وحدت و دشمن‌شناسی دو ویژگی حج ابراهیمی

پیام امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به کنگره عظیم حج که دیروز صادر شد، بسیار دردمندانه، دلسوزانه و سرشار از روشنگری، انذار و تبشیر و ترغیب و برانگیختگی بود. محور همه این‌ها دو نکته اساسی بود:

۱- اتحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید؛ دو مسئله بسیار مهم، بیان این محور را ضروری می‌نمود، یکی وضعیت اسفبار و رقت‌انگیز جهان اسلام؛ و دیگری موسم حج که عینی‌ترین تجلی روح وحدت‌ برادرانه در اوج خلوص و معنویت است. این دو مسئله، در حال حاضر در نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند و آنچنان از هم دور و مغایر با یکدیگرند که گویا هیچ نسبت پیوندی بین آن‌ها وجود ندارد. مدت‌هاست وضعیت در بخشی از جهان اسلام، از تفرقه و اختلاف، گذشته و به مرحله جرم و جنایات از بدترین نوعش رسیده و روزبه‌روز زمینه گسترش آن، افزایش هم می‌یابد. در این میان، آنچه که باید کشف شود و در آن، مداقه جدی صورت گیرد که با وجود کشف شدن، در آن مداقه لازم انجام نگرفته، این است که با وجود مناسک وحدت‌بخشی مانند حج که جزئی از اعتقادات تمام مذاهب اسلامی است، چرا مسلمانان در انجام امور جاری اجتماعی داخلی و خارجی، از آن غافل و درگیر بدترین اعمال خلاف آموزه‌های حج هستند؟ پاسخ این پرسش در دو موضوع اساسی نهفته است: یکی درک نکردن درست فلسفه حج؛ و دیگری توطئه‌های پیچیده دشمن؛ که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) نکته دوم را به همین موضوع اختصاص دادند.

۲- شناخت دشمن و مقابله با نقشه‌ها و شیوه‌های او؛ شناخت دشمن و مقابله با دسیسه‌های آن، همیشه کار ساده‌ای نیست و زمانی سخت‌تر می‌شود که مسئولان شناخت دشمن و دسیسه‌هایش، خودشان بازیچه و مزدور دشمن باشند. در موقعیت فعلی، بخشی از جهان اسلام دچار این مصیبت است و سردمداران برخی از کشورهای اسلامی به جای شناخت و مقابله با دشمنان اسلام، در ایجاد اختلاف و برادرکشی میان مسلمانان همدست آن‌ها شده‌اند و آتش معرکه‌ای را شعله‌ور می‌کنند که شمنان می‌خواهند. سرسپردگی این سردمداران به اجانب، کار امت اسلامی را مشکل می‌کند؛ ولی رافع مسئولیت آن‌ها نیست و به‌نوعی باعث سنگین‌تر و سخت‌تر شدن مسئولیت آن‌ها به‌ویژه نخبگان و اندیشمندان امت اسلامی می‌شود. آموزه‌های حج، محکم‌ترین حجت و قوی‌ترین تکیه‌گاه برای دعوت مسلمانان به وحدت و همبستگی و مقابله با دشمنانی است که خود با وحدت، امت اسلام را چندپاره کرده و به جان هم انداخته‌اند. حج، زمانی ابراهیمی و الهی می‌شود که با شکل‌گیری وحدت در بین مسلمانان و شناسایی و مقابله با اجانب، تمامی راه‌های نفوذ دشمن و توطئه‌آفرینی‌های آن مسدود شود.

نکاتی که انگلیسی‌ها باید رعایت کنند

نکاتی که انگلیسی‌ها باید رعایت کنند از مباحث مهم در حوزه سیاست خارجی هفته گذشته، طرح‌های مطرح شده مبنی بر از سرگیری مناسبات میان ایران و انگلیس در سطح کاردار غیر مقیم بود. «هیگ» وزیر خارجه انگلیس، در مجلس عوام این کشور اعلام کرد وی و «ظریف» همتای ایرانی خود، توافق کرده‌اند که کارداری غیر مقیم را معرفی کنند تا آنها شرایط را برای ارتقای روابط و بازگشایی سفارتخانه‌ها فراهم سازند و البته شرط و شروطی نیز برای ایران تعیین کرد! که جای بحث زیادی دارد. این مواضع در حالی مطرح شده است که در باب رویکردها و تعاملات میان ایران و انگلیس، چند نکته قابل توجه است. نخست آنکه، رفتار انگلیسی‌ها همچنان رفتاری طلبکارانه است که تردیدهای بسیاری را در صداقت رفتاری آنها برای احیای روابط ایجاد کرده است. آنها از یک سو در فضای رسانه‌ای چنان عنوان می‌کنند که رویکردشان به ایران، یک لطف بزرگ به ملت ایران است و تهران باید قدر این فرصت را بداند و سراسیمه به دنبال تحقق آن باشد. از سوی دیگر، آنها برخی مطالبات غیر منطقی را مطرح می‌سازند، چنانکه برخی مقامات انگلیسی ادعای لزوم پرداخت غرامت ایران به لندن و نیز تضمین‌های امنیتی را مطرح کرده‌اند. ادعاهایی که بیشتر جنبه باج‌گیری دارد تا رویکردی برای تعامل. ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلیس پس از دیدار با ظریف در نیویورک، در باب فعالیت‌های هسته‌ای ایران به خبرنگاران گفت: «وقت آن است که آن بیانیه‌ها با گام‌های ملموس توسط ایران برای پاسخ به نگرانی‌های جامعه جهانی در مورد نیات ایران همراه شود و اگر چنین گام‌هایی برداشته شود، در آن صورت به اعتقاد من امکان ایجاد رابطه‌ای سازنده‌تر میان ما وجود خواهد داشت.»! در رویکردی دیگر، وی از ایران خواست با پایان دادن به حمایت از بشار اسد، رئیس‌جمهور قانونی سوریه و حمایت از یک معاهده صلح در سوریه که سازمان ملل تلاش دارد میانجی‌گری کند، «نقشی سازنده» در بحران سوریه بازی کند. او همچنین خواستار بهبود وضع حقوق بشر در ایران(!) شد. وی همچنین در جایی دیگر می‌گوید: سفارت بریتانیا فقط در صورتی دوباره باز خواهد شد که بتواند «بدون آزار و بدون مشکلاتی که در گذشته در مسیر آن قرار داده شده بود» کار کند. این نوع رفتارها مصداق بارز باج‌خواهی است که نمی‌تواند روندی مثبت در تعاملات باشد. دوم آنکه، بررسی روابط انگلیس با ایران نشان می‌دهد که خصومت‌ها و خیانت‌های انگلیس به ایران صرفاً شامل مسئله هسته‌ای و یا اعمال تحریم‌ها و حتی طراحی و اجرای فتنه ۸۸ نیست، بلکه این خصومت‌ها دارای سابقه‌ای تاریخی است. از خیانت در عهدنامه گلستان و ترکمانچای گرفته تا جداسازی افغانستان از ایران، از فتنه‌انگیزی در شهر‌های مختلف برای تجزیه ایران گرفته تا کودتای ۲۸مرداد، از سلطه و غارت منابع نفت ایران تا تلاش برای سرکوب قیام ملت ایران در برابر نظام شاهنشاهی، از جداسازی بحرین گرفته تا تحریک امارات درباره جزایر سه‌گانه ایران، از برافروختن آتش هشت سال جنگ تحمیلی تا حمایت از منافقین و حمله به دفتر ایران در لندن، از اعمال تحریم‌های خصمانه علیه ملت ایران تا اجرای طرح‌های براندازانه علیه نظام اسلامی، از فضاسازی و تحریک علیه ایران در عرصه اتحادیه اروپا و نظام بین‌الملل تا همراهی گسترده با آمریکا، از کارشکنی در دستیابی ملت ایران به حقوق هسته‌ای تا ترور دانشمندان هسته‌ای و فعالیت خرابکارانه علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، از فتنه‌انگیزی در فتنه ۸۸ تا تشکیل کارناوال سفرای اروپایی به بهانه حمایت از مواضع ضد ایرانی لندن، از تصاحب باغ قلهک گرفته تا غارت میراث فرهنگی و باستانی کشور و… تنها بخش‌های کوچکی از خیانت‌ها و جنایات انگلیس علیه ملت بزرگ ایران است. با توجه به این حقایق، ملت ایران پیش از هر چیز، خواستار عذرخواهی رسمی ملکه انگلیس و سران لندن و جبران خسارت‌های تحمیل شده به ملت ایران از گذشته تاکنون هستند. رژیم سلطنتی انگلیس نمی‌تواند انتظار داشته باشد که ملت ایران با یک جمله «ما آماده برقراری روابط هستیم» آن همه جنایت و خیانت را فراموش کند و به استقبال آنها برود. آنها ابتدا باید صداقت رفتاری خود را برای ترمیم اعتماد از دست رفته ملت ایران به اثبات برسانند سپس ادعای روابط را مطرح سازند.

علی تتماج

به آمریکا اعتماد نداریم

وقوع برخی اتفاقات در عرصه دیپلماسی ایران در روزهای اخیر، باعث شد تا ساده‌لوحان بپندارند که آمریکا اهل منطق و تعامل است و چنانچه در مواضع ایران انعطافی مشاهده کند، از رفتار متصلبانه و زورگویانه دست برمی‌دارد و روابط ایران به حالت عادی باز می‌گردد و مشکلات برطرف می‌شود. در این میان، غرض‌ورزانی هم به تصور اینکه نظام از روی ضعف نرمش نشان داده، فرصت‌طلبانه ساز مذاکره و ایجاد رابطه آمریکا را با صدای بلند کوک و فضاسازی کردند. آن‌ها به گمان اینکه در چنین فضایی با دامن‌زدن به بحث مذاکره و رابطه با آمریکا و ایجاد اشتیاق در مردم می‌توانند با فریب آن‌ها و افزایش میل عمومی به نزدیکی به آمریکا، نظام را تحت فشار قرار دهند، در رسانه‌های خود تمام نشانه‌های این مسئله را با روش‌های حساب‌شده برجسته می‌کردند. در چنین حال و هوایی، روز گذشته امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در آیین تحلیف و اعطای سردوشی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه افسری شهید ستاری، در بیاناتی فرمودند: «به آمریکایی‌ها بدبینیم، به آن‌ها هیچ اعتمادی نداریم.» این عبارت، انتخاب مشترک مشهورترین رسانه‌های دنیا از میان بیانات معظم‌له برای بازتاب دادن بود، اما علت بی‌اعتمادی به آمریکا، به خود این حکومت بازمی‌گردد. آمریکایی‌ها چون خود را قدرتمندتر از دیگران می‌دانند، این حق را برای خود قائلند که خودسرانه تصمیم بگیرند و توافقاتشان را نقض کنند و به هیچ قانونی تن ندهند.

مفهومی که از قدرت در ذهن مقامات آمریکایی نشسته، برابر است با زورگویی و ندیدن حقوق دیگران؛ از این رو آن‌ها نمی‌توانند خارج از چنین شناختی، صادقانه سخن بگویند و هرگاه در ظاهر حرف درست و معقولی می‌زنند، خیلی زود مجبور می‌شوند آن را نقض کنند زیرا با باور ذهنی آن‌ها در تضاد کامل است. موارد مؤید این نکته، در رفتار آمریکایی‌ها بسیار زیاد و تکراری است. تازه‌ترین موردی که می‌توان به آن اشاره کرد، مقایسه سخنان وی در سازمان ملل و اذعان به احترام به حقوق هسته‌ای ملت ایران، با سخنان وی در دیدار با نتانیاهو است که دوباره علیه ایران لحن تهدیدآمیز به کار برد. همین مورد اخیر که به آن اشاره شد، کافی است تا ساده‌لوحان به خود آیند و فریب تبلیغات غرض‌ورزان را نخورند و غرض‌ورزان هم بدانند که بازیچه شدن برای آمریکا، راه به جایی نمی‌برد؛ زیرا رفتار تناقض‌آلود آمریکا، دست آن‌ها را نیز رو و آن‌ها را رسوا می‌کند. آنچه که احتمالاً به‌تدریج می‌تواند ذهنیت آمریکا را درباره آنچه که به‌غلط می‌پندارد، تغییر دهد، منطق قوی‌ و مقاومت باصلابت و هوشیارانه است؛ یعنی همان راهی که تاکنون نظام اسلامی ایران پیموده است.

 

آمریکا و تهدیدات غیرمعتبر

باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پس از سخنرانی به ظاهر معتدل در شصت‌و‌هشتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، در پی دیدار با نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، بار دیگر ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد. تهدید جمهوری اسلامی به استفاده از گزینه نظامی از سوی اوباما، تکرار تهدیداتی است که طی چندین سال گذشته، هر از چندی بر زبان مقامات آمریکایی علیه ایران جاری شده است. در این‌خصوص پاسخ به دو پرسش ضروری است: ۱ـ چرا تهدید؟ ۲ـ آیا تهدیدات آمریکا علیه جمهوری اسلامی معتبر است؟
در پاسخ به پرسش اول باید گفت، آمریکایی‌ها حرکت رو به جلو و عزت‌آفرین ملت ایران با هدف آرمانی بنای تمدن اسلامی را با منافع حیاتی و راهبردی خود ناسازگار می‌دانند و بر همین اساس مصمم به متوقف ساختن حرکت ملت ایران هستند. تمامی توطئه‌ها و فشارهای دولت آمریکا و متحدانش علیه ایران طی ۳۴ سال گذشته در همین چارچوب قابل تحلیل است. موضوعاتی چون حقوق بشر، صلح در غرب آسیا(خاورمیانه)، تروریسم و هسته‌ای، بهانه‌هایی برای اعمال فشارها و توجیه توطئه‌ها علیه کشورمان است. آمریکایی‌ها طی ۱۰ سال اخیر فشارهای سنگین اقتصادی را با کمک متحدان غربی خود در قالب تحریم‌ها، علیه ایران وارد آورده، لکن نه‌تنها به اهداف خود نرسیده‌اند، بلکه اکنون یک ایران هسته‌ای و مقتدر را در برابر خود مشاهده می‌کنند. فعالیت‌های هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر، بهانه فشارها علیه جمهوری اسلامی بوده است. تصور آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در این سال‌ها، این‌گونه بوده که برای مؤثر واقع شدن تحریم‌ها باید از چاشنی گزینه نظامی در قالب «تهدید معتبر» استفاده شود.
بنیامین نتانیاهو، حدود دو سال پیش در دانشگاهی در آمریکا گفت: عقیده دارد بدون قرار داشتن یک «تهدید معتبر نظامی» کنار گزینه‌هایی مانند تحریم، مذاکره و عملیات اطلاعاتی، امکان ایجاد تغییر در محاسبات ایران نسبت به برنامه هسته‌ای‌اش وجود ندارد.
این ادبیات نتانیاهو طی سال‌های اخیر بارها و بارها تکرار شده است. وی در اسفند سال ۹۱ با صراحت گفت برای بازداشتن ایران از سلاح هسته‌ای، یک «تهدید نظامی روشن و معتبر» مورد نیاز است. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، همین جملات را در دیدار هفته گذشته خود با باراک اوباما و همچنین در سخنرانی‌اش در سازمان ملل تکرار کرد.
آنچه در مقطع کنونی تعجب‌برانگیز شد، تکرار ادبیات تهدید از سوی اوباما، آن هم پس از دیدار دو جانبه کری و ظریف، وزرای خارجه ایران و آمریکا و همچنین گفت‌وگوی تلفنی اوباما با روحانی بود. شاید سخنان صریح «ایهود باراک» وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی، چرایی این رویکرد اوباما مبنی بر بقای گزینه نظامی بر روی میز آمریکا را توضیح دهد. باراک در روز ۲۰ مرداد سال جاری در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان، با اشاره به مذاکرات روحانی و سه وزیر خارجه اروپایی در اکتبر ۲۰۰۳ پس از حمله آمریکا به عراق، می‌گوید: «همه می‌گویند که حسن روحانی رئیس‌جمهور جدید ایران، مسئول کند شدن حرکت ایران به سمت تسلیحات هسته‌ای در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ است. نکته مهمی که باید مد نظر داشت این است که او چرا این کار را انجام داد؟ ایران فقط یک بار این کار را انجام داد. باید پرسید چرا این کار انجام شد؟ ایران زمانی این کار را انجام داد که آمریکا به افغانستان و عراق حمله کرده بود و این نگرش به‌وجود آمده بود که احتمال دارد هدف بعدی حمله آمریکا، ایران باشد. فقط این شرایط ایران را مجاب کرد تا حرکت هسته‌ای‌اش را کند کند.»

ایهود باراک با چنین استدلالی می‌گوید: «اکنون هم برای وادار کردن او (دکتر روحانی) به سازش باید یک تهدید معتبر نظامی علیه ایران ایجاد کرد»!
بنابراین آمریکایی‌ها تحت تأثیر لابی صهیونیزم، تلاش می‌کنند برای اثربخش کردن تحریم‌ها و به‌نتیجه رساندن راهبرد فشار ـ مذاکره، یک تهدید نظامی معتبر علیه جمهوری اسلامی ایجاد کنند.
و اما پاسخ پرسش دوم؛ آیا تهدیدات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران معتبر است؟
به عنوان یک کارشناس مسائل سیاسی ـ نظامی از یک طرف و به عنوان یک پاسدار انقلاب اسلامی و سرباز تحت امر ولایت از طرف دیگر، معتقدم تهدیدات نظامی آمریکایی‌ها طی ۳۴ سال گذشته علیه ملت ایران، همواره فاقد اعتبار بوده است. کسانی که به‌دنبال ایجاد یک تهدید معتبر نظامی علیه جمهوری اسلامی هستند، مردم ایران، رهبران انقلابی ایران، پاسداران، بسیجیان و ارتشی‌های جان‌برکف تحت امر فرماندهی معظم کل قوا، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) را نشناخته‌اند. آری، آنان هنوز با معنویت ملت ایران و قدرت ایمان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بیگانه‌اند. برای اینکه آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و دیگر هم‌پیمانان آنان، بدانند که هرگز قادر به ایجاد یک تهدید معتبر نظامی علیه جمهوری اسلامی نخواهند بود، یادآوری می‌شود:
۱ـ ملت ایران پیروی از مکتب آن رهبری می‌کند که فرمودند: «ما آمریکا را زیر پا له می‌کنیم.» و «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»
۲ـ ملت ایران از رهبری برخوردار است که فرمودند: «اگر رژیم صهیونیستی دست از پا خطا کند، تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم.»
۳ـ گزاره‌های اول و دوم، در عمق جان آحاد ملت بزرگ ایران جای گرفته و به یک باور نهادینه شده تبدیل شده است. این باور ریشه در منطق اسلام و آموزه‌های دینی دارد، زیرا خداوند قادر متعال فرموده است:‌«ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین» (آل‌عمران / ۱۳۹) سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید اگر ایمان داشته باشید. ملت ایران در دوران دفاع مقدس، صدق وعده‌های الهی را با تمام وجود تجربه و درک کرد.
۴ـ رفتار هسته‌ای ایران طی سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ (که جناب آقای دکتر روحانی مسئولیت پرونده هسته‌ای را برعهده داشت) نه به‌دلیل تهدیدات معتبر آمریکا، بلکه با هدف شفاف‌سازی، رفع ابهامات و اعتماد‌آفرینی شکل گرفت. آنگاه که مشخص شد اروپایی‌ها با بهانه‌گیری به‌دنبال توقف کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران هستند، رفتار هسته‌ای ایران نیز تغییر کرد.
۵ـ آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق، آنچنان دچار شکست نظامی شده‌اند که اوباما برای تهدید سوریه به اقدام نظامی، به ناچار جنگ را دو سه روزه و در حد استفاده از نیروی هوایی و موشکی اعلام کرد!
۶ـ رژیم صهیونیستی قدرت جدید و نوظهور مقاومت اسلامی را طی جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه درک کرد.
۷ـ آمریکایی‌ها با تهدید نظامی سوریه و تلاش برای شکل‌دهی به یک جنگ برق‌آسای دو ـ سه روزه، درصدد بودند تا در سطح راهبردی به تعبیر خودشان، یک «تهدید معتبر نظامی» برای دیگران (ایران) ایجاد کنند! اما همگان مشاهده کردند که آمریکایی‌ها چگونه در تنگنا قرار گرفتند و برای گریز از یک جنگ ناخواسته خسارت‌بار برای غرب، رژیم صهیونیستی و به‌ویژه ملت آمریکا، از تهدیدات خود عقب‌نشینی کردند.
۸ـ در کنار قدرت ایمان و عزم و اراده سترگ ملت ایران برای ایستادگی و مقابله با هر متجاوزی و از جمله آمریکایی‌ها، نیروهای مسلح این ملت در اوج آمادگی‌های دفاعی قرار دارند. بنابراین بهتر است هر گاه مقامات آمریکایی، اروپایی و یا صهیونیست‌ها می‌خواهند از ادبیات تهدید علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند، نگاهی به قدرت دفاعی ملت ایران انداخته و بیش از این با تکرار سخنان بیهوده و نخ‌نما از قبیل وجود گزینه نظامی بر روی میز، اعتبار تهدیدات خود را به حراج نگذارند. آنان باید بدانند که تهدیدات نظامی علیه ایران اسلامی فاقد اعتبار است.

حرف‌های خنده‌دار به جای نقاشی خنده‌دار

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، روز گذشته بیشتر سخنانش در مجمع عمومی سازمان ملل را به فعالیت هسته‌ای ایران اختصاص داد و به کشورهای غربی هشدار داد که به ایران اعتماد نکنند و در مقابل دولت جدید ایران، نرمش نشان ندهند. نتانیاهو دوباره این ادعای واهی و فاقد وجاهتش را تکرار کرد که ایران باید از غنی‌سازی اورانیوم دست بردارد، ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را به خارج بفرستد، تأسیسات زیرزمینی خود را از میان ببرد و پروژه آب سنگین اراک را متوقف کند؛ تنها در این صورت است که می‌توان مطمئن بود که ایران هرگز به سلاح اتمی دست نخواهد یافت. میزان اعتبار این سخنان در نزد کسانی که نقاشی خنده‌دار سال گذشته نتانیاهو در همین مکان درباره ساخت بمب اتمی ایران و نیز گفته کذب وی را دال بر اینکه «ایران به دستیابی به اورانیوم غنی‌شده لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک است و می‌تواند تا بهار و یا تابستان سال آینده به اورانیوم غنی‌شده با درصد بالا برای تولید بمب اتم دسترسی پیدا کند» را به یاد دارند چندان معلوم نیست؛ اما شاید روایت خبرنگار بی‌بی‌سی در مقر سازمان ملل تا حدودی آن را نشان دهد که گفت: «آقای نتانیاهو امسال در وضعیت نامساعدی به آمریکا سفر کرده تا علیه برنامه اتمی ایران لابی کند. در حال حاضر، توجه افکار عمومی، کنگره و دولت آمریکا بر بحران بودجه و تعطیلی ادارات دولت فدرال معطوف است نه برنامه اتمی ایران. در مقر سازمان ملل متحد نیز به نظر می‌رسد که لحن ملایم و اظهارات آشتی‌جویانه حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، اثر خود را بر هیئت‌های دیپلماتیک غربی برجای گذاشته باشد. آقای نتانیاهو خوب می‌داند که هرگونه تلاش برای مختل کردن تعاملات آمریکا و ایران، آن‌هم در حالی که طرفین حدود دو هفته دیگر در ژنو پای میز مذاکره خواهند نشست، بی‌فایده است. به نظر می‌رسد حملات لفظی تند او به ایران و حسن روحانی، بر روند تعاملات با ایران تأثیری نخواهد گذاشت. قطار مذاکرات بر سر مناقشه اتمی، ایستگاه را ترک کرده و بعید است که نخست‌وزیر اسرائیل توان ایستادن در برابر آن را داشته باشد.»

«خداداد سیفی پرگو» دبیر اول نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز ادعاهای نتانیاهو را بی‌پاسخ نگذاشت و به گفته خودش برای اعتبار نبخشیدن به ادعاهای بی‌ارزش وی، به واکنشی مختصر بسنده کرد و گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند به ایران دیکته کند که چه کار بکند یا چه کار نکند. نتانیاهو سعی کرد که مجمع عمومی را منحرف کند، اما امسال برخلاف سال قبل، نقاشی نداشت. به ما درس ندهید، کسی که باید چیزی یاد بگیرد، اسرائیل [رژیم صهیونیستی] است که ان‌پی‌تی را امضا نکرده است.»

لزوم تربیت اقتصادی در حلقه‌های صالحین

امسال سال جهاد اقتصادی است و یکی از ابتدایی‌ترین کارهای ما در این سال باید شناخت لایه‌های مختلف جهاد اقتصادی باشد. جهاد اقتصادی لزوماً به معنای جنگ و درگیری در حوزه اقتصاد نیست، بلکه شیوه‌ها و شگردهایی است که انجام آنها و رعایت آنها در مجموع به یک حرکت بنیادین در عرصه اقتصادی می‌انجامد.
همیشه در مرحله اول شاید اگر بگوییم «اقتصاد»، ظن همه به سوی درآمد و پول برود و اصولاً نتوانند نسبت مستقیم اقتصاد و تربیت را بیابند. شاید این اشکال در این واژه باشد که رسایی لازم برای انتقال یک مفهوم عمیق را ندارد. اما اینجا قصد داریم همان ابتدای سخن به این موضوع اشاره کنیم که یکی از اصلی‌ترین عوامل رفتار مردم کوفه با امام حسین(ع)، مسئله اقتصاد و تربیت بود. آنان که خود اصلی‌ترین یاران امام حسین(ع) بودند و ایشان را درک کرده بودند، ابتدا او را به قیام دعوت کردند و سپس علیه او شمشیر کشیدند و وی را که امام زمان‌شان بود، به شهادت رساندند. امام پیش از شهادتش وقتی با این عمل مردم کوفه مواجه شد، از سر خیرخواهی، آنان را موعظه کرد؛ اما زمانی که دید این گوش‌ها شنوا نیست، فقط به یک نکته اشاره کرد و آن، اینکه این مردم شکم‌های‌شان از مال حرام پر شده و کور شده‌اند.
آری اثر مال حرام اینچنین است؛ یعنی زمانی که شکم مردمی از مال حرام پر شد، باید نگران امام‌کشی هم بود و اینجا اهمیت تربیت از بعد اقتصادی مشخص می‌شود. یعنی زمانی که در جامعه به تربیت فرزندان در حوزه اقتصادی دقت نشود چه به لحاظ آشنا کردن آنها با حلال و حرام و یا شبهه‌ناک نبودن لقمه، باید هر لحظه منتظر انحطاط نسل‌ها بود.
لذا با این اوصاف به نظر می‌رسد مقوله تربیت اقتصادی، مبارزه با ربا و لقمه‌های حرام و شبهه‌ناک یکی از رسالت‌هایی است که مسئولان بسیج در حوزه تعلیم و تربیت باید به آن توجه کافی و لازم داشته باشند و در راستای این امر، در حوزه تولید محتوا و نیز تنظیم نظام تربیتی به آن توجه کنند.
به طور حتم تجربه تاریخی کربلا نتیجه توجه نکردن به این موضوع را به ما نشان داده، نتیجه‌ای که نفرت و نگون‌بختی ابدی را برای عده‌ای رقم زد که بیست سال پیش از این، پا درکاب ولی خویش بودند.
اما اینجا دولتمردان و مسئولان حکومتی نقش اساسی‌تری دارند و آن هم تبیین اقتصاد بر اساس منطق‌ها و روش‌های قرآنی و ارائه الگوی قرآنی اقتصاد و نفی الگو‌های اقتصادی رایج غربی و شرقی است. البته برای این منظور هم باید یک فرهنگ‌سازی عمیق صورت گیرد که به نظر می‌آید حلقه‌های صالحین، پایگاه و جایگاه مناسبی برای این نوع تربیت هستند.

علیرضا جلالیان

دولت اعتدال و خطر نفوذ افراطیون در دانشگاه

با آغاز سال تحصیلی جدید، دانشگاه نیز جنب‌وجوش تازه‌ای خواهد یافت و شور و شوق فعالیت‌های علمی، دانشجویی و سیاسی رونقی مجدد خواهد گرفت. سال تحصیلی جدید در شرایطی آغاز شده است که تغییراتی در قوه مجریه ایجاد شده و دولت دهم با ریاست دکتر احمدی‌نژاد جای خود را به دولت یازدهم به ریاست آقای روحانی داده است. این تغییرات از آنجایی در حوزه دانشگاه دارای اهمیت است که این نهاد کسب علم و دانش، همواره در معرض تهدید افراطیون بوده و جریان‌های سیاسی بیرون دانشگاه با چشم طمع بدان نگریسته‌اند!
اولین وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت علوم، گزینه‌ای بود که با توجه به سوابق افراطی و عملکرد ناصواب در فتنه ۸۸، نتوانست اعتماد نمایندگان مجلس را برای تصدی این پست جلب کند. این در حالی بود که ۱۵ وزیر دیگر معرفی شده، با رأی اعتماد بالای مجلس مواجه شدند و حتی برخی از آنان با بیشترین آرا، رکوددار رأی اعتماد در طول تاریخ انقلاب گردیدند. از سوی دیگر، دولت یازدهم باوجود اتخاذ شعار اعتدال‌گرایی، به ظاهر سیاست‌هایی را برای مدیریت وزارت علوم و به تبع آن فضای دانشگاه اتخاذ کرده است که از رنگ و بوی اعتدال‌گرایی و فراجناحی بودن خارج است و از حاکمیت جریان سیاسی خاصی حکایت دارد.
این رویکرد متفاوت، نشان از آن داشت که گزینه مورد نظر دولت در روندی که نوعی خروج از مشی اعتدال بوده، به احتمال بسیار قوی، بر اثر لابی و فشار گروه‌های افراطی اصلاح‌طلب به دولت یازدهم تحمیل شده است.
انتظار می‌رفت که دولت، پیام رأی اعتماد مجلس را به اعضای کابینه شنیده باشد و برای سرپرستی وزارت‌های حساسی چون وزارت علوم و آموزش‌وپرورش، چهره‌هایی را برگزیند که با مشی فراجناحی و اعتدالی آن هماهنگ باشد. اما ظاهراً خبرها از انتخاب گزینه‌ای افراطی‌تر از «میلی منفرد» به عنوان وزیر علوم خبر می‌دهد که نشان از آن دارد که افراطیون دوم خردادی سودای در اختیار گرفتن دانشگاه را در سر می‌پرورانند! و به این سادگی حاضر نیستند که از این سنگر کلیدی عقب‌نشینی کنند. این در حالی است که در کارنامه این فرد، اقدامات تندروانه بیشتری نسبت به گزینه قبلی وجود دارد و اگر مجلس به همان منطق گذشته خود پایبند باشد، بعید است که وی بتواند رأی اعتماد لازم را کسب کند.
نکته قابل ملاحظه دیگر آنکه، فارغ از موفقیت یا ناکامی افراطیون در تسلط بر مدیریت کلان دانشگاه‌ها، باید منتظر بود تا بار دیگر تشکل‌های دانشجویی همسو با این جریان که در سال‌های اخیر و به‌ویژه بعد از فتنه ۸۸، با عدم اقبال دانشگاهیان به کما رفته بودند، فعال شوند و محیط دانشجویی را در وضعیت جدیدی قرار دهند. فعالیت مجدد این تشکل‌ها و جریان‌ها می‌تواند بار دیگر فضای آرام و منطقی امروز دانشگاه را به دوران پر التهاب دوم خرداد سوق دهد و به درگیری و تنش در دانشگاه بینجامد.
برای نمونه یکی از اقدامات مطلوب افراطیون در حوزه دانشگاه، ایجاد تنش و درگیری از طریق تحریک نیروهای ارزشی دانشگاه است. سنت دیرینه آنان اینچنین بوده که با گشودن پای استحاله شدگان از انقلاب به دانشگاه و در اختیار قرار دادن تریبون به ایشان، زمینه توهین به باورها و مقدسات دینی و انقلابی را فراهم می‌کردند که حاصلی جز ایجاد تنش و درگیری به همراه نداشته است. این اقدام انحرافی موجب آن خواهد شد که ناخواسته بخش عمده توان نیروهای انقلابی و ارزشی، به جای آنکه در خدمت رشد و تعالی علمی کشور قرار گیرد، به مقابله با این جریان‌ها صرف شود.
این مسئله باید هوشیاری دو چندان دانشجویان مؤمن و انقلابی را به همراه داشته باشد و آنان را از افتادن در دام افراطیون و بازی در جورچین ایشان باز دارد.
دولت یازدهم که شعار خود را اعتدال‌گرایی برگزیده است نیز در این زمینه باید از تجربیات تلخ گذشته درس گیرد و اجازه فعالیت مجدد افراطیون را در دانشگاه صادر نکند. افراطیونی که در دولت دوم خرداد در نهایت حتی خاتمی را نیز تاب نیاوردند و جلسه سخنرانی وی در روز دانشجو را در دانشگاه تهران به هم زدند، بی‌شک جز ایجاد دردسر و بلوا و ناآرامی، دستاوردی برای دولت روحانی نخواهند داشت. لذا انتظار آن است که حرکت در مسیر صواب و پرهیز از افراط و تفریط اتفاقاً در محیط‌هایی که ظرفیت چالش دوچندانی دارند، با دقت بیشتری دنبال شود و این محقق نخواهد شد، مگر آنکه در گام اول، مسئولی که برای این امر معرفی می‌شود، در کارنامه خود سوابق پررنگ افراطی‌گری را به ثبت نرسانده باشد!

مهدی سعیدی

اظهار لطف یا اعلام ناتوانی

آقای اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در نطق خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که بخش مهم و اصلی آن به ایران اختصاص داشت، اظهار کرد ایالات متحده به‌دنبال تغییر نظام در ایران نیست! سرلشکر سلیمانی، فرمانده ولایی و شجاع نیروی قدس سپاه در واکنش به این موضع رئیس‌جمهور آمریکا اظهار داشته، اینکه اوباما گفته دنبال تغییر نظام ایران نیست، اظهار لطف نیست، اعلام ناتوانی است. این دو اظهار نظر موضوع این یادداشت شد.
سیاست دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی از ابتدای شکل‌گیری، سیاست تغییر نظام در ایران و به قدرت رساندن نیروهایی بود که با آمریکا و غرب همسو باشند. دولتمردان آمریکایی‌ها طی چندین سال، برای تحقق اهداف و پیاده‌سازی این سیاست، هر آنچه در توان داشتند انجام دادند، لکن جز شکست و ناکامی در قبال انقلاب اسلامی، ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی چیز دیگری نصیب‌شان نگردید. اسناد و مدارک فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد آمریکایی‌ها در توطئه‌های متعدد علیه جمهوری اسلامی با هدف ساقط کردن این نظام کاملاً مردمی، ایفای نقش کرده‌اند. توطئه‌هایی از قبیل:
۱ـ غائله‌های تجزیه‌طلبانه در مناطق قومیتی ایران مانند کردستان، خوزستان،‌ سیستان‌وبلوچستان، ترکمن‌صحرا و مناطق آذری‌نشین.
۲ـ طراحی و پیاده‌سازی چندین کودتای نافرجام در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب.
۳ـ ترور رهبران انقلاب و نیروهای دلبسته به نظام جمهوری اسلامی با حمایت و پشتیبانی از گروهک‌های تروریستی مانند منافقین. به شهادت رسیدن نزدیک به ۱۶ هزار نفر از شهدای ترور به دست منافقین کوردل از یک طرف و حمایت‌های آمریکا از ابتدا تا به امروز از این گروهک تروریستی از طرف دیگر، نقش آمریکا در به شهادت رساندن مردم و رهبران انقلابی مردمی را نمایان می‌سازد.
۴ـ حمایت آمریکا از تمامی جریان‌هایی که به‌دنبال بی‌ثبات‌سازی ایران بودند.
۵ـ تجاوز مستقیم نظامی آمریکا به طبس.
۶ـ جنگ نیابتی صدام از طرف غرب و به‌ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران.
۷ـ ورود مستقیم آمریکا در جنگ با هدف جلوگیری از شکست نظامی صدام.
۸ـ تجهیز صدام به انواع سلاح‌ها و تجهیزات نظامی و به‌ویژه سلاح‌های شیمیایی از یک طرف و اعمال تحریم‌های گسترده علیه جمهوری اسلامی در زمان جنگ به بهانه جلوگیری از تشدید جنگ!
۹ـ تقویت، تجهیز و حمایت از گروهک‌هایی چون پژاک در شمال غرب و جندالشیطان عبدالمالک ریگی معدوم در جنوب شرق در سال‌های اخیر با هدف بی‌ثبات‌سازی ایران.
۱۰ـ به راه انداختن جنگ تمام‌عیار فرهنگی علیه جمهوری اسلامی.
۱۱ـ برقراری ارتباط با تمامی گروه‌های دگراندیش، غربگرا و ناراضی با هدف بسیج آنها علیه جمهوری اسلامی.
۱۲ـ اعمال تحریم‌های یک‌جانبه و چندجانبه علیه جمهوری اسلامی با استفاده ابزاری از نهادهای بین‌المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل به بهانه فعالیت‌های هسته‌ای ایران در یک دهه اخیر.
۱۳ـ حمایت از فتنه‌گران در جریان آشوب‌های سال ۸۸.
۱۴ـ تهدید مستمر ایران به استفاده از گزینه نظامی در دو دهه اخیر.
آقای اوباما باید پاسخ دهد این مجموعه اقدامات از سوی آمریکا علیه ملت ایران، با چه هدفی در طی سالیان گذشته انجام شده است؟ آیا آنها به‌دنبال تغییر نظام در ایران نبودند؟ پاسخ روشن است. بنابراین سرلشکر سلیمانی، یک واقعیت را بیان داشته است؛ واقعیتی که در اظهارات آقای اوباما مبنی بر ناتوانی آمریکا در تغییر نظام سیاسی ایران نهفته است.
آری، آمریکایی‌ها مدعی امپراتوری در جهان، امروز در برابر عظمت ملت ایران چاره‌ای جز عقب‌نشینی از مواضع سلطه‌طلبانه خود ندارند. اکنون ایران کشوری قدرتمند و با نفوذ در منطقه و جهان است. آمریکایی‌ها به‌خوبی با تمام وجود بر هم خوردن موازنه قدرت در منطقه به‌نفع جمهوری اسلامی را لمس کرده‌اند. این واقعیات منطقه راهبردی غرب آسیا است که آمریکایی‌ها را به عقب‌نشینی وادار ساخته است. شکست سیاست‌های آمریکا در افغانستان، عراق و اینک سوریه یک واقعیت است. شکست رژیم صهیونیستی به عنوان متحد اصلی آمریکا در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه یک واقعیت است. بیداری اسلامی و فرو ریختن حکومت‌های وابسته به غرب در منطقه یک واقعیت است. نقش جمهوری اسلامی در ناکامی‌های آمریکا در منطقه از یک طرف و الهام‌بخشی انقلاب اسلامی و کشور ایران در موضوع بیداری اسلامی از طرف دیگر، اینها واقعیت‌های غیرقابل انکار و پیش‌روی مقامات آمریکایی است. بنابراین امروز جمهوری اسلامی یک قدرت است و آمریکایی‌ها نیک می‌دانند که برای حل بسیاری از مشکلات‌شان، چاره‌ای جز دست دراز کردن به سمت ایران ندارند. در چنین شرایطی اظهارات اوباما اساساً نمی‌تواند اظهار لطف باشد، بلکه خبر اعلام ناتوانی و عجز در برابر ملت ایران معنای دیگری ندارد.

دکتر یدالله جوانی

تعریضی بر یک یادداشت!

روزنامه واشنگتن‌پست در آستانه سفر حجت‌الاسلام دکتر روحانی، رئیس‌جمهور ایران، به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، یادداشتی را از وی درج کرد. دکتر روحانی در این یادداشت، مبنای رویکردش به مسائل جهانی را با ذکر مصداق‌هایی بیان کرده و با دعوت از سران سایر کشورها خواسته با توجه به تغییرات مهم در عرصه‌های مختلف جهانی، به حل مناقشات همت بگمارند. در لابه‌لای این مباحث، آمادگی ایران نیز برای حل مسائل مربوط به خودش و مربوط به منطقه اعلام شده است.

درج چنین یادداشتی در آستانه این سفر، مفید به نظر می‌رسد و زمانی مفیدتر بود که با حذف برخی از نکات و جایگزینی موارد مهم‌تر درباره ایران و نقش تاریخی‌اش در حیات بشری و علل انقلاب اسلامی و ماهیتش، تبلیغات منفی و مسموم درباره ایران را از ذهن مخاطب می‌زدایید و مهم‌تر از آن، اینکه بخشی از شروع این یادداشت حذف می‌شد آنجا که آمده است: «سه ماه قبل، خط‌مشی من تحت‌عنوان «تدبیر و امید» با استقبال گسترده‌ای از جانب مردم مواجه شد. ایرانی‌ها روش من در امور داخلی و بین‌المللی را انتخاب کردند، چرا که بر این عقیده بودند که مدت‌ها است از این رویکردها فاصله گرفته‌ایم.»

بر نگارنده معلوم نیست که چه کسانی متن این یادداشت را برای رئیس‌جمهور آماده کرده و عبارت ناصواب فوق را در آن گنجانده‌اند؛ اما تا حدودی می‌داند نتیجه دیپلماسی که با خودزنی آغاز شود، شیرین نیست اگرچه به‌ظاهر دستاوردی هم داشته باشد. ملتی که سال‌ها و در سخت‌ترین اوضاع ظالمانه‌ترین فشارها را تحمل کرد؛ اما لحظه‌ای از آرمان‌هایش غافل نشد و اندکی در برابر استکبار عقب ننشست، بی‌تدبیر و بدون امید عمل نکرد. از قضا رفتار مدبرانه و سرشار از امید این ملت است که دشمن را تا آستانه استیصال پیش‌ برد و با روی کار آمدن دولت یازدهم احساس کرد برای تنفس و کاهش فشار ملت ایران لازم است رفتار مناسب‌تری در پیش بگیرد. رویکرد مردم به دکتر روحانی نتیجه فاصله گرفتن طولانی از تدبیر و امید نبود، بلکه به معنای آن بود که فرصت تجربه مشی جدیدی فراهم شده است، فرصتی که بستر نیست و محملی است که باید در بستر نظام و انقلاب به پیش رود. این نکته دقیقی است که لازم بود در متن یادداشت دکتر روحانی برای روزنامه واشنگتن‌پست به آن اشاره می‌شد که اگر اینگونه انجام می‌گرفت، پیامی که دشمن از نامه دریافت می‌کرد، ویژگی دیگری داشت.

دفاع مقدس و انسان طراز انقلاب اسلامی

هفته‭ ‬دفاع‭ ‬مقدس،‭ ‬بازگشایی‭ ‬مدارس،‭ ‬آغاز‭ ‬سال‭ ‬تحصیلی‭ ‬و‭ ‬تبلیغات‭ ‬لوازم‌التحریر‭ ‬ملی‭ ‬مرا‭ ‬بر‭ ‬آن‭ ‬داشت‭ ‬تا‭ ‬این‭ ‬چند‭ ‬سطر‭ ‬را‭ ‬بنگارم‭.‬

انسان‭ ‬طراز‭ ‬انقلاب‭ ‬واژه‌ای‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬شاید‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬ملموس‭ ‬نباشد‭. ‬این‭ ‬یعنی‭ ‬همان‭ ‬الگویی‭ ‬که‭ ‬ما‭ ‬باید‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬او‭ ‬بسنجیم‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬او‭ ‬برسیم‭. ‬از‭ ‬حضرت‭ ‬امام‭ ‬خمینی‭(‬ره‭) ‬می‌توان‭ ‬به‌عنوان‭ ‬یک‭ ‬انسان‭ ‬طراز‭ ‬انقلاب‭ ‬نام‭ ‬برد”‭ ‬انسانی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬تمام‭ ‬طول‭ ‬نود‭ ‬سال‭ ‬عمر‭ ‬خود‭ ‬درس‌های‭ ‬عظیمی‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬به‭ ‬یادگار‭ ‬گذاشت‭. ‬اما‭ ‬امام‭ ‬راحل‭ ‬برای‭ ‬کودک‭ ‬و‭ ‬نوجوان‭ ‬ما‭ ‬ملموس‭ ‬و‭ ‬شناخته‭ ‬شده‭ ‬نیست‭. ‬یعنی‭ ‬ما‭ ‬باید‭ ‬به‭ ‬کودک‭ ‬و‭ ‬نوجوان‌مان‭ ‬یک‭ ‬الگویی‭ ‬متناسب‭ ‬با‭ ‬تربیت‭ ‬اسلامی‭ ‬و‭ ‬اهداف‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬معرفی‭ ‬کنیم‭ ‬تا‭ ‬بعدها‭ ‬در‭ ‬مرتبه‌های‭ ‬بالاتر‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬رشد‭ ‬عقلی‭ ‬او‭ ‬بتوانیم‭ ‬امام‭ ‬خمینی‭(‬ره‭) ‬را‭ ‬به‭ ‬او‭ ‬بشناسانیم‭. ‬برای‭ ‬این‭ ‬منظور‭ ‬آیا‭ ‬خوب‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬بیاییم‭ ‬و‭ ‬نمادهای‭ ‬یک‭ ‬برنامه‭ ‬پویانمایی‭ ‬مانند‭ ‬شکرستان‭ ‬را‭ ‬مدنظر‭ ‬نمادسازی‭ ‬قرار‭ ‬دهیم‭ ‬یا‭ ‬کلاه‭ ‬قرمزی‭ ‬و‭… ‬را؟

البته‭ ‬قصد‭ ‬نقد‭ ‬مجموعه‭ ‬لوازم‌التحریر‭ ‬شکرستان‭ ‬و‭ ‬سایرین‭ ‬نیست،‭ ‬چراکه‭ ‬شاید‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬بهترین‭ ‬کارها،‭ ‬همین‭ ‬تولید‭ ‬و‭ ‬عرضه‭ ‬نوشت‌افزار‭ ‬با‭ ‬طرح‌های‭ ‬ملی‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬این‭ ‬امر‭ ‬مهندسی‭ ‬شده‭ ‬نیست‭ ‬و‭ ‬باید‭ ‬روی‭ ‬هندسه‭ ‬تربیتی‭ ‬این‭ ‬امر،‭ ‬فعالیت‭ ‬زیادی‭ ‬صورت‭ ‬بگیرد‭.‬

عمده‭ ‬علل‭ ‬موفقیت‭ ‬شکرستان‭ ‬تنها‭ ‬کارتون‭ ‬آن‭ ‬بوده‭ ‬و‭ ‬داستان‌های‭ ‬طنزش‭. ‬به‌طور‭ ‬حتم‭ ‬می‌توان‭ ‬با‭ ‬توان‭ ‬بالایی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬نمایش‭ ‬و‭ ‬قاب‭ ‬تصویر‭ ‬سراغ‭ ‬داریم،‭ ‬به‭ ‬انسان‌های‭ ‬طرازی‭ ‬بپردازیم‭ ‬که‭ ‬هم‭ ‬جنبه‭ ‬طنز‭ ‬و‭ ‬هم‭ ‬جنبه‭ ‬جدی‭ ‬را‭ ‬داشته‭ ‬باشند‭. ‬تمام‭ ‬این‭ ‬زمینه‌ها‭ ‬در‭ ‬دفاع‭ ‬مقدس‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭.‬

مثلاً‭ ‬در‭ ‬فیلم‭ ‬اخراجی‌ها‭ ‬کارگردان‭ ‬و‭ ‬صاحب‭ ‬اثر‭ ‬آن‭ ‬می‌توانست‭ ‬شخصیت‭ ‬نزدیک‭ ‬به‭ ‬طنز‭ ‬‮«‬بایرام‮»‬‭ ‬با‭ ‬بازی‭ ‬‮«‬اکبر‭ ‬عبدی‮»‬‭ ‬که‭ ‬شاید‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬واقعیت‌های‭ ‬دفاع‭ ‬مقدس‭ ‬هم‭ ‬بوده‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬کارهای‭ ‬انیمیشن‭ ‬ادامه‭ ‬دهد‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬قالب‭ ‬دفاع‭ ‬مقدسی‭ ‬اقدام‭ ‬به‭ ‬تولید‭ ‬محصولاتی‭ ‬چون‭ ‬لوازم‌التحریر‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬شخصیت‭ ‬بکند‭.‬

در‭ ‬جنبه‌های‭ ‬جدی‭ ‬هم‭ ‬شخصیت‌های‭ ‬شهیدی‭ ‬همچون‭ ‬عباس‭ ‬بابایی‭ ‬و‭ ‬یا‭ ‬اسطوره‭ ‬اطلاعات‭ ‬عملیات‭ ‬شهیدحسن‭ ‬باقری‭ ‬را‭ ‬می‌شد‭ ‬با‭ ‬کارهای‭ ‬نمایشی‭ ‬افزون‭ ‬بر‭ ‬کارهای‭ ‬فعلی‭ ‬به‭ ‬نسل‭ ‬جدید‭ ‬معرفی‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬کنار‭ ‬آن‭ ‬جهت‭ ‬جریان‌سازی‭ ‬فرهنگی‭ ‬محصولات‭ ‬مربوط‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬الگوها‭ ‬را‭ ‬ارائه‭ ‬کرد‭. ‬هرچند‭ ‬که‭ ‬هر‭ ‬از‭ ‬گاهی‭ ‬برخی‭ ‬بنا‭ ‬به‭ ‬سلیقه‭ ‬و‭ ‬توان‭ ‬خود‭ ‬برخی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬امور‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬سامان‭ ‬رسانده‌اند‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬وضعیت‭ ‬موجود‭ ‬بعید‭ ‬است‭ ‬در‭ ‬دراز‭ ‬مدت‭ ‬هم‭ ‬جواب‭ ‬بگیرند‭.‬

غرض‭ ‬اینکه‭ ‬صرف‭ ‬تولید‭ ‬نوشت‌افزار‭ ‬با‭ ‬طرح‌های‭ ‬ملی‭ ‬تنها‭ ‬مسکن‭ ‬وضعیت‭ ‬موجود‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬باید‭ ‬اندیشه‌ای‭ ‬و‭ ‬مهندسی‭ ‬عمیق‭ ‬پیرامون‭ ‬الگوسازی‭ ‬و‭ ‬طراحی‭ ‬انسان‭ ‬طراز‭ ‬انقلاب‭ ‬کار‭ ‬کرد‭. ‬بر‭ ‬این‭ ‬اساس‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬توجه‭ ‬به‭ ‬مطالعات‭ ‬و‭ ‬پژوهش‌های‭ ‬صورت‭ ‬گرفته،‭ ‬اصلی‌ترین‭ ‬منبع‭ ‬برای‭ ‬دست‭ ‬یافتن‭ ‬به‭ ‬تعریف‭ ‬و‭ ‬اسوه‭ ‬انسان‭ ‬طراز‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬همانا‭ ‬بازماندگان‭ ‬و‭ ‬شهدای‭ ‬دفاع‭ ‬مقدس‭ ‬هستند‭ ‬و‭ ‬خوبی‭ ‬این‭ ‬مسئله‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تقریباً‭ ‬از‭ ‬تمام‭ ‬اقشار‭ ‬جامعه‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬گروه‭ ‬وجود‭ ‬داشته‭ ‬است‭. ‬شاید‭ ‬تقارن‭ ‬بازگشایی‭ ‬مدارس‭ ‬و‭ ‬هفته‭ ‬دفاع‭ ‬مقدس‭ ‬بهانه‌ای‭ ‬باشد‭ ‬برای‭ ‬اینکه‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬زمینه‭ ‬هم‭ ‬فکر‭ ‬کنیم‭ ‬و‭ ‬گام‌هایی‭ ‬را‭ ‬برداریم‭.‬

علیرضا جلالیان