پاسخ قاطع به گستاخی آمریکایی‌ها!

پس از هفته‌ها کشمکش بین ایران و آمریکا برای معرفی حمید ابوطالبی به‌عنوان سفیر ایران در سازمان ملل، سرانجام مجلس نمایندگان آمریکا روز پنج‌شنبه به اتفاق آرا مخالفت خود با ورود وی به خاک آمریکا را تصویب کرد و آن را برای تصویب نهایی، تحویل دفتر ریاست‌جمهوری آمریکا داد.

البته پیش‌تر نیز مجلس سنا مخالفت خود را با ابوطالبی اعلام کرده بود. هر چند که امکان دارد این طرح با وتوی اوباما روبه‌رو شود؛ اما تا همین جا هم آمریکایی‌ها با این خصومت‌ورزی‌هایشان نشان داده‌اند که تابع هیچ مقررات، قانون و تعهدات بین‌المللی نیستند تا جایی که حتی بدیهی‌ترین قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارند. در این باره ذکر چند نکته حائز اهمیت است:

اول اینکه؛ با این اقدام غیرقانونی آمریکا، این کشور دیگر نمی‌تواند میزبانی بی‌طرف و مشروع برای حضور سازمان ملل در خاک خود باشد؛ از این رو، طرح این موضوع باید در دستور کار دولت ایران و دیگر کشورهای بی‌طرف قرار گیرد.

نکته دوم اینکه؛ این مسئله به‌خوبی نشان داد که برای آمریکایی‌ها دولت روحانی یا هر دولت دیگری، تفاوت ندارد و خصومت‌ورزی آن‌ها علیه دولت و ملت ایران، مختص به این دولت یا آن دولت و… نیست؛ از این رو، امید بستن به مذاکرات و گفت‌وگو با این کشور برای حل مشکلات دو طرف، امیدی واهی است.

سوم آنکه، این کارشکنی‌ها اگرچه در گذشته هم وجود داشته است، ولی هیچ‌گاه به اندازه گستاخی امروز آمریکایی‌ها نبوده است و این مسئله، به برخی برخوردهای منفعلانه دستگاه سیاست خارجه در مسائل مختلف برمی‌گردد که این توهم را در آمریکایی‌ها به‌وجود آورده که با توجه به ضعف دولت ایران، می‌تواند هر اقدامی را بر آن تحمیل کند.

 از این رو دولت ایران باید با پافشاری بر گزینه ابوطالبی و عقب‌نشینی نکردن از معرفی وی، هم به آمریکایی‌ها و هم به کسانی که این روزها به برخی اقدامات دولت با نگاه تردید می‌نگرند، نشان دهد که از منافع ملی ایران دست نخواهد کشید. ضمن اینکه، این مسئله باید از مجاری قانونی و سازمان ملل نیز بجد پیگیری گردد. هرگونه عقب‌نشینی امروز ما قطعاً گستاخی بیشتر آمریکایی‌ها را در مسائل بین ما و آن‌ها در پی خواهد داشت. برخلاف نظر برخی  اصلاح‌طلبان مرعوب هم، عذرخواهی آنان از اشغال سفارت آمریکا در تهران(!) اینگونه برخورد کردن‌های آمریکا با ایران را اصلاح نخواهد کرد. فقط قاطعیت و مقاومت، چاره‌ساز مراوده با آمریکا و غرب است و بس.

علی اسماعیلی

پدافند اقتصادی یا مؤلفه‌های نظامی برای اقتصاد مقاومتی

اینکه فرمانده کل قوا، یک فرمان نظامی صادر کند و از سربازانش بخواهد که تا صبح ظفر، مرارت‌ها و دشواری‌های نبرد را تحمل کنند انتظاری بجاست، اما به‌جز صبوری سربازان، نقش مهمی هم برای مسئولان و سران نظام باید متصور بود، چرا که اقتصاد مقاومتی، در واقع تکلیف دیگری است برای تعالی همین ملت و فرمانی است حکیمانه از سوی سکاندار کشتی انقلاب.
فراخور آنچه درخصوص نبرد آموخته‌ایم و با توجه به اینکه آنچه در رویکرد دشمنان نسبت به وضعیت اقتصادی ایران می‌بینیم، چیزی شبیه یک جنگ تحمیلی است. در این نبرد متفاوت، اصول جنگ را بازخوانی می‌کنیم:
۱ـ وحدت فرماندهی: در نظام مقدس جمهوری اسلامی توجه ویژه‌ای به اصل ولایت‌فقیه وجود دارد. بیانات مقام معظم رهبری که در منصب نظامی، فرمانده کل قوا هستند، در سایر امور هم فصل‌الخطاب است و مردم و مسئولان همواره به فرامین ایشان توجه می‌کنند.
۲ـ اصل تمرکز قوا: در اقتصاد مقاومتی لازم است همه ارکان نظام، با برنامه‌ای منسجم و با هدف ارتقای وضعیت اقتصادی کشور و مقابله با تحریم‌ها و پیامدهای آن و بهبود وضع معاش مردم تلاش کنند؛ به این ترتیب یک جبهه مقاومتی مستحکم با حضور همه مردم تشکیل خواهد شد.
۳ـ اصل هدف: اهداف نظام در وضعیت اقتصادی پیش از این در چشم‌انداز بیست‌ساله نظام تعریف شده و لازم است مسئولان نظام دست‌کم برای اینکه پیاده‌نظام نبرد اقتصادی با دشمن (یعنی مردم) مسیر و هدف را به‌درستی بشناسند، آنچه در چشم‌انداز نظام، هدف‌گذاری شده را بارها و بارها برای خود و مردم بازخوانی و عملکردها را براساس میزان تقرب به اهداف نظام ارزیابی کنند.
۴ـ اصل سادگی: علاوه بر مدیریت کلان و هوشمند بر اقتصاد مقاومتی کشور، لازم است نقش عمده مردم هم مورد توجه قرار گیرد و همان‌طور که حضور ظفرآفرین مردم در دفاع مقدس سدی عظیم در برابر دشمن پدید آورد، حضور همه‌جانبه مردم در جبهه اقتصادی نیز برنامه‌ریزی شود. مردمی که روزگاری جان و فرزندان‌شان را برای حفظ نظام به میدان آورده‌اند، برای این فتح عظیم و ماندگار هم یقیناًً مهم‌ترین سرمایه‌گذار خواهند بود.
۵ـ اصل تحرک(مانور): فعالان بخش اقتصادی اگر بخواهند در همان جایگاه و وضعیتی که تاکنون حضور داشته‌اند باقی بمانند، یقیناًً در وضعیت امروز متوقف خواهیم ماند. لازم است در حوزه اقتصاد همواره یک یا چند گام بیشتر از برنامه‌ریزی و محاسبه‌های دشمنان برداریم تا آنکه خواسته‌هایش را تحمیل می‌کند، ما باشیم.
۶ـ اصل غافلگیری: غافلگیرى یعنی واردساختن ضربه به دشمن در زمان، مکان و حالتى که انتظار و آمادگى پذیرش و واکنش لازم علیه آن را نداشته باشد. باید همواره بخشی از توانمندی‌ها به صورت پنهان حفظ شود تا در صورت لزوم با ارائه نمونه‌هایی از این عوامل برترساز، دشمن را غافلگیر و ناگزیر به تسلیم کنیم.
۷ـ اصل صرفه‌جویی در قوا: صَرف تمام توان اقتصادی و نیروی مولد کشور در یک حوزه و عدم پیش‌بینی شرایط جایگزینی برای نظام، یکی از آسیب‌های نظام خواهد بود و نظامی که یک‌جانبه حرکت و رشد کند به شدت ضربه‌پذیر خواهد بود. برای گریز از این آسیب‌ها باید ضمن تدارک برنامه زمانی مناسب، ابزار و راه‌حل‌های برترساز را هم تدارک ببینیم.

فریب و تهدید ملت تحت لوای پیام نوروزی

سال ۱۳۹۳ همچون سال‌های گذشته با پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی آغاز شد و معظم‌له در سخنانی حکیمانه اولویت کشور را پرداختن به اقتصاد و فرهنگ در سایه عزمی ملی و مدیریتی جهادی نام‌گذاری و توجهات همه اقشار ملت و نخبگان کشور را به این مهم جلب کردند. پیام‌های معظم‌له همواره دارای این اهمیت بوده که جهت‌گیری کلان کشور را در طول سال مشخص کرده است.
اما در سال نو این تنها بزرگان جامعه و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیستند که برای ملت پیام صادر می‌کنند،‌ بلکه برخی فرصت‌طلبان سیاسی و صاحب‌منصبان و حتی مدعیان بیگانه نیز وارد میدان شده تا القائات سیاسی خود را به بهانه پیام دوستی و تبریک عید منتقل کنند.
در این میان رئیس‌جمهور جنایتکارترین کشور تاریخ بشریت، چندسالی است پس از آنکه در طول سال تمام دشمنی‌ها و جنایات را علیه ملت ایران به کار می‌گیرد، با آغاز سال جدید در پایان تلاش دارد تا افکار عمومی را با صدور پیامی فریب داده و خود را خیرخواه ملت ایران معرفی کند، در حالی که قلب مردان و زنان سرزمین‌مان مملو از نفرت سردمداران استکبار جهانی است!
فریبکار بزرگ! با «تقدیم بهترین آرزوهایش برای این بهار جدید و سال نو» از منظری متکبرانه ادعا می‌کند: «من از زمان آغاز ریاست جمهوری‌ام فرصتی را به ایران ارائه داده‌ام که اگر به تعهدات بین‌المللی‌اش عمل کند، رابطه‌ای نو بین دو کشورمان می‌تواند وجود داشته باشد و ایران می‌تواند بازگشتن به جایگاه راستینش در میان جامعه ملل را آغاز کند.»
وی با دخالت در مسائل داخلی کشورمان و با اتخاذ رویکردی فرصت‌طلبانه تلاش دارد تا نتایج انتخابات سال ۹۲ را مصادره به مطلوب کند و مدعی می‌شود: «سال قبل زمانی که شما ـ مردم ایران ـ دکتر حسن روحانی را به عنوان رئیس‌جمهور جدیدتان برگزیدید، صدای خودتان را به گوش رساندید.»
این در حالی است که آمریکایی‌ها در تمامی ادوار انتخابات در تلاش بوده‌اند تا از مشارکت و مشروعیت ملت ایران بکاهند و برای آنان روحانی و قالیباف و رضایی و جلیلی یکسان بوده و از همگی آنها به عنوان فرزندان انقلاب کینه و نفرت دارند. کینه و عصبانیت غرب از حماسه‌سازی ملت ایران در ادوار انتخابات در کشورمان را می‌توان در قطع‌نامه اخیر پارلمان اروپا نیز مشاهده کرد؛ آنجا که در این سیاهه در مورد انتخابات سال ۹۲ آورده است: «انتخابات ریاست جمهوری ایران بر اساس استانداردهای دموکراتیک مدنظر اتحادیه اروپا برگزار نشده است.»
اوباما در ادامه وی بلافاصله با رویکردی ترحم‌آمیز و فریبکارانه اظهار می‌دارد که: «به هر حال در طول تاریخ شما، استعدادها و نبوغ ایرانیان به دستاوردهای عظیمی در عرصه ادبیات و هنر، علوم و فناوری منجر شده است، اما دشواری‌های اقتصادی که بسیاری از ایرانیان در سال‌های اخیر متحمل شده‌اند کشور شما و دنیا را از مهارت‌های فوق‌العاده و مشارکتی که شما می‌توانستید ارائه دهید محروم کرده است و شما شایسته بهتر از این هستید.»
این در حالی است که فشارهای اقتصادی حاصل خلق و خوی و سیاست‌های استعمارگرانه‌ای بوده که وی و همکارانش در کاخ سفید [بخوانید سیاه!] طراح آن بوده‌اند! البته اوباما به‌طور ضمنی نیز در تلاش است تا القا کند سیاست‌های استکباری تحریم‌ها کارآمد بوده و مانع رشد استعدادهای ملت ایران شده است. در حالی که اتفاقاً همین تحریم‌هاست که در طول ۳۵ گذشته روحیه خودباوری، استقلال و اتکا به خود را در جوانان ایران زمین دوچندان کرده و حاصل آن رشد و پیشرفت‌های علمی کشورمان در حوزه‌های مختلف دانش و از جمله فناوری هسته‌ای بوده است.
اوباما که به‌شدت نگران است به دلیل دروغ‌ها و فریب‌ها و خلف وعده‌های مکررش در احترام به حقوق ملت ایران، مذاکرات هسته‌ای به سرانجام نرسد، در پایان پیامش چاپلوسانه و فریبکارانه مدعی می‌شود: «اگر ایران این فرصت را غنیمت شمارد، این نوروز می‌تواند نه تنها آغازی برای یک سال جدید، بلکه فصلی جدید در تاریخ ایران و نقش این کشور در دنیا … باشد.»! غافل از اینکه ملت ایران بیش از ۳۵ سال است که چشم امیدی به دشمنانش ندارد و از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ است که «فصلی جدید در تاریخ ایران و نقش این کشور در دنیا» آغاز شده است!

سپاه در سراوان

پس از شهادت چهارده تن از مرزبانان کشور و ربودن پنج تن دیگر از نیروهای مرزبانی ایران که گروهک‌های تروریستی منطقه نوار مرزی استان سیستان‌وبلوچستان مسئولیت آن را به عهده گرفتند، در راستای اجرای برنامه‌های نظامی ـ امنیتی جدید، مأموریت تأمین امنیت مرزی سیصدکیلومتر از منطقه سراوان به قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه واگذار شد. با اینکه واگذاری این مأموریت به سپاه، مسئولیت این نهاد نظامی را در تأمین امنیت سنگین‌تر از پیش کرده است، اما باید آن را به فال نیک گرفت و آن را فرصت مغتنمی برای اجرای برنامه‌هایی دانست که سپاه با تحلیل رفتار دشمنان نظام به آن رسیده است.
از شواهد امر و نیز رصد رفتار دشمنان نظام برمی‌آید که حوادث و ناامنی‌های منطقه سراوان و بخش‌های پیرامونی که دستگاه تبلیغاتی دشمن هم تلاش می‌کند به آن دامن بزند، در ناامنی‌هایی که تعدادی شرور و مزدور و تروریست ایجاد می‌کنند، خلاصه نمی‌شود و ریشه در مسائل دیگری دارد و سپاه نیز با چنین تحلیل و نگاه عمیقی به استقبال این مأموریت رفته است. موقعیت ویژه جغرافیایی منطقه و سابقه حضور گروه‌های شرور در آنجا این منطقه را مستعد هر گونه اقدام ضدامنیتی کرده است. از این‌رو دشمنان نظام از مدت‌ها پیش بر آن شده بودند تا از این موقعیت خاص حداکثر بهره را ببرند، بی‌تعهدی دولت‌های پاکستان و حتی در مواردی کمک آنها به اقدامات ضدامنیتی بر شوق و انگیزه دشمنان نظام در استفاده از این منطقه برای ایجاد مشکلات امنیتی افزود، اما در این میان دشمن با دو مشکل اساسی مواجه بود؛ یکی اهتمام سال‌های اخیر نظام برای مراقبت بیشتر از مناطق مرزی این خطه و دیگری علاقه و دلبستگی مردم آن به انقلاب اسلامی است. علاقه مردم به نظام اصلی‌ترین عامل خنثی‌کننده توطئه‌های دشمن در این منطقه بوده است. همین مسئله سبب شده که دشمن پس از سال‌ها تلاش و آزمودن روش‌های مختلف و در نهایت ناکامی‌های پی‌درپی نتواند در جلب نظر مردم توفیقی حاصل کند و تنها ماند و ناگزیر شد، تنهایی خودش را با اجیر کردن مزدوران و تروریست‌ها جبران کند و همچنان بر ناامن کردن منطقه اصرار ورزد. سردار جعفری فرمانده کل سپاه پس از واگذاری این مأموریت خطیر به سپاه با حضور در منطقه و بازدید از یگان‌های تأمین‌کننده امنیت مرزی سپاه به دو نکته اساسی و مهم اشاره کرد: ۱ـ تأکید بر اهتمام سپاه برای مقابله قاطعانه و کوبنده با هر گونه تلاشی که بخواهد امنیت و آرامش این منطقه را به مخاطره بیندازد. ۲ـ آگاهی تروریست‌ها و ضدانقلاب از فقدان پایگاه مردمی و نیز حمایت بیگانگان و سرویس‌های جاسوسی غربی ـ صهیونیستی از آنها.
بر این اساس مشخص است که باید به حوادث این منطقه به عنوان یک طراحی امنیتی ـ سیاسی که دشمنان نظام آن را سازمان داده‌اند نگاه و برای مقابله با آن راهبردی را اتخاذ کرد که بتواند به عمق این طراحی دست یابد و ضمن سرکوب شدید عوامل مزدوری که اجرای آن را عهده‌دار شده‌اند، اساس و بنیاد آن را نیز نابود کند. هم مردم ایران و هم مزدوران و حامیان‌شان به خوبی می‌دانند که این کار از عهده سپاه برمی‌آید و سپاه همانطور که در مناطقی مانند کردستان و در وضعیت بسیار سخت و طاقت‌فرسا تروریست‌های مستقر در آنجا را به شدت سرکوب کرد، به حول و قوه الهی با سرکوب شدید عوامل دشمن، آرامش و امنیت کامل را در این منطقه حاکم می‌کند. ان‌شاءالله

آیپک و ابطال ادعای آمریکا

نشست مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی موسوم به آیپک چندی پیش در حالی برگزار شد که طرفین تلاش کردند تا نگاهی واحد از خود به نمایش گذارند و چنان نشان دهند که دارای اهداف و نگاه‌های یکسانی در عرصه جهانی هستند. هر چند که برای حفظ ظاهر مقامات کاخ سفید ادعای لزوم صبوری صهیونیست‌ها در قبال تحولات جهانی را مطرح کردند ولی به‌واقع همچون گذشته بر پایبندی آمریکا بر تأمین امنیت و اهداف صهیونیست‌ها تأکید کردند.
نکته قابل توجه آنکه، نشست مذکور هر چند در ظاهر دستاوردهایی برای آمریکا و صهیونیست‌ها داشته، اما به اذعان جهانیان، این نشست در نهایت به یک رسوایی و شکست برای سران آمریکا در برابر افکار عمومی جهان مبدل شد.
اول آنکه، مواضع مقامات کاخ سفید و کنگره آمریکا در این نشست و تأکیدات آنها به همراهی با صهیونیست‌ها نشان داد که ادعای دیپلماسی آمریکا در قبال ایران امری واهی بوده و آنان همچنان در چارچوب مطالبات صهیونیست‌ها گام برمی‌دارند. آنها برای خوشایند صهیونیست‌ها حتی منافع ملی آمریکا را نیز نادیده گرفته و به موضع‌گیری ضد ایرانی برای جلب نظر صهیونیست‌ها و لابی آیپک پرداختند؛ اقدامی که نقابی دیگر از چهره ضد ایرانی سران آمریکا برداشت و نشان داد که تقابل‌های ادعایی میان کاخ سفید و کنگره بیشتر یک ادعای ظاهری در قالب «پلیس خوب و بد» است تا شاید بتوانند با این تحرکات، زیاده‌خواهی‌های خود را در قالب سیاست چماق و هویج به ملت ایران تحمیل کنند.
دوم آنکه، آمریکایی‌ها همواره بر این ادعایند که جامعه جهانی با سیاست‌های آمریکا در مقابل ایران همسو شده و توافقات صورت گرفته در ژنو نیز برگرفته از دیپلماسی آمریکایی و همسویی جهانی با آن است. نکته قابل توجه در قبال نشست آیپک آنکه، بسیاری از محافل رسانه‌ای سیاسی جهان و بخش اعظمی از افکار عمومی دنیا بر یک اصل تأکید دارند و آن اینکه، لابی صهیونیستی و عربی از جمله لابی آیپک در طول ۱۰ سال اخیر همواره مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات با ایران بوده است. آنها تأکید دارند که لابی آیپک با ایجاد شکاف در میان مقامات آمریکایی و هدایت واشنگتن به سمت دشمنی با ایران و برهم زدن توافقات جامعه جهانی با ایران، عامل ناکامی مذاکرات ۱۰ ساله هستند. آنها تأکید دارند که گرفتار بودن سران آمریکا در دستان لابی از جمله آیپک حتی موجب تضعیف موقعیت جهانی آمریکا شده است. اجماع جهانی اکنون حول یک محور است و آن لزوم مقابله سران آمریکا با لابی‌ها از جمله لابی آیپک است. برخلاف ادعای آمریکایی‌ها که می‌گویند جامعه جهانی با دیدگاه‌ها آنها همسو است، مواضع و کنش‌های جهانی به نشست آیپک نشان داد که نه تنها همراهی با آمریکا وجود ندارد، بلکه جهانیان به شدت مخالف سیاست‌های آمریکا هستند، چراکه سران آمریکا چشم به لابی‌هایی دوخته‌اند که مطالبه آنها تقابل و تخاصم با ایران است، حال آنکه جامعه جهانی بر لزوم همگرایی و رویکرد سازنده با ایران تأکید دارد.
جهانیان ضمن تأکید بر لزوم پذیرش حقوق هسته‌ای ایران، بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی و منطقه‌ای ایران را نیز امری مهم برای حل بحران اقتصادی جهان و امنیت جهانی می‌دانند.کارنامه نشست کنونی آیپک را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد و آن، رسوایی دیگر آمریکا در حوزه دیپلماسی در قبال ایران و عدم همسویی جهان با نگاه آمریکا است. نشست آیپک ابطال ادعاها و ظاهر‌سازی‌های دیپلماتیک آمریکا بود که مهر تأیید دیگری بر بی‌اعتمادی ایران به کاخ سفید است.

بانک‌ها در چه مسیری گام برمی‌دارند؟

وضعیت کنونی اقتصاد کشور به ویژه نرخ رشد منفی اقتصادی و نرخ تورم بالا در کنار تحریم‌های یک‌جانبه، ضرورت اتکای علمی و عملی بر ظرفیت‌های داخلی کشور را گوشزد می‌کند. در این راستا نظام بانکی کشور به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های توسعه اقتصادی کشور، بسیار کلیدی و بی‌بدیل محسوب می‌شود. بانک مرکزی که سکان هدایت این سیستم را به عهده دارد، مکلف است تدابیر پولی، اعتباری و ارزی متناسب با سیاست‌های اقتصادی کشور که در حال حاضر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است را تهیه و در دستور کار شورای پول و اعتبار قرار دهد.
نظام بانکی کشور باید ضمن اتخاذ سیاست‌های صحیح و اصولی در تعامل مستقیم با بانک مرکزی و سایر بانک‌های کشور، از یک‌سو مزیت‌های رقابتی و سودآوری خود را حفظ کند و از سوی دیگر، سبب تسهیل جریان‌های اقتصادی و تأمین نقدینگی در بخش‌های اقتصادی و مولد شود. اما در عمل، سیاستی که نظام بانکی کشور در پیش گرفته به دلایلی که در ادامه گفته می‌شود با اصول و سیاست‌های گفته شده فاصله گرفته است.
یکی از روش‌های کنترل و تعدیل نرخ تورم، نظارت و هدایت صحیح نقدینگی در جامعه است. آنگونه که پیداست دولت جدید برای کنترل تورم، سیاست افزایش بهره بانکی را به کار برده است که این امر سبب شده، نقدینگی موجود به سمت بانک‌ها هدایت و انباشت شود و از سوی دیگر، بخش تولید و صنعت کشور از فقر و نبود نعمت نقدینگی محروم و ناتوان شود. در صورتی‌که اگر بخواهیم نظام بانکی کشور در قالب سیاست‌های اقتصاد مقاومتی قرار بگیرد، باید این رویه علاج و درمان شود.
احمد توکلی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، درباره افزایش چراغ خاموش نرخ سود بانکی اخیراً اظهار داشته است: بانک مرکزی با افزایش نرخ سود اوراق مشارکت جاذبه این اوراق را افزایش داد و بانک‌ها برای رقابت به سمت افزایش سود سپرده سوق داده می‌شوند. پس از افزایش نرخ سود اوراق مشارکت بانک‌ها برای جلوگیری از خروج منابع مردم مجبور شدند پیشنهاد منطقی درباره نرخ سود به سپرده‌گذاران خود بدهند و همین، چراغ سبزی برای افزایش نرخ سود بانکی است.
بر اساس نظر بسیاری از کارشناسان، بالا بردن نرخ سود بانکی موجب بروز انتظارات تورمی در جامعه می‌شود و این محرک در اوضاع کنونی ثبات نسبی موجود در بازار را به تلاطم می‌کشاند.
جذب نقدینگی بازار با در صد بهره بالا علاوه بر اینکه مزیت جذب سرمایه و نقدینگی را از تولید و صنعت سلب می‌کند، موجب می‌شود که این بخش از اقتصاد کشور، تسهیلاتی با سودهای بسیار بالاتر را از سیستم بانکی دریافت کند که با شرایطی که هم‌اکنون برای تولیدکنندگان به‌وجود آمده (رکود تقاضا) عدم توانایی در بازپرداخت بدهی‌ها و تسهیلات، مسیر مهیا شده برای عبور آنهاست.
تحقق این اهداف دوگانه (حفظ سودآوری، تسهیل‌گری و شتاب‌بخشی اقتصادی) به صورت توأم، مستلزم ایجاد سازوکار‌ها و مقررات مناسب اجرایی و تجهیز بانک‌ها به ابزارهای کارآمد و علمی است. وصول مطالبات و تجهیز منابع به عنوان یکی از مهم‌ترین وظایف بانک‌ها بوده که در صورت اثربخشی وکارآمدی در این دو حوزه، امکان تخصیص بهینه منابع در بخش‌های مولد اقتصادی نیز میسر خواهد بود.

سعید مهدوی

ضرورت گفتمان‌سازی

سال‌های متمادی است که حکیم فرزانه انقلاب اسلامی، راهبردهای کلان کشور را با رصد تهدیدات و فرصت‌ها و آسیب‌ها و قوت‌ها طرح‌ریزی کرده‌اند و برای اجرایی شدن در دستور کار مسئولان کشور قرار می‌دهند. همچنین با ایراد سخنرانی آن را به افکار عمومی عرضه می‌کنند تا با فراگیر شدن آن، فضا برای تحقق عملی آن فراهم آید. طرح مباحثی چون تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی، جنبش نرم‌افزاری، مردم‌سالاری دینی، کرسی‌های آزاداندیشی و نظریه‌پردازی، تولید علم بومی، طراحی سبک زندگی اسلامی – ایرانی و اقتصاد مقاومتی،‌ فهرستی از دغدغه‌های رهبری است که باید به مطالبه عمومی بدل می‌شدند.
بخشی از این رویکرد در قالب نام‌گذاری سال‌ها دنبال شده است که مروری بر بیانات ایشان در این زمینه نیز به‌خوبی نشانگر دغدغه‌های رهبری و اولویت‌های کشور است. حماسه سیاسی و اقتصادی(۱۳۹۲)، تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى(۱۳۹۱)، جهاد اقتصادی(۱۳۹۰)، همت مضاعف ـ کار مضاعف (۱۳۸۹)، حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف(۱۳۸۸)، نوآوری و شکوفایی(۱۳۸۷) و… نمونه‌هایی از این نامگذاری‌هاست که با هدف توجه همگانی و عملیاتی‌سازی مطرح شده‌اند.
آخرین مطالبه و ضرورتی که این روزها در فضای تقابلی تشدید شده جمهوری اسلامی و استکبار جهانی، مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار دارد، مسئله «اقتصاد مقاومتی» است.
حقیقت مطلب آن است که برای تحقق عینی و عملیاتی شدن این دغدغه‌ها و رهنمودها، باید «گفتمان‌سازی» کرد. این مهم در آخرین اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان نیز مورد تأکید قرار گرفت. معظم‌له در آن جمع فرمودند: «آخرین مطلب، مسئله گفتمان‌سازى است. این مطالبى که عرض کردیم، اینها فقط نصیحت و درد دلِ بین ما نیست که شما بگویید بنده بشنوم، بنده بگویم شما بشنوید، باید اینها به صورت گفتمان در بیاید. گفتمان یعنى باور عمومى؛ یعنى آن‌چیزى که به صورت یک سخنِ مورد قبول عموم تلقى بشود، مردم به آن توجه داشته باشند؛ این با گفتن حاصل می‌شود؛ با تبیینِ لازم ـ تبیین منطقى، تبیین عالمانه و دور از زیاده‌روى‌هاى گوناگون ـ حاصل می‌شود؛ با زبان صحیح، با زبان علمى و منطقى و با زبان خوش، بایستى این مطالب را منتقل کرد.»
برای گفتمان‌سازی، باید همه افراد و مجموعه‌هایی که در شکل دادن به نگرش جامعه سهیم هستند، دست به کار شوند که برای این کار باید اتاق فکری مرکزی، رسالت‌ها و مأموریت‌های اقشار مختلف را مشخص و آنان را برای تحقق امر بسیج کند.
در کنار وظایفی که بر عهده دستگاه‌های اجرایی و مدیریتی است، نخبگان علمی، فرهنگی و مذهبی اعم از حوزویان و دانشگاهیان، شاید مهم‌ترین اقشاری هستند که در زمینه گفتمان‌سازی نقش‌آفرینند. از دیگر گروه‌های مرجع اعم از هنرمندان و… نیز در این میان نقش موثری دارند.
بازیگر اصلی دیگری که در شکل‌گیری اذهان عمومی نقش‌آفرین است، رسانه‌ ملی است که باید سهم بیشتری نسبت به دیگر رسانه‌ها برعهده داشته باشد.
از مطبوعات و رسانه‌های مجازی نیز با توجه به نقش‌آفرینی که در فرهنگ‌سازی دارند، انتظار ویژه‌ای می‌رود. بالاخص آنکه، بیشترین مخاطب تأثیرپذیر آن نیز جوانان هستند.
منابر، مساجد، هیئات مذهبی که به عنوان نهادهای مردم‌نهاد سنتی ما در دل توده‌های ملت در سراسر کشور نفوذ دارند نیز در مسیر گفتمان‌سازی سهم بسزایی دارند.
در کنار همه مجموعه‌های فرهنگی، مجموعه‌های سیاسی، از جمله احزاب و گروه‌های سیاسی نیز نقش کلیدی در تحقق این مقوله ملی دارند. احزاب سیاسی نیز که یکی از کارکردهای ویژه آنها، جامعه‌پذیری سیاسی و آگاه‌سازی افکار عمومی است، با ترجیح دادن مصالح کشور و منافع ملی بر منافع جناحی، با شرح واقع‌بینانه شرایط کشور و سطح دشمنی‌های استکبار جهانی، اهمیت توجه همه‌جانبه به اقتصاد مقاومتی را گوشزد کنند و در فرایند گفتمان‌سازی سهیم باشند.
به هر حال، همانطور که رهبری معظم نیز تأکید داشتند، برای ماندگاری این سخنان و رفع دغدغه‌ها، باید آنها به گفتمان و مطالبه‌ای عمومی تبدیل شوند تا عملیاتی شده، به ثمر رسند و ماندگار گردند، وگرنه خیلی زود در لابه‌لای گفته‌ها و روزمر‌گی‌ها به فراموشی سپرده خواهند شد.

مهدی سعیدی

گفتمان اقتصاد مقاومتی راهکار اقتصاد کشور

پس از گذشت حدود دو سال از مطرح کردن راهکار و برنامه اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری، حال سیاست‌های کلی آن از سوی ایشان ابلاغ شد. در طول این مدت، مقام معظم رهبری به کرار درخصوص این گفتمان در محافل مختلف راهنمایی و تبیین کرده‌اند. ولی اکنون با ابلاغ سیاست‌های کلی این گفتمان به نوعی حجت را بر تمامی بخش‌های مرتبط با مسائل اقتصادی و همچنین سیاسی کشور تمام کردند. سیاسی از آن نظر که بسیاری از این سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، پس از طی مسیر درست دیپلماسی خارجی و تکیه آن بر توان داخلی و نداشتن امید به دست بیگانگان حاصل می‌شود. بر اساس این دستور فوری، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا در جهت تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، ابلاغ شده است.
از زمان اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه اقتصاد کشور، رهبری معظم به درستی راهکار اقتصاد مقاومتی را پیشنهاد و تجویز کردند، ولی به علت خطای دید برخی از مسئولان و کارشناسان اقتصادی ناشی از اقتصاد غرب که همان اقتصاد سرمایه‌داری است، گفتمان اقتصاد مقاومتی را با برنامه غربی، اقتصاد ریاضتی تعبیر و تفسیر کردند. حال آنکه در تعاریف و ابعاد اقتصاد مقاومتی، هیچ نوع برنامه و طرحی که به‌دنبال فشار وارد کردن بر مردم و بنگاه‌های تولیدی باشد، وجود ندارد. اصل و شالوده این نوع اقتصاد بر کاهش مصارف و بودجه دستگاه‌های دولتی، افزایش تولیدات راهبردی(در بخش صنعت و کشاورزی)، تکیه بر عوامل داخلی اقتصاد (درون‌زا و برون‌گرا) و عدم وابستگی شدید اقتصاد به درآمدهای نفتی استوار است. ولی در طرف دیگر، اقتصاد ریاضتی که برنامه اصلی کشورهای اروپایی برای برون‌رفت از بحران‌های اقتصادی پیش آمده مطرح شده، بیشتر ظرفیت و تأکید خود را بر افزایش مالیات‌های مستقیم قرار داده است و از آثار و نتایج آن نیز همین بس که از زمان اجرای این طرح تاکنون، روزی نبوده که در یکی از این کشورهای بحران‌زده، شاهد اعتراض، اعتصاب و درگیری نباشیم.
ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در حالی است که توافق‌های مقدماتی با کشورهای ۵+۱ شکل گرفته و این کشورها در حال مذاکره با ایران برای توافق نهایی هستند. زمان ابلاغ این سیاست‌های کلی به دولت خصوص تیم اقتصادی این نکته را متذکر می‌شود که چشم دوختن و انتظار کشیدن آنها برای فائق آمدن بر مشکلات از طریق وزارت خارجه امکان‌پذیر نیست و این راهکار، راه به جایی نمی‌برد. همچنین مدتی است که مقام معظم رهبری در رهنمودهای‌شان بسیار از تکیه به عوامل و نیروی داخلی و درون‌زای اقتصاد تأکید می‌کنند.
موضوع دیگری که درخصوص این ابلاغیه و فصل‌الخطاب وجود دارد؛ مقوله «حماسه اقتصادی» است که شعار و چشم‌انداز سال جاری نیز هست. در متن دستور اقتصاد مقاومتی دو مرتبه به هدف حماسه اقتصادی اشاره شده است که در هر دو مورد، اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را راه رسیدن و تحقق حماسه اقتصادی دانسته‌اند.
واضح و مبرهن است که اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی بر عهده قوای سه‌گانه کشور خصوص قوای مجریه و مقننه است که هرچه سریع‌تر باید بدون درنظر گرفتن منافع جناحی و حزبی در جریان گفتمان اقتصاد مقاومتی قرار گیرند و دستورات رهبری را با ابلاغ این سند به زیرمجموعه‌های خود و سرلوحه قرار دادن مفاد آن در رفتارها و تصمیمات، حماسه اقتصادی را در این جنگ نابرابر و تحمیلی اقتصادی به ارمغان آورند. همچنین در طرف دیگر، همانگونه که در این ابلاغیه آمده است؛ محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای، وظیفه تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی، گفتمان‌سازی و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی را دارند.

سعید مهدوی

اذعان جهان به توانمند‌های ایران

در وضعیتی که جهان معطوف به مسائلی همچون مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ و یا تحولات سوریه، اوکراین و… است، اجلاس بین‌المجالس اسلامی به ریاست جمهوری اسلامی ایران در تهران برگزار شد. سران مجالس ۳۰ کشور اسلامی در کنار مقامات و نمایندگانی از سایر کشورهای اسلامی (۵۷ کشور اسلامی) در تهران گردهم آمدند تا به بررسی چالش‌ها و مشکلات جاری در جهان اسلام بپردازند. بر اساس مصوبات اعلام شده، ریاست مجالس کشورهای اسلامی از سودان به جمهوری اسلامی ایران واگذار شد که امری مهم برای دیپلماسی پارلمانی کشور است.
این نشست در کنار دستاوردهای کلان برای جهان اسلام و تأثیراتی که می‌تواند برای خروج کشورهای اسلامی از اوضاع نابسامان کنونی داشته باشد، ابعاد و نکات قابل‌توجهی دارد که کمتر مورد پردازش محافل رسانه‌ای قرار گرفته است و حتی کشورهای غربی به دنبال اهمیت‌زدایی از آن بوده‌اند.
اول؛ حضور سران مجالس و نمایندگان از ۵۷ کشور اسلامی در نشست تهران، نشانگر اعتماد‌ جهانی به ماهیت صلح‌آمیز و نقش موثر ایران در برقراری ثبات و امنیت جهانی است؛ نگرشی که نمود عینی آن را در برگزاری نشست سران جنبش عدم تعهد در ایران با ۱۱۸ عضو و واگذاری ریاست سه ساله آن به تهران در سال ۱۳۹۱ می‌توان مشاهده کرد. کشورهای غربی همواره با پروژه ایران‌هراسی تلاش کرده‌اند تا ایران را کشوری منزوی و حاشیه‌ای جلوه دهند. نشست تهران نشان داد که این ادعا، امری واهی است و کشورها با علاقه‌مندی برای توسعه روابط با ایران گام برداشته و بر لزوم این همگرایی تأکید کرده‌اند.
ثانی؛ غرب ادعا دارد که ایران نقش منفی در منطقه دارد و با وجود غرب باید با آن مقابله کرد، حال آنکه نکته بسیار مهم در این نشست، تأکید حاضران در آن، بر لزوم ایفای نقش فعال ایران در برقراری ثبات و امنیت در منطقه است که خود سندی بر واهی بودن ادعاهای ضد ایرانی غرب است. اجلاس تهران نشان داد که تهران محور اتحاد جهان اسلام و منطقه است که ابتکارات و طرح‌های آن می‌تواند ثبات و امنیت را بر منطقه حاکم سازد.
ثالث؛ نمایندگان پارلمان‌ها، یعنی نمایندگان ملت‌ها. بنابراین می‌توان گفت که مواضع حاضران در نشست تهران در بیان دیدگاه‌های همسو با دیدگاه‌های ایران از جمله در حوزه مبارزه با رژیم صهیونیستی و غرب و حمایت از سوریه و جبهه مقاومت، نشانگر جایگاه تفکرات مقاومتی ایران در جهان اسلام با ۵/۱ میلیارد جمعیت است؛ امری که برتری ایران بر آمریکا در حوزه دیپلماسی عمومی را آشکار می‌سازد. از بندهایی که همگان بر آن تأکید داشتند، مبارزه با رژیم صهیونیستی و حمایت از مقاومت بوده که دستاوردی بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران است.
رابع؛ غرب تلاش دارد تا روابط با غرب را زمینه‌ساز رفع تحریم‌ها و حل چالش‌های اقتصادی ایران بداند نشان دهد حال آنکه نشست تهران نشان داد که جهان اسلام ازجمله در قالب روابط بین‌المجالس اسلامی، می‌تواند دارای توانایی‌های عظیمی برای حل چالش‌های اقتصادی کشور باشد. به عبارتی دیگر می‌توان گفت که دیپلماسی پارلمانی عرصه‌ای مهم در روابط جهانی و حل چالش‌های اقتصادی کشور و بی‌اثر ساختن تحریم‌ها است که مکملی برای فعالیت‌های دستگاه دیپلماسی کشور است.
نشست تهران و آشکارتر شدن توانمندی‌های عظیم ایران در معادلات جهانی می‌تواند نقطه قوتی برای بالا بردن قدرت چانه‌زنی گروه هسته‌ای در مذاکرات باشد به ویژه اینکه، از یک سو این نشست، واهی بودن ادعای انزوای ایران را بیش از پیش آشکار ساخت و از سوی دیگر، حاضران در این نشست به نمایندگی از ملت‌های خود به حمایت از حقوق هسته‌ای ایران و رد ادعاهای ضد ایرانی غرب پرداختند. توانایی‌ای که غرب با حاشیه‌سازی و پرداختن یک‌جانبه به مذاکرات ایران و غرب در وین و کم‌اهمیت‌سازی رسانه‌ای نشست بین‌المجالس اسلامی، به دنبال پنهان‌سازی آن بود و سعی کرد تا ارزش میزبانی ایران از این نشست بین‌المللی را کم ‌اهمیت جلوه دهد و آن را نشستی بدون دستاورد برای ملت ایران عنوان کند.
آنها چنین القا می‌کنند که رابطه با غرب، یعنی دیپلماسی فعال. حال آنکه، برگزاری نشست تهران و دیپلماسی پارلمانی، بخش قابل توجهی از دیپلماسی کشور است که می‌تواند به تحقق اهداف کشور در مقابله با تحرکات غرب و حتی بالا بردن قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات هسته‌ای و حتی مقابله با تحریم‌ها منجر شود.

علی موحد

جهاد همه‌جانبه برای فعال‌سازی فرایند تقویت ساخت درونی

حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در جمع مردم آذربایجان، سخنان مهمی را ایراد کردند که می‌تواند سرفصلی نو در حرکت انقلاب اسلامی به شمار آید.
معظم‌له با یادآوری بخشی از بیانات‌شان فرمودند: «مسئله‌ هسته‌اى بهانه است براى دشمنى؛ مسئله‌ هسته‌اى هم اگر یک روزى ـ حتّى به فرض محال ـ بر طبق نظر آمریکا حل بشود، باز یک مسئله دیگرى دنبال آن مى‌آید؛ الان ملاحظه کنید سخنگویان دولت آمریکا بحث حقوق بشر، بحث موشکى، بحث سلاح و مانند اینها را به میان آوردند.»
رهبری در ادامه به این حقیقت تأکید کردند که دشمنی با انقلاب اسلامی، دشمنی ریشه‌ای و مبنایی است و حد یقفی ندارد و ما برای مقابله با دشمن، چاره‌ای جز تقویت اقتدار ملی و مستحکم کردن هرچه بیشتر ساخت درونی نداریم. راهبردی که با نگاه به درون و اعتماد به جوانان وطن میسر خواهد شد.
این اظهارات وقتی کامل شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» بر اساس بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است را ابلاغ کردند. معظم‌له در متن ابلاغیه تأکید کردند: «پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شکست و عقب‌نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد، همچنین اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش‌آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند.»
هرچند اولین باری نیست که این مضامین توسط معظم‌له بیان می‌شود، اما لحن و شیوه بیان این سخنان را می‌توان فصل‌الختامی بر برخی ادعاها و اظهارنظراتی دانست که هنوز بر حل مشکلات کشور با نگاه به بیرون و اتکاء به حمایت‌های بیگانه تأکید دارند. جریانی که متأسفانه به روی کارآمدن دولت اعتدال را فضای مناسبی برای خود یافته است تا دیدگاه‌ها و نظرات خود را با صراحت بیشتری در افکار عمومی مطرح سازد. البته سیاست‌های اتخاذی در دستگاه دیپلماسی در ماه‌های گذشته به خوبی نشان داد که دشمنان و در رأس آن آمریکایی‌ها در این زمینه حاضر به رسمیت شمردن حقوق ملت ایران نیستند. لذا از این پس تداوم دیپلماسی هسته‌ای دولت یازدهم ـ که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز هست ـ نه مبتنی بر باور حل و رفع مشکلات، بلکه برای اتمام حجت بر مدعیان و ابطال سیاست‌های فریبکارانه و خصمانه دشمنان باید ادامه پیدا کند.
از سوی دیگر، همه توان دولت باید بر چگونگی فعال‌سازی ظرفیت‌های درونی و پیاده‌سازی الگوی اقتصاد مقاومتی متمرکز شود. طبیعی است که پیش از آن باید باورها در این زمینه اصلاح شود، لذا کسانی باید در رأس تصمیم‌گیری کشور قرار گیرند که اول؛ اعتقاد واقعی به این الگوی پیشرفت داشته و ثانی؛ بضاعت و توانایی علمی لازم برای تحقق و عملیاتی کردن آن را دارا باشند.
با این معیارها به‌نظر می‌رسد دولت آقای روحانی نیازمند برخی بازنگری‌ها در سپردن مسئولیت‌ها به برخی افراد باشد. به واقع کسانی که وظیفه خطیر خود را ترجمه نسخه‌های توسعه از نوع لیبرالیستی و حتی سوسیالیستی می‌دانند و خواسته یا ناخواسته در خدمت مجموعه‌هایی چون سازمان تجارت جهانی و صندوق پول‌بین‌المللی و… قرار دارند نخواهند توانست مشاور و همکاران مناسبی برای دولتی باشند که اجراکننده سیاست‌های کلی نظام در باب «اقتصاد مقاومتی» خواهد بود.
سال ۹۳، بدون شک، سال قضاوت ملت ایران در مورد عملکرد دولت اعتدال در تحقق سیاست اقتصاد مقاومتی است و دولت از هم‌اینک باید کمربندهای همت و اراده خود را برای عبور از مشکلات محکم کند و پرتوان به وعده نصرت و یاری الهی امیدوار باشد که خداوند فرموده است: «هو الذى ایدک بنصره و بالمومنین»

مهدی سعیدی