880fe

شماره ۸۸۰ منتشر شد

880fe

از فتنه ۹۶ تا فتنه ۹۸

مهدی سعیدی
روزنامه نگار
جریان حق و تجلی آن در قالب نظام اسلامی در طول حیات تاریخی خود همواره با فتنه‌های گوناگونی روبه‌رو بوده است. دشمنان حق و حقیقت از یک‌سو و برخی ناکارآمدی‌ها از سویی دیگر موجب شده است فرصت برای شکل‌گیری فتنه‌ها فراهم شود.
اگر از فتنه‌های دهه ۶۰ بگذریم و فتنه‌‌های سال ۷۸ و ۸۸ را تنها یادآوری کنیم، حوادث رخ داده در دی ماه ۱۳۹۶ نیز رنگ و بویی از فتنه داشت که درباره ماهیت آن نظرهای متفاوتی ارائه شد و جریان‌ها و گروه‌های سیاسی دیدگاه گوناگونی در این زمینه داشتند.
بخشی از اصولگرایان معتقد بودند، این حرکت از ماهیت اقتصادی برخوردار است. به واقع، اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور موجب شکل‌گیری این حوادث شد؛ اما طیفی دیگر موج اول اعتراضات را که با محوریت شعارهای اقتصادی آغاز شد، تنها مانوری دانستند که بسترساز کلید خوردن اغتشاشات با رویکردی ساختارشکنانه شد. اصولگرایان عملکرد ضعیف دولت در مواجهه با مشکلات اقتصادی و سیاست‌های کلان غلط دولت در عرصه اقتصاد و پیوند زدن آن با دیپلماسی و برجام و بی‌توجهی به توانایی‌های داخلی و الگوی اقتصاد مقاومتی را عامل شکل‌گیری حوادث سال ۱۳۹۶ می‌دانند. همچنین، از نگاه آنان نقش فضای مجازی در آن حوادث موضوعی نیست که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت. بدون شک، این فضا به مثابه ابزاری برای تشدید ناآرامی‌ها و سوق دادن اعتراضات به اغتشاشات نقش کلیدی داشته است.
اما اصلاح‌طلبان با احتیاط بیشتری به این موضوع وارد شدند و در حالی که به ظاهر انتظار چنین رخدادی را نداشتند، ترجیح دادند از ارائه سخنان قاطع بپرهیزند و با صبر و حوصله بیشتر و پس از گذر زمان و مشخص شدن بیشتر ابعاد مسئله اظهار نظر کنند. در نگاه اصلاح‌طلبان، حوادث سال ۹۶ از آنچه جنبش‌های اجتماعی یا انقلاب در ادبیات سیاسی خوانده می‌شود، فاصله داشت و فاقد برخی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها همچون فراگیری و شمول و مشارکت قشرها و طبقات اصلی جامعه، برخورداری از سازمان‌یافتگی و رهبری‌های شناخته‌شده سیاسی و اجتماعی و اهداف و برنامه مشخص و دست‌یافتنی بود. درباره مطالبات مطرح شده در اجتماعات نیز اصلاح‌طلبان اظهارات متفاوتی داشتند. برخی مطالبات را اقتصادی و برخی سیاسی دانسته و برخی دیگر با گسترش دایره مطالبات، آن را متراکم و چند لایه ارزیابی کردند و برخی نیز همچنان نسبت به مطالبات نهایی اجتماعات تردید داشتند؛ اما آنچه در فضای رسانه‌ای اصلاح‌طلبان برجسته شد، متهم‌سازی جریان رقیب سیاسی به نقش‌آفرینی در ایجاد ناآرامی‌ها بود.
جریان انحرافی و نزدیکان رئیس‌جمهور سابق نیز در این باره اظهار نظر کرده و تحلیل خود را ارائه کردند. انتقاد به عملکرد دولتی که مشی لیبرال را در حوزه توسعه کشور در پیش دارد، یکی از رویکردهایی بود که این جریان در طول این سال‌ها گاه کم‌رنگ و گاه پررنگ دنبال کرده است. یکی از علل و زمینه‌های وقوع حوادث اخیر از نگاه این جریان، همین عملکرد است که با ناکامی و ناکارآمدی همراه بوده و حاصل آن فشار به توده‌ها و قشرهای محروم و ضعیف جامعه است. همچنین، این جریان که کینه اصولگرایان را در دل می‌پروراند، از فرصت ایجاد شده استفاده کرده و تلاش کرد همسو با جریان اصلاح‌طلب، اصولگرایان را عامل اصلی ایجاد ناآرامی‌های اخیر کشور معرفی کند! در ورای تحلیل‌های مختلف، خیلی زود مشخص شد در پس ماهیت حوادث دی ماه ۱۳۹۶ دست‌های بیگانه‌ای وجود داشت که از مدت‌ها قبل انتظار آشوب در کشور را می‌کشید. اما طراحان پشت پرده خیلی زود ناامید شدند و از زمستان سرد ۱۳۹۶، وعده تابستان داغ در سال ۱۳۹۷ را دادند! رؤیای خیالی که توخالی بودن آن خیلی زود هویدا شد و کشور در ثبات و آرامش دوران سخت افزایش تحریم‌ها و برخی بی‌کفایتی‌ها را طی کرد و مردم صبورانه و هوشمندانه نوسانات بازار و هیجانات عرصه اقتصاد را تحمل کردند.
امروز اما رهبری از امکان تداوم این فتنه در سال آینده سخن می‌گویند. این هشدار که بدون شک مبتنی بر قراین و مشاهداتی است، مؤید این حقیقت است که جبهه حق تا تحقق دولت کریمه حق همچنان درگیر فتنه‌های مستمر خواهد بود و عبور از آن تنها با بصیرت و استقامت ممکن می‌شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
879fe

شماره ۸۷۹ منتشر شد

879fe

شیردوش‌های آمریکا آماده است!

فتح‌الله پریشان
کارشناس سیاسی
تجزیه و تحلیل سیاسی دانش، شمّ یا هنر و مهارتی است که با کنار هم گذاشتن قرائن و نشانگانی از گذشته تاریخی تا زمینه‌های محیطی و تربیتی بازیگران، منافع کشورها، چشم‌اندازها و راهبردها به بررسی پدیده‌ها و چرایی پدیدآیی اتفاقات و پیامدهای رخدادها و تحولات سیاسی داخلی، منطقه‌ای و جهانی می‌پردازد و نسبت منافع، راهبردها و سیاست‌های یک بازیگر را در مقابل بازیگران دیگر مشخص می‌کند.
اما گاهی این عوامل چنان پیچیده می‌شوند که تحلیل درست آنها با دشواری‌هایی مواجه می‌شود؛ نقش تصادف در چینش اینها بسیار کم است، اما امروز نقش اتاق‌های فکر که با ترکیبی از اندیشمندان حوزه‌ها و رشته‌های گوناگون در طراحی و آینده‌پژوهی دکترین‌ها و راهبردهای کلان رفتاری قدرت‌ها شکل می‌گیرند، بسیار زیاد شده است و اتفاقاً از سرمایه‌های قدرت نرم‌افزارانه کشورها به شمار می‌آید. البته، گاهی نیز آنها از طریق رسانه‌ها از تحلیل به مثابه چاقوی دو دم بهره می‌گیرند و سعی بر تصویرسازی پیچیده و رعب‌انگیز از چینش نشانه‌ها و رخدادها و نحوه تحلیل‌ها آنها توأم با ابزار فریب، خدعه، عملیات روانی و جنگ نرم دارند تا با صرف هزینه کمتر و بدون درگیری، به تغییر محاسبات تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان نظامات گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی در یک کشور اقدام کنند. به یک مثال عملی که در روزهای اخیر اتفاق افتاد، نگاه کنید؛ همزمانی وقوع پاره‌ای اتفاقات با هنرمندی فریبکارانه رسانه‌های در خدمت اهداف سلطه‌جویانه آمریکایی‌‌ـ صهیونیستی‌ـ ارتجاع عربی و دنباله‌های داخلی به گونه‌ای تحلیل شد که سؤالاتی را ایجاد کرد.
اعلام خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و افغانستان از سوی ترامپ، افزون بر اینکه تحیر جان بولتن مشاور امنیت ملی‌اش را که دو هفته پیش گفته بود ما تا مدت ها در سوریه و منطقه ماندگاریم، برانگیخت، مخالفت بسیاری از سیاستمداران منتقد و حتی مقامات آمریکایی هم‌حزبی‌اش از جمله کناره‌گیری وزیر دفاع را به دنبال داشت. در این میان سؤال مهم این است که چرا ترامپ نیروهای آمریکایی را فوری از سوریه خارج می‌کند و از علایق استراتژیکی که برای آمریکا در آنجا تعریف شده دست برمی‌دارد؟
در کنار این صحنه‌آرایی سیاسی و رسانه‌ای در بیرون، موجی از عملیات روانی و شایعه رسانه‌ای در فضای مجازی در داخل ایران شکل گرفته که با کنار هم گذاشتن برگزاری همایش نظامی پیامبر اعظم ۱۲ در جزیره قشم و پهلو گرفتن ناو جنگی آمریکایی از مدت‌ها پیش در آب‌ها و نزدیک برخی جزایر جنوبی، به زمینه نسج و تقویت این تحلیل که آیا آمریکایی‌ها با کاهش دادن نقاط آسیب‌پذیر حضور خود در منطقه در فکر تهدید و تهاجم به ایران هستند و این برگزاری همایش دریایی برای مانور قدرت در برابر این موضوع است، دامن زده، تولید نگرانی می‌کنند؟
این تحلیل‌ها از نحوه پاسخ به چرایی خروج نیروهای آمریکایی نشئت می‌گیرد. دو نظر عمده در این زمینه بیان شده است؛ یک‌ـ این خروج طرح فریب جدید آمریکایی‌هاست و آنها با ابهام و پیچیدگی به دنبال راهبردهای دیگر از جمله مثلاً طرح حمله به ایران هستند. دو – این عقب‌نشینی جدی بوده و نشانه شکست و ناکامی سیاست‌های آمریکا پس از سال‌ها سرمایه‌گذاری در منطقه است. هر یک از این تحلیل‌ها می‌تواند منتقدان و مخالفانی داشته باشد و ضریبی از درست و اشتباه بودن را دریافت کند، اما جمهوری اسلامی ایران به دلیل داشتن نظامی ویژه که بیش از چهار دهه با آمریکا درگیر است نمی‌تواند و نباید با حدس و گمانه‌زنی تحلیلی به این موضوع بپردازد؛ بلکه باید تمام سناریوها را در نظر بگیرد و خودش را برای همه آنها آماده کند. البته مفهوم آن حمله نظامی آمریکا به ایران نیست، به چند دلیل متقن، از جمله اینکه آمریکایی‌ها چنان در تنگناهای مالی و بودجه‌ای و اختلافات داخلی بر سر سیاست‌های ترامپ گرفتارند که مجال گشودن جبهه‌ای بزرگ و غیرقابل محاسبه به روی جمهوری اسلامی ایران به عنوان محور مقاومت در منطقه را ندارند اما ما چگونه می‌توانیم تصویر و ترسیم درستی از تحولات منطقه و جهان داشته باشیم و در جایگاه جمهوری اسلامی با گفتمانی که چالش‌ساز گفتمان آمریکا شده و در قله قدرت منطقه و محور مقاومت ایستاده چگونه باید راهبردها و سیاست‌های‌مان را طراحی کنیم؟ به طور حتم هر چه تلاش کنیم آمریکا را به عنوان شاکله‌ای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی «غیر» و رقیب خود بهتر بشناسیم و به زمینه‌های ذهنی و تربیتی و محیطی که مستأجر امروز کاخ سفید در آن رشد کرده بیشتر پی ببریم، بهتر می‌توانیم برآوردهای خود را تنظیم کنیم.
رئیس‌جمهور تاجرپیشه آمریکا از دریچه اقتصاد و تجارت به سیاست نگاه می‌کند، فهم این موضوع مهم است. برای ترامپ منطقه ارزش دارد، اما نه به قیمت هزینه کردن از جیب آمریکایی‌ها. او خوب فهمیده است که در آینده منطقه آمریکا جایی ندارد و هر چه خرج کند از جیبش رفته است؛ از این رو دنبال رهیافت راهبری تحولات منطقه از طریق حمایت معنوی و سیاسی و فروش اسلحه به قصد درآمدزایی به کشورهایی است که به قول ترامپ در منطقه با ایران اسلامی مشکل دارند و می‌خواهند بدون پرداخت هزینه آمریکا از آنها دفاع کند. نگاه تجاری و مضیق ترامپ به تحولات منطقه مبتنی بر مقاله تحلیلی مارتین ایندک در تاریخ ۱۴ آوریل سال میلادی با عنوان «دکترین ترامپ برای خاورمیانه» است که موجب می‌شود در معادله منطقه‌ای واشنگتن صادرکننده اسلحه و راهبر معادلات و تحولات باشد و متحدان آن خریداران اسلحه و بازیگران فعال نیابتی منازعات منطقه‌ای. این الگو در یمن و سوریه قابل مشاهده است و گاوهای شیرده منطقه این سینگال را دریافت کرده‌اند و در حال آماده‌سازی وصل پستان دلارهای خود به شیردوش‌های آمریکایی هستند.
اما مانور نظامی پیامبر اعظم(ص) همان‌طور که از شماره ۱۲ آن پیداست، اقدام به برنامه تمرین نظامی برنامه‌ریزی شده‌ای است که از پیش طراحی و در جهان به رویه‌ای جاری تبدیل شده است. اما به یقین به قول سردار سرلشکر غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) زمینه‌سازان حضور بیگانگان در منطقه مهم غرب آسیا و خلیج‌فارس پیام‌های اقتدارآمیز آن را با تمام وجود درک و دریافت می‌کنند و خوب می‌دانند که اگر دست از پا خطا کنند بیشترین هزینه را خواهند داد. آمریکایی‌ها چه از روی منفعت‌طلبی و چه به دلیل زنجیره‌ای از شکست‌ها و ناکامی‌ها سوریه و افغانستان را ترک کنند یا نه، میهمانان ناخوانده منطقه هستند، اما ایران و همسایگان مبادی آداب همسایگی صاحبان منطقه‌اند و خود باید سرنوشت آن را رقم بزنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
878fe

شماره ۸۷۸ منتشر شد

878fe

چیستی وحدت حوزه و دانشگاه

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی
نماینده ولی‌فقیه در سپاه
وحدت یکی از اصلی‌ترین نیازهای حکومت اسلامی است، حال چه این وحدت در بین مذاهب اسلامی باشد و چه در میان اقشار و نخبگان و دیگر افراد جامعه. در حوزه اندیشمندان و اهل دانش نیز وحدت به نوع خود یکی از لوازم ضروری بقای جامعه است؛ چرا که اندیشه و دانش در جامعه اسلامی نمی‌تواند راهی جدا از ماهیت و جوهره اصلی جامعه دینی داشته باشد.
۲۷ آذر سالروز عروج روحانی و عالم وارسته شهید آیت‌الله مفتح به حق روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گرفت. آیت‌الله مفتح از پیشگامان اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بود و یکی از یادگارهای امام راحل(ره) نامگذاری روز شهادت شهید مفتح به روز وحدت حوزه و دانشگاه است. در واقع، وحدت حوزه و دانشگاه از راهبردهای مهم فکری و رفتاری حضرت امام(ره) برای اعتلا و پیشرفت ایران بود که از همان روزهای آغاز نهضت اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی آن را مطرح می‌کردند. بر این اساس ایشان درباره ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه در پیام خود برای تشکیل بسیج دانشجویان و طلاب می‌فرمایند: «امروز یکی از ضروری‌ترین تشکل‌ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه‌ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند. فرزندان بسیجی‌ام در این دو مرکز پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند.»
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در ضرورت این مهم می‌فرمایند: «وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در اهداف کلی، وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خط موازی، بدون اصطکاک با هم؛ یعنی هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما برای یک هدف و آن هدف، ساختن و کامل کردن ملت و کشور ایران است.»
با این اوصاف باید متذکر شد که نامگذاری یک روز به این عنوان تنها نمادی برای این حرکت است و نباید ندای وحدت حوزه و دانشگاه تنها به همین روز ختم شود؛ بلکه در عرصه عمل هم این امر در تمام مدت سال پیگیری شود. این وحدت یک حرکت، پیوند و نهضت فرهنگی برای رشد همه‌جانبه کشور است که باید مورد توجه بیش از پیش قرار بگیرد. در این میان آنچه سبب پیوند این دو طبقه فرهیخته جامعه می‌شود، تعهداتی است که نسبت به رشد جامعه باید داشته باشند.
در این راستا به نظر می‌آید حرکت علمی برای رضای خدا و تولید علم مبتنی بر اخلاق اسلامی و آموزه‌های دینی مهم‌ترین هدف و دستاوردی است که در پی این وحدت باید حاصل شود و این امر می‌تواند موجب هدایت علم و تخصص به سمت مبانی دینی و گره خوردن تخصص‌ها به اصول دین و اسلام باشد. در واقع وحدت، تلفیق و یکی شدن شکلی حوزه و دانشگاه نیست، بلکه حوزه و دانشگاه باید در هدف وحدت داشته باشند، نه در شیوه‌ها.
از سویی یکی از مهم‌ترین محصولات این وحدت در پی رشد و تعالی علمی و فرهنگی، تربیت استادان مجرب و متعهد است که می‌تواند جمهوری اسلامی ایران را برای رسیدن به اهداف والای خود کمک کند. وحدت حوزه و دانشگاه تنها به مفهوم دینی شدن دانشگاه و حضور حوزه در دیگر دانش‌ها نیست؛ بلکه فرایندی است که محصول و خروجی آن باید تولید علم و دانش متناسب با جامعه دینی باشد. البته این وحدت باید به تمام معنا و در تمام سطوح این دو قشر برقرار شود و استادان حوزه و دانشگاه، از یک‌سو در موضوع نقد و نظریه‌پردازی برای نیازهای‌های گوناگون جامعه اسلامی در کنار هم عمل کنند و از سوی دیگر طلبه و دانشجو در کنار مطالبه‌گری و نقد وضعیت موجود حرکت خود را برای ساختن فردای بهتر سامان دهند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
877fe

شماره ۸۷۷ منتشر شد

877fe

تحریم به مثابه تروریسم اقتصادی

علی حیدری
سردبیر
دومین کنفرانس رؤسای مجالس شش کشور آسیایی شامل ایران، افغانستان، پاکستان، ترکیه، چین و روسیه برای مبارزه با تروریسم، روز شنبه در تهران برگزار شد. برگزاری این نشست در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی به میزبانی جمهوری اسلامی ایران از جنبه‌های گوناگونی اهمیت داشت.
نخست اینکه، جمهوری اسلامی ایران از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با پدیده زشت ترور مواجه بوده و ترور دولتمردان و مسئولان کشور در سال ۶۰ و هدف قرار دادن ۱۷ هزار نفر از مردم عادی تا ترور دانشمندان هسته‌ای و حمله به مجلس شورای اسلامی و ده‌ها نمونه دیگر و حوادث تروریستی اخیر اهواز و چابهار نمونه‌های بارزی از اقدامات تروریستی علیه کشورمان است. برگزاری این نشست درست دو روز پس از حادثه تروریستی چابهار نشان‌دهنده این واقعیت است که جمهوری اسلامی و ملت بزرگ ایران طی چهار دهه گذشته یکی از بزرگ‌ترین قربانیان تروریسم بوده و در این راه متحمل خسارات فراوانی شده‌اند.
دوم اینکه، جمهوری اسلامی ایران به همت نیروهای مسلح و پاسداران امنیت، سهم بزرگی در مقابله با پدیده ننگین تروریسم ایفا کرده‌اند که نمونه‌ بارز آن حضور و نقش‌آفرینی مؤثر برای مقابله با تروریسم تکفیری در عراق و سوریه بوده و در این راستا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهدای گرانقدری را هم تقدیم کرده است. اما متأسفانه برخی حکام غیر مردمی و وابسته در منطقه برای پیشبرد اهداف قدرت‌های فرامنطقه‌ای، با صرف هزینه‌های هنگفت به بستری برای ایجاد گروه‌های تروریستی تبدیل شده‌اند که حاصلی جز جنایت، تجاوز، نسل‌کشی و قتل و غارت در سرزمین‌های اسلامی نداشته‌اند.
سوم اینکه، علی‌رغم وجود این پدیده در نقاط گوناگون جهان به ویژه منطقه غرب آسیا، مجامع بین‌المللی به ویژه شورای امنیت سازمان ملل تحت تأثیر قدرت‌های بزرگ و لابی صهیونیستی اقدام جدی و مؤثری برای مقابله با آن انجام نمی‌دهند و اقدامات نمایشی و تبلیغاتی برای مقابله با تروریسم هم به یک دروغ تکراری تبدیل شده که افکار عمومی جهانی و وجدان‌های آگاه آن را نمی‌پذیرند.
اما از آنجا که تروریسم به دنبال از بین بردن امنیت است و امروز با توجه به گسترده شدن مفهوم امنیت ابعاد آن نیز گسترش‌ یافته و جنبه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را نیز شامل می‌شود، رد پای تروریسم را در این عرصه‌ها نیز می‌توان مشاهده کرد. همان‌طور که آقای روحانی رئیس‌جمهور در این نشست به آن اشاره کرد، امروز دشمن به دنبال تروریسم اقتصادی علیه ایران است. به این معنا که در صدد وحشت‌آفرینی در کشور و از بین بردن امنیت و آرامش روانی مردم با خدشه به اقتصاد کشور است و می‌خواهد با ایجاد ترس و تردید در دیگر کشورها از تجارت و سرمایه‌گذاری آنها در کشورمان جلوگیری کند. با این تعبیر، خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را نیز می‌توان نمونه بارزی از تروریسم اقتصادی دانست.
البته، همان‌طور که همه نقشه‌ها و توطئه‌های دشمن در طول چهل سال گذشته با شکست مواجه شده، توطئه‌های تحریمی آمریکا نیز با ایستادگی، مقاومت و هوشیاری مردم بصیر ایران اسلامی و شکوفاسازی توانمندی‌های بالقوه اقتصادی ملت ایران راه به جایی نخواهد برد.

 

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
876fe

شماره ۸۷۶ منتشر شد

876fe

ترس آمریکا از چیست؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
رفتار دولتمردان آمریکایی در سال‌های گذشته و حال، گویای یک واقعیت است. مهم‌ترین بخش این واقعیت، ترس و نگرانی‌های عمیق آنان نسبت به تحولات جهانی و به ویژه تحولات در جهان اسلام است. تحولاتی که به دنبال انقلاب اسلامی و پدیدآیی جمهوری اسلامی در جغرافیای ایران آغاز شد. چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و در این چهار دهه، روز به روز نگرانی‌ها و ترس آمریکایی‌ها و متحدان آنان از روندهای شکل گرفته در جهان اسلام و به ویژه در منطقه راهبردی غرب آسیا بیشتر شده است. پرسش اساسی اینکه، ترس آمریکایی‌ها از چیست؟ در یک کلام می‌توان گفت، ترس آمریکایی‌ها از بیدار شدن مسلمانان، مظلومان و مستضعفان عالم است. آری، ملت‌های مسلمان در مسیر بیداری قرار گرفته و در حال بیدار شدن از خواب غفلت و چند صد ساله‌ای هستند که بر آنان عارض شده بود. این بیداری اسلامی، در ابتدا در ایران رخ داد و نتیجه‌اش، رهایی ایرانیان و سرزمین ایران از چنگال استکبار و سلطه آمریکا بود. آمریکایی‌ها و متحدان آنان از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری جمهوری اسلامی در ایران، همه توان خود را برای شکست انقلاب و نظام نوپای دینی در ایران به کار گرفتند. آنان به خوبی می‌دانستند اگر حرکت ملت ایران با انقلاب اسلامی‌اش، پا بگیرد و نهادینه شود، بیداری و حرکت ایرانیان، دیگر ملت‌های مسلمان را نیز بیدار کرده و به حرکت درمی‌آورد. اکنون و پس از چهل سال شاهد سه روند اساسی هستیم:
۱ـ جمهوری اسلامی روند توسعه قدرت، دست‌یابی به عمق راهبردی در منطقه را طی می‌کند و نقش الهام‌بخشی برای دیگر ملت‌ها را پیدا کرده است.
در واقع آن نهالی که آمریکایی‌ها قصد کندن و ریشه‌کن کردنش را در چهل سال پیش داشتند، اکنون به یک درخت تنومند و ریشه‌دار‌ با شاخ و برگ‌های فراوان و پرثمر تبدیل شده است.
۲ـ انقلاب اسلامی به یک جریان و پدیده در جهان اسلام تبدیل شده، همه ملت‌ها را تحت تأثیر قرار داده و آنان در مسیر بیداری قرار گرفته‌اند. آثار و نشانه‌های این بیداری اسلامی، در مناطقی از جهان بیشتر به چشم می‌آید. آنچه در منطقه غرب آسیا با عنوان «جریان مقاومت اسلامی» شناخته می‌شود، نتیجه همین بیداری اسلامی است. جریان مقاومت اسلامی پدید آمده در منطقه به دنبال انقلاب اسلامی، واقعیتی انکارناپذیر است. این جریان اکنون، از سواحل شرقی مدیترانه تا دریای سرخ و خلیج عدن با یک پیوستگی جغرافیایی، به بزرگ‌ترین نیروی بین‌المللی اسلامی تبدیل شده است. جریان مقاومت در منطقه، محصول بیداری اسلامی و احیای اسلام سیاسی است. نمادهای برجسته این جریان، در لبنان، سوریه، عراق، سرزمین‌های اشغالی فلسطین، پاکستان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، بحرین و یمن با عناوین مشخصی، مانند حزب‌الله و انصارالله قابل مطالعه هستند.
جمهوری اسلامی نقش محوری و الهام‌بخشی برای حرکت ملت‌های مسلمان و حتی غیر مسلمان در مسیر بیداری دارد. این نقش از جهات گوناگون قابل مطالعه و بررسی است. تهران در روزهای گذشته، محل برگزاری کنفرانس وحدت اسلامی بود و در این نشست، شخصیت‌های برجسته‌ای از جهان اسلامی حضور پیدا کردند. آنچه در این نشست به نمایش درآمد، نشان‌دهنده روند پرشتاب بیداری اسلامی در جهان اسلام و پیوند مذاهب اسلامی با یکدیگر به دنبال این بیداری بود.
۳ـ روند سوم، روند افول قدرت آمریکا به منزله شیطان بزرگ و عامل اصلی بدبختی‌ها و مشکلات بشریت و به ویژه مسلمانان در عصر حاضر است. همه شاخصه‌ها، بیان‌کننده شدت گرفتن افت قدرت آمریکا در جهان و به ویژه در جهان اسلام است. آمریکایی‌ها ابتدا با پیروزی‌ انقلاب اسلامی، موقعیت خود را به طور کامل در ایران از دست دادند و اکنون به پدیدآیی بیداری اسلامی و شکل‌گیری جریان مقاومت، در حال از دست دادن موقعیت و نفوذ خود در دیگر کشورهای اسلامی هستند.
همه کارشناسان و صاحب‌نظران امور بین‌الملل و حوزه سیاست، با استناد به سه روند مذکور، معتقدند در آینده‌ای نه چندان دور، آمریکایی‌ها به ناچار باید به طور کامل از غرب آسیا خارج شده، این منطقه را به صاحبان اصلی‌اش، یعنی ملت‌های منطقه بسپارند. ملت‌های منطقه با بیداری اسلامی پدید آمده، در حال غلبه بر اختلافات و تفرقه‌هایی هستند که مستکبران بر آنان تحمیل کرده بودند. بیداری اسلامی مقدمه وحدت امت اسلام است. وحدت امت اسلامی، نقش مهمی در شتاب گرفتن حرکت تمدن‌سازی‌ اسلامی با محوریت جمهوری اسلامی دارد. غرب با محوریت آمریکا، با همه توان می‌خواهد از شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی جلوگیری کند؛ ولی هرگز موفق نخواهد شد. دلیل آن روشن است، غرب هرگز نمی‌تواند روند بیداری اسلامی را تغییر داده و مسلمانان را برای بار دیگر دچار غفلت کند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
875fe

شماره ۸۷۵ منتشر شد

875fe

تحرک مدیریتی و جدیت نظارتی

علی حیدری
سردبیر

از حدود یک سال پیش و با نزدیک شدن به سال ۱۳۹۷ و چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران که چهلمین سال قطع ایادی بیگانگان و در رأس آنها پایان سلطه و نفوذ دولتمردان ایالات متحده در کشورمان است و پس از آنکه آمریکا و هم‌پیمانانش همه نقشه‌ها و توطئه‌ها را علیه ملت و کشور ایران آزموده و از همه آنها مغلوب بیرون آمدند، نوبت به مقابله اقتصادی و جنگ معیشتی رسیده بود. زمزمه‌های مرحله جدید مقابله با جمهوری اسلامی در عرصه اقتصادی از همان زمان به گوش می‌رسید و دشمن در تدارک یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی بود؛ شیوه‌ای که اگرچه در این مرحله وجهه همت دشمن قرار گرفته، اما ایران اسلامی در طول چهار دهه گذشته حتی در اوج تجاوز نظامی با محوریت رژیم بعث عراق به کشورمان نیز از کاربست این حربه بی‌نصیب نبوده است.

محور اصلی این جنگ که با جنگ نظامی و سیاسی متفاوت است، با تحریم‌های اقتصادی شکل می‌گیرد و در این مرحله دشمن با ایجاد محدودیت‌های تجاری، بازرگانی و ایجاد اختلال در مراودات اقتصادی با دیگر کشورها به دنبال فشار بر توده‌های مردم است تا بتواند مقاومت آنان را خدشه‌دار کند. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، هدف دشمن در این مرحله دلسرد کردن مردم از نظام اسلامی و القای آن است که نظام اسلامی قادر به حل مشکلات و گره‌گشایی از زندگی مردم نیست.
اما در کنار طرح‌ریزی‌ها و توطئه‌افکنی‌های دشمنان انقلاب اسلامی، در عرصه داخلی کشور نیز نباید از فقدان مدیریت صحیح در برخی حوزه‌ها غافل بود؛ سستی و کاهلی برخی مدیران اجرایی و برخی تدابیر و تصمیمات غلط و حتی مرعوب شدن از اعلام تحریم‌های جدید زمینه را برای ایجاد التهابات اقتصادی به ویژه در حوزه ارز و سکه فراهم می‌آورد که به تبع آنها بازار و عرصه تجارت دچار اختلالاتی می‌شود و قیمت برخی کالاها و اجناس روند صعودی به خود می‌گیرند و حتی کمیاب می‌شوند. با توجه به اینکه در روزهای ابتدایی بروز این شرایط اقدامی جدی برای مقابله با آن صورت نمی‌گیرد، مردم به ویژه قشرهای متوسط و کم‌درآمد برای تأمین مایحتاج خود با مشکلاتی روبه‌رو می‌شوند و در این میان دشمن به مدد رسانه‌های خود تلاش همه‌جانبه‌ای را برای دامن زدن به اعتراضات و ناآرام‌سازی شروع می‌کند که البته به جز موارد جزئی و مقطعی، از سوی مردم مورد استقبال قرار نمی‌گیرد و با شکست مواجه می‌شود. تأکیدات جدی و مکرر رهبر معظم انقلاب به مسئولان و دولتمردان برای ضرورت اقدام و پیگیری و مدیریت صحنه و مطالبات عمومی از دولت سبب می‌شود اقداماتی در حوزه مدیریت وضعیت صورت بگیرد، به طوری که با اجرای دو مرحله تحریم‌های آمریکا علیه کشورمان در مرداد و آبان آنچه دشمن انتظار داشت محقق نمی‌شود و مقاومت مردم با هدایت‌های رهبر حکیم انقلاب و همراهی نکردن برخی کشورها با تحریم‌های یکجانبه آنها را به معافیت‌های تحریمی و… مجبور می‌کند که نشانه تحقق نیافتن نقشه‌های دشمن است.‌
اما در وضعیت اقتصادی امروز و مشکلات و تنگناهایی که بر اثر آن برای قشرهای گوناگون مردم عارض شده، همچنان یکی از موضوعات و مسائل اساسی ضعف مدیریت و نبودن نظارت جدی است که سبب شده مردم در تأمین مایحتاج خود با مشکلاتی مواجه شوند. همان‌طور که آیت‌الله خاتمی خطیب جمعه تهران در خطبه‌های نماز جمعه این هفته با اشاره به دغدغه‌های اقتصادی و معیشتی مردم، راه‌حل مسائل کشور را مدیریت جهادی و تقویت نظارت دانست و افزود: «مسئولان نظارتی باید جلوی این گرانی‌های خودساخته را بگیرند.»
به نظر می‌رسد، در چنین وضعیتی که دشمن با اذعان به شکست‌های خود در عرصه‌های دیگر به مقابله تمام‌عیار اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران و ملت بزرگ ایران برخاسته و همان‌طور که مردم بصیر و انقلابی کشورمان که در مقاطع پر فراز و نشیب گذشته با هدایت‌های داهیانه رهبر معظم انقلاب و با همراهی و حمایت خود از نظام اسلامی و دولت جمهوری اسلامی از گردنه‌های سخت عبور کرده‌اند، این بار نیز بدون توجه به تبلیغات شوم دشمنان و با وجود فشارهای موجود اقتصادی با عزمی راسخ در مسیری که ۴۰ سال پیش آغاز کرده‌اند، پیش می‌روند و این مسئولان و تصمیم‌گیران هستند که باید با عزم و اراده، روحیه انقلابی و مدیریت جهادی با مدیریت دقیق صحنه و نظارت جدی و پیگیرانه، آرامش و ثبات را به بازار برگردانند و با این فصل از توطئه‌های دشمنان نیز مقابله عملی کنند تا به حول و قوه الهی آخرین پرده از سناریوی دشمنان انقلاب اسلامی نیز با شکست کامل مواجه شود و انقلاب اسلامی در آغاز دهه پنجم عمر بابرکت خود برگی نوین از ایستادگی، خوداتکایی و خودکفایی ملتی بزرگ را به رخ جهانیان بکشد. ان‌شاءالله

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
874fe

شماره ۸۷۴ منتشر شد

874fe

وحدت همچنان نیاز زمانه

مهدی سعیدی
روزنامه نگار

در همان ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی دشمنان انقلاب تلاش کردند با بزرگنمایی اختلافات تاریخی شیعه و سنی، مانع از گسترش اندیشه‌های رهایی‌بخش انقلاب اسلامی در بیشتر کشورهای منطقه و جهان اسلام شوند. این رویکرد با استقبال حاکمیت‌های دیکتاتوری در کشورهای اسلامی همراه شد که صدور ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌توانست زمینه‌های فروپاشی و سرنگونی آنان به دست نهضت‌های آزادی‌خواهانه‌ را فراهم آورد. در این شرایط، پیشنهاد نام‌گذاری و معرفی ایام میلاد نبی مکرم اسلام(ص) به عنوان «هفته وحدت» از سوی حضرت امام(ره) گامی اساسی در خنثی‌سازی این سناریوی دشمن بود.
محور قرار دادن وحدت در تعاملات بین مذهبی به مثابه اساسی‌ترین راهبرد، آنقدر عمیق و هدایت‌گر است که امروز دشمن همه توان خود را برای ضربه زدن به آن جمع کرده است. راهبرد «اختلاف بینداز و حکومت کن» راهبردی استعمارگرانه است که سالیان متمادی انگلیسی‌ها در به‌کارگیری آن پیشینه دارند و دکترین وحدت جهان اسلام، به‌طور مستقیم همین ترفند را نشانه رفته است.
وحدت در این نگاه برخاسته از نگاه دشمن‌شناسانه‌ای است که عمق اردوگاه دشمن را رصد می‌کند و به خوبی می‌بیند که دشمن رکن اسلام و منافع ملت‌های مسلمان را تهدید می‌کند! محوریت وحدت نیز اعتصام به حبل‌الله و تمسک به قرآن و شخصیت رحمه‌للعالمین حضرت محمد مصطفی(ص) است که مورد قبول همه فرق اسلامی است. در این راهبرد، مسلمانان با توجه به وجوه مشترک‌شان باید با همگرایی حداکثری علیه دشمنی ایستادگی کنند که با ذات اسلام عناد دارد و جز به نابودی آن نمی‌اندیشد و در این دشمنی و عداوت تفاوتی بین شیعه و سنی قائل نیست!
در این نگاه «وحدت» خود شاخصه و سنگ محکی است که دیگر اقدامات را می‌توان با آن سنجید؛ عملی که تقویت‌کننده وحدت است، امری حق و درست و تضعیف‌کننده آن باطل و نادرست خواهد بود. وحدت به آن معنا نیست که هر یک از فرق اسلامی از باورهای خود دست بکشند یا هر گونه مباحث علمی تعطیل شود؛ بلکه تأکید بر آن است که اختلافات و مناقشات به عاملی برای سوء‌استفاده دشمن مشترک نینجامد. رهبر معظم انقلاب اسلامی با صراحت اعلام می‌کنند: «این غلط است که ما به نام ایمان اسلامی یا ایمان مذهبی حرفی بزنیم و کاری بکنیم که تعصب‌های فرقه‌ای را دائم مشتعل کنیم و همه را به جان هم بیندازیم. قضیه اصلاً این طوری نیست. به ایمان خودتان پایبند باشید. با هر کسی هم که از لحاظ ایمان مذهبی یا دینی با شما مخالف است، بحث بکنید، مجادله بکنید، استدلال بکنید، منطق بکنید و او را به فکر خودتان معتقد بکنید؛ امّا تعصب‌افروزی نکنید: «و جادلهم بالّتی هی احسن.» این قرآن است. چرا یک عدّه‌ای نمی‌فهمند؟ من نمی‌دانم.»
مصائب ایجاد شده در چند سال اخیر در منطقه به خوبی اهمیت راهبرد اساسی حکیم بزرگ انقلاب اسلامی را آشکار می‌کند. به واقع، وضعیت بغرنجی که در جهان اسلام و منطقه خاورمیانه امروز با آن مواجه هستیم، کاملاً محصول بی‌توجهی به راهبردی است که در قالب هفته وحدت، بزرگان شیعه و سنی بر آن تأکید کرده‌اند که اگر همین راهبرد با فهمی عمومی همراه می‌شد، بدون شک امروز اوضاع جهان اسلام از افغانستان و پاکستان تا عراق و سوریه و یمن و شمال آفریقا این‌چنین نبود و شکل‌گیری جنگ‌های نیابتی و قدرت‌یابی تفکرات سلفی‌ـ تکفیری در منطقه ممکن نمی‌شد!
وحدت در سطح جهان اسلام سطح عالی وحدتی است که برای امروز جامعه اسلامی به آن نیازمندیم؛ اما نباید فراموش کرد که در سطح داخل کشور و تعاملات گروه‌های گوناگون اجتماعی‌ـ سیاسی داخلی نیز نیازمند وحدت‌ هستیم. محور این وحدت نیز باید آرمان‌های اسلام و انقلاب، رهنمودهای حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی، قانون اساسی و منافع ملی باشد. برای مناقشات و رقابت‌های سیاسی باید حدودی را مشخص و در چارچوب آن رقابت کرد و حاصل رقابت‌ها باید ارتقا و کارآمدی باشد، نه کاستن از همگرایی و افزایش کدورت‌ها و صرف بیهوده توان و انرژی افکار عمومی. به تعبیر رهبر حکیم انقلاب اسلامی، «منظور ما از وحدت چیست؟ یعنی همه مردم یکسان فکر کنند؟ نه. یعنی همه‌ مردم یک نوع سلیقه سیاسی داشته باشند؟ نه. یعنی همه‌ مردم یک چیز را، یک شخص را، یک شخصیت را، یک جناح را، یک گروه را بخواهند؟ نه؛ معنای وحدت اینها نیست. وحدت مردم، یعنی نبودن تفرقه و نفاق و درگیری و کشمکش.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
873fe

شماره ۸۷۳ منتشر شد

873fe

نشانه‌های افول آمریکا

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
«باید از افغانستان و عراق و کشورهای مشابه آنها، یک درس را گرفته باشیم و آن اینکه آمریکا، قدرت، امکانات و تفکر لازم برای برقرار کردن دموکراسی در کشورهای خاورمیانه را ندارد. حتی نمی‌تواند بحرانی مثل وضعیت موجود در سوریه را حل و فصل کند. کاری که ما باید انجام دهیم این است که نگذاریم به افرادی که برای‌مان مهم هستند، یا به خودمان آسیبی برسد. ما در جایگاهی نیستیم که بخواهیم نتیجه نهایی را دیکته کنیم.»
مطالب مهمِ صدر این نوشتار، از آنِ کسی است که نزدیک به سه دهه پیش، نظریه پایان تاریخ را مطرح کرد و به دلیل همین نظریه‌اش، شهرت جهانی یافت. فرانسیس فوکویاما، پژوهشگر و تاریخ‌نگار ژاپنی‌الاصل و تبعه آمریکایی است. وی دارای سابقه کار در اداره امنیت آمریکا و نیز تحلیلگر نظامی در مؤسسه «رند»، از مؤسسه‌های وابسته به پنتاگون است. او در سال ۱۹۸۹ میلادی با نگارش مقاله «پایان تاریخ و واپسین انسان»
(the End of History and the last man) که در سال ۱۹۹۱ میلادی با تفصیل بیشتر و با همین عنوان، به صورت کتاب‌ چاپ شد، شهرت یافت. در این دو نوشته، فوکویاما با صراحت به دفاع تاریخی از ارزش‌های غربی پرداخت و چنین استدلال کرد که، اجماعی جهانی به نفع دموکراسی لیبرال به وجود آمده است.
بر مبنای همین نظریه بود که آمریکایی‌ها، با ادعای در دست داشتن پرچم لیبرال دموکراسی غربی، خواهان حاکم کردن ارزش‌های آمریکایی در جهان شدند. آمریکایی‌ها با بهره‌گیری از این نظریه، رهبری جهان و به دست گرفتن مدیریت بین‌المللی در قرن بیست‌ویکم را حق خود قلمداد کردند. اما با گذشت نزدیک به سه دهه از آن تاریخ، سست‌بنیانی نظریه فوکویاما، با آشکار شدن اشکالات ذاتی لیبرال دموکراسی از یک طرف و ناتوانی‌ها و رفتارهای مغایر لیبرال دموکراسی از سوی آمریکا از طرف دیگر، موجب شده تا این پژوهشگر تاریخی، با شخصیتی نیمه‌سیاسی‌ـ نیمه‌فلسفی از نظریه خود عقب‌نشینی کند. اکنون او، از پیش رو بودن زوال آمریکا سخن می‌گوید: «من در کتابم «نظم سیاسی و زوال و انحطاط سیاسی» بزرگ‌ترین مثالی که برای انحطاط سیاسی می‌زنم، نظام آمریکاست. همه نظام‌های دنیا در حال زوال هستند، چه به علت جمود فکری و چه به دلیل سوءاستفاده افراد از قدرتی که در اختیار دارند.»
آری روند تحولات در سال‌های اخیر، نه در راستای بسط هژمونی آمریکا و ارزش‌های غربی، بلکه در راستای زوال این ارزش‌ها و افول قدرت آمریکا بوده است. اگر در ۴۰ سال گذشته، مهم‌ترین منازعه جهانی را، بین انقلاب اسلامی و آمریکا بدانیم، آنگاه افق بسیار زیبایی برای آینده جهان، منطقه غرب آسیا و ملت ایران، قابل رؤیت خواهد بود. بر مبنای این روندهای قابل مطالعه، افول و زوال آمریکا قطعی و پدیدآیی قدرت‌های نوظهوری در جهان مانند جمهوری اسلامی ایران با پرچمداری ارزش‌های الهی همسو با فطرت بشری یک واقعیت است. رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار با دانش‌آموزان در تاریخ ۱۲/۸/۱۳۹۷ و در آستانه روز ۱۳ آبان، در همین زمینه فرمودند: «در یک نگاه وسیع‌تر وضعیت آمریکا را وقتی نگاه می‌کنیم، می‌‌بینیم که قدرت و اقتدار و هیمنه آمریکا در دنیا رو به افول و رو به زوال است. در طول سال‌ها، دائم دارد کم می‌شود.»
وقتی بحث ظهور و افول نظام‌ها، مکتب‌ها، دولت‌ها و تمدن‌ها از نظر تاریخی مطرح می‌شود، شاخص اصلی در این میان، «قدرت» است. قدرت به همان معنای رایج در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، به معنای توانایی در اثرگذاری، اعمال اراده‌ها و تحمیل خواسته‌ها به طرف مقابل، یا طرف‌های دیگر است.قدرت برآیند مجموعه‌ای از مؤلفه‌های مادی و معنوی است. در ادبیات امروزی و دانشگاهی، صاحب‌نظران عرصه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، قدرت را به دو نوع، «نرم» و «سخت» تقسیم می‌کنند. اکنون آمریکایی‌ها هم از نظر «قدرت نرم» و هم از نظر «قدرت سخت» دچار فرسایش و ناتوانی شده‌اند. شاخص و نشانه‌های فراوانی را برای افول قدرت آمریکا در هر دو ساحت نرم و سخت می‌توان مورد مطالعه قرار داد و از آن جمله است:

الف‌ـ قدرت نرم
امام خامنه‌ای در این زمینه در همان دیدار مورد اشاره می‌فرمایند: «بسیاری از سیاسیون معتبر دنیا و جامعه‌شناس‌های معتبر دنیا معتقدند که، قدرت نرم آمریکا فرسوده شده است، در حال از بین رفتن است. قدرت نرم چیست؟ قدرت نرم این است که یک دولتی بتواند خواسته‌های خود و نظر خود و عقیده خود را، به اطراف بقبولاند و آنها را اقناع کند به نظر خود؛ این قدرت در آمریکا رو به ضعف کامل و رو به فرسودگی کامل است،» نشانه‌هایی از این فرسودگی عبارت است از:
۱ـ وضعیت داخلی آمریکا، نشان از بی‌آبرویی لیبرال دموکراسی و نظام سیاسی سرمایه‌داری دارد. شکاف‌های اجتماعی، نبود عدالت اجتماعی، تبعیض‌های نژادی، نابود شدن بنیان خانواده و فساد اخلاقی فراگیر، نشان می‌دهد آمریکا نه تنها هیچ پیام ارزشی و الهام‌بخشی برای دیگران ندارد؛ بلکه از نظر درونی در حال فروپاشی اجتماعی و اخلاقی است.
۲ـ بسیاری از ملت‌ها در جهان و به ویژه در جهان اسلام، از آمریکا متنفر هستند. این تنفر در کشورهایی چون؛ عراق، سوریه، افغانستان، پاکستان، لبنان، سرزمین‌های اشغالی، بحرین و یمن، حداکثری است. بسیاری از ملت‌ها در آمریکای جنوبی و آفریقا، همین تنفر را از دولت آمریکا دارند.
۳ـ بسیاری از دولت‌ها، نسبت به رفتارهای آمریکا معترض و رویگردان شده‌اند.
۴ـ آمریکا به دلیل از دست دادن قدرت نرم و نفوذ خود، برای پیشبرد اهدافش به لشکرکشی نظامی و تأسیس گروه‌های تروریستی در ۱۷ سال گذشته روی آورد. لشکرکشی نظامی به افغانستان و عراق، راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی از طریق شکل‌دهی به گروه‌های تروریستی چون داعش، نشان می‌دهد که آمریکا قدرت نفوذ خود را از دست داده است.
۵ـ جنگ‌های اقتصادی و تجاری آمریکا با اروپا، روسیه، چین و برخی دیگر کشورها، نشان از فرسودگی قدرت نرم آمریکا در همراه‌سازی دیگران با خود دارد.

ب‌ـ قدرت سخت
امام خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «قدرت سخت آمریکا هم به شدت ضربه دیده، قدرت سخت یعنی قدرت نظامی‌گری، قدرت اقتصاد، اینها قدرت سخت است، بله ابزار نظامی دارند، اما نیروی نظامی آمریکا به شدت افسرده، سردرگم، سرگشته و مردد است.
برای همین است که در بسیاری از کشورهایی که آنها حضور دارند، برای اینکه بتوانند مقاصد خودشان را پیش ببرند، از سازمان‌های جنایتکاری مثل بلک‌واتر و از این قبیل استفاده می‌کنند: یعنی سرباز آمریکایی قادر به اجرای نقشه آمریکا نیست.» نشانه‌هایی از این فرسایش عبارت است از:
۱ـ نزدیک بیست تریلیون دلار بدهی دولت آمریکا با کسری بودجه بسیار بالا؛
۲ـ فقر، بیکاری و ورشکستگی بخش‌هایی از صنایع در آمریکا؛
۳ـ تراز منفی در تجارت خارجی؛
۴ـ ظهور قدرت‌های برتر اقتصادی همانند چین؛
۵ـ فرسودگی تجهیزات نظامی و افسردگی نیروهای نظامی؛
۶ـ شکست‌های سخت نظامی در افغانستان، عراق و سوریه؛
۷ـ ناتوانی در پیشبرد مقاصد از طریق اعمال قدرت نظامی و اقتصادی در بسیاری از مناطق جهان، به ویژه غرب آمریکا.
این جمله ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، مؤید تمامی این نشانه‌ها است که گفت: «طی ۱۷ سال گذشته، آمریکا هفت تریلیون دلار خرج جنگ‌های خاورمیانه کرده، اما هیچ دستاوردی نداشته است.» آری، افول آمریکا و زوال قدرتش یک واقعیت است. اما واقعیت دیگر آنکه، مردم ایران با انقلاب اسلامی خود، نقش اصلی را در پایان‌بخشی به قدرت جهنمی شیطان بزرگ دارند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
872fe

شماره ۸۷۲ منتشر شد

872fe

شکست چهارم در ۱۳ آبان ۱۳۹۷

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
۱۳ آبان در تاریخ مبارزات ملت ایران و ادبیات انقلاب اسلامی فراتر از یک روز تاریخی، یک نماد با معانی فراوان است. پیروزی‌ها و شکست‌های راهبردی برای دو جبهه متفاوت از نظر ماهیت در این روز رقم خورده است. از این رو باید ۱۳ آبان را به خوبی شناخت و آن را به نسل جوان شناساند. در دل ۱۳ آبان معانی‌ای چون؛ قیام برای خدا، پدیدآیی نصرت‌های الهی، ‌بروز و ظهور خلق و خوی استکباری آمریکا، آشکار شدن ماهیت رژیم فاسد، ‌دیکتاتور و وابسته پهلوی، حضور نسل جوان در صحنه، رویارویی دو جبهه حق و باطل،‌ پیروزی جبهه حق و شکست جبهه باطل وجود دارد. همین معانی فراوان، ۱۳ آبان را به یک نشانگر تبدیل کرده و عنوان روز «ملی مبارزه با استکبار جهانی» را برای این روز به ثبت رسانده است.
وجود عنصر برجسته مبارزه با استکبار در سه رویداد تاریخی در مقاطع مختلف،‌ اما در یک روز و آن هم ۱۳ آبان، دلیل اصلی این نامگذاری است. بنابراین ۱۳ آبان، نشانگر بخشی از هویت ملت ایران است. ملت ایران، یک ملت مؤمن، ‌ولایتمدار، مجاهد و استکبارستیز است. نزدیک به چهل سال است که مستکبران عالم دست در دست هم داده تلاش می‌کنند تا در این هویت تغییر و تبدیل پدید آورند؛ لکن نه تنها موفق نشده‌اند؛ بلکه علاوه بر ثبات قدم ایرانیان در استکبارستیزی، این هویت، دیگر ملت‌های جهان را تحت تأثیر قرار داده است. اکنون ستیز با آمریکای جهانخوار به عنوان مصداق اصلی و کامل استکبار در عصر حاضر مورد توجه بسیاری از ملت‌ها قرار گرفته است. بیشترین عصبانیت آمریکایی‌ها از ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به دلیل همین نقش الگویی و الهام‌بخشی در استکبارستیزی برای دیگر ملل است.
ایستادگی چهل ساله ملت ایران در برابر آمریکا، این حقیقت را آشکار کرد که در پرتو قدرت ایمان و برخورداری از نصرت الهی، می‌توان طاغوت زورگویی جهان را به زیر کشید. اکنون علاوه بر مبارزات پراکنده در سراسر جهان علیه استکبار، یک جبهه منسجم، قدرتمند و پیشرونده در منطقه راهبردی غرب آسیا، از سواحل شرقی مدیترانه تا سواحل دریای سرخ علیه آمریکا به صورت فعال در حال مبارزه است.
پدیدآورنده اصلی این جبهه، ملت ایران بر مبنای آموزه‌های اسلام ناب و با رهبری امامین انقلاب اسلامی است. به همین دلیل، آمریکایی‌ها به دنبال انتقام از ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی هستند. ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا با خروج از برجام، روز ۱۳ آبان را با آغاز اجرای تمامی تحریم‌ها و شعار «به صفر رساندن صادرات نفت ایران»، روز انتقام از ملت ایران تعریف کرده است. به عبارتی، آمریکایی‌ها می‌خواهند در «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی»، با تشدید تحریم‌های به زعم خود بی‌سابقه در تاریخ، شکست بزرگی را به ملت ایران تحمیل کنند و به دوران استکبارستیزی ایرانیان پایان دهند. آنان می‌خواهند از طریق جنگ اقتصادی، عملیات روانی و ایجاد اخلال‌های امنیتی و برهم زدن ثبات و آرامش کشور، عرصه زندگی را بر مردم سخت کرده و چنین القا کنند که تنها راه رهایی از این وضعیت تسلیم شدن در برابر آمریکاست.
اما صاحب این قلم، با استناد به سنن الهی، تجارب تاریخی، هوشمندی و بصیرت مردم و هدایت‌های رهبری حکیم انقلاب اسلامی، معتقد است، چهارمین شکست‌ برای آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۹۷ و در ادامه شکست‌های سه‌گانه پیشین در این روز تاریخی رقم خواهد خورد.
اگر تا به امسال، ‌۱۳ آبان دربردارنده سه رویداد تاریخی بود، از این پس و در سال‌های بعد، باید در شرح ۱۳ آبان به چهار رویداد تاریخی، به چهار پیروزی ملت ایران و چهار شکست آمریکا در این روز اشاره کرد. این چهار شکست آمریکا عبارت است از:
اولین شکست‌ـ اولین رویداد تاریخی در ۱۳ آبان سال ۱۳۴۳ رقم خورد و آن تبعید حضرت امام خمینی(ره) از ایران به ترکیه به دستور مستقیم آمریکایی‌ها بود. این تبعید به دلیل سخنرانی تاریخی امام(ره) در تاریخ ۴ آبان ۱۳۴۳ علیه رژیم شاه و آمریکا به جهت تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس ایران انجام گرفت. افشاگری امام(ره) در خصوص کاپیتولاسیون، رژیم طاغوت و آمریکا را به وحشت انداخت و آنها تصور کردند با تبعید ایشان از ایران مانع شکل‌گیری یک نهضت خواهند شد؛ اما در عمل، پیروز این صحنه امام و پیروان روزافزون ایشان بودند. تبعید امام(ره)، نه تنها ایشان را از ادامه مبارزه علیه طاغوت ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی منصرف نکرد؛ ‌بلکه این مبارزات با جدیت بیشتری دنبال شد و در نهایت در سال ۱۳۵۶، مردم ایران را به صحنه آورد؛ بنابراین ۱۳ آبان سال ۱۳۴۳ اولین شکست نصیب آمریکایی‌ها شد؛ اگرچه در ظاهر با تبعید امام(ره) تصور پیروزی داشتند. تبعید امام چهره دشمنان داخلی و خارجی ملت ایران و اسلام را برای مردم آشکار کرد. در ۱۳ آبان ۱۳۴۳،‌ آمریکایی‌ها و شاه ایران کسی را تبعید کردند که فریادهایش در آن سخنرانی تاریخی در راستای دفاع حقیقی از استقلال، منافع و عزت و کرامت ایرانیان بود. این تبعید، خود مقدمات و زمینه‌های شناخت بیشتر مردم، کادرسازی برای مبارزه و پدیدآیی ایدئولوژی انقلاب بر مبنای اسلام ناب و رهبری انقلاب را فراهم کرد. بنابراین آنچه در سال ۱۳۵۶ رخ نمود و مردم را در سراسر کشور به صحنه مبارزات آورد و ایران را وارد مرحله انقلاب کرد؛‌ همگی در حوادث پیشین و از جمله موضوع تبعید امام در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ ریشه دارد.
دومین شکست‌ـ اعتصابات و تظاهرات مردم در سراسر کشور در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ رژیم طاغوتی پهلوی و اربابش آمریکای جهانخوار را به شدت نگران کرده و به وحشت انداخته بود. آمریکایی‌ها برای حفظ سلطه خود بر ایران، راهبرد سرکوب مردم و به خاک و خون کشاندن تظاهرات و تجمعات را در دستور کار قرار داده و آن را از شاه خائن و وابسته مطالبه کردند. در همین راستا بود که در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷، تظاهرات دانشجویان و دانش‌آموزان در تهران به خاک و خون کشیده شد. تصور آمریکایی‌ها و رژیم طاغوت این بود که، با کشتار و ایجاد رعب و وحشت در مردم، همه چیز پایان می‌یابد؛ لکن غافل از این بودند که در ایدئولوژی انقلاب، یعنی اسلام، شهادت یک فوز عظیم شناخته می‌شود.
بنابراین به شهادت رساندن جمعی از دانشجویان و دانش‌آموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷، نه تنها حرکت انقلاب را متوقف نکرد؛ بلکه با تقویت اراده‌ها و انگیزه‌ها در مردم برای ادامه مبارزه تا پیروزی، حرکت انقلاب شتاب بیشتری یافت و در نهایت رژیم پهلوی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ فرو ریخت.
سومین‌ شکست‌ـ با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکایی‌ها سیاست و راهبرد شکست انقلاب و ساقط کردن جمهوری اسلامی را از طریق طراحی کودتا، ترور رهبران، ایجاد بی‌ثباتی در کشور و راه‌اندازی غائله‌های تجزیه‌طلبی در دستور کار خود قرار دادند. سفارت آمریکا در تهران، به محل اصلی و قرارگاه مرکزی طراحی و هدایت‌ این توطئه‌ها تبدیل شد با آشکار شدن این واقعیت که سفارت آمریکا به لانه جاسوسی و مرکز توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران تبدیل شده، روز ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، این کانون توطئه را تسخیر کردند و به تعبیر امام(ره)، انقلاب دوم را پدید آوردند.
انقلاب دوم با تسخیر کانون توطئه، از یک سو انقلاب اول را ماندگار کرد و از سوی دیگر هیمنه آمریکا را فرو ریخت. با بررسی و تحلیل محتوایی اسناد لانه جاسوسی، مشخص می‌شود که با تسخیر این مرکز توطئه، چه پیروزی بزرگی نصیب ملت ایران و چه شکست راهبردی نصیب آمریکایی‌ها شد.
چهارمین شکست‌ـ به یقین در ادامه سه شکست آمریکا در روز ۱۳ آبان سال‌های ۱۳۴۳، ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸، شکست چهارم برای آمریکایی‌ها در روز ۱۳ آبان سال ۱۳۹۷ رقم خواهد خورد. آمریکایی‌ها می‌خواهند ۱۳ آبان سال جاری را به روز انتقام از ملت ایران و نظام اسلامی تبدیل کرده و از طریق انواع فشارهای اقتصادی و روانی، جمهوری اسلامی را به تسلیم وادار کنند. به طور حتم می‌توان گفت، نه تنها آمریکایی‌ها به آنچه می‌خواهند دست نمی‌یابند؛ بلکه این فشارها نتیجه عکس خواهد داد. آمریکایی‌ها قادر به صفر کردن صادرات نفت ایران نیستند و هم‌اکنون نشانه‌های این شکست آشکار شده است. با تأمل در دو نکته زیر می‌توان نشانه‌های این شکست را دید:
نکته‌ اول‌ـ با خروج آمریکا از برجام و آغاز عملیات روانی سنگین بازگرداندن تحریم‌ها در یک دوره ۹۰ و ۱۸۰ روزه و تمرکز بر به صفر رساندن صادرات نفت ایران در ۱۳ آبان از سوی مقامات آمریکایی، اقتصاد ایران تحت تأثیر این عملیات روانی قرار گرفت و بازار ارز و طلا دچار بی‌ثباتی شد. در این روند آمریکایی‌ها طوری حرکت کردند که گویا قادر به توقف کامل صادرات نفت ایران هستند. برای نمونه، «برایان هوک» رئیس گروه اقدام ایران در وزارت خارجه آمریکا، با تأکید بر تداوم سیاست به صفر رساندن صادرات نفت ایران، ۲۴ مهر ماه در جمع خبرنگاران گفت: «پس از حذف کامل صادرات نفت ایران، نیازهای کشورهای مختلف به نفت از سوی دیگر کشورها تأمین خواهد شد.»
نکته دوم‌ـ ایران از همان ابتدای طرح ادعای به صفر رساندن صادرات نفت اعلام کرد، آمریکا قادر به این کار نخواهد بود. اکنون همه نشانه‌ها از شکست آمریکا در این توطئه حکایت می‌کند. خریداران اصلی نفت ایران شامل چین، هند، کره جنوبی و ترکیه، همگی اعلام کردند، جایگزین کردن نفت ایران برای آنها ممکن نیست و در برابر خواست آمریکا دست به مقاومت زدند. در چنین فضایی جان بولتون که پیش از این مدعی توانایی آمریکا در این اقدام بود، به صراحت اعلام کرد: «نمی‌خواهیم به کشورهای دوست آمریکا که به نفت ایران وابسته هستند، آسیبی وارد شود!» و این سخن، معنایی جز شکست آمریکا در جنگ اقتصادی علیه ایران ندارد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
871fe

شماره ۸۷۱ منتشر شد

871fe

مدافعان حرم و راه‌پیمایی ۲۰ میلیونی اربعین

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
«به زودی کربلا، نجف، کاظمین و سامرا با خاک یکسان می‌شود!»
این عبارت خیلی کوتاه، از نقشه‌های شیطانی خیلی خطرناک پرده برداشت. وقتی گروهک تروریستی داعش بر سه استان عراق مسلط شد و شهر راهبردی موصل را اشغال کرد، سخنگوی این گروهک، از آنچه در سر داشتند و در اتاق‌های فکر و در پشت صحنه طراحی شده بود، خبر داد. در خرداد ماه سال ۱۳۹۳ بود که «عدنانی» سخنگوی داعش طی بیانیه‌ای خطاب به نوری المالکی، نخست‌وزیر وقت عراق اعلام داشت: «ما تسویه‌حساب سنگینی داریم؛ اما تسویه‌حساب در سامرا و بغداد نخواهد بود، بلکه این امر در کربلا و نجف اتفاق خواهد افتاد. منتظر باشید که ما هم در انتظار شما هستیم.»
آری این عبارات نشان می‌دهد، جریان تکفیری تجهیز شده به دست آمریکا در عصر ما، قرار بود در پناه حمایت‌های همه‌جانبه جبهه استکبار، قصه پرغصه بقیع را در شهرهای مذهبی و عتبات عالیات عراق تکرار کند. نکته قابل توجه اینکه، سران این گروهک با اطمینان از رسیدن به این خواسته‌های شیطانی در پرتو حمایت قدرت‌های سلطه‌گر، با صراحت از نگاه خبیث خود نسبت به مشهدالرضا هم پرده‌برداری کرده و از ویران کردن آن سخن گفتند! فراموش نکنیم که ترامپ با صراحت اعلام کرد: «آمریکا مؤسس داعش است.» فراموش نکنیم که رئیس‌جمهور آمریکا با صراحت گفت، آمریکا طی ۱۷ سال هفت تریلیون دلار (معادل هفت هزار میلیارد دلار) در منطقه غرب آسیا هزینه کرده، لکن هیچ چیزی به دست نیاورده است! فراموش نکنیم که در آن ایام پرالتهاب و خطرناک حرکت داعش به سمت شهرهای گوناگون عراق برای اشغال، ۱۷ شبکه ماهواره‌ای این حرکت را حمایت می‌کرد. در همان ایام، شبکه العربیه از داعشی‌های تروریست، با عنوان مجاهدین یاد می‌کرد! از آن زمان تاکنون بیش از چهار سال می‌گذرد. اکنون کربلا و نجف و دیگر مکان‌های مقدس در عراق در چه شرایطی قرار دارند؟ اکنون خلافت خودخوانده داعش در چه موقعیتی است؟ چرا داعش موفق به تحقق اهدافش نشد؟ چرا قصه پرغصه بقیع در عراق و شهرهای نجف، کربلا، کاظمین و سامرا تکرار نشد؟ نیم‌نگاهی به عظمت راه‌پیمایی اربعین به منزله بزرگ‌ترین تجمع و راه‌پیمایی در عصر حاضر، نشان می‌دهد خداوند چگونه آن نقشه شیطانی و خطرناک را خنثی کرد.
اما خداوند چگونه این نقشه را خنثی کرد؟ پاسخ را در این عبارت کوتاه می‌توان یافت: «اگر مدافعان حرم نبودند، راه‌پیمایی اربعین نبود.» این جمله از آن کسی است که بیشترین اشراف را بر تحولات منطقه در سال‌های گذشته داشته است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی روز دوشنبه سی‌ام مهر ماه در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم، با اشاره به شباهت حرکت مدافعان حرم اهل‌بیت(ع) در سال‌های اخیر با حرکت کسانی که در دوران خلفای عباسی با نثار جان خود نگذاشتند قبر مطهر سیدالشهدا از بین برود، فرمودند: «اگر آنجا کسانی فداکاری نمی‌کردند، امروز شوکت و هیمنه محبت اباعبدالله الحسین(ع) این جور دنیا را فرا نمی‌گرفت، این خشت اول و اصلی این کار را همان کسانی گذاشتند که در واقع جان‌شان را برای زیارت قبر اباعبدالله(ع) فدا کردند. این بچه‌های شما هم همین جور… اگر این کسانی که رفتند آنجا مجاهدت کردند نبودند، دشمن تا نزدیکی قبر مطهر حضرت اباعبدالله، چند کیلومتری کربلا، جلو آمده بود.»
رهبر معظم انقلاب در این دیدار، با تشریح جانفشانی‌ها و ایثارگری‌های جوانان و عاشقان زیارت قبر امام حسین(ع) فرمودند: «همان رفتن‌ها بود که حالا رسیده به بیست میلیون زائر پیاده اربعین.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی