776fe

شماره ۷۷۶ منتشر شد

776fe

مجاهد انقلابی

رسول سنائی‌‌راد/ مرحومه خانم مرضیه حدید‌چی دباغ(رحمه‌الله‌علیها) را می‌توان مصداق بانوی انقلاب نامید که از شروع مبارزه تا پایان عمر انقلابی‌گری وفادار بود. او از سال ۴۳ عَلَم مبارزه علیه رژیم پهلوی را برافراشت و در سال ۵۳ به جرم تکثیر و توزیع سخنرانی‌های شهید آیت‌الله سعیدی دستگیر شد.
مقاومت جانانه این زن بزرگ زیر شکنجه‌های ددمنشانه و سفّاکانه ساواک سبب شد، آن از خدا بی‌خبران دختر نوجوانش را دستگیر و شکنجه کنند، تا بلکه روحیه محکم مادر را با شکنجه دختر معصومش درهم بشکنند؛ اما او با الهام از آیات الهی قرائت شده از زبان آیت‌الله ربانی شیرازی در زندان که دعوت به صبر و استقامت در راه خدا بود، تمامی فشارهای جسمی و روحی را مظلومانه و صبورانه تحمل کرد و پس از آزادی از زندان با بدنی مجروح، با گذرنامه جعلی به خارج از کشور رفت و با فراگیری آموزش‌های نظامی در لبنان (اولین تجربه حضور در خارج از کشور) مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی را ادامه داد.
این بانوی مبارز و انقلابی با معرفی امام موسی‌صدر به عنوان محافظ حضرت امام خمینی(ره) در نوفل‌ لوشاتوی فرانسه در زمان تبعید، در بیت معظم‌له مستقر شد و فداکارانه به رهبر کبیر انقلاب اسلامی خدمت کرد و حضور وی پلیس فرانسه را که مصّر به گماردن محافظ زن در بیت‌ امام (ره) بود، مجاب کرد. شهامت و اخلاص این بانوی بزرگ نزد امام(ره) به اثبات رسید و لذا تنها زنی بود که حضرت امام(ره) قبول کرده بود در پرواز انقلاب همراه ایشان از پاریس به تهران سفر کند که البته بروز یک اتفاق برای وی و بستری شدنش مانع از این همراهی شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور گروهک‌های ضدانقلابی، خانم دباغ به فرماندهی سپاه همدان منصوب شد؛ استانی که محور تأمین امنیت و مبارزه علیه گروهک‌های ضدانقلاب در غرب کشور به شمار می‌آمد. حضور این زن شجاع که با حجاب کامل و حمل سلاح انفرادی در سطح فرماندهی حضور داشت، برای رزمندگان الهام‌بخش و مولّد غیرت و رشادت در صحنه نبرد بود. پس از آن وی مدتی در سمت مسئول بسیج خواهران خدمت کرده و بعدها نیز سالیانی به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.
هنگامی که حضرت امام(ره) در سال ۶۷ هیئتی را برای انتقال پیام به گورباچف، رئیس‌جمهور شوروی سابق اعزام کردند، خانم دباغ نیز عضو این هیئت بود که بنا به نقلی از مرحوم سیداحمد خمینی، این امر به دلیل شناخت امام(ره) از شجاعت، حفظ اسرار و نترسیدن وی در شرایط سخت و بحرانی بوده است.
اما جالب‌تر اینکه هیچ‌‌یک از مسئولیت‌ها و جایگاه‌های بلند آن مرحومه در انقلاب و نظام، موجب ادعا و طلبکاری در وی نبود و ضمن وفاداری به انقلاب و گفتمان امام، نه‌تنها به‌دنبال کسب هیچ امتیازی برای خود و اطرافیان برنیامد؛ بلکه وقتی شرایط مالی پس از نمایندگی اجازه استمرار کمک‌های مالی او به چند خانواده مستضعف و تحت پوشش‌ او را نمی‌داد به مسافرکشی شبانه رو آورد و تنها منع رهبری و تأمین نیازهای این خانواده‌های محروم از منابعی دیگر وی را مجاب کرد که آن کار را ادامه ندهد.
اصرار او به حفظ مواضع انقلابی و سیره برآمده از انقلاب اسلامی و نقد برخی انحرافات رفتاری انقلابیون بریده و ریزشی و غفلت مسئولان از سوی دیگر و رنج‌های دوران مبارزه در سالیان اخیر، سختی‌هایی را به آن بانوی انقلابی تحمیل کرد؛ اما او هیچ‌گاه زبان به شکایت نگشود و در پاسخ به خبرنگاری که از وی پرسیده بود؛ آیا از راهی که در انقلاب و خدمت به نظام برگزیده‌ای، پشیمان نیستی؟ با قاطعیت گفته بود: «ابداً و اگر الآن هم پاهایم یاری می‌کرد، در سوریه بودم.» و این گمشده امروز بسیاری از انقلابیون دیروز است؛ تداوم انقلابی‌گری و مجاهدت و او بحقّ تجسّم آن بود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
775fe

شماره ۷۷۵ منتشر شد

775fe

سرنوشت برجام با انتخاب ترامپ

علی قاسمی/ با وجود آنکه قدرتمندترین مرجع اثرگذاری بر ساختارها و سیاست‌های ایالات متحده «شخص رئیس‌جمهور» است؛ اما این امر به‌معنای استقلال مطلق رئیس‌جمهور نسبت به کل کشور نیست. ساختارهای اجرایی متنوعی در بخش سیاست خارجی، پنتاگون، سازمان مرکزی اطلاعات و… یا در بخش اقتصادی، ساختارهایی چون فدرال رزرو، یا در بخش سیاست داخلی، سرویس‌های امنیت و اطلاعات داخلی نظیر پلیس فدرال و… وجود دارد که مانع یکه‌تازی‌های رئیس‌جمهور می‌شود و این ساختارهای کهنه و دیرینه نخواهند گذاشت هر کاری که ترامپ بخواهد به آسانی محقق شود. از این رو، چالش احتمالی بین خواسته‌های رئیس‌جمهور و مجموعه ساختارها ایجاد خواهد شد. شعارهای ترامپ در فرایند دو سال تبلیغات درباره مسائل داخلی و خارجی بسیار زیاد است و در رابطه با ایران هم سخنان پراکنده و گسترده‌ای داشته است. مستقل از اینکه ترامپ چگونه و با چه رویکردی وارد عرصه قدرت خواهد شد و چه سیاستی در برابر ایران اتخاذ خواهد کرد، بی‌شک افکار عمومی ایران بر اساس رفتار و مواضع انتخاباتی او در طول مبارزات انتخاباتی‌اش وی را فردی پیش‌بینی‌ناپذیر و برخوردار از ظرفیت‌های ساختارشکنانه می‌دانند. حال با این رویکرد آنارشیستی و انتقادی که دارد باید ببینیم در چه جاهایی بیشتر ورود خواهد کرد. تحلیل کلان این است که نتیجه انتخابات آمریکا در سیاست‌های کلی نظام سیاسی ایران تأثیر نخواهد داشت؛ اما در یک پله پایین‌تر در دو بخش؛ یکی برجام و دیگری انتخابات به صورت غیرمستقیم تأثیر خواهد گذاشت. موضع‌گیرهای مسئولان و تحلیلگران سیاسی کشورمان از یک سو و مواضع ضد برجامی ترامپ و مشاوران او از سوی دیگر نشان می‌دهد از این پس بیشترین بیم و امید بر روی توافقنامه برجام تمرکز یابد. تأکید چند باره وزیر امور خارجه ایران بر تداوم توافقنامه متعادل برجام حکایت از این امر دارد و بیشترین دغدغه این است که ساختار توافقنامه به هم نریزد. با اینکه ایران به همه تعهدات خود عمل کرده است و دولت آمریکا به بخشی از تعهدات خود عمل نکرده و به نوعی ناقض برجام است؛ اما ترامپ در مبارزات انتخاباتی‌اش تأکید می‌کرد، دولت او به سرعت از توافق هسته‌ای دولت باراک اوباما با ایران خارج خواهد شد. در همین راستا روزنامه «وال استریت ژورنال» پس از انتخاب ترامپ در یادداشتی نوشت: «ترامپ آماده است برای باز کردن پیچ و مهره توافق هسته‌ای ایران بار دیگر قدرت‌های جهانی را برای مذاکره با ایران ترغیب کند.» این روزنامه در ادامه می‌نویسد: «او غیرمستقیم گفته بود که توافق را پاره کرده و بر سر مفاد آن دوباره مذاکره خواهد کرد… اما پایبندی بین‌المللی به این توافق هنوز محکم بوده و طرف‌هایی که مذاکره کردند برای اجرای آن قول داده‌اند.» یا سخنان «ولید فارِس» از اعضای گروه مشاوران سیاست خارجی «دونالد ترامپ» که به بی‌بی‌سی‌گفته؛ « به زودی رئیس‌جمهور منتخب آمریکا، ایجاد تغییراتی در توافق منعقده میان ایران و اعضای ۱+۵ را خواستار خواهد شد.» این مشاور لبنانی‌الاصل ترامپ که از موضع کنونی وی درباره برجام هم خبر داشت، اضافه می‌کند: «پاره کردن این توافق، برای دنیا گران تمام می‌شود. او (ترامپ) می‌خواهد آن موافقتنامه را که در فضایی بین‌المللی منعقد شده، بگیرد و سپس آن را مرور کند، سپس آن را به کنگره می‌فرستد و از ایرانی‌ها هم می‌خواهد چند مورد را یا ایجاد کنند، یا تغییر دهند. در این خصوص با ایرانی‌ها مباحثه‌ای درمی‌گیرد که ممکن است بحث سختی باشد.» در این وضعیت با حضور ترامپ عملاً چیزی از برجام باقی نخواهد ماند و توافقنامه در هاله‌ای از ابهام فرو خواهد رفت. با این تفاسیر به نظر می‌رسد مسئله سیاست خارجی، به ویژه برجام که نقطه قوت و برگ برنده دولت یازدهم برای انتخابات سال آینده به شمار می‌رود، به آرامی به پاشنه آشیل دولت منجر شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
774fe

شماره ۷۷۴ نشریه منتشر شد

774fe

تعریف حقوقدان از فساد!

علی قاسمی/ در سه سال و اندی که از دولت یازدهم می‌گذرد، به کرات دولتی‌ها فساد «۳ هزار میلیاردی» و «پرونده بابک زنجانی» را چه به صورت نوشتاری و چه به صورت گفتاری به شکل‌های مختلف مطرح کرده‌اند و بارها کوتاهی‌ها و نارسایی‌های دولت را به این گونه فسادها پیوند زده‌اند و بسیاری از آسیب‌ها را به گذشته ارجاع داده‌اند؛ اما این بار رئیس دولت یازدهم در مجلس شورای اسلامی که برای رأی اعتماد به سه وزیر معرفی شده سخن می‌گفت، در بخشی از صحبت‌های خود درباره مفاسد اقتصادی تعریف‌های جدیدی ارائه کرد که جای تأمل، نقد و بررسی جدی دارد. وی درباره اختلاس‌های صورت گرفته در صندوق ذخیره فرهنگیان اظهار داشت: «اگر یک دستگاهی وامی‌داده و آن پول به بدهی معوق تبدیل شده؛ نمی‌دانم چرا بعضی رسانه‌ها خوش‌شان می‌آید بدهی معوق را اختلاس بگویند. انگار بعضی‌ها توجه دقیق به لغت‌ها نمی‌کنند. اگر فسادی هست باید با آن مبارزه کنیم، نه اینکه آن را بزرگ کنیم». به راستی، جا داشت رئیس دولت که باید در عرصه‌های مختلف مدافع حقوق ملت باشد، فسادهای اخیر را هم تقبیح می‌کرد، نه اینکه با بازتعریف از فساد، در فکر لاپوشانی آن باشد. از این بیان بر می‌آید که نگاه به فساد برای بعضی‌ها ابزاری است که قابلیت دوگانه دارد: یک بار رقیب انجام می‌دهد که باید در هر کوی و برزنی آن را به صورت چماق بزرگ کرد و کوبید، حتی اگر ناعادلانه باشد و به قول رئیس دولت «نام مفسدان باید بر سر زبان‌ها باشد»، یک بار رفیق انجام می‌دهد که می‌شود آن را بازتعریف کرد و کیسه‌ای به آن کشید و همچون «هلو برو تو گلو»، آن هم از سوی یک حقوقدان به خورد مردم داد. این در حالی است که در تمام مکاتب مختلف واژه فساد به معنای تباهی به کار رفته و به معنی استفاده غیر مجاز از قدرت عمومی برای منافع خصوصی است.
حال که ۹۰ درصد اعتبارات صندوق ذخیره فرهنگیان به صورت غیرقانونی و بدون در نظرگیری ضمانت‌نامه‌های معتبر تنها به ۳۰ نفر از مرتبطان داده شده و تنها سهم یک نفر ۳ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان است و ۷ هزار میلیارد تومان معوقات غیرقابل وصول وجود دارد، نمی‌توان برای آن ادبیاتی جدید خلق کرد و به خورد ملت داد. در اینجا دولت باید محکم می‌ایستاد و با قوه قضائیه تعامل برقرار می‌کرد تا ریشه فساد خشک شود. از دولت روحانی که به دولت تدبیر و امید معروف بود و با شعار مبارزه با فساد اقتصادی و شفاف‌سازی پا به میدان اجرایی گذاشته بود، بعید است که چنین تحلیلی را بر زبان جاری کند. حال در این وضعیت، ضروری است سخنان راهگشا، ماندگار و در عین حال قابل عملیاتی بودن رهبر معظم انقلاب که در دیدار با نمایندگان مجلس بیان فرمودند، سرلوحه دولت، ملت و تمامی مسئولان در سطوح مختلف قرار گیرد و با تلاشی همه‌جانبه فساد ریشه‌کن شود.
معظم‌له در این باره اظهار داشتند: «اگر با فساد مبارزه نشود، همه‌ کارها لنگ خواهد ماند. فساد مالی، مثل خوره، ایدز و سرطان است؛ باید با آن مبارزه کرد … باید با فساد مبارزه‌ جدی کرد. یک پایه‌ مبارزه، شمایید. آن روزی که بنده مسئله مبارزه‌ با فساد را گفتم، توقعم این بود که مجلس شورای اسلامی سینه سپر کند و جلو بیاید و در این میدان حرکت کند تا ما دیگر احتیاج نداشته باشیم دنبال کنیم؛ اما متأسفانه این‌طور نشد. آنها نکردند، شما بکنید. البته به قول برادر ظریف و نکته‌‌سنج‌مان، با دستمال کثیف نمی‌‌شود شیشه را تمیز کرد. اگر انسان بخواهد با فساد مبارزه کند، باید در درجه‌ اول مراقب باشد که فساد دامن خودش را نگیرد. داخل خودتان و درون مجلس مراقب باشید. دست پاک، دامن پاک، زبان پاک و چشم پاک خواهد توانست در حوزه‌ اقتدار وسیعی که شما دارید، همه چیز را پاک کند.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
773fe

شماره ۷۷۳ هفته نامه

773fe

مواجهه درست

  علی قاسمی/حجت‌الاسلام والمسلمین منتظری، دادستان کل کشور در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو سیما به صراحت نظرات خود را درباره سه موضوع فساد بانکی، فیش‌های حقوقی نجومی و اراضی و املاک واگذار شده از سوی شهرداری بیان کرد. وی در زمینه واگذاری املاک شهرداری تهران گفت: «در بررسی‌های ما مشخص شد که مجموعاً تعداد ۴۵ نفر خارج از تعاونی و به صورت مستقیم املاک به آنها واگذار شده بود که این تعداد قراردادشان باطل بود و باید فسخ می‌شد. به شهرداری موضوع را اعلام کردیم و شهرداری نیز اقدام لازم را انجام داد و ۳۶ مورد از آنها را ابطال کرد. البته ۹ مورد باقی مانده که آن‌ هم مسلماً باطل است و باید رسیدگی شود.» منتظری در ادامه افزود: «ناگفته نماند که در مجموع ما به این موضوع نرسیدیم که فساد سازمان‌یافته‌ای در شهرداری رخ داده است. در مذاکراتی هم که ما با شهرداری داشتیم، آنها بر این عقیده بودند که اگر جرمی واقع شده، ما آماده‌ایم با هر کسی که بر خلاف قانون عمل کرده است، برخورد کنیم.» افزون بر نتایجی که از بررسی‌های قضایی به دست آمده است، آنچه برای افکار عمومی مهم تلقی می‌شود، نحوه برخورد شهردار تهران با این پدیده است. با توجه به روحیه جهادی که از وی سراغ داریم و انتظار جامعه هم این را می‌طلبد، آقای قالیباف با مشی انقلابی با آن برخورد کرد و هیچ اما و اگری نیاورد. به عبارتی، برخورد قانونی با متخلفان را پذیرفت و فوراً اقدامات لازم را انجام داد. در واقع، برخلاف سایر مدیرانی که معمولاً اگر خلافی در زیرمجموعه مدیریتی آنان صورت بگیرد، به نوعی فرافکنی می‌کنند و به طرق مختلف به فکر لاپوشانی می‌افتند، شهردار تهران به دادستان کل کشور درباره اتهام واگذاری املاک به برخی مدیران پایتخت نامه‌ای به منظور رسیدگی فرستاد و در آن تأکید کرد، در برخورد با جرم و فساد خط قرمزی ندارد. سپس این نامه را به سازمان بازرسی کل کشور ارجاع داد. مواجهه درست و منطقی، نشان از اراده جدی شهردار تهران در برخورد با مفاسد اقتصادی احتمالی در زیرمجموعه شهرداری داشت. بسیاری از تحلیلگران در آن مقطع زمانی به این نتیجه رسیده بودند که یک جریان سیاسی می‌خواهد با هر توانی به اهداف سیاسی خود دست یابد و بلافاصله در مقابل فیش‌های حقوقی نجومی و فساد پولی و مالی بانک‌ها، املاک نجومی را رسانه‌ای کرده است؛ اما موضوع فیش‌های نجومی به گونه دیگری دنبال شد. برخی از دولتی‌ها اصرار داشتند ماجرای فیش‌ها را سیاسی‌کاری منتقدان یا اصلی و فرعی کردن مسائل جلوه دهند؛ اما فشار و ناراحتی افکار عمومی بیشتر از آن بود که بتوان از کنار آن گذشت و چون اعتماد مردم به شدت آسیب‌ دیده بود، دولت به ناچار اعلام کرد با این ماجرا برخورد می‌کند. جدیت نداشتن و اقدامات ملایم دولت سبب شد رهبر معظم انقلاب(مدظله‌العالی) در دیدار با اعضای هیئت دولت بار دیگر درباره فیش‌های نجومی تذکر دهند و خواستار پیگیری و برخورد قاطع دولت در این زمینه شوند. تعبیرات رهبر معظم انقلاب از حقوق‌های نجومی در آن دیدار صریح‌تر و با هشدار بیشتری نسبت به دفعات پیش بود. معظم‌له در آن دیدار فرمودند: «نباید از این قضیه به آسانی عبور کرد؛ اعتماد مردم در این قضیه ضربه فراوانی خورده است.» در این ماجرا نه تنها دولت همراهی و همکاری نکرد؛ بلکه آقای روحانی، رئیس‌جمهور نیز در همایش شهید رجایی در پاسخ به موضع‌گیری اژه‌ای گفت: «اگر می‌خواهیم با فساد مبارزه کنیم، بدانیم با بگیر و ببند و یا این را بگیر و آن را بگیر فساد درست نمی‌شود، یا اینکه اگر کسی حقوق غیرعادلانه‌ای گرفته، بیاییم دادگاهی درست کنیم و چوبی و شلاقی بیاوریم تا درست شود، خیر؛ نه اینها نیست. باید به ریشه‌ها بپردازیم.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
777fe

شماره جدید هفته نامه

777fe

نشانگان انتخاباتی بودن تغییرات کابینه

 

حسین عبداللهی‌فر/ سرانجام تغییرات در دولت یازدهم کلید خورد و به گونه‌ای شروع شده که شائبه‌های انتخاباتی بودن آن بیشتر نمود دارد. اگرچه دولتمردان اصرار دارند این اتفاق را در راستای مطالبات عمومی و امری معمول جلوه دهند؛ اما ابعاد و جوانب این اقدام به انتخاباتی بودن آن دامن زده و حداقل بی‌ارتباط بودنش با انتخابات آینده را کم‌رنگ می‌سازد.
صرف‌نظر از اظهارنظرهایی که برخی از سیاسیون در این زمینه داشته و بر انتخاباتی بودن آن تأکید داشته‌اند، شواهد و قرائنی وجود دارد که مؤید این ادعاست. برخی از این نشانگان عبارتند از:
۱ـ همزمانی سه تغییر؛ یکی از مسائلی که عادی بودن این اقدام دولت را زیر سؤال برده جابه‌جایی همزمان سه وزیر با علل و عوامل متفاوت است. استعفای عزل‌گونه یک وزیر و برکناری استعفاگونه وزیری دیگر، حاکی از برنامه‌ریزی با سمت و سویی است که نمی‌تواند با انتخابات آینده بی‌ارتباط باشد.
۲ـ ابهام و ایهام در بیان دلایل استعفاهای سه وزیر؛ در رابطه با استعفای وزیر ارشاد حداقل آنچه در رسانه‌ها مطرح بود به موضوع کنسرت‌ها، به ویژه در قم و مشهد بازمی‌گشت که از مدت‌ها پیش، مطرح بود و با اتفاقات ضد ارزشی کنسرت قم به یکی از موضوعات رسانه‌ای تبدیل شد و به دنبال آن بحث از استعفای وزیر مربوطه به میان آمد. درباره وزیر آموزش و پرورش نیز مسئله فساد مالی در صندوق ذخیره توسعه فرهنگیان مطرح بود که با تغییر مدیر این صندوق از سوی وزیر مربوطه مواجه شده بود. اما آنچه در این زمینه شبهه‌برانگیز شد نحوه استعفای آقای فانی بود که به تعبیر کیهان وی با اعلام آمادگی برای ادامه همکاری استعفایش پذیرفته شد.
۳ـ مخالفت اولیه اصلاح‌طلبان با پذیرش استعفای وزیر ارشادگ از روزی که موضوع استعفای وزیر ارشاد مطرح شد، اصلاح‌طلبان به صورت آشکار دولت روحانی را برای نپذیرفتن استعفای او تحت فشار قرار دادند تا مبادا این اقدام به عقب‌نشینی دولت در مقابل علمای دینی تعبیر شود و تلقی آنها این بود که پذیرش استعفای جنتی، نوعی عبور روحانی از اصلاح‌طلبان است که از پیامدهای اعلام کناره‌گیری احمدی‌نژاد می‌باشد. از این منظر اعتدالگرایان با رفع خطر رقیب خود احساس نیاز کمتری به اصلاح‌طلبان می‌کنند.
۴ـ اصرار اصلاح‌طلبان بر ادامه تغییرات ؛ اصلاح‌طلبانی که از ابتدا مخالف پذیرش استعفای وزیر ارشاد بودند؛ اما تمهید دولت در همزمان کردن آن با برکناری چند وزیر دیگر را مشاهده کردند اکنون اصرار دارند که این روند ادامه یابد و بر تغییر تیم اقتصادی دولت مصرّند. این اصرار با تعبیر تغییر وزرایی که آجر روی آجر نگذاشته‌اند، شائبه انتخاباتی بودن آن را جدی‌تر می‌سازد.
۵ـ زمان تغییر و تحول؛ انجام تغییرات پس از سه سال و چهار ماه از عمر دولت، آن هم در سطحی وسیع به بُعد انتخاباتی بودن این حرکات می‌افزاید، به‌ویژه آنکه دولت یازدهم از لحاظ کارکردی کارنامه قابل دفاعی ارائه نداده و برای کسب اقبال مجدد مردم باید امیدی در این زمینه ایجاد کند. سه وزارتخانه ارشاد، ورزش و آموزش و پرورش در این جهت از تأثیر بیشتری برخوردارند. در حالی که مطالبه اصلی مردم بیشتر بر روی تغییرات اعضای اقتصادی متمرکز بود.
۶ـ معرفی افراد جایگزین؛ چیزی که بیش از این به موضوع تغییر وزرا دامن می‌زند چهره‌های جایگزین و گرایش‌های سیاسی آنها است؛ امری که روزهای آینده بیش از پیش ابعاد آن را روشن خواهد ساخت.
۷ـ وعده برنامه‌ریزی برای پنج سال؛ دولت به افراد جایگزین و وزرای آینده این سه وزارتخانه تأکید کرده که باید برنامه‌های خود برای پنج سال آینده را ارائه دهند و این موضوع نشان می‌دهد که دولت یازدهم از هم‌اکنون به فکر کابینه دوازدهم بوده و در واقع درصدد ارائه تصویری مثبت از آن است. تلاش دولت برای ارائه این تصویر از کابینه آینده‌اش در حالی صورت می‌گیرد که رقبای آن در جبهه اصولگرایان قصد دارند در انتخابات آتی، رقابت کابینه‌ها را به نمایش بگذارند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
771fe

شماره جدید هفته نامه

771fe

تغییر یا تثبیت در وزارت فرهنگ و ارشاد

مهدی سعیدی / در طول دهه‌های اخیر یکی از مسائل پر مناقشه مسئله فرهنگ بوده است. این مسئله در دولت‌های مختلف رنگ و بوی خاص خود را گرفته و در هر دوره چالش‌هایی مختص به آن وجود داشته است و کمتر دولتی را می‌توان یافت که توانسته باشد فضای عمومی عرصه فرهنگ را به ثبات و آرامش برساند! دولت روحانی نیز با تشکیل کابینه خود در تابستان سال ۱۳۹۲، آقای علی جنتی را در حالی برای مقام وزارت معرفی کرد که پیش از آن هیچ سابقه برجسته‌ای در حوزه مدیریت فرهنگی کشور برعهده نداشت. آقای روحانی نیز هرچند با شعارهای فرهنگی به قدرت نرسید و تصویر مشخصی از برنامه‌هایش در عرصه فرهنگ ارائه نداد؛ اما در یک برآورد اولیه این احتمال که عرصه فرهنگ، همچنان عرصه‌ای پر مناقشه باقی خواهد ماند قابل تصور بود، ضمن آنکه رویکرد اعتدالی در حوزه فرهنگ رنگ و بوی تساهل و تسامح می‌داد و این نگاه با توجه به آشفتگی که در عرصه فرهنگ وجود داشت، حکایت از آن داشت که دولت به وظایف هدایتگری خود در عرصه فرهنگ اعتقاد چندانی ندارد و این معضل می‌تواند به پاشنه آشیلی برای دولت بدل شود.
وزیر فرهنگ خیلی زود در مسیری افتاد که نگاه‌های انتقادی را نسبت به عملکرد خود فعال ساخت. اجرای تک‌خوانی بانوان در مراسم خانه فرهنگ ایران و با حضور وزیر فرهنگ و واکنش وی مبنی‌بر اینکه: «من اشکالی در تک‌خوانی بانوان نمی‌بینم»!، اولین ماجرایی بود که با واکنش‌های شدیدی همراه بود.
ناکامی در راه‌اندازی ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی که با اعتراض علی رهبری و فرهاد فخرالدینی و جمعی از هنرمندان همراه شد، تعلل در بازسازی تئاتر شهر، حمایت ناشیانه از عملکرد خانه موسیقی که آن نیز مورد انتقاد جمع گسترده‌ای از هنرمندان بود و مواردی از این دست حکایت از ضعف مدیریتی در این مجموعه داشت و مؤید این نظر بود که وزارت فرهنگ حتی از همراهی هنرمندان نیز ناتوان خواهد بود.
در این میان ماجرای برگزاری و لغو کنسرت‌ها زنجیره‌ای از حوادث بود که به مهم‌ترین چالش‌های علی جنتی در وزارت ارشاد بدل شد. اسفندماه ۹۲ بود که با لغو کنسرت «لیان» در بوشهر، این ماجرا آغاز شد و تقریباً هفته‌ای نبود که سخنگوی این وزارتخانه سؤالی را در این باره پاسخ ندهد. صدور مجوزهای فکر نشده در برخی از شهرستان‌های حساس، بدون آماده کردن پیش‌زمینه و بسترسازی لازم، قطعاً نتیجه‌ای جز برانگیخته شدن حساسیت‌ها در پی نداشت. اوج این مناقشات در ماه‌های اخیر به برگزاری کنسرت در دو استان خراسان و قم بر‌می‌گردد که با واکنش شدید علما در این دو مرکز مهم تشیع همراه و موجب شد تا وزیر به طور ضمنی از مواضعش کوتاه آید و مدیرکل ارشاد قم نیز عزل شود. اما این اقدامات کافی نبود و این وضعیت موجب شد تا از هفته گذشته شایعات نه چندان جدی در محافل خبری درباره استعفای وزیر ارشاد به گوش برسد. شایعه نه چندان جدی و معتبر «استعفا» وقتی جدی‌تر شد که سفر جنتی همراه با رئیس‌جمهور به تایلند لغو شد و البته جلساتی برای «مشورت در مورد استعفا» تشکیل شد؛ خبری که برای نخستین‌بار در وبگاه خبری «انتخاب» که از حامیان دولت است منتشر شد و «شایعات نه چندان قوی» را به «احتمالی قریب به یقین» بدل کرد.
واکنش حسام‌الدین آشنا نیز مؤید دیگری بود که شایعات را به خبری موثق تبدیل کرد. او گفت که خبر استعفای جنتی و جایگزینی خود در وزارت ارشاد را «نه تأیید می‌کند و نه تکذیب.»
حال باید منتظر بود که در روزهای آتی و پس از پایان تعطیلات ماه محرم، صحت و سقم این خبر آشکار شود. در این شرایط وزیر فرهنگ و ارشاد یا با تغییراتی در خط‌مشی‌ها و همراهانش به فعالیت خود ادامه خواهد داد، یا آنکه در ماه‌های پایانی دولت یازدهم باید منتظر سپردن امور فرهنگی به گزینه‌ای جدید بود. هر چند بعید است که با توجه به گزینه‌هایی که در فضای پرشایعه این روزها از آنها به‌مثابه گزینه جایگزین یاد می‌شود، در این فرصت اندک انتظار تغییراتی جدی در عرصه فرهنگ داشته باشیم.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
770fe

شماره جدید هفته نامه

770fe

انقلاب اسلامی، پرتویی از عاشورا

 

علی قاسمی / فرهنگ عاشورایی را می‌توان یکی از تأثیرگذارترین و بارزترین مؤلفه‌ها در نهضت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران تحلیل کرد. بی‌گمان نهضت امام ‌حسین(ع) و پیام عاشورا همان فرهنگی است که منبع اصلی الهام‌بخش نهضت امام(ره) بوده است. آن‌چنانکه در کلام امام خمینی(ره) آمده است: «انقلاب اسلامی ایران، پرتویی از عاشوراست.» بدین‌ترتیب، اصلی‌ترین عامل فرهنگی تأثیرگذار بر انقلاب اسلامی ایران را باید ایدئولوژی انقلابی شیعه مبتنی بر فرهنگ عاشورایی دانست. به نوعی نهضت امام(ره) و انقلاب اسلامی در همه‌ ابعاد خود وامدار نهضت امام حسین(ع) و فرهنگ عاشوراست. نهضت حضرت امام حسین(ع) با ابعاد و جلوه‌های گوناگون، آثار و نتایج مختلف و پیام‌های ژرف و راهگشایی دارد. یکی از برجسته‌ترین درس‌های مکتب حسینی، استکبارستیزی و نفی استکبار به انحای مختلف است. قیام عاشورا به ما آموخت که نباید‌ سلطه‌ سلطه‌گران و مستکبران را تحمل کرد و در برابر تعدّی‌ آنان سکوت نمود و اطاعت‌ از کافران‌ و فاجران‌ را پذیرفت. در واقع، سکوت در برابر سلطه‌گران و اطاعت از کافران، نشانه ذلّت‌ نفس‌، زبونی‌ و حقارت‌ روح‌ انسانی‌ است. استاد شهید مطهری در باره این پیام عاشورا ‌می‌فرماید: «امام‌ حسین‌(ع) مرگ‌ با عزت‌ را بهتر از زندگی‌ با ذلت‌ می‌دانست‌. جمله‌‌ معروف‌ امام‌ حسین‌(ع)، هیهات‌ منّاالذلّه‌، عجیب‌ است‌ و از آن‌ جمله‌هایی‌ است‌ که‌ تا دامنه‌ قیامت‌ از آن‌ حرارت‌ و نور می‌تابد؛ حماسه‌ و کرامت‌ و عزت‌ و شرافت‌ نفس‌ می‌بارد.» معمار کبیر انقلاب در طول نهضت انقلاب هیچ‌گاه حتی در شرایط بسیار سخت، بُعد استکبارستیزی نهضت را کمرنگ نکردند. معظم‌له نیز درباره‌ مبارزه با آمریکا و حساسیت رژیم در این زمینه می‌فرمایند: «یک وقتی که ما می‌خواستیم یک صحبتی بکنیم، یک نفر را فرستادند که شما از آمریکایی‌ها صحبت نکنید، ولو از شاه هم بگویید، مانعی نیست. من گفتم ما همه‌ اشکال‌مان در آمریکایی‌هاست. همه‌ گرفتاری که داریم از دست آمریکا داریم. ما آن مجرم اصلی را بگذاریم و سراغ این‌هایی [برویم] که تبع هستند و‌ آلت هستند.» این رویکرد ضداستعماری و ضداستکباری حضرت امام(ره) از پیام‌های حاکم بر روح قیام امام حسین(ع)، مانند ظلم‌ستیزی، آزادگی و تن ندادن به ذلت در برابر مستکبران نشئت می‌گرفت. در حقیقت، پیوند عمیق میان استکبارستیزی و استعمارستیزی در اندیشه‌ امام(ره) با قیام امام حسین(ع) را می‌توان در این جمله‌ امام به وضوح دید: «اگر ما بخواهیم مملکت‌مان، یک مملکت مستقلی باشد، یک مملکت آزاد باشد، باید این رمز (قضیه‌ سیدالشهدأ) را حفظ کنیم.» حضرت امام خمینی(ره) یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان مبارزه با استعمار بود که به‌صراحت توانست اندیشه‌ مبارزه با استعمار را از مرز ایده فراتر برده و به عمل درآورد. مبارزه با استکبار در نظر ایشان، به‌منزله‌ راهبرد «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بود؛ از این رو، مبارزه با مستکبران را در امتداد رخداد عظیم عاشورا تعبیر و تعریف می‌کردند. در عصر کنونی نیز تحول جهانی و بیداری امت‌ها در امتداد نهضت عاشوراست. امام خمینی(ره) چه خوب بیان کردند که ما هر چه داریم، از محرم و صفر است و پیرو این فرمایش، به‌حق می‌توان مشاهده کرد که قیام عاشورا و ذات استکبارستیز نهضت کربلا، الهام‌بخش بسیاری از تحولات منطقه‌ای و جهانی و جنبش‌های آزادی‌خواهانه بوده است. به راستی، بیداری اسلامی در پرتو تعالیم عاشورا صورت گرفت و توانست بشر را متحول و بیدار کند. حال در این وضعیت ضروری است شعار «مرگ بر آمریکا» که نماد مبارزه با استکبار است، تداوم داشته باشد. می‌توان گفت، پس از برجام، عده‌ای که به دنبال کند کردن تیغ مبارزه با استکبار و بزک کردن چهره آمریکا هستند، به نوعی در حال فاصله گرفتن از پیام عاشورا هستند. همگی باید به این باور برسیم که امکان نفی مبارزه با استکبار و استکبارستیزی از انقلاب اسلامی وجود ندارد و اگر بخواهیم از انقلاب بدون استکبارستیزی حرف بزنیم، یک انقلاب مرده خواهیم داشت؛ به ویژه زمانی که رهبر معظم انقلاب به منظور پاسداری از مکتب و راه امام راحل(ره) فرمان «جهاد کبیر» داده‌اند؛ از این رو آحاد مردم و مسئولان کشور وظیفه دارند با «نه گفتن به دشمن»، پرچمی را که امام(ره) با الهام از قیام سیدالشهداء برافراشته‌اند در اهتزاز نگه دارند و به اصحاب «شیطان اکبر» و «طاغوت اعظم»، آمریکای حیله‌گر اجازه عرض‌اندام ندهند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
769fe

شماره ۷۶۹ هفته نامه

769fe

چرایی نهی کاندیداتوری احمدی‌نژاد

دکتر یدالله جوانی/ نهی شدن رئیس‌جمهور سابق از شرکت در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ از سوی رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و خارجی پیدا کرد. یکی از جنبه‌های این بازتاب، تحلیل‌ها و تفسیرها در زمینه چرایی و دلیل این منع است. این موضوع در محافل و مجالس داخل کشور و به‌ویژه در میان هواداران و علاقه‌مندان رئیس دولت‌های نهم و دهم، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. برخی از تحلیل‌های غیرواقعی مطرح شده از سوی هواداران ایشان در رسانه‌ها به ویژه در شبکه‌های مجازی، انگیزه‌ای برای نوشتن این یادداشت‌ ایجاد کرد. تحلیل‌هایی که منع نامزدی وی را با فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر مبنی‌بر بازگشت از نزدیکی‌های خیمه معاویه در جنگ صفین تشبیه کرده، تا تحلیل‌هایی که دلیل این منع را، ایجاد یک فرصت چهارساله دیگر برای دولت کنونی، با هدف اثبات نادرست بودن روند همسویی با غرب برای حل مشکلات کشور می‌داند. در واقع، جریانی فعال شده تا دلیل این منع را، به مختصاتی خارج از شخصیت، ویژگی‌ها، افکار و اندیشه‌های شخص احمدی‌نژاد ارتباط دهد. به یقین این نوع تحلیل‌های نادرست، در صورت عدم تصحیح، می‌تواند منشأ مشکلات دیگری در جامعه، در آینده دور و نزدیک شود. سؤال این است که چرا رهبر معظم انقلاب برای اولین بار نظر خود مبنی‌بر شرکت نکردن فردی در رقابت‌های انتخاباتی را، علناً اظهار کردند؟ در گذشته اگر در مواردی هم در مقام مشورت، معظم‌له نسبت به شخصی چنین نظری داده‌اند، هرگز آن را آشکارا با هدف رسانه‌ای شدن، بیان نکرده‌اند. اما درباره رئیس‌جمهور سابق، علاوه بر اینکه مقام معظم رهبری در دیدار با احمدی‌نژاد در تاریخ نهم شهریور ماه، وی را از آمدن به عرصه انتخابات به عنوان نامزد نهی کردند، با گذشت ۲۷ روز از آن تاریخ، به دلایلی در درس خارج روز پنجم مهر، این نهی را علنی ساخته و آن را به اطلاع عموم رساندند.
نکته بسیار مهم برای رسیدن به جواب پرسش پیشین، دلایلی است که خود معظم‌له در بیانات‌شان ذکر کردند، ایشان دلیل توصیه به احمدی‌نژاد برای شرکت نکردن در انتخابات به‌عنوان نامزد انتخابات را، به صلاح نبودن برای شخص ایشان و مصلحت کشور اعلام فرمودند. در سخنان معظم‌له ملاحظه شود: «یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که صلاح نمی‌دانیم شما شرکت کنید… این دوقطبی در کشور ایجاد می‌شود، دوقطبی مضر است به حال کشور…» در این سخنان، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به صراحت بیان می‌دارند که شرکت احمدی‌نژاد به صلاح خود ایشان و به صلاح کشور نبوده و باعث یک دوقطبی مضر و خسارت‌بار در کشور می‌شود. معمولاً‌ در انتخابات، در بیشتر مواقع رقابت‌ها حالت دوقطبی پیدا می‌کند، اما آن دوقطبی مضر مورد نظر رهبر معظم انقلاب که با آمدن رئیس‌جمهور سابق شکل می‌گیرد، چه نوع دوقطبی است؟ حضرت آیت‌الله جنتی، دبیر محترم شورای نگهبان در جلسه هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان، جمله‌ای را در همین زمینه اظهار داشته‌اند که می‌تواند فهم آن دوقطبی مضر را، آسان نماید. ایشان گفتند: «رهبر انقلاب در موضع اخیرشان، یک فتنه را خنثی کردند.» بیان این نکته از سوی دبیر شورای نگهبان به‌عنوان دبیر نهاد نظارت‌کننده بر انتخابات به چرایی این منع کمک می‌کند. برای تشریح این مطلب، باید به عقب برگشت و نکاتی را بازخوانی کرد. وقتی آقای احمدی‌نژاد در ابتدای دولت دهم، آقای مشایی را به‌عنوان معاون اول رئیس‌جمهور معرفی کرد، رهبر معظم انقلاب طی نامه‌ای این انتصاب را خلاف مصلحت شخص آقای احمدی‌نژاد و مخالف مصلحت دولت ایشان و همچنین عامل اختلاف میان علاقه‌مندان رئیس‌جمهور دانسته و برمبنای این دلایل خواستند که این انتصاب ملغی شود. در آن فضا، اگر این سؤال مطرح می‌شد که چرا معظم‌له با این انتصاب مخالفت کردند، دلایل آن به شرایط کشور برنمی‌گشت؛ بلکه تمامی دلایل متوجه شخصیت مشایی به لحاظ افکار، اندیشه‌ها و مواضع بود.
بی‌توجهی رئیس‌جمهور سابق به این موضوع مهم، سبب شد تا وی، روزبه‌روز به این افکار و اندیشه‌ها نزدیک‌تر شود، تاجایی که این جمله در مواضع مختلف از ناحیه رئیس دولت نهم و دهم تکرار شد: «احمدی‌نژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدی‌نژاد!»
رفتارهای چالش‌برانگیز و غیرهمسو با نظام که در سال‌های پایانی دولت سابق از سوی رئیس آن دولت شکل گرفت، به دلیل همین یکی بودن یا یکی شدن احمدی‌نژاد با مشایی بود. احمدی‌نژاد با نزدیک شدن پایان دوران ریاست‌جمهوری‌اش، برخلاف قانون از بیت‌المال برای جایگزین کردن مشایی به جای خود در پاستور، بسیار هزینه کرد، لکن به همان دلایلی که رهبر معظم انقلاب معاون اولی ایشان را به صلاح نمی‌دیدند، شورای نگهبان صلاحیت مشایی را برای ریاست‌جمهوری تأیید نکرد. حال اگر احمدی‌نژاد برای انتخابات سال ۹۶ برنامه‌‌ای جهت شرکت به‌عنوان نامزد ریاست‌جمهوری داشته باشد، اولین سؤال این است که شورای نگهبان با موضوع چگونه برخورد خواهد کرد؟ بدیهی است که احمدی‌نژاد سال ۹۶، دیگر احمدی‌نژاد سال‌های ۸۴ و ۸۸ نیست؛ بلکه احمدی‌نژادی است که از سال ۸۸ به بعد، مرتب خودش را با مختصات مشایی معرفی می‌کند. مشایی که هم صلاحیت برای معاون اولی نداشت و هم برای ریاست‌جمهوری صلاحیتش تأیید نشد. بنابراین، احتمال تأیید نشدن آقای احمدی‌نژاد از سوی شورای نگهبان با این اوصاف، یک احتمال معقول است. همین احتمال معقول موجب شده تا برخی از اطرافیان رئیس‌جمهور سابق که برای آمدن به صحنه انتخابات تصمیم گرفته بود، به وی متذکر شوند که احتمالاً همانند مشایی، از سوی شورای نگهبان تأیید نشود. احمدی‌نژاد که در سال ۹۲، برای تأیید گرفتن مشایی تا آخرین لحظه تلاش کرد، ولی به نتیجه نرسید؛ به این نتیجه رسید که با رفتن به سفرهای استانی و تبدیل آمدنش به یک خواست مردمی، نظام و شورای نگهبان را، به دادن تأییدیه وادار خواهد کرد! بسیار روشن است که این روش، یک روش دوقطبی‌‌ساز و فتنه‌ساز است. موسوی هم در سال ۱۳۸۸، با همین روش غیرقانونی فتنه‌ساز می‌خواست به هدفش مبنی‌بر باطل کردن نتیجه انتخابات برسد. موسوی و همراهانش با آن خطای راهبردی (البته در قالب یک توطئه براندازانه و براساس الگوی انقلاب‌های رنگی)، به خودش و کشور خسارت‌های جبران‌ناپذیری را وارد ساختند. شواهد و قرائن نشان می‌داد که احمدی‌نژاد هم برای رفتن مجدد به پاستور، برای عبور از سد نظارتی شورای نگهبان، راهی را انتخاب کرده بود که به تعبیر آیت‌الله جنتی دبیر محترم شورای نگهبان می‌توانست به یک فتنه منتهی شود. آری در چنین فضایی، رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب اسلامی، با ورود به موضوع، بزرگ‌ترین خدمت را به شخص احمدی‌نژاد و کشور کردند و از بروز فتنه‌ای دیگر در سال ۹۶، جلوگیری به عمل آوردند. هنگامی اهمیت این موضوع، بیشتر درک خواهد شد که توجه کنیم دشمنان در کمین فرصت‌ها برای بر هم زدن ثبات و آرامش کشور همانند سال ۱۳۸۸ هستند. دشمنان منتظر شکل‌گیری زمینه‌های تحرکات اجتماعی فراهم شده از سوی داخلی‌ها، برای به هم ریختن اوضاع کشور هستند. این گونه فشار اجتماعی بر شورای نگهبان برای گرفتن تأیید صلاحیت، به طور قطع یک فرصت طلایی را برای دشمنان خارجی و جریان ضدانقلاب فراهم می‌‌اورد.
➖➖➖➖
✅کانال هفته نامه صبح صادق
▶️ @sobhesadeghweekly

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
768fe

شماره جدید هفته نامه

768fe

پیشران‌های نظام اسلامی

مهدی سعیدی/ نوع نگاه به آینده برآمده از جهان‌بینی افراد و شناختی است که از محیط اجتماعی ـ سیاسی اطراف خود دارند. نگاه‌های ناامیدانه و بدبینانه برآیند توان و نیروهای اثرگذار در شکل‌گیری روندها و تحولات جامعه را به سمت پسرفت و غلبه بدی‌ها بر خوبی‌ها ارزیابی می‌کنند و نگاه‌های امیدوارانه و خوش‌بینانه سرجمع تنازع و تنش و تقابل جبهه حق و باطل را به نفع جبهه حق ارزیابی کرده و مسیر تحولات را به سمت خیر و آرامش و امنیت و سعادت جمع‌بندی می‌کنند.
جهان‌بینی اسلامی با توجه به اعتماد به وعده‌ها و سنت‌های الهی و باور به مدیریت امور از سوی اراده الهی، در زمره نگاه‌های امیدوارانه و خوش‌بینانه جای می‌گیرد. در این نگرش دستیابی به سعادت و پیشرفت و تعالی جامعه نه مبتنی بر جبر و نگاه تقدیرگرایانه، بلکه از طریق اراده‌های انسانی محقّق می‌شود و محصول تلاش مؤمنان در جامعه اسلامی است. به واقع، اراده الهی از طریق مجاهدت مستمر مؤمنانه حاصل می‌شود و نصرت الهی به جبهه مؤمنان تعلق می‌گیرد و سنت الهی نیز متضمّن تحقق قطعی آن است.
به راستی، به دلیل حاکمیت همین نگرش بر اندیشه حکیم فرزانه انقلاب اسلامی است که ایشان همواره با وجود مشکلات و نابسامانی‌های فراوان در جامعه و نظام سیاسی و عرصه‌های تحولات بین‌المللی، امیدوارانه به حوادث نگریسته و افقی روشن و آینده‌ای پر از امید و موفقیت و پیشرفت و تعالی را برای جمهوری اسلامی و نهضت اسلامی ملت ایران پیش‌بینی می‌کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات اخیر خود در عید سعید غدیر خم بار دیگر از این منظر به آینده انقلاب نگریستند و فرمودند: «البته حرکت عمومی کشور خوشبختانه حرکت خوبی است. بنده زیاد می‌شناسم، به من خیلی مراجعه می‌شود؛ نامه می‌نویسند، مراجعه می‌کنند، پیغام می‌دهند، کارها را ارائه می‌دهند و بنده هم حوصله می‌کنم و خیلی از اینها را می‌بینم. جوان‌هایی که امروز در این کشور برای احیای اسلام، برای اقامه دین با جد مشغول کارند، بحمدالله روزبه‌روز دارند زیاد می‌شوند. اینها همان‌هایی هستند که به فضل الهی، به حول و قوه الهی، هر دشمنی از جمله آمریکا و صهیونیست را به زانو خواهند فکند. اینکه بنده مکرّر در صحبت‌های مختلف می‌گویم و مدام تکرار می‌کنم که من به آینده خوش‌بینم، به خاطر مشاهده این واقعیت‌ها است.»
همان‌طور که مشاهده می‌شود، خوش‌بینی و امیدواری به آینده محصول توهم و رؤیاپردازی جاه‌طلبانه نیست که مؤیدات بیرونی نداشته باشد، بلکه حاصل توجه به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های عینی و واقعی است که از اراده‌های بلند و مجاهدت‌های مستمر مؤمنانه برخاسته است و همین عوامل است که حکیم فرزانه انقلاب از آنها به منزله «پیشران‌های انقلاب اسلامی» یاد می‌کنند. هر حرکت و نهضتی نیازمند پیشران‌هایی است تا همچون موتور محرک جامعه عمل کرده و موجب حرکت و خروج از ایستایی دیگر بخش‌های جامعه شود. در نگاه معظم‌له، ما واقعیت‌های خوب بسیاری داریم که می‌تواند ما را جلو ببرد و پیشران حرکت عمومی جامعه باشد. جوان‌های خوب، جوان‌های مؤمن، جوان‌های آماده و آنهایی که برای حضور در میدان‌های مجاهدت اشک می‌ریزند تا اجازه بدهند اینها بروند از کشور و دین دفاع کنند، بسیارند و بحث دو نفر، ده نفر و صد نفر نیست. این همان انگیزه‌ای است که کشور را نجات خواهد داد و باید آن را تقویت کرد.
کافی است به تحولات عظیم چند دهه اخیر انقلاب نگاهی بیندازیم تا جایگاه پیشران‌های مؤثر را به خوبی مشاهده کنیم.حماسه هشت سال دفاع مقدس که در ایام سالگرد آن قرار داریم، به خوبی نشان‌دهنده نقش‌آفرینی جوانانی است که در برابر بیش از ۳۰ کشور جهان مقاومت کردند و در حالی که کمترین سلاح‌های نظامی محروم بودند، توانستند ماشین جنگی رژیم بعثی را که به آخرین تسلیحات مدرن زرّادخانه‌های غرب مجهز بود، زمینگیر کرده و دشمن را با شکست کامل به تسلیم وادارند، آن هم بدون آنکه حتی یک وجب از سرزمین‌مان را به بیگانه واگذار کنند.
بی‌شک، مدیریت جنگ بدون وجود اراده‌های پولادین و همت‌های بلند جوانان غیور این سرزمین ممکن نبود و امروز نیز وجود این جوانان در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی، امنیتی، نظامی، فرهنگی و هنری است که در مقابل چشمان دانای انقلاب اسلامی قرار دارد، از این رو از زبان‌شان بشارت‌های پیامبرگونه جاری است.
در حقیقت، برای موفقیت و پیشرفت همه‌جانبه کشور به شناخت و توجه ویژه به این پیشران‌ها نیاز داریم و نباید فراموش کنیم که در صدر این پیشران‌ها جایگاه ارزشمند ولایت فقیه و رهبری جامعه اسلامی قرار دارد که منحصربه‌فردترین مؤلفه قدرت در نظام اسلامی در مقایسه با دیگر نظام‌های سیاسی به شمار می‌آید.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
767fe

جدیدترین شماره هفته نامه صبح صادق

767fe

دفاع همچنان ادامه دارد

رسول سنائی‌راد/ اتصال هفته گرامیداشت دفاع مقدس با دهه ولایت در سال جاری امر مبارکی است که پیام بلند آن ضرورت پذیرش ولایت معرفی شده از سوی نبی گرامی اسلام(ص) در عید الله‌اکبر «غدیر خم» برای ورود به حصار امن و راحتی از عذاب طاغوت است. اگر پیام اطمینان‌بخش و مولد آرامش غدیر به درستی فهم و عمل می‌شد، اسلام راستین نبوی پس از ارتحال پیامبر(ص) نیز استمرار می‌یافت و اجازه جولان به مستکبران و طواغیت را نمی‌داد و تمدن ناب اسلامی حاصل از حکومت نبوی برای همیشه تاریخ می‌توانست حصار امن الهی را برای امت اسلامی حفظ کند؛ اما افسوس که تنازل مفهوم بلند ولایت و جانشینی حضرت نبی(ص) به صرف دوستی آن حضرت، امکان نفوذ اغیار به درون جامعه اسلامی و شکل‌گیری طواغیتی از امویان تا حزب بعث، آل‌سعود و داعش را فراهم آورده و زمینه‌ساز سلطه استکباری جهان کفر بر مسلمانان شده است.
آنچه طی هشت سال دفاع مقدس رخ داد، مقابله جبهه طاغوت و کفر با جبهه ولایت بود که قرن‌ها پس از حادثه غدیر، با انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) پرچم اسلام ناب محمدی(ص) برافراشته شد.
در واکنش به این پدیده نورانی بود که نظام استکبار و مدافعان اسلام آمریکایی، صدام بعثی را به نیابت برگزیده و با تحریک و حمایت از وی تجاوزی ظالمانه را علیه نظام نوپای اسلامی رقم زده و با بهره‌گیری از روحیات قدرت‌طلبانه و ماجراجویانه صدام، او را سردار قادسیه نامیده و توهم سقوط شش روزه جمهوری اسلامی ایران و جایگزینی وی به جای محمدرضا پهلوی در منطقه غرب آسیا را ایجاد کردند. غافل از اینکه انقلابی‌گری و روحیه جهادی برآمده از ارزش‌های اعتقادی و مبانی اسلام ناب و محوریت ولایت در نزد نیروهای انقلاب، مولد سدّی محکم و پولادین در برابر این تجاوز ظالمانه بوده و مقاومتی دینی و انقلابی را سازمان داد که نه‌تنها متجاوزان را زمینگیر کرد و شرایط دفع متجاوز و چشاندن طعم شکست به آنها را فراهم ساخت؛ بلکه روند پیروزی‌های رزمندگان اسلام معرّف ارزش‌های اعتقادی مولد قدرت و عزت در عرصه افکار عمومی و پدید آمدن بیداری اسلامی و شکل‌گیری هویت اسلامی ـ جهادی شد که نوید سر دادن اذان رشادت و برافراشته شدن پرچم توحید در اقصا نقاط جهان و پدید آمدن حسّ امید و جنبش نزد تمامی مظلومان و ستمدیدگان جهان بود که مقاومت در مجاهدان افغانستان، پیروزی رزمندگان حزب‌الله در لبنان و روند انتفاضه و مقاومت در فلسطین از آثار آن بود. از این رو نظام استکبار که خطر توسعه این هویت انقلابی ـ جهادی را درک کرده و عظمت عملیات‌های غرور‌آفرین رزمندگان اسلام را در شرایط نابرابر دیده بود، بر آن شد تا ابتدا با مذاکره و نفوذ و سپس تشدید تحریم و ورود مستقیم به جنگ، مانع ادامه این روند و توقف این جنگ الهام‌بخش شود. بنابراین جبهه استکبار و حامیان اسلام آمریکایی با تمام توان پس از کربلای ۵ و تهدید بصره به حمایت از صدام برآمده و دست او را در هر جنایتی برای تغییر روند جنگ باز گذاشتند. حضرت امام خمینی(ره) در روزهای سخت و فشار جنگ در آخر تابستان سال ۱۳۶۶ که علاوه بر ورود گسترده منافقین به جنگ، کشتار ناجوانمردانه حجاج و زائران ایرانی به دست آل‌سعود و توسعه جنگ به شهرها و نفتکش‌ها و کاهش صادرات و قیمت نفت به بشکه‌ای پنج دلار رقم خورد، در پاسخ به تردیدآفرینی‌های آقای منتظری پس از حمله ناو وینسنس آمریکا به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و به شهادت رساندن مسافران بی‌گناه آن، در پیامی سیاسی ـ معنوی اعلام فرمودند: «این جنگ، جنگ اعتقاد است.جنگ ارزش‌های اعتقادی ـ انقلابی علیه دنیای کثیف زور و پول و خوشگذرانی است. جنگ ما جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت علیه نامردمی‌ها است… جنگ بین استکبار و اسلام است… امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است.»
با این پیام سیاسی ـ معنوی حضرت امام(ره) قوای روحی و معنوی رزمندگان اسلام برای استقامت و پایداری در برابر امواج سهمگین فشار و خیانت تقویت شد و آنها به مشروعیت این دفاع و استقامت نیز دلگرم شدند و تا پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به دفاع سرسختانه و جانانه خود با رشادت در عین مظلومیت ادامه دادند؛ استقامتی که اگر چنانچه با اقدام و عمل بیشتر مسئولان و دسترسی به امکانات و تجهیزات بیشتری همراه بود، می‌توانست در نتایج جنگ هم مؤثر بوده و به سقوط صدام منتهی شود.
در واقع، این حمایت و همراهی همه‌جانبه نظام استکبار به سردمداری آمریکای جنایتکار بود که موجب شد متجاوز از سقوط قطعی، جان به در برده و جنگ با پذیرش قطعنامه به پایان برسد. جالب اینکه همان‌گونه که شروع جنگ با توطئه آمریکایی‌ها و حمایت جبهه نفاق و اسلام آمریکایی همراه بود، در روزهای پایانی جنگ هم، آمریکایی‌ها به حمایت علنی از صدام پرداختند با تشدید تحریم‌ها و کاهش قیمت نفت، رژیم‌های مرتجع عربی و در رأس آن آل‌سعود را به کمک صدام آوردند و به دنبال جلوگیری از رقم خوردن نتیجه به نفع جمهوری اسلامی ایران شدند، اما با وجود تمام حمایت‌ها، صدام سرانجام با پذیرش عقب‌نشینی به مرزها و پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ و با بر جا گذاشتن حدود یک میلیون کشته و زخمی و هزینه کردن ۳۷۵ میلیارد دلار ذخایر ارزی به علاوه رقمی کلان‌تر درآمدهای هشت ساله و استقراض از کشورهای عربی به هیچ‌‌یک از ادعاها، شعارها و بهانه‌های آغاز جنگ نرسید.
اما در این سو ملت بزرگ ایران گرچه مظلومیت‌ها و هزینه‌هایی متحمل شده بود، ولی دستاوردهایی چون تشکیل بسیج، شکل‌گیری صنعت دفاعی مستقل، الهام‌بخشی به مظلومان فلسطینی و لبنانی و کسب تجارب ارزشمند دفاعی برای سپاه و ارتش رقم خورده بود که پشتوانه قدرت ملی برای تداوم ایستادگی و مقاومت و دفاع از عزت ملی در برابر هر ظلم و تجاوز دیگر به شمار می‌آمد. شکست جنگ نیابتی امروز و فروپاشی جریان تروریستی ـ تکفیری داعش را باید حاصل قدرت برآمده از هشت سال دفاع مقدس دانست که البته باز دشمن با فشار و مذاکره قصد ایجاد رخنه و نفوذ برای ضربه زدن به پایه‌های هویتی آن، یعنی دین و انقلابی‌گری دارد؛ لذا پس از دفاع مقدس، دفاع همچنان باقی است و این بار نوبت جهاد کبیر است که اجازه بازگشت سلطه و پذیرش خواسته‌های استکبار را سلب کند. امروز جهاد اصغر جایش را به جهاد کبیر داده، اما لازمه آن مجاهدت و انقلابی‌گری است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی