p-612

۶۱۲ | مجلس سوت حرکت قطار دولت یازدهم را به صدا درآورد

p-612

بیست‌وششم مرداد هزاروسیصدونود و دو با هویت جدیدی در تقویم سیاسی ایران ثبت و ماندگار شد، روز آغاز به کار رسمی دولت یازدهم با ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی. مجلس در مدت چهار روز که روز چهارم بسیار طولانی شد و تا حدود ساعت ده شب طول کشید، میزبان دکتر روحانی و اعضای کابینه پیشنهادی‌اش بود تا با میدان دادن به اضلاع مثلث نمایندگان مخالف و موافق و وزرای پیشنهادی و شنیدن سخنان آنان در نهایت درباره وزارت هر وزیر پیشنهادی تصمیم‌گیری کند. مجلس شورای اسلامی نهم معروف به مجلس اصول‌گرایان – البته با لحاظ کردن نمایندگان سایر گروه‌های سیاسی- با در نظر گرفتن فعل و انفعالات چند ماه پیش عرصه سیاسی و کش و قوس‌های زیاد آن که در رخدادهای حادتر سال‌های پیش‌تر ریشه داشت، برای مواجهه با کابینه پیشنهادی دکتر روحانی که با عبور از مسیر پرتنش اشاره شده رئیس‌جمهور شد، سه‌گزینه برخورد تخاصمی، تقابلی و تعاملی را پیش‌رو داشت که هوشمندانه با درک وظیفه و وضعیت، گزینه سوم را برگزید و با عمل به وظیفه خطیر خود- نمایندگی و قوه‌مقننه- و گذر از فراز و فرودهایی که بعضاً بی‌نیاز از نقد هم نبود به پانزده وزیر از هیجده وزیر پیشنهادی رأی اعتماد داد. قطعاً و همانطور که پس از رأی اعتماد مجلس به کابینه پیشنهادی در رسانه‌ها دیده شد، برخی به وزرای رأی اعتماد گرفته انتقاد دارند و برخی هم از اینکه سه وزیر پیشنهادی رأی اعتماد نگرفتند، انتقاد دارند. چنین رویکردی فاقد اعتبار نیست، بلکه فاقد اولویت است و باید در حاشیه به آن پرداخت. اولویت، نگاه دقیق‌تر به وضعیت وزرایی است که رأی اعتماد نگرفته‌اند. از نتایج این نگاه دقیق، ارتباط و تطبیق وزارتخانه بالاترین رأی اعتماد یعنی وزارت اقتصاد با ۲۷۴ رأی با وضعیت کلی کشور و مردم است. اگر این اتفاق حادثه و تصادف هم تلقی شود نافی واقعیت موجود نیست و این پیامی جدی برای کل دولت یازدهم است که شواهد قطعی و انکارناپذیر متعدد آن را تأیید می‌کند. نتیجه دیگر این نگاه، پایین بودن رأی اعتماد برخی از وزیران است. وضعیت این وزیران از حیث دیدگاه کلی که در مجلس درباره آنها بود، بسیار شبیه به وضعیت نمایندگانی بود که رأی اعتماد نگرفتند. سخن از درست و یا غلط بودن این دیدگاه نیست؛ زیرا الآن همه آنها رسماً و قانوناً وزیرند، بلکه هدف این است که هم حساسیت مجلسیان به این مقوله گوشزد شود و هم از اولویت پیش گفته غفلت نشود و چیزی که اولویت نیست و مجلسیان هم به آن حساسیت عملی دارند، جای اولویت اصلی و واقعی را نگیرد. دولت یازدهم در میان مشکلات عدیده یک امتیاز مهم دارد اینکه اولویت و برنامه کلانش کاملاً‌ روشن و مشخص است و برای رسیدن به آن نیاز به اتلاف وقت و هزینه ندارد. به‌نظر می‌رسد نیاز کلیدی مراقبت شدید از جابه‌جا نشدن اولویت و رشد نکردن علف‌های هرز ریشه سوز سیاسی در کانون برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دولت است که غفلت از آن چاله‌ها را به چاه تبدل می‌کند و زمانی خطرناک‌تر می‌شود که عده‌ای قصد داشته باشند بدون بلیت و در موقعیت‌های مناسب بین راه با دستگیری برخی! وارد قطار در حال حرکت دولت یازدهم شوند. مسافران قانونی این قطار باید بدانند که تجربه‌ نشان داده دستگیری همیشه موجب سوار شدن پیاده‌ به قطار نیست و در مواردی هم دستگیری، سواره را از قطار پایین کشیده است. برای اجتناب‌ از این حوادث شوم و خطرآفرین، شاخصی لازم است که دولتی‌ها رفتار خود را با آن تنظیم کنند. بهترین شاخص دولتی، خط قرمزی است که دکتر روحانی بیان کرد: «خط قرمز من و شما با تمام وزرای آینده امانتداری در بیت‌المال و رعایت رهنمودهای رهبری و حراست از عزت کشور و صیانت و پاسداری از اخلاق و احکام نورانی اسلامی است.» با آرزوی توفیق برای دولت یازدهم. ان‌شاء‌الله

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

 

p01-12-1

۶۱۱ | میثاق روحانی با مردم و نظام

p01-12-1

دکتر روحانی در آیین روز تحلیف دو اقدام همزمان داشت، ابتدا سخنرانی کرد و بلافاصله در پایان آن فهرست وزرای پیشنهادی‌اش برای وزارتخانه‌های دولت را در اختیار مجلس قرار داد. از فردای روز تحلیف اظهارنظرهای مختلف درباره فهرست پیشنهادی دکتر روحانی آغاز شد و در حالی که سخنرانی دکتر روحانی بسیار مهم بود، ظاهراً کسی بین این سخنرانی و فهرست پیشنهادی و جایگاه این سخنرانی با مشی آینده دولت و انتظارات مردم و نظام نسبتی برقرار نکرد. نوشتار حاضر در راستای آنچه که بیان شد درصدد بررسی دو نکته است یکی نگاه به کابینه پیشنهادی و دیگری فرازهای اصلی سخنان دکتر روحانی و نسبت آن با کابینه و انتظارات مردم و نظام.
الف- چند وچون‌های کابینه پیشنهادی؛ برخی در گام اول برای هدایت افکار عمومی به مسیری دلخواه و اثبات اینکه شعار کابینه فراجناحی زمان تبلیغات انتخاباتی تحقق‌یافته، شتاب‌زده خط حضور همه گرایش‌های سیاسی در کابینه روحانی را ترسیم کردند و برای اثبات آن نیز به سه گزینه پیشنهادی وزارتخانه‌های دفاع، کشور و اطلاعات انگشت گذاشتند و بعد هم صفت اصول‌گرایان معتدل را برای آنها به کار بردند. حال پرسش این است که از این بابت، باید به آقای روحانی انتقاد کرد یا کسانی که موضوع را اینگونه وانمود کردند. درباره پیشنهاد آقای روحانی در سطرهای بعد نوشته می‌شود، اما در اینجا باید دیدگاه این افراد را نقد کرد که در آغاز راه با بر هم زدن قواعد کار در پی اثبات چیزی برآمدند که دفاع از نقطه مقابلش منطقی‌تر است (دولت جناحی) تا اینکه ناشیانه وانمود کنند که دولت فراجناحی در حال تشکیل است، اما نظرات مخالف این ادعا نیز وجود داشت. صادق‌زیبا کلام آن را مطابق انتظار اصلاح‌طلبان و مورد طبع اصولگرایان ندانست و عزت الله یوسفیان ملا، عضو کمیسیون رهروان ولایت نیز در این باره گفت: «کابینه آقای روحانی کابینه فراجناحی نیست و به گروه و جریان خاصی وابسته است.» حجت‌الاسلام پژمانفر از اعضای جبهه پایداری هم ابراز داشت: «رئیس‌جمهور از همه ظرفیت‌های کشور برای کابینه استفاده نکرده است.» درباره کابینه نگاه دیگری نیز وجود دارد، برخی به دور از جناحی و غیرجناحی بودن، جزیی‌تر بحث کرده‌اند و به آن نگاه کیفی و ارزشی دارند. برخی از کلیت آن راضی هستند و از آن تعریف کرده‌اند مانند کرباسچی که گفت: «به اعتقاد من کابینه‌ای که به مجلس معرفی شد نشان می‌دهد روحانی از شعار اعتدال و خردگرایی دور نشده است، چرا که بخش اعظم کابینه با سابقه اجرایی مقبول و تجربه خوبی همراه هستند…»
سعید لیلاز هم نوشت: «فهرست پیشنهادی کابینه حسن روحانی امیدوارکننده است و آینده خوبی را برای کشور نوید می‌دهد. به‌نظر می‌رسد گروهی که آقای دکتر روحانی انتخاب کرده است گروهی بسیار پخته و کارآمد است. هر کدام در ایران و در حوزه‌های خودشان آخر توانمندی و تجربه و دانش هستند.» در نگاه برخی وجه سلبی به نحو موردی پررنگ‌تر است. حداد عادل آن را اینگونه بروز داد: «کابینه پیشنهادی روحانی بد نیست. تلاش می‌کنیم کابینه معتدل‌تر شود. نگرانیم کشور به سال‌های پس از دوم خرداد ۷۶ و فتنه ۷۸ و ۸۸ برگردد.» مهرداد بذرباش نیز از فقدان رویش‌های جدید در دولت ناراضی بود.
در این میان حسین‌ شریعتمداری بی پرده‌تر موضع گرفت و با اشاره مختصری به پیشینه دو وزیر پیشنهادی، به وجود نام آنها در فهرست نامزدهای پیشنهادی به مجلس، به‌شدت اعتراض کرد و حسین نقوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی نیز با روش آقای شریعتمداری صراحتاً‌ علیه محمد جواد ظریف گزینه پیشنهادی برای وزارت خارجه، موضع گرفت و با بیان اینکه نقدهایی به وی وجود دارد گفت: «باید برنامه‌ و دیدگاه‌های آقای ظریف را بشنویم و بعد درباره‌ وی اظهارنظر کنیم، البته نقدهایی به محمدجواد ظریف وارد است و در جلسه با وی درباره این نقدها و نقاط قوت و ضعف صحبت خواهیم کرد و در مجموع کمیسیون امنیت ملی جمع‌بندی خواهد کرد.» حجت‌الاسلام سبحانی‌نیا نایب رئیس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت هم گفت: «ابهامات و حساسیتی در مورد چهار وزیر پیشنهادی وجود دارد.» با وجود تمامی این چند و چون‌ها درباره کابینه پیشنهادی که تنها به مواردی از آن اشاره شد، ظاهراً نگاه عمومی مجلس به بیشتر اعضای کابینه پیشنهادی مثبت است و آقای روحانی می‌تواند به همکاری و کمک مجلس امیدوار باشد و چنانچه احتمالاً تعداد معدودی از وزرای پیشنهادی‌اش هم رأی نیاوردند، آن را پای حقوق و مسئولیت خطیر مجلس بگذارد.
ب- شاخص اصلی؛ بسیار مهمتر از معرفی کابینه و داوری‌های متفاوتی که درباره آن شد، سخنان دکتر روحانی در آیین روز تحلیف است، پیش از ورود به این بحث، به دولت جناحی و فراجناحی اشاره می‌شود. به‌نظر نگارنده در وضعیت فعلی کشور و آنچه که به گروه‌های سیاسی مربوط است، دولت فراجناحی حلال مشکلات نیست بلکه احتمالاً موجب پریشانی اذهان عمومی و وارد ساختن آسیب جدی به نظام شکل گرفته سیاسی افکار مردم می‌شود که در حال حاضر وجود آن (نظام) بهتر از نبودش و بهتر از هرج‌ومرج سیاسی در اذهان است. یکی از عوارض منفی شکل‌گیری دولت فراجناحی در وضعیت حاضر بر هم خوردن ضوابط سنجش عملکرد گروه‌های سیاسی است که مردم برای تشخیص و رأی‌دادن به شدت به آن نیاز دارند. به‌نظر می‌رسد دکتر روحانی از حق خود استفاده و کابینه جناحی معرفی کرده (شاید به غیر از یکی دو استثنا) و نباید بیهوده تلاش و کابینه وی را فراجناحی معرفی کرد. به‌نظر می‌رسد از این جهت نباید به دکتر روحانی انتقاد کرد مگر به خلف وعده وی در تبلیغات انتخاباتی که می‌توان از آن هم گذشت و آن را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد مصلحت همه‌ یعنی، مردم، نظام گروه‌های سیاسی، کابینه و شخص آقای روحانی در این است که توجه همه به فرازهای اصلی سخنان وی در آیین روز تحلیف معطوف شود. به‌نظر می‌رسد این سخنان تا پایان دوره ریاست‌جمهوری از آقای روحانی جدا نمی‌شود و دیگران به جا و نابجا آن را به رخش می‌کشند. تمرکز بر آنها، یادآوری و بازگویی سنجیده و بهنگام آنها مشروط بر اخلاص و دوری از هرگونه غرض‌ورزی، کمک به آقای روحانی است و موجب اصلاح حرکت دولت و استحکام و پیشرفت کشور خواهد شد. ان‌شاء‌الله. برخی از این موارد عبارتند از:
۱- قانون؛ «همه آنهایی که به اینجانب رأی دادند و آنهایی که به دیگران رأی دادند و یا حتی پای صندوق‌های رأی حاضر نشدند، همه شهروندان هستند واز حقوق شهروندی برخوردارند؛ دولت تدبیر و امید، خود را مکلف میداند که خواسته‌های «قانونی» همه آنان را مدنظر قرار دهد. من نماینده همه مردم ایران هستم.» قانون و پایبندی به آن تضمین‌کننده امنیت، سلامت و منفعت شخصی و عمومی است؛ پس نباید خود قانون را تا زمانی که قانون است و متولی و مرجع دارد به چالش کشید. این یک وظیفه و تعهد جدی و غیرقابل خدشه است.
۲- مفهوم اعتدال‌گرایی؛ «اعتدال‌گرایی به معنای توازن میان آرمان و واقعیت و ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی و جناحی است. اعتدال‌گرایی بر اجماع ملی، قانون‌گرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تأکید می‌کند. بنیان این مرام‌ فکری و عملی، فاصله گرفتن از تخیل و توهم و تمرکز بر تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌ها است. دولت تدبیر و امید نهایت اهتمام خود را به کار خواهد گرفت تا بر مبنای اهداف و روش‌های عقلایی و متناسب با واقعیت‌های موجود، اعتدال را شالوده عملکرد و مدیریت کشور قرار دهد، تهدیدها را کاهش داده و فرصت‌ها را افزایش دهد.» تبدیل ایده «اعتدال‌گرایی» به گفتمان برتر در داخل و در خارج به‌عنوان شعار سیاست خارجی به تبیین و تشریح دقیق نیاز دارد که احتمالاً‌دکتر روحانی گروهی را مأمور به این کار کرده است، اما در داخل اصرار و پایبندی دولت‌آقای روحانی به جمله اول فراز فوق و روی برنگرداندن از آن در هر وضعیتی می‌تواند تمامی گروه‌های همراه و رقیب را به رعایت آن سوق دهد. یعنی نقش دولت در موفقیت این شعار نقش اول و عامل اصلی است و باید به آن توجه جدی داشت.
۳- حرمت و کرامت؛ «مردم تغییر، تحول و تعالی می‌خواهند. مردم می‌خواهند از فقر و تبعیض به دور باشند. مردم می‌خواهند حرمت و کرامت داشته باشند.» در کنار توجه و تأمین همه نیازهای رفاهی و امنیتی مردم، یکی از جلوه‌های تحقق «حرمت و کرامت» انعکاس شخصیت و هویت برجسته مردم در افکار جهانی است که اصلی‌ترین و کوتاه‌ترین راه آن ارائه چهره‌ای منطقی، حق‌طلب، نوع دوست، مقاوم در برابر زورگویی‌ها و حمایت از مظلومان و محرومان و تعالی جویی و اصرار بر آرمان‌ها و اهداف اسلام و انقلاب است که نباید گذاشت این مهم در پرتو کوران و بوران حوادث و انبوه اشتغالات و سرگرم شدن به جنبه‌های دیگر موضوع قرار گیرد و رفته‌رفته رنگ ببازد و فراموش شود.
۴- مبارزه با فساد و تبعیض؛ یکی از اهداف کلیدی دولت، مبارزه با فساد و تبعیض خواهد بود. همه دستگاه‌ها و نهادها و مسئولان باید دست به دست هم دهند تا مبارزه‌ای جدی با نابرابری و فساد را‌ آغاز کنند.» در اهمیت این موضوع همین بس که تحقق آن می‌تواند دست کم سی‌درصد مشکلات اصلی را حل کند.
۵- تعاملات بین‌المللی؛ شفافیت، کلید گشودن است باب اعتماد است. شفافیتی که از آن سخن می‌گوییم، نمی‌تواند یکطرفه و بدون سازوکارهای اجرایی و عملی در روابط دوجانبه و چندجانبه باشد… ملتی را که با برخورداری از انسجام ملی و با مشارکت گسترده و در کمال آرامش و امنیت در انتخابات شرکت می‌کند، نمی‌توان با تحریم به تسلیم واداشت و یا به جنگ تهدید کرد، بلکه تنها راه تعامل با ایران، گفت‌وگو از جایگاه برابر، اعتمادسازی متقابل و احترام دو جانبه و کاستن از خصومت‌ها است… متناسب با رفتار و برخورد طرف‌های مقابل در جهت بهبود و ارتقای روابط حرکت خواهیم کرد. به صراحت می‌گویم اگر پاسخ مناسب می‌خواهید، نه با زبان تحریم که با زبان تکریم با ایران سخن بگویید.» این فراز اهمیت دوگانه دارد از یکسو دشمن که طی روزهای گذشته طوری تبلیغ می‌کرد که گویا با حضور آقای روحانی احتمال سازش ناحق با ایران و گرفتن امتیاز افزایش یافته، دریافت که واقعیت چیز دیگری است و مسیر عزت و مقاومت ادامه دارد و از سوی دیگر مردم هم امیدوار شدند که با حمایت از این دیدگاه دولت، همچنان می‌توانند با جدیت حقوق هسته‌ای خود را مطالبه کنند و در انتظار استیفای آن باشند.
درهر صورت سخنان چندمحوری دکتر روحانی در آیین روز تحلیف در حکم میثاق‌نامه با مردم و نظام است و دولت با هر گروهی از وزیران که تشکیل شود مردم دکتر روحانی را مسئول و سکاندار می‌دانند. بجاست وزرایی که از مجلس رأی اعتماد می‌گیرند به دقت این سخنان را مطالعه کنند و به خاطر بسپارند و به اجرای مفاد آن ملزم باشند. با شناختی که از مردم ایران است همه‌جانبه از دولت‌آقای روحانی حمایت می‌کنند، مشروط بر اینکه اجرای این میثا‌ق‌نامه مخدوش نشود و متروک نگردد. هیچ‌کس این وظیفه مهم را فراموش نکند: «همه باید به دولت کمک کنند.» با آرزوی توفیق برای آقای روحانی و همکاران‌شان در خدمت هر چه شکوفاتر به اسلام، انقلاب و ایران سرافراز از خون شهیدان و هدایت‌های پیامبرگونه امام راحل(ره) و تعهد مجدانه و داهیانه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در ادامه راه آن عزیزان.
رضا گرمابدری

صفحه یک

صفحه دو

صفحه سه

صفحه چهارم

صفحه پنجم

صفحه شش

صفحه هفت

صفحه هشت

صفحه نه

صفحه ده

صفحه یازده

صفحه دوازده

نسخه متنی

610

۶۱۰ | آمریکایی‌ها طرف هسته‌ای خود را بشناسند!

610

پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری، مقامات و رسانه‌های غربی و به‌ویژه آمریکایی رفتار دقیق و حساب‌شده‌ای را با وی آغاز کردند. آنها ابتدا به فضاسازی فراگیر روی آوردند و در واکنشی تقسیم‌بندی شده، غالباً از انتخاب وی استقبال کردند و بعضاً زبان به تمجید از او هم گشودند، سپس تعریف و تمجیدهای‌شان را به سمت فعالیت هسته‌ای ایران و رابطه با آمریکا شیب دادند. در این میان ساز کوک نشده رژیم صهیونیستی و به شکل خاص شخص نتانیاهو بود که برخلاف نظر غربی‌ها علیه انتخاب دکتر روحانی هیاهو می‌کرد. پس از یک دوره کوتاه چند روزه که صرف فضاسازی و جلب‌نظر مقامات ایران و به‌ویژه رئیس‌جمهور منتخب شد، چهارشنبه گذشته کنگره آمریکا تندترین اقدام عملیاتی را علیه ایران  کلید زد و طرح جدید به صفر رساندن صادرات نفت ایران را از طریق تصویب لایحه تحریم سخت‌گیرانه‌تر صادرات نفت ایران به اجرا گذاشت. کنگره در حالی به این لایحه رأی داد که چند روز پیش از آن ۱۳۰ نفر از اعضای آن با ارسال نامه به اوباما تجدیدنظر در رابطه با ایران را خواستار شده بودند، اما هنگام رأی‌گیری درباره لایحه تحریم جدید ایران حدود ۱۱۱ نفر از امضاکنندگان آن نامه به این لایحه رأی مثبت دادند، یعنی این تعداد به همراه ۲۹۰ نفر دیگری که به این لایحه رأی مثبت دادند با اندکی تأخیر و پس از اجرای مراحلی از برنامه حاکمیت سیاسی آمریکا برای مواجهه با آقای روحانی در رفتار، سخنان نتانیاهو را اجرایی کردند تا از وی روسیاه‌تر ظاهر شوند. «اد رویس» از اعضای جمهوریخواه کنگره آمریکا که حامی اصلی این قانون دو حزبی است، دیدگاه اصلی سیاستمداران آمریکا را درباره تغییر دولت در ایران اینگونه آشکار می‌کند: «ایران ممکن است رئیس‌جمهوری جدید داشته باشد، اما حرکت ایران به سوی برنامه هسته‌ای همچنان ادامه دارد… فشار اقتصادی و سیاسی بر ایران باید افزایش یابد.» به‌گفته رویترز یکی از مقامات آمریکایی که نخواست نامش فاش شود در موضع‌گیری مشابهی گفت: «اقدامات [ایران] نحوه سیاست‌های ما را تعیین خواهد کرد… باید اقدامی صورت گیرد که از تعهد به تعامل حمایت کند… صد درصد در این مورد توپ در زمین ایران است.» بررسی رفتار آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که آنها بازی این مرحله را از فضای بسیار باز آغاز کردند تا مرحله به مرحله آن را به محیط بسته هدایت‌کنند تا در نهایت رئیس‌جمهور جدید را برای تصمیم‌گیری در تنگنای شدید قرار دهند. آمریکایی‌ها بر فضای بازی و برنامه خودشان کاملاً اشراف دارند؛ اما ظاهراً در یک نقطه دچار خطا شده‌اند، اینکه وضعیت را مشابه ده سال پیش می‌بینند. آمریکایی‌ها و سایر مقامات غربی از مباحث هسته‌ای دهه گذشته به‌عنوان دوران خوش یاد می‌کنند و در حسرت آن به‌سر می‌برند و خواهان بازگشت به آن دوره هستند؛ زیرا امتیازاتی که در آن دوره گرفتند، اما پس از چند سال از آنها پس گرفته شده برای‌شان مسرت‌بخش بود. علت اینکه آنها دیگر نباید در انتظار آن دوره باشند، این است که در آن زمان مردم به هیچ‌وجه در مباحث هسته‌ای دخیل نبودند و اساساً بسیاری هم از آن بی‌خبر بودند، اما در وضعیت حاضر همه مردم ایران درگیر مباحث هسته‌ای هستند و این مسئله عمومی و ملی شده و ملت ایران به هیچ‌وجه حاضر نیست در مسائل هسته‌ای که حق مسلم خود می‌داند کوتاه آید. آمریکایی‌ها به اشتباه دکتر روحانی را طرف خود می‌دانند، از این رو عملیات روانی خود را بر وی متمرکز کرده‌اند، حال آنکه واقعیت این است که مردم طرف حساب آمریکا هستند و دکتر روحانی هم باید آدرس مردم را به آمریکایی‌ها بدهد.

 

دریافت نسخه پی دی اف
 دریافت نسخه متنی

هفته نامه صبح صادق         شماره ۶۱۰       ۱۴/۶/۹۲

609

۶۰۹ | بار روز قدس بر دوش مردم ایران

609

سال‌ها است که فرا رسیدن آخرین جمعه ماه مبارک رمضان که امام خمینی(ره) بر آن نام «روز قدس» گذاشتند، برای مسلمانان مفهوم ویژه‌ای یافته و شورآفرینی می‌کند. تحولات پرفراز و فرود دو سه سال اخیر جهان اسلام که به وضعیت مبهم و پیچیده امروز منتهی شده، برقضیه روز قدس نیز تأثیرگذاشته است. این تأثیر پس از بازخوانی چرایی تعیین روندی به نام «روز قدس» بهتر درک می‌شود. در بیانی مختصر امام خمینی(ره) روز قدس را ایجاد کردند تا قدس شریف و ملت ستمدیده و مظلوم فلسطین از غربت و مهجوریت خارج شوند و در دوره‌ای که بسیاری از دولت‌های جهان اسلام در خواب غفلت فرورفته بودند و یا نسبت بهاهمیت مسئله فلسطین تجاهل می‌کردند، مردم مسلمان بدون در نظر گرفتن خطوط فاصل قومی، ملی، زبانی، نژادی و… از این بهانه و فرصت مغتنم بیشترین استفاده را کنند و یکپارچه و یک‌صدا در حمایت از فلسطین و محکومیت رژیم صهیونیستی به صحنه آیند و ملت مظلوم فلسطین را در مبارزه با صهیونیست‌ها یاری کنند. با وجود کارشکنی‌های برخی از کشورهای اسلامی و به‌ویژه عربی که به هیچ وجه اجازه نمی‌دادند، مردم‌شان روز قدس را برگزار کنند، حضور مردم مسلمانان جهان در این روز در خیابان‌ها، به رودی عظیم و جاری تبدیل شد که منافع زیادی برای فلسطین داشت. یکی از بزرگ‌ترین منافع این نمایش جهانی تنفر از اشغال و زیر پاگذاشتن سرزمین و حقوق یک ملت، این بود که قضیه واقعی فلسطین برای مردم جهان آشکار شد و مسئله روز قدس برای صهیونیست‌ها به کابوسی وحشتناک و دائمی بدل شد و پس از آن بود که خود را نه در برابر ملت فلسطین که در برابر امت اسلامی و حتی مردم بسیاری از کشورهای غیر اسلامی دیدند. پس از اینکه توفان بیداری اسلامی، برخی از کشورهای اسلامی را یکی پس از دیگری در نوردید، یکی از نگرانی‌های اصلی صهیونیست‌ها این بود که موضع دولت‌های جدیدی که پس از این تحول در این کشورها روی کار می‌آمدند درباره رژیم صهیونیستی چیست و این موضع چه تأثیری بر دیدگاه مردم این کشورها در این باره دارد که هر دوی آنها به وضوح در چگونگی برگزاری «روز قدس» در این کشورها قابل مشاهده بوده است. از قضا بیداری اسلامی در کشورهایی واقع شد که یا به قضیه فلسطین از رهگذر «روز قدس» اصلاً توجه نداشتند و یا بسیار کم‌توجه داشتند. در یکی دو سال گذشته هم که این کشورها بیشتر درگیر مسائل داخلی بودند و مواضع رسمی و غیررسمی آنها درباره روز قدس نمود قطعی و تعیین‌کننده‌ای نداشت و در ظاهر این وضعیت به نفع رژیم صهیونیستی بود، اما به نظر می‌رسد امسال وضعیت تا حدودی در برخی از این کشورها دستخوش تغییر شده و چگونگی برگزاری «روز قدس» در این کشورها شاخصی برای سنجش مواضع و رفتار پیدا و پنهان آنها در رابطه با رژیم صهیونیستی است. شاید این قضیه در مصر نسبت به لیبی، تونس و حتی بحرین مهم‌تر باشد؛ زیرا دولت حسنی مبارک به مردم مصر اجازه نمی‌داد که مراسم روز قدس را برگزار کنند و دولت پس از کودتا هم از خود رفتاری کاملاً سکولاربه نمایش گذاشته و مردم مصر هم به دو دسته بزرگ تقسیم شده‌اند؛ حال باید دید در این وضعیت، مصر مرکب از دولتی که با حمایت ارتش بر سرکارآمده و مردمی که به موافقان و مخالفان آن تقسیم شده‌اند، با روز قدس چه می‌کنند. تا اینجا به نظر می‌رسد این تحولات نتوانسته‌اند بهبودی مورد انتظار را برای قدس و فلسطین رقم زده باشند، با این حال مهم این است که کانون و چشمه‌ جوشان حمایت از فلسطین یعنی ایران اسلامی محکم و استوار در خروش است و تا به سامان آمدن وضعیت، این کشورها می‌تواند با انگیزه‌تر از گذشته بار نبود و یا کم‌رنگ بودن آنها را در این عرصه به دوش بکشد تا فلسطین با انگیزه و امید بیشتر در مسیر آزادی کامل پیش‌ رود. جمعه پیش‌رو، روز قدس همه را به خود می‌خواند.


۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

نسخه متنی

هفته نامه صبح صادق شماره ۶۰۹ به تاریخ ۹۲/۷/۶

enteshar

۶۰۸ | سوریه در سومین رمضان

شماره ۶۰۸ نشریه صبح صادق

سوریه در سومین رمضان
 

 

ماه رمضان امسال سومین ماه رمضانی است که مردم سوریه در وضعیت غیرعادی به‌سر می‌برند. در ماه رمضان اول سایه سنگین ناامنی و احساس شوم فرو رفتن کشور در جنگ داخلی زندگی آنها را از مدار عادی خارج کرد و در ماه رمضان دوم آنها شاهد بدترین وضعیت بودند. بسیاری از آنها از خانه و کاشانه آواره شده و یک یا چند نفر از افراد خانواده‌شان را از دست داده بودند. ماه رمضان دوم بیرحمانه‌ترین و وحشتناک‌ترین حقایق برای احساس شومی بود که در رمضان اول به این مردم دست داده بود. در ماه رمضان دوم تروریست‌ها با تصرف مهم‌ترین شهرهای سوریه به غیر از دمشق و دست زدن به هولناک‌ترین جنایات ضدبشری، در ترازوی بیم و امید، وزن کامل را به کفه «بیم» داده بودند تا آنجا که مردم روزهای سیاه‌تری را پیش‌روی خود مجسم می‌کردند، اما با حلول ماه رمضان سوم مردم احساس کردند، وضعیت نسبت به ماه رمضان سال گذشته (رمضان دوم) بسیار تغییر یافته و برخلاف رمضان سال گذشته، در رمضان امسال کفه «امید» به نفع مردم سنگین‌تر شده و به همت و مقاومت مردم و رشادت ارتش سوریه، تروریست‌ها در حال از دست دادن مناطقی هستند که در سال گذشته اشغال کرده بودند. نتیجه این همت، مقاومت و رشادت تنها بازپس‌گیری مناطق اشغالی نیست، بلکه بخشی از حامیان اصلی تروریست‌ها نیز با پی‌بردن به حقایقی، در حال بازنگری و عقب‌نشینی از مواضع گذشته‌شان هستند. در این راستا چند روز پیش مقامات فرانسوی و انگلیسی‌ اعلام کردند قصد ندارند به تروریست‌ها کمک تسلیحاتی کنند و این در حالی بود که این دو کشور طی دو ماه گذشته برای متقاعد کردن دولت‌های اتحادیه اروپا به قانونی شدن کمک تسلیحاتی به تروریست‌های سوریه، بیشترین اصرار و تلاش را داشتند. فرانسوی‌ها اختلاف بین تروریست‌ها را علت عدول از این تصمیم بیان کردند و معلوم است از بیان علت حقیقی طفره رفته‌اند، اما انگلیسی‌ها تا حد زیادی به علت واقعی این امر اشاره داشتند و به نوشته خبرگزاری رویترز، انگلیس به این جمع‌بندی رسیده که نظام بشار اسد می‌تواند برای چند سال دیگر در قدرت باقی‌بماند، از همین‌رو از تصمیم قبلی خود برای تسلیح شورشیان در سوریه منصرف شده است. در این میان، نکته مهم، دیدگاه فرماندهان ارتش انگلیس است که به دیوید کامرون نخست‌وزیر این کشور هشدار داده‌اند، ارسال سلاح به سوریه برای تجهیز شورشیان، می‌تواند تبعات منفی برای لندن به‌دنبال داشته باشد. به اعتقاد این فرماندهان، این سلاح‌ها در مرحله اول می‌تواند در اختیار گروه‌های تندرو قرار گیرد و در مراحل بعد، از سوی این گروه‌ها علیه خود انگلیس به کار رود. این هشدارها کامرون را نسبت به ارسال سلاح به سوریه دچار تردید کرد و سبب شد وی با آن مخالفت کند. لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه نیز در چرخشی آشکار با نزدیک شدن به دیدگاه انگلیسی‌ها گفت: «گروه النصره که در سوریه فعال است وابسته به گروه تروریستی القاعده است و فرانسه درخواست کرده نام این گروه در فهرست گروه‌های تروریستی ثبت شود.» پس از آشکار شدن مواضع فرانسه و انگلیس در عدم ارسال سلاح برای تروریست‌ها که ریشه در برخی حقایق مهم تحولات سوریه دارد، تروریست‌های عصبانی شده، حملات شدیدی را علیه برخی از مناطق دمشق از جمله زینبیه(ع) آغاز کردند که با واکنش ارتش سوریه مواجه شدند. هدف تروریست‌ها از این حملات جدید ابراز وجود و دادن این پیام به غربی‌ها است که آنها همچنان توانمندند و در صورت داشتن سلاح بیشتر می‌توانند نظام سوریه را ساقط کنند، غافل از آنکه این بار خود آنها مشکل و خطر ارزیابی شده‌اند. به امید آنکه ماه رمضان سال آینده برای مردم سوریه ماه امنیت و آرامش باشد. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری

.

 


صفحه اول

صفحهدوم

صفحه سوم

صفحه چهارم

صفحه پنجم

صفحهششم

صفحه هفتم

صفحههشتم

صفحه نهم

صفحه دهم

صفحه یازدهم

صفحه دوازدهم


نمایش متنی


/p

span style=”font-size: large;”