سند بهشت به اسم شهردار ماند

پس از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهور و شوراهای اسلامی شهر و روستا توجه‌ها به روند شکل‌گیری دولت جلب شد. پس از تشکیل هیئت دولت، نوبت به شوراها و به‌ویژه شورای شهر تهران رسید. افراد و گروه‌هایی که در سایه پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری احساس می‌کردند زمان انزوایشان سرآمده و با وجود همه بی‌مهری‌ها نسبت به نظام و آرمان‌های انقلاب و ناهمخوانی و نازسازگاری‌هایی که با حرکت کلی کشور و خواست مردم داشتند، می‌توانند دوباره خودی نشان دهند، تلاش کردند با حفظ حس و حال سیاسی زمان انتخابات آن را به سمت شوراها سوق دهند که اینگونه شد. پس از انتخاب احمد مسجدجامعی به ریاست شورای شهر تهران، صحبت برخی از مجموعه‌ای که از آن‌ها سخن رفت این بود: «دیروز پاستور، امروز بهشت، فردا بهارستان»، این یعنی سیاسی نگه‌داشتن فضای کشور. در ادامه این سیاست، تلاش‌های سیاسی گسترده و پیچیده برای حذف قالیباف از شهرداری تهران و جایگزین کردن فردی با همان نگاه سیاسی که به آن اشاره شد، آغاز گردید. اولین گام اساسی برای حذف قالیباف را مسجدجامعی پس از کسب ریاست‌ شورای شهر تهران، برداشت. آن زمان که با تکیه بر کرسی ریاست‌شورا با نادیده گرفتن کارهای بزرگ شهرداری شروع به انتقادات نادرست از عملکرد شهردار تهران کرد و برای موجه کردن انتقاداتش رویاگونه از خلأهای فرهنگی سخن گفت که در زمان ریاستش بر وزارت ارشاد به آن اعتنای چندانی نداشت در حالی که بسیاری از آن جزو وظایف وزارت ارشاد بود. تفاوت سخنان وی با کارهایی که در تهران انجام گرفته این است که کارهای بزرگ شهرداری از جنس عمل و تلاش است و سخنان وی تنها حرف است و فاصله حرف تا عمل نیز مشخص است. چه خوب است آقای مسجدجامعی، یک سمت دولتی را بر ریاست‌شورای شهر تهران ترجیح ندهد و در این منصب بماند، تا مردم از حظ تبدیل این سخنان به عمل بهره‌مند شوند و یا حداقل سهم واقعیت‌ها در انتقادات سیاسی وی بیشتر شود. در هر صورت عملکرد جهادی قالیباف او را در جایگاه شهرداری تهران حفظ کرد و تلاش‌های سیاسی برای حذف وی را ناکام گذاشت. امید است چالش‌ها و پیچش‌های سیاسی با انتخاب شهردار پایان یابد و کار جهادی با نشاط و همکاری و همراهی‌های بیشتر آغاز شود. ان‌شاء‌الله

اردوی جهادی حماسه‌ای از جنس حماسه حسن باقری می‌طلبد!

اطلاعات ریشه هر کار و تصمیم‌گیری است. این یک مفهوم اساسی و بنیادی است و کسی نمی‌تواند آن را نقض کند. این مسئله از سوی اسطوره اطلاعات و عملیات دفاع مقدس، شهید حسن باقری و در واقع غلامحسین افشردی در طی ۲۸ ماه حضورش در خط مقدم حماسه و ایثار بارها اثبات شد.
بر اساس همین واقعیت اگر قبول کنیم که در جهاد امروز باید از جهاد دیروز درس بگیریم و جهاد امروز را محرومیت‌زدایی بنامیم که یکی از عرصه‌های مهم آن اردوی‌های جهادی است، می‌توانیم بزرگ‌ترین مشکل را نبود حماسه‌ای از جنس حماسه حسن باقری تلقی کرد.
شهید بزرگوار حسن باقری در ابتدای ورودش به کار اطلاعاتی برای جنگ متوجه خیلی مسائل می‌شود؛ از جمله اینکه در یک جبهه دو نیروی خودی به تلقی اینکه دشمن در مقابل آنها است دارند با هم می‌جنگند و دو سه‌روزی است مقابل هم هستند! به دست آوردن اطلاعات صحیح، تحلیل علمی آنها و فراهم آوردن سازوکارها و تجهیزات و امکانات مورد نیاز و مدیریت صحنه نقش بسزایی در نیل به موفقیت دارد تا حدی که در دوران دفاع مقدس برای کسب همین اطلاعات چه بسا رزمندگانی جان خود را تقدیم کردند تا نیروهای اسلام در صحنه عمل بیشترین دستاوردها و کمترین هزینه‌ها را پرداخت کنند.
تلفیق اطلاعات و اردوهای جهادی از آن جهت دارای اهمیت می‌شود که این را بدانیم که بهترین و بزرگ‌ترین راه نیل به حماسه اقتصادی در بعد روستایی و تولیدی می‌تواند همین امر باشد.
امروز چه بسیار روستاها و مناطقی هستند که یک گروه جهادی یکی دو سال آنجا فعالیت کرده و هیچ اطلاعی در رابطه با فعالیت‌ها و تحلیل‌های جهادگران در این روستا از وضعیت فرهنگی، اقتصادی و قابلیت‌های منطقه وجود ندارد و چند سال بعد که گروهی دیگر به آنجا می‌رود باید کار را از نو آغاز کند.
چه ظرفیت‌های عظیم اقتصادی در نقاط مختلف کشور وجود دارد که اتفاقاً جهادگران به این مناطق رفته و این ظرفیت‌ها را احصا کرده‌اند، اما سامانه‌ای نبوده که این اطلاعات را به‌صورت جامع جمع‌آوری و ساماندهی کند و در اختیار دیگر جهادگران و یا کارآفرینان و یا حتی سرمایه‌گذاران قرار دهد.
بر همین اساس باید گفت یکی از رسالت‌های سازمان بسیج سازندگی ایجاد ساختارهای لازم برای انسجام، تداوم و هم‌افزایی فعالیت‌های سازندگی و اقتصادی است. با توجه به اهدافی که سازمان بسیج در رابطه با بسیج سازندگی تعریف کرده به ویژه حماسه اقتصادی و بالا بردن حجم تولید باید یک موضوع ویژه برای این سازمان تلقی شود و با رویکرد اطلاعاتی ویژه به منظور جمع‌آوری، پالایش و بهره‌برداری سهل‌الوصول از اطلاعات محیطی، انسانی و زیست محیطی مناطق محروم و غیرمحروم کشور هم فعالیت‌های بسیج سازندگی را در این راستا نظم ببخشد و هم آنکه اطلاعات لازم در اختیار دولت و دستگاه و نیز سرمایه‌گذاران قرار بگیرد..

علیرضا جلالیان

راه ناتمام بانکداری اسلامی

از اوایل قرن بیستم و با نهادینه‌شدن بانک در نظام‌های اقتصادی، عده‌ای از دانشمندان مسلمان کوشیدند مشکل ‌ربایی بودن بانک‌های سنتی را حل کنند. در میان اندیشمندان شیعه و سنی، از نخستین افرادی که در این باره به تحقیق پرداخته‌اند، می‌توان از شهید سیدمحمدباقر صدر، شهید بهشتی، شهید مطهری، قریشی، اقبال، محسن‌خان و عارف را نام برد. جوامع اولیه اسلامی، ابزارها و نهادهای مالی را با رعایت اصول شرعی به وجود آوردند و آنها را توسعه دادند. با قدرت گرفتن کشورهای اروپایی، کشورهای مسلمان به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت نفوذ غرب درآمدند و قواعد و هنجارهای اسلامی در زمینه مسائل اقتصادی به مدت چهارصد سال متروک ماند.
در بانکداری متعارف (ربوی)، مهم‌ترین اهداف عملیات بانکی را می‌توان مدیریت نظام پولی کشور، رونق مبادلات، تجهیز سپرده‌های مردم و تخصیص بهینه آنها در جهت‌های مناسب دانست. اهداف نظام بانکی در قانون بانکداری بدون ربا نیز چنین است: «استقرار نظام پولی و اعتباری بر مبنای حق و عدل، به منظور تنظیم گردش صحیح پول و اعتبار در جهت سلامت و رشد اقتصاد کشور؛ فعالیت در جهت تحقق اهداف و سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی دولت جمهوری اسلامی ایران؛ تسهیل در امور پرداخت‌ها و دریافت‌ها و مبادلات و معادلات و دیگر خدماتی که به موجب قانون به عهده بانک گذاشته می‌شود.»
همچنین در بانکداری متعارف، سپرده‌گذاران، مسئولیت و ریسکی در قبال فعالیت‌های بانک ندارند و نتایج عملیات بانکی سود باشد یا ضرر، نظام بانکی متعهد است در هر وضعیتی، اصل سپرده و بهره آن را در موعد مقرر به سپرده‌گذار بپردازد. در مقابل، بانکداری اسلامی از یک‌سو بر تقسیم ریسک، داد و ستد فیزیکی کالا، درگیری مستقیم با تجارت و کار با استفاده از عقود شرعی استوار است و از سویی دیگر با مدیریت دارایی به دنبال افزایش درآمد عمومی است. تقسیم ریسک و مدیریت آن برای دستیابی به حاکمیت مشارکت و همکاری در انجام پروژه‌ها یکی از اهداف اساسی بانکداری اسلامی است. به همین دلیل، بانکداری اسلامی و غیرربوی به نظام حسابداری و مالی ویژه و متمایز نیاز دارد و نهادهای ناظر هم وظایف متمایزی دارند تا فعالیت‌های بازار پولی، رنگ ربوی به خود نگیرد.
با این همه بانکداری اسلامی در داخل کشور با برخی مشکلات و چالش‌ها مواجه است که این امر مانع تبدیل قوانین و بخشنامه‌های بانکداری بدون ربا به سمت استقرار نظام بانکداری اسلامی شده است. ولی‌الله سیف، رئیس بانک مرکزی در بیست‌وچهارمین همایش بانکداری اسلامی که هفته گذشته برگزار شد گفت: شاید انتقاد بحقی باشد که بانکداری اسلامی در ایران از این مرحله چندان فراتر نرفته و حتی در این مرحله هم حق مطلب ادا نشده است؛ قدم‌های بلندی که در استانداردسازی رویه حسابداری و حسابرسی، نظام کنترل داخلی، حاکمیت شرکتی، مقررات احتیاطی، مدیریت ریسک و مواردی دیگر در بانکداری سنتی برداشته شده، لازم است در عمل متناسب با اصول بانکداری اسلامی طراحی و راه‌اندازی شوند. به گفته وی: بالاترین مرتبه بانکداری اسلامی فراتر از ظواهر شرعی، زمانی حاصل می‌شود که بتواند پاسخگوی تأمین نیازهای مالی جامعه عدالت‌محور و اخلاق‌مدار باشد.
اگر بخواهیم نگاهی منصفانه به بانکداری جاری در کشور داشته باشیم، نه می‌توان به صورت افراطی اظهار کرد که نشانی از بانکداری اسلامی در نظام بانکی کشور وجود ندارد و نه با ذوق‌زدگی می‌توان گفت که آنچه در نظام بانکی کشور اجرا می‌شود، دقیقاً‌ همان چیزی است که بانکداری اسلامی در نظر دارد؛ از این‌رو استقرار قانون عملیات بانکی بدون ربا و حرکت در راستای آرمان بانکداری اسلامی، نیازمند توجه ویژه مسئولان و متصدیان نظام بانکی است تا ضمن نهادسازی‌های لازم، زمینه ترویج فرهنگ بانکداری اسلامی را در میان آحاد جامعه فراهم آورند.

سعید مهدوی

کاخ سفید و معمای حمله به سوریه

مداخله به‌دلیل بشر دوستی (Humanitavian Intervention) هنگامی موضوعیت پیدا می‌کند که رفتار یک دولت در مقابل اتباعش یا در تعامل با سایر افرادی که در قلمرو آن دولت هستند، وضعی پیدا کند که وجدان بشریت را جریحه‌دار کند، در این صورت، جامعه بین‌المللی به‌منظور پایان دادن به آن شرایط، با اخذ مجوز از سازمان ملل حق مداخله دارد و هر اقدام خودسرانه نوعی بهانه برای اجرای سیاست‌های مداخله‌جویانه و برآوردن اهداف نامشروع و نقض حقوق بین‌المللی است که توسط قدرت‌های جهانی علیه کشورهای ضعیف‌تر دنبال می‌شود.
تهدید به حمله نظامی محدود از سوی آمریکا به کشور سوریه به بهانه تنبیه دولت بشار اسد به‌سبب استفاده از سلاح شیمیایی علیه شهروندان آن کشور که با پوشش بشر دوستی، دنبال می‌شود با توجه به سابقه آمریکا و همچنین شرایط فراهم شدن این بهانه نوعی طنز تاریخی است که حتی دروغ‌های وزیر خارجه آمریکا برای متقاعدسازی کمیته روابط خارجی سنای آمریکا هم نمی‌تواند از شدت لودگی و مسخره بودن آن بکاهد. چراکه؛
۱ـ آمریکا حمله به عراق را نیز به بهانه وجود سلاح‌های غیرمتعارف و کشتارجمعی صورت داد اما بعداً واهی بودن این بهانه برملا شد و هیچ‌گاه سلاح کشتار جمعی کشف نشد.
۲ـ در زمان حمله شیمیایی صدام علیه شهروندان عراقی و ایرانی در دوران جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، آمریکا متحد صدام بوده و در عین اطلاع از اقدامات وحشتناک ارتش صدام هیچ مداخله‌ای به نفع بشردوستی انجام نداد و ننگ سکوت و رضایت به جنایات صدام را برای خویش به ثبت رسانده است.
۳ـ بهانه‌جویی برای حمله محدود در شرایط فعلی به نفع تروریست‌های القاعده‌ای و تکفیری است که علاوه بر کاربرد سلاح شیمیایی به جنایاتی چون به دندان کشیدن جگر سرباز جوان سوری، اعدام‌های دسته‌جمعی اسرا و شهروندان غیرنظامی سوری، آتش زدن و زنده سوزاندن مخالفان، مصادره اموال و تجاوز به نوامیس مردم، متهم بوده و برای تحقق تاکتیک النصر بالرعب از هیچ خشونت و جنایتی علیه بشریت فروگذار نکرده‌اند.
۴ـ این بهانه‌سازی و بهانه‌جویی دقیقاً زمانی دنبال می‌شود که ارتش سوریه در موضع برتر قرار داشته و تروریست‌های مخالف دولت بشار اسد با جنایت شیمیایی در منطقه خان‌العسل نگران نتایج بازرسی ناظران سازمان ملل بوده و این بهانه‌سازی را دقیقاً همزمان با حضور ناظرانی انجام داده‌اند که به دعوت دولت سوریه به این کشور آمده بودند.
بنابراین هیچ عقل سلیم و ناظر بی‌طرفی نمی‌تواند بهانه آمریکا برای حمایت از شهروندان سوری و حمایت از حقوق بشر را باور کند بلکه این بهانه‌جویی تنها برای کمک به تروریست‌های القاعده‌ای و تکفیری است که فعلاً به نیابت از آمریکا، رژیم صهیونیستی، عربستان و ترکیه مأموریت فرسایش مقاومت و زمینه‌سازی برای تجزیه کشورهای اسلامی و سرگرمی به منازعات قومی و مذهبی را برعهده دارند. جالب اینکه بخشی از این طنز تاریخی به ادعاهای اولیه آمریکا در حمله به افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان برمی‌گردد که به عنوان مبارزه با تروریسم و از بین بردن القاعده و طالبان وابسته به القاعده صورت گرفت. اما در شرایط فعلی آمریکایی‌ها برای نجات نیروهای القاعده که در قالب جبهه النصره و اهل الشام سازمان یافته‌اند، به‌دنبال بهانه‌جویی برآمده و وزیر خارجه این کشور دروغ بزرگ عدم حضور نیروهای القاعده در سوریه را برای توجیه اقدام نظامی علیه دولت سوریه برای آمریکا به ثبت رساند.
بخش دیگر این معما یا طنز تاریخی را هم با رضایت آمریکایی‌ها به حمایت از نیروهای تکفیری و القاعده‌ای تکمیل می‌کند که نه‌تنها پیش از این با ترسیم چهره‌ای وحشتناک از آنان در ۱۱ سپتامبر آن را بهانه‌ برای حمله به کشورهای اسلامی قرار دادند بلکه همراهی با سرکوب اخوانی‌ها و سرنگونی دولت برخاسته از رأی و دموکراسی را در مصر نیز در سایه ترساندن از افراطی‌گری مرتبط با همین روحیه تکفیری انجام می‌دهند.
اما این معما ابعاد دیگری نیز دارد اینکه آمریکایی‌ها با این تهدید واقعیت بزرگی را آشکار کرده و پرده از چهره واقعی معارضان و تروریست‌ّهای مسلح برداشتند. این یک پیروزی بزرگ برای بشار اسد در عرصه افکار عمومی است که پس از این عناصر تروریست القاعده‌ای و تکفیری را به عنوان مزدوران آمریکایی می‌شناسند. پدیده‌ای که به مقاومت او مشروعیت بخشیده و غیرت اسلامی برای کمک به مقاومت را برمی‌انگیزد. چنین پدیده خود مولد معما برای آمریکایی‌ها است که با داشتن تصویری غلط از فرهنگ کشورهای اسلامی، تهدید و حمله را راه‌حل نیل به اهداف سیاسی خویش می‌دانند. حال آنکه چنین حمله‌ای تنها به عمق‌بخشی بیشتر مقاومت کمک کرده و ذخایر جهادی را از مرزهای هند تا سواحل مدیترانه و شاید هم در عمق آمریکا و اروپا علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی انسجام می‌بخشد.

سنایی راد

پرهیز از سیاسی‌کاری در گام دوم

شعار اعتدال‌گرایی، کلیدواژه‌ای است که معنای حقیقی آن در برابر افراط و تفریط تجلی می‌یابد و در حوزه سیاسی مفاهیم هم‌ردیفی چون عقلانیت، تدبیر، شایسته‌سالاری، کارآمدی و فراجناحی بودن را تداعی می‌سازد. رئیس‌جمهور دولت یازدهم توانست با اتخاذ شعار اعتدال و تشکیل دولت تدبیر و امید پیروز انتخابات ۲۴ خرداد شود و به تبع آن جریان حامی وی نیز در سطوح مختلف قدرت را در اختیار گرفت و تغییری در فضای سیاسی کشور نیز حاصل آمد.
آثار و تبعات نتیجه انتخابات ریاست‌‌جمهوری را می‌توان در وضعیت انتخابات شوراهای کشور نیز مشاهده کرد. در حالی که نتایج اولیه انتخابات شورای شهر تهران از تفوق نسبی اصولگرایان بر اصلاح‌طلبان حکایت داشت، اما ورود چند گزینه مستقل به عنوان تنظیم‌کننده وزن دو گروه در این جمع نقش‌آفرین شد و اولین کارکرد خود را در انتخاب رئیس شورای شهر نشان داد. احمد مسجدجامعی در حالی توانست بر رقیب بنام خود مهدی چمران پیروز شود که این پیروزی را مرهون یک رأی نماینده‌ای است که پیش از این ظاهراً نظر خود را به نوع دیگری اعلام کرده بود، اما به یکباره این تک رأی تعیین‌کننده نتیجه را به نحو دیگری رقم زد و یک اصلاح‌طلب توانست به عنوان رئیس شورای شهر چهارم انتخاب شود!
با آغاز به کار شورای جدید شهر تهران و مشخص شدن ریاست آن، این شورا در گام دوم فعالیت خود در آزمون بزرگ دیگری نیز قرار دارد که حاصل آن می‌‌تواند تأثیر بسزایی بر سرنوشت جمعیت میلیونی پایتخت داشته باشد و آن انتخاب شهردار تهران است.
مهم‌ترین انتظار در این زمینه آن است که اعضای شورا بر شعار اعتدال‌گرایی و الزامات آن که امروز به عنوان گفتمانی برتر در سطح افکار عمومی مطرح و مورد قبول اکثریت قرار گرفته است، پایبند باشند و از سیاسی کردن و جناحی دیدن مسائل پرهیز کنند و مبتنی بر معیارهایی چون عقلانیت و تدبیر و شایسته‌سالاری دست به گزینش شهردار بزنند.
پیشینه سیاه تبدیل کردن مجموعه‌ای اجتماعی ـ فرهنگی به باشگاهی سیاسی در شورای شهر اول تهران به خوبی از ناکامی مسیر افراطیون و اتخاذ رویکردی سیاسی در شوراها حکایت دارد. در آن دوره سیاسی‌کاری و جناح بازی بیشتر فرصت چهار ساله نمایندگان مردم را تباه کرد و تا به آنجا ادامه یافت که به تعطیلی شورا انجامید! و دود آن به چشم میلیون‌ها شهروندی رفت که در پایتخت زندگی کرده و به تصمیمات نمایندگان خود دل بسته بودند!
این تجربه تلخ، امروز پیش روی ملت و منتخبان چهارمین شورای اسلامی شهر تهران قرار دارد و انتظار آن است که ایشان در مسیر انحرافی سیاسی‌کاری قدم برنداشته و در مسیر صحیح قدم بردارند. در این مسیر تفوق کار کارشناسی و مسئله کارآمدی بر ملاحظات جناحی و سیاسی، یکی از انتظاراتی است که شهروندان از نمایندگان خود در شوراها دارند. امروز کلانشهر تهران با معضلات عدیده‌ای همچون ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی‌های صوتی، ناهنجاری‌های اجتماعی،‌ معضلات فرهنگی و… مواجه است که باید برای آن چاره‌ای اندیشید. امکان رفع و حل این مشکلات تنها در صورتی مهیا است که نظرات کارشناسی معیار عمل اعضای شورا قرار گیرد.
مسئله دیگر آنکه برای حل این معضلات باید تصدی امر شهرداری تهران در اختیار گزینه‌ای باشد که مبتنی بر شایسته‌سالاری انتخاب شده و از تخصص و تجربه لازم برای حل مشکلات برخوردار باشد. این مسئله وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که یادآور شویم طبق گفته بسیاری از کارشناسان، مسئولیت‌ها و اختیارات شهردار تهران از چندین وزیر بیشتر بوده و میزان گردش مالی و حجم پروژه‌ها در آن بیش از برخی وزارتخانه‌های کشور می‌باشد. واگذاری مسئولیت این حجم از کار به یک فرد به عنوان شهردار تهران و سپردن اختیار انتخاب چنین فردی به شوراها، بیش از پیش حساسیت تصمیمی را که از سوی اعضای شورای شهر باید گرفته شود نشان می‌دهد.
متأسفانه طرح برخی گزینه‌ها به‌عنوان نامزد پیشنهادی برای شهرداری تهران با معیارهای اعتدال‌گرایی و شایسته‌سالاری فاصله و نشان از آن دارد که رویکرد سیاسی می‌تواند بر فضای عمومی این دوره از شورای شهر تهران سایه اندازد. این مسئله نگرانی بسیاری از دلسوزان کشور را نیز به همراه داشته و در این روزها شاهد اظهار نظرات مختلفی در این زمینه بوده‌ایم. امیدواریم این نصایح و توصیه‌ها مورد توجه اعضای شورای شهر تهران، بالاخص آنهایی که اولین تجربه سیاسی عمر خود در این سطح، تجربه می‌کنند، قرار گیرد و شاهد آن باشیم که این شورا در دومین گام مهم خود مبتنی بر شایسته‌سالاری و مصالح ملی تصمیم گیرد و از سیاسی‌کاری پرهیز کند.

مهدی سعیدی

ایجاد تمدن اسلامی آرمان نظام جمهوری اسلامی

هر ملت و نظامی دارای آرمان و اهداف بلندی است و ملت‌های بدون آرمان، ملت‌های تابع و غیرمستقل، فاقد عزت و افتخارات ملی هستند. آرمان یعنی چه؟ و آرمان ملت و نظام جمهوری اسلامی چیست؟
آرمان آن قله رفیع و ارزشمندی است که به صورت چشم‌انداز بلندمدت مسیر حرکت یک فرد، گروه، جامعه، سازمان و… را مشخص می‌کند. اهداف کلان و بلندمدت هر فرد یا گروه با توجه به آرمان مشخص می‌شود. هر فرد و یا مجموعه هدفدار، تمامی تلاش‌هایش برای تحقق آرمان‌های مورد نظر است. انسان‌ها و جوامع آرمان‌گرا، اسیر وضع موجود نشده و تلاش می‌کنند تا به آن آرمان‌های ارزشمند و قله‌های مرتفع دست یابند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، آرمان نظام جمهوری اسلامی را این‌گونه تعریف کردند: «آرمان نظام جمهوری اسلامی را می‌شود در جمله کوتاه «ایجاد تمدن اسلامی» خلاصه کرد. تمدن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادی می‌تواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن خلق کرده است، برسد؛ زندگی خوبی داشته باشد، زندگی عزتمندی داشته باشد، انسان عزیز، انسان دارای قدرت، دارای اراده، دارای ابتکار، دارای سازندگی جهان طبیعت؛ تمدن اسلامی یعنی این؛ هدف نظام جمهوری اسلامی و آرمان جمهوری اسلامی این است.»
آرمان یک ملت، از یک طرف ارزش وجودی آن ملت را نشان می‌دهد و از طرف دیگر از آینده آن ملت خبر می‌دهد. ملت بزرگ ایران با انقلاب اسلامی، به دگرگونی در وضع موجود خود مبادرت ورزید و با استقرار بخشیدن به نظام جمهوری اسلامی، با الهام گرفتن از آموزه‌های قرآنی، «ایجاد تمدن اسلامی» را به عنوان آرمان خود مورد توجه قرار داد. بنای تمدن اسلامی در ایران زمین، آن قله رفیعی است که ملت ایران، فتح آن را به عنوان یک آرمان و هدف کلان نشانه رفته است. هراس دشمنان ملت ایران، به‌دلیل آرمان ارزشمند نظام جمهوری اسلامی است. سردمداران نظام سلطه با محوریت آمریکا، به‌خوبی می‌دانند که تحقق آرمان ملت ایران، منشأ چه نوع تحولاتی در تمامی عرصه‌های بین‌المللی و زندگی بشر در هزاره سوم خواهد شد. با شکل‌گیری تمدن اسلامی، تمدن مبتنی بر مادی‌گرایی مغرب‌زمین غروب خواهد کرد و یک بار دیگر، این شرق اسلامی با محوریت ایران خواهد بود که تکیه‌گاه تمدن بشری می‌شود. اگر امکان تحقق چنین آرمانی نبود، غربی‌ها با ملت ایران، این چنین دشمنی نمی‌کردند. اگر طی ۳۵ سال گذشته، آمریکای جهانخوار و صهیونیزم بین‌الملل، از تمامی ابزارها و قدرت خود برای متوقف ساختن حرکت ملت ایران استفاده کرده‌اند، به‌دلیل آرمان ارزشمندی است که نظام جمهوری اسلامی به آن چشم دوخته و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند، این رخداد برای غرب و خصوصاً آمریکا بسیار ناخوشایند است. غرب بر این تصور بود که برای همیشه تاریخ، سرآمد جهانیان است و پرچم لیبرال دموکراسی با دستان آمریکایی‌ها بر سراسر جهان به اهتزاز در خواهد آمد. آنان می‌پنداشتند که تاریخ با لیبرال دموکراسی و تمدن غربی به پایان خواهد رسید. اما اکنون شاهد عبور جهان از یک پیچ تاریخی و تغییر هندسه سیاسی جهان و ظهور تمدنی نوین به نام «تمدن اسلامی» با پرچمداری ملت ایران هستند. پدیده بیداری اسلامی با پشتوانه ۵/۱ میلیارد مسلمان در بهترین موقعیت‌های راهبردی و ژئوپلیتیکی با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی، بر نگرانی‌های سلطه‌گران غربی افزوده و آنان تمام توان خود را برای جلوگیری از پی‌ریزی بنای عظیم تمدن اسلامی بسیج کرده‌اند.
در چنین اوضاعی نیروهای انقلابی، باید تمامی ظرفیت‌های خود و کشور را برای پیمودن مسیر باقی‌مانده تا رسیدن به آن قله‌های آرمانی بسیج کرده و با تدبیر و استقامت بر مشکلات مسیر غلبه کنند. مقام معظم رهبری در جمع اعضای خبرگان رهبری، به دو مولفه اساسی برای تحقق آرمان جمهوری اسلامی اشاره کردند. توجه به راهبردهای عمومی و واقعیات، از مولفه‌های مورد نظر معظم‌له برای رسیدن به آرمان و اهداف جمهوری اسلامی است. ایشان درباره توجه به راهبردهای عمومی می‌فرمایند: «… راه‌هایی که ما را به این اهداف(آرمان‌ها) می‌رساند؛ راهبردهای عمومی و کلی؛ این راهبردها را بایستی شناخت. تکیه بر اسلامیت، ملاحظه ظالم نبودن و مظلوم نشدن در تعاملات گوناگون،… راهبرد تکیه بر آرای مردم و آنچه مردم‌سالاری را تشکیل می‌دهد و راهبردهایی از این قبیل؛ اینها سیاست‌های کلان و راهبردهای اصلی نظام جمهوری اسلامی است برای رسیدن به آن آرمان‌ها، کار عمومی، تلاش عمومی، ابتکار عمومی، وحدت ملی و از این قبیل چیزهایی که وجود دارد.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با لحاظ کردن آرمان به عنوان اولین مولفه اساسی که باید مورد توجه همه مسئولان باشد و توجه به راهبردهای عمومی به عنوان دومین مولفه، از داشتن نگاه واقع‌بینانه به عنوان سومین مولفه در این خصوص یاد می‌کنند و می‌فرمایند: «واقعیات را هم باید دید… آنچه که ما لازم داریم، آرمان‌گرایی با نگاه به واقعیات است. واقعیت‌ها را هم باید درست فهمید. آنچه که از واقعیت‌ها موجب اقتدار است، آنها را باید شناخت. آنچه از واقعیت‌ها کمبود و نقص است، آنها را هم باید شناخت؛ آنچه که مانع حرکت است؛ اینها را باید شناخت.»
از نکات کلیدی در فرمایشات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در تلاش برای ایجاد تمدن اسلامی به عنوان آرمان اصلی نظام جمهوری اسلامی، از حرکت باز نماندن به دلیل مشکلات و موانع سر راه است. از نظر معظم‌له با موانع و مشکلات باید واقع‌بینانه برخورد کرد و بااستفاده از داشته‌ها و توانمندی‌ها، از این موانع به شکل هوشمندانه و مدبرانه عبور کرد.

دکتر یدالله جوانی

سرپرستی یا عامل تسویه‌حساب سیاسی

برداشت عمومی از جایگاه و اختیارات «سرپرست» در مراکز دولتی و به‌ویژه وزارت‌خانه‌ها این بود که «سرپرست» تنها مسئولیت دارد وضع موجود را برای جلوگیری از رکود، حفظ و به استمرار امور کمک کند تا مسئول اصلی و رسمی تعیین‌ شود و تصمیمات کلان را بگیرد. این برداشت عمومی تقریباً در بستر مراکز دولت جاری بود تا اینکه با روی کار آمدن دولت یازدهم و رأی‌اعتماد نگرفتن دکتر میلی منفرد از مجلس برای وزارت علوم، دکتر روحانی، دکتر توفیقی را به سمت سرپرستی این وزارت‌خانه منصوب کرد و وی که سابقه همراهی جدی با فتنه را در پرونده دارد، پس از انتصاب، به تغییرات پرسش‌برانگیز در این وزارت‌خانه دست زد و موجبات نگرانی تعدادی از نمایندگان مجلس به‌ویژه اعضای کمیسیون آموزش را فراهم آورد. بر این اساس، تعدادی از نمایندگان طرح دو فوریتی را آماده کردند که بر اساس آن، تمامی عزل و نصب‌های سرپرستان وزارت‌خانه‌ها از ۲۰ مرداد ملغی می‌شود. نمایندگان دیروز به یک فوریتی بودن این طرح رأی دادند. به‌نظر نگرانی نمایندگان به‌جا است؛ زیرا قضیه «سرپرستی» به مقوله‌ای کاملاً‌ سیاسی تبدیل شده و برخی، آن را فرصتی کوتاه با کارکردی بزرگ و بدون هزینه می‌دانند که با استفاده از آن، به تسویه‌حساب‌های سیاسی می‌پردازند. منسوبان فتنه ۸۸ که می‌دانند راه ورود قانونی آن‌ها به دولت(مسیر مجلس)، بسته است، در تلاشند تا از این فرصت و در ظاهر خلأ قانونی، بیشترین استفاده سیاسی را ببرند. چنانچه مجلس نتواند این خلأ را پر و این مسیر انحرافی و خطرناک را مسدود کند، این رفتار سوء به رویه‌ای خطرناک و مسئله‌آفرین در اقدامات سیاسی تبدیل می‌شود. الآن زمان برخورد با این حرکت فرصت‌طلبانه و فاقد وجاهت اخلاقی و اجتماعی است.

تبریک مطالبه‌گرانه

تبریک آیت‌الله مهدوی‌کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، به رئیس‌جمهور در نوع خود قابل‌توجه بود. روز گذشته پس از حضور دکتر روحانی در چهاردهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری، آیت‌الله مهدوی‌کنی، رئیس‌ این مجلس، با اشاره به برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، یکبار دیگری انتخاب دکتر روحانی را به سمت ریاست‌جمهوری تبریک گفت. آیت‌الله مهدوی‌کنی برای تبریکش سه معنا را بیان کرد: «در بین این سه معنا آنچه که در عرصه عمل بیشتر دیده می‌شود و به کار می‌آید و لزوماً صاحب‌منصب ریاست‌جمهوری باید بیشتر به آن توجه داشته باشد و هئیت دولت را نیز به آن توجه دهد، موضوع مهم «مطالبه» است. اساساً منصب ریاست‌جمهوری جایگاه برآورده ساختن سه دسته مطالبات است: ۱- مطالبات کلان مصرح در قانون اساسی ۲- مطالبات کلان امور جاری کشور ۳- مطالبات عمومی. تشخیص اینکه رئیس‌جمهور به هر یک از این سه مطالبه چگونه پاسخ می‌دهد، به عهده مجموعه‌های مختلف است؛ اما در نهایت، همه آن‌ها به‌نوعی در نظر افکار عمومی قرار می‌گیرند و افکار عمومی درباره این پاسخگویی‌ها قضاوت می‌کنند و این قضاوت‌ها هستند که موقعیت دولت‌ها را تقویت و یا تضعیف می‌کنند و در نهایت فرجام آن‌ها را در عرصه سیاسی رقم می‌زنند.

دولت یازدهم و حرکت در مسیر تحقق دولت اسلامی

با آغاز به کار دولت یازدهم، ‌فصلی نو برای تحقق دولت اسلامی آغاز شده است. دولت جدید در آغاز راه در هفته گذشته، طبق سنوات گذشته دیداری با رهبر معظم انقلاب اسلامی داشتند که در آن معظم‌له با تقدیر از هماهنگی دولت و مجلس و همچنین سرعت عمل رئیس‌جمهور در معرفی کابینه، شاخصه‌‌های دولت اسلامی مطلوب را بار دیگر برشمردند. این یادآوری از آن جهت اهمیت دارد که به واقع باید تلاش برای تحقق آنها را مهم‌ترین مطالبه ملت و رهبری از کابینه دولت یازدهم دانست.
۱ـ اوّلین شاخص، شاخص اعتقادى و اخلاقى است که مبتنی بر شرح رهبری، همان شناخت و عمل به شاخصه‌ها و آرمان‌هایی است که مورد تأکید حضرت امام خمینی(ره) قرار گرفته است.
۲ـ شاخص دوّمی که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته و از آن با عنوان گفتمان اصلى دولت اسلامى یاد شد، مسئله‌ »خدمت به خلق» است. در نگاه ایشان فلسفه همه مسئولان نظام اسلامی جز خدمت به خلق نیست و اگر کسی ناتوان از انجام وظایف است، خود به خود مشروعیت تصدی آن جایگاه را از دست داده است! ایشان پیش از این در جمع دولتمردان با صراحت بیشتری فرموده بودند: «مشروعیت همه ما بسته به انجام وظیفه و کارآیی در انجام وظیفه است…»(۳۱/۶/۸۳)
نکته حائز اهمیت دیگر توصیه ایشان این بود که برای خدمت به خلق باید کارها با مشی جهادی دنبال شودد و در این مسیر سلایق و گرایش‌های فردی و سیاسی نباید به مانع خدمت به مردم بدل شود.
۳ـ شاخص سوم مورد تأکید رهبری مسئله عدالت است. معظم‌له تأکید دارند که همه تلاش دولت باید در راستای تحقق پیشرفتی باشد که عدالت را در درون خود نهادینه کرده است. به واقع در نگاه اسلامی عدالت چیزی عارض بر پیشرفت نیست که با تمهیداتی به الگوی توسعه سنجاق شود!، بلکه جوهر و ماهیت توسعه اسلامی را عدالت تشکیل می‌دهد و پیشرفت منهای عدالت را نمی‌توان توسعه اسلامی نامید!
۴ـ شاخص دیگر مورد توجه حکیم انقلاب اسلامی، مسئله توجه به سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد است. در این مسئله حیاتی نگاه معظم له آن است که مبارزه با فساد توسط خود دستگاه‌های اجرایی دنبال شود، نه دستگاه قضایی. به واقع در این نگاه این دولت است که در جایگاه محوری مبارزه با فساد بوده و با مراقبت از زیرمجموعه‌ها اجازه هرگونه فساد، اسراف، تبعیض و رانت خواری را نخواهد داد و تا آنجا که ممکن است ضرورتی به ورود دستگاه قضایی نخواهد بود.
۵ـ قانونگرایی نیز شاخص دیگری بود که معظم‌له به عنوان اولویت در دستور کار دولت یازدهم قرار داد. تأکید ایشان در این زمینه بیشتر بر مسئله توجه به قوانین و اسناد بالا دستی بود که پیش از این تصویب شده و همچون ریلی مسیر حرکت دولت یازدهم را روشن ساخته است و این دولت نیز باید پایبند به آن باشد.
۶ـ توصیه موکد دیگر معظم‌له توجه به خردگرایی و حکمت و عقلانیت در دولت تدبیر و امید بود. انتظار رهبری آن است که این تدبیر و حکمت از تصمیم‌گیری‌ها حتی تا اظهارنظرات مسئولان اجرایی نیز معیار قرار بگیرد و همگی در چارچوب تعقل باشد.
۷ـ شاخصه پایانی مورد تأکید معظم‌له تکیه بر ظرفیت‌های درون‌زای کشور است که باید مبنای پیشرفت و تعالی کشور قرار گیرد. همانطور که ایشان نیز اشاره داشتند، تأکید بر این مولفه به معنای نفی بهره‌گیری از دستاوردهای علمی و صنعتی و … دیگران نیست، بلکه توجه به این مهم است که ثقل حرکت و تلاش کشور نباید در بیرون از مرزها تعریف شود. این تذکر برجسته ساختن مسئله استقلال ملی در حوزه توسعه است که رمز موفقیت و به ثمر نشستن آن نیز می‌باشد.
سخن پایانی آنکه رهنمودهای حکیم فرزانه انقلاب اسلامی همواره راه‌گشای عبور دولت‌ها از مشکلات و رمز حرکت قوه مجریه در مسیر تعالی بوده است. دولت‌های گذشته هرچقدر به این رهنمودها توجه کرده و آن را نصب‌العین خود قرار دادند، توانستند محبوبیت خود را در میان ملت حفظ کنند و با اقتدار بیشتری در مسیر پیشرفت و تعالی کشور قدم بردارند و هرچقدر نسبت به این توصیه‌ها و رهنمودها غفلت ورزیدند و بی‌توجهی کردند، به همان نسبت نیز از میزان محبوبیت و کارآمدی آنان کاسته شد. این سرنوشت دولت‌های گذشته به خوبی می‌تواند درس عبرتی برای دولت یازدهم باشد.

مهدی سعیدی

آیا زمان خودکشی آمریکایی‌ها فرا رسیده است؟

غرب با متهم ساختن ارتش سوریه در به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی در ریف دمشق، فضای سنگین تهدید به اقدام نظامی علیه دولت اسد از سوی آمریکا، انگلیس و فرانسه، افکار عمومی جهانیان را طی روزهای اخیر به این موضوع معطوف کرده است. هر چند برخی از رسانه‌های صهیونیستی روز پنج‌شنبه گذشته را نیز به‌عنوان روز شروع عملیات اعلام کردند، لکن برخی از محافل، از به تعویق افتادن این عملیات سخن می‌گویند. پرسشی که این نوشتار به‌دنبال پاسخ آن است اینکه: «در صورت اقدام نظامی آمریکا به‌تنهایی یا به همراه چند کشور دیگر علیه سوریه، پیامدهای این اقدام چه خواهد بود؟»
بدیهی است که پیش از پاسخ به این پرسش، پرسش دیگری مقدم است و آن اینکه؛ آیا آمریکایی‌ها به سوریه حمله خواهند کرد؟ این پرسش را نمی‌توان پاسخ قطعی داد. برخی بر این اعتقادند که آنچه در حال انجام است، عمدتاً در چارچوب عملیات روانی و با اهدافی چون تضعیف روحیه ارتش، تقویت روحیه تروریست‌ها و کمک به بازگرداندن موازنه قدرت در صحنه نظامی به نفع تروریست‌ها، مجبور کردن بشار اسد به عقب‌نشینی از موضع خود مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۴ و نمایش اراده غرب مبنی بر اینکه دورنمای سوریه بدون اسد خواهد بود، می‌باشد.
برخی از کارشناسان نیز معتقدند که آنچه در حال انجام است، مقدمات شروع حملات نظامی محدود هوایی و نقطه‌ای به مواضع راهبردی سوریه با اهدافی چون جلوگیری از پیشروی‌های ارتش سوریه، نابود ساختن زیرساخت‌های قدرت و کاهش توانایی‌های ملی سوریه و در نهایت، تقویت موضع تروریست‌ها می‌باشد.
هرچند بعد از خارج شدن انگلیس از ائتلاف سه‌گانه (آمریکا، انگلیس و فرانسه) به دلیل مخالفت مجلس عوام این کشور، بر تردیدهای آمریکا جهت تصمیم به اقدام نظامی افزوده شد، لکن با فرض وقوع این حمله، پیامدهای آن چگونه خواهد بود. آیا آمریکایی‌ها به اهداف مورد نظر خواهند رسید؟
برای پاسخ به این پرسش باید کمی به عقب برگشت و عملکرد رفتارهای نظامی آمریکا و متحدانش در خاورمیانه طی سال‌های اخیر را مورد بررسی قرار داد. آمریکایی‌ها پس از فروپاشی بلوک شرق، به این جمع‌بندی رسیده بودند که اساساً دوران نظامی‌گری سپری شده و باید بر روی قدرت نرم و دیگر مولفه‌های قدرت، از جمله قدرت اقتصادی تمرکز کنند تا بتوانند جایگاه ابرقدرتی خود در جهان را حفظ نمایند. عدم موفقیت آمریکایی‌ها در شکل‌دهی به نظم نوین بین‌المللی با ماهیت تک‌قطبی، آنان را به این سمت سوق داد که برای تحقق این امر، استفاده از قدرت نظامی خود را در دستور کار قرار دهند. از منظر آمریکایی‌ها، شکل‌گیری «خاورمیانه بزرگ» و یا «خاورمیانه جدید» تنها راه انحصاری جهت تحقق ایده نظم نوین آمریکایی است. بر همین اساس بود که در چارچوب نظریه دروغین مبارزه با تروریسم، آمریکا به همراه متحدانش به غرب آسیا(خاورمیانه) لشکرکشی کرد و نسبت به اشغال نظامی دو کشور افغانستان و عراق اقدام کرد. در همین راستا بود که رژیم صهیونیستی، جنگ ۳۳ روزه علیه حزب‌الله لبنان و جنگ ۲۲ روزه و ۸ روزه علیه غزه را به راه انداخت. جنگ در افغانستان، عراق و لبنان، با هدف راهبردی تغییر سیمای خاورمیانه (غرب آسیا) صورت گرفت، لکن آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در تمامی این جنگ‌ها شکست خوردند. آمریکایی‌ها با چنین تجارب تلخ از گذشته، با چه امیدی برای تحقق اهداف‌شان در سوریه، می‌خواهند مجدداً از گزینه و قدرت نظامی استفاده کنند؟
واقعیت آن است که دولتمردان زورگوی آمریکا برای شروع یک عملیات نظامی، به‌شدت مردد بوده و نگران عواقب آن هستند. روسای جمهور پیشین آمریکا برای عملیات نظامی در افغانستان و عراق، نه‌تنها تردید نداشتند، بلکه به پیروزی کامل و تحقق تمامی اهداف امیدوار بودند، لکن در عمل، رسوایی به بار آوردند. اینک وضعیت کاملاً برعکس است و اوباما برای تصمیم‌گیری با یک سری ملاحظات اساسی و تردید جدی نسبت به نتیجه‌بخش بودن اقدام نظامی مواجه است. مخالفت سازمان ملل، عدم همراهی متحدان پیشین حتی انگلیس، مخالفت‌های ضدجنگ از سوی گروه‌های مردمی در آمریکا و دیگر نقاط جهان، تهدید جدی امنیت رژیم صهیونیستی و بحران اقتصادی در غرب و به‌ویژه آمریکا از یک طرف، عزم و اراده سوری‌ها برای مقابله و ایستادگی در برابر هر نوع تجاوز احتمالی خارجی، همراهی مردم سوریه، حکومت بشار و ارتش سوریه، ورود حزب‌الله لبنان به معادلات نبرد سوریه و متحدان قدرتمند سوریه در منطقه از طرف دیگر، ملاحظات و محدودیت‌های آمریکا برای تصمیم‌گیری جهت اقدام نظامی می‌باشد. بر این اساس باید گفت اقدام نظامی آمریکایی‌ها در سوریه، یک اشتباه کاملاً راهبرد خواهد بود. اشتباهی به مراتب بزرگ‌تر از اشتباه بوش در حمله به عراق که خود سیاستمداران آمریکایی، اقدام بوش در حمله به عراق را بزرگ‌ترین اشتباه آمریکا در تاریخ سیاست خارجی این کشور قلمداد کردند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی روز چهارشنبه گذشته در اولین جلسه با اعضای هیئت دولت آقای روحانی، با اشاره به مسائل سوریه، از حمله احتمالی آمریکایی‌ها به سوریه به عنوان زدن جرقه‌ای بر بشکه باروت یاد کرده که پیامدها و ابعاد آن مشخص نخواهد بود. معظم‌له در این بیانات تصریح فرمودند که اگر چنین اقدامی انجام گیرد، قطعاً آمریکایی‌ها همانند دخالت در عراق و افغانستان متضرر خواهند شد.
تحلیل رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از مسائل منطقه به دلیل واقع‌نگری، مورد تأیید بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران قرار دارد. روزنامه «گازتای روسیه» در تحلیلی، حمله آمریکا به سوریه را دومین و آخرین خودکشی واشنگتن پس از حمله ۲۰۰۳ به عراق عنوان کرده است. به نظر می‌رسد این خودکشی، پیش از آنکه فروپاشی آمریکایی را سرعت بخشد، حیات رژیم صهیونیستی را به نقطه پایانش نزدیک خواهد ساخت.

دکتر یدالله جوانی