870fe

شماره ۸۷۰ منتشر شد

870fe

ویژگی‌های ایران در ۹۰ سالگی انقلاب

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
ایران با انقلاب اسلامی در مسیر رشد و بالندگی قرار گرفت و دلیل تمامی دشمنی‌های دشمنان با ملت ما، در همین یک نکته نهفته است. در یک کلام می‌توان گفت، انقلاب اسلامی بر آرمان پیشرفت مادی و معنوی تمرکز دارد و بر همین اساس، قدرت‌های شیطانی سلطه‌گر و در رأس آنها آمریکایی‌ها، با انقلاب اسلامی مقابله کردند. چنین دشمنانی هرگز نمی‌خواستند این انقلاب و حرکت اسلام‌خواهانه ملت ایران پا بگیرد، لکن اراده الهی، انقلاب و نظام دینی برخاسته از آن را، به پاس مقاومت‌ها، رشادت‌ها، مجاهدت‌ها و شهادت‌های مردم تابع ولایت، به چهل سالگی رساند. اکنون جمهوری اسلامی ایران به مرحله‌ای از بلوغ و پختگی دست یافته و درست در زمانی که دشمن پایان انقلاب را در چهل سالگی فریاد می‌کند؛ نقشه راه پنجاه سال آینده این نظام دینی را ترسیم می‌کند.
با اطمینان می‌توان گفت، انقلاب چهل ساله با عبور از همه موانع، روزی نود ساله خواهد شد و هیچ بن‌بستی برای انقلاب و جریان انقلابی در کشور وجود ندارد. سرسخت‌ترین دشمنان این انقلاب، همگی در سراشیبی سقوط قرار دارند. آمریکایی‌ها با سرپوش گذاشتن بر واقعیات و با پردازش تصویرهای دروغین، هرگز قادر به تغییر روندهای آینده‌ساز مبتنی بر مبانی، اصول، آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی نخواهند بود. چند روز پیش، از الگوی پایه اسلامی‌ـ ایرانی پیشرفت رونمایی شد و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، برای تکمیل و ارتقای این الگو فراخوان داده و در مقدمه پیام خود آوردند: «خداوند جلّ و علا را سپاس می‌گزارم که با هدایت و توفیق او، تلاش نظام‌مند چند هزار تن از صاحب‌نظران و استادان دانشگاهی و حوزوی و فرزانگان جوان برای طراحی الگوی اسلامی‌ـ ایرانی پیشرفت پس از هفت سال در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی به نتیجه رسید. این سند، اهم مبانی و آرمان‌های پیشرفت را تدوین کرده و افق مطلوب کشور را در پنج دهه آینده ترسیم و تدابیر مؤثر برای نیل به آن را طراحی کرده است که با تحقق آن، که کاری عظیم‌ و دشوار، اما ممکن و شیرین است، کشور راه پیشرفت را خواهد پیمود و طلیعه مبارک تمدن نوین اسلامی‌ـ ایرانی در زیست بوم ایران رخ خواهد داد. ان‌شاءالله».
بی‌تردید این سند پس از اصلاح و تکمیل طبق فراخوان رهبر معظم انقلاب با مخاطب قرار دادن نهادها و سازمان‌های اصلی کشور مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس شورای اسلامی، دولت، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و مرکز الگوی اسلامی‌‌ـ ایرانی پیشرفت طی یک بازه زمانی دو ساله، به مهم‌ترین سند بالادستی بعد از قانون اساسی تبدیل خواهد شد. در پیام رهبر حکیم انقلاب خطاب به مجمع تشخیص مصلحت آمده است: «مجمع تشخیص مصلحت نظام سند پیوست را به عنوان چارچوب بالادستی سیاست‌های کلی مورد ملاحظه قرار دهد و پیشنهادهای تکمیلی برای حصول اطمینان از کفایت آن را در جایگاه یاد شده ارائه کند و پس از ابلاغ نسخه نهایی الگوی اسلامی‌ـ ایرانی پیشرفت، سیاست‌های کلی نظام را برای انطباق با الگو بازنگری نماید.»
معظم‌له بر همین مبنا در پیام خود خطاب به مجلس شورای اسلامی آوردند: «مجلس شورای اسلامی با نگاه ملی به بررسی سند حاضر بپردازد و نکات ضروری برای ارتقای آن را به عنوان سند بالادستی قوانین برنامه‌ای کشور پیشنهاد نماید و تمهیدات لازم را برای تهیه و تصویب طرح‌ها و لوایح برنامه‌ای در چارچوب نسخه نهایی آن مقرر سازد.» ادامه در صفحه۲از محتوای این سند و همچنین مطالبات رهبر معظم انقلاب از نهادها، قوا و نخبگان دانشگاهی و حوزوی برای ارتقای این سند، می‌توان دریافت که نسخه نهایی الگوی اسلامی‌ـ ایرانی پیشرفت، نقشه راه پنجاه سال آینده جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. بر اساس این نقشه راه و مبتنی بر مبانی خداشناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی، جامعه‌شناختی، ارزش‌شناختی و دین‌شناختی آرمان‌ها و ارزش‌ها تدوین شده است. با توجه به مبانی، آرمان‌ها و ارزش‌های تدوین شده، رسالت ملت و نظام ایران به این صورت مورد تصریح و تأکید واقع شده است: «رسالت ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران حرکت عقلانی، مؤمنانه و متعهدانه در جهت ایجاد تمدن نوین اسلامی متناسب با آرمان‌ها در زیست بوم ایران است.»
برخی از ویژگی‌های ایران در نود سالگی انقلاب بر اساس افق ترسیم شده در این سند عبارت است از:
۱ـ در سال ۱۴۴۴ هجری شمسی مردم ایران دیندار، عموماً پیرو قرآن کریم، سنت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) و با سبک زندگی و خانواده اسلامی‌ـ ایرانی و روحیه جهادی، قانونمدار، پاسدار ارزش‌ها، هویت‌ ملی و میراث انقلاب اسلامی، تربیت‌یافته به تناسب استعداد و علاقه تا عالی‌ترین مراحل معنوی، علمی و مهارتی و شاغل در حرفه متناسبند و از احساس امنیت، آرامش، آسایش، سلامت و امید زندگی در سطح برتر جهانی برخوردارند.
۲ـ تا سال ۱۴۴۴ ایران به پیشتاز در تولید علوم انسانی اسلامی و فرهنگ متعالی در سطح بین‌المللی تبدیل شده و در میان پنج کشور پیشرفته جهان در تولید اندیشه، علم و فناوری جای گرفته است.
۳ـ تا سال ۱۴۴۴ ایران از اقتصادی دانش‌بنیان، خوداتکا و مبتنی بر عقلانیت و معنویت اسلامی برخوردار بوده و دارای یکی از ده اقتصاد برتر جهان است.
۴ـ تا سال ۱۴۴۴، سلامت محیط زیست و پایداری منابع طبیعی، آب، انرژی و امنیت غذایی با حداقل نابرابری فضایی در کشور فراهم شده، کشف منابع، خلق مزیت‌ها و فرصت‌های جدید و وفور نعمت برای همگان با رعایت عدالت بین نسلی حاصل شده است.
۵ـ تا سال ۱۴۴۴، فقر، فساد و تبعیض در کشور ریشه‌کن شده و تکافل عمومی و تأمین اجتماعی جامع و فراگیر و دسترسی آسان همگانی به نظام قضایی عادلانه تأمین شده است.
۶ـ در سال ۱۴۴۴ ایران از نظر سطح کلی پیشرفت و عدالت، در شمار چهل کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر جهان شناخته می‌شود و دارای ویژگی‌های برجسته جامعه اسلامی و خاستگاه تمدن اسلامی‌ـ ایرانی است. به حول و قوه الهی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
869fe

شماره ۸۶۹ منتشر شد

869fe

الزامات گره‌گشایی با کار جهادی

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
مسئولان کشور باید واقع‌بین بوده و با تمام وجود، مشکلات موجود در جامعه را ببینند و برای آن چاره‌ای بیندیشند. مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی برای بخش قابل توجهی از مردم،‌ مشکلات جدی و بعضاً‌ با پیامدهای ناگوار است. البته در وضعیت کنونی، همه مسئولان کشور، همه نخبگان و جریان‌های فکری‌ـ سیاسی، ‌به وجود این مشکلات پی برده، آن را حس کرده و بر ضرورت حل آن به نوعی به اجماع رسیده‌اند؛ زیرا مشکلات کنونی در حوزه مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، ‌بسیار فراتر از آن است که به چشم نیاید و در محاسبات و تحلیل‌های مسئولان، نخبگان، جریان‌های سیاسی و توده‌های مردم نادیده انگاشته شود. بنابراین در وضعیت کنونی، ‌اولویت تمرکز بر روی مسائل اقتصادی و تلاش برای حل مشکلات این حوزه است. با پذیرش این وضعیت نامناسب و قبول اولویت داشتن اقدام در این عرصه برای حرکت به سمت یک وضعیت قابل قبول، پرسش اصلی این است که ‌چگونه می‌توان این وضعیت را تغییر داد؟ با رویکرد برجام‌گرا و پذیرش CFT و هموار کردن مسیر برای سرازیر شدن سرمایه شرکت‌های غربی به داخل کشور یا رویکردی دیگر؟ فراموش نکنیم در سال ۱۳۹۲ و در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری، ‌این نگاه رخ نمود که برای حل مشکلات اقتصادی کشور،‌ باید از طریق مذاکره با آمریکا به منزله کدخدای جهان، ‌مسیر ورود سرمایه‌های غربی و شرکت‌های اروپایی به کشور را هموار کرد. با صراحت هر چه تمام گفته شد، اگر سرمایه‌گذاران اروپایی و آمریکایی به ایران بیایند،‌ رشد اقتصادی هشت درصدی را تجربه خواهیم کرد و در پرتو چنین رشدی،‌ کشور از رکود خارج شده، ‌تولید رونق گرفته، جوانان بیکار صاحب شغل و درآمد شده و رفاه مردم به صورت عزتمندانه تأمین می‌شود! از آن زمان تاکنون بیش از پنج سال می‌گذرد و در این سال‌ها،‌ عده‌ای در انتظار معجزه برجام بوده و برای ورود سرمایه‌گذاران اروپایی با هدف گره‌گشایی از مشکلات کشور لحظه‌شماری کردند؛ اما افزایش مشکلات اقتصادی در وضعیت کنونی در مقایسه با اوضاع اقتصادی کشور در سال ۱۳۹۲، خط و نشان کشیدن آمریکا برای اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر و اما و اگرهای اروپایی‌ها برای کمک به ایران، ‌بطلان رویکرد برجام‌گرا را رقم زده و طرفدارانش را گریزی از پذیرش این بطلان نیست.
رویکرد دیگر چیست؟ تجربه چهل سال گذشته نشان می‌دهد، ‌کارهای بسیار بزرگ و در ظاهر ناشدنی،‌ در پرتو کار جهادی تحقق می‌یابد و به بار می‌نشیند. تبدیل جنگ تحمیلی به دفاع مقدس هشت ساله، ‌نمونه بارز و برجسته یک کار جهادی است. قرار گرفتن جمهوری اسلامی در موقعیت برخورداری از قدرت بازدارندگی نظامی در برابر هر نوع و هر سطح از تهدیدات با ماهیت نظامی، ‌با کار جهادی حاصل شد. ورود و عضویت ایران در باشگاه هسته‌ای جهان به دلیل دستیابی جمهوری اسلامی به دانش هسته‌ای و فناوری چرخه ایران به باشگاه فضایی در جهان به دلیل دستیابی به دانش و فناوری غلبه بر داعش و جمع کردن بساط خلافت ادعایی در منطقه، به جز با کار جهادی ممکن نبود. در کنار فهرست مورد اشاره از موفقیت‌ها، ‌ده‌ها و شاید صدها مورد دیگر را می‌توان مثال زد که با کار جهادی طی چهل سال گذشته به ثمر نشسته است.
اکنون که کشور با معضلات اقتصادی مواجه شده و زندگی مردم تحت فشار قرار دارد، تنها راه برای گره‌گشایی از مشکلات کشور و مردم، کار جهادی است. البته کار جهادی الزامات خود را دارد. داشتن تفکر، اندیشه و روحیه جهادی، ‌از الزامات قطعی کار جهادی است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بارها به این رویکرد تأکید داشته و بر همین اساس، در دیدار دو ساعت و نیمه سران قوا با معظم‌له در موضوع مسائل اقتصادی کشور می‌فرمایند: «حل مشکلات جاری اقتصاد کشور و تأمین نیازهای عمومی مردم،‌ نیازمند کار جهادی و تلاش فوق‌العاده است.»
از دیگر الزامات توفیق در کار جهادی،‌ نوع نگاه به صحنه کشور، ‌منابع، ‌ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها است. این الزامات راهبردی را رهبر معظم انقلاب در همین دیدار به این صورت تأیید می‌کنند: «هیچ بن‌بست و مشکل غیر قابل حلی در کشور وجود ندارد و ما به فضل الهی و با عزم و اراده مردم و مسئولان و با استفاده از ظرفیت بی‌بدیل جوانان و نخبگان توانمند ایران عزیز و با فعال کردن ظرفیت‌ها و منابع ممتاز کشور، یقیناً بر مشکلات درونی و تحمیلی فائق خواهیم آمد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
868fe

شماره ۸۶۸ منتشر شد

868fe

عراق، پیروزی دوباره اسلام‌گرایی

سعدالله زارعی
تحلیلگر ارشد بین‌الملل

موقعیت عراق برای ایران یک موقعیت راهبردی است؛ از این‌ رو دشمنان اسلام و ایران در طول حدود ۱۰۰ سال گذشته و به خصوص در دوران «جمهوری اسلامی» سعی کرده‌اند عراق «دشمن راهبردی» ایران باشد. به این ترتیب در بین همسایگان، عراق تنها کشوری است که با ایران اختلافات سرزمینی دارد که به دوره سیطره انگلیس بر این کشور در فاصله سال‌های ۱۲۹۹ تا ۱۳۱۱‌ش بازمی‌گردد و دو بار منشأ درگیری نظامی شده است.
در جریان جنبش اسلام‌گرایی که در منطقه و در پرتو پیروزی انقلاب اسلامی در ایران راه افتاد، عراق اولین نقطه‌ای بود که «تغییر سریع آن» در ارزیابی‌های اطلاعاتی و سیاسی قطعی تلقی می‌شد. از این رو غرب و کشورهای وابسته به آمریکا در منطقه با وجود انواعی از اختلافات که با رژیم بعثی عراق داشتند و پیش از این چند بار حتی برای سرنگونی آن دست به کار شده بودند، در اینکه باید به هر قیمت از آن در برابر موج اسلام‌گرایی حمایت قاطع کنند، تردید نکردند و به اقدامات بی‌سابقه‌ای نیز دست زدند؛ واگذاری جزایر ثروتمند «وربه» و «بوبیان» کویت به عراق، اجاره دادن هواپیماهای نظامی و صفر شدن تمام دیون عراق به کشورهای عربی و غربی که به حدود ۷۰ میلیارد دلار می‌رسید، نمونه‌هایی از این اقدام بود. از آن سو از بین بردن شخصیت‌های برجسته شیعه نظیر متفکر برجسته آیت‌الله‌العظمی سیدمحمدباقر صدر نشان داد که غرب و شرق به صدام برای ممانعت از پیروزی جنبش اسلام‌گرایی در عراق «کارت سبز» داده‌اند. البته اسلام‌گرایی در این مقطع نتوانست به پیروزی برسد، هر چند برای لحظه‌ای هم صدام و حامیان عربی ـ غربی‌اش را رها نکرد.
اما خداوند متعال مقدر کرده بود که خود این جبهه غربی‌ـ عربی، صدام را در یک «ارزیابی احمقانه» سرنگون کنند و از این راه بستر حرکت اسلام‌گرایی در عراق هموار شود. صدام بعد از تصرف کامل کویت و تهدید عربستان سعودی، به دست آمریکا و انگلیس سرنگون شد، اما گمان آمریکایی‌ها این بود که «خلأ قدرت» در عراق زمینه لازم را به آنان می‌دهد تا برای ده‌ها سال و حتی به قول «هنری کیسینجر» برای دست‌کم ۱۰۰ سال بدون واسطه بر این کشور حکومت کنند، از این رو آمریکا با بازسازی مناسبات قرن نوزدهمی به مارشال «جی گارنر» عنوان «حاکم نظامی عراق» را داد و او در اوایل کار خود برای هیچ شخصیت عراقی ارزشی قائل نبود و گمان می‌کرد جلوداری ندارد. در این دوره عربستان سعودی، کویت و امارات نه تنها از اینکه عراق به اشغال نظامی نامحدود آمریکا و انگلیس درآمده است، شرمنده نبودند؛ بلکه بخشی از هزینه‌های آن را نیز تقبل کردند. اما اسلام‌گرایی در عراق معطل نماند و بلافاصله پس از سقوط صدام برای به هم زدن طرح آمریکا که مقدمه تغییرات آمریکایی خاورمیانه بود، وارد عمل شد و از آنجا که در متن مردم عراق به طور جدی زمینه داشت، ظرف ۱۴ ماه پس از به اشغال درآمدن عراق به دست آمریکا و انگلیس، اولین دولت عراقی را بر سر کار آورد که این دولت حدود ۹ ماه بعد به شکل‌گیری یک «دولت مبارز» به رهبری متفکر شیعی دکترابراهیم جعفری منتهی شد.
اما انتخابات چهارمین دوره مجلس قانون‌گذاری عراق که در وقت قانونی خودـ ۲۲ اردیبهشت گذشته‌ـ برگزار شد، بار دیگر عراق را به صحنه جدال میان دو جبهه اسلام‌گرایی و غرب‌گرایی تبدیل کرد. آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان، امارات و… با طرح شعارهای فریبنده‌ای نظیر ملی‌گرایی به جای قومی‌گرایی‌ـ که هدف حذف رنگ شیعی حکومت عراق بودـ و شعار حل مشکلات معیشتی با کمک کشورهای ثروتمند منطقه پا در میان گذاشتند و هر گروه عراقی را جداگانه به ریاض فراخواندند تا وعده‌های خود را قطعی معرفی کنند و در جریان انتخابات اردیبهشت ماه حسب آنچه در بررسی سازمان اطلاعاتی عراق آمده برای رسیدن به هر کرسی مجلس بین دو تا سه میلیون دلار هزینه کردند.از نظر آنان اختلافات درونی میان احزاب شیعی و دنیاگرایی برخی از آنان زمینه را برای تغییر عراق از دولتی متمایل به «مقاومت» به دولتی وابسته فراهم کرده است؛ لذا همه ظرفیت خود را پای کار آوردند. نتیجه انتخابات و پیروزی دوباره جریانات شناخته شده اسلام‌گرای همسو با انقلاب اسلامی و به خصوص شکل‌گیری فراکسیون مقاومت باید جبهه غربی‌ـ عربی را مأیوس می‌کرد، اما آنان با نگاه به پاره‌ای اختلافات و نیز با بهره‌گیری از افرادی که در درون هر طیف وجود دارد، سعی کردند مانع حرکت طبیعی جبهه مقاومت و اسلام‌گرایی در عراق شوند.

اگرچه میان برگزاری انتخابات ۲۲ اردیبهشت تا انتخابات نخست‌وزیر در دهم مهر ماه چهار ماه فاصله افتاد که بخشی هم به دلیل اعتراضات برخی طیف‌ها به شمارش آرا بود، اما در عین حال انتخاب شدن «محمد الحلبوسی» به ریاست پارلمان و انتخاب «برهم صالح» به ریاست‌جمهوری و «عادل عبدالمهدی» به نخست‌وزیری و ارتباط «بسیار نزدیک» این سه به جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی نشان داد، بار دیگر جبهه مترفین در مقابل انقلاب اسلامی رنگ باخته است. عمق این موضوع را سخنان الحلبوسی رئیس سُنی پارلمان عراق نشان داد. الحلبوسی در جریان اولین تماسی که بین او و یک مقام جمهوری اسلامی‌ـ رئیس مجلس شورای اسلامی‌ـ برقرار شد، گفت: «مسئولان جدید عراق هرگونه فشار یا تحریم اقتصادی علیه ایران اسلامی را ظالمانه دانسته و در برابر آن خواهند ایستاد.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
867fe

شماره ۸۶۷ منتشر شد

867fe

انتقام مقتدرانه، مطالبه ملی

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
مطالبه مردم داغدار و عزادار برای گرفتن انتقام خون بی‌گناهان اقدام تروریستی اهواز، یک مطالبه بحق ملی و در‌خور ستایش است. مردم ایران در طول تاریخ پر افتخار خود، نشان داده و اثبات کرده‌اند که از خون بی‌گناهان و مظلومان نمی‌گذرند. اکنون ملت ایران در موقعیتی قرار دارد که به راحتی و مقتدرانه می‌تواند انتقام خون بر زمین ریخته شده بی‌گناهان را بگیرد. فرزندان این ملت در نیروهای مسلح کشور و به ویژه در سپاه پاسداران به نیابت از مردم غیور، مؤمن، انقلابی و ظلم‌ستیز ایران، مصمم به پاسخگویی به مطالبه مردم در خونخواهی و انتقام‌گیری از ظالمان و ستمگران خون‌آشام هستند.
اما سخن اصلی اینجاست که، از چه کسی یا از چه کسانی باید انتقام گرفت؟ اقدامات تروریستی در تهران، مریوان و اهواز، دو واقعیت را آشکار می‌کند:
۱ـ اراده‌ای شکل گرفته تا ایران را بی‌ثبات کند و آرامش را از ملت ایران بگیرد.
۲ـ در پشت صحنه این اقدامات تروریستی، یک مثلث آشوب متشکل از آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از رژیم‌های مرتجع، فاسد و وابسته عربی از جمله سعودی‌ها و اماراتی‌ها قرار دارد.
این مثلث آشوب، برای پیاده‌سازی سناریوی سوریه در ایران برنامه‌ریزی کرده و در حال تلاش است. وقتی سعودی‌های وهابی با صراحت هر چه تمام، از کشاندن جنگ به داخل ایران سخن گفتند، جای هیچ تردیدی وجود ندارد که آنان برای ریخته شدن خون هزاران هزار ایرانی، نقشه‌های فراوانی طراحی کرده‌اند. بنابراین ماهیت توطئه و ماهیت طراحان توطئه علیه ملت ایران، کاملاً شناخته شده است. اینک برای ملت ایران، نقشه دشمن برای بی‌‌ثبات‌سازی و به هرج‌ومرج کشاندن کشور از طریق اقدامات کور تروریستی، به طور کامل افشا شده است. تجربه چهل ساله ملت بزرگ ایران و نظام جمهوری اسلامی، بر این نکته تأکید دارد که، دشمن شکست‌پذیر است و باید با مشت‌های آهنین به توطئه‌های آنان پاسخ داد. بارش موشک‌های نقطه‌زن بر سر داعشی‌های تروریست در سوریه و دموکرات‌های تروریست در عراق، اقتدار دفاعی و اشراف اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت. پیام‌های سیلی‌های موشکی در هر دو مورد صریح و قاطع بود، اما کندذهنی دشمنان مانع از دریافت و فهم این پیام‌ها شده است. اگر دشمنان این پیام‌ها را به درستی درک کرده بودند، هرگز به سمت طراحی و اجرای چنین جنایت کوری در اهواز نمی‌رفتند. به یقین پاسخ به این جنایت‌، پیام‌های صریح‌تر و قاطع‌تری را به تروریست‌ها و حامیان آنها خواهد داد. از این پس، افزون بر تروریست‌ها، حامیان تروریست‌ها هم درخواهند یافت که روزگار نشستن در کاخ‌های شیشه‌ای و طراحی توطئه علیه ملت مقتدر ایران سپری شده است. آنان به زودی خواهند فهمید که باید تقاص خون بی‌گناهان را پس بدهند.
آری دیری نخواهد پایید که حامیان تروریست‌ها به اشتباه راهبردی و تحلیلی خود درباره توان و قدرت جمهوری اسلامی ایران پی خواهند برد. در مبنای تحلیلی غلط آنها، ایران، همانند سوریه و عراق تلقی شده است، این در حالی است که تجارب موفقیت‌آمیز انقلاب اسلامی در طول چهار دهه از عمر آن، از ایران کشوری با مزیت‌های دفاعی ویژه ساخته است که در پرتو اقتدار دفاعی، علاوه بر گوشمالی عوامل و مزدوران، منبع و منشأ تهدید را هم نشانه رفته و مقتدرانه، انتقام خون بی‌گناهان را از آنان می‌گیرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
866fe

شماره ۸۶۶ منتشر شد

866fe

انتقام از مردم در اهواز

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
مقاومت چهل ساله ملت ایران در برابر نظام سلطه و متحدان منطقه‌ای آن،‌ تمامی معادلات و محاسبات زورگویان عالم را بر هم زده است. در ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ رژیم بعث عراق، ‌با حمایت‌ها و پشتیبانی‌های همه‌جانبه تمامی قدرت‌های شیطانی،‌ تهاجمی را مبتنی بر استراتژی جنگ برق‌آسا از زمین، هوا و دریا به سرزمین ایران آغاز کرد و بر این تصور بود که، ‌حداکثر دو سه ماهه به تمامی اهداف این جنگ شامل به شکست رساندن انقلاب، ‌ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران دست خواهد یافت. اما برخلاف این تصور و محاسبات حامیان رژیم متجاوز بعثی،‌ ملت ایران جنگ تحمیلی را به دفاع مقدس تبدیل کرد و دشمن متجاوز بدون دست یافتن به هیچ یک از اهداف خود طعم تلخ شکست را چشید.
با پایان جنگ هشت ساله،‌ دشمنان اصلی ملت ایران با محوریت آمریکای جنایتکار توطئه‌های فراوانی را برای بازگردان سلطه خود به ایران طراحی کرده و به مرحله اجرا درآوردند، ‌لکن در پرتو وحدت، هوشمندی و بصیرت مردم ولایتمدار،‌ تمامی این توطئه‌ها یکی پس از دیگری خنثی و با شکست و ناکامی مواجه شد. مشکلات اقتصادی داخلی و پدیدایی نشانه‌هایی از نارضایتی‌های مردمی در دی ماه سال گذشته، دشمنان را برای رسیدن به اهداف‌شان در قبال ایران امیدوار کرد و آنان، سناریوی رقم زدن تابستان داغ را طراحی کردند. هوشمندی مردم در بهار و تابستان سال جاری در قبال نقشه‌‌های دشمن و حفظ آرامش و امنیت پایدار در کشور طی این مدت، بیش از پیش دشمنان را عصبانی کرد و داغ پدیدایی تابستان داغ را بر دل‌های سیاه آنان نشاند. از این رو بود که جبهه استکبار درصدد برآمد با استفاده از مزدوران خود، از ملت ایران و پرچمداران نظم و امنیت کشور، در آخرین روز تابستان و در سالروز آغاز جنگ تحمیلی انتقام بگیرد. تیراندازی به سمت رژه‌روندگان و مردمی که برای تماشای شکوه و اقتدار نیروهای مدافع کشورشان در محل رژه تجمع کرده‌ بودند، فاقد هرگونه ارزش نظامی بوده، هدفی جز انتقام از مردم و مدافعان وطن و امنیت کشور ندارد. هدف قرار دادن زنان و کودکان و کشته و زخمی کردن آنان نشان‌دهنده اوج استیصال و درماندگی دشمن است که می‌خواهد با چنین اقداماتی به امنیت کشور لطمه وارد کند. به یقین این اقدام کور از سوی یک گروهک تروریستی و ضد انقلاب وابسته به بیگانه و رژیم‌ها‌یی چون آل‌سعود، نه تنها در عزم و اراده مردم در مسیر مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم خللی وارد نمی‌کند؛‌ بلکه خون شهدای مظلوم این جنایت،‌ روحیه مقاومت را در ملت ایران دو چندان خواهد کرد. دشمنان تصوراتی مبتنی بر توهمات خود دارند که می‌توانند از طریق این قبیل اقدامات کور تروریستی، ‌جشن چهل سالگی انقلاب را در کام ملت ایران تلخ کنند،‌ لکن به زودی با پرداخت تاوان سنگین برای این جنایت خود، ‌درمی‌یابند که این ملت ایران و جوانان برومند آن هستند که کام آنان را تلخ کرده و آنها را با آرزوهای‌شان رهسپار گور می‌کنند. کافی است دشمنان جمهوری اسلامی ایران نگاهی به وعده‌های انتقام فرزندان روح‌الله در چند مورد تحرکات تروریستی بیندازند و شکار ریگی خالق فاجعه تاسوکی در آسمان نیلگون کشورمان، نقطه‌زنی اتاق فرماندهی سران تروریست در همسایه شرقی در پاسخ به شهادت رساندن سربازان ناجا و از همه مهم‌تر کور کردن فتنه منطقه‌ای گروهک‌های تروریستی- تکفیری در گستره منطقه را به عینه ببینند و منتظر پاسخ قاطع و کوبنده جمهوری اسلامی ایران باشند. در پایان باید به تأسی از پیام‌آور صبور کربلا حضرت زینب(س) جبین سپاس بر آستان خداوند بی‌نیاز سائید که دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی را از احمق‌هایی آفرید که هنوز مردم عاشورایی ایران را نشناخته‌اند که با اقدامات کور تروریستی آنها ثبات قدم‌شان بر آرمان‌های امام(ره) و شهدا بیشتر خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
865fe

شماره ۸۶۵ منتشر شد

865fe

عاشورایی که تکرار می‌شود

علی حیدری
سردبیر
۱۳۷۹ سال از عاشورای سال۶۱ هجری می‌گذرد؛ واقعه‌ای بزرگ که در طول دوران‌های متمادی نماد و الگوی جنبش‌ها و حرکت‌های شیعیان جهان به شمار آمده و سرچشمه حیات‌بخش فرهنگ و ارزش‌های ماندگاری است که نه تنها مسلمانان، بلکه بشریت تشنه حقیقت را از زلال معرفت سیراب می‌کند. عاشورا یک روز نیست، چون شیعه به درستی آموخته که «کل یوم عاشورا» و کربلا هم یک سرزمین نیست، چرا که «کل ارض کربلا» و این شعار رسایی است که مسیر روشن جهاد و مبارزه برای رسیدن به حق را ترسیم می‌کند.
نهضت عظیم اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) منبعث از فرهنگ غنی عاشورا بود و از ایستادگی در برابر ظلم و جور و روحیه عزت‌خواهی و ذلت‌ناپذیری حکایت داشت. عاشورا تابلوی تمام‌نمایی بود که مسیر حرکت ملت بزرگ ایران را نمایان ‌کرد تا در غوغای حاکمیت مادی‌گرایی، پایه‌گذار نظامی بر پایه ارزش‌های دینی و خواست و اراده عمومی شوند؛ ملتی که فصلی جدید را در دنیای پر آشوب قرن بیستم رقم زدند و الگویی برای بسیاری ملت‌های تحت ظلم و ستم شدند و امروز انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران در چهلمین سال تأسیس خود به بالندگی و شکوه در عرصه‌های گوناگون رسیده و الهام‌بخش ملت‌های مسلمان و آزادیخواه جهان شده است.
دشمنان انقلاب اسلامی به مدد نظریات اندیشمندان خود منتظر بودند تا هر چه از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد نشانه‌های افول، شکست و استحاله آن را مشاهده کنند؛ اما گذر زمان نه تنها نشانه‌های مورد نظر آنها را نمایان نکرد؛ بلکه نوشوندگی روز به روز و تکرار تجربه‌های همراه با شور روزهای آغازین انقلاب در عرصه‌های گوناگون، دشمن را به این نتیجه رساند که ماهیت انقلاب مردم ایران با نظریه‌های نوشته شده بر اساس الگوها و ارزش‌های غربی فاصله بسیاری دارد و گذشت زمان نه تنها سبب پیری انقلاب نمی‌شود؛ بلکه به تکامل و پختگی آن کمک می‌کند. از‌این‌رو تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا با یک جنگ وسیع و تمام‌عیار اقتصادی به ملت ایران هجوم بیاورند و با پشتیبانی رسانه‌ای و ایجاد فضای ناامنی روانی به اهداف خود جامه عمل بپوشانند که نشانه‌های این هجمه وسیع در جامعه امروز هویداست.
هدف دشمن کاشتن بذر تردید و سست کردن باورهای مردم در راهی است که ۴۰ سال است با برچیده شدن نظام طاغوتی وابسته به قدرت‌های جهانی آغاز شده و فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب، در یک پیچ مهم تاریخی قرار دارد که به حول و قوه الهی و حفظ روحیه مقاومت، مردم ایران آن را نیز پشت سر خواهند گذاشت و جمهوری اسلامی ایران با قدرت و قوت مسیر نیل به اهداف عالیه انقلاب اسلامی را خواهد پیمود.
واقعیت این است که در خباثت دشمن تردیدی نیست و جز این از دشمن انتظار نمی‌رود، اما مقابله با دسیسه‌های پیچیده و خطرناک دشمن نیازمند هوشیاری، بصیرت و زمان‌شناسی است که مردم مسلمان با تمسک به الگوهای بی‌بدیل خود و پیروی عملی از آنها در برابر ظلم و زیاده‌خواهی دشمنان می‌ایستند و با ایمان و باور قلبی به فتح و پیروزی، موانع، مشکلات و سختی‌ها را پشت سر می‌گذارند. به شرطی که چشم‌ و گوش‌شان به ولی زمان باشد تا جبهه حق را از جبهه باطل تشخیص دهند و در عاشورایی که هر روز تکرار می‌شود، در صف مجاهدان راه حق گام بردارند؛ چرا که همواره پیروزی با حق‌جویان و حق‌طلبان است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
864fe

شماره ۸۶۴ منتشر شد

864fe

نشست تهران آغازی بر یک پایان

سعدالله زارعی
تحلیلگر ارشد بین‌الملل

اجلاس سه‌جانبه روز جمعه تهران اگرچه در ادامه دو اجلاس پیشین سران ایران، روسیه و ترکیه است، اما در عین حال از ویژگی‌های خاصی برخوردار است. اجلاس تهران از آنجا که در آستانه آغاز عملیات سنگین نظامی ارتش سوریه و مدافعان منطقه‌ای آن و مرتبط با آن برگزار شد، اهمیت خاصی پیدا کرد و به همین نسبت هم دارای تأثیرات مهمی خواهد بود. در اینجا ذکر چند مورد اهمیت این اجلاس را توضیح می‌دهد:
۱ـ «ادلب» آخرین منطقه اشغالی به دست تروریست‌های تکفیری تحت‌الحمایه است که با آزادی قریب‌الوقوع آن پرونده «در اختیار داشتن سرزمین» تروریست‌ها بسته می‌شود و از آن پس روند فعالیت آنان ـ اگرچه کاملاً متوقف نمی‌شودـ به شدت کاهش می‌یابد و حاکمیت دولت و ارتش سوریه بر سرزمین خود کامل می‌شود.
ادلب چهارمین منطقه‌ای است که در مذاکرات «آستانه» به عنوان منطقه «کمتر درگیر» یا «کاهش تنش» مشخص شد و خود همین مطلب عملیات نظامی ارتش سوریه را با ابهام مواجه کرد. در این میان ترکیه با این استدلال که از یک سو با عملیات ارتش، سیل پناه‌جویان ادلب به سمت همسایه شمالی سوریه سرازیر می‌شود و از سوی دیگر تروریست‌ها را به سمت ترکیه گسیل خواهد کرد، با عملیات نظامی ارتش سوریه مخالفت کرده و بر راه‌حل سیاسی تأکید می‌کرد؛ اما در عین حال راه‌حل سیاسی نیز با بن‌بست مواجه بود؛ چرا که بخش وسیعی از تروریست‌ها شامل‌النصره، داعش، احرارالشام و ده‌ها گروه دیگر مرتبط با آنان پذیرای راه‌حل سیاسی نبودند و در مقابل هر پیشنهاد که مستلزم ترک منطقه از سوی آنان و ترک سلاح بود، می‌ایستادند. دولت ترکیه اگر چه برابر ده‌ها اسناد با این گروه‌ها در ارتباط مستمر بود، اما در عمل نتوانست آنان را پای «راه‌حل سیاسی» بیاورد. در عین حال، دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد دولت ترکیه به طور واقعی با تسلیم ادلب به ارتش سوریه موافق نبود؛ چراکه موافقت با آن ادامه حضور نظامیان خود ترکیه در مناطق شمالی سوریه را نیز ناممکن می‌کرد. در نهایت ترکیه بر اثر اصرار ایران و روسیه ناگزیر به پذیرش عملیات پاک‌سازی به دست ارتش سوریه شد و رجب‌طیب اردوغان در اجلاس تهران پای عملیات نظامی برای آزادسازی ادلب را امضا کرد و در واقع موانع منطقه‌ای عملیات ارتش سوریه برطرف شد.
۲ـ اجلاس تهران و توافق ایران، روسیه و ترکیه بر سر «عملیات نهایی» آزادسازی سوریه نشان داد که بحران امنیتی سوریه اولاً، در یک فرایند داخلی و با محوریت جبهه مقاومت در ابعاد امنیتی و ثانیاً، در یک فرایند منطقه‌ای رو به پایان است و این در حالی است که غربی‌ها چنین تبلیغ می‌کردند که امنیت سوریه جز در یک فرایند بین‌المللی و مبتنی بر قطعنامه سازمان ملل قابل حل‌وفصل نیست. حتی در روزهای اخیر «لودریان» وزیر خارجه فرانسه اگرچه به پیروزی بشار اسد در جنگ اعتراف کرد؛ اما اعلام کرد که او برنده صلح نیست! واقعیت این است که علی‌رغم تلاش گسترده آمریکا، انگلیس و فرانسه یک بار دیگر از روند تحولات جا مانده‌اند و اینک بزرگ‌ترین بحران منطقه‌ای بدون حضور و نظر آنان در حال پایان یافتن است.
این می‌تواند همان‌گونه که در سخنان حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(دامت برکاته) در دیدار با رئیس جمهور روسیه مطرح شد، به یک الگوی کارآمد در حل‌‌وفصل بحران‌های منطقه‌ای تبدیل شود.
۳ـ اجلاس تهران و رسیدن به فرمول «آزادسازی نظامی ادلب»، یادآور نقش برجسته و محوری ایران در حل قدرتمند بحران امنیتی سوریه است. واقعیت این است که سوریه با نظریه مقاومتی انقلاب اسلامی آخرین گام‌ها به سوی آزادی را برمی‌دارد. اگر روسیه در اجلاس تهران حضور یافته است، حضور او برخلاف ایران به سه سال اخیر برمی‌گردد، حال آنکه ایران از آغازین روزهای بحران، در کنار سوریه بوده و نیز برخلاف روسیه که حضوری منفرد و عمدتاً جنگ‌افزاری در حل بحران داشته است، ایران حضوری جبهه‌ای و توام با مشارکت دولت عراق، حزب‌الله لبنان و گروه‌های پرقدرت مقاومت عراقی، پاکستانی و افغانی داشته و نیروی انسانی قابل ملاحظه‌ای به ساختار دفاعی سوریه وارد کرده است. اجلاس سوم سران سه کشور در تهران در واقع نقش محوری ایران را در حل بحران امنیتی سوریه که بزرگ‌ترین بحران امنیتی منطقه طی ۳۰، ۴۰ سال اخیر بوده است، نشان ‌داد.
۴ـ توافق تهران انرژی زیادی به نیروهای عمل‌کننده در عملیات ادلب می‌دهد، کما اینکه رعب بسیاری به تروریست‌هایی که به شکاف بین ترکیه و دو کشور دیگر امید بسته بودند، وارد می‌کند. عملیات روزهای آینده ادلب هم اینک از یک پشتوانه قوی منطقه‌ای بهره‌مند است و این موضوع خود مانع فعال شدن مؤثر مخالفان غربی عملیات آزادسازی ادلب می‌شود. عملیات ارتش در ادلب یک شانس بزرگ دیگر نیز دارد. ارتش پس از پاک‌سازی جنوب، غوطه شرقی دمشق و شمال استان حمص می‌تواند نیروهای خود را برای آزادسازی ادلب متمرکز کند و این در حالی است که مثلاً در جریان عملیات نصر ۲ که به آزادی شهر استراتژیک حلب منجر شد، ارتش ناگزیر بود با یک‌چهارم نیرو و توانایی خود وارد عملیات شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
863fe

شماره ۸۶۳ منتشر شد

863fe

نمایش اقتدار

مهدی سعیدی
روزنامه نگار
سه‌شنبه‌ای که گذشت، شاهد رخداد مهمی در سیاست داخلی و تعاملات قوای مجریه و مقننه بودیم که سرفصلی نو در توسعه سیاسی به حساب می‌آید. در حالی که بدخواهان نظام اسلامی تلاش داشتند ماجرای طرح «سؤال از رئیس‌جمهور» از سوی نمایندگان مجلس را به فرصتی برای ایجاد چالشی جدی میان مسئولان کشور تبدیل کنند، روند برنامه‌ها در بهارستان به نحوی پیش رفت که همه نقشه‌های دشمن را نقش بر آب کرد. تعامل رئیس‌جمهور و مجلس به گونه‌ای بود که با تحسین افکار عمومی و عصبانیت دشمنان ملت همراه بود و این‌گونه مورد تقدیر رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفت: «جلسه دیروز مجلس نمایش اقتدار و ثبات جمهوری اسلامی ایران بود و خداوند به آقای رئیس‌جمهور و قوه مقننه خیر بدهد که مشترکاً چنین نمایش اقتداری را نشان دادند.» در بررسی ابعاد این ماجرا می‌توان به موارد زیر توجه کرد:
۱ـ جمهوری اسلامی توانست تجلی دیگری از ماهیت مردم‌سالارانه خود را به نمایش بگذارد! رخداد سه‌شنبه تجلی کاملی از تعبیر مشهور بنیانگذار نظام اسلامی است که فرموده بودند: «مجلس در رأس امور است.» این حرکت نشان داد، نمایندگان مردم به خوبی مطالبات مردم از دولتمردان را دنبال کرده و بر وظیفه نظارتی خود عمل می‌کنند و این حقیقت را یادآوری کردند که حضور مردم در نظام جمهوری اسلامی تنها به روز انتخابات و پای صندوق رأی خلاصه نمی‌شود و مردم در همه مراحل در امور کشور نقش‌آفرین هستند.
۲ـ مواجهه دولت و مجلس از جمله مسائلی است که باید مبتنی بر تعامل و همگرایی شکل گیرد تا حاصل آن کارآمدی نظام سیاسی باشد. در این میان، سازوکارهای حقوقی چون سؤال از رئیس‌جمهور نیز با هدف کارآمدی‌سازی نظام سیاسی و تأمین حقوق مردم در قانون لحاظ شده است؛ از این رو عمل به قانون و بهره گرفتن از ابزارهای قانونی نباید به ایجاد اختلاف در کشور منجر شود. فهم این منطق بود که موجب شد آقای روحانی فارغ از نسخه‌های جنجالی که اطرافیان رادیکال ایشان در احزاب و گروه‌های سیاسی در این ایام پیچیده و ایشان را به موضع‌گیری افراطی و افشاگری علیه رقیب سیاسی در روز پاسخگویی در بهارستان دعوت می‌کرد، در کمال آرامش و مبتنی بر وظایف قانونی در جایگاه پاسخگویی برآمده و اسیر حاشیه‌سازی‌ها نشود.
۳ـ حل مشکلات کشور و روابط بین قوا نیازمند تدبیر و هوشمندی چندجانبه‌ای است که همه متولیان امر باید به نتایج آن پایبند باشند. ماحصل این تدبیر پذیرش این حقیقت است که موفقیت کشور با حرکت در مسیر قانون و فهم اوضاع کشور ممکن خواهد بود. تقلیل منافع ملی به مصالح جناحی و به خدمت گرفتن ابزارهای قانونی به فرصتی برای تسویه‌حساب سیاسی، آفت بزرگی است که پیامدهای آن بی‌اعتبارسازی نهادهای قانونی و کاهش اعتماد عمومی به نظام سیاسی خواهد بود. از آن‌رو هر گاه اقدام و تصمیمات سیاسی عاری از ملاحظات جناحی بوده، آثار و برکات آن را در سطح اجتماعی و رضایت مردم می‌توان مشاهده کرد.
بررسی نتایج اعلام شده در رأی‌گیری پایانی و تفاوت آرا نسبت به پرسش‌های گوناگون نشان می‌دهد، با وجود تبلیغاتی که برخی هواداران افراطی دولت علیه مجلس داشته و طرح سؤال از رئیس‌جمهور را جناحی و سیاسی تحلیل می‌کردند، مجلس در مواجهه با رئیس‌جمهور سیاسی عمل نکرده و هر یک از نمایندگان مطابق با تشخیص خود و رعایت مصالح کشور رأی داده‌اند.
به واقع، رأی منفی نزدیک به ۲۰۰ نفر از نمایندگان مجلس نشان می‌دهد، حتی همراهان و همفکران رئیس‌جمهور که تحت عنوان فراکسیون امید در مجلس فعالیت دارند، از پاسخ‌های آقای روحانی قانع نشده‌اند!
۴ـ منطق «پاسخگویی» یکی دیگر از ضروریات امروز جامعه است که از درون این رخدادها باید به گفتمانی فراگیر در سطح جامعه بدل شود. جلسه بهارستان نشان داد حتی عالی‌ترین مقام اجرایی در نظام جمهوری اسلامی را به سادگی می‌توان در معرض سؤال قرار داد و از ایشان خواست که به سؤالات مطروحه ملت پاسخ گویند و این پرسش و پاسخ نه تنها صوری نبوده، بلکه سؤال‌کنندگان ممکن است قانع نشده و در نهایت این مسئولان هستند که باید خط مشی خود را تغییر داده و مبتنی بر تدبیر صحیح اقدام و حرکت کنند.
۵ـ قانع نشدن نمایندگان از پاسخ‌های رئیس‌جمهور و واکنش‌هایی که افکار عمومی و کارشناسان اقتصادی به اظهارات رئیس‌جمهور نشان دادند، این حقیقت را نشان می‌دهد که برنامه‌های دولت برای حل مشکلات اقتصادی و مدیریت بازار چاره‌ساز نبوده و نتوانسته است کارشناسان و نمایندگان مجلس را قانع کرده و آرامش را به افکار عمومی بازگرداند، از این رو دولت برای مهار وضعیت، باید در تدابیر اقتصادی خود بازنگری اساسی داشته باشد که لازمه آن تغییر رویکردهای دولت و تغییرات جدی در تیم اقتصادی و برخی مشاوران و اعضای کابینه خواهد بود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
862fe

شماره۸۶۲ منتشر شد

862fe

ریشه مشکلات کشور کجاست؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
کشور، نظام و مردم در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، با مشکلاتی مواجه هستند که برای برون‌رفت از آن، باید به صورت عالمانه و کارشناسانه این مشکلات را ریشه‌یابی کرد. مسائل اقتصادی در صدر این مشکلات قرار دارد و با وجود اهمیت بسیار مشکلات فرهنگی و اجتماعی در اولویت دوم قرار گرفته‌اند. این مشکلات به نوعی دستاوردهای بزرگ و شگفت‌انگیز انقلاب اسلامی در حوزه‌های گوناگون را تحت‌الشعاع قرار داده است. نسل جوان پیش از آنکه در دستاوردهای انقلاب اسلامی تأمل داشته باشد، تحت تأثیر مشکلات اقتصادی و معیشتی قرار گرفته، ‌قضاوتی نادرست از انقلاب و جمهوری اسلامی می‌کند. جنگ روانی دشمن به صورت هدفمند برای جداسازی مردم و به ویژه نسل جوان از انقلاب، بر القای یک تحلیل نادرست از علل و عوامل مشکلات کشور و مردم تمرکز دارد. دشمن در این جنگ روانی،‌ تلاش می‌کند انقلاب، جریان انقلابی و رهبری را ریشه مشکلات کشور معرفی کند. برخی افراد و گروه‌های سیاسی در داخل کشور، ‌از طریق تحلیل‌های نادرست و گاهی نامه‌نگاری‌ها،‌ تکمیل‌کننده پروژه دشمن در معرفی عامل اصلی مشکلات کشور هستند. به طور قطع فهم نادرست از ریشه‌های مشکلات، نه تنها به حل مشکلات کمکی نمی‌کند، در مواردی هم می‌تواند خسارت‌بار بوده و بر حجم مشکلات نیز بیفزاید. بررسی علل و عوامل موفقیت‌‌ها و ناکامی‌ها طی چهل سال گذشته، ‌یک حقیقت را به درستی آشکار می‌کند که توجه به این حقیقت انکارناپذیر و قابل قبول از منظرگاه عقل و انصاف، می‌تواند ریشه مشکلات کشور را مشخص کند. در چهل سال گذشته، موفقیت‌ها در جاهایی بوده است که:‌ الف‌ـ سیاست‌گذاری‌ها و طرح‌ریزی‌ها بر اساس آموزه‌های دینی و اسلامی بوده است؛ ب‌ـ مدیریت‌های اسلامی و انقلابی به معنای واقعی کلمه انجام شده است؛ ج‌ـ کارها به مردم سپرده شده و مردم نقش واقعی در انجام امور داشته‌اند؛ د‌ـ راهبری‌های راهبردی امام و رهبری در کانون توجه و تبعیت بوده است. در یک کلام می‌توان گفت، موفقیت‌ها در جایی بوده که کارهای اسلامی و ‌انقلابی بوده و با تبعیت از ولایت انجام شده است. موفقت بی‌نظیر ملت ایران در فروریختن رژیم فاسد، وابسته و مستبد پهلوی، تبدیل جنگ تحمیلی به دفاع مقدس، دستیابی به موقعیت برخورداری از قدرت بازدارندگی دفاعی و نظامی،‌ دستیابی به عمق راهبردی در منطقه، نمونه‌هایی برای اثبات این ادعاست.
اما در همه مواردی که امروز از آن به منزله حوزه‌های ناکامی یا موفق نشدن و وجود مشکل یاد می‌کنیم، به درستی می‌توان دلیل اصلی ناکامی‌ها و پدیدآیی مشکلات را در اسلامی و‌ انقلابی نبودن و تبعیت نکردن از ولایت خلاصه کرد. کشور ایران ظرفیت‌ها، قابلیت‌ها و امکانات فراوان مادی و معنوی برای پیشرفت دارد و در جهان کمتر کشوری را می‌توان مشابه ایران از نظر برخورداری از امکانات برای پیشرفت مثال زد؛ اما با وجود این ظرفیت‌ها برای پیشرفت، مشکلات امروز دلیلی جز سبک مدیریت و اداره کشور ندارد. این سبک مدیریت در لایه‌های اجرایی سهم بسیار بالایی در پدیدآیی مشکلات دارد؛ چرا که در چهل سال گذشته، ‌مدیریت‌ها در این سطوح، به گونه‌ای بوده است که رهنمودها و تدابیر ولایت را جدی نگرفته است. برای نمونه، رهبر معظم انقلاب سال‌ها پیش فرمودند، ریشه اصلی مشکلات اقتصادی کشور، وابستگی اقتصاد به نفت و دولت است. اقتصاد نفتی و دولتی، برای عده‌ای خاص فساد و رانت‌ ایجاد کرده است و مانع پیشرفت واقعی کشور با نقش‌آفرینی مردم به معنای واقعی کلمه می‌شود. بر همین مبنا، معظم‌له از دولت آقای هاشمی خواستند،‌ دولت موسوم به سازندگی به گونه‌ای حرکت کند تا روز به روز وابستگی به نفت قطع شده و روزی به خام‌فروشی نفت پایان داده شود. همچنین ایشان برای خصوصی‌سازی اقتصاد به معنای واقعی کلمه که همانا مردمی کردن اقتصاد است، همواره تأکید داشته‌اند؛ اما آیا دولت‌های آقایان هاشمی، خاتمی،‌ احمدی‌نژاد و آقای روحانی به این تدابیر عمل کردند؟
اگر امروز بر اقتصاد کشور رکود حاکم است و تولید رونق ندارد، یکی از دلایلش تبعیت نکردن از ولایت است. کدام دولت‌ها تدابیر ایشان را برای اقتصاد مقاومتی، مبارزه با کالای قاچاق، جلوگیری از ورود کالاهایی که امکان تولید آن در داخل وجود دارد،‌ جدی نگرفتند؟ در بحث مبارزه با فساد و مفسدان اقتصادی، رهنمودهای رهبری مشخص است. آیا تدابیر معظم‌له را دستگاه قضایی به همراه دیگر قوا جدی گرفتند؟ اگر این مبارزه بر اساس فرمان هشت ماده‌ای معظم‌له در سال ۱۳۸۰ به صورت جدی انجام می‌شد، آیا امروز وضع این‌چنین بود؟ همین‌طور در دیگر حوزه‌هایی که مشکلات فرهنگی، اجتماعی و… وجود دارد، اگر تدابیر و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب جدی گرفته می‌شد، آیا امروز این حجم مشکلات وجود ‌داشت؟ پاسخ بسیار روشن است. با نگاهی عالمانه، کارشناسانه و منصفانه می‌توان گفت، ریشه اصلی مشکلات کشور به تبعیت نکردن از رهبری برمی‌گردد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
861fe

شماره ۸۶۱ منتشر شد

861fe

چرا جنگ نخواهد شد؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
سالیانی است که آمریکایی‌ها ملت ایران را به جنگ تهدید می‌کنند. پیش از دونالد ترامپ، باراک اوباما و دیگر اعضای کابینه‌اش یک جمله نخ‌نما داشتند؛ «تمامی گزینه‌ها روی میز است.» دولت کنونی ایالات متحده نیز به شکل‌های مختلف ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده است. ادبیات تهدید مقامات آمریکایی علیه ملت ایران، همواره این سؤال را به ذهن هر ایرانی متبادر می‌کند که؛ آیا جنگ خواهد شد؟ در داخل کشور واکنش‌ها به این تهدید ایالات متحده متفاوت بوده است. از سال ۱۳۸۰ که این تهدیدات پررنگ شد، عده‌ای همواره نگران وقوع جنگ بودند و برای جلوگیری از پدیدآیی جنگ، نسخه‌هایی را تجویز می‌کردند، برای نمونه در دوره اصلاحات، ۱۳۵ نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم چنان مرعوب تهدیدات دشمن شدند که با ارسال نامه‌ای سرگشاده به رهبر معظم انقلاب، برای جلوگیری از وقوع جنگ، خواستار عقب‌نشینی در برابر آمریکا با نوشیدن جام زهر از سوی معظم‌له شدند.
استدلال نمایندگان مرعوب این بود که آمریکا آماده حمله به ایران است و در صورت حمله، ایران همانند دوران جنگ جهانی اول و دوم اشغال شده و تمامی دستاوردهای انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت، همچنین با آغاز کار دولت یازدهم و شروع مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا به صورت مستقیم، در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور این نکته مطرح شد که، هر توافقی بهتر از عدم توافق است! استدلال مطرح‌کنندگان این نگاه و گزاره، آن بود که اگر توافق نشود، جنگ می‌شود!
اکنون هم که ترامپ زیر برجام زده و از آن خارج شده، عده‌ای ترسو چنین مطرح می‌کنند که برای جلوگیری از وقوع جنگ، باید به مذاکره با آمریکا تن داد. اما در مقابل این نوع دیدگاه و واکنش نسبت به تهدیدات آمریکا، نگاه دیگری وجود داد مبنی بر اینکه، جنگی در کار نیست و آمریکایی‌ها به صورت مستقیم به ایران حمله نخواهند کرد. از سال ۱۳۸۰ تاکنون به عنوان نگارنده این سطور در یادداشت‌های مختلف، همواره بر چنین نگاهی به صورت مستدل تأکید داشته‌ام. هفته گذشته رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در جمع هزاران نفر از اقشار مردم در این باره فرمودند:
«حالا غیر از مسئله تحریم که می‌گویند تحریم می‌کنند و فلان، دو موضوع دیگر را مطرح می‌کنند؛ یکی مسئله‌ جنگ را، یکی مسئله مذاکره را. البته جنگ را صریحاً نمی‌گویند می‌جنگیم، اما به خیال خودشان با اشاره و با کنایه و با این حرف‌ها می‌خواهند بگویند خلاصه ممکن است جنگ راه بیفتد. شبح جنگ را بزرگ می‌کنند برای اینکه ما ملت را بترسانند، یا ترسوها را بترسانند؛ چون بالاخره ما یک مشت ترسو هم داریم.»
معظم‌له در این دیدار با صراحت پس از بیان حرف‌های دشمن و اهداف آنان در این باره فرمودند: «به طور خلاصه دو کلمه به ملت ایران بگویم؛ جنگ نخواهد شد و مذاکره هم نخواهیم کرد.»
این رویکرد رهبر معظم انقلاب نسبت به تهدیدات دشمن، رویکردی کاملاً مستدل، واقع‌بینانه و عالمانه است. این نگاه حکیمانه، مبتنی بر شناخت دقیق دشمن و برآورد صحیح از وضعیت آمریکا و موقعیت جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. در واقع معظم‌له با تصریح و تأکید بر اینکه؛ «جنگ نخواهد شد و مذاکره هم نخواهیم کرد.» نقشه دشمن را نقش بر آب کردند و سیاست و راهبرد آمریکایی‌ها مبنی بر، «فشار‌ـ مذاکره‌ـ امتیازگیری» را، بر هم زدند. این شگرد قدرت‌های شیطانی است که دیگران را با تهدید به جنگ، به عقب‌نشینی و دادن امتیاز وادار می‌کنند. اما چرا جنگ نخواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش فرماندهی معظم کل قوا چنین استدلال می‌کنند: «جنگ نخواهد شد؛ چرا؟ برای خاطر اینکه جنگ دو طرف دارد؛ یک طرف ما هستیم، یک طرف او است؛ ما که خب جنگ را شروع نمی‌کنیم؛ ما هیچ جنگی را شروع نکرده‌ایم. افتخار جمهوری اسلامی این است که هیچ جنگی را ما شروع نکرده‌ایم… اینکه طرف ما، طرف آمریکایی و آمریکایی‌ها هم جنگ را شروع نمی‌کنند، برای این [است] که گمان می‌کنم آمریکایی‌ها هم می‌دانند که اگر جنگی را اینجا شروع کنند، صد درصد به ضررشان تمام خواهد شد.» به هر حال هر کشوری هر چند هم قدرتمند باشد، وقتی جنگی را آغاز می‌کند که در برآوردهایش اطمینان به پیروزی داشته باشد. آمریکایی‌ها طی ۱۷ سال گذشته، در جنگ‌هایی وارد شدند با این اطمینان که پیروز میدان خواهند بود، لکن در تمامی این جنگ‌ها شکست خوردند. اما در طول همین ۱۷ سال، بسیاری از تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران آمریکایی‌ برای شروع یک جنگ علیه ملت ایران، همواره جمهوری اسلامی را یک هدف سخت ارزیابی کرده‌اند. آمریکایی‌ها خیلی علاقه‌مند بودند پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله به افغانستان، به جمهوری اسلامی حمله کنند، لکن در همان مقطع پیروزی بر ایران را در یک جنگ ناممکن ارزیابی کردند. در دوره اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا با صراحت جنگ با ایران را بدون نتیجه و به ضرر آمریکا ارزیابی کرد. اوباما با صراحت اعلام کرد، ما از جنگ افغانستان و عراق آموختیم، دیگر در هیچ جنگی که لازم باشد سرباز و نیروی زمینی نظامی وارد کنیم نباید شرکت کنیم. آمریکایی‌ها می‌دانند جنگ هوایی و موشکی بدون وارد کردن نیروی پیاده در ایران، هیچ نتیجه‌ای برای آنان نخواهد داشت. این را هم می‌دانند که وارد کردن نیروی پیاده در ایران، یعنی روانه کردن آمریکایی‌ها به گورستان. بنابراین جرئت و توان حمله نظامی به ایران را ندارند و دلیل آن قدرت پاسخگویی قاطع ملت ایران است. آمریکایی‌ها ملت ایران را در عمل آزموده و ناتوانی خود را مشاهده و فهم کرده‌اند.
رهبر فرزانه انقلاب در این باره می‌فرمایند: «آمریکایی‌ها یک بار هم اینجا حمله کردند به طبس‌ـ یادتان هست‌ـ خودشان را نجس کردند، برگشتند رفتند. درست است که خیلی چیزها را ممکن است نفهمند، اما به نظرم می‌آید این قدر هم چیز نیستند که این را نفهمند، جنگ نخواهد شد، مطمئناً.»
آری آمریکایی‌ها یک ارزیابی از نیروهای خود و به ویژه پیاده‌نظام‌های خود در مصاف با دیگران و از جمله ایرانی‌ها دارند. بر اساس همین ارزیابی، در عراق و افغانستان نظامیان خود را با پوشک بزرگسالان وارد میدان می‌کردند. آمریکایی‌ها مطلع شدند که چگونه تکاوران دریایی آنان موقع بازداشت در خلیج‌فارس به دست پاسداران نیروی دریایی سپاه، هم گریه کردند و هم از ترس لرزیدند و همگی خود را نجس کردند.
سردار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه در جلسه‌ای بدون اغراق گفت، هم هنگام بازداشت تفنگداران نیروی دریایی انگلیس و هم هنگام بازداشت تکاوران دریایی آمریکا، نیروهای ما در تهیه شلوار برای آنها با مشکل مواجه شدند، زیرا آنان همگی خود را نجس کرده بودند.
اما مهم‌ این است که این آمریکایی‌ها و نظامیان آنها، سیمای رزمندگان ایرانی را، در چهره شهید محسن حججی در هنگام اسارت مشاهده کردند. تکاوران دریایی آمریکا در هنگام بازداشت، در حالی که می‌دانستند به آنان آسیبی وارد نخواهد شد، همگی خود را نجس کردند؛ لکن شهید محسن حججی که به اسارت داعش درآمد و می‌دانست لحظاتی بعد سر از تن او جدا خواهند کرد؛ چهره‌ای با صلابت و شجاعت برخاسته از ایمان و معنویت از خود به یادگار گذشت؛ تا هم معرّف رزمندگان سپاه اسلام باشد و هم نماد و سخنگوی تمام شهدای مدافع حرم شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی