887fe

شماره ۸۸۷ منتشر شد

887fe

سپاه به شهادت زنده است

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
بار دیگر شمیم شهادت ۲۷ پاسدار سبزپوش سپاه، فضای کشور را فراگرفت. هامون رنگ خون گرفت و اصفهان این شهر شهیدان، دگر بار مملو از عطر و بوی دوران جهاد و شهادت شد. دشمن با این جنایت، به زعم خود از ملت ایران برای حماسه‌آفرینی در ۲۲ بهمن انتقام گرفت؛ اما زهی خیال باطل که با این شرارت‌ها، جنایت‌ها و خباثت‌ها ذره‌ای در اراده پولادین ملت ایران و فرزندان این مردم در سپاه خلل پدید آید. دشمن پس از ۴۰ سال، با این رفتارهایش نشان می‌دهد که هنوز نه ملت ایران را شناخته و نه نسبت به ماهیت و منطق پاسداران انقلاب اسلامی شناختی پیدا کرده است. دشمن خبیث نمی‌داند که شهادت در نزد پاسداران انقلاب اسلامی، چه معنا و مفهومی دارد، آنان نمی‌دانند که سپاه، این نهاد انقلابی به شهادت زنده و بالنده است. آری حیات سپاه، در شهادت پاسداران جان برکف است. نهال سپاه به خون‌های پاک و مطهر پاسداران طی ۴۰ سال گذشته، آبیاری شده و اینک به یک درخت تناور و پرثمر برای جهان اسلام و تمامی مستضعفان جهان تبدیل شده است. پاسداران به خوبی این حقیقت را دریافته‌اند که لباس سبز آنان، لباس عزت مسلمانان و به ویژه لباس عزت ملت ایران است و امروز ملت ایران، یک ملت مؤمن، مستقل، سرافراز و با عزت است. پاسداران هزینه‌های بقای چنین ملتی را، با جهاد و شهادت پرداخت می‌کنند. ملت ایران و فرزندانش در سپاه از موقعیت‌ خود و موقعیت نظام سلطه، شناخت و برآورد درستی دارند. ملت ایران به دلیل مقاومت و ایستادگی ۴۰ ساله، در حال پیشرفت و توسعه قدرت بوده و نظام سلطه با محوریت آمریکا در حال افول و زوال قدرت است. ملت ایران و پاسداران این ملت، گروهک‌هایی چون جیش‌الظلم را، به عنوان مهره‌های در اختیار آمریکا، رژیم صهیونیستی و دولت‌های مرتجعی چون آل‌سعود و امارات در منطقه، می‌شناسد. امروز این دشمنان خبیث، جرئت رویارویی مستقیم با ملت ایران را نداشته و از همین رو با بهره‌گیری از مزدوران فریب‌خورده و منحرف از دین، این‌گونه شرارت‌آفرینی کرده و با اقدامات تروریستی، به دنبال بی‌ثبات‌سازی ایران و سلب امنیت از کشور هستند. به یقین دشمنان در رسیدن به این اهداف، نه تنها ناکام مانده و شکست خواهند خورد، بلکه اقدامات کور و جنایت‌آمیزشان موجبات وحدت، هوشمندی و همدلی بیشتر ملت ایران را فراهم می‌کند. تشییع باشکوه پیکرهای ۲۷ پاسدار شهید در شهر اصفهان، با حضور اقشار گوناگون از یک طرف یادآور تشییع شهدای دوران دفاع مقدس با حضور انبوه توده‌ها و از طرف دیگر نمایانگر جایگاه سپاه پاسداران و شهدای مدافع امنیت در میان مردم در طلیعه دهه پنجم انقلاب است. این تشییع باشکوه که هر از چندی در گوشه و کنار کشور برگزار می‌شود؛ از پشتوانه‌های مردمی سپاه حکایت دارد. این تشییع به تمام معنا مردمی، عیار مردمی بودن نهاد انقلابی سپاه را نشان می‌دهد. حیات سپاه در مکتبی و مردمی بودن سپاه است. دشمن غافل از آن است که با این نوع جنایت‌ها و خباثت‌ها و اقدامات تروریستی و به شهادت رساندن پاسداران، بر بیداری ملت ما می‌‌افزاید. کلام امام راحل و عظیم‌الشأن مبنی بر اینکه؛ «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود.» یک حقیقت است. این بیداری دو پیام و پیامد دارد: ۱ـ دشمن بر ملت بیدار، هرگز توان غلبه ندارد. ۲ـ سپاه به برکت این بیداری و پشتوانه ملی، انتقام سختی از دشمنان خواهد گرفت.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
886fe

شماره ۸۸۶ منتشر شد

886feانقلاب ۴۰ ساله شد

علی حیدری
سردبیر
انقلاب اسلامی ایران ۴۰ ساله شد. نهضت اسلامی ملت ایران از بهمن ۱۳۵۷ تا بهمن ۱۳۹۷ چهار دهه پر فراز و نشیب، پیچ و خم‌های فراوان و موانع و سختی‌های بی‌شمار را پشت سر گذاشت و با وجود اراده و خواست دشمنان ملت ایران، به دوران بلوغ و پختگی رسید و در حالی وارد دهه پنجم عمر پر برکت خود می‌شود که کوله‌بار سنگینی از دست‌یافته‌های ارزشمند و ماندگار را برای ایران اسلامی به ارمغان آورده است. انقلاب بی‌نظیر مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) که عالمی شجاع، آگاه، زمان‌شناس و با تدبیر بودند، با در نظر گرفتن شاخصه‌های منحصر به فردش نه تنها در تاریخ معاصر، بلکه در طول تاریخ بشریت کم‌نظیر و حتی بی‌نظیر بوده است.
انقلاب اسلامی و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی که یادگار ارزشمند حضرت روح‌الله(ره) است، بنیان تفکر و اندیشه والای اسلامی و انسانی را پایه‌گذاری کرد که در همان اوان پیروزی و سال‌های تثبیت آن به مثابه یک الگو برای حرکت و خیزش ملت‌های مسلمان و آزادی‌خواه در برابر ظلم و استبداد در نقاط گوناگون جهان شد. انقلابی که طنین آن از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفت و کشورها و قاره‌های گوناگون را درنوردید و نویدبخش یک انقلاب و تحول بزرگ در مناسبات جهانی شد.
اما راز دشمنی استکبار جهانی و قدرت‌های سلطه‌گر با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی چه بود؟ شاید پاسخ به این پرسش اساسی مطلب جدیدی نباشد؛ اما پس از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب و در کنار آن چهل سال دشمنی غرب به ویژه آمریکا با این انقلاب، مرور آن خالی از لطف نیست. انقلاب اسلامی در شرایطی به وقوع پیوست که دو بلوک شرق و غرب، بر همه جهان سیطره داشتند و و رمز ادامه حیات دولت‌ها و ملت‌ها تبعیت و وابستگی به دو جریان قدرت بود. ملت ایران در چنین شرایطی، انقلاب خود را با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» به پیروزی رساند و بر اصل استقلال به منزله مؤلفه زیربنایی ایجاد حکومت مردم‌سالار تأکید کرد و در طول چهار دهه گذشته با تأکید بر جمهوریت و اسلامیت نظام، مردم را به صحنه‌گردان واقعی کشور تبدیل کرد. ایجاد روحیه خودباوری و اتکا به دانش و توان فرزندان این مرز و بوم سبب شد تا در صحنه‌های گوناگون، از جمله علمی، فرهنگی، دفاعی، ورزشی و… با درخششی بی‌نظیر پله‌های ترقی و سکوهای پیروزی و قهرمانی را درنوردند و قله‌های سربلندی را فتح کنند.
اما امروز و در جشن تولد ۴۰ سالگی انقلاب و آغاز دهه پنجم آن، تداوم‌بخش مسیری هستیم که ۴۰ سال پیش با مجاهدت مردان و زنان ایران اسلامی حاصل شده و در طول زمان با ایستادگی و پایمردی ملت بزرگ ایران از گردنه‌های سخت دفاع همه‌جانبه نظامی و امنیتی، تهاجم بی‌وقفه فرهنگی و جنگ تمام‌عیار اقتصادی عبور کرده و می‌رود تا در ادامه راهی که آغاز کرده، قله‌های پیشرفت، آبادانی، سربلندی و سرافرازی را یکی پس از دیگری فتح کرده و به جایگاه واقعی خود در منطقه و جهان دست یابد. بدون شک، در این مسیر همچنان با سنگ‌اندازی‌ها و دشمنی‌های حاکمان زر و زور مواجه خواهد بود؛ اما عبور پیروزمندانه از این مقطع حساس و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب «پیچ تاریخی» جمهوری اسلامی را در شرایط مطلوبی قرار خواهد داد که با وحدت و همراهی بیش از پیش مردم با نظام اسلامی و همت و تلاش مسئولان برای حل مشکلات مردم نویدبخش پیروزی‌های بزرگ‌تر خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
885fe

شماره ۸۸۵ منتشر شد

885fe

فجر فاطمی و ۲۲ بهمن تماشایی‌تر

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
«یریدون لِیُطفِئوا نُورَ الله باَفواهِهم وَاللهُ مُتِمُّ نورِه و لوکَرِهَ الکافِرونَ»(صف/ ۸)؛ می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا اگرچه کافران را ناخوش افتد، نور خود را کامل خواهد گردانید.
هزاران نشانه در این چهل سال رخ نمود که همگی، یک حقیقت را آشکار و ثابت کرد و آن اینکه، «انقلاب اسلامی معجزه قرن و انفجار نور بود.» آری اگر غیر از این بود، یا انقلاب اسلامی به پیروزی نمی‌رسید یا اینکه در همان ماه‌ها و سال‌های اول در برابر امواج توطئه‌ها و فتنه‌ها فرو می‌ریخت و به تاریخ می‌پیوست. این معجزه قرن، در اساس حرکت و نهضتی ریشه دارد که اصالت آن و جوهره پاکش را حضرت روح‌الله، این‌چنین وصف کردند: «قیام ما لله بود.» آن عزیز سفرکرده، با این کلام از حقیقت انقلاب اسلامی و ماهیت دینی آن خبر داد. بنابراین، انقلابی که انفجار نور است و در حقیقت این نور، نور الهی است؛ اگر شرق و غرب عالم دست به دست هم داده و همه قدرت‌های شیطانی متحد شده، برای نابودی و خاموش کردن آن تلاش کنند، نه تنها ره به جایی نخواهند برد؛ بلکه این نور پرتو افشانی‌اش در عالم بیشتر و بیشتر خواهد شد. آیا آنچه در این چهل سال رخ داد، غیر از این حقیقت است؟ جبهه استکبار با محوریت آمریکا، چهل سال است که تلاش می‌کند انقلاب اسلامی را نابود کند، اما اکنون آمریکا در مسیر افول و زوال قدرت است و انقلاب اسلامی دارای ابعاد جهانی و تأثیرات فراوان بر تاریخ و حرکت انسان‌ها و جمهوری اسلامی یک قدرت تعیین‌کننده در مقیاس منطقه‌ای و بین‌المللی است؛ اما رمز و راز این حقیقت نورانی را باید در اتصال واقعی میان فجر انقلاب اسلامی با فجر فاطمی جست‌وجو کرد. حقیقت آن است که انقلاب اسلامی، سرچشمه‌ای جز آن کوثر تمام‌ناشدنی هستی و عالم خلقت ندارد. برای فهم این حقیقت، تأمل در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی راه‌گشا خواهد بود که در وصف حضرت صدیقه طاهره(س) فرمودند: «… در واقع زهرا فجر درخشانی است که از گریبان او، خورشید امامت و ولایت و نبوت درخشیده است؛ آسمان بلند و رفیعی است که در آغوش آن، ستاره‌های فروزان ولایت قرار گرفته است.» معظم‌له در کلامی دیگر فرمودند: «عمده‌ترین رمز بقای اسلام، از طریق حضرت فاطمه(س) است. بنابراین اتصال انقلاب اسلامی با حضرت زهرا (س)، یک اتصال انکارناپذیر است.»
دهه فجر انقلاب اسلامی که اکنون چله آن فرا رسیده، خود حقیقتی است که در امتداد فجر فاطمی قرار دارد. حضرت زهرا(س) را باید پیشکسوت و پرچمدار مبارزه برای تشکیل نظام ولایی در دوران پس از پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نامید. تشکیل نظام ولایی برای تحقق حاکمیت الهی، فلسفه مبارزات دخت گرامی پیامبر اسلام(ص) است. فرزند برومندش حضرت روح‌الله با همین هدف و انگیزه توحیدی، به قیام لله دست زد و مردم برتر از عصر رسول‌الله(ص) و عصر امیرالمؤمنین علی(ع)، با حمایت و تبعیت از امام خمینی(ره) به صحنه آمده و انقلاب اسلامی را به پیروزی رسانده، با استقامت وصف‌ناشدنی، این انقلاب و نظام ولایی برآمده از آن را، به مرحله بلوغ و پختگی چهل سالگی رساندند.
دشمنان در این سال‌ها و به ویژه در یک سال گذشته، تلاش‌های زیادی کردند تا انقلاب اسلامی به چهل سالگی نرسد؛ ولی هرچه آنان تلاش بیشتری کردند، ملت ما آگاه‌تر و استقامت‌شان بیشتر شد. دشمنان تصوری کودکانه داشتند و می‌پنداشتند در سال ۱۳۹۷، فروپاشی انقلاب و نظام ولایی را جشن خواهند گرفت؛ اما به زودی جهانیان شاهد یک بیست‌ودوم بهمن حماسی و تماشایی‌تر از گذشته، با حضور پرشکوه مردم در جشن چهل سالگی انقلاب اسلامی خواهند بود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
884fe

شماره ۸۸۴ منتشر شد

884fe

دوگانه‌سازی‌ فرصت‌سوز!

علی حیدری
سردبیر
لایحه الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان‌یافته فرا ملّی، موسوم به «پالرمو» که به علت اختلاف‌نظر مجلس و شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شده بود، هفته گذشته در کمیسیون‌های سیاسی، دفاعی، امنیتی و حقوقی، قضایی این مجمع، بررسی شد و هر دوی آنها این لایحه را خلاف مصلحت کشور دانستند.
در جلسه روز شنبه مجمع تشخیص مصلحت نظام هم لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پالرمو مورد بحث قرار گرفت و به گفته یکی از اعضای مجمع، در این نشست، مطالب جدیدی درباره کنوانسیون پالرمو در اختیار اعضا گذاشته و مقرر شد، اعضا با مطالعه این مطالب در نشست بعدی رأی نهایی خود را درباره پیوستن کشورمان به کنوانسیون مبارزه با جرائم سازمان‌یافته فرا ملّی ارائه دهند.
در موضوع پیوستن کشورمان به کنوانسیون و CFT دو نوع نگاه در بین جریان‌های سیاسی و صاحبان قلم و تریبون در کشور وجود دارد؛
در بین موافقان، گروهی خوش‌بینانه تصویب این لوایح را در شرایط پسابرجام، فرصتی برای برخورداری کشورمان از مزایای مالی آن می‌دانند و برخی با ترسیم وضعیت آینده و متوسل شدن به جنگ‌هراسی با مشابهت‌سازی این کنوانسیون‌ها با برجام درصددند فضای تصویب آنها را فراهم کنند. برخی موافقان هم سعی می‌کنند در نگاهی تقابلی مخالفت با این لوایح را در حد مخالفت با دولت دوازدهم تنزل داده و با استدلال‌های ساده‌انگارانه، از پی بردن افکار عمومی به عمق آنها جلوگیری کنند. جالب اینجاست که برخی از لیدرهای اصلاح‌طلب با بهره‌گیری از ادبیات انقلابی، مخالفان را به تأثیرپذیری از عوامل نفوذی دشمن متهم می‌کنند!
اما مخالفان تصویب این لوایح معتقدند، با پذیرش آنها عملاً در چارچوب بیگانگان عمل خواهیم کرد و هر جا غربی‌ها به ‌زعم خودشان به این تشخیص برسند که حرکت جمهوری اسلامی ایران در چارچوب آنها نیست، چه تحفظ داده باشیم و چه نداده باشیم، یکجانبه ایران را تنبیه خواهند کرد و از مزایای مالی برخوردار نخواهیم شد. مخالفان در استدلال‌های خود به نمونه عینی برجام اشاره می‌کنند که با وجود پایبندی ایران به همه تعهدات صورت گرفته، آمریکا از آن خارج شد و تحریم‌ها را دوباره علیه ایران اعمال کرد و به دنبال این است تا با FATF و CFT حاکمیت خود را بر کشورمان تحمیل کند.
تجربه نشان داده است که متأسفانه در مقاطع حساس سیاسی، ایجاد دوگانه‌های جریانی و رسانه‌ای، فضای افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تشدید این فضا، نگاه منطقی و عقلانی نسبت به اصل موضوع را کم‌رنگ‌تر می‌کند، در حالی که در چنین مقاطعی باید ضمن اجتناب از دوگانه‌سازی‌های فرصت‌سوز، از گفت‌وگوهای سازنده درباره موضوع، آثار و پیامدهای آن استقبال کرد تا عموم جامعه نسبت به آن آگاهی پیدا کنند و مسئولان نیز ضمن بهره‌گیری از این واکاوی‌های کارشناسی، به تکلیف انقلابی و ملی خود عمل کنند.
ازاین‌رو باید گفت؛ چون تصمیم‌گیری نهایی درباره پالرمو و CFT پس از مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان برعهده مجمع تشخیص مصلحت نظام است، باید منتظر بود تا فرایند حقوقی و روال قانونی در فضایی به دور از فشارهای روانی و سیاسی طی شود و هر آنچه از سوی این نهادها به تصویب رسید، مورد احترام همگان بوده و نظام اسلامی هم از آن حمایت می‌کند.

چلچراغ

فجرنامه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی( ضمیمه ۲۴ صفحه ای این شماره هفته نامه صبح صادق)

دریافت نسخه پی دی اف شماره ۸۸۴
دریافت نسخه متنی
883fe

شماره ۸۸۳ منتشر شد

883fe

اعترافات دیرهنگام

مهدی سعیدی
روزنامه نگار
مدت مدیدی است که اردوگاه اصلاح‌طلبان با نوعی تشتت و اعوجاج مواجه شده است. حرف و حدیث‌های نقل شده از سوی منسوبان این جریان موجب شده تا شاهد تشدید واگرایی‌ها در این جریان باشیم. به نظر می‌رسد، صدور فرمانی برای سکوت و پرهیز از اظهارنظر برای این اردوگاه ضروری باشد.
در این میان اظهارنظر فرد شناخته شده این جریان که به نوعی محوری‌ترین شخصیت این اردوگاه نیز به شمار می‌آید، بخشی از اصلاح‌طلبان را غافلگیر کرده است. آقای موسوی‌خوئینی‌ها که مدت‌ها ریاست مجمع روحانیون مبارز را بر عهده داشته و نقش ریش‌سفیدی را در سال‌های اخیر برای حزب مشارکت، سازمان مجاهدین و… بازی کرده است، در مصاحبه‌ای به مناسبت دومین سالروز درگذشت مرحوم هاشمی‌رفسنجانی به طرح مباحثی پرداخته است. اظهارات وی دارای بخش‌های متعدد تأمل‌برانگیزی است که سه نکته آن مورد توجه این نوشتار است:
۱ـ جنجالی‌ترین بخش اظهارات خوئینی‌ها که به مذاق بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان خوش نیامده، مواضع ایشان علیه آقای هاشمی است. وی در بخشی از اظهاراتش آقای هاشمی را چهره‌ای قانون‌گریز معرفی می‌کند که حاضر نبود خود را در چارچوب قانون معرفی کند و برای تحقق برنامه‌های خود از شگردهای مختلفی برای دور زدن قانون استفاده می‌کرده است! وی در بخشی دیگر زبان هاشمی را زبانی گزنده معرفی می‌کند که تاب شنیدن صدای مخالف را نداشته و مخالفان را مورد هجمه قرار می‌داد. وی تأکید دارد: «البته آقای هاشمی هم در تخریب خیلی خودش کم از دیگران نداشت. مثلاً در خطبه‌های نماز جمعه‌اش ببینید مخالفانش را چطوری نوازش می‌کند. آقای هاشمی زبان گزنده‌ای نسبت به منتقدان و مخالفانش داشت.»
این نگاه تند انتقادی به هاشمی سر باز کردن زخمی کهنه است که می‌تواند به فعال شدن گسل‌های به ظاهر خاموش در این اردوگاه بینجامد، همانطور که در این چند روزه این اظهارات به شدت با واکنش جریان حامی هاشمی در اردوگاه اصلاح‌طلبان همراه شده و جنجال‌ها بالا گرفته است.
۲ـ برائت از برخی شخصیت‌های رادیکال همچون «اکبر گنجی» نیز نکته قابل ملاحظه این سخنان بود. شخصیت‌های شناخته شده اصلاح‌طلبان در طول این سال‌ها هیچ‌گاه حاضر نشده‌اند با صراحت از افراطیون و استحاله‌شدگان این اردوگاه اظهار برائت کنند. در این مصاحبه خوئینی‌ها وقتی خبرنگار درباره هجمه‌های اصلاح‌طلبان علیه هاشمی از او می‌پرسد و از به کارگیری تعابیری چون، «عالی‌جناب سرخ‌پوش» یاد می‌کند، می‌گوید: «آقای اکبر گنجی را شما جزو اصلاح‌طلب‌ها می‌دانید و از من می‌خواهید پاسخ کارهای آقای گنجی را بدهم؟ آقای گنجی رفت و از خط خارج شد؛ نه‌تنها از خط انقلاب، بلکه الآن نسبت به بسیاری از اعتقادات دینی هم مسئله دارد. آن زمان هم که اینها را می‌گفت، خودش تنها بود.» چنین اعترافاتی هرچند هنوز هم غنیمت است! اما باید خیلی زودتر از این گفته می‌شد و در کلامی رسمی‌تر و در سطح عمومی‌تر بیان می‌شد تا تکلیف هواداران اصلاحات با براندازان و ضدانقلاب مشخص شود.
۳ـ بخش دیگری از مصاحبه اختصاص به نشست‌های شورای بازنگری قانون اساسی دارد. در لابه‌لای صحبت‌های بیان شده در این رابطه آنچه قابل ملاحظه است، این تعبیر وی درباره انتخاب رهبری است.
وی با صراحت می‌گوید: «این را هم لازم است بگویم که بهترین کار همان بود که آن روز اتفاق افتاد. رهبری شورایی که اصلاً از نظر من مردود و ناکارآمد بود. اما در رهبری فردی هم، در آن روز و روزگار در آن جمعی که فعال بودند، مناسب‌تر از آقای خامنه‌ای نداشتیم.» این اظهارنظر در حالی است که امروز عملکرد سه دهه گذشته حکیم انقلاب اسلامی در جایگاه رهبری جامعه اسلامی، بیش از هر چیز اثبات‌کننده حسن این انتخاب است که بر زبان مخالف منصف و موافق جاری است. اما اصلاح‌طلبان در طول این سه دهه با ناملایمتی و دوری از انصاف با این حقیقت مواجه شده‌اند! و آنگونه که شایسته این جایگاه در نظام اسلامی است، رفتار نکرده‌اند! اصلاح‌طلبان آنجا که به حمایت از رهبری نیاز بوده، نه‌تنها حضور فعال نداشته‌اند، که گاهی با سکوت یا تردیدآفرینی‌ها در مسیر تضعیف رهبری گام برداشته‌اند! این جدای از اقدامات و اظهارات برخی افراطیون است که برای کسب منافع فردی و جناحی در خدمت بیگانگان قرار گرفته و در رفتار و گفتار علیه رکن اساسی نظام اسلامی موضع گرفته‌اند! اوج این عملکرد را می‌توان در ماجرای فتنه ۸۸ مشاهده کرد که جریان چپ تمام‌عیار به میدان حمایت از سران فتنه وارد شد و از اقدامات براندازانه علیه حقوق ملت حمایت کرد و آتش‌بیار معرکه‌ای شد که بیگانگان برای مقابله با نظام ولایت فقیه طرح‌ریزی کرده بودند.اصلاح‌طلبان برای بازگشت به نظام اسلامی و کسب اعتبار نزد ملت باید راهی طولانی را طی کنند که چنین اظهاراتی تنها سرآغاز این راه می‌تواند باشد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
882fe

شماره ۸۸۲ منتشر شد

882fe

آزمون اخلاق در کلاس برجام

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
در نظام دینی مبتنی بر اندیشه یگانگی دین و سیاست، اخلاق جزء تفکیک‌ناپذیر از سیاست است. بر این اساس، اخلاق سیاسی که منظور همان اخلاق کارگزاران در نظام اسلامی است، با آموزه‌های دینی تعریف شده و شاخصه‌هایش مشخص می‌شود. اخلاق آن کیفیت نفسانی است که نمایانگر فضیلت‌ها یا رذیلت‌های شکل‌دهنده سیرت انسانی می‌باشد. در واقع، بایسته‌های اخلاق سیاسی، آن فضیلت‌هایی محسوب می‌شوند که بر اساس معارف اسلامی، کارگزاران در جمهوری اسلامی ایران در هر سطح و جایگاهی باید از آن برخوردار باشند. شرح صدر، عدالت، امانتداری، حق‌پذیری، نقدپذیری و راستگویی، از مهم‌ترین و اصلی‌ترین این بایسته‌ها است. «صدق» یا «راستگویی» کارگزاران در نظام جمهوری اسلامی ایران، از معیارهای اصلی برای سنجش میزان وفاداری و پایبندی آنان به ارزش‌های اسلامی و حقوق مردم است. از حقوق اصلی مردم آن است که، هرگاه مسئولان در نظام دینی با آنان سخن می‌گویند، به جز راست و واقعیت نگویند. البته، گفتن هر واقعیتی برای مردم در حوزه حکومت‌داری، ضرورت ندارد؛ اما دروغ گفتن به مردم با هدف تأمین منافع فردی و گروهی، هم هیچ توجیهی نداشته و از رذایل اخلاقی به شمار می‌‌آید. از پیامدهای این نوع رفتار ناپسند سیاسی و مغایر با آموزه‌های دینی و بایسته‌های اخلاق سیاسی، بدبین شدن مردم به جمهوری اسلامی و بی‌اعتماد شدن آنان به کارگزاران نظام است. این پیامد، خسارتی بزرگ و جبران‌ناپذیر است و نمی‌توان به راحتی از کنار آن عبور کرد. از وجوه تمایز بین نظام دینی و نظام‌های سیاسی رایج در غرب، جایگاه و نقش‌آفرینی اخلاق در حوزه سیاست است. دروغگویی دولتمردان به مردم در نظام‌های سیاسی غربی، پشتوانه تئوریک داشته، در چارچوب اندیشه سیاسی افرادی چون ماکیاول توجیه‌پذیر است، اما در نظام سیاسی اسلام که هدف، هدایت و تعالی انسان‌ها و اصلاح‌ و تدبیر امور آنان است؛ دروغ کلید دیگر گناهان و دوزخ بوده، با هدایت، اصلاح و تدبیر امور در تعارض است.
انقلاب اسلامی دارای آرمان بزرگ تمدن‌سازی اسلامی و فراهم کردن تمامی شرایط برای رسیدن به حیات طیبه است. در روند تکاملی حرکت انقلاب اسلامی به سوی این آرمان‌ بزرگ، دولت‌سازی اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. مرحله ساخت دولت اسلامی برای دستیابی به یک جامعه کاملاً اسلامی، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. دولتمردان و کارگزاران در جمهوری اسلامی، نمی‌توانند انتظار رفتار اسلامی از مردم داشته باشند، در حالی که خود مقید و ملتزم به رفتار کاملاً اسلامی نیستند. نمی‌توان اخلاقی شدن جامعه را به انتظار نشست، اما خود در جایگاه دولتمرد اخلاقی نبود. متأسفانه سالیان طولانی است که در ساخت دولت اسلامی، دولتمردان و کارگزاران نظام در حال در جا زدن و حرکت کند و بعضاً زیگزاگی هستند. یک نمونه از این نوع رفتار، صداقت در گفتار و وعده‌ها در موضوع برجام است. اگر آزمون اخلاق در کلاس و موضوع برجام برگزار شود، برخی از پرچمداران در ساخت دولت اسلامی، در این آزمون سربلند نخواهند شد. آزمون گرفتن از این درس، چندان سخت و دشوار نیست و حافظه خیلی قوی تاریخی هم نمی‌خواهد. کیست که نداند ایده مذاکره با آمریکا به عنوان کدخدا، با هدف اصلی برداشتن تحریم‌ها و پایان دادن به فشارهای اقتصادی مطرح شد. به یقین مردم ما فراموش نکرده‌اند که به آنان، وعده داده شد از طریق مذاکره با آمریکا، هم چرخ زندگی‌شان می‌چرخد و هم چرخ کارخانه‌ها و هم ماشین‌های سانتریفیوژ به چرخش خود ادامه خواهند داد! ادامه در صفحه۲

آیا می‌توان وعده‌های داده شده مبنی بر برداشته شدن همه تحریم‌ها را فراموش کرد؟ آیا می‌توان فراموش کرد که گفته شد، با برداشته شدن تحریم‌ها و سرازیر شدن سرمایه شرکت‌های غربی به ایران، با سرعت هر چه تمام به رشد اقتصادی هشت درصد رسیده و دیگر خبری از تورم، گرانی، کمبود و لشکر بیکاران در جامعه ایران نخواهد بود؟! آیا می‌توان فراموش کرد که سوغات یک سفر اروپایی، این بود که گفته شد، رئیس‌جمهور فرانسه گفت: «می‌خواهیم برای جوانان ایران شغل ایجاد کنیم!» بنابراین بر اساس اسناد غیر قابل تفسیر و گفته‌های محکم، هدف اول و آخر برجام، اقتصادی و پایان دادن به تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی بود. هر نوع هدف دیگری برای برجام قابل تصور باشد که هست، هدف فرعی محسوب می‌شود. از دلایل دیگر این ادعا شرطی شدن رفتار اقتصادی سرمایه‌گذاران در ایران و گره خوردن هر نوع فعالیت اقتصادی به مذاکرات بود. دلیل قاطع دیگر آنکه، وقتی برجام اجرایی شد و ایران به تمامی تعهدات برجامی خود عمل کرد، اما خبری از ارزانی و باز شدن گره‌های اقتصادی به دلیل رفتارهای ضد برجامی آمریکا نشد، مردم به مثابه بچه‌های عجول مخاطب قرار گرفتند و به آنان گفته شد، صبر کنید تا درخت‌های سیب و گلابی کاشته شده در بوستان برجام به ثمر بنشیند.
حال با این پیشینه و سابقه از برجام و اهداف اصلی آن از یک سو و مشخص شدن باز نشدن گره‌های اقتصادی کشور و مردم با برجام از دیگر سو، اخلاق سیاسی حکم می‌کند، کارگزاران و مسئولان دست‌اندرکار، با یک جمله کوتاه «ما اشتباه کردیم»، صداقت خود را به نمایش بگذارند. به یقین این رفتار سیاسی، هم خداپسندانه است و هم مردم این رفتار را می‌پسندند. اما آنچه در این روزها شاهد آن هستیم، بیان اهداف اصلی دیگری برای برجام است. این روزها گفته می‌شود برجام، از اول هدف اقتصادی نداشت و برای خارج کردن ایران از بند هفتم منشور سازمان ملل و دور کردن سایه جنگ از سر ملت بود و این هم حاصل شد! این نوع رفتار نه با اخلاق سیاسی و نه با اخلاق اسلامی سازگاری ندارد. همگان می‌دانند که سایه جنگ، با تقویت بنیه دفاعی، اقتدار موشکی، موقعیت و نفوذ منطقه‌ای، برخورداری ملت ایران از روحیه مقاومت، مجاهدت، ایثار و شهادت‌طلبی و رهبری شجاع، سال‌های سال است که از سر ایران دور شده است. آمریکا اگر توان مقابله با ایران را داشت، بهانه پیدا کردن برای جنگ برایش کاری نداشته و ندارد. بنابراین هدف برجام را غیر اقتصادی معرفی کردن، امری برخلاف اخلاق است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
881fe

شماره ۸۸۱ منتشر شد

881fe

شاه هم این کارها را می‌کرد!

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
در فضای جنگ نرم و عملیات روانی علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، دشمنان خارجی، جریان ضد انقلاب و مخالفان داخلی بر یک نقطه متمرکز شده، به دنبال القای این مطلب هستند که «انقلاب اسلامی دستاورد آن چنانی نداشته و جمهوری اسلامی نظامی ناکارآمد است!»
این جریان برای بدبین‌ کردن مردم و به ویژه جوانان نسبت به انقلاب و نظام و همچنین کم‌ارزش وانمود کردن دستاوردهایی که انقلاب در حوزه‌هایی داشته، به هنگام بیان این دستاوردها می‌گوید: «اگر شاه هم بود بعد از چهل سال، این کارها را می‌کرد!»
برای نمونه، وقتی گفته می‌شود پس از انقلاب، جاده‌ها، خطوط ریلی، فرودگاه‌ها، شبکه برق، شبکه آب، شبکه تلفن، سدسازی، خودروسازی و غیره چندین برابر شده و مردم از رفاه بیشتری برخوردار شده‌‌اند، این شبهه را ایجاد می‌کند که اگر انقلاب هم نشده بود و رژیم پهلوی ادامه می‌یافت، با گذشت حدود چهل سال، آن رژیم هم همین کارها را برای مردم انجام می‌داد. با چنین شبهه‌ و القایی، می‌خواهند انقلاب اسلامی را بدون دستاورد معرفی کنند. آیا این ‌چنین است؟ آیا اگر انقلاب نشده بود و رژیم پهلوی استمرار داشت، کشور ایران و ملت ما در نقطه‌ای که امروز قرار دارند، قرار داشت؟
برای رسیدن به پاسخی صحیح، باید با نگاهی عالمانه، واقع‌بینانه و منصفانه، ایران پس از انقلاب را با ایران پیش از انقلاب، در حوزه‌های گوناگون مقایسه کرد. در این مقایسه، باید به رویکردها، جهت‌گیری‌ها، سیاست‌ها و راهبردها از یک سو و عملکردها از سوی دیگر توجه خاص داشت. با چنین نگاه و توجه خاص است که می‌توان دریافت، انقلاب اسلامی چه دستاوردهای شگرف و حیرت‌انگیزی داشته است. با چنین نگاهی مشخص می‌شود، ایرانیان اکنون در نقطه و موقعیتی قرار دارند که بدون انقلاب و نظام ولایی دست‌یافتنی نبود. در این بررسی و مقایسه، می‌توان دستاوردها را در دو بخش کلان مورد توجه قرار داد.
الف)بخش رویکردی: ارزشی و معنوی که اساساً این دستاوردها بدون انقلاب حاصل نمی‌شد. رژیم پهلوی و شاه به دلیل ماهیتی که داشت، مانع رسیدن ملت به این دستاوردها بود. این دستاوردها عبارتند از
۱ـ امام خمینی(ره) با انقلاب اسلامی، کشور ایران را از چنگال نظام سلطه رهایی بخشیدند و با کمک ملت به استقلال واقعی رساندند.
۲ـ با انقلاب اسلامی و پدیدآیی جمهوری اسلامی، مردم ایران متحول شده، دارای عزت ملی و خودباوری شده، سرنوشت خود را خود به دست گرفتند.
۳ـ با انقلاب اسلامی و پدیدآیی جمهوری اسلامی، اداره کشور به دست مردم افتاد و در چارچوب نظام مردم‌سالاری دینی، ۴۰ سال است که ملت مسئولان خود را در هر سطحی به طور مستقیم و غیر مستقیم انتخاب می‌کنند.
۴ـ با انقلاب اسلامی و نظام مردم‌سالاری دینی، ایرانیان افزون بر رسیدن به استقلال به منزله مهم‌ترین ارزش «آزادی جمعی»، به آزادی‌های فردی رسیده، از حقوق شهروندی به معنای واقعی برخوردار شدند. این در حالی است که پیش از انقلاب، از یک سو سلطه اجانب بر این کشور حاکم بود و از استقلال خبری نبود و از سوی دیگر با وجود یک رژیم مستبد، دیکتاتور و وابسته، از آزادی خبری نبود.
۵ـ با انقلاب اسلامی، ایران از یک کشور یاری‌کننده ظالم و ستمگر، تبدیل شد به کشوری که در مقابل ظالم و یاری‌کننده مظلوم است.
خوب است یاد‌آوری شود و جوانان ما بدانند که پیش از انقلاب، به دلیل روابط شاه و رژیم پهلوی با رژیم صهیونیستی، ایرانیان در جهان اسلام به عنوان «اخ‌الیهود» شناخته می‌شدند. اکنون با انقلاب اسلامی، ملت ایران به این افتخار نائل شده که چهل سال است در مقابل ظالمان و ستمگران ایستاده و صادقانه از مظلومان و از جمله ملت مظلوم فلسطین دفاع می‌کند.
۶ـ با انقلاب اسلامی ملت ایران به اقتدار دفاعی دست یافت و اکنون روی پای خود ایستاده،‌ در حالی که پیش از انقلاب، ‌امنیت ایران اجاره‌ای بود. خوشا به حال ملتی که قادر باشد خود از خود دفاع کند. آری، ‌این موارد پیش‌گفته،‌ ارزش‌هایی هستند که فقط با انقلاب اسلامی دست‌یافتنی بود و اکنون ملت ایران به برکت نظام دینی با محوریت ولایت فقیه از آن برخوردار است. اگر این انقلاب پدید نمی‌آمد،‌ کشور ما هم برای آمریکایی‌ها، ‌به مثابه همان گاو شیرده‌ای بود که ترامپ برای تحقیر سعودی‌ها به آنان لقب داد!
ب)بخش عملکردی: بخش دیگر دستاوردهای انقلاب، دستاوردهای عملکردی جمهوری اسلامی در این چهل سال است. دستاوردهایی که عمدتاً‌ بدون داشتن استقلال سیاسی حاصل نمی‌شد. ملت ایران با انقلاب اسلامی در مسیر پیشرفت واقعی قرار گرفت. به این نکته باید توجه داشت،‌ اساس سیاست نظام سلطه، ‌عقب نگه داشتن ملت‌های تحت سلطه و جلوگیری از دستیابی آنان به پیشرفت‌های واقعی است. عقب‌ نگه داشتن علمی و فناوری ایرانیان در دوره پیش از انقلاب، سیاست اصلی آمریکایی‌‌ها و اروپایی‌ها بود؛ به همین دلیل ایران و ایرانیان، روز به روز از قافله علم و فناوری در جهان بیشتر فاصله می‌گرفتند.
بر اساس اسناد و آمار مراکز معتبر بین‌المللی، ‌ایران با وجود داشتن یک درصد از جمعیت جهان در پیش از انقلاب، ‌یک دهم درصد تولید علم جهان را به خود اختصاص داده بود؛ لذا وابستگی علمی شدید به بیگانه، ‌اساس دیگر وابستگی بود. این وابستگی سبب شده بود ایرانی‌ها در همه موارد و زمینه‌ها محتاج دست دراز کردن به سمت اجنبی باشند؛ اما با انقلاب اسلامی و به راه افتادن نهضت سوادآموزی و توجه به علم و دانش و تقویت و توسعه دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی و پژوهشی،‌ سیمای ایران و ایرانی عوض شد. اکنون ایران با وجود داشتن همان یک درصد جمعیت جهان، ۲ درصد از تولید علم جهان را به خود اختصاص داده است. معنای این آمار به استناد منابع معتبر بین‌المللی آن است که با انقلاب اسلامی سهم ایران در تولید علم جهان نسبت به پیش از انقلاب، ‌بیست برابر شده است. با این تحول علمی و تبدیل دانش به فناوری، ‌هر روز در کشور شاهد یک دستاورد شگرف هستیم. ورود به باشگاه هسته‌ای، ‌باشگاه فضایی،‌ تبدیل شدن به قطب پزشکی و قرار گرفتن در میان ۱۰ کشور اول جهان در بسیاری از حوزه‌ها، همگی ثمره این تحول علمی است. تحولی که فقط و فقط با پاره کردن زنجیره‌های وابستگی سیاسی ممکن شد. آری، این دستاورد انقلاب اسلامی است و اکنون ملت ایران،‌ به سرعت در حال کم کردن فاصله خود از دیگر کشورهای پیشرفته علمی و صنعتی جهان است و آینده‌ای درخشان دارد؛ چرا که‌ توانا بود هر که دانا بود. این دانایی و پیشرفت‌های علمی،‌ با انقلاب و بر مبنای استقلال و جمهوری اسلامی به منزله مهم‌ترین دستاورد انقلاب پدید آمد. حال منصفانه باید گفت، آیا با استمرار رژیم گذشته و بدون انقلاب اسلامی، ‌چنین دستاوردهایی ممکن بود؟

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
880fe

شماره ۸۸۰ منتشر شد

880fe

از فتنه ۹۶ تا فتنه ۹۸

مهدی سعیدی
روزنامه نگار
جریان حق و تجلی آن در قالب نظام اسلامی در طول حیات تاریخی خود همواره با فتنه‌های گوناگونی روبه‌رو بوده است. دشمنان حق و حقیقت از یک‌سو و برخی ناکارآمدی‌ها از سویی دیگر موجب شده است فرصت برای شکل‌گیری فتنه‌ها فراهم شود.
اگر از فتنه‌های دهه ۶۰ بگذریم و فتنه‌‌های سال ۷۸ و ۸۸ را تنها یادآوری کنیم، حوادث رخ داده در دی ماه ۱۳۹۶ نیز رنگ و بویی از فتنه داشت که درباره ماهیت آن نظرهای متفاوتی ارائه شد و جریان‌ها و گروه‌های سیاسی دیدگاه گوناگونی در این زمینه داشتند.
بخشی از اصولگرایان معتقد بودند، این حرکت از ماهیت اقتصادی برخوردار است. به واقع، اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور موجب شکل‌گیری این حوادث شد؛ اما طیفی دیگر موج اول اعتراضات را که با محوریت شعارهای اقتصادی آغاز شد، تنها مانوری دانستند که بسترساز کلید خوردن اغتشاشات با رویکردی ساختارشکنانه شد. اصولگرایان عملکرد ضعیف دولت در مواجهه با مشکلات اقتصادی و سیاست‌های کلان غلط دولت در عرصه اقتصاد و پیوند زدن آن با دیپلماسی و برجام و بی‌توجهی به توانایی‌های داخلی و الگوی اقتصاد مقاومتی را عامل شکل‌گیری حوادث سال ۱۳۹۶ می‌دانند. همچنین، از نگاه آنان نقش فضای مجازی در آن حوادث موضوعی نیست که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت. بدون شک، این فضا به مثابه ابزاری برای تشدید ناآرامی‌ها و سوق دادن اعتراضات به اغتشاشات نقش کلیدی داشته است.
اما اصلاح‌طلبان با احتیاط بیشتری به این موضوع وارد شدند و در حالی که به ظاهر انتظار چنین رخدادی را نداشتند، ترجیح دادند از ارائه سخنان قاطع بپرهیزند و با صبر و حوصله بیشتر و پس از گذر زمان و مشخص شدن بیشتر ابعاد مسئله اظهار نظر کنند. در نگاه اصلاح‌طلبان، حوادث سال ۹۶ از آنچه جنبش‌های اجتماعی یا انقلاب در ادبیات سیاسی خوانده می‌شود، فاصله داشت و فاقد برخی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها همچون فراگیری و شمول و مشارکت قشرها و طبقات اصلی جامعه، برخورداری از سازمان‌یافتگی و رهبری‌های شناخته‌شده سیاسی و اجتماعی و اهداف و برنامه مشخص و دست‌یافتنی بود. درباره مطالبات مطرح شده در اجتماعات نیز اصلاح‌طلبان اظهارات متفاوتی داشتند. برخی مطالبات را اقتصادی و برخی سیاسی دانسته و برخی دیگر با گسترش دایره مطالبات، آن را متراکم و چند لایه ارزیابی کردند و برخی نیز همچنان نسبت به مطالبات نهایی اجتماعات تردید داشتند؛ اما آنچه در فضای رسانه‌ای اصلاح‌طلبان برجسته شد، متهم‌سازی جریان رقیب سیاسی به نقش‌آفرینی در ایجاد ناآرامی‌ها بود.
جریان انحرافی و نزدیکان رئیس‌جمهور سابق نیز در این باره اظهار نظر کرده و تحلیل خود را ارائه کردند. انتقاد به عملکرد دولتی که مشی لیبرال را در حوزه توسعه کشور در پیش دارد، یکی از رویکردهایی بود که این جریان در طول این سال‌ها گاه کم‌رنگ و گاه پررنگ دنبال کرده است. یکی از علل و زمینه‌های وقوع حوادث اخیر از نگاه این جریان، همین عملکرد است که با ناکامی و ناکارآمدی همراه بوده و حاصل آن فشار به توده‌ها و قشرهای محروم و ضعیف جامعه است. همچنین، این جریان که کینه اصولگرایان را در دل می‌پروراند، از فرصت ایجاد شده استفاده کرده و تلاش کرد همسو با جریان اصلاح‌طلب، اصولگرایان را عامل اصلی ایجاد ناآرامی‌های اخیر کشور معرفی کند! در ورای تحلیل‌های مختلف، خیلی زود مشخص شد در پس ماهیت حوادث دی ماه ۱۳۹۶ دست‌های بیگانه‌ای وجود داشت که از مدت‌ها قبل انتظار آشوب در کشور را می‌کشید. اما طراحان پشت پرده خیلی زود ناامید شدند و از زمستان سرد ۱۳۹۶، وعده تابستان داغ در سال ۱۳۹۷ را دادند! رؤیای خیالی که توخالی بودن آن خیلی زود هویدا شد و کشور در ثبات و آرامش دوران سخت افزایش تحریم‌ها و برخی بی‌کفایتی‌ها را طی کرد و مردم صبورانه و هوشمندانه نوسانات بازار و هیجانات عرصه اقتصاد را تحمل کردند.
امروز اما رهبری از امکان تداوم این فتنه در سال آینده سخن می‌گویند. این هشدار که بدون شک مبتنی بر قراین و مشاهداتی است، مؤید این حقیقت است که جبهه حق تا تحقق دولت کریمه حق همچنان درگیر فتنه‌های مستمر خواهد بود و عبور از آن تنها با بصیرت و استقامت ممکن می‌شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
879fe

شماره ۸۷۹ منتشر شد

879fe

شیردوش‌های آمریکا آماده است!

فتح‌الله پریشان
کارشناس سیاسی
تجزیه و تحلیل سیاسی دانش، شمّ یا هنر و مهارتی است که با کنار هم گذاشتن قرائن و نشانگانی از گذشته تاریخی تا زمینه‌های محیطی و تربیتی بازیگران، منافع کشورها، چشم‌اندازها و راهبردها به بررسی پدیده‌ها و چرایی پدیدآیی اتفاقات و پیامدهای رخدادها و تحولات سیاسی داخلی، منطقه‌ای و جهانی می‌پردازد و نسبت منافع، راهبردها و سیاست‌های یک بازیگر را در مقابل بازیگران دیگر مشخص می‌کند.
اما گاهی این عوامل چنان پیچیده می‌شوند که تحلیل درست آنها با دشواری‌هایی مواجه می‌شود؛ نقش تصادف در چینش اینها بسیار کم است، اما امروز نقش اتاق‌های فکر که با ترکیبی از اندیشمندان حوزه‌ها و رشته‌های گوناگون در طراحی و آینده‌پژوهی دکترین‌ها و راهبردهای کلان رفتاری قدرت‌ها شکل می‌گیرند، بسیار زیاد شده است و اتفاقاً از سرمایه‌های قدرت نرم‌افزارانه کشورها به شمار می‌آید. البته، گاهی نیز آنها از طریق رسانه‌ها از تحلیل به مثابه چاقوی دو دم بهره می‌گیرند و سعی بر تصویرسازی پیچیده و رعب‌انگیز از چینش نشانه‌ها و رخدادها و نحوه تحلیل‌ها آنها توأم با ابزار فریب، خدعه، عملیات روانی و جنگ نرم دارند تا با صرف هزینه کمتر و بدون درگیری، به تغییر محاسبات تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان نظامات گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی در یک کشور اقدام کنند. به یک مثال عملی که در روزهای اخیر اتفاق افتاد، نگاه کنید؛ همزمانی وقوع پاره‌ای اتفاقات با هنرمندی فریبکارانه رسانه‌های در خدمت اهداف سلطه‌جویانه آمریکایی‌‌ـ صهیونیستی‌ـ ارتجاع عربی و دنباله‌های داخلی به گونه‌ای تحلیل شد که سؤالاتی را ایجاد کرد.
اعلام خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و افغانستان از سوی ترامپ، افزون بر اینکه تحیر جان بولتن مشاور امنیت ملی‌اش را که دو هفته پیش گفته بود ما تا مدت ها در سوریه و منطقه ماندگاریم، برانگیخت، مخالفت بسیاری از سیاستمداران منتقد و حتی مقامات آمریکایی هم‌حزبی‌اش از جمله کناره‌گیری وزیر دفاع را به دنبال داشت. در این میان سؤال مهم این است که چرا ترامپ نیروهای آمریکایی را فوری از سوریه خارج می‌کند و از علایق استراتژیکی که برای آمریکا در آنجا تعریف شده دست برمی‌دارد؟
در کنار این صحنه‌آرایی سیاسی و رسانه‌ای در بیرون، موجی از عملیات روانی و شایعه رسانه‌ای در فضای مجازی در داخل ایران شکل گرفته که با کنار هم گذاشتن برگزاری همایش نظامی پیامبر اعظم ۱۲ در جزیره قشم و پهلو گرفتن ناو جنگی آمریکایی از مدت‌ها پیش در آب‌ها و نزدیک برخی جزایر جنوبی، به زمینه نسج و تقویت این تحلیل که آیا آمریکایی‌ها با کاهش دادن نقاط آسیب‌پذیر حضور خود در منطقه در فکر تهدید و تهاجم به ایران هستند و این برگزاری همایش دریایی برای مانور قدرت در برابر این موضوع است، دامن زده، تولید نگرانی می‌کنند؟
این تحلیل‌ها از نحوه پاسخ به چرایی خروج نیروهای آمریکایی نشئت می‌گیرد. دو نظر عمده در این زمینه بیان شده است؛ یک‌ـ این خروج طرح فریب جدید آمریکایی‌هاست و آنها با ابهام و پیچیدگی به دنبال راهبردهای دیگر از جمله مثلاً طرح حمله به ایران هستند. دو – این عقب‌نشینی جدی بوده و نشانه شکست و ناکامی سیاست‌های آمریکا پس از سال‌ها سرمایه‌گذاری در منطقه است. هر یک از این تحلیل‌ها می‌تواند منتقدان و مخالفانی داشته باشد و ضریبی از درست و اشتباه بودن را دریافت کند، اما جمهوری اسلامی ایران به دلیل داشتن نظامی ویژه که بیش از چهار دهه با آمریکا درگیر است نمی‌تواند و نباید با حدس و گمانه‌زنی تحلیلی به این موضوع بپردازد؛ بلکه باید تمام سناریوها را در نظر بگیرد و خودش را برای همه آنها آماده کند. البته مفهوم آن حمله نظامی آمریکا به ایران نیست، به چند دلیل متقن، از جمله اینکه آمریکایی‌ها چنان در تنگناهای مالی و بودجه‌ای و اختلافات داخلی بر سر سیاست‌های ترامپ گرفتارند که مجال گشودن جبهه‌ای بزرگ و غیرقابل محاسبه به روی جمهوری اسلامی ایران به عنوان محور مقاومت در منطقه را ندارند اما ما چگونه می‌توانیم تصویر و ترسیم درستی از تحولات منطقه و جهان داشته باشیم و در جایگاه جمهوری اسلامی با گفتمانی که چالش‌ساز گفتمان آمریکا شده و در قله قدرت منطقه و محور مقاومت ایستاده چگونه باید راهبردها و سیاست‌های‌مان را طراحی کنیم؟ به طور حتم هر چه تلاش کنیم آمریکا را به عنوان شاکله‌ای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی «غیر» و رقیب خود بهتر بشناسیم و به زمینه‌های ذهنی و تربیتی و محیطی که مستأجر امروز کاخ سفید در آن رشد کرده بیشتر پی ببریم، بهتر می‌توانیم برآوردهای خود را تنظیم کنیم.
رئیس‌جمهور تاجرپیشه آمریکا از دریچه اقتصاد و تجارت به سیاست نگاه می‌کند، فهم این موضوع مهم است. برای ترامپ منطقه ارزش دارد، اما نه به قیمت هزینه کردن از جیب آمریکایی‌ها. او خوب فهمیده است که در آینده منطقه آمریکا جایی ندارد و هر چه خرج کند از جیبش رفته است؛ از این رو دنبال رهیافت راهبری تحولات منطقه از طریق حمایت معنوی و سیاسی و فروش اسلحه به قصد درآمدزایی به کشورهایی است که به قول ترامپ در منطقه با ایران اسلامی مشکل دارند و می‌خواهند بدون پرداخت هزینه آمریکا از آنها دفاع کند. نگاه تجاری و مضیق ترامپ به تحولات منطقه مبتنی بر مقاله تحلیلی مارتین ایندک در تاریخ ۱۴ آوریل سال میلادی با عنوان «دکترین ترامپ برای خاورمیانه» است که موجب می‌شود در معادله منطقه‌ای واشنگتن صادرکننده اسلحه و راهبر معادلات و تحولات باشد و متحدان آن خریداران اسلحه و بازیگران فعال نیابتی منازعات منطقه‌ای. این الگو در یمن و سوریه قابل مشاهده است و گاوهای شیرده منطقه این سینگال را دریافت کرده‌اند و در حال آماده‌سازی وصل پستان دلارهای خود به شیردوش‌های آمریکایی هستند.
اما مانور نظامی پیامبر اعظم(ص) همان‌طور که از شماره ۱۲ آن پیداست، اقدام به برنامه تمرین نظامی برنامه‌ریزی شده‌ای است که از پیش طراحی و در جهان به رویه‌ای جاری تبدیل شده است. اما به یقین به قول سردار سرلشکر غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) زمینه‌سازان حضور بیگانگان در منطقه مهم غرب آسیا و خلیج‌فارس پیام‌های اقتدارآمیز آن را با تمام وجود درک و دریافت می‌کنند و خوب می‌دانند که اگر دست از پا خطا کنند بیشترین هزینه را خواهند داد. آمریکایی‌ها چه از روی منفعت‌طلبی و چه به دلیل زنجیره‌ای از شکست‌ها و ناکامی‌ها سوریه و افغانستان را ترک کنند یا نه، میهمانان ناخوانده منطقه هستند، اما ایران و همسایگان مبادی آداب همسایگی صاحبان منطقه‌اند و خود باید سرنوشت آن را رقم بزنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
878fe

شماره ۸۷۸ منتشر شد

878fe

چیستی وحدت حوزه و دانشگاه

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی
نماینده ولی‌فقیه در سپاه
وحدت یکی از اصلی‌ترین نیازهای حکومت اسلامی است، حال چه این وحدت در بین مذاهب اسلامی باشد و چه در میان اقشار و نخبگان و دیگر افراد جامعه. در حوزه اندیشمندان و اهل دانش نیز وحدت به نوع خود یکی از لوازم ضروری بقای جامعه است؛ چرا که اندیشه و دانش در جامعه اسلامی نمی‌تواند راهی جدا از ماهیت و جوهره اصلی جامعه دینی داشته باشد.
۲۷ آذر سالروز عروج روحانی و عالم وارسته شهید آیت‌الله مفتح به حق روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گرفت. آیت‌الله مفتح از پیشگامان اندیشه وحدت حوزه و دانشگاه بود و یکی از یادگارهای امام راحل(ره) نامگذاری روز شهادت شهید مفتح به روز وحدت حوزه و دانشگاه است. در واقع، وحدت حوزه و دانشگاه از راهبردهای مهم فکری و رفتاری حضرت امام(ره) برای اعتلا و پیشرفت ایران بود که از همان روزهای آغاز نهضت اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی آن را مطرح می‌کردند. بر این اساس ایشان درباره ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه در پیام خود برای تشکیل بسیج دانشجویان و طلاب می‌فرمایند: «امروز یکی از ضروری‌ترین تشکل‌ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه‌ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند. فرزندان بسیجی‌ام در این دو مرکز پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند.»
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در ضرورت این مهم می‌فرمایند: «وحدت حوزه و دانشگاه یعنی وحدت در اهداف کلی، وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خط موازی، بدون اصطکاک با هم؛ یعنی هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما برای یک هدف و آن هدف، ساختن و کامل کردن ملت و کشور ایران است.»
با این اوصاف باید متذکر شد که نامگذاری یک روز به این عنوان تنها نمادی برای این حرکت است و نباید ندای وحدت حوزه و دانشگاه تنها به همین روز ختم شود؛ بلکه در عرصه عمل هم این امر در تمام مدت سال پیگیری شود. این وحدت یک حرکت، پیوند و نهضت فرهنگی برای رشد همه‌جانبه کشور است که باید مورد توجه بیش از پیش قرار بگیرد. در این میان آنچه سبب پیوند این دو طبقه فرهیخته جامعه می‌شود، تعهداتی است که نسبت به رشد جامعه باید داشته باشند.
در این راستا به نظر می‌آید حرکت علمی برای رضای خدا و تولید علم مبتنی بر اخلاق اسلامی و آموزه‌های دینی مهم‌ترین هدف و دستاوردی است که در پی این وحدت باید حاصل شود و این امر می‌تواند موجب هدایت علم و تخصص به سمت مبانی دینی و گره خوردن تخصص‌ها به اصول دین و اسلام باشد. در واقع وحدت، تلفیق و یکی شدن شکلی حوزه و دانشگاه نیست، بلکه حوزه و دانشگاه باید در هدف وحدت داشته باشند، نه در شیوه‌ها.
از سویی یکی از مهم‌ترین محصولات این وحدت در پی رشد و تعالی علمی و فرهنگی، تربیت استادان مجرب و متعهد است که می‌تواند جمهوری اسلامی ایران را برای رسیدن به اهداف والای خود کمک کند. وحدت حوزه و دانشگاه تنها به مفهوم دینی شدن دانشگاه و حضور حوزه در دیگر دانش‌ها نیست؛ بلکه فرایندی است که محصول و خروجی آن باید تولید علم و دانش متناسب با جامعه دینی باشد. البته این وحدت باید به تمام معنا و در تمام سطوح این دو قشر برقرار شود و استادان حوزه و دانشگاه، از یک‌سو در موضوع نقد و نظریه‌پردازی برای نیازهای‌های گوناگون جامعه اسلامی در کنار هم عمل کنند و از سوی دیگر طلبه و دانشجو در کنار مطالبه‌گری و نقد وضعیت موجود حرکت خود را برای ساختن فردای بهتر سامان دهند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی