854fe

شماره ۸۵۴ منتشر شد

854fe
ترسیم زیبای آرمان پاسداران

دکتر یدالله جوانی/ روز شنبه نهم تیر ماه سال جاری مراسم میثاق پاسداری با حضور رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و فرماندهی معظم کل قوا در دانشگاه افسری امام حسین(ع) برگزار شد. مراسم یاد شده از ابعاد و زوایای گوناگون قابل بررسی بوده، به طور قطع دارای پیام‌ها، آثار، نتایج و پیامدها در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. از جمله موضوعات تأمل‌برانگیز مرتبط با این مراسم، گفتمان حاکم بر حرکات و عملیات‌های به نمایش درآمده در میدان، در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی است. نگارنده که از نزدیک شاهد عملیات بودم، معتقدم ایده‌پردازان، طراحان، برنامه‌ریزان و پاسداران جوان پرشور و نشاط در میدان توانستند آرمان پاسداران را از یک سو و موقعیت چهل سالگی انقلاب اسلامی و حرکت استکبارستیز و تمدن‌ساز آن را از دیگر سو، به خوبی ترسیم کنند.
مواردی از پیام‌ها و محتوای این عملیات تحسین‌برانگیز و شوق‌افزای امیدآفرین عبارت است از:
۱ـ به درستی نشان داده شده است که سپاه و پاسداران این نهاد انقلابی، یک مجموعه صرفاً نظامی نبوده، در راستای پاسداری از انقلاب اسلامی، هویتی نظامی، سیاسی، فرهنگی و… دارند.
۲ـ به درستی موقعیت راهبردی جمهوری اسلامی، پختگی و بلوغ پاسداران و نهاد انقلابی سپاه در چهلمین سال انقلاب اسلامی به نمایش درآمد.
۳ـ وحدت و انسجام نیروهای مسلح کشور شامل ارتش، نیروی انتظامی و سپاه به منزله «ید واحده» به خوبی در فضا ترسیم شد.
۴ـ در عملیات نمایشی پاسداران جوان، روند تکاملی انقلاب اسلامی و نقاط عطف این روند با تأکید بر بیداری و قیام ملت ایران، نقش الگویی و الهام‌بخشی جمهوری اسلامی، بیداری ملل محروم و مستضعف جهانی اسلامی و فرو ریختن کاخ‌های ظلم و ستم و همه قدرت‌های شیطانی، به خوبی به نمایش درآمد و آینده را به درستی ترسیم کرد.
۵ـ ترکیب و توأمان کردن آیات الهی با تلاوتی دلنشین همراه با حرکات تجسمی و نمایشی، صحنه‌های زیبایی را پدید آورده بود. یکی از این صحنه‌ها نمایش چهل سال مقاومت و ایستادگی ملت قهرمان، مؤمن و انقلابی ایران در برابر همه قدرت‌های شیطانی است. ایستادگی و مقاومتی که ثمره و نتیجه نهایی‌ آن پس از چهل سال، افزایش ایمان‌ها برای تداوم ایستادگی و مقاومت است.
۶ـ از صحنه‌های پرمعنا، شوق‌انگیز، ‌امیدآفرین و خالق اشک‌های مرواریدگونه بر گونه‌های هر تماشاگر، ‌تحویل دادن پرچم از نسلی به نسلی دیگر بود. در این صحنه،‌ جمعی از پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت و یادگاران و همرزمان شهیدانی، چون همت، خرازی،‌ زین‌الدین، کاظمی، بروجردی، باکری و همدانی، ‌پرچمی را که به مدت چهل سال برای در اهتزاز نگه داشتن آن مجاهدت‌ها صورت گرفته، به نسلی از جنس و نسل شهید حججی‌ها و پاسداران جوان به امانت سپردند و از آنان خواستند در حفظ این امانت و سپردن آن به نسل‌های بعدی تا ظهور آقا امام زمان(عج) کوشا باشند.
۷ـ عبارت پرمعنای «من انقلابی‌ام»، دال مرکزی گفتمان حاکم بر عملیات نمایشی پاسداران جوان و دانش‌آموختگان دانشگاه افسری امام حسین(ع) در محضر مولا و مقتدای‌شان حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بود.
به طور قطع می‌توان گفت، پاسداران جوان تداوم‌بخش راه پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت خواهند بود و با تمام توان از میراث خمینی کبیر(ره) و شهیدان راه خدا پاسداری کرده، ‌این حرکت الهی را تا تحقق همه آرمان‌های والایش پاسداری خواهند کرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
853fe.

شماره ۸۵۳ منتشر شد

853fe.

ریشه وادادگی در برابر آمریکا

دکتر یدالله جوانی/ نامه سرگشاده یکصد نفر از فعالان سیاسی با گرایش‌ها و سوابق گوناگون خطاب به مسئولان نظام مبنی بر ضرورت مذاکره با آمریکا،‌ از زوایای متعددی قابل تأمل و بررسی است. البته از این قبیل نامه‌ها طی چهل سال گذشته، هر از چندگاهی به نگارش در آمده، ولی انتشار نامه مورد اشاره پس از خروج آمریکا از برجام و آشکار شدن نشانه‌های پایبند نبودن این کشور به نتایج هر نوع مذاکره برای همگان، ‌بسیار قابل توجه است. نویسندگان در بخشی از نامه خود، خواهان مذاکره مستقیم و بدون هیچ پیش‌شرطی با آمریکا شده و آورده‌اند:‌ «ما از دولت حکومت ایران می‌خواهیم حال که فرصت مناسب دوران اوباما از دست رفته است، فارغ از جنگ‌های روانی کاخ سفید که در پشت آن هیاهوی تاجرپیشگی خاص خویش را نیز دنبال می‌کند، ‌با یک تصمیم ملی شجاعانه اعلام کند که حاضر به مذاکرات بدون قید و شرط با آمریکاست تا قدمی در راه حل مشکلات و اختلافات برداشته شود.» نویسندگان این نامه، به گونه‌ای بابت از دست رفتن فرصت دوران اوباما حسرت که می‌خورند گویا اصلاً برجام و مذاکره‌ای با آمریکا تاکنون در کار نبوده است!‌ این افراد با این ادبیات، به جای تخطئه دولت آمریکا به دلیل عهدشکنی،‌ از مسئولان نظام می‌خواهند هر چند آن فرصت از دست رفت، ولی تا دیر نشده با ترامپ به مذاکره بنشینند. آقایان هدف از این کار را، برداشتن قدمی در راه حل مشکلات کشور عنوان می‌کنند. که در این راستا باید از این جماعت پرسید، شما چه تحلیلی از مذاکرات منتهی به برجام دارید؟ مگر نه این بود که در مذاکرات هسته‌ای،‌ ایران بسیاری از محدودیت‌ها را پذیرفت تا بخشی از مشکلات کشور در حوزه اقتصادی حل شود؟! مگر نه این بود که رئیس‌جمهور وعده می‌داد با توافق هسته‌ای،‌ رونق اقتصادی پدید آمده، کشور به رشد اقتصادی هشت درصد دست یافته، بیکاری از بین رفته و رفاه عمومی شکل می‌گیرد؟ آیا آن مذاکرات و انعطاف ایرانی برای توافق هسته‌ای، ‌قدم‌هایی برای حل مشکلات کشور نبود؟ موضوع بسیار روشن است و چندان به استدلال نیاز ندارد. آنچه به تبیین نیاز دارد، ریشه‌یابی این نوع وادادگی‌ها در برابر دشمنی، چون آمریکا است. آقایان به گونه‌ای صحبت کرده و سیاهه می‌نویسند که گویا، دلسوزتر از آنان برای مردم در زیر این آسمان کبود کسی وجود ندارد؛ اما واقعیت آن است که در پس ظاهر این کلام، آمادگی برای وطن‌فروشی و زدن چوب حراج به استقلال، عزت،‌ تمامیت ارضی و وحدت ملی به وضوح دیده می‌شود. جنس آقایان امضا‌کننده این نامه،‌ از جنس همه کسانی است که در تاریخ سیصد سال گذشته منتهی به انقلاب اسلامی، با وادادگی در برابر غرب، کاری جز وطن‌فروشی و پایمال کردن منافع ملت برای رسیدن به منافع خود انجام ندادند. اما بهتر است آنان بدانند، انقلاب اسلامی نقطه پایانی بر این نوع خیانت‌ها و وطن‌فروشی‌ها و تحقیر ملت بود. به تجربه ثابت شده، ‌ریشه اصلی این نوع وادادگی‌ها در برابر هیاهوی غرب و به ویژه آمریکا،‌ یکی ضعف ایمان و سستی اراده و دیگری روحیات دنیاگرایی، ‌عافیت‌طلبی و رویکردهای منفعت‌گرایانه است. این افراد با شعار دفاع از حقوق مردم،‌ منافع فردی و گروهی خود را دنبال کرده و برای رسیدن به این منافع نامشروع‌ حاضر به پایمال کردن عزت ملی هم هستند.
در وضعیت کنونی، ‌تردیدی وجود ندارد که منافع ملی،‌ عزت ملی و پیشرفت کشور، ‌تنها و تنها با استمرار مقاومت و ایستادگی ملی چهل ساله در برابر آمریکا تأمین می‌شود. اقامه دلیل بر ضرورت ایستادگی کار سختی نیست. آمریکایی‌ها با صراحت از براندازی جمهوری اسلامی ایران سخن گفته، از این طریق هدفی جز بازگرداندن سلطه خود بر ایران همانند دوران پیش از انقلاب اسلامی ندارند. اکنون جمهوری اسلامی مقتدر و توانا بوده، ‌مانع برگشت سلطه آمریکایی‌ها بر ایران است؛ از این رو آنان از طریق تحریم و فشارهای اقتصادی،‌ به دنبال واداشتن جمهوری اسلامی به دست کشیدن از عوامل اقتدار، همانند قدرت دفاعی (موشکی) و عمق راهبردی خود در منطقه هستند.آمریکایی‌ها با صراحت می‌گویند، ایران باید پای میز مذاکره آمده و به برجام‌های موشکی،‌ منطقه‌ای و غیره تن بدهد. در واقع، آنها با مذاکره موشکی به دنبال از بین بردن قدرت دفاعی ایران هستند. آقایان پیشنهاددهنده مذاکره با آمریکا، در مقابل این خواسته آمریکا چه موضعی دارند؟ آمریکا با مذاکرات منطقه‌ای به دنبال از بین بردن نفود منطقه‌ای ایران است، حال آقایان پیشنهاددهنده مذاکره با آمریکا به این پرسش پاسخ دهند که در مقابل این خواسته آمریکا چه موضعی دارند؟ آیا این خواسته‌ها برای تضعیف ایران و حمله به ایران تا تحمیل دیگر خواسته‌های خود به ایران تضعیف شده نیست؟ پاسخ بسیار روشن است. آقایان تسلیم شدن در برابر آمریکا و کوتاه آمدن در برابر شیطان بزرگ را پذیرفته‌اند؛ چرا که ضعیف‌الایمان بوده و دنیای خود را در همراهی با آمریکا، نه ایستادگی در برابر آن می‌بینند؛ اما تردیدی نیست که ملت مسلمان،‌ مؤمن و انقلابی ایران، در راه مقاومت و ایستادگی با هدف تأمین استقلال، عزت و منافع خود، هرگز دچار سستی و تزلزل نخواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
852fe

شماره ۸۵۲ منتشر شد

852fe

ایران،‌ ایران است

دکتر یدالله جوانی/ دیدار «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا با «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی در سنگاپور پس از یک دوره دشمنی طولانی و خط و نشان کشیدن‌های گوناگون برای یکدیگر، بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان داشت. این دیدار آثار و پیامدهای گوناگونی داشته و‌ پیام‌های واقعی و غیر واقعی را نیز در دل خود دارد؛ از جمله پیام‌های غیر واقعی و جعلی آن مبتنی بر عملیات روانی با هدف ادراک‌سازی در افکار عمومی جهان و به ویژه جریان مقاومت و ملت ایران، مشابهت‌سازی بین کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران است.
این ادراک‌سازی با عملیات روانی و دروغ‌پردازی ترامپ در اولین مصاحبه پس از این دیدار کلید خورد و بلافاصله در رسانه‌های جهان بازتاب یافت. ترامپ در این مصاحبه در پاسخ به پرسشی درباره برجام گفت: «امیدوارم به وقتش و در زمانی که تحریم‌ها عملی شد، ایران دوباره برای مذاکره و یک توافق واقعی بازگردد،‌ اما حالا برای این کار زود است.»
رئیس‌جمهور‌ آمریکا با این عبارت، به دنبال القای این تصور است که تحریم‌های آمریکا موجب شد کره شمالی در مقابل ایالات متحده کوتاه آمده و به مذاکره و توافق تن بدهد، بر همین اساس نیز با تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، روزی فراخواهد رسید که ایران هم دوباره در مسیر مذاکره با آمریکا به حرکت درآمده و به یک توافق واقعی تن خواهد داد! اما ‌آیا این‌چنین خواهد شد؟
آقای ترامپ با این منطق از برجام خارج شد که این توافق برای آمریکا «بد» است! توافق خوب از نظر آقای ترامپ با جمهوری اسلامی،‌ آن توافقی است که همه مؤلفه‌های قدرت ایران از قبیل‌ قدرت موشکی، قدرت منطقه‌ای و قدرت هسته‌ای را به طور کلی نابود کرده، مقدمات فروپاشی نظام ایران را هم به سرعت فراهم کند. اکنون پرسش اصلی آن است که آیا می‌توان از دیدار رهبران آمریکا و کره شمالی این پیام را دریافت کرد که روزی جمهوری اسلامی به مذاکره مجدد با آمریکایی‌ها تن داده و پای یک توافق خوب به زعم آقای ترامپ برای ایالات متحده را امضا خواهد کرد؟
برای دریافت پاسخ، باید به این نکته توجه کرد که آیا اساساً می‌توان رفتار سیاسی جمهوری اسلامی و ملت ایران را با دیگر کشورها و ملت‌ها مقایسه کرد؟ نگارنده معتقد است، پاسخ این پرسش منفی است. حداقل سابقه و تجربه چهل ساله ملت ایران و نظام اسلامی ‌اثبات می‌کند که هیچ نظام سیاسی و مردمی قابل مقایسه با این ملت و نظام انقلابی و ولایی آن نیست. خداوند بر درجات آن عزیز سفر کرده به دیار باقی بیفزاید که در پی هر توطئه ناکام جبهه استکبار علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران می‌فرمودند،‌ «دشمنان ملت ما و مردم ما را نشناخته‌اند!» این جمله و کلام پرمعنا، در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی هم در سه دهه‌ اخیر،‌ بارها و بارها از نظر مفهومی و معنایی تکرار شده است. آری، ملت ایران و نظام دینی مستقر در کشورمان با محوریت ولایت فقیه، ‌یک استثنا در نظام بین‌الملل است. البته مشکل اصلی جبهه استکبار با محوریت شیطان بزرگ هم با ملت ایران و جمهوری اسلامی،‌ در همین استثنا بودن است. آنها نمی‌خواهند در نظام بین‌الملل، یک ملت و حکومتی، متفاوت از دیگران در برابرشان باشد. چندی پیش آقای پمپئو، وزیر خارجه آمریکا طی مصاحبه‌ای گفت: «ما از رهبر ایران چیز خیلی زیادی نمی‌خواهیم؛ از او می‌خواهیم مانند دیگران فقط یک رهبر عادی باشد!»
آری، آمریکایی‌ها می‌خواهند ملت و رهبر ایران،‌ مانند دیگر ملت‌ها و رهبران جهان در برابرشان سر تعظیم فرود آورده، به مقاومت و ایستادگی چهل ساله پایان داده و به بردگی نوین شیطان بزرگ تن بدهند.
به طور قطع، رهبران ایالات متحده و از جمله آقایان ترامپ و پمپئو، همانند دیگر رؤسای‌جمهور ایالات متحده و وزرای خارجه‌شان،‌ با این آرزو به گور رفته و به تاریخ می‌پیوندند. آرزوی امروز رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر خارجه‌اش، آرزوی همه رؤسای‌جمهور ایالات متحده در چهل سال گذشته بوده است. آنان رفتند و جمهوری اسلامی همراه با کشور و ملتی مستقل،‌ با عزت و اقتدار باقی ماند. این ملت استثنا بودنش را‌ با حفظ اسلام ناب، روحیه انقلابی،‌ حرکت جهادی، ‌ولایتمداری، استکبارستیزی و دفاع از مستضعفان در جهان حفظ خواهد کرد. این ملت پرچمدار رهایی مستضعفان از چنگال مستکبرانی چون آمریکا باقی خواهد ماند. این ملت و نظام ولایی‌اش،‌ مدال پرافتخار پرچمداری دفاع از آرمان رهایی سرزمین‌های اشغالی فلسطین و آزادی قدس شریف را روزی بر سینه نصب خواهد کرد. مروری بر چهل سال گذشته، بر این نگاه نسبت به نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران صحه می‌گذارد. در این مرور مواردی برجستگی دارد، از قبیل؛
۱ـ اصل انقلاب اسلامی و پیروزی‌اش در ایران، یک استثنا در تاریخ بشر و تاریخ همه انقلاب‌های معاصر است. بر همین اساس، حضرت امام(ره) از انقلاب اسلامی، ‌با عنوان «معجزه قرن» و «انفجار نور» یاد کردند.
۲ـ ملت ایران و نظام اسلامی استثنا‌بودنش را در دهه ۶۰ و هشت سال دفاع مقدس به نمایش گذاشت. صدام حسین و همه حامیان غربی و شرقی‌اش‌ تصور می‌کردند ایران در حمله مبتنی بر راهبرد جنگ برق‌آسا حداکثر طی دو ماه فرو می‌ریزد!
۳ـ پس از یازده سپتامبر و لشکرکشی توأم با هیاهوی آمریکا به منطقه و اشغال کشورهایی، چون افغانستان، سوریه و آمریکایی‌ها در رؤیای اشغال ایران به سر می‌بردند. نگارنده در همان زمان‌ با صراحت نوشت؛ «ایران،‌ عراق و افغانستان نیست.»
۴ـ با راه انداختن جنگ‌های نیابتی و تجهیز گروه‌های تروریستی چون داعش، بانیان این حرکت خبیثانه و شیطانی در جهان اسلام با محوریت آمریکا، ‌انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را در برابر آن خلافت ادعایی فروریخته فرض کردند؛ اما اکنون بساط خلافت برچیده شده و جمهوری اسلامی ایران قدرت اول منطقه است.
۵ـ در موضوع هسته‌ای،‌ با مقاومت ملت ایران و هوشمندی نظام اسلامی و رهبری حکیم آن، ‌ایران نشان داد با لیبی، عراق و سوریه متفاوت است و با وجود همه تهدیدات،‌ وارد باشگاه هسته‌ای شد.
۶ـ در ماجرای تجاوز تفنگداران دریایی انگلیس به آب‌های ایران، جمهوری اسلامی صلابت و قاطعیت خود را به نمایش گذاشت.
۷ـ در داستان تجاوز تفنگداران دریایی آمریکا به آب‌های ساحلی جزیره فارسی در خلیج‌فارس، جهانیان شاهد صلابت و شجاعت پرچمداران عزت و اقتدار ملت ایران در نیروی دریایی سپاه بودند.
۸ـ در ماجرای حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه تی‌فور و شهادت چندنفر از پاسداران، رژیم صهیونیستی معنای این سخن فرماندهی معظم کل قوا را فهم کرد که فرموده بودند:‌ «دوران بزن در رو تمام شده است.»
آری، همه این موارد از آن حکایت می‌کند که ملت ایران با پیروی از مقام عظمای ولایت، ‌برخورداری از نصرت الهی و امدادهای غیبی بوده، از هیچ قدرتی نمی‌هراسد و در مقابل آمریکا هرگز عقب‌نشینی نخواهد کرد. به زودی رئیس‌جمهور آمریکا خواهد فهمید که ملت ایران،‌ چگونه تحریم‌ها و تشدید آن از سوی ایالات متحده را ‌به فرصتی بی‌بدیل برای شکوفایی اقتصادی تبدیل می‌کند. دونالد ترامپ به طور قطع به آرزوی مذاکره مجدد با ایران نخواهد رسید و ملت ایران با برجام به این تجربه ذی‌قیمت دست یافت که آمریکایی‌ها به هیچ وجه قابل اعتماد نبوده و دیگر نباید با آنان مذاکره کرد.
آری ایران، ‌نه افغانستان، نه عراق و نه کره شمالی است، بلکه ایران،‌ ایران است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
851fe

شماره ۸۵۱ منتشر شد

851fe

تغییر موازنه تهدید

علی حیدری/ یکی از مهم‌ترین نیازهای فطری انسان «امنیت» است؛ موضوعی که همواره نیاز مشترک انسان‌ها بوده و به پیدایش سکونتگاه‌ها در قالب شهرها و روستاهای امروزی منجر شده است و ساده‌ترین تعریف آن دور بودن از خطراتی است که منافع مادی و ارزش‌های معنوی را تهدید می‌کند و «تهدید» وضعیتی است که امنیت بشری را به خطر می‌اندازد. به عبارت دیگر، تهدید شرایطی را شامل می‌شود که در آن، خطر یا آسیب جدی، ارزش‌های اساسی و حیاتی یک بازیگر سیاسی را مورد هدف قرار می‌دهد.
در میان انواع مختلف تهدید، تهدید نظامی از آشکارترین انواع تهدیدات است که به آن «تهدید سخت» نیز می‌گویند. این نوع تهدید در تاریخ تحولات جامعه بشری پیشینه‌ای طولانی دارد. شاخصه اصلی این دسته از تهدیدات به کارگیری زور است که از آن با عنوان «جنگ» یاد می‌شود. بر این اساس، تهدید نظامی به استفاده از زور برای دستیابی به اهداف در عرصه سیاست عملی دلالت دارد و در گفتمان سنتی از امنیت، کاربردی و تأثیرگذار است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی که به کوتاه شدن دست قدرت‌های استکباری از کشور انجامید و نظامی بر پایه دین و با محوریت مردم شکل گرفت، نظام برآمده از مردم‌سالاری دینی که مخالف حضور و دخالت بیگانگان در سرنوشت کشور بود و از دست یازیدن قدرت‌های استعماری به منافع ملت و کشور جلوگیری‌کرد، همواره مورد طمع و به تبع آن تهدید و تعرض قدرت‌های فرامنطقه‌ای قرار داشت. از تهدیدات امنیتی سال‌های آغازین پیروزی انقلاب تا تجاوز نظامی به سرکردگی رژیم بعث عراق به میهن اسلامی و تهدیدات نرم در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی همه و همه قطعه‌هایی هستند که جورچین توطئه‌های دشمنان انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران را در طی ۴۰ سال گذشته کامل می‌کنند.
نگاهی به چهار دهه پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی و نظام اسلامی این واقعیت را نشان می‌دهد که در هر مقطعی که دشمن از رسیدن به اهداف خود ناامید شد، یا برای جلوگیری از حضور مردم در عرصه‌های پشتیبانی از نظام اقدام به تهدید علیه ملت بزرگ ایران کرده است؛ تهدیدهایی که فصل مشترک آنها حمله نظامی است، این تهدیدها به طور اعجاب‌انگیزی سبب اتحاد و یکپارچگی مردم و حمایت همه‌جانبه آنان از نظام جمهوری اسلامی شد؛ چرا که مردم با بصیرت و آگاهی به تجربه دریافته بودند که تنها راه پیروزی بر دشمن و بی‌اثر کردن تهدیداتش وحدت کلمه و پیروی از آرمان‌های امام راحل(ره) و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است.
در چنین شرایطی تجربه گرانسنگ دفاع مقدس زمینه بروز استعدادهای شگفت‌انگیزی در عرصه‌های نظامی و دفاعی شد که در توسعه صنایع مختلف نظامی دستاوردهای ارزشمندی را نصیب فرزندان ایران اسلامی کرد. یکی از این عرصه‌ها، عرصه موشکی جمهوری اسلامی ایران است که به یکی از عوامل بازدارنده در برابر تهدیدات دشمنان بدل شده است. اما در اوایل سال ۹۴ بود که رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از فرهنگیان خطاب به دشمنانی که ملت ایران را تهدید می‌کردند، به صراحت گفتند: «دوران بزن‌ و در رو تمام شده؛ این‌جور نیست که شما بگویید می‌زنیم و در می‌رویم؛ نخیر، پاهای‌تان گیر خواهد افتاد و ما دنبال می‌کنیم.» این سخنان حکایت از یک تغییر موازنه داشت که جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه کشوری برخوردار از فناوری‌های پیشرفته نظامی با نیروهای مسلح متخصص، زبده و با ایمان قرار می‌داد و دشمنان به درستی مفهوم این پیام فرمانده را دریافت کرده و بی‌شک آن را در ترتیبات و معادلات نظامی خود لحاظ کردند؛ چرا که نوع مواجهه آمریکا و هم‌پیمانان اروپایی‌اش در برابر قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان طی سال‌های اخیر نشان‌دهنده این واقعیت است.
پس از اعلام خروج آمریکا از برجام برخی مقامات تازه‌کار آمریکایی به تهدید ضمنی جمهوری اسلامی پرداختند و برخی هم در داخل تلاش کردند با القای نگرانی از شرایط، تنها راهکار را کوتاه آمدن از مواضع در مسائلی همچون منطقه، محور مقاومت و… معرفی کنند که رهبر حکیم انقلاب در مراسم بزرگداشت بیست‌و‌نهمین سالروز رحلت امام خمینی(ره) فرمودند: «امروز جوانان ما توانسته‌اند به قدرت موشکی اوّل منطقه تبدیل بشوند. دشمن می‌داند که اگر یکی بزند، ده تا می‌خورَد. پس موشک، مایه‌ امنیّت و نقطه‌ قوّت است.» و با این موضع مقتدرانه، پیام روشنی به کسانی دادند که فکر می‌کردند جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران مرعوب تهدیدهای آنان
خواهند شد.
نمونه عینی این واقعیت محقق شد؛ چرا که پس از حمله جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به پایگاه تی‌فور و به شهادت رساندن چند نفر از نیروهای مستشاری سپاه، توانمندی ایران در موشک‌باران منطقه جولان به رخ صهیونیست‌ها کشیده شد و آنان را مستأصل کرد و قدرت هرگونه تحرک را از آنان گرفت؛ همان جایی که دشمن یکی زد و ده تا خورد…

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
850fe

شماره ۸۵۰ منتشر شد

850fe

امام علی(ع) الگوی امام روح‌الله

علی حیدری/چهاردهم خرداد هر سال یادآور یکی از تلخ‌ترین رویدادهای تاریخ انقلاب اسلامی است. ۲۹ سال پیش در چنین روزی وقتی خبر عروج ملکوتی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی منتشر شد، ایران اسلامی غرق در ماتم و عزا شد و انقلاب کبیر اسلامی معمار و بنیانگذارش را از دست داد؛ معماری که بیش از نیم قرن پیش در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ با ایمان و اراده‌ای پولادین که از اتکال به ذات اقدس الهی نشئت می‌گرفت، رهبری حرکت عظیم مردم مسلمان ایران را در اوج خفقان طاغوت بر عهده گرفت و با سینه سپر کردن در برابر رژیم ستمشاهی که با پشتوانه آمریکا و غرب حقوق ملت را چپاول می‌کرد، سبب شد جوانه‌های امید و باور در دل‌های مردان و زنان این سرزمین شکوفا شده و روح مبارزه در کالبد فرزندان ایران زمین دمیده شود. شکوفه‌هایی که در گذر زمان به سروهای استوار تبدیل شدند و توانستند با مدد گرفتن از خداوند، با وحدت و همدلی نهضت اسلامی مردم ایران را علی‌رغم محاسبات و پیش‌بینی‌ها، در مدت زمان کوتاهی به پیروزی برسانند.

در گذر زمان، چهاردهم و پانزدهم خرداد امسال مصادف و مقارن شده است با ایام ضربت خوردن و شهادت امیر مؤمنان علی(ع)، بزرگمرد تاریخ بشریت، شخصیت بی‌بدیلی که به اعتراف دوست و دشمن در طول حیات با برکت خود شاخصه‌های تعالی‌بخشی را در وجود خویش تجسم عینی بخشید. همو که به گفته پیامبر اعظم(ص) بهترین فرد تاریخ انسانیت و با تقواترین آنهاست که کتاب‌ها و مقالات فراوانی در وصف شجاعت، عدالت، کرامت، عبادت، فصاحت و بلاغتش نگاشته شده‌ که شاید همه آنها قطره‌ای از اقیانوس بیکران عظمت و شوکت آن امام همام باشد. کسی که اسلام و مسلمانان از ۱۴۰۰ سال پیش تا همیشه تاریخ وامدار جهاد و شهادت و اهل بیت او که همانا اهل بیت پیامبر خوبی‌هاست، هستند.
امام خمینی(ره) در روزگاری که همه تلاش دشمنان بشریت در مسیر مبارزه برای نابودی اسلام قرار گرفته بود، با خروش بیداری‌بخش خود، منادی حکومت اسلامی شد و ضمن تبیین دقیق و عمیق اسلام ناب، پایه‌های یک حکومت اسلامی مردم‌سالار را پایه‌ریزی کرد. رهبر کبیر انقلاب در این مسیر با آگاهی و باور الهی دسیسه‌های دشمنان و تبلیغات مسموم آنان برای جدایی دین از سیاست را خنثی کرد و این باور غلط را از افکار عمومی جامعه زدود.
نگاه حضرت امام(ره) به حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) در صدر اسلام، به مثابه یک الگوی تمام‌عیار بود. اگرچه حکومت امام علی(ع) در آن دوران با دشمنی‌ها و مخالفت‌های سنگین مواجه شد و دوام نیافت، اما امام(ره) شاکله اصلی حکومت دینی را از مشی حکومتداری امیرالمؤمنین(ع) کسب کردند و در حد امکان، به بهترین وجه آن را عملی ساختند که مهم‌ترین حاصل آن تأسیس نظام جمهوری اسلامی در کشورمان و الهام‌بخشی به دیگر ملت‌های مسلمان است.
دقت در سیره عملی امام راحل(ره) نشان‌دهنده این واقعیت است که بسیاری از ویژگی‌های ایشان ملهم از سیره امام علی(ع) است که پس از فقدان ایشان و در حدود سه دهه زعامت امام خامنه‌ای در مقاطع مختلف در وجود خلف صالح امام هم به وضوح نمایان شده است؛ ویژگی‌هایی که اگر مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در سطوح مختلف از آن الگو بگیرند، بی‌شک گامی بزرگ در تحقق دولت اسلامی که از آرمان‌های امام(ره) و سومین مرحله از مراحل پنج‌گانه تکامل انقلاب اسلامی در دیدگاه رهبر معظم انقلاب است، برداشته خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
849fe

شماره ۸۴۹ منتشر شد

849fe

آیا اروپا تضمین می دهد؟

 

دکتر یدالله جوانی / «نباید کسب‌وکار کشور را معطل برجام نگه داشت.» این جمله و کلام کوتاه، از مهم‌ترین راهبردهایی است که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، در هفتمین روز ماه مبارک رمضان در دیدار با مسئولان نظام خطاب به آنها بیان فرمودند. در این کلام دو نکته مهم وجود دارد: اول اینکه، گره زدن حل مشکلات کشور در سال‌های اخیر به برجام، یک خطای راهبردی و مشکل‌ساز بوده است؛ دوم اینکه، ظرفیت‌های کشور و واقعیت‌های منطقه و جهان، به گونه‌ای است که می‌توان بدون توجه به برجام و بود و نبود آن، تمامی مشکلات کشور را به ویژه در حوزه اقتصادی، کسب‌وکار و معیشت مردم حل کرد. با چنین نگاه دقیق، منطقی و واقع‌بینانه، مسئولان نظام باید آینده برجام را رقم بزنند. آمریکا برخلاف تعهداتش از برجام خارج شده و از این معاهده بین‌المللی یک جسم و روح بی‌رمق باقی مانده است. اروپایی‌ها مدعی‌اند؛ با کمک روسیه و چین می‌توان برجام را حفظ و احیا کرد و به آن جان تازه‌ای بخشید. آیا برجام بدون آمریکا را می‌توان حفظ کرد؟ همه کارشناسان می‌گویند، اگر شدنی هم باشد کاری بسیار دشوار است. اما این دشواری بر روی دوش چه کسانی سنگینی می‌کند؟ به یقین بر روی دوش اروپایی‌های متحد آمریکا؛ زیرا ایران از ابتدا تاکنون به تمامی تعهداتش طبق برجام عمل کرده است. دشواری کار اروپایی‌ها در دادن تضمین به جمهوری اسلامی، برای منتفع شدن ملت ایران از برجام است. منافع اقتصادی مورد مطالبه جمهوری اسلامی برای کشور و ملت، در واقع مابه‌ازای تعهدات ایران در برجام است که به طور کامل به آن عمل کرده و همچنان به آن پایبند است. این تعهدات تماماً در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای از قبیل توقف غنی‌سازی ۲۰ درصد، کاهش تعداد دستگاه‌های سانتریفیوژ، نیمه‌فعال نگه داشتن تأسیسات هسته‌ای فردو، رعایت سقف حداکثری نگه داشتن اورانیوم غنی شده ۵/۳ درصد تا ۳۰۰ کیلو، همین نوع محدودیت نگهداری در آب سنگین، تغییر در ماهیت تأسیسات آب سنگین اراک، پذیرش محدودیت‌ها در تحقیق و توسعه و همچنین اجرای داوطلبانه پروتکل‌ الحاقی است. جمهوری اسلامی ایران طبق برجام این تعهدات را با این هدف پذیرفت و عمل کرد که تمامی تحریم‌های هسته‌ای برداشته شود و هیچ نوع تحریم جدیدی وضع نشود. آمریکایی‌ها که عامل اصلی وضع تحریم‌ها علیه ملت ایران بودند، از همان ابتدای اجرایی شدن برجام به تعهدات خود عمل نکردند و اکنون با خارج شدن از برجام با صراحت از برگرداندن تمامی تحریم‌های هسته‌ای گذشته و وضع شدیدترین تحریم‌ها در آینده سخن می‌گویند!
حال اروپایی‌ها می‌گویند ما می‌خواهیم برجام را بدون آمریکا حفظ کنیم و دولت آقای روحانی هم، برای حفظ برجام با اروپایی‌ها تلاش می‌کند. در چنین فضا و چنین شرایطی رهبر حکیم، دوراندیش و فرزانه انقلاب اسلامی، در راستای تأمین حقوق و منافع ملت ایران، بر روی راهبرد «گرفتن تضمین از اروپایی‌ها» تأکید دارند. تأکید معظم‌له بر اخذ تضمین، مبتنی بر واقعیاتی است که نباید آن را نادیده انگاشت، واقعیاتی چون؛
۱ـ اروپا متحد راهبردی آمریکا در مسائل مهم جهانی است. ۲ـ اروپایی‌ها هم از زمان اجرایی شدن برجام تاکنون به تعهدات خود به درستی عمل نکرده‌اند. ۳ـ اروپا هم مانند آمریکا، منتفع شدن ملت ایران از برجام را به پذیرش برجام‌های دیگری چون برجام موشکی و منطقه‌ای از سوی جمهوری اسلامی مشروط می‌کند. ۴ـ اروپایی‌ها هم در سابقه خود به ویژه در موضوع هسته‌ای، بدعهدی‌هایی از جنس بدعهدی آمریکا دارند.
بدعهدی اروپایی‌ها را رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسئولان نظام در هفتم ماه رمضان این‌چنین توضیح دادند: «سه کشور اروپایی در ۱۳، ۱۴ سال قبل، یک بدعهدی و بی‌صداقتی بزرگی با ما کرده‌اند بر سر همین قضیه هسته‌ای؛ سال‌های ۸۳ و ۸۴ یک بی‌صداقتی بزرگی با ما کردند؛ یک چیزی را قول دادند، عمل نکردند، برخلافش عمل کردند. بایستی ثابت کنند که آن حالت را دیگر ندارند؛ این به عهده آنها است.»
نکته اصلی این است که اروپایی‌ها، چگونه باید ثابت کنند و چه چیزی را باید ثابت کنند؟ رهبر معظم انقلاب راه این کار را، در تضمین دادن اروپا به ایران می‌دانند. معظم‌له در دیدار به مسئولان نظام، مصادیق تضمین‌های اروپا را به این شرح بیان فرمودند:
۱ـ «آمریکا قطعنامه ۲۲۳۱ را نقض کرده است؛ آنهایی که عضو شورای امنیتند بایستی در مقابل این حرکت آمریکا، قطعنامه‌ای علیه او به شورای امنیت ببرند؛ یک قطعنامه علیه آمریکا به عنوان اینکه این [کشور] ناقض قطعنامه ۲۲۳۱ است. یکی از کارهایی که باید بکنند این است.»
۲ـ «اروپا باید متعهد شود که بحث موشک و حضور جمهوری اسلامی در منطقه را مطرح نکند.»
۳ـ «باید با هرگونه تحریمی علیه جمهوری اسلامی مقابله بکنند.»
۴ـ اروپا باید فروش نفت ایران را تضمین کند.»
۵ـ «بانک‌های اروپایی باید دریافت و پرداخت و انتقال وجوه مربوط به تجارت دولتی و تجارت خصوصی با جمهوری اسلامی را تضمین کنند.»
رهبر معظم انقلاب با بیان مصادیق روشن تضمین‌ها که تأمین‌کننده منافع ملت ایران در ازای عمل جمهوری اسلامی به تعهدات برجامی است، حکمت این تضمین گرفتن را این‌گونه بیان داشتند: «ما با این سه کشور دعوا نداریم، [اما] اعتماد نداریم. مسئله ما مسئله دعوا کردن و اختلاف ایجاد کردن نیست؛ مسئله ما اعتماد نداشتن است؛ ما به این کشورها اعتماد نداریم و این هم متکی به یک سابقه‌ای است.»
سؤال این است که آیا اروپایی‌ها تضمین می‌دهند؟ بسیار بعید است. این نکته‌ای است که خود اروپایی‌ها هم می‌گویند. در چنین شرایطی منافع ملت ایران، در دو وضعیت زیر تأمین می‌شود:
۱ـ اروپایی‌ها برای حفظ برجام تضمین بدهند و در عمل به آن پایبند باشند.
۲ـ اگر اروپایی‌ها تضمین ندادند و حقوق و عزت ملت ایران تأمین نشد، جمهوری اسلامی ایران به شرایط پیش از برجام برگشته، به سرعت غنی‌سازی ۲۰ درصد را شروع کند.
اروپایی‌ها باید این اراده بازگشت به شرایط پیش از برجام را در مسئولان نظام ببینند.
چه بسا اگر آمریکایی‌ها مطمئن بودند با خروج آنها از برجام، ایران هم به شرایط پیش از برجام برمی‌گشت، در خروج‌شان از برجام تأمل بیشتری می‌کردند.
بر همین اساس رهبر معظم انقلاب این اراده را برای اروپایی‌ها آشکار کردند و فرمودند: «اگر اروپایی‌ها در پاسخگویی به این مطالبات تعلل کردند، حق ما برای آغاز کردن فعالیت‌های تعطیل شده هسته‌ای محفوظ است و مسئولین سازمان هسته‌ای ما بایستی آماده باشند. من البته نمی‌گویم الآن بروید ۲۰ درصد را شروع کنید به غنی‌سازی کردن، اما می‌گویم آماده باشید.»
اروپایی‌ها این اراده را در سال ۱۳۸۴ در فک پلمب‌ها از تأسیسات هسته‌ای تجربه کرده‌اند. به یقین اگر تعلل کنند و منافع برجامی ملت ایران را تأمین نکنند، یک‌بار دیگر اراده ملت ایران را تجربه خواهند کرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
848fe

شماره ۸۴۸ منتشر شد

848fe

برجام و چرایی ورود و خروج آمریکا

دکتر یدالله جوانی/ برجام یا «برنامه جامع اقدام مشترک» به عنوان یک توافق بین‌المللی بین ایران و کشورهای گروه ۱+۵،‌ موضوعی است که در چند سال اخیر، ‌علاوه بر تأثیرگذاری بر مسائل مختلف، به شدت ذهن ایرانی‌ها را به خود مشغول کرده است. با خروج آمریکا از برجام، بار دیگر این موضوع در اولویت تحلیلی رسانه‌ها و موضع‌گیری مسئولان کشور،‌ جریان‌های سیاسی و اصحاب رسانه واقع شد. چرایی خروج آمریکا از برجام و اهداف مورد نظر دولت ایالات متحده از این اقدام، پرسشی است که از منظرهای مختلف و عمدتاً با نگاه سیاسی و با رویکردهای جناحی در رسانه‌های داخلی به آن پاسخ داده شده است. برای پاسخ دقیق به چرایی خروج آمریکا از برجام، باید چرایی ورود آمریکا به برجام را مورد توجه قرار داد. به عبارت دیگر، بدون توجه به دلایل، انگیزه‌ها و اهداف راهبردی آمریکا از ورود به عرصه مذاکره با ایران و در نهایت شکل‌گیری برجام، ‌نمی‌توان دلایل و چرایی خروج را تحلیل کرد. ورود آمریکایی‌ها به مذاکره با ایران به دلیل تغییر راهبرد آنها در مواجهه با ایران پس از شکست راهبردهای براندازی و مهار جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه است. آمریکایی‌ها پس از سه دهه تلاش برای براندازی در گام اول و مهار قدرت جمهوری اسلامی در گام دوم، بر راهبرد تغییر رفتار ایران از طریق سیاست «فشارـ مذاکره» متمرکز شدند. به عبارت دیگر، تصور آمریکایی‌ها این بود که با تبدیل سیاست و رویکرد تقابلی با ایران به یک رویکرد تعاملی با آغاز مذاکراه هسته‌ای، می‌توانند در نهایت جمهوری اسلامی ایران را وادار به تغییر رفتار در مسیر دلخواه خود کنند. در این رویکرد، ‌وارد کردن فشارها و تحریم‌های اقتصادی، عامل اصلی وادار کردن ایران به پذیرش مذاکره برای کاهش فشارها از طریق امتیازدهی و تغییر رفتار ارزیابی می‌شد.
فشارهای اقتصادی آمریکا در نهایت، موجب شد تا در داخل کشور عده‌ای با کدخداپنداری آمریکا در جهان،‌ حل مشکلات اقتصادی را به مذاکره با این کشور گره بزنند. مبتنی بر چنین نگاهی مذاکرات مستقیم با آمریکا شکل گرفت و برجام هسته‌ای حاصل این مذاکرات شد.
در حالی که تصور عده‌‌ای این بود که با برجام هسته‌ای تحریم‌ها از سوی آمریکا برداشته می‌شود، باراک اوباما با صراحت اعلام کرد، ایران در صورتی می‌تواند از منافع اقتصادی برجام برخوردار شود که به «روح برجام» عمل کند. از نظر دولت اوباما، روح برجام تغییر رفتار ایران در حوزه‌های مختلف منطقه‌ای، نظامی و موشکی، ‌تروریسم و حقوق بشر تفسیر شد. در واقع آمریکایی‌ها با برجام هسته‌ای و محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران، ‌به دنبال شکل‌دهی به برجام‌های دیگری بودند که همگی، با منافع ملی، استقلال و عزت ملی ایرانی‌ها در تعارض بود. اینجا بود که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی با هدف حفظ منافع ملی و عزت ایرانی‌ها، ‌باب هرگونه مذاکره در دیگر موضوعات را با آمریکایی‌ها مسدود کردند. در چنین شرایطی آمریکایی‌ها، از یک سو خود را موفق به محدودسازی برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌دیدند، لکن از سوی دیگر راهبرد تغییر رفتار ایران را در تمامی حوزه‌های مورد نظر ناکارآمد ارزیابی کردند. البته آمریکایی‌ها از این نظر در دستیابی به اهداف کامل از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی مطمئن بودند که‌ در داخل ایران کسانی برای مذاکره در موضوعات مختلف با آمریکا اعلام آمادگی می‌کردند. به هر حال ناکام شدن آمریکایی‌ها از پیشبرد راهبرد تغییر رفتار ایران از طریق سلسله مذاکرات و برجام‌های زنجیره‌ای، آنان را به خروج از برجام برای افزایش فشارها با هدف براندازی جمهوری اسلامی سوق داد. البته آمریکا موقعی تصمیم به خروج نهایی گرفت که ‌مطمئن شد ایران در برجام خواهد ماند و محدودیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی پا برجا خواهد بود.اگر آمریکا خروج خود را مرگ قطعی برجام ارزیابی می‌کرد، شاید خروجش به این شکل انجام نمی‌گرفت.
اکنون به نظر می‌رسد بین آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها یک تقسیم‌کار صورت گرفته، آمریکا با ‌خروج از برجام به دنبال تشدید تحریم‌ها و اروپا با ماندن در برجام، به دنبال نگه داشتن ایران در برجام و وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به تغییر رفتار تحت فشارهای سنگین آمریکا است. به عبارت دیگر، آمریکا با ورود به برجام، برنامه هسته‌ای کشورمان را محدود و با خروج از برجام بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، خود را در شرایط پیش از برجام قرار داد تا بتواند هرگونه فشار اقتصادی را به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کند. بدیهی است که در چنین شرایطی، منافع جمهوری اسلامی و ملت ایران تنها در دو حالت زیر تأمین خواهد شد:
۱ـ اروپای باقی‌مانده در برجام، تمام‌قد جلوی تمامی تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران ایستاده، ‌تأمین منافع اقتصادی ایران در چارچوب برجام را تضمین کند.
۲ـ در صورت ناتوانی اروپا در دادن چنین تضمینی، ایران هم به شرایط پیش از برجام از حیث فعالیت‌های هسته‌ای بازگردد؛ زیرا منطقی و معقول نیست که ایران از یک سو، در برجام باشد و تن به محدودیت‌های هسته‌ای بدهد و از سوی دیگر آمریکایی‌ها با خروج از برجام فشارهای اقتصادی بدتر از دوران پیش از برجام را علیه ملت ایران اعمال کنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
847بث

شماره ۸۴۷ منتشر شد

847بث

اروپا هم قابل اعتماد نیست!

دکتر یدالله جوانی/ دولت آمریکا در حالی که از زمان اجرایی شدن برجام تاکنون، به هیچ یک از تعهداتش طبق این معاهده بین‌المللی عمل نکرده بود، به بهانه‌هایی از آن خارج شد. در واقع بهانه‌های ترامپ، همان زیاده‌خواهی‌هایی است که آمریکایی‌ها تصور می‌کردند از طریق برجام به آن دست خواهند یافت. نباید فراموش کرد که اوباما نیزمی‌گفت، ایران زمانی از منافع برجام برخوردار خواهد شد که به روح برجام عمل کند! بنابراین هیچ تفاوتی بین ترامپ و اوباما از این نظر وجود ندارد. تفاوت‌ها در شیوه‌ها و روش‌های دستیابی به اهداف سلطه‌جویانه و زیاده‌خواهانه است. تغییر در سیاست‌ها و رفتارهای جمهوری اسلامی در موضوعات دفاعی و نظامی به ویژه حوزه موشکی، مسائل منطقه، حمایت از ملت‌های مظلوم و جریان مقاومت و حقوق بشر، از جمله مصادیق پایبندی ایران به روح برجام از نظر اوباما بود! آقای ترامپ علاوه بر این موارد، اصلاح برجام با هدف دائمی کردن محدودیت‌ها در عرصه فعالیت‌های هسته‌ای را هم خواستار شد. در یک کلام کوتاه، تصور آمریکایی‌ها این بود که با برجام هسته‌ای، ایران به ناچار برجام‌های موشکی، منطقه‌ای ،حقوق بشری و… را پذیرفته و از مسیر انقلاب (که روح آن استقلال و آزادی ملت ایران است) خارج شده، در مسیر مورد نظر غرب حرکت خواهد کرد.
اما با هوشیاری ملت بصیر ایران تحت هدایت‌های راهبردی رهبر معظم انقلاب، نه تنها این فاجعه تاریخی رخ نداد و عزت و استقلال ملت ایران با حرکت در مسیر انقلاب حفظ شد؛ بلکه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر، به موفقیت‌ها و پیروزی‌های بزرگ و راهبردی در منطقه دست یافته است.
ناکامی آمریکا موجب شد تا این کشور، در حالی که عملاً از حیث عمل به تعهداتش وارد برجام نشده بود، با دستور ترامپ از آن خارج شود. ترامپ در سخنان وقیحانه‌ای که طی آن اعلام خروج از برجام کرد، اظهار داشت: «من اعلام می‌کنم که ایالات متحده آمریکا از برجام خارج می‌شود و طی چند روز آینده با صدور یک فرمان اجرایی، شدیدترین تحریم‌های هسته‌ای و اقتصادی را علیه ایران باز‌می‌گردانیم. هر کشوری که به ایران کمک کند نیز می‌تواند تحت تحریم‌های ایران قرار گیرد.»
از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ و تصریح این دولت مبنی بر اینکه از توافق هسته‌ای با ایران خارج خواهد شد؛ نگاهی در ایران شکل گرفت که می‌توان برجام را با اروپایی‌ها حفظ کرد!
مبتنی بر همین نگاه، آقای روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در اولین واکنش به سخنان ترامپ و خروج آمریکا از برجام اعلام داشت: «از این لحظه توافق برجام بین ایران و پنج کشور است. از این لحظه ۵+۱، یک را از دست داده است و در این شرایط ما باید منتظر باشیم که این کشورهای بزرگ جهانی نسبت به این توافق چگونه عمل خواهند کرد. به وزارت امور خارجه دستور دادم که ظرف چند هفته آینده با مذاکره با کشورهای اروپایی و دو کشور بزرگ دیگر، یعنی روسیه و چین رایزنی‌ها و هماهنگی‌ و مذاکرات لازم را انجام دهند. اگر در پایان این مهلت و زمان کوتاه به این نتیجه رسیدیم که با همکاری پنج کشور می‌توانیم همه آنچه در برجام خواست ملت ایران بوده به دست آوریم، علی‌رغم میل آمریکا و رژیم صهیونیستی و تلاش‌های آنها و حرف‌های بی‌نزاکت امشب ترامپ، برجام پایدار خواهد ماند و ما می‌توانیم به نفع صلح و امنیت منطقه و جهان قدم‌های‌مان را برداریم.»
اکنون تمام سخن این است که، آیا اروپایی‌ها مستقل از آمریکا، به تعهدات برجامی خود عمل کرده و تأمین‌کننده منافع ملی ما خواهند بود؟ به دو دلیل پاسخ روشن و منفی است:

۱ـ از زمان اجرایی شدن برجام تاکنون، اروپایی‌ها هم مانند آمریکایی‌ها، خواستار تغییر سیاست‌ها و رفتارهای ایران در حوزه‌های گوناگون بودند. به عبارت دیگر، تن دادن ایران به برجام‌های ۲، ۳، ۴ و…، خواست مشترک اروپا و آمریکا طی سال اخیر از جمهوری اسلامی بوده است. اکنون با خروج آمریکا از برجام، سران سه کشور اروپایی ضمن تأکید بر باقی ماندن در برجام، بر همان نگاه‌های زیاده‌خواهانه پیشین خود و آمریکا تأکید دارند. در واقع سیاست اعلامی اروپایی‌ها ماندن در برجام و سیاست عملی آنان، تبعیت از آمریکا برای فشار بر ایران خواهد بود.
این نکته مهم از بیانیه سران انگلیس، فرانسه و آلمان که پس از خروج آمریکا از برجام صادر شد، به درستی قابل برداشت است. در این بیانیه، بر چند نکته تصریح و تأکید شده است:
الف‌ـ ما کشورهای ۳E به برجام پایبند خواهیم بود.
ب‌ـ ایران باید به تعهداتش در چارچوب برجام پایبند باشد.
ج‌ـ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید بتواند بدون هیچ‌گونه منع یا محدودیتی به کار نظارت و راستی‌آزمایی طولانی‌مدت خود ادامه دهد.
دـ در حالی که برجام باید حفظ شود، ما همچنان موافق هستیم که سایر مسائل باید پاسخ داده شود. درباره برخی از مقررات برجام که پس از سال ۲۰۱۵ منقضی می‌شود، لازم است یک چارچوب طولانی‌مدت تعریف شود.
ه‌ـ تعهد ما به حفظ امنیت متعهدان و شرکای ما در منطقه بدون قید و شرط است و ما باید به گونه‌ای معنادار به نگرانی‌های مشترک درباره برنامه موشک بالستیک، فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده در منطقه به ویژه در سوریه، عراق و یمن پاسخ دهیم.
تأمل در بندهای مذکور از بیانیه سران سه کشور اروپایی، نشان می‌دهد که اروپا بر همان خواسته‌های آمریکا از ایران تأکید دارد. خانم مرکل در تماس تلفنی با دکتر روحانی، بر روی برخی از این خواسته‌های آمریکایی مانند مذاکرات موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تأکید کرد. به یقین اروپایی‌ها در مذاکرات خود با ایران، شرط برخورداری ایران از منافع اقتصادی برجام را، تن دادن جمهوری اسلامی به مذاکرات منتهی به برجام ۲، ۳ و… بدون حضور آمریکا اعلام خواهند کرد. تشدید تحریم‌های آمریکای خارج شده از برجام و به ویژه تحریم‌های ثانویه، ابزار پیش‌برنده این مذاکرات از منظر اروپایی‌ها ارزیابی می‌شود. این سخن به آن معنا است که دقیقاً یک تقسیم کار بین آمریکا و اروپا برای دوره پس از خروج آمریکا از برجام انجام گرفته است و اروپا، سیاستی مستقل از آمریکا در قبال ایران اتخاذ نخواهد کرد.
۲ـ شرط لازم برای تأمین منافع اقتصادی ایران از طریق همکاری اروپا با جمهوری اسلامی ایران در چارچوب برجام، ایستادگی دولت‌های اروپایی در مقابل تحریم‌های ثانویه آمریکا است. آیا اروپا به خاطر ایران، حاضر به ورود به یک جنگ اقتصادی با آمریکا خواهد بود؟ آیا دولت‌های اروپایی حاضرند در برابر جریمه شرکت‌های متبوع خود از سوی آمریکا، دست به اقدام متقابل‌ زده و شرکت‌های آمریکایی را جریمه کنند؟ به یقین چنین اتفاقی هرگز رخ نخواهد داد. اروپایی‌ها تحت هیچ شرایطی ایران را بر آمریکا ترجیح نخواهند داد.
بنابراین دولت جمهوری اسلامی ایران باید در راستای تأمین منافع و عزت ملی واقع‌بین بوده، در دام نقشه مشترک، آمریکایی‌ـ اروپایی نیفتد. این واقعیت را رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها تبیین و گوشزد کردند و بار دیگر پس از خروج آمریکا از برجام، این‌چنین متذکر شدند: «بنده از روز اول بارها و بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! … نتیجه‌اش این است که دارید مشاهده می‌کنید؛ دو سال و نیم گذشته است، ما به همه تعهدات عمل کرده‌ایم، این مردک می‌آید بیرون و می‌گوید که من قبول ندارم و خارج می‌شوم و چنان می‌کنم. حال گفته می‌شود که برجام را می‌خواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من ‌می‌گویم به اینها هم اعتماد نکنید. می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست آورید، تضمین عملی والّا فردا هم اینها همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد… اگر نتوانید چنین تضمین قطعی‌ای بگیرید که بنده هم بسیار بعید می‌دانم که بتوانید تضمین بگیرید، آن وقت دیگر نمی‌شود این‌جوری حرکت کرد و این‌جوری ادامه داد.»
رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی با ترسیم وضعیت کنونی مبتنی بر نگاه واقع‌بینانه و آشکارسازی نیات دولت‌های غربی فرمودند: «امروز مسئولین کشور در معرض یک آزمون بزرگند؛ آیا حفظ عزت و اقتدار این ملت عزیز را خواهند کرد یا نه؟ باید عزت این ملت تأمین بشود. منافع ملت باید تأمین بشود.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
846fe

شماره ۸۴۶ منتشر شد

846fe

«گفت‌وگوی ملی» یا دغدغه جناحی!

علی حیدری/ ۱۹بهمن سال ۱۳۹۵ بود که برای نخستین بار رئیس دولت اصلاحات موضوع «آشتی ملی» را مطرح کرد. بهانه طرح این موضوع، تهدیدهای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بود که تازه روی کار آمده بود و اینکه نیاز به وحدت و انسجام در داخل وجود دارد! همان موقع بحث‌های فراوانی درباره این موضوع در بین سیاسیون و برخی رسانه‌ها در گرفت، تا اینکه در ۲۹ بهمن همان سال رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم تبریز با بی‌معنا دانستن این تعبیر و انتقاد از پر و بال دادن به آن در روزنامه‌ها، گفتند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آنها آشتی هم نمی‌کنند.»
پس از مدتی شخصیت‌های مطرح و رسانه‌های جریان اصلاحات موضوعی را با عنوان «گفت‌وگوی ملی» طرح کرده و شروع به مباحثه درباره آن کردند، تا اینکه در نیمه دوم سال ۱۳۹۶ اقدام به فضاسازی بیشتری در این باره کردند. آغازگر این ایده جریان کارگزاران بود که پس از آن به جریان اصلاحات هم سرایت کرد و به زبان‌های مختلف تلاش شد تا گفت‌وگوی ملی ضرورت اجتناب‌ناپذیر شرایط امروز کشور قلمداد شود.
نفس گفت‌وگو در چارچوب‌ مشخص نظام جمهوری اسلامی مانند قانون اساسی به عنوان میثاق ملی، التزام به ولایت و تبعیت از رهبری و در نظر گرفتن منافع ملی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی به مثابه امری وحدت‌بخش نه تنها نکوهیده نیست؛ بلکه می‌تواند به تحقق اهداف و آرمان‌های نظام و انقلاب اسلامی کمک کند. گفت‌وگوهای اثربخش که هدف آنها هماهنگی و برداشتن گام‌های بزرگ برای حل مشکلات و نارسایی‌ها در عرصه‌های مختلف به ویژه در حوزه اقتصادی به مثابه مهم‌ترین خواسته مردم باشد، اساساً در هر جامعه‌ای مورد استقبال است؛ اما زمانی که جریانات و افراد انگشت‌شماری در راستای مقاصد جزئی سیاسی که دغدغه مردم نیست، به جای هم‌اندیشی و گفت‌وگوی ملی برای برون‌رفت از مشکلات، هدف خود را در اصول اساسی مثل اصلاح قانون اساسی و تجدیدنظر در ارزش‌های قانونی و شرعی اعلام می‌کنند، دیده تردید را به سمت خود می‌چرخانند و این سؤال را به ذهن متبادر می‌کنند که آیا امروز مشکلات و دغدغه‌های مردم از جنس مطالبات آنهاست که به نام مردم در جامعه پمپاژ می‌کنند؟!
متأسفانه تجربیات گذشته در تمکین نکردن برخی جریان‌های سیاسی به قانون و رأی ملت که باعث شد شیرینی مشارکت بالای مردم در انتخابات به کام همه تلخ شود و چهره نظام اسلامی را در صحنه بین‌المللی خدشه‌دار کند و زمینه تشدید تحریم‌ها را فراهم آورد، به اضافه رابطه برخی جریان‌های سیاسی با غرب و «سفارش فشار بر جمهوری اسلامی» در قالب اعتماد به آمریکا باعث تضعیف اعتماد عمومی به این جریان‌ها شده و هیچ تضمینی وجود ندارد که به نام برخی چهره‌های رادیکال، حتی پیگیر اهداف و منافع آمریکا در داخل کشور باشند! کسانی مثل «مصطفی تاجزاده» که آش موضع‌گیری‌های حاشیه‌ساز وی این روزها چنان شور شده که اعتراض همفکرانش را نیز به همراه داشته است.
از سوی دیگر طرفداران این ایده وقتی پای میز مذاکره با طرف‌های غربی می‌نشینند، کفه سبک ترازو را داشته و به طرف مقابل امتیاز می‌دهند، اما وقتی قرار بر وزن‌کشی در بین جریان‌های سیاسی داخلی است، همواره ادعا می‌کنند که دست برتر را دارند و فقط خود را نماینده تام و تمام مردم می‌دانند و با الفاظ و عناوین ساختگی جریان‌های رقیب را تضعیف و تخریب می‌کنند.روشن است این جریان به فرض انجام گفت‌و‌گو هم به لوازم و چارچوب‌های آن پایبند نخواهد بود.
بنابراین صرف طرح گفت‌وگوی ملی بدون تبیین چیستی، چرایی، چگونگی و ضرورت امروز آن راه‌گشا نیست و باید، هم موضوعات و هم الزامات آن مشخص شود. در این صورت روشن خواهد شد که آیا خواسته‌ها و مطالبات در سازوکارهای قانونی کشور پیش‌بینی شده است یا خیر؟لذا اگر هدف از طرح موضوع گفت‌وگوی ملی، تقویت وحدت و هماهنگی بیشتر برای حل مشکلات کشور و ملت در اوضاع حساس کنونی باشد، می‌توان به آن فکر کرد؛ اما اگر مقصود این جریان سیاسی همان آشتی ملی مورد نظر خودش است که این بار با الفاظ متفاوت مطرح می‌شود و هدف آن اهداف سیاسی جریانی مانند رفع حصر و… است، به یقین راه به جایی نخواهد برد؛ چرا که سازوکار این موضوع بارها از سوی مسئولان عالی نظام اعلام شده، اما هیچ‌گونه اقدام مثبتی که نشان‌دهنده وجود اراده برای حل آنها باشد، مشاهده نشده است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
845fe

شماره ۸۴۵ منتشر شد

845fe

رضاخان، خدمت یا خیانت؟

دکتر یدالله جوانی/ روز یک‌شنبه هفته گذشته ساعت پنج بعدازظهر در حین حفاری در محدوده حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، جسدی کشف شد. با توجه به نزدیکی محل حفاری به محل دفن رضاخان، بلافاصله عکس‌هایی از این جسد در فضای مجازی با عنوان جسد رضاخان انتشار یافت. جریان سلطنت‌طلب که هر از چندگاهی در فضای سیاسی کشور فعال می‌شود، این فرصت را مغتنم شمرده، با پشتیبانی رسانه‌ای بیگانه و استفاده از فضای مجازی، تحریک افکار عمومی و جلب نظر جوانان به رضاخان به عنوان خادم ملت و کشور را در دستور کار قرار داد.
سالیانی است که غربی‌ها در راستای انقلاب‌زدایی از ایران و بدبین کردن جوانان نسبت به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، با سیاه‌نمایی از وضعیت کشور و برجسته‌سازی مشکلات، به تطهیر رژیم گذشته روی آورده، رضاخان را پرچمدار توسعه و پیشرفت ایران معرفی می‌کنند. در داخل کشور هم کسانی به طرق گوناگون، رضاشاه را فردی خدمتگزار به کشور و مردم معرفی کرده، او را عامل پیشرفت ایران معرفی می‌کنند. نتیجه این نوع تبلیغات در سال‌های اخیر، موجب شده است تا بخشی از مردم و به ویژه جوانان از واقعیات مسائل تاریخی، به دور مانده و قضاوت‌های نادرست داشته باشند.
برخی از شعارها در اغتشاشات و ناآرامی‌های دی ماه ۹۶ و همچنین بخشی از مطالب منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی به دنبال اعلام خبر کشف جسدی که کالبد مومیایی شده رضاخان خوانده شد، نشان می‌دهد که صاحب‌نظران منصف و حقیقت‌گرا، باید بیشتر به بازخوانی واقعیت‌های تاریخی برای مردم همت گماشته، از گرفتار شدن عده‌ای به قضاوت‌های ناصحیحی تاریخی جلوگیری کنند.
جدای از این که جسد کشف شده متعلق به چه کسی است؛ با توجه به فضاسازی‌های سیاسی‌ـ تبلیغی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، پاسخ به این پرسش مهم است که بر اساس منطق قرآن و آموزه‌های دینی، رضاخان مستحق لعن و نفرین است، یا به زعم عده‌ای باید از او تعریف و تمجید کرد و به روح او درود فرستاد؟
برای رسیدن به یک قضاوت درست تاریخی، باید چگونگی دست‌یابی رضاخان به قدرت سیاسی را بررسی کرد. رضاخان چگونه به قدرت رسید؟ مردم ایران در به قدرت رسیدن او چه نقشی داشتند؟ در پشت صحنه کودتای رضاخان در سوم اسفند ۱۲۹۹ که منجر به سقوط رژیم قاجار و بنیان منحوس رژیم پهلوی شد، کدام قدرت خارجی و با کدامین اهداف قرار داشت؟
کسانی که از خدمات رضاشاه می‌گویند و او را ستایش می‌کنند، به طور کلی نقش انگلیس در کودتای رضاخانی را نفی کرده، رضاشاه را عامل به ثبات رساندن کشور و برقرار کردن امنیت در آن دوران ناامنی و بی‌ثباتی معرفی می‌کنند. صادق زیباکلام که نقش مؤثری در تطهیر رژیم پهلوی از جنایت‌ها و خیانت‌های بی‌شمار دارد، در مناظره با خسرو معتضد در دانشگاه هنر اصفهان، ضمن اجتناب‌ناپذیر دانستن کودتای رضاخانی در آن وضعیت هرج‌ومرج‌گونه، با صراحت می‌گوید: «معتقدم که در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، روح دولت انگلستان خبر نداشت که چنین کودتایی اتفاق می‌افتد!»
البته نکته جالب توجه آنکه، آقای زیبا‌کلام در این مناظره با تأکید بر اینکه نباید به سخن مورخ استناد کرد، می‌گوید: «مورخ به طور ناخودآگاه دروغ می‌گوید.» آیا زیباکلام خود مصداق این گزاره‌ای که می‌گوید، نیست؟ آیا او با یک دروغ تاریخی به دنبال تحریف تاریخ معاصر و تطهیر رژیم پهلوی نیست؟برای قضاوت در این زمینه، باید به اسناد تاریخی و عقل تحلیلگر رجوع کرد. آیا از نظر عقلی می‌توان پذیرفت که رضاخان بدون پشتوانه مردمی و بدون حمایت یک قدرت خارجی در آن شرایط ایران، از طریق کودتا به قدرت برسد؟

درباره چگونگی دست‌یابی رضاخان به قدرت، سه دیدگاه وجود دارد:
۱ـ انگلیس نقشی در کودتا نداشت
تعداد بسیار کمی از پژوهشگران جدید، مانند «محمدعلی کاتوزیان»، «پیترآوری» و «صادق زیباکلام» می‌گویند، انگلیس هیچ نقشی در کودتای رضاخانی نداشت. این افراد به دلایل یا انگیزه‌های خاص معتقدند، رضاخان نظامی ماهری بود که توانست با تکیه بر اراده نظامی خود، قدرت را به دست گرفته و از تجزیه ایران جلوگیری کند.
۲ـ انگلیس نقش غیرمستقیم در کودتا داشت
عده‌ای هم مانند «نیکی کدی» و «جان فوران» معتقدند، انگلیس در طراحی کودتا نقشی نداشت، ولی به صورت غیر مستقیم و از طریق واداشتن احمدشاه به اخراج افسران بریگاد قزاق، به رضاخان در کودتا کمک کرد.
۳ـ انگلیس عامل اصلی کودتا بود
بسیاری از مورخان و پژوهشگران قدیم و جدید، با استناد به اسناد تاریخی و به ویژه اسناد منتشر شده در انگلیس، معتقدند انگلیس به دلیل شکست در اجرای قرارداد ۱۹۱۹، درصدد بود با طراحی و اجرای کودتا در ایران از طریق یک نیروی سرسپرده، به مطامع سیاسی و اقتصادی خود دست یابد. طبق بسیاری از اسناد به جا مانده، کودتا به دست رضاخان و با همدستی سیدضیاء‌الدین طباطبایی و برنامه‌ریزی افسر انگلیسی «آیرون ساید» طراحی و اجرا شد. درباره انتخاب رضاخان برای فرماندهی کودتای نظامی، اردشیر ریپورتر عامل و جاسوس انگلیس در ایران نقش مهمی داشت.
با وجود دلایل تاریخی بسیار مبنی بر نقش انگلیس در کودتا، انگلیسی‌ها به دلایل گوناگون، تلاش کردند نقش خود را پنهان کنند. بر همین اساس، رضاخان پس از کودتا، تلاش کرد تا خود را به تنهایی عامل اجرای کودتا معرفی کند. عبدالله مستوفی به نقل از شهید مدرس گفته است، این حربه ابزاری به منظور مصون ماندن انگلیس از اقدامات مداخله‌گرانه در آینده و مخدوش شدن چهره‌اش در میان مردم بود. مستوفی می‌گوید: «در یکی از همین روزها به دیدار سیدحسن مدرس رفته بودم. سید مخصوصاً از این شرایط خیلی عصبی بود و می‌گفت، انگلیسی‌ها حاضر بودند دو میلیون خرج کنند تا این وصله (کودتا) را از خود بِکَنند. این مرد (رضاخان) به رایگان تمامی این گناهان را به گردن گرفت و آنها را در این مخمصه بین‌المللی فارغ کرد که در آینده دولت ایران نتواند گله‌گذاری در این زمینه بنماید.»
در حالی‌که رضاخان با این کودتا زمینه سلطه ۵۷ ساله آمریکا و انگلیس را بر ایران فراهم کرد و با وجود دلایل بسیار عده‌ای نقش انگلیس را در کودتا نفی و تلاش می‌کنند از رضاخان یک چهره ملی و خدمتگزار کشور و مردم بسازند. این جماعت از ساختن راه، کشیدن خط ‌آهن، ساختن مدرسه و دانشگاه، نوسازی ارتش و امثالهم، به عنوان خدمات رضاخان یاد می‌کنند. بسیار روشن است که هر حکومتی از این نوع کارها می‌کند، کما اینکه الآن رژیم سعودی در عربستان، همین نوع کارها را در عین وابستگی به آمریکا و انجام جنایات و خیانت‌های بی‌شمار انجام می‌دهد.
بهترین نوع نگاه واقع‌بینانه نسبت به رضاخان را، در کلام حضرت امام خمینی(ره) می‌توان یافت. امام(ره) چهار سال پیش از مشروطه چشم به جهان گشودند و هنگام کودتای رضاخانی در سوم اسفند ۱۲۹۹، هجده ساله و در عنفوان جوانی به سر می‌بردند. بنابراین، ایشان دوران آشفتگی ایران و ناامنی را از نزدیک شاهد و ناظر بودند و چنانکه خود می‌فرمایند، در برابر خان‌هایی که منطقه را ناامن کرده بودند، ایستادگی کرده‌اند. دوران رضاخانی که دوران سرکوب آزادی‌خواهان، به ویژه روحانیت، کشف حجاب و مبارزه با ارزش‌های دینی و اسلامی است، دوران تکوین اندیشه‌های سیاسی حضرت امام خمینی(ره) نیز به حساب می‌آید. نخستین واکنش رسمی و آشکار امام(ره) به حکومت رضاخانی، سه سال پیش از سقوط دولت رضاخان با صدور یک اعلامیه انقلابی بود. حضرت امام(ره) در این اعلامیه، مردم و روحانیون را به قیام برای خدا و مبارزه با بدعت‌ها و ظلم‌های رضاخانی دعوت کرد. در دیدگاه امام(ره)، رضاخان عامل و مزدور انگلیسی‌ها بود که در ابتدای کار با ریاکاری مردم را فریب داد و پس از استحکام پایه‌های قدرتش، طبق نقشه بیگانه با دین، مذهب، روحانیت و حتی مظاهر و شعائر دینی مبارزه کرد.
ایشان رضاخان را این‌گونه توصیف می‌کنند: «ابتدا با ظاهری مقدس و علاقه به اسلام، علاقه به روضه‌‌خوانی حضرت سیدالشهداء، این‌طور علاقه را به او نشان دادند و او هم خوب عمل کرد… ابتدا با این سلاح وارد شد در کشور ما، یعنی آوردندش در کشور با قلدری، آنها را که در مراکز قدرت بودند کنار گذاشتند. آنها را با قلدری و نقشه شکست داد… نقشه دوم این بود که اسلام را هرچه می‌تواند قیچی کند… روحانیون را منزوی کردند و از هر جا هم که یک صدایی از آنها بلند می‌شد و یک قیامی می‌کردند آن را خفه می‌کردند.»
نکته کلیدی در نگاه امام(ره) نسبت به رضاخان، وابستگی او به انگلیس برای اجرای نقشه‌های اجانب است. آن عزیر سفر کرده در این زمینه می‌فرمایند: «در این عصر که من درک کردم و گمان دارم هیچ یک از آقایان درک نکرده‌اید، ابتلای رضاخان است که انگلیسی‌ها آن وقت رضاخان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند.» اما نکته بسیار ظریف در نگاه تیزبین رهبر کبیر انقلاب اسلامی نسبت به رضاخان، خیانت‌های وی به کشور و ملت ایران است.
حضرت امام(ره) ضمن مقایسه رضاخان و پسرش با پادشاهان قجری، معتقد بودند شاهان قجر در این مملکت جنایت کردند، ولی رضاخان و محمدرضا شاه، با قرار دادن منابع کشور در اختیار بیگانگان و اجرای نقشه‌های آنان در راستای مبارزه با اسلام و مظاهر و شعائر دینی، به کشور و مردم خیانت کردند. امام(ره) در بیانی این خیانت دودمان پهلوی را، این‌گونه توصیف می‌کنند: «ایران در این مدتی که خودمان یادمان هست… این است که از آن اولی که رضاخان آمد در ایران کودتا کرد تا حالایی که بحمدالله غلبه حاصل شده در طول این پنجاه سال که شاید سخت‌ترین ایام بود بر ملت ایران، اینها اگر جنایتکارتر از همه سلاطین سابق نبودند، خیانتکارتر بودند. ممکن است کسی بود آغامحمدخان قاجار هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آغامحمدخان قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمدخان قجر برای مملکت، منابع مملکت خودش را داده باشد، جنایتکار بود؛ اما خیانتکار نبود.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی