848fe

شماره ۸۴۸ منتشر شد

848fe

برجام و چرایی ورود و خروج آمریکا

دکتر یدالله جوانی/ برجام یا «برنامه جامع اقدام مشترک» به عنوان یک توافق بین‌المللی بین ایران و کشورهای گروه ۱+۵،‌ موضوعی است که در چند سال اخیر، ‌علاوه بر تأثیرگذاری بر مسائل مختلف، به شدت ذهن ایرانی‌ها را به خود مشغول کرده است. با خروج آمریکا از برجام، بار دیگر این موضوع در اولویت تحلیلی رسانه‌ها و موضع‌گیری مسئولان کشور،‌ جریان‌های سیاسی و اصحاب رسانه واقع شد. چرایی خروج آمریکا از برجام و اهداف مورد نظر دولت ایالات متحده از این اقدام، پرسشی است که از منظرهای مختلف و عمدتاً با نگاه سیاسی و با رویکردهای جناحی در رسانه‌های داخلی به آن پاسخ داده شده است. برای پاسخ دقیق به چرایی خروج آمریکا از برجام، باید چرایی ورود آمریکا به برجام را مورد توجه قرار داد. به عبارت دیگر، بدون توجه به دلایل، انگیزه‌ها و اهداف راهبردی آمریکا از ورود به عرصه مذاکره با ایران و در نهایت شکل‌گیری برجام، ‌نمی‌توان دلایل و چرایی خروج را تحلیل کرد. ورود آمریکایی‌ها به مذاکره با ایران به دلیل تغییر راهبرد آنها در مواجهه با ایران پس از شکست راهبردهای براندازی و مهار جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه است. آمریکایی‌ها پس از سه دهه تلاش برای براندازی در گام اول و مهار قدرت جمهوری اسلامی در گام دوم، بر راهبرد تغییر رفتار ایران از طریق سیاست «فشارـ مذاکره» متمرکز شدند. به عبارت دیگر، تصور آمریکایی‌ها این بود که با تبدیل سیاست و رویکرد تقابلی با ایران به یک رویکرد تعاملی با آغاز مذاکراه هسته‌ای، می‌توانند در نهایت جمهوری اسلامی ایران را وادار به تغییر رفتار در مسیر دلخواه خود کنند. در این رویکرد، ‌وارد کردن فشارها و تحریم‌های اقتصادی، عامل اصلی وادار کردن ایران به پذیرش مذاکره برای کاهش فشارها از طریق امتیازدهی و تغییر رفتار ارزیابی می‌شد.
فشارهای اقتصادی آمریکا در نهایت، موجب شد تا در داخل کشور عده‌ای با کدخداپنداری آمریکا در جهان،‌ حل مشکلات اقتصادی را به مذاکره با این کشور گره بزنند. مبتنی بر چنین نگاهی مذاکرات مستقیم با آمریکا شکل گرفت و برجام هسته‌ای حاصل این مذاکرات شد.
در حالی که تصور عده‌‌ای این بود که با برجام هسته‌ای تحریم‌ها از سوی آمریکا برداشته می‌شود، باراک اوباما با صراحت اعلام کرد، ایران در صورتی می‌تواند از منافع اقتصادی برجام برخوردار شود که به «روح برجام» عمل کند. از نظر دولت اوباما، روح برجام تغییر رفتار ایران در حوزه‌های مختلف منطقه‌ای، نظامی و موشکی، ‌تروریسم و حقوق بشر تفسیر شد. در واقع آمریکایی‌ها با برجام هسته‌ای و محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران، ‌به دنبال شکل‌دهی به برجام‌های دیگری بودند که همگی، با منافع ملی، استقلال و عزت ملی ایرانی‌ها در تعارض بود. اینجا بود که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی با هدف حفظ منافع ملی و عزت ایرانی‌ها، ‌باب هرگونه مذاکره در دیگر موضوعات را با آمریکایی‌ها مسدود کردند. در چنین شرایطی آمریکایی‌ها، از یک سو خود را موفق به محدودسازی برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌دیدند، لکن از سوی دیگر راهبرد تغییر رفتار ایران را در تمامی حوزه‌های مورد نظر ناکارآمد ارزیابی کردند. البته آمریکایی‌ها از این نظر در دستیابی به اهداف کامل از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی مطمئن بودند که‌ در داخل ایران کسانی برای مذاکره در موضوعات مختلف با آمریکا اعلام آمادگی می‌کردند. به هر حال ناکام شدن آمریکایی‌ها از پیشبرد راهبرد تغییر رفتار ایران از طریق سلسله مذاکرات و برجام‌های زنجیره‌ای، آنان را به خروج از برجام برای افزایش فشارها با هدف براندازی جمهوری اسلامی سوق داد. البته آمریکا موقعی تصمیم به خروج نهایی گرفت که ‌مطمئن شد ایران در برجام خواهد ماند و محدودیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی پا برجا خواهد بود.اگر آمریکا خروج خود را مرگ قطعی برجام ارزیابی می‌کرد، شاید خروجش به این شکل انجام نمی‌گرفت.
اکنون به نظر می‌رسد بین آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها یک تقسیم‌کار صورت گرفته، آمریکا با ‌خروج از برجام به دنبال تشدید تحریم‌ها و اروپا با ماندن در برجام، به دنبال نگه داشتن ایران در برجام و وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به تغییر رفتار تحت فشارهای سنگین آمریکا است. به عبارت دیگر، آمریکا با ورود به برجام، برنامه هسته‌ای کشورمان را محدود و با خروج از برجام بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، خود را در شرایط پیش از برجام قرار داد تا بتواند هرگونه فشار اقتصادی را به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کند. بدیهی است که در چنین شرایطی، منافع جمهوری اسلامی و ملت ایران تنها در دو حالت زیر تأمین خواهد شد:
۱ـ اروپای باقی‌مانده در برجام، تمام‌قد جلوی تمامی تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران ایستاده، ‌تأمین منافع اقتصادی ایران در چارچوب برجام را تضمین کند.
۲ـ در صورت ناتوانی اروپا در دادن چنین تضمینی، ایران هم به شرایط پیش از برجام از حیث فعالیت‌های هسته‌ای بازگردد؛ زیرا منطقی و معقول نیست که ایران از یک سو، در برجام باشد و تن به محدودیت‌های هسته‌ای بدهد و از سوی دیگر آمریکایی‌ها با خروج از برجام فشارهای اقتصادی بدتر از دوران پیش از برجام را علیه ملت ایران اعمال کنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
847بث

شماره ۸۴۷ منتشر شد

847بث

اروپا هم قابل اعتماد نیست!

دکتر یدالله جوانی/ دولت آمریکا در حالی که از زمان اجرایی شدن برجام تاکنون، به هیچ یک از تعهداتش طبق این معاهده بین‌المللی عمل نکرده بود، به بهانه‌هایی از آن خارج شد. در واقع بهانه‌های ترامپ، همان زیاده‌خواهی‌هایی است که آمریکایی‌ها تصور می‌کردند از طریق برجام به آن دست خواهند یافت. نباید فراموش کرد که اوباما نیزمی‌گفت، ایران زمانی از منافع برجام برخوردار خواهد شد که به روح برجام عمل کند! بنابراین هیچ تفاوتی بین ترامپ و اوباما از این نظر وجود ندارد. تفاوت‌ها در شیوه‌ها و روش‌های دستیابی به اهداف سلطه‌جویانه و زیاده‌خواهانه است. تغییر در سیاست‌ها و رفتارهای جمهوری اسلامی در موضوعات دفاعی و نظامی به ویژه حوزه موشکی، مسائل منطقه، حمایت از ملت‌های مظلوم و جریان مقاومت و حقوق بشر، از جمله مصادیق پایبندی ایران به روح برجام از نظر اوباما بود! آقای ترامپ علاوه بر این موارد، اصلاح برجام با هدف دائمی کردن محدودیت‌ها در عرصه فعالیت‌های هسته‌ای را هم خواستار شد. در یک کلام کوتاه، تصور آمریکایی‌ها این بود که با برجام هسته‌ای، ایران به ناچار برجام‌های موشکی، منطقه‌ای ،حقوق بشری و… را پذیرفته و از مسیر انقلاب (که روح آن استقلال و آزادی ملت ایران است) خارج شده، در مسیر مورد نظر غرب حرکت خواهد کرد.
اما با هوشیاری ملت بصیر ایران تحت هدایت‌های راهبردی رهبر معظم انقلاب، نه تنها این فاجعه تاریخی رخ نداد و عزت و استقلال ملت ایران با حرکت در مسیر انقلاب حفظ شد؛ بلکه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر، به موفقیت‌ها و پیروزی‌های بزرگ و راهبردی در منطقه دست یافته است.
ناکامی آمریکا موجب شد تا این کشور، در حالی که عملاً از حیث عمل به تعهداتش وارد برجام نشده بود، با دستور ترامپ از آن خارج شود. ترامپ در سخنان وقیحانه‌ای که طی آن اعلام خروج از برجام کرد، اظهار داشت: «من اعلام می‌کنم که ایالات متحده آمریکا از برجام خارج می‌شود و طی چند روز آینده با صدور یک فرمان اجرایی، شدیدترین تحریم‌های هسته‌ای و اقتصادی را علیه ایران باز‌می‌گردانیم. هر کشوری که به ایران کمک کند نیز می‌تواند تحت تحریم‌های ایران قرار گیرد.»
از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ و تصریح این دولت مبنی بر اینکه از توافق هسته‌ای با ایران خارج خواهد شد؛ نگاهی در ایران شکل گرفت که می‌توان برجام را با اروپایی‌ها حفظ کرد!
مبتنی بر همین نگاه، آقای روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در اولین واکنش به سخنان ترامپ و خروج آمریکا از برجام اعلام داشت: «از این لحظه توافق برجام بین ایران و پنج کشور است. از این لحظه ۵+۱، یک را از دست داده است و در این شرایط ما باید منتظر باشیم که این کشورهای بزرگ جهانی نسبت به این توافق چگونه عمل خواهند کرد. به وزارت امور خارجه دستور دادم که ظرف چند هفته آینده با مذاکره با کشورهای اروپایی و دو کشور بزرگ دیگر، یعنی روسیه و چین رایزنی‌ها و هماهنگی‌ و مذاکرات لازم را انجام دهند. اگر در پایان این مهلت و زمان کوتاه به این نتیجه رسیدیم که با همکاری پنج کشور می‌توانیم همه آنچه در برجام خواست ملت ایران بوده به دست آوریم، علی‌رغم میل آمریکا و رژیم صهیونیستی و تلاش‌های آنها و حرف‌های بی‌نزاکت امشب ترامپ، برجام پایدار خواهد ماند و ما می‌توانیم به نفع صلح و امنیت منطقه و جهان قدم‌های‌مان را برداریم.»
اکنون تمام سخن این است که، آیا اروپایی‌ها مستقل از آمریکا، به تعهدات برجامی خود عمل کرده و تأمین‌کننده منافع ملی ما خواهند بود؟ به دو دلیل پاسخ روشن و منفی است:

