بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

خزانه خالی؟!
دولت‌های جدید پس از روی‌کار آمدن حق دارند وضعیت خود و میراثی که به آنها رسیده را برای مردم بیان کنند، کمااینکه چنین حقی برای دولتی که کار خود را به پایان رسانده نیز وجود دارد. اگر این اعلام وضعیت‌ها تابع ضوابط و قوانین مشخص باشد احتمالاً پیامدهای منفی کمتری خواهد داشت و اگر در این باره ضوابط و قوانینی وجود نداشته باشد و انصاف هم در میان نباشد و افراد بی‌اطلاع مغرض، جنجال‌آفرین و کینه‌ورز هم اجازه ورد به این بحث را داشته باشند، همه چیز درهم می‌شود و از حقیقتی که هر دو دولت حق عرضه و توصیف آن را دارند چیزی به افکار عمومی که مخاطب اصلی موضوع است منعکس نمی‌شود.
تعلل دولت گذشته در ماه‌های منتهی به سر آمدن دوره چهارساله‌اش در سروسامان دادن به حوزه اقتصاد تا حدودی موجب هرج ومرج و از هم گسیختگی این عرصه و سخت شدن تأمین معیشت عمومی شد. دولت جدید نیز خواسته و ناخواسته از همین منظر با جامعه وارد گفت‌وگو شد و خودش را در معرض نگاه مردم قرار داد. تکرار بحث «وضعیت بد اقتصادی» از زبان دولتمردان به انحای مختلف و ادامه آن تا رسیدن به موضوع «خالی بودن خزانه» که با ورود برخی رسانه‌های مشکل‌دار موضوع با خروج از چارچوب کارشناسی و امری مسئولیتی حال و هوای هیاهو و ژورنالیستی پیدا کرد، هشدارآمیز و قابل بررسی بیشتر شد. به نظر می‌رسد تکرار بحث «خالی بودن خزانه» و یا هر آنچه که آن را تداعی کند به ضرر دولت و نظام و به نفع دشمن است.
۱ ـ دولت؛ چنانچه دولت درباره «خالی بودن خزانه» یا هر معضل دیگر اقتصادی رأی و نظری دارد که لازم می‌داند، مردم باید از آن آگاه باشند مشروط بر آنکه حیطه‌ها رعایت شود و دشمن از آن سواستفاده نکند، باید در یک برنامه مشخص آن را با مردم در میان بگذارد و پرونده آن را برای همیشه ببندد. در غیر این صورت تکرار آن از زبان افراد دولتی برای دولت مشکل‌ ساز می‌شود و به وجهه آن در نزد مردم‌ آسیب می‌زند و رفته‌رفته مردم احساس می‌کنند دولت با نسبت دادن مشکلات اقتصادی به دولت گذشته درصدد اثبات خود است حال آنکه مردم انتظار دارند دولت با برنامه‌ها و ابتکارات خود، خودش را اثبات کند. رعایت نکردن این اصل و تکرار آنچه که این روزها مشاهده می‌شود، علت و دلیل دولت‌ (خالی بودن خزانه) را در نزد مردم به بهانه تبدیل می‌کند و به تدریج مردم آن را به پای «ضعف و ناتوانی» دولت می‌گذارند و حرف‌های حساب «دولت ضعیف» در نزد مردم بی‌‌اعتبار است و «بی‌اعتباری» دولت به معنای از دست دادن حمایت مردمی است که در وضعیت موجود دولت برای اجرای برنامه‌های اقتصادی‌اش به شدت نیازمند آن است.
۲ ـ نظام؛ هر واحد سیاسی که کشور شناخته شود دارای دو بخش مهم است یکی نظام سیاسی و دیگری دولت. نظام‌های سیاسی بر اساس ویژگی‌ها، قوت و ضعف مشخص دارند. دولت‌ها که بخش عینی و تبلوریافته نظام‌های سیاسی هستند با نظام خود تعامل دارند. بر اثر این تعامل، نظام‌ها دولت‌ها‌ی‌شان را تقویت و یا تضعیف می‌کنند و دولت‌ها هم می‌توانند نظام‌های‌شان را تقویت و تضعیف کنند؛ از این رو دولتمردان توجه داشته باشند آثار ورود به عرصه‌ای که توان ایجاد نظر پایدار و اقناع مطمئن را ندارد و برعکس خطرآفرین است و دیدگاه افکار عمومی را به ضرر آنها تغییر می‌دهد به توانمندی‌های نظام هم آسیب می‌زند و ناخواسته همگان را در تضعیف نظام سهیم می‌کند.
۳ـ دشمن؛ محور فشار دشمن بر نظام اسلامی در حال حاضر اقتصاد است بنابراین باید از هر رفتاری که به دیدگاه و عمل دشمن کمک می‌کند پرهیز کرد و بعضی از دردها را اگر وجود دارد بدون ابراز و فریاد تحمل کرد تا اراده دشمن تضعیف شود و حقایق در زمان خود آشکار گردد. ان‌شاء‌الله

جواد رضایی


گزارش صبح‌صادق از افتتاحیه مسابقات کشتی قهرمانی ارتش‌های جهان (سیزم)
شعار «سیزم» صلح و دوستی از طریق ورزش است

بیست‌وهشتمین دوره مسابقات کشتی قهرمانی ارتش‌های جهان (سیزم) با برافراشته شدن پرچم مقدس کشورمان در تهران آغاز شد. در این دوره از مسابقات که به میزبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حال برگزاری است، ورزشکارانی از کشورهای برزیل، فنلاند، لهستان، آذربایجان، چین، عراق، سوریه، تونس، ارمنستان، قزاقستان، کره شمالی، پاکستان، اوکراین و جمهوری اسلامی ایران حضور دارند.
در ابتدای این مراسم سرتیپ دوم پاسدار «مهرعلی باران‌چشمه»، رئیس اداره تربیت‌بدنی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پیام سرلشکر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به مناسبت برگزاری بیست‌وهشتمین دوره مسابقات کشتی قهرمانی ارتش‌های جهان در تهران را قرائت کرد. متن کامل پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار»
با اهدای سلام و عرض خوش‌آمد به همه میهمانان گرامی از ارتش‌های جهان
امروز به حول و قوه الهی، جمهوری اسلامی ایران در حالی میزبان بیست‌وهشتمین دوره رقابت‌های کشتی قهرمانی ارتش‌های جهان (سیزم) است که شاهد اعتلا، عزت و سربلندی ملت شریف ایران در تمامی عرصه‌های جهانی از جمله ورزش هستیم.
قطعاًً حس غرور و افتخار ملت سلحشور ایران از پیروزی‌ها و موفقیت‌های فرزندان رشید کشورمان در میادین معتبر ورزشی، حاصل تلاش، مرارت و سخت‌کوشی تک‌تک ورزشکاران این مرز و بوم است که با اقتدا به امیرالمومنین علی(‌ع) و الگوهایی همچون شهید پهلوان تختی و شهید کاوه ترویج منش اخلاق و روح پهلوانی در مقابله با سختی‌ها و محدودیت‌ها کمر خم ننموده و مردانه اهتمام ورزیده تا کسب افتخار نمایند.
اینک سرزمین قهرمان‌پرور ایران اسلامی میزبان رقابتی مهم در عرصه نظامیان ارجمند جهان است، حضور کشتی‌گیران و نمایندگان ورزشی نظامیان سراسر جهان در تهران برای شرکت در این رویداد بزرگ، نشان از عمق دوستی ملل آزاده‌ای دارد که مشتاق هستند در رقابتی سالم با یکدیگر، فریاد صلح‌دوستی در جهان را سر داده و رفاقتی پایدار با یکدیگر بنا نهند.
اینجانب ضمن خیرمقدم به کلیه میهمانان ارجمند حاضر در این دوره مسابقات، امیدواریم در مدت اقامت خود در جمهوری اسلامی ایران روزهای خوب و سرشار از نشاط و سلامتی را داشته و با خاطره‌ای خوش این رقابت‌ها را به پایان رسانید.
ان‌شاءالله که همواره سربلند و سرافراز باشید، برای خانواده یکایک شما و کشورهای‌تان امنیت و سلامت و افتخار آرزو‌ می‌کنیم.
در ادامه امیر باقری، رئیس شورای عالی ورزش ستاد کل نیروهای مسلح ضمن گرامیداشت حضور ورزشکاران و مسئولان در مراسم افتتاحیه مسابقات کشتی قهرمانی ارتش‌های جهان (سیزم) گفت: شعار سیزم صلح و دوستی از طریق ورزش است که امیدواریم با برگزاری این مسابقات زمینه‌ساز بروز این مهم در جمع ورزشکاران نظامی کشورهای شرکت‌کننده باشیم.
همچنین سرهنگ «والترون وولتن» نماینده سیزم در سخنانی با اشاره به روند شکل‌گیری مسابقات نظامیان جهان اظهار داشت: شورای‌عالی ورزش ارتش‌های جهان (سیزم) از سال 1948 بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم در زمانی تشکیل شد که همگان احساس می‌کردند که نیاز مبرمی به بازنگری در روابط انسان‌ها وجود دارد.
وی قوانین سیزم را الهام‌گرفته از حقوق انسان‌ها دانست و گفت: قوانین سیزم بر پایه توسعه روابط دوستی بین ملت‌ها، دوری از هرگونه روابط غیرانسانی همچون نژادپرستی و اختلافات در رنگ، قومیت و زبان، همچنین آموزش‌وپرورش نسل جوان است.
نماینده سیزم همچنین افزود: در حال حاضر عقاید حاکم بر ورزش‌های جهان می‌تواند بر عقاید ملت‌ها تأثیر بگذارد که با گذشت بیش از شش دهه از تأسیس سیزم شاهد این اتفاق مهم هستیم.
وی در پایان با تقدیر از میزبانی جمهوری اسلامی ایران و برگزارکنندگان بیست‌وهشتمین دوره مسابقات کشتی قهرمانی ارتش‌های جهان خاطرنشان کرد: به نام130 عضو سیزم اعلام می‌کنم افتخار بزرگی است که در خدمت ایرانیان هستیم و امیدواریم روح انسان‌دوستی و اتحاد که کلیه اعضای سیزم را در سراسر جهان با هم متحد می‌کند در این مسابقات به نمایش گذاشته شود.
در ادامه این مراسم شرکت‌کنندگان در این مسابقات با لباس نظامی از مقابل جایگاه رژه رفتند. اجرای حرکات نمایشی ورزش باستانی، کشتی با چوخه، رقص محلی و اجرای مراسم نورافشانی از دیگر بخش‌های مراسم افتتاحیه بود که در ادامه به نمایش در آمد. 

علیرضا غفاری


یادداشت
دكتر یدالله جوانی

DNA ایرانی‌ها
«لس‌آنجلس تایمز» در خبری اعلام کرد: شرمن، معاون وزارت‌خارجه آمریکا و این گروه مذاکره‌کننده آمریکایی در گروه ۵+۱ در اظهاراتی در کمیته سیاست خارجی سنا می‌گوید: «ما به دنبال حذف تحریم‌های وسیع علیه ایران نخواهیم بود و تنها به این کشور فرصت می‌دهم برای از بین بردن نگرانی‌های ما، مدتی استراحت کند. ما به طور دقیق رفتار گروه مذاکره‌کننده ایرانی را زیر نظر می‌گیریم و بعد از مذاکرات درباره روش‌ها و تحریم‌های بعدی بحث خواهیم کرد. فریب و نیرنگ قسمتی از DNA ایرانیان است.»
در مورد سخنان اهانت‌آمیز مقامات آمریکایی و از جمله سخن فوق «وندی شرمن»، گفتنی‌های فراوانی وجود دارد و از آن جمله است:
۱ ـ در سالیان اخیر برخی از مقامات آمریکایی و از جمله روسای جمهور این کشور، به طرق مختلف و از جمله دادن پیام‌‌های نوروزی، سعی کرده‌اند اینگونه وانمود کنند که با مردم ایران هیچ مشکلی نداشته و ایرانیان را ملتی متمدن و با فرهنگ می‌دانند. چندی پیش سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد، واشنگتن آمادگی دارد براساس اصل «احترام متقابل» با تهران تعامل داشته باشد. این نوع سخنان و موضع‌گیری‌ها از سوی برخی از مقامات آمریکایی، موجب شد تا طرفداران مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا، دچار نوعی ذوق‌زدگی شده، تصور کنند باید این فرصت را غنیمت شمرد و یخ‌های روابط میان دو کشور را آب نمود. فراتر از این تصور، عده‌ای با استناد به این قبیل اظهارات، مدعی شدند بدبینی ما نسبت به آمریکایی‌ها، غیر واقع‌بینانه بوده و گرفتار شدن مسئولان جمهوری اسلامی به نظریه «توهم توطئه»، موجب شد، مشکلاتی به‌ دلیل نداشتن رابطه با ایالات متحده متوجه ایران شود. دقت در سخنان خانم «وندی شرمن» و دیگر سخنان مشابه از سوی دیگر مقامات آمریکایی در ۳۴ گذشته، نشان می‌دهد که نگاه واقعی آمریکایی‌ها به ملت ایران چگونه است. ملت ایران فراموش نکرده است که چند سال پیش، یکی از وزرای دولت اسبق ایالات متحده، با صراحت گفت، ریشه ملت ایران را باید سوزاند! بنابراین نفاق و دورویی آمریکایی‌ها برای فریب ملت‌ها و از جمله ملت ایران، غیرقابل انکار است.
۲ ـ ملت ایران دارای یک سابقه بسیار روشن است. ملتی که دارای تمدن و فرهنگ چند هزارساله است، به راحتی نمی‌توان شناسنامه‌اش را تغییر داد و برای او هویتی جدید خلق کرد. ایرانیان از نظر تاریخی، از منظر تمامی صاحب‌نظران، ملتی با فرهنگ، متمدن، انسان‌دوست و برخوردار از کمالات انسانی شناخته شده‌اند. نوع‌دوستی، صفا، صمیمیت، مهربانی و ارزش قائل شدن برای حقوق دیگران، به ویژه در دوره ایران پس از اسلام، از ویژگی‌های برجسته ایرانی‌ها به شمار می‌آید. ایرانی‌ها در سده‌های اخیر، به‌دنبال دست‌اندازی به‌حقوق هیچ‌یک از همسایگان خود نبوده‌اند. فرهنگ نوع‌دوستی ایرانیان در اشعار فارسی و از جمله شعر معروف: بنی‌آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند/چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار جلوه‌گر است.
اینک آرمان الهی انقلاب اسلامی ملت ایران، ایجاد تمدن اسلامی و فراهم ساختن شرایط رشد و تعالی برای سعادت نوع بشر است. حال چرا چنین ملتی که سابقه نوع‌دوستی آن زبانزد است، از سوی دولتمردان آمریکایی‌ و از جمله خانم «وندی‌ شرمن» اینگونه مورد اهانت قرار می‌گیرد، باید گفت:
الف ـ فرهنگ اسلامی ـ ایرانی، یک فرهنگ نشأت‌گرفته از فطرت الهی انسان‌ها بوده و مبتنی بر این فرهنگ، ایرانیان مردمی ظلم‌ستیز و حامی مظلومان هستند. شعار ایرانی‌ها، این شعار قرآن است که می‌فرماید: «لاتَظلمون ‌و لاتُظلمون» نه ظلم بکنید و نه مورد ظلم واقع شوید. شعار ملت ایران این حدیث شریف است که فرمودند: «کونوا لظالم خصماً و للمظلوم عونا ...» دشمن ظالم و یاری‌دهنده مظلوم باشید.
آری این شعار سبب شد که ملت ایران با انقلاب اسلامی خود، جبهه‌ای را در سراسر عالم در برابر نظام ظالمانه حاکم بر جهان با محوریت آمریکای جهانخوار ایجاد کند. بنابراین، مشکل آمریکایی‌ها با ملت ایران، همین روحیه ظلم‌ستیزی، استکبارستیزی و زیربار ظلم نرفتن از یک طرف و جدی بودن در حمایت از حقوق ملل محروم و مظلوم در سراسر جهان و به‌ویژه در جهان اسلام از طرف دیگر است. این فرهنگ و این روحیه، ریشه در مکتب عاشورای حسینی دارد. شعار عاشورا، شعار «هیهات من الذله» است. آری، این شعار، تشکیل‌دهنده DNA ایرانی‌ها است و غربی‌های سلطه‌گر با این خصلت و روحیه نهادینه شده در وجود ایرانی‌ها با ذکر «یا حسین» مشکل دارند.
ب ـ ایرانی‌ها و به‌ویژه مسئولان جمهوری اسلامی، به حکم قرآن و دستورات اسلام، برای پیشبرد تمامی امور به‌ویژه در برابر دشمنان خود، ضمن رعایت تمامی اصول، باید زیرک و هوشیار باشند. فرمودند: « المومن کیس» مومن زیرک و باهوش است. مومن سرش کلاه نمی‌رود. آری، اینک عصبانیت آمریکایی‌ها از این جهت است که چرا نمی‌توانند بر سر ایرانی‌ها کلاه بگذارند. آنها ناراحت هستند که چرا در ۳۴ سال گذشته، در حالی که برخی از ملت‌ها و بسیاری از رهبران دولت‌ها در دیگر کشورها را فریب داده‌اند، در مورد ملت ایران و مسئولان جمهوری اسلامی، همواره تیرهای نیرنگ و فریب آنها به سنگ اصابت کرده است. بنابراین، بصیرت، زیرکی و هوشمندی، بخش دیگری از DNA ایرانی‌ها است.
۳ ـ اما در مورد DNA حاکمان ایالات متحده، کافی است تاریخ کوتاه چند صدساله این کشور بررسی شود. نیازی هم به رفتن به گذشته‌های بسیار دور نیست؛ رفتار دولت‌های آمریکا در قرن بیستم و یک دهه اخیر از قرن بیست‌ویکم چگونه بوده است؟ آمریکایی‌ها با بمب‌های هسته‌ای بر سر ملت ژاپن چه آوردند؟ آمریکایی‌ها با ویتنامی‌ها پس از جنگ جهانی دوم چگونه رفتار کردند؟ آمریکایی‌ها با لشکرکشی به غرب آسیا و اشغال دو کشور اسلامی افغانستان و عراق، با ملت‌ها در این دو کشور چگونه رفتار کردند؟ بمباران‌ها در افغانستان و پاکستان و کشتن هزاران هزار بیگنانه، بر مبنای کدامین DNA قابل توجیه است؟ فجایع به بار آمده در زندان‌های ابوغریب و گوانتانامو، با کدام نوع DNA توجیه‌پذیر می‌شود؟ جنایت‌های صهیونیست‌ها در ۶۰ سال گذشته در حق مردم مظلوم فلسطین که با حمایت و پشتیبانی آشکار و مستقیم دولت‌های آمریکا صورت گرفته، از وجود چه نوع DNA در آمریکایی‌ها خبر می‌دهد؟ جاسوسی‌های نوین حق از سران دولت‌های همسو با آمریکا از قبیل آلمان، فرانسه و... که اینک سروصدای اروپایی‌ها را در پی داشته، از وجود چه نوع DNA در آمریکایی‌ها خبر می‌دهد؟
آری گفتنی‌ها در این خصوص زیاد است. آمریکایی‌ها و از جمله «وندی شرمن» باید بدانند که دوران سلطه‌گری، نیرنگ و فریب آنها پایان یافته است. ملت ایران مصمم است از تمامی حقوق خود از جمله حق برخورداری از چرخه سوخت برای مصارف صلح‌آمیز استفاده کند و در این مسیر هرگز فریب نخواهد خورد.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

گزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت عید سعید غدیر خم
به ميدان آمده‌ايم برای ادامه غدیر

مسئله غدير و مديريت جامعه
مسئله غدير و تعيين اميرالمؤمنين (عليه‌الصلاه والسلام) به عنوان ولى‌امر امت اسلامى از سوى پيامبر مكرم اسلام (صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) يك حادثه‌ بسيار بزرگ و پرمعناست؛ در حقيقت دخالت نبى مكرم در امر مديريت جامعه است. معناى اين حركت كه در روز هجدهم ذى‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، اين است كه اسلام به مسئله مديريت جامعه به چشم اهميت نگاه مى‌كند.
اين‌طور نيست كه امر مديريت در نظام اسلامى و جامعه‌ اسلامى، رها و بى‌اعتنا باشد. علت هم اين است كه مديريت يك جامعه، جزو اثرگذارترين مسائل جامعه است. تعيين اميرالمؤمنين هم ـ که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداكارى و عدل در ميان صحابه‌ پيغمبر است ـ ابعاد اين مديريت را روشن مى‌كند. معلوم مى‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مديريت جامعه اهميت دارد، اينهاست. كسانى كه اميرالمؤمنين را به جانشينى بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداكارى او براى حق و عدل، ترديد ندارند؛ اين مورد اتفاق همه‌ مسلمين و همه‌ كسانى است كه اميرالمؤمنين (عليه‌الصلاه والسلام) را مى‌شناسند. اين نشان مى‌دهد كه جامعه‌ اسلامى از نظر اسلام و پيغمبر، چه نوع مديريت و زمامدارى و حكومتى را بايد به عنوان هدف مطلوب دنبال كند.
ولايت ضامن اجراى احكام
غدير در آثار اسلامى ما به «عيدالله‌الاكبر»، «يوم العهد المعهود» و «يوم الميثاق المأخوذ» تعبير شده است. اين تعبيرات كه نشان‌دهنده‌ تأكيد و اهتمامى خاص به اين روز شريف است، خصوصيتش در مسئله ولايت است. آن عاملى كه در اسلام ضامن اجراى احكام است، حكومت اسلامى و حاكميت احكام قرآن است، والا اگر آحاد مردم، ايمان و عقيده و عمل شخصى داشته باشند، ليكن حاكميت چه در مرحله‌ قانونگذارى و چه در مرحله‌ى اجرا در دست ديگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن ديگران بستگى دارد. اگر آنها افراد بى‌انصافى بودند، مسلمانان همان وضعى را پيدا مى‌كنند كه شما امروز در كوزوو، ديروز در بوسنى و هرزگوين، ديروز و امروز در فلسطين و در جاهاى ديگر شاهدش بوده‌ايد و هستيد ـ- ما هم در ايران مسلمان عريق و عميق خودمان، سال‌هاى متمادى همين را مشاهده مى‌كرديم ـ- اما چنانچه حكام، قدرى با انصاف باشند، اجازه خواهند داد كه اين مسلمانان به قدر دايره‌ خانه‌ خودشان ـ- يا حداكثر ارتباطات محله‌اى ـ - چيزهايى از اسلام را رعايت كنند؛ ولى اسلام نخواهد بود.
اگر تخلف نمى‌شد...
امروز ما و جامعه‌ بشرى، همچنان در دوران نيازهاى ابتدايى بشرى قرار داريم. در دنيا گرسنگى هست، تبعيض هست ـ كم هم نيست؛ بلكه گسترده است، به يك جا هم تعلق ندارد؛ بلكه همه جا هست ـ- زورگويى هست، ولايت نابحق انسان‌ها بر انسان‌ها هست؛ همان چيزهايى كه چهار هزار سال پيش، دو هزار سال پيش به شكل‌هاى ديگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همين چيزهاست و فقط رنگ‌ها عوض شده است. «غدير» شروع آن روندى بود كه مى‌توانست بشر را از اين مرحله خارج كند و به يك مرحله ديگرى وارد كند. آن وقت نيازهاى لطيف‌تر و برترى و خواهش‌ها و عشق‌هاى به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشكيل مى‌داد. راه پيشرفت بشر كه بسته نيست! ممكن است هزارها سال يا ميليون‌ها سال ديگر بشريت عمر كند؛ هر چه عمر كند، پيوسته پيشرفت خواهد داشت. منتها امروز پايه‌هاى اصلى خراب است؛ اين پايه‌ها را پيغمبر اسلام بنيانگذارى كرد و براى حفاظت از آن، مسئله وصايت و نيابت را قرار داد؛ اما تخلف شد. اگر تخلف نمى‌شد، چيز ديگرى پيش مى‌آمد. «غدير» اين است. در طول دوران دويست‌وپنجاه ساله‌ زندگى ائمه (عليهم‌السلام) ـ كه عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پيغمبر تا زمان وفات حضرت عسگرى، دويست‌وپنجاه سال است ـ هر وقت ائمه توانسته‌اند و خودشان را آماده كرده‌اند تا اينكه به همان مسيرى كه پيغمبر پيش‌بينى كرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است ديگر. حالا ماها در اين برهه‌ از زمان، به ميدان آمده‌ايم و همتى هست به فضل و توفيق الهى و ان‌شاءالله كه به بهترين وجهى ادامه پيدا كند.
غدیر و انقلاب اسلامی ایران
شايد اكثر آن كسانى هم كه در ماجراى بيعت اميرالمؤمنين (عليه‌الصلاه والسلام)، گرد آن بزرگوار را گرفتند و با او بيعت كردند و پاى فشردند و فداكارى نمودند، واقعه‌ غدير و به طريق اولى، ظهور اسلام و جنگ‌هاى اميرالمؤمنين را نديده بودند. اما اسلام و هدايت و نور آن فقط براى كسانى نيست كه در آن وقت حضور داشتند، بلكه براى همه و براى هميشه است: «و اخرين منهم لما يلحقوا بهم». انقلاب اسلامى شروع يك راه پرافتخار و سعادت‌بخش بود. همه‌ كسانى كه از بى‌عدالتى رنج برده‌اند و تشنه‌ عدالتند، اين پديده را به جان دوست دارند و براى آن تلاش مى‌كنند. همه‌ كسانى كه سنگينى و فشار نظام ديكتاتورى و اختناق و زورگويى و قدرت فردى را احساس كرده يا درباره‌ آن فكر كرده‌اند، از انقلاب اسلامى، از حركت ملت مسلمان و از مبارزه‌ فراگير اين ملت استقبال كرده‌اند و مى‌كنند. مخصوص امروز نيست، در آينده هم همين‌طور خواهد بود.


پیام فرمانده کل سپاه به مناسبت در گذشت پدر شهیدان نژادفلاح
رزمنده‌ای‌که‌ فرزندانی مؤمن و سلحشور تربیت کرد

سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیامی ضایعه درگذشت پدر شهیدان نژادفلاح را تسلیت گفت. متن پیام بدین شرح است:
انالله و انا الیه راجعون
بیت معظم شهیدان والامقام نژادفلاح
سلام‌علیکم
خبر ارتحال ابوالشهداء مرحوم حاج «عباسعلی نژادفلاح» موجب تألم و تأثر خاطر گردید.
آن فقید سعید را همان بس که با توشه‌ گران پارسایی و عشق به اهل بیت‌(علیهم‌السلام) در ایام متعلق به امیرمؤمنان حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) «عید غدیر»، با لبیک به ندای «ارجعی الی ربک» جهان سفلی را وانهاد و به دیار باقی شتافت و در جوار فرزندان شهیدش سکنی گزید. رحمت بی‌منتهای خداوند متعال بر او که هم خود از خیل رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بود و هم در بیت ولایتمدار و پرمهر خویش، فرزندانی مؤمن و سلحشور تربیت نمود و عاشقانه آنان را در صیانت از قرآن و اسلام ناب محمدی(ص) به حضرت حق تقدیم داشت.
اینجانب رحلت آن مرحوم مغفور را تسلیت عرض نموده و از آستان ربوبی برای وی علو درجات و بهره‌مندی از غفران واسعه الهی و برای بیت بزرگوار و بازماندگان سوگوارش اجر جزیل توأم با عزت و سعادت مسئلت دارم.
سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


در دوازدهمين دوره جایزه بین‌المللی مدیریت پروژه
سپاسد موفق به کسب جایگاه سوم و تندیس برنزی شد

گروه تخصصي «سپاسد» از رده‌هاي قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) موفق شد جایگاه سوم و تندیس برنزی را در دوازدهمين دوره جایزه بین‌المللی مدیریت پروژه، براساس الگوی تعالی پروژه (PEM) کسب کند.
به گزارش روابط عمومي و تبليغات قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص)، پروژه «سد گتوند علیا» پس از ارزیابی از سوی ارزیابان بین‌المللی از کشورهای آلمان، صربستان، کانادا، یونان و لهستان، در تیرماه سال جاری نامزد دریافت جایزه پروژه برتر بین‌المللی شد و در بیست‌وهفتمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت پروژه که در تاریخ نهم مهرماه در کشور کرواسی برگزار شد، جایزه سطح سوم را دریافت کرد.
سد گتوند علیا بلندترین سد خاکی کشور از نوع سنگریزه‌ای با هسته رسی است که به ارتفاع 182 متر و سازه‌های وابسته به همراه نیروگاه برق آبی با ظرفیت تولید برق سالیانه 4250 گیگا وات، در استان خوزستان و بر روی رودخانه کارون احداث شده و گروه سپاسد پیمانکار اصلی این پروژه عظیم بوده است.
گروه تخصصي سپاسد با پیاده‌سازی فرایند‌های نوین مدیریت پروژه در مراحل ساخت، توانست به اهداف تعیین شده با کیفیت، زمان و هزینه مطلوب برسد. پروژه گتوند علیا در سال 1391 نيز موفق به دریافت مقام دومی و تندیس سیمین جایزه ملی پروژه برتر شد که این توفیق، زمینه‌ای مناسب برای نامزد شدن این پروژه در سطح بین‌المللی بود.
گفتني است قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) توانسته است با احداث چندين سد و بند انحرافی، گامي مهم در مهار منابع آب و مدیریت ذخایر آبي كشور بردارد و آثاري ارزشمند از خود به جا بگذارد.


يادداشت
مهدي سعیدي

مبنايي براي ارزيابي
سخنان منسوب به حضرت امام(ره)
انتشار نقل‌قول‌‌‌هاي عجيب و غريب از حضرت امام(ره) و انتساب برخي عبارات به ايشان در حالي که پيش از آن چنين تعابیری از ايشان شنيده نشده بود، سوژه جديدي است که اذهان عمومي را در اين ايام مشغول به خود کرده است. اين مسئله آنگاه اهميت مي‌يابد که برخي از اين نقل‌قول‌هاي ادعايي با نصوص صريح حضرت امام و مشي و سيره ايشان در تعارض است و قابل جمع نیست و برخي از آنها توهين آشکار به آن شخصيت وارسته و بزرگ مرد تاريخ انقلاب اسلامي است. از سوي ديگر اين نقل‌قول‌ها را کساني بیان کنند که به نحوي نزدیکی نسبي یا سببي با ايشان داشته و يا آنکه، سابقه تعامل و ارتباط با ايشان داشته‌اند.
اين وضعيت از یکسو زمینه‌ای را برای فرصت‌طلبان و معاندان و دشمنان حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی فراهم آورده و از دیگر سو، نوعي سردرگمي و ابهام را در اذهان به همراه داشته و سوالات و ابهاماتي را ايجاد کرده که حل برخي از آنان، نيازمند تنوير افکار عمومي است.
در این باره باید گفت که این اولین بار یا آخرین بار نیست که شاهد چنین ادعاها و انتساباتی هستیم که عبارت و کلامی به حضرت امام(ره) نسبت داده شده است. همواره بعد از درگذشت بزرگان دینی ـ سیاسی، جملات و عباراتی به این افراد منتسب شده که در صحت و سقم آن اختلاف بوده است. آنچه در این میان مهم است، داشتن معیار و محکی است که بتوان با توجه به آن، به ارزیابی نقل‌قول‌ها پرداخت.
شاید در گام اول، مهم‌ترین شاخص، تطبیق گفتمانی و بررسی سیاق عبارات و کلمات نقل شده با بیانات و نوشتارهای معظم‌له باشد. موضوعاتی چون مبارزه با استکبار جهانی و آمریکا، جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه اسلامی، جایگاه و احترام و حرمت خانواده‌های محترم شهدا و ایثارگران و مواردی از این قبیل، موضوعاتی نیستند که نتوان نظر حضرت امام(ره) را در این زمینه فهم کرد و می‌توان ادعاهای جدید را با این موضوعات تطبیق داد. کافی است مروری گذرا بر مجموعه بیست‌ودو جلدی صحیفه امام(ره) انداخته شود تا ده‌ها عبارت و سخن در مورد هر یک از این موضوعات جمع‌آوری شود و بطلان ادعاهای جدید ثابت شده و نظر صحیح آن بزرگ‌مرد در این مباحث آشکار شود.
معیار و شاخص دیگری که از سوی خود ایشان برای آیندگان به یادگار گذاشته شده، معیاری است که در صفحه پایانی وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان بر آن تأکید شده است. در صفحه 451 جلد بیست‌ویکم صحيفه امام(ره) می‌خوانیم: «اكنون كه من حاضرم، بعضی نسبت‌هاى بى‏واقعيت به من داده مى‏شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض مى‏كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مى‏شود، مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداى من يا خط و امضاى من باشد، با تصديق كارشناسان؛ يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم.»
این عبارت، معیار آشکار و شاخصی صریح است برای ملت ایران و همه دوستداران حضرت امام(ره) که بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند و درباره جملات منسوب به ایشان قضاوت کنند و مانع از تحریف دیدگاه‌های آن حکیم بزرگ شوند و فصل الخطابی است برای مناقشات و ادعاها و همچنین گوشزدی به همه آنانی که نقل‌قول‌های منتشر نشده‌ای از آن بزرگوار به یادگار دارند که اگر واقعاً بر صحت ادعای خود واقفند، به جای تشویش افکار عمومی، با مدرک و سند و معیارهای برشمرده، آن را از طریق قانونی مطرح سازند.
سخن آخر آنکه، نسل جوان امروز با توجه به فاصله بیش از بیست‌ساله از دوران حیات حضرت امام(ره) بیش از پیشینیان نیازمند مرور و موانست با کلام بنیانگذار جمهوری اسلامی است و در این مسیر باید مهم‌ترین میراث مکتوب آن بزرگوار یعنی «صحیفه امام» مورد مطالعه و مداقه دقیق قرار گیرد تا اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی در مسیر پیش‌رو از گزند تحریفات در امان بماند.


نكته و نظر

عجله کار شیطان است ولی...!
نکته: اربابی به غلام عجولش نصیحت می‌کرد که هیچ‌گاه در هیچ کاری عجله نکند چون عجله کار شیطان است. روزی غلام دید که آستین پوستین ارباب در منقل افتاده و دارد می‌سوزد. طبق توصیه ارباب که گفته بود در هیچ کاری نباید عجله کرد، خیلی آهسته از جا بلند شد و با گام‌های شمرده‌شمرده خود را به جلوی ارباب رساند و دستانش را با ادب به سینه گذاشت و گفت: ارباب آستین پوستین گرانبهای حضرت‌عالی دارد در آتش منقل می‌سوزد. ارباب فوری آستین را از آتش بیرون کشید و فریاد زد چرا زودتر نگفتی؟ غلام گفت: خود شما گفتید که عجله کار شیطان است. ارباب گفت: اما نه وقتی لباس ارباب تو در آتش می‌سوزد!
«فرهنگنامه امثال و حکم ایرانی ـ امین خضرایی»

نظر: اگر چه گفته شده عجله کار شیطان است، اما نه در همه کارها. مثلاً هیچ‌گاه نباید کار خیر را به عقب انداخت. نماز سر وقت را هرگز نباید به تأخیر انداخت در «اعجلوا بالصلاه» هم بر نماز اول وقت تأکید شده است. مهم این است که انسان بداند چه زمانی نباید در کاری شتاب و عجله کند و چه زمانی باید حتماً عجله کند و تأخیر جایز نیست!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی
این طرز سخنگویی وزیر ارشاد سابقه ندارد

«علی جنتی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه یک مراسم، سخنانی را به زبان آورد که به‌طور ویژه انتقادات جدی علمای حوزه علمیه قم را به دنبال داشت.
جنتی که در حاشیه رونمایی از نهج‌البلاغه مطلی در دفتر خود در وزارت ارشاد در جمع خبرنگاران حضور یافته بود، درباره مسئله خوانندگی بانوان گفت: «اظهارنظرهای مختلفی درخصوص تک‌خوانی خواننده زن در کنسرت‌ها وجود دارد، اما طبق نظر برخی مراجع تقلید، اگر موجب مفسده نباشد، ایرادی ندارد.» انتشار این اظهارنظر که رنگ و لعاب فقهی نیز داشت، در همان ساعات اولیه با واکنش جدی حوزه‌های علمیه روبه‌رو شد و در برخی واکنش‌ها، این اظهارات وزیر ارشاد نشانه کم‌اطلاعی وی از فقه شیعه توصیف شد. در این میان، جدی‌ترین واکنش را آیت‌الله مکارم شیرازی به این اظهارات بیان کرده است. این مرجع تقلید با اشاره به مطرح شدن برخی سخنان مبنی بر اعلام نظر فقها درخصوص خوانندگی زنان گفت: «گفته شده است که چرا می‌گویید خواننده زن نباشد. نصف جمعیت ایران زن است و فقها در این زمینه نظر دهند، این طرز سخن‌گویی سابقه ندارد.» وی با انتقاد از جسور شدن و مدعی شدن این افراد گفت: «اینها خبر ندارند یک طلبه 20 سال درس می‌خواند تا به مرحله اول اجتهاد برسد و باید برای مجتهد شدن 40 سال درس خواند. وزارت ارشاد بداند تکرار این کارها سبب می‌شود که مردم فاصله بگیرند.» با وجود این، رسانه‌های منتسب به جریان اصلاح‌طلب تلاش کردند تا با انتشار گسترده و وسیع این خبر، بازتاب‌های آن را پنهان کنند. این مسئله از آنجایی قابل توجه است که اساساً معرفی علی جنتی و همچنین برخی از معاونین شاخص او در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ژست تعامل گسترده و روابط خوب با دفاتر مراجع در قم از سوی آقای روحانی صورت گرفت و اکنون این مسئله نشان می‌دهد که این سناریو نیز نتوانسته است به سرپوشی برای برخی تصمیمات خلاف ضوابط شرعی در حوزه فرهنگ تبدیل شود.



در پی وقوع حادثه تروریستی در سیستان و بلوچستان صورت گرفت
احضار سفیر پاکستان برای توضیح درباره حادثه سراوان

معاون سیاسی و امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان از احتمال احضار سفیر پاکستان توسط وزارت امور خارجه برای توضیح درباره حادثه هنگ مرزی سراوان خبر داد.
رجبعلی شیخ‌زاده؛ معاون سیاسی و امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان در تشریح جزئیات حادثه جمعه شب هنگ مرزی «بم‌پشت» سراوان گفت: این حادثه توسط گروه‌های تروریستی وابسته به استکبار در نقطه صفر مرزی صورت گرفته است.
وی در ادامه افزود: گروه‌های تروریستی قصد داشتند وارد خاک کشورمان شوند که نیروهای دلیر مرزبانی اجازه ورود به آنها ندادند، از این رو درگیری میان آنها ایجاد شد.معاون سیاسی و امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان ادامه داد: پس از وقوع درگیری و با مقاومت دلاورانه مرزبانان کشورمان، گروه‌های تروریستی ناگزیر به عقب‌نشینی شدند و به خاک پاکستان فرار کردند که اطلاعاتی از تلفات آنها در دست نیست. شیخ‌زاده تصریح کرد: استانداری سیستان و بلوچستان با ارجاع این پرونده به وزارت کشور از این وزارتخانه خواسته است تا موضوع را از طریق دیپلماتیک حل کند. وی افزود: همچنین بنا برشنیده‌ها، وزیر امور خارجه قرار است سفیر پاکستان را در راستای وقوع این حادثه تروریستی و لزوم صورت دادن یک اقدام جدی درباره مرزهای جمهوری اسلامی ایران ـ پاکستان احضار کند. معاون سیاسی و امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان با بیان اینکه متاسفانه در این درگیری 14 تن از نیروهای مرزبانی به شهادت رسیده و 6 نفر مجروح شده‌اند، خاطر نشان کرد: در این عملیات تروریستی متاسفانه 2 تن از نیروهای کادر و 12 نفر از سربازان به درجه رفیع شهادت نائل شدند. وی در پایان تأکید کرد: درگیری میان گروه‌های تروریستی و نیروهای کشورمان دو ساعته بوده است.
در درگیری مرزبانان هنگ مرزی سراوان با اشرار مسلح، تعدادی از مرزبانان به شهادت رسیدند و پیکر مطهر 14 تن از شهدا به پزشکی قانونی شهرستان زاهدان منتقل شده است.این حادثه در محدوده پاسگاه 167 گزبستان سراوان رخ داد و چهار نفر نیز، به گروگان گرفته شده‌اند. گفته می‌شود گروهکی به نام جیش العدل مسئولیت این حادثه را بر عهده گرفته، اما این ادعا هنوز به طور رسمی از سوی مقامات صلاحیت‌دار تأیید نشده است.



رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس
خزانه دولت هم خالی است و هم خالی نیست

رئیس کمیسیون برنامه و بودجه با بیان اینکه کشور بیش از 100 میلیارد دلار ذخایر خارجی دارد، در خصوص اظهارات اخیر رئیس‌جمهور مبنی بر خالی بودن خزانه کشور گفت: از دو وجه می‌توان این اظهارات را بررسی کرد، آیا خزانه کشور نقدینگی است که به صورت ریالی در اختیار دولت قرار می‌گیرد؟ یا علاوه بر نقدینگی ذخایر ارزی است که دولت در اختیار دارد؟
مصباحی‌مقدم، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با مهر اظهار داشت: اگر خزانه دولت را علاوه بر نقدینگی، ذخایر ارزی در نظر بگیریم که در اختیار دولت است، باید گفت خیر، خزانه دولت نه‌تنها خالی نیست، بلکه بسیار هم سرشار است.
وی تأکید کرد: کشور بیش از 100 میلیارد دلار ذخایر خارجی و طلای نگهداری شده دارد و این، علاوه بر منابع صندوق توسعه ملی است که بالای 30 میلیارد دلار است.
مصباحی‌مقدم با تأکید بر اینکه در حال حاضر این منابع به صورت نقدی در اختیار دولت نیست، گفت: نقدینگی که در اختیار دولت قرار می‌گیرد، صرفاً از راه درآمدهای نفتی است که تبدیل به ریال می‌شود و البته امسال این منابع نسبت به هزینه‌ها کاهش یافته است. نماینده مردم تهران در مجلس افزود: علاوه بر این، برای درآمدهایی که از راه مالیات وصول می‌شود امسال تحقق صد درصدی پیش‌بینی نشده است و بخشی از منابعی که می‌توانست از واگذاری‌های دولتی به بخش غیردولتی تحقق پیدا کند عملاً در شش‌ماهه اول سال بسیار پایین بود، بدین معنا اظهارات رئیس‌جمهور مبنی بر خالی بودن خزانه کشور درست است. وی با تقسیم منابع نقدینگی کشور به بالفعل و بالقوه تصریح کرد: در صورتی‌که منابع ارزی که در خارج از کشور داریم و به‌دلیل تحریم‌ها مسدود شده است با دیپلماسی آزاد شود، نه‌تنها مشکلی نداریم، بلکه بسیاری از مشکلات نیز قابل حل است. رئیس کمیسیون برنامه و بودجه در پاسخ به این سوال که به نظر شما دیپلماسی دولت از مهم‌ترین راهکارهای حل مشکلات اقتصادی است، گفت: قبول کنیم که ما نباید مبنای حل مشکلات اقتصادی کشور را با نگاه به خارج دنبال کنیم، نباید ناامید بود، اما دل نباید بست.




سیدحسن خمینی
امام تقیدات بسیار سنگینی به ظواهر دینی داشتند

حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در آغاز جلسه درس اصول خود در مدرسه دارالشفاء قم گفت: واقعاًً امام نسبت به بحث حجاب و اختلاط نامحرم توجه بسیار ویژه‌ای داشتند؛ در خانواده ما وقتی نوه‌های پسری به سن بلوغ می‌رسیدند امام آنها را از نشستن سر یک سفره با نوه‌های دختری منع می‌کردند.
این تقیدات بسیار سنگینی که امام به ظواهر دینی داشتند را نمی‌توان در تحلیل شخصیت ایشان نادیده گرفت.
تولیت آستان مقدس حضرت امام خمینی(ره) افزود: در بحث موسیقی هم، امام شب‌ها که رادیوهای بیگانه را گوش می‌کردند، به محض آنکه صدای موسیقی از رادیو بلند می‌شد آن را قطع می‌کردند. لذا همه افراد باید مراقب باشند که خدای نکرده امام را به‌گونه‌ای تحلیل نکنند که بُعد عنایت ایشان به فقه و احکام فقهی، به‌خصوص مظاهر اجتماعی و فرهنگی دین، کم‌رنگ جلوه داده شود. قدم به قدم زندگی امام آمیخته به تقیدات کامل و بدون تسامح به احکام دینی است. البته در رفتار ایشان با کسانی که احیاناً در نکاتی تقیدات لازم را ندارند، برخوردی کاملاً انسانی، تربیتی بود؛ نه اینکه به صرف یک لغزش، کسی را از دایره دینداران خارج کنند و با تهمت‌های ناروا او را برانند.
وی گفت: همه باید به این نکته توجه کنند؛ جوهره شعار کلیدی انقلاب یعنی «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» نمونه‌ای از کلیت اهداف امامی است که باید او را بشناسیم. استقلال به این معنا نیست که هیچ کالایی نباید وارد شود و همه را خودمان بسازیم. معنای استقلال این است که نباید ذلیل برخی ارتباطات شویم، ولی این به معنای آن نیست که مصلحت را کنار بگذاریم.
وی تأکید کرد: آزادی مردم به معنای حق‌الناس است و اسلام عمده مسئله است؛ لذا اگر دین نبود، امام به این عرصه‌ها ورود نمی‌کرد. همه ما به‌عنوان کسانی که سربازان امام زمان(عج) هستیم، باید حواس‌مان باشد که اگر چیزی می‌گوییم در جهت تقویت فرهنگ دینی مردم باشد.


خط خبر

شرمندگی «شرمن» پس از واکنش گسترده ایرانیان!
پس از واکنش‌‌ها به سخنان معاون وزیر امور خارجه آمریکا، سخنگوی این وزارتخانه گفت، منظور وندی شرمن این نبوده ‌که ایرانی‌ها ‌‌ژنتیکی فریبکارند. پیشتر ‌وندی شرمن گفته بود «فریب‌کاری در دی‌ان‌ای ایرانیان است.» ماری هرف، سخنگوی‌ وزارت امور خارجه ایالات متحده، این که منظور وندی شرمن، دی‌ان‌ای ایرانی‌ها بوده باشد، رد کرد. او در کنفرانس خبری خود در پاسخ به پرسش بی‌بی‌سی فارسی گفت: «ما به ‌صراحت از بسیاری از سخنان رئیس‌جمهور روحانی تقدیر کرده‌ایم. لحن او و همچنین لحن هیئت ایرانی در مذاکرات گروه ۵+۱ را تحسین می‌کنیم و امیدواریم این لحن، تداوم داشته باشد.» این موضع‌گیری دولت آمریکا پس از بالا گرفتن واکنش‌‌ها در ایران به اظهارات نقل‌ شده از وندی شرمن، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، اعلام شده است.
هزینه از رهبری برای یک هدف کوچک

یکی از نمایندگان مجلس در یک اقدام خلاف قانون، برگه‌ای را میان نمایندگان توزیع کرده و در تلاش بوده است که برای جدا کردن بخشی از هرمزگان از رهبر معظم انقلاب هزینه کند! در آغاز و پایان ‌این نوشته، تلاش شده ‌چنین القا شود که این طرح از سوی رهبری‌ تأیید شده و رهبری شخصاً خواهان اجرایی شدن این طرح هستند. در واقع سعی شده، ‌مخالفان این طرح را جبهه‌ای در مقابل رهبری توصیف کند. همان‌گونه‌که نماینده محترم ولی‌فقیه در استان هرمزگان، آیت‌الله نعیم‌آبادی، چندین بار بیان کرده‌اند، دفتر مقام معظم رهبری چنین ادعایی را تکذیب کرده و به صراحت بیان داشته‌اند که رهبری در چنین مسائل و اختلافات منطقه‌ای ورود نمی‌کند. هزینه از رهبری برای برخی از اهداف سبب تلاش رسانه‌های بیگانه در تضعیف رابطه ولایی بین مردم و رهبری می‌شود، به‌ویژه هنگامی که امری مخالفان انبوهی داشته باشد.
قطار انتصابات دولت به 700 رسید!

«685»! این عدد تغییرات در دولت روحانی طی کمتر از سه ماه گذشته است، به عبارت دیگر هر هفته 70 تغییر در بدنه مدیریت کشور صورت گرفته است. نهاد ریاست‌جمهوری با 93 تغییر در صدر جایگاه تغییرات در ساختار مدیریتی‌اش قرار دارد و پس از آن وزیر نفت سعی دارد گوی سبقت را از دیگر اعضای کابینه ربوده و این وزارتخانه حساس را زودتر با خود هماهنگ کند. وزارتخانه‌های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کشور، و اقتصاد و دارایی نیز در رتبه بعدی بیشترین انتصاب و تغییر مدیران، قرار دارند. نگاهی به روند انتصاب‌های دولتی‌ها، حکایت از ادامه‌دار بودن تغییرات گسترده در دولت تدبیر و امید دارد؛ تغییراتی که بدون شک بخشی از آن حق رئیس‌جمهور، وزرا و معاونان رئیس‌جمهور خواهد بود، اما انتصاب افراد در وزارتخانه‌های مختلف و سازمان‌های دولتی باید با توجه به سوابق افراد صورت گیرد و انتصاب افرادی با سابقه حمایت از اقدامات هنجارشکنانه، علامت سوال بزرگی را در برابر شعار «اعتدال» قرار خواهد داد.
این فقط یک هدیه نبود یک پیام بود
منابع صهیونیستی مدعی هستند که ایران هر چند در مراسمی علنی، با اهدای یک نمونه از پهپاد آمریکایی و مهندسی معکوس شده «اسکن ایگل» همکاری با روس‌ها در حوزه نیروی هوایی را جشن گرفت، ولی این مراسم پوششی برای اهدای هدیه اصلی ایرانی‌ها به روس‌ها بوده است. وبگاه صهیونیستی «دبکا» مدعی شده است که ظاهراً خبر اصلی این است که ایرانی‌ها چند روز پیش در مراسمی یک فروند از نمونه کپی شده پهپاد آمریکایی اسکن ایگل را به «ویکتور بوندارف» فرمانده نیروی هوایی روسیه اهدا کرده‌اند. ژنرال روس نیز کیفیت کار مهندسان ایرانی را تحسین کرد تا دو طرف همکاری خود در این زمینه را در جلوی دوربین‌ها جشن بگیرند. این پایگاه صهیونیستی مدعی شده است که پخش تصاویر این مراسم یک حقه بزرگ بوده است، زیرا این مراسم پوششی برای هدیه اصلی ایرانی‌ها به روس‌ها بوده است، هدیه‌ای که قرارگاه خاتم‌الانبیا به طرف روس داده است. منابع اطلاعاتی که دبکا به آنها متکی است مدعی شده‌اند اهدای آشکار یک پهپاد آمریکایی و پذیرش این هدیه از جانب روس‌ها نشان‌دهنده تمایل ایران به علنی کردن بی‌توجهی دو طرف به نگرانی‌های آمریکا در این رابطه است.
شنود ۷۳/۱ میلیارد تماس ایرانیان توسط سیا

در حالی که انتشار خبر جاسوسی نهادهای امنیتی آمریکا از تماس‌های مردم دیگر کشورها و حتی رهبران آنها سبب ایجاد تنش جدی در روابط آنها شده است، اطلاعات منتشرشده حاکی از جاسوسی وسیع این نهادها از مردم منطقه و از جمله ایرانی‌ها است. وبگاه Cryptome که اسناد و اطلاعات دولتی را افشا می‌کند بر پایه گزارش‌هایی که اطلاعات آنها را جمع‌آوری کرده است، مدعی شده است که از این تعداد حدود 22 میلیارد تماس مربوط به افغانستان، ۷۶/۱۲ میلیارد تماس مربوط به پاکستان، ۸/۷ میلیارد مربوط به عراق، همین تعداد از عربستان، ۹/۱ میلیارد تماس از مصر، ۷۳/۱ میلیارد تماس از ایران و ۶/۱ میلیارد تماس از اردن بوده است.
جاسوسی‌های آمریکا مشروع است!

«لیسا موناکو» مشاور باراک اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا درباره رسوایی‌های جاسوسی سرویس‌های اطلاعاتی کشورش در اروپا گفت: درست است که این عملیات جاسوسی سبب بروز تنش در بین آمریکا و کشورهای اروپایی شده است، اما نباید فراموش کنیم که این اقدامات مشروع هستند.
الگوی شما در اروپا نیست

«آیدا یاشرویج» مبلّغ بوسنی‌هرزگوین با اشاره به اینکه به صورت اتفاقی در مراسمی که مربوط به حضرت فاطمه(س) بود حضور یافتم، گفت: در اینجا بود که تحت تأثیر این شخصیت بزرگوار قرار گرفتم و بعد از آن حجاب را در زندگی‌ام انتخاب کردم.
وی افزود: نعمت زندگی در ایران نعمت بزرگی است، چراکه هر کسی به‌راحتی می‌تواند حجاب را انتخاب کند، در کنارش آزادی داشته باشد و در کارهای اجتماعی دلخواه وارد شود. مبلّغ بوسنی هرزگوین خطاب به جوانان ایران اذعان داشت: جوانان ایران بدانند زندگی در اروپا و آمریکا به زیبایی آنچه در فیلم‌ها و ماهواره‌ها عرضه می‌شود، نیست، اینها تنها برای فرهنگ‌سازی و تهاجم فرهنگی به کشورهای مسلمان است. یاشرویج اضافه کرد: والدین فرزندان خود را هنگام استفاده از اینترنت کنترل کنند و از آلودگی و تهاجم دشمنان دور کنند. وی با بیان اینکه ما حتی زمانی که مسلمان نبودیم حاضر به نگاه کردن فیلم‌های مبتذل نبودیم، گفت: چرا به راحتی خانواده‌های مسلمان اجازه دیدن چنین فیلم‌هایی را به فرزندان خود می‌دهند و کنترلی ندارند. این مبلّغ خارجی تصریح کرد: مسلمانان الگویی چون ائمه دارند، در حالی که اروپا هیچ الگویی ندارد، چرا باید مسلمانان الگوی خود را در اروپا و کشورهای بیگانه جست‌وجو کنند، باید به دنیا نشان دهیم اسلام واقعی چیست.
خالد مشعل فعلاً به تهران نیاید

روزنامه «القدس العربی» چاپ لندن به نقل از یک مقام مسئول در جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) نوشت: ایران با سفر خالد مشعل به تهران مخالفت کرده و خواستار انجام این سفر در زمان دیگری شده است. این مقام مسئول که نام خود را بیان نکرده اضافه کرد: مقامات ایران گفته‌اند که به دلیل داشتن مشغله کاری، خواستار انجام این سفر در زمان دیگری هستند. مقامات ایرانی به‌طور کامل با انجام این سفر مخالفت نکرده‌اند. پیش از این شماری از مقامات حماس از سفر خالد مشعل به تهران در آینده‌ای بسیار نزدیک خبر داده بودند. خالد مشعل در دو و نیم سال گذشته تاکنون سفری به تهران نداشته است. احمد یوسف از رهبران حماس در منطقه غزه نیز گفت به‌تازگی هیئتی از حماس به تهران سفر محرمانه‌ای داشت تا ضمن گفت‌وگو با مقامات ایرانی برای نزدیکی روابط و دور کردن اختلافات میان دوطرف، مقدمات سفر خالد مشعل به تهران را فراهم کند، اما مقامات ایرانی با انجام سفر خالد مشعل در مقطع کنونی مخالفت کرده‌اند.
از آمریکا می‌ترسید؟

خاطره‌ای از حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) راجع به گروگان‌های آمریکایی به روایت رهبر معظم انقلاب در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای منتشر شد. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی می‌فرمایند: من و آقای هاشمی و یک نفر دیگر (که نمی‌خواهم اسم بیاورم) از تهران به قم خدمت امام رفتیم تا بپرسیم بالاخره این جاسوسان را چه کار کنیم؛ بمانند، یا نگه‌شان نداریم؛ به‌خصوص که در دولت موقت هم جنجال عجیبی بود که ما اینها را چه کار کنیم! وقتی که خدمت امام رسیدیم و دوستان وضعیت را شرح دادند و گفتند مثلاً رادیوها این‌طور می‌گویند؛ آمریکا این طور می‌گوید؛ مسئولان دولتی این‌طور می‌گویند؛ ایشان تأملی کردند و سپس با طرح یک سؤال واقعی پرسیدند: «از آمریکا می‌ترسید؟»؛ گفتیم نه؛ گفتند پس نگه‌شان دارید! بله، آدم احساس می‌کرد که این مرد خودش از این شُکوه ظاهری و مادی و این اقتدار و امپراتوری مجهز به همه چیز، حقیقتاً ترسی ندارد. نترسیدن او و به چیزی نگرفتن اقتدار مادی دشمن، ناشی از اقتدار شخصی و هوشمندانه او بود.
ترس از سرود حماسی

برخی حامیان دیپلماسی دولت یازدهم با ابراز نگرانی از پخش سرودهای حماسی توسط صداوسیما در آستانه مراسم 13 آبان، از مسئولان این رسانه خواسته‌اند از پخش برخی سرودها به‌ویژه سرود اسفندیار قره‌باغی با عنوان «آمریکا! آمریکا! ننگ به نیرنگ تو» خودداری کنند!
راهبرد آمریکایی فشار در مذاکره

باوجود تأکید آمریکایی‌ها بر استمرار مذاکرات هسته‌ای با ایران، این کشور سه محور زیر را به‌عنوان راهبرد خود در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران قرار داده است: 1ـ حفظ اجماع کشورها علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران؛ 2ـ پیگیری مسیر تعامل همراه با فشار و 3ـ عدم پذیرش حق غنی‌سازی در داخل خاک جمهوری اسلامی ایران.


ژرفا

آسيب‌شناسي نرم‌افزار بعثت (30)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

پس از اشاره گذرا به دو موضوع کلّی پدیده رجعت و ارتجاع پس از انقلاب‌ها و موضوع ماندگاری انقلاب‌ها و انقلابیون، اکنون مناسب است به واکاوی آسیب‌های وارده بر نرم‌افزار بعثت و آثار و پیامدهای عملی آن بپردازیم تا معلوم شود اوّلاً؛ چه انحراف و اعوجاجی در مسیر حرکت انقلاب به وجود آمد و چه مصائب و مشکلاتی بر پیکرۀ اسلام تحمیل شد که نیم قرن پس از پیامبر اسلام(ص) بشریت شاهد حادثه خونین کربلا گردید و ثانیاً؛ عبرتی باشد برای امروز ما که از دستاوردهای انقلاب و میراث امام خمینی(ره) که همان میراث نبوی و علوی است با همه وجود پاسداری کنیم.
تفکیک شارعیت از خالقیت
در نگرش توحیدی بین ربوبیت تکوینی و ربوبیت تشریعی پیوستگی وجود دارد، یعنی آفریدگار هستی که همه مخلوقات از جمله انسان را آفریده و مجموعه امور هستی را با اراده خود تدبیر می‌کند، تدبیر و اداره امور انسان هم در دست اوست. اگر اشراف بر مصالح عالم هستی از جماد و نبات و حیوان و نظم و انضباط حیرت‌انگیز حاکم بر عالم در اختیار اوست، به‌طور مسلّم، شناخت عمق انسان و اشراف بر مصالح آدمی در دست توانای او خواهد بود.
همین‌طور بین خالقیت و شارعیت پیوند ناگسستنی وجود دارد. اگر تدبیر و ظرفیت خلق و آفرینش عالم و انسان از حیطه و ظرفیت و توان علمی و عقلی آدمی خارج است، به‌طور طبیعی تدبیر و ظرفیت، شارعیت و ارائه الگوی مدیریت و قانون جامع و کامل برای اداره امور انسان هم از ظرفیت و توان علمی و عقلی آدمی خارج است. چگونه می‌شود که همگان ربوبیت تکوینی باریتعالی و خالقیت آن قدرت لایزال را می‌پذیرند، اما شارعیت را پذیرا نیستند و در حیطۀ اختیارات انسان می‌دانند.
خطای بزرگ شیطان پس از هزاران سال عبادت و بندگی خدا، تفکیک شارعیت از خالقیت بود. وقتی شیطان می‌گوید: «خَلَقتَنی مِنَ نار» مفهوم آن پذیرش خالقیت است و هنگامی که می‌گوید «اَنذِرنی» یعنی پذیرش ربوبیت تکوینی است، اما هنگامی که از فرمان خدا سرپیچی می‌کند به معنای انکار ربوبیت تشریعی خواهد بود و نتیجه آن خروج از چرخه و چتر ولایت الهی است.
منظور از ربوبیت تشریعی و یا شارعیت ذات باریتعالی، پیش‌بینی مدیریت و رهبری عالی و قانون و مقررات مطلوب برای اداره امور بشر است. به عبارت دیگر، به موازات تدبیر امور هستی و پیش‌بینی نرم‌افزار کامل و جامع برای اداره عالم تکوین، برای تدبیر امور انسان، نرم‌افزار جامع و کاملی پیش‌بینی کرده که عنوان آن «بعثت» است و بعثت دو رُکن دارد؛ قانون مطلوب و رهبری مطلوب.
نکته مهم در این زمینه، دائمی و فرازمانی بودن فرمول بعثت است. به عبارت دیگر، پیوستگی بین خالقیت و شارعیت و ربوبیت تکوینی با تشریعی اقتضا دارد، همانطور که ربوبیت تکوینی دائمی بوده و بقای نظام هستی وابسته به اراده و خواست خداوند متعال است، ربوبیت تشریعی و فلسفه بعثت هم اقتضا دارد ربوبیت تشریعی و شارعیت ذات باریتعالی فرازمانی باشد. از این‌رو برمبنای فلسفه بعثت، مصالح عالیه انسان و تربیت و تزکیه و حیات طیّبه او در این عالم و وصول به سعادت ابدی در جهان دیگر این ضرورت را ایجاب می‌کرد که قانون و رهبری از سوی خدا تعیین تکلیف شود. همین مسئله این حقیقت را به اثبات می‌رساند که فلسفه بعثت و ربوبیت تشریعی موقّتی نبوده و اختصاص به عصر نبوّت نداشته و در تمام اعصار تا مادامی که بشر روی کرۀ زمین زندگی می‌کند این فرمول باید جریان داشته باشد.
تفاوت عمده‌ای که می‌توان به‌عنوان نقطه افتراق بین نرم‌افزار تکوینی و تشریعی مورد اشاره قرار داد این است که در عالم تکوین، مجموعه آن، حتی انسان در بُعد تکوینی، تسلیم محض تدبیر و برنامه ذات باریتعالی قرار دارند و هیچ‌گونه تخلّف و سرپیچی از فرمان الهی ندارند و همه هستی خاضعانه تحت فرمان آفریدگارشان اطاعت می‌کنند و لذا از خصوصیات ثابت زیادی همچون دائمی بودن، مشروعیت و حقّانیت برخوردار هستند. اما انسان با توجه به خصوصیت مختار بودن و انتخاب‌گری این اختیار را دارد که در مسیر تدبیر الهی و در چارچوب بعثت و در مسیر ولایت الهی حرکت کند و یا از نظام ولایی و تدبیر الهی خارج شود و تحت ولایت غیر خدا قرار گیرد، از این‌رو مشروعیت، حقانیت برنامه و حرکت انسان مشروط خواهد بود. اگر در منظومه ولایت الهی قرار گرفت، هم مشروعیت دارد و هم حقانیت و اگر خارج از ولایت الهی حرکت کرد، نه مشروعیت دارد و نه حقانیت.
اشتباه بزرگ بشر این بود که نتوانست خود را در منظومه تدبیر و ولایت الهی قرار دهد و اگر در دوره‌ای زیر لوای رهبری الهی قرار گرفت، در دوره بعد گرفتار عصیان و خطا شد.
با توجه به توضیحات فوق می‌توان گفت بزرگ‌ترین خطر و آسیب متوجه بعثت پس از پیامبر(ص) تفکیک شارعیت و خالقیت بود. با بعثت پیامبر اعظم(ص) شرایط لازم برای تحقق ربوبیت تشریعی یعنی بهره‌مندی بشر از قانون کامل و جامع و رهبری با همه شرایط آن فراهم آمد و با گرایش و تبعیت مردم از تدبیر الهی، حاکمیت در چارچوب ربوبیت تشریعی شکل گرفت. با توجّه به ابدیت فلسفه بعثت و ضرورت تداوم این سامانه در قالب قانون و رهبری مطلوب، خداوند تضمین لازم را در جهت تداوم بعثت در بستر امامت با همه ویژگی‌هایش پیش‌بینی کرده بود و پیامبر اعظم(ص) به فرمان الهی این تدبیر را ابلاغ و زمینه عملیاتی‌سازی آن را فراهم کرد. جالب اینکه پیامبر(ص) در خطبه غدیر ـ یکی از طولانی‌ترین خطبه‌های پیامبر که می‌توان از آن به عنوان «منشور اداره بشر» یاد کرد ـ علاوه بر یکصد دوره اشاره به علی(ع) به صورت اسم یا توصیف، اسامی دوازده امام را بیان کرد و چندین بار به امام عصر(عج) اشاره می‌کند. اما برخی از خواص و پیروان پیامبر(ص) بار دیگر خطای خواص پیشین را تکرار کردند و بزرگ‌ترین انحراف را در بزرگ‌ترین انقلاب دینی و الهی به‌وجود آوردند که همچنان بشریت در آتش آن می‌سوزد.
پیامبر(ص) در واپسین لحظات زندگی خود با اشاره به قرآن به‌عنوان قانون و مقررات مطلوب و عترت به‌عنوان رهبران مطلوب تأکید فرموده بود که هدایت، سعادت و کمال شما در گرو پیوستن یکایک افراد جامعه به قرآن و عترت و توجه به ملازمه و پیوستگی بین آن دو است، اما متأسفانه برخی خواص با تکیه بر اغراض گوناگون، تدبیر الهی را ندیده گرفته و شارعیت و ایفای نقش ذات باریتعالی در نظام تحکیم و تقیین را حذف کردند. تأسّف‌بارتر اینکه مردم هم بدون توجّه به انحرافی که در مسیر بعثت ایجاد شده بود، تسلیم وضع موجود شدند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

فریاد علیه سکوت
حسین عبداللهی فر

موج اعتراضات و واکنش‌ها به اهانت‌های خواهران اشراقی به حضرت امام (ره) و خانواده‌های معزز شهدا، سبب شد تا نامه تکذیبیه یکی از آن دو در نخستین روز هفته بر صفحات برخی روزنامه‌‌‌ها درج شود. این تکذیبیه اما مانع نشد تا مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) برای چندمین بار به قصور در انجام وظایف و رسالت خویش در دفاع از حضرت امام(ره) متهم شود؛ قصوری که ریشه در تعصبات جناحی و گروهی داشته و برخی سعی می‌کنند آن را وارونه جلوه دهند.
«کیهان» در نخستین روز هفته «اعتراض گسترده خانواده شهدا به سکوت مرموز مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)» را تیتر کرد و نوشت: «جمعی از خانواده شهدا با امضای طوماری ضمن اعتراض به توهین صورت گرفته به امام (ره) و شهدا از سوی نوه ایشان، سکوت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) را محکوم کردند.»
«جوان» هم در این روز «خط امام ژنتیکی نیست» را برجسته کرد و ذیل آن نوشت: «توهین اخیر نعیمه اشراقی به همسران معظم شهدا در قالب نقل خاطره‌ای منسوب به امام خمینی(ره) در صفحه فیس‌بوک خود، زنگ خطر محکم‌تری را برای تحریف چهره بنیانگذار انقلاب اسلامی به صدا درآورد تا صدای اعتراض بیشتری نسبت به رفتارهای پیش از این افراد بلند شود. گرچه موج اعتراضات بیشتر از خانواده شهدا بلند شد و فرزندان شهدا که بحق این نوشته را توهین به مادران خویش دانسته بودند بر نعیمه اشراقی تاختند، اما واقعیت آن است که اصل تأسف‌بار قصه آن است که جمعی با استفاده از رانت فامیلی یا نزدیکی سیاسی به امام(ره) می‌کوشند با تعریف خاطره‌هایی جعلی از حضرت امام(ره) چهره‌ای از ایشان بسازند که خود دوست دارند، چهره‌ای که مطابق با آنچه آنان دوست داشته‌اند، که امام آن گونه باشد!»
برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب هم تیترهای کوچکی از این خبر را تیتر روز اول هفته خود کرده بودند. «آفتاب یزد» در حالی «توضیح و تکذیبیه نعیمه اشراقی» را تیتر کرده بود که «آرمان» از کشیده شدن ماجرای نعیمه اشراقی به مجلس خبر داده بود و با اشاره به اینکه، «توضیحات نعیمه اشراقی نتوانست برخی از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس را راضی کند»، نوشت: «حجت‌الاسلام پژمان‌فر با اشاره به اظهارات نعیمه اشراقی اظهار کرد من مطمئن هستم اگر امام در قید حیات بودند با این کارهای غیراخلاقی همان کاری را می‌کردند که با سیدحسین آقا انجام دادند.»
همین فضا سبب شد تا مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) اقدام به صدور بیانیه‌ای کند که در آن به جای محکوم کردن اهانت‌ها، اعتراض به توهین‌کنندگان و سکوت مؤسسه را افراطی خوانده بود.
انتشار این بیانیه که در روزنامه‌های سه‌شنبه (30/7) انعکاس یافته بود سبب شد تا روزنامه‌های شرق، آفتاب یزد، مردم‌سالاری، ابتکار و بهار در تیتری یکدست و واحد، اعتراضات به مؤسسه را «تسویه‌حساب سیاسی به بهانه توهین به امام (ره)» جلوه دهند.
بیانیه تند قائم‌مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) و اقدام روزنامه‌های زنجیره‌ای واکنش روزنامه‌های وابسته به جریان اصولگرا را در پی داشت.
روزنامه «جوان» در شماره آخر هفته خود با اشاره به شکایت خانواده شهدا از حمید انصاری و درج تصاویری از صفحه اول روزنامه‌های زنجیره‌ای در سرمقاله خود نوشت: «مطالب منسوب به نعیمه اشراقی در فیس‌بوک و واکنش گسترده نیروهای انقلاب اسلامی و خصوصاً خانواده و فرزندان معظم شهدا سبب شد بالاخره پس از یک هفته جناب انصاری به میدان رسانه بیاید و موضوع را محکوم کند، اما به جای توضیح درباره ورود دیرهنگام به صحنه، منتقدان و خانواده شهدا را با هویت «جناح خاص» و «نهاد خاص» معرفی کرد.»
«کیهان» هم در همین روز واکنش خانواده شهدا به مواضع مؤسسه را با تیتر «کسانی که وقیحانه از خانواده شهدا طلبکار شده‌اند بدانند به امام شکوه می‌کنیم» را منعکس کرد و از قول خواهر یک شهید نوشت: «می‌خواستم از نعیمه اشراقی و مؤسسه به اصطلاح حفظ آثار امام(ره) بپرسم پس از 24 سال از رحلت امام در پی چه هستید؟ یادم افتاد این جماعت خود را مبرا از پاسخ دادن می‌داند و وقتی از آنها سؤال کنی به تندروی متهمت می‌کنند و لابد می‌خواهند بگویند قصد و غرض سیاسی داشته‌ای، همان‌طور که مؤسسه امام، خانواده شهدا را به شکایت تهدید کرد. ما جوان‌داده‌ها، خواهران شهیدها، مادران شهدا هیچ‌گاه شکایتی از مؤسسه‌ای که باید از کیان حضرت روح‌الله دفاع کند و نمی‌کند، نداریم و حساب امام برای‌مان از همه اینها جداست، اما از کسانی که وقیحانه از خانواده شهدا به خاطر اعتراض مقدس طلبکار شده‌اند و حق شکایت را برای خود محفوظ می‌دانند به امام شکوه می‌کنیم و می‌گوییم شاهد باش که در برابر این جسارت‌‌‌ها و اهانت ساکت نماندیم و کار زینبی خود را از ترس هجمه تسلیم‌طلبان نیمه‌کاره رها نکردیم.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

گام عملي غرب کدام است؟
پس از برگزاري نشست ژنو و توافقات هيئت جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 مبني بر برگزاري دور دوم مذاکرات در 16 و 17 آبان، سران غرب مواضع متعددي انتقاد کرده‌اند. از جمله مهم‌ترين مسائل مطرح در محافل رسانه‌اي و سياسي غرب، مبحث لغو تحريم‌ها بوده است. آنها ادعا کرده‌اند غرب به دنبال لغو تحريم‌ها است در حالي که پيش‌زمينه آن، اقدامات عملي جمهوري اسلامي ايران است.
آنها ادعا کرده‌اند که آمريکا براي آزادي 13 ميليون دلار و اروپا براي آزادي 12 ميليون دلار دارايي‌هاي ايران اعلام آمادگي کرده‌اند. اين فضاسازي‌ها در حالي صورت گرفته که آنها تلاش دارند تا پيش‌زمينه اجراي چنين اقداماتي را عملکردهاي عيني ايران در جهت اجراي خواست غرب، مطرح سازند. خواسته‌هايی که اساس آن را چشم‌پوشي ايران از حقوق هسته‌اي و کنار نهادن مقاومت تشکيل مي‌دهد. باوجود فضاسازي گسترده غربي‌ها در باب چگونگي لغو تحريم‌ها، چند اصل اساسی مطرح است که عملاً ترديدها در باب صادقانه بودن ادعاي غرب در زمينه لغو تحريم‌ها را تقويت مي‌کند.
بررسي کارنامه تحريم‌هاي اعمال‌شده عليه ملت ايران و نظام اسلامي نشان مي‌دهد که غرب در دو حوزه سياست تحريم را اجرا کرده است: نخست، تحريم‌هايي است که در قالب قطعنامه‌هاي شوراي امنيت وضع گرديده‌اند که قطعنامه‌های 1747 و 1737، 1803، 1835 از آن جمله است. غرب با ادعاهاي واهي تلاش کرده تا از طريق سازمان ملل به فضاسازي و تهديد عليه ملت ايران بپردازد.
دوم، تحريم‌هايي است که در قالب اتحاديه اروپا و کنگره آمريکا وضع شده‌اند. تحريم‌هاي يک‌جانبه‌اي که صرفاً به‌دلیل از خصومت‌ورزي کشورهاي غربي با ملت ايران وضع شده‌اند و هيچ جايگاه قانوني و بين‌المللي ندارند، چنانکه قطعنامه‌هاي شوراي امنيت نيز براساس ادعاي واهي و به دور از صلاحيت اين شورا تصويب شده‌اند.
با توجه به اين حقايق مي‌توان گفت که ادعاي دولت‌هاي غربي مبني بر لغو تحريم‌ها نمي‌تواند ادعايي حقيقي باشد، چراکه تحقق اين ادعای آنها بايد سه اصل را اجرايي سازد: اولاً کشورهاي غربي بايد قطعنامه‌اي جديد را به شوراي امنيت ارائه دهند که محور آن را لغو تحريم‌هاي ايران تشکيل مي‌دهد. به عبارتي، غرب بايد قطعنامه‌هايي را که عليه جمهوري اسلامي تصويب کرده، ابطال کند.
نمود عيني چنين امري را در باب عراق مي‌توان مشاهده کرد که پس از گذشت 10 سال از اشغال اين کشور تا زماني که قطعنامه شوراي امنيت مبني بر خروج اين کشور از فصل 7 منشور سازمان ملل تصويب شد، تحريم‌ها عليه آن اجرا مي‌گرديد.
ثانياً کشورهاي بزرگ اروپايي نظير آلمان، فرانسه و انگليس که بانيان تصويب قطعنامه عليه ايران در اروپا بوده‌اند بايد طرح‌هاي لغو تحريم‌ها را به اتحاديه ارائه دهند و بر لزوم اجراي آن پافشاري کنند.
ثالثاً در آمريکا نيز اوباما بايد طرح لغو تحريم‌ها را به کنگره ارائه دهد و با اعمال فشار بر نمايندگان خواستار اجراي لغو تحريم‌ها شود.
به هر تقدير، آنچه مسلم است آنکه کشورهاي غربي خود بانيان تصويب قطعنامه در شوراي امنيت، پارلمان اروپا و کنگره آمريکا بوده‌اند؛ از این‌رو اکنون از تکاليف اعتماد‌ساز آنها را فشار بر شوراي امنيت، پارلمان‌ اروپا و کنگره آمريکا براي لغو تحريم‌ها تشکيل مي‌دهد. سياستی که اکنون غرب در پيش گرفته، نوعي به بازي گرفتن اين ساختار براي فشار بر ايران است به‌گونه‌اي که دولت‌هاي غربي و آمريکا ادعاي لغو تحريم‌ها و رويکرد مثبت به ايران را مطرح مي‌سازند، اما در عمل، اقدامي براي تحقق اين مهم صورت نداده و به دنبال باج‌خواهي از ايران هستند.
با توجه به اينکه طرف مذاکره ايران، دولت‌هاي گروه 1+5 هستند ضرورتي مبني بر لزوم اعتماد‌سازي ايران براي شوراي امنيت، پارلمان آمریکا وجود ندارد، بلکه اين وظيفه سران غرب و آمريکا است که براي نشان دادن حسن نيت خود به ملت ايران بايد براي جلب نظر اين مراکز اقدام کنند و حتي از ابزار تهديد و قدرت براي متقاعد ساختن آنها جهت کنار نهادن تحريم‌ها بهره گيرند؛ اقدامي که مي‌تواند يکي از گام‌هاي اعتمادساز غرب در قبال ملت ايران در مذاکرات آتي باشد.


پرونده

دیدار با آمانو آغاز روند جدیدی از همکاری ایران و آژانس است
«سیدعباس عراقچی» معاون حقوقی و بین‌الملل وزیر امور خارجه و عضو گروه مذاکره‌کننده ایران با 1+5 در گفت‌وگو با خبرنگار انرژی هسته‌ای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به رویکرد جدید ایران و کشورهای ١+٥ برای ورود به مذاکرات جدی و واقعی در ژنو، اظهار امیدواری کرد: ایران و آژانس نیز با یک رویکرد جدید، همراه با حسن نیت، در مدت‌زمان کوتاهی به حل‌وفصل ابهامات باقیمانده از گذشته بپردازد و بیش از پیش به همکاری‌های آتی برای مقابله با اشاعه هسته‌ای و تضمین جهانی عاری از سلاح‌های هسته‌ای متمرکز شوند.
راه‌اندازی خطوط UO2 هسته‌ای اصفهان در آینده

رئیس سازمان انرژی اتمی در بازدید از بخش‌های مختلف منطقه هسته‌ای اصفهان(یوسی‌اف) گفت: تاچند ماه آینده خطوط UO2 طبیعی و غنی‌شده به طور کامل راه‌اندازی می‌شود.به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) علی‌اکبر صالحی با تقدیر از سخت‌کوشی کارکنان صنعت هسته‌ای کشور، مراحل و روند خطوط تولید و آماده‌سازی UO2طبیعی و غنی‌شده را خوب ارزیابی کرد. وی کمک به طرح‌های عمرانی روستاهای اطراف مناطق هسته‌ای را یکی از رسالت‌های سازمان انرژی اتمی کشور عنوان کرد و افزود: در این سفر، چند طرح عمرانی که با مشارکت سازمان انرژی هسته‌ای کشور ساخته شده، افتتاح شد. وی گفت: اکنون صنعت هسته‌ای کشور به جایگاهی رسیده است که باید رشد تحقیقاتی، تولید علم و فناوری و ارتقای سطح کیفی و زندگی را در دستور کار خود قرار دهد.
اولویت ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای

علی‌اکبر صالحی، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی، در حاشیه جلسه هیئت دولت، در جمع خبرنگاران درخصوص ساخت نیروگاه‌های جدید در کشور گفت: ما برای ساخت نیروگاه‌ها مکان‌های مختلفی در نظر گرفته‌ایم که در حوزه کرانه‌های خلیج‌فارس، دریای خزر و بعضی در مرکز کشور است، اما اولویت ساخت نیروگاه‌های آینده با کرانه‌های خلیج‌فارس است، چراکه می‌خواهیم همراه با آب‌شیرین‌کن باشد تا آب استان‌های جنوبی تأمین شود.
مذاکرات کارشناسی ایران و ۱+۵ در وین

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، براساس توافقات حاصل شده در مذاکرات اخیر ایران و گروه 1+5 (آمریکا،‌ آلمان،‌ فرانسه، انگلستان،‌ روسیه و چین) که طی روزهای 23 و 24 مهرماه (15 و 16 اکتبر) در ژنو برگزار شد، قرار شد پیش از نشست بعدی که 16 و 17 آبان (7 و 8 نوامبر) در همین شهر برگزار می‌شود، کارشناسان هسته‌ای، علمی و امور تحریم شش کشور و جمهوری اسلامی ایران برای بررسی اختلاف نظرات و تهیه و تدوین قدم‌های عملی تشکیل جلسه دهند. پس از رایزنی‌های صورت گرفته، در نهایت توافق شد که مذاکرات کارشناسی روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته آینده (۸ و ۹ آبان‌ماه) در وین پایتخت اتریش برگزار شود و سیدعباس عراقچی در این‌باره اعلام کرد که حمید بعیدی‌نژاد، مدیرکل امور اقتصادی و تخصصی بین‌المللی وزارت امور خارجه کشورمان، ریاست گروه هفت‌نفره کارشناسی ایران را برعهده دارد.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر نشست به اصطلاح دوستان سوريه در لندن
بازندگان به دنبال باج‌خواهي

سوريه همچنان از كانون‌هاي اصلي تحولات منطقه و جهان است به‌گونه‌اي كه هر تحولي در اين كشور بر كل منطقه و حتي صف‌بندي‌هاي بين‌المللي تأثير می‌گذارد.
در كنار تحولات داخلي اين كشور، برگزاری نشست به‌اصطلاح دوستان سوريه در لندن از نكات قابل توجه است. لندن 30 شهريور ميزبان نشست به اصطلاح دوستان سوريه بود. نشستي که با حضور برخي کشورهاي اروپايي، عربي و جريان تحت حمايت آنها که نام معارضان سوري را يدک مي‌کشند، برگزار‌ شد.
آنها در حالي گرد هم آمدند که در باب نشست مذکور و اهداف آن چند اصل مطرح است:
نخست آنکه، دشمنان سوريه در رسيدن به اهداف سياسي و نظامي خود عليه اين کشور ناکام مانده‌اند، چنانکه در حوزه نظامي، ارتش سوريه پيشروي‌هاي گسترده‌اي داشته است و در حوزه سياسي نيز نشست ژنو۲ در حالي احتمالاً در آذرماه برگزار مي‌شود که منابع خبري از پذيرش خواسته‌هاي سوريه در اين نشست خبر داده‌اند. در اين شرايط، دشمنان داخلي و خارجي سوريه با برگزاري نشست لندن تلاش كردند تا بر اين شکست‌ها سرپوش گذاشته و چنان وانمود سازند که توانسته‌اند به موفقيت‌هايي دست يابند.
دوم آنکه، آشکار شدن جنايات گروه‌هاي تروريستي در سوريه و نيز همکاري گسترده نظام سوريه با سازمان‌ ملل درباره انهدام تسليحات شيميايي، چالش‌هاي حقوق بشري و سياسي بسياري براي غرب و مهره‌هاي آنها ايجاد کرده است.
اکنون از يک‌سو جريان تحت حمايت غرب متهم به کشتار مردم و استفاده از سلاح‌هاي شيميايي هستند و از سوي ديگر حمايت از اين گروه‌ها به رسوايي براي غرب مبدل گرديده، به‌گونه‌اي که جهانيان، غرب و متحدان عربي، صهيونيستي و ترکيه‌اي آنها را عامل اصلي کشتار مردم سوريه مي‌دانند. با توجه به اينکه غرب به‌دنبال پاکسازي اين پرونده و نيز زمينه‌سازي براي حضور مهره‌هاي خود در نشست ژنو۲ است، اين سناريو مطرح است که آنها با برگزاري نشست لندن و دعوت گزينشي از برخي جريان‌هاي سياسي برآنند تا چنان عنوان سازند که قاتلان مردم سوريه و آنهايي که از سلاح شيميايي استفاده کرده‌اند، گروه‌هاي تروريستي هستند که ارتباطي نيز با گروه‌هاي سياسي ندارند. اين امر دو هدف را براي آنها اجرايي مي‌سازد: نخست آنکه، آنها پرونده تروريستي خود و برخي مهره‌هاي وابسته به غرب را پاکسازي کرده و چهره‌اي مثبت از خود نزد مردم سوريه و افکار عمومي جهان به نمايش مي‌گذارند و دوم آنکه، با اين حربه، زمينه‌سازي براي حضور برخي گروه‌هاي مورد نظرشان در ژنو۲ را محقق مي‌کنند.
اين سناريو زماني تقويت مي‌شود که نظام سوريه و شخص بشار اسد بارها تأکيد کرده‌اند که هرگز با قاتلان مردم سوريه مذاکره نخواهند کرد. باتوجه به اين مولفه‌ها غرب با نشست لندن تلاش مي‌کند تا چنان عنوان سازد که گروه‌هاي حاضر در اين نشست، ارتباطي با کشتار مردم سوريه ندارند و مي‌توانند در نشست ژنو مشارکت داشته باشند.
هدف نهايي غرب، تبديل اين گروه‌ها به گروه‌هاي قانوني است كه نظام سوريه باوجود غرب، بايد تقسيم قدرت با آنها را اجرا کند. نكته قابل توجه در اين فرآيند آن است كه كشورهاي غربي و مهره‌هاي آنها در نشست لندن تلاش كردند تا از سياست باج‌خواهي براي پنهان‌سازي شرايط بحراني خويش و در صورت توان، جبران شكست‌هاي‌شان بهره گيرند. ادعاهاي مطرح شده از سوي افرادي مانند «جان كري» و «هيگ» وزراي خارجه آمريكا و انگليس، مبني بر قرار دادن پيش‌شرط براي حضور ايران در نشست ژنو و نيز ادعاي آنها مبني بر لزوم حذف اسد رئيس‌جمهور سوريه به عنوان نتيجه مذاكرات ژنو از جمله اين اقدامات است. مواضعي كه گروهاي حاضر در لندن نيز به نوعي ديگر آن را مطرح كردند. آنها عدم حضور ايران در مذاكرات و حذف اسد از قدرت را پيش‌شرط حضور در ژنو2 عنوان كردند. مجموع رفتارهاي مذكور نشانگر آن است كه سران غرب و مهره‌هاي آنها به دنبال باج‌گيري پيش از مذاكرات ژنو2 هستند، چنانكه وزارت امور خارجه روسيه نيز در واكنش به نشست لندن تأكيد كرد؛ «غرب تلاش دارد تا از هم‌اكنون نتايج نشست ژنو2 را تعيين کند كه هرگز مورد تأييد نیست و مانعي بر سر حل مسئله سوريه خواهد بود.»
با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت نشست لندن از يک سو نشستي ظاهري براي نمايش به اصطلاح وحدت و توانايي‌هاي گروه‌هاي معارض است و از سوي ديگر، تحرکي براي تيم‌سازي جهت حضور در نشست ژنو۲ و فشار بر دولت سوريه براي پذيرش خواسته‌هاي احتمالي اين گروه‌ها در مذاکرات ژنو۲ بوده است؛ در حالي که همزمان در فضاي نظامي به بحران‌سازي در سوريه در قالب گروه‌هاي تروريستي نيز ادامه مي‌دهند تا با حربه سياسي و نظامي به اهداف خود كه همانا سلطه بر سوريه است دست يابند.


اقتصادى
سعید مهدوی

خداحافظی مسکن با مهر
بخش مسکن یکی از مهم‌ترین و موثرترین بخش‌های اقتصاد است که هم در رفاه خانوار و هم در جهت رشد و توسعه اقتصاد نقش مهمی را ایفا می‌کند. طرح مسکن مهر که در بودجه سال ۱۳۸۶ کل کشور برای تأمین مسکن مناسب برای یکایک افراد ملت به ویژه اقشار کم درآمد مصوب شد، به عنوان بزرگترین طرح عمرانی دولت نهم و دهم در اکثر مراکز استان‌ها و شهرستان‌ها عملکرد قابل قبولی از خود بر جای گذاشته است. مسکن مهر هر چند در کلانشهرها نتوانسته اقبال عمومی را به خوبی با خود همراه کند، اما استقبال از آن در مراکز استان‌ها و شهرهای کوچک چشمگیر بوده است. به اعتقاد کارشناسان، دلیل عدم استقبال از مسکن مهر در کلانشهرها و به‌خصوص تهران، دوری این مسکن‌ها از مرکز شهر و نبود امکانات حمل‌ونقل و تأسیسات زیربنایی مناسب برای این واحدهاست، در حالی که ساخت مسکن‌های مهر در دیگر شهرها به واسطه نزدیکی به محدوده شهری و برخورداری از امکانات مناسب‌تر، از استقبال بیشتری نیز برخوردار شده‌ است.
بر اساس آخرین آمار رسمی وزارت راه و شهرسازی، تاکنون حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار مسکن مهر در سراسر کشور افتتاح شده است، ضمن اینکه قرار بود تا پایان سال ۹۲ نیز یک میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکن مهر در نقاط مختلف کشور واگذار شود. میزان تسهیلات پرداخت شده نیز برای واحدهای مسکن مهر نیز تاکنون ۴۶۰ هزار میلیارد ریال اعلام شده است. حال پس از گذشت چند سال و با توجه به مزایایی که ساخت و ساز صنعتی مسکن همراه با کمک‌های دولتی برای اقشار کم درآمد و متوسط جامعه به همراه داشت، اینک دولت جدید که تا پیش از این تعهد کرده بود تعهدات دولت گذشته را انجام می‌دهد، روند ساخت مسکن مهر را بنا به دلایلی که در ادامه ذکر می‌شود، متوقف کرده است.
۱ـ علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد اعلام کرده یکی از برنامه‌های ۱۰۰ روزه، مهار رشد نامتناسب نقدینگی است، زیرا یک برداشت غلط وجود دارد که حل مشکل تولید با افزایش نقدینگی میسر است و این تفکر در برخی تصمیمات مانند پروژه مسکن مهر اعمال شد، به طوری که حدود نیمی از پایه پولی و تورم کشور، ناشی از طرح‌های مسکن مهر است، بنابراین جلوی رشد منابع پایه پولی را می‌گیریم و کنترل نقدینگی را به طور جدی پیگیری خواهیم کرد. وزیر اقتصاد با بیان اینکه، افزایش نقدینگی سبب رشد نرخ تورم شده است خبر داد: از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان پولی که از سوی بانک مرکزی چاپ و منتشر شده است، ۴۸ هزار میلیارد تومان به مسکن مهر تعلق گرفته است.
۲ـ عدم برخورداری از امکانات اولیه در برخی از پروژه‌های تحویل داده شده، که امکانات رفاهی، آموزشی، بهداشتی و فرهنگی از این قبیل هستند.
۳ـ در محاسبات اولیه قرار بود مسکن مهر در مدت زمان دو سال آماده و تحویل متقاضیان شود، این مدت به بیش از پنج سال رسید و با توجه به کسری بودجه دولت، تورم و افزایش بی‌رویه قیمت مسکن، میزان آورده اولیه متقاضیان که همه جزو طبقه متوسط و پایین از لحاظ درآمدی جامعه هستند، تا سه یا چهار برابر افزایش یافت.
کاهش نقش دولت در اقتصاد و تکیه بر بخش خصوصی در ساخت‌وساز مسکن، فزونی عرضه بر تقاضا و عدم استفاده از مصالح مرغوب و نحوه ساخت و ساز استاندارد در برخی از مناطق و... از دلایل عمده دولت یازدهم برای متوقف کردن طرح مسکن مهر اعلام شده است. از این رو با توجه به مباحثی که بیان شد از دولت انتظار می‌رود با ارائه طرحی جامع، جایگزینی برای ادامه روند ساخت مسکن ارائه کند که از یک طرف از ایراداتی که خود نسبت به طرح مسکن مهر گرفته مستثنی باشد و از طرف دیگر بتواند پاسخگوی نیاز مهم مسکن خصوصاً برای اقشار کم درآمد و آسیب‌پذیر باشد.
 


نداى قدس

سرقت منابع گازی فلسطینیان در منطقه «دیربلوط»
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از قدس‌نت زیاده‌خواهی صهیونیست‌ها و دراز شدن دست طمع آنان به‌سوی منابع غنی فلسطین چیز جدیدی نیست، ولی اخباری که از این‌سو و آن‌سو شنیده می‌شود حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی به چپاول منابع غنی گاز طبیعی فلسطینیان در غرب سلفیت در شمال کرانه باختری رود اردن به‌خصوص در سه روستای (دیر بلوط، رافات و الزاویه ) که شمار ساکنان آن بیش از 13 هزار نفر و مساحت آن حدود 15 هزار هکتار می‌باشد، روی آورده است. رژیم صهیونیستی تقریباً هر روز از این مناطق گاز استخراج می‌کند و این ثروت فلسطینیان را به غارت می‌برد.
ابومازن دوست صمیمی صهیونیست‌ها
نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد «ابومازن» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین دوست صمیمی و خوبی برای این رژیم است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از معاون بنیامین نتانیاهو با اشاره به اینکه ابومازن دوست خوبی برای اسرائیل است، گفت: از دیدار با وی در هر زمان و مکانی که صورت گیرد، مسرور می‌شود.
ناکامی لیبرمن در سلطه بر حزب حاکم لیکود

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از فلسطین الان نتایج انتخابات حاکی از پیروزی «نیربرکات» شهردار فعلی قدس بر رقیبش «موشه لیون» نامزد حزب اسرائیل بیتنا که لیبرمن واریه درعی رهبر حزب شاس از آن حمایت می‌کردند، است. روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز در گزارشی که پیش از برگزاری انتخابات منتشر شد، نوشته بود: حامیان حزب لیکود در قدس دچار دو دستگی و اختلاف شده‌اند. بسیاری از آنان به لیون نامزد این حزب رأی نمی‌دهند و به نیربرکات رأی می‌دهند. نتانیاهو و لیبرمن پیش از انتخابات اخیر به توافق رسیده بودند که فهرست مشترکی برای انتخابات ارائه کنند ولی بسیاری از مقامات مسئول در حزب لیکود زبان به اعتراض گشودند و خواستار انفکاک این شراکت شدند، زیرا افکار لیبرمن را قبول ندارند و وی را راستگرای افراطی می‌دانند.
جو ناخوشایندی در اروپا علیه صهیونیست‌ها حاکم است

به‌گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به‌نوشته روزنامه صهیونیستی جروزالم‌پست «کوکرمن» رئیس سازمان کریف(شورای نمایندگی موسسه‌های یهودی در فرانسه) روز گذشته(پنج‌شنبه) در جمع شرکت‌کنندگان در دومین همایش سالیانه دیپلماتیک جروزالم پست در هرتزلیا گفت: بهتر است که اروپایی‌ها بر بی‌عدالتی واقعی متمرکز شوند و نه بر سرکوب اقدامات یهودی و حمله به اسرائیل. وی در ادامه از آنچه که وی «عجیب و غریب» یاد کرد، اظهار داشت: در تعجبم که چرا دیگر کشورها از جمله ترکیه که ملت‌های دیگری را تحت اشغال دارند این قدر به اندازه اسرائیل هدف قرار نمی‌گیرند! کوکرمن افزود: این‌چنین هدف قرار دادن کشور یهود، اسرائیل را به یک قربانی (در میان سایر ملت‌ها) تبدیل می‌کند و برای یهودیان نیز آنتی‌سمیتیزم توصیف می‌شود! رهبر یهودیان فرانسه درخاتمه اظهار داشت: اعضای پارلمان اروپا نیز تلاش‌های خود را بر روی حمله به یهودیان و اسرائیل متمرکز کرده‌اند و این فضا برای یهودیان دردآور است.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

مأموریت‌های ویژه «کری»
قاسم غفوری

«جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا در هفته‌های اخیر دورانی پر کار را سپری می‌کند، به‌گونه‌ای که بخش عمده‌ای از تکالیف وی را سفر به سراسر جهان و یا حضور در اجلاس‌ها و نشست‌های قابل‌تأمل تشکیل می‌دهد. هر چند که در شرح وظایف یک وزیر امور خارجه اساساً اینگونه مسائل تعریف شده و کری نیز مانند هر وزیر امور خارجه‌ای به تکالیف خود عمل می‌کند، اما عملاًً روند رفتاری دستگاه دیپلماسی آمریکا نشانگر رفتارهای قابل‌تأمل و به‌نوعی، تلاش برای ثبت حداقل موفقیت‌ها در کارنامه سیاست خارجی باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا است. اوباما در حوزه داخلی آمریکا هرچند توانست کنگره را به افزایش سقف بدهی‌های دولت متقاعد کند و تا حدودی به موفقیت سیاسی و اقتصادی دست یابد، اما حقیقت امر آن است که در حوزه اقتصاد، آمریکا اوضاع مطلوبی ندارد و عملاًً اوباما دارای دولتی با کارنامه‌ای نامطلوب است، به‌گونه‌ای که بیش از 50 میلیون آمریکایی از جمعیت 300 میلیونی آن نیازمند کمک‌های روزانه دولت هستند.
با توجه به این وضعیت می‌توان گفت که کری مأموریتی با دو خصوصیت را در پیش روی دارد. نخست آنکه؛ کارنامه‌ای به نسبت موفق از سیاست خارجی اوباما به نمایش گذارد. دوم آنکه، افکار عمومی را به سیاست خارجی معطوف سازد، تا چالش‌های‌های اقتصادی درون آمریکا کمتر آشکار شود.
در این چارچوب، کری مجموعه‌ای از سیاست‌ها را که دارای اهمیت بیشتری هستند خود بر عهده گرفته و تلاش دارد تا به موفقیت‌های مورد نظر در این حوزه‌ها دست یابد.
از مهم‌ترین پرونده‌های در دست اقدام آمریکا را مسئله روند سازش تشکیلات خودگردان و کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی تشکیل می‌دهد. هر چند در ماه‌های اخیر آمریکا توانست نشست‌های متعددی میان دو طرف برگزار کند، اما در نهایت صهیونیست‌ها و حتی برخی مقامات تشکیلات خودگردان بر شکست مذاکرات تأکید کردند. با توجه به اهمیت این موضوع برای آمریکا و سیاست‌های آن در منطقه، جان کری تلاش کرد تا با برگزاری نشست کمیته به اصطلاح صلح عربی در پاریس(29/7/1392) ضمن کسب امتیازاتی از کشورهای عربی، برای صهیونیست‌ها چنین عنوان دارد که این مذاکرات همچنان ادامه دارد و حتی در حال به نتیجه رسیدن است.
محور دیگری که جان‌کری تحرکات بسیاری در قبال آن داشته، پرونده سوریه است. آمریکا که از یک سو نتوانست طرح نظامی علیه سوریه را اجرا سازد و از سوی دیگر بازرسان سازمان ملل نیز کارکردی در چارچوب سیاست‌های آمریکا نداشته‌اند، تلاش کرده تا با تکرار نشست‌های به‌اصطلاح دوستان سوریه، خود را برتر میدان سوریه معرفی کند. در این چارچوب، نشست لندن در 30 مهر ماه با حضور برخی کشورهای غربی و عربی برگزار شد، در حالی که محور آن را نیز بررسی تحولات سوریه و زمینه‌سازی برای حضور این گروه‌ها در نشست ژنو 2 تشکیل می‌داد. نکته مهم در این نشست آنکه، غربی‌ها با انتخاب گزینشی گروه‌های حاضر در نشست تلاش کردند از یک سو پرونده‌ای پاک از آنها به نمایش گذارند و چنان وانمود سازند که این گروه‌ها صرفاً مطالبات سیاسی را پیگیری می‌کنند. این اقدام دو هدف داشته است؛ نخست آنکه، گروه‌های تحت حمایت غرب را از جرم کشتار مردم سوریه مبرا نشان دهند و از سوی دیگر، با ادعای پاک بودن این گروه‌ها، زمینه را برای حضور آنها در ژنو 2 و سهم‌خواهی از نظام سوریه فراهم سازند. آنها به‌دنبال تقسیم قدرت در سوریه هستند تا در نهایت با کاهش اختیارات اسد نقش خود را در ساختار سوریه گسترش دهند.
مسئله ایران نیز از دیگر چالش‌های اصلی آمریکا است. باوجود تحرکات گسترده و فضاسازی‌های ظاهری از جمله در نیویورک، جمهوری اسلامی و ملت ایران نشان داد که تسلیم سیاست‌های آمریکا نمی‌‌شود. باتوجه به هزینه‌های سنگین این مسئله برای آمریکا، جان کری و در مجموع دستگاه دیپلماسی آمریکا مأموریت یافتند تا با ورود همه‌جانبه به مذاکرات ژنو میان ایران و گروه 1+5 ضمن پنهان‌سازی ابعاد ناتوانی آمریکا در برابر ایران، طرح زمینه‌سازی برای نمایش چهره‌ای برتر از سوی آمریکا در قبال ایران را به نمایش گذارند، چنانکه بخش عمده‌ای از مواضع آمریکایی‌ها در قبال ایران از طریق وزارت خارجه آمریکا مطرح می‌شود.
اما نکته مهم دیگر چگونگی روابط میان آمریکا و روسیه است. حقیقت آن است که آمریکا در معادلات جهانی در برابر روسیه با ناکامی‌هایی مواجه شده که، یک رسوایی برای آن است. روند تحولات نشان می‌دهد که کری مأموریت دارد با برگزاری دیدارهای متعدد با مقامات روس از جمله لاوروف همتای روس وی، چنان وانمود سازد که اقدامات جهانی روسیه با هماهنگی آمریکا بوده است، نه ابتکاری شخصی از سوی روسیه. آمریکا با این اقدام سعی در پنهان‌سازی شکست در برابر روسیه و نمایش اقتدار ظاهری در جهان دارد.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که حضور پر رنگ کری در صحنه جهانی به‌ویژه در پرونده‌های مذکور بیش از آنکه برگرفته از قدرت آمریکا باشد ناشی از ناتوانی و ضعف‌های این کشور است که با تحرکات دیپلماتیک به دنبال پنهان‌سازی آنها است، هر چند که در ورای آن تلاش دارد تا در صورت توان امتیازاتی را نیز کسب کند که تاکنون دستاورد چندانی در این زمینه نداشته است. 


پیامدهای حکومت نظاميان بر مصر
علی تتماج

30 ژوئن 2013 يعني يک سال پس از برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري مصر، در زنجيره تحولاتي، محمد مرسي از سمت رياست‌جمهوري مصر برکنار و عدلي منصور جايگزين آن شد. هرچند که ادعا مي‌شود سياسيون قدرت را در دست دارند، اما روند تحولات از حضور گسترده ارتش و البته شخص السيسي وزير دفاع مصر در قدرت حکايت دارد. اکنون يکصد روز از سرنگوني مرسي مي‌گذرد، در حالي که صحنه سياسي و اجتماعي مصر همچنان سراسر آشوب است، به‌گونه‌اي که حتي آزادي مبارک از زندان نيز چندان قابل توجه نبود و نوعي بي‌تفاوتي اجتماعي را در قبال آن شاهد هستيم. کارنامه يکصد روز اخير نشان مي‌دهد که ارتش مصر تلاش دارد تا با مجموعه‌اي از سياست‌ها، طرح تثبيت قدرت را اجرايي سازد. در اين چارچوب، دو اصل در سياست داخلي مصر مشاهده مي‌شود؛ نخست، اقدامات ارتش براي حذف جريان‌هاي سياسي است. در اين چارچوب ارتش از يک‌سو براي حذف جريان اخوان‌المسلمين گام برمي‌دارد. بازداشت سران اخوان به جرم کشتار مردم و خيانت به کشور در روابط با غرب، نسبت دادن ناآرامي‌هاي صحراي سينا به اخوان، اتهام تحريک مردم به نافرماني مدني و ايجاد آشوب و درگيري خياباني و... از جمله رفتارهاي ارتش در برابر اخوان است. نکته مهم آنکه، اين رويکرد ارتش با حمايت کشورهاي عربي و غربي نيز همراه است، به‌گونه‌اي که بسياري از اين کشورها، اقدامات ارتش مصر را در چارچوب برقراري امنيت عنوان داشته‌اند. ارتش مصر براي حذف اخوان حتي گرايش به سوريه را در پيش گرفته است، به‌گونه‌اي که پس از سرنگوني مرسي در ظاهر هم که شده، اقدامات ضدسوري مصر کاهش يافته و سران اين کشور بر لزوم روابط همه‌جانبه با دمشق تأکيد کرده‌اند. گفتنی است که از اهداف اخوان مصر تشکيل زنجيره‌اي از حکومت‌هاي اخوان در منطقه بوده که نمود آن را در تونس و ليبي مي‌توان مشاهده کرد که به‌دليل عدم انطباق رفتاري با مطالبات مردمي، جريان اخوان نه‌تنها در مصر، بلکه در کل منطقه با چالش و ناکامي مواجه شد، به‌گونه‌اي که بسياري از احتمال بازگشت اخوان به فعاليت‌هاي زيرزميني خبر داده‌اند. محور ديگر تحرکات ارتش را حذف جريان‌هاي سياسي از صحنه تشکيل مي‌دهد. جريان‌هاي سکولار و حاميان مبارک چالش چنداني با ارتش ندارند، به‌ويژه ارتش بسياري از خواسته‌‌هاي آنها يعني حذف اخوان از صحنه، محدودسازي آزادي‌هاي ديني، آزادسازي مبارک و همگرايي به غرب و کشورهاي عربي را اجرا کرده است. جريان‌هايي مانند اسلام‌گرايان و ملي‌گرايان نيز به بهانه‌هاي مختلف از صحنه کنار گذاشته مي‌شوند که نمود آن، حذف البرادعي از صحنه پس از واگذاري سمت معاون رئيس‌جمهوري به وي بود که با ادعاي خيانت به کشور صورت گرفت. دوم، رويکرد ارتش به کنار نهادن مردم از صحنه و به نوعي سرخورده ساختن آنها از ادامه مبارزه است. مهم‌ترين مولفه در اين حوزه را نيز اقدام براي ايجاد شکاف ميان مردم و سوق دادن آنها به چنددستگي تشکيل مي‌دهد. آنها در گام اول، جامعه را به حاميان و مخالفان مرسي تقسيم کردند سپس با وارد ساختن ساير جريان‌هاي سياسي به صحنه تلاش کردند تا مردم را به چند دسته تقسيم‌بندي کنند، به‌گونه‌اي که هر طيف و گروهي به حمايت از يکي از جريان‌هاي سياسي روي آوردند به‌طوری که کشور به حاميان مرسي، مخالفان، سکولارها، پيروان اسلام‌گرايان، حاميان روابط با غرب و مخالفان غرب، در نهايت حاميان و مخالفان ارتش تقسيم گرديده‌اند. پرونده يکصد روزه مصر نشان مي‌دهد که ارتش عملاً وحدت ملي مصر که زماني با محوريت بيداري اسلامي شکل گرفته بود را هدف قرار داده و در اين راه، حتي از گروه‌هاي القاعده نيز بهره گرفته است، به‌گونه‌اي که يکي از ابزارهاي ارتش براي سرکوب مردم را اتمام ارتباط با القاعده تشکيل مي‌دهد که نمود آن را در سرکوب‌هاي صورت گرفته در صحراي سينا مي‌توان مشاهده کرد.
به هر تقدير مي‌توان گفت، امروز مردم مصر گرفتار شکافي شده‌اند که بيش از هر چيز، تأمين‌کننده منافع ارتش است، در حالي که صهيونيست‌ها، غرب و برخي کشورهاي عربي نيز براي رسيدن به منافع خود از اين وضعيت حمايت مي‌کنند. هرچند که در مقاطعي، کشورهاي غربي از جمله آمريکا براي حفظ منافع دست به اقدامات ظاهري نظير ادعاي تعليق و کاهش کمک‌هاي نظامي به ارتش مصر را صورت مي‌دهند تا جايگاه مردمي خود را حفظ کند، اما در نهايت، آنها نيز مانند صهيونيست‌ها و برخي کشورهاي عربي از اوضاع موجود ابراز رضايت کرده و نسبت به حضور نظاميان در قدرت نگاهي مثبت دارند. به هر تقدير مي‌توان گفت که مصر دوراني بس حساس را سپري مي‌کند، به‌گونه‌اي که کارنامه 100 روزه سرنگوني مرسي را مي‌توان سراسر بحران و نابساماني دانست که بيشتر برگرفته از تحركات ارتش براي تثبيت قدرت و حذف جريان‌هاي سياسي و خروج مردم از ميدان با سياست تهديد و تحقير است.


از نگاه دیگران

النصره، رژيم صهيونيستي و عرب‌ها
اين اولين بار نيست که رژيم صهيونيستي به تروريست‌هاي مجروح کمک مي‌کند و در بيمارستان‌هاي اين رژيم به مداوای آنها می‌پردازد، چرا که پیشتر نيز به تروريست‌هاي وابسته به جبهه النصره کمک کرده است.
گرچه از منظر سياسي و تبليغاتي، فهم ائتلاف ميان شيطان‌ها با شيطان‌ها دشوار به نظر مي‌رسد، اما براي پرداختن به اين مهم، چاره‌اي جز واکاوي ريشه ائتلاف‌ها وجود ندارد. اين دشواري به علت ماهيت اوضاع در منطقه دو صد چندان مي‌شود.
رژیم صهیونیستی تنها پايگاه جبهه النصره به شمار مي‌رود و در اين راه چنان امنيتي رفتار مي‌کند که گوي سبقت را از هر قضيه آمريکايي، اروپايي ربوده است!!
در اين ميان، بيان اين نكته ضروري است که رژيم صهيونيستي همواره بر ارتباط‌هاي خود با شبکه‌هاي تروريستي جهان سرپوش گذاشته است.درباره رابطه موجود ميان جبهه النصره و رژيم صهيونيستي بايد گفت که اين رابطه همان قصه ارتباط با القاعده است.
القاعده ارتباطي ريشه‌اي با آمريکا دارد، زيرا عملاً از آسيب رساندن به رژيم صهيونيستي منع شده است و اين سازمان و گروه‌هاي وابسته به آن هم به اين اصل به شدت پایبند بوده‌اند.
کشته شدن بن‌لادن هم چيزي را در اين ميان تغيير نداد و حتي شايد راه را براي ارتباط مجدد ميان آمريکا و القاعده برای خدمت اين سازمان به طرح آمريکا در منطقه و نهايتاً خدمت به رژيم صهيونيستي باز کرد.
اما چرا در اين وضعیت، رژيم صهيونيستي مجبور شده که همکاري خود با القاعده و انشعاب‌هاي آن را علني سازد و از راه‌حل سياسي براي مشکلات منطقه از جمله سوريه خودداري ‌‌کند؟
يافتن ده‌ها پاسخ مشابه براي اين پرسش که همگي بر نحوه روابط منطقه استوارند چندان دشوار نيست. حتي در سطح جهاني هم اينگونه عنوان مي‌شود که اوضاع سوريه سبب تغيير معادلات دنيا ‌شده است. با اين حساب، طبيعي است که اين امر ائتلاف‌هاي پشت پرده را افشا کند و مصالحه‌هاي سرويس‌هاي اطلاعاتي را در مورد برخي سازمان‌هاي تروريستي آشکار کند.
رژيم صهيونيستي تروريست اولين طرفي بود که به‌طور رسمي، فعاليت تروريستي را قانوني کرد. از همين رو ارتباط آن با سازمان‌هاي تروريستي به علت مشابهت در اهداف و بهره‌برداري از اين روابط، طبيعي است، اما شايد سکوت آمريکا و اروپا و نهايتاً عرب‌ها در اين رابطه، کاملاً غيرطبيعي است!! گويي عرب‌ها در مقام شيطان تصميم گرفته‌اند در اين ائتلاف علني ميان النصره و رژيم صهيونيستي، بخشي از معادله باشند.
منبع: الثوره سوريه
نويسنده: علي قاسم
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 595

شرمن: فریبکاری بخشی از ژن ایرانیان است!
فارس(29/7/1392): معاون وزیر امور خارجه آمریکا و رئیس گروه مذاکره‌کننده آمریکا در گروه ۵+۱ در اظهاراتی توهین‌آمیز مدعی شد فریبکاری بخشی از ژن ایرانیان است. «وندی شرمن»، معاون وزیر امور خارجه آمریکا و رئیس گروه مذاکره‌کننده آمریکا در گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین به‌علاوه آلمان) به کمیته روابط خارجه سنا اعلام کرد فریبکاری بخشی از ژن ایرانیان است.
تكرار ادعاهاي ضد ايراني
باشگاه خبرنگاران (28/7/1392): وندی شرمن رئیس گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا در گروه ۵+۱ با ایران با الیوت انگل، سناتور جمهوریخواه درخصوص مذاکرات اخیر هسته‌ای با ایران گفت‌وگو کرده است. انگل عضو ارشد کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، درباره گفت‌وگوی خود با وندی شرمن تأکید کرد، شرمن به کنگره اطمینان داده است که دولت آمریکا به این زودی تحریم‌ها بر ضد دولت ایران را لغو نخواهد کرد. شرمن خیلی واضح توضیح داد که تا زمانی که آمریکا پیشرفت محسوسی را در زمینه حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران مشاهده نکند؛ تحریم‌ها لغو نخواهد شد.
اوباما بايد از فرصت ديپلماتيک درخصوص ايران بهره ببرد
ایرنا(28/7/1392): «لارنس جي کورب» عضو ارشد موسسه امريکن پروگرس درباره فضاي ديپلماتيک تازه در روابط آمريکا و ايران، گفت: اوباما در برابر روحاني از همان فرصتي برخوردار است که ريگان در برابر گورباچف داشت. ما بايد از اين فرصت نه‌تنها براي حل مسئله هسته‌اي، که براي مسئله سوريه استفاده کنيم زيرا ايران در اين حوزه اثرگذار است. اين کارشناس آمريکايي مدعي شد: برخي مي‌گويند آيا ما مي‌توانيم به آنها اعتماد کنيم. يک نکته را بايد مد نظر داشت، آنها اکنون دانش لازم براي ساخت سلاح هسته‌اي را دارند و اين مسئله را نمي‌توان از ميان برد. شايد ما بتوانيم آنها را با بازرسي‌هاي بيشتر و اقداماتي مشابه متوقف کنيم، اما تصور من اين است که آنها مي‌خواهند دانش اين کار را داشته باشند تا اگر مجبور شدند، از آن استفاده کنند.
زمان جبران اشتباهات غرب درخصوص ايران است
باشگاه خبرنگاران(29/7/1392): «گري سيک» محقق ارشد دانشگاه کلمبيا در اظهاراتي در موسسه کارنگي با اشاره به اشتباهات بزرگي که در تاريخ روابط آمريکا و ايران وجود داشته است، تأکيد کرد امروز فرصتي ديگر براي جبران اين اشتباهات ايجاد شده است. «گري سيک» در پاسخ به پرسشی درباره اشتباهاتي که در گذشته در سياست‌گذاري‌هاي آمريکا و غرب درخصوص ايران صورت گرفته است و اينکه از اين اشتباهات چطور بايد در مسير پيش رو درس گرفت، به اقدام يکي از دوستانش اشاره کرد که با بررسي تاريخ روابط آمريکا و ايران، فهرستي طولاني از فرصت‌هاي از دست رفته در بهبود روابط دو کشور را تهيه کرده بود. وي گفت: مسير دشواري پيش رو قرار دارد بنابراين خلاص شدن از شر اين خاطرات خصمانه، کاري دشوار است. اکنون بايد در انتظار نشست.
تحریم‌ها باید ادامه یابد
فارس(30/7/1392): در حالی‌که کاخ سفید به دنبال کاهش برخی تحریم‌های ایران است، وزیر خزانه‌داری آمریکا در مصاحبه‌ای تأکید کرد که صحبت از کاهش تحریم‌ها علیه ایران «نابهنگام» است. «جاکوب لو» وزیر خزانه‌داری آمریکا در مصاحبه با شبکه «ان‌بی‌سی» تصریح کرد که صحبت از کاهش تحریم‌ها علیه ایران نابهنگام و زود است. وی در مصاحبه با شبکه ان‌بی‌سی درخصوص کاهش تحریم‌ها علیه ایران گفت: صحبت از کاهش تحریم‌ها نابهنگام است. فکر می‌کنم تحریم‌ها کارساز بوده است و این دلیل آغاز مذاکرات (با ایران) است.
به ايران اجازه نمي‌دهيم به توانمندي هسته‌اي دست پيدا کند
ایرنا(30/7/1392): سناتور «جان مک کين» در سخناني در انديشکده «بروکينگز» ضمن وارد کردن اتهاماتي به ايران تأکيد کرد منطقه خاورميانه صرف‌نظر از نفت و انرژي، اهميت ويژه براي آمريکا دارد و واشنگتن نبايد از اين منطقه غافل شود. وی گفت تصور اين بوده است که ما به ايران اجازه نمي‌دهيم به توانمندي هسته‌اي دست پيدا کند. از اين رو اگر آمريکا چنين سيگنال دهد که مايل يا قادر نيست به تعهدات خود عمل کند، اين پيام با صداي بلند و فراتر از منطقه خاورميانه شنيده خواهد شد.


هویت 326

آمريكا: تمديد مجوز شنود مکالمات تلفنی
دادگاه نظارت بر اطلاعات خارجي در آمريکا با صدور حکمي، مجوز فعاليت‌هاي سازمان امنيت ملي در زمينه جمع‌آوري مخفيانه مکالمات تلفني شهروندان آمريکايي را تمدید کرده است. دفتر جيمز کلپر، مدير سازمان اطلاعات ملي آمريکا ۱۹ مهر خبر صدور حکم این دادگاه مخفی را اعلام کرد. شاون ترنر، سخنگوي کلپر، گفت: «مدير سازمان امنيت ملي آمريکا تصميم گرفته تا به‌طور علني و غيرمحرمانه اعلام کند که دولت با ارائه درخواستي به دادگاه نظارت بر اطلاعات خارجي، تمديد مجوز با هدف جمع‌آوري فراداده‌هاي تلفني را به‌صورت جمعي خواستار شده و دادگاه نيز اين مجوز را تمديد کرده است.» مطابق با اين حکم، سازمان امنيت ملي آمريکا مي‌تواند سوابق تلفني از جمله شماره تلفن، دفعات تماس و مدت‌زمان مکالمه تمامي تماس‌های تلفني در آمريکا را جمع‌آوري کند. نهادهاي حقوق بشر اين اقدام را ادامه نقض حقوق شهروندي دانسته‌اند كه با ادعاي مبارزه با تروريسم انجام مي‌شود.
انگلیس: بي‌خانماني مادران

بحران اقتصادي در انگليس و سياست‌هاي رياضتي دولت سبب شده است هر روز مشکلات قشر کم‌درآمد و فقير اين کشور بيشتر شود. در جديدترين مورد، صدها مادر جوان در چارچوب رياضت اقتصادي از خانه‌هاي‌شان بيرون انداخته شده‌اند. اخراج اين افراد از خانه‌هاي‌شان پس از آن اتفاق افتاد که شوراي محل در شرق لندن، بودجه خدمات به مادران جوان را به ميزان چهل‌ويک هزار پوند کم کرده است، به همين علت آنها ديگر توان مالي براي ماندن در خانه‌هاي‌شان را ندارند. اين مسئله تأثير روحي شديدي بر آنها داشته است. اين در حالي است كه دولتمردان انگليس اقدامي براي مقابله با اين روند صورت نداده و با طرح رياضت اقتصادي به اين امر دامن زده‌اند.
اروپا: بردگي 880 هزار نفر
روزنامه آلمانی اشپیگل، با انتشار آماری که پارلمان اتحادیه اروپا آن را جمع‌آوری کرده، می‌گوید در این قاره ۸۸۰ هزار نفر در شرایط «بردگی» به کار گماشته شده‌اند و از یک‌چهارم این افراد استفاده جنسی می‌شود. بنا‌ بر ‌این گزارش بیش از سه هزار و ۶۰۰ سازمان تبهکار در کشورهای اتحادیه اروپا وجود دارد. کمیسیون ویژه سی‌آی‌آر‌ام ‌در اتحادیه اروپا که این آمار را جمع‌آوری کرده، می‌گوید سود ناشی از تجارت انسان به دست گروه‌های تبهکار بیش از ۲۵ میلیارد یورو (۳۴ میلیارد دلار) و سود حاصل از تجارت اعضای بدن برای آنها تا ۲۶ میلیارد یورو است. این گزارش می‌گوید کشورهای اتحادیه اروپا به دلیل فعالیت‌های گروه‌های تبهکار و نیز برای مبارزه با آن سالیانه تا ۲۹۰ میلیارد یورو (نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار) ضرر می‌کنند.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

صبح صادق واکاوی می‌کند
کوک شدن ساز مذاکره با آمریکا !

رضا گرمابدری

اشاره
پس از قطع رابطه ایران با آمریکا در پی پیروزی انقلاب اسلامی که بیش از سی سال طول کشیده است، در دوره‌های مختلف و به بهانه‌هایی از گوشه و کنار زمزمه‌های مذاکره با آمریکا بلند شده و پس از کشمکش‌های کوتاه و بلند، این زمزمه‌ها محو شده است. به‌َعبارتی صحبت از مذاکره با آمریکا شاید برای افراد جوانسال یک پدیده نو باشد، اما افراد کهنسال و میانسال با سابقه‌ای که از این مقوله دارند آن را مسئله‌ای تکراری و با سرنوشت مشخص می‌دانند. چندی است که دوباره بحث مذاکره با آمریکا در کشور مطرح شده و عده‌ای با به میدان آوردن تمام توان و امکانات‌شان، تلاش می‌کنند این بحث را به جایی برسانند. نوشتار حاضر با پیش‌فرض گرفتن تأمین نشدن منافع ایران در حال حاضر از ناحیه مذاکره با آمریکا و نیز متضرر شدن ایران، در بررسی چگونگی طرح شدن و بالا گرفتن تب مذاکره با آمریکا به تبیین این دیدگاه می‌پردازد که: «تحلیل سیاسی اجتماعی کارشناسان و مقامات آمریکا از فرایندی که انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم در ایران طی کرد این بود که در این انتخابات نشانه‌های برجسته‌ای دال بر میل شدید مردم به برون‌رفت از وضعیت دشوار کنونی که ناشی از فشارهای آمریکا است، آشکار گردید و برای تبدیل مذاکره با آمریکا به مطالبه عمومی فرصت مناسبی فراهم شده است. برخی از اعلام مواضع دولتی‌ها که مصرف خارجی داشت و همراهی برخی رسانه‌ها، افراد و گروه‌های سیاسی داخلی با این تحلیل آمریکایی‌ها، آنها (آمریکایی‌ها) را به گرم‌تر کردن این تنور مشتاق‌تر کرد و آن را با ترفندهای مختلف و به کمک متحدان‌شان دنبال کردند.»

مقدمه
تقابل سخت و سنگین مقامات آمریکا با انقلاب اسلامی در طول بیش از سه دهه گذشته آنقدر حجیم و متعدد و متکثر بوده و از انباشتگی زیادی برخوردار است که امروز به‌راحتی می‌توان با دسته‌بندی‌های مختلف درباره آن سخن گفت و کتابت کرد. یکی از این دسته‌بندی‌ها برخورد آنان با سه رکن اصلی نظام یعنی رهبری، حکومت و مردم بوده است. آنها در سال‌های اول انقلاب با شناخت اندکی که از حضرت امام(ره) داشتند به گمان خود با تحت فشار قرار دادن یک پیرمرد هفتاد و پنج ساله می‌توانستند وی را مرعوب و وادار به عقب‌نشینی کنند و نمی‌دانستند موضع ایشان در برابر سرکشی اجانب بسیار تندتر و قاطع‌تر از موضع‌گیری‌هایی است که در برابر شاه مخلوع داشت تا اینکه این فریاد رعدآسای حضرت امام(ره) به گوش‌شان رسید که: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» آمریکایی‌ها در تاریخ‌شان چنین عتابی را به یاد نداشتند. پس از آن بود که متوجه شدند آسیب‌زدن و مهار انقلاب از ناحبه مرعوب ساختن رهبر ایران به هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست. آمریکایی‌ها هیچ‌گاه از این تشخیص‌شان نادم نشدند، زیرا حضرت امام(ره) را تا پایان عمر در همان موقعیتی دیدند که غرید: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» پس از رحلت حضرت امام(ره) آمریکایی‌ها در حوزه شناخت رهبری ایران دومین اشتباه را مرتکب شدند و همان جواب اول را دریافت کردند. آنها به این حقیقت رسیدند که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به‌واقع همانی است که هوشیارانه و با صلابت تمام اعلام کرد: «راه ما راه امام است.» آمریکایی‌ها پس از مواجه شدن با دومین شکست در عرصه رهبری نظام به حکومت و تبلور آن یعنی دولت‌ها روی آوردند، آنها در تعامل با دولت‌ها بعضاً گام‌هایی به جلو برمی‌داشتند؛ اما با نزدیک شدن به خطوط قرمز نظام به ناگاه با سد بزرگ رهبری که ملت یکپارچه و آماده برای مقابله پشت سرش صف کشیده بودند، رو در رو می‌شد؛ از این رو اعتمادش را به درهای باز دولت‌ها از دست داد و با درس‌هایی که از شکست در دو عرصه پیش گرفت. رکن سوم یعنی مردم را هدف قرار داد و برای دور ساختن آنها از نظام آخرین ابزارها، دستاوردهای نظری و تجربی را به کار گرفت و هر لحظه نیز مترصد یافتن فضا و فرصت جدید بود، تا اینکه کم‌کم جامعه ایرانی آماده برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم شد. در آن ایام که تحلیلگران سیاسی و امنیتی فرضیه‌های گوناگونی را برای حضور دشمن در عرصه و تأثیر بر انتخابات طرح و بررسی می‌کردند، کارشناسان آمریکایی به مواردی برخوردند که تحلیل و عملکرد پیش‌گفته و انتخاب مسیر خاص را به‌دنبال داشت که آن مسیر همچنان قابل مشاهده است.

تبلیغ و ترکیب انتخاباتی
مهم‌ترین بخش تبلیغات انتخابات، حضور هشت نامزدی که شورای نگهبان صلاحیت آنها را احراز کرد، در مناظرات تلویزیونی بود که به نحو خاصی انجام می‌گرفت. تمام جهانیان به شکل مستقیم از امکان شنیدن و دیدن دیدگاه‌های آنها برخوردار بودند. ترکیب سیاسی این افراد نیز معنادار بود و به کارشناسانی که هدفمند فرایند انتخاباتی ایران را زیر نظر داشتند کمک می‌کرد تا بهتر مسائل انتخاباتی ایران را تحلیل کنند. در آن جمع در ارتباط با سیاست خارجی ایران و هر آنچه که به آمریکا باز می‌گشت و نیز درباره موضوع هسته‌ای ایران دو دسته ادبیات وجود داشت، ادبیاتی که صریح و قاطع و مقتدرانه از تعامل با دنیا سخن می‌گفت و ادبیاتی که لحنش در تعامل با دنیا درباره این مسائل نرم‌تر و ملایم‌تر بود و از لحاظ تقسیم‌بندی سیاسی هم مسامحتاً چنین تقسیم‌بندی وجود داشت. با لحاظ کردن مواضع و رفتار دولت نهم و دهم درباره سیاست خارجی ایران منطقی بود که آمریکایی‌ها در مقام اعلام تمایل به گزینه‌ای رو کنند که ادبیات و لحنی متفاوت با دولت نهم و دهم داشته باشد. بیان دیدگاه‌های این دو دسته درباره مسائل پیش‌گفته و سایر مسائلی که برای مردم مهم‌تر و ملموس‌تر بود به شکل نامحسوس صندوق رأی نامزدها را پر می‌کرد و با برگزاری انتخابات و مشخص شدن نتیجه آن، مفاهیم و مضامین خاصی تولید شد که در این میان، آمریکایی‌ها مفهومی را برگزیدند که با چینش تحلیلی آنها همراه‌تر بود و در ظاهر با آن همخوانی داشت.

ترکیب دولت یازدهم
دکتر روحانی پس از کسب منصب ریاست‌جمهوری تا تشکیل رسمی دولت یازدهم چند سخنرانی داشت که در آنها بر مسائل اصلی و مهم نظام تأکید کرده بود، اما با شکل‌گیری دولت از گذرگاه مجلس و مباحثی که در مجلس و درباره وزرای پیشنهادی شکل گرفت آنچه که در اذهان نشست تقریباً در راستای همان مباحث تبلیغات انتخاباتی بود که آمریکایی‌ها به آن توجه داشتند و در وضع موجود آن را ترجیح می‌دادند. رد شدن سه وزیر پیشنهادی در مجلس و رأی حداقلی برخی از وزرا حقایق بیشتری را برای دشمن رصد کرده آشکار ساخت.
سفر رئیس‌جمهور به نیویورک
رئیس‌جمهور با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل و ایراد سخنرانی در آن صریح و روشن مواضع اصولی نظام را بیان کرد که با استقبال جهانی مواجه شد و در همین سفر مقاماتی از کشورهای مختلف با رئیس‌جمهور دیدار کردند که تا پیش از آن مایل نبودند با مقامات ایرانی دیدار کنند.
رئیس‌جمهور در این دیدارها و گفت‌وگوهای رسانه‌ای مختلف دوباره به‌خوبی با بیان دیدگاه‌های نظام از آن دفاع کرد. طرف آمریکایی با اینکه از این رفتار رئیس‌جمهور و استنکاف وی از رو در رو شدن با مقامات خودش ناخرسند بود، اما در تحلیل و برنامه خودش برای آن هم جایی لحاظ کرد تا نوبت به دیدار دکتر ظریف و جان کری و تماس تلفنی اوباما با دکتر روحانی رسید، اینجا نقطه اوجی بود که آمریکایی‌ها تلاش کردند با تسلط کامل بر بخش رسانه‌ای این دو اتفاق، دستاوردهای اصلی سفر هیئت ایرانی به نیویورک را که در موضع‌گیری‌های دکتر روحانی جلوه داشت، بی‌فروغ کنند و رخدادها را در مسیر برنامه‌شان یعنی رشد دادن بحث مذاکره با آمریکا در بستر افکار عمومی ایران، پیش ببرند.

همراهی با آمریکا در داخل
آنچه که آمریکایی‌ها را در پیگیری برنامه‌شان مشتاق‌تر و امیدوارتر کرد، همراهی برخی از رسانه‌ها و افراد در داخل با رفتار کاملاً سازماندهی شده آمریکا بوده و است. هیچ رسانه‌ای در دنیا نمی‌توانست و نمی‌تواند تب بحث مذاکره با آمریکا را به اندازه رسانه‌های داخلی در ایران بالا ببرد. این خدمتی بود (هنوز هم جریان دارد) که برخی از رسانه‌‌ها و افراد به آمریکا کردند و با ادعا، اخبار و هیاهوهای دروغ و بی‌پایه و اساس و ارائه مباحث جنجالی و سوءاستفاده از تنگناهای اقتصادی به مردم القا می‌کردند (و می‌کنند) که با روی کار آمدن دولت جدید و رویکرد این دولت و استقبال و برخورد غرب و آمریکا با آن، زمینه لازم برای مذاکره با آمریکا و رفع تمام مشکلات فراهم شده و باید از این فرصت مغتنم استفاده کرد. این رفتار و این القا دقیقاً کانون برنامه آمریکا برای تسلیم نظام در برابر بحث مذاکره با آمریکا است.

چماق و هویج آمریکایی
آن‌طوری که مقامات آمریکا از جمله اوباما، کری و نمایندگان مجلس و برخی از متحدان آنها و به‌ویژه رژیم صهیونیستی ادعا کرده‌اند، به اعتقاد آنها رویکرد نرم و جدید ایران ناشی از فشار تحریم‌ها است. آنها با این فرض برای بهبود بیشتر وضعیت خودشان و افزایش مضیقه ایران به استفاده جدید از ابزار «چماق و هویج» روی آورده‌اند. دولت آمریکا که بازیگردان اصلی است از مخالفت‌ کنگره و سنا با نرمش مزورانه اوباما در برابر ایران و اصرار بر تصویب و اجرای تحریم‌های بیشتر، به عنوان چماق و از نقش‌آفرینی رسانه‌ها و افراد داخل ایران برای آمریکا، به‌عنوان هویج استفاده می‌کند. تفاوت این قضیه با موارد گذشته و مشابه در این است که مخاطب اول و اصلی این برنامه مردمند نه نظام، زیرا براساس تجارب گذشته رویارویی مستقیم با نظام جواب نمی‌دهد و برای نتیجه گرفتن و منعطف کردن نظام باید از تحریک افکار عمومی و ایجاد امید واهی برای آنها استفاده کرد.

راه‌برون رفت از دام دشمن
آمریکایی‌ها تا حدودی با روحیات مردم ایران آشنا هستند و می‌دانند صرفاً با وعده و وعید نمی‌توانند نظر مردم ایران را جلب کنند و توقف در این وضعیت به‌زودی همه چیز را به هم می‌زند، از این‌رو باید دست به اقدام جدیدی بزنند. خبر رسانه‌های آمریکایی که گفتند دولت اوباما قصد دارد بخشی از سرمایه‌های مسدود شده ایران در آمریکا را آزاد کند در همین راستا قابل ارزیابی است. در هر صورت به‌نظر می‌رسد آمریکایی‌ها برنامه جدید و خطرناکی را طرح کرده‌اند که باید دقیق و هوشمندانه زیر نظر گرفته شود تا در زمان لازم ضربه اساسی را بر آن وارد کرد. یکی از بزنگاه‌هایی که می‌توان این برنامه را خراب کرد، همین بحث آزاد شدن دارایی‌های ایران است. آمریکایی‌ها یا آن را آزاد نمی‌کنند و یا برای جلب نظر مردم ایران و پیش‌بردن برنامه‌شان آن را آزاد می‌کنند؛ اگر آن را آزاد نکردند می‌توان علیه آنها فضاسازی رسانه‌ای کرد که آن دارایی‌ها به تحریم ارتباط ندارد و در وضعیتی که مردم ایران به آن نیاز دارند باید آزاد شود و اگر هم آزاد کردند باید به شکل منطقی مطالبات عمومی را هدایت و افزایش داد که در این حالت آمریکایی‌ها یا باید مطالبات افزایش یافته مردم ایران را اجابت کنند که در این صورت ایران به برخی از خواسته‌هایش می‌رسد و یا اینکه در جایی آن را متوقف می‌کنند و یا اصلاً وارد آن نمی‌شوند که در اینجا هم باید از چماق «بی‌صداقتی» و «قابل اعتماد» نبودن آمریکا استفاده کرد. آنچه که نباید در خلال کار ـ که ممکن است طولانی و شاخه‌شاخه بشود ـ فراموش گردد اصل موضوع است؛ یعنی خراب کردن بازی خطرناکی که آمریکا برای فریب و به دام انداختن مردم و نظام طراحی و آغاز کرده است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

موسسه‌ای که به توصیه های امام عمل نمی‌کند!
«حمید انصاری» قائم‌مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) هفته گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای به انتقاد گسترده منتقدان به این موسسه ـ که فلسفه وجودی آنها حفاظت از آرا و نظرات حضرت امام(ره) است ـ پاسخ داد! که چکیده آن عبارت بود از: ۱ـ این موسسه وابسته به حزب یا تشکل سیاسی نیست. ۲ـ سناریو بودن این انتقادات برای توجیه حمله به این موسسه، ۳ـ افراطی بودن منتقدان.
در رد این ادعای آقای انصاری که موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) وابسته به حزب یا تشکل سیاسی نیست، فقط نگاهی به عملکرد این موسسه، به‌ویژه پس از فتنه ۸۸ به‌خوبی خلاف آن را ثابت می‌کند. رصد مطالب و موضوعات درج شده در سایت «جماران» که وابسته به این موسسه است، برگزاری برخی مراسمات حاشیه‌دار از سوی این موسسه در حسینیه جماران، حمایت از فتنه‌گران فتنه ۸۸، سکوت در برابر تحریفات و اهانت برخی افراد و گروه‌ها و شخصیت‌ها به حضرت امام(ره) و در آخر و مهم‌تر از همه، وابستگی سیاسی و فکری آقای انصاری و این موسسه به جریان موسوم به اصلاحات، کوچک‌ترین شکی را در کارکرد حزبی و سیاسی این موسسه بر جای نمی‌گذارد؟!
اما درباره خود موسسه، سوال مهم این است که مگر نه اینکه، دلیل اصلی تأسیس موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) حفاظت از آثار و آرا و نظرات آن پیر فرزانه بوده، پس چرا گردانندگان این موسسه در دوران فتنه ۸۸ و پس از آنکه فتنه‌گران وابسته به جریان اصلاحات (که خود نیز به این جریان وابسته‌اند) در برابر هتک حرمت فتنه‌گران علیه عکس امام و شعارهای ضدانقلابی‌ای چون؛ استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی، مرگ بر ضدولایت‌فقیه، نه غزه، نه لبنان جانم فدای ایران و... سکوت کرده و آن را محکوم نکردند؟!
و یا سایت جماران که وابسته به این موسسه است، چرا در خرداد ۹۰ و در گفت‌وگو با سیدمحمد رضوی‌یزدی از اعضای مجمع روحانیون، به جایگاه مسجد مقدس جمکران توهین کرده و شأن آن را در حد یک مسجد معمولی تنزل داده! و در عین حال، برای اثبات این ادعایش، از حضرت امام(ره) نیز مایه گذاشته و می‌گوید: «لذا امام خمینی در تمام طول عمر بابرکت‌شان هرگز به مسجد جمکران نرفتند»! (خوانندگان محترم را به خواندن نظر حضرت امام(ره) درباره مسجد مقدس جمکران در صحیفه نور جلد ۷ صفحه ۱۹۵ دعوت می‌کنم.)
آیا همین سایت، بارها سخنان و افکار انحرافی خانم‌ها؛ نعیمه و زهرا اشراقی را منتشر نکرد؟ سخنانی که در آن، خانم نعیمه اشراقی صریحاً اعلام می‌کند که به چادر اعتقادی ندارد! و یا خانم زهرا اشراقی که با افتخار، دینداری خود را مدیون شریعتی می‌داند نه پدربزرگش حضرت امام(ه)!
آیا اینکه عده‌ای از دلسوزان انقلاب این روزها به برخی توهین‌ها و دروغ‌بستن‌ها به حضرت امام(ره) در قالب خاطره‌گویی! و... اعتراض داشته و از این موسسه بخواهند تا به وظیفه ذاتی خود در دفاع و حفاظت از آرا و نظرات آن امام عزیز، عمل کند، افراط‌گری است و نشان از سناریو بودن این انتقادات است؟!
آقای انصاری! همه سخن منتقدان موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) این است که این موسسه، به جای ماست‌مالی کردن و رفع و رجوع کردن این تحریفات و خاطرات کذب و... در برابر این دروغ‌پراکنی‌ها موضع واقعی و قاطع بگیرد تا دیگر کسی جرئت نکند به بهانه ذکر خاطره، آرای امام راحل را زیر سوال برده و برای مردم، ایجاد شبهه و تردید کند، تا جایی که حتی صدای اعتراض خانواده‌های محترم و معزز شهدا را نیز درآورد! آقای انصاری! برخلاف ادعای شما مبنی بر غیرسیاسی بودن موسسه تنظیم و نشر آثار امام، حقیر معتقد است که مشکل اصلی این موسسه، همان سیاسی‌کاری و سیاسی‌بازی دست‌اندرکاران آن و عدول آن از انجام وظایف ذاتی‌اش در حفظ و صیانت از آرا و نظرات حضرت امام(ره) است. اما واقعاً سکوت، انفعال و ماست‌مالی ‌کردن‌های این موسسه در قبال تحاریف و توهین به امام(ره) را تا کی باید شاهد باشیم؟!


نگاه دو
علی حیدری

سفارتخانه‌ای برای توهین و تمسخر!
پس از گذشت دو سال از راه‌اندازی به اصطلاح سفارتخانه مجازی آمریکا در ایران سایت این سفارتخانه مجازی، در اقدامی به دور از اصول دیپلماتیک، اقدام به توهین و تمسخر مقامات ایرانی کرده است. تا جایی که در صفحه نخست خود، برنامه‌ای را به نمایش گذاشته که با هزینه وزارت خارجه آمریکا ساخته شده و توسط یکی از مجریان اخراجی صدای آمریکا اجرا شده که سراسر توهین علیه مسئولان و ملت شریف ایران است و مقدسات اسلام را به سخره می‌گیرد!
چند سال پیش بود که وزارت خارجه آمریکا با تأسیس نسخه فارسی وبگاه رسمی این وزارتخانه آن را گامی برای برای ایجاد پل اطلاعاتی آمریکا ـ ایران دانست و پس از مدتی با ظاهری جدیدتر و تعاملی‌تر به فعالیتش ادامه داد. وبگاه‌های فارسی «صدای آمریکا» و «رادیو فردا» در همین راستا راه‌اندازی شدند که دیپلماسی عمومی آمریکا به‌طور خاص در قبال ایران را دنبال کنند. پس از آن بود که «دیوید پترائوس»، فرمانده سابق نیروهای ارتش آمریکا در خلیج‌فارس، تقاضای برقراری یک خط تلفن اضطراری بین ایران و آمریکا، برای تماس رهبران دو کشور در شرایط اضطراری را داد؛ خط تلفنی که مشابه آن در زمان جنگ سرد بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق برقرار بود. این پیشنهاد آمریکایی‌ها که در سطح دیپلماسی متعارف دنبال می‌شد، با واکنش منفی جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو و پس از بحث‌های اولیه در عرصه رسانه‌ها، به فراموشی سپرده شد.
مدتی بعد از این ماجرا بود که خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دولت آمریکا اقدام به راه‌اندازی سفارتخانه مجازی در ایران کرده است. همان موقع (۱۶ آذر1390) «بی‌بی‌سی» اینطور نوشت که ایالات متحده آمریکا پس از گذشت بیش از سه دهه قطع روابط سیاسی با ایران، سفارتخانه مجازی خود را در محیط اینترنت برای ارتباط با شهروندان این کشور راه‌اندازی کرده است که حاوی اطلاعات مختلف درباره نحوه تقاضای روادید سفر به ایالات متحده و تحصیل در دانشگاه‌های این کشور است. اما پس از آن «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که سفارتخانه مجازی تلاشی به منظور به‌کارگیری فناوری جدید برای پرکردن شکاف موجود و پیشبرد تفاهم بیشتر بین دو طرف است.
پر واضح بود که آمریکایی‌ها این کارها را در راستای دیپلماسی عمومی و به عنوان ابزاری برای نفوذ به مردم ایران می‌کنند، چرا که در دیپلماسی عمومی همواره تلاش می‌شود که بدون تحمل هزینه زیاد و یا انجام یک جنگ، ذهنیت‌ها و باورهای مردم یک کشور به سمت و سوی خاصی سوق داده شود. در دیپلماسی عمومی؛ تلاش می‌شود تا نقاط قوت و مطلوبیت‌های یک کشور برجسته‌سازی و نقاط ضعف کشورهای دیگر به شکل دیگری بزرگ‌نمایی شود و از این راه به منافع خاص خود دست یابند.
آمریکا ظاهراً فراموش کرده است که وجهه خوبی در میان مردم ایران ندارد؛ سابقه حمایت‌های آمریکا از رژیم طاغوت، حمایت و پشتیبانی از تجاوزات رژیم بعثی عراق علیه ملت و تمامیت ارضی کشورمان، حمله به هواپیمای مسافربری، تجهیز گروهک‌های تروریستی در شمال‌غرب و جنوب شرق کشور، حمله نظامی به دو کشور همسایه ایران، اشغال آنها و تجاوز به حریم خانواده‌های مسلمان عراقی و افغانی، تشدید و تداوم تحریم‌های اقتصادی و همچنین تهدیدات هر از چندگاه نظامی علیه کشورمان موضوعات ساده‌ای نیستند که با حرکت‌های عوام‌فریبانه‌ای چون راه‌اندازی شبکه‌ها و پایگاه‌های اینترنتی فارسی‌زبان تحت عناوین مختلف از یاد و خاطره ملت ایران محو شوند.
عجیب است که سفارت مجازی که قرار بود به تقاضای روادید و تحصیل پاسخ دهد و یا به قول وزیر خارجه سابق آمریکا برای پرکردن شکاف موجود و پیشبرد تفاهم بیشتر ایجاد شده بود، بدون توجه به عرف دیپلماتیک، اقدام به تمسخر و توهین به مسئولان ایران می‌کند و این نشانگر همان خوی استکباری، خودبرتربینی و غیرمنطقی بودن مقامات آمریکایی است.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

سرقت مفاخر ملی در سکوت مسئولان و محققان داخلی
تهیه و تنظیم: سید فخرالدین موسوی

مقدمه
گفته می‌شود وسعت ایران در دوران هخامنشیان بیش از ۱۱ میلیون کیلومتر بوده یعنی از چین تا بخشی از اروپا را شامل می‌شده است و تمام مردمی که امروز در این سرزمین‌ها زندگی می‌کنند، به‌ویژه آنهایی که در محدوده و حوزه تمدن ایران (آسیای میانه و قفقاز و...) قرار دارند در دویست سال گذشته و طی قراردادهای ننگین ترکمانچای، گلستان و آخال از ایران جدا شده‌اند. اما به لحاظ اشتراک تاریخی، فرهنگی، نژادی، زبانی و... بسیاری از آنان وابسته به حوزه تمدنی و فرهنگی ایران به عنوان سرزمین مادری محسوب می‌شوند. حال ممکن است این سوال از سوی برخی‌ها مطرح ‌شود که پس وضعیت اندیشمندان و دانشمندان و مفاخر ایرانی که امروزه زادگاه‌شان در کشوری خارج ازمحدوده جغرافیایی ایران قرار دارد چه می‌شود، آیا این کشورها می‌توانند این مفاخر را صرفاً به نام خود ثبت و مصادره کنند؟ در اینجا چند نکته قابل توجه و حائز اهمیت است؛ اول اینکه این سرزمین‌ها جزو حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند که امروز موضوعی پذیرفته شده از سوی بسیاری از کارشناسان تاریخی و از جمله سازمان فرهنگی یونسکو است، چراکه اینها کشورهای جدیدی هستند که از سرزمین مادری جدا شده‌اند، دوم اینکه مثلاً افغان‌ها به مولانا و سنایی و خواجه عبدالله انصاری به این دلیل که امروزه زادگاه‌شان در این کشور است افتخار کنند و یا ازبک‌ها به بوعلی‌سینا بنازند به این دلیل که زادگاه او در بخارا که امروز جزو شهرهای ازبکستان است و یا تاجیک‌ها به رودکی و خجندی افتخار کنند که متولد این کشورند و... ایرادی به آن وارد نیست، همانطور که ایرانی‌ها هم می‌توانند بنا به اسناد تاریخی که همین کشورها هم قبول دارند بگویند که همه اینها جزو خراسان بزرگ بوده‌اند و به آنان افتخار کنند. پس به افتخار کردن این کشورها نمی‌توان خرده گرفت، بلکه مصادره کردن این مفاخر به نام خودشان قابل اشکال است، چراکه تنها کشوری که می‌تواند چنین ادعایی کند کشور و سرزمین مادری این بزرگان، یعنی ایران است. سوم اینکه، بزرگان و مفاخر جهانی در حوزه جغرافیایی نمی‌گنجند که هر کشوری آنان را به نام خود ثبت کند .در این گزارش سعی شده برخی سرقت‌های مفاخر و اسناد و آثار تاریخی ایران از سوی برخی کشورها که حتی عمر تأسیس تعدادی از آنان از درخت‌های چنار خیابان ولی‌عصر تهران هم کمتر است، مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.

بازار رقابت سرقت مفاخر!
مروری بر ادعاهای اخیر برخی کشورها درباره‌ مصادره‌ به مطلوب کردن مفاخر ایران، این روزها به موضوع عادی منطقه توسط برخی کشورهای منطقه تبدیل شده است و همچنان ادامه دارد. ابتدا «ابوعلی‌سینا» و «شیخ علی همدونی» بودند که تاجیک‌ها چهره‌های‌شان را به‌عنوان مفاخر ملی‌شان بر روی اسکناس‌های 10 و 20 سومونی‌شان درج و به جهان صادر کردند، سپس نوبت به جمهوری آذربایجان رسید که همان حداقل نزدیکی فرهنگی تاجیک‌ها را به‌لحاظ زبانی نداشتند؛ اما به‌سادگی «تار» را به نام خود ثبت کرده و بر روی پول‌های‌شان نقش کردند و چون تحرک جدی از سوی ایران ندیدند هشتم شهریورماه امسال بود که «خلیل یوسف‌لی»، مدیر مرکز نظامی گنجوی در آکادمی علوم جمهوری آذربایجان اعلام کرد کتیبه‌های فارسی‌زبان مقبره نظامی‌ گنجوی جایگزین کتیبه‌های ترک‌زبان می‌شود! چراکه خط فارسی این شبهه را برای بازدیدکنندگان ایجاد می‌کند که نظامی فارسی‌زبان بوده است! البته پیشتر خبر تخریب کتیبه‌های فارسی‌زبان هم مطرح شده بود که جمهوری آذربایجان واکنش یا پاسخی به آن نداده بود و حتی در اقدامی تعجب‌برانگیز جمهوری آذربایجان دو دانشجوی اهل شهر تالش آن کشور را به دلیل ایرانی دانستن نظامی گنجوی و بابک خرمدین به زندان محکوم کرد. در مورد دیگر نصب مجسمه شاعر بزرگ ایرانی، «نظامی گنجوی» در یکی از شهرهای کشوری که علت وجودی آن سر در عهدنامه‌های تحمیلی و ننگین گلستان و ترکمنچای دارد و این ادعای واهی که این شاعر بزرگ متعلق به فرهنگ آن است! یا چاپ تصویر این شاعر بر روی اسکناس‌های کشور آذربایجان جای تأمل بسیار دارد. یا اقدامات کشور ترکیه برای مطرح کردن مولانا جلال‌الدین بلخی به‌عنوان شاعری ترک زبان که به بهانه بزرگداشت سالگرد مولانا به‌طور گسترده صورت پذیرفت و با برگزاری ده روز مراسم بر مزار وی در قونیه و دعوت از 45 هزار نفر از افراد سرشناس از سراسر جهان درصدد القا و نهادینه کردن ترک بودن مولوی برآمدند، در حالی که حقیقت این است که جلال‌الدین مولانا متولد بلخ است، شهری که زمانی متعلق به خراسان بزرگ بوده است، نوجوانی خود را در آن دیار گذراند، پس از دیدار با فریدالدین عطار نیشابوری که ذکاوت و تیزبینی او را بسیار می‌ستود همراه پدر از طریق حجاز به قونیه رسید و در آنجا پس از گذشت سالیانی، درگذشت و اکنون مزار وی در این شهر قرار دارد. با این حال این حقیقت بر کسی پوشیده نیست که این شخصیت اندیشمند ایرانی آثار جهانی همچون مثنوی، دیوان کبیر و کتاب‌هایی خلق کرده است که تمامی به زبان فارسی و متعلق به فرهنگ ایرانی است، اما شوربختانه مصادره‌کنندگان مفاخر ایرانی سعی در تصاحب چهره‌هایی نظیر او و اتصال به فرهنگ خود دارند تا برای خود وجاهتی دست و پا کنند. در موردی دیگر نیز همین کشور بنیادی به نام ابن‌سینا تأسیس کرده است و در حال برنامه‌ریزی‌های گسترده برای معرفی ابن‌سینا به‌عنوان یک دانشمند ترک است! این در حالی است که بنیاد ابن‌سینا در ایران به دلیل نداشتن توان مالی و تخصیص بودجه به حالت تعطیل در آمده است. در همین فضا ترکمنستان هم شیخ ابوسعید ابوالخیر را ترکمن می‌داند. آذربایجان در حوزه موسیقی نیز موسیقی «عاشیقلار» که با زیبایی و حرکت و ریتمی بسیار دلنشین، قرن‌هاست در منطقه آذربایجان ایران شامل تبریز، ارومیه و اردبیل نواخته می‌شود و جزئی از موسیقی ایرانی به حساب می‌آید با تلاش‌های پیگیر و بی‌سروصدا به ثبت جهانی رسانده است و جالب‌تر اینکه اعراب هم از این قافله عقب نمانده و در تلاش هستند م خلیج‌فارس را به نام جعلی خلیج (ع ر ب ی) تغییر دهند و می‌کوشند مفاخر ایرانی را نیز به نام خود مصادره کنند تا برای خود تمدن و پیشینه درست کنند! به‌طوری که امارات متحده عربی به جز ادعای مالکیت ارضی بخشی از ایران یعنی جزایر سه‌گانه که وزیر امور خارجه ‌این کشور آن را مشابه اشغال سرزمین‌های فلسطین توسط رژیم صهیونیستی می‌داند، ادعاهایی درباره ابوعلی‌سینا مطرح کرده است، با این مضمون که اصالتاً متعلق به سرزمین امارات متحده‌ عربی است! یا سرقت بادگیرهای ایرانی که هم‌اکنون نیز در بسیاری از مناطق ایران به نام امارات! است. آدم را به تعجب و خنده وامی‌دارد. حال سوالی که در اذهان عمومی مطرح است اینکه، نتیجه طرح این‌گونه شبهات و اقدامات چیست؟
محقق‌نماهای داخلی بهتر است توان و تخصص خود را در دفاع از مفاخر تاریخی ایران زمین هزینه کنند، چراکه در غیاب کارشناسان وطن‌دوست و میهن‌پرست، کشورهای همسایه مفاخر این سرزمین را سرقت کرده و در عرصه جهانی به نام خود به ثبت می‌رسانند.
پس پیش از آن که دیرتر شود، باید چاره‌ای اندیشید. سکوت و انفعال مسئولان در برابر مصادره مفاخر ایرانی و تداوم این اقدام لطمات جبران‌نشدنی به فرهنگ و هویت ملی وارد خواهد کرد. امروزه مصادره شدن دانشمندان‌مان یک واقعیت بسیار تلخ است. برای نمونه چرا باید بگذاریم زکریای رازی را یک دانشمند عرب بدانند! در حالی‌که او ایرانی است و متولد و رشد کرده ری است؛ اما تأسف‌بارتر این است که حتی در داخل کشور نیز بسیاری از مردم، دانشمندان‌مان را نمی‏شناسند! چه افراد معاصر و چه گذشتگان را و این به دلیل کم‌اهمیت دادن و رکود مدیریت فرهنگی کشور است و متأسفانه نقل قول کردن از دانشمندان و اندیشمندان غربی مد شده است و شبه‌روشنفکران ما علاقه دارند اسامی غربی و اندیشه‌های غربی را در ادبیات خود به کار بگیرند و امروز زمانی است که ما باید دست به‌کار شویم تا از این سرقت‌های واضح و روشن جلوگیری کنیم. اما در این راستا چه باید کرد؟ باید اقداماتی چند انجام دهیم.
۱) آگاهی‌بخشی عمومی
آنچه بیش از هر چیز می‌تواند مانع از مصادره نام مشاهیر و تمدن ایران به نام کشورهای دیگر شود گسترش آگاهی در میان مردم کشور و معرفی این مشاهیر در سطح جهان است، امروز ما نیاز داریم تا با آگاه‌سازی، مردم کشورمان را در برابر این شبهه‌افکنی‌ها واکسینه کنیم و هر کدام از مردم را به عنوان سفیران حفظ هویت مشاهیر کشور معرفی کنیم و همچنین به درج نام و تصویر این مشاهیر بر روی سکه‌ها و اسکناس‌های رایج کشور آنها را به عنوان هویت ایرانی مطرح سازیم، از سوی دیگر نیز با راه‌اندازی پایگاه‌های اینترنتی و شبکه‌های ماهواره، و فعالیت سفارتخانه‌های‌مان در سراسر جهان و برگزاری مراسم‌ گوناگون، بزرگداشت‌ها، چاپ خبرنامه‌‌ها، کتاب‌ها و... به معرفی این مشاهر در سطح جهان بپردازیم تا کشورهای دیگر نتوانند از عدم آگاهی افکار عمومی مفاخر ایرانی به نام خود ثبت کنند.
۲) ثبت جهانی
دستگاه دیپلماسی کشور و همچنین سازمان میراث فرهنگی باید در راستای حفظ هویت ایران پیش از هر اقدام با ارائه دلایل درست و تاریخی و اثبات تعلق این مفاخر به ایران این هویت را در مراکز مرجع بین‌الملل همچون سازمان ملل به ثبت رسانده و از تمدن ایران حراست کند و از طرف دیگر با رصد تحرکات کشورهای همسایه در این زمینه با رایزنی با این مراکز جهانی مانع از ثبت‌نام این مفاخر و نشانه‌های تمدن ایران به شکل جعلی به نام سایر کشورها شوند.

۳)تحرک دانشگاه‌ها
متأسفانه جامعه دانشگاهی کشور در قبال مفاخر ایران اقبال چندانی نشان نمی‌دهد و به قدر کافی به معرفی این افراد و ریشه‌های ایرانی آنها نپرداخته و تحرک لازم را نداشته است، ما امروز در سطح گسترده نیاز داریم تا به مکتوب کردن سرگذشت مفاخرمان و اثبات ایرانی بودن آنها بپردازیم و تصویر‌های درستی را آنها از به ثبت برسانیم. ازسوی دیگر نیز یک از اقداماتی که بر عهده جامعه دانشگاهی است معرفی این اندیشمندان و آثار آنها به زبان‌های مختلف جهان است که سبب معرفی دقیق این مفاخر به جهانیان شود.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

خروجی فهم اشتباه!
هفته گذشته خانم«وندی شرمن»، مذاکره‌کننده آمریکایی در گروه 1+5 در جلسه‌ کمیسیون روابط بین‌الملل مجلس این کشور با بيان اينکه ما به دنبال حذف تحريم‌هاي وسيع عليه ايران نخواهيم بود و تنها به ايران فرصت مي‌دهيم براي از بين بردن نگراني‌هاي ما، مدتي «استراحت» كند، در توهيني علني به مردم ایران ادعا کرد؛ «فريب و نيرنگ قسمتي از DNA ايرانيان است.»!
سوال مهمی که به ذهن می‌رسد این است که؛ چنین سخنی از چه زمینه‌ها و بسترهایی برخوردار است و در حالی که در خصوص نوع مناسبات شرایط ویژه‌ای بین دو کشور حاکم است، چرا مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی چنین مواضع توهین‌آمیزی را اتخاذ می‌کند؟
برای پاسخ به این پرسش لازم است در خصوص گفتمان‌های حاکم بر سیاست خارجی آمریکا و همچنین زمینه‌ها و بسترهای موجود در افهام صاحبان و طرفداران این گفتمان‌ها که از ظرفیت بالایی برای سرایت به سیستم تصمیم‌گیری کاخ سفید برخوردار است، نکاتی بیان شود. دو کلان گروه گفتمانی در آمریکا نسبت به سیاست خارجی این کشور و نوع دیپلماسی جدید متخذه از سوی کاخ سفید درباره ایران با روی کار آمدن دولت یازدهم فعال هستند؛ یک گروه که با نگاه تضاد ایدئولوژیکی و راهبردی به قضایای فی‌مابین ایران و امریکا نگاه می‌کند و بیشتر تحت تأثیر اتاق‌های فکر صهیونیستی است، به‌شدت مخالف هر نوع مذاکره و رابطه با ایران است. بعید نیست مواضع شرمن در راستای اقناع و ارضای این گروه ایراد شده باشد.
گروه دوم که خانم شرمن هم به لحاظ شخصیت حقیقی‌اش متعلق به آنهاست، موقعیت جدید را فرصتی برای خود می‌دانند، اما معتقدند ایران باوجود روی کار آمدن دولت جدیدی با اولویت تحرکات دیپلماتیک برای حل مسائل، به لحاظ ماهیت، همچنان انقلابی است و تغییر جدی نکرده است، از این‌رو به زعم خود به مراقبت از سیاست‌های ایران توصیه می‌کنند. این در حالی است که تلقی آنها از نظام مردم‌سالاری دینی در ایران باید تصحیح شود. دولت در این نظام بر اساس قانون اساسی در محدوده اختیارات مشخص تعریف شده حق دارد در داربست‌های اصلی نظام فعالیت کند. اتخاذ سیاست نرمش قهرمانانه از سوی رهبری معظم نظام نیز در همین راستا و در واقع مجوز و اختیاری به دولت است که راه دیپلماسی را نیز بیازماید تا افکار عمومی ایران و همه دنیا به اصل حرف مردم و رهبری نظام که به دلیل خوی استکباری و عملکرد سیاه در روابط با ایران و ملت‌های آزاده دنیا، به مذاکرات با این کشور خوش‌بین نیستند، برسد. توهین شرمن دقیقاً در همین راستا و غیر قابل اعتماد بودن آمریکا قابل ارزیابی است.
از سوی دیگر، مبنای تحلیل آمریکایی‌ها در قضیه مذاکره بر بنیان‌های لرزان و مواضع غلط استوار شده است؛ زیرا آنها بر مبنای این زمینه که روند فزاینده فشارها و تحریم‌ها ایران را به استیصال کشانده، دست برتر را در امتیازگیری بر سر میز مذاکره از آن خود تحلیل می‌کنند. گویی دشمنان احمق هنوز هم پس از سه دهه درست، ملت مسلمان و انقلابی ما را نشناخته‌اند و یا متأسفانه تصاویر ارسالی مغلوط از داخل، آنها را به این اشتباه راهبردی ‌کشانده است که در این صورت لازم است طرفداران دولت محترم در مواضع خود در راستای احتراز از به غلط انداختن محاسبات دشمنان دقت کنند. اما به قطع و یقین، ملت ایران پیام اصلی و پاسخ کوبنده‌ای را در روز ملی مبارزه با استکبار در 13 آبان امسال با حضور حداکثری‌اش و شعار «مرگ بر آمریکا» به هر دو دسته؛ هم دشمنان بیرونی و هم تصویرسازان مغلوط از استیصال ایرانی‌ها خواهند داد.


دريچه
اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگلیسی علیه ایرانیان را بررسی می کند
افشاگری‌های مورخ بزرگ روسی (۱)
تاریخ ایران آکنده از جنایت‌ها، خیانت‌ها و خونریزی‌هایی است که همواره از طرف دشمنان این سرزمین بر این ملت متمدن روا داشته شده است. در این بین، انگلیس یکی از کشورهایی است که جنایات و اقدامات ضدبشری آن بر ایرانیان با وجود ‍ پنهان‌کاری اعمال و رفتارش، در صفحات تاریخی به خوبی قابل مشاهده است. این کشور استعماری از زمان حضورش در ایران که ابتدای آن به دوران صفویان می‌رسد، تا به امروز دسیسه‌های زیادی علیه ایرانیان روا داشته است. یکی از جنایت‌هایی که از سوی این استعمار پیر علیه ملت ایران رقم خورده و متأسفانه بدون بازتاب تاریخی قابل‌توجهی و صرفا با عبور سطحی تاریخ‌نگاران آن را شاهد بوده‌ایم، کشتار میلیونی ایرانیان در خلال جنگ جهانی اول است. حادثه‌ای که بنا بر مستندات تاریخی، علاوه بر آثار زیانبار در دوران چند ساله جنگ جهانی اول، تا چندین دهه بعد از خود، کشور ایران را گرفتار تبعات ناشی از آن کرد.
نوشته حاضر سعی دارد با بررسی برخی منابع پژوهشی در این زمینه، به بیان گوشه‌ای از این واقعه هولناک بپردازد، واقعه‌ای که بنابر شواهد و اسناد طی آن، نزدیک به ۱۰ میلیون ایرانی بر اثر جنگ، قحطی، ترور، دفاع سرزمینی و شیوع بیماری‌های واگیردار در اثر دخالت‌های بیگانگان، بالاخص انگلستان، به قتل می‌رسند.
یکی از محققانی که در این زمینه فعالیت‌های موثر و زیادی در این خصوص داشته، دکتر «محمدقلی مجد» است که حاصل پژوهش‌های وی تا به حال در دو اثر به نام‌های؛ «انگلیس و اشغال ایران» و «قحطی بزرگ» گرد آمده است. در ادامه، با بررسی این منابع و برخی منابع غنی، دیگر به نحوه وقوع کشتار عظیم تاریخی در ایران خواهیم پرداخت. حدود ۵۰ سال پیش، تاریخ ایران در جنگ جهانی اول، تا حدودی مورد توجه محققان قرار گرفت. خلق اثری تحت‌عنوان گسترش نفوذ بریتانیا در ایران از سوی «لو ایوانوویچ میروشنیکف»، مورخ روسی آغازگر تحقیقات مستند در این زمینه بود.
میروشنیکف در این کتاب، پس از اظهار تأسف از وضع نامطلوبی که در ارتباط با تاریخ ایران در جنگ جهانی اول وجود داشت، به وقایع شکل‌گیری مشروطه (۱۹۱۱ ـ ۱۹۰۵ میلادی)، قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ انگلیس ـ روسیه و نهایتاً تصرف کامل خاک ایران از سوی انگلستان پس از انقلاب بلشویکی روسیه و تبدیل ایران به یک «نیمه مستعمره» پس از سال ۱۹۱۸ می‌پردازد. میروشنیکف از دوره‌ میانی تاریخ ایران (ایران در دوره جنگ جهانی اول) به‌عنوان یک دوره حیاتی یاد می‌کند که در این مورد به اندازه کافی تحقیق نشده است.
وی وضع نامطلوبی را که در ارتباط با تاریخ ایران در جنگ جهانی اول وجود داشت را اساساً تقصیر انگلیسی‌ها می‌داند. همین ادعای وی در دهه هفتاد قرن بیستم، سبب شد تا چند تن از مورخان انگلیسی با او در بیفتند و وی را تخطئه کنند.
این مورخان که حتی حاضر نبودند نام‌شان در نشریات انگلیسی‌ برده شود، به نوشتن مقالاتی در رد اظهارات میروشنیکف پرداختند، ولی واقعه یاد شده از سوی تاریخ‌دان روسی حقیقتی بود که به هیچ وجه نمی‌شد آن را در تاریخ مخفی نگه داشت. به همین منظور، میروشنیکف در دفاع از ادعاهای خود و در پاسخ به این حملات، کتابی تحت‌عنوان؛ «ایران در جنگ‌ جهانی اول» منتشر ساخت و در آن، وقوع جنایت‌های جنگی علیه مردم ایران بر اساس برخی اسناد روسی را به نگارش در آورد. البته منابع فارسی فراوانی در ارتباط با این موضوع وجود دارد که اکثراً در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی نوشته شده‌اند، ولی منابع فوق بر اساس اسناد خارج شده از طبقه‌بندی نیستند و ارزش کار میروشنیکف در آن بود که در استنادات تاریخی خود از اسناد طبقه‌بندی شده روسی بهره‌ گرفته بود.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 223
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (7)مشروعیت الهی در منظر موتلفه اسلامی
در شماره گذشته با دو مولفه از مبانی فکری حزب موتلفه اسلامی آشنا شدیم. در ادامه به بررسی دیگر بنیان‌های فکری این حزب می‌پردازیم.
3. مشروعیت الهی رهبری و قوانین
یک فرد یا حزب خودی باید به مشروعیت الهى رهبرى و قوانین اعـتـقـاد داشته باشد.(۱) هیچ کس بی ‌اذن الهی نمی‌تواند بر مردم حکومت کند. پیامبر خدا(ص) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) چنین اذنی داشتند.
یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَی‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً (نساء: 59)
اى مؤمنان از خداوند و پیامبر و اولى‌الامرتان اطاعت كنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، هرگاه در امرى [دینى‏] اختلاف نظر یافتید، آن را به [كتاب‏] خدا و [سنّت‏] پیامبر(ص) عرضه بدارید كه این بهتر و نیك‌انجام‏تر است.(۲)
مقصود از اولی‌الامر در این آیه، طبق روایات معتبر، ائمه معصومین(علیهم‌السلام) هستند. از فقها نیز باید اطاعت کرد زیرا پیامبر و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) در روایات متعددی چنین دستور داده‌اند. برای نمونه به بیان نورانی امام صادق(علیه‌السلام) از قول عمربن‌حنظله توجه کنید.
عمربن‌حنظله گويد: «از امام صادق(عليه‌السلام) پرسيدم: دو نفر از خودمان راجع به وام يا ميراثى نزاع دارند و نزد سلطان و قاضيان وقت به محاكمه می‌روند، اين عمل جايز است؟ فرمود: كسى كه در موضوعى حق يا باطل نزد آنها به محاكمه رود، چنان است كه نزد طغيانگر به محاكمه رفته باشد و آنچه طغيانگر برايش حكم كند اگرچه حق مسلم او باشد، چنان است كه مال حرامى را می‌گيرد؛ زيرا آن را به حكم طغيانگر گرفته است؛ در صورتى كه خدا امر فرموده است به او كافر باشند. خداى تعالى فرمايد مي‌خواهند به طغيانگر محاكمه برند در صورتى كه مأمور بودند به او كافر شوند. عرض كردم: پس چه كنند؟ فرمود: نظر كنند به شخصى از خود شما كه حديث ما را روايت كند و در حلال و حرام ما نظر افكند و احكام ما را بفهمد، به حكميت او راضى شوند همانا من او را حاكم شما قرار دادم؛ اگر طبق دستور ما حكم داد و يكى از آنها از او نپذيرفت، همانا حكم خدا را سبك شمرده و ما را رد كرده است‏.»(۳)
حدیث بالا که از معتبرترین کتاب حدیث شیعه روایت شده است، باصراحت حکم نصب فقیه برای حکومت و داوری را در بر دارد. درست است که سوال درباره دعاوی شخصی بوده است، اما پاسخ، فراگیرتر است و می‌تواند هر نوع اختلافی از جمله درباره مسائل سیاسی و اقتصادی را نیز در بر گیرد.(۴) بر این اساس، حکومت ولایت‌فقیه نیز باواسطه مشروعیت الهی دارد و از آن پس تمامی مسئولان نظام اسلامی یا باید منتخب او باشند و یا توسط او تأیید گردند تا مشروعیت پیدا کنند. برای نمونه امام خمینی(ره) در تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری بنی‌صدر فرمودند: «بر حسب آنكه مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع‌الشرایط باشد، اینجانب به موجب این حكم، رأى ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم؛ لكن تنفیذ و نصب اینجانب و رأى ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احكام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسى اسلامى ایران.»(۵)
گفتنی است بنی‌صدر شرط لحاظ شده در این تنفیذ را رعایت نکرد و به همین دلیل عزل شد. مؤتلفه اعتقاد راسخی به ولایت‌فقیه دارد. به تعبیر آقای عسگراولادی: «ولایت فقیه یك منصب الهی است. در طول دو دهه گذشته آنچه ضامن استقلال، آزادی، عزت و عظمت ملت ایران بوده، پاسداری از چنین جایگاهی است.»(۶)
منصب الهی دانستن ولایت فقیه، یك تمایز مهم بین مؤتلفه و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران پدید می‏آورد كه به‌طور مكرر در عصر ما ولایت‌فقیه را منصبی مردمی می‏داند و نصب الهی را مردود می‏شمارد.(۷) مؤتلفه، علاوه بر اعتقاد به نصب الهی فقیه، نظریاتی مانند «نظارت فقیه» و یا «وكالت فقیه» را مردود می‏شمارد و بر اعتقاد راسخ به ولایت مطلقه فقیه عادل اصرار می‏كند. عسگراولادی، دبیر کل وقت مؤتلفه می‏گوید:
«مؤتلفه، ولایت مطلقه فقیه عادل را در سامان اسلامیت واقعی نظام مؤثر می‏داند و معتقد است «نظارت فقیه» یا «وكالت فقیه» بازگشت به قرون گذشته‏ای است كه آن ولایت‌ها را خفیف و مسلمانان را ضعیف می‏سازد. اعتقاد راسخ به ولایت مطلقه فقیه... امروزه سبب عظمت اسلام و عزت مسلمانان شده است.»(۸)
آقای عسگراولادی، درباره ولایت، مثال جالبی دارد. او می‌گوید: «در فرهنگ اسلام ناب،... [مردم] دایره به دایره حول محور قطب عالم امكان كه پیامبر و در زمان بعدش امام معصوم و در زمان غیبت، نایب خاص یا نایب عام می‌‏باشد؛ قرار می‌‏گیرند. این قطب یك وقت قطب اصلی است، یعنی پیامبر و امام معصوم و یك وقت قطب به نیابت است؛ یعنی نیابت خاص یا نیابت عام.»(۹)
گفتنی است مؤتلفه، چنانکه پیش از این هم بیان شد، به مشروعیت قوانین الهی اعتقاد دارد. در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌خوانیم:
«حزب با اعتقاد به دین مبین اسلام و حاكمیت قوانین الهی... و حاكمیت ولایت‌فقیه در نظام حكومتی اسلام تأسیس می‌شود... نظام تشریع در حكومت اسلامی از آن خداوند است كه توسط وحی به انبیا ابلاغ شده است. در نظام اسلامی تمام قوانین مطابق قرآن كریم و سنت پیامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) می‌باشد و قوانین برخلاف اسلام از درجه اعتبار ساقط است.»(۱۰)
حاصل سخن اینکه شاخص اعتقاد به مشروعیت الهی رهبری و قوانین در مؤتلفه به نحو بارزی مشاهده می‌شود.
4ـ مبارزه با حاکمیت طاغوت
از سوی دیگر، در برابر اعتقاد به حاکمیت الهی، حاکمیت طاغوت مطرح است. حزبی که در برابر طاغوت می‌ایستد و از ارزش‌های اسلامی دفاع می‌کند، نشان از اعتقاد به حاکمیت الهی دارد. در شرح این مختصر، نخست باید روشن شود که معنای طاغوت چیست؟ در این‌باره، تفسیر روشن می‌نویسد: «طاغوت كسى است كه افكار و برنامه اعمال او با احكام و دستورها و برنامه الهى مخالف باشد.»(۱۱)
مؤتلفه سابقه طولانی در مبارزه با طاغوت دارد. برخی از بزرگان مؤتلفه مانند شهید صادق امانی در مسیر مبارزه با طاغوت شربت شهادت نوشیدند و گروهی دیگر طعم تلخ زندان طاغوت را چشیدند. در زندگی‌نامه سران مؤتلفه نیز بر عنصر مبارزه با طاغوت، تأکید خاصی وجود دارد. برای نمونه، درباره شهید لاجوردی می‌خوانیم: «اویکی از مظاهر مقاومت اسلامی در برابر طاغوت بود.»(۱۲) یا در زندگی‌نامه حسین انواری می‌خوانیم: «در دوران تحصیل از هر فرصتی در كلاس درس یا در جمع عمومی در ترویج ارزش‌های اسلامی و افشای ماهیت رژیم طاغوت به طرق مختلف تلاش می‌نمود.»(۱۳)
گفتنی است صرف مبارزه با طاغوت چندان مهم نیست. مهم این است که مبارزه در راستای ترویج ارزش‌های اسلامی باشد که در نمونه‌های بالا شاهد این مطلب هستیم.
نقطه انحراف برخی احزاب سیاسی، عدم اعتقاد به حاکمیت قوانین الهی است، اما بر اساس آنچه در متن بالا آمد، مؤتلفه از این نظر هم مشکلی ندارد و به حاکمیت قوانین الهی و نیز مبارزه با طاغوت اعتقاد دارد. از مجموع آنچه ذکر شد می‌توان نتیجه گرفت که مؤتلفه در مبحث کلیدی توحید مشکلی ندارد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 223
فتح الله پريشان

زندگی و زمانه سیاسی ـ اجتماعی جلال‌الدین دوانی
بازخوانی اندیشه سیاسی گذشتگان، علاوه بر تقویت توان اندیشه‌ورزی و انباشت علمی، می‌تواند الگویی در اختیار ما بگذارد تا با توسل به آن بتوانیم به پاره‌ای از مشکلات امروز خودمان در پرتو آن فکر کنیم و برای آن راه حل بیابیم. به‌ویژه در پاسخ به انتظار به‌حقی که مسلمانان عالم پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی، از ایران در حوزه بازسازی تمدن اسلامی دارند، ضرورت توجه به تراث گرانقدر گذشته و استفاده بهینه از آنها دو چندان احساس می‌شود. براین مبنا، از این شماره تلاش خواهد شد با اندیشه سیاسی یکی دیگر از مفاخر اسلامی، یعنی علامه محقق جلال‌الدین دوانی بیشتر آشنا شویم.
علامه جلال‌الدین محمد دوانی(830 قمری ـ ۹۰۸ قمری) مشهور به محقق حکیم، متکلم بزرگ اسلامی و دانشمند بزرگ قرن نهم و عصر تیموریان، متولد روستای دوان از توابع کازرون بود. پدرش سعدالدین اسعد، از شاگردان محقق مشهور «میرسیدشریف جرجانی» بود و در کازرون به تدریس علوم دینی و قضایای شرعیه اشتغال داشت. در کوه‌های سر به فلک کشیده شمال دوان، غاری موجود است به نام غار «مُل جلال» (ملاجلال) که ایشان در این غار مطالعه و عبادت می‌کرده ‌است.
علوم مقدماتی را نزد پدرش در زادگاهش آموخت و سپس برای تکمیل علوم به دارالعلم شیراز آمد و ادامه تحصیلات خود را با تنگدستی در آنجا گذراند و تجربه‌ها اندوخت و در رشته‌های مختلفی نظیر؛ فلسفه، ریاضی، کلام و منطق از محضر حکما و دانشمندان استفاده کرد و حکمت و فقه و اصول و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و عجم را یاد گرفت و بعد به تدریس مشغول شد. بنابراین، از استادان وی علاوه بر پدرش، می‌توان از افرادی چون؛ محی‌الدین کوش‌کناری، خواجه حسن‌شاه بقال، همام‌الدین کلباری، شیخ صفی‌الدین ایجی و قوام‌الدین کرباسی نام برد. دوانی پس از فوت آنها، خود از استادان مشهور شیراز گردید.
جلال‌الدین پیرو مذهب شافعی و از نظر اصول عقاید، اشعری بوده‌ است. ولی در زمان صفویه کم‌کم به مذهب شیعه اثنی‌عشری گروید. رساله نورالهدایه دلیلی بر این مدعاست. همان‌ گونه که خواجه نصیرالدین توسی علوم عقلی و فلسفی را در دورة مغول احیا نمود، دوانی نیز آن را در دوره تیموری احیا کرد. دوانی با شرح خود بر هیاکل النور سهروردی، رونقی دوباره به حکمت اشراق بخشید. ملاصدرا در آثار خود ـ از جمله اسفار ـ بارها از او با تجلیل یاد کرده ‌است. وی در روز سه‌شنبه نهم ربیع‌الاول ۹۰۸ قمری در زادگاهش دوان درگذشت.
اگر بخواهیم به شمایی کلی از اوضاع سیاسی زمانه دوانی اشاره کنیم، ناگزیر باید به دو قبیله ترکمنی «قراقویونلوها» و «آق‌قویونلوها» که مقطعی در تاریخ سرزمین ما نقشی داشته‌اند اشاره کنیم. اگرچه جلال‌الدین در جوانی وارد سیاست شد، اما چندی به وزارت یوسف قراقویونلو که از جانب پدرش جهانشاه فرمانروای آذربایجان، حکمران شیراز شده بود، رسید. البته پس از مدتی استعفا کرد و به ادامه تدریس مشغول شد. بسیاری از سلاطین زمان دوانی، او را به قلمرو خویش دعوت می‌نمودند و ملاجلال نیز در برخی موارد دعوت آنان را اجابت کرده و در مورد برخی دیگر، به ارسال نامه‌های علمی و اخلاقی اکتفا می‌کرد. بنابراین در طول عمر خویش، به‌ویژه در ایام دولت اوزون حسن‌بیک و یعقوب میرزا، که از حاکمان آق‌قویونلو بودند و روابط بهتری با علما و از جمله محقق دوانی داشتند، به مسافرت‌هایی دست زد و با سلاطین و علمای سایر مناطق و کشورها نیز تماس داشت. وی به تبریز و گیلان و کاشان و عراق عرب و لار و بندر جرون و هندوستان مسافرت کرد. در یکی از مسافرت‌ها به دعوت سلطان یعقوب آق‌قویونلو به دارالسلطنه تبریز رفت و از جانب وی قاضی‌القضات فارس گردید. با انشعاب آق‌قویونلوها به سه گروه که موجب ضعف آنها شد و همواره شیراز در بین آنها دست به دست می‌شد، رفته‌رفته با حمایت‌هایی که از اولاد شیخ صفی‌الدین اردبیلی شد، برخی از شرایط ظهور دولت صفویان فراهم گردید که از نظر تاریخی بسیار اهمیت دارد.
جلال‌الدین بیشتر از ۶۰ کتاب در علوم مختلف عقلی و نقلی نوشته ‌است که از جمله آثار او: کتاب «شرح عقاید عضدی» است که از آثار مهم اوست، کتاب «خلق‌الاعمال» در کلام، رساله «زوراء» در حکمت، اثبات واجب قدیم، خلق افعال، عرض لشکر و شرح الرباعیات را می‌توان نام برد. جلال‌الدین کتاب «نورالهدایه فی اثبات الامامه» را به فارسی در اواخر عمر به تحریر در آورد که به گمان بسیاری، از شواهد تشیع او محسوب می‌شود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

پوپولیسم جدید و برخی ابعاد آن
از اواخر قرن بیستم، شکل جدیدی از پوپولیسم شکل گرفته و به دیگر نقاط و کشورهای جهان سرایت کرده است که دارای ویژگی‌های جدیدتری نسبت به سلف خود است. پوپولیسم جدید، گرایش نهادستیزی پوپولیسم را به‌وضوح نشان می‌دهد که در این شماره به بررسی ابعاد و زوایای گوناگون آن می‌پردازیم.

پوپولیسم جدید در اروپا
پوپولیسم جدید شکل معاصر پوپولیسمی است که در اواخر قرن بیستم میلادی ابتدا در اروپای غربی، اما نه منحصراً در آنجا، پدیدار شد. شماری از احزاب راست ‌افراطی در طیف سیاسی در مقابل سلطه و برنامه احزاب اصلی حکومت‌ها در نظام حزبی‌شان طرفدار این نوع پوپولیسم بودند. چنین پوپولیسمی معمولاً دارای رهبران سیاسی ویژه‌ای است. با کسب تجربه از «خط‌مشی‌های جدید» احزاب و جنبش‌های چپ در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، پوپولیسم جدید نقد ایدئولوژیکی خود را از سیاست‌های رایج با پذیرش‌گونه‌های ساختاری که مظهر چنین نقدی بودند، در هم آمیخت. برخلاف نمونه‌هایی از پوپولیسم که در شماره‌های گذشته بررسی شد، پوپولیسم جدید، حزب یا جنبش واحدی نیست؛ به جای آن، مجموعه‌ای از احزاب سیاسی متفاوت در کشورهای مختلف طی این دوره شکل گرفتند که درونمایه‌‌های بسیار مشترکی دارند، البته این شباهت‌ها و همزمانی اتفاقی نیست.
پس از جنگ جهانی دوم، توافق عمومی حکام در بیشتر دولت‌های اروپای غربی مظهر آرمان‌های سوسیال‌دموکراسی و تعهد به اقتصاد مختلط، مکتب کینز و دولت رفاه بود. این توافق نه‌تنها احزاب سوسیال‌دموکرات بلکه احزاب دموکراتیک مسیحی و محافظه‌کار و لیبرالی را نیز در بر می‌گرفت. علاوه بر احزاب جدید و برنامه‌های تازه‌ای که دراین دوران پدید آمد، سوسیال‌دموکراسی نیز در ایجاد شکل جدید حزب سیاسی، یعنی حزب توده‌ای نقش داشت. (۱)
نخستین چالش بزرگ در برابر توافق عمومی پس از جنگ به شکل جنبش‌های جدید اجتماعی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پدیدار شد. این جنبش‌ها طرفدار محیط زیست، فمینیسم و حقوق دانشجویان و مخالف سلاح‌های هسته‌ای و جنگ بودند. «خط مشی‌های جدید» بیان حزبی این جنبش‌ها بود. ابتدا احزاب سبز مظهر این سیاست‌ها بودند، آنگاه باید از ظهور احزاب «چپ‌ جدید» یاد کرد که برابرخواهی چپ‌ سنتی را با تعهدی تازه به آزادی فردی، مخالفت با گسترش دولت و قدرت که با توافق عمومی پس از جنگ پدید آمده بود در هم آمیختند.
به‌دنبال موج احزاب سیاسی جدید در جناح چپ نظام حزبی، موج دیگری از احزاب در سوی دیگر طیف سیاسی پدید آمد. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، جریانی در حمایت از احزابی که در جناح راست افراطی طیف ایدئولوژیک قرار داشتند شکل گرفت. از نظر عده‌ای این امر نشانه تجدید حیات فاشیسم و شکل‌گیری مجدد رویدادهای میان دو جنگ جهانی بود و از این رو، آن را به‌عنوان ظهور نئوفاشیسم طبقه‌بندی کرده‌اند. به‌واقع ظهور نئوفاشیسم که تقریباً به ویژگی دائمی و شدیداً حاشیه‌ای نظام حزبی پس از جنگ تبدیل شده بود، با موج جدید پوپولیسم همزمان شده بود.(۲) این پوپولیسم جدید، همانند «خط‌مشی‌های جدید» با واکنش به رشد دولت رفاه که شدیداً بوروکراتیزه بود، به فساد و تبانی در احزاب سیاسی حاکم انتقاد کرد.

ویژگی‌های پوپولیسم جدید
پوپولیسم جدید، گونه معاصر آن نوع پوپولیسمی است که ریشه آن را در طرد پوپولیستی برنامه‌های سیاسی، نهادها و مشروعیت الگوی دولت رفاه و سرمایه‌داری با اقتصاد مختلط می‌توان جست‌وجو کرد. پوپولیسم جدید در مخالفت با توافق عمومی پس از جنگ و نیز در تلاش برای ایجاد شیوه‌های جدید سازماندهی حزبی که مظهر طرد شیوه‌های مسلط احزاب و به‌ویژه احزاب سیاسی حاکم است، با خط‌مشی‌های جدید هم‌داستان است.
شیوه‌ سازماندهی احزاب پوپولیستی جدید با احزاب موجود، کاملاً متفاوت است. یکی از دلایل این موضوع آن است که پوپولیسم به نهادهای سیاسی در کل و احزاب سیاسی به طور خاص ذاتاً بی‌اعتماد است. بنابراین، پوپولیست‌های جدید، احزاب خود را به‌گونه‌ای ساخته‌اند که با الگوی مسلط بر سازماندهی احزاب حاکم کمترین شباهت را داشته‌ باشد. این امر عملاً به معنای آن است که درباره پایبندی اعضای حزب به مشارکت فعال و مستقیم، مبالغه زیاد می‌شود. در همان حال، رهبری فردی اشخاص برجسته روی دیگر سکه است.(۳)
ویژگی دیگر پوپولیسم جدید این است که پوپولیست‌های جدید با حاشیه‌گزینی ایدئولوژیک خود از مرکز نظام حزبی موجود، با تأکید بر پیوند خویش با شعور متعارف مردم عادی، خود را چون حلقه اتصال ویژه با جنبه‌های مثبت شیوه‌هایی می‌دانند که سیاست‌های گذشته بر مبنای آنها به وجود آمده بود. چه بسا به همین دلیل باشد که قضاوت دقیق درباره پایگاه اجتماعی پوپولیسم جدید، دشوار جلوه کند؛ چرا که با شرایط بسیار متنوع و جوامع متفاوتی سروکار داریم. با این همه، به نظر می‌رسد که پایگاه اجتماعی پوپولیسم جدید در مجموع از دو خصوصیت عام برخوردار است. بیشتر آنها مردان جوان و شهرنشینی هستند که غالباً در بخش خصوصی کار می‌کنند و بی‌ثباتی سیاسی، دومین خصوصیت این دسته از رأی‌دهندگان است، به این معنا که از تمام زوایای طیف سیاسی سر برآورده‌اند. پوپولیسم جدید، بازتاب شکل معاصری از عنصر ضد نهادی پوپولیسم در کل است. معنای ماهیت تأثیرپذیر پوپولیسم این است از مسائل مهم و اساسی موجود در خاستگاه خود، هم برای بیان گرایش ضدنهادی‌اش و هم به‌عنوان انگیزه آن، بهره‌برداری می‌کند. به‌طور کلی، رواج کنونی پوپولیسم جدید در شماری از کشورها نشانه اوضاع بغرنج نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی و به ویژه نظام‌های حزبی در این کشورها است. البته پوپولیسم جدید به اروپای غربی محدود نیست، نمونه‌ها و گونه‌های اروپای غربی آن، غنی‌ترین منابع را برای درک این پدیده در اختیارمان می‌‌گذارد (۴) پوپولیسم جدید واکنشی به انواع نظام‌های حربی و گرایش‌های آن در نظام‌های دموکراتیک لیبرالی معاصر به شمار می‌رود. پوپولیسم جدید در برنامه احزاب حاکم و شیوه نمایندگی آنها زمینه مساعدی می‌یابد تا اعتراض مخالفان اندک، اما مهمی را سازمان دهد. در شماره آتی به مطالعه برخی از احزاب پوپولیستی جدید در اروپای غربی و جایگاه پوپولیسم در برخی کشورها از جمله استرالیا، کانادا و آمریکا خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

الزامات معرفت‏شناسى اسلامى
در شماره گذشته متذکر این نکته شدیم که برای مطالعات اسلامی، معرفت‏شناسى اسلامى لازم است، اما پروژه «معرفت‏شناسى اسلامى‏»، که پروژه‏اى تجدیدگرا و درعین حال، اجتهادى است، برای اجرا به الزاماتی نظیر موارد زیر نیاز دارد:
1ـ بازخوانى انتقادى میراث و قرائت معرفتى آن؛ 2ـ پیراستن الگوهاى معرفتى آن بر اساس اصولى که از قرآن به عنوان خاستگاه تصور، عقیده و احکام و سنت نبوى به‌عنوان منبع روشنگر و الزام‌آور برخاسته است؛ 3ـ تحقق ارتباط و پیوست ‏با این میراث و پشت‏سر نهادن دوره‏هاى گسست از آن؛ 4ـ تمییز نهادن بین امور ثابت و متغیر، با هدف تمایز امور قابل استصحاب از امور موضعى (مقطعى) و خاص و کنار نهادن امور خاص و موضعى از میراث و فرارفتن از آن، پس از درک فراگیر آن و درس گرفتن از آن.
«معرفت‏شناسى اسلامى‏» مى‏کوشد تا معرفت انسانى و اجتماعى را از خودباختگى نسبت‏ به روش‏هاى غربى نجات دهد. نگرش غربى پدیده‏هاى منفى بسیارى را به بار آورده که حیات معاصر ما از آنها رنج مى‏برد.
جهان اسلام تافته جدابافته‏اى از دیگر ملت‏ها نیست. الگوى سکولار، سیطره خود را بر گوشه و کنار جهان، و از جمله جهان اسلام، گسترده است. هرچند جهان اسلام، بقایایى از ایمان و اسلام و عبادت‏ها و ارزش‏ها و سنت‏هایش را حفظ کرده است، اما از بحران گسست ‏بین سنت و تجدد و گسست ‏بین میراث و نوگرایى رنج مى‏برد و در بیشتر حوزه‏ها و میدان‏ها، الگوى سکولار رایج، پیروز بوده است.
«معرفت‏شناسى اسلامى‏» مى‏کوشد تا الگویى براى جایگزینى «الگوى سکولار» ارائه کند؛ اما این کار تحقق نخواهد یافت مگر اینکه الگوى جایگزین، رقیبى قدرتمند، کارآمد، مشروع و داراى توان تفسیرى مطلوب باشد و در نهاد آن، علاوه بر توان نقد و تفکیک، قدرت ترکیب و بازسازى و زایش معرفتى و تصحیح روشمند نیز وجود داشته باشد. امروزه روند این تعامل، به جنگ فکرى، معرفتى، فرهنگى و تمدنى فراگیرى شبیه است که الگوهاى معرفتى و روش‏هاى علمى و جزئیات زندگى و نظم زندگى و جزئیات معرفتى را شامل مى‏شود؛ به گونه‏اى که شانه خالى‏کردن از تأثیر یا تداخل آن، براى هر نظام معرفتى‏اى ناشدنى است؛ به ویژه اینکه الگوى معرفتى سکولار، چنان‏که گفتیم، با قطع نظر از خطا و صواب و حق و باطل بودنش، از توانایى‏هاى تفسیرى، انتقادى و تولیدى فراوانى برخوردار است. این الگوى معرفتى با شعار «علمیت و دقت‏»، ارزش‏ها را کنار نهاده و اقدام به بى‏طرف ساختن آن کرده است، تا خود در جایگاه سرور مطلقى که مخالف و معترضى ندارد، باقى بماند. ازاین‏رو، ما نیازمند عملیات نوسازى و اجتهادى هستیم که سلطه قرآن را بر علوم اجتماعى و انسانى و حتى علوم اسلامى موروثى بازگرداند تا بتوانیم از عناصر مثبت این علوم بهره گیریم.
بنابراین، به نظر می‌رسد «معرفت‏شناسى اسلامى‏»، عملیاتى اجتهادى در امور مربوط به میراث اسلامى و منابع آن و عملیاتى ابداعى در تعامل میراث اسلامى با علوم اجتماعى و انسانى است؛ زیرا اجتهاد معاصر باید بر ادراک معرفتى و تحلیل روش‏شناختى و آگاهى تام از این دو حوزه بنا نهاده شود: 1ـ علوم و معارف اسلامى به‏ارث‏مانده که از بطن «فقه‏» تولد یافته‏ اند، 2ـ علوم اجتماعى و انسانى جدید که از درون فلسفه زاده شده‏اند. بدون درک و فهم فراگیر این دو حوزه، تحقق اجتهاد اسلامى معاصرى که قادر به حرکت دادن و نمایش تمدن این امت ‏باشد، ممکن نیست.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
شایعه‌پراکنی توسط خودی‌ها

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

حضرت امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان در رابطه با آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی، شگردهای متعدد دشمن را یادآور شدند که جملگی آنها در راستای تضعیف انقلاب اسلامی و تقویت پایگاه روانی دشمن کارآمدی داشته و دارد. در مبحث قبلی بخشی از آن با موضوع اشکال‌تراشان ارائه شد که آسیب‌زدگی بیشتر از هر چیز جنبه روانی داشت، در مکمل آن مبحثی دیگر از شگردهای دشمن را مورد عنایت قرار داده که باب دیگری از توطئه‌ها را یادآور شدند و مرقوم فرمودند: «و از همین قماش توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های وسیع در سطح کشور و در شهرستان‌ها بیشتر بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند. گرفتار یک رژیم بدتر شدند. مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند. زندان‌ها پر از جوانانی که امید آتیه کشور است، می‌باشد و ای کاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی‌گذاشتند.
این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است، مردم در رنج و زحمت و گرانی سرسام‌آور غوطه می‌خورند و...» وجود این روحیه و خصلت در جامعه مورد اشاره امام، در طول تاریخ ضربات مهلکی به جریان انقلاب اسلامی زده است و حضرت امام(ره) سخت‌ترین روزها را در این رابطه متحمل شدند. چند موضوع در این‌باره به بحث گذاشته می‌شود.

طرح شایعه
تعاریف‌ متعددی از شایعه ارائه شده است که همه آنها دارای اشتراکات و مضامین نزدیک به هم است، چنانچه دهخدا در تعریف شایعه می‌نویسد: «شایعه خبری است که فاش شود ولی صحت و نادرستی آن معلوم نباشد و یا به‌عبارت دیگر در تداول امروز شایعه خبرهای نادرست و بی‌اصل که در میان مردم بر سر زبان‌ها باشد.»
شایعات انواع و اشکال گوناگون دارد که در بین مردم پخش می‌شود که کارشناسان از آنها به شایعات خزنده، شایعات آتشین، شایعات غواص، شایعات توهم‌انگیز یاد کرده‌اند، اما در دین مبین اسلام تأکید شده است که شایعه‌سازی و دروغ‌پردازی از گناهان بزرگ است که گاهی حیات و زندگی گروهی را به خطر می‌اندازد و یا به قیمت آبروی جمعیتی و یا شخصیتی تمام می‌شود.
بنابراین شایعه و شایعات تأثیرات منفی و نتایج مخرب و ویران‌کننده‌ای دارد که توسط عاملان شایعه هدفمند دنبال می‌شود که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌شان معتقدند: «نقشه و توطئه در کار است. آنکه هر روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوی و برزنی سر زبان‌ها می‌افتد در تاکسی‌ها همین مطلب واحد و در اتوبوس‌ها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می‌شود و یکی که قدری کهنه شد یکی دیگر معروف می‌شود...»

امام رنجور از شایعات
اشاره شد که حضرت امام(ره) در طول مبارزات خود از شایعه‌سازان و شایعه‌پراکنان در رنج بودند، آن هم از کسانی در مرکز تعلیم و تربیت و حوزه‌های علمیه که از آنها به نام متحجرین و مقدس‌نماها یاد می‌کند و در ماه‌های آخر عمرشان جریان آنها را برملا می‌کند و در پیام تاریخی معروف به منشور روحانیت در سوم اسفند ۶۷ راز سر به مهر شده‌ای را برملا کردند و موقوم فرمودند: «در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! عده‌ای مقدس‌نمای واپسگرا همه چیز را حرام می‌دانستند و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است...
روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل شدند حتی نسبت تارک‌الصلاه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند و می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست...»
جریان شایعه‌پراکنی تا این عمق پیش رفته بود و هنوز این جریان در شایعه‌سازی و شایعه‌پراکنی فعال هستند.

شایعه ناکارآمدی دین
جریان شایعه‌ساز و شایعه‌پراکن و حامیان خارجی و داخلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی سعی داشتند و دارند که نظام جمهوری اسلامی را در اداره امور کشور ناکارآمد معرفی کنند، مبنی بر اینکه «جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد» را در جامعه ترویج کنند، در حالی که در هر شهر و شهرستان و محله‌ای از برکات انقلاب اسلامی و نظام بهره‌مند بود و رضایت داشته‌اند و دلیل روشن آن حضور در راه‌پیمایی‌ها، انتخابات و در مسائل مختلف دولت و نظام جمهوری اسلامی است که همواره مشارکت داشته‌اند. نمونه بارز آن دوران هشت سال دفاع مقدس که با پشتوانه مردم و باکارآمدی دین به پیش رفت. گرچه یکی از اهداف اساسی دشمن این بوده و هست که دین و ارزش‌های اسلامی را از جامعه و مردم جدا کند و در این رابطه از همه ظرفیت‌ها استفاده کرده است، اما در همه عرصه‌‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کارآمدی دین مشاهده می‌شود. دستگاه‌های رسانه‌ای بیش از هر چیز مروج اندیشه‌های سکولاری بودند یا اینکه جریان‌های نفوذی ترویج اندیشه‌های لیبرالیستی غربی را دنبال می‌کردند و با متون اسلام، انقلاب اسلامی، رهنمودهای امام خمینی(ره) آشنا نبودند و قصد آشنایی و فهمیدن هم نداشتند برنامه این بوده که دین و نظام جمهوری اسلامی را ناکارآمد معرفی کنند. در اوایل انقلاب حضرت امام در دیدار با خبرگزاری پارس در این‌باره فرمودند: «من گاهی وقت‌ها می‌بینم در این خبرگزاری پارس خبرها همچو مثل اینکه با یک غرضی خبر داده می‌شود. من گاهی این طور می‌بینم که یک مطلب کوچکی را بزرگ نمایش می‌دهند، تضعیف می‌کنند... اگر توطئه‌گری در خبرگزاری‌تان هست، باید تصفیه بشود.»

شایعه ابزار کارآمد تخریب
آنچه که حضرت امام را بیش از هر چیز نگران‌ می‌کرد و ایشان در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان مورد توجه قرار دادند تخریب روحیه ملی و روانی مردم است. در اوایل انقلاب دشمن بسیاری از شخصیت‌های مؤثر انقلاب مانند شهید بهشتی را ابتدا ترور شخصیت کرد و از هر گونه ترویج شایعه علیه آنها مضایقه نکرد، سپس آنان را مورد هدف گلوله قرار داد. نهادهایی مانند جهاد سازندگی در تمام شهرها و روستاها با حمایت مردم شروع به آبادانی و ساخت‌وساز و خدمات‌رسانی کردند و در مقابل جریان ضدانقلاب مسلح و گروهک‌های وابسته به استکبار جهانی که خرمن‌های گندم مردم کشاورز مستضعف را به آتش می‌کشیدند، نادیده گرفته می‌شدند و از این عناصر مخرب و تروریست که جملگی آنها از طرف عوامل استکبار جهانی هدایت و رهبری می‌شدند، به‌عنوان «جوانان امید آتیه کشور» یاد می‌شد و مورد حمایت مخالفان قرار می‌گرفتند. دشمنان در سال‌های ۵۸ تا ۶۰ ده‌ها گروه و سازمان و تشکیلات را جذب کردند و آنها در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی به‌کار گرفتند، ابتدا با کارکرد شایعه وارد عرصه کردند که برای اهداف دشمن کارآمدی داشت و از این طریق آسیب‌های متعددی به جامعه انقلابی وارد آمد و حضرت امام(ره) با توجه به اهداف دشمن از آن به‌عنوان توطئه و نقشه‌های دشمنان در وصیت‌نامه یاد کردند.

برچسب ارتجاع
یکی از آسیب‌های سیاسی ـ فرهنگی و روانی که توسط ضدانقلاب و دشمنان به‌کار برده شد شایعه ارتجاع بود. به رهبر انقلاب و چهره‌های انقلابی همراه او برچسب ارتجاع زدند و این جریان بیشتر از طریق کسانی تبلیغ می‌شد و رایج می‌گردید که به لیبرالیسم غربی گرایش داشتند و آنها را مترقی تلقی می‌کردند و مظاهر دینی و اسلامی را ارتجاع می‌نامیدند و جوانان و نسل جدید را در شرایط شک و تردید قرار می‌دادند و شایعه چنین جریانی در سیر تاریخی انقلاب وجود داشت و مقصودشان از ارتجاع بازگشت به سنت‌های بی‌ارزش باستانی و کهنه شده بود.
در واقع یک تهمت به اسلام، روحانیت، مسلمانان و انقلابیون بود و حضرت امام خمینی(ره) در طول دوران مبارزات‌شان با این جریان درگیر بودند. حتی در سال‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۴۱ و پس از قیام پانزدهم خرداد ۴۲، رژیم شاه رسماً امام خمینی(ره) را مرتجع خواند و هیچ‌گاه از این تهمت دست‌بردار نبود. سال ۵۶ هم مقاله کذایی جریان انقلاب اسلامی و مبارزات مردم با رهبری امام را تحت عنوان ارتجاع سرخ و سیاه در روزنامه اطلاعات درج کردند و شاه ادعا داشت که می‌خواهد کشور ایران را صنعت مونتاژ مدرنیزه کند و آن را به سوی دروازه‌های تمدن بزرگ پیش ببرد. برچسب ارتجاع در دستگاه‌های رسانه‌ای سوژه‌ای شد در دست گروهک‌های ضدانقلاب مسلح و آسیب‌های متعددی را به جریان انقلاب اسلامی وارد کرد.

رهنمود امام(ره) در وصیت‌نامه
حضرت امام خمینی(ره) در برابر جریان شایعه‌سازان و شایعه‌پراکنان و کسانی که دانسته و ندانسته در خدمت ضدانقلاب، استکبار و دشمنان قرار می‌گیرند و یا کسانی که از روحیه شتاب‌زدگی برخوردارند و انتظار دارند که به‌زودی وضعیت سر و سامان گیرد، پاسخ دادند و نصیحت کردند و در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان مرقوم فرمودند: «آقایان محترم تحت تأثیر شایعه‌سازی‌ها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد و به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیه‌الله(روحی فداء) یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از دو قطب قدرت [شرق ـ غرب] به حکومت می‌رسد و محرومان جهان که به اسلام و حکومت اسلامی رو آورده و دل باخته‌اند مأیوس می‌شوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد. شماها روزی از کردار خود پشیمان می‌شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‌ای روی نداده است و نخواهد داد.»


از لابه لاي تاریخ

تحصيل محمدرضا پهلوي در سوئيس
به نظر مي‌رسد برنامه‌ اعزام محمدرضا به سوئيس براي تحصيل از سوي انگليسي‌ها براي آشنا ساختن محمدرضا با فرهنگ غرب طراحي شد. آنها با قرار دادن« ارنست پرون» در کنار شاه، فرهنگ غرب را از طريق داستان و شعر در ذهن او تزريق کردند. محمدرضا از شرايط سخت و محدودي که رضاخان در رأس آن بوده است به سوئيس، محيطي باز با فرهنگ غربي وارد مي‌شود. هر چند دکتر نفيسي نقش رضاخان را در سوئيس براي محمدرضا بازي مي‌کند، اما محمدرضا موفق مي‌شود طعم زندگي غربي را به دور از خشونت پدر بچشد. نکته‌ قابل‌تأمل اينکه محمدرضا زمينه‌ ذهني کاملاًً منفعلي در مقابل فرهنگ غرب پيدا مي‌کند و نمي‌تواند در آينده، تحليل دقيقي از فرهنگ غرب داشته باشد. شاه تا آخر عمر از موهبت درک و شناخت امري وراي کميت و ماديات محروم ماند و گويي يکي از دردناک‌ترين و مصيبت‌بارترين مسائل براي او، ‌درک معنويات بود.
شاه تا آخر نگرشي «کمي و حجمي» نسبت به محيط خود داشت. تکيه بيش از حد به غرب و جلب‌نظر آمريکا به هر قيمت براي حمايت از خود، خريد سلاح‌هاي بيش از حد از غرب، برپايي مراسم و جشن‌ها، بذل و بخشش‌هاي فراوان، همگي ناشي از چنين نگرشي در شاه بود. افرادي که محمدرضا را در سوئيس همراهي مي‌کردند، عبارت بودند از: عليرضا، برادر او؛ حسين فردوست؛ مهرپور تيمورتاش و دکتر مؤدب‌الدوله نفيسي و مستشارالملک به عنوان معلم فارسي وليعهد. در سوئيس اين افراد همگي ابتدا، موقتاًً به يک مدرسه معمولي به نام «اکل نوول دوشي» در شهر لوزان رفتند. وليعهد و عليرضا در منزل يک پروفسور سوئيسي به نام «مرسيه» پانسيون شدند. ولي حسين فردوست و مهرپور تيمورتاش به طور شبانه‌روزي در همان مدرسه ساکن بودند.
در سال تحصيلي بعد، محمدرضا، عليرضا، حسين فردوست و مهرپور تيمورتاش به مدرسه شبانه‌روزي له‌روزه منتقل شدند. در مدرسه قبلي محمدرضا هميشه با بچه‌ها دعوا مي‌کرد. علت اصلي اين دعواها اين بود که او مي‌خواست خود را به عنوان وليعهد مطرح کند. سوئيسي‌ها هم او را مسخره مي‌کردند و کار به زد و خورد مي‌کشيد. همين رفتار نشان مي‌دهد محمدرضا تغيير مکان، زمان و محيط را متوجه نشده بود. در مدرسه جديد رويه محمدرضا عوض مي‌شود و با تعدادي از شاگردان که اغلب نيز بزرگتر از او بودند مناسبات دوستانه برقرار مي‌کند. آنها را در ساعات تفريح و شب‌ها به اتاقش دعوت مي‌کرد و از آنها پذيرايي مفصلي به عمل مي‌آورد. مسئله جالب توجه اينکه محمدرضا هيچ‌گاه محصلان هم‌سن و يا کوچک‌تر از خود را دعوت نمي‌کرد و کليه کساني که در ميهماني‌هاي او شرکت مي‌کردند، از او بزرگ‌تر بودند. در صحبت کردن با آنها هميشه تلاش مي‌کرد تا خودش را به سطح آنها بکشد و چون آنها بلندقدتر بودند و نمي‌خواست در کنارشان کوتاه جلوه کند، گاهي روي پنجه‌ پا بلند مي‌شد. اين حرکت در او ماندگار شد و بعدها که به سلطنت رسيد، در فيلم‌ها ديده مي‌شد که با ژست خاصي روي پنجه بلند مي‌شود و پاشنه پا را بالا مي‌آورد.


حكایت زمانه

آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر
... ليکن امروز سر و کار ما با آمريکاست!

در سال 1343 حضرت امام که از حضور مستشاران نظامى و امنيتى آمريکايى، انگليسى و صهیونیستی و عملکرد زيانبار و اسارت‌آور آنها در کشور آگاهى داشت، چند روز پس از تصويب لايحه کاپيتولاسيون براى نظاميان آمريکايى در مجلس شوراى ملى (21 مهر 1343) از ماجرا اطلاع يافت و با مطالعه متن صورت مذاکرات مجلس، به جزئيات آن ‏آگاه شد.
ايشان بلافاصله مراجع و علماى قم را به تشکيل جلسه هفتگى فراخواند و با ارسال تلگرام و پيک‏هايى، علماى ساير شهرها را در جريان امر قرار داد. سپس اعلام داشت که در روز 20 جمادى الثانى (برابر با 4 آبان) در منزل خود سخنرانى خواهد کرد.
صبح آن روز امام خمينى در حالى که بسيار برافروخته و خشمگين به نظر مى‏رسيد در حضور هزاران نفر از مردم قم و تهران که از ساعاتى پيش در منزل و کوچه‏هاى اطراف منزل امام اجتماع کرده بودند، بيانات تاريخى خود را ايراد کرد. امام سخنان خود را پس از نام خدا با آيه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون) شروع کرد که نشان‌دهنده مصيبت‏بزرگى بود که بر اسلام و مسلمين وارد آمده است. همچنين تأثر قلبى خود را از اين مصيبت ابراز داشت و اعلام عزاى عمومى کرد:
«ايران ديگر عيد ندارد، عيد ايران را عزا کردند... و چراغانى کردند، عزا کردند و دسته‌جمعى رقصيدند... استقلال ما را فروختند، باز هم چراغانى کردند، پايکوبى کردند. اگر من به جاى اينها بودم، اين چراغانى‏ها را منع مى‏کردم. مى‏گفتم بيرق سياه بالاى بازارها و... خانه‏ها بزنند، چادر سياه بالا ببرند!» سخنان تکان‌دهنده، تأثرانگيز و مقطع امام، هر بار با فرياد شيون و زارى مردم حاضر همراه مى‏شد.
پس از اين مقدمه، امام ضمن شرح لايحه کاپيتولاسيون که در مجلس به تصويب رسيد، نتايج ‏سياسى - اجتماعى آن را با ذکر مثال‏هايى خاطر نشان ساخت: «اگر يک خادم آمريکايى يا يک آشپز آمريکايى، مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور کند، زير پاى خود منکوب کند، پليس ايران حق ندارد جلوى او را بگيرد! دادگاه‏هاى ايران حق محاکمه ندارند! ...بايد پرونده به آمريکا برود و در آنجا ارباب‏ها تکليف را معين کنند...دولت [ايران] با کمال وقاحت از اين امر ننگين طرفدارى کرد. ملت ايران را از سگ‏هاى آمريکايى پست‏تر کردند!... چرا! براى اينکه مى‏خواستند وام بگيرند. آمريکا خواست که اين کار انجام شود.»
امام خمینی، مجلس و دولت را که «ربطى به ملت ندارند» عامل اين ننگ و فضاحت دانست و تأکيد کرد که اگر روحانيون در مجلس بودند، اجازه نمى‏دادند آمريکا، انگليس و اسرائيل بر سرنوشت کشور مسلط شوند و عمال خود را بر ملت تحميل کنند و يک دست‌نشانده آمريکايى (نخست‌وزير)، چنين غلطى بکند. خطاب به شاه فرمود: «نظامى‏هاى آمريکا و مستشاران نظامى آمريکا براى شما چه نفعى دارند؟ اگر اين مملکت در اشغال آمريکاست، پس چرا اينقدر عربده مى‏کشى؟ چرا اينقدر دم از ترقى مى‏زنى؟ اگر اين مستشاران، نوکر شما هستند، چرا از ارباب‏ها بالاترشان مى‏بريد؟ اگر نوکرند با آنان مثل ساير نوکرها عمل کنيد.»
«آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر و همه از هم پليدترند، ليکن امروز سر و کار ما با آمريکاست. رئيس‌جمهور آمريکا... اين معنا را بداند که امروز در پيش ملت ما از منفورترين افراد بشر است که چنين ظلمى به ملت اسلامى کرده است... امروز تمام گرفتارى ما از آمريکاست، تمام گرفتارى ما از اسرائيل است، اسرائيل هم از آمريکاست، اين وکلا هم از آمريکا هستند، اين وزرا هم از آمريکا هستند، همه دست‌نشانده ‏آمريکا هستند. اگر نيستند چرا در مقابل آن نمى‏ايستند داد بزنند؟»
در پايان خطاب به حاضران در مجلس و علما و روحانيون فرمود: موظفيد مردم را آگاه کنيد و به نمايندگان مجلس فرياد اعتراض برآوريد.
سخنرانى با دعاى امام و آمين پرشور مردم به پايان رسيد. پس از اين سخنرانى، امام اعلاميه‏اى منتشر کرد و اقدام ننگين و اسارت‌بار دولت و مجلس را درباره تصويب لايحه کاپيتولاسيون افشا و محکوم کرد و آن را «سند بردگى ملت ايران‏» و «اقرار به مستعمره بودن ايران‏» و «ننگين‏ترين و موهن‏ترين تصويب‌نامه غلط دولت‏هاى بى‌حيثيت‏» ناميد.
سخنرانى و اعلاميه امام، بازتاب‏هاى متفاوتى داشت. از يک سو برخى از وعاظ در منابر، مصوبه اخير مجلس را شرح داده و عواقب اسارت‌بار آن را متذکر شدند، که ساواک نيز بلافاصله دستور جلوگيرى و تعقيب آنان را داد. رژيم شاه اقدام شديد امام را بدون پاسخ نگذاشت. پس از چند روز مطالعه، به دستور مستقيم آمريکا قرار شد که امام از ايران تبعيد شود. از این رو در نيمه‌شب 13 آبان‌ماه 1343، صدها کماندو منزل امام را در قم محاصره کردند و به دور از چشم مردم، سراسيمه به منزل وارد شدند و ايشان را دستگير کردند و به تهران آوردند و با هواپيماى بارى که از روز قبل به دستور شاه آماده شده بود، به همراه دو مأمور امنيتى به تبعيدگاهش (ترکيه) فرستادند.
همان روز راديو و مطبوعات کشور، خبر دستگيرى و تبعيد ايشان را در يک جمله به اطلاع مردم ايران رساندند: «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل کافى، چون رويه آقاى خمينى و تحريکات مشاراليه، عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضى کشور تشخيص داده شد، از این رو در تاريخ 13 آبان‌ماه 1343 از ايران تبعيد گرديد.»


امام در گذر زمان 169

مرحوم حاج‌احمدآقا در مزار امام
موضوع رحلت امام خمینی(ره) در گذر زمان بسیار پرماجراست و دارای مباحث متعددی است، آنچه که تاکنون ارائه شده خیلی مختصر بوده و هنوز ده‌ها موضوع دیگر باقی مانده است. یکی از موضوعاتی که علاقه‌مند بودم اطلاعات بیشتری درباره آن به دست آورم که چندان موفق هم نبودم چگونگی وضعیت مرحوم حاج سیداحمد‌آقا خمینی(رحمه‌الله‌علیه) است که در آن روزها و ایام سوگواری امام به او چه گذشت. او که سال‌های طولانی در حوادث پرماجرا، پیچیده و خطرناک در کنار امام(ره) بود؛ روزهای سخت اقامت در نجف اشرف و مهاجرت به مرز کویت، از آنجا به عراق و بعد به پاریس و سپس قضایای ورود امام به تهران و فرودگاه، از آنجا به بهشت زهرا(س) و بازگشت به تهران و مدرسه علوی، مهاجرت امام(ره) به قم، عارضه بیماری قلبی بر امام(ره) و انتقال به بیمارستان قلب تهران، پرستاری در بیمارستان و تهیه محله زندگی مناسب در دربند شمیران و سپس جماران و حدود ده سال در حفاظت و حراست از امام(ره) کوشید و حالا که امام(ره) رحلت کرد در این ایام سوگواری یادگار امام(ره) چه حال و روزی داشت. او در این وضعیت که به بخش‌هایی از آن اشاره شد، چه می‌کرد. خلاصه اینکه آن مرحوم همچون دیگر مردم در مراسم سوگواری حضور داشت. در ضمن برای تهیه این مکان مدت‌ها قبل در جست‌جو بود و با تدبیر او این نقطه انتخاب شده بود. حالا که امام(ره) رحلت کرده بودند شب‌ها به‌طور مرتب به مزار ایشان می‌آمده، اما با لباس شخصی. حاج حسین سلیمانی محافظ همراه او در خاطراتش در این‌باره آورده است: ‌«هر بار که با حاج‌احمدآقا به آنجا می‌رفتیم پنج، شش ساعت و تا پاسی از شب بودیم. گاهی اوقات ایشان به محل دفن امام نزدیک می‌شدند و به محافظان‌شان می‌گفتند: «کسی دنبال من نیاید دورا دور مراقب من باشید.» بعد همراه با مردم که ایشان را در آن لباس نمی‌شناختند تا آنجا که می‌توانستند جلو می‌رفتند. گاه تا پنج، شش متری مزار امام گاه از جمعیت فاصله می‌گرفتند و حدود صد تا دویست متری دورتر از مدفن امام می‌نشستند و خیره به موقعیت دفن می‌نگریستند. این برنامه تا چهلم حضرت امام ادامه داشت.» علاوه بر آن در مراسم‌هایی که از طرف شخصیت‌ها و مقامات عالی‌رتبه نظام برگزار می‌شد، به‌خصوص مجلس ترحیمی که حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای برگزار کرده بود شرکت می‌کرد، حضور او مردم را به هیجان می‌آورد. تا پشت تریبون قرار می‌گرفت، گریه او را امان نمی‌داد. او برای ساختن مرقد امام بسیار تلاش کرد و همین‌طور مراسم سالگرد که به درستی و با شکوه برگزار شود که ماجرایی دیگر دارد و از حوزه موضوع بحث ما خارج است.


مجالس شوراي اسلامي 56

تبعات شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم
در انتخابات مجلس هشتم بعد از ناکامي اصلاح‌طلبان، به‌ویژه در شهر تهران، ادعاي تقلب از سوی جريان دوم خرداد مطرح شد. به عنوان نمونه موسوي لاري در گفت‌وگويي، با زير سوال بردن سلامت انتخابات براي توجيه شکست آشکار ياران خاتمي در انتخابات گفت: «ما هيچ اطلاعي از نحوه شمارش آرا نداريم و متأسفانه امروز اوضاع به سمتي رفته كه نگراني نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد، اما متأسفانه اين حساسيت را مسئولان اجرا و نظارت در نظر نگرفته‌اند و از این رو سرنوشت انتخابات در تهران كاملاًً مبهم است و در خيلي مناطق حرف و حديث‌هاي زيادي مي‌رسد.»
اين ادعا با نامه مشترک مهدي کروبي و سيدمحمد خاتمي خطاب به شوراي نگهبان ادامه يافت که طي آن، «بازشماري آراي شهر تهران» مورد تأکيد قرار گرفته بود.
سازمان مجاهدين پس از مشخص شدن منتخبان مجلس هشتم، در 15 ارديبهشت سال بعد با صدور بيانيه‌اي تفصيلي به تشريح و ارزيابي روند و نتايج انتخابات پرداخت. سازمان رد صلاحيت متحصنان مجلس هفتم و امضاي نامه به رهبري را رفتاري جناحي دانست. همچنين به آمار ارائه شده وزارت کشور درباره ميزان مشارکت اعتراض کرد و مدعي شد با پايان يافتن برگزاري انتخابات مرحله اول، متأسفانه ارائه آمار‌هاي مبهم و غيرواقعي از جانب مسئولان رسمي، ابعاد وسيع‌تري يافت.
شکست سنگين اصلاح‌طلبان، اعتراضات درون‌گروهي را به همراه داشت و بخشي از ايشان، اقدامات جريان‌هاي افراطي مشارکت و مجاهدين را عامل شکست مي‌دانستند، به‌گونه‌اي که رسول منتجب‌نيا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملي در نامه‌اي به سيدمحمد خاتمي، از آنچه «مصادره» و «محاصره» خاتمي از سوی تعدادي از اصلاح‌طلبان ناميد، انتقاد کرد و از او خواست ضمن پايان دادن به اين مصادره و محاصره، ياران واقعي امام و دوستان ديرين را به عده‏اي که وي «آنان» خطاب‌شان کرد، نفروشد.
نمونه ديگر نامه سرگشاده «بابک داد»، نويسنده روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و کتاب «صد روز با خاتمي» به خاتمي بود که با انتقاد شديد از احاطه خاتمي از سوی تندروها نوشت: «سياست‌هاي قبيله‌اي مشاركت و مجاهدين، سبب فرار مغزها (و من مي‌گويم فرار قلب‌ها) از اطراف شما و كمپين اصلاحات شد. چرا حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب را به دليل اين «ريزش نيروها» سرزنش و توبيخ نمي‌كنيد؟ لطفاًً از آنها بپرسيد «مصادره خاتمي» و محدود كردن دوستدارانش از ٢٢ ميليون به اين تعداد اندك، آيا سودي هم داشت؟ بپرسيد چرا قطار اصلاحات هرچه جلوتر رفت، مسافرانش را كمتر و كمتر كردند و دسته‌دسته آنها را بيرون انداختند؟... آيا واقعاً زمان «انحلال حزب مشاركت» فرا نرسيده است؟ حزبي كه «فرصت‌سوزي» و تباه كردن انرژي‌ها و فكرهاي سازنده را «سيستماتيك» كرد و انصافاًً اين كار را هم بي‌نقص انجام داد! انحلال حزب مشاركت از سوی جناب‌عالي، ضروري است!»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

مبانی دینی و حقوقی نظارت بر نشر کتاب
رابطه آزادی بیان و نظارت بر نشر

قانونمندی ملازم با نظارت است. نمی‌توان در همان حال که بر رعایت ضوابط و مقررات پافشاری می‌شود، منکر نظارت شد. این قاعده روشن عقلایی است که سبب می‌شود، بخشی از حقوق کتاب هم به تعیین سازوکار و نحوه نظارت بر نشر آن اختصاص یابد. مصوبه‌ای که تلاش می‌کند تا خلأ قانونی در این حوزه را پر کند. موضوع این مقاله، سازوکار نظارت بر نشر کتاب در این مصوبه است.
نظارت بر چاپ و نشر کتاب، مانند هر فعالیت اجتماعی دیگر، ضرورتی انکارناپذیر است. اگر تأثیر ماندگار کتاب بر فرهنگ و سرنوشت فرد و جامعه را در نظر بگیریم و اهمیت فرهنگ را نیز دریافته باشیم، تصدیق این گزاره مشکل نخواهد بود؛ حتی اگر در مورد چگونگی آن اختلاف نظر داشته باشیم.
در آیه 24 سوره عبس دستور داده شده است که «آدمى باید طعام خویش را بنگرد.» همانگونه که مفسران قرآن گفته‌اند روشن است که منظور از نگاه کردن تماشاى ظاهرى نیست، بلکه نگاه به معناى دقت و اندیشه در ساختمان این مواد غذایى و اجزای حیات‌بخش آنها و تأثیرات شگرفى است که در وجود انسان دارد و سپس اندیشه در خالق آنها است. در بعضى از روایات که از معصومین نقل شده نیز آمده است که منظور از «طعام» در اینجا «علم و دانش» است که غذاى روح انسان است؛ آدمی باید بنگرد که اطلاعات و دانش خود را از چه کسى گرفته و می‌گیرد. از جمله از امام باقر(علیه‌السلام) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود: «علمه الذى یاخذه عمن یاخذه؟» نظیر همین معنى از امام صادق(علیه‌السلام) نیز نقل شده است. بدون شک معناى ظاهرى آیه همان غذاهاى جسمانى است که در آیات بعد مشروحاً ذکر شده، ولى غذاى روح را نیز از طریق قیاس اولویت مى‌توان استفاده کرد.

نظارت فرهنگی از دیدگاه اسلا م
آنچه گفته شد بر مبنای نگاه ویژه‌ای است که اسلام به انسان و سرنوشت او دارد. به تعبیر یکی از استادان معظم «اسلام دیدگاهش نسبت به انسان یک بُعدی نیست؛ دو بُعدی است. اسلام می‌گوید تو هم جسم داری هم روح، آن هم روح انسانی، نه روح حیوانی و اصلاً تمایز تو با حیوان در همین است. اسلام می‌گوید همان‌گونه که وقتی از مادر متولّد می‌شوی جسم تو به حسب قالب سلامت است و هیچ ویروس و میکروب و آلودگی ندارد و پیکره‌ات سالم است، روح تو هم سالم است. وقتی بچه‌ای متولّد می‌شود از نظر جسمانی چند کار را باید برای او انجام دهید؛ اوّل اینکه از او محافظت کنید که بیمار نشود؛ یعنی از بیمار شدنش پیشگیری کنید؛ دوم اینکه او را تقویت کنید تا رشد پیدا کند و سوم اینکه اگر بیمار شد مداوایش کنید؛ اینها امور عُقلایی است. دیدگاه اسلام نسبت به روح انسان نیز همین است؛ یعنی می‌گوید همان‌طور که جسمت به سلامت در این دنیا آمده، روحت نیز به سلامت آمده است. اسلام می‌گوید آن مفاهیمی که وارد ذهن تو می‌شود تغذیه روح تو است. هر مفهومی که وارد شود، در ذهن و روحت جایگزین می‌شود. پس مراقب باش که چه می‌خواهی وارد ذهنت کنی. مراقب باش که ویروس همراهش نباشد که سلامتی روحت را از بین می‌برد. هم پیشگیری‌اش را گفته که چگونه از ورود بیماری‌ها به روحت جلوگیری کنی، هم تقویتی‌اش را گفته که چه مفاهیمی را در روحت وارد کن تا سلامتی روحت حفظ شود و هم بیماری‌اش را گفته است که اگر بیمار شدی چگونه معالجه کن. برای نمونه، روایتی از امام حسن(علیه‌السلام) است که حضرت می‌فرماید: «من در شگفتم از کسی که درباره غذایی که می‌خواهد بخورد فکر می‌کند که چه بخورم تا مفید باشد و ضرر نداشته باشد، امّا برای روحش فکر نمی‌کند که چه مطلبی را در دل و روحش جایگزین می‌کند» در همین زمینه، روایت مفصّل‌تری از علی(علیه‌السلام) است که حضرت فرمودند: «چه شده که مردم را این‏ گونه می‏بینم که وقتی غذایی جلوی آنان می‌گذارند، اگر شب باشد و چشم‌شان نبیند، خودشان را به زحمت می‌اندازند و بالأخره چراغی تهیه می‌کنند برای اینکه ببینند که چه چیزی دارند وارد شکم‌شان می‌کنند، امّا نمی‌روند به دنبال اینکه چراغی از علم روشن کنند تا روح‌شان از پیامدهای نادانی‌ها و گناه‌ها سالم بماند.»
همین است که حتی از نظر شرعی هم، فقهای بزرگ و از جمله امام خمینی(ره) معتقدند، نه‌تنها تألیف و نشر کتاب‌های گمراه‌کننده ممنوع و حرام است، که حتی اگر کسی به شخصی دیگر کاغذ بفروشد؛ در حالی که می‌داند او در بعضی از این کاغذها مطالبی می‌نویسد که موجب اضلال مسلمین است، این معامله نیز حرام است.

ملازمه نظارت با قانونمندی
علاوه بر مبانی دینی، ضرورت عقلی نیز بر ضرورت ضابطه‌مند شدن نشر کتاب و نظارت بر آن مُهر تأیید می‌زند. همین که قانونمند شدن کتاب پذیرفته می‌شود، نشانه پذیرش نظارت بر آن است. به بیان دیگر، هنگامی که عقل جمعی و مدنی به این نتیجه می‌رسد که فعالیت در یک زمینه اجتماعی باید ضابطه‌مند شود و برای تأمین این منظور مقرراتی وضع می‌کند، بهترین دلیل برای کنترل و نظارت بر آن فعالیت ارائه شده است؛ چراکه قانونمندی و قانونگرایی با گریز از نظارت جمع نمی‌شود. نظارت است که سره از ناسره و قانونگرا از متخلف را جدا می‌کند و با اجرایِ ضمانت‌هایی که از پیش اعلام شده است، یعنی با تنبیه متخلف و مجازات مجرم، راه را بر تکرار قانون‌شکنی مسدود می‌کند.

هیئت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب
به دلایل‌ پیشین است که ماده 5 مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تأسیس «هیئت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب»، تعیین اعضا و چگونگی انتخاب آنان اختصاص یافته است. بر اساس این ماده؛ «نظر به اینکه نظارت بر امر طبع و نشر کتاب و اجرای صحیح اصل 24 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، این وزارتخانه هیئت نظارتی متشکل از حداقل پنج نفر از میان صاحب‌نظران و شخصیت‌های علمی، دینی و فرهنگی وارد به مسائل کتاب و نشر و امور اجتماعی و سیاسی و تبلیغاتی را انتخاب و جهت تصویب به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی خواهد کرد.»
در تبصره همین ماده، تشکیل کارگروه‌های تخصصی نیز پیش‌بینی شده است؛ زیرا طبق آن «متناسب با هر رشته تخصصی و کاری، کارگروهی متشکل از افراد صاحب‌نظر و به انتخاب شورای فرهنگ عمومی و زیر نظر هیئت تشکیل می‌شود. علاوه بر کارگروه‌های تخصصی فوق، کارگروه‌های استثنایی نیز به معرفی هیئت و انتخاب شورای فرهنگ عمومی، تشکیل می‌شود.» مفاد این تبصره مفید، مثبت و جدید است و در مصوبه پیشین وجود نداشت. اما اصل ماده درخصوص تأسیس «هیئت نظارت بر اجرای ضوابط نشر کتاب»، تکرار ماده 4 است؛ با این تفاوت که مرجع دریافت و تصویب افراد پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را از «شورای فرهنگ عمومی» به «شورای عالی انقلاب فرهنگی» ارتقا داده است.

نظارت پیش از چاپ
نظارت بر کتاب یا هر فعالیت دیگری از این قبیل می‌تواند در دو زمان اِعمال شود؛ پیش از چاپ یا پس از چاپ. هر یک از این دو شیوه نظارت که اصطلاحاًً سیستم پیشگیری و سیستم تنبیهی نامیده می‌شوند، محاسن و معایب و در نتیجه موافقان و مخالفانی دارد. شاید هم بتوان برای هر فعالیت، باتوجه به ماهیت، شرایط و مقتضیات ویژه آن جداگانه داوری کرد و از صدور یک حکم کلی برای همه انواع رسانه‌ها خودداری کرد. برای نمونه، به دلیل سرعت و شتاب فراوانی که در ذات فعالیت‌های مطبوعاتی وجود دارد، اصولاً اِعمال نظارت پیش از چاپ بر آنها ممکن نیست و از این رو طبق ماده‌ 4 قانون مطبوعات ممنوع اعلام شده است؛ «هیچ‌ مقام‌ دولتی‌ و غیر دولتی‌ حق‌ ندارد برای‌ چاپ‌ مطلب‌ یا مقاله‌ای‌ درصدد اعمال‌ فشار بر مطبوعات‌ برآید و یا به‌ سانسور و کنترل‌ نشریات‌ مبادرت‌ کند.» اما در مورد کتاب از این قاعده پیروی نشده و نظارت بر محتوا و شکل آنها پیش از چاپ صورت می‌پذیرد. بر اساس ماده 7 مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی «نظارت هیئت‌های مذکور در مواد 5 و 6 قبل از چاپ و نشر کتاب آغاز و در تمامی مراحل استمرار دارد. مصوبات هیئت‌های نظارت لازم‌الاجرا است.» عاقلانه نیست با سهل‌انگاری در نشر کتاب‌های منحرف‌کننده، در آرزوی پاسخ‌های احتمالی بمانیم. دستور قرآن هم این بود که پیش از استفاده، از غذای جسم و روح در آن نگریسته و دقت شود. این هم که کسی بگوید؛ «من شبهه را در جامعه منتشر می‌کنم، شما هم جوابش را بدهید؛ فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه»!! حرف درست و معقولی نیست؛ چراکه اوّلاً؛ مانند این است که کسی بیماری ایدز گرفته باشد و بگوید «من خونم را به مردم تزریق می‌کنم، تو هم برو مردم را معالجه کن»! یا یک معتاد بگوید «من بین مردم هروئین پخش می‌کنم و معتاد درست می‌کنم، تو هم ضررهایش را به مردم بگو تا مصرف نکنند یا اگر مبتلا شدند، مداوای‌شان کن»! آیا این حرف‌ها منطقی است؟!
ثانیاً؛ از کجا می‌توان فهمید یک مطلب دروغ و گمراه‌کننده به دست چه کسانی رسیده و این ویروس‌های کشنده در جان چه کسی جا خوش کرده است، تا به روشنگری و معالجه او همت گمارییم؟ درباره آیه مذکور هم گفته‌اند، برای کسی است که صحیح را از سقیم و بلکه أصحّ را از صحیح تشخیص دهد و نه برای هرکس.

هم نظارت و هم آزادی نشر
ناگفته پیدا است که آنچه گفته شد به معنای تنگ نظری در عرصه فرهنگ و جلوگیری از تضارب افکار نیست. آن هم پندار غلط دیگری است که به‌شدت باید از آن اجتناب کرد و تجربه تلخ گذشته را همیشه در نظر داشت؛ تجربه تلخ رفتار حاکمان کلیسا با اندیشه و کتاب است که شنیده‌ایم.
استاد شهید مرتضی مطهری (ره) از جمله اندیشمندان مسلمان است که به‌خوبی این نکته را درک وتبیین کرده است. او برهمین اساس تصریح می‌کرد که «در رژیم جمهوری اسلامی‏ هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به‌اصطلاح کانالیزه کرده اندیشه‌ها، خبر و اثر نخواهد بود، همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه‌ها و تفکرات‏ اصیل‌شان را عرضه کنند» و البته تذکر می‌داد که «این امر سوای توطئه و ریاکاری‏ است. توطئه ممنوع است، اما عرضه اندیشه‌های اصیل آزاد.» مطهری هوشمندانه می‌گفت: «من به جوانان و طرفداران‏ اسلام هشدار می‌دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می‌شود پاسداری کرد و آن‏ علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها.» امید است که برای همگان فرصتی برای بازخوانی این بخش از اندیشه‌های ناب ایشان فراهم شود.

مبانی ممیزی
ممیزی و یا حتی تعبیر بد آن سانسور واقعیتی است که به راحتی با مبانی مورد قبول همه قابل اثبات است و تنها عده‌ای هستند که بنا به دلایلی که در ادامه اشاره خواهد شد با آن مخالفت می‌کنند. به اجمال در اینجا به همین مقدار اکتفا می‌کنیم که بخش عمده‌ای از اعتراضات ناشی از محدودیت برای مغرضان و معاندان است و بخشی از آن به واسطه غلط یا بد اجرا کردن ممیزی که در ادامه خواهیم دید تنها در یک بخش از کل حوزه‌های اداره کتاب است.
1ـ مبانی ممیزی در آیات و روایات
ذیل آیه 24 سوره عبس: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ» که درباره ضرورت توجه انسان به خوراکش است، از امام صادق و امام محمدباقر(علیهماالسلام) جداگانه نقل شده که منظور این است که فرد ببیند علم و دانشش را از که اخذ می‌کند. در نگاه فردی این آیه و روایت به شکل بالا تفسیر می‌شود و با رویکرد حکومتی وظیفه حاکمیت در برخورد با جریان‌های انحرافی و مشکل‌ساز را مشخص می‌کند. علاوه بر آیه فوق، در منابع تفسیری و روایی و فقهی به استناد آیه 79 سوره بقره، آیه 6 سوره لقمان و آیاتی دیگر و روایات ذیل آنها نه‌تنها به حرمت انتشار کتب ضلال و گمراه‌کننده پرداخته بلکه آن را حرام دانسته‌اند.
2ـ مبانی ممیزی در منابع فقهی
همان‌طور که گفته شد به استناد آیات و روایات متعدد، عده‌ای در منابع و کتب فقهی به‌طور مفصل از جوانب مختلف موضوع کتب ضاله سخن گفته‌اند. نگارش، خرید و فروش، نگهداری و هر آنچه ممکن است درباره این آثار مطرح باشد بعد از مبانی، دلایل و ابعاد حرمت کتب ضلال و در نهایت ابعاد برخورد با کتاب‌های ضاله در کتاب‌های فقهی مورد بحث و تبیین قرار گرفته است. علاقه‌مندان می‌توانند جمع‌بندی خوبی را در مقاله «حکم فقهی کتب ضاله در گذر زمان» نوشته آقای محمدعلی سلطانی در آینه پژوهش مشاهده و مطالعه کنند.
3ـ مبانی ممیزی در قانون اساسی
در تمامی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که از موضوع آزادی سخن به میان آورده‌اند و به‌خصوص اصل 24 قانون اساسی، هرگز صحبت از آزادی مطلق و نامحدود به میان نیامده است. (در هیچ‌یک از قوانین کشورها و حتی سازمان ملل نیز آزادی مطلق تعریف نشده است)
اصل 24 ـ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آن که مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند. در این اصل، تفصیل حدود آزادی نشر به عهده قانون گذاشته شده است.
4ـ مبانی ممیزی در آرا و بیانات امام خمینی و مقام معظم رهبری
حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه خود درباره آزادی و ضرورت وجود نظارت بر جریان‌های انحراف تذکر داده‌اند و حتی در صورت کوتاهی حکومت، مسئولیت را برعهده مردم می‌اندازند:
«اكنون وصيت من به مجلس شوراى اسلامى در حال و آينده و رئيس‌جمهور و رؤساى‌جمهور ما بعد و به شوراى نگهبان و شوراى قضايى و دولت در هر زمان، آن است كه نگذارند اين دستگاه‌هاى خبرى و مطبوعات و مجله‏ها از اسلام و مصالح كشور منحرف شوند و بايد همه بدانيم كه آزادى به شكل غربى آن، كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود، از نظر اسلام و عقل‏ محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنراني‌ها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومى و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيرى از آنها واجب است و از آزادي‌هاى مخرب بايد جلوگيرى شود.»
مقام معظم رهبری هم در یکی از دیدارهای خود با جمعی از ناشران، سخنان مهمی دارند که بخشی از آن از این قرار است:
«نشر فكر و سخن نادرست و جهت‌دارى كه جزیى از چارچوب یك طرح براندازى و امنیتى محسوب مى‌شود، مضر است؛ زیرا انگیزه صاحب چنین فكرى، صرفاً طرح یك سخن علمى، یا یك نظر فلسفى، اجتماعى، یا سیاسى نیست و ممكن است خواسته یا ناخواسته، در طرح خرابكارى و براندازى، سهیم و شریك باشد.» رهبر معظم انقلاب اسلامى، از انتشار و توزیع آثار هنرى غیر اخلاقى و مستهجن در یك جامعه، به‌عنوان بخش دیگرى از یك كار منفى فرهنگى كه داراى تأثیر فورى و آنى است، یاد كردند و فرمودند: «آثار هنرى كه تأثیر ویرانگر اخلاقى به دنبال دارند، به هیچ‌وجه قابل پاسخگویى نیستند و باید با جدیت تمام، مانع از انجام آن شد و این همان ممیزى واجب است. بنا بر این دستگاه‌هاى نظام اسلامى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و ناشرین، در جنجال علیه ممیزى و سانسور، باید مراقب باشند كه هدف را گم نكنند...»

5ـ آیین نامه ضوابط نشر ابلاغ شده به ناشران
این آیین‌نامه در جلسه660 مورخ (24/1/1389) شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و ابلاغ شده است. مهم‌ترین ماده آن را می‌توان ماده4 دانست که به بیان حدود قانونی حوزه نشر می‌پردازد.
ماده 4 ـ حدود قانونی
نشر کتاب همانگونه که ممکن است مظهر و نمودی از آزادی‌های اجتماعی و انسانی تلقی شود، چه‌بسا مورد سوء‌استفاده و اشاعه لاابالی‌گری‌ فکری و اخلال در حقوق عمومی قرار گیرد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری دستگاه‌های ذی‌صلاح موظف است برای مقابله با جوانب منفی، حدود و ضوابط نشر کتاب را که ذیلاً آمده است، مورد توجه قرار دهد و فضای سالم و سازنده چاپ و نشر کتاب را حفظ و حراست نماید:
الف ـ دین و اخلاق
1ـ تبلیغ و ترویج الحاد و اباحه‌گری، انکار یا تحریف مبانی و احکام اسلام و مخدوش کردن چهره شخصیت‌هایی که از نظر دین اسلام محترم شمرده می‌شوند و تحریف وقایع تاریخی دینی که مآلاً به انکار مبانی دین منجر شود.
2ـ توهین به مقدسات دین مبین اسلام و تبلیغ علیه تعالیم، اصول و مبانی آن.
3ـ ترویج و تبلیغ ادیان، مذاهب و فرقه‌های منحرف، منسوخ، تحریف شده و بدعت‌گذار.
تبصره ـ معرفی ادیان و مذاهب و بیان احکام یا تحقیق درباره آنها با رویکرد علمی و غیر تبلیغی مستثنی است.
4ـ ترویج خرافات و مخدوش کردن چهره اسلام.
5ـ بیان جزئیات مراودات جنسی، گناهان، کلمات رکیک و مستهجن، به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود.
تبصره ـ بیان مراودات جنسی یا مفاسد با زبانی عفیف و غیرمحرک به منظور آموزش، انتقال پیامی مثبت یا نشان دادن چهره شخصیت‌های منفی، از حکم این بند مستثنی است.
6ـ استفاده از جاذبه جنسی و تصاویر برهنه زنان یا مردان با عنوان آثار هنری یا هر عنوان دیگر.
تبصره ـ استفاده از تصاویر و طرح‌های علمی در کتاب‌های تخصصی و علمی، بلامانع است.
7ـ انتشار تصاویر به نحوی که موجب اشاعه فحشا شود؛ نظیر رقص، مشروب‌خواری و مجالس فسق و فجور.
تبصره ـ چاپ تصاویر مجالس فسق و فجور عناصر حکومت پهلوی یا ضدانقلاب برای استناد تاریخی با رعایت عفت عمومی، مستثنی است.
8ـ ترویج مادی‌گرایی فلسفی و اخلاقی و سبک‌های زندگی مخالف ارزش‌های اسلامی و اخلاقی.
9ـ خشن جلوه‌‌دادن چهره اسلام و مسلمانان واقعی.
ب ـ سیاست و اجتماع
1ـ توهین، تخریب‌ یا افترا به امام خمینی(ره) و رهبری، رئیس‌جمهور، مراجع تقلید و تمام افرادی که حفظ حرمت آنها شرعاً یا قانوناً لازم است.
2ـ تبلیغ علیه قانون اساسی و انقلاب اسلامی و معارضه با آنها.
3ـ برانگیختن جامعه به قیام علیه نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی.
4ـ ترویج گروه‌های محارب و عناصر ضد انقلاب و تروریست و نظام لائیک و سلطنتی و خاندان پهلوی و تطهیر چهره‌های منفی آنان.
تبصره ـ طرح و نقل افکار و گفتار و مواضع فکری و علمی مخالفان انقلاب و نظام برای بررسی محققانه و عالمانه آرا و اندیشه‌های آنها منعی ندارد.
5ـ تبلیغ و ترویج وابستگی به قدرت‌های سلطه‌جو و ضدیت با استقلال کشور.
6ـ تبلیغ علیه منافع و امنیت ملی و ناکارآمد جلوه‌دادن نظام جمهوری اسلامی.
تبصره ـ بیان نارسایی‌ها و اشکالات در جمهوری اسلامی برای نقد و بررسی و شناخت دقیق‌تر مسائل و دستیابی به راه‌حل‌های مناسب و بیان مستدل و اصلاح‌طلبانه مشکلات و دور از توهین و افترا بلامانع است.
7ـ اخلال و تشکیک در وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور و ایجاد آشوب، درگیری و اختلاف میان اقوام و مذاهب.
تبصره ـ چاپ کتاب‌های علمی و استدلالی عقیدتی که محرک احساسات منفی و برهم زننده اساس وحدت در میان اقوام و فرق مختلف کشور نباشد، اشکالی ندارد.
8ـ تضعیف و تمسخر افتخارات ملی، حس وطن‌‌دوستی و توانایی‌های علمی و عملی مردم ایران، فرهنگ خودی و اقوام ایرانی.
تبصره‌ ـ نقد و نفی آداب و سنن غلط و انحرافی به قصد اصلاح و بدون شائبه‌های سیاسی، فرهنگی،‌ اقتصادی و استعماری منعی ندارد.
9ـ ترویج و تبلیغ روحیه خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن بیگانه و القای حس عقب‌ماندگی.
10ـ تبلیغ صهیونیزم و انواع دیگر نژادپرستی.
11ـ تحریف وقایع مهم و مسلم تاریخی ایران و اسلام.
ج ـ حقوق و فرهنگ عمومی
1ـ توهین و تمسخر زبان، فرهنگ و هویت اقوام و اقلیت‌های دینی و قومی.
2ـ ترویج و تبلیغ قانون‌گریزی، بی‌بندوباری و لاابالی‌گری.
3ـ تبلیغ علیه خانواده و تضعیف و تخریب ارزش و جایگاه آن.
4ـ ترویج ناامیدی، سرخوردگی، پوچی و بیهودگی و نگرش‌های منفی در جامعه و افزایش بی‌اعتمادی عمومی.
5ـ تحقیر و تمسخر اقشار مختلف جامعه.
6ـ ترویج و تبلیغ جریان‌ها و اشخاص فاسد و منحرف فرهنگی و هنری داخلی و خارجی.
7ـ افشای قانونی اسناد طبقه‌بندی شده کشوری و لشکری.
8ـ تخریب هویت و زبان ملی.

اغلب معترضان ممیزی به کدام بخش اعتراض دارند؟
کتاب‌های غیر داستانی طی چند روز و چند هفته و غالباً در مدتی کمتر از یک ماه موفق به دریافت مجوز می‌شوند. موارد مشروطی هم غالباً محتوایی است، نه شکلی. به این معنا که این‌طور نیست به صرف به‌کار رفتن واژه‌هایی چون مستی و شراب و رقص و... از این دست واژگان، ناشر و مولف موظف به حذف آنها از متن کتاب شوند، جز اینکه در معنای واقعی خود به کار رفته باشند. بوده‌اند مواردی که اعمال این موارد مشروطی سبب شده نواقص کتاب برطرف شده و از آن در قالب کتاب سال جمهوری اسلامی تقدیر شود. معمولاً ناشران و مولفان از روند و موارد ابلاغی این دست آثار گلایه‌ای ندارند. عمده گله ناشران و مولفان مربوط به کتاب‌های حوزه داستان و ادبیات تألیفی است و در مواردی نادر حوزه شعر. کتاب‌های شعر که در روند ارزیابی‌ها دچار مشکل می‌شوند، آثاری هستند که از حیث قالب و عروض و قافیه نمی‌شود اسم‌شان را شعر گذاشت، چه رسد به محتوایش و اما کتاب‌های گروه داستان؛ این کتاب‌ها در فرایندی چندماهه و گاه چندساله به نتیجه می‌رسد و مولف و ناشر اگر زنده مانده باشند و از انتشار اثر پشیمان نشده باشند می‌توانند بفهمند کتاب‌شان مجاز، مشروط یا غیر مجاز شده است. گروه معترضان به روند ارائه نتیجه ارزیابی کتب داستانی و اداره کتاب وزارت ارشاد را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد:
1ـ هرزه‌نگاران، معارضان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی و تشیع
عده‌ای سودجو که برای فروش بیشتر آثارشان به نگارش و ترویج صحنه‌های مستهجن و کثیف و غیراخلاقی می‌پردازند. رمان‌نویس مشهور و بنامی است که در دولت هفتم با دو نام مستعار که هر دو با «م» شروع می‌شود مجموعه‌ای از رمان‌ها را (همه را به اسم دخترانه) نوشته و منتشر کرده که قلم از بیان موارد مندرج در این آثار واقعا حیا می‌کند. رمان گندم او که در مدت حدود ده سال به چاپ بیستم رسیده در تمام صفحاتش بی‌استثنا می‌توان فساد و فحشا را مشاهده کرد. محمد سرشار حدود یک دهه پیش در سال 83 درباره این دست آثار نوشت: «مهم‌ترين زخم اين وزارتخانه مربوط به انتشار دو كتاب «زنان‌ موسيقي‌ ايران» و «زنان‌ پرده‌نشين‌ و مردان‌ جوشن‌پوش» است. نويسندگان اين دو کتاب، ناشر آنها و حتي رئيس اداره کتاب وزارت ارشاد، متهمان اين پرونده بودند که در دادگاه تجديدنظر، مجازات زندان مجيد صيادي‌، رئيس‌ اداره‌ كتاب،‌ به ‌سه ميليون‌ تومان‌ جزاي‌ نقدي‌ و محروميت‌ دائم‌ وي‌ از تصدي‌ نظارت‌ بر انتشار كتاب‌ و امور مشابه‌ به‌ يك‌ سال‌ انفصال‌ موقت‌ تبديل‌ شد. جرم اين افراد اهانت به مقدسات شناخته شده بود.
آتش‌بس اصولگرايان نسبت به شخص مسجد جامعي سبب شده است که او راه وزير قبلي را با جديت بيشتري دنبال کند. او در سال 81 ، رمان «شهري که زير درختان سدر مرد» را به‌عنوان رمان قابل تقدير سال 1380 معرفي کرد. خسرو حمزوي، نويسنده اين رمان، توانسته بود هوشمندانه، مشخصات ظاهري ضد قهرمان ديکتاتور و مستبد رمان خود را، مانند بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نظيره‌سازي کند. حتي در اين رمان، شخصيت‌هاي منفي‌اي وجود داشتند که دست و پاي خود را، در راه رسيدن به اهداف ضد قهرمان رمان، از دست داده و حالا به او پشت کرده بودند.
اين انتخاب با خشم نويسندگان اصولگرا مواجه شد و کشمکش‌ها بر سر حذف نام اين رمان، خاکريزهاي آنان را يک پله عقب راند. ديگر کسي به مجوز انتشار اين دست رمان‌ها، معترض نبود. مسجد جامعي در سال 81، رمان «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم»، نوشته زويا پيرزاد، نويسنده زن ارمني را، شايسته عنوان کتاب سال جمهوري اسلامي دانست. اين کتاب، اولين رماني بود که بالاترين جايزه دولتي جمهوري اسلامي را به خود اختصاص مي‌داد.
اين انتخاب وزارت ارشاد، براي غرب پيام‌هاي مهمي به همراه داشت. غرب متوجه شد که جريان حاکم بر وزارت ارشاد مي‌کوشد با ارائه چهره جديدي از تاريخ انقلاب اسلامي، روايت غالب را کنار بزند. در برترين رمان جمهوري اسلامي، ديگر از خشونت‌هاي سازمان امنيتي رژيم شاه عليه مخالفان و حتي مبارزه‌هاي اسلامگرايان بر ضد سلسله پهلوي خبري نيست. نويسنده رمان، جامعه ايران را، در اوج قدرت محمدرضاشاه، به گونه‌اي تصوير کرده که جوانان ايراني از امنيت و رفاه مردم در آن دوره و دغدغه‌هاي اشرافي آنان، حيرت‌زده مي‌شوند.
عموم مخالفان و منتقدان ممیزی اداره کتاب در داخل و خارج کشور از این دسته هستند و همین‌ها هستند که در صحبت‌های امام خمینی(رحمه‌الله علیه) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) مورد اشاره بودند و وزارت ارشاد نباید فریب فشار و هجمه آنان را بخورد و در واقع گروه فشار واقعی اینان هستند، نه نیروهای متعهد انقلاب.
2ـ دوستان
از انصاف که نگذریم، روند ارائه نتیجه ارزیابی کتاب‌های داستانی بسیار بسیار بسیار طولانی است. البته بخشی از آن طبیعی است و بجا. یک رمان را چندین نفر باید مطالعه کنند تا از زوایای مختلف ابعاد گوناگون اثر را بررسی کنند، شاید زوایای پنهانی داشته باشد و مثلاً به جای یکی ـ دونفر تا پنج نفر یک کتاب را مطالعه کنند. به‌طور طبیعی مطالعه رمان، هم بیشتر زمان می‌برد هم افراد خاصی هستند که حال و حوصله رمان را داشته باشند، اما با این حال روند بسیار بسیار کندتر از آن چیزی است که بایسته و شایسته است و گاه تا چندماه و چندسال ادامه پیدا می‌کند. در این میان موارد مشروطی هم الزاماً به دقت موارد مشروطی دیگر گروه‌ها نیست و انعطاف در پذیرش انتقادات هم کمتر از بقیه گروه‌ها مشاهده می‌شود. بدیهی است مجموعه این تفاوت‌ها سبب رنجش نویسندگان متعهد و ارزشی هم در مواردی شده است. با توجه به این مقدمات خیلی بی‌انصافی است که نقایص یک گروه به کل مجموعه تعمیم داده شود و همه با یک چوب تارانده شوند.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ علی سعادت‌پرور(ره)
جبرئیل در روز مباهله چه دعایی برای پیامبر(ص) آورد؟

توحيد كامل، بدون اقرار به ولايت و امامت آنان براى كسى حاصل نخواهد شد، چنانكه نسبت به رسالت رسول‌الله(ص) و ولايت اميرالمؤمنين(ع) در حديث آمده است: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها (روم: 30) قالَ هُوَ لاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِىٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِلى‏ ههُنَا التَّوْحِيدُ.» فرمود: منظور از «همان سرشت خدايى كه مردم را بر آن سرشت»، همان لا اله الَّا الله و محمد رسول‌الله و على اميرالمؤمنين است و تا به اينجا [ولايت‏] جزو توحيد است. (بحارالانوار، ج3: 277)
عرب بيابان‌نشينى نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا، آيا بهشت را قيمتى است؟ فرمود: بلى. عرض كرد: بهاى آن چيست؟ فرمود: (گفتن يك‏) لا اله الا الله كه بنده با اخلاص آن را بگويد. عرض كرد: اخلاص آن چيست؟ فرمود: عمل كردن به‌حقّ به آنچه من براى آن مبعوث شده‏ام و دوست داشتن اهل‏بيتم. عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت! آيا دوست داشتن اهل‏بيت هم جزو حقّ لا اله الّا الله است؟ فرمود: دوست داشتن آنان از بزرگ‏ترين حقّ آن است. (همان: 13)
فضايل دعاى مباهله‏
يكى از دعاهاى ماه رمضان، دعاى معروف به «دعاى سحر» است، اين دعا، همان دعاى «مباهله» است كه جبرئيل(ع) براى رسول الله(ص) در جريان مباهله با نصاراى «نجران» آورد و عرض كرد: «تَخْرُجُ أَنْتَ وَ وَصِيُّكَ وَ سِبْطاكَ وَ ابْنَتُكَ وَ بِأَهِلِ الْقَوْمَ وَادْعُوا بِهِ؛ تو و جانشين و فرزندزادگان و دخترت بيرون آييد و با اين قوم مباهله و نفرين نموده، و اين دعا را بخوانيد.»
امام صادق(ع) فرمود: «اگر بگويم در اين دعا اسم اكبر نهفته است، راست گفته‏ام و اگر مردم از استجابتى كه در اين دعا نهفته است، آگاه بودند، با تمام توان مى‏كوشيدند تا آن را بياموزند. من در مواقع حوائجم، آن را مى‏خوانم و خواسته‏ام برآورده مى‏شود و آن، دعاى مباهله است.»
در ذيل حديث آمده است: «فَإِذا دَعَوْتُمْ فَاجْتَهِدُوا فِى الدُّعآءِ، فَانَّ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ مِنْ كُنُوزِ الْعِلْمِ فَاشْفَعُوا بِهِ، وَاكْتُمُوهُ مِنْ غَيْرِ أَهْلِهِ السُّفَهَآءِ وَ الْمُنافِقِينَ؛ پس هرگاه اين دعا را خوانديد، تمام كوشش خويش را در دعا به كار زنيد، زيرا گنج‏هاى دانش و آگاهی كه نزد خدا است بهتر و پايدارتر است، پس اين دعا را شفيع و واسطه‏ برآورده شدن خواسته‏هاي‌تان قرار دهيد و آن را جز از اهلش، يعنى از كم‌خردان و منافقان، پنهان داريد.»
روشن است دعايى كه جبرئيل از جانب پروردگار براى رسول الله(ص) در امر مهمّى آورده، چه فضيلتى بايد داشته باشد. از اين گذشته، دعايى كه از اوّل تا به آخر، به اسماى جماليّه و جلاليّه پروردگار مزيّن است، چگونه مى‏شود داراى فضيلت نبوده و خواسته‏هاى موجود در آن مستجاب نگردد؟! براى فضيلت اين دعا، كلام حضرت امام باقر(ع) بس كه مى‏فرمايد:
«لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ مِنْ عِظَمِ هذِهِ الْمَسآئِلِ عِنْدَ اللَّهِ وَ سُرْعَهِ إِجابَتِهِ لِصاحِبِهِ، لَاقْتَتَلُوا عَلَيْهِ وَ لَوْ بِالسُّيُوفِ، وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشآءُ؛ اگر مردم از بزرگى اين خواسته‏ها نزد خدا و زود مستجاب شدن آن براى خواننده‏ آن آگاه بودند، مسلماًً براى به دست آوردن آن ـ اگرچه با شمشير مى‏بود ـ با يكديگر مى‏جنگيدند و خداوند هر كس را كه بخواهد، به رحمت خويش مخصوص مى‏گرداند.»
اسم اعظم چیست؟
بايد گفت: اسم اعظم معنا است نه لفظ، يعنى هر كس از طريق عمل و تبعيّت از انبيا و اوليا(عليهم‏السّلام) به قدر سعه‏ وجودى‏اش به ولايت كلّى الهى شهوداًً راه يابد، به اسم اعظم دست مى‏يابد و مى‏تواند باذن‌الله كارهاى خدايى كند و اگر بخواهيم لفظى را نام ببريم كه حاكى از آن معنا بوده و اشاره به آن باشد، شايد بتوان لفظ جلاله‏ «الله» و يا «هو» را نام برد و درخصوص اين دعا شايد «بَهاء»، حاكى از آن باشد كه در اوّل دعا آمده است.
علت تقاضا به نام‏هاى جمال و جلال‏
تقاضا به نام‏هاى جماليه و جلاليه و شهود آن دو، شايد بدين‏جهت باشد كه اوّلاً، هر كسى تكويناً متلبّس به آن دو است و بدون جذب و دفع و جلال و جمال نمى‏تواند زندگى خود را به پايان برساند و در اين مباهله نيز ـ چنانچه از اصل مباهله برمى‏آيد ـ هر دو جهت لازم بوده است؛ از اين رو متن دعا از نام‏هاى جلاليه و جماليه ممزوج است و هر كس كه بخواهد آن را براى حلّ مشكلات خويش بخواند، توسّل به هر دو را لازم دارد.
تحقق يافتن هر چيز در دو جهان، به نام‏هاى جماليه و جلاليه است. استجابت دعا در امر مطلوب و غيرمطلوب نيز در اين عالم، ظهور و عدمش بدون آن دو حاصل نخواهد شد.
معرفى اهل بيت(علیهم‌السلام) در جريان مباهله‏
شناخت اهل‏بيت و ذوى‏القرباى حضرت رسول(ص)، مطلبى است كه اگر رسول‌الله(ص) آن را در آن روز با بيانات الهى ننموده بود و مؤمنين به آن آشنا نمى‏شدند، در ضلالت و گمراهى قرار مى‏گرفتند. همان‏گونه كه‏ هنوز بعد از 1400 سال معاندان اهل بيت(علیهم‌السلام) به سبب بد معنى‏ كردن آيات، در ضلالت و هلاكت بوده و هستند.
حضرت صادق(ع) ضمن دعا، مى‏فرمايد: «إِذْ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» (شورى:23)‏ فَبَيَّنَتَ لِىَ الْقَرابَةَ وَ قُلْتَ: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» (احزاب: 33) فَبَيَّنْتَ لِىَ الْبَيْتَ بَعْدَ الْقَرابَةِ، ثُمَّ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ بِتَفَضُّلِكَ عَلى‏ خَلْقِكَ، وَ أَرَدْتَ مَعْرِفَتَهُمْ بِالْبَيْتِ وَ الْقَرابَةِ، فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ‏» («آل عمران: 61)».
تو خود فرمودى و گفتارت حقّ است كه: «بگو: در برابر آن، پاداشى از شما نمى‏خواهم مگر دوست داشتن نزديكان [من‏]» و [در جاى ديگر] اين قرابت و نزديكى را براى من روشن کرده و فرمودى: «خداوند اراده کرده است كه پليدى را تنها از شما اهل‏بيت برطرف كند و آنچنان كه بايد، پاكيزه گرداند» و در نتيجه بعد از قرابت و نزديكى، بيت و خانه را براى من تبيين کردى، سپس تفضّل فرمودى و خواستى كه آنان را با اين بيت و قرابت [بيشتر] آشنا كنى، آنجا كه فرمودى و گفتارت حقّ است كه: «بگو: بياييد پسران‌مان و پسران‌تان و زنان‌مان و زنان‌تان و خودمان و خودتان را بخوانيم، سپس [به درگاه خدا] تضرّع و لابه كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم».
ملاحظه مى‏شود چگونه امام(ع) جريان ذوى‏القربى‏ و اهل‏بيت را با آيه‏ مباهله و آيه‏ مباهله را با آيه‏ ذوى‏القربى‏ و اهل‏بيت، به طور مستدلّ روشن مى‏فرمايد، تا كسى نگويد: ذوى‏القربى‏ و اهل‏بيت، غير از اين بزرگوارانند و اهل ايمان نيز به ضلالت مبتلا نگردند؛ لذا بلافاصله مى‏فرمايد: تقرّب به خداوند را از آشنايى با ذوى‏القربى‏ و اهل‏بيت مى‏توان به دست آورد. خداوند، به هر مؤمنى كه توفيق آشنايى با آن بزرگواران داده باشد، فضيلتى والا و رحمتى معنوى به او عطا فرموده و او را از شبهات مصون داشته است كه اگر آن آشنايى را نمى‏داشت، به تهیدستى گرفتار مى‏بود.
منبع: کتاب چراغ هدایت


آيينه خواص

مقداد ـ 1
در طول تاریخ همواره افرادی بوده‌اند که رفتار و منش آنها چه مثبت و چه منفی-چنان موثر بوده است که این افراد را به عنوان نماد یک رفتار، جریان یا فکر تبدیل کرده است. برای نمونه برخی مانند ابوموسی اشعری نماد ساده‌لوحی و بی‌بصیرتی و برخی مانند شمر نماد بی‌رحمی و قساوت قلب شمرده می‌شوند و از آن سو از برخی مانند حمزه سیدالشهداء(ع) به نماد شجاعت و ایثار و یا از برخی مانند جناب عمار یاسر به نماد بصیرت و دفاع از ولایت یاد می‌شود.
در میان صحابه راستین رسول خدا(ص)، جناب مقداد از این دسته افراد است که به نماد دلدادگی به خاندان آل رسول و امیرالمومنین (علیهم‌السلام) شهره شده است. محبت و ارادت او به حضرت رسول(ص) و سپس به وصی بحق ایشان حضرت علی(ع) از بارزترین شاخصه‌های این مرد الهی و سردار غیور اسلام است که مورد احترام همه فرق مسلمین است. این ارادت خالصانه به علاوه دفاع جانانه و مواضع شجاعانه او در حمایت از اسلام و امیرالمومنین علی(ع) در دورانی که عده بسیاری به دلایل مختلف از جمله تطمیع، ترس، جهالت و... از حقیقت فاصله گرفتند، می‌تواند برای امروز الگویی مناسب و مورد اعتماد باشد.
اسم کامل او «ابوسعید مقداد بن عمرو بن ثعلبه بن مالک بن ربیعه بن عامر بن مطرود البهرائی الکندی» است. مقداد در سال 16 عام‌الفیل یعنی 24 سال پیش از بعثت، به دنیا آمد. از آنجا که عمرو با طایفه کنده که در سرزمین حضرموت می‌زیستند، در بعضی از امور هم‌پیمان شده بود گاهی هم مقداد را حضرمی و یا کندی می‌خوانند.
حضرموت ولايتى است در يمن، مشتمل بر دو شهر «شبام» و ديگرى «تريم» و در سمت شرقى درياى عدن واقع است. بناى اين شهرها بسيار قديمی است.
سيره‌نويسان تا جد بيستم مقداد را نام برده و او را از تيره «بَهْراء» و از قبيله «قضاعه» به شمار آورده‌اند و برخى با نسبت بهراوى از او ياد كرده‌اند، زيرا كه جد هفدهم او بهراء نام داشته است و برخی مورخان نقل می‌کنند چون در قبيله بهراء در درگيرى شخصى با مقداد خونى ريخته شد، از آنان فرار كرد و به قبيله كِنده پيوست و با آنان هم‌پيمان شد. از اين رو، گاهى او را كِندى مى‌خوانند. برخی دیگر این داستان را به‌گونه‌ای دیگر نقل کرده و گفته‌اند: پدرش از شجاعان قوم خود بود. او آن قدر جرئت داشت که یک دفعه چند نفر از قوم خود را به قتل رساند و مجبور شد برای در امان ماندن از انتقام، جلای قبیله نماید. از این رو به حضرموت رفت و با قبیله کنده، هم‌پیمان شد. از آنان زن گرفت و مقداد به دنیا آمد.
بعد گفته شده در قبيله كنده نيز خونى ريخته شد و مقداد ناگزير به مكه گريخت و در آنجا با «اسْوَدِ بن عَبْد يَغُوثِ زُهْرى»‌ هم‌پيمان شد و اسود نسبت به مقداد سمت پدرى پيدا كرد. از اين رو، مقداد را مقدادبن‌اسود و مقداد زُهْرى نيز گفته‌اند، اما هنگامى كه آيه «ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ؛ پسر خواندگان را به نام پدرشان بخوانيد که در نزد خدا منصفانه‌تر است» (احزاب: 5) نازل شد، او را مقداد بن عمرو خواندند.


نقطه نظر
علیرضا منصوری

پوشش‌های عریان!
در منابع فقهي براي چگونگي و كيفيت افعال در نماز خصوصياتي، فقط براي بانوان ذكر شده‌است؛ همچون حالت قيام، يا نحوه ركوع و برخاستن از سجده و... كه دليل آن‌ حفظ و پوشيدگي اعضای بدن دانسته شده است.
تأمل در اين توصيه، حتي در نماز، بيانگر اهميت پوشش زنان و ضرورت آن ‌است. سخن در اين موضوع با عنوان حجاب، فراوان است. اما چند سوال و قدري توجه و تأمل در آن پسنديده است!
گرچه به اقتضاي نزديك شدن فصول سرد سال، شاهد پوشش قهري بانوان هستيم، اما توجه به اين نكته كه تغيير در فصل و دما، مؤثر در پوشش شده است، قابل تأمل است. رفتاري از روي طبيعت كه در ديگر موجودات نيز ديده مي‌شود! پس تمايز ما به‌ عنوان اشرف مخلوقات با ديگر موجودات چيست؟ اگر برهنگي فرهنگ است، پس پوشاندن حضرت آدم و حوا با برگ درختان در جريان مجازات برهنه‌شدن‌شان از چه روي بود؟
دشمن براي ما چه انديشيده؟
«ميشل هولباك» نويسنده فرانسوي مي‌گويد: «جنگ عليه اسلام‌گرايي با كشتن مسلمانان فايده‌اي ندارد، فقط با فاسدكردن آن‌ها مي‌توان به اين پيروزي دست‌يافت. پس بايد به جاي بمب، بر سر مسلمانان دامن‌هاي كوتاه بريزيد.»
مگر نه اين ‌است كه متأسفانه امروزه برخي از ما رفتار و سبك زندگي‌مان الگو گرفته از دشمن است! دشمني‌ كه اين فساد، سال‌هاست که دامنگير خودش نيز شده‌است.
استاد شهيد مطهري نقلی از نامه چارلي چاپلين به دخترش دارد: «برهنگي، بيماريِ عصرِ ماست»؛ متخصصان غربي نيز اذعان دارند: «اينجاست كه نشان دادن برجستگي‌هاي بدن با لباس، همانند عريان بودن است»! تعبیر «و نساء کاسیات عاریات» که در روایات پیرامون زنان آخرالزمان است به همین معناست؛ یعنی زنان پوشیده عریان!
یک سرباز كهنه‌كار دشمن مي‌گويد: «چادر نمادی‌است که وجود انقلاب را در سر هر چهار راه به نمایش می‌گذارد؛ با چادر می‎توان این احساس را پدید آورد که انقلاب اسلامی هنوز زنده و جاوید است.»
مُنتسکيو، جامعه‌شناس غربي قرن 18 دركتاب روح‌القوانين خود می‌نویسد: «قوانین طبیعت حکم می‌کند زن خوددار باشد؛ زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیشتری دارد، بنابراین تضاد بین آنها را می‌توان با حجاب از میان برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.»
اما پوشش زن به معنای محرومیت او از فعالیت‌های اجتماعی نیست. شهيد مطهري مي‌فرمايد: «شما اگر از فقها بپرسید آیا صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟! جواب می‌دهند: نه! اگر بپرسید: آیا خرید كردن زن و لو اینكه فروشنده مرد باشد حرام است، یعنی نفس عمل بیع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است، پاسخ می‌دهند: حرام نیست. آیا شركت‌كردن زن جاهایی‌كه مرد هم وجود دارد حرام است؟ آیا تحصیل زن، فن و هنر آموختن زن و بالاخره تكمیل استعدادهایی كه خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفی است. فقط دو مسئله وجود دارد: يكى اينكه، بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به‌صورت خودنمايى و تحريك‌آميز نباشد و ديگر اينكه، مصلحت‏ خانوادگى ايجاب مى‏كند كه خارج شدن زن از خانه، توأم با جلب رضايت‏شوهر و مصلحت‌انديشى او باشد.»


يادداشت
علیرضا جلالیان

پادگان‌ها بهترین پایگاه‌های منابع طبیعی!
محیط‌زیست یکی از مهم‌ترین مولفه‌های امنیتی برای کشورهای دنیا به شمار می‌رود. برای درک اهمیت امنیتی این مسئله می‌توان به فتنه ایالات متحده در سومالی برای ایجاد قحطی با صید بیش از حد و صنعتی ماهی در آب‌های آزاد سواحل این کشور و یا استفاده این کشور از مواد شیمیایی در جنگ ویتنام برای از بین بردن مردم و کشاورزی آن اشاره کرد. در کشور خود ما نیز اهمیت محیط‌زیست به لحاظ امنیتی دو چندان است. مسئله دریاچه ارومیه و خشک شدن آن، که موجب نمک‌زار شدن منطقه می‌شود، خود یک بحران زیست‌محیطی است و یا آلودگی هوای شهر تهران که عامل تعداد زیادی از مرگ‌ومیرها در این شهر است، موضوع دیگری در تأیید امنیتی بودن این مقوله است.
ایجاد فضای سبز و کاشت درخت، مهم‌ترین راه حفظ محیط‌زیست است. در یک بررسی کلی در کشور مشاهده می‌کنیم پادگان‌های نظامی زیادی وجود دارند که خوشبختانه به علت اینکه بسیاری از این پادگان‌ها در حاشیه شهرها هستند، در کنار محفوظ و محصور بودن‌شان، یک نوع اقدام حفاظتی برای حفظ محیط‌زیست نیز به‌شمار می‌روند که این، ظرفیت بسیار مطلوبی برای منابع طبیعی است. یعنی آنکه مجلس شورای اسلامی با هماهنگی و درخواست طرح از ستاد کل نیروهای مسلح و تخصیص بودجه لازم برای منابع طبیعی در پادگان‌ها می‌تواند در حوزه‌های مختلف منابع طبیعی مانند؛ آبخیزداری، درختکاری، ترسیب کربن، تثبیت خاک، جلوگیری از فرسایش و... از سرزمین‌ها و سایر ظرفیت‌های پادگان‌های در اختیار نیروهای مسلح استفاده کند. البته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکنون در این زمینه پیشتاز بوده است و در زمینه افزایش سرانه فضای سبز و جنگل در پادگان‌های خود کارهای بزرگی انجام داده است. در بسیاری از پادگان‌های سپاه طرح‌های درخت کاری انجام گرفته و بعضاً برای تأمین منابع آب هم تأسیسات لازم پیش‌بینی شده، حتی در برخی پادگان‌ها، باغ‌های زیتون، گردو، بادام، توت، انگور و... احداث شده است؛ اما با وجود همه این‌ها، به‌نظر می‌رسد ظرفیت‌های موجود در رابطه با منابع طبیعی در پادگان‌های نیروهای مسلح چند ده برابر این است و می‌توان با برنامه‌ریزی‌های مناسب، در زمانی زودتر از انتظار، سرانه جنگل و منابع طبیعی در ایران را به معیارهای جهانی رساند و حتی از آن نیز عبور کرد که این البته نه فقط اقدام نیروهای مسلح، بلکه نیازمند یک عزم ملی، به‌‌ویژه تلاش مجلس شورای اسلامی و دولت است. البته تشویق، معرفی و حمایت از فرماندهان موفق در این زمینه، به‌عنوان موثرترین راه بااهمیت نشان دادن و فرهنگ‌سازی کردن این موضوع در بعد داخلی است که نباید فراموش شود. نکته پایانی هم، بعد اقتصادی این مسئله است، یعنی افزایش تولید محصولات مختلف مرتبط با این مقوله که باید برای مطلوب بودن و به صرفه بودن این تولید هم کارهایی صورت گیرد.


رئیس اداره کارگزینی سپاه در گفت‌وگو با صبح‌صادق
مصوبات هیئت دولت درباره حقوق و مزایای کارکنان به‌صورت کامل اجرا شده است

رحیم محمدی

یکی از بخش‌هایی که کارکنان هر سازمان زیاد با آن سروکار دارند، کارگزینی است. شاید بیشترین سوالات مطرح در میان کارکنان هم مربوط به این بخش باشد. از مدت‌ها پیش خوانندگان هفته‌نامه صبح‌صادق مسائل و مشکلات گوناگون خود را به‌ویژه از طریق سامانه پیامک نشریه به ما منتقل می‌کنند. در این میان بخش زیادی از سوالات مربوط به نیروی انسانی و کارگزینی است. طبق هماهنگی‌هایی که بین صبح‌صادق و اداره کارگزینی سپاه به عمل آمد، مقرر شد هر از چند گاهی مسئول این اداره به مسائل و مشکلات مطرح شده از سوی مخاطبان به‌صورت شفاهی یا کتبی پاسخ دهد. در اولین گفت‌وگویی که با ناوسالاریکم پاسدار عادل فولادی داشتیم، به برخی از موضوعات اشاره شد که پاسخ‌های ایشان را در ادامه می‌خوانید.
* با توجه به نام‌گذاری سال جاری به‌«حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی»، کارگزینی سپاه چه تدابیر و برنامه‌هایی را برای امسال پیش‌بینی کرده است؟
در سال جاری که برابر تدابیر فرمانده معظم کل قوا سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نام‌گذاری شده، سپاه پاسداران بر این شد تا به منظور حفظ و ارتقای شأن پاسداران که از بهترین‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند، در موضوع نظام خدمات اداری و حقوق و مزایا، گام‌هایی را بردارد تا توان معیشتی پاسداران برابر مصوبات دولت باشد و مطالبات آنها در چرخه دیون قرار نگیرد، از این‌رو مصوبات هیئت دولت با تدابیر فرمانده محترم کل سپاه به‌صورت ۱۰۰ درصدی براساس ضریب ریالی به اجرا درآمد که این امر ۲۵ درصد افزایش حقوق را شامل می‌شد.
از سویی اجرای ضوابط و مقرراتی هم از سوی ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ شده بود که در زمینه افزایش توان معیشتی، کمک‌هزینه مسکن و فوق‌العاده عملیاتی، به سرانجام رسید که پیامد این حرکت همان‌گونه که اشاره شد سبب اجرای عدالت و تشویق برای کارکنانی شد که در مناطق عملیاتی در حال خدمتند همچنین اجرای صحیح قوانین و مقررات برابر فرامین، تدابیر و ابلاغیه‌های ستاد کل نیروهای مسلح بود.
* اگر اجازه بدهید به‌طور مصداقی به چند نمونه از مسائل و مشکلات کارکنان اشاره کنیم. بازنشستگان یا وابستگان سپاه حق و حقوقی دارند که بعضاً هنوز پرداخت نشده است، در این‌باره چه اقداماتی صورت گرفته است؟
درخصوص این دسته از عزیزان طلب مرخصی و پاداش پایان خدمت آنان تا پایان سال ۹۱ تسویه و پرداخت شده است و نظام حقوقی‌‌شان هم براساس لایحه خدمات کشوری و پیش از آن براساس نظام هماهنگ پرداخت، با در نظر گرفتن سال رهایی از خدمت، توسط سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح محاسبه و پرداخت می‌شود. حال اگر در این بین، طی بازنگری دقیق در حقوق آنها توسط سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح، طلبی حاصل شود، به‌طور حتم پرداخت می‌شود تا این طلب آنها به صفر برسد یا اگر موجودی نباشد، به‌عنوان دیون تا زمانی که تأمین منابع صورت گیرد، باقی خواهد ماند.
اما اگر افرادی باشند که بابت این دو موضوع مطالبه‌ای داشته باشند و در رابطه با طلب‌شان رسیدگی صورت نگرفته باشد، می‌توانند به کارگزینی محل خدمت‌شان مراجعه کنند و با ارائه اسناد و مدارک نسبت به بررسی موضوع و ارائه اسناد و مدارک، نسبت به بررسی و پرداخت آن از طریق اداره کارگزینی اقدام لازم صورت گیرد.
* برخی از بسیجیان که به‌صورت سه ساله فعالیت می‌کردند، مطابق آنچه عنوان شده می‌بایست پس از سه سال به استخدام سپاه نائل آیند، اما ظاهراً این موضوع تاکنون محقق نشده است؛ در این رابطه هم توضیح می‌دهید؟
درخصوص بسیجیان در سپاه که جزو بهترین‌ها در دوران هشت سال دفاع مقدس و مجموعه جدانا‌پذیر از سپاه هستند، برابر تدابیر فرمانده محترم کل سپاه در استفاده از توان این عزیزان مطابق مقررات استخدامی سپاه، مبادرت به جذب افراد واجد شرایط کرده‌ایم و برای نظامات اداری و رفاهی و همچنین حقوق و مزایای این افراد، پیشتر دستورالعمل‌هایی صادر شده و برای وحدت رویه در ارائه نظامات مربوط به حقوق و مزایا و خدمات اداری نیز آیین‌نامه جدیدی داریم که پس از بررسی و تدوین، ابلاغ خواهد شد. ضمن اینکه درخصوص دو گروه از بسیجیانی که در دو دوره وارد سپاه شده‌اند، دستورالعملی ابلاغ شده که از عضویابی تا رهایی از خدمت را در برمی‌گیرد، به‌طوری که‌هیچ بسیجی دغدغه‌ای مبنی بر ادامه فعالیت در سپاه نداشته باشد، به شرط آنکه صلاحیت‌های ادامه خدمت را همچنان بتواند حفظ کند.
یک عده از بسیجیان هم هستند که حتی در «ساتا» (سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح) تمام نظام حقوقی‌شان مانند پاسداران رسمی است و مشکلی ندارند.
* تعدادی از بسیجیانی که در مناطق مرزی مشغول انجام وظیفه هستند هم درخصوص حقوق و مزایای‌شان مشکلاتی دارند، لطفاً در این خصوص هم توضیح بدهید.
حقوق و مزایای این گروه از افراد هم که در مناطق مرزی مشغول خدمت هستند، کمی با دیگران تفاوت دارد که کف و سقف پرداخت حقوق و مزایای این عزیزان را لحاظ کرده‌ایم که در حال پرداخت است و از این بابت مشکلی وجود ندارد، حتی این عزیزان از فوق‌العاده عملیاتی هم برخوردارند.
* ظاهراً ماده یا کدی به نام ۲۷ وجود داشته که طبق آن در بیست‌وهفتمین سال خدمت پاسداران یک‌سری مزایایی به آنها تعلق می‌گرفته که الان اعلام شده این مزایا در بیست‌وهشتمین سال تعلق می‌گیرد، آیا این موضوع صحت دارد؟
وضعیت ۲۷ در حقیقت مشمول آن دسته از پاسدارانی می‌شود که وارد بیست‌ونهمین سال خدمت‌شان می‌شوند یعنی پاسدارانی که وارد بیست‌ونهمین سال خدمت می‌شوند، وضعیت خدمتی آنها وضعیت ۲۷ می‌شود و عوامل مرتبط با حقوق و مزایا نگهداری می‌شود تا زمانی که به سن بازنشستگی برسند، مگر اینکه مشمول آرای انضباطی شوند. بنابراین وضعیت ۲۷ کدی است که شامل پاسدارانی می شود که وارد دو سال پایانی خدمت شده اند.


گلی از باغ

«لشکرخوبان» مصداق جهاد فی‌سبیل‌الله
لشکرخوبان خاطرات داستاني «مهدي قلي رضايي» از رزمندگان قديمی استان آذربایجان شرقی است. اگرچه او اكنون چهلمین دهه زندگی خود را مي‌گذراند، اما کتاب لشکرخوبان برای او لشكر عاشورا را در دهه دوم و سوم زندگی‌ اش در دوران دفاع مقدس یادآوری می‌کند كه با سماجت و همت ستودني، سخت‌ترين و ناگهاني‌ترين لحظات ميدان‌هاي خطر و حادثه را تجربه كرد و از هر جنگ و عملياتي، زخمي يادگار بر تن خود انداخت.
«لشكر خوبان» حاصل گفت‌وگوي طولاني «فرج قلي‌زاده» با «مهدي قلي رضايي» است که به قلم «معصومه سپهري» تدوین و بازنويسي شده است. خواننده اين كتاب مي‌تواند در كنار جستن ژرفاي روابط انساني، به ارزيابي مواجهه مردان رزمنده با خاطرات و حادثه‌ها بپردازد و در كنار آن، بخشي از ناگفته‌هاي جنگ را از زبان يك نيروي اطلاعاتي مرور كند. مهدي قلي، در روايت خود، جنگ را نه از منظر خاطره، بلكه گاه از چشم يك منتقد نگريسته است و همين شايد بتواند گامي نو در فهم زواياي گوناگون نبرد هشت ساله مردم ايران باشد. این کتاب به دلیل آنکه روایت یک نیروی غواص اطلاعات است شامل بیان صحنه‌های ناب دفاع مقدس با جزئیاتی است که حتی شاید فرماندهان لشکرها هم نتوانند این جزئیات را بیان کنند.
معصومه سپهری که این کتاب اولین تجربه نویسندگی او در وادی دفاع مقدس بوده در اثر تأثیر از دفاع مقدس و راهنمایی راوی کتاب با یک جانباز قطع نخاعی ازدواج می‌کند و رهآورد دوم او کتاب «نورالدین پسر ایران» می‌شود. ضمن قلم زیبا و توانمند او که به گفته خودش چون این امر را عبادت می‌دانسته با اعتقاد نوشته و نیز زیبایی خاطرات راویان کتاب موجب شده تا او یکی از نویسندگانی باشد که رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای دو بار بر کتاب‌هایش تقریظ بنگارند. اشک ریختن ایشان در هنگام خواندن برخی از خاطرات کتاب که در تقریظ‌شان به آن اشاره شده، امری بود که حتی راوی کتاب را هم به سخن واداشت و او معتقد است اجر این کار را گرفته است. لشکر خوبان از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده و انتظار می‌رود با تقریظ رهبری بر آن جزء پر فروش‌ترین کتاب‌های تاریخ نشر کشور شود.


قبیله آفتاب

همیشه در مقابلش احساس کوچکی می‌کردم!
آمده بود برای خداحافظی، فکر می‌کنم دهمین دفعه‌ای بود که اعزام می‌شد. به خیال خود گفتم نصیحتی به او کرده باشم تا مبادا از درس و بحثش عقب بماند. سخنان زیادی بین ما رد و بدل شد. در بین صحبت‌هایش گفتم: «ابوالقاسم! مگر تو محصل نیستی؟! به اندازه کفایت و در حد تکلیف خودت به جبهه رفته‌ای، دیگر بس است، اگر وظیفه بود، حقت را ادا کردی، حالا موقع این است که دیگران به جای شما به جبهه بروند...» سکوت معناداری کرد، با همان احترام همیشگی، ‌آرام گفت: «ببین داداش!‌ هرکس برای خودش ایده و نظری دارد و هدفی را دنبال می‌کند. در ضمن از ظاهر افراد نمی‌توان به باطن آنها پی برد. اگر من آنها را مجبور کنم که به جبهه بروند در حالی که از باطن آنها خبر ندارم، ‌در مورد زندگی آنها مسئولم و نمی‌توانم چنین مسئولیتی را بر عهده بگیرم....» حرف‌هایش به دلم نشست با اینکه من از او بزرگ‌تر بودم ولی همیشه در مقابلش احساس کوچکی می‌کردم.
به نقل از برادر طلبه شهید ابوالقاسم صفاری
ابوالقاسم در دهم خرداد ماه سال 1343 در شهر کوچک بسطام چشم به جهان گشود. کودکی را در طبیعت دل‌انگیز و کنار مردم با صفای آن دیار به‌سر برد و به مدرسه رفت. همزمان با سال‌های تحصیل در مقطع راهنمایی خروش ملتی بیدار را بر ضد بیداد شاه و شاهنشاهیان به چشم خود دید و همچون قطره‌ای با این دریای پر تلاطم همراه گشت. پس از پیروزی انقلاب، روانه حوزه علمیه شد و گام در راه تحصیل معرفت نهاد و این راه مقدس را نزد استادان بزرگوار مدرسه علمیه بسطام آغاز کرد. اندکی بعد همای سعادت به پابوس بارگاه مقدس ثامن‌الحجج خواندش و پس از دو سال تحصیل علوم دینی، آمادگی حضور در دیار فقه و فقاهت ‌قم را به دست آورد. او مرد عمل بود و میدان عمل در آن سال‌ها، خاک خطرخیز جنوب و کوه‌های سخت غرب بود. ده بار حضور وی در میادین مختلف گواه ادعای ماست. وی سرانجام در عملیات غرورآفرین مهران در سی‌ام اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۶۵ در مهران به شهادت رسید.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

گفت‌وگو با «صادق صادق دقیقی» کارگردان فیلم «بزرگمرد کوچک»
سپاه و بسیج می‌توانند سینما را متحول کنند

آرش فهیم

«بزرگمرد کوچک» یکی از معدود فیلم‌‌‌های دفاع مقدسی سال‌‌‌های اخیر سینمای ماست که به‌طور محدود، روی پرده سینماها رفته است. این فیلم به مبارزات شهید «بهنام محمدی» نوجوانی که در روزهای مقاومت خرمشهر به شهادت رسید، می‌پردازد. صادق صادق دقیقی، در نخستین فیلم کارنامه خود این فیلم دفاع مقدسی را تولید کرده است. به همین بهانه با این کارگردان جوان سینمای کشورمان گفت‌وگو کردیم:
* به چه مناسبت و بهانه‌ای تصمیم گرفتید که در نخستین فیلم سینمایی خود، به شهید بهنام محمدی بپردازید؟
ماجرا از آنجا شروع شد که تهیه‌کننده فیلم (پروانه مرزبان) پیشتر طرحی را با عنوان «فهمیده‌‌‌های دفاع مقدس» به صداوسیما و بنیاد شهید ارائه کرده بود. چون ما 36 هزار دانش‌آموز شهید داریم که آمار کمی نیست و قرار بود با اجرای این طرح، به این شهدا بپردازیم. ما تقریباً 100 قسمت 15 دقیقه‌ای درباره این شهدا فیلم ساختیم که از شبکه‌‌‌های مختلف سیما پخش شد. تا اینکه به استان خوزستان رسیدیم و فهمیدیم که نخستین شهید 13 ساله دفاع مقدس، نوجوانی به نام بهنام محمدی بود. به دلیل اهمیت موضوع تصمیم گرفتیم که رشادت‌‌‌های این شهید را در قالب فیلم بلند سینمایی به تصویر بکشیم. البته، همان طور که حضرت آقا هم فرموده‌اند، هدف این نبود که فقط یک شهید را نشان دهیم، بلکه هدف، نمایش دلاوری‌‌‌های بچه‌‌‌های پاکی بود که در دوران دفاع مقدس خوش درخشیدند. این بچه‌ها هم مثل نوجوانان امروز کشورمان بودند، اما در دل جنگ پرورش پیدا کردند و به اسوه‌ها و قهرمانان ما تبدیل شدند.
* با وجود این اهمیت، فیلم «بزرگمرد کوچک» به طرز عجیبی، در سکوت و مظلومیت اکران شده است؛ چرا؟
متأسفانه فیلم‌‌‌های ارزشی حمایت نمی‌شوند! مسئولان سینمایی ما در شعار دم از ارزش‌ها می‌زنند، اما نه در زمینه تولید و نه اکران، از این فیلم هیچ حمایتی نکردند. متأسفانه «بزرگمرد کوچک» هم فقط در سانس‌‌‌های صبح سینماها نمایش داده می‌شود.
برخی مدعی هستند که دوران فیلم‌‌‌های دفاع مقدسی دیگر تمام شده است و به همین دلیل نباید از این نوع فیلم‌ها حمایت کرد!
این هم از آن نظرهای عجیب است. ببینید الآن در هالیوود با وجود گذشت بیش از 60 سال از جنگ جهانی دوم، هنوز هم درباره این جنگ فیلم‌هایی ساخته می‌شود، آن هم با حمایت مستقیم دولت. فیلم‌هایی چون «نجات سرباز رایان» و سایر فیلم‌‌‌های جنگی که در هالیوود تولید می‌شوند، همه با حمایت دولتی ساخته شده و می‌شوند، اما در کشور ما این گونه نیست و فیلم‌‌‌های دفاع مقدسی با حداقل حمایت ساخته می‌شوند و به نمایش در می‌آیند.
اما برخی از رسانه‌‌ها و منتقدان این گونه فضاسازی می‌کنند که فیلم «بزرگمرد کوچک» یک فیلم سفارشی است و با بودجه دولتی ساخته شده است!
اصلاً این گونه نیست. بخش بسیار ناچیزی از هزینه تولید این فیلم توسط دولت تأمین شده و 80 درصد بودجه آن سرمایه شخصی تهیه‌کننده است. تهیه‌کننده فیلم «بزرگمرد کوچک» خانم پروانه مرزبان همه فعالیتش در زمینه دفاع مقدس بوده است. او حتی یک فیلم کوتاه یا مستند با مضمونی غیر از دفاع مقدس هم نساخته است. حالا هم به جای اینکه فیلم دختر-پسری بسازد، به دلیل اعتقاداتش آمده سرمایه‌اش را روی یک فیلم دفاع مقدسی هزینه کرده است، آن وقت مسئولان سینمای ما نه تنها در تولید او را تنها گذاشتند که در اکران هم هیچ گونه حمایتی نکردند.
* سایر نهادها مانند صداوسیما، حوزه هنری و ... چطور؟
باید از صداوسیما تشکر کنم که حاضر شد برای این فیلم تبلیغات رایگان پخش کند. حوزه هنری هم که پخش‌کننده فیلم در سینماهاست، فقط یک پوستر با قطعی کوچک را برای آن تدارک دید. البته معاون سازمان بسیج دانش‌آموزی هم لطف کرد و نامه‌ای به بخش‌‌‌های استانی بسیج دانش‌آموزی نوشته تا به این فیلم در اکران کمک شود. اتفاقاً نهادهایی چون بسیج و سپاه که دغدغه این گونه مسائل را دارند، می‌توانند در حوزه اکران به فیلم‌‌‌های دفاع مقدسی کمک کنند. ببینید، امروز حدود چهارونیم میلیون نفر بسیجی در کشور وجود دارد که ظرفیت بسیار خوبی برای حمایت از سینمای دفاع مقدس هستند. حتی اگر یک میلیون نفر بسیجی بروند و یک فیلم ارزشی را ببینند، مطمئن باشید سال بعد فیلم‌‌‌های ارزشی بیشتری ساخته خواهد شد و اگر این اتفاق بیفتد، کل سینمای کشور ارتقا و اعتلا خواهد یافت. به نظرم اگر از فیلم‌‌‌های ارزشی در مرحله تولید حمایت نمی‌شود، حداقل باید در مرحله اکران حمایت شود.
* چرا این گونه فیلم‌‌ها که به قهرمانان ملی ما می‌پردازند به ندرت ساخته می‌شود؟
خُب طبیعی است، مثلاً این فیلم را ما با این همه سختی و با کمترین حمایت ساخته‌ایم. قصد دارم فیلم بعدی خودم را هم درباره شهید احمدرضا عباسی که او نیز یک نوجوان شهید است، بسازم، اما هیچ کس حاضر نیست حمایت کند. فقط بسیج دانش‌آموزی قول داده که 10 درصد از هزینه ساخت فیلم را تأمین کند. وزارت ارشاد هم با این همه شعار درباره حمایت از هنر دینی و ارزشمند، اما در عمل هیچ حمایتی نمی‌کند. در چنین وضعیتی که حمایتی وجود ندارد، چطور باید این نوع فیلم‌‌ها را ساخت؟


سیاست داس در مدیریت سینمایی؟
تبعیض قائل شدن میان گروه‌‌ها و جریان‌‌‌های مختلف حاضر در عرصه سینما و مانع‌تراشی برای برخی از فعالیت‌ها، یکی از آفت‌‌‌های مدیریت سینمایی در دولت کنونی است.
این آفت، در دوران به اصطلاح اصلاحات، لطمات شدیدی به پیکره هنر هفتم کشورمان وارد کرد. زخم‌هایی که با گذشت سال‌‌ها هنوز هم تن نحیف سینمای ما را رنج می‌دهد. در دولت لیبرال‌مآب خاتمی، فیلمسازان منتقد دولت دچار محدودیت‌‌‌های فراوانی بودند. خیلی از سینماگران ما در آن دوره تنها به این دلیل که با دولت وقت اختلاف فکری یا سلیقه‌ای داشتند، مجبور به انزوا شدند. در دولت مدعی اصلاحات، به ندرت شاهد نمایش فیلمی بودیم که از دولت انتقاد کند. جدی‌ترین فیلم منتقد دولت در آن مقطع، «آقای رئیس‌جمهور» بود که آن هم پس از چند روز توسط مدیریت سینمایی از پرده سینماها به پایین کشیده شد، اما در دولت‌‌‌های نهم و دهم، با وجود همه ضعف‌ها، هیچ‌گاه به علت انتقاد از دولت جلوی فیلم یا فیلمسازی گرفته نشد. شاید حدود 80 درصد افرادی که در این دوره فیلم می‌ساختند، از مخالفان رئیس‌جمهور بودند. به جرئت می‌توان گفت که بیش از 60 درصد آثاری که در مدت روی کار بودن دولت‌‌‌های نهم و دهم اکران شدند، محتوایی انتقادی نسبت به دولت داشتند.
به نظر می‌رسد که دولت یازدهم هم قصد دارد در عرصه مدیریت سینمایی مسیری مشابه دولت خاتمی را برود. این درحالی است که مدیریت جدید فرهنگی و سینمایی دولت، مدعی برخورداری از نگاه برابر به هنرمندان است، اما طی گذشت حدود دو ماه از فعالیت این دولت، درعمل رویه دیگری را شاهد بوده‌ایم.
به تعطیلی کشاندن دو همایش «افق نو» و «هالیوودیسم» از اقدامات عجیب و شگفت‌انگیز مدیریت کنونی است. عجیب از این نظر که هر دو همایش اولی در قالب جشنواره و دومی به شکل کنفرانس از ابداعات موثر و جریان‌ساز مدیریت سینمایی دولت سابق بود. دو همایشی که در صورت استمرار، می‌توانستند ایران را به مرکز و کانونی برای فعالیت هنرمندان مستقل جهان تبدیل کنند، اما غلبه تنگ‌نظری، بخل و همچنین رسوخ سیاست‌زدگی در مدیریت فرهنگی، مانع ادامه فعالیت این دو همایش شد.
مانع‌تراشی‌‌‌های دولت جدید برای بخشی از اهالی فرهنگ و هنر به این دو همایش محدود نشد. هفته گذشته، بنیادی با نام «موسسه سینمای مقاومت و انقلاب اسلامی» اعلام موجودیت کرد؛ موسسه‌ای که هدفش حمایت از فیلم‌هایی با مضامین انقلابی و دفاع مقدسی بود، اما هنوز دو سه روزی از اعلام اسامی هیئت مدیره این موسسه نگذشته بود که برخی از رسانه‌‌ها از لغو مجوز فعالیت آن از سوی وزارت ارشاد خبر دادند! این رسانه‌‌ها درحالی اعلام کردند که مجوز موسسه سینمای مقاومت به دلیل تخلف لغو شده است که این موسسه هنوز هیچ فعالیتی به جز انتخاب هیئت مدیره انجام نداده بود! در این مورد هم نگاه سیاسی و باندبازی کاملاً مشهود بود. اگر مسئله، تخلف باشد که خانه سینما هم نباید بازگشایی می‌شد. چون خانه سینما در شرایطی بازگشایی شد که نه از اساسنامه اصلاح شده‌اش خبری بود و نه اصنافش قانونی شده بودند. پس معلوم است که موسسه سینمای مقاومت و انقلاب اسلامی تنها به این جرم که هیئت مدیره آن از گروهی مستقل از دولت کنونی هستند، تعطیل شده است.
مطمئناً این روند ادامه خواهد داشت و در ماه‌‌ها و سال‌‌‌های آتی نیز شاهد تعطیلی و منع فعالیت‌‌‌های دیگری از این دست در عرصه فرهنگ و هنر خواهیم بود. عواقب منفی این روند، در دراز مدت هویدا خواهد شد!


خبرها

جشنواره عمار با بخش‌های جدید برگزار می‌شود
چهارمین دوره از جشنواره مردمی عمار با افزودن بخش‌های جدید برگزار می‌شود. رئیس دبیرخانه جشنواره مردمی عمار با اشاره به اینکه تاکنون 150 اثر به دبیرخانه جشنواره رسیده است، گفت: مهلت ثبت‌‌نام و ارسال اثر به این دوره از جشنواره تا پایان آبان ماه است. جشنواره عمار امسال با اضافه شدن قالب‌های جدید چهارمین دوره خود را تجربه خواهد کرد. جشنواره‌ای که حتی در دورافتاده‌ترین روستاهای کشور هم اکران مردمی داشته است. به گفته حامد بامروت‌نژاد، بخش مسابقه جشنواره عمار همچون سال‌های گذشته شامل موضوعات «تاریخ معاصر ایران»، «فتنه سال 88»، «بیداری اسلامی و جهانی»، «نقد درون‌گفتمانی» و «جنگ نرم» ‌است که به جشنواره افزوده شده است. بخش‌‌ها و موضوعات جدید این جشنواره هم عبارتند از: «اقتصاد مقاومتی» مسابقه «فیلم ما» شامل «شهید ما»، «مسجد ما»، «مدرسه ما»، «محله ما»، «13 آبان ما» و «اکران مردمی ما» که در این بخش فیلم‌های تجربی تولید شده با دوربین‌های تصویربرداری خانگی و یا تلفن همراه می‌توانند شرکت کنند.
«لاله» تعلیق شد

پروژه جنجالی «لاله» که پیش از این با انتقادات شدید اصولگرایان مواجه شده بود، توسط سازمان سینمایی تعلیق شد. پس از تعلیق ساخت فیلم «لاله»، حجت‌الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی نیز گفت: کارشناسان در حال بررسی وضعیت مالکیت این پروژه سینمایی هستند و به عنوان نماینده ملت، تمام تلاش خود را برای احقاق حق ایرانیان به کار خواهم گرفت. وی به ایرنا گفت: یک حقوقدان را مسئول بررسی پرونده پروژه سینمایی «لاله» و تخلفات رخ داده در آن کرده‌ایم و کمیته‌ای نیز برای جلوگیری از تضییع حق مردم در این باره تشکیل شده است.امید است رئیس محترم سازمان سینمایی به دور از حب و بغض و صف‌بندی سیاسی درباره سایر بی‌عدالتی‌ها و مردم‌گریزی‌های رایج در بخشی از فضای سینما با همین جدیت ورود پیدا کند.
اکران مردمی فیلم «به یاد مردی که کابوس آمریکا شد!»

اکران مردمی مجموعه‌ای از فیلم‌های ضدآمریکایی جشنواره عمار، به یاد شهید نادر مهدوی برگزار می‌شود. دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار به مناسبت فرارسیدن ۱۳ آبان (سالروز تسخیر لانه جاسوسی) اقدام به تهیه و توزیع بسته فیلم‌های جشنواره عمار با موضوع بازخوانی توطئه‌های آمریکا علیه ملت ایران جهت اکران مردمی کرده است. بنا بر این گزارش تمام کسانی که امکان نمایش فیلم‌‌ها را در محیط خود اعم از مسجد، حسینیه، مدرسه، دانشگاه، فرهنگسرا، خانه شهید، پادگان، پارک و... دارند می‌توانند به قسمت ثبت‌نام اکران مردمی پایگاه عمار فیلم مراجعه و فرم اکران را تکمیل کنند.گفتنی است شهید نادر مهدوی، از فرماندهان نیروی دریایی سپاه بود که از او به عنوان مردی یاد می‌شود که کابوس ناوهای جنگی آمریکا بود. شهید نادر مهدوی تیرماه سال 66 در نبرد دریایی با آمریکا به شهادت رسید.


به جای نکته بین

پایت را بکش بیرون!
«مجتبی نادری طاهری»، شاعر جوان و انقلابی غزلی سروده و در مقدمه آن نوشته: هرکسی ممکن است حرفی بزند که دل آدم آزرده شود... ولی از بعضی‌ها که به بعضی بزرگان وصلند یا بهتر بگویم خودشان را وصل می‌کنند، شنیدن بعضی حرف‌ها و انجام بعضی کارها، چنان سخت و سنگین و زجرآور است که آدم بغضش می‌گیرد.
به برخی باید تأکید کرد که آقا! نه بهتر بگویم خانم! ما را به خیر شماها امیدی نیست، لطفاً شر مرسانید؛ غزلی تقدیم می‌کنم به آنهایی که اگر امام معصومی هم حاضر بود الان، بعید نبود که حدیثش را تحریف کنند!
به خیرت نیست امیدی، امان از شر به پا کردن
امان از حرف‌های رفتگان را جا به جا کردن
پسر یا دختر نوحی، که هستی راه گم کرده!
ندارد سود، در سیل عذاب این‌سان شنا کردن
حجابِ خالی از انسان، نخواهد ساخت قدیسه
برای هرکسی خوب است، قدری هم حیا کردن!
مُصِری آشنایی را، ز غربت در بیاری، یا
سخن گفتی به قصد خلق با خویش آشنا کردن؟
چه حاجت پیر ما را مدح سوء ناخلف‌هایی
که خود را می‌شناسانند، عمری با ریا کردن؟
اگر چه کوچک اما معنی یک آیه قرآن
به کلی چیز دیگر می‌شود با بد ادا کردن
اگر ریگی به کفشت نیست، پایت را بکش بیرون
زمینت می‌زند کفش بزرگان را به پا کردن...


گزیده مطالب

مناسبت‌ها و وقایع ذی‌الحجه در یک نگاه
روزشمار ایام الهی، مناسبت‌ها و وقایعی را در دل خود جا داده که یادآوری هر کدام از باب آیه شریفه «وَاذکُروا أیام الله» برای تذکر به دل‌های تیره از غبار دنیا و روزمرگی بسیار مفید فایده خواهد بود. از جمله این ماه‌ها و ایام عزیز ماه ذی‌الحجه‌الحرام است که مملو از مناسبت‌ها و وقایع مختلف است:
1 ـ ابراهیم خلیل الله(ع) فرزندش اسماعیل را برای اطاعت امر الهی به قربانگاه برده و ندای فرزندش که می‌فرماید:«یا أبتِ إفعَل ما تَُومَر...» را به اجرا می‌گذارد. اینجاست که از خنجر ندا می‌رسد: «الخَلیل یَأمُرُنی وَ الجَلیل یَنهانی» ابراهیم! تو امر به بریدن گلوی فرزندت می‌کنی، اما رب جلیل مرا از این کار نهی می‌کند، پس خطاب می‌رسد: «وَ فدیناهُ بِذبحٍ عَظیم»
2ـ موسی(ع) به وعده‌گاه الهی در کوه طور رفته و هارون را وصی و جانشین خود منصوب می‌کند: «وَواعَدنا موسی ثَلاثینَ لَیلَه...»
3 ـ رسول خوبی‌ها محمد مصطفی(ص) با نسا و أبنا و نفس خود به کارزار مباهله می‌رود. أبنائش، حسن و حسین (علیهما‌السلام) یکی در آغوش و دیگری دست در دستان پدر بزرگ، نسائش، فاطمه(س) تنها دخترش از پشت سر و نفس و جان نبی مرسل و دامادش حضرت حیدر از پیش رو.
چهره بزرگان نجران دیدنی بود! عوام‌شان می‌گفتند فقط همین پنج نفر؟! اما سران و عالمان‌شان رنگ از رخسار پریده با کمال اضطراب به یکدیگر نگاه می‌کردند. گویی قرارشان این بود که اگر محمد(ص) با اصحاب و یاران و عده زیادی آمد با او مباهله می‌کنیم که نفرین‌مان کارساز خواهد بود، ولی اگر با عده قلیلی از خانواده‌اش آمد حقانیتش ثابت است و اگر دست بر دعا بردارند کوه‌ها از جا کنده شده و بر سرمان فرود خواهد آمد و چه بسا عذاب تمام مسیحیان عالم را فراگرفته و دیگر هیچ مسیحی در روی زمین باقی نماند، چون در کتاب جامعه و دیگر کتب‌شان وصف این پنج بنده برگزیده خدا را خوانده بودند.
اینجا بود که تکلیف مباهله یکسره شد و مسیحیان، عده‌ای مسلمان شدند و مابقی به پرداخت جزیه رضایت دادند و با عذر‌خواهی از خدمت رسول‌الله(ص) به وطن‌شان بازگشتند و این پنج نفر همان‌ها بودند که خدای متعال در حدیث شریف کسا این چنین وصف‌شان کرد: «هُم فاطمهُ وَ أبیها وَ بَعلُها وَ بَنیها»
4ـ به اذن الهی، فاطمه(س) به خانه علی(ع) رفته و مصداق آیه شریفه: «مَرَجَ البَحرَینِ یَلتَقیان...» می‌شوند.
5ـ علی و زهرا و حسنین(علیهما‌السلام) به ادای نذر خود پرداخته و سه روز روزه می‌گیرند و به محبت الهی افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند، اینجا دیگر سوره‌ای نازل می‌شود: «هَل أَتی عَلَی الاِنسان حینٌ مِنَ الدَّهرِ» تا آنجا که اشاره می‌کند به این حُبِّ الهی و می‌فرماید: «وَیُطعِمونَ الطَّعام عَلی حُبِهِ مِسکینً وَ یَتیماً وَ أسیرا»
6ـ همه نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده. حضرت به بالای منبری که از جهاز شتران ساخته بودند رفته و به حمد و ستایش الهی و مقدمات این ابلاغ مهم پرداختند. سپس علی(ع) را که یک پله پایین‌تر از ایشان ایستاده بودند فراخوانده و دست مبارکش را از بازو گرفته و با صدایی رسا و بلند فرمودند: «مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌ مَولاه.اللُّهمَ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه وَانصُر مَن نَصَره وَ اخذُل مَن خَذَله» این امر را به گوش غایبان تا قیامت برسانید و ابلاغ کنید و بدانید که حق تعالی فرمود: «الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیک نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»
و این چنین بود که دو خیمه در کنار هم برپا شد، رسول الله(ص) در یکی نشست و امیرالمومنین(ع) در خیمه دیگر و در طول سه روز هرکس می‌توانست از زن و مرد با پیامبر(ص) به عنوان رسول خدا و علی(ع) به عنوان جانشین و وصی او بیعت کردند.
7 ـ عباس‌بن‌علی(ع) وقتی می‌بیند مسلمانان نامسلمان زیر لباس احرام‌شان، شمشیر به قتل حسین(ع) بسته‌اند به دفاع از حریم ولایت به بالای بام کعبه رفته و با ندای حیدری می‌فرماید: «... قریش خواستند رسول ‌الله(ص) را بکشند، ولی ممکن نبود چون امیرالمومنین(ع) بود. چطور می‌خواهید أباعبدالله(ع) را بکشید مادامی که من زنده هستم؟ بیایید مرا بکشید تا مرادتان حاصل شود. لعنت خدا بر شما و اجداد شما»
۸ ـ حسین(ع) حج تمتع را به عمره مفرده مبدل کرده و با همه دار و ندار و هستی‌اش به مسلخ خویش در کربلا عزیمت کرده و در پاسخ به منتقدان خویش می‌فرماید: «انَّ ا...َ شاءَ أن یَراکَ قَتیلا»
9 ـ مسلم در کوفه به بالای دارالعماره رفته و سلامی غریبانه به محضر مولایش حسین(ع) ابلاغ می‌کند: «السلامُ عَلَیکَ یا مَظلوم یا أباعَبدِ‌اللهِ الحُسَین(ع)»
سیدمیثم میرغضنفری


روى خط

چرا کارت حکمت شارژ نمی‌شود؟
...09127456 / باسلام و ادب و احترام، بنده کمترین سرباز ولی‌امر مسلمین جهان هستم. استدعا دارم حداقل در روی خط خبر چاپ کنید به حضرت آقا به جای عنوان مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب بگویند.
...09179882 / درود خدا بر تلاشگران عرصه سياست و فرهنگ از جمله صبح‌صادق
...09192894 / سلام، چرا در تهران برخی فروشندگان لباس زیر خانم‌ها، مرد هستند؟ آیا نیاز نیست نظارت بیشتری بر این موضوع بشه؟
...09139322 / در زمان جنگ شیرمردان جنگیدند تا همه در آسایش باشند، ولی در زمان صلح برای آسایش ما هیچ جنگ یا حرکتی نشد! جانباز
...09193864 / سلام بر راست‌قامتان بی‌ادعای جنگ نرم! دل باید آینه‌دار اسرار باشد و قلم محرم اسرار تا بتواند انوار قدس را که اولیاءالله و همنشینان ملائک نازل می‌کنند، انعکاس دهد! صمیمانه‌ترین تبریک‌ها تقدیم به کسانی که توانستند با قلم زمینی که دائماً پرسه در کوچه‌های پرپیچ‌وخم دنیایی می‌زند، در مقام رفیع شهدایی بنویسند که به راه‌های آسمان، آشناترند تا راه‌های زمین! پایدار باشید و سربلند.
...09382203 / سلام، لطفاً چاپ کنید چرا کارت حکمت را شارژ نمی‌کنند؟ از مسئولان انتظار داریم به فکر معیشت کارکنان خود باشند.
...09127178 / سيرصعودى و هرج‌ومرج در صدور غيرمنطقى مجوز بنگاه‌هاى املاک كه به مرز40 هزار در تهران رسيده، تهديدى است براى نيروهاى مولد جامعه و ساير آسيب‌هاى اجتماعى و اقتصادى و...! مسئولان هوشيارتر نظارت کنند. / عبداللهى
...09128827 / باسلام از برخورد انقلابی فرزندان شهدا نسبت به توهین‌کننده امام و شهدا. سپاسگزارم چون که به امام و سردار بی‌سر خیبر و همه شهدا عشق می‌ورزم. این برخورد انقلابی یعنی پس از 30 سال از شهادت، سردار خیبر یعنی همت زنده است. مصداق آیه قرآن درود و سلام خدا بر او و یاران شهدای‌شان. / محمود خسروی از قزوین
...09186868 / سلام، خداقوت، قسمت‌هاى كتيبه سبز و حسن ختام در صفحه آخر خيلى زيباست. حتماً ادامه يابد.


کتیبه سبز

مشق عشق
عهد بستم با خدا، تکلیف را باید نوشت
مشق عشق یار را، هر شب جدا باید نوشت
پایبند عهد خویشم، از همان روز الست
مشق با اخلاص، بی‌چون و چرا باید نوشت
در میان خفتگان، هر لحظه باید داد زد
بین هشیاران عالم، در خفا باید نوشت
گاه، با فریاد رعدآسا، خروشیدن سزاست
گاه، با آرامش ذکر و دعا باید نوشت
جان خود را، بر سر این آزمون باید گذاشت
با خطی خوش، شعر با نام خدا باید نوشت
ای عزیزان سخنور، حرف بیهوده بس است
با وضو، حرف و حدیث انبیا باید نوشت
شعر باشد هدیه روح‌القدس(ع) بر شاعران
پس بیا، با نقد جان، از مصطفی(ص) باید نوشت
مرد میدان عمل باشد علی(ع) در زندگی
داده سرمشقی به ما، از مرتضی(ع) باید نوشت
با طهارت، باید از زهرای(س) اطهر، نقش زد
با حیا و حجب از آن، کان حیا باید نوشت
از حَسن(ع)، حُسن حَسن، در روح و جانت یافتی
از صبوری‌های آن، مهر و صفا باید نوشت
از حسین‌بن‌علی(ع)، آن اسوه ایمان و عشق
روز و شب، پیوسته از خون خدا باید نوشت
خواستی، گر خامه برگیری، نویسی فصل عشق
از ائمه، جمله با آب طلا باید نوشت
عالمان عارف دین را، مبر از یاد خویش
عارفانه، وصف حال اولیا باید نوشت
هرچه می‌خواهی نویسی، ای «فرائی» در عمل
بی‌تکلف ساده و بی‌ادعا باید نوشت

مرد عمل
گفت: تا کی می‌نویسی، کو عمل؟
گفتمش؛ ناصح مکن با من جدل
من قلم، در راه دلبر می‌زنم
یاد او را می‌فشارم در بغل
این قلم، جز تیشه فرهاد نیست
نام شیرین می‌سرایم، در غزل
خویش را، از یاد بردم نزد دوست
بین ما پیوند بوده، از ازل
گر شکافی موی رگ‌های مرا
جز خداخواهی نیابی ماحصل
چونکه از اسرار دل، آگاه شد
گفت: خوش بنویس، ای مرد عمل
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

هم می‌گویم و هم می‌نویسم...
آهی کشیدم از سر دلتنگی
«غیبت» برای اهل زمین هم موجه است؛ آن چنان که
سال‌هاست امام‌شان در «غیبت» به سر می‌برد
اینان خوش‌گذرانی‌ها می‌کنند، ستم‌ها می‌کنند
نمی‌دانم من هم مدت‌هاست غیبت تو را می‌کنم برای اهل زمین
می‌دانند به من که می‌رسند غیبت حلال می‌شود به نام مهدی
می‌دانند در کنار من که بمانند دل آشوب‌شان می‌کنم با یاد تو
مهم نیست غیبت برای من حلال است در زمین
از من راضی باش مولاجان که من به مردم دنیا که می‌رسم دائم از تو می‌گویم. غیبتت شده ذکر مدام من
مرا ببخش شاید راضی نباشی که من غیبتت را بگویم
و اهل زمین هم بشنوند؛ اما نمی‌توانم
حلالم کن که اگر غیبت تو را نکنم آرام نمی‌گیرم در زمین
می‌دانم غیبتت از زبانم به دستانم رسیده
هم می‌گویم و هم می‌نویسم
نمی‌دانم اگر قرار به غیبت است اجازه بده من غیبتت را بگویم
اگر قرار به غیبت توست اجازه بده من بنویسم
اما مهم نیست، مهم تویی، مهم لبخند توست
که وقتی مرا می‌بینی زبانم به غیبت تو مشغول باشد در زمین
حلال است غیبت به نام مهدی
حلال است غیبت برای مهدی
غیبت مولایم را بگویید، غیبتش را بنویسید
شاید کمی از غربت مولایم بکاهید...