811fe

شماره ۸۱۱ منتشر شد

811fe

غوغای چشمانِ آن سروِ رعنایِ بی‌سر

مهدی سعیدی/ انتشار تصاویر اسارت و شهادت بزرگمردی از تبار چمران، همت، باکری، خرازی، کاظمی و… حماسه‌ای بود که فضای افکار عمومی کشور را در روزهای گذشته به شدت متأثر کرده و هر بیننده‌ای را به واکنش واداشته است. در روزهایی که فضای سیاسی کشور مملو از اخبار سیاه و سفید تشکیل کابینه و انتخاب شهردار و سلفی نمایندگان و ازدواج فرزند فلان نماینده مجلس و غیره بود، به قول حسین قدیانی «یک سر! همه اخبار را یکسر برد به حاشیه!»، خبر شهادت محسن هوای سراسر کشور را عطرآگین کرده است و همه قلب‌های عاشق و روح‌هایی که صبغه‌ای از شرافت و انسانیت را در خود حفظ کرده‌اند، مست و متأثر کرده و حتی چشمان خواب‌زده بسیاری را نیز هوشیار کرده است!
محسن حججی امروز به مرکز توجهات یک ملت بدل شده و تصاویر و نوشتارهای مرتبط با او دست به دست می‌شود و مجلسی و محفلی نیست که در وصف او نگویند و نشنوند و حماسه‌اش را هزاران بار تحسین نکنند! «خون شهید بی‌سر» همچون طوفانی قلب‌های میلیون‌ها ایرانی را تکان داده است و اکنون هیچ ایرانی نیست که تصویر او را دیده باشد و بر مظلومیت و حقانیت او شهادت نداده باشد!
امروز بار دیگر شهید و شهادت به محوری برای وحدت ملت ایران بدل شده است و همه اقشار با افکار و اندیشه‌ها و مرام‌های مختلف، محسن را در مقام قهرمان ملی ستایش کرده‌اند و این حماسه حکایت از حقیقتی بزرگ دارد که این مفاهیم الهی هستند که می‌توانند ملتی را گرد مضامین متعالی خود جمع آورده و به یکدیگر متصل کنند و به این اجتماع بزرگ، هویت و انرژی بخشند.
شاه شمشاد قدان این سرزمین که به اسطوره جوانان وطن و نمادی از غرور و غیرت ملی بدل شده است، حتی آنهایی را که به ظاهر با فرهنگ ایستادگی و مقاومت فاصله دارند و گاه با کلام و قلم تیزشان به نقد آن پرداخته‌اند، به واکنش واداشته و خون‌شان را به جوش آورده و غیرتمندانه چشمان‌شان از مظلومیت محسن تَر شده است! نگاه نافذ و معصومانه آن سرو قامت خطه نجف‌آباد اصفهان آنچنان دل‌ها را به بازی گرفته است که در حال حاضر آزاده‌ای نیست که در وصف او نسراید و در برابر این همه عظمت و مظلومیت سر تعظیم فرود نیاورد!
آخرین تصاویر محسن در میان صفحات اختصاصی هنرمندان کشور در فضای مجازی با گستردگی بالایی بازنشر یافته و هر یک فارغ از هر جریان تلاش کرده‌اند با کلامی اثرگذار، احساسات خود را ابراز کنند و از خیل ارادتمندان به محسن جا نمانند!
قهرمانان رشته‌های مختلف ورزشی، سیاسیون از چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب و تندرو و میانه‌رو و… نیز از صفوف ملت جا نماندند و به این حماسه بزرگ واکنش نشان دادند.
محسن، نماینده صدها شهید بزرگواری است که مظلومانه و گمنام در طول این سال‌ها در دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی و دفاع از ایران اسلامی، صدها کیلومتر دورتر در جبهه سوریه و عراق به شهادت رسیده‌اند تا بار دیگر تجاوز و تعدی دشمن را در کرمانشاه و مهران و خرمشهر و آبادان تجربه نکنیم! شهدایی که کمتر از آنان یاد شده و حتی گاه مظلومانه مورد طعن قلم‌های حقیر نیز قرار گرفته‌اند!
محسن حتی با دستان بسته نیز دشمنان انسانیت را ناکام و روسیاه کرده است. دشمن خونآشامش که معمولاً از صحنه شهادت و کشتار اسرای خود، مستندی برای ایجاد رعب و وحشت تولید می‌کرد؛ اما این بار دست‌خالی ماند و فیلمی از لحظات شهادت محسن منتشر نکرد؛ چرا که ایستادگی او اجازه هرگونه بهره‌برداری را از دشمن گرفت!
محسن مظلومانه به مسلخ رفته است تا راه و رسم مولایش اباعبدالله‌الحسین(ع) را بار دیگر در عصر حاکمیت سرمایه‌سالاری و اباحی‌گری و مسخ انسانیت در ذیل گسترش مکاتب انحرافی و به تعبیر سیدالشهدای اهل قلم، سیدمرتضی آوینی در «عصر جاهلیت ثانی» احیا کند و هشداردهنده این حقیقت برای همه آزادگان و عدالت‌خواهان جهان باشد که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

 

810fe

شماره ۸۱۰ منتشر شد

810fe

پاسداری از خبرنگاری!

علی حیدری/ «خبرنگار» نامی آشنا برای عموم مردم بوده و هست؛ کسی که در ظاهر خبر دارد از آنچه دیگران خبر ندارند و شاید همین است که رسالت و مسئولیت او را بیشتر و سنگین‌تر می‌کند. خبرنگاری را اگر یک علم و تخصص فرض کنیم، یعنی گم شدن در گیر و دار ارزش‌ها و عناصر خبر، یعنی دست و پنجه نرم کردن با تیتر و لید و متن، یعنی گرفتار شدن در چنبره مصاحبه و گزارش و…
اما خبرنگاری به همین‌ها ختم نمی‌شود. خبرنگاری سوای از حرفه و شغل یک رسالت عظیم و یک مأموریت انسانی است که فقط کسانی حاضرند بار آن را بر دوش بکشند که آسایش خود را فدای آسایش دیگران کنند، خود را در سختی و دشواری قرار دهند تا دردهای جامعه را التیام بخشند، در مسیر تندبادها و طوفان‌ها حافظ امنیت و آرامش مردم باشند.
خبرنگار صدای رسای مردم است آنجایی که صدایی شنیده نمی‌شود و فریاد دادخواهی ملت‌هایی است که زیر سلطه مستکبران از حقوق خود محروم می‌شوند.
خبرنگار منادی اعتلای جامعه است بر بلندای قلل رفیع انسانیت و ترجمان همزیستی مسالمت‌آمیز است برای آحاد بشریت. خبرنگار حق مردم را فریاد می‌زند، اما برای خود حقی قائل نیست. خبرنگار سختی‌ها را به جان می‌خرد تا مردمش در آسانی باشند و همین است که شغلش را نیز جزء مشاغل زیان‌آور به حساب می‌آورند.
خبرنگاران با تیزهوشی و دقت، نقش واسط بین مردم و مسئولان را ایفا می‌کنند. آنها، هم باید درد دل مردم را بشنوند و هم پاسخ‌های مسئولان را به اطلاع مردم برسانند. خبرنگاران باید نقد کنند تا به بالندگی کشور و ملت خود کمک کرده باشند، البته اگر مسئولان نقدپذیر باشند و گوش شنوایی داشته باشند.
گفتن و نوشتن از خبرنگار و توصیف حال او نه تنها در این سطور، بلکه در یادداشت‌ها و مقاله‌های متعدد نیز ممکن نیست؛ اما برای ذکر خیر و به تناسب روزی که در آستانه آن قرار گرفته‌ایم، خالی از لطف نیست. روز خبرنگار بهانه‌ای است برای اینکه چند سطری هم برای خودمان بنویسیم؛ از دغدغه‌ها، آسیب‌ها و موانعی که این روزها در مسیر خبر و رسانه پدیدار شده است. یکی از این آفت‌های خطرناک، گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی است.
اگرچه توسعه این امکان ارتباطی فی‌نفسه امری مثبت و مبارک است و ورای آسیب‌ها و خطرات ناشی از آن، تعاملات و ارتباطات بشری را تسهیل کرده است؛ اما پدیده شبکه‌های اجتماعی با آسانی دسترسی، تولید و انتشار پیام در آنها امروز به یک خطر جدی برای رسانه‌ها بدل شده است؛ چرا که سازوکار تهیه و تولید و انتشار خبر در یک سازمان رسانه‌ای حرفه‌ای کم‌کم جای خود را به خبرهای ساخته و پرداخته ذهن افرادی می‌دهد که نه اطلاعات موثق و قابل اطمینان دارند و نه سواد رسانه‌ای کافی برای تشخیص اخبار صحیح از اخبار
ناصحیح.
درست است که در علم رسانه مفهومی به نام «شهروند خبرنگار» پذیرفته شده است، اما غلبه خبررسانی غیر رسمی بر شبکه‌ها و سازمان‌های خبری حرفه‌ای در موقعیت‌های خاص و شرایط بحرانی می‌تواند پیامدها و مشکلات جبران‌ناپذیری داشته باشد.
از این رو دلسوزان و دغدغه‌مندان عرصه رسانه باید تدبیری بیندیشند و از یک سو جلوی آسیب‌های احتمالی را سد کنند و از سوی دیگر از ظرفیت و بستر گسترده و متنوع این شبکه‌ها بیش از پیش برای رساندن پیام صحیح و متقن به افکار عمومی بهره ببرند و به عبارتی از خبرنگاری پاسداری کنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
809fe

شماره ۸۰۹ منتشر شد

809fe

اضطراب بلاوجه!

 

علی قاسمی/ با نگاه به روند تحولات روزهای اخیر، این نکته روشن می‌شود که آمریکا هر روز تحریم جدیدی را به صراحت تصویب می‌کند و یکی پس از دیگری نزدیک به رأی اجماع در مجالس این کشور نهایی می‌شود؛ اما رئیس مجلس شورای اسلامی کشورمان به جای بسیج نمایندگان برای مقابله به مثل و برخورد قاطع، با الفاظ غامض به رسانه‌ها توصیه می‌کند که اضطراب بلاوجه ایجاد نکنند؛ وی می‌گوید: «باید متن مصوبه آمریکایی‌ها به مقداری که واقعی بوده، نشان داده شود؛ بنابراین رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون اضطراب بلاوجه ایجاد نکنند؛ چرا که حادثه خیلی سهمگینی نیست، تخلف شده؛ اما تأثیر شایان‌ ذکری در کشور نمی‌گذارد.» تصویب تحریم‌های جدید در مجلس سنا پس از تصویب آن در مجلس نمایندگان با ۴١٩ رأی موافق و بیانیه وزارت خزانه‌داری آمریکا در واکنش به آزمایش موشک ماهواره‌‌بر سیمرغ که شش نهاد ایرانی تابع گروه صنعتی شهید همت را در فهرست تحریم قرار داد و تمامی اموال و دارایی‌های این شش نهاد در قلمرو حاکمیتی آمریکا مسدود شده و افراد آمریکایی از تعامل با آنها منع شدند، نمونه دیگری از اقدامات آمریکا است. همچنین در روز جمعه ۶ مرداد ماه یک قاضی فدرال در ایالت واشنگتن، ایران را به پرداخت نزدیک به ۲۰۹ میلیون دلار غرامت به قربانیان یک حمله ادعایی در بیت‌المقدس محکوم کرد؛ این دادگاه با متهم کردن حماس به حمله به یک اتوبوس در بیت‌المقدس در سال ۲۰۰۳ مدعی شده است، نهادهای مرتبط با ایران از این اقدام حمایت کرده‌اند. افزون بر این، کاخ سفید چندی پیش با صدور بیانیه‌ای تهدیدآمیز، آزادی اتباع آمریکایی زندانی در ایران را خواستار شده بود. اقدامات خصمانه به قدری روشن و شفاف و همه‌فهم است که فرانسه در نخستین واکنش به تحریم‌های جدید کنگره آمریکا علیه ایران، روسیه و کره ‌شمالی، این تحریم‌ها را مغایر با قوانین بین‌المللی توصیف کرد و از آمریکا خواست در واکنش به تحریم‌ها علیه این سه کشور، قوانین فرانسوی و اروپایی انطباق داده شود. در این راستا، عباس عراقچی نیز در واکنش به تصویب این تحریم‌ها در مجلس نمایندگان تأکید کرد: «تحریم موضوع جدیدی وضع نمی‌کند و جمع‌بندی تحریم‌های گذشته آمریکا در حوزه‌های غیر هسته‌ای است.» گفتنی است، آمریکا در حین نتیجه‌گیری مذاکرات برجام متعهد شده بود که برجام را با حسن‌نیت و در فضای سازنده اجرا کند و از هرگونه اقدامی که اجرای موفق برجام را تحت‌ تأثیر قرار ‌دهد، خودداری کند. حال آنکه آمریکایی‌ها به طرق مختلف هر روز به فکر اقدامی علیه فعالیت‌های به حق جمهوری اسلامی ایران هستند و مسئولان ما هم در فکر اینند که بدون صدمه زدن به برجام راه حل جایگزینی به تصویب برسانند. درست است که مردم ایران با یک تشر، وضع تحریم جدید یا فشار آمریکا تسلیم باج‌خواهی آنها نمی‌شوند؛ اما مردم این روزها نظاره‌گرند تا مجلس شورای اسلامی و همچنین کمیته نظارت بر برجام تصمیمات لازم، مقتضی و قدرتمندانه‌ای را اتخاذ کنند و بدون اینکه آسیبی به برجام برسد، اقتدار ایران به دشمن به درستی نشان داده شود. به نظر می‌رسد، بدون سخن‌پراکنی و توصیه‌ها باید همچون گذشته با اقتدار در برابر افزون‌خواهی دشمن بایستیم و متناسب با اقدامات خصمانه دشمن و هم‌وزن آن تدابیر، تصمیم درست را اتخاذ کنیم تا دشمنان به وضوح دریابند که همه گزینه‌ها پیش‌روی ایران است و متناسب با استقلال و اقتدار آن تصمیم می‌گیرد. از سوی دیگر، این حق مردم است که نسبت به عملکرد برجام اطلاع کافی داشته باشند. به عبارتی، نباید به آنها توصیه کرد که بی‌خیال باشید؛ زیرا تأخیر و سهل‌انگاری هیئت نظارت بر برجام، مجلس شورای اسلامی و وزارت امور خارجه سبب می‌شود اگر انحرافاتی در اجرای به موقع و صریح برجام صورت بگیرد، خسارات زیانباری به کشور وارد شود که گاهی در آینده این خسارات جبران‌پذیر نخواهد بود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
808fe

شماره ۸۰۸ منتشر شد

808fe

خلأیی که با موضع قاطعانه پر می‌شود

علی حیدری/ موضع‌گیری شجاعانه، قاطعانه و تهاجمی علیه دشمنان انقلاب اسلامی از نکات پرتکرار در بیانات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در چارچوب سه اصل عزت، حکمت و مصلحت همواره از مسئولان سیاست خارجی کشورمان مورد انتظار بوده است. سه اصل اساسی که به منزله یک مثلث الزامی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و ارتباطات بین‌المللی کشورمان قرار داده شده و تعامل سازنده با جهان در سند چشم‌انداز بیست ساله‌ کشور نیز بر مبنای این سه اصل مورد توجه قرار گرفته است. تجربه نشان داده است هر جا از این اصول تبعیت کردیم، نه تنها دولت‌ها و ملت‌ها، بلکه قدرت‌های جهانی هم به ناچار به حقوق اساسی ملت ایران احترام گذاشتند و هر جا که از اصول و آرمان‌های خود کوتاه آمدیم، شاهد تعرض بیگانگان به منافع ملی و حقوق مسلم خود بودیم.
نگاهی به عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی، به ویژه در دوران چهار ساله دولت تدبیر و امید نشان می‌دهد، با وجود تلاش‌های دیپلماتیک فراوانی که از سوی دستگاه دیپلماسی در ماجرای گفت‌وگو با کشورهای ۱+۵ برای حل‌وفصل پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی انجام شد، متأسفانه در برخی مقاطع به نام تعامل و مذاکره با دولت‌های دیگر شاهد نوعی انفعال و کوتاه آمدن از آرمان‌ها و اهداف در مواجهه با قدرت‌های جهانی هستیم تا حدی که مواضع مداخله‌جویانه قدرت‌های استکباری را هم بی‌پاسخ می‌گذاریم. در چنین شرایطی است که خلأ ایجاد شده در فضای دیپلماسی باید با پاسخی در خور شأن دشمن پر شود.
در همین راستا، هفته گذشته سردار سرلشکر باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در همایش فرماندهان نیروی زمینی سپاه تحلیلی از تهدیدات نوین امنیتی و تلاش قدرت‌های استکباری و دولت‌های مرتجع منطقه‌ای برای کشاندن تهدید به داخل مرزهای ایران ارائه کرد و در بخشی از سخنانش گفت: «مقامات آمریکایی قدری عاقلانه‌تر، سنجیده‌تر و پخته‌تر نسبت به دیگر کشورها آن هم کشور مقتدری، مانند ایران که با سربلندی و صلابت برابر تمامی توطئه‌ها ایستادگی کرده، صحبت کنند و بیش از این با آبروی نداشته خود بازی نکنند.» سردار سرلشکر جعفری، فرمانده کل سپاه نیز در همین نشست گفت: «اگر آمریکا بخواهد موضوع تحریم دفاعی و تحریم سپاه را دنبال کند قبل از آن، باید پایگاه‌های منطقه‌ای خود را تا عمق هزار کیلومتر در اطراف ایران جمع‌آوری کند.» وی با اشاره به فریبکاری‌های دشمن در قالب توافق برجام، تأکید کرد: «ملت ایران بی‌صبرانه در انتظار موضع‌گیری مقتدرانه مسئولان سیاست خارجی کشور است.»
این اظهارات فرماندهان ارشد نظامی در حالی اتخاذ شد که اقدامات اخیر آمریکایی‌ها از مواضع خصمانه وزیر خارجه آمریکا گرفته تا سخنان نماینده این کشور در سازمان ملل که رنگ و بوی دخالت و تهدید داشت و اعمال تحریم‌های جدید آمریکا علیه کشورمان با پاسخ درخور و بموقع از سوی مسئولان دولتی مواجه نشده بود.
پاسخ فرماندهان نیروهای مسلح به اقدامات و موضع‌گیری‌های آمریکایی‌ها با هدف رفع تهدید و جلوگیری از جسارت‌ها و گستاخی‌هایی بود که در عرصه سیاست خارجی بروز و ظهور می‌کرد و پاسخ درخوری هم به آنها داده نمی‌شد. اتفاقاً این گونه اظهار نظر فرماندهان نیروهای مسلح کشورمان که برخی رسانه‌های غربی از آن به عنوان «تهدید» نام بردند، با هدف جلوگیری از تشدید فضای تنش و یکجانبه‌گرایی برخی قدرت‌ها صورت می‌گیرد که فراموش نکنند در فضای بین‌المللی به حقوق دیگر ملت‌ها احترام بگذارند و از موضع قدرت با آنها سخن نگویند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
807fe

شماره ۸۰۷ منتشر شد

807fe

پایان ماه عسل

علی قاسمی/ پس از پیروزی جریان اعتدالی‌ـ اصلاح‌طلبی در دو انتخابات ریاست‌جمهوری و شورای شهر، آنچه با توجه به عملکرد همین جریان در دهه ۷۰ پیش‌بینی می‌شد، این بود که سهم‌خواهی افراد و احزاب پراکنده خیلی سریع خود را نشان دهد و به نوعی پایان ماه عسل آنان فرارسد. با نگاه به تحولات یک ماه گذشته، پیش‌بینی به نوعی درست از آب درآمد و ماجرای انتخاب شهردار تهران و به توافق نرسیدن در تقسیم پست‌های کلان شهرداری و سهم‌خواهی در کابینه دولت دوازدهم به خوبی حکایت از این معنا دارد. اگرچه سهم‌خواهی‌ها و اختلاف‌های درون‌گروهی برای همه جریان‌ها نکوهیده است و سبب می‌شود آنها را به انحطاط ببرد و پیش از انتخابات آنها را با شکست روبه‌رو کند. سخنان محمدرضا عارف در نشست هم‌اندیشی شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد، اختلافات بین جریان‌های اعتدالی و اصلاح‌طلبی روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود و انتقادها از حالت در گوشی، استعاره و کنایه خارج شده و بی‌پروا و آشکارا بیان می‌شود. عارف در آن نشست گفته بود: «بعضی‌ها پیروز می‌شوند یادشان می‌رود چه کسانی برای‌شان زحمت کشیدند و من این گله را دارم.» وی همین طور در ادامه تأکید کرده بود: «در انتخابات اردیبهشت هیچ شکی نیست که پیروزی روحانی مدیون اصلاح‌طلبان است. خواهش ما در آستانه تشکیل دولت دوازدهم همراهی و هماهنگی با فراکسیون امید است.» پس از انتقادات شدید رسانه‌ای نسبت به سخنان عارف، لاجرم وی در توئیتر نوشت: «همراهی، هماهنگی و همدلی با جریان اصلاحات رمز موفقیت دولت دوازدهم است و گفتمان اصلاحات در این مسیر به دنبال سهم‌خواهی نیست» که بلافاصله حسام‌الدین آشنا در جواب توئیت عارف نوشت: «درست است که گفتمان از جنس سهم‌خواهی نیست؛ اما امان از سهم‌خواهی‌های افراد به اسم جریان».
به نظر می‌رسد، فصل رقابت‌های درون‌گروهی اصلاح‌طلبان آغاز شده است. آنها پس از حضور موفق در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ و ۹۶ و همچنین دو انتخابات مجلس دهم و شورای پنجم، دچار اختلاف اساسی شده‌اند. همین اختلافات اساسی و بنیادی در سال ۹۲ سبب شد شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان شکل بگیرد. اوج واگرایی‌های اینها در بستن فهرست شورای شهر بود که جنجال‌های بسیاری را ایجاد کرد و انتقادها نسبت به هم عمیق‌تر و البته آشکارتر شد. محسن رهامی، نماینده سابق مجلس درباره شورای عالی اصلاح‌طلبان گفته است، روش آنها در فضای سیاسی امروز دیکتاتوری است. احمد حکیمی‌پور، دبیرکل حزب اراده ملت نیز معتقد است مأموریت شورای عالی به پایان رسیده است و دیگر وجود چنین شورایی لزومی ندارد. رسول منتجب‌نیا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی نیز با لحنی تند می‌گوید: «قرار بر این نبود که شورایی به وجود بیاید و جایگزین احزاب شود. قرار نبود بالای سر احزاب، آقا بالاسر باشد و یک نهاد تصمیم‌گیرنده باشد و احزاب و شخصیت‌های اصلاح‌طلب از آنجا دستور و الهام بگیرند. من این را توهین به اصلاحات و اصلاح‌طلبان می‌دانم. این جریان را انحرافی در جریان سیاسی کشور می‌دانم و این را تحقیر و توهین به فرد فرد اصلاح‌طلبان می‌دانم.» نباید فراموش کنیم در دهه ۷۰ دولت، مجلس و شورای شهر در اختیار اصلاح‌طلبان بود و سهم‌خواهی اصلاح‌طلبان را شکست داد و مردم از جریان اصلاحات دلسرد شده و با حضور نیافتن در انتخابات زمینه پیروزی آبادگران را در انتخابات فراهم کردند؛ البته این روند تداومی با اظهارنظر شخصیت‌های این جریان در حال نضج گرفتن است. عارف با گلایه از هجمه‌های صورت گرفته طی چند هفته اخیر به خودش و دیکتاتور خواندن شورای عالی سیاست‌گذاری گفت: «تا چندی پیش هجمه علیه فرد که مهم نبود اما حالا به جریان است، حتی برچسب دیکتاتوری زدند ما که گفتیم از نقد استقبال می‌کنیم، به دوستان هم گفتم در خانه‌ام به روی شما باز است چرا در فضای مجازی گفتمان کنیم.» توصیه‌ها و هشدارهای عارف به زبانی دیگر از سوی صادق زیباکلام هم تکرار شد، آنجا که گفت: «چندپاره شدن اصلاح‌طلبان سم است، رمز پیروزی ما در سال‌های ۹۲، ۹۴ و ۹۶، تشکیل ائتلاف بود. اگر ائتلافی عمل نکنیم و… در انتخابات مجلس در ۹۸ و ریاست‌جمهوری در ۱۴۰۰ شکست خواهیم خورد.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
806fe

شماره ۸۰۶ منتشر شد

806fe

تحکیم قدرت هژمونیک ایران در منطقه

هادی محمدی/ با گذشت بیش از چهار سال از تولد داعش در عراق و سوریه که برنامه‌ریزی، حمایت و هدایت آن را دستگاه‌های اطلاعاتی غربی‌ـ عربی و صهیونیستی و شرکای آمریکا بر عهده داشتند، حقایق فراوانی از راهبردهای تروریسم دولتی آمریکا و هم‌پیمانان آن برملا شده است.
اساساً داعش و بقیه تروریست‌های تکفیری در ذیل استراتژی آمریکا با هدف هرج و مرج سازنده شکل گرفته و مصداق پیدا کرد تا نظم منطقه‌ای جدیدی که همسو با رویکرد در منافع آمریکایی است، پایه‌ریزی ‌شود. تولید این سازمان‌های تروریستی اگرچه با بهانه و توجیهات فریبنده آغاز شد تا نظام‌های مستقل سیاسی را به چالش کشید، موازنه قدرت محور مقاوت را با شوک جدیدی روبه‌رو کند و شعار و ماهیت اسلام‌گرایی و انقلاب اسلامی را در نگاه جهانی مخدوش کرده و تحت فشار قرار دهد و از سیاست‌های غربی ضد اسلامی حمایت کند. کارکرد اصلی و باقی‌مانده جریان‌های تروریستی این بود که بنا به انتظار برنامه‌ریزی شده آمریکایی، داعش باید بیش از ده تا پانزده سال عمر کند و ریشه‌دار شود و با تحول در نظام‌های سیاسی و منطقه‌ای بازگشت هژمونی کامل آمریکا را میسر نماید. این طراحی هوشمند، گسترده،‌ هماهنگ‌شده، که همه چیز را در مسیر خود ویران می‌کرد، در همان گام‌های اولیه در عراق،‌ با رهنمود و مجوز رهبر معظم انقلاب، در مناطق اربیل و سپس در دیگر مناطق عراق از پیشروی و گسترش قدرت داعش ممانعت کرد و سپس با فرمان مرجعیت عراق، حضرت آیت‌الله سیستانی، با تشکیل حشدالشعبی و کارنامه قدرتمند خود، به تصویر امروز از داعش در عراق و سوریه رسیده است. نقش و تصمیم راهبردی رهبری و مرجعیت، بسیار بر طرح‌های اطلاعاتی و هوشمند غلبه کرده و در کنار هزینه‌های کمرشکن مادی و حیثیتی، کارکرد و عمر پدیده تروریسم داعش را به چالش کشیده و آن را در آستانه پاک‌سازی در عراق و سپس سوریه قرار داده است. اگرچه آمریکا امروز ناچار است خود را در صف مبارزه با داعش به نمایش بگذارد ولی اگر بوق‌های رسانه‌ای غربی‌ـ عربی را کنار بگذاریم، افکار عمومی و نخبگان جهان، ‌داعش را مولود آمریکا و شرکایش دانسته و از حمایت‌های روزانه و امروز آنها از داعش چشم‌ نمی‌پوشند. امروز عراق از زبان رهبران مذهبی و سیاسی اذعان می‌کند که امنیت و سلامت و حاکمیت خود را مدیون حمایت‌های رهبری و مرجعیت می‌داند و پایداری و ایستادگی در سوریه و پیروزی‌های مستمر در سال‌های اخیر را در مقابل داعش و بقیه تروریست‌ها در سایه حضور قدرتمند ایران و محور مقاومت می‌داند که با مجوز و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در سوریه حاضر شده و با شراکت روسیه در دو سال اخیر، ‌به قدرتی بلامنازع،‌ تعیین‌کننده، حذف‌نشدنی ‌و هژمونی‌ساز تبدیل شده‌اند. سوریه نیز حاکمیت، یکپارچگی و پایداری و پیروزی خود در مقابل تروریسم تکفیری از ده‌ها کشور جهان را مدیون رهبر معظم انقلاب می‌داند و با وجودی که اندیشه‌های واداده داخلی برای رضایتمندی غرب، ‌همه انرژی و جان خود را برای از بین بردن این پیوند منطقه‌ای ایران در عراق و سوریه قرار دادند، امروز نه تنها، راهبرد پیروزمند رهبری به ثمر نشسته، بلکه به خوبی در جایگاه تأمین منافع ملی و امنیت ملی ایران نیز با غرور و سربلندی، خودنمایی می‌کند. در حالی که جبهه انقلاب اسلامی و مقاومت در منطقه با عزت و قدرت در حال تکامل بخشیدن به پازل قدرتمندی خود است، آمریکا و شرکای آن در سیر نزولی منحنی قدرت و همگرایی هستند و توان و پتانسیل و انگیزه‌های آغاز بحران‌سازی در سوریه و عراق و منطقه را نداشته و حتی در مقابل یکدیگر صف‌بندی می‌کنند. این نداشتن توازن قدرت در عرصه منازعات منطقه‌ای، در حالی است که آمریکا نیز توان و اراده مداخلات یکجانبه و مستقیم در بحران‌های منطقه را ندارد و این به معنای، آغاز استحکام یافتن مؤلفه‌های قدرت هژمونیک ایران، محور مقاومت و شرکای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
805fe

شماره ۸۰۵ منتشر شد

805fe

محمد گنجی/ با گذشت بیش از یک ماه از رقابت‌های انتخاباتی و برگزیده شدن مجدد آقای روحانی، رئیس‌جمهور دولت یازدهم همچنان در فضای پیش از انتخابات باقی مانده است. ادبیات ایشان در این روزها آنچنان تند و حاشیه‌ساز است که عنوان «اعتدال» تناسبی با رفتار ایشان و اطرافیان‌شان ندارد. مواضع عجیب و غریب رئیس قوه مجریه درباره نقش سپاه در فعالیت‌های سازندگی کشور، در حالی که دولت یازدهم با توجه به تحریم‌های همه‌جانبه غرب با همه وجود نیازمند یاری رساندن مجموعه توانمندی چون سپاه بود، حکایت از آن دارد که دولتمردان دولت دوازدهم تلاش دارند تا با حرکت در خط جنجال و تنش مسیر خود را در اداره کشور دنبال کنند.
این‌گونه برخورد را در سطحی دیگر در چگونگی رویارویی با مخالفان و منتقدان می‌توان مشاهده کرد. آخرین نمونه از این دست اقدامات، واکنش حامیان و اطرافیان دولت به خواندن شعری انتقادی در مراسم روز عید فطر بود که با واکنش تند و هجمه هماهنگ و همه‌جانبه‌ای مواجه شد که صحنه‌گردانان آن با همه توان به میدان آمده بودند تا منتقدان را منفعل و از صحنه خارج کنند! بدترین توهین‌ها و فحاشی‌ها حاصل واکنش حامیان دولت اعتدال! و کسانی است که سال‌ها خود را پرچمدار شعار «زنده‌باد مخالف من» معرفی کرده‌اند! در این بین برخی دولتمردان و نزدیکان رئیس‌جمهور نیز آتش بیار معرکه شده و در مسیر این هجمه‌ها با توئیت‌ها و اعلام مواضع افراطی میدان را بیش از پیش برای فحاشان و هتاکان باز کردند! ادبیاتی که در این چند روزه علیه یکی از مداحان انقلابی منتقد تولید شد، آنقدر توهین‌آمیز و خارج از چارچوب اخلاق و انصاف است که امکان انتشار آن در رسانه عمومی وجود ندارد!
این وضعیت در حالی است که حامیان این جریان و مدعیان اصلاحات مدعی هستند که سال‌هاست از نبود آزادی و سیطره فضای خفقان رنج می‌برند و خواهان آنند که فضا برای انتقاد و نقد حاکمیت فراهم آید! اما این حرکت نشان داد که این جریان اعتقادی به آزادی ندارد و تنها حقوق را برای خود می‌خواهد، نه مخالفان!
نکته قابل ملاحظه دیگر آنکه در همین ایام انتخابات بالاترین توهین‌ها به رقیب سیاسی آقای روحانی صورت گرفته است که مرور حوادث تلخ پیش از انتخابات ۲۹ اردیبهشت ماه تنها گوشه‌ای از این جریان مدعی است که سال‌هاست با زیاده‌خواهی و پایبند نبودن به هیچ یک از موازین عقلی، شرعی، قانونی و اخلاقی به دنبال پیشبرد منافع خود و فضاسازی علیه جریان انقلابی است.
این جریان همان جریانی است که در طول هشت سال دولت گذشته بیشترین هتاکی‌ها را علیه رئیس‌جمهور منتخب مردم داشته و بارها تصویر وی در دانشگاه به دست همین افراطیون به آتش کشیده شد و هزاران پیام و سیاهه برای تمسخر وی انتشار یافت. دیگر مسئولان جمهوری اسلامی ایران نیز در طول سال‌های اخیر از تیغ هتاکی و فحاشی این جریان مصون نبوده‌اند و این نشان‌دهنده آن است که مدت‌هاست لمپن‌ها میدان‌دار جریان مدعی اصلاح‌طلبی شده‌اند!
دولت مدعی اعتدال حتی نسبت به دولت اصلاحات نیز از بضاعت کمتری در رویارویی با مخالفان برخوردار است. اطرافیان کم‌حوصله و ناتوان رئیس‌جمهور که از فقدان وجاهت فرهنگی، طبع بلند و خوی آزادمنشی و مدارا رنج می‌برند، بیشتر چهره‌های امنیتی و شخصیت‌های تندخویی هستند که با مشاوره‌های خود، رئیس‌جمهور را نیز به مسیر تندخویی و برخوردهای چکشی با منتقدان سوق می‌دهند و این در حالی است که برعکس انتظارات، آنجا که باید شاهد برخوردهای قاطع و مقتدرانه باشیم، متأسفانه چنین رفتارهایی از جانب دست‌اندرکاران دولتی صادر نمی‌شود!
نمونه چنین برخوردهای انفعالی را این روزها که دولتمردان آمریکایی هر روز با بدعهدی‌های‌شان تمام توافقات بین‌المللی را زیر پا نهاده و دوباره تحریم‌های جدیدی علیه کشور تصویب کرده‌اند، می‌توان به عینه مشاهده کرد. معلوم نیست چگونه مدعیانی که یک شعر انتقادی را تاب نمی‌آورند، در برابر عهدشکنی و زیاده‌خواهی دشمنان اینگونه نرمخو و منفعل هستند؟!
به هر حال، دولت دوازدهم که با وعده‌های متعدد برای حل مشکلات کشور به میدان آمده، بیش از هر موضوعی نیازمند آرامش و وفاق عمومی است؛ لذا باید تلاش کند با صبوری و شنیدن سخن منتقدان، خطاهای گذشته را اصلاح کرده و با ایجاد وحدت ملی در مسیر سازندگی کشور حرکت کند. ماندن در موضع افراطی‌گری، به کارگیری ادبیات تند و تحریک‌کننده، در تنگنا قرار دادن منتقدان و سرکوب صدای مخالف، نه تنها کمکی به دولت نخواهد کرد؛ بلکه حرکت در مسیری است که هر روز باید شاهد ایجاد تنش و درگیری در کشور باشیم.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
804fe

شماره ۸۰۴ منتشر شد

804fe

انتقام نیم‌روز در نیمه‌شب!

علی حیدری/ در طول سال‌های اخیر که کشورهای منطقه و برخی دیگر از مناطق جهان در آتش ناشی از تروریسم تکفیری می‌سوزند، جمهوری اسلامی ایران به مثابه ساحل امن و جزیره ثبات در منطقه همواره ضمن حفظ امنیت پایدار خود، رؤیای تروریست‌ها را در روشن کردن آتش فتنه در ایران اسلامی بی‌تعبیر کرده است. حفظ هوشیاری و آمادگی نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی در شکست توطئه‌های تروریست‌ها طی سال‌های اخیر تأثیر بسزایی داشته است، به طوری که ده‌ها تیم وابسته به گروهک‌های تروریستی در نقاط مختلف مرزی و هنگام نفوذ به داخل کشور شناسایی و دستگیر شده‌اند. افزون بر این بهای این آرامش و ثبات حضور و از خود گذشتگی فرزندان این آب و خاک در جبهه دفاع از حرم بود که بدخواهان و کوردلان را در حسرت خدشه وارد کردن بر امنیت کشورمان گذاشت.
اما پس از برگزاری انتخابات باشکوه ۲۹ اردیبهشت که برگ دیگری از مردم‌سالاری دینی و اتحاد و یکپارچگی ملت با نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب ورق خورد و همچنین پس از چراغ سبز رئیس‌جمهور آمریکا که در اظهارات ضد ایرانی‌اش در سفر به عربستان سعودی متجلی شد، عوامل حاکمان مرتجع منطقه درصدد برآمدند به هر قیمتی که شده برای تحت‌الشعاع قرار دادن این حماسه بزرگ ملی حاشیه امنیتی بسازند و به زعم خود ناامنی را به ایران اسلامی بکشانند و نیز شد، به طوری که توانستند به وسیله نیروهای خودفروخته داعش در دو اقدام ناشیانه و کور به حرم مطهر امام راحل(ره) و مجلس شورای اسلامی حمله کنند که ضمن آن عده‌ای از پاسداران و کارکنان مجلس و مراجعه‌کنندگان به خانه ملت به شهادت رسیدند؛ اقدامی که خشم و انزجار ملت ایران را که از قربانیان تروریسم در طول چهار دهه گذشته هستند، فراهم آورد و فرماندهان سپاه اعلام کردند که به زودی ضربه مهلکی بر پیکره تروریست‌ها وارد خواهند کرد.
تنها ۱۱ روز پس از اقدامات تروریستی نیروهای وابسته به داعش در تهران که به شهادت ۱۷ نفر و زخمی شدن عده‌ای از هموطنان‌مان انجامید، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شبانگاه ۲۸ خرداد با حمله موشکی به دیرالزور در خاک سوریه، انتقام خون‌های ریخته شده را از تروریست‌های تکفیری گرفت.
در جریان این عملیات ۱۷۰ نفر از تروریست‌ها، از جمله عده‌ای از فرماندهان آنان به هلاکت رسیدند و مقادیر زیادی از تجهیزات و امکانات آنان منهدم شد. این عملیات مقتدرانه به وحدت و انسجام بیشتر گروه‌ها و جریان‌های داخلی انجامید و در آن سوی مرزها نیز قدرت و ابتکار عمل نظام اسلامی را که به همت پاسداران انقلاب اسلامی به منصه ظهور رسید، به جهانیان نشان داد.
این اقدام از یک سو سیلی سپاه و نیروهای مسلح بر صورت کریه دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی بود، در عین حال پیام مهمی برای حامیان غربی، عبری، عربی تروریست‌ها داشت که بدانند تکرار اقدامات و خطاهایی مانند آنچه در تهران رخ داد، پاسخی بسیار کوبنده‌تر و در تراز بسیار بالاتر از سوی نظام اسلامی را در پی خواهد داشت و از سوی دیگر موقعیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در منطقه و جهان به رخ دشمنان کشید و ثابت کرد که امروز سپاه و نیروهای مسلح در داخل مرزهای کشورمان با تروریست‌ها درگیر نخواهند شد و دشمن را در هر جا که باشند تعقیب و مجازات خواهد کرد؛ چرا که همان‌گونه که فرمانده معظم کل قوا فرمودند: «دوران بزن در رو تمام شده» و هر کسی که بخواهد به تمامیت ارضی و منافع ملی و امنیت ایران اسلامی آسیب بزند با سیلی محکم و مشت پولادین ملت و نیروهای مسلح مواجه خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
803fe

شماره ۸۰۳ منتشر شد

803fe

علی تتماج/ آخرین جمعه ماه مبارک رمضان نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای جهان اسلام و حتی بسیاری از ملت‌های جهان اهمیت و جایگاه ویژه‌ای دارد. امام خمینی(ره) در سال ۱۳۵۸ به حمایت از ملت فلسطین این روز را «روز قدس» نامگذاری کردند. شاید در سال‌های ابتدایی این روز فقط در میان ایرانیان گرامی داشته می‌شد، اما همچون بسیاری از اصول و چارچوب‌های انقلاب اسلامی که جایگاه جهانی یافته، به مرور نه تنها در کشورهای اسلامی، بلکه در سراسر جهان ملت‌ها این روز را گرامی می‌دارند و فریاد حمایت از فلسطین سر می‌دهند.
امسال نیز روز جهانی قدس در حالی فرا رسیده که شرایطی خاص بر منطقه و مسئله فلسطین حاکم است. در حوزه داخلی فلسطین در حالی رژیم صهیونیستی اشغال گسترده‌تر کرانه باختری و قدس را در پیش گرفته که آمریکایی‌ها نیز به شدت بر طبل این اشغالگری می‌کوبند که تصویب طرح انتقال سفارت آمریکا به قدس در سنای آمریکا و سفر ترامپ به سرزمین‌های اشغالی را می‌توان از آن جمله دانست.
در حوزه منطقه‌ای نیز ارتجاع عربی به سرکردگی رژیم سعودی در حالی ادعای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و به تازگی قطر را می‌دهد که هدف اصلی آن را اعمال فشار بر گروه‌های فلسطین، از جمله حماس تشکیل می‌دهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد سعودی در ازای قرارداد تسلیحاتی با آمریکا تعهد خیانت به فلسطین را داده و با ادعای مقابله با قطر و آنچه تروریسم می‌نامد، طرح افزایش فشارها و تحریم‌ها علیه فلسطینی‌ها را اجرایی می‌کند. از سوی دیگر تروریسم دست‌پرورده آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن که آشکارا تحت حمایت رژیم صهیونیستی هستند، در حالی به روزهای پایانی حیات ننگین مأموریت خود نزدیک می‌شوند که مأموریت ایجاد فضای رعب و وحشت در ایران به آنها محول شده که حادثه تروریستی در مجلس شورای اسلامی و مرقد امام خمینی(ره) برگرفته از همین توطئه‌ها بوده است. نکته بسیار مهم دیگر آنکه کنگره آمریکا سرانجام با رأی اکثریت قطعنامه تشدید تحریم‌ها علیه ایران را تصویب کرد. این اقدام در حالی صورت گرفته که در کنار نقض آشکار برجام، دلیل ادعایی آنان مقابله با حضور ایران در منطقه مطرح شده که در اصل برگرفته از خشم آمریکا از مبارزه ایران با تروریسم و دستاوردهای آن در برقراری ثبات و امنیت منطقه است.
آنچه در لایه‌های پنهانی تحرکات ضد ایرانی آمریکا و شرکای آن مشاهده می‌شود، تقارن آن با روز جهانی قدس است. این تقارن نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها از یک سو به دنبال دلسردکردن ملت ایران از راهبرد مقاومت و از سوی دیگر ایجاد فضای حاشیه‌ای برای دوری ایرانیان و جهانیان از روز جهانی قدس است. آمریکایی‌ها می‌خواهند چنین القا کنند که حمایت از مقاومت و فلسطین هزینه‌های سنگینی دارد و البته راهکار مورد نظر خود را نیز ارائه می‌کنند و آن تسلیم شدن ایران در برابر زیاده‌خواهی منطقه‌ای و موشکی آمریکاست که در اصل تبدیل‌کردن ایران به کشوری تسلیم‌پذیر، ضعیف و بدون استقلال و آزادی است.
با توجه به این شرایط می‌توان گفت که حضور گسترده ملت ایران در روز جهانی قدس در حالی که استمرار حمایت از فلسطین است، پاسخی قاطع به تحریم و تهدیدات اخیر آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن خواهد بود که همچون سال‌های اخیر نه تنها در عرصه داخلی و مقابله با آمریکا دستاوردهای بسیاری برای ایران رقم خواهد زد؛ بلکه همچنان نام ایران را در جایگاه پیشگام حمایت از مظلومان در جهان طنین‌انداز خواهد کرد. جهانیان همچون گذشته ایرانیان را پرچمدار صلح و آزادی‌خواهی جهان خواهند دانست؛ اصلی که در کنار خنثی‌سازی بسیاری از توطئه‌های دشمنان می‌تواند مؤلفه‌ای مهم برای شکستن تحریم‌ها و استمرار رویکرد جهانیان به همگرایی با جمهوری اسلامی ایران باشد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
802fe

صبح صادق ۸۰۲ منتشر شد

802fe

نقض فاحش برجام با تحریم‌های جدید سپاه

دکتر یدالله جوانی/ وضع تحریم‌های جدید آمریکا تحت عنوان «قانون مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران ۲۰۱۷» که به اختصار ۷۲۲ ـ s نامیده می‌شود، به یقین ناقض برجام است. ماهیت این تحریم‌ها به گونه‌ای است که می‌توان از آن به «نقض فاحش برجام» یاد کرد. در این طرح سه محور اصلی تحریم وجود دارد: ۱ـ تحریم‌های مربوط به موشک‌های بالستیک؛ مبتنی بر این محور تحریم،‌ تمامی اشخاص دخیل در برنامه موشک‌های بالستیک ایران و همچنین کسانی که با آنها دادوستد دارند تحریم می‌شوند. ۲ـ تحریم‌های مربوط به تروریسم؛ مبتنی بر این محور، تحریم‌های جدیدی علیه سپاه پاسداران، افراد آن و همچنین اشخاص و شرکت‌های خارجی مرتبط با سپاه اعمال می‌شود. ۳ـ تحریم‌های تسلیحاتی؛ مبتنی بر این محور، تحریم‌هایی علیه افرادی که در تأمین قطعه، فروش، تعمیر و انتقال تانک، خودروی زرهی، تسلیحات با کالیبر بالا، هواپیمای جنگی، بالگردهای تهاجمی، کشتی، موشک و سامانه‌های موشکی به ایران نقش‌آفرین باشند، اعمال می‌گردد.
در میان تحریم‌های مذکور، تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پیشتر این نوع تحریم‌ها علیه نیروی قدس بود و اینک به کل سپاه تعمیم داده می‌شود، بسیار تأمل‌برانگیز است. در قانون جدید آمریکایی‌ها با متهم کردن سپاه به تروریسم، تلاش خواهند کرد سپاه و افراد و شرکت‌های مرتبط با آن را در سراسر جهان، ‌از طریق مسدود کردن دارایی‌ها و منع معاملات، مورد تحریم شدید قرار دهند.
وضع تحریم‌های جدید علیه جمهوری اسلامی ایران و به ویژه تحریم سپاه پاسداران، را از زوایای مختلف می‌توان بررسی و تحلیل کرد:
۱ـ تحریم‌های جدید و سرنوشت برجام
ترامپ که پیش از ورود به کاخ سفید از پاره کردن برجام سخن گفته بود، با وضع تحریم‌های جدید، عملاً درصدد پاره کردن برجام است، براساس اطلاعات موجود، نزدیک به ۵۰ طرح در کنگره آمریکا با عناوین مختلف آماده شده تا ضمن تصویب یکی پس از دیگری، تحریم‌های جدید و بیشتری را علیه جمهوری اسلامی وضع کند. بسیار روشن است که این رویکرد آمریکا، ‌هم با روح حاکم بر برجام و هم با متن برجام در تضاد است. در بند ۲۹ برجام آمده است: «اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و همچنین ایالات متحده،‌ منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف تأثیرگذاری منفی و مستقیم برعادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهدات‌شان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز برجام خودداری خواهند کرد.»
این رفتار آمریکا نقض فاحش برجام طبق بند ۲۹ می‌باشد. بر همین اساس است که آقای جان کری وزیر امور خارجه پیشین آمریکا، با هشدار به وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، می‌گوید وضع این تحریم‌ها خطرناک است و به ایرانیان این پیام را می‌دهد که توافق هسته‌ای هیچ دستاوردی برای آنان نداشته است!
حال سؤال این است که با این رویکرد آمریکا در نقض فاحش برجام، جمهوری اسلامی ایران چگونه باید رفتار کند؟
۲ـ نقطه هدف در تحریم سپاه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را می‌توان از ارکان اصلی اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دانست. سپاه در تولید قدرت ملی، حفظ انقلاب اسلامی، تأمین امنیت ملی، توسعه نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان خنثی‌سازی توطئه‌ها علیه انقلاب و نظام در حوزه‌های مختلف و مبارزه با تروریسم دست‌پرورده نظام سلطه در منطقه، نقش بی‌بدیلی داشته و دارد.
آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و جریان وهابی آل‌سعود، سپاه را عامل اصلی شکست‌ها و ناکامی‌های خود طی چند دهه گذشته ارزیابی می‌کنند. براساس همین نقش‌آفرینی‌های سپاه است که رسانه‌های معروف غرب، از سپاه به «ستون فقرات نظام سیاسی ایران» یاد می‌کنند. آمریکایی‌ها سپاه را مانع اصلی سر راه بازتولید و احیای سلطه خود بر منطقه راهبردی غرب آسیا ارزیابی می‌کنند و بر همین اساس، تضعیف سپاه را به صورت جدی از طریق وضع تحریم‌های جدید، در دستور کار خود قرار داده‌اند. نقطه هدف در سناریوی تحریم سپاه، معرفی سپاه به مثابه عامل تحریم ملت ایران است!
در تحریم‌های هسته‌ای، آمریکایی‌ها درصدد بودند که برنامه فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را، علت وضع تحریم‌ها معرفی کرده و راه‌حل برداشتن تحریم‌ها را، در کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای، یا پذیرش محدودیت در این حوزه اعلام کنند. دشمنان ملت ایران،‌ همین سناریو را درباره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پیش گرفته، به دنبال محدودسازی و تضعیف سپاه هستند. آمریکایی‌ها معتقدند که با تشدید تحریم‌ها در حوزه‌های موشکی، حقوق بشر، تروریسم و…، ‌می‌توانند همانند واداشتن جمهوری اسلامی به پذیرش محدودیت‌ها در حوزه هسته‌ای، ایران را به پذیرش محدودیت‌ها در دیگر حوزه‌ها وادار کنند. به عبارت دیگر، نقطه هدف در وضع تحریم‌های جدید و از جمله تحریم سپاه، زمینه‌سازی در داخل جامعه ایران برای پذیرش برجام‌های ۲ و ۳ و… است. آمریکایی‌ها چنین نقطه‌ای را نشانه گرفته‌اند. با اطمینان می‌توان گفت، هرگز این خواب آمریکا‌یی‌ها تعبیر نخواهد شد و آنان باید آرزوی برجام‌های دیگر را به گور ببرند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی