901fe

شماره ۹۰۱ منتشر شد

901fe

تجربه تکرارناپذیر

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
رسانه‌های خبری، محافل سیاسی و دیپلماتیک، افکار عمومی و شاید بیش از هر کس دیگر، آقای «ترامپ» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، منتظر انتشار اخبار و نتایج یک نشست راهبردی در تهران بودند. سفر آقای «شینزوآبه» نخست‌وزیر ژاپن به تهران، بیش از هر موضوع دیگر تحت‌الشعاع پیامی قرار گرفت که او از سوی ترامپ برای رهبر معظم انقلاب اسلامی به همراه داشت. همگان در ایران، منطقه و جهان، در انتظار دیداری بودند که طی آن، مختصات این پیام و مهم‌تر از آن، واکنش نسبت به این پیام آشکار و رسانه‌ای می‌شود. صبح روز پنج‌شنبه بیست و سوم خرداد ماه این دیدار انجام شد و آقای «آبه» نخست‌وزیر ژاپن، ضمن اشاره به روابط دوستانه دو کشور و ضرورت ارتقای سطح همکاری‌ها و بیان مطالبی دیگر گفت: «من قصد دارم پیام رئیس‌جهور آمریکا را به جناب‌عالی برسانم.» در چنین مواقعی، اولین واکنش‌های مخاطب پیام و چگونگی پاسخ دادن به پیام‌ها و خواسته‌ها، ترسیم‌کننده آینده خواهد بود. پیام‌دهنده رئیس‌جمهور ایالات متحده، گیرنده و مخاطب پیام رهبر معظم انقلاب و انتقال‌دهنده پیام هم نخست‌وزیر ژاپن است. «من شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمی‌دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد.» این اولین واکنش در قبال پیام، از همه چیز خبر داد و به طور قطع نخست‌وزیر ژاپن هم متوجه شد امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با او صریح سخن خواهد گفت. محورهای پیام آقای ترامپ که نخست‌وزیر ژاپن حامل آن بود و واکنش‌های رهبر معظم انقلاب با مخاطب قرار دادن آقای «آبه» به «ترامپ» به شرح زیر است:
۱ـ اولین نکته از پیام ترامپ خطاب به رهبر معظم انقلاب آن است که وی گفته است: «آمریکا قصد تغییر رژیم در ایران را ندارد.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه مطالبی که بیان خواهند کرد، در چارچوب گفت‌وگو با نخست‌وزیر ژاپن است، با اشاره به این سخن «آبه» که ترامپ به او گفته آمریکا قصد تغییر رژیم ایران را ندارد، فرمودند: «مشکل ما با آمریکایی‌ها موضوع تغییر رژیم نیست؛ زیرا آنها اگر چنین قصدی هم داشته باشند، قادر به اجرای آن نیستند. همان‌طور که رؤسای‌جمهور قبلی آمریکا هم در چهل سال گذشته، برای نابودی جمهوری اسلامی ایران تلاش کردند، اما نتوانستند.»
ایشان افزودند: «اینکه ترامپ می‌گوید قصد تغییر رژیم را ندارد دروغ است، زیرا اگر می‌توانست این کار را انجام می‌داد اما نمی‌تواند.»
۲ـ دومین نکته از پیام ترامپ، درخواست آمریکا برای مذاکره درباره موضوع هسته‌ای ایران بود.
رهبر حکیم انقلاب اسلامی با اشاره به این درخواست، بیان داشتند: «جمهوری اسلامی به مدت پنج، شش سال در موضوع هسته‌ای با آمریکا و اروپایی‌ها در قالب ۱+۵ مذاکره کرد و به یک نتیجه هم رسید، اما آمریکا زیر این توافق و قرارداد قطعی زد، بنابراین کدام فرد عاقلی است که دوباره با کشوری که زیر تمام توافق‌ها زده، مذاکره کند.»
۳ـ سومین نکته از پیام ترامپ، بر عزم آمریکا مبنی بر جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای از سوی ایران تأکید دارد. رهبر معظم انقلاب با اشاره به سخنان نخست‌وزیر ژاپن مبنی بر چنین عزم و اراده‌ای از سوی آمریکایی‌ها، اظهار داشتند: «ما با سلاح هسته‌ای مخالفیم و فتوای شرعی من حرام بودن ساخت سلاح هسته‌ای است، اما این را بدانید که اگر ما قصد ساخت سلاح هسته‌ای را داشتیم، آمریکا هیچ کاری نمی‌توانست بکند و اجازه ندادن آمریکا، هیچ مانعی ایجاد نمی‌کرد.»

۴ـ چهارمین نکته از پیام ترامپ، اعلام آمادگی آمریکا برای مذاکره صادقانه با ایران است. حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با اشاره به سخنان «آبه» مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها آماده مذاکره صادقانه با جمهوری اسلامی هستند، خطاب به ایشان فرمودند: «ما این حرف را اصلاً باور نمی‌کنیم، زیرا مذاکرات صادقانه از جانب شخصی همچون ترامپ صادر نمی‌شود.» ایشان در همین زمینه تأکید کردند: «صداقت در میان مقامات آمریکایی بسیار کمیاب است.»
۵ـ «مذاکره با آمریکا موجب پیشرفت ایران خواهد شد.» پنجمین پیام ترامپ بود که آقای «آبه» به عنوان حامل پیام، آن را در دیدار با رهبر معظم انقلاب اعلام داشت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به این پیام اعلامی از سوی نخست‌وزیر ژاپن، خطاب به وی گفتند: «ما به لطف خداوند بدون مذاکره با آمریکا و با وجود تحریم‌ هم به پیشرفت خواهیم رسید.»
پیش از این نیز معظم‌له در روز ۱۴ خرداد و در مراسم سی‌امین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره)، شرط پیشرفت ایران را «نزدیک نشدن آمریکایی‌ها» اعلام کرده بودند، بر اساس یک تجربه تاریخی نزدیک شدن آمریکایی‌ها به ملت ایران، نه تنها موجبات پیشرفت را فراهم نخواهد کرد، بلکه با انواع توطئه‌ها و فتنه‌انگیزی‌ها آنان جلوی هر نوع پیشرفت واقعی را خواهند گرفت.
اما نکته قابل توجه در پیام ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، «نگاه و درخواست ملتمسانه برای مذاکره» است. روح کلی حاکم بر پیام، در همین نکته نهفته است. به عبارت دیگر، همه تلاش‌های ترامپ از زمان خارج شدن آمریکا از برجام تا به امروز، متقاعد کردن و وادار کردن جمهوری اسلامی برای نشستن سر میز مذاکره با ایالات متحده است. ترامپ برپایی میز مذاکره با ایران را، یک پیروزی راهبردی و تن ندادن ایران به مذاکره با آمریکا را یک شکست راهبردی برای خود ارزیابی می‌کند. تصور ترامپ پیش از خروج از برجام، آن بود که وی بر اساس «هنر معامله‌گری» خود، با خارج کردن آمریکا از برجام و زدن زیر میز مذاکره و معامله قبلی، ایرانی‌ها را در مدت کوتاه چند ماهه، قانع یا وادار به پذیرش مذاکره خواهد کرد؛ اما با گذشت زمان، روز به روز با وجود افزایش فشارها، تحریم‌ها و حتی تهدیدات نظامی، احتمال مذاکره ایران با آمریکا کاهش یافته است. هر چند مواضع جمهوری اسلامی و شخص رهبر معظم انقلاب از همان ابتدای خروج آمریکا از برجام در این زمینه مشخص بود، ولی ترامپ تصور دیگری داشت و می‌پنداشت بر اساس همان «هنر معامله‌گری» خود، می‌تواند بر روی ذهن و تصمیمات مقامات جمهوری اسلامی تأثیرگذار باشد و آنان را به پذیرش گزینه مذاکره ترغیب یا مجبور کند. بر همین اساس، ترامپ در سفر به ژاپن، از نخست‌وزیر این کشور خواست تا حامل چنین پیامی برای رهبر معظم انقلاب باشد؛ اما به نظر همه کارشناسان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در این دیدار، همان مواضع قبلی مبتنی بر استدلال و منطق جمهوری تأکید کرده و با بیان کلماتی شکست راهبردی ترامپ را به طور قطعی رقم زدند.
معظم‌له خطاب به آقای «آبه» فرمودند: «ما معتقدیم از طریق مذاکره با آمریکا مشکلات ما حل نخواهد شد و هیچ ملت آزاده‌ای مذاکره زیر فشار را قبول نخواهد کرد.» رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به دشمنی‌های چهل ساله آمریکا علیه ملت ایران و یک تجربه در مذاکره هسته‌ای، افزودند: «این تجربه ما است و جناب آقای آبه بدانید که ما این تجربه را تکرار نمی‌کنیم.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
900fe

شماره ۹۰۰ منتشر شد

900fe

ترامپ در بن‌بست!

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول

دونالد ترامپ روز پنج‌شنبه ۱۶ خرداد در شهر کان در شمال غربی فرانسه و در حضور میزبان خود امانوئل مکرون گفت: «ایران کشوری است که به بن‌بست می‌خورد؛ زیرا تحریم‌ها فوق‌العاده و مؤثر بوده‌اند. اما آمریکا می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد. من درک می‌کنم که آنها می‌خواهند مذاکره کنند. ما برای مذاکره با ایران آماده‌ایم.»
اکنون یک سؤال اساسی در محافل سیاسی جهان مطرح است و آن اینکه،‌ ایران و آمریکا‌ کدام یک در بن‌بست قرار دارند؟ پاسخ به این پرسش راهبردی،‌ آینده و مختصات آن را ترسیم و توصیف می‌کند. واقعیت آن است که نبرد و جنگ هوشمند و ترکیبی بین ایالات متحده آمریکا و ایران در همه حوزه‌ها به جز حوزه جنگ نظامی مستقیم در جریان است. آمریکایی‌ها با تمام قوای خود آمده‌اند و هدفی جز به تسلیم کشاندن ایران از طریق مذاکره ندارند. در این عرصه نبرد و رویارویی تمام‌عیار، جنگ اصلی، جنگ اراده‌ها است.
آقای ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا با خصوصیت اصلی معامله‌گری و تاجر‌مسلکی، ‌تردیدی نداشت که پس از ورود به کاخ سفید و با بهره‌گیری از هنر معامله‌گری خود، ‌مقاومت چهل ساله ملت ایران را در هم شکسته، ‌جمهوری اسلامی را به تسلیم شدن در برابر آمریکا وادار می‌کند؛ اما اکنون و با گذشت بیش از دو سال از این حضور در مسند سیاسی، ‌واقعیات دیگری در برابر ترامپ و تیم او رخ می‌نمایاند. مروری بر چند پرده از نمایش‌های ترامپ و تیمش با مهره‌های کلیدی، چون جان بولتون و پمپئو، روندهای شکل گرفته در گذشته و حال را مشخص و پیش‌بینی آینده را تا حدود زیادی ممکن می‌کند.
۱ـ پرده اول این نمایش، به زمان ورود ترامپ به عرصه سیاست و رقابت‌های انتخاباتی برمی‌گردد. ترامپ در آن زمان،‌ با اتخاذ مواضع بسیار تند علیه جمهوری اسلامی، دولت وقت آمریکا را به ساده‌لوحی در برابر ایران متهم و‌ اعلام کرد در صورت حضور در کاخ سفید،‌ برجام را پاره خواهد کرد و با ایران به شکل جدی مقابله می‌کند.
۲ـ ترامپ پس از ورود به کاخ سفید، ‌با آن عملیات روانی در پرده اول از نمایش خود،‌ خواهان مذاکره مجدد با ایران و اصلاح برجام یا شکل‌گیری برجام‌های جدید شد. تصور ترامپ آن بود که با گرد و خاکی که او به راه انداخته، مقامات جمهوری اسلامی از ترس پاره شدن برجام با خروج آمریکا از این توافق، ‌تسلیم زیاده‌خواهی‌های او شده،‌ به انجام اصلاحاتی در موادی از برجام تن خواهند داد! اما برخلاف این تصور و ارزیابی ترامپ که در هنر معامله‌گری او در اقتصاد و معاملات تجاری او ریشه داشت، ایران باب هرگونه مذاکره و تجدیدنظر در برجام را هفت قفله کرد.
۳ـ ترامپ ناکام در مرحله پیش‌گفته، مرحله سوم نمایش را با اعلام خروج آمریکا از برجام و اعمال شدیدترین تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ‌به اجرا گذاشت.
آمریکایی‌ها با انجام محاسبات اشتباه از شرایط داخلی ایران،‌ براساس داده‌های خبری و اطلاعاتی منافقین،‌ سلطنت‌طلب‌ها‌ و برخی دیگر از عناصر غربگرای داخلی، ‌ایران را در لبه‌ پرتگاه و در آستانه فروپاشی ارزیابی کرده،‌ بر شرط و شروط‌های خود در یک مذاکره احتمالی بسی افزودند. سناریوی تابستان داغ و ناکامی جمهوری اسلامی در چهل ساله شدن،‌ به گونه‌ای در رسانه‌های استکباری و شبکه ضد انقلاب برجسته شد که آمریکایی‌ها بیش از پیش متوهم شده و افرادی چون پمپئو، وزیر خارجه آمریکا را گرفتار خیال‌پردازی کرد.
آقای پمپئو دوازده شرط را برای مذاکره با ایران مطرح کرده. تصور وزیر خارجه آمریکا آن بود که آمریکا در اوج قدرت و ایران در نهایت ضعف قرار دارد و چاره‌ای جز پذیرش این شروط ندارد! شروط دوازده‌گانه پمپئو، به گونه‌ای تنظیم شده بود که پذیرش آن،‌ معنایی جز تسلیم شدن کامل ایران در برابر آمریکا را نداشت. گویا در یک جنگ نظامی بین دو کشور، آمریکا غالب و ایران مغلوب شده و چاره‌ای جز تن دادن به خواسته‌های طرف پیروز در جنگ ندارد!
۴ـ ترامپ برای پیروز شدن در نبرد اراده‌ها،‌ از یک طرف همزمان با تشدید تحریم‌ها، شعار به صفر رساندن صادرات نفت ایران را مطرح کرد و از طرف دیگر،‌ با قرار دادن نام سپاه در فهرست گروه‌های تروریستی،‌ از اراده خود مبنی بر استفاده از همه ظرفیت‌ها برای مقابله با جمهوری اسلامی خبر داد. دولت ترامپ برای واقعی کردن تهدیدات و معتبر کردن آن علیه جمهوری اسلامی، ‌ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را هم به سمت منطقه و خلیج‌فارس به حرکت درآورد؛ اما برخلاف آن همه هیاهو،‌ سروصدا و تبلیغات تو دل خالی کن آمریکایی‌ها و متحدان‌شان و جریان ضد انقلاب،‌ سال ۱۳۹۷ نه تنها بدون تابستان داغ، بلکه با تماشایی‌ترین حماسه‌های حضور مردم در جشن‌های چهل سالگی انقلاب به پایان رسید و در روز قدس سال ۱۳۹۸، مردم ایران و دیگر مسلمانان در صد کشور جهان، ‌عیار مقاومت شکل گرفته بر مبنای اندیشه‌های راهبردی حضرت امام خمینی(قدس‌الله نفسه‌ الزکیه) در برابر شیطان بزرگ را به نمایش گذاشتند.
۵ـ قدرت‌نمایی مقاومت فلسطینی‌ها در غزه قهرمان در جنگ اخیر با پرتاب بیش از ۸۰۰ موشک و راکت و عبور نزدیک هفتاد درصد آنها از گنبد آهنین، ‌اراده دولت، ‌ارتش و مقاومت مردمی در سوریه بر آزادسازی ادلب به عنوان آخرین پایگاه تروریست‌های تحت حمایت آمریکا،‌ ایستادگی عراقی‌ها بر سر همکاری با ایران و نادیده انگاشتن تحریم‌ها، ‌قدرت‌نمایی یمنی‌ها در برتری میدانی با به کارگیری یگان پیشرفته پهپادی خود و آشکار شدن نشانه‌هایی از موفقیت‌ جمهوری اسلامی در مهار فشارها،‌ دور زدن تحریم‌ها،‌ تبدیل کردن تحریم‌ها و تهدیدها به فرصت برای کاهش وابستگی‌های اقتصادی به خارج و از جمله خام‌فروشی نفت و همچنین آشکار شدن اراده جمهوری اسلامی مبنی بر مقابله جدی با هر نوع تحرک نظامی آمریکایی‌ها در منطقه، غلط بودن محاسبات و ارزیابی‌های آمریکا و ترامپ و تیمش را نمایان کرد.
در چنین فضایی بود که آقای پمپئو با آن شروط دوازده‌گانه‌اش، با صراحت و با یک سقوط ۱۲ پله‌ای، از مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران سخن گفت! در چنین فضایی بود که ترامپ در سفر به ژاپن، به طور رسمی اعلام کرد به دنبال براندازی جمهوری اسلامی و رهبران آن نیست و از ژاپنی‌ها، میانجیگری میان ایران و آمریکا را مطالبه کرد.
اکنون این پرده‌های نمایش از قبل از ورود آقای ترامپ به کاخ سفید تا به امروز، ‌در پیش چشم و روی همه تحلیلگران و کارشناسان مسائل راهبردی قرار دارد. جمهوری اسلامی بر گزینه راهبردی مذاکره نکردن با آمریکای عهدشکن و غیر قابل اعتماد تأکید داشته، ‌در حال عبور پرشتاب از موانع و مشکلات ناشی از فشارها و تحریم‌ها است. اما آمریکای مغرور و ترامپ خودشیفته به خاطر هنر معامله‌اش در حوزه اقتصاد، ‌اکنون در عرصه سیاست برای مذاکره با جمهوری اسلامی به این و آن التماس کرده،‌ در جست‌وجوی راهی برای عبور از این بن‌بست خودساخته است.
اکنون ترامپ متوجه شده، مشاورانی چون بولتون و وزیرانی چون پمپئو، او را در چه مخمصه‌ای قرار داده‌اند. اکنون او متوجه شده است ‌عرصه سیاست با عرصه اقتصاد تفاوت دارد. اکنون او متوجه شده است‌ ملت ایران و رهبر گرانسنگش،‌ با دیگر ملت‌ها و رهبران دنیا، ‌تفاوت از زمین تا آسمان دارند. آری او اکنون در حال دریافت این معنا است که مقاومت ملت ایران، پایان‌ناپذیر است و جمهوری اسلامی هرگز از تفکر و اندیشه مقاومت دست برنخواهد داشت. آری ملتی که براساس اعتقادات و باورهای دینی در برابر دشمنان خدا به مقاومت دست می‌زند،‌ هرگز به بن‌بست نخواهد رسید؛ چون ایمان دارد به این سخن حضرت حق که فرمود: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنَا وَإنَّ اللهَ لمََعَ المُحسِنیِنَ» (عنکبوت/ ۶۹).

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
899fe

شماره ۸۹۹ منتشر شد

899fe

حکم به‌ممنوعیت مذاکره!

علی حیدری
سردبیر
«مذاکره» به معنای عام آن، هنر چانه‌زنی و رد و بدل کردن امتیاز میان دو طرف و فرایندی است که در آن طرف‌های درگیر به دنبال منافع خود هستند و به طور طبیعی هر کدام مساعی خود را صرف تأمین حداکثری آن می‌کنند تا منافع بیشتری به دست آورند. قدرت، ابزار اصلی در مذاکره به شمار می‌آید و طبیعی است که هر یک از طرفین برای مذاکره بیشترین استفاده را از ابزارهای قدرت خود بکنند. به همین خاطر گفته می‌شود هدف مذاکره رسیدن به توافق برد‌ـ برد است؛ چرا که اگر دو طرف خود را دست برتر و پیروز میدان مذاکرات بدانند، به طور طبیعی از آن راضی و خشنود خواهند شد.
این کلیدواژه دستمایه دولتمردان آمریکایی به ویژه در دوره دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور فعلی این کشور شده است؛ آن هم نه فقط درباره ایران، بلکه درباره کره شمالی، چین و کشورها و دولت‌هایی که هر یک به نوعی منافع ایالات متحده را به چالش کشیده یا در معرض خطر قرار داده‌اند. معنای مذاکره در ادبیات سردمداران کاخ سفید، تحت فشار قرار دادن برای امتیازگیری است؛ چون محورها و موضوعاتی که آمریکایی‌ها به دنبال مذاکره برای آنها هستند، عموماً متکی بر قدرت تجاری، نظامی، هسته‌ای و علمی کشورها و ملت‌هاست و کمترین خواسته آمریکایی‌ها، تضعیف این عوامل قدرت‌ساز است که از خوی ابرقدرتی و زورگویی آنها نشئت می‌گیرد.
آمریکایی‌ها در روزها و هفته‌های اخیر و برای تشدید فشارهای اقتصادی که با ابزار تحریم‌های ظالمانه علیه ملت ایران اعمال کرده‌اند، ابتدا با تحرکات نظامی از قبیل اعزام ناو جنگی به منطقه و سپس با جنگ روانی پرحجم پیرامون آن، در صدد ایجاد رعب و وحشت و تلاش برای تغییر محاسبات مسئولان و دولتمردان کشورمان برآمدند و وقتی با مواضع قاطع مسئولان نظام مواجه شدند، سخن از مذاکره به میان‌ آوردند. با تکرار این موضوع از سوی سیاسیون آمریکا، برخی ها هم در گوشه و کنار کشور و با بهانه‌های عوام‌فریبانه، نسخه مذاکره را تجویز کردند!
این در حالی است که تجربه برجام و مذاکره با ۱+۵ پیش روی ملت ایران است که نه تنها گرهی از مشکلات کشور را نگشود، بلکه محدودیت‌های زیادی در صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای و فرآورده‌های آن به ما تحمیل کرد. از آنجا که آمریکا به عنوان عضو این گروه به تعهدات خود پایبند نمانده و بیش از یک ‌سال است که از این توافق خارج شده است، هیچ عقل سلیمی مذاکره با چنین کشوری را تجویز نمی‌کند. تأکید رهبر معظم انقلاب بر مذاکره نکردن با آمریکا نیز که در روزها و ماه‌های اخیر به طور صریح و روشن بیان شده، در همین راستاست.
معظم‌له در دیدار اخیر خود با استادان دانشگاه‌ها با اشاره به موضوع مذاکره، ضمن تبیین دقیق این مسئله، از یک سو هر گونه مذاکره با آمریکا را نفی و مذاکره با اروپایی‌ها و دیگر کشورها را بلامانع دانستند و از سوی دیگر «موضوع مذاکره» را که از سوی آمریکایی‌ها مطرح می‌شود محل اشکال دانستند و گفتند: «روی هر موضوعی مذاکره نمی‌کنیم؛ روی مسائل ناموسی انقلاب‌ـ به این تعبیر بگویم، روشن‌تر است‌ـ مذاکره نمی‌کنیم. در مورد توانایی‌های نظامی‌مان با کسی مذاکره نمی‌کنیم.» ایشان نفس مذاکره با دولتمردان آمریکا را هم «بی‌فایده» و «با ضرر» دانسته و تأکید کردند که مسئولان اجرایی، دیپلماسی و اجرایی سیاسی کشور بر عدم مذاکره متفق‌القولند. ادامه در صفحه۲
به نظر می‌رسد مذاکره نکردن با آمریکا را که در بیان رهبر معظم انقلاب به صورت شفاف تصریح شده، می‌توان حکمی از سوی حاکم اسلامی تلقی کرد؛ چرا که وقتی رهبری بصیر و باتدبیر، شجاع و آگاه به زمان با توجه به مصالح عالیه جامعه اسلامی و آحاد افراد و اعضای آن نسبت به یک موضوع مهم و راهبردی در این سطح، موضع قطعی ابراز می‌کند، بر همه مسئولان و متصدیان امور اجرایی و سیاست خارجی است که از آن تبعیت کنند. بدون شک این مواضع حکیمانه مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت بوده و موجب اقتدار روزافزون نظام اسلامی و ملت بزرگ ایران و شکست و خذلان دشمنان و بدخواهان خواهد
شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
898fe

شماره ۸۹۸ منشتر شد

898fe

برجام حاصل کدام نظریه است؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
برجام نه زنده و کارآمد است و نه مرده و به تاریخ پیوسته، بلکه در حالت احتضار و جان کندن قرار دارد. دلیل پدیدآیی چنین وضعیتی برای برجام به منزله یک توافق بین‌المللی بین ایران و کشورهای موسوم به گروه ۱+۵ هم روشن است. خروج آمریکا از این گروه به عنوان کشور اصلی در یک طرف قرارداد، چنین سرنوشتی را پدید آورده است. رفتارهای آمریکا از یک‌سو و عملکرد برجامی اروپایی‌ها به عنوان متحد آمریکا از دیگر سو، بیان‌کننده آن است که احتمال زنده و کارآمدشدن برجام نزدیک به صفر است. جمهوری اسلامی پس از صبر راهبردی یک ساله، تصمیم گرفت در یک روند معقول، تعهدات برجامی‌اش را کاهش دهد، دلیل اصلی این تصمیم راهبردی، پایبند نبودن طرف مقابل به تعهدات طبق برجام است. بدیهی و قابل پیش‌بینی است که در صورت تداوم رفتارهای نقض‌کننده برجام از سوی غرب، تنها گزینه تأمین‌کننده منافع ملی، چیزی جز مرگ برجام نخواهد بود. نگارنده معتقد است، مرگ برجام، صرفاً شکست یک توافق بین‌المللی نیست، بلکه مرگ یک نظریه و گفتمان در داخل ایران هم به حساب می‌آید. برجام حاصل این نظریه است. شناخت این نظریه و صاحبان اصلی این نظریه و همچنین طرفداران آن یک ضرورت است. آن نظریه چیست؟ صاحبان اصلی و نظریه‌پردازان در این حوزه چه کسانی هستند؟
نظریه در حال باطل شدن که پایانش با مرگ برجام قطعی خواهد بود، نظریه‌ای است که تأمین منافع ملی و در رأس این منافع،‌ تأمین امنیت و پیشرفت کشور و رفاه مردم را،‌ در سازش با آمریکا و توافق با آن از طریق مذاکره می‌داند. این نظریه، در نقطه مقابل شیطان بزرگ دانستن آمریکا قرار دارد. وقتی آمریکا را شیطان بزرگ، گرگ و درنده‌خو بدانیم،‌ تنها گزینه پیش‌رو برای تأمین منافع، پرهیز از نزدیک شدن و مذاکره و قول و قرار برای داد و ستد با تصور «برد‌ـ برد» است. پرهیز از نزدیک شدن،‌ دوری جستن از مذاکره و دست‌ نکشیدن از مقاومت و مبارزه با شیطان بزرگ، عین عقلانیت و تدبیر است. این نظریه، یک نظریه دینی و برگرفته از جهان‌بینی توحیدی و دارای مبانی مستحکم عقلی است. براساس همین مبانی،‌ حضرت امام(ره) فرمودند، رابطه ایران و آمریکا، رابطه گرگ و میش بوده و ما هرگز از مبارزه با شیطان بزرگ دست برنخواهیم داشت. براساس همین مبانی توحیدی و عقلانی، ‌رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در دهه‌های اخیر، ‌بر مذاکره نکردن با آمریکا تأکید کرده، آن را خسارت‌بار ارزیابی می‌کردند. نگارنده معتقد است، برجام از سال ۱۳۹۲، سنجش و راستی‌آزمایی این دو نظریه و دیدگاه متقابل را به بوته آزمون برد. اکنون که صحت، اصالت و درستی یک نظریه در حال آشکار شدن است، صاحبان و طرفداران نظریه ‌در حال مرگ و پایان یافتن اعتبار، حرف‌های غیر منصفانه و خلاف اخلاق و واقع می‌زنند. آنها می‌گویند، صفر تا صد برجام، با نظر رهبری انجام شده است! آیا اینچنین است؟ وقتی در دیدار رمضانی پر خیر و برکت و بی‌نظیر دانشجویان با رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفته گذشته، این موضوع از سوی یکی از دانشجویان مطرح می‌شود، معظم‌له در پاسخ فرمودند: «یکی از دوستان گفتند تصویب برجام را به رهبری نسبت داده‌اند؛ خب بله، اما شما که چشم ‌دارد، ماشاء‌الله هوش دارید، همه چیز را می‌فهمید، آن نامه‌ای را که من نوشتم نگاه کنید، ببینید تصویب چه جوری است، شرایطی ذکر شده که در این صورت این (توافق) تصویب می‌شود.» رهبر معظم انقلاب در ادامه با بیان توضیحاتی، می‌فرمایند: «برجام را به آن صورتی که عمل شد و محقق شد، بنده خیلی اعتقادی نداشتم و بارها هم به خود مسئولان این کار، به آقای رئیس‌جمهور، به وزیر محترم امور خارجه، به دیگران همین را گفته‌ایم و موارد زیادی را به آنها تذکر داده‌ایم.»
برجام چگونه محقق شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند، به آن اعتقادی نداشتم؟ برجام مبتنی بر یک عقیده، نظریه و تفکر پدید آمد و آن اینکه، آمریکا کدخدا، صاحب قدرت وگره‌گشا بوده، ملت ایران و جمهوری اسلامی برای رهایی از مشکلات و داشتن آینده‌ای روشن و پیشرفته، چاره‌ای جز مذاکره با این صاحب قدرت ندارد!
این نگاه را پس از پیروزی انقلاب اسلامی، غرب‌گراها، ملی‌گراها، لیبرال‌ها و امثال نهضت آزادی‌ها داشتند. این عقیده در نقطه مقابل گفتمان انقلاب و انقلابی‌گری و گفتمان امام(ره) بود. به مرور زمان برخی از نیروهای با سابقه انقلابی هم به دلیل خستگی از تداوم مبارزه و پدیدآیی روحیه دنیاگرایی در آنان، به جمع طرفداران این نظریه پیوستند. مرحوم آقای هاشمی‌رفسنجانی خود با صراحت گفت،‌ به امام در سال‌های پایانی عمرش نامه نوشتم و گفتم نمی‌شود با آمریکا برای همیشه قطع رابطه کرد و مذاکره نداشت. هاشمی معتقد بود از طریق مذاکره و گفت‌وگو می‌شود با آمریکا کنار آمد و به این رویارویی پایان داد. این نگاه در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ فعال شد و حل مشکلات کشور را،‌ به مذاکره با آمریکا به عنوان کدخدا گره زد. مردم در این انتخابات با تصور درستی این نگاه، به صاحبان آن رأی دادند. البته صاحبان این نگاه در دوره اصلاحات هم،‌ نظریه گفت‌‌وگوی تمدن‌ها را تحت پوشش اصلاحات دنبال کردند. جوهره گفت‌‌وگوی تمدن‌ها از نظر سیاسی،‌ کنار آمدن با آمریکا از طریق مذاکره و برقراری رابطه بود. وقتی این عقیده و نظریه در سال ۱۳۹۲ رأی آورد، ‌بدیهی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی باید تدبیری داشته باشند تا در عمل،‌ بطلان این نظریه برای مردم اثبات شود. اکنون که زمان آشکار شدن نادرستی این نظریه است، انصاف حکم می‌کند، صاحبان این نظریه مسئولیت‌پذیر بوده و آن را به دوش دیگران نیندازند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
897fe

شماره ۸۹۷ منتشر شد

897fe

پیروز نبرد اراده‌ها

فتح‌الله پریشان
کارشناس سیاسی
هر چه شواهد و نشانگان بیشتری در هیبت اظهار نظر از سوی مقامات مسئول در آمریکا و اروپا و رخدادهای میدانی از جمله جابه‌جایی و عقب‌کشی نیرویی در منطقه خلیج‌فارس از طرف آمریکایی‌ها ظاهر و صادر می‌شود، دنیا بیشتر به درستی تحلیل و استحکام بیان نورانی رهبر حکیم انقلاب اسلامی پی می‌برد. رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کردند که بر خلاف آنچه آمریکا و هم‌پیمانان او در راستای عملیات روانی، فضا را جنگی نمایش می‌دهند تا ثمره‌اش را در برگرداندن ایران به میز مذاکره جدید بچینند، جنگی میان آمریکا و ایران اتفاق نخواهد افتاد و میز مذاکره جدیدی هم به تبع آن چیده نخواهد شد؛ رهبر معظم انقلاب هفته گذشته در دیدار با مسئولان نظام، ضمن رد مجدد وقوع جنگ میان آمریکا و ایران فرمودند: «این برخورد، برخورد اراده‌هاست، این رویارویی، رویارویی اراده‌هاست؛ و اراده‌ ما از آنها قوی‌تر است.»
این اراده که در ساحت یک ملت در قالب «اراده ملی» و به منزله یکی از مؤلفه‌های قدرت ملی ظهور و بروز می‌یابد، با پیروزی انقلاب اسلامی، در ملت و مسئولان جمهوری اسلامی رویید و همپای نظام مقدس جمهوری اسلامی قد کشید و بالید؛ اراده‌ای که با قرائت امامی از جنس نور و تقوا از مشرب اسلام ناب سیراب شده و در عرصه مصاف بزرگ طاغوت و ایمان، خود را تثبیت کرد و در پشت سر گذاشتن گردنه‌ها و مسیرهای صعب‌العبور و زدودن موانعی که بیشتر استعمارگران و استثمارکنندگان بیگانه به ملت‌ها از جمله ملت شریف ایران تحمیل می‌کنند، در مسیر و صراط مستقیم ترسیم‌شده از سوی امامین انقلاب به سیر پیشرونده و پیشبرنده خود ادامه داد تا اینکه امروز مقتدرانه در جایگاهی ایستاده که عناد و خصومت دشمنان و رشک و غبطه دوستان را برانگیخته است.
بله امروز راه‌اندازی جنگ سخت نظامی در چرتکه هزینه‌ـ فایده سرمایه‌داران غربی به صرفه اقتصادی نیست و کنار گذاشته می‌شود؛ اما این به معنای به پایان رسیدن خط دشمنی و نفاق با مردم ایران از سوی آمریکا و تمدن غرب نیست، بلکه اراده نبرد با گفتمان و هویت انقلاب همچنان نزد آنها باقی است و تنها با کم آوردن، عقب نشستن یا شکست و اضمحلال یکی از دو طرف تکلیف این میدان بزرگ روشن می‌شود. ما به قطع یقین و بر اساس این نگاه قرآنی که می‌فرماید: «جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» (اسراء/ ۸۱) خود را پیروز این عرصه می‌دانیم و باور داریم که وعده الهی تخلف‌ناپذیر است و آنچه در این میدان «همواره نابودشدنی» به شمار می‌آید، باطل و شعبات و شقوق آن است.
امروز طلیعه این شکست را در عقب‌نشینی آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها و هم‌پیمانان ضعیف منطقه‌ای آنها در خلیج‌فارس مشاهده کردیم و به فضل الهی، فردا خُرد شدن اراده باطل آنها را در اضمحلال آنچه ارزش‌ها و مزیت‌های کلیدی آمریکایی می‌نامند، خواهیم دید. بیداری ملت‌ها در دنیا برای مبارزه با امپریالیست‌ها و رویکرد جوانان غربی به اسلام و ادیان الهی، که به شدت مسئولان حکومتی در غرب را نگران کرده است، آغازی بر پایانی غم‌انگیز برای تمدنی پوچ‌اندیش خواهد بود؛ اما «نبرد اراده‌ها» بین انقلاب اسلامی ایران و آمریکا و دنیای لیبرال دموکراسی نیز همان مسیر نبرد سخت و نیمه سخت نظامی و اقتصادی را طی خواهد کرد. اراده باطل در مصاف با اراده الهی جبهه مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی انقلاب اسلامی، که امروز به انقلاب اسلامی جهان اسلام تبدیل شده و رویشی به وسعت قلب و مغز جوانان مؤمن انقلابی مسلمان در سراسر دنیا یافته، پیروز میدان جنگ نرمی خواهد بود که محاسبات دشمن را بر هم ریخته و جرئت و جسارت اقدام را از آنها گرفته است؛ زیرا انقلاب اسلامی هویت دموکراسی دروغین غربی و هستی کاپیتالیستی آنها را به تحدی پایان‌ناپذیری فراخوانده که سرنوشتی جز خذلان نخواهد داشت. ان‌شاء‌الله

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
896fe

شماره ۸۹۶ منتشر شد

896fe

هدف ترامپ از این هیاهو چیست؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
دونالد ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید، علیه جمهوری اسلامی هیاهویی به راه انداخته و به زعم خود مرتب جولان می‌دهد و رجزخوانی می‌کند. در ابتدا مجموعه‌ای از خواسته‌ها را مطرح کرد و پس از ناکامی در رسیدن به این خواسته‌‌ها، از برجام خارج شد. ترامپ آمریکا را به این دلیل از برجام خارج کرد که بتواند بدون هیچ نوع محدودیتی، هر نوع فشاری را علیه ملت ایران اعمال کند. در دوره یک ساله پس از خروج آمریکا از برجام، تحریم‌ها یکی پس از دیگری بازگشت و روز به روز تحریم‌های جدید بر آن افزوده شد. ترامپ در راستای فشار بر جمهوری اسلامی، شعار به صفر رساندن صادرات نفت ایران را، توأم با جلوگیری از ورود دلار و دیگر ارزهای خارجی به ایران، بخشی از ادبیات ضد ایرانی خود کرد و اعضای اصلی تیمش، همانند جان بولتون و پمپئو این شعار را تکرار کردند. تلقی آنان این بود که با آن خروج و این شعار، ایران به هم ریخته و انقلاب اسلامی چهل ساله نخواهد شد. چهل ساله شدن انقلاب اسلامی و برپایی جشن‌های چهل سالگی و حماسه ماندگار راه‌پیمایی ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۷، همه محاسبات تیم ترامپ، متحدان آمریکا و ضد انقلاب را برهم زد.
ترامپ برآشفته از این ناکامی، برخلاف قواعد حقوقی و عرف بین‌الملل، سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی آمریکا قرار داد. رئیس‌جمهور آمریکا در ماه‌های اخیر،‌ هر نوع فشار ممکن را علیه جمهوری اسلامی جست‌وجو کرده و دنبال می‌کند. آمریکایی‌ها برخلاف شعارهای بشردوستانه‌ای که می‌دهند، حتی از کمک‌های ایرانیان خارج از کشور به هم‌وطنان سیل‌زده جلوگیری کردند تا مبادا دلاری وارد ایران شود. معافیت هشت کشور خریدار نفت ایران را تمدید نکردند و هر روز دستور اجرای یکسری تحریم جدید را صادر می‌کنند. مسیر به گونه‌ای پیش می‌رود که گویا رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد بر مبنای راهبرد فشار حداکثری، هر نوع خرید و فروشی را با ایران از سوی هر کس و هر کشوری ممنوع و تحریم کند؛ در این هنگامه، آمریکا ناو هواپیمابر «یو اس‌اس آبراهام لینکلن» را روانه منطقه می‌کند! پس از انتشار خبر اعزام ناو آمریکا به منطقه، آقای جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید می‌گوید دولت ترامپ، در حال استقرار یک گروه از ناوهای جنگی و بمب‌افکن‌ها در منطقه خاورمیانه است که این اقدامات در واکنش به «نشانه‌ها و هشدارهای» ایران خواهد بود.
اکنون سؤال این است که آیا آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند که در کنار فشار اقتصادی، از قدرت نظامی خود نیز علیه جمهوری اسلامی استفاده کنند؟ آیا هدف این هیاهوها، گرد و خاک‌ها و رجزخوانی‌ها همراه با اعزام ناو هواپیمابر جنگی، پیام جنگ به ایران است؟ آیا هدف ترامپ، همان چیزی است که در داخل افرادی به طرق مختلف آن را بیان داشته و می‌گویند، جنگی در پیش است؟
در پاسخ باید گفت، به دلایل مختلف جنگی در پیش نخواهد بود و از جمله این دلایل، حالت شب عملیاتی داشتن نیروهای مسلح کشور است. هرگونه خطای راهبردی آمریکایی‌ها در راستای به کارگیری قدرت نظامی، بی‌درنگ با واکنش قاطع و همه‌جانبه مواجه شده و آنگاه سراسر منطقه غرب آسیا، به جهنمی برای نیروهای نظامی تروریستی آمریکا تبدیل خواهد شد. آمریکایی‌ها و همه کارشناسان برجسته نظامی جهان، این برآورد را یک برآورد علمی و واقعی می‌دانند. آنها به درستی از شکست‌های راهبردی اقدامات نظامی خود در افغانستان و عراق، این درس را آموخته‌اند که باید گزینه ورود به جنگ نظامی با کشوری، چون ایران را ‌برای همیشه کنار بگذارند. بنابراین در پاسخ به پرسش مطرح شده باید گفت، هدف اصلی آمریکایی‌ها و به طور مشخص تیم ترامپ از این هیاهوها، کشاندن جمهوری اسلامی ایران پای میز مذاکره است. به زعم آمریکایی‌ها، ‌فشارهای حداکثری مقاومت و ایستادگی ملت ایران را در هم شکسته، آنان را به سازش و کوتاه آمدن وادار می‌کند. بنابراین هدف اصلی و راهبردی، شکستن مقاومت چهل ساله ملت ایران، در برابر آمریکا به منزله محور و نماد استکبار، قلدری و زورگویی است. ایستادگی ملت ایران در این چهل سال در برابر جبهه استکبار، کار دست آمریکایی‌های مستکبر داده، آنان را برآشفته و عصبانی کرده، چرا که روز به روز در جهان، بر تعداد ملت‌ها، سازمان‌‌ها و گروه‌هایی که در برابر آمریکای جنایتکار دست به مقاومت پیروزمندانه می‌زنند، افزوده می‌شود. در ادامه این نوشتار کوتاه، دو نکته را باید مورد توجه قرار داد:
۱ـ نشانه‌های این هدف کدام است؟
نشانه‌های فراوانی وجود دارد که آشکار می‌کند آقای ترامپ، در آرزوی مذاکره با ایران است. او این فشارها را اعمال می‌کند تا شاید جمهوری اسلامی به مذاکره تن دهد. بر علایم و نشان‌ها و گزاره‌‌های زیر باید تأمل کرد؛
الف‌ـ رئیس‌جمهور آمریکا چندی پیش در پاسخ به پرسشی درباره اعزام ناو هواپیمابر جنگی به سمت خلیج‌فارس با تکرار ادبیات تهدید در نهایت می‌گوید:‌ «می‌‌دانید دوست دارم درباره ایران چه اتفاقی بیفتد؟ دوست دارم به من زنگ بزنند!» وی در ادامه می‌گوید:‌ «کاری که آنها باید بکنند این است که با من تماس بگیرند و (پای میز مذاکره) بنشینند. می‌توانیم توافق کنیم و به یک توافق منصفانه دست پیدا کنیم.»‌ جالب است که ترامپ برای تشویق به مذاکره و تقویت ایده مذاکره در ایران می‌گوید: «آنها باید تماس بگیرند و اگر این کار را انجام دهند، ما آماده گفت‌وگو با آنها هستیم. آنها می‌توانند از لحاظ مالی بسیار بسیار تقویت شوند؛ قابلیت‌های بالایی دارند!» ب‌ـ وزیر خارجه آمریکا نیز با صدور بیانیه‌ای، هدف اصلی از این هیاهو را چنین بیان می‌دارد: «ترامپ به دنبال دیدار با مسئولان ایران و رسیدن به توافق با این کشور است.» ج‌ـ جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا در توئیتی نوشت: «آمریکا به فشار حداکثری بر ایران تا زمانی که سران این کشور تصمیم به تغییر رفتار غیر سازنده خود در منطقه بگیرند، به حقوق مردم ایران احترام بگذارند و به پای میز مذاکره باز گردند، ادامه خواهد داد.»
نمونه‌های یاد شده و صدها نشانه دیگر، مشخص می‌کند که براساس واقعیات منطقه، ترامپ مهم‌ترین هدف و آرزویش شکستن مقاومت ملت ایران و جمهوری اسلامی است و تن دادن به مذاکره، نماد این شکسته شدن است.
۲ـ آیا جمهوری اسلامی ایران به مذاکره تن خواهد داد؟
برخلاف تبلیغات و عملیات روانی دشمن و عوامل داخلی‌اش و بعضاً افرادی در داخل که هر کدام با انگیزه‌های خاص خود می‌گویند، دو راه جنگ یا مذاکره بیشتر پیش روی جمهوری اسلامی قرار ندارد و بهتر آن است که به مذاکره تن دهیم، باید گفت کشور و ملت ظرفیت و آمادگی لازم برای تداوم ایستادگی را دارد. اکنون و به دنبال تصمیم راهبردی شورای عالی امنیت ملی برای کاهش تعهدات برجامی، شاهد پدیدآیی اجماع ملی برای تداوم ایستادگی در کشور هستیم. به طور قطع این ایستادگی، همه تهدیدات علیه جمهوری اسلامی و ملت را به فرصت تبدیل کرده، شکوفایی اقتصادی به عنوان ثمره این ایستادگی در برابر تحریم‌‌های آمریکا، پاداش الهی به مردم ایران خواهد بود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
895fe

شماره ۸۹۵ منتشر شد

895fe

مطالبات سپاه پاسداران در ستیز با فساد

سردار یدالله جوانی
مدیر مسئول

اگر کلیدواژه‌های خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی اسلامی، از مختصات اصلی نقشه راه در بیانیه گام دوم باشد، بدون تردید مبارزه با مفاسد و مفسدان و همچنین فسادزدایی از کشور در همه حوزه‌ها، از الزامات پیاده‌سازی این بیانیه راهبردی در چله دوم انقلاب اسلامی است. در آسیب‌شناسی از دوران چهل سال اول انقلاب اسلامی با معیارهایی چون مبانی، اصول، شعارها، اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌توان گفت، پیاده نشدن عدالت در تراز انقلاب اسلامی و به شکل مطلوب و قابل قبول، از آسیب‌های اصلی و نقص‌های عمده این دوران در گام اول انقلاب است. به طور قطع، اگر رؤسای قوای سه‌گانه که مخاطب اصلی‌ فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با مفاسد در ۱۸ سال گذشته بودند، این هشت فرمان را جدی می‌گرفتند، اکنون و در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی، هیچ نشانه‌ای از فساد در کشور نبود. «عدالت» بالاترین فضیلت در حکومت دینی و نظام ولایی است و راه تحقق آن، مبارزه جدی با فقر، فساد، تبعیض و بی‌عدالتی است. افراد، گروه‌ها و جریان‌های منفعت‌گرای دنیاطلب، دشمنان اصلی عدالت هستند. تسامح در مبارزه با فساد و برخورد با مفسدان، پدیده شوم فساد را به اژدهای هفت سر تبدیل می‌کند. سوگمندانه باید گفت، این تسامح در گام اول برخلاف سیاست‌های کلان نظام و مطالبات اصلی امام، رهبری و مردم، از سوی مسئولان و کارگزاران نظام در قوای سه‌گانه صورت گرفت و اکنون فساد در کشور همانند یک اژدهای هفت سر خودنمایی می‌کند. این اژدهای هفت سر، از یک سو اعتماد عمومی نسبت به نظام را مخدوش کرده و مردم را نسبت به مسئولان بدبین می‌کند و از دیگر سو، بلای جان اقتصاد و مانع رونق تولید و شتاب گرفتن حرکت پیشرفت کشور شده است. دشمن خارجی هم که معیشت مردم را با تحریم‌های ظالمانه نشانه گرفته، به خوش‌رقصی این اژدهای هفت سر برای تحریک مردم و تبدیل نارضایتی‌های آنان به اعتراض و آشوب‌های خیابانی، دل بسته و امیدوار است.
در چنین فضا و شرایطی، ریشه‌کن کردن فساد از طریق یک مبارزه جدی و همه‌جانبه با مفسدان و نابود کردن همه بسترها، زمینه‌ها و عوامل تولید فساد، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. در این عرصه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مبارزه با فساد و این اژدهای هفت سر را ضرورت پاسداری از انقلاب اسلامی دانسته و آن را از قوای سه‌گانه و همه سازمان‌ها و دستگاه‌های حکومتی و حاکمیتی مطالبه می‌کند. سپاه در این عرصه، از یک سو مبارزه با فساد را به صورت جدی مطالبه می‌کند و از سوی دیگر آمادگی خود را برای کمک به دستگاه‌های مسئول، برای نابود کردن این اژدهای هفت سر اعلام می‌کند. اولین مطالبه سپاه در امر مبارزه با فساد آن است که رؤسای قوای سه‌گانه فرمان هشت ماده‌ای ۱۸ سال قبل رهبر معظم انقلاب اسلامی را نصب‌العین قرار داده، خود را مخاطب این فرمان دانسته، با همه توان برای اجرای این فرامین هشت‌گانه، شب از روز نشناسند. فرمان هشت ماده‌ای مبارزه با فساد که در سال ۱۳۸۰ خطاب به رؤسای قوای سه‌گانه صادر شد، فرمانی صریح، شفاف، قاطع و امری مولوی و مطالبه‌گرانه بود، اما بر زمین ماند و در اجرایش کوتاهی‌ها شد. نتیجه آن کوتاهی‌ها، زخم‌هایی است که اکنون بر پیکر داریم. سپاه درمان این زخم‌ها را از همه مسئولان بر مبنای فرمان هشت ماده‌ای مطالبه می‌کند. از دیگر مطالبات سپاه آن است که باید در امر مبارزه با فساد به علت‌ها و ریشه‌ها توجه کرد. اقتصاد نفتی و اقتصاد دولتی از یک سو و اتصال کانون‌های ثروت به کانون‌های قدرت از دیگر سو، از زمینه‌ها و عوامل اصلی تولید فساد در کشور است.این زمینه‌ها و عوامل در سال‌های گذشته، پدیده‌های نامبارک «کارگزارـ تاجر» و «مدیرـ سهام‌دار» را به وجود آورده است. خاصه‌خواری، رانت‌خواری و دستیابی به ثروت‌های بادآورده و پدیدآیی قشر نوکیسه، محصول این پدیده‌های نامبارک است. بنابراین مطالبه سپاه آن است که همه دستگاه‌ها، مبارزه با فساد را از درون دستگاه خود شروع کنند. سالم‌سازی دستگاه‌ها از فساد، شرط لازم برای توفیق آن دستگاه‌ها در امر مبارزه با فساد است. اگرچه مبارزه با فساد وظیفه همه قوا و دستگاه‌ها و در رأس آنها وظیفه قوه مجریه به دلیل در اختیار داشتن بیش از ۹۰ درصد امکانات کشور است، اما در این میان قوه قضائیه به ویژه در دوره ریاست‌ جدید آن، می‌تواند حیات اژدهای هفت سر را با کمک دیگران و از جمله سپاه به پایان رساند. البته سالم‌سازی دستگاه قضا، شرط لازم برای رسیدن به این مهم است. در این مسیر و در راستای از پای در آوردن اژدهای هفت سر، اقدامات اساسی و اولویت‌داری وجود دارد که عبارتند از: ۱ـ رسیدگی به دارایی‌ها و اموال مسئولان در چهل سال گذشته؛ ۲ـ رسیدگی به چگونگی واگذاری شرکت‌های دولتی؛۳ـ رسیدگی به چگونگی تخصیص‌ها و واگذاری ارزهای دولتی؛ ۴ـ رسیدگی به چگونگی پرداخت وام‌های کلان و تسهیلات بانکی و دولتی.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
894fe

شماره ۸۹۴ منتشر شد

894fe

سپاه و سیاست در گام دوم

سردار یدالله جوانی
مدیر مسئول

«اگر تغییر فرمانده سپاه موجب بازگشت آن نهاد به وظایف قانونی/ ذاتی خود و پایان یافتن دخالت‌هایش در سیاست داخلی و خارجی و نیز اقتصاد و انتخابات شود، باید از آن استقبال کرد. در غیر این صورت مشکلات/ انتقادها همچنان ادامه می‌یابند و میهن و مردم همچنان زیان خواهند دید.»
با تأمل در این توئیت که از آن یکی از محکومان فتنه ۸۸ است، دو نکته القایی دیده می‌شود: ۱ـ سپاه در سال‌های گذشته، از وظایف قانونی و ذاتی‌اش عبور کرده و برخلاف جایگاه و فلسفه وجودی خود، در امر سیاست، اقتصاد و انتخابات دخالت کرده است. ۲ـ سپاه عامل مشکلاتی است که اکنون مردم و کشور با آن مواجه هستند.
نظر به اینکه در روزهای اخیر و به ویژه بعد از اقدام نابخردانه و از سر استیصال آمریکایی‌ها در قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی خود، این نوع القائات در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تکرار شده، پاسخگویی به آن و تنویر افکار عمومی ضرورت دارد. در این میان، پرسش‌های اصلی آن است که، آیا در دهه‌های گذشته، سپاه خارج از وظایف ذاتی و قانونی‌اش عمل کرده است؟ آیا سپاه عامل مشکلات کشور و زیان دیدن میهن و مردم است؟ آیا سپاه برخلاف قانون و وظایف ذاتی خود، در اقتصاد و سیاست دخالت می‌کند؟ برای پاسخ به این قبیل پرسش‌ها، باید سپاه را از حیث رسالت و فلسفه وجودی، وظایف و مأموریت‌ها، بر اساس اسناد قانونی و بالادستی، مانند ۱ـ قانون اساسی، ۲ـ اساسنامه سپاه مصوب مجلس شورای اسلامی و ۳ـ فرامین، اوامر و تدابیر امام و رهبری شناخت.
کسانی که سپاه را به دخالت در سیاست و اقتصاد و دیگر امور برخلاف وظایف ذاتی‌اش متهم می‌کنند، یا سپاه را نمی‌شناسند یا سپاه را به لحاظ جایگاه و رسالت به درستی می‌شناسند، اما با اهداف و انگیزه‌های سیاسی این قبیل مطالب را مطرح می‌کنند. این افراد، سپاه را یک نیروی صرفاً نظامی معرفی می‌کنند که محل استقرارش، پادگان‌های خارج از شهرها است! از نظر این افراد، پاسداران باید در پادگان‌ها باشند و اگر روزی کشور مورد تهاجم واقع شود، با دشمن بجنگند! آیا سپاه این است؟ اگر سپاه این باشد که می‌شود ارتش و آیا عقلانی است که کشور دو ارتش داشته باشد؟
طبق اسناد بالادستی، سپاه پاسدار انقلاب است. طبق همین اسناد، سپاه کمک‌کننده به عمق‌بخشی به انقلاب و پیش‌روندگی انقلاب است. طبق قانون، سپاه باید از انقلاب اسلامی در هر شرایطی و در برابر هر نوع تهدید با هر نوع ماهیتی پاسداری کند. در چهل سال گذشته، انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و ملت ایران، با هر نوع تهدید، توطئه، فشار، فتنه و دسیسه ممکن و متصور از سوی جبهه استکبار و نظام سلطه مواجه شد.
توطئه‌ها و فشارها در حوزه‌های سخت، نیمه‌سخت و نرم، تماماً با هدف شکست انقلاب اسلامی و فروپاشی جمهوری اسلامی و بازگرداندن سلطه آمریکا بر کشور و ملت ایران طراحی و اجرا شد. از افتخارات سپاه و پاسداران، آن است که در این چهل سال، با کمک مردم در قالب سازمان بسیج، همه این توطئه‌ها، فشارها و فتنه‌ها را خنثی کرده‌اند. اگر سپاه در چهل سال گذشته، غیر از این عمل کرده بود،‌ اکنون نه خبری از انقلاب اسلامی بود و نه نام و نشانی از جمهوری اسلامی وجود ‌داشت. نبود انقلاب و جمهوری اسلامی،‌ یعنی نبود آزادی،‌ استقلال،‌ عزت،‌ کرامت و پیشرفت برای ملت ایران. پایان انقلاب و جمهوری اسلامی،‌ یعنی بازگشت سلطه آمریکا و یک نظام فاسد، ‌دیکتاتور و وابسته در ایران. اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، آنگاه باید همگان می‌گفتند اگر سپاه به وظایف قانونی و ذاتی‌اش عمل کرده بود، این‌چنین نمی‌شد. حضرت امام(ره) براساس عمل سپاه فرمودند: «اگر سپاه نبود، ‌کشور هم نبود.» ‌بدون تردید آنچه در این چهل سال، در کارنامه درخشان سپاه ثبت شده،‌ همگی براساس وظایف ذاتی و قانونی بوده است. سپاه با عمل به وظایف قانونی در این چهل سال،‌ از انقلاب اسلامی،‌ جمهوری اسلامی، ‌تمامیت ارضی، ‌استقلال کشور،‌ عزت ملی، امنیت ملی، امنیت داخلی و در یک کلام از منافع ملی پاسداری کرده است. مشکل اصلی آمریکا با سپاه در همین ایستادگی سپاه و عمل بر مبنای رسالت و فلسفه وجودی‌اش است. سپاه از مردم،‌ با مردم و برای مردم است. مردم ایران با انقلاب اسلامی در برابر آمریکا و همه مستکبران ایستادند و این مردم،‌ سپاه را پرچمدار و پیشگام این ایستادگی کردند. سپاه در این چهل سال،‌ حق این پرچمداری را به درستی ادا کرد. آینده سپاه و کارکردها و رویکردهای سپاه در گام دوم،‌ در امتداد گام اول با امتیاز برخورداری از چهل سال تجربه است. به طور قطع سپاه در گام دوم انقلاب و چله دوم، مثل گذشته و تمام قد از انقلاب اسلامی پاسداری خواهد کرد. پاسداری از انقلاب اسلامی،‌ یعنی پاسداری از تمامی فضیلت‌هایی که ملت ایران با هدف تمدن‌سازی اسلامی و رسیدن به حیات طیبه به دنبال آن است. بنابراین باید گفت، ورود سپاه در هر حوزه‌ای اعم از نظامی، ‌امنیتی، ‌سیاسی، اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی،‌ به اقتضای شرایط و براساس رسالت و با هدف پاسداری از انقلاب اسلامی انجام می‌شود. این ورودها نه از باب دخالت،‌ بلکه براساس وظیفه و رسالت است. اما در این میان و در حوزه سیاست،‌ عمل سیاسی سپاه از نوع عمل احزاب و جریان‌های سیاسی نیست. سپاه کارکرد حزبی و گروهی نداشته و نخواهد داشت. سپاه در انتخابات مثل احزاب به دنبال معرفی کاندیدا نبوده و نخواهد بود. سپاه در هر صحنه‌ای و عرصه‌ای،‌ پرچمدار گفتمان انقلاب اسلامی و ارزش‌ها بوده، هر چند عده‌ای از این رفتار سپاه تفسیر دیگری داشته‌اند. سپاه نه حزب است و نه تابع احزاب، ‌بلکه سپاه، ‌سپاه است و پاسدار انقلاب اسلامی.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
893fe

شماره ۸۹۳ منتشر شد

893fe

سپاه پاسدار انقلاب است

سردار یدالله جوانی
مدیر مسئول
دوم اردیبهشت ماه، سالروز تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(قدس‌الله نفسه الزکیه) است. سپاه هم مانند انقلاب چهل ساله شد و چهار دهه از عمر پرافتخار خود را با همه فراز و نشیب‌هایش پشت سر گذاشت. این در حالی است که دشمن بسیار تلاش کرد تا انقلاب اسلامی به چهل سالگی نرسد، اما ملت ایران جشن چهل سالگی انقلاب را با شکوه هرچه تمام برپا کرد. در چنین شرایطی بود که آمریکای ناکام و بهم ریخته و مستأصل به دلیل چهل سال شکست در برابر ملت ایران و جبهه انقلاب اسلامی، سپاه را به علت کارویژه‌هایش در این چهل سال، در کانون بغض و کینه خود قرار داد و آن را در فهرست سازما‌ن‌های تروریستی ادعایی‌اش وارد کرد. آمریکایی‌ها به رابطه معنادار بین چهل ساله شدن انقلاب اسلامی و نقش‌آفرینی‌های سپاه در مسیر حفظ و پیشبرد انقلاب در این چهل سال پی برده‌اند. پنداشت آمریکایی‌ها از این اقدام، آن است که می‌توانند با ایجاد اختلاف در ایران بخشی از مردم را نسبت به سپاه بدبین کرده و این نهاد انقلابی را عامل پدیدآیی مشکلات کشور معرفی ‌کنند.
اما چه زیبا و با سرعت، مردم، مسئولان و همه جریان‌ها و گروه‌های سیاسی با هر ابزار و امکانی، تصورات دشمن را فرو ریخته؛ سپاه را خط قرمز کشور، نظام و ملت معرفی کردند. در هنگامه‌ای که دشمن خبیث و کینه‌توز، با اقدام از سر استیصال و درماندگی تمامی نگاه‌ها را متوجه سپاه کرده، بازخوانی رسالت و مأموریت سپاه به ویژه برای نسل جوان در سالروز تأسیس ضروری می‌نماید. علت دشمنی آمریکا و متحدانش با سپاه، به فلسفه وجودی‌ این نهاد انقلابی برمی‌گردد. سپاه پاسدار چیست که آمریکایی‌ها این همه از آن کینه در دل دارند؟ فلسفه وجودی سپاه در نام آن آمده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یعنی نهادی که از یک طرف مولود انقلاب است و از طرف دیگر پدید آمده تا از انقلاب اسلامی پاسداری کند. چیستی پاسداری از انقلاب اسلامی را در چهل سالگی سپاه، باید برای نسل جوان تبیین کرد. سپاه از یک سو مظهر حقیقی و تجسم عینی همه شعارهای انقلاب اسلامی و از سوی دیگر پرچمدار این شعارها و جهادگری برای تحقق یافتن آنها است. به عبارت دیگر، سپاه مولود انقلاب اسلامی با هدف پاسداری از حرکت انقلابی ملت ایران، برای تحقق آرمان‌های والای این انقلاب است. بنابراین سپاه مظهر آزادی‌خواهی، عدالت‌خواهی، عزت‌طلبی، استقلال‌طلبی، پیشرفت، استکبارستیزی، حمایت از مستضعفین و مظلومان است. در یک کلام، سپاه پاسدار همه فضیلت‌هایی است که ملت ایران با انقلاب اسلامی خود بر اساس آموزه‌های دینی، در پی دستیابی به آنها است. سپاه با چنین نگاهی، بقای خود را در بقای انقلاب اسلامی با حفظ همه شعارها، آرمان‌ها و اهدافش به صورت حقیقی می‌داند و چنین انقلابی با آن شعارها که تماماً مظهر فضیلت‌ها است؛ دشمنان از جنس جن و انس را در برابر خود به صف‌آرایی و کنش وادار می‌کند. در این میان، سپاه باید از انقلاب اسلامی، در برابر همه توطئه‌ها، دسیسه‌ها، فتنه‌ها و کارشکنی‌های این دشمنان پاسداری کند.
در واقع سپاه پاسدار آزادی و آزاد بودن ملت ایران، پاسدار عدالت و عدالت‌خواهی ملت ایران، پاسدار عزت و عزت‌خواهی ملت ایران، پاسدار استقلال و استقلال‌طلبی ملت ایران است. سپاه پاسدار روح انقلابی و انقلابی‌گری ملت ایران و روحیه ایستادگی و مقاومت ایرانیان در برابر استکبار و همه زورگویان است. سپاه حامی و پشتیبان و مدافع مظلومان و ستمدیدگان است و چه خوب سپاه و پاسداران در این چهل سال، پایبندی، اعتقاد و ایستادگی خود بر این ارزش‌ها و فضلیت‌ها را به نمایش گذاشتند. اگر غیر از این بود، با این همه دشمنی‌ها و توطئه‌های جبهه استکبار انقلاب اسلامی و سپاه هیچ کدام چهل ساله نمی‌شدند. اکنون جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا، پریشان احوال، عصبانی و بهم ریخته است. این جبهه آینده خود را تیره و تار، نگران‌کننده و فاقد اعتبار و جایگاه در معادلات جهانی و عرصه بین‌الملل ارزیابی می‌کند.
بر همین اساس، دست و پا می‌زند و به هر کار غیر معمولی از جمله متهم کردن سپاه به تروریسم، برخلاف قوانین و عرف بین‌الملل دست می‌زند. او چنین کرد تا شاید سپاه از چشم مردم ایران بیفتد؛ اما غافل از اینکه سپاه در قلب مردم ایران جای دارد. چرا که سپاه از آن ملت، برای ملت و در کنار ملت است. سپاه پاسدار ارزش‌های اسلامی و آرمان‌های الهی ملت ایران و در یک جمله کوتاه اما پرمغزانه رهبر معظم انقلاب «سپاه پاسدار انقلاب» است. در همه حوادث چهل سال گذشته، سپاه و پاسداران، صداقت خود را در پاسداری از اسلام، ایران و منافع و مصالح مردم به اثبات رساندند. آزمون سیل اخیر، عیار مردمی بودن و برای مردم بودن سپاه را نشان داد. به طور قطع چنین سپاهی که بازوی قدرتمند ولایت است؛ به دلیل اتصال به قدرت لایزال الهی، شکست‌ناپذیر بوده و هرگز در برابر دشمن قد خم نخواهد کرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
892fe

شماره ۸۹۲ منتشر شد

892fe

۸۰ میلیون سپاهی

سردار یدالله جوانی
مدیر مسئول
رئیس‌جمهور ایالات متحده، مبتنی بر تحلیل‌های غلط از جامعه ایران و وضعیت جمهوری اسلامی و به درخواست صهیونیست‌ها، سعودی‌ها و منافقین؛ بالاخره خودزنی کرد و در اقدامی غیر حقوقی و غیر متعارف، نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمان‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داد.
اگرچه اقدام ترامپ در نگاه اول و با اهداف دم‌دستی کسب رضایت صهیونیست‌ها، سعودی‌ها و منافقین بود و او می‌خواست از این طریق یاری‌کننده نتانیاهو در انتخابات باشد؛ ولی با نگاهی عمیق‌تر رئیس‌جمهور ایالات متحده با این اقدام، به دنبال برون‌رفت از یک بن‌بست راهبردی است که آمریکا در آن گرفتار شده است. آمریکایی‌ها خود را بازنده اصلی تحولات غرب آسیا به منزله یک منطقه راهبردی، با آن همه هزینه‌‌ها و خسارات متحمل شده می‌دانند. موقعیت بی‌نظیر تاریخی پدیده آمده برای جمهوری اسلامی و جریان مقاومت در این منطقه، به کابوس سردمداران کاخ سفید و همه متحدان راهبردی آمریکا تبدیل شده است. ارزیابی آمریکایی‌ها از روند تحولات پرشتاب متأثر از انقلاب اسلامی در معادلات راهبردی جهانی در حوزه‌‌های مختلف، آنان را به شدت نگران آینده نظام لیبرال دموکراسی غربی کرده است. تصور تیم ترامپ آن بود که با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و با تشدید تحریم‌ها، عملیات روانی و مجموعه‌ای از اقدامات عملی، جمهوری اسلامی از درون فروخواهد ریخت. تحلیل‌ها و تصریح‌های عناصری از این تیم همانند جان بولتون، مبنی بر اینکه ایرانی‌ها و جمهوری اسلامی چهل سالگی انقلاب اسلامی را نخواهند دید، دلیل روشنی از آرزوهای کودکانه آنان از یک‌سو و تحلیل‌های غلط و نادرست‌شان از وضعیت داخلی ایران از دیگر سو است. ایرانی‌ها نه تنها جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی را بر پا کردند و چله اول انقلاب خود را پشت سر گذاشتند، بلکه رهبر حکیم انقلاب اسلامی، با صدور بیانیه راهبردی گام دوم با نگاهی عالمانه و واقع‌بینانه، نقشه راه انقلاب برای چله دوم را ترسیم کرده و جوانان ایران اسلامی را به پیمودن راه انقلاب اسلامی برای تحقق تمدن نوین اسلامی رهنمون شدند. معظم‌له با اعلام سال ۹۸ به عنوان سال فرصت‌ها و گشایش‌ها، جریان انقلابی و ملت ایران را بیش از پیش به آینده درخشان امیدوار ساختند. بدیهی است، در چنین شرایطی، آمریکایی‌ها خود را مستأصل و در بن‌بست‌های راهبردی دیده، برای رهایی از این وضعیت به هر کاری دست بزنند. تروریست‌ معرفی کردن سپاه، مهم‌ترین اقدامی بود که تصور کردند می‌تواند برای آنان بن‌بست‌شکنی کند و شرایط را تغییر دهد! چرا سپاه؟ آمریکایی‌ها به این دلیل سپاه را برخلاف همه موازین بین‌المللی و عرف عالم سیاست در صحنه جهانی، به تروریسم متهم کردند که کینه چهل ساله از آن در دل دارند. آمریکایی‌ها سپاه را عامل اصلی همه شکست‌های خود در قبال انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و ملت ایران ارزیابی می‌کنند. آنان نقش سپاه را در پیشبرد انقلاب اسلامی و چهل ساله کردن آن، یک نقش اصلی و بی‌بدیل ارزیابی می‌کنند و در یک کلام، به این جمع‌بندی رسیده‌اند تا زمانی که سپاه پاسداران قدرتمند و با اقتدار باشد، آسیب رساندن جدی و اثربخش به انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، ملت ایران و جریان مقاومت در منطقه راهبردی غرب آسیا غیر ممکن است. بر مبنای چنین تحلیلی، آمریکایی‌ها برخلاف حقوق و عرف بین‌الملل، برای اولین بار بخشی از یک حکومت مشروع و پذیرفته شده در سازمان ملل را یک سازمان تروریستی معرفی کردند. هدف اصلی آمریکایی‌ها از این اقدام، ایجاد اختلاف در کشور، بدنام کردن سپاه نزد مردم و معرفی این نهاد انقلابی به عنوان عامل اصلی همه مشکلات منطقه و مردم ایران، به ویژه مشکلات اقتصادی است. آمریکایی‌ها از طریق این اقدام، می‌خواستند به مردم ایران در چارچوب عملیات روانی و مبتنی بر طرح فریب، القا کنند که مشکل اصلی در ایران سپاه است و اگر ملت ایران می‌خواهد از مشکلات رهایی یابد، سپاه پاسداران باید تغییر ماهیت و رفتار دهد! آمریکایی‌ها سپاه را مانع بزرگ و اصلی سر راه غیر انقلابی کردن ایران می‌دانند. آنان سپاه را عامل اصلی مقاومت و ایستادگی چهل ساله ایران در برابر خود ارزیابی می‌کنند. آنان سپاه را عامل اصلی پیشرفت‌های نظامی، اقتدار موشکی، نفوذ منطقه‌ای، صدور انقلاب، ناکارآمدی تحریم‌ها و جنگ اقتصادی، خنثی شدن فتنه‌‌ها و پدیدآیی جبهه قدرتمند مقاومت در منطقه ارزیابی می‌کنند. بنابراین راه عبور از انقلاب اسلامی از منظر آمریکایی‌ها، عبور از سپاه پاسداران است. آمریکایی‌ها برای عبور از سپاه، راهبرد متهم‌سازی آن به یک سازمان تروریستی مشکل‌آفرین برای ملت ایران را انتخاب کرده، به این امید که سپاه را از چشم مردم ایران بیندازند؛ اما در این هنگامه، مردم بصیر، مؤمن و انقلابی ایران، با گرایش‌ها‌ و سلیقه‌های گوناگون سیاسی و بعضاً غیر انقلابی، همه و همه به صحنه آمده، سپاه را خط قرمز خود معرفی کرده، تمام‌قد در کنار سپاه ایستادند. این مردم در روزهای پس از متهم شدن سپاه به عنوان یک سازمان تروریستی از سوی سرکرده تروریست‌های عالم، با خلق حماسه‌‌ها و تولید ادبیات و رفتارهای تحسین‌برانگیز، جهانیان را به حیرت واداشتند. نمایندگان مجلس با سلایق گوناگون لباس سپاه پوشیدند و در وصف سپاه سخن‌ها گفتند، سران قوای سه‌گانه بی‌سابقه‌ترین حمایت‌ها را از سپاه اعلام کردند، جریان‌های سیاسی، احزاب و گروه‌ها و چهره‌های سیاسی با گرایش‌های مختلف و بعضاً مخالف و فعال در جبهه اپوزیسیون، به صحنه آمده و خود را حامی سپاه معرفی کردند. وزیر دفاع که یک امیر ارتش است، لباس سپاه بر تن کرد و فرمانده ارتش به دیدار فرمانده کل سپاه رفت. مجری اخبار سیما با لباس سپاه در برابر دوربین حاضر شد و خبرنگاران با لباس سپاه به میان مردم رفتند. دانشگاهیان و حوزویان تجمعات حمایت از سپاه بر پا کردند و امامان جمعه با لباس سپاه خطبه خواندند و پس از نماز جمعه، نمازگزاران در سراسر کشور در راه‌پیمایی حمایت از سپاه شرکت کردند. فضای مجازی پر شد از هشتگ‌های «من یک سپاهی‌ام…» و این‌چنین توطئه و نقشه آمریکایی‌ها با هدف ایجاد تنفر از سپاه در کشور، با هوشمندی مردم در نطفه خفه شد. همه مردم ایران با سلایق گوناگون، برای حمایت از سپاه در مقابل آمریکا تمام قد ایستادند و این پیام را به دشمن دادند: «آمریکا در چه فکریه ایران پر از سپاهیه.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی