیابی می‌کند. او می‌گوید: همین چند وقت پیش از یک ناظر خارجی که تقریباً دو سال را در ایران گذرانده شنیدم که ایران در بهترین شرایطی است که او در طول مدت اقامتش در این کشور شاهد بوده است. راسل بر این نکته تأکید می‌کند که از زمان ورودش به ایران در سال ۱۲۸۹ هـ . ش اوضاع بسیار بهبود یافته است.
وضع کلی ایرانی‌ها از لحاظ تجربه و آگاهی سیاسی بسیار پیشرفت کرده است. از نظر راسل شوق محسوس ایرانی‌ها برای گشایش مجدد مجلس بی‌شک نشانه آگاهی سیاسی آنها بود.
سیستم مالی ایران در آستانه جنگ جهانی اول برخلاف دروغ‌پردازی‌های غربی، وضع مناسبی داشت و بدهی‌های خارجی آن چندان قابل توجه نبود. با توجه به اینکه ایران بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر جمعیت داشت، سرانه بدهی خارجی‌اش صرفاً دو تا سه دلار بیشتر نبود. بنابراین بدهی خارجی ایران تنها معادل بخش کوچکی از درآمدهای آن به حساب می‌آمد. حتی در پایان جنگ جهانی اول و باوجود اینکه انگلیس از پرداخت درآمدهای نفتی ایران امتناع می‌کرد، دیون خارجی ایران چندان قابل اعتنا نبود.
کالدول، دیپلمات آمریکایی در ایران، با اذعان به این واقعیت می‌گوید: ایران با یک مدیریت سالم و کارآمد، نباید مشکلی در ایجاد یک وضعیت مالی بسیار رضایت‌بخش در سال‌های آتی داشته باشد. با توجه به اینکه ایران بدهی خارجی زیادی ندارد توان رسیدن به وضعیت بهتر اقتصادی در آینده نزدیک را داراست.
تصویر ایران در گزارش‌های دیپلماتیک سفارت آمریکا در تهران قبل از جنگ جهانی اول متفاوت از تصاویری است که منابع انگلیسی و روسی ترسیم می‌کنند.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 226
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (10)
اعتقاد راسخ به ولایت مطلقه فقیه

به هشت مولفه از مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی طی شمارگان گذشته اشاره شد. در ادامه با دو مولفه دیگر از بنیان‌های فکری این حزب آشنا می‌شویم.
9. نصب توصیفی فقها از جانب معصومین
فـقهاى جامع‌الشرایط و ولى‌فقیه نصب توصیفى دارند، یعنى اوصافش را ائمه معصومین(ع) بیان فرمودند (با ویژگی‌هایی چون فقاهت، عدالت، مدیریت و...) آن وقت خبرگان مصداق را تعیین مى‌كنند.(۱)
برای نمونه امام عسكرى(ع) فرموده است:
فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا یكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ لَا جَمِیعَهُمْ ...(۲)
.. هر كس از فقیهان كه نفس خود را پاس دارد و دین خود را حفظ كند و به مخالفت با هواهاى خویش برخیزد و فرمان خداى را اطاعت كند، بر عوام است كه از او تقلید كنند و اینچنین كس نخواهد بود، مگر بعضى از فقیهان شیعه نه همه آنان.‏»(۳)
امام خمینی (ره) که فقیهی ژرف‌اندیش بود با بررسی مجموعه روایات وارده، ویژگی‌های زیر را برای ولی‌فقیه لازم می‌شمرد:
1ـ علم به قوانین الهی؛ یعنی در استنباط احکام الهی به‌ویژه در مباحث سیاسی اجتماعی متخصص و مجتهد باشد.
2ـ عدالت؛ عادت به تقوا داشته باشد؛ ترک گناه و انجام واجبات با وجود او آمیخته شده باشد. گناه کبیره نکند و بر گناه صغیره اصرار نورزد. دنیاطلب نباشد و حتی یک دروغ نگوید.
3ـ كفایت و صلاحیت؛ توانایی تشخیص مصلحت جامعه؛ توانایی تشخیص افراد صالح از ناصالح؛ دارای بینش صحیح حكومتی و قدرت تصمیم‌‌گیری؛ داشتن هوش و زیركی لازم برای اداره یك جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی؛ مدیر و مدبر بوده، عقل سیاسی داشته باشد.(۴)
آیا مؤتلفه به نصب تنصیصی فقیه توسط ائمه معصومین(علیهم‌السلام) اعتقاد دارد؟ در این‌باره، مرکز مطالعات مؤتلفه چنین نوشته است:
«در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) ما را به حال خود رها نفرموده‌اند بلكه ما را به فقها و اسلام‌شناسان عادل و باتقوا سپرده و سفارشات اكیدی در این‌باره کرده‌اند. حضرت مهدی (عج) با خط مبارك خود پیامی نوشته‌اند كه در آن سفارش شده بود: در حوادث و شدائد زندگی به علما و دانشمندان كه علوم ما را نقل می‌كنند مراجعه كنید زیرا من آنها را به عنوان حجت در میان شما قرار دادم و خودم حجت خدا هستم.»(وسائل الشیعه، ج18، باب11)(۵)
بر اساس نوشته فوق، در زمان غیبت حضرت ولی‌عصر (عج)، امور مردم به دست فقهایی سپرده شده است که راوی علوم اهل‌بیت(ع) بوده، عادل و باتقوا باشند تا در تمام حوادث طبق قانون خدا حكم كنند.
آقای بادامچیان این صفات را برای یک روزنامه‌نگار خارجی این‌گونه شرح داده است: این حق جامعه است كه یك فقیه در رأس جامعه باشد. فقیه به معنی یك حقوقدان، اندیشمند و یك عمیق‌نگر است كه در رأس جامعه قرار گیرد. رابطه این فقیه با مردم نیز نباید شاهانه باشد، بلكه باید ولایی باشد. ولی یعنی دوست صمیمی، رشددهنده به طرف اهداف. مثل حضرت امام و نیز معتقدیم كه این فقیه، باید عادل هم باشد و عادل كسی است كه به حقوق دیگران تجاوز نمی‏كند.(۶)

10ـ ولایت مطلقه فقیه
همان‌طور كه به ولایت مطلقه امام معصوم(ع) اعتقاد داریم، باید به ولایت مـطـلقـه فـقـیـه اعتقاد داشته باشیم. حضرت امام در كتاب البیع مى‌فرمایند: فقیه عـادل در مـورد حـكـومت و سیاست داراى همه آن اختیاراتى است كه پیامبر اكرم(ص) و ائمه معصوم(علیهم‌السلام) داشتند.(۷)
درباره محدودة اختیارات حكومت اسلامی سه نظریه وجود دارد؛
1. دیدگاه حداقلی: فتوا، قضاوت و امور حِسبیه (اموری كه خدا راضی به زمین ماندن آنها نیست)؛
2. دیدگاه حداكثری در چارچوب احكام فرعی شرع؛
3. دیدگاه حداكثری فراتر از احكام فرعی شرع؛ در این دیدگاه كه مورد نظر امام خمینی(ره) است، حكومت اسلامی ولایت مطلقه دارد، یعنی تمامی اختیارات معصومین(ع) را در امر حكومت دارد مگر مواردی كه خاص معصوم(ع) تصریح شده باشد. ضمناًً حكومت اسلامی حق دارد بنابر مصلحت اسلام و مسلمین برخی احكام فرعی شرع را موقتاًً تعطیل كند.(۸)
نگاه امام خمینی(ره) درباره سطح اختیارت ولی فقیه در این سخن به‌خوبی روشن شده است:
«حكومت، كه شعبه‏اى از ولایت مطلقه رسول‌الله(‌صلى‌الله علیه وآله وسلم) است، یكى از احكام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احكام فرعیه، حتى نماز و روزه و حج است.»(۹)
مؤتلفه اعتقاد راسخی به ولایت مطلقه فقیه دارد. مرکز مطالعات مؤتلفه می‌نویسد:
«اسلام قوانینی دارد كه... اجرای آن را تنها به‌دست فقهای عادل و اسلام‌شناسان باتقوا سپرده تا در تمام حوادث طبق قانون خدا حكم كنند و بر مردم اطاعت از آن فقها را همچون اطاعت از امام معصوم و رسول گرامی واجب دانسته است.»(۱۰)
از سخن بالا چنین فهمیده می‌شود که اختیارات حکومتی ولی‌فقیه با امام معصوم(ع) و رسول‌الله(ص) یکسان است؛ زیرا اطاعت از هر دو را یکسان دانسته است. چنین فهمی نشانگر آن است که ولایت مطلقه فقیه مراد است. زیرا از جمله بهترین معانی ولایت مطلقه یکی این است که اختیارات حکومتی ولی‌فقیه با امام معصوم و رسول‌الله(ص) یکسان است. آقای بادامچیان می‌گوید: «ما برای اداره كشورمان مكتب اسلام را برگزیده‌ایم و در این مكتب، خط ولایت مطلقه فقیه محوریت و سنگ بنای اصلی كار است.»(۱۱)
مؤتلفه اعتقاد به نصب الهی ولایت‌فقیه دارد. به تعبیر مرحوم آقای عسگراولادی، دبیر کل سابق مؤتلفه: «ولایت فقیه یك منصب الهی است.»(۱۲) مؤتلفه، علاوه بر اعتقاد به نصب الهی فقیه، نظریاتی مانند «نظارت فقیه» و یا «وكالت فقیه» را مردود می‏شمارد. مرحوم عسگراولادی می‏گوید: «مؤتلفه، ولایت مطلقه فقیه عادل را در سامان اسلامیت واقعی نظام مؤثر می‏داند و معتقد است «نظارت فقیه» یا «وكالت فقیه» بازگشت به قرون گذشته‏ای است كه آن ولایت‌ها را خفیف و مسلمانان را ضعیف می‏سازد.»(۱۳)
درباره اینکه ولی‌فقیه باید خواست مردم را پیگیری کند یا خواست خدا را، می‌شود به این دیدگاه استناد کرد. مرحوم عسگراولادی درباره چگونگی تحزب در اسلام معتقد بود: «در زمان رسول مكرم اسلام، تحزب به معنای عرفی در آن زمان وجود داشت. چند حزب بودند. اینها در اطراف پیغمبر فعالیت می‌‏كردند، می‌‏اندیشیدند و به پیغمبر پیشنهاد می‌‏كردند. پیغمبر تا آنجا كه وحی نیامده بود، روی این مشورت‌‏ها و پیشنهادها و رأی و بیعت حركت می‌‏كرد. آنجایی كه وحی می‌‏آمد همه باید تابع [وحی] می‌‏شدند.»(۱۴)
با توجه به الگو بودن رفتارهای رسول‌الله(ص) برای مؤتلفه می‌توان چنین نتیجه گرفت که از نظر مؤتلفه حرکت ولی‌فقیه بر اساس مشورت‌های مردمی تا آنجاست که دستور قاطع دین در کار نباشد وگرنه حکم خدا بر هر چیز دیگری برتر است.
گفتنی است خانم فاطمه رهبر، عضو مرکزیت مؤتلفه و نیز عضو فراكسیون زنان مجلس شورای اسلامی، درباره عدم پیگیری برخی طرح‌های مجلس ششم درخصوص حمایت از زنان مانند برابری دیه زن و مرد، برابری ارث و سپردن حضانت کودکان به مادر گفت: «در فراکسیون زنان برخی طرح‌های مجلس ششم را پیگیری کردیم، اما بسیاری از این طرح‌ها مانند مواردی که نام برده شده مغایر با احکام دینی ماست.» فاطمه رهبر در گفت‌وگو با عصر ایران افزود: «این احکام ثانویه ما هستند که آنها از حیطه اختیارات مجلس خارج است و توسط حاکم شرع باید تصمیم‌گیری شود.»(۱۵)
گفتنی است یک پایگاه اینترنتی ضد انقلاب، ضمن فحاشی‌ها و اتهام‌های بسیار، از روی طعن، واقعیتی را درباره مؤتلفه بیان کرده است: «آنها[مؤتلفه] امروز پیگیرترین مدافع ولایت مطلقه فقیه هستند.»(۱۶)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 226
فتح الله پريشان

مبانی شناخت‌شناسی اندیشه سیاسی محقق دوانی
محقق جلال‌الدین دوانی از فیلسوفان بزرگ و مشهور قرن نهم و دهم هجری است که در دو حوزه حکمت نظری و حکمت عملی آثاری را از خود به جا گذارده است. از این شماره تلاش خواهیم کرد به عنوان درآمدی بر بررسی اندیشه سیاسی وی، نگاهی به مبانی و بنیادهای معرفتی و هستی‌شناختی اندیشه وی بیندازیم و چگونگی تأثیرگذاری این بنیادها بر دیدگاه‌ها و نظریات سیاسی وی در موضوعات و مسائل حکمت عملی، سیاست، جامعه و دولت‌داری را مورد تحلیل قرار دهیم.
توصیف و تحلیل اندیشه سیاسی محقق دوانی بر نوع نگاه معرفت‌شناختی او از اصل امکان و عدم امکان معرفت به هستی و بر منابع و ابزارها و روش‌های معرفتی توقف دارد. اعتقاد به امکان کسب معرفت از هستی و اعتقاد به تعدد و کثرت منابع معرفتی، شناخت وسیع‌تر و عمیق‌تری را نسبت به دیدگاهی که قائل به منابع محدودتری است، به دست می‌دهد. محقق دوانی به مراتب و لایه‌های معرفتی مختلفی در شناخت عالم هستی قائل بوده و معتقد به پی بردن به حقایق و اصول و قانونمندی حاکم بر آن است و عقیده دارد کمال انسان به آن است که به چنین قانونمندی و اصول و نظام‌مندی عالم هستی آگاه شود و از اصول و قانونمندی حاکم بر آن در نظام‌مندی نظم اجتماعی و سیاسی و روابط اجتماعی و کمال نفسانی خود استفاده کند.(۱)
به اعتقاد دوانی حکمت، علم به قانونمندی‌ها و قواعد کلی عوارض و احوال موجودات اعم از طبیعی و غیرطبیعی و سیاسی و غیرسیاسی است که در توان ادراک بشر است: «حکمت علم به احوال موجودات بر وجهی که فی‌الواقع چنان باشد به قدر طاقت بشری.»(۲) البته چنین معرفتی اگر به احوال و عوارض و قواعد موجوداتی تعلق گیرد که وجودشان در قدرت و اختیار بشر نباشد حکمت نظری است: «علم به احوال موجودات بر وجهی که فی‌الواقع چنان باشد به قدر طاقت بشری و احوال موجودات یا وجود ایشان منوط به قدرت و اختیار انسانی نیست و علم متعلق به آن حکمت نظری است.»(۳) البته اگر ادراکات عقل آدمی به آن نوع از موجودات و احوال و قانونمندی و اصول حاکم بر آنها تعلق گیرد که قدرت و اختیار انسان باشد و انسان بتواند براساس مصالح خود در آنها تصرف کند و آنها را در جهت منافع و مقاصد خود قرار دهد، به آن حکمت عملی گویند. چنین ادراکی ممکن است به تهذیب نفس تعلق گیرد که آنگاه نزد حکما، علم «تهذیب نفس» خوانده شده یا به تدبیر منزل و تأمین مصالح آن تعلق گیرد، به‌طوری که هر یک از ارکان منزل در محل خود قرار گیرند تا به اعتدال و انتظام امور منزل منجر شود و اگر خللی در آنها رخ داد، با چنین تدبیری شناسایی شده و اقدامات لازم جهت رفع و اصلاح آن صورت گیرد که چنین معرفتی نزد حکما به «تدبیر منزل» معروف شده است.(۴)
اما معرفت اگر به اصول و قواعدی تعلق گیرد که تأمین‌کننده مصالح همه افراد یک جامعه باشد و تدبیر اتخاذشده فراتر از تدبیر نفس و منزل، اجتماع بزرگ مشتمل بر جمعیت‌های زیادی را شامل شود و با چنین تدابیری مصالح همه آنها در کنار یکدیگر و با تعاون تأمین گردد، حکما بر آن «سیاست مدن» اطلاق می‌کنند. حاصل سیاست‌های مطلوب و تأمین‌گر مصالح، دستیابی به کمالات حقیقی افراد جامعه است: «قواعد متعلقه به مصلحت عامه ناس از این‌رو که به تعاون متوجهند به کمال حقیقی.»(۵) به تعبیری دیگر، آنچه در حکمت نظری اولاً و بالذات مقصود است، ادراکات و علم و معرفت است، اما آنچه در حکمت عملی مقصود اولی و بالذات است، اعمال است. دوانی کمال عقل نظری را در آن می‌داند که قوای ادراکی انسان صورت‌های علمی را از مبادی عالیه قبول کند و کمال عقل عملی را در آن می‌داند که عقل عملی آرا و ادراکات کلی را در شناخت فضایل و رذایل صورت دهد(۶) تا سبب حدوث فعل و انفعالات نیک شود و نتیجه آن به‌صورت ملکه عدالت در آید. به اعتقاد دوانی حکمت عملی شرط کافی برای وصول به خلافت الهی است، زیرا چنین معرفتی از منظر محقق حافظ اعتدال بر نفس و قوای آن می‌شود. محقق دوانی حکمت را استکمال نفس در علم و عمل به میزان توانایی‌اش می‌داند. این استکمال از منابع مختلف و با طرق و روش‌های گوناگونی به دست می‌آید که از منظر دوانی منابع معرفت در چهار مولفه؛ عقل، دل، وحی و تجربه خلاصه می‌شود.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

پوپولیسم، مردم و کانون آرمانی
از ویژگی‌های فوق‌العاده مهم پوپولیسم، ستایشگری «مردم» است. ویژگی «مردم‌پایگی» پوپولیسم علاوه بر اینکه در عنوان و ذات آن وجود دارد، تا جایی ادامه می‌یابد که ارزش‌های پوپولیست‌ها با ارزش‌های مورد قبول نخبگان تفاوت فاحش پیدا می‌کند. برخی معتقدند نخبه‌ستیزی پوپولیسم از ویژگی تعیین‌کننده آن، یعنی پایبندی به مردم سرچشمه می‌گیرد. با این همه، باید در پاسخ به این پرسش که مقصود از پایبندی به مردم چیست، تلاش کرد به افق‌های معنایی مشترکی نزدیک شد. «پل تاگارت» در کتاب «پوپولیسم» در این‌باره معتقد است پاسخ به این پرسش نشان می‌دهد که پایبندی لفظی پوپولیسم به «مردم» در این معنا واقعی است که برخی از اجزای مهم اندیشه پوپولیستی را بازمی‌نمایاند، اما این موضوع هم روشن می‌شود که مفهوم «مردم» پیچیده و دست‌کم تا حدی از پایبندی پوپولیسم به مفاهیم دیگر مشتق می‌شود.(۱)

پوپولیسم و مفهوم کانونی آن
برخی از مفسران نظیر «وست لیند» با پذیرش ادعای پوپولیست‌ها، پوپولیسم را جنبشی تعریف می‌کنند که نماینده «مردم» است. اندیشمندان دیگری چون «دی‌تلا» و «کان وی» با اتخاذ دیدگاه مشخص‌تری، پوپولیسم را در رابطه با طبقات اجتماعی ویژه‌ای تعریف می‌کنند. اما چرا «مردم» در معادله پوپولیستی چنین جزء سازنده مهمی به شمار می‌آید؟ یک پاسخ ساده این است که «مردم» مقوله‌ای است که درست بنا به نیاز پوپولیسم شکل‌پذیر یا انعطاف‌پذیر است. پوپولیسم به ابزارهایی نیاز دارد که انعطاف‌پذیر باشند و مردم دقیقاً چنین ابزاری هستند. البته این گفته که مردم به دلیل انعطاف‌پذیری‌شان مورد استفاده پوپولیسم قرار می‌گیرند ضرورتاً به این مفهوم نیست که این مقوله بی‌معناست. تصادفی نیست که جنبش‌های متفاوت پوپولیستی از همین ابزار استفاده می‌کنند.
در توسل پوپولیستی به مردم، هسته یا «مرکزی» وجود دارد، اما لازم است این هسته را از شیوه بسط و گسترش آن در رویه‌های متفاوت پوپولیسم جدا کنیم. برای جدا کردن پوپولیسم از مقوله «مردم» بهتر است از اینجا آغاز کنیم که چه ویژگی «مردم» برای پوپولیست‌ها تا بدین اندازه جذاب است. «مردم» به واسطه اینکه چه کسی هستند، چه کسی نیستند، چگونه هستند و چه تعداد هستند، موضوعات مهم پوپولیسم می‌باشند. در بین اینها مهم‌ترین جنبه تعداد «مردم» است. استفاده از این اصطلاح حاکی از آن است که مردم پرشمار و در اکثریت هستند. این موضوع استفاده عملی دارد؛ آنها پرشمارند پس مشروعیت بیشتری به کسانی می‌دهند که به نام آنها سخن می‌گویند و پایگاه اجتماعی پرقدرتی هستند که اگر کسی به‌طور کامل حمایت آنها را جلب کند از چنان توان خردکننده‌ای برخوردار می‌شود که هیچ نیرویی تاب مقاومت در برابر آن را نخواهد داشت. هر چند کثیر بودن مردم برای پوپولیست‌ها مهم است، اما این موضوع را نباید با کثرت‌گرایی و تنوع یکسان دانست. مفهوم پوپولیستی «مردم» اساساً مبتنی بر یکپارچگی و موجودیت متحد و همبسته است.(۲)

اکثریت خاموش
پوپولیست‌ها در هر کجا باشند برای معرفی خود به نام «مردم» سخن می‌گویند. در این مورد گزاف نیست اگر گفته شود پوپولیسم از «مردم» مشتق می‌شود، زیرا به گفته «مارگارت کنووان» این گونه توسل به مردم ما غالباً به همان معنای دوستان و خویشاوندان‌مان به کار برده می‌شود. «مردم» گرامی داشته می‌شوند چون تجسم ارزش‌های معینی هستند. نحوه استفاده از «مردم» در لاف و گزاف‌های پوپولیستی معنایی را از «مردم» نشان می‌دهد که گویی تجسم خصیصه‌های معینی هستند. «اکثریت خاموش» درون‌مایه گفتمان اخیر پوپولیسم آمریکای شمالی است که مانند راهنمای سودمندی برای پوپولیست‌های مناطق دیگر و شاهدی بر مدعای سخنگویی از جانب «مردم» به کار می‌آید. مفهوم «اکثریت خاموش» ویژگی‌های معینی از «مردم» را مطرح می‌کند و به این ادعا میدان می‌دهد که صدای آنها را باید بر فراز اقلیت پرهیاهو شنید. بخشی از این ادعا مسلماً ناشی از سکوت آنها است. اما مفهوم تلویحی‌اش این است که سکوت در شمار فضیلت‌های آنها است. سکوت اکثریت از این واقعیت ناشی می‌شود که کار می‌کنند، مالیات می‌دهند و در سکوت زندگی خود را می‌گذرانند. مقصود این است که آنان شهروندانی مدنی و مفید هستند، اما به لحاظ سیاسی خاموش می‌باشند. انبوه شهروندان که به‌طور طبیعی به دخالت در فعالیت‌های سیاسی اقلیت (نخبگان) گرایش ندارند، نمایانگر قلب جمعیت و در حقیقت شاید روح کشور باشند. در اصطلاح آمریکایی‌ها، سخن گفتن از «آمریکای متوسط» بیانگر مکان جغرافیایی پر رمز و رازی است که این شهروندان خاموش در آن زندگی می‌کنند.(۳)
البته همان‌طور که می‌دانید سیاست‌مداران تا هنگامی که از حمایت این پایگاه اجتماعی برخوردار باشند حق دارند که خود را نماینده آنان بدانند. زمانی که این حلقه شکست، آنگاه اکثریت خاموش ناچار دست به عمل می‌زند و ابراز وجود می‌کند. حلقه اتصال میان اکثریت خاموش و نمایندگان آنها در گفتمان پوپولیستی، با دو معضل مرتبط به هم شکسته می‌شود؛ نخست اینکه فساد و تباهی نظام سیاسی به فساد سیاست‌مداران می‌انجامد. معضل دیگر «منافع ویژه‌ای» است که فرایند سیاسی را تسخیر کرده است.

اندیشه سیاسی کانون آرمانی
در لفاظی‌های پوپولیستی از زبان مردم استفاده می‌شود، نه به این دلیل که بیانگر اعتقادی عمیقاً دموکراتیک به حاکمیت توده‌ها است، بلکه از آن جهت که «مردم» ساکنان کانون آرمانی هستند و این موضوع اساساً همان اندیشه‌ای است که پوپولیست‌ها می‌کوشند به آن دامن بزنند. در واقع توسل به مردم به عنوان ابزاری برای لفاظی همیشه در پوپولیسم وجود دارد.
کانون آرمانی سرزمین تخیل است. در دوران سخت دستاویزی آشکار است و مفهومی از آن پدید آمده که هر چند نامنسجم اما با این همه ابزار قدرتمندی برای زنده کردن این اندیشه است که زندگی و ویژگی‌های کانون آرمانی ارزش دفاع دارد و از این‌رو، پوپولیست‌ها را به عمل سیاسی برمی‌انگیزد. کانون آرمانی مکانی است که جنبه‌های مثبت زندگی روزمره را جلوه‌گر می‌سازد.(۴)
کانون آرمانی با جوامع آرمانی و یا آرمان‌شهرها متفاوت است؛ زیرا پوپولیست‌ها تخیل خود را به گذشته معطوف می‌کنند تا آنچه را که حال از بین برده از نو بسازند. این در حالی است که جوامع آرمانی و حتی آرمان‌شهرها، ساخته‌های ذهن و مغز هستند. به‌طور ساده‌تر کانون آرمانی نمادی است که بهانه حذف پلیدی‌‌ها را فراهم می‌آورد. گرایش صریح پوپولیست‌ها به طرد گروه‌های معینی که بخشی از مردم «واقعی» به شمار نمی‌آیند، در مفهوم کانون آرمانی پژواکی قدرتمند می‌یابد. کانون آرمانی در قلب اجتماع جای دارد و حواشی و کرانه‌ها را کنار می‌گذارد. پوپولیست‌ها خود را مرکز یا قلب امور می‌دانند، از این‌رو بین‌الملل‌گرایی و جهان‌وطنی مورد تنفر پوپولیست‌ها است. در شماره آتی تنگناهای پوپولیسم در ارتباط با نهادها را مورد مطالعه و بررسی قرار خواهیم داد.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

سعادت کلید فهم اندیشه‌های سیاسی اسلامی
کلید فهم صحیح آرا و اندیشه‌ّهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی منوط به بازشناسی روش‌های مطالعه و رمزگشایی از واقعیت‌های پیرامون محیط صاحبان اندیشه و آرمان‌ها و گرایش‌های درونی آنان است. شناخت تار و پود شاکله فکری اندیشمندان در گرو فهم دغدغه‌ها، گرایش‌ها و آمال و آرزوهای آنان در مورد جامعه مطلوب است. یکی از چارچوب‌ای مهم در شناخت دقیق‌تر آرا و اندیشه‌های سیاسی در تاریخ حیات فکری حکما و متفکران برجسته اسلامی، نگاه معطوف به خوشبختی و سعادت بشر در آرای آنان است. هر چند قدمت مقوله «سعادت و خوشبختی بشر» در تمام ادیان آسمانی و توحیدی و حتی ادیان شرقی و غیرتوحیدی قابل مداقه و ردیابی است، اما در جهان اسلام ریشه اصلی این تفکر به منابع نقلی اسلامی از یک‌سو و مباحث اخلاقی ـ فلسفی مطرح شده در یونان باستان ـ به‌خصوص آرای ارسطوـ از سوی دیگر باز می‌گردد. تشویق مسلمانان به علم‌آموزی توسط آموزه‌های اسلامی، افق‌های گسترده‌ای را در حوزه علم و اندیشه در مقابل متفکران و حکمای مسلمان گشود. نهضت تتبع، ترجمه، شرح و نقد آرای قدما از ملل مختلف به‌ویژه یونان باستان راه را بر مسلمانان به‌گونه‌ای هموار و روشن ساخت که قرون اولیه اسلامی را می‌توان رنسانس فکری و علمی در جهان اسلام نامید. در قرون چهارم و پنجم علوم عقلی و فلسفی رواج چشمگیری یافت و بزرگان و حکمایی مانند فارابی، عامری نیشابوری، یحیی‌بن‌عدی، ابن سینا، ابوریحان بیرونی و جمعیت اخوان‌الصفا در آسمان تمدن اسلامی ظاهر شدند که بخش مهمی از تراوش‌های فکری آنان مربوط به مباحث فلسفی ـ سیاسی است. در واقع حوزه سیاست فلسفی یا اندیشه‌های فلسفی سیاسی ناظر به آن بخش از آرای فلاسفه اسلامی است که درباره سیاست، اجتماع و دولت و قدرت تقریر شده است. هر چند آبشخور و منبع اصلی حکمای اسلامی در این بخش، حکمت عملی و مدنی یونان باستان و برخی از دیدگاه‌های فلسفی و منطقی ناشی از علوم اوایل است، ولی حکمای اسلامی این دیدگاه‌ها را با دخل و تصرف و یا تفسیر خاص در ظرفی قرار داده‌اند که با مقوله سعادت و خوشبختی بشر سازگار باشد. به‌عبارت دیگر، حکمای اسلامی در درجه اول مسلمان و ملتزم به رهنمودهای دینی در باب سعادت بودند و سپس به بررسی و تتبع و اقتباس علوم اوایل همت گماشتند. در حوزه اندیشه‌های دینی سیاسی نیز که مستقیماً نشئت گرفته از منابع و مصادر درجه اول دینی، یعنی قرآن و سنت است، دغدغه سعادت و خوشبختی بشر در دو نشئه دنیا و آخرت و ناسوت و لاهوت، برجسته‌ترین ویژگی در فهم و شناخت اندیشه‌های سیاسی محسوب می‌شود. بر همین اساس، توجه به مفهوم خاص سعادت و نیکبختی آدمیزادگان و بایستگی‌های آن در حکم جامه‌ای است بر شاکله فکر سیاسی متفکران اسلامی.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در تاریخ تحولات سیاسی، کشورهای اسلامی به‌ویژه ایران همواره مورد تاخت و تاز و تجاوزگری حاکمان و پادشاهان توسعه‌طلب و زورگو بوده است. وقایع و شواهد تاریخی نشان می‌دهد عناصر دنیاطلب، در شرق و غرب وجود داشته و به حقوق عامه مردم تجاوز کرده‌اند، اما در سال‌های اخیر که شکل کشور محور حاکمیت یافته، حکام و پادشاهان مستبد با سیاست‌های زورگویانه و استبدادی خواسته‌های خود را به ملل محروم تحمیل کرده‌اند و در برابر این جریان تاریخی همواره مسلمین با پیروی از اصل قرآنی نفی سلطه کفار بر مومنان مانع بزرگی بر سر راه تجاوزگران بوده‌اند و حضرت امام خمینی(ره) در دوران مبارزات‌شان همیشه به ورود، نفوذ و سلطه این پدیده شوم که از آن به استعمار و استکبار یاده شده توجه داشته‌اند و مرتب گوشزد کرده‌اند راه را بر سلطه و حاکمیت اجانب بسته شود. هر دیدگاه و نظریه‌ای که موجب شود راه ورود کشورهای سلطه‌گر باز شود خطر آن را گوشزد کرده‌اند و در وصیت‌نامه‌شان بر آن تأکید داشته‌اند که در ادامه به مطالبی در این زمینه اشاره می‌شود.

وصیت امام
«... اشتباه تأسف‌آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملت‌های اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است. زیرا آنچه مردود است حکومت‌های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه‌جویی و انگیزه‌های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده‌اند، جمع‌آوری ثروت و مال و قدرت‌طلبی و طاغوت‌گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان‌بن‌داوود و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (ص) و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می‌کردند. از بزرگ‌ترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است. چنانچه سیاست سالم که در این حکومت‌ها بوده از امور لازمه است. باید ملت بیدار و هوشیار ایران با دید اسلامی این توطئه‌ها را خنثی کنند و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملت برخیزند و دست شیاطین توطئه‌گر را قطع نمایند.»
این قطعه از وصیت‌نامه امام بسیار عمیق و پرمعنا است و به‌عنوان یک پروژه بزرگ پژوهشی می‌توان بر روی آن کار کرد و ابعاد تاریخی و جامعه‌شناسانه آن را بررسی کرد. اما در این مختصر به فهرست بخشی از مباحث که موجب «بازکردن راه برای استعمارگران خونخوار» بوده است و سبب جدا کردن و تجزیه اصل و اساس در مبانی دین و دنیا بوده است، اشاره می‌شود.

جدایی خلافت از امامت
پس از رحلت پیامبر(ص) اولین توطئه‌‌ای که در مبانی دینی و پایه‌گذاری مدینه‌النبی رخ داد جدا کردن خلافت از امامت بود. در حالی که پیامبر اسلام هم نبی‌بود، هم خلافت الهی را داشت و هم امام امتش بود. همین توطئه که به بار نشست نتایجی به بار آورد که در مسیر تاریخ اسلام، ایران و جهان تأثیرات بسیار تخریب‌کننده‌ای برجای گذاشت. استاد شهید مطهری معتقد است جدایی دین و سیاست در اسلام از زمانی اتفاق افتاد که عده‌ای از مسلمانان روح را از کالبد و تن را از جان تهی ساختند. این زمان بی‌درنگ پس از رحلت جانگداز رسول‌ خدا(ص) بود که شئون امامت را مثله کردند، شأن ولایت معنوی را به مدعیان آن سپردند، شأن مرجعیت دینی را به امامان معصوم (علیهم‌السلام) واگذار کردند. اما خلافت را برای خود برداشتند. در واقع جدایی خلافت از امامت همان جدایی دین و سیاست بود که آن زمان اتفاق افتاد. اکنون در عالم تشیع نیز ساده‌دلانی ناآگاه و یا مغرضانی بی‌انصاف چنین می‌پندارند که شریعت ناب اسلامی، سیاست و حکومت ندارد. حال آنکه فقه سیاسی و احکام سلطانی در طول غیبت کبرا مطرح بوده، هر چند حکومت به دست شیعیان نبوده است. امام امت(ره) معتقدند احکام قرآن و سنت پیامبر(ص) در حکومت و سیاست بیش از احکامی است که برای امور دیگر دارد. بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام، عبادی ـ– سیاسی است که غفلت از آنها، علت چنین تفکر نادرستی شده است و راه را برای استعمارگران باز کرده است.

جدایی دنیا از آخرت
جریان دیگری که مکمل همین روش است و همان نتایج را دارد طرح تفکر جدایی دنیا و آخرت است. بسیاری از نویسندگان و صاحب‌نام مسلمان و شیعه اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اند. آنان اینگونه پنداشتند که پیامبران تنها برای اصلاح آخرت آمدند و هیچ کاری به دنیای مردم نداشتند، مگر اینکه مردم به سراغ آنها بروند و از آنها تقاضا کنند. چنین گمان و دیدگاهی موجب می‌شود که راه برای سلطه کشورهای استعمارگر و زورگو فراهم آید. متأسفانه در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی که برخی از چهره‌های مشهور در رأس جریان انقلاب قرار گرفتند دارای چنین فکری بودند و در این رابطه سخنرانی کردند و تحت‌عنوان «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا» مقاله نوشتند. این جریان بر این باور است امر حکومت هیچ ربطی به خدا و پیامبر(ص) و امامان(علیهم‌السلام) ندارد. یعنی گرچه برخی از پیامبران حکومت کردند، حکومت آنان ربطی به شریعت آنها نداشت، زیرا حکومت از آن مردم است که به هرکس بخواهد واگذار می‌کنند. با این حساب قیام امام حسین(ع) نیز اساساً ربطی به براندازی حکومت ظالم یزید و تشکیل حکومت اسلامی و این‌گونه مسائل نداشت؛ زیرا حسین‌بن‌علی (ع) خود نیز می‌دانست که حکومت نه از آن خداست، نه از آن اوست و نه از آن یزیدبن‌معاویه، بلکه حکومت از آن مردم است که به هر کس بخواهند وامی‌گذارند. روشن است که چنین دیدگاهی از سوی روشنفکران شیعه مذهب پاسخ امام را می‌طلبد که در وصیت‌نامه‌شان مورد عنایت قرار دادند.

جدایی اسلام از حکومت
امام امت در وصیت‌نامه و دیگر سخنان‌شان و در مباحث دیگری مانند آن ولایت‌فقیه به بحث گذاشته‌اند و اعلام داشته‌اند: «... این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند استعمارگران گفته و شایع کرده‌اند. این را بی‌دین‌ها می‌گویند. مگر زمان پیغمبر اکرم(ص) سیاست از دیانت جدا بود؟ مگر در آن دوره عده‌ای روحانی بودند و عده‌ای دیگر سیاست‌مدار و زمامدار؟ مگر زمان خلفای حق یا ناحق، زمان خلافت حضرت امیر(ع) سیاست از دیانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ این حرف‌ها را استعمارگران و عمال سیاسی آنها درست کرده‌اند تا دین را از تصرف امور دنیا و از تنظیم جامعه مسلمانان برکنار سازند و ضمناً علمای اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادی و استقلال جدا کنند، در این صورت می‌توانند بر مردم مسلط شده و ثروت‌های ما را غارت کنند.» مسلمین همواره با پیروی از اصل قرآنی نفی سلطه کفار بر مومنان مانع بزرگی بر سر راه تجاوز و سلطه استعمار بر بلاد اسلامی بوده‌اند و قدرت‌های استکباری برای چپاول و غارت منابع و ذخایر کشورهای اسلامی و سلطه بر آنها و همچنین به منظور استفاده از موقعیت‌های راهبردی این کشورها همواره سعی کرده‌اند با تبلیغ اینکه «اسلام حکومتی ندارد، تشکیلات حکومتی ندارد بر فرض که احکامی داشته باشد، مجری ندارد.» مسلمین را از دخالت در سیاست و اساس حکومت دور نگه‌دارند.

جدایی امام از امت
حضرت امام خمینی در وصیت‌نامه‌ سیاسی الهی‌شان تصریح کردند: «ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی‌بن ابی‌طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب‌زمان ـ علیهم‌ آلاف التحیات والسلام ـ که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است، ائمه ما هستند.»
در تاریخ ۲۵۰ ساله صدر اسلام در دوران ائمه معصومین، حاکمان جور و خلفا و سلاطین حاکم سعی کرده‌اند با شایعات، با ترویج اندیشه‌های باطل و تبلیغات و شهادت ائمه و سایر توطئه‌ها امام را از امت جدا کنند. هر یک به نوعی ارتباط‌شان را با امت قطع کردند. هر کدام به نوعی و سبکی اما درباره حضرت «امام منتظر» که در پس پرده غیبت به سرمی‌برد و به امر خداوند متعال روزی به طور ناگهانی ظهور می‌کند، در طول تاریخ در دوران غیبت کبری از هیچ توطئه‌ای فروگذاری نکردند که امام را از امت جدا کنند. در همین دوره که زندگی می‌کنیم گروهی به ظاهر از منتظران دست به هیچ کاری نمی‌زنند تا به زعم خود جهان پر از ظلم شود و امام ظهور کند! فرقه‌ای دیگر نیز مردم را به ارتکاب فسق و فجور و ظلم دعوت می‌کنند وخود نیز به آنها می‌پردازند تا گناه جهان را فراگیرد و بعد از آن امام زمان ظهور کند!
دسته‌ای نیز بر این باورند که هر حکومتی که پیش از حکومت موعود اسلام تأسیس شود باطل و پرچمی که بر پا شود سرنگون خواهد شد. اینان فقط به‌طور محدود عمل به دستورات دین را تجویز می‌کنند.
نظر صحیح این است که ما باید با همت، تقید، تقواپیشگی و اجرای کامل دستورات خدا و پرداختن به معروف و نهی از منکر و دعوت جهان به خیر و تأسیس حکومت حق و عدل در جامعه، مردم را به‌گونه‌ای اسلامی تربیت کنیم و زمینه ظهور آن منجی بزرگ را فراهم آوریم.

جدایی‌های دیگر
بر اساس مباحثی که ارائه شد جدایی‌های فراوانی به وجود آمد، جدایی‌هایی که جملگی آنها در دوران پیدایش استعمار و برای کشورهای استعمارگر کارآمدی داشته است و از دیدگاه حضرت امام تزهای استعماری نامیده می‌شود که در مباحث بعد به‌طور مبسوط و به شکل مستقل آنها را به بحث خواهیم گذاشت و آنها در وصیت‌نامه حضرت امام عنوان شده است.
هر یک از این جدایی‌ها بر مبنای وصیت‌نامه امام امت، آسیب‌های خطرناک و خسارت‌‌آوری برای انقلاب اسلامی است و از طرف دیگر راه را برای ورود و سلطه کشورهای استعمارگر فراهم می‌کند. مانند جدایی اسلام و روحانیت، جدایی دین از سیاست، جدایی حوزه از دانشگاه، جدایی اسلام از انقلاب و سایر موارد که هر یک بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد.


از لابه لاي تاریخ

شاه تملق‌دوست
تملق‌دوستی شاه یکی از صفاتی بود که در بسیاری از مواقع، نوکران و اطرافیان و حتی شخصیت‌های خارجی از آن سود می‌بردند تا به اهداف خود نزدیک شوند. این نقطه ضعف شاه چنان شدید بود که بر هیچ یک از اطرافیانش پوشیده نبود.
به گفته‌ فریدون هویدا، شاه دو تن از ر‌ؤسای‌جمهور آمریکا را مستوجب انتقاد می‌دانست: «فرانکلین روزولت» که در سفرش به ایران در سال 1943 شاه را مجبور کرد به دیدارش برود و دیگری «جان کندی» برای آنکه، هیچ‌گاه شاه را به عنوان یک شخصیت مهم توصیف نکرده بود.
در کتاب خاطرات «پرویز راجی» آمده است: «در ضیافت شام که به افتخار 62سالگی «هارولد ویلسون» نخست‌وزیر سابق انگلیس، توسط «جرج وایدن فلد» ترتیب یافته بود، شرکت کردم... ویلسون گفت: یکبار در ملاقات با محمدرضا، او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران دنیا توصیف کردم و شاه از این تملق من خیلی خوشش آمده بود...»
پرویز راجی در کتاب خود از قول «مصطفی فاتح» نقل می‌کند: «در میان مشاوران شاه، از همه مطلع‌تر، تواناتر وموذی‌تر، هویداست و باید گفت که هویدا بیش از هر کسی دیگر در ایجاد علاقه‌ روزافزون شاه به تملق و چاپلوسی و نیز، دور ساختن او از توجه به واقعیات مقصر است.»
نظر شخصی راجی نسبت به شاه نیز در کتابش گفته شده است. او می‌گوید: «کارنامه‌ شاه آکنده است از: اتخاذ سیاست‌های اقتصادی فاجعه‌انگیز، اشتباهات فراوان در اولویت دادن به مسائل غیرضروری، غرور و تفرعن در امور نظامی، عشق مفرط به سلاح‌های آتشین و پرنده، عطش سیری‌ناپذیر به شنیدن تملق و چاپلوسی، بی‌احساسی کامل نسبت به احساسات مردم کشور، سخنرانی‌های پر از گزافه‌گویی ممتد...»
به این خصلت تملق‌دوستی شاه به طور روشن و واضح در متن یک تلگراف سفارت آمریکا در تهران که به وزارت امور خارجه ایالات متحده فرستاده شده بود، اشاره شده است:
«سران همه کشورها، افرادی تنها هستند. لیکن شاه از بیشتر آنان تنهاتر است. وی به دلیل ثبات و امنیت و پیشرفت کشور بار بسیار سنگینی را شخصاًً بر دوش می‌کشد. مشاورانش نه در کابینه و نه در بیرون از آن، به وی درست خدمت نمی‌کنند و این تا حدودی بدین سبب است که فطرتاًً به جاه‌طلبی‌های دیگران بدگمان است و همچنین بدین جهت که فاقد همکاران واقعاًً صالح است. حتی کسانی که حائز صلاحیتند بدان تمایل دارند که آرای منفی به وی اظهار نکنند و از آن سنت دیرین ایرانی پیروی کنند که باید به شاه چیزی بگویند که می‌پندارند خوش دارد بشنود و این غالباًً به صورت تملق‌گویی گزاف در می‌آید که شاه به گونه‌ حیرت‌انگیزی نسبت به آن حساس است. وی مردی است پرنخوت و پیرامونیانش این را می‌دانند.»


حكایت زمانه

فرزند پير مؤتلفه
مرحوم حبيب‌الله عسگراولادي، بازاري انقلابي‌اي که پس از انقلاب، سياست را بر تجارت و اقتصاد اولويت داد، از کهن انقلابيوني بود که تفکري تشکيلاتي داشت. به همين دليل نيز شايد او را «پدر پير مؤتلفه» ناميدند؛ هرچند وي خود را «فرزند پير مؤتلفه» مي‌دانست.
عسگراولادي در سال 1311 در تهران متولد شد و در شش‌سالگي در دماوند ساکن شد. وضعيت معيشتي خانواده آن قدر سخت بود که وي را به ترک تحصيل داشت، اما کمک يکي از بستگان موجب شد تا وي محصل بماند. اتمام تحصيلات ابتدايي وي آغاز زندگي کاري‌اش شد. معيشت سخت خانواده يکي از علل اين امر بود؛ عاملي که موجب شد تا پيوند وي با بازار برقرار گردد.
دوران شاگردي عسگراولادي با تحصيل‌داري تاجري قمي به نام «حاج‌حسين مستقيم قمي» پايان پذيرفت. هرچند دوران شاگردي علوم ديني و ادبيات عرب که از علايق وي بود، از اين دوران آغاز شد. اين‌چنين بود که آشنايي وي با حوزه‌ مذهب بيشتر شد و به موازات تبحرش در اقتصاد بازار، يادگيري علوم ديني را نيز پيش برد. بدين ترتيب، عسگراولادي يکي از مصاديق پيوند اقتصاد و مذهب و يا بازار و روحانيت شد.
اولین جرقه‌هاي فعاليت‌هاي سياسي‌اش در دهه‌ 1320 زده شد. در دهه‌ 1320 شمسي، عسگراولادي متوجه فعاليت‌هاي آيت‌الله کاشاني و فداييان اسلام شد و نزديکي اين دو جريان به بازار، وي را به آنان جلب کرد؛ اما مسحورشان نشد. وي در اين باره مي‌گويد: «صحبت‌هاي مرحوم نواب صفوي، کساني که پاي منبر ايشان بودند را سحر مي‌کرد؛ اما من اين افتخار را پيدا نکردم که عضو فداييان اسلام باشم؛ چرا که پرهيز در عمق وجودم بود که به احزاب و تشکل‌ها نزديک نشوم.» پرهيزي که گويي بعدها فراموش شد؛ چرا که عسگراولادي در سال‌هاي بعدي، تجربه‌ عضويت در برخي تشکل‌ها را يافت. براي نمونه، حضور وي در مسجد امين‌الدوله، او را با مهدي عراقي، هاشم اماني، مهدي شفيق، ابوالفضل توکلي‌نيا و مصطفي حائري‌زاده آشنا کرد تا هيئت «بازار دروازه‌‌اي‌ها» را برپا کنند؛ هيئتي مذهبي که آغاز تجربه‌ تشکيلاتي او شد. اين افراد با تفألي به قرآن مجيد، بنا بر آیه «يويد بنصره من يشاء»(آل عمران/13) گروهي به نام «مؤيد» را راه‌اندازي کردند که پنجاه عضو داشت و سخنران جلسات‌شان آيت‌الله محمدحسين بهشتي بود.
اين گروه در نهايت با هيئت‌هاي ساير مساجد، هيئت‌هاي مؤتلفه را ايجاد کردند. اين حرکت به طور عمده‌اي از نيروهاي مذهبي بازار تشکيل مي‌شد که غالب آنان در مراسم مذهبي، مانند دعاي کميل و نمازهاي جماعت و سخنراني‌ها، با يکديگر آشنا شده بودند و شماري از آنها نيز روابط سببي و نسبي داشتند. عسگراولادي از کساني بود که در نخستين مراحل ايجاد اين هيئت‌ها حضور داشت و از افراد برجسته‌ گروه مسجد امين‌الدوله محسوب مي‌شد.
همين هيئت بعدها با اعلام مواضع سياسي در اواخر دهه‌ سي و صدور بيانيه‌اي تحت عنوان «جبهه‌ مسلمانان مبارز»، به يک تشکل سياسي تبديل شد. پس از درگذشت آيت‌الله بروجردي، مرجعيت پس از ايشان به پرسش عمده‌ مذهبيون بدل شد. در چنين وضعیتی، عسگراولادي در پي يافتن پاسخ اين پرسش، ره‌سپار قم شد و در اتوبوس ‌تهران ـ قم، از طلبه‌اي (مهدوي‌کني) پيرامون مرجع تقليد اعلم پس از آقاي بروجردي سؤال کرد. طلبه هم از شخصي با نام حاج‌آقا روح‌الله خميني نام مي‌برد. حاج‌آقا روح‌الله خيلي زود تحت عنوان امام خميني (رحمت‌الله عليه)، آشناي عسگراولادي و ساير انقلابيون مي‌‌شود.
از آن پس عسگراولادي در قالب هيئتي‌ها، به ديدار امام خميني مي‌رفت. در يکي از اين ديدارها، امام مي‌گويند متفرق نباشيد و با يکديگر کار کنيد. همين امر سبب مي‌شود تا اين هيئت‌ها پس از چندين جلسه‌ مشترک هيئت‌هاي مؤتلفه را ايجاد کنند. در اين مسير، عسگراولادي و عراقي در هيئت مسجد امين‌الدوله، با هيئت گروه اصفهاني‌ها (بادامچيان و ميرمحمد صادقي) آشنا مي‌شوند و پس از اندک زماني، هيئت مسجد شيخ علي اماني، لاجوردي و محمدصادق اسلامي، مثلث اتحاد آنان را کامل مي‌کند.
به اين ترتيب، عسگراولادي و باقي هيئتي‌ها «گروه ده‌نفره‌ امام خميني» را شکل مي‌دهند. اساسنامه‌ اين هيئت، مورد تأييد و تصحيح آيت‌الله بهشتي و باهنر قرار مي‌گيرد. پس از مدتي، با شکل‌گيري شاخه‌ نظامي هيئت‌هاي مؤتلفه و ترور حسنعلي منصور توسط آنان، عسگراولادي به اتهام مخفي کردن چمدان سلاح و نوارهاي گروه مسلح در منزل يکي از بستگان خود، به حبس ابد محکوم مي‌شود؛ محکوميتي که پس از سيزده سال، به عفو وي منجر مي‌گردد و آزاد مي‌شود.
او پس از آزادي از زندان، بار ديگر فعاليت و همفکري با روحانيون و همرزمان خود را پي مي‌گيرد و مدتي هم به پاريس مي‌رود تا با امام ملاقات کند. با پيروزي انقلاب در سال 1357، عسگراولادي به همراه اعضاي ديگر هيئت‌هاي مؤتلفه، به فعاليت در حزب جمهوري اسلامي روي آورد و عضو شوراي مرکزي حزب شد و در دوره‌ اول مجلس شوراي اسلامي هم در جايگاه هيئت رئيسه‌ مجلس قرار گرفت و کمي بعد نيز به عنوان وزير بازرگاني دولت رجايي و سپس ميرحسين موسوي فعاليت کرد.
اگرچه عسگراولادي از وزارت بازرگاني استعفا داد، اما همچنان چهره‌ مؤثر و متنفذ جناح راست به شمار مي‌رفت. او با شکل‌گيري کميته‌ امداد، از آغازين روزها در رأس اين نهاد وابسته به رهبري قرار گرفت و دو بار نيز در سال 1360 کانديداي رياست‌جمهوري شد. همچنين وي سال‌ها دبيرکل حزب مؤتلفه‌ اسلامي بود تا اينکه در تير 1383 جاي خود را به محمد نبي حبيبي، ديگر عضو مؤتلفه، سپرد.
وي در اين باره گفته بود، تصميم ندارد دبيرکلي را به صورت مادام‌العمر به خود اختصاص دهد. برکناري از دبيرکلي مؤتلفه نيز موجب به حاشيه رفتن وي نشد؛ چرا که تا پايان زندگي خود، به عنوان يکي از چهره‌هاي شناخته شده در عرصه‌ سياست ايران مطرح بود و دبيرکلي جبهه‌ پيروان خط امام و رهبري را بر عهده داشت و بيشتر به مثابه‌ ريش‌سفيد اصولگرايان قصد اجماع بين جريان‌هاي اصولگرايي را در سر داشت.
مهدي خوش‌نيت


امام در گذر زمان 171

هدیه به امت شهیدپرور
پس از مراسم ختم و هفت امام خمینی(ره)، مرحوم حاج احمد آقا خمینی سروده‌ای از امام به امت شهیدپرور و داغدار امام هدیه کرد. متن سروده‌ای که ورد زبان عام و خاص شد چنین بود:
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم شرری
که به جان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشایید به رویم شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند می‌آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم
انتشار این غزل عرفانی حضرت امام(ره) اعجاب و شگفتی همگان را برانگیخت، به‌ویژه هنرمندان و هنرشناسان، ادبا، شعرا و محققان فارسی زبانی که عمری در ادبیات تفحص و تحقیق کرده بودند. همه از قدرت طبع حضرت امام(رحمه‌الله علیه) شگفت‌زده شده بودند. درج غزل مذکور در مطبوعات و پخش آن از رسانه ملی و سایر وسایل ارتباط جمعی تسلط حضرت امام در سرودن غزلیات عرفانی را بر اهل تحقیق روشن کرد و علاوه بر آن از نظر عاطفی و احساسی چنان تأثیری در علاقه‌مندان به آن حضرت بر جای گذاشت که در هر محفل و مجلس انس و خانه‌ای آوازه خوش آن بر زبان‌ها جاری بود.
اهل تحقیق و پژوهشگران در این زمینه اظهار داشته‌اند، سرایش این غزل یادآور نحوه سرایش عرفای شاعری چون شیخ عطار، مولانا، ملاهادی سبزواری است و شناخت ایشان از اصطلاحات و واژه‌های عرفانی در شعر فارسی تداعی‌کننده شناخت فیض کاشانی، عزالدین محمود کاشانی، شاه نعمت‌الله ولی، عبدالرزاق لاهیجی، از چنان تعابیر و اصطلاحات است. از دیگر دلایل اعجاب و شگفتی شاعران و اهل تحقق این بود که حضرت امام(ره) در آن سن بالا شعری چنین سلیس، یکدست و منسجم سروده‌اند. اکثر شاعران هر چند زبانی متسع و طبعی عزا داشته باشند، وقتی به وادی کهولت برسند، دچار فرسودگی طبع شده و به‌ندرت می‌توانند سروده‌ای به روی کاغذ آورند. این دسته اگر هم با هزار مرارت موفق به سرودن شعری شوند، اثرشان در نهایت سستی است و دارای آن انسجام و شور و حالی که دیگر آثارشان در سنین جوانی داشته، نیست، اما شعر امام چون دیگر ویژگی‌های ایشان استثنا است.


مجالس شوراي اسلامي 60

منطق جبهه متحد اصولگرايان در انتخابات مجلس نهم
اختلاف در جريان اصولگرايان و شکل‌گيري جرياني جديد با عنوان جبهه پايداري در برابر جبهه متحد اصولگرايان در آستانه انتخابات مجلس نهم، حادثه ديگري است که فضاي سياسي کشور را متأثر از خود کرد. اين دو جبهه مبتني بر دو منطق متفاوت شکل گرفت: 1ـ منطق ائتلاف و اتحاد، 2ـ منطق رقابت و تکثر.
منطق جبهه متحد اصولگرايان در آستانه انتخابات مجلس نهم را چنين مي‌توان شرح داد: اين نگرش، صحنه انتخابات مجلس را صحنه رقابت جريان اصولگرا با رقبايي مي‌دانست که در درون جريان اصولگرا قرار ندارد. اين نگاه معتقد بود که در مقابل جريان اصولگرا حداقل سه جريان در تلاش است تا فاتح انتخابات آتي و کرسي‌هاي مجلس شود و اصولگرايان نمي‌توانند نسبت به اين جريان‌ها بي‌تفاوت باشند و يا وزن آنان را کم‌اثر ببينند و اگر از اين مسئله غفلت ورزند، بي‌شک بازنده انتخابات خواهند بود.
جريان اول که خطرناک‌ترين آن نيز است، جريان اصلاح‌طلبي است که در خوشبينانه‌ترين حالت در فکر شکل دادن مجلسي چون مجلس ششم است و در بدترين حالت، خواسته‌ها و برنامه‌هاي فتنه سبز را دنبال مي‌کند. اين جريان هرچند نتوانسته با چهره‌هاي شاخص خود وارد ميدان شود، اما در تلاش است تا آهسته و بدون تابلو و به‌اصطلاح معروف ـ چراغ‌خاموش و با مهره‌هاي سفيد ـ فاتح انتخابات شود و با گذر از معرکه انتخابات، پرچم خود را علني کند.
جريان دوم، جريان انحرافي است که تداوم حيات خود را در کسب قدرت در مجلس شوراي اسلامي جست‌وجو مي‌کند تا فتح مجلس، سکويي براي فتح رياست‌جمهوري يازدهم باشد. اين جريان با توجه به داشتن قدرت و ثروت و استفاده ابزاري از نام رئيس‌جمهور مردمي، خواهد توانست رقيبي جدي در انتخابات پيش رو براي اصولگرايان باشد که اگر از آن غفلت ورزيده شود، به خطر جدي پيش روي انقلاب مبدل خواهد شد.
جريان سوم، فرصت‌طلباني هستند که به مجلس به چشم طعمه و فرصتي براي کسب منافع نگاه کرده و با سوء‌استفاده از موقعيت‌هاي محلي و منطقه‌اي خود و هزينه‌کردهاي مالي بالا و دادن وعده و وعيدهاي دروغين، در تلاشند تا آرای ملت را بخرند و وارد مجلس شوند. اين افراد فرصت‌طلب پس از ورود به مجلس خيلي زود بازيچه دست جريان فتنه و انحراف خواهند شد.
وجود اين سه جريان کافي است تا ضرورت وحدت و ائتلاف و رسيدن به فهرستی واحد در اردوگاه اصولگرايان مشخص شود. البته آنچه خروجي فرايند اين ائتلاف و وحدت خواهد بود شايد با ايده‌آلي که هر يک از گروه‌هاي ائتلافي در سر دارند، متفاوت باشد؛ اما نبايد فراموش کرد که تحقق اصل وحدت، اولويت مهمي است که تحقق آن، کاستي‌هاي فهرست خروجي را پوشش خواهد داد و نتيجه پايبندي به اين قاعده و فرايند تصميم‌گيري، پيروزي اصولگرايان خواهد بود.
در اين الگوي رفتار انتخاباتي، آنچه موجب مشروعيت فهرست نهايي است، اعتباري است که از منطق شکل‌گيري اين جبهه متحد و سازوکار گزينش و تصميم‌گيري آن حاصل شده است، از این رو منطقي نيست که بعد از معرفي فهرست نهايي، در مورد افراد آن بحث شود و در مورد اصلح يا غيراصلح بودن ايشان صحبت گردد، چرا که در اين صورت، دوباره دچار تشتت شده و نقض غرض خواهد شد. از این رو هواداران با پذيرش منطق چنين الگویی براي تصميم‌گيري در انتخابات از سوی جريان‌هاي اصولگرا، ضمن چشم‌پوشي از برخي نقاط ضعف‌ها، با رأي دادن متحد به تمام افراد فهرست، زمينه پيروزي اصولگرايان در انتخابات مجلس را فراهم خواهند آورد.
اين سازوکار در انتخابات مجلس هفتم و هشتم، رمز پيروزي اصولگرايان در انتخابات بود و همين شيوه در اين انتخابات نيز بايد دنبال شود که حاصل آن، شکل‌گيري کميته 8+7 با هدايت و رهبري بزرگاني چون آيت‌الله مهدوي‌کني، رئیس محترم جامعه روحانيت تهران و آيت‌الله يزدي رئیس محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

عاشورا الگویی برای همه انسان‌ها و همه دوران‌ها
امام حسین(ع) به همراه ۷۲ تن از یاران صدیقش حماسه‌ای خلق کرد که حتی با یادآوری آن می‌توان به عظمت این نهضت حسینی پی برد که برای حرکت‌ها و مبارزات ظلم‌ستیزانه بعدی، در طول تاریخ پس از امام(ع) و یارانش الگو شد. درباره رویداد عاشورا بسیار گفته و نوشته‏اند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چراکه این رویداد از چنان ابعاد بزرگ و گسترده‏اى برخوردار است که هرچه بیشتر به تحلیل و بررسى آن پرداخته شود، زوایاى نوتر و تازه‏ترى از آن آشکار خواهد شد. عاشورا نه یک حادثه که یک فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب که نقش حیاتى را در استحکام ریشه‌ها، رویش شاخه‌ها و رشد بار و برهاى آن ایفا کرده است. عاشورا هیچ‌گاه در محدوده زمان و جغرافیاى خاصى محصور نمانده است، بلکه همواره الهام‌بخش بسیاری از انسان‌ها حتی غیر مسلمانان برای مبارزه با ظلم و استکبار بوده است. قیام عاشورا از سال ۶۱ هجرى تا امروز همچون چشمه‏اى جوشان و خروشان، تشنگان معرفت و حقیقت را از آب زلال و گواراى خود سیراب کرده و الهام‏بخش بسیارى از نهضت‏هاى حقّ علیه باطل بوده است. از این‌رو تاریخ اسلام و شخصیت‌های برجستة اسلامی همچون امام حسین(ع) نه‌تنها برای مسلمانان که برای بشریت و در همة دوره‌ها الگو بوده است. در میان حوادث تاریخ، «عاشورا» و «شهدای کربلا» از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه‌صحنة این حماسه ماندگار و تک‌تک حماسه‌آفرینان عاشورا، الگوی انسان‌های حق‌طلب و ظلم‌ستیز بوده‌اند و خواهند بود، همچنان که «اهل‌بیت(ع)» به‌صورت عام‌تر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در کمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشقند. از خواسته‌های ماست که حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّد»
امام حسین(علیه‌السّلام) حرکت خویش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، برای مردم دیگر سرمشق می‌داند و می‌فرماید: «فَلَکُمْ فیّ اُسوَةٌ» نهضت عاشورا، الهام گرفته از راه انبیا و مبارزات حق‌جویان تاریخ و در همان راستاست. استشهادی که امام حسین(ع) به کار پیشینیان می‌کند، نشان‌دهندة این الگوگیری است. هنگامی که حضرت می‌خواست از مدینه خارج شود، این آیه را می‌خواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»، قبل از حرکت نیز در وصیتنامه‌ای که به برادرش محمد حنفیه نوشت و مبنا و هدف و انگیزة خروج را بیان کرد، از جمله تکیة آن حضرت بر عمل به سیره جدّ و پدرش و پیمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سیر معرفی کرد: «وَ اَسیر بِسیرَةِ جَدّی و اَبی عَلِی بْنِ اَبی طالِبٍ» و سیرة پیامبر و علی(ع) را الگوی خویش در این مبارزه با ظلم و منکر دانست. این شیوه، تضمینی بر درستی راه و انتخاب است که انسان مبارز، از اولیای دین و معصومین الگو بگیرد و برای کار خود حجّت شرعی داشته باشد. در سخنی دیگر، آن حضرت فرموده است: «وَلی وَ لَهُمْ و لِکُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَة» و پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) را اسوة خود و هر مسلمان دیگر قلمداد کرده است. پیامبر اکرم(ص)، دو فرزندش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را «امام» معرفی کرده است، چه قیام کنند، چه بنشینند: «اِبْنای هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا» پس از قیام عاشورا نیز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسین(ع) بود و عمل آن حضرت برای امّت می‌توانست سرمشق و سرخط باشد و مبنای مشارکت پیروان امامت در مبارزه با حکومت یزیدی باشد، مبارزه‌ای که ریشه در جهاد همة پیامبران ربّانی و همة جهادهای مقدّس مسلمانان صدر اسلام در رکاب حضرت رسالت داشت.
در تاریخ اسلام نیز، بسیاری از قیام‌های ضد ستم و نهضت‌های آزادی‌بخش، با الهام از حرکت عزّت‌آفرین عاشورا شکل گرفت و به ثمر رسید. حتّی مبارزات استقلال‌طلبانة هند به رهبری مهاتما گاندی، ثمرة این الگوگیری بود؛ همچنانکه خود گاندی گفته است: «من زندگی امام حسین (ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از سرمشق امام حسین(ع) پیروی کند.»
قائد اعظم پاکستان، محمدعلی جناح نیز گفته است: «هیچ نمونه‌ای از شجاعت، بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و تهوّر نشان داد، در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیدة من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی نمایند.»
بارزترین نمونة آن، انقلاب اسلامی ایران بود که درس‌ها و الگوهای عاشورا، قوی‌ترین دستمایة جهاد مردم بر ضدّ طاغوت و دفاع رزمندگان در جبهة نبرد هشت ساله به شمار می‌رفت. نبرد و شهادت مظلومانه برای رسوا ساختن ظالم، عمل به تکلیف در شدیدترین حالاتِ تنهایی و بی‌یاوری، رها نکردن هدف حتّی با کمبود نفرات و شهادت یاران، همه و همه از ثمرات الگوگیری از عاشورا بود.
امام امّت، در اسوه بودن عاشورا برای نهضت پانزده خرداد می‌فرماید: «ملّت عظیم‌الشأن، در سالروز شوم این فاجعة انفجارآمیزی که مصادف با پانزده خرداد ۴۲ بود، با الهام از عاشورا، آن قیام کوبنده را به بار آورد. اگر عاشورا و گرمی و شور انفجاری آن نبود، معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع می‌شد. واقعة عظیم عاشورا از ۶۱ هجری تا خرداد ۴۲ و از آن تا قیام عالمی بقیة‌‌الله اروحنا لمقدمه الفداء در هر مقطع انقلاب‌ساز است.» سزاوار است که نهضت عاشورا از ابعاد مختلف، مورد بازنگری دقیق قرار گیرد و شیوه‌های مبارزه، خطوط اصلی تبلیغ، عوامل ماندگاری یک حرکت انقلابی و ثمربخشی آن در طول سالیان متمادی و درس‌هایی که برای به حرکت درآوردن ملّت‌های خفته و خمود در آن نهفته است، تبیین گردد و عاشورا به یک «مکتب» و «دانشگاه» تبدیل گردد.

پیام‌های عاشورا
عاشوراى سال ۶۱ هـ .ق فرا رسید و سیدالشهدا(ع) که همراه پاکباختگان دین خدا به صحراى کربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگین انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. حسین‌بن‏على(ع) با دلى آرام، قلبى مطمئن و روحى بلند در برابر همه سردمداران کفر و مزدوران‌شان ایستاد و پیام‌های عاشورا را چنین ابلاغ کرد:
الف) آزادى و آزادگی
در بامداد عاشورا، که دشمنان بر گرد سیدالشهدا امام حسین(ع) حلقه زده بودند به حضرت پیشنهاد دادند با یزید بیعت‏ کند و امام(ع) فرمودند: لا والله لا اعطیکم بیدى اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید. نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردى خوار پیش شما دراز نمى‏کنم و چون بردگان، ذلت و خوارى را نمى‏پذیرم. در نزدیکی ظهر عاشورا سیدالشهدا پیام آزادى را تکرار کرد و فریاد برآورد: هیهات منا الذلة؛ هرگز تن به ذلت نمى‏دهیم و زبونى و خوارى از جمع ما دور است. در آخرین لحظات که پیکر پاره‏پاره‏ سیدالشهدا بر روی زمین افتاده بود و خون خدا از رگ‌هاى بریده امام حسین(ع) بیرون مى‏زد و دشمنان از خدا بی‌خبر به سمت‏ خیمه‏گاه اهل بیت(ع) یورش مى‏بردند، در زیر لب اینچنین زمزمه کردند: یا شیعة آل ابى‏سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم تخافون المعاد فکونوا احرارا فى دنیاکم؛ اى پیروان خاندان ابوسفیان، چنانچه دین خدا را کنار گذاشته‏اید و از روز رستاخیز نمى‏هراسید، پس در دنیاى خویش آزاده باشید.
ب) عرفان با دید حقیقت
با نزدیک‌تر شدن ظهر عاشورا که تهدید سپاهیان دشمن افزون‌تر می‌شد، وحشت و اضطراب، زنان و اطفال خردسال را فرا گرفته بود و حسین‌(ع) فرزند برومند حضرت فاطمه(س)، تنهایى را احساس مى‏کرد، در این میان، سیدالشهدا(ع) دستش را به سمت آسمان بلند کرد و با معبود خود این‌گونه سخن گفت: اللهم انت ثقتى فى کل کرب و انت رجائى فى کل شدة و انت لى فى کل امر نزل بى ثقة و عدة، کم من هم یضعف فیه الفؤاد و تقل فیه الحیلة و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه [به] العدو انزلته بک و شکوته الیک رغبة منى الیک عمن سواک ففرجته عنى و کشفته [و کفیتنیه] فانت ولى کل نعمة و صاحب کل حسنة و منتهى کل رغبة؛ بارالها، تو در هر اندوه و مشکلى مورد اعتماد منى؛ در هر سختى مایه امید و در هر امرى که بر من وارد آید، مورد اعتماد و پشتیبان من هستى. غم‌هایى سبب سستى قلب مى‏شود و راه چاره‏اندیشى را بر انسان مى‏بندد، در آن هنگام دوستان انسان را رها مى‏کنند و دشمنان به نکوهش مى‏پردازند؛ چه بسیار چنین غم‌هایى که به درگاه تو روى آوردم، به تو شکایت کرده، از دیگران روى گرداندم و تو آن غم‌ها را بر طرف ساختى. پس تو عطاکننده هر نعمت، صاحب هر خیر و نیکى و پایان هر آرزو و امیدى.
ج) نماز نیایش
هنگام اذان ظهر فرا رسید. یکی از یاران مخلص امام در ظهر عاشورا پیشنهاد اقامه نماز جماعت کرد، حضرت فرمودند: وقت نماز فرا رسیده است، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد. آنگاه نماز را آغاز کرد و نزدیک به نیمى از مجاهدان، از فیض جماعت آن حضرت کامیاب شدند. اقامه نماز در صحنه کربلا، به‌عنوان بالاترین پیام عاشورا، در زیارات منقول از ائمه اهل بیت(ع) مورد تأکید قرار گرفته است. زائران امام حسین(ع) به پیروى از معصومان(ع) در زیارت آن حضرت به این حقیقت والا اشاره مى‏کنند و مى‏گویند: ...اشهد انک قد اقمت الصلاة...
د) ایستادگی حق در برابر باطل
در روز عاشورا، حلقه محاصره دشمنان لحظه‌به‌لحظه تنگ‏تر مى‏شد و سختی‌هایش فزونى مى‏یافت. در آن هنگام که تشنگى بر زنان و اطفال روى آورده بود و یاران یکى پس از دیگرى شربت ‏شهادت مى‏نوشیدند و خویشاوندان نزدیک و فرزندان حضرت در خون خویش دست و پا مى‏زدند، امام(ع) آن سنگدلان از خدا بى‏خبر را مخاطب ساختند و فرمودند: تبا لکم ایتها الجماعة و ترحا افحین استصرختمونا و لهین متحیرین...
الا و ان الدعى بن الدعى قد رکزنى بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات منا الذلة یابى الله ذلک لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و...
در پایان امام(ع) اشعار فروة بن‏مسیک مرادى را قرائت کردند که آمده است :
اگر شما را شکست دادیم، از قدیم چنین بوده‏ایم و تازگى ندارد اگر با شکست روبه‌رو شدیم باز مغلوب نشده‏ایم، پیروزى در هر حال با جبهه حق است. ما با ترس خوى نگرفته‏ایم، اگر کشته شویم سرنوشت، شهادت در راه خداست.
ه) سجده کردن در برابر حق و حقانیت
بالاترین پیام سیدالشهدا، در روز عاشورا، تسلیم در برابر خداوند سبحان بود. یاران آن حضرت نیز چنین بودند و در برابر امام خویش مى‏گفتند: انى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الى یوم القیامة؛ من تا روز قیامت، با هر که با شما [معصومان] سازش کند، سازش مى‏کنم و با هرکه با شما [معصومان] سر جنگ داشته باشد مى‏جنگم. یاران امام(ع) ظهر عاشورا، بعد از به جاى آوردن نماز ظهر، گویا بیعتى با دیگر کردند و بر تسلیم بودن خویش در برابر فرماندهى چنین تأکید کردند: نفوسنا لنفسک الفداء و دماؤنا لدمک الوقاء فوالله لا یصل الیک و الى حرمک سوء و فینا عرق یضرب؛ جان‌هاى ما فداى جان تو باد [اى پسر فاطمه] و خون‌هاى ما فداى خون پاک تو باد. سوگند به خدا، تا وقتى جان در بدن داریم، هرگز به تو و اهل حرمت گزندى نخواهد رسید. سالار شهیدان با توجه به مصائب سنگینى چون در خون غلتیدن یاران، برادران و فرزندان و نیز جراحات فراوان پیکرش چهره بر خاک‌هاى گرم کربلا نهاد و حدیث عشق به خدا و تسلیم در برابر خالق را چنین زمزمه کرد:
صبرا على قضاءک یا رب، لا اله سواک یا غیاث المستغیثین، ما لى سواک و لا معبود غیرک، صبرا على حکمک یا غیاث من لا غیاث له، یا دائما لا نفاد له یا محیى الموتى یا قائما على کل نفس بما کسبت احکم بینى و بینهم و انت ‏خیر الحاکمین.
خدایا، در برابر قضا و حکم حتمى‏ات صبر پیشه مى‏کنم. خالقى جز تو نیست؛ اى یاور یارى‏جویان، غیر از تو یاورى ندارم و جز تو معبودى نیست. حکم تو را مى‏پذیرم، اى فریادرس کسى که فریادرسى ندارد؛ اى جاودانه‏اى که پایانى ندارد، اى زنده‏کننده مردگان و اى قیومى که بر اعمال همه افراد نظارت دارى، تو خود میان من و دشمنانت قضاوت کن که تو بهترین داورانى.


چالش‌هاي بودجه‌ريزي در ايران
مجید گودرزي *

بودجه بزرگ‌ترين، گسترده‌ترين و پيچيده‌ترين لايحه‌ دولت به مجلس است و شامل برنامه‌ريزي براي همه‌ فعاليت‌هاي اقتصادي سياسي، اجتماعي و فرهنگي كشور مي‌شود و اساس اصلي برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت و بلندمدت است. كارشناسان معتقدند بودجه و خصوصاً درآمدهاي دولت همانند سد پر از آبي است كه اگر كانال‌هايي براي آن در نظر گرفته نشده باشد ممكن است به سيلي ويرانگر تبديل شود. اين كانال‌ها همان برنامه‌ريزي دقيق است. براين اساس مي‌توان گفت بودجه در ايران همانند بادکنکی پر باد که در هوا رها شده باشد بدون جهت‌گیری خاصی به سرعت به هر سویی روان است. همچنين بودجه يك ابزار مالي بسيار قدرتمند است كه مي‌توان به كمك آن همه بخش‌هاي يك كشور را با آن به نحو مطلوبي اداره كرد. در دنياي كنوني اساس توسعه برنامه‌ريزي است و يكي از مهم‌ترين اشكال برنامه‌ريزي بودجه‌ريزي است
بر اساس برخي اعلام نظرها دولت از بودجه مصوب سال گذشته بيش از 72 درصد انحراف داشته است و اين خبر اگر در قالب برچسب‌هاي سياسي و حزبي بيان نشده باشد، نشان از يك خلأ بزرگ در بخش بودجه سازمان‌هاي دولتي و كلان نظام برنامه‌ريزي و عملكرد دولت دارد و رقم مذكور آنقدر بزرگ است كه شايسته توجه جدي باشد. در اظهارنظري جالب هم رئيس ديوان محاسبات منشأ بسياري از انحرافات بودجه‌اي را بي‌اطلاعي كارمندان ادارات دربخش بودجه عنوان كرده است. از طرف ديگر انحلال سازمان برنامه و بودجه و نبود تخصص کافی در سازمان‌های مجری به‌علاوه نبود نظارت کارآمد، بودجه دولتی را در ایران به بودجه‌ای مرده (سنواتي) بدل کرده است. این در حالی است که بودجه یکی از ابزارهای قدرتمند مالی است و در بسیاری از کشورها ابزاری برای رفع نابسامانی‌های کلان اقتصادی همانند: تورم، اشتغال، رکود و... می‌باشد. در ريشه‌يابي اين معضل به مواردي برمي‌خوريم كه شايسته است مورد توجه اساسي قرار گيرند:
۱ـ در كشور ما حسابداران تمام امور مربوط به حسابداري، مديريت مالي و بودجه را انجام مي‌دهند، در حالي كه حسابداري پيش‌نياز مديريت مالي است و ارتباط كمي با بودجه‌ريزي دارد، چراكه حسابداري ثبت وقايع اتفاق افتاده است، ولي بودجه بخش اعظمي از برنامه‌ريزي و بايدهاي سازمان را شامل مي‌شود. در ايران با وجود پيشرفت ويا بهتر بگوييم جهش‌هاي صورت گرفته در بخش آموزش عالي، متأسفانه يك از رشته‌هايي كه تاكنون ناديده گرفته شده است رشته بودجه است. مراكز آموزش عالي مقصر اصلي ضعف در نظام بودجه‌ريزي سازمان‌ها هستند، چراكه تاكنون رشته‌اي به نام مديريت مالي دولتي با محوريت بودجه در اين مراكز تعريف و راه‌اندازي نشده است. به غير از مقطع كارشناسي ارشد مديريت دولتي كه گرايشي به نام مديريت مالي دولتي در برخي از مراكز راه‌اندازي شده است كه مضمون دروس آن شامل بورس و بودجه‌هاي دولتي مي‌شود، اين رشته آنقدر ناشناخته است كه حتي در برخي از مراكز دانشگاهي هم آن را جزئي از مديريت بازرگاني و يا حسابداري به حساب مي‌آورند. هنوز هم در مقاطع كارداني و كارشناسي خبري از ايجاد اين رشته وجود ندارد. اين در حالي است كه اكثر قريب به اتفاق شاغلان در بخش بودجه داراي مدرك كارداني و كارشناسي هستند و نبود رشته بودجه در اين مقاطع تحصيلي، حكايت تلخ ناشايسته‌سالاري در گلوگاه درآمدها و مخارج دولتي است. قابل ذكر است در دوره كارشناسي درسي به نام بودجه در برخي رشته‌ها تدريس مي‌شود كه شامل سه واحد درسي است و سنخيت چنداني هم با مباحث جاري در بخش‌هاي دولتي ندارد و اين تنها نشانه مثبت، اما قليل آموزش عالي در نظام بودجه‌ريزي است. شايد هم همين نكته سبب شده كه در بخش بودجه‌هاي دولتي شاهد تحولي اساسي نباشيم.
۲ـ مشكل دوم به نحوه به‌كارگيري و عدم تخصص‌گرايي در بيشتر سازمان‌هاي دولتي برمي‌گردد كه معدود كارشناسان ارشد فارغ‌التحصيل شده در رشته مديريت مالي دولتي در شغل‌هاي غير مرتبط به‌كارگرفته مي‌شوند و گاه در شغل‌هاي مرتبط به رشته مديريت بازرگاني و يا حسابداري به‌كارگیري مي‌شوند و دانش‌آموختگان اين رشته بسيار مهم در سازمان‌هاي دولتي كاملاًً ناشناخته باقي مانده‌اند تا جايي كه در نمودار سازماني بسياري از اين ادارات هنوز هم كارشناس ارشد مديريت مالي دولتي تعريف نشده است! و به‌ندرت مي‌توان احدي از اين افراد را پيدا کرد كه در سازمان‌هاي دولتي در بخش بودجه مشغول به كار باشند. اين امر سبب شده است كه بخش بودجه حتي در بخش اجراي بودجه سنواتي با مشكلات جدي روبه‌رو باشد، چه رسد به اينكه بستر لازم را براي اجراي طرح‌هاي نوين بودجه‌نويسي دارا باشد! برای نمونه در بسياري از سازمان‌هاي دولتي كه داراي نمودار سازماني بودجه هستند هنوز هم براي به‌كارگيري كارشناسان بودجه احساس نياز نشده است و متأسفانه با مشكلات بودجه‌اي بسياری روبه‌رو هستند، حتي در اجراي بودجه‌ سنواتي كه كارشناسان آن را بودجه‌ مرده مي‌نامند. به جرئت مي‌توان گفت در بسياري از سازمان‌هاي دولتي ناشايسته‌سالاري در بخش‌هاي بودجه‌اي بيش از ديگر بخش‌هاست تا جايي كه بالاترين مقامات بودجه‌اي اين سازمان‌ها اصلاً با مفاهيم اوليه‌ بودجه‌نويسي هم آشنا نيستند!
۳ـ با وجود آنكه در كشورهاي پيشرفته صنعتي انواع مختلفي از بودجه‌ها نوشته و اجرا مي‌شود، در ايران اين مهم تنها در قالب بودجه‌هاي سنواتي و تنها با افزايشي در حدود تورم ساليانه در نظر گرفته مي‌شود كه با وجود تغييرات سريع قطعاًً اين شيوه جوابگو نخواهد بود و اجراي بسياري از طرح‌ها و فعاليت‌ها را با مشكل كمبود و يا حداقل نوسانات شديد بودجه‌اي مواجه مي‌كند و در نتيجه توقف و اخلال چندباره در كارها را موجب مي‌شود؛ اقدامی كه در اجراي طرح‌ها امري عادي شده است و دولت را در برخي از مقاطع با مشكلات جدي مواجه مي‌كند.
اين مشكلات تقريباًً در همه مراحل بودجه از پيش‌بيني گرفته تا تصويب و اجرا و نظارت متأسفانه به‌وفور يافت مي‌شود، چراكه اگر نظارت حين اجرا بيشتر و موثرتر باشد خود به خود جلوي بسياري از انحرافات بودجه‌اي و مفاسد اقتصادي گرفته مي‌شود و اگر 72 درصد انحراف در بودجه وجود دارد نشان از آن دارد كه ابزارهاي نظارتي كارايي لازم را ندارند و يا درست استفاده نمي‌شوند. گزارشات تفريق بودجه نيز چندين سال است كه از برنامه عقب افتاده است و اصولاًً توجه كافي به آن نشده است. گويا مجلس محترم شوراي اسلامي هم با آشفتگي‌هاي عظيم بخش بودجه كنار آمده است و در اين رابطه نيازي به مهندسي مجدد احساس نمي‌كند.
از آنجايي كه بودجه سند دخل و خرج دولت است و حجم عظيمي از نقدينگي را در قالب طرح‌ها، برنامه‌ها و سياست‌ها شامل مي‌شود، وجود نيروهاي زبده و با تحصيلات عالي يك ضرورت انكارناپذير است. از آنجا كه بيشتر سياست‌هاي مالي دولت از جمله مخارج دولت و اثرات آن بر شاخص‌هاي اصلي اقتصاد مانند تورم، بيكاري، ركود، توليد، افزايش يا كاهش نقدينگي، سطح‌ رفاه اجتماعي و... در بودجه قابل برنامه‌ريزي و اجرا است، در صورتي‌كه اين مرحله به درستي و توسط نيروهاي متخصص انجام نگيرد توقع بهبود وضعيت اقتصادي و اجتماعي خواسته‌اي نابجا خواهد بود. بودجه، راهنماي عمل در همه‌ عرصه‌هاي يك جامعه است. در بودجه تعيين مي‌شود چه برنامه‌هايي اولويت اصلي دولت در سال بعد خواهد بود. وقفه در واگذاري بودجه به طرح‌هايي كه چندين سال به طول مي‌انجامد، همه‌ سرمايه‌گذاري‌هاي صورت گرفته را عقيم مي‌كند و دوره بازگشت سرمايه را بسيار طولاني و غير اقتصادي مي‌كند و باز هم متأسفانه شاهد آنيم كه سرمايه‌هاي هنگفتي در طرح‌هاي ملي و استاني صرف شده، ولي چندين سال است اين سرمايه‌گذاري‌ها به بهره‌برداري نرسيده است كه اين ضعف قسمت‌هاي بودجه‌اي براي پيش‌بيني صحيح اولويت‌ها و اعتبارات مورد نياز آنها بوده است. يك اصطلاح غلط هم بين بودجه‌ريزان مرسوم است كه مي‌گويند بايد كار را شروع كرد و در طول زمان تأمين اعتبار خواهد شد و همين طرز عمل و تفكر است كه سال‌هاست بسياري از طرح‌ها را به كما برده است.
۴ـ بودجه اقتصادي مهم‌ترين قسمت بودجه است كه كمترين توجه حتي در كتاب‌هاي بودجه به آن معطوف شده است. برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي كه با كمك بودجه به اجرا درمي‌آيند و اثرات هر يك از بخش‌هاي بودجه بر اقتصاد موضوعي است كه غفلت زيادي نسبت به آن شده است و تعداد متخصصان بودجه‌اي كه با اقتصاد آشنايي كامل داشته باشند انگشت‌شمارند و چه بسا از اين نيروها نيز استفاده درستي به عمل نمي‌آيد و بهاي كافي به نتيجه كار آنها داده نمي‌شود. شواهد حكايت از آن دارد در سال‌هاي اخير اشتباهات فاحشي در تدوين بودجه اقتصادي صورت پذيرفته است و حتي در برخي موارد، تناقضات اساسي بين بودجه و شرايط حاكم بر اقتصاد، وجود دارد. شرايط حال حاضر حاكم بر اقتصاد خود گوياي ضرورت توجه بيش از پيش به بودجه اقتصادي است، چراكه بودجه برطرف‌كننده و يا مستوجب بسياري ازمشكلات در بخش اقتصاد كلان مي‌شود.
۵ـ از آنجا كه بودجه همه مخارج و درآمدهاي دولت را شامل مي‌شود بنابراين نيازمند به‌كارگيري گروه‌هاي كاري متعدد در همه بخش‌هاي مرتبط با بودجه است. متخصصان بودجه، آمارگران، اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، مهندسان و مديران همگي كساني هستند كه مي‌بايد در كنار همديگر كار تدوين بودجه را انجام دهند و نبود هر كدام ممكن است بودجه را با چالشي جدي مواجه كند؛ امري كه تاكنون در بودجه‌نويسي حداقل در سطح پايين‌تر از وزارتخانه‌ها ناديده گرفته شده است. از آنجايي كه ما ايرانيان كمتر به كار گروهي اعتقاد داريم اين بخش نيز مستثنا نبوده و ضرورت انكارناپذير در نظر گرفتن آثار بودجه بر همه بخش‌هاي جامعه مورد غفلت واقع شده است. لزوم به‌كارگيري تيم‌هاي تخصصي و زبده خصوصاًً در برهه‌اي كه نياز به پيش‌بيني بودجه مي‌باشد از ضروريات اساسي است.
باتوجه به مشكلات عديده‌اي كه در نظام بودجه‌ريزي كشور وجود دارد، قطعاً هر تحولي كه بدون در نظر گرفتن نيروهاي انساني كارآزموده و متخصص باشد راه به جايي نخواهد برد و اين امر نيز نيازمند زمينه‌سازي براي پرورش نيروهاي تحصيل كرده در اين رشته است. در حال حاضر از نظر نيروي متخصص، سازمان‌هاي دولتي در اجراي بودجه فعلي كه بودجه سنواتي است، با مشكل روبه‌رو هستند، چه رسد به اجراي شيوه‌هاي نوين بودجه نويسي. اجراي روش‌هاي نو در اين بخش نيازمند بسترسازي و فراهم آوردن امكانات لازم براي بهبود روش‌ها است تا دولت هم به موقع، هم كامل و هم با كمترين هزينه بودجه‌اي ارائه کند كه در هر مرحله قابليت نظارت و پيگيري را داشته باشد.
بيشترين اجحاف در سازمان‌هاي دولتي در حق نيروهاي تحصيل‌كرده در رشته مديريت مالي دولتي مي‌شود و با توجه به ضعف‌هاي بزرگ در تخصص‌گرايي در بسياري از سازمان‌ها هنوز در مورد اين نيروها به‌كارگيري آنها در جايگاه درست‌شان احساس نشده است. با يك آمارگيري ساده مي‌توان ثابت کرد كه چند درصد نيروهاي شاغل در بخش بودجه سازمان‌هاي دولتي داراي مدرك مرتبط هستند. شايد با اين كار علت اصلي آشفتگي‌هاي اين بخش مشخص شود.
به‌كارگيري شيوه‌هاي نوين و استفاده از نرم‌افزارهای رايانه‌اي در بسياري از موارد باعث كاهش بوروكراسي‌هاي زائد و تسريع در ارائه اطلاعات لازم در بودجه‌نويسي مي‌شود. روش‌هاي خلاقانه و استفاده از تجربه ديگر كشورها هم مي‌تواند راه‌گشا باشد.
شايد اصلي‌ترين بخشي كه در طرح تحول دولت مورد غفلت واقع شده است، همين نظام بودجه‌اي كشور باشد كه نيازمند عزم جدي و تحولي اساسي است كه پيشنهاد مي‌شودد هم بحث نيروي انساني و هم تشكيلات و روش‌ها مورد توجه جدي قرار گيرد
*كارشناس ارشد مديريت مالي دولتي


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله علیرضا اعرافی*
امر به معروف و نهی از منکر یک کار تربیتی است

یکی از مظاهر تقوای الهی، عزاداری برای سید و سالار شهیدان است و کسانی که در عصر حاضر و یا در بعضی از مقاطع تاریخ نسبت به عزاداری و توسل به خاندان پیامبر خدا(ع) دچار تردید شده‌اند فکرشان غلط است. امروز گروه‌های تکفیری و تندرو، توسل به خاندان پیامبر(ص) و اولیای الهی را شرک می‌دانند، در حالی که توسل و توجه به اولیای الهی از بالاترین مظاهر توحید است، چرا که توسل به پیامبر خدا و ائمه و اولیای الهی(علیهم‌السلام) از توصیه‌های خود پیامبر(ص) و قرآن است. اگر خدای تبارک و تعالی خود اجازه نداده بود که ادای احترام به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) کنیم، غلط بود.
هرگز در عزاداری و در ابراز ارادت ما به خاندان پیامبر(ص) پرستش وجود ندارد. کسی اولیای الهی و پاکان درگاه خدا را معاذالله به‌جای خدا نمی‌گذارد، ائمه هدی و اهل بیت(علیهم‌السلام)، ابواب و شاهراه رسیدن به درگاه خدا هستند و این شرک نیست، چرا که محبت به پیامبر(ص) و توسل جستن به ائمه همه از مفاهیم قرآن است. مقام پیامبر(ص)، خدا و ائمه هدی(علیهم‌السلام) الهی و ملکوتی است.
تکفیری‌های تندروی محدود که با پشتیبانی قدرت‌های جهانی به دنبال ترور در امت اسلام هستند؛ منطق اسلام و فقه و حقیقت را نمی‌دانند، اما ما معتقدیم که ناب‌ترین توحید، در اسلام و مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است و آن توحیدی که در نهج‌البلاغه و در فرموده‌های سالار شهیدان در طول واقعه عاشورا است، در هیچ جای دیگر نیست.
خود ائمه ما فانی در خدا هستند و همه مذاهب اسلامی آن را قبول دارند، جز عده اندکی که با فکر غلط امت اسلام را به تفرقه نشانده‌اند. بنابراین عزاداری یک حقیقت ناب، سنت پاک و وظیفه الهی است. وقتی پرچم عزا در این ایام به اهتزاز در می‌آید باید جامعه از همه آلودگی‌ها و انحرافات مبرا شود.
مهم‌ترین فلسفه عاشورا مقابله با گمراهی و ضلالت باطل و احیای امر به معروف و نهی از منکر است و این شعار عاشورا را باید بر سر در همه حسینیه‌ها و تکایا و مساجد نصب کرد. این فریاد رسای سالار شهیدان از کربلا و عاشورا است که به گوش همه نسل‌ها می‌رسد و جامعه‌ای که از فریضه امر به معروف و نهی از منکر فاصله بگیرد فاسد و تباه می‌شود.
عاشورا تثبیت‌کننده فرهنگ عمومی است. اداره، کارخانه، مسجد، مغازه، مزرعه و همه محیط‌های جامعه ما باید جایگاه پاسداشت ارزش‌های اسلامی و احیای فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر باشد.
تذکر لسانی و یادآوری به زبان و فعال شدن شوراهای امر به معروف و نهی از منکر در مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد و ادارات و صنعت ضرورت دارد و امیدواریم در پرتو عاشورا شاهد بیدار شدن دل‌ها و زنده شدن فریضه امر به معروف و نهی از منکر باشیم.
*جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در دین اسلام
گرچه جایگاه اصلی مبحث امر به معروف و نهی از منکر فقه است، اما امر به معروف و نهی از منکر رگه‌هایی دارد که با علومی مانند کلام، تفسیر، حدیث، اخلاق از علوم اسلامی ارتباط برقرار می‌کند، این ارتباطات در یک سطح نیستند، بیشترین ارتباط آن همان ارتباط با فقه است، نسبت به مابقی علوم اسلامی رگه‌های ارتباطی دارد.
به‌عنوان مثال به دلیل نقشی که امر به معروف و نهی از منکر در فضای سیاسی دارد و در تعامل بین حکومت و مردم مؤثر است، می‌تواند هم در دانش سیاست و هم در فقه و اخلاق سیاست مورد توجه قرار گیرد. همچنین به دلیل ابعاد اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر، احیاناً مبدل به نهادی اجتماعی می‌شود و در فرهنگ جامعه نیز می‌تواند اثر گذاشته و اثر بپذیرد، به این دلیل در جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی جایگاه دارد؛ به دلیل اینکه امر به معروف و نهی از منکر در حوزه مدیریت می‌تواند نقش داشته باشد و اثر بگذارد و اثر بپذیرد، در آن دانش نیز باید جایگاهی برای آن باز کرد و همین‌طور در چند رشته از علوم انسانی جایگاه ارزشمندی دارد و یکی از راه‌های اسلامی شدن علوم انسانی این است که در آنها به موضوعاتی که در فقه و دین مطرح است، بپردازد و از جمله موضوعات همین پدیده امر به معروف و نهی از منکر است که می‌تواند به عنوان یک واقعیت اجتماعی بررسی شود و همین‌طور در روان‌شناسی به عنوان مقوله‌ای که یک فعل انسان است و این فعل با پدیده‌های درونی شخص مرتبط است، رابطه تأثیر و تأثر متقابل دارد، جای این است که روان‌شناسی امر به معروف و نهی از منکر جا پیدا کند؛ و همین‌طور حتی در حوزه اقتصاد، چون امر به معروف و نهی از منکر به یک شکلی روی مبنای اقتصادی نیز اثر می‌گذارد، البته نه به برجستگی علوم دیگر ولی اینجا هم همین‌طور است. امر به معروف و نهی از منکر طبعاًً در علم حقوق نیز چون روی دیگری از فقه است دارای جایگاه است و جایگاه آن در تعلیم و تربیت نیز واضح و روشن است.
یکی از راه‌های فعال کردن علوم انسانی و اجتماعی در محیط‌های مسلمان این است که این نوع پدیده‌های دینی و اسلامی که در سبک زندگی به جریان زندگی مسلمان نقش دارد، از دیدگاه روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و... مورد بحث و کندوکاو قرار گیرد.
*تناسب امر به ‌معروف و نهی از منکر با فعالیت‌های تربیتی
مقصود از تربیت تمام رفتارهایی است که در مقام ایجاد تغییر در دیگران از مربی صادر می‌شود؛ به‌عبارت‌ دیگر تربیت شامل فعالیت‌هایی است که به‌منظور تغییر در ذهن و شخصیت و رفتار دیگران از کسی صادر می‌شود. طبق این تعریف تربیت، مبحث امر به ‌معروف و نهی از منکر جایگاهی تربیتی خواهد یافت.
تمام فعالیت‌های اختیاری که از یک مربی یا فردی به‌منظور ایجاد تغییر در شخص دیگر یا گروه دیگری صادر می‌شود، اگرچه این تغییر در حوزه سلامت، یا در حوزه علم و دانش، یا در حوزه اخلاق و شخصیت و... آن فرد یا گروه باشد مشمول مفهوم تربیت می‌باشند.
فعالیت‌هایی که به‌منظور ایجاد تغییر هستند، اعم از فعالیت‌های برانگیزاننده و بازدارنده هستند و تغییری که در اثر تربیت ایجاد می‌شود می‌تواند در حوزه ذهن متربی و از نظر علمی به وجود آید، یا در حوزه شخصیت و اخلاق و یا در حوزه رفتار او باشد، تربیت مورد نظر فقه تربیتی، تمام این موارد را شامل می‌شود.
امر به ‌معروف و نهی از منکر نیز از جمله این فعالیت‌ها است، یعنی فعالیتی است که برای اصلاح رفتار فرد، برانگیختن او به انجام کاری و یا بازداشتن او از انجام عملی، انجام می‌گیرد. بنا بر تعریف عامی که از عمل تربیتی ارائه شد، کار آمر به معروف و ناهی از منکر، منطبق بر یک کار تربیتی است.
منبع: خطبه‌های نماز جمعه میبد (18/8/92) و درس خارج فقه تربیتی معظم‌له
*امام جمعه میبد و رئیس جامعه المصطفی العالمیه و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی


آيينه خواص

مقدادـ4
تفاوت مقداد و زبیر

خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: «...تخرج الحي من الميت و تخرج الميت من الحي؛ زنده را از مرده بيرون مي‌آوري و مرده را از زنده خارج مي‌کني.» (آل‌عمران: 27) علامه طباطبايي(ره) در توضیح آيه فوق مي‌فرمايند: «منظور از بيرون کردن زنده از مرده و به عکس، به وجود آوردن مؤمن از صلب پدر کافر و بيرون آوردن کافر از صلب مؤمن است.» (الميزان3، ص136) در تفسیر نور‌الثقلین ضمن روایتی به نقل از امام صادق و امام باقر (علیهما‌السلام) از مجمع‌البیان نیز نزدیک به همین معنا را آورده است: «قيل ان معناه تخرج المؤمن من الكافر و الكافر من المؤمن، و روى ذلك عن ابى جعفر و ابى عبدالله عليهم‌السلام» (تفسير نور‌الثقلين‏1: 326) امام عن الصادق عليه السلام قال «ان المؤمن إذا مات لم‌يكن ميتا، فان الميت‏ هو الکافر» مومن اگر چه بمیرد ولی میت نیست و میت واقعی فرد کافر است (اگر چه زنده باشد). (همان)
شاید بتوان معبد پسر مقداد را یکی از مصادیق بخش دوم این آیه دانست که با وجود آنکه پدرش شیفته و دلباخته امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود، اما در برابر حضرت(ع) شمشیر کشید. در این بین مقایسه بین مقداد و زبیر می‌تواند درس‌آموز و عبرت‌انگیز باشد. زبیر نیز روزی همچون مقداد از یاران صدیق حضرت علی(علیه‌السلام) بود و او نیز پسرش راه دیگری غیر از راه پدر برگزیده بود، اما وجه افتراق مقداد و زبیر را می‌توان در کلامی از حضرت امیر به خوبی دریافت. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) درباره او فرمودند: «مَا زَالَ الزُّبَیْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّهِ؛ یعنی زبیر همواره مردى از ما اهل‌بیت بود تا آنکه پسر نافرخنده‏اش عبدالله به جوانى رسید.» محبت به فرزند و تحت تأثیر قرار گرفتن پدر از پسر سبب شد رشته بین زبیر‌بن‌عوام و حضرت علی(ع) گسسته شود، اما مقداد(رضی‌‌الله‌عنه) دل در گرو علی(علیه‌السلام) داشت و این محبت را از هر علاقه دیگری ارزشمندتر می‌دانست و حاضر نشد برای روابط خانوادگی از حبل متین الهی دست بکشد. البته مقداد در جنگ جمل حاضر نبود و سه سال پیش از آن به دیدار حق شتافته بود.
بیان شد مقداد دختری به نام کریمه داشت. برخلاف برادرش معبد، چهره‌ای منفی از کریمه در تاریخ به جای نمانده است، بلکه از آنجا که خواندن و نوشتن می‌دانسته است و جزو نخبگان زمان خویش بوده است برخی احادیث نبوی از وی نقل شده است که مشهورترین آن روایت نسب پیامبر اعظم(ص) است. واقدى از موسى‌بن‌يعقوب، از عمه‏اش از مادرش كريمه دختر مقداد نقل مى‏كند در وصف پدر خود مى‏گفته است مردى بلند‌قامت و سيه‏چرده و داراى شكم و سر پر موى بوده است. ريش خود را كه بسيار زيبا و به اندازه بوده زرد مى‏كرده است، چشمان‏ درشت و ابروان پيوسته مشكى داشته است. کریمه روایاتی نیز از پدرش نقل کرده است.


نقطه نظر
علیرضا منصوری

قالب‌های عزاداری
سيدالساجدين امام زين‌العابدين(ع) فرمود: «هر مؤمنی كه به خاطر كشته شدن حسين(ع) ديدگانش پر از اشك گردد، آن چنان كه به صورتش روان شود، خداوند غرفه‎هايی را از بهشت برای او اختصاص می‎دهد كه صدها سال در آنها جايگزين می‌شود و هر مؤمنی كه به خاطر آزاری كه به ما از دشمنان ما در دنيا رسيد، چشم‎هايش اشك‌آلود گردد، به مقداري كه بر گونه‎اش سرازير شود، خدای تعالی او را در بهشت جای دهد و هر مؤمنی كه در راه ما آزاری بيند، خداوند گرفتاری او را برطرف می‎كند و در روز رستاخيز از خشم آتش دوزخ ايمنش مي‎فرمايد.» (سيد‌بن‌طاووس، لهوف)
عزاداري و سوگواري اهل‎بيت (عليهم‌السلام) مي‎تواند در قالب‎ها و ابزاري كه در ميان ملل و اقوام مختلف مرسوم بوده، به شيوه‎هاي گوناگون انجام شود.
البته اين تا زمانی است كه قالب‎ها به شكل‎ها، شيوه‎ها و گونه‎ها، به اصل پيام و محتوا لطمه وارد نسازد، بلكه به بهترين نحو پيام را در ذهن و جان مخاطب جاي دهد. از اين رو استفاده از شيوه‎های عزاداری كه در زمان صدر اسلام رايج نبوده (مانند زنجيرزنی، سينه‎زنی، تعزيه و...) نه تنها از نظر شرعي اشكال ندارد، بلكه مددكار اسلام بوده و می‎تواند در حد خود، شعارهای عاشورا و اهل‎بيت (عليهم‌السلام) را به گوش انسان معاصر رسانده و قلب او را به سمت باور به آنها سوق دهد.
عزاداري مشروع و مجاز داراي حدود و چارچوب‎های خاصی است كه به وسيله شارع و عقلا تعيين می‌شود. اگر عزاداری در شيوه‎هايی اجرا شود كه «شور» را بر «شعور» غالب سازد و به نوعي موجب انحراف از فلسفه عزاداري شود خارج از حدود عزاداری مشروع، مقبول، موجه و معقول است.
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در این رابطه می‌فرماید: «برخي کارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده است که دست‌هايي به غلط، آن را در جامعه ما ترويج کرده‌اند. کارهايي را باب مي‌کنند و رواج مي‌دهند که هر کس ناظر آن باشد، برايش سؤال به وجود مي‌آيد. به عنوان مثال، در قديم‌الايام بين طبقه‌ عوام‌الناس معمول بود که در روزهاي عزاداري، به بدن خودشان قفل می‌زدند! البته، پس از مدتي، بزرگان و علما آن را منع کردند و اين رسم غلط برافتاد... قمه‎زدن نيز همين‌طور است. قمه‎زدن هم از کارهاي خلاف است.»
مصاديق مختلف عزاداري كه اشكال ندارد ـ گرچه ممكن است در لسان شرع به آن اشاره نشده باشد ـ در فتاواي رهبر فرزانه انقلاب چنين آمده است:
شبيه‎خواني: اگر مشتمل بر امور دروغ نباشد، مستلزم مفسده نباشد و باعث وهن مذهب نشود.
استفاده از شيپور، طبل و سنج: به نحو متعارف.
عَلَم: نبايد جزء دين شمرده شود.
دسته عزاداري و زنجيرزني: بدون اذيّت ديگران يا هر عملي كه حرام باشد و به نحو متعارف.


يادداشت
علیرضا جلالیان

سوژه بحقی که روی زمین مانده است!
دو سال پیش بود که یکی از خوانندگان هفته‌نامه تماس گرفت و از مسئله جانبازان اعصاب و روان گفت. این خواهر محترم که همسرش از خیل پاسدارانی بود که در زمره جانبازان اعصاب و روان است، برخی ابعاد این مسئله را باز کرد و گفت که جانباز اعصاب و روان یعنی چه و ما از جانباز اعصاب و روان نوشتیم و بعد ایشان تماس گرفتند و تشکر کردند. امروز می‌بینیم هر قدر از جانبازان اعصاب و روان بنویسیم، باز هم کم است. یکی که خود و پدرش پاسدار بودند، آمده بود و درددل می‌کرد، از پدر موجی‌اش می‌گفت و اینکه چند باری که در نوجوانی پدرش تشنج کرده بود، دوستانش که احتمالاً اصلاً نمی‌دانستند پدر او چه قهرمانی بوده، حرف‌هایی زده بودند که او خجالت کشیده بود و الآن هم خبر نداریم پدرش زنده است یا به خیل شهیدان پیوسته است. آن یکی خودش آمد نشریه؛ اسمش «اکبر جان‌بزرگی» بود و البته یک سال بعد هم از شدت مجروحیتی که فاقد مدارک بالینی بود، به اعتقاد ما و نه بنیاد شهید، شهید شد. صدایش را ضبط کردم، از موجی شدنش گفت و ظلم‌هایی که به او شده و البته بر ولایتی بودنش هم با تمام این بی‌مهری‌ها افتخار می‌کرد و چفیه بر گردنش بود. او هم خجالت‌زده همسر و دخترش بود... جانباز موجی وقتی از حال خود خارج می‌شود، هر کاری می‌تواند بکند.
راه دور نرویم، داماد خودمان پدرش جانباز اعصاب و روان است، در جشن عروسی پسرش نتوانست حاضر شود. سروصدا آزارش می‌داد. از همه اینها که بگذریم، سوژه جانبازان اعصاب و روان ظاهراًً موضوع خنده بین جانبازان هم هست. گاهی در محفل‌های جانبازی که حضور پیدا می‌کنی، خودشان با هم شوخی می‌کنند که مثلاً تو دست نداری، خب یک کاری می‌شود کرد؛ تو پا نداری یک کاری می‌شود کرد؛ تو هم چشم نداری باز هم یک کاری می‌شود کرد؛ اما امان از روزی که جانباز اعصاب و روان باشی؛ چون عقل نداری کاری هم نمی‌شود کرد!
در هر صورت، در این مجال لازم دیدیم که از جانبازان موجی بگوییم و ضرورت فرهنگ‌سازی نسبت به این قشر مهم از جانبازان و این را هم بگوییم که: کجایند دانشجویان و هنرآموزان رشته‌های کارگردانی، فیلم‌نامه‌نویسی و مستندسازی که سوژه نقد و واجب موجی‌ها روی زمین مانده است! تا دیر نشده، سراغی از این قهرمانان که هنوز امواج سهمگین جنگ تحمیلی روح و جان‌شان را متلاطم می‌کند، بگیریم.


گزارشی از مراسم بزرگداشت دومین سالگرد شهادت سردار شهید حاج‌حسن تهرانی‌مقدم و یارانش
پیشرفت شگرف ما در عرصه موشکی مرهون خدمات بی‌ادعای شهید تهرانی‌مقدم است

رحیم محمدی

دو سال پیش، بیستم آبان در حادثه‌ای شهید تهرانی‌مقدم و تعدادی از یارانش به شهادت رسیدند، شهیدی که مقام معظم رهبری از او به‌عنوان «دانشمندی برجسته و پارسایی بی‌ادعا» یاد کردند. به همین مناسبت مراسم بزرگداشتی با حضور رئیس قوه مقننه، وزرای دفاع و دادگستری، فرمانده کل سپاه، جانشین فرمانده ارتش، سخنگوی دولت و سایر مقامات کشوری و لشکری برگزار شد، که در ادامه، بخش‌هایی از مطالب مطرح شده در این مراسم آمده است.

* هنوز هم خط شهادت ادامه دارد
به گزارش صبح‌صادق در این مراسم بزرگداشت حجت‌الاسلام مهدی طائب گفت: با جنگی که علیه ما تحمیل کردند این هدف را داشتند که از همان اول شروع جنگ، امام خمینی(ره) به شهادت برسند تا بدین وسیله به اهداف خود دست یابند، اما به دلیل آنکه خیلی‌ها جلو رفتند و سینه خود را سپر قرار دادند، نتوانستند موفق شوند.
وی با اشاره به اینکه حرکت آنها همانند حرکت دشمن در عاشورا بود، افزود: بعد از رحلت امام، دشمنان به سراغ مقام معظم رهبری آمدند چون حجت خدا در زمین است؛ در واقع این نشان می‌دهد، دشمنی که در کربلا امام حسین(ع) را به شهادت رساند، زمانی از بین می‌رود که حضرت بقیه‌الله(عج) ظهور کرده باشند و الا تا زمانی که ایشان غایب هستند، دشمن نیز وجود دارد.
حجت‌الاسلام طائب تصریح کرد: اینکه چرا تاکنون دشمنان نتوانستند ایشان را به شهادت برسانند به این دلیل است که کسانی همچون شهید تهرانی‌مقدم و یارانش سینه سپر کردند تا به مقام معظم رهبری آسیبی وارد نشود.
فرمانده قرارگاه فرهنگی عمار خاطرنشان کرد: ما آمریکا را ضعیف نمی‌دانیم، اما خداوند به مردم ما توانی داده که این آمریکا با همه توانمندی‌هایش در حال زمین‌گیر شدن در برابر آنها است و با کار ماندگار شهدا، یقیناًً نسل‌های بعدی پیروزی نهایی حق علیه باطل را خواهند دید.

* نقش شهید تهرانی‌مقدم استثنایی بود
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه در حاشیه این مراسم، شهید تهرانی‌مقدم را انسانی با آرزوهای بزرگ معرفی کرد و به خبرنگاران گفت: شهید تهرانی‌مقدم نقش تعیین‌کننده و محوری در تولید و افزایش قدرت بازدارندگی ایران داشت. یعنی توانست در طول حیات جهادی خودش، ایران را به یک قدرت موشکی فوق‌العاده نیرومند تبدیل کند و ما را از بعد فناوری موشک‌های زمین به زمین به خودکفایی برساند.
وی افزود: ایده‌هایی که ایجاد کرد، موجب پیدایش قدرت‌های موشکی فوق‌العاده مبتکرانه‌ای شد، به شکلی که بر اساس ایده‌های او، دقت موشک‌های بالستیک به نزدیک صفر رسید و توانستیم به موشک‌های بالستیکی دست پیدا کنیم که شناورهای متحرک را در دریا مورد هدف قرار دهد یا موشک‌هایی که بر اساس رهگیری منابع تشعشعی، علیه مراکز فرماندهی و کنترل عمل کند.
سردار سلامی، افزایش برد موشک‌ها از جهت سوخت و نیروی پیشرانه، هدایت و کنترل، برخورداری از کلاهک‌ها و سر جنگی‌ها را از دیگر دستاوردهای شهید تهرانی‌مقدم دانست و اظهار داشت: بنابراین نقش او کاملاً یک نقش استثنایی و منحصر به فرد بود و خوشبختانه توانست ایده‌هایش را به کسانی که با او در ارتباط بودند، منتقل کند. در واقع اسوه و اسطوره‌ای بود که به سرعت خصوصیت‌هایش را در دیگران تکثیر می‌کرد.

* پیشرفت‌های موشکی مرهون خدمات بی‌ادعای شهید تهرانی‌مقدم است
سردار سیدمحمد حجازی، معاون آماد و پشتیبانی ستاد کل نیروهای مسلح در حاشیه این مراسم در جمع خبرنگاران درباره علت استقبال مردم از مراسم سالگرد شهید تهرانی‌مقدم و یارانش گفت: مردم احساس می‌کنند که یک خدمتگزار را از دست داده‌اند. وقتی کسی صادقانه به مردم خدمت می‌کند، مردم هم صادقانه از او تجلیل می‌کنند، حتی اگر سال‌ها از شهادت یا فوت او گذشته باشد. بنابراین چنانچه خصوصیت خلوص نیت و خدمتگزاری به مردم وجود داشته باشد، این ابراز علاقه هم به‌وجود می‌آید.
وی سپس درباره دستاورد‌های این «پارسای بی‌ادعا»، بیان داشت: این شهید بزرگوار دستاوردهای بسیار بزرگی در زمینه موشکی داشت، به نحوی که دستاوردهای فعلی ما در زمینه موشکی، حاصل تلاش‌های این سرباز اسلام است، به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم، پیشرفت شگرف ما در عرصه موشکی، مرهون خدمات شهید حسن تهرانی‌مقدم است.


علمداران

«مجید» در رکاب «مهدی» شهید شد!
مجید در سال 1343در تهران متولد شد و در خانواده‌ای مبارز رشد کرد. او بیش از 13سال نداشت كه در كوران حوادث انقلاب علیه طاغوت موضع گرفت و با كمك برادرش شهید مهدی زین‌الدین به انتشار اعلامیه‌ها و نوارهای امام(ره) كه پدرش در اختیارشان قرار می‌داد، می‌پرداختند و در درگیری‌های خیابانی و تظاهرات در شهر مقدس قم شركت فعال داشتند. حوادث فشرده پس از به ثمر رسیدن انقلاب خونین اسلامی یكی پس از دیگری فرا رسیدند. حوادثی كه هركدام برای یك قرن زمان كافی بود و در مدتی كوتاه خود را نمایاند. مجید نتوانست نسبت به مسائل انقلاب بی‌تفاوت بماند و از این رو دوره دبیرستان را با دغدغه جنگ و حضور در جبهه‌های مختلف گذرانده بود. پس از آن به عضویت سپاه در لشکر علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) كه برادرش مهدی فرماندهی آن را بر عهده داشت، درآمد و به واسطه آن جوش و خروش و استعدادی كه در وی بود به سرعت مراحل كمال را در ابعاد مختلف خصوصاً در بعد رزمی طی كرد و در قسمت اطلاعات و عملیات مشغول فعالیت شد و در لشکر 17 مسئولیت فرماندهی یكی از تیپ‌ها را به‌عهده گرفت. او در بین رزمندگان چهره‌ای محبوب و موثر داشت و در بین دوستان و خویشان و خانواده مایه آرامش و غمخوار دیگران بود. قدرت بدنی و بازوان پرقدرتش، تبحر وی در فنون مختلف رزم انفرادی وی را از دیگران متمایز ساخته بود و همه این صفات همراه با شجاعت و تقوا و ایمان قلبی‌اش از او مجاهدی ساخته بود كه یك‌تنه تا عمق مواضع دشمن نفوذ می‌كرد، از جنگل‌ها و كوه‌ها و دشت‌ها در زیر دید دشمن عبور می‌کرد و به جمع‌آوری اطلاعات و شناسایی مواضع دشمن می‌پرداخت.
شهید مجید زین‌الدین در پی شركت در بسیاری از عملیات‌ها كه آخرین آنها عملیات غرورآفرین خیبر بود، ایثار و اخلاص خود را به اوج رساند و عاقبت به منزلگه مقصود شتافت و به همراه برادرش سردار شهید مهدی زین‌الدین به شهادت رسید.


قبیله آفتاب

مشغول تمرین سخنرانی هستم!
برای وقت اهمیت زیادی قائل بود و از آن به بهترین وجه استفاده می‌کرد. به مطالعه علاقة‌ زیادی داشت. خودش می‌گفت: هر وقت خسته می‌شوم، سراغ کتاب رفته و با مطالعه خستگی‌ام از بین می‌رود. بعد از تلاوت قرآن، روی سکوی جلوی اتاق می‌نشست و حدیثی را برای خودش توضیح می‌داد. به او می‌گفتم: آقا رضا چه کار می‌کنی؟ می‌گفت: مشغول تمرین سخنرانی هستم. می‌گفتم: چرا تمرین سخنرانی می‌کنی؟ می‌گفت: برای اینکه آن زمانی که افراد وقت‌شان را برای صحبت با من می‌گذارند، بهترین مطالب را داشته باشم و با آمادگی بیشتر برای‌شان صحبت کنم. چون اگر در مقابل صد نفر نشسته و یک ربع صحبت کردم، در روز قیامت باید صد تا یک ربع جوابگو باشم.
به نقل از برادر طلبه شهید رضا فیروزی
در یکی از روزهای خوب خدا، کودکی قدم بر عرصه گیتی نهاد. نام وی را رضا نهادند. مرادش که پیر طریقت بود در اوّلین گام از منزل سلوک او را به حماسه خواند تا با شور و شعورش بساط ظلم را برچیند. رضا در راه‌پیمایی‌ها شرکت می‌کرد و در کنار مبارزات خستگی‌ناپذیرش درس‌هایش را می‌خواند. آن روز که سروش غیب با پرتوی از نور حضرت عشق او را به حوزه خواند، بر تقدیر سبزش بوسه زد و راه حوزه را در پیش گرفت. مدتی در حوزه درس خواند؛ امّا خیالی پوچ و انگیزه‌ای شوم از آن سوی مرزها حرکت کرد تا سرزمینش را نابود کند. هر چند سنّ و سال زیادی نداشت، اما به جبهه رفت تا شکفته شدن نوجوانی‌‌اش را در بهار جبهه به نظاره بنشیند. خوب می‌دانست که سرزمین جبهه فاصله‌ای تا کوی معبود ندارد. چندین بار به جبهه رفت. در این سعی بین صفای جبهه و هیاهوی شهر، می‌آمد و می‌رفت. تقدیر این بود که ازدواج کند. اهل مطالعه بود، چراکه خوب می‌دانست معرفت پلی است برای عشق؛ امّا تجلّی عشق در سرزمین حماسه بود. به جبهه بازگشت و در تاریخ (20/6/1364) در منطقه اشنویه به آرزوی دیرین خود رسید.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم»
با شیطان بستیز تا سعادتمند شوی!

مهدی امیدی

«بشارت به یک شهروند هزاره سوم» چهارمین فیلم سینمایی محمدهادی کریمی محسوب می‌شود که از مضمونی جدید و متفاوت برخوردار است.
داستان این فیلم درباره یک زن طلبه به نام «مینو»(با بازی هنگامه قاضیانی) است که زندگی سرد و کسالت‌باری را می‌گذراند. او و همسرش ناتوان در فرزندآوری زندگی را می‌گذرانند و شوهر، مردی بیکار است که تمام طول روز را در خانه سیگار می‌کشد و چرت می‌زند! تا اینکه یک اتفاق، زندگی آنها را دستخوش کشمکش و ستیز می‌کند؛ دخترخاله مینو که مدیر یک دبیرستان دخترانه است (با نقش‌آفرینی نیکی کریمی) از او می‌خواهد تا از تجربیاتش در تحصیل علوم دینی برای حل یک بحران در آن دبیرستان استفاده کند. قضیه از این قرار است که تعدادی از دانش‌آموزان این دبیرستان به یک گروه شیطان‌پرستی پیوسته‌اند و سه نفر از آنها تحت تأثیر آموزه‌های این گروه، خودکشی کرده‌اند. مینو ضمن همکاری با پلیس در شناسایی این جریان، سعی می‌کند تا با برقراری ارتباط صمیمانه با دانش‌آموزان این دبیرستان، با گروه شیطانی ستیز کند.
اگرچه «بشارت...» از نظر ساختاری فیلم متوسطی است و شاخصه‌های هنری چشمگیری در آن وجود ندارد، اما آنچه این فیلم را پذیرفتنی و قابل تحمل کرده، رویکرد آسیب‌شناختی و درمانگر آن است؛ رواج فرقه‌های عجیب و غریب و دست‌ساخته دشمنان بشر برای نابود کردن زندگی نسل جوان ایرانی، از سوژه‌های بسیار جالب برای ساخت فیلم است. اما این هم از قوانین نانوشته سینمای ایران است که سینماگران نباید سراغ سوژه‌های جذاب اجتماعی و فرهنگی بروند، یعنی یا باید از اصغر فرهادی تقلید کنند یا از عباس کیارستمی وگرنه فیلم‌شان فیلم نیست! به همین دلیل باید قدر فیلم‌هایی مثل «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» را به دلیل شکستن این قوانین دست و پاگیر و عقب‌مانده که از طرف آدم‌های نادان اما «خودباسوادپندار» تعیین می‌شوند، دانست؛ در بیابان، لنگه کفش هم نعمتی است!
نکته مهم این است که در سینمای غرب و به‌خصوص هالیوود هرساله تعداد زیادی فیلم درباره فرقه‌های شیطان‌پرستی ساخته می‌شود. از «بچه رزماری» و «جن‌گیر» گرفته تا «طالع نحس» و «گرگ و میش» و... اغلب این فیلم‌ها هم جلوه‌ای مثبت از این نوع فرقه‌ها را نمایش می‌دهند؛ اما گویا از نظر اهالی هنر و نقد و نظر، سینمای ایران حق ندارد وارد چنین حوزه‌هایی شود. این در حالی است که فعالیت این فرقه‌ها، سلامت نسل جوان را تهدید می‌کند و در این میان، فرزندان خانواده‌های اقشار متوسط و مدرن شهرنشین، به دلیل دسترسی فراوان به رسانه‌های جدید، بیشتر در خطر هستند. فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» هم دقیقاً در حال هشدار دادن به خانواده‌ها برای مراقبت از فرزندان‌شان در برابر این گونه خطرات است و البته فیلمی است که فقط به بیان درد نمی‌پردازد، بلکه راه درمان را هم نمایان می‌کند؛ تقوا همان نوشداروی ازلی و ابدی بشر برای نجات از شر شیطان و شیطان‌پرست‌هاست که به‌خوبی در این فیلم به آن اشاره شده است.
البته همان‌طور که گفته شد، فیلم «بشارت...» هم در ساختار و هم در محتوا، مشکلات فراوانی دارد که مانع تبدیل شدن این اثر به یک فیلم ماندگار و تأثیرگذار شده است. داستان فیلم، فاقد کشش است و ریتم کند آن مانع برقراری ارتباط خوب با مخاطب است. یکی از ضعف‌های ساختاری فیلم «بشارت...»، نبود یک قهرمان است که در برابر شیطان‌پرست‌ها ایستادگی کند و با آن‌ها دربیفتد. این‌گونه فیلم‌ها نیازمند شخصیت‌پردازی قوی و گرم هستند؛ شخصیت‌های مبارز و دارای شمایل اسطوره‌ای که بتوانند نظر و ذهن مخاطب را در تقابل با تباهی همراه کنند. اما در این فیلم، هیچ شخصیت قابل تأملی وجود ندارد. حتی مینو هم یک شخصیت خنثی و منجمد از آب در آمده است.
فیلم «بشارت...» در محتوا نیز می‌توانست فراتر از این باشد. جا داشت که در این فیلم به زمینه‌ها و ریشه‌های شکل‌گیری و گسترش شیطان‌پرستی هم پرداخته می‌شد. چون این‌گونه فرقه‌ها بیشتر با اهداف سیاسی و اقتصادی ایجاد می‌شوند. سياستمداران غربي علاوه بر سرمايه‌گذاري‌هاي سنگين و حمايت ازطريق شبكه‌هاي ماهواره‌اي، با استفاده از ابزارآلات تبليغاتي مختلف نيز به ترويج شيطان‌پرستي دامن می‌زنند به طوري‌كه اين تبليغات در زمينه‌هايي چون پوشاك و زيورآلات هم وجود دارد و جالب اينجاست كه رؤساي اصلي اين كمپاني‌هاي پوشاك و لباس نيز همين سياستمداران هستند. ازجمله كمپاني‌هاي بزرگي چون Adidas ، Nike، Sprite و Bulgari كه كار اصلي آنها توليد پوشاك و زيورآلات است و در اين عرصه بسيار مشهور هستند. اين كمپاني‌ها در همه جاي دنيا به فعاليت مشغول هستند و حمايت‌هاي گسترده‌اي از فرقه‌هاي شيطان‌پرستي و روساي آنها مي‌كنند. اين شركت‌ها با چاپ عكس رؤساي اين گروه‌ها و يا به‌اصطلاح رهبران پول‌پرست آنها روي لباس‌ها و يا توليد زيورآلات كه روي آنها نمادهاي اين گروه‌هاي انحرافي نقش بسته، به‌شدت در ترويج فرهنگ و مناسك شيطان‌پرستي مي‌كوشند و نكته جالب توجه اينجاست كه براي خريد اين‌گونه نمادها از پیش به وسیله كليپ‌هاي تصويري و در كنسرت‌ها و مجالسی كه مختص اين گروه‌هاست، بازار مصرف ايجاد مي‌كنند و روساي اين گروه‌ها با استفاده از اين نمادها در مراسم خود به گونه‌اي به پيروان خود نیز اعلام مي‌كنند كه آنها هم بايد از اين نمادها در قالب دستبند، گردنبند و... استفاده كنند. (کیهان، 22/9/88، صفحه 10) این‌ها واقعیات خیلی مهمی هستند که افشای آنها در این فیلم هم به جذابیت بیشتر آن کمک می‌کرد و هم اینکه آگاهی‌بخشی فیلم را بالاتر می‌برد.


سریال بچه‌های نسبتاً بد!
حسین کارگر

«بچه‌های نسبتاً بد» تازه‌ترین کار سریال‌ساز پرکار سیما، «سیروس مقدم» است. سریالی که با وجود متفاوت‌نمایی و ساختارشکنی در مضمون و روایت، نتوانسته مثل سریال‌های قبلی این کارگردان، توجه مخاطب را به خود جلب کند.
این مجموعه قرار بود در ماه مبارک رمضان و به‌عنوان سریال ویژه شبکه یک در آن ایام مبارک پخش شود؛ اما با وجود تعجیل در کار، سریال آماده نشد و نمایش آن به زمان کنونی موکول شد. به همین دلیل هم در هر قسمت به رخ دادن اتفاقات داستان سریال در ماه رمضان ارجاع داده می‌شود.
«بچه‌های نسبتاً بد» در 26 قسمت راوی ماجرای سرقت یک گاوصندوق پر از سکه طلا توسط چهار جوان است. گاوصندوقی که در آن، هزاران سکه بهار آزادی وجود دارد و قرار است به همت یک موسسه خیریه همزمان با عید سعید فطر به زوج‌های جوان اهدا شود.
سیروس مقدم در سریال جدید خودش سعی کرده تا موضوعات اخلاقی و مذهبی را با پس‌زمینه‌ای اجتماعی و در قالبی متفاوت و از مسیر تبهکاری چند جوان فلک‌زده نمایش دهد. جوان‌هایی که ذاتی پاک و سلیم دارند؛ اما نیاز و کمبودهای پیرامونی، آنها را وادار می‌کند که برای تحقق رویاهای خود دست به خلاف بزرگ سرقت بزنند. اما این گناه، به جای اینکه آنها را خوشبخت کند، نه‌تنها رویاهای‌شان را محقق نمی‌کند، که زندگی‌شان را به زوال بیشتری می‌کشد. عقوبت گناه و تأثیر منفی حرام‌خواری بر زندگی انسان، یکی از مضامین قدیمی در سینمای دینی ایران بوده است که این بار سوژه یک سریال شده است؛ اما عطر معنویت از نتیجه سریال درنیامده است.
آنچه سبب شده تا «بچه‌های نسبتاً بد» به سریال چندان خوبی تبدیل نشود، شتابزدگی غالب بر فضای سریال و همچنین آلودگی آن به فیلم‌فارسی است. شتابزدگی بر همه ابعاد آن سایه افکنده است. از بازی بازیگران گرفته تا شخصیت‌پردازی ضعیف کار و ریتم نامتوازن داستان که گاهی به‌شدت تند می‌شود و گاهی به لکنت می‌افتد.
حال و هوای کلی سریال نیز شباهت زیادی به فیلم‌فارسی دارد. به این خرده‌روایت‌ها توجه کنید: پلیس گنده‌لاتی که با خانواده خواهرش در می‌افتد، دو نفر که در زندان با هم دوست می‌شوند و طرح کار مشترک می‌ریزند، تظاهر خشونت‌آمیز به ناموس‌پرستی، خلافکارهای لوتی‌مآب و جوانمرد، یک جوان پاک و ساده که مورد سوءظن قرار می‌گیرد و خودش یک‌تنه به دنبال گرفتن دزدها می‌شتابد، عشق پسر فقیر به دختر سرمایه‌دار، دعوای پسر جوان با مادرش به دلیل تجدید ازدواج مادر، دختری که برای پولدار شدن به نامزدش پشت پا می‌زند و زن یک پیرمرد ثروتمند می‌شود و...! خُب، همه این عناصر داستانی و ماجراها، بیش از هر چیزی، یادآور چیزی است که طی نیم قرن اخیر، در ادبیات سینمایی ایران به عنوان فیلم‌فارسی شناخته می‌شود. همه این اتفاقات نیز صدها بار در فیلم‌ها تکرار شده‌اند. عجیب است که سیروس مقدم با این‌همه تجربه و سابقه و پختگی در کار سریال‌سازی، حالا به فکر کمک گرفتن از چنین عناصر مندرس و تاریخ مصرف گذشته‌ای، آن هم برای خلق یک سریال مذهبی و اجتماعی افتاده است.


خبرها

ستاره سینمای نیجریه مسلمان شد
بازیگر مشهور سینمای نیجریه رسماً اعلام کرد که به دین مبین اسلام مشرف شده و به‌زودی به سفر حج خواهد رفت. به گزارش فارس، «لیزی انجورین»، بازیگر نیجریه‌ای ضمن اعلام این مطلب که او به دین مورد علاقه خود یعنی اسلام مشرف شده، گفت: از زمان بچگی اسلام دین محبوب و مورد علاقه من بود، ولی از آنجایی‌که پدرم یک مسیحی بود، اجازه نداشتم که آداب دینی متفاوت از او را بجا آورم.
«لیزی» که اکنون نام «عایشه» را برای خود برگزیده است، در ادامه گفت: من همواره از زمان کودکی یک مسلمان بودم، مادرم یک مسلمان بود و من همیشه در رویا می‌دیدم که یک روز به شیوه مادرم خدا را عبادت کنم و الحمدلله آن روز آمد و من اکنون به عنوان یک بانوی مسلمان اینجا هستم.

حضور هنرمندان ۱۶ کشور در جشنواره «مرگ بر آمریکا»

هنرمندان ۱۶ کشور در نخستین جشنواره «مرگ بر آمریکا» حضور می‌یابند. به گفته محمد حسنی، مدیر اجرایی جشنواره هنری «مرگ بر آمریکا» در عرض یک هفته از زمان اعلام فراخوان، یک هزارو پانصد نفر در این جشنواره شرکت کردند که در میان آنها هنرمندانی از 16 کشور دنیا به چشم می‌خورد.وی افزود: در این دوره، هنرمندانی از کشورهای آمریکا، انگلیس، اوکراین، عراق، صربستان، پاکستان، ‌هلند، افغانستان، روسیه، بلژیک،‌ سوریه، مونته‌نگرو و... شرکت کرده‌اند.

یک فیلم ضدایرانی دیگر به اسکار راه یافت

بار دیگر یک فیلمساز زیر صفر تنها به دلیل ساخت فیلمی علیه ایران با استقبال اسکار مواجه شد! «محسن مخملباف» که سال‌‌ها بود به دلیل ناتوانی در ساخت اثری که بتوان نام آن را فیلم گذاشت، با بی‌محلی جشنواره‌‌ها روبه‌رو شده بود، پس از مشاهده اقبال فیلم‌های ضدایرانی نزد دولت‌های غربی، سوار موج شد و از این نوع آثار ساخت. مخملباف که از بیماری روانی «پارانویا» رنج می‌برد، چند ماه پیش، به سفارش دولت نامشروع رژیم صهیونیستی یک فیلم را در تبلیغ فرقه ضاله بهائیت ساخت. حالا رسانه‌‌ها عنوان کرده‌اند که این فیلم باوجود فقدان شاخصه‌های هنری و تکنیکی، به بخش رقابت مستند اسکار راه یافته است!


تریبون

جمع‌بندی تریبون 16
مهم‌ترین کارکرد بسیج در جامعه

تریبون 16 را در حالی جمع‌بندی می‌کنیم که تنها چند روز تا آغاز هفته بسیج مانده است.
شجره طیبه صالحین
در حجم انبوه نظرات شما خوانندگان محترم اشاره به اصلی‌ترین مأموریت بسیج در سال‌های اخیر یعنی شجره طیبه صالحین مشهود بود: «آرش پذیرش» از شاهین‌شهر مهم‌ترین کارکرد بسیج در جامعه اسلامی امروز را تشکیل حلقه‌های شجره طیبه صالحین و ایجاد زمینه ظهور امام زمان(عج) می‌داند و «فاطمه محياپور» نیز بر همین باور است. اما «مصطفی اکبری» از داران علاوه بر ایجاد حلقه‌های شجره طیبه صالحین دو موضوع راه‌اندازی شوراهای امربه معروف و محرومیت‌زدایی با ایجاد اردوهای جهادی را مطرح می‌کند و «حسينى» از فريدونشهر هم نظام صالحین را پاسخ این پرسش می‌داند.
سازندگی
«رضا زمانی» از بوشهر معتقد است حفاظت از ارزش‌ها و تبلغ و ترویج آن بین عموم و برگزاری اردوی جهادی مهم‌ترین کارکرد بسیج است و «مجتبی دهنوی» از کرمانشاه ضمن بیان اتصال اندیشه‌های نسل جوان با آرما‌ن‌های انقلاب اسلامی از سوی بسیج، نقش بسیج را در سازندگی کشور بسیار مهم دانسته و «محمد سماقي» از کاشان هم این را تأکید کرده است.
امر به معروف و نهی از منکر
«معصومه پوزش» از باغملک با بیان اینکه بسیج با امر به معروف و نهی از منکر نسل جوان سالمی را در جامعه تربیت کند تا همیشه در حال آماده‌باش برای حفظ و دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی باشد، اظهارنظر کرده و «محمدرضا عرب» از آباده نیز بر همین باور است. احیای فریضه فراموش شده امر به معروف و نهی ازمنکر بهترین کارکرد بسیج است را «علی مجیدی» هفت‌چشمه از آذرشهر مورد تأکید قرار داده است. «رسول جنتی» از کرمانشاه و «زينب وکيل‌زاده» از تبريز نیز نظراتی از این دست دارند.
کار فرهنگی
«علي اعتمادي» از نيشابور، «کیانی» از کرمانشاه، «سعیده سلیمی» از اصفهان، «محمد سحابی» از همدان، «حسن خزايي» از صحنه و «قاسم نبویان» در نظرات خود با برشمردن تهدیدات نرم و فرهنگی مهم‌ترین وظیفه بسیج را کار فرهنگی و مقابله با این تهدیدات دانسته‌اند.
حرکت منطبق با آرمان‌های امامان انقلاب
«احمدرضا دهنوی» از کنگاور، «ارسلان حیدری» از کرمانشاه، «صغرا الهام‌محمد» و «عرفان عباسقلی‌پور» از املش، «محمدزارعی برآبادی» از خواف، «استکي» و «محمد معظم» از اصفهان، «محمدرضا قنبری» از کرمانشاه و «امين نجفي» از جزيره قشم هریک به نوعی با برشمردن ابعاد مختلف انقلاب بر ولایت‌مداری و حرکت بسیج بر مدار ولایت و منطبق با انتظارات امامان انقلاب اسلامی تأکید داشتند.
كار اجتماعى، سازندگى، تعاون و همكارى با آحاد جامعه لازمه كار بسيج امروز است، جمله‌ای از «خيرالنساء قربانى» از املش است.
حفظ ارزش‌های نظام اسلامی در تمامی صحنه‌ها
جهاد فی‌سبیل‌الله در امتداد خط سرخ ثارالله مطلبی بود که «حقیقی» از کرمانشاه گفته است و «مرضیه احمدی» از فریدن اصفهان مهم‌ترین کارکرد بسیج را آشنا کردن بسیجیان با آموزش‌های نظامی و افزایش بصیرت و اعتقادات مذهبی بسیجیان با برگزاری نشست‌های اعتقادی و سیاسی برای حفظ نظام دانسته است. «حبیب‌اله دهقانی» از سمنان چند مورد را درخصوص حفظ ارزش‌های انقلاب اسلامی برشمرده و «بهاری» از کرمانشاه، جانباز شیمیایی «عزیز محمدزارع تیموری»، «الهام نظری قنبری» از کرمانشاه، «مهدی عبدالحمدی» از محلات، «مهدی قادری» از كرمانشاه و «فرهادی» از قم هر یک به نوعی به ابعاد مختلف این صیانت اشاره کرده‌اند، اما شناساندن بصیرت عاشورایی جهت نیل به ظهور امام زمان خلاصه کلام «سعید صرامی» 17ساله از خمینی‌شهر اصفهان است.
«رسول ترشیزی» اتحاد در درون بسیج و جامعه را مهم‌ترین کارکرد بسیج می‌داند و «ژاله نوعی» از تهران به این موضوع توجه دارد که بسیج الگوی بیداری مسلمانان و جوانان در جریان بیداری اسلامی است و باید برای آنها تبیین شود و دیگر عزیزان همراهی مثل «محمود نصیری» از شاهرود، «حشمت اله خلجی» از شهرکرد، اقبال «بنی عامریان» از سنقرکلیایی، «موسوي‌فرد» از هرسين، «کریمی» از دلند گلستان، همراه همیشگی «محمدصادق مستقیمی» از نایین، «سیدحسین سیدی» از اصفهان و «مریم وفایی» از زرین‌شهر نظرات گرانبهایی در این راستا داشتند که همگی مهم و قابل توجه بود. به علاوه «سمیه رستمی» و «آیت رستمی» از جوانرود هم معتقد بودند مهم‌ترین کارکرد بسیج تدین و تقوا، حضور به موقع و بدون تأخیر در صحنه‌های مهم و لازم است.
برندگان تریبون 16
مریم وفایی از زرین شهر- محمدصادق مستقیمی نایینی از نایین
آیت رستمی از جوانرود
سوال تریبون 17
مهم‌ترین وظیفه دانشجو در مقابله با فتنه‌های امروز چیست؟


گزیده مظالب

من مانده‌ام تنها میان سیل غم‌ها...
به بهانه هفته دفاع مقدس، امسال با تعدادی از بچه‌های حزب‌الله سایبر، به «بهشت‌زهرای نیایش» رفته بودیم.
این عبارت را یکی از «شهدای زنده» ساکن آسایشگاه، در توصیف «آسایشگاه جانبازان اعصاب و روان نیایش» به کار برد. او معتقد بود آنها در ذهن مسئولان، مرده‌اند و فقط بسیجی‌هایی مثل خودشان خاکی، ملاقات‌شان می‌کنند.
نمی‌شد به چهره‌های غبارگرفته و پر از چین درد و خاطره آنها نگریست و اشک نریخت، حتی وقتی رفتارشان از دید ما دیدنی می‌شد و خنده‌دار!
راستی یکی از آنها دلش می‌خواست وزیری را از نزدیک ببیند، ولی چه حیف که نمی‌دانست «فیس‌بوک» کجاست؛ وگرنه شاید این جانباز خط‌شکن سپاه اسلام، توفیق زیارت یکی دوتا از وزرا را در سرزمین مجازی آمریکا می‌یافت... او از دولتی‌ها دلگیر بود، دولتی‌هایی که این روزها خیلی سرشان شلوغ است و وقت نکرده‌اند یادشان بیاید «انقلابی»‌های آسایشگاه نیایش را، که اگر نبودند، امروز «دیپلمات»های ما به جای گفت‌وگوی تلفنی با اوباما و لبخند پای میز مذاکره، باید تلاش می‌کردند کشورمان را به عنوان یک کشور اشغال‌شده از فصل هفتم منشور سازمان ملل، خارج کنند!
او دلگیر بود از نمایندگان مجلس و نمی‌دانست آنها حتی وقت شرکت کردن در جلسه‌های مجلس را هم ندارند، چه رسد به مجالسه با چند جانباز دور از دسترس...
دقایق پایانی مراسم، همان راوی دل‌شکسته جانباز، از مجری هنرمند خواست فرصتی بدهد تا آوازی بخواند… میکروفن را گرفت و با طنین صدای مرحوم ایرج بسطامی، تصنیفِ «گل پونه‌ها» را این‌گونه خواند:
گل‌پونه‌ها نامهربانی آتشم زد، آتشم زد
گل‌پونه‌ها بی‌همز‌بانی آتشم زد...
من مانده‌ام تنهای تنها
من مانده‌ام تنها میان سیل غم‌ها...
چشم‌های‌مان از خجالت، پاهای‌مان را دنبال می‌کردند و می‌رفتیم تا حریم کبریایی محارم الله را ترک گوییم که گویی بغض یکی از جانبازان خیره به در را ناخواسته شکستیم و صدای لرزانش تن‌مان را لرزاند، آنگاه که می‌گفت: «اشک‌تان را ریختید، آه‌تان را کشیدید، بروید، زودتر بروید و تا سال دیگر یادمان نکنید… بروید که هفته دفاع مقدس امسال هم تمام شد…»
تهران ـ روح‌الله مومن‌نسب


روى خط

مسئولان برای وضع حجاب در جامعه سریع اقدام کنند!
...09176101/ سلام، از پاره كردن پرچم شيطان بزرگ در عكس یک صبح‌صادق دو هفته پیش بسيار متشكرم. / نجفي قشم
...09171017 / باسلام به روح بلند و ملکوتی امام راحل و شهدای انقلاب اسلامی، لطفاً فکری برای بازنشستگی افرادی که سطح سواد آنها سیکل است، بکنید.
...09387684 / با سلام و ادب، لطفاً چاپ کنید که مسئولان امر یک اقدام سریع برای وضعیت حجاب در جامعه کنند.
...09155105 / چرا از پهپادهاي مسلح براي شناسایي مرز استفاده نمي‌كنيد تا اگر دوباره تروريست‌ها براي جنايت آمدند آنها را با بمب‌هاي‌شان نابود كنند؟
...09183518 / با سلام، جوایز برندگان تریبون از چه طریق اطلاع‌رسانی می‌شود و این جایزه ویژه چیست؟ متشکرم
صبح‌صادق: هر ماه دو سوال تریبون مطرح می‌کنیم و هر دو هفته یک بار اسامی برندگان را در نشریه اعلام می‌کنیم. مثل همین شماره. جوایز برندگان 300 هزار ریال جایزه نقدی است.
...09127178 / با بسته شدن پرونده مسکن مهر، قيمت مسکن با شتاب فزاينده‌اى روبه‌رو خواهد شد. مسؤلان تدبيری کنند. / همدانى
...09171349 / با سلام، جانبازان شيمیايي كه بستري نشدند و هيچ مدركي ندارند، اگر تست شيميايي هم بدهند دكترها باور ندارند. لطف كنيد خود امور ايثارگران غربالگري كند و فكري به حال آنها شود.
...09376504 / سلام، چه ساعاتی می‌توانیم با سردار صفری تماس بگیریم؟
صبح‌صادق: در ساعات اداری می‌توانید با دفتر سردار صفری مشاور امور ایثارگران فرمانده کل سپاه تماس بگیرید.
...09127942 / سلام و تشکر به‌خاطر هفته‌نامه خوبتون، اگه ممکنه قسمت‌هایی از کتاب قحطی بزرگ (آقای مجد) در مورد ظلمی که به مردم ایران در جنگ جهانی اول توسط مستکبران شده را منتشر کنید. ممنون
...09198377 /سلام، از هفته‌نامه زیباتون تشکر می‌کنم، لطفاً به قسمت خبرهای تصویری فضای بیشتری اختصاص بدهید.


کتیبه سبز

پاي بي‌رمق او توان نداشت
برای حضرت زینب(س)
هر چند پاي بي‌رمق او توان نداشت
هر چند بين قافله جانش امان نداشت
بار امانتي که به منزل رسانده است
چيزي کم از رسالت پيغمبران نداشت
جز گيسوان غرق به خون روي نيزه‌ها
در آتش بلا به سرش سايه‌بان نداشت
آيا به جز حوالي گودال، ساربان
راهي براي رفتن اين کاروان نداشت؟
يک شهر چشم خيره به ... بگذار بگذريم
شهري که از مروّت و غيرت نشان نداشت
آري هزار داغ و مصيبت کشيده بود
اما تنور و تشت طلا را گمان نداشت
ديگر لب مقدس قرآن کربلا
جايي براي بوسه‌ آن خيزران نداشت!

یوسف رحیمی

تو دیگر سر نداری...
از زبان حضرت زینب(س) به امام حسین(ع)

حالا كه غیر از چشم‌های تر نداری
تنهای تنها ماندی و یاور نداری
بگذار تا زینب لباس رزم پوشد
تا كه نگوید دشمنت لشکر نداری
من آب می‌آرم برای اهل خیمه
دیگر نگو آقا كه آب‌آور نداری
بگذار لخته خون ز لب‌هایت بگیرم
آخر مگر ای نازنین خواهر نداری؟
تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من!
حالا كه غیر از چشم‌های تر نداری
می‌آیم امشب بهر دیدارت به گودال
هر چند دیر است و تو دیگر سر نداری...

سیدمحمد جوادی


حسن ختام

محرم است و یک دنیا اندوه برای قلب مهربانت
مولای من!
ماه محرم است و من مانده‌ام و یک دنیا اندوه برای قلب مهربانت
می‌دانم امام زمان اهل زمین که باشی شانه‌های دلت عاشقانه غصه‌های زمین را به دوش می‌کشد
اما آقای من! من که تاب چشم‌‌های بارانی تو را ندارم، چه خاکی بر سر کنم؟
من که تاب دیدن غصه‌‌های هستی را بر قلبت ندارم، چگونه آرام بگیرم در زمین؟
تو امام زمان زمینی، اما من دلداده‌ای رو سیاهم که حتی با این همه عشق و عاشقی باز هم نمی‌توانم گوشه‌ای از بار غمت را از شانه‌‌های دلت بردارم!
مولای من!
برایت نماز آرامشی می‌خوانم عاشقانه، تا هر زمان که دلت گرفت یادت باشد که من این گوشه زمین دلتنگ‌تر از تمام اهل زمین برایت دل نگرانم
دل نگرانم برای چشمانت
دل نگرانم برای قلب مهربانت
دل نگرانم برایت آقای من!
شاید اگر روزی تو را در مُحرمی در زمین دیدم به رسم احترام و ادب در برابر قامت دلربایت زانو ‌زنم و جان ناقابلم را فدایت ‌کنم تا بدانی قدر حضور روشنت را در هستی می‌دانم، اما دستم به گوشه عبای آسمانی‌ات نمی‌رسد...
افسوس که با این همه نزدیکی هنوز دورم از وجود مبارکت مولای من!
چشمم به انتظار تو تَر شد نیامدی/ اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم غروب جمعه تو از راه می‌رسی/ عمرم در این قرار به سر شد نیامدی
تا خواستم به جاده وصل تو رو کنم/ غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی
این نفس بدمرام مرا خوار و زار کرد/ روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی...
حسین قاسمی