بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

جایگاه عاشورا در هندسه آفرینش
حدود ۱۴۰۰ سال از زمان قیام امام حسین(ع) و واقعه کربلا می‌گذرد و به نظر می‌رسد کمتر واقعه‌ای از این دست وجود داشته باشد که درباره آن به اندازه‌ای که درباره عاشورا سخن گفته و مطلب نوشته شده، این چنین کار شده باشد. درباره عاشورا و واقعه کربلا کار به گفتن و نوشتن خاتمه نیافته و بلکه به موازات آن شیعیان هر ساله در نقاط مختلف جهان به مناسبت فرا رسیدن ایام عاشورا با شور و هیجان خاصی با اقامه مراسم عزا پرچم عاشورای حسینی را برافراشته نگه‌می‌دارند و عاشورا از این حیث در جهان بی‌نظیر و یگانه است. اگر چه تداوم چند قرنه اقامه مراسم عزا برای امام حسین(ع) با شور و حال خاص و بی‌مانند به خودی خود بسیار تعجب‌برانگیز است، اما تعجب‌برانگیز‌تر این است که در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله عاشورا و اقامه مراسم عزا برای سیدالشهداء(ع) و یارانش حکومت‌های جابر و جبارانی که از یزید پیروی می‌کردند با قساوت تمام در برهه‌‌‌هایی تلاش می‌کردند مانع ابراز ارادت شیعیان به امام حسین(ع) و واقعه کربلا شوند تا شاید این واقعه بی‌مانند تاریخ که همیشه خاری در چشم جباران و ستمگران بود محو و فراموش شود، اما این خواست شیطانی هیچ‌گاه عملی نشد و آنهایی که محو عاشورا را دنبال می‌کردند رفتند و نابود شدند، اما عاشورا پا برجا و پر رونق‌تر باقی‌ماند و این اعجازی در خلقت است که باید علت آن را کاوید. در ادامه خط سیر هزاران مطلبی که درباره عاشورا و واقعه کربلا نوشته شده، نوشتار حاضر با نگاهی نو و شاید هم نو شده درصدد است تا به اختصار به «جایگاه عاشورا در هندسه آفرینش» بپردازد تا شاید بتواند پرتوی از سر این اعجاز مقاوم در برابر تمامی دشمنان حق و حقیقت در تمام اعصار و دوران‌ها را بازنمایاند؛ از این رو به تبیین این ادعا می‌پردازد که: «عاشورا تثبیت و تضمین عینیت‌يافته اراده خداوند برای تداوم راه رستگاری انسان با تمسک به دین خاتم و رسیدن به مقصد اعلی است.» برای این منظور لازم است اصلی‌ترین و رفیع‌ترین قله آفرینش پس از خود آفرینش شناخته و مسیر، مقصود و مقصد نهایی بازشناسی شود. به تصریح قرآن اصلی‌ترین و رفیع‌ترین قله آفرینش «انسان» است، آنجا که می‌فرماید خداوند تبارک و تعالی پس از خلق انسان با مباهات و تمجید از خود به سبب این مخلوق فرمود: «فتبارک‌الله احسن الخالقین». خداوند سبحان زمانی به سبب خلق انسان از خود تعریف و تمجید می‌کند که پیش از آن آفرینش به بلوغ تکاملی رسیده بود، اما خداوند برای خلق هیچ یک از مخلوقات پیش از انسان اینگونه به تعریف از خود نپرداخته بود، از اینجا معلوم می‌شود که انسان مخلوق ویژه‌ است که او را اشرف مخلوقات و خلیفه خود می‌داند. انسان با برخورداری از این جایگاه نمی‌توانست مانند سایر موجودات که پس از خلقت با برنامه‌ای به خود واگذاشته می‌شدند ـ البته در حمایت لطف مدام خداوندـ رها شود. این انسان ویژه به برنامه‌ای ویژه برای تربیت و کسب آمادگی‌های لازم نیاز داشت تا بتواند با شناخت مسیر و مقصود به مقصد اعلی برسد. بنابراین می‌توان گفت، «فتبارک‌الله احسن الخالقین» اختصاص به لحظه خلقت و موجودیت یافتن انسان ندارد که بیانی فرازمانی و فرامکانی و دارای مفهومی به فاصله لحظه خلقت انسان تا آخرت و نقطه نهایی استقرار انسان است. این برنامه در قالب ارسال رسل و انزال کتب به اجرا درآمد و زمان شروع آن هم از لحظه هبوط حضرت آدم به زمین بود و همه صدوبیست‌وچهار هزار پیامبر با اجرای این برنامه مأموریت و وظیفه خود را انجام می‌دادند تا نوبت به بعثت پیامبر اعظم، خاتم انبیاء محمد مصطفی(ص) رسید.با بعثت پیامبر اعظم(ص) برنامه خداوند سبحان برای مخلوق ویژه و خلیفه خودش وارد مرحله خاصی شد. در دوران بیست‌ و سه‌ساله پیامبری پیامبر خاتم(ص) دستورالعمل برنامه تربیتی خداوند برای انسان با تجمیع وحی الهی در قرآن به پایان رسید و به نحوی پیامبر(ص) به استناد حدیث ثقلین دستاورد همه انبیای الهی را در اختیار بشریت پس از خود قرار داد و باب وحی و ارتباط وحیانی انسان با خدا بسته شد. پیامبر اعظم(ص) در دوران حیاتش با به دوش گرفتن بار سنگین رسالت همه انبیا و تحمل طاقت‌فرسا‌ترین مشقات اسلام را تثبیت و پس از آن رحلت کرد. پس از رحلت پیامبر اعظم(ص) خلفا یکی پس از دیگری روی کار آمدند تا اینکه پس از بیست‌و پنج‌سال، حکومت در اختیار حضرت امیر(ع) قرار گرفت و پس از حکومت حدود پنج ساله امیرالمومنین(ع)، امامت و خلافت امام حسن(ع) آغاز شد تا زمان شهادت ایشان و شروع امامت امام حسین(ع) که ده سال با معاویه همزمان بود. در این چند دهه که از بعثت پیامبر اعظم(ص) می‌گذشت اتفاقات زیادی رخ داد که تمامی آن مربوط به برنامه هدایتی خداوند برای نوع انسان بود. با اینکه برخی از این وقایع بسیار سنگین، شکننده و هولناک بود، اما هیچ‌گاه پس از تثبیت اسلام ارکان و موجودیت اسلام را تهدید نکرد و حوادث با تمام بزرگی پیرامون ارکان اسلام رخ می‌داد.
یعنی رحلت پیامبر (ص)، رویارویی معاویه با حضرت امیرعلی(ع) و امام حسن(ع)، جنگ‌های حضرت امیر(ع)، شهادت امام علی (ع) و امام حسن(ع) موجودیت اسلام را در معرض نابودی قرار نداد؛ اما با مرگ معاویه و به خلافت رسیدن یزید همه چیز به کلی تغییر پیدا کرد، به عبارتی تهدیدات چند دهه گذشته که متوجه مسائل پیرامونی اسلام بود به مرحله نابودی اسلام رسید و این حساس‌ترین نقطه تاریخ حیات بشر از منظر آفرینش و آنانی است که دارای جهان‌بینی صحیح دینی هستند. به عبارت دیگر با روی کارآمدن یزید حرکت مستمر هدایت الهی که بر اساس برنامه ارسال رسل و انزال کتب به پیش‌ می‌رفت و به تکامل رسید در معرض نابودی محض قرار گرفت، چرا که با نابودی اسلام بین گذشته تربیتی و هدایتی انسان با آینده آن که بر اساس دستاوردهای گذشته معنای رستگاری پیدا می‌کرد فاصله و شکاف پرنشدنی می‌افتاد و باید جلوی این حادثه و خطر عظیم گرفته می‌شد و امام حسین(ع) با شناخت درست از فلسفه خلقت آفرینش و انسان و از وضعیت موجود و وظیفه خود راه نجات و حفظ اسلام و تداوم برنامه الهی را در مقابله متفاوت با یزید دید و آن را انجام داد. از این منظر مباحثی مانند علم امام به شهادت، قیام برای حکومت و... در حاشیه قرار می‌گیرند و قیام نجات‌بخش امام حسین(ع) که نجات بشریت محسوب می‌شود با زیبایی و به همراه داشتن جلوه‌های بیشتری از حقیقت بر عمق جان‌ها می‌نشیند. از این رو باید اظهار داشت امام حسین(ع) برای بقای دین خدا و تضمین وجود مسیر رستگاری بشریت در ادامه تاریخ، قیام کرد و این نکته دقیق‌تر را که می‌تواند حرف اصلی این نوشتار باشد به آن افزود که«امام حسین(ع) و عاشورا نقطه وصل میراث آسمانی بشریت با آینده و تحقق وعده‌های رستگاری خداوند است.» یعنی اگر قیام امام حسین(ع) نبود برنامه مالک ملک و مالک یوم‌الدین ابتر می‌شد. برای اثبات وجود چنین نظری شناخت یزید و توجه به برخی از بیانات امام حسین(ع) کفایت می‌کند. بزرگ‌ترین شاهد شناخت یزید و مکنونات و اعتقاداتش دو بیت شعری است که پس از مشاهده سر مبارک سیدالشهداء(ع) و بی‌احترامی به آن، به شعر «ابن زبعری» از شعرای دستگاه جدش ابوسفیان در زمان کفر ظاهری‌اش افزود که یک بیت یزید این است:
لعبت هاشم بالملک فلا
خبر جاء ولا وحی نزل
خاندان هاشم با سلطنت بازی کردند، نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد.
یزید با سرودن این شعر و رفتار پیش‌ از خلافت و پس از خلافت و پس از شهادت امام حسین(ع) نشان داد در وجودش هیچ اعتقادی به خدا، پیامبر(ص)، وحی و اسلام ندارد و با حضور در مسند خلافت و قدرت اسلام را نابود می‌کند و از بین می‌برد. یعنی خط‌سیر برنامه هدایت‌الهی را برای همیشه قطع می‌کند و پس از آن از عهده کسی کاری برنمی‌آمد.
با اینکه در فرمایشات امام حسین(ع) نکات عدیده‌ای دال بر آنچه گفته شد، وجود دارد تنها به یک مورد بسنده می‌شود که اگر به غیر از آن فرمایشی از امام حسین(ع) باقی نمی‌ماند برای درک درست قیام امام حسین(ع) و رسیدن به آنچه که دربالا بیان شد، کفایت می‌کرد.
فردای روزی که ولیدبن عتبه حاکم مدینه قصد داشت از امام حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد، مروان امام حسین(ع) را در کوچه دید و از ایشان خواست مخالفت نکند و بیعت کند حضرت (ع) در پاسخ فرمودند: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید. ما از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم. زمانی که مردم گرفتار حاکمی مانند یزید می‌شوند باید فاتحه اسلام را خواند.»
از این عبارت سراسر اعتراض، خوف و نگرانی برای اسلام وضعیت ویژه امام حسین(َع) قابل درک است. هیچ معصومی پیش و پس از ایشان اینگونه سخن نگفته‌اند و این خود تأیید مسائل پیش گفته و اصلی‌ترین علت قیام امام حسین(ع) برای پیوند زدن مبدأ آفرینش اشرف مخلوقات به مقصد آن است که به غیر از طریق قیام و شهادت به آن شکل میسر نبود. از این رو گفته‌اند: «الاسلام نبوی الحدوث و حسینی البقاء» و سیره تمام ائمه(ع) پس از امام حسین(ع) و علمای شیعه هم نشان می‌دهد ترویج و تبلیغ اسلام را برمبنای عاشورای حسینی قرار داده‌اند. بابی‌انت و امی یا حسین

جواد رضایی


اندیشکده «امریکن اینترپرایز»
اگر ایران اندکی مقاومت کند، اوباما قرارداد بهتری روی میز خواهد گذاشت

یک اندیشکده آمریکایی به‌تازگی در یادداشتی به طرح خطوط کلی توافق هسته‌ای احتمالی ایران در مذاکرات جاری در ژنو پرداخت و تأکید کرد: در صورت مقاومت از سوی مقامات و دیپلمات‌های ایرانی، اوباما مجبور به واگذاری امتیازات بیشتر در برابر اقدامات کمتر ایران، می‌شود.
اندیشکده «امریکن اینترپرایز» در یادداشتی به قلم «دانیل پلتکا» ، به طرح نکات برجسته توافق مورد نظر دولت آمریکا در دور تازه مذاکرات پرداخته است. نویسنده این گزارش بندهای توافقنامه احتمالی ایران و گروه 1+5 را اینگونه نوشته است:
* یک «عقبگرد قابل قبول» از برنامه سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران تا اندازه‌ای «تعلیق» غنی‌سازی‌ها در سایت‌های کلیدی ایران مانند نطنز و فردو
* تبدیل اورانیوم غنی‌شده 20 درصد به اورانیوم غیرقابل استفاده‌تری که برای تولید میله‌های سوخت به‌کار می‌رود
* عدم توقف کار بر روی پلوتونیوم در رآکتور آب سنگین اراک
* عدم توافق درخصوص انتقال مواد شکاف‌پذیر [ایران] به خارج از کشور
در ادامه این گزارش، درباره امتیازاتی که قرار است به ایران واگذار شود، آمده است: اوباما آزادی عمل چندانی ندارد، زیرا کنترل مستقیم کنگره بر تحریم‌ها دست او را بسته است، اما تحریم‌های تصویب‌شده تحت «قانون اختیارات اقتصادی در شرایط اضطراری بین‌المللی» کاملاًً در قلمرو اختیارات رئیس‌جمهور قرار دارد. بنابراین او می‌تواند برخی از دارایی‌های ایرانیان را آزاد کند و احتمالاًً چراغ سبزی نیز به خارجی‌ها نشان دهد که آنان نیز با وجوه نقد مسدود شده ایران همین کار را کنند.
البته تاکنون درباره محتوای مذاکرات ژنو اخباری به صورت رسمی منتشر نشده و صحت موارد گفته شده و یا موارد دیگر اعلام شده در رسانه‌ها هنوز از سوی هیچ‌یک از مقامات تأیید نشده است، اما نکته قابل تأمل در گزارش «دانیل پلتکا» آن است که به عقیده وی اگر مقامات ایرانی اندکی مقاومت کنند، اوباما قرارداد بهتری روی میز خواهد گذاشت.
پلتکا در این‌باره نوشته است: اما در مورد روند «گام‌به‌گام» که به نظر می‌رسد نام جدیدی برای فرآیند «پله‌پله» باشد، چه می‌توان گفت؟ دولت [آمریکا] در این توافق، در مورد آنچه به‌عنوان مرحله نهایی مذاکرات در نظر دارد، شفاف نبوده است، زیرا اساساًً اوباما هنوز چیزی را به عنوان یک مرحله نهایی برای خود تعریف نکرده است.
آنچه زمانی تقاضا برای پایان دادن به کل برنامه تسلیحاتی ایران بود، اکنون به تقاضا برای کاستن از ابعاد این برنامه و دقت بیشتر در مخفی کردن آن بدل شده است.
ایرانی‌ها این برنامه و همین‌طور گفت‌وگوها را ادامه خواهند داد و در آینده نیز با صورت دادن به هیچ اقدام جدی‌تری موافقت نخواهند کرد، زیرا آنچه را که به آن نیاز داشتند در همان ابتدا به دست آوردند. آنها به خوبی می‌دانند که اگر به اندازه کافی مقاومت کنند (که زمان زیادی نیز به پایان این دوره مقاومت باقی نمانده است)، اوباما قرارداد بهتری را روی میز خواهد گذاشت؛ امتیازات بیشتر در برابر اقدامات کمتر.
البته امریکن اینترپرایز در این گزارش نشان می‌دهد که در صورت توافق با آمریکا نیز باب بهانه‌جویی‌ها بسته نخواهد شد، به‌گونه‌ای که این اندیشکده می‌نویسد: «کشورهای غربی معتقدند ایران برنامه تسلیحاتی خود را به صورت پنهانی ادامه می‌دهد پرسشی در رابطه با تأسیسات هسته‌ای مخفی ایران مطرح می‌شود. این درست است که تقریباًً هر کشور غربی بر این باور است که ایران بسیاری از فعالیت‌های تسلیحاتی خود را به مکان خاصی منتقل کرده است. من نمی‌دانم به کجا، اما یقین دارم که تیم اوباما در این مورد حدس‌هایی می‌زنند. تصور کنید رئیس‌جمهور [آمریکا] به کنگره گزارش می‌دهد که «عقبگردی» در برنامه تسلیحاتی ایران رخ داده است و در برابر نیز امتیازات ارزشمندی برای تهران در نظر گرفته شده است؛ اما در تمام این مدت وی به خوبی خبر داشته که برنامه هسته‌ای ایران، در جای دیگری، فعالانه در حال پیشرفت است؛ و او این اطلاعات را از کنگره، هم‌پیمانان ما و مردم آمریکا مخفی نگاه داشته است. آیا این مسئله غیرقابل باور است؟ نه چندان»


یادداشت
دكتر یدالله جوانی

عاشورا و استکبارستیزی
رابطه معناداری بین استکبارستیزی ایرانیان و عاشورای حسینی سال ۶۱ هجری قمری وجود دارد. واقعیت آن است که عاشورا مکتب الهام‌بخشی برای تمامی آزادی‌خواهان بوده و هر انسان پاک‌سرشتی که با این مکتب آشنا شود، نمی‌تواند استکبارستیز نباشد. برای فهم و درک این رابطه می‌توان نکات زیر را مورد توجه قرار داد:
۱ـ توجه به مفهوم استکبار و استکبارستیزی
استکبار یعنی نوعی خودبرترپنداری و داشتن روحیه کبر و غرور نسبت به دیگران. مستکبر به کسی ‌گویند که خود را برتر از دیگران پنداشته و به دلیل این نوع پنداشت بخواهد به دیگران امر و نهی کرده و آنان را تحت سلطه خود درآورد. فرعون دارای چنین روحیه و خصلتی بود و خود را برتر از دیگران می‌پنداشت و براساس همین روحیه خودبرترپنداری بود که می‌گفت: «ان ربکم الاعلی» فرعون با این روحیه از تمامی ابزارها و شیوه‌های شیطانی بهره برد تا مردم را تحت سلطه‌ خود قرار دهد و بدین‌صورت طاغوت زمان شد. اکنون در زمان ما یک جریان فکری ـ سیاسی در کشور آمریکا، چنین می‌پندارد که آمریکایی‌ها برتر از دیگران بوده و به دلیل این برتری، باید رهبری جهان از آن آمریکا باشد. بر همین اساس، دولتمردان آمریکا طی دهه‌های اخیر، از تمامی ابزارها و روش‌های ضدانسانی برای تسلط بر جهان استفاده کرده و تاکنون خون هزاران هزار نفر انسان بی‌گناه را بر زمین ریخته‌اند. دولتمردان آمریکا، همانند فراعنه مصر باستان، هیچ ابایی از بر زبان آوردن «خود برتر بودن» نسبت به دیگر انسان‌ها ندارند. طی سال‌های اخیر، چندین نوبت باراک اوباما، اظهار داشته که ملت آمریکا یک ملت استثنایی و برتر از دیگران است. بنابراین دولت آمریکا یک دولت دارای روحیه و خصلت استکباری بوده و براساس همین روحیه، تلاش می‌کند بر دیگران سلطه یابد. نظم نوین مورد نظر آمریکایی‌ها برای نظام بین‌الملل، یعنی یک نظام تک‌قطبی که باید با محوریت ایالات متحده شکل بگیرد. در چنین نظامی در عرصه بین‌الملل، آمریکا مدیریت بین‌المللی را برعهده داشته و تمامی کشورها، دولت‌ها و ملت‌ها باید در چارچوب ترسیم‌شده از سوی ایالات متحده حرکت کنند. جاسوسی‌های اخیر افشاشده آمریکایی‌ها از دیگر ملل و رهبران دنیا در همین راستا قابل تحلیل است.
استکبارستیزی، یعنی مقابله با این خلق و خو و روحیه خودبرترپنداری، ایستادن در برابر مستکبران و زیر بار سلطه آنان نرفتن. بنابراین هم تعریف استکبار و مستکبر بودن روشن است و هم تعریف استکبارستیزی برای همگان قابل فهم است. ملت ایران، یک ملت استکبارستیز است و طی چند دهه اخیر، هیچ ملتی به اندازه ملت ایران در برابر سلطه‌گری و زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها ایستادگی نکرده است. اگر آمریکایی‌ها طی سالیان اخیر در تمامی سندهای امنیت ملی خودشان جمهوری اسلامی را به عنوان تهدید اول معرفی می‌کنند، دلیلش را باید در همین روحیه استکبارستیزی ملت ایران جست‌وجو کرد.
۲ـ عاشورا و پیام‌هایش
عاشورای امام حسین(ع)، دارای درس‌ها، پیام‌ها و عبرت‌هایی است که تا روز قیامت می‌تواند برای ابنای بشر آموزنده، جهت‌دهنده و راه‌گشا باشد. استکبارستیزی و تن به ذلت ندادن و ایستادگی در برابر ظالم و ستمگر، یکی از پیام‌های اصلی عاشورا است. از این جهت، عاشورا تمامی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و جذب خود می‌کند. بی‌جهت نیست که در طول تاریخ، بسیاری از آزادیخواهان حتی غیرمسلمان، حسین‌بن‌علی(ع) را به عنوان الگوی خود برای مبارزه با طاغوت‌های زمان‌شان برگزیده‌اند.
ادامه از صفحه اول
در حالی که قیام امام حسین(ع) و عاشورای حسینی برای غیرمسلمانان می‌تواند الگو و آموزنده باشد، بدیهی است که شیعیان پیرو مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تماماً باید روحیه عاشورایی داشته باشند. یکی از ابعاد روحیه عاشورایی، روحیه استکبارستیزی است. حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) با شعار «هیهات من‌الذله» پیام عاشورا و قیام خود را به گوش همگان رساند.
امام حسین(ع) خطاب به فریب‌خوردگان در لشکر مقابل فرمودند: «اگر دین ندارید، لااقل آزاد باشید.» آزاد زیستن و زیر بار ظلم و ستم نرفتن، از پیام‌های عاشورای حسینی است. این پیام‌ها اختصاص به مکان و زمان خاص ندارد و از همین روی معصوم(علیه‌السلام) فرمودند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» هر روز و هر زمان عاشورا و هر مکان و سرزمینی کربلا است. این سخن به آن معناست که استکبارستیزی، ایستادن در برابر ظالم و ستمگر و تن به ذلت ندادن، یک ارزش جاودانه و برای همه دوران‌ها و برای همه انسان‌ها است. عزت، سربلندی و افتخار از آن کسانی است که دارای چنین روحیه‌ای باشند. از افتخارات ملت ایران، نهادینه‌سازی روحیه استکبارستیزی در خود است. عاشورا عامل اصلی نهادینه شدن روحیه استکبارستیزی در ملت ایران است.
مجالس عزاداری و دسته‌های سینه‌زنی که در ایام محرم و صفر در سراسر ایران اسلامی برپا می‌شود را باید ارج نهاد و پاس داشت. پاسداشت این مراسم و روضه حسینی، در گرفتن پیام‌های عاشورا و عمل به آن است. پیام‌هایی که استکبارستیزی، یکی از آنها است. بنابراین ملت عاشورایی، یک ملت استکبارستیز است و استکبارستیزی ملت ایران، نشانه‌ای از عاشورایی بودن آن است.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان
لبخند فریب‌گرانه دشمن کسی را دچار خطا نکند

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه روز ملی مبارزه با استكبار جهانی، در دیدار پرشور هزاران نفر از دانشجویان و دانش‌آموزان، سخنان مهمی درباره ریشه‌های دشمنی استكبار با ملت ایران بیان فرمودند که در ادامه می‌آید.

افشای هویت واقعی سفارت آمریکا
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به سه حادثه تاریخی روز ۱۳ آبان، فرمودند: جوانان مؤمن و شجاع دانشجو كه در سال ۱۳۵۸، سفارت آمریكا را تسخیر كردند، حقیقت و هویت واقعی این سفارتخانه را كه در واقع لانه جاسوسی بود، كشف كردند و در مقابل دیدگان مردم دنیا قرار دادند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان كردند: در آن روز، جوانان ما نام سفارت آمریكا را لانه جاسوسی گذاشتند و امروز بعد از گذشت بیش از سه دهه، سفارتخانه‌های آمریكا در كشورهای اروپایی كه شركای آمریكا هستند، لانه جاسوسی نام‌گذاری می‌‌شود كه این موضوع نشان می‌‌دهد جوانان ما بیش از سی سال، از تقویم تاریخ دنیا جلوتر بودند.

آمریکا منفورترین قدرت‌ها
ایشان با تأكید بر اینكه مماشات با مستكبر، هیچ فایده‌ای برای كشورها و ملت‌ها ندارد، فرمودند: رویكرد استكباری آمریكا موجب شده است كه ملت‌ها نسبت به آن، یك حس بی‌اعتمادی و بیزاری داشته باشند، ضمن اینكه تجربه نشان داده است كه هر ملت و دولتی كه به آمریكا اعتماد كند، ضربه خواهد خورد، حتی اگر از دوستان آمریكا باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این خصوص به چند نمونه تاریخی از جمله اعتماد دكتر مصدق به امریكایی‌ها و پاسخ آمریكا با كودتای ۲۸ مرداد و همچنین بی‌وفایی امریكایی‌ها به محمدرضا پهلوی پس از فرار او از ایران، اشاره و تأكید كردند: امروز، در میان ملت‌ها، منفورترین قدرت‌ها، آمریكا است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان كردند: اگر امروز یك نظرسنجی عادلانه و سالم در دنیا، انجام شود، دیدگاه مردم دنیا، به هیچ دولتی به اندازه دولت امریكا، منفی نخواهد بود.

مذاکرات فقط در باب هسته‌ای ولاغیر
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به اینكه مذاكرات با شش كشوری كه آمریكا نیز جزو آنهاست فقط درباره مسئله هسته‌ای است، نه بیشتر افزودند: بأذن‌الله از این مذاكرات ضرری هم نمی‌كنیم، بلكه تجربه‌ای در اختیار ملت قرار می‌‌گیرد كه مثل تجربه تعلیق موقت غنی‌سازی در سال‌های ۸۲ و ۸۳، ظرفیت فكری و تحلیلی مردم را بالا خواهد برد.
رهبر معظم انقلاب در تشریح بیشتر نتایج آن تجربه ملی افزودند: یك دهه قبل در مذاكرات با اروپایی‌ها، با نوعی عقب‌نشینی، تعلیقی را كه در واقع تحمیل شده بود پذیرفتیم، اما بعد از دو سال تعلیق و تعطیلی بسیاری از كارها، همه فهمیدیم كه حتی با این‌گونه كارها، مطلقاًً امیدی به همكاری طرف‌های غربی وجود نخواهد داشت.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای خاطرنشان كردند: اگر این كار را نمی‌كردیم ممكن بود برخی مدعی شوند كه اگر یك بار عقب‌نشینی می‌‌كردید مشكلات حل و پرونده هسته‌ای عادی می‌‌شد، اما با تجربه تعلیق موقت، همه درك كردند كه طرف‌های ما دنبال اهداف دیگری هستند، از این رو كار و پیشرفت را مجدداًًً شروع كردیم.

تبلیغات‌چی‌های ساده‌لوح یا مغرض!
رهبر معظم انقلاب با انتقاد شدید از برخی عناصر «تبلیغات‌چی ساده‌لوح یا مغرض» افزودند: بعضی با خط‌گیری از رسانه‌های بیگانه در تلاشند با گمراه كردن افكار عمومی، اینگونه القا كنند كه اگر در مسئله هسته‌ای تسلیم شویم، همه مشكلات اقتصادی و غیراقتصادی حل می‌‌شود.
ایشان در اثبات بطلان این ترفند تبلیغاتی، به توطئه‌ها و طرح‌های ضدایرانی آمریكا پیش از مطرح شدن بحث هسته‌ای ایران استناد كردند و از همه ملت به‌ویژه جوانان دانشجو و دانش‌آموز خواستند كه در این زمینه تفكر و تأمل كنند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با طرح چند سؤال افزودند: آیا اول انقلاب كه آمریكا تحریم‌های ایران را برقرار كرد و آن را ادامه داد مسئله هسته‌ای در میان بود؟ آیا هنگام هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران و قتل‌عام ۲۹۰ سرنشین آن، بهانه‌ای به نام مسئله هسته‌ای وجود داشت؟ آیا در سال‌های اول انقلاب كه امریكایی‌ها طرح كودتای پایگاه شهید نوژه را اجرا كردند موضوع هسته‌ای مطرح بود؟ آیا حمایت‌های تسلیحاتی و سیاسی آمریكا از گروه‌های ضدانقلاب پس از پیروزی انقلاب به علت فعالیت‌های هسته‌ای ایران بود؟
معظم‌له با اشاره به پاسخ‌های منفی این پرسش‌ها تأكید كردند: بنابراین مسئله هسته‌ای، بهانه‌ای بیش نیست و فرضاًً اگر روزی این مسئله با عقب‌نشینی ما حل شود آنها برای ادامه دشمنی با ایران عزیز، ده‌ها بهانه دیگر از جمله پیشرفت‌های موشكی، مخالفت ملت ایران با رژیم صهیونیستی و حمایت جمهوری اسلامی از مقاومت را مطرح می‌‌كنند.

علت دشمنی‌های آمریکا
رهبر معظم انقلاب اسلامی تأكید كردند: دشمنی امریكایی‌ها با جمهوری اسلامی به این علت است كه ملت ایران با رد خواست‌های آنها، معتقد است آمریكا علیه ایران هیچ غلطی نمی‌تواند بكند.
ایشان افزودند: آمریكا با موجودیت جمهوری اسلامی و با «نفوذ و اعتبار و اقتدار نظام منتخب ملت ایران»، مخالف است. همانگونه كه به‌تازگی یكی از سیاستمداران و عناصر فكری آمریكا به صراحت اعلام كرد ایران چه اتمی باشد چه نباشد خطرناك است، چرا كه دارای نفوذ و اقتدار است و به قول خودشان هژمونی ایران بر منطقه حاكم شده است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در جمع‌بندی این بخش از سخنان‌شان تأكید كردند: مسئله هسته‌ای بهانه است و آمریكایی‌ها زمانی از خصومت دست برمی‌‌دارند كه ملت ایران، به ملتی منزوی، بی‌اعتبار و بی‌احترام تبدیل شود.

نگاه به درون و قدرت داخلی
رهبر معظم انقلاب در ادامه سخنان‌شان، نگاه به درون و تكیه بر قدرت داخلی را راه‌حل واقعی مسائل و مشكلات موجود دانستند و خاطرنشان كردند: اگر ملتی به قدرت و توانایی‌های خود متكی بود از اخم یا تحریم دشمن متلاطم نمی‌شود و ما باید دنبال تحقق این هدف باشیم.
ایشان افزودند: همه حرف ما با مسئولان گذشته و امروز این است كه برای پیشرفت و گشایش كارها، به ظرفیت‌های متنوع و گسترده انسانی، طبیعی و جغرافیایی ایران تكیه كنید.
رهبر معظم انقلاب در همین زمینه تحرك دیپلماسی را هم بسیار لازم خواندند و افزودند: تكیه بر توانایی‌های درونی به معنای نفی دیپلماسی نیست، اما باید توجه داشت تحرك دیپلماسی تنها بخشی از كار است و محور اصلی، اتكا به توانایی داخلی است كه می‌‌تواند پای میز مذاكره نیز اعتبار و اقتدار بیاورد.
تفاوت شرایط امروز ایران و آمریکا
ایشان گفتند: اكنون شرایط ملت ایران و جبهه مقابل او، با آن سال‌ها كاملاًً متفاوت است، زیرا جمهوری اسلامی ایران، دارای علم، فناوری، سلاح، اعتبار بین‌المللی و میلیون‌ها جوان با استعداد و آماده به كار است در حالی كه جبهه مقابل او یعنی امریكایی‌ها و شركای آنها، دارای مشكلات عدیده سیاسی و اقتصادی و اختلاف‌های فراوان هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، اختلافات سیاسی در آمریكا و تعطیلی شانزده روزه دولت امریكا، مشكلات بزرگ اقتصادی و كسری درآمد هزاران میلیارد دلاری و اختلافات عمیق اروپا و آمریكا در مسائل گوناگون از جمله حمله نظامی به سوریه را نمونه‌هایی از وضعیت كنونی جبهه مقابل ملت ایران برشمردند و تأكید كردند: امروز، ملت ایران، آگاه، مقتدر و دارای پیشرفت است و قابل مقایسه با بیست یا سی سال پیش نیست.

عدم اعتماد به لبخند دشمن
رهبر معظم انقلاب اسلامی در عین حال گفتند: توصیه قبلی خود را یك بار دیگر تكرار می‌‌كنم؛ نباید به دشمنی كه لبخند می‌‌زند، اعتماد كرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان كردند: توصیه من به مسئولان عرصه دیپلماسی و مذاكره این است كه مراقب باشید، لبخند فریب‌گرانه دشمن، شما را دچار اشتباه و خطا نكند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: مسئولان، به اظهارنظرها و اقدامات طرف مقابل، دقت و توجه لازم را داشته باشند. آنها از یك طرف لبخند می‌‌زنند و اظهار تمایل به مذاكره می‌‌كنند، اما از طرف دیگر بلافاصله می‌‌گویند، همه گزینه‌ها روی میز است. حالا مثلاًً چه غلطی می‌‌خواهند بكنند، معلوم نیست.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان گفتند: امیدواریم با لطف و عنایت الهی، جوانان با روحیه شاداب خود، كشور را تحویل بگیرند و با ابتكارهای خود، آن را به قله‌ها برسانند.


پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت حبیب الله عسگراولادی
بسم‌الله الرّحمن‌الرّحیم
با تأسّف و تأثّر، خبر درگذشت مجاهد صادق و یار وفادار و معتمَد امام راحل، جناب آقای حاج حبیب‌الله عسگراولادی را دریافت كردم. عمر با بركت این مبارز خستگی‌ناپذیر یكسره در خدمت اسلام و برپایی و استقرار نظام اسلامی سپری شد و از دوران جوانی تا آخرین سال‌ها، همّت و تلاش و مجاهدت مخلصانه‌اش در این راه كاستی نگرفت. در دوران طاغوت، از نخستین روزهای مبارزات ملّت و روحانیّت، در كنار امام بزرگوار و در صفوف پر خطر حضور یافت و رنج سال‌ها زندان و اسارت را صبورانه تحمّل كرد و پس از پیروزی انقلاب و برپایی جمهوری اسلامی، در سنگرهای حسّاس و اثرگذار خدمات صادقانه ارائه كرد و تا آخر عمر پر ماجرای خود از كار و تلاش فروگذار نكرد. رحمت و فضل الهی را برای ایشان مسئلت می‌كنم و به بازماندگان و دوستان محترم ایشان تسلیت می‌گویم.
سیّدعلی خامنه‌ای
14/ آبان/ 1392


یادداشت
مهدی سعیدی

آيا فتنه‌گران حق بازگشت به کشور را دارند؟
حوادث تلخ انتخابات سال 88، معرکه‌اي بود که سبب شد در آن، حقيقت و ذات برخي از چهره‌هاي سياسي که سال‌ها در پس پرده نفاق زندگي مي‌کردند، آشکار شود. برخي از ميدان‌داران عدم تمکين به قانون کساني بودند که پيش از اين، خود را منادي قانونگرايي دانسته و از ميزان بودن رأي ملت و اهميت احترام به آن سخن مي‌گفتند. اما انتخابات دهم رياست‌جمهوري ابتلايي بود که به معياري براي صدق و کذب ادعاي مدعيان بدل شد.
انحراف از خط ملت، تنها به عدم پذيرش نتايج انتخابات و ايجاد آشوب و بلوا ختم نشد! بلکه پس از آنکه کودتاي مخملي ناکام ماند و نظام اسلامي توانست وضعيت پايتخت را سامان دهد و آشوب‌ها را مهار کند، بخشي از عناصر خودفروخته، فرار را بر قرار ترجيح دادند و راهي کشورهاي بيگانه شدند تا با پول دريافتي از اجانب، به هجمه عليه جمهوري اسلامي و مسئولان آن و تخريب آرمان‌ها و باورها و مقدسات ملت انقلابي ايران مشغول باشند و در کنار بخشي ديگر که پيش از آن از کشور خارج شده بودند، تيم‌هاي رسانه‌ای ضدانقلاب را تکميل کنند.
کافي است مروري بر پایگاه‌هاي اینترنتی ضدانقلاب همچون جرس، روزآنلاين، ايران امروز، خبرنامه گويا، راديو فردا، راديو زمانه، خودنويس، کلمه، امروز و... و رسانه‌هاي ماهواره‌اي چون بي‌بي‌سي فارسي، صداي آمريکا و... در کنار صفحات شخصي اين افراد در شبکه‌هاي اجتماعي فيس‌بوک و توئيتر و گوگل‌پلاس و... داشته باشیم تا حجم اهانت‌ها و توهين‌ها و ساختارشکني‌هاي اين افراد در چهار سال گذشته براي اذهان عمومي آشکار شود.
مرور اين کارنامه سياه کافي است تا مشخص شود که چنين خودفروختگاني، مجرماني هستند که جايي در ميان ملت نخواهند داشت و اگر بنا به بازگشت آنان به کشور باشد، ابتدا بايد در دادگاه صالحه به جرائم آنان رسيدگي شود. با اين مقدمه مي‌توان اظهارات اخير معاون کنسولي و امور ايرانيان وزارت خارجه را مورد نقد و بررسي قرار داد.
«حسن قشقاوي» به‌تازگی از تشکيل کميته‌اي در دولت براي رسيدگي به وضعيت فعالان سياسي خارج از کشور خبر داده و گفته است: «فعالان سياسي خارج شده از کشور بدون هيچ ترسي برگردند.» وي در پاسخ به روزنامه اصلاح‌طلب آرمان که «در طول چهار سال اخير برخي به دلايل سياسي از کشور خارج شدند. آيا آنها مي‌توانند به کشور بازگردند؟»، گفته است: «فکر مي‌کنم دستورالعملي که اخيراً رئيس‌جمهور محترم به آقاي علوي وزير اطلاعات دادند، گوياي رويکرد دولت يازدهم در اين مورد است. ايشان دستور دادند که کارگروهي از وزراي مختلف از جمله وزارت خارجه تشکيل شود تا نحوه آمدن ايراني‌هايی که طي سال‌هاي اخير از ايران خارج شده‌اند را بررسي کند. مخصوصاً آنهايي که شاکي خصوصي ندارند؛ پرونده‌شان را مورد بررسي قرار دهد.»
در اين اظهارات، بدون آنکه مرزبندي مشخصي بين شهروندان عادي و فتنه‌گراني که در چهار سال گذشته همه هم و غم خود را براي هجمه به جمهوري اسلامي و آرمان‌هاي ملت گذارده‌اند، کرده باشند، از زمينه‌سازي و مساعد بودن اوضاع براي بازگشت خارج‌نشينان سخن گفته است! بايد از ايشان پرسيد که آيا تنها کساني که شاکي خصوصي دارند بايد پاسخگو باشند و آناني که مقدسات و ارزش‌هاي يک ملت را به سخره گرفته‌اند، بي‌گناه بوده و نيازي به رسيدگي به جرائم‌شان نيست؟! کدام منطق و استدلال مي‌پذيرد کساني که در طول اين سال‌ها، گردانندگان شبکه‌هاي ماهواره‌اي ضدانقلاب بوده و اذهان عمومي را عليه مسئولان نظام اسلامی و ملت ايران مخدوش کرده‌اند، بتوانند آزادانه در کشور جولان دهند؟! و يا قلم به‌دستان مزدوري که با حمايت دستگاه‌هاي امنيتي غرب به سياهه‌نويسي عليه جمهوري اسلامي مشغول بوده‌اند، به همين سادگي به کشور برگردند؟!
چنين اظهارات غيرکارشناسانه بدون شک با واکنش ملت خداجوي و حماسه‌سازان 9 دي روبه‌رو خواهد شد، از این‌رو به‌نظر مي‌رسد در بيان چنين سخناني بايد دقت نظر بيشتري داشت تا موجب تشويش اذهان عمومي نشود و هم اینکه زمينه را براي بهره‌برداري فرصت‌طلبان و ضدانقلاب فراهم نياورد و خداي نکرده اينگونه القا نشود که با آغاز دولت جديد، فضا براي جولان فتنه‌گران فراهم آمده است!


نكته و نظر

ایراد نحوی به شعر نظامی!
نکته: می‌گویند نظامی، شاعر معروف ایرانی در محفلی که امیر سلجوقی و بسیاری از بزرگان مملکتی حضور داشتند، قصیده‌ای غرا در مدح قزل‌ارسلان سلجوقی سرود و خواند و چون به این بیت رسید که: به دریا چون زند تیغ بلارک* به ماهی گاو گوید کیف حالک
ظاهراً عالمی نحوی هم در آن مجلس حضور داشت که بلافاصله به این بیت نظامی ایراد قواعد دستوری گرفت و گفت: حالک باید با کسره باشد نه با فتحه. نظامی پاسخ داد: استاد بزرگ! معذور دارید که گاو نحو نمی‌فهمد! که همین حاضرجوابی و طعنه نظامی، سبب خنده حضار مجلس شد.
نظر:گاه خوب است که انسان به هنگام سخن گفتن، به جای نشان دادن علم و دانش خود به دیگران و فخرفروشی، تمام جوانب امر را در نظر بگیرد و با موقع‌شناسی و دقت بیشتر سخن گوید تا مبادا مانند آن عالم نحوی که مورد تمسخر نظامی و خنده حضار واقع شد، برخوردی پایین‌تر از شأنش با او صورت نگیرد و مایه مسخره دیگران نشود. گاهی سکوت مفیدتر از برخی اظهارنظرهای به‌ظاهر عالمانه است.
* بلارک نوعی فولاد است که از آن شمشیر می‌سازند.


 

صفحه 3  سياسيي

 

 

اخبار

دولت پولدارها را از دریافت یارانه حذف نکرد!
پس از تعیین ضرب‌الاجل سه‌ماهه مجلس به دولت برای بررسی و شناسایی اقشار پر درآمد و حذف آنها از فهرست یارانه‌بگیران، بحث خوشه‌بندی دهک‌های جامعه بار دیگر در صدر اخبار قرار گرفت و به‌دنبال آن، گمانه‌زنی‌های بسیاری نیز درباره‌ چگونگی اجرایی شدن آن مطرح شد.
بسیاری از کارشناسان با توجه به محدود بودن بانک‌های اطلاعاتی در اختیار دولت، ارزیابی دقیق از وضعیت درآمدی اقشار مختلف مردم را غیر قابل بررسی می‌دانستند و یا حداقل سه ماه زمان را برای این طرح بسیار بزرگ، ناکافی تلقی می‌کردند. در این بین، کسانی هم بودند که شناسایی پردرآمدها را نه‌تنها زمان‌بر نمی‌دانستند که برای تکمیل شدن تمام تحقیقات، دو هفته زمان در نظر می‌گرفتند. دلیل استدلال‌شان نیز بانک‌های اطلاعاتی گسترده دولت بود که به گفته آنها از حساب‌های بانکی گرفته تا دفاتر ثبت اسناد، اطلاعات مالیاتی، فیش‌های حقوقی و سفرهای خارجی را شامل می‌شد و به اعتقاد آنها، دولت با دریافت اطلاعات لازم از این بانک‌های اطلاعاتی، دیگر هیچ مشکلی با تشخیص دهک‌های مختلف جامعه نداشت، اما با وجود تمام این گمانه‌زنی‌ها در نهایت و علی‌رغم تمام فشارها و کمبود بودجه‌ شدید دولت، مجلس بحث تغییر در روند اجرای هدفمندی یارانه‌ها را به سال بعد موکول کرد تا به این ترتیب، پولدارها و بی‌پول‌ها به مانند سه سال گذشته به‌طور مساوی یارانه بگیرند و دولت مجبور شود خرج چند ماه آینده را به همان ترتیب قبل و به قول یکی از نمایندگان با کلاه‌گردانی تأمین کند. از سوی دیگر، رئیس‌جمهور نیز به‌نوعی آب پاکی را بر روی دست طرفداران طرح نخست ریخت و چند روز پیش، در دیدار با برخی نمایندگان مجلس رسماً اعلام کرد: «نمی‌خواهم بابت این موضوع به کار مجلس ایراد وارد کنم، اما این اتفاق نشان داد که ساماندهی اقتصاد بسیار سخت است. راه‌های متعددی برای حذف سه دهک پردرآمد از فهرست گیرندگان یارانه‌ها وجود دارد، اما بنده با پیشنهادهای متعددی که به نوعی ورود به زندگی خصوصی مردم بود، به‌شدت مخالفت کردم چراکه معتقدم اعتماد مردم به نظام بانکی و دولت، باارزش‌تر و مهم‌تر از کاهش هزینه‌های دولت به هر روشی است.»





هافینگتن‌پست: سعودی‌ها با قدرت رشوه زنده‌اند!

شبکه خبری «هافینگتن‌پست» با اشاره به قدرت کاغذی حکام عربستان، از آنها به عنوان حاکمانی نام برد که با رشوه دلار توانسته‌اند حکومت کنند.
هافینگتن‌پست نوشت: حکام عربستان سعودی از پول خود حداكثر استفاده را می‌كنند و ترجیح می‌دهند به هواداران‌شان رشوه بدهند. آنها به طور كلی نازل‌ترین وجهه را برای خود اتخاذ كرده‌اند. ناظران همیشه در مورد اینكه این رفتارها نشان ضعف این پادشاهی است یا شیوه رفتاری آن است، بحث داشته‌اند. بیشتر به نظر می‌رسد كه این کشور چاره‌ای جز این رفتار ندارد. سعودی‌ها نگران، عصبی و بیشتر از همه ترسیده‌اند. آنها از ایران و نفوذ رو به افزایش این كشور می‌ترسند. از نفوذ آن در عراق، حزب‌الله لبنان و سوریه می‌ترسند. سوریه كشوری كه عربستان میلیاردها دلار نفتی را رشوه می‌داد تا حمایت و همكاری آن را بخرد، حالا كاملاً تحت كنترل ایران درآمده است.
می‌توانیم نارضایتی عربستان از سیاست‌های اوباما در خاورمیانه را درك كنیم. اول اینکه آنها احساس كردند كه به حسنی‌مبارك خیانت شده است. او متحد دیرین عربستان در تلاش برای ایجاد ثبات در منطقه و متحدی علیه ایران بود. حمایت دولت اوباما از مرسی و اخوان‌المسلمین نمك بر روی این زخم پاشید و بعد هم مسئله سوریه پیش آمد و اینکه حمله به بشار اسد حمله نشود؛ حمله‌ای كه سعودی‌ها علناً از آن حمایت كرده بودند و در آخر هم، مذاكرات هسته‌ای ایران. آنها نگران دو چیز هستند؛ یكی اینكه ایران پیروز بیرون بیاید و برنامه هسته‌ای این كشور متوقف نشود و به این ترتیب، اعتبار و نفوذش افزایش یابد. این برای عربستان یک كابوس است؛ موضوع دیگر این است كه اگر خطر هسته‌ای ایران كاهش یابد و آمریكا تصمیم بگیرد حضور و دخالت كمتری در خاورمیانه داشته باشد... اینجاست كه سعودی‌ها آسیب‌پذیری خود را نشان می‌دهند. در واقع این ناوگان دریایی پنجم آمریكاست كه مدافع اصلی این پادشاهی است، نه دلارهایش و نه اعتبارش در جهان اسلام. به این ترتیب، ضعف ساختاری و ریشه‌ای سعودی‌ها بر ملا می‌شود. سعودی‌ها به این فكر افتادند تا علناً نارضایتی خود از آمریكا را ابراز كنند. بیانیه‌های خشمگین صادر كردند و كرسی شورای امنیت را نپذیرفتند.



ابراز نگرانی مجلس از رواج پدیده ازدواج اینترنتی

مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی اعلام کرد دو درصد از ازدواج‌ها در ایران، اینترنتی است. هرچند که سایت‌های همسریابی این روزها متداول شده‌اند.
در بخشی از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس که ۸ آبان ۹۲ منتشر شده، چنین آمده است: «این شیوه همسریابی اگرچه می‌تواند به امکانی برای تسهیل ازدواج بدل شود، اما آسیب‌هایی از قبیل عدم آموزش، نظارت ضعیف، ناپایداری ارتباط در محیط مجازی و خلأ مشورت لازم، تهدیداتی را از طرف اینترنت برای ازدواج به‌وجود آورده است.» این گزارش می‌افزاید: عمده سایت‌های همسریابی، فقط مکان‌هایی برای دوست‌یابی و در برخی موارد، متاسفانه روابط نامشروع هستند. ضمن اینکه فقط از خرید و فروش اطلاعات افراد به یکدیگر گاه درآمدهای میلیاردی دارند. در بخشی از این گزارش در این‌باره چنین آمده است: «در برخی موارد بررسی شده که به حکم قضایی پرینت حساب‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت، رقم‌های خیلی سنگین و با تراکنش مالی زیاد و حتی میلیاردی جابه‌جا می‌شد. مثلاً تراکنش مالی در یکی از سایت‌ها روزانه حدود ۱۲ میلیون تومان بود.» مصرف اینترنت در جامعه جوان ایرانی به‌طور ویژه‌ای به سوی دوست‌یابی و روابط دو جنس مخالف میل کرده است و البته سایت‌های دوست‌یابی در ردیف سایت‌های پرمراجعه قرار دارد. مؤمنی‌نسب، یک کارشناس جرائم رایانه‌ای، به استناد مستندات بانکی، درآمد گردانندگان یک سایت دوست‌یابی را از محل خرید و فروش اطلاعات اشخاص، روزانه بالغ بر ۱۲ میلیون تومان اعلام می‌کند.
هریک از گردانندگان سایت‌های همسریابی، برای گسترش دامنه جذب کاربر، ده‌ها سایت را به‌طور همزمان راه‌اندازی و مدیریت می‌کنند. البته نکته جالب توجه اینکه هدف اغلب گردانندگان سایت‌های همسریابی در جامعه ایرانی صرفاً پوششی برای دوست‌یابی و حتی روابط نامشروع در فضای مجازی است. چنانکه براساس آمارها، فقط دو درصد ازدواج‌ها اینترنتی هستند. اساس هدف تشکیل سایت‌های همسریابی، ازدواج و همسریابی نیست و در حقیقت دوست‌یابی به معنای عام آن مورد نظر این سایت‌ها قرار دارد.









برندگان قرعه‌کشی حساب‌های قرض‌الحسنه بانک انصار مشخص شدند

با برگزاری چهارمین مرحله قرعه‌کشی حساب‌های قرض‌الحسنه بانک انصار با حضور نمایندگان بانک مرکزی جمهوری اسلامی، دادستانی تهران، مدیرعامل، قائم مقام، معاونان و مدیران کل و جمعی از کارشناسان و کارکنان این بانک، برندگان میلیاردها تومان کمک‌هزینه مسکن، کمک‌هزینه سفر حج و جوایز نقدی دیگر مشخص شدند.
به گزارش اداره کل بازاریابی و تبلیغات بانک انصار، در این مراسم حجت‌الاسلام رضازاده، مسئول دفتر بررسی‌های فقهی این بانک طی سخنانی ضمن بزرگداشت 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، سازوکار دریافت کارمزد از سپرده‌گذاران را در بانک‌ها مطابق با فتاوای امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری دانست و این امر را فاقد اشکال شرعی اعلام کرد.
در ادامه دکتر ابراهیمی، مدیرعامل بانک انصار طی سخنانی، با اشاره به آیات و روایات مربوط به قرض‌الحسنه، این امر خیر را براساس نص صریح قرآن کریم قرض به خدا دانست که پاداش و ثوابش غیرقابل محاسبه است.
وی در ادامه قرض‌الحسنه انصار را دارای ویژگی‌ای استثنایی دانست و گفت: این صندوق قرض‌الحسنه انصار با پول شخصی امام راحل(ره) برپاشده و برکاتش مضاعف است. مدیرعامل بانک انصار قرض‌الحسنه در بانک انصار را بخشی از فرهنگ سازمانی آن دانست و اظهار امیدواری کرد که این امر باقوت هرچه بیشتر تداوم یابد.
پس از سخنان دکتر ابراهیمی مراسم قرعه‌کشی برگزار شد و با مشخص شدن شماره‌های برندگان، 127میلیارد ریال جایزه به بیش از 340 هزار نفر از صاحبان حساب‌های قرض‌الحسنه بانک انصار تعلق گرفت تا علاوه بر پاداش معنوی از مزایای قابل توجه مادی قرض‌الحسنه نیز برخوردار شوند.
یادآوری می‌شود که اسامی کامل برندگان جوایز مرحله چهارم قرض‌الحسنه بانک انصار شامل 104 برنده 500میلیون ریالی، 204 برنده 20 میلیون ریالی، 304 برنده 10میلیون ریالی و 341 هزار برنده 200هزار ریالی است که از طریق رایانه و شناسایی خودکار و بدون دخالت دست صورت گرفت که پس از انجام نظارت‌ها و تشریفات قانونی مربوطه به زودی از طریق شعب سراسرکشور و پایگاه اینترنتی بانک انصار اعلام می‌شود.


خط خبر

این آمار از کجا آمد؟!
 يك‌ماه پس از اظهارات جنجالي وزراي اقتصاد و مسكن درباره تورم ناشي از اجراي طرح مسكن مهر حالا رئيس‌جمهور روحاني اين بار با صراحت بيشتر طرح مسكن مهر را نقادي كرده و ۴۰ درصد تورم كنوني در كشور را ناشي از اجراي طرح مسكن مهر اعلام كرده است. حال سوال اين است عدد ۴۰ یا ۵۰ درصد از كجا آمده و چه كسي و كدام نهاد چنين آماري را استخراج كرده است كه رئيس‌جمهور نيز آن را به عنوان يك آمار و سند رسمي بيان می‌کند. «عادل آذر» رئيس كنوني مركز آمار ايران در پاسخ به اين پرسش كه تورم ناشی از مسکن مهر که توسط مسئولان دولت مطرح می‌شود چقدر است؟ برخي مي‌گويند تورم مسكن مهر ۴۰ درصد است؟! اين چنين پاسخ مي‌دهد: «در این مورد چنین محاسبه‌ای انجام نشده است. محمد خوش‌چهره، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هم گفت: به نظر من طرح مسكن مهر ايرادات گسترده‌اي دارد؛ اما توليدكننده تورم نيست. من معتقد نيستم اين طرح ریشه اصلی تورم است، بلکه تورم دلايل مختلفي دارد كه كارشناسان مربوطه آن را به درستي مي‌دانند. در هرحال بنده تورم ۴۰ یا ۵۰ درصدي ناشي از مسكن مهررا منطقي و درست نمي‌دانم.

پروژه عبور و مرور اصلاح‌طلبان با دولت

«حمیدرضا ترقی»، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه گفت: به نظر می‌رسد کارگزاران و اصلاح‌طلبان تندرو دچار یک اختلافی هستند که در پی این اختلاف، اصلاح‌طلبان درصددند از اعتدال و همچنین روحانی به نوعی عبور کنند تا در انتخابات آینده، اصلاح‌طلبان را در جای اعتدال قرار دهند. وی تصریح کرد: اصلاح‌طلبان سعی دارند تا چهره‌هایی همچون ناطق‌نوری را در سر لیست خود برای ریاست مجلس دهم قرار دهند تا بتوانند این جایگاه و موقعیت خود را بدین صورت حفظ کنند. این عضو حزب مؤتلفه اسلامی اظهار داشت: ناطق‌نوری متوجه سوءاستفاده اصلاح‌طلبان شده و به همین دلیل اعلام کرده که محوریت آنها برای انتخابات را نمی‌پذیرد.

شهریه‌های دانشگاه آزاد کم است!

محسن هاشمی، معاون عمرانی دانشگاه آزاد گفت: افزایش نرخ تورم و عدم افزایش متناسب شهریه‌های دانشگاه آزاد در سال‌های گذشته موجب تشدید مشکلات مالی این دانشگاه شده است. وی افزود: در سال‌های اخیر به دلایل مختلف از جمله کاهش تعداد دانشجو و نیز افزایش مراکز آموزش عالی در سطح کشور، مشکلاتی در روند تکمیل پروژه‌های عمرانی در حال اجرای دانشگاه‌های آزاد اسلامی ایجاد شده است.

وزير علوم در آستانه استيضاح

۱۵۰ نفر از نمایندگان مجلس در نامه‌ای به رئیس‌جمهور از او درخواست کردند در برخی انتصابات وزارت علوم مداخله کند و خواستار تجدیدنظر در بعضی از این انتصابات شود. در همین حال 82 نماينده مجلس به «فرجی دانا» برای انتصاب «ميلي‌‌منفرد» و «جعفر توفيقي» در وزارت علوم تذکر کتبی دادند. تذكر كتبي 82 نماينده به رضا فرجي‌دانا كافي بود تا او را به‌عنوان اولين وزير كابينه حسن روحاني در تيررس استيضاح قرار دهد. فرجي‌دانا به‌تازگی دست به انتصاباتي زده كه ظاهراً برايش گران تمام خواهد شد. او ميلي‌‌منفرد را معاون و توفيقي را مشاور خود قرار داد تا به اين ترتيب، مجلس واكنش اعتراضي فوري نشان دهد.

دغدغه فرهنگی وزیر ارشاد ضد فرهنگی است!

«جنتی» به عنوان وزیر ارشاد دولت یازدهم تلاش دارد از شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک رفع فیلتر کند و به نوعی آزادی بیشتری را برای این شبکه‌های اجتماعی که طبق آمارها نقش مستقیمی در فروپاشی بنیان خانواده‌ها در ایران بازی می‌کنند را فراهم آورد. تأثیرات سوء چت روم‌ها در کشورهای اروپایی و آمریکایی سبب شد شرکت یاهو که بزرگ‌ترین سامانه چت روم دنیا را داشت این امکان را از بین خدمات خود حذف کند، اما در ایران هر روزه چندین چت روم جدید به فضای اینترنت اضافه می‌شود.

خزانه خالی است اما همایش‌های میلیاردی به‌راه است!

در حالی که رئیس‌جمهور اظهار داشته که دولت را با خزانه خالی دریافت کرده و سایر دولتمردان از میراث بدهی ده‌ها هزار میلیاردی دولت دهم سخن می‌گویند، هزینه کردن میلیاردها تومان برای برگزاری همایش‌های مکرر از سوی دستگاه‌های دولتی، قدری عجیب به نظر می‌رسد. برگزاری همایش صندوق توسعه ملی در جزیره کیش و با حضور چند تن از اعضای دولت، مطمئناً هزینه‌ای صدها میلیونی به بیت‌المال تحمیل کرده است؛ در حالی که می‌شد این همایش را با هزینه کمتری در تهران برگزار کرد. هزینه این همایش‌ها در حالی به دستگاه‌های دولتی تحمیل شده که دولت یازدهم از تحویل خزانه خالی از سوی دولت دهم خبر می‌دهد. نکته جالب آنکه دولت یازدهم در مصوبه‌ای در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۲، سقف هزینه‌های پرداختی دستگاه‌های دولتی برای برگزاری سمینارها و کنگره‌های بین‌المللی را شش برابر افزایش داد و از ۲۵ میلیون تومان به ۱۵۰ میلیون تومان رساند.

شاید دروازه فوتبال و سیاست یکی شود

رئیس‌جمهور در دیدار «سپ‌بلاتر» رئیس فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) گفت: فوتبال می‌تواند روابط و فرهنگ ملت‌ها و کشورهای مختلف را به هم نزدیک‌تر کند. دکتر حسن روحانی ابراز امیدواری کرد: دروازه فوتبال تنها هدفی برای گل زدن نباشد، بلکه دروازه‌ای برای دستیابی به صلح و دوستی برای همه ملت‌ها باشد. وی افزود: امروز فوتبال دیگر صرفاًً یک ورزش نیست، بلکه ستاره‌های درخشان فوتبال، همان سفیران صلح کشورها هستند که در نقاط مختلف دنیا در میادین مسابقه حضور دارند.

وقتی که مستعفیان و متحصنان پست می‌گیرند

انتصاب برخی نمایندگان مستعفی مجلس ششم و مدیران دولتی حامی آنان در کابینه اعتدال علامت سؤال بزرگی را در مقابل شعار اعتدال‌گرایی دولت قرار داده است. امید است دولت یازدهم که روش خود را اعتدال معرفی کرده پاسخ روشنی برای این پرسش داشته باشد که افراد مسئله‌دار که سابقه تهدید به استعفای دسته‌جمعی و تحرکات غیر اعتدالی را در کارنامه خود دارند، چگونه می‌توانند اهداف دولتی را که مدعی پیگیری خط اعتدال است، پیگیری کنند؟

-کمیته فیفا در ایران به دنبال چه بود؟!

عضو کمیته اجرایی فیفا و نایب‌رئیس بانوان کنفدراسیون فوتبال آسیا یکی از دغدغه‌هایش را حل مشکل بانوان ایرانی و حضور آنها در ورزشگاه‌ها دانست و ابراز امیدواری کرد به‌زودی این مشکلات برطرف شود. وی در حالی چنین اظهار نظری کرده است که «سپ بلاتر» نیز در گفت‌وگوهایی که به دنبال سفرش به ایران داشت تأکید کرد، مسئولان ایرانی باید زمینه حضور بانوان در ورزشگاه‌ها را فراهم کنند.

خرید پورشه و مازراتی با پول قاچاق سوخت

معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ریاست‌جمهوری در تشریح سودهای بادآورده قاچاق سوخت منجر به خرید خودروهای چند صد میلیونی و میلیاردی، گفت: ترافیک قاچاق سوخت در شرق کشور مشابه ترافیک بزرگراه همت یا تهران کرج است و جسارت قاچاقچیان به حدی رسیده که با دوشکا می‌آیند. «حمید قناعتی» در نشست کمیسیون مبارزه با قاچاق کالا و ارز جنوب استان کرمان در جیرفت که به تازگی برگزار شد، گفت: تصاویر دوربین‌های زوم‌شده نشان می‌دهد که ۲۰ تا ۳۰ خودرو در کنار هم و با طول بی‌نهایت سرمایه ملی را می‌برند. وی افزود: قاچاقچیان در زمان حاضر با انتقال سوخت به دو کیلومتر آن طرف‌تر با ۳۰ برابر قیمت می‌فروشند و همین افراد پورشه و مازراتی سوار می‌شوند، اما مردم هفت شهرستان جنوبی کرمان در کمترین رفاه و در میان گرد و خاک و نبود امکانات رفاهی زندگی می‌کنند و می‌بینند که دیگران با قاچاق کالا منفعت می‌برند.

موکلان اجنه در تهران پرسه می‌زنند

درحالی که کشور ما در زمینه تحصیلات و آموزش، پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای داشته است، اما با این حال طلسم‌گرایی و دعا‌نویسی نیز یکی از مشاغل پردرآمد در شهری مثل تهران شده است. در یکی از آگهی‌های طلسم‌زدایی آمده است که: انجام تمامی امور دعانویسی! همچنین تضمین داده که با یک تماس مشکل حل خواهد شد و خود را با نام «سید آذری» معرفی کرده است! خانمی ‌بعد از اولین بوق گوشی را بر می‌دارد و می‌گوید هر آنچه در آگهی آمده 90 تا 95 درصد قابل انجام است و حاج آقا از ساعت 4 به بعد این کار را انجام می‌دهند. توضیح می‌دهد: «حاج آقا چهار موکل (جن) دارد. اگر طلسم محبت بخواهید موکل‌های ایشان گوشتی را می‌خورند که انگار گوشت تن شخص مورد نظر شماست. بعد سراغ او می‌روند، روی ذهنش کار می‌کنند، او را بی‌قرار می‌کنند. او هم فکر می‌کند بی‌قرار شماست، مطیع کامل شما خواهد شد و جز شما هیچ کس را نمی‌بیند!» می‌گوید دعای خالی کاغذی 50 هزار تومان است و 30 تا 35 روز تأثیر دارد. دعای محبت کاغذی 100 هزار تومانی است و ظرف 30 روز باطل می‌شود و باید یکی دیگر بگیرید. اما جادوی محبت دائمی‌است، کافی است 400 هزار تومان بپردازید و یک لوح برنجی را همیشه به گردن بیندازید تا کسی را که می‌خواهید دست و پا بسته در اختیار داشته باشید!


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

عارف به جای ناطق!
حسین عبداللهی فر

در شمارۀ پیشین تحت عنوان «خیز بلند اصلاح‌طلبان برای فتح مجلس دهم» واکنش‌های مطبوعاتی به پیشنهاد کارگزاران به ناطق‌نوری جهت پذیرش سر لیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان را مورد اشاره قرار دادیم که با پاسخ منفی ناطق نوری مواجه شد. در این شماره به استقبال روزنامه‌های اصلاحاتی از این پاسخ اشاره داریم که به دلیل هموارتر شدن مسیر سر لیستی عارف صورت گرفته و از سوی دیگر از کناره‌گیری وی از سیاست ناخشنود گردیده‌اند، تنها به این جهت که شاید می‌‌‌توانست وزنه اصولگرایان معتدل را سنگین‌تر سازد.
نگاهی به صفحه نخست روزنامه‌های یک‌شنبه (12 آبان) گواه این خوشایندی و ناخوشایندی همزمان اصلاح‌طلبان از این خبر است.
«شرق» در همین زمینه روی تصویر کوچکی از ناطق نوشت: «عمر سیاسی من تمام شده است.» به نوشتۀ این روزنامه علی‌اکبر ناطق نوری در مراسمی تحت عنوان «قدرشناسی از ناطق نوری» که در دانشگاه آزاد مینودشت برگزار شده بود، ضمن تأکید بر اینکه به عنوان سردستۀ اصلاح‌طلبان به میدان نخواهم آمد، اعلام داشته؛ عمر سیاسی من تمام شده است.
«مردم‌سالاری» همین جمله «سردستۀ اصلاح‌طلبان نخواهم شد» را به عنوان تیتر اول خود برگزید و نوشت: «با اینکه کرباسچی اذعان کرده بود که اصلاح‌طلبان با محوریت ناطق برای انتخابات مجلس فعالیت خواهند کرد اما سخنان ناطق‌نوری حکایت از آن دارد که وی تحت هیچ چتری حاضر به فعالیت سیاسی نیست.»
«آرمان» هم تیتر «عمر سیاسی من تمام شده است» را زیر پرسش «شیخ رئیس‌جمهورساز، این روزها چه می‌کند؟» قرار داد و در پاسخ آن نوشت: «اما شیخ نور که این روزها از حاشیۀ میدان سیاسی ناظر بر رویدادها و اتفاقات روی داده در این عرصه است، از چند روز قبل با صحبت‌ها و زمزمه‌هایی روبه‌رو شد مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان قصد دارند وی را به عنوان سرلیست در انتخابات مجلس دهم برگزینند. ناطق‌نوری با اشاره به بحث‌های به وجود آمده درخصوص حضور وی در انتخابات مجلس آینده گفت؛ به عنوان سردستۀ اصلاح‌طلبان به میدان نخواهم آمد.»
این روزنامه در همین حال به تلاش محمدرضا عارف جهت تشکیل حزب در صفحه نخست خود اشاره کرد و از قول وی به عنوان سرلیست احتمالی اصلاح‌طلبان نوشت: «اصلاح‌طلبان باید به صورت جدی در انتخابات مجلس حضور فعالی داشته باشند.»
«اعتماد» هم که از هفتۀ گذشته عارف را بر ناطق برای سرلیست انتخاباتی اصلاح‌طلبان ترجیح داده بود، در تیتر اول خود از «بازنشستگی سیاسی ناطق‌نوری» استقبال کرد و در قیاس وی با امثال مصدق و بقایی نوشت: «کم بوده‌اند سیاستمدارانی که خود به این نکته برسند که عمر سیاسی‌شان به پایان رسیده است و زیاد بودند رقبایی که با این بهانه افراد را از گردونه سیاست خارج کردند. صحبت از دکتر محمدمصدق و یا مظفر بقایی نیست که خود اعلام کرده بودند بازنشسته سیاسی شده‌اند. این بار صحبت از علی‌اکبر ناطق‌نوری است که از انتخابات 76 به بعد دیگر آن چنان دل‌خوشی از دنیای سیاسی ندارد و دیروز اعلام کرد که عمر سیاسی‌اش به پایان رسیده و کمی آن طرف‌تر افراطی‌های اصولگرا اعلام کردند که عمر سیدمحمد خاتمی هم به پایان رسیده است.»
اما در نگاهی متفاوت«آفتاب یزد»، بر «لزوم نقش‌آفرینی شیخ نور در عصر اعتدال» در تیتر اول خود تأکید کرد و نوشت: «ناظران معتقدند که فعالان سیاسی باسابقه‌ای چون ناطق‌نوری دوران بازنشستگی ندارند. به عقیده این ناظران چنین شخصیت‌‌هایی با توجه به تجاربی که طی سالیان دراز در موقعیت‌های مختلف و متعدد اندوخته‌اند می‌توانند مرجع‌های فکری ذی‌قیمتی باشند. در واقع به نظر می‌‌‌رسد ناطق‌نوری در عصر اعتدال می‌‌‌تواند بازیگر مهم عرصه سیاست باشد و نماینده و رهبر طیف معتدل و معقول جریان راست باشد.»
این روزنامه در بیان دلایل مخالفت خود با بازنشستگی سیاسی ناطق، در سرمقاله‌ای با عنوان «عمر سیاسی ناطق تمام نشده است» آورده است: «افراد پخته‌ای مثل آقایان ناطق‌نوری، هاشمی، خاتمی و ... باید نقش ایفا کنند تا هزینۀ فعالیت‌های سیاسی کاهش یابد.»
«ابتکار» هم اظهارات ناطق را با تصویر بزرگی از وی برجسته کرد؛ اما با یک روز تأخیر و در نگاهی وارونه این جمله ناطق که گفته بود «راست سنتی نیست» را مستمسک تحلیلی علیه جناح رقیب خود ساخت و بدون اشاره به اینکه چه کسانی برای حذف رقبایی امثال ناطق‌نوری را با عناوین «راست»، «راست سنتی»، و به‌تازگی «تندرو و افراطی» بد نام کرده‌اند، نوشت: «ناطق‌نوری آب پاکی را بر روی دست دوستانش در جناح راست ریخت و به صورت علنی و شفاف حرفی را که به نظر می‌رسید چندین سال در دلش مانده بود، به زبان آورد.»
و این در حالی بود که روزنامه «تهران امروز» علت عدم پذیرش سرلیستی اصلاح‌طلبان از سوی ناطق‌نوری را بی‌اعتمادی وی به این جریان توصیف کرد و در پاسخ این پرسش که «چرا شیخ اصولگرا به اصلاح‌طلبان بی‌اعتماد است؟» نوشت: «هر قدر از انتخابات گذشته می‌‌‌گذرد، شکاف بین اصلاح‌طلبان بیشتر خود را نمایان می‌‌‌کند، تاحدی که ناظران معتقدند اصلاح‌طلبان این روزها در فقدان استراتژی به سر می‌‌‌برند. این اوضاع باعث شده برخی مانند کرباسچی استراتژی یارگیری از اصولگرایان را مطرح کرده و برخی دیگر چهره‌های میانه‌روی اصلاح‌طلب همچون عارف را «ناب» خطاب کنند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

اصولي که آشکارتر شد
صحنه جهاني اين روزها با رخدادي مهم به نام افشای جاسوسي آمريکا از ملت‌ها و حتي سران کشورها مواجه است. بر اساس گزارش‌هاي منتشر شده، آمريکا از سراسر جهان اقدام به جاسوسي کرده، به‌گونه‌اي که گستره این جاسوسی تا اجلاس‌هاي بين‌المللي سازمان ملل و سران کشورهاي اروپايي نيز شامل می‌شود! در کنار ابعاد اين رسوايي دو نکته مهم مشاهده مي‌شود.
نخست آنکه، آمريکا از طريق سفارتخانه‌هاي خود در کشورهاي مختلف به جاسوسي عليه شهروندان و سران کشورها اقدام کرده است و دوم آنکه، جاسوسي آمريکا صرفاً معطوف به کشورها و آناني که دشمن آمريکا ناميده مي‌شود، نمي‌گردد، بلکه آمريکا از متحدان خود در اروپا نيز اقدام به جاسوسي کرده است.
منابع خبري اعلام کرده‌اند که حتي مکالمات «مرکل» صدراعظم آلمان نيز توسط آمريکا شنود شده است. اين رسوايي موجب شده تا نه‌تنها ملت‌ها، بلکه سران اروپا نيز اذعان کنند که آمريکا کشوري غيرقابل اعتماد است که هرگز به تعهدات خود پايبند نیست و براي رسيدن به منافع خود حاضر به قرباني کردن تمام جهان است.
اين حقايق در عصر حاضر در حالي افشا شده است که بررسي تاريخ انقلاب اسلامي نشانگر حرکت پيش‌دستانه ملت ايران در برابر این اقدامات سلطه‌گرايانه آمريکا است. ملت ايران از همان روزهاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي بر اصل غيرقابل اعتماد بودن آمريکا تأکيد کرد، چنانکه دوری از آمريکا از مطالبات اصلي ملت ايران بود.
در همان مقاطع زماني، ملت ايران در حرکتی هوشمندانه اقدام به تسخير لانه جاسوسي آمریکا کردند؛ حادثه‌اي بزرگ که بسياري آثار آن را ‌آغاز شکست برتری‌طلبی آمريکايي در جهان مي‌دانند، چراکه تا آن زمان بسياري براي سفارتخانه آمريکا قداست و جايگاه تقدسی قائل بودند و حتي نزديک به سفارتخانه‌هاي آمريکا قدم هم نمي‌زدند، در حالي که ملت ايران با تسخير لانه جاسوسي آمريکا، اين هيمنه را شکست و تحقيري بزرگ را به آمريکا تحميل کرد. جهانیان اذعان کرده‌اند که ملت ایران، اصل شکست‌ناپذیری آمریکا را با ابهام مواجه کرد که به مرور زمینه‌ساز حرکت جهانی برای مقابله با آمریکا و امپریالیسم جهانی شد.
ملت بزرگ ايران و نظام جمهوری اسلامي از آغاز پيروزي انقلاب تاکنون همواره تأیيد کرده‌اند که آمريکا دولت غير قابل اعتمادی است و نبايد به لبخندهاي فریبنده آن دل خوش کرد. در همين حال ايران همواره با بازگشايي سفارتخانه آمريکا مخالفت کرده و تأکيد داشته که اين سفارتخانه جز جاسوسي و پيگيري اهداف خصمانه آمريکا کارکردي نخواهد داشت. در مقطع کنوني، رسوايي جاسوسي آمريکا از جهانيان، آن هم از طريق سفارتخانه‌هایش، عملاً حقانيت مواضع ملت ايران مبني بر بي‌اعتمادي به آمريکا و اشغال آن روز لانه جاسوسی‌اش را آشکار مي‌سازد.
جاسوسي آمريکا از جهانيان بار ديگر اثبات کرد، آمريکا در پي مصالحه و روابط برابر با کشورها نیست، بلکه صرفاً نگاهي سلطه‌طلبانه به دیگران دارد و در اين راه از هيچ اقدامي فروگذار نمي‌باشد. آمريکا حتي از متحدان خود نیز اقدام به جاسوسي کرده که نشان از منفعت‌طلبی آن دارد. اين مسئله از يک سو حکايت از آن دارد که رويکرد ملت ايران به تقابل با آمريکا اقدامي صحيح و منطقي بوده است و از سوي ديگر، آمريکا بار ديگر نشان داد که عاري از هرگونه صداقتي است، از این‌رو، دل بستن به وعده‌ها و ادعاهاي به ظاهر دوستانه اين کشور در روند مذاکرات هسته‌اي، امري نادرست و غير اصولي است.
تحولات اخير در باب رسوايي جاسوسي آمريکا نشان داد که آمريکا آن ناجي ادعايي بشريت نیست و بر هيچ اصولي هم پايبندي ندارد. بلکه خود از اصلي‌ترين ناقضان حقوق انسان‌ها است که براي منافع خود، ميلياردها انسان را ناديده مي‌گيرد اصلی که جهان امروز به آن رسیده است در حالی که ملت ایران 34 سال پیش با بصیرت و آگاهی آن را دریافتند و به مقابله با شیطان بزرگ پرداختند. 


پرونده

تحولات غیرمنتظره در روند مذاکرات هسته‌ای!
در دومین روز مذاکرات هسته‌ای ژنو روند وقایع پیشرفت چشمگیر و غیرمنتظره‌ای را نشان داد. مواضع مقامات حاضر در مذاکرات و همچنین خبرنگاران و تحلیلگران از یک‌سو و برنامه حضور مقامات ارشد غربی در ژنو از سوی دیگر، این گمانه را به‌طور جدی مطرح کرد که «توافق بزرگ» هسته‌ای ایران و غرب در حال شکل‌گیری است. در همین راستا، هرچند بنا بود که این دور از مذاکرات نیز همچون دور پیشین در سطح معاونان وزرای خارجه برگزار شود و احتمالاًً محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، زودتر از دیگر اعضا به ایران بازگردد، مقامات وزارت خارجه آمریکا در خبری غیرمنتظره اعلام کردند که جان کری، وزیر خارجه این کشور، ضمن نیمه‌کاره گذاشتن سفر خاورمیانه‌ای خود، در حال عزیمت به سمت ژنو است تا گفت‌وگوی سه‌جانبه‌ای با ظریف و اشتون داشته باشد. همین امر باعث شد بسیاری از نشریات معتبر آمریکایی، از جمله «نیویورک‌تایمز» و «لس‌آنجلس‌تایمز» از نزدیک بودن توافق هسته‌ای میان ایران و غرب خبر بدهند.
رژیم صهیونیستی توافق هسته‌ای با ایران را قبول نخواهد کرد!

شبکه خبری بی‌بی‌سی فارسی با پخش گزارشی درباره مذاکرات بین ایران و شش قدرت جهانی، به این واقعیت اذعان کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، ضمن اطلاع از شرایط پیشنهاد شده در مذاکرات ژنو مراتب مخالفت خود را به وزیر خارجه اعلام کرده است. این در حالی است که طرفین مذاکره بارها بر محرمانه بودن مذاکرات تأکید داشته‌اند. بنیامین نتانیاهو پس از دیدار با جان کری اعلام کرد: من از وزیر خارجه آمریکا خواستم تا توافقی با ایران به امضا نرساند. وی باید درباره این مسئله بیشتر تأمل کند و دوباره این موضوع را مد نظر قرار دهد. نتانیاهو در مصاحبه با خبرنگاران گفت: من درک می‌کنم که ایرانیان در ژنو بسیار خشنود هستند، باید هم اینگونه باشد چراکه آنها همه چیز گرفتند و هیچ‌چیز از دست ندادند. نتانیاهو همچنین در دیدار خود با جان کری، وزیر خارجه آمریکا، با انتقاد شدید از توافق احتمالی ایران و گروه 1+5 اعلام کرد که این رژیم تعهدی در قبال توافق هسته‌ای نخواهد داشت.
آمریکا: برای کاهش مشروط تحریم‌ها آمادگی داریم

در طول برگزاری مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ در ژنو، یک مقام ارشد ایالات متحده گفت در صورتی‌که ایران پیشروی برنامه اتمی‌اش را متوقف کند، آمریکا آماده است تحریم‌ها علیه ایران را کاهش دهد. این مقام که نخواست نامش فاش شود، افزود: اگر ایران در گام اول جلوی پیشرفت بیشتر برنامه هسته‌ای خود را بگیرد، آمریکا آماده است تا تحریم‌ها را به شکلی «محدود» و «موردی» کاهش دهد. اما وی خاطرنشان کرد که این اقدام «برگشت‌پذیر» است و در صورت تخطی ایران، تحریم‌های برداشته شده، بار دیگر اجرایی خواهند شد. این مقام ارشد آمریکایی در عین حال تأکید کرد که در مرحله نخست آمریکا به هیچ‌وجه قصد ندارد به هسته و بدنه اصلی تحریم‌ها علیه ایران دست بزند.


مرورى بر يك رخداد
علي تتماج

مروري بر دور جديد مذاكرات ايران و 1+5
غرب از رويكرد به گفت‌وگو تا جوسازي رسانه‌اي

دور جديد مذاكرات ميان جمهوري ايران و گروه 1+5 در ژنو در حالي برگزار شد كه اين مذاكرات از چند منظر داراي اهميت ويژه‌اي است. مذاكراتي كه با سفر وزراي خارجه گروه 1+5 به ژنو از جمله؛ كري، فابيوس، هيگ و وستروله وزيران امور خارجه آمريكا، فرانسه، انگليس و آلمان ابعاد جديدتري به خود گرفت. در اين ميان در كنار ديدارهاي نمايندگان ايران و گروه 1+5 به رياست ظريف، وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران و كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، ديدارهاي دوجانبه ميان نمايندگان ايران و اعضای 1+5 و نيز ديدارهاي دروني ميان نمايندگان اين گروه‌ برگزار شد. نكته مهم آنكه، نشست سه‌جانبه ميان كري، اشتون و ظريف نيز برگزار شد كه به نوبه خود امري قابل‌توجه بوده است.
در كنار توافقات حاصله ميان دو طرف و مباحث مطرح در مذاكرات، چند نكته در باب این مذاکرات قابل توجه است.
الف) حضور وزراي خارجه؛ هر چند كه غربي‌ها تلاش كردند تا چنان عنوان دارند كه حضور وزراي خارجه برگرفته از رويكرد اعتمادساز آنها و لزوم پاسخگويي عملي ايران به اين رويكرد است، اما حقيقت امر آن است كه اين رويكرد به دليل رويكرد مقتدرانه ايران پيش و هنگام مذاكرات بوده است. آنچه دست برتر ايران در مذاكرات را سبب شد، حضور گسترده مردم در يوم‌الله 13آبان و نيز مواضع مقتدرانه رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي) است كه ضمن حمايت از گروه هسته‌اي، بر بي‌اعتمادي ايران به غرب و باج‌ ندادن ملت ايران به غرب تأكيد فرمودند.
غربي‌ها كه در آستانه مذاكرات، با تزلزل موقعيت خود همراه شده بودند با آوردن وزراي خارجه به ژنو تلاش كردند تا ضمن پنهان‌سازي اين شكست، چنان وانمود سازند كه براي مذاكرات سازنده آماده هستند تا به گمان خود، توازن قدرت را در برابر ايران حفظ کنند و در صورت توان، قدرت چانه‌زني خود را افزايش دهند. نمود اين رفتار را در فضاسازي رسانه‌ها مي‌توان مشاهده كرد كه حضور وزراي خارجه غربي را نقطه عطف مذاكرات دانستند و در ازاي آن، خواستار امتيازدهي ايران شدند. نكته مهم آنكه، آنها مطالبات ايران از مذاكرات را به حداقل‌ها يعني، لغو بلوكه شدن بخشي از دارايي‌هاي ايران در قبال فروش نفت تقليل دادند در حالي که مابه‌ازاي آن را تعليق فعاليت آب سنگين اراك و برخي تعليق‌ها در فردو و مسئله اورانيوم غني‌سازي شده قرار داده‌اند. نكته قابل توجه آنكه، آنها نياز غرب به اين مذاكرات را پنهان و چنان وانمود مي‌كردند كه جمهوري اسلامي است كه نيازمند مذاكره است، پس بايد در ازاي آن امتياز بدهد!
ب) پيوند زدن مذاکرات به منافع صهيونيست‌ها؛ نكته مهم ديگر در روند مذاكرات را تلاش براي پيوند زدن مذاكرات به خواسته‌هاي صهيونيست‌ها تشكيل مي‌دهد. در اين چارچوب، از يك سو سران غرب از جمله فابيوس، وزير امور خارجه فرانسه، رسماً بر لزوم توجه به دغدغه‌هاي صهيونيست‌ها تأكيد كردند. در همين حال، همزمان با مذاكرات، نتانياهو، نخست‌وزير رژیم صهيونيستی، مذاكراتي با سران غرب از جمله با اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا داشته است. وي حتي با پوتين، رئيس‌جمهور روسيه نيز تماس گرفته‌ است. هر چند كه نگراني صهيونيست‌ها از رويكرد اجباري غرب به ايران، امري انكارناپذير است، اما روند تحولات نشان مي‌دهد كه از يك سو، صهيونيست‌ها تلاش كردند تا خود را تصميم‌گيرنده مذاكرات معرفي كنند و از سوي ديگر، غربي‌ها نيز برآن بوده‌اند تا با مطرح كردن حساسيت‌‌هاي صهيونيست‌ها در قبال مذاكرات، در نهايت ايران و جامعه جهاني را به امتيازدهي به صهيونيست‌ها متقاعد سازند. برخي بر اين عقيده‌اند كه صهيونيست‌ها نقش پليس بد را ايفا كنند و غرب نقش پليس خوب را و در نهايت، ايران پذيرنده امتيازدهي به غرب گردد.
به هر تقدير، مي‌توان گفت مذاكرات ژنو در حالي برگزار شد كه يك اصل در قبال آن آشكار است و آن اينكه، رويكرد غرب به مذاكره، برگرفته از اقتدار و پشتوانه‌اي بوده است كه ملت ايران در 13‌آبان نشان داد و مواضع و رهنمودهاي مقام معظم رهبري (مدظله‌العالي) براي گروه هسته‌اي به همراه داشته است. هر چند كه غربي‌ها در مذاكرات با فضاسازي رسانه‌اي و حضور وزراي خارجه تلاش كردند تا اين موازنه را تغيير دهند و در نهايت، خواسته‌هاي تكراري خود را در باب غني‌سازي و حقوق هسته‌اي ملت ايران مطرح سازند.
با اين وجود، مواضع غربي‌ها در اين مذاكرات نشان داد كه همچنان اين كشورها در مسير بي‌اعتمادي حركت مي‌كنند و براي تغيير نگرش منفي ملت ايران به ایشان، راهي طولاني را در پيش رو دارند.


اقتصادى
سعید مهدوی

وزن مالیات در بودجه کشور
21 هزار و 900 ميليارد تومان رقم ماليات‌هاي دريافتي در هفت ماهه ابتداي سال جاري است. طبق آمار سازمان امور مالياتي کشور این رقم نسبت به سال گذشته 28 درصد رشد داشته است. 30 درصد مالیات‌های کسب شده غیرمستقیم و 70 درصد مالیات‌های مستقیم است.بر اساس گفته مدیران مالیاتی در حال حاضر 43 درصد بودجه جاری و حدود 34 درصد بودجه عمومی دولت از محل مالیات تأمین می‌شود؛ بنابراین، پاسخگویی دولت‌ها حدود کمتر از 50 درصد درآمدها است؛ چراکه بیش از 50 درصد بودجه از نفت تأمین می‌شود. معوقات مالیاتی نیز به رقم 10 هزار میلیارد در نظام مالیاتی رسیده است که از این مقدار نزدیک به 50 تا 55 درصد مربوط به جرائم می‌شود که بخشی از آن قابل وصول نیست.
به گفته مدیران سابق سازمان امور مالیاتی کشور 95 درصد از درآمدهای مالیاتی در سال 91 محقق شده است. در سال 1392، درآمدهای مالیاتی پیش‌بینی شده در لایحه بودجه 92 بیش از 53 هزار میلیارد تومان است که از این مبلغ حدود 8800 میلیارد تومان مالیات بر واردات و حدود 44 هزار و 500 میلیارد تومان مالیات بر درآمد و ارزش افزوده است که در مراحل بررسی درآمدهای مالیاتی در کمیسیون تلفیق مجلس حدود 2500 میلیارد تومان نیز به آن اضافه شد و مجموع درآمدهای مالیاتی پیش‌بینی شده به 55 هزار و 500 میلیارد تومان رسیده است که حدود 1500 میلیارد تومان از افزایش صورت گرفته در کمیسیون تلفیق مجلس، مربوط به مالیات بردرآمد و مالیات بر ارزش افزوده است.
اما چگونه باید در راه اخذ مالیات گام برداشت که وزن مالیات در بودجه به مرور زمان از نفت سنگین‌تر شود و تکیه‌گاه اساسی دولت در بودجه به مالیات مبدل شود. علاوه بر ضعف سیستم مالیاتی کشور که هنوز به صورت نسبتاًً سنتی ادامه دارد، فرار مالیاتی و معافیت‌های مالیاتی بی‌مورد و فراوان، پدیده‌هایی انکارناپذیر در اقتصاد ایران شناخته شده‌اند که بخش اعظمی از درآمد‌های مالیاتی در این مسیر باطل قرار گرفته‌اند. در ادامه، به صورت اجمالی این دو معضل تعریف می‌شوند.
فرار مالیاتی، یکی از مهم‌ترین مشکلات نظام مالیاتی برای وصول درآمدها و ایفای نقش شایسته مالیات در ترکیب درآمدهای دولت و جایگزینی با نفت شناخته شده است. مطالعات نشان می‌دهد یک‌چهارم اقتصاد کشور از تور مالیات بیرون است، در حالی‌که مالیات حقوق‌بگیران که از اقشار ضعیف و آسیب‌پذیر جامعه هستند فوراً و نقداً دریافت می‌شود، ‌اما بسیاری از اقشار و صاحبان درآمد‌های هنگفت یا مالیات نمی‌پردازند یا پرداخت‌شان اندک است.
معافيت‌هاي گسترده يكي از دلايل پايين بودن نسبت درآمدهاي مالياتي به توليد ناخالص داخلي و مفقود ماندن بخش گسترده‌اي از ظرفيت مالياتي كشور است. استفاده از معافيت‌هاي مالياتي براي اجراي بعضي از سياست‌هاي حمايتي؛ به‌ويژه بخش‌هايي كه مربوط به بخش دولتي مي‌شوند و فعاليت‌هاي آنها در حال رقابت با بخش خصوصي است، به تغيير در رابطه مبادله و بازده سرمايه و نيز به دنبال آن به ضرر بخش خصوصي منجر مي‌شود. اين وضعيت سبب انحراف منابع توليد از بخش خصوصي به سمت بخشي كه مشمول معافيت مالياتي است، خواهد شد. در اين وضعيت، منابع از بخشي كه توليد نهايي بالاتري دارد، به بخشي كه داراي بازده اقتصادي كمتري است، منتقل می‌شود و موجب كاهش رفاه در كل جامعه خواهد شد.


نداى قدس

گزارش دانشمندان سوئیسی از دلیل قتل عرفات
به گزارش خبرگزاری قدس به نقل از شبکه الجزیره، دانشمندان سوئیسی که مسئول نمونه‌برداری از جسد عرفات بودند، در گزارش 108 صفحه‌ای مرکز دانشگاهی پزشکی قانونی در شهر لوزان سوئیس اعلام کردند که آنها دریافته‌اند در لباس‌های شخصی عرفات 18 برابر میانگین معمول، ماده پولونیوم موجود بوده است، بنابراین احتمال مسموم شدن وی بر اثر این ماده به 83 درصد افزایش می‌یابد. این گزارش همچنین حاکی از آن است که مقادیر غیر طبیعی از ماده سمی پولونیوم در حوض عرفات و حتی خاک موجود در زیر سرش یافت شده است. عرفات 11 نوامبر 2004 در سن 75 سالگی در بیمارستانی نظامی نزدیک پاریس درگذشت. بسیاری از فلسطینی‌ها، رژیم صهیونیستی را به مسموم کردن عرفات متهم می‌کنند، اما رژیم صهیونیستی همواره این اتهام را رد کرده است.
اسرای بیمار فلسطینی مجبور به امضای پرونده سری!

«بهاء‌الدین مدهون» معاون وزیر امور اسرا در دولت منتخب فلسطین در نوار غزه گفت که رژیم صهیونیستی 1200 اسیر بیمار فلسطینی را به امضای پرونده سری قبل از درمان مجبور می‌کند. این اسرای بیمار فلسطینی هیچ اطلاعی از این پرونده ندارند و از محتوای آن‌ بی‌خبر هستند. وی گفت که از سال 1967 تاکنون 205 اسیر فلسطینی بر اثر بی‌توجهی عمدی پزشکی یا قتل عمد بعد از بازداشت اداری، شهید شده‌اند. معاون وزیر امور اسرا تأکید کرد که در سال 2013 چهار اسیر فلسطینی در بند زندان‌های رژیم صهیونیستی به علت بیماری، بی‌توجهی پزشکی و شکنجه جان خود را از دست داده‌اند.
تشدید بحران روانی در میان سربازان صهیونیستی

وزارت جنگ رژیم صهیونیستی خرید 1200 قرص «ویاگرا» برای درمان تعداد زیادی از سربازان اسرائیلی به منظور تقویت عملکرد آنان را به مناقصه گذاشت. روزنامه عبری‌زبان «هاآرتص» نوشت: «وزارت جنگ اسرائیل مناقصه خرید این داروها را یک مسئله داخلی خواند و حاضر به ارائه توضیح در مورد آن نشد.» این منبع افزود: مقامات ارتش عبری نگران تأثیرگذاری مشکلات روحی و روانی سربازان صهیونیستی بر عملکرد آنان در رویارویی با مبارزان فلسطینی هستند. در بخش دیگر این روزنامه می‌خوانیم: «ارتش عبری همچنین تصمیم دارد برنامه غذایی مشخصی را در این طرح درمانی بگنجاند.» گفتنی است ارتش «اسرائیل» در گذشته داروهای نیروزا معروف به «سیالیس» خریداری می‌کرد تا خلبانان هنگام انجام پروازها مصرف کنند.
هشدار جان کری به رژیم صهیونیستی درباره شکل‌گیری انتفاضه سوم

وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با کانال2 تلویزیون رژیم صهیونیستی به این رژیم درباره شکل‌گیری انتفاضه سوم در صورت تداوم شکست مذاکرات جاری میان دولت عبری و تشکیلات خودگردان فلسطین هشدار داد. وی این سوال را مطرح کرد: آیا «اسرائیل» به‌دنبال شکل‌گیری انتفاضه سوم است؟ وی خاطرنشان ساخت: اگر شکست مذاکرات سازش ادامه داشته باشد، در آن صورت «اسرائیل» بیش از پیش منزوی‌تر خواهد شد.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

یمن در روزهای سراسر التهاب
قاسم غفوری

یمن در سال 2011 از جمله کشورهای عربی بود که با قیام مردمی همراه شد. سرانجام «علی عبدالله صالح» پس از سه دهه دیکتاتوری در طرحی آمریکایی و عربی برکنار و «منصور هادی» معاون صالح قدرت را در دست گرفت. بسیاری، این جابه‌جایی را صرفاً اقدامی برای جلوگیری و کنترل خشم مردم دانسته‌اند. منصور هادی در حالی برای دو سال قدرت را در دست گرفت که در سال 2014 باید از قدرت کناره‌گیری کند. در حالی نزدیک به سه سال از تحولات نوین یمن می‌گذرد که این کشور این روزها با بحران‌‌‌های شدیدی مواجه است. در کنار دخالت‌‌‌های خارجی از سوی عربستان و کشورهای غربی، زنجیره‌ای از تحولات قابل‌توجه در این کشور مشاهده می‌شود.
یمن در حالی خود را برای انتخابات آماده می‌کند که گزارش‌ها از طرح دولت و متحدان خارجی آن برای حذف جریان‌‌‌های اسلامی از صحنه حکایت دارد. محور این تحرکات نیز اقدام علیه جریان «تجمع یمنی برای اصلاح» است، به‌گونه‌ای که با ادعاهای متعدد از جمله مسائل امنیتی طرح حذف آن را در دستور کار دارند. تبلیغات مبنی بر تهدیدات اخوان برای یمن از دیگر تحولات مهم است. در حالی که گزارش‌‌‌های متعددی از ارسال سلاح از ترکیه برای اخوانی‌‌‌های یمن مطرح می‌شود که عبدالله صالح نیز ادعای طرح اخوان برای ترور خود را مطرح کرده است. حذف جریان اخوان نظیر آنچه در مصر روی داد نیز از مولفه‌‌‌های تحولات یمن است.
محور دیگر، فعالیت گسترده القاعده است. هر چند که القاعده سابقه‌ای طولانی در یمن دارد و در وضعیت بحرانی توانسته به تقویت خود بپردازد، اما فعالیت کنونی آن دارای ابعاد گسترده‌تری است که اهدافی ویژه را پیگیری می‌کند. محور اصلی این اقدامات نیز درگیری با جریان شیعه حوثی‌ها در شمال یمن است که در نتیجه آن صدها نفر کشته و زخمی شده‌اند. نکته مهم در این حوزه آنکه آمریکا در روزهای گذشته از آزادی 50 عضو یمنی القاعده از گوانتانامو خبر داده که ابهامات درباره عملکرد القاعده در یمن را تشدید کرده است. این امر زمانی مهم‌تر می‌شود که منابع خبری از تبدیل یمن به پایگاه القاعده برای اعزام نیرو به سوریه خبر داده‌اند.
تحرکات گروه‌‌‌های جدایی‌طلب در جنوب یمن نیز مولفه‌ای بس مهم می‌باشد، به‌گونه‌ای که حتی برخی از تجزیه یمن سخن گفته‌اند.
نکته مهم دیگر، فقر و بحران انسانی گسترده‌ای است که بسیاری از مناطق یمن را در برگرفته است، اما جالب توجه آنکه دولت و متحدان خارجی آن قصد مقابله با آن را ندارند و عملاً فقری هدایت شده را در میان مردم ترویج می‌کنند.
مجموع این تحولات نشان می‌دهد که از یک سو یمن گرفتار بحران‌‌‌های گسترده‌ای است که سرنوشتی نامعلوم را در برابر آن قرار داده است، از سویی درگیری‌ها و حذف مشکوک برخی جریان‌ها نظیر اسلامگرایان، اخوانی‌ها و حوثی‌ها به‌ویژه آزادی فعالیت القاعده ابهاماتی را درباره این تحولات ایجاد کرده است.
در این باره چند سناریو مطرح است. یک سناریو آن است که اوضاع بحرانی کنونی زمینه‌ساز به قدرت رسیدن دوباره منصور هادی دست‌نشانده عبدالله صالح خواهد بود. از یک سو، فضای جامعه چنان است که منصور هادی می‌تواند یا انتخابات را لغو و یا اینکه با حذف جریان‌‌‌های دیگر از صحنه حضوری انحصاری و یا حداکثر با حضور رقیبانی نه چندان مطرح را محقق سازد. منصور هادی به دنبال حفظ قدرت است و بحران‌‌‌های جاری در یمن فرصتی برای تحقق این مهم خواهد بود. محور مهم دیگر آنکه، عربستان که در سوریه شکست خورده است تلاش دارد تا با سلطه کامل بر یمن ضمن جلوگیری از ورود حرکت‌‌‌های مردمی به یمن از این سرکوبگری به عنوان مولفه قدرت بهره گیرد. عربستان به نوعی با بحرانی ساختن یمن به دنبال نمایش قدرت است تا جایگاه خود را به جهانیان نشان دهد. نکته مهم دیگر، نوع رفتار کشورهای غربی است. آنها در حالی ادعای حمایت از دموکراسی را سر می‌دهند که تاکنون اقدامی برای حفظ صلح در این کشور صورت نداده‌اند و حتی با ادعای مبارزه با تروریسم به دنبال نفوذ بیشتر در این کشور هستند.
به عبارتی دیگر می‌توان گفت که در کنار چالش‌های نظام قبیله‌ای حاکم بر یمن که هر روز قربانی می‌گیرد، تحرکات منصور هادی برای حفظ قدرت در کنار تحرکات بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، یمن را وارد باتلاقی کرده که رهایی از آن در مقطع کنونی، کمی دور از ذهن می‌نماید. در نهایت می‌توان گفت که یمن دورانی بس حساس را سپری می‌کند که به اذعان برخی ناظران سیاسی برگرفته از چالش‌های درونی و دخالت‌‌‌های خارجی است که عملاً اوضاع سخت و بحرانی را بر این کشور حاکم ساخته است که در نتیجه آن صدها نفر کشته و زخمی شده‌اند، به‌گونه‌ای که سازمان ملل نیز درباره اوضاع سخت این کشور هشدار داده و خواستار تغییر فرایند مذکور شده است. 


چرخش ناگزير قطر در برابر سوريه
مجتبی بهرامی

دوحه نتوانست بشار اسد را به سقوط بكشاند ‌و ‌بالاخره ‌تصمیم ‌گرفت ‌از ‌رویارویی ‌آشکار ‌دست ‌بکشد. تقریباًً ‌همزمان ‌با ‌اعلام ‌تاریخ ‌برگزاری ‌کنفرانس، ‌تمیم ‌آل‌‌ثانی ‌امیر ‌قطر ‌طی ‌پیامی ‌به ‌مقامات ‌سوریه ‌پیشنهاد ‌کرد ‌دو ‌کشور ‌روابط ‌دیپلماتیک ‌خود ‌را ‌که ‌در ‌پاییز ‌سال ‌2011 ‌به ‌ابتکار ‌دوحه ‌قطع ‌شده ‌بود، ‌از ‌سر ‌گیرند. ‌باید ‌این ‌واقعیت ‌را ‌هم ‌در ‌نظر ‌گرفت ‌که ‌در ‌نوامبر ‌سال ‌2012 ‌در ‌دوحه ‌تشکیل ‌ائتلاف ‌ملی ‌نیروهای ‌انقلابی ‌و ‌مخالف ‌سوریه ‌اعلام ‌شده ‌بود ‌که ‌سپس ‌از ‌سوی ‌شورای ‌همکاری ‌کشورهای ‌خلیج‌‌فارس ‌به‌‌عنوان ‌نماینده ‌مشروع ‌ملت ‌سوریه ‌به ‌رسمیت ‌شناخته ‌شد. ‌
‌تصادف ‌زمانی ‌این ‌دو ‌بیانیه ‌جالب ‌توجه ‌به ‌نظر ‌می‌آید. ‌در ‌گذشته ‌نیز ‌معلوم ‌بود ‌که ‌«ژنو-2» ‌در ‌نیمه ‌دوم ‌ماه ‌نوامبر ‌برگزار ‌خواهد ‌شد. ‌قدری ‌جمیل ‌معاون ‌نخست ‌وزیر ‌سوریه ‌روز ‌17 ‌اکتبر ‌در ‌کنفرانس ‌خبری ‌خود ‌در ‌مسکو ‌این ‌مطلب ‌را ‌اعلام ‌کرده ‌بود. ‌قطر ‌فرصت ‌کافی ‌داشت ‌که ‌اوضاع ‌متغیر ‌پیرامون ‌سوریه ‌را ‌درست ‌بسنجد ‌و ‌تصمیم ‌خود ‌را ‌بگیرد.
با ‌وجود ‌اینکه ‌دوحه ‌(همراه ‌با ‌عربستان ‌سعودی) ‌در ‌طول ‌مناقشه ‌سوریه ‌در ‌آمادگی ‌و ‌تأمین ‌شبه‌‌نظامیان ‌مخالف ‌اسد ‌پول ‌زیادی ‌سرمایه‌‌گذاری ‌کرده ‌است، ‌امیر ‌جوان ‌قطر ‌که ‌در ‌تابستان ‌جای ‌پدرش ‌را ‌گرفت، ‌اکنون ‌برخلاف ‌سیاست ‌ریاض ‌رفتار ‌می‌کند. ‌ این ‌در ‌حالی ‌است ‌که ‌امیر ‌تمیم ‌که ‌هنوز ‌ولی‌عهد ‌بود، ‌خود ‌را ‌به ‌عنوان ‌مخالف ‌بی‌‌پرده ‌رئیس ‌جمهور ‌سوریه ‌معرفی ‌کرده ‌بود.
به ‌نظر ‌می‌آید ‌که ‌نشست ‌ژنو ‌که بالاخره ‌تاریخ ‌آن ‌‌تعیین ‌شد ‌و ‌نیز ‌موفقیت‌های ‌اسد ‌در ‌مبارزه ‌با ‌شبه‌‌نظامیان ‌(که ‌این ‌موفقیت‌ها ‌به ‌کمک ‌حزب‌‌الله ‌حاصل ‌شد)، ‌اوضاع ‌را ‌تغییر ‌داده ‌است. ‌دوحه ‌از ‌همان ‌اول ‌بر ‌گروهک‌های ‌افراطی ‌اسلام‌گرایان ‌نظیر ‌«دولت ‌اسلامی ‌عراق ‌و ‌شام» ‌و ‌«جبهه ‌النصره»، ‌در ‌رویارویی ‌آنها ‌با ‌دمشق ‌متکی ‌می‌شد. ‌ولی ‌در ‌مرحله ‌اخیر، ‌کار ‌نیروهای ‌تحت ‌حمایت ‌قطر ‌زار بود. ‌به ‌جای ‌جبهه ‌واحد ‌ضد ‌اسد، ‌گروه‌های ‌جداگانه‌ای ‌با ‌منافع ‌قطبی ‌به ‌وجود ‌آمدند. ‌افراطیون ‌با ‌ارتش ‌آزاد ‌سوریه ‌ می‌جنگند که ‌غالباً ‌طرفدار ‌برقراری ‌رژیم ‌دموکراتیک ‌است ‌و ‌نه ‌«شریعت»‌. ‌کرد‌ها نيز ‌علیه ‌اسلامگرایان تکفيري ‌بر‌خاسته‌اند.
روابط ‌بین ‌قطر ‌و ‌عربستان ‌سعودی ‌نیز ‌چنگی ‌به ‌دل ‌نمی‌زند. ‌برای ‌نمونه، ‌دو ‌ماه ‌پیش ‌امیر ‌بندر ‌بن ‌سلطان ‌اظهار ‌داشت ‌که ‌«300 ‌نفر ‌به ‌اضافه ‌یک ‌شبکه ‌تلویزیونی،«‌دولت» ‌نمی‌شود.» ‌منظورش ‌جمعیت ‌کم ‌قطر ‌و ‌شبکه ‌الجزیره ‌بود ‌که ‌مقر ‌آن ‌در ‌دوحه ‌است. ‌در ‌این ‌شرایط ‌امیر ‌تمیم ‌می‌خواهد ‌از ‌دیگران ‌سبقت ‌بگیرد ‌تا ‌عقب ‌نماند.
دوحه ‌در ‌صدد ‌است ‌ابتکار ‌عمل ‌را ‌به ‌دست ‌آورد. ‌مقامات ‌قطر ‌می‌بینند ‌که ‌رژیم ‌اسد ‌پایدار‌تر ‌از ‌حد ‌انتظار ‌از ‌آب ‌در‌آمده ‌و ‌حالا ‌قصد ‌دارد ‌نقش ‌عامل ‌صلح ‌را ‌ایفا ‌کند. ‌امیر ‌قطر ‌از ‌این ‌طریق ‌می‌تواند ‌چند ‌امتیاز ‌به ‌دست ‌آورد. ‌او ‌به ‌مصالحه ‌داخلی ‌در ‌سوریه ‌کمک ‌کرده ‌و ‌خود ‌را ‌طرفدار ‌فعال ‌صلح ‌اعلام ‌خواهد ‌کرد. ‌همچنین ‌روابط ‌خود ‌را ‌با ‌دمشق ‌تنظیم ‌کرده ‌و ‌از ‌امکان ‌ساخت ‌خط ‌لوله ‌انتقال ‌گاز ‌تا ‌مدیترانه ‌برخوردار ‌خواهد ‌شد ‌و ‌بالاخره ‌به ‌عربستان ‌سعودی ‌نشان ‌خواهد ‌داد ‌که ‌یک ‌کشور ‌کوچک ‌هم ‌می‌تواند ‌در ‌سیاست ‌بزرگ ‌نقشی ‌ایفا ‌کند.»
‌مهم‌ترین ‌علت ‌مداخله ‌قطر ‌در ‌مناقشه ‌سوریه، ‌به ‌دست ‌آوردن ‌امکان ‌ساخت ‌خط ‌لوله ‌از ‌طریق ‌سوریه ‌است. قطر ‌در ‌سال‌های ‌اخیر ‌صادرات ‌گاز ‌خود ‌را ‌به ‌اروپا ‌مرتباً ‌افزایش می‌دهد ‌که ‌به ‌این ‌منظور ‌استفاده ‌از ‌بندری ‌در ‌مدیترانه ‌آسان‌تر ‌است ‌تا حمل ‌گاز ‌به ‌وسیله ‌نفتکش‌ها ‌از ‌طریق ‌خلیج‌‌فارس. ‌تازه ‌خلیج‌‌فارس ‌تا ‌اندازه‌ای ‌توسط ‌ایران ‌که ‌دوست ‌دوحه ‌نیست، ‌کنترل ‌می‌شود.
ذخایر ‌قطر ‌معادل ‌قریب ‌به ‌25 ‌تریلیون ‌متر ‌مکعب ‌گاز ‌طبیعی ‌است ‌(روسیه ‌حدود ‌50 ‌تریلیون ‌متر ‌مکعب ‌دارد) ‌ولی ‌این ‌کشور ‌به ‌خطوط ‌لوله ‌دسترسی ‌ندارد. ‌انتقال ‌گاز ‌تغلیظ ‌شده ‌به ‌وسیله ‌نفتکش‌ها ‌از ‌صدور ‌آن ‌به ‌وسیله ‌خطوط ‌لوله ‌گران‌تر ‌تمام ‌می‌شود.
اگر ‌کنفرانس ‌»ژنو-2» ‌نشان ‌دهد ‌که ‌روند ‌صلح ‌می‌تواند ‌در ‌سوریه ‌شروع ‌شود، ‌قطر ‌از ‌امکان ‌همبازی ‌شدن ‌با ‌ایالات ‌متحده ‌و ‌به ‌عبارت ‌دقیق‌‌تر، ‌با ‌دموکرات‌ها ‌به ‌ریاست ‌باراک ‌اوباما ‌برخوردار ‌خواهد ‌شد. اينک وقت ‌آن ‌رسیده ‌است ‌که ‌رئیس‌‌جمهور ‌فعلی ‌آمریکا ‌زمینه ‌را ‌برای ‌انتخابات ‌بعدی ‌مهیا ‌کند ‌تا ‌دموکرات‌ها ‌شکست ‌نخورند. ‌پیشرفت ‌در ‌مذاکرات ‌با ‌ایران ‌و ‌آشتی ‌در ‌سوریه ‌نشان ‌خواهد ‌داد ‌که ‌اعطای ‌جایزه ‌صلح ‌نوبل ‌به ‌باراک ‌اوباما ‌بی‌‌اساس ‌نبود. ‌اگر ‌قطر ‌از ‌طرف ‌ایالات ‌متحده ‌خود ‌را ‌به ‌این ‌روند ‌ملحق ‌بکند، ‌می‌تواند ‌گرایش ‌عمومی ‌را ‌حس ‌کرده ‌و ‌به ‌اهداف ‌خود ‌برسد.
نباید ‌روابط ‌نزدیک ‌دوحه ‌با ‌لندن ‌را ‌فراموش ‌کرد. ‌بریتانیا ‌همیشه ‌در ‌قطر ‌نفوذ ‌زیادی ‌داشته ‌است. ‌با ‌عنایت ‌به ‌اینکه ‌انگلیسی‌ها ‌با ‌ضربه ‌نظامی ‌به ‌سوریه ‌مخالفت ‌ورزیدند، ‌تردیدی ‌نیست ‌که ‌امیر ‌قطر ‌حرف ‌لندن ‌را ‌گوش ‌خواهد ‌کرد؛ ‌ولی ‌برای ‌شروع ‌کار ‌لازم ‌است ‌که ‌ابتکار ‌قطر ‌توسعه ‌یابد. ‌دمشق ‌باید ‌رضایت ‌خود ‌را ‌بدهد، ‌ولی ‌مقامات ‌سوریه ‌به ‌دلیلی ‌که ‌به ‌آسانی ‌می‌توان ‌آن ‌را ‌درک ‌کرد، ‌پیشنهاد ‌امیر ‌قطر ‌را ‌باور ‌نکردند ‌و ‌اعلام ‌کردند ‌که ‌منتظر ‌گام‌های ‌واقعی ‌از ‌سوی ‌قطر هستند.


از نگاه دیگران

نمره تکبر آمریکا!
مارکس پیش از جنگ جهانی اول و دوم گفت: سرمایه‌داری هنگامی که 10 درصد منفعت داشته باشد دروغ می‌گوید، اگر منافعش به 50 درصد برسد آدم می‌کشد و زمانی که میزان منافع آن به 100 درصد برسد جنگ به راه می‌اندازد. باوجود انتقاداتی که به مارکس و ایدئولوژی مادی‌گرایی وارد است، ولی صحت این جمله را می‌توان در رفتار کشورهای غربی مشاهده کرد. تاریخ سرمایه‌داری غرب پر از جنگ‌های گوناگون در سطوح داخلی، خارجی، منطقه‌ای و جهانی است. حامیان نظریه سرمایه‌داری همواره منافع خود را در اولویت قرار داده و بر اساس آن دست به دامان ابزار نظامی برای تحقق اهداف و بسط برتری‌طلبی خود شده‌اند، البته زمان‌هایی که احساس کرده‌اند این راه از طرقی دیگر چون قدرت نرم و یا قدرت دیگری میسر است آن را به علت همین منافع انتخاب کرده‌اند. اخلاق در قاموس آنان جایی نداشته و همیشه این منافع بوده که برای آنان حرف اول را زده است. اختلافات کنونی دولت آمریکا هم با برخی از جنگ‌افروزان این کشور بر اساس منفعت و پشت سر گذاشتن بحران اقتصادی این کشور است، زیرا جنگ‌افروزان معتقدند که با درآمدهای ناشی از اشغال دیگر کشورها می‌توان بر این بحران فائق آمد. بحرانی که علت اصلی آن تدوین بودجه‌ای بیشتر از توان این کشور بر اساس وام‌گیری داخلی و تکیه بر مازاد مالی چین، ژاپن،  آلمان و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس است.  گرچه توانایی آمریکا در جلب این منابع مالی تحسین‌برانگیز است، اما خود این امر، حکایت از یک ضعف ساختاری دارد که سبب انفجار مجدد اوضاع خواهد شد. واقعیت آن است که «بازار» در آمریکا بیشتر از دولت گسترش یافته است و دولت نمی‌تواند بر آن سیطره کامل داشته باشد. در آمریکا دولت همانند یک شرکت و یا سهام‌دار شریک است. چنین مشکلی در آمریکا جدید نیست و ریشه اصلی آن را باید در سیاست راهبردی این کشور از زمان ریگان تاکنون جست. این سیاست آمریکا تبعات زیادی برای مردم این کشور داشت که می‌توان فقر و کاهش قدرت خرید را از جمله آنها دانست. هم‌اکنون تاریخ یک بار دیگر تکرار می‌شود و امپراتوری آمریکا به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که امپراتوری بریتانیای کبیر به آن گرفتار شد. جنگ‌های متعدد و شوم آمریکا در کره، ویتنام، افغانستان و عراق از جمله نشانه‌های این امر هستند. همه این جنگ‌ها با شکست فاحش آمریکا به پایان رسید و حالا هم شاهدیم که این کشور برای تقسیم نفوذ آن در منطقه دست به دامان ایران شده است. از دست دادن حیاط‌خلوت‌های آمریکا در آمریکای جنوبی و بازگشت دوباره آمریکا به صحنه قدرت بین‌الملل را می‌توان از دیگر نشانه‌های افول امپراتوری این کشور دانست.
منبع: عرب 48
نویسنده: علی جرادات
مترجم: سحر دولتیان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 597

شرمن: از همکاری با کنگره برای تحریم‌ ایران خرسندیم
فارس(15/8/1392): معاون وزیر خارجه آمریکا که نماینده این کشور در مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای 1+5 است، گفت: دولت آمریکا از همکاری با کنگره برای وضع تحریم‌های شدید ضد ایرانی خرسند است. شرمن در گفت‌وگو با شبکه خبری ان‌بی‌سی در پاسخ به سوال مجری برنامه که پرسیده بود «چرا آمریکا باید تحریم‌هایی را که ایران را پای میز مذاکره آورده، قطع کند؟» گفت: «بی‌شک این تحریم‌ها هستند که به‌طور عمده ایران را به پای میز مذاکرات آورده‌اند و ما از همکاری با گنگره برای وضع گروهی از تحریم‌های شدید و همکاری با جامعه جهانی که تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و آمریکا و همچنین تحریم‌های کشورهای جداگانه را اعمال کرد، خرسندیم.»
مذاکرات کند شود تحریم جدید تصویب می‌کنیم
باشگاه خبرنگاران(15/8/1392): یک مقام بلندپایه آمریکایی به رویترز گفت کاهش «تحریم‌های برگشت‌پذیر» پیشنهادی است که واشنگتن به ایران در گفت‌وگوهای هسته‌ای ارائه خواهد داد. یک مقام بلندپایه آمریکایی به رویترز گفت تمایل دارد در صورتی که با گام‌های قابل قبول از طرف ایران روبه‌رو شود، به این کشور پیشنهاد کاهش «تحریم‌های برگشت‌پذیر» ارائه دهد. این مقام ارشد آمریکایی گفت: «واشنگتن تمایل دارد کاهش بسیار محدود و موقت تحریم‌های برگشت‌پذیر را به ایران پیشنهاد دهد.» وی افزود: آمریکا ابتدا خواستار این است که گام‌های اولیه را ایران بردارد و بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای‌اش را به عقب برگرداند.
ستايش کری از اظهارات صهيونيست‌ها
ايسنا(16/8/1392): جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، با شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی دیدار و با وی درباره ایران گفت‌وگو کرد. وزیر خارجه آمریکا گفت: «درباره ایران، چشمان ما کاملاًً باز است.» جان کری همچنین به پرز گفت: آمریکا از نظرات تل‌آويو و حمایت آنها برای از بین بردن احتمالات دیپلماسی درباره ایران استقبال می‌کند. گفتنی است پيش از اين وزیر خارجه آمریکا در نشست خبری مشترک با فيصل، همتای سعودی‌اش بار دیگر گفت: آمریکا استفاده از هیچ‌ گزینه‌ای در مقابل ایران را بعید نمی‌داند و این ایران است که باید صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود را اثبات کند.
برنز: در مذاکرات با ايران بايد انعطاف‌پذيري داشته باشيم
باشگاه خبرنگاران(15/8/1392): «نيکلاس برنز» از مقامات سابق وزارت امور خارجه آمریکا در مقاله‌اي نوشت: در مذاکرات هسته‌اي با ايران بايد انعطاف‌پذيري و مصالحه داشته باشيم تا بتوانيم به راه‌حلي دست يابيم که براي ايران و آمريکا قابل پذيرش باشد. پايگاه اينترنتي «شوراي آتلانتيک» در تحليلي به قلم «نيکلاس برنز» مقام سابق وزارت امور خارجه آمریکا، استاد ديپلماسي و سياست بين‌الملل دانشگاه هاروارد و عضو هيئت مديره شوراي آتلانتيک، نوشت: «آنها براي پيشرفت بايد بين دو راهبرد متضاد توازن برقرار کنند: اول اينکه، هيچ توافقي حاصل نخواهد شد مگر آنکه دو طرف مصالحه کنند. آمريکا و ايران مغرورتر و قوي‌تر از آنند که تسليم خواست‌هاي يکديگر شوند. اما دوم آنکه، تنها راه تحقق چنين قراردادي اين است که آمريکا فشار چشمگيري بر ايران وارد سازد.»
پانه‌تا: آمریکا ممکن است مجبور به استفاده از نیروی نظامی شود
فارس(14/8/1392): وزیر دفاع سابق آمریکا تصریح کرد: واشنگتن ممکن است مجبور شود برای پشتیبانی از سیاست تحریم‌ها و اعمال فشار علیه ایران، از نیروی نظامی علیه تهران استفاده کند. «لئون پانه‌تا» وزیر سابق دفاع و رئیس سابق «سیا» اعلام کرد در حالی‌که آمریکا تحریم‌های بی‌سابقه‌ای علیه ایران تحمیل کرده و به تهران فشار آورده است، بسیار محتمل است که برای پشتیبانی از سیاست خود مجبور به استفاده از نیروی نظامی شود. پانه‌تا این اظهارات را در سخنرانی برای حدود 600 نفر در یکصدمین نشست سالانه اتحادیه ضدافترا ایراد کرد و گفت که آمریکا باید در زمان مذاکره درباره برنامه هسته‌ای ایران شک و تردید خود را حفظ کند.
هارف: ایران باید ژنو‌1 را بپذیرد
باشگاه خبرنگاران(15/8/1392): «ماری هارف» معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با اشاره به این نکته که کنفرانس ژنو2 در نزدیک‌ترین زمان ممکن برگزار خواهد شد، اعلام کرد که مذاکرات درخصوص تعیین زمان دقیق برگزاری این کنفرانس همچنان ادامه دارد. معاون وزیر خارجه آمریکا درباره مشارکت کشورمان در این کنفرانس نیز گفت که مواضع ما نسبت به این موضوع تغییر نکرده است و هر طرفی که در کنفرانس ژنو2 شرکت می‌کند باید بیانیه ژنو1 را بپذیرد.


هویت 328

اسپانیا: خروج از اسلام شرط دریافت تابعیت!
دولت اسپانیا در اقدامی که با هدف اسلام‌ستیزی قابل توجیه است، اعلام کرد به کسانی که از دین اسلام خارج می‌شوند با شرایطی تابعیت اسپانیایی می‌دهد. دولت اسپانیا به ریاست «ماریانو راخوی» توافقنامه‌ای را با اسقف اعظم «آنتونیو ماریا» و در حضور دبیر کل حزب اتحاد کاتالانی امضا کرد که بر اساس آن به مسلمانانی که تمایل دارند دین خود را به مسیحیت کاتولیک که بزرگ‌ترین گروه مسیحی در اسپانیا است، تغییر دهند تابعیت اسپانیایی داده شود. بر اساس این خبر، این توافقنامه که به امضای «آلبرتو رویس گیاردون» وزیر دادگستری اسپانیا و آنتونیو ماریا روکو فاریلا رسیده امتیازات و تسهیلات ویژه‌ای را برای دریافت تابعیت اسپانیایی در مقابل خارج شدن از دین اسلام فراهم می‌کند. دولت اسپانیا شروطی را برای این کار قرار داده که یکی از آنها خواندن دو شعر مخصوص مذهب کاتولیک است که یکی از آنها مربوط به حضرت مریم(س) و دیگری حضرت عیسی(ع) است.
آمریکا: اعتراض به اقدامات نظارتي برضد مسلمانان

فعالان حقوق مدنی در آمریکا از دولت این کشور خواستند اقدامات نظارتی پلیس نیویورک بر ضد مسلمانان را تحت بررسی قرار دهد. یک گروه ائتلافی متشکل از 125 سازمان مذهبی از دستگاه قضایی آمریکا خواستند موضوع تحقیقات درباره سوابق مسلمانان را بازنگری کند. پلیس نیویورک با اجیر کردن شماری از اتباع آمریکایی از آنها می‌خواهد با ورود به مساجد و نفوذ در میان مسلمانان عملکرد آنها را زیر نظر داشته باشند. این افراد موظفند علاوه بر مساجد، اتحادیه‌های دانشجویی، رستوران‌ها و کتاب‌فروشی‌ها را نیز تحت نظر داشته باشند. در این حال شهردار و کمیسر عالی پلیس نیویورک همواره از چنین اقداماتی حمایت کردند و آن را اقدامی پیشگیرانه برای حملات احتمالی دانستند. شورای روابط اسلامی آمریکا از جمله گروه‌هایی است که خواستار بررسی نحوه عملکرد پلیس نیویورک شده است. مسئولان این شورا اعلام کردند اقدامات نظارتی پلیس به مسلمانان لطمه وارد کرده است.
فرانسه: محکومیت زن محجبه مسلمان

در ادامه اسلام‌ستیزی دولتمردان فرانسه، یک زن محجبه فرانسوی از سوی دادگاه تجدید نظر در جنوب فرانسه به شش ماه زندان محکوم شد. این زن محجبه مسلمان مقیم فرانسه متهم است که به هنگام بازرسی با یک تن از نیروهای پلیس کشور در شهر بندری مارسی در جنوب کشور به تندی برخورد کرده و دست وی را گاز گرفته است. دادگاه فرجام اکس آن پروونس در نزدیکی مارسی وی را به دو ماه زندان قطعی و چهار ماه زندان تعلیقی محکوم کرد. این زن محجبه از قانون منع روبنده در فرانسه به‌عنوان سلب آزادی از زنان مسلمان نام برد و آن را محکوم کرد. فرانسه چند سال پیش قوانینی باوجود اعتراض مسلمانان به تصویب رساند که براساس آن زنان مسلمان مجاز نیستند در انظار و اماکن عمومی با روبنده ظاهر شوند. براساس قانون مزبور، علاوه بر جریمه 150 یورویی، یک دوره آموزش شهروندی و حتی زندان نیز برای نادیده‌گیرندگان قانون منع برقع (روبنده) در فرانسه درنظر گرفته شده است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

واکاوی بخش هسته‌ای بیانات امام خامنه‌ای در ۱۲ آبان
خراب کردن بازی دشمن و بازی‌سازی برای دیپلماسی ایران

رضا گرمابدری

رویکرد دولت یازدهم به مباحث هسته‌ای و استقبال طرف مقابل از آن فصل جدیدی را در فرایند مذاکرات هسته‌ای رقم زد که از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است. طرف مقابل این رویکرد را محصول سیاست‌های خود و آن را یک موفقیت ارزیابی کرد و براساس این تحلیل‌گام بعدی را برداشت. آنها در این گام با استفاده حداکثری از دیدار نیم‌ساعته ظریف با کری و گفت‌وگوی تلفنی پانزده دقیقه‌ای روحانی با اوباما و انعکاس حساب شده آن، مردم جهان از جمله مردم ایران را از زاویه‌ای خاص با این موضوع درگیر ساختند. آنها درصدد برآمدند با القای این موضوع به مردم ایران که ادامه تعامل آشتی‌جویانه با آمریکا به نقطه پایان مشکلات و آغاز گشایش‌ها و برخورداری‌ها منجر می‌شود، مردم را از چارچوب خصومت و مقابله با آمریکا که ریشه‌ای به درازای تاریخ انقلاب پیدا کرده، خارج سازند و این خطرناک‌ترین نقطه این گام بوده و است.
این گام پیامدهای منفی دیگری نیز داشت که خطرات ناشی از آن به اندازه کافی نگران‌کننده باشد. مانند ایجاد دو دستگی در بین مردم و گروه‌های سیاسی درباره چگونگی مواجهه با حرکت جدید شیطان بزرگ و... در وضعیتی که مقامات آمریکایی احساس می‌کردند حرکت‌شان با موفقیت ادامه دارد و از این بابت به نظر بسیار هم خوشحال بودند و برای خوشحالی‌‌شان هم علل و دلایل عدیده‌ای وجود داشت، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در آستانه ۱۳ آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی در دیدار هزاران تن از دانشجویان و دانش‌آموزان بیاناتی ناظر بر همین مسئله ایراد کردند. از مجموع بیانات ایراد شده و اتفاقات رخداده پس از مذاکرات اولیه در ژنو و سفر رئیس‌جمهور به نیویورک و... برمی‌آید معظم‌له با شناخت ابعاد حرکت جدید دشمن با بهره‌گیری از دو ویژگی شخصی و بیان چهار نکته اساسی، بازی دشمن را خراب و برای نظام بازی‌سازی کردند. محور مواجهه ایشان با حرکت جدید آمریکایی‌ها عبارت متناقض‌نمایی است که در نزد برخی در داخل پرسش‌برانگیز شده و طرف مقابل را دچار حیرت و نافهمی و سرگردانی کرده است. آن عبارت «حمایت از مذاکره‌کنندگان ایرانی و خوشبین نبودن به مذاکرات» است. نوشتار حاضر درصدد تحلیل این نکات کلیدی و اساسی است.

نفوذ به عمق ناپیدای دشمن
قاعده کار در مذاکرات مهمی مانند گفت‌وگوهای هسته‌ای این است که رهبری نظام از راهبرد و کلیات مباحث طرف ایرانی که در مذاکرات ارائه می‌کند مطلع باشد و پس از اتمام مذاکرات نیز نظر طرف مقابل را به تمامه دریافت کند با اینکه چنین کاری قطعاً صورت می‌گیرد، اما این دو مسئله همه عناصر تشکیل‌دهنده شناخت ایشان از قضیه و مبنای تحلیل و تصمیم‌گیری نیست؛ چرا که طرف مقابل با زیرکی سعی در پنهان نگه‌داشتن برخی از خواسته‌هایش را دارد تا آن را در زمان لازم که نپذیرفتن آن برای طرف ایرانی سخت و پرهزینه باشد، آشکار سازد؛ از این رو لازم است به عمق ناپیدای دشمن نفوذ کرد تا با اطلاع از آن، موضوع مدیریت شود. یکی از نکات اساسی نهفته در عمق ناپیدای دشمن که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به آن توجه دارند و آن را دست کم مطالبه بخش قدرتمند و با نفوذ تصمیم‌سازان آمریکایی می‌دانند، دیدگاه منتسب به «دنیس‌راس» و همکارانش است که روزنامه «لس‌آنجلس تایمز» خلاصه آن را در تاریخ ۱۲ آبان منتشر ساخت. به نوشته این روزنامه راس و همکارانش بر پنج نکته این چنین تأکید دارند: «نخست، ایران باید نگرانی‌های طولانی‌مدت بین‌المللی را رفع کند. در گزارش ۲۰۱۱ آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای «نگرانی عمیق و فزاینده در مورد مسائل حل نشده برنامه هسته‌ای از جمله مسائل موجود در مورد ابعاد نظامی احتمالی» مطرح شده بود. ایران باید به سرعت به تمام این نگرانی‌ها پاسخ دهد. دوم، ایران باید به ملزومات حقوقی بین‌المللی پایبند باشد. چندین‌بار محکومیت ایران از سوی آژانس سبب شد که شورای امنیت سازمان ملل، ایران را «به تعلیق تمام فعالیت‌های غنی‌سازی و فرآوری و اجرای بدون تأخیر تمام اقدامات شفاف‌ساز مطابق درخواست آژانس در حمایت از تحقیقات جاری» ملزم کرد. ایران بارها درباره مشروعیت این قطعنامه‌ها مناقشه کرده و مدعی شده که ان‌پی‌تی به این کشور حق غنی‌سازی می‌دهد؛ اما چنین حقی وجود ندارد. سرپیچی ایران و نقض درخواست‌های قانونی بین‌المللی رژیم منع تکثر را تهدید می کند. سوم، نباید به ایران اجازه داده شود که به توانمندی ساخت تسلیحات هسته‌ای دست یابد. نگرانی عمده در مورد برنامه هسته‌ای ایران این است که این کشور در آستانه تولید اورانیوم کافی برای ساخت تسلیحات هسته‌ای است این پیشرفت هسته‌ای نیز باید مدنظر قرار گیرد. چهارم، باید رژیم بازرسی دقیقی در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران در دستور کار قرار گیرد و ایران باید با نظارت دقیق بین‌المللی بر برنامه‌ هسته‌ای خود موافقت کند. پنجم، با ایران باید از موضع قدرت گفت‌وگو کرد. ایران اغلب از گفت‌وگوها به‌عنوان کسب امتیاز، تضعیف راه‌حل بین‌المللی و وقت‌کشی استفاده کرده است. موفقیت این گفت‌وگوها به درک ایران از پیامدهای منفی احتمال گفت‌وگوها بستگی خواهد داشت.»
با دقت در نکات مورد نظر راس و همفکرانش معلوم می‌شود گروه بانفوذی در آمریکا قائل به هیچ‌گونه برخورداری قانونی ایران از امتیازات و قابلیت‌های هسته‌ای نیستند و معتقدند که ایران کلاً باید تمام فعالیت‌های هسته‌ای‌اش را تعطیل کند و به نقطه‌ صفر بازگردد. این نکته دقیقی است که شاید مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با منتسب دانستن آن به گروهی حاشیه‌ای در آمریکا و نه در هیئت حاکمه آن را بی‌اهمیت بداند و نادیده بگیرد، اما در صحنه مدیریت کلان نمی‌توان آن را نادیده گرفت و باید صحنه را آنچنان مدیریت کرد که امثال این موضوع نیز در زیر چتر آن مدیریت قرار گیرند و این چیزی است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دقیقاً به آن توجه دارند.

شناخت حرکت جدید دشمن
فشار و ایستادگی دولت نهم و دهم در گفت‌وگوی هسته‌ای در برابر طرف غربی و نه گفتن به مطالبات غیرقانونی و زورگویانه آمریکا، برای آنان آنچنان سنگین و تحمل‌‌ناپذیر شده بود که استقبال آن از رویکرد جدید دولت یازدهم تا حد زیادی قابل پیش‌بینی بود. آنها به محض مواجه شدن با این رویکرد به جای استفاده از آن برای حل وفصل قانونی و عادلانه مباحث هسته‌ای با تصور غلط از علت این رویکرد بلافاصله به حیله‌گری و فریبکاری و فرصت‌طلبی روی آوردند و از اتفاقات رخ داده در دو ماه گذشته برای تآثیرگذاری بر افکار ایرانیان و ایجاد اشتهای کاذب و تصور باطل برای آنها استفاده کردند. همراهی عده‌ای غافل و جمعی مغرض در برخی رسانه‌ها در داخل با برنامه آمریکا خطرات پیامدهای منفی تداوم این حرکت را که با ذوق‌زدگی مقامات آمریکایی و وابستگان داخلی آنها همراه بود، آشکار ساخت و لازم بود در نقطه‌ای به آنها ضربه سنگین وارد شود، که آنها خود را آماده ساخته بودند تا از آن نقطه به عنوان سکویی برای پرش بزرگ‌تر استفاده کنند. یعنی ضعیف و بی‌روح برگزار شدن مراسم روز ۱۳ آبان که قضیه درست برعکس شد.

رکن سوم دیپلماسی ایرانی
دیپلماسی به معنای رایج ومتعارف دو رکن دارد یکی ثابت و دیگری متغیر. رکن ثابت آن، برنامه است. دیپلمات‌ها بر اساس برنامه مشخص و تدوین شده به سراغ موضوعات می‌روند و در جلسات گفت‌وگو با همتایان خارجی خود شرکت می‌کنند. به غیر از ویژگی‌های شخصی دیپلمات‌ها که می‌تواند بر روند گفت‌وگوها تأثیرگذار باشد آنچه که مسیر مذاکرات را تعیین می‌کند، برنامه دو طرف مذاکره است که کمتر مجازند خارج از آن حرکت و توافق کنند. رکن متغیر، فرصت‌های غیرقابل پیش‌بینی است که در حین مذاکرات پدید می‌آید و استفاده از آن تا حد زیادی به ویژگی‌های فردی دیپلمات‌ بستگی دارد. نمونه اخیر این قضیه در موضع‌گیری جان‌کری، وزیر امور خارجه آمریکا درباره حمله آمریکا به سوریه دیده شد که وی در یک سفر خارجی در این باره گفت تنها راه حمله نکردن آمریکا به سوریه، تحویل سلاح‌های شیمیایی این کشور است که لاوروف، وزیرخارجه روسیه با شنیدن این سخن بلافاصله واکنش مثبت نشان داد و آن را مناسبی ارزیابی کرد و پذیرفت و اجازه نداد کری از حرفش برگردد.
بیشتر کشورهای جهان با تفاوت اندکی در چارچوب چنین دیپلماسی عمل می‌کنند و به دلایلی نمی‌توانند از ظرفیت ملی و مردمی برای تقویت و تأثیرگذاری بر دی‍پلماسی استفاده کنند. برخلاف بیشتر کشورهای جهان تعامل سیاسی حکومتی مردمی در ایران به پدیده ارزشمندی تبدیل شده که می‌توان آن را «ابزار برتر» دیپلماسی ایرانی نام نهاد که در اختیار رهبری است و معمولاً ایشان از آن استفاده می‌کنند هر چند در مقیاس کوچک‌تر سایر مسئولان نیز به تبعیت از رهبری و در راستای نگاه ایشان از آن بهره می‌برند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در بیانات‌شان در آستانه برگزاری مراسم ۱۳ آبان بسیار هنرمندانه از این ابزار استفاده کردند و موجب شدند این روز به جای تبدیل شدن به سکوی پرش آمریکا به ابزار فشار بیشتر ایران به آمریکا مبدل شود.

دو ویژگی شخصی امام خامنه‌ای
مشی رهبری امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) متشکل از ویژگی‌های متفاوتی است که بعضاً برحسب نیاز و نوع موضوع، برخی از آنها برجسته‌تر می‌شوند. دو ویژگی از ویژگی‌هایی که در مقابله با حرکت جدید آمریکا پررنگ‌تر دیده می‌شوند عبارتند از:
۱ ـ بهره‌گیری از «نکته‌آفرینی در بستر کشت و برداشت»؛ امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در مسائل خاص و مهم نکته آفرینی‌های منضبط و با برنامه و نیز با نظر به آینده دارند که در زمان‌های متفاوت به بهترین نحو به کار می‌آیند و در مصونیت کامل و بدون هرگونه هزینه روشنگری و گره‌گشایی می‌کنند. یکی از نمونه‌های برجسته این نکته‌ آفرینی که این روزها زیاد هم مطرح است و در حال حاضر سیاست هسته‌ای نظام با توجه به آن تنظیم می‌شود. «نرمش قهرمانانه» است که معظم‌له بذر آن را هفده سال پیش‌ کاشتند و این اواخر برداشت کردند. سابقه روشن هفده ساله آن مانع از برخی تحلیل‌های بی‌اساس و واکنشی و نسنجیده شد. ایشان در ۱۲ آبان نیز با بیان «خوشبین‌ نبودن به مذاکرات» و همچنین «پذیرش مذاکرات» از همین ویژگی‌ استفاده کردند.
۲ ـ دامنه‌دار کردن مفاهیم؛ از آنجایی که درباره این ویژگی در سرمقاله صبح صادق شماره ۶۲۰ مورخ (۲۲/۷/۹۲) شرح مفصلی داده شد، تنها به این نکته اشاره می‌شود که امام خامنه‌ای در دیدار مذکور با بیان نمونه‌های روشن و دقیق تاریخی «خوشبین نبودن به مذاکرات» را با سند دامنه‌دار کردند؛ اما اتفاق جدید در این مرحله قرار دادن آن در این ترکیب است: حمایت از مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران و خوشبین نبودن به مذاکرات» که بعد بیشتر به آن پرداخته می‌شود.

خراب کردن بازی دشمن
پس از شناخت بازی خطرناکی که دشمن آغاز کرد، ضروری‌ترین کار خراب کردن آن بود که در چهار محور انجام گرفت:
۱ـ حمایت از مذاکره‌کنندگان ایرانی؛ یکی از عواملی که بر قدرت گروه مذاکره‌کننده تأثیر دارد و آن را کم و زیاد، معتبر و بی‌اعتبار می‌کند. جایگاه و پایگاه اجتماعی آن در داخل است که با میزان موافقت‌ها و مخالفت‌های داخلی سنجیده و اندازه‌گیری می‌شود. هر چند که در مواردی برخی مخالفت‌های داخلی سبب پیشبرد کار مذاکره‌کننده می‌شود، اما همیشه اینگونه نیست و در صورت نامعلوم بودن باید از سیاست کلان تبعیت کرد که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) آن را مشخص کردند و کسانی که در داخل تاکنون خارج از این چارچوب عمل کردند باید رفتار خود را با آن تنظیم کنند تا یکی از نقاط امید و فرصت‌های دشمن کور و سوخته شود.
۲ـ محدود بودن چارچوب مذاکرات؛ وجود سابقه مذاکرات خاص ایران با آمریکا مانند بحث افغانستان و عراق در حافظه ایرانیان مانع از آن بود که آمریکایی‌ها از مذاکرات خاص هسته‌ای بتوانند سوءاستفاده کنند؛ از این رو به اشکال مختلف سعی می‌کردند با شکستن حصار خاص بودن آن و تعمیمش به مسائل دیگر، جامعه ایران را به تلاطم و نوعی طمع و امید واهی وادارند.
۳ ـ خوشبین نبودن به مذاکرات؛ طرف غربی پس از سفر آقای روحانی و هیئت همراه به نیویورک و گفت‌وگوی ظریف با کری و تماس تلفنی اوباما با روحانی و گفت‌وگوهای هسته‌ای در ژنو با ابراز خشنودی‌های متفاوت و استقبال از آن و حتی ابراز شادمانی‌هایی تلاش می‌کرد مسیر دلخواه خود را برای مذاکرت تثبیت کند و با هدایت زیرکانه مذاکره‌کنندگان ایرانی به این مسیر به هدف تعیین شده برسد. با ادامه این وضع بیم آن بود که جو ساخته شده آنقدر سنگین شود که فرصت خروج از آن از بین برود با بیان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) که اعلام کردند «به مذاکرات خوشبین نیستند» این جو شکسته شد.
۴ـ مفید دانستن مذاکره بدون لحاظ کردن نتیجه؛ یکی از اتهامات طراحی شده دشمن به ایران که با هدف فریب دادن افکار خارجی و داخلی انجام گرفته، بی‌منطق و گریزان بودن ایران از مذاکره بود. آنها از این بهانه زیاد استفاده کردند و قصد داشتند همچنان از آن برای فریب افکار عمومی و متهم ساختن ایران استفاده کنند با رفتن ایران به پای میز مذاکره و انجام مذاکره متفاوت با گذشته، این بهانه از آنها گرفته شد و با پیوند آن به مذاکرات سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ که بعدها در حوزه منافع ایران قرار گرفت، برای آن فایده‌ای ذکر شد که مانع سوءاستفاده دشمن از آن می‌گردد.

بازی‌سازی برای ایران
با خراب کردن بازی دشمن نوبت به بازی‌سازی برای ایران رسید که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) آن را بر مدار عبارت «حمایت از مذاکره‌کنندگان ایران و خوشبین نبودن به مذاکرات» آغاز کردند. این عبارت متناقض‌نما آنچنان کاری بود که فردای آن روز، روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» با نوشتن عبارتی حیرت و سرگشتگی خود را از آن نشان داد. این روزنامه نوشت: «رهبر ایران از یک سو پیامی دوگانه و تاحدی متناقض در مورد عدم اعتماد به گفت‌وگوکننده‌های آمریکایی‌ می‌دهد و از سوی دیگر گفت‌وگوها با‌ آمریکا را مورد انتقاد قرار نمی‌دهد و گفت‌وگوکنندگان را سازش‌کار نمی‌خواند.» به نظر می‌رسد تمامی طرف‌های ایران گرفتار این تحیر و سرگشتگی شده‌اند و نه به درستی می‌دانند با این سیاست، ایران دنبال چیست و نه می‌دانند، چه باید بکنند و این یعنی بازسازی برای طرف ایرانی که بتواند در فضای رسته از چنگال آهنین دشمن هوشمندانه و سربلند از رفتار هوشمندان رهبرش که معادله را چنین زیرکانه و هوشمندانه تغییر داد، راه‌های دستیابی به حقوق مسلم ملت ایران را جست‌وجو کند. اینگونه بود که ورود داهیانه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به عرصه‌ای که دشمن برای سازمان دادنش تلاش زیادی کرده بود تا بازی دوسر باخت را برای ایران رقم بزند، موجب شد تا بازی دوسر برد برای ایران رقم بخورد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

پیام اصلی یک حماسه
راه‌پیمایی عظیم ۱۳ آبان امسال را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات ضدآمریکایی ملت ایران از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون و در این مناسبت مهم دانست و به‌نوعی می‌توان آن را همه‌پرسی ایرانیان درباره آمریکا هم به حساب آورد. جالب‌تر اینکه، این تجمع گسترده در مقطعی برگزار ‌شد که بحث مذاکره با آمریکا بیش از هر زمان دیگری مطرح است و در حالی که چند ماهی است، رسانه‌ها و پایگاه‌های مجازی و برخی شخصیت‌های جریانی خاص با ترفندها و گفته‌های عوام‌فریبانه خود سعی در القای نیاز ایران به ارتباط و مذاکره با آمریکا داشته و در این راه هم از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کنند، راه‌پیمایی امسال نشان داد که برخلاف نظر و خواست این جریان سازشکار، حرف مردم چیزی دیگری است و از نگاه مردم، آمریکای امروز با آمریکای سال ۵۷ نه‌تنها هیچ تغییری نکرده که بدتر نیز شده است. به همین دلیل است که سیل خروشان مردمی در این روز به خیابان‌ها سرازیر شد تا بگویند که ایرانی‌ها هنوز هم به آمریکا اعتمادی ندارند و برخی عوام‌فریبی‌های داخلی و خارجی نتوانسته نگاه دقیق مردم را نسبت به آمریکا تغییر دهد. اما نکته جالب در راه‌پیمایی امسال، نوع پوشش و انتشار و واکنش برخی داخلی‌ها و خارجی‌ها درباره این تظاهرات گسترده مردمی بود. نشریات تندرو اصلاح‌طلب مانند؛ شرق، قانون، ابرار، آفتاب یزد و چند نشریه دیگر این جریان، باوجود پوشش گسترده این راه‌پیمایی در بسیاری از نشریات دیگر، از کنار این مراسم به سادگی گذشتند و تیترها و تصاویری دیگری را به جای انعکاس این رویداد مهم برجسته کردند. اما برخی رسانه‌های غربی منصف‌تر بودند و از عظمت و گستردگی آن گفته و تحلیل کردند. خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس در این‌باره نوشت: «چنین تظاهراتی هر سال بیرون سفارت پیشین آمریکا برگزار می‌شود، ولی تظاهرات روز دوشنبه(۱۳ آبان) بزرگ‌ترین تظاهراتی است که پس از سال‌ها اتفاق می‌افتد» روزنامه انگلیسی تلگراف نیز نوشت: «ایران بزرگ‌ترین راه‌پیمایی ضدآمریکایی در چند سال اخیر را برگزار کرد.» در مقابل، برخی از رسانه‌های غربی و صهیونیستی هم سعی کردند تا این راه‌پیمایی عظیم را به نمایش قدرت تندروهای ایران و صرفاً گروهی خاص ارتباط دهند. در همین زمینه، پایگاه اینترنتی «کریستین ساینس مانیتور» نوشت: «این تظاهرات نمایش قدرت تندروهایی بود که به‌دنبال چالش‌سازی برای حسن روحانی بودند»! برخی سران آمریکایی هم همین خط را پی گرفته و اعلام کردند. اما آیا واقعاً این چنین بود؟!
حقیقت این است که برخلاف نظر این رسانه‌ها و مقامات غربی، راه‌پیمایی ۱۳ آبان امسال ایران منحصر به گروه یا افرادی خاص نبود و بسیاری از جریانات سیاسی، مردم و حتی برخی وزرای آقای روحانی نیز در آن شرکت داشتند. اما در تحلیل حضور گسترده مردم و مسئولان در این تظاهرات باید گفت؛ واقعیت امر این است که باوجود برخی ذوق‌زدگی‌ها و استقبال قابل تأمل جریان سازشکار و فتنه برای نزدیکی و ارتباط با آمریکا، مردم ایران به خوبی می‌دانند که آمریکایی‌ها برخلاف برخی اظهارات به ظاهر دوستانه درباره مذاکره و ارتباط، برخلاف آن عمل کرده تا جایی که حتی هنوز هم از گزینه نظامی و افزایش تحریم‌ها نام می‌برند! و هنوز هم حاضر نیستند حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسند. پس ایرانیان لزومی نمی‌بینند که در دیدگاه خود نسبت به آمریکا و استکبار جهانی تغییری دهند، چرا که سران آمریکایی خود تغییر نکرده‌اند و حتی گستاخ‌تر نیز شده‌اند! از همین‌رو است که امسال گسترده‌تر از همیشه در این مراسم شرکت کردند تا این پیام را، هم به جریان سازشکار و فتنه داخلی و هم به آمریکایی‌ها بدهند که تا آنان واقعاً دست از عناد و خصومت‌ورزی علیه ایران بر ندارند، ملت ایران به آنان همچنان به چشم دشمن می‌نگرند. به عبارتی غرب باید رفتار و گفتار خود را در عمل اصلاح کند. ایرانیان با این تظاهرات گسترده اعلام کردند که هنوز هم به غرب به سرکردگی آمریکا بی‌اعتمادند در عین حالی که به تیم مذاکره‌کننده و دولت خود اعتماد دارند. پیام اصلی این تجمع بزرگ این بود.


نگاه دو
علی حیدری

خواننده‌ای که صدای دشمنان را درآورد!
ترانه جدید «مرگ بر آمریکا» که با صدای «حامد زمانی» اجرا و در آستانه 13 آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی منتشر شد، بلافاصله در فضای مجازی، با استقبال گسترده کاربران مواجه شد، تا حدی که این ترانه در زمان بسیار کوتاهی در صد‌ها وبگاه و وبلاگ بازتاب یافت و بسیاری از فعالان فضای مجازی در پایگاه‌ها، وبلاگ‌‌ها و صفحات شخصی خود در اینترنت به تحسین این اثر هنری پرداختند. همچنین این اثر خواننده جوان و انقلابی کشورمان بازتاب فراوانی در شبکه‌های اجتماعی خصوصاًً «فیس بوک» داشت.
نقطه اوج این اثر هنری زمانی بود که حامد زمانی با حضور در تجمع بزرگ ضد آمریکایی ملت ایران در مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکا، برای اولین بار آن را اجرا کرد که پس از آن، بازتاب این ترانه فراتر از مرزها و فضای مجازی رفت و واکنش‌هایی را از سوی رسانه‌های غربی نیز در پی داشت. «آسوشیتدپرس»، «صدای آمریکا» و «رادیو فردا» از جمله رسانه‌هایی بودند که اخباری را درباره این ترانه روی خروجی خود قرار دادند. آنها به طور تلویحی نسبت به خلق این اثر ابراز نارضایتی کردند و به خیال خود این حرکت را تلاش تندرو‌ها برای افزایش خشم عمومی مردم ایران علیه آمریکا معرفی کردند! «واشنگتن‌پست» هم نوشت: «برخی به اين اميد كه ميزان انتقادات مردم در جريان مذاكرات هسته‌اي را بالا نگه دارند، در مقابل سفارت قديم آمريكا در تهران از آهنگ جديد «مرگ بر آمريكا» رونمايي كردند.»
حامد زمانی از جمله میلیون‌ها جوان ایرانی است که معتقد به ارزش‌های اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی هستند. او قاری قرآن، مداح اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و خواننده آهنگ‌های ارزشی و انقلابی است و مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران دارد. کارهای ارزشمند پیشین این هنرمند جوان در دوره‌های مختلف نیز مورد هجمه شدید رسانه‌ها و عوامل ضدانقلاب قرار گرفته است که اوج آن هنگامی بود که تیتراژ فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» که به فتنه سال88 می‌پرداخت را خواند. وی آثار زیادی در دفاع از ارزش‌های اسلامی انقلابی دارد که که به زبان امروزی و مورد علاقه نسل جوان خوانده شده است.
اما این اتفاق هنری سبب شد تا ضرورت توجه به دو نکته مهم را یادآوری کنیم:
نکته اول اینکه، در دوران جنگ نرم که باید با قدرت نرم به مقابله با دشمن رفت، موسیقی و هنرهای مرتبط با آن جایگاه ویژه‌ای دارند که آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته و ضرورت دارد در این باره اقدامات جهادی فاخری صورت پذیرد. تأثیر سرودها و آهنگ‌های حماسی و انقلابی در پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس در کنار نوحه‌ها و مراثی اهل بیت(علیهم‌السلام) بر کسی پوشیده نیست. اما متأسفانه با گذشت زمان، دشمنان انقلاب در یک حرکت خزنده و تهاجم بی‌امان فرهنگی دشمن با استفاده از ظرفیت عوامل نفوذی و وارد کردن ابتذال به عرصه هنر، کوشیدند تا جایگاه و حوزه نفوذ هنرمندان متعهد و انقلابی را تنزل دهند و آنان را از این فضا خارج و یا حوزه نفوذشان را به شدت محدود کنند و این وضعیت، فضایی را فراهم کرد برای عرض‌اندام عده‌ای که بعضاً حتی بدون داشتن درونمایه‌های اصلی موسیقی و آواز به جای تأثیرگذاری فعالانه در توسعه تمدنی ایران اسلامی به ترویج موضوعات نازل اجتماعی و روابط دو جنس مخالف و... پرداختند.
نکته دوم که پیشتر نیز به آن اشاراتی داشتیم؛ ضرورت حمایت و پشتیبانی از چنین هنرمندانی است که بدون توجه به زرق و برق‌های دنیای غرب از استعداد و توان هنری خود برای اعتلای فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی تلاش می‌کنند. مسئولان و متولیان جنگ نرم و دستگاه‌های فرهنگی کشور توجه داشته باشند که نسل جوان هنرمندی که در حوزه‌های مختلف دغدغه نقش‌آفرینی دارند، هم نیازمند حمایت مادی و ایجاد بستر برای ظهور و بروز استعدادهای‌شان هستند و هم در مواردی که در بالا ذکر شد نیازمند حمایت در برابر موج تخریب رسانه‌ای دشمنان و بدخواهان انقلاب، تا خدای نکرده این هجمه‌ها، تخریب‌ها و حتی تهدیدها سبب تضعیف اراده و عزم آنان نشود.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

گزارشی از فعالیت‌های قرارگاه خاتم در پارس جنوبی
می‌خواهیم‌کارمان بماند نه ناممان

فرهاد مهدوی

مقدمه
قرارگاه خاتم در پارس جنوبی برخلاف اسمش که تداعی‌گر جنگ ابزار، زمین، دریا و گاز است، عرصه فعالیت فرهنگی، دینی و سیاسی نیز است و شاید در این منطقه سیاست معنای رساتری از کلان‌شهرها داشته باشد، در نقاط مختلفی از کارگاه‌های پارس جنوبی جملاتی از حضرت امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) و ائمه معصوم(علیهم‌السلام) نقش بسته است که نیرو و انرژی مضاعفی به کارگران می‌دهد. یکی از جملات زیبا، این جمله حضرت امام خمینی(ره) است که فرمودند: «کاری کنید که بماند نه اینکه بمانید» و حقیقتاً قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در پی این نبوده است که با گرفتن پروژه‌های ملی، خود را ماندگار کند و پایه‌های خود را تثبیت نماید، بلکه به دنبال این بوده است که پروژه‌ها را با کمترین قیمت و پایین‌ترین پیشنهاد به اجرا در بیاورد و در برخی از مناقصه‌ها نیز دعوت به شرکت می‌شود تا تأیید پیشنهاد حداقلی قرارگاه سبب شود، دیگر پیمانکاران، قیمت منصفانه‌ای پیشنهاد دهند!
قرارگاه خاتم‌الانبیا پروژه‌هایش را در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با بالاترین کیفیت به انجام می‌رساند، زیرا که منافع نظام و انقلاب و پیشرفت کشور و حرکت چرخ‌دنده‌های اقتصادی مملکت را مهم‌تر از هر دغدغه دیگر می‌داند. قرارگاه خاتم به‌دنبال ماندن نیست، بلکه به‌دنبال انجام کارهای ماندگار است.
قرارگاه خاتم‌الانبیا پروژ‌ه‌هایی را در سخت‌ترین اوضاع امنیتی، محیطی و جغرافیایی به اجرا در آورده و شهیدانی را نیز در این راه تقدیم انقلاب کرده است، کارهای بزرگی که کمتر پیمانکارانی می‌توانند در آن اوضاع سخت فعالیت کنند. بسیاری از یاران شهید این قرارگاه اسم‌شان هنوز به‌دلیل مظلومیت قرارگاه با زبان‌ها و گوش‌ها آشنا نشده است. خاتم‌الانبیا با یک نگاه جهادی در این منطقه اقتصادی، عملیات می‌کند، عملیات‌های‌شان به مانند دوران دفاع مقدس رمز یا زهرا(س) و یا حسین(ع) و... دارد آنها از دفاع مقدس آموخته‌اند که در شرایط سخت و در زمان‌هایی که دشمنان در حال نعره کشیدن و تهدید نظامی و اقتصادی ایران هستند با اتکا و توکل و شجاعت مثال‌زدنی، گره‌ها و دام‌های تنیده شده را یک‌به‌یک باز کنند و مسیر افتخار را بگشایند.
برخی از بروبچه‌های قرارگاه خاتم این جمله فرمانده سابق‌شان، سردار قاسمی که هنگام افتتاح و آغاز کار این فازها بر زبان جاری کرد را سرلوحه کار قرار داده‌اند که ما باید کاری بکنیم که دیگران نمی‌توانند انجام دهند و با این کار، راه پیشرفت اقتصادی کشور را باز کنیم و این می‌شود یک معبری برای پیشرفت کشور. در ادامه مصاحبه با برخی مسئولان و کارکنان قرارگاه را با هم می‌خوانیم.

غفلت از بزرگ‌ترین منبع گازی جهان
میدان گازی پارس جنوبی یکی از بزرگ‌ترین منابع گازی مستقل جهان است که بر روی خط مرزی مشترک ایران و قطر در خلیج‌فارس قرار دارد و یکی از اصلی‌ترین منابع انرژی کشور به شمار می‌رود. وسعت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است. ذخیره گاز این حوزه بیش از ۱۴ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی و افزون بر ۱۸ میلیارد بشکه میعانات گازی است که حدود ۹ درصد کل ذخایر گاز جهان و حدود ۴۸ درصد ذخایر شناخته شده کشور تامین شده است. با توجه به وسعت این میدان، توسعه آن در فازهای مختلف با هدف تأمین تقاضای رو به رشد گاز طبیعی مورد نیاز کشور و تزریق آن به میادین نفتی و همچنین صادرات گاز، میعانات و خوراک واحدهای پتروشیمی در دستور کار شرکت ملی نفت ایران قرار گرفت.
کشور قطر بیست سال پیش از ما بهره‌برداری از گاز این منطقه را به کمک پیمانکاران خارجی شروع کرد و اکنون گاز نه‌تنها وسیله درآمدی مهمی برای این کشور شده است، بلکه توانسته است مایحتاج کشورهای اروپایی و آمریکا را به‌صورت همیشگی و ارزان تأمین کند. این در حالی است که در دوران غفلت‌آمیز گذشته این فرصت برای شرکت‌های غربی و کشور قطر فراهم شد که یک نوع غارت در منابع گازی ایران نیز صورت بگیرد، زیرا مخازن گاز دارای سیالیت هستند و اگر بخشی از آن بهره‌برداری شد گازهای سایر نقاط هم به سمت آن نقطه کشانده می‌شود.
در حالی که کشور قطر روزانه ۵۰۰ هزار میلیون متر مکعب گاز از این منطقه بهره‌برداری می‌کند جمهوری اسلامی باید با پیمانکاران توانا، مسیر رسیدن به قطر را کوتاه‌تر می‌کرد و قرارگاه خاتم یکی از این پیمانکاران بود که عزم خود را برای حراست از منابع زیرزمینی کشور جزم کرد و وارد یک جهاد اقتصادی در عرصه داخلی و بین‌المللی شد.

برای اولین‌بار از صفر تا صد تنهایی رفتیم
پس از واگذاری پروژه بزرگ ملی پالایشگاه فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی از سوی دولت، قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) با بهره‌گیری از توانمندی‌های داخلی و با سازماندهی و ایجاد گروه‌های مهندسی مطالعات FEED طراحی پالایشگاه توسط کارشناسان و متخصصان بومی را برای اولین بار انجام داد. این پروژه کلیدی، در نیمه دوم سال ۸۵ توسط شرکت نفت و گاز پارس به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) سپاه واگذار شد. در هنگام اجرای مراحل مختلف پالایشگاه، رکوردهای بی‌نظیری توسط سخت‌‌کوشان و دست‌اندرکاران پروژه در بخش‌های دریا و خشکی زده شد. پیشرفت مهندسی این پروژه به عنوان یکی از بهترین پالایشگاه‌ها از جهت PrFormanc و راندمان شناخته شد، به‌گونه‌ای که این تجربه هم‌اکنون به‌عنوان الگوی سایر فازهای باقی‌مانده قرار گرفته است. «صفر تا صد این پروژه از مرحله مطالعات تا راه‌اندازی با بهره‌گیری از ظرفیت داخلی و توانمندی‌های فنی و تخصصی فرزندان ملت ایران در قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) سپاه صورت پذیرفته است.» با اجرای این پروژه باور ملی افزایش یافت و بار دیگر ظرفیت و توان ما در زمینه مدیریت و اجرای پروژه‌ای بزرگ و راهبردی در کشور به رخ کشیده شد.

روحیه جهادی و سه اثر مهم آن بر کشور
مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه خاتم از این اقدامات جهادی کارکنان قرارگاه با عنوان گشایش معبرهایی توسط سربازان جهادی امام خامنه‌ای سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: آن روزی که پای ما به این مجموعه باز شد خیلی این پیشرفت‌ها را باور نداشتیم. ولی به‌دلیل باورهای اعتقادی امروز در عرصه سازندگی وارد پروژه‌های بسیار پیچیده‌ای شده‌ایم که هیچ شرکت بین‌المللی توانایی انجام آن را ندارد.
به گفته یکی از مهندسان و مسئولان، ساخت پروژه فعالیت‌های جهادی قرارگاه سه اثر مهم در کشور داشته است:
اول: قرارگاه توانست شاخص‌سازی کند و رکوردهایی که قرارگاه زده است، هیچ‌کدام از شرکت‌های رقیب نتوانسته‌اند به آن اهداف برسند؛ ما با همه شرایط سخت و دشوار تحریم، مشکلات مالی و... شاخص‌های بسیار خوبی در فازهای پارس جنوبی اجرا کرده‌ایم که ملاکی برای سایر شرکت‌ها شده است.
دوم: ما توانسته‌ایم توانمندی‌های نظام را ثابت کنیم؛ خطاب به مسئولان کشوری که برای بازدید به اینجا آمده‌اند گفته‌ام ما پیمانکار نیستیم، بلکه دنبال منافع آن نیز نیستیم و دنبال این هستیم که نشان دهیم می‌توانیم با اتکا به ظرفیت‌های جوانان کشور این کار عظیم را انجام دهیم. الان در رکورد زمان‌بندی از همه شرکت‌های فعال در پارس جنوبی جلو زده‌ایم.
یکی از تفاوت‌هایی که ما با سایر شرکت‌ها داریم، ملامت نفس مجموعه است. هر کدام از این شرکت‌ها هشت‌هزار میلیارد دلار گردش مالی داشته است و کوچک‌ترین فساد مالی نداشته‌ایم، در حالی که در بسیاری از شرکت‌ها و پیمانکاران دیگر این‌گونه نیست. این موضوع، به دلیل الطاف الهی و زحمات دوستان و تلاش کارکنان قرارگاه و حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه است؛ روابط نزدیک و صمیمی و برنامه‌های خوبی که برای افزایش بصیرت کارکنان مانند احکام شرعی و... اجرا می‌شود، سبب مصونیت آنها در برابر تهدیدها است.
سوم: حرکت منحصربه‌فرد پروژه‌های جدید این است که آن پروژه‌ها تماماً به دست متخصصان داخلی ساخته شده است؛ ما بیش از گذشته (حدود سه برابر) از صنعت داخلی استفاده کرده‌ایم، حداقل ۵۰ هزار تن سازه فلزی که پیشتر به‌طور مستقیم از خارج می‌آمد، توسط شرکت‌های داخلی ساخته شده است. پروژه‌های ما حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد از کالاهای داخلی است که پیشتر از خارج کشور تأمین می‌شد، اما دوران سخت تحریم‌ها و مشکلات نقل و انتقال پول و تعهدناپذیری واردکنندگان سبب شد که این کالاها در داخل کشور ساخته شود و دو میلیارد دلار در داخل هزینه شود.ما توانسته‌ایم ثابت کنیم که تحریم‌ها نتوانسته است خود را بر ما تحمیل کند و ما امروز خود را از قید تحریم‌ها رهانیده‌ایم.

قرارگاه نگاه سیاسی به خدمت برای مردم ندارد
قرارگاه خاتم‌الانبیا، نگاه سیاسی به دولت‌ها ندارد و وظیفه خود می‌داند که به مردم خدمت کند و به دلیل همین نگاه‌ها هم تاکنون با دولت‌های هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد کار کرده است و با دولت آقای روحانی هم کار می‌کند.
حجت‌الاسلام دهقانی، نماینده ولی‌فقیه در قرارگاه خاتم با ذکر نکته فوق گفت: ما در قرارگاه چند اصل را اعلام کرده‌ایم و آماده‌ایم این تجربیات را انتقال دهیم؛ ۱ـ سرعت؛ ۲ـ کیفیت که پروژه‌های ما دارای برترین کیفیت می‌باشد. در حالی که برخی از کارفرمایان از ما می‌خواستند که به طور صوری برخی از پروژه‌ها را به بهره‌برداری برسانیم، اما ما مخالفت کرده‌ایم. از طرف دیگر، سپاه به دنبال این نبوده است که در قیافه یک پیمانکار ظاهر شود و پروژه را طولانی کند؛ زیرا برای سپاه سود اصل نیست؛ اصل، خدمت به دولت و مردم است.
ما می‌خواهیم فرهنگ پیمانکاری را تقویت کنیم؛ می‌خواهیم این پیام را به بخش‌های اقتصادی بدهیم که می‌شود پیمانکار بود و حیف و میل نکرد.
یکی از دلایل عملیات‌های روانی شدید علیه قرارگاه خاتم، کوتاه کردن دست اجانب از منابع کشور است. آنهایی که دست به چنین اقداماتی می‌زنند می‌دانند که سپاه چه فعالیت‌های بزرگی را به انجام رسانده است. ما با این اعتمادبه‌نفس، قدم‌های بزرگی را برای استقلال کشور برداشته‌ایم.
حضرت امام(ره) به ما آموخت که اگر به دست توانای الهی و توانایی‌های خودتان اعتماد داشته باشید می‌توانید اثرگذار باشید.
اولین موافق فعالیت‌های قرارگاه در حال حاضر، مقام معظم رهبری است که مرتب گزارش‌های قرارگاه را دریافت می‌کند و پس از ایشان، دولت‌ها نیز با عملکرد قرارگاه مشکلی ندارند. بخش سوم، شرکت‌های خصوصی هستند که از قرارگاه حمایت می‌کنند زیرا قرارگاه از همه آنها استفاده می‌کند.
هم‌اکنون پنج‌هزار پیمانکار خصوصی با قرارگاه خاتم در حال فعالیت هستند و ما درصدد نیستیم که با بخش خصوصی رقابت کنیم؛ زیرا ما تنها با استکبار رقابت می‌کنیم.
قرارگاه بسترساز اجرای اصل ۴۴ است و ما پیمانکاری عرصه سازندگی را برای پاسداری پذیرفته‌ایم و ما یک مجموعه منعطف برای پیشرفت و آبادانی کشور هستیم.
یکی از مهندسان و فرماندهان عزت و آبروی کشور نیز در فازهای ۱۵ و ۱۶ گفت: قرارگاه آمد که جای شرکت‌های چندملیتی را پر کند و نه‌تنها این کار را کردیم، که حتی در برخی از جاها از آنها جلو زدیم و از آنها بهتر اقدام کردیم.

روحانیون کارگر
در پارس جنوبی سازه‌های مهندسی و اخلاقی با هم قد می‌کشند، روحانیونی که روزهای سخت زندگی را به جان خریده‌اند و در فازهای پارس جنوبی به‌دنبال آن هستند که اوضاع سخت زندگی کارگران و کارکنان را کاهش دهند. حضور ۲۰۰ نفر روحانی در قرارگاه خاتم سر پروژه‌ها نشان از رفاقت دیرینه آنان با کارگران و کارمندان دارد و هیچ‌گاه لحظه‌های سخت کار نتوانسته است نمازهای جماعت، ادعیه و زیارات بین نمازها را کم و کوتاه کند. البته زیارت عاشورا نیز برخی صبح‌ها پیش از شروع به کار خوانده می‌شود. در برخی از فازها در پارس جنوبی ـ عسلویه سه روحانی حضور دارد که نماز جماعت را همزمان با اذان با خیل کارگران برگزار می‌کنند. برای هر ۵۰ نفر در قرارگاه یک روحانی در حال فعالیت است و نمازخانه‌های آراسته و مرتب و با سیستم صوتی عالی که حتی در مرکز کشور نیز کمتر دیده می‌شود، همراه با وسایل سرمایشی و گرمایشی مناسب در محل کارگاه‌ها ایجاد شده است که مسئولیت آنها به دست طلبه‌های جوان، خوشفکر و مومن است. قرارگاه حتی از «ریگ»ها (سکوهای حفاری) که بعضاً ۱۲۰ کیلومتر در داخل دریا هستند نیز غافل نمانده است و برای نمازخانه ۵/۱×۸ متری آنان که در هر مرحله نماز خواندن ۱۳ تا ۱۵ نفر جا می‌گیرند نیز یک روحانی اعزام کرده است.
مزه ترش و شیرین گاز
گاز شیرین، گاز ترش این واژه را بارها در فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی شنیده‌ایم، احساس خوب و سرشار از مسرت کارکنان و مهندسان این فازها از به‌دست آمدن گاز ترش و گاز شیرین کم‌کم داشت زیر زبان ما هم مزه می‌کرد، آنقدر با شور و حرارت از این دستاورد در پناه الطاف الهی سخن می‌گفتند که هر شنونده‌ای احساس می‌کرد میدان گازی پارس جنوبی میدان مبارزه مردان الهی برای سرافرازی کشور است.
گاز ترش فوق‌العاده سمی و کشنده است که از گاز شیرین جداسازی می‌شود و برای میادین گازی استخراج گاز به کار می‌رود. در زمینه تولید گوگرد، مصارف بهداشتی و... نیز از آن استفاده می‌شود.
فاز ۱۵ و ۱۶ یک سال پس از فاز ۱۷ و ۱۸ شروع به کار کرد، اما یک سال از آنها جلوتر است؛ به اعتراف کلیه مدیران متخصص صنعت نفت، این کار بسیار ارزنده‌ای بود و نشان داد که قرارگاه قدرت فوق‌العاده‌ای دارد.
یکی از مهندسان در توضیح توانایی قرارگاه می‌گوید: حضور در اینجا برای ما مشکلات جسمی و روحی فراوانی دارد؛ اما از آنجایی که می‌دانیم که پیشرفت در کارها روحیه و قدرت کشور ما را افزایش می‌دهد، آن مشکلات برای ما شیرین می‌شود؛ اینجا قابل مقایسه با زمان جنگ است. برخی از خانواده، زندگی و فرزندان خود گذشته‌اند و این خانه را خانه اول خود کرده‌اند.
شدت تحریم‌ها و سرعت پیشرفت
قرارگاه سازندگی خاتم در پارس جنوبی جایگزین شرکت‌هایی شد که به دلیل مسائل تحریم از ایران رفته بودند. وقتی این پروژه‌ها به قرارگاه ارائه شد که کشور در اوج جنگ اقتصادی تحریم‌ها بود و برخی از کشورهای اروپایی و آمریکا و بسیاری از تلفن‌ها و رایانامه همکاران ما را شنود می‌کردند و آنها را تحت فشار و تهدید قرار می‌دادند تا از ادامه همکاری با قرارگاه خودداری کنند. یکی از اقدامات دشمن علیه انقلاب اسلامی مقابله با فعالیت‌های قرارگاه خاتم است و به همین دلیل تلاش‌های ناکامی را در این رابطه داشته است که البته تاکنون موفق نشده‌اند. در این حال، برخی از دوستان و مسئولان باید توجه داشته باشند که از اقدامات دشمن‌شاد‌کن و مقابله با قرارگاه بپرهیزند، چراکه اقدامات انجام شده قرارگاه سبب شده است که شدت فشارها و تحریم‌های اقتصادی بر کشور ملموس نباشد.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

۱۳ آبان، دی‌‌ان‌‌ای ایرانیان و روکم‌کنی ظالمان!
دوشنبه هفته گذشته مصادف با روز ملی «مبارزه با استکبار جهانی»، یعنی ۱۳ آبان بود. مردم ایران برای سی‌وچهارمین بار حماسه آفریدند؛ این درحالی است که امسال تبلیغات برای عدم حضور در تظاهرات، هم از داخل و هم از خارج از کشور از ماه‌ها پیش آغاز شده بود. در این نوشته به قصد ادب و احترام به حماسه‌آفرینان تمام 13 آبان‌های تاریخ پرشکوه جمهوری اسلامی ایران، بنا داریم به بخشی از پیام‌ها و دستاوردهای تمام‌نشدنی حضور حماسی مردم همیشه در صحنه انقلاب در مراسم دشمن‌شکن امسال(13/8/1392) بپردازیم.
روز ملی مبارزه با استکبار، امسال به لحاظ اوضاع سیاسی روز و به جهت تابوشکني برخي جریانات، گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي از این روز ملی که بر طبل شعارزدايي از شعار ملي ايرانيان، يعني«مرگ بر آمريکا» می‌کوبيدند از حساسیت ویژه‌ای برخوردار بود. حضور پیش از 600 خبرنگار داخلی و خارجی بر اهمیت این مراسم می‌افزود.
اما پیام‌ها و پیامدها و دستاوردهای حضور صدها هزار نفری مردم آگاه و انقلابی ایران از حیث کمیت فراوان و از لحاظ کیفیت، کم‌نظیر چون دیگر آزمون‌گاه‌های مردم ایران بود و لازم است در ابعاد و ساحت‌های گوناگون و با دسته‌بندی‌های مختلف آن را بررسی کرد که از باب تیمن به اندکی از بسیار آنها اشارت می‌شود:
اولاً، این حضور سبب مصونیت فلسفه مبارزاتی و قوام‌بخشی مولفه‌های هویتی و گفتمانی تضاد ایدئولوژیکی و راهبردی ترسیمی خصومت نظام اسلامی با آمریکا به عنوان نماد نظام سلطه از سوی امام و رهبری بود. راه‌پیمایی امسال نشان داد دشمنی ملت ایران با آمریکا مبتنی بر یک فلسفه بوده و شعار ملي مرگ بر آمریکا در فرايندي تاريخي و به دليل ظلم‌ها و جناياتي که دولتمردان آمريکايي عليه ملت ايران تاکنون داشته‌اند شکل گرفته است و با ثمن بخس لبخند خدعه‌آمیز مذاکره‌کنندگان غربی زدودنی نیست و تا زماني که آمريکا از خوي و هويت استکباري خود عليه ملت‌ها و از جمله ملت ايران دست برندارد، ملت ايران از اين خواسته امام و رهبري عدول نخواهند کرد.
ثانیاً، دستاورد مهم بعدی جامعه‌پذیری نسل امروز از فرهنگ ایثار و مقاومت و مبارزه با نماد امپریالیسم و سلطه 13 آبانی است که آفرینندگان این فرهنگ را ندیده، اما با اعتماد به ندای رهبرش و افتخار به مبارزان قهرمان تاریخ کشورش امسال با افزودن برگ زرین دیگری به انبوه افتخارات ملی نقش‌آفرینی ، به‌گونه‌ای که دیلی استار حضور امسال دانشجویان و جوانان با شعارهای ضدآمریکایی را در این مراسم بسیار پرشور خواند.
ثالثاً، پاسخ قاطع ملت ایران به توهین مقامات غربی، دیگر پیام 13 آبان امسال بود که امید است امثال وندی شرمن، متوجه تمایز هویتی ملت ایران با سایر ملل دنیا و خودشان شده باشد و بداند «وحشی‌گری و بی‌صداقتی در خون آمریکایی‌هاست و در دی‌‌ان‌‌ای ایرانیان، روکم‌کنی ظالمان، مقاومت و موقعیت‌شناسی فراوان یافت می‌شود.»
رابعاً، حمایت و پشتوانه‌سازی دیپلماتیک برای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان از دیگر پیام‌های 13 آبان بود که ملت ایران از دولت می‌خواهند که با تلفیق هنرمندانه اصول عزت، حکمت و مصلحت با نرمش قهرمانانه، انقلاب را چند گام دیگر از این طریق به اقتضای شرایط جلو ببرند.


دريچه
گردآوری: اکبرکریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (3)
عمده‌ترین اقدامات اشغالگرانه در مقطع۱۹۱۵

اشغال بوشهر در ۱۹۱۵ و تأسیس پلیس شرق ایران عمده‌ترین اقدامات اشغالگرانه انگلیس در این مقطع بود. در مرحله سوم ـ آوریل ۱۹۱۷ تا ژانویه ۱۹۱۸ میلادی ـ انقلاب روسیه رخ داد؛ ارتش روسیه در ایران از هم پاشید و کشور را ترک کرد و شماری از باقی‌ماندگان ارتش تزاری در زیر چتر استعمار پیر قرار گرفتند و از آن به بعد در راستای منافع انگلستان به کشتار خود ادامه دادند. اتفاقات این دوره موجب شد انگلستان تمام خاک ایران و نیز بخش وسیعی از خاور نزدیک را به تصرف خود درآورد. بنابراین روسیه تزاری رقیب دیرینه انگلستان در ایران از صحنه خارج شد و دو قرارداد تقسیم ایران ـ اوت ۱۹۰۷ و مارس ۱۹۱۵ ـ ملغی گردید. با ورود ایالات متحده به نفع انگلستان و فرانسه، آنان از پیروزی خود اطمینان یافتند، به همین منظور انگلیس اقدامات ضدبشری خود در ایران را دو چندان کرد. با ورود نیروهای آمریکایی به اروپا، انگلیس قادر شد تا نیروهای بیشتری را در قالب نیروی موسوم به «دنستر فورس» به خاور نزدیک و ایران منتقل کند. افراد این نیرو از جبهه‌های غرب اروپا به ایران گسیل شده و در بهار ۱۹۱۸ به این کشور هجوم بردند.
مرحله چهارم از ژانویه ۱۹۱۸ آغاز شد که طی آن نیروهای انگلیسی به غرب، شمال و شرق ایران حمله کردند و مناطقی را که پیشتر در اختیار روس‌ها بود، با قتل و غارت اموال اهالی منطقه به اشغال خود درآوردند. تهاجم تمام‌عیار انگلیسی‌ها و اشغال بخش‌هایی از ایران که در قرارداد پنهانی ۱۹۱۵ به روسیه واگذار شد و پیش از آن در اشغال روسیه بود، موضوعی است که تاکنون بسیار گذرا به آن پرداخته شده است. از همان آغاز کار بریتانیا خبر تهاجم به غرب ایران را به‌شدت پنهان می‌داشت، به‌گونه‌ای که نیروی «دنستر فورس» که در برخی از منابع از آن به نیروی پلیس شمال تعبیر می‌شود، به «نیروی هیس ـ هیس» معروف شده بود.
انگلیسی‌ها تا ژوئیه ۱۹۱۸ ایران را به اشغال خود درآوردند. قرار بر این بود که نیروهای بریتانیا در مه ۱۹۲۱ ایران را ترک کنند؛ یعنی ایران حدود سه سال و نیم در اشغال نظامی بریتانیا قرار داشت. نیروهای بریتانیا در فوریه (و نه در ماه مه) ۱۹۲۱ میلادی، یعنی پس از راه‌اندازی کودتای ۱۲۹۹ (۱۹۲۱ میلادی) نیروهای خود را از ایران بردند. با این کودتا بریتانیا، دیکتاتوری رضاخان را ـ که در ۱۹۲۵ م / ۱۳۰۴ هـ . ش بر تخت شاهی نشست ـ در ایران مستقر کرد. از این به بعد تا بیست سال ایران به‌طور کامل در دست بریتانیا بود تا اینکه در دهه ۱۹۵۰ منافع استعماری خود در این کشور ظلم‌دیده را با شیطان بزرگ آمریکا تقسیم کرد.
ایران آباد پیش از جنگ جهانی اول
تاریخ‌نگاران انگلیسی در منابع خود وضعیت ایران پیش از جنگ جهانی اول را وضعیتی ناآرام و قحطی‌زده، با انواع بیماری‌های مسری معرفی می‌کنند که توسط حکومتی فاسد و نالایق اداره می‌شده است و حال آنکه بنابر اسناد تاریخی، ایران پیش از جنگ جهانی اول کشوری با کشاورزی غنی از جمله در مناطق شمالی بود که قادر به تولید همه مایحتاج زندگی مردم زمان خود بود. باید به این نکته هم اشاره کرد که برخی مناطق بیابانی امروز از جمله مناطقی از سیستان و بلوچستان که از ماحصل اقدامات خبیثانه انگلیسی‌ها به این وضعیت دچار شده روزگاری نه چندان دور یکی از مناطقی بود که قطب تولید برنج، صیفی‌جات و سبزیجات مورد نیاز منطقه بود.
اینکه چرا دولت انگلستان از دوره تاریخی جنگ جهانی اول در ایران سخنی به میان نمی‌آورد ولی دوره پیش از آن را تاریک و خشن معرفی می‌کند ناشی از خوی استکباری این استعمار پیر است که نمی‌خواهد با علنی شدن اقدامات گذشته‌اش، منافع امروزش به خطر افتد.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 225
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۹)
پیوستگی دوران فقاهت با عصر امامت

تاکنون به شش مولفه از مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی طی شمارگان گذشته این ستون اشاره کرده‌ایم. در ادامه با دو مولفه دیگر از بنیان‌های فکری این حزب آشنا می‌شویم.

7ـ پیوستگی دوران فقاهت
با عصرامامت
مقصود از اعـتـقـاد بـه پـیـوسـتگى دوران فقاهت با عصر امامت این است که عصر غیبت، دورانِ خـلأ نیـسـت. ایـن دوران متصل به امامت بوده، مردم بلاتكلیف نیستند. آنها وظیفه دارند در این دوران، به فقها رجوع کنند.(۱) در روایات معتبر از امام زمان (عج) نقل شده است: «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّه‏»(۲)
و امّا حوادث واقعه، در حلّ آنها به راویان احادیث ما مراجعه كنید كه اینان حجّت من بر شمایند و من حجّت خدا هستم.(۳)
همچنین امام خمینی(ره) می‌فرماید فقاهت از زمان ائمه هدی( ع) تاکنون حافظ اسلام راستین بوده است: «این حوزه‏هاى فقاهت بوده است كه هزار و چند صد سال این اسلام را نگه داشته. این مشى‏اى بوده است كه از زمان قدیم، از زمان ائمه هدى‏ تا زمان ما، مشی‌اى بوده است كه علماى ما داشته‏اند.»(۴)
آیا مؤتلفه به ولایت فقهای شیعه در عصر غیبت اعتقاد دارد؟ آیا مؤتلفه این ولایت را مطلق می‌داند یا مقید؟ منصوب الهی می‌داند یا منتخب مردم؟ وکیل مردم می‌شمارد یا وکیل خدا؟ آیا ولایت باید همیشه طبق خواست مردم حرکت کند یا خواست خدا؟ این سوالات بزنگاه‌هایی است که برخی احزاب در ورطه پاسخگویی به آنها دچار لغزش شده‌اند. تفکر مؤتلفه در این‌باره چیست؟ مؤتلفه به پیوستگی دوران فقاهت با امامت اعتقاد دارد. برای نمونه در مقاله «ولایت و رهبری» تدوین مرکز مطالعات مؤتلفه چنین می‌خوانیم: «حضرت مهدی(عج) با خط مبارك خود پیامی نوشته‌اند كه در آن سفارش شده بود: در حوادث و شدائد زندگی به علما و دانشمندان كه علوم ما را نقل می‌كنند مراجعه كنید، زیرا من آنها را به‌عنوان حجت در میان شما قرار دادم و خودم حجت خدا هستم (وسائل‌الشیعه، جلد18، باب11) بنابراین بر همه مسلمانان است كه نظام اسلامی خود را حفظ[کنند] و در حوادث گوش به فرمان حكم خدا كه از بیان فقیه عادل است، باشند. نقش ولایت فقیه همان نقش امامت است و تداوم خط انبیا است.»(۵)
همچنین در مرامنامه جدید مؤتلفه، فلسفه تأسیس این حزب چنین بیان شده است: «حزب با اعتقاد به دین مبین اسلام و حاكمیت قوانین الهی و استنباط احكام از چهار منبع قرآن، سنت، اجماع و عقل از طرق اجتهاد پویا و منطبق با زمان و حاكمیت ولایت فقیه در نظام حكومتی اسلام تأسیس می‌شود.»(۶)
علاوه بر آنچه گذشت، در معرفی کتاب آموزشی احكام تشكیلاتی می‌خوانیم: «شارع مقدس دین پویایی چون اسلام، با گشودن راه اجتهاد، كلید پویایی مسلمین در عرصه‌های نوین را در زمان غیبت كبری حجت حق به دست پرتوان فقها سپرده و آنان با تمسك به بینات عقل و شرع، مسیر راه حق را بر ره‌پویان می‌نمایانند.»(۷)‌
از آنچه گفته شد به خوبی می‌توان فهمید که مؤتلفه به پیوستگی بین دوران امامت با ولایت اعتقاد دارد، اما با این حال شاید بد نباشد برخی قرائن دیگر را مرور کنیم.
مرحوم حبیب‌الله عسگراولادی در25 خرداد 1387 بر این نکته تصریح دارد که: «شهدای مؤتلفه در راستای آهنگ مرجعیت حركت كردند.»(۸)
عسگر اولادی این نکته را خاص شهدای مؤتلفه نمی‌داند و بر این اصل که «مؤتلفه همیشه در راستای آهنگ مرجعیت حرکت کرده»(۹) اصرار می‌ورزد. آیت‌الله سیدمحمود هاشمی‌شاهرودی رئیس سابق قوه قضائیه، مؤتلفه را واسطه رهبری، ولایت و مرجعیت با مردم می‌نامد: «در پیش گرفتن این شیوه‌های جدید برای جریان‌های مختلف به‌ویژه مؤتلفه كه واسطه رهبری، ولایت، مرجعیت و مردم بوده‌اند، لازم است.»(۱۰)
مؤتلفه سخت به ولایت‌فقیه اعتقاد دارد. به عقیده محمدنبی حبیبی، دبیر کل مؤتلفه: «تفكرات مقابل ولایت‌فقیه رنگ خود را در برابر مباحث عالمانه اسلامی باخته‌اند.»(۱۱)

8ـ پیوند اسلام و روحانیت
از نگاه امام خمینی (ره) روحانیت متعهد امتداد خط نبوت و امامت است؛ «مردم روحانی‌ها را مظهر نبوت مى‏دانند و مظهر امامت مى‏دانند.»(۱۲)
پیوند اسلام با روحانیت دو نکته مهم در بردارد؛ نخست اینکه روحانیت متعهد نماد اسلام فقاهتی و حامل پیام اسلام واقعی هستند. دوم اینکه در اوضاع کنونی لازم است روحانیت در ارکان مختلف نظام حضور فعال داشته باشند تا از اسلامیت نظام پاسداری کنند.
مؤتلفه علاقه و ارتباط صمیمانه و تنگاتنگی با روحانیت دارد. یكی از دلایل این امر به رهنمود حضرت امام خمینی (ره) برمی‏گردد كه از همان ابتدای نهضت اسلامی به مؤتلفه امر فرمودند كه در مواقع حساس خدمت مراجع تقلید و حضرات مدرسین مشرف و نظرشان را درباره مسائل مملكتی جویا شوید.(۱۳) در همین رابطه، اعضای شورای مركزی مؤتلفه هر از چندگاهی خدمت مراجع عظام مشرف می‏شوند و از رهنمودهای آنان سود می‏برند.
دبیر كل وقت مؤتلفه درباره علت کینه دشمن از روحانیت گفت: «دشمن می‏داند روحانیت از یك طرف حافظ اسلام و قرآن و از طرف دیگر مایه وحدت و یكپارچگی ملت است و به همین دلیل همیشه مورد حقد و كینه دشمن بوده است.»(۱۴)
بنا بر مطلب پیش گفته نشانه این است که مؤتلفه بین اسلام و روحانیت ارتباط قائل است. همچنین آقای محمدنبی حبیبی معتقد است: «علت دوام انقلاب و استمرار آن در درك واقعی حضور روحانیت در اركان نظام است. اكنون حوزه‌های علمیه با استعدادی شگرف در خدمت انقلاب و نظام هستند.»(۱۵)
سخن بالا نشان می‌دهد مؤتلفه بسیار علاقه‌مند است تا روحانیت با حضور در عرصه‌های تصمیم‌سازی نظام اسلامی از اسلامی بودن نظام حراست کند. این علاقه شدید به روحانیت متعهد سبب شده است تا مؤتلفه علاقه‌مند باشد كه از روحانیت در مسائل حكومتی بیشتر استفاده شود. برای نمونه، آقای بادامچیان در سال 1375 در پاسخ به پرسشی مبنی بر علت تأكید مؤتلفه بر روحانی بودن رئیس‌جمهور گفت: «ما در مؤتلفه اسلامی به این نتیجه رسیده‏ایم كه... در رأس قوه مجریه باید یك روحانی و اسلام‏شناس حوزوی باشد تا به‌تدریج فرهنگ و مبانی اسلامی در سطح اجرایی كشور جا بیفتد.»(۱۶)
علت ذکر شده نشان می‌دهد مؤتلفه بین اسلام و روحانیت پیوند قائل است. از سوی دیگر، می‏دانیم كه در روحانیت نیز گروه‌های مختلفی وجود دارند. مؤتلفه در بین این گروه‌ها با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم روابط صمیمانه و با مجمع روحانیون مبارز روابط سردی دارد. آقای سیدعلی‏اكبر محتشمی از اعضای برجسته مجمع روحانیون مبارز در این خصوص نوشته است: «سران جمعیت مؤتلفه كه در زمان شاه، سابقه مبارزه و زندان داشتند و شدیداًً مورد اعتماد بسیاری از اعضای جامعه روحانیت مبارز، به ویژه دبیر كل آن، آیت‏الله مهدوی كنی بودند....»(۱۷)
وی درخصوص تاریخچه عملكرد مؤتلفه در حزب جمهوری اسلامی بیان می‏دارد: «جناح راست سنتی كه از حمایت كانون‌های قدرت بیرونی مثل جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین قم برخوردار بود، به رهبری جمعیت مؤتلفه طرح... را در دستور كار خود قرار داد.»(۱۸)
از سوی دیگر، آقای محمدكاظم انبارلویی عضو شورای مركزی مؤتلفه درخصوص رضایت امام(ره) از انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز معتقد است كه امام(ره) به نوعی نظام دو حزبی معتقد بود و می‏خواست كه رقابت‌های سیاسی به هر حال، یك سویش به روحانیت (به معنای كلی آن) وصل باشد. لیكن این طرح بر اثر ضعف تئوریك مجمع روحانیون مبارز به شكست كشیده شد و برخی اعضای این مجمع در حال حاضر مبانی امام را كه همان مبانی قانون اساسی است، قبول ندارند.(۱۹)
در هر صورت، نگاه مثبت مؤتلفه به روحانیت، نگاه مثبت روحانیت به این حزب پرسابقه را در بر داشته است. برای نمونه آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد در تاریخ (30/8/1386) طی دیداری که سران مؤتلفه با ایشان داشتند، چنین گفت: «تاریخ حزب مؤتلفه اسلامی یك آموزشگاه مدون برای هر جریان اصولگرا است و تمامی جریان‌های سیاسی اصولگرا باید از تجربیات این حزب استفاده كرده تا ماهیت اصولگرایی در كشور محفوظ بماند.»(۲۰)
حاصل آنکه مؤتلفه از این جهت نیز مشکلی ندارد. پیوند اسلام و روحانیت را باور دارد و معتقد به لزوم حضور آنان در ارکان مختلف نظام است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 225
فتح الله پريشان

شمایی کلی از اوضاع سیاسی عصر «دوانی»
جلال‌الدین محمد دوانی، از فیلسوفان بزرگ مکتبدار قرن نهم و آغاز قرن دهم ایران است. وی بیشتر عمر خود را در سده نهم و دوران پیش از چیرگی صفویان گذرانید که شیعیان از بیم حاکمان ترکمان سنی در حال تقیه به سر می‌بردند؛ تا آنکه شاه اسماعیل یک سال پس از مرگ دوانی وارد شیراز شد و تقیه را از شیعیان برداشت. ملاجلال دوانی که با ترکمانان حاکم ایران و با خلیفه عثمانی رابطه گرمی داشت، به دلیل رعایت سنت‌گرایی این دو، بسیاری از آرای تند اشراقی سهروردی را تعدیل و در آثار خود سنی‌نمایی می‌کرد؛ اما هرگز از عقاید اشراقی ـ اسلامی مورد قبول شیعه و سنی غیر سلفی تجاوز نکرد.
تورقی در عصر و زمانه سیاسی علامه دوانی نشان می‌دهد که بین تیموریان که بعد از مرگ تیمور رو به ضعف نهاده بودند (در شرق) و امپراطوری متمرکز و رو به رشد عثمانی(در غرب)، دو اتحادیه از قبایل ترکمانان به‌تدریج در سرزمین‌های بی‌رهبر غرب ایران، شمال عراق و غرب آناتولی سربرآوردند. یکی، «قراقویونلوها» بودند که بر ناحیه مشخص شمالی دریاچه وان تسلط داشتند و دومی، «آق‌قویونلوها» که در مرکز دیار بکر بودند. محقق دوانی به سبب شخصیت ممتاز علمی که داشت و در تمام نقاط ایران و اطراف آن مورد احترام بود، نزد سلاطین هر دو قبیله دارای ارج و قرب بود و به دعوت از آنها همواره در مسافرت بود. البته همکاری دوانی با حاکمان ترکمان، اگرچه باعث تقویت نفوذ سیاسی و علمی و شهرت خارجی او شد، اما از طرف دیگر، از محبوبیت او نزد مردم اشراقی ایران و به‌ویژه شیراز کاست.(۱)
«قرامحمد»، اولین شخصیت برجسته تاریخ قراقویونلوهاست که در 792 درگذشت و پسرش «قرایوسف» جانشین او شد. وی پس از پیروزی بر جلایریان در823، متصرفات آنان در آذربایجان را در چنگ گرفت. شخصیت برجسته دیگر قراقویونلوها، «جهانشاه» پسر قرایوسف بود. وی اغلب اوقات با تیموریان روابط حسنه‌ای داشت. با وجود این، پس از تحکیم قدرت خویش در عراق و آذربایجان، به طرف مناطق تحت تصرف تیموریان رو کرد و در جنگ سال 863، ابویوسف را شکست داد و به مدت شش ماه پایتخت تیموریان را اشغال کرد. از طرف دیگر، قدرت اتحادیه آق‌قویونلوها نیز در دیار بکر رو به رشد گذاشت. در نتیجه، درگیری بعدی بین دو اتحادیه ترکمانان بود. در این درگیری، جهانشاه در 872 شکست خورد و «اوزون حسن» کشته شد. بدین ترتیب طومار سلسله قراقویونلو بسته شد که این زمان، سال شروع تألیف کتاب «لوامع‌الاشراق» محقق دوانی نیز هست.(۲)
«اوزون حسن‌بیک» برجسته‌ترین شخصیت آق‌قویونلوها بود که از سال 857 تا 882 بر منطقه وسیعی حکمرانی کرد. به‌طور کلی حسن‌بیک در چند جبهه درگیر بود، او در جبهه محلی، روابط حسنه‌ای با سلسله بیزانس در طرابوزان برقرار کرد، اما این روابط، پایدار نماند و در نهایت باعث برخورد نظامی او و سلطان محمد دوم، امپراطور عثمانی گردید. همین‌طور تلاش‌های اوزون حسن در گسترش مرزهای شمالی‌اش، موجب تنش‌هایی بین او و ارمنی‌ها و گرجی‌های قفقاز گردید. در این زمان، حسن‌بیک، از اولاد شیخ صفی‌الدین اردبیلی حمایت کرد و برخی از شرایط ظهور دولت صفویان را فراهم ساخت که از نظر تاریخی بسیار اهمیت دارد.
اوزون حسن در جبهه شرق پس از گسترش قدرت خود، به‌تدریج با تیموریان درگیر شد. وی در سال 873 ابوسعید گورکانی(تیموری) را شکست داد و او را کشت. بدین ترتیب متصرفات او از خراسان و خلیج‌فارس در شرق به امپراطوری عثمانی (آناتولی) در غرب کشیده شد. اما هنوز جنگ با عثمانی‌ها گریزناپذیر بود. علت ایجاد خصومت بین او و سلطان محمد دوم، امپراطور عثمانی، کمک و تحریک ونیزی‌ها و به‌طور کلی اروپای غربی در مقابل اوزون حسن بود تا به‌واسطه او از گسترش قدرت عثمانی‌ها در اروپا جلوگیری کند، اما قدرت توپخانه عثمانی‌ها کار را یکسره کرد و در حدود سال 877 ـ 878 اوزون حسن را شکست داد. پس از مرگ او در 882 (سال پایان تألیف لوامع‌الاشراق توسط دوانی) شیرازه امور آق‌قویونلوها سست گردید. ونیزی‌ها نیز تسلط بر عثمانی‌ها را از سر بیرون کردند و قرارداد صلحی را با «بایزید» دوم منعقد ساختند. با وجود این، بحران جانشینی و بی‌نظمی‌های ناشی از مرگ اوزون حسن در سال‌های بعد همچنان ادامه یافت.(۳)
مجموعه روابطی که دوانی به‌ویژه با حاکمان آق‌قویونلوها از قبیل ارسال دعاگویی و مثنوی‌های ستایش‌گونه به دلیل اعتقاد به روح انسان‌دوستی آنها بیش از رقیب‌شان داشت، نشان می‌دهد که وی از این تأثیرگذاری در دوران سلاطین به نفع خدمت به مردم و در راستای حفظ کیان ایران و میراث علمی در ذیل رهیافت تقیه، بهره‌های زیادی برده است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

نقد نظام حزبی؛ مبنای مشترک احزاب پوپولیستی غیر اروپایی
در شماره پیش گفته شد که پوپولیسم جدید به اروپای غربی محدود نماند بلکه دیگر مناطق جهان نیز که کم‌وبیش از سیاست‌های سرمایه‌داری دولت رفاه و توافق‌های حزبی پیروی می‌کنند، از برنامه کار پوپولیسم جدید در امان نبودند. استرالیا، کانادا و آمریکا از این دسته جوامع هستند که وضعیت پوپولیسم را در هر یک بررسی می‌کنیم.

پوپولیسم جدید در استرالیا
در سال ۱۹۹۶، صاحب پیشین یک فروشگاه ماهی سوخاری و سیب‌زمینی سرخ‌کرده در استرالیا به نام «پائولین هنسن» از حزب لیبرال اخراج شد؛ زیرا در اظهارات صریحش، به حقوق بومی‌های استرالیا، اندیشه‌های تکثر فرهنگی و پدیده مهاجرت آسیایی‌ها حمله کرده بود. او در انتخابات فدرال سال ۱۹۹۶ به‌عنوان نامزدی مستقل شرکت کرد و با شهرتی که پس از این اظهارات به هم زده بود، حزب خود را به نام «ملت واحد» در سال ۹۷ تشکیل داد. برنامه هنسن سه درونمایه اصلی داشت. ۱ـ از لحاظ سیاست اقتصادی طرفدار سیاست‌های حمایتی برای مقابله با پدیده جهانی شدن و حفظ سطح اشتغال بود. ۲ـ از لحاظ فرهنگی با طرفداری از حقوق استرالیایی‌های آنگلوسلتیک مدعی بود تکثر فرهنگی به زیان اکثریت و همچنین اقلیت‌های همگون شده است. مفهوم این امر، حمله به اعطای امتیاز به بومیان استرالیایی بود. یک معنای دیگر آن، موضع‌گیری مهاجرستیزانه هنسن بود زیرا وی اعتقاد داشت که با هجوم مهاجران آسیایی به این کشور، جامعه استرالیا دگرگون شده است. ۳ـ آخرین مولفه هنسن، سیاست‌های ضد نخبه‌گرایی بود.(۱) وی بر آن بود که نخبگان جهان‌وطن به منافع خاص استرالیا خیانت کرده‌اند. بنابراین پوپولیسم جدید هنسن با گرایش مهاجرستیزی پوپولیسم جدید سازگار است. اهمیت برنامه‌های چندگانگی فرهنگی و پدیده مهاجرت در تاریخ استرالیا به معنای این است که هنسن اهداف مهمی را در محیط سیاسی خود مورد حمله قرار داده بود.

پوپولیسم جدید در کانادا
نظام سیاسی کانادا در قرن بیستم پیش از این دستخوش فعالیت حزبی منطقه‌ای با روحیه پوپولیستی بود که با قدرت‌گیری جنبش اعتبار اجتماعی در آلبرتا در دهه ۱۹۳۰ به اوج خود رسید. این الگو در دهه ۱۹۹۰ نیز تکرار شد. «حزب اصلاحات» که در سال ۱۹۸۷ به رهبری «پرستون مانینگ» تشکیل شده بود، برخی از درونمایه‌های جنبش اعتبار اجتماعی را تکرار و جای پای انتخاباتی محکمی پیدا کرد. پیوند میان اعتبار اجتماعی و حزب اصلاحات، صرفاً ایدئولوژیک نبود، زیرا پرستون مانینگ پسر ارنست مانینگ است که به عنوان فرد اول جنبش اعتبار اجتماعی در آلبرتا در سال ۱۹۴۳ جانشین آبرهارت شد.(۲) حزب اصلاحات موفق شد ۵۲ کرسی مجلس ملی را در انتخابات ۱۹۹۳ به دست آورد. جاذبه حزب اصلاحات بر نقد نظام حزبی کانادا و نخبگان سیاسی‌ای مبتنی بود که در تبانی با هم و ایجاد نوعی نظام سیاسی، مردم عادی را نادیده می‌گرفت. برگزاری همه‌پرسی به‌عنوان مکملی بر کارآمد کردن دموکراسی و همچنین به عنوان تجسم تعهد حزبی به دموکراسی مستقیم از جمله پیشنهادهای حزب اصلاحات بود. در عین حال، انتقاد حزب اصلاحات از نظام سیاسی، بیانگر واکنش به پیدایش دولت رفاه بوروکراتیزه است. به این معنا نه‌تنها شباهت‌هایی با سلف خود، یعنی اعتبار اجتماعی داشت، بلکه با احزاب مخالف راست افراطی در دهه ۱۹۸۰ اروپای غربی نیز وجوه مشترکی داشت. از این‌رو، حزب اصلاحات را می‌توان بخشی از موج پوپولیسم جدید دانست.
پوپولیسم جدید در آمریکا
حزب روس پروت در آمریکا نمونه دیگری از احزاب پوپولیستی دوران معاصر است که با نقد نظام حزبی به میدان آمده است. جاذبه اصلی پروت به‌‌عنوان بخشی از پوپولیسم جدید در بافت و بستری گسترده‌تر، در مقام نامزدی انتخاباتی برای ریاست‌‌جمهوری از ناکامی نظام حزبی موجود، یعنی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها، در یافتن راه‌حل‌های واقعی برای کسری رو به فزونی بودجه و استیلای منافع ویژه و مالی بر سیاست‌های آمریکا ناشی می‌شد. اگرچه مضامین برنامه‌های احزاب پوپولیستی جدید در کشورهای غیراروپایی با همتایان خود در اروپای غربی متفاوت است، اما تمام این احزاب، آشکارا بر مبنای انتقاد بنیادی از نظام حزبی کشورهای خود ایجاد شده‌اند. آنان لحن پوپولیستی مشابهی دارند و پیدایش همزمان آنان با پوپولیست‌های جدید اروپای غربی دقیقاً نشانه آن است که دموکراسی لیبرالی در نظام‌های پیشرفته دولت رفاه با مشکلاتی واقعی روبه‌رو شده است.(۳) پیوند این احزاب با یکدیگر هم در آمریکا و هم در کانادا، ناشی از اتخاذ شیوه سازماندهی، ایدئولوژی گسترده ضدنهادی و جایگاه راست افراطی در طیف ایدئولوژیک است.

پوپولیسم جدید و تهاجم
به نظام‌های دموکراتیک
البته پوپولیسم جدید در ذات خود بیانگر حمله به احزاب سیاسی و در نتیجه حمله به نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی در کشورهای مختلف است. در هر دو مورد، یعنی هم شکل پوپولیست‌های جدید و هم مواضع آنها بیانگر نقد افراطی از احزاب موجود است. از لحاظ سازمانی، آنها آگاهانه خود را به شیوه‌هایی سازماندهی می‌کنند که کاملاً با احزاب حاکم، متفاوت به نظر آیند. احزاب پوپولیستی جدید براساس واکنش شدید به نظام‌های حزبی و احزاب سیاسی کشورهای خود متحد می‌شوند. این امر نتیجه همگرایی برنامه‌های سیاسی در اروپای غربی درباره توافقات پس از جنگ و سپس به هم خوردن آنها و شاید از آن مهم‌تر، شکل‌بندی سیاست‌ها و نهادهای سیاسی بود که در پاسخ به آن پدید آمده بود.
محدودیت پوپولیسم آشکارا در چارچوب پوپولیسم جدید مشهود است. از آنجا که پوپولیسم جدید در جهت‌گیری خود کاملاً نهادستیز است، منطقاً باید پذیرفت که پوپولیسم به‌ویژه در مقابل مسئله نهادینه شدن شکننده است. یکی از ویژگی‌های مشهود پوپولیسم جدید، جدال‌های درونی احزاب آن است. جناح‌بندی و به‌ویژه درگیری بر سر رهبری در این احزاب، امری رایج به‌نظر می‌آید.(۴) اینکه حزب رپوبلیکانر در آلمان مناقشه‌ای تند را در مورد رهبری «شوئن هوبر» بر پا کرد یا در دانمارک، «موگنس گلیستروپ» پی برد که حزب عملاً او را تحت رهبری «کی یرسگارد» قرار داده و در سوئد رهبری «واخت مایستر» و خروجش به فروپاشی حزب می‌انجامد، در همین راستا قابل ارزیابی است.
اما به هر حال، رشد پوپولیست‌های جدید با وجود داشتن ویژگی طرد احزاب سیاسی، نشانه‌های گویایی هستند که نهادها و احزاب در نظام‌های نمایندگی در بسیاری از دموکراسی‌های لیبرالی با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. احزاب سیاسی در روند دگرگونی خود و دوری از الگوی حزب توده‌ای قرار دارند. در همان حال، شهروندان بسیاری از دموکراسی‌های لیبرالی، بیش از پیش با امور سیاسی با بیگانگی و روحیه‌ای منفی برخورد می‌کنند. همه اینها نشانگر این نکته اساسی است که پوپولیست‌های جدید، راه‌حلی برای مشکلات درون‌زای خود ندارند. با بررسی ویژگی‌های پوپولیسم در شماره آتی بیشتر به این نکات واقف خواهیم شد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

راهکارهای تحقق اسلامی کردن دانشگاه‌ها
مبانی پیشرفت و ارتقای هر کشوری در نظام آموزش عالی آن نهفته است و به اعتقاد بسیاری، علوم انسانی در شاکله این نظام، دارای نقش محوری است؛ از این‌رو به‌نظر می‌رسد که میان موضوع با اهمیت اسلامی کردن دانشگاه‌ها و علوم انسانی، رابطه‌ای دوسویه و مستقیم برقرار باشد؛ همچنان که تاریخ گواهی می‌دهد که بسیاری از دانشمندان مسلمان در قرون اولیه طلایی صدر اسلام همانند فارابی، ابن‌سینا و خواجه‌نصیر، همزمان عالمان علوم انسانی و علوم تجربی بوده و مهم‌تر از آن، در اساس متأله بوده‌اند و منظر اصلی تفکر و تأمل علمی آنها دینی بوده است؛ از این‌رو طبیعی بود که مطالبه‌ای ملی برای اسلامی‌سازی علوم و دانشگاه‌ها از بدو پیروزی انقلاب در کشور به وجود آید؛ اما طبعاً موانعی نیز وجود داشته و دارد. از جمله این موانع، ارائه قرائت‌هایی از موضوع «اسلامی کردن دانشگاه‌ها و علوم انسانی» است که از دو حال خارج نیست؛ یا از روی عمد و غرض‌ورزی است یا از روی ساده‌اندیشی که با واقعیت این امر متباین است؛ اما اندیشمندان دلسوزی هم وجود دارند که راهکارهای مناسبی برای دستیابی به این هدف و تقویت و ارتقای علوم انسانی ارائه داده‌اند که برخی از آن‌ها را به صورت زیر مورد اشاره قرار می‌دهیم:
1. تبیین دقیق مفهوم «اسلامی کردن دانشگاه‌ها»، به‌گونه‌ای که زمینه‌ گسترش و ترویج قرائت‌های ناصواب در این زمینه برطرف شود.
2. تبدیل دبیرستان‌های دانشگاه‌گونه فعلی کشور به دانشگاه‌های واقعی به‌عنوان اولین گام در راستای اسلامی کردن دانشگا‌ه‌ها و تقویت علوم انسانی. برای توضیح بیشتر باید اضافه کرد که متأسفانه دانشگاه‌های فعلی ما به‌ویژه در رشته‌های علوم انسانی از لحاظ کیفی با الگوی استاندارد دانشگاه‌های معتبر دنیا به دلایلی نظیر؛ تعدد مراکز تصمیم‌گیری در دانشگاه‌ها، غلبه‌ کمیت بر کیفیت، تدریس‌محوری به جای پژوهش‌محوری و... فاصله‌ فراوانی دارد.
3. معرفی جامع و مانع اسلام به دانشگاه‌ها به عنوان دینی کامل، جهانشمول، عقلانی، و کاربردی.
4. تلاش افزون‌تر در جهت استفاده‌ از افراد با صلاحیت‌و اسلام‌شناسان بسیار آگاه‌ در حوزه‌ تدریس دروس معارف اسلامی دانشگاه‌ها.
5. تدوین متون معارف اسلامی به‌گونه‌ای متناسب و متوازن با رشته‌های مختلف تحصیلی و ضرورت امکان‌سنجی افزایش پاره‌ای واحدهای درسی متناسب با دیدگاه‌های اسلامی در هر رشته.
6. ضرورت تدوین متون درسی و کتب دانشگاهی با صبغه ‌اسلامی و حاکی از آرای اسلام.
7. حفظ و ارتقای کیفیت مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌ها؛ به فرموده ‌رهبر معظم انقلاب «ما می‌خواهیم دانشگاه یک محیط اسلامی و با اهداف اسلامی باشد. اهداف مسلمانانه و مؤمنانه این‌گونه است که باید علم در عالی‌ترین کیفیتش باشد.» این در حالی است که در سالیان اخیر تا حدود زیادی کیفیت دانشگاه‌ها فدای کمیت آن شده است.
8. رفع ضعف‌های موجود در کادرسازی و تربیت استادان مولد و متعهد و نهادینه کردن تشکیلات لازم جهت ارتباطات علمی و هم‌اندیشی مستمرآنها و سامان‌بخشی به این تعاملات به‌ویژه در علوم انسانی.
9. اعمال سیاست‌ شایسته‌سالاری و نخبه‌گزینی در نصب مدیریت دانشگاه‌ها و ترغیب افراد ذی‌صلاح در قبول مسئولیت این امر خطیر.
10. حل مشکلات معیشتی استادان و جامعه‌ دانشگاهیان به‌ویژه در علوم انسانی و افزایش امیدواری و نشاط در محیط‌های علمی.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
سستی‌ها و کوتاهی‌ها در پیام‌رسانی نهضت عاشورا
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

ایام مصادف با ماه محرم و روزهای تاسوعا و عاشورای نهضت حسینی است. در مباحث پیش به نقش و تأثیرگذاری این ایام در مبارزات سیاسی و نهضت امام خمینی(ره) اشاره شد و به غفلت بزرگداشت و کیفیت مراسم سوگواری اباعبدالله‌الحسین(ع) بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) اشاره کردیم و نتیجه گرفتیم جریان انقلاب اسلامی ریشه در نهضت امام حسین(ع) و واقعه کربلا دارد. نکته اساسی اینکه هرگاه امت مسلمان و جامعه شیعه و ایران از واقعه کربلا غفلت کردند، آسیب‌های فراوانی متحمل شدند، این مسئله مورد توجه و عنایت امام راحل بود و در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان بر زنده نگه‌داشتن و گرامیداشت حماسه تاریخی عاشورا تأکید داشته‌اند و در سخنرانی‌ها، پیام‌ها و بیانیه‌های مختلف در طول حیات خود در تداوم انقلاب اسلامی بر این مبنا رهنمود دادند. ایشان از پیامدهای نهضت کربلا و قیام عاشورا درس‌ها و آموزه‌هایی که کسب کرده بودند به کار گرفتند و کارآمدی‌اش را نمایان کردند.
اما نکته غم‌انگیز در سستی‌ها و کوتاهی‌های انجام گرفته در پیام‌رسانی نهضت عاشورا است و آسیب‌های ناشی از آن موجب خسارت‌های جبران‌ناپذیری شده که امت مسلمان به‌خصوص شیعیان نسبت به آن غافل هستند. در این مختصر برخی از این آسیب‌ها ارائه می‌شود.

فرصت‌سوزی
آنچه در مستندات تاریخی و پس از واقعه کربلا وجود دارد اینکه؛ حضرت زینب(س) و حضرت امام سجاد(ع) و سایر ائمه از هر فرصت استفاده می‌کردند و در پیام‌رسانی واقعه کربلا از هیچ تلاشی دریغ نداشتند و از فرصت‌ها بهترین بهره‌برداری‌ها را در رسوایی دشمن به‌کار بردند تا غافلان، بی‌خبران و جاهلان آگاه شوند. حضرت امام خمینی(ره) در مورد ضرورت زنده نگه‌داشتن‌ها و تعظیم شعائر اسلام که سبب آگاهی جامعه و حفظ محتوای یک قیام در طول تاریخ است، فرمودند: «هر مکتبی هیاهو می‌خواهد، باید پایش سینه بزنند. هر مکتبی تا پایش سینه‌زنی نباشد حفظ نمی‌شود... این نقش، یک نقشی است که اسلام را همیشه زنده نگه داشته، آن، گلی است که هی به آن آب می‌دهند. زنده نگه‌داشتن این گریه‌ها زنده نگه داشته مکتب سیدالشهدا را.» و در جایی دیگر فرمودند: «آنچه دستور ائمه(علیهم‌السلام) برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل‌بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملت‌هاست بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ، الی‌الابد...»
به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی: «هر انقلابی دو چهره دارد؛ خون و پیام... همه صحنه‌ها کربلاست و همه ماه‌ها محرم و همه روزها عاشورا، باید انتخاب کند یا خون را یا پیام را یا حسین(ع) بودن را یا زینب(س) بودن را، یا آن‌چنان مردن را یا این چنین ماندن را.»
اکنون این فرصت وجود دارد تا بهترین پیام‌رسانی‌ها انجام گیرد و آن رساندن پیام خون‌ها و مجاهدت‌ها و شهادت‌های رزمندگان و مردان مجاهد و وفادار انقلاب اسلامی است و این بار سنگین بر دوش فرزندان و نسل حاضر است که با تأسف باید گفت فرصت جوانی و یادآوری روزهای سخت مبارزه دارد می‌سوزد و به فراموشی سپرده می‌شود که احیا و زنده‌نگه‌داشتن آن وظیفه یکایک ملت است.

سستی در مقاومت
قیام، نهضت و جریان انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) متأثر از نهضت عاشورا بود. از شاخصه‌های مبارزاتی امام راحل(ره) و پیروان او نداشتن ترس و واهمه در برابر ستمگران بود. همانطور که حضرت امام حسین(ع) بر ضدطاغوت و مفاسد اجتماعی و ناسامانی‌ها قیام کرد، حضرت امام خمینی(ره) آن را به نهضت خود پیوند زد و در این رابطه اشاره کردند: «سیدالشهدا(ع) وقتی می‌بیند که یک حاکم ظالمی، جائری در بین مردم دارد حکومت می‌کند، تصریح می‌کند حضرت که اگر کسی ببیند که حاکم جائری در بین مردم حکومت می‌کند، ظلم دارد به مردم می‌کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند. هر قدر که می‌تواند با چند نفر، با چندین نفر که در مقابل آن لشکر هیچ نبود، لکن تکلیف بود. آنجا که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه این ملت را اصلاح کند، تا اینکه این علم یزید را بخواباند و همین‌طور هم کرد و تمام شد... همه چیزهای خودش را داد برای اسلام. مگر خون ما رنگین‌تر از خون سیدالشهدا است؟ چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم یا اینکه جان بدهیم.»
همین خصلت ترسیدن‌ها موجب سلطه بیگانه و عوامل استعمار و استکبار شده است، در حالی که بسیاری از قیام‌های ضد ستم و نهضت‌های آزادی‌بخش با الهام از حرکت عزت‌آفرین عاشورا شکل گرفت و به ثمر رسید. حتی در ماجرای مبارزات استقلال هند قائد اعظم پاکستان، محمدعلی جناح نیز گفت: «هیچ نمونه‌ای از شجاعت بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد، در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی نمایند.» سستی در مقاومت و ترس از حرف حق زدن در برابر باطل از آسیب‌هایی است که همواره به جامعه شیعه وارد شده و می‌شود.

کوتاهی در الگوبرداری
یکی از بارزترین آسیب‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی ناشی از نداشتن الگو و سبک زندگی است، در حالی که در میان حوادث تاریخ «عاشورا» و «شهدای کربلا» از ویژگی خاصی برخوردارند و صحنه‌صحنه این حماسه ماندگار و تک‌تک حماسه‌آفرینان عاشورا، الگوی انسان‌های حق‌طلب و ظلم‌ستیز بوده و خواهد بود. همچنان که «اهل بیت» به‌صورت عام‌تر، در زندگی و مرگ در اخلاق و جهاد در کمالات انسانی و چگونه زیستن و چگون مردن برای ما و جامعه اسلامی سرمشق هستند. از خواسته‌های ما این است که حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمد باشد؛ «اللهم‌اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد». نهضت عاشورا الهام گرفته از راه انبیا و مبارزات حق‌جویان تاریخ و در همان راستاست. همانطور که اشاره شد در تاریخ اسلام نیز بسیاری از قیام‌های ضد ستم و نهضت‌های آزادی‌بخش با الهام از حرکت عزت‌آفرین عاشورا شکل گرفت، به‌طوری که مهاتما گاندی رهبر استقلال هند از این سرمشق و الگوی قیام عاشورا بهره گرفت و گاندی گفت: «من زندگی امام حسین(ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین(ع) سرمشق بگیرد، از امام حسین(ع) پیروی کند.»
امام خمینی(ره) با استفاده از این سرمشق، مبارزات جریان انقلاب را به پیش برد. فرماندهان و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس با این الگو به مقاومت خود ادامه داد. در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی هم الزاماً می‌بایست از این ماجرا الگو و سرمشق گرفته شود و کوتاهی از الگوبرداری و سرمشق از نهضت عاشورا موجب شکست و ذلت خواهد بود.

فراموشی درس‌ها و عبرت‌ها
مبحث ارائه شده حاوی نکات آموزنده برای ادامه حیات و اداره جامعه و رهایی از معضلات و مشکلات است. قیام عاشورا همچنان یک آموزگار است برای فداکاری، شهادت‌طلبی، ایثار و گذشت، شجاعت، حماسه و عزت. البته درس‌های آموزنده قیام امام حسین(ع) به کربلا محدود نمی‌شود و پس از کربلا نیز درس‌های بزرگی است که آموزگاران آن اسیرانی استوار و مقاوم بودند. امام خمینی(ره) نیز بارها به این درس‌ها اشاره کردند و پیروزی جبهه‌ها در دوران هشت سال دفاع مقدس و مقاومت و شجاعت، صبر دوران اسارت رزمندگان محصول درس‌آموزی از قیام عاشورایی است، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای در سال ۱۳۷۵ در بین رزمندگان لشکر ۲۷ درباره عوام و خواص و عبرت‌گرفتن و درس گرفتن از عاشورا بحث کردند و اشاره داشتند که برای عبور از مشکلات و معضلات فرهنگی اجتماعی بسیار راه‌گشا و کارآمد است و اکنون جامعه اسلامی و ملت ایران نسبت به آن آگاهی و آشنایی کافی ندارند و این آسیبی است که همچون موریانه از درون روند فروپاشی را طی خواهد کرد. در این رابطه بحث‌ها و گفتنی‌ها بسیار فراوان است که طرح و توضیح آن در این مختصر نمی‌گنجد، بنابراین به همین مقدار که فراموشی درس‌ها و عبرت‌های عاشورا موجب ضربه زدن به جامعه است، اکتفا می‌شود.

محدوداندیشی نهضت عاشورا
نهضت و قیام عاشورا در جامعه از خصلت‌ها و شاخصه‌های فراگیری برخوردار است و قلمرو و دامنه آن عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی را در نوردیده است و نباید آن را به قشر خاصی محدود کرد. درس‌ها و عبرت‌های آن برای همگان است. همه بشریت از آن بهره‌مند شده و می‌شوند. جریان‌ها و دست‌هایی در کار است که قصد دارند این نهضت و قیام را محدود به سرزمین کربلا در آن مقطع زمانی سال ۶۱ هجری کنند و این محدوداندیشی ناشی از تفکرات استعماری است که مورد استفاده دشمنان انقلاب اسلامی شده و می‌شود. در حالی که ائمه معصومین همواره از آن به «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یاد کردند و نکته قابل توجه دیگر اینکه در این نهضت و قیام همه عناصر جامعه از قبیل زنان، مردان، دختران، پسران، کودکان، بزرگسالان و جوانان از همه اقشار جامعه وجود داشته‌اند. محدوداندیشی به قشر خاص یا شخص خاص از آسیب‌های خطرناک است که در این زمینه هم بحث و گفت‌وگوی فراوانی وجود دارد.

بدعت و تحریف
یکی از آسیب‌های جدی برای هر دوره‌ای از انقلابات، نهضت‌ها و قیام‌ها از طرف خودی‌ها، دشمنان، دانسته یا ندانسته، آگاهانه یا جاهلانه بدعت‌آفرینی و تحریف است. اکثر مبارزین و انقلابیون برای پیشگیری از پیدایش بدعت‌ها و تحریفات تدابیری اندیشیده‌ و سفارش‌هایی کرده‌اند یا نظیر علما و همانند امام راحل «وصیت‌نامه» تدوین کرده‌اند و موضوعات اساسی را در آن مطرح و مواضع جدی و قاطع خود را بیان کرده‌اند. چون تجربه شده است که پس از حیات، طرح بدعت و تحریف ممکن است، مسئولیت این بخش با علمای دین و شخصیت‌ها و دانشمندان است. همچون استاد شهید مطهری که درباره تحریفات بحث مبسوطی دارند که در سه جلد «حماسه حسینی» درج شده است. جریان انقلاب اسلامی و هشت سال دوران دفاع مقدس از این آسیب و خطر مصون نیست و بر همین مبنا آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) ضرورت دارد و این توضیح ناشی از مبحثی است که حضرت امام راحل(ره) در وصیت‌نامه‌شان با صراحت درج کرده‌اند و در سخنرانی‌های متعدد، مفصل آسیب‌های ناشی از غفلت از نهضت عاشورا و قیام کربلا را ارائه داده‌اند که به اختصار ارائه شد.


از لابه لاي تاریخ

شخصيت هيجاني و ترسوي محمدرضا پهلوي
محمدرضا به لحاظ فعاليت‌هاي ذهني در مرحله کمي‌نگری و نابالغي باقي مانده و از قدرت استدلال محروم بود. فردوست مي‌گويد: در مدرسه يک محصل مصري بود که زوربازويي داشت و مشت‌زن خوبي بود و دنبال حريف مي‌گشت. بعضي وقت‌ها که دختري در اتاق بود، وليعهد مي‌خواست براي دخترک خودنمايي کند؛ از اين‌رو، براي مصري شاخ و شانه مي‌کشيد که حريفت منم. ناگهان به جان هم مي‌افتادند و طوري يکديگر را مي‌زدند که براي پانسمان به بهداري انتقال مي‌يافتند و هر روز همين بساط بود و فرداي آن روز تا محمدرضا پيدا مي‌شد، بچه‌ها سروصدا مي‌کردند که «برنده مصري است» او هم مجدداً مي‌پريد و مشت مي‌خورد.
گفته فردوست اين نکته هم را ثابت مي‌کند که محمدرضا هيجاني و سطحي بوده است. هيجان و سطحي‌نگري ناشي از نابالغي و کمي‌نگري فرد است. خودنمايي و خودشيفتگي محمدرضا که با ديدن يک دختر در اتاق او را به حرکاتي وا مي‌داشت که مضحکه‌ عده‌اي دانش‌آموز شود، خود بيانگر نابالغي اوست.
نکته‌ ديگري که بسيار حائز اهميت است و گريبان محمدرضا را تا آخر عمر رها نساخت، احساس ناامني شديدي بود که بايد آن را ناشي از خشونت و تحقيرهاي رضاخان بدانيم. رضاخان حتي در سوئيس از مواظبت افراطي محمدرضا دست برنداشت و سايه رعب و وحشت خود را از طريق «دکتر نفيسي» در سوئيس ادامه داد. نفيسي که تمام رفتار و حالات محمدرضا را زير نظر داشت، کوچک‌ترين خطاي او را به رضاخان گزارش مي‌کرد. از جمله احتياجات اساسي ـ رواني افراد، احتياج به امنيت است. امنيت در جهات مختلف زندگي براي تمام افراد بشر امري حياتي و ضروري است. امنيت در زمينه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و عقيدتي، عامل مؤثري در بهداشت رواني افراد است. وقتي روابط اعضای يک خانواده به صورت ديکتاتوري باشد و پدر يا مادر در تمام کارها حق اظهارنظر و دخالت داشته باشند و ديگران بدون چون و چرا موظف به اجراي دستور وي باشند؛ در چنين خانواده‌اي کودک دائماً در حالت ترس و وحشت به سر مي‌برد و دچار تشويش و اضطراب می‌شود. احساس ناامني شديدي که ناشي از خشونت و تحقيرهاي رضاخان بود، تا به آخر گريبان محمدرضا را رها نساخت و باعث شده بود که او قدرت تجريد و تعميم را از دست بدهد. روحيه او تا آخر عمر کمي و شکلي باقي ماند و هيچ نيروي اراده، قدرت و صلابتی از او بروز نکرد. قدرت خلاقيت و ذهني تحليلگر که از مشخصات يک رهبر جامع است، در او وجود نداشت.


حكایت زمانه

دارايي‌هاي بلوكه شده
برآوردها حاكي است حدود ۵۰ ميليارد دلار از پول‌های ايران در حساب‌هاي خارجي مسدود شده است كه از اين مبلغ ۱۲ ميليارد دلار دارايي ايران در آمريكا بلوکه شده و در اروپا نيز ۳۵ ميليارد دلار به دليل اعمال تحريم‌هاي بانكي متعلق به جمهوري اسلامي ايران وجود دارد.
۱۲ ميليارد دلار دارايي بلوكه شده ايران در آمريكا شامل اموال ديپلماتيك، وجوه نقد، اموال نظامي و اموال محمدرضا شاه و خانواده‌اش مي‌شود که در پي حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۸ از سوي ايالات متحده مسدود و توقيف شد. در روز 23 آبان سال 1358 کارتر رئيس‌جمهور وقت آمريکا دستور توقيف تمامي دارايي‌هاي منقول و غيرمنقول ايران در ايالات متحده آمريکا و همچنين نقود ايراني در بانک‌هاي اين کشور را صادرکرد.
هر چند بعدها با ميانجي‌گري كشور الجزاير دو كشور بر سر استرداد دارايي ايران از سوي واشنگتن به توافق رسيدند، اما در برخي استدلال‌هاي حقوقي اختلافاتي ميان ايران و آمريكا بروز كرد كه دو كشور براي حل به ديوان داوري لاهه مراجعه كردند. به موجب قرارداد الجزاير(29 دي 1359)، آمريكا متعهد شد كه با اعاده «وضعيت مالي ايران» به پیش از ۲۳ آبان ماه ۱۳۵۸ كليه دارايي‌ها و اموال مسدود شده ايران كه پس از تسخير سفارت جاسوسي توقيف كرده را آزاد كند، اما هيچ‌گاه اين اتفاق روي نداد.
پس از بيانيه الجزاير يک سري از دارايي‌هاي ايران که در حدود ۱۴ ميليارد دلار بودند و بلوکه شده بودند، آزاد شدند. اما همچنان حدود ۱۲ ميليارد دلار آن در اختيار آمريکايي‌ها است. در اروپا اين دارايي‌ها در حدود ۳۵ ميليارد دلار تخمين زده مي‌شود.
در سال 1373 طرف آمريكايي پيشنهاد مصالحه داد تا اموال را بازگرداند و اموال ديپلماتيك مسترد شود. بر اين اساس با آمريكا توافق شد تا موضوع خارج از ديوان بررسي شود. اما معلوم شد آمريكا ساختمان‌هاي ايران را به كشورهايي چون روماني و تركيه اجاره داده است. مذاكرات ايران ـ آمريكا از اسفند 1375 در محل ديوان برگزار شد و نهايتاًً به نتيجه مطلوبی ختم نشد. نكته قابل توجه اين است كه آمريكا يكي از ملك‌هاي ايران را تخريب و به پاركينگ تبديل کرده و بقيه ملك‌ها را اجاره داده و درآمدهاي ناشي از اجاره را به حساب مشخصي منتقل کرده است.
به گفته داود هرميداس باوند، استاد حقوق و روابط بين‌الملل «دارايي‌هاي ايران که در آمريکا بلوکه شدند متنوع هستند. بعضي از اين دارايي‌ها در بانک‌هاي آمريکا هستند. اين دارايي‌ها مربوط به زمان محمدرضا پهلوي است که بابت خريد اسلحه پول آنها پرداخت شده بود، ولي با وقوع انقلاب اين سلاح‌ها به ايران تحويل داده نشدند. اين تجهيزات نظامي شامل زيردريايي، هواپيماي آواکس، هواپيماي اف ۱۵ و ... است که هزينه آنها بيش از يک ميليارد دلار بود که الان پس از گذشت سي و چند سال نزديک به سه يا چهار ميليارد شده است. يک قسمت ديگر اين اموال مربوط به پول‌هايي است که آنها را بلوکه کرده‌اند و مربوط به اموال بنياد پهلوي مانند ساختمان‌ها است که در نيويورک بود. مجموع اين اموال را در حدود ۱۲ ميليارد دلار پيش‌بيني مي‌کنند. اين اموال در چهارچوب اختيارات رئيس‌جمهور آمريکا است که مي‌تواند آنها را به تعليق دربياورد يا اينکه کلاًً آنها را بردارد.»
اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين پرسش که «يک سري از اين اموال و دارايي‌ها به بهانه‌هاي شکايت‌هاي مختلف که از ايران در دادگاه‌هاي آمريکا مطرح شده به عنوان خسارت به کساني که طرح دعوا کردند، پرداخت شده تکليف آنها چه مي‌شود؟» مي‌گويد: «نه اينطور نيست. پول‌هايي که در دعاوي ايران و آمريکا مطرح است اينگونه بوده که ايران يک ميليارد کنار گذاشته بوده و هر حکمي که عليه ايران صادر مي‌شده از اين ۱ ميليارد دلار برداشت مي‌شده است. اگر اين پول تا ۵۰۰ ميليون مي‌رسيده مجدداً بايد اين حساب را تا يک ميليارد شارژ مي‌کرد.
اين کار طبق بيانيه الجزاير بوده است. ولي بعضي موارد هستند که مشمول اين قضيه نشدند مثل خريد سلاح و پولي که ايران بابت آنها پرداخت کرده بود. از طرفي يکي يا دو تا از بازماندگان افرادي که در لبنان کشته شدند در دادگاه محلي نيويورک طرح دعوا کردند و از دولت ايران شکايت کردند. به موجب حقوق بين‌الملل دادگاه‌هاي محلي مجاز نيستند که دولت را محاکمه کنند، ولي دادگاه نيويورک اين کار را انجام داده است.
در مقابل جمهوري اسلامي هم يک مصوبه‌اي در مجلس تصويب کرد و عمل مقابله به مثل انجام داد. اساس اين مصوبه اين بوده است که دولت آلمان به توسعه سلاح‌هاي شيميايي عراق کمک کرده است و از اين طريق اقامه دعوا کرد. دادگاه نيويورک در اين ارتباط يک چهارصد ميليون دلار به نفع يکي از بازماندگان از اموال ايران اختصاص داده است، يک مورد ديگر هم حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ ميليون بوده است و حکمش در دادگاه محلي نيويورک داده شده است و از آن محل تأمين شده است. حالا اين موارد را تا چه حد حساب خواهند کرد من اطلاع چنداني ندارم.»'


امام در گذر زمان 170

گنبدی طلایی در شب هفت
مهندسان و متصدیان مرقد مطهر امام خمینی(ره) شبانه‌روز تلاش کردند تا در همان روزها و هفته‌های اول، طرح و فضای صحن‌ها و شبستان مرقد مطهر امام خمینی(ره) را آماده کنند. همت بالای کارکنان و عاشقان امام راحل سبب شد که مرقد مطهر امام به‌سرعت ساخته شود و به مناسبت هفتمین روز، به یک سامانی برسد. در اولین فرصت، گنبد ساخته شد و نصب گردید و از طرفی به‌مناسبت شب و روز هفت، مرحوم آیت‌الله پسندیده، برادر بزرگ امام و مرحوم حاج‌احمدآقا خمینی، فرزند امام، با صدور اطلاعیه مشترکی اعلام کردند مجلس بزرگداشت از طرف خاندان حضرت امام(ره) در کنار مرقد مطهر آن حضرت در جوار شهدای عزیز و گرانقدر انقلاب اسلامی برگزار می‌شود.
هفتمین روز عروج رهبر کبیر انقلاب اسلامی از نخستین ساعات بامداد همچون روزهای قبل، گروه‌های کثیری از مردم برای شرکت در مراسم به سمت بهشت‌زهرا حرکت کردند. خیابان‌های جنوبی شهر و خیابان‌های منتهی به بهشت زهرا در ترافیک سنگین گرفتار شدند. حال دیگر از فاصله‌ای دور، گنبدی طلایی جلب توجه می‌کرد؛ گنبد مرقد امام که به‌سرعت ساخته و نصب شده بود. ساعت ۱۰ صبح داخل بهشت زهرا غوغا بود. خانواده شهدا بر مزار شهیدان نشسته بودند و بنا داشتند تا عصر آنجا باشند تا در مراسم هفتمین شب رحلت رهبرشان عزاداری کنند. از طرف دیگر، جمعیت‌ها در قالب گروه‌های مختلف پیاده به این سمت در راه بودند که یکی از این گروه‌ها، جمعیتی از طلاب و روحانیون بودند که از شهر قم پیاده به راه افتاده‌ بودند تا به مزار مرادشان برسند. جماعتی دیگر با پای برهنه برسرزنان وارد صحن می‌شدند. با نگاهی به اطراف، پست‌های امدادی که در چهار گوشه صحن برای کمک‌رسانی مستقر بودند، دیده می‌شد. در اکثر نقاط بین راه، واحدها و ایستگاه‌های صلواتی سرگرم انجام خدمات‌رسانی بودند. هر چه به ظهر نزدیک‌تر می‌شدیم، بر شدت گرمای هوا نیز اضافه می‌شد. مراسم رسماً ساعت ۴ بعد از ظهر با تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله مجید و نوحه‌سرایی آغاز شد و سپس مرحوم حاج‌احمدآقا، فرزند و یادگار امام پشت تریبون قرار گرفت، ولی از فرط غم و اندوه توان صحبت کردن با مردم را نداشت و لحظاتی چند فقط گریه کرد و آنگاه از پشت تریبون کنار رفت. جمعیت حاضر فریاد می‌زدند: «وای وای حسین وای» مراسم تا ساعت ۷ شب به طول ‌انجامید. پس از اعلام ختم مجلس عزا، مردم تا ساعات نیمه‌شب پیاده به سوی شهر در حرکت بودند و مسیر همچنان پر ترافیک بود.


مجالس شوراي اسلامی 58

اوضاع سياسي ـ اجتماعي کشور در آستانه انتخابات مجلس نهم
سال 1391 در حالي آغاز شد که چند تحول و رخداد مهم سياسي، آرايش جريان‌هاي سياسي کشور را دگرگون کرده بود:
1ـ فتنه 88: حوادث اتفاق افتاده پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري و شکل‌گيري فتنه 88، به دست جمعي از نيروهايي که روزگاري جزو نيروهاي انقلاب به حساب می‌آمدند و مسئوليت‌هاي کليدي را در نظام اسلامي برعهده داشتند، يکي از حوادث مهم اين دوره است. خواسته‌ها و مطالبات غيرقانوني يک جريان سياسي که مبتني بر سناريويي از پيش تعيين‌شده و نسخه کودتاهاي مخملين تعريف شده بود، آن را در اردوگاهي قرار داد که در خارج از جريان‌هاي درون نظام اسلامي قرار مي‌گرفت. به واقع، بخش عمده‌اي از جريان موسوم به اصلاح‌طلب که با تمام توان در صف حمايت از موسوي و کروبي برآمده بود، با بازي در اين سناريو و عبور از مرزهاي قانون اساسي از درون نظام تا اردوگاه ضدانقلاب و اپوزيسيون خارج‌نشين پيش رفت.
در اين بين، نظام اسلامي که مؤيد به نصرت الهي، تدبير و هدايت رهبري الهي و حضور بابصيرت مؤمنان و توده‌هاي مؤمن و بصير ملت ايران بود، توانست در برابر اين فتنه تمام‌عيار بایستد و در فرايندي چندماهه، فتنه را مهار و فتنه‌گران را رسوا کند.
در اين بين، چگونگي مواجهه با فتنه، خود به معيار و ملاکي براي قضاوت در مورد نخبگان و جريان‌هاي سياسي بدل شد و مفاهيمي چون سران فتنه، اصحاب فتنه، ساکتان در فتنه و خواص بی‌بصیرت و خواص بابصيرت، معياري براي دسته‌بندي افراد و طرح‌ريزي آرايش سياسي شد.
اين حادثه موجب شد تا بخشي از فعالان سياسي که با عنوان «اصحاب و حاميان فتنه» مي‌توان از آنان نام برد، صلاحيت خود را براي فعاليت سياسي و پذيرش پست‌هاي کليدي در نظام اسلامي از دست بدهند و به صلاحيت برخي ديگر به دليل سکوت و همراهي با فتنه تشکيک شود!
اين جريان در انتخابات مجلس نهم نتوانست فعاليت مثبتي داشته باشد و در حرکتي انفعالی و واگرا نسبت به نظام سياسي با اتخاذ «خط تحريم» انتخابات، بار ديگر با الگوی بازي ضدانقلاب وارد ميدان انتخابات شد و تلاش کرد تا هوادارانش را از حاضر شدن در پاي صندوق‌هاي رأي در 12 اسفند منع کند. حضور 65 درصدي ملت در انتخابات، حکم قطعي بر شکست مفتضحانه اين جريان در انتخابات بود.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی
هر روز بر عظمت عاشورا افزوده می‌شود

عزاداری مطلوب
امروز شاهد هستیم که همه قدرت‌هایی که در طول تاریخ وجود داشته‌اند از بین رفته‌اند، ولی نام امام حسین(ع) همچنان باقی و درخشان است.
عاشورای حسینی موجب حفظ و بقای دین شد. در دوره‌های مختلف به ویژه در عصر اخیر تلاش‌هایی صورت گرفت که فرهنگ عاشورا از بین برود، ولی همه این تلاش‌ها ناکام شده و هر روز شاهد هستیم که بر عظمت فرهنگ عاشورا افزوده می‌شود.
اندیشمندان و متفکران غربی معترف هستند که عاشورا و مهدویت موجب بالندگی روزافزون تشیع شده است.
مطالبی که نقل می‌شود، [باید] از منابع معتبر باشد. هر مجلسی که اشخاص را به اولیای خداوند توجه دهد و مصائب حضرات را بهتر بیان کند، بیشتر مطلوب شرع مقدس است. در عزاداری دروغ نباشد و از وزن‌های صوفیانه که اخیراً می‌خوانند، اجتناب کنند.
سبک‌هایی که با موسیقی همراه می‌شود ناجور است و از اینها باید اجتناب کنند. نمی‌شود یک حکم از احکام الهی را به بهانه‌های مختلف کنار بگذاریم و تحریف کنیم.
(مداحان) به دلیل جلب توجه عوام، دروغ تحویل مردم ندهند. در ذهن عوام خیلی دروغ رفته است. اینطور نباشد که آدم مطابق میل آنها صحبت کند، این یک گرفتاری است که خیلی‌ها مطابق ذهن عوام، مطالبی را دنبال می‌کنند؛ عوام هم خیال می‌کنند این مطالب وحی منزل است. (مداحان) در ایام عزاداری برای مردم از کتاب‌های معتبر مطلب نقل کنند نه هر چیزی را که با آن کارشان بهتر می‌گیرد، بیان کنند، بالاخره چهار نفر انسان باسواد، دروغ بودن مطلب را می‌فهمند و مسائل صحیح و راست هم زیر سؤال می‌رود. البته از کتاب‌هایی هم که به راست و دروغ پایبند نیستند نباید مطلب نقل کرد، از کتاب‌های معتبر مثل «نفس‌المهموم» استفاده کنند. ممکن است این کتاب‌ها هم درست یا نادرست باشند، ولی کتاب‌هایی است که نویسندگان آنها آدم‌های نسبتاً معتبری هستند.
رهنمود برای مبلّغان
آنچه که سبب پیشرفت در همه امور است اخلاص است. انسان، خدا و پیغمبر و مذهب را در نظر داشته باشد. اگر اخلاص باشد، عمل از طرف خداوند تأیید می‌شود و اگر نباشد، آثار آن در حد اعلا نیست. مهم این است که انسان پیوند خود با خدا را محکم کند. رضاخان همه حوزه‌های علمیه را به هم ریخت؛ اما در آن وضعیت حوزه علمیه قم باقی ماند؛ این به دلیل اخلاص موسس این حوزه «آقا شیخ عبدالکریم حائری» و کسانی بود که پس از او حوزه را نگه داشتند. طلبه اگر در تبلیغ به دنبال رفع مشکلات مردم و محکم کردن پیوند آنان با خاندان وحی باشد موفقیت بیشتری دارد و عنایت خداوند و اولیای خدا هم به او بیشتر است.
رفتار طلبه باید معرف دین باشد. رفتارها باید مطابق بیانات حضرت صادق(ع) باشد. رفتاری کنند که موجب اعتقاد مردم به خاندان وحی باشد. هر طلبه‌ای اگر خوب عمل کند به امام صادق(ع) خدمت کرده است و اگر بد عمل کند صدمه به این مکتب خورده است. از این رو سعی اول طلبه در هدایت‌های اشخاص، تهذیب نفس خود و اعمال خودش است، البته به حضرات معصومین (علیهم‌السلام)-هم توسل کنند که خداوند موفق‌شان گرداند و از تبلیغ نتیجه مطلوب بگیرند.
متأسفانه امروز برخی برای جلب توجه عوام، سخنان غیر صحیحی مانند؛ «انا للحسین و انا الیه راجعون»! را جعل می‌کنند و گروهی هم برای اینکه در مقابل این جریان قرار نگیرند سکوت می‌کنند، ما نباید در بیان حقایق از حد ثابت شده جلوتر برویم.
آیت‌الله‌العظمی بروجردی (قدس‌سره‌الشریف) اگر مطلب ناصحیحی می‌شنید، از همان پای منبر به سخنران یا مداح اعتراض می‌کرد تا جایی که عده‌ای در قم به ایشان به خاطر این کار گلایه می‌کردند.
امر به معروف و نهی از منکر مسئله خیلی مهم و حساسی است و باید طبق شرایطی که در رساله آمده است اجرا شود.
وظیفه ماست در طریقی که شرع مطهر می‌خواهد دعا کنیم. امیدواریم این مسئله بدون «افراط و تفریط» و «کم و کاست» باشد.
طلاب وقتی معمم و ملبس به جامه مقدس روحانیت می‎شوند، مسئولیت آنها نیز سنگین‎تر می‎شود، مردم طلبه را شاگرد امام صادق(ع) و سرباز امام زمان(عج) می‎دانند.
هویت، عزت، رسالت و تمام فلسفه وجودی حوزه‎های علمیه این است که در خدمت فاطمه(س) و فرزندان ایشان باشند و لباس مقدس روحانیت این مسئولیت را برجسته‎تر می‎کند، مردم از طلاب توقع داشته و آنها را مرجع در مسائل شرعی، اعتقادی و سیاسی جاری می‎دانند، از این‎رو طلاب باید در تمام عرصه‎ها آمادگی لازم را داشته باشند.
اثر توسل و زیارت ائمه(علیهم‌السلام)
زمان مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم ـ رحمه‌الله‌علیه ـ که سیل آمد و جاهایی را خراب کرد، من خردسال بودم. صدای سیل وحشتناک بود. منزل ما در کوچه ارک بود و صدای خروش سیل می‌آمد. حاج آقای ما مرتب سر کوچه می‌رفت که اگر سیل آمد، فوری به ما کمک کند که فرار کنیم.
بعد شنیدم که آقای حاج شیخ ـ رحمه‌ا‌لله ـ تربت داده بود و در آب ریخته بودند و آب فروکش کرده بود.
چند سفر که مشهد رفتم، مریض شدم. تصمیم گرفتم که مشهد مشرف نشوم؛ چون بر اثر مریضی برای حرم رفتن، حال پیدا نمی‌کردم. یک وقت همشیره ما می‌خواستند با اتوبوس به مشهد بروند. هفده ـ هجده تا جا گرفته بودند که احتیاطاًً یکی دو تا برای ما بود.
خانواده تصمیم گرفت با آنها برود؛ اما رفتن بدون من برایش خیلی سخت بود. اصرار کرد که من هم بیایم. من هم امتناع کردم. خیلی اصرار کرد. سرانجام برای راه انداختن خانواده رفتم تهران که قرار بود از آنجا به مشهد بروند. باز هم در شبی که فردایش قرار بود بروند، خانواده اصرار کرد که من هم بیایم.گفتم: من مریض می‌شوم. بالاخره مصالحه شد که استخاره کنم و اصرار کرد که پس استخاره کن. استخاره کردم، رفتن با آنها خوب آمد. باز من گفتم: این کفایت نمی‌کند. قرار شد بر ترک آن هم استخاره کنم. اگر استخاره بد آمد، بروم. استخاره بد آمد. برای همین با آنها رفتم.
وارد مشهد که شدیم و می‌خواستیم منزلی پیدا کنیم، به حاج شیخ محمدحسین بروجردی (پسر حاج میرزا مهدی) برخورد کردم. گفتم که وضعم این جوری است. گفت: من نبات تبرک شده‌ای دارم که چند ماه بالای ضریح بوده. نبات را به ما داد. حال ما آن سال خوب شد. سال بعد هم رفتیم، از آن نبات داد. دو ـ سه سال از آن نبات گرفتیم. بعد هم دیگر احتیاج پیدا نکردیم. بعد از آن سال، سفرهای مشهد از بهترین سفرهای ما بود. هیچ سفری مثل سفر مشهد نداشتیم که تا آخر حالم خوب باشد.
از آقا نجفی اصفهانی نقل شده است که فرمود: من حافظه نداشتم. یک وقت حرم رفتم، به نظرم حرم حضرت سیدالشهداء(ع) بود، و درباره بی‌حافظگی‌ام به حضرت متوسل شدم که اگر من حافظه نداشته باشم، شاید نتوانم برای اسلام کاری انجام بدهم. پس از آن توسل این حافظه به من عطا شد. ایشان کتب اربعه را با سند و متن حفظ شد، مثل اینکه از رو می‌خواند!


آيينه خواص

مقدادـ 3
پسر مقداد در صف دشمنان علی!

حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام دختر عموی خود (ضباعه) دختر زبیر بن‌عبدالمطلب را به ازدواج مقداد درآورد.
در مورد این ازدواج امام رضا(ع) می‌‌‌‌‌فرماید: جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و عرض کرد خدا به شما سلام می‌‌‌‌‌رساند و می‌‌‌‌‌فرماید: دوشیزگان بسان میوه هستند چون میوه رسید باید آن را چید و خورد و گرنه تابش نور خورشید آن را فاسد می‌‌‌‌‌کند، اگر دوشیزگان را شوهر دهند از فساد و فتنه ایمن خواهند بود. حضرت(ص) پس از این جریان به منبر رفت و کلام خدا را به مردم ابلاغ کرد و آنان را از آنچه که جبرئیل آورده بود مطّلع ساخت، از حضرت پرسیدند هم شأن ما کیست؟ با چه کسی ازدواج کنیم؟ حضرت(ص) فرمود: مؤمنین کفّو هم هستند سپس از منبر پایین نیامد تا آنکه، ضباعه دختر عموی خود (دختر زبیر بن‌عبدالمطّلب) را به ازدواج مقداد درآورد.
ضباعه از بانوان سرشناسی است که از سابقین به اسلام است و به همراه مسلمانان به مدینه مهاجرت کرده بود، از او یازده حدیث از پیامبر(ص) نقل شده است. پیامبر صباعه را با اینکه از نظر طایفه و حسب و نسب بسیار با شخصیت بود، همسر مقداد کرد و فرمود: من دختر عموی خود صباعه را همسر مقداد نکردم مگر آنکه مردم موضوع ازدواج را سهل و آسان بگیرند، به هر مؤمنی دختر دهند و حسب و نسب را در مورد ازدواج به نظر نیاورند.حاصل این ازدواج یک پسر به نام معبد و یک دختر به نام کریمه است. به همین دلیل کنیه مقداد ابومعبد است.
گفته می‌‌‌‌‌شود یکی از کسانی که در صدر اسلام خواندن و نوشتن می‌دانست، کریمه دختر مقداد بود. در «فتوح البلدان» آمده است؛ وليد از واقدى و او از موسى بن‌يعقوب و او از عمه‏اش روايت كرد كه گفت: مادرم كريمه دختر مقداد كتابت مى‏دانست، از این رو او را جزو کاتبان وحی می‌دانند.
از عجایب روزگار آن اسـت كـه مـقـداد بـا ايـن جـلالت و شـأن، پـسـرش مـعـبـد نـااهـل شد و در جنگ جـَمـَل روي سپاه اميرالمؤمنين(ع) شمشير کشيد! او در این جنگ كشته شد و چون امـيـرالمـؤمـنين(ع) بر كشتگان عبور کرد به معبد كه رسید، فرمود: خدا رحمت كند پدر اين را كه اگر او زنده بود رأيش اَحْسَن از رأى اين بود. عمّار ياسر در خدمت آن جـنـاب بود، عرضه داشت كه الحمدللّه خدا معبد را كيفر داد و به خاك هلاكش انداخت. به خدا قـسـم يـا امـيـرالمـؤمـنـيـن كـه مـن بـاك در كـشـتـن كـسـى كـه از حـق عـدول كـنـد از هـيـچ پـدر و پـسـرى نـدارم، حضرت(ع) فرمود: خدا رحمت كند تو را و جزاى خير دهد.
نکته‌ درخشنده اين صحنه اين‌جا است که عمار در کشتن کسانی‌که در مقابل حق ايستاده‌اند، به نسب و نژاد و گروه سياسي و دسته، توجهي ندارد. عمار با کسي جنگيده که پدرش مقداد و دلداده و یار دیرین امیرالمومنین(ع) است، ولي معيار عمار، چيزي جز حق نيست.
امروز در جامعه ما، برخي آن‌قدر که به نسب‌هاي سياسي افراد توجه دارند، کمتر به حق بودن‌شان توجه مي‌کنند و شخص‌مدار هستند، نه حق مدار!


يادداشت
رحیم محمدی

چهارمین نمایشگاه کتاب دفاع مقدس و چند نکته!
نمایشگاه چهارم کتاب دفاع مقدس که در مصلی بزرگ امام خمینی(ره) بر پا بود، در حالی به اتمام رسید که در سه سال گذشته به ترتیب در شهرهای اصفهان، مشهد و شیراز برگزار شده بود. این نمایشگاه‌ها که به منظور آشنایی آحاد جامعه با کتاب‌های حوزه دفاع مقدس برپا می‌‌شود، هر سال نسبت به سال گذشته طبق آنچه که مسئولان نمایشگاه عنوان می‌‌کنند از رشدی 20 درصدی برخوردار می‌‌شود. در واقع این نشان می‌‌دهد نمایشگاه هر ساله ناشران بیشتری را به خود می‌‌بیند که از این لحاظ، نقطه امیدی برای جذب مخاطبان بیشتر است. از این رو می‌‌توان گفت که نمایشگاه چهارم نیز نسبت به دوره‌های پیش، نقاط مثبتی از جمله برگزاری 15 نشست تخصصی با موضوعاتی مثل نقد کتاب، بررسی موضوعی و تجلیل از نویسندگان و ناشران، 60 رونمایی از آثار تازه منتشر شده، تنوع موضوعی کتاب‌ها و حضور ناشران از اقصی نقاط کشور، برخوردار بود و بنا به گفته رئیس سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس «برای نمایشگاه چهارم600 میلیون ریال در قالب کارت‌های تخفیف ۲۰ درصدی پیش‌بینی شده بود که این رقم به طور کامل جذب شد.»
اما با وجود همه تلاش‌هایی که مسئولان بخش‌های مختلف نمایشگاه در برپایی آن متحمل شدند، نکاتی نیز وجود دارد که مهم‌ترین آن، به کم‌مخاطب بودن نمایشگاه مربوط می‌‌شود؛ نکته‌ای که سردار حق‌طلب هم به آن اشاره کرد و گفت: «علی‌رغم همه این اقدامات انتظار داشتیم تعداد بازدیدکنندگان بیشتری مراجعه کنند.» این موضوع نشان می‌‌دهد که متولیان نمایشگاه، زمان و مکان مناسبی را برای برگزاری آن انتخاب نکردند. از سوی دیگر، به دلیل اینکه ایام برپایی نمایشگاه با سه رویداد یوم‌الله 13 آبان، هفته بسیج دانش‌آموزی و محرم، هم‌زمان بود، دست‌اندرکاران آن نتوانستند از تبلیغات شهری بهره کافی ببرند. البته در این رابطه می‌‌توانستند از فضاهای تبلیغاتی که نیروهای مسلح در اختیار دارند، استفاده کنند که البته تا روز آخر نمایشگاه چنین اتفاقی روی نداد!
نکته دیگری که می‌‌توان به آن اشاره کرد، اینکه با وجود تمامی تأکیدات رئیس سازمان بسیج مستضعفین بر ترویج نشر دفاع مقدس در افتتاحیه نمایشگاه، متأسفانه این موضوع در لابه‌لای حجم کاری برخی مسئولان این سازمان گم شد! همچنین انتظار می‌‌رفت مسئولان ارشد بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس برای بازدید از نمایشگاه فرصتی را اختصاص دهند که این هم متأسفانه مغفول ماند!
علاوه بر این، در نشست خبری اعلام آغاز به کار نمایشگاه عنوان شد که ناشرانی در نمایشگاه حضور می‌‌یابند که حداقل 10 عنوان کتاب در این حوزه منتشر کرده باشند. ولی بعضاً مشاهده شد که غرفه‌هایی با کتاب‌های کمتر از این تعداد حضور یافته‌اند.
به هر حال، شاید بتوان این نقص‌ها را به پای نوپا بودن نمایشگاه گذاشت، اما چنانچه زمان برپایی این نمایشگاه درست انتخاب شود و از یک تقویم زمانی ثابتی برخوردار شود، به‌طور حتم می‌‌توان با برنامه‌ریزی مناسب‌تری، مخاطبان بیشتری را در نمایشگاه‌های آتی به بازار نشر دفاع مقدس کشاند.


گزارشی از شناسایی یکی از 24 شهیدی که ماه محرم تشییع می‌شوند
هم برای شهادت و هم برای بازگشت به خواب مادرش آمد

علیرضا جلالیان

روز یکشنبه 12 آبان نزدیک به نماز مغرب مشغول جمع‌آوری وسایل بودم که خبر رسید از میان 24 شهیدی که ماه محرم تشییع می‌شوند، یکی شناسایی شده و توفیق پیگیری این مقوله نصیب بنده شد. شماره‌ای دادند و گفتند این شماره شیخ‌احمد منتظری برادر شهید است.
آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با حجت‌الاسلام احمد منتظری برادر و همچنین مادر شهید محمد منتظری است که حدود یکی، دو ساعت پس از دیدار خانواده محمد با پیکر پاکش به صورت تلفنی گرفته شده است.

احتمال دارد که بعثی‌ها سرش را از تنش جدا کرده باشند
شیخ‌احمد حرف‌هایش را این طور شروع می‌کند: محمد متولد سال 1346 در تهران، محله هاشم‌آباد خاوران است و در سن 18 سالگی در عملیات والفجر هشت به فیض عظمای شهادت نائل آمد، اما از جنازه این شهید بعد از شهادت خبری نشد تا همین دیروز که تماس گرفتند و اعلام کردند که پیکر شهید در تفحص اخیر پیدا شده است.
جنازه شهید در منطقه عملیاتی والفجر هشت در جزیره فاو کنار کارخانه نمک پیدا شده و اسناد شناسایی شهید هم در جیب بادگیرش بوده و به علت نمکی بودن منطقه آسیب کمی دیده و همین سبب شده تا شناسایی شود.
استخوان‌های شهید پس از 28 سال کاملاً سالم است، اما جمجمه شهید وجود ندارد که احتمال دارد توسط بعثی‌ها سر او از تنش جدا شده باشد.
این شهید بزرگوار چند بار پیش از شهادتش هم به جبهه اعزام شده بود که در یکی از این اعزام‌ها مجروح می‌شود.

از رؤیای صادقانه شهادت تا رؤیای صادقانه بازگشت
مادر شهید محمد منتظری هم با بیان اینکه دو شب پیش خواب فرزندش را دیده می‌گوید: در خواب دیدم که یک جمعیتی ایستاده‌اند و منتظرند یکی بیاید تا پشت سرش نماز بخوانند و یکی صدا می‌زند که محمد منتظری بیاید پیش‌نماز شود و من گفتم محمد که شهید شده نمی‌تواند بیاید و وقتی هم که از خواب بیدار شدم اعتنا نکردم و به پدرش هم خوابم را نگفتم.
دیشب (شب پیش از پایان انتظار) هم دوباره خواب او را دیدم که آمده پیش من و به من می‌گوید مادر! دیگر نگران من نباش و دلتنگی نکن، من آمدم پیش شما. صبح امروز پسر دیگرم احمد زنگ زد و گفت مادر مهمان نمی‌خواهی؟ من گفتم مهمان حبیب خداست و او گفت این مهمان فرق می‌کند، بعد از 28 سال برگشته؛ همانی که منتظرش بودی!
نماز ظهر امروز(یکشنبه 12 آبان‌ماه) را در کنار پیکر فرزند شهیدم خواندم. در این 28 سال من چند عکسی که از محمد داشتم را نگاه می‌کردم و با او حرف می‌زدم، انگار که او کنار من است و حضور دارد.
او در مسجد امام رضا(ع) در محل خودمان فعالیت داشت و آنجا بسیج می‌رفت. برای جبهه‌ هم که اعزام می‌شدند از مسجد می‌رفتند ناحیه مالک، او خیلی مظلوم بود و خیلی آرام و همیشه پیش از رفتنش به من سفارش پدرش را می‌کرد که خیلی مواظبش باشم.
اول که می‌خواست جبهه برود پدرش به دلیل سن کمش مخالفت می‌کرد ولی بعداً این مخالفت ادامه پیدا نکرد، محمد هم برگه رضایتش را آورد من امضا کردم و رفت و بعد از اینکه رفت، من به پدرش گفتم و او هم خوشحال شد و دفعات بعد هم به جبهه رفت. یک بار هم مجروح شد که سعی کرد من نفهمم ولی از آنجا که سواد داشتم اسناد یک کاغذ مربوط به بیمارستان که در لباسش جامانده بود باعث شد که به مجروحیتش پی ببرم.
درباره شهادتش هم باید بگویم من خواب دیدم کنار رودخانه‌ای مثل اروند (که بعداً به آنجا هم رفتم و فهمیدم اروند است)، هستم و پدر محمد هم کنار من بود. ما داشتیم از بالای یک پل به محمد و دوستانش که داشتند کار می‌کردند و گونی‌ها را پر از شن و ماسه می‌کردند، نگاه می‌کردیم. یک لحظه صدایی شنیدم که ‌پرسید محمد منتظری از دین چه می‌دانی؟ او هم جواب داد. بعد من یک مرد خوش‌سیما را دیدم و او به من گفت: اینجا هم کربلاست. از خواب بیدار شدم و به پدر محمد چیزی نگفتم تا اینکه نشستیم سر سفره و بعد از خوردن صبحانه گفتم: حاج آقا محمد شهید شده، من می‌دانم. بعد از این مسئله وضعیت محمد برای ما معلوم نبود، دو هفته بعد گفتند محمد همان روز که من خواب دیده بودم شهید شده و جنازه‌اش هم بر نگشته است.


گلی از باغ

آمریکا «قوی‌ترین شریک جرم»
تاکنون کتاب‌های متعددی در زمینه نقش آمریکا در جنگ تحمیلی توسط نویسندگان ایرانی و خارجی منتشر شده که کتاب «قوی‌ترین شریک جرم؛ مواضع جانبدارانه آمریکا در جنگ ایران و عراق» از جمله این کتاب‌ها محسوب می‌شود.
این کتاب به تحقیقی پیرامون سیاست و اقدامات آمریکا در کمک به حکومت صدام در طول جنگ می‌پردازد. در واقع اگر شروع جنگ از سوی صدام را به دلیل شناخت نداشتن از وضعیت ایران بپنداریم، نمی‌توان تلاش‌های آگاهانه آمریکا برای جلوگیری از شکست عراق از ایران را نادیده بگیریم.
این کتاب که در سال2006 توسط «مارین ویلمس» نوشته شده امسال با ترجمه «محمدعلی خرم» در 160 صفحه با شمارگان 1500 نسخه برای اولین بار به رشته تحریر در آمده و انتشارات «مرز و بوم» آن را منتشر کرده، این کتاب می‌کوشد سیاست آمریکا در برابر عراق و تغییر و تحولات آن را توضیح دهد و ضمن ترسیم رفتار آمریکا در برابر عراق، تعارض‌های آن را با اصول اخلاقی آشکار سازد. در قسمتی از این کتاب که در شش فصل تنظیم شده آمده است: «برای کمک به عراق، کاخ سفید با کمک سازمان سیا طرحی را با عنوان قطعات روسی ترتیب داد که بر اساس آن سلاح‌های روسی عراق بنا به درخواست سازمان سیا یا حتی کاخ سفید تأمین می‌شد.»
همچنین در بخش دیگری می‌خوانیم: «اداره حسابداری کل آمریکا در تماس با وزارت خارجه اطلاع داد که بین سال‌های 1981 تا 1986 دست‌کم چهار کشور مواردی نظیر قطعات یدکی توپ‌های هویتزر، چاشنی‌های انفجاری، موشک‌های تاو و تجهیزات نصب سلاح در بالگردهای آمریکایی را بدون اخذ مجوز از آمریکا و بدون طی مراحل قانونی اقدام به فروش قطعات مورد اشاره به عراق کرده‌اند، اما وزارت خارجه این ادعاهای اداره حسابداری کل آمریکا را به بهانه نداشتن سند معتبر نادیده گرفت، بدون اینکه توضیح بیشتری بدهد.»


قبیله آفتاب

نمی‌گذاشت احدي از جراحاتش آگاه شود
شعبان، از زمانی كه قدم در سرزمين نور نهاد تا لحظه شهادت، بارها از دست دشمن، زخم برداشت، اما در تمام اين مدت نمی‌گذاشت احدي از جراحاتش آگاه شود. تا آنكه در سال 1365 در منطقه شلمچه، در عمليات كربلاي4، بار ديگر مجروح و برای مداوا به بيمارستان اهواز اعزام شد و با التيام سطحي زخم‌هايش به خانه بازگشت. ولي هر روز راهي اصفهان مي‌شد. حس كنجكاوي من وادارم كرد تا از ته و توي قضيه آگاه شوم که در نهايت از تركش‌هاي وارده به بدنش آگاه شدم. اين بار ديگر پنهان نكردم و ماجرا را براي مادرم گفتم. شعبان از اين كارم خيلي ناراحت شد. فرداي آن روز همراه با مادرم به بيمارستان رفت و تركش‌ها را خارج كردند.
به نقل از برادر شهيد شعبان جمشيدي‌راد

سال 1343 روستاي قلعه‌ ميرزازمان از توابع شهرستان مباركه، شاهد طلوع خورشيدي بود؛ خورشيدي كه از سر پناه باصفاي خانواده‌اي متدين به نام جمشيدي‌راد، سر به آسمان برداشته بود. نوزاد زيبا و آسماني با حضور خود سبد سبد شادي و طراوت را میهمان سفرة دل خانواده‌اي ايماني ساخت و شعبان نام گرفت. دوران كودكي در باران عواطف و مهرباني‌ها مي‌رفت تا آهسته‌آهسته جاي خود را به دوران نوجواني دهد. دوران نوجواني با ورود شهيد به حوزة علميه رنگ و بويي ديگر به خود گرفت. سال 1360 و تنها زماني كه شهيد 17 سال بيشتر نداشت، به توفيق سربازي امام عصر(عج) نائل آمد و در راه نشر معارف گام برداشت. شعبان، سومين فرزند خانواده بود كه به واسطه حضورش در ماه شعبان‌المعظم، ملقب به اين نام شد. او در لحظه‌لحظه عمر در پي خوب زيستن برآمد و خوب مردن را نيز آرزو داشت. و بدین‌سان پاي در خط مقدم گذاشت تا از شرف و حيثيت ملت مظلومش دفاع كند. تا سرانجام در سال 1365 در منطقه شلمچه در عمليات كربلاي5 تمام خوبي را يك‌جا در آغوش فشرد و به دیدار معبود و معشوقش شتافت.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

تأملی دیگر بر تعامل حقیقت عاشورا با سینما
نبرد ابدی خیر و شر در همه زمان‌ها و زمین‌ها

حسین کارگر

عاشورا قلب تاریخ است. بدون تردید اگر کسی وقایع محرم سال 61 هجری در کربلا را به‌خوبی بشناسد، گویی همه تاریخ بشریت را شناخته است و اگر کسی همه تاریخ را بخواند و از آنچه بر امام حسین(ع) و یارانش رفته، بی‌خبر باشد، تاریخ را نمی‌داند. بی‌اغراق، هر آنچه در این مقطع تاریخی رخ داده، چکیده‌ای است از حضور چند هزار ساله انسان در این جهان. هم از این روست که «کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلاء»؛ همه زمان‌ها عاشوراست و همه زمین‌ها کربلا.
يكي از دغدغه‌هاي فرهنگي در كشور ما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، توليد آثار سينمايي و تلويزيوني درباره حماسه بي‌بديل عاشورا و يا با الهام از مفاهيم برآمده از آن بوده است. اين موضوع از آنجا مهم مي‌نمايد كه با وجود گذشت 34 سال از قیام مردمی بهمن 57 براي بازتوليد ساختارها و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي براساس آرمان‌ها و ارزش‌هاي اسلامي، هنوز هم در حوزه سينما و تلويزيون با خلأ خلق اثر درباره عاشورا و انقلاب امام حسين(ع) روبه‌رو هستيم به طوري كه مرور كارنامه رسانه‌هاي تصويري ما نشان مي‌دهد كه در اين مدت به‌خصوص در زمينه سينما كار چنداني صورت نگرفته است.
این درحالی است که وقایع تاریخی همواره موضوع سینمای غرب بوده‌اند، چه تواریخ قدیمی و باستانی و حتی اسطوره‌ها و چه وقایع معاصر به همین دلیل است که بسیاری از آثار سینمایی مشهور، در قالب تاریخی هستند. از «ال سید» و «ده فرمان» که به اسطوره‌های باستانی می‌پردازند گرفته تا «فهرست شیندلر» و «نجات سرباز رایان» که به تاریخ معاصر می‌پردازند. اتفاقاً همه این فیلم‌ها هم، مضامینی یهودی دارند و به بازتولید تاریخ و ایدئولوژی صهیونیستی کمک می‌کنند. نکته مهم اینجاست که اساساً هدف از ترسیم تاریخ در فیلم‌ها و همه آثار نمایشی و تصویری، چیزی جز بازخوانی زمان حال در آینه گذشته نیست. مثلاً فیلم‌های «ال سید» و «ده فرمان» به حقانیت قوم بنی‌اسرائیل می‌پردازند و «فهرست شیندلر» به بازسازی و القای مفهومی به نام «هولوکاست» اختصاص یافته است.
اما متأسفانه از چنین ظرفیتی در سینمای ما بسیار کمتر استفاده شده است به طوری که در طول تاریخ حدوداً یک قرنی هنر هفتم در کشور ما، تعداد فیلم‌های تاریخی خوب و ماندگار بسیار کم است. شاید بتوان فیلم‌هایی چون «مریم مقدس» و «ملک سلیمان» (هر دو به کارگردانی شهریار بحرانی) را از معدود فیلم‌های تاریخی ـ و البته مذهبی ـ خوب سینمای ایران به حساب آورد. بهره نبردن سینمای ما از تاریخ عاشورا هم از آن غفلت‌های عجیب صورت‌گرفته در سینمای ماست. چون حماسه عاشورا، غنی‌ترین، کامل‌ترین و جامع‌ترین زمینه و نرم‌افزار برای خلق بدیع‌ترین و شورانگیزترین درام‌هاست. یکی از قدیمی‌ترین الگوهای درام‌پردازی در هنرهای نمایشی و تصویری از قبیل سینما، تلویزیون، پویانمایی، بازی‌های رایانه‌ای و...- تقابل خیر و شر بوده است و مگر غیر از آن است که عاشورا، خود عیار و سنجشی برای دوگانه «خیر و شر/ حق و باطل» است؟
اگر سینمای ایران در پی زیباترین زیبایی‌ها و عاشقانه‌ترین داستان‌هاست، پس چرا رنگ عاشورا در این سینما کم‌رنگ است؟ حتی اگر سینما را صرفاً برای تجارت و سرگرمی بخواهیم، باز هم حماسه عاشورا پرجاذبه‌ترین و مردم‌پسندترین آثار برای ساخت است. مگر نه اینکه هنوز هم آیین‌های ذکر شهادت امام حسین(ع) و یارانش در هیئت‌ها، پرمخاطب‌ترین گردهمای‌هایی مردمی در ایران محسوب می‌شود؟ سینمای ما در پی جهانی شدن و فتح بازارهای سینما در اقصی نقاط جهان است و مگر می‌توان داستانی جز عاشورا یافت که توان تسخیر قلوب انسان‌ها از همه ملل و نژادها را داشته و در عین حال، گویای فرهنگ و آرمان‌های ملی و اسلامی ما نزد خارجی‌ها باشد؟
نمونه بارز استفاده از چنین موضوع جذاب و سترگی، سریال «مختارنامه» است. سریالی که طی سال‌های اخیر و به بهانه‌های مختلف از سیما به نمایش درآمده است. آنچه باعث تأثیرگذاری بی‌نظیر «مختارنامه» بر مردم شد، شباهت زياد ماجراها و كشمكش‌هاي متن آن با واقعيت‌هاي سياسي و اجتماعي زمانه ما بود. به طوري كه در حین تماشای آن، گاه فراموش‌ مي‌‌‌‌کردیم که «مختارنامه» به زمانی دور از ما و حدود هزار و 400سال پیش برمي‌گردد و دچار اين پندار مي‌‌‌‌شديم كه اين روايت، شرح حال ماست. بدون تردید اين مهم به قابلیت بي‌نظير و ذاتي عاشورا برمي‌گردد.
«مختارنامه» نشان داد نمايش عاشورا و به‌طور کلی تاريخ اسلام در سينما و تلويزيون نه‌تنها داراي ارزش‌هاي فرهنگي و ديني است، بلكه داراي جذابيت‌هاي خارق‌العاده و حيرت‌انگيزي هم هست. اين سريال با همه ضعف‌ها و قوت‌هايش نشانه‌اي است براي مديران و برنامه‌سازان سيما مبني بر اينكه كشاندن مخاطب پاي رسانه ملي، فقط از طريق برنامه‌هاي پرزرق و برق امكان‌پذير نيست. مي‌‌‌‌توان از تاريخ و حماسه و دين و سياست، فيلم و برنامه توليد كرد و در عين حال، تماشاگر عام را نيز مجذوب ساخت.


«پژمان» کاریکاتوری از تازه به دوران رسیده‌ها
مهدی امیدی

«پژمان» جدیدترین خودآزمایی سیما در تولید و نمایش طنز بود. در سال‌های اخیر با گرایش افزون‌تر تلویزیون به تولید این‌گونه برنامه‌ها، شاهد نزول محتوای آنها هم بوده‌ایم. یعنی به موازات افزایش کمی، کاهش کیفیت طنزهای تلویزیونی اتفاق افتاده است. این درحالی است که رسانه ملی به‌تازگی شبکه اختصاصی طنز هم راه‌اندازی کرده است که البته این شبکه با نام «نسیم» فعلاً به بازپخش برنامه‌های قبلی مشغول است. اما به هر حال، سیما باید یک خانه‌تکانی در حوزه تولید برنامه‌های کمدی انجام بدهد.
«پژمان» را می‌توان سرآغازی برای این تحول و ارتقا تعیین کرد. این سریال با وجودی که در زمینه خلق موقعیت کمدی و خنده‌دار، نسبت به سایر طنزهای سیما برتری نداشت، اما به خاطر برخورداری از چند شاخص، سبب تأثیرگذاری و جذب مخاطب شد.
اول اینکه؛ موضوع جذاب و تازه‌ای داشت. با توجه به تنوع و تکثر رسانه‌ها و ابزارهای سرگرمی در جامعه امروز، نمی‌توان با روش‌ها و موضوعات تکراری و کهنه، مردم را پای برنامه‌های تلویزیون نگه داشت. رسانه‌ها برای جذب یا حفظ مخاطب‌های خودشان چاره‌ای جز بهره گرفتن از موضوعات جدید و خارق‌العاده و همچنین به کار بردن روش‌های تازه ندارند. پرداختن به زندگی یک فوتبالیست آن هم با زبان طنز، قبلاً در سینما و تلویزیون اتفاق نیفتاده بود؛ به‌ویژه اینکه، بازیگر نقش این فوتبالیست یک شخصیت حقیقی است که این هم یک روش جدید محسوب می‌شود. البته این ترفند، ریسک بزرگی بود. چون بازیگر نقش پژمان یک هنرپیشه حرفه‌ای نیست و بیم آن می‌رفت که نتواند از پس این کار بر بیاید، اما خوشبختانه «جمشیدی» توانست همپای بازیگران حرفه‌ای سریال پیش بیاید.
اما ویژگی مثبت سریال «پژمان» رویکرد آسیب‌شناختی آن بود. به هر حال، از یک سریال کمدی انتظار داریم که فقط به سرگرم کردن مخاطب خودش محدود نشود و علاوه بر پرهیز از ابتذال و لودگی در شاد کردن مردم، ارزش افزوده‌ای هم در پی داشته باشد. پژمان هم به نقد برخی از رفتارها و تصورات غلط افراد مشهور جامعه پرداخت و هم اینکه، بعضی از آلودگی‌های رخنه کرده در عرصه فوتبال حرفه‌ای را نیز به چالش کشید.
هرچند که سریال «پژمان» نقاط ضعفی هم داشت. در دو قسمتی که مربوط به رفتن پژمان به شهری دیگر برای مذاکره با یک باشگاه می‌شد، تصویر تمسخرآمیزی از شهرستانی‌ها به نمایش درآمد. تحقیر شهرستانی‌ها یا اقوام به هر بهانه‌ای، یک عارضه منفی برای طنز محسوب می‌شود. دیگر اینکه، این سریال محتوای خودش را به شکلی گل‌درشت و گاهی شعارزده مطرح می‌کرد. پرحرفی و تراکم گفت‌وگو هم از دیگر ایرادهای آن بود.
در هر حال، صداوسیما با بالا بردن کیفیت و محتوای برنامه‌های طنزآمیز خودش می‌تواند موفقیت‌های بیشتری را، هم در زمینه جذب مخاطب و هم، فرهنگ‌سازی کسب کند.


خبرها

استقبال گسترده از ترانه «مرگ بر آمریکا»
رونمایی از ترانه «مرگ بر آمریکا» بازتاب‌های زیادی در داخل و خارج از کشور داشت. این ترانه ضدآمریکایی با صدای «حامد زمانی» و شعر «محمدمهدی سیار» پس از گذشت تنها سه روز از انتشار در اینترنت، با استقبال گسترده‌ نسل جوان مواجه شد. به طوری که هزاران وبگاه، وبلاگ و صفحه مجازی به آن پرداختند و یا بازنشرش دادند. اما بازتاب ترانه «مرگ بر آمریکا» از داخل کشور فراتر رفت و واکنش‌های رسانه‌های غربی را نیز در پی داشت. «آسوشیتدپرس» و «صدای آمریکا» ازجمله رسانه‌هایی هستند که اخباری را درباره این ترانه روی خروجی خود قرار داده‌اند. این دو رسانه، به طور تلویحی از خلق این‌گونه آثار ابراز نارضایتی کردند.
انتقاد شورای نظارت بر صداوسیما از برنامه‌های کودک

شورای نظارت بر صداوسیما از وضعیت برنامه‌های کودک سیما در شش ماهه نخست سال ۱۳۹۱ انتقاد کرد. شورای نظارت بر سازمان صداوسیما تحلیل روند برنامه‌های کودک در شش ماهه اول سال 91 را که پیش از این به صداوسیما ارسال کرده است، منتشر کرد. موسیقی نامناسب، رقص و حرکات موزون، ناسزا و بددهانی، ترویج اخلاق و رفتارهای زشت و احترام نگذاشتن به بزرگ‌تر‌ها و والدین از جمله موضوع‌های انتقاد شده است.
استقبال گسترده از جایزه «مرگ بر آمریکا»

دبیر اجرایی جشنواره جایزه بزرگ «مرگ بر آمریکا» با بیان اینکه استقبال از این جشنواره فراتر از حد انتظار بوده است، گفت: فعالیت‌‌ها تاکنون خودجوش بوده است و ارزیابی بنده از میزان استقبال صورت‌گرفته از این جشنواره غیرقابل تصور است. دبیر اجرایی جشنواره جایزه بزرگ مرگ بر آمریکا با اشاره به اینکه این جشنواره در دو بخش بین‌الملل و جنبی برگزار می‌شود، گفت: این جشنواره شامل دو بخش بین‌الملل و جنبی است که بخش بین‌الملل شامل عکس، پوستر و کاریکاتور است و فیلم، مستند، کلیپ و وبلاگ‌نویسی نیز بخش جنبی و داخلی جشنواره را تشکیل می‌دهد. محمدحسنی تصریح کرد: تاکنون بیش از ۵۰ نفر در دو روز گذشته آثار خود را از طریق سایت جشنواره به دبیرخانه ارسال کرده‌اند که بنده معتقدم استقبال خوبی از این طرح صورت گرفته است که این امر باعث شده تا ما به ادامه آن در سال‌های آینده نیز دلگرم شویم. وی گفت: سعی ما بر این است که اختتامیه جشنواره در روز 16 آذر برگزار شود، اما در صورتی که استقبال به همین ترتیب باشد، مجبور هستیم تاریخ آن را تا روز 9 دی تمدید کنیم، اما سعی داریم که اختتامیه در روز 16 آذر هر سال برگزار شود.


گزیده مطالب

روایتی از جنایتی بزرگ
پیوستن عاشورائیان ۶۲ به شهدای عاشورای ۶۱

همه جا غرق در عزا و ماتم بود. تمام شهر بوی محرم می‌‌داد. در آن سال‌ها که بسیجیان خمینی مشغول دفاع از انقلاب عاشورایی خود بودند، محرم‌ها حال و هوای دیگری داشت. عطر و بوی شهیدان در همه جا به مشام می‌‌رسید. در هر گوشه و کنار جمعیتی مشغول نوحه‌خوانی و سینه‌زنی بودند. در بین این هیاهو عده‌ای جوان و نوجوان ساک به دست از لابه‌لای جمعیت بیرون می‌‌آمدند و به سمت کمیته امداد می‌‌رفتند. آری همان جا که یکشنبه هر هفته وعده‌گاه مسافران جبهه بود تا از آنجا به کربلای ایران اعزام شوند. اتوبوس منتظر ایستاده تا رزمندگان بیایند و این بار مقصد: جبهه‌‌های شمال‌غرب.
خیلی عجیب بود، آن هفته فقط ۱۲ نفر سوار شدند و یک نفر هم قرار بود در بین راه سوار شود. شاید هم این 13 نفر گلچین شده بودند تا...
سن و سال‌شان خیلی پایین بود، با یک نگاه ساده هم می‌‌شد معصومیت را در چهره‌شان دید. به چشمان‌شان که نگاه می‌‌کردی، هنوز خیس اشک بود. انگار تازه از روضه آمده بودند. مسئول اعزام نیروها در پایین اتوبوس ایستاده [بود] و بچه‌ها را از زیر قرآن عبور می‌‌داد و اسامی آنها را یادداشت می‌‌کرد.
1 ـ سیدمهدی صحرائیان سن:14سال
2- حسن روغنیان سن:17سال
3- حمید مقرب سن: 15 سال 4- کرامت اقناعی سن: 18 سال
5- ابراهیم یاعلی سن: 15 سال 6- اسد‌الله رزمدیده سن: 18 سال
7- حمیدرضا یثربی سن: 16 سال
8- سیدمسعود مروج سن: 19 سال
9- سعید اعظمی سن: 16 سال 10- غلامعباس کارگرفر سن: 20 سال
11- بمانعلی ناصری سن: 16 سال
12ـ محمود زارعیان سن :21 سال
نفر سیزدهم مصطفی رهایی (سن 19 سال) بود که قرار بود پلیس راه سوار شود.
آقای غلام رشیدیان (راننده اتوبوس): اتوبوس به راه افتاد، حزن عجیبی فضای ماشین را در برگرفته بود. هر ازگاهی صدای هق‌هق گریه‌ای سکوت را می‌‌شکست. بچه‌ها برای خودشان نجوایی داشتند. انگار هرکس برای خودش روضه گرفته بود. اولین باری بود که در روز تاسوعا نیرو به جبهه می‌‌بردم، خیلی دل‌شوره داشتم. نزدیکی‌‌های شب بود که از آقای نظری (کمک راننده) خواستم تا ساعتی پشت فرمان بنشیند. برای استراحت به آخر اتوبوس رفتم. وقتی از راهرو اتوبوس عبور می‌‌کردم، به چشمان بچه‌ها نگاهی انداختم انگار دنیایی از حرف پشت چشمان‌شان قایم شده بود.
اتوبوس برای نماز صبح ایستاد، با سر وصدای بچه‌ها از خواب بیدار شدم. پس از خواندن نماز دوباره پشت فرمان نشستم، باید کمی عجله می‌‌کردیم و پیش از ساعت چهار خودمان را به مهاباد می‌‌رساندیم-ـ چرا که بعد از آن، نیروهای تأمینی به مقر بازمی‌‌گشتند و ضدانقلاب‌ها جاده‌ها را ناامن می‌‌کردند ـ صبح روز عاشورا بود. از گوشه‌گوشه اتوبوس صدای گریه به گوش می‌‌رسید. شاید به دل‌شان افتاده بود که قرار است...
نزدیک ظهر بود، ظهر روز عاشورا.
مقداری نان و خرما بین بچه‌ها تقسیم کردیم. باید ناهار را در اتوبوس می‌‌خوردیم. فرصت توقف کردن نداشتیم، فقط چند لحظه برای نماز ظهر.
دلهره عجیبی گرفته بودم، انگار من تنها اینطور نبودم. آقای نظری هم چند بار به من این حرف را زد: دلم شوره می‌زند. دل‌مان مثل سیر و سرکه می‌‌جوشید، ولی دلیلش را نمی‌دانستیم. که ناگهان متوجه شدم جاده بسته است. یک مینی‌بوس و یک سواری وسط جاده ایستاده بودند. ابتدا فکر کردم تصادف شده است. پاهایم را تا آخر روی ترمز فشار دادم، دو سه نفر آرپی‌جی به دست وسط جاده پریدند و به سمت ما نشانه رفتند. مصطفی رهایی بلند فریاد زد، کوموله‌ها... کوموله‌ها. کار از کار گذشته بود، باید توقف می‌‌کردم. یکی از آنها در را باز کرد و با عصبانیت گفت: دست‌تان را بالا بگیرید و پیاده شوید. همه پیاده شدیم، با اسلحه ما را محاصره کردند. مدارک اتوبوس را خواستند. پلاک شخصی ماشین و کارت اتوبوس که سازمانی نبود، آنها را متقاعد کرد که اتوبوس شخصی است. به همین دلیل کاری با من و آقای نظری نداشتند. حالا نوبت بچه‌ها بود. وسایل آنها را بیرون ریختند و کارت شناسایی آنها را گرفتند، همگی بسیجی بودند به جز مصطفی رهایی که کارت سپاه داشت. همه را با زور به سمت درختان کنار جاده بردند. چهره‌‌های معصوم بچه‌ها با صورت پر از کینه و خشم منافقان تضاد عجیبی داشت. به این فکر می‌کردم که خدایا! این غول‌های بیابانی چه می‌خواهند بر سر این بچه‌ها بیاورند؟-در همین فکر بودم که ناگهان یک مینی‌بوس از راه رسید.
آنها هم به سمت مهاباد در حرکت بودند، منافقان آنها را هم متوقف کرده بودند. از بین همه مسافران یک سرباز با پدر پیرش را از ماشین پیاده کردند و همانجا سرباز را کشتند و پدرش را به من دادند وگفتند این پیرمرد را با خودت برگردان، اجازه توقف بیشتر به من ندادند. تمام بدنم مثل بید می‌لرزید. دیدن صحنه کشتن آن سرباز جای هیچ امیدی را باقی نگذاشت تا به زنده ماندن بچه‌ها فکر کنم. جسمم پشت فرمان بود، اما تمام روح و روانم پیش بچه‌ها. چهره بچه‌ها برای لحظه‌ای از جلو چشمانم محو نمی‌شد، اما هیچ کاری از دستم برنمی‌آمد خودم را به اولین مقر سپاه رساندم و آنها را در جریان گذاشتم، چاره‌ای نبود باید تا فردا صبح صبر می‌‌کردم. تا صبح برای لحظه‌ای از فکر بچه‌ها غافل نشدم همین که هوا روشن شد، با تمام سرعت به محل حادثه رفتم و خودم را به میان درختان رساندم، دنیا روی سرم خراب شد. در کنار هر درخت، جسم پاک عزیزی افتاده بود. دست و پایم را گم کرده بودم، سیزده جوان پاک و معصوم که با بی‌رحمی تمام به شهادت رسیده بودند و چه خوب رسم عاشقی را به جا آوردند، عصر عاشورای 1362 به جمع شهدای عاشورای 61 پیوستند. وقتی خبر به جهرم رسید، انگار دوباره عاشورا از راه رسیده بود.
وقتی به برخی دست‌نوشته‌‌های آنها نگاه می‌‌کنیم، می‌‌فهمیم که دنیایی از ایمان و عرفان پشت چهره‌‌های معصوم و سن‌وسال کم آنها نهفته بود و تازه پی می‌‌بریم که چرا کاروان عاشورای 62 فقط سیزده برگزیده داشت.
عبداللهی


پیامک

در فرات آب از خجالت آب شد
در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی چند قطعه شعر مناسب ایام عزاداری اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) تقدیم شما خوبان می‌شود.

هفتاد و دو آیه کوفیان را بس نیست
شهری که وفا نبوده در او کس نیست
ایران، به حسین‌بن‌علی می‌نازد
ایران به علی قسم که دلواپس نیست
***
روز عاشورا، ملک هم گریه کرد
هم‌صدا با او فلک هم گریه کرد
آسمان، باران غم بارید و گفت:
گوش کن، اکنون فدک هم گریه کرد
***
آن روز کسانی دل و دین باخته بودند
سرمایه خود یک‌سره پرداخته بودند
از بهر دو روزی که بنا بود، بمانند
بر روی حسین تیغ ستم آخته بودند
در جهل مرکب، به هوای دل گمراه
توحید رها کرده و بت ساخته بودند
***
گمان مکن که محرم تمام خواهدشد
که داغ‌های محرم تمام‌ناشدنی است
دم حسین و شهیدان هماره می‌جوشد
بماند از حرکت، این قیام ناشدنی است
***
اصغر از فرط عطش بی‌تاب شد
چهره معصوم او مهتاب شد
تا امام او را به آغوشش گرفت
گل به دست حرمله سیراب شد
تا اباالفضل «آب» روی «آب» ریخت
در فرات، «آب» از خجالت «آب» شد
***
نماز ظهر عاشورا نماز اضطراری بود
نمازی سر به سر اخلاص و مشق بی‌قراری بود
در آن هنگامه خون و عطش، تکلیف و جانبازی
توجه کن ز عمق جان، حدیث استواری بود
که یعنی شیعه در هر حال می‌خواند نمازش را
حضور حضرت جانان، جواز رستگاری بود
بدان قدر شریعت را چنین ساده از او مگذر
برای ثبت در تاریخِ ایمان، یادگاری بود


حسن ختام

انتظار ثمره کربلاست
مهدی(عج) ادامه راه حسین(ع) است و انتظار ادامه عاشورا و برآمده از آن
مهدی(عج) وارث عاشوراست، همچنان‌که حسین(ع) وارث پیامبران است
عاشورا دریچه‌ای به انتظار است و انتظار تجلی آرزوها و آمال کربلا
انتظار ثمره کربلاست. بدون کربلا انتظار بی‌معناست. یاران مهدی(عج) همه کربلایی‌اند.
انتظار ادامه عاشورا، غدیر و بعثت است
و ظهور روز فرج و مخرج حسین و ثمره خون او که در شریان تاریخ به جوش آمده است
مهدی(عج) همان کسی است که باری را که حسین(ع) در مسیر کوفه در کربلا به زمین
گذاشت به کوفه رساند.
مهدی(عج) پرچم افتاده حسین(ع) را برخواهد افراشت و آرمان‌های بلند او را تحقق خواهد بخشید.
مهدی(عج) بذری را که حسین(ع) در کربلا کاشت و دیگر امامان آن را بارور کردند
و خودش در دوران غیبت به حراست آن همت گماشت با دستان پرتوانش تزیین خواهد کرد.
انتظار و عاشورا دو بال پرواز شیعه است که اگر این دو نبود چشمه غدیر می‌خشکید.
یاران مهدی(عج) همه عاشورایی‌اند و در مکتب حسین(ع) پرورش یافته‌اند
انتظار، ادامه عاشورا است و چشم به راه حسين ديگرى نشستن، در كربلایى به وسعت جهان.
پس انتظار، انتظار انتقام عاشوراست و ياران مهدى(عج) همه عاشورايى‌اند.
كسانى مى‌توانند در ركاب مهدى(عج) باشند و امام حق را يارى رسانند كه در مكتب عاشورا، آبديده شده و معيار جنگ و صلح را از او آموخته باشند كه حسين(ع)، خود معيار سلم و حرب و تولی و تبری است.