805fe

شماره ۸۰۵ منتشر شد

805fe

محمد گنجی/ با گذشت بیش از یک ماه از رقابت‌های انتخاباتی و برگزیده شدن مجدد آقای روحانی، رئیس‌جمهور دولت یازدهم همچنان در فضای پیش از انتخابات باقی مانده است. ادبیات ایشان در این روزها آنچنان تند و حاشیه‌ساز است که عنوان «اعتدال» تناسبی با رفتار ایشان و اطرافیان‌شان ندارد. مواضع عجیب و غریب رئیس قوه مجریه درباره نقش سپاه در فعالیت‌های سازندگی کشور، در حالی که دولت یازدهم با توجه به تحریم‌های همه‌جانبه غرب با همه وجود نیازمند یاری رساندن مجموعه توانمندی چون سپاه بود، حکایت از آن دارد که دولتمردان دولت دوازدهم تلاش دارند تا با حرکت در خط جنجال و تنش مسیر خود را در اداره کشور دنبال کنند.
این‌گونه برخورد را در سطحی دیگر در چگونگی رویارویی با مخالفان و منتقدان می‌توان مشاهده کرد. آخرین نمونه از این دست اقدامات، واکنش حامیان و اطرافیان دولت به خواندن شعری انتقادی در مراسم روز عید فطر بود که با واکنش تند و هجمه هماهنگ و همه‌جانبه‌ای مواجه شد که صحنه‌گردانان آن با همه توان به میدان آمده بودند تا منتقدان را منفعل و از صحنه خارج کنند! بدترین توهین‌ها و فحاشی‌ها حاصل واکنش حامیان دولت اعتدال! و کسانی است که سال‌ها خود را پرچمدار شعار «زنده‌باد مخالف من» معرفی کرده‌اند! در این بین برخی دولتمردان و نزدیکان رئیس‌جمهور نیز آتش بیار معرکه شده و در مسیر این هجمه‌ها با توئیت‌ها و اعلام مواضع افراطی میدان را بیش از پیش برای فحاشان و هتاکان باز کردند! ادبیاتی که در این چند روزه علیه یکی از مداحان انقلابی منتقد تولید شد، آنقدر توهین‌آمیز و خارج از چارچوب اخلاق و انصاف است که امکان انتشار آن در رسانه عمومی وجود ندارد!
این وضعیت در حالی است که حامیان این جریان و مدعیان اصلاحات مدعی هستند که سال‌هاست از نبود آزادی و سیطره فضای خفقان رنج می‌برند و خواهان آنند که فضا برای انتقاد و نقد حاکمیت فراهم آید! اما این حرکت نشان داد که این جریان اعتقادی به آزادی ندارد و تنها حقوق را برای خود می‌خواهد، نه مخالفان!
نکته قابل ملاحظه دیگر آنکه در همین ایام انتخابات بالاترین توهین‌ها به رقیب سیاسی آقای روحانی صورت گرفته است که مرور حوادث تلخ پیش از انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه تنها گوشه‌ای از این جریان مدعی است که سال‌هاست با زیاده‌خواهی و پایبند نبودن به هیچ یک از موازین عقلی، شرعی، قانونی و اخلاقی به دنبال پیشبرد منافع خود و فضاسازی علیه جریان انقلابی است.
این جریان همان جریانی است که در طول هشت سال دولت گذشته بیشترین هتاکی‌ها را علیه رئیس‌جمهور منتخب مردم داشته و بارها تصویر وی در دانشگاه به دست همین افراطیون به آتش کشیده شد و هزاران پیام و سیاهه برای تمسخر وی انتشار یافت. دیگر مسئولان جمهوری اسلامی ایران نیز در طول سال‌های اخیر از تیغ هتاکی و فحاشی این جریان مصون نبوده‌اند و این نشان‌دهنده آن است که مدت‌هاست لمپن‌ها میدان‌دار جریان مدعی اصلاح‌طلبی شده‌اند!
دولت مدعی اعتدال حتی نسبت به دولت اصلاحات نیز از بضاعت کمتری در رویارویی با مخالفان برخوردار است. اطرافیان کم‌حوصله و ناتوان رئیس‌جمهور که از فقدان وجاهت فرهنگی، طبع بلند و خوی آزادمنشی و مدارا رنج می‌برند، بیشتر چهره‌های امنیتی و شخصیت‌های تندخویی هستند که با مشاوره‌های خود، رئیس‌جمهور را نیز به مسیر تندخویی و برخوردهای چکشی با منتقدان سوق می‌دهند و این در حالی است که برعکس انتظارات، آنجا که باید شاهد برخوردهای قاطع و مقتدرانه باشیم، متأسفانه چنین رفتارهایی از جانب دست‌اندرکاران دولتی صادر نمی‌شود!
نمونه چنین برخوردهای انفعالی را این روزها که دولتمردان آمریکایی هر روز با بدعهدی‌های‌شان تمام توافقات بین‌المللی را زیر پا نهاده و دوباره تحریم‌های جدیدی علیه کشور تصویب کرده‌اند، می‌توان به عینه مشاهده کرد. معلوم نیست چگونه مدعیانی که یک شعر انتقادی را تاب نمی‌آورند، در برابر عهدشکنی و زیاده‌خواهی دشمنان اینگونه نرمخو و منفعل هستند؟!
به هر حال، دولت دوازدهم که با وعده‌های متعدد برای حل مشکلات کشور به میدان آمده، بیش از هر موضوعی نیازمند آرامش و وفاق عمومی است؛ لذا باید تلاش کند با صبوری و شنیدن سخن منتقدان، خطاهای گذشته را اصلاح کرده و با ایجاد وحدت ملی در مسیر سازندگی کشور حرکت کند. ماندن در موضع افراطی‌گری، به کارگیری ادبیات تند و تحریک‌کننده، در تنگنا قرار دادن منتقدان و سرکوب صدای مخالف، نه تنها کمکی به دولت نخواهد کرد؛ بلکه حرکت در مسیری است که هر روز باید شاهد ایجاد تنش و درگیری در کشور باشیم.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
804fe

شماره ۸۰۴ منتشر شد

804fe

انتقام نیم‌روز در نیمه‌شب!

علی حیدری/ در طول سال‌های اخیر که کشورهای منطقه و برخی دیگر از مناطق جهان در آتش ناشی از تروریسم تکفیری می‌سوزند، جمهوری اسلامی ایران به مثابه ساحل امن و جزیره ثبات در منطقه همواره ضمن حفظ امنیت پایدار خود، رؤیای تروریست‌ها را در روشن کردن آتش فتنه در ایران اسلامی بی‌تعبیر کرده است. حفظ هوشیاری و آمادگی نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی در شکست توطئه‌های تروریست‌ها طی سال‌های اخیر تأثیر بسزایی داشته است، به طوری که ده‌ها تیم وابسته به گروهک‌های تروریستی در نقاط مختلف مرزی و هنگام نفوذ به داخل کشور شناسایی و دستگیر شده‌اند. افزون بر این بهای این آرامش و ثبات حضور و از خود گذشتگی فرزندان این آب و خاک در جبهه دفاع از حرم بود که بدخواهان و کوردلان را در حسرت خدشه وارد کردن بر امنیت کشورمان گذاشت.
اما پس از برگزاری انتخابات باشکوه ۲۹ اردیبهشت که برگ دیگری از مردم‌سالاری دینی و اتحاد و یکپارچگی ملت با نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب ورق خورد و همچنین پس از چراغ سبز رئیس‌جمهور آمریکا که در اظهارات ضد ایرانی‌اش در سفر به عربستان سعودی متجلی شد، عوامل حاکمان مرتجع منطقه درصدد برآمدند به هر قیمتی که شده برای تحت‌الشعاع قرار دادن این حماسه بزرگ ملی حاشیه امنیتی بسازند و به زعم خود ناامنی را به ایران اسلامی بکشانند و نیز شد، به طوری که توانستند به وسیله نیروهای خودفروخته داعش در دو اقدام ناشیانه و کور به حرم مطهر امام راحل(ره) و مجلس شورای اسلامی حمله کنند که ضمن آن عده‌ای از پاسداران و کارکنان مجلس و مراجعه‌کنندگان به خانه ملت به شهادت رسیدند؛ اقدامی که خشم و انزجار ملت ایران را که از قربانیان تروریسم در طول چهار دهه گذشته هستند، فراهم آورد و فرماندهان سپاه اعلام کردند که به زودی ضربه مهلکی بر پیکره تروریست‌ها وارد خواهند کرد.
تنها ۱۱ روز پس از اقدامات تروریستی نیروهای وابسته به داعش در تهران که به شهادت ۱۷ نفر و زخمی شدن عده‌ای از هموطنان‌مان انجامید، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شبانگاه ۲۸ خرداد با حمله موشکی به دیرالزور در خاک سوریه، انتقام خون‌های ریخته شده را از تروریست‌های تکفیری گرفت.
در جریان این عملیات ۱۷۰ نفر از تروریست‌ها، از جمله عده‌ای از فرماندهان آنان به هلاکت رسیدند و مقادیر زیادی از تجهیزات و امکانات آنان منهدم شد. این عملیات مقتدرانه به وحدت و انسجام بیشتر گروه‌ها و جریان‌های داخلی انجامید و در آن سوی مرزها نیز قدرت و ابتکار عمل نظام اسلامی را که به همت پاسداران انقلاب اسلامی به منصه ظهور رسید، به جهانیان نشان داد.
این اقدام از یک سو سیلی سپاه و نیروهای مسلح بر صورت کریه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی بود، در عین حال پیام مهمی برای حامیان غربی، عبری، عربی تروریست‌ها داشت که بدانند تکرار اقدامات و خطاهایی مانند آنچه در تهران رخ داد، پاسخی بسیار کوبنده‌تر و در تراز بسیار بالاتر از سوی نظام اسلامی را در پی خواهد داشت و از سوی دیگر موقعیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در منطقه و جهان به رخ دشمنان کشید و ثابت کرد که امروز سپاه و نیروهای مسلح در داخل مرزهای کشورمان با تروریست‌ها درگیر نخواهند شد و دشمن را در هر جا که باشند تعقیب و مجازات خواهد کرد؛ چرا که همان‌گونه که فرمانده معظم کل قوا فرمودند: «دوران بزن در رو تمام شده» و هر کسی که بخواهد به تمامیت ارضی و منافع ملی و امنیت ایران اسلامی آسیب بزند با سیلی محکم و مشت پولادین ملت و نیروهای مسلح مواجه خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
803fe

شماره ۸۰۳ منتشر شد

803fe

علی تتماج/ آخرین جمعه ماه مبارک رمضان نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای جهان اسلام و حتی بسیاری از ملت‌های جهان اهمیت و جایگاه ویژه‌ای دارد. امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۸ به حمایت از ملت فلسطین این روز را «روز قدس» نامگذاری کردند. شاید در سال‌های ابتدایی این روز فقط در میان ایرانیان گرامی داشته می‌شد، اما همچون بسیاری از اصول و چارچوب‌های انقلاب اسلامی که جایگاه جهانی یافته، به مرور نه تنها در کشورهای اسلامی، بلکه در سراسر جهان ملت‌ها این روز را گرامی می‌دارند و فریاد حمایت از فلسطین سر می‌دهند.
امسال نیز روز جهانی قدس در حالی فرا رسیده که شرایطی خاص بر منطقه و مسئله فلسطین حاکم است. در حوزه داخلی فلسطین در حالی رژیم صهیونیستی اشغال گسترده‌تر کرانه باختری و قدس را در پیش گرفته که آمریکایی‌ها نیز به شدت بر طبل این اشغالگری می‌کوبند که تصویب طرح انتقال سفارت آمریکا به قدس در سنای آمریکا و سفر ترامپ به سرزمین‌های اشغالی را می‌توان از آن جمله دانست.
در حوزه منطقه‌ای نیز ارتجاع عربی به سرکردگی رژیم سعودی در حالی ادعای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و به تازگی قطر را می‌دهد که هدف اصلی آن را اعمال فشار بر گروه‌های فلسطین، از جمله حماس تشکیل می‌دهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد سعودی در ازای قرارداد تسلیحاتی با آمریکا تعهد خیانت به فلسطین را داده و با ادعای مقابله با قطر و آنچه تروریسم می‌نامد، طرح افزایش فشارها و تحریم‌ها علیه فلسطینی‌ها را اجرایی می‌کند. از سوی دیگر تروریسم دست‌پرورده آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن که آشکارا تحت حمایت رژیم صهیونیستی هستند، در حالی به روزهای پایانی حیات ننگین مأموریت خود نزدیک می‌شوند که مأموریت ایجاد فضای رعب و وحشت در ایران به آنها محول شده که حادثه تروریستی در مجلس شورای اسلامی و مرقد امام خمینی(ره) برگرفته از همین توطئه‌ها بوده است. نکته بسیار مهم دیگر آنکه کنگره آمریکا سرانجام با رأی اکثریت قطعنامه تشدید تحریم‌ها علیه ایران را تصویب کرد. این اقدام در حالی صورت گرفته که در کنار نقض آشکار برجام، دلیل ادعایی آنان مقابله با حضور ایران در منطقه مطرح شده که در اصل برگرفته از خشم آمریکا از مبارزه ایران با تروریسم و دستاوردهای آن در برقراری ثبات و امنیت منطقه است.
آنچه در لایه‌های پنهانی تحرکات ضد ایرانی آمریکا و شرکای آن مشاهده می‌شود، تقارن آن با روز جهانی قدس است. این تقارن نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها از یک سو به دنبال دلسردکردن ملت ایران از راهبرد مقاومت و از سوی دیگر ایجاد فضای حاشیه‌ای برای دوری ایرانیان و جهانیان از روز جهانی قدس است. آمریکایی‌ها می‌خواهند چنین القا کنند که حمایت از مقاومت و فلسطین هزینه‌های سنگینی دارد و البته راهکار مورد نظر خود را نیز ارائه می‌کنند و آن تسلیم شدن ایران در برابر زیاده‌خواهی منطقه‌ای و موشکی آمریکاست که در اصل تبدیل‌کردن ایران به کشوری تسلیم‌پذیر، ضعیف و بدون استقلال و آزادی است.
با توجه به این شرایط می‌توان گفت که حضور گسترده ملت ایران در روز جهانی قدس در حالی که استمرار حمایت از فلسطین است، پاسخی قاطع به تحریم و تهدیدات اخیر آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن خواهد بود که همچون سال‌های اخیر نه تنها در عرصه داخلی و مقابله با آمریکا دستاوردهای بسیاری برای ایران رقم خواهد زد؛ بلکه همچنان نام ایران را در جایگاه پیشگام حمایت از مظلومان در جهان طنین‌انداز خواهد کرد. جهانیان همچون گذشته ایرانیان را پرچمدار صلح و آزادی‌خواهی جهان خواهند دانست؛ اصلی که در کنار خنثی‌سازی بسیاری از توطئه‌های دشمنان می‌تواند مؤلفه‌ای مهم برای شکستن تحریم‌ها و استمرار رویکرد جهانیان به همگرایی با جمهوری اسلامی ایران باشد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
802fe

صبح صادق ۸۰۲ منتشر شد

802fe

نقض فاحش برجام با تحریم‌های جدید سپاه

دکتر یدالله جوانی/ وضع تحریم‌های جدید آمریکا تحت عنوان «قانون مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران ۲۰۱۷» که به اختصار ۷۲۲ ـ s نامیده می‌شود، به یقین ناقض برجام است. ماهیت این تحریم‌ها به گونه‌ای است که می‌توان از آن به «نقض فاحش برجام» یاد کرد. در این طرح سه محور اصلی تحریم وجود دارد: ۱ـ تحریم‌های مربوط به موشک‌های بالستیک؛ مبتنی بر این محور تحریم،‌ تمامی اشخاص دخیل در برنامه موشک‌های بالستیک ایران و همچنین کسانی که با آنها دادوستد دارند تحریم می‌شوند. ۲ـ تحریم‌های مربوط به تروریسم؛ مبتنی بر این محور، تحریم‌های جدیدی علیه سپاه پاسداران، افراد آن و همچنین اشخاص و شرکت‌های خارجی مرتبط با سپاه اعمال می‌شود. ۳ـ تحریم‌های تسلیحاتی؛ مبتنی بر این محور، تحریم‌هایی علیه افرادی که در تأمین قطعه، فروش، تعمیر و انتقال تانک، خودروی زرهی، تسلیحات با کالیبر بالا، هواپیمای جنگی، بالگردهای تهاجمی، کشتی، موشک و سامانه‌های موشکی به ایران نقش‌آفرین باشند، اعمال می‌گردد.
در میان تحریم‌های مذکور، تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پیشتر این نوع تحریم‌ها علیه نیروی قدس بود و اینک به کل سپاه تعمیم داده می‌شود، بسیار تأمل‌برانگیز است. در قانون جدید آمریکایی‌ها با متهم کردن سپاه به تروریسم، تلاش خواهند کرد سپاه و افراد و شرکت‌های مرتبط با آن را در سراسر جهان، ‌از طریق مسدود کردن دارایی‌ها و منع معاملات، مورد تحریم شدید قرار دهند.
وضع تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی ایران و به ویژه تحریم سپاه پاسداران، را از زوایای مختلف می‌توان بررسی و تحلیل کرد:
۱ـ تحریم‌های جدید و سرنوشت برجام
ترامپ که پیش از ورود به کاخ سفید از پاره کردن برجام سخن گفته بود، با وضع تحریم‌های جدید، عملاً درصدد پاره کردن برجام است، براساس اطلاعات موجود، نزدیک به ۵۰ طرح در کنگره آمریکا با عناوین مختلف آماده شده تا ضمن تصویب یکی پس از دیگری، تحریم‌های جدید و بیشتری را علیه جمهوری اسلامی وضع کند. بسیار روشن است که این رویکرد آمریکا، ‌هم با روح حاکم بر برجام و هم با متن برجام در تضاد است. در بند ۲۹ برجام آمده است: «اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده،‌ منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف تأثیرگذاری منفی و مستقیم برعادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهدات‌شان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز برجام خودداری خواهند کرد.»
این رفتار آمریکا نقض فاحش برجام طبق بند ۲۹ می‌باشد. بر همین اساس است که آقای جان کری وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، با هشدار به وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، می‌گوید وضع این تحریم‌ها خطرناک است و به ایرانیان این پیام را می‌دهد که توافق هسته‌ای هیچ دستاوردی برای آنان نداشته است!
حال سؤال این است که با این رویکرد آمریکا در نقض فاحش برجام، جمهوری اسلامی ایران چگونه باید رفتار کند؟
۲ـ نقطه هدف در تحریم سپاه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را می‌توان از ارکان اصلی اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دانست. سپاه در تولید قدرت ملی، حفظ انقلاب اسلامی، تأمین امنیت ملی، توسعه نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان خنثی‌سازی توطئه‌ها علیه انقلاب و نظام در حوزه‌های مختلف و مبارزه با تروریسم دست‌پرورده نظام سلطه در منطقه، نقش بی‌بدیلی داشته و دارد.
آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و جریان وهابی آل‌سعود، سپاه را عامل اصلی شکست‌ها و ناکامی‌های خود طی چند دهه گذشته ارزیابی می‌کنند. براساس همین نقش‌آفرینی‌های سپاه است که رسانه‌های معروف غرب، از سپاه به «ستون فقرات نظام سیاسی ایران» یاد می‌کنند. آمریکایی‌ها سپاه را مانع اصلی سر راه بازتولید و احیای سلطه خود بر منطقه راهبردی غرب آسیا ارزیابی می‌کنند و بر همین اساس، تضعیف سپاه را به صورت جدی از طریق وضع تحریم‌های جدید، در دستور کار خود قرار داده‌اند. نقطه هدف در سناریوی تحریم سپاه، معرفی سپاه به مثابه عامل تحریم ملت ایران است!
در تحریم‌های هسته‌ای، آمریکایی‌ها درصدد بودند که برنامه فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را، علت وضع تحریم‌ها معرفی کرده و راه‌حل برداشتن تحریم‌ها را، در کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، یا پذیرش محدودیت در این حوزه اعلام کنند. دشمنان ملت ایران،‌ همین سناریو را درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیش گرفته، به دنبال محدودسازی و تضعیف سپاه هستند. آمریکایی‌ها معتقدند که با تشدید تحریم‌ها در حوزه‌های موشکی، حقوق بشر، تروریسم و…، ‌می‌توانند همانند واداشتن جمهوری اسلامی به پذیرش محدودیت‌ها در حوزه هسته‌ای، ایران را به پذیرش محدودیت‌ها در دیگر حوزه‌ها وادار کنند. به عبارت دیگر، نقطه هدف در وضع تحریم‌های جدید و از جمله تحریم سپاه، زمینه‌سازی در داخل جامعه ایران برای پذیرش برجام‌های ۲ و ۳ و… است. آمریکایی‌ها چنین نقطه‌ای را نشانه گرفته‌اند. با اطمینان می‌توان گفت، هرگز این خواب آمریکا‌یی‌ها تعبیر نخواهد شد و آنان باید آرزوی برجام‌های دیگر را به گور ببرند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
801fe

شماره ۸۰۱ منتشر شد

801fe

پذیرش نتیجه دو انتخابات ۸۸ و ۹۶

علی قاسمی/ انتخابات از مهم‌ترین شاخصه‌ها و مؤلفه‌های دموکراسی است. همه کشورهای دموکراتیک سعی دارند تا انتخابات رقابتی، همگانی، عادلانه و شفاف باشد و برای این مهم سازوکارهای مختلف را پیش‌بینی کرده‌اند. یکی از سازوکارهای مهم و پایانی انتخابات در کشورمان تأیید صحت انتخابات پس از بررسی گزارش‌ها و شکایات واصله از سوی شورای نگهبان است. سرانجام پس از برگزاری جلسات متعدد، شورای نگهبان بر اساس ماده ۷۹ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری صحت انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری را تأیید کرد. اما آنچه حائز اهمیت است اینکه با تأیید شورای نگهبان رقبای بازمانده نتیجه صحت انتخابات را پذیرفتند و اعلان رسمی شورای نگهبان را محترم شمرده و آن را فصل‌الخطاب دانستند که بسیار عاقلانه و سنجیده بود؛ مشی‌ای که همگی باید آن را در انتخابات‌های بعدی مدنظر داشته باشند. پذیرش نتیجه انتخابات از سوی رقبا با سال ۸۸ بسیار متفاوت بود، در سال ۸۸ اولین کسی که پس از اعلام نتایج انتخابات، نتیجه را باور نکرد و سعی کرد باخت خود به رقیب را با واژه تقلب توجیه کند، میرحسین موسوی بود. در حالی که مردم خود را آماده برگزاری جشن بزرگ‌ترین و شکوه‌مند‌ترین انتخابات طول دوران نظام جمهوری اسلامی می‌کردند، بازنده انتخابات که در شب پایان رأی‌گیری و پیش از آغاز شمارش آرا خود را پیروز انتخابات مطرح کرده بود، نتوانست نتیجه نهایی را بپذیرد و جمله معروف خود را در بیانیه شماره اولش چنین بیان کرد: «تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شوم.» میر‌حسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده آغاز‌گر آشوب‌ها و اغتشاشات چند ماهه پس از انتخابات شد. وی در بیانیه‌ای ضمن توصیف کردن مسئولان انتخابات به «شعبده‌بازانی» که امانتدار نبوده و برای «حاکمیت دروغ و استبداد» تلاش می‌کنند، خواهان ابطال انتخابات شد و پس از او نیز اولین گروهی که صحبت‌های او را تکرار کرده و خواهان ابطال نتایج انتخابات شد، مجمع روحانیون مبارز بود. البته، مجمع روحانیون مبارز از واژه تقلب استفاده نکرده؛ بلکه به جای آن «مهندسی انتخابات» را به کار برد و پس از آن سازمان مجاهدین نیز با ورود به عرصه بیانیه‌نویسی، این بار بیانیه‌ای شدید‌اللحن را علیه دولت نوشت و نظام جمهوری اسلامی را به «راه‌اندازی انقلاب مخملین» علیه مردم متهم کرد! سازمان مجاهدین در بیانیه خود نوشت: «آنچه در این انتخابات رخ داد، علاوه بر تقلب و تخلفات گسترده و بی‌سابقه در صندوق‌های رأی، سوءاستفاده حداکثری از تمامی امکانات و فرصت‌های در اختیار برای مهندسی آرا و رأی‌سازی بوده است.» مهدی کروبی نیز که آرایی پایین‌تر از آرای باطله را در این انتخابات به دست آورده بود، باوجود اینکه در روز رأی‌گیری اعلام کرده بود؛ «وقتی نتایج اعلام می‌شود، همه ما باید قبول کنیم و از تخریب دیگران بپرهیزیم. نباید به کسانی که درصدد ایجاد شبهه در انتخابات هستند، میدان بدهیم»، پس از مساعد دیدن فضا وارد میدان شد و در بیانیه‌ای اعلام کرد: «نتایج اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از آن فاقد وجاهت ملی و صلاحیت ملی است و از این رو آقای محمود احمدی‌نژاد را رئیس‌جمهور ایران نمی‌دانم.» حال اگر از دوران پر فراز و نشیب آن برهه بگذریم، در این انتخابات هم تخلفات، باعث شد که حلاوت و شیرینی مشارکت حداکثری را تا حدی تلخ کند و در گزارش شورای نگهبان هم آمده تخلفات، گسترده و دور از انتظار بود که دوازده مورد آن فهرست‌وار از سوی نامزدها مطرح شده بود. در بخش پایانی صحت تأیید انتخابات آمده است که جا دارد قوه قضائیه با متخلفان بدون اغماض برخورد کند تا درس عبرتی برای متولیان امر در انتخابات‌های پیش‌رو باشد. شورای نگهبان هم پس از بررسی گزارش‌ها و شکایات دوازده‌گانه به این نتیجه رسید که در برخی موارد وقوع تخلفات محرز بوده و به اثبات رسیده است؛ لذا ضروری است رسیدگی قاطع، دقیق، سریع و عادلانه به تخلفات ارسالی به قوه قضائیه به گونه‌ای باشد که در آینده شاهد چنین رفتارهایی در نمایش اقتدار مردم عزیز و شریف ایران اسلامی نباشیم.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
800fe

شماره ۸۰۰ منتشر شد

800fe

علی حیدری/ همزمان با حلول ماه مبارک رمضان و در اولین دوشنبه این ماه، هشتصدمین شماره هفته‌نامه صبح صادق منتشر شد. نفس هشتصدمین شماره شاید در بردارنده نکته خاصی نباشد تا بتوان درباره آن قلم‌فرسایی کرد، اما از این نظر که بهانه‌ای است تا نگاهی به مسیر طی کرده بیندازیم، شاید خالی از لطف نباشد.
انتشار ۸۰۰ شماره نشریه در طول نزدیک به ۱۸ سالی که از تولد آن می‌گذرد، به ازای هر شماره داستان‌ها و ماجراهایی دارد که دست‌اندرکاران آن در گذشته و حال با آن دست‌وپنجه نرم کرده و به عبارتی زندگی کرده‌اند. سختی‌های کار رسانه‌ای باعث شده تا شغل روزنامه‌نگاری و خبرنگاری از مشاغل سخت و زیان‌آور قلمداد شود. حال به این سختی‌ها باید حساسیت‌های کار رسانه‌ای در نیروهای مسلح را نیز افزود. البته، در نیروهای مسلح نشریات متعددی منتشر می‌شود که عموماً فرهنگی، آموزشی یا علمی هستند که در کنار محتوای مورد نیاز مخاطبان حساسیت محتوایی خاصی ندارند؛ اما هفته‌نامه صبح صادق نشریه معاونت سیاسی و ارگان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه که بخش عمده مطالب آن به حوزه‌های سیاست داخلی و خارجی و در کنار آن موضوعات فرهنگی و اجتماعی اختصاص دارد، از نظر موضع‌گیری و تبیین موضوعات و مباحث سیاسی روز باید از دقت و ظرافت خاصی برخوردار باشد تا هم مأموریت خود را برای تعمیق بینش و بصیرت سیاسی خانواده بزرگ سپاه و بسیج به انجام برساند و هم از غلتیدن در مباحث سیاسی جناحی و جریانی بپرهیزد. به تعبیر یکی از سردبیران سابق نشریه، کار در صبح صادق به مثابه حرکت بر روی لبه باریکی است که کوچک‌ترین انحراف می‌تواند منجر به سقوط آن شود.
همین حساسیت و حرکت همراه با مراقبت صبح صادق در طول ۱۸ سال سبب شده تا هیچ‌گاه از مسیر صحیح خارج نشود و در راستای اهداف انقلاب اسلامی و آرمان‌های امام(ره) و رهبر حکیم انقلاب گام بردارد و در پرتو حفظ این اصول بود که از یک سو اعتماد نیروهای انقلاب و علاقه‌مندان به امام و رهبری را جلب کرد و از سوی دیگر به دلیل پیوستگی این رسانه به سپاه و ولایت فقیه توجه جریان‌های معاند با نظام و ضد انقلاب را برانگیخت و سبب شد آنها بر روی تحلیل‌ها و مواضع آن دقیق شوند؛ چرا که معتقد بودند صبح صادق تنها رسانه‌ای است که بدون هیچ جهت‌گیری جناحی و حزبی در مسیر مستقیم انقلاب اسلامی حرکت می‌کند.
شاید فرصت مناسبی باشد که در اینجا به دو نکته مهم درباره صبح صادق که قابل توجه فرماندهان و مسئولان سپاه است، اشاره شود؛
نکته اول اینکه جمع کثیر بازنشستگان سپاه که امروز ارتباط سازمانی با سپاه ندارند، همواره صبح صادق را یک منبع مطمئن برای دریافت تحلیل‌های سیاسی روز و بهنگام می‌شناسند و خواستار دسترسی به این نشریه هستند که البته طی سال‌های اخیر این امکان در مقطع کوتاهی آن هم برای بخشی از این قشر فراهم شد، اما متأسفانه در حال حاضر این بخش مهم وابسته به سپاه به تعبیر رهبر معظم انقلاب به این رسانه دسترسی ندارند.
نکته دوم جامعه بزرگ بسیج ده‌ها میلیونی است که امروز در قالب اقشار مختلف مشغول فعالیت هستند و تا چند سال پیش با همکاری فرماندهان و مسئولان سازمان بسیج این امکان فراهم شده بود تا صبح صادق تا مراکز، نواحی و حتی پایگاه‌های مقاومت بسیج ارسال می‌شد و آثار و فواید ناشی از نقش و سهم این نشریه در بصیرت‌افزایی نیز در جامعه بزرگ بسیج نمایان بود و امروز این قشر عظیم از نشریه صبح صادق بی‌بهره است.
اگرچه بهره‌گیری از فناوری‌های نوین سبب شده تا بخشی از علاقه‌مندان از طریق اینترنت و فضای مجازی به هفته‌نامه دسترسی داشته باشند، اما مسائل و مشکلاتی، از جمله کهولت سن برای بازنشستگان و عدم دسترسی در همه مناطق کشور به اینترنت پرسرعت و… سبب شده تا بخش زیادی از این دو قشر از مطالعه صبح صادق محروم شوند که با تدبیر فرماندهان و مسئولان می‌توان سازوکار برخورداری آنان را طراحی کرد.
امید که با حمایت‌های لازم بتوان مطالب و تحلیل‌های این نشریه را که به اذعان دوست و دشمن مبین مسیر صحیح انقلاب اسلامی است در این وانفسای جنگ نرم که در لحظه و ثانیه شاهد انتشار اخبار، اطلاعات و محتواهای ناصحیح از سوی جریان‌ها و رسانه‌های مغرض و معاند نظام اسلامی هستیم، در اختیار علاقه‌مندان و دلسوزان نظام و انقلاب قرار داد. ان‌شاء‌الله

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
799fe

شماره ۷۹۹ منتشر شد

799fe

پایان ماراتن سرآغاز همدلی‌ها

  علی قاسمی/ روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ماه، میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دوازدهم در داخل و خارج از کشور به بیش از ۴۰ میلیون نفر رسید و از مرز ۷۰ درصد گذشت؛ موضوعی که این انتخابات را به یکی از بی‌سابقه‌ترین انتخابات از حیث میزان مشارکت مردم بدل کرد. ضمن تقدیر و تشکر از مردم فهیم و همیشه در صحنه که با مشارکت بالای خود بار دیگر شگفتی‌ساز شدند، از تمامی دست‌اندرکارانی که در بهتر برگزار شدن این حماسه بزرگ سهیم بوده‌اند، قدردانی می‌شود. در این میان سهم شورای نگهبان قانون اساسی، وزارت کشور، صداوسیما، نیروهای امنیتی ـ اطلاعاتی و عوامل اجرایی و نظارتی که در برگزاری خردمندانه و نیکوی این انتخابات تلاش وافر کردند تشکر نموده و توفیق هر چه بیشتر ایشان را از درگاه ایزد متعال مسئلت می‌نمایم. در این برهه حساس همه باید به این نکته خوب واقف باشیم که دوران رقابت با تمام فراز و فرودها و برخی از ناملایمات به خط پایان رسید و اینک فصل کار و تلاش و همدلی‌ها آغاز شده تا رئیس‌جمهور منتخب به مطالبات واقعی مردم که بسیاری از آنها در هنگام تبلیغات انتخاباتی رونمایی شد، جامه عمل بپوشاند. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، با پایان انتخابات، فضای رقابت باید به فضای مهربانی و بردباری تبدیل شود و هواداران نامزدها از هرگونه رفتار و گفتار تحریک‌آمیز خودداری کنند؛ چراکه «رئیس‌جمهور منتخب و محترم، رئیس‌جمهور همه‌ ملت ایران است و همه و از جمله رقیبان دیروز باید یکپارچه از او حمایت و به او کمک کنند. بی‌شک این نیز امتحانی الهی است که موفقیت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب کند.» البته این اعتماد مردم به نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران و رئیس‌جمهور منتخب در چهار سال آینده با عملکردى حقگرایانه و استفاده از همکاران پاکدست و اتخاذ مدیریت درست و جبران فرصت‌هاى سوخته گذشته و اعتلاى ‌شأن ایرانیان و پیشرفت میهن اسلامی‌مان و مقابله با محرومیت و فساد و ظلم و استکبار باید به عینه مشهود شود. مردمی که با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند و به امید گشایش در زندگی، یا پیدا کردن شغلی مناسب هستند، باری دیگر به دولت مستقر اعتماد کردند؛ لذا دولت هم در پاسخ به این اعتماد مردم باید مطالبات و اولویت‌های آنها در دستور کار خود قرار داده و جوابگو باشد. افزون بر این، انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری و پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا زمانی اتفاق افتاد که منطقه‌ با جنگ و درگیری همراه است و مردم منطقه از فقدان امنیت در رنجند، اما دیدیم که مردم سربلند ایران در آرامش و امنیت به پای صندوق‌های رأی رفتند و رئیس دولت دوازدهم را انتخاب کردند. در منطقه‌ای که انتقال قدرت در بسیاری از کشورهایش از این شاهزاده به آن شاهزاده رخ می‌دهد، آن هم با دخالت و نقش تعیین‌کننده آمریکایی‌ها، اما مردم ایران در امنیت کامل با برگه‌هایی سفید از دورترین نقاط ایران تا کلانشهرهای کشور، «جمهوریت» نظام اسلامی را به رخ کشیدند. برگزاری آرام و امن انتخابات نشان‌دهنده ثبات سیاسی یک کشور است. بی‌شک در این ثبات نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ارتش، سپاه و بسیج نقش اصلی را ایفا می‌کنند. مضافاً اگر بخواهیم از منظر بین‌المللی و منطقه‌ای به این انتخاب نگاه کنیم، ایران را کشوری خواهیم یافت که به یک قدرت مؤثر و بازدارنده تبدیل شده است. آنچنان که در حوزه قدرت سخت، نفوذ و جایگاه آن غیرقابل مقایسه با دهه‌های پیشین و نیز بالاتر از بسیاری از کشورهاست؛ قدرتی که غرب و متحدان منطقه‌ای‌اش تصور می‌کردند با ایجاد بحران‌های پس از بیداری اسلامی ممکن است از آن فروکاسته شود، اما به مدد فرماندهی دقیق و حکیمانه در عرصه‌های منطقه‌ای، ایران نه تنها توانست مرزهای پهناور خود را از لوث وجود اشرار و تروریست‌ها مبرا کند؛ بلکه با حضور بموقع خود در عراق و سوریه به عنوان کانون‌های تولید و توزیع ناامنی عملاً نقش اصلی را در ایجاد امنیت در منطقه داشته است؛ لذا ادامه این قدرت‌افزایی و حضور مقتدارانه نیازمند ساخت درونی کشور و توانمندی از درون است تا ضمن آن یک اقتصاد قدرتمند نیز شکل بگیرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
798fe

شماره ۷۹۸ منتشر شد

798fe

ترجیح تک نامزدی یا دو نامزدی

رسول سنائی‌راد/ یکی از سؤالات اساسی در زمان رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری این است که آیا یک جریان سیاسی، بهتر است با نامزد واحد شرکت کند، یا با چند نامزد؟ اهمیت این سؤال زمانی روشن‌تر می‌شود که هواداران جریانات سیاسی بر اساس حافظه تاریخی خود، یکی از دلایل ناکامی جریان مورد حمایت خود را در گذشته تنها تکثر نامزدهای انتخاباتی آن جریان ذکر کنند؛ چرا که از نگاه هواداران، تکثر نامزدها موجب پراکنده شدن سبد رأی آن جریان می‌شود که وقتی جریان مقابل با یک نامزد حضور یافته و آرای حامیان خود را روی همان نامزد واحد متمرکز می‌کند، پیروزی در عرصه رقابت را از آن خود می‌کند.
البته، چنین انتظاری در وضعیت و شرایط عادی منطقی است؛ اما همیشگی و یک رویه ثابت به شمار نمی‌آید و به وضعیت جریان سیاسی شرکت‌کننده در رقابت‌ها و نوع رأی نامزدها بستگی دارد؛ لذا اگر؛
۱ـ جنس رأی آن جریان سیاسی یکدست‌تر، مثلاً اکثریت آن رأی توده‌ای یا خاکستری باشد؛
۲ـ میزان رأی یک نامزد به حد نصاب ۵۰ درصد به علاوه یک برسد؛
۳ـ فضای سیاسی ـ تبلیغی برای نامزد مورد نظر از ثبات نسبی برخوردار باشد؛
۴ـ امکان انتقال آرای نامزدها به نفع یکدیگر وجود داشته باشد؛
وحدت بر روی نامزد واحد و کناره‌گیری یا کنار گذاشتن سایر نامزدها موجب تمرکز بر روی یک نامزد و پیروزی یک مرحله‌ای می‌شود.
اما چنانچه؛
۱ـ نامزدهای همسو ویژگی‌های شخصیتی و سیاسی متفاوت داشته باشند که هر یک بتوانند اقشار و گروه‌های اجتماعی خاصی را نمایندگی کنند؛
۲ـ جنس رأی متفاوت نامزدهای همسو، امکان انتقال آن را به نامزد دیگر در صورت کناره‌گیری ندهد یا درصد کمی قابل انتقال باشد؛
۳ـ مجموع آرا در صورت انتقال هم به حد نصاب ۵۰ درصد به علاوه یک نرسد؛
در این صورت با وجود چند نامزد و استفاده از جنس رأی متفاوت آنان، به ویژه در شرایطی که یک نامزد قدرت جلب آرای حوزه مشترک با جریان رقیب را دارد، با حضور نامزدهای چندگانه ضمن حفظ پایگاه ثابت اجتماعی رأی برای تراش رأی از حوزه مشترک یا همان آرای شناور و خاکستری اقدام شده و برای دو مرحله‌ای کردن انتخابات اقدام می‌کنند که در این صورت هر یک از نامزدها که رأی بیشتری داشته باشد، در مرحله دوم با نامزد رقیب رقابت خواهد کرد.
به نظر می‌رسد، در شرایط پیش رو جریان اصلاحات ـ اعتدال بر روی آقای روحانی به اجماع برسد، چون عبور از وی به نفع نامزد دیگر به معنای پذیرش ناکارآمدی و شکست است. ضمن اینکه در قدرت بودن و در اختیار داشتن ابزارهایی برای تبلیغ و اعمال نفوذ هم شانس بیشتر را به رئیس‌جمهور مستقر می‌دهد.
اما جبهه مردمی نیروهای انقلاب، در وضعیتی است که احتمالاً با دو نامزد خود، یعنی آقای رئیسی که واجد آرای ایدئولوژیک و سیاسی و آقای قالیباف که بیشتر واجد آرای توده‌ای و خاکستری هستند، به میدان آمده و برای دو مرحله‌ای شدن انتخابات تلاش می‌کند؛ چرا که مجموع آرای این دو نامزد از مجموع آرای آقای روحانی، حتی در صورت کناره‌گیری جهانگیری به نفع وی بالاتر است. اما احتمال رسیدن آرای هر یک از نامزدهای این جبهه حتی در صورت کناره‌گیری یکی به نفع دیگری هم به حد نصاب ۵۰ درصد به علاوه یک قطعی نیست. بنابراین شرکت با یک نامزد، نوعی ریسک سیاسی با نتیجه نامعلوم به شمار می‌آید. ولی حضور آقای رئیسی برای حفظ آرای ایدئولوژیک و سیاسی و حضور آقای قالیباف برای حفظ آرای توده‌ای ـ خاکستری و حتی تراش آرای رقیب در این حوزه یک ضرورت برای وجهه مردمی نیروهای انقلاب است که با ارائه دو کالای اساسی و جلب مشتری‌هایخاص هر یک، بخشی از مشتری‌های مشترک با جریان رقیب را نیز به سوی خود کشانده و اجازه رسیدن به حد نصاب ۵۰ درصد به علاوه یک را از نامزد رقیب سلب می‌کند.
مگر آنکه در روزهای پیش رو، فعالیت‌های تبلیغاتی نامزدها یا نتایج مناظره موجب افزایش رأی یکی از نامزدها به میزان قابل توجه شود، به گونه‌ای که با کناره‌گیری یکی به نفع دیگری و انتقال همان بخش قطعی به نفع او، حد نصاب پیروزی، یعنی ۵۰ درصد به علاوه یک را تضمین کند.
به نظر می‌رسد جریان اصلاحات ـ اعتدال چاره‌ای جز آمدن با یک نامزد، یعنی آقای روحانی نداشته و جبهه مردمی نیروهای انقلاب نیز احتمالاً آمدن با دو نامزد برای حفظ هر دو نوع آرای مربوط به این دو نامزد را ترجیح دهد. در این صورت بین نامزدها، اصلی ـ فرعی وجود نداشته و هر یک از آنها در مرحله اول رأی بیشتری داشته باشد، رقیب آقای روحانی در مرحله دوم خواهد بود. بدیهی است در این صورت هم جمنا و هم هواداران هر یک از نامزدها؛ آقای قالیباف و آقای رئیسی برای اثبات توانمندی‌ها، برنامه‌ها و عملکرد آنها و بیان ضرورت‌ها برای تغییر وضع موجود تلاش خواهند کرد. همان‌گونه که جریان اصلاحات ـ اعتدال در دفاع از وضع موجود به نفع روحانی تلاش خواهند کرد.
نکته پایانی اینکه؛ این مردم هستند که با بهره‌گیری از حق انتخاب و با آنچه در تعرفه‌های رأی ثبت می‌کنند، رئیس‌جمهور آینده را برخواهند گزید و نظام نیز انتخاب مردم را به رسمیت شناخته و آن را خواهد پذیرفت.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
797fe

شماره ۷۹۷ منتشر شد

797fe

منطق رأی مردم

رسول سنائی‌راد/ پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی حق رأی برای مردم و اعمال اراده سیاسی آنان در حاکمیت به طور جدی و واقعی پذیرفته شده و به شیوه‌ای کاملاً دموکراتیک، مردم در سرنوشت سیاسی کشور مشارکت و در انتخاب افراد برای مسئولیت‌های خطیر و اداره کشور حضور داشته‌اند.
اما نوع انتخاب مردم در کشورمان تابع دو گرایش سیاسی ـ ایدئولوژیک و گرایش مطالبه‌گرایانه و منفعتی است که در گرایش اول مردم به نامزد جریانات یا جناح‌های سیاسی مشهور کشور رأی داده و به عبارتی پایگاه ثابت اجتماعی این جریانات را تشکیل می‌دهند. این پایگاه ثابت رأی برای جریان موسوم به اصولگرایی که اینک در قالب جبهه مردمی نیروهای انقلاب بازسازماندهی شده؛ حدود هشت میلیون و برای جریان اصلاحات ـ اعتدال حدود شش میلیون برآورد می‌شود که افراد آن دارای گرایش ایدئولوژیک و سیاسی بوده و به نامزدهای جریانی و سیاسی با نگاه صرف سیاسی و هواداری از جریان حامی سیاسی آنان فارغ از نگاه به سابقه عملکرد، توانمندی و برنامه نامزد مورد تأیید آن جریان سیاسی رأی می‌دهند.
اما در این میان بیش از ۶۰ درصد از مردم نگاه سیاسی و جریانی نداشته و اگرچه علایق و دلبستگی‌هایی به اصل نظام سیاسی دارند، اما عمدتاً نیازها و مطالبات شخصی خود را پایه تصمیم رأی‌دهی قرار می‌دهند و البته جهت‌گیری رأی این اکثریت است که در پیوند با آن اقلیت‌های سازمان‌یافته در پایگاه رأی سیاسی حامی جریانات سیاسی سرنوشت انتخابات‌ها را تعیین می‌کند. بنابراین رأی همین توده مردم که اولویت آنان زندگی و تأمین نیازها و منافع اساسی است، اثرگذارتر از آرای پایگاه اجتماعی ثابت جریانات و نامزدها به شمار آمده و توفیق جلب آن به معنای تضمین پیروزی در انتخابات است.
این توده مردم در صورتی به یک نامزد اقبال می‌کنند که:
۱ـ نیازهای واقعی مردم را شناخته و به خوبی بتواند آن را اعلام کند.
۲ـ برای برآوردن این نیازها پاسخ معتبر داشته باشد.
۳ـ توان برآوردن نیازها را داشته باشد و مردم هم او را دارای شایستگی تشخیص دهند.
بنابراین فراتر از عناوین سیاسی و جریانی، مردم افراد را طبق مطالبات و نیازهای اساسی خود که انتظار دارند در آن سطح مسئولیت برآورده شود، محک می‌زنند و اگرچه گاه به افراد جدید هم رأی می‌دهند، اما از نگاه آنان عملکردها و کارنامه‌ها به علاوه برنامه‌ها برای حل این نیازها و مطالبات مهم است. بنابراین دیگر تضمین دوره دوم مسئولیت‌ها و هشت ساله بودن پست‌های انتخابی سپری شده است و تنها در صورتی مسئول در معرض انتخاب مثل رئیس‌جمهور تکرار رأی دوره اول یا انتخاب وی برای دوره بعد تضمین شده است که؛
۱ـ به وعده‌های انتخاباتی دوره اول عمل کرده و مردم حاصل آن را در زندگی خود دیده باشند. ۲ـ کار بزرگ و مهمی برای کشور و مردم آغاز کرده باشد که مردم انتظار داشته باشند آن را به سرانجام برساند و پایان آن تنها از عهده او برآید. ۳ـ در سیاست خارجی قادر به تأمین منفعت یا کسب عزت بوده باشد، برای نمونه رفع تحریم‌ها یا ارتقای اعتبار پاسپورت‌ها تأمین شده باشد. ۴ـ رقیب‌های او از اعتبار یا توان کمتری برخوردار بوده و او را مردم همچنان بالاتر از رقبا بیابند. ۵ـ کارنامه‌ای قابل قبول داشته و مردم گزارش عملکرد وی را با واقعیت‌ها منطبق بدانند و به عبارتی صداقت وی محرز شده باشد. ۶ـ آرای منفی او که فراتر از حامیان یا عناصر بی‌طرف، نشان‌دهنده کسانی است که مخالف مسئولیت برای وی هستند، بیشتر از ۳۰ درصد نباشد.این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در رأس نظام بر حل مشکلات واقعی مردم تأکید داشته و دلسوزان نظام هم حل مشکلات مردم و رضایتمندی آنها را که مقبولیت نظام را تقویت می‌کند، یک اولویت اساسی می‌دانند که تنها در سایه توجه به نیازهای اساسی و معقول مردمی تأمین می‌شود. ایشان بر تولید و اشتغال در پرتو اقتصاد مقاومتی تأکید دارند و حل آن را نیز در نحوه مدیریت، یعنی داشتن مدیرانی قوی اعلام کرده و بر معیارهایی چون؛ مدیریت جهادی، پرتحرک، متدین، پرکار، پرانگیزه و پرامید می‌دانند. به بیانی دیگر، هیچ جدایی بین خواسته‌ها و مطالبات واقعی مردم با رهبری و نظام وجود نداشته و بالاتر از آن وقتی رهبری نظام برای برانگیختن مسئولان به حرکت به سمت حل مشکلات واقعی خود را در شرمندگی ناشی از برگشت خالی‌دستان افراد بیکار و در جست‌وجوی رزق و روزی سهیم می‌داند، جای هیچ تردیدی باقی نمی‌ماند که خواسته مردم و رهبری بر هم منطبق است و حالا این نامزدها و جریانات سیاسی هستند که باید با صداقت و با توجه به توان و برنامه‌های‌شان خود را برای حل این مسئله که در گرو توانمندی ایجاد رونق اقتصادی و  اشتغال است، به اثبات برسانند و رأی توده مردم را جلب کنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
796fe

شماره ۷۹۶ منتشر شد

796fe

تجانس شعار و عمل در مسیر انتخابات

حسن مرادخانی/ انتخابات ‌مسئله‌ای اجتماعی است که در بستر جامعه‌ دموکراتیک به منصه ظهور می‌رسد. در یک بیان کلی می‌توان انتخابات ایران و تصمیم مردم را در سه مؤلفه بیان کرد؛
۱ـ مسائل پیشینی: این مسائل را می‌توان در وضعیت گذشته افراد که با ایستارهای شخصی همبسته شده‌اند، مشاهده کرد. مسائل پیشینی در تحقق مسیر افراد در جامعه، نقش مؤثری را بازی می‌کنند که از قبل آنها، افراد ارزش‌های بنیادی را در خود شکل داده و مطابق با این هنجارها، قالب زندگی خود را ترسیم می‌کنند و بر اساس آن تصمیم می‌گیرند. از جمله این مسائل می‌توان به تاریخ، جغرافیا، فرهنگ عمومی، مذهب، آداب و رسوم و… اشاره کرد.
۲ـ مسائل پسینی: این مسائل در آستانه انتخابات، در سطوح مختلف جامعه بروز می‌کند. چنین مسائلی افراد را در یک فضای تبلیغاتی قرار می‌دهد که در بیشتر مواقع به کف جامعه که عامه مردم در آن مشارکت می‌کنند، می‌رسد که در این هنگام باید شعارها و حرف‌ها مبتنی بر خواست مردم شکل بگیرد. در غیر اینصورت با اقبال مردم مواجه نخواهد شد؛ چون این مسئله در آستانه انتخابات و در فاصله کوتاهی از آن به وقوع می‌پیوندد، در تصمیم افراد جامعه نقش کلیدی دارد.
۳ـ ادراکات فردی: این امر با توجه به هزینه و فایده و در یک وضعیت بازاری شکل می‌گیرد و افراد جامعه با در نظر گرفتن منفعت خویش، دست به انتخاب می‌زنند.
جامعه ایران با ترکیبی از سه مؤلفه فوق، فضای تصمیم و انتخاب را در قالب انتخابات مختلف جامه عمل می‌پوشانند. از این رو، می‌توان چنین تبیین کرد که با توجه به چارچوب‌های ثابت و مسیر مشخص دو مؤلفه مسائل پیشینی و ادراکات فردی، مؤلفه مسائل پسینی از نمود بیشتری برخوردار است. به همین دلیل شعارها و وعده‌های انتخاباتی می‌توانند در سطوح مختلف واقعیت قابل عملیاتی باشند که بسته به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه و شرایط حاضر، نوسانات و امواج متفاوتی را منتشر می‌کنند. از این رو، مطرح کردن وعده‌ها و شعارهای انتخاباتی از سوی نامزدها باید با واقعیت جامعه امروزی مانند سابقه عملکردی تطبیق داشته باشد؛ برای نمونه در بین نامزدها افرادی هم هستند که تاکنون نتوانسته‌اند حتی یک واحد مسکونی برای خودشان تأمین کنند؛ اینها اگر بگویند بیش از یک میلیون خانه می‌سازیم، چندان نمی‌توانند با مردم ارتباط برقرار کنند و به نوعی خود مردم آنها را پس می‌زنند. در واقع، در این برهه زمانی نامزدها نباید وعده‌هایی بدهند که از عهده آنها برنمی‌آیند؛ زیرا در صورت پیروزی و ناتوانی در اجرا، بار روانی به وجود خواهد آورد که پیامدهایی در سطح جامعه ایجاد می‌کند و مانع پیشرفت کشور خواهد شد. بنابراین، نامزدها در شعارهای انتخاباتی خود، باید مراقبت کنند تا در حوزه‌هایی که قبلاً عامل به انجام کاری بوده‌اند، شعار دهند و کارآمدی خودشان را به اثبات برسانند.
مردم جامعه نیز باید بر اساس تجارب گذشته و عقل سلیم، فردی را برگزینند که در راستای درمان درد آنها گام برمی‌دارد و شعار و عملش، منطبق است، برگزینند. حق انتخاب برای مردم در جامعه‌ای مردم‌سالار، حق تعیین سرنوشت به شمار می‌آید؛ از این رو حاکم شدن فضای غیر واقعی پیش از انتخابات، می‌تواند انتخاب مردم را در مسیر ناصواب هدایت کند. مسائل پسینی و فضای به وجود آمده از آن، قدرت مانور زیادی دارند که در بیشتر موارد، دو مؤلفه دیگر، یعنی مسائل پیشینی و ادراکات فردی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
به طور کلی، مسئله انتخابات باید بر اساس هر سه مؤلفه مسائل پیشینی، مسائل پسینی و ادراکات فردی، بر روی طیفی از عقلانیت و بصیرت، با توجه به هنجارهای جامعه تبیین شود و تصمیم و انتخاب مردم جامعه نیز در این راستا و در یک فضای مردم‌سالار به وقوع بپیوندد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی