بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

شعله خشم مقدس مردم با هیاهو خاموش نمی‌شود
سفر دکتر روحانی به نیویورک و شرکت و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل با ادبیات خاص در نوع خود یک تحول محسوب می‌شود. واکنش‌های جهانی به سخنرانی دکتر روحانی و برخی اتفاقات در داخل کشور از آثار این تحول است. ویژگی کلی سخنرانی دکتر روحانی بازتاب دقیق اصول و مواضع نظام درباره مهم‌ترین مسائل جهانی و مسائل مربوط به ایران بود. برخورد با این ویژگی در خارج و داخل متفاوت بود. در خارج آن را تکرار مواضع اصولی ایران با ادبیات جدید دانستند و به سبب همین ادبیات با اینکه در بردارنده موارد اصولی نظام بود در کل از آن استقبال کردند، اما در داخل عده‌ای تلاش کردند در سایه این سخنرانی و اتفاقات حاشیه‌ای آن سررشته امور ایران و آمریکا را از اختیار مسئولان و صاحب‌نظران متعهد و انقلابی خارج کنند و آن را به توفان احساسات و هیجاناتی بسپارند که خود آن را ایجاد کرده بودند و منافع ملی نظام را نیز تهدید می‌کند.
انباشت خصومت ایران و آمریکا طی دهه‌های متوالی شکل گرفته و عامل اصلی آن هم خوی استکباری و سلطه‌گری شیطان بزرگ و تسلیم نشدن ملت مسلمان و انقلابی ایران در برابر آن بوده است. مقامات آمریکایی در طول چند دهه گذشته هیچ‌گاه نخواستند رفتارشان را تغییر دهند و اگر در موارد اندکی هم از خود میل به تغییر زبانی نشان داده‌اند، دیر پا نبوده و غالباً هم برای فریب بوده و بلافاصله هم در پی آن رفتاری خصمانه‌تر از گذشته نشان دادند. آمریکایی‌ها در تمام توطئه‌های پس از انقلاب علیه نظام اسلامی نقش اصلی را داشته‌اند و ماهیت استکباری و زورمداری آنها برای ملت ایران کاملاً شناخته شده است و هر ایرانی در هر نقطه ایران پهناور برای دشمنی با شیطان بزرگ استدلال‌های منطقی و کافی دارد. تا زمانی که ایرانی‌ها دگرگونی‌ بنیادی در نیات و رفتار آمریکایی‌ها را باور نکنند، آمریکایی‌ها نباید منتظر عادی شدن روابط باشند. آمریکا با نشان دادن صداقت و تغییر رفتار باید اثبات‌ کنند که تغییر کرده‌اند. مسائل اختلافی میان ایران و آمریکا و راه‌های اصلی حل آن کاملاً روشن و ‌بیّن است. با این حال در این میان افراد و گروه‌هایی با سوءاستفاده از سفر دکتر روحانی به نیویورک و مواضع وی و نیز دیدار کری و ظریف وزرای خارجه آمریکا و ایران چند روزی است به شدت تلاش می‌کنند با راه‌انداختن جاروجنجال تبلیغاتی فضای کلی کشور را که درباره موضوع آمریکا از گذشته تا حال عقلانی و منطقی شکل گرفته و به خشم و کینه‌ای مقدس و از هر جهت قابل دفاع تبدیل شده دستخوش هیجان و احساسات کنند. به زعم این افراد و گروه‌ها که تأمین منافع‌شان را در رابطه با آمریکا می‌بینند، وضعیت پیش‌آمده فرصتی تاریخی است که احتمال تکرار آن بعید به‌نظر می‌رسد، از این رو با اعتقاد به اینکه با استفاده از این فرصت و تحریک و تشویق افکار عمومی به بحث مذاکره با آمریکا، می‌توانند مقاومت شکست‌ناپذیر چند سال گذشته نظام در برابر آمریکا را بشکنند، به اشکال مختلف از مذاکره با آمریکا و فواید آن دم می‌زنند و این در حالی است که غیبت صاحب‌نظران انقلابی و متعهد در عرصه تبیین و تحلیل وضع موجود و بدتر از آن همراهی ناخواسته برخی که از آنها انتظار نمی‌رود، مشتاقان و خودباختگان رابطه با آمریکا را ترکتاز میدانی کرده است که سرنوشت منافع ملی در آن رقم می‌خورد. در این میان اتفاق مبارکی که پرده تزویر را از چهره اوباما کنار زد و بساط عیش کسانی را که در داخل به هر نحو تلاش می‌کردند شعله‌های خشم مقدس مردم علیه آمریکا را خاموش و سرد کنند، به هم زد، تهدید مجدد اوباما علیه ایران در دیدار با نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بود. این اتفاق نشان داد که آمریکا قابل اعتماد نیست و برای بر هم زدن وضع موجود باید با احتیاط کامل رفتار کرد و مردم همچنان باید خشم و کینه‌شان علیه آمریکا را حفظ کنند و فریب هیاهوی واداده‌ها و سست‌عنصرها را نخورند و هدایت کار در دست کسانی باشد که منافع ملی را در تطبیق با اصول خوب تشخیص دهند و دغدغه آن را داشته باشند.
رضا گرمابدری


یادداشت
دكتر یدالله جوانی

آمریکا و تهدیدات غیرمعتبر
باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پس از سخنرانی به ظاهر معتدل در شصت‌و‌هشتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، در پی دیدار با نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، بار دیگر ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد. تهدید جمهوری اسلامی به استفاده از گزینه نظامی از سوی اوباما، تکرار تهدیداتی است که طی چندین سال گذشته، هر از چندی بر زبان مقامات آمریکایی علیه ایران جاری شده است. در این‌خصوص پاسخ به دو پرسش ضروری است: ۱ـ چرا تهدید؟ ۲ـ آیا تهدیدات آمریکا علیه جمهوری اسلامی معتبر است؟
در پاسخ به پرسش اول باید گفت، آمریکایی‌ها حرکت رو به جلو و عزت‌آفرین ملت ایران با هدف آرمانی بنای تمدن اسلامی را با منافع حیاتی و راهبردی خود ناسازگار می‌دانند و بر همین اساس مصمم به متوقف ساختن حرکت ملت ایران هستند. تمامی توطئه‌ها و فشارهای دولت آمریکا و متحدانش علیه ایران طی ۳۴ سال گذشته در همین چارچوب قابل تحلیل است. موضوعاتی چون حقوق بشر، صلح در غرب آسیا(خاورمیانه)، تروریسم و هسته‌ای، بهانه‌هایی برای اعمال فشارها و توجیه توطئه‌ها علیه کشورمان است. آمریکایی‌ها طی ۱۰ سال اخیر فشارهای سنگین اقتصادی را با کمک متحدان غربی خود در قالب تحریم‌ها، علیه ایران وارد آورده، لکن نه‌تنها به اهداف خود نرسیده‌اند، بلکه اکنون یک ایران هسته‌ای و مقتدر را در برابر خود مشاهده می‌کنند. فعالیت‌های هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر، بهانه فشارها علیه جمهوری اسلامی بوده است. تصور آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در این سال‌ها، این‌گونه بوده که برای مؤثر واقع شدن تحریم‌ها باید از چاشنی گزینه نظامی در قالب «تهدید معتبر» استفاده شود.
بنیامین نتانیاهو، حدود دو سال پیش در دانشگاهی در آمریکا گفت: عقیده دارد بدون قرار داشتن یک «تهدید معتبر نظامی» کنار گزینه‌هایی مانند تحریم، مذاکره و عملیات اطلاعاتی، امکان ایجاد تغییر در محاسبات ایران نسبت به برنامه هسته‌ای‌اش وجود ندارد.
این ادبیات نتانیاهو طی سال‌های اخیر بارها و بارها تکرار شده است. وی در اسفند سال ۹۱ با صراحت گفت برای بازداشتن ایران از سلاح هسته‌ای، یک «تهدید نظامی روشن و معتبر» مورد نیاز است. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، همین جملات را در دیدار هفته گذشته خود با باراک اوباما و همچنین در سخنرانی‌اش در سازمان ملل تکرار کرد.
آنچه در مقطع کنونی تعجب‌برانگیز شد، تکرار ادبیات تهدید از سوی اوباما، آن هم پس از دیدار دو جانبه کری و ظریف، وزرای خارجه ایران و آمریکا و همچنین گفت‌وگوی تلفنی اوباما با روحانی بود. شاید سخنان صریح «ایهود باراک» وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی، چرایی این رویکرد اوباما مبنی بر بقای گزینه نظامی بر روی میز آمریکا را توضیح دهد. باراک در روز ۲۰ مرداد سال جاری در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان، با اشاره به مذاکرات روحانی و سه وزیر خارجه اروپایی در اکتبر ۲۰۰۳ پس از حمله آمریکا به عراق، می‌گوید: «همه می‌گویند که حسن روحانی رئیس‌جمهور جدید ایران، مسئول کند شدن حرکت ایران به سمت تسلیحات هسته‌ای در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ است. نکته مهمی که باید مد نظر داشت این است که او چرا این کار را انجام داد؟ ایران فقط یک بار این کار را انجام داد. باید پرسید چرا این کار انجام شد؟ ایران زمانی این کار را انجام داد که آمریکا به افغانستان و عراق حمله کرده بود و این نگرش به‌وجود آمده بود که احتمال دارد هدف بعدی حمله آمریکا، ایران باشد. فقط این شرایط ایران را مجاب کرد تا حرکت هسته‌ای‌اش را کند کند.»
ایهود باراک با چنین استدلالی می‌گوید: «اکنون هم برای وادار کردن او (دکتر روحانی) به سازش باید یک تهدید معتبر نظامی علیه ایران ایجاد کرد»!
بنابراین آمریکایی‌ها تحت تأثیر لابی صهیونیزم، تلاش می‌کنند برای اثربخش کردن تحریم‌ها و به‌نتیجه رساندن راهبرد فشار ـ مذاکره، یک تهدید نظامی معتبر علیه جمهوری اسلامی ایجاد کنند.
و اما پاسخ پرسش دوم؛ آیا تهدیدات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران معتبر است؟
به عنوان یک کارشناس مسائل سیاسی ـ نظامی از یک طرف و به عنوان یک پاسدار انقلاب اسلامی و سرباز تحت امر ولایت از طرف دیگر، معتقدم تهدیدات نظامی آمریکایی‌ها طی ۳۴ سال گذشته علیه ملت ایران، همواره فاقد اعتبار بوده است. کسانی که به‌دنبال ایجاد یک تهدید معتبر نظامی علیه جمهوری اسلامی هستند، مردم ایران، رهبران انقلابی ایران، پاسداران، بسیجیان و ارتشی‌های جان‌برکف تحت امر فرماندهی معظم کل قوا، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) را نشناخته‌اند. آری، آنان هنوز با معنویت ملت ایران و قدرت ایمان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بیگانه‌اند. برای اینکه آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و دیگر هم‌پیمانان آنان، بدانند که هرگز قادر به ایجاد یک تهدید معتبر نظامی علیه جمهوری اسلامی نخواهند بود، یادآوری می‌شود:
۱ـ ملت ایران پیروی از مکتب آن رهبری می‌کند که فرمودند: «ما آمریکا را زیر پا له می‌کنیم.» و «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»
۲ـ ملت ایران از رهبری برخوردار است که فرمودند: «اگر رژیم صهیونیستی دست از پا خطا کند، تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم.»
۳ـ گزاره‌های اول و دوم، در عمق جان آحاد ملت بزرگ ایران جای گرفته و به یک باور نهادینه شده تبدیل شده است. این باور ریشه در منطق اسلام و آموزه‌های دینی دارد، زیرا خداوند قادر متعال فرموده است:‌«ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» (آل‌عمران / ۱۳۹) سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید اگر ایمان داشته باشید. ملت ایران در دوران دفاع مقدس، صدق وعده‌های الهی را با تمام وجود تجربه و درک کرد.
۴ـ رفتار هسته‌ای ایران طی سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ (که جناب آقای دکتر روحانی مسئولیت پرونده هسته‌ای را برعهده داشت) نه به‌دلیل تهدیدات معتبر آمریکا، بلکه با هدف شفاف‌سازی، رفع ابهامات و اعتماد‌آفرینی شکل گرفت. آنگاه که مشخص شد اروپایی‌ها با بهانه‌گیری به‌دنبال توقف کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران هستند، رفتار هسته‌ای ایران نیز تغییر کرد.
۵ـ آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق، آنچنان دچار شکست نظامی شده‌اند که اوباما برای تهدید سوریه به اقدام نظامی، به ناچار جنگ را دو سه روزه و در حد استفاده از نیروی هوایی و موشکی اعلام کرد!
۶ـ رژیم صهیونیستی قدرت جدید و نوظهور مقاومت اسلامی را طی جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه درک کرد.
۷ـ آمریکایی‌ها با تهدید نظامی سوریه و تلاش برای شکل‌دهی به یک جنگ برق‌آسای دو ـ سه روزه، درصدد بودند تا در سطح راهبردی به تعبیر خودشان، یک «تهدید معتبر نظامی» برای دیگران (ایران) ایجاد کنند! اما همگان مشاهده کردند که آمریکایی‌ها چگونه در تنگنا قرار گرفتند و برای گریز از یک جنگ ناخواسته خسارت‌بار برای غرب، رژیم صهیونیستی و به‌ویژه ملت آمریکا، از تهدیدات خود عقب‌نشینی کردند.
۸ـ در کنار قدرت ایمان و عزم و اراده سترگ ملت ایران برای ایستادگی و مقابله با هر متجاوزی و از جمله آمریکایی‌ها، نیروهای مسلح این ملت در اوج آمادگی‌های دفاعی قرار دارند. بنابراین بهتر است هر گاه مقامات آمریکایی، اروپایی و یا صهیونیست‌ها می‌خواهند از ادبیات تهدید علیه جمهوری اسلامی استفاده کنندTahoma" size="2" color="#008000">
هفتمین مراسم مشترك دانش‌آموختگی، تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران، با حضور حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای فرمانده كل قوا، در دانشگاه هوایی شهید ستاری برگزار شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان مراسم، با حضور در محل یادمان شهدای ارتش و قرائت فاتحه، علو درجات شهدا را مسئلت كردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در سخنانی در این مراسم، ورود به سِلك نیروهای مسلحِ شجاع و نام‌آور جمهوری اسلامی ایران را، برای جوانان تازه‌وارد، افتخارآمیز دانستند و با اشاره به لزوم تقویت آمادگی‌ها و استحكام دفاعی نیروهای مسلح در كنار تقویت ساخت درونی نظام اسلامی و وحدت ملی، تأکید كردند: ما از تحرك دیپلماسی دولت از جمله سفر نیویورك حمایت می‌‌‌كنیم زیرا به دولت خدمت‌گزار اعتماد داریم و به آن خوشبین هستیم، اما برخی از آنچه كه در سفر نیویورك پیش آمد، بجا نبود؛ چون ما دولت آمریكا را غیرقابل اعتماد، خودبرتربین، غیرمنطقی و عهدشكن می‌‌‌دانیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: ما به مسئولان خودمان اعتماد داریم و از آنها می‌‌‌خواهیم با دقت و با ملاحظه همه جوانب، گام‌ها را محكم بردارند و منافع ملی را به فراموشی نسپارند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر استحكام ساخت درونی نظام اسلامی، خاطرنشان كردند: عناصر اصلی كه از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی، حافظ این انقلاب و ملت ایران و مایه پیشرفت بودند، توجه به آرمان‌های والای نظام اسلامی و توجه به عزت ملی بوده است، بنابراین وظیفه همه مسئولان و آحاد ملت، دفاع از عزت و هویت ملی است.
ایشان با اشاره به بدبینی و بی‌اعتمادی نظام اسلامی به آمریكا، دولت آمریكا را دولتی در پنجه صهیونیست‌ها خواندند و گفتند: دولت آمریكا در واقع در جهت منافع صهیونیست‌ها حركت می‌‌‌كند و از همه دنیا باج می‌‌‌گیرد و به رژیم صهیونیستی باج می‌‌‌دهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینكه ملت ایران هیچ‌گاه تهدید برای هیچ كشوری نیست، اما استحكام نیروهای مسلح را مهم‌ترین عامل برای حفظ امنیت نظام اسلامی می‌‌‌داند، افزودند: نیروهای مسلح اعم از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی باید حصار مستحكمی در مقابل توطئه‌های دشمنان باشند.
فرمانده كل قوا با اشاره به تهدیدهای مكرر و مشمئزكننده دشمنان ملت ایران تأکید كردند: همه كسانی كه عادت به تهدید زبانی ایران كرده‌اند، بدانند، پاسخ ما به هرگونه شرارتی بر ضد ملت ایران، پاسخی جدی و سخت خواهد بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: ملت ایران، هم سرسختی خود را در راه دفاع از آرمان‌ها و منافع خود نشان داده و هم میل و رغبت خود به سلامت و صلح و همزیستی را؛ زیرا این دو، در كنار یكدیگر هستند.
ایشان در پایان از رشادت‌ها و جانفشانی‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه نیروی هوایی، در هشت سال دفاع مقدس تجلیل کردند و یاد و خاطره شهدای گرانقدر دفاع مقدس از جمله شهیدان بابایی و ستاری را گرامی داشتند.


ناگفته‌هایی از تلاش‌های برخی از عناصر دیپلماتیک در معرفی نادرست انقلاب اسلامی
رئیس خانه فرهنگ ایران در لاهور ناگفته‌هایی از تلاش‌های برخی از عناصر دیپلماتیک و فرهنگی در معرفی نادرست انقلاب اسلامی و امام و رهبری بیان کرد و گفت: خوب به خاطر می‌آورم که ایرانی‌ها جلساتی را در پاکستان درباره اشعار و وجه ادبی امام خمینی(ره) برگزار کرده بودند و خود پاکستانی‌ها بلند شدند و به این جلسات اعتراض کردند و گفتند امام(ره) فقط شاعر نبوده است. امام برای ما یک مرجع عالی‌قدر دینی و یک رهبر است، چرا اندیشه‌های یک فقیه، عارف، یک آدم استکبارستیز راهگشا، یک فیلسوف و مفسر را محدود می‌کنید؟ چرا نمی‌گویید که این اندیشه‌ها می‌‌‌تواند راهگشای مردم پاکستان از چنگال استکبار باشد؟ اینکه فقط به اشعار امام(ره) به عنوان شاعر بپردازید، جفایی در شخصیت ایشان است. خیلی جالب است که قبل از اینکه حوزه ستادی و مدیریتی که موضوعات کار فرهنگی بین‌المللی ایران را رصد می‌کنند، اعتراضی کنند، اعتراض به معرفی امام(ره) به عنوان فقط یک شاعر، اول از سوی خود مردم پاکستان صورت گرفت.
سعید معزالدین، رئیس خانه فرهنگ ایران در لاهور، با اشاره به علاقه مردم پاکستان به رهبری انقلاب اسلامی به خاطره‌ای اشاره کرد که عمق این علاقه را به‌خوبی نشان می‌‌‌دهد. وی گفت: دوست دارم به مورد خاصی اشاره کنم که تا به حال جایی نگفته‌ام. در سفری که رئیس‌جمهور وقت ایران، آقای خاتمی، به پاکستان داشتند، برخی افراد، تحت‌تأثیر القائات و جوگیر شدن‌های عناصر افراطی، سعی در کانالیزه کردن روند استقبال و رفت‌وآمد‌های رئیس‌جمهور به شهرهای لاهور و اسلام‌آباد داشتند. البته ما قراردادها را می‌‌‌دانستیم و می‌دانستیم که جدولی تهیه می‌‌‌شود که همه موارد باید از لحاظ امنیتی و ایمنی هماهنگ باشد، اما آنها به بهانه این موارد سعی در کانالیزه کردن سفر و استقبال عمومی داشتند و سعی می‌کردند که مردم پاکستان را مدیریت کنند که به چه نحوی استقبال کنند. عمده تلاش‌شان هم این بود که سعی شود در مراسم استقبال، تصاویر و پوسترهای رهبری دیده نشود. راه‌شان هم این بود که تصاویر رهبری به صورت بنر و پوسترهای تبلیغاتی در اختیار مردم قرار نگیرد تا اثری از آن در استقبال نباشد.
اما مردم پاکستان به‌گونه‌ای با این قضیه برخورد کردند که معادلات مسائل کاملاً به هم ریخت. ما آن زمان در خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران بودیم. روز استقبال که رسید، واقعاً شگفت‌زده شدیم. همه خیال می‌کردیم حالا که تصاویری از رهبری از طرف نهادها و خانه‌ فرهنگ‌های ایران در اختیار مردم پاکستان گذاشته نشده است، تصویری از ایشان در استقبال نمی‌بینیم. اما روز استقبال با پاکستانی‌هایی مواجه شدیم که تصاویر بسیاری از امام(ره) و مقام معظم رهبری، تصاویری که متعلق به نهادهای ایرانی نبود؛ از خانه‌های‌شان بیرون آورده بودند. خودشان از خانه‌های‌شان عکس آورده بودند. این ماجرا معلوم کرد که آنها اصلاً نیازی به ما ندارند. خودشان در خانه‌های‌شان آن‌قدر تصویر از رهبری دارند که اصلاً پوسترهای ما را نمی‌خواهند و به این ترتیب آن روند کانالیزه کردن استقبال کاملاً شکست خورد توسط خود مردم پاکستان. دوستان خیال می‌کردند اگر کنترل کنند و به دست مردم پاکستان چیزی نرسانند، دیگر خبری نمی‌شود.
در همان مراسم، استاندار پنجاب نیز در سخنرانی خود به نقش امام خمینی و رهبری معظم در استحکام و گسترش روابط دوستانه و برادرانه دو ملت ایران و پاکستان تصریح کرد درحالی که این اقدام او خوشایند برخی افراد نبود.


انتصاب حجت‌الاسلام حسینی همدانی به عنوان نماینده ولی‌فقیه در استان البرز و امام جمعه كرج
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در حكمی حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سیدمحمدمهدی حسینی همدانی را به عنوان نماینده ولی‌فقیه در استان البرز و امام جمعه كرج منصوب كردند.
متن حكم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت‌الاسلام آقای حاج سیدمحمّدمهدی حسینی همدانی (دامت افاضاته)
با تقدیر و تشكر از جناب حجت‌الاسلام آقای كازرونی كه خدمات با ارزشی در سال‌های تصدی امامت جمعه در كرج انجام داده‌اند و با توجه به انصراف ایشان، جنابعالی را به امامت جمعه‌ آن شهر و نمایندگی خود در استان البرز منصوب می‌كنم.
صلاحیت‌های علمی و دینی شما به توفیق و هدایت الهی باید بتواند كانون گرم و پر شوری از علم و معرفت دینی و سلوك و تلاش انقلابی، در مخاطبان به‌ویژه نسل جوان و آگاه در آن شهر و استان مهم، پدید آورد ان‌شاءالله. سلام و دعای صمیمی خود را به آن مردم مؤمن و وفادار تقدیم می‌كنم و بركات الهی از خداوند برای همه‌ شما مسئلت می‌نمایم.
سیدعلی خامنه‌ای
۹ مهر ماه ۹۲


پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت روحانی مجاهد شیخ مصطفی رهنما
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
درگذشت روحانی مجاهد مرحوم حجت‌الاسلام آقای شیخ مصطفی رهنما(رحمه‌الله‌علیه) را به بازماندگان و دوستان و همفکران ایشان تسلیت می‌گویم. تلاش خستگی‌ناپذیر این روحانی پارسا در مبارزه‌ قلمی و فکری برای مسئله فلسطین که از جوانی تا کهنسالی و در بیش از نیم قرن ادامه داشت، چهره‌ای نادر و تحسین‌برانگیز از وی در ذهن همه‌ کسانی که این عالمِ متواضع و پر استقامت را می‌شناختند، ترسیم می‌کرد. از خداوند رحمت و علو درجات برای ایشان مسئلت می‌کنم.
سیّدعلی خامنه‌ای


یادداشت
مهدي سعیدي

حاشيه‌سازي در مسير تأمين منافع ملي
مواجهه جمهوري اسلامي ايران و آمريکا بعد از کش‌وقوس‌هاي بيش از سه‌ دهه گذشته در وضعیت ويژه‌اي قرار گرفته است. از طرح سياست «نرمش قهرمانه» رهبر معظم انقلاب اسلامي در آستانه اولين حضور رئيس‌جمهور دولت يازدهم در سازمان ملل، تا گفت‌وگوی تلفني دکتر روحاني و اوباما نشانه‌هايي است که از ويژه بودن و حساس بودن اين وضعیت حکايت دارد. در حاشيه اين وضعيت خاص، شاهد واکنش‌ها و اظهارنظرات متفاوتي هستيم که مي‌تواند به حرکت اين پرونده در مسير صحيح خود کمک کند و يا آنکه موجب انحراف در آن شود.
در اين بين، خبري نقل گرديد که از انجام نظرسنجي براي مشخص کردن درصد موافقان و مخالفان حرکت دولت يازدهم در بحث مذاکره با آمريکا حکايت داشت! اين خبر خيلي زود به تيتر يک روزنامه‌هاي فرصت‌طلبي بدل شد که منافع خاصي را دنبال می‌کنند و به جاي تعميق افکار عمومي، به فريب آن مشغولند! برخي يادداشت‌نويسان اين مطبوعات نيز بلافاصله در مقام تمجيد برآمدند و به استقبال آن رفتند، ‌بدون آنکه با نگاهي عميق به اشکالات و نارسايي‌هاي اين ايده نظر داشته باشند. ایده‌ای که به‌نظر مي‌رسد انتقادات فراواني به آن وارد است و اقدامي غيرکارشناسي به حساب می‌آيد.
1ـ جدي‌ترين انتقاد به نظرسنجي در اين باره آن است که اصولاً سياست‌هاي کلان و راهبردي نظام سياسي، مواردي نيست که از طريق سازوکارهاي مناقشه‌آميز حاصل آيد. مطابق قانون اساسي، مرجع تصميم‌گيري در اين حوزه مشخص شده است و مراجع تصميم‌گيري سطح يک کشور، متولي و مسئول تصميم‌گير‌ي در اين باب هستند. حتي در مواردي خاص نيز راهکارهاي منطقي و قانوني چون رجوع به آرای عمومي پيش‌بيني شده است. بي‌توجهي به مسير‌هاي قانونی و پاي نظرسنجي‌ها را به ميدان‌هاي راهبردي کشاندن، اقدامي عوام‌فريبانه است که توجيه منطقي و قانوني و مطابق با منافع ملي نخواهد داشت.
2ـ فارغ از غيرقانوني بودن اين ايده، بايد توجه داشت که چنين تصميم‌گيري‌هايي، از آنچنان پيچيدگي و ابعاد پيدا و پنهاني برخوردار است که سپردن کار جز به گروه صاحب صلاحيت کارشناسي و باتجربه و اعلام نظر سطحي افراد بدون اشراف به تبعات تصميم‌گيري، خطايي راهبردي است که تنها به زيان کشور و منافع ملت ختم خواهد شد.
3ـ مسئله ديگر، اعتبار نظرسنجي‌هايي است که برخي مراکز انجام مي‌‌دهند. آنچه در اين ميان، مهم است آن است که در طول سال‌هاي اخير معمولاً نظرسنجي در حوزه‌هاي سياسي با «ان قلت‌«هاي فراواني همراه بوده و نتوانسته اعتماد عمومي را جلب کند؛ از این رو بايد به تأثير اغراض سياسي و جناحي در فرايند و نتايج نظرسنجي‌ها نيز توجه کرد که مي‌تواند آن را به نظرسازي بدل کند!
4ـ اتفاق ديگري که معمولاً در اين موارد رايج است، اینکه سفارش‌دهندگان نظرسنجی‌، نتايج واقعي نظرسنجي‌ها را نمی‌پذیرند! به واقع اعلام نتايج آن منوط به تقويت نظري است که عوامل و دست‌اندرکاران، آن را دنبال مي‌‌کنند و انجام چنين نظرسنجي‌هايي بيش از آنکه با هدف فهم نظر مخاطبان صورت گيرد، با هدف مصادره به مطلوب و تقويت نظر اوليه صورت مي‌گيرد که مي‌تواند در هدايت و تقويت ديدگاه مورد نظر اين افراد به کار آيد.
جالب آنکه اين مسئله حتي مورد انتقاد کارشناساني قرار گرفته که خود، خواهان ارتباط با آمريکا هستند. از جمله آنها مي‌توان به اظهارات «حسين قاضيان» در گفت‌وگو با پایگاه ضدانقلابي «رايو فردا» اشاره کرد که وي در پاسخ به پرسش خبرنگار اين پایگاه مبني بر اعلام نظر در مورد اهميت اين نظرسنجي اعتراف مي‌کند: «در هيچ جاي دنيا براي تصميم‌گيري‌هاي اساسي نظرسنجي نمي‌کنند. چون نظرسنجي فقط سنجش اين است که افکارعمومي چگونه فکر مي‌کند. در حالي که تصميم‌گيري مبتني است بر مسئوليت حقوقي و قانوني که شخص تصميم‌گيرنده دارد و با نظرسنجي نمي‌تواند از خودش رفع مسئوليت کند... نظرسنجي‌ها غير از اينکه ابزار سنجش افکارعمومي هستند، انتشارشان مي‌تواند به سازنده افکار عمومي تبديل شود...»!
حاصل آنکه، پيگيري چنين اقداماتي بدون مبناي منطقي و کارشناسي، افتادن در سراشيبي ناصوابي است که جز به بازي گرفتن افکار عمومي و خروج از اعتدال و عقلانيت نخواهد انجاميد؛ از این رو منطقي است که از مسئولان امر خواسته شود تا کار را در همان مجاري تصميم‌گيري قانوني که نمايندگان مورد اعتماد ملت ايران هستند، تا تأمين کامل منافع ملي، دنبال کنند و از تأثيرپذيري از ايده حاشيه‌سازان بپرهيزند.


نكته و نظر

بعضی‌ها خیلی تغییر کرده‌اند!
نکته: چنین روایت کنندشیری کهنسال که دیگر توان شکار و سلطه بر حیوانات جنگل را از دست داده بود. برای چاره‌جویی خود را به بیماری زد و از این رو به غار تیره و تاریک خود پناه برد. وحوش یکی‌یکی به عیادت او می‌رفتند، اما هیچ‌‌یک باز نمی‌گشت. روباه که از ناپدید شدن وحوش در شگفت بود، عزم عیادت شیر کرد تا سلطان جنگل، این راز را بر او آشکار سازد. روباه به نزدیک غار رسید و از دور به شیر سلام کرد. شیر گفت: «خوش آمدی روباه، چرا داخل نمی‌شوی و دمی نمی‌آسایی؟» روباه آهی کشید و گفت: شیر مهربان، من رد پاهای زیادی را می‌بینم که داخل غار شده‌اند، اما رد پایی را نمی‌بینم که خارج شده باشد! پس همین جا می‌نشینم تا یا بهبود یابید و یا ...!
نظر: این نکته به‌خوبی می‌آموزد که از دشمن هیچ‌گاه نباید غافل بود، بلکه باید همواره مراقب حیله و نیرنگ دشمن باشیم. حال و روز امروز آمریکا همانند همین شیر پیر و فرتوت است؛ اما برخی ساده‌لوحان داخلی که همچنان در توهم ابرقدرتی آن هستند، این روزها در ذوق‌زدگی‌ای عجیب به‌دنبال رابطه و مذاکره با آمریکا هستند و البته نه با تدبیر و یا نرمش قهرمانانه و هوشمندانه، بلکه با نرمش ذلیلانه و حقیرانه. به‌نظر می‌رسد برخلاف رویه آمریکا که هیچ تغییری نکرده، برخی داخلی‌ها این روزها خیلی تغییر کرده‌اند!


 

صفحه 3  سياسيي

 

 

اخبار

معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستادکل نیروهای مسلح
بر اساس راهبرد جدید مقام معظم رهبری تهدید را با تهدید پاسخ می‌دهیم

در دو سال گذشته راهبرد جدیدی از سوی مقام معظم رهبری بیان شد و آن اینکه ما تهدید را با تهدید پاسخ می‌دهیم. این راهبرد جدید، حرفی نو و رویکردی است که فقط در مقام سخن و حرف نیست و این باید در عمل و صحنه اجرا و اقدام نیز اتفاق بیفتد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق؛ سردار «سیدمحمد حجازی» معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستادکل نیروهای مسلح در همایش توانمندی‌های تسلیحاتی «هوا پایه» با اشاره به اینکه تهدید در برابر تهدید را باید در حوزه‌های مختلف ترجمه،‌ تبیین و مشخص کرد، بیان داشت: در نیروهای مسلح به حوزه تحقیقات توجه خاصی شده، به نحوی که سهم تحقیقات از کل اعتبارات نیروهای مسلح از یک‌ودو دهم درصد در چهار سال گذشته به دو ‌وهفت دهم درصد رسیده که در برنامه پنجم قرار است به سه‌ونیم درصد برسد.
وی تصریح کرد: 17 پروژه عمده و سطح یک در خصوص تسلیحات هوا پایه و 11 پروژه سطح یک در حوزه صنایع هوایی داریم که به نتیجه رسیدن تولید موشک میان‌برد «فکور» و موشک با برد بلند «مقصود» که در حال ساخت است، بخشی از فعالیت‌های نیروهای مسلح کشورمان در این حوزه است.
سردار سیدمهدی فرحی، رئیس سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع نیز در این همایش گفت: پدافند هوایی در پنج حوزه دوش‌پرتاب، ارتفاع کوتاه، متوسط، بلند،‌ خیلی بلند و هوا پایه تقسیم شده که در این بخش، محصولاتی مانند؛ «قادر»، «نصر هواپایه» و «فکور» داریم و در آینده نیز موشک هوا پایه 300 کیلومتری را تولید خواهیم کرد.
سردار «مجید بکایی» جانشین وزیر دفاع هم با اشاره به ضرورت توجه به آینده‌پژوهی بیان داشت: امروز در خیلی از مواقع لازم نیست تسلیحات بسازیم، بلکه همین که نشان دهیم چنین توانایی را داریم، کفایت می‌کند؛ روشی که اکنون آمریکا در پیش گرفته و در جنگ سایبری و رسانه‌ای تلاش می‌کند نشان دهد قابلیت این را دارد که هرگاه بخواهد می‌تواند از سلاح‌های پیشرفته که حتی ممکن است نداشته باشد، استفاده کند.





نهادهای ضد ایرانی در آمریکا به کما رفته‌اند

تعطیلات اخیر در ایالات متحده آمریکا تنها دو هفته مانده به مذاکرات هسته‌ای در ژنو به واکنش‌های اساسی در میان برخی از سناتورها و مقامات دیپلماتیک آمریکایی منجر شده است، تا جایی که برخی بر این عقیده‌اند که ایران بیش از همه از این تعطیلات سود خواهد برد.
نشریه «ویک» در مطلبی به تحلیل تعطیلات اخیر در ایالات متحده که اخیرًا با پیوستن برخی ادارات امنیتی و اطلاعاتی، حالتی گسترده‌تر به خود گرفته است به بهره بردن ایران از این تعطیلات پرداخته است. در این مطلب آمده: دو هفته آینده نمایندگان ایران و گروه ۵+۱ در ژنو بر سر میز مذاکرات خواهند نشست. بهترین سناریو در این میان آن است که ایران در برابر برداشته شدن تحریم‌ها نگرانی‌ها درخصوص برنامه هسته‌ای خود را کاهش دهد.
پس از تماس تلفنی اوباما و روحانی، بسیاری بر شکسته شدن بن‌بست مذاکرات هسته‌ای با ایران امیدوار شده‌اند. اما جمهوری‌خواهان رضایت چندانی از این موضوع ندارند. به لطف تعطیلی‌های اخیر در آمریکا طرح‌های تحریمی و ادارات مرتبط به رصد و کنترل تحریم‌ها همچون وزارت خزانه‌داری و اداره کنترل دارایی‌های خارجی آن گونه که وندی شرمن عنوان کرده است به کما رفته‌اند. ضمن اینکه ادارات مربوط به رصد تحریم‌ها و تخلفات تحریمی همچون آژانس امنیت ملی و سی‌آی‌ای نیز به شکل کامل تعطیل شده‌اند. سی‌ان‌ان گزارش داده است که اداراتی همچون اداره کنترل دارایی‌های خارجی تنها با 10 درصد ظرفیت خود کار خواهند کرد و شبکه مبارزه با جرایم مالی که ابزار اصلی آمریکا برای تحت فشار قرار دادن ایران بوده است، تقریباً به‌طور کامل تعطیل است. سی‌ان‌ان همچنین نوشته است که اداره کنترل دارایی‌های خارجی به هیچ وجه در این تعطیلات توان شناسایی و تحریم ایرانیانی که در راستای منافع دولت ایران اقدام می‌کنند را ندارد. «مارک دوبوویتز» از سناتورهای پیشگام در تحریم‌های ایران در ایرن رابطه گفته است: وندی شرمن نیز به صراحت اعلام کرده است که: هرچند ما به کمی زمان برای استراحت نیاز داریم، اما زمان زیادی در اختیار نداریم. این همه به معنای آن است که هیچ کس جز ایران از این تعطیلات بهره نخواهد برد.






دلیل تغییرات مکرر دولت احمدی‌نژاد

«صادق خلیلیان» وزیر جهادکشاورزی دولت دهم در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم برخی از دلایل برکناری‌ها و استعفاهای وزرای دولت دهم را بیان کرده است.
وی گفت: فکر می‌کنم دلیل این تغییرات، نقطه‌نظرات آقای رئیس‌جمهور در‌خصوص کلان کشور و ذهنیت ایشان در این مورد بود. احمدی‌نژاد یک جاهایی جمع‌بندی‌هایی داشت که روی آن می‌ایستاد. طبیعتاً وزرا در این موارد باید خودشان را با احمدی‌نژاد هماهنگ می‌کردند، نه اینکه احمدی‌نژاد با وزرا. جاهایی که وزیری از دولت اخراج می‌شد به دلیل همین عدم هماهنگی و پذیرش نظر و باور احمدی‌نژاد بود.
جاهایی که وزرا با احمدی‌نژاد زاویه پیدا می‌کردند و نظرش را قبول نداشتند یا باید استعفا می‌دادند یا باید اخراج می‌شدند. نمی‌شود کسی باور رئیس‌جمهور را قبول نداشته باشد و در عین حال بماند. وقتی ایشان درمورد یک موضوعی به جمع‌بندی می‌رسید، به نقطه نظراتی که دیگران مطرح می‌کردند توجهی نداشت، نسبت به گفته خود اصرار می‌کرد. خانم دستجردی به دلیل بحث تأمین ارز برای دارو از سوی احمدی‌نژاد کنار گذاشته شد؛ طبیعتاً در جلسات دولت و ویژه اقتصادی مسائل و چالش‌ها مطرح می‌شد. وقتی مشکلات در جامعه و رسانه مطرح ‌شود مشکل ایجاد خواهد شد. قرار نیست مردم بیایند و ارز دارو را تأمین کنند. طبیعی است وقتی وزیر موضوع را به رسانه‌ها می‌کشد، معنای دیگر آن، این است که یا می‌خواهد دولت را در تنگنا قرار دهد یا می‌خواهد خودش برود. به نظرم یک مقدار رفتن خانم دستجردی با رفتن بقیه افراد متفاوت بود. در بخش آموزش‌وپرورش هم وزیر خیلی محکم و تند برخورد می‌کرد، اما به جابه‌جایی حاجی‌بابایی منجر نشد. وزیر دادگستری خیلی مواقع از مواضع قوه قضائیه دفاع می‌کرد، اما به جابه‌جایی ایشان منجر نشد.
حتی یک‌بار من این قدر ناراحت شدم که از جلسه خارج شدم، در آن جلسه معاون اول و چند تن از وزرا بودند، من در اعتراض گفتم این گونه نمی‌شود کشور را اداره کرد، به من گفتند اگر رفتید بیرون، دیگر رفتید!!! اتفاقاً وقتی از اتاق خارج شدم در هم محکم بسته شد. این جور مسائل در دولت پیش‌ می‌آمد.




با اتخاذ سیاست‌ها و رشد فعالیت‌های بهره‌ورانه
بانک انصار تندیس زرین همایش ملی بهره‌وری را به دست آورد

براساس رأی قاطع داوران هفتمین همایش ملی بهره‌وری کشور که براساس رعایت استانداردهای بین‌المللی بهره‌وری و احراز صلاحیت‌های فنی در رقابت با ده‌ها شرکت، موسسه و سازمانی دولتی و خصوصی صورت گرفت، بانک انصار جایزه تندیس زرین بهره‌وری را به عنوان عالی‌ترین نشان این همایش، دریافت کرد.
در مراسم پایانی این همایش که با حضور برخی از مدیران عامل بانک‌‌ها، موسسات و شرکت‌های حاضر در این رقابت‌ها برگزار شد، «شمیرانی‌راد» جانشین اداره کل بازاریابی این بانک، جایزه تندیس زرین بهره‌وری انصار را از دست مقامات اهداکننده دریافت کرد.
در این همایش، استادان دانشگاه‌ها و مسئولان سازمان ملی بهره‌وری و انجمن بهره‌وری ایران، رشد اقتصادی را مستلزم ارتقای بهره‌وری در فعالیت‌های جاری کشور دانستند و از منظر آسیب‌شناسانه کاستی‌های نهادها و سازمان‌های دولتی و خصوصی ایران را در زمینه بهره‌وری برشمردند.
در بیانیه پایانی این همایش که در 16بند قرائت شد از دولت یازدهم خواسته شد که براساس رهنمودهای مقام معظم رهبری، چشم‌انداز بیست ساله، اصل 44 قانون اساسی، سیاست‌های ابلاغی مجمع تشخیص مصلحت و به منظور قطع وابستگی به نفت، سیاست‌ها و اقدامات ساختاری‌ای با اولویت توسعه منابع انسانی بهره‌ور و تصویب قانون بودجه براساس شاخص‌های بهره‌وری، صورت گیرد که براساس آنها، بهره‌وری به مولفه‌ای بنیادی در فرایندهای تصمیم‌گیری و اداره امورعمومی کشور تبدیل شود.
بنا بر این گزارش، بانک انصار طی برنامه سه ساله تحول خود، تمامی استانداردهای بهره‌وری و شاخص‌های توسعه رویه‌های شرکتی را که در آنها بهره‌وری و کارایی منطبق با استانداردهای بین‌المللی یک اصل محوری منظور شده است، در نظر گرفته و طی سال‌های اخیر، موفق به دریافت ده‌ها نشان بین‌المللی و ملی از جمله مقام اول سلامت اداری و دریافت عنوان نخست سازمان پاک در کشور شده است.


خط خبر

فراموشی دیپلمات‌ها
در جریان ملاقات‌های دکتر روحانی و ظریف با مقامات کشورهای دنیا در نیویورک، بیشترین دیدارها با مقامات کشورهای اروپایی و کمترین آنها با کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین بوده است. این معادله در جریان سفرهای احمدی‌نژاد نسبت عکس را دارا بود.
اهمیت شعار مرگ بر آمریکا!

در روزهای اخیر حساسیت شعار مرگ بر آمریکا به اندازه‌ای مهم شده است که بسیاری از رسانه‌های خارجی و شبکه‌های اجتماعی منتظر آن در تریبون‌های نماز جمعه شده‌اند. اما باوجود اینکه برخی از افراد سرسپرده به غرب، منتظر توقف این شعار در مصلا‌های نمازجمعه بودند، نمازگزاران این شعار را کوبنده‌تر از همیشه بیان کردند؛ همچنین نمازگزاران نماز جمعه تهران در اعلام تنفر از دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سردادند. انتظار حذف این شعار از نماز‌های جمعه در تریبون‌ها و رسانه‌های مخالف نظام، خود دلیل دیگری بر اثر گذاری این شعار است و نشان می‌دهد که این فقط یک شعار نیست بلکه یک اعلام موضع مردمی علیه آمریکا و غرب است.
خواب دو ماهه سه سال طول کشید!

«محمدحسین صفارهرندی» عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «یکی از رؤسای کشورهای همسایه ما می‌گفت: وقتی حدود سه سال پیش با رئیس سازمان سیا، «پترائوس» ملاقاتی داشتم، تازه بلواهایی در سوریه آغاز شده بود. او به من گفت برای منطقه بدون بشار اسد فکری کنید، چراکه کار اسد دوماهه تمام است. او گفت من به پترائوس گفتم شما با چه اعتباری این حرف را می‌زنید؟ پترائوس پاسخ ‌داد: من به اعتبار اینکه رئیس قوی‌ترین سازمان جاسوسی عالم هستم، جزئیاتی را از آنجا می‌دانم که تردیدی وجود ندارد و ما اراده کردیم که این اتفاق بیفتد. رئیس کشور همسایه ما گفت: من به آقای پترائوس گفتم شما اشتباه می‌کنید چرا که خیلی از واقعیات را نمی‌دانید.» هرندی اضافه کرد: امروز سه سال از دیدار این رئیس کشور همسایه ما با پترائوس می‌گذرد و نه‌تنها دولت سوریه سقوط نکرده، بلکه امروز آنان با دولتی در سوریه مواجه هستند که به‌مراتب از سه سال پیش قدرتمند‌تر است.
ممنوعیت استفاده ابزاری از تصاویر زنان

مدیرکل دفتر امور چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دو نامه خطاب به «علی نیکوسخن» رئیس هیئت مدیره اتحادیه چاپخانه‌داران تهران، ممنوعیت چاپ محصولات با محتوای استفاده ابزاری از تصویر زنان را اعلام کرد. علمشاهی در یکی از این نامه‌ها خطاب به نیکوسخن نوشته است: بنا به گزارش واصله، برخی از فعالان و تولیدکنندگان با استفاده از طرح‌های غیرمتعارف به‌خصوص با استفاده ابزاری از تصاویر زنان مبادرت به تبلیغ کالا یا خدمات می‌کنند. از این‌رو با ارسال نمونه پیوست که اقدام موصوف، خلاف مقررات و ضوابط تبلیغات کشور است، مستدعی است دستور فرمایند در راستای نظارت بر عملکرد چاپخانه‌ها و جلوگیری از چاپ این قبیل موارد و لزوم کسب مجوز پیش از چاپ، اقدام مقتضی معمول و از نتیجه اقدامات این دفتر را مطلع فرمایند.
جاسوسی غرب از طریق فیلترشکن

افشاگر برنامه‌های جاسوسی آمریکا در تازه‌ترین افشاگری از تلاش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس برای کرک کردن نرم‌افزاری پرده برداشته که کاربران از آن برای گمنام ماندن در محیط اینترنت استفاده می‌کنند. طبق گزارش گاردین سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس از مدت‌ها پیش تلاش کرده‌اند یک سامانه نرم‌افزاری را که کاربران از آن برای ناشناس ماندن در محیط اینترنت استفاده می‌کنند، کرک کنند و اطلاعاتی درباره استفاده‌کنندگان از آن به دست آورند. سامانه نرم‌افزاری «تور» یک سامانه نرم‌افزاری است که فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و مجرمان سایبری برای ناشناس ماندن در محیط اینترنت از آن استفاده می‌کنند.
پیشنهاد نسخه لیبی برای ایران

«یوفال اشتاینتس» وزیر امور راهبردی رژیم صهیونیستی گفت که ما مخالف حل دیپلماتیک مسئله هسته‌ای ایران نیستیم به شرطی که زیرساخت‌های هسته‌ای ایران برچیده شود. وی افزود: راه‌حل مسالمت‌آمیز برای مسئله هسته‌ای ایران باید شبیه به آن چیزی باشد که در لیبی اتفاق افتاد یعنی زیرساخت‌های هسته‌ای لیبی برچیده شد. این برخلاف اتفاقی بود که در کره شمالی روی داد.
درخواست ابتکار از اوباما!

معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط‌زیست، با انتشار یادداشتی در روزنامه گاردین بریتانیا، گفت‌وگوی تلفنی اخیر اوباما با روحانی را اقدامی مهم ارزیابی کرد که تندروها را در هر دو کشور به انزوا می‌برد. وی در این یادداشت از دولت اوباما خواست که قدر فرصت کنونی را بداند و اشتباه دولت جورج بوش در دوران سیدمحمد خاتمی را تکرار نکند. وی نوشت: بوش در سخنرانی سالانه خود در ژانویه 2002 در کنگره، از ایران در کنار کره‌شمالی و عراق به عنوان یکی از اضلاع محور شرارت نام برد و این مسئله از نظر بسیاری از ناظران، اشتباهی فاحش و راهبردی بود که اصلاح‌طلبان را در عرصه سیاست داخلی ایران به انزوا کشاند و زمینه به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد از جریان راست افراطی در انتخابات سال 1384 شد.
شیعه‌هراسی به مالزی رسید!

«ماهاتیر محمد» از شیعیان ایرانی که به مالزی می‌روند، خواست تا مزاحم آنها نشوند! نخست‌وزیر پیشین مالزی در تازه‌ترین اظهارنظر درباره مذهب شیعه گفت: آموزه‌های شیعی نباید در مالزی رواج داشته باشد زیرا این امر می‌تواند به بروز تنش و دودستگی جامعه مسلمانان مالزی بینجامد. وی که در حال حاضر ریاست بنیاد جهانی صلح پردانا را بر عهده دارد، تصریح کرد: وجود همزمان آموزه‌های شیعی و سنی در یک کشور به‌طور معمول باعت به وجود آمدن دشمنی در میان مسلمانان می‌شود تا جایی‌که جامعه را از بین می‌برد. ماهاتیر محمد با تأکید بر اینکه «من نمی‌گویم که آنها اشتباه می‌کنند یا ما اشتباه می‌کنیم»، اظهار کرد: مسلمانان در مالزی زمانی همگی سنی بودند، اما اکنون آموزه‌های شیعی در میان آنها رواج پیدا کرده است. وی بیان کرد: ممکن است زمانی آنها دچار اختلاف شوند، مساجد جداگانه برای شیعیان و سنی‌ها داشته باشند و حتی همدیگر را بکشند. ما نمی‌خواهیم این اتفاقات بیفتد. وی در خاتمه گفت: اگر در ایران ایرانیان می‌خواهند مذهب خود را دنبال کنند به خودشان مربوط است؛ اما اگر آنها به مالزی می‌آیند، لطفاً مزاحم ما نشوند!
اگر تروری در کشور رخ دهد مسئولیتش با خاتمی است

نماینده مردم اصفهان با بیان اینکه «ترور» یادآور روزهایی است که اصلاح‌طلبان افراطی سر کار بودند، گفت: با توجه به اظهارات خاتمی، از این پس هر اتفاق ضدامنیتی در قالب ترور رخ دهد، مسئولیت آن متوجه خاتمی خواهد بود. حجت‌الاسلام احمد سالک با اشاره به اظهارات خاتمی درباره اعتراض تعدادی از دانشجویان به خاتمی، گفت: اینکه آقای خاتمی اعتراض چند دانشجو به مکالمه آقای روحانی با اوباما را به ترور فیزیکی ربط می‌دهد، جای تعجب و تأمل دارد؛ خاتمی که شعار زنده باد مخالف من سر می‌داد چگونه انتقاد و اعتراض سالم چند دانشجو را برنمی‌تابد. وی افزود: به نظر می‌رسد آقای خاتمی با آگاهی و اطلاع درباره ترور فیزیکی اظهارنظر کرده است؛ بنابراین دستگاه‌های امنیتی فوراًً باید از خاتمی درباره اظهاراتش توضیح بخواهند.
تحلیل سرلشکر صفوی از دوست و دشمن‌های آینده

سردار سرلشکر سیدیحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در گردهمایی جمعی از فرماندهان و پیشکسوتان دفاع مقدس گفت: شورای اطلاعات ملی آمریکا نیز در گزارشی جهان در سال 2030 پیش‌بینی کرده است که قدرت از غرب عالم به سمت شرق عالم حرکت خواهد کرد و قدرت اقتصادی چین از آمریکا افزون‌تر خواهد شد، به‌نظر می‌رسد قدرت آسیایی مرکب از چین، هند و روسیه و ژاپن قدرت‌های بزرگ قرن بیست‌ویکم خواهند بود و ایران باید روابط همه‌جانبه خودش را با قدرت‌های آسیایی تقویت کند تا بتواند در مقابل تحریم‌های ظالمانه آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ایستادگی و مقاومت کند تا به پیروزی برسد.
وی افزود: ما باید در جهان متغیر فعلی و سرعت پیشرفت تکنولوژی‌های جدید و فناوری‌های اطلاعاتی، دوستان و دشمنان را در میدان عمل بشناسیم و از ظرفیت‌های دیپلماسی اقتصادی و فرهنگی دولت تدبیر و امید برای برون‌رفت از وضعیت فعلی اقتصادی و سیاسی ملت عزیزمان، به‌عنوان یک فرصت طلایی استفاده کنیم.
اظهارات غیرقابل تصدیق

اکبر هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب «صراحت‌نامه» به پرسشی درباره نظر امام درباره «شعار مرگ بر آمریکا» پاسخ داده که پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله رفسنجانی دوشنبه ۸ مهر ۹۲ آن را منتشر کرد. طبق گفته این سایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با یادآوری اینکه امام با حذف شعار «مرگ بر آمریکا» موافق بودند به واکنش‌های تند بعدی نیز اشاره می‌کند. اظهارات این‌چنینی درباره مخالفت حضرت امام با شعار «مرگ بر آمریکا» در حالی مطرح می‌شود که حضرت امام در وصیت‌نامه خود نیز تأکید دارند: «اکنون که من حاضرم، بعضی نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»


یادداشت

 ارزش مدال‌نگرفته
سال ۱۳۸۳
مردادماه سال ۱۳۸۳ همزمان با مسابقات المپیک ۲۰۰۴ آتن بود، برای کاری از دفتر نشریه بیرون رفته بودم. هنگام بازگشت باخبر شدم که آرش میراسماعیلی قهرمان جودوی ایران در مسابقات المپیک به «واکس اهود» ورزشکار رژیم صهیونیستی خورده و با اینکه بیشتر کارشناسان معتقد بودند مدال طلای آن وزن به آرش تعلق می‌گیرد، از مسابقه با جودوکار رژیم غاصب صهیونیستی خودداری کرد و از مسابقات حذف شد. پس از رسیدن به دفتر نشریه، کار برای ارسال به چاپخانه آماده بود. عکس یک را برداشتیم و عکس آرش(عکس پایین یادداشت) را به جای آن گذاشتیم و به همین مناسبت هم سرمقاله‌ای با عنوان «و اینک حماسه آرش میراسماعیلی» نوشتیم و جایگزین مطلب قبلی کردیم.
سال ۱۳۹۲
چند روز پیش (یازدهم مهرماه سال ۱۳۹۲) مشغول گوش کردن رادیو بودم، به مناسبت روز جشن عاطفه‌ها آرش میراسماعیلی و پسر نوجوانش ابوالفضل در استودیوی رادیو سراسری حضور داشتند. مجری از ابوالفضل پرسید: از اینکه پدرت چند مدال طلای جهانی دارد، چه حسی داری؟ ابوالفضل نوجوان گفت: برای این مدال‌ها چندان حسی ندارم، اما مسابقه ندادن پدرم در المپیک ۲۰۰۴ آتن با جودوکار رژیم صهیونیستی برایم به اندازه صد المپیک ارزش دارد. مجری از آرش پرسید: در آن لحظه که با جودوکار رژیم صهیونیستی مسابقه ندادی، با اینکه احتمال کسب طلای تو از سایرین بیشتر بود چه حسی داشتی؟ آرش پس از گذشت ۹ سال از آن ایام گفت: از اینکه رهبر و ملتم از مسابقه ندادن من شاد می‌شدند، خوشحال بودم. با خود گفتم؛ ورزشکاری که چنین نگاهی به آرمان‌های نظام اسلامی دارد و به‌خوبی آن را به فرزندش منتقل کرده است، حقش بود که عکسش در آخرین لحظه به جای عکس دیگری در نیم‌تای اصلی یک نشریه سیاسی بنشیند.
سردبیر


 

صفحه 4 نگاه دومم


 

برخوردهای افراطی با یک اقدام حاشیه‌ای
حسین عبداللهی فر

«روحانی آماده آماج حمله افراطیون باشد» این جمله‌ای بود که روزنامه «آفتاب یزد» در نخستین روز هفته، پیش از بازگشت رئیس‌جمهور از نیویورک تیتر کرد و در واقع یک پروژه رسانه‌ای برای به حاشیه راندن مراسم استقبال از رئیس‌جمهور را با اهداف چندگانه‌ کلید زد.
ابعاد این پروژه، یک روز بعد در انعکاس مراسم استقبال از رئیس‌جمهور مشخص شد و حرکت حاشیه‌ای عده‌ معدودی چنان با آب‌وتاب بازتاب یافت که متن اصلی را به حاشیه برد. نگاهی به صفحه اول روزنامه‌های یک‌شنبه (7/7) بخش‌هایی از چگونگی اجرای این طرح و اهداف سیاسی و انتخاباتی طراحان آن را روشن می‌سازد.
روزنامه «بهار» در این رابطه تصویر و تیتر اول خود را به بازگشت رئیس‌جمهور اختصاص داد و ذیل تیتر «روحانی در حلقه هواداران و خشم معترضان» نوشت: «حسن روحانی دیروز در حالی از فرودگاه مهرآباد خارج شد که عده‌ای از مردم خودجوش بیرون فرودگاه حاضر بودند تا با لبخند به او خوشامد بگویند و در مقابل عده‌ای اندک از خودسرها مخالفت خود را با سیاست‌های دوستانه و صلح‌جویانه دولت اعلام کردند.»
روزنامه «اعتماد» هم «گل و کفش» را تیتر اول خود قرار داد و نوشت: «فارغ از حمایت سیاسیون از اقدامات روحانی در سفر به آمریکا، شاید کمتر کسی می‌توانست تصور کند که مراسم استقبال از او در فرودگاه مهرآباد با حاشیه‌هایی همراه باشد، به نحوی که جدای از کسانی که برای تشکر از روحانی به فرودگاه مهرآباد رفته بودند، عده‌ای دیگر آمده بودند تا علیه او شعار سر دهند.»
روزنامه «شرق» نیز با اختصاص تصویر اول خود به این موضوع «تندروها در مراسم استقبال از روحانی اخلال کردند» را برجسته کرد و ذیل تیتر درشت «ضربه به مذاکره» نوشت: «وقتی رئیس‌جمهوری پس از بازگشت از سفر پنج روزه نیویورک وارد تهران شد، دو گروه به استقبال آمده بودند، عده‌ای با گل و لبخند و گوسفند برای قربانی کردن و عده‌ای هم با کفش و خشم و تخم‌مرغ....»
«ابتکار» روی تصویر بزرگی از مراسم استقبال روحانی «استقبال از مسافر نیویورک» را تیتر کرد و «از واکنش مثبت مردم و فعالان سیاسی تا بازگشت ناموفق گروه فشار» خبر داد.
بزرگ‌ترین تیتر و تصویر به این موضوع را «آفتاب یزد» با اختصاص نیم‌تای اول انجام داد و «حمله افراطیون به اتومبیل حامل رئیس‌جمهور!» را تیتر کرد.
«آرمان» با اختصاص یادداشتی خود تحت عنوان «درباره حواشی فرودگاه» از بخش‌هایی از اهداف این پروژه پرده برداشت و نوشت: «آنچه مشخص است اینکه، رئیس‌جمهور ایران نباید در مقابل افراط‌‌گرها در داخل کوتاه بیاید و همان موضع بسیار خوبی که اکنون در مقابل گسترش افراطی‌گری در منطقه در پیش گرفتند باید در داخل هم عملیاتی شود و نباید به آنها اجازه رشد دهد.»
این پروژه یک روز بعد به بهانه‌های دیگری ادامه یافت. «بازداشت معترضان به روحانی» تیتر اول روزنامه «اعتماد» روز دوشنبه (8/7) بود که در ذیل آن نوشت: «دو نفر به علت ایجاد اخلال‌های ایجاد شده در مراسم استقبال از رئیس‌جمهور بازداشت شدند.»
روزنامه «شرق» همین جمله «بازداشت 2 اخلالگر مراسم استقبال از روحانی» را تیتر اول خود قرار داد و با تأکید بر اینکه دستگیری‌ها از سوی پلیس نبود» به هویت دستگیرشدگان اشاره کرد.
«آرمان» هم در این روز «دستگیری دو نفر در ماجرای استقبال از رئیس‌جمهور» را با حروف کوچک‌تری تیتر کرد، اما در یادداشتی با عنوان «تندروها، مردم و قدرت دولت» در قیاسی مع‌الفارق به مقایسه این رخداد حاشیه‌ای با حادثه 22 بهمن قم پرداخت و نوشت: «کفشی که روز شنبه به سمت خودروی حامل رئیس‌جمهور پرتاب شد از جنس همان کفش‌هایی بود که چندی پیش در واقعه قم به سمت رئیس مجلس پرتاب شد...»
«اسرار» هم همین مقایسه را تیتر اول همین روزش قرار داد.
افراطی‌ترین واکنش به این حرکت حاشیه‌ای را «آفتاب یزد» از خود نشان داد و در تیتر گزارش خود از واکنش فعالان سیاسی به مخالفت‌ها با روحانی نوشت: «افراطیون با رژیم صهیونیستی همنوا شده‌اند.»
«ابتکار» هم واکنش فعالان سیاسی به آغاز حرکت‌های افراطی را موضوع گزارش همین روز خود قرار داد.
همین برخوردهای افراطی با یک اقدام حاشیه‌ای سبب شد تا روزنامه «جوان» (10/7) نسبت به سرکوب هر گونه صدای مخالف و انتقاد در برابر مذاکره، واکنش نشان دهد و ذیل تیتر «صداهای معترض به مذاکره باید شنیده شود»، بنویسد: «یک کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه آقای روحانی ‌می‌تواند از دیدگاه‌های مخالف مذاکره با آمریکا به عنوان یک قدرت برای چانه‌ز‌نی استفاده کند، گفت: غرب باید بداند که در ایران دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد و ایرانیان مشتاق مذاکره نیستند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

پيوندي که غرب به دنبال آن است
غرب همواره تلاش داشته تا مولفه‌ها را چنان چينش کند که در نهايت ايران را به تسليم شدن در برابر زياده‌خواهي‌هاي خود وادار سازد. کشورهاي غربي در ماه‌هاي اخير ادعاهاي بسياري را مبني بر رويکرد تعاملي با ايران مطرح کرده‌اند که نمود آن را نيز در رفتار کشورها در سازمان ملل مي‌توان مشاهده کرد.
هرچند که اين فرايند را مي‌توان گامي به نسبت مثبت از سوی اين کشورها براي اعتماد‌سازي دانست، اما در وراي اين تحولات، يک نکته اساسي قابل توجه است و آن، رفتارهاي پنهاني غرب در لواي ادعاهاي سياسي براي به چالش کشاندن ملت ايران است. کشورهاي غربي تاکنون از مولفه تحريم اقتصادي براي اعمال فشار بر ايران استفاده مي‌کردند، اما اکنون از اين حربه کمتر استفاده مي‌کنند و مولفه‌هاي جديدي را براي اعمال فشار اقتصادي بر ايران در پيش گرفته‌اند.
مهم‌ترين اين مولفه‌ها را عملکرد پنهان غربي‌ها براي مقابله با حماسه اقتصادي ملت ايران تشکيل مي‌دهد. در اين چارچوب غرب تلاش دارد تا مانع از آن شود که ملت ايران پس از پيروزي در حماسه سياسي در چارچوب حماسه اقتصادي گام بردارد تا ضمن گرفتن انتقام شکست در حوزه حماسه سياسي، ابعاد جديد خصومت عليه ملت ايران را اجرايي سازد.
در اين چارچوب غرب چندين مولفه را در دستور کار قرار داده است: اول آنکه، غرب تلاش دارد تا چنان القا سازد که اولويت داخلي ايران همان حماسه سياسي است، در حالي که نقطه اوج حماسه سياسي، برگزاري انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي شهر و روستا بوده است. غرب با مسائل حاشيه‌اي نظير ترويج ادعاي آزادي سران فتنه 88 و نيز به اصطلاح، افزايش آزادي‌هاي سياسي و مطبوعاتي تلاش دارد تا فضاي داخلي ايران را همچنان در چارچوب سياسي حفظ کند تا مانع از آن شود که ملت و دولت به سمت حماسه اقتصادي گام بردارند.
به عبارت ديگر، تبليغات و فضاسازي‌هاي داخلي غرب در باب مسائل سياسي صرفاً براي غبارآلود ساختن فضاي کشور جهت دور شدن ايران از حماسه اقتصادي مي‌باشد.
دوم آنکه، غرب از خود‌باوري و مقاومت ملت ايران همواره در هراس بوده، چراکه آن را الگويي براي جهانيان مي‌داند که غرب را با چالش‌هاي گسترده‌اي مواجه می‌سازد. غرب مي‌داند که حرکت ملت ايران در مسير حماسه اقتصادي ضمن تحقق توسعه و پيشرفت ايران مي‌تواند در حوزه اقتصاد نيز ايران را به الگويي براي جهانيان مبدل سازد، چنانکه در حوزه سياسي و هسته‌اي توانسته به يکي از ارکان مهم جهان تبدیل شود.
طرحي که غرب در اين حوزه اجرا مي‌سازد، گره زدن تحقق حماسه اقتصادي به روابط با غرب است. آنها براي تقويت اين سناريو، رويکردهاي سياسي به ايران داشته‌اند که نمود آن نيز رفتارهاي غرب در سازمان ملل است. هر چند که رفتارهاي ديپلماتيک غرب تا حدودي نشانگر عقب‌گرد آنها از مواضع تخاصمي در برابر ملت ايران است ـ که البته برگرفته از مقاومت ملت ايران و اذعان غرب به ناتواني در برابر آن است ـ اما اين سناريو مطرح است که غرب تلاش دارد تا در لواي اين رويکردها از يک سو ايران را مشغول به مسائل سياسي کند تا از حماسه اقتصادي دور بماند و از سوي ديگر، ادعاي ناجي اقتصادي بودن، را به ملت ايران القا کند تا در نهايت به زعم آنان ملت ایران پذيرنده زياده‌خواهي‌هاي غرب باشد.
با توجه به آن شرايط مي‌توان گفت که غرب همچنان دشمني با ملت ايران را کنار ننهاده و با توجه به چالش کشاندن حماسه اقتصادي ملت ايران، به دنبال تکرار سياست‌هاي خصمانه عليه ملت ايران است که راهکار مقابله با آن نيز رويکرد به حماسه اقتصادي با تکيه بر وحدت است.


پرونده

«لغو تحریم‌ها و ابقای اسد» در برابر توقف برنامه هسته‌ای نظامی
به گزارش زیست‌آنلاین یک روزنامه صهیونیستی از ارائه بسته جدیدی از مشوق‌ها از سوی کشورهای غربی به ایران با محوریت فعالیت‌های هسته‌ای تهران و سرنوشت بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. یک تحلیلگر برجسته صهیونیست در روزنامه یدیعوت آحارونوت نوشت: کشورهای غربی، چین، روسیه و ژاپن به ایران مجموعه‌ای از مشوق‌ها را پیشنهاد می‌کنند که شامل لغو تحریم‌های اقتصادی، ارتقای جایگاه بین‌المللی ایران و ابقای بشار اسد در مقام ریاست‌جمهوری سوریه در مقابل توقف فعالیت‌های دارای اهداف نظامی ایران است!
مسئله هسته‌ای ایران راه‌حل دیپلماتیک دارد

جان کری، وزیر خارجه آمریکا که به همراه چاک هاگل، وزیر دفاع انگلیس برای دیدار و گفت‌وگو با وزیر خارجه و دفاع ژاپن به توکیو سفر کرده است، در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران درباره اظهارات نتانیاهو علیه ایران گفت: کشورش مایل است با دولت جدید ایران در تعامل باشد؛ البته تهران ابتدا باید ثابت کند که برنامه هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است. کری گفت: اطمینان دارد برای این مسئله راه‌حل وجود دارد، هر چند ما این مسئله را روشن کرده‌ایم که هیچ چیز را مسلم فرض نمی‌کنیم. وزیر خارجه آمریکا گفت: بدترین نوع عملکرد دیپلماتیک آن است که پیش از اقدام نظامی تمام راه‌ها را بررسی نکرده باشیم. وی افزود: امنیت اسرائیل در درجه اول اهمیت قرار دارد و ما کاملاً در این باره جدی هستیم.
منظور ‌آمریکا از داشتن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای در ایران

«وندی شرمن» معاون وزیر خارجه آمریکا با تکرار تعابیر سوزان رایس مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفته است که مقامات دولت آمریکا فعلاً عقیده ندارند که ایران می‌تواند در نهایت، برنامه غنی‌سازی سطح پایین خود را به‌عنوان بخشی از یک برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای حفظ کند. در عین‌حال وی گفته است که این موضوع قابل مذاکره است. شرمن در ادامه می‌گوید: «ما تنها بر روی این مسئله توافق کرده‌ایم که طرح‌ها را روی میز بگذاریم. ما از ایرانیان خواستیم که ایده‌های آغازین که وزیر امور خارجه ایران می‌گفت را ارائه دهند. موادی را به طرح خود اضافه کنند، موادی را حذف کنند و احتمالاً باید بتوانند تا قبل از پانزدهم اکتبر کل طرح را با ما به اشتراک بگذارند، ولی مطمئناً باید آماده باشند که در زمان مذاکرات در پانزدهم جزئیات بیشتری از طرح ظریف را بیان کرده و با ما در میان بگذارند. بعد از آن می‌توانیم بگوییم کجای کار هستیم.»
برنامه اتمی ایران را مانند لیبی تعطیل کنید!

«یوفال اشتاینتس» وزیر امور راهبردی رژیم صهیونیستی گفت که ما مخالف حل دیپلماتیک مسئله هسته‌ای ایران نیستیم، به شرطی که زیرساخت‌های هسته‌ای ایران برچیده شود. وی افزود: راه‌حل مسالمت‌آمیز برای مسئله هسته‌ای ایران باید شبیه به آن چیزی باشد که در لیبی اتفاق افتاد، یعنی زیرساخت‌های هسته‌ای لیبی برچیده شد.


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

نگاهي بر تحولات مصر، بحرين و عربستان
سرزمين‌هاي فراموش‌شده

در هفته‌هاي اخير منطقه با مجموعه‌اي از تحولات همراه بوده است كه محور اصلي آن را چگونگي سرانجام سوريه و نيز انفجارهاي خونين در برخي كشورهاي منطقه تشكيل مي‌داد. در حوزه سوريه افكار عمومي كاملاً معطوف به اين كشور بوده و سرنوشت اين كشور به‌ويژه چگونگی اقدام سازمان ملل در قبال آن مورد توجه همگان بوده است، به‌خصوص اينكه مسئله سوريه به صحنه تقابل ميان روسيه و آمريكا مبدل شده است.
در حوزه ناامني‌ها نيز، افغانستان، پاكستان و عراق با زنجيره‌اي از انفجارهاي خونين همراه بوده‌اند كه در نتيجه آنها صدها نفر به كام مرگ رفته‌اند.
مجموعه تحولات سوريه و ناامني‌هاي منطقه در حالي روي داده است كه منطقه در لواي آن، تحولات مهمی را تجربه كرده كه در جاي خود قابل‌تأمل است. اهميت اين تحولات زماني است كه غرب با نگاهي خاص به آنها نگريسته و حتي براي پنهان‌سازي آنها اقدام كرده است.
در عربستان، فضاي سركوب ابعاد گسترده‌تري گرفته است، چنانكه در روزهاي اخير چندين نفر بازداشت شده و تظاهرات و اعتراضات مردمي با سركوب‌هاي شديدتري همراه شده است، هرچند كه مردم همچنان به قيام خود ادامه مي‌دهند. در اين چارچوب، مردم «قطيف» با برپايي تظاهرات‌ اعتراضي خواستار آزادي زندانيان سياسي از جمله «سلمان امين قريش» از ساکنان قطيف شده‌اند كه بيش از ۲۰۰ روز از عمر خود را در شکنجه و بازداشت گذرانده است. مردم همچنين خواستار آزادي «وليد ابوالخير» موسس سازمان ديده‌بان حقوق بشر در عربستان شده‌اند كه نيروهاي امنيتي به اتهام ايجاد سازماني غيرقانوني و ميزباني از انقلابيون در منزلش در جده او را دستگير کردند.
در بحرين نيز آل‌خليفه به شدت سركوب‌گري را در پيش گرفته است. سازمان عفو بين‌الملل رسماً اعلام كرده است كه آل‌خليفه 50 نفر از سران معترضان را كه در زندان‌ها تحت شكنجه بوده‌اند هر كدام به 10 تا 15 سال زندان محكوم كرده است. همچنين با وجود بازگشايي مدارس، همچنان ده‌ها كودك در زندان به سر مي‌برند. اخراج علماي ديني نيز از مولفه‌هاي ديگري است كه به‌شدت اجرا مي‌شود.
در مصر نيز ارتش از يك سو به دنبال خارج کردن مردم از ميدان است، در حالي كه درگيري‌هاي اخير ميان مردم و نيروهاي امنيتي ده‌ها كشته و زخمي بر جاي گذاشته است. از سوي ديگر، ارتش تلاش دارد تا با پرونده‌سازي، اخوان را از صحنه سياسي حذف کند كه بازداشت و توقيف اموال و لغو فعاليت شاخه سياسي اخوان در قالب حزب عدالت و آزادي‌بخشي اهداف از اين سناريو است. برخي منابع خبري از طرح جمع‌آوري امضا براي رياست‌جمهوري «السيسي» وزير دفاع مصر حكايت دارد. نكته مهم در مصر، رويكرد كشورهاي غربي به اين كشور است كه سفر «اشتون» رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا به قاهره در اين چارچوب است. مسئله مهم ديگر در مصر را ادامه عمليات ارتش در صحراي سينا تشكيل مي‌دهد كه به بهانه مقابله با تروريسم به تخريب تونل‌هاي فلسطيني‌ها كه تنها پل ارتباطي ميان غزه و دنياي خارج است، مي‌پردازد كه ابهامات بسياري در صداقت گفتاري ارتش مبني بر مبارزه با تروريسم ايجاد كرده است. برخي اين اقدامات را در چارچوب همراهي با صهيونيست‌ها و غرب براي پذيرش رياست‌جمهوري السيسي مي‌دانند.
اما نقطه اوج تحولات منطقه را در فلسطين مي‌توان مشاهده كرد. در حالي محاصره غزه از جانب صهيونيست‌ها و مصر تشديد شده و نتانياهو، نخست‌وزير صهيونيست‌ها در آمريكا به هوچي‌گري و فضاسازي عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌پردازد و ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان در آمريكا ابعاد جديدي از مذاكرات سازش را اجرا مي‌سازد که در كرانه باختري و قدس روند تحولات به‌گونه‌اي ديگر است.
در قبال كرانه باختري «اوری ارئیل» وزیر اسکان رژیم صهیونیستی تأکید کرد کرانه باختری تا ابد تحت سیطره این رژیم باقی خواهد ماند و شهرك‌سازي به شدت در اين منطقه اجرا خواهد شد. در برابر قدس نيز در هفته‌هاي اخير صهيونيست‌ها با ادعاي برگزاري مراسم‌هاي متعدد از يك سو به شهرك‌نشينان اجازه حضور گسترده در مسجدالاقصي را داده‌اند، در حالي كه همزمان ارتش به سركوب فلسطيني‌ها مي‌پردازد و از سوي ديگر، صهيونيست‌ها طرح‌هاي متعددي را ارائه كرده‌اند كه عملاً قدس و مسجدالاقصي تحت سيطره صهيونيست‌ها قرار مي‌گيرد. اين اقدامات در حالي صورت می‌پذیرد كه اين روزها سيزدهمين سالگرد انتفاضه مسجد الاقصي است.
مجموع اين تحولات در حالي مصر، فلسطين، بحرين و عربستان را در برگرفته است كه يك اصل درباره آنها مشاهده مي‌شود و آن، سكوت و يا پردازش‌هاي موردي غرب به اين تحولات است به‌گونه‌اي كه يا مانند عربستان و فلسطين اشاره‌اي به تحولات نمي‌كنند و يا مانند بحرين و مصر صرفاً بر لزوم توجه دولتمردان به خواسته‌هاي مردمي تأكيد مي‌كنند.
رفتار غرب نشان مي‌دهد كه آنها براي تأمين منافع خود به ناديده گرفتن حقوق ملت‌هاي بحرين، عربستان، مصر و فلسطين مي‌پردازند، در حالي كه با هوچي‌گري عليه سوريه و ايران به توجيه اين رفتارهاي مغرضانه مي‌پردازند و چنان وانمود مي‌‌کنند كه هيچ تحول مهمي جز مسئله سوريه و يا لزوم مقابله غرب با ايران وجود ندارد، در حالي که همزمان، ايادي غرب در بحرين، عربستان، مصر و فلسطين به كشتار و نابودي آرمان‌هاي ملت‌ها ادامه مي‌دهند.


اقتصادى
سعید مهدوی

حرکت اقتصاد آمریکا به سوی پرتگاه
کاخ سفید در پی ناکامی نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در دستیابی به توافق بر سر لایحه‌ای فوری برای تأمین هزینه‌های دولت، دستور تعطیلی بخش زیادی از نهادهای فدرال را صادر کرد. جمهوریخواهان محافظه‌کار به‌دنبال کاهش بودجه و همچنین قطع بودجه طرح خدمات درمانی 2011 «باراک اوباما» هستند و این امر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات آمریکا را در 30 سپتامبر (8 مهرماه)، پایان سال مالی 2013 آمریکا، در رسیدن به توافق بر سر بودجه دچار مشکل کرده است. (قانون بيمه خدمات درماني همگاني از اصلي‌ترين وعده‌هاي باراك اوباما در كارزار انتخابات رياست جمهوري بوده است)
* کاهش رشد اقتصادی در آمریکا
قابل پیش‌بینی بود که جمهوریخواهان پس از آنکه نتوانستند مانع اجرای طرح بیمه درمانی همگانی اوباما شوند، تلافی آن را بر سر بودجه فدرال کشور درآوردند. جمهوریخواهان با رد لایحه بودجه فدرال پیشنهادی دولت باراک اوباما، سبب تعطیلی ادارات دولتی آمریکا شدند. هزینه تعطیلی دولت بسیار زیاد است. برآورد شده است اگر تعطیلی دولت فدرال آمریکا دو هفته طول بکشد، سه دهم درصد از رشد اقتصادی آمریکا کم می‌شود و در عرض چهار هفته این رقم به یک و چهار دهم درصد خواهد رسید. معنای آن، این است که فرصت‌های شغلی کمتری ایجاد می‌شود، بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی تعطیل خواهد شد و اینها همه به اقتصاد آمریکا لطمه شدیدی خواهد زد. بسیاری از اقتصاددانان پیش‌بینی کرده‌اند تعطیلی یک ماهه دولت به معنای پنجاه‌وپنج میلیارد دلار زیان اقتصادی است. در آمریکا تعطیلی دولت زمانی روی می‌دهد که قانونگذاران نتوانند بر روی بودجه مالی برای سال مالی جدید(2014) به توافق برسند. در نتیجه، زمانی که بودجه کافی وجود نداشته باشد، دولت آمریکا می‌تواند خدمات غیر ضروری را در ابتدای سال مالی جدید متوقف کند. بدین ترتیب، بیش از هشتصد هزار کارمند (یک سوم کل کارکنان) دولت آمریکا فعلاً مجبورند به مرخصی بروند.
* پر شدن سقف بدهی‌ها درگیری بزرگتر
درگیری بزرگ‌تر دولتمردان آمریکایی نزدیک شدن رقم بدهی‌های دولت به سقف تعیین شده توسط قانون است. اختلافات میان دو جناح آمریکا در حالی است که بدهی‌های عمومی آمریکا به سقف ۷/۱۶ تریلیون دلار نزدیک می‌شود و بر اساس پیش‌بینی‌ها، تا 17 اکتبر (۲۵ مهر) بدهی‌های عمومی آمریکا از این رقم عبور می‌کند و کنگره باید سقف بدهی‌های عمومی آمریکا را بار دیگر افزایش دهد. از سوی دیگر، اگر قانونگذاران آمریکایی درباره سقف بدهی‌های کشور به توافق نرسند، واشنگتن در انجام تعهدات قانونی و پرداخت هزینه‌های خود ناتوان خواهد ماند. بر پایه قوانین آمریکا، دولت برای عبور از سقف بدهی تعیین شده اختیاری ندارد و قانونگذاران ‌باید برای مجوز افزایش محدوده بدهی‌ها لایحه‌ای را تصویب کنند. این در حالی است که جمهوری‌خواهان گفته‌اند که در برابر مجوز افزایش توانایی دولت برای گرفتن وام بیشتر، اوباما باید امضای قانون خدمات بیمه درمانی خود را به تأخیر بیندازد. با این وجود، رئیس‌جمهور آمریکا بر مخالفت خود با هر گونه معامله‌ای با جمهوریخواهان بر سر افزایش سقف بدهی این کشور تأکید کرده است.
* خطر رکود برای اقتصاد آمریکا
در همین راستا، وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده است در صورتی که قدرت وام گرفتن دولت تا ۱۷ اکتبر افزایش نیابد، خزانه از پول نقد برای پرداخت صورت‌حساب‌های کشور خالی و آمریکا وارد رکودی به مراتب وحشتناک‌تر از رکود سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ خواهد شد. این نهاد مهم و حیاتی اقتصاد آمریکا در روز پنج‌شنبه (۱۱ مهر) گزارش داد: «در صورتی‌که بر سر محدوده بدهی‌ها به توافقی دست پیدا نکنیم، نه‌تنها تأثیری فاجعه‌بار بر بازار مالی خواهد داشت، بلکه بر ایجاد اشتغال، هزینه‌کرد مصرفی و رشد اقتصادی نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت، بازار اعتباری متوقف می‌شود، ارزش دلار کاهش پیدا می‌کند و نرخ سرمایه‌گذاری به شدت سقوط خواهد کرد.»


نداى قدس

افزایش حملات فلسطینی‌ها در سپتامبر
براساس گزارش «شین‌بت» جامعه صهیونیستی در ماه سپتامبر با هدف قرار گرفتن 133 مورد حمله شاهد بیشترین حملات از سوی فلسطینی‌ها در سال جاری میلادی بود. سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در گزارشی از افزایش بی‌سابقه عملیات ضد صهیونیستی در ماه گذشته میلادی(سپتامبر) از سوی فلسطینی‌ها خبر داد و فاش کرد که ماه سپتامبر شاهد افزایش عملیات ضد صهیونیستی در کرانه باختری و قدس بوده است، به گونه‌ای که در این ماه 133 مورد عملیات علیه اهداف رژیم صهیونیستی صورت گرفت.
بحران دارویی در غزه و اتمام یک سوم داروهای حیاتی

به گزارش پایگاه اینترنتی الرساله‌نت «اشرف القدره» سخنگوی وزارت بهداشت دولت فلسطین در غزه گفت: بخش درمان غزه در نتیجه تشدید محاصره غزه و بسته‌شدن گذرگاه رفح با بحران شدید دارویی مواجه است و این محاصره سبب شده است که ذخیره 154 نوع از 460 نوع دارو و تجهیزات پزشكی اصلی در انبارهای دارویی نوار غزه به پایان برسد. رژیم صهیونیستی از هفت سال پیش نوار غزه را به محاصره كامل درآورده است و اجازه نمی‌دهد دارو و كالاهای مورد نیاز فلسطینی‌ها وارد این منطقه شود.
رژیم صهیونیستی درصدد کسب کرسی دور‌ه‌ای شورای امنیت سازمان ملل

«ران پروسور» سفیر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل خبر داد که این رژیم درصدد است در فاصله زمانی سال‌های 2019 تا 2020 میلادی، یکی از اعضای دوره‌ای شورای امنیت سازمان ملل شود. وی در مصاحبه با رویترز ضمن اشاره به اینکه رژیم صهیونیستی با آلمان و بلژیک بر سر دو کرسی اختصاص داده شده به اروپای غربی و سایر گروه‌ها رقابت خواهد کرد، گفت: کسب کرسی در شورای امنیت سازمان ملل نیازمند رأی مثبت دو سوم از 193 کشور عضو مجمع عمومی سازمان ملل است و دیپلمات‌های سازمان ملل پیش‌بینی کرده‌اند که کسب این تعداد آرا برای رژیم صهیونیستی آسان نیست.
51 درصد صهیونیست‌ها در اندیشه مهاجرت

حداقل 51 درصد صهیونیست‌ها در فکر مهاجرت از سرزمین‌های اشغالی به کشورهای خارجی به ویژه آمریکا و آلمان هستند. به گزارش شبکه دهم تلویزیون دولت عبری، طبق نظرسنجی به عمل آمده اکثر شهرک‌نشینان صهیونیست در اندیشه مهاجرت از سرزمین‌های اشغالی هستند که دلیل عمده این مسئله، گرانی مخارج زندگی در سرزمین‌های اشغالی و بالا بودن قیمت مسکن عنوان شده است. این در حالی است که نسبت مذکور، صهیونیست‌هایی را که تا به امروز از سرزمین‌های اشغالی مهاجرت کرده‌اند، شامل نمی‌شود. نتایج این نظرسنجی حاکی از آن است که اکثر صهیونیست‌ها دارای برگه‌های اقامت و تابعیت‌های متعددی هستند که می‌توانند به هر کشوری که بخواهند مهاجرت کنند یا به کشورهایی بروند که پدران و اجداد آنها پیش از اشغال فلسطین در آنجا سکونت داشته‌اند.


 

صفحه 5 بين الملللل

 

 

سودان و كنيا قربانيان جديد سناريوي قديمي
علی تتماج


قاره آفريقا با برخورداري از ثروت‌هاي فراوان، همواره كانون توجهات جهاني بوده است، هر چند كه در ظاهر ادعا مي‌شود اين قاره، حرفي براي گفتن در دنياي اقتصاد ندارد. جايگاه جهاني آفريقا موجب شده تا اين قاره همواره با چالش‌هاي امنيتي و سياسي همراه باشد و رنگ آرامش نبيند. نمود عيني اين امر در تحولات اخير سودان و كنيا قابل مشاهده است كه مي‌توان نام قربانيان جديد نظام سلطه را بر آنها نهاد.
سودان بار ديگر ناآرام
سودان از جمله كشورهاي بزرگ اسلامي در قاره آفريقا است. اين كشور در طول دو دهه گذشته با مجموعه‌اي از چالش‌هاي داخلي به‌ويژه رفتارهاي تجزيه‌طلبانه قبايل و طوايف همراه بوده كه نتيجه آن را نيز در تجزيه جنوب سودان مي‌توان مشاهده كرد.
هر چند كه فضاي بحراني در سودان سابقه‌اي طولاني دارد، اما اين روزها ابعاد جديدي از اين نابساماني‌ها در اين كشور مشاهده مي‌شود، چنانكه در درگيري‌هاي خياباني، ده‌ها نفر كشته و زخمي شده‌اند.
نكته قابل توجه در اين تحولات آن است كه محور اصلي آن را نه تقابل قبايل و جدايي‌طلبان با دولت مركزي، بلكه اعتراضات خياباني به اوضاع اقتصادي و اجتماعي تشكيل مي‌دهد. حال اين سوال مطرح است كه دليل واقعي اين اعتراضات چيست؟ به‌ويژه اينكه اين ناآرامي‌ها يكباره و ناگهاني آغاز شده است؟
اول آنكه با توجه به اوضاع جاري در سودان از جمله در حوزه اقتصادي، مطالبات مردمي براي بهبود وضعیت زندگي امري طبيعي مي‌باشد، چنانكه در گذشته نيز سودان شاهد چنين تحولاتي بوده است.
دوم آنكه، در سير تحولات سودان يك نكته اساسي قابل توجه است و آن نوع واكنش‌هاي جهاني به تحولات است. همزمان با ناآرام شدن سودان، كشورهاي غربي به‌ويژه آمريكا مجموعه‌اي از فضاسازي‌هاي رسانه‌اي و سياسي عليه سودان آغاز كردند، به‌گونه‌اي كه از يك سو آمريكا در اقدامي كاملاً غير قانوني مانع، سفر البشير رئيس‌جمهور سودان به نيويورك براي حضور در نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل شد و از سوي ديگر، در سخنراني و مواضع سران غرب، مسئله سودان مورپ توجه بوده است.
رسانه‌هاي غربي نيز در ابعاد گسترده‌اي به تحولات سودان پرداخته و حتي از آن با عنوان نسل‌كشي ياد كردند. اين رفتارها زماني بيشتر مفهوم پيدا مي‌كند كه رسانه‌هاي غربي از پرداختن به تحولات بحرين، عربستان و... خودداري كردند و صرفاً به پوشش خبري سودان پرداختند. با توجه به فضاي ايجاد شده در عرصه جهاني، اين سناريو مطرح است كه تحولات سودان بيش از آنكه برگرفته از تحولات داخلي اين كشور باشد، نتيجه سياست‌ها و دخالت‌هاي غرب براي سلطه بر اين كشور است. غرب كه پيش از اين تجزيه جنوب سودان را رقم زده، اكنون تلاش دارد تا ابعاد جديدي از اين طرح را در دارفور و شرق سودان اجرايي سازد.
آنها براي توجيه دخالت در سودان، بحران‌سازي در داخل سودان و فضاسازي عليه آنها را همزمان با نشست سازمان ملل صورت داده‌اند.
كنيا در بحران
کنيا در هفته‌هاي اخير با مجموعه‌اي از ناآرامي‌ها و درگيري‌ها همراه شده که در نتيجه آن، صدها نفر کشته و زخمي شده‌اند. هر چند کنيا مانند بسياري از کشورهاي آفريقايي با جنگ داخلي و قبيله‌اي مواجه است، اما اوج‌گيري آن در مقطع کنوني، امري قابل توجه است. براساس گزارش‌هاي منتشر شده گروه الشباب سومالي و القاعده آفريقا مسئوليت اين تحولات را پذيرفته است که بر ابهام موضوع افزوده است. تقارن اين حملات با نشست سازمان ملل و محور قرار گرفتن مسئله تروريسم در سخنراني‌ها و مواضع کشورهاي غربي اين امر را تشديد کرده است. با توجه به اين اوضاع چند سناريو در قبال تحولات کنيا مطرح است. القاعده تلاش دارد تا در آستانه سازمان ملل به نوعي قدرت‌نمايي بپردازد و چنان وانمود کند که غرب در تحقق اهداف خود ناتوان بوده است. به نوعي، القاعده به دنبال باج‌گيري از غرب با تشديد فضاي ناامني است که تحولات پاکستان، افغانستان، عراق و ... را مي‌توان در اين چارچوب ارزيابي کرد. البته بايد به اين امر توجه داشت که القاعده در سوريه از رفتارهاي غرب ابراز نارضايتي کرده و به نوعي آن را خيانت به خود مي‌داند. عقب‌گرد غرب از اقدام نظامي عليه سوريه براي القاعده و البته صهيونيست‌ها و عربستان، هزينه‌هاي بسياري داشته که به صورت گفتاري و عملي به انتقاد از آن پرداخته‌اند. سناريوي ديگري که در قبال تحولات کنيا مطرح است، برگرفته از دو اصل سياست‌هاي غرب براي آفريقا و نيز همگرايي و بهانه سازمان‌هاي القاعده براي غرب مي‌باشد. کارنامه کشورهاي غربي نشان مي‌دهد که اين کشورها تلاش دارند تا سياست افزايش حضور نظامي در آفريقا را اجرايي سازند و در اين راستا، سناريو‌‌هاي بسياري را طراحي مي‌کنند. از جمله مولفه‌هاي مهم در اين حوزه، ناامني و درگيري‌هاي قبيله‌اي است که بهانه غرب براي حضور نظامي در آفريقا شده است. اکنون اين سناريو مطرح است که غرب، کنيا را به عنوان قرباني جديد خود انتخاب کرده است تا زمينه‌ساز حضور گسترده‌تر غرب در آفريقا باشد. تقارن تحولات کنيا با نشست سازمان ملل و نيز قرار داشتن اتباع کشورهاي اروپايي و آمريکا در جمع کشتگان و گروگان‌هاي حوادث کنيا اين گمانه‌زني را تقويت کرده است.
به عبارت ديگر مي‌توان گفت آنچه در ساحل عاج و مالي روي داد اکنون در کنيا در حال تکرار شدن است که در نتيجه آن، جنگي فراگير را در کنيا به بار خواهد آورد.
جان كلام
به هر تقدير، تحولات سودان و کنيا با هر عنواني که باشد، در نهايت اين مردم اين كشورها هستند بود که قرباني اين ناآرامي‌ها می‌شوند، در حالي که قطعاً غرب از اين وضعيت براي سلطه بر آنها بهره‌برداري خواهد کرد و زمينه را براي تکرار دوران استعمار و استثمار در اين کشورها فراهم خواهد ساخت. غرب همواره از ادعاهاي حقوق بشري براي سلطه بر كشورها بهره گرفته و اكنون نيز به دنبال تكرار اين روند است، چنانكه در سودان از مولفه به اصطلاح اعتراضات مردمي و در كنيا از القاعده براي رسيدن به مقصود خود استفاده مي‌كند. هدف يكي است و آن سلطه بر اين كشورها است و تنها راهكار آنها مقاومت است.


دور باطل آمريكا براي اتحاد دوباره با طالبان!
رضا اشرفي

شواهد نشان مي‌دهد كه نيروهاي ناتو و آمريكا در سال 2014 از افغانستان خارج خواهند شد. اين مسئله جداي از حضور نيروهاي نظامي مشاور و همچنين پايگاه‌هاي آمريكايي در اين كشور است. به هر حال آن‌گونه كه باراك اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا در عراق و سوريه نشان داده، مي‌توان نتيجه گرفت كه از جنگ گريزان است. بنابراين ممکن است افغانستان در دوره وي آخرين گزينه باشد. البته نبايد فراموش كرد كه ايالات متحده در شرايط كنوني نمي‌تواند به‌راحتي به جنگ‌هاي طولاني‌مدت و فرسايشي ادامه دهد يا اينكه جنگ جديدي را آغاز كند. به آن معنا كه واشنگتن به صلح‌طلبي رو نياورده است، بلكه در حال حاضر براي آغاز جنگي جديد، در وضعیت مناسبي قرار ندارد.
اما سؤال اين است كه پس از خروج نيروهاي آمريكايي و ناتو از افغانستان، شرايط به كدام سمت پيش خواهد رفت؟ آيا آمريكا با گروه يا تيمي بسته است؟ نگاهي به اوضاع افغانستان نشان مي‌دهد كه هر چه به سمت 2014 پيش مي‌رويم، عمليات‌ها و فعاليت‌هاي طالبان افزايش پيدا مي‌كند. آيا آمريكا همچون گذشته قادر نيست جلوي اين فعاليت‌ها را بگيرد يا اينكه در حال توافق با طالبان است كه بي‌شك القاعده را به همراه خود دارند؟ آخرين خبرها از افغانستان گواه آن است كه شهرستان‌های «کران» و «منجان» در استان بدخشان در اختيار طالبان قرار گرفته است. نیروهای طالبان همچنين طي روزهاي گذشته به عمليات‌هاي زيادي دست زده‌اند كه مي‌تواند نشانگر آن باشد كه پس از خروج نيروهاي متحد، به‌دنبال بازگشت به قدرت هستند. همزمان، نيروهاي پاكستاني، «ملابرادر» فرد شماره دو طالبان را آزاد كردند كه معاني زيادي را به همراه دارد. در هر حال، اكنون اتفاقات خاصي رخ داده است كه نشان مي‌دهد برخي از قدرت‌ها بدشان نمي‌آيد بار ديگر به سال 1996 و بازگشت طالبان به قدرت بازگردند.
ابتدا اينكه آمريكا در خاورميانه و همچنين شبه‌قاره كه مستعد است به جاهاي ديگر هم تعميم داده شود، از سياست قطري فاصله گرفته و رويكردهاي سياسي عربستان را بار ديگر بورس كرده است. به همان اندازه كه دوحه، اخواني عمل مي‌كند، مي‌توان گفت كه رياض هم طالباني و القاعده‌اي رفتار مي‌كند. بنابراين اين چرخش كه با تغيير امير قطر همراه بوده، نمي‌تواند فقط به غرب آسیا و شمال آفریقا محدود شود، بلكه جداي از شبه‌قاره و آسياي مركزي، حتي آفريقا را نيز شامل خواهد شد. در همين حال، در تصميمي نادر، «ايمن ‌الظواهري» دو سال پس از مرگ اسامه بن‌لادن راهبرد جديد و «دستورالعمل جديد جهادي» القاعده را تعيين و تأكيد كرد كه نيروهاي ما تا جايي كه ممكن است، نبايد با نيروهاي آمريكا درگير شوند. به گفته وي «هدف قرار دادن عوامل امريكا مهم است، اما اصل اين است كه وارد درگيري مستقيم با آنها نشويم، مگر در كشورهايي كه مواجهه با آنها اجتناب‌ناپذير است.» از سوي ديگر، آمريكا از طرق مختلف به‌دنبال مذاكره با طالبان به عنوان متحد اصلي القاعده و همچنين خواهان مذاكره با سران القاعده است.
شواهد تاريخي نشان داده كه آمريكا با طالبان مشكل چنداني ندارد و حتي در تاريخ ۷ اكتبر 2001 كه به افغانستان حمله كرد، صرفاً به دليل سرنگوني حكومت طالبان نبود؛ بلكه به اين دلیل كه طالبان بر اساس درخواست واشنگتن، اسامه بن‌لادن را در اختيار آمريكا قرار نداد،‌ به افغانستان و طالبان حمله كرد. بنابراين آيا مي‌توان گفت كه كاخ سفيد پس از خروج از افغانستان چندان كم ميل نيست كه طالبان بار ديگر به قدرت افغانستان بازگردند؟ به هر حال، طالبان برخلاف برخي از نيروهاي ديگر و كوچك‌تر افغانستان از اين قدرت برخوردار است كه امنيت و ثبات افغانستان و حتي شبه‌قاره را تأمين كند. طالبان حتي قادر است مواد مخدر را به شكل شبكه‌اي هدايت كند. شواهد زيادي وجود دارد كه نشان مي‌دهد پس از حمله نيروهاي ناتو و آمريكا به افغانستان، كشت و توليد مواد مخدر به‌خصوص در بخش‌هاي جنوبي كه انگليس در آنجا از قدرت بيشتري برخوردار است، افزايش پيدا كرده است. حتي رئيس‌جمهور قرقيزستان نیز نسبت به اين مسئله هشدار داده بود، به اين دليل كه آسياي مركزي يكي از راه‌هاي كم‌هزينه ترانزيت مواد مخدر توليد شده در افغانستان است. كشورهاي اين منطقه به‌شدت از اين مسئله نگران هستند، زيرا جداي از بحث ترانزيت، مواد مخدر به‌راحتي در بين سطوح مختلف اجتماعي اين كشورها پخش مي‌شود.
از سوي ديگر در سال 2014 همزمان با خروج آمريكا و ناتو از افغانستان، دوران رياست‌جمهوري «حامد كرزاي» نيز به پايان خواهد رسيد. بنابراين آمريكا پس از خروج، نيازمند يك متحد مطمئن است كه بتواند بدون حضورش در اين كشور، امنيت افغانستان و منطقه شبه‌قاره را بر اساس تمايلات خود تأمين كند؛ به‌خصوص كه طالبان به همراه القاعده، نفوذ زيادي در مناطق مختلف پاكستان نيز دارد. از اين منظر مي‌توان نتيجه گرفت كه واشنگتن طي 12 سال گذشته كه به نام مبارزه با تروريسم با طالبان و القاعده مبارزه كرده،‌ در دوري باطل بدش نمي‌آيد كه بار ديگر با آنها هم‌پيمان شود.


از نگاه دیگران

در سالگرد خيزش
اين روزها سالگرد خيزش بنيان‌کني است که خيابان‌ها و کوچه‌هاي شهرها و روستاهاي عربي فلسطين را درنورديد.
13 سال پيش جهاني که با روياي توافقنامه اسلو و تأمين حمايت و امنيت براي پروژه استعماري صهيونيست‌ها به خواب فرو رفته بود، ناگهان با جنبش بيداري اين فلسطيني‌هاي به خواب رفته از جا برخاست. اين ملت ثابت کرد که برخلاف رهبري سازشکار آن، نرم نخواهند شد و به درون تشکيلات امنيتي صهيونيست‌ها راه نخواهند يافت. در اين ميان، علت اصلي ترور عرفات هم، تلاش وي براي ارزيابي اشتباهاتي بود که مرتکب آن شده بود.
دومين حادثه غافلگير کننده در آن زمان، نفوذ خشم به داخل اراضي سبز بود. اين امر نه به صورت تظاهرات و راه‌پيمايي‌ها، بلکه به صورت يک موج سونامي کوبنده در داخل شهرها و روستاهاي فلسطين و الجليل و نقب و شهرهاي ساحلي شروع شد و راه‌هاي مواصلاتي اصلي را فرا گرفت. رهبران رژيم صهيونيستي، اين تحول را به‌مثابه جبهه متخاصم داخلي قلمداد کردند. آنها اين نکته را درک کردند که در برابر يک بيداري گسترده قرار گرفته‌اند و تمام سياست‌هاي فريبنده و گمراه‌سازي در برابر چشمان آنها سقوط کرده است. کارشناسان صهيونيست انتظار داشتند که روزي چنين امري به وقوع بپيوندد، اما نمي‌توانستند ميزان و مدت آن را پيش‌بيني کنند. اگر تصميم کميته پيگيري عربي براي متوقف ساختن اين درگيري‌ها براي ممانعت از خونريزي بيشتر نبود، اين حوادث قابل کنترل نبود.
اين خشم مردمي در ميان فلسطيني‌هاي ساکن اراضي 1948 که 13 شهيد و صدها زخمي بر جاي گذاشت، تأثير عميقي بر نزاع جاري ميان ملت فلسطين و جنبش صهيونيسم گذاشت. در اين ميان، بسياري از نمايندگان ملت فلسطين و اراضي اشغالي 1948، با بي‌مسئوليتي به دنبال سرکوب ملت برآمدند، اما تجمع ملي دموکراتيک تلاش کرد با اين مواضع برخورد کند و به همين دليل تحت حملات شديد و تلاش براي سلب مشروعيت قرار گرفت.
انتفاضه عرب‌هاي اراضي اشغالي 1948 در اکتبر 2000، تلاشي براي مطرح کردن قضيه فلسطين در صدر برنامه‌هاي بين‌المللي بود. ما موفق شديم در بسياري از موارد، نقاب از چهره رژيم صهيونيستي کنار بزنيم و تناقض هويت دموکراتيک و يهودي آن را آشکار کنيم. رژيم صهيونيستي در كمپين تبليغاتي خود همواره بر رابطه خود با اقليت فلسطين تأکيد مي‌کرد و آن را رابطه دموکراتيک جلوه مي‌داد.
اما در اين ميان، آينده عرب‌های ساکن اراضي اشغالي 1948 و نقش آنان در دفاع از حقوق ملي و مبارزاتي خود، سوالات متعددي را به اذهان متبادر ساخته است.
دشمني و خصومت با عرب‌هاي داخلي اراضي 1948 که پس از مشارکت ايشان در خيزش مردمي در وضع و تدوين قوانين نژادپرستانه عليه آنان نمود يافته، يکي از جنبه‌هاي اين واقعيت است، اما جنبه مهم‌تر، تغيير عرب‌هاي داخل و تبديل آنها به مدد اصلي معادله نزاع است. وظيفه اصلي آنها، نحوه به فعليت درآوردن اين واقعيت جديد است، اما امروز ما ابزارهاي جديدي براي افزودن به ذخاير مبارزات خود داريم.
منبع: عرب48
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 592

اوباما: گزینه نظامی در مواجهه با ایران هنوز پابرجاست
مهر(9/7/1392): باراک اوباما، رئيس‌جمهور آمريکا بار ديگر با تکرار لفاظي جنگ‌طلبانه واشنگتن عليه برنامه انرژي هسته‌اي ايران مي‌گويد در مقابل ايران هيچ گزينه‌‌اي حذف نخواهد شد. رئيس‌جمهور آمريکا در ديدار با بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهیونیستی، در کاخ سفيد گفت: «همه گزينه‌‌ها از جمله گزينه نظامی عليه ايران به قوت خود باقی است.» وي افزود: حرف براي حل‌وفصل موضوع هسته‌ای ايران کافی نيست و تهران بايد از «طريق اقدامات» خود اعتماد جامعه جهانی را جلب کند. اوباما گفت: «ما توافق کرديم که دست‌نيافتن ايران به سلا‌ح ‌هسته‌ای بسيار مهم است.» رئيس‌جمهور آمريکا ادعا کرد: «ايران به‌دليل تحريم‌ها براي گفت‌وگو آماده است و ما بايد با حسن نيت تمايل آن‌ها را آزمايش کنيم.»
سناتورهای آمریکایی: برای تشدید تحریم‌ها لحظه‌ای تردید نمی‌کنیم
فارس(9/7/1392): گروهی از سناتورهای آمریکایی اعلام کردند که از درخواست نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران حمایت می‌کنند. جمعی از سناتورها و نمایندگان کنگره آمریکا که با «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دیدار داشتند، به این مقام صهیونیستی اعلام کرده‌اند که از درخواست وی برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران حمایت می‌کنند. بر اساس این خبر، «رابرت منندز» سناتور دموکرات کنگره آمریکا و رئیس کمیته روابط خارجی سنا بعد از دیدار با نتانیاهو خطاب به خبرنگاران مدعی شد که تصمیم ما مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای بدون تغییر باقی مانده است و ما برای تشدید تحریم‌ها و استفاده از سایر گزینه‌ها (علیه ایران) در راستای حفاظت از منافع آمریکا و تضمین امنیت منطقه‌ای، لحظه‌ای تردید نخواهیم کرد.
بایدن: ایران انتخاب کند؛ تحمل تشدید تحریم‌ها یا مذاکره
باشگاه خبرنگاران(9/7/1392): معاون رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر در دفاع از امنیت متحد قدیمی واشنگتن، اسرائیل[رژیم صهیونیستی]، مدعی شد که ایران مجبور است بین تحمل تحریم‌های شدیدتر اقتصادی و یا مذاکره درباره برنامه هسته‌ای، یک گزینه را انتخاب کند. «جو بایدن» معاون باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا با ادعای اینکه یک ایران هسته‌ای تهدیدی برای اسرائیل محسوب می‌شود، اعلام کرده است که ایران مجبور است بین تحمل تحریم‌های شدیدتر و یا مذاکره، یک گزینه را انتخاب کند. بر اساس این خبر، بایدن در جریان سخنرانی خود در کنفرانس سالانه‌ای که توسط گروه آمریکایی چپگرای «جی استریت» سازماندهی شده بود، گفت: ایران مسلح به سلاح هسته‌ای، تهدیدی برای موجودیت اسرائیل محسوب می‌شود و خطری غیرقابل قبول برای صلح و امنیت جهانی است و ممکن است رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه(غرب آسیا و شمال آفریقا) ایجاد کند که موجب تضعیف امنیت همه می‌شود.
برژینسکی: همکاری با ایران هدفی قابل دسترس است
فارس(10/7/1392): مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دوران جیمی کارتر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس آمریکا اعلام کرد که آمریکا می‌تواند با همکاری ایران، نگرانی‌های بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای این کشور را برطرف سازد. زبیگنیو برژینسکی اعلام کرد که همکاری با ایران برای حل‌وفصل نگرانی‌های بین‌المللی درباره فعالیت‌های هسته‌ای این کشور می‌تواند در نهایت یک هدف قابل دسترس برای دولت آمریکا باشد. وی گفت: «ما باید این حقیقت را مد نظر داشته باشیم که این کشور یک ملت تاریخی است که به مدت سه هزار سال به بقای خود ادامه داده است. ایران کشوری دیوانه یا انتحاری نیست.»
ادعاهاي ضدايراني كري
فارس(8/7/1392): وزير امور خارجه آمريکا گفت: همان‌طور که ما به فکر پاسخ به تلاش‌هاي ايران، براي تغيير رابطه با جهان هستيم، کاملاً به ضرورت حفظ امنيت اسرائيل[رژیم صهیونیستی] آگاهي داريم. جان کري گفت: «هر نشستي باعث روابط بهتر و دوستي نزديک‌تر مي‌شود. من از نخست‌وزير اسرائيل تشکر مي‌کنم. هر زماني که من در اسرائيل بودم، او از من بسيار استقبال کرده و درباره موضوعات پيچيده و بسيار مهم با من همکاري داشته است.» جان‌کري گفت: اسرائيل همان‌طور که همه مي‌دانند، دوست ويژه آمريکا است. ما گفت‌وگوهاي بسيار سازنده با رئيس‌جمهور داشتيم و اکنون من و نخست‌وزير اسرائيل درباره ايران، روند صلح خاورميانه و سوريه صحبت کرديم.


هویت 323

آمريكا: حمايت از ناقضان حقوق بشر
نقض حقوق بشر صرفاً در قالب حوزه داخلي كشورها نیست، بلكه مواضع آنها در قبال تحولات جهاني از جمله ناديده گرفتن جنايات صورت گرفته در دیگر كشورها به دليل حفظ منافع بخشي از اين مهم را صورت مي‌دهد. نمود عيني اين امر را در سكوت آمريكا در قبال جنايات صورت گرفته در بحرين مي‌توان مشاهده كرد؛ برای نمونه سازمان دیده‌بان حقوق بشر، وزارت خارجه آمریکا را به خدمت بزرگ به آل‌خلیفه در بحرین در اقدامات سرکوبگرانه‌اش متهم کرد. در بیانیه سازمان دیده‌بان حقوق بشر آمده است: رژیم بحرین، خلیل المرزوق، معاون دبیرکل جمعیت الوفاق را طبق اتهامات بی‌اساس بازداشت کرده است و آمریکا به جای محکوم کردن این اقدام از جمعیت‌های مخالف رژیم به سبب تعلیق مشارکت آنها در جلسات گفت‌وگو در بحرین، در اعتراض به بازداشت المرزوق انتقاد می‌کند.
انگلیس: وضعيت اسفناك زندانيان

وضعيت اسفناك زندان‌ها از جمله مسائل مطرح در پرونده حقوق بشر انگليس است. در حالی که زندانیان در بخش کودکان به‌طور میانگین اجازه دارند تا تنها شش ساعت را از سلول خود بیرون بیایند، وضع زندانیان بزرگسالان به مراتب بدتر است؛ برای نمونه، زندانیان زندان فلتمن به مدت بیش از 22 ساعت در طول روز در سلول خود حبس می‌شوند و زندانیایی که با هم‌سلولی‌های خود درگیر شده‌اند نیز به دلیل رفتار ناشایست روزانه به مدت 23 ساعت و 40 دقیقه در اتاقی بسیار کوچک زندانی می‌شوند.در زندان مخوف این کشور، جدی‌ترین موارد نقض حقوق بشر از جمله شکنجه روحی، ضرب‌وشتم و تهدید به مرگ دیده می‌شود و روش‌های مورد استفاده در زندان آنقدر بی‌رحمانه است که صدای نهادهای حقوق بشری را درآورده و خواستار بسته شدن آن هستند.
هلند: نقض حقوق کودکان و زنان در هلند

زنان و کودکان از جمله آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه در بسیاری از کشورها هستند. اعمال خشونت علیه این قشر آسیب‌پذیر، بدرفتاری‌ها نسبت به آنان در محیط‌های کار و آموزشی و سوء‌استفاده‌هایی که از آنان صورت می‌گیرد، همگی مؤید این نکته است که باوجود آمارهای ارائه شده، درخصوص جایگاه زنان هلند در میان کشورهای جهان و اروپایی، امنیت روانی واقعی برای آنها به صورت کامل محقق نشده است و همچنان نگرانی‌های عمومی در سطح جامعه نسبت به حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی وجود دارد.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

بررسی مواضع مذبذب آمریکا در قبال ایران
اوباما در آزمون صداقت مردود شد
قاسم غفوري

مقدمه
آیین شصت‌وهشتمين سالگرد تأسيس سازمان ملل متحد در مقر مجمع عمومي اين سازمان در نيويورك در حالي برگزار شد كه يكي از اصلي‌ترين محورهاي آن را مباحث مطرح شده در باب رفتارشناسي جمهوري اسلامي ايران و كشورهاي غربي تشكيل مي‌داد. حضور هيئت ايراني به رياست دكتر حسن روحاني رئيس‌جمهوري اسلامي ايراني همچون سال‌هاي اخير با استقبال جهاني همراه بود چراكه جهانيان همواره تأكيد دارند كه جمهوري اسلامي انديشه‌ها و ابتكارهاي عملي بسياري براي تحقق صلح و عدالت جهاني دارد لذا جهان تشنه پايان نظام سلطه، با نگاهي ويژه به جمهوري اسلامي مي‌نگرد.
در كنار اين مقوله از نكات مطرح در نشست امسال نوع رفتارهاي ديپلماتيك كشورهاي غربي بود كه نمود آن را در رايزني‌هاي مقامات غربي با رئيس‌جمهور و وزير امور خارجه جمهوري اسلامي و نيز برگزاري نشست ايران و گروه 1+5 در سطح وزير خارجه مي‌توان مشاهده كرد.
هرچند كه رفتار غرب برگرفته از گام‌هاي عملي در پايان دادن به خصومت با ملت ايران نبود، اما در مجموع مي‌توان نوعي تغيير در رفتار آنها ولو در ظاهر را مشاهده كرد. امري كه برگرفته از اقتدار جهاني جمهوري اسلامي و ناتواني غرب در اجراي سياست‌هاي ضد ايراني بود. آنها برآن بودند تا با ادعاي تغيير دولت در ايران و نگاه مثبت غرب به آن، حقيقت ناتواني در برابر اراده ملت ايران را پنهان سازند تا ضمن در حاشيه قرار دادن اقتدار و دستاوردهاي سال‌هاي اخير ملت ايران در ايستادگي در برابر غرب، بر ناتواني خويش در ادامه تقابل با ملت ايران سرپوش گذارند. در كنار تمام آنچه در نيويورك روي داد نوع رفتار مقامات آمريكايي در برابر جمهوري اسلامي ايران امري قابل توجه است. در تبیين رفتاري باراك اوباما رئيس‌جمهور و ساير مقامات آمريكايي دو لحن متفاوت در قبال جمهوري اسلامي مشاهده مي‌شود. بخشي در زمان برگزاري نشست سازمان ملل كه بر اساس ادعاي گفت‌وگو بوده و ديگري پس از نشست سازمان ملل كه بر اساس گفتمان قديمي تمام گزينه‌ها روي ميز است. متعاقب رفتار آمريكا، نوع مواضع صهيونيست‌ها از جمله نتانياهو نخست‌وزير صهيونيست‌ها در نشست سازمان ملل و ديدار با اوباما نيز حلقه تكميلي رفتارها در مقابل جمهوري اسلامي ايران است كه البته نوع مواضع برخي كشورهاي عربي و برخي متحدان اروپايي آمريكا را نيز بايد به آن افزود. حال اين سوال مطرح است كه چرا رفتار آمريكا در قبال ايران در طي دو هفته با دو رويكرد كاملا متفاوت همراه بوده و آنها از قبل اين رفتارها به دنبال چه مولفه‌هايي هستند و نقش بازيگران حاشيه‌اي نظير صهيونيست‌ها، برخي كشورهاي اروپايي و عربي در اين معادلات چيست؟

رفتارشناسي آمريكا
رفتار متفاوت آمريكايي‌ها به‌ويژه باراك اوباما را در دو مقطع در دو محور می‌توان برررسی کرد:
الف) نوع رفتارها در سازمان ملل: در زمان برگزاري نشست سازمان ملل متحد آمريكا و برخي متحدان اروپايي آنها تلاش كردند تا نوعي تعادل رفتاري را از خود به نمايش گذارند كه شامل ادبيات سياسي نرم و همراه با برخي رايزني‌هاي ديپلماتيك بوده است كه نمود آن را در ديدار برخي مقامات غربي با مقامات جمهوري اسلامي ايران و نيز مذاكرات ايران و گروه 1+5 مي‌توان مشاهده كرد. البته اين رفتارها فاقد گام عملي ملموس براي جبران اشتباهات گذشته اين كشورها در مقابل ملت ايران و نظام اسلامي بود. آنها تلاش كردند تا چنان وانمود سازند كه به‌دنبال تغيير رفتار در مقابل جمهوري اسلامي هستند در حالي كه در وراي آن بر اصل لزوم برداشتن گام‌هاي عملي از سوي ايران تأكيد مي‌كردند.
ب) نوع رفتارها پس از نشست سازمان ملل: هنوز چند روزي از نشست سازمان ملل متحد نگذشته بود كه نوع مواضع و رفتارهاي غربي‌ها به‌ويژه آمريكايي‌ها با تغيير لحن‌هاي 180 درجه‌اي همراه گرديد به‌گونه‌اي كه جهانيان اعلام كردند غرب بارديگر به خانه اول خود بازگشته كه برگرفته از سياست خصومت‌ورزي عليه ملت ايران و نظام اسلامي است. در اين چارچوب باراك اوباما در ديدار با نتانياهو نخست‌وزير صهيونيسـت‌ها بارديگر جمله تكراري همه گزينه‌ها روي ميز است را مطرح كرد. جان كري وزير امور خارجه و بايدن معاون رئيس‌جمهور آمريكا و نيز سوزان رايس مشاور امنيت ملي اوباما در كنار برخي سناتورهاي كنگره بار ديگر ادعاي ادامه تحريم‌ها و حتي اقدام نظامي را مطرح ساختند. رفتار آنها يادآور دوران بوش و عملكردهاي اوباما پيش از نشست سازمان ملل بوده است.
همزمان با چرخش‌هاي رفتاري آمريكايي‌ها سران صهيونيست‌ها در كنار برخي كشورهاي عربي و محافل رسانه‌اي غربي ـ صهيونيستي به فضاسازي عليه جمهوري اسلامي پرداختند كه سخنان ضد ايراني نتانياهو در نشست سازمان ملل و نيز برخي ادعاهاي محافل سياسي و رسانه‌اي عربي نظير مقامات يمني و بحريني مبني بر دخالت ايران در امور داخلي اين كشورها و نيز ادعاهاي رسانه‌هاي صهيونيستي، غربي و عربي مبني بر خشم صهيونيست‌ها و كشورهاي دیگر از رويكرد غرب به ايران نمودي از اين رفتارها است. مواضعي ضد ايراني كه احتمالاً در روزهاي آتي از سوي برخي مقامات اروپايي نظير فرانسه، انگليس و آلمان نيز تكرار خواهد شد. حال اين پرسش مطرح است كه دليل تغيير لحن آمريكايي‌ها چيست و چه اهدافي را در وراي آن پيگيري مي‌كنند و نقش طراحي شده براي بازيگران حاشيه‌اي يعني صهيونيست‌ها، اروپا و برخي كشورهاي عربي در اين حوزه چيست؟

تحليل رفتاري آمريكا
براي آنكه بتوان به تحليل دوگانگي رفتاري آمريكا پرداخت بررسي چند اصل قابل توجه است.
1) آمريكايي‌ها و متحدان‌شان در نشست سازمان ملل تلاش داشتند تا با لبخندهاي ديپلماتيك در حالي بر اساس نياز به تعامل با ايران براي بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي گسترده ايراني براي كاهش بحران‌ها اقتصادي حاكم بر غرب و حل مشكلات غرب در منطقه نوعي رفتار تعاملي را در قبال ايران به نمايش بگذارند كه در وراي آن می‌کوشیدند تا به نوعي اصول نظام و انقلاب اسلامي از جمله استقلال و آزادي ملت ايران، اصل سياست‌ مقابله با نظام سلطه، دستيابي به حقوق هسته‌اي، حمايت از مقاومت و دشمني با صهيونيست‌ها را در حاشيه قرار داده و چنان القا سازند كه جمهوري اسلامي ايران براي تعامل با غرب از اين اصول دست كشيده و يا بايد براي تعامل با غرب به دنبال كنار نهادن اين اصول باشد. نمود اين امر را در سخنراني اوباما مي‌توان مشاهده كرد. وي در سخنان خود ادعا كرد «جمهوري اسلامي بايد در حوزه هسته‌اي اقدام عملي صورت دهد كه در ادبيات گفتاري غرب كنار نهادن تمام فعاليت‌هاي هسته‌اي برابر با تضمين عيني به صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي است. وي همچنين تأكيد مي‌كند ايران بايد بداند كه حمايت از سوريه پيامدهاي سنگيني دارد كه همان اصل لزوم دوري ايران از مقاومت است و در نهايت وي ادعا مي‌كند حل مسئله ايران و رژيم صهيونيستي تأثير مثبت بر حل مسائل خاورميانه دارد كه همان ادعاي لزوم عدم دشمني ايران با دشمن اول جهان اسلام يعني صهيونيست‌ها است. باوجود تمام فضاسازي‌هاي صورت گرفته از سوي آمريكا و متحدانش، مواضع هيئت ايراني در سازمان ملل برگرفته از همان اصول نظام و انقلاب اسلامي بود كه در ادبياتي ديپلماتيك و قابل توجه مطرح گرديد و تأكيد رئيس‌جمهور بر قابل مذاكره نبودن مسئله حقوق هسته‌اي ملت ايران و نيز واكنش صريح وي و ظريف، وزير امور خارجه در برابر ادعاهاي ضد ايراني مقامات آمريكايي‌ نشانگر توهم بودن خواست غرب براي پيوند زدن ميان مذاكره، با اصول انقلاب اسلامي است. با توجه به شكست سنگين غرب در اين حوزه مي‌توان گفت كه آمريكايي‌ها با تغيير لحن خود از ادبيات گفت‌وگو به ادبيات گذشته تهديد و تحريم به‌دنبال پنهان‌سازي شكست خود در برابر ايران در سازمان ملل بوده‌ و تلاش دارند تا با هوچي‌گري اين حقيقت را كه اصول ارزشي جمهوري اسلامي تغييرناپذير است در حاشيه قرار داده و مانع از افشاي شكست خود براي وادار ساختن ايران به كنار نهادن ارزش‌ها و اصول انقلابي شوند.
2) نكته مهم ديگري كه بايد به آن توجه داشت نوع واكنش جهاني به عملكردها و مواضع جمهوري اسلامي و كشورهاي غربي در سازمان ملل است. جهانيان اذعان دارند كه جمهوري اسلامي شاخصه‌ها و مولفه‌هاي عملي براي تعامل با جهان در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي ، امنيت بين‌الملل و... را در نشست سازمان ملل ارائه كرد حال آنكه غرب گفتمان جديدي ارائه نكرده و صرفاً كلمات قديمي را در بسته‌هاي جديد ارائه كرده است. چنانكه حتي آنها از جمله اوباما در سخنراني‌هايش در سازمان ملل به تكرار مواضع خصمانه در برابر ايران پرداختند به‌گونه‌اي كه بسياري از محافل رسانه‌اي و سياسي جهان تأكيد داشتند كه غرب كلام جديدي در قبال ايران نداشته است در حالي که جمهوري اسلامي مولفه‌هاي عملي را در سازمان ملل ارائه كرد. جهانيان بر صداقت رفتاري ايران و بي‌صداقتي غرب تأكيد كردند. اكنون غرب با جنجال‌سازي و تكرار خصومت عليه ايران تلاش مي‌كند تا شكست بي‌منطقي خود در برابر منطق ايران در سازمان ملل را پنهان سازد تا از يك رسوايي ديگر جلوگيري کند.
3) نكته مهم ديگر واكنش برخي كشورهاي عربي، غربي و صهيونيست‌ها به سياست‌ها ادعايي تعامل غرب با ايران است. چنانكه ذكر شد صهيونيست‌ها از جمله نتانياهو تلاش كردند تا فضاي سنگين را عليه ايران در سازمان ملل مطرح سازند كه نهايت آن را در گفت‌وگوي وي با اوباما مي‌توان مشاهده كرد.
پيش از هر چيز اين اصل بايد مورد توجه باشد كه خشم صهيونيست‌ها و برخي كشورهاي عربي از رويكرد تعاملي غرب با ايران نيست و ادعاهاي رسانه‌اي در اين عرصه صرفاً يك فضاسازي حاشيه‌اي است؛ خشم آنها از اين است كه چرا غرب از روي ناتواني و ضعف در قبال ايران قرار گرفته به‌گونه‌اي كه جهانيان از دست برتر ايران در مذاكرات سخن مي‌گويند. آنها از رويكرد غرب به ايران به دنبال تخريب و تضعيف ايران بوده‌اند در حالي که نرمش قهرمانانه جمهوري اسلامي و نيز ظرفيت‌هاي عظيم ايران در حوزه‌هاي مختلف غرب را وادار به سياست تعاملي كرده است كه نشانگر جايگاه جهاني ايران است كه خشم صهيونيست‌ها و برخي كشورهاي عربي را به همراه داشته است.
با اين وجود نوع رفتار آمريكايي‌ها نشان مي‌دهد كه آنها به‌دنبال يارگيري در صحنه جهاني از ميان صهيونيست‌ها، كشورهاي عربي و غربي براي نمايش ادعاي چند صدايي در مخالفت با ايران هستند تا به گمان خود اصل هزينه‌تراشي براي ايران را اجرا كنند. نكته مهم آنكه غربي‌ها تلاش مي‌كنند تا با القای لزوم ايجاد شرايط براي مقابله آنها با كشورهاي عربي و صهيونيست‌ها، از يك‌سو خواستار امتيازات بيشتري از ايران گردند تا به‌اصطلاح جبران‌كننده هزينه‌هاي آنها در تقابل با كشورهاي عربي و صهيونيست‌ها باشد. از سوي ديگر با ادعاي لزوم جلب رضايت و رفع دغدغه‌هاي سران عرب و صهيونيست‌ها خواستار افزايش فشارهاي جهاني به ايران مي‌گردند.
به عبارتي ديگر غرب به‌ويژه آمريكا نقش مثبت اين نمايش را بر عهده مي‌گيرد و صهيونيست‌ها و اعراب نيز نقش منفي را در حالي كه هدف نهايي هر دو طيف اعمال فشار بيشتر بر ايران و سوق دادن آن به اجراي خواسته‌هاي آنها است كه در نهايت بر سه اصل كنار نهادن فعاليت‌هاي هسته‌اي، دوري ايران از محور مقاومت و عدم تقابل با صهيونيست‌ها تأكيد دارد. اصولي كه هدف نهايي آن نيز خلع سلاح و منزوي ساختن ايران در منطقه و جهان است تا در نهايت طرح تسليم شدن ملت ايران در برابر زياده‌خواهي‌هاي غرب اجرايي گردد.
4) بر هم زدن فضاي داخلي ايران: بررسي رفتاري غرب نشان مي‌دهد كه آنها از هر ابزاري براي اجراي روياي متزلزل ساختن وحدت ملي ميان مردم و نظام اسلامي و دور ساختن ايران از مباني اصلي و سوق به حاشيه‌ها بهره مي‌گيرند. در شرايط كنوني نيز آمريكايي‌ها با هوچي‌گري‌هاي گسترده با محوريت تكرار خصومت و تهديد برآنند تا چنان القا سازند كه ديپلماسي ايران در سازمان ملل و تعامل با جهان با شكست همراه شده است تا در لواي آن از يك‌سو فضاي سياسي درون ايران را ملتهب ساخته و به نوعي انرژي كشور را به سمت تقابل به جاي تعامل براي رسيدن به آرمان‌ها و حل مسائل داخلي كشور هدايت کنند و از سوي ديگر با غبارآلود ساختن فضاي داخلي با محوريت موافقان و مخالفان آنچه در نشست سازمان ملل و تعامل ايران با غرب روي داده، ملت ايران و نظام اسلامي را از اصلي‌ترين شاخصه يعني حماسه اقتصادي كه برگ برنده ايران در برابر غرب است دور سازند. غرب كه با حماسه سياسي ملت ايران شكستي سخت را متحمل شده سعي دارد تا مانع از اجراي حماسه اقتصادي شود كه تکمیل‌کننده حماسه سیاسی است. نكته مهم آنكه آنها با گرفتارسازي ايران در حوزه داخلي به‌دنبال دوري آن از نقش‌آفريني در عرصه جهاني هستند تا مانع از حضور فعال ايران در تحولاتي مانند سوريه و حتي تعامل ايران با جامعه جهاني شوند. غرب در نهايت برآن است تا ايران را از مولفه‌هاي قدرت در حوزه‌هاي داخلي، منطقه‌اي و جهاني تهي ساخته تا در مذاكرات هسته‌اي آينده و حتي ژنو 2 درباره سوريه به باج‌خواهي از ايران بپردازد.

نتيجه‌گيري
در جمع‌بندي نهايي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه تغيير لحن مقامات آمريكايي و تلاش آنها براي تكرار اين مواضع از سوي صهيونيست‌ها، كشورهاي عربي و احتمالاً برخي كشورهاي غربي بيانگر بي‌صداقتي و بي منطقي آنها در قبال جمهوري اسلامي است كه برگرفته از ادبيات سلطه‌طلبانه و غير منطقي غرب است. در اين ميان دو اصل مورد توجه است. نخست آنكه تغيير لحن آمريكايي‌ها برگرفته از لابي صهيونيستي و از جمله سران رژيم صهيونيستي است كه در اين صورت آمريكا تا زماني كه خود را از بند صهيونيست‌ها رها نكرده و به استقلال گفتاري در عمل دست نيافته است، نمي‌تواند ادعاي تعامل با ايران را داشته باشد، از این‌رو انتظار غرب مبني بر لزوم اقدام عملي از سوي ايران امري واهي است چراكه غرب اصلي‌ترين مولفه يعني قدرت تصميم‌گيري مستقل را ندارد و صرفاً سخنگوي اصلي‌ترين دشمن ملت ايران يعني صهيونيست‌ها است و در اين شرايط مسلماً جمهوري اسلامي حاضر به مذاكره با غرب نخواهد بود. دوم آنكه رفتارهاي مقامات آمريكايي نشانگر بي‌صداقتي آنها است كه عملاً مولفه‌اي به نام مذاكره را ابطال مي سازد. جمهوري اسلامي همواره تأكيد دارد كه اصل اول مذاكره منطق عملي و رفتاري است كه جمهوري اسلامي همواره به آن پايبند بوده و غرب فاقد چنين منطقي بوده است. اكنون نيز پيش زمينه مذاكره از جمله در عرصه هسته‌اي اثبات صداقت رفتاري غرب از جمله آمريكا است. آنها ابتدا بايد صداقت خود را در عمل به ملت ايران اثبات کنند و سپس درخواست مذاكره حتي در حوزه هسته‌اي را داشته باشند. اكنون توپ در زمين غرب است و اصل اول آن نيز گام عملي براي نشان دادن صداقت رفتاري است كه پايان رسمي خصومت‌ورزي عليه ملت ايران، پذيرش تمام حقوق هسته‌اي و جهاني ملت ايران، لغو تمام تحريم‌ها و عذرخواهي از ملت بزرگ ايران به دليل سال‌ها خصومت و دشمني تنها گام‌هاي اوليه براي نشان دادن صداقت رفتاري غرب است كه پس از تحقق اين امر مي‌توانند سخن از زمينه سازي براي مذاكره از جمله در حوزه هسته‌اي را مطرح سازند.


نگاه یک
علی اسماعیلی

آقای هاشمی! آمریکا تغییری نکرده است!
پس از مدت‌ها هیاهو و جنگ روانی برخی جریانات و افراد و گروه‌های خاص ـ که نقش مهمی نیز در فتنه ۸۸ داشتند و روی کار آمدن دولت یازدهم را نقطه امیدی برای پیشبرد اهداف خود می‌دانند ـ در القای نیاز مبرم و حیاتی ایران به مذاکره و ارتباط با آمریکا! نشریات و پایگاه‌های خبری اصلاحات در اقدامی هماهنگ دست به انتشار خبری از قول آقای هاشمی رفسنجانی زدند که ماحصل آن، این جمله بود که «حضرت امام موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند.»! و اینکه گفته است: «مرا یک اصل قرآنی به این روحیه رسانده است. قرآن از زبان خداوند به مسلمانان صدر اسلام که به بت‌ها فحش می‌دادند می‌گوید حق ندارید به بت‌های آنها فحش بدهید...» نگاهی گذرا به تیترها، اخبار، سرمقاله‌ها و یادداشت‌ها و... این روزهای نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب و گفتار برخی شخصیت‌ها، بیش از آنکه نشان‌دهنده نرمش قهرمانانه مدنظر مقام معظم رهبری باشد، ناشی از نرمش ذلیلانه این طیف از جریانات و گروه‌ها و اشخاص در برابر آمریکا دارد. اینکه ذوق‌زده خود را مشتاق ارتباط با آمریکایی نشان دهیم که همچنان ما را تهدید به تحریم و جنگ می‌کند، آیا جز ذلالت و تحقیر خود است؟!
اما در رابطه با سخنان اخیر آقای هاشمی چند نکته حائز اهمیت است که باید گفته شود.چرا که، پس از رحلت حضرت امام(ره) و به‌ویژه پس از فتنه ۸۸ هر از گاه سخنانی درباره امام (ره) از آقای هاشمی در دیدارهایش با برخی گروه‌ها، دسته‌ها و... می‌شنویم که واجد چند خصوصیت عجیب و البته قابل تأمل است.اول اینکه تا پیش از نقل قول آقای هاشمی، کس دیگری آن سخنان را از امام(ره) نشنیده است دوم، در اسناد و مدارک به‌جا مانده از حضرت امام(ره) یعنی در مجلدات صحیفه نور ایشان ـ که تمام سخنان ایشان از پیش از انقلاب تا زمان رحلت ایشان در آن موجود است ـ کسی آن را ندیده است! سوم و جالب‌تر اینکه، سخنانی از حضرت امام(ره) از سوی آقای هاشمی نقل می‌شود که معمولاً در راستای تأیید مواضع ایشان در موضوعی خاص است! مهمتر اینکه، ایشان سخنانی از قول حضرت امام نقل می‌کنند ـ به‌ویژه در مورد اخیر ـ که با روحیه و شخصیت استکبارستیزی‌ای که ما از امام سراغ داریم، در تضاد است! حال این پرسش مهم مطرح می‌شود که آیا هیچ انسان هوشمندی قبول می‌کند که ما سخنی از حضرت امام(ره) نقل کنیم که نه سند آن موجود است و نه با روحیه و شخصیت آن پیر فرزانه جور در می‌آید! آیا خود ایشان قبول می‌کنند؟!
از سویی، اگر حضرت امام(ره) موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند پس چرا در دیدارهای مردمی که همواره یکی از شعارهای پای ثابت در آن، شعار مرگ بر آمریکا بود، ایشان هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دادند و یا اینکه چرا با اینکه ما این همه سخنان از حضرت امام علیه آمریکا داریم، ولی هیچ کجا کوچک‌ترین اشاره‌ای از سوی ایشان مبنی بر کنار آمدن با آمریکا و... سراغ نداریم. درباره استناد آقای هاشمی به آیه «و لاتسب‌الذین یدعون من دون‌ا...» در رد شعار مرگ بر آمریکا هم گرچه نگارنده مفسر قرآن نیست، اما آنچه که منطقی و عقلانی به نظر می‌رسد، این است که منظور این آیه، توهین نکردن به بت‌های بت‌پرستانی است که کاری برضد مسلمانان نکرده و علیه آنان توطئه و خیانت و جنایت روا نمی‌دارند! اما آقای هاشمی! آیا واقعاً آمریکا امروز کاری به انقلاب و نظام و کشور و مردم ایران ندارد؟! آیا آمریکا واقعاً دست از گذشته خباثت‌بار و جنایتکار خود علیه ملت ایران کشیده است؟... سخن آخر اینکه، اگر آمریکا واقعاً‌حاضر به گفت‌وگو و ارتباط برابر و احترام‌آمیز با ایران باشد، همانگونه که مقام معظم رهبری نیز فرموده‌اند، ایشان اولین کسی است که حاضر به مذاکره با آمریکا خواهند بود. در آخر آقای هاشمی را به سخنان ضدایرانی اخیر سران آمریکا، علیرغم ادعای دوستی با ایران و دولت جدید ارجاع می‌دهیم!


نگاه دو
علی حیدری

حجاب‌هراسی همان اسلام‌هراسی است!
«والور اکتیال» مجله معروف فرانسوی در شماره اخیر خود اقدام به انتشار تصویری از یک زن محجبه نقابدار بر روی جلد خود کرده و در ذیل آن نوشته است: «حمله‌ای که مخفیانه انجام می‌شود.»!!
این اولین باری نیست که این نشریه فرانسوی مطلبی علیه مسلمانان و دین مبین اسلام منتشر می‌کند، اما همین اقدام توهین‌آمیز موجب خشم شدید و اعتراض جامعه مسلمانان فرانسه شده است. تا جایی که تحلیلگران مسائل سیاسی فرانسه هشدار داده‌اند که چنین اقدامات تحریک‌آمیزی می‌تواند بار دیگر فرانسه را با بی‌ثباتی مواجه کند.
چنین حرکت‌هایی در کشورهای اروپایی هر از چندی به شکل‌ها و عناوین مختلف تکرار می‌شود و با توجه به اینکه در سال‌های اخیر استفاده از حجاب در میان زنان اروپایی افزایش یافته و در کنار آن، حضور مسلمانان در مساجد و مراکز مذهبی در این کشورها چند برابر شده، قوانین و مقررات محدود‌کننده مظاهر مذهبی ایجاد شده است و حتی متأسفانه ویروس قانون منع حجاب به برخی کشورهای مسلمان نیز سرایت کرده است!
غربی‌ها از یک سو به خوبی دریافته‌اند که حجاب اسلامی فقط یک پوشش نیست. آنها برای حجاب ماهیتی قائل هستند که به زعم خود آن را دشمن دموکراسی و مدرنیته قلمداد می‌کنند. اما با همه این‌ها امروز موج گرایش به حجاب در غرب آنچنان است که شکوفایی اسلام را در نمادهای مختلف به رخ می‌کشد و با وجود تبلیغات منفی و همه‌جانبه غرب علیه اسلام و فرهنگ اسلامی، روند گرایش مردان و زنان غربی به اسلام و به ویژه به مسئله حجاب غیرقابل انکار است، چرا که تعداد قابل‌توجهی از دختران و زنان غیرمسلمان حجاب را عامل مهم در ایجاد امنیت روحی و روانی خویش می‌دانند.
از سوی دیگر؛ غربی‌ها پاشنه آشیل کشورهای اسلامی را فاصله گرفتن از حیا و عفاف می‌دانند که هر دو از ملزومات حجاب هستند. از این رو برای مقابله با ترویج اندیشه‌های اسلامی و موج اسلامگرایی، پروژه حیازدایی را کلید زده‌اند. آنها برای رسیدن به این هدف خود از پدیده‌هایی مانند ماهواره و اینترنت بهره گرفته و الگوها و سبک‌های غربی و مجالس مختلط و پارتی‌ها و... را ترویج می‌کنند. موضوعات مرتبط با زن و خانواده هم مدت‌هاست محور کار برنامه‌سازان شبکه‌ها و رسانه‌های بیگانه قرار گرفته است و در سال‌های اخیر موضوع حجاب در رسانه‌های غربی به‌عنوان نمادی از خشونت و تبعیض علیه زنان و عدم تساوی زن و مرد و نقض حقوق‌بشر و ظلم به زنان، مدام تکرار می‌شود.
امروزه در غرب، حجاب نماد اسلام به حساب می‌آید. از این رو مسئله حجاب نيست. بلکه مسئله اسلام است، آنها از اسلام مي‌ترسند. چرا که وقتي زني با حجاب كامل در جامعه غرب ظاهر مي‌شود و مانند بقيه فعاليت اجتماعي دارد و در عين حال اعمالی چون نوشيدن مشروبات الكلي و فساد اخلاقي ندارد، ناخودآگاه افراد جذب عقايد او می‌شوند.
موضوع دیگری که نباید از نظر دور داشت؛ بحران خلآ معنویت در کشورهای غربی است. حجاب که در حال حاضر به اسلام و مسلمانان اختصاص دارد، تجربه‌ای معنوی را در اختیار افراد قرار داده و نوعی حفاظت از شخصیت و گوهر وجودی زن را به ارمغان آورده که همین هم باعث روی آوردن دختران و زنان اروپایی به اسلام شده است. یعنی اول حجاب و سپس اسلام.
با نگاهی دقیق‌تر به جوامع غربی مشاهده می‌کنیم کم نیستند افرادی که با چشیدن طعم حجاب، طعم بندگی و آزادگی را نیز چشیده‌اند و حالا دیگر حاضر نیستند به هیچ وجه از اسلام روی برگردانند. ریشه این مسئله را باید در تعالیم انسان‌ساز و و متعالی دین مبین اسلام مشاهده کرد.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

نیروی دریایی ایران و چالش‌های پیش‌روی آمریکا
محمد حسین مصطفایی

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط دریایی جهان است که به دلیل اهمیت آن، سپاه پاسداران برای حفاظت و تأمین امنیت پایدار در این منطقه تدابیر ویژه‌ای را به کار گرفته است. قدرت نیروی دریایی ایران به همراه روزآمد شدن تکنولوژی‌های دریایی و تسلیحاتی در این منطقه سبب شده است که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر رفتارهای دریایی آمریکا به نحو ملموسی منعکس شود؛ شناورهای آمریکایی که به‌واسطه استقرار ناوگان پنجم دریایی خود در بحرین، تردد زیادی در این منطقه دارند، برای فرار از پاسخگویی به سپاه، گاهی هنگام تردد از تنگه هرمز، دست به اقدامات جالبی می‌زنند. برای نمونه یگان‌های خود را در میان کاروان‌های عبوری قرار می‌دهند، اما باز هم در دید پاسداران خلیج‌فارس قرار می‌گیرند. آمریکایی‌ها که تلاش وافری دارند تا رهگیری اطلاعاتی نشوند، (به‌خصوص وقتی همراه ناوهای دیگر کشورها وارد منطقه می‌شوند) مایل نیستند که در مقابل دید یگان‌های بیگانه، شناورهای سپاه به آنها نزدیک شوند. گاهی حتی با هماهنگی کشورهای جنوب خلیج‌فارس، در سکوت رادیویی، در نیمه‌های شب و در بین شناورهای تجاری و با سرعتی به اندازه سرعت آنها به سمت تنگه هرمز می‌آیند و حتی کشور عمان هم که ایستگاه بین‌المللی دارد، آنها را صدا نمی‌زند ولی به دلیل قدرت و تسلط بالای نیروهای سپاه، آنها به خوبی شناسایی می‌شوند. دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه در همین رابطه گفته است: هیچ موردی را سراغ نداریم که آمریکایی‌ها در این منطقه از دستورهای سپاه تمکین نکرده باشند. ناوهای غول‌پیکر آمریکایی البته تنها در دید رادارهای پیشرفته ایرانی نیستند، پهپادهای شناسایی سپاه نیز با پروازهای متعدد بر فراز آنها، دقیق‌ترین اطلاعات را به صورت آنلاین در اختیار فرماندهان این نیرو قرار می‌دهند که بارها فیلم و تصاویر آنها پخش شده است. حتی گاهی که کشورهای همسایه، آنها را پیج می‌کنند ولی آمریکایی‌ها پاسخ نمی‌دهند، اما در برابر سپاه ناچار به پاسخگویی هستند.

گزارش راهبردی از توانایی نیروی دریایی سپاه
اندیشکده «شورای سیاست خارجی آمریکا» در گزارشی راهبردی به قلم «دنیل لی» به بررسی توانمندی‌های نیروی دریایی سپاه پاسداران پرداخته و نوشته است: حکومت ایران در سال 2007 و در پاسخ به افزایش فشارهای بین‌المللی ناشی از برنامه اتمی‌اش روند سریع مدرن‌سازی و بازسازماندهی را در «نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران» و «نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به اجرا نهاد. رهبر ایران، «آیت‌الله علی خامنه‌ای» در آن زمان مشخصاًً موقعیت ایران در منطقه را به گسترش و توسعه این توانایی‌های دریایی مرتبط دانست. به گفته فرمانده «نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران»، امیر دریادار «حبیب‌الله سیاری»، ایران قصد دارد نفوذ خود را بر مثلث راهبردی دریایی که از باب‌المندب در جنوب یمن تا تنگه هرمز و تنگه مالاکا در اقیانوس هند را در بر می‌گیرد، گسترش دهد.

دو سؤال پیش روی سیاست‌گذاران
در نتیجه این اتفاقات، سیاست‌گذاران آمریکایی با سؤالاتی راهبردی مواجهند که دو وجه را در بر می‌گیرد: آیا ایران از توان داخلی برای ایجاد نیروی دریایی کافی جهت برآوردن این جاه‌طلبی‌ها برخوردار است و آیا نیروی دریایی ایران می‌تواند از نظر تاکتیکی و ابزاری تا جایی تکامل پیدا کند که قادر باشد تنگه هرمز را ببندد؟

اصول پدافند دریایی ایران
و شرایط جغرافیایی خلیج‌فارس
پدافند ایران از سه موضوع مهم عمده نشئت می‌گیرد: دستیابی به خودکفایی، تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای و بازدارندگی محکم در مقابل حملات. راهبرد کلی پدافند دریایی ایران شامل جلوگیری از دسترسی دشمن به شاهراه‌های آبی، و در نتیجه جلوگیری از دسترسی به خطوط ساحلی کشور می‌شود. ایران چهار منطقه راهبردی دریایی در اختیار دارد؛ خلیج عمان، تنگه هرمز، خلیج‌فارس و دریای خزر، اما موقعیت این کشور به طور اخص در تنگه هرمز قوی است و همین امر به ایران این توان بالقوه را داده که اقتصاد جهان را دچار اختلال کند. تنگه هرمز راه آبی باریکی است که آستانه ورود به خلیج‌فارس از سمت عمان و نهایتاًً دریای عرب را تشکیل می‌دهد. تنگه هرمز در کم عرض‌ترین نقطه 22 مایل دریایی عرض دارد و در مرز آبی ایران و عمان قرار دارد. در مسیر تنگه دو خط حمل و نقل وجود دارد که هر مسیر یک راه را به خود اختصاص داده است. هر خط دو مایل عرض دارد و خطوط توسط یک حائل دو مایلی از هم جدا شده‌اند. در تنگه هرمز آسیب‌پذیری رو به فزونی متوجه کشتی‌های ورودی و خروجی است چرا که آن‌ها باید از میان آب‌هایی بگذرند که بالقوه ممکن است مین‌گذاری شده باشند و در تیررس تسلیحات متعدد، از جمله موشک‌های پدافند ساحلی کروز، قرار دارند. ایران همچنین با توجه به عمق آب و ماهیت محدود خلیج‌فارس تاکتیک‌هایی اتخاذ کرده است که در آن آب‌های کم عمق که بیشتر برای شناورهای کوچک مناسبند انجام بسیاری از مانورها را با مشکل مواجه می‌کند. از آن‌جا که عرض خلیج‌فارس در بسیاری از مناطق کمتر از 100 مایل دریایی است موشک‌های پدافند ساحلی کروز می‌توانند به طور بالقوه به کشتی‌های خطوط دریایی عمیق‌تر هم دسترسی داشته باشند.

برنامه‌های جدید نیروی دریایی ایران
ایران برای حفاظت از این مناطق، نیروی دریایی خود را تغییر و گسترش داده است. تغییر مکان نیروهای مهم «نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی» به سمت عمان و تمرکز قایق‌های تندرو، قایق‌های انتحاری و سکوهای پدافند موشکی ساحلی واقع در تنگه هرمز و خلیج‌فارس «سپاه پاسداران» موجبات دفاع لایه‌ای را فراهم کرده‌اند. امیر دریادار «حبیب‌الله سیاری»، فرمانده «نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی» گفته است که پایگاه‌های جدید نیروی دریایی تا سال 2015 از بندرعباس در نزدیکی تنگه هرمز تا پسا بندر در نزدیکی مرز پاکستان گسترده خواهند شد. همین طور امیر دریادار «مرتضی صفری»، فرمانده «نیروی دریایی سپاه پاسداران» خواستار تشکیل پایگاه منطقه چهارم دریایی در عسلویه شده تا بتوان از این طریق خلیج‌فارس را بهتر فرماندهی کرد.

نیروی دریایی سپاه به دنبال امتیاز گرفتن
گر چه کارشناسان غربی چنین القا می‌کنند که می‌توان گفت تهدیدات ایران در راستای اعمال قدرت و با هدف تقویت غرور ملی و امنیت حکومت انجام می‌شود و تاریخچه نیروی دریایی و وضعیت کنونی «نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی» و «نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» ادعای ایران مبنی بر ارتقای توانایی‌های دریایی را تأیید نمی‌کند خصوصأً در اوضاع اقتصادی کنونی که ایران با تحریم‌های بین‌المللی مواجه است. از قضا موضع‌گیری ایران در منطقه نشان‌دهنده آن است که تاکتیک‌های نامتقارن مورد بحث بیشتر با هدف به دست آوردن نفوذ در میز مذاکره طرح می‌شوند تا تغییر واقعی راهبرد نظامی، اما با این همه غرب باید همچنان به توانایی ایران در مختل کردن حمل‌ونقل در منطقه خلیج‌فارس توجه جدی داشته باشد. آنها معتقدند، اگر جاه‌طلبی‌های اتمی حکومت ایران را کنار بگذاریم، این تهدید جدی‌ترین تهدیدی است که حکومت ایران می‌تواند با استفاده از آن باج‌گیری کند، چرا که ایران در موقعیت راهبردی قرار دارد و می‌تواند به طور بالقوه اثر مخربی بر اقتصاد جهانی بر جای بگذارد. اگر ایران این تهدید را به عمل برساند هر گونه تلاش برای بازگرداندن مبادلات و حمل و نقل به حالت عادی مستلزم تلاش بسیار و هزینه برای آمریکا و متحدان بین‌المللی‌اش خواهد بود.

توانایی تخریب کشتی‌های آمریکایی
روزنامه آمریکایی «واشینگتن پست» به نقل از یک ارزیابی داخلی وزارت دفاع آمریکا درباره توان نظامی ایران در خلیج‌فارس، این توان را بسیار پیشرفته خواند. «جابی واریک» خبرنگار امور ایران واشینگتن پست در گزارشی نوشت: «ایران در حال تقویت توان نظامی خود در خلیج فارس است تا بتواند حمله احتمالی آمریکا را تلافی کند.» واریک ادامه داد: «کارشناسان آمریکایی و خاورمیانه اعلام کردند ایران به سرعت در حال تقویت توانمندی نظامی خود برای حمله به کشتی‌های جنگی آمریکا در خلیج‌فارس است. به گفته این کارشناسان، ایران توانسته است زرادخانه موشک‌های ضدکشتی بسیار پیشرفته را توسعه داده و نیز ناوگان قایق‌های تندرو و زیر دریایی‌های خود را افزایش دهد. برخی مقامات آمریکا اعلام کرده‌اند، سیستم‌های جدید، به فرماندهان ایرانی اطمینان می‌دهد که در صورت بروز هر گونه درگیری می‌توانند به سرعت کشتی‌های آمریکایی را تخریب کرده و یا به آنها به‌شدت آسیب برسانند.» واشینگتن پست سپس به این نکته اشاره می‌کند که ایران در خلیج فارس از تاکتیک «ازدحام» استفاده می‌کند و می‌نویسد: «بسیاری از کارشناسان نظامی فعلی و سابق آمریکا معتقدند افزایش تعداد موشک‌های کوتاه‌برد دقیق به همراه استفاده از تاکتیک «ازدحام» یعنی استفاده از صدها قایق گشت‌زنی کاملاً مسلح توسط ایران می‌تواند توانمندی دفاعی حتی کشتی‌های بسیار پیشرفته آمریکا را در هم بشکند.» در ادامه این مقاله آمده است: «بر اساس برآوردهای انجام شده توانمندی ایران برای واردآوردن صدمات جدی بر تجهیزات نظامی آمریکا به نسبت یک دهه گذشته بسیار افزایش یافته است. بررسی‌های پنتاگون در ماه آوریل نشان می‌دهد زرادخانه تسلیحاتی ایران بسیار مرگبارتر و پیشرفته‌تر شده است. به عبارت دیگر، ایران پیشرفت‌های قابل قبولی در زمینه نظامی داشته است که آمریکا باید پیش از هرگونه اقدامی علیه تهران آن را در نظر بگیرد.»

ضعف‌های نیروی دریایی آمریکا
پایگاه اینترنتی استراتژی پیج در گزارشی از ضعف‌های نیروی دریایی آمریکا نوشت: نیروی دریایی ارتش آمریکا با مشکلات جدی در نگهداری از رزم ناوها و همچنین أموزش پرسنل خود روبه‌رو است. سه سال پیش بود که نیروی دریایی ارتش آمریکا متوجه شد میزان آمادگی رزم ناوهای این کشور به میزان هشداردهنده‌ای کاهش یافته است و ناکارآمدی هشت درصد کشتی‌ها نیز پس از بازرسی محرز شد. از آن زمان تاکنون اوضاع وخیم‌تر شده است و اکنون 24 درصد کشتی‌های جنگی قادر نیستند در مرحله بازرسی تأیید بگیرند. هم اکنون 40 درصد از کشتی‌های فعال نیروی دریایی ارتش آمریکا در یکی از سامانه‌های‌شان دچار نقص عمده هستند. نیمی از بالگردهای نظامی و جنگنده‌های نیروی دریایی این کشور نیز بازدهی کامل را ندارند. این مسئله، دریاسالارها و سایر فرماندهان نیروی دریایی ارتش آمریکا را واداشت تا برای بررسی علت مشکل تشکیل جلسه دهند. به زودی مشخص شد که ابعاد مشکل وسیع‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد. میزان آمادگی خدمه رزم ناوها رو به کاهش است و نیروی دریایی آمریکا نتوانسته است نیازهایش در زمینه تعمیرات و نگهداری را با وضعیت تازه وفق دهد. البته این روند اکنون بیش از یک قرن است که ادامه دارد.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

جاسوس ایرانی و تلاش ناکام رژیم صهیونیستی؟!
هفته گذشته(7/7/92) روزنامه هاآرتص، دو روز پیش از سفر نتانیاهو به آمریکا برای سخنرانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، گزارش خبری را بر روی خروجی خود قرار داد که باوجود سیاست‌گذاری خبری که طراحان آن داشتند، نه‌تنها واکنش خاصی در جهان نداشت، بلکه اسباب تمسخر و مضحکه اداره‌کنندگان رژیم صهیونیستی را فراهم کرد. این روزنامه نوشت شین‌بت(اداره امنیت داخلی اسرائیل) یک تاجر بلژیکی ایرانی‌الاصل را به اتهام رابطه با ایران و تلاش برای جاسوسی از اسرائیل در فرودگاه بن‌گوریون تل‌آویو و در حالی که نقشه‌هایی از سفارت آمریکا در تل‌آویو را به همراه داشته، دستگیر کرده است. وی که نامش «علی منصوری» اعلام شده و دارای گذرنامه بلژیکی با نام «آلکس مانز» بوده، به اتهام ارتباط با ایران دو هفته پیش بازداشت شده است. اما خبر بازداشت این فرد در آستانه نشست سازمان ملل منتشر شد. حال پرسش این است که این خبر چقدر درست است؟ چرا در این موقعیت زمانی اعلام می‌شود؟
1ـ هنوز جزئیات بیشتری از این خبر منتشر نشده، اما این اولین بار نیست که مقامات رژیم صهیونیستی به دلیل دشمنی با ایران اسلامی افراد ایرانی‌الاصل در کشورهای مختلف را به ارتباط با ایران متهم می‌کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که آنها هر از گاهی برای زنده نگه‌داشتن خط دشمنی با ایران و متهم‌سازی آن در مجامع جهانی به این اقدامات دست می‌زنند، ولی هیچ‌گاه موفق به ارائه اسناد نشده‌اند.
2ـ رژیم صهیونیستی در حالی این خبر را مخابره می‌کند که هیچ‌گونه سندی مبنی بر اثبات ادعای خود به جز چند قطعه عکس از وی ندارد. شین‌بت برای اثبات ادعای خود درباره جاسوس بودن این فرد عکس‌هایی را منتشر و اعلام کرده که علی منصوری این عکس‌ها را از ساختمان سفارت آمریکا گرفته است. عکسی از سالن فرودگاه بن‌گورین هم به‌عنوان یکی از اسناد جاسوسی این فرد منتشر شده است. ارائه چنین اسناد به اصطلاح متقنی! اسباب انبساط خاطر هر بیننده‌ای را فراهم می‌کند؛ زیرا بر فرض درستی ادعای آنها اگر فرد مظنون دنبال گرفتن عکس از نمای بیرونی سفارتخانه آمریکا در تل‌آویو بوده، می‌توانسته از عکس‌های موجود در شبکه‌های مجازی استفاده کند و در واقع عقلانی نبوده که خود را به خطر بیندازد. نکته جالب این است که خود صهیونیست‌ها در فیس‌بوک این عکس‌ها را مسخره کرده‌اند.
3ـ خبر به گونه‌ای تنظیم شده که حساسیت آمریکا را نیز برانگیزد؛ آنها مدعی هستند این فرد در حال گرفتن عکس از سفارتخانه آمریکا در تل‌آویو و برخی دیگر از مراکز حساس در رژیم صهیونیستی بازداشت شده است. بنابراین، پای آمریکا نیز به موضوع باز می‌شود. متن این پدیده سیاسی چنان تصویرسازی شده است که با زمینه‌های موجود در آن مقطع زمانی در آمریکا به دلیل برگزاری شصت‌وهشتمین مجمع عمومی سازمان ملل تطابق داشته و باورپذیر باشد. از نظر برخی ناظران سیاسی اعلام خبر دستگیری جاسوس ایرانی با هدف تحت‌الشعاع قرار دادن تلاش‌های اخیر ایران و آمریکا برای تنش‌زدایی و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسئله هسته‌ای از طریق گفت‌وگو و دیپلماسی انجام شده است.
4ـ بازی رسانه‌ای برای انحراف توجه جهانیان از اقدامات تیم ایرانی که میداندار غالب مانورهای دیپلماتیک این نشست بوده، از دیگر اهداف رژیم صهیونیستی در به راه انداختن جاسوس‌بازی جدید بود. این در حالی است که این رژیم خود یکی از مراکز تروریسم دولتی و تربیت جاسوس برای گسیل به کشورهای اسلامی است، از این‌رو خدعه و فریب آنها به سرعت رنگ باخت و توجه کسی را برنینگیخت. روزنامه صهیونیستی هاآرتص، در گزارش خود دقیقاً به این موضوع اشاره کرده است که هیچ اتفاقی از این بهتر نمی‌تواند دستمایه نتانیاهو نخست‌وزیر این رژیم برای تخریب چهره ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گیرد.


دريچه
برگردان :محسن رنجبر

فرایند اشغال یك سرزمین (28)
گزینه لندن در برابر استقلال‌طلبی اسکاتلند

آلکس سالموند و دیگر رهبران ملی‌گرا معتقدند که گزینه استقلال، رأی لازم را در میان مردم اسکاتلند کسب خواهد کرد، ولی نباید مردم را از نظردهی در مورد سایر گزینه‌ها منع کرد.
تاکتیک سالموند قرار دادن حکومت لندن در برابر کل جامعه اسکاتلند و نه فقط در مقابل دولت ملی‌گرا است، تا در صورت کسب رأی «آری به استقلال» با دست بازتر در مقابل لندن عمل کند و در صورت کسب نکردن رأی استقلال، دست‌کم از یک خودمختاری سیاسی ـ اقتصادی حداکثری در چارچوب بریتانیا، به نحوی که نیازها و تمایلات موجود را پاسخ گوید و عامل انتقال منابع به اسکاتلند باشد، برخوردار شود.
حکومت لندن متقابلاًً درصدد اتلاف زمان، گرفتن فرصت بسترسازی اجتماعی و بسیج افکار عمومی از ملی‌گرایان است و آثار زیانبار استقلال اسکاتلند را بر اقتصاد و وزنه سیاسی بین‌المللی انگلستان و همچنین تأثیرات برانگیزنده آن بر سرزمین‌های ویلز و ایرلند شمالی را مورد محاسبه جدی قرار می‌دهد.نگرانی عمده حاکمیت لندن از طرح گزینه سوم (اتحاد همراه با اختیارات حداکثری) این است که در صورت توافق با این شرط، لندن کنترل و تسلط خود را بر نظام مالیاتی اسکاتلند از دست خواهد داد.
با توجه به رایگان بودن خدمات بهداشت و درمان و آموزش عالی در قلمرو اسکاتلند، نظام مالیاتی این سرزمین پایین‌تر و عادلانه‌تر از انگلیس خواهد بود و در آن صورت، بسیاری از شرکت‌ها و سرمایه‌داران انگلیسی، مرکز عملیات خود را از انگلیس به اسکاتلند منتقل خواهند کرد تا از مالیات‌های کمتر و امتیازات اقتصادی بیشتری بهره‌مند شوند.
نتیجه طبیعی چنین گزینه‌ای، رونق اقتصادی بیشتر در اسکاتلند و رکود و افزایش بیکاری بیشتر در انگلیس و سایر مناطق تحت کنترل لندن (ویلز و ایرلند شمالی) خواهد بود.
دولت مرکزی لندن چون قادر نیست اوضاع اقتصادی و رفاهی مشابهی را برای کل قلمرو خود ایجاد کند، با تحمیل هزینه‌های مازاد بر مردم خود، نگران ظهور رقابت با اسکاتلند در آینده است. همچنین لندن و ادینبورو در مورد شرایط سنی رأی‌دهندگان نیز اختلاف نظر دارند. در حالی که حکومت مرکزی لندن حداقل سن 18 سال را برای رأی‌دهندگان، متعارف می‌داند، دولت ملی‌گرا خواهان آن است که به‌دلیل اهمیت تاریخی همه‌پرسی برای تعیین سرنوشت کشور اسکاتلند، حداقل سن ر‌أی‌دهندگان در این مورد خاص، 16 سال تمام باشد.
هنوز واژگان، شرایط و گزینه‌های همه‌پرسی قطعی نشده‌اند و باید موضوع مذاکرات بیشتر میان لندن و ادینبورو قرار گیرند. برآیند تلاقی این دو راهبرد در طول دو سال‌ونیم آینده، گویای بسیاری از واقعیت‌های صحنه بریتانیا و اروپا خواهد بود.
اعلام مهم‌ترین رئوس کارزار پروژه استقلال اسکاتلند
سالموند، نخست‌وزیر و رهبر حزب ملی‌گرای اسکاتلند اعلام کرد: «کارزار سیاسی که از امروز با نام «آری به اسکاتلند» شروع می‌کنیم، در پی بسیج فوری و حمایت مردمی از استقلال اسکاتلند، پیش از برگزاری همه‌پرسی در پاییز 2014 است. این کارزار در پشت سر حقیقت مشهود استقلال، متحد می‌شود. از تمامی مردم می‌خواهم تا امضای خود را در پای اعلامیه آری به استقلال اسکاتلند قرار دهند. فکر می‌کنم برای همه بهتر این خواهد بود که تصمیم مربوط به آینده اسکاتلند را خود مردم اسکاتلند بگیرند.
مستقل بودن به این معنا است که آینده اسکاتلند در دستان اسکاتلندی‌ها قرار گیرد. شکی نیست که ما ظرفیت‌های زیادی در اسکاتلند داریم و از استعدادها، منابع و خلاقیت‌های قابل توجهی برخورداریم. این فرصت را داریم تا کشورمان را به مکانی بهتر برای زندگی این نسل و نسل‌های آینده تبدیل کنیم. می‌توانیم جامعه‌ای سبزتر متناسب با استانداردهای محیط‌زیست، جامعه‌ای منصفانه‌تر و خوشبخت‌تر بسازیم که قوی‌تر و موفق‌تر از جامعه امروزمان باشد. خواهان اسکاتلندی هستم که با صدای خود سخن بگوید و مشارکت بی‌نظیر خود در جهان را محقق کند؛ اسکاتلندی در کنار سایر کشورهای این جزیره (بریتانیا) و کشوری مستقل.»


 

صفحه 8 كارگاه سياسىى

 

 

احزاب سياسى ايران - 220
تأليف: لطفعلی لطیفی پاکده

مراحل گسترش هیئت‏های موتلفه اسلامی
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۴)

مقدمات تشکیل مؤتلفه اسلامی از سال 1341 آغاز شد و در سال 1342 تأسیس گردید. این تشکل، مراحل مختلفی را به شرح زیر گذرانده است:
دوره اوّل
(سال‏های 44 ـ 41)
در سال 1341 با آغاز نهضت امام خمینی(ره) به تدریج تعدادی از هیئت‏های مذهبی برخی مساجد تهران با حضرت امام(ره) ارتباط پیدا می‏كنند كه معظم‌له در آغاز سال 1342 با دعوت از این هیئت‏های مذهبی برای كار با همدیگر، هیئت‏های مؤتلفه اسلامی را پدید می‏آورند.(۱) در این ایام، مؤتلفه در پخش اعلامیه‏های امام خمینی(ره) بسیار فعال شده بودند. آنها با استفاده از پایگاه اقتصادی خود (تجارت بین شهرها)، اعلامیه‏ها را در اجناس مختلف مثل طاق پارچه، پتو، سماور و چیزهای دیگر جاسازی می‏كردند و به‌راحتی می‏فرستادند و سریع در تمام شهرستان‏ها پخش می‏شد.(۲) برای نمونه، اعلامیه امام درباره کاپیتولاسیون را مؤتلفه در 200 تا 250 هزار نسخه تکثیر و در عرض دو ساعت از 10 تا 12 شب در تهران، قم، مشهد، اصفهان و شیراز پخش کرد، بدون اینکه حتی یک نفر دستگیر شود.(۳)
شهید مهدی عراقی از اعضای مؤسس مؤتلفه كه در برپایی قیام 15 خرداد 1342 در اعتراض به بازداشت امام خمینی(ره) نقش مهمی ایفا كرده بود، در خاطرات خود از قیام 15 خرداد می‏نویسد: «در بعد از ظهر پانزده خرداد، پس از آنكه نیروهای نظامی به سوی مردم تیراندازی كردند، بچه‏ها تصمیم گرفتند به بعضی وسایل مانند اتوبوس‏های شركت واحد یا ماشین‏های خودروی سربازها آسیب برسانند. این بود كه چند اتوبوس و چند جیپ ارتش را آتش زدند.»(۴)
به شهادت رسیدن بسیاری از مردم در جریان قیام 15 خرداد 1342، بر خشم انقلابی مردم مسلمان می‏افزاید و میزان نارضایتی آنان را از وضع موجود، عمق بیشتری می‏بخشد. محمدنبی حبیبی، دبیركل حزب مؤتلفه اسلامی در این‌باره گفت: «در یكی از جلسات حزب مؤتلفه كه شهید مطهری نیز حضور داشت ایشان فرمودند برای شكستن فضای سنگین موجود بعد از 15 خرداد چاره‌ای نیست مگر اینكه برخی از سران رژیم به خاك بیفتند. پس از این صحبت، مرحوم خاموشی مأمور شد تا از آیت‌الله میلانی كسب تكلیف كند و ایشان نیز اجازه دادند و بعد از آن بود كه در روز اول بهمن 1343 حكم خدا در مورد حسنعلی منصور اجرا شد و اجرای این حكم با اجازه شرعی بود.»(۵)
چنین است كه شهید مهدی عراقی تصمیم خود را می‏گیرد. او و دوستانش به‌تدریج شاخه مخفی مسلّح مؤتلفه را با عنوان «جهاد مسلّح» تقویت می‏كنند. پس از اعتراض امام خمینی(ره) به لایحه كاپیتولاسیون كه طی آن عوامل تصویب این لایحه را خائن به اسلام و ملت ایران نامیدند و از خداوند بزرگ، خواهان نابودی آنان شدند، رژیم شاه حضرت امام(ره) را به تركیه تبعید كرد. در این هنگام، به تعبیر شهید مهدی عراقی: «سكوت سردی جامعه را فرا گرفته بود و اعضای مؤتلفه به‌طور مرتب فشار می‏آوردند كه باید كاری كرد! برخی از علما و نیز برخی از اعضا از جمله شهید بخارایی نظرشان روی شخص شاه بود كه من استدلال كردم اگر شخص شاه كشته شود از آنجا كه ما هنوز سازماندهی قوی نداریم، نمی‏توانیم به سرعت جایگزین شویم و در نتیجه معلوم نیست چه كسی یا گروهی جایگزین شود. لذا به عنوان نقطه شروع خوب است منصور، ایادی، نصیری، اقبال و...(از اطرافیان شاه) زده شوند تا هم امیدی در مردم ایجاد كند و هم زمانی پدید آید كه ما سازماندهی خود را قوی‌تر كنیم.
پس از قتل منصور، دستگیرشدگان در برابر شكنجه‏ها مقاومت كردند، اما به دو دلیل برخی از اطلاعات مهم لو رفت. یكی آنكه مادر یكی از بچه‏ها را تحت فشار عاطفی قرار دادند و او دوستان صمیمی فرزندش را معرفی كرد و دیگر اینكه همسر یكی از بچه‏ها را به زندان آوردند و گفتند اگر اعتراف نكنی از همسرت هتك حرمت خواهیم كرد و او به ناچار اعتراف كرد!
در دادگاه اوّل برخی از وكلای ما (شهید عراقی و دوستانش)كه تسخیری بودند [توسط دادگاه تعیین شده بودند] سعی می‏كردند از طریق انداختن تقصیرها به گردن دیگران از موكل خود رفع اتهام كنند كه برادران وكلا را تهدید به عزل كردند و گفتند كه ما با هم بوده‏ایم و نباید تقصیرها را به گردن دیگری بیندازید.
روحیه برادران به‌طور كلی عالی و عاشورایی بود، طوری كه در برخی مواقع مأموران نیز تحت تأثیر قرار می‏گرفتند، خصوصاً در شب 26 خرداد 1344 كه عزیزان، سحرگاه آن روز به شهادت رسیدند.»(۶)
به هر حال، پس از جریان قتل منصور رهبران دو شاخه سیاسی و نظامی مؤتلفه دستگیر شدند و به اعدام و زندان‌های طولانی و كوتاه‌مدت محكوم گردیدند. این دستگیری در كنار تبعید حضرت امام(ره)، مسافرت شهید بهشتی به اروپا، ضرورت مخفی‌كاری بیشتر و تبدیل شیوه غالبِ مبارزه عمومی و همه‏جانبه به مبارزه مسلحانه، سبب شد كه مؤتلفه تا مدتی دچار ركود شود.(۷)
دوره دوم:
(سال‌های 1349 ـ 1344)
در این دوره فعالیت‌های مؤتلفه كم و بیش ادامه یافت، اما آن گسترش و عظمت پیشین را نداشت. به تعبیر شهید رجایی: «من و شهید صادق اسلامی، شاگرد شهید صادق امانی (از بنیانگذاران مؤتلفه اسلامی) بودیم، در سال 1346، دوستان ما كه زندان بودند من و آقای [جلال‏الدین] فارسی و آقای [شهید محمدجواد] باهنر یك تیم شدیم و بقایای مؤتلفه را اداره كردیم. من با اسم مستعار «امیدوار» در جلسات و حوزه‏های مؤتلفه اسلامی شركت داشتم.»(۸)
با این حال، یک تحول مهم در مؤتلفه رخ می‌دهد. شهید بهشتی، از مؤتلفه می‌خواهد تا هنر را برای ترویج معارف دینی به‌کارگیری کنند و چنین است که مؤتلفه از سال 1345 در مکتب تحقیقات و تبلیغات صادقیه که در کوچه آب‌منگل تهران فعالیت داشت به استفاده از هنر رو می‌آورد. استفاده از شعر، دکلمه، نمایش فیلم‌های خوب پیش یا پس از منبر، نمایش‌های مذهبی و... از آن جمله بود. برخی از دست‌اندرکاران این برنامه‌ها، مانند آقای محمدرضا شریفی‌نیا، بعدها بازیگر سینما و یا مانند آقای محمدحسین جعفریان کارگردان شدند. از سال 1353 نیز مؤتلفه استفاده از سرودهای انقلابی را ترویج می کند.(۹)
فعالیت دیگر مؤتلفه در این سال‌ها تأسیس بنیاد تعاون و رفاه اسلامی در سال 1346 بود. شهید رجایی، شهید باهنر، شهید بهشتی و جمعی دیگر از انقلابیون نیز از فعالان موسسه بودند. نخستین گام در این موسسه، تأسیس مدارس دخترانه رفاه از دوره دبستان تا دبیرستان بود. این مدرسه در سطوح مختلف، برنامه‌های آموزشی انقلابی را منطبق با موازین دینی و به صورت پنهان اجرا می‌کرد. به همین دلیل سوءظن ساواک را برانگیخت که به دستگیری تعدادی از دبیران و فعالان آن منجر شد.(۱۰)
همزمان فعالیت‌های زیر زمینی شهید لاجوردی و یاران او ادامه داشت. در زندگی‌نامه آن شهید می‌خوانیم: «سال‌های 44 تا 49 دوره ساماندهی تشکیلات مسلحانه زیرزمینی بود و شهید لاجوردی در ارتباط مستقیم با شهید آیت‌الله مطهری،... با گروه‌های مخفی اسلامی مسلح و سیاسی کار می‌کرد. یک گروه از این گروه‌ها در جریان مسابقه فوتبال ایران و رژیم اشغالگر قدس در سال 49 وارد عمل شد و ضمن حضور در تظاهرات عظیم مردم علیه رژیم صهیونیستی و رژیم شاه که توسط یاران مؤتلفه اسلامی اداره می‌شد، انفجاری در مقابل شرکت العال (شرکت هواپیمایی اسرائیل) انجام داد،... شهید لاجوردی همراه عده‌ای دیگر دستگیر شد و عزت مطهری یکی دیگر از یاران موثر مؤتلفه اسلامی که در مدیریت این گروه هم نقش داشت، متواری گردید.»(۱۱)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان  220
فتح الله پريشان

وظایف و اختیارات دولت در حوزه اقتصادی از منظر طبرسی
اختیارات اقتصادی دولت، سومین مقوله از وظایف و اختیارات دولت در منظومه فکری مرحوم طبرسی است. امروز تأثیرگذاری اقتصاد به قدری بالا رفته است که حتی می‌تواند در حوزه قدرت و سیاست نیز تعیین‌کننده باشد. اقتصادی سیاسی که متولی بررسی تأثیر و تأثر این دو حوزه در یکدیگر به‌ویژه سیاست در اقتصاد است، امروزه به‌عنوان رشته علمی در دانشگاه‌های دنیا مورد مطالعه قرار می‌گیرد. حال سوال این است که منابع مالی دولت اسلامی کدامند و از منظر علامه طبرسی قلمرو اختیارات اقتصادی دولت تا کجاست؟
علامه طبرسی و غالب اندیشمندان اسلامی هنگام ورود به این بحث، ناگزیرند یک دسته‌بندی اسلامی در حوزه مسائل اقتصادی و منابع مالی دولت اسلامی ارائه بدهند و در ذیل آنها نظرات خودشان را اعلام کنند. این دسته‌بندی از منظر طبرسی به شرح زیر است:
۱ـ غنیمت یا خمس؛ در فقه اسلامی اموال و غنایمی که در جنگ به دست مسلمانان یا دولت اسلامی می‌افتند، به دولت اسلامی و مبارزان مسلمان اختصاص یافته است. همچنین طبرسی از شش سهم اموال خمس، سه سهم آن را متعلق به امام و حاکم جامعه اسلامی دانسته است. سهم خدا و سهم رسول و سهم ذوی‌القربی همگی متعلق به امام مسلمین است و امام هم نماینده و جانشین خدا و رسول است.(۱)
۲ـ انفال و فیء؛ اموالی که از دارالحرب بدون جنگ و درگیری نظامی به دست می‌آید، از آنِ امام و حاکم جامعه اسلامی است. همچنین زمین‌هایی که از کفار بدون جنگ به‌دست می‌آید، مال امام بوده، عواید آن طبق صلاحدید امام در راه مصالح مسلمین مصرف خواهد شد. قطاع ملوک، اموال پادشاهان ظالم و اراضی موات هم از آنِ شخص امام بوده و کسی در آنها حق ندارد. چون این اموال در اصل از آنِ خدا و رسول است و پس از رسول به امام که همان حاکم اسلامی است منتقل می‌شود. او می‌تواند آنها را طبق صلاحدید خویش در امر شخصی و یا امور عمومی مصرف کند.(۲)
۳-ـ زکات؛ طبرسی در کتاب «الموتلف من المختلف» توصیه موکد می‌کند که «آنچه به‌عنوان زکات در شریعت تعیین شده است، بهتر است به امام داده شود با آنکه خود شخص نیز می‌تواند طبق صلاحدید خویش آن را به مستحقان آن بدهد.»(۳) زکات، درآمدی است مربوط به حکومت مشروع، از این رو اگر حکومت ظالمی اموالی را به‌عنوان زکات از کسی بگیرد، زکات از عهده شخص صاحب مال ساقط نمی‌شود و باید زکات اموالش را از نو بپردازد، چون وجوب زکات هنوز باقی بوده و دولت ظالم هیچ‌گونه مشروعیتی برای اخذ آن از مردم ندارد.(۴) بسط ید حاکم اسلامی در امور مالی به‌ویژه زکات، اهمیت و اولویت حاکم اسلامی را در جامعه اسلامی نشان می‌دهد.
۴ ـ اراضی موات؛ زمین‌هایی که در بلاد اسلامی هنوز احیا و آباد نشده‌‌اند و یا در بلاد کفر آباد شده و اکنون به‌دست مسلمانان افتاده است و همچنین زمین‌های موات همگی به امام تعلق دارند.(۵) اگر هم کسی در آن تصرف می‌کند، باید به اجازه امام و حاکم اسلامی باشد.
۵ـ میراث افراد بی‌وارث؛ اموال کسانی که از دنیا رفته‌اند و وارث مشخصی ندارد، به امام تعلق می‌گیرد. این اموال جزء اموال بیت‌‌المال به شمار می‌آیند که همگی در تصرف امام و حاکم جامعه اسلامی است و اگر امام عادل وجود نداشته باشد (عصر غیبت) باید برای امام حفظ شود.(۶) از عبارات مرحوم طبرسی در سرپرستی اموال بیت‌المال و اراضی موات می‌توان چنین استنباط کرد که وی فقط از حاکمیت معصوم(ع) بحث کرده و منظورش از دولت اسلامی، دولتی است که در رأس آن معصوم قرار دارد.
۶ ـ جزیه؛ جزیه یا اموالی که از افراد غیرمسلمان و معاهد با اسلام اخذ می‌شود، باید به امام به‌عنوان حاکم و رهبر جامعه اسلامی پرداخت شود. در این صورت چون حکومت اسلامی برکفار غلبه دارد، باید کفار معاهد اموالی را به‌عنوان بخشی از جلوه‌های قدرت و غلبه دولت اسلامی، به دولت اسلام بپردازد. به اعتقاد طبرسی، جزیه حد مشخصی ندارد و هر اندازه که امام صلاح بداند، اخذ می‌شود.(۷)
۷ ـ وقف؛ اداره و تولی اموالی که وقف می‌شود، در صورتی که متولی مشخصی نداشته باشد، برعهده امام است. بنابراین با مرور مجدد بر مطالب روشن شد که در نظر طبرسی منابع مالی دولت اسلامی همان منابعی هستند که در اسلام برای تأمین نیازهای مادی جامعه اسلامی مطرح شده‌اند و سرپرستی آنها به امام تعلق دارد تا در مصالح مسلمین مصرف کند.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

پوپولیسم در آمریکای لاتین
پس از بررسی پوپولیسم در آمریکا و روسیه، آشنایی با سیاست‌های پوپولیستی در آمریکای لاتین اهمیت نقش رهبری را نشان می‌دهد و شاید بیش از هر جنبش پوپولیستی در مناطق دیگر خصیصه ثابت امور سیاسی در این منطقه بوده است.

پوپولیسم در آمریکای لاتین
حضور پوپولیسم در منطقه آمریکای لاتین دارای دو مفهوم بوده است: نخست آنکه پوپولیسم ویژگی مجموعه‌ای از رژیم‌ها و سیاست‌هایی است که بخشی از تجربه آمریکای لاتین به شمار می‌روند. دوم از پوپولیسم برای توصیف اندیشه‌ها و تاریخچه فعالیت رهبرانی استفاده می‌شود که در این رژیم‌ها جایگاه سرنوشت‌سازی داشته‌اند. به معنای نخست، پوپولیسم آمریکای لاتین سبب پیدایش تعاریفی از پوپولیسم شده که مبتنی بر بستر رشد آن است. به عبارت دیگر، پوپولیسم به عنصر مشترک در مقوله‌های مفهومی تحلیلگران نظام‌های سیاسی آمریکای لاتین تبدیل شده است. به معنای دوم، یعنی در مفهوم فردیت‌یافته خود، پوپولیسم پیرامون افرادی شکل گرفته که برجسته‌ترین آنها «خوان پرون» در آرژانتین است. مطالعه پوپولیسم در آمریکای لاتین و خوان پرون به عنوان چهره برجسته آن فرصت نادری را در اختیارمان می‌گذارد تا پوپولیسم را فراتر از یک جنبش، در قالب یک رژیم سیاسی بررسی کنیم.

اقتصاد و پوپولیسم آمریکای لاتین
تلقی پوپولیسم به‌عنوان ویژگی سیاست‌های آمریکای لاتین غالباً به معنای تأکید بر رابطه اقتصاد این منطقه با سایر بخش‌های اقتصاد بین‌المللی و نیز تأکید بر وابستگی شدید اقتصاد کشورهای آمریکای لاتین و نیز ویژگی بحران‌های اقتصادی در این منطقه است. به همین دلیل از نظر «جیمز مالوی» پوپولیسم «واکنش ویژه و محلی منطقه به بحرانی عمومی است که در نتیجه فرسایش مرحله خاصی از توسعه وابسته و به تعویق افتاده پدیدار می‌شود.»(۱) البته برقراری پیوند میان ظهور پوپولیسم با ماهیت توسعه اقتصادی در هنگام بررسی پوپولیسم در «جهان سوم» پدیده‌ای مرسوم است. بنابراین به اعتقاد مالوی، استقلال اقتصادی ملی، در هم شکستن ساختارهای شبه‌فئودالی و پیشبرد عدالت اجتماعی از اهداف پوپولیسم در آمریکای لاتین بوده، اما از آنجا که پوپولیسم به رهبری، مرکزیت، پول و امتیازات اتکا داشت عملاً به جای بازسازی به گسترش همین ویژگی‌های نظام انجامید.(۲)
آن دسته از تحلیل‌هایی که با تأکید بر عوامل اقتصادی، پوپولیسم آمریکای لاتین را ارزیابی می‌کنند در ماهیت خود ذاتاً تحلیل‌هایی بافتی هستند. ویژگی این گونه بررسی‌ها آن است که پوپولیسم را نتیجه موقعیت خاص آمریکای لاتین در اقتصاد جهانی می‌دانند. یکی دیگر از مشخصات این تحلیل‌ها این است که لحظه‌ای را مشخص می‌سازند که این جایگاه ساختاری در اقتصاد جهانی موجب شکل‌گیری پوپولیسم می‌شود. شاید این تحلیل‌ها برای توضیح جنبش‌ها و رژیم‌های پوپولیستی در آمریکای لاتین مفید باشند؛ اما برای درک رابطه این جنبش‌ها و رژیم‌ها با پدیده پوپولیسم در مناطق دیگر کارایی زیادی ندارند.
ایجاد ائتلاف‌های جدید در سطح محلی از طریق جلب آرای طردشدگان و مبارزه برای سر و سامان دادن و اصلاح دولت، تاکتیک شماری از سیاستمداران بود که در دهه ۱۹۲۰ در سیاست‌های محلی خود برای کسب قدرت در ریودوژانیروی برزیل مورد استفاده قرار دادند. هنگامی که «جتولیو وارگاس» در سال ۱۹۳۰ میلادی انقلاب کرد، بسیاری از این سیاستمداران را به قدرت رساند؛ اما رژیمی به وجود آمد که نیروهای عمده دیکتاتوری در اطراف او گرد آمدند. ارتش در سال ۱۹۴۵ وارگاس را سرنگون کرد. با این همه، هنگامی که بار دیگر در انتخابات سال ۱۹۵۰ شرکت کرد، با تمام وجود ردای پوپولیستی بر تن کرده بود. وارگاس مدعی بود که با اکراه تمام دوباره به صحنه سیاسی برگشته؛ زیرا وجود او مورد نیاز است و خود را به گونه‌ای به تصویر می‌کشید که گویی بر دوش مردم به سیاست برگشته است.(۳)
البته این ادعای همیشگی پوپولیست‌هاست که به‌گونه‌ای وانمود می‌کنند که با اکراه به صحنه سیاست وارد شده‌اند و تنها قصد مشکل‌گشایی از جامعه و مردم را دارند. با اینکه وارگاس به قدرت رسیده و اوضاع بد اقتصادی او را مغلوب کرد و در کودتای نظامی سال ۱۹۵۴ کشته شد، اما نمونه وی نشان داد که در نظام سیاسی برزیل پوپولیسم نفوذ قابل توجهی دارد. او قدرت را متمرکز کرد و تحت نفوذ شخصی خود درآورد و در سال‌های ریاست‌جمهوری اهمیت زیادی برای نهادهای دموکراتیک قائل نبود و قانون اساسی جدیدی وضع کرد که به او قدرت دیکتاتوری می‌داد.
«خوان پرون» و پرونیسم
اما نمونه مطالعاتی دیگر پوپولیسم آمریکای لاتین به آرژانتین دهه ۴۰ که با بحران اقتصادی دست به گریبان بود، برمی‌گردد. در دهه ۱۹۴۰ با آغاز جنگ جهانی دوم، مشکلات زیادی به وجود آمد که غالب آنها به دلیل دولت محافظه‌کاری بود که در سال ۱۹۳۰ قدرت را با کودتای نظامی تصاحب کرده بود. روابط آرژانتین و آمریکا در برهه زمانی جنگ دوم جهانی دستخوش بحران شد. گروهی از افسران ارتش از جمله «خوان پرون» در سال ۱۹۴۳ قدرت را به دست گرفتند. وی به سرعت نشان داد که مدیر سیاسی فعال و تزبینی است. البته ورود او به صحنه سیاسی در این سطح به هیچ‌وجه خودجوش نبود؛ چراکه از زمان جوانی بلندپروازی‌ها و راهبرد‌هایی داشت که در صدد تحقق آنها بود.
وی که از رده‌های بی‌اهمیت ارتش برخاسته بود، در کودتای نظامی سال ۱۹۳۰ نقش برجسته‌ای نداشت. پرون یا تأمل درباره رژیم بعدی به اهمیت کسب حمایت توده‌ای آگاهی یافت. در سال ۱۹۳۹ از طرف ارتش به ایتالیا فرستاده شد که در آنجا شاهد نمایش قدرت جنبش کارگری از طرف رژیم موسولینی بود.(۴) با وجودی که پرون و همکارانش در سال ۱۹۴۳ قدرت را تصاحب کردند، حفظ آن را از طریق ایجاد جنبش توده‌ای و حمایت جنبش کارگری میسر می‌دانست. لذا تلاش کرد با کمک خانم اویتا که بعدها همسر دومش شد، حمایت اتحادیه‌ها و تهیدستان را برای خود به عنوان رئیس دبیر خانه کار و تأمین اجتماعی به دست آورد. ارتقای شغلی پرون در سمت‌هایی چون وزیر جنگ، رئیس شورای جنگ و معاون نخست‌وزیر و نوع سیاست‌هایش باعث کشمکش وی و اعضای دولت شد، مخالفت با دولت نظامی افزایش پیدا کرد و سرانجام رهبران ارتش وی را در سال ۱۹۴۵ به زندان انداختند که با اعتراضات گسترده بخش کارگری وی آزاد و سال بعد در انتخابات آزاد به ریاست جمهوری آرژانتین برگزیده شد. در شماره بعد بیشتر با اقدامات وی و قدرت جذب پوپولیستی تفکر پرونیسم به عنوان شعبه‌ای از پوپولیسم در آمریکای لاتین آشنا خواهیم شد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

هدایتگری و اصل شمولیت
در شماره گذشته ضمن معرفی دستگاه معرفت‌شناسی قدسی گفته شد مهم‌ترین گزاره این دستگاه این است که فلسفه هدایتگری و تأمین سعادت انسان، اقتضای پذیرش شمولیت اراده الهی در کلیه عرصه‌های حیات انسانی را دارد. این واقعیت که خداوند با خلق انسان، وظیفه هدایتگری و رسیدن وی به سعادت را بر خویش واجب کرد، دلالت بر آن دارد که ارتباط خدا با انسان منحصر در دین نیست و اعم از آن ارزیابی می‌شود. به عبارت دیگر، تمام آنچه در جهان هستی قرار دارد، به‌گونه‌ای تعریف و تفهیم می‌شود که در ارتباط با اصل سعادتمندی انسان باشد. به همین دلیل است که وصف «هدایتگری» عام و موید «اصل شمولیت» اراده الهی بر کل هستی (نه ضرورتاً انسان) است. چنانکه قرآن می‌فرماید: «پروردگار ما همان است که به هر موجودی خلقت لازمه‌اش را اعطا و سپس هدایتش کرد.»‌ بر همین سیاق، جریان رسالت و امامت در جامعه انسانی شکل می‌گیرد که هدایت خاصه انسانی را شامل شده و در قرآن کریم، خداوند متعال به‌کرات با ذکر جریان پیامبران از این اصل به تفکیک اقوام سخن گفته است. بنابراین انسان و تمام معارف بشری و حتی متقضیات زمانی و مکانی انسان که با عنوان «شرایط عصری» از آن یاد می‌شود، در پرتو اراده الهی باید فهم شود.
مطابق اصل شمولیت، علم از آن حیث که دین می‌تواند هدفش را تعیین کند، وامدار دین است و بر همین سیاق، از «علم دینی» و «علم غیردینی» می‌توان سخن گفت. از این‌رو دین برآمده از درون تمدن اسلامی با دین برآمده از درون تمدن لیبرال دموکراسی یا سایر تمدن‌ها، از آن جهت که اهداف متفاوتی را مدنظر دارند، متفاوت است. در قرآن کریم این معنا با ذکر وصف «روشنگری» (تبیان) و «بیانگری» (تفصیل) برای کلام الهی مورد توجه قرار گرفته است که نشان می‌دهد دین چگونه در حوزه علم نیز ایفای نقش می‌کند. وجه دیگر این اصل تعریف «انجام» معین و مشخص برای نظام هستی از سوی «الله» است که نظام معرفتی اسلامی از «الله» آغاز می‌شود، سپس بسط و توسعه می‌یابد و سرانجام به «الله» ختم می‌شود. بنابراین تمام معارف و پدیده‌ها از ساختار هدایتی‌ای که مطابق دستگاه معرفتی قدسی بنیاد گذارده شده، خارج نیستند و تبیان و تفصیل الهی می‌تواند در سه سطح به ترتیب اولویت در کلیه حوزه‌های علمی تجلی یابد: سطح اول؛ روشنگری دینی در تعیین خط مشی و سمت و سوی جریان پژوهش‌های علمی که مقوله‌ای عام بوده و از ناحیه شارع به آن توجه شده است. سطح دوم؛ روشنگری دینی در حد تعیین اصول و ضوابط کلانی که تمام علم درون آن قرار دارد و دریافت پیشینی آن می‌تواند در تولید فرضیه‌های اولیه به صاحبان علم کمک کند. سطح سوم؛ روشنگری دینی در حد موضوعات علمی خاص که در قرآن کریم و احادیث معتبر، به تناسب برخی از آنها آورده شده است. این شأن دین که در قالب رهنمودهای دینی در زمینه کروی بودن زمین، جاذبه و... شناسانده می‌شود، از سوی برخی محققان به‌صورت مستقل بررسی و با کاربردهای علمی دین بیان شده است. اتفاقاً توجه به همین سطح است که باعث انتقاد نسبت به ادعای قرار گرفتن علم در ذیل چارچوب معرفتی دینی است و مورد سوال و انتقاد قرار می‌گیرد و در نتیجه آن قول به تحدید حوزه تأثیرگذاری و روشنگری دین مقبولیت می‌یابد، در حالی که این سطح بسیار جزئی است و سطوح پیشتر اولویت و اهمیت بیشتری دارند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام خمینی(ره)
وجود دشمنان مکار، جنایتکار و خیانتکار

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) از هر جهت ضرورت دارد و قابل اهمیت است. امام خمینی(ره) برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی که یکی از مهم‌ترین آنها نظام جمهوری اسلامی است از هیچ کوششی دریغ نکرد و همواره تلاش کرد که متون اسلامی مانند قرآن، آیات و روایات خاندان عصمت و طهارت را از مهجوریت بیرون آورد و در جامعه مسلمانان و در زندگی مسلمین جاری گرداند که در مباحث گذشته گذرا اشاره شد. موضوع دیگری که حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه‌شان یادآور شدند، وجود دشمنان متعدد، مکار و حیله‌گر، جنایتکار و خیانتکار است. اگرچه مقابله و مقاومت در برابر آنها را از افتخارات انقلاب اسلامی برشمرده‌اند، اما غفلت از دشمنی کینه‌توزانه و رفتار موذیانه آنها را موجب آسیب‌زدگی و تهدید برای دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در جهان معاصر دانستند.

فرازی از وصیت‌نامه
حضرت امام(ره) در فرازی از وصیت‌نامه‌شان به شماری از دشمنان مکار و توطئه‌گر اشاره کردند و موقوم فرمودند: «ملت ما بلکه ملت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی‌کشند و برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند و در رأس آنان آمریکا، این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم‌پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می‌شود که قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند و خیال ابلهانه «اسرائیل بزرگ» آنان را به هر جنایتی می‌کشاند و ملت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند که دشمنان آنها حسین اردنی این جنایت‌پیشه دوره‌گرد و حسن و حسنی مبارک هم‌آخور اسرائیل جنایتکارند و در راه خدمت به آمریکا و اسرائیل از هیچ خیانتی به ملت‌های خود رویگردان نیستند و ما مفتخریم که دشمن ما صدام عفلقی است که دوست و دشمن او را به جنایتکاری و نقض بین‌المللی و حقوق بشر می‌شناسد و همه می‌دانند که خیانتکاری او به ملت مظلوم عراق و شیخ‌نشینان خلیج کمتر از خیانت به ملت ایران نباشد.»

افتخار به وجود چنین دشمنان
حضرت امام راحل از وجود چنین دشمنانی که خصوصیات آنها را ذکر کرده، در برابر انقلاب اسلامی به‌عنوان افتخار یاد می‌کند، چون مقاومت و مبارزه مظلومانه‌ای که در برابر آنها شد سربلندی، پیروزی، عزت و موفقیت را برای ملت و مردم انقلابی به ارمغان آورد که باید افتخار کرد. چون ایستادگی در مقابل کسانی که به تعبیر امام راحل(ره) «برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند.» واقعاً ارزشمند است، علاوه بر آن امام راحل پیام می‌دهد مقاومت و مبارزه در برابر آنها ادامه یابد. البته جای تأسف دارد که برخی از رجال سیاسی از این دستاورد بزرگ دچار غفلت شده‌اند. در حالی که تجربه تاریخی نشان داده خصلت و خصوصیات استکبار، توسعه‌طلبی، سلطه‌گری، اشغالگری، استعمارگری و استثمار و حمایت از استبدادگران بوده و هست و هرگز از این صفات که جزء اهداف‌شان است، کوتاه نیامده و نمی‌آیند. از مقاومت و مبارزه با این جریان جز افتخار چیز دیگری حاصل نمی‌شود. چون امام راحل با استفاده از معارف الهی و در کنار آن با تجربه تاریخی صد ساله اخیر در ایران و منطقه به این نتایج رسیدند و برای همه درس و عبرتی آموزنده است و قصور و غفلت از این دستاورد آسیب و تهدید برای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود و حضرت امام(ره) بر همین مبنا و در آغاز قیام و مبارزه‌شان فریاد زدند: «آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر و همه از هم پلیدتر، اما امروز سر کار ما با این خبیث‌هاست، با آمریکاست.»

آمریکا تروریست بالذات
حضرت امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان از آمریکا به‌عنوان تروریست بالذات نام بردند. این موضوع هنگامی روشن می‌شود که به قدرت رسیدن آمریکایی‌ها تحت عنوان «ایالات متحده» بررسی شود دیده می‌شود. ترور بسیاری از شخصیت‌ها و چهره‌های سیاسی در جهان معاصر و انجام کودتاها، سرکوب جنبش‌ها و نهضت‌ها در کشورهای اسلامی با هدایت و رهبری آمریکا انجام گرفته است. نمونه آن در ایران بسیار زیاد است. از جمله کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، سرکوب جنبش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، حمایت از رژیم کودتای شاه ایران از طرق مختلف به‌خصوص از سوی دستگاه اطلاعاتی سیا و تأسیس سازمان امنیتی ـ اطلاعاتی ساواک، توطئه‌ها علیه جریان انقلاب اسلامی مانند وجود ژنرال هایزر در ایران، طرح‌ها و نقشه‌های براندازی نظام جمهوری اسلامی، طرح و هدایت ترور شخصیت‌هایی چون شهید مطهری، مغز متفکر انقلاب اسلامی، طرح و نقشه‌هایی که در اسناد لانه جاسوسی کشف شد. توطئه‌ها، آشوب‌ها و بلواها در اوایل انقلاب اسلامی در استان‌های مرزی ایران، تحمیل جنگ و پشتیبانی همه‌جانبه از صدام، به‌خصوص در ماجرای بمباران شیمیایی به‌طور گسترده به رسمیت شناختن گروهک تروریستی منافقین خلق از جمله گوشه‌ای از جنایتکاری و اقدامات تروریستی آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران بوده و هست که از همه آشکارتر حمایت جدی و گسترده از دولت اشغالگر فلسطین است.

رژیم اشغالگر قدس در پناه آمریکا
از همه آشکارتر از دشمنی آمریکا و کشورهای اروپایی با انقلاب اسلامی حمایت آشکار از جریان تروریستی است که سال‌ها بر سر ملت مظلوم سایه افکنده و در پناه آمریکا است و هرگز حاضر نیست که امنیتش به خطر افتد. اسرائیل حاصل تفکر صهیونیسم است که متعلق به سرمایه‌داران یهودی‌مذهب افراطی است که در اواخر قرن گذشته در اروپا به‌وجود آمد. صهیونیسم مبتنی بر تبعیض نژادی است و بر اساس این تفکر در سال ۱۸۹۷ میلادی جمعیتی به نام «سازمان جهانی صهیونیسم» به‌وجود آمد که هدف خود را انتقال یهودیان جهان به فلسطین اعلام کرده است. این سازمان اکنون دارای قدرت مالی زیادی برابر با دارایی بزرگ‌ترین شرکت‌های انحصاری جهان است و مرکز آن در ایالات متحده آمریکاست و فعالیت جمعیت‌های صهیونیست را در بیش از شصت کشور جهان کنترل می‌کند و در حال حاضر چندین سازمان صهیونیستی در دنیا فعالیت دارند. طبق آمار منتشر شده در آمریکا ۲۸۱ سازمان ملی یهودی، ۲۵۱ فدراسیون محلی یهودی و نیز انواع مجامع مشورتی، صندوق و... وجود دارد. دولت آمریکا یکی از حامیان صهیونیسم جهانی است. سازمان صهیونیسم دارای مرکز اطلاعاتی و جاسوسی در اکثر کشورهای جهان است و همواره در صدد ایجاد رؤیای «اسرائیل بزرگ» برآمده است.

هم‌آخور با رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی که عامل به وجود آورنده‌اش کشورهای استعمارگری چون انگلیس، فرانسه، شوروی سابق بوده و اکنون زیر چتر آمریکا از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و نمی‌کند با برخی از سران کشورهای عربی رفیق بوده و هست که امام راحل از آنها «هم‌آخور با اسرائیل» تعبیر می‌کند و اسامی آنها را صراحتاً ذکر کرده است.‌

حسین اردنی
«این حسین اردنی، جنایت‌پیشه دوره‌گرد، کودکی خود را در کودکستان انگلیسی‌ها در امان گذرانده و تحصیلاتش را در مدرسه هاروارد انگلستان ادامه داده و علاوه بر آن نفوذ پدرش در همراهی با انگلیسی‌ها اقتضا کرد که سلطنت در این خانواده باقی بماند و در نتیجه طلال پدر حسین با کمک انگلستان به پادشاهی رسید و حسین نیز ولیعهد اردن شد، پس از مدتی طلال توسط انگلیسی‌ها برکنار شد و حسین را به جای پدرش به تخت حکومت نشاند و پس از این انتخاب شاه‌حسین به انگلیس رفت و همواره مورد حمایت انگلیسی‌ها و آمریکایی بود و با اسرائیل در سرکوب جنبش انقلابی آزادی فلسطین مشارکت داشت.»

حسن مراکشی
«حسن، شاه مراکش یکی دیگر از حامیان و هم‌پیمانان اسرائیل بوده و هست و در سرکوب جنبش‌های اسلامی و علیه انقلاب اسلامی ایران فعال بود. حسن سلطان محمد پنجم، تحصیلاتش را در فرانسه گذرانید و پس از درگذشت پدرش به نام سلطان حسن دوم به پادشاهی رسید. او پس از به قدرت رسیدن، روابط با فرانسه را گسترش داد و دولت مورد نظر فرانسه ایجاد کرد و به نفع اسرائیل وارد عمل شد و دولت مراکش در بخش‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی از حمایت فرانسه و آمریکا برخوردار شد. شاه‌حسن همه‌ساله در برگزاری کنفرانس یهودیان در مراکش مشارکت داشت.»

انورسادات
«انور سادات یکی از افسران مصر که در کودتای افسران آزاد با محوریت جمال عبدالناصر به قدرت رسید و تصمیم داشت که فلسطین را از چنگال استعمارگران خارج کند. پس از مرگ ناصر، انور سادات جانشینش به قدرت رسید و عامل خیانت گردید و بانی قرارداد ننگین کمپ دیوید شد و با بگین و کارتر هم‌پیمان شد. جالب این است برخی از محققان نوشته‌اند سادات از طریق شاه‌حسن با صهیونیست‌ها آشنا شد و مصر تنها کشور عربی است که صهیونیست‌ها را رسماً آزادی داد، در نهایت مورد هدف شهید خالد اسلامبولی قرار گرفت.»

حسنی مبارک
«او در زمان انور سادات فرمانده نیروی هوایی گردید و در هنگام جنگ اعراب و اسرائیل معروف به «رمضان» فرمانده نیروی هوایی بود و او از نزدیکان انور سادات و از بانیان قرارداد ننگین کمپ دیوید بود و در بسیاری از امور شرکت داشت و پس از سقوط سادات بلافاصله رئیس‌جمهور مصر شد و پس از جایگزینی اعلام کرد تمامی سیاست‌های سادات را در زمینه داخلی و خارجی دنبال خواهد کرد و در سال ۱۹۸۲ در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی ان‌بی‌سی گفت: دروازه‌های ما به روی دوستان اعراب باز است، اما نه به قیمت از دست رفتن روابط‌مان با اسرائیل، ما می‌توانیم نقش خوبی را برای رفع هر گونه تشنجی که در هر زمان برای دوستان عرب و اسرائیلی ما به وجود بیاید ایفا کنیم.»
انقلاب اسلامی در طول حیات خود از این دشمنان مکار، حیله‌گر و خودفروخته آسیب دیده و خواهد دید. اینکه حضرت امام(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان با صراحت از دشمنی آنها با انقلاب اسلامی نام برده و مبارزه و مقاومت در برابر آنها را افتخار تلقی می‌کند غفلت از آنها حتماً خطای سیاسی را به‌دنبال خواهد داشت و در روابط سیاسی و دیپلماتیک موجب تقویت موقعیت حاکمیت سلطه‌گرانه و استبدادگرانه آنها و برای جریان انقلاب اسلامی تهدید و خطر تلقی می‌شود و الزاماً می‌بایست در برابر آنها راه امام و رهنمودهای او را ره‌توشه قرار داد.


از لابه لاي تاریخ

هزينه‌هاي سفر درباريان
در عصر پهلوي سفرهاي رسمي و غيررسمي درباريان بخش بسیاری از هزينه‌هاي كشور را به خود اختصاص مي‌داد. آنان گاهي مسافرت‌هاي خصوصي خود را نيز سفري رسمي جا مي‌زدند تا خرج سفر را دريافت کنند، يا خريد‌هاي شخصي‌اي كه به عنوان كالاي مورد نياز دربار تلقي مي‌شد. دادن هداياي متعدد و گوناگون به ميزبانان و دريافت حق مأموريت‌هاي هنگفت و استفاده از هتل‌هاي گران‌قيمت، تنها گوشه‌‌ای از هزينه‌ها بود. گاهي اوقات هزينه‌هاي حاشيه‌اي چون باخت قمار در كازينوها و ديد و بازديد از شهر، محل يا افراد مشهور سينمایي و تاريخي مبالغ سنگيني را شامل مي‌داد. انجام سفرهاي متعدد خارجي، نوعي تفاخر محسوب مي‌شد. به همين دليل سفرهاي بهاره، تابستانه و زمستانه تعريف شده بود. معمولاً اين‌گونه سفرها به صورت دسته‌ جمعي يا خانواده‌اي صورت مي‌گرفت كه سبب بالا رفتن مجموع هزينه‌ها مي‌شد. در اين میان، سفرهاي فرح و شاه (به‌ویژه فرح) جايگاه خاص خود را داشت كه به مراتب از تشريفات بيشتري برخوردار بود، زيرا وي ملكه ايران به حساب مي‌آمد و به‌طور طبيعي سفر او بايد از تشريفات بيشتري نسبت به سفر سايرين برخوردار می‌بود.
سفرهاي شاه و فرح به دو صورت بود؛ يكي سفرهاي رسمي و سياسي كه گاهي اوقات فرح نيز همسفر محمدرضا بود. نوع ديگر سفرهاي آنها مسافرت‌هاي تفريحي در داخل و خارج از كشور بود. عمده سفرهاي تفريحي به سواحل شمالي كشور و در كنار دريا و بيشتر در تابستان انجام مي‌شد. در اين سفر تعداد زيادي از درباريان همراه مي‌شدند و بعضي وقت‌ها ميهمان‌هاي خارجي نيز براي ديدار سياسي يا تفريح با شاه در شمال حضور داشتند. مهم‌ترين سفرهاي تفريحي شاه و فرح به اروپا و آمريكا بود و سفرهاي سالیانه به «سن‌موريتس» به ويژه در ايام برف و براي انجام اسكي در كوه‌هاي آلپ و خوشگذراني و عياشي در هتل‌هاي شش ستاره يا كاخ «سوورتا» با مبلغ چهار ميليون فرانك براي خريد و همين مبلغ براي تجهيز آن و... در همين ايام شاه براي بوالهوسي‌هاي خود ديدار‌هاي محرمانه و دور از چشم فرح با زنان مشهور داشت !
مدت زمان زيادي از سال به اين‌گونه سفرها اختصاص مي‌يافت و گاهي دو يا سه ماه طول مي‌كشيد. اين زمان براي يك فرد مسئول بسيار زياد بود و چه بسا طی آن اتفاقات مهمي در كشور رخ می‌داد. «اسدالله» علم در طول سفر شاه در خارج از كشور دائماًً با او در تماس بود و درباره اوضاع و احوال كشور به شاه گزارش مي‌داد. سفرهاي عياشانه و طولاني مدت محمدرضا حتي سبب ناراحتي و نگراني وزير دربار شاهنشاهي[اسدالله علم]ّ مي‌گرديد و او زبان به اعتراض و انتقاد به شاه مي‌گشود: «... ضمناًً عرض كردم زودتر تشريف بياورند، ديگر مسافرت اعلي‌حضرت طولاني شده است. نمي‌دانم خوش‌شان خواهد ‌آمد يا نه ....»
در چند صفحه بعد موضوع مراجعت به كشور را يادآوري مي‌كند: «مجدداًً تأكيد كردم كه بايد پيش از عيد غدير خم مراجعت فرمايند. من آنچه احساس مي‌كنم با صراحت و تأكيد به شاهنشاه هم عرض مي‌كنم و هيچ ترسي ندارم كه ناخوشايند خواهد افتاد.»


حكایت زمانه

حادثه مسجد فيل مشهد
حادثه مسجد فيل از جمله حوادث مهم انقلاب اسلامي در مشهد است كه پس از قيام پانزده خرداد و مهاجرت علما به تهران به وقوع پيوست. اين حادثه زمانی رخ داد كه واعظ شهير سيدعبدالكريم هاشمی‌نژاد برای ايراد سخنرانی به مسجد فيل دعوت شد. دعوت هاشمي‌نژاد جهت ايراد سخنراني در مسجد فيل از سوي صنف پوست‌فروش و افراد فعال مذهبي و انقلابي پايين خيابان صورت گرفت. جريان از اين قرار بود كه در شب‌هاي پیش، آقاي دانش سخنور دوـ سه شب در اين مسجد منبر رفته بود؛ ولي چون در سخنانش از جريان همه‌پرسی لوايح شش‌گانه در شهرستان فردوس حمايت كرده بود، مردم از او متنفر می‌شوند و از ادامه منبر او جلوگيري مي‌كنند و از هاشمي‌نژاد دعوت مي‌كنند تا در آن مسجد سخنراني كند.
در شب بيست‌وسوم مهرماه سال 1342ش در سومين جلسه از اين سلسله سخنراني‌ها، جمعيتي حدود شش هزار تا هفت هزار نفر جهت استماع سخنرانی هاشمی‌نژاد گرد هم آمدند. ايشان با تشريح لايحه انجمن‌های ايالتی و ولايتی، از سياست‌های رژيم در تساوي ظاهری حقوق زن و مرد، بازداشت امام و ديگر علما پس از قيام پانزده خرداد و همچنين وجود اختناق و عدم وجود آزادي در كشور انتقاد كرد. اهم محورهاي سخنان ايشان در اين مراسم به اين قرار بود:
1ـ رد مجلسين (سنا و شوراي ملي) و غيرقانوني بودن آن به دليل انتصابي بودن آنها از جانب دولت
2ـ بازداشت امام(ره)، آيت‌الله قمي و ديگر علما پس از حادثه پانزده خرداد 1342ش
3ـ قدغن کردن انتشار مقالات مجله مكتب تشيع
4ـ قرض گرفتن دولت از بيگانگان از جمله آمريكا و يهوديان (صهيونيسم)
5ـ حضور زنان در مجلس و تساوي حق زن و مرد برخلاف نظر قرآن و اسلام است
6ـ عدم وجود آزادي در كشور.
ساواك مشهد كه از چندی پيش، از سخنراني‌ها و روشنگري‌های وي احساس خطر كرده بود، پس از رايزنی و كسب مجوز از استاندار خراسان و ساواك مركز، دستور بازداشت هاشمی‌نژاد را صادر كرد. با صدور مجوز بازداشت هاشمي‌نژاد، ساواك مشهد تصميم گرفت تا برای ارعاب هر چه بيشتر مردم، ايشان را در انظار عمومي و مقابل چشم همگان بازداشت کند. بازداشت او كه به اذعان خود ساواك با بي‌تدبيري صورت گرفت، موجب ايجاد تنش و درگيري نيروهاي مذهبي با نيروهاي شهرباني شد. مأموران به خيال اينكه مردم به طور كلي متفرق شده‌اند عجله کرده، ايشان را بازداشت مي‌كنند. به هنگام خارج نمودن هاشمي‌نژاد از مسجد توسط آقاي «شمس آرا» رئيس اطلاعات و سرگرد «قاسمي» رئيس كلانتري بخش 3، سيل جمعيت خشمگين كه از ماجرا باخبر شده بودند با چوب و سنگ برای آزاد ساختن هاشمي‌نژاد به سوي ماشين هجوم می‌آورند. پاسبانان و نيروهاي امنيتي با مشاهده جمعيت بدون هيچ‌گونه درنگي به‌سوي مردم تيراندازي می‌کنند و در نتيجه تعدادي مجروح و شهید می‌شوند.
پس از حادثه، مجروحان حادثه مسجد فيل را به بيمارستان «دويست تختخوابي» می‌برند و بيمارستان توسط نيروهاي رژيم محاصره می‌شود. حسين پوراحمدي و حاج‌مهدي نجار در همين بيمارستان شهيد می‌شوند. مأموران جنازه‌ها را به مردم تحويل نمی‌دهند و خودشان آنها را در قبرستان «گل شور» مشهد دفن می‌کنند. خانواده شهيدان حادثه فيل براي زنده نگه داشتن شهيدان خود سنگ قبر فراهم می‌سازند. روي اين سنگ‌ها نام شهدا نوشته می‌شود. ساواك كه از اين اقدام به هراس افتاده بود، از نصب سنگ قبرها مانع می‌شود و مردم بعدها برای يادبود نام شهيدان این حادثه، سنگ بزرگي حجاري می‌کنند و روي آن می‌نویسند: «شهداي مسجد فيل».
بازداشت واعظ معروفي چون هاشمي‌نژاد، تدابير امنيتي و حفاظتي ساواك پس از حادثه، ارعاب و تهديد مراجع و همچنين تهديد طلاب حوزه مبني بر اعزام آنها به خدمت سربازي، اوضاع را وخيم‌تر می‌کند، اما اين‌گونه اعمال مردم را از صحنه خارج نمی‌کند.
تلاش‌هايي از سوي علماي مشهد از جمله؛ حسنعلي مرواريد و شيخ‌مجتبي قزويني صورت می‌گیرد و همچنين به دستور آيت‌الله ميلاني، بازار مشهد تعطيل می‌شود و تظاهركنندگان در مقابل استانداري تجمع می‌کنند و خواستار اشد مجازات براي مسببان حادثه می‌شوند. در راستاي حمايت از هاشمي‌نژاد همچنين آيت‌الله خويي از مراجع نجف طي ارسال تلگرافي به آيت‌الله‌العظمي سيدمحمدهادي ميلاني، از ايشان می‌خواهد تا از هيچ كوششي در راه آزاد ساختن ايشان دريغ نکند. برگزاري مجالس روضه‌خواني و يادبود براي شهدای حادثه، انتشار اعلاميه‌هاي همدردي با بازماندگان حادثه و صدور اعلاميه مراجع از ديگر كارهاي سازمان‌يافته علما و مردم مشهد در اين برهه بود. اين حادثه تنها محدود به استان نبود، بلكه مبارزان با تهيه اعلاميه‌هايي در محكوميت عاملان حادثه، آن را در شهرهاي ديگر از جمله در تهران منتشر كردند تا ملت از عمق جنايات رژيم آگاه شوند.
حمايت‌هاي مكرر علما و طلاب حوزه علميه مشهد و پيگيري‌هاي مجدانه آنها باعث شد تا رژيم، هاشمي‌نژاد را پس از سه ماه در تاريخ(24/10/42) آزاد سازد. بازداشت‌هاي مكرر وي از تلاش‌هايش نكاست، چنانچه پس از مدت زمان كوتاهي به دعوت علماي اصفهان به آن شهر سفر و در مسجد سيد اين شهر نیز سخنراني كرد.
حادثه مسجد فيل مشهد هر چند به زخمي شدن و شهادت تعدادي از مردم بي‌گناه منجر شد كه تنها برای شنيدن سخنان سيدعبدالكريم هاشمي‌نژاد گرد هم آمده بودند، اما از جهت اهميت حادثه، تأثيرات بزرگي بر روند گسترش نهضت در مشهد برجاي گذاشت.
با وجود تلخي و ناگوار بودن اين حادثه، بيوت مراجع مشهد به‌ويژه آيات عظام سيدمحمدهادي ميلاني و سيدحسن قمي را به هم نزديك‌تر كرد و از سوي ديگر، طلاب حوزه علميه مشهد را در رسيدن به هدف منسجم‌تر ساخت؛ همچنين هيجان وصف‌ناپذيري در مردم مشهد به وجود آورد. رژيم توانسته بود پس از قيام پانزده خرداد و در پي بازداشت امام، آيت‌الله قمي و ديگر علما و همچنين ارعاب مردم، از جايگاه و موضع قدرت وارد ميدان شود و مردم بي‌دفاع را تا اندازه‌اي در انزوا قرار دهد. اما پس از اين حادثه بود كه مردم با حمايت‌هاي علما توانستند مجدداًً در صحنه مبارزه حضور يابند و بر خواسته‌هاي خود تأكيد کنند.


امام در گذر زمان 166

مراسم شام غریبان امام(ره)
جریان رحلت امام(رحمه‌الله علیه)، برگزاری شام غریبان حال و هوای دیگری داشت. پس از مراسم تدفین حضرت امام مراسم شام غریبان بر مزارش برگزار شد.
ای کاش همه امت اسلام مراسم شام غریبان امام و حال و هوای عرفانی آن را مشاهده می‌کردند. فضای صحن مطهر امام(ره) و بیابان‌های اطراف مملو از جمعیت موحد و در حال مناجات بود، در گوشه و کنار این فضای خاکی و غبارآلود تعدادی از زائران حرم صورت خود را بر خاک گذاشته و با معبود خود خلوت کرده بودند. در هر گوشه‌ای از حرم غوغایی برپا بود، در نیمه‌شب در آن فضا گاهی باد می‌وزید، گاهی باران می‌بارید.
سازمان‌های امدادی نظیر کمیته امداد انقلاب اسلامی، ستادهای اجرایی دولت همچنان در حال توزیع غذاهای صلواتی بودند، جمعی دیگر با خرما و آب‌میوه از عزاداران پذیرایی می‌کردند. آنچه که در وسط این بیابان نظر را بیشتر جلب می‌کرد وجود کانتینری بود که روی مزار امام(ره) قرار داده شده بود که مردم آن را ضریح حضرت امام(ره) تلقی می‌کردند. کانتینر روی مزار توسط مردم مزین به گل شده بود و دور تا دور آن را با فانوس و شمع نورباران کرده بودند. دسته‌های سینه‌زنی، نوحه‌خوانی بر سرزنان در حال طواف مرقد مطهر امام بودند. مردم از بطری‌هایی که در طول روز از آن برای نوشیدن آب استفاده کرده بودند، حالا شمع‌ها را در درون آن قرار داده بودند تا از خاموش شدن آنها جلوگیری ‌کنند. عزاداران و زائران با تجمع در صحن مطهر، کانتینری را که روی مزار بود در آغوش گرفته بودند. هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می‌شد، برخی از مردم فرزندان خود را بر روی شانه‌های‌شان قرار داده بودند و قصد تبرک داشتند. این منظره بی‌اختیار انسان را به یاد فضای ضریح مقدس ائمه اطهار و خاندان عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) می‌انداخت. کانتینری که رنگ مشکی بر روی آن زده شده بود در اثر تماس دست زائران و سایش زمینه خود را باز می‌یافت.
دسته‌های عزاداری هر کدام حال و هوای ویژه‌ای داشتند. ساعت دو بامداد حضور جمعی از دانشجویان پاکستانی را شاهد بودیم آنها از شهرهای لاهور، کراچی، پیشاور، راولپندی و اسلام‌آباد به شوق زیارت مرقد مطهر پیشوای محرومان و مستضعفان جهان آمده بودند و با شعارهای «روح منی خمینی»، «وارث انبیا، وارث اولیا، وارث مصطفی، وارث مرتضی، عاشق کربلا» فضای عطرآگین معنوی دیگری خلق کرده بودند که توصیف آن ممکن نیست.


مجالس شوراي اسلامي 53

اردوگاه اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم
جريان دوم خرداد در حالي خود را آماده هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي مي‌کرد که در چند انتخابات گذشته، نتوانسته بود موفقيت قابل‌توجهي را کسب کند. پيروزي در اين دوره مي‌توانست اميدهاي اين جريان براي بازگشت به قدرت را زنده و اين جريان را از محاق حاصل شده خارج کند.
سياست انتخاباتي جريان دوم خرداد را مي‌توان در بيانيه پاياني کنگره يازدهم سازمان مجاهدين انقلاب[منافقین] مشاهده کرد که در تاریخ 25 مرداد سال 86 برگزار شد. در اين کنگره «محمد سلامتي» دبيرکل سازمان در نطق افتتاحيه خود ضمن ياد کردن از انتخابات مجلس هشتم به عنوان مهم‌ترين حادثه سياسي سال 1386، با دعوت از همه اصلاح‌طلبان براي حضور قدرتمند در انتخابات، ملاحظات مهمي را مورد تأکيد قرار داد. اين ملاحظات به همراه نکات مهم ديگر در قالب بيانيه پاياني کنگره منتشر شد که در آن ضمن رد گزينه عدم شرکت يا تحريم، اصل را بر شرکت در انتخابات دور هشتم گذاشته و راهبرد انتخاباتي خود را چنين تشريح مي‌کند:
1ـ مشارکت فعال در انتخابات و استفاده از تمامي ظرفيت‌ها و امکانات تبليغاتي و سياسي قانوني براي تحميل برگزاري انتخاباتي رقابتي، سالم و آزاد بر جريان حاکم.
2ـ فراخواني کليه چهره‌ها و شخصيت‌هاي واجد شرايط نمايندگي مجلس از جمله اعضاي خود براي ثبت‌نام در انتخابات.
3ـ تأکيد و تلاش براي ايجاد ائتلاف و انسجام اصولي اصلاح‌طلبان در انتخابات و نفي سهم‌خواهي‌هاي حزبي.
4ـ دفاع و حمايت از حقوق انتخاباتي تمامي داوطلبان واجد شرايط.
5ـ تشکيل سازمان رأي و استفاده از تمامي امکانات و ظرفيت‌هاي قانوني براي فائق آمدن بر شرايط تبليغاتي ناعادلانه موجود، توسط ائتلاف اصلاح‌طلبان.
6ـ بسيج تمامي امکانات و آموزش نيروي انساني لازم براي نظارت بر شعب اخذ رأي به نمايندگي از سوي نمايندگان اصلاح‌طلب و مستقل و جلوگيري از تخلفات سازمان‌يافته احتمالي و افشاي آنها.
7ـ عدم شرکت در انتخابات فاقد شرايط و استانداردهاي قابل قبول و افشاگري عليه آن.
با اعلام نتايج بررسي صلاحيت‌ها در هيئت‌هاي اجرايي مشخص شدکه از ميان 7200 نفر داوطلب انتخابات مجلس هشتم، صلاحيت بيش از 2200 نفر، معادل 31 درصد كل داوطلبان مورد تأييد قرار نگرفته است. اين مسئله موجب شد تا جريان اصلاح‌طلب به اين مسئله اعتراض کند. سرانجام جريان دوم خرداد شامل گروه‌هايي چون حزب مشارکت، سازمان مجاهدين و مجمع روحانيون مبارز و گروه‌هاي همسوي ديگر با عنوان «ائتلاف اصلاح‌طلبان» (ياران خاتمي) وارد ميدان شدند.
فهرست ياران خاتمي در تهران به اين شرح بود: 1ـ حجت‌الاسلام مجيد انصاري، 2ـ اسحاق جهانگيري، 3ـ محمد صدر، 4ـ اسدالله کيان ارثي، 5ـ نجفقلي حبيبي، 6ـ سيدمحمود دعايي، 7ـ نرگس کريمي، 8ـ محمد اشرفي‌اصفهاني، 9ـ جواد اطاعت،10ـ سيدکمال تقوي‌نژاد، 11ـ سهيلا جلودارزاده، 12ـ محمد جمشيدي گوهري، 13ـ افشين حبيب‌زاده 14ـ الياس حضرتي 15ـ حسن خليل‌آبادي ، 16ـ ميراعظم خوش‌خلق‌سيما، 17ـ عليرضا رحيمي، 18ـ عباسعلي زالي، 19ـ ابوالفضل شکوري،20ـ حسن عابدي جعفري، 21ـ سيدحبيب عجايبي، 22ـ بهزاد قره‌ياضي ،23ـ محمد قمي، 24ـ طيبه گلپايگاني، 25ـ عليرضا محجوب، 26ـ وحيد محمودي، 27ـ سعيد مويدفر، 28ـ سيد افضل موسوي، 29ـ فرحناز مينايي‌پور، 30ـ الهه راستگو.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه
نیازمند تجدیدنظر در خروجی دستگاه‌های فرهنگی و اطلاع‌رسانی هستیم

علی حیدری

همزمان با هفته دفاع مقدس حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه ضمن حضور و بازدید از خبرگزاری دفاع مقدس، باشگاه خبرنگاران دفاع مقدس را افتتاح کرد. وی در حاشیه این برنامه در گفت‌وگویی با خبرنگار ما نیز شرکت کرد. در ادامه مشروح گفت‌وگوی تفصیلی ما را می‌خوانید.

*با تشکر از حضورتان در خبرگزاری دفاع مقدس و افتتاح باشگاه خبرنگاران دفاع مقدس، راه‌اندازی خبرگزاری و باشگاه را چقدر در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس موثر می‌دانید؟
نکته اول اینکه، خیلی خوشحال هستم که این توفیق نصیب بنده شد تا در هفته دفاع مقدس از خبرگزاری دفاع مقدس و این مرکز بسیار مهم بازدید کنم و نکته بعد هم اینکه، به یک امر بسیار مهم اهتمام ورزیده شد که امیدوارم در این حرکت بسیار ارزشمند و لازم توفیقات بیشتری را هم خبرگزاری و هم بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس داشته باشید.
آنچه که ما در تاریخ مشاهده می‌کنیم این است که هنوز برای جنگ جهانی اول و دوم و حوادثی که در آن رخ داده است، فیلم و داستان ساخته می‌شود و هنوز هم عناصر اصلی جنگ‌های گذشته آمریکا در انتخابات نقش برجسته‌ای دارند و یک سهمی را برای آنان قائل هستند. با آنکه دفاع آنها از نظر ما یک دفاع مقدس به معنای جامع و کامل آن نبوده است. درست است که دفاع از سرزمین، آب و خاک و تأمین امنیت برای مردم از اهمیت و قداست بسیار بالایی برخوردار است ولی اگر دفاع از سرزمین، وطن و آب، خاک با دفاع از کلمة الله، نیت فی‌سبیل‌الله و انقلابی که احیاگر گفتمان نبوی و علوی است توأم شود، قداست آن الهی می‌شود و رنگ خدایی می‌گیرد و اگر چنین شد، احیای آن، تجسم، تبلور و فرهنگ‌سازی آن مهم‌ترین رسالت یک نظام و مردم آن می‌شود.
یعنی اگر بتوانیم آثار، برکات، امدادهای غیبی و الهی را معرفی کنیم در حقیقت مردم را به خداشناسی و معرفت‌الله سوق داده‌ایم. این ظرفیت معمولاً در جنگ‌ها وجود داشته و دارد. در دفاع مقدس به لحاظ ابعاد گسترده‌ای که وجود دارد این ظرفیت چندین برابر می‌شود و دارای اهمیت بالایی است.
یکی از نظریه‌پردازان حزب توده پس از گرایش به اسلام در رابطه با علت روی آوردن به اسلام گفته است: من حقیقتاً به اسلام روی آوردم و اگر اینگونه نبود، تنها می‌توانستم از حزبم کناره‌گیری کنم، علت اینکه مسلمان شدم دلیل خاصی دارد، یک امتیازاتی مکتب اسلام و نظام اسلامی دارد که دیگر مکاتب و نظام‌ها ندارند، قهرمانان همه مکاتب دیگر که در فیلم‌نامه‌ها و رمان‌ها تصاویری از آنها جلوه‌گر می‌شود، ساخته ذهن انسان‌ها و غیرواقعی هستند، ولی قهرمانان اسلام همه واقعی هستند و شما هنوز نتوانسته‌اید آنان را به جامعه خودتان معرفی کنید. اگر صداوسیما و مراکز فرهنگی در اختیار من بود 300 سال در این کشور بدون کوچک‌ترین مانعی حکومت می‌کردم و شما نمی‌توانید جامعه خودتان را با آرمان‌های حقیقی و فرهنگی که دارید درست انطباق بدهید.

*به نظر جناب‌عالی چه آسیب‌هایی بر سر راه نشر فرهنگ دفاع مقدس وجود دارد؟ برای رفع آنها و فرهنگ‌‌‌سازی صحیح مبتنی بر دفاع مقدس چه باید کرد؟
آنچه که بنده در فرهنگ‌سازی مشاهده می‌کنم این است که واقعاً یک معجون به خورد مردم و جامعه داده می‌شود که خروجی مورد نظر را به ما نخواهد داد و ما نیازمند تجدیدنظر در مجموعه آنچه که خروجی دستگاه‌های فرهنگی، اطلاع‌رسانی و خبری دارند، هستیم. امکان اینکه ما همه این مشکلات را برطرف کنیم، وجود ندارد، از این رو باید به اندازه توان‌مان این گنجینه بسیار مهم را استخراج کنیم. دفاع مقدس یک گنجینه بسیار ارزشمند است.
بخشی از فیلم اخراجی‌ها دور از واقعیت نیست. برخی از افرادی که به جبهه می‌رفتند، صحنه‌هایی را می‌دیدند که هنگام برگشت به‌کلی متحول می‌شدند و بار دیگر با اعتقاد می‌رفتند و خودشان را در معرض این نسیم الهی قرار می‌دادند و تغییر پیدا می‌کردند، خیلی‌ها زندگی‌شان بر اثر رفتن به جبهه تغییر کرد.
جبهه یک مرکز انسان‌سازی و مکانی برای تربیت آدم‌ها بود، آن حالت انقطاع از دنیا و آن لحظه‌های شب آخر یا حالت تضرع، ناله‌ها، گریه‌ها و نوع رفتار فرماندهان که جلوتر از همه به سمت دشمن حرکت می‌کردند، اوج ایثار و فداکاری‌ها بی‌نظیر بود. فرماندهان باید در قرارگاه جنگ را هدایت کنند، اما نوع جنگ ما اینگونه بود که فرماندهان پیشاپیش حرکت می‌کردند. همانگونه که پیامبر(ص) در دوران خودشان می‌جنگیدند و در جایی امیرالمومنین(ع) فرمودند: گاهی وقت‌ها جنگیدن برای ما آنقدر سخت می‌شد که به پیامبر(ص) پناه می‌بردیم.
اینگونه رفتارها تأثیرات فوق‌العاده‌ای بر روی رزمندگان می‌گذاشت. شما همین راهیان نور را نگاه کنید ببینید چقدر تأثیرگذار است. بسیاری از انسان‌هایی که به آنجا می‌روند یک حالت عجیبی پیدا می‌کنند و واقعاً منقلب می‌شوند که این مکان چه مکانی است؟ چطور این اتفاق‌ها رخ داده و چگونه رزمندگان در این مکان با تمام وجود ایستادگی کردند و جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم ذات باری تعالی کردند؟
بنابراین یکی از راهکارهای احیای دفاع مقدس و فرهنگ‌سازی همین اموری است که در دستور کار بنیاد حفظ آثار است و ما تا آن مرحله مطلوب فاصله داریم، سال‌ها است که از پایان جنگ می‌گذرد و هنوز موزه دفاع مقدس آنگونه که شایسته و لازم است شکل نگرفته است. بنده در سفری که به کره شمالی داشتم ما را برای بازدید به موزه جنگ بردند، آنجا را آنقدر زیبا و هنرمندانه طراحی کرده بودند که انسان تصور می‌کرد که هواپیماهای آمریکایی در حال بمب‌باران هستند و سربازان از سنگرها بیرون آمده‌اند و در حال مقابله با آن تهاجم می‌باشند. گروه گروه از تمامی سنین‌ها از مدرسه و دانشگاه برای بازدید به آن موزه، می‌آمدند و یک نفر همراه آنها می‌آمد تا محیط موزه ر ا توضیح بدهد.
یک حماسه‌ای در تاریخ کشور کره اتفاق افتاده است، ملت در مقابل قدرت استکباری آمریکا ایستاده‌اند و این ارزش را به نسل‌های بعد منتقل کرده‌اند. آن هم در یک نظامی که مارکسیستی است و یک تفکر ماده‌گرایی دارد. در مقابل، ما که معتقد هستیم که جبهه ما حق و دشمن باطل بوده است و هر قطره خونی که به زمین ریخته شده است در راه خدا بوده، باید انگیزه بیشتری برای انتشار ارزش‌ها داشته باشیم و واقعاً دفاع مقدس این ظرفیت را دارد که بتواند بسیاری از نیازهای جامعه فرهنگی را برطرف کند.

* در جنگ نابرابری که به ملت ایران تحمیل شد، رزمندگان اسلام با قدرت ایمان و انگیزه الهی و روحیه شهادت‌طلبی ایستادگی کردند، چطور می‌شود که قدرت ایمان بر قدرت مادی و تجهیزات نظامی برتری می‌یابد؟
قرآن برای پیروزی جبهه حق فرمولی ارائه کرده که هرکجا به این فرمول سه مرحله‌ای، عمل شود، جبهه حق پیروز است؛ هم در ظاهر و هم در عمق. این فرمول سه مرحله دارد؛ یک مرحله سخت‌افزاری و دو مرحله نرم‌افزاری. این فرمول فرازمانی و فرامکانی است. هر جمعیتی در هر نظامی به این فرمول عمل کند، می‌تواند قله‌های بزرگ را فتح کند.
مرحله اول «واعدوالهم ما استطعتم من قوه» می‌گوید شما هر چه در توان دارید، آماده کنید، حالا می‌توانیم از این آیه برداشت سخت‌افزاری کنیم، اگرچه ناظر به نرم‌افزار هم هست، ولی ظاهر آیه می‌گوید که شما، باید به نیروی بومی و به سلاح بومی مسلح شوید. مهارت و آموزش لازم و نیروی قوی آماده کنید.
مرحله بعد می‌گوید: «ان یکن منکم عشرون صابرون»، اگر سه عنصر ایمان، صبر و بصیرت را داشته باشید، توان شما یک به 10 می‌شود، یعنی شما اگر 10 نفر یا ۲۰ نفر هستید، در برابر ۱۰۰نفر یا ۲۰۰ نفر پیروز می‌شوید. فقط کافی است که این سه تا عنصر را در خود تعبیه کنید، این سه عنصر هم جزء مقوله معنویت و هم مقوله نرم‌افزاری است.
مرحله سوم، که فوق نرم‌افزاری است، می‌فرماید: «بلی ان تصبروا و تتقوا»، اگر میزان صبر و تقوای شما، افزون شد، غیر از این یک به 10، امدادهای غیبی هم به کمک شما می‌آید. خداوند در این آیه می‌فرماید: پنج هزار ملک هم به کمک شما خواهند آمد، این فرمول یک فرمول عجیبی است. می‌فرماید: مردم اگر به فرمان رهبری گوش کردند و همراهی کردند، اول باید خودشان را آماده کنند، دوم این سه عنصر را در خودشان تعبیه کنند و سوم اگر صبر و تقوای‌شان افزون شد، ناراحت نباشند، امداد غیبی به کمک‌شان خواهد آمد. این قول و وعده خداوند است و خداوند هم وعده‌اش راست است و به هرچه که قول داده، عمل کرده است. اگر مردم همراهی نکردند، ملائکه نمی‌آیند. اگر بنا بود ملائکه بیایند، ایفای نقش کنند، خداوند انسان را خلق نمی‌کرد. به انسان می‌گوید: اگر تو حرکت کردی همراه رهبری، اول نسبتت یک به 10 می‌شود و دوم امدادهای غیبی به کمک شما خواهد آمد.‌ این فرمول چند بار تکرار شده است؛ یکی در زمان حضرت موسی(ع) که امدادهای غیبی به کمک بنی‌اسرائیل آمده است، یک بار هم در زمان پیامبر(ص) شما اگر نسبت جمعیت را ببینید در جنگ بدر 313 نفر جبهه حق در برابر هزار نفر جبهه دشمن است. در جنگ اُحُد یاران پیامبر(ص) هفتصد نفرند و آ نطرف سه هزار نفر، در جنگ خندق یاران پیامبر(ص) سه هزار نفر و دشمنان10 هزار نفرند، ولی در هر سه جنگ پیروزی با جبهه حق است. به دلیل همین فرمول تصاعدی که عرض کردم، این فرمول در دفاع مقدس ما هم کاملاً عملیاتی شد. یعنی ما با همه وجود شاهد بودیم که معنویت چه نقشی در پیروزی ما داشت، ما جنگ‌مان نامتقارن بود، یعنی آنها از انواع و اقسام سلاح‌های سنگین و سبک و پروازهای گوناگون برخوردار بودند، در مقابل، ما مشکل داشتیم؛ ارتش هنوز خودش را احیا نکرده بود، سپاه و بسیج شکل نگرفته بودند، دولت مرکزی ظرفیت اداره کشور را نداشت، هیچ کدام اینها نبود، اما دو ابرقدرت آن زمان، رئیس‌جمهور شوروی سابق به 27 کشور نامه نوشت که ما اجازه نخواهیم داد صدام شکست بخورد و از اتفاقات روزگار این بود که شوروی و آمریکا در کنار هم بودند. امروز در جنگ سوریه، روسیه و چین مقابل آمریکا هستند و واقعاً هم خوب عمل کرده‌اند. ولی در جنگ تحمیلی همه اینها با هم بودند، فرانسه میراژ می‌داد، آلمان مخازن زیر زمینی برای‌شان می‌ساخت، پناهگاه می‌ساخت، انگلیس کمک می‌کرد،‌ آمریکا با همه توان کمک می‌کرد، روس‌ها کاملاً کمک می‌کردند. در برابر اینها ما توان [مادی] ّنداشتیم، اما چیزی که ما را متقارن می‌کرد، عنصری بود که ما داشتیم و آنها نداشتند و آن معنویت بود، الهی بودن و صبغه الهی داشتن بود. عنصر معنویت، مهم‌ترین عاملی بود که توانست این جبهه را متقارن کند. این فرمول در جنگ 33 روزه تکرار شد، در جنگ 22 روزه تکرار شد، در جنگ هشت روزه هم تکرار شد. به نظر بنده، در همین جنگ سوریه یکی از عواملی که معادلات را تغییر داد، ورود عنصر معنویت در بخشی از نیروهای مردمی و ارتش سوریه بود، از این رو واقعاً چیزی که حرف اول را می‌زند، در دفاع، در جبهه حق عنصر معنویت است، بعد فرمول فرازمانی و فرامکانی است، در هر زمان قابل عمل و دستیابی است. هر امت و ملتی از رهبری الهی برخوردار باشد و مطابق با دستورات این عنصر عمل کند، کاملاًً موفق است.

*شک نداریم که رمز پیروزی رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس ایمان و انگیزه دینی و روحیه شهادت‌طلبی بود، امروز نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه برای حفظ و تقویت این روحیه در میان نیروهای مسلح به‌ویژه پاسداران چه برنامه‌هایی دارد؟
آن اوایل که افتخار مسئولیت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه را داشتم، مقام معظم رهبری به بنده فرمودند که بر عنصر معنویت تکیه فراوانی داشته باشید و در حکم بنده هم معظم‌له بر این مطلب تأکید کردند. بعد هم فرمودند که دفاع مقدس معنویت‌افزا، تحول‌آفرین و تربیت‌کننده بود. نمایندگی ولی‌فقیه باید نقش دفاع مقدس را در سپاه ایفا کند، ضمن اینکه در حال حاضر ما با چند متغیر روبه‌رو هستیم، دفاع مقدس دیگر پیش روی ما نیست و دنبال جنگ هم نیستیم، در آن زمان ما با مشکل ماهواره و اینترنت هم سر و کار نداشتیم، اما امروز در یک اتاق پدری نماز شب می‌خواند و پسری در دنیای مجازی سیر می‌کند و از طرفی نمی‌توانیم جلوی آن را هم بگیریم و مانع شویم و عنصر سوم، نسلی است که به سپاه ورود پیدا کرده و پس از آن هم نسل چهارم و پنجم و...
طی یک سفری که با جمعی از فرماندهان در زمان فرماندهی آقای ّّ[محسن] رضایی برای دیدار با گروه هفت نفره به چین رفته بودیم، آقای رضایی از آنها پرسید که مشکل شما چیست؟ یکی از افراد تأثیرگذار و با سابقه آنها پاسخ داد: مشکل ما این است که نسل امروز ما نمی‌داند بر ما چه گذشته است تا کشور ما به این نقطه رسیده است، ما هم آن زمان به این نتیجه رسیدیم که نسل ما هم با این مشکل مواجه خواهند شد.
آنها گفتند که نسل اول ما رو به انقراض است و نسل دوم هم پیر شده‌اند و به دنبال راه چاره‌ای بودند که ارزش‌های آن روزهایی که مقاومت کردند را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. بنابراین یکی از دغدغه‌های بانیان انقلاب‌ها همین است که بتوانند فرهنگ و ارزش‌ها را به جامعه منتقل کنند. ما برای انتقال معنویت به سپاه باید راه زیادی را طی کنیم، اولین گام، معرفت‌افزایی است. برای سیر تکامل، سه مرحله معین شده است؛ مرحله اول؛ علم، دوم؛ توجه و سوم؛ ایمان و اراده است. در نقطه مقابل آن انحراف است که آن هم سه مرحله دارد؛ اول؛ جهل، دوم؛ غفلت و سوم؛ ضعف ایمان و سستی اراده است.
در ابتدا ما باید معرفت‌افزایی کنیم و برای پاسداران قیامت را ملموس و عینی کنیم و ایمان به خدا را در جان آنها عمیق کنیم که تا مغز استخوان سپاه و بسیج نفوذ پیدا کند. پیامبر(ص) می‌فرمایند: اگر شما همانطور که به دنیا اعتقاد دارید، به آخرت اعتقاد پیدا کنید، قطعاً آخرت را بر دنیا مقدم شمارید. در روایت دیگری آمده است که در نماز جماعت اگر نمازگزاران بیش از 10 نفر باشند، ثوابش را غیر از خداوند متعال کس دیگری نمی‌تواند محاسبه کند. چند درصد از مردم نماز صبح را به جماعت در مساجد می‌خوانند؟ شاید بعضی‌ها در طول عمرشان حتی یک بار هم نماز صبح‌شان را به جماعت نخوانده باشند، ولی اگر اعلام کنند که بانک قرار است سکه بدهد و قیمت آن از قیمت بازار آزاد ارزان‌تر است، از ساعت چهار صبح در سرما، جلوی در بانک به صف می‌ایستند تا ساعت هشت صبح چند سکه بخرند. چنین افرادی به سود دنیا معتقدند ولی به سود آخرت اعتقادی ندارند.
چند راه برای معرفت‌افزایی وجود دارد که یکی از آنها، برگزاری دوره‌های تعالی برای پاسداران در مشهد و قم است که در آن تحول ایجاد شده و مورد استقبال هم قرار گرفته است. البته فقط در این طرح خلاصه نمی‌شود کارهای دیگری از جمله بصیرت‌افزایی هم در کنار معرفت‌افزایی صورت می‌گیرد و سه عنصری هم که در قرآن بیان شده است؛ بصیرت، ایمان و صبر است. صبر نتیجه ایمان است. اگر ایمان قوی باشد از آسمان سنگ هم که ببارد، فرد با ایمان در اعتقاد خود ثابت‌قدم می‌ماند. یکی دیگر از راهکارهای آن انتقال ارزش‌های دفاع مقدس است. این سفرها و مأموریت‌هایی که پاسداران می‌روند از این قبیل است.
با وجود تمامی مشکلات، موانع و متغیرهایی که پیش رو است باز هم بنده امیدوار هستم. از آنجا که یک امتحان وآزمونی صورت گرفت که به دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در سال گذشته گفته شد می‌خواهیم شما را به مناطق شمالغرب اعزام کنیم. کسانی که آمادگی دارند، ثبت نام کنند. از مجموع چند هزار دانشجو 94 درصد ثبت نام کردند. فردای آن روز اتوبوس‌ها آمدند، همان تعداد افراد سوار شدند، آنها را تا جلوی در دانشگاه بردند و بازگرداندند، سپس گفته شد که این یک امتحان برای سنجش آمادگی شما بود، آنها از پیش، از این ماجرا با خبر نبودند.
در قضایای مختلف ما شاهد همان نقشی بودیم که 30 خرداد سال ۱۳۶۰ بچه‌های سپاه و بسیج ایفا کردند. همان نقش را در مقابل فتنه و حادثه 18 تیر شاهد بودیم و این نشان می‌دهد که با وجود متغیرها میزان همت فرماندهان و نقش نمایندگی در حد قابل قبولی موفقیت‌آمیز بوده است، برای رسیدن به مقبولیت تلاش زیادی شده است. البته تا حد مطلوب و ایده‌آل آن فاصله داریم، بر روی مبانی هم کارهای زیادی انجام داده‌ایم و استانداردنویسی هم صورت گرفته است، دوم استانداردسازی است. یعنی تحقق این استانداردها در نگرش، رفتار و عملکرد پاسداران. سوم هم استاندارد بانی است، یعنی پاسداری از این ارزش‌ها که با وجود متغیرها ما با کاهش جرایم و تخلفات روبه‌رو هستیم و این نشان‌دهنده این است که نقش‌های فرماندهی، نمایندگی و حفاظت اطلاعات نقش‌های خوبی بوده است.

*در دوران دفاع مقدس درگیر جنگ نظامی و سخت بودیم، امروز با جنگ نرم دشمن مواجهیم برای موفقیت در این جبهه حساس چه باید کرد؟
در جنگ سخت، فرمانده و نیروهای اصلی نظامی هستند و فرماندهی هم با ساختار و مهارت‌های نظامی انجام می‌شود، اما در جنگ نرم، تکلیف اصلی متوجه پاسداران اندیشه‌ها و اسلام است چرا که هدف تصرف مغزها، قلب‌ها و دل‌ها است.
جنگ سخت مراحلی دارد و نزاع‌های تاریخی ناشی از سه هدف است؛ سلطه بر حکومت، سرزمین ،ذهن‌ها و قلب‌ها. استعمار کهنه را معمولاً سلطه بر حکومت می‌گویند، در هندوستان حکومتی را سرنگون کردند و یک ژنرال انگلیسی را به عنوان فرمانده در آنجا قرار دادند، در عراق هم اینگونه بود.
مرحله دوم تسلط بر سرزمین است که با استعمارنو شکل می‌گیرد، آن حاکم دیگر یونیفورم خارجی ندارد. در داخل‌ ولی وابسته است، مانند آتاتورک در ترکیه و رضاخان در ایران و فیصل در عراق و این نوع استعمار متأسفانه همچنان ادامه دارد. یک مهره‌ای را در یک کشوری می‌گذارند هفت میلیارد دلار خرج می‌کند به عنوان نائب از طرف ابرقدرت جهان برای مقابله با خیزش اسلامی در منطقه، بعضی از کشورها مانند قطر در این چند سال گذشته بیش از 10 میلیارد خرج کردند.
استعمار کهنه از رده خارج شده است ولی استعمار نو هنوز در دستور کار قرار دارد و در بعضی از کشورها که استعمار کهنه و نو امکان‌پذیر نیست به روش سوم عمل می‌شود؛ استعمار فرانو که تصرف مغزها و قلب‌ها است. خداوند در درون انسان یک قلب قرار داده که یا جای خدا است، یا شیطان. اگر شیطان حاکم قلب شد دیگر جای خدا در آن قلب نیست و اگر خداوند در قلب جا گرفت، شیطان از آن رانده خواهد شد. دشمن به دنبال این است که قلب، ذهن و دل مردم را تصرف کند، یعنی با القای جنگ و عملیات روانی، ماهواره، اینترنت، شبکه‌های مختلف و فیلم‌هایی که می‌سازد این کار را انجام دهد.
راه مقابله با آن هم توپ و تانک نیست. راه چاره این است که دل مردم و بسیج را مملو از ایمان الهی و یاد خدا کنیم. وقتی خدا در دل یک بسیجی جا گرفت، دیگر در آن دل، جای القائات دشمن نیست، بسیج نقش گسترش معنویت را در این جامعه دارد. امروز سپاه نقش تقویت بنیه معنوی بسیج و نیروهای خودش را با کمک نمایندگی ولی‌فقیه دارد.
پرکردن ذهن، قلب و دل مردم بسیجی از ایمان الهی، نیاز به معرفت دارد. ذهنش باید کاملاً روشن باشد، دشمن را خوب بشناسد، خدا و قیامت را خوب بشناسد. وقتی شناخت حاصل شد، دل را تقویت می‌کند، ایمان را قوی می‌کند و در مقابل دشمن هم می‌تواند به مقابله برخیزد.
وقتی بسیج یک مجموعه یکپارچه از ایمان و معرفت قوی شد با هر تهاجمی می‌تواند مقابله کند و مردم را هم دگرگون کند. چون در هر جایی پایگاه دارد و در دل مردم است؛ یک گروه بسیجی که در دل روستا هستند را اگر ما تقویت کنیم، قطعاً آنها هم بر روی مردم آن منطقه تأثیرگذار خواهند بود.

*لطفاً در پایان قدری در خصوص نقش روحانیت در دوران دفاع مقدس هم توضیح دهید.
در خصوص روحانیون ما شاهد سه نوع نقش در دوران دفاع مقدس بودیم؛ یک نقش که تیپ 83 امام صادق‌(ع) مخصوص تربیت روحانی رزمی ـ تبلیغی بود که تبلور این تیپ، حجت‌الاسلام ذوالنور با سابقه 85 ماه حضور در جبهه است و یک ایثارگر به تمام معنا هستند. این تیپ در انتقال فرهنگ دفاع مقدس و حوزه‌های علمیه نقش بسیار مهمی داشت، گروه گروه این طلبه‌ها را به یگان‌ها اعزام می‌کردند.
نوع دیگر آن، اعزام علمای بزرگوار از جمله شهیدان اشرفی اصفهانی، دستغیب، صدوقی، مدنی، شاه‌آبادی و جمع عظیمی از علمای کشور بود که به نقاط مختلف می‌رفتند و به یگان‌ها و نیروها سر می‌زدند و این بسیار تأثیرگذار و روحیه‌بخش بود.
نوع سوم نقش روحانیت، همین سیستم نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، عقیدتی ـ سیاسی در ارتش و وزارت دفاع بود که همراه با یگان‌ها و نیروها در جبهه حضور داشتند و آنها را همراهی می‌کردند و در رأس آنها شهید آیت‌الله محلاتی بود که نماینده امام خمینی(ره) بودند و در همین راه هم به شهادت رسیدند.
تا کنون ما بیش از چهار هزار نفر از شهدای روحانی را مشاهده کرده‌ایم و البته این آمار هم متأسفانه آمار دقیقی نیست، چون بعضی از روحانی‌ها لباس نمی‌پوشیدند یا ملبس نبودند و پس از شهادت، خانواده برخی از آنها اسناد و مدارکی را ارائه دادند که گواه این بوده، شهیدشان در قم طلبه بوده است.
یک مرکزی برای یادواره شهدای روحانیت در اختیار ما است، آماری که تاکنون شناسایی کرده‌ایم و تعداد زیادی طلبه و روحانی رزمنده که سابقه جبهه دارند و یا مجروح شده و جانباز هستند و این مسئله خیلی مهمی است. در شهرستان‌ها هم که یادواره شهدای روحانی برگزار می‌کنیم، عکس‌العمل مردم نسبت به این کار خیلی مثبت است که این همه روحانی از شهر و روستا به جبهه اعزام شده‌اند و عده‌ای از آنها هم به شهادت رسیده‌اند.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

امام خامنه‌ای
برائت از مشرکین روح حج است

«حج از يك طرف مظهر معنويت است، ارتباط با خدا، آشنا شدن دل با آيات الهى و نزديك شدن هرچه بيشتر انسان به خدا؛ از يك طرف مظهر وحدت است، يكپارچگى امّت اسلام، برداشتن ديوارها و حجاب‌ها و پُر كردن دره‏ها و شكاف‌هايى كه يا به‏دست دشمن، يا به‏وسيله‏ تعصبات و اوهام به وجود آمده است و نيز ايجاد قدمى به سوى امت واحده‏ اسلامى است و از طرف ديگر، مظهر برائت‏ از دشمنان خدا، برائت از مشركين‏ و ايادى شرك و كفر است.»
«حج، كانون معارف اسلام و بيان‏كننده‏ سياست كلى اسلام براى اداره‏ زندگى انسان است. حج، مظهر توحيد و نفى و رمى شيطان و تكرار شعار ابراهيم (ع) است كه گفت: «انّى برى‏ء من المشركين»؛ صحنه‏ اتحاد عظيم امت اسلامى بر گرد محور توحيد و برائت‏ از مشركين‏ و نفى و طرد همه‏ بت‏هاست؛ و بت، هرآن چيزى است كه به جاى خدا قرار گيرد و ولايت الهى را به ولايت خود تبديل كند و نيرو و اراده‏ افراد بشر را در اختيار بگيرد؛ حال چه سنگ و چوب و چه قدرت‌هاى شيطانىِ سلطه‏گر و جبار و چه عصبيت‌هاى جاهلى و ناحق كه: «فماذا بعد الحقّ إلّا الضّلال» .»
حج ابراهيمى و محمدى(صلی الله علیه واله وسلم) و حج علوى و حسينى (عليهماالسّلام) آن است كه در آن، توجه به خدا و پناه بردن به حكومت و قدرت او، با پشت كردن به قدرت طواغيت و جباران همراه باشد. «اين مراسم برائت‏، مراسم بسيار مهمى است. واقعاًً گل سرسبد جماعى حج‏ ما همين مراسم برائت است. هر مجموعه، آرم و شعارى دارند؛ آرم ما هم اين است؛ ليكن همه چيز، اين نيست. ما بايد خودمان را براى پاسخ صحيح و مناسب به هر سؤال احتمالى كه بر زبان‌ها بيايد و احياناًً بعضى بر زبان‌ها نيايد، ولى از ما وجود دارد، آماده كنيم و آن پاسخ‌ها را به صورت جزوه، كتاب، انسانِ آماده‏ به حرف، و تماس‌هايى كه بايد گرفته بشود، حاضر كنيم.»
«حج، براى آشنايى مسلمانان با يكديگر، اتّحاد و تأمين منافع مشترك مسلمانان و احتراز از دشمنان مشترك، يعنى برائت‏ از مشركين‏ است. اينجا چون مركز اسلام است و لُبّ روح و حقيقت اسلام، توحيد است و خانه‏ خدا، مركز اقامه و مظهر و نماد و رمز توحيد است، از این رو شعار، شعار توحيدى است و برائت‏ هم برائت از شرك است. اين امر واضحى است. حالا مى‏گويند: آقا! در كتاب مسئله، كجا نوشته‏اند كه برائت از مشركين‏، جزو واجبات حج است؟
چيزهايى هست كه نوشتن ندارد. هرجا كه شما به اثرى از دين نگاه كنيد، اين را به‌وضوح مى‏بينيد. البته انسان بايد بصيرت، فهم، معرفت و قدرت درك داشته باشد. كيست كه توحيد، شعار معنويت و وحدت مسلمين را در حج ببيند و نفهمد كه اين اجتماع عظيم، براى اين است كه اسلام و توحيد به رخ كفر كشيده شود؟! به خلاف آنچه امروز دشمنان مى‏خواهند، در حج، توحيد در مقابل شرك سينه سپر مى‏كند. ببينيد آمريكا با چه فضاحتى با جمهورى اسلامى دشمنى مى‏كند! اين دشمنى براى چيست؟ براى اين است كه نمى‏خواهد كلمه‏ حق و معنويت و اسلام، در جايى سينه سپر كند و خودش را نشان دهد. اگر جمهورى اسلامى صرفاً شعارهاى اسلامى مانند نماز، دعا، عبادت، قرآن و از اين حرف‌هايى را كه ما مى‏زنيم، مى‏گفت، امّا در مقابل استكبار سينه سپر نمى‏كرد و هرچه آن‏ها مى‏گفتند، مى‏گفت «بله. چشم. هرچه شما بفرماييد»، به جان شما، هيچ كارى با آن نداشتند! اين‏ها كه با ذلّت اسلام مخالف نيستند! اگر در جايى، كشورى بود، پرچم اسلام و لا إله إلّا اللّه هم داشت، شعار اسلام هم داد؛ امّا در مقابل استكبار جهانى ذليل بود، استكبار مگر ديوانه است با او بجنگد يا با او مخالفت كند؟! اسلامى كه در مقابل آمريكا به خاك مى‏افتد، براى امريكا ضررى ندارد. بنابراين، چرا بايد با آن مبارزه كنند؟!»
«برائت‏ را ما از بيرون نياورده‏ايم وارد حج‏ كنيم. جزو حج، روح حج و معناى واقعى اجتماع عظيم حج است. بعضى اشخاص دوست مى‏دارند كه در مطبوعات و در اظهارات و نيش‏زدن‌هاى خود در اطراف دنيا، مرتب بگويند: شما حج را سياسى كرده‏ايد. اگر منظور اين است كه ما يك مفهوم سياسى را در حج داخل كرده‏ايم، بايد گفت: حج، هيچ‏گاه عارى از مفهوم سياسى نبوده است. اگر كسى مفهوم سياسى را در حج نبيند، بايد دعا كرد كه خدا او را شفا دهد تا بتواند ببيند! كسى كه با اسلام و آيات حج در قرآن آشناست و هم از اين طريق به اهميت وحدت پى‏برده است، چطور ممكن است نفهمد اين اجتماع عظيم، براى مقاصد و مفاهيم عالى سياسى و الهى-سياسى است كه مربوط به همه‏ مسلمين و براى وحدت و براى حلّ مشكلات دنياى اسلام و براى اجتماعِ دل‌ها و نزديك شدن آنها به يكديگر است؟! اگر مراد اين است كه حج وسيله‏ای براى پيشبرد سياست‌هاى ظالمانه‏ قدرت‌هاى بزرگ نشود، درست است و ما قبول داريم. كسانى كه به نحوى با حج ارتباط دارند، نبايد اين فريضه‏ الهى و اين واجب مورد عشق و محبت مسلمين را با سياست‌هاى جهانى مصالحه كنند. ما اين را قبول نداريم. هركس حج را به اين معنا سياسى كند، نسبت به حج خيانت كرده است، اما مسائل دنياى اسلام مسائل مهمى است. اين مسائل كجا بايد مطرح شود؟ مسلمين جز در مراسم حج، در كجا مى‏توانند صداى واحد خود را در اعتراض به اين همه نامردمى كه در سرتاسر دنيا نسبت به آن‏ها صورت مى‏گيرد، به گوش دنيا و سياست‌هاى خائن برسانند؟»
«خداى متعال اين واجب را به نحوى انجام داده است كه مسلمانان، چشم در چشم يكديگر قرار گيرند. اگر حج نبود، يك فرد مسلمان ممكن بود تا آخر عمر، بسيارى از اين مليت‌ها را نه‌تنها نبيند، بلكه اسم آنها را هم نشنود. حج، ملت‌ها، رسوم، زبان‌هاى مختلف و افراد ناآشنا را كه اگر دو نفرشان، روزهاى متمادى در نقطه‏اى باهم باشند، معلوم نيست يك‏ذره با يكديگر انس پيدا كنند، در يك نقطه جمع مى‏كند و به همه‏ آن‏ها عمل، ذكر، عشق و هدف واحد مى‏بخشد.»
«حج مايه‌ اقتدار جامعه‌ اسلامى و امت اسلامى است. آن روزى كه ما مسلمان‌ها در كشورهاى مختلف، از مذاهب مختلف اين توفيق را پيدا كنيم، اين بلوغ فكرى را پيدا كنيم كه در واقع و به معناى حقيقى كلمه، امت اسلامى را تشكيل بدهيم ... آن روز خواهيم فهميد كه حج چگونه مايه‌ اقتدار و استحكام و اعتلا و آبرومندى اين امت است.»
منابع:
ـ-پيام به حجاج بيت‏اللّه الحرام‏ (14/4/1368)
-ـ سخنان معظم‌له در دیدار كارگزاران حج در تاریخ‌های(20/6/1392) و (31/1/1373) و (16/1/1374 ) و (26/11/1378)
ـ-ديدار با اعضاى بعثه‏ حج، (23/4/1370)


آيينه خواص

سعیدبن‌زید ـ 9
مشاور خلیفه، محب علی

پیشتر بیان شد سعید در فتح حلب شرکت داشت و با چهار هزار سوار، فرماندهی بخشی از جنگ را بر عهده داشت. پس از پایه‌گذاری شهر کوفه در دوره خلافت عمر، وی نائب ابوعبیده جراح در شام شد تا ابوعبیده برای جنگ به سوی بیت‌المقدس برود. در نبرد قادسیه سعید حضور نداشت و برخی علت آن را حضور وی در شام ذکر می‌کنند.
پس از ضربه خوردن و زخمی شدن عمربن‌خطاب وی گروهی شش نفره را مسئول انتخاب خلیفه کرد و فرزند خود ابن‌عمر را به شرط اینکه حق انتخاب شدن نداشته باشد عضو آن گروه گرداند. اما سعید‌بن‌زید را از عضویت در این شورا منع کرد. گفته می‌شود دلیل این اقدام عمر خویشاوندی سعید با وی بود. اما به‌نظر می‌رسد این موضوع نمی‌تواند، تنها دلیل عمر برای کنار گذاشتن سعید بوده باشد، چراکه اگر علت این تصمیم چنین باشد، پس چرا عمر فرزندش را از شورا کنار گذاشت؟ شاید بتوان گفت برخی اختلافات سیاسی و عقیدتی عمر با سعید، او را به این کار وا داشت.
سعید در هنگام بستری بودن عمر، اغلب اوقات در کنارش بود و در زمان دفن او، سعید به همراه صهیب و عبدالله‌بن‌عمر وارد قبر شدند تا عمر را دفن کنند. وی در هنگام دفن عمر بسیار گریست، وقتی از وی پرسیدند علت گریه تو چیست؟ گفت: بر اسلام می‌گریم. سعید تأکید داشت برای شخص ناراحت نیست و نگرانی‌اش برای امت اسلامی است که گرفتار تفرقه و درگیری‌های داخلی خواهد شد.
درباره قتل عثمان هم گفته‌اند فردای روز قتل عثمان سعید همراه طلحه و زبیر و سعدبن‌ابی‌وقاص و عمار یاسر و اسامه‌بن‌زید و سهل‌بن‌حنیف و... و تمامی اصحاب پیامبر و مردم مدینه با امام علی(ع) بیعت کرد. وی در مورد قتل عثمان، هم چون سعدبن‌ابی‌وقاص خود را کنار کشید و گفت که در این کار دخالت نمی‌کند. در نقل وی درباره فضایل امام علی(ع) این طور آمده: هرگز چهار تن از یاران پیامبر(ص) جمع نشدند، مگر علی(ع) میان آنها و یکی از آنان بوده است.
گرچه سعید در طرفداری از علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) به پای مالک و مقداد و یاران جان بر کف مولا نمی‌رسید و شیوه‌ای محتاطانه داشت، اما بسیاری از مواضع و ارادت قلبی سعید در حمایت از حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام) گفته‌اند.


نقطه نظر
جواد منصوری

در این ماه چه باید کرد
زمان می‌گذرد و مهم‌ترین سرمایه انسان یعنی عمر وی در گذر است. آنکه به خود فکر می‌کند و در پی سعادتمندی خویش است، برایش این پرسش مطرح است که در این زمان چه باید کرد؟
دین مبین اسلام به خوبی پاسخگوی این‌گونه پرسش‌ها است و گواه آن برنامه تعیین‌شده برای ایام زندگی پیروانش است. ماه ذی‌الحجه که اکنون در طلیعه آن هستیم، ماهی بسیار شریف و پر برکت است و از نظر شعائر و مناسبات دینی و مذهبی جایگاه ویژه‌ای دارد. می‌طلبد به‌دلیل حوادث و اتفاقاتِ مهم اعتقادی و تاریخی که در این ماه رخ داده است، توجه بیشتری به آن کنیم.
صفحات تاریخ اسلام را که ورق می‌زنیم در ابتدا،‌ میانه و سرانجام این ماه، تبلور توحید در مراسم حج، شکوه نبوت در میقاتِ موسی و مباهله محمد(ص)، تأسیس امامت و تبلیغ ولایت در خانه و خانواده علی(ع) را نظاره‌گر هستیم و در همه آنها نام امیرالمومنین، حیدر کرّار(ع) همچون گوهر می‌درخشد که اگر نباشد، نبوت و توحیدی در کار نخواهد بود.
و این گنجینه الهی با جان‌نثاری خاندان ولایت، حفظ شد و در مسیر سرخ شهادت حرکتش استمرار ‌یافت. نیکوست که شیعیان و پیروان این مکتب ناب توجه و اهتمام خاصی به اعمال و ایام این ماه داشته باشند تا به معارف اهل بیت(علیهم‌السلام) و کسب رضای ایشان نائل شوند.
سیدبن طاووس در کتاب اقبال می‌فرماید: اهتمام به مشاهده هلالِ اول ماه و قرائت دعای آن لازم است، تا فضیلت دهه اول این ماه که ایام معلومات است (حج:25) به درستی درک شود. روز عرفه، عید قربان، عید غدیر، ‌روز مباهله و... همه بیانگر عظمت و معرف بزرگی این ماه شریف است که باید به درک صحیح و واقعی آن دست یافت.
روزه گرفتن ۹ روز اول (ثواب تمام عمر)، قرائت دو رکعت نماز بین نماز مغرب و عشا (با کیفیت مخصوص تا با ثواب حاجیان شریک باشد)، درک روز عرفه که گرچه به نام عید نام‌گذاری نشده، اما محدث قمی(ره) آن را از اعیاد عظیمه می‌شمارد و انجام اعمال و ادعیه مخصوص و مهمی که در کتب دعا به تفصیل آمده است؛ از جمله اعمال این ماه است که ما را در نیل به سعادت و کسب رضایت الهی یاری می‌بخشد.
جایگاه و اهمیت روز عرفه و دعای پر محتوای آن چنان است که اگر روزه مستحبی آن روز باعث ضعف بدن و سستی در قرائت دعای آن شود، می‌توان ترکش کرد. شایسته است شیعیان در تمام فرازهای این دعا دقت و تأمل داشته باشند تا با معارف عمیق آن آگاه‌تر شوند. این روز فرصتی است برای جاماندگان از کسب فضایل شب‌های قدر.
در نهایت باید گفت اگرچه انجام این اعمال بسیار نیکوست، اما تعیین این ایام و شرافت‌بخشی آن از سوی خداوند متعال نشان از اهمیت این اوقات است که علاوه بر عمل باید نسبت به آن علم پیدا کنیم و طبق فرمایش نبوی این ماه محترم است، پس لازمه آن مراقبت تام در حرکات و سکنات است، حتی اگر توفیق انجام اعمال عبادی حاصل نشد می‌توان در رفتار و کردار روزانه دقت بیشتری کرد تا جرعه‌نوش معارف اهل بیت(علیهم‌السلام) باشیم.


يادداشت
دکتر عباسعلی فرزندی*

بیداری اسلامی نتیجه هشت سال دفاع مقدس
اگرچه از لحاظ زمانی، سال‌ها از روزگار حماسه و جهاد می‌گذرد، امّا هویت دفاع مقدس و ثمرات آن همواره چونان روح زندگانی در کالبد فردی و اجتماعی ملت ایران نه‌تنها جاری و ساری است که با گذشت زمان هم، بیش از پیش جلوه‌گر می‌شود. فهم درست از ارزش‌های دفاع مقدس، حفظ آن و چگونگی انتقال آنها، از موضوعات بسیار مهمی است که به‌عنوان تکلیف دینی، ملی و هویتی قلمداد می‌شود.
همگان می‌دانند که جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، جنگی همه‌جانبه بود. به این معنا که دشمنان ما در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی، با محوریت آمریکا و شوروی سابق، از همه بازیگران عرصه بین‌المللی بهره‌گرفتند و تلاش کردند خط واحدی را در مقابل ملت ایران ایجاد کنند.
تجهیزات پیشرفته دولت‌های صنعتی و ظرفیت‌های دیپلماسی از یک‌سو و از سویی، دلارهای انباشته شده حاصل از ثروت نفتی کشورهای عربی از جمله کویت، عربستان، قطر و امارات، خط همه‌جانبه سیاسی، نظامی، اقتصادی دشمنان را شکل داد.
دولت‌های سلطه‌گر، از عنصر دیگری نیز برای تقویت جبهه دشمن علیه ملت ایران استفاده کردند که آن، همراهی و همگرایی جریان‌های فرصت‌طلب منطقه‌ای بود. امّا از این طرف، ملت ایران با اینکه به صورت بسیار مظلومانه با توجه به شرایط خاص کشور در آن سال‌ها با پیروزی انقلاب و تغییر ساختار در کشور از لحاظ رفتار منطقه‌ای در انزوای کامل قرار گرفته بود، با بهره‌گیری از ظرفیت مردمی، تلاش و کوشش همه‌جانبه آحاد ملت از اقشار گوناگون، اعم از شهری و روستایی در سطوح مختلف سنی و برخوردار از جایگاه‌های متفاوت اجتماعی با تکیه بر نیروی اعتقادی خود و به پیروی از رهبری دین‌شناس و مردم‌شناس و الهی، به کشف استعدادهای خود پرداخت.
در نتیجه، بر اساس یک نگاه کلانِ تحقیقی، الگویی برای همه جوامع به‌ویژه جوامع اسلامی و به صورت خاص جوامع اسلامی تحت فشار نظام سلطه و صهیونیسم بین‌الملل ارائه شد؛ به‌گونه‌ای که می‌توان شکل‌گیری مقاومت مردمی و دینی در لبنان، شکل‌گیری هویت اسلامی در ملت فلسطین و تحرکات اسلامی و مردمی در سراسر جهان را پیروی از این الگو دانست.
در یک نگاه کلی، بیداری اسلامی به منظور نفی استبداد، مبارزه با استعمار و مقابله با رژیم صهیونیستی که در محور مبارزه با آرمان‌های امت اسلامی قرار دارد، شکل گرفت که اساسی‌ترین دلیل آن، بهره‌گیری از الگوی مقاومت ملت ایران در سال‎های دفاع مقدس است.
بر این اساس، بدون هیچ‌گونه شبهه‌ای می‌توان بیداری اسلامی امروز دنیای اسلام را در راستای شکل‌گیری جبهه مقاومتی دانست که این جبهه با الگوی مقاومت جانانه رزمندگان ما به رهبری مردی بزرگ و فرزانه به بار نشست.
البته دنیای استکبار و نظام سلطه برای جبران شکست خود در دفاع هشت‌ساله ملت ایران و نیز رویارویی با جبهه مقاومت و عرصه بیداری اسلامی، به اقدامی مزورانه روی آورده و تلاش کرده شکست‌ها و بحران‌های روبه‌روی خود را به میدان دیگری منتقل کند که بحران سوریه، محوری‌ترین اقدام جبهه غربی، عربی و عبری است. اما از آنجا که سوریه نیز حلقه‌ای از زنجیره مقاومت اسلامی است، دشمنان در این میدان نیز نخواهند توانست به اهداف پلید خود دست یابند.
*رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات سپاه


در دومین همایش ایمنی نیروهای مسلح عنوان شد
ایمنی بدون مشارکت همگانی و بسیج علمی محقق نمی‌شود

حسن ابراهیمی

هفته گذشته دومین همایش سراسری ایمنی نیروهای مسلح (جشنواره امام هادی(ع)) و نخستین دوره معرفی برگزیدگان ایمنی نیروهای مسلح به میزبانی سپاه برگزار شد که طی آن، سخنرانان با ارائه مطالب خود، ضرورت توجه به نکات ایمنی در نیروهای مسلح را یادآور شدند. در ادامه، نظر به اهمیت موضوع، بخش‌هایی از مطالب مطرح شده در این همایش آمده است.
* کسی که به ایمنی توجه نمی‌کند، نباید به کار گرفته شود
سردار سرلشکر بسیجی سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در پیامی به مناسبت دومین همایش ایمنی نیروهای مسلح با اشاره به اینکه ایمنی دارای ابعاد مهمی است که فرار انسان از آن به معنی خطرپذیری غیرقابل جبران است، گفت: ایمنی بدون مشارکت همگانی و بسیج علمی در هیچ کجا محقق نخواهد شد و امروزه همه فعالیت‌ها باید علمی و عالمانه انجام شود، چرا که هیچ کار علمی بدون حضور عالمان و متعلمان ذی‌صلاح به نتیجه مطلوب نمی‌رسد، از این‌رو چنانچه در این زمینه غیرعلمی عمل کنیم و به مسائل ایمنی توجه نداشته باشیم، هزینه‌های بی‌توجهی به مسائل ایمنی هر سازمان بیش از آن چیزی خواهد بود که ما به ظاهر می‌بینیم و یا محاسبه می‌کنیم.
وی با تأکید بر لزوم رعایت استانداردهای مربوط در تمامی فعالیت‌ها، بیان داشت: هیچ‌کس حق ندارد از وسایل و تجهیزاتی که واقعاً خراب است و می‌داند مشکل دارد، استفاده کند و یا افراد را به استفاده وادار نماید، از این‌رو کسی که به مسائل ایمنی توجه نمی‌کند، نباید به عنوان مسئول به کار گرفته شود. پس باید عزل و نصب‌ها با ملاحظه توجه افراد به ایمنی صورت گیرد.
* سپاه به مسائل ایمنی و تأمینی توجه لازم را دارد
سردار دریادار علی‌اکبر احمدیان، رئیس مرکز راهبردی سپاه نیز با اظهار این نکته که سپاه به مسائل ایمنی و تأمینی توجه لازم را دارد، تصریح کرد: نیروهای مسلح در امور ایمنی باید پرچمدار، الگو و نمونه ‌باشند و دیگران از آنها آموزش بگیرند چون نیروهای مسلح نماد حاکمیت در یک کشور هستند. یعنی نیروهای مسلح گاهی می‌توانند در پاره‌ای موارد به نیابت از حاکمیت تصمیم بگیرند.
وی با تأکید بر اینکه تا زمانی که نظام‌یافتگی نداشته باشیم، صحبت از مقوله ایمنی صحبت بیهوده‌ای است، افزود: برای مجموعه‌ای که تهدیدی به نام آمریکا و به شکل همطراز دارد، پس از خلاقیت، مهم‌ترین اصل، اقدامات تأمینی است که این در تهدید غیرهمطراز نقشی 70 درصدی دارد؛ از سوی دیگر، پنهان‌بودن خواسته ما از چشم دشمن نیز عامل غافلگیری است، در حالی که متأسفانه برخی اوقات ما خواسته‌های‌مان را در مصاحبه‌ها فریاد می‌زنیم.
* ایمنی در نیروهای مسلح باید مورد توجه فرماندهان باشد
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه هم با اشاره به اینکه انسان از مهم‌ترین اجزای فرماندهی و مدیریت در نیروهای مسلح محسوب می‌شود، گفت: فرماندهی در نیروهای مسلح صرفاً آمریت، حکمرانی و فرمان دادن نیست، البته گرچه این، بخشی از سرشت و طبیعت فرماندهی است، اما فرماندهی یک تعهد جامع و مسئولیت فراگیر و رسالت خطیر است. به همین دلیل، فرمانده، مسئول تمام اعمال و رخدادها و رویدادهایی است که در یگان تحت مسئولیتش اتفاق می‌افتد.
وی با بیان اینکه ایمنی باید در نیروهای مسلح مورد توجه تمام سازمان و دغدغه‌ای مستمر و پیوسته برای فرماندهان باشد، اظهار داشت: در این صورت با کاهش چشمگیر و محسوس و قابل قبول حوادث، رخدادها، تلفات انسانی و ضایعات تشکیلاتی روبه‌رو خواهیم بود. از سوی دیگر نمی‌توانیم وقوع هیچ رویدادی را به شانس، تصادف، تقدیر مبهم و اراده از سوی خدا نسبت دهیم. چون هیچ گاه خداوند اراده نکرده که به انسان‌ها مصیبت وارد شود.
جانشین فرمانده کل سپاه با اظهار این نکته که در تحلیل حوادث سال‌های گذشته و تجزیه و تحلیل آنها به این موضوع دست یافتیم که هیچ چیز به اندازه عوامل انسانی در شکل‌گیری حوادث دخیل نبوده، یادآور شد: رعایت نکات و مسائل ایمنی در پادگان‌ها یکی از موضوعات بسیار با اهمیت است. به عبارت دیگر یک سرباز به همان اندازه عزیز است که یک سردار؛ یعنی جان همه انسان‌ها شریف است و در صورت بروز حادثه‌ای انسانی، جامعه و افکار عمومی متأثر و افسرده می‌شوند.
*نمایشگاه آخرین دستاوردهای ایمنی نیروهای مسلح
در حاشیه برگزاری دومین همایش ایمنی نیروهای مسلح، نمایشگاهی با محوریت عرضه جدیدترین دستاوردها و محصولات حوزه ایمنی و اقدامات تأمینی نیروهای مسلح برپا شد.
در این نمایشگاه، صاحب‌نظران و کارشناسان از ستاد کل نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی انتظامی، وزارت دفاع، وزارت نفت، وزارت کار، هلال احمر و آتش‌نشانی آخرین دستاوردها و مقالات حوزه ایمنی را در معرض دید شرکت‌کنندگان دومین همایش سراسری ایمنی نیروهای مسلح قرار دادند.
همچنین رده‌ها و معاونت‌های مختلف سپاه از جمله نیروی زمینی، نیروی هوافضا، نیروی دریایی، مهندسی سپاه، معاونت ایمنی و اقدامات تأمینی دانشگاه امام حسین(ع)، قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) و بسیج جامعه پزشکی در این نمایشگاه محصولات خود را به نمایش گذاشتند.


گلی از باغ

«مَه در مِه» یارِ غارِ مصطفی چمران
«مَه در مِه» روايتي است از زندگي يكي از فرماندهان جنگ‌هاي نامنظم، يار و همرزم شهيد دکتر مصطفي چمران كه تلاش دارد بخش مهمي از لايه‌هاي پنهان هشت سال جنگ تحميلي و زحماتي را كه دليرمردان اين مرز و بوم زير باران گلوله و آتش متحمل شدند به تصوير بكشد. شهيد «ايرج رستمي» مسئول عمليات ستاد جنگ‌هاي نامنظم كه روايت لحظه‌هاي ناب زندگي‌اش در قاب داستان، دنيايي ديگر را پيش چشم شما به تصوير مي‌كشد.
«محبوبه معراجي‌پور» نويسنده «مَه در مِه» در این‌باره می‌گوید: «براي اين كار پنج ماه را به‌صورت شبانه‌روز وقت گذاشتم. در مواردي بود كه به بن‌بست مي‌خوردم و افراد مورد نظرم را پيدا نمي‌كردم يا آنها حاضر به همكاري نبودند. اين وقت‌ها به خود شهيد متوسل مي‌شدم و از خودش كمك مي‌خواستم.» وی می‌افزاید: پیش از نوشتن كتاب من هيچ اطلاعاتي درخصوص جنگ‌هاي نامنظم نداشتم، اما با شروع تحقيقاتم متوجه شدم اين شيوه از جنگ‌ها بسيار منظم است و بر اركاني همچون شناسايي، ‌تداركات و ‌آموزش استوار است. شهيد رستمي هم در ابتداي حضورش در جنگ در بخش آموزش جنگ‌هاي نامنظم فعاليت داشت، زيرا پايش مجروح بود. اما با وجود مجروحيت، گاهي وقت‌ها براي شناسايي منطقه مي‌رفت...»بامداد 31 خرداد 1360 شهيد رستمي و گروهي از همرزمانش براي انجام عمليات پاك‌سازي در منطقه دهلاويه حضور داشتند. شرايط سختي در آن زمان حاكم بود و مهمات لازم به گروه نرسيده بود. شهيد چمران هم براي رايزني و گرفتن امكانات به تهران رفته بود. شهيد رستمي مي‌گويد اگر مهمات به من برسد تا يك ربع ديگر منطقه را آزاد مي‌كنيم. اما در همين لحظات و با شدت گرفتن درگيري‌ها ميان نيروهاي بعثي و رزمندگان خودي، ‌شهيد رستمي به شهادت مي‌رسد.شهید «چمران» پس از اطلاع از این موضوع می‌گوید: خدا رستمی را دوست داشت و برد، اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‌برد که این دوری زیاد طول نکشید و چمران در همان محل شهادت شهید رستمی با اصابت گلوله خمپاره 60 به شدت مجروح شد و حین انتقال به بیمارستان به شهادت رسید.مَه در مِه اخیراً به‌کوشش انتشارات «صریر» به چاپ رسید و در هفته دفاع مقدس رونمایی شد.
زهرا چیذری


قبيله آفتاب

شما ميل بفرماييد، من هم می‌آیم!
مادر در آشپزخانه غذا را آماده كرده بود. بچه‌ها اطراف سفره نشسته و منتظر بودند كه صفر هم بيايد تا ناهار را بخورند. در خانه به صدا در آمد. صفر با آن چهره معصومانه و نوراني از مدرسه بازگشت. بعد از سلام، مادر گفت: صفر! ناهار آماده است؛ زود دست و صورتت را بشور و بيا تا غذا بخوريم. صفر به طرف دستشويي رفت و وضو گرفت و گفت: شما ناهار را بخوريد، من می‌خواهم نماز ‌بخوانم. مادر گفت: غذا سرد مي‌شود، ما مي‌خواهيم با هم غذا بخوريم. صفر به طرف سفره آمد، غذايش را جدا كرد و گفت: شما ميل بفرماييد، من هم می‌آیم. اول نماز، بعداً غذا...
به روایت یکی از اعضای خانواده طلبه شهيد صفر ابراهيمي
صفر در سال 1349 در روستاي «خلج»، چشم به جهان گشود. دوران طفوليت را در آن روستا سپري كرد. پنج ساله بود كه همراه خانواده، به روستاي «سراي»، از توابع «هريس» و در سال 1357 به شهر تبريز نقل مكان كرد. او دروس كلاسيك را تا سطح ديپلم، در تبريز به پايان رساند. در درس، خيلي جدي بود. با آنكه در امر گذراندن معيشت و زندگي به خانواده‌اش كمك مي‌كرد، ولي چندين سال به عنوان شاگرد اول مدرسه معرفي شد. با سن كمي كه داشت، در انجام دادن واجبات الهي كوشا بود و به نماز اول وقت خيلي اهميت مي‌داد. او پس از گرفتن مدرك ديپلم، با انديشه‌اي برگرفته از معرفت عاشقانه به امام زمان(عج) به سوي حوزه علميه شتافت و در مدرسه حضرت ولي‌عصر(عج) تبريز، به كسب علوم و معارف الهي پرداخت. در زمستان سال 1364، سنگر مدرسه و حوزه را رها كرد و با پوشيدن لباس رزم، قدم به عرصه جبهه و خط مقدم مبارزه با استكبار جهاني نهاد. او همراه با گذراندن آموزش‌هاي سخت غواصي در شب‌هاي سرد و در رودخانه‌هاي خروشان، لحظه لحظه، تمام وابستگي‌هاي دنيوي را از روح و جان خود، شست‌وشو مي‌داد. سرانجام صفر ابراهيمي، روحاني غواص و مبارز، در عمليات والفجر هشت(منطقه فاو) در تاریخ (24/11/1364) به خيل عاشقان دلباخته حضرت اباعبدالله‌الحسين(ع) پيوست و جاودانه شد.


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

گفت‌وگوی «صبح‌صادق» با جواد اردکانی کارگردان سریال «نوشدارو»
جهاد، نوشداروی زمانه ماست

مهدی امیدی

سریال «نوشدارو» را می‌توان تنها اثر نمایشی و دراماتیک در ایران دانست که به مسئله مهمی چون «تحریم» می‌پردازد. این درحالی است که مردم ما چند سال است که با تحریم دست به گریبان هستند و شاید از نظام رسانه‌ای کشورمان و به‌ویژه سینما و تلویزیون انتظار می‌رفت که به این موضوع بیشتر بپردازند. پخش «نوشدارو» بهانه‌ای شد تا با جواد اردکانی کارگردان این سریال گفت‌وگو کنیم. اردکانی پیش از این نیز سریال‌هایی همچون «غریبه» و «آیینه‌های نشکن» و همچنین فیلم‌های «به کبودی یاس» و «شور شیرین» را ساخته است.
***
* در ابتدای هر قسمت سریال «نوشدار» جمله‌ای مبنی بر واقعی بودن اتفاقات این سریال به نمایش در می‌آمد، چه بخش‌هایی از داستان سریال با واقعیات تطابق دارد؟
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. ماجرای تولید «لاینرهنگر» کاملاً واقعی است. علاوه بر آن خیلی از قصه‌های فرعی هم که در طول سریال مطرح شدند برگرفته از واقعیات هستند؛ چه در حوزه جهاد و چه در حوزه مسائل فناوری و تکنولوژی. بدون اینکه بتوان به یک واقعیت ویژه به عنوان پشتوانه استنادی کار اشاره کنم، می‌توان گفت که بیش از 80 درصد ماجراهای مطرح شده در این سریال برگرفته از واقعیات گوناگونی بود که ما طی تحقیق به آنها رسیدیم.
* نوشدارویی که فکر کردید لازم است از طریق ساخت یک سریال به جامعه نوشانده شود چه بود؟
حرف سریال «نوشدارو» این است که ما تا جایی که می‌توانیم باید امکان رفتار و عمل مستقل را در کشورمان تقویت کنیم. برای نمونه، در حوزه‌های صنعت و اقتصاد، به هر میزانی که ما در گلوگاه‌ها وابسته باشیم، طبیعی است که دشمنان ما قدرت عمل بیشتری خواهند داشت و به هر میزانی که ما مستقل باشیم، آن طرف مجبور است که کوتاه بیاید. نمونه روشنش آن، مسئله هسته‌ای است که غربی‌ها در ابتدا حتی راضی به غنی‌سازی زیر پنج درصد اورانیوم در ایران نبودند، اما با عملکرد مستقلانه ما الان مجبور هستند که به غنی‌سازی 20درصد هم رضایت بدهند. خُب اگر این پیشرفت اتفاق نیفتاده بود ما الان کاملاً دست‌مان بسته بود و باید طبق نظر آنها پیش می‌رفتیم. تحریم‌ها واقعیتی است که ما الان با آنها روبه‌رو هستیم؛ پیشنهاد «نوشدارو» این است که ما با اتکا به بومی‌سازی دانش و نیروی انسانی داخلی و فرصت‌هایی که در داخل داریم باید هر چقدر که می‌توانیم زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی خود را محکم کنیم. در این صورت با هر چالشی هم که روبه‌رو شویم دست و پای‌مان بسته نیست.
* حضور بازیگران مطرح و شناخته شده از امتیازات سریال «نوشدارو» بود، چطور توانستید این تعداد بازیگر حرفه‌ای را گرد هم بیاورید؟ همکاری بازیگران سریال برای ساخت این مجموعه چطور بود؟
یکی از واقعیات انکارناپذیر این است که اکثریت جامعه سینمایی و تلویزیونی کشور ما و ازجمله بازیگران، انگیزه زیادی برای همکاری با فیلم‌ها و سریال‌هایی دارند که به مسائل ملی می‌پردازند. در این سریال هم همین‌طور بود، یعنی همه گروه و به‌خصوص بازیگران سریال، با اشتیاق فراوانی همکاری می‌کردند. شاید باور نکنید، اما بازیگران سریال گاهی به قدری تحت تأثیر موضوع قرار می‌گرفتند که گریه می‌کردند.
* یکی از موضوعات اصلی سریال «نوشدارو» جهاد بود، چه چیزی سبب شد که در این سریال به جهاد بپردازید؟
غفلت از موضوع جهاد، یک خطای رسانه‌ای است، درحالی که جهاد، یکی از مهم‌ترین تجربه‌های نظام اسلامی بوده است. از اصلی‌ترین نیازهای امروز جامعه ما حرکت جهادی است. به همین دلیل هم طی چند سال اخیر به این نتیجه رسیدیم که دوباره خلأ جهاد سازندگی پر شود که ایجاد بسیج سازندگی، حاصل این رویکرد است. نمونه روشن تأثیر کار جهادی، فعالیت‌های شهید شوشتری است. شهید شوشتری مسئله سیستان‌وبلوچستان را با ابزار نظامی و اسلحه حل نکرد، بلکه با جهاد سازندگی و عمران و آبادانی و حرکت‌های سازنده، فتنه را در آن منطقه خاموش کرد. این درس بزرگی است. از همه مهم‌تر، تأکید رهبر معظم انقلاب بر حرکت جهادی است که برای من شاخص مهمی بود. این اولویت نمی‌تواند از نگاه رسانه مخفی شود و یک فیلم یا سریال هم برای این موضوع مهم کافی نیست. این اراده باید در مجموعه حرکت رسانه‌ای ما باشد که فرهنگ جهادی را به زندگی مردم و مسئولان و ساختار حاکمیت برگردانیم. اگر بنا داریم که مسیر خودکفایی و پیشرفت را ادامه دهیم، رجوع به فرهنگ جهادی، یک پیش‌نیاز جدی است.
* با توجه به اینکه سریال «نوشدارو» در گروه تلویزیونی بسیج تولید شد، عملکرد این گروه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ چه پیشنهادی برای بهتر شدن این عملکرد دارید؟
من نمی‌توانم راجع به عملکرد این گروه به‌طور کامل اظهار نظر کنم، چون روی تولیداتش اشراف ندارم. اما ورود سازمان بسیج به کار فیلم‌سازی اتفاق مبارکی است. اگر حمایت‌های گروه تلویزیونی بسیج نبود، شاید سریال «نوشدارو» ساخته نمی‌شد. یکی از ویژگی‌های خوب این گروه، عدم بخشی‌نگری است، یعنی دنبال اسم و برچسب نیستند و به این نتیجه رسیدند که از یک سریال براساس نیاز کشور و تأکیدات رهبری حمایت کنند، چراکه بخشی‌نگری سازمان‌ها و نهادها در حوزه فرهنگی تا به حال آسیب‌های زیادی زده است. یکی از این آسیب‌ها این بوده که خیلی از اولویت‌ها چون جزو اولویت‌های سازمان‌ها نبوده، مسکوت مانده‌اند. به هر حال از ورود سازمان بسیج به این حوزه تشکر می‌کنم.
* با تشکر از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید.
من هم از هفته‌نامه «صبح‌صادق» ممنونم.


به بهانه معرفی فیلم «گذشته» به اسکار
تحقیر سینمای ملی توسط مسئولان سینمایی دولت

انتخاب فیلم «گذشته» اصغر فرهادی به عنوان نماینده ایران در اسکار آنقدر تعجب‌برانگیز و بیجا بود که همه را به حیرت واداشت.
از آنجا که مراسم اسکار رویکردی ضدایرانی داشته و صهیونیستی بوده، از این‌رو رفتار مطلوب، تحریم و اعتراض به این هنرنمایی آمریکایی است، اما حداقل انتظار از مسئولان این است که اگر هم قصد شرکت در اسکار را دارند، اصول و اعتدال را رعایت کرده و فیلمی را که به معنای واقعی کلمه نماینده سینمای ایران است معرفی کنند. اما سازمان سینمایی در اقدامی غیراصولی، فیلم سفارشی اتحادیه اروپا و محصول کشور فرانسه یعنی فیلم «گذشته» به کارگردانی اصغر فرهادی را به نمایندگی از کشورمان به اسکار معرفی کرد! فیلمی که در راستای سیاست‌های نژادپرستانه غرب علیه مهاجران و اقلیت‌های مذهبی و قومی ساخته شده است؛ فیلمی که هیچ نشان و شاخصی از فرهنگ و ملیت ایرانی ندارد و البته فیلمی است که تهیه‌کننده آن یک شرکت فرانسوی است.
چطور می‌توان پذیرفت فیلمی که نه‌تنها زبان و لحن و فضایش ایرانی نیست، بلکه در مضمون و دنیای سینمایی، قصه‌اش کمتر ربط و نسبتی با ایران و ایرانی ندارد به‌عنوان نماینده سینمای ملی ایران در اسکار انتخاب و ارسال شود؟! و برای انتخاب یک فیلم به مجمعی چون اسکار چه ملاک‌هایی مدنظر بوده که سایر فیلم‌ها ندارد و «گذشته» دارد؟!
واقعاً باید دلایل گروه انتخاب‌کننده را شنید تا فهمید با چه معیارهایی به «گذشته» رسیدند؟ نکته جالب، بیانیه آقای مسعود کیمیایی به نمایندگی از طرف هیئت بررسی معرفی فیلم برای اسکار است؛ بیانیه‌ای که به جای تفهیم این اتفاق، جملاتی شاعرانه و شعاری را صادر کرده است! از بیانیه شاعرانه و عرفانی آقای مسعود کیمیایی که به نمایندگی از گروه انتخاب‌کننده صادر فرموده بودند چیزی متوجه نشدیم و امیدواریم یکی از دوستان این هیئت برای مخاطبان سینمای ایران و اهالی نقد، با زبانی روشن‌تر، سلیس‌تر و شفاف‌تر بدون استعاره و تشبیه و تلمیح و... توضیح دهد که چگونه به این انتخاب رسیده‌اند؟!
انتخاب فیلم «گذشته» طی یک هفته اخیر، موجی از انتقادات را نسبت به مدیریت سینمایی دولت نزد سینماگران ایجاد کرده است، به طوری که مسعود اطیابی، کارگردان و تهیه‌کننده گفت: «بنده نحوه انتخاب فیلم و گزارش کاری که از سوی هیئت انتخاب فیلم اسکار صورت گرفت را یک حرکت ژورنالیستی تبلیغاتی در جهت تقویت اسکار می‌دانم و به شدت به آن منتقد هستم.» سیروس الوند، کارگردان سینما نیز اظهار داشت: «فیلم سینمایی «گذشته»‌ به فرض اینکه به عنوان فیلمی ایرانی مورد قبول آکادمی اسکار واقع شود، نماینده واقعی سینمای ایران نیست.» امیر سماواتی دیگر تهیه‌کننده سینمای کشورمان نیز بیان داشت: «این انتخاب تحقیر سینمای ایران است که فیلمی بدون هیچ ارتباطی با زبان و فرهنگ ایران، نماینده سینمای ما در اسکار می‌شود.» محمدصادق کوشکی، کارشناس مسائل فرهنگی هم با بیان اینکه معرفی فیلمی فرانسوی‌زبان به‌عنوان نماینده ایران به اسکار خیانت در حق تاریخ، زبان و فرهنگ ایران است، گفت: با این کار روی وزارت فرهنگ پهلوی را سفید کردند!
اما واکنش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم به این اتفاقات در نوع خودش جالب است. دکتر علی جنتی در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران درباره این انتقادات گفت که فیلم «گذشته» را ندیده و نمی‌تواند درباره آن قضاوت کند! این درحالی است که وزیر ارشاد به‌عنوان بلندپایه‌ترین مدیر فرهنگی دولت، باید در جریان محصولات مهم و بحث‌برانگیز عرصه فرهنگ و هنر باشد و این هم از عجایب روزگار است که وزیر ارشاد هیچ اطلاعی درباره فیلم مورد بحث این روزهای سینمای کشور ندارد.


خبرها

 یک کارگردان: صهیونیست‌ها بر جشنواره‌های جهانی تسلط دارند
به تازگی یک فیلمساز ایرانی در مجادله‌ای لفظی به صراحت گفت که صهیونیست‌ها بر جشنواره‌های خارجی سلطه دارند.چندی پیش «بهروز افخمی» کارگردان سینما در گفت‌وگو با یک نشریه سینمایی از تسلط صهیونیست‌ها بر جشنواره‌های جهانی صحبت کرد. حرف‌هایی که واکنش همکار وی یعنی «مانی حقیقی» را در پی داشت. حقیقی در صفحه اینترنتی خود و در واکنش به نظر افخمی درباره بی‌اعتباری جشنواره‌های غربی، وی را فالانژ خشک مغز خوانده بود!براساس گزارش شبکه‌ ایران، در این مجادله، بهروز افخمی نیز به مانی حقیقی گفت:«اونجا که نوشتم صهیونیست‌ها در چهار گوشه جشنواره و فعالیت‌های فرهنگی دنیا توی برج‌های تیر نشستن و همه‌چیزو زیر نظر دارن و همه‌جور توطئه می‌کنن، این حرف از خودم نبود؛ عباس کیارستمی این حرفو گفته...»
نمایش کانادایی براساس رمان دفاع مقدسی روی صحنه می‌رود

یک گروه کانادایی، نمایشی براساس رمان دفاع مقدسی «شطرنج با ماشین قیامت» اجرا خواهد کرد.شاهین صیادی، کارگردان ایرانی‌الاصل مقیم کانادا پس از یک سال تمرین با بازیگران کانادایی، رمان دفاع مقدسی «شطرنج با ماشین قیامت» نوشته حبیب احمدزاده را در اين كشور و ایران به روی صحنه خواهد برد. او و گروه بازیگران کانادایی‌اش به همین منظور در ایام جشنواره تئاتر فجر میهمان این رویداد خواهند بود و سپس در شهرهای آبادان و تهران و سپس هالیفاکس کانادا برای عموم این نمایش را اجرا خواهند کرد.گفتنی است، شاهین صیادی فرزند شهیدعلی صیادی از پیشکسوتان نمایش آبادان است که در اوایل جنگ تحمیلی در آبادان به شهادت رسید.
پخش تلویزیونی مستندهای بحران سوریه

۲۶ مستند ایرانی درباره بحران سوریه طی این دو سال ساخته شده است و همه آن‌ها در آرشیوهای سازندگان یا سفارش‌دهندگانش منتظرند. اما قرار است به زودی برخی از این آثار از سیما به نمایش درآید.به گزارش خبرگزاری تسنیم، 26 مستند ایرانی درباره بحران سوریه در این دو سال ساخته شده است، اما به غیر از سازندگان و سفارش‌دهندگان هیچ کدام از ایرانی‌ها آن‌ها را ندیده است.نمایش و پخش، مهم‌ترین معضل جریان مستندسازی متعهد در همه این سال‌هاست. مستندها ساخته می‌شود، محلی برای نمایش و عرضه آنها وجود ندارد و تنها مرکزی که قرار است کارکرد این مستندها را از خیال به واقعیت تبدیل کند، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با ناهماهنگی‌های مدیریتی، مستند را در کنار همه چارچوب‌های داستان‌زده این سال‌هایش نمی‌بیند. جریان متعهد و نوظهور مستندسازی در سال‌های اخیر تک فریاد آرمانی انقلابی در اکثر نقاط بحرانی و جنگ‌زده دنیا بوده است. با وقوع جنگ سوریه، شاخک‌های این جریان به سمت سرزمین آشنای این سال‌های ایرانی‌ها، سرزمینی که دیگر محلی برای زیارت نبود، حساس شد و حاصلش ساخت 26 مستند از ماوقع سوریه بود.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 13
اصلی‌ترین نهاد و دستگاه مسئول در اجرای قانون عفاف و حجاب در کشور کیست؟

تریبون سیزدهم سال 92 را با سؤال فوق جمع‌بندی می‌کنیم.
چند دستگاه و نهاد همزمان با هم مسئولند
تعداد قابل توجهی از همراهان این شماره در پاسخ به این پرسش، معتقد بودند که چند دستگاه در این رابطه مسئولیت دارند و نمی‌توان از یک دستگاه و نهاد به‌تنهایی سخن گفت. این عزیزان هر یک در پیام‌های خود به تعدادی از این نهاد‌ها و دستگاه‌ها همچون؛ مجلس شورای اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صداوسیما، نیروی انتظامی، قوه قضائیه، خانواده‌ها، دانشگاه‌ها، آموزش‌وپرورش، ستادهای امربه‌معروف، آموزش عالی، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت کشور، بسیج و... اشاره داشتند.
«حمید حقایق‌پور» از تاکستان، «سیدجواد موسوی» از شهریار، «سیدحسین سیدی» از اصفهان، «حمزه محمدپور چهل‌گز» از اردبیل، «قابل قبادی» از رشت، «مریم وفایی» از زرین‌شهر و «حسن زارعی» از مریوان در این گروه بودند.
دولت
اما برخی از مخاطبان هم دولت را مسئول مستقیم این مسئله می‌دانستند که «شيري‌پور» از چاراويماق، «جنتی» از کرمانشاه، «سيده‌مريم موسوي» از قم و «معصومه پوزش» از باغملک، در این طیف از تریبونی‌ها بودند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
اما در کنار تمام نظرات، عده‌ای در ساختار دولت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مسئول مستقیم می‌دانند. «ابوتراب رمضانپور آکردی» از تهران، «عبدالله شهریاری» از بهبهان، «پوراندخت خزایی» از صحنه، «آیت رستمی» از جوانرود، «فاطمه قیطاسی» از صحنه، «مجتبی دهنوی» از کرمانشاه و «نورالله ياوری» از کرمانشاه از این زمره هستند و به‌علاوه «ابوذر دانشور» از فارس در کنار این امر می‌گوید: اجرای این قانون باید با مدیریت کامل خانم‌ها باشد تا از نگاه زن اداره شود. «محمدرضا عرب» از آباده هم علاوه بر این نظر می‌افزاید: این کار باید از پایه و توسط آموزش‌وپرورش به نسل پایه و نوجوان آموزش داده شود.
نیروی انتظامی
آنچه که در نظرات برخی دیگر از همراهان تریبونی مشاهده شد، این بود که آنها نیروی انتظامی را مسئول اصلی در امر حجاب و عفاف می‌دانستند؛ یعنی یک نگاه سلبی در ابتدای امر داشتند. «مصطفی اکبری» از داران در ادامه این نظرش می‌افزاید: خانواده، پدر و مادر هم مهم هستند. «محسن احمدی» از قروه بسیج را هم می‌افزاید و «عرفان، محمد و صغرا عباسقلی‌پور و خیرالنساء قربانی» همگی از املش و «سمیه رستمی» از جوانرود بر این اعتقادند که اصلی‌ترین نهاد قانون عفاف و حجاب، نیروی انتظامی است.
قوه قضائیه
عده دیگری هم در تداوم نگاه سلبی، قوه قضائیه را مسئول می‌دانند. «احمدرضا دهنوی» از کنگاور و بزرگواری به نام «رسولی» این نظر را مطرح کردند.
وزارت کشور
«سجاد و سمیرا قادری» از کرمانشاه، وزارت کشور را مسئول می‌دانند و «علی مجیدی هفت‌چشمه» از آذرشهر نیروی انتظامی را هم به آن می‌افزاید. اما «محمدمهدي ممتازان» از بهبهان با نگاه دوسویه وزارت كشور و نهادهاي فرهنگي مانند سازمان تبليغات اسلامي و وزارت ارشاد اسلامي و در اصل و اساس، خانواده‌ها را مسئول می‌داند.
ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر
«راضیه قائمی» از یزد و «محمدرضا شعبانی» از بندر هندیجان ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را مسئول می‌دانند.
سپاه و بسیج
اما چند تن از همراهان این شماره با توجه به کم‌کاری نهادهای مسئول، سپاه و بسیج را مرد این میدان می‌دانند. «ایمانی» و «لیلا رشیدی» از قمصر بر این باورند و «ايمان عمويي» از ساري پیشنهاد می‌دهد بسیج جامعه زنان با تشكيل گروه‌هایي مي‌توانند هم تحرکات ضربتی فرهنگي و هم اقتدار جامعه مذهبي زنان را نمايش دهند و هم جلوي نفوذ هجمه‌هاي دشمن را بگيرند.
دیگر نظرات همراهان
هر سه قوه در اجرای قانون عفاف و حجاب در کشور مسئولند، اما اصلی‌ترین نهاد و دستگاه مسئول اجرای قانون، مجلس شورای اسلامی است. این نظر «الهه شمس‌الدین» از کرمان است و «صمد عباسی» از چاراویماق متولی حجاب و عفاف را شورای انقلاب فرهنگی می‌داند.
«طوبی مرادی» از صحنه تک‌تک مردم را مسئول می‌داند و «امين نجفي» از جزيره قشم می‌گوید: مردم با امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر و مسئولان با برخورد با مروجان بي‌حجابي و جلوگيري از ورود پوشاك نامناسب، در این امر مسئولند.
اصلی‌ترین نهاد خانواده، آموزش‌وپرورش، سینما و رسانه ملی هم مهم هستند. این نظر «سلیمان اسدی» از سنقرکلیایی است و «مصطفی عاشوری» از دامغان متفاوت و شاید دقیق و متقن اشاره کرده است که اجرای این قانون را نباید به نهاد و فرد و گروه خاصی مربوط کنیم، بلکه همه مسئولیم ولی میزان آن متفاوت است.
«نگهدار نادری» از یاسوج معتقد است: مهم‌ترین نهاد در وضعیت کنونی جامعه، خانواده است چراکه تا خود خانواده‌ها نخواهند، بقیه نهادها کاری نمی‌توانند بکنند.
برندگان تریبون13
لیلا رشیدی از قمصر/ احمدرضا دهنوی از کنگاور/ محسن احمدی از قروه
موضوع تریبون14
چرا آمریکا قابل اعتماد نیست؟


به جای گزیده مطالب

 دل‌نوشته‌های شما برای مادر شهید
دو شماره پیش در بخش خبرهای تصویری، عکس مادر شهیدی که فرزند شهیدش رضا نام داشت و با در دست داشتن عکس او در تشییع شهدا حاضر شده بود را چاپ کردیم و از خوانندگان خواستیم دل‌نوشته‌ای برای او ارسال کنند. در ادامه تعدادی از این متن‌های کوتاه که از طریق پیامک به دست ما رسیده را مطالعه می‌کنید:
...09131971/ هرچه به حروف التماس كردم تا براي نوشتن جمله‌اي براي تسكين دل مادر آقا رضا ياري‌ام كنند هر 32 حرف گفتند ما را معذور دار كه ما خود سال‌ها ننوشته مديون خون شهداييم...
...09189548/ خوش‌به‌حال شما که فرزندی تربیت کردید که همچون حضرت زهرا(س)، گمنام بودن را الگویی برای همیشه ماندن و بودن خود دانستند و امروز شما با افتخار قاب عکس او را در شهر به‌دست می‌گیرید. التماس دعا دارم.
...09151218/ سلام مادر بزرگوار لاله سرخ، خواهش می‌کنم از آقا رضا فرزند شهیدتان بخواهید تا پیش خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) ضامنم شود.
...09113202 / شما مادر همه شهیدان گمنام هستی. پس سر اولین قبر شهید گمنامی که رفتی او همیشه فرزندت آقا رضاست، سعادت از این بهتر که قبر مادر اهل بیت(علیهم‌السلام) هم گمنام است. / موسوی از آمل
...09165469 / ای مادر رضا! شرمنده صبر شمایم. از خودم بدم میاد. واسم دعا کن مادرم.
...09179178 / ای مادر گرامی مگر شهید، گمنام می‌شود؟! مگر سالار شهیدان گمنام است؟! این ماییم که در این دنیای فانی گم شده‌ایم.
...09127232 / گل من گریه مکن، سخن از اشک مخواه که سکوتت گویاست. دل غربت‌زده‌ات بینوایی تنهاست، من و تو می‌دانیم چه غمی بر دل ماست، گل من بیش از این گریه مکن...
...09132326 / سلام امُ‌الرضا. خوش به سعادتت كه فرزندت مانند بي‌بي دوعالم گمنامه و خوشا بر احوال فرزندت كه شيرزني چون تو مادر او است. اون دنيا شفاعت ما فراموشت نشه.
...09125045 / مادر گرامى! شايد دليل پيدا نشدن فرزند شهيدتان اين باشد که شهداي مفقودالاثرى که مادر ندارند، دوست دارند شما به‌جاى مادرشان باشيد و براى ديدن آنها بيايید و شايد اين خواسته فرزند شما باشد که ديگر برادران مفقودالاثر هم مادر داشته باشند.


روى خط

صبح‌صادق يكى از ثمرات خون شهداست
...09141040/ سلام خسته نباشید، روی در و دیوار بیمارستان شهید محلاتی تبریز نوشته‌اند: «از پذیرش افراد بدحجاب معذوریم.» ولی افراد بدحجاب و... از باکو، نخجوان و حتی خود تبریز ریخته‌اند آنجا. چرا رسیدگی نمی‌شود؟!
...09132752 / با سلام و خسته نباشید، از انتقاد بجایی که در مورد سریال «اولین انتخاب» عنوان کردید، سپاسگزارم. / جعفری از شهرضا
...09192945/ سلام، مى‌خواستم به مخاطبان صبح‌صادق بگويم اين هفته‌نامه يكى از ثمرات خون شهداست. وزين و به‌لحاظ علمى قابل تقدير است. به‌عنوان يك مدرس هميشه از آن استفاده كرده‌ام و دانشجويانم را به مطالعه آن تشويق می‌کنم. در اين روزگار همراه با تزوير و دروغ، بهترين و صادقانه‌ترين تحليل‌ها را ارائه مى‌دهد. به سهم خودم از دست‌اندركاران آن متشكرم. / باباكريمى از قم
صبح‌صادق: از اظهار لطف شما ممنونیم و برای شما آرزوی موفقیت داریم.
...09176628 / با سلام، ساخت پهپاد بدون سرنشین 129 را به پاسداران انقلاب اسلامی و پهپاد «یسیر» را به ارتشیان تبریک می‌گویم. ساخت این گونه تجهیزات نظامی، عمل کردن به همان آیه شریف قرآن است که خداوند بزرگ فرمود: «واعدوا لهم مااستطعتم من قوه»
...09176101 / مسئولان محترم مذاكره‌كننده ما بايد بدانند كه غرب به راحتي هرچه تمام زير قول و حرف خود مي‌زند. نبايد فريب لفاظی‌هاي ظاهري آنها را خورد و باید با دقت و هوشیاری حرکت کرد. / امين نجفي از جزيره قشم
...09139434 / خیلی هفته‌نامه باحالی است. تشکر از همه دست‌اندرکاران‌تان. حتماً پیام مرا چاپ کنید./ باقر جعفری از بسیج دانشجویی کرمان
...09132899 / در هفته دفاع مقدس از شبکه «شما» در تلویزیون نوحه‌ای از آهنگران با کیفیت بسیار پایین پخش شد. از بینندگان خواستند به این نوحه و ترانه‌های پاپ نمره داده شود. در پایان از بین شش خواننده، متأسفانه حماسه‌سرای ارزشمند آن دوران باشکوه نفر آخر شد. امان از کج‌سلیقگی صداوسیما!!


حسن ختام

 برایت از عشق می‌نویسم
سلام مولای مهربان من!
جانم به قربان نگاه منتظرت که چشم به راه عاشقی دل خسته‌ای تا بیاید و برایت به نامت کمی از عشق بگوید.
خودم می‌نویسم
خودم برایت عشق‌نامه‌ها می‌نویسم در غیبت، تا اهل زمین بدانند؛ من جز به عشق مهدی(عج) نفس هم نخواهم کشید.
مولاجان!
برایت از عشق می‌نویسم
از همان اشتیاقی که در عمق نگاه آسمانی‌ات برای ظهور داری.
از عشق می‌نویسم
از همان بارانی که سحرگاه آدینه‌ها از گوشه چشمان مهربانت بر عبای آسمانی‌ات می‌چکد.
از عشق می‌نویسم مولای من! از همان عشقی که شب‌های جمعه مرا پابه‌پای «امن یجیب»های عاشقانه‌ات در مسجد کوفه، بیدار نگه می‌دارد.
از عشق می‌نویسم عشق من!
از همان عشقی که نیمه‌شب‌های زمین، بر اهل زمین هدیه می‌کنی تا کمی آرام بگیرند و آسوده بخوابند.
از همان عشقی می‌نویسم که هزاران سال است تو را برای من در زمین چشم‌انتظار نگه داشته تا من به آستان نگاه آسمانی‌ات برسم و مهدی‌شناسی بیاموزم.
از چه بنویسم؛ از همان عشقی می‌نویسم که در واژه‌واژه نام مبارکت نهفته است که؛ مهدی یعنی هدایتگری مهربان در خلقت ...
مهدی یعنی مولایی دل‌نگران برای هدایت شدن انسان‌ها.
مهدی یعنی ولی‌اللهی نمونه در هستی.
مهدی یعنی عشق، یعنی عاشقی دلسوز به بلندای ابدیت در آفرینش.
مولای من!
عشقم تقدیم وجود مبارکت عزیز من!
لطفی بکن دوباره ببار از شهاب‌ها
پایان بده به سیطره اضطراب‌ها...