1h

ائتلاف عبری ـ عربی ـ غربی برای مهار ایران

مصطفی نظری/ جریان صهیونیست همواره تلاش کرده است با برگزاری همایش‌­­ها و نشست­‌های بین­‌المللی افزون بر ادبیات‌سازی سیاسی، یک همراه‌سازی جهانی و منطقه‌­ای را در راستای اهداف و سیاست­‌های صهیونیستی خود ایجاد کند که نشست سالیانه «هرتزلیا» در اراضی اشغالی، یکی از این نشست­‌های جهانی صهیونیسم است.
هفدهمین نشست سالیانه «هرتزلیا»، امسال با حضور ۱۸۰ شخصیت سیاسی، نظامی، امنیتی و شخصیت‌های آکادمیک و رسانه‌ای از داخل و خارج از سرزمین‌های اشغالی برگزار شد. این نشست از روز ۲۰ ماه ژوئن میلادی آغاز شد و طی سه روز ادامه پیدا کرد.
امسال حضور نمایندگانی از دول عربی، نظیر اردن، مصر، امارات و هند در بالاترین حد خود گزارش شده است و حتی حضور «سلمان شیخ»، مدیر گروه سیاسی «شیخ» که نقش رابط بین گروه­های معارض سوریه و رژیم صهیونیستی و اعراب را برعهده دارد، در این دوره از نشست‌های سالیانه هرتزلیا، یکی از نکات قابل توجه و تأمل‌برانگیز این نشست امنیتی صهیونیستی بود. البته حضور افرادی چون «سر جان ساورز» رئیس سابق سرویس جاسوسی «ام.آی سیکس» انگلستان، ژنرال «میخائیل کاستاراکوس» رئیس کمیته نظامی اتحادیه اروپا و «برت مک کورت»، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در ائتلاف جهانی مبارزه با «داعش» بر اهمیت این نشست افزوده بود.

1h
بررسی وضعیت منطقه و چالش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی رژیم غاصب صهیونیستی به منزله یکی از اهرم‌­های تأثیرگذار در عرصه سیاست‌های منطقه‌­ای و جهانی جریان صهیونیسم، مهم­ترین برنامه کاری این نشست سالیانه را تشکیل می­داد که این موضوع را می­­‌توان جزء سرفصل­‌های اصلی این نشست در ۱۵ سال گذشته دانست.
تهدید ایران و حزب‌الله لبنان و ائتلاف عبری‌ ـ عربی مهم­ترین محورهای سخنرانی‌های انجام شده در هفدهمین نشست امنیتی هرتزلیا بود. یکی از مهم‌ترین محورهایی که در جریان این نشست به آن اشاره شد، این بود که رژیم صهیونیستی به تنهایی و بدون کمک گرفتن از ائتلاف عربی به سرکردگی آمریکا در برابر تهدیداتی که محور مقاومت فراروی این رژیم قرار داده، ناتوان است.
هفدهمین نشست هرتزلیا، مجموعه­‌ای از چالش­‌های امنیتی و سیاسی فرا روی رژیم صهیونیستی در سایه تحولات منطقه‌­ای و متغیرهای امنیتی غرب آسیا را به بحث و تبادل نظر گذاشت. آنچه بر اهمیت این نشست امنیتی افزود، موضوع ضرورت همکاری میان رژیم صهیونیستی و دول خودفروخته عربی و تشکیل ناتوی عبری ـ عربی به منظور تقابل منطقه‌ای با جمهوری اسلامی ایران بود که هر چه بیشتر از ماهیت صهیونیستی این نشست و شرکت‌کنندگان آن پرده پرداشت.
همان‌طور که گمان می­‌رفت، مهم­ترین محور نشست هفدهم(۲۰۱۷) همچون سال‌­های گذشته مربوط به جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت بود؛ به گونه­ای که فرافکنی در زمینه قدرت منطقه‌ای ایران و توقف فعالیت­‌های موشکی آن و نیز عملیاتی کردن ائتلاف منطقه‌­ای علیه جمهوری اسلامی ایران، اساسی‌ترین سر فصل­‌های سخنان مقامات و شخصیت‌­های صهیونیستی و غربی حاضر در نشست بود.
تأمل برانگیز­تر آنجا بود که سران صهیونیستی، ایران را عامل اصلی بی‌­­ثباتی منطقه برشمردند و تأکید کردند جامعه جهانی باید با تهدید ایران مقابله کند. «هرتصی هالوی» رئیس سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم اشغالگر قدس از مهم­ترین افرادی بود که در اظهارات خود به این مسئله اشاره داشت و مدعی شد، ایران عامل اصلی برهم زدن ثبات در منطقه است و این کشور «خطر محوری» برای اسرائیل است. اگر جهان در خاورمیانه صلح می‌خواهد، باید جلوی نفوذ ایران را بگیرد.
اما بخش مهم و قابل توجه این نشست اعترافی بود که برخی شخصیت­های امنیتی رژیم صهیونیستی در زمینه ضرورت تشکیل ائتلاف منطقه­ای علیه ایران به زبان آوردند.
در این چارچوب، «گادی آیزنکوت» فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی در اولین روز از برگزاری نشست هفدهم هرتزلیا به موضوع همکاری میان رژیم غاصب صهیونیستی و دولت‌های عربی اشاره و تأکید کرد این همکاری در آشکار و پنهان در حال عمیق­تر شدن است. «آیزنکوت» با تأکید بر اینکه شلیک موشک‌های بالستیک ایران به شرق سوریه سیگنال‌های خطرناکی دارد، خواستار توقف توسعه صنایع نظامی ایران شد و گفت: این موضوع باید هدف همه کشورهای منطقه باشد.
ژنرال عاموس گیلعاد، رئیس سابق اداره امور سیاسی وزارت جنگ رژیم غاصب صهیونیستی که در حال حاضر ریاست امور سیاسی و استراتژیک مجموعه نشست‌های هرتزلیا را برعهده دارد، در این باره اظهار داشت: «استراتژی اسرائیل [رژیم صهیونیستی] برای مقابله با تهدید ایران، ائتلاف‌ با رژیم‌های عربی است که اسرائیل در تمامی منطقه عربی مناسباتی در سطوح مختلف بر اساس اولویت مقابله با ایران و اخوان‌المسلمین و داعش دارد.» وی تأکید کرد: «تهدید ایران اساسی‌ترین تهدید رژیم صهیونیستی است؛ چرا که ایران، حزب‌الله، بشار اسد و روسیه در حال ایجاد یک ائتلاف هستند.»
قابل توجه بود که مقامات صهیونیستی همچنان بر بزرگ‌نمایی و تهدیدزایی علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌­ای ایران تأکید می‌­ورزیدند. «آریل لویته» معاون سابق کمیسیون انرژی اتمی رژیم جعلی صهیونیستی در این باره گفت: «حتی اگر بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران در ظاهر تأیید شده باشد، ابهامات درباره توافق صورت گرفته بسیار زیاد است. همین ابهامات موجب شد درک متفاوتی از توافق هسته‌ای و ماهیت اصلی آن به وجود آید.» وی در ادامه اظهارات مزورانه خود تصریح کرد: «آیا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مسئولیتی در قبال آزمایش‌های تسلیحاتی ایران بر عهده می‌گیرد؟ روسیه و ایران، هر دو معتقدند آژانس نباید در این مسئله ورود پیدا کند، اما اگر آژانس مسئول این آزمایش‌ها نیست، پس چه کسی مسئول است؟»

2h

«لویته» از آمریکا، رژیم صهیونیستی و اعضای گروه ۱+۵ خواست راهکار دیگری بیابند تا در پایان مدت زمان توافق هسته‌ای بتوان مانع از حرکت ایران به سمت اهداف نظامی‌اش شد.
اما آنچه در این میان حائز اهمیت است، اعتراف مقامات صهیونیستی به ناتوانی مقابله این رژیم با محور مقاومت و توان موشکی جمهوری اسلامی ایران بود. آویگدور لیبرمن، وزیر جنگ رژیم غاصب صهیونیستی، در روز سوم و پایانی هفدهمین نشست هرتزلیا طی سخنانی دلایلی را که مانع تکمیل هیمنه‌ منطقه‌ای رژیم صهیونیستی شده، بررسی و دلیل آن را چنین ریشه‌یابی کرد که این رژیم از پنجاه سال پیش تاکنون نتوانسته به «پیروزی قاطع» دست یابد. وزیر جنگ رژیم غاصب صهیونیستی با اشاره به اینکه تعداد زیادی از عملیات‌های نظامی [به دست این رژیم] انجام شده که در آکادمی‌های نظامی بررسی و تدریس می‌شود، افزود: «دست نیافتن به پیروزی سبب بی‌اعتمادی می‌شود. ما خیلی حرف‌های بزرگی زدیم؛ حرف‌هایی که در نهایت پوشش اجرایی نداشتند. آخرین لشکرکشی زمینی‌ای که ارتش اسرائیل انجام داد، در جریان جنگ اول لبنان (۱۹۸۲) بود؛ ولی هرچه بعد از آن بود، همه عملیات بود (نه لشکرکشی واقعی) و آخرین پیروزی واقعی هم در جنگ شش روزه بود.»
«هرتصی هالوی» رئیس سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم غاصب صهیونیستی هم درباره توانمندی موشکی ایران چنین اعتراف می‌­کند که اقدام ایران در شلیک موشک به گروه تروریستی داعش در سوریه، «نگران‌کننده» بود و اینکه چرا ایران اقدام به شلیک موشک‌ علیه داعش کرد و از نیروهای نظامی‌اش استفاده نکرد؟
جالب توجه بود که «افرایم سنیه» از مسئولان اسبق بلندپایه وزارت جنگ رژیم اشغالگر قدس اذعان می‌­کند، برای پاسخ دادن به موشک‌های حزب‌الله نباید لبنان را هدف قرار داد؛ بلکه در مقابل، باید به زیرساخت‌های ایران حمله کرد تا پاسخ مناسبی به حملات موشکی حزب‌الله داده شود. وی مدعی شد، تنها از طریق مقابله با ایران است که می‌توان حزب‌الله را شکست داد.
از آنجایی که نتایج و برونداد نشست‌های سالیانه هرتزلیا در تصمیم‌گیری­‌های منطقه­‌ای جریان صهیونیسم و غرب، به ویژه سیاست­های منطقه‌­ای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مؤثر بوده تا جایی که عیناً به صورت راهبرد رسمی مقامات غربی و آمریکایی در آمده است، ضرورت دارد با نگاه تحلیلی و موشکافانه به اظهارات و مباحث مطرح شده در نشست هفدهم هرتزلیا چند نکته مهم و راهبردی را مورد توجه و ملاحظه قرار داد؛ هرچند نتایج این نشست باید به تناسب اظهارات، مواضع و دیدگاه‌­های بیان شده در آن، به طور دقیق و مفصل بررسی و تحلیل شود.
نخست اینکه، با شکست پروژه صهیونیستی ـ آمریکایی داعش در منطقه راهبردی غرب آسیا و به تهدید افتادن هر چه بیشتر امنیت پوشالی رژیم جعلی صهیونیستی، جریان صهیونیسم بین‌الملل با همراه کردن مهره‌­های خودفروخته عربی خود در یک ناتوی منطقه‌ای با محوریت ژنرال­‌های تروریست صهیونیستی درصدد است تا با هزینه­‌ای به مراتب سبک­تر یک نبرد منطقه‌­ای علیه محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران را مدیریت کند؛ از این رو تمرکز محورها و مباحث هفدهمین نشست هرتزلیا در موضوع ضرورت ایجاد ائتلاف عبری ـ عربی و همگرایی هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی با دول خودفروخته عربی خلاصه می­‌شود.
دوم اینکه، با نگاهی به اظهارات سخیفانه مقامات صهیونیستی درباره برنامه صلح‌آمیز هسته‌­ای ایران و فرافکنی مصرانه در این زمینه، به خوبی می‌­توان فهمید که «توافق برجام» فقط اجرای سناریویی هدفمند بود که ضمن متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، تضعیف موقعیت منطقه‌­ای جمهوری اسلامی ایران به منزله محور مقاومت را آن هم با مشغول­‌سازی سیاسی دنبال می­کرد. این مسئله در اظهارات برخی مقامات صهیونیستی در این نشست امنیتی به خوبی ملموس بود. آنجا که ژنرال عاموس گیلعاد، رئیس سابق اداره امور سیاسی وزارت جنگ رژیم غاصب صهیونیستی در سخنرانی خود تأکید کرد، توافق (برجام) به اسرائیل نیز زمان کافی برای آمادگی را می‌دهد و ما نیز خود را آماده می‌کنیم. وی با طرح این پرسش که آیا اسرائیل حمله‌ای علیه ایران را آغاز خواهد کرد یا نه، توجه به این نکته را ضروری دانست که همه گزینه‌ها بر روی میز قرار دارد و برای اسرائیل بهتر است که این موضوع را همچنان مبهم نگه دارد.
نکته پایانی اینکه طرح موضوع ضرورت ایجاد ائتلاف عبری ـ عربی بیش از هر چیز بیان‌کننده ناتوانی جریان صهیونیسم در مقابله با ایران است؛ اما مهم­تر اینکه، ورای ائتلاف منطقه­‌ای علیه ایران، صهیونیسم بین‌­الملل تضعیف ارکان مهم نظام را در صحنه داخلی جمهوری اسلامی ایران پیگیری می‌کند که این امر طی فضای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری به خوبی قابل مشاهده بود. اظهار نظر رئیس اداره سیاسی سابق وزارت جنگ رژیم غاصب صهیونیستی در اولین روز از برگزاری هفدهمین نشست هرتزلیا که گفته بود تا وقتی (امام) خامنه‌ای در مسند قدرت ایران قرار دارد، تهدید اساسی برای اسرائیل به شمار می‌رود، از لایه پنهان این سناریوی صهیونیستی پرده برداشت.

استکبارستیزی مهم‌ترین درس عاشورا

یکی از ویژگی‌های بارز حکومت‌های توحیدی فعالیت‌های ضداستکباری آنهاست. تمامی انبیای عظام و معصومین(علیهم‌السلام) در تقابل با روحیه برتری‌طلبی حکام جائر از خود واکنش نشان داده و سر تسلیم فرود نیاورده‌اند که بهترین نمونه آن واقعه تاریخی کربلا و نهضت عاشورا است. نهضت حسینی و حرکت تاریخ‌ساز سیدالشهداء(ع) نقطه عطفی است که با محوریت واقعه تلخ عاشورا، آغازگر تحولات عظیمی در تفکر جامعه مسلمانان شد. حجم حوادث و اتفاقات در فاصله زمانی محدود این واقعه آن قدر بزرگ و از جهات مختلف قابل توجه است که همواره می‏تواند به مثابه الگویی بی‌بدیل در طول دهه‏ها و سده‏های پس از خود، جریانی هویت‌بخش، زنده و حیاتی برای انسان‌های آزاده جهان باشد. حال پس از گذشت سال‌ها از این ماجرا آنچه امروز برای ما مهم و اساسی است، درس‏ها و عبرت‏های عاشورا در عرصه رفتار و تحولات سیاسی ـ اجتماعی است. یکی از مهم‌ترین درس‏ها و عبرت‏های قیام امام حسین(ع) مبارزه با ظلم و استکبارستیزی بود. قیام امام حسین(ع) که به شهادت مظلومانه‌اش در سرزمین کربلا منجر شد با هدف مبارزه با ظلم و ستم، آزاد زیستن، سر تعظیم فرود نیاوردن مقابل دشمن و شناخت درست دشمن و خلاصه کلام؛ استکبار وقت بود. قیام امام حسین و واقعه جانکاه کربلا به ملت‌های آزاده جهان آموخت که هرگز نباید از ظالمان ترسید، بلکه باید با توکل به خدا در مقابل ظالمان ایستاد. خداوند نیز در قرآن کریم پیروزی را پاداش ایستادگی در مقابل ظالمان می‌داند. در اصطلاح اسلامی و توحیدی، استکبار گناهی مترادف با شرک است و منشأ ظلم و فساد طغیان در برابر خدا و خلق خدا به شمار می‌آید. از دیدگاه فرهنگ سیاسى اسلام، استکبار نوعى سلطه‌گرى، سلطه‌جویى، استعمار و بهره‌کشى فرهنگى، سیاسى و اقتصادى از سوی اقلیتی زورگو و منفعت‌طلب بر توده‌‌اى عظیم و محروم است. در این وضعیت اول باید دشمن و سیاست‌های آن را شناخت؛ چرا که دشمن‌شناسی و استکبارستیزی لازم و ملزوم یکدیگرند؛ تا دشمن شناخته نشود و زوایای فکری او کشف نشود، مبارزه‌ای هم پدید نخواهد آمد. حال در فرایند چندین ساله، انقلاب اسلامی ایران الگوی حیات‌بخش نهضت‌ها و انقلاب‌های مردم کشورهای مسلمان علیه ظلم و ستم مستکبران بوده که این خط‌مشی برگرفته از نهضت عاشورای امام حسین‌(ع) است. عاشورا تنها یک رویداد تاریخی نیست که به یک زمان خاص مختص باشد، بلکه نسخه و نقشه راهی برای ملت‌ها در تمامی زمان‌ها برای ایستادگی در مقابل ظلم و ستم است که هر کس بر اساس این الگو عمل کند و در مقابل ظالمان بایستد، قطعاً به پیروزی دست خواهد یافت. امروز پس از مذاکرات و توافق هسته‌ای، تلاش یک عده بر محور تقدس‌زدایی از ارزش‌ها، به ویژه مخدوش کردن روحیه استکبارستیزی ملت است، اما نباید اقدام دیپلماسی و مذاکره که صرفاً به حل پرونده هسته‌ای منحصر شده به منزله پایان استکبارستیزی تلقی شود؛ چرا که سیاست‌های نظام در استفاده از ابزار مذاکره، برای اتمام حجت و احیای حقوق ملت و به نوعی نهیب بر مستکبران است. در این موقعیت زمانی نباید روحیه استکبارستیزی که نشئت گرفته از ذات انقلاب و یکی از افتخارات ملت ما که پرچمدار مبارزه با استکبار جهانی است، تضعیف شود. تنها با حفظ و تقویت چنین روحیه‌ای می‌توان نقشه‌های شوم استکبار علیه نظام اسلامی را خنثی و راه نفوذ با این عمل انقلابی را سد کرد.

علی قاسمی

انتفاضه سوم

مردم مظلوم فلسطین بار دیگر جرقه انتفاضه جدیدی را برافروخته‌اند. این‌بار بیت‌المقدس و مسجد‌الاقصی به کانون اعتراضات و انتفاضه سوم تبدیل شده است. فلسطینیان تنها به تظاهرات خیابانی اکتفا نکرده‌اند، بلکه چندین عملیات مسلحانه علیه صهیونیست‌ها انجام داده‌اند که در نوع خود بی‌سابقه بوده است. در یکی از عملیات‌های شهادت‌طلبانه، جوان فلسطینی «مهند الحلبی» دو افسر صهیونیستی را به هلاکت رسانده و دو نظامی دیگر را زخمی کرد.
جنبش جهاد اسلامی فلسطین مسئولیت عملیات الحلبی ۱۹ساله را ـ که دانشجوی رشته حقوق دانشگاه قدس بود ـ برعهده گرفت و به صهیونیست­ها هشدار داد در صورت تعدی دوباره به ساکنان بیت‌­المقدس و کرانه باختری، عملیات شهادت­‌طلبانه دیگری در انتظار آنها خواهد بود.
علت اصلی انتفاضه کنونی فلسطین، تلاش صهیونیست‌ها برای تقسیم زمانی و مکانی مسجدالاقصی است. حساسیت فلسطینی‌ها نسبت به مسجدالاقصی، آنان را به واکنش شدید علیه سیاست‌ها و اقدامات رژیم غاصب صهیونیستی واداشته و موجب شده است که اوضاع فعلی از تسلط رژیم صهیونیستی خارج شود.
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) نیز ضمن استقبال از انتفاضه سوم، تأکید کرده است تنها راه دفاع از مسجدالاقصی و جلوگیری از تحقق یافتن توطئه‌های رژیم اشغالگر قدس آن است که مردم کرانه باختری و بیت‌المقدس سلاح به دست گیرند .
در مقابل، نظامیان صهیونیستی بر اساس خوی ددمنشانه خود، به سوی فلسطینیان گلوله جنگی شلیک می‌کنند و نسبت به قتل‌عام تظاهرکنندگان بی‌سلاح هیچ ابایی ندارند. شمار قربانیان جنایات رژیم صهیونیستی از آغاز انتفاضه جدید در اوایل ماه جاری میلادی تا به امروز، در مناطق مختلف فلسطین از جمله بیت‌المقدس، کرانه باختری و نوار غزه به ۳۸ شهید و بیش از هزار و ۴۰۰ مجروح افزایش یافته است.
بنیامین نتانیاهو، نخست‌‌وزیر رژیم صهیونیستی که به شدت نگران انتفاضه جدیدی از سوی فلسطینیان است؛ دستور داده است منازل مجریان عملیات‌های استشهادی تخریب شده و بازداشت اداری تظاهرات‌کنندگان یا آنهایی که به تظاهرات تحریک می‌کنند، افزایش یابد.
انتفاضه اول در سال ۱۹۸۷ و انتفاضه دوم (انتفاضه مسجدالاقصی) در سال ۲۰۰۰ در حالی آغاز شد که هنوز نوار غزه تحت اشغال ارتش رژیم صهیونیستی بود و این رژیم بیش از ۳۰ شهرک‌ صهیونیست‌نشین در این منطقه احداث کرده بود. در حال حاضر نیز سایه رژیم صهیونیستی همچنان بر کرانه باختری سنگینی می‌کند و با وجود امضای توافقنامه‌های سازش، رژیم صهیونیستی هیچ‌گونه پایبندی به تعهدات خود، از جمله توقف شهرک‌سازی، نشان نمی‌دهد.
ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین به‌مثابه نماد اشغالگری صهیونیست‌ها در کرانه باختری، رو به گسترش بوده و از حمایت‌های گسترده رژیم صهیونیستی برخوردار است. این شهرک‌ها در سه نوار امنیتی جداگانه از شمال به جنوب کرانه باختری امتداد یافته و شهر بیت‌المقدس را از چهار طرف تحت محاصره قرار می دهند.
در واقع، تلاش رژیم اشغالگر آن است که در چهارچوب سیاست «یهودی‌سازی بیت‌المقدس»، بافت جغرافیایی و جمعیتی بیت‌المقدس را تغییر داده و با اجرای طرح تقسیم زمانی و مکانی مسجدالاقصی، ضمن ممانعت از ورود فلسطینی‌ها، حضور دائمی صهیونیست‌ها را در این مکان تضمین کند.عوامل و شرایطی که سبب شعله‌ور شدن انتفاضه‌های اول و دوم در فلسطین شد، هم اکنون به ویژه در کرانه باختری و بیت‌المقدس وجود دارد. البته، مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی بر سر راه انتفاضه سوم مانع ایجاد کرده است. برای نمونه وحدتی که در گذشته میان گروه‌های فلسطینی فتح، حماس، جهاد و … وجود داشت، اکنون وجود ندارد و این گروه‌ها دچار اختلاف و تشتت شده‌اند. تشکیلات خودگردان فلسطین نیز تلاش دارد اوضاع را در سرزمین‌های اشغالی آرام کرده و مانع وقوع انتفاضه سوم شود.
از سوی دیگر بحران‌های منطقه‌ای، به‌ویژه بحران سوریه موجب شده است که قضیه فلسطین تا حد زیادی تحت‌الشعاع قرار گیرد. به همین دلیل است که رژیم صهیونیستی تمایل زیادی به استمرار بحران در سوریه و عراق و دیگر مناطق غرب آسیا دارد.
با این حال، بیت‌المقدس و مسجدالاقصی به‌مثابه نماد تاریخی و اعتقادی مسلمانان، همچنان الهام‌بخش مقاومت و پایداری فلسطینی‌ها در برابر توسعه‌طلبی صهیونیست‌های غاصب به شمار می‌اید. طرح «تسلیح کرانه باختری» که پیشتر از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده بود، گزینه‌ای مناسب برای برافروخته شدن انتفاضه سوم است؛ انتفاضه‌ای که به لحاظ کمّی و کیفی قطعاً با انتفاضه‌های پیشین متفاوت بوده و می‌تواند معادلات امنیتی و سیاسی را تا حد زیادی به نفع محور مقاومت دگرگون کند.
فرزان شهیدی

ثبات قدم در برابر یزیدیان زمان

پاسداران و بسیجیان را با جنس عاشورایی و لباس جهادی که برای عزت مسلمین بر تن کرده‌اند، بهتر می‌توان شناخت. پاسداران و بسیجیان، اعتقادات، باورها و ارزش‌ها و به‌طور کلی سبک زندگی و جهت حرکت‌شان را از مکتب و فرهنگ عاشورا گرفته و معتقدند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»
هر کس بر چنین باوری باشد، باید ببیند در این میدان در کدام صف ایستاده است؛ آیا در صف حسینیان قرار دارد و یاری‌کننده حسین زمان خویش است؟ یا خدای ناکرده، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته‌ یا ناخواسته، در صف یزیدیان قرار گرفته و یاری‌کننده یزیدیان زمان است؟ اگر رویارویی همیشگی حق و باطل را قبول داشته باشیم، باید جبهه خود را در این رویارویی مشخص کنیم. وجود دو جبهه حق و باطل و نبرد مستمر میان این دو جبهه، نه یک امر ذهنی، بلکه یک واقعیت قطعی است که تاریخ بشر واقعیت‌شان را اثبات می‌کند. وجود خداوند متعال مظهر حق و در برابرش طاغوت مظهر باطل، انسان‌ها را به دو جبهه تقسیم می‌کند. خداوند و طاغوت هرگز در یک جبهه قرار نمی‌گیرند و زیر یک سقف جمع نمی‌شوند. تمامی انبیای الهی که فلسفه بعثت‌شان هدایت آدمیان به سمت خیر و سعادت است، آمدند و از ناحیه حضرت حق این پیام را آوردند: «ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»
کسانی که دعوت انبیا را لبیک گفتند، در ردیف مؤمنان قرار گرفتند و کسانی که این حقیقت را نادیده انگاشتند، در صف کفار قرار گرفتند و این گونه، دو جبهه خدا و طاغوت در برابر هم شکل گرفت. جبهه عاشوراییان و حسینیان؛ جبهه خدا و جبهه یزیدیان، جبهه طاغوت است. نبرد میان این دو جبهه همیشگی بوده است و هرگز سازشی میان این دو وجود ندارد. جنگاوران جبهه حق و جبهه عاشوراییان، مجاهدان فی‌سبیل‌الله هستند و جنگاوران جبهه مقابل، در راه طاغوت می‌جنگند. خداوند در قرآن کریم، این واقعیت همیشگی تاریخ را، این گونه توصیف می‌کند: «الذین آمنوا یقاتلون فی‌سبیل‌الله و الذین کفروا یقاتلون فی‌سبیل الطاغوت».
در زمان ما پاسداران و بسیجیان، بر تن‌کنندگان لباس جهاد و پیشگامان مبارزه با طاغوت هستند. لباس جهاد؛ لباس عزت، لباس حریت، لباس غیرت و لباس امنیت‌آفرین است. تا زمانی که این لباس بر تن پاسداران و بسیجیان و دیگر دلاورمردان سرزمین ایران اسلامی باشد، عزت، استقلال و حریت، امنیت و آسایش ملت ایران تأمین است. تا زمانی که این لباس بر تن مجاهدان فی‌سبیل‌الله و عاشوراییان زمان باشد، طاغوتیان زمان روی آرامش نخواهند دید و مستضعفان جهان امیدشان برای رهایی از چنگ مستکبران روزافزون خواهد بود. این حقیقت طی ۳۷ سال گذشته به اثبات رسید که لباس جهاد، عزت‌آفرین است. خطری که امروز انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به صورت جدی تهدید می‌کند، این است که کسانی با حیله‌های گوناگون و نقشه‌های شیطانی و عوام‌فریبانه می‌خواهند لباس جهاد را از تن فرزندان غیور این ملت خارج کنند. دوستی با ائمه کفر و طاغوت زمان و در واقع، سازش با یزیدیان زمان را، عامل تأمین‌ رفاه و مایه تأمین امنیت معرفی می‌کنند! این جماعت که حب دنیا تا اعماق وجودشان رخنه کرده، برای تأمین دنیای خود، حاضرند لباس جهاد را از تن مجاهدان فی‌سبیل‌الله خارج ساخته، بر اساس نظریه بازدارندگی سیاسی، از ناحیه دشمن برای ملت امنیت و رفاه تأمین کنند!
در پاسخ به این جماعت باید گفت، آنچه می‌پندارند سرابی بیش نیست. نتیجه خارج کردن لباس جهاد از تن در برابر دشمن مکار، جز پذیرش ذلت نتیجه دیگری نخواهد داشت. باید دانست که امنیت، رفاه، پیشرفت و توسعه و مهم‌تر از همه عزت، در پرتو اقتدار حاصل می‌شود. لباس جهاد، لباس اقتدار است و این لباس، امروز بر تن عاشوراییان زمان، یعنی پاسداران و بسیجیان است. پاسداران و بسیجیان در مقام نمایندگان حاضر در صحنه امت حزب‌الله، حسین زمان را به‌خوبی شناخته‌اند و با او پیمانی محکم بسته‌اند. امروز پرچمدار عاشوراییان زمان، رهبر عاشوراییان زمان و حسین زمان که تمام‌قد در برابر یزیدیان زمان ایستاده‌ است، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) است. این حسین زمان، هر شب و هر روز و به ‌صورت مستمر، مؤمنان را به هوشیاری و آمادگی برای ایستادگی و مقابله با یزیدیان زمان و در رأس آنان آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ فرامی‌خواند. در نقطه مقابل، کسانی هم برای امت و جوانان این ملت، نسخه مذاکره و سازش تجویز می‌کنند. عجبا که اینان برای توجیه دینی و اسلامی راهبردشان برای سازش، به صلح امام حسن(ع) با معاویه، مذاکره حضرت علی(ع) با زبیر و مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد در شب عاشورا استناد می‌کنند. آیا اینان غافلند و نمی‌دانند که اولاً ماهیت آن صلح و مذاکرات چه بود و ثانیاً امروز ولی‌فقیه که ولایتش همانند ولایت امام حسن(ع)، امام علی(ع) و امام حسین(ع) است؛ بر راهبرد ایستادگی، مقاومت و تداوم مبارزه تأکید دارند. اگر ولایت فقیه را قبول دارند، چرا در امر مبارزه با طاغوت زمان، یعنی آمریکا و متحدانش، نه‌تنها به نصرت ولی‌فقیه نمی‌شتابند، بلکه در امر مبارزه تردید ایجاد می‌کنند. حال که به محرم وارد شدیم و به عاشورای دیگری نزدیک می‌شویم، باید گفت، عاشوراییان زمان و از جمله پاسداران و بسیجیان، در برابر یزیدیان زمان ثبات‌قدم دارند و در مسیر مبارزه و جهاد با یزیدیان، هرگز دچار تردید و دودلی نمی‌شوند. آنان به درستی راه را شناخته‌اند و هرگز از نصرت حسین زمان دست برنمی‌دارند.

دکتر یدالله جوانی

همگرایی و واگرایی در جریان‌های سیاسی

با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال و سرد شدن آب و هوا، فضای انتخابات رو به گرمی می‌رود و جریان‌های سیاسی خود را برای رقابت انتخاباتی در اسفند ماه آماده می‌کنند. در این بین یکی از مهم‌ترین مباحثی که در این ایام به دل‌مشغولی جریان‌های سیاسی بدل شده و خواهد شد، مسئله واگرایی‌ها و همگرایی‌هاست. آنچه در برآورد اولیه از وزن جریان‌های سیاسی کشور می‌توان داشت، آن است که هیچ‌کدام از این جریان‌ها با حضور متکثر و متفرق نخواهند توانست در عرصه رقابت‌های انتخاباتی موفق شوند. این ادعا با بررسی روند ادوار انتخابات در کشور قابل ملاحظه و اثبات است و در حوزه نظر نیز به اصلی پذیرفته‌شده در نزد همه جریان‌های سیاسی بدل شده است.
اما آنچه در این میان مانع اصلی برای تحقق همگرایی و ائتلاف است، سهم‌خواهی‌هایی است که به نحوی با فعالیت سیاسی برای کسب قدرت عجین شده و بر اختلافات افزوده است و شکاف‌های واگرایانه را تقویت می‌کند. متأسفانه، همین مانع در هر دو اردوگاه سیاسی کشور به چشم می‌خورد و کم‌وبیش به یکی از مهم‌ترین معضل فعالیت سیاسی امروز ما بدل شده است.
فضای انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری که به‌طور همزمان برگزار خواهد شد، عاری از این معضل نیست و تا به امروز هنوز تلاش‌های صورت‌گرفته برای ائتلاف درون اردوگاهی نه در نزد اصولگرایان و نه در نزد اصلاح‌طلبان به‌طور کامل به ثمر ننشسته است. هرچند گام‌های مهمی در این بین برداشته و امیدهایی ایجاد شده است.
از جمله اخبار شنیده‌شده از اردوگاه اصولگرایان شکل‌گیری ائتلاف و هماهنگی بین سه تشکل تأثیرگذار جمعیت ایثارگران، جبهه پایداری و حزب مؤتلفه اسلامی است که می‌تواند به هسته مرکزی همگرایی دیگر گروه‌های سیاسی اصولگرا نیز بدل شود. ضمن آنکه اعضای این ائتلاف همراهی خود را با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام داشته‌اند.
از اردوگاه اصلاح‌طلبان نیز اخباری مبنی‌بر حرکت به سوی همگرایی و ائتلاف به گوش می‌رسد. پیش از این در این اردوگاه دو مجموعه شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به‌طور موازی و رقابتی در حال فعالیت بودند. در کنار آنها نیز احزاب و گروه‌های ریز و درشتی که در این مجموعه تعریف نمی‌شدند، وجود دارند که خط مشی مستقلی را دنبال کرده و خود را برای حضور در انتخابات آماده می‌کنند.
در هفته گذشته خبری مبتنی‌بر شکل‌گیری جلسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان انتشار یافت که در مسیر ائتلاف اصلاح‌طلبان حائز اهمیت است. این شورا پس از آن تأسیس شد که تفرق‌های موجود می‌رفت تا به مناقشات حل‌نشدنی بدل شود. به همین دلیل با پیشنهاد رئیس‌جمهور دولت اصلاحات این دو شورا به اضافه چند تشکل و چهره اصلاح‌طلب شورای سیاست‌گذاری اولین نشست خود را برگزار کردند تا در مسیر همگرایی حرکت کنند. هر چند این نشست، اولین گام در مسیر ائتلاف بوده و تا نهایی شدن هنوز راه بسیاری پیش رو دارد، اما به هر حال امیدهایی را در این اردوگاه ایجاد کرده است.
سخن آخر در این‌باره اینکه حال که همه جریان‌های سیاسی دغدغه همگرایی درون اردوگاهی را دارند، چه خوب که برای انسجام‌بخشی به انتخابات و تعریف رقابت سیاسی صحیح نیز چاره‌ای بیندیشند و پایبندی و عمل به قانون و رعایت اخلاق در رقابت‌های سیاسی و پرهیز از تخریب رقیب را نیز مورد تأکید قرار دهند تا از تکرار تجربیات تلخ گذشته جلوگیری کنند و انتخابات که باید عالی‌ترین مظهر همبستگی و اتحاد ملت باشد، به فضای تنش، درگیری، کدورت و افتراق تبدیل نشود.

مهدی سعیدی

نفوذ؛ تهدیدی برآمده از برجام

از جمله تهدیداتی که با برجام پیوند خورده، یا یکی از پیامدهای ضمنی آن به حساب می‌آید،‌ پدیده نفوذ است؛ تهدیدی که تاکنون چند مرتبه دیده‌بان بیدار انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا نسبت به آن هشدار داده و خطرات آن را به صراحت گوشزد کرده‌اند. معظم‌له به صراحت اعلام فرمودند که «نیت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور ما… در منطقه هم آنها می‌خواهند نفوذ ایجاد کنند،‌ حضور برای خودشان دست و پا کنند و اهداف خودشان را در منطقه دنبال کنند.»
امام خامنه‌ای در دیدار فرماندهان و مسئولان سپاه این تهدید را در پیوند با مسئولیت سپاه این‌گونه مطرح فرمودند: «امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور. دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البته کم‌اهمیت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است و ممکن است که جزء کم‌اهمیت‌ترین[هم] نفوذ امنیتی باشد. نفوذ امنیتی چیز کوچکی نیست،‌ اما در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی کم‌اهمیت‌تر است. نفوذ امنیتی عوامل خودش را دارد. مسئولین گوناگون ـ از جمله خود سپاه ـ جلوی نفوذ امنیتی دشمن را با کمال قدرت ان‌شاءالله می‌گیرند.»
معظم‌له با تأکید بر اینکه «از همه مهم‌تر نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی است» در ادامه چگونگی اجرای آن را هم این‌گونه توضیح دادند: «دشمن سعی می‌کند در زمینه فرهنگی باورهای جامعه را دگرگون کند و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سر پا نگه دارد جابه‌جا کند،‌ خدشه در آنها وارد کند،‌ اختلال و رخنه در آنها به وجود بیاورد. خرج‌ها می‌کنند،‌ میلیاردها خرج می‌کنند برای این مقصود. این رخنه و نفوذ فرهنگی است.
نفوذ سیاسی هم این است که در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد در تصمیم‌سازی نفوذ بکنند. وقتی دستگاه‌های سیاسی و دستگاه‌های مدیریتی یک کشور تحت تأثیر دشمنان مستکبر قرار گرفت، آن وقت همه تصمیم‌گیری‌ها در این کشور بر طبق خواست و میل و اراده مستکبرین انجام خواهد گرفت؛ یعنی مجبور می‌شوند وقتی یک کشوری تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت آن کشور، ‌جهت‌گیری آن کشور در دستگاه‌های مدیریتی بر طبق اراده آنها است؛ آنها هم همین را می‌خواهند.»
از نگاه مقام معظم رهبری دشمن به دنبال آن است تا از برجام فرصتی برای نفوذ بسازد و آن را برای تحمیل اراده خود بر نظام جمهوری اسلامی به کار بگیرد.
در نفوذ به جای مقابله و استفاده از شیوه‌ها و ابزار خشن و سخت که به واکنش و مقاومت منجر می‌شود، از تعامل و شیوه‌ها و ابزار نرم استفاده شده و جذب و برقراری رابطه، جایگزین مبارزه و مقابله گشته و با تغییر باورها و افکار، ترجیحات و خواسته‌های دشمن، حریف یا رقیب مدیریت و جهت داده می‌شود. در این صورت نه‌تنها گروه، جامعه یا کشور هدف، به مبارزه و مقابله برنمی‌خیزد، بلکه با تقویت تعامل و رابطه به همکاری نیز تن می‌دهد.
از این رو برخی از عناصر غربگرا و اهل سازش با ذوق‌زدگی اعلام کرده‌اند که آمریکایی‌ها تغییر ساختار را کنار گذاشته و به تغییر رفتار جمهوری اسلامی بسنده کرده و مذاکرات را جدی گرفته‌اند. یا حتی برخی دیگر که در صف دولتمردان ما جا دارند، با ساده‌اندیشی اعلام می‌دارند که آمریکایی‌ها راضی به پذیرش ایران در جایگاه ژاندارم منطقه شده‌اند که البته به اهانت آشکار مستتر در این گزاره توجهی ندارند.
واقعیت این است که آمریکا و متحدان غربی‌اش ادامه روند مقابله و دشمنی آشکار با جمهوری اسلامی ایران را پر هزینه و بی‌اثر دانسته‌اند
و از‌ این‌رو سیاست فشار از بیرون برای فروپاشی از درون را کنار گذاشته و به سیاست تعادل و مذاکره برای جذب از درون رو آورده‌اند تا باور مبارزه با استکبار جای خود را به مذاکره و حتی رابطه با آمریکا بدهد که در این صورت آنان با استفاده از دیپلماسی عمومی می‌توانند باورها و افکار را در درون جمهوری اسلامی هدایت کرده و با کمک مستقیم به نیروها و جریانات غربگرا و اهل سازش برای نفوذ به ارکان تصمیم‌ساز و یا تصمیم‌گیرنده، محاسبات راهبردی در نظام را نیز مدیریت کنند و سازش و برقراری رابطه با آمریکا را به‌منزله قدرت برتر، یا کدخدای جهان، عقلانی و ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای حل مسائل داخلی و منطقه‌ای معرفی نمایند.
از نگاه آنان مذاکرات هسته‌ای و تکرار دیدارهای سیاسی بین مقامات ایرانی و آمریکا به تدریج به رویه‌ای عادی تبدیل می‌شود و از حساسیت‌ها نسبت به سوابق دشمنی‌ها و جنایات آمریکا می‌کاهد و سپس شعار رفع تحریم‌ها و حتی گشایش‌های جزیی در آستانه انتخابات به نفع جریان غرب‌گرا و اهل سازش در عرصه افکار عمومی عمل کرده و امکان تقویت آنان را با استفاده از سازوکار انتخابات فراهم می‌‌آورد. به‌علاوه، با این ایده که می‌توان با تصمیم‌ و تسری مذاکره به دیگر عرصه‌ها، مشکلات دیگر را نیز حل کرد، دیدارها افزایش یافته و وعده افزایش مناسبات تجاری و اقتصادی معبری برای ورود به داخل و حتی توجیه برپایی دفتر حفاظت منافع و شاید هم بازگشایی سفارت آمریکا را فراهم می‌کند. در این صورت فضا برای کار فرهنگی و رسانه‌ای نیز مناسب‌تر شده و امکان تغییر باورها و افکار به تبع عادی‌سازی روابط و لو به شکل پیش از انقلاب، یعنی پذیرش نقش ژاندارمی در منطقه در همسویی و همکاری با آمریکا و غرب نیز فراهم می‌شود.
بنابراین باید نرمالیزاسیون یا عادی‌سازی روندها یا استثنا معرفی کردن انقلاب و انقلابی‌گری در دستور کار قرار گرفته و نیروهای مدافع انقلاب محدود و مهار شده و حضورشان در عرصه امنیت، سیاست، فرهنگ و اقتصاد نظارت شده یا سرگرم مسائل انحرافی و حاشیه‌ای شوند. در کمک به جریان غربگرا هم باید بازوهای نظارتی نظام تضعیف شود و صاحبان تفکر انقلابی و ارزشی با برچسب افراطی و تندرو منزوی و بی‌اعتبار شوند.
در این صورت نیازی به مقابله و براندازی آشکار نخواهد بود، بلکه با نفود به درون و قدرت‌یابی عوامل نیابتی خائن و نفوذی، یا فریب و جذب عناصر سست عنصر و بریده از انقلاب می‌توان نظام را مصادره و از درون تهی کرد؛ یعنی استقلال، عدالت، استکبارستیزی، دفاع از مظلوم، حریت و عزت جمهوری اسلامی با برچسب افراطی‌گری به حاشیه رانده شده و وابستگی و حتی ژاندارمی، سازش و همکاری با سلطه‌جویان آمریکایی و رژیم‌های وابسته به آن، عقلانیت تلقی شده و معامله و سازش جای خود را به مبارزه و انقلابی‌گری بدهد.
اما هیهات از روزی که پاسداران انقلاب با اطلاح از هوشیارباش و بیدارباش دیده‌بان بیدار انقلاب نسبت به نفوذ دشمن، بی‌تفاوتی پیشه کرده و از ترس برچسب قدرت‌طلبان ذره‌ای نسبت به لوازم مقابله با نفوذ که عبارتند از تبیین هوشمندانه و منطقی در عرصه سیاسی، رصد دقیق و هوشیارانه و به تور انداختن عناصر نفوذی در عرصه امنیتی، کمک به پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی و بستن رخنه‌های سوءاستفاده از مناسبات تجاری بر روی بیگانگان و نفوذی‌ها در عرصه اقتصادی و ترویج باورهای ارزشی و انقلابی در عرصه فرهنگی، کوتاه بیایند. اقدامات سپاه در مقابله با نفوذ با همان قاطعیت مقابله با تهاجم و دشمنی آشکار دشمن خواهد بود که اگر آنجا نیاز به ایثار جان داشت سپاهیان از مرگ سرخ استقبال کردند و اینجا نیز اگر در برابر نفوذ باید از راحتی و آرامش و حتی آبرو مایه گذاشت، پاسداران آماده‌اند تمام داشته‌های خود را برای سد نفوذ دشمن و هشدار دادن به عناصر غافل، یا برخورد کردن با عناصر خائن در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به کار گیرند، اما پیش‌نیاز اصلی همه آنها شناخت دقیق نفوذ و چگونگی آن و فراهم کردن ابزار و آشنایی با شیوه‌های مقابله‌ای هوشمند و متناسب با جنس این تهدید پیچیده و مکارانه است.

رسول سنائی‌راد

روس‌ها و درک درست از یک تهدید

طی روزهای گذشته ارتش روسیه با موافقت مجلس این کشور، گام‌هایی بلند و جدی را برای مبارزه با داعش در سوریه برداشت و در چندین نوبت، مواضع گروهک تروریستی داعش را به‌شدت بمباران کرد. اقدام روس‌ها در سوریه با چنین کیفیتی، توجه همگان را به خود جلب کرد و با واکنش‌های گوناگون روبه‌رو شد، درحالی‌که ورود ارتش روسیه به سوریه برای مبارزه با گروه‌های تروریستی، به دعوت دولت قانونی سوریه انجام شده است، اما این ورود با مخالفت کشورهای عضو ائتلاف مبارزه با داعش روبه‌رو گردید. چگونگی ورود جدی روسیه به صحنه نبرد مبارزه با تروریست‌ها از یک طرف و مخالفت‌های کشورهای مدعی مبارزه با داعش در سوریه با این اقدام روس‌ها از طرف دیگر، پرسش‌های مهمی را در اذهان ایجاد کرده است؛ پرسش‌هایی از قبیل:
۱ـ روس‌ها با چه اهداف و انگیزه‌هایی به‌صورت پرحجم و جدی وارد معادلات سوریه و مبارزه مستقیم با گروه‌های تروریستی در این کشور شده‌اند؟
۲ـ چرا ائتلاف مدعی مبارزه با داعش در سوریه و عراق، نه‌تنها از ورود روسیه به عرصه نبرد با تروریست‌ها حمایت نکرد، بلکه نسبت به این ورود واکنش منفی از خود نشان داد؟
برای نمونه، به گزاره‌های زیر توجه شود:
الف‌ـ اوباما: حملات روسیه، سوریه را وارد باتلاق می‌کند.
ب‌ـ اولاند: به پوتین گفتم، حملات روسیه در سوریه تنها باید منحصر به داعش باشد.
ج‌ـ اردوغان: به پوتین گفته‌ام که با حملات هوایی روسیه در سوریه مخالفیم.
مخالفت صهیونیست‌ها، برخی از کشورهای عربی ، از جمله عربستان با اقدام روس‌ها نیز قابل توجه است.
در پاسخ به پرسش اول باید گفت، مهم‌ترین عاملی که پای روس‌ها را به صحنه سوریه به شکل جدی و قاطع باز کرد، فهم و درک درست روس‌ها از تهدید در وضعیت کنونی است. روس‌ها در یک جمع‌بندی از تحولات منطقه، به این مطلب مهم دست یافته‌اند که گروه‌های تروریستی فعال در سوریه و عراق، به‌ویژه داعش، یک تهدید بالقوه جدی علیه منافع، امنیت و تمامیت ارضی آنها هستند. گزاره‌های زیر، در رسیدن روس‌ها به چنین برآورد راهبردی از وضعیت، بسیار مؤثر بوده است:
۱ـ بخش قابل توجهی از عناصر فعال در میان گروه‌های تکفیری و تروریستی، مانند داعش، از نظر ملیت و تابعیت روسی، یا از کشورهای آسیای میانه و حوزه قفقاز بوده و با هدف جهاد و تشکیل حکومت اسلامی به سوریه و عراق مهاجرت کرده‌اند و در آینده با چنین تفکراتی به کشورهای خود بازخواهند گشت.
۲ـ سرکردگان گروهک تروریستی داعش با تشکیل خلافت اسلامی به‌دنبال تحت سلطه درآوردن تمامی سرزمین‌های اسلامی و از جمله کشورهای مسلمان‌نشین شوروی سابق می‌باشند.
۳ـ روسیه تمامی مرزهای شوروی سابق را، مرزهای امنیت ملی خود تعریف کرده، براین اساس، هر نوع تهدیدی علیه هر یک از کشورهای مسلمان‌نشین در آسیانه میانه و قفقاز را، تهدید علیه ثبات و امنیت خود می‌داند.
۴ـ کشورهای غربی و صهیونیست‌ها، به کمک برخی از دولت‌های منطقه با راه‌اندازی گروه‌های تروریستی و تجهیز آنان و از جمله داعش، اهداف خاص سیاسی را در منطقه دنبال کرده و این اهداف در نقطه مقابل منافع کشورهایی چون روسیه است.
۵ـ آمریکایی‌ها ایجاد بحران در حوزه امنیت ملی روس‌ها را به‌مثابه یک هدف راهبردی دنبال کرده، در صورت امکان به‌دنبال تجزیه کشور روسیه خواهند بود.
با توجه به گزاره‌های مذکور، روس‌ها به‌درستی دریافته‌اند، گروه‌های تروریستی چون داعش در صورت موفقیت در سوریه و تثبیت موقعیت خود در این کشور، در آینده نه‌چندان دور با حمایت‌های پشت صحنه غرب، به‌ویژه آمریکا، مدعی برپایی خلافت اسلامی در کشورهای مسلمان‌نشین در قلمرو امنیتی روسیه خواهند بود. معنای این ارزیابی آن است که سرکردگان گروهک تروریستی داعش، در آینده با استفاده از عناصر روس‌تبار و دیگر کسانی که از جمعیت‌های مسلمان‌نشین شوروی سابق به این گروهک ملحق شده‌اند، به‌راحتی قادر خواهند بود با اعلام این سرزمین‌ها به‌مثابه سرزمین جهاد و خلافت اسلامی، امنیت روسیه را به‌صورت جدی با خطر روبه‌رو کرده و بحران را به این سرزمین‌ها منتقل کنند. بنابراین روس‌ها، تهدید بالقوه داعش در سوریه و عراق را یک تهدید بالفعل جدی در آینده برای خود ارزیابی می‌کنند. با چنین درک درستی از تهدید است که پوتین در جایگاه رئیس‌جمهور روسیه، تصمیم گرفت با تروریست‌ها در سوریه و احتمالاً عراق، به‌صورت جدی وارد مبارزه شود و مجلس این کشور نیز با چنین درخواست و اقدامی موافقت کند.
با چنین نگاهی به اوضاع و تحولات منطقه است که پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در دفاع از اعزام نیروهای نظامی کشورش برای جنگ با تروریست‌ها در سوریه، با صراحت می‌گوید: منتظر آمدن تروریست‌ها به روسیه نمی‌مانیم و ترجیح می‌دهیم با آنها در سوریه بجنگیم.
اما در پاسخ به پرسش دوم باید گفت، ائتلاف مبارزه با داعش با رهبری آمریکا، یک ائتلاف دروغین بوده و این ائتلاف هرگز به‌دنبال نابودی تروریست‌ها و ریشه‌کن کردن آنها نیست. عملکرد چندماهه این ائتلاف در سوریه و عراق نشان می‌دهد، این ائتلاف نه‌تنها به‌دنبال نابودی داعش نیست، بلکه به‌دنبال مدیریت داعش در راستای منافع و اهداف خود در منطقه است.

دکتر یدالله جوانی

دوقطبی‌سازی و بازی با نام‌ها

انتخابات مجلس خبرگان رهبری در حالی در اسفندماه امسال برگزار می‌شود که برای اولین‌بار با انتخابات مجلس شورای اسلامی همزمان شده است. این همزمانی بر حساسیت‌های انتخابات افزوده و شرایط متفاوتی را برای آن به همراه داشته است. تجمیع این دو می‌تواند بر میزان مشارکت در انتخابات مجلس خبرگان نیز بیفزاید؛ انتخاباتی که در ادوار گذشته خود معمولاً با میزان شرکت‌کننده متوسطی همراه بوده است. همچنین، سیاست‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای این دو انتخابات نیز می‌تواند بر یکدیگر تأثیرگذار باشد؛ به‌ویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی که از رقابت جدی‌تر، پرشورتر و پیچیده‌تری برخوردار است. همین امر ظرفیت آن را دارد که برای اولین‌بار و متفاوت از گذشته شاهد سیاسی، رقابتی و دوقطبی شدن فضای انتخابات خبرگان باشیم. این مسئله می‌تواند به آفتی برای انتخابات خبرگان بدل شود. انتخابات خبرگان بین رقیبانی برگزار می‌شود که جملگی آنها از مجتهدان و علمای صاحب‌نام دیار خود به‌شمار می‌آیند؛ بزرگانی که یا صاحب کرسی تدریس در حوزه و دانشگاه بوده، یا امامت جمعه و جماعت را برعهده دارند و یا عالم اخلاقی هستند که منبر ایشان راهنمای بخشی از جامعه است؛ لذا دوقطبی‌سازی و سیاسی کردن فضای حضور این بزرگان در عرصه انتخابات و تقلیل آن به رقابت برای کسب قدرت، ضربه جبران‌ناپذیری به جایگاه معتبر مجلس خبرگان خواهد زد.
برخی جریان‌های سیاسی نیز، با توجه به هدف‌گذاری برای فتح مجلس خبرگان، دوقطبی کردن این انتخابات را بهترین راه برای موفقیت خود قلمداد می‌کنند. سناریوپردازان این جریان معتقدند، این فضا خواهد توانست هم در تخریب رقیب به کار آید و هم می‌تواند در بسیج نیروها و هوادارانی که اغلب میل چندانی برای به صحنه آمدن و رأی دادن در انتخابات خبرگان را ندارند، مؤثر افتد؛ لذا به نظر می‌رسد، این مسئله در قالب دوقطبی اعتدالیون ـ افراطیون، یا تعابیری از این قبیل از سوی این جریان صورت‌بندی شود.
سناریوی دیگری که برخی جریان‌های سیاسی برای تکمیل سناریوی فوق و موفقیت در انتخابات خبرگان در حال پیگیری آن هستند، به میدان آوردن چهره‌هایی است که نام‌شان از اعتبار لازم برای رأی‌آوری برخوردار است؛ چهره‌هایی که از آنها انتظار می‌رود به واسطه انتصاب‌شان به بزرگان انقلاب اسلامی، در جایگاهی فراجناحی قرار داشته باشند. این جریان‌های سیاسی بدون توجه به هزینه‌هایی که این اقدام می‌تواند برای چهره‌های وجیه داشته باشد، تنها با نگاهی منفعت‌طلبانه زودگذر در تلاشند تا با بازی نام‌ها، اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.
در همین راستا، می‌توان به تلاش برای به میدان آوردن حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی اشاره کرد که در دستور کار اصلاح‌طلبان قرار گرفته است تا با بهره‌برداری از نام و محبوبیت بیت حضرت امام(ره) موفقیت خود در انتخابات را حاصل کنند. کافی است این روزها صفحات روزنامه‌ها و پایگاه‌های سیاسی مختلف را مرور کنید تا اخبار متعددی از تلاش اصلاح‌طلبان را برای راضی کردن ایشان برای ورود به صحنه سیاست مشاهده کنید. برای نمونه، آقای غرویان از نزدیکان جریان آقای هاشمی از مذاکرات خود با سیدحسن چنین سخن می‌گوید: «در مورد حساسیت‌های امسال درباره انتخابات مجلس و خبرگان هم صحبت‌هایی مطرح شد. وقتی من در خصوص ورود ایشان به انتخابات مجلس خبرگان سؤال کردم، فرمودند که در حال ارزیابی فضای جامعه هستند.»
مرتضی حاجی از فعالان اصلاح‌طلب نیز گفته است: «حسن‌آقا شخصی فاضل، خوش‌فکر، جوان و بانشاط است و حضور ایشان در هر سمتی چه خبرگان، چه مجلس و هر جای دیگری برای کشور بسیار مفید است و اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوشحال می‌شوم.»
این مواضع به خوبی نشان می‌دهد، اصلاح‌طلبان تلاش همه‌جانبه‌ای را برای دستیابی به قدرت در مجلس خبرگان آغاز کرده‌اند و در این مسیر از دوقطبی کردن فضای انتخابات خبرگان و سیاسی کردن آن از طریق نام‌های آشنا بهره خواهند جست؛ اما در این میان باید به این نکته نیز توجه کرد که سناریوی درپیش گرفته‌شده، تبعات و آثار سوئی برای مجلس خبرگان به همراه خواهد داشت که بررسی همه‌جانبه موضوع بر نادرست بودن این سبک از فعالیت سیاسی شهادت خواهد داد؛ لذا ضروری است بزرگان عرصه اجتهاد و نامزدهای محترم مجلس خبرگان رهبری با هوشیاری کافی با این سناریو روبه‌رو شوند و اجازه ندهند بازی یک جریان سیاسی برای کسب قدرت، جایگاه رفیع و عالی‌قدر مجلس خبرگان را تضعیف کند.

مهدی سعیدی

خوب و بد بررسی حساب‌های بانکی

بررسی اطلاعات بانکی مردم موضوعی است که این روزها نقل محافل و مباحث اقتصادی کشور شده است. این موضوع ابتدا در دولت یازدهم برای حذف یارانه ثروتمندان پیشنهاد شد که دولتمردان، آن را «سرک کشیدن به اطلاعات اقتصادی مردم و وارد شدن به حریم خصوصی آنها» تعبیر کردند و با این منبع شدیداًً مخالفت کرده و سرک کشیدن به حساب بانکی مردم را خط قرمز دولت برای شناسایی اقشار ثروتمند و بی‌نیاز به یارانه نقدی اعلام کردند.
در برهه‌ای دیگر، دولت فرم‌های خوداظهاری دریافت یارانه نقدی را در دستور کار خود قرار داد که به دولت اجازه می‌داد، برای صحت اطلاعات ارائه شده در این فرم‌ها، حساب‌های بانکی متقاضیان را بررسی کند. در این زمینه می‌توان به سخنان شاپور محمدی، معاون وزیر اقتصاد اشاره کرد که گفته بود: دولت به حساب بانکی افراد ورود نخواهد کرد، مگر آنکه مردم خود اجازه ورود دولت را بدهند. این اجازه هم با پرکردن فرم دریافت یارانه نقدی به دولت داده می‌شود. سرانجام بررسی حساب‌های بانکی مردم با مخالفت علنی رئیس مجلس، در آن زمان به کما رفت.
در آخرین روزهای ماه گذشته، رئیس‌جمهور قانون اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم را به‌منظور شفافیت فعالیت‌های اقتصادی و استقرار نظام یکپارچه اطلاعات مالیاتی برای اجرا به وزارت امور اقتصادی و دارایی ابلاغ کرد. بر اساس این قانون، سازمان‌ها، مؤسسات، ادارات و کلیه نهادهای مرتبط با اطلاعات مورد نیاز اعم از دولتی و غیردولتی که اطلاعات مورد نیاز پایگاه فوق را در اختیار دارند یا به نحوی موجبات تحصیل درآمد و دارایی برای اشخاص را فراهم می‌آورند، موظفند اطلاعات را در اختیار سازمان امور مالیاتی کشور قرار دهند. این ابلاغیه در بین کارشناسان و تحلیلگران، موافقان و مخالفانی دارد که برخی استدلال‌های آنها از این قبیل است؛
۱ـ این کار فقط برای راستی‌آزمایی اظهارنامه‌های مالیاتی عده‌ای از افراد با میزان درآمد واقعی آنهاست و آنها کاری با حساب‌های بانکی افراد عادی ندارند.
۲ـ ورود به اطلاعات اقتصادی مردم غلط است و بررسی حساب‌های اقتصادی مردم از سوی مقامات مالیاتی و قضایی به معنای سرک کشیدن به اطلاعات مردم نیست. این امر سبب می‌شود، افرادی که مشمول مالیات هستند، مالیات حقه خود را پرداخت کنند.
۳ـ مالیات حق دولت بوده و دولت باید بتواند با استفاده از همه ابزار‌های ممکن مقدار مالیات متعلق به خود را شناسایی و وصول کند. در این زمینه لازم است نه‌تنها اطلاعات حساب‌های اشخاص، بلکه حتی اطلاعات اموال و دارایی‌های دیگر اشخاص نیز در اختیار سازمان مالیاتی قرار گیرد تا این سازمان قادر به تشخیص مقدار دقیق مالیات بوده و از تضییع حقوق دولت جلوگیری کند.
۴ـ گرفتن مالیات در کشورهای پیشرفته مرسوم است. این امر سبب می‌شود، کسی پولی وارد بانک‌ها نکند و همه پول‌ها در چرخش و تولید و سازندگی قرار گیرد؛ ولی در کشور ما وقتی چنین چیزی وجود نداشته باشد، مردم از طریق بانک‌ها اقدام می‌کنند تا سود بگیرند و وضعیت اقتصادی با بحران مواجه می‌شود. اگر این پول‌ها وارد چرخه تولید و سرمایه‌گذاری شود، سبب ایجاد اشتغال می‌شود و درآمد دولت بهبود می‌یابد.
۵ـ پس از اجرای این قانون ممکن است تا خروج گسترده منابع از بانک‌ها مواجه شویم؛ این منابع که از بانک خارج می‌شود؛ سر از بازارهای سوداگرانه درخواهد آورد. زمانی بازار ارز، زمانی سکه، گاه مسکن و گاهی اوقات بورس یا هر بازار دیگری که احتمال افزایش سود در کوتاه‌مدت در آن وجود داشته باشد.

سعید مهدوی

مدافعان حرم؛ شهدایی که مظلوم واقع شدند!

امروز جبهه مقاومت با توجه به تحولاتی که در منطقه رخ داده، دستخوش اتفاقات فراوانی شده که از آن جمله تغییر تاکتیکی دشمن از حضور نظامی مستقیم به حمایت از تروریست‌های تکفیری مورد حمایت استکبار غربی و ارتجاع عربی است. در این میان جبهه تروریستی ـ تکفیری دست بر نقطه حساس جبهه مقاومت، یعنی حرم ائمه معصومین(علیهم‌السلام) گذارده و در یک آوردگاه اعتقادی اهداف اصلی خود را تخریب حرم ائمه(علیهم‌السلام) و تشکیل خلافت اسلامی اعلام کرده است؛ خلافتی مبتنی بر اصول بنی‌امیه و بنی‌عباس. در این راستا از آنجا که اسلام مرزهای سیاسی امروز که مبتنی بر سیاست‌های استعماری کهن کشیده شده را اعتباری می‌داند و امت و ملت اسلام در دیدگاه قرآن بیان شده است، بسیاری از مسلمانان هم در اسلام قلابی معرفی شده از ناحیه وهابیت و هم در اسلام ناب و اصیل محمدی(ص) قائل به چنین مرزهایی نبوده‌اند و مشاهده می‌شود که در هر دو جبهه حق و باطل ملیت‌های مختلفی حضور دارند. در این میان بنا به مصالح کشورهای درگیر در جبهه مقاومت و جبهه روبه‌رو هیچ‌گاه به‌طور علنی درباره ملیت و قومیت رزمندگان و جنگجویان صحبت به میان نمی‌آید، مگر برای اینکه مقاصد سیاسی به همراه داشته باشد. بیان تعداد تروریست‌های اروپایی و آمریکایی پیوسته به جبهه تروریستی ـ تکفیری در حالی که کشورهای آنان از مبارزه با این تروریست‌ها دم می‌زنند، خود یک مسئله است! اما در جبهه مقابل اگرچه عمده رزمندگان دخیل در جبهه‌های درگیری از همان کشور درگیر در جنگ هستند و تعدادی آزادمرد از دیگر کشورها و نیز تعدادی مستشار نظامی به کمک آنها شتافته‌اند، هیچ‌گاه سعی نشده موضوعات و مظلومیت‌های شهدای آنها بیان شود؛ شهدایی که از سر اعتقاد و ارادت به خاندان عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) و پیامبر خدا(ص)، خانواده و دین او، رو به سوی جهاد کرده‌اند.
ما بعضاً ابا داریم که بگوییم لشکر فاطمیون متشکل از افغانی‌های شیعه در سوریه درگیر است، یا ابا داریم بگوییم برخی گروه‌های مبارز مردمی شامل شیعیان پاکستانی، عراقی، لبنانی، افغانی و… بدون وابستگی به نهادهای نظامی کشور خود از سر ارادت رو به سوی دمشق و دفاع از حرم عمه سادات رفته و برخی شهید شده و برخی هم شاید سال‌هاست به خانه بر نگشته‌اند تا ماجرای جنگ تمام شده و امنیت به حرم بازگردد. ابا داریم از بیان اینکه امروز در عراق خیل زیادی از جوانان شیعه از کشورهای مختلف برای مبارزه با داعش و دفاع از حرم ائمه(علیهم‌السلام) مدفون در سامرا، کاظمین، نجف و کربلا حضور دارند. مهم‌تر اینکه شاید هیچ یک از این جوانان داوطلب حقوقی دریافت نمی‌کنند و تنها تجهیزات جنگ برای آنها فراهم است. به هر جهت باید گفت برخی از این ابا داشتن‌ها را چاره‌ای نیست و همگی عاملی است برای مظلومیت شهدایی که در این راه رفته‌اند و رزمندگانی که در این راه استقامت می‌کنند؛ چرا که مظلومیت وجه مشترک پیشوایان معصوم ما و پیروان واقعی آنها در دوران‌های گوناگون است.

علیرضا جلالیان