بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

چرا خوش‌بینی؟!
پایان مذاکرات دو روزه هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ با اعلام رضایت و خشنودی در عرصه سیاسی و رسانه‌ای همراه شد. در این میان خوشحالی طرف مقابل که از زبان افراد مختلفی بیان شد بسیار تعجب‌برانگیز بود. محرمانه بودن مذاکرات با داشتن مزایا و معایب احتمالی و خوشحالی بی‌سابقه طرف مقابل علامت سوال بزرگی در مقابل این مذاکرات است. این علامت سوال به‌هیچ وجه نشانه انتقاد به مذاکرات و یا بی‌اعتمادی به گروه مذاکره‌کننده ایرانی نیست، افکار عمومی ضمن اعتقاد به مذاکره و اعتماد به گروه مذاکره‌کننده ایرانی با دقت در این پرسش مهم و بزرگ که چشمان همه را پر کرده با حساسیت و نگرانی علت اصلی چرایی خوشحالی و رضایت خصم را می‌جوید. در این‌باره باید به افکار عمومی حق داد، زیرا برای رساندن فعالیت هسته‌ای ایران به این سطح زحمات و هزینه‌های فراوانی متحمل شده و نمی‌خواهد فریب بخورد و آن را به ثمن بخس از دست بدهد. آنچه که حساسیت و دغدغه مردم و افکار عمومی را تأیید می‌کند تفاوت رضایت و خشنودی در عرصه دیپلماسی با رضایت و خشنودی در عرصه عمومی و مردمی است که در ذیل بررسی می‌شود.
۱ـ عرصه دیپلماسی؛ به تعبیری عرصه دیپلماسی عرصه اخم‌ها و لبخندها است. اخم‌ها و لبخندها در عرصه دیپلماسی شکننده و ناپایدارند و تا زمانی که به توافقی قطعی، رسمی و دارای ضمانت قانونی نرسد، قابل اعتماد نیست. در طول ده سال گذشته طرف ایرانی با طرف مقابل بارها و بارها گفت‌وگو کردند که در مواردی اخم و در مواردی هم لبخند بر چهره داشتند؛ اما در صحنه عمل اتفاق خاصی نیفتاد، دشمن به دشمنی و ایران هم به برنامه‌اش ادامه داد. در تمامی این مذاکرات همراه با اخم و یا لبخند، بلافاصله پس از اتمام مذاکرات، دو طرف خلاصه اصل مذاکرات را در حضور اصحاب رسانه بیان می‌کردند و مردم هم با آگاهی از آنچه که واقع شده موضع می‌گرفتند و تکلیف‌شان روشن می‌شد و چون می‌دانستند چه اتفاقی افتاده با انگیزه بیشتر مواضع‌شان را حفظ می‌کردند. این‌گونه بود که مردم نحوه برخورد با اخم‌ها و لبخندها در عرصه دیپلماسی را فرا گرفتند و براساس آن عمل کردند. آنها متوجه شدند که همیشه نباید به رضایت و خشنودی و یا شکوه و ناراحتی در عرصه دیپلماسی اعتنا کنند. در مسئله اخیر آنچه که اتفاق افتاد آنچنان با موارد گذشته تفاوت داشت که نمی‌شد از آن گذشت و باید در آن درنگ و بررسی می‌شد.
۲ـ عرصه عمومی و مردمی؛ شاید یکی از تفاوت‌های اصلی مردم ایران با مردم سایر کشورها در این باشد که معمولاً به نحو آشکار در متن مسائل از جمله موضوعات بسیار با اهمیت مانند موضوع هسته‌ای حضور دارند و از نمایندگان قانونی ایران که وظیفه اعاده و دفاع از حقوق ایران را به عهده دارند با تمام توان حمایت و پشتیبانی می‌کنند. برخلاف عرصه دیپلماسی که مواضع ساختگی و بازیگری از جنس هنرپیشگی و کش و قوس و پس و پیش‌شدن، کاربرد دارد، عرصه عمومی و مردمی فارغ از همه این امور پس از قانع شدن و رسیدن به موضع حق با قاطعیت و صلابت تمام از آن دفاع می‌کند و هیچ اعتقادی به عوض کردن نقش شمشیر نظام بودن با نقش دیگری را ندارد. اگر در عرصه دیپلماسی بعضاً «ملاحظات» بر برخی مواضع و بیان حقایق سایه می‌اندازد، عرصه عمومی و «مردمی» با «ملاحظه» کاملاً بیگانه است ادامه در صفحه۲
ادامه از صفحه اول
و براساس صراحت و شفافیت عمل می‌کند. از این رو ناهماهنگ شدن موردی عرصه عمومی و مردمی با عرصه دیپلماسی ممکن و متوقع است که لزومی ندارد آن را نفی کرد و یا به آن نگاه منفی داشت. با اینکه زمینه‌های مخالفت و تندروی در یک مجموعه چندمیلیونی به شکل طبیعی وجود دارد؛ اما وجه غالب در عرصه عمومی و مردمی منطق‌پذیری است. اگر پس از مذاکرات هسته‌ای ژنو رسانه‌های تبلیغاتی استکبار به یکباره به روی مردم ایران لبخند معنادار زدند و در داخل هم رسانه‌هایی آنها را همراهی کردند برای این بود که با هیجان زده کردن مردم ویژگی منطق‌پذیری آنها را مخدوش کنند. با توجه به آنچه گفته شد راحت‌تر می‌توان این پرسش مردمی را هضم کرد: «چرا خوش‌بینی»؟! با اینکه اگر این پرسش بلافاصله پس از پایان گفت‌وگوها هم مطرح می‌شد ارزش و اهمیت مردمی بودنش را داشت؛ اما طرح آن چند روز پس از برگزاری نشست و اظهار خشنودی‌های فراوان و پرسش‌برانگیز طرف مقابل و از همه مهم‌تر مطالبی که بیان کردند، جایگاه واقعی آن و ارزش مطالبه عرصه عمومی و مردمی را آشکار ساخت و اعلام کرد که طرف‌های مقابل نظام نمی‌توانند به بهانه اینکه نمایندگان ایران در گفت‌وگوها همان نمایندگان مردم هستند، هر آنچه را که آنها گفتند و پذیرفتند فصل‌الخطاب و خدشه‌ناپذیر بداند. آنان باید بدانند مردم ایران با تمام احترامی که برای نمایندگان خودشان قائلند واز تلاش‌های آنها قدردانی می‌کنند نمایندگی نمایندگان آنها یک اصل مشروط است و چنانچه حرف، طرح، وعده و احتمالاً توافق آنها منطبق بر اصولی که مردم برای تثبیت و اقامه آن زحمت کشیدند نباشد، از مشروعیت و وجاهت برخوردار نیست. زمانی چیزی قابل اعتنا و اعتماد است که در آن نگاه عرصه دیپلماسی با عرصه عمومی و مردمی منطبق باشد.
زمانی که «وندی شرمن» مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا در پاسخ به این پرسش کریستین امانپور مجری شبکه سی‌ان‌ان که پرسید: «طرف ایرانی گفته است به رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی اورانیوم، خط قرمز آن به شمار می‌رود. آیا آمریکا و غرب حاضرند این مسئله را به رسمیت بشناسند؟» گفت: «ما با صراحت کامل موضع خود را بیان کرده‌ایم. رئیس‌جمهور در سخنرانی خود در سازمان ملل اعلام کرد ما به حق مردم ایران در دسترسی داشتن به انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز احترام می‌گذاریم... موضع ما در این مذاکرات همین بوده است.» شاید برای یک دیپلمات حساسیت‌برانگیز نباشد و حتی آن را یک امتیاز تلقی کند؛ اما عرصه عمومی و مردمی خواهان اعتراف و احترام به حق غنی‌سازی است نه صرفاً احترام به استفاده از انرژی هسته‌ای و نیز ممکن است یک دیپلمات در مذاکرات به دلایلی جرم و جنایت‌های کم‌سابقه آمریکا علیه ایران را نادیده بگیرد و اسیر فضای گفت‌وگو شود، اما عرصه عمومی و مردمی هیچگاه آن را فراموش نمی‌کند، بنابراین عرصه عمومی و مردمی برخلاف عرصه دیپلماسی حق دارد که به مذاکرات خوش‌بین نباشد تا حقوقی را که می‌طلبد برآورده شود.» ان‌شاءالله
رضا گرمابدری


علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی
پذیرش پروتکل الحاقی به نظرمجلس شورای اسلامی بستگی دارد

در حالی که زمزمه‌هایی در مورد تلاش‌های غرب برای پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران شنیده می‌شود رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تأکید کرد که پذیرش پروتکل صرفاً با مصوبه مجلس، قانونی می‌شود.
علاءالدین بروجردی، نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی، درباره پذیرش پروتکل الحاقی تأکید کرد: ما در مجلس عدم پذیرش پروتکل را به تصویب رساندیم و چون این موضوع، مصوبه مجلس است، طبیعی است که برداشتن هر گامی در این زمینه از سوی دولت باید با مصوبه مجلس باشد.
بر اساس اصل 77 قانون اساسی، تصویب هرگونه میثاق‌نامه و یا توافق‌نامه از سوی دولت و با هر نیتی باید به تأیید مجلس شورای اسلامی برسد. البته در موارد خاص و در صورتی که توافق‌نامه‌ای به صورت مستقیم توسط شورای عالی امنیت ملی تصویب شود، این توافق‌نامه می‌‌تواند اجرا شود.

*اجرای داوطلبانه‌ای که هیچ نتیجه‌ای در بر نداشت
پروتکل الحاقی به عنوان یک الحاقیه به سند بین‌المللی NPT که جمهوری اسلامی ایران نیز عضو آن محسوب می‌شود در طول ده سال گذشته و همزمان با مذاکرات هسته‌ای ایران و قدرت‌های اروپایی به عنوان یکی از پایه‌های اصلی برای توافق محسوب می‌شده است. در سال 2003 دولت وقت به عنوان یک اقدام اعتمادساز، اجرای پروتکل الحاقی را پذیرفت و طی یک تفاهم‌نامه آن را به اجرا درآورد. با این حال و پس از گذشت دو سال از اجرای این تفاهم‌نامه، هیچ‌گونه پیشرفتی در زمینه رفع مطالبات غیرمنطقی غرب درخصوص برنامه‌ هسته‌ای ایران به وجود نیامد و همین مسئله سبب شد که ایران به صورت جدی وارد لغو اجرای این پروتکل شود.

*از الزام به اجرا تا الزام به تعلیق
رویکرد مجالس ایران به اجرای این پروتکل در زمانی که ایران به‌صورت داوطلبانه آن را به اجرا در می‌آورد به دو مقطع قابل تقسیم است. در زمان مجلس ششم، نمایندگان تأکید مؤکدی بر اجرای این تفاهم‌نامه داشتند و حتی بحث تصویب طرحی برای الزام دولت جهت اجرای پروتکل الحاقی در میان بود؛ اما با برگزاری هفتمین دور از انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 1383 و ناکامی دولت وقت در پیش بردن مذاکرات هسته‌ای و تحت فشار افکار عمومی، رویکرد مجلس در دوره جدید 180 درجه متفاوت شد.
در 29 شهریور 1383 بیش از 200 تن از نمایندگان مجلس هفتم با امضای بیانیه‌ای که در صحن علنی مجلس شورای اسلامی قرائت شد، تصویب قطعنامه در شورای حکام آژانس بین‌الملل انرژی اتمی را در مورد ایران که خواستار ادامه تعلیق غنی‌سازی اورانیوم شده بود، محکوم کردند. در این بیانیه بر این نکته تأکید شده بود که ادامه تعهد ایران به پروتکل الحاقی و اجرای داوطلبانه آن، سودی برای ملت ندارد و نیازمند بازنگری است.

*قیچی مجلس بر نوار همکاری داوطلبانه
اما با ادامه یافتن تنش‌ها درخصوص برنامه صلح‌آمیز انرژی اتمی و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، در تاریخ پنجم آبان سال 1384 طرح دو فوریتی لغو تعلیق غنی‌سازی اورانیوم به مجلس شورای اسلامی ارائه شد. این پیشنهاد یک روز پس از آن ارائه شد که سه کشور اروپایی به‌صراحت در مذاکرات خود خواستار تعلیق دائم غنی‌سازی در خاک ایران شدند و ایران نیز به این مسئله پاسخ منفی داد.
این طرح پس از آن تصویب شد که سه هفته پیش از آن نیز کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی طرحی را تصویب کرده بود که دولت را به برخورداری ایران از تأمین سوخت هسته‌ای ملزم می‌کرد. یک روز پس از ارائه این طرح در مجلس شورای اسلامی در ششم مهرماه 1384، مجلس شورای اسلامی با 162 رأی از 231 نماینده حاضر در جلسه، طرح تعلیق پروتکل الحاقی را تصویب کرد و خواستار الزام قانونی در خصوص این مسئله شد. در نهایت در تاریخ 29 آبان 1384 کلیات طرح قطع همکاری‌های داوطلبانه ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در واکنش به گزارش پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید. در این طرح، دولت موظف شد تا برنامه‌های علمی و تحقیقاتی خود را برای استیفای حقوق هسته‌ای ملت در معاهده جامع تولید و گسترش سلاح‌های هسته‌ای به اجرا در آورد. این مصوبه پس از مطرح شدن پرونده ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد به اجرا درآمد.

*اجرای مجدد تنها با مجوز مجلس
حالا که بار دیگر بحث اجرای پروتکل الحاقی در معاهدات بین ایران و کشورهای 1+5 مطرح شده است به نظر می‌رسد ایران باید در این رابطه، بار دیگر نظر مجلس شورای اسلامی را در صورت تصویب تفاهم نهایی جویا شود. در همین رابطه نقوی حسینی، نماینده مردم ورامین در مجلس شورای اسلامی با تأیید این نکته که پروتکل الحاقی نیازمند مصوبه مجلس است، با اشاره به بحث امکان پذیرش پروتکل الحاقی توسط ایران گفت: پذیرش پروتکل الحاقی به مصوبه وکلای ملت نیاز دارد.


یادداشت
دكتر یدالله جوانی

فلسفه وجودی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)
این روزها گلایه‌های فراوانی از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در فضای رسانه‌ای کشور به چشم می‌خورد. شخصیت‌های برجسته سیاسی، نمایندگان مجلس، برخی از اصحاب رسانه، خانواده‌های شهدا و ایثارگران از جمله کسانی هستند که از کوتاهی‌های این موسسه در انجام وظایفش گلایه‌ها دارند. علت این گلایه‌ها، به سکوت و عدم موضع‌گیری صریح، قاطع و شفاف موسسه در قبال نسبت‌هایی است که در سال‌های اخیر به‌صورت ناروا به حضرت امام خمینی(ره) داده شده است. در روزهای اخیر این گلایه‌ها و انتقادات پررنگ‌تر از قبل شده، زیرا مطالبی به حضرت امام(ره) نسبت داده شده که از یک طرف با اصول و مبانی آن عزیز سفر کرده همخوانی ندارد و از طرف دیگر این نسبت‌ها در قالب نقل خاطره و یا لطیفه‌گویی، اهداف سیاسی خاصی را در پشت پرده دارد. موافقت حضرت امام(ره) با پیشنهاد حذف شعار «مرگ بر آمریکا» مطرح شده از سوی آقای هاشمی رفسنجانی در قالب خاطره و طرح مطالب موهن نسبت به پاسداران انقلاب اسلامی و خانواده محترم شهدا در قالب لطیفه‌گویی برای امام(ره) از سوی انسیه اشراقی، نمونه‌هایی از این قبیل نسبت‌های ناروا است.
سوال این است که آیا گلایه‌ها از موسسه وارد بوده و باید مورد توجه دست‌اندرکاران قرار گیرد یا خیر؟ اگر این گلایه‌ها درست است و موسسه نسبت به این گلایه‌ها بی‌اعتنایی کرد، راه چاره چیست؟
برای پاسخ به پرسش‌های مذکور باید به فلسفه وجودی موسسه توجه کرد. در شهریورماه سال ۱۳۶۷ حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ به نامه حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیداحمد خمینی با پیشنهاد تأسیس موسسه بر مبنای طرح تشکیلات و شرح وظایف ارائه شده به معظم‌له موافقت کردند. عناصر اصلی در نامه یادگار حضرت امام(ره) که در واقع در بردارنده فلسفه وجودی این موسسه است، عبارتند از:
۱ـ جلوگیری از برداشت‌های گوناگون در نیروهای انقلاب از کلام امام(ره) بعد از رحلت ایشان که می‌تواند موجب اختلاف در پیروان شود.
۲ـ اصلاح و یکسان‌سازی مطالب مندرج در رسانه‌های گروهی با ادبیات متفاوت به‌عنوان کلام امام(ره).
۳ـ روشن کردن تکلیف نامه‌ها و کلیه آثاری که تاکنون منتشر نشده است.
۴ـ استفاده صحیح از اسناد ساواک در مورد حضرت امام(ره) که حدود ۴۸ جلد و هر جلد تقریباً ۵۰۰ صفحه است.
۵ـ مراقبت از آثار علمی حضرت امام(ره).
۶ـ بهره‌برداری صحیح از آنچه در قالب نامه، تحلیل و... برای امام(ره) پیش یا پس از انقلاب ارسال شده است.
حضرت امام خمینی(ره) در پاسخ نامه حاج‌احمد‌آقا و پیشنهاد ایشان مبنی بر تأسیس موسسه با اهداف مذکور، نامه‌ای به شرح زیر صادر می‌فرمایند:
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
فرزند عزیزم احمد(حفظه‌الله تعالی و ایده) از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب‌نظر می‌دانم و در تمامی فرازونشیب‌ها در کنار من بوده‌ای و هستی و با صداقت و کیاست امور سیاسی و اجتماعی
اینجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظیم و تدوین کلیه مسائل مربوط به خود که بسا در رسانه‌های گروهی اختلافات و اشتباهی رخ داده است، انتخاب می‌نمایم و از خداوند متعال که حاضر و ناظر است توفیقات شما را خواستارم. امید است با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانی. والسلام علیکم پنج‌شنبه ۱۷ شهریور ۶۷ مطابق با ۲۶ محرم‌الحرام ۱۴۰۹ روح‌الله‌الموسوی‌الخمینی
از آنچه گذشت و همچنین با رجوع به اساسنامه موسسه به عنوان یک تشکیلات فرهنگی، آموزشی و تحقیقاتی با شخصیت مستقل حقوقی، می‌توان فلسفه وجودی آن را در دو مطلب اساسی ذکر کرد:
الف ـ جمع‌آوری، طبقه‌بندی، حفظ و ترویج آثار و اسناد برای پیشبرد انقلاب اسلامی به سمت آرمان‌ها و اهداف.
ب ـ جلوگیری از تحریف شخصیت حضرت امام(ره) در گذر زمان با دادن نسبت‌‌های ناروا و برداشت‌های ناصحیح از کلام ایشان.
در زمان حیات حضرت امام(ره) طرح تشکیلاتی و شرح وظایف موسسه با توجه به فلسفه وجودی ذکر شده از سوی آقایان محمدعلی و حمید انصاری تدوین و کلیات این طرح مورد تأیید حضرت امام(ره) و یادگارش حاج احمد‌آقا و همچنین سران سه قوه قرار گرفت. این موسسه شش سال با هدایت و نظارت خوب حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی، یادگار حضرت امام(ره) خدمات ارزشمندی را به جهان اسلام در راستای ترویج آرا و اندیشه‌های حضرت امام(ره) از یک طرف و صیانت از این آرا و اندیشه‌ها در مقابل خطر تحریف از طرف دیگر ارائه کرد. پس از رحلت یادگار امام(ره) تولیت موسسه بر عهده سیدحسن خمینی گذاشته شد و تاکنون این تولیت ادامه یافته است. موسسه حضرت امام(ره) علاوه بر سازمان مرکزی، دارای دفاتر نمایندگی‌های وابسته، پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی نیز است و از بودجه دولتی استفاده می‌کند.
با توجه به وقایع تاریخی و تجارب بسیار تلخ مسلمانان از ناحیه تحریف در حقایق می‌توان گفت در شرایط فعلی، مهم‌ترین رسالت موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره) مقابله جدی با خطر تحریف است. اکنون دل‌نگرانی بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی و پیروان مکتب خمینی کبیر، نمایان شدن نشانه‌هایی از تحریف در آرا، اندیشه‌ها و مواضع حضرت امام(ره) از یک طرف و سکوت یا بی‌تفاوتی موسسه در قبال این تحریفات از طرف دیگر است. خطر تحریف حضرت امام(ره) را باید جدی گرفت. بی‌جهت نبود که حضرت امام(ره) در صدر وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی خود تصریح فرمودند که در صدر اسلام، بیشترین ضربه‌ها را به اسلام، با نام اسلام زدند. بیشترین ضربه‌ها را به قرآن با نام قرآن زدند. آن عزیز سفر کرده، گویا این نگرانی را داشت که بعد از رفتنش از بین خاکیان، بیشترین ضربه‌ها را به او با نام او بزنند. ضربه‌ها به اسلام و به قرآن با تحریف این دو حقیقت صورت گرفته است. اکنون نیز ضربه‌ها به حضرت امام(ره) با تحریف امام(ره) در حال وارد شدن است. باید با استفاده از تجارب گذشته، از خطر انحراف در پدیده عصر حاضر و معجزه دوران و مصلح زمان به صورت جدی جلوگیری کرد. برای این مهم دو کار اساسی باید صورت گیرد؛ یکی تبیین دقیق، درست و بهنگام آرا، اندیشه‌ها و مواضع حضرت امام(ره) متناسب با شرایط و نیازها و دیگری مقابله جدی با کسانی که به هر دلیل و با هر منظوری، دنبال ارائه تصویری غیرواقعی از حضرت روح‌الله هستند. اقدام اول را اکنون در سراسر جهان، مریدان دلسوز و فراوانی وجود دارند که در حال انجام آن هستند. اما اقدام دوم یک وظیفه انحصاری بر دوش موسسه است.
متأسفانه از دوم خرداد سال ۱۳۷۶ تاکنون این موسسه آنگونه که شایسته بوده به این وظیفه عمل نکرده است. بدیهی است با توجه به اینکه موسسه دارای یک شخصیت حقوقی بوده و از بودجه بیت‌المال استفاده می‌کند، در صورت ادامه این کوتاهی‌ها در انجام وظایف، دستگاه‌های حکومتی مرتبط باید به وظایف قانونی خود در راستای اصلاح این وضعیت اقدامات لازم را به عمل آورند.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

پیام ولی امر مسلمین به کنگره عظیم حج
دوران کنونی دوران بیداری و هویت‌یابی مسلمانان است

بسم‌الله الرحمن الرحیم
«و الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدالانبیاء والمرسلین و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین»
فرارسیدن موسم حج را باید عید بزرگ امت اسلامی به شمار آورد. فرصت مغتنمی که این روزهای گرانبها در همه سال‌ها برای مسلمانان جهان پدید می‌آورد، کیمیای معجزه‌گری است که اگر قدر آن را شناخته و چنانکه شایسته است به کار گرفته شود بسیاری از آسیب‌ها و آسیب‌پذیری‌های دنیای اسلام علاج خواهد شد.
حج، چشمه جوشان فیض الهی است. یکایک شما حاجیان سعادتمند، اکنون این اقبال بلند را به دست آورده‌اید که در این اعمال و مناسکِ آکنده از صفا و معنویت، دل و جان را شست‌وشویی بسزا داده، از این منبع رحمت و عزت و قدرت، ذخیره‌ای برای همه عمر خویش بردارید. خشوع و تسلیم در برابر خدای رحیم، تعهد به وظایفی که بر دوش مسلمانان نهاده شده است؛ نشاط و حرکت و اقدام در کار دین و دنیا؛ رحم و گذشت در تعامل با برادران؛ جرئت و اعتماد به نفس در برابر حوادث دشوار؛ امید به کمک و دستگیری خداوند در همه جا و همه چیز و کوتاه سخن، ساخت و پرداخت انسانی در طراز مسلمانی را دراین عرصه الهیِ آموزش و پرورش، می‌توانید برای خویش تدارک ببینید و خودِ آراسته به این زیورها و بهره یافته از این ذخیره‌ها را برای کشور خویش و ملت خویش و در نهایت برای امت اسلامی، سوغات برید.
امت اسلامی امروز بیش از هر چیز به انسان‌هایی نیاز دارد که اندیشه و عمل را در کنار ایمان و صفا و اخلاص و مقاومت در برابر دشمنان کینه‌ورز در کنار خودسازی معنوی و روحی، فراهم سازند. این یگانه راه نجات جامعه بزرگ مسلمانان از گرفتاری‌هایی است که یا آشکارا به دست دشمن و یا با سستیِ عزم و ایمان و بصیرت، از زمان‌های دور در آنها فرو افتاده است.
بی‌شک دوران کنونی دوران بیداری و هویت‌یابی مسلمانان است؛ این حقیقت را از خلال چالش‌هایی که کشورهای مسلمان با آن روبه‌رو شده‌اند نیز به روشنی می‌توان دریافت.
درست در همین شرایط است که عزم و اراده متکی به ایمان و توکل و بصیرت و تدبیر، می‌تواند ملت‌های مسلمان را در این چالش‌ها به پیروزی و سرافرازی برساند و عزت و کرامت را در سرنوشت آنان رقم زند. جبهه مقابل که بیداری و عزت مسلمانان را برنمی‌تابد با همه توان به میدان آمده و از همه ابزارهای امنیتی، روانی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی برای انفعال و سرکوب مسلمانان و به خود مشغول ساختن آنان بهره می‌گیرد.
نگاهی به وضعیت کشورهای غرب آسیا از پاکستان و افغانستان تا سوریه و عراق و فلسطین و کشورهای خلیج‌فارس و نیز کشورهای شمال آفریقا از لیبی و مصر و تونس تا سودان و برخی کشورهای دیگر، حقایق بسیاری را روشن می‌سازد. جنگ‌های داخلی، عصبیت‌های کور دینی و مذهبی؛ بی‌ثباتی‌های سیاسی؛ رواج تروریسم قساوت‌‌آمیز؛ ظهور گروه‌ها و جریان‌های افراط‌گر که به شیوه اقوام وحشی تاریخ، سینه انسان‌ها را می‌شکافند و قلب آنان را با دندان می‌درند؛ مسلّحینی که کودکان و زنان را می‌کشند و مردان را سر می‌برند و به نوامیس تجاوز می‌کنند و حتی در مواردی این جنایات شرم‌آور و مشمئزکننده را به نام و زیر پرچم دین مرتکب می‌شوند، همه و همه محصول نقشه شیطانی و استکباری سرویس‌های امنیتی بیگانگان و عوامل حکومتی همدست آنان در منطقه است که در زمینه‌های مستعد داخلی کشورها امکان وقوع می‌یابد و روز ملت‌ها را سیاه و کام آنان را تلخ می‌کنند.
یقیناًً در چنین اوضاع و احوالی نمی‌توان انتظار داشت که کشورهای مسلمان، خلأ‌های مادی و معنوی خود را ترمیم کنند و به امنیت و رفاه و پیشرفت علمی و اقتدار بین‌المللی که برکات بیداری و هویت‌یابی است، دست‌یابند. این اوضاع محنت‌بار، می‌تواند بیداری اسلامی را عقیم و آمادگی‌های روحی پدید آمده در دنیای اسلام را ضایع سازد و بار دیگر، سال‌های دراز، ملت‌های مسلمان را به رکود و انزوا و انحطاط بکشاند و مسائل اساسی و مهم آنان همچون نجات فلسطین و نجات ملت‌های مسلمان از دست‌اندازی آمریکا و صهیونیسم را به دست فراموشی بسپارد.
علاج بنیانی و اساسی را می‌توان در دو جمله کلیدی خلاصه کرد که هر دو از بارزترین درس‌های حج است: اول: اتحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید و دوم: شناخت دشمن و مقابله با نقشه‌ها و شیوه‌های او.
تقویت روح اخوت و همدلی درس بزرگ حج است. در اینجا حتی جدال و درشت‌گویی با دیگران ممنوع است. پوشش یکسان و اعمال یکسان و حرکات یکسان و رفتار مهربان در اینجا به معنی برابری و برادری همه آن کسانی است که به این کانون توحید معتقد و دلبسته‌اند. این پاسخ صریح اسلام به هر آن فکر و عقیده و دعوتی است که گروهی از مسلمانان و معتقدان به کعبه و توحید را از دایره اسلام بیرون بداند. عناصر تکفیری که امروز بازیچه صهیونیست‌های غدار و حامیان غربی آنان شده و دست به جنایت‌های سهمگین می‌زنند و خون مسلمانان و بی‌گناهان را می‌ریزند و کسانی از مدعیان دینداری و ملبسین به لباس روحانیت که در آتش اختلافات شیعه و سنی و امثال آن می‌دمند، بدانند که نفس مراسم حج، باطل‌کننده مدعای آنان است.
اینجانب همچون بسیاری از علمای اسلام و دلسوزان امت اسلامی بار دیگر اعلام می‌کنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلافات میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هر یک از گروه‌های مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است.
شناخت دشمن و شیوه‌های او نیز دومین رکن است. اولاً وجود دشمن کینه‌توز را نباید به دست غفلت و فراموشی سپرد و مراسم چند باره رمی جمرات در حج، نشانه نمادین این حضور ذهن همیشگی است. ثانیاًً در شناخت دشمن اصلی که امروزه همان جبهه استکبار جهانی و شبکه جنایتکار صهیونیسم است، نباید دچار خطا شد و ثالثاًً شیوه‌های این دشمن عنود را که تفرقه‌افکنی میان مسلمانان و ترویج فساد سیاسی و اخلاقی و تهدید و تطمیع نخبگان و فشار اقتصادی بر ملت‌ها و ایجاد تردید در باورهای اسلامی است، باید به خوبی تشخیص داد و وابستگان و ایادی دانسته و نادانسته آنان را از این راه شناسایی کرد.
دولت‌های استکباری و پیشاپیش آنان آمریکا، به کمک ابزارهای رسانه‌ای فراگیر و پیشرفته، چهره واقعی خود را می‌پوشانند و با دعوی طرفداری از حقوق‌بشر و دموکراسی، رفتاری خدعه‌آمیز در برابر افکار عمومی ملت‌ها در پیش می‌گیرند. آنان در حالی دم از حقوق ملت‌ها می‌زنند که ملت‌های مسلمان، هر روز بیشتر از گذشته، آتش فتنه‌های آنان را با جسم و جان خود لمس می‌کنند.
یک نگاه به ملت مظلوم فلسطین که ده‌ها سال است روزانه زخم جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش را دریافت می‌کند؛ یا به کشورهای افغانستان و پاکستان و عراق که تروریسم زائیده سیاست‌های استکبار و ایادی منطقه‌ای آنان، زندگی را به کام ملت‌های آنان تلخ کرده است، یا به سوریه که به جرم پشتیبانی از جریان مقاومت ضد صهیونیستی، آماج کینه سلطه‌گران بین‌المللی و کارگزاران منطقه‌ای آنان شده و به جنگ خونین داخلی گرفتار آمده است، یا به بحرین یا به میانمار که هر یک به نحوی، مسلمانان محنت‌زده مغفول و دشمنان‌شان مورد حمایتند یا به ملت‌های دیگری که از سوی آمریکا و متحدانش، پی در پی به تهاجم نظامی و یا تحریم اقتصادی یا خرابکاری امنیت تهدید می‌شوند، می‌تواند چهره واقعی این سردمداران نظام سلطه را به همه نشان دهد.
نخبگان سیاسی و فرهنگی و دینی در همه جای جهان اسلام باید خود را به افشای این حقایق، متعهد بدانند، این وظیفه اخلاقی و دینی همه ما است. کشورهای شمال آفریقا که متأسفانه امروز در معرض اختلافات عمیق داخلی قرار گرفته‌اند، بیش از همه باید به این مسئولیت عظیم، یعنی شناخت دشمن و شیوه‌ها و ترفندهایش، توجه کنند. ادامه اختلافات میان جریان‌های ملی و غفلت از خطر جنگ خانگی در این کشورها، خطر بزرگی است که خسارت آن برای امت اسلامی به این زودی‌ها جبران نخواهد شد.
ما البته تردید نداریم که ملت‌های به پا خاسته آن منطقه که بیداری اسلامی را تجسم بخشیدند باذن‌الله اجازه نخواهند داد که عقربه زمان به عقب برگردد و دوران زمامداران فاسد و وابسته و دیکتاتور تکرار شود، لیکن غفلت از نقش قدرت‌های استکباری در فتنه‌انگیزی و دخالت‌های ویرانگر، کار آنان را دشوار خواهد کرد و دوران عزت و امنیت و رفاه را سال‌ها به عقب خواهد افکند. ما به توانایی ملت‌ها و قدرتی که خداوند حکیم در عزم و ایمان و بصیرت توده‌های مردم قرار داده است، از اعماق دل باور داریم و آن را در بیش از سه دهه در جمهوری اسلامی ایران، به چشم خود دیده و با همه وجود خود آزموده‌ایم؛ همت ما، فراخوان همه ملت‌های مسلمان به این تجربه برادران‌شان در این کشور سرافراز و خستگی‌ناپذیر است.
از خداوند متعال صلاح حال مسلمانان و دفع کید دشمنان را خواستارم و حج مقبول و سلامت جسم و جان و ذخیره سرشار معنوی را برای شما حجاج بیت‌الله‌الحرام مسئلت می‌کنم.
والسلام علیکم و رحمة‌الله
سیدعلی خامنه‌ای
پنجم ذی‌الحجه 1434 مصادف با 19 مهرماه 1392


نكته و نظر

مقایسه آموزش در ژاپن و ایران!
نکته: مدت‌ها پیش در یک پایگاه اینترنتی، مطلبی زیبا از نحوه آموزش به کودکان در مهدهای کودک‌ ژاپن و ایران را خواندم که بسیار جالب و البته قابل تأمل بود. در این مطلب، مقایسه‌ای شده بود بین مهد‌های کودک این دو کشور و نوشته بود، در مهدهای کودک‌ ژاپن و ایران یک بازی جالب دارند که چند تا صندلی می‌گذارند و به بچه‌ها می‌گویند هر که سریع‌تر برود و روی صندلی بنشیند، برنده است، اما تفاوت این بازی در ژاپن با ایران این است که در ژاپن به تعداد بچه‌ها صندلی وجود دارد، مثلاً ۱۵ صندلی برای ۱۵ کودک، فقط سریع رفتن و روی صندلی‌نشستن ملاک برنده شدن است، اما در مهدهای ایران، تعداد صندلی‌ها با کودکان برابر نیست، مثلاً ۱۱ صندلی برای ۱۵ کودک! خب حال تصور کنید که بچه‌ها برای تصاحب و نشستن روی صندلی، چه جاروجنجالی که به پا نمی‌کنند!
نظر: جالب است که بسیاری از ما همیشه گله داریم از اینکه، پست‌ها به افراد شایسته داده نمی‌شود، یا زیرآب‌زنی در ادارات غوغا می‌کند و... حال فکر نمی‌کنیم ما که از همان کودکی به جای اینکه به کودک بگوییم جا برای همه شما هست، از همان کوچکی به کودک‌مان می‌آموزیم که برای گرفتن جا و پست و... باید با زور، جنجال، دعوا و جنگ جا گرفت! همین آموزش غیر‌اخلاقی امروز ما، برخی نابسامانی‌ها و ناهنجاری‌ها را در واگذاری مدیریت‌ها به افراد، به‌وجود آورده است. کودک، در آینده همان می‌شود که ما از او می‌خواهیم و به او آموزش می‌دهیم.


 

صفحه 3  سياسيي

 

 

اخبار


تلاش آگاهانه در جهت تحریف برخی اظهارات امام(ره)
حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، درباره ادعاهای هاشمی رفسنجانی درباره مخالفت امام با شعار مرگ بر آمریکای ملت ایران اظهار داشت: اهداف،‌ آرمان‌ها و رهنمودهای امام، ریشه در احکام اسلام داشت و برگرفته از قرآن بود. امام هیچ وقت سخن و مطلبی منهای موازین اسلامی و احکام الهی بیان نکردند. آنچه را که دستور می‌دادند و بر روی آن تأکید داشتند و پا می‌فشردند، برگرفته از قرآن بود.
روحانی ادامه داد: مسئله مرگ بر آمریکا به حقیقت، دستور قرآن است. خداوند دوست ندارد کسی صدا به ناسزاگویی بلند کند، مگر آن کسی که مورد ظلم قرار گرفته است. آمریکا به عنوان شیطان بزرگ به ملت ایران ظلم‌های فراوانی کرد که در تاریخ انقلاب محفوظ است، بنابراین مبارزه با آمریکا و شعار مرگ بر آمریکا یک دستور قرآنی است که امام نیز بر آن تأکید داشتند.
رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی در پاسخ به این پرسش که احساس می‌شود تلاش آگاهانه‌ای در جهت تحریف برخی اظهارت امام(ره) به بهانه مذاکره با آمریکا صورت می‌گیرد، تصریح کرد: به نظر من، اصل جریان برمی‌گردد به اینکه آمریکا در منطقه به بن‌بست رسیده است. شکست آمریکا در سوریه، آخرین و اولین شکست نبود و تلاش می‌کند خود را نجات دهد؛ از این رو مطرح کردن حذف مرگ بر آمریکا در داخل از سوی کسانی که عاشقان یقه‌چاک آمریکا هستند، برای این صورت می‌گیرد که می‌خواهند آمریکا بدون آبروریزی از این مخمصه فرار کند. روحانی ضمن بیان این مطلب ادامه داد: آقای هاشمی رفسنجانی در حال حاضر می‌خواهد آن اندیشه‌های سازشکارانه لیبرالیستی خود را پیش ببرد و بالاخره یک سکوی پرشی و توجیهی برای خود درست کند و حال چه بهتر اینکه از امام راحل خرج کند. و به خیال خودش امروز نه امام است نه احمدآقایی وجود دارد که این ادعاها را تکذیب کند؛ بنابراین با بیان چنین اظهاراتی به نقل از بزرگانی همچون امام سعی می‌کند راه توجیهی برای روش خود پیدا کند. وی در ادامه درباره علت سکوت مؤسسه حفظ آثار امام درباره تحریفات اندیشه‌های امام راحل(ره) گفت: اگر مؤسسه حفظ و تنظیم آثار امام واقعاً به مسئولیت خود پایبند بود، حضور فردی چون آقای عبدالله نوری در آنجا معنا نداشت.




تابوشکنی به نام نوه امام!

«زهرا اشراقی» در گفت‌وگو با بخش فارسی الشرق‌الاوسط با اشاه به خاطراتی که از حضرت امام بیان می‌کند به حجاب زنان ایرانی اعتراض کرده، می‌گوید: مثلاً پدربزرگ من  آیت‌الله خمینی  همواره می‌گفت رنگ سیاه مکروه است و نباید پوشید. برای همین می‌گویم اثر تربیتی بوده است. اتفاقاً می‌خواستم در فیس‌بوک اعلام کنم و خطاب به خانم‌ها بگویم بیایید کم‌کم از رنگ شاد استفاده کنیم. احتمالاً چنین کاری هم بکنم تا یک انقلاب رنگ را شروع کنیم.
همسر محمدرضا خاتمی، دبیرکل حزب مشارکت که در چند انتخابات مسئولیت ستاد جوانان اصلاحات را بر عهده داشت، در ادامه افزود: من در زمان آقای خاتمی تلاش کردم تابوشکنی کنم، فکر می‌کنم تا حدودی هم موفق شدم. ولی متأسفانه بزرگ‌ترین مانع و مخالفینم درخصوص پوشش، خود خانم‌ها بودند... وی گفت: دولت آقای روحانی فرصت دوباره‌ای است. من مخالف هرگونه گشت ارشاد هستم چون معتقدم اینگونه اقدامات دردی را دوا نمی‌کند. تا وقتی این قانون هست باید به این قانون اعتراض کرد و نه به صورت موردی و مصادیق. کل قانون گشت ارشاد باید از میان برداشته شود.
البته وضعیت در ایران خیلی فرق کرده و خیلی بهتر شده. امیدوارم چون خود آقای روحانی هم مخالف این نوع برخوردها هستند کم‌کم این موضوع گشت ارشاد را هم جمع کنند. من چند روز پیش در اینستگرام چند تا از عکس‌های بدون چادرم را منتشر کردم. چند نفر که خیلی مذهبی هستند گفتند: عکس شما بدون چادر است و حجاب شما خوب نیست. من هم در پاسخ‌شان نوشتم که من همین هستم، شما نگاه نکنید! وی همچنین با اشاره به اینکه در منزل از ماهواره استفاده می‌کند، گفت: معمولاً ان‌بی‌سی رو می‌بینم که آخرین فیلم‌های هالیوود رو پخش می‌کنه. وی در پاسخ به خبرنگار این رسانه در پاسخ به پرسش: به صدای خواننده‌های زن گوش نمی‌دید؟ گفت: چرا، ولی نمی‌شه گفت که گوگوش رو دوست دارم. سروصدا میشه. ولی خب آره صدای هایده را دوست دارم به نظرم هایده اعجوبه موسیقی ایران بوده.



حاشیه‌های سفر هاشمی رفسنجانی به کرمانشاه

سفر حجت الا‌سلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی به کرمانشاه به بهانه یک بزرگداشت بود؛ بزرگداشت شهید اشرفی اصفهانی؛ که قرار بود هاشمی فقط سخنران ویژه این مراسم باشد، اما این سخنران آنقدر ویژه بود که اصل ماجرا تحت‌الشعاع حواشی این سفر قرار گرفت.
خبرگزاری مهر، حاشیه‌های این سفر را این‌گونه نگاشته است: دلخوری که در شب همان روز و در سخنرانی خود برای تعدادی از طلاب به‌عنوان آخرین جمله‌های سخنرانی‌اش آن را به زبان آورد: «امروز خودمان را کشتیم که بگذارند چند کلام صحبت کنیم اما نشد...» به هر حال روز اول سفر حجت الا‌سلام و المسلمین هاشمی به کرمانشاه خیلی به کام وی خوش تمام نشد. قرار بود طبق برنامه‌ای که اعلام شده، در روز دوم (سه‌شنبه) سفر به قصرشیرین در دستور کار باشد، اما ظاهراً برنامه‌ریزان سفر حساب دعای عرفه را نکرده بودند. به هر حال، سفر قصرشیرین لغو و روز دوم سفر با سرکشی به دانشگاه آزاد شروع شد، رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد برای سرکشی به دانشکده‌های واحد کرمانشاه به همراه سرپرست جدید به مراسمی رفت که در تالار علامه امینی دانشگاه آزاد کرمانشاه برپا شده بود. شاید تا پیش از دیدن افرادی که در سالن آمفی‌تئاتر دانشگاه آزاد حاضر بودند، انتظار دیدن دانشجویانی را داشتیم که تا چند روز پیش، نام آنها را برای دیدن رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام لیست می‌کردند، اما خبری از دیدار با دانشجویان نبود یا به عبارت بهتر، خبری از دانشجوها نبود. این‌گونه می‌توان دیدار با دانشجویان را هم جزو برنامه‌های لغو شده هاشمی رفسنجانی در سفر به کرمانشاه به حساب آورد. هاشمی رفسنجانی در دیدار با صنعتگران و فعالان اقتصادی که بعضی از آنها جزو همان ستاد استقبال از وی بودند، سخنرانی کرد و باز هم گوشه و کنایه به کسانی زد که آنها را افراطی خواند و از اینکه نمی‌گذارند با دنیا ارتباط داشته باشیم گلایه کرد. سفر دو روزه هاشمی رفسنجانی به کرمانشاه به پایان رسید با همه انتقادهایی که وجود داشت. با سوت و کف‌هایی که در مسجد جامع کرمانشاه و در بزرگداشت شهید اشرفی اصفهانی و شهادت حضرت مسلم‌بن‌عقیل(ع) شنیده شد، با همه شعارها و سخنرانی‌ها... تمام شد.


ناجا نمی تواند یک تنه مبارزه کند

فرمانده نیروی انتظامی از برخورد پلیس
با سه گروه از بدحجابان عمدی، گروه های سازمان فساد و افراد با پوشش زننده خبر داد.
سردار اسماعیل احمدی مقدم گفت: من در تماس تلفنی به رحمانی فضلی عنوان کردم که شما به ما بگویید چکار کنیم؟ اصلاً بگویید هیچ کاری نکنید. هرچند که نمی توانند بگویند، چراکه هر دستگاهی باید به وظایف خود عمل کند و ناجا نیز ۳۲ وظیفه دارد که وزارت کشور می تواند بگوید چطور انجام بده؛ اما نمی تواند بگوید که انجام نده.
فرمانده ناجا گفت: بارها به نیروی انتظامی انتقاد شده که چرا کار فرهنگی نمی کنید یا کاس آموزشی و حتی فیلم نمی سازید؟ ناجا که نمی تواند یک تنه مبارزه کند. بحث ها به اینجا ختم نمی شود. گاهی انتقاد می کنند که چرا ویترین های مغازه ها را پوشش نمی دهید و پاسخ ما این است که وزارت بازرگانی یا صنف مربوط باید این کار را انجام دهد و وزارت مربوط باید ضابطه گذاری کند. چطور هنگامی که یک مؤسسه می خواهد ارتقا بگیرد، جدولی از بایدها و نبایدها پیش روی او می گذارند، اما نمی توانند یک ویترین را کنترل کنند.
احمدی مقدم با بیان اینکه در حال حاضر، مسئله ای که در دستور کار ناجا در این طرح قرار دارد، برخورد با گروه های فساد سازمان یافته است که در قالب شو و پارتی گروه های فساد اخاقی و انحرافات فکری ایجاد می کنند،
گفت: در مورد پوشش هم فعلاً روی دو مسئله تأکید وجود دارد و فعلاً معارضی به پا نخاسته است که یکی از آنها کشف حجاب است که برخی افراد تجری کرده و روسری شان را کنار می گذارند. البته روی سخن من با افرادی نیست که روسری شان سهواً افتاده و گروه سوم افرادی هستند که دارای پوشش زننده ای هستند؛ به گونه ای که گاهی دیده شده که مانتوی خفاشی یا عبایی را روی کول خود می اندازند و از بالا تا پایین بدن شان به شکل زننده ای مشخص است که این مسائل با فرهنگ و اخاق جامعه ما سازگار نیست و در حال حاضر روی این سه گروه متمرکز می شویم.


خط خبر

میزان نزاع در ایران
در سال گذشته 617 هزار و 358 نفر به‌دنبال وقوع نزاع به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند، به طوری‌که بر اساس آمار‌های مندرج در سالنامه آماری مرکز آمار ایران به‌طور میانگین سالیانه 70 هزار پرونده نزاع و ضرب‌وجرح در حوزه استحفاظی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تشکیل می‌شود. این اختلاف معنادار در شرایطی است که مسئولان سازمان پزشکی قانونی از افزایش ۷/۱ درصدی پرونده‌های معاینه نزاع در این سازمان خبر می‌دهند.

فعالیت شیعیان الجزایر ممنوع شد

تنها چند روز پس از اعلام جنگ سلفی‌های الجزایر علیه شیعیان این کشور، دولت الجزایر نیز به‌صورت رسمی مبارزه علیه ترویج تشیع در این کشور را اعلام کرد. «بوعبدالله غلام‌الله» وزیر امور دینی الجزایر، در یک اعلام موضع رسمی گفت: به هیچ عنوان اجازه ترویج تشیع در این کشور را نخواهیم داد و با جدیت هرچه تمام‌تر با هرگونه تلاشی در این راستا مبارزه خواهیم کرد. رسانه‌های مختلف از حرکت سازمان‌یافته نیروهای امنیتی علیه شیعیان الجزایر خبر می‌دهند، این نیروها تمام کتاب‌هایی را که تنها گمان می‌رود مربوط به شیعیان باشد از کتابخانه‌های عمومی جمع‌آوری کرده‌اند. مسئولان امنیتی اعلام کرده‌اند حکومت در این مورد بیدار است و به هر وسیله‌ای در مقابل ازدیاد شیعیان خواهد ایستاد. الجزایری که در زمان مبارزه‌اش برای کسب استقلال از سوی بسیاری از بزرگان شیعه مورد حمایت قرار گرفت، حال در مقابل خود شیعیان ایستاده است.

جواز خوردن گوشت سگ و گربه

با ادامه محاصره اقتصادی و نظامی مناطقی از سوریه، مفتی‌های این مناطق خوردن گوشت سگ و گربه را جایز اعلام کردند. به گزارش الجزیره، مفتی‌های سوریه غوطه دمشق و مناطق جنوبی آن، که ماه‌های طولانی در محاصره‌اند، طی بیانیه‌ای به جواز خوردن گوشت گربه، سگ و الاغ به دلیل نرسیدن مواد غذایی به این مناطق فتوا دادند. در این بیانیه ضمن هشدار نسبت به تداوم این وضعیت، آمده است: اگر این وضعیت به فاجعه بینجامد، مردم به خوردن گوشت اموات مجبور می‌شوند. این فتوا درحالی صادر شده است که در ماه آگوست نیز مفتی‌های حمص سوریه، خوردن گوشت گربه را جایز دانستند.

چرا زندانیان فتنه آزاد شدند؟

«محمدرضا باهنر» نایب رئیس مجلس در مورد آزادی برخی از زندانیان فتنه گفت: اگرزمانی نظام احساس کند که یک متخلف تأدیب شده و دیگر تخلف نمی‌کند و حاضر است به عنوان یک شهروند به زندگی خود ادامه دهد و به قوانین کشور پایبند باشد آن زمان دیگر دلیلی ندارد در زندان باقی بماند، بالاخره با این حماسه‌ای که اتفاق افتاد بسیاری از استدلال‌های غیر عقلایی مدعیان، نخ‌نما و بی‌رنگ شد و اینکه نظام در انتخابات سال 88 تقلب کرده، نقش بر آب شد، برخی با این اتفاقات رخ داده یکه خورده  و دریافتند  که اشتباه کرد‌ند و آن را اعلام می‌کنند و می‌گویند راهی را که رفته‌ایم اشتباه بوده و حرف خطا زده‌ایم، جرم مرتکب شده‌ایم و مجازات خودمان را تحمل کرده‌ایم، اما عده‌ای هستند که به تکرار آن موضع اصرار می‌کنند که مشخص است برخورد نظام با آنها متفاوت است. بنابراین حتماً نظرات کروبی و موسوی در رفع حصر آنها مؤثر است، نمی‌خواهم بگویم آنها چه کاری را انجام بدهند، آنها ظلم بزرگی را به انقلاب، نظام و منافع ملی وارد کردند، حتماً تمام ظلم‌ها را نمی‌توانند جبران کنند و باید به درگاه خداوند توبه کنند، اما مقداری را که می‌توانند، باید جبران کنند و قطعاً این رفتارها بر تصمیمات نظام اثرگذار است.

چرا یک روز قبل از مذاکره از خزانه خالی گفته شد؟!

«دولت با یک خزانه خالی و انبوه بدهکاری روبه‌رو است.» این جمله را رئیس‌جمهور در آستانه مذاکرات ژنو در جمع دانشگاهیان گفت. تعبیری که شبیه آن را در نیویورک در مقابل خبرنگاران آمریکایی عنوان کرده بود و گفته بود که اوضاع اقتصادی ایران بدتر از آن است که من تصور می‌کردم. درست در شب مذاکره واریز یارانه‌ها به دلیل کسری هزار میلیاردی به تعویق افتاد. وزیر صنعت هم شب مذاکره، نرخ واقعی ارز را سه هزار تومان عنوان کرد. خالی کردن مشت کشور در شب مذاکره با گروه ۵+۱ چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ بر اساس کدام‌یک از اصول مسلم تأمین منافع ملی باید به طرف غربی تفهیم کرد که تحریم‌ها اثرگذار بوده است. مذاکره‌کنندگان امروز و فردا با چه پشتوانه‌ای قرار است مذاکره کنند. مگر آمریکایی‌ها ‌به‌دنبال این نبودند که به خیال خام خود ایران را با «زانوان خونین» پای میز مذاکره بکشانند، پس چرا دولتمردان ما به جای تکیه بر اقتدار کشور مرتب دم از ضعف و مشکل می‌زنند؟!

وقتی وزرا جلوی احمدی‌نژاد ایستادند

«کامران باقری لنکرانی» وزیر بهداشت و درمان دولت نهم در مورد ایستادگی برخی از وزرا در مقابل تصمیم نابجای احمدی‌نژاد در معرفی مشائی به‌عنوان معاون اول گفت: در دولت به دلیل انتخاب مشائی به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور کمی نگران بودیم که حضورشان در این عرصه ممکن است برای دولت چالش‌زا باشد. بعد هم نامه مقام معظم رهبری منتشر شد که به نظرم ایشان هوشمندانه فرموده بودند که انتصاب ایشان باعث ایجاد دلخوری بین طرفداران دولت می‌شود. لنکرانی افزود: من به همراه برخی از دوستان هیئت دولت نامه‌ای نوشتیم و اعلام کردیم که با توجه به امر صریح رهبری، اگر جلسه‌ای به معاونت اولی ایشان (مشائی) برگزار شود، خودمان را موظف به شرکت در آن نمی‌دانیم و شرکت نخواهیم کرد. این نامه به امضای تعدادی از اعضای کابینه رسید و عده‌ای از دوستان هم معتقد بودند این نامه امضا نشود و موضوع به صورت شفاهی پیگیری شود. آقای صفار متنی را تهیه کرده بودند و آقای سعیدی‌کیا، آقای محسنی اژه‌ای، آقای مصری، آقای نوذری، خانم دکتر طبیب‌زاده، من و... این نامه را امضا کردیم. متنی که آقای صفار نوشته بود خیلی مفصل به نظر می‌رسید، به همین دلیل من متن دیگری را نوشتم که خلاصه‌تر بود و فقط معطوف به همین نکته بود. وی در ادامه گفت: همان متن مورد موافقت دوستان قرار گرفت و به امضا رسید و در نهایت، با علنی شدن نامه رهبری، آقای رئیس‌جمهور تصمیم‌شان را کان لم یکن اعلام کردند.
لغو تحریم‌ها شاه‌کلید حل مشکلات نیست
مرکز بررسی‌های راهبردی ریاست‌جمهوری، در اولین جلسه‌اش نسبت به سیاست خارجی روحانی انتقاداتی را مطرح و اعلام کرد: 1 مجمع عمومی کلاس درس نیست و متن تدوین شده برای قرائت در مجمع عمومی، مثل متون درسی در پی تدریس به حاضران بوده است. 2 بالا بردن انتظارات مردم از مذاکرات و شرطی شدن اقتصاد به تحریم‌ها و مذاکرات خطرناک است. در این صورت، تحریم‌ها شاه‌کلید حل مشکلات تصور شده و در صورت شکست مذاکرات، تهدیدهای جدی‌تری روبه‌روی نظام قرار می‌گیرد. 3 در تمام اظهارنظرها درباره دیپلماسی انجام گرفته، بحث موازنه قوای سیاسی در داخل نادیده گرفته می‌شود. از این منظر، مهم‌ترین انتقاد به رویکرد آقای روحانی آن است که ایشان در حوزه سیاست داخلی ضعف دارد و پشتیبان ندارد. نگاه ایشان آن است که مسئله سیاست داخلی را با سیاست خارجی حل کند. این کار غیرممکن است. تیم سیاست خارجی نمی‌تواند لجستیک سیاست داخلی را فراهم کند. 4 هر تصمیمی که در داخل بازتابش این باشد که یک گروه پیروز شده و یک گروه شکست خورده، نتیجه‌اش عدم انسجام و وحدت در داخل است.


یادداشت
رسول سنایی‌راد

پیامدهای دیپلماسی اعتمادسوز آمریکایی
اولین دور مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با گروه ۵+۱ در دولت یازدهم در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه هفته گذشته در ژنو برگزار شد که علاوه بر ترکیب متفاوت هیئت ایرانی، بسته پیشنهادی کشورمان نیز با عنوان «پایان دادن به بحرانی غیر ضروری و باز کردن افق‌های جدید» نسبت به گذشته تفاوت یافته بود. گرچه مفاد این بسته محرمانه اعلام شده اما پیام آن در راستای اعتمادسازی و پاسخ به برخی نگرانی‌های دولت‌های غربی بوده است که البته پیش از این هم در مذاکرات دوره‌های پیش دنبال می‌شده، اما در دوره جدید با لحن متفاوت و از سوی تیم جدید با جدیت و تأکید بیشتری دنبال می‌شود.
اما جالب اینجاست که در عین تلاش تیم جدید برای نشان دادن حسن نیت، نتایج این دور از مذاکرات تفاوت چندانی با دوره‌های پیشین نداشت و گرچه طرفین تلاش کردند با تکرار جملات و عبارات کلیشه‌ای مثل سازنده بودن و یا وجود جو مثبت و نگاهی رو به آینده از آن تجلیل کنند، این جمله خانم اشتون میزان توافقات احتمالی را به‌خوبی نشان می‌دهد. رئیس گروه ۵+۱ اعلام داشت: «تصمیم گرفتیم نشست بعد را ۷ و ۸ نوامبر در ژنو بگذاریم و هیئت‌ها و کارشناسان هسته‌ای و تحریم، قبل از نشست ملاقات کنند تا در بحث‌ها کمی جلو برویم.» همانگونه که چنین تصمیمی در متن بیانیه مشترک نیز آمده بود.
در همین حال برخی نشریات مدعی اصلاح‌طلبی با انتخاب تیترهای جنجالی ذوق‌زدگی خود را نسبت به روند مذاکرات اعلام داشته و پیامی به دور از واقعیت را به خواننده القا می‌کردند که گویی گشایشی جدی حاصل شده و غرب تغییر رویکردی سازنده در مذاکرات داشته است.
گرچه سرعت و شتاب در عرصه دیپلماسی منطقی نبوده و نباید زحمات مسئولان و دستگاه دیپلماسی کشور را نادیده انگاشت، اما به نظر می‌رسد، ماهیت طرف مقابل و اهداف مخالفان فناوری هسته‌ای کشورمان هم نباید مورد غفلت قرار بگیرد. به‌عبارتی به همان میزان که باید به دولت و دستگاه دیپلماسی کشور اعتماد و حسن نیت داشت، نسبت به طرف مقابل و در رأس آنها آمریکا نباید لحظه‌ای از واقع‌بینی غفلت کرد و اهداف آنها را نادیده گرفت؛ کما اینکه رفتار آنها در همین دور از مذاکرات هشداردهنده بود.
آمریکا و متحدانش در وضعیت جدید، بدون تغییر در رویکرد اهداف چندگانه زیر را دنبال کردند و به‌زعم خویش درصدد گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی برآمده‌اند:
۱ القای تأثیرگذاری فشار و تحریم بر جمهوری اسلامی ایران و حفظ خط فشار و حتی تشدید آن
۲ تلاش برای ایجاد دوقطبی سازش  مقاومت و ایجاد اختلاف و شکاف در داخل جمهوری اسلامی ایران
۳ شرطی‌سازی مطالبات اقتصادی و رفتار بازار و پیوند آن با مذاکرات و حتی روابط با آمریکا
۴ تأثیرگذاری بر محاسبات راهبردی نخبگان و تعمیم آن به توده‌ها و القای ارتباط بین حل مسائل اساسی به موضوع مذاکره و رابطه با آمریکا
۵ مدیریت و کنترل موج نفرت از آمریکا و تأثیرگذاری بر بیداری اسلامی و حتی مقاومت با القای ناچار بودن ایران اسلامی به ترمیم روابط و ارتقای مناسبات سیاسی با آمریکا.
با توجه به چنین اهدافی است که می‌توان پیش‌بینی کرد آمریکا و متحدانش راهبرد «مذاکره برای مذاکره» را با استفاده از سیاست موازی فشار و مذاکره، همچنان در دستور کار داشته و احتمالاً اروپا نیز با برعهده گرفتن نقشی جدید، در کنار آمریکایی‌ها دور جدیدی از بازی‌های قبلی را همراه با آمریکا پیش خواهد برد. با این وجود، برونداد چنین رفتاری برای کشورمان می‌تواند دستاوردهای زیر را رقم زند:
۱ اقناع افکار عمومی در داخل و خارج از کشور به اینکه آمریکا و متحدان اروپایی‌اش قابل اعتماد نبوده و حاضر به پذیرش حقوق مسلم جمهوری اسلامی ایران نیستند.
۲ متقاعدسازی افکار عمومی به صحت مواضع گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران و اینکه کشورمان همواره راهکارهای منطقی و مذاکره را برای اعتمادسازی در دستور کار داشته و این آمریکا و متحدانش بوده‌اند که گوشی شنوا برای پذیرفتن حرف منطقی نداشته‌اند.
۳ اقناع‌سازی نخبگان و مردم کشورمان به اینکه راه‌حل اساسی برای عبور از تحریم‌ها و پاسخ‌دادن به روحیه استکباری دشمنان، پیشرفت، عزت و سربلندی ایران اسلامی تنها استحکام‌بخشی در درون می‌باشد و منازعه و چالش اساسی بر سر استقلال‌طلبی جمهوری اسلامی و عدم تمکین به سلطه ظالمانه قدرت‌های استکباری است.
بنابراین در چنین وضعیتی حفظ وحدت و انسجام درونی، حمایت از دولت و دستگاه دیپلماسی، یک ضرورت جدی است و در عین حال باز نگه داشتن پرونده پر از جفا و رفتارهای اعتمادسوز آمریکا برای شناخت او نیز ضرورت دیگری است. گویا آمریکا که تاکنون چند بار به نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد و همراهی با صدام در جنگ تحمیلی اعتراف داشته، همچنان به تکرار اشتباهات و افزودن بر قطر و ارتفاع دیوار بلند بی‌اعتمادی به خویش اصرار دارد و این بار نیز در مواجهه با نرمش قهرمانانه نظام به اشتباه افتاده و همچنان بر طبل اعتمادسوزی می‌کوبد.
البته برخی سیگنال‌های ارسالی از داخل هم می‌تواند بر این اشتباه محاسباتی آمریکایی‌ها موثر باشد که در رأس آن القای خستگی مردم از شعارها و اصول اساسی و تأثیرگذاری تحریم‌ها است. با همین نگاه سخن از نظرسنجی برای مذاکره با آمریکا به میان آمد و خاطرات مربوط به حذف شعار مرگ بر آمریکا تکرار شد. این در حالی است که مردمی که تجربه انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس را داشته و رفتار غلط آمریکایی در کودتای ۲۸ مرداد، حمایت از ضدانقلاب و کودتاچیان، مداخله در صحرای طبس و همراهی با صدام و حمله به هواپیمای مسافربری ایرانی را نیز در حافظه تاریخی خود جای داده، هرگز حاضر به بازگشت به گذشته و گذشتن از حق و عزت خویش نخواهد بود. تنها اشتباهات محاسباتی آمریکا می‌تواند مهر تأیید بر هویت استکباری و زورگویانه آنان و درست بودن بی‌اعتمادی مردم ما به آنان باشد.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

«مرگ بر آمریکا» همچنان ادامه دارد
حسین عبداللهی فر

هفته پیش به تلاش برخی روزنامه‌ها برای حذف شعار مرگ بر آمریکا و ادعای موافقت حضرت امام(ره) به استناد به یک خاطره اشاره کردیم. این هفته نیز این تلاش‌ها اگر چه با ناکامی مواجه شد، اما به بهانه اظهارنظر قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) ادامه یافت و به تیترهای درشت برخی از روزنامه‌‌‌های یک‌شنبه (21مهر) تبدیل شد.
روزنامه «اعتماد» «اسناد موافقت امام با حذف مرگ بر آمریکا» را تیتر اول خود قرار داد و در روتیتر آن نوشت: «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) اظهارات هاشمی رفسنجانی را تأیید کرد.»
این در حالی است که به نوشته همین روزنامه مؤسسه فوق تأکید کرده است؛ خاطره آقای هاشمی قطع و حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر شوروی» از رادیو و تلویزیون است، نه حذف آن از تظاهرات و مناسبت‌ها.
«شرق» هم «دستور امام؛ حذف مرگ بر آمریکا و شوروی» را به عنوان تیتر اول خود انتخاب کرد و نوشت: «چند روز پیش آیت‌الله هاشمی بخشی از خاطرات خود مربوط به مذاکراتش با امام(ره) و موافقت ایشان با حذف شعار مرگ بر آمریکا و بررسی موضوع رابطه با آمریکا را روی سایت شخصی خود منتشر کرد که همین امر واکنش مدیر مسئول روزنامه کیهان را به دنبال داشت.»
«مردم‌سالاری» نیز تیتر اول خود را به این موضوع اختصاص داد و زیر تیتر «صحت نامه هاشمی به امام(ره)» نوشت: «اصل دست‌خط این نامه خصوصی چهار صفحه‌ای در آرشیو اسناد مؤسسه نگهداری می‌شود.»
«فرهیختگان» روزنامه دیگری بود که جمله «موضع امام(ره) درباره مرگ بر آمریکا» را در تیتر نخست خود جای داد و با اشاره به نامه چهار صفحه‌ای آقای هاشمی به حضرت امام(ره) از قول حمید انصاری نوشت: «قبلاًً گفتم حضرت امام(ره) به این نامه پاسخ مکتوب نداده‌اند و در باب این پیشنهاد می‌توان گفت از مجموع مواضع حضرت امام(ره) که پس از تاریخ نگارش این نامه داشته‌اند و شواهد و حتی تعابیری که در فرمایشات و پیام‌‌‌های ایشان آمده است چنین استنباط می‌شود که در آن اوضاع سال‌‌‌های 66 و 67 که اوج حمایت علنی آمریکا از صدام و گسیل ناوگان‌ها علیه ایران و اسقاط جنایتکارانه هواپیمای مسافربری ایران به وسیله موشک‌‌‌های ناو آمریکایی و مخالفت‌‌‌های آمریکا در شورای امنیت با پیشنهادات منطقی ایران برای صلح عادلانه است، از نظر امام خمینی(ره) شرایط آن زمان مناسب طرح این پیشنهاد و اقدام عملی برای آن نبوده است.»
«آرمان» و «ابتکار» هم این خبر را با حروف درشتی منعکس کردند. اولی در حالی تیتر «موضع مؤسسه نشر آثار امام درباره اظهارات اخیر آیت‌الله هاشمی» را برجسته کرد که دومی با حروفی نسبتاًً درشتی نوشت: «هاشمی هیچ مطلبی را به امام(ره) نسبت نداده است.»
دفاع ناقص قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) و تحریف سخنان وی از سوی برخی از روزنامه‌ها، واکنش روزنامه‌‌‌های وابسته به اصولگرایان را در پی داشت.
یک روز بعد «کیهان» (22/7) با اشاره به تیترهای درشت روزنامه‌‌‌های اصلاح‌طلب «کلاه‌برداری چند لایه با تحریف نظر امام(ره)» را تیتر اول خود قرار داد و نوشت: «روزنامه‌‌‌های زنجیره‌ای حتی همین واکنش ناقص و ناکافی حمید انصاری را هم تحریف کردند.»
«رسالت» هم با اختصاص تیتر اول خود به بخشی از اظهارات «حمید انصاری» در یادداشتی با عنوان «تناقض در یک پاسخ» نوشت: «جناب آقای حمید انصاری قائم‌مقام محترم مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در خصوص نقل قول‌‌‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از امام در رابطه با آمریکا اظهارنظر کرده و به اعتراضات مردم در مورد سکوت مؤسسه جواب گفت.»
این روزنامه با اشاره به وجود برخی نارسایی‌ها در دفاع قائم مقام مؤسسه تنظیم و نشر آثار از حضرت امام‌(ره) می‌نویسد: «به هر حال از مجموعه بیانیه آقای انصاری که به صورت مصاحبه در این باب آمده، ایشان در مقام توجیه دیدگاه آقای هاشمی برآمده است و نسبت‌هایی که آقای هاشمی به امام داده است را پاسخ نداده‌اند. حتی در مقام نقدی هم که گفته‌اند، به سخنان هاشمی وارد است هم برنیامده‌اند و صحت ادعای هاشمی را به یک تحقیق که در آینده صورت خواهد گرفت، حواله داده‌اند.»
یک روز بعد (سه‌شنبه 24 مهر) دو خبر بر صفحات روزنامه‌ها نقش بست که گویای ناکام بودن تلاش‌ها برای حذف شعار مرگ بر آمریکا بود؛ یکی خبر سفر آقای هاشمی به کرمانشاه بود که به نوشته چندین روزنامه وابسته به اصلاح‌طلبان، سخنان وی با شعار مرگ بر آمریکا مواجه شد و دیگری «نارضایتی هاشمی از انتشار خاطره حذف مرگ بر آمریکا» بود که آن را روزنامه «اعتماد» تیتر کرد و نوشت: «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال روزنامه جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه طرح موضوع امکان حذف شعار مرگ بر آمریکا در شرایط کنونی آیا اقدامی غیر لازم و در زمان نامناسب نبود؟ گفت: این خاطره مربوط به سال‌ها قبل است و مسئول سایت بدون هماهنگی اقدام به انتشار آن در این زمان کرده که اقدامی نادرست بود. علاوه بر این ایشان گفتند که به دفتر تأکید کرده‌ام افراد بدون هماهنگی و اطلاع قبلی از انتشار مطالب منتسب به من خودداری کنند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

سناريوهاي سه‌جانبه
چگونگي تعامل ميان جمهوري اسلامي ايران و غرب، از نکات مطرح در صحنه جهاني است که بسياري تأثيرات آن را بر کل نظام بين‌الملل مي‌دانند. بررسي تحولات و عملکردهاي غرب در قبال جمهوري اسلامي داراي سه مقوله است. عملکردهاي مواضع صهيونيست‌ها، رفتارهاي اروپايي و تحرکات آمريکا، محور اصلي در معادلات را تشکيل مي‌دهد.
برآيند تحولات نشان مي‌دهد که هر کدام از اين مولفه‌ها، واکنش‌ها و رفتارهاي قابل‌توجهي در قبال جمهوري اسلامي داشته‌اند. اولاًْ؛ صهيونيست‌ها شديدترين مواضع و حملات را عليه ايران داشته‌اند که محور آن را در تحرکات نتانياهو در سفر به آمريکا و اروپا مي‌توان مشاهده کرد. سران صهيونيست‌ها چنان رفتار مي‌کنند که گويي در آستانه حمله نظامي به ايران هستند چنانکه نتانياهو ادعا کرده است در صورت عدم اقدام جهاني، اين رژيم به صورت يکجانبه اقدام خواهد کرد. ثانياً محور ديگر قابل توجه را در مواضع آمريکا مي‌توان مشاهده کرد. هر چند که سران کاخ سفيد و کنگره همچنان بر اصل تحريم‌ها و وجود تمام گزينه‌ها روي ميز تأکيد دارند، اما نوعي نرمش رفتاري را در مواضع آنها مي‌توان مشاهده کرد به گونه‌اي که آنها ادعاي تعامل با ايران را مطرح ساخته‌اند. آنها در كنار ادعاهاي تكراري تهديد، نوعي تعامل هر چند در ظاهر را در قبال ايران مطرح مي‌سازند.
ثالثاً؛ نوع رفتار اروپايي‌ها نيز امري قابل توجه است. اين کشورها نوعي رفتار مسالمت‌آميز را در قبال ايران به کار گرفته‌اند به گونه‌اي که يا راه سکوت در پيش گرفته‌اند و از موضع‌گيري تند عليه ايران خودداري مي‌کنند و يا از تعامل با ايران سخن گويند. هر چند که مواضع اين سه طيف براساس خوي دروني صهيونيست‌ها همواره بر اصل خباثت و هوچي‌گري استوار است و نيز نيازهاي آمريکا و اروپا به تعامل با ايران قابل تعريف است، اما يک اصل اساسي مطرح است و آن، سناريوي تقسيم کار است.
کارنامه آمريکا و اروپا نشان مي‌دهد که از يک سو آنها گرفتار خواسته‌هاي صهيونيست‌ها هستند و از سوي ديگر، اروپا در چارچوب خواسته‌هاي آمريکا پيش مي‌رود و معمولاً استقلالي از خود ندارند. نکته‌اي که در رفتار آمريکايي‌ها مشاهده مي‌شود آن است که آنها بر اصل اجراي خواسته‌هاي صهيونيست‌ها تأکيد دارند چنانکه اوباما نيز رسماً بر اين امر تأکيد داشته و اذعان کرده است که در قبال ايران رايزني‌هاي نزديکي با تل‌آويو دارد.
با توجه به اين حقيقت و اين امر که اروپا بيشتر مطيع آمريکا است تا داراي استقلال رفتاري، اين سناريو مطرح است که اروپايي‌ها با نرمش‌هاي بيشتر، نقش بازيگر مثبت را ايفا کنند و در نهايت خواسته‌هاي آمريکا را مطرح خواهند ساخت. خواسته‌هايي که به دليل وابستگي آمريکا به صهيونيست‌ها، همان خواسته‌هاي رژيم صهیونيستي است. در اين سناريو فضاي رسانه‌اي و سياسي چنان چينش مي‌شود که اروپا، مولفه‌اي مثبت براي گرايش ايران به غرب مطرح مي‌گردد تا به ادعاي غربي‌ها، گره‌گشاي چالش‌هاي ايران باشند.
اين نظريه مطرح است که ائتلاف صهيونيستي، آمريکايي و اروپايي با اين اقدام برآنند تا ايران را به پذيرش مطالبات اروپا به عنوان مولفه‌هايي از تهديدات و فشارهاي آمريکا و صهيونيست‌ها متقاعد کنند در حالي که آنچه در نهايت، غرب مطرح خواهد ساخت، همان ديدگاه‌ها و مطالبات آمريکا و صهيونيست‌ها است. به عبارتي ديگر، اروپا نقش بازيگر اصلي را بازي مي‌كند، در حالي که دستورات و خواسته‌هاي آمريكا و صهيونيست‌ها را مطرح مي‌سازد.
با توجه به اين وضعیت، ادعاهاي تمايلي اروپا و کاهش تهديدات و مواضع خصمانه اروپا در قبال ايران همچنان با ديده ترديد مواجه است که راه پايان اين ترديدها نيز اعتماد‌سازي است. نشانه تغيير واقعي رفتار اين کشورها دوري آنها از آمريکا و صهيونيست‌ها است که لغو تحريم‌ها و پذيرش حقوق هسته‌اي ملت ايران اولين گام اروپا براي اجراي اين مهم است.


پرونده

اوباما باید کنگره را برای کاهش تحریم‌های ایران متقاعد کند
نشریه انگلیسی اکونومیست در گزارشی نوشت: پس از سال‌ها ناامیدی و بن‌بست در مذاکرات میان ایران و شش قدرت جهانی، هنوز خیلی زود است که درباره دستیابی به موفقیت صحبت کرد، اما جزئیاتی که ظریف در توضیحاتش با عنوان «پایان بحران غیر ضروری، گشایش افق‌های نو» مطرح کرد و همچنین جدیتی که ایرانیان قصد دارند تا طی آن، نگرانی غرب درباره ابعاد احتمالی برنامه هسته‌ای‌شان را برطرف کنند، بی‌سابقه بود. امیدها در این‌باره که انتخاب رئیس‌جمهور میانه‌رو ممکن است به تغییر رویکرد منتهی شود، حاصل شده است. در بیانیه مشترک پس از پایان نشست دو روزه مذاکرات، «کاترین اشتون»و محمدجواد ظریف، مذاکرات را «واقعی و رو به جلو» توصیف کردند.
گمانه‌زنی‌های العربیه از جزئیات مذاکرات هسته‌ای ژنو

هیئت ایرانی در مذاکرات روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه (23 و 24 مهر) در ژنو طرح پیشنهادی جدیدی را به کشورهای گروه 1+5 ارائه کرد که توافق شده است تا جزئیات آن، محرمانه باقی بماند. در همین زمینه، دکتر ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان، در واکنش به افزایش اخبار و شایعات رسانه‌ای درباره این طرح اعلام کرد منابعی که از این طرح اطلاع دارند، صحبتی در این‌باره نخواهند کرد و اخبار منتشره تنها خیال‌بافی و گمانه‌زنی رسانه‌ای است. ‌باوجود تأکید مقامات حاضر در مذاکرات هسته‌ای گروه ۵+۱ و کشورمان شبکه العربیه به نقل از نشریه صهیونیستی «دبکا» مدعی دستیابی به برخی از مفاد این گفت‌وگوها شد. به ادعای این نشریه، هفت محور به دست آمده، بدین شرح است:1 ایران از حق غنی‌سازی اورانیوم به هیچ‌وجه کوتاه نمی‌آید. 2-ایران حاضر است بخشی از اورانیوم غنی‌شده خود را در یک بازه زمانی معین تحویل دهد. 3-ایران می‌تواند سطح غنی‌سازی خود را احتمالاً تا پنج درصد تقلیل دهد. 4-ایران غنی‌سازی بیست درصدی را کاهش می‌دهد. 5-ایران سرانجام به بازرسان آژانس اجازه بازدید از سایت نظامی پارچین را خواهد داد. 6-ایران پروتکل الحاقی را می‌پذیرد. 7-تهران متعهد می‌شود که رآکتور شکافت پلوتونیوم در اراک را به جای غنی‌سازی اورانیوم در اراک به کار نگیرد.
گزارش پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره توان هسته‌ای ایران

بر اساس گزارش پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ماه آگوست، ایران هم‌اکنون 18 هزار و پانصد سانتریفیوژ IR 1 دارد و بیش از هزار سانتریفیوژ پیشرفته IR 2 دارد که می‌تواند تا پنج برابر بیشتر از نمونه قبلی خود به غنی‌سازی بپردازد. همچنین سایت فردو دو هزار و 700 سانتریفیوژ دارد که به‌تنهایی می‌تواند ماهانه 40 کیلوگرم اورانیوم تا 20 درصد غنی‌سازی شده تولید کند. بر اساس این گزارش، رآکتور آب سنگین اراک هم در اواخر سال 2014 به بهره‌برداری خواهد رسید.
واردات سوخت هسته‌ای توسط ایران به جای تولید آن!

خبرگزاری یونایتدپرس از قول یک مقام ارشد آمریکایی مدعی شد واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای با ایران به دنبال اعمال فشار بر تهران خواهد بود تا به جای تولید سوخت هسته‌ای، آن را وارد کند. این مقام ارشد آمریکایی گفت: «ما آماده‌ایم درباره اظهارات اوباما در نشست مجمع عمومی سازمان ملل که گفت او به حق ایرانی‌ها برای دستیابی به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای احترام می‌گذارد، گفت‌وگو کنیم و هرگونه کاهش تحریم متناسب با پیشنهادی خواهد بود که ایران در این مذاکرات روی میز خواهد گذاشت.»


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر توافق جمهوريخواهان و دموكرات‌ها در دقيقه نود
توافقي ‌شكننده براي حفظ آبرو

در هفته‌هاي اخير، عرصه اقتصادي و سياسي آمريكا با وضعیت خاصی همراه بوده كه نشانگر ابعاد جديدي از لايه‌هاي پنهان صحنه داخلي ايالات متحده است. آمريكايي‌ها همواره بر اين ادعا بوده‌اند كه از يك سو در حوزه اقتصاد، اولين اقتصاد جهان هستند و به‌نوعي توانسته‌اند مانع از تكرار ركود اقتصادي غرب در اين كشور شوند. از سوي ديگر در حوزه سياسي، آمريكايي‌ها ادعاي وحدت و يكپارچگي در حوزه امنيت و منافع ملي را مطرح مي‌كردند. در هفته‌هاي اخير مسئله تصويب نشدن بودجه دولت فدرال در كنگره و تعطيلي رسمي دولت آمريكا و خانه‌نشين شدن صدها هزار كارمند، واهي بودن هر دو ادعا را آشكار ساخت. در حوزه اقتصاد، شكننده بودن اقتصاد اين كشور بيش از گذشته آشكار شد به‌گونه‌اي که منابع خبري اعلام كردند در ايام تعطيلي دولت آمريكا، 24 ميليارد دلار خسارت به اين كشور تحميل شده كه به دليل اوضاع نامطلوب اقتصادي، توان جبران در كوتاه‌مدت امكان‌پذير نیست. در حوزه سياسي نيز قدرت‌طلبي جمهوريخواهان و دموكرات‌ها بيش از پيش آشكار شد به‌گونه‌اي كه آنها براي رسيدن به منافع شخصي 16 روز منافع ملي و حقوق مردم آمريكا را ناديده گرفتند و بر سر بودجه به باج‌خواهي از يكديگر پرداختند. نكته مهم در اين حوزه آنكه، در توافق صورت گرفته ميان دو طرف، باز هم بودجه‌هاي بهداشتي و اجتماعي در حاشيه قرار گرفت كه خود، خيانت ديگر سياستمداران به مردم آمريكا است.
پس از 16 روز تعطیلی «پرهزینه» دولت فدرال آمریکا بر سر تصویب بودجه دولت، سرانجام چند ساعت مانده به وقوع «فاجعه اقتصادی» یک توافق «شکننده» ميان جمهورخواهان و دموكرات‌ها صورت گرفت تا بحران بودجه این کشور موقتاً به تأخیر افتد! این توافق به دولت اوباما امکان می‌دهد که تا 15 ژانویه (اواسط دی‌ماه) به منابع مالی مورد نیاز دسترسی داشته باشد. این توافق پیشتر در سنا توسط «هری رید» رهبر اکثریت دموکرات و «مایکل مک کانل» همتای جمهوریخواه وی مورد بحث قرار گرفته و با اکثریت 81 رأی به تصویب رسیده بود. با این حال 18 سناتور از مجموع 46 سناتور جمهوریخواه با مفاد این توافق مخالفت کردند.
اما در مجلس نمایندگان، اوضاع به‌گونه‌ای دیگر بود. در این مجلس طرح توافقی سنا با 285 رأی موافق در مقابل 144 رأی مخالف به تصویب مجلس نمایندگان رسید. این طرح با اینکه مورد موافقت اکثریت دموکرات قرار گرفت، اما جمهوریخواهان به رهبری «بینر» به‌شدت با آن به مخالفت برخاستند. آنها اعلام کردند ترجیح می‌دهند دولت آمریکا ورشکست شود تا اینکه به طرح اصلاحات سیستم بهداشتی اوباما رأی مثبت بدهند. بدهی دولت آمریکا در حال حاضر نزدیک به 17 تریلیون دلار است كه با توجه به استمرار بحران اقتصادي و نيز افزايش شكاف سياسي در آمريكا، افزايش اين آمار امري محتمل است كه نشانه‌اي ديگر بر وضعيت بحراني اقتصاد آمريكا است.
هر چند كه دولتمردان آمريكاي حل چالش اقتصادي و سياسي را سر مي‌دهند، اما بررسي گذشته اين كشور نشان مي‌دهد كه حل مشکل تصویب بودجه در آمریکا تاکنون به همین شکل، یعنی موافقت با افزایش سقف بدهی، به تعویق افتاده و در واقع هیچ‌گاه حل نشده است كه نمونه آن را در سال 2011 مي‌توان مشاهده كرد كه در دقيقه پاياني ورشكستگي دولت، توافق درباره افزايش سقف ‌بدهي‌هاي دولت صورت گرفت. به عبارتی، همیشه ساعاتی پیش از خالی شدن خزانه دولت، به دولتمردان اجازه داده شده، بیشتر از مبلغی که اجازه داشته‌اند، قرض بگیرند. مجوز قرض گرفتن امسال دولتمردان آمریکایی موقتی است و فقط سه ماه اعتبار دارد. برای همین، کمیته‌ای متشکل از نمایندگان دو حزب مأموریت یافته‌اند راه‌حلی برای بودجه سال آینده پیدا کنند.
اين امر نشان مي‌دهد كه در آينده نيز بحران بودجه در آمريكا ادامه خواهد يافت چرا كه اوضاع اقتصادي آمريكا در وضعيت ركود قرار دارد و از سوي ديگر، شكاف ميان سياستمداران به‌شدت افزايش يافته است.
امري كه حتي نهادهاي بين‌المللي و محافل رسانه‌اي جهان نيز به آن اذعان دارند، چنانكه «کریستین‌لاگارد»، رئیس‌ صندوق بین‌المللی پول نیز در واکنش به تصمیم کنگره به افزایش بدهی‌های دولت، این تصمیم را «گامی مهم» اما «موقتی» خواند و افزود این کشور به راه‌حلی بلندمدت نیاز دارد. پیش از این، رئیس بانک جهانی نیز گفته بود در صورت حل نشدن بحران بودجه آمریکا، هم آمریکا و هم بسیاری از کشورهای در حال توسعه با یک «فاجعه» اقتصادی مواجه می‌شوند و آمریکایی‌ها بیش از سایر کشورها لطمه می‌خورند.
با توجه به اين مولفه‌ها مي‌توان گفت كه توافق ميان جمهوريخواهان و دموكرات‌ها بيش از آنكه توافقي براي حل چالش‌هاي اقتصادي آمريكا باشد، گامي موقت براي حفظ آبروي جهاني آمريكا بوده است، در حالي كه در نهايت، همچنان بحران اقتصادي و فضاي تقابلي ميان سياستمداران آمريكا ادامه دارد كه نتيجه نهايي آن نيز افزايش فشارها و تشديد فقر و چالش‌هاي اقتصادي براي مردم آمريكا خواهد بود، چنانكه در روزهاي اخير بار ديگر مردم بسياري از شهرهاي آمريكا با برپايي تظاهرات ضد دولتي بر لزوم پايان حاكميت نظام سرمايه‌داري در كشورشان تأكيد كردند.


اقتصادى
سعید مهدوی

برزخ یارانه نقدی
پرداخت یارانه نقدی این روز‌‌‌‌‌های یکی از چالش‌های اقتصادی دولت به شمار می‌آید. اخبار، تصمیمات و گفته‌های متعدد و بعضاً ضد و نقیض برخی از مسئولان، مردم را نیز در خصوص سرانجام این پرداخت‌های نقدی کنجکاو کرده است. پرداخت یارانه نقدی که یکی از محور‌‌‌‌‌های طرح تحول اقتصادی محسوب می‌شود در سال 1388 کلید خورد. اکنون با گذشت حدود سه سال از اجرای این قانون، هنوز زمان و نحوه اجرای مرحله دوم آن نامشخص است و بدتر اینکه، تاکنون گزارش دقیق و مبسوطی از دستاوردها، نواقص و مزایای اجرای مرحله اول تهیه و منتشر نشده است. به همین منظور اوایل ماه جاری ستادی در دولت به عنوان ستاد هدفمندی یارانه‌ها برای این مهم تشکیل شد. طبق قانون دولت باید هر ماه 45 هزار و پانصد تومان را به حساب سرپرستان خانوار واریز کند، با احتساب اینکه 75 میلیون ایرانی مشمول دریافت یارانه می‌شوند، می‌توان گفت که دولت هر ماه، نیازمند 3400 میلیارد تومان برای واریز یارانه‌های نقدی است.
تا کنون سه ماه از یارانه‌ها در دولت یازدهم پرداخت شده، اما بحث پرداخت یارانه از مهر ماه با اظهار نظر اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور خبرساز شد. جهانگیری خبر داده که دولت در پایان هر ماه برای پرداخت یارانه نقدی دچار کسری می‌شود و باید به مهم‌ترین دستگاه‌ها مانند نفت و نیرو یا منابع بانکی، برای پرداخت یارانه‌ها فشار بیاورد. سخنگوی دولت درباره یارانه نقدی مهر ماه اظهار کرده که دو هزار و 500 میلیارد تومان از یارانه مهر ماه تأمین شده و هزار میلیارد تومان کسری وجود دارد! چندی پیش نیز «علی طیب‌نیا» وزیر اقتصاد از کسری 1000 میلیارد تومانی دولت برای تأمین یارانه‌های نقدی خبر داده و گفته بود که دولت از روش‌های مختلف این کسری بودجه را جبران خواهد کرد. دولت برای جبران کسری تراز هدفمندی یارانه‌ها، راه‌‌‌‌‌‌هایی چون یارانه غیر نقدی، افزایش 38 درصدی قیمت حامل‌‌‌‌‌‌های انرژی، اصلاح بودجه با کمک مجلس، کاهش سقف یارانه، پرداخت سه تا شش ماه یارانه و حذف دهک‌های درآمد بالا را ‌پیش رو دارد و در این میان، پیشنهاد مجلس از بین این گزینه‌ها حذف سه دهک درآمدی بالا از دریافت یارانه نقدی مطرح شد. ‌نکته مهم در این میان، چگونگی رسیدن به اطلاعاتی است که بر پایه آنها بتوان یا‌رانه‌‌‌‌‌‌های نقدی را آن‌گونه که باید عادلانه و متناسب توزیع کرد. در واقع، نکته اساسی شناخت و پیدا کردن ساز‌و‌کاری است که بنا بر‌ آن بتوان مبنایی منطقی و قابل‌اتکا برای این کار مهم به دست داد.
آن طور که پیداست، دولت عزم خود را برای حذف یارانه سه دهک بالای درآمدی جامعه جزم کرده است. این موضوع، هم در سخنان دولتمردان به وضوح اعلام می‌شود و هم در نشست اخیر دولت و مجلس به صراحت اعلام شد و در همین راستا «عبدالرضا رحمانی فضلی» وزیر کشور اعلام کرده که قطع یارانه‌ها را آغاز کرده‌ایم. پیرامون لزوم متعادل‌سازی در بحث پرداخت یارانه‌ها و حرکت از سمت توزیع برابر به سمت توزیع عادلانه یارانه نقدی شکی نیست، ‌نکته مهم در این میان، چگونگی رسیدن به اطلاعاتی است که بر پایه آنها بتوان یا‌رانه‌‌‌‌‌‌های نقدی را آن‌گونه که باید، عادلانه و متناسب توزیع کرد. در واقع، نکته اساسی، شناخت و پیدا کردن ساز‌و‌کاری است که بنا بر‌ آن بتوان مبنایی منطقی و قابل‌اتکا برای این کار مهم به دست داد. به جرئت می‌توان گفت؛ یکی از مهم‌ترین د‌لایل ‌اجرا‌نشدن هدفمندی یارانه در دولت‌‌‌‌‌‌های پیشین، نبود همین سازوکار بود.


نداى قدس

اکثریت صهیونیست‌ها تعهدی به شغل‌شان ندارند
به نقل از اسرائیل الیوم گزارش موسسه گالوپ از 142 کشور جهان نشان می‌دهد که تنها پنج درصد از جامعه صهیونیستی به شغل‌شان متعهدند، این در حالی است که 73 درصد اسرائیلی‌ها[صهیونیست‌ها] گفته‌اند هیچ تعهدی به شغل‌شان ندارند و22 درصد هم تأکید کرده‌اند در محل کار ظاهرسازی کرده و در مقابل چشمان مدیران‌شان خود را فعال نشان می‌دهند.
تظاهرات در تل‌آویو علیه تبعیض نژادی

ده‌ها نفر از فعالان صهیونیستی و مهاجران رنگین‌پوست در تل‌آویو علیه تبعیض‌نژادی تظاهرات کردند و خواستار برقراری «امنیت برای همه» شدند. برخورد با مهاجران آفریقایی در سرزمین‌های اشغالی طی یک‌سال گذشته به اوج خود رسیده است، به گونه‌ای که کشورهای اروپای و آمریکا، تل‌آویو را در این زمینه مورد نکوهش قرار داده و خواستار تغییر رفتار تل‌آویو با مهاجران شده‌اند. رژیم صهیونیستی از زمان بروز مشکلات اقتصادی با آفریقایی‌های مقیم فلسطین اشغالی به‌گونه‌ای برخورد کرده است که آنان را وادار به بازگشت به موطن خود کند تا شاید خروج این گروه مرحمی بر زخم بیکاری در جامعه صهیونیستی باشد.
حفر تونلی به طول ۵/۲ کیلومتر درعمق فلسطین

به گفته سخنگوی ارتش اسرائیل در عمق ۱۵ تا ۱۸ متری زمین تونلی ۵/۲ کیلومتری در شرق خان یونس حفر شده و هدف از احداث آن اجرای عملیات علیه صهیونیست‌ها بوده است. این تونل که تا داخل سرزمین‌های اشغالی 1948 و به عبارت دقیق‌تر تا شهرک «عین هشلوشا» امتداد دارد، فضایی از ترس و وحشت را برای شهرک‌نشینان منطقه معروف به «غلاف غزه» ایجاد کرده است. «حییم یلین» رئیس جمعیت شهرک‌نشینان أشکول هنگام بازدید از تونل مزبور گفته است: این تونل با تونل‌های پیشین تفاوت دارد و پوشش سیمانی آن نشان می‌دهد که روند حفاری آنها با پیشرفت قابل ملاحظه‌ای همراه بوده است.
اقرار10 درصد از اعضای پارلمان رژیم صهیونیستی به مصرف ماریجوانا

به گفته شبکه 10 رژیم صهیونیستی، 10 درصد از اعضای پارلمان این رژیم ماریجوانا مصرف کرده‌اند. در پی پذیرش یحیی موویچ، رهبر حزب کار در زیاده‌روی در مصرف ماریجوانا،11 نفر دیگر از اعضای پارلمان رژیم صهیونیستی به این عمل خلاف اعتراف کرده‌اند. براساس تحقیقی که به‌تازگی توسط انستیتوی بیت‌المقدس منتشر شده 275 هزار صهیونیست بالغ در سال گذشته حشیش مصرف کرده‌اند و 75 درصد از شرکت‌کنندگان در این تحقیق گفته‌اند که باور دارند ماریجوانا خواص پزشکی دارد. این در حالی است که 26 درصد آنها طرفدار قانونی شدن ماریجوانا هستند و 64 درصد مخالف این اقدام هستند.
افزايش پديده مهاجرت معکوس در سرزمین‌های اشغالی فلسطين

به گزارش شبکه ۱۰ تلويزيون رژیم صهیونیستی، سالیانه 16 هزار صهيونيست در جست‌وجوی اوضاع اقتصادی بهتر از اراضی اشغالی فلسطين مهاجرت می‌کنند. نتايج نظرسنجی انجام شده از سوی اين شبکه نشان می‌دهد بيش از 56 درصد از صهيونیست‌ها به سبب اوضاع دشوار اقتصادی در انديشه ترک فلسطين اشغالی هستند. لازم به ذکر است که عامل اقتصاد مهم‌ترين انگيزه صهیونیست‌ها برای مهاجرت از سرزمين‌های اشغالی فلسطين است.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

سرنوشت افغانستان و توافقنامه امنيتي
قاسم غفوری

افغانستان سرزميني كه 12 سال پيش با عنوان مبارزه با تروريسم به اشغال كشورهاي غربي در قبال ناتو درآمد، اكنون در انتظار روزهاي حساسي است. از يك سو انتخابات رياست‌جمهوري در اين كشور در حالي برگزار مي‌شود كه از مولفه‌هاي مهم آن، پايان دوران حضور حامد كرزاي در سمت رياست‌جمهوري افغانستان و منع قانوني وي براي حضور دوباره در انتخابات است. اين امر موجب شده تا انتخابات افغانستان با حساسيت‌هاي بيشتري همراه گردد. برخي گمانه‌زني‌ها نيز از برگزار نشدن انتخابات و تبديل نظام سياسي افغانستان به نظام فدرالي و پارلماني حکایت دارد كه سرمنشأ آن را نيز تحركات انگليس تشكيل مي‌دهد؛ طرحي معروف به طرح «سی» كه بر اساس آن، طالبان نيز به عرصه سياسي آمده و برخي مناطق تحت سياست فدرالي به آنها واگذار مي‌شود.
مسئله مهم ديگر در افغانستان خروج نيروهاي خارجي در سال 2014 است. بر اساس توافقنامه راهبردی ميان آمريكا و افغانستان و طرح مصوب ناتو در سال 2011، تمام نيروهاي خارجي تا سال 2014 بايد خاك افغانستان را ترك کنند.
هر چند بخش‌هايي از اين توافقات تا حدودي در حال اجرا شدن است؛ اما در وراي آن، يك اصل مشاهده مي‌شود و آن، تعاملات و تقابل‌ها ميان آمريكا و البته معدود كشورهاي اروپايي نظير آلمان، انگليس و فرانسه با افغانستان است. هر چند كه آنها بر اساس توافقنامه راهبردی با كابل بخش‌هايي از اهداف خود را اجرا كرده‌اند، اما برآنند تا دو اصل ديگر را نیز نهايي سازند. نخست، يافتن راهي براي حضور بلندمدت در افغانستان در حالي که از يك سو مانع از حساسيت مردم اين كشور شوند و از سوي ديگر چهره‌اي فاتح از خود پيش چشم جهانيان به نمايش گذارند.
دوم آنكه غرب به دنبال راه خروجي كم‌هزينه است كه بتواند ادوات و تسليحات را از افغانستان خارج سازد.
بر اين اساس است كه غرب رويكردي سه‌جانبه را در منطقه در پيش گرفته است. رويكرد به دولت‌هاي افغانستان و پاكستان و تعامل با طالبان در اين چارچوب ارزیابی مي‌شود.
نكته مهم در اين وادي را تحركات صورت گرفته براي امضاي توافقنامه امنيتي ميان آمريكا و افغانستان تشكيل مي‌دهد. هر چند دو طرف در گذشته توافقنامه راهبردی امضا كرده‌اند اما توافقنامه امنيتي متممي است كه زمينه را براي حضور نيروهاي آمريكايي در افغانستان پس از سال 2014 محقق مي‌سازد. بر اساس گزارش‌هاي منتشرشده آمريكا تلاش دارد تا براي 10 سال آينده 10 الي 20 هزار نيرو از 52 هزار نيروي مستقر در افغانستان را حفظ کند.
اين امر براي راهبرد سال 2025 آمريكا كه رويكرد به شرق را در دستور كار دارد، داراي اهميت بسياري است.
بر همين اساس، 20مهرماه 1392 جان كري، وزير امور خارجه آمريكا، در سفر به كابل چندين دور مذاكره با رئيس‌جمهور افغانستان صورت داد كه محور اصلي آنها را توافقنامه امنيتي تشكيل مي‌داد. وي تلاش كرده تا رضايت افغانستان را براي نهايي ساختن اين توافقنامه جلب کند. نكته مهم در خواست آمريكا، دريافت مصونيت قضايي براي نظاميان آمريكايي، داشتن پايگاه نظامي و آزادي عمل براي انجام عمليات نظامي در منطقه به نام امنيت افغانستان است.
مواضع آمريكايي‌ها از جمله رفتارهاي جان كري نشان مي‌دهد كه آنها در اجراي طرح توافقنامه امنيتي به دو اصل توجه دارند. اولاً آنكه، اين توافقنامه پيش از سال 2014 نهايي گردد تا حضور بلندمدت آمريكا و عدم خروج نظاميان داراي وجهه قانوني باشد و آمريكا چنان وانمود سازد كه به درخواست افغانستان در اين كشور باقي مانده است نه براي اجراي سياست‌هاي منطقه‌اي خويش. بر اين اساس، آنها برآنند تا در هر شرايطي در سال 2013 و پيش از پايان فرصت نهايي براي خروج نظاميان، اين توافقنامه را اجرايي سازند.
ثانياً، آمريكا مي‌خواهد با دولت كنوني افغانستان و تا پيش از آغاز مبارزات انتخاباتي در افغانستان اين طرح، نهايي شده باشد. آمريكا از محور قرار گرفتن توافقنامه امنيتي به‌عنوان اصلي انتخاباتي نگران است و مي‌خواهد تا ظرف يك ماه يعني زمان آغاز مبارزات انتخاباتي اين طرح را نهايي كرده باشد.
در نقطه مقابل، دولتمردان افغانستان از جمله شخص كرزاي كه از روحيه ضد آمريكايي مردم افغانستان آگاه هستند، از اجرايي ساختن توافقنامه امنيتي با شروط آمريكا هراس دارند و آن را زمينه‌ساز شكست كانديداي احتمالي دولت در انتخابات مي‌دانند. بر اين اساس است كه كرزاي ضمن تأكيد بر لزوم برخي تغييرات در توافقنامه امنيتي، انتقادها و اعتراض‌ها به تحركات اشغالگران را شدت بخشيده است، چنانكه نمود آن را در مواضع كرزاي در ديدار با كري مي‌توان مشاهده كرد.
در اين ميان برخي ناظران سياسي بر اين عقيده‌اند كه آمريكایی‌ها با الگوسازي از عراق بحراني پس از خروج نيروهاي آمريكايي براي افغانستان و نيز برجسته‌سازي تهديد طالبان و پاكستان براي كابل، به دنبال تحميل توافقنامه امنيتي به اين كشور به‌عنوان راهكار گرفتار نشدن در سرنوشت ناآرام عراق، مسئله طالبان و حتي پاكستان هستند.
با توجه به آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه افغانستان اين روزها صحنه جدال بر سر توافقنامه امنيتي است كه نه‌تنها آمريكا و دولت افغانستان بلكه طالبان و حتي كشورهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي را نيز در برگرفته است چراكه سرنوشت اين توافقنامه بر افغانستان و كل منطقه و در بلندمدت بر ساختار نظام بين‌الملل تأثيرگذار خواهد بود. بر اين اساس، هفته‌هاي آينده دوراني سخت براي افغانستان بر سر اين توافقنامه خواهد بود كه در كنار مسئله انتخابات بر حساسيت‌هاي اين كشور خواهد افزود.


آمادگی مخالفان اسد براي عبور از بحران سوريه
رضا اشرفي

«اكمل‌الدين احسان اوغلو» و «نبيل العربي» دبيرهاي كل سازمان همكاري اسلامي و اتحاديه عرب، بيانيه مشتركي را منتشر كردند و همزمان از ارتش و مخالفان سوريه خواستند كه در تعطيلات عيد قربان، سلاح خود را به زمين بگذارند. اگرچه اين خواسته همچون سال گذشته با مشكلاتي مواجه شده است، اما نوع خواسته دو سازمان اسلامي  عربي نشانگر آن است كه كشورهاي حاضر در آنها متقاعد شده‌اند كه بحران سوريه از طريق ديپلماتيك حل‌وفصل می‌شود. اين رويكرد، متأثر از توافقات فرامنطقه‌اي است. پس از اينكه در روز 21 اگوست (31 مردادماه) در سوريه از سلاح شيميايي استفاده شد، مخالفان بي‌وقفه اعلام كردند كه دولت و ارتش دست به چنين حمله‌اي زده‌اند. در همين حال دولت سوريه با ارائه اين موضوع كه ارتش در موقعيت ضعيف قرار ندارد و نيازي نمي‌بيند كه از تسليحات غيرمتعارف استفاده كند، اعلام كرد كه مخالفان مسلح كه خواهان حمله آمريكا و غرب به كشور هستند، دست به چنين توطئه‌اي زده‌اند. در اين حمله بيش از 300 تن جان خود را از دست دادند و تعداد زيادي نيز مجروح شدند.
پس از اين اتفاق، آمريكا تا مرز حمله به سوريه پيش رفت و در كنار ناوهاي جنگي آمريكا، ‌انگليس نيز در حركتي مشابه، ناوهاي جنگي خود را وارد آب‌هاي مديترانه كرد؛ اما همزمان ايران،‌ روسيه و چين خواهان عقب‌نشيني نيروهاي نظامي غرب بودند. در اين ميان، بر اساس سخنان «سرگئي لاوروف»،‌ وزير امور خارجه روسيه، پيشنهاد شد براي اينكه بار ديگر چنين اختلافاتي در بحران سوريه شكل نگيرد،‌ تسليحات شيميايي اين كشور تحت كنترل بين‌المللي درآيد. اين پيشنهاد از آنجايي كه رژيم صهيونيستي همواره ادعا مي‌كرد سلاح‌هاي شيميايي سوريه مي‌تواند در اختيار حزب‌الله لبنان قرار بگيرد،‌ با تعجب تل‌آويو و واشنگتن مواجه شد. اما از آنجا كه دولت باراك اوباما براي حمله به سوريه دچار شك و شبهه شده بود و به همين دلیل، تصميم آخر را به كنگره سپرده بود،‌ اين طرح را پذيرفت و از حمله منصرف شد. از اين‌رو بين قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي توافق شد كه به جاي جنگ، از ابزار سياسي در بحران سوريه استفاده شود كه انتخابات سال 2014 مي‌تواند بسيار كارگشا باشد.
اما پيش از اين انتخابات، مقدماتي نياز است كه متحدان منطقه‌اي آمريكا همچون عربستان،‌ قطر و تركيه بايد نسبت به آن دقيق باشند و به گونه‌اي عمل نكنند كه توافقات اصلي با مشكل مواجه شود. از اين‌رو عربستان سعودي به عنوان حامي سلفي‌ها و تكفيري‌های متصل به القاعده، قطر و تركيه حامي اخوان و گروه‌هاي زيرمجموعه آنها بايد از حمايت همه‌جانبه مخالفان سوري عقب‌نشيني كنند. در غير اين صورت، آمريكا در منطقه بيش از گذشته متضرر خواهد شد. از چندي پيش، آمريكا در ميان متحدان منطقه‌اي خود نقش بيشتري به عربستان سعودي داده است؛ بنابراين در اين بده‌بستان سياسي بايد از سياست‌هاي فعلي آمريكا پيروي كند. در غير اين صورت، قافيه را به رقبا خواهد باخت. از اين منظر مي‌توان انتظار داشت كه عربستان حمايت خود را از سلفي‌ها و القاعده بكاهد. از سوي ديگر، قطر به‌عنوان حامي منطقه‌اي اخوان با كاهش قدرت مواجه شده است. پس از اينكه در كودتاي سفيد و تحميلی آمريكا شيخ «تميم ‌بن آل‌ثاني» نهمين امير قطر از 25 ژوئن 2013 (چهارم تير) جانشين پدر شد، ‌از قدرت اين كشور نيز كاسته و در واقع عربستان بازيگر اصلي متحد عربي آمريكا در منطقه شد.
بيان نامه امير جديد قطر به بشار اسد، رئيس‌جمهور سوريه (هر چند كه بعد از چند روز تكذيب گرديد) همراه با بيانيه مشترك اكمل‌الدين احسان اوغلو و نبيل العربي بيانگر آن است كه كشورهاي منطقه طرح «عبور از بحران سوريه» را پذيرفته‌اند و خود را براي آن آماده مي‌كنند. اين رويكرد در طول دوره بحران سوريه كاملاً بي‌سابقه است. بنابراين پس از اين مي‌توان انتظار داشت كه كشورهاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي كه تاكنون از تروریست‌های ضدسوری حمايت مي‌كردند، گام‌به‌گام عقب‌نشيني كرده و به سمتي پيش بروند كه سوريه از بحران خارج شده و مقدمات انتخابات رياست‌جمهوري آينده را فراهم كند. در حالي كه اين بحران، تركيه را به گونه‌هاي مختلف با مشكل مواجه كرده است. به اين علت كه آنكارا با تندروي‌هاي غيرمنطقي نتوانست سياست‌هاي آمريكا را در منطقه مورد فهم قرار دهد. اما مهم‌تر از همه اينكه آمريكا و متحدانش به تيم مقابل كه متشكل از حداقل سه كشور ايران، ‌روسيه و چين هستند،‌ باخته و در صورت‌بندي آينده قدرت، دست پايين را خواهند داشت. عبور از بحران سوريه، نه‌تنها از اين استعداد برخوردار است كه قدرت را در منطقه بازتعريف كند، بلكه بر سياست‌هاي بين‌المللي تأثير عميق و انكارناپذیري خواهد گذاشت.


از نگاه دیگران

انتفاضه يا فروش قضيه فلسطين
انتفاضه الاقصي به‌عنوان کسب همه‌پرسي ملي و اجازه ملي نشان داد که توافقنا‌مه‌هاي اسلو و صلح موعود و کشور قديمي فلسطين خواب و خيالي بيش نيست، بلکه بديلي ملي براي مبارزه با اشغالگري است و مقاومت مجدد لازم است. اين انتفاضه زندگي را در پيکره فلسطين از نهر تا بحر به داخل و خارج وطن دميد و دستاوردي بزرگ در زمينه فرار از شهرک‌‌نشيني در کرانه باختري و عقب‌نشيني از نوار غزه به همراه داشت.
پس از وفات عرفات در سال 2004 بسياري بر اين عقيده بودند که دستاورد انتفاضه و مسلح کردن آن در مقايسه با هزينه پرداختي هيچ شباهتي با دستاورد حاصل از ادامه مذاکرات و اجراي بي‌چون و چرای آمريکا نخواهد داشت، اما ما اکنون شاهد ابطال اين نتيجه‌گيري هستيم، زيرا حقايق جاري همه ادعاهاي موهوم براي گزينه اسلو را نشان مي‌دهد. شهرک‌سازي افسارگسيخته تروريسم دولتي و شهرک‌نشين‌ها، سياست پاک‌سازي نژادی و يهودي‌سازي قدس و نقشه‌هاي مربوط به تقسيم‌بندي مکاني و زماني مسجد‌الاقصي در مسير ساخت معبد خيالي همه و همه تحت پوشش مذاکرات محرمانه براي شناسايي رژيم صهيونيستي به عنوان سرزميني براي ملت يهود بر روي ويرانه‌هاي حقوق و روايت عربي فلسطيني از تاريخ و حفظ امنيت رژيم صهيونيستي صورت مي‌گيرد. راه‌حل ابتکاري اقتصادي آمريکا تنها جايگزيني براي پروژه دولت‌سازي تحت اشغالگري است.
راه‌حل اقتصادي مذکور، تنها يک شيوه مبتكرانه جديد براي تبديل نيروهاي انقلابي و تشکيلات ملي فلسطين با بخش خصوصي و بازرگانان صلح اقتصادي و تحميل سياست واقعيت‌هاي جاري است.
پس نکته قابل ذکر آن است که هم‌ اکنون تشکيلات خودگردان، بزرگ‌ترين استخدام‌کننده خانواده‌هاي فلسطيني و بازار كار در اراضي اشغالي 1948 است. هدف اصلي اين طرح ابتکاري درهم تنيدن اقتصاد و منابع ملي با اقتصاد رژيم صهيونيستي است. اين امر جز حمايت رژيم صهيونيستي به عنوان تنظيم‌کننده شبکه‌هاي اسکان در کرانه باختري را دنبال نمي‌کند. همان چيزي که در راه‌حل دو دولتي به عنوان کشور فلسطين شناخته مي‌شود.
روزها از پس يکديگر مي‌گذرند و حاصلي جز افزايش رنج و خشم ملي به همراه ندارد؛ خشمي که انتفاضه سوم را نويد مي‌دهد. انتفاضه جديد در افق مي‌درخشد و اگر خوب گوش فرا دهيم صداي پاي آن قابل شنيدن است. ما شاهد وخامت اوضاع ميليون‌ها فلسطينی در داخل وطن و در اردوگاه‌هاي آوارگان در سراسر جهان هستيم، اما آيا اين انتفاضه بدون رهبر و اجماع فلسطين به وقوع خواهد پيوست؟ آيا روند تصميم‌گيري ملي به ملت باز خواهد گشت و مردم دوباره منبع مشروعيت‌بخش آرمان فلسطين خواهند بود؟
آيا اين راهبرد انتفاضه، آينده را در معرض توطئه‌ها و احتمالات گوناگون قرار خواهد داد و جنبش‌هاي فتح و حماس را در کنار يکديگر قرار مي‌دهد؟ اين همان چيزي است که امروز ادامه و گسترش حرکت‌هاي مردمي در داخل و خارج آن را طلب مي‌کند تا هر چه سريع‌تر اين مذاکرات بيهوده و شکاف دروني فلسطين و هماهنگي امنيتي را از بين ببرد. رژيم صهيونيستي هم‌اکنون توانسته است قضيه فلسطين را در مرداب اسلو خشك سازد و آن را با پرونده هسته‌اي ايران و نزاع سني و شيعي جايگزين سازد. ملت فلسطين با تحرک خود مي‌تواند جايگاه اصلي خود در منطقه را بازيابد و معادله منطقه‌اي جديدي را بر ويرانه‌هاي جهان تک‌قطبي بنا کند.
منبع: عرب 48
نويسنده: عمر شحاده
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 594

کری: پنجره دیپلماسی با ایران در حال باز شدن است!
فارس(22/7/1392): وزیر امور خارجه آمریکا طی سخنانی گفت که پنجره دیپلماسی با ایران درباره برنامه هسته‌ای این کشور در حال باز شدن است. «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا طی سخنانی گفت که پنجره دیپلماسی با ایران درباره برنامه هسته‌ای این کشور «در حال باز شدن» است اما «به توافق نرسیدن بهتر از رسیدن به توافق بد است». کری این اظهارات را در لندن و طی سخنرانی که با ماهواره برای کنفرانس سیاست خارجی کمیته امور عمومی اسرائیل و آمریکا [ایپک] پخش می‌شد مطرح کرد. وی در این سخنرانی گفت: هم‌اکنون، پنجره دیپلماسی در حال باز شدن است، اما من می‌خواهم شما را مطلع کنم که چشمان ما نیز باز است. جان کری ادامه داد: در حالی که ما به دنبال راه‌حل مسالمت‌آمیز برای برنامه هسته‌ای ایران هستیم، سخنانی که گفته می‌شود، باید با اقدام عملی همراه باشد. در هر تعاملی با ایران ما به نیازهای امنیتی اسرائیل نیز توجه خواهیم کرد.
کلینتون: هنوز برای اطمینان از تغییر موضع ایران زود است
ايسنا(20/7/1392): هیلاری کلینتون گفت برای اینکه بدانیم رویکرد متفاوت دولت جدید ایران در قبال مذاکرات هسته‌ای به پیشرفت جدی در این زمینه منجر خواهد شد یا خیر، خیلی زود است. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در یک سخنرانی در مرکز کاتام‌هاوس در لندن گفت که مطمئن نیست نشانه‌های حاکی از یک رویکرد دیپلماتیک و دوستانه‌تر (از جانب ایران) نشانه تغییر جدی در سیاست ایران باشد. به گزارش رادیو آمریکا، وی گفت که این می‌تواند در دور بعدی مذاکرات در ژنو آشکارتر شود. کلینتون گفت: من در مذاکرات ژنو بیشتر علاقه‌مندم بشنوم که آیا ایران امیدش برای انجام مذاکراتی که به یک راه‌حل رضایت‌بخش برای آنها و قابل قبول برای ما منجر شود را اجرایی خواهد کرد یا خیر. ما فعلاً نمی‌توانیم از این مسئله مطمئن شویم.
حمايت آمريكا از قاتلان ملت ايران
ايسنا (22/7/1392): سفیر آمریکا در عراق از دولت عراق خواست تا «تضمین‌هایی» را به منظور حمایت از عناصر گروهک تروریستی منافقین و عدم تعرض به آنها «تا زمان تعیین‌تکلیف نهایی» ارائه کند. استفان بیکروفت در گفت‌وگو با مدی پرس با تکذیب تصمیم آمریکا برای قطع کمک‌ها به عراق، بیان کرد: آمریکا متعهد شده است که به عراق در همه زمینه‌ها کمک کند چرا که عراق شریک واقعی آن به شمار می‌رود. وی ادامه داد: اظهارنظرهایی در خصوص قطع کمک‌ها به عراق به دلیل حمایت نکردن از عناصر گروهک منافقین منتشر شده است. ما به عنوان دولت آمریکا به عراق تأکید می‌کنیم که ما کمک‌های‌مان را قطع نخواهیم کرد. سفیر آمریکا گفت: ما در زمانی هستیم که بر حمایت‌مان از عراق و ادامه کمک‌رسانی به این کشور تأکید داریم.
مسائل یک‌شبه حل نمی‌شود
فارس(23/7/1392): یک مقام ارشد آمریکایی با بیان اینکه ژنو می‌تواند نقطه آغاز حل مسائل باشد، گفته است که در این مذاکرات سه محور ابعاد غنی‌سازی، شفافیت برنامه هسته‌ای و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران مورد بحث قرار می‌گیرد. یک مقام ارشد آمریکایی می‌گوید نباید انتظار داشت موضوع هسته‌ای ایران در مذاکرات «ژنو» به نتیجه نهایی برسد، اما این مذاکرات می‌تواند شروعی برای حرکت به سمت نتیجه‌گیری باشد. این مقام ارشد آمریکایی که در جمع گروهی از خبرنگاران صحبت می‌کرد، در این مورد گفت: هیچ‌کس نباید انتظار داشته باشد یک‌شبه به نتیجه برسیم. بالاخره باید از یک جا شروع کنیم و ما امیدواریم که اینجا همان نقطه آغاز باشد. امیدواریم ایرانی‌ها با پیشنهادی معتبر به میز مذاکره آمده باشند... امیدواریم بتوانیم لحن مثبت را به توافقی در مورد نحوه چگونگی حرکت رو به جلو، تبدیل کنیم.
نامه 10 سناتور به اوباما
باشگاه خبرنگاران(23/7/1392): گروهی از سناتورهای آمریکایی با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور این کشور اعلام کرده‌اند فقط در صورتی حاضرند اعمال دور جدید تحریم‌ها علیه ایران را تعلیق کنند که ایران تمام فعالیت‌های غنی‌سازی خود را متوقف کند.
10 سناتور دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا اعلام کردند در صورتی که تهران گام‌های قابل‌ملاحظه‌ای در جهت کاهش فعالیت‌های هسته‌ای خود بردارد، سنا برای تعلیق اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران، آماده است. گروهی از سناتورها در نامه‌ای به «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، به وی و دیگر اعضای 1+5 توصیه کردند از روش «تعلیق در برابر تعلیق» استفاده کنند. آن‌ها اعلام کردند که اگر ایران غنی‌سازی خود را تعلیق کند، آمریکا نیز اعمال دور جدید تحریم‌ها را تعلیق می‌کند.


هویت 325

انگلیس: وضعیت بسیار نگران‌کننده زندان‌ها
انگلیس به‌عنوان یکی از مدعیان حقوق بشر، خود با بحران‌های حقوق بشری بسیاری مواجه است که صرفاً با سانسورهای خبری به پنهان‌سازی آن می‌پردازد. منابع خبری اعلام کرده‌اند زندان‌های انگلیسی که توسط کمپانی امنیتی G4S اداره می‌شود، در تأمین نیازهای اولیه بهداشتی و سلامتی زندانیان ناکام بوده و وضعیت اسفناکی بر این زندان‌ها حاکم است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که اکثر زندان‌های انگلیس که دولت برای کاهش هزینه‌ها آنها را به بخش خصوصی واگذار کرده در وضعیت نامطلوبی قرار دارند و حقوق زندانیان در ابعاد گسترده‌ای نقض می‌شود. وضعیت نامناسب بهداشتی و شلوغی زندان‌ها در کنار رفتارهای غیر انسانی زندانبانان با زندانیان تنها بخش‌های کوچکی از وضعیت نامناسب جاری در زندان‌های این کشور است که دولت برای رفع آنها اقدامی صورت نداده است.
ايتاليا: بحران پناهندگان

وضعیت مهاجران در ایتالیا و البته بی‌توجهی اتحادیه اروپا به این وضعیت به یک رسوایی برای این کشور و قاره اروپا مبدل شده است. برای نمونه يك كشتي حامل 500 پناهجوي آفريقايي راهي ايتاليا شده بود كه در سواحل «لامپدوسا» (Lampedusa)،‌ آتش گرفت و پس از واژگوني، غرق شد. در ميان كشته‌ها و مفقودشدگان، تعداد زيادي كودك وجود دارد. شهردار منطقه، عمق اين فاجعه و پيداشدن لحظه‌به‌لحظه اجساد جديد را «فاجعه‌اي هولناك» خواند. طبق اعلام وزارت كشور تونس، اين كشتي عمدتاً حامل شهرونداني از کشورهای سومالي، كنيا، اتيوپي و اريتره آفريقا بود. «فرانسيس كرپو» گزارشگر ويژه سازمان ملل در امور پناهندگان پس از انتشار اين خبر گفت: «كشته شدن اين افراد، قابل پيشگيري بود.» حق برخورداری از مراقبت‌های روانشناختی برای قربانیان شکنجه، عدم اسکان زنانی که مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته‌اند با مردان پناهنده در یک مکان، فراهم آوردن امکانات حقوقی بیشتر برای دفاع از حقوق پناهجویان و بالاخره نحوه تقسیم پناهجویان در کشورهای عضو اتحادیه از جمله قوانین مهاجرتی اروپا است که توسط ایتالیا رعایت نشده و اتحادیه اروپا نیز به دلیل این مسائل ایتالیا را مورد بازخواست قرار نداده است.
کاناد: مشارکت در جاسوسی‌های آمریکا

کانادا از جمله کشورهایی است که ادعای حمایت از حقوق بشر را سر می‌دهد و از پیشگامان ارائه قطعنامه علیه کشورها در حوزه حقوق بشر در مجامع جهانی است. این در حالی است که این کشور هر روز با ابعاد جدیدی از رسوایی در این حوزه مواجه می‌شود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این کشور با آمریکا در جاسوسی از کشورها همکاری‌ گسترده‌‌ای داشته است که نمود آن را در قبال برزیل می‌توان مشاهده کرد. دولتمردان برزیل اعلام کرده‌اند کانادا علیه این کشور به جاسوسی پرداخته و اطلاعات را در اختیار آمریکا قرار داده است. هر چند که کانادایی‌ها برآنند تا به این مسئله ابعاد سیاسی بدهند، اما نهادهای حقوق بشری آن را از ابعاد رفتاری کانادا در نقض حقوق شهروندان سایر کشورها دانسته‌اند.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

صبح صادق بررسی می‌کند
جدال راهبردی بازیگران بحران سوریه

هادی محمدی

مهم‌ترین پرسش از چرایی و چگونگی وضعیت فعلی معارضان مسلح و تروریست‌ها و حامیان آنها در بحران سوریه با این پاسخ روبه‌روست که سه عرصه و رویداد اصلی در آن نقش اصلی را عهده‌دار بودند.
ابتدا اینکه از اواخر پاییز سال گذشته که کمک‌های پنجاه میلیون دلاری آمریکا از طریق ارتش حر به داخل سوریه سرازیر شد، در پاسخ به آمریکایی‌ها در چگونگی هزینه این کمک‌ها، روشن شد که مقامات ارتش حر، نیمی از آن را در اختیار جبهه النصره قرار داده‌اند. از آنجا که جبهه النصره و گروه‌های هم‌پیمان و سلفی آنها، که تشکل نظامی اخوانی نیز بخشی از آن تلقی می‌شد، از نگاه آمریکا و به‌ویژه غربی‌ها، طرف‌های غیرقابل اعتماد و خطرناک ارزیابی شدند، نقطه‌ عطف جدیدی در تحولات سوریه شکل گرفت. آمریکایی‌ها همه چیز را متوقف کردند و به‌دنبال شکل‌دهی به یک جریان قابل اعتماد، هم در درون ائتلاف دوحه و هم در درون تشکل‌های نظامی داخلی سوریه برآمدند. این رویکرد در فاصله چندماه به حذف قطر از گردونه مدیریت بحران در سوریه منجر شد و رقیب اصلی آن، عربستان به صحنه ورود اصلی پیدا کرد. این رویداد و رخدادهای بعدی به‌خوبی نشان داد که آمریکا فاقد راهبرد تفصیلی و روشن در مورد سوریه است و با تکیه بر راهبرد نظامی و امنیتی ۲۰۱۲، نیازمند تکیه بر بازیگران منطقه‌ای برای مدیریت بحران در سوریه بود و به همین دلیل، بازیگران منطقه‌ای با تمایلات و رویکردهای درونی، رفتارهای آمریکا در مدیریت بحران را دچار اعوجاج و عدم ثبات می‌کردند. ترکیب ائتلاف حامیان دچار تفرقه شد و جایگاه آنان تغییر کرد. ترکیه و قطر که قبلاً جایگاه مهمی دارا بودند به ردیف دوم تنزل یافتند و در اروپا نیز در بین انگلیس و فرانسه و آلمان و درنهایت آمریکا، تفاوت دیدگاه و اولویت‌ها شکل گرفت. عربستان که زمام امور را بر عهده‌ گرفته بود، با تقویت جریان تکفیری  وهابی که از عراق ریشه‌دار شده بود، به تشکل امروزی داعش (دولت اسلامی عراق و شام) تکیه و آن را تقویت کرد و بقیه گروه‌ها را با ارعاب و وسوسه مالی و لجستیکی و گاه درگیری‌های شدید از داعش متأثر کرد تا بازیگر اصلی در صحنه میدانی باشد. این پدیده در زمانی نه چندان طولانی به تقابل دیدگاه و رفتار با ترکیه و قطر و حتی آمریکا کشیده خواهد شد ولی سعودی‌ها، با دلگرمی از حمایت صهیونیست‌ها، این مسیر را ادامه می‌دهند.
شرایط فعلی میدانی گروه‌های تروریست در سوریه، حاصل رقابت آشکار رویکردهای بازیگران منطقه‌ای است و هیچ‌یک از آنها تا به حال قابلیت کسب حمایت کامل آمریکا و غرب را به دست نیاورده است.
عامل دوم در روند تحولات سوریه در طی یک سال گذشته، شکل‌گیری ارتش داوطلب ملی در سوریه در کنار ارتش نظامی آن بود که با حمایت از امنیت محله‌ها و شهرها و روستاها، روش و بازی جنگی تروریست‌ها را به شکست کشانده بود و عملاً روند تحولات میدانی و جنگی را در ۹ ماه گذشته در شیب پیروزی‌های ارتش سوریه قرار داده است.
یکی از دلایل اثرگذاری و یا استقبال مردمی از تشکیل چنین سازمان نظامی در سوریه، وازدگی مردم سوریه از رفتار و ماهیت وحشیانه اقدامات تروریست‌ها در سه سال گذشته است که حداقل بخش خاکستری و بی‌تفاوت مردم سوریه را در کنار نظام سوریه قرار داده است. این نکته‌ای است که به‌تازگی در رفتار گروه‌های تروریستی مورد توجه قرار گرفته و از وسعت رفتار تکفیری‌ها، قتل‌عام‌ها و سر بریدن‌ها و یا کشتارهای طایفی آنها در مناطق تحت سیطره کاسته شده و تلاش می‌کنند با مردم مناطق با سیاست زمین سوخته برخورد نکنند. یک نکته امنیتی و نظامی در این رویکرد جدید تروریست‌ها این است که از مردم، سپر انسانی نیز می‌سازند و عملیات‌های ارتش سوریه را برای آزادسازی و پاکسازی مناطق، کند می‌کنند.
عامل سوم و راهبردی در تحولات سوریه این است که بازیگران مخالف سیاست‌های استکباری و غربی و صهیونیستی، در سه دهه گذشته به‌خوبی آموخته‌اند که چگونه از دل سیاست‌های آمریکایی و به‌ویژه در خاورمیانه، برای خود فرصت‌سازی کنند. تجربه لبنان و اشغالگری رژیم صهیونیستی و شکل‌گیری حزب‌الله و مقاومت، تجربه اشغال فلسطین در دو دهه گذشته و متولد شدن و اقتدار مقاومت با رویکردهای جهادی و اسلامی، تجربه عراق و سیاست‌های جنگی، یک‌جانبه و مغرورانه آمریکا و اکنون نیز تجربه سوریه و بحران‌سازی هدایت‌شده از این دست است.
همان گونه که در عراق، تمامی رجزخوانی‌های اولیه و تحکم‌گونه مقامات آمریکا به خواهش‌ها و التماس‌های روزهای پایانی منجر شد و حتی پذیرفتند برای ساماندهی خروج آبرومندانه با ایران مذاکره داشته باشند و اعلام آمادگی کردند که در پرونده افغانستان نیز آماده مذاکره هستند، امروز روند تحولات سوریه به نقطه‌ای رسیده است که توصیه‌های مشفقانه در غرب به حکومت‌های آمریکایی و اروپایی، این است که برای خروج از بحران غیر انسانی که در سوریه تولید کرده‌اند، چاره‌ای جز گفت‌وگو با ایران (و یا همراه با روسیه) ندارند. اگر در سه سال گذشته تمامی قدرت‌های غربی و دیکتاتوری‌های فاسد عربی و خام‌اندیشان اخوانی در ترکیه و مصر در کنار هم جمع شدند تا خاورمیانه و نظام حاکم بر آن را از نو دگرگون کرده و با شاخص‌های جدید غربی بسازند (همان گونه که در عراق وعده داده بودند) و این پتانسیل عظیم که در ادبیات مقامات سوری جنگ جهانی علیه ملت سوریه نامیده می‌شود، برای دیگر بازیگران هم‌پیمان با سوریه، فرصت‌ّهای راهبردی تولید کرده است. در این فرصت‌های راهبردی هم چهره واقعی سیاست‌های غربی و دیکتاتوری‌های عربی آشکار شده و هم عرصه‌های رقابت و تضاد در بین آنها، فعال‌تر از گذشته خودنمایی می‌کند و هم اینکه با رسوایی سیاست‌ها و چهره این بازیگران در نزد افکار عمومی، امکان نظام‌سازی و نظم منطقه‌ای را از دست داده‌اند و مهم‌تر اینکه پتانسیل و قدرت خود را نه‌تنها بازسازی نکرده‌اند، بلکه با نگرانی و وحشت بیشتری برای حفظ نظام‌های فاسد در منطقه روبه‌رو هستند و بنا به اعتراف منابع آمریکایی و غربی، آمریکا در حال خروج از منطقه است و نفوذ خود را در وضعیت قهقرایی می‌بیند. یک تصویر اصلی از ماهیت رفتاری غرب و دیکتاتوری‌های منطقه‌ای، پیوند آنان به شکل مستقیم و غیر مستقیم با پدیده تروریسم است که از آن به عنوان حربه و ابزار نامشروع برای دستیابی به اهداف بزک‌شده و فریبکارانه استفاده می‌کنند. آیا آمریکا و غرب و دیکتاتوری‌های عربی می‌توانند انکار کنند که با تکیه بر تروریسم وحشی در سوریه به جنگ یک نظام سیاسی مخالف خود رفته‌اند؟ آیا می‌توانند انکار کنند که به جز حمایت‌های مالی و لجستیکی و تسلیحاتی از تروریست‌ها، نیروهای امنیتی و نظامی و رسانه‌ای خود را در صحنه میدانی در کنار آنان قرار داده و تمامی تجربه و پتانسیل خود را نیز به آنها منتقل کرده‌اند؟
با اینکه آمریکایی‌ها در توافق با روسیه بر راه‌حل سیاسی در ژنو ۲ تأکید و راه‌حل نظامی را غیر قابل وصول به نتیجه ارزیابی می‌کنند، ولی هنوز بر کمک‌های جدید برای تروریست‌ها اصرار دارند و چشم خود را بر تحولات جدید و هضم شدن همه گروه‌ها در یک جریان تکفیری و القاعده و وابسته به عربستان بسته‌اند. اگر در دو سال گذشته، تلاش مصنوعی برای فاصله داشتن ارتش حر با جبهه النصره و داعش و عاصفه الشمال از خود نشان می‌دادند، اکنون که تقریباً کار ارتش حربه روزهای پایانی نزدیک می‌شود و در حال پیوستن به داعش هستند، هنوز سکوت در غرب حاکم است. جالب است بدانیم که جریان عاصفه‌الشمال، تقریباً یک جریان مافیایی است که با کمک استخبارات ارتش ترکیه و قطر کار دلالی تسلیحاتی را عهده‌دار بوده و با داشتن تعدادی تانک، آنها را به دیگر گروه‌ها در یک‌سال گذشته کرایه می‌داده و امروز که داعش با حمایت عربستان به‌دنبال بر هم زدن معادله میدانی به سود خود است و به این گروه حمله کرده و در حال تسلیم شدن است، این سکوت ادامه دارد. النصره و تعدادی گروه القاعده‌ای دیگر هم که در شش ماه گذشته با مشکلات شدید مالی و لجستیکی روبه‌رو بوده و در دو ماه اخیر زیر حملات داعش ضعیف شده‌اند، در حال پیوستن به این گروه و تشکیل یک ستاد فرماندهی هستند تا از کیسه مالی و لجستیکی عربستان بهره‌مند شوند. تصویر واقعی ومیدانی گروه‌های تروریست این است که ارتش حر، النصره و عاصفه الشمال در حال حل‌و هضم شدن در درون داعش هستند تا برگه قدرت میدانی به‌طور کامل در اختیار عربستان باشد. سعودی‌ها که با رویکرد ورود به مذاکرات سیاسی و ژنو۲ به شدت مخالفند از زبان تمامی گروه‌های مسلح و تروریستی اعلام کرده‌‌اند که رویکرد و راه‌حل‌ سیاسی را قبول ندارند و به جنگ در سوریه ادامه می‌دهند. این رفتار و رویکرد سعودی‌ها که از حمایت اسرائیلی‌ برخوردار است، امکان جسارت یافته تا در مقابل مواضع اعلامی آمریکا قرار گیرد. یعنی با وجودی که جان کری برضرورت تعیین زمان برای نشست ژنو ۲ تأکید می کند، معلوم نیست که دولت سوریه باید با چه کسانی گفت‌وگو کند. تمامی گروه‌های تروریستی داخل از ائتلاف دوحه اعلام برائت کرده‌اند و مسئولان ائتلاف دوحه و حتی مجلس وطنی آن هم با نشست ژنو۲ مخالف است. دلیل این امر این است که تا شرایط میدانی با روندهای فعلی روبه‌رو است، ورود به مذاکره، امری احمقانه نشان می‌دهد، چرا که در نشست ژنو۲، باید برای کسب امتیاز از نظام سوریه وارد شوند و اکنون چنین شرایطی در صحنه میدانی حاکم نیست.
محورهای عملیاتی در حومه و ریف دمشق در شعاع وسیع‌تری در حال پاکسازی است و روستاهای حمص و حماه و حلب در تعداد زیاد در هفته‌های گذشته پاکسازی شده‌اند و تروریست‌ها به سمت مرزهای اردن و ترکیه متواری گشته‌اند. سعودی‌ها که خود را در ترکیه با مشکلات جدید در اعزام افراد و ارسال لجستیک برای تروریست‌ها روبه‌رو می‌بینند، خاک لبنان و روستا مرزی عرسال را برای وارد کردن پتانسیل جدید تروریستی به خاک سوریه تعیین‌ کرده‌اند تا از محور قلمون به حومه و ریف دمشق وارد شوند. عملیات‌های ارتش سوریه از چند روز پیش در این محور آغاز شده تا این طرح را ناکام گذارد. عملیات‌های جدید ارتش در محور حلب  حماه و پاکسازی جاده ارتباطی این محور و پیشروی در جنوب شرق حلب و ادامه آن در شرق حلب، مرحله جدید برای آغاز عملیات در شمال سوریه را پایه‌گذاری می‌کند. این منطقه همان حوزه‌ای است که گروه تروریستی داعش قصد دارد با حذف بقیه گروه‌ها، اعلام دولت اسلامی کند. با قدرت‌یابی داعش که عملاً به حذف نفوذ میدانی ترکیه منجر می‌شود، تنش بین ترکیه و عربستان نیز قابل انتظار است. مضافاً اینکه ترکیه با تمامی هزینه‌هایی که در سه سال گذشته در سوریه داده، امروز با بی‌توجهی آمریکا روبه رو شده و عربستان از نگاه آمریکا به ترکیه ترجیح یافته و از این رو مواضع جدید ترکیه و پرخاش نسبت به آمریکا، ناشی از خشم ترک‌ها است. تنها شانس آمریکایی‌ها در منطقه که بسیاری از اوراق بازی خود را از دست داده‌اند این است که یکبار دیگر رسماً، ‍پیوند با القاعده و تکفیری‌های وحشی را برای کسب امتیازات احتمالی راهبردی بپذیرند و از سیاست های عربستان و گروه داعش در سوریه حمایت کنند تا در عراق نیز جای پایی جدید کسب نمایند.
برخی نشانه‌ها، حاکی از این است که عربستان قصد دارد، دامنه نفوذ و ساماندهی داعش را به لبنان و یا ترکیه نیز گسترش دهد تا بازیگر برتر منطقه شود. حضور گسترده تکفیری‌ها و وهابی‌های مزدبگیرد از عربستان و جریان ۱۴ مارس و حریری که بنا به خواست عربستان، تشکیل کابینه را به گروگان گرفته اند، ظرفیت عملی برای گسترش دامنه حضور داعش در لبنان می‌باشد.
نتیجه این تصویر منطقه‌ای این است که در افق زمانی نزدیک، انتظار نشست واقعی ژنو۲ یک توهم است و تحولات سوریه به سمت درگیری شدید نظامی با داعش که تمامی گروه‌های نظامی و مسلح داخل سوریه را در درون دارد، در شمال این کشور ادامه می‌یابد که از مشروعیت جدی نیز برخوردار خواهد بود. ولی ماهیت این جنگ نشان می‌دهد که سوریه در خاک خود با عربستان می‌جنگد و آمریکا نیز با سکوت در مقابل داعش، منتظر تغییر در معادله داخلی سوریه خواهد ماند. در عرصه منطقه‌ای ترکیه و قطر در نقطه مقابل عربستان خواهند بود که این فاصله با مرور زمان بیشتر نیز می‌شود و عرصه عملیاتی سعودی‌ها الزاماً باید در لبنان و اردن متمرکز شود. اردنی‌ها که از نزدیک اوضاع سوریه را زیر نظر دارند، با روندهای فعلی که ارتش سوریه، تروریست‌ها را به سمت مرزهای لبنان و ترکیه عقب می‌راند، انگیزه بالایی برای پذیرش ریسک نخواهند داشت ولی به شکل محدود و پنهان ناچار به ارائه خدمات به عربستان هستند. معنای این بحث این است که لبنان کاندیدای اصلی اجرای سیاست‌های عربستان خواهد بود که ممکن است به سمت یک انفجار امنیتی جدید نیز به پیش برود. با دگرگونی در اوضاع سوریه (و به موازات آن آنچه در مصر روی داد)، جریان اخوانی‌ یا باید در چهارچوب جریان تکفیری و القاعده تنفس کند و یا مانند حماس، فاصله منطقی خود را با روندهای فعلی حفظ کرده و به جبهه مقاومت نزدیک شوند. به نظر می‌رسد گزینه دوم در درون اخوان ترجیح داشته باشد و باید منتظر انتخاب آنها ماند. جداشدن اخوان از روندهای جاری در سوریه، به معنای نابودی پایگاه اجتماعی تروریست‌های تکفیری در سوریه است و بر سرعت شکست آنها در مقابل ارتش سوریه خواهد افزود. با توجه به عرصه‌های جغرافیایی داعش در مرزهای عراق، با تنگ شدن فضای امنیتی و شکست در مقابل ارتش سوریه، این جریان به سمت مرزهای عراق و سرزمین آن عقب‌نشینی می‌کند که باید منتظر تشدید فضای امنیتی در عراق نیز باشیم.
آنچه در این جدال راهبردی  منطقه‌ای و در بین بازیگران آن در حال ثبت شدن است این که، آمریکا در افق نزدیک با کاهش وزن و حوزه نفوذ جدی در منطقه‌ روبه رو است و ائتلاف سازی در بین کشورهای هم‌پیمان آمریکا در منطقه نیز به مرحله شکاف و تضاد وارد می‌شود و کشورهایی مانند عربستان، اردن، قطر و امارات و بحرین در یک سال آینده با شوک معکوس در درون خود روبه‌رو خواهند بود و همین امر به بی‌ثبات‌تر شدن اهرم‌های آمریکا در منطقه منتهی می‌شود.
شرایط فعلی و روندهای پیش‌رو در سوریه و منطقه، از دست برتر و اقتدار بیشتر محور مقاومت و ایران حکایت دارد و مزیت‌های راهبردی ناشی از فرصت‌سازی در سوریه و منطقه، امکان جهش در موضوعات دیگر منطقه‌ای مانند افغانستان و مسئله هسته‌ای را نیز فراهم می‌کند.


نگاه یک
علی اسماعیلی

علمای اسلام به داد اسلام برسید!
هفته گذشته مقام معظم رهبری در پیام مهم خود به حجاج بیت‌الله‌الحرام، علاج اوضاع بغرنج و محنت‌بار امروز جهان اسلام را «اتحاد و برادری» و «شناخت دشمن و شیوه مقابله با آن» از سوی مسلمانان دانستند. اینکه معظم‌له از اتحاد و دشمن‌شناسی مسلمانان به‌عنوان دو جمله کلیدی یاد می‌کنند، نشان از اوضاع نابسامانی دارد که در حال حاضر جهان اسلام گرفتار آن است که ایشان به درستی به آن واقف بوده و نسبت به آن هشدار ‌دادند. حال این سوالات مطرح است که واقعاً این روزها چه بر سر مسلمانان آمده است؟ چرا برادرکشی در بین کشورهای اسلامی رو به گسترش است؟ به‌راستی بزرگان و علما و اندیشمندان مسلمان چه می‌کنند؟ اینکه دشمنان اسلام و مسلمانان در پس پرده جنایاتی که در پاکستان و عراق و سوریه و... اتفاق افتاده و می‌افتد، شکی نیست، چراکه کار دشمن دشمنی است آن هم دشمنی که بیشترین ضربه را از اسلام و بیداری اسلامی دیده و بر طبق آموزه‌های دینی خود مانع اصلی سلطه و استثمار کشورها از سوی دول مستکبر و صهیونیسم است. اما در اینجا روی صحبت ما با بزرگان و علما و اندیشمندان مسلمان است. کسانی که می‌توانند نقش مهمی در آگاهی‌بخشی مسلمانان از توطئه‌های امروز دشمنان اسلام داشته باشند. همان کاری که مقام معظم رهبری بارها و در پیام اخیر خود بسیار بر آن تأکید کردند. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا این همه شبکه‌ها و پایگاه‌های اینترنتی تفرقه‌افکن که جز پاشیدن بذر دشمنی و کینه بین مذاهب اسلامی، کارکرد دیگری ندارند، هر روز قارچ‌گونه سر برمی‌آورند؟! شبکه‌هایی که با دمیدن بر دشمنی و کینه بین مسلمین سبب بروز انفجارهای کور و تروریستی در پاکستان و عراق و سوریه و دیگر نقاط جهان اسلام می‌شوند. به راستی آیا برادرکشی جز خدمت به دشمنان اسلام به‌ویژه غرب و صهیونیست است؟! آیا افزایش تأسیس شبکه‌های تفرقه‌افکن به نام شیعه و سنی، هر انسان عاقلی را به تأمل وا نمی‌دارد. چرا شبکه‌های ضدشیعی‌ای چون؛ «وصال»، «کلمه»، «العربیه» و... و یا شبکه‌های ضدسنی‌ای چون؛ «فدک»، «اسلام»، «اهل بیت» و... این روزها اینگونه دست به تخریب و توهین گسترده علیه یکدیگر می‌زنند و در این راه از هیچ توهینی نیز رویگردان نیستند؟ جالب اینکه این شبکه‌ها از همه‌گونه امکانات مادی و فنی و مهندسی و حمایت همه‌جانبه غربی‌ها و صهیونیست‌ها برخوردار هستند. برای نمونه ذکر دو نمونه از حمایت غربی‌ها از شبکه‌هایی که این روزها به نام شیعه به مقدسات برادران اهل سنت توهین می‌کنند، خالی از لطف نیست. شبکه «فدک» که مؤسس آن، فردی روحانی‌نما به نام «یاسر الجیب» است، پس از اخراج از کویت (به‌دلیل اقدامات ساختارشکنانه‌اش) از سوی دولت انگلیس پناهندگی گرفته و با کمک آنها در لندن این شبکه تفرقه‌افکن را راه‌اندازی می‌کند. شبکه بعدی شبکه «اهل بیت» است که فرد روحانی‌نمای دیگری با ملیت افغانی آن را در آمریکا تأسیس کرده است و در آن به بهانه ترویج شیعه، توهین و ناسزا به مقدسات اهل سنت را در دستور کار خود دارد. اما نکته جالب درباره این شبکه این است که بنا بر قوانین دولت آمریکا، در این کشور اگر شبکه‌ای کوچک‌ترین توهینی به مقدسات یک فرقه مذهبی یا فکری و اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل می‌شود! حال نباید پرسید، چرا این شبکه که تمام برنامه‌هایش، توهین و فحاشی به بزرگان اهل سنت است، تعطیل نمی‌شود؟! شبکه‌های وصال و کلمه و العربیه و... نیز وضعیت‌شان مشخص است چراکه حامی آنان، پول‌های بادآورده نفتی سران وهابی سعودی و قطری است. واقعیت این است که هر دو گروه برای دشمنان اسلامی و در راستای اهداف آنان کار می‌کنند و هر شیعه یا سنی‌ای که کشته شود، برای‌شان فرقی نمی‌کند چراکه در راستای منافع غرب و صهیونیسم است. امروز وظیفه علما و بزرگان جهان اسلام بیش از پیش سنگین‌تر است. علمای اسلام باید به داد اسلام برسند!


نگاه دو
علی تتماج

مأموریت رسانه‌های غربی
سرانجام اولین دور از مذاکرات رسمی میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 در ژنو در روزهای 23 و 24 مهر ماه برگزار شد. هر چند که در حاشیه شصت‌وهشتمین سالگرد تأسیس سازمان ملل متحد در نیویورک دیداری میان وزرای خارجه هفت کشور برگزار شد، اما ماهیت رسمی برای مذاکرات هسته‌ای نداشته و در حوزه کارشناسی و فنی نشست اخیر ژنو اولین نشست جدی طرفین قلمداد می‌شود.
این نشست در حالی برگزار شد که هر کدام از دو طرف به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند تا زمینه را برای مذاکرات آینده هموار سازند. در کنار مواضع طرفین و آنچه در ژنو گذشت یک اصل اساسی مطرح است و آن نوع رفتارهای محافل رسانه‌‌‌ای غربی در باب این مذاکرات است. هر چند که بسیاری از محافل رسانه‌ای و سیاسی جهان حتی در درون اروپا و آمریکا بر جایگاه برتر ایران تأکید دارند و خواستار رویکرد غرب به بهره‌گیری از این نشست برای تعامل با ایران شدند، اما رفتار بسیاری از رسانه‌‌های غربی نشان می‌دهد که آنها مأموریتی خاص را در روند مذاکرات اجرا می‌کردند که محور آن تضعیف موقعیت ایران و برتری دادن به مواضع غرب بوده است. نمود عینی این رفتار را در عملکرد رسانه‌هایی همچون بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، رویترز و... می‌توان مشاهده کرد.
در فضای رسانه‌ای آنها تلاش کردند تا چند اصل را مورد تأکید قرار دهند و مخاطبان خود را در فضایی قرار دهند که در نهایت پذیرنده لزوم رویکرد ایران به پذیرش خواسته‌‌های غرب شود.
بخشی از این عملکرد را در نوع پردازش به شرایط ایران تشکیل می‌داد. نکته مهم در این عرصه آن است که این رسانه‌ها تلاش کردند تا چنان القا سازند که جمهوری اسلامی و ملت ایران نیازمند این مذاکرات است و به زعم غربی‌ها برای خروج از چالش‌های درونی گزینه‌ای جز اجرای خواست غرب ندارند. برجسته‌سازی مسائل اقتصادی و گره زدن مذاکرات به مسئله تحریم‌ها محور این اقدامات را تشکیل می‌داد. آنها با این فضاسازی از یک سو تلاش کردند تا چهره‌ای ضعیف و متزلزل از گروه هسته‌ای ایران به نمایش گذارند، در حالی که روند مذاکرات نشان داد که هیئت ایرانی با تکیه بر اصول و خطوط قرمز ملت ایران در حوزه هسته‌ای ضمن تأکید بر ادامه مذاکرات بر حقوق حقه ملت ایران تأکید دارد. از سوی دیگر رسانه‌‌های غربی تلاش کردند تا با فضاسازی تبلیغاتی وحدت ملت ایران در حوزه هسته‌ای و مقابله با زیاده‌خواهی غرب را هدف قرار دهند.
بخش دیگر تحرکات رسانه‌‌های غربی را برتر نشان دادن طرف غربی در مذاکرات با تکرار ادعاهای واهی لزوم شفاف‌سازی و اعتمادسازی ایران و نیز ادعای راهبردی بودن بسته پیشنهادی غرب در مذاکرات تشکیل می‌داد. آنها برآن بودند تا از یک سو ایران را به مخفی‌کاری هسته‌ای متهم سازند تا به نوعی توجیه‌کننده ادعاهای غرب در قبال ایران باشد و از سوی دیگر، آنها با اهمیت‌زدایی از مواضع مطرح شده از سوی هیئت ایرانی در مذاکرات چنان القا کنند که پیشنهادهای گروه 1+5 ابعاد مهم و کاربردی داشته و ایران باید پذیرنده آن باشد.
رسانه‌‌های غربی از جمله بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، رویترز، خبرگزاری فرانسه، فرانس 24، یورو نیوز و... تلاش کردند تا چنان عنوان سازند که ایران گزینه‌ای جز پذیرش خواست غرب ندارد و باید تسلیم مطالبات گروه 1+5 گردد، حال آنکه هیئت ایرانی در روند مذاکرات بر لزوم خطوط قرمز ملت ایران و تغییر نگرش غرب از زیاده‌خواهی به تعامل برد برد تأکید داشته و حاضر به عقب گرد از حقوق ملت ایران نشده است.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

صبح‌صادق افزایش روند طلاق را بررسی می‌کند
شبکه‌هایی که بنیان خانواده را هدف گرفته‌اند

سید فخرالدین موسوی

خانواده نخستين نهاد اجتماعي است كه در زندگي جمعي انسان شكل گرفته و مهم‌ترين نقش را در توسعه و رشد مراحل حيات بشر در امتداد تاريخ انسان داشته است و از ابتدا تا فرجام زندگي، نسبت به ساير نهادهاي اجتماعي از ارزش و اهميت خاصي برخوردار بوده و خواهد بود. تأثير خانواده بر رشد، تعالي و شكوفايي افراد و جامعه به حدّي است كه هيچ انديشمندي آن را انكار نمي‌كند و در بستر یک خانواده مستحکم و پاک است که فرزندانی مفید و صالح تربیت‌شده و به جامعه تحویل داده می‌شوند، از اين‌رو تمام صاحب‌نظران علوم انساني از ابتداي تاريخ دربارة خانواده توصيه‌هايي داشته‌اند. اديان الهي نيز به جهت نقش مهم خانواده در اخلاق و معنويت انسان‌ها، در اين زمينه آموزه‌هاي مهمي ارائه كرده‌اند و در همين راستا آخرين دين الهي؛ يعني اسلام، خانواده را از مهم‌ترين و اساسي‌ترين واحدهاي اجتماعي مي‌داند كه بناي آن بر اُلفت، همدلي و خوشي استوار گشته و اين بنا محبوب‌ترين بناها در پيشگاه خداوند است كه روابط آن بر مودّت و رحمت پايه‌گذاري شده؛ لذا نهاد خانواده از منظر اسلام، داراي حيات و قداست ويژه‌اي است كه قابل قياس با هيچ نهاد اجتماعي ديگري نيست. پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) مي‌فرمايد: «مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيج » در اسلام هیچ نهادی محبوب‌تر از خانواده در نزد خدای متعال نیست»، اما در جامعه ما این روز‌ها بنیان خانواده که تا این حد مورد تأکید و توجه مکتب اسلام است، سمت و سوی بسیار نگران‌کننده‌ای را به خود گرفته است. آمارهای اعلام شده از مراجع قانونی خبر از روند افزایشی طلاق می‌دهد که در معارف اسلامی بسیار مذموم شمرده شده است و امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرمایند: «تزوّجُوا ولا تطلِّقُوا فإنّ الطلاقَ یهتزُّ منهُ العرشُ» طلاق عرش خدا را می‌لرزاند. این روزها در خانواده‌های ایرانی سیر صعودی پیدا کرده است. آمار‌ها می‌گویند در شش ماه نخست امسال به‌طور رسمی ۷۰ هزار و ۸۴۱ طلاق در کشور ثبت شده است که این تعداد در مقایسه با سال گذشته شش درصد افزایش داشته است. این یعنی اینکه همچنان دادگاه‌های خانواده و مراکز قوه قضائیه سرریز از زنان و مردانی است که متقاضی جدایی‌اند، در حالی که رشد شاخص ازدواج در کشور در همین بازه زمانی پنج درصد برآورد شده است که این آمار زنگ خطر جدی را برای تداوم ساختار خانواده ایرانی و جامعه اسلامی به صدا در آورده است. آمارهای اعلام شده از سوی نهادهای مسئول برای پنج سال اخیر نیز از رشد نسبی طلاق در کشور خبر می‌دهد، بر اساس این آمار در سال ۱۳۸۷ دوازده و نیم طلاق در برابر هر۱۰۰ ازدواج ثبت شده است، سال 91 در برابر هر 100 ازدواج هجده طلاق به ثبت رسیده است که به عبارت دیگر مشخص می‌کند که سرعت افزایش طلاق‌ در مقایسه با ازدواج تقریباً ۵/۱ برابر است. به راستی چرا جامعه سنتی و ارزشی و مستحکم ایرانی به اینجا رسیده است؟! اگر بخواهیم علل و ریشه‌های رشد روزافزون جدایی زوج‌های ایرانی از یکدیگر را جست‌وجو کنیم به دلایل متعدد و گسترده‌ای در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... برخواهیم خورد، اما در این نوشتار قصد داریم به یکی از دلایل مهمی که در سال‌های اخیر تأثیر بسزای بر رشد این پدیده شوم اجتماعی گذاشته است، بپردازیم، این عامل همان تهاجم فرهنگی هدفمند غربی و لیبرالی برای تخریب بنیان خانواده و فرهنگ اسلامی زندگی مردم در جامعه ایران است، جبهه فرهنگی غرب به‌کارگیری ابزار ماهواره و ایجاد صد‌ها شبکه ضد فرهنگی و گسترش شبکه‌های ضد اخلاقی اجتماعی به باورها و سبک زندگی ایرانی اسلامی در جامعه ما هجوم آورده است که متأسفانه گاه با استقبال بخش‌هایی از جامعه نیز مواجهه شده است! به‌صورتی که استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی مجازی توسط خانواده‌های ایرانی بدون توجه به آثار مخرب آن روزبه‌روز در حال گسترش است و در همین راستا مرکز افکارسنجی صداوسیما به‌تازگی در برآوردی اعلام کرده است میزان استفاده از ماهواره در شهر تهران به بالای 60 درصد رسیده است! راهیابی آنتن‌های ماهواره به خانواده‌های ایرانی در حالی صورت پذیرفته است که حضور لجام‌گسیخته ماهواره در خانواده‌های ایرانی، بارها و بارها از سوی پژوهشگران علوم اجتماعی و فرهنگی مورد انتقاد قرار گرفته است. تأکید شده که با آمدن امواج ماهواره‌ای از راه تلویزیون به خانه‌های مردم، الگوهای رفتاری متناسب با وضعیت اجتماعی کشور سست و لرزان می‌شود.حال چگونه می‌توان امیدوار بود با هجمه گسترده این شبکه‌ها علیه نظام خانواده و تهدید آن، خانواده ایرانی، دوام و قوام طبیعی خود را حفظ کند؟ واقعیت این است که در صورت توجه نکردن خانواده‌های ایرانی و مسئولان فرهنگی کشور به این روند، آینده‌ای بسیار نگران‌کننده رقم خواهد خورد. در سایه ورود شبکه‌های تبلیغی جبهه فرهنگی غربی، تغییر رفتار اجتماعی در ایرانی‌ها طی سال‌های اخیر رشد محسوس و قابل تأملی داشته است که به اعتقاد کارشناسان امور اجتماعی، این تغییر رفتار از جمله عوامل افزایش آمار طلاق در جامعه در سال‌های اخیر بوده است. در این فضا رسانه‌ای از یک‌سو شبکه‌های ماهواره‌ای با ساخت سریال‌های خاص و برنامه‌های مختلف که با حجم گسترده و بمباران‌گونه پخش می‌شود، یعنی حذف مسئله محرم و نامحرم، عادی نشان دادن روابط با جنس مخالف بدون قیدوبندهای دینی و اخلاقی، امکان شکل‌گیری روابط زن و مرد خارج از چارچوب ازدواج و روابط آزاد به‌شدت تبلیغ می‌شود و از سوی دیگر، در تکمیل این پروژه ضد فرهنگی غرب، شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی وارد میدان شده و با ایجاد زمینه برای ارتباط دائمی آسان میان زنان و مردان به ساده‌سازی رابطه با جنس مخالف می‌پردازند. پژوهش‌های اجتماعی نشان داده است که قرار گرفتن خانواده‌ها در معرض برنامه‌های چنین شبکه‌هایی سبب تغییر رفتار اجتماعی افراد و شکل‌گیری سبک زندگی تازه می‌شود که منجر به فاصله و دوری زوج‌ها از یکدیگر شده است و به مرور، با افزایش این فاصله‌ها، افراد تمایل پیدا می‌کنند به‌طور کامل از هم جدا شوند. همچنین این روابط در بسیاری از موارد سبب ایجاد سوءظن و خیانت میان زوجین شده که گاه منجر به فجایع بسیاری از جمله قتل شده است که هر روز اخبار آن را در نشریات می‌توان دید و جالب اینکه بسیاری از این قاتل‌ها نقش ماهواره و دوری از باورهای دینی را علت اصلی ارتکاب خیانت و سپس جنایت خود اظهار می‌دارند.
این تنها بخشی از تأثیر این هجمه فرهنگی و تغییر سبک زندگی ایرانیان است که موجب تهدید بنیان خانواده می‌شود. این شبکه‌ها در راستای اهداف خود برای از بین بردن بنیاد خانواده در جامعه ما سعی می‌کنند تصویری وارونه از ازدواج به نمایش درآورند و تمایل افراد برای ازدواج را سرکوب کنند. این شبکه‌ها با نشان دادن ازدواج در اسلام به عنوان یک محدودیت که مانع ارتباط‌های متعدد با جنس مخالف می‌شود و تبلیغ بی‌بندوباری جنسی، هم‌خانگی را به جای ازدواج به جوانان ایرانی پیشنهاد می‌دهند، در این نوع زندگی افراد بدون آنکه نسبت به یکدیگر تعهدی داشته باشند، در یک خانه زندگی می‌کنند! متأسفانه طی ماه‌های اخیر اخباری از سوی کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران منتشر شد که از وجود زندگی مجردی دانشجویی و... در شهر تهران و زندگی دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف خبر داده است! اگرچه ‌هنوز آمار رسمی در این خصوص اعلام نشده است، اما این معضل و پدیده قطعاً می‌تواند یکی از عوامل تأثیرگذار در ساختار خانواده و افزایش آمار طلاق باشد.
یکی دیگر از اثرات ماهواره‌ها بر نسل جوان و فرهنگ تشکیل خانواده که در افزایش نرخ طلاق بسیار موثر است، تغییر مسیر شکل گرفتن خانواده و انتخاب همسر توسط افراد است، در صورتی که در گذشته این فرایند در بستر خانواده و با راهنمایی‌های افراد با تجربه و مسن خانواده صورت می‌پذیرفت و زندگی مشترک با آگاهی و شناخت نسبتاً مناسب طرفین نسبت به یکدیگر آغاز می‌شد، اما امروز برای نسل جدید  در سایه تبلیغات رسانه‌های غربی  این فرض به وجود آمده است که خود به‌تنهایی و جدا از نظر خانواده و پدر و مادر می‌توانند در تصمیم‌گیری استقلال داشته و خود به انتخاب همسر اقدام کنند. در این فرهنگ که از سوی غرب به جامعه در حال تحمیل شدن است، روش‌های سنتی درست و تجربه شده انتخاب همسر مطلوب منسوخ شده! و افراد تشویق می‌شوند تا برای شناخت بهتر پیش از ازدواج، وارد رابطه دوستی با فرد مورد نظر خود شوند! که این تلقی غلط موجب می‌شود تا روند انتخاب همسر از حوزه خانواده خارج شده و رابطه دوستی و احساسی جایگزین آن شود که این روش در انتخاب همسر موجب عدم شناخت درست و دقیق از همسر آینده توسط افراد شده و اغلب ازدواج را به شکست می‌کشاند.
حال با این شرایط که شبکه‌های ماهواره‌ای هر روز گسترده‌تر می‌شوند و به تعداد بیشتری از خانه‌های ایرانی راه پیدا می‌کنند، مسئولان فرهنگی باید برای مقابله با تحمیل سبک زندگی غربی و ترویج بی‌بندوباری در ایران اسلامی راه چاره‌ای بیندیشند. بدون تردید رهاسازی این امر می‌تواند خطرات بسیار مخربی داشته باشد و آینده جامعه ایران را تهدید کند، البته قطعاً راه مقابله با این شبکه‌ها، تنها برخورد‌های سلبی و مقطعی نیست، همانطور که مقام معظم رهبری در سخنان خود در سفر به خراسان شمالی نسبت به سبک زندگی غربی هشدار دادند و در ضرورت شکل‌گیری سبک زندگی ایرانی اسلامی فرمودند: «يكى از خصوصيات فرهنگ غربى، عادى‌سازى گناه است؛ گناه‌هاى جنسى را عادى مي‌كنند. هرجا غربى‌ها وارد شدند، فرهنگ‌هاى بومى را نابود كردند، بنيان‌هاى اساسىِ اجتماعى را از بين بردند.» وهمچنین ایشان رسالت اصلی امروز کشور را تدوین و گسترش سبک زندگی اسلامی  ایرانی دانستند.
نیاز امروز ما تدوین و ترویج زندگی با معیار‌های اسلامی و دینی است. نهادهای فرهنگی و همچنین دلسوزان اسلام و انقلاب اسلامی باید در زمینه ابزار تقویت قدرت رسانه و تأثیرگذاری کشور گام‌های بلند و اساسی برداشته و در زمینه محتوا نیز به تعریف شاخص‌های اسلامی ایرانی و تبیین معارف اسلامی بپردازند و در کنار آن با آسیب‌شناسی و بررسی خطرات نهادینه شدن فرهنگ غربی در جامعه ایران نهضت آموزش ملی و همگانی منسجم و هدفمندی را در مقابله با تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی طراحی کنند و به مرحله اجرا در بیاورند.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

وقیح‌تر از عربستان ندیده‌ام! سوریه، ایران و شکاف واشنگتن  ریاض!
هفته گذشته رسانه‌های منطقه‌ای مطالبی از معاون سیاسی بان‌کی‌مون درخصوص عربستان مخابره کردند که ضمن بازتاب‌های زیاد، تعجب بسیاری را فراهم کرد. «جفری فلتمن» در دیدارش با برخی از مسئولان لبنانی و عرب حاضر در نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، ضمن انتقاد شدید از رویکرد اخیر عربستان در تحولات منطقه‌ای نظیر؛ کارشکنی در روند دولت‌سازی در لبنان، قطع کامل روابط با عراق و عصبانیت شدید از آنچه نشانه‌های نزدیکی ایران و آمریکا نامید، تأکید کرد که من دولتی «بدتر» و «وقیح‌تر» از دولت عربستان ندیده‌ام و نمی‌دانم که چطور دولت عربستان همچنان به حکومت خود ادامه می‌دهد. این موضع‌گیری برای کسانی که از عمق دلدادگی بین واشنگتن و ریاض باخبر بودند، پرسش‌های زیادی را ایجاد می‌کند که در خلال نکات ذیل شاید بتوان به برخی از آنها پاسخ داد:
1 سخنان جفری فلتمن از دو حیث حائز اهمیت و قابل تحلیل است؛ از لحاظ شخصیت حقوقی که در معاونت بان‌کی‌مون دارد و از جایگاهی صحبت می‌کند که مناسبات بین دولت‌ها و ملت‌ها را در راستای پاسداشت صلح و امنیت جهانی رصد می‌کند. از این منظر، وی با اشرافی که به رویکردها و عملکردهای ضد حقوق ملت‌ها و مخل امنیت جهانی عربستان به‌عنوان یکی از بازیگران بین‌المللی دارد، اشاره می‌کند. دوم، از حیث شخصیت حقیقی هم وی فردی کارکشته در سیاست با سابقه اجرایی و مدیریتی در حوزه دیپلماسی آمریکایی در ژئواستراتژیک‌ترین منطقه جهان است که هم از سیاست‌های پشت پرده آمریکا مطلع است و هم عربستان.
2 اما انتقاد فلتمن از سیاست‌های عربستان، مشکلات جدی بین ریاض و واشنگتن را آشکار کرد. البته آنها ماه‌ها تلاش کردند عیان نشود. قهر کردن سعود الفیصل از جلسات سازمان ملل و سخنرانی نکردن وی برای اولین بار و حضور نیافتن در جلسات عمومی نشان می‌دهد که بین دو کشور مسائل جدی وجود دارد که بحث نزدیکی آمریکا به ایران، جدی نبودن اوباما در حمله به سوریه و عقب‌نشینی وی در بحث عراق از جمله این موارد اختلاف است.
3 عربستان که در قضیه سوریه با اغواگری آمریکایی‌ها دستان بسته خود را گشود و وعده آشکار چند میلیارد دلاری برای برکناری بشار داد، در شرایط امروز، که حمله به سوریه از اولویت آمریکا خارج شده، خود را مغبون می‌بیند؛ لذا با موضوع نشست ژنو2 به‌شدت مخالف است؛ چراکه اولاً طرح رقیبش، ایران، به همراه روسیه از مقبولیت قوی‌تری در آن برخوردار است؛ ثانیاً، شرایط برای سیاست راهبردی سعودی‌ها در برکناری اسد اصلاً مهیا نیست و جهان و قدرت‌های بزرگ روی موضوع سلاح شیمیایی تمرکز کرده‌اند که سوریه در این‌خصوص خوب عمل می‌کند و حتی جان‌کری وزیر خارجه هم تشکر کرد و باعث عصبانیت سعودی‌ها شد.
4 آمریکایی‌ها با ارزیابی میدانی که از تحولات منطقه دارند و تجربه ناموفقی که از شدت عمل بدون پشتوانه قدرت اقدام در سوریه دارند، پایه تحلیل خود را بر این اصل استوار کرده‌اند که باید منطقه مهم غرب آسیا را در پرتو سیاست‌های نرم و هوشمندانه مدیریت کنند تا هم هزینه جدیدی برای آنها در این شرایط اقتصادی متزلزل نداشته باشد و هم پرستیژ ابرقدرتی آنها در اثر ضعف را خدشه‌دار نسازد، اما در مقابل، سیاست منطقه‌ای عربستان درست در نقطه مقابل آمریکایی‌ها قرار گرفته است. عربستان به‌شدت نگران آثار و تبعات مدیریت تحولات منطقه به‌ویژه در حوزه عربی از سوی ایران است که آن را در ضدیت با منافع منطقه‌ای خود می‌داند؛ از این‌رو از فضای نرم ایجاد شده در بین واشنگتن و تهران احساس نگرانی می‌کند و تلاش می‌کند این فضا را مدیریت کند که از نگاه آمریکایی‌ها، پا بیش از گلیم خود دراز کردن محسوب می‌شود.
5 به‌نظر می‌رسد تاریخ‌مصرف مقطعی عربستان برای آمریکا تمام شده یا حداقل آمریکایی‌ها فشارهایی از جنس توبیخ دیپلماتیک فلتمن را برای سر عقل آوردن جناح افراطی سعودی‌ها مطابق با سیاست‌های اوباما لازم می‌دانند.


دريچه
برگردان: محسن رنجبر

فرايند اشغال يك سرزمين (30)
کار سخت انگلیس

ج  در سطح بین‌المللی: تا جنگ جهانی دوم (1945) انگلستان یک‌چهارم قلمرو و یک‌پنجم جمعیت جهان را در کنترل داشت. از جنگ جهانی دوم تا سقوط شوروی (1991) میزان تأثیرگذاری آن بر عرصه بین‌المللی، زیر چتر آمریکا، به نحو چشمگیری کاهش یافت. در طول 20 سال اخیر (20111991) به‌ویژه در پی جنگ‌های عراق و افغانستان و بروز بحران مالی  ‌اقتصادی، باز هم از سطح قدرت و نفوذ انگلیس، مرحله به مرحله کاسته شده است. امروز انگلیس نه کاملاًً با اروپا و نه کاملاًً با آمریکا همراه است. در دوران صبر و انتظار جهانی، تحقق «استقلال اسکاتلند» می‌تواند ضربه مهلکی بر نقش و جایگاه بین‌المللی انگلیس وارد کند و نقطه پایانی بر آن باشد. در موقعیتی که انگلیس در تکاپوی مدیریت اقتصاد بحران‌زده خود از یک‌سو و تلاش برای توازن‌بخشی جدید بین اروپا و آمریکای متغیر از سوی دیگر است، تجزیه آن، تمامی امیال تاریخی این قوم را بر باد خواهد داد.
جایگاه انگلیس طی دو سال گذشته از اقتصاد پنجم به اقتصاد ششم جهان تنزل یافته و این روند نزولی همچنان ادامه دارد. بی‌شک جدایی اسکاتلند از انگلیس، این روند کاهنده را تشدید خواهد کرد. نقش میانداری انگلیس در عرصه سیاست بین‌الملل که منبعث از جایگاه ژئوپلیتیک آن بود، مضمحل می‌شود و در نتیجه، با سست‌تر شدن پیوندهای دو سوی اقیانوس اطلس (بین اروپا و آمریکا) باید شاهد تحولی جدی در نظام بین‌الملل باقی مانده از جنگ جهانی دوم بود. در پی آن، همچنین باید انتظار کاهش محسوس نقش سنتی انگلیس در منطقه و پیرامون ایران را داشت. در آن صورت، روند بیداری اسلامی با موانع کمتری به راه خود ادامه خواهد داد و انگلیس محروم از منابع نفت و گاز دریای شمال، به منابع انرژی منطقه غرب آسیا و خلیج‌فارس وابستگی بیشتری پیدا خواهد کرد. این تحولات به نوبه خود بر سمت‌گیری‌های سیاسی بین‌المللی انگلیس در قبال ایران و منطقه، اثر تعیین‌کننده دارد.
ارزیابی
باتوجه به روندهای متغیر جاری در داخل انگلیس، اروپا و جهان، تغییرات اساسی محتمل در یک افق سه تا پنج ساله در این کشور اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. در نتیجه این تغییرات، افول یک بازیگر قدیمی قابل پیش‌بینی است، گرچه ابعاد آن کاملاًً شناخته شده نیست. دولت مرکزی در لندن حداکثر تلاش خود را به عمل خواهد آورد تا بر روندهای شروع شده در اسکاتلند و امواج استقلال‌طلبی در بریتانیا فائق‌‌ آید و آن را به نفع اهداف راهبردی خود، مدیریت کند.
وقایع اتفاقیه در پادشاهی متحده انگلستان، برآیند تلاقی نیروهای لندن و ادینبورو برای تحقق اهداف‌شان را در آینده نشان خواهند داد، اما حتی بدون تحقق استقلال اسکاتلند، دولت لندن باید تلاش‌های زیادی به خرج دهد تا در جایگاه پیشین خود در داخل و خارج باقی بماند. این دل‌نگرانی‌ها از هم‌اکنون مشهود است.
«جرمی براون» معاون وزیر خارجه انگلیس از حزب لیبرال دموکرات، چندی پیش در گفت‌وگو با روزنامه «ساندی تایمز» در مورد احتمال نزول جایگاه بین‌المللی انگلیس، قویاً هشدار داد: «انگلیس بدون بازسازی اساسی اقتصادی، با افول غیرقابل اجتنابی روبه‌رو است و کشورهایی نظیر مکزیک، کره جنوبی و برزیل، می‌توانند طی یک دهه، جایگاه آن را در نظام سلسله مراتبی جهان، اشغال کنند.
خداوند حق ویژه‌ای برای انگلستان مقرر نکرده تا برای همیشه یکی از ثروتمندترین و بانفوذترین کشورهای جهان باشد. اگر خودمان را با اوضاع متحول جهان تطبیق ندهیم، نزول‌مان قطعی است.»


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 222
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (6)
نگاهی به مبانی فکری مؤتلفه اسلامی

پس از آشنایی اجمالی با شناسنامه و مراحل تشکیل هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، در ادامه طی چند شماره به بررسی بنیان‌های فکری این حزب خواهیم پرداخت.

1 توحید یا خدامحوری
از نگاه اسلام، توحید زیربنای همه چیز است. توحید تنها یک طرز تفکر نیست، بلکه روشی برای زندگی کردن هم هست. توحید به ما می‌آموزد چگونه بیندیشیم، چگونه تدبیر کنیم، چگونه رفتار کنیم و چگونه با ستمگران درگیر شویم. از توحید درس‌های فراوانی می‌توان آموخت که برخی از آنها عبارتند از:
جز خدا کسی حق ندارد به‌صورت مستقل، جهان یا انسان را مدیریت کند؛
حکومت در اصل از آن خداست که به وسیله منصوبان او در زمین اجرا می‌گردد؛
امکانات و فرصت‌ها در سطح جهانی به‌صورت برابر به همه انسان‌ها تعلق دارد و خاص نژاد، رنگ و یا منطقه خاصی نیست.(۱)
شعار توحید کلمه لا اله الا الله است. از این جمله می‌توان نکته‌های بسیار فهمید. مانند اینکه:
تمام جهت‌گیری‌ها باید برای الله و به سمت او باشد.
هیچ قانون و یا حاکمی نباید پذیرفته شود مگر اینکه به نوعی متصل به الله باشد؛ زیرا تمام پذیرش‌ها باید مبنای الهی داشته باشد.
تمام رفتارها باید در چارچوب خواست و اراده خدا شکل گیرد و از رفتارهای ممنوع در قانون الهی پرهیز گردد.
در مرامنامه جدید مؤتلفه آمده است:
حزب با اعتقاد به دین مبین اسلام و حاكمیت قوانین الهی و استنباط احكام از چهار منبع قرآن، سنت، اجماع و عقل از طرق اجتهاد پویا و منطبق با زمان و حاكمیت ولایت‌فقیه در نظام حكومتی اسلام تأسیس می‌شود.(۲)
گفتنی است اعتقاد به حاكمیت قوانین الهی از جمله نشانه‌های درستی نگرش توحیدی در یک حزب سیاسی است. از سوی دیگر، بسیاری از احزاب، آرم و نشانه‌ای دارند که مهم‌ترین اصول فکری خود را در قالب آن بیان کرده‌اند. مؤتلفه، در نشانه خود شعار توحید را آورده است:
طرح برگرفته از كلمه جلاله «الله» است كه همه كار و همه چیز از او و برای اوست و همه هستی در این كلمه تجلی می‌یابد و همه جهات به او منتهی می‌شود. كلمه «الله» مستجمع جمیع صفات خداست.... نمود مخفی نشانه، كلمه «لا اله الا الله» است كه به زیبایی در كلمه «الله» طراحی شده و مجموعه‌ای اقتباس‌شده از آیات قرآن مجید است كه اصل اساسی توحید را مطرح می‌کند.(۳)
حسین انواری، سرپرست کمیته امداد و از سران مؤتلفه، بر انگیزه الهی در انجام کارها تأکید دارد:
هرکاری که انجام می‌دهیم، برای رضای خدا باشد و خداوند را در همه کارهای خود ناظر بدانیم که در این صورت دیگر نیازی به مراقب نخواهیم داشت. اگر نیت خود را خالص کردیم و خداوند را ناظر اعمال خود دیدیم، نورانی می‌شویم.(۴)
همچنین بادامچیان، قائم مقام دبیركل حزب، در تحلیل‌های خود تأکید خاصی بر توحید دارد:
وحدت مورد نظر امام(ره) و ملت در پناه كلمه توحید معنا پیدا می‌‌كرد.(۵)
آقای عسگراولادی نیز بر این باور است که:
توحید نه‌تنها یك اصل اعتقادی است بلكه بر همه رفتار عملی و اخلاقی و تحزب و معاشرت‌های ما باید سایه بیندازد.(۶)
علاوه بر این، مؤتلفه در آموزش‌های خویش نیز به توحید اهمیت می‌دهد. برای نمونه در معرفی کتاب احکام تشکیلاتی آمده است:
حزب مؤتلفه اسلامی... انگیزه اصلی خویش را از انجام وظیفه و ادای تكلیف شرعی در هر زمان و مكان، كسب رضوان‌الله می‌داند و تلاش می‌کند كه از هرگونه ناخالصی و شرك‌های آشكار و پنهان بركنار بماند.(۷)
عسگراولادی در نخستین دوره تربیت مربی مؤتلفه گفت تمامی فتح‌ها را باید از جانب خدای بزرگ دانست: فتح توحیدی پس از نصر خداوند به وجود می‌آید. این فتح ممکن است نظامی، سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی باشد، اما کسانی که به یاری خداوند به فتحی می‌رسند، اگر اشتباه کنند و بگویند این فتح را ما انجام دادیم، به فتح‌های آینده آسیب وارد می‌کنند.(۸)

2 اختصاص حاکمیت و تشریع به خدا
یک حزب خودی باید اعتقاد داشته باشد که حاکمیت واقعی از آن خداست. حق تشریع و قانون‌گذاری از آن اوست و انسان‌ها جز با اجازه او و یا در چارچوب قوانین او نمی‌توانند قانون‌گذاری کنند.
هدف پیامبران، تغییر نظامات سیاسى در جوامع بود؛ یعنى تبدیل هر نظام شرك‌آمیزى كه بر اساس حاكم و محكوم مبتنى است به یك نظام توحیدى كه بر اساس طرد هر گونه حاكمیت جز حاكمیت خداى حى قیوم استوار باشد.(۹)
در مرامنامه جدید مؤتلفه آمده است:
نظام تشریع در حكومت اسلامی از آن خداوند است كه توسط وحی به انبیاء ابلاغ شده است. در نظام اسلامی، تمام قوانین مطابق قرآن كریم و سنت پیامبر اكرم و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) می‌باشد و قوانین برخلاف اسلام از درجه اعتبار ساقط است.(۱۰)
علاوه بر این، آقای بادامچیان در مقدمه‌ای بر تاریخچه این حزب چنین می‌نویسد:
نهضت‌ها و انقلاب‌هایی رهگشای سعادت و آزادی و استقلال هستند که بر مبنای «ما انزل‌الله» و رعایت «حدودالله» و با انگیزه طلب «رضوان‌الله» و به دست «عبادالله» شکل بگیرند و رهبری و هدایت بشوند.(۱۱)
اعتقاد به اختصاص حاکمیت و تشریع به خدا وقتی به عرصه ظهور می‌رسد که احزاب سیاسی در صحنه عمل، آن را باور داشته باشند وگرنه در مرحله سخن، بسیاری منکر آن نیستند.
از جمله نشانه‌های فهم درست توحید، خداباوری در مباحث اقتصادی است. اینجاست که پای برخی احزاب چوبین است و درک درستی از توحید ندارند، اما مؤتلفه در اقتصاد نیز اعتقاد دارد خدا از ما بهتر می‌فهمد و هرچه او حکم کرده است باید ملاک باشد. آقای بادامچیان در مقام بیان نظرات حزب می‌گوید:
اقتصاد اسلامی می‏تواند جامعه را به‌خوبی اداره كند به شرط اینكه بعضی‏ها خیال نكنند كه از خدا بیشتر می‏فهمند، یا از خدا بیشتر عادلند،. .. آنكه راه نجات انسان‌ها هست، اقتصادی است كه از متن فقه خدایی و آزادی‏بخش اسلام برخیزد.(۱۲)
بزنگاه دیگری که برخی احزاب را به بیراهه می‌برد، ولایت‌پذیری است که مؤتلفه در این خصوص نیز راه درست را برگزیده است. در این‌باره، علاوه بر رابطه صمیمانه‌ای که بین مؤتلفه و امام خمینی(ره) وجود داشت و هم‌اکنون با مقام معظم رهبری وجود دارد، در مرامنامه اولیه مؤتلفه می‌خوانیم:
مؤتلفه اسلامی خود را از انصار مقام ولایت‌فقیه و پیرو روحانیت اصیل و مبارز اسلام و بازوی نظام جمهوری اسلامی(در محدوده توان تشكیلاتی خویش) می‏داند.(۱۳)
سخنان فوق به‌خوبی و در عمل، اعتقاد مؤتلفه به اختصاص حاکمیت و تشریع به خدا را ثابت می‌کند.
نکته دیگری که روشن می‌سازد یک حزب به احکام الهی اهمیت می‌دهد یا خیر، این است که تا چه حد به امر به معروف و نهی از منکر پایبند است. تقید به این واجب محکم الهی، نشان از اعتقاد یک حزب به قوانین خدا دارد. در این باره، گفتنی است حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد زرگر، دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منكر كشور در همایش مسئولان امر به معروف و نهی از منكر در مورد حزب مؤتلفه اسلامی (5/5/1387)اظهار داشت:
اگر بخواهیم به فعالیت احزاب و تشكل‌ها در امر به معروف ونهی از منكر نمره دهیم،‌ نمره حزب مؤتلفه اسلامی بیست است.(۱۴)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان 222
فتح الله پريشان

راهبرد تقیه و همکاری با دولت جائر از دیدگاه طبرسی
در شماره گذشته ضمن تعریف نظام سیاسی جور یا طاغوت از منظر علامه فضل‌بن‌حسن طبرسی، گفته شد وی هرگونه رابطه با دولت طاغوت را منع کرده است، اما در اوضاعی که حکومت عدل و امام عادلی وجود ندارد، حکم همکاری با دولت جائر نیز تغییر می‌کند. در این شماره که آخرین نوشته از سلسله مقالات درخصوص اندیشه سیاسی طبرسی است، با راهبرد تقیه و چگونگی تعامل با دولت ظلمه و طاغوت آشنا می‌شویم.
طبرسی به موارد و شرایط خاصی که نظام سیاسی مطلوب بر جامعه اسلامی حکمفرما نیست، در آثار خود اشاره کرده و برخی از مصادیق و شیوه‌های تعامل و رابطه با دولت جائر را مورد بررسی قرار داده است. در صورتی که نخبگان جامعه اسلامی بتوانند در دولت جائر خدمتی برای اسلام و مسلمین انجام دهند، ارتباط با ظالم اشکالی ندارد. دفاع از حق، امر به معروف و نهی از منکر و تسلیم حق به اهل آن، از جمله مواردی هستند که برای تحقق آنها می‌توان با ظالم ارتباط برقرار کرد. وی در این زمینه می‌گوید: «از آیه مبارکه ۵۶ سوره یوسف(ع) استفاده می‌شود که قبول ولایت از جانب کفار در صورتی که از طریق آن اقامه امر به معروف و نهی از منکر و رد حقوق مردم به ذی حق ممکن و میسر شود، جایز است. چنانکه حضرت یوسف(ع) حکومت و ولایت از کافر وقت را قبول کرد.» (۱)
مورد دیگر در جایی است که با ورود در دستگاه دولت جائر، بتوان شری را از مومنان و مسلمانان دفع کرده و رنج و مصایب آنان را کاهش داد: «فاما الدخول علیهم او مخالطتهم و معاشرتهم دفعاً لشرهم فجائز»(۲) در ادامه همین بحث در کتاب تفسیرش می‌نویسد: «اگر بتوان با قبول قضاوت در حکومت ظالم، احکام دین را بر پا و اجرا کرد، در این صورت قبول منصب قضاوت جور جایز است، چنانکه در مورد یوسف(ع) جایز بود.»(۳) همچنین طبرسی دادخواهی از حکومت جور را در صورتی که امید به استیفای حق داشته باشد، جایز می‌شمارد. البته وی حکومت کفر را مستثنی می‌کند که تلقی این است که به هیچ وجه مشروعیتی برای حاکمیت کفر قائل نبوده‌اند. مسئله دیگری که در اندیشه سیاسی مرحوم طبرسی مشاهده می‌شود، رویکرد عدالت‌گرایانه او نسبت به حکومت‌های محلی و فرمانروایان نظام سلجوقی در عصر خویش است. او با اینکه مشروعیت اصل حکومت را نمی‌پذیرد، اما از عدالت حکومت‌های محلی مانند ابی‌الحسن علی‌بن شهریار در مازندران سخن به میان می‌آورد. این امر از واقع‌گرایی او نسبت به اوضاع سیاسی زمانه‌اش حکایت می‌کند.(۴)
اصل دیگری که بر تفکر سیاسی شیعه و علمایی چون طبرسی در حوزه رفتار سیاسی نسبت به حکومت جور حاکم است، «استراتژی تقیه» است. پیروان مذهب شیعه در اوضاعی که حکومت ظالم در جامعه مستقر است، بایستی برای امنیت و بقای خود به استراتژی تقیه روی آورند و از هویدا کردن هویت مذهبی و دینی خود پرهیز کنند. این استراتژی توجیه‌گر وضع موجود نیست، بلکه بیانگر وظیفه افراد در وضعیت نامطلوب است. طبرسی راهبرد تقیه را از آموزه‌های فقه شیعه می‌داند و اتخاذ آن را برای حفظ جان و دین توصیه می‌کند. طبرسی در تفسیر مجمع‌البیان در ذیل آیه مبارکه «الا ان تتقوا منهم تقاه» می‌نویسد: «این آیه دلالت می‌کند که تقیه در زمان خوف بر دین و جان، جایز است.» و ادعای اجماع می‌کند که اصحاب شیعه گفته‌اند: «تقیه هنگام ضرورت در هر موردی جایز است و چه بسا واجب باشد. البته در شرایطی که با تقیه، خوف مومنی بریزد یا فسادی در دین پیش بیاید، تقیه جایز نمی‌باشد.»(۵)
بدین صورت، طبرسی تقیه را اعتراض پنهان به وضعیت موجود تلقی کرده و دورنمای زندگی در حکومت طاغوت (ظلم) را برای شیعیان ترسیم می‌کند. وی در ارزیابی تاریخی از زندگی سیاسی ائمه معصومین (علیهم‌السلام) سیاست آنان را مبتنی بر تقیه تحلیل می‌کند که متناسب با اوضاع زمان و مکان و به مقدار ضرورت انجام شده است.
در انتهای این مطلب لازم به ذکر است که مطالعه و تعمق در اندیشه سیاسی مرحوم طبرسی، به ویژه با متدولوژی تفسیر سیاسی قرآن، این حقیقت مهم را آشکار ساخت که وی در حوزه اندیشه سیاسی مباحث درخور توجهی ارائه کرده است. اگر چه حکومت مطلوب ایشان، حکومت معصوم است و به همین دلیل اندیشه سیاسی او برمحور نظام امامت دور می‌زند، اما نظریه سیاسی او در عصر غیبت درخصوص همکاری و تعامل مشروط با نظام‌های جور از هوشمندی او برای حفظ حیات سیاسی شیعه حکایت می‌کند. از شماره آتی، پای مشق سیاسی یکی دیگر از مفاخر و اندیشمندان مسلمان خواهیم نشست.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

پوپولیسم موعظه‌گر درکانادا
یکی دیگر از نمونه‌های مطالعاتی پوپولیسم، جنبش توده‌ای دهقانان در کانادا است. رادیکالیسم روستایی پوپولیست‌های آمریکا در قرن نوزدهم، در ایالت آلبرتای کانادا در دهه ۱۹۳۰ بازتاب عمیقی داشت که تلاش خواهیم کرد درباره ابعاد آن در این شماره مطالبی را تقدیم کنیم.

جنبش «اعتبار اجتماعی»
برخلاف حزب مردم در روسیه، ظهور جنبش «اعتبار اجتماعی» در کانادا، شدیداً به رهبری کاریزماتیک و فردی وابسته بود. به این دلیل با پوپولیسم پرونی آرژانتین شباهت دارد و تجارب آن یادآور نقش رهبری پرون در آرژانتین پس از جنگ است. همچنین در خاستگاه اندیشه‌های این جنبش، رد و نشان تجارب نارودنیک‌های روسیه به چشم می‌خورد، چرا که این اندیشه‌ها از خارج انتقال پیدا کرده بودند و برای بسیج و مشروعیت بخشیدن به جنبش توده‌ای از آنها استفاده می‌شد. تاریخ جنبش «اعتبار اجتماعی» نمودار ظهور جنبشی پوپولیستی است که به تشکیل دولت اعتبار اجتماعی، در آلبرتا انجامید، اما در عمل شاهد دوری از اندیشه پوپولیسم هستیم. فلسفه اعتبار اجتماعی نظریه‌ای اقتصادی و اخلاقی است که برای کاهش اثرات ناشی از رکود و تورم سرمایه‌داری طرح‌ریزی شد. بنیان و اساس این نظریه، فلسفه‌ای اخلاقی درباره حقوق افراد است. این نظریه را نخستین‌بار «کلیفورد دوگلاس»، مهندس اسکاتلندی، در اوایل قرن بیستم مطرح کرد. در این نظریه «فقر در دوران وفور» با قدرت نظام مالی در عصر ماشین توضیح داده می‌شود.(۱) اگر چه این نظریه ضد سرمایه‌داری نبود، اما بر آن بود که مالکیت دولتی صنایع تنها راهی است که دولت می‌تواند نظام پولی را کنترل کند. دولت قیمت عادلانه اجناس را تعیین و سهام ملی را میان همه توزیع خواهد کرد. مبنای این توزیع، ارزیابی از ثروت واقعی ملت است و نیازهای اساسی آنان را تأمین خواهد کرد.(۲)
آثار دوگلاس کیفرخواستی بر ضد نظام دموکراتیک حزبی موجود است که خود سازوکاری است که «توجه مردم را به نزاع بیهوده درباره روش‌ها معطوف می‌کند» و آنها را از گزینش‌های واقعی درباره اهداف نظام اقتصادی دور می‌سازد. این دادخواست تلویحاً به معنای این نظریه سیاسی بود که برای تحقق «اعتبار اجتماعی» باید با مردم درباره ویژگی‌های کلی سیاست‌ها مشورت کرد و در همان حال متخصصان نیز باید سازوکاری به وجود آورند که اسباب تحقق این سیاست‌ها فراهم آید. اگر چه این نظریه از این لحاظ که آشکارا قدرت را به نخبگان، به‌ویژه نخبگان فرهیخته می‌داد، پوپولیستی نبود، اما از این لحاظ که سیاستمداران را نادیده می‌گرفت، پوپولیستی به شمار می‌رفت. بنابراین هنگامی که سیاستمداران را برگزیدند تا برنامه «اعتبار اجتماعی» را در کانادا تحقق بخشند، آثار دوگلاس مشکلات خاصی را پدید آورد.

آبرهارت؛ آموزگار پوپولیست جنبشی
فلسفه اعتبار اجتماعی، به رهبری «ویلیام آبرهارت»، آموزگار و واعظ پیشین، در ایالت کانادایی آلبرتا در جریان رکود دهه ۱۹۳۰ رشد کرد. آبرهارت از رادیو و استعداد برجسته خود در سخنرانی برای نشر پیام اعتبار اجتماعی استفاده می‌کرد. سپس در سال ۱۹۳۳ در کالگاری به سازماندهی گروه‌های مطالعاتی و برگزاری گردهمایی‌های عمومی پرداخت.(۳) موعظه‌های مذهبی و تفاسیر او درباره رکود، موجب محبوبیت نظریه اعتبار اجتماعی در میان مردم شد. او با بهره‌گیری از ابزارهای عامه‌پسند چون نمایش‌های رادیویی، اهداف اعتبار اجتماعی را انتقال می‌داد.
آبرهارت که رهبری جنبش را از ورای یک کشمکش درون‌جنبشی با دوگلاس به دست آورده بود، با اعلام اینکه جنبش اعتبار اجتماعی به ‌عنوان نیرویی مستقل در انتخابات سال ۱۹۳۵ شرکت خواهد کرد، اقداماتی را برای ورود به صحنه سیاسی انجام داد. او به‌شدت نگران آلودگی جنبش به فساد و خیانت چون برخی احزاب زمانش بود. نتیجه رهبری وی خیره‌کننده بود. وی توانسته بود در آن انتخابات، ۵۶ کرسی از ۶۵ کرسی را به دست آورد در حالی که رقیب وی، یعنی اتحاد کشاورزان آلبرتا نتوانست هیچ جایگاهی را از آن خود کند. البته مشکلات آبرهارت پس از کسب قدرت آغاز شده وی تمایلی به اجرای برنامه‌های جنبش اعتبار اجتماعی نشان نمی‌داد، نهادهای مالی را نمی‌توانست خلع ید کند و با دور زدن قوه مقننه، از طریق برنامه‌های رادیویی خواهان حمایت مردم از اعضای جنبش خویش شد. با شروع جنگ جهانی دوم اوضاع تغییر کرد و آبرهارت در سال ۱۹۴۳ درگذشت. پس از جنگ، جنبش اعتبار اجتماعی به مخالفت با سوسیالیسم روی آورد و در سال ۱۹۴۸ هیئت رهبری آن که برای حل‌وفصل اختلافات درست شده بود منحل شد. اگر چه اعتبار اجتماعی تا سال ۱۹۷۱ در آلبرتا قدرت را در اختیار داشت، اما در طی این زمان به سرعت از سیاست‌های پوپولیستی که اساساً نیروی محرک آن آبرهارت بود، دور شده بود. (۴)

اعتبار اجتماعی به‌عنوان جنبشی پوپولیستی
بررسی درون‌مایه‌های جنبش اعتبار اجتماعی در آلبرتا در دهه ۱۹۳۰ نشان می‌دهد که مولفه‌های اصلی پوپولیستی از قبیل؛ بی‌اعتبار کردن مخالفان، دفاع از اصلاحات رادیکال اما نه انقلاب، حمایت از دخالت دولت و احترام به رهبران، در آن وجود داشته است. اعتبار اجتماعی در مخالفت با نخبگان مالی و پولی، نوعی فلسفه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی به‌وجود آورد که در آن، مساوات‌خواهی با نقش مهم دولت آمیخته شده بود و مبنای آن، جنبشی بود که اساساً به رهبری کاریزماتیک و شخصی آبرهارت متکی بود.
جایگاه آبرهارت در جنبش اعتماد اجتماعی و نقش مرکزی او در رشد آن، همانند نقش پرون در آرژانتین، ما را با روایت‌ دیگری از رهبری جنبش‌های پوپولیستی آشنا می‌سازد. ویژگی متمایز رهبری آبرهارت در این است که شکل‌گیری حالت شبه‌مذهبی را در جنبش‌های پوپولیستی نشان می‌دهد. پیشینه آبرهارت در آموزش مسائل مذهبی، بخشی از فنون شکل‌گیری این جنبش بود. این نکته نیز آموزنده است که گرویدن خود او به اندیشه‌های اعتبار اجتماعی، به گرویدنی مذهبی شبیه بود، از این لحاظ که ناگهان بود و سبب تغییر زندگی‌اش شد.(۵) لحن شبه‌مذهبی قوی او نشان می‌دهد که پوپولیست‌ها می‌توانند از اندیشه‌های غیرسیاسی برای حل بحران‌های پیش‌روی‌شان بهره بگیرند. اندیشه‌های اعتبار اجتماعی به طور کلی مخالف سیاست بود و آشکارا نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی را رد می‌کرد. جنبش اعتبار اجتماعی نمونه‌ای استثنایی از پوپولیسم است، زیرا می‌توان در آن همزمان پوپولیست را به‌عنوان یک جنبش، یک رهبری (رهبری آبرهارت)، مجموعه‌ای از اندیشه‌های روشن (اعتبار اجتماعی) و سرانجام به‌عنوان یک رژیم (حکومت اعتبار اجتماعی در آلبرتا) شاهد بود. جنبش اعتبار اجتماعی به معنای دقیق کلمه نمونه‌ای از موفقیت پوپولیست در مقام جنبش اجتماعی است، اما در ضمن بیانگر محدودیت‌ در کاربست اندیشه‌های پوپولیستی است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

تمایز معرفت‏شناسى اسلامى از غیر آن
بسیاری از اندیشمندان حوزه علوم انسانی، پیشرفت‏هاى بزرگ غرب در علوم انسانى از جمله در روان‏شناسى، جامعه‏شناسى، انسان‏شناسى و فلسفه علم را مرهون معرفت‏شناسى سکولار و انقلاب پوزیتیویستی در حوزه روش می‌دانند. بر این مبنا، تلاش‌های زیادی نیز در حوزه روشنفکری وطنی صورت گرفته و می‌گیرد که روش‌شناسی پوزیتیویستی و معرفت‏شناسى سکولار غربى را که اینک بر کل دستگاه معرفتى بشر سلطه یافته است، برای مطالعات و تأملات دینی و اسلامی نیز به کار ببندد. این در حالی است که اولاً، غرب در این حوزه پیشرفت قابل‌قبولی نداشته و از هم‌گسیختگی کانون خانواده به‌عنوان پایه اجتماع نمونه‌ای بارز در این مورد است. ثانیاً، پیشرفتی هم که در حوزه علوم تجربی ملاحظه می‌شود، اتفاقاً علت اصلی آن، به تلاش خستگی‌ناپذیر آنها مربوط است که بجد مورد سفارش اسلام بوده و اینکه غیرمسلمانان در عمل به این توصیه‌ها از ما جلو افتاده‌اند، نباید جز خود را ملامت کرد.
اما علاوه بر دانستن این نکته مهم، لازم است زمانى که از علوم انسانى و اجتماعى و چگونگى استفاده از آنها در زمینه علوم نقلى اسلامى سخن مى‏گوییم، به استلزامات آن نیز توجه داشته باشیم. یکی اینکه، باید نسبت به فلسفه این علوم در غرب، محیط پیدایى، الگوهاى معرفتى و دید کلى‏اى که خاستگاه این علوم است، شناخت پیدا کنیم. در عین حال، باید به همین ابعاد در میراث نقلى خود نیز شناخت پیدا کنیم تا بتوانیم نقاط تلاقى و جدایى نظام معرفتى توحیدى و نظام معرفتى دیگران را بازشناسیم. معارف اجتماعى و انسانى‏اى که از «نگرش کلى‏» اروپایى برآمده است، معارف محدودی است و افق‏هاى آن به لحاظ ارزش‏ها، معانى و مدرکات، منحصر به محسوسات و چارچوب زمانى و مکانى مشخصى است که به انجام‏هاى قطعى راه مى‏برد و شبکه‏اى از ارزش‏هاى معاند و معارض با دیدگاه معرفتى اسلامى را بنیاد مى‏نهد.
این در حالی است که «اصول فقه‏» و دیگر علوم و معارف اسلامى، به «وحى الهى‏» به عنوان منبع مهم معرفتى در کنار طبیعت ایمان دارد. این نظریه معرفتى، دو قرائت وحى و طبیعت (جهان) را جمع کرده است؛ اما نظریه معرفتى‏اى که خاستگاه معارف اجتماعى غرب است، وحى را نوعى سحر و شعبده‌بازى و افسانه‏هاى ملت‏ها مى‏داند و نه بیش از این.
به این ترتیب، ایجاد تقارب میان تولیدات این نظام معرفتى و تولیدات نظام معرفتى اسلامى، کار پیچیده، خطرناک و نیازمند منتقدان پراطلاع است. هم اکنون سازمان یونسکو، نظام معرفتى غربى را مبنا قرار داده است و ازاین‏رو، تعریفى را که براى «معرفت‏» برگزیده، «هر گونه دانسته قابل حس و تجربه‏» است. بنا بر این تعریف، هر آنچه حس و تجربه نپذیرد، از دایره علم و معرفت‏خارج است.
آنچه امروزه نیازمند آن هستیم، کشف «روش‏مندى قرآن کریم‏» در تطبیق نظام‏هاى معرفتى دیگر و اشراف بر آن است. دقت به این نکته که معرفت‏شناسى سکولار غربی بیمار و جهت‏دار است و ارزش‏ها را کنار گذاشته است، لازم است، اما کافی نیست. بلکه مسلمانان باید در برابر آن، با احیاى اجتهاد و بازگشت ‏به میراث غنى معارف اسلامى و نیز تعامل با علوم اجتماعى و انسانى، پروژه معرفت‏شناسى اسلامى را به پیش برند. در شماره بعد درخصوص ویژگی‌ها و اصول این معرفت‌شناسی صحبت خواهیم کرد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
اشکال‌تراشی‌های بی‌مورد
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی برمبنای وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره) دارای ابعاد بسیار گوناگون است. یکی از موضوعات مورد اشاره حضرت امام در وصیت‌نامه اشاره به اقداماتی است که از سوی مردم، دستگاه‌ها، نهادها و سازمان‌ها انجام می‌گیرد و دانسته و یا ندانسته موجب تقویت پایگاه روانی دشمن می‌شود و از طرق مختلف موجب تضعیف پایگاه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، انقلاب اسلامی می‌گردد و فرصت برای دشمن فراهم می‌آورد که از اهرم‌های فشار خود بهره بگیرد. این شیوه‌ یکی از موارد بسیار مهم، ظریف و اساسی است و در طول تاریخ و در جریان انقلاب مطرح بوده و است. وجود چنین پدیده‌ای آسیب‌های بزرگی را برای کشور، دولت، نظام، دستگاه رهبری، قوای سه‌گانه، نیروهای مسلح انقلاب اسلامی در ایران و جهان داشته و دارد. آثار کم‌توجهی یا بی‌توجهی به این موضوع پیچیده که کاملاً با روح و روان مردم سروکار دارد که ناگهان تمام ارگان‌ها و دستگاه‌ها و مردم را در حیرت قرار می‌دهد و روند اداره کشور را با مشکلات و معضلاتی مواجه می‌کند پس از واقعه معلوم می‌گردد یا بعضاً مشخص بوده که از کجا ضربه خورده‌ایم. موضوعی که امام راحل نسبت به آن نگران بودند و در جای، جای وصیت‌نامه‌شان به آن اشاره داشته‌اند و از آن به‌عنوان اشکال‌تراشی‌ها یاد کرده‌اند. در این مختصر به چند مورد آن اشاره می‌شود.

زبان از کام دشمن
برخی از اشکال‌گیری‌ها، انتقادات، اعتراضات و اعمال نسنجیده به‌گونه‌ای است که نه تنها هیچ سودی برای انقلاب اسلامی ندارد، بلکه ضربات جبران‌ناپذیری هم وارد می‌کند، به‌عبارتی گویی که زبان از کام دشمن سخن می‌گوید. برخی از مردم در محافل عمومی، نویسندگان در روزنامه‌ها، سخنرانان در سخنرانی‌ها و نطق‌ها از پشت تریبون مجلس، بعضی از فیلم‌ها، نشریات، کتاب‌ها و... موضوعی را طرح و رایج می‌کنند که گویا دقیقاً از طرف دشمن طراحی شده است. چنین رفتار و اعمالی موجب تقویت پایگاه روانی دشمن می‌شود. در حوادث مختلف انقلاب اسلامی به تکرار شاهد چنین ماجراهایی بوده‌ایم. برای نمونه سال‌های ۵۸ و ۵۹ مرحوم شهید آیت‌الله دکتر بهشتی مورد حملات ناجوانمردانه دشمن قرار گرفته بود. در حالی که توان مدیریت او در اداره دستگاه‌های کشور برجسته بود و انتصاب به مسئولیت‌ها از طرف امام آشکار بود، فضا بسیار آلوده بود. بعضی از مردم همان شایعه دشمن را ترویج می‌کردند و عده‌ای پس از شهادت مظلومانه آیت‌الله بهشتی آگاه شدند و به خطای خود پی‌بردند. حضرت امام(ره) خطاب به اشکال‌تراشان در وصیت‌نامه‌شان به صراحت مرقوم فرمودند: «شما اشکال‌تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی، به صلاح و کمک بکوشید و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه‌داران و محتکران بی‌انصاف از خدا بی‌خبر طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید و به جای گروه‌های آشوبگر و تروریست‌های مفسد و طرفداری غیر مستقیم از آنان توجهی به ترورشدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟»

مساعدت ناآگانه به دشمن
تقاضای امام از کسانی است که در متن انقلاب و نظام قرار گرفته‌اند، اما متأسفانه به فراخور مناسبت‌ها و فرصت‌هایی که پیش‌آمده در راستای اهداف خاص که عمدتاً منافع شخصی و گروهی را جست‌وجو می‌کنند، به اشکال‌تراشی‌های بی‌پایه و اساس و معمولاً گمراه‌کننده پرداخته‌اند و همین‌ها برای اغوای توده مردم و ایجاد جو بدبینی و به انحراف کشاندن مسیر حرکت انقلاب و نظام بارها از ترفندها و دسایس موذیانه بهره جسته‌اند که متأسفانه بعضاً هم با همین شیوه توانسته‌اند جو جامعه را مسموم و آلوده کنند. امام راحل با آگاهی از چنین صحنه‌سازی‌ها و درک قصد و غرض‌ عاملان آن به ملت خداجوی ایران و همه دوستان و دل‌سوختگان انقلاب بیدارباش می‌دهند که مبادا پیش از درک و فهم قضایا و یا بدون آشنایی و اطلاع روشن از اشکال‌تراشی‌ها و نقدهای ناشناخته به تأیید و یا نشر و انتشار آن بپردازید که در این صورت ناخواسته دشمن را علیه خود مساعدت کرده‌اید. چون با اعمال و رفتار نسنجیده و نفهمیده جاهلانه، از روی بی‌بصیرتی هر چه که اسمش را بگذاریم، بالاخره تمام امکانات خودی را برای تقویت پایگاه روانی دشمن هزینه کرده، یعنی نیروهای خودی، انقلابی، مبارز، فداکار از زبان پایگاه دشمن عمل کرده و دشمن را امیدوار کرده و تقویت روحیه نموده و این گرفتاری‌ کمی نیست و هزینه سنگینی بر دوش انقلاب اسلامی‌ و نظام جمهوری اسلامی گذاشته و می‌گذارد.
اشکال‌گیری‌های به ظاهر حق
درباره ماجرایی که در تاریخ صدر اسلام واقع شد حضرت علی(ع) فرمود: «کلمه الحق یراد بها الباطل» یعنی جمعی حرف حقی می‌زنند، اما از آن استفاده باطل می‌کنند، به‌عبارتی جریان ناحق و باطل تبلیغ حق می‌کند تا باطل جلوه کند و این حرفه امروزی رسانه‌های دنیا است. در این جهان متلاطم نشان دادن چهره حقیقی جمهوری اسلامی کاری مشکل است. چون صاحبان زر و زور حق را باطل و باطل را حق جلوه می‌دهند و همه چیز خود را قدرتمندانه به دنیا تحمیل می‌کنند و با رد گم کردن و بوق و کرنای تبلیغاتی تمامی سمت‌های خود را حق معرفی می‌کنند. مخالفان را بایکوت کرده و ضد حقوق‌بشر و انسانیت، جنگ‌طلب، مخل صلح جهانی و غیره نشان می‌دهند. در چنین اوضاع و احوالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید اهداف را روشن کند و حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌شان این وزارت‌ را مخاطب قرار دادند و مرقوم فرمودند: «وصیت این جانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصاً عصر حاضر که ویژگی‌ خاص دارد آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند... با کمال تأسف نویسندگان به اصطلاح روشنفکر که به یکی از دو قطب‌[شرق یا غرب] گرایش دارند به جای آنکه در فکر استقلال و آزادی کشور و ملت خود باشند، خودخواهی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها و انحصارجویی‌ها به آنان مجال نمی‌دهد که لحظه‌ای تفکر نمایند و مصالح کشور و ملت خود را در نظر بگیرند...» جریان این چنینی در بسیاری از مراکز فرهنگی، علمی، مورد دقت و توجه قرار نگرفته و همین بی‌توجهی‌ها و بی‌دقتی‌ها آسیب‌زننده و ضربه‌زننده بوده و هست و به جریان باطل غلبه داده، وجود چنین فضایی خطر بزرگی برای انقلاب اسلامی است. نقطه آسیب‌پذیری آنجا است. اشکال‌تراشی‌های ناآگاهانه، جاهلانه، موجب تقویت روانی دشمن می‌شود.

تاریک جلوه دادن آینده انقلاب اسلامی
یکی از موارد تأثیرگذار در پایگاه روانی دشمن، اشکال‌گیری‌هایی است که نتیجه‌اش ایجاد یأس و ناامیدی در روحیه مردم است، آینده را تاریک و سیاه جلوه دادن تا حدی که کارکنان، مدیران، اداره‌کنندگان و جامعه به روحیه یأس و ناامیدی گرفتار می‌شوند. این آسیب‌ به حدی قوی است که اراده‌ها را سست می‌کند، به‌طوری که دشمن در کمترین فرصت ضربه‌کاری وارد می‌کند. نطفه اولیه جریان وارد کردن یأس و ناامیدی و ایجاد شک و تردید در انجام کارها است. هنگامی که مجموعه‌ای گرفتار ندانم‌کاری شود و تخم شک و تردید را در همراهان به وجود آورد، پدید یأس و ناامیدی را وارد عمل می‌کند. یعنی به کار بردن بهترین سلاح و حربه دشمن برای شکست و حضرت امام(رحمه‌الله علیه) در وصیت‌نامه‌شان تصریح کردند: «از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر خصوصاً در دهه‌های معاصر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس‌ کردن ملت‌ها و به‌خصوص ملت فداکار ایران از اسلام است... اینجانب هیچ‌گاه نگفته و نمی‌گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاص از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی‌کنند، لکن عرض می‌کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی‌ کردن این کشور می‌کنند و ملت ده‌ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند و اگر این اقلیت اشکال‌تراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسان‌تر و سریع‌تر خواهد بود و...»

غفلت از مصالح مملکت
با توجه به اینکه در چارچوب نظام، جناح‌ها، گروه‌ها و احزاب قانونی فعالیت می‌کنند، طبیعی است که هرگروهی در راستای منافع جناح خود تلاش و کوشش کند و زمینه نفوذ خود در دولت را فراهم کند، اما این حق گروهی و جناحی نباید موجبات تضعیف نظام و انقلاب و دستاوردهای آن را فراهم آورد و نباید متضاد با قانون و یا اخراج از حیطه قانون و مقررات باشد، به‌طوری که جز منافع خود و پیروزی جناح و حزب خود به چیز دیگری توجه نداشته باشد. در حالی که اصل و اساس، حفظ وحدت و حفظ نظام است. ایجاد درگیری و دامن‌زدن به اختلافات و تبدیل آن به نزاع داخلی نه به صلاح نظام است و نه به صلاح جامعه اسلامی، متأسفانه برخی از منافع اسلامی، ملی غافل شده‌اند و هر انتقادی ولو دروغ و بی‌اساس را نثار می‌کنند و این کار موجب سوء‌استفاده دشمن و تضعیف علاقه ملت به نظام و انقلاب اسلامی می‌شود. امام راحل بارها با توجه به اثرات منفی اینگونه حرکات تذکرات و توصیه‌های لازم را بیان فرمودند: «خوب شما انصاف می‌دهید که یک مملکتی که خونش را داده و شما را به مسند نشانده، سر مسند جنگ بکنید، دعوا بکنید، هر روز صحبت بکنید هر روز انتقاد بکنید، روزنامه‌ها هر روز انتقاد بکنند، همه را بکوبند، به هم تهمت بزنند به هم افترا بزنند، آخر این انصاف است؟ پیش خدا چه خواهد شد این؟ پیش ملت چه انعکاسی دارد؟ خارجی‌ها چه استفاده از آن می‌کنند؟ آنها دل‌شان می‌خواهد که شما سروکله هم بزنید و از مصالح مملکت غافل باشید و آنها یک وقتی کار خودشان را ضربه خودشان را بزنند.»
بنابراین اشکا‌ل‌تراشی از روی خودخواهی‌ها، تضعیف پایگاه خودی‌ها، خودبه خود موجب تقویت پایگاه روانی و امنیتی دشمن می‌شود. همه باید حواس جمع داشته باشند، از مصالح ایران و منافع انقلاب اسلامی غافل نشوند که این آسیب بزرگی برای انقلاب اسلامی بوده و است و از همین ناحیه همیشه آسیب‌ دیده‌ایم و این تجربه‌ای که در تاریخ معاصر ایران آموخته‌ایم، ان‌شاءالله آگاهانه به کار برده شود.


از لابه لاي تاریخ

پل‌هايي براي رسيدن به دروازه‌‌هاي تمدن!
«ابوالحسن ابتهاج» كه از سرمايه‌داران با نفوذ در رژيم گذشته و مرتبط با دربار بود براي سقوط رژيم گذشته عللي بيان مي‌كند كه جالب توجه است. او در خاطرات خود مي‌نويسد:
«شاه با زورگويي، فساد، ناچيز شمردن مردم، كنار گذاشتن شخصيت‌هاي ارزنده از صحنه سياست، انتصاب افراد ضعيف و فرصت‌طلب به مقامات حساس، زمينه را براي انقلاب آماده كرد. درآمد سرشار نفت هم به او اين امكان را داد كه در مقابل ملت ايران و خارجي‌ها قدرت‌نمايي كند.
جشن‌هاي 2500 ساله را در سال 1350 با صرف ميليون‌ها دلار در بيابان‌هاي خشك و بي‌آب و علف مرودشت با نمايشاتي كه بيشتر به فيلم‌هاي مبتذل هاليوودي شباهت داشت صرفاً به اين دلیل برگزار كرد كه به سران كشورها ثابت كند شاهنشاهي او سابقه 2500 ساله دارد. تقويم كشور را، كه ريشه‌هاي تاريخي و مذهبي داشت، به تقويم شاهنشاهي تبديل كرد. چون ديگر حتي تحمل احزاب فرمايشي را هم نداشت. با تشكيل حزب رستاخيز و يك حزبي كردن مملكت اعلام كرد كه هر كس مايل نيست به عضويت حزب رستاخيز درآيد مي‌تواند گذرنامه‌اش را بگيرد و مملكت را ترك كند.
او براي اينكه بتواند حمايت كارگران را به دست بياورد، بدواً آنان را در سهام كارخانجات و بعد در سود شركت‌ها سهيم كرد ولي هيچ‌يك از اين طرح‌ها عملي نشد.
جشن هنر شيراز با صرف هزينه‌هاي هنگفت و به ترتيبي كه انجام شد يعني ارائه مبتذل‌ترين جوانب فرهنگ غرب، اجراي نمايش‌های مهمل و بي‌بندوبار و در مواردي قبيح از سوی هنرپيشه‌هاي دست دوم خارجي به‌خصوص در ماه رمضان، اجراي موسيقي ناشناخته بي‌سر و ته و ناهنجار خارجي بر سر قبر حافظ بدون ترديد اثر سوء در بر داشت و گذشته از آن برداشت مردم عادي از تمدن و فرهنگ غرب، ديدن و شنيدن همين گونه برنامه‌ها بود.
داير كردن قمارخانه در جزيره كيش با پول آستان قدس رضوي و همچنين از محل صندوق بازنشستگي كارمندان شركت نفت كه با بهره نازلي نزد بانك عمران سپرده مي‌شد، از خبط‌هاي ديگر بود. اينها همه پل‌هايي بود براي رسيدن به «دروازه‌‌هاي تمدن بزرگ» كه شاه نويد آن را به مردم ايران مي‌داد.»


حكایت زمانه

حکومت پهلوي و نظام تک‌حزبي
حزب «رستاخيز ملت ايران» كه همچون مثلثي در گرد سه ضلع نظام شاهنشاهي، قانون اساسي و انقلاب شاه و ملت (انقلاب سفيد) شكل گرفته بود، مهم‌ترين وظيفه و رسالت خود را برپايه‌هاي تحكيم موقعيت شاه و سلسله پهلوي در كشور و ممانعت از گسترش مخالفت‌ها و كنترل مخالفان قرار داده بود.
از اين رو حزب رستاخيز به لطف درآمدهاي روزافزون نفتي در طول بيش از سه سال و شش ماه فعاليت خود، تشكيلات و سازمان‌هاي اداري و اجرايي گسترده‌اي در سراسر كشور به وجود آورد. زيرا حزب طبق دستور موظف بود به حزبي فراگير تبديل شود و تمام ايرانيان را به عضويت خود درآورد.
شاه در نخستين گام، اميرعباس هويدا را كه در تملق‌گويي و چاپلوسي بي‌همتا بود به سمت دبيركل حزب فراگير رستاخيز انتصاب کرد. اميرعباس هويدا نيز بلافاصله پس از انتخاب به سمت دبيركلي حزب رستاخيز، طي تلگرافي به استانداري‌ها و فرمانداري‌ها، دستور دایر کردن دفاتري جهت تسهيل در ثبت عضويت همه طبقات مردم در حزب رستاخيز را صادر کرد. شاه تهديد کرد که هر کس نمي‏خواهد به عضويت حزب درآيد بايد کشور را ترک کند. اما تشکيل اين حزب با واکنش تند امام خميني مواجه شد و ايشان اين حزب را تحريم کردند.
رژيم شاهنشاهي در قدم بعدي تمام كارمندان دولت را مجبور به عضويت در حزب کرد. همچنين هوشنگ نهاوندي و جمشيد آموزگار به عنوان رهبران دو جناح محافظه‌كار و ترقي‌خواه منصوب شدند تا پوششي براي فرمايشي بودن حزب باشند و با ظاهرسازي‌هاي خود توجه مردم را از اينكه حزب از بالا تشكيل شده است، منحرف سازند.
حزب كه هدف خود را افزايش تعداد اعضا قرار داده بود، در سال 1354 دو ميليون‌وچهارصد هزار نفر و در سال 1355 پنج ميليون‌وچهارصد هزار نفر را به عضويت كانون‌هاي گوناگون خود پذيرفته بود. با اين حال افرادي كه عضو حزب بودند، تنها نام خود را در دفاتر حزب وارد كرده بودند و عملاًً گامي در جهت اهداف واقعي حزب بر نمي‌داشتند.
اين مسئله را آخرين سفير شاه در انگليس در خاطرات خود چنين شرح مي‌دهد: «گرچه فقط در عرض چند ماه، عده زيادي ظاهراًً به عضويت حزب رستاخيز درآمدند، اما گفتني است كه رستاخيز، با وجود تعداد كثير اعضايش از كمترين حمايت مردمي برخوردار بود. در حقيقت حالت انجمن فرصت‌طلبان سياسي را داشت كه در آن، عده‌اي دور هم مي‌نشستند و كاري جز تدوين وظايف حزب و ستايش از اعمال شاه انجام نمي‌دادند.»
در واقع مي‌توان چنين تصريح كرد كه نقش حزب به شكلي طراحي شده بود كه عملاًً هيچ نقشي در تصميم‌گيري‌ها نداشته باشد و فقط دستورات را از مراجع بالا (شخص شاه) بگيرد و به اعضاي خود ديكته کند. حزب مي‌بايست تصمیماتی كه از پيش گرفته شده بود را تأييد مي‌كرد و به تعريف و تمجيد از آن‌‌ها مي‌پرداخت.
هر چند در مورد صحت ادعاي فوق اسناد و مدارك بسياري موجود است، اما در ادامه تنها به ذكر خاطره‌اي از پرويز راجي كه خود را خدمتكار تخت طاووس مي‌ناميد، مي‌پردازيم: «امروز با سرگرد بهرامي ناهار خورديم، او گفت در كنگره اخير حزب رستاخيز نمايندگاني از سراسر كشور در تهران گرد آمدند و به همه آنها نيز اطمينان داده شد كه با برخورداري از آزادي كامل مي‌توانند فرد ديگري را به جاي جمشيد آموزگار، به عنوان دبيركل حزب انتخاب کنند. ولي هنوز سه روز به پايان كنگره و انجام انتخابات براي گزينش دبيركلي باقي نمانده بود كه شاهنشاه طي نطقي اعلام داشت دو مقام دبيركلي حزب رستاخيز و نخست‌وزيري از هم قابل تفكيك نيست و حالا شما بي‌اعتنايي و سرخوردگي 1500 نفر را مجسم كنيد كه پس از سه روز بحث و تبادل‌نظر براي انتخاب دبيركل جديد چگونه كوشش خود را به كلي بي‌فايده ديده و موظف به اجراي تصميمي شدند كه اصلاًً در آغاز آن دخالتي نداشته‌اند.»!
آخرين سفير شاه در انگليس در خاطرات خود چنين شرح مي‌دهد: «گرچه فقط در عرض چند ماه، عده زيادي ظاهراً به عضويت حزب رستاخيز درآمدند، اما گفتني است كه رستاخيز، با وجود تعداد كثير اعضايش از كمترين حمايت مردمي برخوردار بود. با نگاهي به بودجه حزب رستاخيز نیز در سال‌هاي 1356 و 1357 در مي‌يابيم كه اين بودجه از تفاوتي دو ميليارد و سي‌‌ودو ميليون ريالي برخوردار است. در حالي كه كل بودجه حزب در سال 1356 معادل ۴۵۴/۶۴۵/۳ ريال است، در سال 1357 به ميزان ۰۰۰/۰۰۰/۰۳۶/۲ ريال افزايش يافته است.
اين افزايش در حالي صورت گرفته است كه بودجه اختصاص يافته به خدمات عمومي از ۸۹۰/۳۵۷ ريال در سال ۵۶ به ۷۴۹/۲۵۷ ريال در سال 57 كاهش يافته است!
در اين بين، فعاليت‌هاي فرهنگي حزب به مسائل ايدئولوژيك و فرهنگي مربوط مي‌شد. حزب رستاخيز تلاش‌هاي زيادي براي ترويج ايدئولوژي شاهنشاهي كرد و با توسل به سياست‌هاي اسلام‌زدايانه‌اي نظير تغيير تاريخ هجري، اهداف خود را پيش برد. حزب تلاش مي‌كرد شاه را همچون رهبري معنوي و سياسي معرفي کند كه راهبر ايران به سوي «دروازه‌هاي تمدن بزرگ» به حساب آيد. حزب كه علما و روحانيون را مورد حمله تبليغاتي شديد قرار داده بود، بازرسان ويژه‌اي براي بررسي و سركشي به موقوفه‌هاي مذهبي مي‌فرستاد و اداره اوقاف را تنها مرجع مجاز انتشار كتاب‌هاي مذهبي قرار داده بود. حزب در ديگر اقدامات خود، زنان را به نپوشيدن چادر در اماكن عمومي تشويق مي‌كرد و بدون توجه به شريعت، سن ازدواج دختران را از 15 به 18 و پسران را از 18 به 20 تغيير داد.
رسوايي ادامه حيات اين حزب پس از سه سال‌ونيم به حدي رسيد که با روي کار آمدن دولت جعفر شريف امامي، وي براي فرو نشاندن خشم مردم، در اقدامي عوام‌فريبانه، اين حزب را مهر 1357 منحل اعلام کرد.


امام در گذر زمان 168

مراسم ختم حضرت امام(ره)
مراسم رحلت امام(ره) بسیار پرماجرا بود که مباحثی از آن ارائه شد و هنوز مباحث بسیاری مانده است. یکی از موارد مربوط به رحلت امام(ره) برگزاری مجالس سوگواری بود که در سراسر کشور توسط مجامع و محافل و مردم برگزار شد که جای کار بسیار فراوان دارد. همان‌طور که مراسم تدفین و شام غریبان امام با شور و هیجان عاشقانه همراه بود، مجالس ختم ایشان همین‌گونه بود. یکی از باشکوه‌ترین این مجالس متعلق به رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله ‌العظمی خامنه‌ای بود که با حضور مردم و با شعار «یا حسین(ع)» در آن فضای آکنده از غم و اندوه همه به سوگ نشستند. ساعت ۳۰/۹ صبح آیت‌الله ‌العظمی امام خامنه‌ای وارد جایگاه در مراسم شد، مردم شعار دادند: «خامنه‌ای حزب‌الله، تسلیت، تسلیت»، «صل‌علی محمد، بوی خمینی آمد».
در این مجلس تمامی شخصیت‌ها و مقامات عالی‌رتبه نظام و علمای دینی حضور یافتند که شاخص‌ترین آنها عبارت بودند از رئیس مجلس، اعضای شورای عالی قضایی، اعضای شورای نگهبان، فرمانده سپاه و ارتش، اعضای جامعه مدرسین، خانواده امام به‌ویژه مرحوم حاج‌سیداحمد آقای خمینی. همه و همه بودند، هنگامی که مرحوم حجت‌الاسلام کوثری (روضه‌خوان مخصوص امام) صدای آه و ناله‌اش بلند شد، اشک و گریه امان نداد و همگان بار دیگر یاد و خاطره امام(ره) را به یاد آوردند آنگاه که حضرت امام در مراسم عزاداری امام حسین(ع) و با نوحه‌سرایی مرحوم کوثری حضور داشت. پس از مراسم مداحی و روضه‌خوانی، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین فلسفی بر فراز منبر قرار گرفت و به ایراد سخن پرداخت و گفت: ‌«مردم ایران در بدرقه این مرد بزرگ نیز آنچنان اظهار احساسات کردند و مراتب احترام و ادب خود را آشکار کردند که واقعاً قابل بیان نیست. این مردم حداکثر احساسات پاک خود را در این دو روز یعنی «استقبال» و «بدرقه» نسبت به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران ابراز کردند. این دو روز حضور مردم، درجه احساسات آگاهانه آنها قابل بیان نبوده و نیست، به‌طوری که تمام رسانه‌های گروهی جهان در مقابل این حرکت میلیونی مردم حیرت‌زده شدند. ملت مسلمان ایران با بصیرت کامل نسبت به اهداف عالیه حضرت امام(ره) در صحنه حضور یافته، مبارزه کرده و انقلاب را به پیروزی رسانده و در این چند روز که خبر ارتحال حضرت امام (ره) انتشار یافت مردم قیام کردند، غوغا به‌پا شد. به‌صورتی که تاکنون نیز چنین مجلس بزرگداشتی برای احدی در دنیا برگزار نشده است. مردم می‌دانند امامی را تشییع کرده و بزرگ شمرده‌اند که بر اثر خط مشی او محاصره اقتصادی آمد، کشور موشک‌باران شد، آمریکا و ایادی او را در مقابل کشور قرار داد، با این حال عاشقانه امام خود را بدرقه کردند و این نشان می‌دهد که خط مشی امام(ره) و راه او مورد تأیید و تأکید مردم است و مردم عملاً نشان دادند که راه او را تا آخر ادامه خواهند داد.»


مجالس شوراي اسلامي 55

نتايج انتخابات مجلس هشتم
سرانجام زمان موعود فرارسيد و مرحله اول انتخابات در تاريخ ۲۴ اسفند سال ۱۳۸۶ در سراسر ايران برگزار شد. واجدان شرايط شركت در اين انتخابات ۴۳ میلیون و ۸۲۴ هزار نفر بودند كه از اين تعداد حدود 22 ميليون و 350 هزار و 254 نفر در انتخابات شركت كردند. درصد مشاركت و ميزان حضور مردم در اين دوره از انتخابات حدود 57 درصد اعلام شد.
از 290 كرسي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در دور اول انتخابات 209 نفر به صورت قطعي به مجلس شوراي اسلامي راه يافتند که از اين ميان 130 نماينده اصولگرا و 36 نماينده اصلاح‌طلب، همچنين 24 نفر مستقل با گرايش اصولگرا، 14 نفر مستقل با گرايش اصلاح‌طلب و 5 نفر نيز نماينده اقليت‌هاي ديني هستند.
در مرحله دوم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نيز که در تاريخ ۶ ارديبهشت‌ماه سال ۱۳۸۷ برگزار شد، ۱۶۴ داوطلب نمايندگي مجلس شوراي اسلامي براي کسب ۸۲ کرسي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي، از مجموع ۵۴ حوزه انتخابيه در ۲۱ استان کشور، به رقابت با يکديگر پرداختند. در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم، ۱۸ نامزد انتخاباتي اصلاح‌طلب (حدود 5/21 درصد)، ۱۸ نامزد انتخاباتي مستقل (5/21 درصد) و ۴۶ اصولگرا (۵۷ درصد)، به مجلس هشتم راه يافتند.
اسامي منتخبان شهر تهران که 29 نفر از 30 نفر آن از فهرست اصولگرا بود به ترتيب رأي‌آوري عبارت بودند از: غلامعلي حدادعادل، مرتضي آقاتهراني، علي مطهري، احمد توکلي، حسن غفوري‌فرد، محمدرضا باهنر، بيژن نوباوه وطن، سيدشهاب‌الدين صدر، سيدعليرضا مرندي، حميدرضا کاتوزيان، علي عباسپور طهراني‌فرد، اسماعيل کوثري، سيدرضا اکرمي، غلامرضا مصباحي‌مقدم، فاطمه رهبر، فاطمه آليا، روح‌الله حسينيان، حسين نجابت، اسدالله بادامچيان، علي‌اصغر زارعي، الياس نادران، لاله افتخاري، مهدي کوچک‌زاده، عليرضا زاکاني، حسين فدايي آشياني، حميد رسايي، پرويز سروري، زهره الهيان، طيبه صفايي، عليرضا محجوب.
با مشخص شدن نتايج انتخابات و پيروزي مطلق اصولگرا و شکست سنگين جريان دوم خرداد و ناکامي از ورود نامزدهايش به مجلس به‌ویژه در شهر تهران، اخباري مبني بر اعتراض سازمان مجاهدين انقلاب به عملکرد خاتمي و طراحان فهرست ائتلافي اصلاح‌طلبان منتشر شد. طبق اين اخبار «چهره‌هاي با نفوذ سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت بعد از انتخابات 24 اسفند به‌شدت آقاي خاتمي را مورد اعتراض قرار داده و مدعي هستند كه خاتمي تحت نفوذ حزب كارگزاران و آقاي هاشمي رفسنجاني در مرحله اول انتخابات به ارائه ليست كامل 30 نفره رضايت داد و اكنون در مرحله دوم بايد جبران اشتباه کرده و طرح آن‌ها را براي عدم حضور در مرحله دوم بپذيرد.»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعيدي در همایش نظارت و تأیید صلاحیت نمایندگی ولی‌فقیه در س‍پاه
در عصر ما نظارت و بازرسي يكي از اركان مديريت است

اشاره: معاونت نظارت و تأیید صلاحیت نمایندگی ولی‌فقیه در س‍پاه اواخر مهرماه همایش پنج‌روزه‌ای در مجتمع فرهنگی امام رضا(ع) در مشهد مقدس برگزار کرد. هدف این همایش ارتقای سطح کیفی آگاهی‌ها و مهارت‌های تخصصی کارکنان این مجموعه بود که با دعوت از مسئولان سپاه برای سخنرانی و همچنین تشکیل کارگاه‌های تخصصی انجام گرفت. برای اطلاع‌ خوانندگان محترم از رویکرد کلی این همایش و نکات اصلی که درباره عملکرد این معاونت مدنظر مسئولان سپاه است، خلاصه‌ای از سخنان آنها در قالب گزارش تنظیم و تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود.

نماینده ولی‌فقیه در سپاه
در عصر ما نظارت و بازرسي يكي از اركان مديريت است

نظارت و بازرسي يكي از اركان مديريت است. در عصر ما در كنار برنامه‌ريزي و سازماندهي و مديريت، نظارت و بازرسي از مهم‌ترين اركان است كه توجه ويژه‌اي را مي‌طلبد.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به مطلب فوق حوزه دربرگيري نظارت و بازرسي را اينگونه برشمرد و گفت: در يك نهاد، نظارت و بازرسي سه حوزه را دربر مي‌گيرد كه آن سه حوزه شامل سرمايه انساني، برنامه‌ها و روند اجرا است.
وی ارزيابي و بررسي علل و عوامل ضعف‌ها و كاستي‌ها و همچنين ايجاد زمينه رفع موانع و نواقص را از مهم‌ترين وظايف نظارت دانست و گفت: در سپاه دستگاه نظارت بيشتر از جاهاي ديگر ضرورت دارد، چرا كه سپاه نهاد برآمده از متن انقلاب و مولد انقلاب اسلامي‌است و دشمن، امروز اين نهاد مقدس را نشانه رفته است، پس سلامت اين سازمان و نهاد ولايي از اهم كارهاست.
وي تحولات انجام شده در بعد نظارت را مثبت ارزيابي كرد و گفت: تحولات ارزشمندي در سيستم نظارت روي داده است كه لطف خداوند بوده و اين تحولات شامل تحول در بعد سرمايه انساني، معنايي و گزينش و همچنين سازوكار تأیيد صلاحيت است.
حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌سعیدی در خاتمه به مسائل سياسي روز اشاره كرد و گفت: نفوذ ما ناشي از قدرت مقاومت ملت ماست و اين باعث شده است كه استكبار در برابر ما سر تعظيم فرود آورد و ملت ايران در طول انقلاب، به‌ويژه هشت سال دفاع مقدس نشان دادند كه با دست خالي، اما با استقامت و ايمان به خدا توانستند در برابر دنيا بايستند و وجبي از خاك خويش را از دست ندهند و پيروز اين ميدان باشند و اين استقامت امروز هم ثمرات فراواني داشته كه ما شاهد آن هستيم.



آيت‌الله علم‌الهدي:
هدف از انقلاب حاکمیت دینی بود

هدف از تشكيل حكومت اسلامي و قيام ملت ايران تشكيل حكومت ديني و بسترسازي براي حكومت جهاني حضرت حجت(عج) است.
آيت‌الله علم‌الهدي امام جمعه مشهد و میهمان این همایش در ابتدا به مناسبت شب شهادت امام محمدباقر(ع) ضمن بيان فضايل آن حضرت درباره فضيلت زيارت حضرت رضا(ع) و بهره‌مندي از فيوضات ماه پربركت ذي‌الحجه گفت: در اين ليالي با بركت كه جمع كثيري از مسلمانان توفيق زيارت بيت‌الله‌الحرام را كسب كرده‌اند، خداوند به شما نيز عتبه بوسي مرقد و مضجع شريف امام رضا(ع) را عنايت كرده است.
وي بهره‌مندي و توشه‌برداري از خرمن پر فيض حضور را به حاضران يادآور شد و گفت: در روايتي از معصوم وارد شده است كه: افضل بقاع الارض حرم معصوم است و در روايتي افضل بقاع الارض بيت الله الحرام، يعني حرم اين امام رئوف با بيت‌الله الحرام برابري مي‌كند.
ايشان در ادامه هدف از تشكيل حكومت اسلامي و قيام ملت ايران را تشكيل حكومت ديني و بسترسازي براي حكومت جهاني حضرت حجت(عج) دانست و افزود: امام راحل و ياران آن امام و ملت مسلمان ايران به دنبال نظامي اسلامي و ديني بودند و الان هم اين هدف مد نظر رهبري و ملت است؛ بسترسازي براي حكومت جهاني امام عصر(عج‌الله تعالي فرجه الشريف).
امام جمعه مشهد تنها دوست داشتن و علاقه به رهبري را كافي ندانست و گفت: كسي بگويد رهبري را دوست دارم و به ايشان علاقه‌مندم كافي نيست، بلكه بايد ايشان را به‌عنوان يك قاعد فكري قبول داشت.
آيت‌الله علم‌الهدي آمريكا را دشمن سرسخت و قسم‌خورده ملت ایران دانست و گفت: دشمني آمريكا به‌عنوان رأس استكبار از روز اول اين انقلاب بوده و هست و خواهد بود. تا زماني كه در برابر زورگويي‌هاي آن بايستيم و بايد هوشيار باشيم و با تبعيت از رهبري مراقب حيله‌هاي دشمن بود.



جانشين فرمانده كل سپاه
نظارت در صيانت از سلامت، اعتقاد و هويت سپاه نقش اساسي دارد

جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره نقش سپاه در جامعه براي حاضران سخن گفت.
سردار سلامي در ابتدا به تعابير بسيار بلند امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري(مدظله‌العالی) درباره این نهاد مقدس اشاره كرد و گفت: ما همواره شاهد تعابير بسيار بلندي درباره سپاه از امام راحل بوديم و سپاه را محصول اعجاز ذهني آن امام عزيز مي‌دانيم. همه باور داريم آنچه از زبان مبارك اين دو عزيز صادر مي‌شود دقيقاً حقايقي جاري هستند، واقعيت‌هايی هستند كه وجود دارند، باورهايی هستند كه از چشمه‌سار حكمت الهي مي‌جوشند و به آن انديشه‌ها و ديدگاه‌ها كاملاً يقين داريم.
جانشين فرمانده كل سپاه به هويت سپاه اشاره كرد و گفت: سپاه داراي يك هويت جهادي است؛ نهادي كه ساخته شده است در مسير يك جهاد دائمي با استكبار، از دين خداوند، از ارزش‌هاي الهي يك ملت بزرگ دفاع كند. كسي بخواهد تصوير مقاومت ملت را مجسم كند سپاه است و اين يك حقيقت جاري است كه در تمام 35 سال اين نهاد مثل يك خورشيد تابناك مي‌درخشد. وي تفاوت سپاه را با ساير ارتش‌هاي دنيا در داشتن تقوا و ايمان سپاه دانست و گفت: تكيه‌گاه ما مسائل مادي نيست. چيزي كه در هر صحنه‌اي ما را قرين موفقيت كرده است آن جنبه‌هاي خاص و منحصر به فرد، آن استحكام درون و باورهاي سپاه است. سپاه اين حقيقت را در عمل ثابت كرده است كه با تكيه بر تقوا و ايمان مي‌توان موفق بود و آرزوهاي دشمن را در آن درخشش و تابناكي روح جهادي خود دفن كرد.وی افزود: بايد از حقيقت ايمان پاسداري كنيم، ما در سرزمين جهاد نظامي، امنيتي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي زندگي مي‌كنيم که كانون مركزي و تكيه‌گاه اصلي آن را سپاه تشكيل مي‌دهد.
جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سپاه را ساختماني با سازه‌هاي مستحكم ايماني معرفي كرد و گفت: ما مخاطب آيات قرآني هستيم که هرگز در برابر قدرت ظاهري دشمن زانو نمي‌زند، سپاه كم نمي‌آورد. آنان ظرفيت فداكاري و شجاعت و استقامت دارند و بر اساس آيات قرآن در ميدان جهاد خودشان را در محضر رسول خدا(ص) مي‌بينند.
سردار سلامي همچنين گفت: پاسداري گزينش الهي است. هر كس وارد اين حريم مي‌شود اين يك گزينش الهي است. پايش اين سلامت و مصونيت‌بخشي به اين عمق معنويت و معرفت به اين شكوه و به اين حقيقت نقش شماست. مثل نقش باغبان‌ها در باغ پر از گل است.


جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه
فلسفه وجودي نمايندگي ولي‌فقيه تعالی معنوی پاسداران است

فلسفه وجودي نمايندگي ولي‌فقيه در سپاه، تربيت، هدايت، صيانت و تعالي سنگرنشينان انقلاب است محور سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حاجی صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه فلسفه وجودي نمايندگي ولي‌فقيه و اهميت كار نظارت و تأیيد صلاحيت بود.
حاجي صادقي در ابتدا به نعمات الهي كه شامل حال بندگان خدا مي‌شود، اشاره كرد و گفت: شكر هر نعمت سه عمل است كه بايد بنده شاكر آن را بجا آورد؛ ديدن نعمت، ديدن صاحب نعمت (هر نعمتي كه به ما مي‌رسد من عندالله است) و ادای حق نعمت و نعمت ولايت بالاترين نعمتي است كه خداوند به ما عنايت كرده است. وي در ادامه به فلسفه وجودي نمايندگي ولي‌فقيه در سپاه اشاره كرد و گفت: در حالي كه انتصاب فرماندهي از طرف مقام معظم رهبري است، اما در كنار ايشان نمايندگي ولي‌فقيه براي انجام امور مهم تربيت، هدايت، صيانت و تعالي پاسداران برگزيده مي‌شود و در مجموعه نمايندگي ولي‌فقيه وظيفه معاونت نظارت و تأیيد صلاحيت بسيار سنگين و با اهميت است. ايشان همچنين به وظايف خطير نمايندگي اشاره و تأکید کرد: سياست‌گذاري بر محور تدابير رهبري، هدايت و تربيت و تعليم و بصيرت‌افزايي در ابعاد مختلف، راهبري و مديريت فكري و سياسي سپاه و همچنين نظارت و كنترل از اهم وظايف نمايندگي ولي فقيه در سپاه است.
حجت‌الاسلام حاجي صادقي در خاتمه به مسائل سياسي روز اشاره كرد و گفت: يكي از اهداف اساسي دشمن اين است كه ثابت كند ديگر گفتمان مقاومت و استقامت جواب نمي‌دهد و سعي در شكستن اين مقاومت دارد كه اين هدف شيطاني با صبر و بردباري ملت ايران كه بارها در طول انقلاب ثابت كرده‌اند كه هيچ چيزي را با اسلام و دين و ولايت معاوضه نخواهند كرد با شكست روبه‌رو خواهد شد.


معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه
بزرگ‌ترين مانع در برابر قدرت‌هاي استكباري، سپاه و بسيج است

شما بايد در ارتقای معنويت و تعالي كاركنان تلاش کنید، زيرا اگر سلاح تقوا و بصيرت نباشد نمي‌توان از اين انقلاب پاسداري كرد و رسالت نمايندگي ولي فقيه در سپاه پاسداري از پاسداران است.
سردار سپهر، معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه با بیان فوق و تشریح مأموریت‌های ذاتی و مهم معاونت نظارت و تأیید صلاحیت نمایندگی ولی‌فقیه و اشاره به الزامات پاسداری گفت: مكتب‌محوري، ولايتمداري، اصولگرايي، انقلابي بودن، تحول دائمي و نوشوندگي، داشتن فرهنگ علوي و عاشورايي، مردمي بودن، انضباط ديني و انقلابي بخشي از الزامات پاسداري است كه بايد پاسداران ما به آن توجه كنند و نظارت و تأیيد صلاحيت نمايندگي ولي فقيه درعمل به اين الزامات پيشقدم بوده و در حسن اجرای اين مأموريت نقش بسزايي دارد.
سردار سپهر همچنين نقش سپاه را در انقلاب اينگونه برشمرد و گفت: سپاه براي پاسداري از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن تشكيل شد و اين سپاه بايد عِده و عُده خود را براي مقابله با استكبار فراهم كند، زيرا استكبار هرگاه يقين كند براي اسقاط نظام توفيق دارد، لحظه‌اي غفلت نخواهد كرد و بزرگ‌ترين مانع در برابر قدرت‌هاي استكباري، سپاه و بسيج است. وی راهبرد استكبار به‌ويژه آمريكا نسبت به ايران را اينگونه بيان كرد: آمريكا سه راهبرد نسبت به ايران دارد؛ اگر بتواند سقوط نظام و اگر موفق نشد كه هرگز موفق نخواهد شد، تغيير رفتار نظام و چنانچه در اين زمينه هم موفق نشود همگامي نظام با سياست‌هاي جهاني خودش و اين راهبرد و دشمني تا زماني كه بر سر اصول اعتقادي و انقلابي خويش ايستاده باشيم هرگز محقق نخواهد شد.
معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در ادامه عوامل پيروزي انقلاب را ايمان و استقامت و رهبري ديني دانست و گفت: براي حفظ اين پيروزي، سپاه بايد جلودار جامعه باشد، زيرا امروز سپاه، مربي مردم و مربي بسيج است. بايد پاسداران ما از لحاظ تقوا و ولايتمداري از همه جلوتر باشند. اگر سلاح ما تقوا و بصيرت نباشد، قدرت پاسداري از اين انقلاب را نخواهيم داشت.


روایت‌های جعلی شبکه‌های سلام، فدک و اهل‌بیت از شیعه
ادبیات لمپنی و تفرقه‌افکن به نام شیعه‌گری

رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌تازگی در دیدار دست‌اندرکاران حج فرمودند: «بزرگان تشیع اعم از امام(ره) و دیگران همواره بر حفظ اتحاد امت اسلامی تأکید کرده‌اند، بنابراین، آن تشیعی که با هدف دامن زدن به اختلافات، از رسانه‌هایی که در لندن و آمریکا هستند، تبلیغ می‌شود، در مسیر شیعه واقعی نیست.» اما منظور رهبر انقلاب کدام رسانه‌ها بوده است؟ در سال‌های اخیر، رسانه‌های مختلفی به نام تشیع با هدف ایجاد اختلاف میان مسلمانان ایجاد شده‌اند که به‌اختصار به سه شبکه فارسی‌زبان آن اشاره می‌شود:
شبکه اهل‌بیت؛
شبکه‌ای برای فحاشی و تفرقه‌افکنی
این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام «حسن اللهیاری» در قم تأسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل‌بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی و همسو با سیاست‌های انجمن حجتیه مطالبی را تهیه می‌کرد. تأکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» به مناسبت مرگ عمربن‌خطاب مهم‌ترین اقدامات این شبکه بود.
انتساب دروغین به مرجعیت
اللهیاری مدتی این شبکه را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. مسئولان بیوت مراجع این ادعا را رد کردند. از میان مراجع تقلید، بیت «آیت‌الله قربانعلی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم، از شبکه اهل‌بیت حمایت می‌کرد؛ ولی با افشای ماهیت تفرقه‌افکنانه آن، آیت‌الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر ۱۳۸۹ منتشر کرد، با تأکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر اینجانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه‌ها و برنامه‌هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند، نه‌تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.»
دیدگاه‌های سیاسی اللهیاری:
۱ ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی؛ ۲ تأیید شعار نه غزه نه لبنان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد!؛ ۳ ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه (مدیر این شبکه هیچ‌یک از مراجع را عادل نمی‌داند و به‌کرات به حضرت امام خمینی، آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله مکارم شیرازی و حتی آیت‌الله بهجت توهین کرده است)؛ ۴ کوبیدن دولت جمهوری اسلامی ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل‌بیت!؛ ۵ مقایسه حکومت امام خمینی(ره) با حکومت عباسیان؛ ۶ دفاع از آمریکا به بهانه آزادی بیان در آن کشور.
شبکه سلام؛
از اسلام منهای سیاست تا سیاست منهای اسلام
چند سال قبل که اولین نوشته‌ها درباره شبکه سلام منتشر می‌شد، کمتر کسی خطر اسلام آمریکایی را که در لباس تبلیغ شیعه در این شبکه، در میان شیعیان رسوخ کرده بود؛ جدی می‌گرفت، اما امروز با پیوند خوردن این شبکه با جریانات سیاسی و ضدامنیتی کمتر کسی از این موضوع بی‌خبر است که شبکه سلام در خدمت سیاست‌های استعماری ضداسلامی در حال فعالیت است. به‌خصوص این روزها که مدعیان جدایی دین از سیاست در امور سیاسی وارد شده و در مخالفت با جمهوری اسلامی تمام‌قد ایستاده‌اند.
مدیر شبکه سلام با به راه انداختن تشکیلاتی با عنوان «جمعیت روحانیون سنتی ایران معاصر» بیانیه‌های آتشینی در حمایت از آشوب در کشور صادر کرده است که از جمله آنها می‌توان حمایت از آشوب ۲۵ بهمن سال ۸۹ را نام برد.
منابع مالی که آشکار نمی‌شوند...
در حالی که هر روز اخبار تازه‌تری از اعمال محدودیت برای انتقال وجوه ایرانیان در سراسر دنیا منتشر می‌شود، اما شبکه سلام شماره‌حساب‌های بیشتری را در کشورهای آلمان، آمریکا، استرالیا، دوبی و... معرفی می‌کند تا عنوان کند که کمک‌های مالی بیشتری را از مخاطبان جمع‌آوری کرده است.
» مرجان حسینی» کارشناس ارتباطات، می‌نویسد: «برنامه‌های شبکه سلام از راه ماهواره هاتبرد پخش می‌شود که ماهانه، مبلغ درخور توجهی را برای اجاره از مالکان شبکه‌ها دریافت می‌کند. با در نظر گرفتن سایر هزینه‌های راه‌اندازی و اداره شبکه ماهواره‌ای که تمام قاره‌ها را زیر پوشش قرار می‌دهد و تبلیغات بازرگانی محدودی دارد، سلام باید منابع مالی گسترده‌ای داشته باشد. مدیران این شبکه در مورد تأمین هزینه‌های آن، توضیحات شفافی ارائه نداده‌اند.»
مدیر بخش مانیتورینگ صداوسیما در گفت‌وگو با همشهری ماه می‌گوید: «شما می‌توانید از میزان آگهی‌های این شبکه‌ها به‌راحتی به این مسئله دست پیدا کنید چون اغلب این شبکه‌ها آگهی پخش نمی‌کنند در حالی‌که برای گرفتن یک پهنای باند خیلی معمولی روی ماهواره هاتبرد هر ماه باید ۲۸ هزار دلار پرداخت کنند با هزینه‌های آپ لینگ به ماهانه ۶۰ هزار دلار بالغ می‌شود. این هزینه فقط برای ارسال برنامه به ماهواره و از ماهواره به زمین است. حال اگر حقوق و دستمزد را اضافه کنید... این شبکه‌ها که آگهی ندارند، از کجا این هزینه را تأمین می‌کنند؟ این مسئله مدرک محکمی برای وابستگی این شبکه‌ها به دلارهای سیاه آمریکا است؛ زیرا در زمانی که از بی‌پولی رنج می‌برند، کیفیت این شبکه‌ها هر روز ارتقا می‌یابد، مرتب شبکه اضافه می‌کنند و مرتب دامنه دریافت شبکه‌هاشان افزایش پیدا می‌کند.»
سیاستی که جدا از دیانت نیست!
جست‌وجوی نام حجت‌الاسلام محمد هدایتی در گوگل، شما را با مجموعه‌ای از مطالب مواجه می‌کند. بخش ویدئو‌ها البته پربار است. سخنان این به‌ظاهر روحانی در شبکه‌های ماهواره‌ای سیاسی بسیار زیاد است. وی پس از انتخابات ۸۸ از فتنه و آشوب در کشور حمایت کرد و مواضع خصمانه خود علیه جمهوری اسلامی را شدت بخشید.
شبکه سلام بار‌ها بر جدایی دین از سیاست تأکید کرده و البته بار‌ها با سیاسی‌کاری سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) و سالگرد انقلاب اسلامی را مورد غفلت و بی‌توجهی قرار داده است. از دیگر مشخصه‌های سیاسی این شبکه توجه دادن به مراجع تقلیدی است که در تقابل با انقلاب اسلامی و اسلام ناب حرکت می‌کنند. ایجاد اختلافات مذهبی و توهین به اهل‌سنت نیز از برنامه‌های مرسوم این شبکه بوده و هست.

شبکه فدک؛
تشیع با روایت توهین به برادران اهل سنت
انگلیسی‌ها برای یک شیعه دوازده‌امامی هم یک طلبه خوش‌بر و رو و خوش‌پوش تدارک دیده‌اند تا در لندن، حسینیه و شبکه تلویزیونی و حوزه علمیه داشته باشد و منبر برود و بشود سینه‌چاک شیعیان و به‌ظاهر دشمن درجه یک وهابیت.
«یاسر یحیی عبدالله الحبیب» مدیر این شبکه، متولد ۱۹۷۷ میلادی (۱۳۵۵شمسی) و فارغ‌التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه کویت، فقط بیست‌وپنج سال داشت و تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌‌گذشت که تندروی‌‌هایش، دولت کویت را مجبور کرد هیئت را پلمب و او را روانه زندان کند.
اما این جوان جسور، چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این‌‌همه زندانی و شکنجه‌شده، گیر داده‌اند به این روحانی جوان؛ اما ترجیح دادند سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و بیش از سه ماه او را در حبس نگه ندارند.
شیخ جوان از زندان کویت آزاد و با انگلیسی‌ها رفیق شد. نشان به آن نشان که پناهندگی بریتانیا گرفت و عازم شمال این کشور شد. تنها دو سال وقت کافی بود تا او ساکن لندن شود و حیطه فعّالیت‌‌های خود را به‌شدّت گسترش دهد، روزنامه‌ای با نام shianewspaper منتشر کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به‌راه اندازد، شبکه ماهواره‌‌ای «فدک» را نیز با حمایت انگلیسی‌ها تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسّسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار دهد.
آتشی که سنی‌ها را نشانه رفت ولی به دامن شیعه نشست
برای اینکه کمی قضیه روشن‌تر شود و دلیل این حمایت‌ها را به وضوح دریابیم، کافی است سه سال به عقب برگردیم ؛ به رمضان‌المبارک ۱۴۳۱ قمری. شیخ انگلیسی در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه، همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر، جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.
او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرزه‌‌گی و... در مورد همسر پیامبر اسلام(!) سخن خود را با این توصیه راهبردی(!) به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت [...] عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه اینکه روز [...] عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می‌‌رود.» پایگاه اینترنتی وی نیز با افتخار تمام در این‌‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌‌ای «فدک» این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از وفات عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.»
اما این اقدام او کاملاًً علیه شیعیان تمام شد. «شیخ عبدالعزیز آل‏‌الشّیخ» مفتی اوّل سعودی چنین واکنش نشان داد: «بعد از اسائه‏ ادب یاسر الحبیب به أم‏المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است.» وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی‏ شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل‌سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‏‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل‏‌سنّتی که شیعه شده بودند، به‌ خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‏‌های یاسر الحبیب متوجّه شده‌‏اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته‌‏اند.»
اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه‏ این دو کشور  از جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل‏محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان»  مواضع سختی در برابر وی گرفتند و او را از خود طرد کردند.
واکنش‌هایی که در جهان اسلام اتفاق افتاد، نشان می‌داد حمایت‌های انگلیس به بار نشسته است و جاسوس‌های بریتانیایی در انتخاب شیخ کویتی در زندان‌های کویت اشتباه نکرده بودند. این بار هم سیاست تفرقه‌بینداز و حکومت‌کن داشت جواب می‌داد؛ مخصوصاً که شیخ سال بعد هم این برنامه را تکرار کرد.
آبی بر آتش
سخنان شیخ شهرت‌طلب، حسابی آب به آسیاب وهابیت ریخته بود و مخالفت علمای تراز اول شیعه نتوانسته بود به اندازه کافی از تبعات این اقدام کم کند و همچنان قیام‌‌های منطقه‌‌ای و نزاع‌‌های بین‌‌المذهبی به اولویت موضع‌گیری‌‌ها بدل شده بود تا اینکه این دست موضع‌گیری‌‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احسای عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم‌له آبی بود بر آتش:
«اهانت به نمادهای برادران اهل ‌سنّت از جمله اتّهام‌‌زنی به همسر پیامبر اسلام، حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به‌ویژه سیّدالانبیاء، پیامبر اعظم  حضرت محمّد(صلّی‌‌الله ‌علیه ‌وآله)  می‌شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای «الجزیره» گرفته تا روزنامه «الانباء» کویت، پایگاه اینترنتی پرمخاطب «محیط»، روزنامه‌‌های «السّفیر» لبنان و «الحیات» چاپ لندن و پایگاه رادیو تلویزیون مصر و... به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.
حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، اینچنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد:
«با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه‌‌ای را درخصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان‌‌الله ‌علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آنچه که اهل فتنه انجام می‌‌دهند، صادر شده و بیانگر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است.» آنچه که باعث می‌شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ‌ترین مراجع شیعه و به‌ عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است. هرچند که در این میان، واکنش شبکه‌‌های رسانه‌‌ای وهّابیت مانند «العربیه» معلوم بود: سانسور و سکوت!


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ حسین نوری همدانی
انحراف از غدیر؛ علت عقب‌افتادگی مسلمین

از موضوعات مهم فرهنگ اسلام، موضوع امامت و ولایت است و همواره در طول تاریخ  از ابتدا تاکنون  از زمان حضرت آدم(ع) تا زمان پیامبر اکرم(ص) هر پیغمبری از جانب خدا آمده، رهبری را پس از خود معرفی کرده است. بحث امامت و ولایت یکی از موضوعات مهم و جزو اصول فرهنگ دینی ما مسلمانان است.
از زمانی که خداوند، انسان را بر روی کره زمین آفرید هیچ‌گاه او را بدون راهنما و رهبر رها نکرد، زیرا اهمیت مسئله رهبری و ولایت در مورد انسان‌ها فراتر از تصور است.
جریان غدیر موضوع مهمی است که پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) را به‌عنوان رهبر بعد از خود منصوب کرده و با بیان «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» در سوره مائده می‌فرماید امروز دین‌تان را کامل کردم. تکمیل دین اسلام با معرفی حضرت علی(ع) به امامت و ولایت از سوی رسول گرامی اسلام(ص) محقق شد.
لازم است مسلمانان امروز به مسائلی چون غدیر و سقیفه توجه ویژه‌ای نشان دهند و ارتباط میان این دو و عوامل انحراف در اسلام را بشناسند.
مسئله رهبری دینی در جامعه، دنباله همان ولایت و زعامت نبی مکرم اسلام(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) است. حضرت محمد(ص) در اجتماع بزرگ غدیر، حضرت علی(ع) را به‌عنوان جانشین خود به رهبری جامعه اسلامی معرفی فرمودند و آنگاه بود که وحی الهی خبر از کامل شدن دین آورد.
عید غدیر خم که عید ولایت و امامت است، اهمیت و ارزش فراوانی دارد و باید تمام زوایای آن به‌دقت تبیین شود زیرا در طول تاریخ، دشمنان تشیع با هدف کم‌رنگ کردن این اصل مهم، تحریف‌های زیادی در آن به‌وجود آوردند. انحطاط مسلمانان در سده‌های بعد از صدر اسلام، نتیجه کنار زدن امیرالمؤمنین(ع) و فرزندان او از حکومت و بر سر کار آمدن سلسله‌های پادشاهی همچون بنی‌امیه و بنی‌عباس بود.
مسئله غدیر خم درس بزرگی به بشریت آموخت. آنچه از این قضیه برداشت می‌شود، این است که بر اساس بینش شیعه، حکومت تنها می‌تواند در دست پیامبر الهی، امام معصوم و در زمان غیبت، در اختیار ولی فقیهی اسلام‌شناس در حد بالا، عادل، توانا به امور حکومت و هوشیار و دانا قرار گیرد تا مکتب اسلام را حفظ کرده و سپس به دست امام غایب مهدی موعود(عج) برساند...
تنها کسی می‌تواند در جامعه اسلامی عهده‌دار حکومت باشد که نمونه تقوا و زهد و ایمان باشد در حالی‌که مشاهده می‌کنیم کاخ‌نشینانی به نام خلفا و سلاطین بر تخت حکومت تکیه زدند و تنها نتیجه‌ای که سلطنت آنها در پی داشت، کوخ‌نشینی مردم بود در حالی که در اسلام، چیزی به نام سلطنت وجود ندارد و فقط امام معصوم(ع) می‌تواند حکومت تشکیل دهد.
تنها فردی که درس بزرگی به مسلمانان در طول تاریخ داد، حضرت فاطمه زهرا(س) بود که خطبه‌ای مفصل را در دفاع از امیرالمؤمنین(ع) در مسجد مدینه ایراد فرمود و با همه ظالمان اتمام حجت کرد و در همین راه به شهادت رسید. همه مسلمانان باید بدانند در مقاطع مختلف تاریخی هرگاه حقیقت در حال محو شدن است باید به‌پا خاست و از آن دفاع کرد ولو اینکه جان خود را در این راه از دست بدهند.
مسئله غدیر بسیار مهم و اولین مسئله امروز اسلام است؛ در مسئله غدیر کوتاهی شده و نیاز به فرهنگ‌سازی دارد و باید تحولی در آن ایجاد شود؛ فرهنگ‌سازی لازم در مورد عاشورا صورت گرفته است اما غدیر هم از عاشورا کمتر نیست و باید در کل کشور نسبت به تبیین بیشتر فرهنگ غدیر کوشش شود و این فرهنگ‌سازی نباید صرفاً منحصر به ایران باشد و باید در کل سفارتخانه‌های ایران در جهان اشاعه یابد.
پر رنگ نگرفتن غدیر باعث شد که مردم به‌تدریج توجه کمتری به آن داشته باشند و باید سعی کرد غدیر هم مانند عاشورا در کل مملکت و در جهان پررنگ برگزار شود و همه مسلمانان با آموزه‌های آن آشنا شوند. به مانند همین مسئله، باید بر روی غدیر هم کار کنیم و مردم به صورت خودجوش مراسم‌های بزرگی را در این روز برگزار کنند.
دلیل اصلی عقب‌ماندگی مسلمانان در طول قرون گذشته، انحراف در مسئله غدیر است.
امام خمینی(ره) از جمله کسانی بودند که در دوران معاصر بر احیای مسئله غدیر تأکید داشتند و خود در این مسیر پیشگام بودند؛ تکلیف همه ما نیز هست که با فرهنگ‌سازی صحیح اولاً؛ جلوی تبلیغات دشمنان را بگیریم و ثانیاً نگذاریم مسئله غدیر به دست فراموشی سپرده شود.
در حال حاضر مثلث تکفیری‌ها، صهیونیست‌ها و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا مشغول توطئه‌چینی علیه تشیع و نظام جمهوری اسلامی است. دشمنان اسلام تبلیغات گسترده‌ای علیه تشیع به راه انداخته‌اند و لذا باید به اندازه‌ای بصیرت داشته باشیم که بتوانیم حق را از باطل تشخیص دهیم و با بصیرت و پیش انداختن عقل، به جنگ باطل برویم.
وهابيت، باقي‌مانده خوارج و تندروهاي در دين هستند و حوزه‌های علميه بايد مقابل شبهات و كتاب‌هايی كه اين فرقه ضاله می‌نويسند پاسخگو باشند... وهابيت و سلفی‌گری بزرگ‌ترين خطر براي جهان اسلام است امروز صهیونیست‌ها، غربی‌ها و وهابیون برای حمله به اسلام ناب محمدی(ص) و نظام اسلامی با هم همکاری می‌کنند.
خداوند در آیه 54 سوره نور دوران زندگانی انسان را برمی‌شمرد و از دوران کودکی به دوره ضعف و ناتوانی و از دوران جوانی به‌عنوان قدرت و قوت یاد می‌کند.
علم و فناوری سرمایه جوانی است و هرچه در علم، فناوری و تحقیق کوشا باشیم، سرمایه بیشتری به دست می‌آوریم چرا که امام علی(ع) در سخنان خود فرمود: «علم را بیاموزید تا در دوره بزرگسالی عزتمند شوید.»
البته علم بدون ایمان، بی‌ثمر و حتی دارای اثری معکوس است. بی‌جهت نیست که خداوند بر آموختن علم توأم با ایمان تأکید دارد، چراکه این نوع علم، ما را به نبوت، معاد، توحید و در نهایت وجود خالق متعال می‌رساند.
هر نهضتی به راهبرد ویژه‌ای نیاز دارد و پیامبران الهی و اولیای خدا راهبرد خود را بر پایه جهاد و شهادت بنا کردند. زیرا این فرهنگ است که می‌تواند بر مستکبران و ظالمان غلبه کند.
روحیه جهاد و شهادت‌طلبی در مردان ایران‌زمین است که سبب ترس دشمنان از قدرت ایران در جهان شده والا قبل از حمله به سوریه و عراق، به ایران حمله می‌کردند.


آيينه خواص

توضیحی در مورد آینه خواص
آینه خواص، شرح و تبیین زندگانی افرادی است که در تاریخ اسلام اثرگذار بوده‌اند و بازبینی اقوال و افعال آنها عبرت‌هایی برای امروز به ارمغان می‌آورد.
برخی اشخاص نام‌شان با تاریخ اسلام عجین شده است و به معنای دقیق‌تر افرادی تاریخ‌ساز هستند که در مطالعه روند و حوادث تاریخی نمی‌توان از نقش آنها چشم‌پوشی کرد و حتی با توجه به جایگاه‌شان باید نگاه موشکافانه‌تری به زندگی آنها انداخت.
لازم به توضیح است با توجه به حساسیت‌ها و تعصباتی که امروز در میان برخی فرق اسلامی وجود دارد و به منظور رعایت امر راهبردی و مهم حفظ وحدت امت اسلامی نمی‌توان تمام گزارش‌های تاریخی را منتشر کرد. متأسفانه تعصبات مذهبی گاه موجب می‌شود برخی مسائل علمی و عینی تحت‌الشعاع قرار گرفته و به انزوا بروند. از این روست که همواره در آینه خواص تلاش شده، رعایت احترام به تمام فرق اسلامی به عنوان یک اصل مورد توجه قرار گیرد و همین امر در برخی موارد سبب شده تا پاره‌ای از حوادث صدر اسلام که ممکن است سبب واکنش‌هایی شود-به صورت خیلی اجمالی و گذرا نقل شود. بی‌تردید محققان و طالبان حقیقت، اشاره‌های مطالب را گرفته و خود برای تحقیق بیشتر به کتب مرجع مراجعه خواهند کرد.
از جمله کتبی که منبع این بخش می‌باشد عبارت است از: «اسد الغابه فی معرفه الصحابه» نوشته ابوالحسن علی‌بن‌ابی الکرم محمد شیبانی موصلی جزری مشهور به ابن‌اثیر که شامل زندگی‌نامه بیش از هفت هزار نفر از یاران پیامبر(ص) است. «طبقات الکبری» نوشته ابن‌سعد که از قديمى‏ترين آثار در زمينه طبقات و مشتمل بر تاريخ دو قرن نخست اسلامى، شامل آگاهى‏هاى جامع و گسترده‏اى درباره صحابه و پیروان و عالمان تا زمان مؤلف است.
«الاستیعاب فی معرفه الاصحاب» اثر ابن‌عبدالبر یوسف‌بن‌عبدالله که به شرح حال چهار هزار و ۲۲۵ صحابى اشاره کرده كه از اين ميان 3 هزار و 224 تن مرد و هزار و 1 تن نيز صحابه زن هستند.
«تاريخ الامم و الملوك» مشهور به تاريخ طبرى که مهم‌ترين تاريخنامه روايى و سال‌شمار اسلامى و اثر محمدبن‌جرير طبرى است.‏
«سیره النبویه» اثر عبدالملك‌بن‌هشام. «الاصابة فى تمييز الصحابه‏» ‏نوشته ابن‌حجر عسقلانی که شرح حال حدود دوازده هزار صحابى، اعم از زن و مرد را در بردارد كه در مقايسه با كتب پیشین بسيار قابل توجه است و زندگی‌نامه صحابه بيشترى را در خود گنجانده است.
«انساب‌الاشراف‏» در تاريخ سده اول اسلام و انساب عرب، تأليف احمدبن‌يحيى بلاذرى،‏ «امتاع الاسماع بما للرسول من الابناء و الاحوال و الحفدة و المتاع» نوشته تقى‌الدين احمد مقريزى که يكى از كتب مفصل در موضوع سيره نبوى است و درباره موضوعات مختلف مربوط به شخص پيامبر(ص) و دوران رسالت آن حضرت که به تفصيل سخن مى‏گويد، «الانساب» تأليف عبد الكريم سمعانى، «تاريخ» خليفة‌بن‌خياط قديمى‏ترين كتابى است كه به صورت سال‌شمار به زبان عربى نگاشته شده است.‏
لازم به ذکر است مجموع این کتب و ده‌ها کتب تاریخی در لوح فشرده «نورالسیره» از سری نرم‌افزارهای مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى‏ قابل استفاده است.


نقطه نظر
علیرضا منصوری

راه‌های تقویت اراده
آنچه در برنامه و سیر زندگی بشر بسیار مهم و ضروری ‌است و انسان برای رشد و تعالی نیازمند آن می‌باشد عنصر عزم و اراده است که در دین خاتم توجه فراوانی به ‌آن شده‌ است. اراده، ركنی است كه بسیاری از رخدادهای مهم تاریخ اسلام منوط به‌آن بوده و امروزه نیز در مدیریت زندگی و مهارت‌های آن، از عوامل اصلی محسوب می‌شود.
در بیانات حضرات معصومین(علیهم‌السلام)، عزم و اراده قوی از ویژگی‌های پیامبران (نهج‌البلاغه: خطبه قاصعه) و از صفات والای فرشتگان (خطبه اشباح) است و اراده پایدار از دلایل دستیابی به پیروزی بیان شده؛ اما قوام و ضعف آن در چیست؟
بنا بر متون دینی و کلام بزرگان مقوّم اراده به‌طور کلی در گرو پرهیز و ترک گناه و تضعیف آن به ارتکاب معاصی است. امام خمینی(ره) در کتاب شرح چهل حدیث خود، در حدیث اول آن می‌فرمایند: «جرئت بر معاصی کم‌کم انسان را بی‌عزم می‌کند و این جوهر شریف را از انسان می‌رباید، استاد معظم ما  آیت‌الله شاه‌آبادی  می‌فرمودند: بیشتر از هرچه، گوش کردن به تغنّیات [موسیقی و آواز خوانی]، سلب اراده و عزم از انسان می‌کند.»
برای تقویت اراده، راه‌هایی ذکرشده‌‍‌ که موارد مهم آن عبارتند از: در انجام امور از اندک شروع و توسعه آن با برنامه و تدریجی باشد، دوستی و معاشرت با افراد با عزم، تذکر آثار و برکات امور خیر، یاد خداوند متعال و حضور همیشگی او، یاد معاد، توجه به عرضه اعمال‌مان به حضرت حجت امام عصر(عج)، لحاظ محرومیت از برکات و آنی بودن لذات و باقی بودن حسرت‌ها.
با لحاظ جوامع مدرن کنونی و گسترش و تعدد ابزار و وسایل ارتباط‌ جمعی موجود، بستر گناه و به‌ نوعی تنوع تخلف بیشتر شده است! پس توجه و دقت در اراده و تقویت آن برای مقابله ضروری‌تر است. حتی انسان نوعی، سلامت و آرامش حیات او در پی نبود تخلفات و رعایت هنجارهاست. آنکه معتقد به معاد باشد، توجه‌اش مضاعف و وظیفه و تکلیفش سنگین‌تر است. باید دانست که از آثار ارتکاب گناه، عادی‌شدن تکرار آن از سوی فرد است که همچون بیماریِ پنهان فراگیر خواهد شد و فرجام آن هلاکت است. از سوی دیگر در فضای ملتهب و با وجود مقتضی گناه، پاک ماندن و کناره‌گیری از ناهنجاری ارزشی بسیار بالاتر و این شخص مقامی والاتر خواهد داشت. به‌تبع آن اجتماعی که دارای این افراد است علاوه بر معرفی و الگودهی آنها، از وجودشان بهره‌مند و معطر است. هرچند تعداد آنها اندک‌ باشد، چرا که در دیدگاه‌ حق، کیفیت، ملاک و شرط برتری ‌است و اکثریت و زیادبودن در برابر آن توان ندارد. مصادیق این موضوع فراوان ‌است، همچون اصحاب حضرات معصومین(علیهم‌السلام) به‌خصوص شهدای کربلا و در زمان معاصر شهدای میهن اسلامی خویش.
امروز، مهم‌ترین وظیفه شخصی هر یک از ما در قبال خویش و جامعه در راستای تعالی سبک و رفتار زندگی اسلامی، تقویت عزم و اراده است و این ایام پر برکت فرصتی دو چندان و مناسب برای این تلاش است تا در کاروان حسینی باشیم و بمانیم و از «مسلم»‌‌ و «حبیب»‌ها شویم که «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» و محرم زمانی نیز، نزدیک است.


يادداشت
علیرضا جلالیان

تربیت دو بعدی پاسدار و بسیجی
چند سالی است رویکردهای جدیدی در تربیت پاسداران ایجاد شده است که هدف آن، جلوگیری از دور شدن از ذات و ماهیت وجودی سپاه در آینده است.
اگر به طور خلاصه بخواهیم به آسیب‌شناسی این مقوله بپردازیم، باید به عدم تولید علم بومی برای تربیت نیرو چه پاسدار و چه بسیجی اشاره کنیم. چرا که به دلیل تفاوت ماهوی پاسدار و بسیجی با یک نیروی نظامی و یا شبه‌نظامی و مردمی در کشورهای دیگر، توجه به مقوله تربیت بسیار مهم است و با رهنمودهای مقام معظم رهبری، حرکت‌های نو و جدیدی در موضوع تربیت طراحی شد که طرح تحول و تعالی و صدها برنامه و طرح‌های خرد و کلان برای همین منظور طراحی و اجرا شد؛ اما نکته مهم در این زمینه، دو بعدی بودن مسئله تربیت است. یعنی نمی‌توان گفت تربیت یک نیروی پاسدار و بسیجی صرفاً شناخت احکام و اخلاق و اعتقادات است؛ بلکه در کنار این موضوع، تربیت جسم هم مطرح می‌شود. از این رو در این زمینه باید معاونت بهداشت و درمان، معاونت تربیت و آموزش و به‌‌ویژه اداره تربیت‌بدنی این معاونت، برنامه‌های زیادی را در کنار برنامه‌های نمایندگی ولی‌فقیه برای تربیت دوبعدی نیروها به اجرا در آورند.
موضوع مهمی که در رابطه با تربیت دوبعدی باید لحاظ شود، توأم بودن و سلسله‌وار بودن این نوع برنامه‌ها است؛ یعنی نمی‌توان به یک برنامه 10 روزه در سال و یا چند کلاس در ماه رمضان و بحث‌های اخلاقی به موضوع تربیت روحی و نیز با یک برنامه ورزشی، تفریحی و آموزشی در هفته، موضوع تربیت جسمی را به سر منزل مقصود رساند. حتی در یک نگاه کلی‌تر نمی‌توان با برگزاری جشنواره‌های ورزشی و مسابقات فرهنگی، این امر را زمینه‌سازی کرد.
این به مفهوم ناکارآمدی این برنامه‌ها نیست؛ بلکه ناکافی و یا ناقص بودن روند اجرای این برنامه‌ها را مدنظر دارد. یعنی در اجرای چنین برنامه‌هایی باید این را در نظر داشت که نباید فرمانده، مدیر، مسئول بودن و یا اشتغال زیاد و فرصت کم، مانع انجام دقیق وظایف شود. چون بعضاً فرماندهانی که در اجرای این برنامه‌ها برای خود کوتاهی می‌کنند و در کنار آنها تمام نیروهایی که به دلیل حجم زیاد کار در این برنامه‌ها شرکت نمی‌کنند، باید بدون در نظر گرفتن هیچ مصونیتی و صرفاً برای سلامت روحی و جسمی در این برنامه شرکت کنند و قوانین، مقررات و اخلاق اداری و کاری همه را به این سمت سوق دهند.
این امر آنجا اهمیت پیدا می‌کند که ببینیم سپاه را سپاهیان و بسیجیان شکل می‌دهند و سپاه سالم در گرو پاسدار و بسیجی سالم از نظر روحی و جسمی است. این سختگیری همان‌طوری که در گزینش نیرو در ابتدا مدنظر است، باید در طول زمان خدمت نیرو در رده خدمتی خود نیز دوچندان باشد. البته در وهله اول ممکن است به ‌دلیل اجباری بودن، زننده به نظر آید؛ اما در نیمه کار، زمانی که اثرات و برکات این موضوع دیده شود، مطمئناً این رویه جزو فرهنگ ذاتی نیروها خواهد شد.


رئیس اداره بهداشت و درمان ستاد کل نیروهای مسلح در گفت‌وگو با صبح‌صادق
بیمارستان‌های پایین‌تر از درجه یک تعیین تکلیف می‌شوند

رحیم محمدی

وضعیت ارائه خدمات بهداشتی و درمانی در مراکز درمانی نیروهای مسلح بهانه‌ای شد تا خبرنگار صبح‌صادق به سراغ سردار نصرالله فتحیان، رئیس اداره بهداشت و درمان ستاد کل نیروهای مسلح برود و در این باره با وی به گفت‌وگو بنشیند؛ از این رو آنچه در پی می‌آید، بخش‌هایی از این گفت‌وگو است.
*برای ارتقای نظام سلامت در مجموعه نیروهای مسلح چه هدف‌گذاری‌هایی صورت گرفته است؟
امروز در مجموعه نیروهای مسلح بیش از 50 بیمارستان داریم که طبق هدف‌گذاری ما باید همه بیمارستان‌های نیروهای مسلح تا پایان برنامه یعنی تا آخر سال 93 درجه یک باشند، اما بعد از آن، اگر بیمارستانی پایین‌تر از درجه یک داشته باشیم باید آن را تعیین‌تکلیف کنیم؛ بنابراین یا باید خود را تا پایان مهلت به این سطح برسانند و یا اینکه ما آن را سریع تعطیل می‌کنیم.
تقریباً ما کمتر از 20 درصد از بیمارستان‌های‌مان زیر درجه یک هستند که در طول این مدت، این بیمارستان‌ها هم باید خودشان را به این سطح برسانند و همچنین تا پایان سال آینده، 20 درصد از بیمارستان‌های‌مان باید درجه یک عالی باشند؛ در حال حاضر در مجموع بیمارستان‌های نیروهای مسلح، بیمارستان‌های سپاه 40 درصدشان و در ناجا هم 15 تا 20 درصد بیمارستان‌های‌شان عالی درجه یک هستند و مابقی باید تا پایان برنامه خودشان را برسانند که می‌رسانند.
بنده معتقدم که سپاه از روند برنامه جلوتر است، ناجا در مرز رسیدن است و ارتش نیز کمی عقب است، البته آنها قول داده‌اند که خودشان را برسانند که به نظرم خودشان را به درجه یک خواهند رساند. با این وجود، در حال حاضر در مقایسه با بیمارستان‌های دولتی، وضع بهتری داریم و در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی، سپاه بهتر است، اما بیمارستان‌های ارتش و ناجا فاصله دارند.
* وضعیت بیمه کارکنان در نیروهای مسلح نسبت به سایر بیمه‌ها چگونه است؟
ما سه بیمه برتر در کشور داریم که خدمات درمانی نیروهای مسلح بعد از بیمه کارکنان دولت و تأمین اجتماعی یکی از سه بیمه بزرگ کشور است. اما از نظر پوشش خدمات و هم از نظر تک‌تک خدمات تخصصی خیلی بهتر از سایر بیمه‌ها هستیم. به عنوان مثال در دندان‌پزشکی و داروهایی که تحت پوشش هستند، حداقل 150 تا 200 نوع دارو را نسبت به سایر بیمه‌ها بیشتر تحت پوشش داریم؛ در حوزه خدمات بستری، پوشش بیمه کامل است و برای بیماران صعب‌العلاج و خاص هم تنها بیمه‌ای هستیم که پوشش می‌دهیم. البته همه هزینه‌ها هم به‌صورت مشارکتی از سوی خود کارکنان پرداخت می‌شود. به عبارت دیگر، سرانه برداشت کارکنان نیروهای مسلح بیشتر از کارکنان دولت است، چون آنها بیمه اولیه را تحت پوشش قرار می‌دهند، اما ما بیمه مکمل را هم برداشت می‌کنیم و ترکیبی از بیمه پایه و مکمل بیمه ما را به اینجا رسانده است و اینگونه نیست که دولت یک پول اضافه‌ای به ما داده باشد. همان پول سرانه‌ای که دولت به سایر بیمه‌ها می‌دهد همان را به ما هم پرداخت می‌کنند، حتی گاهی اوقات این پرداخت با تأخیر نیز همراه است.
* در حوزه بهداری رزمی که فلسفه اصلی نیروهای مسلح است، چه اهدافی را دنبال می‌کنید؟
در این حوزه هدف‌گذاری ما این است که هر بیمارستان شهری قادر باشد یک بیمارستان صحرایی را در کمترین زمان ممکن با همان نیروهای تخصصی موجود در بیمارستان با امکانات و تجهیزاتی که در اختیارشان هست با طولانی‌ترین فاصله‌ای که فرمانده تعیین می‌کند، برپا کنند و این معنای بهداری رزمی است. یکی از تفاوت‌های بیمارستان‌های ما با سایر بیمارستان‌ها در سطح کشور همین است. به طور مثال در اوایل امسال، بیمارستان فوق‌تخصصی شهید صدوقی سپاه در اصفهان که یک بیمارستان 250 تختخوابی و درجه یک پیراپزشکی است، در مناطق مرزی برای مردم محروم آن مناطق بیمارستان صحرایی بر پا کرد و نیروهای متخصص و فوق تخصص‌‌شان 10 روز به همگان خدمات رایگان ارائه کردند.
این چند اثر داشت که اولین آن برای خودشان بود. چون تمرین کردند و یاد گرفتند که چگونه خارج از محیط خودشان و در وضعیت سخت و صحرایی خدمت کنند. ضمن اینکه برای آنها، هم آمادگی رزمی و هم تفریح بود. علاوه بر این، چند هزار نفر از مردم محروم منطقه هم که دسترسی به متخصص و فوق‌تخصص نداشتند به این بیمارستان مراجعه کردند و خدمات رایگان دریافت کردند. این یک سوپاپ اعتماد برای نظام و این دولت است، زیرا راه تأمین امید فقط به حرف نیست، بلکه نیاز به عمل هم دارد. یعنی مردم باید چیزی را ببینند تا باور کنند. از سوی دیگر، این مردم سزاوار هستند که به آنها خدمت شود. از این رو عملی که ما انجام می‌دهیم در همین راستا است.


علمداران
به روایت سردار حاج‌علی فضلی*

عید قربان پیش شما هستم!
سال 64 روز ولادت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) با جمعی از فرماندهان سپاه خدمت حضرت امام(ره) مشرف شدیم. فرمانده محترم وقت سپاه خدمت ایشان گزارشی از وضعیت کلی جبهه‌ها و عملیات‌های کوچکی که صورت می‌گرفت، دادند. آن موقع هنوز عملیات والفجر8 در مرحله طراحی بود. گزارش فرمانده کل سپاه که تمام شد، امام عزیز چند دقیقه‌ای سخن گفتند و بعد از اینکه در رابطه با امام رضا(ع) اشاره‌ای داشتند، چند جمله‌ای درباره جنگ توصیه فرمودند. ایشان گفتند که خواب را از چشم دشمن بگیرید، به دشمن امان ندهید، دائم بر سر دشمن بتازید. من در ردیف‌های عقب بودم، در همین لحظه که امام امت این کلام را می‌فرمودند، دیدم یکی از افرادی که در ردیف اول نشسته و با مویی کوتاه و لباسی سبز رنگ، اما متمایز از لباس سایر برادران سپاه، شانه‌هایش می‌لرزد. من از پشت سر او را نشناختم، اما در تمام این مدت به او نگاه می‌کردم، یک لحظه که به طرفین خود نگاه کرد از نیم‌رخ او را شناختم. برادرم شهید عباس بابایی بود، معاون عملیات نیروی هوایی ارتش. بعد از اتمام سخنان امام امت رفتم و او را بغل کردم و در گوشش گفتم، حال خوبی دارید ما را هم دعا کنید.
همین طور می‌گذرد تا اینکه در سال 66 اسم او و همسرش برای سفر حج در می‌آید. شهید بابایی از رفتن امتناع می‌کند و در برابر اصرار همسرش می‌گوید جبهه از حج واجب‌تر است و حج اصلی اینجاست. زمانی که با اصرار بیشتر همسرش مواجه می‌شود، می‌گوید: شما برو من خودم را می‌رسانم و نقل به مضمون می‌گوید عید قربان آنجا پیش شما هستم.
این شهید بزرگوار آن چنان جان کلام امام عزیز را می‌گیرد که سعی می‌کند با تمام توان خواب را از دشمن بگیرد و در نهایت روز عید قربان در مسیر انجام فرمان امام، خود قربانی می‌شود.
*جانشین رئیس سازمان بسیج مستضعفین


قطعه اي از بهشت

شهادت اولین روحانی شهید دفاع مقدس در عید قربان
خوب به یاد دارم حرف‌های بهروز را، «بهروز مرادی» را می‌گویم، هنگامی که در تعقیب و گریز جنگ زیر آفتاب سوزان خرمشهر از وی سوال شد که امروز چه روزی است، در جواب گفت: مگر نمی‌بینید این سفاکان بعثی به چه شکل جوانان ما را قربانی می‌کنند، امروز 24 مهر است، روز عید قربان...
بی‌اختیار یاد آن روز‌ها افتادم و امروز پس از 33 سال این روز دوباره مصادف شده است با عید قربان و یاد مردان غیور آن روز را در من زنده کرده، مردانی که شاید به واسطه حضور خود در خرمشهر و اینکه جرم‌شان در نزد صدام این بود که شهر خود را تنها نگذاشتند، باید در عید قربان، قربانی حملات بدون توقف ارتش بعث می‌شدند. جوانان ما در این روز از خود حماسه‌ای عاشورایی برجای گذاشتند و درس تلخی به صدامیان دادند و نشان دادند هیچ بمب‌افکنی یارای مقابله با قدرت ایمان آنان را ندارد.
24 مهر، روز شهادت مراد رزمندگان خرمشهر، اولین روحانی شهید دفاع مقدس «شیخ شریف قنوتی» است که ابتدا برای کمک‌رسانی و اهدای هدایای مردمی پای به خرمشهر نهاد؛ اما در ادامه وقتی اوضاع خرمشهر را از نزدیک مشاهده کرد، بر خود تکلیف دانست که بماند و در لباس روحانیت از این آب و خاک دفاع کند.هنگام بازگشت از آبادان، اتومبیل حامل شیخ شریف قنوتی در خیابان 40متری خرمشهر ابتدا هدف آر‌پی‌جی قرار گرفت و پس از توقف، وی در چنگال کافران بعثی به اسارت درآمد و همانجا از سوی آن سفاکان هتک حرمت شد و به فجیع‌ترین شکل ممکن به شهادت رسید.
پیکر مطهر و بی‌جان شهید قنوتی، همانجا (در کنار ساختمان بنیاد شهید فعلی خرمشهر) از ساختمانی حلق‌آویز شد تا اثباتی باشد بر جنایت‌های بی‌شمار آن ارتش بی‌دین به رهبری صدام کافر. بدین ترتیب، تقارن این عید سعید با این حماسه عاشورایی که در آن، مردانی اندک، اما باایمانی سرشار، اجازه تصرف خرمشهر را ارتش بعث ندادند، خاطره آن روز بزرگ و عاشورای زمان را برای ما تداعی می‌کند. امید است که فرهنگ ایثار و شهادت در وجود جوانان امروز ما نیز رخنه کند و برای ادای دین به مذهب و کشور و شهدای خود، از هیچ تلاشی دریغ نورزند.
علی دایلی


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «دربند»
تقلا در فضای گرگ و میش

مهدی امیدی

فیلم «دربند» به کارگردانی پرویز شهبازی یکی از آثار جریان سینمای اجتماعی ایران محسوب می‌شود. یعنی جزء فیلم‌هایی است که سعی دارد بخشی از مشکلات و تنش‌های رایج در سطح جامعه را نمایش دهد. فیلم‌های اجتماعی به تیغ دو لبه می‌مانند؛ اگر صادق و بی‌غرض باشند، می‌توانند کارکردی درمانگر داشته باشند. اما اگر در بازتاب معضلات اجتماعی از راستگویی و بی‌غرضی فاصله بگیرند، به پرتگاه سیاه‌نمایی و تحریف واقعیت‌ها سقوط می‌کنند. همچنان که بسیاری از فیلم‌های به‌اصطلاح اجتماعی سینمای ما طی سال‌های اخیر این گونه بوده‌اند. اما فیلم «دربند» وضعیتی دوگانه دارد؛ هم درمانگر است و هم به دلیل عدم رعایت برخی مسائل تکنیکی و محتوایی، نتوانسته به سرمنزل مقصود برسد.
«دربند» داستان دختر جوانی به نام نازنین است که در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول می‌شود و برای تحصیل از شهرستان به پایتخت می‌آید؛ اما چون محل زندگی‌اش فاصله زیادی با تهران ندارد، به او خوابگاه تعلق نمی‌گیرد. به همین دلیل دنبال جایی برای اجاره کردن می‌گردد و در نهایت با دختر جوان دیگری به نام سحر هم‌خانه می‌شود؛ دختری که از مشکلات اخلاقی رنج می‌برد و سرانجام هم بازداشت می‌شود؛ اما نازنین تلاش می‌کند تا به سحر کمک کند. تلاش‌های او نتیجه می‌دهد، اما خود او را هم درگیر مشکلات تازه‌ای می‌کند و...
آنچه سبب می‌شود تا «دربند» را فیلمی درمانگر بدانیم، رویکرد هشداردهنده این اثر به خانواده‌ها و دخترهای جوان است؛ جوان‌هایی که به امید فردایی روشن و تحصیل و پیشرفت، از خانواده خود فاصله می‌گیرند و تنها در شهری درندشت و خاکستری قرار می‌گیرند. این فیلم، به‌خوبی همه خطرات و تهدیداتی که ممکن است گریبان چنین افرادی را بگیرد نشان می‌دهد؛ دوستان نابابی که اگر از خدعه آن‌ها غفلت شود، دنیا و آخرت انسان را ویران می‌کنند، محفل‌ها و مهمانی‌های به ظاهر جذابی که سازش با آنها می‌تواند سرنوشت انسان را تیره کند و کاغذهایی که اگر بدون ملاحظه امضا شوند، همه هستی یک آدم را به یغما خواهند برد. آنچه در بخش‌هایی از فیلم به نمایش درآمده، واقعیت‌هایی است که بسیاری از دختران جوان، با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند. نکته قابل توجه این است که در فیلم جدید پرویز شهبازی برخلاف بسیاری از فیلم‌های به ظاهر اجتماعی سینمای ما، چهره‌ای تنفربرانگیز از فضاها و افراد بی‌بندوبار ارائه شده است. چون در خیلی از فیلم‌ها می‌بینیم که به بهانه آسیب‌شناسی مناسبات غلط اجتماعی، تصویری جذاب و فریبا به خورد مخاطب داده می‌شود، اما در این فیلم، چنین اشتباهی رخ نداده است.
اگر «دربند» روی همین مسائل و به شکل حساب‌شده‌تری متمرکز می‌شد، می‌توانست به عنوان یک فیلم منحصر به فرد و ماندگار اجتماعی در تاریخ سینمای ایران ثبت شود؛ اما چند مسئله به این اثر ضربه وارد کرده است. ضعف پرداخت شخصیت نازنین، فیلمنامه «دربند» را قربانی کرده است. یعنی این شخصیت به‌شدت متناقض و غیرمنطقی طراحی شده و چون محور اصلی روایت محسوب می‌شود، کل فیلم را با معضل مواجه کرده است. در این فیلم می‌بینیم که نازنین از یک طرف، یک جوان تیزهوش و زرنگ است  چون رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شده است- اما همین جوان باهوش، خیلی راحت تن به امضای قراردادها و سفته‌هایی می‌دهد که یک شخص معمولی هم می‌داند که نباید چشم بسته آنها را امضا کرد. از طرف دیگر، فیلم روی اخلاق‌گرایی و پاکی نازنین تأکید می‌کند؛ اما جای تعجب است که چطور چنین شخصیت پاکیزه‌ای تا این حد در مقابل افراد فاسد، سازش‌پذیر است. این درحالی است که یک دختر جوان مذهبی و بااخلاق، به محض مواجه شدن با موقعیتی ناسالم، واکنش تند نشان داده و آن موقعیت را ترک می‌کند. اما در این فیلم، این‌گونه نشان داده می‌شود که نازنین در خانه‌ای که محل خوشگذارنی مشتی عیاش و بی‌بندوبار است، ماندگار می‌شود!
مشکل دیگر فیلم «دربند» این است که در پاره‌ای لحظات، به نگاه شبه‌روشنفکری آلوده شده است. مانند صحنه‌ای که دوربین، روی مچ زخمی دختر بازداشت شده زوم می‌کند تا به این وسیله نشان دهد در زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها با دخترها بدرفتاری می‌شود. یا در سکانسی از فیلم، نمایش داده شده که یک خانواده متدین قصد دارند تا دختر نوجوان خود را به زور شوهر دهند! گویی «دربند» درحال باج دادن به جشنواره‌های خارجی برای کسب جایزه است.
روابط آلوده و ناسالم در این فیلم با بی‌پروایی روایت می‌شود، به‌طوری که این فیلم اصلاً به خانواده‌ها و به‌خصوص کودکان و نوجوانان توصیه نمی‌شود. طبیعتاً اولین شاخصه‌ای که یک فیلم درمانگر باید برخوردار باشد، رعایت حریم‌های اخلاقی است. همه این اتفاقات سبب شده که فیلم «دربند» با وجود داشتن مولفه‌های مثبت، باز هم به ورطه سیاه‌نمایی بیفتد و کل فیلم را همچون شخصیت اصلی آن، در تقلا میان فضای گرگ و میش ببرد.
در پایان باز هم باید گفت که سینمای اجتماعی تنها با تعهد و صداقت می‌تواند روی جامعه و مردم تأثیر مثبت بگذارد. آندره بازن (نظریه‌پرداز بزرگ تاریخ سینمای جهان) معتقد بود که تصویر و به‌ویژه سینما، می‌تواند موجب بقای زمان و واقعیات شود. اما باید گفت، سینمای اجتماعی اگر به معنای واقعی کلمه واقع‌نما و متعهد به جامعه باشد، می‌تواند موجب بقای یک جامعه شود. به امید چنین سینمایی!


به بهانه پخش سریال «ماتادور»
پرجاذبه، اما. ..
حسین کارگر

سریال «ماتادور» تازه‌ترین محصول سینمایی  تلویزیونی نیروی انتظامی بود که به مناسبت هفته ناجا از شبکه اول سیما به نمایش درآمد. این سریال به کارگردانی فرهاد نجفی، سعی داشت تا با خلق تصاویری پرجاذبه و هیجانی برخاسته از موقعیت‌های اکشن، نظر مخاطب را به خود جلب کند.
طی سال‌های اخیر، ورود و حضور نیروی انتظامی به عرصه فیلم و سریال‌سازی پررنگ شده است. از ابتدای سال 92 تاکنون، «ماتادور» سومین سریالی است که با تهیه‌کنندگی این نهاد روی آنتن سیما رفته است. «هوش سیاه2» و «سیگنال وارونه» مجموعه‌های پیشین بودند. این نقش‌آفرینی پلیس در فضای رسانه‌ای مثبت است. اتفاقاً هر سه سریال هم به لحاظ ساختاری و محتوایی کارهای استانداردی از آب درآمدند که گویای حساسیت مدیریت ناجا روی کیفیت است.
اما آنچه در این میان اهمیت دارد، نحوه به تصویر کشیدن مأموران است. اهمیت نوع نمایش پلیس و به‌طور کلی نیروهای نظامی در جامعه، به نقش رسانه‌ها در تحکیم و تضعیف امنیت اجتماعی برمی‌گردد. در جهان امروز، بخشی از امنیت روانی و اجتماعی جوامع در گرو نحوه فعالیت رسانه‌هاست. تجربه‌ها و آزمون‌های مختلف نشان می‌دهند که رسانه‌های جمعی نقش بسزایی در افزایش یا کاهش امنیت اجتماعی  چه به‌صورت ذهنی و روانی و چه به‌شکل عینی و عملی  بازی می‌کنند. سینما و تلویزیون نیز به‌عنوان یکی از رسانه‌های تأثیرگذار و عامه‌پسند قابلیت فراوانی در فرهنگ‌سازی در راستای امنیت دارد. مصداق بارز چنین رویکردی را در سینمای آمریکا می‌بینیم. فیلم‌های هالیوودی همواره نیروهای نظامی ایالات متحده را نه‌تنها تأمین‌کننده امنیت خود آن کشور، بلکه منجی کل جهان معرفی می‌کنند.
سریال «ماتادور» هم تلاش کرده تا با نمایش چهره‌ای قهرمان و دوست‌داشتنی از پلیس، میان مردم و این قشر زحمتکش جامعه، نزدیکی و پیوند بیشتری ایجاد کند، چراکه بخشی از فرایند امنیت روانی در جامعه، ناشی از تصور مثبت مردم از نیروهای پلیس است. با این حال، آنچه به ماتادور آسیب رساند این بود که این سریال بیش از هر چیزی به تقلید از آثار هالیوودی متکی بود، به‌طوری که از همان قسمت اول، شباهت این سریال با آثاری چون «جیمز باید»، «هشدار برای کبرا 11»، «24» و... توی ذوق می‌زد. در چنین اتمسفری، شخصیت‌ها هم باسمه‌ای و بی‌روح از آب در می‌آیند. همان‌طور که شخصیت‌های پلیس سریال «ماتادور» قدرت برانگیختن حس همذات‌پنداری مخاطب را نداشتند. ضمن اینکه سریال، به لحاظ داستانی بسیار خالی بود. یعنی سازندگان این سریال بیشتر فضای دراماتیک را با نمایش تصاویر کارت پستالی از کالبدهای شهری پر کردند.
بدون تردید درآمیختن جذابیت و هیجان با نگاه بومی و اسلامی می‌تواند سریال‌های پلیسی ما را موثرتر کند. پلیس‌هایی که ضمن برخورداری از فیزیک و جسم قدرتمند، به لحاظ روحی، عاطفی و معنوی نیز مخاطب را مبهوت خود کنند و الگویی شوند برای قهرمانی و پهلوانی.


خبرها


خوشحالی رسانه‌های ضدایرانی از تعطیلی جشنواره «افق نو»!
رسانه‌های صهیونیستی و ضدانقلاب، به‌طور همزمان و هماهنگ، گزارش‌های مثبتی را درباره تعطیلی جشنواره «افق نو» منتشر کردند.پس از تعطیلی جشنواره ضدآمریکایی  ضدصهیونیستی فیلمسازان مستقل (افق نو) توسط سازمان سینمایی دولت، روزنامه‌‌ها و خبرگزاری‌های وابسته به رژیم صهیونیستی، خبر‌ها و مطالبی را در تأیید این اقدام مدیریت سینمایی دولت منتشر کردند. اما نکته قابل توجه در این میان، هماهنگی پایگاه‌های ضدایرانی فارسی‌زبان با رسانه‌های صهیونیستی بود، به طوری که همزمان با چاپ مطالبی در استقبال از تعطیلی جشنواره «افق نو» در نشریاتی چون «جروزالم‌پست»، «هاآرتص»، «تایم اسرائیل» و. .. پایگاه‌هایی چون «رادیو فردا» و «صدای آمریکا» نیز گزارش‌های مشابهی را روی خروجی صفحات خود قرار دادند؛ اتفاقی که گویای مدیریت واحد این رسانه‌هاست.گفتنی است، جشنواره فیلمسازان مستقل (افق نو) قرار بود که برای دومین بار همزمان با سالگرد 11 سپتامبر و با حضور هنرمندان و نظریه‌پردازان ضدآمریکایی و ضدصهیونیست در تهران برگزار شود؛ اما سازمان سینمایی دولت با هدف تنش‌زدایی در روابط ایران با غرب(!) مانع برگزاری این جشنواره شد؛ اقدامی که شادمانی و خوشحالی صهیونیست‌‌ها را در پی داشت.
افزایش بینندگان «پرس‌تی‌وی»

باوجود سانسور و محدودیت شدید غرب علیه شبکه‌های تلویزیونی ایران، تعداد بازدیدکنندگان پایگاه اینترنتی شبکه پرس‌تی‌وی در شهریور ماه گذشته 17 درصد افزایش یافته است.در شهریور گذشته پایگاه اینترنتی شبکه خبری پرس‌تی‌وی، بیش از 83 میلیون بازدیدکننده داشت.طبق گزارشی که این شبکه از بازدیدهای مخاطبانش منتشر کرده است، در پی تلاش لابی‌های غربی و صهیونیستی برای حذف شبکه پرس‌تی‌وی از روی ماهواره‌های جهانی، مخاطبان این شبکه به کسب خبرهای مورد نیازشان از طریق وبگاه و پایگاه اینترنتی این شبکه روی آورده‌اند.
آغاز فعالیت مؤسسه سینمای مقاومت و انقلاب

جمال شورجه به‌عنوان رئیس، مهدی عظیمی‌میرآبادی به‌عنوان نایب‌رئیس و مدیرعامل و علیرضا عاقل‌زاده به‌عنوان خزانه‌دار هیئت مدیره مؤسسه سینمای مقاومت و انقلاب اسلامی معرفی شدند. به گزارش مهر، مطابق مقررات و ضوابط حاکم بر تأسیس مؤسسات و مراکز فرهنگی جواد شمقدری، جلیل عرفان‌منش و مهدی عظیمی میرآبادی با نام هیئت مؤسس این مؤسسه را تأسیس کرده و به استناد ماده 16 اساسنامه به‌عنوان مجمع عمومی تنها برای اولین بار با انتخاب جمال شورجه (رئیس)، مهدی عظیمی میرآبادی (نایب‌رئیس و مدیرعامل)، و علیرضا عاقل‌زاده (خزانه‌دار) هیئت‌مدیره مؤسسه را انتخاب کرده‌اند. وظیفه و مسئولیت هیئت مؤسس پس از ثبت مؤسسه و تشکیل هیئت امنا خاتمه یافته و اختیاراتش عیناًً به هیئت امنا واگذار می‌شود.


تریبون

جمع‌بندی تریبون14
چرا آمریکا قابل اعتماد نیست؟
تریبون 14 را در شرایطی جمع‌بندی می‌کنیم که نزدیک به دو هفته تا نمایش بزرگ آمریکاستیزی ملت ایران در مقابل لانه جاسوسی سابق آمریکا مانده است. نکته جالب، هم‌نظر بودن بسیاری از همراهان بود که در ادامه خواهید خواند.

* تأکید بر سخنان امامان انقلاب
آمریکا ثابت کرده که غیرقابل اعتماد، خود برتربین، غیرمنطقی و عهدشکن بوده و دولت آمریکا در پنجه صهیونیست‌ها و در جهت منافع آنها حرکت می‌کند و به این رژیم باج می‌دهد. این نگاه عزیز گرانمایه، ملکشاهی از مریوان است که در استنباط از سخنان مقام معظم رهبری بیان شده. دیگر عزیزان همچون؛ سجاد قادری از کرمانشاه، محمدرضا عرب از آباده، شعبانپور از ساوه و علي‌اكبري از اصفهان، بیانات معظم‌له را دلیل غیرقابل اعتماد بودن آمریکا دانسته‌اند.
آمریکا شیطان بزرگ است و شیطان قابل اعتماد نیست. این بیان را محمدرضا قنبری از کرمانشاه در استنباط از سخنان امام راحل(ره) گفته و دیگرانی چون؛ شريفه بخشنده از قائم‌شهر، جمشيد مجيدي از سنقر، مصطفی اکبری و مرضیه احمدی از داران اصفهان نیز بر آن تأکید داشتند.

* همدستی با صهیونیسم جهانی
مهدی کوهستانی از اهواز همکاری مستقیم آمریکا با دشمن اول جمهوری اسلامی را دلیل اصلی بی‌اعتمادی به آمریکا می‌داند و با همین بیان، افشین امیدی از اهواز، حسن جمشیدی از کرمانشاه، سجادمنش از اهواز و کمال محمدی از شهرضا بر این باور هستند.
کیان بخشی از تهران هم نوشته است: تا زمانی که دولت و کنگره آمریکا تحت نفوذ لابی صهیونیستی است، در پای میز مذاکره منافع ملت ایران تأمین نخواهد شد. چراکه صهیونیست‌ها ایران اسلامی را بزرگ‌ترین دشمن خود می‌دانند.

* عاقبت آنهایی که به آمریکا اعتماد کردند، چه شد؟
سلیمان اسدی از سنقرکلیایی هم در پیامی طولانی با بیان عاقبت برخی اعتمادکرده‌ها به آمریکا در یک سوال نظر خود را بیان کرده است.
عرفان و الهام عباسقلی‌پور از املش معتقد هستند: حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم از دولت عراق در تجاوز به ایران، سرنگونی دولت قانونی ایران در سال 1332 و در جریان کودتای 28 مرداد و سرکار آوردن دولتی دست‌نشانده، دلیل این بی‌اعتمادی است.
زهرا ملکی از قم نیز اینطور نوشته که عاقبت حاکمانی که به آمریکا اعتماد کردند، نشان می‌دهد که از رابطه با آمریکا چیزی عاید ما نمی‌شود و امام(ره) خوب فرمودند: «ما رابطه با آمریکا را می‌خواهیم چه کنیم.»

* غرور، خودخواهی، منفعت‌طلبی، نژادپرستی، دروغگویی
عده کثیری از همراهان تریبون همچون؛ پیمان جمال از ماسال، محمد زمانیان از نهاوند، جلیل ترکمندی از بیجارگروس، فاطمه خان‌محمدي و حسن خزايي از صحنه، الهه شمس‌الدین از کرمان، محمدرضا شعبانی از بندر هندیجان، محسن احمدی و نرجس امیرخانی از شهرکرد، رسول جنتی از کرمانشاه معتقدند که غرور، خودخواهی، منفعت‌طلبی، نژادپرستی و دروغگویی دولتمردان آمریکایی، آنها را غیرقابل اعتماد کرده است. البته دیگر همراهان تریبونی هم نظراتی از این دست داشته‌اند که عده آنها زیاد بوده است و مجالی برای بیان اسامی تمامی این عزیزان نیست.
اما محسن قاسمی از فارس گفته است: آزموده را آزمودن خطاست و محمد كريم‌زاده از اصفهان، حقیقی از سنقر، سمیه و آیت رستمی از جوانرود، مریم بخشنده از قائم‌شهر، علی مجیدی از آذرشهر، مرتضي دهنوي از كامياران، مجتبي و ثریا دهنوی از کنگاور، سیدعلی حسینی از اسفراین، اسماعیل ثامنی از گرمسار، معصومه پوزش از باغملک و تعداد زیادی دیگر از مخاطبان در زمره صاحبان چنین نظری هستند.
به‌علاوه بسیاری در قالب متن‌های مختلف این بیان و این مطلب را در پیام‌های خود گنجانده‌اند که به برخی از این مخاطبان اشاره می‌کنیم.
همراهانی چون سمیرا قادری از کرمانشاه، رضا زمانی از بوشهر، محمدرضا همتی از زرند کرمان، حسن عبادی از ناحیه بهار، سیدحسین سیدی از اصفهان، مهدی عبدالحمدی از محلات، خیرالنسا قربانی از املش، جواب مهدي دهنوي از كنكاور، علی دهقان از راور کرمان، محمد فتاحی از اردکان هم در همین راستا گفته‌اند که آمریکا گرگ زخمی در لباس میش است و هر لحظه مترصد ضربه زدن به ماست.
امين نجفي از جزيره قشم با بیان اینکه چون از شاه، منافقان، صدام و فتنه‌گران حمايت كرد، اموال و دارايي ما را مسدود كرد، تحريم غير قانوني علیه ما اعمال كرد، همین نظرات را تأکید کرده است.
برندگان تریبون 14
سلیمان اسدی از سنقرکلیایی/ محمد زمانیان از نهاوند
اسماعیل ثامنی از گرمسار
سوال تریبون 15
دلایل تداوم شعار مرگ بر آمریکا چیست؟


گزیده مطالب

نکاتی از فضائل امام‌علی(ع)
پیامبراعظم(ص)، علی(ع) را در سن شش سالگی از ابوطالب گرفت و به خانه خود آورد و شخصاًً به پرورش وی پرداخت. علی(ع) از آن روز پیوسته سایه‌وار ملازم پیغمبر اکرم(ص) بود و آخرین ساعتی که از آن حضرت جدا شد، موقعی بود که جسد مطهرش را به خاک سپرد.
علی(ع) اولین نمونه کاملی است که از مکتب تعلیم و تربیت پیغمبر اکرم(ص) بیرون آمد و اول کسی است که به آن حضرت ایمان آورد، چنانکه آخرین کسی است که از وی جدا شد.علی(ع) در مهم‌ترین جنگ‌های اسلامی شرکت داشت و در همه میدان‌های خونین جنگ یکه‌تاز مسلمانان و کلید پیروزی بود و با اینکه بارها بزرگان صحابه در جنگ‌ها از دشمن فرار می‌کردند، وی هرگز پشت به دشمن نکرد و هیچ حریفی از زخم شمشیر وی جان به در نبرد. با این حال شجاعت بی‌نظیر وی که ضرب‌المثل بود توأم با دلسوزی و مهربانی بود. هیچ‌گاه حریفان زخمی را نمی‌کشت و فراریان را تعقیب نمی‌کرد.
علی(ع) به شهادت سخنرانی‌ها و کلمات قصار و بیاناتی که از وی به یادگار مانده در میان مسلمانان آشناترین فرد به مقاصد عالیه قرآن است که معارف اعتقادی و عملی اسلام را به نحوی که شاید و باید دریافته است و صحت حدیث شریف نبوی: «انا مدینه العلم و علی بابها» را به ثبوت رسانیده و این علم را با عمل توأم کرده است.
علی(ع) در عفت، زهد و تقوای دینی نظیر و همانندی نداشت و برای معاش روزانه خود کار می‌کرد و به‌ویژه به فلاحت علاقه فراوان داشت، زمین‌های بایر را آباد می‌کرد و قنوات احداث می‌کرد و درخت می‌کاشت و هرجا را که آباد می‌کرد، وقف می‌کرد یا می‌فروخت و میان فقرا تقسیم می‌کرد و خود مانند یکی از فقرا با کمال زهد و قناعت زندگی می‌کرد. عدالت آن حضرت چنان بود که در اجرای احکام خدا و احیای حقوق مردم هرگز استثنا قائل نمی‌شد و شخصاًً در کوچه و بازار گردش می‌کرد و مردم را به رعایت قوانین اسلام وامی‌داشت.
رضا قارزی


روى خط

صبح صادق پل ارتباط ما و مسئولان باشد
... 091498226 / سلام، چند روز بیشتر از شهادت همرزمان‌مان نمی‌گذرد. ما سبزپوشان گردان یکم حضرت رسول(ص) سپاه بانه نخواهیم گذاشت که خون عزیزان‌مان پایمال شود. جای این شهدا واقعاً تو گردان خالیه. شهیدان؛ مطلب احمدیان، منصور مخدومی، لقمان حسینی، فتاح محمدی و جلال مصطفایی. برای شادی روح این عزیزان صلوات.
صبح‌صادق: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» امیدواریم ما و شما ادامه‌دهندگان خوبی برای راه این شهدا باشیم.
... 091660645 / با سلام، لطفاً برای جذاب کردن هفته‌نامه، اسامی کسانی که بیشترین پیامک را به شما زده‌اند و مخاطب همیشه همراه صبح‌صادق بوده‌اند، درج کنید. باتشکر
... 091127709 / به نظر می‌رسد توقع بی‌جایی نباشد که در آرامگاه‌های شهرها و روستاها در کنار مزار شهدای سرافراز کشورمان قطعه‌ای به‌نام رزمندگان و ایثارگران مثل قطعه هنرمندان یا نام‌آوران مشخص کنند. /کیا از گلستان
... 091761013/ از هفته‌نامه مردمي و ارزشي صبح‌صادق مي‌خواهم حرف دل ملت را در روز 13آبان تيتر كند. «مرگ بر آمريكا»/ نجفي از قشم
... 091938640/ سلام بر راست‌قامتان بی‌ادعای جنگ نرم! دل باید آینه‌دار اسرار باشد و قلم محرم اسرار تا بتواند انوار قدسی را که اولیاءالله و همنشینان ملائک نازل می‌کنند، انعکاس دهد! صمیمانه‌ترین تبریک‌ها تقدیم به کسانی که توانستند با قلم زمینی که دائماً پرسه در کوچه‌های پرپیچ وخم دنیایی می‌زند، در مقام رفیع شهدایی بنویسند که به راه‌های آسمان، آشناترند تا راه‌های زمین! ان‌شاءالله بتوانیم در راستای ادای دین خود به آنان که سرخی شهادت را برگزیدند، یادشان را سبز نگه داریم. پایدار باشید و سربلند.
... 093822031/ سلام، از هفته‌نامه صبح‌صادق انتظار داریم پل ارتباطی بین ما و مسئولان باشد. لطفاً صدای ما را به گوش مسئولان برسانید.
صبح‌صادق: ما هم امیدواریم مسئولان محترم صدای شما را بشنوند و پاسخگو باشند.


کتیبه سبز

سنگر صبور
شورای امنیت به قلم دست برد و بعد
منشور پانصد و نود و هشت را پیچید
شیطان به مکر کاسه‌ای از زهر را آورد
انسان به زور کاسه‌ای از زهر را نوشید
***
این زهر امتداد درد حسن باشد
تا غربت حسینی اسلام در تنور
یا التهاب تشنگی کربلای چار
گمنامی بقیع که جا مانده بین حور
***
بر سینه شلمچه‌ای از درد و داغ‌ها
بالا کشیده ظاهر یک پرچم سفید
دشمن اگرچه آن سوی خاکریز شد مجاب
اما برای ما و شما نقشه می‌کشید
***
تو ساکت و صبور شدی مثل سنگرت
تو مانده‌ای و حسرت اما و کاش‌ها
گفتند وقت دفاع مقدس تمام شد
کوتاه گشته برد مفید کلاش‌ها
***
چرخانده‌اند رو به دلت ماهواره را
گفتند بعد این همه دلسرد و خسته‌ای
یک روز شد بهانه‌شان فتنه و ترور
یک روز شد بهانه‌شان بمب هسته‌ای
***
تو در ادامه جوهر خود را محک زدی
چیدی کتاب و دفتر و جزوه کنار هم
رونق گرفت سنگر درس و حضور و علم
آماده مقابله شد قامت قلم
***
آمادگی ذهن تو آخر نتیجه داد
سلمانیان دوباره فضا را شکافتند
سعدی زبان شدند و به یمن لسان غیب
مردان فارس قافیه‌ها را نباختند
***
فتنه، ترور، رسانه، صدا، بمب هسته‌ای
اینها بهانه‌ای است که دلسردمان کنند
در گیرودار سفسطه میز گفت‌وگو
آهسته از مدار جهان طردمان کنند
***
ترسیده‌اند بوعلی دیگری شویم
مردان شرق مدعی آسمان شوند
رازی دوباره راه بیفتد به اکتشاف
ایرانیان عزیز دل کهکشان شوند
***
ترسیده‌اند از نفس باقرالعلوم
فهمیده‌اند ارث زمین مال مشرق است
شیرینی عزیز دل کهکشان شدن
میراث کوه کندن مردان عاشق است
***
گفتیم وقت دفاع مقدس تمام نیست
این بیت آخر بر این ادعا بس است
خون شهید احمدی‌روشن است که
دنباله مسیر دفاع مقدس است
تیپ هوابرد ۳۳ المهدی(عج)  شهرام شاهرخی


حسن ختام

آن سوی فاصله‌ها...
مولایم!
دلم هر لحظه برای ورود تو لحظه‌شماری می‌کند و حنجره‌ام تو را فریاد می‌زند، تو که تجلی عشقی.
قنوتم را طولانی می‌کنم تا تو نیمه‌شبی برای آن دعا کنی. کوچه‌های غریب بی‌کسی را آب و جارو می‌کنم تا تو صبحی زود از آن کوچه عبور کنی.
هر روز چراغ دلم را با «جامعه کبیره» روشن می‌کنم و سفره افطارم را با «آل‌یاسین» و «عهد» تزیین می‌کنم، برای ظهور تو هر روز پای درد «کمیل» می‌نشینم.
نمی‌دانم آخرین ایستگاه «توسل» چه هیجانی دارد که مرا با خود تا آن سوی فاصله‌ها می‌برد و صبح آدینه چه صفایی دارد، که صبح آسمانش پر از «ندبه» است.
مولایم!
بی‌تو دفتر دل‌مان پر است از مشق‌های انتظار و من با دلم می‌خواهم آن روز که می‌آیی زیباترین مدال ایثار را تقدیم نگاه تو کنم.
بر شوره‌زار معصیتم گریه می‌کنید/ جانم فدای دیده بارانی شما
پرونده‌ام برای شما دردسر شده/ وضع بدم دلیل پریشانی شما
ای وای من که قلب شما را شکسته‌ام/ آقا چه شد تبسّم رحمانی شما؟
ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن/ عفو و گذشت سنّت رحمانی شما
آیا حقیقت است که اصلاًً شبیه نیست/ رفتار ما به رسم مسلمانی شما؟
عشاق شهر یکسره تعریف می‌کنند/ از لحن و صوت مکّی قرآنی شما
نشنیده یاد روضه گودال کرده‌ام/ دل می‌برد تلاوت روحانی شما
این اشک و روضه حال مرا خوب کرده است/ ردخور نداشت نسخه درمانی شما
یا فارس‌الحجاز برایم دعا کنید/ درمانده است شاعر ایرانی شما...