بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

۱۳ آبان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی
در تقویم انقلاب اسلامی، سیزدهم آبان به‌دلیل در برداشتن سه رویداد مهم تاریخی و مرتبط با انقلاب اسلامی، به «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» و «روز دانش‌آموز» نام‌گذاری شده است. این سه رویداد مهم عبارتند از:
۱ ـ تبعید امام خمینی(ره) در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه
حضرت امام خمینی در سال ۱۳۴۳، به محض اطلاع از خیانت رژیم شاه در حق ملت ایران با اجرای کاپیتولاسیون در ایران از طریق تصویب در دولت و مجلسین شورای ملی و سنا، به خروش آمد و با فریاد رسا، حقایق را به علما و مردم گفت. امام در مراسمی که به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) در چهارم آبان ماه در منزل‌شان در قم برگزار شده بود، با ایراد نطق تاریخی که با «انا لله و انا الیه راجعون» آغاز شد، رژیم شاه را رسوا کرد و مفاد کاپیتولاسیون را با ساده‌ترین بیان برای مردم توضیح داد. کاپیتولاسیون یعنی؛ وطن و استقلال وطن را فروختن، کاپیتولاسیون یعنی مصونیت دادن به خارجی‌ها برای ارتکاب جنایت در ایرانُ، کاپیتولاسیون یعنی تنزل مقام و ارزش ملت ایران و کاپیتولاسیون؛ یعنی وحشی معرفی کردن ملت مسلمان ایران، از سرفصل‌های نطق تاریخی حضرت امام خمینی در آن روز بود. حضرت امام(ره) در بخشی از سخنان خود فرمودند: «... مع‌ذلک ایران خودش را فروخت برای این دلارها، استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلمان ایران را پست‌تر از وحشی‌ها در دنیا معرفی کرد.» رژیم شاه از این افشاگری بزرگ به وحشت افتاد و برای برداشتن امام از سر راه خود، چاره را در تبعید وی دید! حضرت امام (ره) پس از دستگیری به دست مأموران شاه در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، صبح هنگام با یک هواپیمای نظامی از فرودگاه مهرآباد به ترکیه تبعید شدند. ساواک با صدور اطلاعیه‌ای که از رادیو و تلویزیون پخش شد، ماجرا را اینگونه شرح داد: «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ ۱۳ آبان ماه ۱۳۴۳، از ایران تبعید گردید!»
۲ ـ کشتار بی‌رحمانه دانش‌آموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷
در جریان مبارزات ملت ایران علیه رژیم طاغوت، صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ تعداد زیادی از دانش‌آموزان برای پیوستن به تظاهرکنندگان با تعطیل کردن مدارس راهی دانشگاه تهران شدند و به جمع دانشجویان پیوستند. با هجوم مأموران شاه به دانشگاه، صدها دانش‌آموز و دانشجو با گلوله‌های آتشین به خاک و خون غلتیدند و به شهادت رسیدند.
حضرت امام(ره) در پیامی به همین مناسبت، مردم را به صبر و پایداری دعوت کردند و وعده الهی پیروزی ملت ایران را نوید دادند. در بخشی از این پیام آمده است: «عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است... ایران امروز جایگاه آزادگان است... من از این راه دور چشم امید به شما دوخته‌ام... صدای آزادیخواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم.»
۳ ـ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸
با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکای جهانخوار با دخالت‌های آشکار و پنهان خود و طراحی و پیاده‌سازی توطئه‌های گوناگون، سعی کرد تا انقلاب اسلامی و نظام نوپای جمهوری اسلامی را به شکست بکشاند.
ادامه از صفحه اول
تبدیل نشدن سفارت آمریکا در تهران به لانه فساد، جاسوسی و توطئه علیه ملت ایران، موجب شد تا دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر کنند. حضرت امام(ره) از این اقدام انقلابی دانشجویان با‌عنوان «انقلاب دوم» و «انقلاب بزرگ‌تر از انقلاب» یاد کردند و فرمودند: «شما می‌بینید که الآن مرکز فساد آمریکا را جوان‌ها رفته‌اند گرفته‌اند و آمریکایی‌ها هم که در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند .»
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران دستاوردهای ارزشمندی را در دو حوزه داخلی و خارجی برای ملت ایران در پی داشت. رشد، کمال و استحکام انقلاب، تثبیت خط امام به‌عنوان خط سازش‌ناپذیر با غرب، ضربه مهلک به ضد انقلاب وابسته، افشای چهره‌های سازشکار و غربگرا، برهم‌خوردن شبکه‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در ایران از مهم‌ترین دستاوردهای این اقدام انقلابی بود.
سیاست‌ها، توطئه‌ها و مداخلات آمریکا در امور ایران با هدف ضربه زدن به انقلاب اسلامی و ملت ایران، سبب شد تا روز ۱۳ آبان به‌عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» نام‌گذاری شود. حضرت امام خمینی(ره) با شناخت دقیق از ماهیت آمریکا، دولت استکباری ایالات متحده را نه‌تنها دشمن ملت ایران و آزادیخواهان جهان، بلکه دشمن بشریت معرفی کردند و از تمامی ملت‌های مظلوم خواستند تا پرچم مبارزه با آمریکا را به اهتزاز درآورند. ملت ایران در ۳۴ سال گذشته با مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا، موفق شده در مسیر پیشرفت و بسترسازی برای بنای تمدن نوین اسلامی حرکت کند. اکنون عصبانیت غرب و خصوصاً آمریکایی‌ها، با مشاهده پیشرفت‌ها و روند قدرت‌یابی جمهوری اسلامی برای ایجاد تمدن اسلامی، بیش از هر زمان دیگر شده است.تحریم‌های اقتصادی غرب با محوریت آمریکا علیه ملت ایران، هدفی جز به‌ستوه آوردن ملت ایران و بازداشتن آن از ادامه حرکت در مسیر تمدن‌سازی، دنبال نمی‌کند. غربی‌ها از پیشرفت ایران و الگو شدن آن برای تمامی ملل محروم و مستضعف به‌شدت نگران هستند. در چنین شرایطی، سیزده آبان، فرصتی برای بازخوانی حوادث تاریخی و توجه به توطئه‌های آمریکا علیه ملت ایران است. تجارب تاریخی به ما می‌آموزد که نباید نسبت به آمریکا خوش‌بین بود و به او اعتماد کرد. آمریکایی‌ها هرگز صداقت ندارند و قابل اعتماد نیستند. افشای جاسوسی‌های گسترده آمریکایی‌ها از شهروندان و دولتمردان اروپایی در روزهای اخیر، نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها برای رسیدن به اهداف خود، حقوق هیچ ملت و دولتی را، حتی ملت‌ها و دولت‌های متحد و همسو با خویش را هم رعایت نمی‌کنند. بنابراین باید در قبال حیله‌ها و توطئه‌های آشکار و پنهان آمریکا هوشیار بود. کسانی که این روزها درخصوص مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا ذوق زده شده و این‌گونه می‌پندارند که از این طریق می‌توان مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد، باید بدانند که هیچ آموزه تاریخی چنین پنداری را تأیید نمی‌کند. آمریکا با استقلال، پیشرفت و عزت ایرانیان مشکل دارد. راه حفظ استقلال و عزت ملی به دست آمده برای ایرانیان و تداوم حرکت در مسیر پیشرفت برای تمدن‌سازی اسلامی، حرکت براساس نقشه راه انقلاب طراحی شده از سوی حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری است. براساس این نقشه باید بر روی پای خود ایستاد و با تکیه بر توانمندی‌های داخلی و با خلق حماسه اقتصادی با رویکرد اقتصاد مقاومتی، تحریم‌های دشمنان کینه‌توز را خنثی و بی‌اثر ساخت. البته دنبال کردن دیپلماسی هوشمندانه و گرفتن بهانه‌ها از دشمنان، امری پسندیده و مورد تأکید نظام، رهبری و مردم انقلابی بوده، لکن امید بستن به دشمنانی که سال‌هاست با ملت ایران دشمنی می‌کنند، امری ناپسند است. هرگز آمریکایی‌ها از توطئه‌های خود علیه ملت ایران دست بر نخواهند داشت، مگر اینکه ملت ایران را قدرتمند یافته و به ناچار به پذیرش حقوق ملت ایران تن دهند. اکنون ملت ایران قدرتمند است و از همین منظر، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، با نرمش قهرمانانه در حوزه دیپلماسی برای حل مشکل هسته‌ای موافقت فرمودند. این هنر مسئولان دستگاه دیپلماسی کشور است که بتوانند این موضع اقتدار ملت ایران را به طرف مقابل تفهیم و از موضع قدرت، حقوق ملت ایران را تأمین کنند.
دکتر یدالله جوانی


جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در چهارمین همایش مداحان پاسدار
شرط ظهور، تولی و تبری است که دشمنان می‌خواهند آن را کم‌رنگ کنند

 حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در چهارمین همایش سالیانه مداحان پاسدار که با شعار «هیهات من‌الذله» و «مرگ بر آمریکا» برگزار شد، گفت: نعمت‌های خداوند دو دسته هستند؛ نعمت‌های ظاهری و نعمت‌های باطنی.بزرگ‌ترین نعمت باطنی دین است. ولایت نیز سنگ بنای همه نعمات باطنی است که باید خداوند را به جهت چنین نعماتی شکرگزار باشیم.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق وی در ادامه خطاب به مداحان پاسدار گفت: مداحی هم از جمله نعمت‌هایی است که خداوند به شما ارزانی داشته که نباید این نعمت را از آن خود بدانید، بلکه متعلق به اهل بیت(علیهم‌السلام) است و شما باید به خوبی از عهده شکرگزاری این نعمت برآیید و بدانید که اگر تا امروز پیش آمده‌اید همه از لطف و محبت خداوند است.
دکتر حاجی‌صادقی مداح پاسدار را سنگرنشین انقلاب دانست و افزود: خواهش من از شما سنگرنشینان انقلاب این است که به این نکته بیشتر توجه کنید که بین پاسدار و امام حسین(ع) سنخیتی است؛ چراکه وقتی از امام حسین(ع) سوال کردند؛ شما که با آگاهی به این سفر آمدید و می‌دانستید که این سفر شهادت و اسارت دارد پس چرا به این سفر تن دادید؟ امام حسین(ع) فرمودند: «وضعیت دین خدا به جایی رسیده که یا دین خدا باید سر دهد یا حسین، من سر می‌دهم تا دین خدا زنده بماند.»
وی ادامه داد: قیمت خون امام حسین(ع) بقای دین خدا شد، از این‌رو پاسداران باید از امام حسین(ع) درس بگیرند و ایشان را الگوی خود قرار دهند و بگویند من جان می‌دهم تا انقلاب جان بگیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی تصریح کرد: مداحان سنگرنشین باید مداحی و ذکر اهل‌بیت(علیهم‌السلام)را هدفمند کنند چون هدف بزرگ ما در این عرصه، تحکیم و تقویت فرهنگ، معرفت، محبت و تمسک به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است و این واقعیتی غیرقابل انکار است که راهکار دستیابی به حقیقت دین و صراط مستقیم، اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هستند.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه به مداحان توصیه کرد: ما باید در جامعه، سطح مردم را در سه جهت نسبت به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بالا ببریم، این سه جهت، معرفت به اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، محبت و عشق به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و از همه اینها بالاتر تمسک به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است.
دکتر حاجی صادقی گفت: عاشورا را عامل زنده ماندن اسلام معرفی کنید و بدانید که عاشورای 61 شروع عملیاتی بود که مرحله پایانی آن را بقیه‌الله‌الاعظم(عج) به پایان می‌رساند.
وی متذکر شد: امام حسین(ع) دو جبهه را به طولانی بودن تاریخ و به اندازه جغرافیای همه عالم آغاز کرد، لذا فرمود «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، مهم این است که ما جایگاه خود را در این دو جبهه پیدا کنیم.
حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی تصریح کرد: «فوکویاما معتقد است که عاشورا تشیع را زنده نگه داشته و همه تلاش دشمنان بر این است که بُعد احساسی عاشورا را پررنگ و بُعد حماسی آن را کم‌رنگ جلوه دهند، لذا شما مداحان پاسدار مراقب باشید که این دو بُعد را به همراه هم پررنگ و زنده کنید. ظرفیت‌های مخاطبان خود را بشناسید و در عین انقلابی و حماسی بودن، مراقب صحبت‌های خود باشید که مبادا بهانه‌ای به دست دشمنان بدهید.»
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه رمز همه موفقیت‌ها را اخلاص دانست و عنوان کرد: نگران این نباشید که دیگران از مداحی شما خوش‌شان بیاید، خوش‌به‌سعادت آن مداحی که فاطمه‌زهرا(س) از مداحی او راضی باشد.
وی همچنین افزود: دشمنان می‌خواهند ما از اصول و آرمان‌های انقلاب دست برداشته و شعار مرگ بر آمریکا را سر ندهیم، در حالی که ما معتقدیم قرآن شعار مرگ بر آمریکا را گفته و همچنان این شعار را بر زبان جاری می‌کنیم. شرط ظهور، تولی و تبری است که دشمنان می‌خواهند آن را کم‌رنگ کنند.
حجت‌الاسلام حاجی صادقی در پایان خاطرنشان کرد: هرچه داریم از سفره شهدا داریم، خداوند این را نعمت عظما قرار داده و شهدا مصداق آیه «عند ربهم یرزقون» هستند 
بنا بر همین گزارش در این همایش با حضور جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه و سردار آسودی، معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه، از خانواده شهیدان مداح؛ مهدی هدایتی دولابی و علیرضا سلمانی و جانباز مداح ابوالفضل مومنی تجلیل شد.


یادداشت
رضا گرمابدری

اثبات ادعای ملت ایران پس از ۳۵ سال
یکی از مهم‌ترین و بارزترین ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران که موجب کینه‌ورزی‌های شدید دشمنان شد ماهیت افشاگرانه و آگاهی‌بخشی آن بود. ماهیت انقلاب اسلامی به هیچ‌وجه اجازه نمی‌داد در جغرافیایی محبوسش کنند و پس از پیروزی تنها به خود بپردازد و در درون مشغول شود. این انقلاب شهاب‌سنگ و یا رعد و برق نبود که لحظه‌ای همه جا را روشن و چشم‌ها را خیره کند و پس از آن دوباره تاریکی همه‌جا را فراگیرد و از آن تنها اسمی و نه رسمی باقی بماند. انقلاب اسلامی انفجار نور بود و پایدار، از این رو توانست بسیاری از پلیدی‌های منتسب به استکبار را به جهانیان نشان دهد. از جمله مفسده‌ها و پلیدی‌هایی که این انفجار به مردم جهان نشان داد. «شیطان بزرگ» بودن آمریکا بود. آمریکایی‌ها تنها کاری که در برابر این افشاگری رسواکننده، می‌توانستند بکنند وارونه کردن حقایقی بود که در پرتو این انفجار آشکار شده بود؛ از این‌رو تمام توان تبلیغاتی فریب‌دهنده خود و متحدان‌شان را برای فریب مردم دنیا بسیج کردند تا از رسوایی بیشتر جلوگیری کنند. امام خمینی(ره) در برابر ترفند سیل تهاجمات و تدافعات بی‌وقفه دستگاه تبلیغاتی آمریکا و وابستگانش پرچمی را به اهتزاز درآورد که دست ابزار تبلیغاتی استکبار هیچ‌گاه به آن نرسید، آن پرچم عنوان بامسمای «شیطان بزرگ» بود که یک روز پس از اشغال لانه جاسوسی امام خمینی(ره) در بیانی فرمودند: «در این انقلاب «شیطان بزرگ» که آمریکا است شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‌کند و چه بچه‌شیطان‌هایی که در ایران هستند و چه شیطان‌هایی که در خارج هستند جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است... هیاهوهایی که این «شیطان بزرگ» فریاد می‌زند و شیاطین را دور خودش جمع می‌کند این، برای این است که دستش کوتاه شده است...» امام راحل(ره) با شناخت دقیق و کاملی که از آمریکا داشتند مدتی بعد فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند... ما آنقدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کسی ندیدیم... همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم، همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است و آمریکا «شیطان بزرگ» است.» این گونه بود که «شیطان بزرگ» نام وصفی آمریکا شد و تمام جهان را فرا گرفت. آمریکایی‌ها باور نمی‌کردند که این نام «ننگ‌آور» دوام بیاورد و بر روی آنها باقی بماند، اما تطبیق و سازگاری این نام با ماهیت و عملکرد آمریکا سبب شد تا این نام در دل تاریخ جهان و به‌ویژه در سرزمین ایران ریشه بدواند و ماندگار شود. با انتقال این نام به نسل‌های دوم، سوم و چهارم انقلاب امید آمریکا برای پاک شدن آن از حافظه تاریخی مردم ایران ناامید شد. یکی از علل اصلی که ملت ایران این نام را فراموش نکرده‌اند و به مناسبت‌های مختلف در طول سال بارها و بارها آن را تکرار می‌کنند، شناخت مردم ایران از عملکرد مستکبرانه آمریکا است، چیزی که در سایر نقاط دنیا کمتر یافت می‌شود. ملت بزرگ ایران سی و پنج سال با «شیطان بزرگ» دانستن آمریکا شعار «مرگ بر آمریکا» سر داد تا به مردم جهان و حتی مردم خود آمریکا اثبات کند که نظام سیاسی آمریکا «شیطان بزرگ» است. اما آمریکایی‌ها با صرف هزینه‌های سرسام‌آور تبلیغاتی تلاش می‌کردند تا از تبدیل شدن عنوان «شیطان بزرگ» برای مردم جهان به باوری قلبی و حرکت‌آفرین جلوگیری کنند، اما از چند هفته پیش که اسنودن از کارکنان آژانس امنیت ملی آمریکا افشاگری جاسوسی آمریکا از متحدان این کشور را که بیشتر آنها اروپایی هستند، آغاز کرد، مردم جهان به این حقیقت که ملت ایران سی و پنج سال آن را فریاد می‌زد، یعنی «شیطان بزرگ» بودن آمریکا رسیدند و ادعای هوشمندانه و بصیرانه مردم ایران برای آنها اثبات شد. حالا که همه جهان متوجه شد آمریکا «شیطان بزرگ» است جا دارد همه یک‌صدا فریاد بزنند «مرگ بر آمریکا». ان‌شاءالله


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در ديدار اعضاى همايش ملى «تغييرات جمعيتى و نقش آن در تحولات مختلف جامعه»
قطعاً کشور با این امکانات فراوان و استعداد بالقوه علمی می‌تواند یک کشور ‍ پرجمعیتی باشد

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
مسئله‌ جمعيت كه به‌جد هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئله‌ بسيار مهم است. بلاشك از نظر سياست كلّى كشور، كشور بايد برود به سمت افزايش جمعيت؛ البتّه به‌نحو معقول و معتدل. همه اشكالات و ايرادهايى كه وارد مي‌شود كه بعضى از اشكالاتى را هم كه مطرح مي‌كنند، ما ديده‌ايم قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است.
آنچه مهم است اين است كه كشور ما با ظرفيّت طبيعى و با ويژگى جغرافياى سياسى خود احتياج دارد به يك جمعيّت بيشتر؛ علاوه بر اين همان‌طور كه قبلاًً هم گفته‌ايم،-مسئله‌ نماى جوان براى كشور يك مسئله‌ اساسى و مهم و تعيين‌كننده است. آن‌طورى كه اهل علم و اهل تحقيق بررسى كرده‌اند و جوانب قضیه را ملاحظه كرده‌اند و آمارها را مورد مداقّه قرار داده‌اند، ما اگر چنانچه با اين شيوه‌اى كه امروز داريم حركت مي‌كنيم، پيش برويم، در آينده‌ نه‌چندان دور، يك كشور پيرى خواهيم بود كه علاج اين بيمارى پيرى هم در حقيقت در دسترس نيست؛ حالا نه [اينكه‌] در دسترس ما نيست، [بلكه‌] در دسترس هيچ كس نيست؛ يعنى امروز كشورهايى كه در دنيا دچار پيرى شده‌اند و قدرت «زاد و ولد» خودشان را از دست داده‌اند، به دشوارى مي‌شود گفت كه راه علاجى براى حلّ اين مشكل دارند. ما هم طبعاًً با همين مشكل مواجه خواهيم شد؛ و نبايد بگذاريم به اينجا برسد. البتّه مبانى اسلامى و تفكّر اسلامى در زمينه‌ جمعيت و افزايش جمعيّت و با توجه به وضع جغرافياى سياسى منطقه و كشور جمهورى اسلامى يك چيزهاى روشن و واضحى است.
همايشى كه آقايان گذاشتيد، به نظر من جزو كارهاى بسيار خوب است. يعنى ما نمي‌خواهيم اين قضيّه را با شعار و با «صلوات بفرستيد تمام بشود» و مانند اينها پيش ببريم؛ مي‌خواهيم مسئله به شكل عميق و علمى حل بشود؛ گره‌هاى ذهنى‌اى كه وجود دارد، باز بشود؛ حقيقت قضيه روشن بشود و به اعتقاد من، ما مي‌توانيم اين كار را بكنيم؛ يعنى متفكّرين ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئله‌ جمعیت ـ در هر بخشى از بخش‌ها ـ مي‌توانند در اين زمينه منطق صحيح و قابل قبولى را ارائه كنند. اين همايش البتّه قدم اوّل است، يعنى قدم ابتدايى است، [امّا] از گذاشتن قانون به‌نظر من مهم‌تر است؛ چون فرهنگ‌سازى در اين مسئله مثل خيلى از مسائل ديگر اجتماعى، حرف اوّل را مي‌زند؛ بايد فرهنگ‌سازى بشود كه متأسفانه امروز اين فرهنگ‌سازى نيست، تعطيل است؛ با اينكه حالا گفته‌شده، ما هم گفته‌ايم، ديگران هم گفته‌اند، در مجلس هم مطرح شده، بعضى‌ها هم كم و بيش اينجا و آنجا بحث مي‌كنند، لكن كار فرهنگى به معناى صحيح انجام نگرفته. به‌نظر من اين كارِ شما كار خوبى است، كار مناسبى است؛ منتها اكتفا نكنيد به اينكه يك ميزگردى تشكيل بشود و سخنرانى‌اى گذاشته بشود و بعد مثلاًً تعدادى مقاله چاپ بشود؛ اينها كارهاى لازمى است، اما ناكافى است؛ بايستى از امكاناتى كه در كشور وجود دارد استفاده كنيد، فكر را در كشور بگسترانيد؛ آن‌وقت فكرى هم كه گسترش پيدا مي‌كند، بايد فكر عميق و اساسى و منطقى و قانع‌كننده براى هر كسى باشد؛ بنابراين بايد كار بشود روى اين مسئله كه لابد آقايان اين كار را كرده‌ايد. من معمولاًً وقتى گروه‌ها و افرادى دنبال اين هستند كه مثلاًً يك گردهمايى و همايشى را ترتيب بدهند، هميشه سفارش مي‌كنم، مي‌گويم شما اَمَد را نزديك قرار ندهيد؛ يعنى فرصت قرار بدهيد براى اينكه بتوانيد كار بكنيد، تا آنچه بُروز مي‌كند در اين همايش، يك چهره و نماى مطلوبى داشته باشد، آبرومند باشد و لابد آقايان اين كار را كرده‌ايد؛ چون بحمدالله شما اهل فضل و اهل تحقيق هستيد و مؤسّسه شما، مؤسسه‌اى است كه سابقه خوبى در اين زمينه‌ها دارد؛ لكن كار را به اينجا متوقّف نكنيد.
جوانب قضيّه را بسنجيد، ببينيد چه چيزهايى است كه موجب مي‌شود جامعه‌ ما دچار ميل به كم‌فرزندى بشود. اين ميل به كم بودن فرزند، يك عارضه است؛ والّا انسان به‌طور طبيعى فرزند را دوست مي‌دارد. چرا ترجيح مي‌دهند افرادى كه فقط يك فرزند داشته باشند؟ چرا ترجيح مي‌دهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن به‌شكلى، مرد به‌شكلى پرهيز مي‌كنند از فرزنددارى؟ اينها را بايستى نگاه كرد و ديد عواملش چيست؛ اين عوامل را پيدا كنيد، براى علاج اين عوامل بيمارى‌زا كه به اعتقاد بنده اينها عوامل بيمارى‌زا است، متخصصين و صاحبان انديشه را بخواهيد فكر كنند. فرض كنيد مثلاًً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ خب بلاشك يكى از چيزهايى كه بارورى را محدود مي‌كند، بالا رفتن سنّ ازدواج است؛ خب، اين يكى از كارهايى است كه بايد در كشور فكر بشود. چرا سنّ ازدواج در كشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتياج ندارد به اطفاء نياز جنسى و غريزه‌ جنسى؟ ما بايد به اين فكر كنيم. خب، از آن‌طرف مي‌گويند كه اينها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببينيم چگونه مي‌شود كارى كرد كه همه اينها با هم جمع بشود. ما نبايد تصور بكنيم كه حتماًً بايستى يك نفرى يك خانه‌ مِلكى داشته باشد، يك شغل درآمددارى داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه،«اِنَ يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛» اين قرآن است [كه‌] با ما دارد اين‌جور حرف مي‌زند. يعنى همه‌ آن گره‌هاى ذهنى‌اى را كه وجود دارد در اين زمينه، بايد شما باز كنيد، يعنى شأن شما و همايشى از اين قبيل، اين است كه بايستى اين كار فكرى و علمى را بكند؛ يعنى صرفاًً بيان فكر، بيان خواست و حتّى شعارهايى در اين زمينه نباشد. واقعاًً كار بشود، كار فكرى بشود؛ عوامل كاهش جمعيّت و موجبات افزايش جمعيّت به‌نحو مطلوب و با اعتدال متناسب، درست سنجيده بشود، مطرح بشود [تا] اقناع بشوند افكار نخبگان. در اين زمينه خب الآن عامه‌ مردم، بعضى‌ها متدينند، بعضى‌ها متعبدند، وقتى گفته مي‌شود، مي‌روند سراغ بارورى بيشتر؛ لكن نخبگان جامعه بايد قانع بشوند، بايد مسئله را قبول كنند؛ اگر نخبگان قبول كردند، كار سهل مي‌شود، كار فرهنگ‌سازى آسان مي‌شود. در اين زمينه‌ها ان‌شاءالله بايستى آقايان تلاش كنيد و اميدواريم ان‌شاءالله موفّق باشيد.
بنده همچنان معتقدم كشور ما كشور هفتادوپنج ميليونى نيست؛ كشور ما كشور صدوپنجاه ميليونى [است‌]؛ حالا ما دستِ‌كم را گرفتيم، گفتيم صدوپنجاه ميليون؛ بيشتر هم مي‌شود گفت. قطعاًً اين كشور با اين سطح وسيع، با اين تنوع آب‌وهوايى، با اين امكانات فراوان زيرزمينى، با اين استعداد بالقوه‌ علمى كه در اين كشور وجود دارد، مي‌تواند يك كشور پرجمعیتى باشد و ان‌شاءالله خودش هم اين جمعيت را اداره كند؛ يعنى همچنان كه ما فكر مي‌كنيم كه اگر چهار، پنج بچه افتاد روى دوش يك خانواده، وضع زندگي‌شان چگونه خواهد شد، فكر اين را هم بكنيد كه اين چهار، پنج بچه وقتى بزرگ شدند و كارى پيدا كردند و شغلى پيدا كردند، چه كمكى مي‌توانند به پيشرفت كشور بكنند؛ يعنى اين را هم بايد فكر كرد.
يك نگاه مقلّدانه‌اى به زندگى غربى يا به زندگى اروپايى وجود داشته كه به اينجاها منتهى شده و ميراث آن به ماها رسيده؛ ما هم در يك برهه‌اى از زمان غفلت كرديم، كارى كه بايد انجام بدهيم، انجام نداديم. درحالى‌كه امروز در [بعضى از] همين كشورهاى غربى از كاهش بارورى دارند زيان مى‌بينند و پشيمانند و در بعضى از كشورهاى غربى مطلقاًً كاهش بارورى وجود ندارد؛ يعنى خانواده‌هاى پرجمعيت، مثلاًً خانواده‌ آمريكايى با ده دوازده بچه، چطور خانواده‌ى ايرانى [كه] مي‌خواهد از او تقليد كند بايد حتماً يك بچّه داشته باشد يا دو بچّه! كه اين الآن وجود دارد و گزارش‌ها و خبرها از اين واقعيّت به ما اطّلاع مي‌دهد. ان‌شاءالله كه موفّق و مؤيد باشيد.


يادداشت
مهدي سعیدي

ريزش‌ها در مسير تحقق دکترين استکبارستيزي!
داستان استقلال‌طلبي و تاريخ مبارزه نيم قرن ملت ايران با استکبار جهاني و در رأس آن، آمريکاي جنايتکار، داراي فرازونشيب‌هاي فراواني است که برخي از حوادث آن درس‌هاي فراواني براي عبرت‌آموزي دارد. از جمله اين حوادث، شناخت مدعيان دروغيني است که سال‌ها داعيه استکبارستيزي داشتند و در نهايت آنچنان دچار استحاله گرديدند که به حمايت از آن پرداختند و تلاش کردند تا با زير سوال بردن گذشته خود، در مقام مدافعان ارتباط با آمريکا برآيند.
در بين نيروهاي سياسي دهه‌هاي اخير، جريان‌هايي بودند که باوجود مخالفت با جريان خط امام، خود را پیشقراول و سردمدار مبارزه با استکبار جهاني و امپرياليسم بين‌الملل معرفي مي‌کردند. در رأس اين گروه‌هاي سياسي در ايران که در مجموع، جزو اردوگاه چپ مارکسيستي ـ مائوئيستي، محسوب مي‌شدند، مي‌توان به سازمان مجاهدين خلق(منافقين) و چريک‌هاي فدايي خلق اشاره کرد که در دهه 50 و ابتداي دهه60، مواضعي سوپرانقلابي داشته و شعارهايي تند عليه اردوگاه غرب و در رأس آن آمريکا سر مي‌دادند. اين جريان حتي تا بدانجا پيش ‌رفت که نهضت اسلامي ملت ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) را حرکتي ارتجاعي و برخاسته از اردوگاه امپرياليسم معرفي ‌کرد که تنها به ظاهر مدعي مبارزه با استکبار است. اين گروه‌ها متأثر از انديشه‌هاي مارکسيستي به ظاهر در تلاش بودند تا به قول خود براي آزادي طبقات محروم کارگر (پرولتاريا) از بند اسارت سرمايه‌داران و سرمايه‌داري اقدام کنند و خود را بزرگ‌ترين مبارزان عليه امپرياليسم معرفي مي‌کردند، اما خيلي زود مشخص شد که مبارزه با امپرياليسم جهاني نيز تنها وسيله‌اي براي رسيدن به اهداف بزرگ منفعت‌طلبي و قدرت‌طلبي اين جريان بوده که متناسب با شرايط و مقطع زماني انتخاب شده بود و با تغيير شرايط و مبتني بر اصل فرصت‌طلبانه «هدف وسيله را توجيه مي‌کند»، اين شيوه و ابزار کنار گذاشته شد و اين بار منفعت در آن بود که به آغوش امپرياليسم بين‌الملل بروند و از قلب تمدن غرب و با حمايت همه‌جانبه سران استکبار جهاني به مبارزه عليه انقلاب اسلامي ادامه دهند.
دسته ديگر اغلب دانش‌آموختگاني بودند که دوران تحصيل خود را در فرنگ گذرانده و مفتون و دلباخته حکومت ليبراليستي غرب شدند و نگاه منفي به غرب و استکبار جهاني نداشتند. اين افراد که خود را در پس عنوان فريب‌دهنده‌اي چون «ملي‌گرايي» پنهان کرده بودند، به واقع ليبرال‌هايي داخلي بودند که چارچوب و مباني تمدن غرب را قبول داشتند و آمال و آرزوهاي خودرا در گرايش کشور به سوي نظام ليبرال سرمايه‌داري غرب مي‌ديدند. اعضای اين جريان، نظام نابرابر بين‌الملل را ناديده می‌گرفتند و با نگاهي مثبت به سياست‌هاي تجاوزطلبانه و استيلاطلبانه غرب مي‌نگريستند، لذا از استعمال واژه استکبار جهاني براي خطاب قرار دادن غرب و در رأس آن، آمريکاي جنايتکار پرهيز داشتند.
اين جريان که در ابتداي انقلاب، فرصت‌هاي مناسبي براي کسب قدرت سياسي داشت، به دلیل همراه نشدن با ملت، خيلي زود توسط ملت کنار گذاشته شد و در محاق قرار گرفت. حضرت امام(ره) درباره سرانجام سپردن امور کشور به اين جريان سياسي مي‌فرمايند: «من به صراحت مي‏گويم ملي‌گراها اگر بودند، به راحتي در مشكلات و سختي‌ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مي‏كردند؛ و براي اينكه خود را از فشارهاي روزمره سياسي برهانند، همه كاسه‏هاي صبر و مقاومت را يكجا مي‏شكستند و به همه ميثاق‌ها و تعهدات ملي و ميهني ادعايي خود پشت پا مي‏زدند.»
دسته سوم از طرفداران غرب و مخالفان دکترين «استکبارستيزي»، کساني بودند که جزو نیروهای انقلاب به حساب می‌امدند و از حاميان و موافقان استکبارستيزي بودند. بخشي از ايشان جزو کساني بودند که روزگاري نه چندان دور از ديوارهاي سفارت آمريکا بالا رفته بودند و خود را صاحبان حماسه انقلاب دوم مي‌دانستند، اما سير تغيير و تحولات اين جريان به نحوي شکل گرفت که اين جريان به‌تدريج دچار استحاله شد و به صف مخالفان دکترين استکبارستيزي پيوست. نمونه کامل از اين گروه‌هاي سياسي که به‌طور کامل سير استحاله از استکبارستيزي تا دوستي با استکبار را طي کرد، مجموعه دفتر تحکيم وحدت بود که هر چند، روزگاري خود را خالق ۱۳ آبان و فاتح جاسوس‌خانه آمریکا مي‌دانست و در اوايل دهه 70 مدعي بود که خود بايد متولي برگزاري راه‌پيمايي روز ۱۳ آبان باشد، اما طولي نکشيد که در اواخر همين دهه با محوريت يافتن افراد معلوم‌الحالي چون «علي افشاري»، از پرهیز از سردادن شعار «مرگ بر آمريکا» و پرهیز از «آتش زدن پرچم آمريکا» سخن گفت و در نهايت، کارشان به حذف برنامه راه‌پيمايي ۱۳ آبان از دستور کار دفتر تحکيم انجاميد!
ساده‌لوحي، دنياگرايي و منفعت‌طلبي در کنار استحاله فکري، عواملي است که موجب اين تغيير موضع گرديد و آنان را در صف هواداران آمريکا و در برابر ملت قرار داد. سرنوشت این جریان‌ها می‌تواند هشداری برای امروز ما باشد که فراموش نکنیم ماندن در مسیر حق و ایستادگی در پای آرمان‌ها و ارزش‌ها، نیازمند خودسازی معنوی و انقلابی و تقویت مبانی فکری و نظری است تا با نسیمی دچار تزلزل نگردد.


نكته و نظر

«زین حسن تا آن حسن صد گز رسن»!
نکته: سلطان محمد خوارزم‌شاه وزیری به نام حسن داشت که بسیار بخشنده بود. روزی شاعری در مدح شاه شعری خواند. شاه گفت: به او هزار دینار بدهند. حسن وزیر چون این بخشش در نظرش کم‌آمد هزار دینار دیگر هم به آن اضافه کرد و به شاعر داد، سال بعد باز همان شاعر شعری سرود و به دربار شاه آورد و خواند، اما حسن وزیر فوت کرده بود و به جای او وزیر دیگری آمده بود که اتفاقاً نام او هم حسن بود، وقتی شاعر برای گرفتن پول به نزد وزیر رفت، وزیر چیزی به او نداد وقتی شاعر اعتراض کرد که وزیر پیشین دو برابر به من دستمزد داد. وزیر جدید گفت: «زین حسن تا آن حسن، صد گز رسن» یعنی اگر چه اسم هر دوی ما حسن است، اما طبع ما یکی نیست!
«فرهنگ‌نامه امثال و حکم ایرانی، امین خضرائی»
نظر: یکی از زیبایی‌های آفرینش، تفاوت انسان‌ها در خلق و خوی است، به طوری که حتی دو برادر دوقلو نیز به لحاظ اخلاق ودیگر ویژگی‌ها تفاوت‌های زیادی با هم دارند. به راستی اگر همه انسان‌ها یک‌جور فکر می‌کردند و اخلاق‌شان کاملا یکی بود و... جهان چقدر کسل‌کننده بود!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

مواظب باشید نسل نو به پوسته اسلام جذب نشود
حجت‌الاسلام والمسلمین «محسن قرائتی» ۸ آبان در همایش «بصیرت عاشورایی مبلغان محرم» که در مدرسه عالی امام خمینی(ره) قم برگزار شد، اظهار داشت: اگر مبلغان بتوانند رسالت خود را انجام دهند و به سوی خدا دعوت کنند، بهترین آدم‌های روی زمین هستند.
وی خطاب به مبلغان تأکید کرد: نذر کنید در منبرها خواب تعریف نکنید، خیلی خواب‌ها دروغ است، رؤیا اگر راست باشد، یک هفتادم وحی اعتبار دارد، در منبر به مقدار حداقل شعر بخوانید، قرآن که وحی است، بهترین مطالب را برای مطرح کردن دارد. تبلیغ چهره به چهره مورد تأکید قرآن است و اثرات مطلوبی دارد، مبلغان حتماً در کنار منبر باید تبلیغ چهره به چهره داشته باشند. رئیس ستاد اقامه نماز گفت: در منبر داد نزنید، آسان صحبت کنید، از مطالبی که گفتن و نگفتن آن جایی را آباد نمی‌کند، پرهیز کنید. برای مسئولان و بزرگان هیئت تبیین کنید همان‌طور که عزاداری امام حسین(ع) مهم است، ازدواج جوانان و جهاز دختران هم مهم است، واجب است، باید برخی واجبات فراموش‌شده، احیا شود. مسئله امام حسین(ع) یک جرقه نیست، یک جریان است. امام حسین(ع) می‌فرماید: زیر بار مثل یزید نمی‌رود، این یعنی؛ یزید‌ها و حسینی‌ها یک جریان هستند و معنای » کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در همین است. عاشورا یک انرژی هسته‌ای است، کدام ملت است که با یک یاحسین ۷۰ میلیون پرچم سیاه در کوچه و خیابان نصب کنند، محبت امام حسین(ع) در دل‌ها قدرتی بیشتر از انرژی هسته‌ای دارد. حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی اظهار داشت: لازم نیست مبلغان حتماً مسائل را از حفظ بگویند، هیچ اشکالی ندارد، مطالب از روی کتاب یا نوشته مطرح شود. مبلغان باید به هیئت‌های نوجوانان و جوانانی که بیرون از مسجد است توجه داشته باشند، این هیئت‌ها جمعیت مساجد را کم می‌کند، نسل نو به پوسته اسلام جذب می‌شوند، به نماز بی‌توجهی می‌شود، رقابت‌های منفی افزایش پیدا می‌کند، فاصله با روحانیت بیشتر می‌شود، اینها را برای جوانان تبیین کنید.



ناگفته‌های لغو برگزاری جشنواره «افق ‌نو»!

دبیر جشنواره افق‌ نو با اشاره به تلاش‌های صورت گرفته برخی از نهادهای دولتی در به تعطیلی کشاندن جشنواره افق نو که ماهیتی ضد صهیونیستی دارد، گفت: افق ‌نو و هالیوودیسم کار جدیدی از یک ایده واحد بود که روی بیداری شکل‌گرفته پس از حادثه ۱۱ سپتامبر سرمایه‌گذاری کرده بود؛ بیداری‌ای که چهره‌های شاخص آمدند و ایستادند چراکه پس از ۱۱ سپتامبر جنگ جهانی علیه تروریسم شکل گرفت.
طالب‌زاده با اشاره به اهداف این دو مراسم تأکید کرد: می‌خواستیم از یک طرف حقیقت ماجرای ۱۱ سپتامبر آشکار شود و از طرف دیگر، نقش رسانه‌ها در خاموش کردن مردم در این زمینه را مطرح کنیم و افق ‌نو و هالیوودیسم بهره‌بردن از این پتانسیل بود، چراکه می‌دانستیم کسانی که در این زمینه حرف دارند، در تهران می‌توانند حرف خود را بزنند. وی درباره اینکه چه کسی مسئول اصلی است، گفت: دوستان وزارت ارشاد شفاف سخن نگفتند و در لفافه سخن گفتند بعد گفتند بررسی می‌کنیم که این چه هست، اما گویا جروزالم‌پست و رسانه‌های اسرائیلی خیلی شفاف‌تر فهمیدند که هالیوودیسم و افق‌نو چه بود.
طالب‌زاده افزود: برخی از کسانی که در این دو مراسم آمدند، به علت مخالفت با صهیونیست‌ها از دانشگاه‌ها اخراج شده بودند که از جمله آنها «فینکنشتاین» بود که قرار بود در این دوره حاضر شود و قول داده بود «نوام چامسکی» را برای دور بعدی هالیوودیسم دعوت کند.
وی ادامه داد: افرادی چون سناتور مایک گراول، دنیس کوئینسچ و... به این همایش‌ها آمدند که رسانه‌های غربی هر چقدر تلاش کردند این مسئله را سانسور کنند، نتوانستند؛ حال شما ببینید کنفرانس‌های بخور و بخوابی که می‌گذارند و اثری ندارد، البته ما تنها از ظرفیت ایجاد شده جمهوری اسلامی استفاده کردیم. طالب‌زاده با بیان اینکه نمی‌دانم چرا افق ‌نو را به تعطیلی کشاندند، تصریح کرد: البته به محض اینکه این خبر منتشر شد، در «تل‌آویو» عروسی راه افتاد.



فتنه‌های بزرگ را انگلیسی‌ها طراحی و کسان دیگری اجرا می‌کنند

انگلیسی‌ها آشکارا عمل نمی‌کنند و معمولاً کارهای بزرگی که در منطقه اتفاق می‌افتد، نقشه‌اش از انگلیسی‌هاست و اجرایش از کسی دیگر. همایش بین‌­المللی «کالبدشکافی سیاست انگلیسی‌ها» در روزهای ۷ و ۸ آبان‌ماه در تالار علامه امینی دانشگاه تهران فرصتی را برای شناخت و درک بیشتر یکصد سال دخالت انگلیس در ایران فراهم آورد.
«موسی حقانی» رئیس مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و دبیر این همایش، با بیان نکته فوق گفت: انگلیسی‌ها غیر از دخالت در حاکمیت، فرهنگ دینی را هم هدف قرار می‌دهند و دنبال نوعی سکولاریزم در ایران هستند. آنان با استفاده از رسانه‌های خود و به‌ویژه بی‌بی‌سی در پی تغییر سبک زندگی مردم ایران هستند.
انگلیسی‌ها نمی‌توانند یک ایران قدرتمند را در منطقه تحمل کنند و بارها به صراحت می‌گفتند که باید برای صیانت از انگلستان در هندوستان، ایران را در وحوشت و بربریت نگه داشت و هنوز که هنوز است انگلیسی‌ها چنین نگاهی به ما دارند. وی اضافه کرد: نقش نهادهای پنهان تأثیرگذار در سیاست‌های انگلستان یکی از موضوعات بررسی شده در این همایش خواهد بود. برخی از افراد سعی دارند دخالت انگلیس در ایران را کم‌رنگ نشان دهند و ما نیز گاهی فکر می‌کنیم که ما در رابطه با انگلستان فقط با سفارت آن مواجهیم و این بینش را در سیاست خارجی خود هم تسری می‌دهیم؛ در حالی که انگلستان از طریق چند کانون در ایران اعمال سیاست می‌کند. رئیس موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران درباره ویژگی‌های خاص استعمار انگلستان در ایران خاطرنشان کرد: سیاست انگلیسی‌ها در ایران همواره مبتنی بر نفوذ، کسب اطلاع و تأثیرگذاری بوده است و آنان ظرفیت‌های موجود ایران را به‌خوبی می‌شناختند و به نفع منافع خود استفاده می‌کردند. وی ادامه داد: روش دیگر آنان این است که آشکارا عمل نمی‌کنند و به قول مرحوم شیخ حسین لنکرانی که ۸۰ سال سابقه مبارزه با انگلیسی‌ها را داشت:» معمولاً کارهای بزرگی که در منطقه اتفاق می‌افتد نقشه‌اش از انگلیسی‌هاست و اجرایش از کسی دیگر»؛ یعنی نقشه انگلیسی است که توسط روس‌ها و آمریکایی‌ها اجرا می‌شود. همچنان که تشکیلات فراماسونری به‌طور کامل انگلیسی است، اما توسط فرانسوی‌ها در مناطق مختلف جهان پیگیری می‌شود.




قطعنامه پيشنهادي ايران در سازمان ملل تصويب شد

کمیته خلع سلاح و امنیت بین‌المللی مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه پیشنهادی ایران در زمینه خلع سلاح هسته‌ای را تصویب کرد.
هيئت نمايندگي جمهوري اسلامي ايران نزد سازمان ملل در نشست اخير این کميته، پيش‌نويس قطعنامه مذکور را ارائه داد که با وجود مخالفت آمريکا و رژيم صهيونيستي و برخي كشورهاي غربي، با ۱۱۳ رأي مثبت و ٧ رأي ممتنع به تصويب رسيد.
موضوع اين قطعنامه، پيگيري اجراي تعهدات پذيرفته شده در چارچوب نشست‌هاي بازنگري دولت‌هاي عضو پيمان عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي در سال‌هاي ۱۹۹۵، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ ميلادي بود كه براي ششمین بار طي ۱۰ سال گذشته از سوي ايران ارائه و تصويب شد.
اين قطعنامه از کشورهاي داراي سلاح هسته‌اي مي‌خواهد به اقدامات لازم برای اجراي تعهداتشان مبني بر انهدام کامل زرادخانه تسليحات اتمي خود بر اساس اصول شفافيت، برگشت‌ناپذيري و نظارت بين‌المللي سرعت بخشند.
طبق پيمان عدم اشاعه هسته‌اي (ان‌پي‌تي) که از سال ۱۹۷۰ ميلادي لازم الاجرا شده است، کليه دولت‌هاي برخوردار از سلاح‌های هسته‌اي متعهد شده‌اند تمام تسليحات اتمي خود را منهدم كنند. به‌علاوه، آنها از نظر حقوقي موظف هستند نه‌تنها از هرگونه اقدام براي ساخت سلاح هسته‌اي جدید خودداري کنند، بلکه از انتقال اين گونه سلاح‌ها به ديگر کشورها، استقرار آنها در خارج از خاک خويش و همکاري با ديگر دولت‌ها براي ساخت سلاح اتمي نيز بپرهيزند.
دولت‌هاي هسته‌اي پس از دهه‌ها پايبند نبودن به تعهدات حقوقي مصرح خود، بار ديگر در قالب اسناد نهایي نشست‌هاي بازنگري پيمان عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي در سال‌هاي ۱۹۹۵، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ ميلادي متعهد شده‌اند تا گام‌هاي عملي مؤثري را براي امحاي سلاح‌هاي هسته‌اي بردارند. در بخشي از قطعنامه تصويب شده پیشنهادی ايران، بر اجراي قطعنامه نشست ۱۹۹۵ در خصوص ايجاد خاورميانه عاري از سلاح‌هاي هسته‌اي نيز تأکيد شده است. قطعنامه سال ۱۹۹۵ در مورد خاورميانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای، خواستار پيوستن رژیم صهیونیستی به معاهده عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي و نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر تأسيسات آن شده است. در قطعنامه تصويب شده پیشنهادی ايران همچنين بر ضرورت ارائه تضمين‌هاي امنيتي به کشورهاي غيرهسته‌اي مبني بر عدم به کارگيري و يا تهديد به استفاده از سلاح هسته‌اي عليه آنها تأکيد شده است.


خط خبر

حزب‌الله به مصوبه خاتمی اعتنا نکرد
سیدمحمدعلی ابطحی، معاون رئیس‌جمهور در دوران اصلاحات نوشت: در دوره اول ریاست‌جمهوری آقای خاتمی یک سفر رفتم بیروت و با شورای مرکزی حزب‌الله در منزل سیدحسن نصرالله دیدار داشتم. آن ایام در شورای عالی امنیت تصویب شده بود که از روی پرچم آمریکا رژه نروند و آن را لگدکوب سمبلیک نکنند. یکی از اعضای شورای مرکزی حزب‌الله پرسید که چرا این مصوبه را داشته‌اید؟ گفتم پرچم مال مردم آن کشور است. نشانه گرایش‌های حاکمیت نیست، لگد کردنش اهانت سمبلیک به مردم یک کشور است... به هم نگاه کردند و یکی از آنان گفت: والله، فکره.(یعنی اینم نظری است). اما به لج دولت، چندی پس از این مصوبه دوباره رژه از روی پرچم آمریکا شروع شد.

پاسخ احمدی‌نژاد به انتقادات

در آخرین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام که مباحثی پیرامون هدفمندی یارانه‌ها در ذیل اقتصاد مقاومتی مطرح شد، انتقادات شدیدی از سوی آقایان علی طیب‌نیا و مجید قاسمی نسبت به عملکرد اقتصادی دولت احمدی‌نژاد مطرح شد که احمدی‌نژاد برای اولین بار از هاشمی رفسنجانی وقت گرفت و در پاسخ به منتقدان با استناد به قوانین مصوب تأکید کرد با مابه‌التفاوت ارز آزاد و دولتی 400 هزار بشکه نفت که سالانه حدود 60 هزار میلیارد تومان می‌شود می‌توان تمامی مبلغ یارانه‌ها را تأمین و مازاد آن را در بخش‌های تولیدی مصرف کرد. پیش از این مطرح شده بود که احمدی‌نژاد شش ماه دیگر پاسخ انتقادات را خواهد داد.

اهدای نهج‌البلاغه به دبیر کل سازمان ملل

مجموعه نفیس «نهج‌اﻟﺒﻼﻏﻪ» روز جمعه ﺑﻪ دبیرکل سازمان ملل متحد اهدا شد. در این دیدار که با حضور «محمد خزاعی»، سفیر و نماینده دائم کشورمان نزد سازمان ملل متحد انجام شد، ﺣﺠﺖ‌اﻻﺳﻼم ﺳﯿﺪﺻﺎدق ﻣﻮﺳﻮی ﺗﻮﺿﯿﺤﺎتی را درﺑﺎره ویژگی‌های این کتاب و دیدگاه اسلام و حضرت امیرمومنان علی(ع) درباره مسائل جهانی و به‌ویژه مسائلی چون توصیه به همزیستی مسالمت‌آمیز با اقوام و گروه‌ها، رعایت عدالت و انصاف در روابط اجتماعی و سیاسی و حقوق بشر و دفاع از مظلومان به دبیر کل سازمان ملل ارائه داد.

تشکیل «نیروی دریایی در سایه»

گردهمایی اعضای کمیسیون هم‌اندیشی طرح شهید فهمیده در ستاد نیروی دریایی سپاه در بندرعباس برگزار شد. سردار علی‌اکبر خراتیان، معاون هماهنگ‌کننده نیروی دریایی سپاه طی سخنانی در این گردهمایی با اشاره به قابلیت‌ها و ظرفیت‌هایی که باید مورد توجه قرار گیرد، از ظرفیت عظیم بسیج برای تشکیل «نیروی دریایی در سایه» سخن گفت و خاطرنشان کرد: بسیج دریایی باید با همکاری نیروی دریایی سپاه و سازمان بسیج به سرعت سازماندهی شود.

خاکشیرمزاجان!

«داریوش سجادی» در یادداشتی با عنوان «خاکشیرمزاجان!» در گوگل پلاس نوشت: بعد از اشغال سفارت آمریکا در تهران و کشف اسناد جاسوسی این سفارتخانه در ایران برخی از مخالفان با رویکرد آمریکاستیزانه انقلاب اسلامی در کنار برخی از مخالفان اشغال سفارت از جمله همین آقای «زیباکلام» در مقام توجیه برآمده و از موضع حق‌به‌جانب گفتند و می‌گویند: خوب اشکالش چیه؟ اصلاًً کار سفارتخونه‌ها همینه که جاسوسی واسه کشورشون کنن! حالا زبانم لال فرض کنید این اتفاق برای ایران افتاده بود و «اسنودن» سند داده بود که این سفارتخانه‌های ایران در اروپا بوده که مراودات و مکالمات اروپاییان و سران آنها را شنود می‌کرده! در آن صورت به قطع و یقین تاکنون خاک ایران از زمین و دریا در محاصره ناتو درآمده بود و کنگره آمریکا صادرات «چوب بستنی» را هم به ایران ممنوع اعلام کرده و مدعیان داخلی نیز با شماتت به دولتمردان می‌گفتند: ای عقب‌افتاده‌های متحجر! این چه جور رعایت آداب کنسولی است؟!

امروز پهلوانان زنده کشور ما کجا هستند؟

«بهداد سلیمی» قوی‌ترین مرد جهان در سال 2012 که به شدت تحت تأثیر تصاویر افتخارآفرینی خود در بازی‌های المپیک قرار گرفته بود، در حالی که در یک برنامه تلویزیونی اشک می‌ریخت، گفت: «من و قهرمانان کنار گذاشته شده در این مدت با پیشنهادهای اغواکننده کشورهای مختلف روبه‌رو شدیم؛ اما به عشق رهبرم و مردم کشور به هیچ‌یک از این پیشنهادها فکر نکردم و از این به بعد هم در برابر این پیشنهادها مقاومت می‌کنم. اما از قدیم گفته‌اند، پهلوان زنده را عشق است؛ اما امروز پهلوانان زنده کشور ما کجا هستند؟» وی در ادامه همانگونه که اشک می‌ریخت، به انگشتری که از مقام معظم رهبری هدیه گرفته بود اشاره و تاکید کرد: این هدیه برای من ارزشمندترین هدیه دنیاست، اما نمی‌دانم بتوانم دوباره هم در میادین ورزشی برای کشورم، مردم و پرچم مقدس ایران افتخارآفرینی کنم یا نه!»

موضع دو پهلوی خاتمی!

عضو جامعه روحانیت مبارز تصریح کرد: بعد از آشوب‌های فتنه سال 88 همراه آقای علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با محمد خاتمی دیدار کردیم و به وی گفتیم که جلوی این فتنه‌ها را بگیرید و محمد خاتمی گفت که من قبل از آنکه مقام معظم رهبری در نماز جمعه سخنرانی کنند به آقایان موسوی و کروبی گفتم نامه‌ای به حضرت آقا بنویسید و اظهار ندامت کنید اما آنها به حرف من توجهی نکردند. حجت‌الاسلام ابراهیمی ادامه داد: من امروز تعجب می‌کنم چرا خاتمی که در آن جلسه، آن موضع‌گیری را داشت امروز از موسوی و کروبی طرفدار می‌کند، یعنی طرفداری از کسانی که به گفته خود خاتمی حتی از حرف وی نیز پیروی نکردند. وی در پایان نیز تأکید کرد: اگر برای آقایان موسوی و کروبی محدودیت وجود نداشته باشد باز هم فتنه دیگری را ایجاد می‌کنند، بنابراین لازم است این افراد مجازات شوند تا درس عبرتی برای کسانی که فکر فتنه را در سر می‌پرورانند، باشد.

ایران بزرگ‌ترین دارنده ذخایر نفت و گاز جهان شد

مدير اكتشاف شركت ملي نفت با بیان اینکه ایران به بزرگترین دارنده مجموع ذخایر متعارف نفت و گاز جهان تبدیل شده است، چهار مأموریت فعالیت‌های اکتشافی نفت و گاز در کشور را تشریح کرد. «هرمز قلاوند» در تشریح عملکرد اکتشافی شرکت ملی نفت ایران با بیان اینکه هم اکنون ایران مطابق با گزارش بریتیش پترولیوم با دارا بودن ۶/۳۳ تريليون متر مكعب گاز و 157 ميليارد بشكه نفت درجا از نظر مجموع ذخاير هیدروکربوری، دارنده مقام نخست جهان است، گفت: ايران بين سال‌هاي 2001 تا 2005 میلادی با دارا بودن بيشترين ميزان اكتشافات، مقام نخست جهان را به خود اختصاص داد.

ناطق: عمر سیاسی من تمام شده است
ناطق نوری در مراسم «قدرشناسی از ناطق نوری» با حضور جمعی از مسئولان در دانشگاه مینودشت استان گلستان، با بیان اینکه «دولت آقای روحانی از عنایات خفیه الهی بود»، گفت: هیچ تحلیلگری نمی‌توانست نتیجه انتخابات را پیش‌بینی کند. روحانی اول کسی بود که برای امام خمینی لفظ امام را به کار برد.
وی با اشاره به عملکرد دولت نهم و دهم گفت: دولت قبل مقید به قانون و سند چشم‌انداز نبود. ناطق نوری با بیان اینکه «به عنوان سردسته اصلاح‌طلبان به میدان نخواهم آمد»، افزود: اگر در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت می‌کردم رأی داشتم؛ اما عمر سیاسی من تمام شده است. وی همچنین عنوان کرد: سرنخ مذاکره با آمریکا دست رهبر معظم انقلاب است.

طرف تاریک اقتصاد آمریکا!

«گلوبال ریسرچ» با انتشار مقاله‌ای درخصوص اقتصاد آمریکا نوشت: نابرابری اجتماعی، فقر و بیکاری در آمریکا افزایش یافته است.
در این مقاله با عنوان «طرف تاریک اقتصاد آمریکا، گسترش نابرابری اجتماعی، افزایش فقر و بیکاری» آمده است: نابرابری ایالات متحده در اوج تاریخی خود است. از سال ۱۹۷۰ اقتصاد آمریکا دو برابر شد. یک درصد ثروتمند سود کلانی بردند، آنها بیش از ۲۰ درصد درآمد ملی را به دست آورده‌اند که سه برابر سود سال ۱۹۷۰ آنها است.
به گفته «مانوئل سائز» اقتصاددان آمریکایی «برای اولین بار در طول ۱۰۰ سال گذشته میزان درآمدی که ده درصد ثروتمند آمریکا می‌برند به ۵۰ درصد رسید.» از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ میانگین درآمد واقعی خانواده‌ها ۴/۱۷ درصد کاهش داشت. این بیشترین رقم بعد از دوران رکود بزرگ است.

بلایی که آمریکایی‌ها بر سر دانشمندان عراقی آوردند

انجمن اساتيد دانشگاه در بغداد اعلام کرد كه هدف ۸۰ درصد ترورها در این کشورشخصيت‌هاي دانشگاهي بوده است و بيش از نيمي از كشته‌شدگان درجه استاد تمامي يا استادياري داشته‌اند، بيش از نيمي از ترورها متعلق به دانشگاه بغداد و سپس دانشگاه بصره، موصل و دانشگاه المستنصريه بوده است.


یادداشت
فرهاد مهدوی

شکل‌گیری مطبوعات زنجیره‌ای ۲!
جریان خزنده فرهنگی و سیاسی که در سال‌های گذشته به علت کاهش اقبال مردمی و محدودیت‌های قانونی با ادبیات براندازانه به فعالیت‌های غیرعلنی علیه نظام روی آورده بود، اکنون که دولت جدید پای در عرصه نهاده، تابلوی خود را تغییر نام داده و همان محتوا و ادبیات سیاسی سابق را با حجم بیشتر تولید و به جامعه تزریق می‌کند.
سابقه: روزنامه‌های دوم خردادی یا زنجیره‌ای همزمان با پیروزی سیدمحمد خاتمی در دوم خرداد 76 به یکباره پای به عرصه سیاسی کشور گذاشتند. روزنامه‌های زنجیره‌ای به روزنامه‌هایی گفته می‌شد که؛ 1ـ دارای یک متن واحد و زنجیره ای و تکثیر شده بودند؛ 2ـ تحریریه، اتاق فکر مشترک و زنجیره‌ای داشتند. 3ـ زمانی که یکی از این نشریات توقیف یا تعطیل می‌شد بلافاصله به صورت زنجیره‌ای یک نشریه جدید با نام جدید اما روال سابق فعالیت‌های آن نشریه را انجام می‌داد. بعدها عنوان اجاره‌ای نیز برای برخی از این روزنامه‌ها به کار برده شد.
کوچ: با تبدیل این روزنامه‌ها به پایگاه دشمن و تعطیلی بسیاری از آنان و راه‌اندازی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو زمانه و... بسیاری از این روزنامه‌نگاران به این رسانه‌های معاند نظام کوچ کردند و نشان دادند که از ابتدا نیز در خدمت آنها بوده‌اند. اکنون بسیاری از گزارش‌های منفی خارج از کشور که در رسانه‌های ضد ایرانی پخش می‌شود و منابع بسیاری از گزارشات «احمد شهید» گزارشگر ضد ایرانی سازمان ملل، از مطالب این روزنامه‌نگاران است.
بازگشت: این روزها و در دولت تدبیر و امید، به‌نظر می‌رسد روزنامه‌های زنجیره‌ای دیگر بار به صحنه بازگشته‌اند و قابل تأمل‌تر اینکه برخی از روزنامه‌نگاران فراری به بازگشت می‌اندیشند! و این در حالی است که اینها تا پیش از این در بی‌بی‌سی و صدای آمریکا و... بانگ بر می‌آوردند که در ایران آزادی نیست.
تکرار: آنچه در روزنامه «بهار» در روز عید غدیر منعکس شد، امتداد یک خط فکری است که اولین جوانه‌اش زود سر برآورد و روزنامه‌هایی که در هفته گذشته در صف انتشار قرار گرفته‌اند همان‌هایی هستند که در دوران دوم خرداد، شیعه و شهادت را محکوم می‌کردند و به تمسخر می‌گرفتند. وحی را زیر سوال می‌بردند، قیام امام حسین(علیه‌السلام) را نوعی خشونت می‌دانستند. اکنون این بدسابقه‌ها برگشته‌اند و در نظر دارند تا هزینه‌های اقدامات بعدی خود را بر دوش دولت روحانی بگذارند که این مسئله با توجه به تجربه بد روزنامه‌های زنجیره‌ای درایت و هوشیاری دولت جدید را می‌طلبد تا تجربه تلخ نشریات زنجیره‌ای دوران دوم خرداد دیگر بارتکرار نشود.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

خیز بلند اصلاح‌طلبان برای فتح مجلس دهم
حسین عبداللهی فر

روزنامه «آرمان» موضوع سرمقاله روز اول هفته خود را به سمت انتخابات مجلس دهم برد و تحت عنوان «پاسخ به تندروها در انتخابات مجلس دهم»، نوشت: «در هر حال مردم در این انتخابات نشان دادند که رویکرد جدیدی را می‌‌‌‌‌پسندند. از همین روی هر جریانی که در ادوار آتی انتخابات دولت و مجلس بخواهد رأی مردم را داشته باشد، نمی‌تواند روحیه تقابلی با این خواست را داشته باشد.»
در همین روز (شنبه 4 آبان) دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی از احتمال اجماع اصلاح‌طلبان بر روی ناطق در انتخابات آینده خبر داد؛ خبری که با استقبال وسیع روزنامه‌های اصلاح‌طلب (یک‌شنبه 5 آبان) مواجه شد و فضای رسانه‌ای کشور را بسیار زودهنگام انتخاباتی کرد.
«اسرار» در سر صفحه خود در کنار تصویری از کرباسچی نوشت: «دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی تأکید کرد که احزاب اصلاح‌طلب از روش‌های سیاسی معقول و فعال‌تری برای انتخابات استفاده می‌‌‌‌‌کنند و بعید نیست با توجه به سابقه ناطق نوری و مجموعه گرایش اصلاح‌طلبان، اجماع بر روی ناطق صورت بگیرد.»
«آفتاب یزد» با اختصاص تصویر اول خود به ناطق نوری به استقبال این خبر رفت و نوشت: «با اینکه هنوز دو‌سال‌ونیم از عمر مجلس نهم باقی مانده است، اما به نظر می‌‌‌‌‌رسد اصلاح‌طلبان از هم‌اکنون به فکر انسجام و برنامه‌ریزی برای فتح مجلس دهم هستند و از این رو هر از گاهی برخی اخبار مبنی بر پیشنهادها و برنامه‌های آنها از گوشه و کنار جبهه اصلاح‌طلبان به گوش می‌‌‌‌‌رسد. اما این بار غلامحسین کرباسچی در اظهار نظری رسمی از احتمال اجماع اصلاح‌طلبان بر روی ناطق‌نوری برای فتح مجلس دهم خبر داد.»
این روزنامه در همین رابطه به گفت‌وگو با صادق زیباکلام پرداخت و از قول وی نوشت: «به نظر من آقای کرباسچی گزینه بسیار مناسبی را مطرح کرده است، به این دلیل که اجماع اصلاح‌طلبان بر روی آقای عارف باعث می‌‌‌‌‌شود که اصولگرایان به دست و پا بیفتند تا اجازه ندهند اصلاح‌طلبان به مجلس راه یابند. ما باید همان سیاستی را که در انتخابات ریاست جمهوری 92 در پیش گرفتیم در انتخابات مجلس دهم هم پیاده کنیم، یعنی سرمایه‌گذاری بر روی شخصیتی که اصولگرایان را خیلی دچار ضدیت با اصلاح‌طلبان نکند.»
«اعتماد» هم در این روز با درج تیتر و تصویر کوچکی از ناطق به انعکاس این خبر پرداخت، اما ترجیح ناطق بر عارف و قربانی کردن مجدد وی را برنتابید و نوشت: «علی اکبر ناطق‌نوری در شرایطی از سوی عده‌ای از اصلاح‌طلبان به‌عنوان گزینه احتمالی اجماع در انتخابات مجلس مطرح شده است که در میان اصلاح‌طلبان گزینه‌های دیگری نیز مطرح هستند؛ گزینه‌هایی که احتمال اجماع اصلاح‌طلبان روی آنها ممکن‌تر است.»
این روزنامه همچنین در راستای ابراز مخالفت خود با طرح ناطق‌نوری احتمال حضور وی را از قول برادر وی بعید دانست و نوشت: «ناطق نوری تمایلی برای انتخابات مجلس نشان نداده است.»
«ابتکار» یک روز بعد (دوشنبه 6 آبان) این نزاع را به تیتر اول کشاند و زیر تیتر درشت «آغاز گمانه‌زنی‌ها درباره ریاست مجلس دهم» نوشت: «دو سال‌ونیم مانده به پایان مجلس نهم و به دلیل تغییر مدیریت کشور از یک جناح به جناحی دیگر، به نظر می‌‌‌‌‌رسد که مجلس دهم و موضوع ریاست آن دستمایه گمانه‌زنی‌های زودهنگام تحلیلگران، فعالان سیاسی و رسانه‌ای شده است؛ اتفاقی که می‌‌‌‌‌تواند فضای سیاسی کشور را درگیر حاشیه‌هایی زودهنگام کرده و احتمالاً بخشی از نیروی دولت تازه‌کار را نیز صرف خود کند.»
این موضوع با خبرهایی نظیر «رقابت ناطق نوری و علی لاریجانی به ریاست مجلس دهم» و «تعامل هاشمی و خاتمی در انتخابات مجلس» ادامه یافت تا پایان هفته که به اوج خود رسید. «آرمان» در آخرین روز هفته «واهمه از پیوند ناطق با اصلاح‌طلبان» را تیتر اول خود برگزید و نوشت: «با اینکه حال، حدس و گمان اولیه این است که در صورت حضور ناطق نوری، جریان راست سنتی در کنار جریان اعتدالی و اصلاح‌طلبان به حمایت از او بپردازد، اما در این میان اصولگرایان جدید یا به عبارتی نواصولگرایان با توجه به اقبال عمومی جامعه به شیخ نوری از هیچ تلاشی برای منصرف کردن او دریغ نمی‌کنند.»
«اسرار» هم با اختصاص تیتر اول خود به این موضوع «ناطق‌نوری موازنه را به نفع اصلاحات تغییر می‌‌‌‌‌دهد» را از قول مسعود پزشکیان برجسته کرد و در ادامه آن نوشت: «ناطق نوری آدم آزاده‌ای است و تصور می‌‌‌‌‌کنم با ورود ایشان به جمع اصلاح‌طلبان، مجلس دهم به بالندگی خود در عرصه سیاست داخلی و خارجی خواهد رسید.»
«ردای اصلاح بر دوش شیخ می‌‌‌‌‌نشیند؟» این هم تیتری بود که روزنامه «سیاست‌روز» در پایان هفته به شکل سوالی روی تصویر مشترکی از ناطق و عارف قرار داد و در جواب آن نوشت: «اما اظهارات کرباسچی نشان می‌‌‌‌‌دهد که کارگزاران فکرهای دیگری برای انتخابات مجلس دارند و ظاهراً قرار است این بار نیز یک اصلاح‌طلب در راه تلاش رسیدن کارگزاران به صدر مجلس دهم با میدان‌داری ناطق قربانی شود. البته این اولین بار نیست که کارگزاران و جریان نزدیک هاشمی رفسنجانی یک اصلاح‌طلب را برای رسیدن به اهداف خود قربانی می‌‌‌‌‌کنند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

هتاکی جدید غرب
کشورهای غربی در طول هفته‌های اخیر از جمله پس از برگزاری مذاکرات ژنو میان جمهوری اسلامی و گروه 1+5 مسائلی را در باب مذاکرات مطرح کردند که اصلی‌ترین محور آن را نیز نوع تعامل با ایران تشکیل می‌داد. نکته بسیار مهم در این فرایند آن است که این کشورها بدون اشاره به اقداماتی که غرب برای تعامل بیشتر باید صورت دهد، فضای تبلیغاتی را به راه انداختند که محور آن را تمجید از مذاکرات جدید و نفی مذاکرات پیشین تشکیل می‌داد. فضای رسانه‌‌ای غرب چنان بوده است که در دور جدید مذاکرات طرف ایرانی کلمات جدید و موثری را دریافت کرده که در گذشته مشابه آن وجود نداشته است.
این رویکرد غرب و مواضع رسانه‌های غربی مبنی بر احتمال به نتیجه رسیدن دور دوم مذاکرات میان ایران و گروه 1+5 در ژنو(17 و 1۸ آبان) هر چند در ظاهر جنبه تعاملی دارد، اما در ورای آن، دو نکته بسیار مهم مشاهده می‌شود؛ اول آنکه، غرب در فضای رسانه‌‌ای تلاش دارد تا چنان القا سازد که تیم هسته‌‌ای ایران در دولت گذشته که در اصل همان نمایندگان ملت ایران در مذاکرات بوده‌اند، رویکردی به تعامل و گفت‌وگو نداشته‌اند. آنها در فضای رسانه‌‌ای چنان القا می‌سازند که ملت ایران و نظام اسلامی هرگز در چارچوب تعامل و به نتیجه رسیدن مذاکرات گام برنداشته است، در حالی که جهانیان اذعان دارند که ایران بیشترین رویکرد تعاملی را داشته و هرگز از مذاکره عقب‌نشینی نکرده است.
دوم آنکه ادعاهای اخیر غربی‌های یک اصل مهم را آشکار می‌سازد و آن، معرفی ایران به‌عنوان عامل به نتیجه نرسیدن مذاکرات در سال‌های اخیر است. آنها تلاش دارند تا چنان القا سازند که ایران محور چالش‌های موجود در روند مذاکرات است، در حالی که همزمان استمرار و تشدید فشارها را راهکار پایان این روند عنوان می‌کنند. نکته بسیار مهم آن است که غرب همزمان با متهم‌سازی ایران، پرونده منفی خود علیه ملت ایران را پنهان می‌سازند. آنها با فریب افکار عمومی جهان برآنند تا بر سیاست‌های خصمانه خود مبنی بر کارشکنی در مسیر تحقق حقوق هسته‌‌ای ملت ایران، تهدیدات نظامی و امنیتی تحمیل شده به ایران، ترور دانشمندان هسته‌‌ای، اعمال تحریم‌های غیر قانونی علیه ملت ایران و ده‌ها جنایت دیگر سرپوش گذارند و کارنامه‌‌ای مثبت از خود برجای نهند.
دو اصل متهم‌سازی ایران به عدم رویکرد به گفت‌وگو در سال‌های اخیر و نیز پنهان‌سازی جنایاتی که علیه ملت ایران صورت داده‌اند، صرفاً در یک قالب قابل تعریف است و آن، هتاکی جدید غرب علیه ملت ایران است. آنها به نوعی با این رفتارها به‌دنبال تحریف حقایق مذاکرات و نقش سازنده آن در این عرصه و تحمیل اقدامات و فضاسازی‌های خصمانه علیه ملت ایران هستند. غرب با این سناریوسازی سعی دارد تا تشدید فشارها بر ایران را توجیه کند. جالب توجه آنکه در ظاهر آنها ادعای تعامل گسترده با تیم جدید هسته‌‌ای را مطرح و چنان عنوان می‌کنند که به دنبال تعامل با ایران هستند، در حالی که در باطن با ادعاهای واهی و به چالش کشاندن روند سال‌های اخیر مذاکرات هسته‌‌ای به دنبال طرح تشدید فشارها بر ایران و در نهایت باج‌گیری از تیم جدید هسته‌‌ای می‌باشند. غرب به دنبال سوق دادن فضای مذاکرات به سمت در حاشیه قرار گرفتن ایران به عنوان یک مجرم و دست برتر غرب در بیان مطالبات خود به عنوان قاضی است که محور آن را نیز چنانکه سران غرب و صهیونیست‌ها ادعا کرده‌اند تعلیق فعالیت‌های هسته‌‌ای و حتی انهدام تأسیسات تشکیل می‌دهد. خطوط قرمزی که ملت ایران همواره بر اصل حفظ آن تأکید کرده و در این راه در کنار تحمل تحریم‌ها و فشارها شهدای بسیاری را نیز در احقاق حقوق حقه هسته‌‌ای‌اش اهدا کرده و همواره نیز بر ادامه راه این شهیدان تأکید کرده است. 


پرونده

تصویب قطعنامه پیشنهادی ایران درباره خلع سلاح هسته‌ای
به گزارش خبرگزاری شبستان، نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل در نشست اخیر کمیته خلع سلاح و امنیت بین‌المللی مجمع عمومی سازمان ملل پیش‌نویس قطعنامه را ارائه کرد که باوجود مخالفت آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای غربی با 113 رأی مثبت و هفت رأی ممتنع به تصویب رسید. این قطعنامه برای ششمین بار در 10 سال گذشته از سوی ایران ارائه و تصویب شده است و از کشورهای دارای سلاح هسته‌ای می‌خواهد به اقدامات لازم برای اجرای تعهدات‌شان مبنی بر انهدام کامل زرادخانه تسلیحات اتمی خود بر اساس اصول شفافیت، برگشت‌‌ناپذیری و نظارت بین‌المللی سرعت بخشند.
مواضع متفاوت «آمانو» درباره رویکرد ایران به مذاکرات هسته‌ای

خبرگزاری فرانسه اظهارات جدید آمانو را بسیار متفاوت از مواضع پیشین وی ارزیابی کرده، به نقل از وی می‌نویسد: دولت جدید ایران، مذاکرات با آژانس را به‌نتایج مذاکرات با شش قدرت جهانی موکول نکرده است. وی گفته: «من می‌توانم به شما بگویم که پس از روی کار آمدن حسن روحانی، ما چندین مورد تماس با آنها داشته‌ایم... اما چیزی از این ارتباط (میان دو روند موازی مذاکره) نشنیدیم. آمانو همچنین گفته آژانس مایل است ایران درباره فعالیت‌های فعلی و گذشته خود شفاف‌سازی کند؛ با این حال اشاره‌ای نکرده که آیا این موضوع شامل بازرسی‌های بیشتر خواهد بود یا خیر.
اعمال تحریم به روند حل مسئله هسته‌ای ایران آسیب وارد می‌کند

«میخاییل بوگدانوف» معاون وزیر خارجه در مصاحبه با خبرگزاری بلومبرگ تأکید کرد که مسئله توازن تخفیف و پیگیری لغو تحریم‌ها از جمله تحریم‌های یکجانبه اعمال شده توسط آمریکا و کشورهای اروپایی به‌طور قطع یکی از پیچیده‌ترین مسائل در مذاکرات آتی خواهد بود. میخاییل بوگدانوف گفت که روسیه بار‌ها تأکید کرده است که تحریم‌های یکجانبه به امکان پیدا کردن راه‌حل برای مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران لطمه مستقیم و آشکار وارد می‌کند.
تهران به غنی‌سازی 20درصدی ادامه می‌دهد

محمدجواد ظریف در سفر خود پیش از ترک آفریقای جنوبی، در یک نشست خبری سخنانی را در واکنش به اخباری درباره توقف غنی‌سازی 20 درصدی اورانیوم ایران بیان کرد. به گزارش شبکه خبری پرس‌تی‌وی، وزیر امور خارجه ایران گفت: برنامه این کشور برای غنی‌سازی 20 درصدی اورانیوم تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی انجام خواهد شد. وی همچنین افزود: ایران با «حسن نیت» و «با عزم و اراده برای رسیدن به تفاهم و با امید رسیدن به تفاهم در مراحل اولیه» به گفت‌وگوهای هسته‌ای با کشورهای عضو گروه 1+5 ادامه خواهد داد.
سنای آمریکا: تحریم‌ها را به تعویق نمی‌اندازیم

به گزارش گروه بین‌الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از رویترز،‌ جو بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا با رهبران دموکرات و جمهوری‌خواه سنا دیدار کرده و از آنها خواسته است که به مذاکرات حساس دیپلماتیک با ایران بر سر برنامه هسته‌ای تهران، فرصت لازم داده شود. یک مقام رسمی از دفتر جو بایدن گفته است،‌ که پیام معاون رئیس‌جمهور آمریکا به نمایندگان سنا این بود که هم‌اکنون زمان خوبی برای اعمال تحریم‌های جدید نیست و این کار ممکن است فرایند مذاکره را پیچیده کند. اما پس از این دیدار چند تن از نمایندگان مجلس سنا گفته‌اند که از نشست آنها قانع نشده‌اند و تحریم‌های تازه برای تضعیف «جاه‌طلبی‌های هسته‌ای تهران» نیاز است.


مرورى بر يك رخداد
هادی محمدی

رویدادهای مرتبط با نشست ژنو۲
اگر شکست تروریست‌ها در شهرک القصیر را یک نقطه عطف در تغییر توازن راهبردی در داخل سوریه ندانیم، سیر رویدادهای بعدی در حومه دمشق و گسترده‌شدن حلقه امنیتی آن و تکمیل پاکسازی‌‌های مناطق مرکزی از جنوب حلب تا پیرامون حماه و حمص تا امتداد مناطق ساحلی و آخرین عملیات‌های ارتش سوریه در جنوب‌شرقی حلب و آزادسازی شهرک السفیره که گام‌های آزادسازی حلب را تسهیل خواهد کرد، باید به‌عنوان عنصر اصلی در این تغییر توازن ثبت شود.
با اینکه از مدتی پیش، علایم تشتت و اختلافات در درون گروه‌های تروریست و همچنین در بین حامیان خارجی آنها به چشم می‌خورد، ولی آخرین وضعیت این گروه‌ها و حامیان آن، اوج اختلاف رویکرد و درگیری‌های داخلی را گواهی می‌دهد. شاید بتوان گفت دلیل اصلی پذیرش اجباری آمریکا در ورود به روند سیاسی در بحران سوریه، به دو عامل فوق مرتبط است و تلاش‌های جاری چه در محور مسکو و چه در محور لندن و چه در محورهای منطقه‌ای، برای دستیابی به مقدمات لازم در نشست ژنو۲ است.
آمریکا به‌شکل ملحوظی برای یکدست‌سازی ائتلاف ملی و تحمیل ایده مشارکت آنها در ژنو۲ در تلاش است و با اینکه فرانسه و عربستان و رژیم صهیونیستی چندان رغبتی از خود نشان نمی‌دهند و تا حد امکان، کارشکنی می‌کنند، ولی پس از دیدار با جان کری، به این رویکرد تمکین کرده‌اند. سفر جان‌کری به ریاض و دیدار این هفته روسیه در آمریکا، سرنوشت این نشست را مشخص می‌کند. عربستان از یک سو در داخل سوریه با تکیه بر حمایت گسترده از تشکیلات «داعش» که القاعده شاخه عراق و سوریه است، قصد خود را در حفظ درگیری‌های داخل آشکار می‌کند و از سوی دیگر، با کمک قطر و کویت و احتمالاً امارات، پیش‌نویس یک مصوبه در کمیته حقوق بشر سازمان ملل را برای محکوم کردن سوریه و حزب‌الله در سوریه آماده کرده تا در این کمیته به رأی گذاشته شود و به صحن عمومی سازمان ملل ارائه گردد.
صهیونیست‌ها هم که از عقب‌نشینی آمریکا در حمله به سوریه به‌شدت ناخشنودند، خبر حمله موشکی به یک پایگاه نظامی در نزدیکی لاذقیه را مطرح کرده‌اند تا در آستانه رایزنی‌های ژنو۲ بر روندهای آن تأثیر گذاشته و بهره سیاسی ـ تبلیغاتی نصیب خود کنند. ترک‌ها که قرار بود میزبان نشست ائتلاف دوحه باشند، با مداخله صریح کری در تحمیل ضرورت مشارکت این ائتلاف، ساکتند و از شرایط موجود رضایت ندارند و از سوی دیگر نیز در نقطه مقابل، عربستان قرار گرفته و به‌دنبال راه‌حلی برای آلودگی‌های امنیتی گروه‌های القاعده در داخل ترکیه است. ترک‌ها به‌دلیل دلالی در بحران سوریه از سرمایه‌گذاری عربستان در کشورشان بهره گرفته‌اند و مدیریت تنش موجود را برای کاهش اثرگذاری در سرمایه‌گذاری‌ها به اجرا می‌گذارند.
دستور کار ژنو بنا به آنچه بین لاوروف و کری تعیین شده و اخضر ابراهیمی نیز آن را تأکید کرده، برخلاف بشار اسد در دوره انتقالی و یا پس از آن، استوار نشده و همه چیز بر روی میز مذاکرات نشست ژنو۲ خواهد بود. اخضر ابراهیمی که اکنون از نمایندگی اتحادیه عرب به‌دلیل مواضع عربستان حذف شده، عدم حضور گروه‌های تروریست داخل را موجب شکست در تشکیل نشست ژنو۲ می‌داند که با موضع سوریه و اختلاف دیدگاه روسیه و آمریکا مرتبط است که در مورد ترکیب هیئت مخالفان در ژنو۲ دیدگاه واحدی ندارند. دمشق که از شرایط برتر میدانی برخوردار است اعلام کرده با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کند و راه‌حل سیاسی از طریق مقابله با تروریست‌ها و توقف حمایت خارجی از آنها میسر خواهد بود که باید در ژنو۲ سازوکار‌های آن مورد بررسی قرار گیرند.
آمریکایی‌ها که هم‌پیمانان خود را در خطر می‌بینند، برای تشکیل ژنو۲ و زمان آن تعجیل دارند و روسیه نیز با دیپلماسی متمرکز و فعال به‌دنبال مدیریت شکلی و محتوایی آن است. بیشتر گمانه‌زنی‌ها حکایت از این دارد که احتمال تعویق زمان نشست ژنو۲ وجود دارد و سوری‌ها هر گونه راه‌حل سیاسی توافق شده را به همه‌پرسی عمومی در سوریه موکول کرده‌اند. سوری‌‌ها که از نشست و عدم نشست در ژنو۲ بهره اصلی را می‌برند در شرایطی هستند که شاهد بازگشت آرام کشورهای اروپایی و عربی به سوریه هستند و به‌دلیل آگاهی از راهبرد آمریکایی برای تقسیم قدرت و اختیارات حاکمیتی در سوریه، از واگرایی، اختلاف و تشتت گروه‌های تروریستی و حامیان آن بهره کافی را خواهند برد.


اقتصادى
سعید مهدوی

علاقه عجیب مدیران به تعیین کف قیمت!
این روزها تعیین و اعلام قیمت کف بازار از سوی مدیران اقتصادی به یک رویه تبدیل شده است. پس از اظهارات ماه گذشته «ولی‌الله سیف» رئیس بانک مرکزی درخصوص نرخ دلار و تعیین قیمت کف آن در بازار، این بار وزیر صنعت، معدن و تجارت در سخنانی بحث‌برانگیز و دور از انتظار درخصوص قیمت خودروهای داخلی اظهار نظر کرده است. «محمدرضا نعمت‌زاده» اعلام کرده است: قیمت خودرو قبلاً بر مبنای ارز مبادله‌ای محاسبه می‌شد ولی با توجه به اینکه در حال حاضر خودروسازان از ارز آزاد استفاده می‌کنند، امکان کاهش قیمت وجود ندارد، به گفته نعمت‌زاده، ضرب و تقسیم وزارت صنعت و سازمان حمایت نشان می‌دهد قیمت‌های جاری خودرو کف قیمت است! البته از خودروسازان خواسته‌ایم تا کمتر سود ببرند و امسال همین قیمت‌های فعلی خودرو را دنبال کنند، هر چند ممکن است در برخی موارد تغییراتی نیز داشته باشیم.
بازار خودرو که به دلیل اعلام نشدن قیمت‌های جدید از سوی شورای رقابت و همچنین امیدواری مردم و خریداران به کاهش قیمت‌ها، از رونق افتاده بود، با سخنان وزیر صنعت و پس از آن معاون وی و مدیران دو شرکت بزرگ خودروساز مبنی بر احتمال افزایش قیمت برخی خودروها موجب جهش قیمت‌ها در بازار شد. در ادامه، درخصوص این اتفاقات و اظهارنظرها مواردی چند بیان می‌شود.
وزیر صنعت، معدن و تجارت گفته است: دوستان ما در وزارتخانه اعتقاد دارند که بازار خودرو انحصاری نیست. در جواب باید چنین گفت که آیا در صنعتی که تنها چند تولیدکننده و یا فروشنده محدود بازاری محصولی را در اختیار دارند و از سوی دیگر برای واردکنندگان همان محصول از کشورهای دیگر محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های عدیده‌ای وضع شده و همچنین تعرفه گمرکی بالا، بازار پر مصرف و پر سود داخلی را به صورت کامل و انحصاری در اختیار تنها چند شرکت قرار داده است، اگر از نوع بازارهای انحصاری مانند بازار انحصار چندجانبه نیست، پس چیست؟
پیش از اینکه شورای رقابت تصمیم نهایی در مورد دستورالعمل قیمت‌گذاری بگیرد، مدیرعامل ایران‌خودرو از افزایش سه تا چهار درصدی قیمت دو خودروی تولیدی پرتیراژ این شرکت خبر می‌دهد و مدیرعامل سایپا نیز به مشتریان اطمینان می‌دهد که برخی از محصولات این شرکت نیز با افزایش جزئی قیمت روبه‌رو خواهند شد. حال اینکه وزیر، تأکید فراوان بر فرمول ارائه شده از سوی شورای رقابت می‌کند و این شورا را تصمیم‌گیر نهایی می‌خواند که این با اظهارنظرهای قاطعانه مدیران شرکت‌های خودروساز و حتی معاون وزیر مبنی‌بر افزایش قیمت، مغایر است!
رسانه‌ای شدن چنین عباراتی در فضای حساس بازار فعلی، کار را برای نهادهایی که می‌خواهند قیمت‌گذاری را به دست بگیرند سخت می‌کند. همچنین اظهارنظر فوق راه را برای آنهایی که اصلاًً در بازی خودروسازی نیستند نیز باز می‌کند. واردکننده‌ها و تولیدکننده‌هایی که قطعات خارجی را مونتاژ می‌کنند شاید برنده اصلی این میدان باشند.
راه افزایش حاشیه سود و خارج کردن شرکت‌های خودروسازی از رکود، افزایش قیمت و چنین اظهاراتی نیست. این راه‌ها صنعت خودروسازی را هرچه بیشتر در مقابل شرکت‌های رقیب خارجی، ضعیف‌تر و وابسته‌تر می‌کند. از سوی دیگر اگر مدیران این بازار را رقابتی می‌دانند و نه انحصاری، راهکار افزایش قیمت، از مخرب‌ترین اصول برای افزایش بهره‌وری در یک بازار رقابتی است. لذا اگر بخواهیم بازاری مانند خودرو را در ایران که بازاری انحصاری است، این‌طور تقویت کنیم، چه کسی باید از مصرف‌کننده حمایت کند؛ سازمانی که در این افزایش با خودروسازان هم‌عقیده است و برخی از خودروسازان نیز از اعلام رضایت این سازمان نسبت به افزایش قیمت اخیر سخن به میان آورده‌اند... و اگر باز در چنین بازاری مجبور به افزایش قیمت هستیم، بهتر نیست که این افزایش قیمت، با بالارفتن کیفیت و امکانات محصول تولیدی همراه باشد.


نداى قدس

قانون جدید رژیم صهیونیستی
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت از اقدام حزب خانه یهودی برای تدوین قانونی به‌منظور اعطای اجازه به یهودیان جهت بجا آوردن مراسم و نماز در مسجدالاقصی خبر داد. این روزنامه نوشت که وزارت ادیان اسرائیلی (حزب خانه یهودی) لایحه جدیدی را در رابطه با اعطای اجازه به یهودیان برای بجا آوردن نماز در مسجدالاقصی در ساعات مشخص و به صورت دائمی تدوین کرده است. قرار است وزیر ادیان پیشنهاد را به منظور بررسی آن در کمیسیون داخلی کنست ارائه کند.
اعتیاد 10 درصد نمایندگان رژیم صهیونیستی

شیوع فساد و رذایل اخلاقی و اعتیاد برخی از سیاستمداران و اعضای «کنست» به مواد مخدر به موضوع مورد بحث رسانه‌های صهیونیستی تبدیل شده است. بر اساس آمار منتشر شده در سرزمین‌های اشغالی دست کم 10 درصد از اعضای کنست به مصرف مواد مخدر اعتراف کرده‌اند. گزارشگر کانال 2 تلویزیون رژیم صهیونیستی در این باره گفت: بر اساس تحقیقات به‌عمل آمده این تعداد معتاد از اعضای حزب‌های مختلف هستند.
1200 اسیر بیمار فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی

در حال حاضر 1200 اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی بیمار هستند که 25 نفر از آنها از بیماری سرطان رنج می‌برند. بیش از 150 اسیر بیمار فلسطینی نیز نیاز مبرم به عمل جراحی دارند. در همین رابطه «حسن الترابی» اسیر فلسطینی در بند رژیم صهیونیستی از شدت بیماری سرطان و وخامت حالش به کما رفت. انجمن حمایت از اسرای فلسطینی در بیانیه‌ای اعلام کرد که حال الترابی که به بیماری سرطان مبتلا است، بسیار وخیم شده و درحال بدتر شدن است.
بحران در یک بیمارستان صهیونیستی

بیمارستان صهیونیستی «هداسا» از بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین بیمارستان‌های خاورمیانه با بحران شدید مالی و موجی از استعفا روبه‌رو شده است. بیمارستان هداسا یکی از بیمارستان‌های دانشگاهی اسرائیل است که در سال ۱۹۳۴ میلادی در قدس اشغالی تأسیس شد و اکنون با بحران شدید مالی و بدهی 250 میلیون دلاری مواجه است و به دنبال کمک دولتی برای پ‍رداخت بدهی‌های خود است. چهار تن از اعضای هیئت مدیره از جمله رئیس این بیمارستان اسرائیلی استعفا کردند.
بان‌کی‌مون شهرک‌سازی صهیونیستی را محکوم کرد

بان‌کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام رژیم صهیونیستی مبنی بر موافقت با احداث ۱۵۰۰ واحد صهیونیست‌نشین در قدس شرقی را محکوم کرد. مارتین نسیرکی، سخنگوی بان‌کی‌مون اعلام کرد که شهرک‌سازی اسرائیل با قوانین بین‌المللی تناقض دارد و مانعی در برابر روند سازش به حساب می‌آید، در کل هر اقدامی که قبل از حل‌وفصل نهایی انجام شود، از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته نمی‌شود.
تهدید سونامی خاموش فقر در جامعه صهیونیستی

به گزارش پایگاه عاروتض شوا، سونامی خاموشی وجود دارد که در حال از بین بردن شبکه امنیتی‌ای است که از مردم فقیر حمایت می‌کند. در نتیجه کاهش بودجه که در ژوئن 2013 تصویب شد، بیش از 50 هزار کودک و 20 هزار فرد مسن صهیونیستی زیر خط فقر زندگی خواهند کرد. کمک‌های دولتی برای کمک‌های رفاهی افرادی که واجد شرایط هستند 75 درصد کاهش یافته است.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

آمریکا در اندیشه ابعاد جدید یک‌جانبه‌گرایی
قاسم غفوری

پس از جنگ جهاني دوم، آمريکا همواره تلاش کرده تا با دو اصل حمله پيش‌دستانه و يک‌جانبه‌گرايي، رسيدن و حفظ برتری جهاني را اجرايي سازد. اين سياست به ويژه پس از فروپاشي شوروي سابق در سال 1990 ابعاد جديدي گرفت، به گونه‌اي که آمريکا رسماً ادعاي نظام تک‌قطبي يا همان دهکده جهاني با محوريت این کشور را مطرح کرد.
آمريکا در حوزه‌هاي سياسي، نظامي و اقتصادي تلاش کرده است تا اين مولفه را حفظ کند، به گونه‌اي که بسياري حادثه 11 سپتامبر 2001 را متولد همين نگرش عنوان کرده‌اند. بررسي کارنامه آمريکايي در مقطع کنوني نشانگر آن است که آنها دو مولفه مهم را برای جلوگیری از این دو اصل در دستور کار قرار داده‌اند.
نخست آنکه، آمريکا تلاش دارد تا سيطره خود بر استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين به عنوان ابزاري اطلاعاتي و نظامي را جهاني سازد و به آن مشروعيت بخشد. برخي ناظران سياسي معتقدند گزارش اخير سازمان عفو بين‌الملل مبني بر منجر شدن برخي حملات پمپادهاي آمريکايي در پاکستان و يمن به کشتار مردم هر چند در ظاهر به ضرر آمريکا است؛ اما در نهايت، اقدامي طراحي شده از سوي واشنگتن براي مشروعيت عمليات پهپادهاي در سراسر جهان است، چنانکه عفو بين‌الملل اعلام نکرده است که کدام حملات منفي و کدام مثبت بوده، در حالي که رسماً به عمليات پهپادهاي آمريکا نوعي مشروعيت داده است که در برخي موارد، ناقض قوانين بوده و به کشتار منجر شده است، اما سازمان عفو بين‌الملل، به ابعاد حقوقي و اصل مهم نقض حاکميت کشورها توسط آمريکا اشاره نکرده است.
دوم آنکه، آمریکا جنگ سايبري را به يکي از مولفه‌هاي قدرت خود مبدل کرده است. از نکات بسيار مهم در اين حوزه را بهره‌گيري آمريکا از رسوايي جاسوسي از شهروندان و دولتمردان بسياري از کشورهاي جهان تشکيل مي‌دهد. روزنامه‌ گاردين در اين باره اعلام کرد: «آمريکا از 35 کشور جهان جاسوسي کرده است.»
دیگر نشريات اروپايي نيز از جاسوسي آمريکا از سران فرانسه و آلمان و مردم بسياري از کشورهاي اروپايي و حتي سازمان ملل خبر دادند. هر چند که اين افشاگري چالش‌هاي بسياري براي آمريکا به همراه داشته و چهره مردمي آن را تخريب کرده، اما سران آمريکا تلاش کردند تا از اين مسئله براي ابراز قدرت در جهان بهره گيرند. آنها در فضاي رسانه‌اي و سياسي چنان القا کرد‌ه‌اند که آمريکا در حوزه سايبري حرف اول را مي‌زند و ساير کشورها بايد پيرو آمريکا باشند. به عبارتي ديگر، آمريکا که در ماه‌هاي گذشته فضايي از جنگ سايبري کشورها عليه اين کشور را مطرح مي‌کرد، اکنون سعي دارد تا خود را فاتح اين جنگ معرفي و با تحقير ملت‌ها و دولت‌ها، سرانجام آنها را به پيروي از اين کشور وادار کند.
حال اين پرسش مطرح است که ريشه اين رويکردها چيست و آمريکا در وراي آن چه اهدافي را پيگيري مي‌کند؟ پاسخ به اين را مي‌توان در کلمات بزرگان سياسي آمريکا مشاهده کرد. ژيپو برژينسکي از نظریه‌پردازان و بزرگان آمريکا رسماً اعلام مي‌کند قدرت آمريکا در جهان رو به افول است و اين کشور ديگر نمي‌تواند خود را ابرقدرت بنامد.
وي در تبيين اين نگرش، بر چالش‌هاي اقتصادي و نيز ناتواني‌هاي آمريکا در جهان اشاره می‌کند و آنها را تهديدي براي آينده آمريکا عنوان مي‌دارد.
در همين چارچوب «نوام چامسکي» نيز به افول جايگاه مردمي آمريکا اشاره دارد و تزلزل جايگاه آمريکا در آينده را امري محتمل مي‌داند. بررسی کارنامه داخلي و خارجي آمريکا نيز گواهي بر اين حقيقت است. در حوزه داخلي وضعیت اقتصادي و نيز چالش‌هاي سياسي ميان جمهوريخواهان و دموکرات‌ها چنان است که در نهايت اوباما رئيس‌جمهور مجبور به اعلام تعطيلي دولت فدرال شد. هر چند در نهايت، کنگره افزايش سقف بدهي‌هاي دولت را اعلام کرد، اما روند تحولات از تزلزل سياسي و اقتصادي درون آمريکا حکايت دارد که صرفاً با فضاي رسانه‌اي و تبليغات آن را پنهان مي‌سازد.
در حوزه نظامي نيز آمريکا هر چند قدرت اول جهان است، اما ديگر مانند گذشته آن جايگاه و توانايي را ندارد و رقباي بسياري از جمله چين و روسيه براي آن ايجاد شده‌اند، به گونه‌اي که آمریکا ديگر کمتر وارد جنگ‌هاي مستقيم مي‌شود و بيشتر نقش حاشيه‌اي را برعهده مي‌گيرد. تزلزل دروني ناتو و نيز ناتواني آمريکا در به راه انداختن جنگ عليه سوريه خود گواهي بر ضعف نظامي آمريکا است. در حوزه بین‌المللی نيز آمريکا با افول قدرت مواجه شده، چنانکه کشورها رسماً در برابر آمريکا قرار مي‌گيرند که واکنش کشورهاي اروپايي به افشاي جاسوسي آمريکا از آنها و نيز تحولات سوريه، ناکامي روند سازش، ناتواني آمريکا در برابر ايران، کره شمالي، چين، روسيه و نيز چالش‌هاي آمريکا در برابر بيداري اسلامي، نمودي از اين مولفه است.
مجموع اين تحولات يک اصل اساسي را آشکار مي‌سازد و آن اينکه، آمريکا ديگر قدرت برتر جهان نيست و در مسير زوال حرکت مي‌کند. با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت که آمريکا با رويکرد به جنگ‌هاي جديد در قالب پهپادها و نيز جنگ سايبري نظير جاسوسي از سراسر جهان به دنبال قدرت‌نمايي در ابعاد جديد و به نوعی نمایش یک‌جانبه‌گرایی در صحنه جهانی است. هر چند که هر دو این مقوله‌ها براي اين کشور رسوايي بوده که ضديت آمريکا با حقوق بشر را آشکار مي‌سازد، اما در نهايت، سران اين کشور به دنبال تبديل اين رسوايي به فرصتي براي قدرت‌نمايي در جهان هستند تا شايد بتوانند بر تزلزل جهاني خود سرپوش بگذارند، چنانکه پيش از آن، با حادثه 11 سپتامبر به دنبال اين مهم بودند که به جنگ‌هايي چون افغانستان، عراق، ليبي و دخالت‌هاي نظامي در غرب آسيا (خاورميانه) و شمال آفريقا منجر شده است.


ریاض در بند متحد قدیمی
رضا اشرفی

منطقه در حالی صحنه تحولات متعددی است که از مولفه‌های مطرح را نوع روابط میان عربستان و آمریکا تشکیل می‌دهد. برخی از ناظران سیاسی از چرخش در مناسبات طرفین سخن می‌گویند، چنانکه برخی منابع خبری اعلام کرده‌اند امتناع ‌آمریکا ‌از ‌عملیات ‌جنگی ‌علیه ‌سوریه ‌و ‌بازنگری ‌واشنگتن ‌در ‌روابط ‌با ‌ایران ‌که می‌تواند ‌به ‌حل ‌مشکلات ‌بین ‌دو ‌کشور ‌منجر ‌شود، ‌موجب ‌نارضایتی ‌شدید ‌عربستان ‌سعودی، ‌متحد ‌اساسی ‌آمریکا ‌در ‌منطقه ‌خلیج‌فارس ‌شده ‌است. ‌اظهارات ‌امیر ‌بندر ‌بن‌‌سلطان ‌رئیس ‌سازمان ‌اطلاعاتی ‌عربستان ‌‌در ‌ملاقات ‌با ‌تنی ‌چند ‌از ‌سفرای ‌کشورهای ‌اروپایی ‌حاکی ‌از ‌آمادگی ریاض ‌برای ‌انجام ‌چرخش ‌شدید ‌در ‌سیاست ‌آن ‌نسبت ‌به ‌آمریکا است. این در حالی است که بندر بن‌سلطان رئیس اداره اطلاعات عربستان که 22 سال سفیر عربستان در آمریکا بود، یکی از دولتمردان افراطی عربستان خصوصاً در مسئله ایران محسوب می‌شود.
از سوي ديگر ساير سیاستمداران ‌با ‌نفوذ ‌عربستان ‌نیز ‌رفتار ‌آمریکا ‌در ‌زمینه ‌سوریه ‌را ‌خیانت ‌دانستند. در واقع به زعم آنها، تغییر موضع آمریکا در قبال ايران و سوريه، تحولی بزرگ است و عربستان سعودی دیگر نمی‌خواهد پیرو سیاست‌های آمریکا باشد. در اين راستا خودداری ریاض از پذیرفتن کرسی غیردائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در اعتراض به آنچه «تعامل دوگانه سازمان ملل» خواند، بیانگر عدم رضایت دولتمردان عربستانی از سیاست‌های خارجی اوباما است.
‌‌این ‌دعوای ‌بی‌‌سابقه ‌بین ‌ایالات ‌متحده ‌و ‌متحدان ‌باوفای ‌آن ‌در ‌خلیج‌‌فارس ‌به ‌یکی ‌از ‌مهم‌ترین ‌اخبار ‌هفته ‌جاری ‌تبدیل ‌شده ‌و ‌بر ‌نتایج ‌کنفرانس ‌اخیر ‌»دوستان ‌سوریه» ‌در ‌لندن ‌با ‌شرکت ‌جان ‌کری ‌وزیر ‌امور ‌خارجه ‌آمریکا ‌و ‌سعود ‌الفیصل، ‌وزیر ‌خارجه ‌عربستان ‌سعودی ‌اثر ‌گذاشت. ‌مخالفان ‌سوری ‌در ‌این ‌کنفرانس ‌موافقت ‌خود ‌را ‌با ‌شرکت ‌در ‌کنفرانس ‌ژنو2 ‌ابراز ‌نکردند ‌که ‌این ‌هم ‌نتیجه ‌اختلاف‌‌نظرها ‌بین ‌آمریکا ‌و ‌عربستان ‌به ‌حساب ‌می‌آید. ‌با ‌وجود ‌اینکه ‌جان ‌کری ‌سعی ‌کرد ‌مقامات ‌عربستان ‌را ‌آسوده‌‌خاطر ‌کند ‌و ‌به ‌ادامه ‌همکاری ‌با ‌این ‌کشور ‌اظهار ‌امیدواری ‌کند، اما به نظر مي‌رسد که راه‌های ‌واشنگتن ‌و ‌ریاض ‌بیش ‌از ‌پیش ‌از ‌هم ‌جدا ‌می‌شود. ‌
در ‌عربستان ‌نفوذ ‌اسلام‌‌گرایان ‌افراطی ‌شدت ‌می‌یابد ‌که ‌خاندان ‌حاکم ‌آل‌سعود ‌مجبور ‌است ‌مواضع ‌آنها ‌را ‌در ‌نظر ‌بگیرد. اهمیت ‌عربستان ‌سعودی ‌برای ‌کاخ ‌سفید ‌سه ‌عواملی؛ چون منابع بزرگ ‌حامل‌های ‌انرژی، ‌استقرار ‌پایگاه ‌بزرگ ‌آمریکایی ‌»شاهزاده ‌سلطان» ‌در این کشور و وجود ‌بخش ‌عمده ‌دارایی ‌مالی ‌عربستان ـ ‌که ‌برابر ‌690 ‌میلیارد ‌دلار ‌است ـ ‌به ‌صورت ‌اوراق ‌بهادار ‌آمریکایی می‌باشد. همین مسئله موجب فشار جمهوری‌خواهان بر اوباما شده است.
جمهوری‌خواهان ‌‌رفتار امروز ‌عربستان ‌سعودی ‌را ‌نتیجه ‌ضعف ‌آمریکا ‌تحت ‌ریاست ‌باراک ‌اوباما می‌دانند.
با وجود موضع‌گيري‌هاي اخير مقامات سعودي، امکان استقلال رأي اين کشور در محافل بين‌المللي همچنان با ترديد مواجه است، زيرا به اعتقاد بسياري از کارشناسان، ‌عربستان ‌در ‌واقع ‌نمی‌تواند ‌خود ‌را ‌از ‌»آغوش» ‌آمریکا، «دوست ‌قسم‌‌خورده» ‌خود ‌رها ‌کند. ‌در ‌واقع ‌فاصله ‌گرفتن ‌از ‌آمریکا ‌به ‌معنای ‌گرایش ‌به ‌نیروهای ‌مستقل ‌غیر ‌آمریکایی ‌است ‌که ‌این امر ‌به ‌نفع ‌عربستان ‌سعودی ‌که ‌کشوری ‌تنها ‌و ‌بدون ‌متحد ‌است، ‌نیست. زيرا ‌حتی ‌کشورهای ‌همسایه ‌عربی ‌همیشه ‌سعی ‌می‌کنند ‌از ‌عربستان ‌فاصله ‌بگیرند. ‌بسیاری ‌از ‌ابتکارات ‌ریاض ‌مانند ‌دعوت ‌مراکش ‌و ‌اردن ‌به ‌شورای ‌همکاری ‌و ‌ایجاد ‌ارز ‌واحد ‌عملی نشده‌اند، از این‌رو ‌بعید ‌است ‌که ‌عربستان ‌بخواهد ‌از ‌آمریکا ‌جدا ‌شود ‌و ‌روابط ‌خود ‌را ‌با ‌واشنگتن ‌قطع ‌کند ‌و ‌فقط ‌می‌خواهد ‌واشنگتن ‌را ‌بترساند. از اين‌رو می‌توان ‌اظهارات ‌اخیر ‌بندر ‌بن‌‌سلطان را ‌منعکس‌‌کننده ‌یک ‌نوع ‌پریشانی ‌افکار ‌در ‌محافل ‌حاکم ‌بر ‌عربستان ‌سعودی تلقي کرد. بنابراين در اوضاعی که ‌قطع ‌روابط ‌عربستان ‌با ‌آمریکا ‌می‌تواند ‌به ‌رویداد ‌بزرگ ‌ژئوپلیتیکی ‌تبدیل ‌شود، ‌ولی ‌در حال حاضر ‌چنین ‌چیزی ‌امکان ‌ندارد. به‌خصوص که نه دولت اوباما توان تاوان دادن براي چنين امري را دارد و نه سعودي‌ها توانایی انجام اين کار را دارند. برخی از ناظران سیاسی این تحرکات را برگرفته از جنگ زرگری میان طرفین می‌دانند به‌گونه‌ای که عربستان با ادعای تقابل با آمریکا، مسئولیت بحران‌های منطقه را بر عهده می‌گیرد تا آمریکا با چهره‌ای مثبت و صلح‌طلب در منطقه به ایفای نقش بپردازد، در حالی که در ورای این تقسیم کار، به‌دنبال تأمین منافع خود است. سناریویی که در مقاطعی، رژیم صهیونیستی و یا قطر آن را بر عهده گرفته و برای نجات آمریکا از بحران، نقش قربانی را ایفا کرده‌اند.


از نگاه دیگران

سیطره خاموش
به دنبال اظهارنظر وزیر انرژی رژیم صهيونيستي مبنی بر اینکه رژیمش خواستار صادرات گاز به مصر است، زیرا مصر به آن نیازمند شده؛ رئیس شرکت گاز مصر اعلام کرد که مصر درباره این موضوع فکر نمی‌کند. این موضوع توجه مرا برانگیخت و بر آن شدم تا صحت و سقم خبر را جویا شوم. مسئله مهم از نظر من این است که مردم، سیطره رژیم صهيونيستي بر ثروت گازی مصر را به خاطر آورند. من بیش از یک سال پیش متوجه این مسئله شدم و در30 ژانویه 2012 طی مقاله‌ای با عنوان «تجاوز جدید رژیم صهيونيستي علیه مصر» آن را به مردم عرضه کردم. در این مقاله توضیح دادم که چگونه رژیم صهيونيستي به همراه قبرس در حال تسلط و غارت گاز موجود در منطقه دریایی مصر است. در آن هنگام گفتم که این اطلاعات را توسط یکی از کارشناسان بزرگ مصری دریافت کرده‌ام، زیرا این گزارش حاوی ابعاد فنی بسیاری بود. در اولین فرصت آن را به دو تن از اعضای شورای نظامی که اکنون پست‌های بالای دولتی دارند، ارائه کردم؛ سپس با انتشار مطالبی در جراید، براین اساس و ارجاع مطالب این گزارش‌ها به دکتر نافل الشافعی یکی از دانشمندان مصری مقیم آمریکا و برگزاری برنامه‌های تلویزیونی در این‌باره و نیز پس‌لرزه‌های این عملیات تجاوز در شورای نظامی، شورا تصمیم گرفت که خالد عبدالقادر عوده یکی از بزرگ‌ترین زمین‌شناسان مصری را مأمور تحقیق در عملیات حفاری مذکور کند.
وی طی گزارشی ثابت کرد که اسرائیل[رژیم صهیونیستی] به مصر تجاوز کرده است. او در این گزارش، کوتاهی مقامات مصری در دفاع از حقوق و منابع طبیعی کشور را به باد انتقاد گرفت. این هشدارها ادامه یافت تا به دستور تحقیق در این زمینه توسط دادستان کل منتهی شد. از 200 سال پیش از میلاد مالکیت این منطقه که اکنون ثابت شده پر از منابع گاز طبیعی است در اختیار مصر بوده و سال‌ها پیش، امتیاز حفاری در آن به شرکت مصری «نیمید» سپرده شد. در سال 1999 این امتیاز به شرکت حفاری «شل» داده شد که این شرکت هم در سال 2004 اعلام کرد این منطقه حاوی منابع سرشار گازی است. قرار بود که شرکت شل تا چهار سال بعد مرحله دوم حفاری‌ها را به اجرا درآورد، اما ناگهان این شرکت در مارس سال 2011 انصراف خود را از این طرح اعلام کرد و مدتی نگذشت که اسرائیل و قبرس از اکتشاف گاز طبیعی در حاشیه جنوبی کوه موسوم به «عِملاق» در اعماق کوه مصری «إراتوستینس» خبر دادند. میدان‌های گاز ادعایی اسرائیل که در سال 2010 به نام «لویاتان» و در سال بعد به نام «افرودیت» مشهور شدند هر دو در حوزه استحفاظی و اقتصادی مصر قرار دارند و به شهرهای مصری نزدیک‌ترند تا رژیم صهيونيستي، به‌طوری که فاصله آنها از شهر «دمیاط» مصر 190 کیلومتر، از «حیفا» در سرزمین‌های اشغالی 235 کیلومتر و از «لیماسول» قبرس 180 کیلومتر است.
گفتنی است که این دو میدان در حاشیه جنوبی کوه مصری إراتوستینس قرار دارند. این عملیات تجاوز علاوه بر ورود به اراضی مصر شامل اراضی لبنان نیز شده و نگرانی ترکیه را نیز موجب شده است. این امر در مصر با تردید ترسناکی همراه شده است، زیرا در عملکرد نهادهای مرتبط با این تجاوز رژیم صهيونيستي ملایمت عجیبی نهفته است و علاوه بر آن، مرزهای اقتصادی با همسایگان در حال ترسیم است. سال گذشته هنگامی که پس از آن همه جاروجنجال مطبوعاتی و رسانه‌ای در این مورد ناگهان همه حرف و حدیث‌ها در این‌باره قطع شد، علت را از یکی از مقامات وقت شورای نظامی در آن زمان جویا شدم و او گفت که مقامات سرویس‌های امنیتی این را خواسته‌اند. من تا به حال علت چنین موضعی را از جانب مقامات سرویس‌های امنیتی درک نکرده‌ام.
منبع: عرب 48
نويسنده: فهمی هویدی
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 596

بازی نمایشی کاخ سفید
فارس(8/8/1392): در حالی که سران آمریکا تاکنون اقدامی برای لغو تحریم‌ها صورت نداده‌اند، مشاوران ارشد رئیس‌جمهور آمریکا در اقدامی که بیشتر به یک نمایش می‌ماند با دعوت از سران گروه‌های لابی‌گر صهیونیست، از آن‌ها خواستند به تلاش برای تصویب دور جدید تحریم‌های ضدایرانی، پایان دهند. مشاوران ارشد «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، سران گروه‌های یهودی بانفوذ در کنگره این کشور را به کاخ سفید دعوت کردند. «سوزان رایس» مشاور امنیت ملی کاخ سفید و معاونان وی «بن رودز» و «تونی بلینکن»، به همراه «وندی شرمن» معاون وزارت خارجه آمریکا، از این گروه‌ها که اصلی‌ترین لابی‌گرهای اسرائیل در آمریکا به‌شمار می‌آیند، خواسته‌اند از تلاش برای تصویب دور جدیدی از تحریم‌های ضدایرانی در سنای آمریکا دست بردارند.
سنا در حال بررسي تحريم‌های جديد
باشگاه خبرنگاران (8/8/1392): رابرت منندز اعلام کرد تحريم‌هاي جديد آمريکا عليه ايران پشت درهای بسته سنا در حال بررسی است و هدف از اين تحريم‌ها کاهش فروش نفت اين کشور به نصف، از زمان امضای اين طرح و تبديل شدن آن به قانون است. «رابرت منندز» رئيس کميته روابط خارجي سناي آمريکا، در نشست کميته امور عمومي آمريکايي اسرائيلي موسوم به آيپک که در نيويورک برگزار شد، گفت: هدف از اين بسته تحريم‌ها، کاهش صادرات نفت کنوني ايران به حداکثر 500 هزار بشکه در روز است. منندز افزود: پيش از آنکه تحريم‌ها عليه ايران لغو شود‌، اين کشور بايد برنامه هسته‌ای خود را متوقف کند و آن را برچيند و پايبندي خود را به اين روند نشان دهد.
ادامه خصومت با ایران
باشگاه خبرنگاران(5/8/1392): گروهی موسوم به «ائتلاف یهودی جمهوری‌خواه» در آمریکا، خواستار تصویب تحریم‌های جدید ضد ایران شدند. گروهی موسوم به ائتلاف یهودی جمهوری‌خواه در آمریکا، در نامه‌ای خطاب به «هری رید»، رهبر اکثریت دموکرات مجلس سنا و «تیم جانسون» سناتور دموکرات و رئیس کمیته امور بانکداری این مجلس خواستار تصویب تحریم‌های جدید ضد ایران شد. در نامه این گروه آمده است: تا زمانی که تهران اقدام عینی برای پایان برنامه اتمی نکند، نمی‌توانیم تحریم‌ها را کاهش دهیم. دولت اوباما در مسئله برنامه اتمی ایران، همچنان پیام‌های متناقضی می‌فرستد.
گفت‌وگوی اوباما و نتانیاهو با موضوع ایران
فارس(7/8/1392): اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در تماس تلفنی با نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی با وی در مورد مذاکرات هسته‌ای و روند سازش تشکیلات خودگردان، گفت‌وگو کرده است. کاخ سفید در بیانیه‌ای که در این رابطه منتشر کرده، مذاکرات هسته‌ای ایران و گفت‌گوهای سازش را دو محور اصلی این مکالمه تلفنی عنوان کرده است. هدف اصلی از این تماس، هماهنگی بیشتر در آستانه دور جدید مذاکرات هسته‌ای ایران بوده است. «جان کری» وزیر خارجه آمریکا هم در رم با نتانیاهو دیدار داشت. این دیدار هفت ساعت به طول انجامید.
کری خواستار دیپلماسی در قبال برنامه هسته‌ای ایران شد
ایسنا(7/8/1392): وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی از نمایندگان کنگره خواست در قبال برنامه هسته‌ای ایران رویکرد دیپلماسی را دنبال کنند. «جان کری» وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد که دنبال نکردن دیپلماسی در قبال برنامه هسته‌ای ایران، بی‌مسئولیتی است و از کنگره کشورش خواست در تلاش‌های دولت آمریکا برای متوقف کردن گسترش تسلیحات هسته‌ای مشارکت کنند. وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی در مؤسسه صلح آمریکا بدون آنکه توضیحی بدهد، تصریح کرد: ما در برابر هراس‌افکنی (تهدید) علیه مذاکره با ایران تسلیم نمی‌شویم. جان کری همچنین تأکید کرد: رها کردن فرایند دیپلماتیک در قبال ایران اوج بی‌مسئولیتی است. توافق نکردن بهتر از بد توافق کردن است.
مذاکرات گروه 1+5 با ایران در مسیر پیشرفت است
ایرنا(7/8/1392): «گری سیمور» یکی از اعضای پیشین گروه مذاکره‌کنندگان آمریکایی و کارشناس ارشد منع گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای و مشاور «باراک اوباما» در گفت‌وگو با منابع خارجی، ضمن اشاره به اهمیت خاص دور جدید مذاکرات هسته‌ای گروه 1+5 با ایران در ژنو، این اقدام را حرکتی به سوی پیشرفت دانست. سیمور درباره میزان احتمال بسته شدن مرکز غنی‌سازی اورانیوم فردو با توجه به اظهارات برخی از مسئولان ایرانی مبنی بر ادامه فعالیت این مرکز، گفت: قطعاً بر مبنای این چیزهایی که تاکنون به انتشار عمومی رسیده، چنین چیزی را شاهد نخواهیم بود.


هویت 327

آمریکا: جنایات ضدبشری در یمن
سازمان دیده‌بان حقوق بشر با صدور گزارشی 96 صفحه‌ای از حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در یمن که جان ده‌ها غیرنظامی یمنی را گرفته است، انتقاد کرد. این سازمان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: حملات موشکی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در یمن جان ده‌ها غیرنظامی را گرفته است. در این گزارش، شش حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در یمن بررسی و اعلام شده است: حملات آمریکا در یمن به‌طور واضح قوانین بین‌المللی و حقوق بشری را نقض کرده است. بنا بر این گزارش، در این شش حمله هوایی آمریکایی در یمن 82 نفر کشته شده‌اند که از میان آنها 57 نفر غیر نظامی بوده‌اند. این حملات در سال‌های 2009، 2012 و 2013 رخ داده است.
کانادا: هشدار سازمان ملل درباره «ملت نخست»

سازمان ملل با اشاره به اينکه کانادا در زمينه کاهش نابرابري‌ها بين بوميان و ساير شهروندان اين کشور ناکام بوده است، هشدار داد اوتاوا در رابطه با اوضاع جوامع موسوم به «ملت نخست» با بحران مواجه است. جيمز آنايا، گزارشگر ويژه حقوق بوميان در سازمان ملل تأکيد کرد: «در رابطه با مسائل بوميان در کانادا با بحران مواجه هستيم» و افزود: «جوامع سرخ‌پوستان و اسکيموها در کانادا از مشکلات بسياري رنج مي‌برند که از جمله آنها مي‌توان به خشونت، جرم و جنايت، بيکاري، خودکشي و نبود مسکن کافي و مناسب اشاره کرد.»وي همچنين با انتقاد از تلاش‌‎هاي دولت کانادا براي کاهش نابرابري بين اعضاي ملت نخست و افراد غير بومي در اين کشور، اين اقدامات را «ناکافي» خواند. در همين حال، آنايا در ۱۵ اکتبر دولت کانادا را به انجام يک تحقيق «جامع و سراسري» درباره زنان بومي که در اين کشور به قتل رسيده و يا مفقود شده‌اند، فراخواند؛ درخواستي که دولت کانادا همواره از عمل به آن سر باز مي‌زند.
اروپا: مهاجران همچنان در تنگنا

سازمان ديده‌بان حقوق بشر با انتقاد از اتحاديه اروپا مي‌گويد اين اتحاديه بيشتر از اينکه به فکر کمک به مردمي باشد که از کشورهاي جنگ‌زده و فقير فرار مي‌کنند درباره امنيت مرزهاي خود نگران است. اين گروه حقوق بشر همچنين از ۲۸ عضو اتحاديه اروپا خواست از حوادث غمباري مثل غرق شدن قايق حامل مهاجران ليبيايي که اخيراً در نزديکي ساحل جزيره لامپدوزا در نزديکي سيسيل ايتاليا روي داد و به کشته شدن صدها مهاجر منجر شد، جلوگيري کنند. اين گروه افزود: با وجود ادعاها درباره اينکه بسياري از سياست‌هاي اتحاديه اروپا با هدف نجات جان انسان‌ها تدوين شده، اما در عمل اين سياست‌ها با هدف جلوگيري از ورود افراد به سواحل کشورهاي اروپايي تنظيم شده است. گزارش‌های منتشرشده از وضعیت اسفناک مهاجران در اروپا حکایت دارد، در حالی که سران این قاره اقدامی در مقابله با این روند صورت نداده‌اند.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

صبح‌صادق مذاکرات هسته‌ای را آسیب‌شناسی می‌کند
بهره‌گیری از تمام مولفه‌های قدرت ملی در مذاکرات

هادی محمدی

پرونده هسته‌ای ایران، نماد و نمونه‌ای از عداوت و کینه‌ورزی آمریکا، رژیم صهیونیستی و غرب در قبال جمهوری اسلامی است و به همین دلیل در تعامل با آنها نمی‌توان با خوش‌بینی با آنها رفتار کرد و به تعبیر دیگر، اعتمادسازی احتمالی آنها را نیز باید آزمود. تجربه مذاکراتی با غربی‌ها در سال‌های گذشته چنین نشان می‌دهد که آنها در طریق تحریم‌ها و فشارها و همچنین مذاکره و گفت‌وگو با ایران، اهداف ثانوی و مهمی را نیز دنبال کرده‌اند که بخشی از هدف‌های اصلی و یا راهبرد آنها بوده است. بدین معنا که با فشار و تحریم‌های ضدانسانی و مذاکره به‌دنبال شکاف و ایجاد اختلاف در درون حکومت و یا نظام و مردم بوده‌اند تا آن را مقدمه کسب هدف تسلیم‌ ساختن مردم و نظام اسلامی قرار دهند. اگر این واقعیت که غرب با «بازی در بازی» عمل نموده و «مذاکره برای مذاکره» را بخشی از سناریوی خود قرارداده، اولین اصل در هرگونه گفت‌وگو با غرب و فراهم کردن و دارا بودن و تکیه کردن بر اصول اساسی، مربوط به پیوند اراده ملی و اراده نظام و دولت در قبال غرب است. این بدان معناست که منسجم‌تر کردن تفکر و برنامه و اقدام در هرگونه گفت‌وگو و مذاکره و تعامل با غرب از فشردگی صفوف در داخل برخوردار شود و تدابیر عملی در استحکام بیشتر این پیوند قرار گیرد. از این رو هرگونه رفتار و حرکتی که این پیوند و انسجام را به خطر اندازد و یا خارج از چهارچوب منطقی و برنامه‌ریزی شده قرار گیرد، از آن پرهیز شود. شفافیت و هماهنگی در درون باید پیش از هرگونه اقدام و گام در خارج و در تعامل با غرب اصالت داشته باشد. نکته مهم‌تر اینکه، غرب در اثبات عدم دشمنی و یا کاهش آن باید اعتمادسازی کند که شاید انتظاری ایده‌آلیستی باشد. برای پاسخ به این مسئله و افزایش ضریب احتمال موفقیت، نمی‌توان و نباید با یک ابزار و تنها با تکیه بر دیپلماسی رسمی وارد گفت‌وگو با غرب شد. از آنجا که غرب اهداف دشمنی و براندازی و یا تسلیم‌پذیر کردن ایران را هنوز در دستور کار خود قرار داده، آنچه بدیهی و طبیعی است، اینکه ما نیز با تکیه بر تمامی مولفه‌های قدرت ملی و با ویترین دی‍پلماسی رسمی وارد مذاکره شویم. همانگونه آمریکا کراراً و تکراراً همه گزینه‌ها و ابزارها را روی میز معرفی می‌کند، ما هم باید همه قدرت ملی را به شکل فعال و هماهنگ روی میز قرار دهیم و آن را در عمل نیز به دشمن نشان دهیم. مزیت این رفتار این است که ظرفیت دیپلماسی رسمی با چنین پشتوانه‌ای، هم از استحکام بیشتری برخوردار خواهد بود وهم امکان کسب نتیجه مهم‌تر را میسر می‌کند.
برای این کار نمی‌توان اوراق بازیگری و بازی در قبال حریف را پیش‌‌فروش کرد، چرا که در مسیر این تعامل و در نهایت، با محدودیت مانور روبه‌رو می‌شویم. هیچ ضرورتی ندارد که از همان ابتدا، قابل مذاکره بودن سرعت، دامنه و کمیت غنی‌سازی را مطرح کنیم و خود این تدبیر باید در جدول برنامه‌های ما امتیازات هم‌وزن را کسب نماید. همانگونه که طرف‌های مقابل با مفاهیم و کلمات کلی‌بازی می‌کنند و هیچ مصداق روشنی برای تعامل برابر و سازنده وهمزمان ارائه نمی‌کنند، ما نیز در تاکتیک اعلامی و متقابل، از همین شیوه استفاده کرده و مطابق آن پیش‌رویم.
نمی‌توان و نباید پذیرفت که در درون کشور، از سوی مقامات دولتی، اقداماتی صورت پذیرد که آدرس غلط به داخل و خارج ارزیابی شوند. وقتی به‌سادگی وارد جدل «تهی بودن خزانه» می‌شویم و اصرار داریم که پولی در دست نداریم، به مردم در داخل چه پیامی منتقل می‌شود و در خارج چه برداشتی صورت می‌گیرد؟! آیا در آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی این برداشت که «تا تسلیم شدن ایران، نیاز به زمان و کمی فشار بیشتر داریم.»، تولید نمی‌شود؟!
آیا در حالی که خانم «شرمن» در مواضع صریح، عدم تمایل آمریکا به مباحث دو جانبه را مطرح می‌کند، رفتار و تلاش و رویکرد به تقدم مذاکره با آمریکا نسبت به مذاکره با (۵+۱) چه معنایی دارد و چه پیامی را منتقل می‌کند؟ اگر قرار است گروه ایرانی با اقتدار در مذاکره و گفت‌وگو شرکت کرده و بر خطوط قرمز ایران و حقوق اساسی خود اصرار ورزد، وقتی اصرار بر خزانه خالی داریم و رابطه با آمریکا را به‌عنوان حلال مشکلات قرار داده‌ایم، قطعاً تمامی ژست اقتدار در گفت‌وگو با غرب، تهی نشان داده خواهد شد. وقتی خانم شرمن در جلسه استماع کنگره این‌گونه بیان می‌کند که گام اول حذف توانمندی ایران است، یعنی اینکه آنها اعتقادی به برابری گام‌های عملی ندارند و ثانیاً آنها مشت استقامت مذاکره‌کننده ایرانی را خالی ارزیابی می‌کنند!
اساساً یک بحث جدی و مهم این است که چه در محیط داخلی و چه در محیط خارجی باید تعاریف خود را از اعتمادسازی و شفاف‌سازی روشن کنیم. چراکه غربی‌ها و خصوصاً صهیونیست‌ها، شفاف‌سازی را معادل تعطیل کردن برنامه هسته‌ای قرار داده‌اند. غربی‌ها به‌خوبی در تلاش‌های روانی و تبلیغاتی و برای سمت دادن افکار عمومی چنین القا کرده‌اند که اقدامات ایران را به‌عنوان اعتمادسازی نمی‌پذیرند و همین اقدامات نیز باید راستی‌آزمایی شود. حال در مقابل، به‌جای اینکه طرف ایرانی از موضع «طلبکار» وارد شود و به‌دلیل عداوت و دشمنی مستمر غرب و صهیونیسم، وعده و گام‌های آنها را مزورانه و فریبکارانه و غیرقابل اعتماد بداند، در موضع «بدهکار» و متهم قرار گرفته است. روزنامه «واشنگتن‌پست» در مقاله‌ای این تلاش و سیاست‌های غرب را به‌خوبی نشان داده بر ضرورت حفظ اهرم‌های فشار آمریکا و غرب علیه ایران تأکید می‌کند.
درحالی که رسانه‌های غربی سناریوهای گوناگون و پشتیبان سناریوهای مذاکراتی را برای ایران‌هراسی، اتهام‌سازی، غیرقابل اعتماد بودن، بدهکاری و در نهایت، تأکید بر تسلیم‌پذیر کردن و تعطیلی برنامه هسته‌ای ایران را دنبال می‌کنند، در تیم مذاکره‌کننده ایرانی، طرح و سناریو و یا سناریوهای لازم را برای مقابله با برنامه مذاکراتی و یا عملیات روانی دشمن ملاحظه نمی‌کنیم و افکار عمومی داخل و خارج کشور را در بازی تبلیغاتی برای دشمن خالی کرده‌ایم. در این تلاش رسانه‌ای دشمن شاهد این هستیم که مرزهای مرتبط با مفهوم «نگرانی غرب از برنامه هسته‌ای ایران» در حال جابه‌جا شدن است و حال که تیم ایرانی به‌دنبال یک برنامه اجرایی و تفصیلی در مذاکره است، مفهوم «توانمندی ایران برای ساخت بمب هسته‌ای» به جای «ساخت بمب هسته‌ای» قرار گرفته و به شکل رندانه‌ای و برای غیرقابل پذیرش دانستن حتی میزان کم غنی‌سازی در ایران، نتانیاهو در مواضعی عوام‌فریبانه، غنی‌سازی ۵/۳ یا ۵ درصدی را نیز در ایران به‌عنوان قابلیت ساخت بمب هسته‌ای قرار می‌دهد! این کار از یک سو چنین القا می‌کند که نباید به طرف ایرانی اعتماد کرد و ایرانی‌ها دنبال ساخت بمب هسته‌ای هستند و غنی‌سازی حداقلی را هم معادل بمب هسته‌ای معرفی می‌کند و از سوی دیگر نیز، این بحث، مقدمه‌ای برای تحمیل رژیم‌های نظارتی شدید و ویژه در مسیر گفت‌وگو از سوی غرب خواهد شد تا به قول خودشان «غیرقابل برگشت‌پذیر کردن» برنامه هسته‌ای ایران محقق شود.
اگر صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها قبلاً ساخت بمب هسته‌ای را خط قرمز اعلام می‌کردند، اکنون مبنای چانه‌زنی خود را گسترش داده‌اند و همه توانمندی فنی ایران را هدف و خط قرمز نشان می‌دهند.
جنجال مذاکراتی کاخ سفید و کنگره درخصوص حفظ تحریم‌های فعلی و یا افزایش آن، می‌تواند بخشی از یک جنگ زرگری یا تقسیم کار ارزیابی شود تا چماق تحریم‌های جدید همواره بر بالای سر مذاکرات جاری باشد. در داخل ایران و تیم مذاکراتی، هیچ پاسخی ندارد. حتی برخی مقامات محترم از اینکه نگاه انتقادی به سیر گفت‌وگوها و رفتارهای مذاکراتی در ایران انجام می‌شود، آن را در قفس اتهامی، «نگاه افراطی‌ها» قرار می‌دهد و حاضر نیست برای سناریوی مذاکراتی خود، برنامه تبلیغاتی موثری داشته باشد. شاید همین بی‌برنامگی، بخشی از برنامه مذاکراتی باشد، تا صداقت خود را به طرف مقابل نشان دهد!
حال باید پرسید چرا ارکان دیگر نظام به شکل فعال وارد این سناریو و یا سناریوی کلان ملی نمی‌شوند تا قدرت بازی و چانه‌زنی و ارتقای ضریب موفقیت در اهداف مذاکراتی را تولید کنند؟ قرار نیست که همه بازیگران داخلی در ایران، در جایگاه مذاکراتی باشند تا با دریافت گزارش نشست‌ها و تأیید علنی آنها، دغدغه‌ها و یا ظرفیت‌سازی‌های الزامی در هر سناریوی مذاکراتی پایان یابد.
آیا این‌گونه امکان‌پذیر نبود که سیر از سرگیری روابط با انگلیس منوط به پیشرفت و همکاری سازنده آنها در مذاکرات شود؟ آیا با تکیه بر نفوذ و بازیگری منطقه‌ای ایران، نمی‌توانستیم، مشارکت در ژنو۲ را به مفهوم همکاری‌های آمریکا و غرب در اعتمادسازی در مذاکرات و به‌عنوان راستی‌آزمایی از نیت‌های پنهان آنها قرار دهیم؟ آیا هم‌پیمانان آمریکا و رژیم صهیونیستی در شرایط بن‌بست قرار دارند و با شکست راهبرد‌های خود روبه‌رو شده‌اند، یا ابزارهای منطقه‌ای و نفوذ ایران در خطر است؟! آیا آنها چه در بخش اروپایی و چه در بخش آمریکایی نیاز به ملاطفت ایران دارند، یا ایران نیازمند ترحم آنهاست؟! آیا آنها در افغانستان با پیچیدگی‌های ناشی از موعد عقب‌نشینی نظامیان روبه‌رو هستند، یا ایران در تنگنای زمان و مولفه‌های امنیتی است؟!
به لحاظ تاکتیکی وقتی تیم ایرانی بر مولفه زمان اصرار ویژه می‌کند، آنها به‌خوبی درک می‌کنند که باید با زمان بازی کنند، چراکه ارزیابی ناشی از اطلاعات جاسوسی و یا آنچه به‌شکل غیرعادی در اختیار آنها قرار می‌گیرد، آنها را به این وسوسه می‌اندازد که با ادامه فشارهای فعلی، امکان دریافت امتیازات بیشتری خواهند داشت و از این‌رو، اصراری بر سرعت دادن به کسب نتیجه ندارند.
در حالی که خانم شرمن بر حفظ سازمان و مهندسی تحریم‌ها علیه ایران اصرار دارد تا مجموعه‌های تحریمی سست نشوند! گروه مذاکراتی ایرانی با تکیه بر کلیه مولفه‌های ملی و برنامه‌های چند لایه، باید بر روی مفاصل اجماع در اجرای تحریم‌ها و به‌ویژه با کشورهایی که طرف تعامل بازرگانی با ایران هستند، متمرکز شده و تدابیر سست کردن اجرای تحریم‌ها و یا تهی کردن و حذف آنها را طراحی و به اجرا درآورد.
تیم مذاکراتی ایران در کنار حمایت ملی و پشتیبانی محکم، نیازمند نگاه جامع و متکی بر مولفه‌های قدرت ملی و به‌کارگیری آن و سناریوهای گوناگون و به شکل موازی در تمامی عرصه‌ها و سناریوهای کافی برای مراحل مختلف و در عرصه‌های رسمی، اعلامی، پنهان و ... است. اگر تمامی این عناصر در سطح تیم مذاکراتی و ملی فراهم باشد، باز هم باید برای این فرضیه که غرب در بازی با زمان، به‌دنبال شکست مذاکرات و ادامه سیاست‌های فشار ـ مذاکره هست، برنامه‌ریزی و سناریوسازی کافی صورت پذیرد و برنامه‌های ملی، تنها موکول به مذاکرات هسته‌ای و دیپلماسی یک‌بعدی نشود.


نگاه یک
علی اسماعیلی

هشدار به بازسازی جریان فتنه!
اقدام اخیر روزنامه اصلاح‌طلب «بهار» در درج مقاله‌ای موهن، سخیف و تحریف شده که به تعطیلی‌ این روزنامه انجامید، در هفته گذشته بازتاب‌ها و واکنش‌های متعددی در سطح جامعه، نخبگان، بزرگان سیاسی، علمی و دینی به‌دنبال داشت. حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید در این زمینه گفت: «البته روزنامه مذکور توقیف شد، اما نباید تنها به همین مسئله قناعت کرد، نباید اجازه داد این گونه گستاخی‌ها در نظام جمهوری اسلامی نسبت به مقدسات صورت گیرد.» آیت‌الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه نیز در واکنش به این موضوع با اشاره به عقبه فکری و ذهنی جریان فتنه در زیر سؤال بردن اعتقادات دینی مردم و تابوشکنی دینی و سیاسی، به شدت به فتنه‌گران هشدار داد که؛ «قوه‌قضائیه به این گونه مسائل برخورد جدی خواهد کرد.»
واقعیت این است که با روی کار آمدن دولت یازدهم، جریان فتنه ۸۸ که زمینه را برای بروز و ظهور مجدد خود مهیا می‌دید با تمام قوای رسانه‌ای خود وارد صحنه شده است. نگاهی به سرتیترها، مقالات، سرمقاله‌ها و یادداشت‌ها و اخبار روزنامه‌ها و پایگاه‌های‌ اینترنتی این جریان، نشان از اقدامات هماهنگ آنها در القای خواسته‌‌های فکری، سیاسی و فرهنگی و... جریان فتنه به جامعه و مردم را دارد و جریان اصلاحات در حال بازسازی خود به مانند دوران دوم خرداد است. در این راستا، درج مقاله توهین‌آمیز روزنامه بهار را نیز می‌توان تست جامعه، مردم، نخبگان و سیاسی‌ها دانست. در عین حالی که تطهیر آمریکا از جنایات و خباثت‌های گذشته‌اش و درج تیترهای مثبت از اظهارات و اقدامات آمریکا در رسانه‌های این جریان و... نیز همه، نشان از تابوشکنی فتنه‌گران در بحث مذاکره و ارتباط با آمریکا و عبور از آرمان‌های اصیل انقلاب دارد. همچنین جریان اصلاح‌طلب این روزها به طور هماهنگ، خطی را پی‌ می‌گیرد که در آن، فتنه ۸۸ را حداکثر به یک اشتباه سهوی و ناخواسته از سوی سران فتنه تنزل دهد! از این رو، هر روز به بهانه‌ای، سعی در القای این موضوع دارد و جالب‌تر اینکه، پا را فراتر نیز گذاشته و به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که گویا به این جریان خائن و وطن‌فروش در فتنه ۸۸ ظلم شده و بایستی نظام به دلیل بازداشت و دستگیری فتنه‌گران از آنان دلجویی نماید! به عبارتی، جریان فتنه این روزها طلبکار نظام شده است. سخنان اخیر «مروارید» استاندار جدید ایلام، مؤید همین ادعاست. آنجا که در نشست خبری‌اش می‌گوید: من حوادث سال ۸۸ را فتنه نمی‌دانم و اضافه می‌کند: «هر کاری می‌خواهید بکنید»! آشکار شدن همین خط فکری است که سبب شد رئیس قوه قضائیه به شدت واکنش نشان داده و اعلام کند : جریان فتنه انگار نمی‌خواهد دامنش را جمع کند... متأسفانه هر روز مسائلی را ایجاد می‌کنند و به موضوعاتی در رسانه‌های‌شان با شاخ و برگ فراوانی می‌پردازند تا حوادث (فتنه ۸۸) را معکوس جلوه دهند.» حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز چنین هشدار می‌دهند: «عده‌ای خیال نکنند دولت جدید سرکار آمده و آزادی ایجاد شده است و هرکسی هر چیز دلش خواست بگوید و بنویسد.» حقیقت این است که جریان فتنه در حال بازسازی مجدد خویش پس از یک دوره کمون و رخوت است. افزایش بی‌سابقه رسانه‌ها و پایگاه‌ها و نشریات اطلاح‌طلب و نوع پردازش آنان به مسائل مهم سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و... کشور، حکایت از این موضوع دارد که این جریان، برنامه‌ها و طرح‌های زیادی برای کشور و نظام تدارک دیده، که بایستی از سوی مراکز امنیتی و اطلاعاتی به خوبی رصد شود تا مبادا آنچه در غائله‌ ۷۸ و فتنه ۸۸ به وقوع پیوست، دیگربار تکرار شود. قطعاً اقدام اخیر روزنامه بهار، اولین اقدام این جریان نخواهد بود.


نگاه دو
علی حیدری

صداقت آمریکایی!
نصب و جمع‌آوری بیلبوردهایی با عنوان «صداقت آمریکایی» در برخی معابر تهران طی هفته گذشته خبرساز شد و فضای رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی مجازی و افکار عمومی را به خود معطوف کرد. طرح‌هایی که در این تابلوها به نمایش گذاشته شده بود، نوعی هشدار به سیاست‌های خصمانه دولت ایالات متحده آمریکا در قبال ملت ایران بود و از عدم اعتماد ملت ایران به آمريكايي‌ها حکایت داشت.
محتوای این تابلوها نشان می‌داد هر چند طرف آمریکایی مذاکره‌کننده در ظاهر ژستی دیپلماتیک دارد، اما در پشت صحنه همچنان سلاح‌ نظامی‌اش را به سمت مذاکره‌کننده ایرانی نشانه رفته است که مصداق همان اظهار نظر رئیس‌جمهور آمریکا پس از گفت‌وگوی کوتاه تلفنی با رئیس‌جمهور ایران بود؛ آنجا که بر وجود گزینه نظامی برابر ایران تأکید کرد. در برخی دیگر از تابلوها، «دست چدنی» به تصویر کشیده شده بود که به تعبیر رهبر حکیم انقلاب بر نحوه رفتار آمريكا با جمهوري اسلامي ايران دلالت داشت.
نکته جالب توجه اینجا بود که نصب این بيلبوردها با فضاسازی سنگین برخی از رسانه‌های داخلی همراه شد. رسانه‌هایی که پس از سفر دکتر روحانی به نیویورک و موضوعات مربوط به مذاکره با آمریکا، ذوق‌زدگی بیش از حد خود را از برقراری هرگونه رابطه با آمریکا نشان می‌دادند، تصاویر این تابلوها را که تنها از آمریکا و رفتار دوگانه‌اش انتقاد می‌کرد و به مسئولان کشور هم هشدار می‌داد، به منزله حمله به سياست‌خارجي دولت عنوان کردند و هجمه گسترده‌ای را در نشریات و پایگاه‌های اینترنتی زنجيره‌اي خود آغاز کردند تا جایی که شهرداری تهران را به برچیدن این تابلوها از معابر شهری مجبور کردند و از برخورد با طراحان و پدیدآورندگان این طرح‌ها سخن راندند! و در آخرین مورد، سخنگوی وزارت امورخارجه نصب این بیلبوردها را غیرقانونی دانست!
اما واقعاً چه اتفاقی در روابط ایران و آمریکا رخ داده و چه موضع مثبتی از طرف آمریکایی‌ها دریافت شده که برخی‌ها خود را این‌چنین به آب و آتش می‌زنند که مبادا کوچک‌ترین حرفی خلاف میل آمریکا بیان شود؟!
ظاهراً این گروه‌ها جنایات دولت آمریکا علیه ملت ایران را فراموش کرده‌اند و چشم‌شان را بر روی اقدامات این کشور در جهت ایران‌هراسی بسته‌اند و خبر ندارند که در آمریکا همه‌ساله میلیون‌ها دلار صرف تهیه فیلم‌های سینمایی، انیمیشن، سریال و آثار هنری ضدایرانی می‌شود و در برابر یک اقدام فرهنگی که حرف دل میلیون‌ها ایرانی با عزت و شرف است، موضع می‌گیرند.
نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که همان افراد و رسانه‌هایی که برای برقراری رابطه با آمریکا لحظه‌شماری می‌کنند، در چنین اوضاعی که باید از یک موضع قوی و قدرتمند با طرف مقابل سخن بگویند، در یک اشتباه راهبردی به اشکال مختلف از ضعف اقتصادی و مشکلات بودجه و خزانه خالی دم می‌زنند. صرف‌نظر از صحت یا عدم صحت این ادعاها لازم است رسانه‌هایی که به نام حمایت از سیاست خارجی دولت تنور رابطه با آمریکا را گرم می‌کنند، به الزامات و پیش‌نیازهای یک گفت‌وگوی برابر هم توجه کنند و فراموش نکنند که در برابر دشمنی قرار دارند که منتظر است تا ادعا کند که تحریم‌ها ایران را به پای میز مذاکره کشانده است.
حرف آخر اینکه دست‌اندرکاران سیاست خارجی کشور باید توجه داشته باشند اکنون که نظام جمهوری اسلامی جواز مشروط و کوتاه‌مدت درباره مذاکرات موردی با آمریکا و دیگر قدرت‌های غربی را داده، بدبینی بخشی از افکار عمومی ایران به مذاکرات؛ نه یک تهدید، بلکه یک فرصت بزرگ برای تیم مذاکره‌کننده است و دولت آمریکا و هم‌پیمانانش بايد بدانند که مردم ایران سیاست‌های خصمانه آنها را در قبال جمهوری اسلامی از یاد نبرده و تیم مذاکره‌کننده فعلی از سوی مردم و افکار عمومی کشورش تحت فشار است.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

آسیب‌شناسی تعامل مجلس با دولت‌های نهم و دهم؛
پیشنهادهایی برای دولت یازدهم

مقدمه
از جمله مقدمات و لوازم مورد نیاز برای حرکت در مسیر پیشرفت، تعامل سازنده نهادهای دولتی برای تصمیم‌گیری و عملیاتی کردن سیاست‌هاست. ارتباط منطقی برای دستیابی به توافق‌های دو یا چندجانبه به هم‌افزایی منجر می‌شود، ولی تکیه بر اختلافات و یا داشتن روحیه خودرأیی به تفرق و بی‌ثمر شدن تلاش‌ها می‌انجامد.
به‌طور کلی می‌توان گفت وظیفه مجلس تهیه قوانین و سیاستگذاری‌های دولتی و کار ویژه دولت تدوین شیوه عملیاتی و اجراسازی این قوانین است. بنابراین ارتباط نزدیک دو نهاد اجرایی و تقنینی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. اعتقاد و پایبندی به رویکردهای مشورتی و مشارکتی در سیاستگذاری و تعامل سازنده دولت و مجلس شورای اسلامی می‌تواند مشروعیت دولت را ارتقا بخشد و دستیابی به اهداف را با هزینه‌های کمتری میسر گرداند؛ اما متأسفانه یکی از مشکلات جدی در عرصه سیاستگذاری کشور دوری از رویکردهای مشارکتی و همگرایانه است؛ امری که بدون شک می‌تواند ضرر و زیان‌های فراوانی را برای کشور به همراه داشته باشد.

۱ـ وظایف مجلس و دولت در نظام جمهوری اسلامی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تدوین روابط قوای سه‌گانه علاوه بر توجه به ضرورت استقلال قوا برای تأمین اهداف کلی نظام، مراتبی از ارتباط متقابل توأم با نظارت، بین قوای حاکم را نیز پیش‌بینی کرده است. بهترین منبع برای آگاهی از وظایف و اختیارات قوا، نیز قانون اساسی است. در ادامه تلاش شده است تا کارویژه‌های هر قوه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
مهم‌ترین وظیفه قوه مقننه در حوزه قانونگذاری و نظارت است. تصمیمات نمایندگان مجلس در امر قانونگذاری از یک‌سو و نظارت آنها بر اقدامات دولت از سوی دیگر، بسان آینه‌ای است که اراده و خواست عمومی را به نمایش می‌گذارد.
از مهم‌ترین وظایف مجلس شورای اسلامی، اختیار وضع و تفسیر قوانین در حوزه‌های مختلف است. وظیفه محوری دیگر قوه مقننه، بحث نظارت است که در قالب نظارت تأسیسی(نظارت بر تشکیل دولت و رأی اعتماد به وزیران) نظارت اطلاعی(شامل سوال از وزیر و رئیس‌جمهور و تحقیق و تفحص از سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها)، نظارت استصوابی(نظارت بر معاهدات و قراردادهای بین‌المللی)، نظارت مالی(نظارت بر تدوین و اجرای بودجه) و نظارت سیاسی(نظارت بر مسئولیت سیاسی اعضای قوه مجریه) تجلی می‌یابد.
همان‌گونه که مشاهده می‌شود طبق قانون اساسی وظایف مهمی بر عهده قوای مقننه و مجریه گذاشته شده است. از طرفی دیگر ناگفته پیداست که اصولاً‌ هر یک از این قوا نمی‌توانند همانند یک جزیره به صورت کاملاً مستقل از یکدیگر عمل کنند و ضرورت دارد برای پیشبرد هرچه بهتر اهداف نظام، بین قوای سه‌گانه(به‌ویژه قوای مقننه و مجریه) تعامل و همکاری نزدیکی وجود داشته باشد و دقیقاً از همین جاست که برخی مشکلات و عدم هماهنگی‌های بین قوا ایجاد می‌شود. به همین دلیل است که در زمان‌های مختلف، مقامات نظام جمهوری اسلامی(به‌ویژه رهبر معظم انقلاب) تأکید ویژه‌ای بر هماهنگی و همکاری این دو قوه داشته‌اند.

۲ـ بیانات مقام معظم رهبری درباره همکاری قوا
تعامل و همکاری بین دو قوه مقننه و مجریه از جمله موضوعات مهمی است که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده است. یکی از دل‌مشغولی‌های معظم‌له ارتباط نزدیک دولت و مجلس است. در ادامه به برخی فرموده‌های ایشان که در برهه‌های زمانی مختلف و در دولت‌های گوناگون بیان شده است، اشاره می‌شود تا اهمیت این موضوع بهتر درک شود.
با بررسی بیانات رهبری در مورد رابطه دولت و مجلس می‌توان گفت که ایشان بر موارد زیر تأکید داشته‌اند:
ـ یکی از مشکلات اساسی کشور، اختلافات بی‌اساس و بی‌مبنا بین مسئولان است.
ـ برای اختلافات باید با همدلی و اتحاد راه‌حل‌هایی پیدا کرد تا بتوان امور جامعه را به نحو مطلوبی پیش برد.
ـ راه علاج دردهای کشور این است که قوای سه‌گانه با وحدت و همکاری، برنامه منظمی را برای رسیدن به اهداف مشخصی پیگیری کنند.
ـ در صورت بروز اختلاف، کارشناسانی از هر دو قوه گره را بگشایند و راه را پیش پای هر دو طرف باز کنند.
ـ با رویکرد مشترک، مشکلات کشور حل می‌شوند و نباید هر کدام از این دو قوه استقلال خود را در نفی دیگری بداند.
ـ اختلافات مجلس و دولت و علنی شدن آن، تأثیرات نامطلوبی بر روی شهروندان جامعه خواهد داشت.
همان‌گونه که ملاحظه می‌شود از دغدغه‌های همیشگی رهبری تعامل و همکاری دو قوه است و ایشان در فواصل زمانی و در دولت‌های مختلف بر روی این امر تأکید داشته‌اند، اما ارتباط دولت و مجلس در طول سال‌های پس از انقلاب فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است.

۳ـ ارتباط مجلس با دولت‌های نهم و دهم
۳ـ۱ـ نگاهی آماری به تعامل مجلس و دولت
۱ـ۱ـ۳ـ تذکر به وزرا و رئیس‌جمهور
براساس آمار منتشر شده در سال اول مجلس نهم، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ۴۹۴۳ مرتبه به اعضای کابینه تذکر داده‌اند. بیشترین تذکر را رئیس‌جمهور دریافت کرده و کمترین آن را وزیر اطلاعات دریافت نموده است.
بیشترین تذکرات در حوزه‌هایی چون قیمت کالاهای اساسی، راه‌سازی، پرداخت مطالبات و حقوق بازنشستگان، تقسیمات کشوری، استخدام آموزشیاران نهضت سوادآموزی و معلمان پیش‌دبستانی، احداث سد و تأمین آب بوده است.
۲ـ۱ـ۳ـ تعلل در تصویب آیین‌نامه‌های اجرایی
مجلس شورای اسلامی در اولین سال دوره نهم، ضمن وضع قوانین مختلف، لزوم تهیه و تصویب ۲۲ فقره آیین‌نامه اجرایی و سایر مقررات را توسط هیئت وزیران حکم کرده است، اما از این تعداد، ۱۶ مقرره مربوط به ۶ قانون با پایان مهلت مقرر تصویب نشده بود.
همچنین براساس قوانین مصوب دوره هشتم مجلس، دولت موظف به تصویب ۳۱۸ آیین‌نامه بوده که ۱۶۹ فقره از آنها به تصویب نرسید و از ۸۳ فقره آیین‌نامه مربوط به قانون برنامه پنجم توسعه، ۴۱ مورد از آن نیز تصویب نشده است.
۳ـ۱ـ۳ـ تأخیر در ابلاغ و انتشار قوانین
در طول دولت‌های نهم و دهم جمعاً ۶۵۹ قانون به رئیس‌جمهور ابلاغ شد که بررسی‌ها نشان می‌دهد از این میان تنها ۷۲ قانون (حدود ۱۱ درصد) در مهلت قانونی به روزنامه رسمی ابلاغ شده است. رئیس دولت‌های نهم و دهم در ابلاغ قوانین ۵۹۴۹ روز تأخیر داشته است. یعنی به‌صورت متوسط بیش از ده روز برای هر قانون.
جدول ۱ـ مقایسه تعداد و درصد قوانین ابلاغ‌شده به روزنامه رسمی در سال‌های اول دوره‌های هشتم و نهم مجلس
۴ـ۱ـ۳ـ حضور وزرا و مسئولان اجرایی در مجلس
در سال اول دوره نهم مجلس شورای اسلامی، مسئولان اجرایی کشور جدای از حضور در کمیسیون‌های مربوطه، ۱۸ مورد با حضور در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به ارائه گزارش راجع به حوزه کاری خود پرداخته‌اند. در مقایسه با سال اول دوره هشتم مجلس شورای اسلامی که مسئولان اجرایی کشور سه بار در صحن علنی مجلس حضور یافتند، حضور مسئولان اجرایی در سال اول مجلس نهم ۶ برابر شده است.
۵ـ۱ـ۳ـ افزایش تحقیق و تفحص از نهادهای دولتی
در سال اول دوره نهم مجلس شورای اسلامی، ۵۵ تقاضای تحقیق و تفحص به هیئت رئیسه تقدیم شده که از این تعداد ضرورت انجام هشت فقره در صحن علنی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است. از ۵۵ مورد تحقیق و تفحص ارائه شده نمایندگان، در ۲۹ مورد از موضوعات، پیشترً از سایر ابزارهای نظارتی از جمله تذکر و سوال استفاده شده بود. همچنین در مقایسه با سال اول دوره هشتم که ۱۵ تحقیق و تفحص تقاضا شده بود، افزایش ۳/۷ برابری تقاضاهای تحقیق و تفحص صورت گرفته است.
برخی از این موضوعات تحقیق و تفحص در سال اول هر دوره مجلس مشترک بوده است که از جمله این موضوعات می‌توان به عملکرد جمعیت هلال احمر، نظام بانکی کشور، بانک مرکزی، سازمان تأمین اجتماعی، وزارت آموزش و پرورش، استانداری‌ها و فرمانداری‌ها، سازمان میراث فرهنگی، واردات کالاها و اقلام استراتژیک، تنظیم بازار و عملکرد صندوق بازنشستگی کشوری و صنایع مس ایران اشاره کرد.
۶ـ۱ـ۳ـ بررسی و تطبیق مصوبات دولت با قوانین
در هیئت بررسی و تطبیق مصوبات دولت با قوانین، از آغاز دوره نهم تا پایان سال ۱۳۹۱، تعداد ۷۱۸فقره مصوبه دولت مورد بررسی قرار گرفته که همه یا بخشی از ۱۹۳ مورد از این مصوبات، مغایر با قانون شناخته‌شده که نسبت به قبل افزایش یافته است.
۲ـ۳ـ آسیب‌شناسی ارتباط دولت و مجلس
با توجه به آمارهای ارائه شده می‌توان گفت که ارتباط و تعامل مجلس و دولت به هیچ‌وجه مطلوب نبوده است و نقدهای جدی می‌توان بر آن وارد دانست. بدون شک بخشی از مشکلات ایجاد شده در طول چند سال اخیر نیز ناشی از همین عدم هماهنگی مهم‌ترین نهادهای کشور بوده است.
در واقع به‌نظر می‌رسد رویکردی واگرایانه و خنثی‌کننده تلاش‌ها بر روابط دولت و مجلس حکمفرما بوده است.
به‌نظر می‌رسد گزینه مطلوب و منطقی‌تر این است که روش‌های واگرایانه جای خود را به استفاده از رویکردهای همگرایانه‌تر با تعاملات سازنده‌تر بدهند.

۴ـ چشم‌انداز آینده
در این بخش تلاش شده است ضمن بررسی مواضع روسای دو قوه در باب تعامل و هماهنگی برای پیشرفت امور، نگاهی به اهمیت رویکردهای جمعی در تصمیم‌گیری و اجرای سیاست‌ها در حوزه‌های مختلف نیز داشته باشیم.
الگوی مطلوب ارتباط دولت و مجلس
بدون شک تصمیم‌گیری و اجراسازی تصمیمات براساس رویکردهای همگرایانه و مبتنی بر مذاکره، مباحثه و گفت‌وگو، تأثیر مهمی در حل مشکلات و ساختن آینده‌ای بهتر دارد. ارتباط دو قوه مقننه و مجریه باید بر مبنای مدیریت فضای تعامل و گفت‌وگو باشد که مستمراً دو طرف شنونده دیدگاه‌های همدیگر باشند و به آن احترام بگذارند تا با اقناع‌سازی بتوانند اجماعی بین دیدگاه‌های مختلف ایجاد کنند. دو قوه باید تلاش کنند تا در پی نزدیک کردن نظرات و افکارشان به همدیگر باشند.
به‌نظر می‌رسد زمانی روابط دو قوه مقننه و مجریه بر مبنای درستی ساماندهی خواهد شد که تشریک مساعی مشترکی برای حل مشکلات و ساختن جامعه‌ای بهتر در دستور کار قرار داشته باشد و ضمن اعتقاد به رویکردهای جمعی، مشورتی و مشارکتی، تلاش شود تا اختلافات را مدیریت نموده و با مباحثه، گفت‌وگو و هم‌افزایی تلاش‌ها مسائل را حل کرد.سخنان حکیمانه رهبر انقلاب درباره رویکرد مشترک مجلس و دولت می‌تواند به‌عنوان چراغ راهنمای تعامل دو قوه باشد.

نتیجه‌گیری
تعامل سازنده دو نهاد مقننه و مجریه در چارچوب نظام و پایبندی به قانون اساسی تأثیر بسزایی در پیشرفت و توسعه کشور خواهد داشت. بنای روابط دو قوه بر مبنای رویکردهای واگرایانه و عدم استفاده از روش‌های مشارکتی و مشورتی سبب ایجاد چالش‌های اساسی خواهد شد. در این حالت یکی از قوا در پی این خواهد بود که به هر طریق ممکن نظر و دیدگاه خود را بر قوه دیگر تحمیل کند.
پا گرفتن این رویکرد سبب ایجاد اختلافات اساسی، تقابل‌های آشتی‌ناپذیر و بنیان گذاشتن روابط تنش‌آمیز خواهد شد. نکته مهم این است که وقتی یکی از بازیگران کلیدی گفت‌وگو خارج از کنترل است یا به دلایل راهبردی، تصمیم خود را گرفته است، حتی بهترین پیشنهادهای طرف مقابل نیز تأثیر چندانی بر نظرات و دیدگاه‌هایش نخواهد داشت.
اما ایجاد فضای تعاملی و گفت‌وگوهای سازماندهی شده درباره موضوعات سیاسی مختلف می‌تواند زمینه شناخت را بهبود بخشد و سبب‌ شود که تصمیمات معقولانه‌تر و کارآمدتری اتخاذ شود و همچنین سیاست‌ها با استفاده از روش‌های کم‌هزینه‌تری به اجرا در آیند.
هنگامی که نزاع بر سر موضوعی خاص در می‌گیرد، راه‌حل‌های احتمالی متعددی وجود دارند. اغلب با توسل به خلاقیت و سخت‌کوشی می‌توان به توافقی دست یافت که با انتخاب مطلوب‌ترین راه‌حل حداقل بسیاری از ذی‌نفعان درگیر را همراه کرد. در این بین در دستور کار قرار دادن رویکردها و روش‌های زیر تا حدود زیادی می‌تواند تسهیل‌کننده ارتباط منطقی و هماهنگ نهاد اجرایی و تقنینی باشد:
ـ دوری از خودرأیی و استبداد نظر و تأکید بر رویکردهای مشورتی و مشارکتی در تصمیم‌گیری و عملیاتی کردن سیاست‌ها.
ـ بازتعریف منافع و راه‌حل‌ها از طریق ابداع بسته‌هایی که ضمن حل اختلافات، منافع مردم را به طریق بهتری برآورده می‌کند.
ـ ارتباط نزدیک‌تر و تحرک بیشتر معاونت پارلمانی برای هماهنگی‌های بهتر.
ـ برگزاری جلسات مشترک عمومی و تخصصی برای پیشبرد امور و حل اختلافات احتمالی.
ـ تأکید بر اهمیت و محوریت قانون اساسی و اسناد بالادستی برای تنظیم روابط قوا.
ـ عدم تضعیف قوا در صورت ایجاد مشکل و اختلاف در حوزه‌های مختلف.
ـ عدم رسانه‌ای کردن اختلافات که ممکن است سبب صدمه دیدن اعتماد مردم به قوای مختلف و نظام شود.
*مرکز پژوهش‌های مجلس


نيم نگاه
سیدفخرالدین موسوی

تطهیرکنندگان چهره کریه آمریکا!
رئیس‌جمهور وقت ایران در دوران اصلاحات روبه‌روی «کریستین امان‌پور» مجری شبکه سی‌ان‌ان آمریکا نشست و به امید گشایش در روابط کشورمان با آمریکا، از گروگان گرفته شدن اعضای سفارت این کشور در تهران اظهار تأسف کرد! پس از این ابراز ندامت، طولی نکشید سیدمحمد خاتمی پاسخ سخنان آشتی‌جویانه خود را گرفت، 29 ژانویه 2002 جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، در کنگره سالانه این کشور پشت تریبون قرار گرفت و با خشم از ایران نام برد و نتیجه رفتار سازشکارانه اصلاح‌طلبان مشخص شد. پاسخ آمریکا به نرمش رئیس‌جمهور ایران در دو کلمه خلاصه شد: «محور شرارت»! بوش در سخنان خود جمهوری اسلامی ایران را محور شرارت خواند و برای کشورمان خط و نشان کشید. بلافاصله پس از آن نیز «جیمز هارمن» معاون کمیسیون اطلاعات کنگره، با تأیید موضع رئیس‌جمهور کشورشان اعلام کرد: رژیم ایران باید سرنگون شود. اظهارات بی‌شرمانه سران کاخ سفید درست زمانی روی داد که سال‌ها بود اصلاح‌طلبان در ایران قدرت را در دست داشتند و هیچ فرصتی را برای فشردن دست سیاستمداران آمریکایی از دست نمی‌دادند؛ از ارسال پیام دوستانه به دولت آمریکا به بهانه اتفاقات مشکوک یازده سپتامبر 2001 تا کمک اطلاعاتی در حمله نظامی آمریکا به افغانستان که با ادعای جنگ علیه تروریسم صورت پذیرفت. آن روز در کنار دولت، روزنامه‌های زنجیره نیز با پیشتازی روزنامه سلام با مسئولیت موسوی خوئینی‌ها بر کوتاه آمدن در برابر کاخ سفید اصرار داشتند و سعی در بسیج افکار عمومی برای نیل به این هدف داشتند. امروز پس از گذشت بیش از یک دهه از آن برهه، بار دیگر تاریخ در حال تکرار شدن است. گروهی در کشور، تلاش‌هایی را آغاز کرده‌اند تا مبارزه با استکبار را شکست‌خورده نشان دهند و ادبیات ضد استکباری مردم را تغییر دهند. این طیف که این روزها با تمام توان به میدان آمدند، یک روز به نقل خاطره از بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که مخالفت صریح با مواضع رسمی و سیر عملی ایشان است، مبنی بر حذف شعار «مرگ بر آمریکا» می‌پردازند و دیگر روز، تعطیلی مراسم روز 13آبان را که نماد مبارزه با استکبار است، طرح می‌کنند و تا آنجا پیش می‌روند که از زبان «صادق زیباکلام» از دولت می‌خواهند مراسم ضداستکباری13 آبان را تحریم کند و هیچ‌یک از اعضای کابینه در این مراسم شرکت نکنند! نمونه‌ای دیگر از فشارهای گسترده این طیف، جنجال بر سر تابلوهای مردمی نصب شده در شهر تهران با عنوان صداقت آمریکایی است، جریانی که پیش از این خود را وکیل‌مدافع آزادی اظهار نظر و آزادی طرح دیدگاه‌های مختلف در سطح جامعه معرفی می‌کرد، وجود چند طرح که ماهیت شیطان بزرگ را نشان می‌داد، نتوانست تاب بیاورد در حالی که هیچ پاسخی در برابر این پرسش نداشت که آیا تاریخ، گواهی خلاف آنچه در این طرح‌ها عنوان می‌شود، دارد؟ تاریخ این سرزمین که از کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد 1332 برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت ایران تا وضع تحریم‌های متعدد و بی‌مانند این سال‌ها، صدها گواه چون عملیات نظامی در طبس، حمله به هواپیمای مسافربری، هدف قرار دادن دکل‌های نفتی و... دارد که به تعبیر مقام معظم رهبری نشان می‌دهد در زیر دستکش مخملین آمریکا دست چدنی پنهان است. این بار نیز به مانند دوران دوم خرداد در حالی که گروهی داخل کشور، برای حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و اظهار پشیمانی از انقلاب دوم، گوی سبقت را از یکدیگر می‌ربایند، «وندی شرمن» با خیال راحت می‌گوید فریبکاری در ذات ایرانیان است و مک کین، از نمایندگان مجلس آمریکا، خبر از تشدید فشار‌ها بر ایران می‌دهد تا دوباره مشخص شود در برابر استکبار هر گام که به عقب گذاشته شود، سرآغاز گستاخی تازه آنان است و این ثابت می‌کند که تنها راهبرد موفق در این راه، خط‌مشی رهبری معظم انقلاب است که فرمودند: ايستادگي و استقامت، تنها راه غلبه بر دشمنان اسلام است.


دريچه
اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگلیسی علیه ایرانیان را بررسی می کند
اسفناک‌ترین تراژدی ایرانیان!

دکتر مجد در کتاب «انگلیس و اشغال ایران» نیز با اشاره به تحولات دوره ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ در ایران اشاره می‌کند که مطالب علمی دقیقی تا زمان میروشنیکف درخصوص اینکه چرا و چگونه نزدیک به نیمی از ایرانیان در این بازه تاریخی قتل‌عام شدند، وجود نداشت.
کتب و مقالات تاریخی که به بررسی جنگ جهانی اول و حوادث پس از آن در ایران پرداخته‌اند غالباً یا در مواجهه با این واقعه تاریخی، از کنار آن گذشته و اعتنایی به آن نکرده‌اند و یا با اشاره جزیی به آن، به دادن اطلاعات ناقص در این زمینه بسنده کرده‌اند.
در واقع عامل اصلی عدم بررسی این دوره در گذشته، نبود اسناد تاریخی قابل استناد بوده است. یکی از سوال‌برانگیزترین اقدامات انگلیس در این واقعه نیز عدم انتشار اسناد محرمانه دوره جنگ جهانی اول از سوی این کشور تا به امروز است! به‌طوری که با وجود انتشار اسناد آمریکایی‌ و روسی این دوره، انگلستان همچنان بر محرمانه بودن این اسناد و عدم انتشار آن تأکید دارد. بی‌شک جنگ جهانی اول بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ ایران است که در طول این جنگ بزرگ، ایران اسفناک‌ترین تراژدی تاریخش را به خود دید و بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از جمعیتش (بنا به اسناد رسمی) به سبب قحطی و بیماری جان باختند. این فاجعه با وجود اعلام رسمی دولت ایران مبنی بر بی‌طرفی این کشور در جنگ، تماماً به دلیل اشغال سرزمین از سوی قوای اشغالگر رخ داد.
در طول همین جنگ بود که ایران استقلالش را از دست داد و به سه منطقه تحت نفوذ روس‌ها و انگلیسی‌های بی‌طرف تبدل شد و پس از آن هم استعمار پیر با تحمیل کودتایی منفعت‌جویانه (۱۳۰۰ ه.ش) تقریباً به مدت شصت سال حکومت دیکتاتوری نظامی را بر مردم ایران (دوران رضاخان و محمدرضا) مسلط ساخت، به‌طوری که ایران تا انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ه.ش استقلال واقعی خود را بازنیافت. درک تاریخ ایران پس از جنگ، بدون شناخت دقیق رویدادهای این کشور در طول جنگ جهانی اول امکان‌پذیر نیست. توصیف چگونگی قتل‌عام عشایر سوسنگردی، سرکوب جنبش مردمی جنگل، تحمیل پلیس سرکوبگر جنوب، کشتار عشایر فارس، تشکیل پلیس شمال، حمایت از ورود شبه‌نظامیان مسیحی به ایران که به کشتار مردم آذربایجان منجر شد و شرح سایر مظالم دیگر دولت استعماری انگلیس از جمله مسائلی است که با بررسی نحوه وقوع آنها می‌توان به درک بهتر از تحولات تاریخی پس از جنگ‌ جهانی اول در ایران دست یافت.
برای تحلیل تاریخ ایران در دوره جنگ جهانی اول و اینکه چه بر سر کشور آمد بازشناسی چهار مرحله شاخص این جنگ لازم و ضروری است.
در مرحله اول ـ نوامبر ۱۹۱۴ تا پایان ۱۹۱۵ میلادی ـ انگلیسی‌ها، ترک‌های عثمانی و روس‌‌ها بی‌طرفی ایران را نقض کردند؛ بریتانیا و روسیه برای تقسیم جدید ایران به توافقی پنهانی رسیدند و ایرانی‌ها (نه حکومت وقت) نیز با تلاش جهادی برای بیرون راندن روس‌ها و انگلیسی‌ها، شجاعانه تلاش کردند. در مرحله دوم ـ دسامبر ۱۹۱۵ تا مارس ۱۹۱۷ میلادی ـ ایران بار دیگر مورد تهاجم انگلستان و روسیه قرار گرفت و روسیه و انگلستان بخش‌های وسیعی از خاک ایران را به کنترل خود در آوردند. انگلستان که پیشتر بخش‌های جنوب غرب ایران (خوزستان) را اشغال کرده بود، از سال ۱۹۱۵ میلادی استیلای خود را بر دیگر مناطق جنوب و غرب ایران گسترش داد.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 224
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (8)
اسلام و برخورداری از نظامات مختلف
در ادامه بررسی مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی، در این شماره با دو مولفه دیگر از بنیان‌های فکری این حزب آشنا می‌شویم.
5ـ برخورداری اسلام
از نظام‌های مختلف
جبهه خودی باید به وجود نظام سیاسى و دیگر نظام‌ها در اسلام اعتقاد داشته باشد. جریانی كه معتقد است اسلام، نظام سیاسى یا اقتصادى ندارد، قطعاً از نظر سیاسى غیرخـودى اسـت.(۱)
مؤتلفه اعتقاد راسخی به وجود نظام‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در اسلام دارد. در مرامنامه جدید مؤتلفه آمده است:
«در نظام اسلامی تمام قوانین مطابق قرآن كریم و سنت پیامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) می‌باشد و قوانین برخلاف اسلام از درجه اعتبار ساقط است.»(۲)
تأکید بر اینکه همه قوانین باید مطابق اسلام باشد نشان از وجود این زمینه اعتقادی دارد که اینان اسلام را دارای نظامات مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌دانند. همچنین نشان می‌دهد مؤتلفه بر خلاف برخی نظرات که اجرای احکام دین را منوط به زمان حضور معصوم(علیه‌السلام) می‌کند، معتقد است در زمان حاضر که دوران غیبت معصوم(علیه‌السلام) است نیز باید احکام اسلام را اجرا کرد. گفتنی است «ذکر»، نشریه داخلی مؤتلفه در معرفی کتاب آموزشی احکام تشکیلاتی می‌نویسد:
«احكام اسلام چنان سعه‌ای دارند كه می‌توانند نسبت به هر پدیده مستحدثه‌ای حكمی از احكام پنجگانه را ارائه نمایند.»(۳)
اینکه اسلام می‌تواند حکم هر مسئله تازه‌ای را مشخص کند نمایشگر این نکته است که مؤتلفه به وجود نظامات مختلف در اسلام باور دارد. از نظر فرهنگی هم، در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌خوانیم:
«وسایل ارتباط جمعی از قبیل تلویزیون و مطبوعات باید در خدمت انتشار فرهنگ اسلامی بوده و وسیله‌ای برای تبادل صحیح افكار و اندیشه‌ها باشد.»(۴)
دیدگاه بالا بیانگر این نکته است که اسلام نظام فرهنگی دارد و باید ساختار فرهنگی ما بر آن مبنا شکل گیرد.
دیگر اینکه دکتر یحیی آل‌اسحاق از بزرگان سابق مؤتلفه، دیدگاه اقتصادی این حزب را در سه مفهوم جمع‌بندی کرده است:
«معنویت، هویت اسلامی و روابط خدایی مبنای تعالی اقتصاد ایرانی»(۵)
جمع‌بندی بالا نشان می‌دهد مؤتلفه به نظام اقتصادی در اسلام باور دارد.
از سوی دیگر، به گزارش خبرگزاری قرآنی ایکنا، حمیدرضا ترقی، در 30 آبان 1384 از حوزه‌های علمیه خواست تا نقش خود را در برنامه‌ریزی‌های توسعه کشور پررنگ‌تر سازند:
«چنانچه حوزه‌های علمیه خود را مكلف بدانند كه در فرایند توسعه مبتنی بر دین و قرآن شركت داشته باشند باید با برنامه‌ریزی و سیاستگذاری در این عرصه، نقش خود را پررنگ‌تر سازند.... توسعه را می‌توان دستیابی به آرمان و اهداف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی در یك كشور براساس چشم‌انداز مورد قبول مردم آن كشور تلقی كرد.»(۶)
دقت در سخنان فوق نشانگر این معناست که این عضو برجسته مؤتلفه نه‌تنها به وجود نظامات مختلف در اسلام باور دارد، بلکه معتقد است حوزه‌های علمیه باید با حضور جدی‌تر در این عرصه، به شکل‌گیری جامعه مطلوب قرآنی کمک کنند. از سوی دیگر، چنین درخواستی نشان می‌دهد برخلاف برخی نظرات که معتقدند احکام اسلام فقط بیان برخی کلیات است، او اعتقاد دارد اسلام عزیز حتی درخصوص بسیاری از جزئیات نیز مطلب را روشن کرده است منتها باید از متخصصان دین که در حوزه‌های علمیه هستند برای فهم آنها کمک گرفت.
گفتنی است برخی احزاب معتقد به احکام اسلام هستند؛ اما نقش زمان و مکان را به قدری پررنگ می‌کنند که گاه اصل اسلام فراموش می‌شود. مؤتلفه چنین نمی‌اندیشد و یک نشانه آن، همین دعوتی است که آقای ترقی از حوزه‌های علمیه برای حضور پررنگ‌تر در مباحث توسعه دارد. زیرا این حوزه‌های علمیه هستند که معرف اسلام اصیل هستند. مؤتلفه البته به نقش زمان و مکان اعتقاد دارد اما آن را در محدوده اجتهاد پویا و منطبق با زمان قابل قبول می‌داند. در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌خوانیم:
«حزب با اعتقاد به دین مبین اسلام و حاكمیت قوانین الهی و استنباط احكام از چهار منبع قرآن، سنت، اجماع و عقل از طرق اجتهاد پویا و منطبق با زمان و حاكمیت ولایت فقیه در نظام حكومتی اسلام تأسیس می‌شود.»(۷)
برخی احزاب سیاسی ممکن است به وجود نظامات مختلف در اسلام باور داشته باشند؛ اما آنها را برای جامعه امروز مفید ندانند. سخن بالا نشان می‌دهد مؤتلفه چنین نمی‌اندیشد و اجرای این نظامات را مفید می‌داند. درباره برخی از این نظام‌ها، به ویژه نظام حقوق زن در اسلام اختلاف نظر بیشتری وجود دارد، اما سیده فاطمه فخر، مسئول زنان مؤتلفه حتی در این زمینه هم معتقد است احکام اسلام بهتر است:
«احكام و قوانین اسلام در جهت بسترسازی هرچه بیشتر برای رشد و تكامل روحی، انسانی و معنوی و تأمین مصالح مادی و حیاتی زن می‌باشد.»(۸)
حاصل آنکه مؤتلفه به لحاظ شاخص اعتقاد به وجود حکومت و نظام سیاسی در اسلام و سایر نظام‌ها (اقتصادی و...) در آن، مشکل ندارد.

6ـ نظام ولایی
نظام ولایی به معنای حاکمیت الله و سرپرستی منصوبان خدا بر جامعه است. این نظام در عصر غیبت، همان حکومت اسلامی مطلوب امام خمینی(ره) است که جمهوری اسلامی نام دارد و آن نظامی است که به لحاظ محتوا اسلامی باشد، یعنی مبتنی بر عدالت، مستند به قانون الهی و الهام گرفته از حكومت معصومین(علیهم‌السلام)؛ و به لحاظ شكلی، متكی بر آرای مردم و مبتنی بر آخرین دستاوردهای تجربه بشری باشد كه در حال حاضر جمهوری است. ویژگی‌های اصلی جمهوری اسلامی عبارتند از:
-الف ـ حكومت قوانین الهی
- ب ـ حكومت حاكم مشروع و آگاه از قوانین الهی
- ج ـ حكومت عدل (همه اركان اصلی حكومت باید عادل باشند.)
- د ـ مردمی بودن حكومت(عدم تحمیل بر مردم، كارآمد بودن حكومت و....)(۹)
در تفاوت این نظام با نظام‌های سکولار باید گفت فرق اصلی، در اتکای نظام ولایی به قوانین الهی و حاکمیت حاکم مشروع از نظر دینی است. نماد بارز نظام ولایی در عصر ما نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است. مؤتلفه، نه‏تنها اصل نظام را می‏پذیرد بلكه چندان بدان اعتقاد دارد كه خود را در محدوده توان تشكیلاتی خویش، بازوی نظام جمهوری اسلامی می‏داند. در مرامنامه اولیه مؤتلفه آمده است:
«مؤتلفه اسلامی خود را از انصار مقام ولایت‌فقیه و پیرو روحانیت اصیل و مبارز اسلام و بازوی نظام جمهوری اسلامی(در محدوده توان تشكیلاتی خویش) می‏داند.»(۱۰)
اصولاً از دیدگاه مؤتلفه، «نظام جمهوری اسلامی یك نظام بدیع و بی‌سابقه‏ای است كه... محتوایش اسلام و شكلش جمهوری است، یعنی محتوی وحی و شكل آن دستاورد تجربه بشری است... در این نظام بدیع، اسلامیت و جمهوریت از هم قابل تفكیك و جدا شدن نیست.»(۱۱)
محمدنبی حبیبی 22/5/1387 با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی هیچ‌گاه از تضارب فکری ضرر ندیده است، گفت:
«اگر جمهوری اسلامی را با بنیه‌های ایدئولوژیک آن بشناسیم و از قوت و جامعیت ایدئولوژی آن آگاه شویم، دیگر نگران نمی‌شویم که در بعد تضارب حضور پیدا کنیم.»(۱۲)
در مباحث پیشین گذشت که مؤتلفه به حکومت قوانین الهی، انتصاب الهی(با واسطه معصومین علیهم‌السلام)، ولایت‌مطلقه فقیه عادل و ضرورت اجرای عدالت در نظام اسلامی بر پایه اجرای احکام الهی اعتقاد دارد. تنها خصلت‌های باقی‌مانده از نظام اسلامی، عنصر مردمی بودن و شایسته‌سالاری است. آقای فرزاد اکبری، عضو شورای مرکزی مؤتلفه، درباره مردمی بودن نظام اسلامی (ولایی) می‌نویسد:
«در نظام اسلامی مهم‌ترین اصل، خدمت صادقانه به مردم و برنامه‌ریزی برای رشد و ارتقای علمی، فرهنگی، امنیتی و حذف چالش‌های اجتماعی كه می‌تواند حیثیت و اقتدار ملی را خدشه‌دار كند می‌باشد.»(۱۳)
بنابراین بر اساس آنچه گفته شد می‌توان جامعه ولایی مطلوب مؤتلفه را چنین ترسیم کرد:
الف-ـ اسلامیت و جمهوریت تفکیک‌ناپذیرند؛
ب-ـ ولایت‌فقیه و روحانیت اصیل و مبارز اسلام، هدایت جامعه را بر عهده دارند؛
ج-ـ مهم‌ترین اصل، خدمت صادقانه به مردم است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 224
فتح الله پريشان

جایگاه علمی و ویژگی‌های اندیشه علامه دوانی
جلال‌الدین دوانی یکی از شمار اندیشمندان بزرگی است که اندیشه‌‌ آنها در حوزه فکری، سیاسی و فلسفی مورد بررسی دقیق و انتقادی قرار نگرفته و درباره‌ آثار آنها کمتر سخن گفته شده است. در حالی که تراث آنها واجد راهکارها و توشه‌هایی برای فلسفه، فرهنگ و اندیشه امروزمان است.
در یک نگاه کلی و برای ورود بهتر در آثار و تألیفات دوانی، باید گفت که پیش از خواجه نصیر، نسبت به فلسفه و فلاسفه شدت عمل زیادی وجود داشت، ولی آمیزش فلسفه و کلام در آثار خواجه سبب شد که از شدت سخت‌گیری‌ها و شکنجه‌ها نسبت به فلاسفه کم شود. فلاسفه هم به تبع خواجه، راه اعتدال و احترام به شرع را در پیش گرفتند و بدین‌گونه فصل تازه‌ای در تاریخ فلسفه باز شد. از آن پس، تا مدتی به این دلیل که فلسفه جزء علوم اسلامی به شمار می‌آمد و در عرض یکدیگر تدریس می‌شدند، حکیم صاحب مکتبی ظهور نکرد؛ تا آنکه در قرن هشتم هجری ملاجلال فلسفه و حکمت را رونق بخشید. بعد از او نیز، مرحوم میرداماد و ملاصدرا از بزرگان فلسفه محسوب می‌شوند؛ اما بعد از آنها به علت رونق یافتن علوم اسلامی و رسوخ اخباری‌گری در آن، دوباره فلسفه تا زمان ملاهادی سبزواری متروک شد.(۱)
از سوی دیگر، در رابطه با اندیشه سیاسی، توجه به این مسئله ضروری است که اگرچه پس از حمله مغول، «یاسای چنگیز»ی در سرزمین‌هایی که مغلوب مغولان بودند، دستورالعمل حکومتی بود، اما متفکران بزرگی همچون خواجه نصیرالدین‌طوسی، خواجه رشیدالدین فضل‌الله، علامه حلی و جلال‌الدین دوانی رایت علم و اندیشه سیاسی را همواره برافراشته نگاه داشتند و علاوه بر طرح مباحث سیاسی در کتب فلسفی و کلامی و فقهی، اندیشه عرفانی نیز مجالی برای نظریه‌پردازی یافت و عقل و نقل محض را به زینت شهود و زیور حضور بیاراست. برای نمونه، علامه دوانی از نگاهی اشراقی برای هر یک از روش‌ها و نگرش‌های عقلانی و وحیانی از یک طرف و اخلاق و سیاست و دیانت از طرف دیگر، جایگاه خاص و مناسبی باز کرد تا تمامی تعارضات ظاهری، به یکباره از میان برود. اگرچه وی از سر تقیه، با ترکمانان حاکم ایران و با خلیفه عثمانی رابطه گرمی داشت و به دلیل رعایت سنت‌گرایی این دو، بسیاری از آرای تند اشراقی سهروردی را تعدیل کرده در آثار خود سنی‌نمایی می‌نمود، اما هرگز از عقاید اشراقی ـ اسلامی مورد قبول شیعه و سنی غیرسلفی تجاوز نکرد. البته همکاری دوانی با حاکمان ترکمان، با وجودی که باعث تقویت نفوذ سیاسی و علمی و شهرت خارجی او شد، اما از طرف دیگر از محبوبیت او نزد مردم اشراقی ایران و به ویژه شیراز کاست.(۲)
جلال‌الدین دوانی در بیشتر علوم عصر خویش به‌ویژه فلسفه و کلام و ریاضی و... تألیفاتی دارد که در زمان حیات وی در حوزه‌های علمی به عنوان کتب درسی مورد توجه بوده است. از حیث کمیت، آقای مدرسی در ریحانه‌الادب، 29 عنوان اثر را برای وی برشمرده است و در دایره‌المعارف دهخدا، 26 عنوان و در دایره‌المعارف مطبوعات 24 اثر و در ذریعه نیز حدود 10 عنوان ذکر شده است. آقای علی دوانی در «شرح احوال جلال‌الدین دوانی»، 63 اثر را همراه توضیحات لازم مطرح کرده است: هفت اثر در تفسیر، 23 اثر در حکمت و فلسفه، هشت اثر در فقه و اصول و همین تعداد در منطق، هفت اثر در ادبیات و شش اثر در ریاضیات و هیئت و هندسه و چهار اثر متفرقه.(۳)
در این مجال تنها به شرح مختصر و احیاناً خلاصه رسائل و آثار سیاسی وی بسنده می‌کنیم. «رساله در دیوان مظالم» که برای علاءالملک، فرمانروای لار نگاشته و به نمونه‌هایی از رفتار خلفا استناد کرده است. «نورالهدایه فی‌الامامه» که شامل مطالب مهمی در اصول عقاید به‌ویژه امامت بوده و سند مهمی دال بر مستبصرشدن وی است. «رساله عرض لشکر» و رسائلی نیز در عدالت که در تعداد آنها بین کتاب‌شناسان اختلاف است، از جمله کارهای سیاسی دوانی است. «اخلاق جلالی» یا «لوامع‌الاشراق فی مکارم‌الاخلاق» که به کتاب «فی علم اخلاق» نیز مرسوم است، به ازون حسن‌بیک آق‌قویونلو اهدا شده است.
مؤلف در این رساله عبارات مهمی از اخلاق ناصری را عیناً نقل و قسمت‌هایی از آن را خلاصه و برخی را نیز حذف کرده و در عین حال، حکایات و اشارات و نکته‌هایی را به آن افزوده است. از نظر «ویکنس»، رساله دوانی «اولین رساله اخلاقی مهم اسلامی بود که نظر غرب را جلب کرد» و در کنار اخلاق محسنی نوشته ملاحسین کاشفی تا پایان حاکمیت انگلستان در شبه جزیره هند، جزء کتاب‌های درسی بود. بیشتر محققان غربی از طریق این کتاب با اخلاق ناصری آشنا شده و آن را ارزیابی کرده‌اند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

احزاب پوپولیستی جدید در اروپای غربی
در شماره گذشته با تعریف و برخی وجوه و ابعاد پوپولیسم جدید آشنا شدیم. در این شماره به مطالعه برخی از احزاب پوپولیستی جدید در اروپای غربی می‌پردازیم.
احزاب پوپولیستی در اروپا
پوپولیسم جدید مانند پوپولیسم درکل، جنبه‌هایی را از محیط اطرافش کسب می‌کند. تمام اشکال پوپولیسم جدید که در دولت‌های رفاه بوروکراتیزه پدیدار شده‌اند، انتقادشان متوجه همین ساختار است. به دلیل شرایط ملی متفاوت حزبی و نظام‌های سیاسی در هر کشور، انگیزه‌های متفاوتی برای جلب و برانگیختن مخالفان این نظام‌ها به‌کار می‌رود. در «دولت‌های رفاه» و ثروتمند اسکاندیناوی، مالیات‌های سنگین و سیاست‌های لیبرالی در ارتباط با پدیده مهاجرت مورد نقد پوپولیسم جدید قرار می‌گیرد. در کشورهای با تقسیمات منطقه‌ای و قومی مهم مانند بلژیک، ایتالیا و سوئیس، پوپولیسم جدید به مسائل مربوط به هویت‌های قومی و منطقه‌ای توجه می‌کند. در کشورهایی مانند فرانسه، اتریش و آلمان که خط‌مشی‌های به‌شدت سیاسی درباره مهاجرت در آنها حاکم است، اجتماعات مهاجران جدید سپر بلا می‌شوند و پوپولیسم جدید برنامه‌های آشکارا نژادپرستانه و ناسیونالیستی در پیش می‌گیرد. با بررسی هر کدام از این مجموعه‌ها و تجارب مشخص پوپولیسم جدید می‌توانیم حضور مفاهیم عمومی‌تر پوپولیسم را در آنها نشان دهیم.
جبهه ملی؛ مظهر پوپولیسم در فرانسه
مظهر رشد پوپولیسم جدید در فرانسه موفقیت «جبهه ملی» است که به نماد راست افراطی در سراسر اروپا تبدیل شده است. بنیانگذار و نیروی راهبر آن «ژان ماری لوپن» است. با بررسی پیشینه لوپن می‌توانیم گذشته پوپولیسم فرانسه را بهتر درک کنیم؛ چراکه لوپن در سال ۱۹۵۶ به سمت معاون اتحادیه دفاع از تاجران و صنعتگران برگزیده شد و این اتحادیه حزب پی‌یرپوژاد بود. پدیده پوژادیسم از یک رشته اقدامات محلی مغازه‌داران در سال ۱۹۵۳ سر برآورد. با استفاده از شیوه‌های مرسوم پوپولیستی در مخالفت با مالیات و اقتدار دولت تعدادی از مغازه‌داران محلی در اطراف مغازه‌هایی که قرار بود مورد بازرسی مأموران مالیات قرار گیرند، گرد می‌آمدند و مانع ورود آنان به مغازه‌ها می‌شدند. این اتحادیه در نوامبر سال ۱۹۵۴ به جنبش ملی تبدیل شد.(۱)
زمانی که لوپن در سال ۱۹۷۲ «جبهه ملی» را تشکیل داد، به نحو موثری از میراث پوپولیستی پوژادیسم استفاده برد، اما آن را با روحیه ستیزه‌جویانه ناسیونالیستی و ضدمهاجران که به‌تازگی در میان برخی رأی‌دهندگان فرانسوی متداول شده بود، ترکیب کرد. در روندی رو به توسعه در سال ۱۹۹۷ حزب به عنوان یکی از اجزای سازنده نظام حزبی فرانسه شناخته می‌شد و ۱۵ درصد آرا را در انتخابات رئیس‌جمهوری و پارلمانی به دست آورده بود. ویژگی‌های شخصی، رهبری و سبک رفتاری لوپن از عوامل تعیین‌کننده در موفقیت این حزب به شمار می‌رود. اگرچه اقدام کودتاوار معاون لوپن، سلطه و خودکامگی حزبی وی را با انشعاب حزبی پایان داد و دیگر وی رهبر بلامنازع راست افراطی نیست؛ اما موفقیت این حزب که تا حد زیادی ناشی از ترکیب نئوفاشیسم با پوپولیسم جدید است و توانایی راست افراطی را در تثبیت خویش در چارچوب نظام‌های حزبی نشان می‌دهد، اهمیت دارد.
پوپولیسم هایدر در اتریش
یورگ هایدر در اتریش، یکی دیگر از شخصیت‌های فوق‌العاده معروف راست‌افراطی اروپاست. وی به دلیل اظهاراتش مبنی بر حمایت از سیاست‌های اشتغال هیتلر آبروی خود را از دست داد؛ اما از موفقیت او در انتقام مداوم از نظام سیاسی اتریش و گرایش قوی بیگانه‌ستیزی‌اش نهفته است. وی در سال ۱۹۸۶ رهبری حزب آزادی اتریش را در دست گرفت که در سال ۱۹۹۴، ۵/۲۲ درصد آرای ملی را کسب کرد.(۲) پوپولیسم هایدر نه‌تنها در برنامه حزب آزادی به چشم می‌خورد، بلکه در تلاش وی برای تحکیم برنامه حزبی با ابتکارات مستقیم دموکراتیک نیز آشکار بود. اگرچه حزب آزادی در دو مورد همه‌پرسی که برای تصویب قوانین سخت برای مهاجرت و ضدیت با عضویت اتریش در اتحادیه اروپا سازمان داد شکست خورد، اما مهم این بود که ابزار دموکراتیک و مستقیمی مانند همه‌پرسی مورد توجه طبیعی پوپولیسم جدید هایدر بود. به نظر پوپولیست‌های جدید، احزاب نه‌تنها نهادهای فاسدی هستند، بلکه برای تحرک جدید پوپولیستی نیز مناسب نیستند، در نتیجه طبیعی است که برای جلب حمایت مردم بدیل‌های دیگری را جست‌وجو کنند. این نمونه‌های آماری در کشورهای دیگر اروپای غربی چون آلمان و دانمارک و ایتالیا هم قابل بررسی است، اما هنگامی که به نحوه رشد پوپولیسم جدید در سایر کشورهای اروپای غربی نگاه می‌کنیم، موضوع هویت‌های منطقه‌ای، ملی و قومی برجسته می‌شود. به‌نظر می‌رسد که این پدیده در کشورهایی بروز می‌کند که دارای تقسیمات منطقه‌ای مهمی هستند. برای نمونه، شکاف دیرینه میان شمال و جنوب ایتالیا به پوپولیسم جدید امکان داد تا نفرت و بیزاری شمالی‌ها را از دادن امتیازات اجباری به مناطق فقیرتر اقتصادی در جنوب دستمایه فعالیت خود کند. هویت و ادعاهای شمالی‌ها در مطالبات اتحادیه شمال(لیگانورد) متبلور شد که خواستار جدایی از روم بودند. «اومبرتو بوسی» در اوایل ۱۹۸۰ اتحادیه شمال را از چند اتحادیه منطقه‌ای ایجاد کرد. اما رشد اتحادیه شمال با پدیده‌ای که عملاً انقلابی در نظام حزبی ایتالیا به‌شمار می‌رفت متوقف شد. در سال ۱۹۹۴ سلطه دموکرات مسیحی‌ها با حمله نیروی سیاسی کاملاً جدیدی به خطر افتاد. این نیروی جدید سیاسی به رهبری سرمایه‌دار مهم رسانه‌ها، «سیلویو برلوسکونی» با سازمان «فورزا ایتالیا» پا به صحنه سیاست گذاشت. بوسی با وضعیت دشوار ائتلاف با حزبی روبه‌رو شد که برلوسکونی نیز نماینده یک نیروی پوپولیستی جدید و مشابه بود. فورزا ایتالیا، سازمان خود را در باشگاه‌های فوتبال برپا کرده بود نه در احزاب سیاسی و به رهبری و منابع مالی برلوسکونی کاملاً متکی بود. دومین مسئله این بود که با رونق مجدد راست، حزب راست افراطی نظام حزبی ایتالیا، یعنی جنبش اجتماعی ایتالیا حیات مجددی یافت. این حزب وارث سنت فاشیستی در ایتالیا است، اما در سال ۱۹۹۴ به رهبری «جیان فرانکوفینی» موضع جدید و مقبول‌تری گرفت. حزب با تغییر نام خود به اتحاد ملی ۵/۱۳ درصد آرا را کسب کرد و جزو ائتلاف حاکم شد.(۳) اگرچه ائتلاف همزمان بوسی با برلوسکونی و حزب نئوفاشیستی اجتماعی ایتالیا در ۱۹۹۶ به شکست انجامید، اما وجود دو حزب پوپولیستی جدید نمود دیگری از ویژگی عمومی پوپولیسم جدید، یعنی گرایش به جدال داخلی برای کسب رهبری را نشان داد. بررسی دیگر جوامع اروپایی نشان می‌دهد که پوپولیسم جدید در بلژیک با ستاره راهنمای ناسیونالیسم فلاماندی «ولامزبلوک» نقش زیادی در تجزیه قومی و زبانی آن کشور داشت. سوئیس نیز جامعه‌ای تقسیم شده و پراکنده است که با سیاست‌های پوپولیستی ضدمهاجرتی و مخالفت با دخالت دولت در اقتصاد و محیط‌زیست کانتون‌ها توانایی کسب ۱/۵ درصد آرا را به نمایش می‌گذارد، اما برنامه کار پوپولیسم جدید به اروپای غربی محدود نبوده است. در مناطق دیگری چون استرالیا، کانادا و آمریکا نیز سیاست‌های سرمایه‌داری دولت رفاه و توافق‌های حزبی مورد خصومت سیاستمداران پوپولیسم قرار می‌گیرد که در شماره آتی به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

سلامى کردن علوم
توجه به جهت‏دارى علوم و معارف بشرى غربی در میان اندیشمندان مسلمان، با اعتقاد به اسلامى کردن علوم، ضرورت بازنگری در محتوای آنها را به وجود آورده است. اندیشمندان مسلمان در پاسخ به این پرسش مهم که؛ آیا اسلامى کردن علوم ممکن است؟ معتقدند: «مسئله «اسلامى کردن علوم‏»، جوهرى روش‏شناختى و خاستگاهى معرفت‏شناختى دارد؛ از این‌رو مهم‏ترین اهتمام پروژه «معرفت‏شناسى اسلامى‏» باید مصروف سطح فلسفى و روش‏شناختى معرفت ‏باشد.»
«معرفت‏شناسى اسلامى‏» اگر به سطح فلسفى و روش‏شناختى ارتقا نیابد، همچنان در دایره اجرائیات محصور و در جزئیات و ریزه‏کارى‏هاى معرفتى غرق خواهد شد و عقل سنتى جز اغراق در توجه به بعد اجرایى و جزئیات ذره‏اى چیزى به آن نخواهد افزود. این‏گونه تعامل با فلسفه علوم و روش‏ها، براى حفظ صفت اساسى «معرفت‏شناسى اسلامى‏»، که صفت روش‏شناختى معرفتى و فلسفى است، کافى است.
البته بر پروژه «معرفت‏شناسى اسلامى‏» انتقاداتى وارد مى‏شود؛ برای نمونه، برخی از منتقدان گفته‌اند این پروژه چیزى جز تلاش‏هاى شکلى براى امتزاج میراث اسلامى و داده‏هاى علوم انسانى جدید غربى نیست. همچنین گفته مى‏شود علوم و روش‏هاى تحقیق علمى، ماهیتى بى‏طرفانه دارد؛ زیرا کارکرد علم، تفسیر واقعیات و کشف سنت‏هاى حاکم بر آنهاست. ‏بنابراین چیزى به نام اسلامى و غیراسلامى در علم وجود ندارد؛ زیرا علم با ایدئولوژى متفاوت است. ایدئولوژیک کردن علم و سلطه‏دادن ایدئولوژى بر بحث علمى، به معناى نفى هویت علم از آن است.
در پاسخ به این انتقادات، معتقدان به پروژه «معرفت‏شناسى اسلامى‏» ادعاى بى‏طرفى علم را خیال‌پردازی می‌دانند و متذکر این نکته می‌شوند که پژوهش‏هاى تحلیلى گوناگون درباره روش‏هاى علمى ثابت کرده است که این روش‏ها تا چه اندازه امکان طرفدارى پژوهشگر یا تأثیرپذیرى او از محدودیت ابزارها یا راه‏هاى گوناگون به‌کارگیرى روش‏ها و تعامل با آن را فراهم مى‏کند. تاکنون حتى ثابت نشده است که فلسفه‏ها، که جوهرشان نگرش به هستى و حیات و انسان است، در مشخص کردن نوع نگرش، صددرصد بى‏طرف و تأثیرناپذیر باشند. سخن خرافى بى‏طرفى علم، مدت‏هاست که از سر زبان‏ها افتاده است و پایان عصر نوگرایى(مدرنیسم)، پایان همه این ادعاها بود. اگر ما نگرشى را نسبت ‏به جهان و انسان و حیات ارائه کردیم و فلسفه‏اى تدوین کردیم که از خلال آن، به دیالکتیک طبیعت و انسان و غیب نگریستیم و در چارچوب آن، معرفت و مسائل آن را تفسیر کردیم، چرا این کار باید موضع‏گیرى بر ضد کسى یا انحراف از روش معرفتى یا خودباختگى الهیات در برابر معرفت انسانى یا غربى‏سازى اسلام یا اسلامى‏سازى غرب، خوانده شود؟
بر این اساس براى دست‏یافتن به هدف والاى «معرفت‏شناسى اسلامى‏» گام‏هایى بلند نظیر؛ فهم و شناساندن ماهیت اسطوره‏اى و ابزارانگارانه علم تجربى و سکولار غربى، تلاش براى تغییر معناى تحریف‏شده علم و تعمیم آن به حوزه‏هاى متفاوت علم و معرفت انسانى از جمله معارف دینى و فلسفى، حرکت در جهت دینى کردن نظریه‏ها و ایجاد پیوند میان ریشه‏هاى دینى و شاخه‏هاى معرفت، تغییر جهت توسعه علمى جوامع اسلامى به سمت نیازهاى واقعى، ایجاد اعتبارات جدید بین‏المللى براى نوآورى‏هاى علمى و تن‏ندادن به نوع ارزش‏گذارى‏هاى دانشگاه‏هاى غربى، تقویت روحیه مسلمانان در برخورد با هیمنه علم غربى و ایجاد جرئت نقد و طرح پرسش‏هاى جدید و حاکم ساختن نگرش تمدنى در جوامع علمى مسلمانان و تجمیع قواى علمى در جهت تولید و پردازش نظریه‏هایى براى ایجاد تمدن نوین اسلامى متمایز از تمدن سکولار غربى باید برداشته شود. توفیق در شکستن اسطوره علم پوزیتیویستى و سخن خرافى بى‏طرفى علم در اذهان نوآموزان جهان سومى نه تنها عزمى ملى، که نهضتى همه‌جانبه و عزمى بین‏المللى را در جهان اسلام مى‏طلبد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
غفلت از مراسم سوگواری امام حسین(ع) و نهضت کربلا

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) دارای موضوعات متعدد آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی است. یکی از موضوعات مهمی که همواره حضرت امام خمینی(ره) به آن توجه داشت و بر حفظ و نگهداری آن تأکید می‌کرد برگزاری مراسم سوگواری حضرت امام حسین(ع) و احیای حوادث ماه محرم، عاشورا و ماجرای کربلا و پیامدهای آن بود. قیام حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) در تاریخ مبارزان همواره به‌عنوان یک الگو مطرح بوده و هست و همیشه درس‌آموز، عبرت‌آموز و پیام‌دهنده است. این ایام از برکات بسیاری برخوردار است و انسان‌های آزادیخواه و ایرانیان استقلال‌طلب و مسلمانان مبارز همیشه از آن به‌عنوان یک منبع اصیل مطالعاتی یاد کرده‌اند. این رویداد عظیم در تاریخ ایران به‌خصوص قیام‌ها و نهضت‌ها بسیار تأثیرگذار بوده و مبارزان با تأسی از روحیه شهادت‌طلبی‌ در برابر ظلم و زورگویی ستمگران ایستادگی کرده‌اند و شاخص‌ترین نمونه‌های آن را در زندگی علمای شیعه فراوان داریم که از نهضت عاشورا به‌عنوان ریشه تاریخی انقلاب اسلامی یاد کرده‌ و عوامل دخیل آن را به بحث گذاشته‌اند و حضرت امام خمینی(ره) در طول مبارزات خود همواره از نهضت امام حسین(ع) در راستای جریان انقلاب اسلامی بهره‌مند بوده و در وصیت‌نامه خود از آن به‌عنوان موضوعی فراموش‌نشدنی یاد کرده‌اند و به مخاطبان خود دستور داده‌اند که هیچ‌گاه ار آن غفلت نکنند.

وصیت امام راحل
امام راحل(ه) در بخشی از متن وصیت‌نامه‌شان با صراحت بر برگزاری مراسم عزاداری و نوحه‌خوانی سید و سالار شهیدان تأکید کردند و مرقوم فرمودند: «و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و به‌ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین ـ صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکه الله و صلحا به روح بزرگ حماسی او باد ـ هیچ‌گاه غفلت نکنند و بدانند آنچه دستور ائمه(علیهم‌السلام) برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل‌بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملت‌هاست بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ الی‌الابد. و می‌دانید که لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی‌امیه ـ لعنه‌الله علیهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فریاد بر ستمگران جهان و زنده نگه‌داشتن این فریاد ستم‌شکن است. و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه ـ علیهم سلام‌الله ـ به‌طور کوبنده فجایع و ستمگری‌های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود.»

فریاد قهرمانانه
قیام اباعبدالله(ع) و نهضت کربلا فریاد تاریخی ماندگاری بوده و هست که وظیفه اصلی معصومین که وارثان انبیا بوده و هستند ـ بنا بر زیارت مشهور وارث، امام حسین(ع) وارث انبیا از آدم تا خاتم است ـ نیز هدایت و رهنمونی مردم در برپایی قسط و عدل خواهد بود. در حرکت آگاهانه امام(ع) یکی از اهداف غایی، اقامه احکام اسلام، برقراری نظام قسط و عدل و آزادی و در نهایت استقرار حاکمیت اسلام است. موضع‌گیری‌های ضداسلامی نظام اموی و فساد اجتماعی و اداری و مالی حاکم و شیوع ظلم و فساد و استبداد و ترک امر به معروف و نهی از منکر و در یک کلمه نبودن عدالت و رواج منکر، عامل مهم حرکت امام(ع) بود، چراکه سکوت مطلق در برابر ظلم و فساد شایع برخلاف تعلیمات اولیه اسلامی و به‌مثابه تأیید آن است. هدف امام حسین(ع) اصلاح وسیع در سطح جامعه اسلامی آن روز برای حفظ دین شریف اسلام و برپایی شعائر ایمانی و اقامه اصول و ارزش‌های انسانی خاصه عدل و آزادگی بوده است و امام خمینی(ره) درباره قیام امام حسین(ع) و ائمه که از آن به‌ فریاد قهرمانانه تاریخ در همه عصرها و نسل‌ها یاد می‌کنند و در سخنان متعدد از آن بهره گرفته‌اند، فرموده‌اند: «اگر یک ملتی بخواهد مقاومت کند، برای یک حرف حقی باید از تاریخ استفاده کند از تاریخ اسلام استفاده کند... حرف سیدالشهداء حرف روز است، همیشه حرف روز است. اصلاً حرف روز را سیدالشهداء آورده است. دست ماها داده است. سیدالشهداء همه جا هست. این نهضت‌ها مرهون امام حسین(سلام‌الله علیه) است... این خون سیدالشهداء است که خون‌های همه ملت‌های اسلامی را به جوش می‌آورد... سیدالشهداء در طول تاریخ آموخت به همه که راه همین است...» قیام و نهضت امام حسین(ع) در واقع فریاد قهرمانانه تاریخی و حماسه بزرگی بود که به تعبیر امام خمینی(ره) «وجدان خفته مسلمانان، بعدها بیدار شد و نهضت‌های چندی رخ داد و موجبات سقوط بنی‌امیه را فراهم ساخت و در طول تاریخ درس بزرگی برای همه آزادیخواهان و آزاداندیشان گردید.»

زنده نگه‌داشتن فریاد قهرمانانه
از مسائل مهم در وصیت امام راحل تأکید بر زنده نگه‌داشتن این فریاد قهرمانانه تاریخی در برابر ستمگران و ظالمان است. ائمه معصوم در صدر اسلام با برپایی این مراسم سوگواری پرچم مبارزه با ظلم را بالا نگه داشتند و اجتماع مسلمانان را با تفکر توحیدی گرد آوردند و حفظ نمودند. در آن روزها حاکمان اموی و عباسی بر مسند قدرت و امتی اندک پیرو ائمه بودند. رویارویی با این قدرتمندان ستمگر، به وسیله همین امت اندک و با مدیریت و سازماندهی و رهنمودهای امامان شیعه انجام می‌گرفت و بهترین وسیله ارتباطی و جمع‌آوری عناصر انقلابی پراکنده و رساندن پیام‌های تبلیغی از طریق همین مراسم عزاداری‌ها بود که قیام و مبارزه علیه ظلم را زنده نگه می‌داشت. امت شیعه هر ساله با برپایی مراسم عزاداری حضور خود را در صحنه‌های سیاسی، مذهبی اعلام داشته و می‌دارد و محتوای سخنان امام حسین(ع)، علل قیام، ماهیت نهضت، موضوعات متعدد در رهنمودهای امام حسین(ع) به همه بشریت آموخته که در مقابل حکومت جابران چه باید کرد.

مروری بر تاریخچه عزاداری
آغاز برگزاری مراسم عزاداری به‌طور رسمی در زمان معزالدوله دیلمی صورت گرفت و چون معزالدوله بر بغداد و خلیفه عباسی تسلط یافت در ماه محرم سال ۳۵۲ هـ . ق دستور داد کسب و کار را تعطیل کنند و جامه سیاه بپوشند و در عزای شهادت امام حسین(ع) شرکت کنند و در دوران آل بویه، شیعیان در کوچه و بازار به راه می‌افتادند و سینه‌زنان به عزاداری سیدالشهداء(ع) می‌پرداختند.
با روی کار آمدن دولت صفویه و رسمیت‌یافتن مذهب تشیع، مراسم دهه محرم، جنبه رسمی یافت و دسته‌های سینه‌زن و زنجیرزن و نوحه‌خوان در کوچه و بازار راه می‌افتادند و در سوگ واقعه کربلا عزاداری می‌کردند و این روند در دوره‌های حاکمان دیگر به‌خصوص دوران قاجار با نفوذ علمای شیعه رواج داشت و از آن بهره‌داری سیاسی می‌شد.
رضاخان هم برای تحکیم قدرتش در ابتدا برای فریب مردم و جلب نظر روحانیت شیعه، در مراسم عزاداری‌ها شرکت می‌کرد و پس از رسیدن به قدرت، عزاداری سیدالشهداء(ع) را ممنوع کرد. در دوران ۳۷ ساله محمدرضا پهلوی اهمیت سیاسی عزاداری‌ها به‌خوبی آشکار است. در جنبش‌ها و نهضت‌های متعدد در تاریخ ایران مانند جنبش ضداستعماری تنباکو، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، جملگی عنصر عزاداری و ماه محرم و بهره‌گیری از نهضت امام حسین(ع) دخیل بوده است.
نهضت امام خمینی(ره)
قیام و نهضت امام خمینی(ره) در اوایل دهه ۴۰ و ۴۱ در همین ایام مناسبت ماه محرم و منبر و روضه و اجتماعات سوگواری امام حسین(ع) بود. قیام ۱۵ خرداد ۴۲ در تهران، ورامین، قم، مشهد، شیراز همگی همزمانی‌ و هماهنگی‌اش در دهه اول ماه محرم رخ داده بود و در عصر عاشورا امام خمینی(ره) عازم مدرسه فیضیه شدند و هزاران تن از مردم قم و شهرستان‌ها گرد ایشان حلقه زدند. شعار «خمینی خمینی» قم را به لرزه درآورده بود. در میان احساسات حاضران امام بر فراز منبر رفت و نطق پرشور و حماسی خود را آغاز کرد و فرمود: «الان عصر عاشورا است... گاهی[که] وقایع عاشورا را از نظر می‌گذرانم، این سوال برایم پیش می‌آید که اگر بنی‌امیه و دستگاه یزیدبن‌معاویه با حسین(ع) سر جنگ داشتند، آن رفتار وحشیانه خلاف انسانی چه بود که در روز عاشورا با زن‌های بی‌پناه و اطفال بی‌گناه مرتکب شدند. بچه خردسال چه تقصیری داشت، زن‌ها چه تقصیر داشتند. نظر این است آنها با اساس سروکار داشتند، بنی‌هاشم را نمی‌خواستند...»
امام راحل در این سخنرانی حماسی و هیجانی موضوع را به عملکرد ظالمانه رژیم شاه کشاندند و مسائل رژیم اشغالگر قدس را در این رابطه مطرح کردند و فرمودند: «اسرائیل نمی‌خواهد در این مملکت [ایران] احکام اسلام باشد. اسرائیل به دست عمال سیاه خود مدرسه ما را [منظور مدرسه فیضیه در فروردین ۱۳۴۱ می‌باشد] کوبید. ما را می‌کوبد، شما ملت را می‌کوبد، می‌خواهد اقتصاد شما را قبضه کند، می‌خواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد...»
پس از این سخنرانی امام راحل دستگیر و زندانی می‌شود. هنگامی که این خبر پخش می‌شود (صبح روز ۱۵ خرداد ۴۲ مصادف با یازدهم محرم) قیام‌های خونینی در شهرهای ایران به راه می‌افتد و در قالب نوحه‌سرایی‌ها مصادیق ظلم و استبداد رژیم شاه و عوامل آن مانند ساواک معرفی می‌شود.

مقاومت با حماسه حسینی
این قیام‌ها پس از دستگیری، زندانی، آزادی و تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه و سپس نجف بر مبنای نهضت امام حسین(ع) و ائمه معصوم(علیهم‌السلام) ادامه یافت و در دوران مبارزه از سال ۴۳ تا ۵۷ درس مقاومت و مبارزه علیه رژیم طاغوت داده می‌شد. عناصر شاخص و مبارز در کسوت روحانیت و از شاگردان امام نظیر شهید آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی و سایرین که در تبعید و زندان به سر می‌بردند، با مقاومت و توسل به ائمه و آرزوی شهادت کمر رژیم شاه را شکستند و حضرت امام خمینی(ره) با همین محور بیانات و پیام‌ها حوادث روز را تحلیل و به‌عنوان الگو به جامعه معرفی می‌کردند. برای نمونه در روز سوم آبان ۵۷ برای دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج از کشور در نوفل‌لوشاتو اینگونه به امام حسین(ع) استناد کردند: «سیدالشهداء(ع) وقتی می‌بیند که یک حاکم ظالمی، جائری در بین مردم دارد حکومت می‌کند، ظلم دارد به مردم می‌کند باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند هر قدر که می‌تواند... مگر خون ما رنگین‌تر از خون سیدالشهدا(ع) است؟ ما چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم یا اینکه جان بدهیم؟... اگر چنانچه یک سلطانی جائر بر مردم حکومت می‌خواهد بکند بایستید در مقابلش و به هر چه، به هر کجا می‌خواهد منتهی شود، باید برویم سراغش و نهی از منکر و امر به معروفش کنیم و بکشیم او را پایین از این تخت باطل...»
همین سبک و روش مبارزه بود که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و بنا بر وصیت امام برای حفظ انقلاب اسلامی نباید هیچ‌گاه از آسیب‌ها، تهدیدات و خطرات آن غفلت کنیم.
زنده نگاه داشتن سیره ائمه معصوم در مبارزه علیه رژیم شاه نتیجه داد و همچنین در استقرار نظام جمهوری اسلامی و در برابر دشمن متجاوز خارجی و داخلی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۸ همین مسیر طی شد و حماسه هشت سال دفاع مقدس به یادگار ماند، چراکه مقاومت با حماسه حسینی همراه شده بود.


از لابه لاي تاریخ

شخصيت منفعل و کم‌هوش محمدرضا پهلوي
«فردوست» در مورد استعداد شاه چنين مي‌نويسد: «محمدرضا در رياضيات بسيار ضعيف بود، اصولاًً حوصله فکر کردن نداشت. او از همان کودکي اهل تفکر عميق و همه‌جانبه نبود. زود خسته مي‌شد و بيشتر علاقه داشت پيشنهادات را بپذيرد. چون قبول پيشنهاد زحمتي نداشت.»
گفته فردوست نشان مي‌دهد که محمدرضا ابزار تفکر را به دست نياورده بود و اين ناشي از همان عامل خشونت و فشارهاي روحي رضاخان بر محمدرضا بود. اصولاًً هنگامي که قدرت استدلال در فرد ضعيف باشد او بيشتر تمايل به مسائل کمي دارد. به واقع شرايط محيطي و تربيتي فرد را از ذهنيت کمي به کيفي و از تخيل به استدلال سوق مي‌دهد. محمدرضا در مرحله کمي باقي ماند و بيشتر سعي مي‌کرد خود را در اين مراحل نشان دهد. به همين دليل به ورزش روي آورد آن هم نه براي سلامت و تناسب اندام، بلکه براي بالا بردن قدرت جسمي خود. محمدرضا با اين نگرش، نابالغي خود را به اثبات مي‌رساند. کسي که قرار است در آينده کشوري را اداره کند بيشتر در ظواهر و اشکال باقي مانده بود. چنين نگرشي در 37 سال سلطنت او به چشم مي‌خورد. همچنين علم در خاطرات خود آورده است: «شاه از هرچه مطالعه است متنفر است.»
از مهم‌ترين علائم آسيب‌پذيري ساختارهاي هوشي اين است که بيمار، قدرت تجريد و تعميم را از دست مي‌دهد و اضطراب و ناامني وجود او را فرامي‌گيرد و نابالغ مي‌ماند. هر يک از مراحل ساختارهاي هوشي به فرد کمک مي‌کند تا از جنبه‌هاي تخيلي به منطق روي آورد و قدرت استدلال را در او زنده کند. دادوستد ساختارهاي هوشي از مراحل پایين به بالا و نتيجه‌گيري از سوي مرحله نهايي هوشي باعث مي‌شود که فرد بتواند قدرت تجريد و تعميم را از طريق برداشت‌هاي خود از محيط داشته باشد، اما هنگامي که فردي در شرايط تربيتي سخت و خشن قرار مي‌گيرد تخيل در او در قدرت اوليه‌ خود باقي مي‌ماند و به بلوغ مورد نظر نمي‌رسد. انواع مختلفي از ناهنجاري‌هاي رواني، مانند خودبزرگ‌بيني و تخيل افراطي، ترس، اضطراب، ناامني شديد، اختلالات جنسي، سوءتغذيه و افراط و تفريط در خواب، حالاتي است که فرد دچار آن مي‌شود. شرايط تربيتي و محيطي نقش بسيار زيادي در طي کردن مراحل هوشي در جهت درست يا غلط آن ايفا مي‌کند.
شخص منفعل توانايي آن را ندارد که هيچ‌گونه تغييري در محيط زندگي خود پديد آورد و صرفاًً يک مقلد و دنباله‌رو چشم و گوش بسته باقي مي‌ماند. اما شخص فعال نسبت به هر پديده و عامل مسلط بيروني عکس‌العملي نشان مي‌دهد. او سعي فراوان مي‌کند تا محيط را تغيير دهد و بر آن مسلط شود. شخصيت شاه يک تيپ منفعل بود و به همين دليل سوئيس براي او محيطي دلچسب جلوه مي‌کرد، چون زيبايي آنجا انعکاسي آينه‌وار در ذهن محمدرضا داشت.


حكایت زمانه

سه رخداد مهم تاریخی انقلاب اسلامی
سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است. تبعيد امام خميني(ره) به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در دانشگاه تهران در 13 آبان 1357 و تسخير سفارت آمريكا در تهران در تاریخ 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند؛ ولي هر يك در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل، اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.
1ـ تبعيد امام خميني(ره)؛ در 13 آبان 1343 امام خميني(ره) به دست مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد در پي اعتراض امام(ره) به سياست‌هاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست. امام(ره) 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزل‌شان برگزار شد، با ايراد نطقي، جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را تشريح كردند. امام در سپيده‌دم 13 آبان توسط يك گروه از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ بازداشت شدند و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند. اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود:
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل كافي، چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.»
در پي تبعيد امام خميني(ره) باوجود فضاي خفقان، موجي از اعتراض‌ها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطيلي طولاني دروس حوزه‌‌ها و ارسال طومارها و نامه‌ها به سازمان‌هاي بين‌المللي و مراجع تقليد جلوه‌گر شد. آيت‌الله حاج مصطفي خميني نيز در روز تبعيد امام بازداشت و زنداني شد و پس از چندي در 13 دي 1343 به تركيه نزد پدر تبعيد شد.
دوران تبعيد امام به تركيه بسيار سخت و شكننده بود. امام حتي از پوشيدن لباس روحانيت منع شده بودند. محل اقامت اوليه امام، هتل بلوار پالاس آنكارا بود. اما فرداي آن روز براي مخفي‌ نگه داشتن محل اقامت ایشان، امام را به محلي واقع در خيابان آتاترك منتقل كردند. چند روز بعد (21 آبان 1343) براي منزوي‌تر ساختن ايشان و قطع هرگونه ارتباط، محل تبعيد را به شهر بورسا واقع در 46 كيلومتري غرب آنكارا انتقال دادند. در اين مدت، امكان هرگونه اقدام سياسي از امام خميني(ره) سلب شده بود و ايشان تحت مراقبت مستقيم مأموران اعزامي ايران و نيروهاي امنيتي تركيه قرار داشتند.
امام خميني(ره) جمعاًً 11 ماه در تركيه به سر بردند سپس ساواك با هماهنگي دولت تركيه، ايشان را در 13 مهر 1344 به عراق تبعيد كردند. ايشان به مدت 13 سال تحت نظارت توأم با فشار رژيم بعثي عراق بودند. در بحبوحه انقلاب اسلامي و در نتيجه افزايش اختناق رژيم بغداد، امام خميني(ره) تصميم به خروج از عراق و عزيمت به كويت گرفتند، اما كويت تحت فشار شاه، از پذيرش امام و هيئت همراه امتناع ورزيد در نتيجه امام خميني(ره) در مهر 1357 راهي فرانسه شدند و در «نوفل لوشاتو» در حومه پاريس اقامت گزيدند. امام طي چهار ماه اقامت خود در فرانسه، انقلاب اسلامي را تا مراحل پيروزي هدايت كردند و سپس در 12 بهمن 1357 به كشور بازگشتند. امام در طول هجرت 14ساله خود به روشنگري ماهيت حكومت شاه برای افكار عمومي ايران و جهان پرداختند و زمينه انقلاب مردمي و سقوط رژيم پهلوي را فراهم ساختند. به همين دليل نقطه شروع دوره هجرت يعني 13 آبان 1343 و همچنين نقطه پايان آن يعني 12 بهمن 1357 «يوم‌الله» شناخته شده است.
2ـ كشتار دانش‌آموزان؛ سيزدهم آبان 1357 و در روزهاي اوج‌گيري انقلاب اسلامي ده‌ها نفر از دانش‌آموزان كه براي انجام تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران تجمع كرده بودند، هدف تيراندازي مأموران حكومت قرار گرفتند و به شهادت رسيدند. به دليل بسته بودن درهاي دانشگاه، هيچ‌يك از دانش‌آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله‌‌هاي مأموران بگريزند و اين امر تلفات آنان را افزايش داده بود. اين جنايت به دست دولت «آشتي ملي» شريف امامي صورت گرفت.
حادثه 13 آبان 1357 بعد از حادثه 17 شهريور آن سال، دومين خونريزي عمده دولت شريف امامي بود؛ در حالي كه عمر سياسي اين دولت از 70 روز تجاوز نمي‌كرد. ابعاد حادثه دانشگاه به حدي بود كه وقتي در برنامه اخبار شبانگاهي گزارش تيراندازي مستقيم سربازان به روي دانش‌آموزان در دانشگاه از شبكه سراسري تلويزيون پخش شد، وزير علوم بلافاصله استعفا داد و فرداي آن روز كابينه شريف امامي نيز سقوط كرد. از آن پس روز 13 آبان «روز دانش‌آموز» ناميده شد.
3ـ تسخير «لانه جاسوسي»؛ سيزدهم آبان 1358 ساختمان سفارت آمريكا در تهران به دست جمعي از دانشجويان معترض تصرف گرديد. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان تسخير سفارت آمريكا در تهران ديپلمات‌هاي آمريكايي مستقر در سفارتخانه‌ از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نوبنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نمي‌كردند. تماس با سركردگان گروه‌هاي ضدانقلاب، ارتباط حمايتي با شبكه‌هاي كودتا و براندازي در داخل كشور و تأمين مالي گروهك‌هاي تروريستي كه در غرب و جنوب ايران به انفجار در لوله‌هاي نفتي و يا ايجاد ناامني و بي‌ثباتي در مناطق كردنشين مشغول بودند، از عملكردهاي مأموران سياسي فعال در ساختمان سفارت آمريكا بود. اين حقايق در اسناد لانه جاسوسي نيز آمده است. بعضي از مقامات بلندپايه دولت كارتر پس از شكست وي در انتخابات 1359 ش. در خاطرات خود، به نقش نامطلوب و مخرب دستگاه حكومتي آمريكا عليه ايران كه از طريق سفارتخانه آن كشور در تهران هدايت مي‌شد، اقرار كردند. سفارت آمريكا در تهران طي زمستان 1357 تا پایيز 1358 به مركز فرماندهي عمليات جاسوسي و خرابكاري عليه جمهوري اسلامي ايران تبديل شده بود؛ نظامي كه عمر سياسي آن به يك سال نمي‌رسيد. با اين حال، سفارت آمريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه آمريكا خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب، سازماندهي و فعال كنند.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني(ره) مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي به دست دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني، از اين اقدام حمايت كردند:
«شما مي‌بينيد كه الآن مركز فساد ‌آمريكا را جوان‌ها رفته‌اند گرفته‌اند و آمريكایي‌ها را هم كه در آنجا بودند، گرفتند و آن لانه فساد را به‌دست آوردند و آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند و جوان‌ها مطمئن باشند كه آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.»


امام در گذر زمان 169

سروده‌هایی در سوگ آفتاب
رحلت امام با ماجراها و عوامل متعددی همراه شد. تاکنون به برخی از آنها اشاره کردیم و عناصر و شخصیت‌های نقش‌آفرین را ذکر کردیم. یکی از مجموعه‌هایی که در قالب هنر و شعر به بحث رحلت ایشان پرداختن نویسندگان و شاعران بودند که در مباحث آتی مختصری درباره آنها توضیح می‌دهیم. اشعار و سروده‌های بسیاری که حجم بالایی را به خود اختصاص داده در این زمینه وجود دارد که از بین همه آنها ناگزیریم فقط به ذکر یک نمونه اکتفا کنیم. قطعه زیر سروده «گویا فیروزکوهی» تحت عنوان «در سوگ آفتاب» است.
بر پیکر پیر عشق، مولای بزرگ
خواندند نماز در مصلای بزرگ
آیینه پاک سرمدی را بردند
سوی حرم بهشت‌زهرای بزرگ
*
از غایت درد، بر جبین کوبیدند
سر بر سر سنگی زمین کوبیدند
پیشانی تب‌دار به دیوار جنون
هنگام وداع واپسین کوبیدند
*
برخیز به گفت‌وگوی گل‌ها برویم
تا وسعت سبز و سرخ صحرا برویم
برخیز و بیا به احترام خورشید
سوی حرم بهشت‌زهرا برویم
*
با زمزم لاله شست‌وشویت دادند
با عطر بهشت رنگ و بویت دادند
ای خاک ز بعد مرگ هفتاد و دو سرو
امروز دوباره آبرویت دادند
*
خدا را قبله امید با توست
چراغ روشن توحید با توست
به روحت ما که حرمت‌دار بودیم
از این پس حرمت خورشید با توست
*
خدا را جان به راه عشق دادیم
فروغی در نگاه عشق دادیم
مطهر شاهدی می‌خواستی، ما
دل خود را گواه عشق دادیم
*
شگفتا از چنین تصمیم هستی
که شد جان جهان تقدیم هستی
ز اشک دیده عاشق نوشتند
غروب عشق بر تقویم هستی
*
من به اندازه آسمان گریه داریم
بارش ابرم و در عیان گریه دارم
در گلویم ز غم بغض نازک شکسته ا‌ست
دل‌پریشانم و بی‌امان گریه دارم
سوگوار توام ای تمامیت عشق
زین مصیبت پریشیده جان گریه دارم
قد کشیده‌ است در دیده فواره اشک
آبشارم کران تا کران گریه دارم
رفتی و ای پدر چون یتیمی پریشان
در عزایت به آه و فغان گریه دارم
کیست دیگر کشد دست الفت به رویم
بی‌حضور تو ای مهربان گریه دارم
رفته‌ای تا جهان خدای محمد(ص)
هم به سوگ تو جان جهان گریه دارم
روح گل‌های این باغ آیینه پژمرد
در وداع تو ای باغبان گریه دارم
تا ظهور تو ای مطلع‌الفجر هستی
ای عزادار صاحب زمان، گریه دارم


مجالس شوراي اسلامي 57

حساسيت‌هاي انتخابات مجلس نهم
انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در مقايسه با دوره‌هاي گذشته از حساسيت‌هاي خاصي برخوردار بود و شرايط و اقتضائات كشور تفاوت‌هاي قابل ملاحظه‌اي با مقاطع گذشته داشت. مهم‌ترين حساسيت‌ها و وجوه اهميت اين انتخابات عبارت بودند از:
1ـ اولين و مهم‌ترين رويداد سياسي و رقابتي كشور پس از وقايع تلخ و فتنه پرآشوب سال 88 و محك خوردن ميزان مشاركت سياسي مردم پس از مشاركت كم‌نظير و خيره‌كننده 85 درصدي(40 ميليوني مردم ايران) در انتخابات دهم رياست‌جمهوري بود؛ از سوي ديگر فضاي پيش رو و پیش از انتخابات مجلس نهم فضايي همراه با ابهام، پيچيدگي و داراي نوعي عدم انسجام بين جناح‌هاي مختلف سياسي و به‌نوعي مي‌توان گفت فضاي عدم تكرار آرايش‌هاي قبلي جريانات سياسي بود كه به صراحت کسی نمي‌توانست آرايش جريانات سياسي را قبل از انتخابات مجلس نهم پيش‌بيني و مهندسي آن را ترسيم كند.
2ـ در این دوره از انتخابات، تغيير محسوسی در آرايش سياسي جريان‌ها و فعالان سياسي كشور قابل رصد بود. حذف سران و اصحاب فتنه موجب شد تا باوجود تحريم و يا مشاركت مشروط اعلام شده از سوی اردوگاه فتنه، عناصر معاند و افراطی‌های دوم خرداد، برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب با رويكرد اعتدال و نقد برخي افراط‌گري‌ها در جريان فتنه 88 از شهرستان‌ها وارد رقابت انتخاباتي شوند و به اين وسيله با عبور از فيلتر شوراي نگهبان و حساسيت‌زدايي از نيروهاي انقلابي بتوانند فراكسيون اقليت قدرتمندی در مجلس نهم تشكيل دهند و به احياي مجدد جريان اصلاحات و بازگشت تدريجي آنان به قدرت و ترميم چهره اين جريان بپردازند. علاوه بر آن اصولگرايان كه با شكل‌گيري باند حلقه انحرافي بخشي از ظرفيت خود را از دست داده بودند، خود به دو گروه اصلي با عناوين جبهه متحد و جبهه پايداري و چند گروه فرعي تقسيم شدند و يك رقابت دروني را رقم زدند.
3ـ مترصد بودن دشمنان نظام اسلامي در ضربه زدن به انقلاب و نظام اسلامي با گسترش موج سنگين جنگ رواني و رسانه‌اي و توسعه جريان شبكه اجتماعي و مجازي با هدف تشديد اختلافات داخلي و بسترسازي براي دسيسه و دوقطبي كردن فضاي سياسي و نافرماني مدني از مهم‌ترين چشم‌اندازهاي نظام سلطه و هم‌پيمانان داخلي و خارجي در مواجهه با نظام جمهوري اسلامي بود که در این دوره نیز با شدت و حدت دنبال شد و به این وسیله درصدد ايجاد چالش‌هاي امنيتي بودند.
4ـ موج بيداري اسلامي: انتخابات مجلس نهم در حالی برگزار می‌شد که شاهد موج بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی به تأسی از انقلاب اسلامی ایران بودیم، ازاین‌رو انتخابات دوره نهم مي‌توانست بر موضع رسمي جمهوري اسلامي در قبال تحولات بيداري اسلامي تأثير بگذارد. در حقيقت ملت هوشمند ايران با مشاركت گسترده خود و به نمايش گذاشتن يكي از عالي‌ترين پايه‌ها و مظاهر قدرت نرم جمهوري اسلامي، «الگوي مردم‌سالاري ديني» و ايجاد مجلس هم‌تراز انقلاب را همزمان با موج فزاينده بيداري اسلامي، بار ديگر مطرح كردند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

حجت الاسلام دکتر خسرو پناه در‌نشست روحانیت انقلابی‌-روحانیت سکولار
آنچه حوزه را می‌تواندتهدید‌کند سکولاریسم اجتماعی است

مهدی عامری

اشاره
بی‌تردید حوزه علمیه و نهاد روحانیت جایگاهی بی‌بدیل در تشیع و تاریخ شیعه داشته و دارد و به همین دلیل دشمنان اسلام همواره چشم طمع و کینه به این نهاد مقدس داشته‌اند تا به طرق مختلف آن را تضعیف و بی‌اعتبار کنند. یکی از خطراتی که حوزه و روحانیت را تهدید می‌کند سکولاریزه شدن آن است. امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه) همواره دراین باره به روحانیون هشدار داده است. ایشان در منشور روحانیت مرقوم داشته‌اند: «باید مراقب بود که تفکر جدایى دین از سیاست از لایه‏هاى تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکى از مسائلى که باید براى طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه است.» (صحیفه امام، جلد 21-، صفحه 279)
امام خامنه‌ای (حفظه‌الله‌تعالی) نیز در سفری که مهرماه سال گذشته به بجنورد داشتند در دیدار با روحانیون و فضلای خراسان شمالی در کلامی انذارگونه، حوزه را از سکولار شدن برحذر داشتند؛ «حوزه‌های علمیه باید خود را سربازان نظام بدانند، برای نظام کار کنند، در خدمت تقویت نظام حرکت کنند، بنابراین حوزه‌های علمیه نمی‌توانند سکولار باشند.» (19 مهر 1391)
در راستای همین بیانات و دغدغه مقام معظم رهبری در دی ماه سال گذشته سلسله نشست‌هایی با موضوع «روحانیت انقلابی ـ روحانیت سکولار» به همت «جمعیت طلاب انقلاب اسلامی» و تعدادی از حوزه‌های علمیه تهران برگزار شد. نوشتار پیش رو، سخنان حجت‌الاسلام دکتر «عبدالحسین خسروپناه» است که در جمع طلاب حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی ایراد شده است.
حجت‌الاسلام خسروپناه متولد سال 1345 در شهر دزفول و هم اینک امام جمعه موقت این شهر است. وی علاوه بر فعالیت تبلیغی در دوران دفاع مقدس، در عملیات‌های رمضان، محرم، کوشک، بدر، والفجر ۸، کربلای ۵ و والفجر ۱۰، به عنوان تک‌تیرانداز و دیده‌بان شرکت کرد و چندین بار با موج انفجار و مصدومیت شیمیایی، راهی بیمارستان شد.
وی در سال 1368 دروس خارج فقه و اصول را در حوزه علميه قم آغاز كرد و دوازده سال از محضر استادانی همچون حضرات آیات؛ وحيد خراساني، فاضل لنكرانى، سبحانی، مکارم شیرازی در حوزة علميه قم، بهره برد. او در سال 1374 در مقطع دكتراى كلام اسلامى با رتبه اول از مؤسسه امام صادق (عليه‌السلام) فارغ‌التحصيل شد و پايان‌نامه خود را با عنوان انتظارات بشر از دين به اتمام رساند.
تحصيل تفسیر قرآن و فلسفه و عرفان و بهره‌مندی از محضر استادانی همچون آيات عظام؛ تدين‏نژاد، حسن‏زاده آملي، جوادى آملي، مصباح يزدي و آيت‌الله انصارى شيرازى، یکی ديگر از بخش‌های تحصيلی‌ او به شمار می‌آید كه از سال 1364شمسی تا سال 1385 ادامه داشته است. وی از مرداد ماه سال 90 ریاست موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه را عهده‌دار شده است. وی تا کنون حدود سی کتاب و یک ‌صد مقاله تألیف کرده و صاحب نظریه «فلسفه فلسفه اسلامی» است.
اصطلاح نامه فلسفه، کلام جدید، جامعه مدنى و حاکمیت مدنى، گفتمان مصلحت، انتظارات بشر از دین، جامعه علوى در نهج‌البلاغه، گستره شریعت، پلورالیسم دینى و سیاسى، قلمرو دین، اخلاق در قرآن، آسیب‌شناسی جامعه دینی، جریانهای فکری ایران معاصر، شریعه شهود و فلسفه‌های مضاف از جمله آثار وی هستند. جدیدترین اثر وی که مرحله چاپ است، منظومه فکری امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) است.
خسروپناه آذر ماه سال 90 به عنوان بسیجی نمونه روحانی مورد تقدیر مقام معظم رهبری قرار گرفت و از دستان ایشان هدیه‌ای دریافت کرد.
بسم‌الله الرحمن الرحیم
«انا انزلنا التوراه فیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار بما استحفظوا من کتاب الله و کانوا علیه شهداء فلا تخشوا الناس و اخشون و لاتشتروا بآیاتی ثمنا قلیلا و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون»
فرمودند مباحثی را پیرامون خطر سکولاریسم در حوزه داشته باشیم که البته این بحث بسیار مفصل است و وقت ما بسیار اندک، از این رو سعی می‌کنم مباحثی را به‌صورت فشرده عرض کنم، در دنیای امروز سکولاریسم در سه معنا مطرح می‌شود.
معنای اول، جدایی دین از نیازهای دنیوی است که این سکولاریسم را سکولاریسم الحادی می‌گویند، یعنی دین هیچ برنامه‌ای برای رفع نیازهای دنیوی ندارد؛ نه نیازهای معنوی، نه نیازهای اجتماعی، نه نیازهای فردی و... طبیعتاً چنین افرادی منکر کارکرد آخرتی دین هم خواهند شد. معنای دوم جدایی دین از سیاست، اقتصاد، حقوق و به‌طور کل، جدایی دین از نیازهای اجتماعی را مطرح می‌کند که این معنا در دنیای غرب بیشترین رواج را دارد و سکولاریسم الحادی که افرادی چون باخ و مارکس مطرح می‌کردند بسیار محدود طرح می‌شود و طرفدار دارد. معنای سوم سکولاریسم جدایی دین از معنویت است که از این نوع به سکولاریسم معنوی تعبیر می‌شود، همانند معنویت‌های نو پدید که سال‌هاست ظهور پیدا کرده‌اند، مثل معنویتی که سای‌بابا ادعا کرد. می‌خواهیم ببینیم که گفته می‌شود خطر سکولاریسم حوزه را تهدید می‌کند، کدام نوع از سکولاریسم است که حوزه را تهدید می‌کند. بدون شک سکولاریسم الحادی حوزه را تهدید نمی‌کند. بر فرض مثال بگوییم عده‌ای هستند در حوزه که ملحد هستند که این پارادوکس دارد، اجتماع نقیضین است.
سکولاریسم معنوی هم تهدید علیه حوزه به شمار نمی‌آید. خطر برای جامعه است، ممکن است عده‌ای به سمت این عرفان‌ها و معنویت‌های کاذب بروند و معنویت را به جای اینکه در اهل‌بیت عصمت و طهارت بگیرند، از این فرقه‌ها می‌گیرند، اما در حوزه این تهدید وجود ندارد. همه حوزویان معتقدند سلوک معنوی را باید از دین گرفت، اما اگر تهدیدی وجود دارد، در سکولاریسم اجتماعی است.
اما سکولاریسم اجتماعی هم ساحت‌های مختلفی دارد، بیشتر بحثی که می‌خواهم خدمت شما مطرح کنم، ساحت‌هایی است که ممکن است تهدید علیه حوزه باشد.
پنج ساحت سکولاریسم اجتماعی را من یادداشت کردم که خدمت شما عرض کنم، اگر کسی به این پنج ساحت و آیه‌ای که در ابتدای عرایضم قرائت کردم توجه کند، معلوم می‌شود که هر پنج ساحت سکولاریسم با شئون و وظایف روحانیت تنافی دارد. یکی از این پنج ساحت، نص احکام اجتماعی اسلام در اثر شبهات جدید دنیای مدرن است. هیچ‌کس در طول تاریخ در لباس روحانیت، احکام اجتماعی به ذات را نفی نکرده است، اما دنیای مدرن شبهات جدیدی را ایجاد کرده است، مثلاً وجود حقوق‌بشر و کنوانسیون‌ رفع تبعیض علیه زنان. ممکن است افرادی در حوزه علمیه پیدا شوند که در برابر چنین منشورها و بیانیه‌هایی نتوانند از احکام اجتماعی اسلام دفاع کنند و احکام اجتماعی اسلام را فدای این بیانیه‌ها کنند، شاید شنیده باشید بعضی از آقایان حتی حکم ارث بانوان و تفاوت‌های ارث میان زن و مرد که در قرآن به صراحت این تفاوت‌ها ذکر شده است را با توجیهاتی نفی کردند. نمی‌گویند اسلام احکام اجتماعی ندارد، بلکه می‌گویند به ضرورت دنیای امروز باید این احکام کنار گذاشته شود. توجه داشته باشید این حرف را از باب حکم ثانوی نمی‌زنند که موقتاً باید حکم اولیه کنار گذاشته شود، بلکه می‌گویند این حکم از نظر زمانی، دوره الزام به آن پایان یافته است!
این تهدید است. کسی سال‌ها در باب احکام اجتماعی اسلام در حوزه درس بخواند، بعد با یک اطلاعات ناقص از دنیای غرب بخواهد حکم خداوند را تعطیل کند. حتی این اندازه توجه ندارند که این بیانیه‌ها، مصوبه جهانی ندارد، برای مثال آمریکا هنوز منشور حقوق‌بشر را مشروط پذیرفته است، اما شاهدیم بعضی از کشورهای جهان سوم می‌خواهند به این اصول به‌طور کامل و صددرصدی! پایبند باشند کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان وقتی مطرح شد، بسیاری از کشورها آن را قبول نداشتند و ندارند. در کشور ما سریع گروه درست کردند، امضا جمع کردند تا این کنوانسیون را بپذیرند و احکام اسلامی را تعطیل کنند، بعد هم آمدند یک اصطلاحی درست کردند و گفتند فمینیسم اسلامی! که مثل مثلث، هشت ضلعی می‌ماند!
ساحت دوم، تعطیلی موقت احکام اولی اسلام در اثر مسائل اجتماعی یا تزاحم احکام است. همه شما می‌دانید گاهی بین ادله، تزاحم هم وجود دارد و با راهکاری که در علم اصول مطرح است دلیلی بر دلیل دیگر ترجیح پیدا می‌کند، اما گاهی احکام، نه ادله، در عمل با هم تزاحم پیدا می‌کنند که این جا اهم و مهم مطرح می‌شود و گاهی هم بر اثر تقیه، ضرر، مرض و... حکم اولیه تعطیل می‌شود و حکم ثانویه جایگزین می‌شود و همه اینها در فقه است، در فقه جواهری هم هست و شکی هم در آن نیست، برای کسی که می‌خواهد در بیابان از گرسنگی بمیرد، گوشت حرام برای نجات می‌تواند استفاده کند.
که در این موارد رجوع می‌شود به حکم ثانوی، نه برای تعطیل شدن حکم اولی، بلکه به دلیل ضرورت در حالی تلاش می‌کنیم حکم اولی دوباره قابل اجرا شود. مثال؛ همه شما در فقه خواندید قاضی که می‌خواهد حکم انشا کند باید مجتهد باشد، یک لیسانس حقوق نمی‌تواند حکم صادر کند، آیا ما به اندازه کافی مجتهدانی داریم که امر قضاوت را در دست بگیرند؟ وقتی این تعداد مجتهد وجود ندارد، تعیین شده است که عده‌ای از افراد که دوره‌هایی را گذرانده‌اند مسئول این کار می‌شوند و عده‌ای هم مجتهد بر این روند نظارت دارند، این سبک قضاوت در دستگاه قضا حکم ثانویه است و حضرت امام(ره) هم بحث تعزیرات که برمی‌گردد به «من رای الحاکم» ولی حالا برای تعزیرات حدود تعیین کرده‌اند، اما اگر دستگاه قضا و حوزه‌های علمیه تلاش نکنند به اندازه کافی مجتهد قاضی تربیت کنند، این یک لایه‌ای از سکولاریسم اجتماعی تحقق پیدا می‌کند، تا زمانی که حکم ثانوی است، اشکال ندارد، مثل فردی که در بیابان ماندگار شده و می‌گوید این همه گوشت حرام هست، کباب می‌کنیم و می‌خوریم! این فرد باید برود و شرایط خود را عوض کند. حوزه و قوه قضا باید برنامه داشته باشند، اگر اینگونه نباشد و تلاشی برای تبدیل احکام ثانویه به احکام اولیه نداشته باشند، همان سکولاریسم تحقق پیدا کرده است. باید در این موضوع از حوزه و قوه قضا سؤال شود که آیا برنامه دارند؟
ساحت سوم، نفی نظام‌سازی در حوزه مسائل اجتماعی اسلام است. قبل از آنکه حکومت دینی نبود، مراجع به پرسش‌ها در حوزه مسائل اجتماعی پاسخ می‌دادند و مقلدان هم به پاسخ علما عمل می‌کردند. اما این فتواها و احکام زمانی می‌توانند حکومت دینی را تحقق ببخشند که تبدیل به نظام فقهی شوند، شما در توضیح‌المسائلی که مراجع بزرگوار ما می‌نویسند نگاه کنید، احکام اجتماعی آمده است، اما عزیزان فتواهای پراکنده نمی‌تواند اداره کشور را عهده‌دار بشود، آیا مراجع و فقها و بزرگان ما احکام سیاسی را قبول دارند؟ بله. احکام اجتماعی اسلام را قبول دارند؟ بله. لازم‌الاجرا می‌دانند؟ بله. می‌بینیم که سکولاریسم مطرح نیست، اما اگر می‌خواهند این احکام محقق شود باید به نظام فقه سیاسی، نظام فقه اقتصادی، نظام فقه حکومتی، تبدیل شود عرصه‌های دیگر هم هست؛ نظام فقه فرهنگ، نظام فقه هنر، مگر ما نمی‌گوییم باید سینمای اسلامی داشته باشیم. اگر سینمای دینی و اسلامی می‌خواهیم با احکام پراکنده نمی‌توان سینمای اسلامی درست کرد، باید این احکام به نظام فقه سینما، نظام فقه موسیقی و... تبدیل شوند ما نظامات فقه اجتماعی را نیاز داریم، همان کاری که شهید صدر (رضوان‌الله) در «اقتصاد ما» کرد، فرق شهید صدر با بزرگان دیگر در این بود، بزرگان دیگر مباحث شیخ‌ انصاری را در درس خارج گفتند، شهید صدر آمد نظام فقه اقتصادی نوشت، فرق حضرت امام(ره) در زمینه ولایت فقیه با دیگران چه بود؟ قبل از امام هم مطرح بوده است، در کتاب شیخ مفید بحث ولایت فقیه آمده است، دیگرانی مثل شیخ‌ انصاری و... هم مطرح کردند، اما امام کار نویی کرد. آمد نظام فقه سیاسی را مطرح کرد. عدم نظام‌سازی از جمله تهدیداتی است که حوزه با آن مواجهه است.
ساحت چهارم از سکولاریسم اجتماعی این است که افرادی بگویند درست است که اسلام نظام اجتماعی دارد و این را قبول داریم، اما نظام جمهوری اسلامی را نفی کنند. بهانه‌هایی هم می‌آورند که این نظام نتوانست همه احکام اسلام را پیاده کند، مگر ادعای امام(ره) این بود، یا ادعای مقام معظم رهبری این است که ما می‌خواهیم یک حکومت مهدوی درست کنیم، جای حضرت حجت(عج) را بگیریم؟!
ادعای حاکمان و ادعای عقلانی این است که «ما لا یدرک کله لایترک کله»، ما اگر این پنجاه درصد احکام اسلام را پیاده و اجرا کنیم، ناچاریم حکومت اسلامی داشته باشیم، اگر حکومت اسلامی نباشد و حکومت سکولار بیاید آن وقت پنج درصد از احکام اسلام هم تحقق پیدا نمی‌کند. حال باید پرسید که احکام فردی، پنج درصد محقق شود بهتر است یا پنجاه درصد؟!
فقه می‌گوید اگر ایستاده نتوانستید نماز بخوانید نماز نخوان؟ یا می‌گوید نشسته بخوان؟ هر طور که می‌توانید فقه جعفری می‌گوید اگر نتوانستی بخشی از حکم اسلام را انجام دهید، به‌طور کامل تعطیل کنید؟ اگر شمایی که نفی جمهوری اسلامی می‌کنید، مدلی دارید که صددرصد احکام اسلام پیاده شود، ارائه کنید، بعضی از این‌ها هم کسانی بودند که طرفدار حکومت اسلامی بودند و چون بعضی از خواسته‌های شخصی‌شان برآورده نشد تبدیل به مخالف شدند، حالا در این بحث کاری به اغراض ندارم، فعلاً انگیزه را بحث نمی‌کنم. انگیخته‌ها را بحث می‌کنم، به نیات ورود نمی‌کنیم.
ساحت پنجم از سکولاریسم اجتماعی، می‌تواند بی‌تفاوتی حوزه‌ها نسبت به نظام جمهوری اسلامی باشد. شاید عده‌ای باشند که ادای مقدس‌مأبی می‌گیرند که مثل ما کاری به سیاست نداریم، نه جمهوری اسلامی را تأیید می‌کنیم و نه نفی! سؤال این است؛ بینی و بین‌الله حوزه‌های علمیه قبل از انقلاب چه بود و امروز چیست؟ قبل از انقلاب زمانی که روحانی ما جرئت نداشت با عمامه بیرون بیاید! در دورانی‌ که سخت‌گیری کمتر شد باز آنقدر حساسیت بود که حتی اجازه آموزش قرآن به دور از مسائل سیاسی هم داده نمی‌شد. من یادم هست در مسجد ما طلبه بود که آموزش قرآن می‌داد و آنقدر احضارش کردند تا جلسات قرآن تعطیل شد!
خدمتی که انقلاب اسلامی به حوزه‌های علمیه کرده است، با کل طول عمر تاریخ حوزه‌های علمیه قابل قیاس نیست. امروز حوزه‌های علمیه نشاط پیدا کرده‌اند. ما وقتی با افراد غیرمسلمان صحبت می‌کنیم و جمله‌ای که همه آنها به زبان می‌آورند، اعم از پروتستان‌ها، کاتولیک‌ها، یهودی‌ها، بودایی‌ها و... این است که مرجعیت شما و حوزه‌های علمیه شما متفاوت است. پیش از انقلاب چند نفر برای رفع شبهات در دانشگاه‌ها و جامعه داشتیم؟ امروز تعداد زیادی افراد توانمند و مسلط در این زمینه داریم که توان تغییر مسیر و جهت‌دهی را دارند. این حرف‌ها که ماقبل از انقلاب، مطهری داشتیم و امروز نداریم، ابداً حقیقت ندارد.
بله ما همیشه مدیون شهید مطهری هستیم، اما این مباحثی که امروز چاپ می‌شود در آن دوره اصلاً مطرح نبوده است، من با صراحت عرض می‌کنم، حوزه بیست سال اخیر به اندازه دویست سال پیشرفت داشته است که به برکت انقلاب اسلامی ایران و نفس قدسی حضرت امام(ره) و تدبیر قدسی مقام معظم رهبری است که در حوزه‌های مختلف، فرهنگ‌سازی کردند، تا پیش از این، وقتی در دانشگاه‌ها از علم دینی حرف می‌زدیم، مورد هجمه قرار می‌گرفتیم، اما امروز از ما می‌خواهند تا بگوییم چگونه می‌شود، یا با چه روشی می‌توان علم دینی تولید کنیم. این فرهنگ‌سازی کار حضرت آقا بود.
خیلی کارها شده و نظام جمهوری اسلامی به حوزه‌ جان تازه داد، جسارت داد. یک زمانی نمی‌شد در حوزه‌، فلسفه تدریس کرد، لیوان فرزند مدرس فلسفه نجس تلقی می‌شد! امام امروز با تدبیر مقام معظم رهبری مجمع عالی حکمت در قم تأسیس شد و در حوزه‌های مختلف فلسفه، تحقیق و پژوهش می‌شود، زمانی یک روحانی پیدا می‌شد، بدون اطلاح دقیق از اندیشه غرب به نقد غرب و اندیشه غربی می‌پرداخت، اما امروز در همین حوزه علمیه فضلایی هستند که به زبان‌های غربی مسلط هستند با حفظ هویت حوزوی. و ذی‌طلبگی دارند و اسلام و اندیشه اسلام را تبلیغ می‌کنند و از آن در دنیا دفاع می‌کنند. اگر نظام جمهوری اسلامی تضعیف شود، حوزه علمیه تضعیف می‌شود و بدون نظام اسلامی ما جرئت می‌کنیم از امام صادق(ع) و امام علی(ع) و... نقل کنیم و از اجرای دین حرف بزنیم؟ بروید ببینید در این کشورهای به اصطلاح اسلامی چه خبر است؟! البته باید به این نکته هم افتخار کنیم که در پیدایش و استمرار انقلاب اسلامی روحانیت نقش اساسی داشتند، بالاترین میزان شهیدان را در دوران دفاع مقدس روحانیت داده است. امام خود به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی، یک روحانی بود و اگر شاگردان امام نبودند انقلاب نبود، انقلاب مدیون روحانیت است و روحانیت مدیون انقلاب است. اگر می‌خواهیم دین خود را درست ادا کنیم، به خاطر مسائل دنیای جدید و سکولار، احکام اجتماعی اسلام را تعطیل نکنیم، مراقب باشیم به بهانه ثانوی برای همیشه احکام اولی تعطیل نشوند، مراقب باشیم به احکام اجتماعی پراکنده فقه بسنده نکنیم و نظام‌سازی کنیم و این زمانی میسر است که هم علم داشته باشیم به معنای تفقه در دین و هم تقوا داشته باشیم و هم بصیرت. بصیرت مانند حاذق بودن در طب است.
کسی هست علم دارد، تقوا دارد، اما زمان‌شناس نیست، نمی‌تواند موقعیت را تشخیص دهد مثل بعضی از توابین یا مثل علمای مدینه که حدود چهارصد عالم حافظ قرآن در این شهر بودند، اما یکی از آنها امام حسین(ع) را یاری نکرد. دنیاگرا نبودند، بصیرت نداشتند و نتیجه این شد که سال بعد همه به خاک و خون کشیده شدند.
حادثه ۹دی نمونه بارز بصیرت است که مردم با تقوا، بصیرت و علم چشم فتنه را کور کردند، ما امروز نیازمند فقه اجتماع هستیم. امروز ما باید کار علمی کنیم و مسئولیت سنگین بر دوش ما است که ان‌شاء‌الله با تلاش و اخلاص و طلب عنایت از حضرت ولی‌عصر(عج) این راه را با قدرت ادامه دهیم.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

مرحوم آیت‌الله میرزا جواد تبریزی(ره)
زیارت عاشورا؛ معتبر، محکم و مجرب است

دلایل ذکرنشدن زيارت عاشورا در مجامع حديثى شيعه
مبناى محدثان بزرگ، اجتناب از ذكر احاديثى بوده كه با تقيه سازگارى ندارد (باتوجه به اينكه شيعه همواره در فشار حكّام جور بوده است)، از اين‌رو مشاهده مى‌شود كه اين زيارت شريفه در منابع حديثى ذكر نشده است و به ذكر زيارت عاشورا در كتب ادعيه كه فقط مورد مراجعه شيعه بوده، اكتفا کرده‌اند. پس ذكرنشدن زيارت عاشورا در منابع اوليه شيعه، حاكى از آن نيست كه اين زيارت، قبلاًً نبوده و بعدها پديد آمده است؛ بلكه دستگاه ظلم كه بعد از رحلت رسول خدا(ص) بر اريكه قدرت تكيه زد، قرن‌ها نگذاشت شيعه به‌راحتى آرا و معتقدات خود را منتشر كند و بارها كتابخانه‌هاى شيعى مورد هجوم مخالفان قرار گرفت و به آتش كشيده شد.
به همين دلیل، علمای بزرگ با تلاش بى‌وقفه و تحمّل مشقّات آن زمان (كه همواره در دوران متعدد، تقيه را پيشه كار خود قرار داده بودند) توانستند اثرى را برای حفظ مبانى حديثى شيعه تدوين کنند كه اولين آنها 400 اثرى بود كه به اصول اربعمائه معروف گرديد. اين مجموعه را اصحاب ائمه(عليهم‌السلام) تدوين کردند، كه حاوى كلمات ائمه(عليهم‌السلام) در موضوعات مختلف بوده است كه به مرور زمان و با هجوم به منابع غنى شيعى، اكثر آنها از بين رفته و آنچه كه امروزه از اصول اربعمائه باقى مانده است، بيش از 16 اصل نیست كه مرحوم محدث نورى(رحمه‌الله) در خاتمه كتاب مستدرك‌الوسائل ذكر کرده‌اند. سپس با تلاش بزرگان، كتب اربعه تدوين شد كه هم‌اكنون اين كتب «الكافى، تهذيب، استبصار، من لايحضره الفقيه» منبع مراجعه علمای بزرگ است.
امام باقر(عليه‌السلام) فرمودند: «ذلت و خوارى شيعه و بلاى مهم و كشتار، پس از شهادت امام حسن(عليه‌السلام) و در زمان معاويه بود. در هر شهرى، شيعيان ما را مى‌كشتند و دست و پاى افراد را، حتى به گمان شيعه بودن آنان، قطع مى‌كردند. هركسى به ما اظهار محبت مى‌کرد، به زندان مى‌رفت. اموالش را غارت و خانه‌اش را خراب مى‌كردند و اين بلا و مصيبت ادامه داشت تا آنكه زمان ابن‌زياد و قاتل امام حسين(عليه‌السلام) فرا رسيد.»
پس از بنى‌اميه، بنى‌عباس با شعار دروغين، با افكار پليد و منحرف خود، هر آنچه توانستند، به سر شيعيان آوردند؛ زيرا از حقانيت و قدرت گرفتن شيعيان هراس داشتند و ائمه اطهار(عليهم‌السلام) را با بهانه‌هاى پوچ و بى‌اساس يا مسموم و يا شهيد نمودند و اصحاب راستين آنان را زندانى و تبعيد کردند و يا به شهادت رساندند. اين روش خصمانه در قرون متمادى ادامه داشت و حكام جور هرچه از آثار شيعى به دست‌شان مى‌رسيد، از بين مى‌بردند. لكن اين مذهب با فداكارى علمای بزرگ و حاميان دين، توانست پا برجا بماند، ولو با اندك مبانى كه باوجود تقيه و فشار، تدوين شده است و همواره علمای طایفه سعى كرده‌اند طورى حركت كنند كه بهانه به دست مخالفان ندهند و ذكرنشدن متن زيارت عاشورا كه با تقيه سازگارى ندارد، از همين‌رو است. به همين دلیل زيارت عاشورا را فقط در كتبى كه مورد مراجعه شيعه بوده، ثبت و ضبط کرده‌اند. اين زيارت شريفه عمدتاًً در كتب ادعيه‌اى كه به كتب مزار علمای معروف است، ذكر شده است.
اعتبار زيارت عاشورا
-اگر خبرى شهرت پيدا كرد، يعنى از منابع حديثى مختلف و به سندهاى گوناگون، همراه با راويان متعدد، نقل شد و به حد شهرت رسيد، موجب وثوق و اطمينان به صدور آن خبر از معصوم (عليهم‌السلام) خواهد شد.
-گاهى منشأ عقلایى، موجب ثبوت و اطمينان به صدور روايت از معصوم مى‌گردد و آن به دليل تنوع و تعدد منابع و مصادرِ خبر است كه در نهايت، موجب حصول اطمينان به صدور روايت از معصوم مى‌شود، همان‌گونه كه علماى بزرگ به بعضى از نصوص ـ با اينكه از جهت سند تمام نیستند ـ اعتماد كرده‌اند، به‌ویژه در مستحبات و مكروهات.
-عالى بودن الفاظ و مضامين زيارت عاشورا، صدور آن را از اهل‌بيت (عليهم‌السلام) تأييد مى‌کند.
-توافق مضامين زيارت با ملاكات و ادله عامه مذكوره در كتاب و سنت قطعيه، خود دليل ديگرى بر اعتبار زيارت عاشورا است.
- بخشى از مضامين و جملات وارده در زيارت عاشورا، از قبيل اظهار درد، اندوه، سلام و لعن، در برخى از روايات صحيح آمده است و با آنها هماهنگى دارد.
-بعضى از فرازهاى زيارت عاشورا، مدح، ستايش و سلام بر خاندان عصمت و طهارت(عليهم‌السلام) است و فرازهاى ديگر آن، لعن، نفرين و بيزارى از غاصبان و ظالمان أهل‌بيت(عليهم‌السلام) است كه اين زيارت شريفه، جامع اين دو امر (لعن و سلام) است و هر يك از اين دو، يعنى سلام بر خاندان اهل بيت(عليهم‌السلام) و لعن بر دشمنان‌شان ـ بر طبق روايات وارده از معصوم(عليهم‌السلام) ـ مورد تأكيد امامان بوده و براى آن، اجر و پاداش فراوانى قرار داده شده است.
-اين زيارت، احيای نام اهل‌بيت(عليهم‌السلام) است، چراكه يادآور ظلم‌هايى است كه دشمنان اهل‌بيت (عليهم‌السلام) در حق آنان روا داشتند و برپايى هرگونه مجالس اهل‌بيت (عليهم‌السلام) كه يادآور مصائب و مظلوميت آنان، به‌ویژه سيدالشهدا(ع) باشد، احياى امر آنها است كه ثواب فراوان دارد.
در اين زمينه روايات متعددى وارد شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى‌شود:
قالَ الصّادِقُ(ع): «اَلْحَمْدُ للهِ الَّذِي جَعَلَ فِي النّاسِ مَنْ يَفِدُ اِلَيْنا وَيَمْدَحُنا وَيَرْثِي لَنا؛ خدا را سپاس كه در ميان مردم، كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‌آيند و ما را مدح و مرثيه مى‌گويند.»
و قال: «تَزاوَرُوا وَتَلاقَوْا وَتَذاكَرُوا وَأَحْيُوا اَمْرَنا؛ و فرمود: به زيارت و ديدار يكديگر برويد، با هم به سخن و مذاكره بنشينيد و امر ما را (كنايه از امامت) زنده كنيد.»
خواندن زيارت شريفه عاشورا، خود به‌تنهايى يكى از راه‌هاى حفظ شعائر است؛ زيرا داراى الفاظ و مضامينى است كه موجب زنده نگه داشتن واقعه كربلا مى‌شود و حماسه كربلا، ارتباط مستقيم با دين دارد و از جهت ديگر، حفظ دين بر همگان واجب است و بايد در برگزارى هر آنچه كه دين را زنده نگه مى‌دارد ـ از جمله احيای امر اهل‌بيت(عليهم‌السلام) ـ تلاش كرد.
-زيارت عاشورا، صرف‌نظر از سند آن، تحت ادله عمومى استحباب زيارت سيدالشهدا (عليه‌السلام) قرار گرفته است و مشمول «اخبار من بلغ» نيز مى‌شود. بر فرض خدشه در سند زيارت عاشورا، مى‌توان ثواب قرائت اين زيارت شريفه را، به واسطه فضل خداوند نسبت به بندگانش كه اخبار من بلغ بيانگر آن است، ثابت كرد.
اخبار من بلغ، مجموعه‌اى از رواياتى است كه با عنوان اخبار من بلغ، از ائمه(عليهم‌السلام) نقل شده است، از جمله آنها: امام صادق(عليه‌السلام) فرمود: «مَنْ بَلَغَهُ عَنِ النَّبِيّ(ص) شَيءٌ مِنَ الثَّوابِ فَعَمِلَهُ كانَ أَجْرُ ذلِكَ لَهُ وَاِنْ كانَ رَسُولُ اللهِ(ص) لَمْ يَقُلْه؛ كسى كه از پيامبر(ص) خبرى به او برسد كه مشتمل بر ثواب باشد و آن شخص اين كار را انجام دهد، آن ثواب براى او خواهد بود، اگر چه رسول خدا آن را نفرموده باشد.»
ظاهر اين روايات، از فضل خداوند نسبت به بندگانش خبر مى‌دهد كه بدون در نظر گرفتن حكم واقعى عمل، هر عملى را كه مؤمن به اعتماد فضل او انجام دهد، بى‌ثواب نخواهد گذارد. براى نمونه مى‌توان به مسجد كوفه اشاره كرد كه فضيلت مسجد كوفه بر طبق روايات صحيحه، از مسلمات است و در فضيلت اين مسجد همين كافى است كه محل عبادت بسيارى از انبيا و امامان معصوم(عليهم‌السلام) بوده است، لكن درباره اينكه هر ركعت نماز در آن مسجد شريف چقدر ثواب دارد، روايات مختلفى وارد شده است؛ اينگونه موارد را اخبار من بلغ شامل مى‌شود و ثوابى كه در روايات بابت هر ركعت نماز در مسجد كوفه وارد شده است، خداوند متعال به فضل خود نسبت به بندگانش، آن ثواب را مى‌دهد و همين‌گونه است زيارت سيدالشهدا(ع)، چرا كه بر طبق روايات صحيح، زيارت سيدالشهدا(ع) از افضل اعمال است، اما با توجه به احتمال ناصحيح بودن سند زيارت عاشورا (بر فرض قبول اشكال در سند زيارت)، اخبار من بلغ شامل اين زيارت شريفه مى‌شود و ثواب موعود در زيارت شريفه عاشورا، به فضل خداوند به بندگان داده مى‌شود.
در نهايت اين نتيجه حاصل مى‌شود كه قرائت زيارت عاشورا به قصد رجاء، ثواب موعود را به دنبال دارد.
-در مكاشفاتى كه براى برخى بزرگان شيعه رخ داده حكايت از اعتبار و عظمت اين زيارت دارد.
-اين زيارت شريفه در طول تاريخ مورد توجه علماى بزرگ بوده است به‌طورى كه بر آثار و بركت خواندن آن اتفاق نظر داشته و حتى بر خواندن روزانه آن اصرار کرده‌اند.
-نقل زيارت عاشورا در منابع و كتاب‌هاى بزرگان و حاميان دين، از ده قرن قبل تاكنون، خود دليل ديگرى بر معتبر بودن اين زيارت شريف است.
از جمله مى‌توان به كتاب‌ها و منابع معتبر زير اشاره كرد:
كامل‌الزيارات اثر ابن‌قولويه قمى(ره) (قرن 4)،
مصباح‌المتهجد اثر شيخ طوسى(ره) (قرن 5)،
مزار كبير اثر محمدبن‌جعفر المشهدى(ره) (قرن 6)،
مصباح الزائر اثر سيدعلى‌بن‌موسى ‌بن‌طاووس(ره) (قرن 7)،
منهاج‌الصلاح اثر علامه حلى(ره) (قرن 8)،
كتاب مزار اثر شهيد اول، محمد‌بن‌مكى(ره) (قرن 9)،
البلدالامين اثر علامه تقى‌الدين ابراهيم كفعمى(ره) (قرن 10)
بحارالانوار و تحفة الزائر، آثار علامه مجلسى(ره) (قرن 11)
-مجرب بودن زيارت عاشورا، در رفع مشكلات و قضاى حاجات و آثار شگفت‌آور آن، موجب شده است كه اين زيارت در ميان علما و بزرگان دين و مردم مؤمن، عظمت خاصى داشته باشد و اين خود دليل محكمى بر حقانيت و صحت آن است.
منبع: کتاب «زيارت عاشورا فراتر از شبهه» اثر معظم‌له.


آيينه خواص

مقداد ـ 2
صاحب دو هجرت

روشن است مقداد در جزیره‌العرب به دنیا آمد، اما اینکه زادگاه او در کدام بخش جزیره بوده، روشن نیست، ولی آشکار است که او بسیاری از عمر خود را در مکه و مدینه سپری کرده است.
وی پس از آگاهی از بعثت پیامبر(ص)، جزو اولین کسانی است که به دین اسلام مشرف شد. گفته شده، او سیزدهمین نفری است که مسلمان شد، از این‌رو، جزو سابقین در اسلام است. ابن‌مسعود نقل می‌کند: نخستین مسلمانانی که اسلام خود را در مکه اظهار کردند، هفت نفر بودند که مقداد، عمار و بلال از جمله آنان هستند.
اما او ایمان خود را از پدرخوانده‌اش «الاسود‌بن‌عبد یغوث» پنهان داشت، زیرا از کشته شدن خود می‌ترسید. چون او از مسلمانان مستضعفی بود که زیر سلطه قریش و خصوصاًً هم‌پیمانان آنان قرار داشت.
مقداد به‌دنبال فرصتی بود که خود را از طوق هم‌پیمانی که برای او به‌نوعی بندگی تبدیل شده بود، برهاند. در سال اول هجری این فرصت برای او فراهم شد تا همراه پیامبر(ص) شود و به یکی از یاران مخلص آن حضرت تبدیل گردد. پیامبر گرامی اسلام(ص) پرچم سفیدی را به عمویش حمزه داد تا به همراه سی نفر از مهاجرین راه بر کاروان قریش ببندد. در همین جا بود که مقداد به همراه عمرو بن‌غزوان که هنوز هم در صفوف مشرکان قرار داشتند، برای دیدار با مسلمانان همراه مشرکان بیرون شدند. وقتی مسلمانان به آنان رسیدند، به مسلمانان پیوستند و راهی مدینه شدند تا اینکه پیامبر خدا(ص) را ملاقات کنند. این آغازی بر جهاد طولانی او بود. برخی گفته‌اند این اتفاق در ماه شوّال در سریه ابوعبیده رخ داد.
وی پس از گرایش به اسلام، طبق فرمان پیامبر(ص) به همراه گروه دوم مسلمانان (و برخی گفته‌اند گروه سوم) که از شدت ستمگری مشرکان مکه به‌ستوه آمده بودند، به کشور «حبشه» پناهنده شد و پس از چندی به مکه بازگشت.
او غیر از این هجرت، هجرت دیگری هم داشت و دو بار هجرت کرد و به همین دلیل معروف به «هاجر الهجرتین» است. هجرت دوم او به مدینه بوده است.
البته این لقب فقط مخصوص مقداد نبوده است و افرادی مانند جعفربن‌ابی‌طالب و عثمان‌بن‌مظعون و... نیز مفتخر به این لقب شده‌اند. همچنین حضرت امیرالمومنین(ع) نیز کسی است که به این لقب مفتخر شده است و در روایات به این امر اشاره شده است از جمله: عن‌ابن‌عبّاس في قوله تعالى: «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه‏» (توبه:100) قال: «نزلت في عليّ سبق الناس كلّهم بالإيمان باللّه و برسوله و صلّى القبلتين و بايع البيعتين و هاجر الهجرتين ففيه نزلت هذه الآيه»؛ ابن‌عباس گفت: اين آيه درباره على‌بن‌ابی‌طالب(ع) نازل شده و او در ايمان به خدا و رسولش از همه مردم پيشى گرفت و به دو قبله نماز خواند و دو بار بيعت كرد و دو بار هجرت نمود و اين آيه درباره او نازل شد.»
در روایت دیگری داریم که از قنبر پرسیدند تو غلام که هستی و پاسخ داد: «أَنَا مَوْلَى مَنْ ضُرِبَ بِسَيْفَيْنِ وَ طُعِنَ بِرُمْحَيْنِ وَ صَلَّى الْقِبْلَتَيْنِ وَ بَايَعَ الْبَيْعَتَيْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَيْنِ وَ لَمْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ»


يادداشت
مهدی مومنی

مدیریت انرژی(1)
بهينه‌سازي مصرف انرژی در موتور‌خانه

اشاره: سال گذشته و به درخواست معاونت مهندسی و پدافند غیرعامل سپاه، نزدیک به 10 شماره درخصوص مدیریت انرژی در حوزه‌های مختلف، مطالبی را منتشر کردیم. از این پس نیز هفته اول هر ماه یک ستون به این موضوع اختصاص می‌یابد و علاقه‌مندان می‌توانند در همین صفحه، پیگیر این سلسله مطالب باشند.
*مهم‌ترين عوامل پايين بودن كارايي موتور‌خانه‌ها
ـ اختلاط ناقص سوخت و هوا كه به احتراق ناقص منجر مي‌شود.
ـ عدم انعطاف‌پذيري در مقابل تغييرات شرايط جوي و شرايط كاري موتورخانه‌ها.
ـ عدم تنظيمات فصلي در موتورخانه‌ها كه سبب افت شديد بازدهی و افزايش مصرف سوخت مي‌شود.
 * دلايل اتلاف انرژي در موتور‌خانه‌ها
ـ-مناسب نبودن مشعل (عدم تنظيم درست و در برخي موارد پايين بودن بازدهی)
ـ مناسب نبودن ديگ (عدم عايق‌بندي و وجود رسوب در داخل پره‌ها)
ـ عدم تناسب ظرفيت حرارتي ديگ با مشعل
ـ تميز نبودن موتور‌خانه
ـ مناسب نبودن دودكش و طراحي غلط لوله‌كشي
ـ عدم انطباق ظرفيت حرارتي موتور‌خانه با بار حرارتي ساختمان
ـ عدم تنظيم صحيح ترموستات
* عمليات بهينه‌سازي موتورخانه‌ها
ـ نصب سيستم كنترل محيطي هوشمند موتورخانه
ـ-تنظيم موتورخانه و تطابق ديگ و مشعل
ـ نصب دمپر بارومتريك عايق‌كاري لوله و ديگ
ـ رسوب‌زدايي و شست‌وشوي ديگ
* نصب سيستم كنترل محيطي هوشمند موتورخانه
در حال حاضر برای تنظيم دماي آب مورد نياز گرمايشی و مصرفي ساختمان در موتورخانه‌ها از ترموستات‌هاي معمولي استفاده مي‌شود كه قابليت تنظيم توسط متصدي موتورخانه بر روي دماي دلخواه را دارند و بر اساس نقطه تنظيم شده نسبت به خاموشی و راه‌اندازي كردن مشعل‌ها اقدام مي‌كنند. از معايب اصلي اين ترموستات‌ها عدم واكنش در اثر تغييرات هواي بيرون و همچنين وضعيت عملكردي در ساعات مختلف شبانه‌روز است.
در صورت افزايش دماي هواي محيط، موتورخانه با دماي بالا كار مي‌كند و گرماي بيشتر از حد مورد نياز وارد ساختمان مي‌شود كه عملاًً بدون استفاده به هدر مي‌رود. همچنين در ساختمان‌هاي اداري در هنگام شب نيز موتورخانه به فعاليت خود و توليد گرما ادامه مي‌دهد. برای رفع اين مشكل، استفاده از سيستم‌هاي كنترل هوشمند موتورخانه با قابليت برنامه‌ريزي ساعتي و هفتگي و همچنين مجهز به حسگر دماي محيط، توصيه مي‌شود.
اين سيستم كه داراي چند حسگر در محيط خارج، لوله خارجي آب از ديگ، مشعل‌ها و ديگ‌ها است با اندازه‌گيري دماي محيط، دماي آب گرم مورد نياز ساختمان را (با خاموش يا روشن كردن مشعل‌ها) طوري تنظيم مي‌كند كه آب گرم مورد نياز ساختمان تأمين شود. در حقيقت با اين روش، انرژي گرمايي متناسب با نياز ساختمان توليد مي‌شود و از توليد گرماي اضافي جلوگيري مي‌شود. از مزاياي ديگر سيستم‌هاي كنترل هوشمند موتورخانه قابليت برنامه‌ريزي آن‌ها است و مي‌توان از اين طريق برنامه‌كاري ساختمان را مشخص كرد و در اين صورت موتورخانه فقط در مواردي كه افراد در ساختمان حضور دارند و يا مواردي كه نياز است، راه‌اندازي مي‌شود.


گزارش صبح‌صادق از چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس
شش هزار عنوان کتاب دفاع مقدس در نمایشگاه امسال ارائه شده‌ است

رحیم محمدی

چهارمین نمایشگاه ملی دفاع مقدس که قرار بود در مهر ماه برگزار شود، تقریباً با یک‌ماه تأخیر در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) تهران برگزار شد. نمایشگاهی که بنا بر اعلام مسئولان برگزاری از رشد ۲۰ درصدی نسبت به سال پیش برخوردار است و انتظار می‌رود این نمایشگاه جایگاه خوبی برای خود باز کند. به هر حال برپایی این نمایشگاه بهانه‌ای شد تا برای این شماره گزارش از فعالیت چند ناشر دفاع مقدس داشته باشیم.
* سه جلد دیگر از کارنامه عملیاتی نگارش می‌شود
«مازیار حاتمی» معاون فرهنگی مرکز مطالعات و پژوهش ۲۷ بعثت سپاه تهران بزرگ با اشاره به اینکه «نشر ۲۷» و «صاعقه» امسال ۱۸ عنوان کتاب چاپ اول برای عرضه در چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس پیش‌بینی کرده است، گفت: نشر ۲۷ برای استفاده علاقه‌مندان به ادبیات دفاع مقدس در آن سوی مرزهای کشورمان اقدام به ترجمه سه‌عنوان کتاب «جنات فکه»، «در هاله‌ای از غبار» و «ماه همراه بچه‌هاست» به زبان‌های عربی و انگلیسی کرده است که علاوه بر این ترجمه عربی کتاب «همپای صاعقه» نیز در شرف اتمام است.
وی با اشاره به اینکه این کتاب‌ها در سوریه و لبنان توزیع شده، افزود: کتاب «به‌ روایت همت» شامل برگزیده‌ای از مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها، بیانات توجیهی شهید محمدابراهیم همت، است. همچنین مجموعه «بیست‌وهفت در ۲۷» که در بر گیرنده سرگذشت۲۷ تن از فرماندهان شهید لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول‌الله (ص) است، «گردان نهم»، «گردان عاشقان»، «نونی صفر»، «خط فکه» و «وقتی کوه گم شد» نیز از دیگر کتاب‌های چاپ اول این انتشارات است.
* حضور در نمایشگاه با ۲۵ عنوان کتاب
صمدی، مسئول روابط عمومی پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس نیز با اشاره به اینکه در این نمایشگاه با ۲۵ عنوان کتاب شرکت کرده‌ایم، گفت: «بازتاب رسانه‌ای جنگ تحمیلی»، «تاریخ شفاهی»، «دایره‌المعارف دفاع مقدس»، «شیوه‌نامه دایره‌المعارف دفاع مقدس»، «اطلس جغرافیایی دفاع مقدس»، سه جلد درباره شهید سوداگر و ادبیات مقاومت از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه عرضه شده است.
سردار مرادپیری، رئیس پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس نیز گفت: بر اساس هماهنگی با وزارت ارشاد، هر کتابی که در حوزه دفاع مقدس باشد مانند، شعر، رمان، خاطره، زندگی‌نامه و غیره برای دریافت پروانه چاپ و شابک، باید ابتدا توسط این پژوهشکده به تأیید برسد و سپس برای چاپ و انتشار به وزارت ارشاد مراجعه شود.
* قادر به چاپ زیاد کتاب نیستیم
عزیزی، مسئول غرفه موسسه فرهنگی قدر ولایت هم خبر از چاپ بیش از ۲۵۰ عنوان کتاب در حوزه‌های کودک، نوجوان و بزرگسال داد و افزود: در حوزه بزرگسالان مجموعه کتاب‌های «سیره شهدا» با ۳۰ عنوان، «قصه‌های زندگی نوجوانان» با ۱۰ عنوان، «قصه‌های شنیدنی از کودکان خوب» با ۱۰ عنوان، «رسم خوبان» و منظومه روایت فتح و غیره بخشی از این کتاب‌ها است که در این نمایشگاه در معرض دید علاقه‌مندان قرار دارد.
وی به یک دغدغه و مشکل اصلی ناشران هم اشاره و تصریح کرد: به دلیل وضعیت بد اقتصادی، ناشران با گرانی کاغذ و هزینه‌ بالای چاپ مواجه هستند. برای نمونه در حال حاضر ما ۶۰ عنوان کتاب آماده چاپ داریم، ولی به دلیل مشکلات مالی قادر به انتشار نیستیم.
* نباید تاریخ برپایی نمایشگاه را تغییر دهیم
حسن دری، معاون روابط عمومی و انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات جنگ سپاه نیز گفت: برای نمایشگاه امسال ۱۳۰ عنوان کتاب را برای عرضه پیش‌بینی کرده‌ایم که از میان این تعداد، کتاب‌های «روزشمار عملیات‌های محرم»، «مسلم‌بن عقیل و والفجر مقدماتی»، «ترجمه اطلس فشرده نبردهای زمینی» به زبان‌های عربی و انگلیسی، کتاب «شهید همت»، «روند جنگ ایران و عراق»، «شورای عالی دفاع در مطبوعات»، «لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابی‌طالب (ع)»، «عملیات بدر» و «شریک جرم» کتاب‌های چاپ امسال مرکز هستند.
وی با انتقاد از ضعیف بودن تبلیغات رسانه‌ای این نمایشگاه تا روز دوم، افزود: برپایی این نمایشگاه گرچه موجب تقویت نشر دفاع مقدس می‌شود، اما نباید به بهانه‌های مختلف تاریخ برپایی آن را تغییر دهیم، به عبارت دیگر چون کتاب‌ها از جنس دفاع مقدس هستند پس باید آن را در هفته دفاع مقدس یا در فاصله کمی از این هفته برگزار کنیم.
* سال آینده نمایشگاهی در تبریز برگزار می‌شود
سردار علی ناظری، معاون فرهنگی سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس هم با اشاره به اینکه امسال شش هزار عنوان کتاب شرکت کرده‌اند،گفت:حضور در تهران را به‌عنوان رسانه حساب کردیم تا توجه مسئولان کشوری و لشکری را به این موضوع جلب کنیم. علاوه بر این امسال نسبت به سه سال گذشته زمینه حضور پنج سازمان سپاه، ارتش، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، بنیاد شهید و حوزه هنری را در این نمایشگاه فراهم کردیم تا به این طریق بخشی از برنامه‌های جنبی و علمی را آنها انجام دهند.
سردار ناظری در انتقاد به اینکه چرا زمان برپایی نمایشگاه هر سال تغییر می‌کند، هم بیان کرد: اینکه برپایی نمایشگاه در هفته دفاع مقدس تثبیت نشده به این دلیل است که حجم برنامه‌ها دراین مدت زیاد است، به همین دلیل برپایی نمایشگاه در حاشیه قرار می‌گیرد، اما با این حال در سال آینده یک شاخه از این نمایشگاه در موزه دفاع مقدس و یک شاخه آن هم در تبریز برگزار خواهد شد.


علمداران

سخنگوی دانشجویان و فرمانده رزمندگان!
«محسن وزوایی» از نخستین دانشجویان پیرو خط امام(ره) بود که در جریان راه‌پیمایی برضد سیاست‌های مداخله‌گرایانه آمریکا در ایران، در سالروز شهادت دانش‌آموزان به دست رژیم پهلوی و سالگرد تبعید امام خمینی(ره) عهده‌دار حرکتی شد که رهبر معظم انقلاب، از آن با تعبیری بدیع «انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول» یاد فرمودند و به این ترتیب، شهید وزوایی از جمله «علمداران گمنام انقلاب دوم» شد.
محسن پس از 13 آبان 1358، به علت معلومات فراوان عقیدتی و سیاسی، بهره هوشی وافر و نیز تسلط به زبان و ادبیات انگلیسی، مسئولیت سخنگویی دانشجویان پیرو خط امام(ره) را در کنفرانس‌های پیاپی و مصاحبه با گزارشگران رسانه‌های خارجی برعهده گرفت و هر از چند گاهی، سیمای پرصلابت و مصمم او، در تمامی رسانه‌های ارتباط جمعی غرب، به عنوان سخنگوی جوانان طرفدار امام(ره) منعکس می‌شد.
همزمان با کار تبلیغاتی در جمع دانشجویان پیرو خط امام(ره)، بلافاصله با تشکیل سپاه به جمع پاسداران پیوست و در دوره‌ای فشرده، آموزش‌های چریکی را در سپاه آموخت. او مدتی در سپاه به‌عنوان فرمانده مخابرات انجام وظیفه کرد، سپس سرپرستی واحد اطلاعات عملیات را بر عهده گرفت.
در 20 آذر سال 1360، در عملیات مطلع‌الفجر فرمانده بود و در آنجا نيز همچون «بازي دراز» حماسه آفريد. در اسفندماه سال 1360 فرمانده گردان حبیب‌بن‌مظاهر و تیپ تازه تأسیس محمد رسول‌الله(ص) شد که در عملیات فتح‌المبین، این گردان نوک عملیات بود. با تأسیس تیپ 10سیدالشهداء(ع)، فرمانده این تیپ شد. همین تیپ، در 23 فروردین ماه سال 1361 وارد عملیات بیت‌المقدس شد و برای اجرای بهتر عملیات، با تیپ حضرت رسول(ص) ادغام شد و شهید وزوایی نیز فرماندهی محور اصلی را عهده‌دار شد.
محسن وزوایی، این عاشق وارسته و آگاه، پس از ماه‌ها مجاهدت و مبارزه با دشمنان اسلام و حماسه‌آفرینی در عملیات‌های متعدد و به‌ویژه بیت‌المقدس، سرانجام در دهم اردیبهشت ماه سال 1361 در عمليات «بيت‌المقدس» در سن بیست‌ودو سالگی هنگام هدایت نیروهای تحت امر خود، بر اثر اصابت گلوله و ترکش به فيض عظماي شهادت نائل آمد و سر و جان در گرو محبوب و معشوق نهاد و به خيل عشاق راه يافت.


قبیله آفتاب

این من بودم که او را تشویق به رفتن کردم!
خیلی جاها حمیدرضا وقتی می‌خواست یک کاری انجام دهد و من به دلیل مخاطرات آن کار مانع می‌شدم، برایم از قرآن یک استدلال می‌آورد و من همانجا دیگر چون کلامش حق بود ساکت می‌شدم. همین اتفاق در مورد آخرین اعزامش هم رخ داد؛ زمانی که می‌خواست برای آخرین بار به جبهه برود به من گفت که قصد این کار را دارد و من خیلی شدید مخالفت کردم و گفتم دیگر بس است. اما او که دید من راضی نمی‌شوم، یک آیه از قرآن را خواند که من امروز یادم نمی‌آید کدام آیه بود، معنایش هم در خاطرم نیست. همانجا من ساکت شدم و در نهایت این من بودم که او را تشویق به رفتن کردم.
به روایت از مادر شهید حمیدرضا نظام
در بیست‌ویکم اسفندماه سال 1339 در تهران فرزند دوم خانواده نظام به دنیا آمد. نامش را حمیدرضا نهادند. او بزرگ می‌شد و با شرکت در کلاس‌های قرآن و مراسم مذهبی، روحیه شاد و پرمهرش را رنگ الهی می‌بخشید. دوران ابتدایی را در مدرسه استقلال و راهنمایی را در مدرسه 21 آذر با موفقیت به پایان رساند و تا سال دوم دبیرستان در مدرسه آزادگان در تهران تحصیل کرد. سپس در هنرستان «تالار رودکی» در رشته آواز و اپرا شروع به تحصیل کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این هنرستان را رها کرد و به ساخت سرودهای انقلابی و حماسی همت گماشت. پس از شروع جنگ در سال 1361 به جبهه اعزام شد و سمت‌های مختلف از جمله جانشین فرمانده گردان حضرت زینب(س) از لشکر 10 سیدالشهداء(ع) و مسئولیت گردان امدادگران را بر عهده داشت. او دوازدهم فروردین ماه سال 1365 با دختری مؤمن و متعهد ازدواج کرد و به نویسندگی، کارگردانی تئاتر، خبرنگاری، گویندگی و کارگردانی برنامه‌های جنگی در تلویزیون از جمله برنامه؛ «ایران در جنگ» و «سپاه پاسداران» پرداخت. سرانجام پس از چند بار مجروحیت، در یازدهم تیرماه سال 1366 پس از عملیات نصر4 در ارتفاعات «قشن» (مشرف به شهر ماووت عراق) در سن 27 سالگی به شهادت رسید.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

تأملی دیگر بر هالیوود
سینما در دام شیطان بزرگ

مهدی امیدی

سینما، هنری زیبا و جوان است که با برخورداری از گستره نمایشی وسیع و قابلیت‌های شگرف در تبدیل خیال به واقعیت، می‌توانست ـ و می‌تواند ـ وسیله‌ای برای زیست بهتر انسان معاصر باشد. با این حال و با گذشت 115 سال از اختراع سینما، این هنر صنعت نه‌تنها در مسیر اخلاق و صلح و انسان‌دوستی، کارآیی درخوری نداشته، که غالباً به‌مثابه جاده‌صاف‌کن تبهکارها و جهانخواران به کار رفته است.
مشکل آنجاست که نمی‌توان تاریخ سینما را بدون در نظر گرفتن متولیان آن مطالعه و تحلیل کرد. شوربختی هنر هفتم از آنجا بوده که بانیان گسترش و ترویج آن، همه زرسالار و استعمارگر بودند. سینما به دست برادران «لومیر» در فرانسه متولد شد، اما جادوی این اختراع خیلی سریع توجه سرمایه‌دارهای یهود مقیم آمریکا را به خود جلب کرد. این بود که نهال سینما به سرزمین گاوچران‌ها تبعید شد و در آنجا نشو و نما یافت و شد آنچه که امروز به نام «هالیوود» سرتاسر جهان را در بر گرفته است.
سینما نه در دامن اهل حکمت و خرد، بلکه در تیول همان کسانی بزرگ شد که قاره آمریکا را اشغال کردند و میلیون‌ها نفر از ساکنان بومی آنجا را به جرم سرخ‌پوست بودن به خاک و خون کشیدند. سینما طی یک قرن در دست دزدان دریایی افتاد؛ همان‌ها که با استثمار و به بردگی گرفتن سیاه‌پوستان و غارت ثروت سرزمین‌های دیگر به زندگی خود ادامه دادند. همانان که فرزند نامشروعی را در جوار کشورهای اسلامی زاییدند که 70 سال است با تفکراتی صهیونیستی، کاری جز قتل‌عام مردم بی‌گناه و زنان و کودکان نمی‌کند. بانیان هالیوود کسانی هستند که امروز هم تنها با قاچاق انسان و تجارت اسلحه و جنگ و مکیدن خون انسان‌ها، زنده مانده‌اند.
چنین سینمایی، طبیعتاً هم‌رنگ مالکان و والدینش بار می‌آید. این است که سینمای آمریکا همواره شکل و شمایلی نژادپرستانه داشته و علیه انسان‌های دیگر با ملیت‌ها و مذاهب مختلف نفرت‌پراکنی می‌کرده است. در فیلم‌های هالیوودی، مردم سایر ملت‌ها و نژادها، به‌ویژه مسلمانان، ایرانی‌ها، آسیایی‌ها و سیاه‌پوستان یا در مقامی پست قرار دارند یا در بهترین حالت، انسان درجه دو محسوب می‌شوند. مثل فیلم «به مغز شلیک کن» که در آن یک پلیس کره‌ای آن قدر بی‌عرضه نمایش داده می‌شود که یک خلافکار آمریکایی او را نجات می‌دهد و به سرمنزل مقصود می‌رساند! در همین فیلم، سردسته‌های باندهای مافیایی همه سیاه‌پوست هستند!
پررنگ‌ترین نگاه نژادپرستانه را در فیلم‌های آخرالزمانی می‌توان دید. یعنی همان فیلم‌هایی که روایتی درباره پایان تاریخ یا آغاز یک تاریخ جدید در آینده‌ای دور یا نزدیک را ترسیم می‌کنند. در این‌گونه فیلم‌ها، حوادث سهمگین و نابودکننده نظیر انفجارهای هسته‌ای، هجوم موجودات فضایی و هیولاها، سیل‌های بنیان‌کن، زمین‌لرزه‌های خانمان‌برانداز، کشمکش‌های بیولوژیک و تکنولوژیک و... حیات را در کره‌زمین تهدید می‌کنند. اما نکته عجیب این است که در فیلم‌های آخرالزمانی معمولاً عامل تهدید جهان، غیر آمریکایی هستند و منجی دنیا، یک آمریکایی است.
در سال 2013 نیز موج گسترده‌ای از این نوع فیلم‌ها تولید شده است. ازجمله این فیلم‌ها می‌توان به «جنگ جهانی z»، «مردی از فولاد»، «سفرهای ستاره‌ای: به سوی تاریکی»، سری جدید «سوپرمن»، «فراموشی» و... اشاره کرد. حتی در فیلم «جنگ جهانیz» هیولاهای مهاجم، شبیه به مسلمانان نشان داده می‌شوند!
البته همان‌طور که بیان شد، نگرش نژادپرستانه سینمای غرب از همان نخستین سال‌های آغاز به‌کار سینما رایج بود. مثل فیلم «تولد يک ملت» ساخته پدر سینمای داستانگوی جهان؛ «دیوید وارک گریفیث» که در آن، سیاه‌پوستان موجوداتی پلید هستند و حتی قتل‌عام آن‌ها، امر مقدسی جلوه داده می‌شود!
همچنان است نگاه ضداسلامی سینمای آمریکا که باز هم به همان اولین فیلم‌های تاریخ سینما بر می‌گردد. مثل فیلم «رقص هفت زن محجبه» که ادیسون آن را در سال 1897 ساخت و یا فیلم «عرب مسخره» به کارگردانی «ژرژ ملي يس» که در آن‌ها نگاهی را ارائه دادند که پس از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 به یکی از محورهای اصلی هالیوود تبدیل شد. اقدامی که از نظر برژینسکی، استراتژیست آمریکایی با تبلیغات ضدیهودی نازی‌ها قابل مقایسه است. او در بخشی از مقاله‌ای که در سال 2007 در روزنامه واشنگتن‌پست منتشر کرد، نوشت: «برنامه‌هایی که در آن تروريست‌ها با چهره‌های «ريش‌دار» به‌عنوان کانون افراد شرور نمايش داده مي‌شوند، اثرات عمومي آن، تقويت احساس خطر ناشناخته، اما مخفي است که مي‌گويد به نحو رو به افزايشي زندگي آمريکايي‌ها را تهديد مي‌کند. صنعت فيلم‌سازي نيز در اين خصوص اقدام کرده است. در سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌ها، شخصيت‌های اهريمني با قيافه و چهره‌های عربي(اسلامي) که گاهي با وضعيت ظاهري مذهبي، برجسته مي‌گردند، نشان داده مي‌شوند که از اضطراب و نگراني افکار عمومي بهره‌برداري می‌کند و ترس از اسلام را بر مي‌انگيزد. کليشه صورت‌های اعراب(مسلمان‌ها) به‌ويژه در کاريکاتورهاي روزنامه‌ها، به نحو غم‌انگيزي يادآور تبليغات ضد‌يهودي نازي‌هاست. به‌تازگی حتي برخي سازمان‌ها و تشکل‌های دانشجويي دانشگاه‌ها درگير چنين تبليغي شده‌اند که ظاهراًً نسبت به خطرات ارتباط ميان برانگيختن نژادپرستي و انزجار مذهبي و برانگيختن جنايات بي‌سابقه هولوکاست بي‌خبرند.»
شاید به همین دلایل است که «ریک سانتوروم» مدیرعامل یکی از استودیوهای فیلم‌سازی مستقل آمریکا، هفته گذشته در مصاحبه با رسانه‌ها، هالیوود را «تفرجگاه شیطان» دانست.


بزرگداشت نماد فیلم‌فارسی در رسانه ملی، چرا؟
بزرگداشت یکی از نمادهای فیلم‌فارسی در رسانه‌های رسمی و دولتی، از آن اتفاق‌های عجیبی است که فقط در یک وضعیت نابسامان، بروز پیدا می‌کند. سینمای بحران‌زده ایران، به جای تقویت متن و محتوای خود، بیشتر در پی حواشی است؛ حاشیه‌هایی که گرداگرد سینمای ما را در برگرفته‌اند و دیگر جایی برای متن نگذاشته‌اند. عده‌ای تصور می‌کنند که با ایجاد این حواشی می‌توانند توجه مردم را جلب کنند و یخ ارتباط جامعه با فیلم‌ها را بشکنند؛ اما بسیاری از این حاشیه‌ها همچون افیون به جان سینمای ملی ما افتاده و رمق تن نحیف و بیمار آن را گرفته‌اند.
ورود دوباره «ناصر ملک‌مطیعی» هم یکی از همین حاشیه‌های توان‌فرسا محسوب می‌شود. بازیگری که نامش با بدنام‌ترین فیلم‌های دوره‌ای منحط و رو به تباه از سینما گره خورده است. تا آنجا که حتی خود وی نیز در مصاحبه با تلویزیون گفت که خوشحال است که مردم او را به‌خاطر گذشته‌اش بخشیده‌اند، اما باید گفت که بله، ما مردم می‌بخشیم، اما فراموش نمی‌کنیم که سینمای طاغوت از مردم چه می‌خواست و با قلب و روح مردم چه می‌کرد. فراموش نخواهیم کرد که در آن دوران، سینما به مصداق بارز فحشاگستری تبدیل شده بود. فراموش نخواهیم کرد که ستاره‌های آن سینما با چه فیلم‌هایی به ستاره تبدیل شدند و در فیلم‌ها چه نقش‌هایی را بازی می‌کردند.
البته مشکل ما با شخص و امثال ملک‌مطیعی نیست. ایشان نیز در چارچوب قانون می‌توانند کار و فعالیت کنند، اما در قبال این مسئله، دو مشکل پیش آمده است: مشکل اول، ذوق‌زدگی زایدالوصف رسانه‌های داخلی است. از روزنامه‌های زنجیره‌ای البته انتظاری جز این هم نمی‌رود. چون ایده‌آل آن‌ها در حد ناصر ملک‌مطیعی است. اما عجیب از برخی رسانه‌های منتسب به نظام است که تا این حد به دست‌افشانی پرداختند.
در برنامه «هفت»، گزارش و مصاحبه‌ای با ملک‌مطیعی، پخش شد و پس از آن، مجری محترم برنامه به ستایش از چنین اتفاقی پرداخت و مهمان محترم برنامه (خانم هنگامه قاضیانی) هم پا را از تمجید از این بازیگر فراتر نهاد و حتی از فیلم‌های او نیز تعریف و تحسین کرد! ‌ای کاش حداقل اشاره‌ای هم می‌شد که سینمای امروز ایران پذیرای بازیگری با چه کارنامه‌ای است.
مشکل دیگری که باید آن را نوعی خودزنی دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای کشور دانست، به تبلیغ آثار و بازیگران دوران طاغوت بر می‌گردد. یکی از روش‌های رایج نزد دشمن برای جنگ نرم با نظام اسلامی، تبلیغ نوستالوژی فرهنگی دوران ماقبل انقلاب اسلامی است. به همین دلیل هم هست که رسانه‌های فارسی‌زبان وابسته به سرویس‌های جاسوسی غرب، هر روز بخشی از برنامه‌های خود را به پخش ترانه‌ها و فیلم‌های آن دوران اختصاص می‌دهند. این رسانه‌ها بدون اشاره به تأثیرات ویرانگر این‌گونه آثار و پشت صحنه آلوده و فاسدی که در سینما، تئاتر و موسیقی آن دوران حاکم بود، چهره‌ای صرفاً دلنشین از آن فضا ارائه می‌کنند.
توقع این است که در چنین فضایی، رسانه‌های دولتی از بزرگداشت نمادهای یک فرهنگ پوسیده و افیونی پرهیز کنند.


خبرها

جایزه سرخ‌پوستان کانادا به «فرشتگان قصاب»
فیلم ایرانی «فرشتگان قصاب» به کارگردانی سهیل سلیمی از سوی گروهی از سرخ‌پوستان کانادا جایزه گرفت.سهیل سلیمی در گفت‌وگو با فارس از تقدیر از «فرشتگان قصاب» در کانادا خبر داد و گفت: دانشگاه بریتیش‌کلمبیا در کانادا دپارتمان‌های مختلفی دارد که یکی از آنها یک بخش رادیویی است که خیلی در عرصه‌ رسانه‌ای پویا و فعال است و در واقع هنرمندان مختلف آمریکا و اروپا مخاطب آن هستند. وی افزود: این رادیو یک جایزه‌ای به نام «جنگاوران نور» دارد که به آثاری که رویکردهای ضداستعماری دارند تعلق می‌گیرد و «فرشتگان قصاب» به همین دلیل این جایزه را دریافت کرد. سلیمی ادامه داد: همین‌‌طور فیلم از سوی گروهی از سرخ‌پوستان آمریکا که سال‌هاست که تحت استعمار هستند و اسم جمعیت آنها «ماسکوئیم پیپل» (MUSQUEAM PEOPLE) است که معنای آن ساکنان اصلی آمریکا است جایزه گرفت.
انتقاد از نحوه نمایش سبک زندگی در سریال‌ها

گزارش شورای نظارت بر سازمان صداوسیما نشان می‌دهد روند پرداختن به مقولات فرهنگ و سبک زندگی در سریال‌های پخش‌شده در شش ‌ماهه اول سال ۹۱ قابل قبول نبوده ‌است.در این گزارش آمده است که حجم قابل‌توجهی از سریال‌های شش ماه نخست سال 91 درباره موضوعات و مقولات مختلف بدآموزی داشته‌اند، به مقوله انقلاب و دفاع مقدس نسبت به شش ‌ماهه اول 91 توجه بیشتری شده ‌است، مقولات مربوط به سبک زندگی، کار و تلاش، مقولات دینی و اجتماعی در اغلب آثار مورد بی‌توجهی بوده ‌است، اغلب سریال‌ها بار آموزشی و فرهنگی لازم را نداشته‌اند، وضع پوشش، آرایش و حجاب در سریال‌های مورد نظر نسبت به سریال‌های شش‌ماهه اول 91 بدتر شده ‌است و...
تولید چهار مجموعه انیمیشن ضد آمریکایی

در آستانه روز مبارزه با استکبار جهانی، چهار مجموعه پویانمایی با مضمون ضدآمریکایی توسط خانه پویانمایی انقلاب اسلامی تولید شد.مجموعه ۱۰ قسمتی «آتو»، «پرواز تا بی‌نهایت» «IQ» و «عمو سام» اسامی این آثار هستند.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 15
دلایل تداوم شعار مرگ بر آمریکا چیست؟

در آستانه سالروز انقلاب دوم و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی به جمع‌بندی نظرات شما همراهان محترم پیرامون تداوم شعار مرگ بر آمریکا می‌پردازیم.
* خوی استکباری آمریکا کم نشده و پایان نیافته است.
عده‌ای از خوانندگان محترم خوی استکباری و صفات رذیله دولت آمریکا را عامل تداوم این شعار می‌دانند. حسن خزايي از «صحنه» بیان داشته که تاريخ نشان داده كه آمريكا داراي خوي استكباري است و اين خوي مستكبرانه را بر زمين نمي‌گذارد.
با همین نگاه ابراهیم ویسی و معصومه پوزش از باغملک، مریم وفایی از زرین‌شهر، محسن زارعی از کرمانشاه، علي اعتمادي از نيشابور، خیرالنساء قربانی از املش، حدیث مرآتی از قم، عرفان و الهام عباسقلی‌پور از املش، حمزه محمدپور از اردبیل، زهرا شاكري از بجنورد، علي محرمي از چالدران، هاجر مازندراني از گرگان، محمد كريم‌زاده از اصفهان، محمدرضا عرب از آباده، مصطفی اکبری از داران، سمیه ابراهیمیان از رامسر، عسکری از زرین‌شهر نظرات‌شان در این موضوع به هم نزدیک بود و بسیاری دیگر از همراهان هم بر این باور بوده‌اند.
* شیطان بزرگ هنوز شیطان بزرگ است
اما خیلی دیگر از همراهان تریبونی معتقدند که بنا به نظر امام راحل(ره)، آمریکا شیطان بزرگ است و باید شیطان بزرگ را با شعار مرگ بر آمریکا سنگ زد. دیگر عزیزانی چون مجتبی دهنوی از کرمانشاه، محمد زمانیان از نهاوند، فاطمه علي محمدي سليماني از كرمان، ريحانه محمدي و برهان گل محمدی‌نژاد از جوانرود نظراتی از این دست داشتند.
احسان ابراهیم از تهران هم گفته: ظلم، تجاوز و استعمار آمریکایی نتیجه این است که شعار مرگ بر آمریکا تداوم یابد.
* اعوذ بالله من‌الشیطان‌الرجیم
سماواتی از زاهدان گفته است: تا زمانی که کلمه اعوذبالله من‌الشیطان‌الرجیم بر سر زبان مسلمانان جاری است، شعار مرگ بر آمریکا هم تداوم خواهد داشت.
* دشمنی‌های چندین ساله
سبحان صمدی‌مقدم هم گفته که 30 سال است که آمریکا با ایران دشمنی کرد. در جنگ تحمیلی جوانان این کشور را به خاک و خون کشیده امروز که ما در موضع قدرت قرار داریم نباید دشمنی‌هایش را فراموش کنیم. آمریکا شیطان بزرگ است و شیطان بزرگ‌ترین دشمن اسلام است.
سیدحسین سیدی از اصفهان هم معتقد است: تا سیاست‌ها، دیدگاه‌ها و عملکرد آمریکا تغییر نکرده و با منافع مسلمانان جهان منطبق نگردد شعار مرگ بر آمریکا تداوم خواهد داشت.
* ریشه در تولی و تبری
میثم عبدالملکی از کرمانشاه هم گفته است: شعار مرگ بر آمریکا ریشه در تولی و تبری دارد و شعاری در برابر اقدامات ظالمانه و ضد انسانی است.
میترا رستمی از کرمانشاه هم با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب می‌گوید: حذف شعار مرگ بر آمریکا اولین قدم تسلط آنها بر کشور ما است.
آیت رستمی از جوانرود معتقد است: دلیل تداوم شعار مرگ بر آمریکا این است که ما هر چه بدبختی داشتیم از دست آمریکا است و حالا با مذاکره نمی‌شود همه چیز را فراموش کنیم. محمدرضا قنبری از کرمانشاه هم با همین نگاه بر این باور است که ساده‌اندیشی است اگر فکرکنیم آمریکا تغییر رویه داده باشد.
رستمی‌زاده از جوانرود هم می‌گوید: هنوز هم خون جوانان ما از چنگ آمریکا می‌چکد، پس مرگ بر آمریکا!
پاسداری از خون شهدا موضوعی است که احمدرضا دهنوی از کنگاور آن را بیان می‌کند و حقیقی از کرمانشاه و وکيل‌زاده از تبريز هم بر همین باور هستند.
* امام راحل تأکید داشتند
مرضيه اسماعيل‌زاده از فسا می‌گوید: امام عزيزمان گفتند آمريكا دشمن مسلمانان و اسلام و قرآن است.
اصغر سماقي از كاشان از قول آيت‌الله مشکيني(ره) فرمودند: ثواب شعار مرگ بر آمريكا كمتر از ثواب ذكر صلوات نيست. پس باتمام وجود فرياد مي زنيم «مرگ بر آمريكا»!
محمدرضا شعبانی از هندیجان هم معتقد است: چون یکی از شعارهای ملی و باور ما است و تنفر ما را از این استکبار جهانی به گوش همه می‌رساند و فریاد تمام مظلومان جهان است.
اصغر عرب‌زاده طوسی از نکا می‌گوید: آمریکا شیطان بزرگ است شیطان که دشمن انسان است کسی با او کنار نمی‌اید، مگر شیطان‌پرستان.
اما جانباز 70 درصد مختار کلانتری از شیراز بر این اعتقاد است: مادامی که آمریکا در صف اهریمن یکه‌تازی کند با قانون علیت منافات دارد که شعار فرشته‌گونه حضرت امام راحل(ره) بر مصداق شیطان تسری نیابد. پس مرگ بر آمریکا!
برندگان تریبون 15
حسن جمشیدی از کرمانشاه / سبحان صمدی‌مقدم
زهرا شاكري از بجنورد
سوال تریبون 16
مهم‌ترین کارکرد بسیج در جامعه امروز چیست؟


روى خط

دولتمردان به بهانه نرمش فریب دشمنان را نخورند
...09176628 / دولتمردان ما باید این فرموده رهبر معظم را مدنظر داشته باشند و به بهانه نرمش فریب دشمنان را نخورند و از عزت و ارزش‌های انقلاب که حاصل خون هزاران شهید می‌باشد، دفاع کنند.
...09124818 / سلام، لطفاً سعه صدر بیشتری به خرج دهید و پیامک‌های انتقادی و حاوی تذکر به اشتباهات را هم بنویسید. بیشتر تعریف‌ها را می‌نویسید.
...09196568 / به علت مشكلات اقتصادی، اهالی مناطق مرزی، املاك‌شان را مي‌فروشند به بيگانگان همسايه، اما با هويت ايرانی جعلی. مسئولان مربوطه مراقب باشند.
...09185472 / سلام، خدا قوت بر افسران جنگ نرم. اجرکم عندالله. واقعاً با خواندن مطالب‌تان مقداری آتش درون‌مان فروکش می‌کند.
...09171923 / با سلام، برای چندمین بار است که پیامک می‌زنم. خواهش می‌کنم در صورت امکان درصد جانبازی برادران جانباز شاغل جزء سنوات خدمت محاسبه شود. با تشکر / یک جانباز
...09362586 / برای بدرقه یکی از آشنایان که عازم سفر خارج از کشور بود به فرودگاه بین‌المللی امام(ره) رفته بودم. وقت اقامه نماز به مسجد فرودگاه رفتم بسیار زیبا و شیک بود، ولی برای خواندن تعقیب و دعای روزانه و تلاوت سوره‌ای هرچه دنبال قرآن و مفاتیح گشتم یافت نشد. مسئولان فرودگاه رسیدگی کنند.
...09166064 / باسلام، هفته‌نامه صبح‌صادق خیلی عالیه، مخصوصاًً بخش «نکته‌ونظر» از همه مسئولان تشکر می‌کنم. / معصومه پوزش
...09195366 / باسلام به هفته‌نامه روشنگر صبح‌صادق، لطفاً در قسمت روي خط پيام‌هاي بيشتري بالاخص درخصوص مشكلات خوانندگان چاپ بشه. / مولايي
...09166199 / متأسفانه صداوسيما در همه تبليغات به نحوي خاص تك‌فرزندي را تبليغ مي‌كند.
...09127178 / ضرورت خواندن مستمر وصيت‌نامه نورانى حضرت امام خمينى(ره) در مساجد، نمازهاى جمعه و قبل از اخبار صداوسيما و ساير مراسم‌ها و مجامع و ديگر رسانه‌ها يك اصل مهم انقلابى، فرهنگى، اجتماعى و سياسي است. / موسي‌‌وند


کتیبه سبز

دفتری سوخته از مرثیه
خیره در خون خدا ظهر محرم بارید
ابر با سرخ‌ترین حادثه توأم بارید
ماه ماتم‌زده تعزیه‌گردانی عشق
آسمان با جگر تشنه دمادم بارید
از غمش صبح ازل دستخوش توفان شد
عرفات است عزا خانه آدم بارید
سر به خون می‌زند از پنجره عرش مسیح
تا سیه‌پوش عزا حضرت مریم بارید
پر زدم تا ملکوت افق عاشورا
قلم آکنده شد از نشأه زمزم بارید
بر سرم سایه ابر کلماتی است شهید
دفتری سوخته از مرثیه خواهم بارید
کی شوی ترجمه‌ای دست وفادارترین؟
کوه هم در گذر واقعه شد خم بارید
عشق را لهجه قرآنی تو معنا کرد
وقتی آیینه‌ترین آیه محکم بارید
سنگ شد چشم من آقا تو قبولش کن که
قدر یک بال مگس، قدر مسلم بارید
محمدحسین انصاری‌نژاد

دوباره دم بزنم
نفس بده که نفس پای این علم بزنم
نفس بده که فقط از حسین دم بزنم
سرم فدای قدم‌هات، آرزو دارم
که سرنوشت خودم را به خون رقم بزنم
سرم هوای تو دارد، دلم هوای ضریح
چه می‌شود که سری گوشه حرم بزنم
کنار سینه‌زنانت چه می‌شود ارباب
میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم
هزار حاجتم اما رسیده‌ام امشب
که چشم بر قدم صاحب علم بزنم
نفس بده که ز شب تا غروب تاسوعا
میان نوحه‌کنانت دوباره دم بزنم...
حسن لطفی


حسن ختام

نامه‌ای به آقای خوبی‌ها
آقاجان سلام! حال من خوب نیست، اما همیشه برای سلامتی شما، دعا می‌‌‏کنم. مدتی است که همه را از خود، بی‌خبر گذاشته‏اید. هرسال که نرگسِ باغ، شکوفه می‌‏دهد، آنها هم به خود وعده می‌‏دهند که امسال می‌‏آیی.
مژده ‏ای دل که مسیحا نفسى می‌‏آید/که ز انفاس خوشش بوى کسى مى‏آید
از غم هجر مکن، ناله و فریاد که دوش/ زده‏ام فالى و فریادرسى مى‏آید
نمى‏دانم چرا آسمان بخیل شده است؛ نمى‏بارد. زمین سنگدلى مى‏کند؛ نمى‏رویاند. ماه و خورشید، چشم دیدن همدیگر را ندارند. خیابان‌ها پر از غول‌هاى آهنى شده‏اند. کوچه‏ها امن نیستند. مردم، جمعه‏هاى خودشان را به چند خنده تلخ مى‏فروشند. هیچ حادثه‏اى ذائقه‏ها را تغییر نمى‏دهد. مثل اینکه همه سنگ و چوب شده‏ایم.
عجیب است! دامادها از حجله مى‏ترسند. عروسی‌ها را در کوچه‏هاى بن‏بست مى‏گیرند. اذان، رنگ‌پریده به خانه‏ها مى‏آید. نماز، زمین‏گیر شده است. آدم‌ها، کیسه‏هایى پر از خمس و زکات، به دیوارهاى گورشان آویخته‏اند. نپرس موریانه‏ها، چه به روزگار مسجد آورده‏اند. از همه تلخ‏تر اینکه، عصرهاى جمعه، کمتر دل‌مان مى‏گیرد.
نمى‏دانم وقتى این نامه را مى‏خوانید، کجا ایستاده‏اید؟ هرجا که هستید، زودتر خودتان را برسانید. از بس شما را ندیده‏ایم، چشمان‌مان هرزه شده است. بیم دارم اگر چندى دیگر بگذرد، ندبه‏خوان‌هاى مسجد، کمتر شوند. آدم‌ها همه دیرباور شده‏اند و زودرنج. بهانه مى‏گیرند. مى‏گویند: «او نیز ما را فراموش کرده است!» اما من مى‏دانم که شما، همه را به اسم و رسم و نیت، به یاد دارید.
دوست دارم باز برای‌تان بنویسم، اما یادم آمد که باید به گلدان‌ها آب بدهم. مادرم گفته است، اگر به شمعدانی‌ها آب بدهم، آنها برای آمدن تو دعا مى‏کنند. راست مى‏گوید. از وقتى که مرتب آب‌شان مى‏دهم، دست‌هاى سبزشان را به سوى آسمان گرفته‏اند. هنوز هم تفأل مى‏زنم. پیش از نوشتن این نامه، تفأل زدم. آمد:
دیرى است که دلدار پیامى نفرستاد
ننوشت سلامى و کلامى نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران‏
پیکى ندوانید و سلامى نفرستاد...
والسلام