بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

ارزش دامنه‌دار کردن مفاهیم
۱ـ مفاهیم گردآمده در ذهن انسان محصول شناخت عناصر موجود در هستی است. شناخت برآمده از نگاه به عناصر به شکل مستقل، یعنی مستقل دیدن عناصر و تک و بی‌ارتباط دیدن آنها با یکدیگر، معنا و مفهوم ساده و محدود ایجاد می‌کند، در حالی که شناخت ناشی از در ارتباط دیدن عناصر با یکدیگر معنا و مفهوم دامنه‌دار به همراه دارد. شناخت از سنگ، خاک، چوب، آب و ... به شکل مستقل، در حد همان ماده است، اما وقتی بین آنها ارتباط منطقی و مصداقی ایجاد می‌شود، «خانه» معنا می‌یابد که نسبت به آن مواد، مفهوم دامنه‌داری دارد. مفهوم روستا دامنه‌دارتر از یک تک‌خانه و مفهوم شهر دامنه‌تر از یک روستا است.
۲ـ کسب تخصص و غور در آن کار بسیار شایسته‌ای است مشروط بر آنکه متخصص محصور در آن نشود و بتواند با پیوند آن به تخصص‌ها و مسائل دیگر برای آن مفهوم دامنه‌دارتر و ارزش‌های جدید ایجاد کند.
۳ـ در حال حاضر در بسیاری از کشورهای غربی افراد ویژه، کسب تخصص و غور در آن می‌کنند و گروه‌های خاص عمل پیوند دادن آنها به یکدیگر و تولید مفاهیم دامنه‌‌دار را به عهده دارند.
۴ـ امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) معمولاً در دیدار جوانان و نخبگان بحث دو بخشی و مرکب دارند. یعنی هم به مسائل ویژه آنها می‌پردازند و هم با پیوند آن به مسائل بنیادی نظام، موضوعات را دارای مفهوم‌های بسیار دامنه‌دار می‌کنند تا بر ارزش‌های آن افزوده شود. معظم له در بخشی از بیانات‌شان در دیدار با نخبگان جوان در هفته گذشته با اشاره به صحبت یکی از حاضران فرمودند: «بدیهی است که یک کشور همه فصول و سطوح مورد نیاز در مسائل علمی و فناوری را نمی‌تواند. خودش تهیه کند، باید از دیگران هم بگیرد، اما این گرفتن از دیگران به صورت دست دراز کردن به سوی دیگران نیست؛ به صورت معامله‌ای برابر و پایاپای [است]؛ علم می‌دهید، علم می‌گیرید؛ فناوری می‌دهید، فناوری می‌گیرید؛ احترام‌تان هم در دنیا محفوظ است.» ابتدای انقلاب که بحث خودکفایی در کشور مطرح شد، کسانی که گمان می‌کردند بهتر از سایرین دنیا را می‌شناسند، با شعار خودکفایی مخالف بودند و آن را مسخره می‌کردند و می‌گفتند، مگر می‌شود که یک کشور همه نیازهای خود را برآورده کند، الآن هم بسیاری همین نظر را دارند. انتهای این تفکر، بی‌تحرکی و وابستگی و در نهایت ذلیل بودن است، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در فراز فوق با پیوند زدن تخصص نخبگان به جایگاه کلان کشور و پیوند هر دو به علوم و حکومت اجانب این مفهوم دامنه‌دار را ایجاد کردند که با دارا بودن توان علمی می‌توان وارد معامله هم سطح شد و از وابستگی و حقارت دور ماند و با اقتدار و سرافرازی و بدون اسیر شدن در کمند وابستگی که ملت‌ها را ذلیل می‌کند به شکل غیرمستقیم خودکفا شد و نیاز کشور را برطرف کرد. معظم‌له در دامنه‌دار کردن مفهوم، به این هم بسنده نکردند و در ادامه فرمودند: دشمنی جبهه ای که امروز در مقابل ایران اسلامی قرار گرفته و دشمنی می‌کند، متمرکز روی همین نقطه قدرتمند شدن ایران است. نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد. این نگاه کلان را باید در همه حوادث و قضایا ـ قضایای سیاسی، قضایای اقتصادی، قضایای گوناگون بین‌المللی و منطقه‌ای که مربوط به کشورتان است ـ همواره در نظر داشته باشید، فراموش نکنید. یک جبهه سیاسی پرقدرتی امروز در دنیا وجود دارد که نمی‌خواهد ایران اسلامی تبدیل شود به یک کشور قدرتمند، به یک ملت قدرتمند؛ از اول انقلاب هم همین‌جور بود.» با اضافه شدن این بیان به بیان اول و افزایش دامنه مفهوم، نخبگانی که این سخنان را می‌شنوند دیگر در پوسته تخصص و نخبگی‌شان نمی‌مانند و با قراردادن تخصص و استعدادشان در بستر این مفهوم دامنه‌دار، به ارزش کار و تخصص‌شان در عرصه انقلاب اسلامی که از طریق آن به جهان متصل می‌شود پی‌می‌برند و انگیزه و تلاش انقلابی در رفتار و عمل‌شان شکل می‌گیرد. ان‌شاء‌الله

علی رئوفی


درششمین کنفرانس ملی جنگ الکترونیک ایران عنوان شد
ضرورت شکستن انحصار دشمن در فضاهای علمی نوین

ششمین کنفرانس ملی جنگ الکترونیک ایران با حضور فرماندهان، مسئولان، پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه الکترونیک به مدت دو روز در دانشگاه جامع امام حسین (ع) برگزار شد.
سردار حسین سلامی در مراسم افتتاح این کنفرانس، الکترونیک را از حوزه‌های مهم جنگ و صلح توصیف کرد و در تشریح واقعیات حاکم بر جهان امروز اظهار داشت: ما در دنیای واقعیت‌ها، مقایسه‌ها، منازعه‌ها و همکاری‌ها به سر می‌بریم، بنابراین ترسیم هرگونه نقشه راه و مسیری برای دستیابی به ترازی جدید از اقتدار و پیشرفت مستلزم عبور از فضاهای پرچالش و رقابتی است.
جانشین فرمانده کل سپاه افزود: دشمن تلاش می‌کند فاصله قدرت خود را با ما افزایش دهد و ما را عقب نگه دارد. مسدود کردن روند توسعه علمی ما نیز با این هدف انجام می‌شود، به‌دلیل آنکه در دنیای امروز بدون اقتدار علمی نمی‌توان با دشمنانی سرشار از علم و فناوری رقابت کرد؛ ما نیازمند شکستن انحصارهای علمی دشمن در فضاهای علمی نوین هستیم که تأثیر مستقیمی در استقلال عزت و امنیت ایران اسلامی دارد.
سردار سلامی با تأکید بر اینکه امروز جمهوری اسلامی ایران در بهترین و مستحکم‌ترین وضعیت نسبت به دشمنان قرار دارد، گفت: جهش و رشد علمی می‌تواند دشمن را خلع سلاح کند و الکترونیک در این حرکت ما نقش بی‌بدیلی را ایفا می‌کند.
دکتر «محمدرضا حسنی آهنگر» رئیس دانشگاه جامع امام‌حسین(ع) و رئیس ششمین کنفرانس ملی جنگ الکترونیک ایران در این مراسم با بیان اینکه امروزه جنگ الکترونیک محدوده بسیار وسیعی از فناوری‌های مختلف را در بر می‌گیرد و تأثیر زیادی در گسترش قابلیت‌های تجهیزات دفاعی دارد، گفت: راهبردهای نظامی در قرن بیست‌ویکم بر پایه جنگ‌های اطلاعاتی و الکترونیکی استوار شده و بیش از هر زمان دیگر در ابعاد پشتیبانی، آفندی و پدافندی مورد توجه قرار گرفته است.
وی از جنگ الکترونیک به‌عنوان نقطه گلوگاهی جنگ‌های جدید یاد کرد و افزود: در این راستا تسلط بر دانش‌های بنیادی و کاربردی ارزشمند در این حوزه به منظور دفاع از انقلاب اسلامی امری مهم و حیاتی است.
دکتر «علیرضا صادقی» دبیر ششمین کنفرانس جنگ الکترونیک نیز این همایش را بزرگ‌ترین رخداد علمی کشور در حوزه جنگ الکترونیک دانست و اظهار داشت: حاصل برگزاری این کنفرانس، ارائه بیش از 500 مقاله به دبیرخانه کنفرانس بود، در این کنفرانس دو روزه علاوه بر ارائه مقالات پژوهشی بدیع، برنامه‌های جانبی شامل دو میزگرد علمی با موضوعات جدید جنگ الکترونیک، شش نشست علمی، 20 کارگاه علمی ـ تخصصی و برگزاری نمایشگاه محصولات و فناوری‌ها، نمایشگاه ارائه ایده‌های نو، نمایشگاه کتاب، مقاله و پایان‌نامه‌های مرتبط با جنگ الکترونیک با همت متخصصان، صاحب‌نظران و شرکت‌های فناور ارائه شد.


یادداشت
دكتر یدالله جوانی

آمریکا و نشانه‌های فروپاشی
چندین سال پیش یکی از صاحب‌نظران اروپا در حوزه مسائل آمریکا، اعلام کرد: «من در تعجبم که چرا ایالات متحده با مجموعه‌ای از مسائل که دارد، تا حالا فرونپاشیده است.» این کارشناس اروپایی، همانند بسیاری دیگر از صاحب‌نظران بین‌المللی، معتقد است که آمریکا به عنوان یک امپراتور قدرتمند و تأثیرگذار بر مسائل جهانی در حال فروپاشی است. در سال‌های اخیر نشانه‌های افول قدرت آمریکا یکی پس از دیگری ظاهر شده، اکنون این نشانه‌ها به‌ویژه در حوزه بدهی‌های دولت این کشور و کسری بودجه، بسیاری از دولتمردان آمریکا را بیش از پیش نگران ساخته است. شکست‌های ایالات متحده در یک دهه اخیر ناشی از لشکرکشی به غرب آسیا و اشغال کشورهای عراق و افغانستان، ناتوانی آمریکا در پشتیبانی از رژیم صهیونیستی برای دور شدن از شکست‌های فضاحت‌بار در سه جنگ معروف ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و هشت روزه، ناکارآمدی ایالات متحده در بحران سوریه و عقب‌نشینی اضطراری از مواضع جنگ‌طلبانه، انفعال و عقب‌نشینی در برابر ملت ایران با تظاهر به پذیرش حقوق هسته‌ای ایران و آمادگی برای تعامل با جمهوری اسلامی بر اساس احترام متقابل و بحران اقتصادی داخلی، از جمله نشانه‌هایی هستند که نمایشگر افول این ابرقدرت هستند. در روزهای اخیر، بحران اقتصادی در آمریکا با آشکار شدن ناتوانی دولت در انجام امور دیوانی و پرداخت حقوق کارمندان وارد مرحله جدیدی شده، اختلافات میان دولت و جمهوری‌خواهان در مجلس، دولت این کشور را به مرحله نیمه‌تعطیلی کشانده است.
دولت آمریکا و به‌تبع آن شهروندان آمریکا را بدهکارترین دولت و شهروندان در جهان می‌دانند. آمریکا کشوری است که لحظه‌به‌لحظه بر بدهی‌های آن افزوده می‌شود و هیچ دولتی تاکنون در دهه‌های اخیر نتوانسته روند پرشتاب افزایش بدهی‌های دولت آمریکا را کنترل کند و از میزان بدهی‌ها بکاهد. برای مشخص شدن روند بدهی‌های دولت آمریکا از یک طرف و ناتوانی دولت در مهار این بدهی‌ها، در صد سال گذشته، توجه به آمارها کفایت می‌کند. در سال ۱۹۱۰ میلادی بانک مرکزی این کشور یعنی «فدرال رزرو» با هدف کنترل سیستم‌ها و بدهی‌ها تشکیل شد. شعار این بانک «ایجاد یک سیستم جدید و قدرتمند اقتصادی» بود. اکنون که بیش از صد سال از تأسیس این سیستم اقتصادی گذشته، آمارها گویای ناکارآمدی آن است. یکی از وظایف این سیستم، کنترل تورم بوده، لکن آمارهای رسمی نشان می‌دهد دلار آمریکا از سال ۱۹۰۰ تاکنون، ۲/۹۶ درصد ارزش خود را از دست داده است. از دیگر وظایف این سیستم دولتی، کنترل بیکاری بوده، اکنون آمریکا از نظر جمعیت کل بیکاران در ردیف شصت‌وهشتم دنیا قرار دارد. از وظایف مهم سیستم فدرال رزرو کنترل و کاهشی بدهی‌های آمریکا بوده، لکن در زمان تشکیل این سیستم، میزان بدهی‌های آمریکا سه میلیارد دلار بود و اکنون با پنج هزار برابر افزایش به بیش از ۱۵ تریلیون دلار رسیده است. اکنون برخی از کارشناسان آمریکایی، متفق‌القول می‌گویند ما میراث بزرگ‌ترین و تاریخی‌ترین بدهی را برای فرزندان‌مان باقی می‌گذاریم. ساعتی بیش از ۱۵۰ میلیون دلار بر بدهی‌های ملی آمریکا افزوده می‌شود. رقم ۱۵ تریلیون دلار یک رقم رسمی و اعلامی از بدهی‌های ملی آمریکاست؛ لکن برآورد کارشناسان ارقام دیگری را نشان می‌دهد. مطالعات جدید دانشگاه کالیفرنیا نشان می‌دهد احتمالاً دولت آمریکا ۷۰ تریلیون دلار بدهی دارد و این رقم چند برابر آن رقمی است که اعلام شده است. بسیاری از کارشناسان آمریکایی، سیاست‌های غلط اقتصادی دولت این کشور و هزینه‌های غیرضروری را از دلایل اصلی بدهی‌های ایالات متحده می‌دانند.
اکنون دولت آمریکا به تعطیلی کشیده شده و اختلافات اوباما با جمهوری‌خواهان کنگره رو به افزایش است. اوباما خواستار تصویب بودجه‌ای شده که از پیامدهای آن، افزایش میزان بدهی‌ها خواهد بود. عدم تصویب این بودجه و ناتوانی دولت در پرداخت حقوق کارمندان و بازنشستگان دولت فدرال، صدها هزار کارمند به تعطیلی اجباری رفته‌اند.
نتایج جدیدترین نظرسنجی موسسه «گالوپ» که روز پنج‌شنبه گذشته منتشر شده، نشان می‌دهد که میزان رضایت مردم آمریکا از عملکرد دولت‌شان به پایین‌ترین حد خود از سال ۱۹۷۱ میلادی تاکنون رسیده است. بر اساس این نظرسنجی، تنها ۱۸ درصد مردم آمریکا از روش اداره کشورشان رضایت دارند. این میزان در مقایسه با رضایت آمریکایی‌ها در ماه گذشته و پیش از تعطیلی دولت، ۱۴ درصد کاهش داشته است.
بحران بدهی‌های دولت و خالی شدن خزانه، موجب شده مراکز حساس آمریکا نیز به ناچار به سمت تعدیل کارمندان حرکت کنند. روزنامه آمریکایی «هافینگتون» طی گزارشی از قول «آلیسون مک فارلین» رئیس اداره سرپرستی نیروگاه‌های اتمی آمریکا که نظارت بر ۱۰۰ نیروگاه اتمی را برعهده دارد، اعلام کرد؛ قرار است ۳۶۰۰ نفر از کارمندان خود را به دلیل تمام شدن بودجه در پی تعطیلی دولت اخراج کند.
«ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در گفت‌وگویی با پایگاه خبری پیام‌های تعطیلی دولت فدرال برای جامعه جهانی را در این موارد می‌داند:
۱ـ کشور آمریکا دچار دودستگی شده و این امر مطمئناً هر نوع جاذبه‌ای را برای الگوی سیاسی آمریکا کاهش می‌دهد.
۲ـ کاهش اعتماد به آمریکا و قابل پیش‌بینی نبودن آن، یعنی عناصری که برای یک قدرت بزرگ تأثیرگذار حیاتی به شمار می‌آیند.
۳ـ نگرانی در کشورهایی که از کمک‌های آمریکا برخوردارند.
۴ـ ضعیف شدن موضع آمریکا در مذاکرات مرتبط با سوریه.
۵ـ ضعیف شدن موضع آمریکا در مذاکرات مرتبط با ایران.
اختلافات دولت با کنگره بر سر موضوع تصویب بودجه و لایحه مورد نظر دولت، پرده‌هایی را کنار زد و واقعیت‌ّهای آمریکای در حال فروپاشی را به نمایش گذاشت. اکنون سوال اساسی در میان شهروندان آمریکایی و صاحب‌نظران این کشور این است که آیا دولت و کنگره می‌توانند با رسیدن به یک توافق و راه‌حل منطقی، از ورشکستگی دولت جلوگیری نمایند یا خیر؟ بسیاری از صاحب‌نظران می‌گویند اگر توافقی هم بین دولت و کنگره صورت گیرد و بحران شکل گرفته در ظاهر کنترل گردد، لکن روند اقتصاد آمریکا به گونه‌ای است که آمریکا را دچار فروپاشی خواهد کرد و این سرنوشت حتمی ایالات متحده است.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار نخبگان جوان کشور
تمرکز جبهه مقابل نظام اسلامی بر جلوگیری از قدرتمند شدن علمی ایران است

بیش از هزار نخبه جوان برتر دانشگاهی در گفت‌وشنودی دو ساعته با حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به بیان دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود پرداختند و از زبان ایشان با ضرورت‌ها و ظرافت‌های «استمرار پیشرفت پرشتاب و درون‌زای علمی»، به‌عنوان عامل اصلی دستیابی ایران به قله‌های رفیع «پیشرفت و اقتدار و آبادانی» آشنا شدند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای دیدار با جوانان عزیز نخبه را همچون همیشه، بسیار شیرین و الهام‌بخش و زمینه‌ساز اقدام و عمل در سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها دانستند و تأکید کردند: نخبگان جوان کشور، طراحان و مهندسان پیشرفت آینده کشور هستند.

پیشرفت علمی پرشتاب، سیاست بنیادی نظام اسلامی
ایشان با تأکید بر اینکه سیاست پیشرفت علمی پرشتاب، سیاست بنیادی نظام اسلامی است، فرمودند: مجموعه مغز متفکر کشور و نظام به این نتیجه رسیده است که اگر گذر از دشواری‌ها و خطرگاه‌ها و لغزشگاه‌ها به چند رکن نیاز داشته باشد، قطعاًً یکی از آنها پیشرفت علمی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به استعدادها و توانایی‌های بالای کشور، خاطرنشان کردند: نخبگان جوان ایرانی قادرند کشور و ملت را به قله‌های پیشرفت همه‌جانبه برسانند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: استعداد نخبگان ایرانی در سطحی است که هر هدف علمی و فناوری را که زیرساخت آن در کشور وجود داشته باشد، محقق خواهند کرد.
معظم‌له فرمودند: علت آنکه «پیشرفت علمی»، گفتمان اصلی کشور قرار گرفته، این است که پیشرفت واقعی، بدون پیشرفت علمی و فناوری امکان‌پذیر نیست.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته این پیشرفت علمی نیز باید درون‌زا و متکی به استعدادهای درونی باشد، زیرا حرکت، جهش و رشد علمی از درون، زمینه‌ساز وزانت، اعتبار، ارزش و ابهت کشور و ملت است.
ایشان تأکید کردند: در تحلیل همه حوادث و قضایای سیاسی، اقتصادی، منطقه‌ای و بین‌المللی باید این نگاه واقع‌بینانه و کلان حاکم باشد که جبهه پرقدرتی در دنیا وجود دارد که نمی‌خواهد ایران اسلامی به یک کشور و ملت قدرتمند در زمینه‌های مختلف به‌ویژه در علم و فناوری تبدیل شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به مقالات برخی اندیشمندان و برجستگان آمریکا و غرب در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی افزودند: در این مقالات به دستگاه سیاسی غرب هشدار داده می‌شد که انقلاب اسلامی ایران به معنای تغییر یک هیئت حاکمه نیست، بلکه پیروزی انقلاب اسلامی به معنای ظهور قدرتی جدید در منطقه غرب آسیا است که ممکن است این منطقه حساس و ثروتمند را از سلطه غرب خارج و یا تسلط آنها را دچار تزلزل کند و دنیای غرب را از لحاظ تکنولوژی و علمی نیز به چالش بکشد.
ایشان تأکید کردند: بعد از گذشت بیش از سه دهه، اکنون کابوس غربی‌ها و آمریکایی‌ها به واقعیت تبدیل شده و یک قدرت بزرگ ملی و منطقه‌ای سر برآورده است که فشارهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، امنیتی و تبلیغاتی نتوانسته آن را از پا بیندازد، بلکه حتی این قدرت بزرگ زمینه‌ساز اثرگذاری بر ملت‌های منطقه و هویت‌بخشی به مسلمانان شده است.

نگرانی غرب از پیچ تاریخی
امام خامنه‌ای افزودند: این حوادث، یک پیچ تاریخی بود که منطقه در حال عبور از آن است و سرنوشت آن هنوز نهایی نشده و غربی‌ها نیز نگران این حوادث هستند.
ایشان خاطرنشان کردند: این حوادث مهم به برکت انقلاب اسلامی است که از همان ابتدا بشارت‌دهنده ظهور یک قدرت ملی، عمیق، مؤمن، پابرجا، با استعداد، و رو به رشد و اعتلا بوده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در تبیین عوامل استمرار این قدرت ملی، حفظ شتاب علمی کشور را، ضرورتی بسیار اساسی خواندند و خاطرنشان کردند: تحقق رسالت تاریخی انقلاب اسلامی، نیازمند آن است که حرکت پرشتاب علمی کشور از دور نیفتد و سکته، وقفه یا تردید و تنبلی در آن به‌وجود نیاید.
ایشان با اشاره به اهمیت فراوان معاونت علمی رئیس‌جمهور افزودند: این معاونت و بنیاد نخبگان که زیر نظر آن است وظایف بسیار حساسی در روند پیشرفت علمی ایران بر عهده دارند.
معظم‌له بنیاد نخبگان را به ادامه جدی کار و فراهم آوردن نشاط بیشتر علمی توصیه کردند و افزودند: اگر این هدف محقق شود نخبگان و متخصصان خارج و داخل کشور، شوق بیشتری برای حضور در ایران و فعالیت بیشتر در روند پیشرفت علمی به‌دست خواهند آورد.
رهبر معظم انقلاب، همچنین نوآوری علمی را در روند پرشتاب پیشرفت کشور، بسیار مؤثر خواندند و افزودند: مسئولان وزارتخانه‌های علوم و بهداشت و درمان و معاونت علمی رئیس‌جمهور، همه همت خود را برای گسترش نوآوری علمی به‌کار گیرند.

رصد دائم حرکت علمی کشور
ایشان رصد دائم حرکت علمی کشور، به‌منظور شناخت دقیق گره‌ها و مشکلات و برطرف کردن آنها را زمینه‌ساز افزایش نشاط و نوآوری علمی برشمردند و افزودند: دستگاه‌های ذی‌ربط در سطوح مختلف ستادی، علمی و اجرایی، ناهماهنگی‌ها را از بین ببرند و هماهنگ و منسجم به ایفای وظایف بپردازند.
رهبر فرزانه انقلاب ایجاد مسابقه‌ای جدی، بزرگ و حقیقی در زمینه نوآوری علمی و فناوری را در دستور کار دستگاه‌های ذی‌ربط قرار دادند و افزودند: در پایان‌نامه‌های مقطع دکترا، نوآوری را مورد توجه جدی و یکی از ملاک‌های ارزیابی و امتیازدهی قرار دهید.
قانع نشدن به رشد علمی موجود از دیگر نکاتی بود که رهبر معظم انقلاب در این دیدار بیان کردند.
ایشان افزودند: رشد و شتاب علمی ایران در مقیاس منطقه و جهان خیلی خوب است، اما این، به معنای رسیدن یا حتی نزدیک شدن به هدف نیست، زیرا هم در گذشته از قافله علمی جهان خیلی عقب مانده‌ایم و هم دیگر کشورها دائم به پیش می‌روند.

محقق نشدن کامل پیوند علم و صنعت
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان‌شان، با انتقاد از محقق نشدن کامل پیوند علم و صنعت افزودند: با وجود فراگیر شدن این خواسته بسیار مهم و نیاز حقیقی دانشگاه‌ها و مراکز صنعتی به یکدیگر، هنوز ارتباط کامل و منطقی میان مراکز تحقیقاتی و علمی با کارخانه‌ها و مراکز تولیدی به وجود نیامده است.
رهبر معظم انقلاب مراجعه بیشتر و متقابل شرکت‌ها و کارخانه‌ها و مراکز علمی و دانشگاهی را ضروری دانستند و افزودند: اگر هر سال شاهد اجرای صدها پروژه تحقیقاتی داخلی و مورد نیاز مراکز صنعتی در دانشگاه‌ها باشیم، رشد حقیقی علمی و فناوری محقق خواهد شد.


یادداشت
علی تتماج

نكاتي كه انگليسي‌ها بايد رعايت كنند
از مباحث مهم در حوزه سياست خارجي هفته گذشته، طرح‌هاي مطرح شده مبني بر از سرگيري مناسبات ميان ايران و انگليس در سطح كاردار غير مقيم بود. «هيگ» وزير خارجه انگليس، در مجلس عوام این کشور اعلام كرد وي و «ظريف» همتاي ايراني خود، توافق كرده‌اند كه كارداري غير مقيم را معرفي کنند تا آنها شرايط را برای ارتقای روابط و بازگشايي سفارتخانه‌ها فراهم سازند و البته شرط و شروطی نیز برای ایران تعیین کرد! که جای بحث زیادی دارد. اين مواضع در حالي مطرح شده است كه در باب رويكردها و تعاملات ميان ايران و انگليس، چند نكته قابل توجه است.
نخست آنكه، رفتار انگليسي‌ها همچنان رفتاري طلبكارانه است كه ترديدهاي بسياري را در صداقت رفتاري آنها براي احياي روابط ايجاد كرده است. آنها از يك سو در فضاي رسانه‌اي چنان عنوان مي‌كنند كه رويكردشان به ايران، يك لطف بزرگ به ملت ايران است و تهران بايد قدر اين فرصت را بداند و سراسيمه به دنبال تحقق آن باشد. از سوي ديگر، آنها برخي مطالبات غير منطقي را مطرح مي‌سازند، چنانكه برخي مقامات انگليسي ادعاي لزوم پرداخت غرامت ايران به لندن و نيز تضمين‌هاي امنيتي را مطرح کرده‌اند. ادعاهايي كه بيشتر جنبه باج‌گيري دارد تا رويكردي براي تعامل. ويليام هيگ، وزير خارجه انگليس پس از ديدار با ظريف در نيويورك، در باب فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به خبرنگاران گفت: «وقت آن است که آن بيانيه‌ها با گام‌هاي ملموس توسط ايران براي پاسخ به نگراني‌هاي جامعه جهاني در مورد نيات ايران همراه شود و اگر چنين گام‌هايي برداشته شود، در آن صورت به اعتقاد من امکان ايجاد رابطه‌اي سازنده‌تر ميان ما وجود خواهد داشت.»!
در رويكردي ديگر، وي از ايران خواست با پايان دادن به حمايت از بشار اسد، رئيس‌جمهور قانوني سوريه و حمايت از يک معاهده صلح در سوريه که سازمان ملل تلاش دارد ميانجي‌گري کند، «نقشي سازنده» در بحران سوريه بازي کند. او همچنين خواستار بهبود وضع حقوق بشر در ايران(!) شد. وی همچنین در جايي ديگر مي‌گويد: سفارت بريتانيا فقط در صورتي دوباره باز خواهد شد که بتواند «بدون آزار و بدون مشکلاتي که در گذشته در مسير آن قرار داده شده بود» کار کند. اين نوع رفتارها مصداق بارز باج‌خواهي است كه نمي‌تواند روندي مثبت در تعاملات باشد.
دوم آنكه، بررسي روابط انگليس با ايران نشان مي‌دهد که خصومت‌ها و خيانت‌هاي انگليس به ايران صرفاً شامل مسئله هسته‌اي و يا اعمال تحريم‌ها و حتي طراحي و اجراي فتنه ۸۸ نیست، بلکه اين خصومت‌ها داراي سابقه‌اي تاريخي است.
از خيانت در عهدنامه گلستان و ترکمانچاي گرفته تا جداسازي افغانستان از ايران، از فتنه‌انگيزي در شهر‌هاي مختلف براي تجزيه ايران گرفته تا کودتاي ۲۸مرداد، از سلطه و غارت منابع نفت ايران تا تلاش براي سرکوب قيام ملت ايران در برابر نظام شاهنشاهي، از جداسازي بحرين گرفته تا تحريك امارات درباره جزاير سه‌گانه ايران، از برافروختن آتش هشت سال جنگ تحميلي تا حمايت از منافقين و حمله به دفتر ايران در لندن، از اعمال تحريم‌هاي خصمانه عليه ملت ايران تا اجراي طرح‌هاي براندازانه عليه نظام اسلامي، از فضاسازي و تحريک عليه ايران در عرصه اتحاديه اروپا و نظام بين‌الملل تا همراهي گسترده با آمريکا، از کارشکني در دستيابي ملت ايران به حقوق هسته‌اي تا ترور دانشمندان هسته‌اي و فعاليت خرابکارانه عليه تأسيسات هسته‌اي ايران، از فتنه‌انگيزي در فتنه ۸۸ تا تشکيل کارناوال سفراي اروپايي به بهانه حمايت از مواضع ضد ايراني لندن، از تصاحب باغ قلهک گرفته تا غارت ميراث فرهنگي و باستاني کشور و... تنها بخش‌هاي کوچکي از خيانت‌ها و جنايات انگليس عليه ملت بزرگ ايران است.
با توجه به اين حقايق، ملت ايران پيش از هر چيز، خواستار عذرخواهي رسمي ملکه انگليس و سران لندن و جبران خسارت‌هاي تحميل شده به ملت ايران از گذشته تاکنون هستند. رژيم سلطنتي انگليس نمي‌تواند انتظار داشته باشد که ملت ايران با يک جمله «ما آماده برقراري روابط هستيم» آن همه جنايت و خيانت را فراموش کند و به استقبال آنها برود. آنها ابتدا بايد صداقت رفتاري خود را براي ترميم اعتماد از دست رفته ملت ايران به اثبات برسانند سپس ادعاي روابط را مطرح سازند.


نكته و نظر

من بودم و امام!
نکته: گفته شده است که پس از رحلت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) جعل حدیث نیز آغاز می‌یابد، به‌طوری که معاویه به افراد پول می‌دهد تا برایش حدیث جعل کنند و قسم یاد کنند که از خود پیامبر(ص) شنیده‌اند! در همین رابطه «ابن حجر» کتابی با عنوان «تطهیرالجنان واللسان» درباره فضایل معاویه می‌نویسد. اگرچه برادران اهل سنت نیز بسیاری از این احادیث جعلی را مردود اعلام کرده‌اند. یکی از این جاعلان درباره این حدیث صحیح پیامبر(ص) که فرمودند: «انا مدینه العلم و علی بابها» می‌گوید: این مختصر حدیث است و کامل حدیث این است که «انا مدینه العلم و علی بابها و معاویه قفلها و یزید مفتاحها و...» آنقدر آش جعل حدیث شور می‌شود که گاه حتی صدای آشپزباشی‌ها را هم در می‌آورد.
نظر: البته جعل حدیث و روایت و یا گفتن خاطره از بزرگان! مختص زمان پیامبر(ص) نیست و در حال حاضر نیز هستند کسانی که این روزها مطالبی را از زمان حضرت امام(ره) روایت می‌کنند که انسان به دلیل عدم وجود سند کتبی آن و همچنین تناقض آن گفتار با رفتار و کردار آن امام عزیز، متعجب و شگفت‌زده می‌شود چرا که همه جا هم ایشان هست و امام! فقط حقیر تقاضا دارد که این راویان هرچه روایت دارند همه را یک‌جا بگویند تا چیزی نماند! و خدای ناکرده نزدیکان ایشان پس از عروج این عزیزان خاطراتی از او با امام را در جامعه رواج ندهند،به عبارتی این سیکل تا نوه‌ها و نتیجه‌های این عزیز ادامه پیدا نکند!


 

صفحه 3  سياسيي

 

 

اخبار

یک کارشناس جنگ رواني رژيم صهيونيستي اذعان کرد
سیدحسن نصرالله مدیر جنگ روانی است

یک کارشناس جنگ رواني رژيم صهيونيستي گفت: سیدحسن نصرالله جنگ رواني را با مهارت زيادي عليه اسرائيل اداره مي‌كند.
«تزيوي گيل» كه سابقه فعاليت در يگان جنگ رواني ارتش رژيم صهيونيستي را دارد، اشاره مي‌كند كه يگان مذكور در جنگ دوم لبنان، شكست مفتضحانه‌اي خورد. او گفت: سید‌حسن نصرالله از تمام محاسن و ویژگی‌های يك رهبر برخوردار است، او يك هنرمند تمام‌عیار در زمينه جنگ رواني است و در سخنراني‌هايي تلويزيوني‌اش مخاطبان به‌ويژه مخاطبان صهیونیستی را می‌تواند به‌راحتی قانع كند.
وي افزود: جنگ دوم لبنان را هم به صورت ميداني و هم از طريق رسانه‌ها پيگيري مي‌كردم و به اين نتيجه رسيدم كه شكست رژيم صهيونيستي در جنگ رواني بسيار سخت‌تر و مفتضحانه‌تر از شكست نظاميان آن در ميدان جنگ بود. وي همچنين با كاهش تعداد سخنراني‌هاي خود، منتظر اظهار نظر و واكنش جهانيان مي‌ماند، اين نيز رمز دوم موفقيت وي است.
وي با اشاره به اينكه سید‌حسن نصرالله در سخنراني‌هاي خود فرياد نمي‌زند و به صورت دوستانه با مخاطبان خود صحبت مي‌كند، گفت: وي رهبري است حكيم و مدبر كه هيجاني و شتابزده عمل نمي‌كند و مخاطبان خود را وادار مي‌كند تا با اشتياق سخنانش را دنبال كنند.
وي عنوان كرد: «عامير زانداكويچ» كارشناس اسرائیل در امور راهبردی، دبیرکل حزب‌الله را مرد سال 2006 انتخاب كرد و دليلش اين بود كه رهبر حزب‌الله مسئول اول و مستقيم زعامت و رهبری جنگي بود كه نظر اسرائيلي‌ها را نسبت به خودشان تغییر داد. علاوه بر اين در اين پژوهش آمده است كه سید‌حسن نصر‌الله از جمله رهبراني است كه تبديل به ستاره‌هاي تلويزيوني مي‌شوند. در اسرائيل و در سراسر جهان همین‌گونه است.
سخنراني سید‌حسن نصر‌الله در تلويزيون همواره به خبر اصلي تبديل و باعث مي‌شود تمام مخاطبان در انتظار شنيدن اين سخنراني باشند كه به گفته اين پژوهشگر، اين موضوع دو دليل دارد: نخست اينكه سید‌حسن نصرالله به‌ندرت در تلويزيون ظاهر می‌شود و خيلي كم مصاحبه مي‌كند و در صورت تصميم به انجام آن، تلويزيون را انتخاب مي‌كند؛‌ چرا كه براي رساندن پيام، اين ابزار سودمندتر و تأثیرگذارتر است. او حتي زماني كه مواضع تند خود را بيان مي‌كند، هيجاني و شتابزده عمل نمي‌كند، در همه شرايط آرامش خود را حفظ مي‌كند و اين امر این پيام را به مخاطبان خود مي‌رساند كه او از خودش مطمئن است و همين مسئله باعث افزايش مقبوليت و محبوبيت وي مي‌شود.
اين كارشناس صهيونيستي افزود: سید‌حسن نصر‌الله در نشست مطبوعاتي بعد از پايان جنگ لبنان به‌شدت از رسانه‌هاي عربي انتقاد كرد، ولي در مقابل آن، در يك اقدام حكيمانه و حساب‌شده اظهار داشت كه اسرائيل دشمن اصلی است و در عین حال گفت كه رسانه‌هاي صهیونیستی باانصاف‌تر و آزاد‌تر از رسانه‌هاي عربي هستند. اين موضوع به نظر كارشناس مذكور، بازي هوشمندانه سید‌حسن نصر‌الله براي برانگيختن توده‌هاي عرب عليه رسانه‌هاي رژيم‌هاي عربي بود. وي يكي از ويژگي‌هاي بازر و مثبت دبير كل حزب‌الله لبنان را اين دانست كه وي نماينده تمامي كساني است كه در سراسر جهان، او را تأييد مي‌كنند و نه فقط در عرصه داخلي بلکه مهم‌تر از همه اينكه او در خارج از جهان عرب نيز تأثيرگذار است.





سردار قریشی در دوره عرضی تخصصی مسئولان نظارت و تأیید صلاحیت:
هدف از برگزاری این دوره، ارتقای توانمندی صیانت از سپاه است

دوره عرضی تخصصی مسئولان نظارت و تأیید صلاحیت به‌منظور ارتقای توانمندی صیانت از سپاه در مشهد برگزار شد. سردار سیدقاسم قریشی، معاون نظارت و تأیید صلاحیت نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: دوره آموزشی عرضی تخصصی مسئولان نظارت و تأیید صلاحیت سپاه پاسداران در راستای وظیفه خطیر این معاونت در امر صیانت از سپاه، ارتقای توانمندی‌ها و افزایش مهارت‌های تخصصی مسئولان برگزار شده است.
وی با اشاره به برنامه‌های جدید این معاونت گفت: مأموریت‌ها و برنامه‌های جدیدی مثل ارزشیابی شایستگی پاسداری، ایجاد هماهنگی روش‌های تعامل مؤثر، وحدت رویه برای غلبه بر کاستی‌ها از اهداف دیگر این دوره بوده است. به گفته سردار قریشی، این دوره پنج‌روزه فرصتی را برای نیروها فراهم آورد تا با انتظارات و رهنمودهای فرماندهان و مسئولان طراز اول سپاه آشنا شوند. معاون نظارت و تأیید صلاحیت سپاه در ادامه، ترکیب افراد شرکت‌کننده را با مسئولان تأیید صلاحیت نیروها و همطراز، سپاه‌های استانی و همطراز، قرارگاه‌ها، لشکرها، تیپ‌ها، مناطق دریایی، پایگاه‌های هوا و فضا، بخش مهمی از نواحی سراسر کشور، مسئولان تخصصی گزینش ارزشیابی، بازرسی و نظارت و تجزیه تحلیل اطلاعات اعلام کرد. وی گفت: یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این دوره آموزشی، انتقال تجارب، توانمندی‌ها و مهارت‌ها به نسل جوان سپاه در سطح مدیران و مسئولان سپاه است. سردار قریشی با بیان اینکه ارزیابی‌های صورت‌گرفته حاکی از استقبال و رضایت شرکت‌کنندگان از این دوره است، محتوای آموزشی ارائه‌شده را اینگونه بیان کرد: آموزش‌های تخصصی، آموزش‌های مدیریتی، کارگاه‌های آموزشی، آشنایی با نحوه اجرای ارزشیابی شایستگی پاسداری و توجیه آخرین وضعیت اجرای مأموریت‌ها و دستورالعمل‌ها. این مقام مسئول، آموزش‌های دوره‌ای معاونت نظارت و تأیید صلاحیت را در سه سطح استان‌ها، نیروها و کشوری اعلام کرد و گفت: این دوره که دوره‌ای کشوری است هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود. وی در مورد فضای معنوی این دوره که در جوار بارگاه ثامن‌الحجج(ع) برگزار شد، نیز گفت: ظرفیت‌های آموزشی سپاه در شهر مشهد مقدس علاوه بر اینکه باعث کاهش هزینه‌ها و صرفه‌جویی شده است، فرصتی نیز برای کارکنان فراهم کرده که در دهه ذی‌الحجه(ایام‌المعلومات ذی‌الحجه) در در جوار مضجع علي‌بن‌موسي‌الرضا(ع) تعالی معنوی و تقویت روحیه حاصل کنند.



ازغدی تشریح کرد
رهبری معتقدند که معرفی انقلاب بدون رمان نمی‌شود

حسن رحیم‌پور ازغدی گفت: آیت‌الله خامنه‌ای از دوران ریاست‌جمهوری‌شان برای كتاب‌های جنگ، رمان انقلاب، سینمای انقلاب، سینمای دفاع نه اینكه تذكر می‌دادند بلكه به اصطلاح مشهدی‌ها «پرپر» می‌زدند.
سخنران ویژه‌ مراسم رونمایی بخشی از تقریظ رهبر معظم انقلاب بر كتاب «لشكر خوبان»، آقای حسن رحیم‌پور ازغدی بود كه به آسیب‌شناسی حوزه‌ ادبیات و رمان و فیلم در انقلاب اسلامی ایران پرداخت. وی گفت: حساسیت در حد وسواس رهبری در باب جدیت نشان‌ دادن در مورد یك چنین كتاب‌هایی است كه همه‌ ما در این سال‌ها دیدیم و شنیدیم. البته این حساسیت تازگی ندارد. ۲۰، ۲۵ سال، ۳۰ سال پیش اثری از ایشان هست كه در آن می‌گویند انقلاب بدون رمان نمی‌شود. انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه با رمان‌های‌شان معرفی شدند. یا بدون فیلم خوب نمی‌شود. باید پنجاه‌تا، صدتا فیلم قوی راجع به فیزیك و متافیزیك انقلاب و جنگ از دوران مبارزات قبل از انقلاب، دوران مبارزات چریكی، زندان‌ها و فداكاری‌ها، تبعیدها تا سال ۵۷ كه نمونه‌ منحصر به‌فرد در تاریخ است، ساخته شود. رهبری كتاب‌ها را با این همه مشغله خط‌به‌خط، صفحه‌به‌صفحه می‌خوانند، تقریظ می‌زنند، حاشیه می‌زنند، اشكالات فنی می‌گیرند و بعد می‌خواهند كه اعلام شود؛ چرا؟ برای اینكه این خاكریز سوراخ است. این قسمت خاكریز انقلاب خراب است. یادم هست در عملیات بدر یك خاكریزی بود كه در سه طرف آن دشمن وجود داشت. پشت سر هم ۳۰ كیلومتر باتلاق بود. آدم زنده‌ سالم، هفت هشت ده نفر بیشتر نبودند. یكی از این بچه‌ها آر‌پی‌جی می‌گذاشت اینجا، ۱۰ متر آن طرف‌تر یك تیربار، ۵۰ متر آن طرف‌تر یك تیربار دیگر و آر‌پی‌جی. خدا شاهد است یك نفری خودش انجام می‌داد چون آدم سالمی كه بتواند پشت خاكریزِ «چهارراهِ خندق» بدود نبود. می‌گفت من می‌دوم و می‌زنم كه دشمن آن طرف فكر كند هنوز پشت خاكریز كسی هست. الآن آن خاكریزِ چهارراه خندق همین خاكریز سینمای انقلاب و دفاع مقدس و رمان انقلاب اسلامی است. شما فرض كنید اگر همین‌ها را هم ننویسند، خاطرات كسانی را می‌خوانند كه در عمرشان در دو عملیات هم شركت نكردند. من این آقایان و خانم‌هایی را كه خاطرات می‌گویند و یا خاطرات را به یك متن خوب نوشتاری و منسجم تبدیل می‌كنند، به مقتل‌خوان تشبیه می‌كنم. این‌ها مقتل‌خوانان انقلاب اسلامی و دفاع مقدسند.


خط خبر

پیام مقام معظم رهبری درباره نحوه برخورد با اراذل و اوباش
احمدی‌مقدم با اشاره به پیامی که با واسطه از جانب رهبر معظم انقلاب به وی رسیده بود، اظهار کرد: حضرت آقا فرمودند که در برخورد با اراذل و اوباش نباید از حدود عبور کرد و نکند در روز قیامت طوری شود که من و شما بایستیم و مورد مواخذه قرار بگیریم و آن افراد از مقابل‌مان رد شوند. به گفته فرمانده نیروی انتظامی، مأموران پلیس باید مأمورانی آگاه به حقوق شرعی، قانون و وظایف خود باشند.

علت آزادی برخی از فتنه‌گران

زندانیان فتنه 88 که به‌تازگی آزاد شده‌اند، دارای سه ویژگی بودند:1ـ‌برخی از آنها بیمار و دچار مشکلات جسمی بودند. 2ـ برخی در دوران محکومیت رفتار مثبت از خود نشان داده بودند. 3ـ-عده‌ای دیگر نیز دوران محکومیت‌شان به پایان رسیده بود.

محورهای گفت‌‌وگوی روحانی با اوباما

گفته شده که حسن روحانی در سفر به نیویورک تمایلی به برقراری تماس و پاسخ دادن به تلفن اوباما نداشته است، اما بر اساس نظر کارشناسی برخی همراهان، به پاسخگویی به این تماس اقدام کرده است. در عین حال اطرافیان روحانی از اقتدار وی در تماس تلفنی با اوباما سخن می‌گویند و محورهای گفت‌وگوی روحانی را در این سه بخش خلاصه می‌کنند: ۱ـ-آمریکا در براندازی حکومت ایران با شکست مواجه شد. ۲ـ-در اعمال تحریم‌های فلج‌کننده ناکام ماند. 3ـ در تعلیق غنی‌سازی 20 درصد هم به بن‌بست رسید. بنابراین باید در مواجهه با ایران از در همکاری و تعامل و احترام متقابل وارد شود.

امام‌زاده‌سازی از قطب دراویش در کرمان
ماهان شهری در نزدیکی کرمان است که این روزها به مدد وجود باغ شاهزاده و مدفن «شاه‌نعمت‌الله‌ولی»، به قطب تفریحی و گردشگری استان تبدیل شده است. مدفن شاه‌نعمت‌الله‌ولی محلی برای عرض ارادت این دراویش به قطب دراویش نعمت‌الهی است. جدای از افکار این فرقه که در مجامع دینی با پسوند «ضاله» از آن یاد می‌شود، قرار دادن نام این مکان و مدفن شاه نعمت‌الله‌ولی در لیست امام‌زادگان استان، از سوی اداره اوقاف جای تأمل بسیار دارد. این عمل که در بخش معرفی امام‌زادگان دارای زائرسرای سایت اداره کل اوقاف و امور خیریه استان صورت پذیرفته، پا را از قداست بخشیدن فراتر گذاشته و رسماًً قطب دراویش را به عنوان امام‌زاده معرفی کرده است!

تخلفات قضات از نگاه رئیس دادگاه قضات
حجت‌الاسلام «نیری» رئیس دادگاه‌های انتظامی قضات تخلفات قضات را اینگونه بیان کرد: مسئله قضا از حساسیت زیادی برخوردار است، قاضی نمی‌تواند خودش به‌تنهایی در صف نان بایستد و نان بگیرد، این موضوع کسر شأن است یا اینکه قاضی نمی‌تواند بدون کت و شلوار در دادگاه حاضر شده و یا در هر مجلس و عروسی شرکت کند، این کارها تخلف است، اما تخلفی نیست که باعث شود از دستگاه قضا بیرون رود. وی درخصوص اخراج شش قاضی از قوه قضائیه نیز گفت: یک نفر از این قضات از نظر علمی ضعیف بود که تبدیل به کادر اداری شد. پنج قاضی دیگر نیز به دلیل تخلفاتی که نمی‌توانم به دلیل حیثیت افراد به آن اشاره کنم از دستگاه قضا خارج شدند. نیری ادامه داد: این پنج قاضی می‌توانند به‌عنوان کارمند در جاهای دیگر مشغول کار شوند. رئیس دادگاه انتظامی قضات در پاسخ به پرسش مهر درباره برخورد با قضات سیگاری نیز گفت: اگر قضات در جلسه دادگاه سیگار بکشند تخلف بوده و با آنها برخورد می‌شود، اما سیگار کشیدن قضات در بیرون از جلسه دادگاه مهم نیست و اشکالی ندارد.

هاشمی می‌خواهد دولت را مدیریت کند
نماینده مردم مشهد در مجلس با اشاره به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه تأخیر در انتخاب استانداران به صلاح مردم نیست، گفت: هاشمی با دخالت در امور اجرایی می‌خواهد دولت را مدیریت کند. «پژمانفر» با تأکید بر اینکه هاشمی خود را صاحب دولت می‌داند، افزود: آقای هاشمی و اطرافیان‌شان می‌خواهند دولت را مدیریت و از فضای پیش آمده در کشور بهره‌برداری سیاسی کنند. وی با بیان اینکه هاشمی در امور اجرایی کشور مقدم بر رئیس‌جمهور و دولت نیست، گفت: از اظهارات هاشمی اینگونه برداشت می‌شود که ایشان در امور اجرایی خودش را مقدم بر دولت می‌داند.

قضیه نظرسنجی مشکوک است!
یک کارشناس مسائل سیاسی در مورد اقدام دولت برای نظرسنجی گفت: اذهان پیچیده و آشنا به عالم قدرت مقداری نسبت به اصل طرح این قضیه مشکوک هستند. عماد افروغ، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران افزود: یک انسان سیاسی نباید ملتش را ساده‌لوح تصور کند و باید دوراندیش باشد و بداند که این القائات در پس نظرسنجی می‌تواند معنای فریب هم داشته باشد. با این تصمیم دولت قطعاً بایستی در بقیه موارد نیز نظرسنجی صورت بگیرد. چرا فقط درباره رابطه با آمریکا نظرسنجی کنیم، آن هم در اوضاع فعلی و مسئله‌ای که جزو برگ‌های برنده ماست، قطع رابطه ما با آمریکا توسط خود آمریکا صورت گرفته است و او خود باید در برقراری رابطه و التزام به پیش‌شرط‌های آن پیش‌قدم باشد، هر چند این قطع رابطه برای ما منشأ خیر شد. امروز تنها شعار ساختاری ما که حکایت از عظمت ما است همین شعار مرگ بر آمریکا است و این برگ برنده ما است.

سخن ناپخته و اغراق آماری دولت

سخنگوی دولت گفته بود ما تا آخر سال هیچ فرآورده نفتی را گران نمی‌کنیم؛ به نظر بنده این سخن پخته نبود. باهنر، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان نکته فوق و با تأکید بر اینکه دولت در ارائه برخی از آمارها اغراق می‌کند، خاطرنشان کرد: می‌گویند همین که ما دولت را تحویل گرفتیم، کالاها کم بودند و الان ظرف 40،-50 روز همه کالاها را تا پایان سال داریم؛ ضمن اینکه این دولت نیز کارهای خوبی را انجام داده اما خرید کالاها را دولت گذشته انجام داده بود.

اهداف اصلاح‌طلبان از همراهی با دولت
نماینده مردم تهران در مجلس احیای تشکیلات اصلاح‌طلبان، تأسیس احزاب مختلف، بهره‌گیری از ظرفیت‌های اجتماعی و احیای سازمان اقتصادی را از مهم‌ترین برنامه‌های جریان اصلاح‌طلبان در خلال همراهی با دولت یازدهم برشمرد. روح‌الله حسینیان با بیان نکات فوق گفت: اصلاح‌طلبان در عین اینکه تلاش می‌کنند تا از ظرفیت‌های دولت یازدهم برای حضور در حاکمیت بهره‌گیری کنند، احیای جنبش اجتماعی را نیز در دستور کار خود دارند که خودشان آن را تعبیر به اهرم «فشار از پایین» برای گشایش‌های سیاسی ـ اجتماعی می‌کنند. نماینده مردم تهران در مجلس متذکر شد: برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب به آشکار دولت یازدهم را تهدید کرده‌اند که در صورتی که دولت بخواهد مجلسی با گروه خونی خود ایجاد کند، باید به فکر پایان ماه عسل خود با این جریان باشد. وی بر همین اساس یادآور شد: این نشانگر آن است که همراهی امروز اصلاح‌طلبان تنها برای بهره‌گیری از موقعیت‌هایی است که دولت یازدهم می‌تواند برای‌شان ایجاد کند و پس از ثبات اصلاح‌طلبان در این زمینه باید شاهد زاویه گرفتن بیش از پیش این جریان از دولت یازدهم بود.

چماق شکسته صهیونیست‌ها در آستانه مذاکرات

در حالی که چند روزی بیشتر به برگزاری دور جدید مذاکرات هسته‌ای باقی نمانده و پیش‌بینی‌های کلی درباره فضای مذاکرات مثبت است، رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را برای بر هم زدن این فضا و ایجاد هراس در طرف ایرانی به کار بسته است، غافل از اینکه این چماق شکسته در اراده ملی ایران تأثیری ندارد و حتی مسئولان ایرانی ارزشی برای پاسخ دادن به آن قائل نیستند. در جدیدترین مورد در این زمینه، نیروی هوایی این رژیم رزمایشی را برگزار کرده که هدف آن، ارسال پیامی برای ایران عنوان شده است. در بیانیه‌ای که در پایگاه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی منتشر شده، آمده است: «وقتی گفته می‌شود که همه گزینه‌ها روی میز است، می‌توان دریافت که صحبت از گزینه‌های نظامی نیز در میان است. نیروی هوایی اسرائیل مسئولیت اجرای این گزینه را در صورت نیاز بر عهده دارد.»

شعار مرگ بر آمریکا از غنی‌سازی مهم‌تر است!

گویا شعار «مرگ بر آمریکا» از غنی‌سازی مهم‌تر شده و رسانه‌های غربی و ضد انقلاب تمام تلاش خود را برای خاموش کردن این صدا به کار گرفته‌اند. خبرگزاری رویترز در مطلبی به بررسی این موضوع پرداخته و می‌نویسد: شعار مرگ بر آمریکا، دیپلماسی رئیس‌جمهور ایران را دچار چالش ‌می‌کند. در این مطلب آمده، در حالی که حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران تلاش دارد تا شکاف‌های موجود در رابطه با آمریکا را کاهش دهد، سر دادن شعار مرگ بر آمریکا در روزهای جمعه، می‌تواند درباره آمادگی ایران برای رسیدن به توافقی در موضوع هسته‌ای‌ در میان کشورهای غربی تردید ایجاد کند.


ژرفا
علی سعیدی شاهرودی

آسيب‌شناسي نرم‌افزار بعثت (29)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

ماندگاری انقلاب‌ها و انقلابیون

در پهنه تاریخ کم نبودند ملت‌هایی که در پی تلاش‌ها و پایداری‌ها، حماسه‌هایی خلق کردند و جوامعی که در اثر استقامت و پایداری برآرمان‌ها به قلّه‌های پیروزی دست یافتند، امّا دیری نپایید که در اثر غفلت‌ها، سهل‌انگاری‌ها و عدول از اصول آرمانی، شکوه و عظمت آنان فروپاشید و بسیاری از شخصیت‌ها بودند که در دوره‌ای بر تارک تاریخ کشور و یا منطقه خود درخشیدند و ارزش‌ها و ارمغان‌های زیادی را به دست آوردند؛ امّا در برهه‌ای از زمان، دچار تزلزل و انحراف شدند و از خطوط قرمز عبور و سقوط آزاد کردند.
رمز و راز این فراز و فرود این است که تحوّلات تاریخ بر اساس قانون و سنت‌ها بوده و اگر دستیابی ملّت به قلّه‌های عزّت و افتخار، مستلزم پرداخت هزینه و بستگی به تلاش و کوشش و عبور از گردنه‌های سخت و نفس‌گیر دارد، حفظ و صیانت انقلاب و دستاوردهای آن و پاسداشت عزّت‌ها و افتخارات، الزاماتی داشته و چه بسا از اصل پیروزی هم مهم‌تر باشد. امام باقر(ع) در همین زمینه می‌فرمایند: «حفظ عمل از اصل عمل مهم‌تر و سخت‌تر است.» اگر دستیابی و صعود نخبگان و خواص به قلّه‌های فرهیختگی و افتخار به‌دنبال طی مسیر سخت و طولانی حاصل می‌شود، حفظ و پاسداشت سیادت و سرفرازی و صیانت از جایگاه و تداوم فرهیختگی، به مراتب سخت‌تر بوده و مستلزم رعایت معیارهای ارزشی و بایدها و نبایدهای بیشتری است.
چه بسیارند انقلاب‌هایی که با تحمّل سختی‌های طاقت‌فرسا و هزینه‌های فراوان سرمایه‌های انسانی و مالی به ثمر رسیدند، اما در تحقّق اهداف خود، با موانع و چالش‌های جدّی مواجه شدند و مسیر خود را تغییر دادند و به بیراهه کشیده شدند.
با مروری بر سرنوشت انقلاب‌های معاصر، می‌توان به این واقعیت پی برد. در تاریخ معاصر ما شاهد وقوع چندین انقلاب مهم بودیم که هر کدام در مسیر حرکت خود با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بودند.
انقلاب کبیر فرانسه که در سال 1978 با پشت سرگذاشتن مراحل سختی به پیروزی رسید، در مرحلۀ آغازین حرکت خود، با حاکمیت بورژواها و سلطنت‌طلب‌ها مواجه شد و به حاکمیت و سلطنت لویی شانزدهم منجر گردید و در مرحله بعد، زمینه حاکمیت رادیکال‌ها فراهم شد که به اعدام لویی شانزدهم انجامید. درگیری‌ها و قتل‌عام‌ها از دیگر حوادث دردناک آن انقلاب بود که پس از گذشت ده‌ها سال، به حاکمیت امپراتوری دیکتاتوری ناپلئون منجر شد و امروز هم به نظر می‌رسد وضعیت قدرت و نظام سیاسی حاکم در فرانسه با اهداف اوّلیه خود فاصله زیادی دارد و نظامی است در خدمت صهیونیسم بین‌الملل و امپراتوری آمریکا.
انقلاب اکتبر روسیه که در سال 1917 میلادی به پیروزی رسید، وضعیت اسفبارتری به خود دید، به‌طوری که در ابتدا حاکمیت لیبرال‌ها را شاهد بود و پس از آن، با حکومت رادیکال‌ها و دیکتاتوری لنین و استالین و قتل‌عام‌های فراوان مواجه شد و در دوره بعد هم به صورت یک امپراتوری امپریالیستی با امپراتوری امپریالیسم آمریکا بر سر تقسیم غنائم در تقابل قرار گرفت و به رقابت پرداخت و سرانجام در چرخۀ اقدام اصلاح‌طلبانه گورباچف با دو حرکت تحوّل اقتصادی و سیاسی زمینه فروپاشی آن امپراتوری فراهم شد.
انقلاب الجزایر هم که با هزینه قربانی شدن بیش از یک میلیون نفر به پیروزی رسید، باوجود پایگاه دینی انقلابیون و حرکت انقلاب از مساجد و مراکز دینی، حتی یک روز هم نتوانست زمینه حاکمیت اسلام را در آن کشور فراهم کند.
انقلاب‌های توحیدی هم از این قاعده مستثنی نبوده و قانونمندی حرکت تاریخ و نقش و اراده مردم و خواص در فراز و فرود انقلاب‌های توحیدی، یک قاعده و اصل فراگیر فرازمانی و فرامکانی به شمار می‌آید.
انقلاب مردم ستمدیده عصر حاکمیت طاغوتی و ظالمانه فرعون و خیزش و جنبش در جامعه بنی‌اسرائیل با رهبری و محوریت حضرت موسی(ع) یکی از انقلاب‌های مهم تاریخی است که قرآن به تفصیل مراحل فراز و فرود آن را تحلیل می‌کند. انقلاب با محوریت رهبری الهی و پیامبر آسمانی و همراهی و صبر و استقامت بنی‌اسرائیل پس از طی مراحل سخت و طاقت‌فرسا به پیروزی رسید و زمینه حاکمیت و قدرتمندی آن قوم ستمدیده فراهم آمد.
اما حسب سنّت‌های حاکم بر تاریخ اگر پیدایش انقلاب وابسته به محوریت رهبری الهی و استقامت مردم بود، استقرار و تداوم انقلاب هم وابسته به حضور رهبری الهی در محوریت و حضور مردم در همه عرصه‌ها و تبعیت همه‌جانبه از رهبری بود، اما با وجود رهبری با همه شرایط آن، مردم به اصول حاکم بر انقلاب پایبند نماندند و با عبور از خطوط قرمز، زمینه سیر نزولی حرکت انقلاب فراهم آمد و سرانجام به سقوط حاکمیت بنی‌اسرائیل انجامید.
در گروه انقلابیون هم تاریخ شاهد خاطرات تلخ و شیرین و فراز و فرود در رفتار و عملکرد خواص و نخبگان و شخصیت‌های حلقه‌های اوّل انقلاب‌ها به ویژه انقلاب‌های توحیدی است.
عالمی به نام «بلعم باعورا» از شخصیت‌های برجسته در جامعه بنی‌اسرائیل به شمار می‌آمد. قارون از عناصر فعال جامعه بنی‌اسرائیل بود. سامری از درون جامعه بنی‌اسرائیل برخاست و رشد کرد، اما هرسه این چهره‌ها دچار واخوردگی شده و از مسیر انقلابی‌گری خارج شدند و سرانجام به شکل اسفباری سقوط کردند که قرآن سرنوشت این سه نخبه را برای عبرت همه خواص و نخبگان مورد اشاره قرار می‌دهد.
به یقین انقلاب اسلامی در شبه‌جزیره عربستان با محوریت پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمّد(ص) را می‌توان بزرگ‌ترین انقلاب تاریخ دانست که توانست از یک جامعه متحجّر و متعصّب، ملّتی آزاد و آگاه بسازد و بزرگ‌ترین تمدّن را در جامعه جاهلی خلق کند. تحقق این انقلاب عظیم، مرهون و محصول چند عامل است که مهم‌ترین آن، محوریت رهبری الهی پیامبر اعظم(ص)، همراهی و مشارکت فعال نخبگان و خواص و همراهی و صبر و استقامت و ایثار مردم بود. این انقلاب توانست پس از طی مراحل سخت و طاقت‌فرسا، به‌ویژه صبر و استقامت در دوره سه ساله محاصره در شعب‌ابی‌طالب به پیروزی برسد و حاکمیت اسلام را در سرزمین حجاز فراهم کند. قوانین و سنّت‌های حاکم بر تاریخ زمینه‌ساز پیروزی انقلاب و حاکمیت مستضعفان شد. همان سنّت‌ها اقتضا داشت با تداوم رهبر الهی پس از پیامبر همه خواص در صف واحدی که پشت سر پیامبر بودند در پی رهبر مشروع و منصوب آن حرکت کنند و هم مردم به همان نسبت که در عصر پیامبر(ص) بر اصول و ارزش‌ها و در مسیر آرمان‌های رهبری حرکت می‌کردند بر محور رهبری پس از پیامبر(ص) حرکت کنند. اما با کمال تأسّف، بسیاری از خواص و نخبگان با نقض عهد و قرارها و عبور از خطوط قرمز در ورطۀ انحراف افتادند و مردم هم با عدم درک وظایف خود زمینه سیر نزولی انقلاب و انحراف از مسیر اصلی خود را فراهم کردند. اینجاست که می‌توان نتیجه گرفت ماندگاری انقلاب وابسته به ماندگاری رهبری رهبر الهی، ثبات قدم نخبگان و استقامت مردم است.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

زمینه‌سازی برای حذف شعار «مرگ بر آمریکا»
حسین عبداللهی فر

«طنین فریاد بر سر آمریکا در نماز جمعه» این تیتر را روزنامه «سیاست روز» در روز اول هفته روی تصویر اول خود قرار داد و در پاسخ به انتظار نابجای عده معدودی که خواستار حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند، نوشت: «شاید تصور بر این باشد که با حذف یک شعار، فضا برای تعامل و گفت‌وگو فراهم می‌شود، اما دشمنی‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران آنقدر عمیق و ریشه‌دار است که با حذف شعار مرگ بر آمریکا نمی‌توان تصور این را داشت که همه چیز به پایان می‌رسد و روابط گل و بلبلی بین دو کشور ایجاد می‌شود.»
در مقابل برخی از اصحاب جراید با تحریف واکنش سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران مدعی بروز تغییراتی در شرایط طرح شعار مرگ بر آمریکا شدند.
در این میان روزنامه «ابتکار» با حروف درشتی «اولین واکنش به شعار مرگ بر آمریکا» را تیتر کرد و در راستای اهداف خود نوشت: «واکنش نشان دادن به شعاری که یکی از بدیهی‌ترین شعارهای نماز جمعه در کشور بوده از جمله مواردی است که نشان می‌دهد شعار «مرگ بر آمریکا» از وضعیت سه دهه گذشته برخوردار نیست... این شعار ممکن است با واکنش‌هایی رو‌به‌رو شود. چه در موافقت و چه در مخالفت با آن، به همین دلیل است که سخنران پیش از خطبه نماز جمعه دیروز تهران نتوانست نسبت به صدای گروه‌هایی از مردم که این شعار را سر داده بودند، بی‌تفاوت بگذرد.»
«اعتماد» هم در شماره روز نخست هفته‌اش «نظر صفار هرندی درباره شعار مرگ بر آمریکا» را برجسته کرد و نوشت: «پس از اینکه صفار هرندی سخنران پیش از خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران از بدقولی وزیر امور خارجه آمریکا درباره به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور سخن گفت، تعدادی از حاضران در نماز جمعه شعار مرگ بر آمریکا سر دادند و هرندی در واکنش به آنها گفت؛ مگر من شعار دادم که شما جواب من را می‌دهید...
«آرمان» نیز در همین روز نخست هفته، پیشنهاد نظرسنجی پیرامون رابطه با آمریکا را تیتر کرد و هم درباره حذف شعار مرگ بر آمریکا به گفت‌وگو با یک تحلیلگر سیاسی پرداخت و هم خبر نماز جمعه تهران را با عنوان «اولین واکنش به شعار مرگ بر آمریکا در نماز جمعه» به‌طور کامل درج کرد.
روزنامه «جوان» یک روز بعد این موضوع را با تیتر «حمله به مرگ بر آمریکا با تحریف زنجیره‌ای سخنان صفار» پایان داد و نوشت: «دیروز اغلب روزنامه‌های زنجیره‌ای در صفحه یک خود با استناد به خبر تحریف شده «ایسنا» ضمن آنکه علاقه وافر خود را به حذف شعار مرگ بر آمریکا نشان دادند، در شیطنتی آشکار صفارهرندی را به عنوان اولین مخالف شعار مرگ بر آمریکا معرفی کردند!»
اما یک روز بعد (دوشنبه 15 مهر) مخالفان طرح شعار مرگ بر آمریکا به بهانه واکنش به انتشار خبری از قول آقای هاشمی درخصوص موافقت حضرت امام با حذف شعار مرگ بر آمریکا به زمینه‌سازی جهت حذف این شعار پرداختند.
«اعتماد» با اختصاص تیتر یک خود به این موضوع تحت عنوان «تذکر، اتهام و اعتراض علیه هاشمی» نوشت: «ماجرا از آنجا آغاز شد که هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب صراحت‌نامه خود با یادآوری حذف شعار مرگ بر آمریکا و اینکه امام با حذف این شعار موافق بودند و واکنش‌های تند و جوسازی‌های به عمل آمده در این خصوص، تأکید می‌کند.»
«بهار» هم در این روز «واکنش‌ها به اظهارات هاشمی» را تحت عنوان «چالش‌های شعار مرگ بر آمریکا» تیتر کرد.
«اسرار» یک روز بعد (سه‌شنبه 16 مهر) این موضوع را به تیتر اول خود کشاند و از قول «مرتضی مبلّغ» علت انتقادها به هاشمی را «نگرانی افراطیون از تأثیرگذاری آیت‌الله هاشمی» دانست و نوشت: «آنها حس می‌کنند که حمله به این شخصیت‌ها می‌تواند بخشی از شکست آنها را جبران کند.»
«فرهیختگان» هم در همین روز از قول موسوی لاری به دفاع از هاشمی رفسنجانی پرداخت و نوشت: ایشان در بازنگری گذشته به این نتیجه رسید که از پتانسیل عظیم اصلاح‌طلبی که در جامعه وجود دارد، باید در جهت منافع ملی حداکثر استفاده را کرد و اصلاح‌طلبان نیز به این نتیجه رسیدند که آقای هاشمی یک سرمایه است و نباید آن را کنار بگذارند و باید با ایشان رفتاری متناسب‌تر از گذشته داشته باشند.»
«آفتاب یزد» هم همین سخنان وزیر کشور دولت اصلاحات را درج کرد و با حروف درشتی از «بازگشت هاشمی به عرصه دیپلماسی» خبر داد.
«جوان» در واکنش به این ادعاها، در پاسخ به این پرسش که «عالیجناب سرخ‌پوش چگونه یار اصلاح‌طلبان شد؟» نوشت: «برخی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب در اقدامی هماهنگ انتقادات به گفته‌های هاشمی رفسنجانی را حرکتی هدفدار برای تخریب از جانب اصولگرایان و به اصطلاح خودشان تندروها می‌دانند. در حالی که هر آنچه طی روز‌های اخیر به عنوان انتقاد از برخی چهره‌ها در رسانه‌های اصولگرا شکل گرفت یک انتقاد دلسوزانه بود که توسط خبرنگارانی عادی و در تحریریه‌هایی که همگان نیز توانایی رفت‌وآمد در آن را دارند، نگاشته شده بود.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

چرايي يك لفاظي
سران رژيم صهيونيستي كه همواره در برابر اراده پاسخ ملت ايران و نظام اسلامي ناتوان بوده‌اند، مدام تلاش كرده‌اند تا با فضاي منفي رسانه‌اي و تبليغاتي، غرب و دیگر افكار عمومي جهان را در برابر ايران قرار دهند؛ امري كه پس از نشست سازمان ملل و سفر دوره‌اي نتانياهو نخست وزير صهيونيست‌ها به آمريكا و اروپا مي‌‌توان مشاهده كرد. وي همچون گذشته ادعاهایي واهي درباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران مطرح كرد. برخي مقامات امنيتي اين رژيم نيز ادعا كردند ايران تا شش ماه ديگر به بمب هسته‌اي دست مي‌‌يابد. درباره تشديد لفاظي صهيونيست‌ها چند نكته قابل توجه است. با توجه به سوابق صهيونيست‌ها يك سناريو مطرح است و آن اينكه، آنها رويکرد ايران و آمريکا را مغاير با اهداف و سياست‌هاي خود مي‌دانند و براي حفظ منافع خود به دنبال تحريک آمريکا عليه ايران بوده و هستند. نگاه خوش‌بينانه به رفتار صهيونيست‌ها آن است که آنها همچنان برآنند تا منافع خود را در وراي استمرار خصومت غرب با ملت ايران تأمين کنند.
نكته ديگر آنكه در اوضاعی که جهانيان بر لزوم ايفاي نقش ايران در منطقه تأکيد دارند صهيونيست‌ها برآنند تا با پروژه ايران‌هراسي از تحقق اين امر جلوگيري کنند و به نوعي ايران را گرفتار حاشيه‌ها سازند تا از متن تحولات دور کنند. به عبارتي، آنها با ادعاهاي جديد درباره گفت‌وگوي ايران و آمريکا و هراس از اين وضعيت برآنند تا سناريوي ايران‌هراسي را تکرار کنند تا طرح اصلي غفلت ايران از تحولات مهم منطقه از جمله حمايت از ارکان جبهه مقاومت و ملت‌هاي منطقه را اجرايي سازند. نکته مهم آنکه، صهيونيست‌ها و برخي کشورهاي عربي در درون با چالش‌هاي بسياري مواجه هستند و با هوچي‌گري عليه ايران برآنند تا ضمن پنهان‌سازي اين چالش‌ها به تحرکات منطقه‌اي خود ادامه دهند.
سناريوي ديگري که در عملکرد صهيونيست‌ها و کشورهاي عربي مطرح است، سناريوي باج‌گيري از جامعه جهاني است. آنها مي‌دانند که جامعه جهاني تمايل بسياري به پايان مناقشات ميان آمريکا و ايران دارد و آن را زمينه‌ساز برخوردار شدن از ظرفيت‌هاي ايران در بهبود اقتصاد جهان و نيز برقراري امنيت مي‌دانند. نتيجه اين تفکرات را در مواضع کشورها در سازمان ملل درباره گفت‌وگوي ايران و آمريکا مي‌توان مشاهده کرد. با توجه به اين حساسيت‌ها، کشورهاي عربي و صهيونيست‌ها اوضاع را براي باج‌خواهي از جامعه جهاني مساعد مي‌دانند. در اين ميان با توجه به نزديكي آمريكا با صهيونيست‌ها و كشورهاي عربي يك سناريوي ديگر نيز مطرح است و آن تقسيم كار ميان آنها در قبال ايران است. در يك معادله، تقسيم كاري دوجانبه صورت مي‌گيرد، در حالي كه هدف در يك محور است.
نخست آنكه، اروپا و آمريكا رويكرد به تعامل با ايران را در پيش مي‌گيرند كه تحولات سازمان ملل نمودي از آن است. غرب چنان ادعا مي‌كند كه به دنبال تعامل با ايران است. دوم صهيونيست‌ها هستند كه ادعاي نارضايتي و خشم از اين رويكردها را مطرح مي‌‌سازند. مولفه اين رفتار در نهايت در چند حوزه مطرح مي‌شود؛ اولاً كشورهاي غربي چنان ادعا مي‌كنند كه به دنبال تعامل با ايران هستند، در حالي كه كشورهاي عربي و صهيونيست‌ها مانع اين امر مي‌‌شوند. به عبارتي آنها برآنند تا چهره خود را نزد ملت ايران مثبت جلوه دهند و صهيونيست‌ها را مانع اين امر مطرح سازند. ثانياً، كشورهاي غربي با ادعاي ناتوان بودن در برابر خواسته‌هاي صهيونيست‌ها و كشورهاي عربي به توجيه خصومت‌ها و تهديدات عليه ايران مي‌پردازند كه نمود عيني آن نيز ادعاي استمرار و افزايش تحريم‌ها از سوي سناتورهاي آمريكايي و مواضع اوباما در ديدار با نتانياهو نخست‌وزير صهيونيست‌ها است كه رسماً بر اجراي مطالبات صهيونيست‌ها تأكيد كرده‌اند.
غربي‌ها تلاش مي‌كنند تا با القای لزوم ايجاد وضعیت براي مقابله آنها با صهيونيست‌ها، از يك سو خواستار امتيازات بيشتري از ايران شوند تا به اصطلاح جبران‌كننده هزينه‌هاي آنها در تقابل با صهيونيست‌ها باشد و از سوي ديگر، با ادعاي لزوم جلب رضايت و رفع دغدغه‌هاي سران عرب و صهيونيست‌ها خواستار افزايش فشارهاي جهاني به ايران هستند.


پرونده

اعلام اسامی تیم مذاکره‌کننده‌ هسته‌ای
وزیر امور خارجه کشورمان اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در نشست با گروه ۵+۱ در ژنو را اعلام کرد. محمدجواد ظریف در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم ضمن تأیید این خبر که در جلسه افتتاحیه با گروه ۵+۱ در ژنو شرکت می‌کند، اسامی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای جمهوری اسلامی را اعلام کرد. به گفته وزیر امور خارجه کشورمان، علاوه بر شخص ظریف، عباس عراقچی، مجید تخت روانچی، حمید بعیدی‌نژاد، داوود محمدنیا و امیری نیز حضور دارند. امیری از سازمان انرژی اتمی در جمع تیم مذاکره‌کننده حاضر است.
ايرانيان بر پيشبرد برنامه صلح‌آميز هسته‌اي استوار هستند

روزنامه گلوبال تايمز چاپ پكن در گزارشي به نقل از بررسي‌هاي كه در ايران داشته نوشته است: مردم ايران باور دارند كه انرژي هسته‌اي را بايد به شكل صلح‌آميز مورد استفاده قرار دهند و مي‌دانند كه كشورشان درصدد ساخت بمب اتمي نيست. اين روزنامه در ادامه به مسئله تحريم‌ها و اثرات آن پرداخت و نوشت: تحريم‌ها عليه ايران باعث استقلال و خودكفايي بيشتر اين كشور در عرصه‌هاي مختلف شده است. گلوبال تايمز با اشاره به اينكه اگرچه تحريم‌ها مشكلات اقتصادي براي ايرانيان به‌وجود آورده، افزود: اما مردم ايران معتقدند روش‌هاي مستقل براي خود يافته و پيشرفت‌هاي زيادي نيز كسب كرده‌اند. بررسي‌ها نشان مي‌دهد تحريم در زندگي روزمره آنان تأثيري ندارد، هرچند در كل چالش محسوب مي‌شود، اما باعث استقلال اقتصادي كشورشان شده است.
نگاه تاجرمسلکانه به موضوع هسته‌ای را نمی‌پذیریم

رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به در پیش بودن مذاکرات ایران و گروه 1+5 در هفته جاری ابراز امیدواری کرد که کشورهای 1+5 در مذاکرات با جدیت و عقلانیت برخورد کنند تا مسائل فی‌مابین به نحو درستی پیش برود. آقای لاریجانی پس از بازگشت از سفر خود به صربستان، اظهار داشت: مسئله هسته‌ای یکی از مسائل مورد نظر رسانه‌ها بود و آنها می‌خواستند بدانند آیا طرحی وجود دارد یا بر اساس طرح گذشته است و اینکه در مذاکرات چطور قرار است بحث شود. ما موضع ایران را برای آنها توضیح دادیم و گفتیم که در موضوع هسته‌ای نه نگاه تاجرمسلکانه داریم و نه آن را می‌پذیریم، بلکه مذاکرات باید مطابق متن و واقعیت امر شکل بگیرد. لاریجانی تصریح کرد «در مذاکرات کسی نباید به عقب برگردد».
نتانیاهو: ایران حق استفاده از انرژی هسته‌ای را دارد!

«بنیامین نتانیاهو»، در گفت‌وگو با روزنامه آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ»، خواستار تشدید تحریم‌های غرب علیه ایران شد. وی مدعی شد که تهران در مذاکرات هفته آینده در ژنو تنها برای تغییرات ظاهری آماده می‌شود و این به ایران این فرصت را می‌دهد که در پایان به تسلیحات اتمی دست پیدا کند. نتانیاهو در عین‌حال تصریح کرد یک راهکار مذاکره با تهران را ترجیح می‌دهد، اما محتوای توافقات مهم است، نه طول این مذاکرات. ایران مانند هر کشور دیگری حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را دارد.


مرورى بر يك رخداد
هادی محمدی

تصویر صحنه نظامی در بحران سوریه
اگرچه جابه‌جایی پرونده سوریه از قطری‌ها به دست سعودی‌ها، یک سرفصل مهم در روند بحران سوریه ارزیابی می‌شود، ولی نقاط عطفی مانند جنجال در اتهام شیمیایی به حکومت سوریه نیز، تأثیری در وضعیت نظامی داخلی و به نفع جریان‌برانداز به‌وجود نیاورد.
حرکت آمریکا به سمت ژنو۲، بازیگران همکار مانند عربستان و ترکیه و رژیم صهیونیستی را راضی نکرده و از این رو به دنبال تغییر معادله داخلی در سوریه هستند.
سوری‌ها که از حمایت جدی‌تر امنیتی روسیه برخوردار شده‌اند، با اطمینان خاطر برای عملیات‌های نظامی خود برنامه‌ریزی کرده‌اند و آن را به اجرا می‌گذارند. گسترش دایره امنیتی در پیرامون دمشق و افزایش فشار و محاصره در نقاط مختلف غوطه شرقی و غربی دمشق، روند فروپاشی سازمان گروه‌های تروریستی را سرعت داده و بخش مهمی از این گروه‌ها با از دست دادن مواضع خود به سمت مرزهای جنوبی عقب‌نشینی می‌کنند. در محور دمشق، تمامی امید گروه‌های تروریستی وابسته به عربستان، فعال کردن مرزهای لبنان در عرسال و محور قلمون است تا ناکامی در منطقه دمشق و حومه آن را با افراد جدید و تازه‌نفس جبران کنند. به همین دلیل، اولویت ارتش سوریه، به سمت این محور قرار گرفته تا با پاکسازی محیط دمشق و مناطق میانی سوریه و ساحل، شتاب در اجرای برنامه‌های دفاعی را با سرعت به سمت محورهای راهبردی در حلب متمرکز کنند.
در کنار درگیری‌های داخلی گروه‌های رقیب و تروریستی، عملیات در جنوب حلب در محور شهر حماه به خوبی دنبال شده و به سمت سراقب و محورهای شرقی حلب به پیش‌ می‌رود که مقدمه جداسازی و تجزیه و جلوگیری از پیوند گروه‌های تروریستی در مناطق نزدیک به یکدیگر است. عملیات‌های جنوب حلب موجب شده تا عقب‌نشینی به سمت مرزهای ترکیه نیز ثبت شود. درگیری داخلی بین سه دسته اصلی گروه‌های مسلح و تروریستی به نقطه اوج رسیده است. فشار و ضربات نظامی علیه ارتش حر، آن را به نقطه پایان نزدیک می‌کند و با اینکه اعلام کرد با ژنو ۲ و ائتلاف دوحه مخالف است، ولی فشار جریان تروریستی داعش و حتی جبهه النصره و هم‌پیمان این گروه علیه ارتش حر ادامه دارد. درگیری و فشار علیه النصره از سوی داعش تا جایی پیش رفته که راه‌های کمک مالی و تسلیحاتی آن به‌شدت قطع شده است.
داعش که خلاصه نام دولت اسلامی عراق و شام است، با کمک ویژه عربستان به‌دنبال مطیع کردن بقیه گروه‌ها و تأسیس دولت اسلامی در شمال سوریه (حلب و رقه و دیرالزور) است تا مقدمه‌ای برای گسترش جغرافیایی آن در غرب عراق و مناطقی از لبنان و حتی ترکیه باشد. به همین دلیل و پس از حوادث مصر، ترکیه از دفاتر استخباراتی سعودی در خاک خود که مدیریت ارتباطی با گروه‌های داعش و... را دنبال می‌کردند، ممانعت به‌عمل آورده و اختلاف رویکردی با سعودی را تدریجاً علنی می‌کند. سعودی به دنبال این است که با یکدست‌سازی گروه‌های داخلی، از ژنو۲ و رویکرد سیاسی جلوگیری کرده و خود را بازیگر اصلی در مذاکرات بعدی معرفی کند.
آمریکا و اروپا که طمع کسب امتیازات و اهدافی در سوریه دارند به‌دلیل حضور تروریست‌های غربی در بین گروه‌های داخل سوریه، در وضعیت متناقض‌نما قرار گرفته‌اند. نه می‌توانند به کمک‌های نظامی ادامه دهند و نه می‌توانند شاهد مرگ تدریجی این گروه‌ها باشند؛ از این رو امید بسته‌اند تا بخشی از امتیازات مطلوبیت‌های خود را با مذاکره با طرف ایرانی محقق کنند و از آنجا که پیشبرد مذاکرات هسته‌ای در اولویت فوری غربی‌ها نیست، بازی در پرونده‌های موازی را در دستور دارند و آن را پدیده اعتمادساز از سوی ایران معرفی می‌کنند.
شیب عملیاتی موفق ارتش سوریه با پاکسازی مناطق دمشق و مرکزی و ساحل، وارد شتاب جدیدی خواهد شد و یکدست شدن گروه‌های تروریستی، اوضاع را برای اقدامات ارتش سوریه مهیاتر می‌کند. آثار جدیدی در یارگیری‌های منطقه به جای خواهد گذاشت و ترکیه با احساس قوی‌تری از تهدید ترور روبه‌رو خواهد شد. نیم‌نگاه تروریست‌ها، عربستان و رژیم صهیونیستی و غربی‌ها به تحولات داخلی در سوریه، تولید امکان و شرایط مفید برای تأثیرگذاری بر انتخابات ۲۰۱۴ و نتایج آن است.


اقتصادى
سعید مهدوی

معضل رشد نرخ تورم جدی است
صندوق بین‌المللی پول در جدیدترین گزارش خود با بررسی مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی ایران، رشد منفی 5/1 درصدی، تورم 3/42 درصدی و نرخ بیکاری 2/13 درصدی را برای سال ۲۰۱۳ پیش‌بینی کرد و از انتظار خود برای بازگشت اقتصاد ایران به رشد در سال ۲۰۱۴ خبر داد. این نهاد با پیش‌بینی نرخ تورم ۱۸۸ کشور جهان در سال‌جاری میلادی اعلام کرد: ایران که سال ۲۰۱۲ رتبه چهارم تورم جهان را داشت، در سال جاری میلادی با تورم 3/42 درصدی در صدر قرار خواهد گرفت. طبق پیش‌بینی این نهاد بین‌المللی از نرخ تورم 188 کشور جهان در سال‌جاری میلادی که کمتر از سه ماه آن باقی‌مانده است ایران رکورددار تورم جهان در این سال خواهد شد. بر‌اساس این گزارش، تورم 3/42 درصدی که برای ایران در سال 2013 پیش‌بینی شده است بالاترین رقم در سطح جهان خواهد بود. ایران در سال گذشته میلادی با تورم 5/30 درصدی در رتبه چهارم جهان قرار گرفته بود.
این مقام اولی در شرایطی نصیب کشورمان می‌شود که همین نهاد در گزارش اردیبهشت‌ماه سال جاری، اقتصاد ایران را هفدهمین اقتصاد جهان معرفی کرد، ولی آنگونه که پیداست معضل نرخ تورم و رشد افسارگسیخته آن، مانند سدی بزرگ بر سر راه رشد این اقتصاد قرار گرفته است. تورم حتی کمتر از پنج درصدی نیز برای اغلب کشورهای جهان یک بحران اقتصادی محسوب می‌شود. این در حالی است که با اعلام اخیر بانک مرکزی مبنی بر تورم 40 درصدی در ماه گذشته تنها دو درصد دیگر برای تأیید پیش‌بینی تورم ۳/۴۲ درصدی صندوق بین‌المللی برای ایران باقی مانده که با توجه به روند رشد تورم ماهانه، این رقم نیز برای تورم کشور دور از تصور نیست. همچنین با تأیید آمارهای مرکز آمار ایران، آنچه در سطح قیمت‌ها در حدود یک سال گذشته در اقتصاد ایران رخ داده، اغلب بیانگر افزایش تورم و ادامه روند رو به رشد تورم دو رقمی در سبد کالای مصرفی خانوارهای شهری و روستایی بوده است که حتی در برخی از موارد از مرز 40 درصد نیز عبور کرده است.
تحلیل تورم و پیش‌بینی روند آتی آن از مهم‌ترین دل‌مشغولی‌ها در جوامع مختلف و در میان دولت‌ها و ملت‌ها بوده و هست. تورم در نتیجه علل و عوامل بسیار متنوع و متعدد دولتی و غیردولتی و ساختاری و غیر ساختاری بروز می‌کند. سیاست‌های مالی و پولی، تجاری و بازرگانی خارجی، ارزی و حتی سیاست‌های خارجی دولت‌ها و ساختارهای اقتصادی ـ اجتماعی جوامع از مهم‌ترین این عوامل هستند. بنابراین تحلیل و پیش‌بینی تورم، نیازمند دیده‌بانی فنی این عوامل است. هر چند که در این نوشته، مجال ذکر و بررسی عوامل رشد افسار‌گسیخته نرخ تورم در ایران را نداریم ولی کارشناسان معتقدند یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های رشد نرخ تورم، حجم بالای نقدینگی در اقتصاد است. نقدینگی که به گفته علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد، به 500 هزار میلیارد تومان رسیده است و از طرف دیگر بخش‌های تولیدی و صنعتی کشور با مشکل کمبود نقدینگی مواجه هستند که از سرگردان بودن و خارج از چرخه اقتصاد بودن بخش عظیمی از این نقدینگی حکایت دارد.
لذا با علم به اینکه تورم یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر توزیع نابرابر درآمد و ثروت، فشار اقتصادی بر دهک‌های ضعیف جامعه، بروز ناامنی در اقتصاد، کاهش افق‌های سرمایه‌گذاری و در پی آن، کاهش رشد اقتصادی است، برنامه‌ریزی و ارائه راهکارهای علمی از سوی کارشناسان و نخبگان و همچنین بسیج گروه اقتصادی دولت به‌ویژه بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و امور دارایی برای حل این معضل در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است.


نداى قدس

خروج ارتش رژیم صهیونیستی از فهرست ارتش‌های قدرتمند جهان
پایگاه «گلوبال فایر پاور» از خروج ارتش رژیم صهیونیستی از فهرست ۱۰ ارتش قدرتمند جهان خبر داد. این در حالی است که ارتش مصر در میان ارتش‌های عربی در رتبه نخست قرار دارد. بر پایه این گزارش ترکیه در رتبه ۱۱ و پس از آن نیز پاکستان در رتبه ۱۲ قرار دارد و جالب توجه این است که رژیم صهیونیستی در ردیف ۱۳ این فهرست قرار گرفته است و آمریکا، روسیه، چین، هند، انگلیس، فرانسه، آلمان، کره‌جنوبی، ایتالیا و برزیل به ترتیب در رتبه‌های نخست و پس از آن قرار دارند. بر اساس این تقسیم‌بندی، مصر در مرتبه چهاردهم، اندونزی در ردیف پانزدهم و ایران در ردیف شانزدهم قرار دارد.
هك پایگاه‌های اینترنتی رژیم صهیونیستی با پخش اذان

در پی اعلام ممنوعیت پخش اذان از سوی حزب لیكود رژیم صهیونیستی در صورت پیروزی در انتخابات، هكرهای تركیه‌ای برخی پایگاه‌های اینترنتی این رژیم را هك كردند. هكرهای تركیه‌ای با هك برخی پایگاه‌های اینترنتی رژیم صهیونیستی، در صفحات نخست این پایگاه‌ها به پخش اذان پرداختند. گروه هكرهای ترك موسوم به تیم ماه و ستاره در صفحات خود در شبكه‌های اجتماعی، خبر هك برخی پایگاه‌های اینترنتی رژیم صهیونیستی را منتشر كردند و نوشتند: رژیم صهیونیستی قدرت خاموش كردن صدای اذان را نخواهد داشت. تا جهان باقی است، صدای اذان خاموش نخواهد شد و كسی نیز قدرت خاموش كردن صدای اذان را نخواهد داشت.
خسارت بيش از سه ميليارد دلاری رژیم صهیونیستی به فلسطين

رژیم اشغالگر صهیونیستی در سرزمین‌های فلسطینی سالانه سه میلیارد و چهارصد میلیون دلار خسارت به حکومت فلسطین وارد می‌کند. بانک جهانی در گزارشی با اشاره به این مطلب خاطرنشان کرد اگر فلسطینی‌ها به بیش از نیمی از کرانه باختری دسترسی داشتند، تولید ناخالص داخلی آنها بیش از یک‌سوم افزایش می‌یافت. بر اساس این گزارش، محدودیت در دسترسی برای فلسطینیان و ممنوعیت رفت‌وآمد برای آنها در منطقه‌ای موسوم به منطقه «سی» است. در حدود 180 هزار نفر در منطقه سی زندگی می‌کنند. به نوشته گاردین سرزمین‌های فلسطینی به سه منطقه تقسیم می‌شوند. منطقه «‌ای» که کاملاً تحت تسلط فلسطینی‌ها است. منطقه «بی» تحت کنترل مشترک اسرائیل و گروه‌های فلسطینی است و منطقه «سی» که کاملاً تحت تسلط رژیم صهیونیستی است. بر اساس این گزارش، کنترل رژیم بر کرانه باختری، توانایی اقتصادی فلسطین را تضعیف می‌کند.
اخراج10 درصد کارگران صنعت داروسازی رژیم صهیونیستی

شرکت بزرگ داروسازی «تیوا» در سرزمین‌های اشغالی به‌منظور کاهش هزینه‌ها تا پایان سال 2014 پنج هزار کارمند خود را اخراج می‌کند. به گزارش خبرگزاری فرانسه، این شرکت داروسازی با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که قصد دارد تا اواخر سال 2014 برای کاهش چند میلیارد دلاری هزینه‌ها10 درصد از کارمندان خود را اخراج ‌کند. قرار است این شرکت داروسازی رژیم صهیونیستی5000 کارمند از 46000 کارمند خود در کشورهای مختلف جهان را اخراج کند.


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

خيانت‌هاي دموكرات‌ها و جمهوريخواهان به مردم آمریکا
قاسم غفوری

آمریکايي‌ها همواره بر اين ادعايند كه به دنبال اهداي آزادي و دموكراسي به جهانيان هستند كه از ابعاد آن را نيز تعدد احزاب و به‌اصطلاح آزادي سياسي و البته رسانه‌اي تشكيل مي‌دهد. حال آنكه در درون آمریکا در حوزه سياسي صرفاً دو حزب جمهوريخواه و دموكرات فعال بوده و معدود گروه‌هاي كوچك سياسي كه نام حزب را يدك مي‌كشند هيچ نقشي در ساختار سياسي كشور ندارند، چنانكه در كاخ سفيد و يا رده‌هاي بالايي كنگره نامي از اين گروه‌ها نیست و صرفاً همه چيز در دو واژه دموكرات و جمهوريخواه خلاصه شده است. در حوزه رسانه نيز از يك‌سو هيچ كس نمي‌تواند سلطه لابي صهيونيست را بر رسانه‌هاي آمریکا انكار كند و از سوي ديگر، رسانه‌هاي بزرگ اين كشور تماماً ماهيت دولتي دارند و براي جمهوريخواهان و دموكرات‌ها فعاليت مي‌كنند. بر اين اساس است كه اكثر مردم آمریکا تأكيد دارند كه هيچ اعتمادي به رسانه‌ها ندارند.
اين دو مؤلفه در حالي بر آمریکا حاكم است كه تحولات اخير اين كشور در حوزه اقتصادي حاوي نكات قابل تأملي است. مهم‌ترين مسئله در اقتصاد آمریکا را تقابل ميان كنگره و كاخ سفيد مبني بر تصويب بودجه دولت فدرال و افزايش سقف بدهي‌هاي دولت تشكيل مي‌دهد. با توجه به اينكه كاخ سفيد در دستان دموكرات‌ها است و جمهوريخواهان نيز سنا را در اختیار دارند، مي‌توان گفت كه نحوه تعامل و تقابل ميان اين دو حزب فضاي مذكور را ايجاد كرده است. اين روند چنان بوده كه در نهايت اوباما وادار به اعلام تعطيلي دولت و تعليق فعاليت خدمات دولتي شد؛ امري كه در طول 17 سال اخير بي‌سابقه بوده است. اوضاع مذكور براي اقتصاد آمریکا در حالي پيش آمد كه درباره آن چند نكته قابل توجه است.
الف) يك سناريو در قبال اين نابساماني‌ها مطرح است و آن اينكه، جمهوريخواهان و دموكرات‌ها بر سر منافع شخصي به گروكشي در حوزه اقتصاد پرداخته‌اند. جمهوريخواهان خواستار سهم بيشتر در عرصه كاخ سفيد و رده‌هاي بالاي اجرايي آمریکا بوده‌اند و با اعمال قدرت در برابر اوباما مطالبات خود را طلب كرده‌اند. دموكرات‌ها و شخص اوباما نيز عقبگرد در برابر فشارهاي كنگره آرا نشانه‌اي بر آشكارتر شدن ضعف‌هاي سياسي وي دانسته، لذا پذيرنده تعطيلي دولت گرديده، اما مجري خواسته جمهوريخواهان نشده است. اوباما تلاش كرده تا با تحريك افكار عمومي و تأكيد بر نقش جمهوريخواهان در تعطيلي دولت و نيز تشديد فضاي ضد ايراني براي جلب رضايت لابي صهيونيستي، فشارها بر جمهوريخواهان را شدت بخشيده تا در نهايت آنها را تسليم خواست خود سازد تا به نوعي پيروزي در حوزه سياسي را به نمايش گذارد. اوباما با اين اقدام، ضمن نمايش قدرت، بر ناتواني‌ها و چالش‌هاي خود در حوزه سياست خارجي از جمله شكست در مذاكرات سازش، تسليم‌سازي ايران، پرونده سوريه، تقابل با روسيه و چين و... سرپوش مي‌گذارد. به عبارتي ديگر مي‌توان گفت كه جمهوريخواهان و دموكرات‌ها و شخص اوباما براي منافع خود، مردم آمریکا را قرباني ساخته و به وضعیت بحراني جاري در آمریکا دامن زده‌اند.
ب) سناريوی ديگر در قبال عملكردهاي كنگره و كاخ سفيد، اقدامات آنها براي افزايش فشارهاي اقتصادي بر مردم مي باشد. نكته مهمي كه در اين تقابل مشاهده مي‌شود آن است كه اولاً؛ كنگره معترض بودجه درخواستي دولت در امور خدماتي و رفاهي و درماني است. ثانياً؛ باوجود تعطيلي دولت و لغو حقوق تمام كارمندان و خانه‌نشيني 800 هزار كارمند، هيچ خللي در حقوق نظاميان ايجاد نشد و اوباما رسماً بر پرداخت حقوق نظاميان تأكيد کرد و حتي در روز ششم تعطيلي دولت، كارمندان پنتاگون به محل كار خود بازگشتند.
مجموع اين فرايند و ابعاد بحران اقتصادي آمریکا اين سناريو را مطرح مي‌سازد كه دموكرات‌ها و جمهوريخواهان تلاش كرده‌اند تا با ايجاد فضاي سياسي منفي در نهايت طرح رياضت اقتصادي را عليه مردم اجرا کنند. به عبارتي ديگر، آنها با ايجاد فضاي رواني منفي و ترساندن مردم از عواقب تعطيلي دولت، برآن بوده‌اند تا رضايت مردم را براي اجراي طرح‌هاي رياضت اقتصادي جلب کنند. سران آمریکا همچنان بر اين ادعايند كه اقتصاد برتر جهان هستند و مانند اروپا نياز به طرح رياضت اقتصادي ندارند. آنها براي حفظ اين ظاهر، به بهانه تعامل ميان جريان‌هاي سياسي طرح‌هاي پنهان رياضت اقتصادي را در قالب بودجه دولت فدرال اجرايي مي‌سازند. آنها از يك سو ژست آزادي احزاب و حضور گسترده آنها در عرصه تصميم‌گيري را به نمايش مي‌گذارند كه تحقق‌بخش ادعاهاي حقوق بشري آنها در صحنه جهاني باشد و از سوي ديگر، طرح رياضت اقتصادي را به مردم آمریکا تحميل مي‌کنند.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت كه آينده اقتصاد آمریکا در مسير تزلزل بيشتري پيش مي‌رود، هر چند در ظاهر سران اين كشور ادعاي جنگ سياسي بر سر اقتصاد به جاي بحران اقتصادي جاري بر آمریکا را سر مي‌دهند.
به هر تقدير در هر كدام از دو سناريوی بالا كه در قبال تحولات اخير آمریکا حاكم باشد يك اصل مطرح است و آن، قرباني شدن مردم آمریکا در لابه‌لاي سياست‌بازي‌هاي جمهوريخواهان و دموكرات‌ها است حال در جنگ قدرت ميان آنها و يا تباني آنها براي تحميل طرح رياضت اقتصادي به مردم، بازنده نهايي اين وضعيت، صرفاً مردم آمریکا هستند كه قرباني منافع حاكمان شده‌اند و راهي براي خروج از اين بن‌بست نيز ندارند.


شبه قاره در آستانه تحولات جديد
رضا اشرفي

هند و پاكستان و به گفته معدودی از جغرافيدانان به‌علاوه افغانستان، شبه قاره را تشكيل مي‌دهند كه اكنون يكي از مناطق راهبردی و مهم منطقه است. چند روز پس از پايان يافتن نشست مجمع عمومی سازمان ملل، نواز شريف، نخست‌وزير پاكستان در واشنگتن با باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا ديدار كرد. در حالي كه مي‌توانست اين ديدار و گفت‌وگوهاي انجام شده را در همان دوران حضور در نشست مجمع عمومي سازمان ملل انجام دهد، اما چنين اتفاقي رخ نداد. نواز شريف در دوره نخست‌وزيري خود در پاكستان علاوه بر چالش‌هاي داخلي و منطقه‌اي مشكلات پيچيده‌اي با آمريكا خواهد داشت. گفت‌وگو درباره اين مشكلات پيچيده از جمله دلايلي بود كه وي را به واشنگتن كشاند.
وقتي صحبت از ملاقات‌هاي آمريكا و پاكستان به ميان مي‌آيد اولين مطلبي كه به ذهن مي‌رسد، حملات هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكا به پاكستان است كه البته دو مسئول در اين باره مواضع خود را رد و بدل كردند. مهم‌ترين اعتراض پاكستان نسبت به حملات آمريكايي‌ها به خاك اين كشور به دو مسئله باز مي‌گردد. ابتدا؛ كشته شدن غيرنظاميان بي‌گناه كه هر روز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود. واشنگتن در اين باره معتقد است كه در حال مبارزه و نابودي تروريست‌ها است. موضعي كه 12 سال است در افغانستان نيز در حال تكرار آن است. اما مسئله بعدي كه مورد اعتراض اسلام‌آباد است به مسئله حاكميت و حمله به خاك پاكستان باز مي‌گردد. حمله نظامي به خاك هر كشوري به منزله زير سوال بردن حاكميت ملي و داخلي آن است كه البته دولت آمريكا همواره در اين زمينه فعال است. در حالي كه اسلام‌آباد با توجه به دولت جديد و نخست‌وزيري نواز شريف خواهان پايان يافتن آن است. بحث نقض حاكميت ملي نه تنها موضع پاكستان را در قبال آمريكا تضعيف مي‌كند، بلكه موقعيت اين كشور را در بين همسايگان و همچنين ديگر كشورها كاهش مي‌دهد. اين همان مسئله‌اي است كه نواز شريف به هر شكل خواهان پايان يافتن آن است، اما عمده‌ترين ضعف دولت نواز شريف آن است كه در زمينه مسائل اقتصادي نيازمند كمك‌هاي آمريكا است. در واقع واشنگتن با راهبرد نياز اقتصادي پاكستان، ‌درصدد است تا همه سياست‌ها و منافع خود را در داخل خاك اين كشور دنبال كند.
در حالي كه اين تمام موضوع نيست. آمريكا در معادلات منطقه‌اي و تقسيم منافع در حوزه شبه قاره به شدت از پاكستان فاصله گرفته و به سمت هند سوق پيدا كرده است. اين گرايش دست‌كم از دو منظر براي اسلام‌آباد ناخوشايند است. يك اينكه هند دشمن سنتي و تاريخي پاكستان است و حال اگر يك قدرت فرامنطقه‌اي به‌خصوص آمريكا در سياست‌هاي خود از منافع طرف مقابل حمايت كند، ‌اسلام‌آباد در بسياري از تحولات متضرر خواهد شد. اين جهت‌گيري جداي از اينكه به لحاظ مرزي (بحران كشمير) و سياسي به ضرر پاكستان است در تصميم‌گيري‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي نيز نمي‌تواند به نفعش باشد، زيرا هند در چنين وضعیتي مي‌تواند از رقيب سنتي خود پيش بيفتد.
مسئله ديگري كه بايد مورد توجه قرار بگيرد به عقب‌نشيني آمريكا از افغانستان در سال 2014 باز مي‌گردد. بسياري از كشورهاي منطقه براي اين مسئله برنامه‌هاي ميان مدت و بلند مدت دارند تا در افغانستان نفوذ كنند و دست‌كم در زمينه اقتصادي فعال شوند.
حال آنكه حمايت آمريكا از هند در نفوذ به افغانستان براي پاكستان پذيرفتني نيست. به هر جهت اسلام‌آباد علاقه‌اي ندارد كه رقيب و دشمن سنتي‌ آن در بخش شرقي شبه قاره نفوذ قابل توجه داشته باشد. به‌خصوص كه آميختگي فرهنگي و اختلاط سياسي ـ امنيتي اسلام‌آباد كابل بسيار زياد است.
در اين زمينه طالبان دست بالا را دارند. به اين دليل كه طالبان افغانستان و پاكستان در تأمين منافع خود مي‌توانند هماهنگ عمل كرده و حتي در مواقعي با دولت‌هاي دو كشور چالش داشته باشند و سبب ناامني میان دو كشور شوند.
به همين واسطه حضور پر رنگ هند در افغانستان نمي‌تواند به نفع پاكستان باشد. حتي چنين مسئله‌اي از اين پتانسيل برخوردار است كه به اقتصاد انرژي منطقه نيز آسيب بزند. برای نمونه و بر اساس توافق سال 2010 قرار است كه خط لوله گاز تاپي از تركمنستان به افغانستان و از آنجا نيز به پاكستان و هند انتقال داده شود. جداي از همه مشكلاتي كه اين خط لوله دارد،‌ نوع دشمني و رقابت پاكستان و هند بر سر افغانستان اين زمينه را ايجاد مي‌كند كه خط لوله تاپي با شكست مواجه شود زيرا هند در صورتي كه بر خلاف تمايل اسلام‌آباد در افغانستان نفوذ داشته باشد،‌ در بحث ترانزيت گاز تركمنستان با مشكل مواجه خواهد شد.
در چنين وضعیتی پاكستان مي‌تواند از اين موضوع به عنوان اهرم فشار استفاده كرده و ديپلماسي گازي از نوع روسي را در اين خط پياده كند. به هر ترتيب سفر نواز شريف به آمريكا و ديدار با باراك اوباما همه اين زمينه‌ها را پوشش خواهد داد و اگر در ديدارهاي انجام شده توافقي بلندمدت میان طرفين صورت نگيرد و از نوع و ميزان حمايت آمريكا از هند به نفع پاكستان كاسته نشود در آينده بايد شاهد چالش‌هاي سياسي و امنيتي قابل‌توجهي بود كه از يك سو میان اسلام‌آباد و واشنگتن و از سوي ديگر میان هند و پاكستان شكل خواهد گرفت.


از نگاه دیگران

مذاکرات گزينه راهبردی
تا اين لحظه علت تداوم مذاکرات بيهوده و بي‌ثمر را نفهميده‌ام، زيرا رژيم اشغالگر صهيونيستي با ترکتازي و حملات مداوم ما را تحت فشار قرار مي‌دهد؛ اما در مقابل ما شاهد هيچ‌گونه واکنشي از سوي فلسطيني‌ها نيستيم. دستاورد اين مذاکرات تا به اين لحظه صفر بوده است و هيچ چيزي را به بيوگرافي مذاکره‌کنندگان اضافه نکرده است.
به نظر مي‌رسد که شهرک‌سازي در حال پيش‌روي و سرزمين فلسطين در حال کاهش است. مي‌دانم که بسياري از فلسطيني‌ها مخالف مذاکرات هستند حتي اگر در اوايل امر اينگونه نبود؛ اما مذاکرات فعلي دورنمايي بهتر از شکست را نشان نمي‌دهد، زيرا آن چيزي که آقاي ابومازن به دنبال آن است به دست نمي‌دهد. آقاي کري، سقف 9 ماهه مذاکرات بين طرف فلسطيني و صهيونيستي را تعيين کرد تا آنها در اين مدت به توافق برسند، اما همچنان طرف فلسطيني شاخه زيتون را در دست تکان مي‌دهد و گزينه صلح را يک گزينه راهبردی مي‌داند.
تا اين لحظه عمر مذاکرات از زمان آغاز مذاکرات مادريد به عمر يک جوان بالغ رسيده است؛ اما با اين وجود به صلح حقيقي دست نيافته‌ايم. من از آقاي کري و مذاکره‌کنندگان فلسطيني و صهيونيستي مي‌پرسم که چگونه ممکن است در اين مدت، مذاکرات فلسطين که تا حال ناکام مانده است، به ثمر برسد.
رژيم صهيونيستي تمام مقدسات ما را به بازي گرفته و آنها را لوث کرده است و تلاش مي‌‌کند تا تمام قدس را يهودي‌سازی کند و ساختار جغرافيايي و جمعيت‌شناختي محيط قدس را تغییر دهد. با اين حال ما همچنان بر مذاکرات اصرار مي‌ورزيم و آقاي ابومازن از صهيونيست‌ها در مجمع عمومي سازمان ملل مي‌خواهد که به صلح پايبند باشند، نه به شهرک‌ها.
در سايه مسائل هسته‌اي ايران و مسئله شيميايي سوريه، موضوع فلسطين کاملاً به حاشيه رانده شده است. اوباما که بدون وقفه بر امنيت رژيم صهيونيستي تأکيد مي‌کند، در اين موقعیت کري هم بر توافق طرفين در مورد افزايش ميزان مذاکرات و شرکت دادن طرف آمريکايي در آن خبر مي‌دهد.
رژيم صهيونيستي مي‌خواهد با نهادينه کردن مذاکرات منافع خود را از اين طريق برآورده سازد و گزينه صلح را از دور خارج نسازد.
مهم‌تر از آن، ‌اين است که فلسطيني‌ها ابزاري در دست نداشته باشند تا بتوانند مذاکرات را به نفع خود تغيير دهند؛ اما اين در حالي است که ادامه مذاکرات موجب شکاف بيشتر فلسطيني‌ها مي‌شود. چنين مذاکراتي صرفاً طرف فلسطيني را در معرض تعهد به نتايج مذاکرات قرار مي‌دهد، بدون آنكه تاکتيک آنها براساس متغيرهاي جديد تغيير کند.
منبع : عرب 48
نويسنده: هاني عوكل
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 593

بولتون: ایران امتیاز هسته‌ای نمی‌دهد
فارس(15/7/1392): نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد ضمن هشدار درخصوص اینکه ایران آماده دادن امتیازهای هسته‌ای نیست، از سخنان اوباما درباره حق ایران در استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای انتقاد کرد. جان بولتون، نماینده دائم سابق آمریکا در سازمان ملل متحد در یک مصاحبه رادیویی تأکید کرد که ایران آماده دادن هیچ امتیازی در زمینه برنامه هسته‌ای خود نیست. وی ضمن متهم کردن مجدد ایران به تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای، تماس تلفنی اخیر رئیس‌جمهور آمریکا با رئیس‌‌جمهور ایران را نشانه پیروزی ایران در مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای عنوان کرد. بولتون هشدار داد که اگر ایران توان غنی‌سازی اورانیوم را داشته باشد، می‌تواند اورانیوم را در سطح مورد نیاز برای تولید سلاح نیز غنی کند...
اوباما: ایران یک سال تا ساخت بمب هسته‌ای فاصله دارد
ایرنا(14/7/1392): رئیس‌جمهور آمریکا گفت: ایران تا توانمند شدن برای ساخت یک بمب اتمی، یک سال یا کمی بیشتر از یک سال فاصله دارد. اوباما بر اساس ارزیابی‌های سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا گفت: ایران برای اینکه قادر باشد سلاح هسته‌ای بسازد به یک سال یا کمی بیشتر فرصت نیاز دارد. اوباما نسبت به موفقیت دیپلماسی میان دولت آمریکا و دولت جدید ایران ابراز خوش‌بینی کرد؛ اما گفت که آمریکا «توافق بد» درباره برنامه هسته‌ای ایران را نخواهد پذیرفت. وی درباره گفت‌وگوی تلفنی 15دقیقه‌ای خود با رئیس‌جمهور ایران گفت: آقای روحانی موضع خود را براساس این ایده که می‌تواند روابط با کشورهای جهان را بهبود ببخشد بنا کرده است. وی تاکنون حرف‌های بحقی زده است، اما مسئله این است که آیا می‌تواند ادامه دهد؟
جان کری: ایران پیشنهاد جدید هسته‌ای ارائه کند
باشگاه خبرنگاران (16/7/1392): وزیر امور خارجه آمریکا از ایران خواست پیشنهادهای جدید خود را برای حل مناقشه هسته‌ای با غرب ارائه کند. «جان کری»، وزیر امور خارجه ایالات متحده از ایران خواست تا با پیشنهادهای جدید وارد گفت‌وگوهای هسته‌ای شود. وزیر امور خارجه آمریکا در اندونزی اظهار داشت که ایران هنوز به پیشنهاد آلماتی به‌طور کامل پاسخ نداده است.
رايس: ايران قابل اعتماد نيست
باشگاه خبرنگاران(16/7/1392): وزير امور خارجه اسبق آمريکا با اشاره به تلاش‌هاي اخير ديپلماتيک بين تهران و واشنگتن ادعا کرد که ايران قابل اعتماد نيست. کاندوليزا رايس در برنامه «صبح امروز» شبکه «سي‌بي‌اس» ادعا کرد: «من خودم در تيم مذاکره‌کننده ۵+۱ با آنها مذاکره کرده‌ام. آنها اصلاًً قابل اعتماد نيستند.» رايس با اشاره به موضع‌گيري‌هاي تند بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير صهیونیست‌ها در برابر تلاش‌هاي ديپلماتيک ايران و آمريکا حق را به نتانياهو داد و گفت وي حق دارد نگران اقدام شتابزده در مسير معامله‌اي باشد که ممکن است در نهايت به حل مسئله هسته‌اي ايران منجر نشود. رايس مدعي شد: به هرحال شما نبايد ايراني‌ها را با توانمندي هسته‌اي‌شان به حال خود رها کنيد، زيرا در اين صورت، گزينه سلاح اتمي در آينده براي‌شان باقي مي‌ماند.
شروط آمریکا برای حضور ایران در ژنو2
ایسنا(16/7/1392): آمريکا اين‌گونه شرط تعيين کرد که تهران بيانيه ژنو را که در سي‌ام ژوئن 2012 تصويب و در آن تشکيل يک دولت انتقالي در سوريه خواسته شد، بپذيرد. سخنگوي وزارت امور خارجه آمريکا اعلام کرد کشورش با حضور ايران در نشست ژنو2 مشکلي ندارد با اين شرط که تهران بيانيه سي‌ام ژوئن 2012 را به حساب آورد. ماري هارف گفت‌: ما بر اين عقيده‌ايم که هر کشوري که مي‌خواهد در نشست ژنو2 شرکت کند بايد از بيانيه ژنو حمايت کند و آن را بپذيرد. همه اينها فرضيه است، اما اگر ايران آشکارا بيانيه ژنو را بپذيرد، ما هم با امکان حضور اين کشور در نشست ژنو2 با روي گشاده‌تر استقبال خواهيم کرد.
برژينسکي: مي‌توان به ايران اعتماد کرد
باشگاه خبرنگاران(16/7/1392): مشاور سابق امنيت ملي آمريکا در مصاحبه با شبکه «سي‌بي‌اس» تأکيد کرد مي‌توان به ايران اعتماد کرد. «زبيگنيو برژينسکي» مشاور امنيت ملي آمريکا در دولت «جيمي کارتر»، در جواب اين سوال گوينده شبکه که آيا به ايران اعتماد داريد، گفت: ما همانطور که به کشورهاي ديگر اعتماد مي‌کنيم، مي‌توانيم به ايران ـ کشوري که با آن، اختلافات فراوان داريم ـ نیز اعتماد کنيم. البته به شرط اينکه به توصيه‌هاي تند و موهوم گوش فرا ندهيم. برژينسکي گفت: او قطعاًً يک گزينه جايگزين است. ما بايد اين واقعيت را به ياد داشته باشيم که ايران يک ملت بزرگ تاريخي است که تمدنش به سه هزار سال قبل باز مي‌گردد. ايران يک تاريخ باشکوه دارد و ملتي ديوانه يا انتحاري(!) نيست.


هویت 324

كانادا : اعتراض مسلمانان به اسلام‌ستيزي
بحث‌ها بر سر ممنوعیت حجاب و ممنوعیت حمل علائم و نمادهای مذهبی برای کارمندان دولتی در کبک کانادا بالا گرفته است؛ اقدامی که با مخالفت شدید مسلمانان این کشور مواجه شده است. دولت کبک با معرفی «منشور ارزش‌ها» فعالیت کارمندان در بخش‌های دولتی و یا بخش‌های مرتبط با آن را با نمادهای مذهبي ممنوع کرد. مرکز فرهنگ اسلامی کبک این لایحه را که به اخراج زنان محجبه از موسسات دولتی منجر می‌شود، محکوم کرد. این مرکز در بیانیه‌ای اعلام کرد، حجاب تنها یک نشانه مذهبی نیست، بلکه عمل مذهبی نیز محسوب می‌شود. مسلمانان کبک این قانون را محرومیت از حق قانونی خود برای کار کردن می‌دانند. دولتمردان كانادا ادعا دارند كه با اين اقدام به دنبال مقابله با تقابل‌هاي مذهبي مي‌باشند، در حالي كه جامعه مسلمانان آن را ادامه اسلام‌ستيزي دولتمردان كانادا مي‌دانند كه با ادعاهاي فرهنگي و اجتماعي اجرا مي‌شود.
بلغارستان: نقض حقوق مسلمانان

حملات عليه مسلمانان در بلغارستان، در ميان پيروان دين اسلام اين نگراني را ايجاد كرده است که جايي در بلغارستان ندارند. مرکز روحانيت اسلامي بلغارستان اعلام كرده حملات به مساجد نشان مي‌دهد که دولت يا در وضعیتی نيست که از آنها محافظت کند و يا تمايلي به اين کار ندارد. «روش‌هاي فشار فيزيکي، رواني، اقتصادي و اجتماعي براي ما از وقايع و حوادث تاريخي، کاملاً شناخته شده است، اينها اکنون نيز تکرار مي‌شوند و اگر با آنها با جديت برخورد نشود، در آينده نيز ادامه خواهند يافت.» به عقيده مرکز روحانيت اسلامي، جامعه بلغارستان نسبت به دين اسلام، ارزش‌هاي اسلامي و جامعه مسلمانان با خصومت مي‌نگرد. از سويی مرکز روحانيت اسلامي، ابراز نگراني مي‌كند که عليه آنها، «راهبرد عمومي عدم پذيرش مسلمانان» در جريان است. به عقيده آنها، چنين رويه‌اي ممکن است به جنگ داخلي منجر شود.
هلند: ناديده گرفتن اقليت‌هاي ديني

تشدید اقدامات سخت‌گیرانه علیه جامعه مسلمانان، طی سال‌های اخیر در هلند رو به افزایش بوده است. نقطه شروع این روند را می‌توان در اقدامات و برنامه‌ریزی‌های هدفمند حزب حاکم در این کشور دانست.ارائه پیشنهادهای محدودیت‌ساز و قانونی کردن این پیشنهادها، حمایت از ساخت فیلم‌ها و تهیه گزارش‌های ضداسلام و ضدمسلمانان، همگی موجب تزریق و ترویج روحیه ضدمسلمانان در میان جامعه هلند و در نتیجه ایجاد ذهنیت منفی و اسلام‌هراسی در میان مردم جامعه می‌شود. در واقع، در دو سطح «سیستم سیاسی» و «افکار عمومی جامعه» شاهد این روند هستیم که سیستم سیاسی با جهت‌دهی افکار عمومی به نگاه توأم با هراس و ترس از جامعه مسلمانان، به دنبال پیاده کردن اهداف و برنامه‌های افراطی خود در اداره امور این کشور است. البته طبیعی است که بخشی از این وضعیت در هر دو سطح مذکور متأثر از فضای کلی ضداسلام در اروپا است که متأسفانه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 در آمریکا روند رو به گسترشی داشته است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

صبح‌صادق در آستانه نشست هسته‌ای ژنو بررسی می‌کند
دومین آزمون بزرگ آمریکا در برابر ایران

رضا گرمابدری

فعالیت و پیشرفت‌ هسته ای ایران در حال حاضر به کانون اصلی خصومت‌ورزی چند دهه‌ای میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. از رفتار آمریکایی‌ها برمی‌آید که آنها این مسئله را موضوع اصلی و کلید حل مشکلات جانبی می‌دانند و یا حل آن را آنقدر مهم می‌دانند که اگر حل‌وفصل آن منجر به کاهش اختلافات در عرصه‌های دیگر هم نشود، اصرار دارند آن را حل کنند و پرونده آن را ببندند، زیرا آن را مستقلا دارای اولویت می‌دانند. سرسختی گروه‌ مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت گذشته ایران و زیاده‌خواهی طرف استکباری مدت‌ها بود که عملاً مذاکرات را به بن‌بست‌ کشانده و همه درها را بسته بود و همه طرف‌ها متوجه شده بودند، بدون ایجاد یک تحول جدی به شکسته شدن این بن‌بست و گشوده شدن حداقل یکی از درها امیدی نیست. ظاهراً برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم و برگزیده شدن دکتر روحانی به ریاست‌جمهوری ایران امید انتظار رفته و یا بهانه لازم برای فراهم آوردن فضایی هر چند به ظاهر مثبت برای از سرگیری گفت‌وگو را ایجاد کرد. با این پیشینه خلاصه قرار است، نشست مذاکرات هسته‌ای آتی بین ایران و گروه ۵+۱ در ۲۳ و ۲۴ مهر در ژنو برگزار شود. به نظر می‌رسد طرف استکباری با فضاسازی که انجام داده با پیش‌فرض‌ها و گمانه‌هایی قصد دارد از ایران پس از انتخابات، امتیاز بگیرد که لازم است ایران نیز با دقت و استفاده از نشانه‌های مهم و برجسته، پیش‌فرض و گمانه‌های آنها را باطل کند و جلسه را به مسیر دلخواه سوق دهند. نوشتار حاضر به فضاسازی طرف استکباری و پیش‌فرض و گمانه‌های آن و نشانه‌های قابل استفاده برای ایران و چگونگی کشاندن جلسه به مسیر دلخواه می‌پردازد.
فضاسازی
ـ زمانی که محمدجواد ظریف با اشاره به اینکه طرح پیشنهادی پیشین گروه ۵+۱ در مذاکرات هسته‌ای آلماتیو، دیگر به تاریخ پیوسته، خواستار ارائه پیشنهاد جدیدی از سوی این گروه شد، وزیرخارجه آمریکا با موضع گیری در برابر آن گفت این ایران است که باید پیشنهادهای جدید بدهد. کری اعلام کرد گرم شدن روابط میان ایران و آمریکا، بدان معنا نیست که ایالات متحده از درخواست‌های خود درباره برنامه هسته‌ای‌اش عقب‌نشینی کرده و یا برنامه سپر دفاع موشکی اروپا را ـ که ادعا می‌شود علیه موشک‌های ایران طراحی شده ـ به فراموشی بسپارد.
ـ رویترز به نقل از دیپلمات‌های غربی گزارش داد که غرب آمادگی برداشتن تحریم‌ها به شکل زودهنگام و در وسعتی زیاد را ندارد. رویترز آورده است: مقامات غربی بارها اذعان کرده‌اند تا هنگامی که ایران گام‌های ملموسی برای رفع نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای خود برندارد، هیچ‌گونه امتیازی به ایران نخواهند داد. دیپلمات‌های غربی اظهار کرده‌اند: هر چند فضا بین ایران و غرب در حال بهبود است، کشورهای ۵+۱ با توجه به این امر، تنها با کمی بیش از آنچه در نوزده ماه گذشته در اختیار داشتند، با ایران بر سر میز مذاکره خواهند نشست.
ـ وندی شرمن مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی اشاره کرد که در قبال کاهش غنی‌سازی اورانیوم احتمال کاهش برخی تحریم‌ها وجود دارد. البته وی جزئیات دقیقی از این موضوع نگفت، ولی گفت که تحریم‌های اساسی تا زمانی که نگرانی‌های واشنگتن برطرف نشود، پا برجا خواهد بود. وندی شرمن در جای دیگری نیز اظهار داشت: از نظر آمریکا حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به‌معنای حق غنی‌سازی نیست و ایران تنها می‌تواند از این انرژی استفاده کند.
ـ یک منبع دیپلماتیک غرب که در هفته‌های اخیر با دیپلمات‌های ایرانی در موضوع هسته‌ای دیدار کرده است به روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا گفت: ایران با پیشنهادهای جدید و جدی به ژنو می‌آید. وی ادعا کرد که بسته پیشنهادی جدید دولت روحانی بر مبنای کاهش غنی‌سازی ۲۰ درصدی و سانتریفیوژهای فعال اجازه بازدید به بازرسان آژانس از برخی اماکن موردنظر و نیز متوقف کردن فعالیت سایت فردو در نزدیکی قم است. این روزنامه در ادامه این ادعا آورده است: دولت روحانی در ازای این امتیازها خواستار کاهش تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای و نفتی آمریکا و اتحادیه اروپا خواهد شد.
ـ روزنامه واشنگتن‌پست نوشت کشورهای غربی نیز با پیشنهادی به ژنو می‌روند که شامل طیفی از تعلیق‌ها و توقف فعالیت‌ها است از جمله:
۱ـ تعلیق تمام فعالیت‌های غنی‌سازی بالای پنج درصد در داخل ایران. این مسئله بهتر از تعلیقی است که در گذشته اعمال شده و سازنده‌تر از پیشنهاداتی است که می‌گفت ایران باید تمام فعالیت‌های هسته ای و هر نوع غنی‌سازی را کنار بگذارد.
۲ـ تعلیق تمام فعالیت‌های غنی‌سازی در سایت زیرزمینی فردو و افزایش نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر این تأسیسات که شامل نصب دوربین‌های پخش مستقیم است که یک راست تصاویر را به مسئولان اصلی در وین می‌فرستد.
۳ـ انتقال تمام سنگ معدن‌های اورانیوم از جمله، اورانیوم‌های غنی شده درحد پنج درصد به سایت‌های نطنز و اصفهان که تحت نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد.
۴ـ از بین بردن تمام اورانیوم‌هایی که در فردو به صورت بالای پنج درصد غنی‌سازی شده است و همچنین استفاده از اورانیوم‌های غنی شده ۲۰ درصد برای سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران که برای اقدامات پزشکی استفاده می‌شود.
این روزنامه در ادامه آورده است اگر ایران این اقدامات را انجام دهد، اعضای این گروه پیشنهادهای تشویقی دارند که البته شامل لغو تحریم‌ها نبوده و تنها بخش‌های نه چندان قابل توجه از تحریم‌ها را کاهش می‌دهد و شامل موارد زیر است:
۱ـ برداشتن هر نوع تحریمی که به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم ایران را از خرید و یا فروش طلا و سایر فلزات گرانبهای دیگر منع کرده است.
۲ـ تعلیق تحریم‌های مربوط به صادرات و یا واردات محصولات پتروشیمی به همراه فعالیت‌های بیمه‌ای و حمل‌ونقل این مواد که تا به حال تحریم بوده است.
فضاسازی اشاره شد طوری سازمان‌یافته که گویا ایران حتماْ‌ باید پیشنهاد ارائه کند. سطح و حدود پیشنهاد و مابه‌ازای اندک و ناچیز آن نیز القا شده تا ایران به چیزی خارج از چارچوب ترسیم شده فکر نکند و اگر بدون پیشنهاد به ژنو رفت با این فضاسازی برای پذیرش پیشنهادهایی که آنها می‌دهند و پیشتر به محتوای احتمالی آن اشاره شد، آمادگی کامل را داشته باشد. این پیش‌فرض‌ها حاکی از آن است که از نظر طرف استکباری چیزی عوض نشده و بلکه طمع آنها برای سختگیری و امتیازگیری بیشتر، افزایش هم پیدا کرده است.

پیش‌فرض‌ها و گمانه‌های طرف استکباری
طیف فضاسازی فوق و رخدادهای چند هفته گذشته مجموعه‌ مناسب و کارآمدی برای شناخت پیش‌فرض‌ها و گمانه‌های طرف استکباری است که بر اساس آنها قصد دارد، در ژنو با زیر فشار قرار دادن ایران امتیاز بگیرد و یا با ایجاد تزلزل در موضع و اراده طرف ایرانی امتیاز‌گیری را هموار کند تا در آینده با تکمیل نواقص و رفع عیوب آن به هدفش برسد. برخی از این پیش‌فرض‌ها و گمانه ها عبارتند از:
۱ـ نفس انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی دکتر روحانی؛ رویکرد تحلیلی طرف استکباری به انتخابات و ترکیب نامزدها و ایده‌ها و ادبیات آنها و پیروزی دکتر روحانی این است که نامزدهای دارای ادبیات مقاومت و استکبارستیزی و ایستادگی بر مواضع بر حق هسته ای نتوانستند نظر اکثریت جامعه ایران را جلب کنند و آرای بیشتر به سمت شخصی رفت که دیدگاهش دراین مسائل اساسی که شاکله سیاست خارجی و حوزه منافع نظام را در برگرفته، معتدل‌تر از نامزدان دیگر بود و بنابراین با حضور چنین شخصی در رأس قوه مجریه که از حمایت بیشتر مردم نیز برخوردار است و برای حل مشکل هسته‌ای نیز اعلام آمادگی کرده می‌توان امتیاز گرفت؛ چرا که این رئیس‌جمهور برای عمل به وعده‌هایی که به مردم داده به رفع تحریم‌ها و یا کاهش آنها نیاز دارد و رفع و یا کاهش آنها در گرو دادن امتیاز هسته‌ای است.
۲ـ تفسیر به رأی نرمش قهرمانانه؛ با اینکه میدان سیاست‌ورزی و عرصه دیپلماسی عرصه رفتارهای متفاوت بر اساس اصول و موازین ثابت و مشخص است که درست عمل کردن به آن به هنرمندی بازیگران بستگی دارد و طرف‌های استکباری بارها و بارها به آن عمل کرده‌اند، پس از طرح آن از سویی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) طرف استکباری با به کارگیری تمام توان تبلیغاتی‌اش تلاش کرد آن را ضعف و عقب‌نشینی نظام اسلامی تفسیر کند. نقش صهیونیست‌ها و رسانه‌های آنها دراین حرکت تبلیغی تخریبی بیش از دیگران بود. البته در هیاهوی این تبلیغات افراد فهیمی هم بودند که آن را از مزیت‌های نظام برشمردند و به شکل دیگری در تضاد کامل با تبلیغات تخریبی تحلیل کردند. طرف استبکاری آن را واکنشی انفعالی و متأثر از نتیجه انتخابات تصور کرده و به آن به چشم یک فرصت نگریسته است.
۳ـ لحن سخنان دکتر روحانی در سازمان ملل؛ دکتر روحانی در سخنانی که در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد با لحن و ادبیاتی خاص تمام مواضع اصولی نظام را بیان کرد و به آنچه هم که باید انتقاد می‌کرد، انتقاد کرد و بسیاری هم وی را ستودند و سخنانش در جهان بازتاب خوبی یافت و از آن استقبال شد. طرف استکباری اگر چه در ظاهر از آن استقبال کرد، اما در حوزه تحلیل با مقایسه آن با لحن و ادبیات دکتر احمدی‌نژاد، آن را به نوعی ضعف و انفعال و نشانه آمادگی ایران برای عقب‌نشینی تحلیل کرد و در محاسباتش گنجاند.
۴- دیدار ظریف با کری و تلفن اوباما به روحانی؛ طرف استکباری این دو گفت‌وگو را نیز در راستای انعطاف از سر ضعف ایران تحلیل کرد. به گمان آنها اگر ایران از قدرت و اقتدار گذشته برخوردار بود، در گفت‌وگو با مقامات آمریکایی همان موضع سرسختانه گذشته را حفظ می‌کرد و سفر به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل بدون کوچک‌ترین اعتنا به مقامات آمریکا انجام می گرفت.
۵ ـ نقش تحریم‌ها در خودفریبی استکبار؛ استکبار پس از استقبال از سخنان دکتر روحانی در سازمان ملل کم‌کم زمزمه نرمش ایران به علت فشار و تأثیر تحریم‌ها را آغاز کرد. ابتدا اوباما به این موضوع پرداخت و پس از وی نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با شدت وحدت بیشتری آن را بازگو کرد و به‌دنبال آن سایر مقامات آمریکایی نیز آن را تکرار کردند. بر اساس این تصور، مجلس سنا تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران را گرو گرفته تا در صورت اصرار ایران بر حفظ حقوق هسته‌ای‌اش و عقب‌نشینی نکردن از مواضعش آن را تصویب کند. در حال حاضر استکبار قدرتمندترین سلاحش در شکستن مقاومت ایران را تحریم‌ها می‌داند و خودفریبانه می‌پندارد که اگر تاکنون گذشت زمان به نفع ایران بود تا بر پیشرفت‌های هسته‌ای‌اش بیفزاید از حالا به بعد گذشت زمان به نفع استکبار و به ضرر ایران است، زیرا اثر منفی تحریم‌ها بر امور ایران روز‌به روز بیشتر می‌شود.

نشانه‌های قابل استفاده برای ایران
ظواهر امر بیانگر آن است که استکبار قصد دارد دور جدید برخورد با ایران را بر مبنای پیش‌فرض‌ها و گمانه‌های پیش‌گفته سازمان دهد، از این رو لازم است با تضعیف و متزلزل کردن آن پیش‌فرض‌ها و گمانه‌ها و اثبات کردن اشتباه و تصور آنها از آنچه که رخ داده، آنها را به سمت درک صحیح واقعیت‌ها سوق داد. برخی نشانه‌هایی که با پرداخت به آنها می‌توان تصور و تصویر موجود را به هم ریخت و بخش‌هایی از واقعیت را آشکار ساخت عبارتند از:
۱ـ چرخش چرخ اقتصاد با چرخش سانتریفیوژها؛ دکتر روحانی در مناظره‌های انتخاباتی درباره وضعیت اقتصادی، تحریم‌ها و فعالیت هسته‌ای به نکته مهمی اشاره کرد که جایگاه هر سه موضوع را در نزد وی نشان می‌داد. دکتر روحانی اعلام کرد که خواهان چرخش چرخ اقتصاد به همراه چرخش سانتریفیوژها است. استکبار باید این سخن را به یادآورد و معنای آن را خوب دریابد که دکتر روحانی به هیچ وجه قصد ندارد بر سر حقوق هسته‌ای ایران معامله کند و اقتصاد را به بهای از چرخش انداختن سانتریفیوژها رونق دهد. طرف استکباری باید تجلی این اراده را در مواضع طرف ایرانی در نشست ژنو به عیان مشاهده کند.
۲ـ نرمش قهرمانانه روش و سندی برای اثبات قابل اعتماد نبودن آمریکا؛آمریکایی‌ها که از جدال طولانی با ایران متضرر و خسته شده‌اند با مشاهده طرح بحث «نرمش قهرمانانه» ساده‌لوحانه و ذوق‌زده با آن برخورد کردند و با فروافتادن در دام خود درست‌پ‍نداری آن را دال بر ضعف و انفعال ایران تحلیل کردند غافل از اینکه یکی از زمینه‌های طرح این قضیه لزوم پاسخ به تصوری بود که در پی انتخابات درباره آمریکا ایجاد شد که بازسازی و بازآفرینی علل مقابله با آمریکا و تسلیم نشدن در برابر وی را ضروری می‌نمود. ایران در این مسیر اولین صیدش زمانی بود که اوباما پس از اعتراف به احترام به حقوق هسته‌ای ملت ایران، در دیدار با نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دوباره طینت و خوی استکباری‌اش را آشکار و ایران را تهدید نظامی کرد این رفتار دوگانه و مزورانه بسیاری از حقایق را برای مردم ایران تجدید و آنها را مستعد تقویت ضدیت بیشتر با آمریکا کرد. نتیجه این مرحله اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکا بود.
۳ـ تأکید سخنان دکتر روحانی بر حق هسته‌ای ایران، دکتر روحانی پس از مشاهده رفتار مذبذب مقامات آمریکا، بارها و بارها در برخورداری قطعی مردم ایران از حقوق هسته‌ای سخن گفت تا اگر استکبار از مواضع وی هرگونه برداشت انحرافی و اشتباهی داشته، مواضع روشن و قاطع وی را در این باره بداند و ببیند.
۴ـ صداقت ایران و بی‌صداقتی آمریکا؛ آمریکایی‌ها با کمک رسانه‌های‌شان و به همراه شرکای‌شان سال‌های سال و با هزینه‌های گزاف و سرسام‌آور تبلیغاتی تلاش کردند از ایران چهره‌ای خشن، ترسناک و بی‌منطق به مردم جهان ارائه کنند و تا حد زیادی هم موفق شدند، اما حضور دکتر روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل و انجام آن سخنرانی به یکباره فضای عمومی و نوع نگاه به ایران را تغییر داد تا آنجا که ۷۵ درصد مردم آمریکا در نظرسنجی اعلام کردند باید با ایران برخورد مسالمت‌آمیز داشت حال آنکه پیش از آن ۴۹ درصد خواهان برخورد نظامی با ایران بودند. با سخنرانی دکتر روحانی افکار جهانی به صداقت ایران پی‌برد و با موضع دوگانه اوباما در سازمان ملل و دیدار با نتانیاهو افکار عمومی دنیا به بی‌صداقتی آمریکا پی برد. امروزه آمریکا در این حوزه بخش قابل‌توجهی از افکار جهانی را از دست داده است.
۵ـ فروکش کردن تب مذاکره با آمریکا؛ آمریکایی‌ها باید بدانند، نمی‌توانند به فضای هیجانی که چند روز پیش‌ رسانه‌ها برای سوق افکار به سمت بحث مذاکره با آمریکا هدایت کرده بودند، دل خوش کنند، با فرو نشستن آن هیجان، معلوم شد چیزی تغییر نکرده و مردم در چارچوب سیاست‌های کلان نظام همچنان استکبارستیز و از آمریکا متنفرند و رفتار اخیر مقامات آمریکا بر تنفر آنها افزوده است.

نتیجه بحث
نشست آتی ژنو اولین مذاکره هسته‌ای دولت جدید با گروه‌ ۵+۱ است. این گروه اشتباه یا درست به تصوری درباره وضعیت جدید ایران رسیده که گمان می‌کند ایران در موضع ضعف و نرمش قرار گرفته و با فشار بیشتر می‌تواند ایران را به عقب‌نشینی و دادن امتیاز وا دارد. این تصور بر پیش‌فرض‌ها و گمانه‌های غیرواقعی بنا شده که طرف ایرانی باید وظیفه خود بداند همه آنها را از اعتبار بیندازد. موضع قوی گروه‌ ایرانی آنها را متوجه اشتباه‌شان می‌کند و آنها را وامی‌دارد به واقعیات توجه کنند. این دیدار برای طرف ایرانی باید جلسه ارزیابی باشد و لزومی ندارد ایران در این نشست وارد مباحث جدی و جزیی شود. اظهارات خوشبینانه‌ای که درباره این نشست شده و یا اینکه سنای آمریکا فعلاً تصویب تحریم‌های بیشتر را به تأخیر انداخته به این علت است که رفتار جدید ایران را بیشتر بسنجند و چنانچه با برداشت آنها هماهنگ بود، بیشتر فشار وارد کنند. بنابراین مواضع ایران باید قاطع و محکم باشد و لزومی ندارد که ایران دست و عمق نگاهش را در نشست اول آشکار سازد. پرداختن به مسائل کلی و حاشیه‌ای و انتقاد از رفتار گذشته و حال گروه ۵+۱ و تآکید جدی بر نیاز به آشکار شدن صداقت طرف مقابل و... موضوعاتی است که می‌تواند زمان مذاکره را پر کند. ایران باید پیش و پس از نشست بر دو مقوله متمرکز باشد. بی‌صداقتی آمریکا و بی‌اعتمادی به آن. نشست ژنو دومین آزمون بزرگ آمریکا در برابر ایران طی سه هفته گذشته است که به نظر می‌رسد دوباره در آن مردود خواهد شد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

اولویت دولت باید معیشت مردم باشد
آقای دکتر روحانی، رئیس‌جمهور در هفته گذشته و در سی‌ودومین مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی، در بخشی از سخنان خود با اشاره به اینکه اول باید معیشت مردم بهبود یابد، گفت: «زمینه‌ای فراهم کنیم که مردم معیشت و فعالیت بهتری داشته باشند و شاهد رونق بیشتر در کسب و کار دراین جامعه باشند... باید کاری کنیم که مردم نسبت به نیازمندی‌های ضروری زندگی‌شان آسوده‌خاطر باشند.» این سخنان نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور محترم نیز مانند بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب، دغدغه معیشت و مشکلات اقتصادی مردم را دارند. واقعیت نیز این است که این روزها فشار اقتصادی زیادی بر مردم، به‌ویژه قشر محروم و آسیب‌پذیر وارد می‌شود و هر روز قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد، اما در این بین، برخی رسانه‌های خاص که پس از روی کار آمدن دولت یازدهم منفذی برای حضور مجدد در نظام یافته و سعی در احیای دوباره جریان ورشکسته‌شان را دارند، برخلاف نظر آقای روحانی و مردم، تنها دغدغه‌ این روزهای‌شان ارتباط با آمریکا یا عدول از ارزش‌های انقلاب، آزادی زندانیان فتنه و...! می‌باشد. جریان اصلاحات که ید طولایی در عدم توجه به خواسته‌های اصلی مردم دارد و مانند دوران دوم خرداد، بیشترین توجه‌اش به مسائل سیاسی و درگیری‌های جناحی و حاشیه‌ای است، در حال حاضر نیز سعی دارد تا دولتمردان را به جای توجه به حل مسائل اقتصادی و معیشت مردم، به بحث‌های حاشیه‌ای بکشاند. حال این سوال مطرح می‌شود که چرا جریان اصلاحات و رسانه‌های وابسته به آن که در دوره احمدی‌نژاد، کوچک‌ترین افزایش در قیمت حامل‌های انرژی، دلار، ارز و... را به بحرانی علیه دولت ایشان تبدیل می‌کردند، این روزها چشم‌های‌شان را بر روی افزایش روزافزون قیمت‌ها و گرانی‌های لجام‌گسیخته بسته‌اند؟! همان‌گونه که پیشتر نیز اشاره شد منافع جناحی و حزبی برای جریان اصلاحات بسیار بالاتر از منافع ملی و مشکلات و فشارهای وارده بر مردم است و اگر گاهی نیز به مشکلات اقتصادی مردم توجه نشان دهند، صرفاً در راستای کوبیدن رقیب و پیشبرد اهداف حزبی‌شان است، همان کاری که امروز برخی از نشریات اصلاح‌طلبی که گاه، نگاهی به گرانی‌ها دارند نیز آن را دنبال می‌کنند؟ مثلاً می‌گویند؛ مشکلات اقتصادی محصول تحریم‌هایی است که بر اثر بی‌توجهی دولت قبلی بر ایران تحمیل شده است! و چنین القا می‌کنند که با برقراری رابطه با آمریکا و غرب تمام این مشکلات حل می‌شود! اما آیا واقعیت همین است؟! بنا بر اسناد و شواهد موجود، افزایش تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی بر ایران، نه به دلیل مقاومت دولت احمدی‌نژاد در بحث هسته‌ای و یا رد هولوکاست از سوی ایشان، بلکه به‌دلیل فتنه ۸۸ و با توهم امید غرب به فتنه‌گران و درحمایت از آنان انجام گرفت. آقای بذرپاش، عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان در همین مورد می‌گوید: خردادماه ۱۳۸۷ و طی سفر به تهران، خاویر سولانا طرح موسوم به «فریز در مقابل فریز» را پیشنهاد داد که این موضوع، حاکی از اذعان طرف مقابل به مفاهیم و بازی برد ـ برد با ایران بود ... اما یک سال بعد درست در خرداد ۸۸ نا امنی در برخی خیابان‌های تهران سبب شد روند کوتاه آمدن آمریکا در قبال ایران هسته‌ای، وضعیت معکوسی بگیرد و درست یک سال بعد در خرداد ۸۹ این بار تحریم‌های قطعنامه ۱۹۲۹ علیه مردم ایران اعمال شود و متعاقب آن، موجی از تحریم‌های یک‌جانبه آغاز گشت....» پس، دولتمردان بایستی به تأسی از سخنان اخیر رئیس‌جمهور، به جای مشغول شدن به حواشی‌ای که جریان ورشکسته اصلاحات برای آنان ترتیب می‌دهند، به اجرای برنامه‌ها و طرح‌های مناسب برای رونق کسب و کار و کاهش فشار اقتصادی بر مردم باشند، چراکه وقت زیادی ندارند. در عین حالی که نمی‌توان با گفتن اینکه، مشکلات مربوط به دولت قبلی است... از بار مسئولیت خود شانه خالی کنند. بهبود معیشت، این روزها اولویت بسیاری از مردم است و مردم نیز همین را از رئیس‌جمهور محترم می‌خواهند.


نگاه دو
علی حیدری

خطر بازگشت دوباره نشریات زنجیره‌ای
از یاد نبرده‌ایم سال‌هایی را که با شعار توسعه سیاسی و به بهانه‌هایی چون آزادی بیان، جامعه چندصدایی و... در مدت زمان بسیار کوتاه پس از روی کار آمدن دولت سیدمحمد خاتمی، فضای مطبوعاتی کشور به‌شدت دچار تغییر شد، ظاهر امر نشان از رشد کمی روزنامه‌ها و نشریات داشت؛ اما واقعیت چیز دیگری بود. گیشه مطبوعات پر شده بود از روزنامه‌های رنگارنگ با عناوین مختلف و گاه عوام‌فریب که دیده‌های تیزبین به‌خوبی می‌دانستند جهت‌گیری کلی و حتی تیتر یک آنها از یک اتاق فرمان صادر می‌شود. از آنجا که رسانه‌ها فضای فکری جامعه را می‌سازند و قدرت هدایت افکار عمومی را دارند، سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های هدایت شده در اتاق فکر رسانه‌های جبهه دوم خرداد، فضای کشور را به سمت چالش‌های سیاسی در سطوح مختلف می‌کشاند تا جایی که در طول یک دوره چندساله، صحنه سیاسی داخلی مملو از بگومگو‌ها و درگیری‌های لفظی و مطبوعاتی بود. طرح لوایح دوقلو، تغییر قانون مطبوعات و... ازجمله موضوعاتی بود که با فضاسازی نشریات جریان دوم خرداد، تنش‌های فراوانی را در سطح جامعه به همراه داشت. مؤید این نکته، جمله رهبر معظم انقلاب در دیدار جوانان بود که فرمودند: «برخی مطبوعات امروز به پایگاه دشمن تبدیل شده‌اند...»
پس از انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری و تلاش برخی جریان‌های اصلاح‌طلب برای حضور پررنگ‌تر در صحنه سیاسی کشور، خبرهایی به‌دست آمده که از راه‌اندازی روزنامه‌ها و نشریات جدید از سوی این جریان‌ها حکایت دارد. در همین مدت چندماه که از انتخابات و روی کار آمدن دولت جدید گذشته، یک نوع همنوایی آشکار و هماهنگی در موضع‌گیری‌های مطبوعات جریان‌های موسوم به اصلاح‌طلبی به چشم می‌خورد. ورود هماهنگ با یک جهت‌گیری در موضوعات مهم و کلان کشور و تلاش برای القای یک نگاه خاص به این موضوعات، چیزی نیست که بتوان به‌راحتی از کنار آن گذشت. سیاه‌نمایی شدید از اوضاع اقتصادی کشور و نوشتن همه تقصیرها به پای دولت‌های گذشته، یکی از موضوعاتی است که با رعایت نکردن انصاف به شکل‌های گوناگون در این مدت دنبال شده و این روند همچنان ادامه دارد. در حالی که نقد عملکرد، راه را برای حرکت بهتر در ادامه مسیر هموارتر می‌کند، اما زیر سوال بردن خدمات، باعث ناامیدی در جامعه و افکار عمومی خواهد شد. موضوع دیگری که این رسانه‌ها در طول هفته‌های اخیر دنبال کرده‌اند ماجرای سفر هیئت ایرانی به نیویورک و اتفاقات و حاشیه‌های آن است که با یک نگاه خاص دراین نشریات دنبال می‌شود. روزنامه‌های اصلاح‌طلب با همان شیوه‌های روزنامه‌های زنجیره‌ای تلاش می‌کنند تا این طور القا کنند که برای بهبود اوضاع اقتصادی، نیاز مبرم به برقراری رابطه با آمریکا داریم و به‌تکرار، تیترها و مطالب صفحات اول خود را به این موضوع اختصاص می‌دهند و حرف آخر اینکه متأسفانه امروز نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب، فضایی را در کشور فراهم کرده‌اند که معاندان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران، فعالیت‌های خود را در ترویج افکار و عقاید منحرف و التقاطی در این نشریات تزریق کنند. یک عده کسانی هستند که در خارج از کشور به سر می‌برند و امروز حال و هوای برگشت به ایران را در سر می‌پرورانند؛ ولی نوشته‌ها و مقالات این افراد، زودتر از خودشان به ایران رسیده و گروه دیگر که در ایران به سر می‌برند، با ارائه مقالات و بعضاً مصاحبه‌های مختلف، سعی بر مشروعیت بخشیدن هرچه بیشتر خود و ترویج تفکرات التقاطی‌شان در قالب‌های مختلف دارند؛ از این رو مسئولان فرهنگی دولت یازدهم که با شعار اعتدال و پرهیز از افراطی‌گری روی کار آ‌مده، نباید این‌گونه مواضع و حرکت‌ها را از نظر دور بدارند، چرا که بزرگ‌ترین آسیب از این ناحیه ممکن است به حرکت دولت وارد شود.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

چرا اثرگذاری رسانه‌های ایرانی در جنگ نرم پایین است؟
عبدالله عبداللهی

قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در وضعیت جنگ نرم واقعیتی انکارناپذیر است؛ جنگی که هدف آن اقناع افکار و ارضای قلوب به منظور مسخ و در دست گرفتن اراده ملت‌ها برای تغییر باورها و ارزش‌هاست. در این جنگ، بدون شک «رسانه» اعم از خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها، رادیو، تلویزیون و سینما از نظر انتقال پیام، مهم‌ترین ابزار به حساب می‌آیند و نقش تعیین‌کننده‌ای برای مشخص شدن پیروز میدان دارند.
در حال حاضر، کمتر کسی ممکن است در این نظر تردید داشته باشد که مجموع رسانه‌های متعلق به گروه حامیان نظام نمره بالایی را در جنگ نرم از آن خود نمی‌کنند و به جز بعضی برهه‌ها که برخی از رسانه‌های کشور مانند صداوسیما و برخی خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها به واسطه حضور نیروهای متدین و متعهد عملکرد قابل قبولی داشتند، در مجموع و در اوضاع فعلی نمی‌توان به عملکرد مجموعه این رسانه‌ها نمره بالایی داد، چه آنکه غالباًً رسانه‌های کشور از تعیین میدان بازی و در دست گرفتن سرنخ جریان‌های خبری درباره جمهوری اسلامی ایران در سطح بین‌الملل عاجزند و شاید بتوان این گونه عنوان کرد که عموماًً میدان بازی در عرصه رسانه از سوی رسانه‌های استکباری تعیین می‌شود و رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران حتی اگر با قواعد خودی خوب بازی کنند، در نهایت ثمره چندانی از این اقدام خود نمی‌برند.
توضیح آنکه امروزه رسانه‌ها دو کار ویژه عمده و اصلی را دنبال می‌کنند: اول آنکه به مخاطب خود دیکته می‌کنند که «به چه چیزی فکر کند؟» و دوم اینکه «چگونه فکر کند؟»
امروزه و با پیشرفت اصول مدیریت رسانه، برخی رسانه‌های بزرگ و باسابقه دنیا تنها با یکی از این دو کارویژه می‌توانند به تمام اهداف خود دست یابند و آن کارویژه همان است که به مخاطب خود دیکته کنند که «به چه چیزی فکر کند!»
رسانه رژیم سلطنتی انگلیس (بی‌بی‌سی) که امروزه در اصول خبرنویسی و مدیریت پیام، گوی سبقت را از بسیاری از رسانه‌های بزرگ غربی ربوده است، در شعارهای خود که روی پایگاه اینترنتی‌اش نیز مندرج است، بر این نکته تأکید می‌کند که «بی‌بی‌سی به شما نمی‌گوید چگونه فکر کنید!»
آری این رسانه بزرگ دنیا با پیشرفت اصول خبرنویسی و مدیریت پیام و شگردهای خاص خود توانسته است تنها از طریق «موضوع‌سازی» به مدیریت افکار عمومی بپردازد و مخاطب را وادار کنند به آن چیزی که بی‌بی‌سی می‌خواهد فکر کند.
نتیجه آنکه اگر «موضوع‌سازی» و تعیین «مهم‌ترین موضوعات روز» را که مردم دنیا باید فکر و ذهن و تحلیل خود را به آن معطوف کنند یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین کارکردهای رسانه تلقی کنیم، باید به این امر اذعان داشته باشیم که اکثر قریب به اتفاق موضوع‌سازی‌های رسانه‌ای در دنیا حتی راجع به جمهوری اسلامی ایران از طریق رسانه‌های متعلق به کشورهای عضو جبهه استکبار انجام می‌شود و رسانه‌های ایرانی اگر هم بخواهند موفقیتی کسب کنند، تنها در خنثی‌سازی این موضوع‌سازی‌ها و جریان‌سازی‌های صورت‌گرفته از سوی رسانه‌های غربی و مرتجع عربی خواهد بود.
برای نمونه، در بحبوحه یکی از بزرگ‌ترین اتفاقات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (شانزدهمین اجلاس غیرمتعهدها) موضوع‌سازی برخی رسانه‌های غربی از جمله بی‌بی‌سی از «جیگر» کافی بود تا تعدادی از رسانه‌های کشور به این زمین کشیده شوند و بخشی از نیروی خود را معطوف به آن سازند!
این گفته به آن معنا است که با وجود توانایی‌های خارق‌العاده و استثنایی رهبر معظم انقلاب اسلامی برای تغییر و تعویض زمین بازی در عرصه دیپلماسی بین‌الملل، رسانه‌های ایرانی حتی از دنبال کردن مسیر حکیمانه و فوق‌العاده هوشمند مقام معظم رهبری نیز عاجزند و در بهترین حالت، بیش از چند روز توانایی تبیین، طرح و موضوع‌سازی سخنان معظم‌له را ندارند و در نهایت با تاکتیک‌های پیچیده رسانه‌های غربی و عدم درک صحیح مدیران رسانه‌ای کشور از کارکرد رسانه، فوراً زمین بازی تغییر می‌یابد و این رسانه‌های ایرانی هستند که به یک ابزار صرفاًً منفعل در برابر رسانه‌های غربی تبدیل می‌شوند.
آنچه به آن اشاره شد، تحلیلی بود از دید نگارنده بر فضای فعلی نبرد میان رسانه‌های وفادار به جمهوری اسلامی ایران با رسانه‌های متعلق به جبهه استکبار که در ادامه برخی از دلایل کم‌خاصیتی رسانه‌های ایرانی در این نبرد ذکر خواهد شد:
الف) عدم درک صحیح از «جنگ نرم»
جنگ نرم، جنگی جبهه‌ای و همه‌جانبه است که در آن تمام بخش‌های یک جامعه و کشور درگیر نبردی بر سر موجودیت یا عدم موجودیت می‌شوند. با این حال متأسفانه، همانند اغلب بخش‌های فرهنگی کشور، در عرصه رسانه نیز هنوز درک صحیحی از واژه «جنگ» در عبارت «جنگ نرم» وجود ندارد، چه آنکه «جنگ» نزاع بر سر «موجودیت» است و در صورت شکست جمهوری اسلامی در این جنگ نرم، باید ماهیت وجودی جمهوری اسلامی را پایان‌یافته تلقی کنیم. با این وجود، عملکردی که در عرصه رسانه‌ای کشور شاهد آن هستیم عملکردی متناسب با وضعیت جنگی نیست.
ب) ضعف مفرط نیروی انسانی، چه در بخش مدیران و چه در بخش تحریریه
شاید بتوان مهم‌ترین ضعف رسانه‌های وفادار به جمهوری اسلامی را در ضعف مفرط نیروی انسانی آن جست‌وجو کرد. متأسفانه باید گفت که اگر این ضعف در مدیران رسانه‌ها بیشتر از اعضای تحریریه نباشد، کمتر از آن نیست.
متأسفانه تا به امروز بسیاری از مدیران رسانه‌ای کشور، به دلیل عدم آموزش کافی، درک صحیح و راهبردی از مسئله رسانه ندارند و بسیاری از آنها صرفاًً به دلیل آنکه خبرنگار زیرکی بوده‌اند یا در تنظیم و ویراستاری خبر مهارت داشته‌اند به درجه مدیریت رسانه نائل شده‌اند، بدون آنکه در حوزه مدیریت منابع انسانی و به خصوص «کارکردهای راهبردی رسانه» و «فهم رسانه» مطالب کافی اندوخته و آنها را در عرصه‌های مناسب آزموده باشند.
از طرف دیگر، خبرنگاران و اعضای تحریریه‌ها در رسانه‌های کشور نیز همچنان با روش‌های آموزشی چند دهه پیش فعالیت می‌کنند و اولاًً، به دلیل نبود آموزشگاه‌های حرفه‌ای کافی در عرصه رسانه در کشور و ثانیاًً، به دلیل عدم آشنایی تعداد قابل‌توجهی از استادان کشور با روش‌های روز دنیا در عرصه خبرنگاری و خبرنویسی، همچنان در حال و هوای خبرنگاران دهه 60 به سر می‌برند و فعالیت‌های رسانه‌ای خود را بیش از آنکه «هدف‌محور» و «راهبردی» ببینند، «غریزی» و «واکنشی» می‌انگارند و به همین دلیل، معمولاًً اغلب رسانه‌های کشور، بیش از آنکه بتوانند کارکرد رسانه‌ای داشته باشند و «مخالفان را منفعل»، «موافقان را کارآمد» و «خاکستری‌ها را جذب» کنند، تقریباًً به رسانه‌های محفلی و خبرنامه‌‌ای تبدیل شده‌اند که در بهترین حالت به محلی برای رجوع موافقان گروه فکری خودشان تبدیل می‌شوند.
ج) ضعف در منابع مالی و تعدد غیرعاقلانه رسانه‌های مشابه همسو
از جمله دیگر علل اصلی ضعف جبهه رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران کمبود منابع مالی برای رسانه‌ها به منظور کسب جایگاه و وجهه بین‌المللی است، اما در این زمینه باید به این نکته اساسی توجه شود که فقر مالی رسانه‌های اصلی وفادار به جمهوری اسلامی بیش از آنکه از کمبود منابع مالی در نظام سرچشمه گیرد، به نبود «مدیریت عاقلانه» در جبهه رسانه‌ای کشور مربوط می‌شود.
د) عدم درک صحیح از کار جبهه‌ای در عرصه رسانه
جنگ نرم یک جنگ جبهه‌ای است که در آن بخش‌های مختلف از قبیل رسانه، سینما، آموزش‌وپرورش و بخش‌های متعدد و مختلف دیگر باید با پیگیری «راهبردها»، «سیاست‌ها» و «برنامه‌ها»ی مشخص و مدون، عملکردهای خود را در نهایت به سمت «هدف واحد و مشخص» همگرا کنند.

اصولگرایان و رسانه‌ها
حال این سوال مطرح می‌شود که چرا اصولگرایان رسانه را جدی نمی‌گیرند؟ بررسی اجمالی تجربه رقابت دو جریان عمده سیاسی کشور در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نتایج قابل‌تأملی را ارائه می‌دهد که توجه به این نتایج، می‌تواند چشم‌انداز روشنی را برای پیش‌بینی رقابت‌های آتی این دو جریان در معرض دید قرار دهد.
- واقعیت این است که جریان اصلاح‌طلب فعلی میراث‌دار جریان موسوم به چپ و خط امامی دهه نخست انقلاب از نظر «رسانه‌ای» و قوت ارتباط‌گیری با افکار عمومی به مراتب قوی‌تر و زیرکانه‌تر از جریان «اصولگرا» است، البته در نقطه مقابل از نظر «تشکیلات» و نظم گروهی، اصولگرایان به مراتب قدرتمندتر و سامان‌یافته‌تر هستند.
- هواداران و حامیان جریان اصلاح‌طلب به اصطلاح «ژله‌ای» بوده و علقه‌های ثابت و دائمی نسبت به جریان دوم خرداد ندارند. هواداران اصلاح‌طلبان همواره در معرض «عبور» از اصلاح‌طلبان هستند و همین خصلت‌ها سبب شده است که تلاش برای جذب گروه‌های گسترده جامعه و سرمایه‌گذاری روی طبقه متوسط ایرانی (با استفاده از روش‌های رادیکال ژورنالیستی-سیاسی)، یک نیاز و راهبرد دائمی برای مردان پشت پرده جریان اصلاحات مطرح باشد. این در حالی است که جریان اصولگرا، پایگاه نسبتاً «ثابت» و البته محکم و ریشه‌داری در جامعه دارد و در مواقعی که اختلافات درونی این جریان علنی و باز نشود و اصولگریان بتوانند در آستانه رقابت‌های مهم سیاسی به «وحدت» برسند، احتمال پیروزی آنان افزایش قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند.
- تجربه ربع قرن تاریخ انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که جریان اصولگرا در مقایسه با رقبای اصلاح‌طلب خود، از آفت «افراط» دور مانده‌اند و نکته دوم این است که جریان‌های افراطی در گروه اصولگرایان نسبت به اصلاح‌طلبان کم‌وزن‌تر و کنترل شده‌تر هستند. از سوی دیگر ثبات نسبی صحت دیدگاه‌های سیاسی ـ اقتصادی جریان اصولگرا (جناح موسوم به راست) در طول دهه شصت، با شاخصه‌هایی چون حمایت از «اقتصاد آزاد یا مخالفت با اقتصاد دولتی» و دفاع از سیاست خارجی معقول (یکی از بزرگان جریان موسوم به چپ در جریان جنگ اول خلیج‌فارس، صدام را به «خالدبن‌ولید» تشبیه کرد و خواستار اتحاد ایران و عراق برای جنگ با آمریکا شده بود!) یا مرزبندی با برخی تندروی‌های اول انقلاب و... امروز کاملاً برای اهل نظر و خواص اثبات شده است.
اما دقیقاً به دلیل همان «ضعف رسانه‌ای» و ارتباط با افکار عمومی در جریان اصولگرا، این جریان نتوانسته است از این مسئله بهره لازم را ببرد و مقبولیت خود را در جامعه افزایش دهد و به دنبال جذب گروه‌های گسترده‌تر جامعه یا نخبگان باشد و بر همین اساس با نهایت تعجب، حتی بعضاً نقاط قوت جریان اصولگرا بیشتر به‌وسیله و با زبان رسانه‌های طرف مقابل مطرح می‌شود.
- جریان اصولگرا تاکنون در تربیت و عرضه روزنامه‌نگاران اصولگرا به قوت جریان مقابل عمل نکرده است و یا لااقل گروه رسانه‌ای جریان اصولگرا نقش پررنگی در بازی ندارند و این در حالی است که در جریان مقابل، «طیف رسانه‌ای» کارکرد و نقش اساسی در معادلات سیاسی دارد.
- مهم‌ترین دلیل ضعف رسانه‌ای در جریان اصولگرا به تلقی آنان از «رسانه» و عدم آشنایی بسیاری از نخبگان جریان اصولگرا با قدرت و نفوذ واقعی رسانه‌ها در عصر جدید برمی‌گردد. نگاه غالب اصولگرایان به رسانه‌ها، «محدود» است. به این معنا که آنان صرفاً برای ارتباط با مخاطبان خاص و محدود خود به رسانه روی آورده‌اند و کمتر به نیازهای رسانه‌ای کلیت جامعه توجه می‌کنند. نگاه رسانه‌ای اصولگریان در قبال تحولات یا چالش‌های جامعه غالباً «توجیهی-تأییدی-تبلیغی» و نه «منتقدانه-تحلیلی» است، آگاهان امور ارتباطات می‌دانند که در ذات رسانه «انتقاد» وجود دارد و رسانه‌هایی که فاقد این وجه باشند، چشم‌انداز چندان موفقی نخواهند داشت.
و در آخر اینکه برخی اصولگرایان اعتقاد زیادی برای سرمایه‌گذاری و هزینه کردن بر روی رسانه‌ها به‌ویژه نوشتاری ندارند.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

تمايل مشروط به مثابه احساس نیاز!
اواسط هفته گذشته سخنگوي وزارت خارجه آمريكا از ابراز تمايل كاخ سفيد براي حضور ايران در اجلاس ژنو۲ منوط به انجام شروطی از سوی ایران خبر داد. به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس «ماري هارف» در جمع خبرنگاران گفت: در صورتي كه تهران با چارچوب كنفرانس ژنو۱، يعني تشكيل دولت انتقالي در سوريه موافق باشد، حضور آن در نشست ژنو۲ براي آمريكا مفيد خواهد بود. این خبر به دلیل زمینه‌هایی که در نوع مناسبات ایران و آمریکا و همچنین نزدیک شدن به زمان برگزاری نشست ژنو2 وجود داشت، در کانون توجه خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفت، اما در خصوص این شرط‌گذاری آنچه مهم به نظر می‌رسد چرایی و دلایل این شرط‌گذاری و همچنین دلایل رد این پیشنهاد از سوی جمهوری اسلامی ایران است.
همان طور که می‌دانید در بیانیه ژنو که در سی‌ام ژوئن ۲۰۱۲ صادر شد، تلاش شده بود تا راهکاری دیپلماتیک برای بحران سوریه یافت شود. این بیانیه در حالی از سوی آمریکا، روسیه، کشورهای اروپایی و همچنین عراق و ترکیه ‌تأیید شده بود که ایران به این کنفرانس دعوت نشده بود و همین مسئله، یکی از مهم‌ترین دلایل عدم موفقیت این اجلاس بود. از آن زمان تاکنون بحث بر سر برگزاری ژنو2 مطرح بوده است، اما این کنفرانس بارها به دلیل اختلاف بر سر روش و یا حضور یا عدم حضور برخی کشورها به تعویق افتاده است. روسیه بر این باور است که برگزاری کنفرانس بدون حضور ایران بی‌معنا است، موضوعی که از سوی چین نیز حمایت می‌شود. اما آمریکا در کنار برخی کشورها با این مسئله مخالف است. به هرحال، روسيه و آمريكا براي برگزاري كنفرانس ژنو۲ در ماه نوامبر سال جاري توافق كردند. حال که به این زمان نزدیک‌تر می‌شویم، با طرح مجدد این بحث و تمایل مشروط آمریکا برای حضور ایران در نشست ژنو2 توجه به نکات زیر لازم به نظر می‌رسد:
1ـ از جمله مشکلات آمریکایی‌ها درخصوص برگزاری ژنو2 تناقضاتی است که در بیانیه نشست اول وجود دارد و بعضاً مخالفت برخی کشورها از جمله روسیه را نیز برانگیخته است. دولت آمريكا خواستار تشكيل يك دولت انتقالي در سوريه است، اما روسيه با اين ايده مخالف و معتقد است كه بايد زمينه را براي برگزاري يك انتخابات آزاد و دموكراتيك در سوريه فراهم كرد؛ به گونه‌اي كه نمايندگان مخالفان و دولت كنوني بتوانند درآن انتخابات نامزد داشته باشند.
2ـ این توافقنامه، ضمن سکوت درخصوص امکان ماندن بشار اسد در قدرت، تصریح کرده دولت انتقالی یادشده باید با همکاری مشترک دولت دمشق و گروه‌های اپوزیسیون تشکیل شود. این در حالی است که اولاً؛ بسیاری از کسانی که در سوریه به نیابت از آمریکا و برخی کشورهای عربی در حال جنگ با مردم بی‌گناه سوریه و کشتار آنها هستند، اساساً سوری نبوده و حق ندارند در فرایند صلح و تشکیل دولت انتقالی فرضی آمریکا مشارکت کنند. ثانیاً، ایالات متحده با ارائه تفاسیر متفاوت از این مسئله و با وجود سکوت توافقنامه، امکان بقای اسد در قدرت را رد می‌کند.
3 ـ به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها با تجربه ژنو1 به نتیجه رسیده‌اند که وجود ثبات طولانی‌مدت در خاورمیانه بدون همکاری ایران میسر نیست. ایران کشور بزرگی در مرکز خاورمیانه است و نفوذ فرهنگی و سیاسی زیادی دارد. جلوگیری از حضور این کشور در مذاکرات به منزله تضمین شکست مذاکرات است، اما آنها می‌خواهند با شرط‌گذاری برای ایران، ضمن وارونه کردن فضای سیاسی، از میزان احساس نیاز آمریکا در این مسئله به جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی بکاهند. به یاد داشته باشیم اگر جبهه غربی ـ عربی-ـ عبری توان فیصله دادن به قضیه سوریه را داشت، نمی‌گذاشت این مسئله وارد سومین سال خود شود. بر این مبنا، اگر حضور ما به نفع طی طریق دیپلماسی و رسيدن به راه‌حل مسالمت‌آمیز سیاسی در پرونده سوریه است، مشروط کردن دعوت از ايران نه تنها از سوی ایران غيرقابل‌پذيرش است، بلکه طرحش از سوی کسانی که به حضور مشروعیت‌بخش و گره‌گشای جمهوری اسلامی ایران نیاز دارند، غیرعقلانی و مضحک است.


دريچه
برگردان :محسن رنجبر

فرایند اشغال یك سرزمین (29)
اعلامیه «آری به اسکاتلند»

ما این کار را از صفر شروع نمی‌کنیم. پارلمانی داریم که از 10 سال پیش کارش را شروع کرده است.اگر این پارلمان می‌تواند بر آموزش‌وپرورش اعمال نظر کند، چرا نتواند بر امور اقتصادی اعمال نظر کند؟اگر برای اجرای سیاست‌های بهداشت و درمان مورد اعتماد است، چرا نتواند اسکاتلند را در عرصه خارجی نمایندگی کند؟اگر می‌تواند سالمندان را مورد حمایت قرار دهد، چرا نتواند از کشور به دور از قبح سلاح‌های هسته‌ای حفاظت کند؟من خواهان اسکاتلندی مستقل هستم، نه به دلیل اینکه کشور خود را بهتر از کشور دیگری (انگلیس) می‌دانیم، بلکه به این دلیل که به خوبی هر کشور دیگری هستیم.مانند دیگر کشورها، آینده ما، منابع ما و موفقیت‌های ما باید در دستان خودمان باشد. البته ما مخالفانی داریم که تعدادشان کم است، ولی آنها ثروتمند و قدرتمندند. بنابراین، برای پیروز شدن و خوب پیروز شدن، کل جامعه اسکاتلند را آگاه و با انگیزه خواهیم کرد.قصدمان این است که ایده استقلال را از طریق فعالیت اجتماعی به میان مردم ببریم و تا پاییز 2014، امضای یک میلیون اسکاتلندی را در پای اعلامیه «آری به اسکاتلند» بگیریم. دوستان! اگر ما این هدف را محقق کنیم، آنگاه اسکاتلند مستقل پیروز خواهد شد.»
«پاتریک‌‌هاروی» رهبر حزب سبزهای اسکاتلند نیز در دفاع از استقلال این سرزمین گفت: «از هم‌اکنون تا پاییز 2014، هدف ما تضمین حمایت یک میلیون اسکاتلندی از اعلامیه استقلال است و در این راستا از فعال‌گرایی اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی بهره خواهیم برد. این کارزار را آجر به آجر در دل جامعه اسکاتلند بنا خواهیم کرد. سبزها ناسیونالیست نیستند، اما از دید ما، گستره قدرت که هنوز در دستان لندن است، معنایی ندارد.سیاست‌های ما از قانون اساسی شروع نمی‌شود و به قانون اساسی هم ختم نمی‌شود، بلکه ملهم از نیاز جامعه به اقتصاد و سیاست درحال تغییر است. با این هدف که استقلال چیست و جامعه چگونه با استقلال بهتر خواهد شد، اقشار مردد را متقاعد خواهیم کرد.»گفتنی است که حزب سبزهای اسکاتلند در عین وحدت‌نظر با حزب ملی‌گرا در خصوص کسب استقلال، در مورد موضوعاتی همچون استفاده از منابع محدود نفت و گاز شمال، حمایت غیرقطعی از ناتو، استفاده از پوند و پذیرش زعامت نظام سلطنتی ملکه، با آن اختلاف‌نظر دارد.

پیامدهای استقلال و تجزیه بریتانیا
الف ـ در سطح ملی: ایجاد کشور جدیدالتأسیس اسکاتلند (چه جمهوری و چه نظام سلطنتی) به معنای تجزیه و شروعی بر پایان انگلستان (بریتانیا) به شکلی تلقی خواهد شد که از جنگ جهانی دوم تاکنون شناخته می‌شود. 5/5 میلیون نفر از جمعیت 60 میلیونی، یک‌سوم از قلمرو 240 هزار کیلومترمربعی، تمامی منابع نفت و گاز دریای شمال، تمامی تأسیسات و پایگاه‌های هسته‌ای نظامی و غیر نظامی و بخش مهمی از صنعت زاینده و پویای انگلستان از آن جدا خواهد شد.علاوه بر اینکه انگیزه و آتش‌تهیه‌ای برای سرزمین‌های ویلز و ایرلند شمالی برای جدایی از انگلیس فراهم می‌شود و با تضعیف اعتبار اجتماعی و قوام داخلی جامعه انگلیس، موجودیت نظام سلطنتی فرتوت آن نیز با سؤالات بیشتری مواجه خواهد شد.این فرایند به نوبه خود، بحران مالی ـ اقتصادی و اجتماعی این کشور را تشدید خواهد کرد. توجه به اظهارات دیوید کامرون که جلوگیری از استقلال اسکاتلند را جنگی با تمامی نیرو و توان توصیف کرد که با جان و ذهن و روح تمامی انگلیسی‌ها ارتباط دارد، خود گویای بسیاری از مسائل است.
ب ـ در سطح اروپا: استقلال اسکاتلند، از وزن انگلیس به‌عنوان یک کشور بزرگ اروپایی (در کنار آلمان و فرانسه) در صحنه اروپا خواهد کاست و اقتصاد غیر مولد آن را با رقیبی تازه‌نفس و همجنس (اسکاتلند مستقل) به‌ویژه در زمینه‌های سنتی بانکداری، بیمه، تجارت، و خدمات مالی روبه‌رو می‌کند. بخشی از مناسبات سیاسی و اقتصادی اروپاییان، به‌ویژه کشورهای اروپای شمالی، گروه آلمان و روسیه، به سمت اسکاتلند جدیدالتأسیس هدایت می‌شود و آنها از اهرم اسکاتلند مستقل برای مهار سیاست‌های اروپایی لندن، بهره‌برداری بیشتری خواهند کرد.رقابت‌های اروپایی از داخل قاره به داخل جزیره بریتانیا گسترش یافته و کارکرد قدرت راهبردی انگلیس در اروپا را به پایین‌ترین سطح ممکن از زمان جنگ جهانی دوم تنزل می‌دهد.
در آن‌صورت، قابل تصور است که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، انگلیس به کشوری در کنار سایرین در اروپا تبدیل شود. تأکید دیوید کامرون بر این موضوع که با حفظ اسکاتلند در پادشاهی متحده، اسکاتلندی امن‌تر و بی‌طرفانه‌تر خواهیم داشت، خود ترسیم‌کننده چشم‌انداز لندن از تجزیه بریتانیا است.


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 221
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

از مبارزه مسلحانه تا تجدید سازمان تشکیلاتی
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۴)

در شماره گذشته با دو مرحله از مراحل تشکیل هیئت‌های موتلفه که به لحاظ زمانی تا سال 49 را پوشش می‌داد، آشنا شدیم. ادامه این مراحل را به شرح زیر با هم مرور می‌کنیم.

دوره سوم:(1354ـ1349)
این مقطع، دوران شدّت مبارزه مسلحانه است و عناصر اصلی این جمعیت به همكاری صمیمانه با مجاهدین خلق ـ منافقین بعدی ـ پرداختند(۱) و دیگر به نام مؤتلفه اسلامی فعالیت چندانی انجام ندادند(۲) در این مقطع، مؤتلفه ضمن انجام فعالیت‌های مخفی سیاسی، با شهید اندرزگو، شهید اسلامی، آقای محسن رفیقدوست و... در كار تأمین تسلیحاتی نهضت اقدام اساسی داشتند و در ضمن گروهی نیز كارهای سیاسی، فرهنگی و امدادی انجام می‏دادند.(۳)
در واقع بزرگ‌ترین اشتباه مؤتلفه در این سال‌ها شکل گرفت. مؤتلفه فریب ظاهر اسلامی منافقین را خورد و به آنها کمک کرد.(۴) البته مؤتلفه این اشتباه خود را از سال 1354 به بعد جبران کرد، اما مهم است بدانیم چرا چنین اشتباهی را مرتکب شد؟ واقعیت این است که منافقین با ظاهر آراسته و مذهبی خود، نه‌تنها مؤتلفه که حتی برخی از علما را هم فریب دادند، اما هیچ‌گاه نتوانستند کوچک‌ترین تأییدی از امام خمینی(ره) دریافت کنند. محسن رفیقدوست که پیش از انقلاب از فعالان مؤتلفه بود، در خصوص همکاری مؤتلفه با مجاهدین خلق آن زمان می‌گوید: اگر به فرمایش امام دقت می‌کردیم، شاید از اول جذب اینها نمی‌شدیم و هرگز با اینها همکاری نمی‌کردیم.(۵)
مؤتلفه در این سال‌ها به ابتکار شهید بهشتی فعالیت‌های دیگری را هم انجام می‌داد. از جمله با تأسیس شرکت‌هایی به اسامی سبزه، صحرا و غیره محیطی سیاحتی آموزشی در برخی باغ‌های کرج پدید آورد و با دعوت خانواده‌ها به این اردوگاه‌ها، ضمن فراهم ساختن استخر و محیط‌های بازی جداگانه برای بانوان و آقایان، برنامه‌های مشترک نماز و سخنرانی را برگزار می‌کرد. شرکت سبزه در سال 1350 در کمال‌آباد کرج و شرکت صحرا در سال 1354 در مردآباد کرج ایجاد شدند. علاوه بر این، مؤتلفه با هدف مبارزه با بانکداری ربوی، شرکت‌های متعدد قرض‌الحسنه ایجاد کرد که صندوق ذخیره جاوید نمونه برجسته آن است. سیدتقی خاموشی مسئول راه‌اندازی این صندوق‌ها بود و او چنان فعالیت می‌کرد که برخی او را «مفتاح الصنادیق» می‌نامیدند.(۶)
دوره چهارم: (1356 ـ 1354)
هرچند برخی از سران مؤتلفه و از آن جمله شهید لاجوردی و سپس آقای عسگراولادی و آقای حاج‏حیدری از سال 1351 به بعد به‌تدریج متوجه التقاطی بودن مجاهدین خلق شده بودند، کمی بعد، در سال 1354 با اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی سازمان از اسلام به ماركسیسم، حجت بر همه تمام شد.
در این هنگام، سران مؤتلفه ضمن كناره گرفتن از همكاری با منافقین، آنها را خطرناك‏تر از رژیم شاه اعلام می‏كنند و با رهنمود آقای اکبر هاشمی رفسنجانی که گفته بود وقتی زندان می‌روید طوری عمل کنید که زودتر آزاد شوید و بتوانید دوباره فعالیت بکنید.(۷) تصمیم می‏گیرند با درخواست عفو از شاه، موجبات آزادی خود را از زندان فراهم سازند تا هم به مبارزات خود ادامه دهند و هم با هوشیار ساختن جوانان دوست و فامیل، مانع از جذب آنان توسط سازمان منافقین شوند.
به نظر می‏رسد آقای هاشمی رفسنجانی در آن سال‏ها به عنوان رابط مؤتلفه با امام خمینی(ره)، مصلحت مبارزه را با توجه به اوضاع و احوال آن زمان در این دیده بود كه به اتكا فن تقیه كه در فقه شیعه جایگاه مهمی دارد(۸)، از سران زندانی مؤتلفه و دوستان دیگر خود بخواهد كه در ظاهر اظهار پشیمانی و درخواست عفو كنند تا پس از آزادی در واقع، زمینه‏های اجتماعی مبارزه را گسترش دهند.
به هر حال، این تاكتیك جدید به ثمر می‏نشیند و موجب آزادی چهار تن از اعضای اصلی مؤتلفه می‏شود. كیهان در تاریخ (14/11/1355) می‏نویسد: فهرست اسامی 66 نفر از محكومان ضد امنیتی كه به مناسبت بزرگداشت پنجاهمین سال شاهنشاهی پهلوی و سالروز پانزده بهمن مورد عفو ذات ملوكانه واقع و از زندان آزاد شده‏اند به این شرح است:
نام و نام خانوادگی ـ مدت محكومیت ـ مدت تحمّل كیفر
محمدمهدی ابراهیم عراقی ـ حبس دائم ـ دوازده سال و دو ماه و 16 روز
حبیب‏الله عسگراولادی ـ حبس دائم ـ دوازده سال و دو ماه و 16 روز
ابوالفضل حیدری ـ حبس دائم ـ دوازده سال و دو ماه و 16 روز
محمدباقر محی‏الدین انواری ـ پانزده سال ـ دوازده سال و یك‌ماه و 23 روز(۹)
در این صفحه عكسی از مراسم سپاس در زندان چاپ شده بود که زندانیان یاد شده را در یك سالن روی صندلی نشان می‏داد؛ در حالی كه مأموران پلیس و خبرنگاران در اطراف وجود دارند. كیهان می‏نویسد تعدادی از آزادشدگان اقرار كرده‏اند كه در گروه‌های كمونیستی و یا ماركسیست اسلامی ـ منافقین ـ فعال بوده‏اند و نیز می‏نویسد كه در بین آزادشدگان سه روحانی و سه نفر از افرادی كه در ترور منصور دست داشتند، وجود دارند.(۱۰)
دوره پنجم: (1357 ـ 1356)
در این دوره مؤتلفه اسلامی تحت رهبری امام، در خدمت روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نقش اساسی را در تشكیلات مخفی داشت و در راه‏پیمایی‏ها، تظاهرات‌ها و برپایی مراسم چهلم شهدا و در كمیته استقبال از امام و بسیج انتظامات شصت هزار نفره و تأمین امكانات و بودجه نقش اساسی ایفا كرد.(۱۱)
به گفته حبیب‌الله شفیق از جمله روش‌های مؤتلفه برای تأمین بودجه، کمک به خانواده زندانیان سیاسی و تبعیدی‌ها و نیز پرداخت حقوق برخی کارکنان ادارات و کارگران شرکت نفت که در دوره انقلاب به دلیل اعتصاب حقوق آنها قطع شده بود، از محل صندوق‌های صدقاتی بود که از سال 1352 آنها را نصب کرده بود.(۱۲)
دوره ششم:
(از بهمن1357 تا 1366)
در این دوره مؤتلفه در حزب جمهوری اسلامی بود و عناصر آن در این حزب در خدمت شهدای بزرگوار بهشتی و باهنر و حضرت آیت‏الله‏العظمی خامنه‏ای و آیت‏الله هاشمی رفسنجانی و یاران صدیق امام بودند.(۱۳) پایگاه اینترنتی روز، در این باره می‌نویسد: پس از آنکه امام خمینی(ره) در 12 بهمن سال 1357 به فرودگاه تهران رسید: «محسن رفیقدوست، آیت‌‏الله خمینی را... به مدرسه رفاه که در اختیار مؤتلفه بود، برد... اعضای مؤتلفه در مقابل حزبی قرار گرفتند به نام جمهوری اسلامی. عسگراولادی گفته است: ‏‏«در آن زمان از امام پرسیدیم كه ما‎ ‎مؤتلفه بمانیم یا به درون حزب جمهوری اسلا‌می برویم كه ایشان فرمودند، ‏بهتر این‎ ‎است كه همراه شوید. گفتم اگر اجازه دهید فردا می‌رویم ثبت نام می‌كنیم و همه رفتیم و‎ ‎ثبت‌نام كردیم.»‏(۱۴)
دوره هفتم: (1367 ـ 1366)
در این دوران كه پس از تعطیلی حزب جمهوری اسلامی آغاز می‏شود، مؤتلفه بنابر نظر امام خمینی(ره) انسجام احتیاطی خود را حفظ كرد و در ایجاد تشكل‌های اسلامی صنفی ـ سیاسی تلاش داشت.(۱۵)
دوره هشتم: (1371 ـ 1367)
در این مقطع از زمان، مؤتلفه با كسب اجازه و تأیید صریح امام خمینی(ره) و سپس تأیید ولی‌امر مسلمین و مقام معظم رهبری آیت‏الله‌العظمی خامنه‏ای در تجدید سازمان تشكیلاتی اقدام و با كسب مجوز رسمی از وزارت كشور، تشكلی منسجم و فعال ایجاد كرد.(۱۶)
دوره نهم: (از 1371 تا...)
در موقعیت خاص زمانی، پیشنهاد تشکیل «مؤتلفه زمان» كه از همه عناصر و تشكل‌های خط امام و ولایت‏پذیر تشكیل می‏شد داده شد و مؤتلفه موفق گردید شورای مركزی سی نفره‏ای را كه منتخب اعضا در كنگره دوّم بودند انتخاب نماید.(۱۷) در این مقطع فعالیت‌های مؤتلفه به تدریج گسترش می‏یابد.(۱۸) نكته دیگر اینكه شورای مركزی مؤتلفه اسلامی طی سال‌های اخیر در واقع همان شورای مركزی حزب جمهوری اسلامی منهای روحانیون آن است.(۱۹)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان  221
فتح الله پريشان

تعریف نظام سیاسی طاغوت
وچگونگی تعامل با آن از منظر طبرسی
پس از آشنایی با وظایف و اختیارات حکومت در نظام سیاسی اسلامی از منظر علامه طبرسی، بازگشت به وعده‌ای که در چند شماره پیش درباره «بررسی نظام طاغوت و چگونگی تعامل با آن» از دیدگاه اندیشمند مورد نظر داده شده بود، در این شماره فرصت مغتنمی است. مرحوم طبرسی در ادامه مباحث مربوط به حکومت و ولایت، از نظام سیاسی‌ای بحث می‌کند که در مقابل نظام اسلامی ـ الهی قرار دارد. طبرسی به‌طور کلی، نظامی را که در آن احکام الهی اجرا نمی‌شود و حاکم آن منتسب به خداوند نیست، نظام طاغوت می‌داند و در شرایط طبیعی و معمولی هرگونه همکاری و معاونت با آن را غیر جایز می‌شمارد. چون هر گونه رابطه با آن، رکون به ظالم است که تکیه بر ظلم، در واقع پشت کردن به خدا و رسول‌الله(ص) و موجب معصیت الهی خواهد بود. از نظر ایشان طاغوت از دیدگاه اسلام کسی است که بدون اذن خدا حکومت کرده و احکام صادره آن مطابق با قوانین شرع نیست. وی در تفسیر مجمع‌البیان می‌گوید: «وجه مشخصه حاکم طاغوتی، این است که با زور سر کار آمده و با ستم بر مردم حکومت می‌کند و ولایت آن شرعی نبوده و از جانب خداوند نیست.»‌(۱)
طبرسی پس از تعریف نظام جور و طاغوت، در ادامه هر گونه رابطه با آن را منع کرده و در ذیل آیه «ولا ترکنوا الی‌الذین ظلموا...» می‌گوید: «خداوند از هرگونه میل و رابطه با ظالم نهی کرده است، زیرا رکون به ظالم، عام بوده که شامل دوستی، نصیحت و اطاعت از او می‌شود.»(۲) در این زمینه از مراجعه به ظالم در دعاوی و حَکَم قرار دادن او به‌شدت منع شده است، حتی در موردی که طاغوت به حق قضاوت کند. طبرسی گرفتار شدن مردم به حکومت ظالم را در دستگاه تحلیلی دینی خود مصداق عذاب الهی می‌داند؛ زیرا از دیدگاه وی ملاک مشروعیت حکومت، الهی بودن حکومت در قوانین حکومتی، عدالت در حکومت و اذن خداوند در حکومت است.(۳) از این‌رو عدم مشروعیت مطلق حکومت ظالم به دلیل این است که چنین حکومتی فاقد مشروعیت شرعی و دینی است؛ امری که برای هر مومنی در مسئله حکومت بسیار مهم است. به عبارت دیگر، خداوند مُلک و حق حکومت کردن را به کسانی می‌دهد که مردم را به خیر و صلاح دعوت کنند و مجری اوامر و نواهی خداوند باشند.
طبرسی در جایی متذکر می‌شود: «قاضی اگر منصوب ظالم باشد، چه عادل باشد، چه ظالم و چه به حق حکم کند، چه به باطل، در هر صورت پیروی از او درست نیست؛ چون او منصوب ظالم (اهل بغی) بوده و اطاعت از او مشروع نیست و از نظر تمام فقهای شیعه، قضاوت قاضی ظالم منعقد نمی‌شود.»(۴) به این‌صورت طبرسی با لحاظ شدت عمل و اعتقاد، مشروعیت دینی حکومت ظالم را به کلی رد می‌کند. در واقع، مرحوم طبرسی مستند به آیاتی چون «لا ینال عهدی الظالمین» ستمکاران را برای ابد فاقد صلاحیت فرمانروایی بر جامعه اسلامی دانسته و مراجعه‌کننده به حکومت ظلم را کسانی می‌دانند که در دل آنها رگه‌هایی از نفاق وجود دارد. طبرسی با استناد به استدلال اندیشمندان شیعه، به‌وضوح می‌گوید که امام و فرمانروای قانونی و دینی، منحصر در فرد معصوم است، زیرا آیه‌ای که امامت را از ظالمان نفی کرده، مطلق است و همه زمان‌ها را در بر می‌گیرد.
این نوع استدلال، گویای این است که طبرسی و بسیاری از فقهای معاصر او مستند به آیات و روایات درون متنی از شریعت اسلامی، تنها دو شکل از حکومت، یعنی حکومت امام معصوم و حکومت سلاطین جور را مورد توجه قرار داده‌اند. به احتمال زیاد حکومت عادل غیرمعصوم مانند حکومت فقیه جامع‌الشرایط برای او فرض غیر متحقق بوده است، از این‌رو در مباحث سیاسی خود بحثی از حکومت عادل غیرمعصوم یا ولی‌فقیه به میان نیاورده و تنها به بیان شکل ایده‌آل حکومت اسلامی، یعنی حکومت معصوم(علیه‌السلام) پرداخته است.(۵) از سوی دیگر طبرسی بر این امر نیز تأکید می‌کند که مهم‌ترین عنصر در حکومت اسلامی، عدالت ورزیدن و عادل بودن حاکم است، چون عنوان ظلم و ظالم را به‌گونه‌ای گسترش داده که حتی ظلم بر خویشتن(گناه) نیز موجب سلب اهلیت برای حکومت تلقی شده است. همکاری با دولت جائر و راهبرد تقیه از منظر طبرسی را در شماره آتی مورد بررسی قرار می‌دهیم.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

خوان پرون؛ از فاشیسم تا پوپولیسم
در شماره گذشته در راستای مطالعه نمونه‌های تاریخی پوپولیسم آمریکای لاتین، به خوان پرون و قدرت جذب پوپولیستی تفکر پرونیسم اشاره کردیم. به گفته برخی از اندیشمندان، امروز نیز آرژانتین و حیات سیاسی آن و رهبران فعلی و حتی آتی از تأثیر پرون و پرونیسم بی‌بهره نیستند. هر مطالعه و ارزیابی درباره سیاست و حکومت در آرژانتین باید منوط به آگاهی از مبانی تئوریک پرونیسم باشد، زیرا حزب حاکم و تمام رهبران به نحوی خود را در پیوند با پرونیسم می‌دانند. از این رو، لازم است با برخی از اقدامات پرون بیشتر آشنا شویم.

خوآن پرون و اقدامات او
خوآن دومینگو پرون( ۸ اکتبر ۱۸۹۵ ـ ۱ ژوئیه ۱۹۷۴) یک ژنرال و سیاستمدار آرژانتینی بود که پس از خدمت در مشاغل مختلف دولتی، از جمله وزیر کار و معاون رئیس‌جمهور، سه بار به عنوان رئیس‌جمهور آرژانتین انتخاب شد. او طی یک کودتای نظامی در سال ۱۹۵۵ از کار برکنار شد. پرون به سال ۱۹۷۳ به قدرت بازگشت و تا پیش از درگذشتش در سال ۱۹۷۴ و جانشینی همسر سومش ایزابل پرون به جای او، شش ماه در قدرت بود.
پرون و همسر دومش «اوا» نزد بسیاری از مردم آرژانتین محبوبیت گسترده‌ای داشتند و تا به امروز همچنان به عنوان نماد حزب پرونیست شناخته می‌شوند. پیروان پرون‌ها تلاش‌های آنان را برای محو فقر و تکریم کارگران می‌ستایند، در حالی که منتقدان، آنها را عوام‌فریب و دیکتاتور می‌دانند. پرون‌ها نام خود را به جنبش سیاسی شناخته شده به نام پرونیسمو دادند که امروز در آرژانتین عمدتاًً به وسیله حزب عدالتخواه نمایندگی می‌شود.
پرون افسری کاریزما، اهل مطالعه و فکر بود. لکن عمدتاًً در حیطه نظامی‌گری و در باب تاریخ نظامی‌گری تألیفات داشت. وی پس از دوران کشمکش داخلی نظامیان و با توجه به نقشی که در کودتا داشت، به تدریج مقامات مختلف را کسب کرد و قدرت را به‌دست گرفت. او در سال‌های پیش از جنگ دوم در ایتالیا مأموریت اداری داشت و به همین دلیل نیز عروج حکومت فاشیستی موسولینی و غوغای عوام‌الناس به حمایت از او را از نزدیک دیده و پسندیده بود. همچنین بسیار تحت‌تأثیر برنامه‌های اصلاحات اجتماعی موسولینی و وعده‌های او برای بهبود وضع توده‌ها و تصحیح روابط درونی جامعه به نفع آنها قرار گرفته بود. او از این شرایط درس‌هایی گرفت که بعداًً مورد استفاده قرار داد.
او با این پس‌زمینه از سال 1946 تا سال 1955 و سال ۱۹۷۳ تا 197۴ در دو مقطع رئیس‌جمهور این کشور شد. وی در برهه اول، هنگامی که قدرت را به‌دست گرفت آتش احساسات اقشار محروم جامعه را برافروخت و همچنین برنامه‌هایی مانند تعیین حداقل دستمزد، تعیین حداکثر تعداد ساعات کار در هفته برای کارگران، توسعه امکانات آموزشی و خدمات اجتماعی را مطرح کرد. در مقابل آن صنعتگران بورژوازی نوپا را مورد حمایت قرار داد و از طرف دیگر آنها را در رویارویی با مشکلات کارگری که تحت نفوذ کمونیست‌ها بود حمایت می‌کرد. شعار خلاصه برنامه‌های او به این نحو جمع‌بندی می‌شد: «دوبال پرونیسم، عدالت اجتماعی و امداد اجتماعی». به این شعار چاشنی اتحاد ملی و مقابله با نفوذ آمریکا نیز اضافه می‌شد.(۱) لیکن پس از مرگ همسر دوم وی، اوا (اویتا)، بروز بحران‌های متوالی اقتصادی و اختلافاتی که با کلیسای کاتولیک رومی پیدا کرد، شرایط علیه وی تغییر یافت و منجر به برکناری و تبعید او در سال 1955 شد. لیکن در پی خیزش و قیام حزب پرونیست در آغاز دهة 1970، پرون مجدداً در سال 1973 به قدرت بازگشت، لیکن در دوران ریاست‌جمهوری خود در سال 1974 درگذشت.

موضع سوم یا سوق به فاشیسم
در حوزه سیاست خارجی پرون تلاش کرد تا رهبری آمریکای لاتین را از آن آرژانتین سازد و ایالات متحده را کنار بزند. وی با امتناع از پیوستن به هر یک از دو بلوک قدرت شرق و غرب (آمریکا و شوروی)، نوعی موضع بی‌طرفانه موسوم به راه سوم یا موضع سوم اتخاذ کرد. همچنین در فکر آن بود تا کشور خود را از نظر اقتصادی نیز از وابستگی به قدرت‌های خارجی رها کند و استقلال اقتصادی را با استقلال سیاسی همسو سازد و از همه مهم‌تر نظام اقتصاد کشور را به یک نظام اقتصادی مدرن تبدیل کند. از این رو اولویت مطلق را به توسعه صنعتی و گسترش شبکة حمل‌ونقل اختصاص داد که غالباً سبب وارد آمدن لطماتی به بخش کشاورزی شد. برای تحقق و اجرای این برنامه‌ها وی باید از حمایت بی‌دریغ تمام یا بخش‌هایی از طبقه بورژوازی و طبقات پرولتری مطمئن باشد و این حمایت را می‌بایست از طریق در نظر گرفتن یک رشته امتیازات برای این طبقات عملی سازد که در قالب سیاست «عدالت اجتماعی» برای تمامی اقشار و طبقات جامعه ارائه می‌شد.
ولی در عمل این سیاست نتیجه‌ای در برنداشت، جز افزایش رکود، تورم، بیکاری، بحران‌های سیکلی، فقر، ازدیاد آسیب‌های اجتماعی نظیر دزدی، فحشا، پیدایش باندهای مافیایی قدرت سیاسی و اقتصادی برخوردار از رانت‌های کلان و انحصارهای همه‌جانبه، فساد، ارتشا، بند و بست و تبانی مؤسسات و نهادهای مختلف دولتی و خصوصی، پیدایش گروه‌های مافیایی در عرصه فعالیت‌های اقتصادی که از حمایت مافیای سیاسی برخوردار بودند.(۲)
با بررسی دوران حکومت پرون در آرژانتین می‌توان به برداشتی کلی و سودمند از پوپولیسم به مثابه سیاست عملی یک رژیم رسید. نقش رهبری و استفاده پرون از این نقش برای کسب قدرت، شخصیت او را در کانون اندیشه‌های پوپولیستی رژیم قرار می‌داد. پرون با حربه بحران که در ضمن، اهمیت نقش رهبری وی را تحکیم می‌کرد، رشد کرد. وی از بحران‌های سیاسی و اقتصادی برای توجیه سیاست‌های خود بهره می‌برد؛ چرا که این سیاست‌ها برای رسیدن به ثبات در قلمرو بی‌ثباتی طرح‌ریزی شده بودند.(۳)
برهمین مبنا است که امروزه برخی سیاستمداران آرژانتین پرونیسم را بهترین الگو برای اداره کشور خود می‌دانند و همین میراث را با تمام قدرت پیگیری می‌کنند، اما نکته مهم بستر فاشیستی پوپولیسم است. همان نتیجه‌ای که اگر فاشیسم هم در آرژانتین حاکم می‌شد، اتفاق می‌افتاد. «لیندا چن» دراین باره در مقاله آرژانتین در قرن بیست‌ویکم تفسیر دیگری از ماجرا داده است. او ضمن ذکر محبوبیت شدید پرون بین توده‌های هوادار به روی دیگر سکه اشاره دارد: «با این وجود پوپولیسم پرون یک بعد اقتدارگرای خاص خود را نیز داشت. پرون به زودی بعد از برعهده گرفتن پست خود نام حزب کارگر را به حزب پرونیست تغییر داد تا اینکه بنیان قدرت شخصی خود را تحکیم کند. پرون و متحدانش دست به پاک‌سازی سیاست و جامعه آرژانتین از هرکسی زدند که مخالف پرون بود، خواه آنکه از رهبران کارگری مستقل بودند یا از ناشران روزنامه. احزاب سیاسی به جز پرونیست اذیت و سرکوب می‌شدند. سانسور و شکنجه و روش‌های مافیایی آشکارا ابزارهای دست پرون برای تقویت و اجرای قدرتش بودند. با احاطه شدن پرون به دست دوستان و وابستگانش فساد سیاسی نیز همه‌گیر شد، بسیاری از آنها از میان کسانی بودند که به پرون به عنوان ابزاری برای تعقیب منافع مادی و شخصی خود می‌نگریستند.»
پس از جریان تاریخی خوان پرون دولت‌های بعدی همواره در نوسانی بین این سیاست‌ها بوده‌اند و منازعات مکرر احزاب که آیا پرونیسم برای آرژانتین خوب بوده یا بد؟ حتی بسیاری از اقتصاددانان ورشکستگی اقتصادی کشور در سال‌های 2000 تا 2003 را نتیجه مستقیم و غیرمستقیم سایه سیاسی میراث پرون می‌دانند.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

تقید معارف بشری به اصول دینی
در شماره گذشته با یکی از گزاره‌های دستگاه معرفتی قدسی، یعنی فلسفه هدایتگری و تأمین سعادت انسان که اقتضای پذیرش شمولیت اراده الهی در کلیه عرصه‌های حیات انسان است، آشنا شدیم. در این شماره با گزاره بعد، یعنی «مقید بودن معارف بشری به اصول و احکام دینی» آشنا می‌شویم. اگرچه «علم» پیوسته نزد عوام و خواص از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار بوده است، اما طرح این پرسش فلسفی که «بنیاد معارف علمی انسان را چه چیزی تشکیل می‌دهد؟»، تزلزل مبنایی را در کاخ استوار علم پدید آورده است، به طوری‌که به بهترین وجه «کارل ریموند پوپر» در ذیل عنوان «وضعیت بغرنج سه‌جانبه، جزمی‌گری، تسلسل، روان‌شناسی‌گری» از آن یاد کرده است. وی در این مورد در کتاب «منطق اکتشاف علمی» می‌نویسد: «این آموزه‌ها را که علوم اختباری قابل تحویل به ادراکات حسی و بنا بر آن به تجربه‌های مادی هستند، بعضی از کسان به عنوان امری آشکار و خالی از هر گونه تردید می‌پذیرند...، اما اگر خواستار اثبات صحت آموزه‌های علمی از طریق برهان عقلی و استدلالی به معنای منطقی آن باشیم، در آن صورت نسبت به این نگرش متعهدیم که گزاره‌ها تنها از طریق گزاره‌ها اثبات می‌شود... بدین‌ترتیب به یک پسرفت نامحدود (تسلسل) می‌انجامد. حال اگر می‌خواهیم از خطر جزمی‌گری و نیز تسلسل اجتناب کنیم، چنان می‌نماید که تنها چاره پناه بردن به روان‌شناسی‌گری، یعنی به این آموزه است که گزاره‌ها نه تنها می‌تواند به وسیله گزاره‌ها به اثبات برسد، بلکه با تجربه ادراکی قابلیت اثبات دارد.»
خلاصه کلام پوپر آن است که اگرچه ما اعتبار گزاره‌ها را در حوزه علم با استدلال‌های عقلی می‌پذیریم، ولی از حیث روش‌شناختی باید دلیلی موجه و مستقل برای اثبات صحت این گزاره‌ها نیز داشته باشیم. اگر به‌صورت اولیه آنها را بپذیریم به جزمی‌گری درخواهیم افتاد؛ اگر به روش علمی متوسل شویم به تسلسل گرفتار می‌آییم و اگر به ادراک وجدانی موکول کنیم، نوعی روان‌شناسی‌گرایی است. بر این اساس، در بنای «علم» گریزی از پذیرش گزاره‌های اصلی/ وجدانی‌ای نیست که صحت آنها به‌صورت پیشین پذیرفته شده است. در چنین مقامی، سوال از پذیرش یا عدم پذیرش چنین گزاره‌هایی نیست، بلکه در منبع تولیدکننده آنهاست که مطابق نگرش دنیاوی، «وجدان انسانی» و در نگاه قدسی، «کلام الهی» پیشنهاد می‌شود. طبیعی است که کلام الهی به‌دلیل ویژگی‌های منحصر به‌فرد «الله» هم عقلاً و هم نقلاً ارجح است. به این‌ترتیب به حوزه‌ای خاص از «هدایت الهی» می‌رسیم که در ارتباط با اعتبار گزاره‌های بنیادینی است که علم بر مبنای آنها استوار است. به‌نظر می‌رسد دین از اعتبار بیشتری در قیاس با ملاحظات روان‌شناسانه برای ایجاد چنین «اعتمادی» برخوردار باشد. بر این اساس، می‌توان چنین اظهار داشت که تولید گزاره‌های بنیادینی که به تعبیر فلاسفه علم، بستر استقرار کاخ علم را تشکیل می‌دهند، در نهایت هویتی هنجاری دارند و چنان نیست که بتوان برای آنها تأییدی علمی به معنای متعارف آن جست‌وجو کرد؛ از این‌رو پوپر در عین تأکید بر ابطال‌گرایی به اولویت داوری‌های ارزش و مرجحات تصریح می‌کند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
از دست دادن انگیزه الهی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

حضرت امام خمینی(ره) در طول دوران مبارزات و حیات پربرکت‌شان، تمام فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی، اعتقادی، علمی، اجتماعی و غیره را بر پایه انگیزه الهی گذاشته بود و اعتقاد داشت که با این انگیزه جریان انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و با همین انگیزه جریان انقلاب اسلامی را رهبری کرد و در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان علل پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی را همین عامل ذکر کردند و مرقوم فرمودند: «بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن؛ انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد. اینجانب به همه نسل‌های حاضر و آینده وصیت می‌کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استثمار و استعمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید.»
از دست دادن انگیزه الهی نشانه‌هایی دارد که حضرت امام راحل مکرر در رهنمودهای‌شان بیان فرمودند که برخی از موارد آن ذکر می‌شود.

فراموشی خدا
اولین موردی که انسان‌ها در مبارزات و زندگی‌شان گرفتار آن هستند، از دست دادن خداترسی و خدا فراموشی است، هرگاه و هر لحظه انسان دچار این آسیب شود انگیزه شیطانی جایگزین می‌شود و دیگر زندگی، حیات، مبارزه، فعالیت معنای دیگری پیدا می‌کند و حضرت امام راحل اعتقاد داشتند که «اگر انسان برای شهوات نفسانیه قیام بکند، برای خدا نباشد، این به جایی نمی‌رسد کارش، این بالاخره فشل می‌شود کارش. چیزی که برای خدا نیست دوام نمی‌تواند داشته باشد.» و مرتب به مخاطبان خود تذکر می‌دادند که:«همه عالم محضر خداست. هر چه واقع می‌شود در حضور خداست.»
«همیشه توجه داشته باشید که کارهای‌تان در محضر خداست، همه کارها، چشم‌هایی که به هم می‌خورد، در محضر خداست، زبان‌هایی که گفت‌وگو می‌کند. در محضر خداست و دست‌هایی که عمل می‌کند، در محضر خداست و فردا ما جواب باید بدهیم.» این خط‌مشی اصلی حضرت امام در زندگی‌شان بود که در سال ۱۳۱۷ متن و دست‌نوشته‌ای از ایشان به یادگار مانده که همین توصیه‌ را دارند. برای مطالعه می‌توانید به جلد اول صحیفه امام از صفحه ۱۴ تا ۱۹ رجوع کنید.

حب نفس
فراموشی خدا در امور زندگی اولین آسیب‌ است که انسان انگیزه الهی را از دست می‌دهد. با از دست دادن این انگیزه الهی گرفتاری و معضلات فرهنگی، اجتماعی سردرمی‌آورد و انسان‌ها در دام هوای نفس گرفتار می‌شوند که رهایی از آن بسیار سخت است. تأکید حضرت امام در رهنمودهای‌شان بر شیطان باطنی انسان بوده است و با صراحت اعلام کردند: «تمام فسادهایی که در بشریت پیدا شده است، از اولی که بشریت تحقق پیدا کرده است تاکنون، تا آخر، منشأش همین حب نفس است.»، و یا فرمودند: «آفت انسان هوای نفس انسان است.» و تأکید کرده‌اند: «از هواهای نفسانیه که میراث شیطان است، برحذر باشید.» در مباحث دیگری یادآور شدند: «در رأس همه خطاهایی که انسان می‌کند حب نفس است.» یا «آنچه که خطر برای هر انسانی و هر متصدی امری هست، حب نفس است.» «بالاترین گرفتاری ما همین گرفتاری حب نفس است.» این رهنمودها به خوبی نشان می‌دهد که اگر انگیزه الهی از دست برود چه انگیزه‌هایی جایش را می‌گیرد و غیر از انگیزه الهی هر چه باشد آسیب‌ و خطر است.

غرور و غفلت
از دست دادن انگیزه الهی موجب پیدایش غرور در انسان‌ها می‌شود و فرد از امدادهای الهی و عنایات حق‌تعالی غافل می‌شود و در طول تاریخ اسلام از این ناحیه آسیب‌های فراوانی متحمل شده‌ایم. وجود نیت خالص در اعمال و رفتار انسان‌ها و در حفظ دستاوردها نقش اساسی دارد، اما همین که متکی شد به قدرت شخصی خودش و عوامل دیگری را لحاظ نکرد، قطعاً دچار شکست خواهد شد. در این رابطه حضرت امام مکرر از آفت غرور و غفلت از امدادهای غیبی سخن گفته‌اند و در دیدار با هر قشری از جامعه آن را یادآور شده‌اند و فرموده‌اند: «غرور از پیروزی‌ها آفت بزرگی است که شیطان باطنی در بندگان خدا به وجود می‌آورد تا آنان را از راه حق منحرف کند و در اثر آن خلق خدا را در کوشش برای مقصد الهی سست کند و اگر خدای نخواسته این حالت شیطانی در جبهه‌ها پیش آید، در پیروزی‌ها وقفه حاصل، بلکه با مکر شیطانی ممکن است به شکست منتهی شود و زمانی این آفت وجدان‌کش پیش می‌آید که انسان از خود و خداوند غافل شود و قدرت پیروزی را از خود بداند.»
امدادهای الهی در ادوار مختلف انقلاب اسلامی شامل حال ملت ایران شده است و این تا هنگامی است که در کلیه امور با انگیزه الهی گوش به فرمان رهبر انقلاب باشیم و این موضوع از نکاتی است که امام راحل در وصیت‌شان مورد تأکید قرار داده‌اند.

راز اختلاف و تفرقه
حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) در بیانات متعدد و در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان درباره آفت اختلاف و پرهیز از تفرقه و جدایی رهنمودهای فراوانی داده‌اند. اساسی‌ترین راز پیدایش کشمکش‌ها و اختلافات هنگامی است که انگیزه الهی در کارها نباشد و راز اختلاف و تفرقه‌ هنگامی است که انگیزه الهی از دست برود و هر کسی، هر گروهی، هر قشری، هر طایفه‌ای، هر حزبی که سعی دارد مجموعه خودش را به رخ جامعه بکشد این آسیب‌زدگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را به‌دنبال خواهد داشت، اما اگر فقط انگیزه خدایی و الهی بود هیچ مشکلی در جامعه ایجاد نخواهد شد و حضرت امام خمینی(ره) بسیار محکم فرمودند: «اختلاف همیشه ناشی از جهات نفسانی است. اگر همه انبیا الان در اینجا جمع بشوند، اختلاف ندارند، برای آنکه آن جهات نفسانی را ندارند. آن وقت که یک طرف جهت نفسانی دارد و یا هر دو طرف جهت نفسانی دارند، آن وقت اختلاف پیدا می‌‌شود. کوشش کنید که آن جهات نفسانی بازی‌تان ندهد که منشأ مناقشه و اختلاف شود... یک مملکتی که گرفتار است در مقابل اجانب و در معرض خطر است و باید با همت خود مردم این مملکت مستقر شود و اساسش درست شود، اگر اشخاص بخواهند با تفرقه و تشتت این مملکت را از باطن پوسیده کنند، قهراً به چنگ دیگران خواهد افتاد. همان‌طوری که ملاحظه کردید، مردم با هم مجتمع شدند و همه با هم فریاد «الله اکبر» زدند و این موانعی را که در مقابل‌شان بود همه را کنار زدند.»
حضرت امام خمینی(ره) اعتقاد داشتند که با شعار «الله اکبر» می‌توان انگیزه الهی را در امور سیاسی ـ فرهنگی و اداره کشور حفظ کرد تا گرفتار آسیب‌های اختلاف‌‌انگیز نشویم که همه دستاوردها با آتش اختلافات می‌سوزد و از میان می‌رود و موجب سلطه خارجی می‌شود.

قانون‌گریزی
هنگامی که انگیزه الهی از دست داده شود، قطعاً جریان قانون‌گریزی حاکم می‌شود. هر کسی هر کاری دوست داشت انجام می‌دهد، حضرت امام(ره) از این وضعیت در رنج بودند. وقتی اخبار و گزارش رفتار غیراخلاقی برخی از دستگاه‌ها به حضرت امام می‌رسید، خیلی تحت‌فشار قرار می‌گرفتند، به‌طوری که به مسئولان نظام و قوا نهیب زدند و از قانون‌گریزی ابراز خستگی کردند و با لحن گلایه و شکایت فرمودند: «مسئله این است که باید همه جا قوانین اسلام باشد، اگر بنا باشد که هر جا آدم برود، می‌بیند که [دائماً] مردم دارند شکایت می‌کنند. زن و بچه مردم می‌آیند گریه می‌کنند. می‌آیند [التماس] می‌کنند. من هم خسته دارم می‌شوم. خدا می‌داند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمی‌شدم، هر فشاری می‌آوردند بر من خسته نمی‌شدم، حالا دارم از خودمان خسته می‌شوم.
آخر چرا باید این طور باشد. یک فکری بکنید، اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع و رفتن آبرویش قرار داده‌اید. مسئولیم همه ما... هر فردی که برخلاف موازین اسلام دارد عمل می‌کند، بزنند توی سرش، بیرونش کنند... معنی ندارد که ما بنشینیم و هر که هر کاری دلش می‌خواهد بکند و هر که هر غلطی می‌خواهد بکند. ما هم بنشینیم و تماشاگر مسئله باشیم.» این احساس مسئولیت و دردمندی حضرت امام نشان از انگیزه الهی بالا در وجودشان است، هنگامی که در افراد جامعه و متصدیان امور، مقامات و مسئولان این انگیزه نباشد، انقلاب آسیب‌پذیر می‌شود.

رفتارهای ریاکارانه و تشریفاتی
یکی دیگر از عناصر آسیب‌زدگی انقلاب اسلامی ناشی از دست دادن انگیزه الهی که در وصیت‌نامه امام مورد تأکید قرار گرفته است، پرهیز از رفتارهای ریاکارانه است و این هنگامی نمایان می‌شود که انگیزه الهی در خدمت‌گزاری به مردم از دست برود. آنچه مسلم است و خواسته امام راحل و مردم بوده و هست اینکه مسئولان نظام و مدیران جمهوری اسلامی الزاماً در چارچوب خدمت به مردم تلاش کنند و از هرگونه رفتار اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی و تشریفات‌زدگی که همه آنها برای انقلاب اسلامی آسیب‌ است پرهیز کنند و به زندگی و امور ساده بسنده کنند. قطعاً این جریان خطرناک هنگامی ظاهر می‌شود که انگیزه الهی از دست برود. حضرت امام(ره) یکی از عناصر مهم در تقویت مقاومت را ساده‌زیستی می‌دانند که خطاب به مسئولان نظام فرمودند: «اگر بخواهید بی‌خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و از ابرقدرتان و سلاح‌های پیشرفته‌ آنان و شیاطین و توطئه آنان در روح شما اثرنگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده ‌زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت‌های بزرگ برای ملت‌های خود کرده‌اند اکثراً ساده‌زیست و بی‌علاقه به زخارف دنیا بوده‌اند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری می‌دهند و در مقابل زور و قدرت‌های شیطانی خاضع و نسبت به توده‌های ضعیف ستمکار و زورگو هستند، ولی وارستگان به خلاف آنانند، چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی‌توان ارزش‌های انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد.»
افرادی که دنبال امور دنیایی، قدرت‌طلبی، شهرت‌طلبی، پست و مقام تلاش می‌کنند و جایگاه روی روحیه آنها تأثیر گذاشته و می‌گذارد این جریان خطرناک از مسیر خط ولایت الهی خارج شده و برای نظام و انقلاب خطرناک است و نسبت به آسیب‌زدگی آنها باید اهتمام کرد.


از لابه لاي تاریخ

سوء‌قصد به جان «مدرس»
روز 30 اكتبر 1926 (هفتم آبان 1305) به سيدحسن مدرس، نماينده مجلس شوراي ملي در تهران سوء‌قصد شد ولي از آن جان سالم به در برد. ضاربين پيدا نشدند و خود مرحوم مدرس هم در باره اينكه چه كساني ممكن است قصد كشتن او را كرده باشند سخني نگفت، ولي در جواب تلگرافي كه رضاشاه مبني بر اظهار تأسف از اين واقعه و احوالپرسي از او كرده بود ضمن تشكر، اين جمله را هم افزود: «به کوري چشم دشمنان مدرس نمرده است.»
وزير مختار فرانسه در ايران يك هفته پس از واقعه، گزارشي براي وزارت امور خارجه فرانسه فرستاد كه متن آن را ملاحظه مي‌کنید. در اين گزارش سوء‌قصد به دربار نسبت داده شده است:
«آخوندي كه من نام او را در گزارش شماره 7 تاريخ 13 ژوئن برده‌ام، حسن مدرس مورد توجه بازاريان تهران و يكي از نمايندگان پرنفوذ مجلس مورد سوء‌قصد قرار گرفت. در خيابان با هفت‌تير به او حمله كردند، ولي قرآني كه همراه داشت توانست به شكل معجزه‌آسايي او را از آسيب چهار گلوله نجات دهد. فقط دستش جراحت پيدا كرد. سوء‌قصد‌كنندگان ناپديد شدند. فقط مستخدمي مقابل درب منزلي كه مدرس برابر آن مورد حمله قرار گرفت ايستاده بود كه بازداشت شد. بدون ترديد اگر در اين ماجرا قرباني لازم باشد او را اعدام خواهند كرد. ولي هيچ چيز، درست يا نادرست، مردم را از اين انديشه كه بايد مسئول واقعي حادثه را در كاخ جست‌وجو کرد باز نخواهد داشت. مدرس در عين حال كه قهرمان گروه ملاهاست، يكي از مدافعان چشمگير آزادي پارلماني محسوب مي‌شود. او به نام قرآن و قانون اساسي هر لحظه قادر است مردم كوچه و بازار را به طغيان وادارد. بنابراين براي شاهي كه در سر هواي زورگويي دارد چه وسوسه‌اي است تا اين حريف خطرناك و پرقدرت را از سر راه خويش بردارد. مخالفت مدرس با صعود رضاخان و نشستن بر تخت پادشاهي موجب اين همه شهرت و قدرت امروزي وي شد. شاه چنين وانمود مي‌كرد كه لجبازي‌ها و مخالفت‌هاي مدرس را از ياد برده و از او كينه‌اي به دل ندارد. حتي هنگامي كه وي در انتخابات موفق شد باز شاه با سكوت برگزار نمود و تسليم شد و او را به مشورت دعوت كرد و كابينه فعلي را با نظر او تشكيل داد. اما براي مردم كوچه و بازار تهران مشكل است به خود بقبولانند كه افسر جزء پيشين كه از 40 سال پيش عادت كرده زير دستانش را چوب بزند حالا مي‌تواند پادشاهي باشد كه به قانون اساسي احترام بگذارد و در ايفاي نقش خويش صميم و راستگو باشد. كردار و رفتار شاه در نظر من و هم‌قطارانم واقعاًً اسرارآميز باقي مانده است. من در اين نقطه‌نظر با مردم هم‌عقيده هستم. بريگاد قزاق كه رضاشاه در آن تربيت شده مدرسه‌اي نيست كه وي در آنجا احترام به مقررات پارلماني را آموخته باشد. وانگهي منازعات ميان مجلس و شاه درد كهنه و بيماري مزمني است كه از بدو پيدايي پارلمان در ايران وجود داشته است ....»


حكایت زمانه

حمله چماق به‌دستان پهلوی به مسجد کرمان
در ۲۴ مهر ۵۷ به مناسبت چهلم شهدای ۱۷ شهریور تهران و اولین سالگرد شهادت آیت‌الله حاج سید‌مصطفی خمینی مردم کرمان در مسجد جامع جمع شده بودند که دژخیمان و مزدوران پهلوی در ساعت 11:30 در حالی که یکی از روحانیون مشغول سخنرانی بود، ‌به مسجد حمله کردند.
ابتدا دوچرخه‌ها و موتورهای مردم را به آتش کشیدند، سپس با پرتاب گاز اشک‌آور به داخل شبستان‌‌های مسجد، قرآن‌ها و کتاب‌های دعا و درهای مسجد را به آتش کشیدند و با استقرار در مسجد از خروج مردم جلوگیری کردند. در این حادثه، تعدادی از مردم کشته و بسیاری دچار جراحت شدید شدند. مرحوم آیت‌الله صالحی کرمانی رئیس حوزه علمیه کرمان نیز به علت گاز گرفتگی بر روی دست مردم به خارج از مسجد انتقال یافت و برای مدتی در بستر بیماری افتاد. همچنین مرحوم حجه‌الاسلام سیدجواد نیشابوری هم از ناحیه دست آسیب دید و آقایان جعفری، صمدانی و شیخ الرئیس از روحانیون کرمان مورد ضرب و شتم و بی‌احترامی قرار گرفتند.
یکی از حضار به نام محمد‌جواد کازرونی که خود مورد ضرب و شتم هواداران دولت قرار گرفت و سپس بر اثر اصابت گلوله مجروح شد در مورد وقایع کرمان می‌گوید: «ساعت ۱۰:۵ صبح، شبستان مسجد کاملاًً پر شده بود. در این ساعت یکی از دبیران آموزش‌وپرورش چند دقیقه‌ای سخنرانی کرد و پس از او یکی از روحانی‌ها به منبر رفت و ضمن عرض تسلیت به مناسبت چهلم شهدای میدان ژاله تهران به وعظ و خطابه پرداخت و مردم با سکوت به سخنان او گوش می‌دادند، ساعت حدود ۱۱ بود که یکی از دوستان گفت به نظر می‌رسد اطراف مسجد خبر‌هایی باشد، فوراً از شبستان خارج شده و به محوطه بیرونی مسجد که حدود ۵۰ متر با فلکه فاصله داشت رفتم و با کمال تعجب مشاهده کردم بالای پله‌ها روی فلکه، عده‌ای در حالی که هر کدام یک چماق و بعضی‌ها میله آهنی و گروهی عکس‌های شاه را در دست دارند ایستاده و تعدادی دوچرخه و موتور‌سیکلت در حال سوختن است.
در همین حال چشمم به روی پشت‌بام مسجد افتاد که چندین مأمور اسلحه به دست آنجا کمین کرده بودند. با سرعت خود را به شبستان رسانده و مردم را در جریان امر قرار دادم. در همین هنگام بلند‌گو و برق مسجد به وسیله مأمورین قطع شد و دیگر سخنران نتوانست به صحبت خود ادامه دهد، جوان‌ها به محیط مسجد آمدند و زن‌ها و بچه‌ها هم سعی می‌کردند از دری که به خیابان ختم می‌شد خارج شوند، اما پس از چند دقیقه‌ای متوجه شدیم که دیر شده و مسجد از چهار طرف در محاصره کامل چماق به دستان و مأموران قرار دارد. مردم با این امید که حمله‌کنندگان به احترام خانه خدا وارد مسجد نخواهند شد، در‌های ورودی به حیاط مسجد را بستند و این در حالی بود که تمامی وسایل نقلیه شرکت‌کنندگان به آتش کشیده شده بود. چند دقیقه بعد، مأمورین از پشت‌بام مسجد شروع به تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آور به داخل حیاط مسجد کردند و جمعیت به ناچار به درون شبستان پناه آورد و چند دقیقه بعد در‌های بسته شده مسجد به وسیله چماق به دستان و مأموران به آتش کشیده شد و به داخل حیاط هجوم آوردند و به دنبال آن حیاط مسجد یکپارچه دود و آتش شد و موتور‌ها و دوچرخه‌های داخل حیاط مسجد نیز به آتش کشیده شد مأموران با پرتاب گاز اشک‌آور و مواد آتش‌زا حمله به شبستان را آغاز کردند و در کمتر از چند دقیقه آنجا یکپارچه آتش و دود و گاز اشک‌آور بود و صدای تیراندازی لحظه‌ای قطع نمی‌شد، فریاد «الله اکبر» و «وامحمدا» به حد اعلای خود رسیده بود.
تعدادی به حال اغما افتاده و عده‌ای شهادتین می‌گفتند. از آنجا که تنها راه فرار این جمعیت چند هزار نفری، شکستن حلقه محاصره بود، جوان‌ها و مردهایی که هنوز رمقی برای‌شان باقی مانده بود با فریاد الله‌اکبر به درهای خروجی شبستان حمله کرده و ضمن عقب راندن چماقداران، خود را به حیاط مسجد رساندند و درگیری نزدیک بین مردم و حمله‌کنندگان در حیاط مسجد آغاز شد و این فرصتی بود تا عده زیادی از مردم بتوانند خود را نجات دهند و البته کمتر کسی بود که تا خارج شدن از مسجد چند ضربه چماق نخورد. آتش از حیاط و شبستان مسجد شعله می‌کشید و فرش، کتاب‌ها و قرآن‌های مسجد در میان آتش می‌سوخت. وارد خیابان شدم، چند مأمور از پشت‌بام مسجد به طرف مردم تیراندازی می‌کردند در یک لحظه مردی حدود چهل‌ ساله به نام محمد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در دم جان سپرد. در خیابان تمامی اتومبیل‌های پارک شده به وسیله حمله‌کنندگان خرد و یا به آتش کشیده شده بود. ساعت سه بعدازظهر هنوز درگیری‌های پراکنده بین مأموران و مردم ادامه داشت و مأموران و چماق به دستان در اطراف مسجد تجمع کرده بودند. آنها از مسیر خیابان‌ها دسته جمعی عبور کرده و تمامی مغازه‌هایی که عکس امام را روی شیشه خود نصب کرده بودند، تخریب کرده و چندین فروشگاه بزرگ را در خیابان و بازار کرمان به آتش کشیده و اموال‌شا‌ن را به سرقت بردند و تا پاسی از شب در خیابان به رقص و پایکوبی پرداختند.»
پس از این، انقلاب در کرمان، روند تازه‌ای یافت، مرحوم آیت‌الله صالحی امام جماعت مسجد جامع و رئیس حوزه علمیه کرمان یک روز پس از حادثه آتش‌سوزی یعنی روز سه‌شنبه بیست‌وپنجم مهرماه تلگرافی با عنوان مراجع بزرگ، آیات عظام شریعتمداری، گلپایگانی، نجفی مرعشی و شیرازی به قم و مشهد مخابره کرد.
در بخشی از این تلگراف جهت روشن شدن عمق فاجعه چـنین آمده بود؛ «هم اکنون که هیچ گونه مرجعی برای تظلم کردن نداریم، کیفر عاملان این جنایت هولناک و بی‌نظیر را از درگاه احدیت مسئلت می‌نماییم.»


امام در گذر زمان 167

شعارهای مردم
در ایام رحلت امام(ره) بسیاری از وقایع استثنایی بود. در مراسم سوگواری و ختم ایشان نکات بسیار عجیبی نهفته است. اینکه همه نهادها، شخصیت‌ها، آیات عظام، علما، سازمان‌ها، تشکل‌ها و گروه‌ها، مردم محله‌های هر شهر و روستا برای رحلت امام(ره) مجالس ختم و سوگواری برگزار کردند و در مراسم گرامیداشت او اهتمام جدی کردند، جای خود دارد که ذکر آنها ضرورت ندارد، یعنی صرف‌نظر از مسائل کمی از لحاظ کیفی حاوی نکات اعجاب‌آور بود. یکی از شاخص‌ها سروده‌ها، مرثیه‌ها، شعارها و فریادهایی بود که مردم در محافل و مجالس سر می‌دادند که تا حدودی بیان‌کننده وضعیت کیفی مراسم بود که برخی از آنها در ادامه آمده است.
«عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، خمینی بت‌شکن با شهداست امروز»، «فریاد یا محمدا، رحلت نمود روح خدا»، «رفت از جهان روح خدا، فریاد یا محمدا»، «خداحافظ خمینی، خداحافظ گل باغ حسینی، خداحافظ بابای ملت»، «راه خمینی بجاست، شور حسینی به پاست»، «کو رهبرم، کو رهبرم، ای خاک عالم بر سرم»، «وداع کرده امروز امام با جماران»، «گرفته قلب امت، شکسته قلب ملت»، «حسین شوم قربان تو، خمینی شد مهمان تو»، «رسیده فصل ماتم، سیه پوشیده زهرا، عزیز تو می‌آید»، «رفتی تو مولا، خون شد دل ما، مولا کجایی از ما جدایی»، «رفتی ای رهبر، پیش پیغمبر، آه و واویلا، صد آه و واویلا»، «ای شهیدان ز جا برخیزید، لاله بر قبر رهبر ریزید»، «ای خدا دیدی چه آمد بر سر ما، رفته از دنیا امام و رهبر ما»، «در فراقت ای خمینی، ای عزیزم، همچون باران از دو دیده خون‌فشانم»، «رفتی و داغ تو مانده در دل ما، رفتی و مهر تو مانده بر دل ما، وا اماما، وا اماما»، «هستی‌ام بودی، رفتی از دستم، تو چرا رفتی، من چرا هستم»
مردم در مجالس سوگواری همواره فریادهای «یا حسین(ع)» سر می‌دادند. فضای آکنده از غم و اندوه آنچنان غالب بود که هر انسانی را تحت تأثیر قرار می‌داد. در بعضی از مراسم‌ که حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای حضور می‌یافتند شعارهای دیگری همچون؛ «خامنه‌ای حزب‌الله، تسلیت، تسلیت»، «صل علی محمد بوی خمینی آمد»، «اطاعت از خامنه‌ای اطاعت از امام است» را سر می‌دادند.
شور و هیجان، عشق و علاقه، ابراز احساسات، همدردی، غم و اندوه مردم واقعاً قابل بیان نبود.


مجالس شوراي اسلامي 54

حزب اعتماد ملی در انتخابات مجلس هشتم
در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، در اردوگاه اصلاح‌طلبان حزب تازه تأسیس اعتمادملي به رهبري مهدي کروبي قرار داشت که پس از انتخابات رياست‌جمهوري نهم در سال 84، از مجمع روحانيون استعفا داده و ضمن انتقاد به عملکرد گروه‌هاي دوم خرداد از قبيل حزب مشارکت، سازمان مجاهدين و مجمع روحانيون مبارز، خود مدعي اصلاح‌طلبي شده و تشکيلاتی جديد به راه انداخته بود. اين انتخابات اولين انتخاباتي بود که حزب اعتماد ملي تجربه مي‌کرد و به همين دلیل با ليستي مستقل وارد انتخابات شد، هر چند اين ليست اشتراکاتي با فهرست ستاد ائتلاف و جبهه مردمي اصلاحات داشت و حتي در ليست خود از وجود چهره‌هاي اصولگرايي همچون رضا طلايي‌نيک و عادل آذر بهره گرفته بود.
اسامي نامزدهاي ليست انتخاباتي حزب اعتماد در تهران به اين شرح بود: 1ـ حجت‌الاسلام منتجب‌‌نيا، 2ـ اسحاق جهانگيري، 3 ـ فاطمه کروبي، 4 ـ مسعود سلطاني‌فر، 5 ـ اسماعيل گرامي‌مقدم، 6ـ ابوالفضل شکوري، 7ـ جواد اطاعت، 8 ـ الياس حضرتي، 9ـ وحيد محمودي، 10ـ ابراهيم اصغرزاده، 11ـ محمد قمي، 12ـ حجت‌الاسلام اسدالله کيان ارثي، 13ـ حجت‌الاسلام مجيد انصاري، 14ـ اعظم سقطي، 15ـ نجمه گودرزي، 16ـ سيدکامل تقوي‌نژاد، 17ـ محمدرضا راه‌چمني، 18ـ حسن عابدي جعفري، 19ـ حسين ميرمحمد صادقي، 20ـ رضا طلايي‌نيک، 21ـ اختر درخشنده، 22ـ مهدي رسول‌پناه، 23ـ سيدمحمد صدر24ـ عباسعلي زالي، 25ـ نجفقلي حبيبي، 26ـ بهزاد قره‌ياضي، 27ـ الهه راستگو، 28ـ سيدقهرمان صفوي، 29ـ آرش حبيبي، 30 ـ عادل آذر.
در انتخابات برگزار شده هیچ یک از این افراد نتوانستند رأی لازم را کسب کنند و به عنوان نماینده مردم تهران راهی بهارستان شوند، اما این حزب در دیگر شهرها دارای نامزد بود که برخی از آنان توانستند بیشترین آرا را به دست آورند. مسعود سلطانی‌فر، رئیس ستاد اجرایی انتخابات حزب اعتماد ملی با بیان اینکه 35 نماینده اصلاح‌طلب در دور اول انتخابات و 18 نماینده این طیف در دور دوم انتخابات مجلس هشتم با رأی مردم به مجلس هشتم راه یافتند، گفت: حضور 53 نامزد اصلاح‌طلب و 47 نامزد مستقل در مجلس هشتم که اکثر این افراد گرایش اصلاح‌طلبانه دارند، نشان می‌دهد که اصولگرایان کمتر از 190 کرسی این مجلس را تصاحب کرده‌اند.
به گفته عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی دلیل در اقلیت قرار گرفتن اصلاح‌طلبان در مجلس هشتم این است که آنها تنها در 57 درصد کرسی‌های مجلس نامزد معرفی کرده و در 47 درصد کرسی‌ها فاقد نامزد بوده‌اند، اما واقعیت آن است که اکثریت فضای عمومی کشور میل چندانی به انتخاب اصلاح‌طلبان نداشت، چرا که اگر غیر از این بود، در پایتخت با توجه به حضور همه گزینه‌های بنام و کلیدی حزب اعتماد ملی، حداقل می‌بایست بخشی از لیست این حزب در میان منتخبان مردم حاضر می‌بود که چنین نشد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

به بهانه یک جنجال رسانه‌ای
«فرزندخواندگی» مفهومی که به عصر جاهلیت تعلق دارد

مجید علیمحمدی

مقدمه
در روزهایی که فضای رسانه­­ای ایران و جهان متأثر از گفت‌و‌گوی تلفنی رؤسای جمهور ایران و آمریکا بود، عرصه مطبوعات کشور شاهد بازتولید (ناخواسته) حادثه‌­ای شد که در تاریخ انقلاب جایگاه ویژه­ای را به خود اختصاص داده است.
اصل ماجرا از این قرار است که سازمان بهزیستی کشور تصمیم می­گیرد «قانون حمایت از کودکان بی‌­سرپرست»(مصوب سال 1353) را مطابق نیازهای روز جامعه اصلاح کند. بنابراین از طریق دولت محترم جمهوری اسلامی ایران لایحه‌­ای را به مجلس محترم شورای اسلامی ارائه می­‌کند. کمیسیون مربوطه مسئله امکان و یا عدم امکان ازدواج با کودک تحت سرپرستی (که در قانون قبلی مسکوت مانده بود) را به صراحت ممنوع اعلام می­نماید.
شورای محترم نگهبان قانون اساسی بر ممنوعیت اعمال شده توسط مجلس اشکال فقهی وارد می‌کند و لایحه را به مجلس عودت می­‌دهد. مجلس شورای اسلامی نیز ایراد مطرح شده توسط شورای محترم نگهبان قانون اساسی را برطرف نموده و به آن شورا ارجاع می­نماید.
در روزهای رفت‌وآمد لایحه یاد شده میان مجلس و شورای نگهبان، فضای رسانه­‌ای سنگینی به وجود می­آید که متأسفانه برخی از روزنامه‌های ارزشی نیز غافلانه با موج به وجود آمده همراه شده و آن را همراهی می­‌کنند. به جهت آشنایی با فضای رسانه‌­ای به وجود آمده، به برخی تیترهای درج شده اشاره می­‌شود:
- روزنامه اعتماد 7 مهر 92: «چرا اسلام را زیر سؤال می‌برید؟»(۱)
- روزنامه جوان 9 مهر92: «ازدواج سرپرست با فرزندخوانده بیشتر به فرهنگ بابا لنگ‌دراز می‌ماند.»(۲)
- روزنامه شرق 10 مهر 92: «اسلام و ازدواج فرزندخوانده»(۳)
- روزنامه آرمان10 مهر 92: «ازدواج با فرزندخوانده، معضل بزرگ»(۴)
- روزنامه آرمان10 مهر 92: «قانونی در تعارض با فلسفه ذاتی خویش»(۵)
- روزنامه تابناک 10 مهر 92: «عواطف پدری را از فرزندخوانده نگیریم»(۶)
در حالی که مبتنی بر معارف (تمام فرق) اسلامی «فرزندخواندگی» یک مفهوم متعلق به عصر جاهلیت به شمار می­رود، آنچه که رسانه‌­های یاد شده به‌صراحت به جنگ آن رفتند، حکم آشکار، و وحی فرود آمده بر پیامبر خدا(ص) بوده است. البته این نکته حائز اهمیت است که در بررسی‌های به عمل آمده پیرامون «بازتولید ناخواسته مواجهه با یک حکم صریح الهی و قرآنی» ظاهر قضیه نشانگر آن است که رسانه‌­های یاد شده صرفاً از منظر مباحث اجتماعی به موضوع پرداخته و اشاره­ قابل استنادی که مؤید موضع­گیری­های عنادآمیز باشد، رؤیت نشد.
از سویی دیگر، تاریخ انقلاب اسلامی درس‌های فراوانی برای نسل­های آینده ذخیره کرده است که هر کدام از آن‌ها می‌تواند راه روشن «حق» را از بیراهه‌های مختلف «باطل» جدا کند و بینش و بصیرتی بیافریند که در پرتو آن، طی کردن مراحل رشد و کمال را تسهیل گرداند. این بینش‌ و آگاهی دارای جلوه‌های اعتقادی، معنوی و نیز برخوردار از جنبه‌های اجتماعی و سیاسی است. از جمله مقاطع تاریخی یاد شده (که در حافظه ماندگار انقلاب اسلامی به ثبت رسیده است) مخالفت صریح و آشکار مدعیان روشنفکری با حکم قرآنی «قصاص» بوده است.
الف ـ شرح ماجرای لایحه قصاص
همزمان با ارائه لايحه قصاص از سوي شوراي‌عالي قضایی (توسط شهيد آيت‌الله بهشتي) در اوایل ارديبهشت ماه سال ۱۳۶۰، عده‌اي از وابستگان جبهه ملی به همراه برخی از مدعیان روشنفكري بيانيه‌اي در مخالفت با لايحه قصاص تنظيم كردند و انتشار دادند. آنان در اين اعلاميه، اقدام دستگاه قضايي جمهوري اسلامي ايران براي اجراي حدود الهي را با استفاده از کلمات و عبارات چندپهلو محكوم نموده و مخالفان آن را دعوت به راه‌پيمايي كرده بودند. در قسمتي از اين بيانيه آمده است:
«...لايحه قصاص ـ ‌كه از طرف شوراي‌عالي قضايي تهيه شده و به تصويب دولت رسيده است-ـ از جهات گوناگون اشكال‌هاي جدي حقوقي، اخلاقي و نقايص فقهي.‌.‌. دارد و پيش‌بيني مي‌شود كه آثار نامطلوب آن زيان‌هاي عمده اجتماعي و بين‌المللي به بار آورد و باعث بدبيني نسبت به چگونگي عدالت اسلامي شود...‌»(۷)
اين بيانيه را جمعي از استادان دانشگاه و وكلاي دادگستري همچون دكتر صدرزاده افشار، جواد شيخ‌الاسلامي، ضياءالدين پيماني، عبدالحميد ابوالحمد، ناصر كاتوزيان، هرمز حكمت، هايده پيرايش، نورعلي تابنده، حبيب اعرابي و عده‌اي ديگر از عناصر جريان روشنفكري امضا كرده بودند.(۸)
اين افراد و احزاب، افزون بر مخالفت با لايحه قصاص از طريق رسانه‌ها هواداران خود را دعوت به راه‌پيمايي عمومي كردند و هر روز به کمک رسانه‌هاي بيگانه به طريقي براي جمهوري اسلامي مسئله مي‌آفريدند.
با افزايش حجم توطئه‌ها، حضرت امام(ره) تحمل را جايز ندانستند و طي سخناني در روز بيست‌وپنجم خردادماه ۱۳۶۰ مطالبی بیان فرمودند که بخشي از آن به این شرح است:
«...من در طول مدتي كه با رژيم منحوس پهلوي مقابله مي‌كردم، تكليفم خيلي روشن بود. تشخيص داده بوديم كه آن رژيم، رژيمي است كه برخلاف مصالح اسلام و مسلمين مشغول كار هست و... لكن مع‌الاسف الان مقابل گروه‌ها و گروهك‌هايي هستيم كه نه به‌طور صريح مي‌آيند بگويند كه ما اسلام را قبول نداريم و قوانين اسلام را قبول نداريم و جمهوري اسلامي را قبول نداريم، تا باز ما تكليف‌مان معلوم باشد...
... آنهايي كه از بغض جبهه‌ها (ملي) هستند، تكليف‌شان معلوم است آنها از اول هم، از آن وقتي هم كه تأسيس شده است، مسئله اسلام پيش آنها مطرح نبوده و آنچه مطرح بوده است، اگر راست بگويند همان ملي‌گرايي بوده است و من در اين هم شك دارم. قدرت‌هاي بزرگ همه جور چيزهايي دارند، ملي هم دارند، مذهبي هم دارند، معمم هم دارند... با اينها چه كنيم؟ با اين مقدس‌هايي كه از اينها پشتيباني مي‌كنند و با هم ائتلاف كردند و با منافقين هم از اول ائتلاف داشتند، با اين مسلمان‌هاي نمازخوان چه كنيم؟ من از اول يك خلجاني در ذهنم حاصل مي‌شد راجع به بعضي از اينها، لكن صبر كردم و نصيحت كردم... خب، با اين جمعيت نمازخوان و متدين چه كنم؟ خب، تكليف جبهه ملي معلوم است، آن صريحاًً بر ضد اسلام قيام كرده است، اما شمايي كه مسلمان هستيد... چرا اين‌قدر هواهاي نفسانيه زياد شده است كه نمي‌فهميد داريد چه مي‌كنيد؟ چرا اين‌قدر شيطان در نفس ما سلطنت پيدا كرده كه چشم‌هاي ما را كور و قلب‌هاي ما را وارونه كرده است؟...»(۹)
پخش سخنراني حضرت امام‌خميني(ره) حجت را بر مردم مسلمان ايران كه صادقانه دل با حضرت امام(ره) داشتند و عاشقانه در راه تحقق اهداف انقلاب و خواسته‌هاي معظم‌له مي‌كوشيدند، تمام كرد. آنها بعدازظهر همان روز به صحنه آمدند و براي پايان دادن به اين وضعيت و شكستن جو پرملالي كه چندين ماه بر جامعه سايه افكنده بود، به خيابان‌ها ريختند و تظاهرات باشكوه و خودجوشي را به‌راه انداخته‌اند و سرانجام گروه‌هاي وابسته به بيگانه را مجبور به عقب‌نشيني كردند. سرانجام اين التهاب و انتظار به سر آمد و حضرت امام(ره) در روز بيست‌وهشتم خرداد در پيامي حضور پرشكوه مردم در صحنه را اينگونه توصيف كردند: «...حضور شما مردم عزيز و مسلمان در صحنه است كه توطئه‌هاي ستمگران و حيله‌گران تاريخ را خنثي كرد... حضور شما مردم شجاع و با ايمان است كه خط اصيل اسلام را بر ايران و به اميد خدا بر جهان حاكم خواهد كرد. حضور شما مردم مؤمن و از جان گذشته است كه روشنفكران غرب و شرق‌زده را براي هميشه رسوا مي‌كند. حضور شما در صحنه به آمريكا و غرب و شرق و دنباله‌رو‌‌هاي بي‌عقل‌شان هشدار داد كه اين ما بوديم كه انقلاب كرديم و اين ما هستيم كه از امكانات بي‌محتواي شما گول نمي‌خوريم...
... شما مردم عزيز هوشيار باشيد... سعي كنيد اخلاق اسلامي را هميشه در مد نظر داشته باشيد و از شعارهاي زننده پرهيز كنيد و با حضور دائمي خود كيد هرج‌ومرج‌طلبان را خنثي كنيد و بدانيد گناهي بزرگ‌تر از اين نيست كه خداي ناكرده در مقابل ضد خدا و مردم ساكت باشيد و پاداشي بالاتر از حضورتان در مقابل ضدانقلاب نيست.» (۱۰)
ب ـ رمزگشایی فقیهانه از یک معضل ذهنی
مغالطه ­های آشکاری که در مباحث مرتبط با لایحه اصلاح «قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست»(مصوب سال 1353) توسط برخی رسانه ­ها صورت گرفت، در خلال بحث­های دقیق، علمی و کارشناسانه فقه‌ای معظم شیعه پاسخ داده شده است. نکته قابل تأمل این است که رسانه ­های یاد شده طی دو هفته کاری، دو رفتار ناهمگون و در واقع متضاد را از خود بروز دادند. در هفته نخست، شمشیر قلم را بر پیکر مفاهیم برخاسته از احکام اسلام می­ نواختند و بدون توجه به دیدگاه فقهای معظم، بی‌محابا می‌گفتند و می­ نوشتند. در هفته دوم ورق برگشت و به دلیل یک واقعه سیاسی ـ اجتماعی(۱۱) اسامی تعدادی از علما و فقهای طراز اول، به تیتر نخست همان روزنامه‌­هایی بدل شد که هفته پیش آرای فقهی و دیدگاه‌های شرعی آنان را برنتافته بودند که این مسئله (جدای از موضوع بحث) نشانگر وجود یک بیماری مزمن در عرصه رسانه­‌ای کشور است.
در بررسی­‌های به عمل آمده پیرامون مبانی معرفتی مرتبط با بحث حمایت از کودکان بی‌­سرپرست، مشخص شد که کوشش­‌های به عمل آمده برای ارائه لایحه اصلاحی یاد شده، با درس­‌های تفسیری فقیه گرانقدر حضرت­ آیت‌الله جوادی آملی در سوره احزاب (که مرتبط با موضوع است) مقارن شده است و ایشان بحث عالمانه‌­ای را در این زمینه ارائه فرموده‌­اند. این مباحث در جلسات 15، 17 و 18 تفسیر سوره احزاب ایراد شده که خلاصه­‌ای از جلسات یاد شده تقدیم می­‌شود.
*گزیده­ای از درس تفسیر سوره مبارکه احزاب ، جلسه15 (09/02/1392): (۱۲)
....اينها مقدمه‌ای است براي حكمي كه در مدينه مي‌خواهد آن حكم را تقرير كند. وقتي وجود مبارك پيغمبر(صلّي‌الله عليه وآله و سلّم) وارد مدينه شدند، هم مسائل رهبري و سياسي و تحكيم نظام را پي‌ريزي كردند، هم بسياري از احكام فقهي را بيان كردند و هم آن سنّت‌هاي جاهلي را ابطال كردند. ابطال سنّت‌هاي جاهلي كار آساني نبود. ابداع دستورهاي شرعي خيلي دشوار نبود كه نماز بخوانيد، روزه بگيريد، اما آن كارهايي كه در جاهليت انجام مي‌دادند و براي آنها مَلكه شد ترك آنها بسيار سخت است.
1ـ دشواري ازدواج پيامبر(ص) با همسر مطلّقه فرزندخوانده و امر خدا به آن
يكي از كارهايي كه در جاهليّت رواج داشت و تركش براي آنها سخت بود اين بود كه برخي افراد را به عنوان پسرخوانده يا دخترخوانده در خانه‌ها مي‌پذيرفتند و احكام پسر و دختر را بر آنها بار مي‌كردند. «زيدبن‌حارثه» كسي بود كه جزء پسرخوانده‌هاي وجود مبارك پيغمبر(صلّي‌الله عليه وآله وسلّم) بود. اين همسري داشت با همسرش هم ناسازگار بود، مي‌خواست طلاق بدهد، وجود مبارك حضرت فرمود: «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ» اين را طلاق نده چون «أبغض الحلال الطلاق»(۱۳) اينها در اثر ناسازگاري اخلاقي به هر وسيله‌اي بود با اينكه حضرت دستور داد تا مي‌توانيد تحمل كنيد اين را طلاق داد براي اينكه اين سنّت جاهلي را ذات اقدس الهي بردارد كه پسرخوانده، پسر نيست، دخترخوانده، دختر نيست. پسر بايد از مادر متولّد شده باشد و همچنين دختر، اين سنّت جاهلي را براي اينكه بردارد با يك گفتن و امثال ذلك حل نمي‌شد بايد عملاًً اوّلين شخص مملكت اين كار را انجام بدهد تا جلوي اين سنّت جاهلي گرفته بشود. حالا زيد كه با همسرش ناسازگار بود و حضرت هم دستور داد «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ» نتوانست اين همسر را اداره كند و با هم هماهنگ باشند اين را طلاق داد. دستور از طرف خداي سبحان رسيد كه شما با همسر سابقِ اين پسرخوانده‌تان ازدواج بكنيد تا سنّت جاهلي رخت بربندد كه پسرخوانده، پسر نيست دخترخوانده، دختر نيست. حضرت(ص) ديد كه خب اين كار، كار سختي است براي اينكه با تهمت مردم روبه‌روست، با انكار مردم روبه‌روست، مي‌ترسيد كه بسياري از اينها از مسائل دين فاصله بگيرند.
2 ـ هراس پيامبر(صلّي‌الله عليه و آله وسلّم) و وعده الهي بر نصرت او
فرمود تو مي‌ترسي كه مردم از دين فاصله بگيرند، ولي بايد بداني كه خداي سبحان وقتي امر كرده تو با سنّت جاهلي مبارزه بكني، هم سنّت جاهلي را از بين مي‌برد، هم تو را حفظ مي‌كند. لذا در چنين فضايي اين آيه نازل شد كه تو مي‌ترسي كه مبادا دين آسيب ببيند، ولي خداي سبحان هم تو را حفظ مي‌كندُ هم دين را حفظ مي‌كند، هم اين سنّت جاهلي را از بين مي‌برد. تو عملاًً اقدام بكن تا اين سنّت رخت بربندد، حفظ دين به عهده ماست. ذات اقدس الهي به حضرتش مي‌فرمايد: «وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي» يعني زيد كه «أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ» خدا به او نعمت داد، او را هدايت كرد، به اسلام مشرّف كرد «وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ» تو بر آنها نعمت دادي براي اينكه پسرخوانده‌ات بود، او را زير پر گرفتي، تربيت كردي، مشكلاتش را حل كردي، هزينه‌اش را تأمين كردي و مانند آن. به او مي‌گويي «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ» با همسر ناسازگارت سازگار باش، اين را داشته باش، طلاق نده. ولي اينها ناسازگاري‌شان ادامه پيدا كرد و او را طلاق داد. به او گفتي كه «أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ» و آنچه ما به تو گفتيم كه بعد از طلاق، تو با همسرِ او ازدواج بكن، اين را علني نمي‌كني «وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مِبْدِيهِ» چيزي را كه خدا آن را بالأخره اظهار مي‌كند چون ما او را به عقد تو در مي‌آوريم ما اين را علني خواهيم كرد ولي اين دستوري كه ما به تو داديم اين را كتمان مي‌كني، اظهار نمي‌كني.
3 ـ شباهت هراسناكي پيامبر(ص) در مسئله مذكور با معرفي علي(ع) در غدير
نظير همان جريان ابلاغ ولايت وجود مبارك حضرت امير(سلام‌الله عليه)، حضرت مطابق آنچه در آيه 67 سورة مباركة «مائده» آمده است، می‌خواهد در برابر اين اعراب متعصّب جاهلي داماد خود و پسرعموي خود را به عنوان جانشين و وصي قرار بدهد، خب اينها تحمل نمي‌كنند... آيه ولايت وجود مبارك حضرت[علی علیه‌السلام] كه آمد، وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) مقداري صبر كرد. آيه 67 سورة مباركة «مائده» اين است: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ» اگر ولايت علي(سلام‌الله عليه) را ابلاغ نكني اصلاًً از دين خبري نيست براي اينكه بساط دين برچيده مي‌شود «وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» براي اينكه خب حالا شما رحلت مي‌كني اينها هم بساط كلّ دين را برمي‌چينند كسي بايد باشد حرف ما را حفظ بكند...
* گزیده­ای از درس تفسیر سوره مبارکه احزاب، جلسه17 (15/02/1392):
1 ـ نقش ازدواج پيامبر(صلّي‌الله عليه و آله و سلّم) با مطلّقه زيد در زدودن سنّت جاهلي
...اما آيه محلّ بحث كه آيه 37 سورة مباركة «احزاب» است بعضي از كارهاست كه با گفتن حل نمي‌شود. يك سنّت قديميِ ديرپاي ريشه‌داري بود كه پسرخوانده را پسر مي‌دانستند و اسلام كه داعيه قداست داشت اگر اجازه مي‌داد كه كسي با همسر پسرخوانده‌اش بعد از طلاق، ازدواج كند اين را برنمي‌تافتند. با موعظه و سخنراني و بيان حكم هم حل نمي‌شد. در اينجا ذات اقدس الهي فرمود يك حادثه سنگيني است كه با آن كار، بساط جاهليت در قسمت ازدواج برچيده مي‌شود و آن، با گفتن حل نمي‌شود. من به شمايِ پيغمبر(صلّي‌الله عليه و آله و سلّم) گفتم كه اين مطلب را بگوييد كه همسر پسرخوانده بعد از طلاق براي خود شخص حلال است مي‌تواند با او ازدواج كند ولي شما براي اينكه پاسدار اسلام باشيد و مي‌ترسيد كه آنها قبول نكنند اين را نمي‌خواهيد علني كنيد. از مردم براي حفظ اسلام هراس داريد ولي ما خودمان اين را ظاهر مي‌كنيم....
2 ـ نابودي سنت جاهلي فرزندخواندگي با عمل رسول خدا(صلّي‌الله عليه و آله وسلّم)
مي‌فرمايد اين را ما داريم اظهار مي‌كنيم، ما اين كار را كرديم «زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لاَ يَكُونَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً» يعني وقتي آنها طلاق دادند «وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً» ما وقتي چيزي اراده كرديم يقيناً انجام مي‌گيرد. ما خواستيم انجام بدهيم و انجام داديم. «مَا كَانَ عَلَي النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيَما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ» براي اينكه به مردم بگويد شما درباره حرم امن نبوّت حرف نزنيد اين احكام الهي است ما براي اينكه سنّت جاهلي را از بين ببريم هيچ چاره‌اي نبود مگر اينكه با عمل، مسئله حل بشود. پيامبر(ص) طبق دستور الهي اين كار را انجام داده است «سُنَّةَ الله فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ» سنّت الهي درباره انبياي قبلي اين‌طور است درباره نبي فعلي اين‌طور است «وَكَانَ أَمْرُ اللهِ قَدَراً مَّقْدُوراً».
3 ـ علت هراس پيامبر(صلّي‌الله عليه و آله وسلّم) در ازدواج با همسر مطلقه زيد
بعد فرمود رسول خدا(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) و ساير انبيا اين سِمت را دارند اينها در خشيت موحّدند ما نخواستيم بگوييم كه مثلاًً ـ معاذ الله ـ پيامبر هراسي از خودش داشت. هراسي اگر بود براي حفظ دين بود. فكر مي‌كرد كه مبادا ـ معاذالله ـ مردم نسبت به دين بدبين بشوند. همه انبيا اين‌طورند، منتها با حفظ مراتب «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلاَ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ».
خوف، قبلاًً گذشت كه غير از خشيت است. خب، انسان از مار و عقرب مي‌ترسد، خودش را كنار مي‌كشد. از سيل و آتش مي‌ترسد خودش را كنار مي‌كشد. اما خشيت ندارد خشيت يعني تأثّر قلبي با اعتقاد به تأثير...
* گزیده­ای از درس تفسیر سوره مبارکه احزاب، جلسه18 (16/02/1392):
....در اين سورة مباركة «احزاب» كه در مدينه نازل شد، ضمن طرح مهم‌ترين مسئله نظامي كه جريان جنگ احزاب و خندق بود، برخي از مسائل فقهي را مطرح فرمودند. سنّت جاهلي اين بود كه پسرخوانده را در حكم پسر مي‌دانستند و همسر پسرخوانده را به منزله همسر پسر تلقّي مي‌كردند و نكاح با او را تحريم كرده بودند. براي زدودن اين سنّت جاهلي كه كار دشواري بود، ذات اقدس الهي دستور صريح داد كه شما خودتان بايد عملاًً اين كار را انجام بدهيد تا اين سنّت جاهلي برداشته بشود...
... فرمود، تو امري را اخفا مي‌كني كه ما آن را اظهار مي‌كنيم. ما او را به ازدواج تو در مي‌آوريم. آنكه حضرت اخفا مي‌كرد اين بود كه مبادا مردم در اثر ضعف بينش توحيدي‌شان وقتي اين سنّت جاهلي را طرد شده ببينند به وجود مبارك پيامبر(ص) بدبين شوند يا نسبت به اسلام طعني داشته باشند و مانند آن...
1 ـ سرّ تصريح به اسم ظاهر در آيه «وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»
مطلب ديگر اينكه، در آيه 36 فرمود هيچ مرد با ايمان و هيچ زن با ايمان حق ندارد در برابر حكم خدا و پيامبر، اِعمالِ اختيار كند. بعد نفرمود «و من يعصهما»، بلكه فرمود: «وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ». اگر ضمير مي‌آورد، كار اسم ظاهر را مي‌كرد. براي اينكه در جمله قبل فرمود: «إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ». در جمله بعد فرمود: «وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ». اگر مي‌فرمود: «و من يعصهما» كافي بود، اما براي اهميت مطلب، تصريح به اسم ظاهر كرد، (يك). و اگر به ضميرِ تثنيه اكتفا مي‌كرد، احتمال اينكه ضمير تثنيه به مؤمن و مؤمنه برگردد، هم بود، (دو). گرچه اين احتمال ضعيف است ولي بالأخره براي عظمت و اهميت مسئله عصيان، اسم خدا و پيامبر را بالصراحه برد....
2 ـ سرّ عدم تذكر قرآن به عصيانِ خدا بودنِ عصيان رسول
مطلب ديگر اينكه، در سورة مباركة «نساء» آمده است كه اگر كسي پيامبر را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است. آيه هشتاد سورة مباركة «نساء» اين است: «مَن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّي فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً». در آنجا فرمود اطاعت رسول، اطاعت خداست، اما اينجا نفرمود: «و من يعص الله فقد عصي‌الله». يكي از نكاتش مي‌تواند اين باشد كه در اين آيه 36 و آيات بعد، به دو قسمت توجه مي‌دهد؛ يكي بحث‌هاي تبليغي و احكام الهي است كه رسول از آن جهت كه رسول است از ذات اقدس الهي پيام را نقل مي‌كند. يكي هم حكم ولايت و رهبري است كه بر اساس «النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أنْفُسِهِم» كه آيه شش همين سوره بود و گذشت. آن تنظيم مي‌شود، بر اساس «النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ». اگر حضرت يك حكم ولايي كرد، اطاعتش واجب است. پس وجود مبارك پيامبر به دستور خدا يك حكم ولايي دارد كه اگر آن حكم ولايي را اِعمال كرد، «قضي رسول‌الله» شد، عصيانش حرام است. يك سلسله احكام تبليغي دارد كه از خداي سبحان نقل مي‌كند. اگر كسي تخلّف كرد، در حقيقت عصيان خداست، نه عصيان رسول. لذا چون دو مطلب است از هر دو جداگانه ياد كرده است. هم در بخش اطاعت فرمود: «إِذَا قَضَي اللهُ وَرَسُولُهُ»، هم در بخش عصيان فرمود: «وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»...
3 ـ نفي خشيت پيامبر در طرد سنّت جاهلي
فرمود در اين زمينه نه تنها وجود مبارك پيغمبر اسلام(صلّي‌الله عليه و آله وسلّم)، انبيا(عليهم‌السلام) عموماً اين‌طورند كه در تبليغ رسالت از هيچ كسي خشيتي ندارند. «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلاَ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ». اينها در خشيت موحّدند. برخي‌ها اصلاً اهل خشيت نيستند، اينها متهوّر و ناقصند. خدا نيروي غضب را به انسان داد كه انسان برابر نيروي غضب، خودش را حفظ بكند، از خودش دفاع بكند. خشيت حسابي دارد، خوف حسابي دارد، اين براي دفع منافي است. اين را خدا عطا كرده است، نظير قوّه‌اي كه براي جذب ملايم است كه آن را هم خدا عطا كرده است براي حفظ حيات. افراد متهوّر كه بي‌باكند و ماجراجويانه عمل مي­كنند، اينها ناقصند. افرادي كه هم از خدا مي‌ترسند، هم از خلق خدا مي‌ترسند، اينها در خشيت نه در خوف، در خشيت كه مهم‌تر از خوف است موحد نيستند. ولي انبياي الهي به دنبال آنها اوليا(عليهم‌السلام) اينها در خشيت موحّدند فقط از خدا مي‌ترسند. خشيت آن تأثّر قلبي است كه بداند اين شخص يا اين شيء منشأ اثر است. از مار و عقرب خوف دارند، نه خشيت. آنكه مؤثر حقيقي است خداي سبحان است. فرمود مبلّغان الهي فقط از خدا خشيت دارند و از احدي خشيت ندارند. پس اينها در خشيت موحّدند، قهراً. در رجاء و اينها هم، موحد خواهند بود و وجود مبارك حضرت براي طرد سنّت جاهلي پسرخوانده، هيچ خشيتي ندارد و انجام مي‌دهد...
...ما كه ديگر بيش از يك قانون نداريم. اين قانون به ما مي‌گويد خداي سبحان حقوقي را مشخص كرده است، مردم احكام‌شان را بايد از حوزه‌ها ياد بگيرند، علوم‌شان را بايد از حوزه‌ها ياد بگيرند. يك عدّه بايد بيايند حوزه و معارف الهي را ياد بگيرند «لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ»(۱۴) اگر اين‌چنين است، هم مردم وظيفه‌شان را انجام مي‌دهند، هم حوزويان وظيفه‌شان را انجام مي‌دهند. منتها، اگر كسي به مسائل الهي آشنا باشد با آزادي دارد زندگي مي‌كند...
4 ـ لزوم توجه به ارث، محرميّت و عدم حرمت نكاح
...بعد فرمود وجود مبارك پيغمبر(صلّي‌الله عليه و آله و سلّم)، پدر هيچ كسي نيست. پس پسرخواندگي اثري ندارد و الآن هم اگر كسي، كسي را به‌عنوان پسر خود يا دختر خود قرار مي‌دهد اين بايد با اَسناد كافي باشد، كه نه محرميّت است، نه حرمتِ نكاح است، نه ميراث است. بخواهد مالي را به نام او قرار بدهد، يك عطاي خاصّي است. يك هبه مخصوصي است، از سنخ ميراث نيست. بايد جريان محرميّت را فكر كند، حرمت نكاح را فكر كند، ميراث را فكر كند و مانند آن...
نتیجه
با وجود آنکه نگاه حکیمانه فقها و حقوقدانان شورای نگهبان به کمک نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی آمده و حقوق اجتماعی اطفال تحت سرپرستی را به بهترین وجه ممکن تأمین کرده است، این بخش از موضوع، (به عمد و یا به سهو) نه تنها از دید رسانه­‌های یاد شده مغفول مانده و به آن نپرداخته‌­اند، بلکه متأسفانه در فضایی مشحون از مغالطه‌های گوناگون، نوک پیکان حمله خود را بر مسئله قبح نکاح با کودک تحت سرپرستی متمرکز کرده­‌اند. در حالی که در میان مردم ایران از گذشته دور تاکنون تجربه­‌های فراوانی از غلبه نگاه انسانی بر سایر انگیزه‌­های نفسانی وجود دارد. برای نمونه، (ده‌ها سال پیش از تدوین این قانون) در نقاط گوناگون کشور کودکان فراوانی بوده و هستند که تحت محبت­‌های مادرانه «زن عمو» و یا «زن دایی» خویش بزرگ شده و از مخمصه­های زندگی عبور کرده­اند. با فوت عمو و یا دایی خویش این کودکان با ورود به سن ازدواج، با وجود آن همه محبت­ و ایثار (به دلیل غلبه حس مادرانه) طالب ازدواج با زن‌عمو یا زن دایی‌خود نبوده­اند.
سوال اینجاست که اگر شرایط و زمینه­‌ای فراهم شد، آیا در نگاه «عرف» و «شرع» ازدواج با زن‌عمو و یا زن‌دایی بیوه شده حرام است؟
همین موضوع در مورد کودکان تحت سرپرستی نیز صادق و رایج است. بدون شک، در ماجرای طفلی که با کمک یک سازمان قانونی تحت سرپرستی قرار خواهد گرفت، عواطف پدرانه و یا مادرانه بر همه حواشی غلبه دارد. بنابراین اگر احیاناً شرایط و روند زندگی به سمت تحقق نکاح پیش رفت (که معمولاً در نوع خود بسیار نادر است) شرع مقدس حکم آن را بیان نموده است و تابع احساسات (به ناروا تعمیم یافته) برخی افراد نخواهد بود. به همین منظور عبارت «فرزندخواندگی» که یک مفهوم متعلق به عصر جاهلیت بوده است از متن قانون حذف گردیده و عبارت «کودک و یا نوجوان تحت سرپرستی» جایگزین شده است. ضمن آنکه اداره ثبت احوال مکلف گردیده است تا سوابق هویت و نسبت واقعی طفل را در پرونده حفظ نماید. (۱۵)
با وجود فضاسازی سنگین رسانه‌­ای، که برخی از نویسندگان، تا مرز مشابهت‌سازی آن با نوع مخالفت با لایحه قصاص پیش رفتند(مانند نوشتار دکتر علی نجفی توانا با این عنوان که اصلاحیه صورت گرفته «...از لحاظ داخلی مورد مخالفت شدید افکار عمومی است و هم از لحاظ بین‌المللی این بخش از قانون قابل دفاع نیست...» (۱۶) با این وجود، اصلاحیه «لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌­سرپرست و بدسرپرست» که در جلسه علنی روز یکشنبه، مورخ (31/6/1392) مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده بود، متعاقباً در جلسه مورخ (10/7/92) شورای نگهبان مورد تأیید قرار گرفت و مغایر با موازین شرع و قانون اساسی شناخته نشد.
والسلام
* کارشناس ارشد مسائل سیاسی
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا
دعای عرفه افتخار شیعه است

دعاهای اهل بیت(علیهم‌السلام) دریای معارف است؛ نباید با اینها برخورد عوامانه داشت؛ در مورد دعا سخن‌ها و نکته‌های فراوانی ذکر شده است؛ برخی گفته‌اند که وقتی خداوند متعال به انسان عقل و وسیله داده و همه چیز در جهان مشخص شده است؛ دیگر چرا باید دعا کنیم؟
«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» باید در جواب این افراد گفت؛ این کلام الهی است که پروردگار فرمودند؛ از من بخواهید؛ آنهایی که کبر می‌ورزند، به حالت خواری وارد جهنم خواهند شد.
همانطور که در روایات و احادیث ذکر شده است؛ استکبار در عبادت، یعنی دعا را از روی تکبر ترک کردن و این نشان از آن است که ترک کردن دعا دو گونه است؛ یکی از آنها این است که انسان حال دعا کردن را ندارد و زمانی وجود دارد که شخص حال دعا کردن را دارد، ولی استکباراً دعا را ترک کرده، در مقابل خداوند تبارک و تعالی رجزخوانی می‌کند و خود را بی‌نیاز می‌داند.
مهم‌ترین علت عدم دعا از طرف مستکبر، ملحد بودن شخص است؛ فرق بین انسان موحد و ملحد در این است که ملحد، تنها دنیای اسباب را می‌بیند؛ ولی موحدان افرادی هستند که ضمن درک دنیای اسباب، برای آن اسباب، مسبب‌الاسباب قائل هستند؛ یعنی اعتقاد به کسی دارند که به اسباب سببیت می‌بخشد.
به عبارتی می‌توان گفت؛ خداوند متعال اگر از سببی، سببیت را بگیرد، آن دیگر سبب نمی‌شود؛ به طور مثال، می‌توان به ماجرای حضرت ابراهیم(ع) اشاره کرد که در آن؛ خداوند سببیت را از آتش گرفته بود و حضرت ابراهیم(ع) را نسوزاند.
متأسفانه استجابت دعا این طور جا افتاده است که اگر انسان چیزی را از خدا بخواهد و خداوند نیز آن را بدهد، استجابت شده است؛ اگر نه که دعای انسان مستجاب نشده و زحمت او هدر رفته است.
استجابت چندین معنا دارد؛ اولین آن، این است که خداوند متعال حاجت مورد نظر را به انسان می‌دهد؛ دیگری این است که اگر انسان گناهی داشته و یا صلاح او نباشد، این دعا ذخیره برزخ انسان می‌گردد و در برزخ است که انسان متوجه می‌شود که صور دعاهای به ظاهر مستجاب نشده او، آنجا نورافشانی می‌کند؛ آنجاست که انسان به خود می‌گوید؛ کاش تمام عمرم را دعا می‌کردم و هیچ کدام به صورت ظاهر مستجاب نشده، ذخیره می‌شد.
از آثار دعا می‌توان به مواردی چون «دفع بلا از زن و فرزند انسان، طولانی شدن عمر، بالاتر رفتن درجه انسان، بخشش گناهان و... نام برد.
در برخی از موارد صلاح در این است که دعا با تأخیر مستجاب شود؛ دعاها و ناله‌های انسان می‌تواند انسان را به مراتب بالایی برساند. نهم ماه ذی‌الحجه یعنی روز عرفه را از دست ندهید. روز عرفه روز روا شدن حاجت‌هاست.
سیدالساجدین حضرت امام سجاد(ع) سائلی را دید که روز عرفه دست نیاز به سوی بندگان دراز کرده است، فرمود: «تعجب می‌کنم تو از یک بشر سؤال (درخواست) می‌کنی، در حالی که امروز بچه‌هایی که در رحم مادران‌شان هستند هم امید به رحمت خداوند دارند و تو داری از مردم طلب می‌کنی».
نمک و چاشنی روز عرفه، توسل به حضرت مسلم بن‌عقیل(ع) است. روز نهم ذی‌الحجه اولین شهید راه کربلا به شهادت رسیده است و اساساً توسل به حضرت مسلم، روح عبادات در روز عرفه است.
ما این طور بارآمده‌ایم كه دعا را برای ‏ثوابش می‌خوانیم! من منکر ثواب نیستم، اما یكی از اولیای خدا می‌گفت: شما دعا را برای فهمیدن و ‏ترقی بخوانید، ثواب به دنبال خودش می‌آید. اگر شما در مضامین دعای عرفه توجه بكنید مضامین عالیه‌ای دارد كه فهم ‏بعضی از این مفاهیم امكان دارد سرنوشت معنوی انسان را عوض كند، دعای عرفه افتخار شیعه است.
ما در بعضی از روایات داریم كه اهمیت این دعا را نشان می‌دهد و می‌گوید كه روزه در این روز ‏مهم است؛ ولی اگر كسی روزه بگیرد و ضعف روزه سبب شود كه او خوب نتواند به دعا ‏بپردازد روایت است كه آن روز را آن شخص روزه نگیرد. خیلی زیباست، این حدیث نشان ‏می‌دهد كه دین ما دین عقل است و دین مقدس‌بازی نیست.‏
در یك فراز امام ‏حسین(ع) به خدا ‏عرض می‌كند: «یا مَنِ‏ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَه مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ» اين قسمت از دعا مثل ساحران فرعون است. ای خدایی كه نجات دادی ساحران فرعون را بعد از انكار ‏طولانی، بعد از كفر طولانی... یك وقتی می‌بینید یك آدم مومنی است یك گناهی ‏كرده، خطایی كرده و استغفار كرده، خدا او را نجات می‌دهد. یك وقت هم نه یك عمر در دربار، ‏فرعون از این افراد پذیرایی می‌كند كه فقط شما باشید كه یك وقت ممكن است وجودتان ‏لازم بشود و در برابر پیامبر عظیم‌الشأن الهی حضرت موسی(ع) خواستند از اینها ‏استفاده كنند! ولی ‏اولین كسانی كه ایمان آوردند آنها بودند كه خدا در قرآن می‌فرماید: «فَأُلْقِیَ السَّحَرَه سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى»‏ (طه:70) و خلاصه اینها ‏شدند مومنین؛ نمره یك. به حدی كه فرعون آمد، گفت: من دست و پای شما را قطع می‌كنم ‏و به دار می‌آویزم؛ ولی باز هم گفتند: هیچ ایرادی ندارد، هیچ مهم نیست!
غرض این است كه این‌طور یك عده كافر به این درجه از ایمان برسند كه حتی ‏اینها را تهدید كنند به بریدن دست و پا و اینها باز هم بگویند كه برای‌شان مهم نیست.
در ‏این روز بزرگ، حضرت امام حسین(ع) قصد دارد به ما معرفی كند كه ساحران فرعون ‏نجات پیدا كردند. بگوییم كه ما هم این طمع را داریم در تو و حالا ممكن است نقصان و كوتاهی ما به درجه ساحران فرعون نرسد، ولی حضرت(ع) در این دعا می‌گوید: «یاكلون رزقه و ‏یعبدون غیره» این ساحران رزق خدا را می‌خوردند و عبادت غیرخدا می‌كردند این ظلمت در ظلمت است.... ما در این روز به خدا عرض كنیم كه: ما نمی‌گوییم كه بندگان ممتازی هستیم؛ اما هر چه هستیم دیگر به درجه ظلمت آنها ‏نرسیده‌ایم تو كه آنها را دستگیری كردی یقیناًً ما را هم دستگیری خواهی كرد كه باید به این حرف ایمان قلبی داشته باشیم با ایمان این حاجت را بخواهیم كه خدا مرحمت می‌كند و ‏نه با شك و تردید و یا بگوییم كه آن زمان شرایط یك جور دیگر و الآن جور دیگر است. سنن ‏خدا هیچ وقت عوض نمی‌شود.
یكی از سنن پروردگار این است كه هر كس از پروردگار ‏خالصانه هدایت و بندگی بخواهد به او مرحمت می‌كند.


آيينه خواص

سعیدبن‌زیدـ10
پایان عمر سعید

پس از شهادت امام علی(ع)، از زندگی سعید سخنی نقل نشده است. ظاهراً وی در امور سیاسی دخالتی نداشته و به زندگی عادی روی آورده بود. البته در کتاب تاریخ برگزیده آمده است که با شعر، معاویه و یزید را هجو و از آنان به بدی یاد کرده است.
برخی گفته‌اند سعيدبن‌زيد به روزگار خلافت معاويه در كوفه درگذشته و مغيره كه در آن هنگام از طرف معاويه حاكم كوفه بوده بر او نماز گزارده است. البته عده‌ای دیگر عقیده دارند او در مدینه درگذشته و قبر وی در مدینه است و به وسیله سعدبن‌ابی‌وقاص به خاک سپرده شده و ابن‌عمر بر پیکر وی نماز گزارده است. حتی مکان مرگ وی را منطقه عتیق در مدینه ذکر می‌کنند که با این اوصاف سخن دفن وی در کوفه اشتباه به نظر می‌رسد.
این اتفاق در سال 50 یا 51 هجری، در دوران معاویه رخ داد. وی در هنگام وفات هفتاد و چند سال داشت و از او فرزندان بسیاری به جا ماند.
عبدالرحمن اكبر كه مادرش رملة دختر خطاب‌بن‌نفيل است و از او فرزندى باقى نمانده است. زيد و عبدالله اكبر كه از آن دو هم فرزندى باقى نمانده است و عاتكه كه مادرشان جليسه‌‌بنت سويدبن‌صامت است و عبدالرحمن اصغر و عمر اصغر كه از آن دو هم فرزندى باقى نمانده است و ام‌موسى و ام‌حسن كه مادرشان امامة دختر دجيج از قبيله غسان است و محمد و ابراهيم اصغر و عبدالله اصغر و ام‌حبيب كبرى و ام‌حسن صغرى و ام‌زيد كبرى و ام‌سلمه و ام‌حبيب صغرى و ام‌سعيد كبرى كه پيش از پدر درگذشت و ام زيد كه مادرشان حزمة دختر قيس‌بن خالدبن وهب بن ثعلبة بن وائله بن عمرو بن شيبان بن محارب بن فهر است و عمر و اصغر و اسود كه مادرشان ‌ام‌اسود از بنى‌تغلب است و عمر و اكبر و طلحه كه پيش از پدرش درگذشت و فرزندى نداشت و بانويى به نام زجله كه مادرشان ضمخ بنت اصبغ بن شعيب بن ربيع بن مسعود از قبيله كلب است و ابراهيم اكبر و حفصه كه مادرشان دختر قربه از بنى‌تغلب است و خالد و ام‌خالد كه پيش از پدر درگذشته است و ام‌نعمان كه مادرشان كنيزى موسوم به ام‌خالد است و ام‌زيد صغرى كه مادرش ام‌بشير دختر ابومسعود انصارى است، و ام‌زيد صغرى كه همسر مختار بن ابوعبيد و مادرش از قبيله طى است و عايشه و زينب و ام‌عبد حولاء و ام‌صالح كه مادرشان كنيزى است.
نقل شده است محمدبن‌سعيد در جنگ حرّه خطاب به يزيد بن معاويه گويد: نه تو از مايى و نه خالوى تو، اى نابودكننده نماز به شهوت‌ها! بازماندگان سعيد در كوفه بسيارند.
او خواهری به نام عاتکه دارد که در تاریخ به واسطه ازدواج‌هایی که انجام داده است، مشهور است. او در ابتدا عروس ابوبکر بود و با عبدالله پسر او ازدواج کرد. عبدالله از او خواست که پس از مرگ او با کسی ازدواج نکند، اما با درخواست خلیفه دوم او به عقد وی درآمد و پس از در گذشت عمر به نکاح زبیربن‌عوام رفت.


نقطه نظر
آیت‌الله عبدالکریم بی‌آزار شیرازی


معجزه‌ای برای همه زمان‌ها
مردم مکه مانند سایر امم پیشین وقتی با معجزات طبیعی مواجه می‌شدند آن را حمل بر سحر و جادو می‌کردند، از این رو سران قریش گفتند که جادو در آسمان کارگر نیست، بیایید یک معجزه آسمانی از پیامبر(ص) بخواهیم، نزد حضرت رسول(ص) رسیدند و گفتند: اگر تو واقعاًً پیامبر خدا هستی و کارهایت جادو نیست، ماه را دو نیم کن. حضرت(ص) فرمودند: اگر من از خدا بخواهم و خداوند این کار را انجام دهد، آیا واقعاً مسلمان می‌شوید؟ پاسخ دادند: بله.
ماه در حالت بدر بود که پیامبر(ص) با سران قریش به طبیعت رفتند و پیامبر(ص) از خداوند متعال درخواست کرد که ماه شکافته شود!
با این دعا، ماه شکافته شد، به طوری که از میان دو نیمه ماه کوه را مشاهده می‌کردند. زمانی که این منظره را مشاهده کردند، ابوجهل که نسبت به پیامبر(ص) عناد می‌ورزید، گفت: ما مطمئن نیستیم که این سحر نباشد، ما صبر می‌کنیم تا مردمانی که به صحرا رفته‌اند، باز ‌گردند تا از آنها بپرسیم که آیا این صحنه را دیده‌اند یا نه؟ از افرادی که از صحرا بازگشتند پرسیده شد و آنها در پاسخ گفتند: آری ما شکافته شدن ماه را دیدیم. در عین حال برخی دست از عناد برنداشتند.
این معجزه مانند معجزه قرآن یک معجزه باقیه شده؛ اگر از یک مسلمان بپرسند دلیلی بر حقانیت دینت داری؟ پاسخ می‌دهد: معجزه‌ای داریم که معجزه باقیه است که امروزه دانشمندان می‌توانند آن را مشاهده کنند. فضانوردانی که به کره ماه رفتند آن شکاف را مشاهده کردند.
موسسه ناسا سال‌ها در این رابطه مطالعه و تحقیق انجام داده است که شکاف‌های روی ماه سه نوع است؛ شکاف‌های مارپیچی، شکاف‌های دایره‌ای و شکاف‌های مستقیمی که به طور کمربندی دور ماه را گرفته است. احتمالاً شکاف‌های دایره‌ای در اثر سقوط سنگ‌های آسمانی است؛ اما شکاف‌هایی کمربندی که دور ماه را گرفته است، نمی‌تواند با سقوط سنگ‌های آسمانی پدید آمده باشد. طبق تصاویری که از طریق فضانوردان ارائه شده است به طور کامل مشخص است که این دو نیم کره پس از جدا شده از هم به یکدیگر متصل شده‌اند.
اما آیا در آن زمان افراد دیگر در مکان‌های دیگر نیز آن را دیده‌اند یا فقط در عربستان این معجزه مشاهده شده است؟
در یکی از نسخ خطی هندی که در موزه بریتانیا در شهر لندن قرار دارد درباره مشاهده شق‌القمر در 14 قرن پیش سخن گفته شده است و یکی از دانشمندان اسلامی به نام دکتر «محمد حمیدا» در کتابش که درباره زندگی پیامبر اکرم(ص) است آن را نقل کرده است؛ یکی از پادشاهان منطقه جنوب غربی هند این انشقاق را در زمان خود مشاهده کرده و مردم این مشاهده را نقل کرده‌اند و بعدها که عده‌ای از تجار مسلمان به هندوستان سفر می‌کنند زمانی که به این شهر می‌رسند خبر شق القمر را می‌شنوند و می‌گویند ما در هندوستان این واقعه را مشاهده کرده‌ایم، این تجار صحت حرف آنها را تأیید می‌کنند و می‌گویند این معجزه پیامبر(ص) است. پادشاه هند فرزند خود را به عربستان می‌فرستد تا تحقیق کند و زمانی که صحت آن را می‌شنود مسلمان می‌شود.
* بخشی از سخنرانی معظم‌له در همایش «شق‌القمر معجزه پیامبر اعظم(ص) با استناد به تحقیقات ناسا» 12 مهر 1386


يادداشت
علیرضا جلالیان

تقریظی که مسئولیت سپاه و بسیج را سنگین‌تر‌کرد
علیرضا جلالیان
امام خامنه‌ای در تقریظ کتاب «لشکر خوبان» فرمودند: «این نیز بخشی از آن تصویر عظیم و باشکوهی است که ما همواره آن را از دور دیده و تحسین کرده و بزرگ شمرده‌ایم بی‌آنکه از ریزه‌کاری‌ها و نقش‌های معجزه‌آسای تشکیل‌دهنده‌ آن و رنگ‌آمیزی‌های بی‌نظیر جزء‌جزء آن، به‌درستی خبر داشته باشیم. این کتاب، شرح این ریزه‌کاری‌های حیرت‌انگیز در بخشی از این تابلوی ماندگار و تاریخی است. آنچه درباره عملیات بدر و والفجر 8 و کربلای 5 و کربلای 4 و بیت‌المقدس 2 و 3 در این کتاب آمده، از بخش‌های برجسته‌تر آن است. همچنین مجاهدت‌ها در کوه‌های غرب، در ماووت و گرده‌رش و قامیش دیگر آن بلندی‌های سخت و نیز آنچه به یگان‌ها و دستجات اطلاعات و غواص مربوط می‌شود و نیز بخش‌های دیگری از آن در خور آن است که در شکل فیلم و رمان عرضه شود.»
فراز آخر تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر این کتاب، سخن از دغدغه‌های چندساله ایشان دارد و آن اینکه باید این خاطرات و این واقعیت‌های مهم و تکرارنشدنی تاریخ عالم، با هنر و کار هنری ماندگار شود. فیلم و رمان کردن این واقعیت‌ها در جای دیگر با عنوان اینکه برای تهیه فیلم‌های مناسب هنوز نتوانسته‌ایم فیلمنامه مناسب تهیه کنیم همواره مورد تأکید ایشان بوده است.
این سخن و امر مولای ماست؛ اما این میان، وظیفه بسیجیان و پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان اصلی‌ترین حافظان و صیانت‌کنندگان از انقلاب اسلامی و دستا‌وردهای آن و در نقش حماسه‌آفرینان دفاع مقدس چیست؟
هر بسیجی و پاسداری که توان نوشتن دارد، با این فرمان باید به میدان بیاید. اگر خود در دل این ماجراها بوده، خاطرات نوشته خود را رمان و فیلمنامه کند و اگر دیگرانی هستند که با آنها ارتباط دارد، خاطرات آنها را رمان و فیلمنامه کنند.
همانطور که در دیدار دست‌اندرکاران کتاب لشکر خوبان، حضرت آقا خطاب به نویسنده دو کتاب «نورالدین پسر ایران» و «لشکر خوبان» فرمودند «اين دو كتاب تحقيقاًً مصداق جهاد فى‌سبيل‌الله است»، پس باید بدانیم که جهاد ادامه دارد و این بار رهبری بعد از تأکیدات فراوان قبلی، این مسیر را به‌روشنی به ما نشان داده‌اند.
از آنجایی که به نظر می‌آید در دفاع مقدس توانستیم یک الگوی تمام اسلامی و ایرانی از زندگی مومنان ایجاد کنیم و به عبارتی، محیط جبهه‌ها برای رزمندگان آنچنان ساخته شد که اگر بخواهیم جامعه بعد از ظهور را مثال بزنیم، باید بگوییم همان جبهه خودمان، ما باید این تنها داشته عینی و تنها محصول بس گران‌قیمت خویش از انقلاب را در قالب‌های هنری به نسل‌های بعد و فراتر از این، به کل دنیا صادر کنیم. بدیهی است تنها همین الگو است که می‌تواند فرهنگ اصیل اسلامی و شیعی را جهانی کند.
این امر به‌عینه در استقبال مردم در داخل کشور از این نوع کتاب‌ها و فیلم‌ها و نیز استقبال شیعیان جهان و سایر غیر ایرانیان از اردوهای راهیان ‌نور به‌خوبی به نمایش گذاشته شده است.
جبهه امروز، رمان و سینما؛ و رزمنده امروز، نویسنده و فیلم‌ساز است، پس به پیش.


در جلسه نقد کتاب «جاده استراتژیک فاو ـ بصره» مطرح شد
ضرورت تدوین کتاب جامعی درباره دفاع مقدس

رحیم محمدی

سیزدهمین نشست نقد و بررسی آثار مرکز اسناد و تحقیقات دفاع‌مقدس با محوریت کتاب «جاده استراتژیک فاو ـ بصره» نوشته «یحیی نیازی» برگزار شد. آنچه در ادامه آمده، گزیده‌ای از مطالب مطرح شده در این نشست است که به کوشش خبرنگار صبح‌صادق تهیه شده است.

* باید تاریخ مناطق عملیاتی نگارش شود
یحیی نیازی، نویسنده کتاب «جاده استراتژیک فاو ـ بصره» و مدیرگروه جامعه محور مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه نگارش کتاب بر اساس ایده‌ای که در ذهن رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس مبنی بر پرداختن به نقاط عطف جنگ تحمیلی و نیز برخی موضوعاتی که در دفاع مقدس جایگاهی پیدا کرده‌اند، شکل گرفته، بیان داشت: دکتر اردستانی معتقد است باید تاریخ مناطق عملیاتی‌ همچون قلاویزان، بازی‌دراز و جاده استراتژیک فاو ـ بصره نوشته شود؛ به همین دلیل در سال ۸۹ براساس مستندات موجود در مرکز اسناد، کار نگارش این کتاب تحت نظارت خودشان و با توجه به فعل و انفعالاتی که در شب چهارم عملیات والفجر 8 صورت گرفت، آغاز شد.
وی با بیان اینکه کتاب در هشت فصل تنظیم شده، گفت: فصل اول آن به تبیین چارچوب و زمینه‌های بحث می‌پردازد و هفت فصل دیگر، تصمیم‌گیری، ماهیت و عملکرد یگان‌های سپاه پاسداران در انهدام لشکر گارد صدام را تشریح می‌کند.

* باید به مسائل حساس جنگ به صورت مستقل توجه کرد
«سعید سرمدی» از منتقدان کتاب هم با اظهار این نکته که متأسفانه درباره دفاع مقدس زیاد حرف زدیم، اما کتاب جامعی نداریم، گفت: اینکه در مورد عملیات والفجر ۸، آزادی رادارها، بمباران‌های موشکی و عبور غواصان در فاو مطلبی بیان شده باشد، موجود نیست، از این‌رو امیدواریم به این مسائل حساس که در جنگ نقش تعیین‌کننده‌ داشتند به صورت مستقل پرداخته شود.
این منتقد، استفاده از گزارش راویان، معرفی افراد در پاورقی‌ها، وجود مقدمه ادبی در ابتدای هر فصل و طراحی کتاب را از جمله نقاط مثبت این مجموعه عنوان کرد و ادامه داد: نقد من به این کتاب در سه محور دقیق نبودن مطالب، وجود تناقض در بیان مطالب و استفاده از منابع مختلف خلاصه می‌شود، البته اگرچه استفاده از منابع حسن است، اما اختلافات سبب می‌شود در صحت بیان و ارائه مطالب تفاوت‌هایی وجود بیاید.
سرمدی با انتقاد از اینکه با در نظر گرفتن محتوای کتاب می‌شد عنوان را «انهدام لشکر گارد ریاست جمهوری عراق در شب چهارم عملیات» انتخاب کرد، خاطرنشان کرد: بررسی نشدن دقیق محدوده مکانی و زمانی حادثه، مشخص نبودن هدف نویسنده از نوشتن، به این معنا که آیا این کتاب خاطره است یا منبعی برای پژوهش؟ پرداخته نشدن به ویژگی و ماهیت عملیات والفجر ۸ و مخصوصاًً شب چهارم عملیات، کم‌رنگ بودن ارائه توضیحاتی درخصوص لشکر گارد عراق و میزان انهدام آن، دقت نداشتن در صحت مطالب و تفاوت میان مطالب ارائه شده از موارد مورد انتقاد است.

* نوشته‌های نویسنده رویکردی ژورنالیستی دارد
«حسن دری» از دیگران منتقدان کتاب «جاده استراتژیک فاو ـ بصره» با اشاره به اینکه برگزاری این جلسه به پیشنهاد نویسنده کتاب برگزار شده، نقد خود را متوجه سرفصل‌ها و اسامی دانست و گفت: هدف و اهمیت کتاب که به گفته نویسنده، توصیف حادثه روز چهارم عملیات والفجر ۸ است به‌خوبی در آن دیده نمی‌شود و بیشتر به ارائه کلیاتی از عملیات والفجر ۸ پرداخته‌ است. همچنین ساختار کتاب و روش تحقیق آقای نیازی هم جای نقد دارد، چراکه مخاطب کتاب باید بداند اصل موضوع چیست تا سردرگم نشود. از سوی دیگر، عناوین،‌ تیترها و سوتیترهای داخل کتاب ارتباطی با موضوعات یاد شده در کتاب ندارد و بیشتر سلیقه‌ای انتخاب شده‌اند. وی با بیان اینکه، نثر کتاب یک نواختنیست و طرح جلد نیز ضعیف است، ادامه داد: احساس می‌کنم که نوشته نویسنده کاملاً شعاری و با رویکردی ژورنالیستی است و برای توضیح برخی رویدادها نیز صفحات زیادی به موضوعی که اهمیت چندانی ندارد، اختصاص داده است.

* برخی انتقادات وارده به کتاب علمی نیستند
نیازی در پاسخ به منتقدان با بیان اینکه انتظار داشتم این جلسه نقد جاندار و ادبی باشد، عنوان کرد: در نقدها عنوان شد که این کتاب یکنواخت به نگارش در نیامده، اما این در حالی است که معتقدم یکنواخت نبودن محتوا جزو افتخارات بنده است و اینکه کتابی با موضوعات تلفیقی نگارش شود، تازگی دارد.
نویسنده کتاب «جاده استراتژیک فاوـ بصره» با بیان این مطلب که برخی انتقادات وارده به کتاب علمی نیستند، افزود: چون برخی انتقادات علمی نیستند، ترجیح می‌دهم از جواب دادن به آنها خودداری کنم. از طرفی اگر به برخی موضوعات بیشتر پرداخته شده به دلیل آن است که مخاطب با رویدادهای عملیات «والفجر ۸» آشنا شود.


روایت میزبانی از یک دوست بی‌نشان
ای دل خبرت هست که مهمان تو کیست؟

دکتراسدالله مرتضایی*

افتتاح نمازخانه «اولیاء اواهون» اداره آموزش و پرورش منطقه ۲ تهران در خرداد ۹۱ برات ما بی‌نوایان و موجب گشوده شدن درهای آسمان به روی‌مان شد تا بخت خندان ما ایجاد یادمان شهدا باشد و با دیدار آن صاحبان کرامت در سفر معنوی روزی بیابیم.
عجیب آنکه، سعی ما برای افتتاح آن «رخ قبله» به جایی نمی‌رسید، تا در سالروز شهادت امام صادق(ع)، سبوی طلب سوی دریای کرمش آوردیم و هنگام تشییع شهدای گمنام درتهران، سلیمان نهان‌مان را غرق قلزم شهیدان ساختیم و سائل کوی آن آینه‌داران هدایت شدیم. بسیار مایل بودیم تا شهیدی از شهدای گمنام، یادمان شهدا را تبرک کند و چراغ روزافروز و آرام دل خسته بی‌آرام ما باشد، اما ما را پرتو نور شهدا نصیب نبود و گوهرهای تابناک به استان‌ها رفتند تا فرّ سعادت آنها باشند.
بیگاه شد و دل از ناله نرهید و فراق. مدتی بگذشت تا در هفته دفاع مقدس، بر آن شدیم، همزمان مراسم یادواره روایت نور و افتتاح یادمان شهدا را با یاد و نام آن خسروان مروت در سوم مهرماه ۹۲ برگزار کنیم.
روز پیش از مراسم (سه‌شنبه دوم مهر) گوش ندایی وام کرد که از بحر کرم شهیدان خبری خوش مژده رحمت خواهد بود. ستاره‌ای از شهدای گمنام که انعام مردم حق‌بین همدان است، هنوز در تهران نورافشانی می‌کند. اگر برنامه شما هنوز برگزار نشده است، می‌توانیم ترتیبی دهیم، میزبان شهیدی۱۹ ساله از عملیات والفجر ۸ باشید، تا همنوایی شما بر نور دل و دیدگان‌تان بیفزاید.
بی‌درنگ درخواست مشتاقانه به ستاد اعلام شد. سرانجام روز چهارشنبه سوم مهر، احوال دل ما به وصل دوست فرخنده شد. ما قطره بودیم و با دوست بی‌نشان دریا شدیم. همه کسانی که محرم روح دلنواز شهید بودند، آمدند. مسئولان، دانش‌آموزان، فرهنگیان، بسیجیان و آحاد مردم و خلاصه همه آن‌هایی که باید می‌آمدند، خود را به میعادگاه رساندند.
دوست بی‌نشان ما، نشانی شد ما را در افتتاح یادمان و باب رحمت الهی در مراسم یادواره روایت نور. تحیر پیشه ما گشت در این سفر روحانی و خدا می‌داند که شهدا چه نیکو خوبی و کرم را بنیاد نهادند.
ظهر روز چهارشنبه دل‌های پر سخن ماندند در فراق دوست به انتظار که دوباره کی به عرش برند ما را.
خدایا چه حکایتی است؟ راز یار یا ناز یار؟ بیش از یک ماه مراسم افتتاحیه یادمان به تأخیر می‌افتد و شهید گمنام نیز به همدان نمی‌رود. آن هنگام که ما اصرار می‌کنیم همه درها بسته می‌ماند. وقتی ما با یاد و نام شهدا برای مراسم قانعیم ناباورانه نسیم بحر کرم شهیدان، دل‌های ما را می‌نوازد و شهیدی افتخار حضور می‌دهد که موجب مرور خاطرات ما غریبان فراق ستارگان والفجر ۸ باشد تا بسوزد دل، رسد وحی القلوب.
ضیافت الهی، با دوست بی‌نشان شروع شد و پایان یافت و ما مانده‌ایم عاجز از درک اسرار حقیقت این حکایت تحیرآور و دلخوش و پرامید به اینکه مراسم یادواره و یادمان شهدا را خدای وهاب قبول فرمود، زیرا شهیدی از تبار حسینیان آن را امضا کرد که گفته‌اند: «ای دل خبرت هست که مهمان تو کیست؟»
این رحمت بی‌منتها حاصل دل‌های پارسای گوهرهایی است که مدت‌ها برای برگزاری چنین محفلی، همه مساعی خود را مخلصانه به کار گرفتند. اگر موجب کشف رازشان نمی‌شد، معروض می‌داشتم که نور ز کجا می‌رسد، اما به حکم وظیفه از همه ارباب معرفت، خاصه بسیجیان بر صدر دل نشسته، سلطان سخن و فضیلت فرهنگیان و جوانان سعادتمند دانش‌آموز، سپاسگزارم که کیوان سعادت ما شدند.
خدای کریم را می‌خوانم که به دعای رهبر صاحب کرامت انقلاب اسلامی جان‌های ما را ز رزق پاک خویش پذیرا سازد و حسن عاقبت و درجات شهدا را به همه ما روزی تفقد فرماید. باشد که باز بینیم دیدار آشنا را.
*مدیر آموزش و پرورش منطقه ۲ تهران


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

به بهانه برگزاری بیست‌وهفتمین جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان
جنگ نرم علیه نسل جدید را جدی بگیریم!

مهدی امیدی

تولیدات رسانه‌ای مخصوص کودکان و نوجوانان، امروز به یکی از عرصه‌های اصلی جنگ نرم علیه جامعه ایرانی تبدیل شده است. جنگی که عرصه‌های گوناگون، متنوع و پرجاذبه‌ای را فراگرفته است؛ از فیلم‌های علمی-تخیلی گرفته تا انیمیشن‌های راهبردی و بازی‌های رایانه‌ای.
کودکان و نوجوانان، آینده‌سازان جوامع هستند و در عین حال، ظرفیت بسیار زیادی برای تأثیرپذیری دارند. از همین رو نیز شرکت‌های سرمایه‌داری و صهیونیستی مغرب زمین سالیانه میلیاردها دلار برای تولید محصولاتی با هدف تخریب ذهنی نسل نورسیده در جوامع انسانی هزینه می‌کنند.
اما متأسفانه در این جنگ، مسئولان فرهنگی و سینمایی ما تقریباً عرصه را خالی کرده‌اند و این تهاجم، یک طرفه شده است. هرچند که هرساله تعدادی انیمیشن و بازی رایانه‌ای با رویکرد اسلامی و انقلابی تولید می‌شود، اما بدون تردید این تعداد را یارای ایستادگی در برابر سیل شتابان و انبوه محصولات آن سوی آب نیست.
این موضوع که دوره کودکی و نوجوانی مقطع بسیار حساسی در زندگی انسان محسوب می‌شود و اگر لطمه‌ای به روح و روان شخص در این مقطع سنی وارد شود، جبران آن بسیار سخت خواهد بود، یک مسئله علمی و اثبات شده است که ارتباط چندانی به اعتقادات ایدئولوژیک و سیاسی ندارد؛ حتی در جوامع لائیک هم تماشای آثار غیراخلاقی و نابودکننده فطرت انسانی برای بچه‌ها توصیه نمی‌شود. این مسئله در جامعه ما بسیار خطیرتر و با اهمیت‌تر است.
نکته مهم این است که امروز، فرزندان ایران زمین سروکار زیادی با آثار بصری غربی دارند. محصور شدن خیل عظیمی از مردم زمانه ما در شهرها و زندگی آپارتمانی از یک سو و گسترش رسانه‌های تصویری از سوی دیگر، سبب شده که فیلم‌ها، کارتون‌ها و بازی‌های رایانه‌ای وارداتی، یار نزدیک و معلم پنهان نسل جدید شود. در چنین وضعیتی، سینمای کودک و نوجوان، نوشدارویی است که اگر به شکل اصیل و گوارا به دست بچه‌ها برسد، می‌تواند مانع بسیاری از ابتلائات فرهنگی و اجتماعی شود.
تولد سینمای کودک و نوجوان، یکی از ارمغان‌های فرهنگی انقلاب اسلامی بود، چراکه تا پیش از این رستاخیز، چیزی به نام سینمای کودک به معنای واقعی کلمه در سینمای ما جریان نداشت. فضای پاکیزه‌ای که نظام مقدس جمهوری اسلامی به عرصه سینمای ما اعطا کرد و به‌ویژه، پیوند میان هنر هفتم و توده مردم در سال‌های ابتدایی انقلاب، زمینه را برای ظهور و بالندگی سینمای کودک مهیا کرد. این درحالی است که از اواسط دهه 70 همچون سایر عرصه‌های سینمای ملی، حال سینمای کودک نیز رو به وخامت نهاد. غلبه دو جریان تجاری و شبه‌روشنفکری بر فضای هنر هفتم کشورمان در 16 سال اخیر، همان‌طور که سینمای دفاع مقدس را به انزوا کشاند، فرزند دیگر فرهنگ انقلاب یعنی سینمای کودک را نیز به ورطه سقوط کشاند، به طوری که در دهه 80 دیگر اثر چندانی از این نوع سینما نماند.
به این ترتیب، سینمای کودک و نوجوان به جسمی رو به موت تبدیل شد که تنها با تزریق بودجه دولتی و با اتکا به جشنواره‌ای که دوره بیست‌وهفتم خود را پشت سر گذاشت، ظاهری زنده یافت. برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان، یکی از راه‌های احیای این هنر مهجور و مظلوم پنداشته می‌شود، اما سایر جشنواره‌های موضوعی تا چه حد به هنر هفتم این دیار کمک کردند که این یکی هم بتواند؟!
این در حالی است که در دوره اخیر جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان هم تعداد بسیار کمی فیلم که مخاطب آن گروه‌های کم سن و سال باشد به نمایش در آمد و بخش زیادی از ویترین آن توسط فیلم‌هایی که صرفاً کودکان یا نوجوانی در داستان آن‌ها حضور دارند، اما در اصل مخاطب‌شان بزرگسال است، پر شد.
موضوع بسیار مهم دیگر درباره سینمای کودک و نوجوان، رویکرد تربیتی آثار است. بچه‌ها بسیار بیشتر از بزرگسالان مجذوب داستان می‌شوند و تخیل‌شان با فضای فیلم درگیر می‌شود. به همین دلیل درباره فیلم‌های کودک و نوجوان حساسیت بیشتر و دقت سخت‌گیرانه‌تری در زمینه مضامین و محتوای آثار لازم است. در جشنواره فیلم کودک و نوجوان باید ملاک، تأثیر اخلاقی فیلم‌ها بر ملاک‌های تکنیکی و ساختی غلبه پیدا کند و اگر فیلمی هم به دلیل ساختارش شایسته تقدیر می‌شود، این ساختار باید در خدمت تعلیم و تربیت باشد.
منظور از تعلیم و تربیت در سینما، پند و اندرز یا سرلوحه قرار دادن نصیحت‌های پیش پا افتاده نیست، یعنی لزوماً فیلم تربیتی به فیلمی نمی‌گویند که آداب درست احوال‌پرسی، سحرخیزی، احترام گذاشتن به دیگران و... را به کودکان دیکته کند. فیلم تربیتی به اثری گفته می‌شود که مخاطب با تماشای آن، به خویشتن خویش باز ‌گردد و «خود» اصیل خودش را که همان فطرت پاک انسانی است باز ‌یابد و جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان تنها زمانی می‌تواند موفق شود که محمل و محفل الگوسازی برای این نوع سینما شود.
در پایان اینکه، سینما اگر قصد مخاطب قرار دادن نسل نونهال را دارد با پیچیدگی‌ها و دشواری‌های فراوانی مواجه است. تنها کسانی توان برقراری ارتباط سالم و پویا با کودکان و نوجوانان را دارند که خود به پالایش روحی دست یافته باشند و فارغ از کینه و غرض، فطرت اولیه خود را از گزند روزمرگی‌های بزرگسالی حفظ کرده باشند. جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان باید محل تجلی و پرورش چنین نگاهی باشد.



به بهانه موفقیت «هولوکاست» در جشنواره پویانمایی بسیج
کارتون‌های سانسور شده
حسین کارگر

«هولوکاست» یکی از موضوعات قابل توجه در سینمای غرب و به‌ویژه هالیوود است. همان طوری که برای جبران فقدان هویت سرزمین آمریکا به وسیله سینما افسانه‌بافی می‌شود، از این وسیله برای رسمیت بخشیدن به رژیم صهیونیستی نیز بهره می‌گیرند که هولوکاست و ماجراهایی مانند کشتار دسته‌جمعی یهودیان در جنگ جهانی دوم هم از موضوعاتی است که به‌طور مکرر در فیلم‌های هالیوودی به آن پرداخته شده است. دو فیلم «فهرست شیندلر» و «پیانیست» از جمله این آثار هستند که در مراسم اسکار هم جوایز متعددی را به خود اختصاص دادند.
اما در عرصه رسانه‌های تصویری ایران، هنوز فعالیتی جدی درباره این افسانه که از آن به عنوان نقطه ضعف رژیم صهیونیستی یاد می‌شود، صورت نگرفته است. تنها حرکت قابل توجه انجام شده در این زمینه، مجموعه انیمیشن‌های هولوکاست است که توسط «مازیار بیژنی» تهیه شده است.
این مجموعه ابتدا در قالب کاریکاتور پدید آمد، اما پس از استقبال گسترده در داخل و خارج، بیژنی تصمیم گرفت که این آثار را در قالب انیمیشن (پویانمایی) نیز خلق کند. در سال 89 بود که تعدادی از این کارتون‌ها در قالب کوتاه (حدوداً یک دقیقه‌ای) به نمایش درآمده و در فضای مجازی منتشر شد. این کارتون‌ها به کارگردانی «مسعودپویا» و با تکنیک دوبعدی طراحی شدند و پس از گذشت سه سال، اکنون به 25 انیمیشن با زمان بین یک تا دو دقیقه رسیده‌اند.
انتشار این آثار در برخی از پایگاه‌های اینترنتی، بازتاب گسترده‌ای در سطح جهان داشت. همان‌طوری که پیش‌بینی می‌شد، اغلب رسانه‌های صهیونیستی از ساخته شدن این کارتون‌ها عصبانی شده و واکنش نشان دادند. نخستین واکنش آنها، سانسور انیمیشن‌های هولوکاست از شبکه اینترنتی یوتیوب بود. اردیبهشت ماه سال 91 بود که «ایهود یعری» تحلیلگر مسائل سیاسی شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی در این خصوص گفت: «ایرانی‌ها با ساخت انیمیشن و منتشر کردن آن در یوتیوب، هولوکاست را انکار کردند. البته با درخواست اسرائیل این فیلم‌ها از یوتیوب حذف شد ... از این رو ایرانی‌ها ناچار شدند این فیلم‌ها را در سایت‌های داخلی منتشر کنند.» در همین حال تلویزیون رژیم صهیونیستی بخشی از این کارتون‌ها را پخش کرد.
بدون تردید، حرکت‌هایی از این دست و به ویژه دست گذاشتن روی مسائلی که به نوعی رگ حیات رژیم صهیونیستی محسوب می‌شوند، می‌تواند عرصه رسانه‌ای کشورمان را در فضای جنگ نرم، فعال‌تر کند. چون معمولاً، تهاجم از سوی غرب است و ما عکس‌العمل نشان می‌دهیم، اما فعالیت‌هایی چون تولید و انتشار مجموعه انیمیشن هولوکاست، می‌تواند وضعیت را معکوس کند، یعنی در چنین مواقعی، ایران در موضع تهاجم قرار گرفته و غربی‌ها و صهیونیست‌ها را مشغول به واکنش می‌کند.


خبرها

لغو جشنواره ضدآمریکایی!
سازمان سینمایی دولت، به بهانه تنش‌زدایی در روابط بین‌الملل، تنها جشنواره ضدآمریکایی سینمای ایران را لغو کرد. برگزاری جشنواره فیلم‌سازان مستقل جهان «افق نو» یکی از اقدامات هوشمندانه مدیریت سینمایی سابق بود. جشنواره‌ای که نوعی پاسخ به اقدامات ضدایرانی جشنواره‌های غربی به حساب می‌آمد و البته مأمنی هم برای هنرمندان آزاده و ضدسلطه محسوب می‌شد، اما مدیریت سینمایی جدید، در یکی از اقدامات حذفی خود، برگزاری جشنواره «افق نو» را لغو کرد! در همین حال، معاون بین‌الملل سازمان بسیج مستضعفین از این اقدام انتقاد کرد و یادآور شد: عدم برگزاری جشنواره «افق نو» به بهانه رفع تنش در روابط ایران و آمریکا دردآور است.«احمد اسفندیاری» در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس در انتقاد به تعطیلی جشنواره افق نو گفت: انتقاد از سیاست‌های جنایتکارانه و ضد بشری آمریکا و صهیونیسم باید ادامه داشته باشد و ایران اسلامی به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با استکبار جهانی پیشتاز برگزاری جشنواره‌‌ها و همایش‌هایی است که اندیشمندان مستقل بتوانند صدای خود را به جهانیان برسانند. وی عنوان کرد: استقبال پرشور فیلم‌سازان مستقل حدود 70 کشور در سال گذشته نشان داد که حرف‌‌ها و انتقاد‌های فراوانی به روش‌های استکباری دولت‌های امپریالیسم وجود دارد که جایی برای بازتاب ندارد و ایران اسلامی بهترین مکان برای انتشار صدای محرومان و مستضعفان جهان است.
نتایج اولین مسابقه کاریکاتور «مذاکره ایران و آمریکا»

آثار برگزیده مسابقه کاریکاتور «مذاکره ایران و آمریکا» اعلام شد. در این مسابقه 217 اثر از نقاط دور دست کشور، متعلق به 93 هنرمند به دبیرخانه این مسابقه ارسال شده است که موضوع مذاکره ایران و آمریکا را از زوایای گوناگون به تصویر کشیده‌اند. اولین مسابقه کاریکاتور خبری «روز کارتون» با موضوع مذاکره ایران و آمریکا، بهمن پارسال توسط پایگاه بین‌المللی کارتون و کاریکاتور مقاومت فراخوان داد که نتایج نهایی این مسابقه به شرح زیر است: نفر اول: علیرضا باقری، نفر دوم (به طور مشترک): امیر دهقان، یوسف رحیمی، نفر سوم (به طور مشترک): محمدرضا ثقفی، امیرحسین ضرغام، شایسته تقدیر: نقی حمیدی، محمود برخورداری، محمد کارگر، افشین قالیجاری، جواد طریقی اکبرپور، شهرام رضایی، سیدمحمدرضا میرشاه ولد، محمدعلی خلجی.


نکته بین

گزارش از آمریکا میسر نشد!
در پی تعطیلی دولت وخیمه! ایالتی ایالات متحده عوامل نکته‌بین سعی کردند تا هر طور شده خود را به آن کشور رسانده و از وضعیت آن کسب اطلاع کنند. در پی این تصمیم گزارشی به دست ما رسید کرد که به این قرار بود:
هنوز تماس تلفنی حسن آقا و باراک‌خان تمام نشده این یارو نتانیاهو بدجوری موش دوونده، به‌طوری که تمام برنامه‌ها را به هم ریخته. ظاهراً باید فقط با مردم و نه دولتمردان آمریکا صحبت کنیم. از بدقولی مسئولان خوب راه و ترابری نگیم بهتره. قرار بود پرواز مستقیم تهران ـ نیویورک راه بیندازن که هنوز راه نیفتاده.
در تلاش بودم تا روادید سفر بگیرم. با این وضعی هم که این روزا آمریکا داره، قبل سفر باید برم پیش دوست و فامیل و رفیقای بازاری، یه کمی کمک براشون جمع کنم با خودم ببرم. بالاخره یه روزی هم اومد که ما اومدیم برای مردم یه کشور با کلاس! کمک جمع کنیم. خسته شدیم از بس برای فلسطین و افغانستان و سومالی و پاکستان کمک جمع کردیم. یکی از رفیقا می‌گفت یه سری از بچه‌ها دارن میرن سومالی اردوی جهادی، منم دارم فکر می‌کنم چه خوب با این وضعیت ما می‌تونیم یکی ـ دو سال دیگه مثلاً بریم نیوجرسی اردوی جهادی!
در همین حین که داشتم فکر می‌کردم، یادم اومد که یکی از فامیلا توی «میامی» زندگی می‌کنه، سریع تلفن رو برداشتم و باهاش تماس گرفتم. از وضعیت پرسیدم، گفتم: مثل اینکه شهرداری و بیمارستان‌ها و پلیس اونجا با این وضعیت بی‌پولی تعطیل شده، درسته؟
گفت: همراهش خالی بندیه. دوباره نشستی پای ماهواره؟!
گفتم نه جون تو، چند ماهه تو ترکم. همین صداوسیمای خودمون می‌گه.
با تعجب گفت صداوسیما؟! من که ندیدم خالی نبند، حنات برام رنگی نداره...
سردبیر نکته‌بین در بررسی‌ها از این گزارش به این نتیجه رسید که:
1 ـ گزارش‌دهنده پیشتر ماهواره می‌دیده
2 ـ گزارش‌دهنده خیالاتی و خیال‌باف است
3 ـ گزارش‌دهنده، اصلاً تماسی با خارج کشور نداشته
4 ـ «میامی» نام شهری است در استان سمنان و...
از این رو متأسفانه با توجه به سوتی این عامل نکته‌بین، تهیه گزارش از وضعیت آن کشور دور میسر نشد.
کاتب‌القضایا: نکته‌بین


گزیده مطالب

بصیرت‌زایی اصلی مهم در رويارويي با نقشه‌هاي دشمن
يكي از موضوعاتي كه رهبرحكيم و فرزانه انقلاب اسلامي با روشن‌بینی الهی خویش همواره به ويژه طي سال‌هاي اخیر در بيشتر فرمايشات‌شان به‌طور جدي بر آن تأكيد داشته‌اند، بحث بصیرت است.
در گام نخست در بررسی مفهوم بصیرت این چنین می‌توان عنوان کرد که بصیرت یعنی داشتن آگاهی همه‌جانبه و ژرف‌ به امور؛ فریب ظواهر امر را نخوردن و مشاهده‌ سرانجام کار پیش از اقدام به آن. این یک تعریف کلی از بصیرت است. وقتی بصیرت در زمینه‌های مختلف اعمال شود، انسان را در همان مورد راهنمایی و ارشاد می‌کند؛ همچنان‌ که امیرالمؤمنین(ع) سرّ موفقیت در همه‌ زمینه‌ها را داشتن بصیرت می‌داند. به عبارت دیگر، مقصود امیرالمؤمنین(ع) از عبارت «لا یَحْمِلَ هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ» كه در جنگ صفین مطرح کردند، خطاب به عده‌ای از افراد سپاه بود که از جنگیدن با مسلمانان اِبا داشتند. برای آن‌ها بسیار سنگین بود كه با مسلمانان بجنگند، زیرا مشاهده می‌كردند كه آن‌ها نیز نماز و قرآن می‌خوانند و دعوت به حق می‌كنند. لذا امیرالمؤمنین(ع) در خطبه‌ 173 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «وَ قَد فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ اَهْلِ الْقِبْلَه»؛ درِ جنگ میان شما و اهل قبله ـ كسانی كه رو به قبله نماز می‌خوانند ـ یعنی مسلمان‌ها باز شده است. «لا یَحْمِلَ هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ»؛ این پرچم را تنها كسانی می‌توانند بر دوش بگیرند كه اهل بینش، پایداری و آگاه به مواضع حق باشند، یعنی اگر كسی به ظاهر مسلمان باشد و ادعای مسلمانی بكند،‌ نماز بخواند، قرآن بخواند و... دلیل نمی‌شود كه با او نجنگند.
«اَهْلُ الْبَصَرِ»؛ یعنی كسانی كه بینش عمیق نسبت به مسئله دارند و به ظاهر امر توجه نمی‌كنند. «وَ الْصَّبْرِ»؛ یعنی افرادی كه در مقابل فتنه‌ها و مسائل و مشكلاتی كه پیش می‌آید پایداری می‌ورزند. «وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ»؛ دانش داشتن، آگاهی به مواضع حق. از این جهت خطاب به افراد سپاه خودش كه در جنگیدن با مسلمان‌ها شك داشتند، دستور می‌دهد كه برطبق این معیارها باید با آنها جنگید.
بر همین اساس شاید بتوان گفت داشتن بصیرت در تاریخ اسلام و ایران به‌عنوان یکی از سرنوشت‌سازترین خصوصیات افراد محسوب می‌شده است که به کرات نداشتن آن سبب گمراهی و بدنامی و داشتنش سبب مجد و سربلندی و موفقیت بوده است. باید از تاریخ درس گرفت، چرا که یکی از بارزترین بی‌بصیرتی‌هاي مردم و خواص در جنگ صفین روی داد. زمانی که سپاه معاویه به نماز جماعت ایستاد و در کشاکش جنگ، قرآن بر سر نیزه‌ها زد و عده‌ای بی‌بصیرت در آتش فتنه، حق و باطل را تشخیص ندادند و در ادامه نیز خواص دیندار بی‌بصیرتی چون ابوموسی اشعری که پیش از آغاز جنگ صفین فتوا داد که جنگ مسلمان با مسلمان حرام است و در جریان حکمیت، فریب نیرنگ عمروعاص را خورده و صلحی آنگونه را پذیرفتند که همه به این دلیل بود که دیندار بی‌بصیرت بودند! اما فاجعه‌بارترین بی‌بصیرتی در تاریخ اسلام در جریان واقعه عاشورا روی داد. جایی که نوه رسول خدا(ص) را خارجی خواندند و در مقابلش لشکرکشی کردند، مردم نیز مجدد فریب نماز جماعت و روزه مشتی ظالم را خوردند و شمشیر بر امام حسین(ع) کشیدند. در همین راستا یکی از ملموس‌ترین بی‌بصیرتی‌ها در خواص و برخی از مردم نیز در جریان اغتشاشات پس از انتخابات88 ایران رقم خورد. جایی که برخی از خواص نیز سر در گریبان خویش فرو برده، دم بر نیاوردند و با سکوت خود شعله‌هاي نادانی و غبار فتنه را دو چندان کردند. از این‌رو در چنین اوضاع و احوالی امام خامنه‌اي(مدظله‌العالی) فریاد «این عمار؟» را سر داد.
در همین راستا با توجه به اینکه اصل بصیرت‌زایی فهم و درک عمیق برای تشخیص حق از باطل و انتخاب راه درست از غلط را می‌تواند ایجاد کند از مهم‌ترین دستاودهای بصیرت‌زیی که به‌عنوان یک رویکرد در برابر طرح و نقشه ای دشمن مثمر ثمر است به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:
- شفاف‌سازی و ابهام‌زدایی
- شناخت حق از باطل ـ شناخت مهاجم از مدافع
- دفع غبارآلودی فضای فتنه
- موضع‌گیری بجا، توجیه درست و هدایت سیاسی
- استقامت در راه حق و ولایت
- توانایی تصمیم‌گیری در بحران­ها
- پیش‌بینی آینده (آینده‌پژوهی)
- حل مشکلات
علی قاسمی حسین بابايي


روى خط

آمریکا تغییر نکرده ولی بعضی‌ها خیلی تغییر کرده‌اند!
... 09192410/ به نظر شما 13 آبان و 22 بهمن چه شعاری بدهیم؟ یعنی بگیم مرگ بر آمریکا؟
صبح صادق: چرا که نه! آمریکا که تغییری نکرده، ولی بعضی‌ها در داخل حسابی تغییر کرده‌اند!
... 09362580/ جان کلام را امام(ره) گفتند که، آمریکا شیطان بزرگ است. با شیطان که دشمن انسان است کسی توافق نمی‌کند و کنار نمی‌آید، مگر شیطان‌پرستان. با سپاس/ نایینی.
... 09174830/ صبح‌صادق پل ارتباطی ما و مسئولان است، انتظار داریم بیشتر مشکلات ما را چاپ کنید.
... 09158880/ بازنشسته‌ها دلخوشی‌شان به مطالب این هفته‌نامه بود، ولی متأسفانه جدیداً هر سه هفته یک‌با‌ر برای‌مان می‌آید. امکانات از طریق اینترنت هم برای همه، فراهم نیست. لطفاً تیراژ آن را زیاد کنید تا به همه برسد. / قاسم رضامرادی از شیروان
... 09191410/ پیشنهاد می‌کنم به جای استفاده از آیات قرآنی در هفته‌نامه، از معانی آیات استفاده شود چون ممکن است کسی که مطالعه می‌کند، بدون وضو دستش به آیات برخورد کند./ قادر احمدی از زنجان
صبح‌صادق: بر اساس فتاوای مراجع عظام، خواننده روزنامه در این قبال مسئولیت دارد و ترجمه آیات نیز بدون وضو، قابل دست زدن نیست.
... 09127590/ صبح‌صادق اصلاً وزين و دلچسب نيست، آن را تقويت كنيد.
صبح‌صادق: ممنون از نظر صریح‌تان.
... 09355640/ طراحى جديد پایگاه صبح‌صادق نسبت به قبل بسيار مناسب‌تر است، خصوصاً اينکه کليه صفحات با هم و در زمان کمتري دانلود مى‌شود. / اخوان از مشهد مقدس
... 09356700/برای گرفتن اشتراک هفته‌نامه چه کنیم؟
صبح‌صادق: اشتراک نداریم. به پایگاه اینترنتی هفته‌نامه مراجعه کنید.
... 09357990/لطفاً اين سوال را از مسئولان مربوطه داشته باشيد که چرا بین دو قشر رسمي رسته نظامي و کارمند اين همه اختلاف از نظر امتياز و خدمات وجود دارد.
... 09189310/حالا که داره رابطه‌مون با آمریکا خوب می‌شه، اقتصادش و دولتش تعطیل شده و حتماً از فردا باید خرج مردم مظلوم و ستمدیده آمریکا رو هم ما بدیم!


کتیبه سبز

بابا داده‌ها...
(تقدیم به فرزندان شهدا)
دل نمي‌بندند بر تكرار سرد جاده‌ها
آسمان تنگ است در چشم كبوتر زاده‌ها
مردها رفتند و سر دادند و يك عده هنوز
گوشه‌اي سرگرم تزويرند بر سجاده‌ها
پاره شد با دست مردان بندها، زنجيرها
وا نشد از گردن نامردها قلاده‌ها
مردها رفتند و بعد از اين به زير پاي توست
خاك گرم جبهه‌ها و خاك گرم جاده‌ها
جام خون نوشيده‌اي حاشا كه سرمستت كند
زرق و برق جام‌ها و هاي و هوي باده‌ها
درك تو كار من و اين بيت‌هاي ساده نيست
درد را اي مرد! مي‌فهمند بابا داده‌ها
***
هرگز پشيمان نيستيم

انقلابي مانده‌ايم و اهل كتمان نيستيم
از مسير آمده هرگز پشيمان نيستيم
درد داريم و به درد خويش مي‌باليم ما
درد دين داريم، پس محتاج درمان نيستيم
ما بيابان در بيابان راه را طي كرده‌ايم
بيمناك از سرگرداني‌هاي توفان نيستيم
گرد و خاك فتنه برخيزد اگر، ما را چه باك؟!
بي‌نصيب از همت باران و ياران نيستيم
جمع ما جمع است، ما جمعيت آيينه‌ايم
شكر حق در كثرت دوران پريشان نيستيم
روز اول با امام عشق عهدي بسته‌ايم
اهل كوتاه آمدن از عهد و پيمان نيستيم
گفتمان انقلاب آيينه افكار ماست
تا ابد جز در خط پير خراسان نيستيم
سيدمحمدمهدي شفيعي


حسن ختام

 عشق پر و بال خواهد گشود...
از عمق ناپیدای مظلومیت ما صدایی آمدنت را وعده می‌داد، صدا را عدل خداوندی صلابت می‌بخشید و مهر ربانی گرما می‌داد و ما هر چه استقامت، از این صدا گرفتیم و هرچه تحمل از این نوا دریافتیم، در زیر سهمگین‌ترین پنجه‌های شکنجه تاب می‌آوردیم که شکنج زلف تو را می‌دیدیم.
سنگینی بار انتظار بر پشت ما سنگینی یکی ـ دو سال نیست، سنگینی یک قرن و دو قرن نیست، حتی از تودیع یازدهمین خورشید نیست، تاریخ انتظار و شکیبایی ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است، بر می‌گردد.
به آن تیرها که از کمان قساوت برخاست و بر گلوی مظلومیت نشست، به آن سم اسب‌های کفر که ابدان مظهر توحید را مشبک کرد، به آن جنایتی که دست و پای مردانگی را برید، از آن زمان تا کنون ما به لحظه سرآمدن انتظار زنده‌ایم؛ انتظار ظهور منتقم خون حسین(ع).
تاریخ استقامت ما از آن زمان هم دورتر می‌رود، از عاشورا می‌گذرد و به بعثت پیامبر اکرم(ص) می‌رسد، هم او در مقابل همه جهل‌ و ظلم و کفر و شرک و عناد و فسادی که جهان آن زمان را پوشانده بود، وعده ‌فرمود که کسی خواهد آمد، نامش نام من، کنیه‌اش کنیه من، لقبش لقب من، دوازدهمین وصی من خواهد بود و جهان را از توحید و عدل و عشق و داد پر خواهد کرد، اما تاریخ صبر ما به دورترها بر می‌گردد؛ به مظلومیت و تنهایی عیسی(ع)، به غربت موسی(ع)، به استقامت نوح(ع) و از همه اینها گذر می‌کند تا به مظلومیت هابیل می‌رسد، انتظار و بردباری ما را وسعتی است از عهد هابیل تا کنون...
و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان(عج)، آری! و در آن زمان، هستی حیات خواهد یافت، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگ‌های خشکیده عالم خون تازه خواهد دوید، پشت هیولای ظلم و جهل با خاک انس جاودان خواهد گرفت، شیطان خلع سلاح خواهد شد، انسان بر مرکب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد کرد.