۱ـ از زمان اجرایی شدن برجام تاکنون، اروپایی‌ها هم مانند آمریکایی‌ها، خواستار تغییر سیاست‌ها و رفتارهای ایران در حوزه‌های گوناگون بودند. به عبارت دیگر، تن دادن ایران به برجام‌های ۲، ۳، ۴ و…، خواست مشترک اروپا و آمریکا طی سال اخیر از جمهوری اسلامی بوده است. اکنون با خروج آمریکا از برجام، سران سه کشور اروپایی ضمن تأکید بر باقی ماندن در برجام، بر همان نگاه‌های زیاده‌خواهانه پیشین خود و آمریکا تأکید دارند. در واقع سیاست اعلامی اروپایی‌ها ماندن در برجام و سیاست عملی آنان، تبعیت از آمریکا برای فشار بر ایران خواهد بود.
این نکته مهم از بیانیه سران انگلیس، فرانسه و آلمان که پس از خروج آمریکا از برجام صادر شد، به درستی قابل برداشت است. در این بیانیه، بر چند نکته تصریح و تأکید شده است:
الف‌ـ ما کشورهای ۳E به برجام پایبند خواهیم بود.
ب‌ـ ایران باید به تعهداتش در چارچوب برجام پایبند باشد.
ج‌ـ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید بتواند بدون هیچ‌گونه منع یا محدودیتی به کار نظارت و راستی‌آزمایی طولانی‌مدت خود ادامه دهد.
دـ در حالی که برجام باید حفظ شود، ما همچنان موافق هستیم که سایر مسائل باید پاسخ داده شود. درباره برخی از مقررات برجام که پس از سال ۲۰۱۵ منقضی می‌شود، لازم است یک چارچوب طولانی‌مدت تعریف شود.
ه‌ـ تعهد ما به حفظ امنیت متعهدان و شرکای ما در منطقه بدون قید و شرط است و ما باید به گونه‌ای معنادار به نگرانی‌های مشترک درباره برنامه موشک بالستیک، فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده در منطقه به ویژه در سوریه، عراق و یمن پاسخ دهیم.
تأمل در بندهای مذکور از بیانیه سران سه کشور اروپایی، نشان می‌دهد که اروپا بر همان خواسته‌های آمریکا از ایران تأکید دارد. خانم مرکل در تماس تلفنی با دکتر روحانی، بر روی برخی از این خواسته‌های آمریکایی مانند مذاکرات موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تأکید کرد. به یقین اروپایی‌ها در مذاکرات خود با ایران، شرط برخورداری ایران از منافع اقتصادی برجام را، تن دادن جمهوری اسلامی به مذاکرات منتهی به برجام ۲، ۳ و… بدون حضور آمریکا اعلام خواهند کرد. تشدید تحریم‌های آمریکای خارج شده از برجام و به ویژه تحریم‌های ثانویه، ابزار پیش‌برنده این مذاکرات از منظر اروپایی‌ها ارزیابی می‌شود. این سخن به آن معنا است که دقیقاً یک تقسیم کار بین آمریکا و اروپا برای دوره پس از خروج آمریکا از برجام انجام گرفته است و اروپا، سیاستی مستقل از آمریکا در قبال ایران اتخاذ نخواهد کرد.
۲ـ شرط لازم برای تأمین منافع اقتصادی ایران از طریق همکاری اروپا با جمهوری اسلامی ایران در چارچوب برجام، ایستادگی دولت‌های اروپایی در مقابل تحریم‌های ثانویه آمریکا است. آیا اروپا به خاطر ایران، حاضر به ورود به یک جنگ اقتصادی با آمریکا خواهد بود؟ آیا دولت‌های اروپایی حاضرند در برابر جریمه شرکت‌های متبوع خود از سوی آمریکا، دست به اقدام متقابل‌ زده و شرکت‌های آمریکایی را جریمه کنند؟ به یقین چنین اتفاقی هرگز رخ نخواهد داد. اروپایی‌ها تحت هیچ شرایطی ایران را بر آمریکا ترجیح نخواهند داد.
بنابراین دولت جمهوری اسلامی ایران باید در راستای تأمین منافع و عزت ملی واقع‌بین بوده، در دام نقشه مشترک، آمریکایی‌ـ اروپایی نیفتد. این واقعیت را رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها تبیین و گوشزد کردند و بار دیگر پس از خروج آمریکا از برجام، این‌چنین متذکر شدند: «بنده از روز اول بارها و بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! … نتیجه‌اش این است که دارید مشاهده می‌کنید؛ دو سال و نیم گذشته است، ما به همه تعهدات عمل کرده‌ایم، این مردک می‌آید بیرون و می‌گوید که من قبول ندارم و خارج می‌شوم و چنان می‌کنم. حال گفته می‌شود که برجام را می‌خواهیم با این سه کشور اروپایی ادامه بدهیم؛ من به این سه کشور هم اعتماد ندارم. من ‌می‌گویم به اینها هم اعتماد نکنید. می‌خواهید قرارداد بگذارید، تضمین به دست آورید، تضمین عملی والّا فردا هم اینها همان کاری را خواهند کرد که آمریکا کرد… اگر نتوانید چنین تضمین قطعی‌ای بگیرید که بنده هم بسیار بعید می‌دانم که بتوانید تضمین بگیرید، آن وقت دیگر نمی‌شود این‌جوری حرکت کرد و این‌جوری ادامه داد.»
رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی با ترسیم وضعیت کنونی مبتنی بر نگاه واقع‌بینانه و آشکارسازی نیات دولت‌های غربی فرمودند: «امروز مسئولین کشور در معرض یک آزمون بزرگند؛ آیا حفظ عزت و اقتدار این ملت عزیز را خواهند کرد یا نه؟ باید عزت این ملت تأمین بشود. منافع ملت باید تأمین بشود.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
846fe

شماره ۸۴۶ منتشر شد

846fe

«گفت‌وگوی ملی» یا دغدغه جناحی!

علی حیدری/ ۱۹بهمن سال ۱۳۹۵ بود که برای نخستین بار رئیس دولت اصلاحات موضوع «آشتی ملی» را مطرح کرد. بهانه طرح این موضوع، تهدیدهای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بود که تازه روی کار آمده بود و اینکه نیاز به وحدت و انسجام در داخل وجود دارد! همان موقع بحث‌های فراوانی درباره این موضوع در بین سیاسیون و برخی رسانه‌ها در گرفت، تا اینکه در ۲۹ بهمن همان سال رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم تبریز با بی‌معنا دانستن این تعبیر و انتقاد از پر و بال دادن به آن در روزنامه‌ها، گفتند: «مگر مردم با هم قهر هستند که بخواهند آشتی کنند؟ قهری وجود ندارد، البته مردم ما با کسانی که در سال ۸۸ به روز عاشورای حسینی اهانت کردند و با قساوت و لودگی و بی‌حیایی، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر هستند و با آنها آشتی هم نمی‌کنند.»
پس از مدتی شخصیت‌های مطرح و رسانه‌های جریان اصلاحات موضوعی را با عنوان «گفت‌وگوی ملی» طرح کرده و شروع به مباحثه درباره آن کردند، تا اینکه در نیمه دوم سال ۱۳۹۶ اقدام به فضاسازی بیشتری در این باره کردند. آغازگر این ایده جریان کارگزاران بود که پس از آن به جریان اصلاحات هم سرایت کرد و به زبان‌های مختلف تلاش شد تا گفت‌وگوی ملی ضرورت اجتناب‌ناپذیر شرایط امروز کشور قلمداد شود.
نفس گفت‌وگو در چارچوب‌ مشخص نظام جمهوری اسلامی مانند قانون اساسی به عنوان میثاق ملی، التزام به ولایت و تبعیت از رهبری و در نظر گرفتن منافع ملی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی به مثابه امری وحدت‌بخش نه تنها نکوهیده نیست؛ بلکه می‌تواند به تحقق اهداف و آرمان‌های نظام و انقلاب اسلامی کمک کند. گفت‌وگوهای اثربخش که هدف آنها هماهنگی و برداشتن گام‌های بزرگ برای حل مشکلات و نارسایی‌ها در عرصه‌های مختلف به ویژه در حوزه اقتصادی به مثابه مهم‌ترین خواسته مردم باشد، اساساً در هر جامعه‌ای مورد استقبال است؛ اما زمانی که جریانات و افراد انگشت‌شماری در راستای مقاصد جزئی سیاسی که دغدغه مردم نیست، به جای هم‌اندیشی و گفت‌وگوی ملی برای برون‌رفت از مشکلات، هدف خود را در اصول اساسی مثل اصلاح قانون اساسی و تجدیدنظر در ارزش‌های قانونی و شرعی اعلام می‌کنند، دیده تردید را به سمت خود می‌چرخانند و این سؤال را به ذهن متبادر می‌کنند که آیا امروز مشکلات و دغدغه‌های مردم از جنس مطالبات آنهاست که به نام مردم در جامعه پمپاژ می‌کنند؟!
متأسفانه تجربیات گذشته در تمکین نکردن برخی جریان‌های سیاسی به قانون و رأی ملت که باعث شد شیرینی مشارکت بالای مردم در انتخابات به کام همه تلخ شود و چهره نظام اسلامی را در صحنه بین‌المللی خدشه‌دار کند و زمینه تشدید تحریم‌ها را فراهم آورد، به اضافه رابطه برخی جریان‌های سیاسی با غرب و «سفارش فشار بر جمهوری اسلامی» در قالب اعتماد به آمریکا باعث تضعیف اعتماد عمومی به این جریان‌ها شده و هیچ تضمینی وجود ندارد که به نام برخی چهره‌های رادیکال، حتی پیگیر اهداف و منافع آمریکا در داخل کشور باشند! کسانی مثل «مصطفی تاجزاده» که آش موضع‌گیری‌های حاشیه‌ساز وی این روزها چنان شور شده که اعتراض همفکرانش را نیز به همراه داشته است.
از سوی دیگر طرفداران این ایده وقتی پای میز مذاکره با طرف‌های غربی می‌نشینند، کفه سبک ترازو را داشته و به طرف مقابل امتیاز می‌دهند، اما وقتی قرار بر وزن‌کشی در بین جریان‌های سیاسی داخلی است، همواره ادعا می‌کنند که دست برتر را دارند و فقط خود را نماینده تام و تمام مردم می‌دانند و با الفاظ و عناوین ساختگی جریان‌های رقیب را تضعیف و تخریب می‌کنند.روشن است این جریان به فرض انجام گفت‌و‌گو هم به لوازم و چارچوب‌های آن پایبند نخواهد بود.
بنابراین صرف طرح گفت‌وگوی ملی بدون تبیین چیستی، چرایی، چگونگی و ضرورت امروز آن راه‌گشا نیست و باید، هم موضوعات و هم الزامات آن مشخص شود. در این صورت روشن خواهد شد که آیا خواسته‌ها و مطالبات در سازوکارهای قانونی کشور پیش‌بینی شده است یا خیر؟لذا اگر هدف از طرح موضوع گفت‌وگوی ملی، تقویت وحدت و هماهنگی بیشتر برای حل مشکلات کشور و ملت در اوضاع حساس کنونی باشد، می‌توان به آن فکر کرد؛ اما اگر مقصود این جریان سیاسی همان آشتی ملی مورد نظر خودش است که این بار با الفاظ متفاوت مطرح می‌شود و هدف آن اهداف سیاسی جریانی مانند رفع حصر و… است، به یقین راه به جایی نخواهد برد؛ چرا که سازوکار این موضوع بارها از سوی مسئولان عالی نظام اعلام شده، اما هیچ‌گونه اقدام مثبتی که نشان‌دهنده وجود اراده برای حل آنها باشد، مشاهده نشده است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
845fe

شماره ۸۴۵ منتشر شد

845fe

رضاخان، خدمت یا خیانت؟

دکتر یدالله جوانی/ روز یک‌شنبه هفته گذشته ساعت پنج بعدازظهر در حین حفاری در محدوده حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، جسدی کشف شد. با توجه به نزدیکی محل حفاری به محل دفن رضاخان، بلافاصله عکس‌هایی از این جسد در فضای مجازی با عنوان جسد رضاخان انتشار یافت. جریان سلطنت‌طلب که هر از چندگاهی در فضای سیاسی کشور فعال می‌شود، این فرصت را مغتنم شمرده، با پشتیبانی رسانه‌ای بیگانه و استفاده از فضای مجازی، تحریک افکار عمومی و جلب نظر جوانان به رضاخان به عنوان خادم ملت و کشور را در دستور کار قرار داد.
سالیانی است که غربی‌ها در راستای انقلاب‌زدایی از ایران و بدبین کردن جوانان نسبت به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، با سیاه‌نمایی از وضعیت کشور و برجسته‌سازی مشکلات، به تطهیر رژیم گذشته روی آورده، رضاخان را پرچمدار توسعه و پیشرفت ایران معرفی می‌کنند. در داخل کشور هم کسانی به طرق گوناگون، رضاشاه را فردی خدمتگزار به کشور و مردم معرفی کرده، او را عامل پیشرفت ایران معرفی می‌کنند. نتیجه این نوع تبلیغات در سال‌های اخیر، موجب شده است تا بخشی از مردم و به ویژه جوانان از واقعیات مسائل تاریخی، به دور مانده و قضاوت‌های نادرست داشته باشند.
برخی از شعارها در اغتشاشات و ناآرامی‌های دی ماه ۹۶ و همچنین بخشی از مطالب منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی به دنبال اعلام خبر کشف جسدی که کالبد مومیایی شده رضاخان خوانده شد، نشان می‌دهد که صاحب‌نظران منصف و حقیقت‌گرا، باید بیشتر به بازخوانی واقعیت‌های تاریخی برای مردم همت گماشته، از گرفتار شدن عده‌ای به قضاوت‌های ناصحیحی تاریخی جلوگیری کنند.
جدای از این که جسد کشف شده متعلق به چه کسی است؛ با توجه به فضاسازی‌های سیاسی‌ـ تبلیغی به ویژه در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، پاسخ به این پرسش مهم است که بر اساس منطق قرآن و آموزه‌های دینی، رضاخان مستحق لعن و نفرین است، یا به زعم عده‌ای باید از او تعریف و تمجید کرد و به روح او درود فرستاد؟
برای رسیدن به یک قضاوت درست تاریخی، باید چگونگی دست‌یابی رضاخان به قدرت سیاسی را بررسی کرد. رضاخان چگونه به قدرت رسید؟ مردم ایران در به قدرت رسیدن او چه نقشی داشتند؟ در پشت صحنه کودتای رضاخان در سوم اسفند ۱۲۹۹ که منجر به سقوط رژیم قاجار و بنیان منحوس رژیم پهلوی شد، کدام قدرت خارجی و با کدامین اهداف قرار داشت؟
کسانی که از خدمات رضاشاه می‌گویند و او را ستایش می‌کنند، به طور کلی نقش انگلیس در کودتای رضاخانی را نفی کرده، رضاشاه را عامل به ثبات رساندن کشور و برقرار کردن امنیت در آن دوران ناامنی و بی‌ثباتی معرفی می‌کنند. صادق زیباکلام که نقش مؤثری در تطهیر رژیم پهلوی از جنایت‌ها و خیانت‌های بی‌شمار دارد، در مناظره با خسرو معتضد در دانشگاه هنر اصفهان، ضمن اجتناب‌ناپذیر دانستن کودتای رضاخانی در آن وضعیت هرج‌ومرج‌گونه، با صراحت می‌گوید: «معتقدم که در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، روح دولت انگلستان خبر نداشت که چنین کودتایی اتفاق می‌افتد!»
البته نکته جالب توجه آنکه، آقای زیبا‌کلام در این مناظره با تأکید بر اینکه نباید به سخن مورخ استناد کرد، می‌گوید: «مورخ به طور ناخودآگاه دروغ می‌گوید.» آیا زیباکلام خود مصداق این گزاره‌ای که می‌گوید، نیست؟ آیا او با یک دروغ تاریخی به دنبال تحریف تاریخ معاصر و تطهیر رژیم پهلوی نیست؟برای قضاوت در این زمینه، باید به اسناد تاریخی و عقل تحلیلگر رجوع کرد. آیا از نظر عقلی می‌توان پذیرفت که رضاخان بدون پشتوانه مردمی و بدون حمایت یک قدرت خارجی در آن شرایط ایران، از طریق کودتا به قدرت برسد؟

درباره چگونگی دست‌یابی رضاخان به قدرت، سه دیدگاه وجود دارد:
۱ـ انگلیس نقشی در کودتا نداشت
تعداد بسیار کمی از پژوهشگران جدید، مانند «محمدعلی کاتوزیان»، «پیترآوری» و «صادق زیباکلام» می‌گویند، انگلیس هیچ نقشی در کودتای رضاخانی نداشت. این افراد به دلایل یا انگیزه‌های خاص معتقدند، رضاخان نظامی ماهری بود که توانست با تکیه بر اراده نظامی خود، قدرت را به دست گرفته و از تجزیه ایران جلوگیری کند.
۲ـ انگلیس نقش غیرمستقیم در کودتا داشت
عده‌ای هم مانند «نیکی کدی» و «جان فوران» معتقدند، انگلیس در طراحی کودتا نقشی نداشت، ولی به صورت غیر مستقیم و از طریق واداشتن احمدشاه به اخراج افسران بریگاد قزاق، به رضاخان در کودتا کمک کرد.
۳ـ انگلیس عامل اصلی کودتا بود
بسیاری از مورخان و پژوهشگران قدیم و جدید، با استناد به اسناد تاریخی و به ویژه اسناد منتشر شده در انگلیس، معتقدند انگلیس به دلیل شکست در اجرای قرارداد ۱۹۱۹، درصدد بود با طراحی و اجرای کودتا در ایران از طریق یک نیروی سرسپرده، به مطامع سیاسی و اقتصادی خود دست یابد. طبق بسیاری از اسناد به جا مانده، کودتا به دست رضاخان و با همدستی سیدضیاء‌الدین طباطبایی و برنامه‌ریزی افسر انگلیسی «آیرون ساید» طراحی و اجرا شد. درباره انتخاب رضاخان برای فرماندهی کودتای نظامی، اردشیر ریپورتر عامل و جاسوس انگلیس در ایران نقش مهمی داشت.
با وجود دلایل تاریخی بسیار مبنی بر نقش انگلیس در کودتا، انگلیسی‌ها به دلایل گوناگون، تلاش کردند نقش خود را پنهان کنند. بر همین اساس، رضاخان پس از کودتا، تلاش کرد تا خود را به تنهایی عامل اجرای کودتا معرفی کند. عبدالله مستوفی به نقل از شهید مدرس گفته است، این حربه ابزاری به منظور مصون ماندن انگلیس از اقدامات مداخله‌گرانه در آینده و مخدوش شدن چهره‌اش در میان مردم بود. مستوفی می‌گوید: «در یکی از همین روزها به دیدار سیدحسن مدرس رفته بودم. سید مخصوصاً از این شرایط خیلی عصبی بود و می‌گفت، انگلیسی‌ها حاضر بودند دو میلیون خرج کنند تا این وصله (کودتا) را از خود بِکَنند. این مرد (رضاخان) به رایگان تمامی این گناهان را به گردن گرفت و آنها را در این مخمصه بین‌المللی فارغ کرد که در آینده دولت ایران نتواند گله‌گذاری در این زمینه بنماید.»
در حالی‌که رضاخان با این کودتا زمینه سلطه ۵۷ ساله آمریکا و انگلیس را بر ایران فراهم کرد و با وجود دلایل بسیار عده‌ای نقش انگلیس را در کودتا نفی و تلاش می‌کنند از رضاخان یک چهره ملی و خدمتگزار کشور و مردم بسازند. این جماعت از ساختن راه، کشیدن خط ‌آهن، ساختن مدرسه و دانشگاه، نوسازی ارتش و امثالهم، به عنوان خدمات رضاخان یاد می‌کنند. بسیار روشن است که هر حکومتی از این نوع کارها می‌کند، کما اینکه الآن رژیم سعودی در عربستان، همین نوع کارها را در عین وابستگی به آمریکا و انجام جنایات و خیانت‌های بی‌شمار انجام می‌دهد.
بهترین نوع نگاه واقع‌بینانه نسبت به رضاخان را، در کلام حضرت امام خمینی(ره) می‌توان یافت. امام(ره) چهار سال پیش از مشروطه چشم به جهان گشودند و هنگام کودتای رضاخانی در سوم اسفند ۱۲۹۹، هجده ساله و در عنفوان جوانی به سر می‌بردند. بنابراین، ایشان دوران آشفتگی ایران و ناامنی را از نزدیک شاهد و ناظر بودند و چنانکه خود می‌فرمایند، در برابر خان‌هایی که منطقه را ناامن کرده بودند، ایستادگی کرده‌اند. دوران رضاخانی که دوران سرکوب آزادی‌خواهان، به ویژه روحانیت، کشف حجاب و مبارزه با ارزش‌های دینی و اسلامی است، دوران تکوین اندیشه‌های سیاسی حضرت امام خمینی(ره) نیز به حساب می‌آید. نخستین واکنش رسمی و آشکار امام(ره) به حکومت رضاخانی، سه سال پیش از سقوط دولت رضاخان با صدور یک اعلامیه انقلابی بود. حضرت امام(ره) در این اعلامیه، مردم و روحانیون را به قیام برای خدا و مبارزه با بدعت‌ها و ظلم‌های رضاخانی دعوت کرد. در دیدگاه امام(ره)، رضاخان عامل و مزدور انگلیسی‌ها بود که در ابتدای کار با ریاکاری مردم را فریب داد و پس از استحکام پایه‌های قدرتش، طبق نقشه بیگانه با دین، مذهب، روحانیت و حتی مظاهر و شعائر دینی مبارزه کرد.
ایشان رضاخان را این‌گونه توصیف می‌کنند: «ابتدا با ظاهری مقدس و علاقه به اسلام، علاقه به روضه‌‌خوانی حضرت سیدالشهداء، این‌طور علاقه را به او نشان دادند و او هم خوب عمل کرد… ابتدا با این سلاح وارد شد در کشور ما، یعنی آوردندش در کشور با قلدری، آنها را که در مراکز قدرت بودند کنار گذاشتند. آنها را با قلدری و نقشه شکست داد… نقشه دوم این بود که اسلام را هرچه می‌تواند قیچی کند… روحانیون را منزوی کردند و از هر جا هم که یک صدایی از آنها بلند می‌شد و یک قیامی می‌کردند آن را خفه می‌کردند.»
نکته کلیدی در نگاه امام(ره) نسبت به رضاخان، وابستگی او به انگلیس برای اجرای نقشه‌های اجانب است. آن عزیر سفر کرده در این زمینه می‌فرمایند: «در این عصر که من درک کردم و گمان دارم هیچ یک از آقایان درک نکرده‌اید، ابتلای رضاخان است که انگلیسی‌ها آن وقت رضاخان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند.» اما نکته بسیار ظریف در نگاه تیزبین رهبر کبیر انقلاب اسلامی نسبت به رضاخان، خیانت‌های وی به کشور و ملت ایران است.
حضرت امام(ره) ضمن مقایسه رضاخان و پسرش با پادشاهان قجری، معتقد بودند شاهان قجر در این مملکت جنایت کردند، ولی رضاخان و محمدرضا شاه، با قرار دادن منابع کشور در اختیار بیگانگان و اجرای نقشه‌های آنان در راستای مبارزه با اسلام و مظاهر و شعائر دینی، به کشور و مردم خیانت کردند. امام(ره) در بیانی این خیانت دودمان پهلوی را، این‌گونه توصیف می‌کنند: «ایران در این مدتی که خودمان یادمان هست… این است که از آن اولی که رضاخان آمد در ایران کودتا کرد تا حالایی که بحمدالله غلبه حاصل شده در طول این پنجاه سال که شاید سخت‌ترین ایام بود بر ملت ایران، اینها اگر جنایتکارتر از همه سلاطین سابق نبودند، خیانتکارتر بودند. ممکن است کسی بود آغامحمدخان قاجار هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آغامحمدخان قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمدخان قجر برای مملکت، منابع مملکت خودش را داده باشد، جنایتکار بود؛ اما خیانتکار نبود.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
844fe

شماره ۸۴۴ منتشر شد

844fe

پاسداری‭ ‬از‭ ‬انقلاب‭ ‬ادامه‭ ‬دارد

‬دکتر‭ ‬یدالله‭ ‬جوانی‭/ ‬سالروز‭ ‬میلاد‭ ‬حضرت‭ ‬اباعبداللهالحسین‭(‬ع‭) ‬را‭ ‬به‭ ‬درستی‭ ‬روز‭ ‬پاسدار‭ ‬نامیدهاند‭ ‬تا‭ ‬معرف‭ ‬جنس‭ ‬و‭ ‬هویت‭ ‬پاسداران‭ ‬باشد‭. ‬امام‭ ‬حسین‭(‬ع‭) ‬مظهر‭ ‬تمامی‭ ‬ارزشها‭ ‬و‭ ‬فضیلتهایی‭ ‬چون؛‭ ‬جهاد،‭ ‬ایثار،‭ ‬شهادت،‭ ‬آزادگی،‭ ‬عدالتخواهی،‭ ‬ظلمستیزی،‭ ‬مظلومپناهی،‭ ‬حقیقتجویی،‭ ‬شجاعت‭ ‬و‭ ‬صلابت‭ ‬بود‭. ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬در‭ ‬حقیقت‭ ‬و‭ ‬واقعیت،‭ ‬پرچمداران‭ ‬و‭ ‬نمادهای‭ ‬امروزین‭ ‬تمامی‭ ‬این‭ ‬ارزشهای‭ ‬هویتبخش‭ ‬به‭ ‬مکتب‭ ‬عاشورا‭ ‬هستند‭. ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬از‭ ‬زمان‭ ‬هویتیابی‭ ‬با‭ ‬پیروزی‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬زمین،‭ ‬با‭ ‬عملکرد‭ ‬خود‭ ‬نشان‭ ‬دادند‭ ‬که‭ ‬ریشه‭ ‬در‭ ‬عاشورا‭ ‬و‭ ‬مکتب‭ ‬سیدالشهداء‭(‬علیهالسلام‭) ‬دارند‭. ‬آری،‭ ‬جنس‭ ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬از‭ ‬جنس‭ ‬شهدای‭ ‬کربلا‭ ‬و‭ ‬یاران‭ ‬باوفای‭ ‬امام‭ ‬حسین‭(‬ع‭) ‬است‭. ‬بنابراین‭ ‬اگر‭ ‬نسل‭ ‬امروز‭ ‬بخواهد،‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬درستی‭ ‬بشناسد،‭ ‬باید‭ ‬با‭ ‬داستان‭ ‬کربلا‭ ‬و‭ ‬هویت‭ ‬سپاه‭ ‬امام‭ ‬حسین‭(‬ع‭) ‬به‭ ‬درستی‭ ‬آشنا‭ ‬شود‭. ‬جوانان‭ ‬ایرانزمین‭ ‬و‭ ‬دیگر‭ ‬جوانان‭ ‬در‭ ‬امت‭ ‬اسلامی،‭ ‬اگر‭ ‬بخواهند‭ ‬به‭ ‬رمز‭ ‬و‭ ‬راز‭ ‬این‭ ‬جمله‭ ‬تاریخی‭ ‬حضرت‭ ‬امام‭ ‬خمینی‭(‬ره‭) ‬که‭ ‬فرمودند‭: ‬‮«‬ای‭ ‬کاش‭ ‬من‭ ‬هم‭ ‬یک‭ ‬پاسدار‭ ‬بودم‮»‬،‭ ‬پی‭ ‬ببرند‭ ‬و‭ ‬آگاه‭ ‬شوند،‭ ‬راهی‭ ‬جز‭ ‬آشنایی‭ ‬با‭ ‬هویت‭ ‬و‭ ‬شناسنامه‭ ‬پاسداران‭ ‬ندارند؛‭ ‬هویت‭ ‬و‭ ‬شناسنامهای‭ ‬که‭ ‬تجلیبخش‭ ‬تمامی‭ ‬فضیلتهای‭ ‬عاشوراییان‭ ‬در‭ ‬عصر‭ ‬حاضر‭ ‬است‭. ‬سپاه‭ ‬با‭ ‬برخورداری‭ ‬از‭ ‬چنین‭ ‬پاسدارانی،‭ ‬به‭ ‬گونهای‭ ‬درخشید‭ ‬که‭ ‬رهبر‭ ‬کبیر‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬با‭ ‬ملاحظه‭ ‬و‭ ‬مشاهده‭ ‬حماسهآفرینیهای‭ ‬این‭ ‬نهاد‭ ‬انقلابی‭ ‬و‭ ‬عاشورایی‭ ‬در‭ ‬دوران‭ ‬جهاد‭ ‬و‭ ‬شهادت،‭ ‬با‭ ‬صراحت‭ ‬فرمودند‭: ‬‮«‬اگر‭ ‬سپاه‭ ‬نبود،‭ ‬کشور‭ ‬هم‭ ‬نبود‭.‬‮»‬‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬گذر‭ ‬زمان‭ ‬چهل‭ ‬ساله‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬نشان‭ ‬دادند‭ ‬که‭ ‬پایبند‭ ‬و‭ ‬وفادار‭ ‬به‭ ‬تمامی‭ ‬ارزشهایی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬هویتبخش‭ ‬سپاه‭ ‬است‭. ‬طی‭ ‬چهل‭ ‬سال‭ ‬گذشته،‭ ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬هرگز‭ ‬لباس‭ ‬مقدس‭ ‬جهاد‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬تن‭ ‬جدا‭ ‬نکردهاند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬لوای‭ ‬این‭ ‬لباس‭ ‬مقدس،‭ ‬عزت‭ ‬و‭ ‬استقلال‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬را‭ ‬حفظ‭ ‬کردهاند‭. ‬مردان‭ ‬سپاه‭ ‬در‭ ‬دهه‭ ‬چهارم‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬از‭ ‬پیشکسوتانی‭ ‬چون‭ ‬سردار‭ ‬شهید‭ ‬همدانی‭ ‬تا‭ ‬پاسداران‭ ‬جوانی‭ ‬چون‭ ‬شهید‭ ‬حججی،‭ ‬با‭ ‬نثار‭ ‬خون‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬راه‭ ‬اعتلای‭ ‬اسلام‭ ‬و‭ ‬حفظ‭ ‬عزت‭ ‬مسلمین‭ ‬و‭ ‬تأمین‭ ‬امنیت‭ ‬ملت‭ ‬ایران،‭ ‬نشان‭ ‬دادند‭ ‬که‭ ‬پاسداران‭ ‬دارای‭ ‬ثبات‭ ‬قدم‭ ‬در‭ ‬صراط‭ ‬مستقیم‭ ‬الهی‭ ‬هستند‭.‬
حضور‭ ‬مستمر‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬عرصه‭ ‬جهاد‭ ‬و‭ ‬شهادت‭ ‬طی‭ ‬چهل‭ ‬سال‭ ‬گذشته،‭ ‬سپاه‭ ‬را‭ ‬مایه‭ ‬آرامش‭ ‬ملت‭ ‬و‭ ‬تمامی‭ ‬آزادیخواهان‭ ‬عالم،‭ ‬به‭ ‬ویژه‭ ‬در‭ ‬منطقه‭ ‬راهبردی‭ ‬غرب‭ ‬آسیا‭ ‬کرده‭ ‬است‭. ‬امروز‭ ‬ملتهای‭ ‬منطقه‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬ویژه‭ ‬مردم‭ ‬عراق،‭ ‬سوریه،‭ ‬لبنان،‭ ‬فلسطین‭ ‬اشغالی،‭ ‬با‭ ‬نقشآفرینی‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬مسیر‭ ‬خنثیسازی‭ ‬توطئههای‭ ‬قدرتهای‭ ‬شیطانی‭ ‬علیه‭ ‬امت‭ ‬مسلمان،‭ ‬به‭ ‬خوبی‭ ‬آشنا‭ ‬هستند‭. ‬آقای‭ ‬ترامپ‭ ‬چندی‭ ‬پیش،‭ ‬تصریح‭ ‬کرد‭ ‬که‭ ‬ایالات‭ ‬متحده‭ ‬آمریکا‭ ‬در‭ ‬۱۷‭ ‬سال‭ ‬گذشته،‭ ‬هفت‭ ‬تریلیون‭ ‬دلار‭ (‬معادل‭ ‬هفت‭ ‬هزار‭ ‬میلیارد‭ ‬دلار‭) ‬در‭ ‬جنگهای‭ ‬غرب‭ ‬آسیا‭ ‬هزینه‭ ‬کرده،‭ ‬لکن‭ ‬هیچ‭ ‬دستاوردی‭ ‬نداشته‭ ‬است‭. ‬آمریکاییها‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬برآوردهای‭ ‬دقیق‭ ‬خود،‭ ‬نقش‭ ‬سپاه‭ ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬در‭ ‬شکستهای‭ ‬راهبردی‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬منطقه‭ ‬را،‭ ‬یک‭ ‬نقش‭ ‬اساسی‭ ‬و‭ ‬بیبدیل‭ ‬میدانند‭. ‬همین‭ ‬نقشآفرینیهای‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬عرصه‭ ‬جهاد‭ ‬و‭ ‬شهادت‭ ‬و‭ ‬تلاش‭ ‬شبانهروزی‭ ‬آنان‭ ‬برای‭ ‬حفظ‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬و‭ ‬تأمین‭ ‬استقلال،‭ ‬عزت‭ ‬و‭ ‬امنیت‭ ‬ملت‭ ‬ایران،‭ ‬آمریکاییها‭ ‬را‭ ‬بر‭ ‬آن‭ ‬داشته‭ ‬تا‭ ‬با‭ ‬تمام‭ ‬توان‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسدارانش‭ ‬را‭ ‬تحت‭ ‬فشارهای‭ ‬همهجانبه‭ ‬قرار‭ ‬دهند‭. ‬تحریم‭ ‬بخشهایی‭ ‬از‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬قرار‭ ‬دادن‭ ‬فرماندهانی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬نهاد‭ ‬مردمی‭ ‬و‭ ‬انقلابی‭ ‬در‭ ‬فهرست‭ ‬تحریمها،‭ ‬نشانههایی‭ ‬آشکار‭ ‬از‭ ‬خصومت‭ ‬دشمنان‭ ‬و‭ ‬تلاش‭ ‬آنان‭ ‬برای‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬میان،‭ ‬تلاش‭ ‬دشمنان‭ ‬برای‭ ‬تخریب‭ ‬سپاه‭ ‬در‭ ‬فضای‭ ‬جنگ‭ ‬نرم،‭ ‬از‭ ‬اهمیت‭ ‬بالایی‭ ‬برخوردار‭ ‬است‭. ‬دشمنان‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬درتلاشند،‭ ‬با‭ ‬تخریب‭ ‬پایگاههای‭ ‬مردمی‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسدارانش،‭ ‬قدرت‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬چالش‭ ‬بکشانند‭. ‬
جمعبندی‭ ‬آمریکاییها‭ ‬در‭ ‬سالهای‭ ‬اخیر،‭ ‬آن‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬شکست‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬فرو‭ ‬ریختن‭ ‬جمهوری‭ ‬اسلامی‭ ‬و‭ ‬بازگرداندن‭ ‬سلطه‭ ‬خود‭ ‬بر‭ ‬ایران،‭ ‬راهی‭ ‬جز‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬ندارند‭. ‬آنان‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬را،‭ ‬نماد‭ ‬اقتدار‭ ‬و‭ ‬ایستادگی‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬خود‭ ‬یافتهاند‭. ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬چنین‭ ‬برآوردی،‭ ‬برای‭ ‬تخریب‭ ‬و‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬برنامهریزی‭ ‬کرده‭ ‬و‭ ‬قدرت‭ ‬رسانهای‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬راستا‭ ‬فعال‭ ‬کردهاند‭. ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬همین‭ ‬نقشه‭ ‬شیطانی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬رئیسجمهور‭ ‬آمریکا‭ ‬در‭ ‬پیام‭ ‬نوروزی‭ ‬و‭ ‬منافقانه‭ ‬خود‭ ‬به‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬تحت‭ ‬پوشش‭ ‬تبریک‭ ‬نوروزی،‭ ‬بر‭ ‬سپاهستیزی‭ ‬تمرکز‭ ‬کرده،‭ ‬تلاش‭ ‬میکند‭ ‬سپاه‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬نقطه‭ ‬مقابل‭ ‬منافع‭ ‬مردم‭ ‬ایران‭ ‬معرفی‭ ‬کند،‭ ‬دشمنان‭ ‬بر‭ ‬این‭ ‬اعتقادند‭ ‬که‭ ‬تنها‭ ‬راه‭ ‬فرو‭ ‬ریختن‭ ‬سپاه‭ ‬یا‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬در‭ ‬ایران،‭ ‬متهم‭ ‬کردن‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬به‭ ‬فساد‭ ‬است‭. ‬بدیهی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬هوشمندی‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬چنین‭ ‬نقشه‭ ‬شیطانی،‭ ‬تنها‭ ‬راه‭ ‬خنثیسازی‭ ‬این‭ ‬نقشه‭ ‬است‭. ‬متأسفانه‭ ‬در‭ ‬داخل‭ ‬کشور‭ ‬هم،‭ ‬برخی‭ ‬از‭ ‬گروهها‭ ‬یا‭ ‬افراد‭ ‬سیاسی‭ ‬که‭ ‬سپاه‭ ‬را‭ ‬مانع‭ ‬اصلی‭ ‬بر‭ ‬سر‭ ‬راه‭ ‬دستیابی‭ ‬به‭ ‬امیال‭ ‬خود‭ ‬میبینند،‭ ‬خواسته‭ ‬یا‭ ‬ناخواسته‭ ‬به‭ ‬پیادهسازی‭ ‬نقشه‭ ‬دشمنان‭ ‬علیه‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬روی‭ ‬آوردهاند‭. ‬از‭ ‬دشمنان‭ ‬انتظاری‭ ‬جز‭ ‬چنین‭ ‬دشمنیهایی‭ ‬علیه‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬و‭ ‬نمادهای‭ ‬اقتدارآفرین‭ ‬و‭ ‬عزتبخش‭ ‬این‭ ‬ملت‭ ‬نیست،‭ ‬اما‭ ‬هم‭ ‬قدم‭ ‬و‭ ‬هم‭ ‬داستان‭ ‬شدن‭ ‬عدهای‭ ‬در‭ ‬داخل‭ ‬با‭ ‬دشمن‭ ‬و‭ ‬همنوا‭ ‬شدن‭ ‬آنان‭ ‬تعجب‭ ‬برانگیز‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬همگان‭ ‬باید‭ ‬بدانند‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسدارانش،‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬هویت‭ ‬و‭ ‬شناسنامهای‭ ‬که‭ ‬دارند،‭ ‬با‭ ‬ثبات‭ ‬قدم‭ ‬و‭ ‬بر‭ ‬تن‭ ‬داشتن‭ ‬همیشگی‭ ‬لباس‭ ‬مقدس‭ ‬جهاد،‭ ‬لحظهای‭ ‬از‭ ‬تداوم‭ ‬رسالت‭ ‬پاسداری‭ ‬غفلت‭ ‬نخواهند‭ ‬کرد‭.‬

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
743fe

شماره ۸۴۳ منتشر شد

743fe

ضربه تلگرام به اقتصاد ملی و معیشت مردم

دکتر یدالله جوانی/تلگرام یک پیام‌رسان خارجی با قابلیت فراوان و ظرفیت بالا در داخل ایران است. این شبکه اجتماعی و پیام‌رسان،‌ برخلاف ظاهرش که بهترین شکل کمک به کاربران برای برقراری ارتباط با یکدیگر را تداعی می‌کند،‌ در ذاتش انواع تهدیدات علیه ملت ایران وجود دارد. زیرساخت‌ها و مدیریت تلگرام در خارج از کشور بوده و در پشت صحنه آن هم، سرویس‌های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از دولت‌های اروپایی قرار دارند. دولت‌ها و رسانه‌های غربی با ادعای دروغین کمک و دفاع از جریان آزاد اطلاعات در ایران،‌ ضربه زدن به منافع ملی ایرانیان را با تمام توان دنبال می‌کنند.
آمریکایی‌ها بارها از جنگ اقتصادی علیه ملت ایران سخن گفته‌اند، ‌به زعم خود تلاش می‌کنند با فلج کردن اقتصاد ملی و تحت فشار قرار دادن فضای کسب و کار و معیشت مردم، ‌مقاومت ایرانیان در برابر نظام سلطه را در هم شکسته،‌ سلطه خود بر ایران زمین را بازیابند. آنان برای دستیابی به این هدف راهبردی،‌ از همه ابزارها، ‌شیوه‌ها و روش‌های ممکن بهره می‌گیرند. به اعتقاد کارشناسان و بر اساس اطلاعات و اسناد مستحکم موجود،‌ تلگرام یکی از ابزارهای مهم و در اختیار نظام سلطه، ‌برای ضربه زدن به اقتصاد ایران است. به عبارت دیگر،‌ تلگرام برخلاف ظاهر و ادعای کمک به پیام‌رسانی و جریان آزاد اطلاعات،‌ وارد حوزه اقتصاد،‌ فضای کسب و کار و معیشت مردم ایران شده است.
پول اینترنتی و ارز دیجیتالی رمزگذاری شده در تلگرام با عنوان «گرام»، از تلاش‌های گسترده و برنامه‌ریزی شده،‌ برای ایجاد یک شبکه پولی در فضای مجازی حکایت می‌کند؛ شبکه‌ای که خارج از حوزه حاکمیت ملی،‌ مدیریت اقتصادی و بانک مرکزی جمهوری اسلامی است. این شبکه اقتصادی دیجیتال، ‌با کارویژه نظام بانکی (نظام دریافت و پرداخت)، تلگرام را از ماهیت اصلی به مثابه یک شبکه اجتماعی و پیام‌رسان دور ساخته، ‌به یک مافیای اقتصادی با تمرکز بر اهدافی چون؛ ضربه به ثروت ملی،‌ کاهش ارزش پول ملی و خارج کردن ارز از ایران تبدیل کرده است. خسارت این شبکه مالی در فضای مجازی به اقتصاد ملی و مردم ایران، به دلیل خارج بودن از کنترل و نظارت نهادهای حاکمیتی و نظام پولی کشور، چه بسا بسیار بیشتر از ضربه‌ای باشد که مؤسسات مالی و اعتباری غیر مجاز در سال‌های اخیر وارد کردند.
براساس داده‌های منتشر شده از سوی خود تلگرام؛ می‌توان گفت، این شبکه به ظاهر پیام‌رسان با تعریف پول دیجیتال با نام «گرام»، یک نظام بانکی(با قابلیت دریافت و پرداخت) جدای از بانک مرکزی را در کشور ایجاد کرده،‌ در حالی که هیچ تعهد حقوقی به شرکت‌ها،‌ بنگاه‌های اقتصادی و مردم ندارد.‌ متأسفانه تاکنون از طریق اقدامات این شبکه مالی مافیایی، علاوه بر وارد شدن ضربه بر ارزش پول ملی، میلیاردها دلار ارز از کشور خارج شده است. به دلیل همین خسارت‌های تلگرام که نوعی تهدید جدی علیه اقتصادهای ملی به شمار می‌آید؛ بسیاری از دولت‌ها، ‌دامنه فعالیت این پیام‌رسان را در داخل کشور خود محدود کرده‌اند. در ایران با وجود هشدارهای پی ‌در پی رهبر معظم انقلاب،‌ به دلیل غلبه و ترجیح منافع سیاسی جریانی بر منافع ملی، اکنون تلگرام با برخورداری از ده‌ها میلیون کاربر ایرانی، ‌به یک سلطه انحصاری بی‌نظیر در حوزه پیام‌رسانی دست یافته است. با توجه به این واقعیت تلخ و دردناک، ‌برای جلوگیری از خسارت‌های بیشتر به اقتصاد ملی و معیشت مردم،‌ عقل حکم می‌کند که هر چه سریع‌تر این شرایط و وضعیت به نفع ملت تغییر کند. اصلی‌ترین و مهم‌ترین راهبرد و اقدام عملی در این راستا، شکستن سلطه انحصاری تلگرام، از طریق تقویت پیام‌رسان‌های داخلی است. برخلاف تصور عده‌ای که ظرفیت‌ها و قابلیت‌های داخلی را باور ندارند،‌ این مهم در پرتو عزم و اراده جهادی و روحیه انقلابی مردم و مسئولان دست‌یافتنی است.
در این مسیر با اجماع ملی و همسویی مردم و مسئولان، مـی‌توان گام‌های بلندی را به جلو برداشت و برگ زرین دیگری را بر افتخارات ملت،‌ در چهلمین سال انقلاب اسلامی افزود.
برای تحقق این امر مهم و سرنوشت‌ساز،‌ مسئولان باید با درک شرایط و نقشه‌های دشمن برای زمین‌گیر کردن ملت ایران، ‌با تمام توان تقویت پیام‌رسان‌های داخلی را در اولویت قرار دهند،‌ مردم هم با اطمینان‌خاطر از جهات مختلف، به استقبال پیام‌رسان‌های داخلی بروند. البته ممکن است در ابتدای مسیر همانند هر کار دیگری، به دلیل محدود بودن ظرفیت‌ها، ‌برخی از ارتباطات با کندی انجام گیرد، لکن تردیدی وجود ندارد که در پرتو اندکی صبر و حوصله، ‌آینده‌ای درخشان رقم خواهد خورد. آینده‌ای که پیام‌رسان‌های داخلی به مثابه یک محصول و کالای تمام‌عیار ایرانی، ‌آن هم در سال «حمایت از کالای ایرانی»، ظرفیتی به مراتب بیش از جمعیت ۸۰ میلیونی کشور پیدا خواهند کرد. شاید عده‌ای به هر دلیلی باور نکنند و قبول نداشته باشند،‌ اما نگارنده بر این اعتقاد است که، ‌همان جوانان پر استعداد و با نشاطی که ایران را، ‌وارد باشگاه‌های هسته‌ای،‌ موشکی، ‌فضایی و غیره کردند، ‌اکنون این توانایی را دارند و به زودی و در همین چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد خواهیم بود که در پرتو کار و تلاش شبانه‌روزی آنان،‌ ایران در مرز و لبه دانش و فناوری ارتباطات قرار خواهد گرفت.
رفتار هوشمندانه و صبورانه مردم در این مسیر،‌ سرعت دستیابی به این افتخار را دو چندان خواهد کرد. به یقین دشمنان آگاه و بعضاًً ناآگاهان و مغرضان داخلی، ‌بر سر راه این حرکت،‌ موانعی را ایجاد خواهند کرد. اما این اطمینان قلبی وجود دارد که،‌ جوانان غیور،‌ مؤمن و انقلابی، همانطور که با عبور از موانع بسیار، ‌ایران اسلامی را صاحب ۲۰ هزار دستگاه سانتریفیوژ کرده و به دانش و فناوری سوخت ۲۰ درصد دست یافتند، ‌اینک کشورشان را صاحب پیام‌رسان‌های داخلی و بومی با ظرفیت یکصد میلیونی کنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
842fe

شماره ۸۴۲ منتشر شد

842fe

وضعیت انقلاب اسلامی در چهل سالگی

دکتر یدالله جوانی/ سال ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی است. با توجه به نظریه چرخش انقلاب‌ها و اظهارنظرهایی که در خصوص انقلاب اسلامی با توجه به پاره‌ای از مسائل کشور انجام می‌شود؛ بررسی وضعیت انقلاب در چهل سالگی بسیار مهم است. آیا انقلاب اسلامی دچار بازگشت به عقب شده و حرکت آن به سمت آرمان‌ها متوقف شده است؟ یا اینکه انقلاب اسلامی با حفظ ماهیت، بر اساس مبانی، اصول و شعارهای اصلی، حرکتش به سمت آرمان‌ها و اهداف بی‌وقفه ادامه دارد؟
دشمنان خارجی و عده‌ای هم در داخل کشور با انگیزه‌های مختلف، از ختم انقلاب در چهل سالگی آن سخن می‌گویند. مهم‌ترین دلیل طرفداران این دیدگاه، تعمیم دادن نظریه «چرخش انقلاب‌ها» یا ترمیدور کرین برینتون به انقلاب اسلامی است. بر اساس این نظریه، هر انقلابی یک مسیر جبری را پس از طی مراحلی پیموده و در نهایت، اصول حاکم بر آن انقلاب به اصول حاکم بر شرایط پیش از انقلاب تغییر جهت می‌دهد. کرین برینتون با بررسی وضعیت، مراحل و سرنوشت چهار انقلاب فرانسه، روسیه، انگلیس و آمریکا، این نظریه را در کتاب معروف خود با عنوان «کالبدشکافی چهار انقلاب»، در سال ۱۹۳۸ میلادی منتشر کرد. برینتون بر اساس نظریه جامعه‌شناختی خود و به استناد فراز و فرودهای انقلاب‌های مورد بررسی، معتقد است تمامی انقلاب‌ها سرنوشتی مشابه دارند. نظریه ترمیدور انقلاب‌ها، به یک نظریه غالب در علوم اجتماعی و علوم سیاسی تبدیل شده و برخی از نظریه‌پردازان غربی، از آن به یک قاعده برای تحولات اجتماعی یاد می‌کنند. رهبر معظم انقلاب درباره این نظریه می‌فرمایند: «در قوانین علوم اجتماعی درباره انقلاب‌ها می‌گویند، انقلاب‌ها همچنانی که یک فرازی دارند، یک فرودی هم دارند. مثل یک سنگی که شما پرتاب می‌کنید تا وقتی قدرت بازوی شما پشت سر این سنگ است برخلاف جاذبه زمین حرکت می‌کند، اما وقتی این قدرت از جاذبه زمین کمتر شد، این سنگ به سمت جاذبه طبیعی زمین برمی‌گردد. آن قوانین می‌گویند، تا وقتی شور و انگیزه انقلابی در مردم هست، انقلاب‌ها به سمت جلو حرکت می‌کنند، اوج می‌گیرند، بعد هم به تدریج این شور و هیجان و این عامل حرکت به پیش، کم می‌شود و در مواردی تبدیل به ضد خودش می‌شود، انقلاب‌ها سقوط می‌کنند و برمی‌گردند پایین.»
سؤال اصلی در این بحث، آن است که آیا انقلاب اسلامی از این قاعده پیروی می‌کند و فرجامی جز سقوط و پایان یافتن ندارد. آیا انقلاب اسلامی هم دچار ترمیدور شده، انقلاب فرزندان خود را می‌خورد و با منزوی شدن نیروهای انقلابی، دوران آرمان‌گرایی انقلابی پایان یافته و ارزش‌های پیش از انقلاب بر جامعه حاکم می‌شود؟
برای پاسخ به این پرسش بسیار مهم، باید توجه داشت که هیچ یک از نظریه‌‌های مطرح و معروف مربوط به انقلاب‌ها تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله نظریه کرین برینتون، قادر به تبیین و تحلیل انقلاب بزرگ ملت ایران نبودند. ناتوانی نظریه‌های موجود انقلاب‌ها برای تحلیل و تبیین انقلاب اسلامی، به ماهیت متفاوت این انقلاب با انقلاب‌های پیشین برمی‌گردد. حضرت امام خمینی(ره) درباره این واقعیت می‌فرمایند: «شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جدا است، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منّان بر این ملت مظلوم غارت‌زده عنایت شده است.» مبتنی بر چنین نگاه عارفانه و واقع‌بینانه است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، با عباراتی چون «معجزه قرن» و «انفجار نور»، انقلاب اسلامی را توصیف می‌کنند.
بنابراین وقتی اصل وقوع انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت دینی و اسلامی، با نظریه انقلاب کرین برینتون قابل تحلیل و تبیین نیست، نمی‌تواند در سرنوشت نیز تابع آن نظریه باشد و از این جهت هم یک استثنا است.
رهبر فرزانه انقلاب در این باره می‌فرمایند: «انقلاب‌های بزرگ دنیا که در تاریخ دویست سال اخیر ما اینها را می‌شناسیم، بنا بر همین تحلیل، همه با آن نظریه (ترمیدور) قابل انطباق هستند. اما انقلاب اسلامی از این تحلیل جامعه‌شناختی به کلی استثنا است. در انقلاب اسلامی پادزهر فرود انقلاب، در خود این انقلاب گذاشته شده است. بارها عرض کرده‌ایم که تجسم انقلاب در جمهوری اسلامی و در قانون اساسی جمهوری اسلامی است. نویسندگان قانون اساسی که از نظر امام و مکتب امام درس گرفته بودند، در خود این قانون عامل تداوم‌بخش انقلاب را گذاشته‌اند. پایبندی به مقررات اسلامی و مشروعیت بخشیدن به قانون، مشروط بر اینکه بر طبق اسلام باشد و مسئله رهبری. من چند سال قبل در مقایسه بین نظام جمهوری اسلامی و نظام شوروی سابق، که آمریکا‌یی‌ها و غربی‌ها توانستند نظام شوروی را مضمحل کنند و طمع کرده بودند که همان جریان را نسبت به انقلاب اسلامی انجام بدهند، گفتم که تفاوت‌های این دو نظام، تفاوت‌هایی است که نمی‌توانند محکوم به یک قانون باشند. در نظام جمهوری اسلامی، اساس حرکت بر پایبندی به مبانی است. آن چیزی که به عنوان مبدأ مشروعیت این نظام محسوب می‌شود، یعنی ولایت الهی که منتقل می‌شود به فقیه، مشروط است به پایبندی بر احکام الهی. آن کسی که در رتبه رهبری نشسته است، اگر نسبت به آرمان‌های اسلامی، نسبت به قوانین اسلامی از لحاظ نظری یا عملی، بی‌قید شود، از مشروعیت می‌افتد و دیگر اطاعت او بر کسی واجب نیست؛ بلکه جایز نیست. این در خود قانون اساسی، یعنی در خود سند اصلی انقلاب، ثبت شده است.
بنابراین، شما اگر امروز به امواج دشمنی و کینه‌ورزی دشمنان انقلاب اسلامی نگاه کنید، می‌بینید که مهم‌ترین آماج دشمنی آنها با همین دو سه اصلی است که مربوط به این عامل تضمین‌کننده و نگه ‌دارنده انقلاب است؛ لذا این انقلاب شکست‌خوردنی نیست. این انقلاب فرودآمدنی نیست. این انقلاب از سیر و حرکت خود بازنمی‌ایستد؛ چون جامعه ما یک جامعه مؤمن و دینی است و دین و ایمان اسلامی در اعماق دل مردم، از همه قشرها نفوذ دارد. مردم به معنای حقیقی کلمه به دین معتقدند.»
آری، ملتی که در راه خدا قیام می‌کند و در این مسیر ولایت الهی را پذیرفته، خداوند به او ثبات قدم عطا می‌کند و او را از همه تنگناها و تنگه‌های سخت و خطرناک عبور می‌دهد. در چهل سال گذشته، ملت ایران بر همین مبنا و اساس، بر توطئه‌هایی چون؛ کودتاها، غائله تجزیه‌طلبی، تروریسم داخلی مورد حمایت بیگانه، جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و جنگ اقتصادی، فتنه‌های بزرگی چون فتنه ۸۸ و جنگ‌های نیابتی و گروهک‌های تروریستی تکفیری در منطقه، غلبه کرده است. اکنون شعارهای اصلی انقلاب و ارزش‌های بنیادین انقلاب، پس از چهل سال، نه تنها فراموش نشده، بلکه مورد توجه جدی نظام، رهبری و توده‌های مردم است. دلیل اصلی دشمنی‌های نظام سلطه با محوریت آمریکا علیه جمهوری اسلامی، پایبندی نظام و مردم به همین شعارها و ارزش‌ها است. شعارها و ارزش‌هایی چون؛ استقلال، آزادی، مردم‌سالاری، اعتمادبه‌نفس ملی، خودباوری ملی، عدالت، استکبار‌ستیزی، حمایت از مستضعفان و تحقق و پیاده‌ شدن احکام دین و شریعت، مورد توجه جدی نظام و مردم است. اگرچه مشکلات و نارسایی‌هایی وجود دارد و مردم از رفتار برخی از مسئولان گله دارند؛ لکن مردم نسبت به اصل انقلاب، شعارهای اصلی انقلاب، آرمان‌ها و اهداف انقلاب، با گذشت چهل سال از زمان پیروزی انقلاب، همچنان وفادار و معتقد هستند. بر اساس همین واقعیت، رهبر حکیم انقلاب اسلامی در بیانات نوروزی در حرم مطهر رضوی، وضعیت انقلاب اسلامی در چهل سالگی را این‌ چنین توصیف فرمودند: «چهل سالگی انقلاب دوران پیری انقلاب نیست، دوران عقبگرد انقلاب نیست، دوران پختگی و نشاط انقلاب است. انقلاب در چهل سالگی، بحمدالله با قدرت، با حفظ شعارها و با برافراشته بودن پرچم‌های اصلی، همچنان دارد به پیش می‌رود.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
841fe

شماره ۸۴۱ منتشر شد

841fe

فصل تحول

علی حیدری/ سالی دیگر با همه فراز ‌و نشیب‌ها و تلخی‌ها و شیرینی‌هایش سپری شده و واپسین روزهای خود را پشت سر می‌گذارد. در گردش ایام، هفته‌ها و ماه‌ها سالی بر ما گذشت، عددی بر عمر ما افزود و عددی از باقیمانده آن کاست. عمری که به سرعت در حال سپری شدن است و این سیر، مجموعه داستان زندگی ما را رقم می‌زند. گویی که نقاش روزگار، اجزای زندگیمان را به تصویر می‌کشد. روزها از پی هم می‌گذرد تا در پس زمستانی سرد، بهاری دوباره آغاز شود؛ بهاری که در حقیقت فصل جدیدی از زندگی است؛ فصل رویش، فصل نو شدن و فصل تداوم… .
بهار طبیعت، بهار زندگی است؛ زیرا طبیعت و همه موجودات در این فصل زندگی دوباره‌‌ای را آغاز می‌کنند، اما با تأمل در موضوع زندگی با دو مفهوم مهم مواجه هستیم؛ مفهوم «بودن» و «شدن». این مفاهیم آنقدر به هم نزدیک هستند که گاه در کاربرد آنها دچار اشتباه می‌شویم. «بودن» به نوعی ایستایی و رکود را نشان می‌دهد و به عبارتی حفظ وضع موجود می‌کند و مصداق این است که دیروزش با امروزش یکی است و امروزش هم با فردایش و مصداق سخن امام علی(ع) است که می‌فرماید: «هر کس دو روزش یکسان باشد مغبون است.»در اطراف خود ممکن است کسانی را ببینید که در گذشته خلاصه شده‌اند و به عبارتی پیش از پایان تمام شده‌اند. زندگی این افراد را می‌توان به مرداب تشبیه کرد؛ ساکت و بی‌حرکت!
اما «شدن» از تغییرپذیری، تحول و نوشوندگی خبر می‌دهد و هیچ وقت در یک نقطه متوقف نمی‌شود. این مفهوم حکایت از انگیزه و اراده برای حرکت دارد و در مسیر رو به جلوی خود به طور طبیعی دستاوردها و یافته‌هایی دارد که هم بینش انسان را متحول می‌کند و هم رفتار و عملکرد او را متناسب با پدیده‌های جدید تغییر می‌دهد.
البته این به معنای بی‌هویتی و اثرپذیری از شرایط و موقعیت‌های گوناگون نیست؛ بلکه به معنای ارتقای دانش و بینش بر اساس شرایط روز است و به عبارتی «فرزند زمان خویش بودن» است. این نوع از زندگی را می‌توان به رودی تشبیه کرد که همواره جاری است، ایستایی ندارد و در حرکت مداوم است.
بهار هم آیینه تمام‌نمای «شدن» است. تازه شدن، جوانه زدن، روییدن، رشد کردن و شکوفایی در بهار متجلی می‌شود. بهار بهانه‌ای برای عبور از روزمرگی و تکرار است که شاید طی روزهای سال به تدریج بر ذهن و فکر و رفتار انسان حاکم شده باشد و اصلاً «حول حالنا الی احسن الحال» مصداق روشن میل به این تحول است.
تقویم‌ها پشت سر هم ورق می‌خورند و به صفحه پایان می‌رسند و دوباره آغاز می‌شوند. این آغاز دوباره فرصت تأمل در صفحات پیشین است. اینکه چه چیزهایی در تقویم زندگی ما نقش بسته، جای چه چیزهایی خالی است.بعضی چیزها را هم باید پاک کنیم. اینها محاسبه‌ ما از خودمان است و بهترین مجال برای آسیب‌شناسی و یافتن راهکار است تا در فصل جدید گام‌های بهتر، مطلوب‌تر و بزرگ‌تری برداریم.
پایان سخن را با رهنمودی از رهبر فرزانه و حکیم انقلاب متبرک می‌کنیم که در این زمینه می‌فرمایند: «باید توجه داشته باشیم که خداوند دگرگونی هر پدیده‌ای در عالم را، به دست انسان قرار داده و همه تحول‌ها با اراده انسان انجام می‌شود.انسان اگر بخواهد در وضعیت جامعه، کشور و زندگی خود، تحول ایجاد کند، باید این تحول را از خود آغاز کند. تحول اخلاقی، تحول درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم در مقابل اراده آفریننده هستی که این تحول، سعادت انسان‌ها را تضمین می‌کند.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
840fe

شماره ۸۴۰ منتشر شد

840fe

خودشیفتگی منتهی به سقوط آزاد

رسول سنائی راد/ غرور و خودشیفتگی از جمله آفاتی است که گریبانگیر صاحبان قدرت و نفوذ و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی شده و وقتی با توهم داشتن تأیید و پایگاه اجتماعی یا توان فائق آمدن بر تمامی رقبا و منتقدان همراه باشد، ‌به دیکتاتوری و تمامیت‌خواهی می‌انجامد که البته با اخلاق، ‌عقلانیت و معنویت و در عرصه سیاسی جامعه امروز ما، هم با اسلامیت و هم با جمهوریت مغایرت دارد.
رئیس‌جمهور سابق که روزگاری با رفتار مردمی و انتقاد از روحیه اشرافی و دیکتاتورمآبانه رقبای خود، قبیله‌سالاری و قدرت‌طلبی سیاسی را مورد تهاجم قرار داد و فریاد برآورد که اگر برادرش هم دستگیر شود یک زنگ به دادگاه و مجموعه قضایی نخواهد زد، روزی با احتمال دستگیری برخی از اطرافیانش‌، خط قرمز اعلام کرده و زبان به تهدید گشود و امروز با احتمال تأیید حکم محکومیت آنان نه تنها به قوه قضائیه بلکه به کلیت نظام سیاسی تهاجم کرده و دقیقاً به همان مسیری افتاده که روزگاری به نقد و نفی آن می‌پرداخت و از ویژگی‌های رقبای او به شمار می‌آمد. البته وی آن زمان که دفاع از اطرافیان فاسد را برنمی‌تافت،‌ مورد تأیید مردم بود که او را نماد عدالت‌خواهی برشمرده و از او اقبال می‌کردند، اما چه شده است که او پس از دستگیری اطرافیانش که به فساد و دستبرد به بیت‌المال متهم هستند، ‌باز عدالت را پوشش حمایت از اطرافیان قرار داده است؟ اگر پای دفاع از اطرافیان و اعضای قبیله و باند سیاسی وی در میان نیست،‌ چرا این شور و شتاب و جسارت را وی در دورانی که در قدرت بود و مدعی داشتن لیست مفسدان در جیب، به خرج نداد؟ اما هرگاه که عدالت متوجه اطرافیان و اعضای حلقه انحراف شده او به دفاع تمام‌قد از اطرافیانش پرداخته که با ادعاهای گذشته‌ای که مورد تأیید مردم بوده در مغایرت آشکار است.
اگرچه او با بهره‌گیری از هوش خودش و کنار گذاشتن تقوای سیاسی تلاش کرده با شروع از پله دوم اصل دستگیری و محاکمه اطرافیانش را تسویه حساب سیاسی از سوی دستگاه قضا و شخص رئیس این دستگاه جلوه داده و با پرده انداختن به اتهامات و تخلفات صاحبان پرونده، آنان را قربانی این تسویه حساب‌های شخصی و سیاسی معرفی کند. همچنین وی با زیرسؤال بردن صلاحیت و عدالت دستگاه قضا و دادگاه تلاش کرده با مظلوم‌نمایی برای اطرافیان متهم خویش، جای شاکی و متشاکی را عوض کرده و در این عرصه چالشی، دست بالاتر را بگیرد. او با سیاسی جلوه دادن دستگیری و محاکمه اطرافیان برای تحقق چند هدف دست و پا می‌زند:
۱ـ بی‌اعتبار‌سازی فلسفه این دستگیری‌ها و سیاسی جلوه دادن آن؛
۲ـ بی‌اعتبار کردن احکام صادره و القای سیاسی بودن آن؛
۳ـ متوقف کردن روند بررسی‌های حقوقی و قضایی و جلوگیری از ادامه دستگیری‌ها و محاکمه اطرافیان آلوده و متهمش.
رئیس‌جمهور سابق که در محاسباتش در توهم برخورداری از رأی و حمایت ۳۰ میلیونی به سر می‌برد و تصور اجتناب‌ناپذیر بودن مدارای نظام با خویش را نیز دارد، در عین حال که سال‌ها در درون نظام از بالاترین سطح مسئولیت برخوردار بوده و هم‌اینک نیز در درون حاکمیت حضور دارد، لباس اپوزیسیون و مخالف نظام به تن کرده و به مخالف‌خوانی علیه مسئولان و نظام رو آورده که یک طنز تلخ را رقم می‌زند. آن هم اینکه وی در کنار برخی فتنه‌انگیزان که زمانی در مسند قدرت بوده و باید پاسخگوی برخی مسائل برآمده از آن دوران باشند، امروز در زمره طلبکاران قرار گرفته و به طرح ادعاهایی می‌پردازند که خود مولد بخشی از همین مسائل ادعایی هستند.
جالب اینکه نجابت و مدارای نظام نیز زمینه‌ساز سوء‌استفاده چنین مدعیانی است که در همان حال که ژست مخالف‌خوانی دارند، باز بر سر سفره نظام نشسته و حاضر به کناره‌گیری از آن هم نیستند که به تعبیر عوام، دستی در کاسه داشته و مشت بر پیشانی نظام می‌کوبند و این همان طنز تلخ ناشی از نمک‌نشناسی نسبت به نظام و بی‌اعتنایی به شعور مردم است.
اما بخش تراژیک این ماجرا هم آنجا رقم می‌خورد که این رفتار به همان میزان که اسباب ناراحتی و ریزش در بین دلسوزان و معتقدان ارزشی نظام است، مایه خرسندی و پایکوبی فتنه‌گران و مخالفان داخلی و دشمنان بیرونی نیز شده است. نشان آن هم رسانه‌های تابلوداری است که با استقبال از این غرور و خودشیفتگی یا کینه و لجاجت، به بازتاب دادن آن در بالاترین سطح و سریع‌ترین زمان رو آورده و چه سخاوت‌ها که به خرج نمی‌دهند؟
حلقه انحراف گویا فراموش کرده که حال فعلی افراد،‌ یک معیار تعیین‌کننده برای نظام و مردم به حساب می‌آید. با همین معیار بسیاری از شخصیت‌ها و گروه‌های مدعی از گردونه نظام خارج شده‌اند که چه بسا تصور آنها این بوده که حذف آنان از نظام منتهی به چالش‌ها و زحمت‌های شکننده خواهد شد، ‌اما تنها سقوط آزاد آنان به دامن شیاطین و معاندان نظام نتیجه چنین توهمی بوده است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
839fe

شماره ۸۳۹ منتشر شد

839fe

نقطه هدف در اغتشاشات داخلی

دکتر یدالله جوانی/ حوادث تلخ خیابان پاسداران با فاصله بسیار کم به لحاظ زمانی از حوادث دی ماه در چندین شهر کشور،‌ از زوایای گوناگون نیاز به تحلیل دقیق دارد. در این نوع اغتشاشات، بی‌شک نقش دشمنان، یک نقش برجسته و انکارناپذیر است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در تحلیل حوادث و اغتشاشات دی ماه، مبتنی بر اطلاعات دقیق، مثلث شوم خارجی را شامل:

۱ـ آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان طراحان اغتشاشات،

۲ـ خاندان آل‌سعود به عنوان حامیان مالی و
۳ـ منافقین به عنوان نیروهای میدانی،‌ معرفی کردند.

در این مثلث شوم، ضلع سوم به لحاظ شکلی و عنوانی در هر حادثه‌ای، می‌تواند تغییر کند. در حوادث خیابان پاسداران، جریان نفاق در لباس دراویش ضلع سوم را تشکیل می‌دهد. بی‌تردید در آینده، حوادث دیگری رخ خواهد داد و در هر یک از این حوادث، ضلع سوم عنوان و شکل متفاوتی خواهد داشت. در واقع دشمنان اصلی، ‌یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود با مشاورت‌های راهبردی پیر استعمار انگلیس خبیث، بر راهبرد و سیاست استمراربخشی به بروز اغتشاشات در داخل ایران تمرکز کرده‌اند. این نکته کلیدی را تمامی مسئولان کشور، ‌تمامی جریان‌ها، احزاب، ‌گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی با گرایش‌های مختلف و عموم ملت ایران باید به دقت مورد توجه قرار دهند. همگان باید به این نکته توجه داشته باشیم که،‌ دشمن بر مسائل داخلی ایران تمرکز کرده است. این توطئه شوم و اهداف راهبردی دشمنان در این توطئه را، ‌باید به درستی شناخت و با آن مقابله کرد. رهبر حکیم انقلاب اسلامی در بخشی از دعای خود در پایان شب آخر مراسم سوگواری ایام فاطمیه(سلام‌الله‌علیها)، با دعای: «پروردگارا توطئه‌های دشمن علیه جمهوری اسلامی را باطل کن»، اغتشاشات اخیر را نمونه‌ای کوچک از این توطئه‌ها دانستند و فرمودند: ‌«پروردگارا! به محمد و آل محمد،‌ کسانی که با همه وجود، با همه‌ اخلاص، ‌با همه توان در مقابل این توطئه‌ها می‌ایستند، همه آنها را مشمول لطف و رحمت خودت قرار بده، کمک‌شان بفرما. پروردگارا! به محمد و آل محمد، نیروهای بسیج را،‌ نیروی انتظامی را، ‌سپاه و ارتش را، ‌همه کسانی را که در این راه‌ها خدمتگزاری می‌کنند، ‌کمک فرما.»
یکی از سؤالات مهم در تحلیل این حوادث که نقش دشمن در آن آشکار دیده می‌شود،‌ چیستی نقطه هدف اصلی دشمن در رقم زدن این اغتشاشات است. بی‌ثبات‌سازی، ‌ناآرام‌سازی،‌ دامن زدن به درگیری‌های داخلی و مخدوش‌سازی امنیت داخلی ایران،‌ نمونه‌هایی از اهداف دشمنان در توطئه است. اما با اطمینان می‌توان گفت، نقطه هدف در این اغتشاشات در مقطع کنونی، ‌مشغول‌سازی نظام جمهوری اسلامی و قدرت توسعه‌یافته آن در منطقه، به مسائل داخلی کشور است. دشمنان با توجه به شکست‌های راهبردی که در پی فروریختن داعش در سوریه و عراق متحمل شدند، با توجه به نگرانی‌هایی که از نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی در شکل‌دهی به نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا به عنوان راهبردی‌ترین منطقه جهان پیدا کرده‌اند، به دنبال ناکام‌سازی جمهوری اسلامی در ایفای چنین نقشی هستند. بازنده اصلی تحولات غرب آسیا که با مدیریت عالی جمهوری اسلامی در جریان است؛ مثلث آمریکا،‌ رژیم صهیونیستی و آل‌سعود به همراه متحدین اروپایی این مثلث از جمله پیر استعمار انگلیس خبیث می‌باشند. بر همین اساس این مثلث، فعال شده و از طریق بحران‌آفرینی در داخل کشور ایران به شکل‌های مختلف، ‌می‌خواهد نظام جمهوری اسلامی و مسئولان آن را،‌ سرگرم مسائل داخلی کند. دشمنان به دنبال سایش قدرت توسعه‌یافته ایران، ‌از طریق پدید آوردن اغتشاشات و ناآرامی‌های داخلی هستند.
آنان در پی آنند تا سرلشکر سلیمانی‌ها و یاران‌شان، به جای تدبیر و پیشبرد امور در منطقه، ‌به ناچار متوجه مسائل داخلی ایران شده، ‌برای حفظ اساس جمهوری اسلامی، اولویت‌های‌شان را تغییر بدهند. بدیهی است که در چنین وضعیتی، باید با هوشیاری و بسیج نیروها و همسو کردن تمامی ظرفیت‌ها، علاوه بر جلوگیری از پدیدآیی اغتشاشات داخلی و برخورد قاطع با عوامل آن، به نقش‌آفرینی‌ها در منطقه شتاب بیشتری بخشید. باید بدانیم مثلث شوم بحران‌آفرین در ایران، نفس‌هایش در منطقه به شماره افتاده و به پایان عمر خود نزدیک‌تر از هر زمان دیگر شده است. دوران آمریکا در منطقه پایان یافته، رژیم صهیونیستی سقوطش قطعی و خاندان آل‌سعود با پرونده‌ای سراسر خیانت و جنایت در جهان اسلام،‌ چاره‌ای جز رفتن به موزه تاریخ ندارد. با ثبات قدم در مسیر انقلاب، ‌چنین آینده‌ای را به چشم‌ خواهیم دید. ان‌شاءالله

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی