662

۶۶۲ | شماره جدید هفته نامه صبح صادق

 تقدم سرمایه ملی بر منافع ملی

662
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) هفته گذشته در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران ایران در کشورهای خارجی عبارت «سرمایه ملی» را در کنار عبارت «منافع ملی» نشاندند و آنگاه با اضافه کردن چند عبارت تشریحی علت این با هم نشاندن شیرین و هوشمندانه را توضیح دادند. سه عامل شناخت، حفظ و به‌کارگیری «سرمایه ملی» تسهیل‌کننده «تأمین منافع ملی» است.
۱ـ شناخت؛ «سرمایه ملی» از جنس داشته‌های یک ملت است که در بستر زمان و با آزمون و خطا و پرداخت هزینه‌های بعضاً گزاف به دست می‌آید. «سرمایه ملی» شاخص و معیار دقیق و صادقی برای سنجش وزن و اعتبار ملت‌ها و کشورها است. صرف بازشناسی داشته‌های یک ملت، چنانچه دقیق و واقعی انجام پذیرد و درست بازتاب داده شود و بتوان افکار یک ملت را با آن درگیر ساخت، می‌تواند اعتماد به نفس ملی ایجاد کند که از طرق دیگر امکانپذیر نیست. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برای نمونه چند تا از این داشته‌ها را چنین برشمردند: «هویت ملی، اسلامی، انقلابی، تاریخی، استقلال بر آمده از انقلاب اسلامی، دین، ملت مومن، جوانان انقلابی، سخن قاطع در مقابل زیاده‌خواهان، دانشمندان، نخبگان و فعالیت‌های علمی…»
۲ ـ حفظ؛ «سرمایه‌های ملی» معمولاً با سه آفت خطرناک مواجهند که درصدر آن فراموشی و قدرناشناسی قرار دارد. این آفت سبب می‌شود که «سرمایه ملی» رفته‌‌رفته در دل حوادث پی‌درپی تاریخ فرو رفته و پس از مدتی بی‌اثر و نشان و نابود شود. آفت بعدی دست‌اندازی است که این روزها بیشتر باب شده است و علت آن پی‌بردن به ارزش این سرمایه‌ها و هویت‌بخشی آن به ملت‌ها و کشورها است. برخی از کشورهایی که به این مهم پی‌برده‌اند و خود را بی‌نصیب از آن می‌دانند به دست‌اندازی و سرقت این سرمایه‌ها روی آورده‌اند. آفت دیگر نابود و بی‌اثر ساختن برنامه‌ریزی شده «سرمایه‌های ملی» است. به نظر می‌رسد این آفت از دو آفت پیش گفته خطرناک‌تر است؛ زیرا این آفت دقیقاً بر آن بخش از «سرمایه‌های ملی» تمرکز یافته که در وسط میدان و روزآمد به کار ملت و نظام می‌آیند و در موارد بسیاری فعال بودن این بخش از «سرمایه ملی» برای دشمن مشکل‌سازی می‌کند و در رویارویی با آن برنامه‌هایش را خنثی می‌سازد. تحرکات تخریبی و ایذایی دشمن در عرصه «سرمایه‌های ملی» بیانگر آن است که دشمن از این سرمایه‌ها و کارکرد آن شناخت خوبی دارد که لازم است با یافتن راهکارهای مناسب مانع آسیب‌زدن دشمن به این سرمایه‌ها شد.
۳ ـ به‌کارگیری؛ پرسش اساسی در این بحث، چگونگی «به‌کارگیری» سرمایه‌های ملی برای «تسهیل در تأمین منافع ملی» است. پاسخ به این پرسش مهم به مجال و فرصت دیگری نیاز دارد؛ زیرا عرصه «منافع ملی» بسیار گسترده است و اقدامات سلبی و ایجابی را با هم در برمی‌گیرد؛ اما به اقتضای مخاطبان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) که مسئولان وزارت امور خارجه بودند، می‌توان به چند جمله اشاره کرد. مخاطبان اصلی وزارت امور خارجه و طرف‌های آنها مردم و یا مقامات کشورهای خارجی هستند؛ از این رو لازم است تا نمایندگان ایرانی تمامی داشته‌های ارزشمندی را که پیشتر درباره آن نکاتی گوشزد شد، به طور کامل در رفتار و مواضع‌شان، نشان دهند. یعنی طرف خارجی در هر موقعیتی که قرار دارد باید با مشاهده نماینده ایرانی عظمت‌های مختلف ملت ایران را که در شکل‌های متفاوت انواع قدرت، سیاست، فرهنگ، دین، انسانیت و… قابل رویت است، خوب متجلی و آشکار ببیند به نحوی که ناخواسته در پیشگاه آن تواضع و فروتنی کند. این مهم شدنی است مشروط بر آنکه به حقیقت «تقدم سرمایه ملی بر منافع ملی» و «ضمانت آن برای موفقیت»، ایمان قطعی وجود داشته باشد.
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
661

۶۶۱ | شماره جدید هفته نامه صبح صادق

نقض آتش‌بس صهیونیسم را خوارتر می‌کند

661

معادله شکل گرفته میان نیروهای مقاومت و رژیم سفاک صهیونیستی، پس از ۲۹ روز جنگ نابرابر در غزه نخست‌وزیر جنون‌زده این رژیم جلاد و کودک‌کش را به وحشت انداخت. سه متغیر اصلی این معادله وحشت‌افزا، مردم فلسطین، تونل‌ها و موشک‌های نیروهای مقاومت هستند. رفتار خونخوارانه نتانیاهوی جنون‌زده در این ۲۹ روز حاکی از آن بود که قصد دارد تا آنجا که توان دارد مردم بی‌گناه غزه را قتل‌عام کند تا مردم دست از حمایت نیروهای مقاومت بردارند و آنها نیز به زانو در آیند. با این هدف شیطانی تا آنجا که در توان داشت قتل‌عام کرد اما در خلال قتل‌عام‌های فجیع، حمایت مردم بی‌دفاع و کشته داده و هستی از دست داده غزه از مقاومت و استواری نیروهای مقاومت را مشاهده کرد. این حمایت تحسین‌برانگیز مردم غزه از مقاومت در فرصت آتش‌بس ۷۲ ساعته خود را روشن‌تر و گسترده‌تر نشان داد. این مقاومت و حمایت مردمی از نیروهای مقاومت، با پیوستن و گروه خوردن فریاد اعتراضی فلسطینیان سایر مناطق فلسطین به ویژه کرانه باختری با فریاد مقاومت مردم غزه عظمت آن را بیشتر ساخت. ادعای نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم پلید صهیونیستی این بود که در این کشتار گسترده به دو هدف تخریب تونل‌ها و نابودی موشک‌های حماس دست یافته است؛ اما شلیک موشک‌های مقاومت از درون تونل‌ها تا دقایقی پیش از اجرای آتش‌بس ۷۲ ساعته دروغ بودن ادعای نخست‌وزیر جنون‌زده را آشکار ساخت. اینجا بود که وی متوجه حقیقت وضع موجود و این معادله وحشت‌زا شد. این نخست‌وزیر جنایتکار که قادر به ادامه نبرد نبود با دست خالی و با استیصال کامل و لکن با دو هدف تعریف شده به آتش‌بس و نقض آن تن داد:

۱ـ صهیونیست‌ها که در اواخر جنگ ۲۹ روزه متوجه شدند تشدید حملات و کشتار هر چه بیشتر فلسطینیان چیزی را به نفع آنها تغییر نمی‌دهد و در مقابل شلیک موشک‌های نیروهای مقاومت تمامی سرزمین‌های اشغالی را در وحشت کامل فرو برده و عملاً کلیت رژیم سفاک صهیونیستی و ساکنان غاصب سرزمین‌های اشغالی را بدون توجیه منطقی درگیر جنگی ساخته که حاصلش برای آنها ناامنی و پریشان دائمی است، برای فرار از این وضعیت آزاردهنده که در ادامه می‌توانست خسارات اجتماعی و امنیتی غیرقابل جبرانی برای صهیونیست‌ها داشته باشد، ناگزیر و عاجزانه پیشنهاد آتش‌بس ۷۲ ساعته مصری‌ها را پذیرفتند؛ اما به‌ناگاه با مطالبات سنگین نیروهای مقاومت مواجه شدند. اگر خسارات پذیرش مطالبات نیروهای مقاومت بیشتر از خسارات تداوم درگیری که در بالا به آن اشاره شد، نباشد، کمتر از آن نیست. به عبارتی صهیونیست‌ها پس از حضور در پای میز مذاکره احساس کردند، از این طریق به هدف‌شان نمی‌رسند و خیلی چیزها را نیز از دست می‌دهند.
اما در این میان برای آنها این تصور پیش آمد که تخریب تونل‌ها و بمباران زاغه‌های مهمات نیروهای مقاومت توان نظامی آنها را به شدت کاهش داده و آنها قادر به ادامه جنگ نیستند و یا اینکه جاسوسان رژیم صهیونیستی در غزه، به اشتباه اخباری را دال بر نابودی تونل‌ها و ذخیره مهمات نیروهای مقاومت به صهیونیست‌ها داده‌اند.

۲ـ صهیونیست‌ها با جدی گرفتن تصور فوق یا خبری از جنس آن، به علت گرفتار آمدن در مخمصه مرگبار درگیری با پیامدهای سنگین اجتماعی، سیاسی، امنیتی ادامه جنگ و نیز تسلیم‌شدن در برابر مطالبات سنگین نیروهای مقاومت، بدون ارزیابی دقیق قضیه، آتش‌بس را نقض و حملات را از سر گرفتند. به امید آنکه نیروهای مقاومت پاسخی ندهند، تسلیم شوند و مسئله مطالبات نیز منتفی شود؛ اما از سرگیری شلیک قدرتمندانه موشک‌های مقاومت این تصور را باطل کرد و صهیونیست‌ها در رسیدن به هدف دوم نیز ناکام ماندند. ادامه مقاومت و شلیک موشک سبب می‌شود و دیری نمی‌گذرد که صهیونیست‌ها خوارتر از پیش دریوزانه به میز مذاکره باز می‌گردند. ان‌شاءالله

رضا گرمابدری

 

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
660

۶۶۰ | شماره جدید هفته نامه صبح صادق

660

غالب و مغلوب در آوردگاه غزه قهرمان

حدود یک ماه است که مردم جهان در کمال بهت و ناباوری نظاره‌گر فجیع‌ترین کشتار و قتل‌عام تاریخ معاصر هستند. سردمدار این قتل‌عام کم‌سابقه نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم سفاک صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو است که شیطان جسم و روح پلیدش را تسخیر و به جولانگاه و چراگاه خود تبدیل کرده است. به بند کشیدن ملت مظلوم و محروم فلسطین از رویاهای دیرین سرکردگان گذشته و حال رژیم جعلی و بی‌ریشه صهیونیستی است، رویایی که با دلاورمردی و ایستادگی ملت مبارز فلسطین یا پریشان شده و یا به کابوس بدل گردیده که در هر صورت نتیجه آن شکست و خفت سردمداران صهیونیسم و ریشه‌دارتر شدن مقاومت فلسطینیان بوده است. شکست‌های پی‌درپی رژیم سفاک صهیونیستی در برابر قدرت استقامت ملت فلسطین و ناکامی در تسلیم کردن آنها به کینه‌ای عمیق و سخت برای سرکردگان این رژیم پلید تبدیل شده است. شکست‌های متوالی صهیونیست‌ها از فلسطینیان این تصور باطل را برای نتانیاهو نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم خبیث صهیونیستی، ایجاد کرده که شکست موشه دایان، مناخیم بگین، شیمون پرز، آریل شارون، اولمرت و… در تسلیم ساختن فلسطینیان فرصت قهرمانی در بین صهیونیست‌ها را برای وی فراهم آورده است. از این‌رو وی با تصور توهمی رسیدن به سکوی قهرمانی صهیونیسم حمله به غزه و کشتار فلسطینیان بی‌گناه و بی‌پناه را آغاز کرد. نتانیاهوی جنون‌زده در فکر روشن ساختن و برجسته کردن طرف غالب و مغلوب در نبرد غزه بود تا به گمان خودش کسی در پیروزی و قهرمانی او شک نکند؛ از این‌رو تصمیم گرفت با درندگی بسیار بیشتر از اسلاف کثیفش تمام حریم‌های انسانی را زیر پا بگذارد تا مگر با تسلیم فلسطینیان وی به هوس قهرمانی رویایی و شیطانی‌اش برسد؛ از این رو وحشیانه و بی‌رحمانه دستور کشتار را صادر کرد. با گذشت زمان و نمایش استحکام بیشتر مردم غزه وی وحشیانه‌تر عمل کرد تا آنجا که فرمان داد تک‌تیراندازهای آموزش‌دیده، کودکان معصوم و بی‌گناهی که در محیط فرو رفته در آتش و خون غزه غرق رویاهای شیرین کودکانه‌شان بودند، هدف قرار دهند. این کشتار بی‌رحمانه نیز خون‌آشام جنون‌زده را به رویای پلیدش نزدیک نکرد و با صدور فرمان بمباران‌های زمینی و هوایی به کشتار دسته‌جمعی روی آورد و به سرعت تعداد کشته‌شدگان و مجروحان را افزایش داد، اما باز هم سرو زخمی و خونین غزه سر خم نکرد. حمایت‌های بی‌شرمانه اوباما و سران برخی از کشورهای اروپایی و رژیم‌های مرتجع عربی که پیدا و پنهان با دسیسه‌های رژیم صهیونیستی هم‌پیمان بودند نیز نتوانست کام زهرناک نخست‌وزیر جنون‌زده را شیرین کند. توصیه اکید امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) برای مسلح کردن فلسطینیان کرانه باختری چون پتکی پولادین بر سر رژیم صهیونیستی و حامیانش فرود آمد. توصیه‌ای که تحققش می‌تواند پایان‌بخش حدود هفتاد سال رنج و محنت فلسطینیان باشد. این توصیه هوشمندانه و راهگشا موجب شد تا نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم غاصب به فکر پاسخ به آن در راستای رویای قهرمانی‌اش بیفتد؛ از این‌رو رجز خلع سلاح کامل نیروهای مقاومت را سر داد که با همنوایی اوباما رئیس‌جمهور آمریکا همراه شد. لشکر شیاطین برای کمک به قهرمانی نخست‌وزیر جنون‌زده و توهم‌زده رژیم صهیونیستی دست به کار شد.کنگره آمریکا کمک ۲۳۵ میلیون دلاری برای تقویت گنبد آهنی رژیم صهیونیستی را تصویب کرد، ملک‌عبدالله پادشاه عربستان پس از ۲۴ روز خواب زمستانی در اولین واکنش به جنایت‌های رژیم صهیونیستی، حماس را به عنوان گروه تروریستی محکوم کرد، مقامات آمریکا بدون درخواست رژیم صهیونیستی ارسال کمک‌های نظامی به رژیم جلاد صهیونیستی را آغاز کردند و امیر قطر هم اجازه داد تا این کمک‌ها از پایگاه آمریکایی «السیلیه» در قطر به رژیم صهیونیستی ارسال شود، اما از مقامات آمریکا خواست تا این خبر علنی نشود و… اما با این همه باید به این دو پرسش اساسی پاسخ داد که «غالب و مغلوب در آوردگاه غزه قهرمان کیست آیا نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم صهیونیستی به دو خواسته‌اش یعنی قهرمان شدن و خلع سلاح نیروهای مقاومت می‌رسد یا خیر؟» شاید اگر در برابر لشکر شیاطین، ملتی به غیر از ملت فلسطین بود، پاسخ دیگری به این پرسش‌ها داده می‌شد؛ اما ملت فلسطین، ملتی مسلمان با سابقه‌ای طولانی و سرشار از ایمان و استقامت بوده و بارها و بارها نشان داده که حاضر است همه هستی‌اش را در راه آرمان فلسطین و آزادی قدس بدهد و از هیچ چیز دریغ نکند. این روزها مردم دنیا در غزه همه ددمنشی‌های ممکن را از طرف صهیونیست‌های جانی و سیاه‌دل می‌بینند، خانه‌های ویران شده، بیمارستان‌های تخریب‌شده، خیابان‌های آغشته به خون بی‌گناهان، آغوش‌های محبتی که هر یک جنازه کودکی را در خود جای داده، شیون و زاری ناشی از فشار اندوه و مصیبت اما آنچه که تعجب‌آور است و دوزخی‌های گرد آمده بر گرد نتانیاهوی جنون‌زده و جهنمی با حسرت تمام در انتظار رویت نشانه‌ای از آن هستند و هیچگاه چشمان خون‌گرفته‌شان آن را نخواهد دید، استیصال و تسلیم فلسطینیان قهرمان است. شاید اعتقاد «آریل ایلان راث» مدیر ارشد موسسه پژوهشی «موسسه اسرائیل» این معنا را روشن‌تر کند، آنجا که در وب‌سایت تحلیلی «سیاست خارجی» چاپ آمریکا آورده است: «اسرائیل در جنگ جاری ادعای پیروزی تاکتیکی خواهد کرد، اما حماس توانسته شکستی استراتژیک را به اسرائیل تحمیل کند.» وی علت آن را این می‌داند که: «حماس توانسته حس مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل را در بین فلسطینیان تقویت کند. شاید حالا در پاسخ به پرسش پیش‌گفته راحت‌تر بتوان گفت که غالب فلسطین است و مغلوب اتحاد دوزخیان روی زمین.» شاهد این ادعا هم این پیام قطعی قرآن است: «الا ان حزب‌الله هم‌الغالبون. به درستی که پیروزی از آن حزب‌الله است.» ان‌شاءالله

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
659

۶۵۹ | شماره جدید هفته نامه صبح صادق

659

 

تسلیح کل فلسطین دستاورد خون شهدای غزه

جنگ جاری در غزه‌دارای سه واقعیت قطعی آشکار و نیمه آشکار است که بررسی دقیق آن می‌تواند دستاورد و پیروزی فلسطینیان را به دور از معیارهای مادی که در روند منازعه فلسطین با رژیم صهیونیستی لحاظ می‌شود، مشخص سازد. این سه واقعیت عبارتند از:
۱‌ـ کشتار و قتل‌عام در اوج دنائت و وحشیگری؛ در معرکه حدوداً سه‌هفته‌ای غزه (تا زمان نگارش این نوشته) آنچه که بیش از هر چیز دیگر مشاهده‌کنندگان این معرکه نابرابر را می‌آزارد. کودکان، زنان و بی‌پناهانی هستند که با هر حمله وحشیانه صهیونیست‌ها به خاک و خون کشیده می‌شوند. در کنار این جنایت‌های تکراری آنچه که بر عمق این آزردگی می‌آفزاید زیر پاگذاشتن سایر قوانین و هنجارهای بین‌المللی و اصول و قواعد زیست و رفتار انسانی است که اگر محترم شمرده می‌شدند، تعداد کشته‌شدگان غیرنظامی به این سرعت حدود هزار نفر (تا زمان نگارش این نوشته) افزایش پیدا نمی‌کرد. نتیجه این رفتار وحشی و عنان‌گسیخته، حمله به آمبولانس‌ها، نیروهای امدادی، مدارس، مساجد، بیمارستان‌ها و … بوده که سهم‌زیادی در روند افزایش کشته‌شدگان دارد.
۲ ـ هدف صهیونیست‌ها از افزایش کشتار عامدانه و آگاهانه؛ صهیونیست‌ها از سیاست افزایش کشتار دو هدف مرتبط با یکدیگر را دنبال می‌کنند، هدف اول تضعیف پایگاه اجتماعی مقاومت با این گمانه که با افزایش تعداد کشته‌شدگان از تحمل و شکیبایی مردم کاسته می‌شود و آن‌ها با از دست دادن عزیزان و ارکان و اسباب زندگی‌شان دچار بحران روحی و روانی می‌شوند و مقاومت را مسبب آن می‌دانند و در نهایت با دست برداشتن از حمایت مقاومت، علیه آن قیام می‌کنند و هدف دوم هم اینکه نیروهای مقاومت با احساس از دست دادن پایگاه مردمی به سبب شدت خسارات مادی و معنوی که به آنها وارد شده از بیم رویایی مردم با آن‌ها در تنگنا قرار می‌گیرند و ناچارند با تسلیم در برابر صهیونیست‌ها به خواسته‌های آنها تن دهند.
۳ ـ پررنگ‌تر و امیدبخش‌تر شدن راه مقابله با صهیونیست‌ها؛ این واقعیت برخلاف دو واقعیت پیش، از اهمیت و تعیین‌کنندگی بیشتر و وضوح کمتری برخوردار است که باید در آینده بیشتر به آن پرداخته شود. در این واقعیت که از متن فراز و فرود طولانی مواجهه فلسطینیان با صهیونیست‌ها برآمده و صهیونیست‌ها از آشکار شدن ارزش راهبردی آن وحشت دارند، یک نکته اثباتی و ترغیب‌کننده وجود دارد، اینکه روی آوردن فلسطینیان به مقاومت جدی و رویارویی حساب شده مسلحانه با صهیونیست‌ها به واقع کیان صهیونیست‌ها را تهدید کرده و همانگونه که جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و ۸ روزه اثبات کرد که رژیم صهیونیستی در برابر جنگ‌های دقیق و با برنامه‌ای که آمادگی‌های پیشین آن فراهم شده باشد بسیار آسیب‌پذیر است، این حقیقت ارزنده و حیاتی در جنگ جاری نیز به عینه مشاهده می‌شود و ذلت سران صهیونیسم در التماس برای آتش‌بس موید آن است. نتیجه این بررسی واقعی این است که رژیم صهیونیستی برخلاف آنچه که وانمود می‌کند در یک دهه اخیر از جنگ با حزب‌الله و نیروهای مقاومت فلسطین بسیار وحشت دارد؛ زیرا برخلاف جنگ‌های گذشته با ارتش‌های کشورهای عربی، این جنگ‌ها را نزدیک‌ترین محل به شیشه عمرش می‌بیند و به‌شدت نگران آن است که هر آن یکی از این جنگ‌ها به موجودیت کثیفش خاتمه دهد. از این رو منطق عقلانی و هوشمند و موقعیت‌شناس حکم می‌کند که نیروهای مقاومت باید بر روی مباحث نظامی بیشتر سرمایه‌گذاری کنند و همانطور که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) کاوشگرانه و آینده‌نگرانه توصیه کردند با تسلیح داوطلبان در کرانه باختری شیشه عمر رژیم سفاک و خونخوار صهیونیستی را بر بالای دست گیرند تا در زمان مقتضی آن را بر صخره سختی بکوبند که صهیونیست‌ها آن را با کشتن زنان و کودکان معنا کردند و مقاومت باید آن را با نابود کردن رژیم پلید صهیونیستی معنا کند. آن روز دیر نیست. ان‌شاءالله
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
658

۶۵۸ | شماره جدید هفته نامه صبح صادق منتشر شد

روز قدس کابوس بی‌پایان صهیونیسم

658

قضیه فلسطین اولین دغدغه اصلی امام خمینی(ره) درباره جهان اسلام بود که پس از پیروزی انقلاب خیلی زود برجسته و متجلی شد و رسمیت یافت. امام خمینی(ره) در سال ۵۸ با نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به «روز قدس» موضع رسمی و عملی جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی را در قبال رژیم صهیونیستی و قضیه فلسطین اعلام کرد. این نامگذاری راهبردی با تغییر در: ۱ـ موقعیت سران حکومت‌ها، ۲ـ موقعیت مردم ایران، ۳ـ موقعیت مردم فلسطین، ۴ـ موقعیت مردم جهان، ۵ـ موقعیت رژیم صهیونیستی، ۶ـ موقعیت حامیان رژیم صهیونیستی، ۷ـ موقعیت مقاومت، معادله ظالمانه و قلدرمآبانه فلسطین و رژیم صهیونیستی را که سرنوشت فلاکت‌بار و ابدی را برای فلسطینیان رقم زده بود، از اساس به هم ریخت و منطقه را با معادله جدیدی روبه‌رو ساخت که ذلت و خواری رژیم صهیونیستی از نشانه‌های بارز آن است.
۱ـ موقعیت سران حکومت‌ها؛ پیش از انقلاب اسلامی بیشتر سران کشورهای عربی برای حفظ موقعیت‌شان در برابر رژیم صهیونیستی از خود مخالفت‌هایی را نشان می‌‌دادند، این مخالفت‌ها بیش از آنچه در عمل و واقعیت بود، در عرصه رسانه و تبلیغات بزرگ و جدی نشان داده می‌شد. این رفتار متظاهرانه برای این بود که خشم و نفرت مردم مسلمان این کشورها در درون‌شان باقی بماند و فوران نکند و فکر کنند که حکومت‌های‌شان مجدانه از حقوق فلسطینیان در برابر ظلم و تجاوز صهیونیست‌ها دفاع می‌کنند و این تصور باطلی بود که پس از سال‌های طولانی هیچ‌گاه به حقیقت نپیوست.
۲ـ موقعیت مردم ایران؛ رژیم فاسد و وابسته پهلوی در قضیه فلسطین در بین دو نقطه متناقض قرار داشت و صلاح و بقای خود را در راضی نگه داشتن دوسوی این نقطه می‌دید. این رژیم بنا به دستور آمریکا و نیازهایی که به رژیم صهیونیستی داشت خود را موظف به کمک به این رژیم می‌دید و در مقابل هم باید به احساسات مذهبی و انسانی مردم ایران توجه می‌کرد. با اینکه هنجارشکنی‌های فرهنگی و اجتماعی رژیم پهلوی بسیار زیاد بود و بخش قابل توجهی از مردم ایران را از امور دینی دور ساخته بود؛ اما از این نکته غافل نبود که با وجود تمام اقدامات ضددینی، روح جامعه ایرانی همچنان دلبستگی‌های دینی دارد و در مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی در کنار فلسطین است؛ با این حال رفتار رژیم پهلوی اجازه نمی‌داد جانبداری مردم ایران از فلسطین بازتاب عملی و یکپارچه پیدا کند.
۳ ـ موقعیت مردم فلسطین؛ سرکوب‌های ملت فلسطین، احساس تنهایی و بی‌پناهی، شکست‌های پی‌درپی نظامی، آوارگی‌های اجباری و… موجب سرخوردگی و دلسردی این ملت مظلوم شده بود. تنها کاری که از آنها برمی‌آمد فروخوردن بغض‌های برآمده از تحمل ظلم و جورهایی بود که صهیونیست‌ها به آنها روا می‌داشتند و نیز تلاش ناامیدانه برای حفظ آن بخش از سرزمینی که در اختیار داشتند، بود.
۴ ـ موقعیت مردم جهان؛ وقتی که مردم سرزمین‌های اسلامی در حمایت از مردم فلسطین از خود تحرکی نشان نمی‌دادند و بیشتر آنها پرداختن به این مسئله را به عهده سران خود گذاشته بودند، تکلیف سایر مردم جهان نیز روشن بود به نحوی که بیشتر مردم جهان اصلاً مقوله‌ای به نام فلسطین را نمی‌شناختند و تنها زمانی از فلسطین خبر می‌شنیدند که چریک‌های فلسطین حرکت نظامی می‌کردند و دستگاه تبلیغات استکبار هم به آنها انگ تروریسم می‌زد و آنها را در چشم مردم جهان آدمکش و منفور جلوه می‌داد.
۵ ـ موقعیت رژیم صهیونیستی؛ رژیم صهیونیستی که همه‌چیز را بر وفق مراد خود می‌دید روز به روز امیدوارتر از گذشته به تحکیم موقعیت و بلعیدن بیشتر حقوق مادی و معنوی فلسطینیان می‌پرداخت و با شکست متوالی ارتش‌های عربی، خود را حاکم بلامنازع این میدان نشان می‌داد و با رفتار متکبرانه و زورگویانه‌ خود القا می‌کرد که آینده منطقه متعلق به آنها است و آنگونه شکل‌می‌گیرد که آنها اراده می‌کنند.
روز قدس کابوس بی‌پایان صهیونیسم
ادامه از صفحه اول
۶ ـ موقعیت حامیان رژیم صهیونیستی؛ رژیم صهیونیستی با سرکوب متعدد فلسطینیان که با کمک کشورهای غربی انجام گرفته و به زعم خود فلسطینیان را رام کرده بود کار را برای حمایت حامیانش از خود آسان ساخته بود چرا که در آن وضعیت، حمایت از صهیونیست‌ها کم‌هزینه بود و چند صدای نادری هم که بلند شد راه به جایی نبرد و حامیان رژیم صهیونیستی با خاطری آسوده همه‌جانبه از این رژیم و جنایاتش حمایت می‌کردند.
۷ ـ موقعیت مقاومت؛ اوج نماد مقاومت فلسطین در دهه‌های اخیر شکل‌گیری جنبش فتح و چند عملیاتش علیه صهیونیست‌ها بود که به سبب سیطره رسانه‌های صهیونیستی و استکباری بر افکار جهانی، اقدامات و عملیات چندگانه این جنبش تنها عده‌ای را در جهان اسلام خوشحال کرد و آنها در نزد مردم سایر کشورها افرادی قسی‌القلب و آدمکش و ضد بشریت معرفی شدند. این جنبش که در عرصه قیام اجتماعی نتوانسته‌ بود به دستاوردهای مهمی نائل شود در نهایت در اوائل دهه ۸۰ میلادی با رویگردانی از تفکر مقاومت به کار سیاسی روی‌آورد و دچار استحاله‌ای شد که هنوز ادامه دارد.
همانگونه که از اشارات هفت‌گانه فوق برداشت می‌شود، پیش از انقلاب اسلامی، در جهان هیچ عامل معتبر و تعیین‌کننده‌ای به نفع ملت فلسطین وجود نداشت و تنها خود ملت فلسطین بودند که در موقعیتی سخت، پر درد و رنج و بسیارشکننده و بدون هرگونه امید دل‌گرم‌کننده نسبت به آینده، مقاومت روبه فرسایش داشتند که به احتمال زیاد ادامه آن وضعیت می‌توانست به نابودی یک ملت(ملت فلسطین و حاکمیت مطلق رژیم صهیونیستی منجر شود. در محاسبات عادی و مرسوم و عامل قدرتمندی که بتواند با بر هم زدن موقعیت‌های هفت‌گانه اشاره شده، مسیر این حرکت شوم و خانمانسوز را تغییر دهد، مشاهده و حتی تصور هم نمی‌شد؛ اما با وقوع انقلاب اسلامی و تشعشعه‌ای از اندیشه ناب و الهی امام خمینی و هویت بخشیدن به «روز قدس» آن چیزی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت، همچون توفانی عظیم و بنیان‌کن رخ نمود و هفت‌گانه فوق را به نفع ملت فلسطین تغییر داد و به کابوسی پایان‌ناپذیر برای صهیونیست‌ها تبدیل کرد که مقاومت جانانه و تحسین‌برانگیز امروز غزه در برابر صهیونیست‌های ذلیل و ترسو تنها یکی از دستاوردهای آن است. پس باید به برکت و شکرانه دستاوردهای بزرگ آن که به نوبت صف کشیده‌اند این روز را که روز ملت فلسطین است با برگزاری با شکوه آن پاس بداریم. ان‌شاءالله

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
657

۶۵۷ | شماره جدید هفته نامه صبح صادق منتشر شد

657
نقش زمان در مذاکرات هسته‌ای
مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ به مرحله حساس و تعیین‌کننده‌ای رسیده است. یکی از عوامل تشدید این حساسیت نزدیک شدن به ۲۹ تیر پایان زمان شش‌ماهه مذاکرات است. با نگاه دقیق و واقع‌بینانه به آنچه که طی شش ماه گذشته پیش آمده، معلوم می‌شود که «نقش زمان» برای ایران روزبه‌روز اهمیت بیشتری یافته است تا آنجا که می‌توان گفت در حال حاضر «زمان برای ایران فرصت وبرای طرف مقابل تهدید است.»
حدود شش ماه پیش که قرار شد مذاکرات براساس توافق‌نامه ژنو تا رسیدن به متن توافق‌ جامع دنبال شود، «زمان» برای طرف مقابل فرصت تلقی می‌شد. آنچه که در این تلقی تأثیر جدی داشت متن توافقنامه و شکل موضع‌گیری طرف ایرانی و روند اولیه مذاکرات بود. این امور سبب شد تا طرف مقابل احساس کند با وجود تنگناها و پاره‌ای از اختلافات جدی با پیگیری گفت‌وگوها ظرف دوره شش‌ماهه قادر است به توافق جامع دست پیدا کند؛ چه بسا اگر آن وضعیت آغاز شده ادامه پیدا می‌کرد، دسترسی طرف مقابل به هدفش دور از انتظار نبود. پس از شروع مذاکرات جدید با محوریت توافقنامه جدید، در روند گفت‌وگوها دو اتفاق ویژه رخ داد که به تدریج وضعیتی را که طرف مقابل پیش‌بینی و بر اساس آن برنامه‌ریزی کرده بود، تغییر داد: ۱ ـ طرف غربی با سردمداری آمریکا بر اساس خوی استکباری در گفت‌وگوها به‌ تدریج رویه فزون خواهانه‌اش را آشکار ساخت و خیلی زود دستش رو شد و نشان داد که هیچ حقی برای ایران قائل نیست و قصد ندارد به ایران اجازه بهره‌برداری از حقوق هسته‌ای را بدهد که قوانین بین‌المللی آن را پذیرفته و در عمل نیز ایران با اتکا به توان درونی‌اش به آنها عینیت بخشیده است. ۲ ـ مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران نیز اندک‌اندک با مشاهده رفتار طرف غربی و تأثیرپذیری از پاره‌ای انتقادات داخلی که از سر دلسوزی و هشدار و برآمده از رفتار حیله‌گرانه طرف مقابل بود و نیز توجه به گوشزدهای چند باره امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در بزنگاه‌های خاص، به این نتیجه رسید که باید روند مذاکرات را تغییر دهد و تغییر داد. پس از این دو اتفاق مهم همواری مسیر گفت وگوها که خواسته طرف غربی بود، دچار فراز و فرود و دست‌انداز شد. با شروع این دست‌اندازها که تقریباً از حدود چهل روز پیش به عینه بروز یافت «نقش زمان» از فرصت برای طرف مقابل به تهدید برای آن و فرصت برای ایران تغییر پیدا کرد. طرف مقابل پس از آگاهی از این امر اشتیاقش را برای شتاب دادن به مذاکرات و رسیدن به متن توافق جامع تا پایان مدت مقرر شش‌ماهه افزایش داد، اما برخلاف اقتضائات موقعیت جدید، برخواسته‌های نامشروعش پای می‌فشرد و همچنان نیز پای می‌فشارد.
آنچه که در روزهای پایانی دوره شش‌ماهه می‌تواند در روند گفت‌وگوها و رسیدن طرف ایرانی به حقوقش مؤثر باشد، آگاهی دقیق از «نقش زمان» و چرایی و چگونگی آن در تبدیل شدن به فرصت برای ایران است.
اعضای مذاکره‌کننده هسته‌ای طرف مقابل به‌زعم خودشان طی ماه‌های گذشته و حتی سال‌های گذشته با توجه به تغییر و تحولات مختلف از جمله تغییر دولت در ایران و فرصت جدید دادن به اعضای تغییر‌یافته مذاکره‌کنندگان ایرانی، برای رسیدن به مرحله کنونی، تلاش زیاد و طاقت‌فرسایی داشته‌اند و به هیچ وجه مایل نیستند در مراحل پایانی کار، همه چیز را از دست بدهند و این خواسته که نباید آن را کوچک شمرد در حالی دنبال می شود که دو تن از ارکان شاخص این گفت‌وگوها یعنی برنز و اشتون در معرض بازنشستگی و کنار رفتن از روند گفت‌وگوها هستند و برای به نتیجه رساندن کار فقط تا پاییز فرصت دارند. کاملاً مشخص است که این دو فرد بسیار علاقه‌مند هستند که آخرین برگ از کارنامه کاری‌شان با مهمترین اتفاق یعنی دستیابی به توافق نهایی با ایران مزین شود تا از آن به‌عنوان یک افتخار همیشگی یاد کنند. از طرف دیگر آمریکا انتخابات میان‌دوره‌ای را پیش‌رو دارد که برای دموکرات‌ها و به‌ویژه شخص اوباما اهمیت زیادی دارد. اوباما توافق هسته‌ای با ایران را برگ برنده برای پیروزی حزبش در این انتخابات می‌داند، بنابراین طبیعی است تلاش کند تا در زمان اندک باقی‌مانده، با ایران به توافق نهایی برسد. این مسئله برای طرف مقابل به دلایلی که گفته شد آنچنان مهم است که برای قطعی شدن توافق در شش ماه اول و بدون انتقال به شش ماه دوم از اضافه شدن احتمالی چند هفته‌ای به شش ماه اول سخن گفته‌اند؛ بنابراین باید یقین پیدا کرد که «حرکت زمان» کاملاً به نفع ایران انجام می‌گیرد و هیچ لزومی ندارد در شتاب اجباری طرف مقابل شراکت داشته باشد و همپای آنها گام بردارد و مهم‌تر از این مسئله متوقف کردن مباحث بر روی خواسته‌های به‌حق است. چنانچه طرف مقابل مایل است که طرف ایرانی نیز همراه و همگام با آنها در بستر شتابنده زمان پیش‌ برود باید هزینه آن را که به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران است، بپردازد و بداند در غیر این صورت با کند شدن و یا توقف روند مذاکرات آنها همه آنچه را که تاکنون اندوخته‌اند از دست می‌دهند و ضمن آنکه به آرزوی بلند توافق با ایران نمی‌رسند و آن را بر باد می‌دهند، میراث‌شان برای اعضای بعدی نیز حرکت از نقطه صفر خواهد بود. طرف ایرانی نیز در بررسی وضعیت موجود برای اتخاذ تصمیم صحیح باید به این نکته توجه داشته باشد که تا اینجای کار توانسته ترک لازم را بر پیکر تحریم‌ها بیندازد و با اشتیاقی که در بین مراکز اقتصادی جهان برای تعامل با ایران ایجاد شده به نظر نمی‌رسد ترک ایجاد شده قابل ترمیم باشد و به احتمال زیاد بازگشت به وضعیت سابق غیرممکن است. اما درباره گام‌های اعتمادسازی که ایران برداشته و به موجب آن برخی از فعالیت‌ها را کاهش داده و یا کند و حتی متوقف کرده است می‌توان با ابراز خوشبینی گفت تمامی آنها بازگشت‌پذیرند و دشمن در مدت شش ماه گذشته فقط توانست زمان را از ایران بگیرد. بنابراین با مقایسه موقعیت ایران و طرف مقابل این نتیجه حاصل می‌شود که نیازهای طرف مقابل به توافق جامع بسیار بیشتر از نیاز ایران است به ویژه آنکه انگیزه‌های شخصی نیز در نزد عناصر اصلی طرف مقابل بالا است، از طرفی هم با تغییر اجباری که در ماه‌های آینده در اعضای مذاکره‌کننده طرف مقابل ایجاد می‌شود همه‌چیز در معرض دگرگونی قرار می‌گیرد که تضمینی برای برآورده ساختن تقاضای طرف مقابل را ندارد، حال آنکه مدیریت ایران برای اداره کشور و مذاکرات در وضعیت گذشته امتحان پس داده است؛ بنابراین حاصل این ارزیابی و محاسبه این است که طرف ایرانی بدون هرگونه نگرانی باید بر روی خواسته‌های بحق ملت ایران پافشاری کند.
جواد رضایی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
656

۶۵۶| هفته نامه صبح صادق منتشر شد

656

چند سالی است ماه ضیافت الهی به زمانی برای بحث و گفت‌وگوی استادان دانشگاه‌های کشور با امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با محوریت برنامه‌های کلان علمی شده است و نتیجه آن در برنامه‌ریزی‌ها و جهت‌گیری‌ها و تقویت آنها مشاهده می‌شود. امسال نیز این نشست صمیمی و تأثیرگذار در هفته اول ماه مبارک رمضان برگزار شد و امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) پس از بیانات مبسوطی درباره موضوع اصلی نشست، در پایان به فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه پرداختند و در این باره هشدار دادند و فرمودند: «مسئولان ذی‌ربط و مدیران دانشگاه‌ها باید با جدیت از تبدیل مراکز علمی به محل جولان و فعالیت‌های جریان‌های سیاسی جلوگیری کنند.» ایشان تبدیل دانشگاه به باشگاه‌های سیاسی را سهم مهلک حرکت علمی کشور خواندند و فرمودند: «متأسفانه در دوره‌ای شاهد این پدیده زیان‌بار بودیم.» رهبر معظم انقلاب با تأیید و دفاع از نگرش، فهم و مشرب سیاسی در میان دانشجویان تأکید کردند: این مسئله با تبدیل مراکز علمی به جولانگاه جریان‌های سیاسی تفاوت دارد.»
طرح مسئله فوق یک پرسش اصلی و یک پرسش فرعی را موجب می‌شود که ابتدا به پرسش اصلی و پاسخ آن پرداخته می‌شود. پرسش: چرا امام خامنه‌ای این مسئله را در وضعیت حاضر بیان کردند؟ پاسخ: با اینکه معظم‌له در برهه‌های مختلف در این باره تذکرات مشابه داده‌اند، اما تذکر اخیر می‌تواند با برخی تحولات سیاسی اجتماعی در داخل کشور مرتبط باشد. در رأس این تحولات انتخابات ریاست‌جمهوری و روی کار آمدن دولت جدید است که از لحاظ نگرش و دیدگاه‌های سیاسی با دولت قبل تفاوت‌ها اساسی دارد که بخشی از آن از موضع‌گیری‌ها و بخش دیگر از به‌کارگیری نیروهای جدید قابل فهم است. اما در این میان آنچه که بسیار اهمیت دارد، فضایی است که برای عرض‌اندام گروه‌های سیاسی مهیا شده است که تا پیش از روی کارآمدن دولت جدید در انزوای کامل قرار داشتند و با استفاده از تغییرات ایجاد شده بسیار پرشتاب وارد صحنه شده تا زمان از دست رفته را جبران کنند یکی از این گروه‌های سیاسی که خود را به اصلاحات و یا اصلاح‌طلبان موسوم کرده برای حفظ و ارتقای موقعیت خود حساب‌شده و محتاطانه به دولت جدید فشارهایی می‌آورد که منشأ آن همکاری آنها با دکتر روحانی در زمان تبلیغات انتخاباتی و کنار رفتن نامزد آنها (دکتر عارف) به نفع دکتر روحانی است که آنها منت‌گذارانه ادعا می‌کنند، آرای آنها که با کنار رفتن دکتر عارف و اعلام حمایت از دکتر روحانی به سمت وی سرازیر شد، عامل پیروزی دکتر روحانی بوده است. آنها با علم کردن این موضوع، هم در پی گسترش فضای سیاسی برای خود هستند و هم از دولت امتیاز می‌خواهند. این گروه سیاسی به این میزان راضی نیست، زیرا آن را کافی و پایدار نمی‌داند و احتمال می‌دهد هر آن، وضعیت به دلیلی تغییر اساسی پیدا کند کما اینکه نقل‌های منتسب به آنها بر پیوند و رابطه تاکتیکی آنها با دولت دلالت می‌کند و چه بسا در زمان لازم خود آنها این رابطه متزلزل و کاملاً سیاسی و مصلحتی را به هم بزنند. در هر صورت آنها به دنبال خوداتکایی سیاسی هستند تا زمانی که فرمان جدایی از دولت را صادر کردند در وضعیت «تعلیق سیاسی اجتماعی» قرار نگیرند؛ از این رو برای خوداتکایی به تکیه‌گاه مطمئنی نیاز دارند که ضمن زنده و فعال نگه داشتن آنها بتواند برای ترویج نگاه و فعالیت سیاسی آنها بسترسازی کند و بهترین گزینه برای این قضیه نیز دانشگاه و دانشجو است. آنها به‌خوبی می‌دانند یافتن پایگاه اجتماعی برای آنها بسیار مشکل است؛ زیرا زمان طولانی و ابزار ویژه لازم دارد که آنها تا حد زیادی تقریباً هیچ‌کدام را در اختیار ندارند
و مهم‌تر اینکه این گروه در افکار عمومی همچنان متهم و محکوم به فتنه‌گری و همکاری با فتنه‌گران است و افکار عمومی اقدام ضدملی آنها در همکاری با دشمنان نظام برای ضربه زدن به انقلاب را فراموش نکرده است. این مهم نیز مزید بر علت است تا آنها طرح‌هایی برای حضور در دانشگاه و خارج کردن دانشجو و دانشگاه از مسیر طبیعی فعالیت سیاسی و نیز مسموم کردن فضای دانشگاه داشته باشند. عملکرد این گروه در غائله ۱۸ تیر سال ۷۸ که این روزها مصادف با سالگرد آن است، نشانه روشن تفکر آنها درباره سوءاستفاده سیاسی از دانشجو و دانشگاه است. آنها زمانی غائله ۱۸ تیر را به راه انداختند و هر لحظه به شکل حساب شده و هدفمند بر دامنه آشوب‌های آن می‌افزودند که درحاکمیت بودند و قوه مجریه را در اختیار داشتند و رسیدگی به مسائل دانشگاه و حل معضلات آن و نیز جلوگیری از هر گونه آشوب و اقدام ضدامنیت ملی وظیفه آنها بود، اما برای سهم‌خواهی بیشتر از نظام بر روی تمام این وظایف پا گذاشتند و با استفاده ابزاری از دانشجو و فرصت دادن به دشمنان نظام که برخی از آنها نیز به اسم دانشجو در دانشگاه لانه کرده بودند، برای مردمی که در نهایت خود با به میدان آمدن قضیه را فیصله دادند، غائله‌آفرینی کردند. این گروه با این پیشینه سیاه، امروز با نگاه صیاد به صید به دانشگاه چشم دوخته و چه بسا با برخی انتصاب‌ها در دانشگاه‌ها و برخی اتفاقات امید آنها بیشتر شده باشد. این چنین است که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به جد به مسئولان تأکید می‌کند مانع تبدیل دانشگاه به جولانگاه جریان‌های سیاسی شوند.
شاید به ذهن برخی که با گذشته این مسائل آشنا نیستند این پرسش خطور کند که آیا رهبر معظم انقلاب با دانشجوی سیاسی مخالفند؟ افرادی که با گذشته دانشگاه پس از انقلاب آشنا هستند به خوبی به یاد می‌آورند که فعال‌ترین روحانی در عرصه دانشگاه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بودند و حتی حضرت امام(ره) برای حضور مستمر ایشان در بین دانشجویان به معظم‌له مأموریت دادند و کیست که نداند از خواسته‌های اساسی و محوری امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در بحث دانشجوو و دانشگاه، سیاسی بودن دانشجو است و در میان مسئولان گذشته و حال نظام کسی به اندازه رهبر معظم انقلاب دانشجویان را برای درگیر شدن با مسائل سیاسی ترغیب و تشویق نکرده است؛ اما مرز این ترغیب و این ممانعت (حضور نداشتن جریان‌های سیاسی در دانشگاه) از یکدیگر کاملاً جدا است، دانشجو خود باید سیاسی باشد تا وضعیت کشور و مصالح و محارب آن را درست درک و به وظیفه‌اش در قبال آن عمل کند و جریان‌های سیاسی حق ندارند در دانشگاه جولان دهند چون با گرفتن استقلال سیاسی دانشجو و خارج ساختن وی از مسیر طبیعی حیات سیاسی وی را بازیچه اهداف سیاسی خود قرار می‌دهند که یکی از نتایج آن در وضع موجود بر هم خوردن آرامش دانشگاه و آسیب جدی به حرکت علمی کشور است که امام خامنه‌ای به آنها هم اشاره فرموده‌اند.
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

دریافت نسخه متنی موقت این شماره

655

۶۵۵ | کمین فرصت‌طلبانه آمریکا میان مالکی و داعش

655

زمانی که جرج بوش پسر با حمله به عراق اولین اشتباه راهبردی را مرتکب شد تا زمانی که باراک اوباما، رئیس‌جمهور بعدی نیروهای آمریکایی را از عراق بیرون برد به‌نوعی این اشتباه و پیامدهای آن ادامه داشت. یکی از این پیامدها که به نفع مردم عراق بود و بعدها آمریکایی‌ها به شکلی ناخشنودی‌شان از آن را نشان دادند، تغییر ساختار سیاسی عراق و تدوین قانون اساسی و نقش‌آفرینی مردم در روند سیاسی عراق بود که هنور هم ادامه دارد. آنچه که پس از اشغال عراق در عرصه سیاسی رخ داد، هم‌پیمانان آمریکا در حوزه خلیج‌فارس را بسیار عصبانی کرد و آنها از همان زمان برنامه اخلال در تحکیم وضعیت عراق جدید را آغاز کردند و با تقویت القاعده در عراق باعث ناامنی‌ها و جنایت‌های گسترده‌ای شدند و این در حالی بود که برای حل‌وفصل این قضیه از دست آمریکایی‌ها هم کاری برنمی‌آمد. آنها از طرفی از وضعیت سیاسی عراق راضی نبودند، اما نمی‌توانستند آشکارا با آن مخالفت کنند؛ زیرا در شکل‌گیری آن نقش داشتند و بارها از آن حمایت کرده بودند و از طرفی هم قدرت‌یابی القاعده لجام‌گسیخته تحت‌ فرمان وهابی‌ها را تهدید می‌دانستند. پس از اینکه مالکی در دو دوره نخست‌وزیری عراق را برعهده گرفت و در تنظیم روابط با سایر کشورها آنگونه که میل آمریکایی‌ها و کشورهای حوزه خلیج‌فارس بود، عمل نکرد به ویژه درباره بحران سوریه که عراق در صف حامیان بشار اسد قرار گرفت؛ کینه این کشورها علیه دولت نوری مالکی شعله‌ورتر شد. پیروزی حزب مالکی در انتخابات اخیر مجلس عراق این کشورها را بی‌تاب‌تر کرد و آنها تصمیم گرفتند با صدور فرمان حمله به داعش از نوری‌مالکی انتقام بگیرند. آمریکایی‌ها با اطلاع از این توطئه از آن استقبال کردند، اما با هدفی متفاوت. کشورهای عربی حامی تروریست‌های تکفیری داعش با دادن رنگ و ماهیت مذهبی به این درگیری‌ها می‌کوشند با درگیر ساختن عراق در یک جنگ مذهبی حکومت عراق را سرنگون و ساختار جدیدی را ایجاد کنند تا از قبل آن سایر تحولات منطقه نیز متأثر شود و جغرافیای سیاسی منطقه تغییر کند و این در حالی است که آمریکایی‌ها از این مسئله احساس خطر می‌کنند و در پی آن هستند که با حفظ ظاهری و اعلامی مبانی ساختار سیاسی عراق که خودشان از روی ناچاری در فرایند شکل‌گیری آن دخیل بودند، در میدان عمل آن را تغییر دهند. طرح تشکیل «دولت وحدت ملی» بر همین اساس پیشنهاد و تأکید شده است. اجرای چنین طرحی هیچ جایگاهی در روند دموکراسی عراق و قانون اساسی این کشور ندارد و قانون بدون هرگونه ابهامی وظیفه تشکیل دولت را برعهده حزب پیروزی گذاشته که مستقلاً اکثریت آرا را کسب کرده و یا با ائتلاف با سایر گروه‌ها به این حد نصاب رسیده است. آمریکایی‌ها در این باره بدون هرگونه اشاره‌ای به قانون اساسی عراق و با مسکوت گذاشتن آن که یگانه مرجع تعیین‌کننده نحوه شکل‌گیری دولت است با تلاش‌ها و ترفندهایی در پی آنند تا در حال حاضر نه حمایت کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس از داعش جنایتکار به نتیجه قطعی برسد و نه تهدید داعش به‌راحتی از سر دولت عراق برداشته شود تا مالکی با احساس این خطر از مواضع و حق قانونی‌اش عقب‌نشینی کند و به دولتی تن دهد که مخالفان وی بدون داشتن هرگونه حقی در آن شرکت داشته باشند که در این صورت آمریکا به هر دو خواسته‌اش در مهار داعش و فشار بر مالکی رسیده است و اگر چنانچه با مقاومت مالکی، عراق در وضعیتی قرار گیرد که تهدید داعش جدی‌تر شود، احتمالاً آمریکا ناچار به مداخله می‌گردد و احتمال مهم‌تر اینکه با مقاومت مالکی عراقی‌ها با وحدت و تکیه بر مرجعیت، دولت و ملت بتوانند به غائله مزدوران کرایه‌ای داعش خاتمه دهند که در این صورت تنها پیروز این معرکه عراقی‌ها هستند. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
654

۶۵۴ | مرجعیت قدرت مسلط در عراق

654

مبنای حرکت گروه تروریستی داعش در عراق سرعت و ارعاب بود. داعش از ساختار غیرمنضبطش برای سرعت و تحرک و از قساوت و عقاید باطل و فتاوای شیطانی برای ارعاب و کشتار استفاده کرد. این دو حربه تا زمانی موثر بودند که قدرت مسلطی در برابر آن قد علم نکرد؛ اما اندکی پس از آنکه «قدرت مسلط» پا به معرکه گذاشت، رفته‌رفته کارکرد هر دو حربه داعش ضعیف شد. این «قدرت مسلط» متعلق به مرجعیت عراق بود که با صدور فتوای «جهاد کفایی» آیت‌الله سیستانی و حمایت سایر علمای شیعه و سنی از آن، وارد کارزار با داعش شد. پس از صدور فتوای آیت‌الله سیستانی و هجوم مردم برای پیوستن به ارتش و آماده شدن برای مقابله با داعش، این داعش بود که دچار رعب و وحشت شد. اثر این رعب و وحشت در درگیری‌های بعدی آشکار گشت یعنی در مناطقی که داعش به آنجا یورش برد و با دادن تلفات سنگین عقب نشست و یا در مناطقی که در تصرف داعش بود؛ اما داعش در برابر حملات ارتش و نیروهای مردمی نتوانست مقاومت کند و آن را از دست داد. آثار هزیمت و شکست در جبهه داعش در زمانی آشکار شد که هنوز اندکی از نیروهای مردمی پیوسته به ارتش، کار خود را آغاز کردند و یقیناً با پیوستن هر چه بیشتر و تدریجی آنها به ارتش و پاکسازی گام‌به‌گام ارتش از نیروهای خائن، روند شکست‌های داعش بیشتر و سریع‌تر خواهد شد. در میان این تحولات و تغییر ناگهانی وضعیت میدان‌های نبرد، نقش مرجعیت بیش از هر عامل دیگری موثر و کارآمد بوده است. کانون اهمیت حضور مرجعیت در عرصه کارزار، در موقعیتی که حیات نظام سیاسی عراق در معرض نابودی قرار داشت، فتوای «جهاد کفایی» آیت‌الله سیستانی بود. شور و هیجانی که این فتوا در میان مردم عراق ایجاد کرد آنچنان عمیق و وسیع بود که تمام برنامه‌ها و پیش‌بینی‌های فرماندهان، برنامه‌ریزان و حامیان داخلی و خارجی داعش را بر باد داد و به آنها فهماند در عراق تنها با تعدادی مزدور و خائن که در بخش‌های سیاسی و نظامی رخنه کرده‌اند، مواجه نیستند و آنها جاهلانه سد و قدرت بزرگی به نام مرجعیت و عرق ملی و دینی مردم عراق را که با اشاره و حکم مرجعیت غلیان پیدا می‌کند، ندیدند. مرجعیت عراق با هوشیاری کامل و حضور دائمی در صحنه فقط به صدور فتوای «جهاد کفایی» اکتفا نکرد و با پیگیری تحولات به اقتضای آن موضع‌گیری کرد. آیت‌الله سیستانی دو روز پس از صدور حکم «جهاد کفایی» با توجه به شطرنج جمعیتی عراق و بهره‌برداری‌های دشمن از آن بلافاصله درباره این مسئله هشدار داد و تصریح کرد: «بر شهروندان عراقی لازم است از هر گونه رفتار بارویکرد قومی یا طایفه‌ای که به وحدت عراق خدشه وارد می‌کند، بپرهیزند.»
وی همچنین در تاریخ (۳۰/۳/۹۳) تشکیل دولت جدیدی را در عراق خواستار شد که در سطح ملی پذیرفته شده باشد و از اشتباهات گذشته دوری کند. آیت‌الله سیستانی خطاب به نمایندگان جدید مجلس عراق به آنها توصیه کرد که بلافاصله فرایند تشکیل دولت جدید این کشور را آغاز کنند و تأکید کرد: «تعهد به زمان‌بندی و عدم تخطی از آن اهمیت بسیاری دارد.»
آیت‌الله سیستانی روز بعد برای تقویت بیشتر قوای نظامی و گسترده‌تر کردن وحشتی که بر داعش سایه افکنده است، اعلام کرد فراخوان پیوستن به نیروهای امنیتی، تمام شهروندان عراقی را در بر می‌گیرد و شامل طایفه خاصی نمی‌شود. ایشان برای فشار بیشتر بر داعش و شورآفرینی بیشتر در بین مردم هشدارگونه اعلام کرد: «اگر تمام قشرهای ملت عراق به رویارویی با این گروه تکفیری داعش نپردازد و این گروه را از عراق بیرون نکند، فردا پشیمان خواهد شد که در آن صورت پشیمانی سودی ندارد.» داعش به‌زودی متوجه می‌شود که از کدام ناحیه شکست خورده است. ان‌شاءالله
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
p01-12-1

۶۵۳ | برآیند مناقشات درونی!

p01-12-1

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور در دومین نشست خبری خود با خبرنگاران داخلی و خارجی که در آستانه ۲۴ خرداد سالگرد انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم انجام گرفت، به پرسش‌های مختلف آنان پاسخ داد. پاسخ دکتر روحانی به پرسش‌های مرتبط با مذاکرات هسته‌ای حاوی نکات مهمی بود از جمله:
۱ ـ شرایط به عقب بر نخواهد گشت؛ «اگر ما در مذاکرات در پایان تیرماه به‌ توافق نهایی دست پیدا نکنیم، هیچ وقت شرایط به شرایط قبل برنخواهد گشت و حتی اگر آمریکا و ۵+۱ و همه جمع شوند شرایط گذشته تکرار نخواهد شد.»
۲ ـ بحث هسته‌ای جزیی از روابط خارجی است؛ «نظام تحریم شکسته شده است و آنان می‌بینند که جمهوری اسلامی به فعالیت خود ادامه داده است. تمام روابط خارجی ما تنها به موضوع هسته‌ای مربوط نمی‌شود. ما روابط اقتصادی‌مان را با دنیا داریم و غربی‌ها باید بدانند که هیچ‌گاه شرایط به قبل برنخواهد گشت.»
۳ ـ غنی‌سازی ادامه می‌یابد، تحریم‌ها بر داشته شود؛ «اولین مسئله این است که ایران غنی‌سازی خود را ادامه خواهد داد و در این موضوع هیچ بحثی وجود ندارد. نباید در مخیله فردی بیاید که غنی‌سازی در ایران متوقف می‌شود. مسئله دوم نیز این است که اگر توافقی انجام شود باید تحریم‌ها برداشته شود، چرا که یکی از بندهای توافق نهایی برداشته شدن کامل تحریم‌ها است.»
۴ ـ تفاهم هسته‌ای جدای از راه اصلی کشور است؛ «من در بخشی از سخنانم به این نکته اشاره کردم که ما راهی که برای کشور در پیش گرفتیم جدای از این است که با آنها به تفاهم برسیم یا نرسیم… ما در اقتصاد و سیاست جلو خواهیم رفت. شما بدانید هم در مسائل منطقه‌ای و هم در مسائل بین‌المللی جایگاه امروز جمهوری اسلامی ایران با دیروز کاملاً متفاوت است.»
یکی از مسائل مهمی که پس از ورود ایران به مرحله جدید مذاکرات هسته‌ای پیش آمد، شکل‌گیری دو نگاه به مذاکرات بود. تفاوت این دو نگاه پس از امضای توافقنامه ژنو تشدید شد تا آنجا که به نحوی دو طرف بسیار جدی مقابل یکدیگر صف‌آرایی کردند. دشمن تا حدودی از این تقابل که در هر طرف پشتوانه‌های استدلالی هم داشت، استفاده کرد و این در حالی بود که مناقشات صورت گرفته بین دو نگاه بی‌فایده هم نبود تا آنجا که آثار مثبت آن در ادامه دیپلماسی هسته‌ای و مواضع استحکام‌یافته طرف ایرانی در مذاکرات مشاهده شد، اما در این میان مهم ورزید‌گی بیشتر مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران و درک طرف مقابل از پاره‌ای دیدگاه‌های مشترک در ایران درباره مواردی از مباحث هسته‌ای بود که به نظر می‌رسد حاصل شده است. چنین برداشت می‌شود که سخنان دکتر روحانی درباره مسائل هسته‌ای در جمع خبرنگاران که به مواردی از آن اشاره شد، بیانگر آن است که روند مباحث هسته‌ای در ایران در حال ورود به مرحله جدیدی است. مهم‌ترین ویژگی‌ این مرحله شکل‌گرفتن گفتمان مشترک در بین دو طرفی است که تا چندی پیش ارکان نگاه‌شان به گفت‌وگوهای هسته‌ای به میزان قابل‌توجهی با یکدیگر تفاوت داشت.اگر محورهای سخنان هسته‌ای رئیس‌جمهور در این نشست خبری را برآیند مثبت مناقشات گذشته بدانیم، باید در ادامه این مرحله جدید به چگونگی قوام بخشیدن به آن اندیشید. گسستن رشته‌‌های پیوند مذاکرات هسته‌ای به مسائل عدیده و مهم کشور که در سخنان دکتر روحانی مشاهده شد، موضع امیدوارکننده‌ای است که در عمل هم باید بیشتر تجلی پیدا کند. قرار دادن مقوله هسته‌ای در جایگاه واقعی‌اش در بین موضوعاتی که کشور و دولت باید به آن بپردازند و اعلام اینکه سایر مسائل بدون تأثیرپذیری از بحث هسته‌ای در سلسله برنامه‌های کشور با قوت و قدرت دنبال می‌شود، نکته مهمی است که مانع سوءاستفاده‌های دشمن می‌شود و آزاد ساختن سایر موضوعات از چنبره هسته‌ای به آنها امکان حرکت و شکوفایی لازم را می‌دهد. به امید رشد و تداوم هر چه بیشتر حرکت جدید آغاز شده. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری

 

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی