پاشنه‌ آشیل دولت اعتدال در عرصه‌ فرهنگ

اهانت به حکم الهی قصاص و غیر انسانی خواندن آن در روزنامه آسمان که موجب توقیف آن با حکم قضایی شد، گویای وجود جریانی سکولار و لائیک در کشور است که پیش از این در ایام بزرگداشت عید غدیر خم با اهانت به اعتقادات شیعی و باورهای مشروعیت بخش جمهوری اسلامی ایران تحرکات خود را در دولت جدید علنی ساخته و در این بین در مناسبت‌هایی چون مراسم هنری دهه فجر هم با تجلیل از چهره‌های مروج ابتذال و وابسته به رژیم منحوس پهلوی در سطحی دیگر رخ عیان کرده بود.
به‌نظر می‌رسد عوامل زیر زمینه‌ساز این قبیل جسارت‌ها و تحرکات دین‌ستیزانه است:
۱ـ ارائه ندادن تعریف و خوانش دقیق و شفاف از اعتدال‌گرایی که موجب سوءتفاهم نیروهای ضدانقلاب و سکولار و سوءاستفاده‌ در پروژه ظهور مکنونات قلبی و باورهای غیر دینی آنان شده است.
۲ـ ارائه تفاسیر و برداشت‌های لیبرالی و شبه‌‌سکولار از سوی مسئولان اجرایی به‌ویژه در بخش فرهنگی که متأسفانه از شخص رئیس‌جمهور و وزیر ارشاد گرفته تا برخی معاونان وی که تاکنون از تأکید صریح و جدی بر معیار اسلامی و ارزشی خودداری و بعض خود وجود چنین مرزبندی‌هایی را انکار کرده‌اند.
۳ـ تساهل و تسامح در برخورد با تخلفات و قانون‌شکنی‌ها که موجب تجر‌ی بیشتر حرمت‌شکنان و آسودگی خیال از پرداخت هزینه تخلف می‌گردد.
۴ـ به‌کارگیری عناصر واداده و یا خنثی در برخی مسندهای فرهنگی که نه‌تنها حساسیت‌های لازم در این عرصه را ندارند، بلکه از شناخت لازم نسبت به عواقب و پیامدهای شکل‌گیری روند حرمت‌شکنی، تخلف و قانون‌گریزی و هزینه‌های سنگین آن هم محروم هستند و یا شهامت و اراده‌ ایستادگی بر اصول و معیارهای قانونی و ارزشی ‌را ندارند.
چنین عواملی که هم به زمینه‌ها و هم‌ به‌کارگزاران عرصه‌ فرهنگی مربوط می‌شود می‌تواند بسترساز شکل‌گیری روندهای خطرناکی در عرصه فرهنگ و بسط آن به عرصه‌های سیاسی و امنیتی شود که برخی از اشکال آن به ترتیب ذیل قابل پیش‌بینی است:
۱ـ شکل‌گیری روند تعارض و اختلاف بین نیروهای مذهبی و ارزشی با دولت اعتدال.
۲ـ شکل‌گیری روند قانون‌شکنی و برخورد در عرصه‌ رسانه‌ها و پدیدآمدن ابهام در عرصه آزادی بیان و پرونده‌سازی در پوشش نقض حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی ایران.
۳ـ پدید آمدن روند حاشیه‌سازی و سرگرم‌سازی نیروهای معتقد به نظام و فرسایش قدرت ملی با تحمیل اختلاف و تفرقه در داخل.
نمی‌توان از مقایسه این اهانت از سوی یک عنصر وابسته به جبهه‌ ملی در مخالفت آنان با لایحه‌ قصاص در سال ۶۱ که همزمان با تهاجم یک کشور خارجی و فتنه منافقین به شکل‌گیری پدیده‌ای انجامید، ولی با برخورد قاطع امام راحل و عظیم‌الشأن ما موجب انزوای جبهه‌ی ملی و مرتد اعلام شدن آنان گردیده، غافل بود.
به‌نظر می‌رسد عرصه‌ فرهنگی اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند به پاشنه‌ آشیل دولت آقای روحانی تبدیل شده و سرانجامی مشابه دولت مدعی اصلاحات را پیش روی این دولت قرار دهد.
عناصر لیبرال با نگاه ابزاری به این دولت، آن را رحم اجاره‌ای برای پرورش چنین جریانی سکولار فرض کرده و با سوء‌استفاده از تسامح و تساهل مدیران فرهنگی به دنبال پیاده‌سازی سناریوهایی برای فشار بیشتر بر نظام و حتی جلب نظر قدرت‌های بیگانه با خوش‌خدمتی به آنان در شرایط مذاکرات هسته‌ای و نیاز دشمن به تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی و گشودن پرونده‌ها و بهانه‌های جدید و همچنین تحمل اختلاف در داخل و فرسایش قدرت ملی هستند که راه درمان آن تجدید نظر در رویه‌ جاری دولت در عرصه‌ فرهنگی، شفاف‌سازی مرزهای سیاسی ـ اعتقادی با نیروهای سکولار، بیان معیارهای دقیق فکری ـ فرهنگی با ارائه‌ تعریف شفاف از اعتدال‌گرایی و به‌کارگیری مدیرانی آگاه، با تجربه، ضابطه‌گرا و معتقد به معیارهای برآمده از آموزه‌های دینی و پایبند به منافع ملی و مصالح نظام است.
علاوه بر این به نظر می‌آید، رئیس‌جمهور محترم باید در حلقه مشاورین خویش تجدیدنظر کرده و به‌جای بستن دهان منتقدان و متصف کردن آنان به کم‌سوادی، به سواد فرهنگی برخی از این مشاوران به‌ویژه سواد بین رشته‌ای آنان عنایت فرمایند.
از آقای روحانی که همواره بر حقوقدان بودن و سواد، تجربه‌ بی‌اعتبارسازی اصلاح‌طلبان در دوره‌های حاکمیت دولت دوم خرداد را داشته و شخصی روحانی به حساب می‌آیند، انتظار می‌رود پیش از شکل‌گیری این پاشنه‌ آشیل در عرصه‌ فرهنگی، به مهار و توقف آن اقدام فرمایند حتم ایشان به یاد دارند یکی از عوامل شکل‌گیری وضعیت ناهنجار فرهنگی در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان، رنگ باختن معیارها و مرزبندی‌ها با سکولارها بود.

رسول سنایی راد

مدیریت بحران‌ها تنها راهکار بسیجی می‌طلبد

علیرضا جلالیان
نگاهی گذرا به بحران‌ها و حوادث غیرمترقبه ۱۰ سال اخیر و واکاوی امدادرسانی و مدیریت بحران در این حوادث نشان می‌دهد که موثرترین و اصلی‌ترین نیرو و مجموعه‌ای که در اولین لحظات وارد میدان شده و توانسته امدادرسانی کند خود مردم در قالب نیروهای بسیج و در مرتبه بالاتر، سپاه بوده است. با توجه به این که بسیج یک نیروی مردمی با رویکردهای دفاعی، فرهنگی، اجتماعی و… است و هدف اصلی آن در کنار سپاه پاسداران، صیانت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است، بر همین اساس، این شجره طیبه در تمام نقاط دوردست کشور هم شاخه دوانیده و به‌عنوان بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی از مردم در فضای حقیقی شکل گرفته که در سطح جهانی نیز بی‌نظیر است. در هر شهر و روستای کشور پایگاه بسیج وجود دارد و نیروهای این پایگاه‌ها تحت آموزش‌های برابر اما بومی شده قرارگرفته و توان مقابله خود را در برابر هر نوع تهاجم نظامی، فرهنگی، اجتماعی و… اقتصادی بالا برده و نیز برای مقابله با بلایای طبیعی آموزش‌هایی هرچند ناچیز دیده‌اند، اما با توجه به روحیه بسیجی بالاترین بهره‌وری را در کمتر کردن تلفات و آسیب‌ها داشته‌اند. زلزله بم، زلزله ارسباران، زلزله بوشهر، حوادث سیل در شمال کشور و… و در آخرین مورد، حادثه بارش سنگین برف در گیلان و غرب مازندران نشان داده که بسیج و سپاه باز هم اولین نیروهای امدادرسان هستند. چراکه بسیج در سطح حوزه و پایگاه‌ها و سپاه در سطح نواحی و ستاد سپاه استانی همه از نیروهای بومی منطقه بوده و به این دلیل که نیروهای نظامی برای لحظات و موقعیت‌های بحرانی آماده و تجهیز شده‌اند و امکانات مهندسی در اختیار دارند و دقیقاً به دلیل مردمی بودن در دل حادثه هستند، می‌توانند در حداقل زمان کار امدادرسانی را شروع کنند. از سویی بسیج این توانایی را دارد که با استقرار ستادهای مدیریت بحران حتی در روستاها مدیریت مردمی بحران‌ها را برعهده بگیرد. به این معنا که برخی امکانات لازم برای حل مشکلات در بحران‌ها در اختیار بسیج بوده و استفاده از این امکانات را خود مردم که همه از بسیجیان هستند، انجام می‌دهند. از طرفی نهادهای دیگر مدیریت امدادرسانی و بحران هم به جای ایجاد تشکل‌های موازی و ناکارآمد به فکر تقویت و انسجام امر مدیریت بحران و امدادرسانی در سوانح غیرمترقبه در پایگاه‌های بسیج بوده و بودجه و امکانات کشور در این امر، روی محور بسیج که عظیم‌ترین نیروی مردمی است متمرکز شود.
ایجاد نهادهای موازی نه تنها بهره‌وری را در امدادرسانی کاهش داده، بلکه در مردم هم این انتظار را به وجود می‌آورد که افرادی دیگر غیرخودشان باید بیایند و مشکلات را حل کنند و به دنبال راه‌حل بومی نمی‌گردند، در حالی که بسیج این باور را در مردم منطقه ایجاد می‌کند که خودشان بر همه چیزشان مسلط هستند و باید اقدامات اولیه در بحران‌ها را خودشان به صورت خودجوش انجام دهند و مدیریت کنند تا در مرحله دوم نیروهای امدادی چون هلال احمر و… وارد میدان شوند و امدادرسانی را ادامه دهند.

سبدی مملو از بی‌تدبیری

توزیع سبد کالا در بین برخی از مردم به عنوان اجرایی کردن اولین طرح اقتصادی دولت یازدهم در سطح کشور، به دلایل زیر نمره قبولی نگرفت:
۱ـ دولت یازدهم از ابتدای شروع به کار، موضوع پرداخت‌های غیرنقدی و توزیع کالاهای اساسی را در کنار یارانه نقدی مطرح و روی این طرح چه در زمان انتخابات و چه پس از آن بسیار تأکید کرد. این طرح که قرار بود در قالب توزیع سبد کالا در بین اقشار آسیب‌پذیر و دهک‌های پایین جامعه اجرا شود، یا این اقشار هدف را از قلم انداخته و یا آنان را در انتهای صف دریافت کالای رایگان قرار داده است.
۲ـ براساس اصل ۵۳ قانون اساسی همه پرداخت‌ها باید از خزانه‌داری کل و به موجب قانون صورت گیرد. این در حالی است که اعتبار ۱۵۰۰ میلیارد تومان از خزانه کشور در پایان سال ۹۲ در ماده واحده قانون بودجه کل کشور برآورد نشده است که این خود نوعی بی‌نظمی مالی را برای دولت به دنبال دارد.
۳ـ نحوه انتخاب افراد برای دریافت این سبدهای کالا برای جامعه مشخص نبود. آن طور که از ظاهر امر پیداست، دولت برای شناسایی افرادی که مشمول دریافت این سبد کالا می‌شدند، بیمه بودن را مد نظر قرار داده است، این در حالی است که بخش عمده‌ای از اقشار آسیب‌پذیر جامعه از داشتن بیمه تأمین اجتماعی محروم هستند. در بین اقشار آسیب‌پذیر به قشر بیکار، زنان سرپرست خانوار که مستمری دریافت نمی‌کنند، کشاورزان روستایی، جمعیت عظیم جوانان بیکار، رانندگان و… که بعض بیمه هم ندارند اشاره نشده است.
۴ـ دولت باید ابتدا نظام توزیع را سامان می‌داد و سپس به اجرای این طرح بزرگ اقدام می‌کرد. چند روز پس از توزیع سبد کالا که مشکلات زیادی از جمله کشته و زخمی شدن چند نفر را به همراه داشت و… نشان از نادرست بودن برآوردهای اولیه و انتخاب سیستم توزیع نامناسب برای این طرح گسترده بود.
۵ـ در زمینه هدفمند کردن یارانه‌ها و پرداخت یارانه به مردم این طرح نوعی بازگشت به عقب و استفاده مجدد از سیستم کهنه و شکست‌خورده کوپنی است. گوشت و برنجی که در این سبد به مردم داده می‌شود، خارجی است و نشان می‌دهد از قِبل واردات آنها هم عده‌ای با رانت‌خواری، سودهای هنگفتی برده‌اند.
۶ـ با این همه هنوز به صورت واضح و شفاف مشخص نیست که آیا این سبد به همه مردم به‌صورت رایگان تعلق می‌گیرد یا خیر؟ آیا این سبد کالای رایگان طبق برنامه پیشین (دو نوبت پیش از پایان سال و برای سال آینده به ازای هر فصل یک سبد) ادامه خواهد یافت؟
در هر صورت، دولت یازدهم باید از تجربه دولت‌های گذشته برای این امر استفاده می‌کرد و کار کارشناسی ویژه‌ای را برای طرح انجام می‌داد. در دولت قبلی برای شناسایی دهک‌های درآمدی تحقیقات و کار گسترده‌ای انجام گرفت و بر اساس آن، عموم مردم در سه خوشه قرار گرفتند که به علت اشتباهات و اطلاعات نادرستی که وارد این طرح شده بود، برنامه‌ریزی بر مبنای خوشه‌بندی را از دست کار دولت دهم خارج کرد. حال چگونه این دولت بدون هیچ برنامه و اقدامی برای شناخت اقشار آسیب‌پذیر طرح کمک‌رسانی به آنان را کلید زده است!

فرصت از دست رفته؟!

چندی پیش دکتر روحانی در همایش «افق رسانه» با تقبیح مونولوگ (یکسویه‌گویی رسانه‌ای) گفت: «تصور نادرست این است که فرض کنیم رسانه صرف یک تریبون است و البته تکرار مونولوگ بی‌تأثیر نیست، اما زمان مونولوگ رسانه‌ای سپری شده است چون در رسانه باید با مخاطب رابطه‌ای دوسویه برقرار شود تا هم نور آگاهی تابانده شود و هم آیینه‌ای باشد که واقعیت‌ها را بازتاب دهد.»
یکی از اصلی‌ترین محل‌های تبلور این نظر رئیس‌جمهور در صدا و سیما، گفت‌وگوهای زنده است که این روزها روند رو به افزایشی در صدا و سیما پیدا کرده است، اما قاعدت هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌تواند به پای برنامه‌ زنده‌ای برسد که محور آن رئیس‌جمهور است. یقین این نکته‌ای است که شخص رئیس‌جمهور و گروه‌ رسانه‌ای ایشان نیز تأیید می‌کنند. حال با این مقدمه روشن که احتمال مخالف جدی هم ندارد باید به مصاحبه چهارشنبه شب رئیس‌جمهور در سیما که با حواشی جدی همراه شد، پرداخت که برخی از رسانه‌ها تلاش کردند با پوشاندن برخی از واقعیت‌ها بحث را به انحراف بکشانند و با جنجالی کردن آن مانع از روشن شدن حقیقت و مشخص شدن وضعیت ‌آن در آینده شوند.
یکی از وظایف اصلی صداوسیما انعکاس اخبار حوزه ریاست‌جمهوری و در رأس آن سخنان رئیس‌جمهور و به شکل خاص گفت‌وگوی ویژه وی با مردم است. دفتر هر رئیس‌جمهوری برای ارائه بهتر و مناسب‌تر اخبار حوزه ریاست‌جمهوری گروه رسانه‌ای تشکیل می‌دهد که یکی از وظایف آن کار کارشناسی درباره این دست از موضوعات و هماهنگی است. پس از اولین گفت‌وگوی رئیس‌جمهور با صدا و سیما معروف به «گزارش عملکرد صد روزه» که درباره نحوه اجرای آن انتقادهایی شد، انتظار می‌رفت گروه رسانه‌ای ریاست‌جمهوری این بار هوشمندانه‌تر عمل نماید و اشتباهات گذشته را که با نظر رئیس‌جمهور، اشاره شده در ابتدای همین یادداشت، مغایرت داشت، اصلاح کند تا رئیس‌جمهور بتواند از فرصت گفت‌وگوی دوم با مردم که سازمان صداوسیما مناسب‌ترین و پربیننده‌ترین زمان را به آن اختصاص داد، بیشترین بهره را ببرد که متأسفانه نه توانست آن اشکالات را بر طرف کند، نه توانست برنامه‌ بی‌حاشیه‌ای را برای آنتن و مخاطبان آماده سازد. اصرار این گروه رسانه‌ای بر به‌کارگیری مجریان موردنظرش با اینکه در حد معمولی منطقی و مقبول است و افراط‌ در آن مشکل‌ساز می‌شود که شد و ظاهر در بدبینی به سازمان صدا و سیما ریشه‌ دارد، کار را به آنجا رساند که مسئله مجری که جزیی از یک مصاحبه ارزشمند و موثر است بر رکن اصلی، یعنی مصاحبه‌ شونده سایه‌ انداخت و مردم و رئیس‌جمهور را از دستاوردی که می‌توانست برای وضعیت موجود کشور بسیار سودمند باشد محروم کرد. به نظر می‌رسد کسانی که عامل اصلی پدید آمدن چنین چالش‌های خسارت‌باری می‌شوند یا به قانون توجه ندارند و یا با استفاده از کم‌توجهی دیگران به قانون، آن را زیر پا می‌گذارند و چنان رفتار می‌کنند که گویا رابطه سازمان صداوسیما با دولت رابطه سلسله مراتبی است و صداوسیما باید تابع دولت باشد، حال آنکه چنین نیست و صدا و سیما سازمانی مستقل با وظایف قانونی مشخص است. از قضا مهندس ضرغامی ریاست سازمان صداوسیما نیز با لحاظ همین مهم و برای توهم‌زدایی و اصلاح پاره‌ای نظرات و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقات ناخوشایندی در نامه به رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما نوشت: «با توجه به اهمیت تأخیری که در شروع مصاحبه زنده تلویزیونی رئیس‌جمهور محترم پیش آمد، خواهشمند است درباره انتخاب مجری توسط رؤسای محترم قوا و امتناع از پذیرش وظیفه قانونی و حرفه‌ای رسانه ملی اظهارنظر کنید.»

یاوه‌گویی‌های شرمن را جدی بگیریم!

برخلاف تصور کسانی که می‌پنداشتند با دیپلماسی خنده و گفت‌وگوی مؤدبانه، می‌توان موضوع هسته‌ای کشور را به وضعیت عادی برد و تحریم‌های غرب را پایان بخشید، زبان تهدید و یاوه‌گویی مقامات آمریکایی علیه ملت ایران پس از توافق ژنو، بسیار درازتر از پیش شده است. این نوع زبان‌درازی و یاوه‌گویی از سوی کسانی که تا پیش از توافق ژنو می‌گفتند آمریکا آماده است تا با ایران بر اساس اصل احترام متقابل تعامل داشته باشد، اثبات می‌کند که حقیقت دولت ایالات متحده قابل اعتماد نبوده و باید دستگاه دیپلماسی کشور، با واقع‌نگری، ماهیت مقامات آمریکایی در هر نوع مذاکره‌ای را مورد توجه قرار دهد. خانم وندی شرمن در ادامه رجزخوانی‌های پیشین خود و در راستای مواضع جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیر مطالبی را درباره ایران مطرح کرده است. محورهای اصلی سخنان معاون وزیر امور خارجه آمریکا عبارت است از:
۱ـ همه‌گزینه‌ها همچنان روی میز است.
۲ـ ایران قابل اعتماد نیست.
۳ـ ایران برای فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای به تأسیسات فردو و آب سنگین اراک نیاز ندارد.
۴ـ ساختار تحریم‌ها علیه ایران حفظ می‌شود.
۵ـ آمریکا علاوه بر مسائل هسته‌ای، دیگر مسائل ایران مانند حقوق‌بشر را مورد توجه قرار می‌دهد.
۶ـ جمهوری اسلامی باید به حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی پایان دهد.
۷ـ در مذاکرات جامع و نهایی، درباره موشک‌های بالستیک ایران بحث خواهد شد.
۸ـ آمریکا حق دارد که توافق نهایی با ایران را بپذیرد یا آن را رد کند.
۹ـ دولت ایران با پولی که آمریکا داد، توانست به مردم فقیر کشورش سبد کالا بدهد.
۱۰ـ هرکشوری که در ارتباط با ایران تحریم‌ها را نادیده بگیرد، از سوی آمریکا مجازات می‌شود.
با توجه به موقعیت و نفوذ خانم وندی شرمن در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده و نقش وی در مذاکرات هسته‌ای، می‌توان سخنان و مواضع ایشان را، مواضع اصلی دولت اوباما در قبال جمهوری اسلامی تلقی کرد. این قبیل اظهارات، در واقع منویات دولت آمریکا را بیان می‌دارد. اگر چنین است که هست، به نظر می‌رسد که دستگاه دیپلماسی کشور و مجموعه دولت، باید این نوع اظهارات را جدی بگیرند. متأسفانه برخی از مقامات کشورمان در قبال این نوع یاوه‌گویی‌ها، با یک جمله کوتاه «این سخنان برای مصرف داخلی آمریکا است.» از دادن پاسخ‌های جدی، صریح و قاطع که در تراز جایگاه جمهوری اسلامی و عزت ملت ایران باشد به دلایل نامعلوم خودداری می‌کنند. به نظر می‌رسد که این نوع زبان‌‌درازی‌ها و یاوه‌گویی‌ها، با ادبیات و دیپلماسی لبخند دولت یازدهم، دارای ارتباط معنادار باشد. دولت از ابتدای تشکیل در برخورد با مسائل کشور، در حوزه سیاست داخلی و خارجی، به‌گونه‌ای موضع‌گیری کرد که آمریکایی‌ها دچار توهم شدند و پنداشتند، ایران در لبه پرتگاه قرار دارد و برای نجات چاره‌ای جز همراه شدن با ایالات متحده ندارد! ایجاد چنین تصویری از ایران برای آمریکایی‌های زیاده‌خواه و سلطه‌گر، بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی دولت کنونی است. ارائه چنین تصویری از کشور، دشمن را دچار اشتباه محاسباتی کرده و به سمت اینگونه رجزخوانی‌ها و یاوه‌گویی‌ها برده است.
این نوع تصویرپردازی از جمهوری‌اسلامی برای دشمن، در حالی است که کشور ایران برای عبور از اوضاع کنونی و حل‌ مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، دارای ظرفیت‌ها و استعدادهای فراوان است. انتظار این است که مقامات دولت جمهوری اسلامی، هر نوع رجزخوانی و اظهارنظر مقامات آمریکایی که با زبان و ادبیات تهدید همراه باشد را باید در همان سطح اظهارنظرکننده صریح و شفاف پاسخ بدهند.
مسئولان و به ویژه دست‌اندرکاران سیاست خارجی و موضوع هسته‌ای، باید با پاسخ‌های سنجیده و مدبرانه، صریح و شفاف، قاطع و کوبنده در تراز ملت ایران ظاهر شده و عزت، اقتدار و غرور ملی ایرانیان را در عرصه بین‌الملل حفظ کنند. اگر دولت و دستگاه دیپلماسی کشور، صریح و قاطع از برپایی مراسم اعطای جایزه ساخاروف در سفارت یونان در تهران به افراد فعال در فتنه ۸۸ جلوگیری می‌کرد و یا حداقل پس از وقوع این حادثه که شنیدن خبرش عرق شرم بر پیشانی می‌نشاند، آن را قاطعانه محکوم می‌کرد و با خاطیان برخورد می‌کرد، امروز خانم وندی شرمن اینگونه رجزخوانی نمی‌کرد و از آزاد کردن سران فتنه سخن به میان نمی‌آورد. اگر آقای ظریف با نگاه غیرکارشناسانه، قدرت دفاعی کشور را که در سطح بازدارندگی قرار دارد، کوچک و ناچیز نمی‌شمرد، امروز وندی شرمن از مذاکره درباره موشک‌های بالستیک ایران سخن به میان نمی‌آورد. اگر آقایان خزانه کشور را برخلاف واقعیت و صرف با یک نگاه سیاسی با هدف ضربه به رقیب، خالی معرفی نمی‌کردند، امروز خانم وندی شرمن سبد کالای دولت به مردم را، محصول لطف دولت آمریکا به آقای روحانی نمی‌پنداشت. آری باید این قبیل یاوه‌گویی‌های دشمن را جدی گرفت و متناسب با آن پاسخ داد. پاسخ جدی و قاطع به دشمن، آن را سر جایش می‌نشاند. البته ملت ایران در روز ۲۲ بهمن، با صلابت هر چه تمام، پاسخ این نوع رجزخوانی‌های مقامات آمریکایی را خواهند داد. انتظار آن است مسئولانی که به نمایندگی ملت، عهده‌دار مسئولیت‌هایی شده‌اند، در راستای تأمین منافع و عزت مردم، در برخورد با دشمن جدی و با صلابت باشند.

انتقادهای وارده بر کلیات لایحه بودجه ۹۳

 کلیات لایحه بودجه سال ۱۳۹۳ کشور با وجود مخالفت عمده کمیسیون برنامه بودجه مجلس شورای اسلامی تصویب شد. نمایندگان مجلس پس از شنیدن نظرات موافقان و مخالفان و همچنین اظهارات نوبخت، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی با ترکیب ۱۳۰ رأی موافق، ۵۹ رأی مخالف،‌۱۰ رأی ممتنع از مجموع ۲۰۹ نماینده به کلیات این لایحه رأی مثبت دادند. در ادامه برخی از ایرادات لایحه بودجه ۹۳ از دید کارشناسان و نمایندگان، برای توجه بیشتر به مشکلات این لایحه ذکر می‌شود.

بیشترین نگرانی در لایحه بودجه ۹۳ تبصره هدفمندی یارانه‌ها است که با تأخیر زیاد از سوی دولت به مجلس رسید. برهمین اساس بسیاری معتقدند که این تبصره مهم با شتابزدگی در کمیسیون تلفیق بررسی و تصویب شده است (مجلس به جزئیات این تبصره به دلیل محدودیت زمانی ورود نکرده است.) همچنین دولت در تبصره ۲۱ لایحه بودجه ۹۳ درخصوص هدفمندی یارانه‌ها، درآمد حاصل از اجرای این قانون در سال ۹۳ را ۶۳ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان تعیین کرد. براساس تبصره دولت، ۵۲ هزار میلیارد تومان از درآمد مذکور از محل اصلاح قیمت کالاها و خدمات به دست می‌آید و ۱۱ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان مربوط به یارانه نان، برق و سایر کالاها و خدمات خواهد بود. در این میان، تحقق رقم ۵۲ هزار میلیارد تومانی از محل اصلاح قیمت کالاها و خدمات، بحث‌های چالش‌برانگیزی را به همراه داشت، زیرا هم‌اکنون از محل اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، کالا و خدمات، دولت ۲۸ هزار میلیارد تومان درآمد کسب می‌کند و این به آن معناست که قیمت حامل‌های انرژی در سال ۹۳ باید به میزان دو برابر کنونی افزایش یابد!

همچنین درآمدهای پیش‌بینی شده در این لایحه مبهم است و تحقق آن بعضاًً امکان‌پذیر نیست. در خصوص درآمدهای نفتی، دولت نسبت به اوضاع و احوال آینده خوش‌بین است و این در حالی است که واقعاً چشم‌انداز تحریم‌ها روشن نیست و این یعنی اینکه چشم‌اندازها نباید متکی به آن باشد. دولت با رویکرد کاملاًً خوش‌بینانه میزان فروش نفت روزانه را یک میلیون و ۴۰۰ هزارتومان بشکه با احتساب میعانات گازی تعریف کرده است و قیمت هر بشکه نفت ۱۰۰ دلار محاسبه شده است.

تصمیم دولت در نحوه تقسیم اعتبار بخش عمرانی در لایحه بودجه ۹۳ رویکردی کاملاًً متفاوت نسبت به بودجه‌های پیشین این بخش در سال‌های گذشته دارد. مشکل تقسیم بودجه برمبنای درصد پیشرفت در لایحه این است که استان‌هایی که در سال‌های گذشته از جذب بودجه عمرانی برای احداث و همچنین پیشرفت پروژه‌ها محروم بوده‌اند و غالباًً استان‌های کمتر توسعه‌یافته و محروم کشور هستند در بودجه سال جاری نیز سهم ناچیزی از این بودجه عمرانی دارند. دولت برای رفع این مشکل می‌بایست علاوه بر این نوع تقسیم‌بندی، میزان حداقلی و حداکثری برخورداری استان‌ها از بودجه عمرانی را نیز لحاظ می‌کرد.

وجود تناقض‌ها در بودجه، مانند پیش‌بینی تورم ۲۵ درصدی و افزایش حقوق ۱۸ درصدی کارکنان دولت و همچنین افزایش ۵۰ درصدی درآمدهای مالیاتی در بودجه ۹۳ که خود باعث ایجاد آثار تورم‌زا در جامعه می‌شود. کسری بودجه شدید، رشد بی‌انضباطی مالی، افزایش احکام غیربودجه‌ای در لایحه و… برخی از انتقادات وارده بر لایحه بودجه ۹۳ است. با این حال «علی طیب‌نیا» وزیر امور اقتصاد و دارایی معتقد است که مجلس همکاری لازم را با دولت داشته و لایحه بودجه دولت به نحو مطلوب در کمیسیون تلفیق رسیدگی و کمترین انحراف و تغییر در آن ایجاد شده است و برخی تغییرات ایجاد شده هم در جهت مثبت بوده است.

استحکام برآمده از درون

 فرا رسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی یادآور بیداری و رشادت مردم شریف ایران اسلامی است که ۳۵ سال پیش در انقلابی خونین رژیم استبدادی و وابسته به غرب و معامله‌گر با شرق را با شعار نه شرقی ـ نه غربی سرنگون کردند و  با لبیک به مراد خویش حضرت امام خمینی(ره) با ۲/۹۸ درصد آرای جمهوری اسلامی رابرپا داشتند.

پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی که حاصل اقتدای یک ملت بزرگ به مکتب اسلامی، رهبری ولی‌فقیه و استقلال‌طلبی برابر قدرت‌های شرقی و غربی و مکاتب مادی بود، هیچ‌گاه بر ذائقه قدرت‌های سلطه‌جو، نظام‌های وابسته به آنها و گروه‌های سکولار و جریان‌های وابسته داخلی خوش نیامد و لذا از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی علم مخالفت با انقلاب اسلامی و مبارزه با آن را برافراشتند. جالب اینکه از همان بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون شعار دشمنان و ضدانقلاب فروپاشی و سقوط نظام جمهوری اسلامی در شش ماه یا یک سال آینده بوده که علت آن را هم عدم تطابق این نظام با استانداردهای جاری و مقبول در جامعه جهانی و در رأس آن، دینی بودن و مغایرت با سکولاریزم می‌دانسته‌اند که به گمان آنان چنین نظامی نمی‌تواند کارآمدی داشته و پاسخگوی نیازهای بشری در جهان امروز باشد.

جالب آنکه برخلاف این تلقی و توهم، مخالفان نظام از پای ننشسته و از هر گونه اقدام خصمانه علیه نظام اسلامی و مردم حامی آن فروگذار نکردند که شورش و جنگ مسلحانه گروهک‌های محارب انحرافی و وابسته، حمله نظامی آمریکا به صحرای طبس، جنگ تحمیلی عراق با حمایت تمامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای و کشورهای عربی وابسته به آمریکا در منطقه، تحریم و فشار اقتصادی و حتی تحریک جریانات خسته و مأیوس جدا شده از انقلاب اسلامی به فتنه‌گری علیه نظام، در رأس آن بوده است. اما برخلاف توطئه‌ها و ادعاهای مخالفان، نظام جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها فرونپاشید، بلکه در عین مبارزه و ایستادگی در برابر تمامی توطئه‌ها، فتنه‌ها و درگیری‌های سنگین، توانسته الگویی از پیشرفت اسلامی ـ ایرانی یا به عبارتی الگویی از استقلال و عدم وابستگی را به نمایش بگذارد و الهام‌بخش سایر ملت‌های خسته و بیزار از سلطه‌گری قدرت‌های استعماری باشد. به‌عبارتی سبب شد مردم سرافراز ایران اسلامی الگویی از ایستادگی و پیشرفت را رقم بزنند که گم شده ملت‌های تحت سلطه بوده و نه‌تنها فروپاشی نظام جمهوری اسلامی اتفاق نیفتاده است، بلکه پس از ۳۵ سال قدرت‌های بزرگ چاره‌ای جز به رسمیت شناختن قاطع آن و نشستن سر میز مذاکره ندارند. گرچه شاید هدف آنان مشابه همان اهداف جنگ و ستیز باشد، اما گویای شکست قاطع آنان در براندازی و ناچاری برای قبول واقعیت‌های مربوط به آن است. بی‌تردید همان‌گونه که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، سفارش فرموده تداوم انقلاب اسلامی در گرو حفظ و تکیه بر همان عوامل پیروزی است که عبارت است از حفظ وحدت و تکیه بر اسلام یا به عبارتی رهبری، ایدئولوژی و مردم.

در وضعیت فعلی که جمهوری اسلامی رویارویی جدید را در عرصه دیپلماسی تجربه می‌کند همین عوامل ارکان استحکام‌بخشی به قدرت درونی به حساب آمده و ضمانت‌بخش همان شعار بلند انقلاب اسلامی یعنی «نه شرقی ـ نه غربی، جمهوری اسلامی» است که باید با تکیه بر قدرت ملی تحقق یابد؛ قدرتی که نیازمند وحدت ملی و حفظ روحیه انقلابی نیز هست. یادمان نرود که جهت‌گیری انقلاب اسلامی نه‌تنها به سمت استبداد رژیم پهلوی بلکه علیه سلطه‌جویی قدرت‌های بیگانه نیز بوده است و لذا عزت برآمده از انقلاب اسلامی در مرحله پس از پیروزی در گرو استقامت در برابر سلطه‌جویی بیگانگان است؛ بیگانگانی که تلاش می‌کنند با تکرار تجارب جنگ سرد و انقلاب‌های رنگی و جنگ نرم مجدداً سلطه‌گری را اعاده نمایند. بنابراین فقط روحیه استکبارستیزی از جمله الزامات حفظ استقلال و عزت ملی در اوضاع امروز محسوب می‌شود که باید با چاشنی معنویت، عقلانیت و توکل تقویت و نهادینه شود. چراکه علت‌العلل همه دشمنی‌ها یک اصل است و آن هم اینکه انقلاب اسلامی این پیام را به دوست و دشمن داده که نه ظلم می‌کند و نه ظلم می‌پذیرد؛ «لاتَظلمون و لا تُظلمون»

آقای یونسی نماینده کدام دولتید؟!

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع بزرگ تقلید در دیدار اخیر آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور هشدارگونه درباره تحرکات قوم‌گرایانه برخی افراد منتسب به دولت موضع گرفت. هشداری که دغدغه و نگرانی بسیاری دیگر از دلسوزان انقلاب نیز هست. اما دلیل این نگرانی‌ها و دغدغه بزرگان و دلسوزان نظام در این‌خصوص چیست؟

وقوع انقلاب اسلامی که این روزها در سالگرد پیروزی آن به سر می‌بریم نقطه پایانی بود بر سال‌های سال تبعیض و سرکوب رژیم منحوس پهلوی و به‌ویژه، پایان تمام تبعیض‌ها و سرکوب‌های قومی و مذهبی در کشور. امروز به برکت انقلاب اسلامی تمام قومیت‌ها و مذاهب و ادیان رسمی در جمهوری اسلامی از حقوق برابر  برخوردارند و تمام اقدام و مذاهب کشور در سازمان‌ها، نهادها، مراکز دولتی، مجلس، شوراها و… حضور فعال و ملموس دارند و این در حالی است که برابر با گزارش خود مجامع حقوق بشری بین‌المللی، بسیاری از قبایل و اقوام و مذاهب گوناگون در کشورهای منطقه و حتی کشورهای مدعی حقوق بشری چون آمریکا، کانادا، استرالیا، انگلیس و… در بدترین شرایط تبعیض قومی و مذهبی به سر می‌برند. با این وجود و متأسفانه در کشورمان به‌ویژه در دوره اصلاحات و اخیراً هم در دولت یازدهم، برخی از وابستگان دولت اصلاحات که پست‌هایی نیز در دولت جدید دارند، هر از چند گاه بر طبل قوم‌گرایی و مذهب‌گرایی می‌کوبند و تا آنجا هم پیش رفتند که «نهاد اقوام و قومیت‌ها» را در نهاد ریاست‌جمهوری یازدهم راه‌اندازی کردند. هرچند که تأسیس این نهاد به نفسه و به‌خودی خود می‌تواند اقدام مثبتی باشد به شرط آنکه، مجریان آن به این بهانه، به دنبال استفاده سیاسی خود و جریان خاص خود از آن و به‌دنبال کسب مثلاً آرای اقوام و اقلیت‌های دینی در انتخابات نباشند. دغدغه و نگرانی بزرگانی چون آیت‌الله مکارم شیرازی و دیگر دلسوزان انقلاب هم دقیقاً به همین مسئله برمی‌گردد. از سویی، طرح برخی مسائل قومی و مذهبی، خود خطری برای امنیت ملی است، چراکه اظهارات القاگونه وجود تبعیض قومی و مذهبی در کشور سبب می‌شود که این ظن و گمان در برخی اقوام و اقلیت‌های مذهبی شکل گیرد که نظام در حق آنان تبعیض روا داشته و همین مسئله، خود، عاملی برای واگرایی در کشور است. سخنان اخیر آقای یونسی وزیر سابق اطلاعات دولت اصلاحات و دستیار ارشد آقای روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی در همین راستا ارزیابی می‌شود. آنجا که می‌گوید: مسائل مربوط به قومیت‌ها در هیچ جای کشور شدید و حاد نیست، البته برخی نگرانی‌ها در شرق کشور وجود دارد.»! و می‌افزاید: بلوچ‌های منطقه در برخی مواقع احساس می‌کنند بین آنها و سایر اقوام تبعیض شده است که این احساس تبعیض، مقداری القایی و بخشی نیز حقیقی است، اما دولت در حال حل این مشکل است.»! البته ما هم معتقدیم که بخشی از این احساس تبعیض، القایی است، اما از سوی همفکران اصلاح‌طلب آقای یونسی! درباره این ادعای ایشان هم که برخی نگرانی‌های تبعیضی در شرق کشور وجود دارد، باید گفت؛ خوب است آقای یونسی سفری به زاهدان داشته باشند. شهری که با وجود برابری جمعیت شیعیان و اهل سنت در آن،در اکثر مواقع نمایندگان این شهر در مجلس شورای اسلامی از برادران اهل سنت هستند، شورای شهر و شهرداری این شهر در دست برادران اهل سنت است. مساجد اهل سنت و حوزه‌های علمیه آنان ده‌ها برابر مساجد و حوزه‌های علمیه اهل تشیع است. برادران اهل سنت در تمام مراسم دینی و مذهبی خود آزادند، ازدواج و طلاق ایشان بر طبق فقه حنفی(مذهب بلوچ‌ها) انجام می‌گیرد و…

به‌نظر می‌رسد این سخنان آقای یونسی با توجه به مسئولیتش در دولت تدبیر و امید، هیچ سنخیتی با سیاست‌های دولت یازدهم نداشته باشد و این سخنان را می‌توان ادامه سیاست‌های قوم‌گرایانه اصلاح‌طلبان در دولت اصلاحات دانست. پس این دغدغه و نگرانی بزرگانی چون آیت‌آلله مکارم شیرازی از سخنان قوم‌گرایانه برخی اصلاح‌طلبان و از جمله ایشان، کاملاً بجاست و آقای یونسی باید پاسخ دهد که وی نماینده دولت اصلاحات است یا دولت تدبیر و امید؟!

علی اسماعیلی

نسخه متنی | ۶۳۶

صفحه اول

 

به همت بنیاد تعاون بسیج راه‌اندازی شد؛فاز اول بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص)در منطقه محروم بابائیان زاهدان

با حضوردکتر نوشادی، مدیرعامل بنیاد تعاون بسیج، فاز اول بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) به‌صورت دی‌کلینیک  در منطقه محروم بابائیان واقع در شمال شهر زاهدان به بهره‌برداری رسید.

به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، این مرکز درمانی شامل اورژانس، کلینیک‌های تخصصی (قلب، زنان، داخلی، اطفال و …)، آزمایشگاه، رادیولوژی، دندانپزشکی، آندوسکوپی و سونوگرافی در فضای ساختمانی (فیزیکی) به مساحت ۱۴۰۰ متر مربع افتتاح شد.

 این مرکز درمانی که از محل اعتبارات دفتر مقام معظم رهبری با عرصه ۶۱۰۰ متر زمین و ۲۷۰۰ متر اعیان در دو طبقه در سال۷۰ مورد بهره‌برداری قرار گرفته بود و پس از مدت کوتاهی، غیرفعال شده بود، پس از گذشت ۲۲ سال، با هدف تحقق تدبیر مقام معظم رهبری در خدمت‌رسانی به مناطق محروم، با همت بنیاد تعاون بسیج و موسسه تأمین درمان کشور و حمایت و همکاری نماینده ولی‌فقیه در استان سیستان‌وبلوچستان، پس از واگذاری ۹۹ ساله فضای فیزیکی برای مرکز درمانی در ازای پرداخت بدهی این مجموعه به بانک صادرات در پایان مهرماه به سرپرستی درمان استان تحویل شد که از محل منابع استانی، تجهیز شد و به بهره‌برداری رسید. در مراسم افتتاحیه این مرکز درمانی آیت‌الله سلیمانی، نماینده ولی‌فقیه در استان، دکتر نوشادی مدیر عامل بنیاد تعاون بسیج و مدیران عامل موسسات تحت امر بنیاد تعاون، فرمانده سپاه سلمان و جمعی از مسئولان محلی و معتمدان منطقه حضور داشتند.

بنابرهمین گزارش در این مراسم، دکتر نوشادی ضمن بیان گزارشی از پیشینه این مرکز، از زحمات همکاران بنیاد تعاون بسیج در راه‌اندازی این مرکز درمانی تقدیر و تشکر کرد.

 در ادامه مراسم، آیت‌الله سلیمانی، نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه زاهدان، ضمن تقدیر از عملکرد بنیاد تعاون بسیج در راه‌اندازی این مرکز درمانی در منطقه محروم بابائیان باوجود سکونت بیش از دویست هزار نفر جمعیت اظهار داشت: در زمان انتصاب اینجانب از طرف مقام معظم رهبری به نمایندگی خود در استان، یکی از سه موضوع مورد مطالبه از طرف معظم‌له، بهره‌برداری از این مرکز درمانی بود که پس از ده سال این مهم محقق شد که سبب خرسندی و خوشحالی برای اینجانب و همچنین مجموعه  بنیاد تعاون بسیج است.

گفتنی است؛ اعتبار تکمیل و احداث و تجهیز فاز دوم این بیمارستان ۳۲ تختخوابی از طرف بنیاد تعاون بسیج تأمین شده است و قرار است فاز دوم این بیمارستان در اواسط سال آینده به بهره‌برداری برسد.

 

بیانیه‌کانون بازنشستگان سپاه به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

‌کانون بازنشستگان سپاه به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بیانیه‌ای منتشر کرد.

متن این بیانیه به این شرح است: دهه فجر سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزش‌های اسلامی، رویش انقلاب خطیر و خیره‌کننده، زایش استقلال و آزادی و مقطع رهایی ملت ایران، رویدادی تاریخی است که گذشته را از آینده جدا ساخت. در دهه فجر، شکوه اقتدار و عظمت الهی در ایران اسلامی جلوه کرد و اسلام ناب محمدی(ص) حیاتی دوباره یافت. این دهه در تاریخ ایران نقطه‌ای بی‌مانند به شمار می‌رود که تا پیش از آن رابطه مردم و حاکمیت رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود و پادشاهان احساس می‌کردند فاتحانی هستند که بر مردم غلبه یافته‌اند. معمار کبیر انقلاب اسلامی با نفس مسیحایی خود بدون هیچ ملاحظه‌ای از بالاترین قدرت‌های سیاسی و استکباری به عنوان مصلح دینی و ابرمرد تاریخ یکصدساله اخیر، توانست رژیم ستمشاهی پهلوی را که از سوی همه قدرت‌ها و مرتجعان عربی حمایت می‌شد، از اریکه قدرت ساقط نماید و با شعار نه شرقی و نه غربی، مهر باطلی بر نظام دوقطبی جهانی زده و نقطه عطفی در تاریخ ایران به‌وجود آورد.

به شکرانه توفیق و به پاس حق‌شناسی و به رسم قدردانی از بارگاه الهی، این درخشش زیبای ستاره درخشان، مهتاب تابان و خورشید فروزان ایران، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و ظهور و بروز انقلاب و آزادی که نویدبخش سپیده فجر و دیدار یار است را سپاس می‌گوییم.

جامعه بازنشستگان سپاه ضمن عرض تبریک و تهنیت ایام‌الله دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی به امت شهیدپرور ایران اسلامی به‌ویژه اعضای وابسته سپاه و خانواده‌های مکرم آنان بر خود تکلیف می‌داند همچنان از میراث گرانبهای آن امام همام و راحل‌مان با تمام توان دفاع کرده و بنا به وصیت ایشان، در همه صحنه‌های انقلاب اسلامی که راه‌پیمایی ۲۲ بهمن از جمله عظیم‌ترن آنهاست شرکت فعال داشته باشند.

وعده دیدار عاشقان ولایت، راه‌پیمایی ۲۲ بهمن. 

 

 

 

سرمقاله

گفتمان انقلاب اسلامی

فرا رسیدن سی‌وپنجمین سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ایام‌الله دهه مبارک فجر، فرصت مغتنمی برای بازخوانی این انقلاب بزرگ است. انقلاب اسلامی را می‌توان از زوایای مختلف و ابعاد و مولفه‌های گوناگونش مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد. گفتمان انقلاب اسلامی از جمله بعدی از انقلاب است که تبیین و تشریح آن واجد اهمیت بوده و از ضرورت بالایی برخوردار است. هر انقلابی دارای گفتمان خاص خود می‌باشد و انقلاب اسلامی نیز از این امر مستثنی نیست. با توجه به گفتمان هر انقلاب، می‌توان به مبانی، اصول، آرمان و اهداف آن انقلاب پی برد. حیات و مرگ هر انقلابی، به سرزندگی، پویایی و میرایی گفتمانش پیوند خورده است. گفتمان هر انقلاب، شاخص مهمی برای سنجش وضعیت هر انقلاب از حیث در مسیر بودن یا خارج شدن از مسیر، تحقق اهداف یا ناکامی در نیل به اهداف، حرکت به سمت آرمان یا زاویه گرفتن از آن است. به عبارت دیگر، گفتمان هر انقلاب، شاخص مهم و چراغ راهنمای اصلی برای نیروهای هوادار آن انقلاب است. از این‌رو، شناخت و توجه مستمر به گفتمان انقلاب اسلامی، برای جبهه هواداران این انقلاب در سراسر جهان و به‌ویژه در ایران، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. در این یادداشت به اختصار انقلاب اسلامی از بعد گفتمانی بررسی می‌شود.

گفتمان دارای معانی مختلف است. گفتمان از نظر لغوی به معنای سخن و مقال است و در اصطلاح به معنای نظم گفتار یا سخن غالب یا مضمون اصلی اندیشه‌ای حاکم بر هر دوره تاریخ است. بر این اساس می‌توان گفت اسلام، مسیحیت، لیبرالیسم و سوسیالیسم، هریک نوعی گفتمان هستند که در دوره‌ای ظهور کرده و دارای فراز و فرودهایی بوده‌اند. هر جامعه، متشکل از مجموعه‌ای از گفتمان‌ها بوده و پدیده‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در درون این گفتمان‌ها شکل گرفته و معنا پیدا می‌کند. گفتمان‌ها نیز خود، مجموعه‌ای از گزاره‌ها هستند و در میان این گزاره‌ها، یک گزاره به عنوان دال مرکزی و در هسته قرار دارد و دیگر گزاره‌ها در اطراف دال مرکزی حلقه زده‌اند. بنابراین هر گفتمانی یک نظام معنایی است و در هر جامعه، میان گفتمان‌ها بر سر خلق معنا، همواره رقابت، نزاع و کشمکش وجود دارد. هر گفتمان با برجسته کردن خود از طریق خلق و تولید خرده گفتمان‌ها و یا زیر گفتمان‌ها، تلاش می‌کند به تمام پدیده‌ها و امور، معنای متناسب با دال مرکزی خود بخشیده و گفتمان‌های رقیب، مخالف و پاد گفتمان‌ها را طرد یا کم‌رنگ ساخته و به گفتمان غالب در جامعه تبدیل شده و تسلط خود را در گذر زمان حفظ کند. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان گفتمان را اینگونه تعریف کرد: «نظام معنایی است که موجب ارتباط و دسترسی فرد و جامعه به جهان خارج می‌شود و در معنای اجتماعی، همان نظام معنایی مسلط اجتماعی است که سازنده و شکل‌دهنده به دغدغه‌ها، مطالبات و اولویت‌های عموم یا اکثریت مردم است. مسائل و پدیده‌ها از دریچه این نظام معنایی هم فهم می‌شود و هم بر اساس آن، کنش‌ها و واکنش‌ها صورت و جهت گرفته و مورد قضاوت و داوری قرار می‌گیرد.»

با توجه به تعریف گفتمان و برخورداری هر انقلابی از یک گفتمان، می‌توان شاخص‌ها و ویژگی‌های عمده «گفتمان انقلاب اسلامی» را در محورهای زیر برشمرد:

۱ـ اسلام ناب محمدی(ص)

در انقلاب اسلامی از سوی حضرت امام خمینی(ره)، «اسلام ناب محمدی (ص)» احیا شد و قرائت‌های نادرست از اسلام، تحت عنوان کلی «اسلام آمریکایی» منزوی شد. اسلام ناب محمدی(ص) یعنی اسلام سیاسی، اسلام انقلابی، اسلام جهاد و مبارزه، اسلام شریعت محور.

۲ـ ولایت فقیه

حاکمیت اسلام سیاسی و اسلام شریعت‌محور در دوره غیبت، با ولایت‌فقیه تحقق می‌یابد. ولایت‌فقیه، ولایتش در گفتمان انقلاب اسلامی، همان ولایت رسول‌الله(ص) بوده و این ولایت مطلقه و در طول ولایت الهی قرار دارد و تبعیت از آن بر مؤمنین واجب است.

۳ـ توجه به سعادت و کرامت انسانی

در گفتمان انقلاب اسلامی، سعادت و کرامت انسانی به عنوان یک آرمان تلقی شده و همه تلاش‌ها باید در راستای زمینه‌سازی و بسترسازی برای تأمین سعادت و کرامت انسان‌ها باشد. تأمین سعادت دنیوی و کمال اخروی انسان، مهم‌ترین هدف دین بوده و در گفتمان انقلاب اسلامی، این امر یک هدف راهبردی به حساب می‌آید.

۴ـ عدالت‌طلبی

عدالت‌خواهی، مبارزه با فساد، تبعیض و بی‌عدالتی از ویژگی‌های مهم گفتمان انقلاب اسلامی است.

۵ـ مردم سالاری دینی

در گفتمان انقلاب اسلامی، مردم تعیین‌کننده و تحقق بخش آرمان انقلاب و اهداف آن بوده و با حضور دائمی مردم در صحنه می‌توان به اهداف رسید.

۶ـ استکبارستیزی و حمایت از مستضعفان

یکی از ویژگی‌ها و شاخصه‌های مهم گفتمان انقلاب اسلامی، استکبارستیزی از یک طرف و حمایت از محرومان و مستضعفان جهان از طرف دیگر است. کلام حضرت حق که فرمود: «لاتَظلِمونَ و لاتُظلَمون»  و کلام معصوم(علیه‌السلام) که فرمودند: «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً…»، مبنای این سیاست و رویکرد است. ایستادگی در مقابل آمریکا به عنوان محور نظام سلطه و نماد استکبار از یک طرف و حمایت از ملت مظلوم فلسطین از طرف دیگر، ناشی از همین ویژگی گفتمان انقلاب اسلامی است.

۷ـ استقلال و عزت‌طلبی

در نظام سلطه‌گری و سلطه‌پذیری حاکم بر جهان، گفتمان انقلاب اسلامی، بر استقلال همه‌جانبه سیاسی و فرهنگی توأم با خوداتکایی اقتصادی و پیشرفت علمی به عنوان عوامل اصلی تأمین امنیت و عزت ملی تأکید دارد.

۸ـ تأکید بر مصالح اسلامی و منافع ملی به صورت توأمان، صدور انقلاب، تشکیل بسیج جهانی اسلام و تلاش برای وحدت امت اسلامی با هدف ایجاد تمدن اسلامی از دیگر ویژگی‌های گفتمان انقلاب اسلامی است.

یدالله جوانی

 

یادداشت

آقای یونسی نماینده کدام دولتید؟!

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع بزرگ تقلید در دیدار اخیر آقای جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور هشدارگونه درباره تحرکات قوم‌گرایانه برخی افراد منتسب به دولت موضع گرفت. هشداری که دغدغه و نگرانی بسیاری دیگر از دلسوزان انقلاب نیز هست. اما دلیل این نگرانی‌ها و دغدغه بزرگان و دلسوزان نظام در این‌خصوص چیست؟

وقوع انقلاب اسلامی که این روزها در سالگرد پیروزی آن به سر می‌بریم نقطه پایانی بود بر سال‌های سال تبعیض و سرکوب رژیم منحوس پهلوی و به‌ویژه، پایان تمام تبعیض‌ها و سرکوب‌های قومی و مذهبی در کشور. امروز به برکت انقلاب اسلامی تمام قومیت‌ها و مذاهب و ادیان رسمی در جمهوری اسلامی از حقوق برابر  برخوردارند و تمام اقدام و مذاهب کشور در سازمان‌ها، نهادها، مراکز دولتی، مجلس، شوراها و… حضور فعال و ملموس دارند و این در حالی است که برابر با گزارش خود مجامع حقوق بشری بین‌المللی، بسیاری از قبایل و اقوام و مذاهب گوناگون در کشورهای منطقه و حتی کشورهای مدعی حقوق بشری چون آمریکا، کانادا، استرالیا، انگلیس و… در بدترین شرایط تبعیض قومی و مذهبی به سر می‌برند. با این وجود و متأسفانه در کشورمان به‌ویژه در دوره اصلاحات و اخیراً هم در دولت یازدهم، برخی از وابستگان دولت اصلاحات که پست‌هایی نیز در دولت جدید دارند، هر از چند گاه بر طبل قوم‌گرایی و مذهب‌گرایی می‌کوبند و تا آنجا هم پیش رفتند که «نهاد اقوام و قومیت‌ها» را در نهاد ریاست‌جمهوری یازدهم راه‌اندازی کردند. هرچند که تأسیس این نهاد به نفسه و به‌خودی خود می‌تواند اقدام مثبتی باشد به شرط آنکه، مجریان آن به این بهانه، به دنبال استفاده سیاسی خود و جریان خاص خود از آن و به‌دنبال کسب مثلاً آرای اقوام و اقلیت‌های دینی در انتخابات نباشند. دغدغه و نگرانی بزرگانی چون آیت‌الله مکارم شیرازی و دیگر دلسوزان انقلاب هم دقیقاً به همین مسئله برمی‌گردد. از سویی، طرح برخی مسائل قومی و مذهبی، خود خطری برای امنیت ملی است، چراکه اظهارات القاگونه وجود تبعیض قومی و مذهبی در کشور سبب می‌شود که این ظن و گمان در برخی اقوام و اقلیت‌های مذهبی شکل گیرد که نظام در حق آنان تبعیض روا داشته و همین مسئله، خود، عاملی برای واگرایی در کشور است. سخنان اخیر آقای یونسی وزیر سابق اطلاعات دولت اصلاحات و دستیار ارشد آقای روحانی در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی در همین راستا ارزیابی می‌شود. آنجا که می‌گوید: مسائل مربوط به قومیت‌ها در هیچ جای کشور شدید و حاد نیست، البته برخی نگرانی‌ها در شرق کشور وجود دارد.»! و می‌افزاید: بلوچ‌های منطقه در برخی مواقع احساس می‌کنند بین آنها و سایر اقوام تبعیض شده است که این احساس تبعیض، مقداری القایی و بخشی نیز حقیقی است، اما دولت در حال حل این مشکل است.»! البته ما هم معتقدیم که بخشی از این احساس تبعیض، القایی است، اما از سوی همفکران اصلاح‌طلب آقای یونسی! درباره این ادعای ایشان هم که برخی نگرانی‌های تبعیضی در شرق کشور وجود دارد، باید گفت؛ خوب است آقای یونسی سفری به زاهدان داشته باشند. شهری که با وجود برابری جمعیت شیعیان و اهل سنت در آن،در اکثر مواقع نمایندگان این شهر در مجلس شورای اسلامی از برادران اهل سنت هستند، شورای شهر و شهرداری این شهر در دست برادران اهل سنت است. مساجد اهل سنت و حوزه‌های علمیه آنان ده‌ها برابر مساجد و حوزه‌های علمیه اهل تشیع است. برادران اهل سنت در تمام مراسم دینی و مذهبی خود آزادند، ازدواج و طلاق ایشان بر طبق فقه حنفی(مذهب بلوچ‌ها) انجام می‌گیرد و…

به‌نظر می‌رسد این سخنان آقای یونسی با توجه به مسئولیتش در دولت تدبیر و امید، هیچ سنخیتی با سیاست‌های دولت یازدهم نداشته باشد و این سخنان را می‌توان ادامه سیاست‌های قوم‌گرایانه اصلاح‌طلبان در دولت اصلاحات دانست. پس این دغدغه و نگرانی بزرگانی چون آیت‌آلله مکارم شیرازی از سخنان قوم‌گرایانه برخی اصلاح‌طلبان و از جمله ایشان، کاملاً بجاست و آقای یونسی باید پاسخ دهد که وی نماینده دولت اصلاحات است یا دولت تدبیر و امید؟!

علی اسماعیلی

 

 

نسخه متنی | ۶۳۵

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

درباره کُری‌خوانی‌های کَری
در روزهای اخیر ملت ایران و دیگر جهانیان، شاهد کُری‌‌خوانی‌های کَری و دیگر مقامات آمریکا در قبال جمهوری اسلامی بودند. وزیر امور خارجه آمریکا در آخرین اظهاراتش در قبال ایران، مجدداً از حربه نخ‌نمای «تهدید نظامی» استفاده کرد. وی در مصاحبه با شبکه العربیه، بار دیگر تهدید کرد در صورتی که ایران به توافق هسته‌ای پایبند نباشد و آن را نقض کند، گزینه نظامی فوراً باز خواهد گشت! جان کری در این گفت‌وگو، ضمن طرح اتهاماتی علیه ایران، سوریه و حزب‌الله لبنان، مدعی شد کشورهای خاورمیانه پس از توافق هسته‌ای با ایران، امن‌تر شده‌اند! پیش از این جان کری در مصاحبه با شبکه ای‌بی‌سی، منظورش از پایبندی ایران به توافق هسته‌ای را براساس نیات دولت آمریکا بیان کرده بود. وزیر امور خارجه آمریکا در این مصاحبه که در اواخر آذرماه انجام شده، با صراحت می‌گوید در دور بعدی مذاکرات با ایران، بر سر برچیده شدن تأسیسات هسته‌ای ایران مذاکره خواهیم کرد. وی در این مذاکره برخلاف اظهارات مقامات ایران مبنی بر پذیرفته‌شدن حق غنی‌سازی ایران در توافقنامه ژنو، می‌گوید: «هیچ حق غنی‌سازی وجود ندارد. ما حق غنی‌سازی را به رسمیت نمی‌شناسیم.» پس از تهدید ایران از سوی کری، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به اظهارات دکتر ظریف مبنی بر اینکه در توافقنامه ژنو هیچ سخنی از «برچیده شدن» تأسیسات هسته‌ای ایران به میان نیامده، اعلام داشت موضوع «برچیده شدن» تأسیسات هسته‌ای ایران در مذاکرات و توافق جامع و نهایی مطرح خواهد شد!
درخصوص این نوع اظهارات مقامات دولت آمریکا در قبال ایران و فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، گفتنی‌های فراوان برای مردم ایران، مردم جهان، دولتمردان آمریکا و همچنین دولتمردان کشورمان در دولت یازدهم وجود دارد.
باتوجه به ضرورت رعایت اختصار، فقط به چند نکته اشاره می‌شود:
۱ـ این نوع اظهارات مقامات آمریکایی در قبال ایران با برداشت‌های خاص از متن توافقنامه ژنو، فقط و فقط بر بلندای دیوار بی‌اعتمادی مردم ایران نسبت به دولت ایالات متحده می‌افزاید. مردم ایران با این نوع رفتارها، به حقانیت مواضع رهبر فرزانه خویش بیشتر رهنمون می‌شوند که فرمودند: «آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند.»
۲ـ تفسیرهای خاص آمریکایی‌ها از توافقنامه، دیگر دولت‌ها و ملت‌های جهان را هوشیارتر می‌کند. اکنون بسیاری از ملت‌ها به این نکته می‌اندیشند که در هر توافقی که یک طرف آن آمریکایی‌ها باشند، باید هوشیار بود، زیراکه آمریکایی‌های زیاده‌خواه و سلطه‌طلب، برای رسیدن به منافع خود، نه‌تنها به هیچ معاهده بین‌المللی پایبند نیستند، بلکه با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی، از طریق حیله و فریب به‌دنبال کلاهبرداری هستند.
۳ـ مقامات آمریکایی باید بدانند در موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی، با یک ملت هفتادمیلیونی روبه‌رو هستند. این یک اشتباه راهبردی خواهد بود که آنان تصور کنند در بحث هسته‌ای ایران، با یک حزب سیاسی و یا یک دولت مواجهند. موضوع هسته‌ای در ایران، به یک امر ملی تبدیل شده و با غرور ایرانیان پیوند خورده است. ملی شدن موضوع هسته‌ای در ایران، به‌گونه‌ای است که هیچ‌کس قادر به معامله بر سر آن نیست.
درباره کَُری‌خوانی‌های کَری
ادامه از صفحه اول
ریشه‌های درخت هسته‌ای ایران، با خون شهدای هسته‌ای آبیاری شده و این خون‌های پاک که خون غیرت و مردانگی یک ملت است، اکنون در رگ‌های تمامی ایرانیان و به‌ویژه جوانان ایرانی با هر گرایش و سلیقه‌ای جاری است. این خون‌ها، هرگز اجازه نمی‌دهد شاخ و برگ‌های درخت تناور هسته‌ای ایران پژمرده گردد.
۴ـ تکرار تهدیدات نظامی آمریکا علیه ملت ایران جز بی‌اعتبارساختن «عنصر تهدید» ایالات متحده در جهان، هیچ نتیجه دیگری در پی نخواهد داشت. آمریکایی‌ها سخت در اشتباه خواهند بود اگر تصور کنند با این قبیل تهدیدات، بر روحیه، اراده و تصمیم رهبر انقلاب، دولتمردان جمهوری اسلامی و ملت ایران مبنی بر ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های‌شان می‌توانند تأثیر بگذارند. تهدیدات آمریکا علیه ملت ایران، نه‌تنها تزلزلی در عزم و اراده ایرانیان ایجاد نخواهد کرد، بلکه مردم مسلمان و انقلابی را در پیمودن راه عزت و اعتلای کشور، استوارتر و محکم‌تر خواهد ساخت.
۵ـ آمریکایی‌ها بیش از هر کس دیگری می‌دانند که گزینه نظامی آنها از مدت‌ها قبل دچار زنگ‌زدگی شده و کارایی خود را از دست داده است. ملت ایران از تهدیدات نظامی آمریکا در سال‌های گذشته و به‌ویژه پس از حمله ارتش این کشور به افغانستان که غرور پیروزی برای دولتمردان ایالات متحده در پی داشت، هرگز دچار هراس نشدند، حال که این ملت انقلاب طی دوازده سال گذشته شاهد فرو ریختن قدرت نظامی آمریکا در افغانستان و عراق بوده و از طرفی هم قدرت نظامی رژیم صهیونیستی را در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه محک زده، بر چه مبنایی با این قبیل تهدیدات می‌خواهند آن را بترسانند؟ آمریکایی‌ها باید بدانند اشتباه محاسباتی آنان در قبال ملت ایران در استفاده احتمالی از گزینه نظامی، آخرین اشتباه این امپراطوری فرو ریخته خواهد بود.
۶ـ و آخرین نکته خطاب به مقامات ایرانی در دولت یازدهم است. تأمل در مواضع دولتمردان آمریکا و رجزخوانی آنها علیه ملت ایران پس از توافق ژنو که با لبخندهای طرفین صورت پذیرفت، حقانیت کلام الهی را آشکارتر ساخت که فرمود: «و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم» (آیه ۱۲۰، سوره بقره) خداوند می‌فرماید: «هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا به طور کامل تسلیم خواسته‌های آنان شوی و از آیین آنان پیروی کنی.» عجیب آن است که وقتی خداوند ماهیت دشمنان اسلام و مسلمین را این‌گونه افشا می‌نماید، چگونه عده‌ای تصور می‌کنند با دیپلماسی لبخند می‌توان ماهیت دشمن را عوض کرد!
یدالله جوانی


یادداشت
رسول سنایی راد

اقتصاد مقاومتی پایه‌ای از ساخت درونی قدرت
دکتر حسن روحانی، در دیدار با جمعی از مدیران ارشد جراید و رسانه‌های بین‌المللی در حاشیه اجلاس داووس، در پاسخ به این پرسش که آیا دولت شما مطالعه کرده است که تأثیر رفع تحریم‌ها در بهبود اوضاع اقتصادی شما چقدر است؟ گفت: «ما در شرایط تحریم در دولت جدید توانستیم رشد اقتصادی منفی حدود شش درصد را کاهش دهیم و آن را تا پایان سال به نقطه صفر می‌رسانیم و این در حالی است که تحریم‌ها هنوز از بین نرفته و لغو نشده است. پیش‌بینی‌های ما بر این است که ما در طول چهار سال آینده به رشد هفت درصدی در اقتصاد برسیم که البته اگر تحریم‌ها برداشته شود، این رقم بیشتر نیز خواهد شد.»
رئیس‌جمهور ایران اسلامی همچنین گفت: «ما در ایران، تمامی برنامه‌های خود را تحت قالبی به‌عنوان اقتصاد مقاومتی انجام می‌دهیم و مطابق آن عمل می‌کنیم.»
تأکید بر اقتصاد مقاومتی به‌عنوان راهبردی برای خنثی‌سازی نقش تحریم‌ها و مقابله با فشار اقتصادی را می‌توان نشانه توجه و هوشمندی دکتر روحانی در عرصه دیپلماسی عمومی دانست که می‌تواند این پیام‌ها را برای تحریم‌کنندگان داشته باشد:
۱ـ کشور ایران اسلامی با تکیه بر ظرفیت‌ها و منابع داخلی در دوران تحریم نیز قادر به ادامه پیشرفت بوده است و تحریم نتوانسته مانع پیشرفت آن باشد.
۲ـ تأکید بر مذاکره و تجدیدنظر در مناسبات سیاسی و اقتصادی نه از روی استیصال و نیاز، بلکه برخاسته از اصل تعامل و برای شکل‌دهی به مناسبات و روابطی است که منافع طرفین را تأمین کند.
۳ـ جمهوری اسلامی با واقع‌بینی و شناخت ماهیت استکباری و فرصت‌طلبانه تحریم‌کنندگان، منتظر اقدامات عملی آنان نمانده و با طراحی برنامه‌ها در قالب اقتصاد مقاومتی، شرایط اداره کشور را در عین ادامه تحریم‌ها فراهم ساخته تا مجبور به فدا کردن عزت و غرور ملی نباشد.
در عین حال اشاره دکتر روحانی به اینکه تحریم‌ها در این مسیر بی‌تأثیر نیست و اگر برداشته شود، نرخ رشد و پیشرفت بیشتر خواهد شد، تأکیدی بر واقع‌گرایی و اجتناب از نگاه خیال‌پردازانه و شعاری به حساب می‌آید.
واقعیت این است که در ادامه مذاکرات هسته‌ای و اجرای توافقات، متأسفانه طرح برخی ادعاها و مسائل به‌صورت نسنجیده، کشورهای حریف و دشمن را به این اشتباه محاسباتی انداخته است که جمهوری اسلامی ایران در حالت استیصال قرار گرفته و مذاکره را از روی نیاز و تحت تأثیر فشار ناشی از تحریم دنبال می‌کند. همین اشتباه محاسباتی است که تحریم‌کنندگان را به ادامه و حتی تشدید تحریم‌ها برای امتیازگیری و بالاتر از آن تحمیل اراده زورگویانه و غیرمنطقی خود تشویق می‌کند که اقدام سناتورهای آمریکایی برای طرح تحریم‌های جدید و ادعای بی‌شرمانه سخنگوی کاخ سفید مبنی بر اینکه ایران در توافق نهایی باید بخش‌های مهمی از زیرساخت‌های هسته‌ای خود را برچیند، نشانه‌های این اشتباه محاسباتی طرف آمریکایی به حساب می‌آید. بنابراین در شرایطی که با طرف‌های قدرت‌محور مواجه هستیم، تأکید بر اقتصاد مقاومتی و بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و منابع داخلی برای اداره کشور و پیشرفت، موضعی هوشمندانه برای دفاع از عزت و تصحیح اشتباه محاسباتی حریف به حساب می‌آید که البته بالاتر از سخن و نظر نیازمند عمل و پیاده‌سازی نیز است.
اقتصاد مقاومتی که بر مبنای حفظ پیشرفت کشور در هر شرایطی از جمله شرایط تحریم با تکیه بر ظرفیت‌ها و منابع داخلی است، تنها مسیر عبور عزتمندانه از موانعی است که براساس رقابت‌ها و دشمنی‌های کشورهای رقیب یا حریف و دشمن پیش ‌روی مردم شریف ایران اسلامی گذاشته یا می‌گذارند که اگر تاکنون عملیاتی می‌شد، نه‌تنها نرخ رشد منفی بی‌معنی بود، بلکه دشمنان را در به‌کارگیری و ادامه تحریم‌ها مجاب می‌ساخت. اقتصاد مقاومتی را باید به یک باور عمومی تبدیل کرد و برای ناامید ساختن حریفان قدرت‌محور آن را یکی از پایه‌های استحکام‌بخشی به ساخت درونی قدرت و افزایش قدرت ملی قرار داد.


 

صفحه ۲ سیاسی

 

 

امام خامنه‌ای در خجسته سالروز میلاد حضرت محمد مصطفی(ص) و حضرت امام صادق (ع)
وحدت، مهم‌ترین مسئله امروز دنیای اسلام است

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در خجسته سالروز میلاد تاریخ‌سازِ نبی مکرم اسلام و ولادت پربرکت امام صادق (ع) در دیدار «جمعی از مسئولان کشور، میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی و گروه‌هایی از مردم»، با دعوت از جهان اسلام برای برآورده ساختن انتظارات پیامبر خاتم، تأکید کردند: امروز مهم‌ترین مسئله دنیای اسلام، وحدت است و با وجود همه توطئه‌ها، آینده امت اسلامی در پرتو «وحدت، آگاهی و بیداری اسلامی»، درخشان و نویدبخش خواهد بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تبریک عید سعید میلاد پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی(ص) و ولادت پربرکت امام جعفر صادق(ع)، «آزادی از تصورات و اوهام» و سپس تلاش برای «آزادی از ظلم و ستم حکومت‌های مستبد و ایجاد حکومت عادلانه» را دو روش اساسی اسلام برای آزادی بشر برشمردند و افزودند: ملت‌های مسلمان باید با ایجاد آزادی درونی و فکری، تلاش کنند با دستیابی به «استقلال سیاسی، استقرار حکومت‌های مردمی، برپایی مردم‌سالاری دینی و حرکت براساس شریعت اسلام»، خود را به آزادی مورد نظر اسلام عزیز برسانند.
ایشان، توطئه‌ها و تحرکات دشمنان اسلام برای جلوگیری از آزادی حقیقی و سعادت امت اسلامی را پیچیده و چندبعدی خواندند و خاطرنشان کردند: ایجاد اختلاف میان مسلمانان، محور اساسی ترفندهای استکبار است.
معظم‌له تلاش ۶۵ ساله برای فراموش شدن مسئله فلسطین و تحمیل وجود رژیم جعلی، جنایتکار و غاصب صهیونیستی بر ملت‌های مسلمان را، نمونه‌ای از تلاش‌های مستبدانه آمریکا و دیگر زورگویان جهانی خواندند و افزودند: جنگ‌های ۳۳ روزه لبنان، ۲۲ روزه و ۸ روزه غزه نشان داد به‌جز برخی دولت‌ها که عملاً حافظ منافع بیگانگان شده‌اند، ملت‌های مسلمان با هوشیاری، هویت و موجودیت فلسطین را حفظ کرده و به رژیم صهیونیستی و حامیانش سیلی می‌زنند.
هشدار نسبت به ترویج تفکرات تکفیری و افراطی
رهبر معظم انقلاب در نگاهی کلان به مسائل جهان اسلام، غافل کردن امت اسلامی از مسئله فلسطین را از جمله اهداف مهم دشمنان اسلام در به راه انداختن جنگ‌های داخلی، دامن زدن به اختلاف و ترویج تفکرات تکفیری و افراطی برشمردند.
ایشان با ابراز تأسف عمیق افزودند: عده‌ای تکفیری به‌جای توجه به رژیم خبیث صهیونیستی، به اسم اسلام و شریعت، اکثر مسلمانان را تکفیر می‌کنند و زمینه‌ساز جنگ و خشونت و اختلاف می‌شوند و به همین علت، وجود این جریان تکفیری، مژده‌ای برای دشمنان اسلام است.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به آیه شریفه «اَشدّاء علیَ الکُفّارِ رُحَماء بَینَهُم» افزودند: جریان تکفیری، این دستور صریح پروردگار را نادیده می‌گیرد و با تقسیم مسلمانان به «مسلمان و کافر»، آنها را به جان هم می‌اندازد.
ایشان سؤال کردند: با این وضع آیا کسی می‌تواند تردید کند که وجود این جریان و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از آن، کار دستگاه‌های امنیتی و خبیث دولت‌های استکباری و دست‌نشاندگان آنها نیست؟
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با توجه به این واقعیات، جریان تکفیری را خطری بزرگ برای دنیای اسلام برشمردند و با توصیه به کشورهای اسلامی برای مراقبت و هوشیاری کامل، افزودند: متأسفانه برخی دولت‌های مسلمان، به عواقب حمایت از این جریان بی‌توجهند و نمی‌فهمند که این آتش، دامن همه آنها را هم خواهد گرفت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، تشدید اختلافات میان شیعه و سنی و افزایش درگیری‌های داخلی ملت‌های مسلمان در سه چهار سال اخیر را عکس‌العمل ستمگران جهانی در مقابل تشدید بیداری اسلامی در تعدادی از کشورها برشمردند.
ایشان افزودند: مستکبران تلاش می‌کنند برای تحت‌الشعاع قرار دادن بیداری اسلامی، پیروان مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند و سپس با برجسته کردن اقدامات شنیع جریان تکفیری نظیرِ «جویدن جگر انسان‌های به قتل رسیده»، اصل اسلام را در افکار عمومی جهانیان، زشت جلوه دهند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: بدون تردید این مسائل یکباره به وجود نیامده است و قدرت‌های جهانی برای ایجاد آنها، مدت‌ها برنامه‌ریزی و سیاستگذاری کرده‌اند.
مقابله با هر عامل ضد وحدت
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مقابله با هر عامل ضد وحدت را تکلیف بزرگ شیعه و سنی و دیگر شاخه‌های مذهبی خواندند و خاطرنشان کردند: نخبگان سیاسی، علمی و دینی برای ایجاد وحدت در جوامع اسلامی، وظایف سنگینی برعهده دارند.
رهبر معظم انقلاب در همین زمینه، «علمای دنیای اسلام» را به برحذر داشتن ملت‌ها از اختلافات فرقه‌ای و مذهبی؛ «دانشمندانِ دانشگاه‌ها» را به تبیین اهمیت اهداف اسلامی برای دانشجویان؛ و «نخبگان سیاسی امت اسلامی» را به تکیه بر مردم و دوری از بیگانگان و دشمنان اسلام فراخواندند و تأکید کردند: امروز مهم‌ترین مسئله در دنیای اسلام، وحدت است.
ایشان با اشاره به خروج تدریجی ملت‌های مسلمان از زیر بار سلطه مستقیم استعمارگران، هشدار دادند: مستکبران درصددند منافع دوران سلطه مستقیم را با سلطه غیرمستقیم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تأمین کنند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای «بیداری و آگاهی» را تنها راه سعادت امت اسلامی برشمردند و خاطرنشان کردند: امکانات فراوان، موقعیت جغرافیایی ممتاز، میراث تاریخی بسیار ارزشمند و منابع اقتصادی بی‌نظیر کشورهای اسلامی، می‌تواند در سایه وحدت و همدلی، عزت و کرامت و آقایی مسلمانان را رقم بزند.
ایشان پیروزی انقلاب اسلامی و استحکام الگوی جمهوری اسلامی را با وجود ۳۵ سال توطئه‌های گوناگون مستکبران، از نشانه‌های آینده نویدبخش امت اسلامی دانستند و تأکید کردند: به فضل الهی ملت ایران و نظام اسلامی روزبه‌روز قوی‌تر، ریشه‌دارتر و مقتدرتر خواهد شد.


یادداشت
مهدی سعیدی

کاسبی به بهانه آزادی سران فتنه!
فرازونشیب‌های اجتماعی و سیاسی موجب می‌شود که گاه برخی افراد و جناح‌ها در صدر قرار گیرند و برخی دیگر به ذیل کشیده شوند. این نوسانات، حاصل عملکردی است که این افراد یا جریان‌ها در برابر ملت از خود به نمایش می‌گذارند و این قضاوت‌های مردمی است که به این فرازوفرودها معنا می‌بخشد.
حوادث تلخ پیش‌آمده در انتخابات ۸۸ نیز نمایشگاهی بود که عملکرد زشت و فرصت‌طلبانه بخشی از جریان‌ها و فعالان سیاسی کشور را به نمایش کشید و مهر مردودی بر کارنامه آنان در اذهان عمومی زد.
شکست‌خوردگان و مردودان فتنه در طول این سال‌ها تلاش فراوانی کردند تا به هر نحو ممکن بار دیگر وجاهت از دست رفته خود را باز یابند و در این مسیر به اقسام شیوه‌ها تمسک جسته‌اند.
آخرین سناریویی که در دستور کار این جریان قرار گرفته، تلاش برای رفع حصر خانگی سران فتنه با توجه به روی کارآمدن دولت یازدهم است. در همین راستا در این چندماهه شاهد اظهارنظر فراوان فتنه‌گرانی هستیم که حیات سیاسی خود را در زنده نگه‌داشتن نام سران فتنه یافته‌اند! این ضرورت از آنجایی بیشتر گردید که فتنه‌گران شاهد برگزاری انتخاباتی باشکوه در ۲۴ خردادماه ۹۲ بودند که پیام آن، عبور ملت از فتنه ۸۸ بود. به واقع، انتخابات باشکوه خردادماه نشان داد که تمامی تلاش‌های فتنه‌گران برای بی‌اعتبارسازی انتخابات در ایران به شکست انجامیده و ملت یکپارچه با مشارکتی حداکثری در انتخابات شرکت کرده‌اند. ضمن آنکه رئیس‌جمهور منتخب ملت با رأیی حدود ۲۵۰ هزار رأی بیش از رأی لازم برای پیروزی به عنوان فرد برنده معرفی گردید و این خود حکایت از آن داشت که نگهبانان رأی ملت در نظام اسلامی تا چه اندازه امانتدارند، از این‌رو طشت رسوایی دروغ بزرگ «تقلب در انتخابات» بر زمین کوفته شد!
پس از این شکست بود که زنگ خطر فراموشی همیشگی فتنه‌گران از اذهان عمومی به صدا درآمد و اصحاب فتنه دستپاچه، سناریوی تلاش برای آزادی سران فتنه را در دستور کار قرار دادند. به واقع اینان کاسبانی هستند که این بار تکرار نام سران فتنه و تلاش برای آزادی آنان را به دکانی برای احیا و مطرح ساختن خود یافته‌اند و هر روز بازی رسانه‌های جدیدی را برای این کار طرح‌ریزی می‌کنند که تا به حال همگی آنها با شکست مواجه شده است.
آخرین بازی این ورشکستگان سیاسی به بهانه سررسیدن سومین سالگرد حصر سران فتنه کلید خورده است. در همین راستا، محفل چندنفره‌ای که خود را «شورای هماهنگی راه سبز امید» نامیده است، با صدور بیانیه‌ای از هواداران سبز خود(!) این‌گونه خواسته است: «پیشنهادهای خود را برای چگونگی نمایش دوباره‌ راه سبزی که درآنیم و برای اعلام همدلی و همبستگی به عزیزان در حصر و حبسمان، با استفاده از شبکه‌های اجتماعی گوناگون، مطرح کنید تا یک‌بار دیگر و همه با هم، سرود دلنشین آزادی و امید سر دهیم…»
در همین راستا نیز چند صفحه فیس‌بوکی را راه‌اندازی کرده‌اند تا شاید بتوانند چند نفری را مشغول خود سازند و با حاشیه‌سازی در فضای مجازی، اذهان مخاطبان خود را درگیر کنند.
نکته اساسی در این زمینه، واکنش دولت اعتدال خواهد بود. به نظر می‌رسد این دولت در حالی که در وضعیت حساس برای مدیریت وضعیت اقتصادی و حل مسائل بین‌المللی به‌ویژه در موضوع پرونده هسته‌ای قرار دارد، بیش از هر دولت و هر زمان دیگری نیازمند حفظ آرامش است؛ لذا باید با هر اقدامی که بخواهد با حواشی خود، آرامش افکار عمومی را به هم بریزد و احیاناً ناآرامی‌های روانی به‌جود آورد، مقابله کند.
چه خوب که مسئولان محترم دولت یازدهم هرچه زودتر در قبال این‌گونه زیاده‌خواهی‌ها بایستند و با موضع‌گیری صریح، چشم طمع فتنه‌گران را از آزادی سران فتنه (که مطابق با شواهد آشکار و مستندات موجود، در صورت رفتن به دادگاه با احکام سنگینی مواجه خواهند شد) کور کنند!
فتنه‌گران نیز اگر همچنان به دنبال یافتن موقعیتی در میان ملتند، بدانند که جز توبه و اظهار ندامت و پشیمانی و پذیرش رأی ملت و ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و نظام اسلامی، راهی برای تداوم حیات سیاسی آنان وجود نخواهد داشت.


نکته و نظر

تفسیر به رأی نکنیم!
نکته: یکی از بزرگان در جلسه‌ای نقل می‌کرد که در مجلسی بودیم که یکی از مدعوین، سخنی از حضرت امام(ره) را نقل کرد. عده‌ای به او گفتند که این جمله‌ای که شما از امام(ره) نقل می‌کنید سخن ایشان نیست و ما هم جایی نشنیده‌ایم. مرد نقال در پاسخ منتقدان گفت: ولی خودمانیم سخن خوبی است، حتماً امام هم همین را می‌گوید…!
نظر: برخی از ما به جای اینکه رفتار و گفتار خود را با بزرگان بسنجیم و خود را با آنان هماهنگ کنیم، بالعکس اصرار داریم که رفتار و گفتار بزرگان را با خود یکی کنیم! لذا می‌گوییم نظر امام، رهبر، فلان مرجع و… نیز در این باره همین است! یعنی با نظر من یکی است! چه خوب است که در رفتار و گفتارمان نه از بزرگان و پیشوایان خود جلو بزنیم و نه اینکه عقب بمانیم، بلکه همراه‌شان باشیم و البته از سخنان و رفتار بزرگان تفسیر به رأی هم نکنیم!


 

صفحه ۳  سیاسی

 

 

اخبار

اداره کردن جامعه عاقل سخت نیست
آیت‌الله جوادی آملی گفت: پیش از انقلاب اسلامی با توجه به اینکه موحدان، کمونیست‌ها و بودایی‌ها سه ضلع جمعیت دنیا را تشکیل می‌دادند، پیش‌بینی می‌شد بودایی‌ها و بت‌پرست‌ها از بین خواهند رفت و چند میلیارد جمعیت به جمع موحدان اضافه خواهد شد، اما آدم برفی اتحاد جماهیر شوروی و کمونیست‌ها مثل برف آب شدند و بت‌پرستان ماندند.
آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و معاونان و مدیران این سازمان، با تشریح چهار عنصر محوری در مسئولیت حوزه و دانشگاه و جامعه اظهار کرد: دو عنصر محوری که حوزه و دانشگاه مسئول آن هستند، تعلیم و تعلیل است. جامعه‌ای می‌تواند پیشرفت کند که هم بفهمد و هم علتش را بداند.
وی با بیان اینکه جامعه‌ای که عالم نیست، آسیب‌پذیر است، تصریح کرد: جامعه‌ای می‌تواند تأثیرگذار باشد و تأثیرپذیر نباشد که عاقل باشد. این استاد برجسته حوزه تأکید کرد: در نظام حوزوی ما کسی دانشمند می‌شود که اول، عالم باشد یعنی مطلب را بفهمد و بعد، دلایل آن را متوجه شود. این مرجع تقلید ادامه داد: برای جامعه ما مقدور نیست که این عنصر (تعلیم و تعلیل) را داشته باشد بنابراین در جامعه به جای تعلیم، تبلیغ و به جای تعلیل، تکرار را داریم.
وی با بیان اینکه اداره کردن جامعه عاقل سخت نیست، تصریح کرد: جامعه عاقل، خیانت بیگانه‌ها را می‌فهمد. این را می‌فهمد که آنها اینقدر عرضه ندارند دعوتی که از ایران در ژنو ۲ کردند، حفظ کنند و دیگر لازم نیست بگوییم آنها خائن هستند.
آیت‌الله جوادی آملی همچنین در جلسه اخلاق در بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسرا با بیان اینکه قرآن یک کتاب محض نیست، گفت: تدبر در قرآن کریم، انسان را موحد بار می‌آورد. وی تصریح کرد: خیلی‌ها اسلام آدامسی دارند که تا زمانی که در دهن آنها مزه دارد،[آن را] لازم دارند.


فرصت دیپلماسی عمومی برای مقابله با ایران مهیا شده است

اندیشکده پروژه امنیت آمریکا نوشت: سال جدیدی برای دیپلماسی عمومی ایالات متحده شروع شده و مملو از فرصت‌ها و چالش‌هایی برای این کشور است.
این اندیشکده با نامبردن از ۱۰ اولویت دیپلماسی عمومی آمریکا، ایران را در فهرست این اولویت‌ها قرار داد و ‌نوشت: ایران و آمریکا در موقعیتی بحرانی در طول تاریخ روابط پرتلاطم خود با یکدیگر هستند. این فرصتی است که آمریکا و ایران نمی‌توانند از آن صرف‌نظر کنند. برای حصول این فهم دوطرفه، ایالات متحده باید مراقب باشد که قلمرو دیپلماسی عمومی خود را به طور کامل به ایران ندهد و استفاده از دیپلماسی عمومی را به عنوان ابزاری در جهت تلاش برای تغییر رابطه دو کشور افزایش دهد. این گزارش می‌افزاید: دیپلماسی عمومی ظرفیتی برای کمک به دستیابی راه‌حل دیپلماتیک برای بحران هسته‌ای دارد به طوری که هم مورد رضایت ایران باشد و هم به نگرانی‌های مشروع آمریکا و جامعه بین‌المللی پاسخ ‌دهد: در سند «دکترین امنیت ملی آمریکا» در سال ۲۰۰۲ تصریح شده است که ایالات متحده آمریکا درگیر جنگ اندیشه‌ای است و در این راستا برای استفاده از جامعه بین‌الملل باید به بالاترین میزان قدرت دست یابد….و دیپلماسی عمومی موثری را برای ترویج جریان آزاد اطلاعات و اندیشه به منظور زنده نگه داشتن امید و الهام آزادی به کارگیرد. بنابراین می‌توانیم انتظار داشته باشیم تلاش و برنامه‌ریزی آن کشور برای کسب اهداف خود با کمترین هزینه در قالب یک دیپلماسی مشخص انجام گیرد. برای اثبات وجود و اعلام رسمی این منافع با رجوع به گزارش منافع ملی ایالات متحده آمریکا، منافع ملی آن کشور را در (خاورمیانه) غرب آسیا و شمال آفریقا بررسی کنیم. ۱ـ منافع حیاتی که عبارتند از: بقای اسرائیل[رژیم صهیونیستی] به عنوان کشور و دولتی آزاد؛ ۲ـ-منافع بسیار مهم که عبارتند از: ممانعت از ظهور یک کشور برتر در خاورمیانه؛ تداوم و توفیق فرایند صلح اعراب و اسرائیل؛ حفظ روابط حسنه با قدرت‌های منطقه‌ای طرفدار غرب…


گروه تروریستی داعش و تلاش برای دولت‌سازی در عراق و سوریه 

تسلط گروه تروریستی داعش بر شهر فلوجه در عراق نشان از افزایش نفوذ این جریان در میان جریان‌های اسلامی تندرو دارد و نشان می‌دهد دامنه نفوذ آن از مرزهای سوریه فراتر رفته است. جریانی که اکنون به روشنی نشان داده است که می‌خواهد عراق را وارد سیاه‌ترین دوران خود بعد از اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳ تاکنون کند. هدف اصلی آن نیز روشن است: ایجاد خلافت اسلامی بر اساس اصول وهابیت و بنیادگرایی اسلامی.
با شدت‌گرفتن درگیری میان سران گروه‌های تکفیری بر سر حکومت بر مناطق «فتح شده!» و مشخص بودن اینکه چه کسی خلیفه مسلمین است، «ابوبکر بغدادی» سرکرده گروه داعش به ادلب سوریه رفت و فرماندهان گروه‌های تکفیری را به بیعت با خود فراخواند. شش ماه پیش، وقتی بغدادی خود را امیر خلافت اسلامی خواند، «ایمن الظواهری» رهبر القاعده که حتی زمان زنده بودن «بن‌لادن» نیز خود را خلیفه مسلمین می‌دانست به‌شدت از گستاخی و جسارت بغدادی، خشمگین شد و در پیامی که به وسیله شبکه الجزیره منتشر کرد، از بغدادی خواست از دین خارج نشود و گروه داعش را منحل کند. علاوه بر آن، «محمد الجولانی» که نماینده بغدادی در سوریه بود، پس از دریافت کمک‌های بی‌حد و اندازه عربستان و ترکیه، به قدری احساس قدرت کرد که پس از مدتی، با تحریک سعودی‌ها، اعلام استقلال کرد و پیام داد: جبهه النصره دیگر تحت فرمان بغدادی نیست. مفتی‌های وابسته به هریک از این گروه‌ها نیز شروع به تکفیر سران و اعضای گروه‌های رقیب کردند و نیروهای آنها، پس از چندین ترور و غارت محموله‌های یکدیگر، آشکارا به جان هم افتادند. بغدادی به اصرار مشاور و معاون اصلی‌اش، «حاجی بکر» که یک افسر کارکشته بعثی است، حتی با اعضای شورای فرماندهی گروه خود نیز دیدار نمی‌کرد و هیچ تصویری از او وجود نداشت. به همین علت، مفتی‌های گروه‌های رقیب فتوا دادند که بیعت با شخص مجهول جایز نیست و اصلاً معلوم نیست چنین فردی وجود داشته باشد. پس از این فتوا، داعش مشخصات و زندگینامه ابوبکر بغدادی را با عنوان امیرالمومنین منتشر کرد؛ اما بازهم تصویری از او منتشر نشد.


دو نگاه متفاوت به هزینه و درآمد نخبگان در کشورهای آلمان و ایران

موسسه تبادلات آکادمیک آلمان (DAAD) در گزارش جدیدی اعلام کرد: دانشجویان بین‌المللی تأثیر مثبت و جدی روی موسسات آموزشی در کشورهای میزبان و اقتصاد این کشورها دارند. این تحقیق را موسسه مشاوره‌ای Prognos AG و با اعتبار مالی وزارت آموزش و تحقیقات آلمان انجام داده است.
نتایج این بررسی نشان داد تبادل دانشجویی تأثیر بسیار جدی بر اقتصاد کشورهای میزبان دانشجویان بین‌المللی دارد. نتایج مطالعات انجام شده، در آلمان با نتایج حاصل شده از مطالعاتی که در هلند، استرالیا، ‌لهستان، سوئیس و اسپانیا انجام شده مقایسه شد. در سال ۲۰۱۱ میلادی در آلمان ۱۶۰ هزار و ۷۰۲ دانشجوی بین‌المللی حضور داشتند که این تعداد، یک میلیارد و ۵۳۱ میلیون یورو در آلمان هزینه کرده‌اند. این تجارت غیرمستقیم سالیانه ۴۰۰ میلیون یورو درآمد نقدی برای آلمان به همراه داشته است. به عبارت دیگر هر دانشجوی خارجی ۲۵۰۰ یورو به بودجه دولتی آلمان می‌افزاید. این ارزش افزوده ناشی از تأثیر استخدام و افزایش ۲۲ هزار فرصت شغلی جدید است. در همین حال دکتر سعید سهراب‌پور با اشاره به سخنان اخیر وزیر علوم درباره خروج نخبگان از کشور افزود: به‌تازگی اعلام شده است که سالی ۱۵۰ هزار نفر از کشور مهاجرت می‌کنند این در حالی است که نخبگانی که تحت پوشش بنیاد هستند، ۱۳ هزار نفرند که حدود ۶ هزار نفر از آنها مخترع هستند و برترین‌های آزمون سراسری و تعداد دارندگان مدال‌های المپیادها ۴ هزار نفر است. از این رو همه نخبگان تحت پوشش بنیاد نیستند. قائم‌مقام بنیاد ملی نخبگان ادامه داد: اینکه از سوی بنیاد ملی نخبگان از کاهش مهاجرت نخبگان خبرهایی ارائه می‌شود، منظور مهاجرت نخبگان تحت پوشش بنیاد است. وی مهم‌ترین مسئله برای مهاجرت نخبگان را اشتغال دانست و اظهار داشت: در حال حاضر مسئله اصلی کشور، اشتغال و بیکاری است که با توسعه بی‌رویه دانشگاه‌ها، تعداد زیادی فارغ‌التحصیل داریم که نیاز به کار دارند. سهراب‌پور با بیان اینکه به دلیل وجود امکانات مالی، شغلی، رفاه زندگی و امکانات آزمایشگاهی و پژوهشی دانشگا‌ه‌های خارج بسیاری از نخبگان تمایل به برگشت ندارند ولی در عین حال، تعدادی از آنها به کشور برمی‌گردند، اضافه کرد: اخیراً فهرستی را تهیه کردیم که نشان می‌دهد ۳۰ نفر از دارندگان مدال طلای بین‌المللی المپیاد دانشجویی در کشور هستند.


شهید «سیاف‌زاده» دنبال نام و نان نبود 

شجاعت را در سیاف‌زاده دیدم چون دنبال نام و نان نبود و مانند یک نیروی بی‌ادعا خدمت می‌کرد. به همین دلیل هم از دست مبارک مقام معظم رهبری مدال شجاعت فتح را دریافت کرده بود.
به گزارش خبرنگار صبح صادق سردار سرلشکر سیدیحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا در دومین سالگرد شهادت سردار جانباز «احمد سیاف‌زاده» با اشاره به اینکه سیاف‌زاده، سرداری مومن، شجاع، مخلص، هوشمند و با اخلاق بود، گفت: سیاف‌زاده قوت ایمان داشت و این را از نمازهایش و انسی که با قرآن داشت، گرفته بود. به همین دلیل قلبش به عشق و معرفت رسول خدا و اهل بیت(ع) به‌ویژه امام حسین(ع)، روشن بود.
سردار صفوی با اظهار اینکه عملیات‌ها شلمچه و فاو سرنوشت جنگ را تعیین کرد، ادامه داد: در سه روز اول عملیات فاو، عراق ۳۰۰ سورتی پرواز انجام داد و طی آن با بمباران شیمیایی که انجام داد ما ۱۷ هزار مجروح شیمیایی را از منطقه تخلیه کردیم، به همین دلیل اکنون هر کسی که در ایران زندگی می‌کند مدیون شهدا و ۳۰۰ هزار جانباز و ۴۰ هزار آزاده جنگ تحمیلی است.


پیکر شهید مدافع حرم اهل‌بیت(ع) تشییع شد

پیکر شهید «اکبر شهریاری» که در دفاع از حرم حضرت زینب(س) و در درگیری با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید، بر دوش خانواده و یارانش تشییع شد تا در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) آرام گیرد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، شهید شهریاری که در اولین روز ماه بهمن در سوریه به شهادت رسید؛ در سال ۱۳۶۲ چشم به جهان گشود و با تربیت یافتن در خانواده‌ای مذهبی، به عضویت بسیج در آمد.
«حمیدرضا رحیمی» از دوستان شهید شهریاری با اشاره به اینکه این شهید بزرگوار فردی متدین و آرام بود، می‌گوید: شهید شهریاری به دلیل آنکه قاری قرآن و مداح اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بود، یک پارچه تواضع بود.حجت‌الاسلام علی شیرازی هم که در مراسم تشییع حضور داشت، درباره ویژگی‌های شهید گفت: افرادی که به شهادت می‌رسند چون بریده از دنیا هستند، همواره از دیگران می‌خواهند برای‌شان دعا کنند تا به شهادت برسند، همانند شهید اکبر شهریاری که روز پیش از شهادت در تماس با همسرش از او می‌خواهد که برایش دعا کند تا به شهادت برسد.


خط خبر

رویکرد ابتذال در وزارت جوانان!
به‌تازگی از وزارت جوانان دولت یازدهم، مواضعی به گوش می‌رسد که بر شدت نگرانی نسبت به جهت‌گیری این وزارتخانه می‌افزاید. مسئولان وزارت جوانان، با کتمان نگرانی از خانه‌های مجردی، این پدیده را طبیعی دانسته و عامل اصلی آن را استقلال‌طلبی جوانان می‌دانند، که بایستی به آن احترام گذاشت! این موضع، زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که از خانه‌های مجردی به عنوان خانواده‌های سفید یاد می‌شود و دغدغه مسئولان، حرکت به سمت قانونی و شرعی نمودن هم‌خانگی یک دختر و پسر می‌شود. «محمود گلزاری» معاون امور جوانان وزارتخانه مذکور در نشست خبری خود تأکید کرد: «ما می‌توانیم با نگاهی مثبت، هم‌خانگی یک دختر و پسر را به مسیری قانونی‌تر و شرعی‌تر هدایت کنیم.»! سؤال اینجاست که آیا مسئولان ذی‌ربط در مورد آسیب‌های فرهنگی این چنینی که شیوع آن، ضربات مهلکی بر فرهنگ جامعه وارد می‌سازد، بایستی اینگونه خونسرد باشند؟ آیا اعتبار لفظ خانواده سفید برای خانه مجردی، اجحاف در حق خانواده‌هایی نیست که بر اساس سنت اسلامی-ایرانی در امر ازدواج، تشکیل خانواده داده‌اند؟ آیا آنان خانواده سیاه هستند؟!

شهادت کدخدایی در مورد آیت‌الله جنتی

عباسعلی کدخدایی، معاون سابق اجرایی شورای نگهبان در جلسه تودیعش گفت: از ویژگی‌های برجسته اعضای شورای نگهبان به‌خصوص آیت‌الله جنتی، توجه به نظم است. پس از انقلاب اسلامی در مسئولیت‌های مختلفی که داشتم،‌ با شخصیت‌های بسیاری همکاری کردم، اما دو نفر به نظم بسیار اهمیت می‌دادند. اولین شخص حضرت آیت‌الله شهید بهشتی بودند که در اوایل انقلاب در خدمت‌شان بودم و دومین شخص حضرت آیت‌الله جنتی هستند که همیشه بر نظم تأکید زیادی داشتند و هر گاه در جلسه‌ای اندکی تأخیر داشتیم، ایشان تذکر می‌دادند. وی به استقلال رأی، قانونمندی و بی‌طرفی آیت‌الله جنتی به ویژه در امر بررسی صلاحیت‌ها اشاره کرد و گفت: نکته دیگری که باید شهادت بدهم، بی‌طرفی حضرت آیت‌الله جنتی و توجه ایشان به قوانین و مقررات است. دبیر شورای نگهبان، همواره در بررسی صلاحیت کاندیداها، از ما دلایل و مستندات را می‌خواستند و اگر این دلایل و مستندات قوی بود، تردیدی در تصمیم‌گیری نداشتند. مشاور عالی دبیر شورای نگهبان با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در توصیف آیت‌الله جنتی، گفت: همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند، آیت‌الله جنتی، از نعم بی‌بدیل الهی هستند. آنچه من از ایشان آموختم ساده‌زیستی، تأکید بر قانون و موازین اسلامی بود و این بیشترین سرمایه‌ای است که بنده حالا که از خدمت در شورای نگهبان مرخص می‌شوم، دارم.

توئیتی که به نام روحانی می‌نویسند!

‌ در چندین ماه گذشته گزارش‌های متفاوتی در مورد ارتباط روحانی با این اکانت توئیتر منتشر شده است. روحانی گفت که او خود توئیت نمی‌کند، اما به ظاهر با گفتن اینکه «دوستانش» مسئول این کار هستند، پیام‌های منتشر شده در آن را تأیید کرد. رئیس‌جمهور ایران در جمع خبرنگاران در داووس گفت: نه، من توئیت‌ها را شخصاً نمی‌نویسم. وی افزود: بنابراین آنچه در توئیتر و فیس‌بوک به نقل از من می‌خوانید توسط من نوشته نشده و توسط دوستانم نوشته می‌شود.

توصیه حضرت آیت‌الله سیستانی 

حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی به پرسشی پیرامون موضوع تبرج پاسخ داده و در این‌خصوص به دانشجویان دختر و پسر سفارش‌ها و راهنمایی‌هایی ارائه دادند. ایشان نوشته‌اند که: بدانید که اصالت انسان به میزان دانش و پایبندی وی به ارزش‌های انسانی است و وقار وی بهترین ویژگی برای او در دنیا و آخرت است، هر کس به زندگی از افقی بلندتر بنگرد و دوردست‌های حیات را ببیند بی‌گمان چنین نظری دارد. اصالت مرد به هواپرستی نیست، بلکه به عزم و اراده، حکمت و استقامت وی است. همچنان که اصالت زن به تبرج و آرایش نیست، بلکه به نجابت و پاکدامنی وی و خودداری از عرضه تحریک‌کننده اندام خویش در مقابل دیگران است، تا در زندگی‌اش راه مستقیم را بپیماید و از آن خارج نشود و خداوند هدایتگر است.

انتقال مرض تروریست‌ها از سوریه به عراق

یک منبع امنیتی در فرماندهی عملیات الانبار فاش کرد نیروهای امنیتی یک زن عراقی به‌نام «عایشه الدلیمی» را در منطقه البوبالی واقع در شرق استان الانبار دستگیر کردند که دختران و زنان در سنین مختلف را به‌بهانه جهاد دروغین نکاح در دام خود گرفتار می‌کرد و آنها را در اختیار تروریست‌های داعش و دیگر گروه‌های مسلح در شهرهای غرب عراق قرار می‌داد. این در حالی است که عملیات مشترک ارتش و عشایر عراق علیه تروریسم در صحرایی که بین عراق و کشورهای سوریه، اردن و عربستان و استان‌های همجوار این مرزها قرار دارد، همچنان ادامه دارد. فتوای دروغین جهاد نکاح که بدعت جدید وهابیون به شمار می‌رود، منتسب به محمد العریفی از مبلغان وهابی است که دختران عرب را با تکیه بر این دروغ بزرگ برای رفتن به سوریه و ارتکاب فحشا با تروریست‌های تکفیری به‌نام جهاد ادعایی خود تشویق می‌کرد، البته العریفی چندی پیش صدور چنین فتوایی را انکار کرده بود.

اعتیاد مسیر خود را عوض کرده است!

مشاور دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در امور زنان و خانواده، درباره شیوع استفاده از قلیان در میان دختران هشدار داد و گفت: قلیان از مصادیق اعتیاد نیست، اما در نظرسنجی که از افراد معتاد انجام شده ۶۸/۸۳ درصد از زنان گفته‌اند که پیش از اعتیادشان به مواد مخدر، سیگار کشیده و یا قلیان مصرف کرده‌اند. بنیانیان ۶۲ درصد از معتادان زن را زنان متأهل عنوان کرد و گفت: با وجود این آمار باید گفت که نمی‌توان یک شبه شاهد اتفاقات خوشایندی بود. برنامه‌های ما باید به سه دوره برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت تقسیم شود. بنیانیان در توضیح میزان سواد زنان معتاد گفت: در آمارهای به دست آمده ۳ درصد از زنان معتاد بی‌سواد مطلق، ۱۵ درصد سواد ابتدایی، ۱۵ درصد راهنمایی، ۴۱ درصد دیپلمه، ۹ درصد فوق دیپلم، ۱۰ درصد مدرک کارشناسی دارند که این آمار نشان‌دهنده آن است که اعتیاد دیگر تنها به سراغ افراد بی‌سواد و ناآگاه نمی‌رود، بلکه اعتیاد تمام آحاد جامعه به ویژه افراد تحصیل‌کرده را تهدید می‌کند.

تناقض حرف و عمل آمریکا در لغو تحریم‌ها

وزیر وزارت خزانه‌داری آمریکا باوجود استقبال گسترده شرکت‌های اروپایی و حتی آمریکایی مبنی بر حضور در ایران و سرمایه‌گذاری در این کشور گفت: شرکت‌های تجاری درباره از سرگیری تجارت با ایران محتاطانه رفتار کنند. «جک لیو» در گفت‌وگو با شبکه خبری بی‌بی‌سی در حاشیه اجلاس داووس گفت: شرکت‌های تجاری باید محتاطانه با ایران روبه‌رو شوند. لیو اضافه کرد: من فکر می‌کنم که اشتباه بزرگی خواهد بود که شرکت‌ها بدون بررسی چگونگی از سرگیری تجارت با ایران وارد عمل شوند. این در حالی است که براساس اجرای برنامه اقدام مشترک میان ایران و گروه ۱+۵ از ۲۰ ژانویه، آمریکا برخی از تحریم‌های خود را به‌خصوص در زمینه فروش محصولات پتروشیمی،‌ خودروسازی و غیره به مدت شش ماه به حالت تعلیق درآورد.

روحانی با آرمان‌های اصلاح‌طلبی هماهنگ است

«سید عبدالواحد موسوی لاری» وزیر کشور دولت اصلاحات معتقد است که روحانی با آرمان‌های اصلاح‌طلبان هماهنگ است و دلیل بخشی از واکنش‌ها و مخالفت‌های تندروها با روحانی و دولت او، ترس و دستپاچگی اصولگرایان تندرو از شکست حتمی‌شان در انتخابات مجلس آتی است.

اصلاح‌طلبان لویی جرگه افغانی را کپی کردند!

جریان اصلاح‌طلب اقدام به راه‌اندازی لویی جرگه‌ای ۴۰ نفره کرده تا برای این جریان تصمیم‌گیری کند. جلسه اخیر لویی جرگه که با حضور محمد خاتمی برگزار شده با سه مصوبه همراه بوده است:۱ـ باید پیگیر دیدار مهمانان خارجی، اعضای تشکل‌ها و چهره‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با هاشمی رفسنجانی باشیم. ۲ـ باید هاشمی را عنصر در خط انقلاب و رهبری معرفی کنیم تا اصولگرایان نتوانند وی را به نقد و چالش بکشند. ۳ـ باید تعامل خود را با وزرا و استانداران و مدیران دولت روحانی استمرار بخشیم تا فضای سیاسی و رسانه‌ای برای مانور اصلاح‌طلبان مهیا شود.

به جای حمایت، فقط واردات!

براساس گزارشی در ده‌ماهه سال جاری ۲۵ میلیون و ۶۰۸ هزار تن کالا به‌ارزش ۳۷ میلیارد و ۵۹۶ میلیون دلار وارد کشور شده است که نشان‌دهنده آن است که عمده‌ترین کالاهایی که وارد شده‌اند در داخل تولید می‌شوند و نیاز به حمایت دارند.  اقلام عمده وارداتی در این مدت شامل «برنج» به‌ارزش یک میلیارد و ۹۳۰ میلیون دلار، «کنجاله» به ‌ارزش یک میلیارد و ۴۴۲ میلیون دلار، «ذرت» به‌ ارزش یک میلیارد و ۱۷ میلیون دلار، «گندم» به ‌ارزش یک میلیارد و ۱۲ میلیون دلار و «وسایل نقلیه با موتور پیستونی درون‌سوز با حجم سیلندر ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ سانتی‌متر مکعب» به‌ارزش ۹۱۷ میلیون دلار بوده است.


ژرفا
علی سعیدی شاهرودی

آسیب‌شناسی نرم‌افزار انقلاب اسلامی (۳۴)
آسیب‌شناسی بعثت در عصر امامت

۶ـ جایگزینی اراده فردی و شورایی به جای نظام تقنین الهی
نظام تقنین در اسلام و به تعبیر دیگر، سیستم قانونگذاری در نگرش توحیدی متّکی بر علم الهی است که در برگیرنده اسرار آفرینش همه موجودات به ویژه انسان و مشرف به همه مصالح و نیازهای مادی و معنوی، جسمی و روحی آدمی است. در منطق ربوبیت تشریعی، قانونگذار ذات باریتعالی است که خلقت هستی و انسان با اراده او انجام شده و به منصّه ظهور رسیده است و اگر بخشی از قانونگذاری بر عهده پیامبر(ص) گذاشته شده به لحاظ وجود ظرفیت دستیابی به مخزن علم الهی و مصونیت او بوده است و به همین نسبت، واگذاری بیان احکام و مقررات الهی به ائمه(علیهم‌السّلام) به لحاظ برخورداری از علم غیب و عصمت آنان بوده است و در عصر غیبت و یا در عصر حضور ائمه(ع) واگذاری بیان بخشی از احکام و مقررات الهی به فقهای جامع‌الشّرایط آن هم مبتنی بر وجود ظرفیت اشراف بر منابع وحیانی و عدالت واقعی مقّرر شده است.
فلسفه نظام تقنین و سلسله مراتب قانونگذاری در اسلام مبتنی بر اموری است و از جمله مهم‌ترین آنها، وجود انسان و مصالح و مقایسه و نیازهای جسمی و روحی او است. از نظر مکتب وحیانی، انسان، ابدی و برخوردار از روح مجردی است که فناناپذیر است و زندگی در عالم دنیا، یکی از مقاطع زندگی انسان است که باوجود حساسیّت و نقش آن نسبت به زمان عالم برزخ و عالم قیامت بسیار محدود است. از این‌رو، مرجعیّت قانونگذاری بر عهده کسی است که انسان را آفریده و بر همه اسرار او اطّلاع و اشراف دارد، مصالح و مفاسد او را بداند، بیماری جسم و روح را بداند و یا کسانی باشند که ظرفیت ارتباط با مخزن علم الهی را داشته باشند و یا بر منابع وحیانی اشراف داشته باشند تا بتوانند در هر دوره‌ای از زمان مقررات الهی را بیان کنند. سازوکار پیش‌بینی شده برای وضع و تبیین قوانین و مقررات مورد نیاز بشر به معنای نادیده گرفتن فهم و تشخیص انسان نیست که اوّلاً؛ انسان‌ها با توجّه به محدودیت‌هایی که دارند ظرفیت دستیابی به همه مصالح و مفاسد را برای تدوین قانون و مقررات جامع ندارند. ثانیاً؛ آنچه خداوند متعال مقرر داشته در چارچوب مصالح آدمی بدون کوچک‌ترین خطا بوده و در مورد پیامبر(ص) و ائمه(علیهم‌السلام) هم عصمت آنان تضمین‌کننده سلامت قانون و مقررات است و در عصر غیبت، مبنای بیان احکام به وجه غالب مبتنی بر قرآن و سنّت است. ثالثاً؛ در سازوکار پیش‌بینی شده همه اقشار و همه سلایق مورد توجّه بوده و قانون و مقررات برای قشر و سلیقه خاصی نبوده است، از این‌رو در اسلام تعداد معدودی از پلیدی‌ها همچون؛ شراب، قمار و… را به‌عنوان محرّمات بیان کرده و در بقیه، آنچه مورد استفاده انسان قرار گیرد را حلال قلمداد کرده است. همین‌طور درموضوع ناپاکی‌ها بر ده، یازده مورد تأکید کرده و مابقی هرچه هست را پاک دانسته است. اما اینکه انسان از بین موارد حلال و پاک و مباح چه بخورد و بیاشامد و چه بپوشد و خانه‌اش را چگونه بنا کند، اینها از سلایق افراد تبعیت می‌کند.
اشتباه بزرگ بشریت به ویژه فلاسفه و نظریه‌پردازان چه در عصر یونان و چه در دوره مدرنیته، غفلت از ماهیت و ویژگی‌های انسان و سازوکاری است که در چارچوب بعثت انبیا پیش‌بینی شده بود. بحران‌هایی که در طول چند قرن اخیر بشریت گرفتار آن شده و در زیر فشار مادیت و مادی‌گرایی دست و پا می‌زند، ناشی از غفلت و نادیده گرفتن سازوکار ذات ربوبی است. آن روز که پیشتازان عرصه لیبرالیسم، معیار خوب و بد و زیبا و زشت را متّکی به ذائقه و تشخیص مردم دانسته و ملاک دستیابی به قانون مطلوب را به رأی مردم با نصاب اکثریت موکول کردند، متوجّه نشدند که این سازوکار، بشریت را به انحراف می‌کشد و به بن‌بست می‌رساند، که با کمال تأسّف، سیصد سال است از این انحراف و کژروی رنج می‌برد.
تصرّف در نرم‌افزار بعثت از دیگر موارد تغییر در سازوکار ذات ربوبی در مسیر تداوم دستیابی بشر به قانون و مقررات مطلوب بود. تدبیر ذات باریتعالی این بود که قرآن به منزله قانون اساسی آیین اسلام برای بشریت تا ابدیت به شمار می‌آید، اما به همان نسبت که در عصر نبوی ده‌ها موضوع از جمله: استخراج و تبیین اجزای احکام کلّی قرآن، پیوند بین حلقه‌های تاریخ و تبیین متشابهات مستلزم وجود ظرفیت لازم در پیامبر(ص) بود، پس از پیامبر هم چنین ضرورتی ایجاب می‌کرد کسانی مسئولیت بیان قوانین و مقررات و احکام الهی را داشته باشند که از ظرفیت بالای ارتباط با مخزن علم الهی و مصونیت لازم برخوردار باشند. باوجود تعیین تکلیف در این مورد و تعیین مرجعیت و مراجع قانونگذاری در چارچوب و سازوکار پیش‌بینی شده، این سازوکار کنار گذاشته شد و اداره فردی و یا شورایی بدون تضمین‌های لازم جایگزین سازوکار تعیین شده گردید. دستبرد دستگاه خلافت اموی و عبّاسی در شریعت و ایجاد بدعت‌های متعدّد و انحراف در مسیر تکامل بشریت، نتیجه تغییر زیربنایی در نظام تقنین الهی بود.
۷ـ قدرت‌گرایی به‌جای حق‌مداری
در نگرش توحیدی، ارزش ذاتی قدرت، مختص ذات ربوبی است که قدرت مطلق تدبیر هستی و انسان در دست اوست. اما در مورد غیر خداوند متعال، قدرت ارزش وسیله‌ای و ابزاری دارد، به تعبیر دیگر، قدرت کمال وسیله است نه کمال هدف. قدرت برای قدرت نیست، بلکه قدرت حکومت و سلطنت وسیله‌ای است در دست صاحب قدرت برای عملیاتی‌سازی شریعت و آیین آسمانی، ایجاد زمینه رشد و تکامل بشر و اجرای عدالت در جامعه. بنابراین اگر نگرش به قدرت بر اساس ارزش ابزاری و وسیله باشد هم منشأ دستیابی به آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است که اگر قدرت از منشأ قدرت ذاتی الهی نباشد، طاغوت خواهد بود و هم نحوه استفاده از قدرت از اهمیت بسزایی برخوردار خواهد بود که هرگونه سوءاستفاده از قدرت، حرام و غیر مجاز خواهد بود.
آنچه بشر را گرفتار کرد توجّه صاحبان قدرت به ارزش ذاتی قدرت بود. حتی فلاسفه و نظریه‌پردازانی همچون ماکیاول و نیچه مشهور به اصالت القدرتی هستند و برای قدرت، اصالت قائل بودند و نظریه‌پردازی‌هایی کردند که منشأ بزرگ‌ترین جنایات در تاریخ بشر شد.
ماکیاول در مورد اصالت قدرت تا آنجا پیش رفت که معتقد بود: زمامدار برای نیل به قدرت، ازدیاد قدرت و حفظ آن مجاز است به هر عملی از زور، حیله، تزویر، غدر، جنایت، تقلّب و نقض قول و پیمان‌شکنی متوسّل شود، هیچ نوع عملی برای نیل به قدرت و حفظ آن ممنوع نیست.(۱)
از دیدگاه نیچه هم قدرت هدف نهایی زندگی انسان است و انسان کامل نیز انسانی است که به چنین هدفی دست یافته باشد. ابر انسان، انسانی عالم یا انسانی اخلاقی و متدیّن نیست، بلکه انسانی است در تلاش قدرت.(۲)
این چنین اندیشه و افکاری زمینه‌ساز جنایات بی‌شمار برای سردمداران زور و قدرت شد. اگر موسولینی در ایتالیا نماد فاشیسم می‌شود و اگر هیتلر در آلمان نماد نازیسم شده و مرتکب جنایاتی می‌شوند تأثیرپذیری از همان اندیشه‌های ماکیاولی و نیچه‌ای است. پیامبران و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) و ائمّه معصومین (علیهم‌السلام) برای قدرت ارزش ذاتی قائل نبودند، بلکه به قدرت نگاه وسیله‌ای داشتند، هم قدرت را متعلّق به ذات باریتعالی و نشئت گرفته از او تلقّی می‌کردند و هم آن را وسیله‌ای برای تحقّق اراده و تدابیر خداوند متعال باور داشتند و کوچک‌ترین تجاوزی از حدود الهی نداشتند.
مشکلی که در عصر و دوره‌های پس از پیامبر(ص) برای جامعه اسلامی به‌وجود آمد هم تغییر در منشأ قدرت بود و هم در نگرش به خود قدرت. در نگرش الهی قدرت باید از ذات باریتعالی در سلسله مراتب آن قرار گیرد و صاحب قدرت موظّف است در چارچوب اصول و مبانی عمل کند. این دو رکن اساسی در مسیر حرکت انقلاب توحیدی دچار تحوّل و دگرگونی شد و در ادامه به حکومت موروثی متّکی به زور اموی و عباسی تبدیل گردید. 
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


 

صفحه ۴ نگاه دوم


 

شعله‌های آتشی که انتقام سیاسی را برافروخت!
حسین عبداللهی فر

روز یکشنبه(۲۹/۱۰) که روزنامه‌ها تعطیل بودند یک حادثه آتش‌سوزی در خیابان جمهوری تهران روی داد؛ حادثه‌ای که به دلیل سقوط دو زن از یک ساختمان، آن را از دیگر حوادث مشابه متمایز می‌ساخت، اما بازتاب وسیع آن در مطبوعات، نه از روی همدردی انسانی، نه به دلیل جلوگیری از تکرار آن، که ریشه در یک انتقام جناحی داشت.
روز دوشنبه روزنامه «شهروند» متعلق به جمعیت هلال احمر، تصویری از این حادثه را در حال سقوط یک زن، به جای تصویر اول خود بزرگ‌نمایی کرد و زیر آن تیتر زد: «سقوط برای فرار از آتش».
یک روز بعد (سه‌شنبه اول بهمن) «هفت صبح» با اختصاص تیتر یک و تصویر اول خود به این حادثه، ذیل تیتر نوشت: «دامنه انتقادات از آتش‌نشانی به جلسه دیروز شورای شهر هم کشیده شد. مسعود سلطانی‌فر، عضو شورای شهر تهران، آتش‌نشانی را در این موضوع متهم به کوتاهی کرد و گفت؛ کوتاهی نیروهای آتش‌نشانی برای کمک به شهروندان تهرانی در حادثه ساختمان پنج طبقه تولید پوشاک واقع در خیابان جمهوری غیرقابل گذشت است و مسئولان این سازمان باید پاسخگو باشند.»
روز چهارشنبه اگرچه سه روز از حادثه گذشته بود، اما مناسب بودن سوژه برای بهره‌برداری سیاسی سبب شد تا تعداد بیشتری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب وارد این ماجرا شوند. «آفتاب یزد» در این روز تصویر بسیار بزرگی از ماجرا را درج کرد و روی آن با حروف درشتی نوشت: «مرگ چند؟» این روزنامه علاوه بر بخش‌هایی از صفحات ۴ و ۱۳ خود، دو یادداشت صفحه اول خود را نیز به همین موضوع اختصاص داده بود، در یکی از آنها تحت عنوان «انتخاب مدیران بر حسب شایسته‌سالاری نیست»، نوشت: «متأسفانه کارها به دست کسانی افتاده است که هیچ مسئولیتی در قبال حوزه کاری‌شان نمی‌پذیرند، به صورتی که هنگامی که اتفاقاتی از این دست می‌افتد نهاد‌های مسئول جزء اولین گروه‌هایی هستند که ابراز جدایی از موضوع می‌کنند و در واقع شانه خالی می‌کنند.»
«شرق» هم تیتر یک خود را به گفت‌وگو با خانواده مقتولان اختصاص داد و در ادامه تیتر درشت «جای عذرخواهی، قربانیان را مقصر می‌دانند» نوشت: «در کمتر از دو روز ازسقوط مرگ دو زن کارگر در حادثه آتش‌سوزی خیابان جمهوری، شراره‌های این حادثه دامن مسئولان مقصر یا قصورکننده را گرفت. روز گذشته دو قوه مجریه و قضائیه و نمایندگانی از قوه مقننه به حادثه مرگ دلخراش این زنان کارگر واکنش نشان دادند.»
این روزنامه ضمن اعلام خبر ورود رئیس‌جمهور، سازمان بازرسی و کمیته پیگیری شورای شهر، چند یادداشت خود را نیز به این موضوع اختصاص داد تا به‌طور تحلیلی و حقوقی هم شهردار تهران را در جایگاه متهم ردیف اول قرار دهد، چنانچه در یادداشتی از یک حقوقدان آمده است: «آتش‌سوزی ساختمانی در خیابان جمهوری تهران را باید به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول که حادثه است و بر اثر سهل‌انگاری آتش‌سوزی به وقوع پیوسته است. به باور نگارنده بخش دوم که با قاطعیت می‌توان آن را اثبات کرد، دیگر حادثه نیست. قتل دو زن کارگر مظلومی است که تنها بر اثر سهل‌انگاری سازمان آتش‌نشانی از بین نرفتند، بلکه به لحاظ عدم تأمین وسایل اولیه آتش‌نشانی به وسیله شهرداری تهران، این اتفاق رخ داده است. اثبات این امر از لحاظ علم حقوق، ساده است.»
«اعتماد» هم این موضوع را به تیتر اول خود در این روز کشاند، هدف نهایی را با این پرسش که «چرا هیچ کس در شهرداری استعفا نمی‌دهد؟» نشانه گرفت.
«آرمان» در روز پایانی هفته «قالیباف تذکر گرفت» را تیتر اول خود برگزید تا نشان دهد این حادثه بیش از اینها ظرفیت بهره‌برداری جناحی را دارد و ظاهراً هم قرار نیست آن را از دستور کار خارج سازند.
بر همین اساس «تهران امروز» در این روز (پنج‌شنبه) از «افشای طرح انتقام سیاسی از قالیباف» پرده برداشت و به نقل از پرویز سروری، عضو شورای شهر تهران نوشت: «در حال حاضر شاهد اظهارنظرهای تأمل‌برانگیزی هستیم که بوی انتقام‌جویی‌های سیاسی می‌دهد و نگرانی‌های زیادی را برای مدیریت شهر تهران ایجاد می‌کند. چرا در روزهای گذشته حوادثی همچون مسمومیت سه هزار شهروند در پردیس که به علت سوءمدیریت اتفاق افتاده است با سکوت همراه بوده و هیچ فریادی مبنی بر استعفای فرد مسئول بلند نشده است؟»
این روزنامه همچنین سرمقاله همین روزش را به «آتش‌بازی سیاسی ممنوع» اختصاص داد و نوشت: «گویی این آتش‌سوزی برای عده‌ای جرقه‌ای بود تا با آن آتش‌سوزی سیاسی کنند و برسند به آنچه که طی ماه‌های گذشته نتوانسته بودند، برسند! اگر امواج سنگین رسانه‌ای را که راه افتاده مورد تحلیل محتوایی قرار دهیم خط مسموم و آلوده به اهدافی خاص را می‌بینیم که از دل یک آتش‌سوزی تأثیربرانگیز خارج شده و به یک میدان سیاسی می‌رسد… کسانی که این چند روز برای دو بانوی از دست رفته چنین سینه‌چاکانه وارد ماجرا شده‌اند، چرا پس از گذشت تنها دو روز آنان را فراموش کرده و به فکر رسیدن به اهدافی افتاده‌اند که در جریان انتخابات شورای شهر و انتخاب شهردار نتوانستند به آن برسند؟»
«جوان» هم در روز آخر هفته به تحلیل این روند نشست و در ادامه تیتر «عروسی اصلاح‌طلبان در آتش خیابان جمهوری» نوشت: «چه کسی فکر می‌کرد حادثه دلخراش مرگ دو مادر در جریان آتش‌سوزی یک تولیدی در خیابان جمهوری موجی شود که عده‌ای از آن در جهت منافع سیاسی خود بهره‌برداری کنند، اما در موازنه بی‌وزن قدرت این امر ممکن است، به‌طوری‌که در چهار روزی که از این ماجرا می‌گذرد هجمه‌ها به طرز معناداری به سمت شهرداری تهران معطوف است و حتی بسیاری از اعضای شورای شهر صراحتاً خواستار برکناری شهردار تهران شده‌اند.»


دیپلماسى
فرامرز پارسا

اصولی که باید رعایت شود
توافقات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ در قالب اقدام مشترک از ۳۰ دی ماه آغاز شده است. در کنار آنچه در توافقات ژنو مطرح شده و طرفین ملزم به اجرای آن هستند چند نکته مهم قابل توجه است و آن نوع عملکردهای گروه ۱+۵ و آژانس است که هرگونه رفتاری خلاف آن به لغو مذاکرات و توافقنامه ژنو منجر می‌شود.
اول؛ عملکردهای گروه ۱+۵: نکته‌ای که در رفتاراعضای گروه ۱+۵ به ویژه آمریکا مشاهده می‌شود، مشروط‌سازی توافقات ژنو به عدم اجرای تحریم‌های جدید است. هر چند مسئله تحریم‌ها امری قابل توجه و از الزامات توافق ژنو است؛ اما نمی‌توان آن را محور تعهدات غرب دانست، چراکه خصومت و دشمنی غرب با ایران صرفاً در قالب تحریم‌ها نیست. هرگونه اقدام علیه امنیت ملی و یکپارچگی ایران اسلامی، استفاده از گروه‌های تروریستی برای ایجاد فضای ناامنی در کشور، فضاسازی رسانه‌ای برای غبارآلودسازی فضای سیاسی و اقتصادی ایران، تحریک کشورهای منطقه برای پروژه ایران‌هراسی که نمود آن را در ترور دیپلمات ایرانی در یمن و انفجار در مقابل سفارت ایران در لبنان می‌توان مشاهده کرد.
تهدید منافع ایران در منطقه به ویژه تحرک علیه جبهه مقاومت، اقدامات خصمانه برای به انزوا کشاندن جهانی ایران از جمله تهدید کشورها به عدم روابط با ایران و ده‌ها سیاست تهدید‌آمیز علیه جمهوری اسلامی از جمله رفتارهایی است که اعضای گروه ۱+۵ باید از انجام آن در قبال ایران خودداری کنند. ملت ایران تأکید دارد که غرب نمی‌تواند پشت نقاب تحریم‌های جدید پنهان و به فتنه‌انگیزی مستقیم و یا غیر مستقیم علیه ایران بپردازد. از نگاه ملت ایران، هرگونه رفتار خصمانه علیه ایران و تکرار آنچه در طول ۳۵ سال اخیر علیه ایران صورت داده‌اند، برابر با لغو توافقنامه ژنو است.
دوم؛ عملکردهای آژانس: نکته مهم دیگر، نوع عملکرد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به عنوان ناظر به اصطلاح غرب، راستی‌آزمایی ایران در زمینه هسته‌ای است. آژانس در ۱۰ سال اخیر نشان داده است که صداقت رفتاری نداشته و همواره تابع غرب بوده است. در مقطع کنونی نیز رفتارهای آژانس نباید تکرار سیاست‌های گذشته باشد، بلکه باید اصولی را رعایت کند؛ عدم انتقال گزارش‌ها و اسناد مربوط به بازدیدهای صورت گرفته از تأسیسات ایران و عدم سوءاستفاده از حسن‌نیت ایران جهت جاسوسی برای غرب، عدم تبدیل تعهدات ایران در ژنو به وظایف به گونه‌ای که در نهایت تلاش کند تا برخلاف مقررات آژانس و پارلمان، پروتکل الحاقی را در قبال ایران اجرا سازد، در حالی که ایران عضو پروتکل الحاقی نیست و آژانس حق‌ اعمال آن در قبال ایران را ندارد. آژانس از تبدیل مسئله حقوقی(حتی ایران) به امری سیاسی باید خودداری کند، چنانکه آژانس روابط و مذاکرات خود را نباید مشروط به نظر و رضایت غرب کند، بلکه باید براساس اصول پادمان و وظایف و تکالیف خود در قبال ایران اقدام کند.
نکته مهم آنکه، آژانس باید در کنار نظارت بر عملکردهای ایران بر حسن رفتار گروه ۱+۵ در تعهدات نیز نظارت داشته باشد، نه آنکه صرفاً ایران را خطاب قرار دهد.
با توجه به این شرایط می‌توان گفت که صرف آغاز توافق ژنو، ملاک برای مذاکرات آینده نیست، بلکه گروه ۱+۵ و آژانس باید تعهدات عینی در اجرای اصول ذکر شده بالا را به ملت ایران داشته باشند در غیر این صورت، با عدول ۱+۵ و آژانس از هر کدام از این اصول، لغو توافقنامه ژنو حق ملت ایران خواهد بود و آژانس و ۱+۵ باید خسارت‌های وارده به ملت ایران در ماه اخیر را پرداخت کنند.  


پرونده

افزایش شکاف در سنای آمریکا 
با وجود تلاش‌های سنا برای به رأی گذاشتن طرح وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، دو سناتور برجسته کنگره با این طرح اعلام مخالفت کردند و احتمال کنار گذاشته شدن این طرح ضدایرانی در سنا افزایش پیدا کرده است. به گزارش روزنامه آمریکایی «واشنگتن‌پست»، «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، از نمایندگان کنگره درخواست کرده بود تا از وضع تحریم‌های جدید علیه ایران در حالی که مذاکرات ایران و ۱+۵ در حال پیشروی است، صرف‌نظر کنند. با این حال، نمایندگان کنگره چندان اعتنایی به درخواست‌های اوباما نکردند و سناتورهای آمریکایی درصدد افزایش تعداد حامیان طرح تحریم‌ها علیه ایران در بین سناتورهای آمریکایی شدند تا بتوانند در صورت تصویب چنین طرحی، از وتو شدن آن از سوی رئیس‌جمهور ممانعت کنند.
غربی‌ها فرصت اجرای توافق‌نامه هسته‌ای با ایران را از دست ندهند

روزنامه پرشمارگان اردوزبان هند در سرمقاله‌ای باعنوان «تصمیم مثبت ایران» و با استقبال از اجرای قرارداد هسته‌ای ایران با غرب آن را برای کاهش تشنج بین تهران و قدرت‌های جهانی مفید خواند و افزود: ایران، با توجه به توافق حاصله به دنبال گفت‌وگوهای این کشور با شش قدرت جهانی، سرانجام تصمیم گرفت که عملیات غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند. در ادامه این سرمقاله آمده است: البته اسرائیل[رژیم صهیونیستی] و برخی از کشورهای دشمن ایران نسبت به صداقت ایران در اجرای دقیق این قرارداد ابراز شک و تردید کرده‌اند و عملیات زهرافشانی و تهدید اسرائیل علیه ایران همچنان ادامه دارد. 
فروپاشی دیوار تحریم ایران 

وال‌استریت ژورنال با اشاره به عطش شرکت‌های غربی برای بازگشت به ایران نوشت: دولت آمریکا تأکید می‌کند اگر توافق جامع هسته‌ای به دست نیاید، تمامی تحریم‌های لغو شده مجدداً برقرار می‌شود؛ اما به نظر نمی‌رسد که این امکان‌پذیر باشد. وال‌استریت ژورنال طی گزارشی نوشت: تحریم‌ها علیه ایران به میزان ناچیزی کاهش یافته است. این جمله‌ای است که دولت اوباما در مقابل کنگره و برخی از متحدانش نظیر ریاض و تل‌آویو برای توجیه توافق هسته‌ای ژنو بیان می‌کند. به گفته کاخ سفید، امتیازات داده شده به تهران «محدود، موقت، هدفمند و برگشت‌پذیرند.» اما تعداد فزاینده دولت‌های اروپایی و تجاری که از فرصت پیش‌آمده برای حضور در ایران استفاده می‌کنند، چیز دیگری می‌گوید. در طی دو ماه سپری شده از امضای توافق ژنو، شرکای تجاری ایران تحریم‌ها را برداشته‌اند و به این کشور هیئت‌های تجاری اعزام می‌کنند. آنها برای بستن قراردادهای صادرات کالا موافقت کرده‌اند و آمادگی خود را برای توسعه مناسبات در تمامی صنایع مهم ابراز داشته‌اند.
چرا دولت واقعیت توافق ژنو را به مردم نمی‌گوید؟

«کمیته صیانت از منافع ایران» به مناسبت آغاز مرحله اجرایی توافق‌نامه ژنو، بیانیه‌ای صادر کرده و در آن آورده است: کشور اسلامی‌مان ایران با توافق اخیر رسماً از حقوق مصرح خود در ان‌پی‌تی انصراف داد و به عنوان یک استثناء میان تمام کشورهای جهان، تعریف نیاز و محدوده غنی‌سازی و حتی حق آن در داخل کشور را برای یک بازه بیست ساله به اجازه غربی‌ها در مذاکرات بعدی منوط کرد.


مرورى بر یک رخداد
علی موحد

نگاهی بر تحولات سرزمین فراعنه در سومین سالگرد قیام
تحرکات نیابتی دولت موقت برای بازگشت دوران مبارک

مردم مصر سه سال پیش قیامی سراسری را برای پایان سه دهه حاکمیت دیکتاتوری مبارک آغاز کردند و در نهایت ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ توانستند به این مهم دست یابند. اکنون سه سال از آن زمان می‌گذرد و این کشور صحنه تحولات قابل تأملی است که اصلی‌ترین محور آن را نیز تحرکات درونی و بیرونی برای بازگرداندن مصر به دوران مبارک تشکیل می‌دهد. سیاستی که نقطه اوج آن، سرنگون‌سازی دولت مرسی و تحمیل قانون اساسی منصوب نظامیان و بازماندگان دوران مبارک به مردم بود.
در این میان، نکته قابل توجه آن است که مصر در روزهای اخیر دورانی خونین را سپری کرده است چنانکه در زنجیر‌ه‌ای از انفجارها در قاهره و چند شهر بزرگ دیگر مصر، صدها نفر کشته و زخمی شدند. با توجه به اوضاع امنیتی حاضر در مصر این پرسش مطرح است که چه کسی یا گروهی از این وضعیت سود می‌برد و می‌تواند مجری این طرح باشد و چرا در مقطع کنونی، مصر با چنین شرایطی همراه شده است.
برخی از ناظران سیاسی تأکید دارند که عدم ثبات سیاسی در مصر و چالش‌های امنیتی، فرصت را برای گروه‌های تروریستی ایجاد کرده تا برای رسیدن به منافع خود، به بحران‌سازی در این کشور بپردازند، چنانکه در بسیاری از نابسامانی‌های اخیر مصر می‌توان نمود آن را مشاهده کرد، همانگونه که در انفجارهای اخیر نیز انصار بیت‌المقدس مسئولیت انفجار را به عهده گرفت. برخی بر این عقیده‌اند که مصر هم مانند بسیاری از کشورهای منطقه، قربانی فعال شدن گروه‌های تروریستی گردیده است در حالی که در همین عرصه نیز یک اصل را نباید فراموش کرد و آن، نقش غرب و متحدان عرب و صهیونیست آن در ترویج تروریسم در منطقه است. کشورهای غربی به‌ویژه در طول سه سال اخیر در چارچوب مقابله با بیداری اسلامی و مقاومت، فضایی باز را در اختیار گروه‌های تروریستی و القاعده قرار داده‌اند که با حمایت برخی کشورهای عربی نظیر عربستان، امارات، بحرین و قطر و با طراحی صهیونیست‌ها بوده است. تروریسمی که آنها زمانی برای سلطه بر سوریه به منطقه گسیل داشتند اکنون دامن کل منطقه را گرفته است، لذا اگر حضور تروریست‌ها در مصر را نیز عامل اصلی بحران‌های اخیر این کشور بدانیم، باز هم نوک پیکان چالش‌های امنیتی این کشور به سمت غرب، کشورهای مرتجع عربی و صهیونیست‌ها می‌چرخد که با ترویج و گسترش تروریسم در منطقه، فضایی بحرانی را بر کل منطقه حاکم ساخته‌اند.
با تمام این تفاسیر، در باب فضای بحرانی و به‌ویژه انفجارهای خونین مصر، ابهامات بسیاری مطرح است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. این انفجارها در حالی روی داده است که اولاً چند روز بیشتر از اعلام نتایج همه‌پرسی قانون اساسی نوشته شده توسط نظامیان و مخالفت ۶۴ درصد مردم مصر با آن نمی‌گذرد در حالی که کودتاگردان و جریان‌های وابسته به دوران نظام مبارک به دنبال اجرایی ساختن این قانون هستند. ایجاد فضای شدید امنیتی می‌تواند زمینه‌ساز تحقق این مهم باشد چراکه افکار عمومی عملاً از این قانون به مسائل امنیتی منحرف می‌شود و زمینه برای تصویب و اجرای نهایی آن فراهم می‌گردد. نظامیان با این قانون اساسی تمام امور را در دست می‌گیرند به‌ویژه اینکه بر اساس این قانون، فعالیت‌های اسلامی در این کشور ممنوع است و حامیان اسلامگرایی به پنج سال زندان محکوم می‌شوند.
ثانیاً، در روزهای اخیر حامیان اخوان و گروه‌های اسلامگرا از آغاز دور جدید اعتراض‌ها به حکومت نظامیان خبر داده‌ و بر اجرای تظاهرات ۱۸ روزه تأکید کرده‌اند. این در حالی است که بسیاری از مردم مصر تأکید دارند در سالگرد سومین سال پیروزی قیام‌شان علیه مبارک برای حفظ دستاوردهای قیام به خیابان خواهند آمد و به مقابله با خودکامگی دولت خودخوانده می‌پردازند.
انفجارهای خونین و تشدید فضای ناامنی می‌تواند از یک‌سو زمینه‌ساز عدم حضور مردم در تظاهرات حامیان اخوان و اسلامگرایی باشد و از سوی دیگر، بهانه‌ای برای سرکوبگری ارتش خواهد بود. این امر زمانی بیشتر نمود پیدا می‌کند که حاکمان بر مصر، جریان اخوان را گروهی تروریستی معرفی و جرم حضور در تظاهرات برای آنها را پنج سال زندان عنوان کرده‌اند.
باتوجه به این مولفه‌ها می‌توان گفت که هر چند احتمال نقش داشتن گروه‌های تروریستی و القاعده در انفجارهای مصر امری دور از ذهن نیست، اما در نهایت این ناآرامی‌ها به تشدید فضای سرکوب و تحرکات بیشتر نظامیان برای سرکوب مخالفان منجر خواهد شد. امری که البته از حمایت برخی کشورهای عربی نظیر عربستان و دوستان غربی آنها و صهیونیست‌ها نیز برخوردار است، چراکه آنها به دنبال بازگرداندن مصر به دوران مبارک هستند و در این راه از هیچ اقدامی از جمله کشتار مردم مصر نیز هراسی ندارند همان‌گونه که در انفجارهای خونین روزهای اخیر این کشور مشاهده می‌شود.


اقتصادى
سعید مهدوی

اقتصاد سیاسی در داووس
حضور تیمی از جمهوری اسلامی در یک مجمع اقتصادی بین‌المللی که عموماً تحت نفوذ سیاسیون است، واکنش‌های متفاوتی را به دنبال داشت. در ادامه، مختصری از تاریخچه این مجمع و انتقادهای وارده بر آن و همچنین چکیده سخنان رئیس‌جمهور را مرور می‌کنیم.
مجمع اقتصادی داووس
مجمع بین‌المللی اقتصاد برای اولین بار در ژانویه سال ۱۹۷۱ میلادی و در شهر داووس سوئیس راه‌اندازی شد. مجمع داووس یکی از ارگان‌های اقتصادی جهان است که ضمن ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری برای برخی از کشورها، درآمد کلانی نیز دارد. درآمد این مجمع از محل پرداخت حق عضویت ثابت شرکت‌های بزرگی که در فهرست هزار شرکت برتر جهان جای دارند و پرداخت وجوهی از سوی متقاضیان شرکت در جلسه تأمین می‌شود. بدون شک، منفعت‌طلبی، هدف نخست چنین اجلاسی خواهد بود، نه حل معضلات اقتصادی همچون فقر در سراسر جهان.
چکیده‌ای از بخش اقتصادی سخنان رئیس‌جمهور
دکتر روحانی طی سخنانی به تشریح ظرفیت‌های ایران در صنعت نفت و گاز، برنامه‌های آینده ایران در حوزه همکاری‌های نفتی و تدوین قراردادهای جدید همکاری در این زمینه پرداخت.
* ایران از از نظر ذخایر گاز در رتبه نخست جهانی و از نظر ذخایر نفت در رتبه سوم جهانی قرار دارد؛ ایران در طول بیش از یکصد سال گذشته چه پیش از انقلاب و چه پس از آن همواره نقشی مسئولانه در تأمین بموقع انرژی جهانی ایفا کرده است و این می‌تواند همکاری‌های ما را در همه جهات خصوصاً عرضه انرژی مصرفی جهان و رفع نگرانی‌های موجود در این رابطه، گسترش دهد.
* وزارت نفت ایران در حال حاضر بازنگری مدل و ساختار قراردادهای بالادستی نفت را در دستور کار خود دارد. مهم‌ترین اهدافی که در این بازنگری دنبال می‌شود عبارت است از: رفع هرگونه مانع فنی، مالی و حقوقی در چهارچوب قواعد پذیرفته شده بین‌المللی برای توسعه و گسترش همکاری‌های صنعت نفت ایران با شرکت‌های بزرگ نفتی، جلب همکاری و مشارکت در فرایند توسعه میادین، انتقال فناوری‎های مدرن به بخش‌های اکتشاف و تولید در صنعت نفت و گاز کشور و ارتقا ظرفیت‌های داخلی.
* پتانسیل عظیم نفت و گاز ایران و نوع ساختارهای زمین‌شناسی آن، کشور را به مکانی مطلوب برای سرمایه‌گذاری نفتی تبدیل کرده است، به طوری که میزان ریسک و هزینه شرکت‌ها بسیار کم و به هیچ وجه قابل قیاس با دیگر نقاطی که هم‌اکنون در حال سرمایه‌گذاری بوده و گاهی هزینه‌ها و ریسک‎های ده برابری را پذیرا هستند، نمی‌باشد.
ضرورت سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز
سرمایه‌گذاری در حوزه اکتشاف، استخراج و صادرات نفت خام در دوره کنونی از آنجا حائز اهمیت است که ایران دارای ۲۸ میدان نفتی مشترک با شش کشور دیگر است. این کشورها در مدتی که ایران از حجم صادرات نفت خامش کاسته شده، بیشترین استفاده را از این میدان‌ها برده‌اند. اما کشور ایران به دلیل کمبود منابع مالی برای توسعه این میدان‌ها، همچنان از همسایگان خود عقب است. درآمد ایران از محل فروش نفت خام در سال جاری حدود ۹۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که عدم‌النفع برداشت ایران از میادین نفتی مشترک سالیانه چیزی حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود. با توجه به مطالب بالا ضرورت جذب شرکت‌های بزرگ نفتی برای سرمایه‌گذاری در کشور بر کسی پوشیده نیست و رئیس‌جمهور به درستی به ظرفیت عظیم ایران در این زمینه اشاره کرده‌اند.


نداى قدس

تهدید به استعفای وزرای کابینه رژیم صهیونیستی
تعدادی از وزرای کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تهدید کردند که در صورت موافقت وی با طرح سازش وزیر خارجه آمریکا، از سمت خود استعفا می‌دهند. شبکه ۱۰ تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش داد که برخی وزرای حزب لیکود به ریاست نتانیاهو اعلام کرده‌اند که جناح راست‌گرای ائتلاف حکومتی برای شورش در داخل حزب و کابینه جهت ممانعت از دستیابی به توافق صلح با فلسطینیان بر اساس طرح «جان کری» که در سفر اخیر خود به منطقه آن را مطرح کرد، آماده می‌شود. از سوی دیگر روزنامه صهیونیستی «اسرائیل امروز» به نقل از نزدیکان نتانیاهو نوشت که «شیمون پرز» رئیس رژیم صهیونیستی با اصرار نتانیاهو مبنی بر مطرح کردن درخواست به رسمیت شناختن «دولت یهودی» از سوی فلسطینیان مخالفت کرده و گفته است که چنین درخواستی مذاکرات سیاسی را به شکست می‌کشاند. 
مسیحیان فلسطینی سرباز ارتش صهیونیستی نمی‌شوند

سراسقف مسیحیان ارتدوکس فلسطین ضمن ابراز تنفر از تلاش‌های رژیم غاصب صهیونیستی برای تغییر ماهیت ساختار جامعه فلسطین و مسیحیان این کشور تأکید کرد: اجازه نخواهیم داد قانون سربازگیری از مسیحیان برای خدمت در ارتش رژیم صهیونیستی اجرا شود. «عطاءالله حنا» سراسقف مسیحیان ارتدوکس فلسطین در دیدار با گروهی از جوانان مسیحی مخالف خدمت سربازی در ارتش رژیم صهیونیستی تأکید کرد: کلیسای مسیحیان با هرگونه جدایی مسیحیان از پیکره ملت مظلوم فلسطین مخالف است و مسیحیان خود را بخشی از کشور بزرگ فلسطین می‌دانند و حاضر نیستند از آن جدا شوند. وی تصریح کرد: رژیم صهیونیستی در طول تاریخ اشغالگری خود در سرزمین‌های فلسطین هیچ فرقی بین مسلمانان و مسیحیان قائل نبوده است و به موازات تخریب مساجد، کلیساهای مسیحیان را تخریب و از بازسازی آنها برای بقای مسیحیان در سرزمین فلسطین جلوگیری می‌کند.
در کشور آینده فلسطین هیچ صهیونیستی زندگی نمی‌کند

ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در دیدار با نخست‌وزیر کانادا تأکید کرد که در کشور مستقل فلسطینی در آینده هیچ صهیونیستی به‌طور رسمی در این کشور حضور نخواهد داشت. به گزارش خبرگزاری فلسطینی معأ ابومازن در دیدار خود با استفان هارپر گفت: خواهان کشور مستقل فلسطینی با پایتختی قدس شریف هستیم و با حضور نیروهای اسرائیلی درکشور آینده فلسطین مخالفت می‌کنیم. 
تحریم رژیم صهیونیستی توسط سه صندوق بازنشستگی اروپایی

سه صندوق بازنشستگی اروپایی درحال بررسی چگونگی خروج سرمایه‌های میلیاردی خود از بانک‌های رژیم صهیونیستی برای دست داشتن آنها در طرح‌های ساخت‌وساز غیرقانونی هستند. سه صندوق بازنشستگی سرمایه‌گذار در بانک‌های این رژیم به نام‌های «ای بی پی» صندوق هلندی که سومین صندوق بازنشستگی بزرگ جهان است، مدیریت سرمایه‌گذاری «نوردی»NORDEA و مدیریت سرمایه‌گذاری «دی ان بی» در حال بررسی چگونگی خروج سرمایه‌های میلیاردی خود از بانک‌های رژیم صهیونیستی به‌ دلیل دست داشتن آنها در طرح‌های ساخت‌وساز و تولید برخی از فرآورده‌ها در شهرک‌های غیرقانونی در کرانه باختری و قدس شرقی هستند.


 

صفحه ۵ بین الملل

 

 

نبرد حزب‌الله در چند جبهه 
قاسم غفوری

لبنان به عنوان یکی از کشورهای مهم و راهبردی در غرب آسیا (خاورمیانه) با تحولات متعددی همراه است که نه تنها بر آینده این کشور، بلکه بر کل منطقه تأثیرگذار خواهد بود.
در کنار مباحثی مانند تشکیل دولت جدید به نخست‌وزیری «تمام سلام» و نیز جنایات گسترده گرو‌ه‌های تروریستی تحت حمایت برخی گروه‌های غربگرای ۱۴ مارس و برخی کشورهای مرتجع عربی، موفقیت‌های مقاومت لبنان با محوریت حزب‌الله امری قابل توجه است.
بررسی کارنامه لبنان نشان می‌دهد که حزب‌الله لبنان اکنون در چندین جبهه در حال نبرد است که به اذعان جهانیان با موفقیت‌های مقاومت همراه بوده، چنانکه منابع خبری از رویکرد برخی کشورهای اروپایی به حزب‌الله برای برقراری ثبات در لبنان و منطقه خبر داده‌اند.
بخشی از جنگ حزب‌الله را در مقابله با گروه‌های تروریستی و عاملان ناآرامی در لبنان می‌توان مشاهده کرد. شواهد نشان می‌دهد که مخالفان مقاومت با ایجاد بحران‌های امنیتی، رهبران مقاومت حزب‌الله را هدف قرار گرفته‌اند که شهادت برخی اعضای حزب‌الله نیز در این چارچوب بوده است. نکته مهم آنکه دشمنان مقاومت با استفاده از گروه‌های تروریستی به دنبال تخریب جایگاه حزب‌الله میان مردم و نیز ایجاد تقابل میان ارتش و حزب‌الله هستند که انفجارهای خونین در مناطق شیعه‌نشین و تحرکات تروریست‌ها علیه ارتش لبنان در این چارچوب است.
بسیاری تأکید دارند که کمک‌های نظامی عربستان و امارات و کشورهای غربی به ارتش لبنان نیز بعد دیگری از این فتنه‌انگیزی است. حزب‌الله از یک سو به دنبال برقراری ثبات و امنیت در لبنان است که در این راه چندین شهید نیز داشته است. از سوی دیگر، برای حفظ ارتباط با ارتش و راهبرد دفاعی لبنان (ارتش، مقاومت و مردم) تلاش می‌کند تا مانع از تحقق فتنه دشمنان برای ایجاد جنگ داخلی در لبنان شود.
محور دیگر نبرد حزب‌الله را در عرصه تشکیل دولت جدید لبنان می‌توان مشاهده کرد. برخی جریان‌های غربگرای ۱۴ مارس و حامیان عربی و غربی آنها تلاش بسیاری کرده‌اند تا حزب‌الله و مقاومت را از حضور در دولت تمام اسلام حذف کنند، چنانکه جریان المستقبل به ریاست سعد ‌حریری با تمام طرح‌های اعلام شده برای تشکیل دولت جدید مخالفت کرده و لزوم حذف حزب‌الله را پیش‌شرط خود قرار داده بود. نکته قابل توجه، مخالفت گسترده جریان‌های سیاسی لبنان با این طرح‌ها و حمایت آنها از حزب‌الله بوده است، چنانکه منابع خبری از عقب‌گرد ۱۴ مارس از شروط خود برای تشکیل دولت تمام سلام خبر دادند. حزب‌الله تأکید دارد که حضورش در ترکیب دولت برای مشارکت در روند سیاسی لبنان و اجرای مطالبات مردمی باشد.
محور دیگری که حزب‌الله و مقاومت در آن نقش فعالی دارند در حوزه مقابله با تحرکات دادگاه‌ ترور رفیق حریری نخست‌وزیر فقید لبنان است. رفیق حریری ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ در بیروت در انفجاری تروریستی و مشکوک کشته شد، در حالی که جریان ۱۴ مارس و حامیان عربی و غربی آنها با بین‌المللی کردن پرونده وی تلاش کردند تا از این پرونده برای دخالت در امور لبنان و سوق دادن آن به سمت منافع خود علیه حزب‌الله و مقاومت بهره گیرند. یکی از این طرح‌ها، متهم‌سازی اعضای حزب‌الله بوده تا در لوای آن از یک سو جایگاه مردمی حزب‌الله را تخریب کنند و از سوی دیگر، طرح قرار دادن حزب‌الله در لیست گروه‌های تروریستی را توجیه کنند. آنها برای تکمیل سناریوی خود ادعا کرده‌اند که برخی اعضای حزب‌الله به صورت خودسر و بدون دستور از مقامات رده بالا اقدام به ترور حریری کرده‌اند تا چنان وانمود سازند که شکاف و انشعاب در حزب‌الله روی داده تا به زعم خود، حزب‌الله را درگیر چالش‌های درونی کنند.
غرب که تاکنون از فتنه دادگاه حریری علیه حزب‌الله به نتیجه نرسیده است در تاریخ (۲۶/۱۰/۹۲) بار دیگر پرونده حریری را به جریان انداخته، در حالی که محور کاری خود را محاکمه چهار نفر از اعضای حزب‌الله به بهانه نقش داشتن در ترور حریری قرار داده است. جالب توجه آنکه، آنها برای ادعاهای خود هیچ سند و مدرکی نیز ارائه نکرده‌اند و صرفاً براساس ادعاهای ظاهری و ساخته و پرداخته شده جریان ۱۴ مارس به اقدام علیه حزب‌الله می‌پردازند.
جبهه دیگر حزب‌الله در سوریه و مبارزه با گروه‌های تروریستی است. حزب‌الله لبنان در چارچوب حمایت از مردم لبنان و جلوگیری از گسترش فتنه طراحی شده از سوی دشمنان برای بر هم زدن امنیت منطقه، حضور نظامی سوریه را صورت داده که آزاد‌سازی القصیر از بند تروریست‌ها نمودی از این حضور است. گروه‌های تروریستی و حامیان آنها که برابر حزب‌الله شکست‌های سنگینی متحمل شده‌اند در کنار تقویت تروریست‌ها در حوزه نظامی، در حوزه‌های مختلف به دنبال فضاسازی برای خروج حزب‌الله از سوریه هستند، چنانکه این گروه‌ها و حتی حامیان لبنانی آنها تأکید دارند که انفجارهای لبنان، نتیجه حضور حزب‌الله در سوریه است. آنها برآنند تا حزب‌الله را از سوریه خارج کنند تا دامنه فتنه‌انگیزی و بحران‌سازی خود در منطقه را گسترش دهند. این در حالی است که حزب‌الله بارها تأکید کرده است که هرگز تسلیم این تحرکات نمی‌شود و اگر هزار نیرو در سوریه داشته باشد آنها را به دو هزار و اگر دو هزار نیرو داشته باشد به چهار هزار نیرو افزایش خواهد داد.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که حزب‌الله در کنار مبارزه با رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن اصلی مقاومت و منطقه، در جبهه‌های مختلف در حال نبرد است. که به اذعان جهانیان، دستاوردهای بسیاری داشته است و در کنار سایر ارکان مقاومت فاتح نهایی این تحولات خواهد بود.  


نظم نوین منطقه با مؤلفه مقاومت
علی تتماج

غرب همواره تلاش داشته تا نظم جهانی را بر اساس معیارهای خود چینش کند، چنانکه نمود آن را در معاهداتی همچون وین ۱۸۱۵، ورسای ۱۹۱۹، یالتا ۱۹۴۵ و حتی در تشکیل سازمان ملل متحد و بسیاری از معادلات بین‌المللی می‌توان مشاهده کرد. هر چند بسیاری از تحولات، جنبه منطقه‌ای داشته و حتی در ساختار اروپا بوده است، اما غرب و نظام سلطه همواره این معاهدات و نشست‌ها و حتی نهادهای بین‌المللی را به مولفه‌ای برای تقسیم منافع خود در جهان مبدل ساخته‌اند. مسئله‌ای که موجب شده تا صلحی ظاهری در جهان برقرار شود در حالی که در نهایت، به تأمین منافع و سلطه‌گری غرب مبدل شده است. البته باید توجه داشت که در هر مقطعی، بازیگرانی خاص در این عرصه حضور داشته‌اند، چنانکه زمانی نام فرانسه، انگلیس، روسیه تزاری، پروس و اتریش به چشم می‌خورد و در دوران حاضر نیز نام آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و… را می‌توان مشاهده کرد.
منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) از جمله مناطقی است که همواره مورد توجه و هجوم نظام نوین قدرت‌های بزرگ بوده است که توافق «سایکس پیکو» برای تجزیه عثمانی و طرح‌هایی مانند تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی و نیز ادعاهای مطرح درباره خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید را می‌توان در این چارچوب دانست.
در طول سه سال اخیر با آغاز بیداری اسلامی در منطقه و سقوط برخی سران عرب نظیر مبارک در مصر، بن‌علی در تونس، قذافی در مصر و علی عبدالله صالح در یمن، غرب تلاش کرده تا نظم نوینی را در منطقه برقرار کند. در این میان، غرب برای حذف بیداری اسلامی و چینش نظم نوین بر اساس مولفه‌های خود با یک چالش مهم مواجه بوده و آن حضور جبهه مقاومت بوده است. مقاومتی با محوریت جمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزب‌الله و گروه‌های مقاومت فلسطینی در کنار عراق و جریان‌های مردمی منطقه به عنوان چالش اصلی نظم نوین غرب در منطقه مطرح بوده و هست.
بر این اساس، غرب تلاش کرد تا در حوزه نظامی و سیاسی به جریان‌سازی در منطقه بپردازد که در حوزه سیاسی اخوان‌المسلمین را به عنوان نماد الگوی اسلام به ملت‌ها تحمیل کرده و در حوزه نظامی نیز از گروه‌های تکفیری و القاعده به نام نجات‌بخش مردم بهره گرفته است.
رویکرد غرب از این ساختارسازی آن بوده است که از یک سو از گرایش مردم به الگوی حقیقی اسلام یعنی مقاومت جلوگیری کند و از سوی دیگر از این گروه‌ها به‌ویژه گروه‌های تکفیری و تروریستی برای ضربه زدن و حتی نابودی مقاومت بهره گیرد.
غرب با این فرایند و به آتش کشیدن کل منطقه تلاش کرده تا در نهایت ملت‌ها را به یک سمت سوق دهد و آن اینکه بدون حضور غرب هیچ ثباتی برقرار نمی‌شود و در نهایت همگان باید پذیرنده نظم نوینی باشند که بر اساس منافع غرب چینش می‌شود.
هرچند که غرب تحرکات گسترده‌ای در این حوزه صورت داده و تلاش کرده تا منطقه را گرفتار فضای بحرانی سازد، اما در نهایت در تحقق این طرح ناتوان بوده است که ریشه این ناتوانی نیز در آشکارتر شدن نقش مقاومت در تحقق ثبات در منطقه و حمایت‌ از ملت‌ها بوده است. در حالی که غرب و مهره‌های آنها در قالب گروه‌های تروریستی و رژیم‌های دست‌نشانده عربی و صهیونیست‌ها آشکارا طرح کشتار ملت‌های منطقه را اجرا می‌کردند مقاومت در راستای برقراری امنیت سراسری و حمایت از ملت‌ها وارد عرصه شد. برخلاف غرب و مهره‌های آن که برای نابودی منطقه هزینه‌های بسیاری پرداختند مقاومت در قالب جمهوری اسلامی ایران، حزب‌الله لبنان، سوریه، عراق و گروه‌های مقاومت فلسطین، از تمام ظرفیت‌های خود برای حمایت از ملت‌ها و مبارزه با عاملان فتنه بهره‌ گرفته و در این راه شهدای بسیاری نیز داشته‌اند. نکته مهم در عملکردهای مقاومت در تحولات اخیر آن است که مقاومت صرفاً معطوف به جنگ با دشمن صهیونیست نبوده، بلکه دامنه فعالیت آن به عرصه مقابله مستقیم با گروه‌های تروریستی و تکفیری به عنوان عاملان، جهت اجرای سیاست‌های غرب نیز رسیده است. تحولات اخیر به ملت‌های منطقه ثابت کرد که ادعاهای حقوق بشری و مبارزه با تروریسم غرب ادعایی واهی و فریبی برای توجیه مداخله در امور کشورها است و در اصل، گروه‌های تروریستی و تکفیری و رژیم‌های عربی حامی آنها مهره‌های آمریکا و صهیونیست‌ها هستند، حال آنکه تنها عنصر مقابله‌کننده با آنها مقاومت است؛ مقاومتی که بر خلاف غرب به دنبال تحقق آرمان‌ها و مطالبات ملت‌های منطقه است و رسالت خود را نیز حمایت از ملت‌های منطقه در برابر فتنه‌های دشمنان قرار داده ‌است.
بر این اساس می‌توان گفت که غرب آسیا (خاورمیانه) اکنون با نظم نوینی همراه شده که برای نخستین بار غرب چینش‌کننده آن نیست، بلکه این مقاومت است که با تدابیر گسترده و با رویارویی با سلطه‌گری غرب و مهر‌ه‌های تکفیری آنها، نظم نوینی را بر منطقه حاکم ساخته است که با آشکارتر شدن ماهیت ضدبشری غرب، حمایت‌های ملت‌های منطقه از نظم نوین بر اساس آرمان‌های مقاومت رو به افزایش است، هر چند که دشمنان نیز برای مقابله با آن، هر روز فتنه‌های جدیدی را طراحی می‌کنند که تاکنون ناموفق بوده‌اند.


از نگاه دیگران

چهارمین مجتمع مسکونی در بیت ایل… پنجمی کجاست؟
تفاوت زیادی میان نیروهای حق و توان مادی مطلق وجود دارد. ما فلسطینی‌ها طی مذاکرات با طرف‌های مختلف همواره بر نیروی حق‌مان در این سرزمین تکیه کرده‌ایم و این در حالی است که رژیم صهیونیستی همیشه به توان صرفاً مادی تکیه می‌کند. در مقدمه همه این توان‌های مادی، قدرت نظامی بی‌رقیب در خاورمیانه(غرب آسیا) و حتی میان ابرقدرت‌های جهان و نیز توان اقتصادی و تبلیغاتی قرار دارد.
بیشتر رسانه‌های تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی جهان یا به پول صهیونیست‌ها وابسته‌اند یا از نظر اعتقادی به محافل صهیونیستی مرتبط هستند. بدون تردید آمریکا توجه چندانی به نیروی حق و مفاهیم عدالت ندارد، اما به عکس، بیشتر به توان مادی و نظامی و منافع توجه دارد.
در این جهان که سیاست‌های نظامی و اقتصادی حرف اول را می‌زند، اخلاق و مفاهیم اخلاقی جایی ندارد. به دلیل برخورداری از همین امکانات، نیروهای اشغالگر می‌توانند در برابر هرچه که مطابق میل‌شان نیست مانع‌تراشی کنند و هرچه را که بخواهند بر جهان، از جمله آمریکا تحمیل کنند.
نتانیاهو برای حفاظت از موقعیت خود آینه تمام‌نمای راستگرایان افراطی در رژیم صهیونیستی است. بنابراین وی نمی‌تواند سیاست‌های عملگرایانه و واقعی برای به توافق رسیدن با فلسطینی‌ها در پیش گیرد. به همین دلیل او به دنبال مانع‌تراشی در برابر هرگونه فرصت در روند سیاسی است. هویت یهودی رژیم صهیونیستی نمونه‌ای در این راستا به شمار می‌رود. چون او به خوبی می‌داند که فلسطینی‌ها مطلقاً بعد یهودی این رژیم را قبول نمی‌کنند، زیرا این امر نکبت جدیدی برای سرزمین فلسطین است.
از جمله طرح‌های جدید نتانیاهو تبدیل «بیت ایل» به مجتمع مسکونی و افزایش مجتمع‌ها در کرانه باختری است. گفتنی است وجود این مجتمع‌ها و نیز راه‌های مواصلاتی میان آنها سبب از بین رفتن وحدت جغرافیایی اراضی فلسطینی می‌شود. در این میان نتانیاهو قصد دارد «کریات اربع» و شهر قدیمی «الخلیل» تا منطقه «تل الرمیده» را به عنوان مجتمع مسکونی پنجم معرفی کند.
هویت یهودی صهیونیستی و افزایش تعداد مجتمع‌های مسکونی و نگه‌داشتن اغوار و تأکید بر لغو کامل حق بازگشت، همه و همه موانعی در مسیر فرایند سیاسی به شمار می‌روند. حل و فصل این موانع نیازمند صرف سال‌ها وقت است و مسئله فلسطین را همچنان لاینحل باقی می‌گذارد.
منبع: خبرگزاری سما
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا ۶۰۸

برژینسکی:
مخالفت‌ آمریکایی‌ها با توافقنامه هسته‌ای به علت همسویی با تل‌آویو است
باشگاه خبرنگاران (۳۰/۱۰/۱۳۹۲): زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا در مصاحبه با ماهنامه «جهان امروز»(World Today) تصریح کرد: مخالفت‌های داخلی آمریکا با معامله هسته‌ای ایران به علت همسویی با سیاست‌های اسرائیل است. برژینسکی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال یک معامله هسته‌ای که وجهه ایران را حفظ کند، گفت: فکر می‌کنم شانس وجود دارد. همیشه خطر واکنش‌های تند و آتشین، هم در ایران و هم در آمریکا وجود دارد. از این‌رو خطر از دست رفتن فرصت‌ها نیز وجود خواهد داشت. متأسفانه کنگره در مسیر اوباما سنگ‌اندازی می‌کند، زیرا بخشی از مخالفت‌ها به علت همسویی با سیاست‌های خارجی یک کشور دیگر است، نه خود آمریکا و این متأسفانه یک واقعیت دردناک است و توانایی آمریکا را در مذاکره جدی از بین می‌برد.
بولتون: قدرت ایران در منطقه و دنیا رو به افزایش است
باشگاه خبرنگاران(۱/۱۱/۱۳۹۲): نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل گفت قدرت ایران در منطقه و دنیا رو به افزایش است، در حالی‌که قدرت آمریکا افول می‌کند. مجری فاکس میهمان برنامه، جان بولتون، نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل و کارشناس فاکس‌نیوز در لس‌آنجلس را معرفی کرد و از بولتون درباره توافق ژنو با ایران پرسید. بولتون پاسخ داد بله، ایرانی‌ها قطعاً احساس خوبی دارند و این بدون علت نیست، زیرا توافق ماه نوامبر در ژنو بر سر برنامه هسته‌ای ایران اجرا شده است. این توافقنامه، موفقیت چشمگیری برای ایران است. ایرانی‌ها امتیازات موقتی را در زمینه برنامه هسته‌ای خود داده‌اند که به‌سادگی برگشت‌پذیر است. آنها توانستند نظام بین‌المللی تحریم‌های غرب را در هم بشکنند. ایرانی‌ها از جانب ما یا تحریم‌های بین‌المللی، احساس محدودیت نمی‌کنند.
موضوع هسته‌ای و سوریه کاملاً جداگانه هستند
فارس(۳/۱۱/۱۳۹۲): وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که آمریکا و ایران درباره این موضوع شفاف هستند که مذاکرات هسته‌ای و نقش ایران در نشست ژنو۲ درباره سوریه کاملاً جداگانه هستند. وزارت امور خارجه آمریکا طی بیانیه‌ای با اشاره به اوضاع سوریه مدعی شد که با توجه به وضعیتی که نظام سوریه ایجاد کرده، به تروریست‌ها اجازه شکوفایی در این کشور و منطقه داده شده است. این وزارتخانه همچنین اشاره کرد که سفیر سابق آمریکا در سوریه به ژنو باز خواهد گشت تا به مذاکرات ادامه دهد تا درباره چگونگی ادامه مذاکرات گفت‌وگو کند.
ویلیام برنز: امکان رسیدن به راه‌حل جامع وجود دارد
فارس(۲۹/۱۰/۱۳۹۲): معاون وزیر خارجه آمریکا با اشاره به مهارت تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران، دستیابی به راه‌حل نهایی را امکان‌پذیر دانست، اما گفت باتوجه به سابقه طولانی اختلافات میان تهران و واشنگتن کاهش تنش میان این دو زمان می‌برد. ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا در گفت‌وگو با پایگاه «المانیتور»، گفت: مسائل باقی‌مانده بسیار پیچیده است. با این حال مقامات ایرانی که ما با آنها کار می‌کنیم، ماهر و حرفه‌ای و در رسیدن به راه‌حلی که بهترین منفعت را برای ایران دارد،‌ قاطع هستند.
اوباما: مردم آمریکا هم با ایران خصومت دارند!
باشگاه خبرنگاران (۲۹/۱۰/۱۳۹۲): رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه با نشریه «نیویورکر» گفت: «نه فقط نمایندگان کنگره بلکه مردم آمریکا هم به طور تاریخی نسبت به ایران سوءظن و خصومت دارند.» «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا یک‌بار دیگر اعلام کرده است که در صورت تصویب طرح اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران، آن را وتو می‌کند. اوباما در بخشی از مصاحبه‌ای در این باره گفت: «نه فقط نمایندگان کنگره بلکه مردم آمریکا هم به طور تاریخی نسبت به ایران سوءظن و خصومت دارند… اعضای کنگره به آنچه که اسرائیل در مورد امنیتش می‌گوید خیلی حساس هستند.»
واشنگتن: ادامه مذاکرات هسته‌ای پیچیده خواهد بود
ایرنا(۳۰/۱۰/۱۳۹۲): به دنبال تعلیق بخشی از تحریم‌ها علیه ایران از سوی واشنگتن، وزارت خارجه آمریکا تأکید کرد که مذاکرات با ایران برای حل جامع موضوع هسته‌ای ایران پیچیده خواهد بود. جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید نیز گفت: آژانس اتمی گزارش کرد که ایران گام‌هایی را که تعهد کرده بود برداشته است، بنابراین اجرای برنامه اقدام مشترک امروز آغاز می‌شود. یک مقام آمریکایی هم اعلام کرد که جان کری، وزیر خارجه آمریکا کاهش تحریم‌ها را تأیید کرده است. کاخ سفید تأکید کرد گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کرد که ایران تولید اورانیوم ۲۰ درصد را متوقف و رقیق کردن ذخایر اوانیوم ۲۰ درصد را آغاز کرده است.


هویت ۳۴۰

آمریکا: جاسوسی از پیام‌های کوتاه شهروندان سراسر جهان
آژانس امنیت ملی آمریکا روزانه نزدیک به ۲۰۰ میلیون پیام کوتاه را از تلفن‌های همراه مردم سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند تا اطلاعاتی نظیر برنامه سفرها، اطلاعات دفترچه‌های تلفن و تراکنش‌های کارت‌های اعتباری آنها را استخراج کند. روزنامه گاردین گزارش داد که آژانس امنیت ملی آمریکا طی این برنامه جاسوسی پیام‌های کوتاه موسوم به«Dishfire» تقریباً به جمع‌آوری هر آنچه که می‌توانسته، پرداخته است. این اسناد همچنین نشان دادند که سازمان جاسوسی انگلیس موسوم به GCHQ از پایگاه اطلاعاتی متعلق به آژانس امنیت ملی آمریکا برای جست‌وجوی فراداده‌های مربوط به تماس‌های غیرموجه و بی‌هدف مردم در انگلیس سوءاستفاده می‌کرده است. آژانس امنیت ملی آمریکا در برنامه خود برای جمع‌آوری پیام‌های کوتاه تنها در آوریل سال ۲۰۱۱، ۱۹۴ میلیون پیام کوتاه را در روز جمع‌آوری ‌کرده است. در این گزارش آمده است. 
ایرلند: وضعیت نامناسب کودکان 

ایرلند از جمله کشورهای اروپایی است که نقض حقوق کودکان در آن به شدت رواج دارد، اما نهادهای حقوق بشر اروپایی تاکنون اقدام خاصی برای مقابله با این رویه صورت نداده‌اند. این شرایط چنان بوده است که کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد از اینکه دولت ایرلند به اندازه کافی به نگرانی‌ها و توصیه‌های این کمیته به خصوص توصیه‌های مربوط به وضعیت کودک در مباحث حقوقی و تطبیق سیاست‌ها و عملکرد‌های مربوط به حقوق کودک توجه نکرده، ابراز تأسف کرده است. این کمیته از اینکه در قوانین و مقررات ایرلند اصل «منافع عالیه کودک» به اندازه‌ کافی مورد توجه قرار نگرفته، ابراز نگرانی کرده است. در همین حال نهادهای حقوق بشری بارها از اختیارات گسترده قضات در تعریف ماهیت و میزان یک حکم ابراز نگرانی کرده است، چراکه این امر می‌تواند به اتخاذ تصمیمات نامتناسب در این زمینه منجر شود.
پرتغال: نقض حقوق کودکان 

پرتغال از جمله کشورهای اروپایی است که کارنامه مطلوبی در عرصه حقوق بشر ندارد، در حالی که باوجود هشدارهای نهادهای بین‌المللی تاکنون گام عملی برای خروج از این وضعیت برنداشته است. نهادهای حقوق بشر بارها نگرانی خود را از نتایج نامطلوب فقر؛ وضعیت بد اسکان، بیکاری، کار بدون قرارداد، بالا رفتن آمار والدین الکی در بسیاری از خانواده‌ها و ناکافی بودن سرویس‌های رایگان پیش دبستانی، وضعیت سخت خانواده‌های فقیر اعلام کرده است و هنوز هم از تعداد زیاد کودکان خیابانی در شهرهای بزرگ پرتغال نگران است. این نهادها از موقعیت‌ اجتماعی بسیار دشوار کودکان خیابانی و دسترسی ناکافی آنان به آموزش و اینکه هنوز تنبیه بدنی نسبت به کودکان در خانواده اعمال می‌شود و فقدان قانونی که این نوع تنبیه را ممنوع کند، نگران هستند.


 

صفحه ۶ تیتر یک

 

 

صبح صادق بررسی می‌کند
تروریسم تکفیری هدیه وهابیت به استکبار

رضا گرمابدری

اشاره
یکی از نشانه‌های برجسته پویایی انقلاب اسلامی وقوع تحولات مثبت و منفی منطقه‌ای و بعضاً فرامنطقه‌ای مرتبط با آن است. دشمنان اسلام و انقلاب پیوسته از زنده، پویا و بالنده بودن انقلاب اسلامی که حامل پیام‌هایی برضد دشمنان بشریت است، احساس خطر می‌کنند. این احساس خطر از گذشته عامل اصلی توطئه‌های دنباله‌دار علیه انقلاب اسلامی بوده که همچنان ادامه دارد. با افزایش توانمندی‌های نظام اسلامی و قدرت بازیگری آن در تحولات مهم منطقه‌ای و نیز کوتاه نیامدن در برابر دشمنانش، آنها نیز با احساس تهدید و خطر بیشتر، بر روند دشمنی و توطئه‌گری خود افزوده‌اند. در حال حاضر آخرین اقدام دشمنان علیه انقلاب که بسیار خطرناک هم به نظر می‌رسد خلق و برنامه‌ریزی حول تفکر «تروریسم تکفیری» است. بر این اساس نوشتار حاضر با اشاره به «تروریسم تکفیری» به تشریح این مهم می‌پردازد که: «تروریسم تکفیری پاسخ مشترک صهیونیسم، استکبار و ارتجاع به روند شکل‌گیری وحدت اسلامی، تقویت روزافزون جبهه مقاومت، بیداری اسلامی و متزلزل شدن ارکان حکومت‌های اسلامی! مرتجع در سایه گفتمان آزادی‌بخش انقلاب اسلامی است.»

خاستگاه مفهومی بحث
تجربه‌ها محصول آزمون‌ها و خطاها هستند و پس از تثبیت و به‌کارگیری در مسائل مشابه و برهه‌های مختلف و سنجش میزان کارآمدی‌شان به همراه تغییراتی ارتقا پیدا می‌کنند و یا به اقتضای وضعیت‌های مختلف از اساس دگرگون می‌شوند و سپس با به‌کارگیری‌های دوباره تکرار می‌شوند. عوامل متعددی در ایجاد این تغییرات نقش دارد؛ اما در این میان برای تغییرات کارساز و برجسته ایده‌ها و دیدگاه‌های متقاعدکننده و متناسب با وضعیت و برخوردار از زمینه‌های گوناگون، نقش اصلی دارند. بر این اساس توطئه‌ دشمن برای راه‌اندازی جنگ داخلی در اوائل انقلاب، تجزیه کشور، حمله نظامی از خارج (تجاوز نظامی صدام)، تهاجم فرهنگی، فروپاشی از درون، شورش اجتماعی (فتنه ۸۸) و… معنا و مفهوم خاص و دقیق و دارای پشتوانه راهبردی پیدا می‌کند. بنابر آنچه گفته شد اگر چه احتمال به کارگیری روش‌های اشاره شده در آینده ضعیف است، اما قطعاً منتفی نیست و چه بسا با پدید آمدن وضعیت‌های خاص، دشمن همان روش‌ها را با اندکی تغییر تکرار کند. اینگونه است که چرایی و چگونگی و به‌کارگیری «تروریسم تکفیری» قابل درک و فهم می‌شود. اساس این تفکر بر ترور و اختلاف استوار است و اختلاف بر ترور تقدم دارد. مقوله «اختلاف» در جغرافیای اسلام تقریباً عمری به قدمت زمان بعثت پیامبر اعظم(ص) دارد و چه بسا وجود چنین پیشینه طولانی با بهانه‌های عدیده برای «اختلاف» دشمنان اسلام را به بهره‌برداری حداکثری از این «اختلاف» سوق داده است تا آنجا که کشورهای مغرب زمین پس از درک خسارات «اختلاف» در آن دیار و کنار گذاشتن تدریجی آن به فکر استفاده از «اختلاف» در جهان اسلام افتادند و از این طریق سلطه خود را در راستای غارت و تاراج ثروت مسلمانان و جلوگیری از یکپارچگی و توانمندی آنها، تحکیم بخشیدند و با ابزار کارآمد «اختلاف» هر ندای وحدت‌بخشی که در جهان اسلام بلند شد با نوعی از اختلاف‌آفرینی خفه کردند و از بین بردند. دشمنان انقلاب اسلامی با آزمودن چندباره روش اختلاف‌آفرینی در ایران و شکست‌های پی‌درپی، آن را تا حدی مسکوت گذاشتند؛ اما با بروز برخی تحولات منطقه‌ای که برای حوزه منافع مشترک صهیونیسم، آستکبار و ارتجاع تهدید بود آن را در شکل جدید و خشن فعال کردند. این شکل جدید ترکیبی از ترور و اختلاف است که تفکر تکفیری وهابی برای به اجرا گذاشتن آن از انگیزه و سابقه لازم برخوردار است.

مثلث جنایت و وحشت
فعال شدن «تروریسم تکفیری» از عهده یک کشور به تنهایی برنمی‌آمد و برای انجام آن نیاز به شراکت مجموعه‌هایی بود که از اجرای آن نفع مشترک می‌بردند. مقابله با انقلاب اسلامی نقطه مشترک صهیونیسم، استکبار و ارتجاع بود. علت پ‍ذیرش رویکرد به «تروریسم‌ تکفیری» برای مقابله با انقلاب اسلامی سه نکته بود: ۱ـ جواب ندادن روش‌هایی که درگذشته تجربه شده بود. ۲ـ برخی تحولات مهم در منطقه . ۳ـ غلبه تفکر تضعیف انقلاب اسلامی با زدن شاخ و برگ‌های بیرونی و حرکت به سمت داخل. این عوامل، مثلث جنایت و وحشت را با حضور رژیم صهیونیستی، آمریکا و وهابیت با محوریت عربستان شکل داد. این مثلث شوم و خبیث با حمایت همه جانبه از فعالیت «تروریسم تکفیری» درصدد دادن پاسخ مقابله‌جویانه به انقلاب اسلامی در چهار محور ذیل برآمد تا از طریق آن انقلاب را با چالش جدی مواجه سازد.
الف ـ شکل‌گیری وحدت اسلامی
شاید یکی از علل اصلی استقبال مردم مسلمان از اندیشه‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی و حتی پدیداری آن با سرنگون کردن حکومت طاغوت، ادبیات وحدت‌گرایانه و به دور از هرگونه نگاه اختلافی به فرق مختلف امت اسلام بود. افزون بر پرهیز از هر حرکت اختلاف‌برانگیز، انقلاب اسلامی با داشتن داعیه شکل دادن واقعی به امت اسلامی برای مقابله با دشمنان اسلام، مدام ندای وحدت و یکپارچگی سرمی‌داد و اتحاد اسلامی را از راهبردهای اساسی‌اش اعلام می‌کرد. هر سه ضلع مثلث شیطانی مذکور از این ندا وحشت کردند. رژیم صهیونیستی متوجه شده بود در صورت تحقق چنین وحدتی هیچ امیدی برای ادامه حیات ددمنشانه‌اش وجود ندارد، آمریکا دریافته بود چنین وحدتی طومار سلطه‌ و چپاول غرب را پس از سال‌ها لوله و نابود می‌کند، کشورهای مرتجع عربی نیز یقین داشتند به پایان راه می‌رسند. 
ب ـ تقویت روزافزون جبهه مقاومت
جبهه‌گیری نظری وعملی انقلاب اسلامی علیه رژیم صهیونیستی نشان داد که این انقلاب در مقابله با این رژیم پلید بسیار جدی و مصمم است و به هیچ وجه حاضر نیست چنین رژیم جعلی، جانی و غاصب را که با فجیع‌ترین رفتار با مسلمانان، سرزمین آنها را اشغال و غصب کرده، تحمل کند. انقلاب اسلامی اندکی پس از انقلاب برای نشان دادن جدیتش در دشمنی تمام‌عیار با رژیم صهیونیستی به کمک‌های مختلف به سازمان‌های فلسطینی و تقویت روابط با کشورهایی مانند سوریه که در مقابله با صهیونیست‌ها ثابت‌قدم و استوار بودند و بعدها کمک به شکل‌گیری مقاومت لبنان با محوریت حزب‌الله و تشکیل جبهه قدرت‌مند مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی که از دستاوردهای آن بر هم زدن معادله قدرت بین رژیم صهیونیستی و جبهه مقاومت در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه بود، روی آورد. این اقدام، کیان رژیم صهیونیستی را در معرض هلاکت و نابودی قرار می‌داد و‌آمریکا را تحقیر و منفعل می‌ساخت و با بلندآوازه‌تر کردن نام جبهه مقاومت در جهان اسلام، عربستان پر مدعا را به پایین‌ترین ردیف کشورهای اسلامی مدعی مقابله و مبارزه با رژیم صهیونیستی می‌کشاند با این تفاوت که در جهان اسلام تنفر از حکومت پادشاهی عربستان افزایش می‌یافت.
ج ـ بیداری اسلامی
وقوع بیداری اسلامی در غرب آسیا و شمال آفریقا با دو دیدگاه تحلیلی همراه شد: دیدگاه سطحی که بیشتر جنبه تبلیغی داشت و تلاش می‌کرد آن را اتفاقی طبیعی و نتیجه برخی حوادث جلوه دهد و نام «بهار عربی» را بر آن گذاشت که غالب غربی‌ها و بسیاری از رسانه‌ها و مقامات و تحلیل‌گران کشورهای عربی این دیدگاه را داشتند وترویج می‌کردند و دیگری دیدگاه عمیق و واقعی بود که تلاش می‌کرد، بیداری اسلامی را براساس یکسری مبانی منطقی تحلیل و تبیین کند. این دیدگاه نام این حرکت را «بیداری اسلامی» گذاشت و آن را نتیجه تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران دانست. افراد نادری در غرب و در کشورهای عربی و بسیاری در ایران اسلامی با اعتقاد به این دیدگاه از مروجان آن بودند. مناقشه بر سر اسم تنها نزاع بر سر الفاظ نبود، زیرا غلبه هر یک می‌توانست در تأثیرگذاری و ماندگاری آن نقش جدی داشته باشد با نام «بهار عربی» این حرکت ابتر و پایان یافته و در حد یک اتفاق سیاسی روبنایی خلاصه و تمام شده تلقی می‌شد در حالی که این حرکت با نام «بیداری اسلامی» حرکتی ریشه‌دار و ادامه‌دار باقی می‌ماند و با تأثیرگذاری بر سایر کشورهای عربی اسلامی به پیش‌ می‌رفت و تحولات عمده‌ای ایجاد می‌کرد. در هر صورت ادامه بیداری اسلامی ضربات بسیار سنگینی را بر پیکر اضلاع این مثلث وارد می‌کرد تا جایی که احتمال داشت این ضربات نابودی رژیم صهیونیستی و تحولات بنیادی در حکومت پادشاهی آل‌سعود را تسریع و دامنه نفوذ چپاولگرانه آمریکا در منطقه را تا حد زیادی جمع می‌کرد.
دـ متزلزل شدن حکومت‌های مرتجع عربی
انقلاب اسلامی از لحاظ زمانی مصادف با حکومت‌هایی در کشورهای عربی بود که حاکمان مرتجع آن خود را مسلمان و تابع احکام اسلام و دشمن رژیم صهیونیستی و حامی ملت مظلوم فلسطین معرفی می‌کردند که در بین آنها ادعای حکومت آل‌سعود بیش از دیگران بود. حاکمان این کشورها تا پیش از انقلاب اسلامی با ظاهرسازی توانسته بودند میزان وابستگی به دشمنان اسلام، مماشات با رژیم صهیونیستی، کوتاهی در دفاع از ملت فلسطین، خیانت به مردم خود و زیر پا گذاشتن آموزه‌های قدسی اسلام را پوشیده نگه‌دارند؛ اما با وقوع انقلاب اسلامی و ورود صادقانه و شجاعانه و مبتنی بر آموزه‌های دینی به حوزه‌هایی که برشمرده شد، مردم این کشورها و مردم سایر کشورهای اسلامی تا حد زیادی متوجه واقعیت‌ها و خیانت‌های این مدعیان دروغین شدند و‌آنها از این طریق احساس خطر کردند. باقی‌نماندن پیام‌ها و ادعاهای انقلاب اسلامی در حد شعار و ورود پرشور به میدان عمل، این سردمداران را که به گذرا بودن سرو صدای انقلاب اسلامی دلخوش کرده بودند، بیشتر نگران کرد ‍پس از تثبیت انقلاب و پس از اینکه آنها به تحکیم و ماندگاری انقلاب پی‌بردند، کمر به نابودی انقلاب بستند. رژیم صهیونیستی و آمریکا نیز که سرنگونی این امیران و پادشاهان را به ضرر خود می‌دیدند افزون بر انگیزه‌های خاص برای دشمنی با ایران با آنها هم داستان شدند. 
ه ـ وحدت بر مبنای توزیع کار
مثلث شیطان صهیونیسم، استکبار و ارتجاع به سبب بیداری اسلامی در منطقه در یک تقاطع تاریخی به شکل جبری برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی و شرکای پیرامونی آن بر محور «تروریسم تکفیری» به وحدت نظری و عملی رسیدند و سوریه به‌عنوان قربانی بزرگ این وحدت انتخاب شد. در توزیع کار انجام شده صهیونیست‌ها وظیفه داشتند با خویشتن‌داری و عدم مداخله نظامی جدی باعث تحریک امت اسلامی نشوند و فقط با برخی بهانه‌ها، اقتضایی عمل کنند. آمریکا وظیفه داشت تا از ابزار تهدید و نفوذ سیاسی برای زمین‌گیر کردن سوریه استفاده کند. در این میان نقش اصلی به عربستان داده شد تا با استفاده از زمینه‌های اعتقادی، اختلاف‌‌انگیزی و صرف هزینه‌ کلان، «تروریسم تکفیری» را تجهیز و تسلیح شده با پرچم به اهتزاز درآمده تکفیر مسلمانان برای جنگ‌افروزی و کشتار مسلمانان عازم سوریه کردند. به زعم آنها حذف بشار اسد منجر به حذف حزب‌الله و تسلیم گروه‌های مقاومت فلسطینی و مرعوب شدن سایر کشورهای نزدیک به ایران و در نهایت انزوا و تضعیف انقلاب اسلامی و تأمین منافع مشترک اضلاع مثلث شیطانی جنایت‌آفرین خواهد شد. 
و ـ راه‌های مقابله با مثلث جنایت‌آفرین
اگر چه مقابله با این مثلث کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسد، خاصه آنکه وهابیت بی‌خبر از اسلام و بازیچه دست اجانب با فریب افراد جاهل به کمک دلارهای نفتی و ثروت به یغما رفته مردم عربستان و استفاده از مفتی‌های سبک مغز با راه‌انداختن «تروریسم تکفیری» در بخشی از جهان اسلام عملاً جنگ مذهبی به راه انداخته و در نقطه مقابل نیز برخی مدعیان دروغین محب ولایت با استفاده از همان ادبیات اختلاف‌برانگیز این آتش را شعله‌ورتر کرده‌اند، با تدبیر و تعقل و درک صحیح وظیفه اسلامی می‌توان با این فتنه عظیم مقابله کرد. در بین راه‌های قابل استفاده دو راه اهمیت ویژه دارد:
۱ـ آگاهی‌بخشی؛ به کرات مشاهده شده رسانه‌های محدود جبهه مقاومت بارها توانسته‌اند با روشنگری و افشای ماهیت و رفتار پلید تکفیری‌ها به تنفر عمومی علیه آنها دامن بزنند تا آنجا که حتی برخی از مراکز جهانی هم در این باره مجبور به همراهی و محکوم کردن تکفیری‌ها شدند که این مسئله هر چه بیشتر و در ابعاد دیگر باید دنبال شود.
۲ـ مقابله نظامی و عملیاتی؛ آشکار شدن ماهیت و برنامه‌های احتمالی آینده تکفیری‌ها و کم‌ وبیش آشکار شدن تهدید جدی آنها در آینده برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی در بین حامیان آنها به غیر از عربستان شک و تردیدهای جدی رخوت‌آوری ایجاد کرده که فرصت بزرگی برای زدن ضربات نظامی به آنها است. تسلط نسبی ارتش سوریه در مناطق درگیری و دست برتر آنها نشانه مثبتی برای امید به پیروزی نظامی است که باید بر دامنه آن افزود و کشورهای حامی سوریه به ویژه کشورهای مسلمانی که «تروریسم تکفیری» برای آنها خطر امروز و فردا است باید برخورد جدی‌تری با این موضوع داشته باشند و سوریه را یاری کنند.
چنانچه از راه‌های مقابله به خوبی استفاده شود و حرکت «تروریسم تکفیری» شکست بخورد، با فراهم شدن زمینه ادامه حرکت بیداری اسلامی به سوی کشورهای مرتجع، سرنگونی و یا تحولات بنیادی قدرت در برخی از آنها قطعی خواهد بود. چنین پیامد بسیار مبارکی اهمیت توجه به راهکارهای پیش‌برنده را دو چندان می‌کند.


نگاه یک
علی اسماعیلی

انتحار جنون‌آمیز آل‌سعود!
امروز دیگر کمک‌های مالی و تسلیحاتی و ایدئولوژیکی عربستان سعودی به تروریست‌های القاعده که مشکل بسیاری از کشورهای منطقه‌اند بر کسی پوشیده نیست و دست آل‌سعود در پس جنایات این گروه‌های تروریست و آدم‌کش کاملاً عیان است، به‌گونه‌ای که دفاع از این خاندان برای حامیان غربی و صهیونیستی‌ آن نیز این روزها مشکل شده است و برخی از دولتمردان و روسای کشورهای منطقه، علناً عربستان را مسئول جنایات القاعده در کشورهای‌شان و منطقه می‌دانند و برخی مانند عراق و ایران و سوریه… اسناد دست داشتن سعودی‌ها در انفجارات و جنایات القاعده را به سازمان‌های جهانی ارسال و یا در حال ارسال دارند و حتی پوتین، رئیس‌جمهور روسیه چندی پیش از کشاندن پای عربستان به شورای امنیت خبر داد.
درباره ایران نیز اقدامات ضدایرانی تروریست‌های القاعده‌ای وابسته به آل‌سعود در سطح منطقه کاملاً مشهود است. شهادت رایزن فرهنگی ایران در لبنان و به‌تازگی، ترور دیپلمات ایرانی در یمن، دو اقدامی بود که دست عربستان در آن به‌خوبی آشکار شد و نشان داد که ظاهراً عربستان دیگر دشمنی پنهان خود را کتمان نمی‌کند و جالب‌تر اینکه، چندی پیش خبری منتشر شد که آل‌سعود از آمریکا و صهیونیست‌ها خواسته بود تا به ایران حمله کنند! مخالفت صریح عربستان به همراه آمریکا در بازپس‌گیری دعوت بان‌کی‌مون دبیر کل سازمان ملل از ایران در نشست ژنو۲ هم آخرین مورد اقدامات ضدایرانی عربستان سعودی است. به‌نظر می‌رسد که این اقدامات ضدایرانی آل‌سعود نیاز به پاسخ قاطع و کوبنده دارد. پاسخ‌های کوبنده‌ای که آل‌سعود را از ادامه دشمنی با ایران پشیمان سازد؛ اماچند موضوع در‌خصوص این اقدامات عربستان در منطقه قابل ذکر است و باید زوایای آن روشن شود. اول اینکه، شاید به باور برخی‌ها، این سازماندهی و تجمیع تروریست‌ها در سوریه و عراق و یمن و… نشان از قدرت آل‌سعود و تأثیرگذاری آن در منطقه داشته باشد! که طبق این باور، کشورهای منطقه بایستی عربستان را قدرتی موثر دانسته و احیاناً گاه باج‌هایی نیز به این کشور بدهند، همان‌گونه که گاه برخی دولتمردان منطقه، باج‌هایی نیز به آل‌سعود می‌دهند! اما این، همه واقعیت موجود نیست و انتحار علنی امروز آل‌سعود در دخالت در کشورهای منطقه و حمایت علنی از تروریست‌های القاعده، نشان از ضعف و افول آل‌سعود دارد. واقعیت این است که آل‌سعود این روزها نه‌تنها در منطقه که در کشور خود نیز با مشکلات و اعتراضات گسترده‌ مردمی روبه‌روست و همین موضوع سبب شده تا سران عربستان برای فرافکنی و انحراف افکار عمومی مردم خود و جهان از تحولات داخل کشورشان، با دخالت در برخی کشورها، اذهان همگان را به بیرون از عربستان متوجه نمایند. هر چند که این مسئله، هیچ کمکی به این خاندان برای سرکوب و سرپوش گذاشتن بر اعتراضات مدنی مردم عربستان نمی‌کند. ضمن اینکه، با رو شدن دست آل‌سعود در جنایات تروریست‌های القاعده وابسته به آن، به مرور اعتراضات کشورها را در پی داشته و به‌تبع، هزینه‌های سنگینی برای این کشور خواهد داشت.
نکته دوم، ضمن اینکه معتقدیم که ترور دیپلمات‌های ایرانی توسط مزدوران سعودی، حق هر گونه اقدام تلافی‌جویانی ایران را محفوظ می‌دارد و آل‌سعود باید پاسخ دردناک آن را درک کند، ولی در عین‌حال، بایستی دستگاه دیپلماسی و قضائی ایران با کمک کشورهای روسیه، سوریه و عراق اسناد دست داشتن آل‌سعود در جنایات و انفجارات منطقه را بجد به محاکم دادگاهی جهان ارائه و این کشور را به چالش بکشند، تا مردم این کشور و جهان اسلام از دست افکار بسته و دکم و غیرانسانی وهابیت و القاعده و اربابان مستبد آل‌سعودشان برای همیشه نجات یابند. هر چند که همه شواهد از پایان کار آل‌سعود حکایت دارد، به‌طوری که به‌تازگی، روزنامه فرانسوی لوموند در همین باره می‌نویسد: «آل‌سعود به آخر خط رسیده‌اند.» پس انتحارهای جنون‌آمیز آل‌سعود در منطقه، بیش از آنکه نشان قدرت آل‌سعود باشد، نشان از ضعف و پایان کار آنان دارد.


نگاه دو
علی حیدری

بازی جدید غرب بر سر جزایر سه‌گانه
ماجرا از آنجا آغاز شد که چندی پیش «حسنین هیکل» اندیشمند برجسته مصری در گفت‌و‌گو با شبکه «سی‌بی‌اس» آمریکا، برحق مالکیت واقعی ایران بر سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک تأکید کرده و مناقشه امارات متحده عربی بر سر حاکمیت ایران بر این جزایر را بی‌پایه و اساس و نشئت گرفته از انگیزه‌های سیاسی قلمداد کرد. این موضع‌گیری موجی از حملات را علیه وی در کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس به راه انداخت. تا جایی که وی را به خرفتی دوران پیری متهم کردند!
هفته گذشته پایگاه خبری «دیفنس‌نیوز» از قول یکی از مقامات بلندپایه اماراتی مدعی شد که ایران و امارات در مذاکرات محرمانه شش ماهه خود بر سر جزایر سه‌گانه ایرانی به توافق رسیده‌اند! این رسانه آمریکایی که به‌طور تخصصی به انتشار خبرهای مربوط به حوزه دفاعی ایالات متحده آمریکا می‌پردازد،‌ بدون ذکر منبع، چنین ادعایی را مطرح کرد و افزود که تهران و ابوظبی با وساطت سلطان‌قابوس، پادشاه عمان بر سر واگذاری مالکیت دو جزیره تنب بزرگ و کوچک به امارات توافق کرده‌اند.
دیفنس‌نیوز پا را فراتر از این گذاشته و به جزئیات توافقی که مدعی بودند انجام شده هم اشاره کرد و گفت که حقوق ایران در کف خلیج‌فارس حفظ شده، در حالی که امارات عربی حق حاکمیت خود بر زمین را دریافت کرده است! جالب‌تر از همه اینها، اینجا بود که ادعا کردند نیروهای مسلح کشورمان در حال کاهش نیروهای خود در جزیره ابوموسی هستند. همچنین چندی پیش منابع آمریکایی مدعی شدند که ایران جنگنده‌های سوخو۲۵ خود را از جزیره ابوموسی فراخوانده است!
چندان طول نکشید که بخش مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ابوظبی در بیانیه‌ای این ادعاها را کاملاً بی‌اساس و جعلی دانست و تعدادی از مسئولان کشور از جمله نمایندگان مجلس و به‌ویژه اعضای کمیسیون امنیت ملی آن را تکذیب و موضعی قاطعی در برابر این ادعاها اتخاذ کردند. اگرچه خبرسازی‌هایی از این دست در موضوع جزایر سه‌گانه هر از چند گاهی به شکل‌ و شیوه‌های جدید دنبال می‌شود، اما در این میان، چند نکته قابل‌تأمل وجود دارد:
۱ـ-از منظر قانون و روابط بین‌الملل در خصوص مالکیت جزایر سه‌گانه، هم تاریخ و هم جغرافیا ثابت‌کننده این است که این جزایر متعلق به حاکم بندر لنگه بوده و هست که این بندر نیز جزو قلمرو خاک ایران است. از طرفی، منطق وقایع صورت گرفته و شکل جغرافیایی جزایر و همچنین از لحاظ تاریخی نیز اسناد موثق، کامل و قابل دفاعی وجود دارد که جزایر سه‌گانه تحت مالکیت ایران بوده و هست. از این رو ابوموسی،‌ تنب بزرگ و تنب کوچک جزء لاینفک خاک ایران است و جمهوری اسلامی ایران نه‌تنها هیچ‌گاه راجع به این جزایر، مذاکره نکرده است، بلکه این موضوع را که در حوزه تمامیت ارضی کشورمان محسوب می‌شود، اساساً قابل مذاکره نمی‌داند.
۲ـ-جمهوری اسلامی ایران مستندات محکمی برای اثبات مالکیت کشورمان بر جزایر سه‌گانه دارد و سوابق مالکیتی این جزایر در سازمان ثبت و اسناد کشور موجود است که همه اینها دلالت بر این دارد که ابوموسی،‌ تنب بزرگ و تنب کوچک متعلق به ایران است و در صورت ضرورت آن را به مجامع و محاکم معتبر بین‌المللی ارائه می‌کند.
۳ـ-با توجه به اینکه فصل جدیدی از ارتقای سطح تعاملات و همگرایی کشورمان با کشورهای همسایه به‌ویژه در حوزه خلیج‌فارس آغاز شده، دشمنان ملت ایران درصددند تا مانع تعمیق روابط جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه شوند، چرا که ظاهراً این ادعا که منتسب به یکی از مقامات اماراتی شده است، ساخته و پرداخته رسانه‌های غربی به‌ویژه آمریکایی‌ها بوده است. آنها می‌کوشند با فضاسازی رسانه‌ای، به نقاط اختلاف دامن بزنند و از موقعیت ایجاد شده در جهت منافع خود بهره‌برداری کنند. در چنین اوضاعی، کشورهای مسلمان منطقه باید نسبت به توطئه دشمنان حساس باشند و نباید در جورچین آنها بازی کنند.


 

صفحه ۷ گزارش

 

 

چه آینده‌ای در انتظار اقتصاد ایران است؟
دکتر عادل پیغامی *

آینده‌ مطلوب برای اقتصاد ایران چیست؟ یک اقتصاد صنعتی یا یک اقتصاد دانش‌بنیان؟ وابستگی اقتصاد ایران به فروش نفت خام چه وضعیتی پیدا می‌کند؟ سهم بخش‌های سنتی اقتصاد همچون کشاورزی، خدمات، صنعت و انرژی در اقتصاد آینده چقدر باید باشد؟ اینها پرسش‌هایی است که پیش از پاسخ به آنها باید به مقدماتی اشاره کرد.
اگر به تاریخ چند صدساله‌ اخیر دقت کنیم، می‌بینیم که نخستین لوکوموتیو رشد اقتصادی جهان، «کشاورزی» بوده است. این دوره پیش از انقلاب صنعتی و تقریباً پیش از قرن پانزدهم میلادی بود. حدوداً بین سال‌های ۱۵۰۰ تا ۱۷۰۰ میلادی، «تجارت»، لوکوموتیو رشد اقتصادی جهان شد؛ یعنی هر کشوری که تجارت مناسبی داشت، پیشرفته به حساب می‌آمد، اما از سال ۱۷۰۰ تا اواسط قرن بیستم «صنعت»، محور اصلی پیشرفت شد. جالب اینکه بدانیم نخستین عرصه‌ای که انقلاب صنعتی از آن آغاز شد، صنعت ریسندگی و نساجی بود. پس از آن، صنعت بخار بود که در قطار و کشتی و سپس احتراق در موتور اتومبیل ظهور یافت و هر یک موتور جهش اقتصادی شدند. تا اینکه دوره فناوری الکترونیک آغاز شد و صنایع الکترونیک، اقتصاد و بلکه کل زندگی بشر را متحول ساخت. بشر از این تحولات علم و فناوری و محصولات جدید و متنوعی که می‌ساخت، موتوری برای پیشرفت پیدا کرده بود. نکته مهم اینجاست که «کالا» و تولید بیشتر و ارزان‌تر، تمام همّ و غم انسان صنعتی شده بود. البته لابه‌لای این‌ها همیشه «خدمات» هم به‌عنوان تولیدی دوم انسان وجود داشت، اما اینکه خدمات به لوکوموتیو رشد و پیشرفت تبدیل بشود، مسئله‌ای است که در اواخر قرن ۲۰ و اوایل قرن ۲۱ با عنوان اقتصاد بی‌وزن و دقیق‌تر از آن «اقتصاد دانش‌بنیان» مورد توجه نخبگان دنیا قرار گرفت، اما چرا صنعت و کشاوزی با وجود اهمیت و لزوم بهره‌مندی از آنها دیگر نمی‌توانند و نباید محور انتخابی کشور برای پیشرفت باشند؟

* به دنبال اقتصاد صنعتی یا کشاورزی؟
هرچند کشاورزی به عنوان یک بخش راهبردی، شرط لازم اقتدار و پویایی ما است و افزایش بهره‌وری آن بسیار ضروری و اولویت مهم ماست، اما اگر بخواهیم کشاورزی‌مان را به لوکوموتیو رشد اقتصادی‌ خودمان تبدیل کنیم، در واقع کشورمان را به ۶۰۰ سال پیش برمی‌گردانیم. همچنین اگر بخواهیم لوکوموتیو رشد اقتصادی‌مان تجارت باشد، به ۴۰۰ سال پیش برمی‌گردیم. اگر به صنعت هم به این منظور روی ‌بیاوریم، ـ همان‌گونه که در سده‌ گذشته روی آورده‌ایم و پیشرفته‌شدن کشور را مساوی صنعتی‌شدن آن پنداشته‌ایم! ـ باز همین‌طور؛ یعنی به چرخه‌ پیشرفتی و رشد ۲۰۰ سال پیش پیوسته‌ایم که دیگر مایه‌ پیشرفت نیست، اما اگر وارد حوزه‌ خدمات تجارت‌پذیر و ارزش‌آفرینی ـ مثل دانش و فناوری نرم ـ بشویم، گویی به سراغ آینده و شیو‌ه‌هایی از پیشرفت رفته‌ایم که امروزه مدنظر تمام کشور‌های پیشرفته و لوکوموتیو امروزی رشد است.
برخلاف این ذهنیت عمومی که ما کشور‌های پیشرفته را صنعتی می‌دانیم، باید گفت که دیگر کشور‌های پیشرفته عموماً کشور‌های صنعتی نیستند. الآن اغلب مردم ما ـ حتی برخی دانشجویان نخبه‌ ما می‌گویند که ما باید صنعتی شویم تا پیشرفته به حساب بیاییم، اما این نگاه متعلق به ۲۰۰ سال پیش است. امروزه دیگر اگر کشوری صنعتی بود و کالاهای صنعتی تولید کرد، یک کشور کارگر است و این دقیقاً اشتباهی است که رژیم پهلوی و برخی از امروزی‌ها، با توصیه به صنعتی شدن مرتکب شده و ادامه هم داده‌اند.
در این میان، برخی هنوز خطی می‌اندیشند و می‌گویند که ما نردبان را پله‌پله بالا برویم. اول باید برویم چرخ را بسازیم و نمی‌توانیم ناگهان از نانو شروع کنیم. در واقع این عده اعتقادی ندارند که ما راه‌های میانبر هم داریم و می‌توانیم ۵۰ سال آتی را زودتر طی کنیم و یا حتی در مسیری جدید و نو در زمره‌ پیشگامان شویم و عقب‌ماندگی‌های گذشته را پشت‌سر بگذاریم. ما مانند اتومبیلی هستیم که در مسابقه‌ قبلی دیر متوجه شده و وارد شده بودیم و از این رو عقب مانده بودیم، اما نیازی نیست در همان مسابقه و مسیر بمانیم. برندگان مسابقه قبلی، در مسابقه جدیدی ثبت‌نام کرده‌اند و آماده‌ آغاز مسابقه‌ای دیگر هستند. هوشمندی رهبر معظم انقلاب در تأکید بر «اقتصاد دانش‌بنیان» در همین تشخیص راهبردهای پیشرفت جدید در قرن جدید است.

* اقتصاد دانش‌بنیان اشباع‌پذیر نیست
دانشمندان معتقدند که یک ویژگی در خدمات ارزش‌آفرین جدید وجود دارد که در هیچ‌کدام از انواع دیگر تولید نیست. دنیای ماده و تولید صنعتی‌ بالاخره یک درجه‌ اشباع دارد (به تعبیر فنی اقتصاددانان، قانون بازدهی نزولی بر آن حاکم است). در بهترین خوردنی‌های دنیا، اگر لقمه‌ دهم را بخورید، برای‌تان دیگر مثل لقمه‌ اول لذیذ نیست. کمی بیشتر که بخورید، ممکن است حتی دچار تهوع هم بشوید و نه‌تنها لذتی از آن نبرید، بلکه اذیت هم بشوید. این خاصیت جهان مادی و سخت‌افزار است که نمی‌تواند بی‌نهایت باشد. سرمایه و تولید سخت‌افزاری را می‌توان افزایش داد، اما شیب افزایش آن مدام کُند می‌شود و حتی ممکن است منفی بشود! از نظر فیلسوفان اقتصاد، تولید صنعتی ذاتاً پایدار و قابل تداوم نیست. نتیجه اینکه ما امروزه هرقدر که سرمایه در حوزه‌ کشاورزی و صنعت تزریق کنیم و ماشین‌آلات بخریم، تولید کل کشور افزایش می‌یابد، اما در نهایت مسیرش کاهنده است؛ یعنی بالاخره به نقطه‌ اشباع می‌رسد. این مفهوم را در اقتصاد با مقعر‌ بودن تابع تولید و خصیصه‌ نزولی‌بودن عائدی‌ها معرفی می‌کنند.
چرا رشد تولید ملی آمریکا ۵/۱ درصد است، اما رشد افغانستان ۱۷ درصد؟ آیا افغانستان خیلی کشور اقتصادی و پیشرفته‌ای است؟ نه. افغانستان در ابتدای راه است و آمریکا در انتهای تابع تولید.

* «حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانی» یعنی چه؟
استفاده از منابع مولد اقتصاد کشور هم نباید با اسراف و تبذیرتوأم باشد. دقت کنید نتیجه‌ این حرف این است که حمایت از کار و سرمایه ایرانی به این نیست که کارگر ایرانی هر نیازی که دارد، خود تولید کند؛ بلکه مهم این است که بداند که چه چیزی را چگونه تولید کند که از مولدیت خود بهترین استفاده را برده باشد. اسراف و تبذیر نکرده باشد و شکرگزار نعمات الهی بوده باشد. ۲۰۰ سال پیش کارگر ما اگر وارد صنعت می‌شد و پیچ می‌بست، خوب بود؛ اما اگر الآن پیچ ببندد، عقب ‌افتاده و از نیروی خود استفاده مطلوب نکرده است. الآن باید برود سراغ صنعت نانو؛ وگرنه اسراف و تبذیر می‌شود. شما می‌توانید خودرو را وارد کنید، اما کارگرتان را بفرستید رویان و فناوری رویانتان را صادر کنید. ما می‌توانیم با دانشی که در نانو داریم، فناوری را به دنیا بفروشیم. حتی اگر قرار است هنوز بخش‌هایی صنعتی باشند، می‌توانیم پارچه‌ نانو بسازیم، بعد نیم‌متر از این پارچه را بفروشیم به چین و ۱۰ متر پارچه‌ معمولی از چین وارد کنیم. دیگر نباید منابع مولد خودمان را به کارهایی بگماریم که ارزش‌آفرینی کمتری دارند. یک معنا از دلیل تأکید بر نوآوری، علم و جنبش نرم‌افزاری، اصلاح الگوی مصرف، حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانی این است.
ما تا زمانی که ظرفیت‌های خالی غیر پیشرفته در اقتصادمان داریم، کارگرانی داریم که فقط می‌توانند پارچه تولید کنند یا پیچ ببندند، چاره‌ای نداریم که آنها را فعال کنیم و جنس خارجی مشابه نخریم تا برادر و خواهر ایرانی‌مان از خرید ما بهره‌مند شوند، نه کارگر و صاحب‌سرمایه‌ خارجی؛ اما اگر توانستیم این کارگران را وارد عرصه‌ای با ارزش‌آفرینی بالاتر و درآمد و تولید بیشتر بکنیم، چرا نکنیم؟ فرزندان‌مان هم باید در مشاغل با ارزش‌آفرینی کمتر بمانند؟ الآن اگر کسی بگوید برویم کارخانه‌ ریسندگی تأسیس کنیم و مثلاً چادر‌های خانم‌ها را خودمان تولید کنیم، شاید در کوتاه‌مدت معنایی داشته باشد، اما در بلندمدت یک راهبرد اشتباه است. در واقع این یعنی ما می‌خواهیم درجا بزنیم و یا به عقب برگردیم. در ابتدای صنعتی‌شدن، صنعت نساجی پیشگام و پیشران رشد بود، اما الآن کشورهایی که در صنعت نساجی کار می‌کنند، در توسعه به‌عنوان کشورهای «پیژامه‌ای» معروفند؛ کشورهایی مثل ترکیه، السالوادور و بنگلادش. این کشور‌ها عقب‌افتاده هستند، چون صنعت نساجی پایین‌ترین سطح صنعت است و کم‌ترین ارزش‌آفرینی را دارد. اگر نساجی دو واحد ارزش افزوده تولید کند، این رقم در الکترونیک ۱۰۰ واحد است. بنابراین صنعت نساجی یک‌جور خام‌فروشی نیروی انسانی است.
امروزه برَند‌های مهم پوشاک اروپا در اندونزی، تایوان و بنگلادش تولید می‌شود؛ چرا؟ چون به نیروی کار ارزان بدون دانش و مهارت بالا نیاز دارد. نیروی کار ارزان شرق باید در نساجی مشغول باشد تا نیروی کارگران بامهارت غرب برود در صنایع پیشرفته و های‌تِک. طبق آمار، بیش از۵۰ درصد از کارگر‌های بنگلادشی در صنعت نساجی با سرانه‌ ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار در سال کار می‌کنند. این در حالی است که در آمریکا تنها نزدیک به دو درصد از کل کارگر‌ها در صنعت نساجی هستند. متوسط حقوق کارگر ایرانی ـ که البته کم هم هست‌ـ روزی شش دلار است و متوسط حقوق کارگر چینی و بنگلادشی روزی یک دلار. بنابراین اسراف است که ما برای تولید کالایی غیرراهبردی، کارگر یک دلاری را رها کنیم و برویم سراغ کارگر شش دلاری.
در این اوضاع ما باید با منابع مولدمان، کارگر و سرمایه‌مان چه کنیم؟ آیا اسراف‌شان یا تبذیر کنیم؟ پیرمردی که پسرش درس خوانده و مهندس کشاورزی شده، آیا درست است به او بگوییم شما هم مثل پدرت کار کن؟ یا اینکه باید او را ببریم در صنایع پیشرفته و های‌تِک؟ یا از آن هم بالاتر به او بگوییم تو برو در بخش خدمات کار کن؟ به این جابه‌جایی می‌گویند «سکتوریال‌شیفت» یعنی «انتقال بخشی». یعنی ما نیروها و منابع مولدمان را از بخش‌هایی مثل کشاورزی، صنعت و تجارت انتقال می‌دهیم به حوزه خدمات ارزش‌آفرین با نرخ عائدی فزاینده و این می‌شود اقتصاد نوین دانش‌بنیان.

* اقتصاد ایران نیازمند «انتقال بخشی»
اگر اقتصاد ایران خودش را در وضع کنونی نگهدارد، دیگر ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم جنبش نرم‌افزاری و افزایش سهم در تولید علم داشته باشیم، زیرا جنبش نرم‌افزاری نیاز به نیروی انسانی دارد و باید این منابع از سایر حوزه‌ها آزاد بشوند تا به این عرصه بیایند. مادامی‌که سرمایه‌های ما درگیر ساختن ماشین یا این کشاورزی کم‌بهره‌ور هستند، چگونه وارد علم شوند؟ کشور ما منابعش محدود است، پس حتماً باید شیفت‌بخشی و آزادسازی منابع اتفاق بیفتد تا کشور در عرصه‌های جدیدتر و با ارزش‌آفرینی بیشتر رشد داشته باشد.
آمارها در زمینه‌ «انتقال بخشی» در تاریخ کشورهایی که پیشرفت اقتصادی کردند، بسیار جالب است. در آمریکای سال ۱۹۲۰، تعداد ۲میلیون و ۷۶ هزار کارگر در صنعت راه‌آهن مشغول بودند و این تعداد در سال ۲۰۰۲ به ۱۱ هزار نفر رسید. در سال ۱۹۰۰، یک میلیون و ۹ هزار نفر در صنعت کالسکه و یراق آمریکا کار می‌کردند که الآن هیچ‌کس در این صنعت کار نمی‌کند. در سال ۱۹۲۰ در آمریکا ۷۵ هزار نفر اپراتور تلگراف بودند که الآن نیستند. مشاغل نیز مانند انسان، حیات و ممات دارند. نباید از این مسئله ترسید.
ممکن است کسانی بگویند که حضرت امام خمینی (رحمه‌الله علیه) و رهبرمعظم انقلاب اسلامی بر روی کشاورزی خیلی تأکید داشته‌اند؛ بله، اما دقت کنید این بحث به معنای کاهش تولید کشاورزی یا وابستگی در واردات آن نیست بلکه عین آن است و معتقدم تفسیر صحیحی از راهبردهای اقتصادی رهبران انقلاب نداشته‌ایم. به تجربه‌ دنیا دقّت کنید که حجم منابع مولد درگیر در کشاورزی می‌تواند کم بشود، ولی تولید کشاورزی حتی افزایش یابد. دیدیم که آمریکایی‌ها در یک مقطعی با ۴۰ درصد از منابع مولدشان، ۱۰۰ میلیون نفر را سیر می‌کردند و صادرات هم نداشتند، حالا با دو درصد از منابع‌شان بیش از ۳۰۰ میلیون نفر را سیر می‌کنند و صادرات کشاورزی هم دارند. این یعنی بهره‌وری در کشاورزی بالا رفته است. کلید طلایی در انتقال به اقتصاد دانش‌بنیان، همین رشد بهره‌وری در کشاورزی و صنعت است. شاید ایران دانش‌بنیان، تولید کشاورزی و چه بسا صنایع راهبردی‌اش بیش از قبل هم باشد، اما سهم اصلی منابعش درگیر دانش و فناوری است.
* نظام آموزشی و کودک خطر‌پذیر
حدود دو ماه پیش در برنامه‌ای که در یک شبکه‌ تلویزیونی اروپایی پخش می‌شد، یک کلاس مقطع ابتدایی را نشان داد و مجری از زبان آینده‌شناسان عنوان کرد که: ۶۰ درصد این بچه‌های کوچک را که می‌بینید، ۲۰ سال بعد در مشاغلی مشغول به کار خواهند شد که هنوز خلق نشده است!
تحول بنیادین در آموزش‌و‌پرورش ما باید به سمتی باشد که رشد کودکان ما مطابق نیاز فردای کشور و جهان باشد و به دنبال صنایع دانش‌بنیان باشند. نظام آموزشی باید فرزندان‌مان را برای دنیای آینده و بهترین‌های آینده‌ کشور تربیت کند. کودکان را برای صنایعی باید تربیت کند که هنوز خلق نشده، تا آنها بتوانند کارگران مبتنی بر دانش (Knowledge worker) باشند. حتی زن خانه‌دار ما باید در تدبیر منزل و تولید سرمایه‌ اجتماعی، سرمایه‌ معنوی و سرمایه عاطفی، دانش‌بنیان باشد. نظام آموزشی ما باید مبتنی‌بر این نوع نگاه باشد و بکوشد که دانش‌آموزان را حماسی ، مطابق با اقتصاد مقاومتی و با توان کارآفرینی و برای دنیای آینده بار بیاورد و این مسئله باید حتماً در طرح‌های تحول دیده شده باشد. مقام معظم رهبری از شرکت‌های دانش‌بنیان صحبت می‌کنند. آیا وزارت آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌های ما منابع انسانی دانش‌بنیان تربیت می‌کنند؟
اقتصاد دانش‌بنیان در تضاد با خام‌خواری نفت و دیگر منابع است. اقتصاد دانش‌بنیان در نفت یعنی آن را حداقل فراوری کرده و به فرآورده‌های پتروشیمی تبدیل کنیم. اینکه گفته شده ما، در چاه‌های نفت را ببندیم، این استعاره از بستن باب خام‌فروشی است وگرنه ما هرگز اجازه نداریم نعمات خداداد را بدون استفاده بگذاریم، زیرا این تبذیر است.
راه صحیح اقتصادی برای کشور و تمام آنچه گفتیم، مستلزم درون‌زایی در عین برون‌گرایی است. اقتصاد مقاومتی، اقتصادی آینده‌نگر و برون‌گرا است؛ یعنی تبادل با عالَم که اصلاً با خروج ارز مشکلی ندارد. یک اندیشه‌ غلطی بود که برخی‌ها اوایل انقلاب می‌گفتند فلان کالا را تولید کردیم تا خروج ارز نداشته باشیم. به این اندیشه می‌گویند اندیشه‌ نیومرکانتیلیسم که متعلق به دوره‌ تجاری است.
در اوضاع فعلی کشور ما که به دلایل سیاسی با انواع تحریم‌ها روبه‌رو هستیم، تنها اقتصاد مبتنی بر دانش می‌تواند برای ما سازنده و پیش‌برنده باشد. چنین اقتصادی هم جز از مسیر درون‌زایی و فعال‌شدن نیروهای مولد داخلی ممکن نیست. الگوی اقتصاد دانش‌بنیان در کشور ما باید مقاومتی، تحریم‌شکن، درون‌زا، برون‌گرا، دیجیتالی، بدون نفت و رساننده‌ کشور به تراز مثبت علمی و الگوی فعال پیشرفت باشد؛ اقتصادی پویا و مستحکم و جهادی و بسیجی. البته ما نباید انتظار بازدهی آنی داشته باشیم و چنین تحولات چشمگیری به‌طور متعارف پس از چند دهه ظهور خواهند کرد. تجربه‌ همه‌ کشورهای موفق همین بوده است. اگرچه این مدت می‌تواند با لحاظ کردن برخی دقت‌ها، کوتاه‌تر هم بشود. مردم ما باید تصویری واقعی از پیشرفت داشته باشند و از این رویکرد حمایت کنند تا به ثمر برسد. البته احیاشدن حافظه‌ تاریخی قطعاً کمک فراوانی به این روند خواهد کرد، اما این مسیر بدون مشارکت مردم قابل پیمودن نیست. این هم رکنی دیگر از اقتصاد مقاومتی است که از آن به اقتصاد مردمی تعبیر می‌شود.
* استادیار دانشکده‌ معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) ـ مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی


نیم نگاه
فتح الله پریشان

دیوار بی‌اعتمادی ایران به آمریکا بالاتر رفت!
فردای پس گرفتن دعوت از ایران برای شرکت در نشست ژنو۲ درباره سوریه، روزنامه واشنگتن‌تایمز در مقاله‌ای با عنوان «دوچهره آمریکا در قبال ایران»، اقدام پشت پرده کاخ سفید در مورد اعمال فشار به دبیرکل برای لغو حضور ایران از نشست را سبب نمایان شدن روی دوگانه سیاست آمریکا (صلح در مورد مذاکرات هسته‌ای ژنو۳ و جنگ در خصوص نشست ژنو۲ با محوریت سوریه) دانست. اگرچه این اقدام آمریکا در وهله اول به پرستیژ سیاسی و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگر مهم تحولات منطقه‌ای برخورد؛ که البته به اعتراف رسانه‌ها و برخی از مقامات غربی و جهانی مورد توافق کاخ سفید نیز هست، اما اگر از وسط عرصه این قبیل تحلیل‌ها کمی فاصله بگیریم و از زاویه پیامدهای این نوع موضع‌گیری برای آمریکا و سازمان ملل و کلیت صلح جهانی که باز غربی‌ها به سردمداری آمریکا مغازه دو نبش برایش زده‌اند به موضوع نگاه کنیم، صحنه را طوری دیگر می‌توان تحلیل و برنده و بازنده این اقدام را مشخص کرد.
این اقدام کاخ سفید که به اذعان این روزنامه آمریکایی پرده استانداردهای دوگانه در دیپلماسی آمریکا را بالا زده، این بار طشت رسوایی بزرگ‌ترین مدعی حقوق بین‌الملل را چنان بر زمین کوفت که صدای آن سبب شد حتی طرفداران وطنی آمریکا نیز زبان توجیه رفتار سیاسی ینگه‌دنیا را در کام سکوت فرو برند و جرئت دفاع از آن را نداشته باشند.
دعوت دبیرکل سازمان ملل از ایران برای حضور در نشست ژنو۲ و لغو آن به فاصله کمتر از ۲۴ ساعت و آشکار شدن نقش آمریکا در اعمال این فشار، توأمان، دو بینه آشکار برای ادعای درست ایران در طول این سه دهه بود و با کمترین هزینه ثابت کرد که مجامع بین‌المللی نظیر سازمان ملل و شورای امنیت و حکام هسته‌ای به قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا وابسته‌اند و اصولی چون نفاق، دروغ و خدعه بر سیاست خارجی آمریکا حاکم است؛ اعتقادی که بارها مسئولان ارشد نظام اسلامی به‌ویژه مقام معظم رهبری، آن را به مدیران اجرایی و تقنینی و ملت تأکید کرده‌اند. این بار درستی مواضع و تحلیلهای جمهوری اسلامی ایران تحت پرتو هدایت‌های داهیانه رهبری حتی برای دیرباورترین مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی هم که با طعم سیاسی، مسائل کلان ملی را تحلیل می‌کنند، روشن شد.
البته طومار بی‌اعتمادی مردم و مسئولان فهیم به آمریکا بسیار از این موارد در خود به ثبت رسانده که تنها لازم است با دیده عبرت‌بین، آنها را مرور کرد تا به عمق نگاه‌های حکیمانه رهبری و بصیرت نافذ مردم انقلابی و دلسوزان نظام پی برد. تداوم تحریم‌های ایران پس از مذاکرات ژنو۳ که خانم شرمن آنها را تحریم‌هایی غیر از مسئله هسته‌ای نامید، یا محکومیت نقض حقوق بشری ایران به صحنه‌گردانی آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل به فاصله چند روز پس از این موضع معاون وزیر خارجه و مذاکره‌کننده آمریکا در گروه۱+۵، نسخه‌های جدیدی از بی‌اعتمادی ایران به آمریکا بود که تأمل مسئولان خوش‌بین داخلی را به روند آغاز شده برنینگیخت. راستی اوج اعتماد دولت اصلاحات که می‌خواست یک طرفه دیوار بلند بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا را فرو بریزد؛ اما با تابلوی قرمز «محور شرارت» متوقف شد، آیا از خاطره‌ها رفته است؟!
این دولت و هر دولت دیگری که در نظام اسلامی شکل بگیرد، باید بداند که مسئله ما با آمریکا عمیق‌تر از این حرف‌هاست که با اقداماتی از جنس مذاکره و… حل شود. براساس ادبیات قرآنی، غرب زمانی از ما راضی و خشنود می‌شود که از هویت انقلابی و اسلامی خودمان که ما را در دنیا به بازیگری تعیین‌کننده تبدیل کرده و به ما عزت امروزین بخشیده، دست برداریم و اینجاست که به قول سید شهیدان اهل قلم، ما همواره در حال انتخاب و گزینش پیام عاشورا یا جبهه مقابل آن هستیم. البته شرایط ایران اسلامی مقتدر امروز با عاشورائیان که در اوج غربت جان فدای پیام عاشورا(هیهات مناالذله) کردند، اساساً قابل قیاس نیست.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند (۱۳)
درخواست مردم از علمای دینی

دغدغه و نگرانی علما از تجاوز بیگانه به سرزمین‌ها و نوامیس اسلام به صدورتنها فتاوا منحصر نشد، بلکه بسیاری از علمای عظام عتبات عراق و ایران در کنار نیروهای مردمی در جبهه‌های خط مقدم حضور یافتند و تعدادی نیز در این جهاد مقدس به مقام شهادت نائل آمدند.
در ایران، علمایی که شخصاً و مستقلاً در برابر تجاوز دولت انگلیس و تصرف بوشهر از طرف قوای متجاوز وارد جنگ شدند و یا در حمایت از قیام «رئیس‌علی دلواری» و اهداف او نقش موثری ایفا کردند و یا خود به سوی جبهه‌های جنگ عازم شدند عبارت بودند از: آیات عظام سیدعبدالحسین لاری، سیدمرتضی علم‌الهدی، سیدعبدالله بلادی، شیخ حسن آل‌عصفور بوشهری، سیدعلی نقی، سیدمحمدجعفر محلاتی، شیخ محمدحسین برازجانی و…
سیدمحمدکاظم یزدی مرجع بزرگ تشیع، مساعدت‌های فراوانی به صدور اعلامیه‌ها و فتاوای جهادیه انجام داد. علمای بزرگی چون شیخ‌الشریعه اصفهانی، سیدعلی داماد، سیدمصطفی مجتهد کاشانی و آیت‌الله خوانساری نیز علاوه بر صدور فتوای جهاد، در جبهه‌های جنگ نیز حضور یافتند.
عامل اصلی اقدامات علما و مراجع تقلید در دعوت عمومی مسلمانان به مقابله و جهاد علیه اشغالگران علاوه بر جلوگیری از خطر استعمار سرزمین‌های اسلامی، کشار انبوه مسلمانان بی‌گناه و تحت ظلم و ستم قرار گرفتن نوامیس آنان، درخواست‌های مکرر مسلمانان برای کسب مجوز شرعی به‌منظور اقدامات دفاعی و نظامی بود.
استفتای مردم تبریز، اصفهان، قم، مشهد، خوزستان، نجف، بغداد و… از علمای عظام درخصوص دفاع و جهاد برای مقابله با قوای متجاوز انگلیسی موجب شد تا علما نسبت به این درخواست‌های عمومی، خود را مکلف به اقدام عملی بدانند و در قالب رهبران مذهبی نهضت‌های مردمی از تلفات و آسیب‌های گسترده جلوگیری کنند.
آیت‌الله میرزامحمدتقی شیرازی در پاسخ به استفتا از ایشان، جهاد در مقابل تهاجم اجانب را بر عموم مسلمانان واجب دانست و ‌فرمود: «حفظ بیضه اسلام و حراست ثغور مسلمین از تهاجم کفر و دفع مهاجمین از ممالک اسلامی اول وظیفه اسلامیت و فریضه ذمت قاطبه اسلامیان و باید عموماً خاصه ارباب قوت و شوکت و عده و عدت و ایلات و عشایر با حمیت که حصون منیعه و قلاع محکمه بلاد اسلامیه هستند در حراست حدود و ثغوری را که به عهده دارند ید واحده و کلمه متحده بوده، دقیقه‌ای از بذل جان و مال با کمال جد و اهتمام در قیام به این وظیفه لازم مضایقه و خودداری ننمایند…»
آیت‌الله سیدعبدالحسین لاری جهاد علیه تجاوزات انگلیسی‌ها را واجب شرعی دانسته و گوشزد می‌کند که هر کس تخلف و تقاعد از این جیش مجاهدین و از این جهاد اکبر و نهی از منکر نماید، ‌کانّ تخلف از جیش اسامه و امام عصر(عج) نموده…
آیت‌الله محمدکاظم طباطبایی نیز مردم مسلمان منطقه را به قیام در مقابل تعدی و تجاوز ممالک اسلامی دعوت کردند. علمای عظام دیگر نیز فتاوای وجوبی بر ملیت قیام‌های مردمی علیه اشغالگران غاصب صادر کردند که در اقدامات مردمی علیه تجاوزات انگلیس تأثیر بسزا داشت.
بنابراین حکم جهاد علما و علل این اقدامات موثر تاریخی را در موارد زیر می‌توان جمع‌بندی کرد:
۱ـ درخواست‌های مردمی و انتظارات عمومی از علما برای مداخله در حوادث وقوع یافته ناشی از مداخله خارجی در سرزمین‌های اسلامی.
۲ـ احساس تکلیف بزرگان دینی جهاد اسلام درخصوص حفظ سرزمین، جان، مال و نوامیس مسلمانان.
۳ـ نیاز به رهبری تشکلات مردمی برای ایجاد نیروهایی منسجم برای مقاومت در برابر مداخلات خارجی به‌دلیل ضعف حکومت‌های مستقر در سرزمین‌های اسلامی.


 

صفحه ۸ کارگاه سیاسىى

 

 

احزاب سیاسى ایران – ۲۳۵
تألیف: لطفعلی لطیفی پاکده

سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی حزب موتلفه 
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب موتلفه اسلامی (۱۷)

در چند شماره گذشته، در پرتو بررسی سیاست­‌های داخلی حزب موتلفه اسلامی با سیاست­‌های عمومی، انتخاباتی و اقتصادی این حزب آشنا شدیم. در ادامه به واکاوی سیاست­های فرهنگی و اجتماعی به عنوان چهارمین ‌و پنجمین جزء از سیاست­‌های داخلی حزب موتلفه می­‌پردازیم.

۴ ـ سیاست‌­های فرهنگی
در مرامنامه جدید مؤتلفه می‌‌‌خوانیم:
«برای پاسداری از خون شهدا و آرمان­های آنها و ملت ایران هرگونه گرایش به مظاهر فرهنگ فاسد غرب را انحراف از اصول انقلاب می‌‌‌دانیم و عمل به اخلاق اسلامی توده ملت خصوصاًٌ مسئولان نظام را زمینه‌ساز عملی انتشار فرهنگ اسلامی می‌‌‌دانیم. وسایل ارتباط جمعی از قبیل تلویزیون و مطبوعات باید در خدمت انتشار فرهنگ اسلامی بوده و وسیله­‌ای برای تبادل صحیح افکار و اندیشه­‌ها باشد.»(۱)
علاوه بر این، استفاده از نظرات علما، دانشمندان و فضلا در مسائل فرهنگی و اجتماعی، تبلیغ فرهنگ اسلام ناب محمّدی(ص)، مقابله با فرهنگ‏های وارداتی، تحکیم خانواده، ایجاد شور و شوق در بین مردم و ترویج جو خوش‏بینی در جامعه که موجب افزایش قدرت و وحدت جامعه است، خودداری از انتشار مطالبی که زمینه ترس، بدبینی و وحشت را در بین مردم فراهم می‏سازد، ساده و روان بودن متن نوشته‏ها و انتشار برخی از حقایق مهمی که از سوی نشریات دیگر سانسور شده یا کم‌رنگ مطرح می‏شوند، از سیاست‏های فرهنگی مؤتلفه می‏باشند.(۲)
تعصّب در مورد حاکمیت الهی و پرهیز از دعوت به تعصّب حزبی و جناحی و [در این ارتباط] شناخت خوبی‌­ها و بدی‌­ها و معرفی آنها به جامعه(۳)، تلاش برای حرکت هماهنگ همه شخصیت‏ها، گروه‌­ها و جناح‏های موجود در کشور بر مبنای دفاع از اسلام، انقلاب، امام و رهبری(۴) و ترویج اسلام فقاهتی به روش امام و رهبری در دانشگاه‏ها(۵) از دیگر سیاست‏های فرهنگی مؤتلفه است.
مؤتلفه در عمل نیز با ترویج و معرفی کتاب‏هایی از نوع «نیمه پنهان: سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست» (۶) که از سوی انتشارات کیهان منتشر شده است(۷) و نیز با مسموم شمردن تفکّر یکی از اعضای کارگزاران سازندگی درباره لزوم تسامح و تساهل(۸) و منفی شمردن کارکرد جشنواره‏های سینمایی غربی(۹) نشان داده است که به لحاظ فرهنگی چه نوع سیاست‏هایی را تعقیب می‏کند.
گفتنی است بزرگان مؤتلفه برای تکریم بانوان ارزش فراوانی قائل هستند. برای نمونه، مرحوم آقای سیداکبر پرورش معتقد است: «کرامت مرد در اسلام، بستگی به میزان تکریم او از زن دارد.»(۱۰)
درخصوص آزادی مطبوعات نیز باید گفت، مؤتلفه به شرطی وجود مطبوعات زیاد و متعدد را مفید می‏داند که قوه قضائیه به تخلّفات قانونی آنها رسیدگی کند.(۱۱) و البته این رسیدگی باید با حضور هیئت منصفه صورت پذیرد. در مرامنامه جدید مؤتلفه آمده است:
«با توجه به خصوصیات جرائم سیاسی و مطبوعاتی، رسیدگی به آن باید با حضور هیئت منصفه و به صورت علنی صورت گیرد.» (۱۲)
در کل سیاست‏های فرهنگی مؤتلفه را به شرح زیر می‏توان خلاصه کرد:
ـ تقویت روح اعتقاد و امید به اسلام و انقلاب و نظام و رهبری؛
ـ تضعیف حرکت‏ها و تفکراتی که به ارزش‌های فوق ضرر برساند؛
ـ آزادی قانونمند مطبوعات و اقلام فرهنگی.
مؤتلفه معتقد به مبارزه جدی با تهاجم فرهنگی دشمن است. فضل‌الله فرخ در مهرماه سال ۱۳۸۵با اشاره به مقاومت دلیرانه مردم در برابر تهاجم نظامی دشمن، می‌‌‌نویسد: «پس چرا در برابر تهاجم فرهنگی دشمن نایستیم؟ چرا به ندای رهبر فرزانه که در سال ۱۳۷۰ هشدار به تهاجم فرهنگی دشمن داد و سپس فرمود: «شبیخون فرهنگی و بلکه قتل عام فرهنگی…» جواب مثبت ندادیم؟ چرا هنوز که هنوز است در برابر تهاجم فرهنگی دشمن کوچک‌ترین احساس خطر نمی‌کنیم! چرا راه را کاملاً برای تهاجم فرهنگی دشمن باز گذاشته‌ایم؟»(۱۳)

۵ ـ سیاست‌­های اجتماعی
به موازات توجه به فرهنگ، توجه به اجتماع به عنوان بستر اجرای سیاست‌های فرهنگی و محل زندگی و بالندگی انسانی در نگاه حزب موتلفه دارای اهمیت خاصی است. محور سیاست‌های اجتماعی موتلفه رعایت عدالت اجتماعی، حفظ آزادی‌های اساسی و افزایش کرامت انسانی است. بر این مبنا، در مرام‌نامه جدید مؤتلفه، سیاست‌های کلی اجتماعی این حزب این گونه بیان شده است:
ـ رعایت عدالت اجتماعی در تمام شئون فردی و اجتماعی لازم است؛
ـ ارزش و کرامت انسان و آزادی‌های اساسی و فردی او باید حفظ گردد؛
ـ مصالح اجتماعی بر منافع افراد برتری دارد؛
ـ ایجاد امکانات مساوی برای افراد از طریق وضع قوانین و اجرای صحیح و بی‌تبعیض آن؛
تأمین حداقل زندگی برای تمام ملت؛
ـ به منظور جلوگیری از اجحاف مأموران دولت به مردم و ابطال آیین‌نامه‌های خلاف قانون… دیوان عدالت اداری موظف است به مسئولیت‌های خود بدون هیچ­‌گونه ملاحظه‌ای عمل کند؛
ـ دسترسی به محاکم قضایی برای احقاق حق و رفع مخاصمات از حقوق اولیه شهروندان؛
ـ قوه قضائیه مسئول تحقق حقوق فردی و اجتماعی و آزادی­های مشروع است؛
ـ برخورد مساوی با افراد و اجرای قانون در مورد تمام اقشار و طبقات جامعه ضامن برابری مردم در مقابل قانون است؛
ـ برای جلوگیری از اعمال و تعارض آرا در موضوع واحد، قضات موظف هستند مستدل و مستند به قانون و اصول مسلم حقوقی رأی صادر کنند؛
ـ دسترسی به وکیل حق تمام ملت است. قوه قضائیه باید مقدمات آن را از طریق وکیل معاضدتی و تسخیری برای افراد بی‌بضاعت فراهم کند. تقلیل هزینه وکالت و ازدیاد وکلای دادگستری بهترین راهکار برای دسترسی به وکلا است.(۱۴)
علاوه بر این، سران مؤتلفه برای اداره بهتر جامعه، سیاست‏های زیر را پیشنهاد می‏کنند:
اصلاح نظام اداری در خصوص مناسبات ناهنجار اداری و مقررات دست و پاگیر(۱۵)، مشارکت دادن واقعی مردم در توسعه کشور(۱۶)، پرهیز از درگیری‏های تضعیف‌کننده خودی­ها و به‌کارگیری تمام توان برای حل مشکلات معیشتی مردم و خدمت به محرومان، کمک به دولت را سرلوحه همه وظایف دانستن(۱۷)، اولویت قائل شدن برای تأمین نیروی انسانی و محقق، تجهیز مراکز علمی و پژوهشی، برنامه‏ریزی تحقیقات ملّی و پشتیبانی از آنها از اجرای طرح­های پژوهشی تا به کارگیری آنها در جامعه،(۱۸) انتشار سریع آخرین خبرها و گزارش‏ها، تشویق انتقادهای صادقانه، ستودن حرکت‏های مفید در ورزش کشور و سرانجام اتکا بر ارزش‏ها به عنوان محور اصلی کار(۱۹) از جمله سیاست‏های اجتماعی مؤتلفه است.
دیدگاه مؤتلفه درباره اصلاحات اجتماعی
مؤتلفه اسلامی وظیفه خود می‏داند دولت را در زمینه اصلاحات اسلامی و انقلابی یاری کند. بر این مبنا، بزرگان این حزب همواره از دولت[آقای خاتمی] انتظار داشتند که تفاوت مفهومی اصلاحات اسلامی و انقلابی را با اصلاحات آمریکایی به دقت روشن کند و مرزبندی دقیقی در این باره داشته باشد. مرحوم آقای عسگراولادی ضمن بیان مطالب فوق معتقد بود: «اصلاحات از دیدگاه آمریکایی‏ها برقراری یک نظام سکولار (غیر دینی) در ایران و نهایتاً جدایی دین از سیاست است. اصلاحات از دیدگاه آمریکایی‌­ها هجوم به ارزش­های انقلاب و آرمان­های امام(ره) است. چرا برخی در برابر این افساد که به نام اصلاح در برخی از مطبوعات تبلیغ می‏شود ساکت هستند؟»(۲۰)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسى مسلمانان ۲۳۵
فتح الله پریشان

ارکان مدینه فاضله محقق دوانی
در شماره گذشته با ویژگی‌های مدینه فاضله ترسیم شده از سوی محقق دوانی آشنا شدیم. در ادامه به بررسی قوا و ارکان این مدینه می‌پردازیم. محقق دوانی همچون فیلسوفان سلف خود برای جامعه و دولت مطلوب خود ارکانی قائل است. او بر مبنای مراتبی دیدن افراد مختلف جامعه و اینکه برای هر کس کاری و صناعتی خاص ساخته شده، به پنج رکن که تدبیر و اداره و ساماندهی امور جامعه را در اجتماع برعهده دارند، اشاره می‌کند. این ارکان عبارتند از:
۱ـ حکما؛ دوانی از حکما به عنوان رکن اول به «افاضل» تعبیر می‌کند که مسئولیت تدبیر امور و هدایت جامعه به سوی کمال را برعهده دارند و با علم و معرفت به حقایق موجودات و برخورداری از کمالات به تنظیم و ترسیم قانون‌مندی‌ها و اصول و قواعد حکمت مدنی می‌پردازند و با چنین ویژگی‌هایی از همنوعان خود متمایز می‌شوند.(۱)
۲ـ مبلغان؛ رکن دوم مدینه فاضله دوانی، مبلغان و به تعبیر وی «ذووالالسنه» هستند.(۲) اینان زبان‌گویای دولت و جامعه هستند. هم به تبلیغ ارزش‌ها و هنجارها در جامعه می‌پردازند و هم به تبلیغ رفتارهای نیکویی که از سوی دولت در جامعه تحقق عملی پیدا کرده است. این امر ضمن افزایش مشروعیت و مقبولیت سیاسی دولت، به تثبیت پایه‌های اقتدار آن برای دفع آفات داخلی و آسیب‌های بیرونی مساعدت می‌کند.
۳ـ مقدران؛ مقدران یا نهاد محاسبات اداری از دیگر ارکان و قوای اصلی مدینه فاضله ترسیمی از سوی دوانی است که وظیفه دارند قواعد عدالت را برمجموعه روابط و دیگر ارکان، نهادها و سازمان‌ها و تصمیمات آنها جاری کرده، از آن مواظبت کنند. (۳)
۴ـ مجاهدان؛ رکن چهارم دولت مطلوب محقق دوانی، نهاد دفاع تحت عنوان «مجاهدان» است که وظیفه حفظ حدود و ثغور جامعه و نگهبانی از مرز و بوم جامعه اسلامی از تعرضات دشمنان و سلطه‌جویان را برعهده دارند. صناعت ایشان به تناسب وظیفه‌شان برخورداری از شجاعت و هیبت لازم و لوازم آن است تا بتوانند در دل دشمنان ترس و رعب ایجاد کنند و انگیزه‌ تعرض به سرحدات مملکت را از آنها سلب نمایند.
۵ـ ارباب‌الاموال؛ رکن پنجم جامعه سیاسی و دولت مطلوب دوانی، نظام اقتصادی و تأسیس صناعات لازم و سیاست‌گذاری در آنها به منظور تأمین نیازهای مادی و معیشتی افراد جامعه است. دوانی از این رکن به «ارباب الاموال» تعبیر می‌کند. امروزه وزارتخانه‌های اقتصاد و دارایی و بازرگانی و نهادهای مربوط به آن متکفل این امرند.(۴)
در اینجا شاید این سوال مهم پیش بیاید که روابط میان این ارکان و افراد جامعه چگونه و با چه معیارها و اصولی تنظیم می‌شود؟ یکی از اصولی که تعیین‌کننده مرتبه و شأن طوایف و افراد در شایستگی آنها است، عدالت است. دوانی بر مبنای این اصل فلسفی خود، معیاری برای طبقه‌بندی جامعه بر اساس شایستگی‌ها قائل است تا هر کس در جای خود قرار گرفته و نظام مشاغل بر آن اساس شکل گیرد. اصل دیگر در نظام مشاغل و تنظیم روابط اجتماعی افراد آن است که هر کس بیش از یک شغل و صناعت اختیار نکند.(۵) این امر از اقتضائات عدالت اجتماعی و اقتصادی است، زیرا در غیر این صورت طبیعت افراد که به امر و صناعت خاصی علاقه دارند، به هم خورده و استعدادهای طبیعی‌شان در مسیر خود قرار نمی‌گیرد تا به کمالی که شایستگی دارند، برسند. دوانی معتقد است که جامعه سیاسی باید تخصصی شود و از هر کس با توجه به تخصص او استفاده شود. بنابراین، در اشتغال افراد با نظر به شأن و مرتبه افراد، باید شغلی را برای آنها تعیین کرد تا آنچه فرد انجام می‌دهد با اتقان و استحکام لازم صورت گیرد و همین امر در طریق صحیح نظام مصالح افراد جامعه است. البته محقق دوانی در کنار اکثر افراد جامعه که نقش فعالی را در پویایی جامعه در یکی از ارکان پنج‌گانه ایفا می‌کند، برخی افراد را نیز غیرفعال می‌داند که صرفاً حالت ابزاری برای دیگر طوایف جامعه دارند. به عقیده وی، اینان باید از سوی فضلای جامعه تربیت شوند تا اگر استعدادهای‌شان پرورش یافت در جای خود مورد استفاده قرار گیرند و الا در آنچه که در امور جامعه نیاز است باید مورد استفاده قرار گیرند. 
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

مبانی فکری دموکراسی
خاستگاه دموکراسی به شکل امروزین آن، جغرافیای سرزمینی و فرهنگی غرب است که متون زیادی نیز برای فهم و توجیه آن از سوی اندیشمندان غربی نگاشته شده و در حال حاضر نیز تحت عنوان نظریه‌های جدید دموکراسی به آن پرداخته می‌شود. با وجودی که تعاریف زیادی از آن شده که خود این امر بر پیچیدگی روند فهم دموکراسی به ویژه با رهیافت‌های جدید افزوده است، اما می‌توان با اندکی تسامح گفت در خصوص مبانی فکری آن اجماع وجود دارد. با بررسی متون مختلف در این زمینه، می‌توان مبانی دموکراسی از نظر غربیها را در مولفه‌های زیر احصا کرد:

لیبرالیسم
لیبرالیسم، فلسفه سیاسی دموکراسی محسوب می‌شود و ایدئولوژی لیبرالیسم به مفهوم آزادی شهروندان در سایه حکومت محدود به قانون، اساس دموکراسی است. بنابراین دموکراسی از لحاظ فکری ریشه در اندیشه و ایدئولوژی لیبرالیسم دارد. تفکیک قوا، جامعه مدنی، نظارت مردم، آزادی فردی، آزادی عقیده، مالکیت خصوصی، محدود نمودن دخالت دولت، مجموعهای از عناصر اصلی ایدئولوژی لیبرالیسم است. متفکران لیبرالی چون جان لاک، جرمی بنتهام، جیمز میل با تبیین نظریات دموکراسی زیربنای نظام‌های دموکراتیک را پایه‌گذاری نمودند.(۱)

پراگماتیسم
پراگماتیسم مبنای فلسفی دموکراسی به شمار می‌رود. پراگماتیسم جنبشی فلسفی است که اعتقاد دارد معنا و حقیقت امور و اندیشه‌ها را باید در فواید و نتایج آنها یافت. پس نه می‌توان و نه باید به دنبال حقیقت غایی و نهایی گشت. فایده عملی نظریه‌ها و اندیشه‌ها مهم‌ترین ملاک حقیقت آنهاست. در بطن و متن دموکراسی به ویژه دموکراسی‌های امروز می‌توان رگه‌هایی از این اندیشه را پیدا کرد.

اصالت قرارداد اجتماعی
اندیشه قرارداد اجتماعی به عنوان اساس نظم سیاسی، یکی دیگر از مفاهیم بنیادین دموکراسی است. این نظریه اولینبار از طرف حقوقدان نامی هلندی «هوگو کروسیوس» اظهار شده و سپس توسط اندیشمندان دیگری همچون توماس هابز(۱۶۷۹ـ۱۵۸۸)، جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۰۴) و ژان‌‌ژاک روسو (۱۷۱۲-۱۷۷۸)، سه اندیشمند سیاسی دوران مدرن که در عرصه‌ اندیشه‌ سیاسی به «اصحاب قرارداد» معروفند، تشریح شد. این سه اندیشمند کوشش کردند تا اقتدار دولت را بر مبنای قرارداد اجتماعی پایه‌ریزی کنند(۲) نظریه قرارداد اجتماعی در پی تبیین خاستگاه دولت است و بنیاد این نظریه بر این فرض استوار است که انسان پیش از تشکیل دولت و سازمان سیاسی در حالت و وضعیتی زندگی میکرد که از آن به «وضع طبیعی» یاد میکنند. در این وضعیت هیچگونه قدرت سیاسی وجود نداشت تا قوانین و مقررات را وضع کند و به اجرا درآورد. قانونی نبود تا به زندگی افراد سامان دهد و تنها قانون موجود و تنظیمکننده رفتار و اعمال انسانها، قانون طبیعی بود؛ به این معنا که هر انسان زندگی خاص خود را داشت و تنها از آن قواعد رفتاری، اطاعت و پیروی میکرد که میاندیشید برای پیرویکردن مناسب است. البته در نوع نگاه هر یک از این سه اندیشمند به قرارداد اجتماعی اختصاصات و تمایزاتی وجود دارد.

تمایزات اندیشه اصحاب قرارداد اجتماعی
اندیشه سیاسی توماس هابز به عنوان بنیانگذار فلسفه سیاسی جدید، اقتدارگرایانه است و کتاب «لویاتان» او بر بنیاد همین اندیشه به نگارش در آمده و حاکی از نوع نگاه او به ماهیت، مسئولیت‌ها و اختیارات دولت است. هابز وضعیت پیش از قرارداد اجتماعی و برپایی یک حکومت را که همان وضع طبیعی است، بسیار ددمنشانه تلقی می‌کند. وضع طبیعی از نظر او وضع «جنگ همه علیه همه» است. طبیعت انسان، که گرگ انسان است، وی را به یک تنازع پایدار متمایل می‌سازد که برای برقراری صلح و امنیت به تأسیس یک قدرت حاکم اقدام کند.
اما جان لاک که از او بهعنوان نخستین بنیانگذار و پدر لیبرالیسم و معمار نظریه حکومت براساس دموکراسی یاد میکنند، وضع طبیعی را متفاوت از هابز تحلیل می‌کند، چراکه به گمان وی انسان در وضع طبیعی در حالت جنگ دائمی و ترس همیشگی زندگی نمیکرد، بلکه در آن انسانها برابر بودند و آزادانه به هر آنچه فکر میکردند که با قانون طبیعت هماهنگ است عمل میکردند. قانون طبیعت هم میآموزد که همه برابر و مستقل هستند و هیچکس نباید به زندگی و تندرستی و آزادی و اموال کسی دیگر، صدمهای وارد کند. با این حال، به عقیده لاک، در وضع طبیعی نوعی ناسازگاری وجود داشت، با وجود آنکه جنگ همه علیه همه نبود، اما وضعی بود که در آن صلح نیز پایدار نبود. وضع طبیعی را فساد و تبهکاری انسان‌های منحط پیوسته آشفته می‌کرد و در آن داوری نهایی و بی‌طرف وجود نداشت. انسان‌های وضع طبیعی برای خلاصی از این وضعیت بیمار، موافقت کردند که یک جامعه مدنی برای حفظ متقابل زندگی، آزادی و اموال خود به وجود آورند. این توافق همه با همه بود. تحت شرایط این قرار، فرد موافقت کرد از قدرت اجرایی خود به سود اقتداری دست بکشد که از آن پس، طبق قواعدی که کل جامعه مقرر می‌کرد، یا کسانی که از سوی مردم اختیار مقرر کردن یافته بودند، آن را اجرا می‌کرد. بنابراین، انسان‌ها هیچ‌یک از حقوق طبیعی خود را که در وضع طبیعی داشتند، واگذار نکردند و تنها یک جنبه از حقوق آنها واگذار شد؛ حق تفسیر و اجرای قانون طبیعی یا تعیین حدود حقوق طبیعی.
ژان‌ژاک روسو نیز که از نقادان جنبش روشنگری است و در برابر دفاع بی‌چون و چرای آنان از عقل، از عاطفه و احساس جانبداری کرد و از این نظر پایه‌گذار رومانتیسیسم(احساس‌گرایی) نیز به شمار می‌رود، برخلاف هابز به خوبی ذاتی انسان‌باور دارد و در امیل و قرارداد اجتماعی استدلال می‌کند که انسان طبیعتاً پاک‌نهاد است، اما جامعه او را فاسد می‌کند. آموزش و پرورش باید او را از مفاسد جامعه دور نگه‌دارد. هیچ گونه شرارت طبیعی در قلب انسان نیست. از نظر روسو، وضع طبیعی در اصل وضع صلح و سعادت بود، اما دو عامل رشد جمعیت و نهاد مالکیت سعادت انسان‌ها را در وضع طبیعی نابود کرد و پس از این، انسان در واقع به وضع طبیعی هابز تنزل کرد. وقتی سعادت وضع طبیعی از بین رفت و انسان به یک جانور مکار انحطاط یافت، نیاز به صیانت نفس مردم را واداشت گرد هم آیند و با توسل به یک قرارداد اجتماعی، انجمنی تشکیل دهند که با همه نیرو و توان اجتماعی از شخص و از مالکیت هر انجمنی دفاع و حمایت کند و از آن راه هر فردی همراه با همه، فقط از خود اطاعت کند، تا مانند گذشته آزاد بماند. این قرارداد را که هم سیاسی است و هم اجتماعی، افراد اجتماع به این شیوه وضع کرده‌اند که هر فردی خود و همه اختیارات خود را به صورت مشترک تحت هدایت عالی اراده عمومی قرار می‌دهد.
از دیگر مبانی و مفاهیم اساسی در فلسفه سیاسی دموکراسی می‌توان به قانون و قانونگرایی، اصالت رضایت و قبول عامه، اصل برابری و… اشاره کرد. همچنین اندیشه‌های دموکراسی تحت تأثیر مبانی فکری دوره رنسانس مانند اومانیسم، عقلانیت، تساهل، سکولاریسم، اصل برابری انسان‌ها، اصالت قانون، حاکمیت مردم، تأکید بر حقوق طبیعی، تأکید بر جامعه مدنی و سیاسی و… شکل می‌گیرند.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

روش‌شناسی فهم متون سیاسی
پدیده پنهان‌نگاری در فلسفه سیاسی که بیشتر به دلیل مصون بودن از «تعقیب و آزار» در برابر حکام مستبد صورت می‌گرفته و دلیل غایی‌اش حفظ فلسفه و آموزش آن به فیلسوفان بالقوه‌ای بوده که در آینده زمانی قادر به درک حقیقت فلسفه باشند، باعث شد که هنوز هم فهم درستی از فلسفه سیاسی کلاسیک و اسلامی صورت نگرفته باشد. لذا آنچه برای فهم فلسفه سیاسی لازم است، به‌کارگیری منسجم و روشمند شیوه‌ای در تفسیر واقعی متون است. حال با توجه به پدیده پنهان‌نگاری، سوال ‌محوری که در اینجا قابلیت طرح آن وجود دارد، این است که: «اساساً تاریخ فکری گذشته را چگونه می‌توان فهمید؟» به عبارت دیگر، با چه شیوه و روشی، اندیشه و تفکر گذشته را می‌توان مطالعه کرد؟ شاید در بدو امر گفته شود پاسخ این پرسش روشن است و باید «بادقت» و «هوشمندانه»، آثار و نوشته‌های گذشته را مطالعه کرد. منظور از قید «بادقت» یعنی، هر مطلب جزئی را نادیده نگیریم، هرچند از منظر ما بی‌اهمیت تلقی شود و قید «هوشمندانه» به ما می‌فهماند که در عین توجه به مطالب جزئی، نباید کل را نادیده بگیریم. اما این پاسخ، سطحی و ابتدایی می‌نماید. «پیشرفت‌گرایی» دیدگاهی است که کانت و هرمان کوهن در باب فهم اندیشه و تفکر گذشته ارائه دادند. کانت می‌گوید: «یک فیلسوف را می‌توان بهتر از خودش فهمید.» امروزه چنین اندیشه و فهمی ممکن است بزرگ‌ترین ارزش و منزلت را داشته باشد؛ اما باید دانست که این نوع اندیشه، بی‌تردید فهم تاریخی نیست. پیشرفت‌گرایی مسلم فرض می‌کند که مفسر، فهم خود را از فهم مولف قدیمی، برتر می‌داند. بنابراین، اندیشه گذشته براساس اندیشه و فهم امروزین تفسیر می‌شود. این در حالی است که تاریخ‌گرایانی که به برتری اندیشه زمان حال نسبت به زمان گذشته باور دارند، در حقیقت ضرورتی برای فهم گذشته احساس نمی‌کنند. آنان فهم گذشته را تنها به‌عنوان ابزار و مقدمه‌ای برای زمان حال می‌فهمند. در حالی که پیشرفت‌گرایان با صرف‌نظر کردن از مقصود آگاهانه و سنجیده پدید ‌آورنده آن، می‌پرسند: این آموزه چه کمکی به باورهای ما می‌کند؟ در حالی که پیشرفت‌گرایی معتقد بود زمان حال نسبت به گذشته برتر است، تاریخ‌گرایی معتقد است اساساً همه دوران‌ها به یک اندازه برابر و مساوی‌اند. براساس این نگرش آثار کلاسیک سیاسی بازتاب‌هایی از فرایند تاریخی هستند که در اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی خاصی ایجاد شده و به همان زمان و مکان خاص مربوط می‌شوند. تاریخ‌گرا ناگزیر است با مبنای خود، حتی اگر مخالف مقصودش باشد، سعی کند گذشته را بهتر از خود گذشته بفهمد. این دو روش باوجود برخی محاسن، دارای معایبی هستند که مانع از فهم دقیق اندیشه مربوط به گذشته در زمان حال می‌شوند. اما «فهم تاریخی واقعی» در مقابل روش و شیوه دو مکتب پیشرفت‌گرایی و تاریخ‌گرایی قرار دارد. فهم تاریخی واقعی، یعنی اندیشه نویسنده گذشته دقیقاً همان‌گونه که او اندیشه خود را می‌فهمید. متون سیاسی کلاسیک را باید متن با متن و نویسنده با نویسنده فهمید. وظیفه مورخ اندیشه آن است که اندیشه متفکر گذشته را دقیقاً آن‌گونه تفسیر کند که خود نویسنده تفسیر می‌کرد. در شماره آتی بیشتر درباره روش اخیر خواهیم گفت.


 

صفحه ۹ تاریخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه امام(ره)
معضلات و مشکلات حوزه قوه قضائیه
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در شماره پیش به آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) با تکیه بر سوءمدیریت برای قوه مجریه در دستگاه اداره کشور بحث شد. حضرت امام راحل(ره) در فراز دیگری مسئولان دستگاه قضائی را مورد عنایت قرار دادند و از آن به عنوان «مهمات امور» یاد کردند و سر و کار آن را با جان و مال و ناموس مردم ذکر نمودند و خطاب به رهبری و شورای رهبری مرقوم فرمودند: «وصیت اینجانب به رهبری و شورای رهبری آن است که در تعیین عالی‌ترین مقام قضائی که در عهده دارند، کوشش کنند که اشخاص متعهد سابقه‌دار و صاحب‌نظر در امور شرعی و اسلامی و در سیاست را نصب نمایند.» همچنین در قانون اساسی جمهوری اسلامی قوه قضائیه یکی دیگر از ارکان نظام است و در اصل یکصدوپنجاه‌وششم چنین تعریف شده است: «قوه قضائیه قوه‌ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت است.» طبق اصول قانون اساسی وظایف قوه قضائیه بسیار سنگین است که شامل مواردی چون رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل‌وفصل دعاوی ، رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه است که قانون معین می‌کند. احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع، نظارت بر حسن اجرای قوانین، کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعزیر مجرمان و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام، اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمان از جمله موارد مهمی است که برعهده قوه قضائیه است و به همین دلیل درجه اهمیت حضرت امام راحل در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌شان فرازهایی را به آن اختصاص دادند.

فرازی از وصیت‌نامه
«دست کسانی که با جان و مال مردم بازی می‌کنند و آنچه نزد آنان مطرح نیست عدالت اسلامی است، از این کرسی پر اهمیت کوتاه کنند و با پشتکار و جدیت به‌تدریج دادگستری را متحول نمایند و قضات دارای شرایطی که ان‌شاءالله با جدیت حوزه‌های علمیه مخصوصاً حوزه مبارکه علمیه قم تربیت و تعلیم می‌شوند و معرفی می‌گردند به جای قضاتی که شرایط مقرره اسلامی را ندارند نصب گردند که ان‌شاءالله تعالی به‌زودی قضاوت اسلامی در سراسر کشور جریان پیدا کند و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آینده وصیت می‌کنم که با در نظر گرفتن احادیثی که از معصومین ـ صلوات‌الله علیهم ـ در اهمیت قضا و خطر عظیمی که قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غیر حق وارد شده است، این امر خطیر را تصدی نمایند و نگذارند این مقام به غیر اهلش سپرده شود و کسانی که اهل هستند از تصدی این امر سر باز نزنند و به اشخاص غیر اهل میدان ندهند و بدانند که همانطور که خطر این مقام بزرگ است اجر و فضل و ثواب آن نیز بزرگ است و می‌دانند که تصدی قضا برای اهلش واجب کفایی است.»
این متن رهنمودهای امام خمینی(ره) صریح و روشن است که دستگاه قضائی یکی از حساس‌ترین مراکز اداره کشور است و از سال‌های پیش از انقلاب در معرض آسیب و خطر بوده و هست.

قوه قضائیه دغدغه انقلابی حضرت امام(ره)
امام راحل پیش از پیروزی انقلاب در سخنرانی‌های متعدد از دستگاه قضائی انتظار رسیدگی به امور مردم را داشتند و در آستانه پیروزی انقلاب حجم بسیاری از انتقادات و پیشنهادها را به حوزه دستگاه‌های قضائی اختصاص داده بودند. ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی سرآغاز تأسیس نهادها بود. ایشان طی حکمی شیخ صادق خلخالی را مأمور تشکیل دادگاه محاکمه متهمان کردند و از او خواستند: «پس از تمامیت مقدمات محاکمه با موازین شرعیه حکم شرعی صادر کنید.» امام راحل طی حکم دیگری به دادستانی کل انقلاب مرقوم داشتند: «وظایف خود را طبق موازین شرعیه انجام دهید.» و طی پیام دیگری در همان ایام خطاب به شورای انقلاب نوشتند: «دستور داده شده است که شورای انقلاب اسلامی آیین‌نامه جدیدی تنظیم و تصویب نماید، از این‌رو لازم است دادگاه مرکزی تهران از این تاریخ [۲۵/۱۲/۵۷] تا تصویب آیین‌نامه جدید محاکمات را متوقف کند.»
حضرت امام(ره) در این رابطه مرتب به نهادها و مجموعه قضایی پیام و رهنمود دادند که یکی از مهم‌ترین آنها پیام هشت ماده‌ای است که در تاریخ (۲۴/۹/۱۳۶۱)در حوزه قانون، حقوق مردم، قوه قضائیه و لزوم اسلامی شدن روابط و قوانین صادر کردند و در بند یک آن تصریح نمودند: «تهیه قوانین شرعیه و تصویب و ابلاغ آنها با دقت لازم و سرعت انجام گیرد و قوانین مربوط به مسائل قضائی که مورد ابتلای عموم است و از اهمیت بیشتری برخوردار است در رأس سایر مصوبات قرار گیرد که کار قوه قضائیه به تأخیر یا تعطیل نکشد و حقوق مردم ضایع نشود و ابلاغ و اجرای آن نیز در رأس مسائل دیگر قرار گیرد.»
حضرت امام راحل(ره) بر یکی از مسائل اصلی و اساسی آسیب‌رسانی به انقلاب اسلامی در وصیت‌نامه تأکید کردند و دغدغه‌هایی داشتند. مباحث مربوط به قوه قضائیه بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد.

بلاتکلیفی در دستگاه قضائی
از مسائل مهم و مورد دغدغه امام راحل که یکی از آسیب‌ها و آفت‌های انقلاب اسلامی محسوب می‌شود وضعیت بلاتکلیفی بسیاری از موضوعات در حوزه قوه قضائیه است. شاید یکی از عوامل مهم نارضایتی‌ها و معضلات و مشکلات غم‌انگیز مردم، سرگردانی‌ها و بلاتکلیفی‌هاست که اقدام ویژه‌ای می‌طلبد و دستگاه‌های قضائی الزاماً می‌بایست نسبت به آن اهتمام جدی داشته باشند. هنگامی که دادستان کل کشور وقت گزارشی به عرض امام می‌رساند ایشان بلافاصله پیامی صادر می‌کنند و اعلام می‌دارند: «گزارش شما از وضع افراد بلاتکلیف در زندان‌ها تلخ و تکان‌دهنده‌ است.» و با ذکر اسامی اشخاص مسئول مرقوم فرمودند: «از قول من به تمامی دست‌اندرکاران امور قضائی تهران و شهرستان‌ها بگویید که خدا را خوش نمی‌آید افرادی بلاتکلیف در زندان‌ها باشند و آقایان هیچ‌گونه حساسیتی در این زمینه نداشته باشند.» از این‌گونه موارد در رهنمودهای امام راحل به قوه قضائیه فراوان است.

اعمال خلاف شرع و قانون
اساس و پایه روند سرعت انقلاب اسلامی جلوگیری از اعمال خلاف شرع و قانون بود. هرچه اعمال خلاف شرع و قانون در پیش از پیروزی انقلاب صورت می‌گرفت، روند فروپاشی دستگاه‌ها و حاکمیت رژیم شاهنشاهی سرعت می‌گرفت. وجود همین موضوع از روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون آسیب‌ها زده است و بیش از هر چیز از دستگاه قضائی انتظار می‌رود سیستم‌ها و برنامه‌هایی را تدبیر و تدوین کند که از اعمال خلاف شرع پیشگیری شود. روح حاکم بر فرازهای وصیت‌نامه امام راحل این پیام را می‌دهد که تمام سعی‌ها و تلاش‌ها و مجاهدت‌ها به جلوگیری از اعمال خلاف شرع منجر گردد. امام راحل در پیامی خطاب به شورای عالی قضائی وقت دستور دادند: «اشخاص یا گروه‌هایی که مرتکب این نحو اعمال غیرشرعی و غیر قانونی می‌شوند احضار و پس از اثبات جرم به مجازات برسند و لازم است اینجانب را از مسائل مذکور مطلع نمایند.» 
انجام اعمال خلاف شرع و قانون برای هیچ‌کس قابل قبول نیست و مرکزیت و مسئولیت مستقیم این موضوع در حوزه قوه قضائیه است و بیش از هر موضوعی می‌طلبد که این قوه فعالانه پیگیری، نظارت و بازرسی داشته باشد و اقدامات لازم را صورت دهد.

ضعف در سرعت عمل به شکایات 
از موارد دیگری که در حوزه آسیب‌شناسی قوه قضائیه مورد توجه حضرت امام بود و مردم همین انتظار را هم داشته و دارند رسیدگی با سرعت به شکایات است. آنچه در همه دوره‌ها و هم‌اکنون در این مسائل موضوعیت دارد ضعف در رسیدگی‌ به شکایت‌ها است. این موضوعی است که همه اعضای جامعه را رنج می‌دهد، برخی از افراد غیر مسئولانه اقداماتی انجام می‌دهند که به معضلاتی دردسرساز منجر می‌شود که موارد آن در پیام‌های متعدد حضرت امام راحل دیده می‌شود. برای نمونه حدود یک سال پیش از صدور فرمان هشت‌ماده‌ای در تاریخ (۱۶/۹/۱۳۶۰) خطاب به دادستان وقت و شورای عالی قضائی وقت پیام دادند: «اخیراً گزارش‌هایی می‌رسد که افراد غیرمسئول و احتمالاً از گروه‌های منحرف و گاهی مقامات مسئول برخلاف مقررات اسلامی و قانونی متعرض اموال و املاک محترم مردم می‌شوند و به‌طور خودسر به تقسیم املاک و مصادره اموال و اشخاص می‌پردازند و گاهی به منازل اشخاص بدون مجور شرعی و قانونی وارد و آنان را جلب می‌نمایند و اگر شخص مورد نظر نباشد، بستگان و زن و فرزند او را جلب می‌کنند و گاهی به بهانه‌هایی هتک آبرو و حیثیت اشخاص را می‌نمایند و با این اعمال غیرشرعی هتک جمهوری اسلامی و آبروی مقامات قضایی را می‌برند. مقرر فرمایید سازمان بازرسی کل کشور با سرعت عمل رسیدگی کرده به مقامات قضائی گزارش دهند و اگر شکایاتی به دادستانی‌ها رسید، با سرعت رسیدگی نمایند…»

مشکل قضات دارای شرایط
از آسیب‌های جدی که به قوه قضائیه و نظام و انقلاب اسلامی وارد شده و می‌شود این است که قضات دارای شرایط لازم در این مقام نبوده‌اند که حضرت امام در همین فراز وصیت‌نامه تصریح کردند و از حوزه‌های علمیه خواستار شدند که در این رابطه اهتمام لازم را داشته باشند.
متن همین فراز وصیت‌نامه نشان می‌دهد که حضرت امام راحل از این موضوع در رنج بودند. ایشان فرمودند: «خطر عظیمی که قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غیر حق وارد شده است، این امر خطیر را تصدی نمایند و نگذارند این مقام به غیراهلش سپرده شود.» حکایت از معضلات و مشکلات پیچیده‌ای می‌کند که برای رفع آن فقط باید قضات دارای شرایط در عرصه قوه قضائیه وارد شوند تا بتوانند با سرعت و با اعمال ضوابط شرعی و قانونی به مشکلات ناشی از جرم و جرایم و معضلات و شکایات عبور کنند. برای این کار به‌خصوص در رابطه با تعزیرات، هیئت تعیین حدود مشخص و تشکیل شد و حضرت امام خمینی(ره) در این رابطه به رئیس دیوان عالی قضائی وقت پیام دادند و مرقوم فرمودند: «در این موقع که اکثریت قاطع متصدیان امر قضا واجد شرایط شرعیه قضاوت نیستند و از باب ضرورت اجازه به آنان داده شده است حق تعیین حدود تعزیر را بدون اجازه فقیه جامع‌الشرایط ندارند.» حضرت امام در این باره تصریح کردند فقهای محترم شورای نگهبان تعیین حدود کنند تا چارچوب مشخص گردد.
آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی در حوزه قضائیه بر مبنای وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) مباحث مبسوطی می‌طلبد، به‌خصوص در مسائلی چون ضعف رسانه‌ای، تربیت کادر و کناره‌گیری اهل تخصص و تعهد. آثار باقی مانده از گذشته‌ها و ده‌ها مورد دیگر در این جایگاه مهم نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد که ضرورت و اهمیت کار تخصصی‌تر آن می‌طلبد که آسیب‌شناسی شود.


از لابه لای تاریخ

عروسک خیمه‌شب بازی
در سال ۱۳۵۷ هنگامی که مخالفت‌ها علیه شاه ابعاد گسترده‌ای به خود گرفت او چنان از مواجهه با واقعیت‌ها حیرت‌زده شد که نزدیک بود از وحشت قالب تهی کند. در آن حالت ضمن احساس تهی بودن، چون تمام رویاهای خود را برباد رفته می‌دید از اقدام به هرگونه عکس‌العمل مناسب نیز عاجز ماند. سرخوردگی شاه باعث شد که ساعت‌های متمادی در روز به خود فرو رود و در انتخاب روش‌های گوناگونی که برای مقابله با ناآرامی‌ها در پیش داشت و یا از سوی اطرافیان و سفرای انگلیس و آمریکا پیشنهاد می‌شد همواره مردد بماند. بعداً هم که شاه همه تقصیرها را به گردن اطرافیان و نزدیکان خود انداخت، چنان تنها ماند که مجبور شد به قدرت‌های خارجی پناه ببرد و با این کار سبب شد که به سرعت از نردبان ما و منی به پایین پرت شود.
تقریباً همه کسانی که در طول هشت ماه آخر سلطنت شاه با او ملاقاتی داشته‌اند متفق‌القولند که در آن ایام شاه به صورت فردی گیج و منگ در آمده بود. موقع گفت‌وگو با افراد، حرف‌های‌شان را می‌شنید، ولی اصلاً مطالب را نمی‌فهمید و ضمن صحبت نیز اکثراً دیده می‌شد که چندین بار برای لحظاتی از سخن گفتن باز می‌ماند و در سکوت فرو می‌رفت. در آن موقعیت، چون رهبری رژیم توانایی لازم برای ارزیابی رویدادها و انجام عکس‌العمل‌های مناسب را از کف داده بود، اوضاع نیز بیش از پیش رو به وخامت می‌رفت. به این دلیل که روند دیکتاتوری شاه همه سران کشور را به گونه‌ای پرورانده بود که هیچ‌یک از خود ابتکار عمل نداشتند و ترجیح می‌دادند حتی در مواقع بحرانی نیز انتظار بکشند تا دستورالعمل‌های شاه را که خیلی هم کند و دیر صادر می‌شد به اجرا درآورند. البته باید به این مسئله هم توجه داشت که در میان اطرافیان شاه واقعاً شخصیتی که بتواند راهنمایی او را بر عهده بگیرد نیز دیده نمی‌شد، زیرا او در دوران صعود از نردبان قدرت تقریباً همه آنان را از اطراف خود پراکنده بود. در چنین موقعیتی در حالی که نیروهای مخالف هر روز متحدتر و منسجم‌تر می‌شدند ژنرال‌های ارتش و رجال کشور با سوء‌ظن به یکدیگر می‌نگریستند و هر یک دیگری را به اشتباه کاری متهم می‌کرد و در این میان شاه نیز روزبه‌روز در مقابل قوت گرفتن و استحکام مخالفانش به صورتی اجتناب‌ناپذیر ضعیف‌تر می‌شد. شاهی که سال‌های طولانی حالت رهبر بلامنازع کشور را داشت در عرض مدتی کوتاه حالت یک عروسک خیمه شب بازی را یافته بود که برای مشاهده تحرکی در آن می‌بایست دیگران نخ‌هایش را بکشند. یکی از دوستان شاپور بختیار برایم تعریف می‌کرد که در ماه‌های آخر سلطنت شاه، این ملکه فرح بود که در تشکیل کابینه جدید نقش اساسی را بازی می‌کرد و شاه جز یک تماشاچی، وظیفه دیگری را به عهده نداشت. با فرارسیدن ماه آبان می‌شد با اطمینان پیش‌بینی کرد که سلطنت شاه آخرین روزهای عمر خود را طی می‌کند و در روز ۲۶ دی ۱۳۵۷ که شاه کشور را ترک گفت ضعف و زبونی او به حد نهایت رسیده بود.
منبع: فریدون هویدا، ‌سقوط شاه، ترجمه ح.ا.مهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۶۵، صفحات ۱۶۰ و ۱۶۱


حکایت زمانه

روزی که شاه از کشور گریخت
ساعت دو بعد از ظهر روز ۲۶ دی ماه سال ۱۳۵۷ بود که خبر فرار شاه از رادیو پخش شد، فریاد شادمانی جمعیت به هوا رفت، چراغ اتومبیل‌ها روشن شد، برف پاک‌کن‌ها به رقص درآمدند، بوق‌ها به راه افتاد، غلغله شهر را برداشت. جمعیت به شور آمده و هر کدام به طریقی نفرت خود را از شاه نشان دادند.
ساعت حدود چهار بعد از ظهر روزنامه‌های اطلاعات و کیهان با تیتر «شاه رفت» منتشر شدند. تیتر روزنامه‌ها از همیشه درشت‌تر بود. مردم روزنامه‌ها را بر سر و دست گرفته بودند و به یکدیگر نشان می‌‌دادند. برخی بین کلمه «شاه» و «رفت» ابرو باز کرده، با دست کلمه «در» را اضافه کرده بودند. در نتیجه تیتر روزنامه‌ها به صورت «شاه در رفت» خوانده می‌‌شد. مردم به مجسمه شاه حمله کردند و آن را پایین کشیدند و پرچم‌هاى الله‌اکبر را به جاى مجسمه‌هاى خرد شده شاه، نصب کردند و به آرزوی خود که از ۲۸ مرداد ۳۲ در دل داشتند، رسیدند.
روزنامه‌های اطلاعات و کیهان در مورد فرار شاه از کشور چنین نوشتند: «امروز، شاه ایران قبل از عزیمت از ایران یک کنفرانس مطبوعاتی تشکیل خواهد داد و در آن از بحران ایران سخن خواهد گفت. انتظار می‌رود که شاه امروز وارد آسوان شود تا مذاکراتی با پرزیدنت سادات انجام دهد. سخنگوی رسمی مصر گفت که وارد شدن شاه به مصر فرصتی برای انجام مذاکرات میان او و پرزیدنت سادات است.»
و در خبری تکمیلی چنین آوردند: «شاه ساعت یازده و چهل‌وپنج دقیقه امروز، به اتفاق ملکه فرح، وارد فرودگاه مهرآباد شد و در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی حضور یافت. در فرودگاه نخست‌وزیر و وزیر دربار و روسای مجلسین سنا و شورای ملی شاه را بدرقه کردند. شاه پیش از ورود به هواپیما به دو خبرنگار حاضر در فرودگاه گفت که نمی‌داند چه وقت بازخواهد گشت و این امر به وضع مزاجی وی بستگی خواهد داشت. سپس، شهباز هواپیمای اختصاصی شاه در حالی که یک جت بوئینگ ۷۰۷ و ده‌ها هلی‌کوپتر آن را همراهی می‌کردند، از فرودگاه مهرآباد پرواز کرد و شاه را به مصر برد.»
حضرت امام خمینی(ره)، پس از فرار شاه در پیامی به ملت شریف ایران مواردی را به اطلاع می‌‌رسانند:
«بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت عموم ملت شریف و شجاع ایران (اعلی‌الله کلمتهم و فقهم الله تعالی)
فرار محمدرضا پهلوی را که طلیعه پیروزی ملت و سرلوحه سعادت و دست یافتن به آزادی و استقلال است به شما ملت فداکار تبریک عرض می‌‌کنم. شما ملت شجاع و ثابت‌قدم به ملت‌های جهان ثابت کردید که با فداکاری و استقامت، می‌‌توان بر مشکلات هرچه باشد غلبه کرد و به مقصد هرچه دشوار باشد، رسید. گرچه این ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جیب انباشته از ذخایر ملت، از دست ما گریخت، ولی به خواست خداوند متعال به‌زودی به محاکمه کشیده خواهد شد و انتقام مستضعفین از او گرفته خواهد شد و لکن قطع دست ستمکار از ادامه ظلم به دست ستمدیدگان فوری است. او رفت و به هم‌پیمان خود اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین پیوست و جرایم و آشفتگی‌هایی را برجا گذاشت که ترمیم آن جز به تأیید خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداکاری اقشار کاردان و روشنفکر میسر نخواهد شد. اکنون در این طلوع فجر سعادت و پیروزی توجه عموم را به مطالبی جلب می‌‌کنم:
۱ـ بر جوانان غیور در سراسر کشور لازم است برای حفظ نظم با آن دسته از قوای انتظامی که اکنون به آغوش ملت بازگشته‌اند، با تمام نیرو همکاری کنند و با کمال قدرت و جدیت نگذارند که بدخواهان و منحرفان آشوب و ناامنی ایجاد کنند.
۲ـ به تظاهرات و شعارهای پرشور علیه رژیم سلطنتی و دولت غاصب ادامه دهند و اگر منحرفان و مخالفان اسلام بخواهند اخلالی به وجود آورند و نظم را به هم زنند از آنان جداً جلوگیری کنند. باید ملت بداند که هر انحرافی و هر شعاری که مخالف مسیر ملت است به دست عمال شاه منفور و عمال اجانب تحقق می‌‌یابد. من از جمیع اشخاص که انحراف داشته‌اند و یا گرایش به بعضی مکتب‌های انحرافی داشته‌اند، تقاضا دارم که به آغوش اسلام که ضامن سعادت آنان است برگردند که ما آنان را برادرانه می‌‌پذیریم. در این موقع حساس که کشور جنگ‌زده ما بیش از هر زمانی به اتحاد و اتفاق احتیاج دارد، باید سعی شود که از هر اختلالی احتراز شود.
۳ـ دولت موقت برای تهیه مقدمات انتخابات مجلس موسسان به زودی معرفی می‌‌شود و به کار مشغول خواهد شد. وزارتخانه‌ها موظفند که آنان را پذیرفته و با آنان صمیمانه همکاری کنند. اینجانب به صلاح وزرای غیرقانونی می‌‌دانم که برکناری خود را اعلام کنند و خود را در مسیر ملت قرار دهند.
۴ـ به جمیع نیروهای انتظامی و زمینی و هوایی و دریایی و صاحب‌منصبان و افسران و درجه‌داران ارتش و ژاندارمری و غیرآنان توصیه می‌‌کنم که دست از حمایت محمدرضا پهلوی که مخلوع است و به کشور برنمی‌گردد و در خارج نیز با نفرت مردم مواجه است بردارند و به ملت بپیوندند که صلاح دنیا و دین آنان در آن است. اینجانب از همه طبقات، ‌خصوصاً حضرات علمای اعلام، در این موقع حساس تشکر می‌‌کنم و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم و وحدت کلمه را همیشه خصوصاً تا برانداختن رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی امیدوارم.
والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته، روح‌الله الموسوی الخمینی»
و این گونه بود که شاه از کشور فرار کرد و سپس مردم با آمدن به خیابان‌ها، شادمانی کردند و با پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و آماده پذیرایی از امام خمینی شدند (دیو چو بیرون رود، فرشته درآید).


امام در گذر زمان ۱۸۰

خبر غم‌انگیز رحلت امام به آزادگان
خبر رحلت امام راحل در جهان بازتاب گسترده‌ای داشت. یکی از نقاطی که این خبر غم‌انگیز به آنجا رسید اردوگاه‌های عراق بود؛ جایی که اسرای ایرانی عاشقانه پیرو اندیشه‌های امام راحل، سال‌ها در اسارت رژیم بعث عراق بودند؛ خبری که عوامل رژیم بعث عراق از آن به‌عنوان عامل فشار علیه آزادگان بهره می‌گیرند. آزادگان خاطرات بسیار جالب و عجیبی از روزهای غمبار مصیبت عظمای رحلت امام و تحمل سختی‌های آن نقل می‌کنند.
رژیم بعث عراق این خبر را از طریق فرمانده اردوگاه‌ها به مسئولان آسایشگاه‌ها منتقل ‌کرد. آزادگانی که مسئول آسایشگاه‌ها بودند و این خبر را می‌گرفتند و به جمعی از افراد آسایشگاه‌ها می‌دادند می‌بایست بار سنگین و غم‌انگیزی را متحمل می‌شدند. بار این غم‌از دو جهت برای آنها سنگین بود؛ یکی اینکه خودشان خبر را می‌شنیدند که باور آن سخت بود. از طرفی انتقال این خبر به جمعی از آزادگان داستان غم‌انگیز دیگری داشت، علاوه بر اینکه مسئول آسایشگاه باید آرامش مورد نظر بعثی‌ها را هم تأمین می‌کرد.
یکی از آزادگان در خاطراتش می‌گوید: «فرمانده اردوگاه مسئولان آسایشگاه را فرا خوانده بود تا خبر رحلت امام را بدهد و تهدید کند که نباید اتفاقی در آسایشگاه بیفتد. او گفته بود شما موظفید پس از زمینه‌سازی، این خبر را به اسرا بدهید. مبادا با شنیدن این خبر دست به کارهایی بزنید که ما مجبور شویم طور دیگری برخورد کنیم. مسئول آسایشگاه بلافاصله پس از ورود به آسایشگاه سه چهار نفر از بچه‌ها را خواست که من هم جزو آنها بودم. احساس کردم باید اتفاق خاصی افتاده باشد. خواست حرفی بزند، اما گریه امانش نداد. بالاخره هر طوری بود خبر را داد. همه زدیم زیر گریه… تمام اسرا به یکباره از شنیدن این خبر مثل اسفند روی آتش بی‌قراری کردند… خبری که نمی‌خواستیم بشنویم شنیدیم. کاری از دست‌مان بر نمی‌آمد. بی‌اختیار به عزاداری پرداختیم. انگار دنیا برای‌مان به آخر رسیده بود. سال‌ها به امید دیدن امام هر گونه سختی را به جان خریده بودیم. ولی امیدمان را بر باد رفته می‌دیدیم. نمی‌خواستیم باور کنیم که امام را نخواهیم دید نمی‌توانستیم ایران را بدون امام تصور کنیم. از زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در انتظار دیدن امام لحظه‌شماری می‌کردیم و قلب‌مان هر لحظه برای دیدنش تندتر می‌تپید. اصلاً برای او و به خاطر وجود او می‌تپید، اما این خبر همه آمال و آرزوهای‌مان را بر باد داده بود. باورمان نمی‌شد! شاید این ترفند بعثی‌ها برای به زانو درآوردن ما بود، شاید می‌خواهند با پخش این خبر دروغ دوباره ما را شکنجه روحی بدهند. شاید طرح و نقشه جدیدی برای ما ریخته‌اند. کاش این‌گونه بود؛ اما امام برای همیشه رفته بود. درحالی که ما فرسنگ‌ها با او فاصله داشتیم. حتی موقعیت حضور در مراسم تشییع و وداع با امام هم نداشتیم امام همه چیز و همه کس ما بود. همه امید ما بود…»


مجالس شورای اسلامی ۷۰

حامیان سیاست خط تحریم در انتخابات مجلس نهم ـ ۱
همانطور که گفته شد سیاست تحریم، راهبردی ضدانقلابی است که از فردای پیروزی انقلاب اسلامی به ضدیت با جمهوری اسلامی پرداختند. این جریان در انتخابات مجلس نهم با ائتلاف با فتنه‌گران در تلاش بودند تا با ترکیب مشی تحریم و مشی فتنه انتخابات را به فرصتی برای اهداف خود تبدیل سازند.
اولین اقدام عملی در این زمینه از سوی شورای موهوم «سبز امید» در مردادماه سال ۹۰ و با صدور بیانیه‌ای مقدماتی صورت گرفت که در آن به تحلیل وضعیت کشور و اوضاع مورد نظر این اردوگاه برای شرکت در انتخابات پرداخت و از هواداران خواست تا در این زمینه تحلیل‌ها و نظرات خود را ارائه دهند.
این بیانیه با این سوال آغاز می‌شود که فتنه سبز در قبال این پدیده باید چه موضعی اتخاذ کند؟ و سپس تحلیلی درباره اوضاع فعلی کشور ارائه می‌دهد و سه راه را که شامل «مشارکت بی‌قید و شرط»، «تحریم بی‌قید و شرط» و «مشارکت مشروط» در انتخابات است، بررسی می‌کند و می‌نویسد: «جنبش سبز به مثابه جنبشی مدنی، مسالمت‌جو و مسئول نمی‌تواند در قبال انتخابات مجلس نهم موضع مشارکت نامشروط و یا عدم مشارکت غیرمشروط را اتخاذ کند، همان گونه که نمی‌تواند برای مشارکت خود شرط‌هایی تعیین کند که نهایتاً به پذیرش ساختار متقلبانه و غیرسالم انتخابات منجر شود. نگاه جنبش سبز به انتخابات مجلس نهم و هر انتخاباتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم برگزار خواهد شد، نگاهی فرایندی است و نه نگاهی ناظر به شرط‌های جزئی و موردی. از این رو جنبش سبز برای مشارکت در انتخابات به شرط‌های فردی و مصداقی از قبیل تأیید صلاحیت این یا آن فرد و گروه نمی‌اندیشد، بلکه برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه را حق مردم و وظیفه دولت می‌داند که تخطی از آن موجب مسئولیت داخلی و بین‌المللی برای حکومت می‌گردد و لذا در پی تحقق لوازم، معیارها و استانداردهای برگزاری چنین انتخاباتی و تحمیل آن از موضع قدرت به حاکمیت است؛ این در حالی است که متأسفانه در کارنامه دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات، اثری از اعتنا و اعتقاد به رأی مردم دیده نمی‌شود.» (سایت کلمه، ۵/۵/۹۰)
مدتی بعد این مجموعه با صدور بیانیه شماره سوم خود تصریح کرد: «با توجه به سپری شدن فرصت لازم برای فراهم آوردن حداقل شرایط لازم یک انتخابات «آزاد و سالم» و با توجه به این حقیقت که نشانه‌ای از توجه حاکمیت به منافع بلندمدت نظام و کشور برای توقف روندهای جاری مشاهده نمی‌شود،‌ این شورا هرگونه امکانی را برای برگزاری یک انتخابات به معنای واقعی آن منتفی می‌بیند… و اینک آشکار شده که قصد حاکمیت از برگزاری انتخابات مجلس نهم نه فراهم آوردن بستری برای مشارکت واقعی مردم در سرنوشت خویش و راهیابی نمایندگان واقعی مردم به مجلس، بلکه نمایشی تبلیغاتی برای ادعای حاکمیت مردم‌سالاری است. هرگونه بازیگری و ایفای نقش در این نمایش به معنای مشارکت در بی‌اعتنایی آشکار به مبارزه قهرمانانه ملت برای برخورداری از حق انتخابات «آزاد و منصفانه» و هزینه‌های سنگینی است که در این راه متحمل شده است.» (سایت جرس، ۲۸/۹/۹۰)
شورای هماهنگی با ذکر این مسئله که «انتخابات مجلس نهم را به‌مثابه‌ سرآغاز مرحله‌ای نوین از حیات جنبش سبز ارزیابی می‌کند؛ مرحله‌ای که در صورت کنش آگاهانه و سازمان‌یافته‌ فعالان سبز می‌تواند در مسیر مبارزه مدنی ملت ایران برای استیفای حقوق از دست رفته‌ خویش تجربه‌ای‌‌ غنی و پربار به ارمغان آورد و چشم‌انداز امیدبخشی را برای آینده جنبش رقم بزند.» (سایت جرس، ۲۶/۱۰/۹۰) از برنامه‌هایی خبر می‌دهد که با حمایت غرب و رسانه‌های وابسته به آن برای روزهای آتی پیش از انتخابات طرح‌ریزی شده است.


 

صفحه ۱۰
گزارش ویژه

 

 

بررسی تحلیلی صبح صادق از نشست ژنو ۲
براندازی از خارج در ژنو۲ ناکام ماند

تا پیش از اینکه معادله نظامی در داخل سوریه تغییر کند، آمریکایی‌ها تمایلی برای نشست ژنو۲ از خود نشان نمی‌دادند، ولی تقریباً و پس از مهار تروریست‌ها در حومه دمشق و شکست نمادین تروریست‌ها در شهرک القصیر که سران جریان‌های افراطی و القاعده، آن را نقطه عطف ارزیابی کرده بودند، ورق برگشت و آمریکایی‌ها، رایزنی با سوریه را برای کنترل تحولات در سوریه آغاز کردند. از اواسط بهار گذشته روس‌ها و آمریکایی‌ها بر روی خطوط کلی نشست ژنو۲ توافق کردند تا بر اساس بیانیه ژنو ۱ نتایج بحران سه ساله سوریه را به نحوی مدیریت کنندکه از محاسبات آن‌ها خارج نشود. سه عنصر اصلی به‌عنوان موانع آمریکا در تدارک نشست ژنو۲ مطرح بود که تاکنون نیز ادامه دارد.
ابتدا اینکه روند ثابتی از شکست تروریست‌ها از اسفند ماه ۹۱ تاکنون گریبان گروه‌های مسلح و تروریست را گرفت و تاکنون نتوانسته‌اند به موفقیتی قابل حفظ در یکی از مناطق دست‌یابند. مضافاً اینکه از تابستان گذشته، درگیری‌های رقابتی در بین گروه‌های تروریست نیز آغاز شد که از یکسو بیان‌کننده انگیزه‌ای قدرت‌طلبانه در اردوی آنها بود و از سوی دیگر، تصویری از منازعه و اختلاف‌نظر در بین کشورهای حمایت‌کننده از این گروه‌ها بود. عنصر دوم که بر تدبیر آمریکا برای ژنو۲ سایه انداخته، اختلاف و تضاد حامیان تروریسم و تفاوت تضاد رویکردهای بازیگران مداخله‌گر در سوریه بود. قطری‌ها و ترک‌ها که با تمام توان و آبرو برای به شکست کشاندن نظام سوریه، شرط‌بندی کرده بودند، به دلیل رسوایی‌هایی که در حمایت از گروه‌های تابلودار القاعده‌ای و عدم رعایت قواعد بازی آمریکا، مرتکب شدند، از بازی مدیریتی خارج و زمام تحولات به عربستان سپرده شد. سعودی‌ها هم که تنها در کنار توان مالی، به جریان‌های وهابی و القاعده تکیه داشتند، آخرین تیرهای خود را از یک طرف برای حذف گروه‌های وابسته به قطر و ترکیه شلیک می‌کردند و از سوی دیگر به‌دنبال مسلط کردن گروه‌های افراطی ـ وهابی و القاعده‌ای برآمدند تا کارت بازی در آینده سیاسی سوریه را انحصاراً در دست بگیرند. آمریکایی‌ها که دچار ناتوانی فزاینده در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بوده و از بحران مالی و تبعات گوناگون آن رنج می‌بردند، با اغماض از سیاست‌های عربستان، صرفاً به برخی توصیه‌های غیر موثر اکتفا کردند.
عنصر سوم که بسیار برای آمریکایی‌ها رنج‌آور بود اینکه، در صحنه داخلی سوریه، یک تصویر تقریباً یک‌دست از گروه‌های افراطی و تروریست‌ تسلط پیدا کرده و ایده‌های فریبکارانه، تحت‌عنوان گروه‌های معتدل، برای مصرف تبلیغاتی هم کاربرد نداشت. مضافاً اینکه آمریکا به‌دلیل فراوان، از اینکه با مداخله نظامی مستقیم بتواند صحنه نظامی را به نفع خود و تروریست‌ها تغییر دهد، ناتوان است و نمی‌تواند در باتلاق و کابوسی مشابه عراق و افغانستان وارد شود.
با اینکه آمریکایی‌ها در سال ۲۰۱۲ تلاش هدفمندی برای درکنترل قرار دادن جریان ائتلاف مخالفان از نشست دوحه آغاز کرده بودند، این تشکل غیرمنسجم به‌دلیل تضادهای فکری و رویکردی در داخل خود و تضاد کشورهای حامی از جریان‌های داخلی این ائتلاف، با واگرایی روزافزون مواجه بود، به حدی که دیگر نمی‌توان آن را نماد یگانه‌ای از مخالفان و تروریست‌ها و حتی نماینده گروه‌های تشکیل‌دهنده آن معرفی کرد.
سیر زمان به سود آمریکایی‌ها نبود و نمی‌توانستند با نزدیک شدن به ماه‌های میانی سال ۲۰۱۴ و انتخابات ریاست جمهوری در سوریه، مرگ و نابودی گروه‌های مورد حمایت در پروژه براندازی سوریه را نیز شاهد باشند. از این رو آمریکا در حالی نشست ژنو دو در مونتروی سوئیس را از صبح چهارشنبه گذشته ساماندهی کرد که با سرمایه صفر، ولی دستور کارهای بلندپروازانه که بیشتر به جنگ‌ روانی شبیه است، بدان وارد شد. اگر چه ویترین و نمای بیرونی این نشست به سازمان ملل و دبیرکل آن، بان‌کی‌مون واگذار شده، ولی در حقیقت آمریکا، برای نجات خود، مهم‌ترین سازمان بین‌المللی و دبیرکل آن را نیز به بازی گرفته و آن را هزینه ‌کرد. دعوت از ۳۱ کشور و سازمان بین‌المللی از یک هفته پیش نهایی شده بود، ولی در یک بازی مضحک سیاسی، نام ایران از لیست مدعوین حذف و ۴۸ ساعت قبل از آغاز این نشست، نام ده کشور دیگر به فهرست حاضران افزوده شد.
ترکیب اعضای شرکت‌کننده بدین صورت قابل دسته‌بندی است. بجز آمریکا و روسیه که مدیریت کلان را در اختیار دارند، کشورهای حامی تروریسم و براندازی در سوریه (غربی، عربی وترکیه)، در کنار یک جریان ضعیف و فاقد صلاحیت به نام ائتلاف مخالفان که بجز تمامی گروه‌های داخلی و خارجی، حتی اجزای درونی آن مانند مجلس وطنی وابسته به ائتلاف نیز آن را به‌عنوان نماینده قبول ندارد، شرکت دارند.
دسته کوچکی از کشورهای مخالف برنامه تروریستی و مداخله‌گرانه در سوریه مانند عراق و لبنان و تا حدودی مصر هم به این نشست دعوت شده‌اند تا فضای عمومی این کنفرانس بین‌المللی از فقدان وجاهت حداقلی رنج نبرد.
دسته سوم مشارکت‌کننده را کشورهایی تشکیل می‌دهند که یا بی‌طرف هستند و یا بنا به دستور و برای ادای وظیفه و یا پذیرش برخی هزینه‌های مالی در روندهای مذاکره و نتایج آن، توسط آمریکا دعوت شده‌اند. اظهارات وزیر خارج ژاپن، گواه خوبی در این زمینه است.
با اینکه بسیاری از کشورها و یا شخصیت‌ها و یا نخبگان جهانی، این نشست را شکسته‌خورده و بی‌اثر و نمایشی توصیف کرده‌اند و به‌ویژه از حذف ایران به‌عنوان یک اقدام غیرمسئولانه که حداقل‌های موفقیت از آن را سلب می‌کند، آمریکا به ترکیبی ناموزون و دست‌خالی وارد این کنفرانس شده است.
رایزنی‌های روبرت فورد با تمامی گروه‌های مسلح و تروریست در سوریه از مدتی پیش در جریان است و اگر چه سعودی‌هاتلاش کردند تا گروه تروریستی ـ القاعده‌ای جبهه الاسلامیه را جایگزین ارتش حر کنند ولی تنگنای آمریکایی موجب شد تا پس از عدم پذیرش گروه‌های یاد شده در مورد نمایندگی گروه ائتلاف وطنی و قرار گرفتن در ترکیب کلی آن، روبرت فورد از بیشتر این گروه‌های افراطی و تروریست و حتی رابط جبهه النصره هم برای مشارکت در لایه‌های مشورتی و کارشناسی دعوت به‌عمل آورد. یعنی در کنار اعضای شناخته شده به رهبری جربا و ریاست تیم ائتلاف و مشاوران و نظامیان، طیف وسیعی از سران دیگر گروه‌ها را نیز با خود به مونتروی سوئیس آوردند.
در این چنین تدارکی برای یک کنفرانس بین‌المللی در حالی که اوضاع نظامی در ابتکار و مدیریت نظام و ارتش سوریه قرار دارد و کارت‌های بازی سیاسی هم در اوج آشفتگی و اختلاف است، تنها عنصر باقی‌مانده برای آمریکایی‌ها و گروه کشورهای به اصطلاح دوستان سوریه!، سخنرانی‌های تند و آتشین است که باید ضمن ارآئّه تصویر وارونه از اوضاع، دستور کار کنفرانس را در یک تفسیر یکسویه قرار دهند. حذف بشار اسد از پروسه‌های سیاسی و انتخابات، تشکیل حکومت انتقالی با اختیارات حداکثری و … کلیدواژه‌های تکراری و بی‌اثر در سخنرانی‌های کری، هیگ، فابیوس، سعودالفیصل، داود اوغلو و… بودند. به همین دلیل سوری‌ها از قبل در طرحی که با روسیه نیز هماهنگ شده بود، چهارچوب ابتکاری با خود داشته و ضمن استحکام در سخنرانی و مواضع، ورود به مولفه‌های حاکمیتی را خط قرمز دانسته و تشکیل حکومت وحدت ملی برای اجرای انتخابات ریاستی (سه ماه دیگر وقبل از موعد رسمی) و با نظارت بین‌المللی و ادامه مذاکرات در داخل سوریه و بجای سوئیس، کمک‌رسانی به مناطق مورد اتفاق و تحت‌نظر حکومت سوریه و تبادل زندانیان و… را به‌عنوان ارکان این طرح در اختیار دارد.
هیئت سوریه به ریاست ولیدالمعلم پیش از هر چیز مبارزه با تروریسم را اولویت اصلی برای پایان دادن به خون‌ریزی و جنگ می‌داند که باید در کنار توقف حمایت کشورهای شناخته شده از تروریست‌ها، به اجرا درآید.
مواضع دو طرف که در روز اول کنفرانس بیان شد، تضاد و واگرایی حداکثری را نشان داد به طوری که بیشتر ناظران آن را نشانه محکم شکست برنامه‌ریزان این کنفرانس اعلام کردند، روز پنج‌شنبه گذشته که برای رایزنی اخضر ابراهیمی با هیئت‌های دو طرف حکومتی و معارضه تعیین شده بود، به‌دلیل مواضع افراطی جربا که بنا به توصیه‌ داود اوغلو در شب قبل از آغاز کنفرانس به آنها داده شده بود، بر تضمین حذف بشار و یا استعفای وی و اینکه مداخله ایران و حزب‌الله موجب شده تا تروریسم در سوریه گسترش یابد و اینکه داعش و النصره، ساخته دست حکومت سوریه هستند! متمرکز شد که کار اخضر ابراهیمی را دشوارتر کرد. از روز جمعه که طبق برنامه کنفرانس باید دو هیئت حکومتی و مخالفان به مذاکره رودر روی می‌پرداختند، به‌دلیل فقدان امید برای آمریکایی‌ها در پیشبرد اهداف خود و بی‌تأثیر بودن مواضع افراطی جربا که حتی با مخالفت اطرافیان او مواجه شد، دیداری بین دو طرف انجام نشد و مقرر شد تا روز شنبه و یکشنبه صرفاً بر روی مسائل انسانی و بشردوستانه، بر روی اقدامات اعتمادساز دو طرفه مذاکره صورت بپذیرد.
از نگاه امریکایی‌ها، تا همین حد که ائتلاف مخالفین به مشروعیت نسبی دست یافته نمی‌توانند دلخوش باشند و از این‌رو جان کری، در رفتاری کاملاً انفعالی و فرار به جلو، دست به خط و نشان کشیدن نسبت به ایران زده و گزینه فوری نظامی را در صورت تخطی ایران از اجرای توافقات هسته‌ای مطرح کرده است.
آمریکایی‌ها به خوبی درک می‌کنند با اینکه نشست مونترو صرفاً یک تریبون برای تروریست‌ها و حامیان آنها بوده و کارت بازی سیاسی و نظامی (میدانی) در اختیار ندارند و توافقات احتمالی با روس‌ها نیز آنها را نجات نمی‌دهد، از طریق مطرح کردن خواسته‌های حداکثری برای حذف بشار اسد و تغییر نظام و خط و نشان برای ایران، موجبات واکنش در تیم روسی را نیز در روز پنج‌شنبه شکل دادند و روس‌ها نیز بر سقف تشکیل حکومت وحدت ملی و فراگیر اصرار کردند. این نشست برای روس‌ها نیز یک آزمون مهم در ثبات مواضع آنهاست تا شبهه مصالحه با آمریکا بر روی دیگر کشورها را از خود دور کنند و آینده سیاسی خود را در منطقه به خطر نیندازند. روس‌ها به جای پیشنهاد برای میانجیگری بین ایران و عربستان باید به فکر تهدیدات افسار گسیخته وهابیت والقاعده در محیط داخلی و امنیت ملی و خارج نزدیک خود باشند. همانگونه که آمریکایی‌هادر عین هم‌پیمانی طولانی به نقطه‌ای رسیده‌اند که باید خود را از شر سیاست‌های غیرقابل اعتماد سعودی‌ها از طریق دستکاری در ساختار قدرت عربستان به اجرا بگذارند، روس‌ها نیز به آزمودن آزموده فکر نکنند، چرا که در آینده نزدیک، منطقه فاقد وهابیت و صهیونیسم از ریشه واحد است و شرط‌بندی بر روی اسب باخته از عقلانیت به دور است. تاکتیک سیاسی و روانی آمریکا که با انگلیسی‌ها تقسیم کار شده این است که با ارعاب در طرف مقابل و بر روی حکومت سوریه، آنها را وادار به امتیازدهی کند. وزیر خارجه انگلیس در موضع وقیحانه خود اعلام می‌کند اگر حکومت سوریه به تفسیر آنها از ژنو یک و واگذاری قدرت تن ندهد، بهای آن را مردم سوریه خواهند پرداخت!! و در اظهارات دیگری موازنه قوا در صحنه داخلی سوریه را به نفع حکومت سوریه دانسته و خواستار به هم زدن آن است. جان کری هم که دیگر چیزی برای باختن ندارد، علنا از حمایت‌های بیشتر از معارضه (بخوانید تروریست‌ها) سخن می‌گوید. این روشن است که در داخل سوریه، هیچ جریانی که مستقیم یا غیرمستقیم مرتبط با افراطی‌گری و القاعده نباشد، تقریباً وجود ندارد و حمایت بیشتر آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از معارضه و یا اراده برای تغییر موازنه نظامی، به معنی آشکارتر شدن پیوند سیاست‌های غربی با تروریسم و القاعده است. اگر چه در نشست مونترو نیز در مقابل هیئت سوریه، همانند صحنه درگیری‌های داخل این کشور، تروریست‌ها و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آنها قرار داشتند ولی عجز و ناتوانی آنها در کارت بازی نظامی و سیاسی موجب شد تا ابتکار عمل سیاسی نیز در اختیار هیئت سوری باشد. در مذاکرات شنبه و یکشنبه نیز در صورت وجود اراده برای کسب نتیجه از این کنفرانس، برخی مولفه‌های پیشنهادی هیئت سوریه، مورد بحث و توافق خواهند بود و یک احتمال جدی این است که برای خارج شدن از بازی هوشمندانه تیم سوریه‌ای، زمان نشست ژنو۳ را توافق کرده و در فرصت پیش‌روی، به طراحی بازی و یا هماهنگی‌های لازم با گروه‌های تروریستی در داخل بپردازند.
در مجموع نشست مونترو و ژنو۲ به معنی پایان و شکست پروژه‌ نظامی در سوریه و تلاش مأیوسانه ترویسم و حامیان آن برای کسب حداقلی امتیازات سیاسی است و مهر پایانی بر مدل اجرا شده در سوریه برای براندازی مدرن از خارج و تحمیل اراده استعماری است. 


چرایی تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر قدرت درون‌زا 
رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم قم در سالروز قیام ۱۹ دی امسال فرمودند: توصیه‌ام به مسئولان این است که برای رفع مشکلات کشور به نیروی درونی کشور توجه کنند و نباید چشم به بیرون دوخت.
ولی‌امر مسلمین در ماه‌های اخیر بارها این موضوع را به مسئولان به‌ویژه به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای توصیه و تأکید شده است که کلید حل مشکلات کشور اینجاست نه بیرون؛ یعنی در درون کشور و امکانات داخلی است، باید به این موضوع توجه داشته باشیم که امروز اگر انقلاب به جایگاه رفیعی رسیده است، به دلیل استقلال و پایمردی مردم و مسئولان و مدیریت هوشمندانه و مقتدرانه امام(ره) و رهبر انقلاب بوده است.
استقلال یکی از اصول اساسی اندیشه اسلامی است که برگرفته از آیه مبارکه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» (نساء/۱۴۱) است؛ اعم از اینکه استقلال فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد و این اصل حیاتی یکی از سه رکن اساسی‏ شعار مردم ایران در دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی (استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی) بوده است.
لازمه چنین استقلالی، وابسته نبودن به دیگران است که این اصل با مراودات معمول بر پایه عزت و حفظ منافع ملی متفاوت است. در این میان، استقلال اقتصادی جایگاه ویژه و مهمی دارد، چرا که بدون استقلال اقتصادی نمی‌توان به ابعاد دیگر استقلال رسید.
امروزه میزان سهم هر کشور از مجموعه‌ مناسبات بین‌المللی، بستگی به قدرت درونی آن دارد؛ یعنی هر چه یک کشور دارای اقتدار درونی بیشتری باشد، سهمش بیشتر است. قدرت درونی نیز برگرفته از پتانسیل‌ها، امکانات، منابع و ظرفیت‌های داخلی است و بر این اساس، می‌توان گفت که «اقتدار درون‌زا» شامل همه‌ منابع و عناصر مادی و معنوی قدرت یک کشور و مجموع توانایی‌های درونی آن است. اقتصاد، سیاست، فرهنگ، علم و دانش و قدرت نظامی از عوامل درون‌زای قدرت یک کشور محسوب می‌شوند.
بر همین اساس، محوری‌ترین رهنمود و دستور رهبر معظم انقلاب در سال‌های اخیر برای رشد و پیشرفت همه‌جانبه‌ کشور، توجه ویژه به «قدرت درون‌زا» است. معظم‌له در این باره می‌فرمایند: «کلید حل مشکلات اینجاست؛ یعنی در درون کشور و امکانات داخلی کشور است که از اینها می‌شود خردمندانه بهره‌برداری کرد. اینها باید شناسایی بشوند و این است که رتبه‌ ما را در دنیا بالا می‌برد. در مناسبات بین‌المللی، سهم هر کشوری به قدر قدرت درونی اوست؛ هر مقداری که واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه‌ مناسبات بین‌المللی به همان نسبت بالاتر است.»(۶ /۶/ ۱۳۹۲)
دلیل تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب چیست؟
اولاًْ؛ تقویت اقتدار ملی مستلزم توجه به عوامل درون‌زای قدرت است.
ثانیاًْ؛ تمرکز بر سیاست خارجی منهای تقویت عوامل درونی قدرت، اقتدار نمی‌آورد.
رهبر معظم انقلاب، سال‌هاست که با درک ابعاد این تهدید، راهبردهایی را به تناسب، خطاب به مسئولان و مردم تبیین می‌فرمایند. اگر مردم و مسئولان، این تبیین‌ها را به‌درستی دریافت کنند و به عنوان یک معیار عملیاتی، در دستور کار قرار دهند، یقیناً راهگشای بسیاری از معضلات و مشکلات کشور خواهد بود.
رهبر فرزانه انقلاب می‌فرمایند: «ما برای مسائل اقتصادی کشور همه‌ تلاش‌مان بایستی متمرکز باشد روی مسائل داخلی؛ آن پیشرفتی، آن گشایشی ارزش دارد که متکی باشد به قدرت درونی یک ملت. یک ملت اگر به قدرت خود، به توانایی‌های خود متکی بود، دیگر از اخم یک کشور، از تحریم یک کشور متلاطم نمی‌شود. این را باید ما حل کنیم. همه‌ حرف ما با مسئولان (چه مسئولان گذشته، چه مسئولان امروز) همین است که باید برای گشایش مسائل کشور و مشکلات کشور، از جمله مشکلات اقتصادی، نگاه به درون باشد.» (۱۳ /۱۱/ ۱۳۸۸)
توجه به جنبه‌های معنوی و مادی کشور
برای دستیابی به «قدرت درون‌زا» باید هم جنبه‌های معنوی را مدنظر داشت و هم جنبه‌های مادی و عینی را.
الف) جنبه معنوی قدرت درون‌زا
۱ـ توکل و استمداد از خداوند؛ مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «ما احساس مى‌کنیم بحمدالله از درون قوى هستیم. قوّت ما، نه به خاطر تکیه به کسى یا به سیاستى یا به روشى از سیاست‌ها و روش‌هاى معمول دنیاست؛ بلکه به خاطر این است که با خدا رابطه داریم و مى‌دانیم براى او کار مى‌کنیم و کمک او شامل حال ماست»(۸/۴/۱۳۶۸)
در نگاه رهبری، مسئله «قدرت درون‌زا» در درجه اول با تکیه بر مسائل معنوی همچون ایمان و توکل بر خدای متعال و از سوی دیگر در پیش گرفتن اخلاق در جامعه حاصل می‌شود.
قرآن کریم هر نوع اتکایی به غیر از خدا را این گونه مذمت می‌کند: خداوند در سوره‌ نساء، آیه ۱۳۹ درباره‌ کسانى که خود را به مراکز قدرت‌های غیرالهی متصل می‌کنند تا قدرتى به دست بیاورند، می‌فرماید: «أیبتغون عندهم العزّه فانّ العزّه للّه جمیعا؛ آیا دنبال عزتند این کسانى که به رقباى خدا، به دشمنان خدا، به قدرت‌هاى مادى پناه می‌برند؟ عزت در نزد خداست.»
۲ـ دومین عامل برای استحکام ساخت اقتدار درونی، عزت ملی وحرکت در چارچوب‌های عزتمندی ملت است. این عزت ملی به عنوان مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی، باید از اصلی‌ترین موازین حرکتدولت مردان باشد.
۳ـ تقویت روحیه ملی و خوداتکایی، عامل دیگری در جهت تقویت ساخت اقتدار درونی است.
ب) جنبه مادی قدرت درون‌زا
در کنار جنبه‌های معنوی «قدرت درون‌زا» مقام معظم رهبری بر جنبه‌های مادی این امر نیز تأکید دارند:
۱ـ تولید علم؛ مقام معظم رهبری به دفعات در سخنان خود بر مسئله تولید علم تأکید کردند و حتی تولید علم بومی را اولین گام در راستای دستیابی به استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دانستند.
۲ ـ قوای مسلح آماده؛ «سهم نیروهاى مسلّح در این میان، عبارت است از اینکه خود را آماده نگه دارند، خود را با روحیّه دفاع از آرمان‌ها و از ملّتى که به آنها اعتماد کرده است و تکیه کرده است، حفظ کنند. ارتش و سپاه و بسیج و نیروى انتظامى و همه‌ کسانى که در ارتباط با نیروهاى مسلّح هستند، این را وظیفه‌ خود بدانند که حصار مستحکمى در مقابل توطئه‌هاى دشمنان و شرارت دشمنان علیه ملّت ایران خواهند بود.» (۱۳/۷/۱۳۹۲)
۳ ـ اقتصاد: رکن دیگر دستیابی به «قدرت درون‌زا» در نگاه رهبری، استقلال اقتصادی است. ایشان در تعبیر اقتدار اقتصادی می‌فرمایند: «رکن اقتدار ملی، اقتدار اقتصادی است؛ یعنی کشور از لحاظ اقتصادی بتواند پول ملی خودش را تقویت کند؛ در بازارهای اقتصادی دنیا حضور تأثیرگذار داشته باشد؛ در بهبود وضع اقتصادی کشور از امکانات خودش استفاده کند؛ فقر را در کشور ریشه‌کن یا حداقل کم کند و بتواند به عنوان یک کشور ثروتمند و غنی، در مقابل چشم دنیا، کارایی نظام خودش را نشان دهد.» (۲۸/۲/۸۰)
امام خمینی(ره) محاصره اقتصادی دشمنان انقلاب را برای ملت بزرگ ایران نه تنها مصیبت نمی‌داند، بلکه به آن با دید فرصتی برای به خود آمدن مردم برای رسیدن به استقلال اقتصادی می‌نگرد و می‌فرماید: «این محاصره اقتصادی را که خیلی از آن می‌ترسند، من یک هدیه می‌دانم برای کشور خودمان؛ برای اینکه محاصره اقتصادی معنایش این است که مایحتاج ما را به ما نمی‌دهند. وقتی مایحتاج را به ما ندادند، خودمان می‌رویم دنبالش. مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما چیزی نمی‌دهند، ما خودمان باید تهیه کنیم.»- (صحیفه امام، ج ۱۴ ، ص ۱۱۵ و ۱۱۶)
در دیدگاه امام خمینی(ره) محاصره اقتصادی یک هدیه است برای ملتی که از این فرصت برای بازسازی اقتصادی خویش بهره می‌جوید و به طور طبیعی مشکلاتی را تا رسیدن به نقطه مطلوب و سپس ایده‌آل تحمل می‌کند و می‌فرماید: «مادامی که بخواهیم مستقل باشیم و زیر بار وابستگی نرویم، باید تحمل این مشکلات و قدرت مبارزه با آن را پیدا کنیم.» صحیفه‌نور، ج۱۶، ص۱۶۲)
۴ـ استفاده از امکانات و ظرفیت‌های داخلی؛ از نظر مقام معظم رهبری، ایران از نظر منابع طبیعی و انسانی کشوری غنی محسوب می‌شود و از این رو لزوم استفاده از این ظرفیت‌ها و امکانات انسانی و طبیعی را به دفعات به مسئولان گوشزد کرده‌اند.
یکی از مهم‌ترین هدایتگری‌های امام به ملت در مبارزه بزرگ خویش علیه استعمار، ظرفیت‌های داخلی و تقویت اعتماد به نفس آنان بود. امام در این زمینه می‌فرماید: «آنها که این صنعت‌های بزرگ را درست کردند، آنها هم انسان‏های یک سر و دو گوشی هستند که مثل سایر انسان‏هایند؛ منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند، قبل از اینکه ما بیدار شویم، آنها بیدار شدند و هم خودشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیماً یا به طور غیرمستقیم ما را غافل کنند، ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی‌توانید.» (صحیفه امام، ج۱۳، ص ۵۳۴)
۵ـ اتحاد و انسجام داخلی: مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «همه با هم متحد باشند. اختلافاتی در میان هر جمع بشری هست. شما هیچ جمع بشری را پیدا نمی‌کنید که بین آنها در مسائل گوناگون اتفاق و اتحادنظر باشد؛ اما این اختلاف‌نظر نباید رشته و پیوند اتحاد را در یک ملت و یک مجموعه به هم بزند… اتحاد و وحدت هم یکی از شرایط لازم است. این ساختن و تأمین کردن آینده این نظام است.» (۱۱/۷/۸۸)
۶ـ واقع‌بینی؛ از نظر مقام معظم رهبری، واقع‌بینی از آن جهت مهم است که موجب می‌شود مسئولان درک درستی از وقایع و مشکلات جامعه داشته باشند و بتوانند با تکیه بر این واقعیت، راهکارهای لازم را برای حل مشکلات کشور در نظر بگیرند. «آنچه ما لازم داریم، آرمان‌گرایی با نگاه به واقعیت‌هاست. واقعیت‌ها را هم باید درست فهمید، آنچه از واقعیت‌ها موجب اقتدار است، آنها را باید شناخت؛ آنچه از واقعیت‌ها که کمبود و نقص است، آنها را هم باید شناخت؛ آنچه مانع حرکت است، اینها را هم باید شناخت؛ واقعیت‌ها را باید درست فهمید.» (۴/۶/۹۲)
۷ـ عملکرد درست مسئولان؛ در دیدگاه رهبر معظم انقلاب، عملکرد درست مسئولان موجب اقتدار و سربلندی کشور در عرصه جهانی می‌شود و می‌تواند سد محکمی در برابر زورگویی‌های مخالف نظام اسلامی باشد: «در همه زمینه‌ها مسئولان می‌توانند کاری کنند که ملت احساس اقتدار کند. وقتی که دشمنی به مرز حمله می‌کند، اگر مسئولان در دفاع از مرزها وظیفه خودشان را خوب به انجام رسانند، ملت احساس اقتدار می‌کند.» (۲۸/۱/۸۰)
مقاله وارده- تهران: محمدحسن فشی


 

صفحه ۱۱ معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ ناصر رفیعی
با تقوا و بصیرت انسان اسیر شیطان نمی‌شود
بحث ما درباره بصیرت و آگاهی است. بیشتر انحرافات و گرفتاری‌ها از جهل و ناآگاهی سرچشمه می‌گیرد. بصیرت یعنی فهم و قدرت تشخیص. بصیر صفت خداست: «والله بصیر بما تعلمون.» قرآن می‌فرماید: «هل یستوی‌ الأعمی و البصیر» بصیر با کور یکی است؟ شیطان به سه شکل به سراغ انسان می‌آید: گاهی مس می‌کند یعنی به اصطلاح لمس می‌کند. قرآن می‌فرماید شیطان بیش از این، حریف این افراد نمی‌شود. فقط در حد مس، یک دست کشیدن.
برای بعضی قرین می‌شود: «فهو له قرین»؛ و رفیق‌شان می‌شود. برای بعضی‌ها «شارکهم فی‌الاموال والاولاد» می‌شود. دیگر در همه‌ کارها با هم شریکند و با هم یکی هستند. «انّ‌الشیاطین لیوحون الی اولیائهم» بعضی‌ها شیطان درون گوشت و خون و پوستشان دخیل است. اینها را مشارکت می‌گویند.
اما بعضی‌ها شیطان حریف‌شان نمی‌شود. آیه ۲۰۱ سوره اعراف می‌فرماید: گروهی هستند وقتی شیطان می‌آید سراغشان، زود دفعش می‌کنند. شیطان حریفشان نمی‌شود. آیه این است «انّ‌الذین تقَوا» کسانی که دوتا ویژگی دارند، شیطان هیچ‌وقت به آنها نفوذ نمی‌‌کند: یکی، تقوا «اذا مسّهم طائف من‌الشیطان» وقتی شیطان می‌آید مسّ‌شان کند ـ مس یعنی دست کشیدن یعنی لمس کند آنها را ـ «تذکّروا» زود از شیطان جدا می‌شوند. «فاذا هم مبصرون» چون اینها بصیرت دارند. یعنی تقوی و بصیرت باعث می‌شود که ضررش از سوی شیطان دفع بشود. انسان اسیر شیطان نشود.
ما به چهار تا بصیرت نیاز داریم؛ بصیرت اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی
۱ـ بصیرت اعتقادی
یک جوان باید خداشناسی‌اش، پیغمبرشناسی‌اش و اعتقادش به ائمه از روی فهم و درک باشد؛ با مطالعه و با سوال از علما و با تحقیق باشد. اگر بصیرت اعتقادی باشد، دشمن نمی‌تواند بر انسان نفوذ کند.
پنجاه سال تمام تقریباً به دستور معاویه خبیث، لعن و سب امیرالمومنین علی(ع) می‌‌شد. در خطبه‌های نماز جمعه، در مسجدها، حتی مسجد ساخته بودند به نام مسجد سب علی! یعنی مسجد ناسزا گفتن به حضرت علی(ع)؛ آنقدر این سب به علی(ع) گسترده بود که اگر در خانه‌های‌شان نماز می‌خواندند و مقید نبودند، بعد از نماز باید به امیرالمومنین(ع) ناسزا و فحش می‌دادند، بعضی‌ها می‌پرسند این لعن از کجا شروع شده؟ بنیان و شروع لعن را معاویه گذاشت.
عمربن عبدالعزیز سال ۹۹ به قدرت رسید، یعنی درست ۵۰ یا نزدیک ۶۰ سال بعد از جریاناتی که اتفاق افتاده بود و علی(ع) را سب می‌کردند. می‌خواست سب را بردارد اما حریف نمی‌شد.
روزی پزشکی مسیحی را دید و به او گفت: من از تو می‌خواهم برایم کاری انجام بدهی. یک روز که من در کاخ نشستم و علما و بزرگان و شخصیت‌های بزرگ هم اطراف من نشستند، وارد شو. دختر من را از من خواستگاری کن. بگو جناب خلیفه! من آمدم دخترت را خواستگاری کنم. گفت: جناب عمر من زن نمی‌خواهم. گفت: من که نمی‌خواهم به تو دختر بدهم، این یک مکر علمی و برنامه‌ریزی است. تو بیا و من هم به تو دختر نمی‌دهم، چون تو مسیحی هستی. بعد تو بگو پس چرا پیغمبر(ص) به امیرالمومنین(ع) دختر داد؟!
پزشک مسیحی وارد شد، سلام کرد. گفت: جناب خلیفه! آمده‌ام خواستگاری دخترتان. گفت: شما دین‌تان چیست؟ گفت: من مسیحی هستم. گفت: ما دختر به غیرمسلمان نمی‌دهیم. گفت: پس چرا پیغمبر(ص) شما دختر خود را به علی دادند؟! عمربن عبدالعزیز و اطرافیانش عصبانی شدند و گفتند: علی اول مسلمان عالم بود. به علما گفت: جوابش را بدهید. همه گفتند: ساکت شو! این حرف‌ها چیست اول کسی که از اسلام دفاع کرد، علی(ع) بود.
پزشک مسیحی گفت: اگر این‌گونه است، پس چرا سبش می‌‌کنید؟ همه سرهای‌شان را پایین انداختند، عمربن عبدالعزیز گفت: یا جوابش را می‌دهید یا اینکه از فردا سب کردن ممنوع است. با این برنامه‌ریزی به جامعه، به علما بصیرت داد. بالاخره جلوی سب را گرفت. ایشان خودشان هم از بنی‌امیه است. نمی‌خواهم بگویم حکومتش مورد تأیید است. منظورم روی این بُعد است.
عقیده‌مان را درست کنیم. حالا اگر از من بپرسید چطور؟ روایت داریم: «جابر العلما تستبصر؛ با عالم نشست و برخاست کنید، بصیرت پیدا می‌‌کنید.»
۲ـ بصیرت اخلاقی
«ابصر الناس من ابصر علی عیوبه؛ بصیرترین مردم کسی است که عیب‌های خودش را بشناسد.» عیوب خیلی زیاد هستند.
بصیرت اخلاقی یعنی انسان عیب‌های خودش را بشناسد، بداند مشکلش چیست؟ وقتی خدمت پیغمبر گرامی اسلام(ص) می‌رسیدند، بعضی‌ها تا گفتند آقا من را موعظه کنید، می‌دانست چه دردی دارد. پیغمبر(ص) نگاهی می‌‌کرد و می‌فرمود: «و احفظ لسانک؛ تو برو زبانت را کنترل کن.» می‌‌گفت: آقا یک چیز دیگر بفرما. پیغمبر می‌‌گفتند: همین کافی است. دکتر خوب، کسی نیست که پانزده تا دارو بنویسد که گیر هم نیاید، یک نسخه و یک دارو. باز دیگری آمد و گفت: یا رسول‌الله مرا موعظه‌ای بکنید. فرمود: «لاتغضب»؛ عصبانی نشو، خودت را کنترل کن.
امروز که پیغمبر(ص) نیست برویم مقابلش بگوییم: یا رسول‌الله بنده‌ اشکالم چیست؟ خب چه کار کنیم؟ قرآن می‌‌گوید یک راه حل دارد. «بل‌الانسان علی نفسه بصیره»؛ خودتان که خودتان را می‌شناسید، بصیرت اخلاقی است؛ یعنی خودم سعی کنم بر نفسم، بر شهوتم غلبه کنم و با آن کنار بیایم. اراده را تقویت کنم.
۳ـ بصیرت اجتماعی
بعضی‌ها در مسائل اجتماعی دچار اشکال هستند. «عثمان‌‌بن‌مظعون» صحابه جلیل‌القدر، وقتی که پیغمبر(ص)، رقیه، ـ دختر خودش ـ را در بقیع به خاک سپرد، دعا کرد: خدایا این دختر من را با عثمان‌بن‌مظعون محشور کن. ولی این صحابه دچار اشکال و اشتباه اجتماعی شد. فکر می‌‌کرد آدم باید از مردم ‌دوری کند تا دین داشته باشد. لذا زن و بچه را رها کرده بود و رفته بود یک گوشه عبادت بکند!
این هنر نیست، اسلام می‌‌گوید در جامعه و بین مردم باشی… پیغمبر گرامی‌ او را خواست و به او گفت: این کار اشتباه است. من که پیغمبر شما هستم، زن دارم، غذا می‌خورم، هر روز روزه نیستم.
پدر جوانی آمد پیش من گفت: بچه‌های من با سه چهار تا از این جوان‌ها جمع شده‌اند. یک قبر در قبرستان پیدا کرده‌اند، شب‌ها در آن می‌خوابند و العفو العفو می‌‌گویند. این کار درست است؟ گفتم العفو را در خانه بگوید. بله ما در قدیم شخصیت‌هایی داشته‌ایم و کسانی بودند که گاهی در قبر می‌خوابیدند، بعد می‌آمدند: «ارجعونی اعمل صالحا». اما تو ای جوان که در درس فیزیک شده‌ای پنج، حالا در قبر می‌روی می‌خوابی و می‌‌گویی: العفو؟! درست را بخوان. رتبه‌ات را بالا ببر. فریب بعضی افرادی را که به لباس اسلامی‌ دارند ترویج افکار غلط می‌‌کنند، نخوریم.
۴ـ بصیرت سیاسی که ضمن حرف‌هایم به آن اشاره کردم.


آیینه خواص

اُسید‌بن‌حُضَیرـ ۱
در طول تاریخ و همچنین در صدر اسلام اشخاصی وجود داشته‌اند که به دلیل قدرت‌طلبی، قبیله‌گرایی، مال‌دوستی و… از جاده حق و انصاف خارج شده‌اند و منافع شخصی و قومی را بر حق و حقیقت ترجیح داده‌اند، به گونه‌ای که در مواردی گذشته خوب و پسندیده خود را هبط کرده و از بین برده‌اند. گاه یک موضع و عملکرد اشتباه از یک شخص در برهه تاریخی آن قدر بزرگ و اساسی است که سبب می‌شود همان یک خطاـ که منشأ آن دلایل پیش گفته است ـ خط بطلانی بر تمام کارهای شایسته او در گذشته بکشد و در نهایت با بد‌نامی و عاقبت به شری از دنیا رفته و یاد و خاطره ‌خوشی از او در اذهان و قلوب باقی نماند، چرا که گاهی یک اشتباه ممکن است به گونه‌ای باشد که شخص از دایره حق به دره باطل منتقل شود و از یک مومن به یک منافق و یا حتی کافر و مرتد تبدیل شود. به تعبیر امام خامنه‌ای گاه موضع‌گیری نادرست و یا عدم موضع‌گیری بهنگام از یک شخص سبب تغییر سرنوشت تاریخ می‌شود که نمونه‌های فراوانی در تاریخ از این دست موارد وجود دارد. از این جهت دعای بسیاری از علمای ربانی که برگرفته از ادعیه و روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بوده عاقبت به خیری بوده است.
یکی از افرادی که تا حدودی موارد بالا بر او صدق می‌کند جناب اسید‌بن‌حُضیر است. او در زندگی خود ـ که قرار است در ستون آیینه خواص به آن پرداخته شود ـ نکات روشنی دارد که در تاریخ ثبت شده است؛ مانند سبقت در اسلام، حضور در عقبه دوم، شرکت در غزوات پیامبر، افتخار جانبازی در رکاب پیامبر(ص) و… که هر کدام به تنهایی سبب می‌شود او شخص مورد احترامی باشد. اما اسید در اوضاعی حساس و هنگامی که باید تصمیم مهم و خاصی می‌گرفت به گونه‌ای رفتار کرد که تمام این خوبی‌ها و سابقه درخشان خود را هبط کرد. او از افراد قبیله اوس بود، اختلافات ریشه‌دار و دیرینه‌ای بین قبیله اوس و خزرج وجود داشت. پس از رحلت حضرت رسول(ص) به دلیل تعصب بی‌مورد به قبیله و حزب خودش و نیز به دلیل قدرت‌طلبی و چون نمی‌خواست خلافت در قبیله مقابلش یعنی خزرج باشد، تمام گفته‌های پیامبر در روز غدیر در مورد خلیفه بعد از خود را به فراموشی سپرد و جزو اولین کسانی بود که با خلیفه اول بیعت نمود و قبیله خود را نیز به این کار تشویق کرد.
از اینجا به بعد زندگی اسید مسیر دیگری را طی کرد و کسی که روزی در سپاه پیامبر(ص) علیه دشمنان دین خدا شمشیر می‌کشید به همراه عده‌ای به خانه وحی و منزل حضرت زهرا(س) هجوم بردند تا از امیرالمومنین علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) بیعت بگیرند!
شاید اسید بارها احترام حضرت رسول به این خانه شریف را دیده و شنیده بود، اما خروج او از جاده حقیقت سبب شد سرنوشتش به اینجا ختم شود.
از این جهت شاید بررسی زندگی او بتواند مایه عبرت و بصیرت شود.


نقطه نظر

انقلاب اسلامی دنباله‌رو نظام اهل بیت(علیهم‌السلام)
آیت‌الله شیخ حسین نوری همدانی
عزت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران مرهون عنایات ائمه اطهار(علیهم‌السلام) است. اینکه رهبر معظم انقلاب با شجاعت و اقتدار در برابر استکبار و صهیونیسم ایستادگی می‌کنند و با تدابیر خود خواب دشمنان را آشفته می‌کنند همه از مکتب الهام‌بخش اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است. انقلاب اسلامی ایران نشأت گرفته از قیام عاشورا، بیدارکننده ملت‌های آزاده جهان و زمینه‌ساز ظهور امام عصر(عج) است. نظام ما دنباله فرهنگ سیاسی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به شمار می‌رود و در همین راستا ما وظیفه داریم هرچه بیشتر آثار آن بزرگواران را منتشر کنیم و به دنیا بشناسانیم.
حضرت امام راحل(ره) شاگرد حقیقی مکتب امام صادق(ع) است و کتب و آثار ایشان باید کتب بالینی طلاب باشد و افرادی که می‌خواهند راه آن پیر فرزانه را ادامه دهند و حامی ولایت فقیه و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای باشند باید از این آثار بهره بجویند. در اسلام هرگونه حکومتی که در راس آن نبی، امام معصوم و ولی‌فقیه نباشد نامشروع است.
کشورهای اسلامی قرن‌ها زیر سیطره استکبار جهانی از جمله آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی، فرانسه و آلمان بودند. کم‌کم با روی کار آمدن انقلاب اسلامی ایران موجی در میان آنها ایجاد شد؛ امروز کل جهان تحت‌تأثیر انقلاب ما قرار گرفته‌اند و نمونه‌ای از این حرکت‌ها را در اروپا و آمریکا نیز مشاهده می‌کنیم. آنها به لحاظ نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی همه ما را مورد تهاجم قرار داده بودند؛ امروز مسلمانان جهان قدرتمند و بیدار هستند و می‌خواهند در برابر سردمداران آنها بایستند.
اگر نگاهی کوتاه به قیام‌های مردمی در کشورهای مختلف اسلامی بیندازیم، متوجه می‌شویم که به دلیل فقدان رهبری شجاع و آگاه، این قیام‌ها به نتیجه مطلوب نرسیده است. به‌یقین اگر این کشورها رهبری آگاه همچون حضرت امام و رهبر معظم انقلاب داشتند، وضعیت‌شان این‌گونه نبود و استکبار موفق نمی‌شد قیام‌شان را مصادره و منحرف کند.
ولایت و مردم دو رکن مهم نظام و حکومت اسلامی است. علمای اسلام باید تلاش کنند مردم خود را بیدار و هوشیار کنند تا وحدت میان کشورهای اسلامی روز به روز تقویت شود؛ مرزهای جغرافیایی در اسلام میزان نیست، بلکه ایمان و عقیده ملاک ما است.
علمای اسلام باید رهبری جامعه خود را به عهده بگیرند تا بتوانند مردم و جوانان را به سوی هدف هدایت کنند؛ ایران میلیون‌ها جوان عاشق شهادت و جهاد دارد که اینها به برکت وجود رهبر تربیت شده‌اند. مردم ما برای تداوم مسیری که برگزیده‌اند، شهدای بسیاری را تقدیم کرده‌اند و حاضر نیستند دست از این مسیر بردارند.
اگر به وصایای حضرت محمد(ص) عمل می‌شد،‌ امروز امت اسلام گرفتار این همه مشکل نبود و مسلمانان وضعیت بهتری داشتند. مسلمانان برای حفظ عزت و اقتدار خود باید از جهت ابزار نظامی و روحیه جهادی در سطح بالایی باشند. سلطه‌پذیری در دین مبین اسلام نهی شده است و مسلمانان باید همواره عزیز و قوی باشند.
انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل توانست در مقابل قدرت‌های شرق و غرب جهان بایستد و نظامی مستقل ایجاد کند.


مدیریت انرژی(۳)
نکات ایمنی استفاده از پکیج و بخاری گازی

مهدی مومنی

ـ در صورت استفاده از پکیج، بخاری و سایر تجهیزات گرمایشی که به هوا نیاز دارند، برای تأمین هوای مورد نیاز احتراق، از بستن درز تمام منافذ جداً خودداری کنید.
ـ بهترین محل نصب پکیج‌ها خارج از ساختمان و داخل بالکن‌ها است.
ـ تنظیم دمای پکیج متناسب با نیاز حرارتی فضای خانه.
ـ استفاده از پرده‌های ضخیم برای جلوگیری از بیرون رفتن حرارت از پنجره. بستن کرکره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در روز که از انرژی خورشید تا حد امکان استفاده شود.
ـ بستن دریچه‌های کولر با استفاده از مسدودکننده‌های مناسب.
ـ نصب یک یا دولایه نایلون شفاف روی پنجره‌ها.
ـ هواگیری رادیاتورها.
ـ نپوشاندن روی رادیاتورها.
ـ استفاده از یک لایه فویل آلومینیومی در پشت رادیاتور به منظور افزایش بازتاب حرارتی.
ـ بسته نگه‌داشتن در‌های ورودی و استفاده از در‌های دولایه یا استفاده از پرده در جلوی آن.
ـ کنترل دودکش‌ها و کلاهک تعدیل، لوله‌ها و اتصالات گاز برای عملکرد مناسب و ایمن پکیج.
ـ درزبندی کامل محل اتصال دودکش و دیوار.
ـ نصب ترموستات‌های موضعی کنترل دما مانند شیر ترموستاتیک رادیاتور.
ـ تنظیم دمای فضای منزل در دامنه آسایش حرارتی استاندارد (۲۲ ـ ۱۸درجه سانتی‌گراد).
ـ عدم استفاده از وسایل گرمایشی در اتاق‌ها یا فضاهای غیر قابل استفاده.
ـ باید توجه شود استفاده از دودکش نامناسب خطرات جانی به همراه دارد، لذا نصب دودکش استاندارد برای بخاری‌های گازی دودکش‌دار الزامی است.
ـ وجود سیستم ایمنی قطع جریان گاز در اثر کاهش اکسیژن و یا حسگر دودکش در بخاری‌های گازی دودکش‌دار از عوامل افزایش ضریب ایمنی مصرف‌کننده در برابر حوادث ناشی از کاهش اکسیژن محیط، مسمومیت با منوکسیدکربن و گازگرفتگی ناشی از آن یا عدم مکش مناسب دودکش و پس‌زدگی محصولات احتراق است.
ـ استفاده از بخاری خانگی گازسوز بدون دودکش در اتاق خواب، حمام، توالت و دستشویی و انباری مجاز نیست.
ـ نصب بخاری باید توسط نصابان و سرویس‌کاران مجاز صورت گیرد.
ـ وسایل گازسوز حین کارکرد، گاز تولید می‌کنند، این گاز باید از طریق دودکش استاندارد خارج شود و وارد فضای منزل نشود.
ـ کنترل دوره‌ای برای اطمینان از مناسب بودن شرایط دودکش الزامی است.
ـ داشتن حداقل سه متر ارتفاع دودکش برای بخاری‌های دودکش‌دار الزامی است.
ـ استفاده از کلاهک برای بخاری‌های دودکش‌دار الزامی است.
ـ انتهای خروجی دودکش باید حداقل یک متر از سطح پشت بام بالاتر بوده و از دیوارهای جانبی نیز یک متر فاصله داشته باشد.
ـ کاربرد بخاری خانگی گازسوز دودکش‌دار در حمام، دستشویی و انباری مجاز نیست و درخصوص اتاق ۰خواب در صورتی که هوای مورد نیاز احتراق تأمین شود و مساحت اتاق بیشتر از ۱۲ مترمربع باشد، مجاز است.
معاونت مهندسی و پدافند غیرعامل سپاه


گزارشی از کارگاه «پیوست‌نگاری فرهنگی» در نیروهای مسلح
دشمن در مواجهه فرهنگی با انقلاب اسلامی هیچ تعارفی ندارد
رحیم محمدی

هفته گذشته کارگاهی با عنوان پیوست‌نگاری فرهنگی در نیروهای مسلح برگزار شد که تعدادی از مسئولان فرهنگی در آن به ارائه مباحث خود پرداختند. در اینجا به بخش‌هایی از مطالب عنوان شده در این کارگاه اشاره می‌کنیم.

* باید کمربندها را محکم‌تر بست
سردار سیدمسعود جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح در این کارگاه با اشاره به اینکه در این عرصه نیز مانند سایر عرصه‌ها باید پیشتازی موفق و سربلند باشیم، گفت: ضروری است به اقتضای عزم و اراده دشمن که متأسفانه روزبه‌روز هم جدی‌تر می‌شود، اقدامات مقابله‌ای لازم طراحی و آنها را عملیاتی کنیم. از این رو به دلیل اهمیت موضوع مهندسی فرهنگی و پیوست‌نگاری فرهنگی در کشور، فراهم‌سازی زمینه‌های اجرایی پیوست‌نگاری فرهنگی در دستور کار نیروهای مسلح قرار گرفته است.
وی افزود: نیروهای مسلح به عنوان پیش‌قراولان این عرصه می‌توانند در جامعه تحرک ایجاد کنند و باید در عرصه مقابله با تهدیدات فرهنگی و جنگ نرم با ظرفیت‌سازی مؤثر و بهنگام، بکوشند تا دغدغه‌های موجود در این زمینه را نیز مرتفع سازند.
سردار جزایری تلاش برای نهادینه‌سازی تفکر پیوست‌نویسی فرهنگی در طرح‌ها و پروژه‌های خرد و کلان کشور را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر توصیف کرد و افزود: اندیشیدن به مقوله فرهنگ و مقابله با ناهنجاری‌های موجود در این حوزه باید به گفتمان قالب تبدیل شود و ناکافی بودن اقدامات فرهنگی در جامعه بیش از هر چیزی این نکته را یادآور می‌شود که باید کمربندها را در عرصه‌های فرهنگی محکم‌تر بست.
معاون ستاد کل نیروهای مسلح خاطرنشان کرد: برخی عدم همگرایی‌ها که در سطوح مدیریت فرهنگی کشور قابل مشاهده است باید پایان یابد و ساخت و هویت مفهوم‌بندی شده و تأثیرگذار فرهنگی بیش از گذشته و در تراز انقلاب و نظام تقویت شود.

*نیازمند پیوست فرهنگی هستیم
دکتر «محمدرضا مخبر دزفولی» دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز با بیان اینکه برخی طرح‌های اقتصادی موجب از بین رفتن خلاقیت و ایجاد فاصله طبقاتی می‌شود، گفت: برای محقق شدن مهندسی فرهنگی، پیوست فرهنگی نیاز است و اگر با سازماندهی و الزام همراه باشد می‌توان در موضوع مهندسی فرهنگی گام‌های موثرتری برداشت. 
وی با اظهار این نکته که در موضوع مهندسی فرهنگی مورد اشاره رهبر معظم انقلاب، شورای عالی انقلاب فرهنگی کارهای کارشناسی زیادی انجام داده است، خاطرنشان کرد:‌ اکنون در وضعیتی به سر می‌بریم که غرب در حوزه‌های فرهنگی سرمایه‌گذاری‌های زیادی کرده تا فرهنگ خود را از طرق مختلف به دیگر کشورها غالب کند. برای نمونه می‌توان به پدیده عروسک‌های باربی اشاره کرد که تاکنون بیش از یک میلیارد از این عروسک در جهان به فروش رفته؛ محصولی که با لباس‌های مختلف و گویش‌های متنوع برای رساندن یک فرهنگ به جوامع مختلف طراحی شده است. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: متأسفانه گاهی برخی مسئولان نیز با موضوعاتی نظیر پیوست فرهنگی، نهضت نرم‌افزاری و مهندسی فرهنگی ناآشنا هستند. برای نمونه در گذشته یکی از مسئولان آموزش عالی وقتی مقام معظم رهبری موضوع نهضت نرم‌افزاری را مطرح فرمودند، می‌گفت اینکه مربوط به کامپیوتر می‌شود. البته در پاسخ به آنهایی هم که معتقدند نباید از واژه «مهندسی فرهنگی» استفاده کرد باید گفت که دشمن در مواجهه فرهنگی با انقلاب اسلامی هیچ تعارفی نخواهد داشت.

* پیوست فرهنگی، فرهنگ را از حاشیه به متن می‌آورد
«حمیدرضا مقدم‌فر» معاون فرهنگی سپاه هم با اظهار اینکه پیوست فرهنگی در طرح‌ها، فرهنگ را از حاشیه به متن می‌آورد، افزود: برای رفع مظلومیت فرهنگ در جامعه، باید به لایه‌های عمیق‌تر فرهنگی توجه کرد تا نگاه همه‌جانبه‌ای به این موضوع در سطح مدیران و آحاد مردم حاکم شود.
وی بیان داشت: پیوست فرهنگی آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب را صیانت می‌کند و آثاری از جمله بسترسازی برای اجرای صحیح طرح‌ها و تسریع در رسیدن به اهداف طرح‌ها دارد، بنابراین پیوست فرهنگی نه تنها رافع مظلومیت بخش فرهنگی نیست، بلکه در مسیر به بار نشستن طرح‌ها نیز اثرگذار است.
مقدم‌فر با بیان اینکه باید همواره از اقدامات دشمن عبرت گرفت، خاطرنشان کرد: حتی هر کالای تجاری نیز حامل پیام فرهنگی است و هر پیام فرهنگی برای ماندگاری به کالا تبدیل می‌شود. بر این اساس در هر مجموعه‌ای از شروع ایده‌پردازی، باید نگاه فرهنگی مدنظر متولیان قرار گیرد.


یک حماسه

اثبات توانایی ایران در عبور از آبراه‌ها
بیش از یک هفته از آغاز عملیات کربلای۵ گذشته بود و دشمن که نیروی انسانی را بر حفظ زمین ترجیح داده بود، در چهارراه شلمچه مقاومت می‌کرد. تلاش برای تصرف سر پل در غرب نهر جاسم از شب دهم آغاز شد و در شب یازدهم، رزمندگان توانستند سر پل را تصرف کنند. دشمن برای سد کردن راه رزمندگان به کلیه یگان‌های خود اعلام کرد که نیروهای خود را آزاد و به شلمچه اعزام کنند که صدها یگان از دشمن وارد منطقه شدند. طی این مدت تنها ۲۵ یگان سپاه در برابر دشمن صف‌آرایی کردند. با توجه به مشکلاتی از قبیل معضل پدافند هوایی، آتش شدید دشمن، کمبود آتش خودی، مشکلات مهندسی و زرهی و دیگر معضلات، تداوم عملیات در غرب نهر جاسم و دستیابی به کانال زوجی به سهولت امکان‌پذیر نبود. به همین منظور طرحی تهیه و به فرماندهی عالی جنگ ارائه شد. نظر به اینکه در این عملیات با پیشروی مداوم، نفوذ در استحکامات دشمن در شرق بصره و پشت سر نهادن چند رده دفاعی آن، ضربات جبران‌ناپذیری بر عراق و ارتش آن وارد کرد، تداوم عملیات به عنوان یک اصل در نظر گرفته شد. به همین منظور و پس از بررسی‌های فراوان و نیز واگذاری بخشی از امکانات ارتش به سپاه به دستور فرماندهی کل قوا، عملیات تکمیلی کربلای ۵ در تاریخ (۳/۱۲/۱۳۶۵) به مدت ۱۰ روز آغاز شد که این نتایج را در بر داشت: تصرف مجدد سرپل غرب کانال ماهی، تکمیل خط پدافندی در نهر جاسم و توسعه و تثبیت نهایی سر پل، حضور مؤثر در منطقه شرق کانال زوجی و نیز انهدام بخش وسیعی از امکانات و نیروهای دشمن.
عملیات کربلای۵ بازتاب‌های زیادی در رسانه‌های دنیا داشت. خبرنگار روزنامه «واشنگتن‌پست» نوشت: «موفقیت ایران در عبور از دریاچه ماهی، یک بار دیگر توانایی ایران در عبور از آبراه‌ها را نشان می‌دهد.»
روزنامه «لاکروا» چاپ پاریس هم این‌طور نوشت: «تهاجم ایران، تأکید مجدد بر این واقعیت است که ایران می‌تواند در جنگ پیروز شود و شکست نخواهد خورد، ولی عراق می‌تواند شکست بخورد و جنگ را نخواهد برد.»


علمداران

شهید حسن باقری معجزه مغفول!
نهم بهمن ماه سالروز شهادت شهید غلامحسین افشردی(حسن باقری) است. شهیدی که به دلیل طراحی‌های عمیق و دقیقش، پس از شهادت او فرماندهان ارشد سپاه و بسیج درخصوص ادامه جنگ نگرانی‌های جدی‌ پیدا کردند.
در ادامه، بخشی از سخنرانی امام خامنه‌ای در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت شهدای استان مازندران را که درباره این شهید است، می‌خوانید: «مسئله‌ دفاع مقدّس علاوه بر اینکه یک آزمون بزرگى بود براى ملّت ایران، آزمونى هم بود براى بُروز استعدادها؛ هم استعداد اشخاص، هم استعداد مناطق کشور. حالا در مورد استعداد اشخاص به نظر من این نکته مهم و قابل توجّهى است که به آن توجّه نمی‌شود؛ یعنى از بس واضح است مورد غفلت قرار می‌گیرد، از کثرت وضوح مخفى می‌ماند و آن، این است که این دفاع مقدّس وسیله‌اى شد براى اینکه استعدادهاى مکنون در انسان‌ها، به شکل عجیبى بُروز کند. مثلاً در سپاه، شما ملاحظه می‌کنید یک جوانى وارد میدان جنگ می‌شود و در حالى که از مسائل نظامى هیچ اطّلاعى ندارد و وارد نیست، در ظرف یک سال، یک سال‌ونیم، دو سال تبدیل می‌شود به یک استراتژیست نظامى؛ این خیلى مهم است. خب، شما الآن در حالات شهدا و سرداران بزرگ و مانند اینها که نگاه می‌کنید، مثلاً فرض کنید شهید حسن باقرى من‌باب مثال، بلاشک یک طرّاح جنگى است. هرکس منکر این معنا باشد، اطّلاع ندارد؛ والّا کسى اطّلاع داشته باشد، خواهد دید که واقعاً این جوان بیست و چند ساله یک طرّاح جنگ است. کِى؟ در سال ۱۳۶۱؛ کِى وارد جنگ شده است؟ در سال ۱۳۵۹. این مسیرِ حرکت از یک سرباز صفر به یک استراتژیست نظامى، یک حرکت بیست ساله، بیست‌و‌پنج ساله است؛ این جوان در ظرف دو سال این حرکت را کرده است! این خیلى نکته‌ مهمّى است.
این عجیب نیست؟! این معجزه نیست؟! اینها معجزه‌ انقلاب است… یک جوان بیست‌وهفت، بیست‌وهشت ساله و حدّاکثر سى ساله در وقت شهادت و در اوج توانایى‌هاى نظامى یک انسان، یک جوان؛ او از کجا شروع کرد که به اینجا رسید؟ در چه مدّتى به اینجا رسید؟ این خیلى مهم است.»


 

صفحه ۱۲ هنر-همراهان

 

 

تأملی بر سخنان رئیس‌جمهور در جمع هنرمندان
هنرمند ارزشی و غیرارزشی؛ واقعیت یا آرمان؟
مهدی امیدی

یکی از پرسش‌هایی که همواره به عنوان یک مسئله گفتمانی نزد جریان‌های سکولار و غربگرا مطرح بوده، نفی وجود تضادی به نام «هنرمند ارزشی و هنرمند غیرارزشی» است. با این حال سخنان رئیس‌جمهور در نشست اخیر در جمع هنرمندان، این مسئله را از یک گفتمان ژورنالیستی و روشنفکری به چالشی دولتی نیز تبدیل کرد. 
اما چرا دوگانه ارزشی و غیرارزشی در عرصه هنر، قابل پذیرش است و ریشه مخالفت با این دوگانه‌سازی کجاست؟ اول اینکه؛ اساساً یکی از امور معمول و مرسوم در مباحث هنرشناسی و مطالعات فرهنگی و هنری، جریان‌شناسی و دسته‌بندی آثار هنری و همچنین هنرمندان است. اگر هیچ‌گونه درجه‌بندی و طیف‌شناسی در این عرصه را قبول نداشته باشیم، اصلاً امکان شناخت و بررسی و نقد آثار و جریان‌های هنری نیز امکان‌پذیر نیست. مثلاً هیچ مدرسی در دانشگاه هنر، آثار داوینچی را با نقاشی‌های غیراخلاقی رایج در ژورنال‌های مستهجن غربی در یک سطح قرار نمی‌دهد و یا هیچ‌کدام از منتقدان سینما، فیلم‌های چارلی چاپلین را با کمدی‌های شبانه تلویزیون ترکیه در یک رده قرار نمی‌دهد! پس نمی‌توان به صرف هنرمند بودن، هرگونه تضاد و تقسیم‌بندی را رد کرد و به زعم جناب رئیس‌جمهور گفت: «اگر بگوییم هنر، مرده را زنده می‌‌کند سخن به گزاف نگفته‌ایم، بنابراین تقسیم هنرمندان به هنرمند ارزشی و غیر ارزشی بی‌معناست، زیرا هنر خود ارزش است.» چون به واقع، آنچه در تاریخ ـ حداقل تاریخ معاصر جهان ـ به عنوان هنر ثبت شده است، در اغلب مواقع، نه تنها موجب زنده شدن مرده نشده که نقشی افیونی و میراننده بازی کرده است. مثلاً ۹۹ درصد فیلم‌های هالیوودی توجیه‌گر جنگ و استعمار یا مروج درنده‌خویی و فساد و فحشا هستند و یا اینکه خیلی از آثار هنرهای تجسمی متأخر، راوی پوچی و تنهایی انسان هستند. چه بسیار موسیقی‌هایی که کارکردی شبیه به مواد مخدر دارند! بنابراین، دسته‌بندی هنرمندان یک امر پذیرفته شده و حتی آکادمیک و علمی است. 
اما محل اصلی بحث میان ما به عنوان مدعیان هنر آرمانی و دیگران در ملاک‌های‌مان در این نوع تقسیم‌بندی‌ها است. به بیان بهتر، هر کسی از ظن خود هنرمندان را گروه‌بندی می‌‌کند. برای نمونه، دولت‌های غربی در مواجهه با هنرمندان ایرانی، تضاد با نظام و مردم کشورمان را ملاک برتری می‌‌دانند. آنها نه به تکنیک هنرمندان کاری دارند و نه به هنرورزی‌شان، بلکه شاخص آنها، بدگویی علیه کشور، ملت و حاکمیت ایران است. به همین دلیل است که در جشنواره‌های وابسته به چنین دولت‌هایی معمولاً افرادی جایزه می‌‌گیرند و در صدر می‌نشینند که آثاری علیه ایران ساخته‌اند. 
در کشور ما هم برای برخی از منتقدان و اهالی هنر، تنها شکل و ساختار آثار هنری سنگ محک قضاوت آثار است. توقع این گروه کاملاً در راستای تفکر «هنر برای هنر» قرار دارد. آنها تحت‌تأثیر مکاتب مادی و مدرن هنری قرار دارند؛ مکاتبی که هنر را خالی از رسالت فرهنگی و اجتماعی می‌‌پندارند و به همین دلیل، محتوای آثار هنری را بی‌اهمیت می‌‌دانند و تنها ساختار را ملاک ارزیابی آفرینش‌های هنری درنظر می‌‌گیرند. این یک تفکر واپسگرا و عقب افتاده است که حتی امروز در مغرب زمین هم اعتبار آن از دست رفته است. در دانشگاه‌ها و مراکز اندیشه‌ای غرب نیز امروز، محتوای آثار هنری در کنار ساختار آنها مطالعه و بررسی می‌‌شود. 
از قضا آنهایی که با تقسیم هنرمندان به دو گروه ارزشی و غیرارزشی مخالفت می‌‌کنند، خود بیش از دیگران به طبقه‌بندی هنرمندان به دو گروه خودی و غیرخودی پرداخته‌اند. مصداق چنین رویکردی را به‌طور آشکار در مناسبات فرهنگی و هنری کشورمان می‌‌بینیم. مانند فشار یک جریان سینمایی برای عدم حضور بازیگران در آثار انقلابی. ملاک قرار دادن گرایش‌های قبیله‌ای و منافع گروهی، یا محدود کردن ملاک ارزیابی به شکل آثار، همه ناقص و ابتر هستند. 
بنابراین، بهترین ملاک برای ارزشیابی هنر و هنرمندان، تجمیع قابلیت‌های ساختاری و محتوایی است؛ یعنی ارزش. هنر ارزشی یعنی هنری که علاوه بر ساختار و تکنیک قابل قبول، دارای مضمونی عالی هم باشد و فیلم ارزشی به فیلمی گفته می‌‌شود که پس از پایان نمایش در سینما یا تلویزیون، تازه ذهن و دل مخاطب را درگیر کند و او را به تفکر وادارد و به درکی متعالی از زندگی و هستی و پدیده‌های اطرافش فرابخواند. هنرمند ارزشی کسی است که هنر را فراتر از ابزاری برای سود مالی و شهرت و جایزه و تخلیه نفسانیات، اصلی برای کشف و محاکات وجود و برانگیختن خودآگاهی شخصی و جمعی انسان‌ها می‌‌داند. اتفاقاً همه هنرمندان ماندگار و زنده تاریخ سرزمین ما از این دسته، یعنی هنرمندان ارزشی بوده‌اند. هنرمند ارزشی کسی است که در هدف، وسیله، روش، ساختار و محتوا متعالی عمل کند.



به بهانه بازگشت سریال‌های رمانتیک به سیما
دوپینگگ برای جذب مخاطب

سعید رضایی

یکی از دغدغه‌های سال‌های اخیر صداوسیما، جذب مخاطب بوده است. اگر روزگاری عدم دسترسی برخی از هموطنان ساکن در مناطق دور افتاده به شبکه‌های رسانه ملی چالشی برای ارتباط با کل جامعه بود، امروز دسترسی بخشی از مردم کشورمان به شبکه‌های رسانه‌های ضدملی به عامل ریزش قلیلی از مخاطبان صداوسیما تبدیل شده است. البته گسترش انواع دیگر رسانه‌ها نظیر فیلم‌ها و سریال‌های شبکه نمایش خانگی، اینترنت، شبکه‌های مجازی و… مزید بر علت بوده‌اند.
از این رو صداوسیما و به‌طور خاص، سیما، تلاش‌ها و تدابیر مختلفی را برای افزایش تعداد بینندگان خود به کار برده است، تدابیری چون؛ افزایش و تخصصی‌سازی شبکه‌ها، بازپخش سریال‌ها و برنامه‌های خاطره‌انگیز و … تمهید اخیر سیما، تهیه و پخش سریال‌های عاطفی است. سریال‌هایی چون «آوای باران»، سری جدید «ستایش» و حتی قسمت‌های جدید «یادآوری» به‌طور مشخصی برملا‌کننده گرایش تلویزیون به احساسات‌گرایی مفرط است، به طوری که مهم‌ترین عامل جذب مخاطب از سوی این سریال‌ها، برانگیختن احساسات مخاطب است.
البته این روش، تا اینجای کار جواب داده و می‌‌توان علاقه بخش اعظم مردم به تماشای این برنامه‌ها را به عینه دید. اما واقعیت این است که این امر یک نوع دوپینگ برای جذب مخاطب محسوب می‌‌شود. یعنی اولاً، نمایش سریال‌های رمانتیک فقط در کوتاه مدت می‌‌تواند هدف صداوسیما در افزودن بر تعداد مخاطب را برآورده سازد و ثانیاً، در دراز مدت به فرایند مخاطب‌سازی و مخاطب‌یابی رسانه ملی لطمه وارد می‌‌کند. به این معنا که ذائقه بینندگان سیما به تماشای سریال‌های «هندی‌مآب» معتاد می‌‌شود و دیگر انواع برنامه‌ها، به خصوص برنامه‌های معرفتی و جدی رادیو و تلویزیون را برنمی‌تابد. اتفاقاً تکیه بر این روش در درازمدت به گرایش مردم به سریال‌های مبتذل ماهواره‌ای نیز دامن می‌‌زند. چون با عادت یافتن مخاطب عام به آثار رمانتیک، احتمال گرایش به دیدن آثاری که دارای بار غلیظ جذابیت کاذب هستند نیز افزایش می‌‌یابد.
البته نمی‌توان نمایش چنین آثاری را به طور کلی از سیما منع کرد، اما تورم گرایش به آثار عاشقانه و عاطفی، همان طور که شرح داده شد، آسیب‌زا است. این تجربه، پیشتر برای سینما نیز رخ داده بود، به طوری که با هجوم ناگهانی فیلم‌های عاشقانه و دختر-پسری (در اواخر دهه ۷۰) ناگهان فیلم‌های ارزشی به محاق رفتند و بحران مخاطب دامنگیر سینما شد. البته اصلاً نمی‌توان تلویزیون را با سینما مقایسه کرد، چراکه حاصل تحلیل همه‌جانبه برنامه‌های تلویزیون مثبت، امیدوارکننده و متأثر از اهداف انقلاب اسلامی است. اما مسئله، تهدید جریان سریال‌سازی در سیما با افزایش بیش از حد داستان‌های عاشقانه ـ آن هم از نوع سطحی آن-ـ است.


خبرها

استقبال از سریال یوسف پیامبر(ع) در اتریش 
پخش سریال «یوسف پیامبر(ع)» به کارگردانی فرج‌الله سلحشور از شبکه همراز اتریش با استقبال مخاطبان این شبکه مواجه شده است.
شبکه همراز اتریش از اول آذر ماه سال جاری، پخش مجموعه‌های یوسف پیامبر(ع) و مستند ایران را آغاز کرده و همچنان نیز ادامه دارد. پخش این برنامه‌‌‌ها با استقبال گسترده بینندگان ایرانی و خارجی روبه‌رو شده است، به طوری که ایرانیان مقیم کشور اتریش اقدام به معرفی برنامه‌های مذکور به بینندگان خارجی کرده‌اند. این برنامه‌‌ها علاوه بر تلویزیون محلی در وبگاه خود تلویزیون همراز نیز قابل رویت هستند.

ساخت سریال ضدایرانی به سفارش اوباما

تهیه‌کننده سریال‌های ضدایرانی هالیوود، با افشای اینکه ساخت این سریال به سفارش باراک اوباما بوده است، گفت: در ذات ما آمریکایی‎هاست که هیچ‎کس را بیهوده تشویق نکنیم.
هاوارد گوردون، تهیه‌کننده سریال‌های ضدایرانی «۲۴» و «میهن» در گفت‌وگویی با هفته‌نامه «پنجره» اظهار داشت: بابت ساخت سریال ۲۴ و میهن، آقای رئیس‎ جمهور(اوباما) بار‎‌ها به‎ صورت‎‎های مختلفی از من و الکسی تشکر کرد. حتی ساخت و حمایت میهن را خود ایشان پیشنهاد دادند.
وی درباره تحریم فرهنگی ایران از سوی آمریکا گفت: ما تمام قدرت رسانه‎ ای خود را در ۳۰ سال گذشته به‎ کار گرفته‎ ایم تا ایرانی‎‎‌ها نتوانند تصویری از جامعه، دولت‎‎‌ها و دولتمردان خود به دنیا ارائه کنند. تصور می‎کنید تحریم‎ های۳۰ ساله کمپانی‎ میجر چرا اتفاق افتاده است؟ کمپانی میجر در آمریکا به کشور‎های عربی و خاورمیانه فیلم‎هایش را با قیمت کمتری عرضه می‎کند تا فیلم‎‎های ایرانی در منطقه خاورمیانه اکران نشوند. از سوی دیگر سیستم فرهنگی شما مانند رسانه‎‎های آمریکایی قدرت تولید سریال و فیلم ندارد. به‎نظر من تحریم‎‎های فرهنگی کمپانی‎‎‎ های آمریکایی مؤثرتر از تحریم اقتصادی است، زیرا سیستم فرهنگی شما را در طول ۳۰ سال اخیر فلج کرده است. اگر قدرت رسانه‎ای ایران مانند قدرت سیاسی‎اش باشد دیگر از آمریکا و دموکراسی جهانی اثری باقی نخواهد ماند.
این تهیه‌کننده افزود: در ایالات متحده هر تصمیم در حیطه سینما مبتنی ‎بر سیاست است. به اعتقاد من اصلاً حرف احمقانه‎ای است که بگوییم سینما را از سیاست جدا فرض کنیم. به ‎نظر من تهیه‎ کنندگی سینما، اصولاً هنری سیاسی است.


گزیده مطالب

حوادثی که انقلاب را از پای در نیاورد!
بحمدالله انقلابی که با فداکاری ملت ایران و با خون هزاران شهید در۲۲بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید، با پشتوانه مردم و ایثار شهدا محفوظ مانده است. در اینجا به برخی از حوادث و ترورهای ضد انقلاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می‌شود:
۱ـ سوم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۸ ترور سپهبد قرنی، اولین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی
۲ـ یکم شهریورماه سال ۱۳۵۸ شهادت حاج مهدی عراقی و فرزندش
۳ـ دهم آبان‌ماه سال ۱۳۵۸ شهادت اولین شهید محراب، آیت‌الله قاضی‌طباطبایی، امام جمعه تبریز توسط گروهک فرقان
۴ـ دوازدهم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۸ شهادت استاد مرتضی مطهری توسط گروهک فرقان
۵ـ پنجم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۹ شکست حمله نظامی آمریکا در طبس
۶ـ سی‌ویکم شهریورماه سال ۱۳۵۹ آغاز جنگ تحمیلی
۷ـ یکم تیرماه سال ۱۳۶۰ عزل بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری
۸ـ ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ سوءقصد به آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در مسجد ابوذر تهران
۹ـ هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی و۷۲ تن از یاران امام
۱۰ـ هفتم شهریورماه سال ۱۳۶۰ شهادت حجت‌الاسلام سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد
۱۱ـ چهاردهم شهریورماه سال ۱۳۶۰ شهادت آیت‌الله قدوسی دادستان انقلاب و سرتیپ دستجردی رئیس کل شهربانی
۱۲ـ بیستم شهریورماه سال ۱۳۶۰ شهادت دومین شهید محراب آیت‌الله مدَنی امام جمعه تبریز
۱۳ـ هفتم مهرماه سال۱۳۶۰ شهادت سرداران فلاحی، فکوری، نامجو، کلاهدوز و جهان‌آرا در سانحه سقوط هواپیما توسط رژیم عراق
۱۴ـ بیستم آذرماه سال ۱۳۶۰ شهادت سومین شهید محراب، آیت‌الله عبدالحسین دستغیب، امام جمعه شیراز
۱۵ـ هفدهم اسفندماه سال۱۳۶۰ شهادت آیت‌الله عبدالکریم ربانی شیرازی، عضو فقهای شورای نگهبان
۱۶ـ یازدهم تیرماه سال ۱۳۶۱ شهادت چهارمین شهید محراب، آیت‌الله صدوقی امام جمعه یزد
۱۷ـ هشتم شهریورماه سال ۱۳۶۱ انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت محمدعلی رجایی و دکتر محمدجواد باهنر
۱۸ـ بیست‌وسوم مهرماه سال ۱۳۶۱ شهادت پنجمین شهید محراب، آیت‌الله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه
۱۹ـ بیست‌وچهارم اسفندماه سال ۱۳۶۳ انفجار بمب در نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای
۲۰ـ هفدهم تیرماه سال ۱۳۶۴ شهادت آیت‌الله ربانی املشی، عضو فقهای شورای نگهبان
۲۱ـ یکم اسفندماه سال ۱۳۶۴ شهادت آیت‌الله محلاتی، نماینده امام در سپاه و جمعی از مسئولان در حمله دشمن به هواپیمای آنها
۲۲ـ دوازدهم تیرماه سال ۱۳۶۷ سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج‌فارس
۲۳ـ بیست‌وسوم آبان‌ماه سال ۱۳۷۳ بمب‌گذاری منافقین در حرم امام رضا(ع) و شهادت ۲۷ تن از زائران
۲۴ـ یکم شهریورماه سال ۱۳۷۷ شهادت سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب
۲۵ـ بیست‌ویکم فروردین‌ماه سال ۱۳۷۸ شهادت امیرسپهبد صیاد شیرازی، جانشین ستاد کل نیروهای
۲۶ـ بیست‌وششم مهرماه سال ۱۳۸۸ به شهادت رساندن سردار شوشتری در سیستان‌وبلوچستان
۲۷ـ و بالاخره شهادت هزاران شهید در جنگ تحمیلی، درگیری با ضدانقلاب، شهدای هسته‌ای و…
تهران ـ رضا نظریان


تریبون

جمع‌بندی تریبون ۲۱
ارزیابی شما از ضرورت وحدت مسلمانان با توجه به شرایط کنونی جهان اسلام چیست؟

بیست‌ویکمین شماره مسابقه تریبون را با جمع‌بندی پیام‌های شما خوانندگان همراه تریبونی، جمع‌بندی می‌کنیم؛ اما پیش از آن، بیان این نکته لازم است که جوایز برندگان تریبون تا پایان سال به‌طور همزمان واریز خواهد شد، منتظر تماس ما باشید.
آخرین تیر استکبار
«برهم زدن وحدت، آخرین تیر استکبار» موضوعی است که رسول جنتی از کرمانشاه، علی اعتمادی از نیشابور، سیدمسعود قاضی از قم و سمیه رستمی از جوانرود مطرح کرده‌اند.
تقویت بیداری اسلامی
علی رحمتی از لنگرود، صمد عباسی از چاراویماق و محمدزارعی برآبادی از خواف معتقدند: «وحدت مسلمان باعث تقویت مقاومت و بیداری اسلامی در منطقه» است.
تفرقه فقط به نفع دشمنان است
رسول صادقی از تهران گفته است «دشمن با جنگ نرم موجب تفرقه میان مسلمانان می‌شود.» و مجید محقق از ایلام، رضا زمانی از بوشهر و رستم نوروز رشیدی از ارومیه هر یک با نحوی متفاوت بیان کرده‌اند که «تفرقه و اختلاف انداختن در این برهه جز به زیان امت اسلامی و به سود رژیم صهیونیستی نیست.»
تبعیت از فرمان ولی‌فقیه لازمه وحدت
برخی دیگر از همراهان مانند محمد بیگ‌زاده از ایلام، محمد عباسقلى‌پور از املش و ارجمندپور از بهمئی، «تنها راه مقابله با استکبار جهانی و وحدت بین مسلمانان را داشتن رهبری(ولایت‌فقیه)» می‌دانند و زهرا جابری‌نسب از ایلام و احمدی از داران هم به سخن امام خامنه‌ای که «هر گفته و عملی که موجب اختلاف میان مسلمانان شود، خیانت به اسلام و حرام شرعی است»، اشاره کرده‌اند.
تفرقه‌افکنان دست‌پرورده استکبارند
در این میان عده‌ای نیز معتقدند که تفرقه‌افکنان همگی عوامل استکبار هستند. همراهانی همچون؛ امان‌پور از ایلام، احمد محمدی از آبیک، فاطمه محمودی از ایلام و سیدجمال‌الدین علوی‌زاده از بهبهان از این دسته‌اند.
وحدت ضروری‌ترین نیاز مسلمانان
عده زیادی هم معتقد به این هستند که وحدت مسلمانان، مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسئله جهان اسلام است. محمدکریم‌زاده از اصفهان، خیرالنساء قربانی از املش، الهام و صغرا عباسقلی‌پور از املش، قربان امینی از میانه، سیدحسین سیدی از اصفهان، بهرام عباسی از مهاباد، علی مجیدی هفت‌چشمه از آذرشهر، سیده فاطمه نورایی از خواف، سبحان صمدی‌مقدم از املش، سیدصادق نیکزاد از کوهدشت و رضا محمدی از خراسان شمالی چنین نظری دارند.
توجه به عوامل وحدت به جای عوامل اختلافی
همراهانی همچون حجت احمدی، موسوی از کاشان، مریم رضایی از شهرضا، معصومه پوزش از باغملک، زینب‌سادات موسوی‌فرد از هرسین، مهدی عبدالحمدی از محلات و اسماعیل ثامنی از گرمسار، توجه به مشترکات به جای عوامل اختلاف را مدنظر داشتند.
تنها راه مقابله با دشمنان اسلام
وحدت، تنها راه مقابله با فتنه دشمنان اسلام است. این نظر همراهانی همچون مصطفی اکبری از داران، ناصر یزدان‌شناس از جهرم، حسین جمشیدی از کرمانشاه، حسن دهقان از یزد، مریم وفایی از زرین‌شهر و علی دهقانی از یاسوج است.
دیگر نظرات
«جلوگیری از تخریب چهره اسلام، سوءاستفاده‌ها و پیدایش فرقه‌های دروغین» را امین فتاحی از کرمانشاه، احمدرضا دهنوی از کنگاور و مجتبی دهنوی از کرمانشاه گفته‌اند و عرب‌پور از همدان معتقد است: «همان‌طور که جبهه کفر علیه مسلمانان متحد هستند، باید مسلمانان علیه جهان کفر متحد شوند.» علی‌اکبر حاجی‌علیان از مهدی‌شهر، وحدت، رهبری واحد و امید به ظهور را در کنار هم آورده و خانم مریم همتی هم نظری مشابه دارد. آمنه شاه‌ویسی از کردستان معتقد است: «غفلت بزرگ‌ترین آسیب وحدت کلمه است.»
امین نجفی از جزیره قشم، علی اکبری داران از فریدن، عرفان عباسقلی‌پور از املش، آیت رستمی از جوانرود، محمد یاقوتی‌نژاد از خواف، محمد کدپور از دهلران، سیدیاسر حسینی از ابهر، رستم‌پور از شیراز، قابل قبادی از رشت و فاطمه محمدی‌نسب از نایین، هرکدام به ابعاد و ضرورت‌های وحدت اشاره داشته‌اند.
«وحدت کلمه مسلمین پیام انقلاب ماست» را محمد نژادعلی از دامغان و امیر رجبی‌فرد از کاشان مطرح کرده‌اند. در کنار این‌ها علی دهقانی‌نژاد و هاشم حیدری‌نیا از یاسوج، محمد ادیب‌نیا و فریبا علیزاده اصل از تبریز معتقدند: «وحدت در راه تشکیل حکومت جهانی اسلام نقش اساسی دارد.»
علی محرمی از چالدران، محمدصادق مستقیمی از نایین و حسن معین‌الدینی از سیرجان هم گفته‌اند زمانی که همه دشمنان دنبال تفرقه مسلمان هستند، ضرورت وحدت صدچندان احساس می‌شود.
على زینى و رامین جعفری از تبریز هم معتقدند: «وحدت امت اسلامى، یک رکن رکین قرآنى است.» و کمالى از شیراز گفته است: «فقط دشمنان اسلام از تفرقه سود می‌برند.»
برندگان تریبون ۲۱
هاشم حیدری‌نیا از یاسوج/ امیر رجبی‌فرد از کاشان/
سیدصادق نیکزاد از کوهدشت
پرسش تریبون ۲۲

بزرگ‌ترین دستاورد فرهنگی انقلاب اسلامی پس از ۳۵ سال چیست؟


کتیبه سبز

در انتظار هستم…
در کوی بی‌نشانان، من نامدار هستم
در جمع نیکنامان مانند خار هستم
گم کرده‌ام خودم را، خود را نمی‌شناسم
یاللعجب هماره، دنبال یار هستم
گاهی سراغ دل را، از دیگران بگیرم
چون از من و منیت، دائم کنار هستم
آنکه حساب ناید در دفتر طریقت
در زیر پای خوبان، مثل غبار هستم
گفتم شکار من کن، یک شب به چشم مستت
از اول جوانی، در انتظار هستم
دنبال پاکبازان، جستم نشانه از تو
من صید پای بسته از تو شکار هستم
آیا تو می‌پسندی؟ پیری به دردمندی
گوید به داد من رس، من بی‌قرار هستم!
هر چه که می‌پسندی، جان تو، می‌پسندم
در چارچوب عشق تو استوار هستم
هر چه سرم بیاری، دست از تو برندارم
عمرم به سر رسیده، در پای کار هستم
دیوانگان عاشق، خود را نمی‌شناسند
من نیستم عزیزم، پس هوشیار هستم

عبدالمجید فرائی

به حق شهیدان قسم

به خون شهیدان ایران قسم
به سنگر به زخم دلیران قسم
به آن پاسداران قرآن قسم
به ایمان به پیر جماران قسم
به دریادلان و دلیران قسم
به کشتی به دریا به توفان قسم
به سرباز گمنام و دلدادگی
به عزت به غیرت به مردانگی
دلاور جوانان این سرزمین
شبانه گذشتند از روی مین
به مردان دریا و آن عزم‌شان
که دشمن گریزان شد از رزم‌شان
به مردان جنگی کز ایمان‌شان
گریزان عدو شد ز میدان‌شان
به‌آن پاسداران و جان ‌برکفان
به فرمان رهبر گذشته ز جان
به مردان جنگی که در روز جنگ
به دشمن نمودند چنان عرصه تنگ
عدو را یکایک به هم دوخته
که جنگیدن از حیدر آموخته
خدایا به حق شهیدان قسم
به مردان رهرو، مریدان قسم
دفاع می‌کنیم از کیان وطن
به رهبر به ایران به «پیران» قسم
پرویز پیران


حسن ختام

چقدر مشتاقانت را دوست دارم!
آخرین مرد از سلسله پاکی، آخرین آیه تطهیر زمان، وعده جاوید رسولان، من چه بنامم تو را، تو که آوای زمینی و زمان، ماهرخ هر دو جهان!
خدا حضرت مهدی(عج) را که آخرین مرد از سلسله پاکی‌هاست به ما داد تا در ساحل سیمگون و دلارآم عشق او نفس کشیم و با حس زیبای آمدنش و طلوع دوباره حضورش جان گیریم.
و هرگاه دلتنگ اجداد پاکش شویم بدانیم هنوز هم مردی بی‌نظیر از نسل نور و روشنی در میان‌مان هست.
کسی که می‌توان در آستان مبارکش و در ساحل سیمگون انتظارش، غصه‌ها را از یاد برد و تا بیکران عشق پر کشید.
و این‌چنین است که مهدی می‌آید و وعده انسان‌های برگزیده خدا از عالم تا خاتم که جملگی مژده رحمتش را داده‌اند تحقق می‌یابد و با آمدنش زندگی معنای دوباره می‌یابد.
این آمدن آنقدر دوست‌داشتنی و مبارک است و دوری‌اش آنقدر دلتنگی دارد که با شنیدن نام پرافتخارش قطره‌های اشک از چشم‌های مشتاقانش جاری می‌شود و گلو را بغضی سرشار از عشق به او فرا می‌گیرد؛ بغضی از جنس آب زلال.
من نمی‌دانم کدام عبارت است که می‌تواند حال مشتاقان او را وصف بیان کند؟
اصلاً مگر می‌شود وصف دل را در قالب عبارتی بی‌روح آورد؟
راست می‌گفت آن دوست شوریده شاعر:
زبان ناطقه در وصف شوق ما لال است
چه جای کلک بریده زبان بیهده‌گوست
یا صاحب‌الزمان! چقدر تحمل دوری‌ات دشوار است و چقدر من آستانت را دوست دارم.
چقدر مشتاقانت را دوست دارم و چقدر با شنیدن و گفتن هر «یا مهدی» دل آرام می‌گیرد ای دلارآم ما!