645

۶۴۵ | آمریکا عامل بی‌اعتباری هنجارهای جهانی

645

چند روز پیش باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا قانونی را امضا کرد که بر اساس آن، آمریکا می‌تواند از ورود هر نماینده سازمان ملل که به تشخیص رئیس‌جمهور قبلاً در اقدام تروریستی علیه آمریکا و متحدان این کشور نقش داشته و یا تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا محسوب می‌شود، اجتناب ورزد. این قانون را پیشتر سنا و مجلس نمایندگان آمریکا به ترتیب در تاریخ ۱۸ و ۲۱ فروردین تصویب کرده بودند. این قانون پس از آن تصویب شد که ایران «حمید ابوطالبی» را برای نمایندگی در سازمان ملل معرفی کرد. دولت و کنگره آمریکا ادعا می‌کنند ابوطالبی در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران نقش داشته است. پس از این امضا که در ظاهر به اقدام غیرقانونی آمریکا مشروعیت می‌بخشد، اولین چیزی که به ذهن خطور می‌کند، این است که آمریکا از موقعیتش در میزبانی از مکان سازمان ملل سوءاستفاده می‌کند و همین مسئله باعث بی‌اعتباری قانونی است که اوباما آن را امضا کرده است. در متن این قانون آمده است: «آمریکا می‌تواند از ورود هر نماینده سازمان ملل به تشخیص رئیس‌جمهور…» این ادعا می‌تواند مباحث حقوقی جدیدی را درباره حدود اختیارات کشورهایی که در نقاط مختلف جهان به‌نحوی میزبان مراکزی از سازمان ملل هستند، ایجاد کند. صرف میزبانی نمی‌تواند برای آمریکا حق محدودیت ایجاد کردن برای دیگران را به همراه داشته باشد. برخورداری از امتیاز میزبانی ایجاب می‌کند، نباید ادعاهایی مطرح کرد که در روند انجام وظیفه سازمان ملل و یا هر سازمان بین‌المللی دیگر اخلال و مانع به‌وجود می‌آورد و چنانچه کشور میزبانی بر چنین ادعایی که موجب اخلال در انجام وظیفه آن سازمان بین‌المللی می‌شود، به بهانه‌ها و دلایل واهی اصرار ورزد، باید حق میزبان از آن سلب شود. اگر سازمان ملل و کشورهای عضو، تسلیم این بدعت زورگویانه آمریکا شوند، جایگاه حقوقی سازمان ملل زیر سوال می‌رود و تضمینی برای ادامه نیافتن سوءاستفاده‌های آمریکا از این میزبانی وجود ندارد، اما در این میان که سوءاستفاده آمریکا از میزبانی یک نهاد بین‌المللی و بی‌اعتبار ساختن هنجارهای پذیرفته شده جهانی مسلم است، موضوع تعجب‌آور، توصیه‌های مشکوک عده‌ای در داخل کشور است که به جای حمله به آمریکا و محکوم کردن آن به سبب این رفتار غیرقانونی و افزون‌خواهانه، از سویی به ابوطالبی برای انصراف فشار وارد می‌کنند و از سویی دیگر از دولت می‌خواهند برای این موضوع با آمریکا درگیر نشود و با معرفی فرد دیگری به جای ابوطالبی پرونده این موضوع را ببندند. این برخوردها نشان می‌دهد که تحلیل آنها از وضع موجود و مسائل جاری با آنچه که نظام دنبال می‌کند، بسیار تفاوت دارد و آنها وضع موجود و حوادثی از این قبیل را برای به اجرا درآمدن تحلیل‌شان مناسب می‌بینند؛ از این رو تلاش می‌کنند از هر موضوع و رخدادی سوءاستفاده کنند. آنها نیز به تبعیت از غربی‌ها و به ویژه آمریکایی‌ها تصور می‌کنند رشته‌های استکبارستیزی و مقابله با شیطان بزرگ، در ایران ضعیف شده و چنانچه از جوانب مختلف به نظام فشار وارد شود، این رشته‌ها از هم گسیخته می‌شود. آنچه که می‌تواند این تصور را باطل سازد و حقیقت را در برابر چشمان حقیقت‌گریز آنها قرار دهد، ایستادگی در همان نقاطی است که آنها آن را نشانه ضعف ایران و مناسب برای فشارآوردن می‌پندارند که یکی از آن نقاط مهم، نمایندگی «حمید ابوطالبی» است که درخصوص آن به هیچ وجه نباید کوتاه آمد. دستاورد حداقلی ایستادگی محکم و قاطع درباره وی این است که در نظام هیچ مقوله‌ای درخصوص استکبار و شیطان بزرگ تغییر نکرده و همه امور در دایره مدیریت هوشمند نظام قرار دارد.
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

644

۶۴۴ | پدیداری دلیل و راه

644

پیامد طرح مسئله «نرمش قهرمانانه» و روی‌کارآمدن دولت جدید، از سرگیری مذاکرات جدید هسته‌ای ایران با غرب بود. این مذاکرات منجر به امضای توافقنامه موقت هسته‌ای ژنو شد که در داخل و خارج کشور تفسیرهای متفاوتی را به همراه داشت. فاصله تفسیرهای متفاوت داخلی با یکدیگر بسیار زیاد بود تا آنجا که برخی به آن بسیار خوشبین بودند و برخی نیز بسیار بدبین. شاید این برداشت‌های بسیار متفاوت از محتوای توافقنامه در دوره‌ای که شاخص جامع و روشنی برای ارزیابی وجود نداشت لازم و مفید بود، اما پس از مشخص شدن مبنای این حرکت، لازم است در برخورد با موضوع بازنگری هوشمندانه‌ای صورت گیرد. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) اواخر هفته گذشته در دیدار رئیس‌، مدیران و متخصصان انرژی هسته‌ای مبنای این حرکت را مشخص کردند و فرمودند: «هدف آن‌ها این است که با این بهانه (بحث هسته‌ای) فضای بین‌المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته‌ای موافقت شد تا این جو جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود.» بنابراین با آشکار شدن دلیل اصلی از سرگیری مذاکرات جدید هسته‌ای با غرب، لازم است موضوع با عبور از مرحله ماقبل و درک وضعیت جدید دنبال شود.
در آغاز مرحله قبل که ایران گام‌های اولیه را در مسیر هسته‌ای شدن برمی‌داشت طبعاً از وضعیتی ضعیف و شکننده برخودار بود و دشمن تلاش می‌کرد با فشار بر ایران، فعالیت‌های هسته‌ای را در همان مرحله متوقف کند که در مقطعی هم تا حدی موفق شد که با اراده و همت مسئولان وقت این وضعیت دوام نیاورد و فعالیت‌های هسته‌ای با شتاب بیشتر به حرکت خود ادامه داد. در آن دوره که تنها ابزار دشمن برای برخورد با ایران تحریم بود و اعمال تحریم‌ها نیز به‌راحتی و با سرعت امکان نداشت؛ زیرا شتاب در آن به اصل موضوع آسیب‌ می‌زد و پیامدهای خطرناکی در انتظارش بود، ایران از فرصت فراهم شده بیشترین بهره‌برداری را کرد و در عرصه‌های مختلف فناوری هسته‌ای به دستاوردهایی رسید که امکان نادیده انگاشتن و حذف آن نبود، به عبارتی ایران با یک برنامه‌ریزی حساب شده به نقطه تثبیت رسید و اینها همه در سایه گفت‌وگوهای تنظیم شده بر محور مقاومت بود. از این رو ایران در تمامی گفت‌وگوهای آن دوره کوچک‌ترین امتیازی به دشمن نداد. با وجود تشدید تحریم‌ها قطعاً ادامه آن روند همچنان میسر بود، اما امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دلیل ادامه نیافتن آن روند را بیان فرمودند؛ از این رو به نظر می‌رسد صاحب‌نظران و تحلیل‌گران نیز باید از مرحله گذشته عبور کنند و با ایجاد ارتباط منطقی میان آن مرحله و مرحله جدید بر اساس آنچه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، مذاکرات را براساس وضعیت جدید تحلیل و تفسیر کنند. ماندن در فضای گذشته و تحلیل مباحث مرحله جدید با شاخص‌های آن زمان باعث ناسازگاری مضر می‌شود. معنای این درخواست دعوت به سکوت و پرهیز از نقد و… نیست که برعکس باید نقد و بحث باشد، اما براساس شاخص‌هایی که در فضای جدید کارآیی دارد. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ادامه فراز فوق فرمودند: «البته مذاکرات به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته‌ای خود کوتاه خواهد آمد.» یا در بخش دیگری بیان داشتند: «هیچ یک از دستاوردهای هسته‌ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله بر روی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.» یک روی این بیانات متوجه گروه مذاکره‌کننده است و یک روی دیگر آن متوجه صاحب‌نظرانی که بر اساس وظیفه دینی و ملی باید موضوع را رصد و به موفقیت آن کمک کنند. چنانچه هر دو گروه پس از درک این مسئله صادقانه و خالصانه به وظیفه عمل کنند با هم‌افزایی شکل گرفته موفقیت حتمی است. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

643-1

۶۴۳ | رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی

643-1

نام‌گذاری سال ۱۳۹۳ با عنوان «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» سوالاتی را به ذهن متبادر می‌سازد که یکی از مهم‌ترین آنها، رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی است. برای پاسخ به این پرسش باید دو مفهوم فرهنگ و اقتصاد به‌ویژه اقتصاد مقاومتی به طور دقیق تبیین شود. مردم فهم و درک روشنی از اقتصاد، مسائل اقتصادی و مشکلات اقتصادی داشته و دلیل آن، ارتباط این مقوله با زندگی روزمره آنان است. اما وقتی بحث اقتصاد مقاومتی در شرایط تحریم اقتصادی ایران از سوی نظام سلطه مطرح می‌شود، برداشت‌ها از این مقوله متفاوت گشته و بر همین اساس، نیازمند تبیین است. برخی شیطنت‌گونه از اقتصاد مقاومتی به «اقتصاد ریاضتی» یاد کرده، درحالی که مفهوم و منظور از اقتصاد مقاومتی، غیر از اقتصاد ریاضتی است. به راستی، مفهوم و منظور از اقتصاد مقاومتی چیست؟
با یک عبارت ساده می‌توان گفت؛ اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصادی که در برابر فشارها، تحریم‌ها و توطئه‌های اقتصادی بیگانگان و دشمنان، مقاوم، مستحکم و آسیب‌ناپذیر باشد. رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی، اقتصاد مقاومتی را به این دلیل مطرح فرمودند که اقتصاد کنونی ایران، اقتصادی آسیب‌پذیر است. اساساً دل بستن غرب به موثر افتادن فشار تحریم‌ها بر ملت و دولت ایران نیز به همین دلیل است. برای نمونه وقتی بخش اعظم بودجه کشور به خام‌فروشی نفت وابسته است و نفت خام در بازارهای جهانی از سوی شرکت‌ها و کشورهای محدود و تحت نفوذ نظام سلطه خریداری می‌شود، تحریم نفتی ایران، یک تهدید اقتصادی قابل توجه برای اقتصاد کشور است. تلاش برای برطرف کردن این ضعف و آسیب در اقتصاد ایران، یعنی حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح شده است. اگر طی چند دهه اخیر با سیاست‌های درست از خام‌فروشی نفت فاصله می‌گرفتیم و با سرمایه‌گذاری در بخش پالایش، به جای خام‌فروشی به سمت صادرات فرآورده‌های نفتی می‌رفتیم، تحریم نفتی ایران نه تنها موثر نبود، بلکه متصور هم نبود. اگر توصیه‌های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی جدی گرفته می‌شد و وابستگی اقتصاد ایران را به نفت کاهش می‌دادیم و در بخش‌های دیگر چون بخش صنعت، کشاورزی، معادن و… سرمایه‌گذاری می‌شد، امروز تحریم نفتی ایران اساساً امری بی‌معنا بود. بنابراین مراد و منظور از اقتصاد مقاومتی، یک اقتصاد پویا، غیروابسته و درون‌زا و مستحکم و مقاوم در برابر فشارهای خارجی است.
برای درک رابطه چنین اقتصادی با فرهنگ، کفایت می‌کند فهم درستی از فرهنگ داشته باشیم. مفهوم فرهنگ و مسائل فرهنگی برای عموم، به‌وضوح مفهوم اقتصاد و مسائل اقتصادی نیست. برای فرهنگ صدها تعریف ارائه شده و هر کس یا هر گروه از مقوله فرهنگ، تعریف خاص خود را دارد. بنابراین برای دستیابی به تعریف دقیق و صحیح از فرهنگ، باید تأمل و دقت بیشتری داشت. در این نوشتار برای فهم درست از مقوله فرهنگ، جایگاه و اهمیت آن در زندگی فرد و جامعه، به جملاتی از حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) و مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) اشاره می‌شود.
حضرت امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «فرهنگ مبدأ همه خوشبختی‌ها و بدبختی‌های ملت است… آن چیزی که ملت‌ها را می‌سازد، فرهنگ صحیح است… اگر فرهنگ درست بشود، یک مملکت اصلاح می‌شود.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر درخصوص فرهنگ بسیار صحبت فرموده و در یکی از اظهارات‌شان، فرهنگ را به هوا تشبیه کرده‌اند. هوا از یک طرف نیاز قطعی همه انسان‌ها برای بقا و حیات است و از طرف دیگر، هوای پاک، فرح‌بخش بوده و هوای آلوده، کسل‌کننده و کشنده می‌باشد. معظم‌له در یکی از فرمایشات‌شان، اهمیت فرهنگ را این‌گونه بیان می‌دارند: «برای رسیدن به همه چیزهایی که آرزوی ماست و در چشم‌اندازها و افق‌های دوردست تصویر می‌کنیم، باید فرهنگ کشور، صحیح و پالایش شده در مجرای درست قرار بگیرد؛ نقایص آن تکمیل و ویرانی‌هایش ترمیم شود؛ جاهای معیوبش اصلاح گردد؛ کندی در حرکت فرهنگی برطرف شود تا بتوان به آن مقاصد رسید.»
تأمل در همین چند کلام نورانی برگرفته از آموزه‌های اسلامی و فرهنگ دینی و قرآنی، کفایت می‌کند تا به فهم و درک درستی نسبت به رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی دست یابیم. از این جملات به خوبی قابل فهم است که فرهنگ اساس هر حرکت و اقدامی است. برای هر نوع تحول اساسی و دگرگونی بنیادین و درست، باید ابتدا به فرهنگ تحول و دگرگونی بر مبنای صحیح دست یافت. اکنون براساس یک ضرورت دینی و تاریخی، ملت ایران باید اقتصاد ضعیف و آسیب‌پذیر خود را متحول ساخته و آن را به یک اقتصاد قوی، پویا، مستحکم و مقاوم تبدیل کند. برای این تحول، ابتدا باید تحولات فرهنگی را متناسب با مختصات اقتصاد مقاومتی پدید آورد. تأمل در سوال‌ها و گزاره‌های زیر این نوع تحول و دگرگونی در عرصه فرهنگی برای رسیدن به یک اقتصاد مقاومتی را بیشتر قابل فهم می‌کند:
ـ آیا با فرهنگ مصرف‌گرایی به سبک غربی می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با راحت‌طلبی، تن‌پروری و روحیه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با مصرف کالاهای خارجی و بی‌اعتنایی به تولیدات داخلی می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با چشم دوختن به کمک‌های خارجی و بی‌اعتنایی به ظرفیت‌های درونی کشور می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
ـ آیا با سوق دادن نقدینگی بخش خصوصی به دلالی و سوداگری می‌توان به اقتصاد مقاومتی دست یافت؟
پرسش‌ها و گزاره‌هایی از این دست فراوان و پاسخ آن نیز روشن است. اگر پس از پنج ـ ‌شش سال نام‌گذاری سال‌ها با شعارهای اقتصادی، آن اهداف مورد نظر حاصل نشده، به‌دلیل کم‌توجهی یا بی‌توجهی در حوزه فرهنگ است. برای تحول اقتصادی و رسیدن به اقتصاد مقاومتی، باید با تحول فرهنگی، تمامی گزاره‌های مذکور را معکوس کرد. برای نمونه باید آنچنان در کشور تحول فرهنگی پدید آید که استفاده از کالاهای خارجی امری زشت و قبیح تلقی شود و همگان با افتخار کالای ایرانی مصرف کنند. برای رسیدن به آرزوی اقتصاد مقاومتی، باید فرهنگ کار و تلاش و سخت‌کوشی، جایگزین فرهنگ راحت‌طلبی و عافیت‌طلبی گردد. باید فرهنگ درست مصرف کردن جایگزین فرهنگ مصرف بی‌رویه و اسرف و تبذیر گردد. بنابراین می‌توان گفت تا در حوزه فرهنگ تحول اساسی رخ ندهد، نمی‌توان به تحول اساسی در حوزه اقتصاد امید داشت. در پایان ذکر این نکته ضروری است که مقوله فرهنگ به عنوان شعار سال، اعم از آن چیزی است که در این نوشتار آمد. در این نوشتار فقط اشاره‌ای صورت گرفت به رابطه فرهنگ و اقتصاد مقاومتی، باید مقوله فرهنگ را در دیگر حوزه‌ها نیز تبیین کرد.
یدالله جوانی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

642

۶۴۲ | دو حماسه در یک سال

642

سال ۱۳۹۲ یکی از سال‌های مهم و تعیین‌کننده در سال‌های پس از انقلاب اسلامی بود، از همین رو، مروری کوتاه بر برخی از موضوعات مهم‌تر آن در آخرین سرمقاله هفته‌نامه در سال ۱۳۹۲ ضروری به‌نظر می‌رسد. به مدد الهی این مرور کوتاه حول این مسئله انجام می‌پذیرد: «تحقق نسبی شعار دوقلوی سال ۹۲ (حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی)، نیروی متراکم اجتماعی برخوردار از زمینه طغیان و شورشگری را که پس از انتخابات و فتنه ۸۸ همچنان به شکل پنهان در لایه‌های اجتماعی مخفی نگه داشته شده بود تخلیه کرد و تا حد زیادی به تحلیل برد و در دو عرصه سیاست و اقتصاد برای ایران فرصت چانه‌زنی و برنامه‌ریزی جدی ایجاد کرد. »
دشمن در قضیه فتنه سال ۸۸ با زمینه و فرصتی که فتنه‌گران داخلی برایش ایجاد کردند با خوشحالی تمام و انگیزه سرشار و حیرت‌ ابتدایی از اینکه افرادی در داخل و بعضاً با پیشینه همراهی با انقلاب این فرصت را برایش به‌وجود آوردند، تمام عده و عده‌اش را که برای چنین حوادثی تدارک دیده و به سرعت بسیج می‌کند به صحنه آورد، اما با هوشیاری آن بخش از خواص اهل حق که با بصیرت نافذ اعماق فتنه را مشاهده کردند و آن بخش از نیروهای جان برکف نظام که حاضرند برای حفظ نظام از همه‌چیزشان بگذرند و آن را فدای نظام کنند و همچنین مردم وفاداری که هر جا حضور دشمن را به هر شکل حس کنند در برابر آن می‌ایستند و دشمن را سرکوب می‌کنند، شکست سنگینی خورد و عقب‌نشینی تاکتیکی کرد. دشمن پس از شکست سنگین در این عملیات سرنوشت‌ساز، نمی‌خواست آنچه را که به دست آورده به راحتی از دست بدهد؛ بنابراین تلاش می‌کرد مهم‌‌ترین بخش قضیه یعنی، زمینه طغیان و شورشگری اجتماعی را همچون پارچه آغشته به بنزین حفظ کند تا در موقع لزوم، با یک حرکت لحظه‌ای آن را مشتعل سازد. پس از شکست قطعی فتنه ۸۸ نشانه‌های بسیار روشنی در داخل گواهی می‌داد که دشمن تلاش می‌کند بخش‌های اصلی و ساختاری تحرکات آشوبگرانه را حفظ کند. نظام هم از این موضوع غافل نبود و مراکز ذی‌ربط نیز به وظیفه خود در این باره عمل می‌کردند؛ اما وضعیت به ‌گونه‌ای نبود که این دست از اقدامات کاملاً اطمینان‌آور و در هم کوبنده بخش‌های اصلی و ساختاری باشد که دشمن در صدد حفظ آن بود. دشمن نیز به اندازه لازم از این موضوع آگاهی داشت. مراکز و کانون‌های مخلتفی در داخل و خارج، هماهنگ شده و هماهنگ نشده، همسو با دشمن در این باره فعالیت می‌کردند و به عبارتی، مواضع حساسی را در اختیار داشتند که برخورد با آنها بسیار دشوار بود و به چند سال زمان نیاز داشت. طولانی‌شدن زمان برخورد با آنها، تهدید را افزایش می‌داد، لذا باید چاره دیگری اندیشیده می‌شد و راهکار دیگری نیاز داشت که بتواند عرض و طول گسترده آن را به یکباره در هم پیچد. «حماسه سیاسی» که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ابتدای سال ۹۲ مطرح کردند؛ نسخه جامعی بود که به کار این موضوع می‌آمد. اولین زمینه و موعد شکل‌گیری این حماسه، انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم بود. این انتخابات برای دو مجموعه در داخل زیاد مهم بود. یکی گروه‌های سیاسی که از نامزدهای مختلف حمایت می‌کردند و دیگری، نظام اسلامی. نقش مجموعه‌ اول بیشتر تلاش برای به قدرت رساندن فرد موردنظرشان بود که از رهگذر آن و ایجاد شور اجتماعی برای رأی‌آوردن نامزدشان در مسیر مجموعه‌ دیگر یعنی نظام اسلامی قرار می‌گرفتند که از طریق شورش‌های ایجاد شده و تبلیغات برانگیزاننده و حضور گسترده و با شکوه مردم، خلق «حماسه سیاسی» را دنبال می‌کرد که به لطف الهی این مهم با مشارکت گسترده مردم در انتخابات حاصل شد. با این انتخابات و پیروزی دکتر روحانی با فاصله بسیار اندک نسبت به حدنصاب انتخاب در دور اول جمهوری اسلامی ایران یک یورش گسترده و کوبنده به تمام مراکز داخلی و جهانی کسانی برد و آنها را مرعوب کرد که در فتنه به دروغ به نظام تهمت تقلب زده بودند. در واقع، حماسه خلق شده، تنها شاخص انتخاب یک رئیس‌جمهور نبود که آگاه کننده افراد فریب‌خورده، رسواکننده متهم‌کنندگان نظام به تقلب، تودهنی محکم به دشمنان و اجانب و فروپاشاننده کانون‌های آشوبگری لانه کرده در لایه‌های اجتماعی بود. پرونده «حماسی سیاسی» پس از انتخابات ریاست‌جمهوری بسته نشد و با فرا رسیدن ۲۲ بهمن سال ۹۲ وجه دیگری از این حماسه ‌ با حضور و مشارکت مردم در اوج شکوه و عظمت تجلی پیدا کرد. این دو نمونه اعجاب‌آور از «حماسه سیاسی» تماماً سهم نظام است و در پای آن امضای ملتی است که اعلام داشته آن را به حساب نظام واریز کرده است. این امضا یک پیام داخلی دارد و یک پیام خارجی. پیام داخلی اینکه، مردم حامی بدون چون وچرای نظام هستند و هر آنچه را که به این رابطه خدشه وارد سازد با تمام قوا پس می‌زنند و برنمی‌تابند و نیز مسئولان باید در اداره تمامی امور کشور مسیری را طی کنند که نشانه‌های آن در امضای ملت دیده می‌شود و ضامن سربلندی آنها است. پیام خارجی هم اینکه؛ دشمنان خود را مخاطب مستقیم این حماسه بدانند و آگاه باشند که در جمهوری اسلامی ایران، قدرت در دست مردم است و آنها با تبعیت از رهبری، مسائل را خوب تشخیص می‌دهند و هرگاه هم لازم باشد، مسائل مهم و اساسی به نفع خود و به نفع نظام تغییر می‌دهند. یکی از پیامدهای مهم «حماسه سیاسی» در سال ۹۲ ورود متفاوت ایران به مذاکرات هسته‌ای بود که اقدام تاکتیکی «نرمش قهرمانانه» نیز آن را حمایت می‌کرد. «حماسه سیاسی» ۲۲ بهمن با اشاراتی به مذاکرات هسته‌ای «اصلاحاتی را در روند مذاکرات خواستار شد، که گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران لزوماً باید به آن توجه داشته باشد کما اینکه مذاکره‌کننده غربی نباید آن را از نظر دور بدارد؛ چرا که نقش و خواسته مردم در این مسئله جدی و تعیین‌کننده است و آرامش فعلی مردم نباید آنها را به اشتباه بیندازد.
«حماسه سیاسی» به سبب ضرورت و نیز قرار داشتن زمینه‌های شکل‌گیری آن به گونه‌ تقویمی، بیشتر روزهای سال ۹۲ را به خود مشغول داشت و فرصت کمتری برای «حماسه اقتصادی» باقی گذاشت، اما این به‌معنای فراموشی و نادیده گرفتن «حماسه اقتصادی» نبود؛ زیرا این «حماسه اقتصادی» برای نظام از دو حیث ضرورت راهبردی پیدا کرده است؛ یکی؛ استفاده دشمن از آن به‌عنوان سلاحی ویرانگر علیه انقلاب و دیگری، نیاز کلی نظام اسلامی به اقتصادی دارای جنس حماسه، برای افزایش شتاب حرکت به سوی اهداف و آرمان‌ها که از پاره‌ای تضمین‌ها برای ایجاد اطمینان و انسجام بیشتر در انجام امور نیز برخوردار باشد.
دشمن بارها و بارها درون‌زا بودن قدرت نظام اسلامی را مشاهده کرده که نمونه آخر آن «حماسه سیاسی» است که از آن سخن گفته شد و این را هم می‌داند که پیوند اقتصاد درون‌زا با قدرت درون‌زا «از حیث سیاسی و ملی» ایران را آسیب‌ناپذیر می‌کند. دشمن به این مسئله نیز واقف است که در حال حاضر، پایه‌های اقتصادی ایران ضعیف و آسیب‌پذیر است و به همین سبب، برای به زانو درآوردن ایران به تحریم‌های اقتصادی متوسل شده است. همه اینها باعث شده تا دشمن ارکان اقتصاد ایران را هدف گیرد و «حماسه اقتصادی» این مأموریت مهم را برعهده دارد که به این یورش ناجوانمردانه دشمن پاسخ دهد و آن نیاز اساسی را که در حوزه اقتصاد به آن اشاره شد، تأمین کند. از این رو، در زمانی که کشور درگیر خلق «حماسه سیاسی» بود و به «حماسه اقتصادی» کمتر توجه می‌شد، امام خامنه‌ای «مدظله‌العالی» و مجمع تشخیص مصلحت به فرمان معظم‌له به این مهم پرداختند و ایشان حاصل آن را در اواخر سال ۹۲ در شکل «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» ابلاغ کردند و پس از آن هم در جلسه‌ای با مسئولان نظام با توضیحات بسیار دقیق، آنان را موظف به اجرای آن نمودند تا سال آینده آغاز شکوفایی آن باشد. ان‌شاء‌الله

رضا گرمابدری
دعاگوی شما در مضجع شریف رضوی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
641

۶۴۱ | دغدغه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری

641

حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در هفته گذشته، اظهارات بسیار مهمی را در حوزه‌های گوناگون و مسائل جاری کشور بیان داشتند و نسبت به مسائل فرهنگی جامعه فرمودند: «بنده نگران مسئله فرهنگ هستم… اساس، باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد… امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور توجه داشته باشند که چه می‌کنند، با مسائل فرهنگی نمی‌شود شوخی و بی‌ملاحظگی کرد.» مروری بر اظهارات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی طی دو دهه گذشته، نشان می‌دهد ایشان بیشترین دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌ها را نسبت به حوزه فرهنگ داشته‌اند. توجه خاص امام خامنه‌ای به حوزه فرهنگ و مسائل فرهنگی جامعه از دو منظر؛ رسالت نظام اسلامی در موضوع تربیت انسان از یک طرف و تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان از طرف دیگر است. توجه به این دو نکته عمق نگرانی ایشان را نمایان می‌سازد.
۱ـ رسالت نظام اسلامی در حوزه فرهنگ
اگر برای حکومت‌ها، چهار وظیفه اصلی تعریف گردد، به‌طور قطع یکی از مهم‌ترین آنها، آموزش و پرورش است. این وظیفه حکومت‌ها، رسالت اصلی تمامی انبیای الهی است. حضرت امام خمینی(ره) در این خصوص در تفسیر بخشی از سوره علق می‌فرمایند: «انبیا آمده‌اند که ما را هوشیار کنند؛ تربیت کنند. انبیا برای انسان آمده‌اند و برای انسان‌سازی آمده‌اند. کتب انبیا کتب انسان‌سازی است و قرآن کریم کتاب انسان است، موضوع علم انبیا انسان است. هرچه هست با انسان حرف است. انسان منشأ همه خیرات است و اگر انسان نشود، منشأ همه ظلمات است. در سر دو راهی واقع است این موجود؛ یک راه، راه انسان و یک راه، راه منحرف از انسانیت، تا از چه حیوانی سر بیرون آورد.»
بنا بر این نگاه است که حضرت امام(ره) سیاست اسلامی را متفاوت از سیاست غیراسلامی دانسته و موضوع سیاست در اسلام را هدایت انسان‌ها به سوی کمال می‌دانند. حکومت اسلامی در برقراری نظم و امنیت داخلی، دفاع سرزمینی و تأمین معیشت مردم با حکومت‌های دیگر شباهت‌های زیاد داشته، لکن در موضوع تربیت و رشد انسان‌ها، که همانا بسترسازی برای کمال و سعادت اخروی است، دارای تفاوت اساسی می‌باشد. این مهم در حوزه فرهنگ یک جامعه قرار داشته و برای آن برنامه‌ریزی می‌شود. حوزه فرهنگ، حوزه باورها، اعتقادات، ارزش‌ها، آداب و رسوم و سبک زندگی است. این باورها و ارزش‌ها هستند که انسان را یا در مسیر تعالی و قرب الی‌الله به حرکت درمی‌آورند، همان‌طور که حضرت حق فرمودند: «هذا صراط علی مستقیم…» یا اینکه در مسیر غیر خدا و در واقع در مسیر شیطان به حرکت درمی‌آورند. بر این اساس، حکومت اسلامی و رهبری در جامعه اسلامی، اولین دغدغه‌اش باید سعادت انسان‌های در قلمرو حکومتش باشد. آخرت مردم، کمال مردم، نجات یافتن مردم از گمراهی و افتادن در دام شیاطین، برای حکومت اسلامی دارای موضوعیت ذاتی بوده و حاکمیت دینی نمی‌تواند این مهم را نادیده انگارد.
این نگاه در جامعه دینی با برخورداری از حکومت اسلامی و دینی، در حالی است که در جوامع سکولار، اساساً حکومت‌ها نه‌تنها به موضوع سعادت و آخرت مردم نمی‌اندیشند، حتی اجازه دخالت خدا، آخرت و دین برای نقش‌آفرینی در حوزه سیاست و حکومت را هم نمی‌دهند. در این جوامع، آخرت مردم به عهده کلیسا گذاشته شده و کلیسا هم هیچ نقشی در اداره جامعه، مسائل سیاسی و حکومتی ندارد.
۲ـ تهاجم فرهنگی و جنگ نرم
از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، اصلی‌ترین صحنه نبرد میان جمهوری اسلامی و ملت ایران با نظام سلطه، صحنه نبرد فرهنگی است. معظم‌له معتقد است که پس از جنگ نظامی هشت‌ساله و شکست نظام سلطه در استفاده از قدرت سخت علیه جمهوری اسلامی، غرب و به‌ویژه آمریکا، تمام توان خود را در حوزه فرهنگی بسیج کرد و انقلاب و نظام دینی و اعتقادات و ارزش‌های اسلامی و ملی ایرانیان را مورد هجوم همه‌جانبه قرار داد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حوادث و فتنه سال ۸۸ را حاصل دو دهه تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان ملت ایران می‌دانند. از همین رو ایشان در دوم مهر سال ۱۳۸۸ صحنه نبرد فرهنگی را که عده‌ای از آن غفلت کرده‌اند، این‌گونه تشریح می‌کنند: «جنگ نرم راست است. این یک واقعیت است؛ یعنی الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمی‌زنم؛ من از بعد از جنگ سال ۶۷ همیشه این را گفته‌ام، بارها و بارها. علت این است که من صحنه را می‌بینم، چه بکنم اگر کسی نمی‌بیند؟! چه کار کند انسان؟ من دارم می‌بینم صحنه را، می‌بینم تجهیز را، می‌بینم صف‌آرایی‌ها را، می‌بینم دهان‌های از حقد و غضب گشوده را، دندان‌های با غیظ به هم فشرده علیه انقلاب و علیه امام و علیه این آرمان‌ها و علیه همه آن کسانی که به این حرکت دل‌بسته‌اند را. اینها را انسان دارد می‌بیند، خوب چه کار کند؟ این تمام نشده، چون تمام نشده همه وظیفه داریم.»
معظم‌له در همین سخنرانی، هدف از جنگ نرم دشمن را فرو ریختن سنگرهای معنوی جامعه می‌دانند و می‌فرمایند: «در جنگ روانی و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته می‌شود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهای معنوی می‌آید که آنها را منهدم نماید.»
آنچه با توجه به دو نکته مذکور بر عمق دغدغه‌ها و نگرانی‌های مقام معظم رهبری نسبت به مسائل فرهنگی کشور می‌افزاید، نه‌تنها بی‌تفاوتی عده‌ای از مسئولان نسبت به این صحنه نبرد فرهنگی، بلکه همراه شدن آنان با دشمنان به‌صورت خواسته یا ناخواسته، در تهاجم به ارزش‌های اسلامی و باورهای دینی و سنگرهای معنوی جامعه است. این روند خطرناک از سوی بعضی از مسئولان فرهنگی کشور از دولت سازندگی شروع شد و در دولت اصلاحات، با وزارت ارشاد مهاجرانی که اکنون اروپانشین شده و با صهیونیست‌ها قهوه می‌خورد، به اوج رسید. اکنون شواهدی مستحکم ملاحظه می‌شود که در دولت کنونی با توجیه اعتدال فرهنگی، نوعی لیبرالیسم فرهنگی در کشور و در وزارت ارشاد در حال حاکم شدن است. این نوع رویکرد فرهنگی، برخلاف آن چیزی است که در قانون اساسی به عنوان وظیفه برای دولت اسلامی در عرصه فرهنگ مشخص شده است. براساس قانون اساسی، دولت اسلامی باید زمینه‌ساز رشد فضایل اخلاقی و معنویت در جامعه باشد و با مظاهر فساد و گناه مبارزه کند. آیا امروز دولت یازدهم در عرصه فرهنگ چنین رویکردی را به‌صورت جدی دنبال می‌کند یا نه؟ اگر جواب منفی باشد که هست، باید حق بدهیم که رهبر فرزانه انقلاب با ابراز نگرانی از مسائل فرهنگی، خطاب به مسئولان بفرمایند: «امیدوارم مسئولین فرهنگی کشور توجه داشته باشند که چه می‌کنند؟ با مسائل فرهنگی نمی‌شود شوخی و بی‌ملاحظگی کرد.»
دکتر یدالله جوانی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

640

ترعیب نه ترغیب

640

بخش مهمی از سخنان دکتر روحانی که ابتدای هفته جاری در جمع مدیران ارشد وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایراد شد، به بحث مهم بازدارندگی اختصاص داشت. با توجه به اهمیت این موضوع در وضعیت کنونی و نیز اختصاص بیشتر سخنان دکتر روحانی به مسائلی از بازدارندگی که در حال حاضر درباره آن اشتراک نظر وجود دارد، این نوشتار در پی آن است تا با یادآوری فرازهایی از سخنان دکتر روحانی درباره موضوع بازدارندگی به مواردی بپردازد که احتمالاً درباره آنها نظر مشترک قطعی وجود ندارد و در زمره مواردی است که دشمن نشان داده مایل است در رفتارش با ایران از آن بیشتر استفاده کند. شاید مهم‌ترین بخش سخنان دکتر روحانی که خلاصه کلامش در آن جمع شده و امکان اضافه کردن مباحثی با ویژگی‌ آنچه که در بالا به آن اشاره شد به آن وجود دارد، این فراز باشد: «امروز نیروی انسانی خوب، مردم در صحنه، تجهیزاتی که روزبه‌روز بهتر و آماده‌تر می‌شود و فرماندهی نیروهای مسلح که همه در کنار هم قرار دارند یک بازدارندگی به وجود آورده، اما نکته مهم در بازدارندگی نوع رفتار ما با دیگران است. گاهی آدم قصدی ندارد و نمی‌خواهد بجنگد، اما جوری حرف می‌زند که طرف فکر کند می‌خواهی بجنگی و این تهدید است. تهدید این که موشک پرتاب کنید یا یک رزمایش بزرگ برگزار شود تا طرف بترسد. البته رزمایش بر سر جای خود یک ضرورت است، شما اصلاً نمی‌خواهید یا اصلاً‌ قصد جنگ ندارید یا بدتر، آمادگی جنگ ندارید، اما بی‌خودی طرف تحریک شود، به‌گونه‌ای که فکر کند می‌خواهید به او ضربه بزنید و این خود نوعی تهدید است.» این سخنان کاملاً منطقی و پذیرفتنی است و خدشه‌ای بر آن وارد نیست الا اینکه به وضعیت عادی و به دور از هر گونه چالش و تنشی اختصاص دارد و از قضا در زمان چالش و تنش برای کارکرد بهتر عوامل اصلی بازدارندگی که در بالا به آن اشاره شد، باید اموری به آن اضافه شود و ایران الآن در زمان چالش و تنش با آمریکا به سر می‌برد و مقامات آمریکا، هر از گاهی با گشودن زبان تهدید و درشت‌گویی ایران را تهدید می‌کنند؛ بنابراین با دقت در واقعیات موجود و جاری و پرهیز از مباحث انتزاعی باید به این پرسش پاسخ داد که؛ «واکنش به گستاخی‌های استکبار باید چگونه باشد؟» پر واضح است که استکبار و یا هر دشمن دیگری به هر موضع و واکنشی اعتنا نمی‌کند و موضع‌گیری و واکنش افراد و مراکزی برای وی مهم است که درحوزه امنیت، نقش‌آفرینی و دارای موقعیت تعیین‌کننده هستند؛ پس دایره بحث از حیث فراگیری افراد و مراکز محدود می‌شود و این جمع محدود طرف خطاب آن هستند. برای پاسخ به پرسش یادشده لازم است با لحاظ کردن آنچه که در سخنان دکتر روحانی آمده است و نیز استفاده از آموزه‌هایی که به چگونگی رفتار در چنین مواقعی کمک می‌کند، موضع‌گیری کرد و واکنش نشان داد. تشخیص نادرست در چنین موقعیتی، برای دشمن فهم و تصور ناصحیح ایجاد می‌کند که ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم خطا ‌شود. این تصمیم خطا که ناشی از دو فهم اشتباه و متفاوت است، می‌تواند دو نتیجه خسارت‌بار داشته باشد؛ صورت اول زمانی است که دشمن تهدید می‌کند و به‌تدریج  آن را تکرار و تشدید می‌کند، در این صورت اگر پاسخ محکم و قاطع به دشمن داده نشود و نشانه‌هایی از قدرت و توانایی‌های گوناگون به رخ دشمن کشیده نشود و به موضع‌گیری و واکنش‌های منفعلانه و مرعوبانه بسنده شود، دشمن آن را حمل بر ضعف و ناتوانی کرده و جرئت پیدا می‌کند و تهدیدش را عملی می‌سازد. صورت دوم زمانی است که دشمن گاهی تهدید می‌کند، اما رفتارش حاکی از آن است که قصد دارد همچنان در مسیر دیپلماسی گام بردارد و این تهدیدات نیز بیش از آنکه گرایش به عمل داشته باشد، برای تقویت عرصه دیپلماسی انجام می‌شود. درک نادرست از این موقعیت ممکن است سبب اتخاذ موضعی افراطی و تحریک‌کننده از سوی دشمن شود و دشمنی که اجرای تهدیدات در برنامه‌اش نبود، استنباطش از موضع‌گیری طرف مقابل این شود که باید تهدید را به عمل تبدیل کند. در این میان شاید پس از کسب تمامی آمادگی‌های دفاعی برای هر نوع تهاجم احتمالی، شناخت محیط که همه عوامل دخیل و تأثیرگذار در یک منازعه منجر به جنگ احتمالی در آن واقعند از هر امر دیگری مهم‌تر باشد. برخلاف جنگ‌های جاهلانه از نوع حمله صدام به ایران در یک نبرد نظامی خردمندانه، همه نظرها و امیدها به تجهیزات نظامی نیست. در جنگ‌های خردمندانه تجهیزات نظام یکی از عوامل مهم برشمرده می‌شوند و کارگردانان جنگ به سایر عوامل نیز توجه جدی دارند و با پذیرش این مهم که برخی عوامل نه چندان مطرح می‌توانند صحنه و نتیجه اقدام نظامی را تغییر دهند، از تکیه محکم به تجهیزات نظامی فاصله می‌گیرند. اینگونه است که در جنگ‌های خردمندانه برخلاف جنگ‌های جاهلانه عواملی که فارغ از اهمیت‌شان دیده می‌شوند و به حساب می‌آیند، بسیارند و این بسیاری، خود عامل مهمی در جلوگیری از تصمیم‌های منجر به جنگ است. درباره آنچه که گفته شد برای نمونه می‌توان به مورد عینی وضعیت ایران و آمریکا پرداخت. در این مورد عینی آمادگی کامل برای هرگونه تهاجم احتمالی آمریکا و زدن ضربه متقابل و پشیمان‌کننده یک اصل است. مهم در این اصل، داشتن توانایی پاسخ آنی، کوبنده و قاطع و نیز تصمیم قطعی بر آن و همچنین تفهیم این مسئله به دشمن است که این اقدام حتماً انجام می‌شود. به نظر می‌رسد نظام در تحقق این سه‌گانه، کاملاً موفق عمل کرده است و دشمن درک کرده در صورت اشتباه و هرگونه تهاجم احتمالی پاسخ متقابل را دریافت می‌کند. در وضعیت حاضر طرف تهدیدکننده آمریکا است و تاکنون متناسب با تهدیداتی که داشته، پاسخ مناسب دریافت کرده است. اما درباره عوامل دخیل در تصمیم‌گیری برای یک درگیری نظامی در مورد ایران و آمریکا به غیر از نقش تجهیزات نظامی می‌توان به فهرست بسیار طولانی مانند: وضعیت سوریه، افغانستان، عراق، لبنان، انرژی، رژیم صهیونیستی، اقتصاد آمریکا شعارهای مغایر با نظامی گری اوباما، وضعیت جدید اوکراین، وضعیت گروه‌ها و جریان‌های سیاسی داخلی ایران و… اشاره کرد که هر یک به‌تنهایی از ظرفیت فروپاشاندن هر گونه طراحی جنگی برخوردارند و برای تصمیم‌گیرندگان جنگ یک کابوس به شمار می‌آیند، اما مهم‌ترین نکته که تلخیص همه آن چیزی است که بیان شد این است که؛ «پیامدها و واکنش‌ها به کنش دشمن چنانچه با رعایت موارد پیش گفته باشد، خطراتش به مراتب کمتر از رفتار منفعلانه و مرعوبانه در برابر تهدیدات و درشت‌گویی‌های دشمن است؛ زیرا اولی دشمن را برای حمله احتمالی ترعیب و دومی دشمن را ترغیب می‌کند.»

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

639

۶۳۹ | نواخت زنگ شروع استحکام درونی

639

امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با ابلاغ سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» در دوره یخبندان اقتصاد، امید و گرمای بسیار دلنشینی را روانه دل‌های چشم انتظار مردم کرد و بار بسیار سنگینی را بر دوش مسئولان گذاشت. یادداشت‌ حاضر در راستای تبیین این مهم اشاره‌گونه به این موضوع می‌پردازد که «اجرای صحیح سیاست‌های کلی ابلاغی اقتصاد مقاومتی» گام بزرگی در راستای استحکام‌بخشی درونی نظام است و آسیب‌پذیری‌های انقلاب را در حوزه‌های مختلف به‌شدت کاهش می‌دهد.
استحکام‌بخشی درونی نظام‌های سیاسی از دغدغه‌های مهمی است که ذهن اندیشمندان سیاسی و دولتمردان کشورهای مختلف را به‌شدت به خود معطوف داشته است. در جهان امروز کشورهایی قدرتمند محسوب می‌شوند و قادرند در برابر ارتعاشات شدید داخلی و خارجی مقاومت کنند و سالم بمانند که از مولفه‌های بیشتر استحکام‌بخشی برخوردارند. در نقطه مقابل کشورهایی قرار دارند که مولفه‌های حداقلی از استحکام‌بخشی درونی دارند؛ این کشورها اگر در ظاهر هم با ثبات و قدرتمند باشند، تحمل فشارها و ناملایمات اندک را هم ندارند و در مواجهه با آنها زود تسلیم می‌شوند و فرو می‌ریزند. استحکام درونی نظام از جمله مسائلی است که به سبب اهمیت حیاتی آن امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره آن صحبت و تأکیدات جدی داشته‌اند. یکی از شاخصه‌های اصلی این بحث و احتمالاً مهم‌ترین آن مقوله اقتصاد است که باز هم امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از قریب به دو دهه پیش در این حوزه مطالباتی داشتند که به آن کمتر توجه شد تا اینکه هفته گذشته سیاست‌های کلی آن را ابلاغ فرمودند.
یکی از عجائب انقلاب اسلامی که شاید مواردی از آن در انقلاب‌های دیگر نیز وجود داشته باشد، ایفای نقش آموزگاری است که به سبب دخیل بودن دشمن در آن، این مسئله در جمهوری اسلامی برجسته‌تر است. انقلاب در این نقش در کنار توطئه‌های پی‌درپی دشمن، مسائل عدیده‌ای را به انقلابیون آموخت که در غیر از این وضعیت کمتر قابل تصور است. برای نمونه به درخواست گروهک‌های اول انقلاب برای انحلال ارتش اشاره‌ می‌شود که حضرت امام(ره) هوشمندانه با آن مخالفت کردند و افزون بر آن دستور تشکیل سپاه و بسیج را هم دادند و با دسیسه‌های تجزیه‌طلبانه گروهک‌های ضدانقلاب و وابسته و سپس جنگ تحمیلی، اهمیت حفظ ارتش و تشکیل سپاه و بسیج مشخص شد. این درس مهم انقلابیون بود. مشکلات نظامی در جنگ تحمیلی، عامل اصلی پیشرفت ایران در حوزه نظامی‌گری پس از جنگ بود. این هم درس دیگر انقلاب به انقلابیون است. از این نمونه‌ها در انقلاب اسلامی به وفور یافت می‌شود. در این میان انقلاب بارها درس دیگری نیز به انقلابیون گوشزد و پیشنهاد می‌کرد، اما انقلابیون به این درس و هشدار کم‌توجهی کردند و شاید هم با اتکا به برخی تکیه‌گاه‌های نه چندان مطمئن از گرفتن این درس ابا می‌کردند و این درس چیزی نبود به غیر از «اقتصاد و معیشت». معیشت در اینجا همان اقتصاد خرد شده در حیطه زندگی خانواده‌‌ها است و اقتصاد هم همان معیشت فربه شده در جغرافیای کشور است. ضرورت‌های سال‌های اول انقلاب مانع از آن شد تا کسی صدای انقلاب را درباره «اقتصاد و معیشت» درست بشنود، پس از سپری شدن این دوران هم، ادعاهای ناپخته میدان‌دارانی که در نهایت منجر به ضرر و زیان‌های زیاد برای نظام می‌شد، اجازه ندادند درس انقلاب دوباره برای انقلابیون درست حلاجی شود تا چند سال اخیر که برای رسیدگی به اقتصاد و سروسامان دادن به آن تلاش‌هایی صورت گرفت، اما باز هم به علل عدیده‌ به توفیقی دست نیافت؛ گویا برای توفیق در این مهم نیز دوباره به آموزگاری انقلاب در کنار دشمنی و توطئه‌ دشمن نیاز بود که تشدید تحریم‌های دشمن در دو سه سال اخیر، این با هم بودن (انقلاب و دشمن) را ایجاد کرد و در پی آن هم نظام دریافت که باید هشدارهای پیاپی رهبر معظم انقلاب را جدی بگیرد و پای این درس بنشیند. سیاست‌های کلی «اقتصاد مقاومتی» محصول مبارک این درس مهم است.
دشمن بارها و بارها اعلام کرده، تحریم‌های اقتصادی، ایران را به پای میز مذاکره کشانده است و با این تحلیل هر از گاهی برای مرعوب ساختن ایران، تهدید می‌کند که اگر فلان شود یا نشود، تحریم‌ها را تشدید می‌کند. در دوران تشدید تحریم‌ها هم مشکلاتی برای نظام و مردم ایجاد شد. با اینکه اهمیت اقتصاد در نظام اسلامی بارها آشکار شده بود و به‌ویژه در سال‌های اخیر که کشور روند جدیدی را برای پیشرفت آغاز کرده بود، اما هیچ‌کدام از آنها به نحو محسوس و ملموس به نحوی که توجه به آن را جدی و قطعی کند، خودنمایی نکرد و این مسئله زمانی به ضرورت آنی تبدیل شد که دشمن با گروگان‌ گرفتن آن (اقتصاد) می‌کوشید نظام را به عقب‌نشینی وادارد. پس از آن بود که نظام با رویکرد مناسب به این بحث تصمیم گرفت با رفتن به سمت به جریان انداختن «اقتصاد مقاومتی» هم حربه دشمن را کند کند و هم همچون گذشته با استفاده از تهدیدهای دشمن و تبدیل آن به فرصت، دست به کار بزرگی بزند که به عللی در وضعیت عادی در پرداختن به آن موفق نبود. با ابلاغ سیاست‌های کلان «اقتصاد مقاومتی» وقت موفقیت بزرگ و کاستن از آسیب‌های انقلاب در حوزه‌های مختلف فرارسیده است که با همت همگان این موفقیت‌ در دسترس است. ان‌شاء‌الله
جواد رضایی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
638

۶۳۸ |درباره سه‌گانه استقلال ـ پیشرفت ـ استکبارستیزی

638

سه گانه استقلال، پیشرفت و استکبارستیزی از شاخص‌های اصلی و رکنی گفتمان انقلاب اسلامی است. شاخص‌های یک گفتمان منطقی صحیح برای اینکه بتواند جامعه‌ای را به پیش ببرد و اهداف بلند و آرمان آن را تحقق بخشد، باید قابل جمع، مکمل، پشتیبان یکدیگر و هم‌افزا باشند. پرسش این است که آیا شاخص‌های سه‌گانه مذکور از چنین ویژگی‌هایی برخوردارند یا خیر؟ اهمیت پاسخ به پرسش مذکور در شرایط کنونی موقعی آشکار خواهد شد که بدانیم در حاشیه دولت یازدهم نگاهی در حال ترویج است که معتقد است «استقلال و پیشرفت» در دنیای کنونی قابل جمع نبوده و برای رسیدن به پیشرفت باید از استقلال چشم‌پوشی کرد! براساس این دیدگاه، استکبارستیزی دیگر توجیه عقلانی نداشته و نه‌تنها استکبارستیزی نفعی برای کشور ندارد، بلکه مانع پیشرفت خواهد بود. در واقع این دیدگاه، می‌گوید اگر ایران بخواهد پیشرفت کند باید علاوه بر تغییر رویکرد از استکبارستیزی به همراه شدن با نظام جهانی، از تأکید بر حفظ استقلال نیز صرف‌نظر کند. برخی از جملات دولتمردان مبنی بر «ضرورت آشتی با دنیا و عبور از گذشته و برقراری رابطه دوستانه با کشورهایی چون آمریکا» نشأت گرفته از همین دیدگاه است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی که در دو دهه اخیر با اشراف بر صحنه تحولات داخلی و خارجی با صراحت و بهنگام مردم و مسئولان نظام را رهنمود داده و نسبت به تهدیدات، آسیب‌ها ضرورت‌ها و اولویت‌ها هشدار داده‌اند، در همین راستا در روز نوزدهم بهمن‌ماه سال جاری در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی فرمودند: «این جور تبلیغ می‌کنند که استقلال سیاسی کشورها یا استقلال فرهنگی و اقتصادی کشورها با پیشرفت کشورها منافات دارد. می‌شنوید این حرف‌ها را، آن کسانی که با تبلیغات جهانی آشنایی دارند، می‌شنوند، در دنیا به عنوان اتاق‌های فکر، به‌عنوان حرف‌های فیلسوفانه این مطلب را پخش می‌کنند، کسانی هم در داخل کشورها از جمله کشور ما، همین حرف‌ها را از طرف آنها منتشر می‌کنند که یک کشوری اگر بخواهد در مجموعه کشورهای پیشرفته دنیا قرار بگیرد، چاره‌ای ندارد جز اینکه از میل استقلال‌خواهی فرو بکاهد، میل به استقلال را در خود کم کند، و الا با هم نمی‌سازند که یک کشوری بخواهد مستقل باشد، بخواهد صرفاً بر روی منافع خود تکیه کند و در عین حال جزو منظومه پیشرفت جهانی هم قرار بگیرد.»
آیا چنین استدلالی درست است؟ آیا براساس عقل و منطق از یک طرف و تجارب تاریخی از طرف دیگر می‌توان به این نتیجه رسید که راه پیشرفت همراه شدن با نظام جهانی با چشم‌پوشی از استقلال است.
برای رسیدن به پاسخ از مسیر کوتاه می‌توان گفت:
۱ـ پیشرفت یک هدف ارزشمند بوده و هر جامعه‌ای به دنبال آن است. اهمیت و جایگاه پیشرفت در گفتمان انقلاب اسلامی به‌گونه‌ای است که چندی پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند اگر بخواهیم هدف ملت ایران را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه «پیشرفت» خواهد بود. پیشرفت اعم از پیشرفت مادی و پیشرفت معنوی، هدف اصلی ملت ایران است.
۲ـ در دهه‌های اخیر درباره چگونگی پیشرفت در کشورهای جهان سومی یا عقب نگه داشته شده، سه نوع نظریه مطرح شده است:
الف ـ کشورهای عقب‌مانده برای پیشرفت چاره‌ای ندارند جز اینکه با متصل شدن به کشورهای پیشرفته صنعتی و همراه شدن با نظام حاکم بر عرصه بین‌الملل عقب‌ماندگی‌های خود را جبران کنند. در این دیدگاه چشم‌پوشی از استقلال کشور، نوعی هزینه کردن برای پیشرفت به حساب آمده و امری عقلانی محسوب می‌شود.
ب ـ کشورهای عقب‌مانده باید برای حفظ استقلال و رسیدن به پیشرفت، مرزهای خود بر خارج را بسته و با تکیه بر توان داخلی به پیشرفت برسند.
ج ـ کشورهای عقب نگه داشته شده، برای پیشرفت، ضمن حفظ استقلال و ایستادگی در برابر مداخله‌گر خارجی با تأکید بر توان داخلی، باید از امکان‌های مثبت در دیگر کشورها نیز برای پیشرفت استفاده کنند.
جمهوری اسلامی طی ۳۵ سال گذشته بر دیدگاه سوم تأکید داشته است. جمهوری اسلامی برای پیشرفت به توان داخلی، استحکام درونی، اقتصاد درون‌زا، تولید علم در داخل کشور، بومی‌سازی علوم و فنون جدید تأکید داشته و در عین حال. حفظ استقلال و ایستادگی در برابر نظام سلطه مداخله‌گر، به‌دنبال استفاده از امکان‌های خارج از مرزها برای پیشرفت نیز بوده است.
۳ـ از نظر عقل و منطق، وابستگی را شرط پیشرفت دانستن صحیح نمی‌باشد زیرا:
الف ـ کشورهایی که امروز به‌عنوان کشورهای صنعتی و پیشرفته شناخته می‌شوند، آیا از طریق وابستگی به دیگر کشورها پیشرفت کرده‌اند؟ اگر پاسخ منفی است که چنین است، پس دیگر کشورها هم می‌توانند بدون وابستگی به پیشرفت برسند.
ب ـ اساساً کشورهای سلطه‌جو و پیشرفته، برای حفظ وابستگی کشورهای عقب‌مانده، اجازه پیشرفت واقعی را به کشورهای تحت سلطه خود نمی‌دهند. حاکمان بر نظام جهانی برای حفظ منافع خود، هرگز راضی به بر هم خوردن معادله «شمال ـ جنوب» و «سلطه‌گر مسلط‌پذیر» نبوده و برای حفظ همیشگی این معادله از پیشرفت واقعی ملت‌ها و کشورهای عقب‌مانده و تحت سلطه جلوگیری می‌کنند.
۴ـ تجارب تاریخی، نظریه ضرورت وابستگی برای پیشرفت را رد می‌کند. کشور ایران در دوران سیاه ۵۷ ساله رژیم پهلوی، کشوری کاملاً وابسته بود، آیا به پیشرفت واقعی طی این ۵۷ سال دست یافت؟ ایران با انقلاب اسلامی به استقلال رسید و طی ۳۵ سال گذشته و با تأکید بر حفظ استقلال و استکبارستیزی به معنای مقابله با مداخله‌گر سلطه‌جوی خارجی (آمریکا) در مسیر پیشرفت، دستاوردهای شگفت‌انگیزی را داشته است. طی همین ۳۵ سال کشورهای دیگر با وضعیت مشابه ایران در سال ۱۳۵۷ مانند مصر، برای پیشرفت در مسیر وابستگی کامل به غرب و آمریکا قدم برداشتند. سؤال این است که طی این ۳۵ سال جمهوری اسلامی با حفظ استقلال خود پیشرفت کرده، یا کشور مصر از طریق وابستگی به غرب، به پیشرفت رسیده است؟ برای پاسخ این پرسش خوب است شاخص‌های زیر را بررسی کرد:
الف ـ وضعیت تولید علم و پیشرفت علمی و دستیابی به علوم و فنون جدید در ایران و مصر چگونه است؟
ب ـ وضعیت صنایع با تکیه بر دانش و فناوری‌های بومی از قبیل صنایع دفاعی ـ نظامی، صنعت هسته‌ای، صنعت هوافضا، صنایع هواپیماسازی، بالگردها و خودروسازی، صنعت کشتی‌سازی، صنعت سدسازی، صنعت ساخت اسکله‌ها و سازه‌های بتنی و فلزی، صنعت احداث پالایشگاه و حفر چاه‌های عمیق نفت و گاز و… در دو کشور ایران و مصر چگونه است؟
ج ـ وضعیت خدمات درمانی و بهداشتی و پیشرفت‌های علم پزشکی در دو کشور چگونه است؟
آیا بررسی این شاخص‌ها، نشان نمی‌دهد که ایران از طریق استقلال و ایستادگی در برابر نظام سلطه، توانسته به پیشرفت‌های واقعی دست یابد و زمینه‌های لازم برای جهش صنعتی و علمی را فراهم نماید، لکن مصری‌ها با توهم پیشرفت از طریق وابستگی و همراه شدن با نظام سلطه هنوز اندر خم یک کوچه‌اند!
بنابراین در شرایط کنونی باید مراقب این افکار و نگاه‌های غلط و توصیه‌شده سردمداران و کارشناسان نظام سلطه بود که می‌گویند برای رسیدن به پیشرفت، باید از استقلال چشم‌پوشی کرد و از استکبارستیزی فاصله گرفت. بر همین اساس است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی با آشکار شدن چنین نگاهی در کشور و آن هم در اطراف مدیران عالی اداره‌کننده امور، ضمن اشاره به تاکتیک‌ها و شیوه‌های استعمار نوین از جمله حفظ سلطه بر کشورها به بهانه پیشرفت کردن آنها می‌فرمایند: «خب، این حرف، حرف کاملاً غلط و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشور مخالفند. امید و هدف قدرتمندان مداخله‌گر این است که در داخل کشورها، بتوانند با دخالت در امور کشورها منافع خودشان را تأمین کنند؛ اگر منافع آن ملت‌ها از بین رفت و پایمال هم شد، اهمیتی برای‌شان ندارد.»
با دقت در آنچه مرور شد می‌توان گفت استقلال و استکبارستیزی به معنای مقابله با قدرت‌های مداخله‌گر و سلطه‌جو، نه‌تنها مانع پیشرفت نیست، بلکه ضامن رسیدن به یک پیشرفت واقعی و اقتصاد درون‌زا و استحکام قدرت ملی است. بنابراین سه‌گانه استقلال، پیشرفت و استکبارستیزی در گفتمان انقلاب اسلامی قابل جمع بود و با پشتیبانی از یکدیگر هم‌افزا هم هستند. به امید آن روزی که در ازای ایستادگی بر این سه‌گانه عزت‌بخش ملت ایران، «تمدن نوین اسلامی» را عینیت بخشد.» ان‌شاءالله

یدالله جوانی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
637

۶۳۷ | نیاز انقلاب در سالگرد انقلاب

637

دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) فرمانده معظم کل قوا در سالگرد بیعت تاریخی همافران با امام خمینی(ره) و بیانات مهم معظم‌له در این دیدار فرصت مغتنمی است برای تأمل در این بیانات در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و بازخوانی دقیق نکاتی که در این روزهای حساس و تعیین‌کننده برای سیر حرکت انقلاب، نیاز جدی به آن است. در این نوشتار به اختصار به چند نکته از این بیانات بسنده می‌شود.
۱ـ راه و روش امام؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره یکی از ویژگی‌های ثابت و برجسته امام خمینی(ره) که راز ماندگاری نظام اسلامی را در آن می‌داند این‌گونه فرمود: راز ماندگاری نظام اسلامی تکیه صریح و شفاف بر اصول و ارزش‌هاست همانطور که امام بزرگوار این‌طور بود. هیچ نباید این صراحت را از دست داد. تاکتیک‌ها را می‌توان عوض کرد ولی اصول باید مستحکم بماند… آن چیزی که می‌تواند استقلال ما را تأمین کند، تکیه کردن صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزش‌های انقلاب است. امام بزرگوار از روز اول شروع نهضت، حرف خود را صریح و بدون ابهام بیان می‌کردند. آنچه که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) از رفتار امام خمینی(ره) نقل کردند، دقیقاً همانی است که خود ایشان نیز همانگونه عمل می‌کنند و بازخوانی تاریخ پرفراز و فرود انقلاب هم گواه است که در هر مقوله اساسی و پرخطر که مردم و نظام با تکیه بر اصول و ارزش‌ها و صراحت در مواضع ایستادند، انقلاب پیش رفته و دشمن ناچار به عقب‌نشینی شده است. شاید یکی از دلایلی که سبب شد چندی پیش امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در یکی از بیانات‌شان خود را انقلابی معرفی کنند نه دیپلمات، همین امر باشد. سرشت انقلاب و نظام اسلامی همان است که در بیان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بر آن تأکید شده و هر گاه این سرشت، بی‌واسطه عهده‌‌دار امری بوده آن را با قدرت به پیش برده و به نتیجه رسانده است و مشکل از زمانی آغاز می‌شود که به دلایلی بین این سرشت و کار الزاماً واسطه قرار می‌گیرد. برای نمونه می‌توان به موضوع هسته‌ای اشاره کرد که امروزه از مهم‌ترین مسائل کشور به حساب می‌آید. در این نمونه الزاماً دیپلماسی واسطه شده، حال اگر خصیصه ذاتی انقلاب یعنی تکیه صریح بر اصول و ارزش‌ها با ترجمه دقیق و حفظ همه ویژگی‌ها به عرصه دیپلماسی منتقل شود، دیپلماس تقویت می‌گردد و بر ترفندهای طرف مقابل غلبه می‌کند، کما اینکه برای چندین سال این‌گونه بود؛ اما اگر این واسطه یعنی دیپلماسی بدون تأثیرپذیری از خصیصه ذاتی انقلاب بین آن و مسائل اساسی مانند بحث هسته‌ای فاصله بیندازد، دیپلماسی دچار ضعف می‌گردد و دشمن جسور می‌شود و افزون‌خواهی می‌کند که این روزها نمونه عینی آن مشاهده می‌شود.
۲ـ ایجاد اقتدار درونی؛ سالروز پیروزی انقلاب اسلامی یادآور برجسته‌ترین وجه و عامل پیروزی یعنی «وحدت» است. از این‌رو امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با اضافه‌ای از جنس «اقتدار درونی» دوباره بر آن تأکید کردند و ابراز داشتند: وحدت، اتحاد و همدلی میان آحاد ملت، مسئولان و نخبگان باید افزایش یابد. امروز متن حرکت ملت ایران، ایجاد اقتدار درونی است. نگذارید حواشی گوناگون، این متن را مخدوش کند. وحدت و همدلی همیشه قرین اقتدار است،نیاز انقلاب در سالگرد انقلاب چه در زمان مبارزه، چه در زمان استقرار حکومت، با این توجه که اسباب تهدید وحدت در زمان استقرار حکومت بیشتر از زمان مبارزه است، حال آنکه حکومت مستقر، برای بقا و مقابله با دشمنانش به تولید «اقتدار درونی» برآمده از وحدت، بیش از زمان مبارزه نیاز دارد. هر چند که ایجاد وحدت در این دوره بسیار مشکل‌تر اما شدنی و شرط آن سازگاری نخبگان با یکدیگر در عرصه مسائل کلان مرتبط با اصل نظام است. چنانچه مجموعه نخبگان، موقعیت انقلاب و دشمن را خوب تشخیص دهند و متوجه شوند برای پیروزی در این رویارویی، اقتدار حرف اول را می‌زند، سازگاری امکان‌پذیرتر می‌شود.
۳ـ مدارای مسئولانه دوطرفه؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) برای اصلاح روابط میان دولت و منتقدان و فرصت‌سازی برای دولت تا بتواند کاملاً بر اوضاع مسلط شود اظهار داشتند: «مسئولان و مردم به هم اعتماد کنند، انتقادها منصفانه باشد، دولت چند ماهی بیشتر نیست که سر کار آمده و باید فرصت داد که کارها را با قدرت پیش برند… هم منتقدان با دولت با شرح صدر برخورد کنند، هم دولت با منتقدان. همه به هم احترام بگذارند و ملاحظه هم را بکنند. دشمنان در داخل کشور نیز عواملی دارند. نگذارید عوامل دشمن از نقاط ضعف استفاده و خللی ایجاد کنند.» توصیه فوق از جنس اخلاق سیاسی و اجتماعی است که رعایت آن از هر سو مانع شکل‌گیری بسیاری از مناقشات بی‌حاصل می‌شود. برای موثرتر واقع شدن آن، توجه دولتمردان به شاخص‌های اصولی نظام که بسیاری از منتقدان عاری از حب و بغض‌های سیاسی جناحی به آن حساسیت دارند، می‌تواند مفید باشد، مشروط بر آنکه انتقاد منتقدان نیز به مسائل پیش افتاده و صرفاً برای مقابله با دولت نباشد و دغدغه مسائل اصولی و تأمین منافع ملی را داشته باشند. ان‌شاءالله.

رضا گرمابدری

دریافت فایل پی دی اف
دریافت نسخه متنی