838fe

شماره ۸۳۸ منتشر شد

838fe
جاسوس خائن است نه قهرمان

رسول سنائی‌راد/ چسبندگی و وابستگی نیروهای مخالف نظام (اپوزیسیون) به بیگانگان، پایین بودن هزینه جاسوسی یا کمتر قبیح دانستن آن، همچنین عدم آگاهی کافی بخش نخبگانی جامعه از این مسئله و حرفه‌ای بودن سرویس‌های جاسوسی کشورهای دشمن و رقیب از یک سو و باقی ماندن شبکه‌های نفوذ و جاسوسی دولت‌های انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی از رژیم گذشته از سوی دیگر موجب شده تا نه تنها برخی از اطلاعات راهبردی کشور در اختیار بیگانگان قرار گیرد؛ بلکه در مواردی شاهد فجایعی چون ترور دانشمندان هسته‌ای یا ایجاد اختلال و خرابکاری در تأسیسات راهبردی و مسیر پیشرفت‌های فناورانه و علمی کشورمان نیز باشیم.
بدیهی است، سرویس‌های دشمن که ضربه به روند قدرت‌یابی و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران را هدف‌گذاری کرده‌اند، تنها با بهره‌گیری از مزدوران روسیاه و بدنامی چون منافقین، گروهک تروریستی امثال ریگی و تکفیری‌ها، نمی‌توانند اهداف‌شان را برآورده کنند؛ بلکه شخصیت‌های موجه و علمی که امکان نفوذ را به محافل و اماکن راهبردی مقدور سازند، یا مشاوره‌های ظاهراً علمی آنان محاسبات مسئولان را تغییر دهد و امکان جمع‌آوری اطلاعات در سطوح بالا و اماکن حساس را داشته باشند، کارایی بسیار بیشتر و هزینه بسیار پایین‌تری برای سرویس‌ها دارند.
نفوذی‌هایی چون؛ کلاهی در حزب جمهوری اسلامی، کشمیری در نخست‌وزیری، قطب‌زاده در صداوسیما، افضلی در نیروی دریایی، اشتری در وزارت دفاع، درّی‌اصفهانی در تیم مذاکرات هسته‌ای و… نمونه‌هایی از نفوذی‌ها و جاسوسانی هستند که ضربه‌های مهلکی به نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد ساخته، ولی جملگی دارای توان نخبگی، علمی و ظواهر موجه بوده و حتی بعضاً به تدین نیز تظاهر می‌کرده‌اند.
چنین تجاربی نه تنها باید دست‌اندرکاران گزینش و حراست را نسبت به رعایت ملاحظات امنیتی حساس کرده باشد؛ بلکه باید سایر مسئولان و اصحاب اندیشه و تریبون را در قضاوت نسبت به کسانی که در معرض اتهام جاسوسی دستگیر می‌شوند نیز محتاط کرده و حداقل تا قطعی نشدن حکم محکومیت یا برائت به صبر و سکوت وادار سازد.
اما برخلاف این تجارب تلخ در مسئله خودکشی یکی از متهمان پرونده جاسوسی با پوشش فعالیت‌های زیست‌ محیطی، همچنان شاهد برخی مواضع احساسی و بعضاً اعتراضی برخی شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای بودیم که اگرچه بخشی از آن نسبت به نحوه حادثه، یعنی خودکشی متهم این پرونده بود، اما بخش دیگر برای تردیدآفرینی نسبت به ماهیت جاسوسی این پرونده و ارتباط متهم با این پرونده بود؛ چرا که سوابق علمی و اجتماعی او را مانع آلودگی‌ وی به چنین خیانتی تلقی می‌کردند.
حال آنکه انتظار می‌رود در مواجهه با این نوع پرونده‌ها حداقل تا صدور حکم قطعی به نفع امنیت و منافع ملی جانب احتیاط نگه داشته شده و برعکس برای جلوگیری از فرو ریختن قبح و زشتی‌ جاسوسی و وطن‌فروشی و دلگرم نگه داشتن مجموعه امنیتی و قضایی درگیر با این پرونده، مواضعی علیه اصل جاسوسی و خیانت به کشور اتخاذ شود.
سربازان گمنام امام زمان، پس از ماه‌ها تعقیب و مراقبت و بررسی‌های حرفه‌ای، یک شبکه گسترده جاسوسی و جمع‌‌آوری اطلاعات را کشف کرده‌اند که در پوشش فعالیت‌های زیست‌محیطی و به‌کارگیری افراد موجه علمی‌ـ دانشگاهی نه تنها توجیهاتی را برای حفظ وابستگی کشور در اقلام راهبردی به خارج، [به بهانه کاهش منابع آبی] و ضرورت استفاده از محصولات تراریخته به خورد مسئولان می‌داده‌اند (تحمیل اشتباه محاسباتی) و سلامت مردم را گروگان منافع بیگانه می‌ساخته‌اند؛بلکه با استقرار لوازم جاسوسی و رصد در محدوده‌های فعالیت موشکی و نظامی، اطلاعات سرّی کشور را در اختیار بیگانگان قرار می‌داده‌اند؛ اطلاعاتی که در شرایط خطر می‌تواند امکان وارد ساختن ضربات مهلک و جنایتکارانه علیه توان دفاعی کشورمان را به دشمنان داده یا بهانه‌های لازم را برای فشار و محدودسازی کشور در این عرصه‌ها دنبال کند.
ضمن اینکه استفاده از پوشش سازمان‌های غیر دولتی (NGO) در عرصه زیست‌محیطی موجب بی‌اعتبارسازی این قبیل فعالیت‌ها نیز شده و همزمان، هم سبب ظلم و خیانت به محیط زیست و هم بدنام‌سازی فعالان این عرصه می‌باشد.
سال‌ها فعالیت این متهم به جاسوسی در محافل علمی، نحوه تهیه مکان برای فعالیت‌ها، شیوه شبکه‌سازی با اغفال برخی دانشجویان یا فعالان زیست‌‌محیطی، ارتباطات با سرویس‌های بیگانه و حتی نحوه خودکشی حرفه‌ای در زندان، ویژگی‌هایی است که تنها از یک شخصیت علمی برنمی‌آید، شایسته بود برخی فعالان سیاسی و رسانه‌ای‌ از شتاب‌زدگی در قضاوت‌ها خودداری می‌کردند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
837nfe

شماره ۸۳۷

837nfe

مانور قدرت برای فرافکنی دومینوی شکست‌ها

محمدرضا بلوردی/ روزها و هفته‌های اخیر مقامات رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانان آمریکایی آنها به شکل بی‌سابقه‌ای علیه جبهه بزرگ مقاومت از حزب‌الله لبنان گرفته تا سوریه و ایران موضع‌ گرفتند و این جبهه به ویژه لبنان را نسبت به وقوع تهاجمی گسترده از ناحیه این رژیم تهدید کردند.
این تهدیدات در وهله اول زبانی و رسانه‌ای بود و حتی کارشناسان امنیتی‌ـ نظامی رژیم صهیونیستی بحث جدیدی تحت عنوان «جنگ بعدی رژیم صهیونیستی و حزب‌الله به چه شکلی خواهد بود؟» را در مباحث خود گشودند و رئیس پروژه تحولات منطقه‌ای خاورمیانه در اندیشکده اورشلیم ضمن تأکید بر تغییر موازنه نظامی کنونی در منطقه نسبت به سال‌های گذشته، تأکید می‌کند: «حزب‌الله هزاران هزار راکت و موشک دارد که طی ساعات اولیه نبرد به سمت شهر‌ها، روستاها، نیروگاه‌های تولید انرژی و زیرساخت‌های نظامی ‌اسرائیل شلیک خواهد کرد.»
و «یعکوف عمید رور» مشاور امنیت داخلی پیشین اسرائیل نیز درباره رفع این نگرانی نوشت: «ما باید آنها را به سرعت نابود کنیم.»
این مواضع کارشناسی در حالی اتخاذ می‌شود که «آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ این رژیم نیز پیشتر طی سخنرانی در همایش سالیانه اندیشکده مطالعات امنیت داخلی این رژیم تهدید کرده بود: «اگر نبرد دیگری در شمال اسرائیل رخ دهد، جبهه ما فقط لبنان نخواهد بود، بلکه سوریه را نیز شامل می‌شود. آنها یک جبهه واحد هستند.»
اما این لفاظی‌ها بامداد ‌شنبه با تکرار حملات هوایی رژیم صهیونیستی به مرزهای سوریه و فلسطین در شمال شرق کشور شکل جدی‌تری به خود گرفت که با پاسخ قاطع ارتش سوریه مواجه شد و یک فروند جنگنده اف ۱۶ اسرائیلی و بالگرد آپاچی از سوی پدافند هوایی این کشور ساقط و به زودی به خبر اول رسانه‌های جهان تبدیل شد و پای تحلیل‌هایی را در خصوص چرایی و پیامدهای امنیتی‌ آن به رسانه‌ها باز کرد، اما سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی در توئیتر خود نوشت: «عملیات برای ما تمام شده است.» همچنین شبکه ۱۰ تلویزیون این رژیم به نقل از یک مسئول بلندپایه اعلام کرد که اسرائیل قصد تشدید وضعیت را ندارد.
بررسی وضعیت موجود و فراز و فرودهای سیاسی و نظامی مسئولان رژیم صهیونیستی حاکی از این است که این نوع موضع‌گیری‌ها بیشتر از آنکه بیان‌کننده تصمیم رژیم صهیونیستی برای اقدام نظامی علیه جبهه مقاومت ضد صهیونیستی باشد، نشان‌دهنده ناتوانی آن در مقابله با قدرت مقاومت است؛ مقاومتی که توانسته است با ایجاد نوعی توازن در بازدارندگی، راهبرد معروف و شناخته شده صهیونیست‌ها، یعنی جنگ برق‌آسا و تعیین‌کننده را باطل کند. در همین راستا، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سخنانی مدعی شد که اسرائیل به دنبال جنگ نیست، اما برای دفاع از خود هر کاری را انجام خواهد داد. طرح این‌گونه سخنان ازسوی نخست‌وزیر جنگ‌طلب رژیم صهیونیستی حاکی از تردیدهایی است که او نسبت به پیروزی در هرگونه جنگ احتمالی دارد. ضمن اینکه پیروزی محور مقاومت در صحنه سوریه سبب شده است این تردیدها بیش از پیش شود.
اهمیت سخنان مسئولان رژیم صهیونیستی که سعی می‌کنند فضا را آرام کنند، در این است که این سخنان در حالی پس از تهدیدنمایی‌های اخیر مسئولان رژیم صهیونیستی و اقدام عملی آنها در حمله به شمال شرق سوریه مطرح می‌شود که آنها خود شروع‌کننده جنگ بوده‌اند؛ اما از چگونگی پیش رفتن آن و نحوه اتمام آن با توجه به روند قدرت‌یابی جبهه بزرگ مقاومت مطمئن نیستند و در نوعی سردرگمی راهبردی قرار دارند، به گونه‌ای که بخش دیگری از کارشناسان صهیونیستی از بازدارندگی متقابل در جبهه شمالی سخن می‌گویند و برخی هم بر وجود زرادخانه موشکی حزب‌الله تأکید می‌کنند که توان هدف قراردادن سراسر سرزمین‌های اشغالی را دارد.
از نگاه صاحب‌نظران، جنگ در سوریه که هدف آن ساقط کردن حکومت این کشور و از بین بردن یکی از حلقه‌های محور مقاومت بود، در نهایت به تحقق خواسته‌های صهیونیست‌ها منجر نشد و این خود نشان‌دهنده ناتوانی رژیم اشغالگر قدس در تغییر موازنه قوایی است که محور مقاومت به این رژیم تحمیل کرده است. این در حالی است که در طول حدود هفت سالی که از بحران سوریه می‌گذرد و به‌رغم تقویت محور مقاومت در مناطق جنوبی سوریه و در همسایگی سرزمین‌های اشغالی، رژیم صهیونیستی جرئت دخالت نظامی مستقیم در سوریه را نداشت و تنها در چارچوب جنگ نیابتی از گروه‌های به اصطلاح معارض سوری حمایت کرد.
در عراق هم اوضاع طبق خواسته صهیونیست‌ها پیش نرفته است و همکاری دولت عراق و جمهوری اسلامی ایران برای از بین بردن داعش در نهایت به ناکام ماندن پروژه صهیونیست‌ها برای تجزیه عراق و حمایت تل‌آویو از طرح جدایی کردستان از عراق منجر شد.
عمق نگرانی‌های رژیم صهیونیستی از قدرت گرفتن محور مقاومت را می‌توان در تمهیدات عجولانه آنها برای برگزاری رزمایشی دید که این رژیم قصد دارد در ماه جاری میلادی با مشارکت آمریکا‌یی‌ها برای شبیه‌سازی جنگی تمام‌عیار علیه صهیونیست‌ها که در آن روزانه هزاران موشک به اراضی اشغالی شلیک شود، برگزار کند و نیروهای صهیونیستی را برای دفاع در برابر حمله احتمالی آماده سازد.
کلام پایانی اینکه در اوضاع کنونی این اقدامات نظامی و لفاظی‌ها و ورود نیروهای چترباز صهیونیستی (که از سال ۲۰۱۲ در هیچ مانوری شرکت نکرده‌اند) به رزمایش‌ها ناشی از هراس راهبردی رژیم و ارزیابی‌های دستگاه‌های امنیتی آن است که مدعی‌اند جمهوری اسلامی ایران با گسترش نفوذ خود در بین همسایگان رژیم صهیونیستی، حلقه حصر این رژیم را تنگ‌تر کرده و گام‌های عملی خود را برای ۲۵ سال بعد که دیگر از این رژیم خبری نخواهد بود، برمی‌دارد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
836fe

شماره ۸۳۶ منتشر شد

836fe

نسیم «خبرهای خوبِ» دستاوردها

علی حیدری/ از صبح امروز تا همین الآن که قلم به دست گرفته‌ام تا سرمقاله را به رشته تحریر درآورم، سه خبر در بین انبوه خبرهایی که با توجه به نوع حرفه و کار خود با آنها سروکار داریم، متمایز از بقیه بوده‌اند؛
خبر اول، نتایج نظرسنجی مشترک دانشگاه «مریلند» و مرکز نظرسنجی «ایران‌پُل» بود که نشان می‌داد اکثریت قاطع مردم ایران با وجود داشتن مطالبات اقتصادی و معیشتی، با سیاست‌های کلی نظام موافقند و خواستار تغییر نظام سیاسی ایران نیستند، انتقاد از سیاست خارجی ایران در سوریه و عراق از حمایت گسترده عموم جامعه ایران برخوردار نیست، ۸۵ درصد مردم ایران دیدگاه «بسیار نامطلوبی» به دولت آمریکا دارند، در حالی که نگرش کمتر از یک درصد مردم ایران نسبت به آمریکا «بسیار مطلوب» است.
خبر دوم اینکه بر اساس گزارش توسعه انسانی سازمان ملل شاخص «امید به زندگی» در مردم ایران طی چهار دهه اخیر رشد خیره‌کننده‌ای داشته و با پشت سر گذاشتن ۸۲ کشور، در ایران از ۱۸۰ کشور جهان بیشتر شده است؛ یعنی امید به زندگی در ایرانی‌ها پیش از پیروزی انقلاب، ۵۴ سال بوده که این رقم در آخرین گزارش توسعه انسانی ۲۰۱۶ به بیش از ۷۵ سال رسیده است و ایران طی چهار دهه اخیر از نظر رشد امید به زندگی جزء ۱۰ کشور اول جهان است.
خبر سوم هم البته در عمق کمتری از نظر وسعت زمانی نسبت به دو خبر قبلی این بود که سازمان ملل در گزارشی موسوم به «دورنمای وضعیت اقتصادی جهان»، از بهبود وضعیت اقتصادی ایران طی سال‌های اخیر خبر داده و اعلام کرده است رشد اقتصادی ایران در نتیجه توسعه صادرات نفت و گاز در سال ۲۰۱۶ به ۵/۱۲ درصد رسید و در سال ۲۰۱۷ نیز کشورمان رشد اقتصادی ۳/۵ درصدی را تجربه کرد که رقم قابل توجهی است و پیش‌بینی می‌شود در نتیجه بهبود شرایط پولی و افزایش ارتباطات خارجی در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ این رشد بالای ۵ درصد باقی بماند.
نقطه مشترک این خبرها که مستند به گزارش‌های رسمی مجامع و مراکز معتبر علمی و بین‌المللی هستند، موفقیت‌ها و پیشرفت‌هایی است که جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته در عرصه‌های گوناگون کسب کرده و خط بطلانی است بر تبلیغات و عملیات روانی دشمنان علیه نظام اسلامی و ملت بزرگ ایران. شاید بتوان این نوع خبرها را شکل دیگری از «خبر خوب» نامید، موضوعی که امروز به یکی از دغدغه‌های اهالی رسانه تبدیل شده است.
واقعیت این است که دشمنان ملت ایران که در طول چهل سال گذشته هیچ یک از ترفندها و توطئه‌های‌شان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی نتیجه‌ای نداشته و در سال‌های اخیر متحمل شکست‌های بزرگی در منطقه شده‌اند که آنها را ناشی از حضور و نفوذ جمهوری اسلامی ایران می‌دانند، می‌کوشند با کتمان و وارونه‌انگاری حقیقت و با بهره‌گیری از قدرت رسانه‌ای خود، جلوی درک حقایق انقلاب اسلامی و دستاوردهای ارزشمند جمهوری اسلامی از سوی جوانان ایرانی را گرفته و با واقعیت‌پنداری دروغ‌های خود برای آنان، در پشتوانه‌های مردمی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خدشه و خلل وارد کنند.
یافته‌های جدید مراکز علمی درباره وضعیت و رویکرد مردم ایران به مثابه واقعیت‌هایی است که ملت ایران با آنها زندگی می‌کنند و در طول چهار دهه گذشته مجموعه باورها و رفتارهای آنان بوده است؛ اما اذعان به آنها از سوی مراکز و مراجعی خارج از ایران مهر تأییدی بر حرکت صحیح نظام اسلامی است که در مسیر رو به کمال خود دستاوردهای بزرگی را در ابعاد گوناگون نصیب جامعه می‌کند. البته این به معنای نفی نقاط ضعف‌هایی که ریشه‌های داخلی و بیرونی دارد، نیست که دور از چشم مردم و مسئولان نبوده و با همت همگانی برطرف خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
835fe

شماره ۸۳۵ منتشر شد

835fe

مسئله‌سازی و راه‌حل‌های ترامپی

فتح‌الله پریشان/ مرور پدیده‌ها و تحولات سیاسی در دو سطح منطقه‌ای و جهانی با رویکرد سیاسی، ‌اقتصادی، تبلیغاتی و نظامی هیئت حاکمه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که سیاست‌ورزی خاصی از نوع ترامپی آن را شاهد هستیم. سیاست‌ورزی ترامپ دارای شاخصه‌ها و ویژگی‌هایی است که می‌توان «مسئله‌سازی» و تلاش برای حل یا تضعیف آن با هدف سودآور کردن تحولات و مسائل برای آمریکا و بهره‌برداری اقتصادی و سیاسی از آن را از محوری‌ترین ویژگی‌های آن دانست. اتخاذ این سیاست در مقابل ایران و ائتلاف مقاومت در منطقه غرب آسیا با حفظ کانون‌های مناقشه و منازعه و تضعیف و کنترل مدیریت شده آنها با هدف پول درآوردن است. اگر به نحوه مواجهه آمریکا با داعش و گروه‌های تروریستی نگاهی بیفکنیم، در مقطعی شاهد بودیم که آمریکایی‌ها همانند زمان ایجاد این گروه‌ها از آنها حمایت نکردند، به عبارت دیگر، ترامپ منتقد اوباما در موضوع تأسیس و ایجاد داعش معتقد بود آمریکا در زمان اوباما نتوانسته متناسب با هزینه‌های ایجاد از آنها کسب درآمد کند. لذا ترامپ گفت چرا ما باید هزینه‌های حیثیتی و اطلاعاتی و مالی امنیت‌سازی برای اعراب را بپردازیم و کشورهای عربی محصول آن را بچینند. از نظرگاه رئیس‌جمهور کازینودار جدید، عرب‌ها باید هزینه امنیت‌سازی آمریکا را بپردازند. کاهش حمایت از گروهک‌های تروریستی‌ـ تکفیری در کنار دومینوی پیروزی‌های جبهه مقاومت موجب شد شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس احساس تهدید کنند، ‌بنابراین امارات ۱۰ میلیارد دلار، عربستان ۴۵۰ میلیارد دلار و قطر ۸ میلیارد دلار بابت انواع پیمان‌های نظامی و منطقه‌ای و فروش تسلیحاتی به آمریکا پرداختند. این، نمونه‌ای از حفظ کانون‌های مناقشه و تضعیف مدیریت شده آن برای بهره‌برداری سیاسی اقتصادی از سوی ترامپ است. این موضوع امروز در دو حوزه دیگر در حال پیگیری است؛ یکی در حوزه تحولات هسته‌ای و مسائل پیرامون برجام با جمهوری اسلامی ایران و دیگری در حوزه تحولات سوریه و کردهای دموکراتیک خلق شمال این کشور. طرح ایجاد نیروی ۳۰ هزار نفری برای حمایت از کردها که به حمله ترکیه به شمال سوریه منجر شد، از اهرم‌های فشار در این زمینه به شمار می‌آید. تحولات این منطقه، هم پیچیده است و هم برای آینده منطقه بسیار مهم و تعیین‌کننده است؛ لذا به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در راستای کاسبی از آن، چندین سناریو را برای وجوه مختلف مسائل و واکنش‌های احتمالی دیگر بازیگران منطقه‌ای به ویژه ترکیه، سوریه، ‌روسیه و ایران در نظر گرفته‌اند. اما در موضوع ایران و برجام، آمریکایی‌ها به دنبال نابودسازی برجام اما به دست ایران هستند. راهی که برای آن در نظر گرفته‌اند، ‌افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی ایران برای برهم زدن برجام و به تبع آن، ‌متهم‌سازی ایران است. آمریکایی‌ها برجام را نه بد می‌دانند نه خوب، ترامپ معتقد است می‌شود با برهم زدن صورت مسئله برجام هسته‌ای و نگارش مجدد آن، به همراه برجام‌های جدید، ‌آن را به وسیله تازه‌ای برای بهره‌گیری سیاسی و به تبع آن بهره‌برداری اقتصادی، ولو اینکه مدت‌ها بعد ثمر دهد، تبدیل کرد. ترامپ صرف مسدودسازی راه‌های انتفاع ایران از برجام را برای آمریکا «درآمد» می‌داند و لذا از یک سو با فشارهای دوجانبه به کشورها و شرکت‌ها و تأیید تعلیق‌های ۱۲۰ روزه، تکلیف کشورها و شرکت‌های متمایل به گشایش روابط و مناسبات اقتصادی با ایران را روشن نمی‌کند و از سوی دیگر با مشوق‌های جدید آنها را به تحریم و قطع رابطه اقتصادی با ایران وادار می‌کند. این در حالی است که سیاست رسمی ایران بارها اعلام شده و آن، این است که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه زیر بار برجام جدید یا تجدیدنظر در برجام هسته‌ای نخواهد رفت. موضعی که باید از سوی همه مسئولان به ویژه مسئولان دیپلماسی خارجی کشور روشن و واضح اعلام و اعمال شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
834fe

شماره ۸۳۴ منتشر شد

834fe

فضای مجازی و دوگانه مدیریتی

دکتر یدالله جوانی/ عده‌ای در داخل کشور،‌ تلاش می‌کنند تا جریان انقلاب و نیروهای حزب‌اللهی را، ‌مخالف فضای مجازی معرفی کرده، این‌گونه القا کنند که اینها معتقد به بستن فضای مجازی بر روی مردم هستند. به یقین چنین اتهامی به نیروهای انقلابی،‌ بی‌اساس بوده و کذب محض است. هیچ نیروی انقلابی و حزب‌اللهی، چنین نگاهی ندارد. در داخل کشور نسبت به فضای مجازی، ‌دو دیدگاه و دو نوع طرز تفکر وجود دارد:
الف‌ـ در یک دیدگاه، اعتقاد بر این است که با توجه به ویژگی‌ها و مختصات فضای مجازی، این فضا باید از سوی دولت به صورت صحیح و منطقی مدیریت شود.
ب‌ـ در دیدگاه دیگر، اعتقاد بر این است که فضای مجازی مدیریت‌بردار نیست و مردم باید بتوانند آزادانه و به دلخواه خود، ‌از این فضا بهره‌برداری کنند. در این دیدگاه، ‌هر نوع اعمال محدودیت در فضای مجازی، ‌نقض حقوق شهروندی تلقی شده و با آن مخالفت می‌شود. آقای روحانی رئیس‌جمهور کشور در نخستین «اجلاس ملی گزارش پیشرفت‌ها و راهکارهای رفع موانع تحقق حقوق شهروندی»، پس از گزارش آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: «وزیر جوان کابینه دوازدهم فعالیت‌های ارزشمندی را در زمینه ارتباطات داشته است. فکر می‌کنم بخش مهمی از حقوق شهروندی مردم در زمینه ارتباطات، ‌دسترسی به ارتباطات آسان، ارزان، ‌امن و با حفظ حریم خصوصی است.» آقای روحانی با اشاره به اینکه آقای جهرمی در جایی است که فشار زیادی وجود دارد و ایستادگی کردیم برای اینکه مردم بتوانند ارتباط سهلی داشته باشند، ‌گفت: «وزیر ما همین‌ جا به مردم قول می‌دهد که دستش روی دکمه فیلترینگ نخواهد رفت.»
یک برداشت و آن هم برداشت اولیه از سخنان رئیس‌جمهور، آن است که در فضای مجازی، هیچ محدودیتی را نباید اعمال کرد. در این دیدگاه،‌ وظیفه اصلی دولت در حوزه فضای مجازی، ‌ایجاد زیرساخت‌ها، تجهیزات،‌ امکانات و سازوکارهای ارتباطات سهل و آسان برای مردم است. در این دیدگاه محتوای انتشار یافته در فضای مجازی،‌ نیاز به مدیریت (رصد،‌ کنترل و در صورت لزوم محدودسازی) ندارد.
حال سؤال این است که کدام یک از دو دیدگاه صحیح است؟
برای دستیابی به پاسخ صحیح، باید به دو نکته اساسی توجه داشت:
۱ـ محتوای انتشار یافته در فضای مجازی، از سوی چه کسانی تولید می‌شود. مدیریت اصلی و کلان فضای مجازی به لحاظ سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوا در دست چه کسانی است؟
۲ـ رویکرد مسئولان در نظام جمهوری اسلامی در حوزه فضای مجازی، باید معطوف به مصالح و منافع جامعه و مردم باشد، یا معطوف به رضایت آنها؟
در پاسخ به پرسش اول باید گفت، مدیریت کلان فضای مجازی در دست آمریکایی‌هاست و محتوای این فضا را هم، آنان مدیریت می‌کنند. بیشترین تولیدات در فضای مجازی، در راستای اهداف، سیاست‌ها و راهبردهای کسانی است که این فضا را مدیریت می‌کنند. اما در خصوص نکته و سؤال دوم باید گفت، در کشور دو دیدگاه و رویکرد کاملاً متفاوت وجود دارد. نوع نگرش‌ها و دیدگاه‌ها در خصوص مدیریت یا عدم مدیریت محتوایی فضای مجازی، متأثر از این دو رویکرد است. در یک رویکرد، مصالح و منافع جامعه و مردم بر رضایت آنان ترجیح دارد و در رویکرد دیگر، اولویت با رضایت است. ادامه در صفحه‌آخر
کسانی که بر آزاد گذاشتن فضای مجازی بدون هیچ‌گونه اعمال مدیریت محتوایی تأکید دارند، رویکرد آنان معطوف به جلب رضایت مردم است.اما کسانی که معتقد به اعمال مدیریت محتوا در فضای مجازی هستند، رویکردشان معطوف به مصالح و منافع جامعه و مردم است. حال کدام یک از این رویکردها، عقلانی و مدبرانه است؟ برای رسیدن به پاسخ صحیح، یک مثال راه‌گشاست. پزشک در تجویز دارو، منافع بیمار را بر رضایت او ترجیح می‌دهد، یا رضایت او را بر منافعش مقدم می‌دارد؟ یا چرا پدر و مادر وقتی کودک خردسال کارد برنده را برمی‌دارد، به زور و برخلاف رضایت کودک، کارد را از دستش می‌گیرند؟ پاسخ روشن است.
پزشک و پدر و مادر، همواره منافع را بر رضایت ترجیح می‌دهند. آیا در فضای مجازی، همه محتواها با منافع و مصالح جامعه و مردم در سنین و سطوح مختلف، همسویی دارد؟ آیا همه محتواها برای مردم و به ویژه جوانان اعم از دختر و پسر مفید است؟ اگر نیست که به یقین همین‌طور است؛ چرا برخی از مسئولان معتقد به کنترل و اعمال مدیریت محتوایی نیستند؟ دلیل آن روشن است.
آنان رضایت مردم را به دلیل رأی‌شان بر منافع مردم ترجیح می‌دهند! از این گروه مسئولان و نخبگان سیاسی، باید پرسید که آیا شما، در خانواده خود و برای تربیت فرزندان خود هم، رضایت آنان را بر منافع‌شان ترجیح می‌دهید؟ جالب است بدانیم که آقای اوباما رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، با صراحت اعلام کرد من و همسرم، تا دخترمان به سن ۱۸ سالگی نرسد، به او اجازه عضویت در فیس‌بوک را نمی‌دهیم! چرا آقای اوباما و همسرش در قبال فرزندشان چنین رویکردی دارند؟ چون آنان منافع و مصالح فرزندشان را، بر رضایتش ترجیح می‌دهند. به راستی چرا برخی از مسئولان در جمهوری اسلامی، همان نگاهی را که به فرزندان خود دارند و منافع فرزندان‌شان را بر رضایت آنان ترجیح می‌دهند، به جوانان جامعه ندارند؟ پاسخ روشن، ولی تلخ است؛ چون این قبیل مسئولان و نخبگان سیاسی، رأی آنان را در رضایت‌شان می‌بینند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
833fe

شماره ۸۳۳ منتشر شد

833fe

تمدید از سر استیصال

فتح‌الله پریشان/ دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر برخلاف میل باطنی خود و به گفته مقامات آمریکا برای آخرین بار تعلیق تحریم‌ها علیه ایران را تمدید ‌کرد. وی با اعلام ضرب‌الاجلی چهار ماهه به کنگره و متحدان اروپایی‌اش شرط کرد که اگر آمریکا و اروپا در این بازه زمانی نتوانند به توافقی برای بهبود برجام دست یابند، آمریکا در خروج از برجام درنگ نخواهد کرد.
آرام‌آرام جهان در حال عادت کردن به بلوف‌های ترامپ است. وی در اکتبر سال گذشته نیز گفته بود که اگر به راه‌حلی با متحدان و کنگره نرسد از برجام خارج خواهد شد، اما در لحظه آخر قادر به تصمیم‌گیری نبود و با شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت امضای تمدید تعلیق تحریم‌های ایران، تصمیم‌گیری درباره آن را به کنگره احاله کرد که با سکوت دو ماهه کنگره در این باره، مجدد توپ به زمین ترامپ برگشت.
این رفت و برگشت طرح لغو برجام یا تمدید تعلیق تحریم‌ها و نوسان موضع ترامپ در شل و سفت کردن موضوع، در بطن خود واجد یک پیام مهم است؛ آمریکا قادر به پیشبرد سیاست‌ها و اهداف خود در این باره نیست؛ چرا که اگر آمریکایی‌ها توان فیصله دادن به این موضوع را داشتند، لختی درنگ نمی‌کردند. اما این موضوع باید به گونه‌ای در دشواری‌های دیپلماتیک و اعلان و تحلیل‌های غامض و پیچیده با استعاره‌های رسانه‌ای بیان شود که هم ردی از این ضعف دیده نشود و هم محاسبات مبتنی بر پرستیژ قدرت آمریکا با حفظ نقش پلیس بد از سوی واشنگتن در کنار پررنگ کردن نقش پلیس خوب، یعنی اروپایی‌ها همچنان در اذهان جهانیان و البته ایرانی‌ها مصون باشد.
واقعیت این است که ترامپ به‌رغم اجرای سناریوهای خردگریزانه و به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب «نمایش دیوانه‌بازی‌ها»یی که در حوادث ناآرامی‌های اخیر ایران داشت، نتوانست مشاوران و هیئت حاکمه آمریکا را قانع کند که می‌تواند بدون هزینه خود به این مسئله فیصله بدهد. لذا ثقل وزن پیامدهای نابودسازی برجام به دست غیرسیاسی‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا، هیئت حاکمه این کشور را دست به دامن اروپایی‌ها می‌کند تا آمریکا را محترمانه از باتلاق انتزاعی دوگانه ذهن علیل ترامپ مبنی بر «خروج از برجام یا اصلاح آن با نگاه اروپایی» که بطن و متنش همان خواسته آمریکاست، بیرون بیاورد. با توجه به این بازی از این مرحله جدی‌تر می‌شود و ادامه «بازی برجام» به هوشمندی و تیزبینی بیشتری در سمت مسئولان ایرانی نیاز دارد. نوع صورت‌بندی گفتمانی که ما با اروپایی‌ها داریم و نحوه مواجهه ما با ادامه برجام با نگاه اروپایی که در بطن خود نقش نیابتی آمریکا برای افزودن محدودیت بر مؤلفه‌های جدیدی از قدرت و اقتدار ملی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی در خود دارد، بسیار تعیین‌کننده است و البته نگران‌کننده؛ چرا که گاهی در بخش‌هایی از قوای حاکمیتی و مسئولان اجرایی سیگنال‌هایی ارسال می‌شود که حاکی از امیدواری به برجام اروپایی است. در حالی که موضع اصلی نظام این است که مذاکره مجدد در حوزه هسته‌ای کاری عبث، بیهوده، غیر لازم و غیر سازنده است و مذاکره در دیگر حوزه‌ها و سویه‌های قدرت و اقتدار ملی اعم از توانمندی بومی بازدارنده موشکی تا نفوذ قوی منطقه‌ای مکانیزم خودش را دارد و شورای عالی امنیت ملی و در نهایت تصمیم عالیه نظام است که می‌تواند در این حوزه تعیین‌کننده باشد، نه طرح و بسط موضوع در فلان نشریه و مقاله که با نگاه دگراندیشانه و متمایل به غرب پیشنهاد دهد که مانند الگوی برجام هسته‌ای می‌توانیم آورده‌های منطقه‌ای و موشکی خود را وجه‌المصالحه و معامله با آمریکا و اروپا قرار دهیم و امتیازاتی اخذ کنیم، در حالی که وضعیت احتضار برجام، سابقه سوء آمریکایی‌ها در بی‌عملی به آن و اتخاذ مشی و ممشای دوگانه در حفظ برجام و اعمال تحریم‌های یکجانبه، دوجانبه و چندجانبه از سوی آمریکا و در برخی موارد اروپایی‌ها هیچ امید و اعتمادی در مردم ایران به جا نگذاشته است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
832fe

شماره ۸۳۲ منتشر شد

832fe

انسداد فتنه با سیلی مردم

رسول سنائی‌راد/ شورش‌ها و اقدامات خرابکارانه‌ای که با سوءاستفاده از اعتراضات اقتصادی و اجتماعی از هفتم دی ‌ماه در مشهد کلید خورد، با برخورداری از ویژگی‌هایی، یک توطئه جدید از نوع فتنه داعش بود که بحمدالله با سیلی محکم مردم و مدافعان نظام اسلامی مواجه شد و به سرعت فروکش کرد. این ویژگی‌های مشترک عبارت بودند از:
۱‌ـ حمایت پشت پرده در مرحله طراحی و سازماندهی و حمایت آشکار در مرحله اجرا با اقدام حامیان داعش، یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود.
۲‌ـ پیوند منافقین و داعش به واسطه نیروهای حزب بعث که از زمان صدام برقرار بوده و با تشکیل داعش با تکیه بر بدنه بعثی‌ها تاکنون ادامه داشته است.
۳‌ـ تشکیل هسته‌های خفته با استفاده از هواداران نفاق در شهرهای مختلف کشور و نفوذ برخی معاندان خارج‌نشین و پدید آوردن شبکه‌ای مشابه شبکه گروه‌های خفته داعش در عراق که به محض حمله به موصل در دیگر شهرهای عراق نیز اقدام به شورش و خروج کردند.
۴‌ـ تشکیل اتاق‌های عملیات با محوریت آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود و رابطین منافقین در دو کشور همسایه و تحت نفوذ آمریکا مشابه اتاق عملیات داعش در اردن.
۵‌ـ طراحی شورش مشابه شورش‌های کشورهای لیبی و سوریه که از پیرامون به مرکز صورت گرفت؛ یعنی ابتدا در شهرستان‌‌ها کلید خورد، سپس با گسترش آنها در بستر اعتراضات اجتماعی و اقتصادی و افزایش خشونت‌ها و کشته‌سازی به مرکز کشیده شد. اغتشاشگران سعی کردند با شورش مسلحانه و استمرار آن در صورت گسترش تجمعات و تبدیل به جنبشی اجتماعی از نوع جنبش تجربه شده در تونس یا تشدید خشونت و جنگ مسلحانه و کشاندن شورش‌ها به مرکز و ورود تمامی گروهک‌های ضد انقلابی تجزیه‌طلب قومی و مذهبی به ویژه گروهک‌های شمال غرب با اتکا به اقلیم کردستان و باقی مانده داعش در عراق تیر خلاصی به نظام بزنند.
از این رو اگرچه در ابتدا از هفتم دی ‌ماه در مشهد مقدس تجمعاتی در اعتراض به مشکلات اقتصادی و مسئله مؤسسات مالی آغاز شد، اما از عصر همان روز شکل اغتشاش و شورش به خود گرفت و سپس با فراخوان شبکه‌های ضد انقلابی برای دیگر شهرها از روز جمعه در تمامی تجمعات، شعارهای ساختارشکنانه سر داده شد و از روز شنبه تمامی مراحل فراخوان با جهت‌دهی شعارها و هدایت جمعیت به سمت تهاجم علیه مراکز پلیس، حوزه‌های علمیه، دفاتر ائمه جمعه، مساجد و حسینیه‌ها، بانک‌ها و ادارات و حتی حمله به اموال خصوصی مردم برای دامن زدن به نارضایتی‌ها توسط شبکه‌های اجتماعی متصل به منافقین و بعضاً سلطنت‌طلب‌ها انجام ‌شد که سعی داشتند در رقابت با منافقین گوی سبقت را از آنان بربایند. همچنین افرادی از هسته‌های خفته منافقین به تصور آنکه بسترهای اجتماعی اعتراض به قدری گسترش یافته که می‌توانند مراحل بعدی را جلو بیندازند، از موطن خود به سایر شهرها عزیمت کردند تا شناسایی نشوند و در عین حال با کشته‌سازی به گسترش خشونت و استمرار شورش‌ها کمک کنند.
تلاش برای آشوب‌ و درگیری در بیش از ۷۰ نقطه شهری موجب شد تا حامیان این فتنه چهره عریان کنند و پس از آنکه مقامات مختلف آمریکا به حمایت از آشوب‌طلبان اقدام کردند، مریم رجوی، سرکرده‌ گروهک نفاق نیز از شکل‌دهی هزار اشرف در هزار شهر ایران سخن به میان آورد و سرکرده رژیم صهیونیستی نیز با ذوق‌زدگی ابتدا مسئولان این رژیم را از حمایت مستقیم و علنی منع کردکه البته نتوانست به آن عمل کند و روز بعد به حمایت علنی پرداخت. اما این‌بار هم شتاب‌زدگی کار دست آنها داد. شاید همین شتاب‌زدگی هم بود که سلطنت‌طلبان را نیز مشتاق آشکارسازی نقش خویش در این شورش‌ها کرد، به طوری که با اتخاذ شعارهایی ساختارشکنان و سلطنت‌طلبانه، از سران آمریکا و اروپا برای حمایت گسترده‌تر از این غائله درخواست کمک کردند.
اما حماقت طراحان و شتاب‌زدگی آنان موجب شد این فتنه به سرعت مهار و متوقف شده و یک‌بار دیگر دشمنان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران سرافراز، سیلی جانانه دیگری نوش جان کنند. مهم‌ترین عوامل انسداد در مسیر این فتنه عبارت بود از:
۱ـ بصیرت و هوشیاری مردم شریف ایران که نه تنها با شورشگران همراهی نکردند، بلکه جانانه به مقابله پرداختند و با برائت از این فتنه داعشی، در عین گله‌مندی از پاره‌ای مشکلات اقتصادی و اجتماعی، با تجمعات خودجوش، حمایت خود از نظام و رهبری و بیزاری از اقدامات ساختارشکنانه و ناامنی‌های پدید آمده را اعلام داشتند.
۲ـ مقابله جانانه نیروهای امنیتی‌‌ـ انتظامی که در عین مظلومیت و دادن شهید و مجروح با بردباری و صبوری فرصت جداسازی معترضان از شورشگران را فراهم آوردند و به مهار شورش پرداختند.
۳ـ حماقت و عدم شناخت دشمنان کینه‌توز و عوامل مزدور آنان از واقعیت‌های جامعه ایرانی که با ذهنیت اینکه تشدید تحریم‌های دوره ترامپ، بی‌نتیجه ماندن برجام و تلاش برخی نفوذی‌های آنان موجب شکاف بین مردم و حاکمیت شده، با اقدامات وحشیانه و شعارهای سخیف و هتاکانه، نقاب از چهره زشت و داعش‌گونه خود برداشته و ماهیت ضد انقلابی و براندازانه این جریان را به سرعت برملا کردند.
۴ـ رقابت بین منافقین و سلطنت‌طلبان برای میدان‌‌داری که در رسیدن به اهداف پلید خود و خوش‌خدمتی به دشمنان ملت و کشور، با شتاب‌زدگی عمل کرده و با تشدید خشونت‌ها و رادیکال کردن حرکت زمان‌بندی احتمالی طرح براندازی را به هم ریخته و موجب مرگ زودرس آن شدند.
اما مهم‌تر از همه عوامل، وحدت و یکپارچگی مردم در مقابله با این موج براندازی و اتحاد و همدلی تمامی جناح‌ها و جریانات سیاسی درون نظام در بیزاری از این فتنه داعش‌گونه بود که در راه‌پیمایی‌های مردمی، جلوه‌های زیبایی از یکصدایی مردم را در دفاع از ولایت، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خلق کرد که از جنس حماسه‌های مردمی در ۲۲ بهمن ۵۷ و ۹ دی ماه ۸۸ بود.
از این رو مسئولان باید در قدرشناسی از این مردم به مسائل اساسی آنان که همانا رونق اقتصاد و معیشت و مبارزه با فساد است به سرعت رسیدگی کرده و با رفع زمینه‌ها و بسترهای مولد نارضایتی، راه را بر بهانه‌جویی‌های احتمالی فرصت‌طلبان ببندند و با کاشتن بذر امید در جامعه، کشور را در برابر هرگونه فتنه و توطئه بدخواهان مردم و کشور بیمه کنند و همه اینها در گرو اقدام و عمل است. مدت‌ها است که مردم از شعار و انداختن توپ مسئولیت به میدان دیگران خسته شده‌اند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
831fe

شماره ۸۳۱ منتشر شد

831fe

ملاک حال فعلی افراد است

دکتریدالله جوانی/ در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب اسلامی، فتنه‌ها آنگاه شکل گرفته‌اند که برخی از خواص جبهه حق با سابقه خوب و بعضاً درخشان؛ دچار انحراف شده و این انحراف، از دید مردم و عمدتاً هواداران پنهان مانده است. فتنه جمل، از فتنه‌های خسارت‌بار در دوران امیرمؤمنان علی(ع) است که بر همین اساس پدید آمد. طلحه به لحاظ عملکرد، از سوی پیامبر اسلام(ص) عنوان «طلحه خیرٌ» را به خود اختصاص داد و زبیر، به دلیل مجاهدت‌های ستودنی در جنگ‌های متعدد علیه مشرکان و کفار، به «سیف‌الاسلام» شهرت یافت. اما در گذر زمان این دو نفر با چنین سوابق درخشانی‌، اسیر هواهای نفسانی و روحیه دنیاگرایی و قدرت‌طلبی شدند،‌ بر همین اساس برای رسیدن به خواسته‌های خود به سبب انحرافی که پیدا کرده بودند؛ در مقابل حضرت علی(ع) ایستادند و با کمک دیگران فتنه پرخسارت و خونبار جمل را پدید آوردند. بیشتر فتنه‌های تاریخی اینچنین پدید آمد‌ه‌اند. با داشتن بصیرت و شناخت به روز از خواص، می‌توان جلوی پدید آمدن بسیاری از فتنه‌ها را در جامعه اسلامی گرفت. عبارت کوتاه و پر معنای حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر «ملاک حال فعلی افراد است»؛ یک جمله راهبردی برای جلوگیری از فتنه‌انگیزی‌ها، با شناخت دقیق افراد در لحظه است. در سال ۱۳۸۸ و فتنه‌ای که پدید آمد؛ برای عده‌ای باورکردنی نبود که افرادی چون موسوی، کروبی، خاتمی ‌و دیگر افراد مشابه با سابقه حضور در انقلاب و مسئولیت‌های مهم در جمهوری اسلامی،‌ اینچنین با دشمنان خارجی علیه نظام همراه شوند. به یقین فتنه ۸۸، آخرین فتنه علیه نظام و ملت ایران نخواهد بود و دشمنان، برای فتنه‌انگیزی‌های جدید تلاش می‌کنند. برای جلوگیری از پدیدآیی فتنه‌ها، باید افراد فتنه‌گر و همراه شده با دشمن را شناخت. در سال ۸۸، فتنه زمانی پدید آمد که افراد با سابقه طولانی حضور در قدرت،‌ برای بازگشت مجدد به قدرت سیاسی، استفاده از هر ابزار، شیوه و روشی چون تخریب،‌ سیاه‌نمایی،‌ لجن‌پراکنی، تهمت و ایستادن در مقابل قانون را، ‌تحت پوشش دفاع از عدالت و حقوق مردم برای خود جایز دانستند. بر همین اساس، با دروغ بزرگ «تقلب» طبق نقشه کودتاهای مخملی، تلاش کردند تا بخشی از مردم را در مقابل نظام قرار دهند. البته زمینه‌‌سازی‌ها برای گفتن آن دروغ بزرگ خسارت‌بار، از سال ۸۴ شروع شده بود و در ماه‌های منتهی به انتخابات سال ۸۸ به اوج رسید. ایجاد تردید در سلامت انتخابات،‌ یکی از اقدامات زمینه‌ساز در آن دوران بود. رهبر معظم انقلاب چون دیده‌بانی هوشیار و تیزبین،‌ به نقد اقدامات زمینه‌ساز فتنه در آن دوران همت گماشتند، لکن بیانات،‌ رهنمودها و هشدارهای معظم‌له، به درستی از سوی همگان مورد توجه قرار نگرفت. اکنون و با گذشت نزدیک به یک دهه از فتنه ۸۸، نشانه‌های پدیدآیی فتنه‌های جدید بر اساس فرمول فتنه و نکات پیش‌گفته، در حال خودنمایی است. افرادی مشابه فتنه‌گران سال ۸۸، به شکلی دیگر در حال زمینه‌سازی برای پدید آوردن فتنه‌های جدید هستند. بدیهی است که در این وضعیت هم، ‌رهبری برای جلوگیری از وقوع فتنه‌های جدید، ‌هشدارهای لازم را به همگان بدهند. بیانات رهبر حکیم و بصیر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی سراسر کشور در روز چهارشنبه ششم دی‌ماه، از این منظر بسیار تأمل‌برانگیز است. در این دیدار معظم‌له، چند موضوع مهم را مورد توجه قرار دادند و با توجه به هر یک از موضوعات،‌ رهنمودهای ارزشمندی را بیان داشتند. سیاه‌نمایی‌ها، ‌تخریب‌ها، ‌هوچی‌گری‌ها، جنجال‌ها و تهمت‌های یک گروه خاص که در گذشته در قدرت بودند، ‌از جمله موضوعاتی بود که در این دیدار مورد نقد صریح و قاطع ایشان قرار گرفت.
معظم‌له در بیانات خود با اشاره به اینکه دشمنان با انواع جنگ‌های اقتصادی،‌ فرهنگی،‌ سیاسی و تبلیغاتی و دروغ‌پردازی‌های فراوان به دنبال «ناامید کردن،»، «بدبین کردن» و «سلب اعتماد‌به‌نفس» مردم هستند؛ ‌فرمودند: «متأسفانه در داخل هم گروهی همین کار دشمن را دارند انجام می‌دهند؛ حالا بعضی‌ها می‌فهمند که چه کار دارند می‌کنند، بعضی‌ها نمی‌فهمند و می‌کنند؛ درست همان کار دشمن [است]: ناامید کردن مردم، متهم کردن این و آن، دروغ‌های شاخدار دشمن‌ساز را به جای راست وانمود کردن و قلمداد کردن در ذهن مردم.»
رهبر حکیم انقلاب بی‌تقوایی و انگیزه‌های سیاسی را عامل اصلی این نوع رفتارهای دشمن‌پسند دانستند و افزودند: «آن کسانی که کار دشمن را دارند در داخل انجام می‌دهند تقوا ندارند، دین اینها سیاسی است،‌ به جای اینکه سیاست‌شان دینی باشد،‌ دین‌شان سیاسی‌کاری است. سیاست ما باید دینی باشد، نه اینکه دینداری‌مان را در جهت سیاسی‌کاری و در جهت اهداف پست و حقیر سیاسی حرکت بدهیم؛ اینها این‌جور هستند؛‌ اینها تقوا ندارند؛ همان کار دشمن را می‌کنند برای اینکه فلان جناح را تقویت کنند،‌ فلان جناح را بکوبند، فلان کس را بالا ببرند، فلان کس را پایین بیاورند.»
حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره ماهیت،‌ ویژگی‌ها و جایگاه این افراد در گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران فرمودند: «کسانی که همه امکانات مدیریتی یا امروز دست‌شان است یا دیروز دست‌شان بوده، فرقی نمی‌کند،‌ آن وقت به قول فرنگی‌مآب‌ها نقش اپوزیسیون به خودشان می‌گیرند. این کسانی که کشور در اختیارشان است یا در اختیارشان بوده،‌ اینها دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند، موضع [بگیرند]؛ باید موضع مسئولانه [بگیرند]، باید پاسخگو باشند. بنده‌ای که امکانات در اختیارم است،‌ نمی‌توانم مدعی باشم،‌ [بلکه] باید پاسخگو باشم و جواب بدهم که چه کار کردم با این امکانات. به جای اینکه پاسخگویی کنند، بیایند نقش مدعی را ایفا کنند علیه این،‌ علیه آن حرف بزنند؛ این نمی‌شود، مردم قبول نمی‌کنند این را، حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه مردم آگاهند،‌ می‌فهمند،‌ نمی‌پذیرند این حالت را.» رهبر معظم انقلاب با اشاره به تفاوت میان انقلابی‌نمایی و انقلابی‌گری و فراز و فرودها از آغاز مبارزات امام تاکنون فرمودند: «امام فرمودند که ملاک حال فعلی افراد است؛ ‌معنای این حرف چیست؟ امام حکیم بود؛ معنایش این است که هیچ‌کس ضمانت درست ماندن تا دم مرگ را ندارد، باید مراقب خودش باشد؛‌ حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است. ما در این چهل،‌ پنجاه سال بعد از شروع نهضت امام‌ـ از سال ۴۰، ۴۲ به این طرف‌ـ چه چیزها دیدیم! بالارفتن‌ها، پایین آمدن‌ها، تندی‌ها، کندی‌ها، افراط‌ها، تفریط‌ها، چیزهای عجیبی دیدیم در این مدت! خیلی باید مواظب خویش باشیم.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
830fe

شماره ۸۳۰ منتشر شد

830fe

دارایی‌های رهبر معظم انقلاب!

علی حیدری/ چند روز پیش بود که کنگره آمریکا در ادامه طرح عملیات روانی خود علیه جمهوری اسلامی ایران، طرحی موسوم به «قطعنامۀ شفافیت دارایی کادر رهبری ایران»، موسوم به «اچ آر ۱۶۳۸» را با ۲۸۹ رأی موافق و ۱۳۵ رأی مخالف به تصویب رساند که اگر این طرح به تصویب سنا برسد و رئیس‌جمهور آمریکا نیز آن‌ را امضا کند، وزارت خزانه‌داری آمریکا اطلاعاتی را درباره اموال و دارایی‌هایی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تحت کنترل رهبری و مسئولان جمهوری اسلامی ایران قرار دارند، منتشر خواهد کرد.
یکی از نمایندگان جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا به کمیته امور مالی این مجلس گفته است: «ما اطلاعاتی در دست داریم دال بر اینکه ۷۰ تا ۸۰ نفر از رهبران سیاسی و نظامی ایران یک‌سوم اقتصاد ایران را کنترل می‌کنند. آنها ثروت‌های هنگفتی جمع‌آوری کرده‌اند.» آمریکایی ها نتوانسته‌اند انگیزه خود را از ارائه چنین طرحی پنهان کنند؛ لذا در یکی از بندهای این طرح آورده‌اند: «ایران به حمایت از گروه‌های تروریستی در سراسر جهان، به ‌ویژه از طریق نیروی قدس ادامه داده است. این گروه‌ها، شامل حزب‌الله لبنان، چندین گروه شبه‌نظامی شیعه‌ عراقی، حماس و جهاد اسلامی فلسطینی می‌شوند.»
تجربه دشمنی‌های آمریکا با ملت ایران نشان داده است که این طرح نیز یکی از هزاران توطئه علیه نظام اسلامی در طول این سال‌هاست. انتخاب عبارت «دارایی‌های رهبری» برای طرح دوباره و چندباره موضوع نفوذ جمهوری اسلامی ایران در کشورهای منطقه و به چالش کشیدن حمایت‌های ایران از گروه‌های مقاومت حاکی از وحشت آمریکا و غرب از حضور و نفوذ معنوی ایران در بین ملت‌های مسلمان منطقه تحت راهبردهای کلان رهبر معظم انقلاب طی سال‌های اخیر بوده است؛ نفوذی که تأثیر آن را در شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه به وضوح دیده‌اند و خودشان اذعان می‌کنند که نه تنها راهبردهای‌شان علیه جمهوری اسلامی ایران ناکام مانده، بلکه ایران به نزدیکی مرزهای رژیم صهیونیستی رسیده و خواب راحت را از آنان سلب کرده است.
دشمنان مردم ایران که دشمنی‌شان با اسلام به اثبات رسیده و این روزها مغلوب مقاومت ملت‌های اسلامی به رهبری ولی امر مسلمین و مرجعیت شیعه هستند، چنگ بر رخ آفتاب می‌کشند، اما نمی‌دانند با به کار بردن این تعابیر نمی‌توانند چهره درخشان رهبر امت اسلام را مخدوش کنند. آنها نمی‌دانند که اصولاً منش حکومت ولایت فقیه از این نسبت‌های ناروا به دور است. ولی‌فقیه نسبت به جان و مال و ناموس مردم اختیار دارد، همان اختیاری که اولیای الهی داشتند. اما هیچ‌گاه از این قدرت و اختیار برای منافع شخصی‌اش بهره نمی‌گیرد. به همین دلیل هم عالی‌ترین شخصیت نظام جمهوری اسلامی زندگی ساده و بی‌آلایشی همچون دیگر مردم جامعه را برای خود برگزیده است. البته این مسئله‌ای نیست که از دید ملت بزرگ ایران دورمانده باشد.
ما هم معتقدیم رهبر معظم انقلاب دارایی‌های فراوانی دارند، اما ثروت و دارایی ایشان در تعریف دشمن با تعریف ما تفاوت بسیاری دارد. ایشان سرمایه‌هایی دارند که دشمنانش از دیدن و درک آنها عاجزند. ما معتقدیم؛ «امام خامنه‌ای ثروتمندترین رهبر دنیاست؛ چرا که میلیون‌ها سرباز جان برکف دارد که تا پای جان تحت فرمانش هستند و خونی که در رگ‌های‌شان است و هستی‌ و آبروی‌شان، همه از آن اوست که با این همه دارایی، ویلا ندارد، بیت دارد. خانه‌اش به جای فرش، عرش دارد و گلیم و چند تکه آسمان. همه چیز ساده است مثل خانه زهرا(س)، مثل خیمه حسین(ع). حسینیه امام خمینی(ره) دارد و چفیه دارد و عصایی که چوبش از شجره طوباست و دست مجروحی که ریشه در کف‌العباس دارد.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
829fe

شماره ۸۲۹ منتشر شد

829fe

نیکی‌هیلی و زایش نفرت و بی‌اعتمادی

 

رسول سنائی‌راد/ نیکی‌هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل که از چهره‌های نزدیک به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور کاباره‌ای آمریکا به شمار آمده و برای پشتیبانی از سیاست‌های جنجالی او از هیچ خوش‌رقصی فروگذار نکرده است،‌ با نمایش قطعاتی از آنچه که باقیمانده یک موشک شلیک شده از یمن به عربستان نامید، مدعی شده است، ایران سازنده موشک‌هایی است که در یمن و مناطق دیگر یافت می‌شود و این نقض قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل است؛ از این رو او این پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل خواهد کشاند.
همزمان با این شوی سیاسی خانم نیکی‌هیلی، پارلمان اروپا نیز در بیانیه‌ای با تکرار اتهامات واهی، از ایران خواسته است وارد فعالیت‌های موشکی که نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل هستند، ‌نشود.
البته این ادعای خانم نیکی‌هیلی را مقامات نظامی آمریکا رد کرده‌اند که نشان‌دهنده شتابزدگی حامی سناریوهای جنایتکاران آل‌سعود و توجیه‌ساز سیاست‌های بدون منطق دونالد ترامپ برای ارائه ادعاهای فاقد هرگونه ارزش و اعتبار حقوقی است.
شاید ورود مقامات دفاعی و نظامی آمریکا به این عرصه ناشی از نگرانی آنها برای احتمال تکرار سناریوی حمله به عراق پس از ادعاهای واهی مقامات دولت بوش کوچک و همراهی تونی بلر، نخست‌وزیر وقت انگلیس باشد که با ادعای وجود تسلیحات کشتار جمعی‌ در سال ۲۰۰۳، حمله نظامی گسترده‌ای را به عراق صورت دادند که پیامد آن رسوایی‌هایی، چون آشکار شدن این دروغ بزرگ،‌ خسارت‌های سنگین مالی و نظامی برای مهاجمان و سپس شکل‌گیری نفرت از آمریکا و متحدان در منطقه غرب آسیا و همچنین گسترش تروریسم وحشتناکی بود که امروز تهدیدی برای کل جهان به حساب می‌آید. به عبارتی، حاصل آن دروغ و حماقت دوران بوش کوچک، بی‌اعتباری تاریخی برای آمریکا بوده که پیامدهای آن هنوز دامن‌گیر آمریکا و مالیات‌دهندگان آمریکایی و خانواده‌های نظامیان کشته شده است.
طرح چنین ادعایی آن هم در شرایطی که اعتراضات برآمده از اعلام قدس به پایتختی رژیم اشغالگر فلسطین از سوی دونالد ترامپ سطحی جهانی یافته و نفرت از آمریکا را به همه جهان اسلام و حتی بشریت گریزان از جنگ و ستیز گسترش داده، ‌می‌تواند نشان‌دهنده وجود اهداف چندگانه باشد که موارد ذیل مهم‌ترین آنها به شمار می‌آید:
۱ـ جابه‌جا کردن تهدیدات در منطقه غرب آسیا و حتی عرصه جهانی با القای این ادعای کذب و نجات رژیم صهیونیستی و آل‌سعود که همواره در ایجاد جنگ و تروریسم نقش محوری داشته‌اند‌،پنهان سازی اشتباه ترامپ در معرفی قدس به پایتختی رژیم اشغالگر قدس و همچنین حمایت‌های آشکار از متجاوزان سعودی علیه مردم مظلوم یمن و حمایت‌های آل‌سعود از تروریسم وحشی و خشن داعشی موجب افتضاح و رسوایی کاخ سفید در افکار عمومی جهانیان شده است.
۲ـ تشدید رقابت‌های نظامی در منطقه با طرح ادعاهای جنجالی و دوشیدن رژیم‌های وابسته که در نگاه کاخ سفید گاوهای شیری و فربهی تصور می‌شوند که مستعد عقد قراردادهای میلیاردی برای رونق کارتل‌ها و شرکت‌های بزرگ تسلیحاتی آمریکا و اروپا تا از این شرایط سودهای کلان بدست آورند.
۳ـ فرسایش قدرت جمهوری اسلامی ایران و گرفتن توان بازدارندگی این کشور برای خنثی‌سازی نقش منطقه‌ای آن از یک‌سو و امکان تحمیل هرگونه فشار و خواسته‌های نامشروع یا تبدیل آن به کشوری مطیع و دنباله‌رو که همچون برخی کشورهای وابسته منطقه در صف متحدان آمریکا و غرب قرار گیرد.
۴ـ تأثیرگذاری بر موازنه در منطقه پس از شلیک موشک‌های یمنی به عربستان و امارات و آشکار شدن علایم شکست آمریکا و متحدان آن در یمن که پیش از این در سوریه و عراق تجربه کرده بودند.
حال آنکه جمهوری اسلامی ایران با داشتن تجربه سرنوشت عراق و لیبی که خلع سلاح مقدمه تجاوز به این کشورها شد و همچنین نتیجه سیلی موشکی به تروریست‌های تکفیری که موجب توقف تهاجم آنان و یأس حامیان منطقه‌ای‌شان شد، هیچ‌گاه اجازه مداخله بیگانگان در قدرت دفاعی موشکی خود را نخواهد داد و این شوی آمریکایی موجب نجات آل‌سعود از باتلاق یمن نخواهد شد.
اگر ادعای خانم هیلی صحت هم ‌داشت، ‌هیچ‌گاه نمی‌توانست همراهی و شراکت مستقیم آمریکا با آل‌سعود، رژیم صهیونیستی و داعش را در جنایت علیه بشریت توجیه کند. تجاوزات جنایتکارانه صهیونیست‌ها و آل‌سعود با هواپیماهای آمریکا و تسلیحات اهدایی کاخ سفید به این جانیان صورت می‌گیرد و شکل‌گیری تروریسم وحشی داعشی در سایه سیاست‌های اشتباه کاخ سفید و استفاده ابزاری آمریکا از تروریست‌ها برای جنگ نیابتی در منطقه غرب آسیا بوده است.
آخر اینکه جمهوری اسلامی با تجربه‌ای که از برجام کسب کرده است، ‌هیچ‌گاه به چاه برجام‌های بعدی نخواهد افتاد و از این رو تقسیم‌ کار اتحادیه اروپا با ترامپ در اتخاذ سیاست‌های فشار برای کشاندن توان موشکی کشورمان به عرصه معاملات سیاسی بر جمهوری اسلامی مؤثر نخواهد بود و از قبل بیهوده و شکست‌خورده تلقی می‌شود. مسلماً اصرار به تداوم چنین سیاستی تنها نفرت ملت بزرگ ایران اسلامی از آنان را افزایش خواهد کرد و به بی‌اعتمادی بیشتر دامن خواهد زد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی