861fe

شماره ۸۶۱ منتشر شد

861fe

چرا جنگ نخواهد شد؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
سالیانی است که آمریکایی‌ها ملت ایران را به جنگ تهدید می‌کنند. پیش از دونالد ترامپ، باراک اوباما و دیگر اعضای کابینه‌اش یک جمله نخ‌نما داشتند؛ «تمامی گزینه‌ها روی میز است.» دولت کنونی ایالات متحده نیز به شکل‌های مختلف ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده است. ادبیات تهدید مقامات آمریکایی علیه ملت ایران، همواره این سؤال را به ذهن هر ایرانی متبادر می‌کند که؛ آیا جنگ خواهد شد؟ در داخل کشور واکنش‌ها به این تهدید ایالات متحده متفاوت بوده است. از سال ۱۳۸۰ که این تهدیدات پررنگ شد، عده‌ای همواره نگران وقوع جنگ بودند و برای جلوگیری از پدیدآیی جنگ، نسخه‌هایی را تجویز می‌کردند، برای نمونه در دوره اصلاحات، ۱۳۵ نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم چنان مرعوب تهدیدات دشمن شدند که با ارسال نامه‌ای سرگشاده به رهبر معظم انقلاب، برای جلوگیری از وقوع جنگ، خواستار عقب‌نشینی در برابر آمریکا با نوشیدن جام زهر از سوی معظم‌له شدند.
استدلال نمایندگان مرعوب این بود که آمریکا آماده حمله به ایران است و در صورت حمله، ایران همانند دوران جنگ جهانی اول و دوم اشغال شده و تمامی دستاوردهای انقلاب اسلامی از بین خواهد رفت، همچنین با آغاز کار دولت یازدهم و شروع مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا به صورت مستقیم، در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور این نکته مطرح شد که، هر توافقی بهتر از عدم توافق است! استدلال مطرح‌کنندگان این نگاه و گزاره، آن بود که اگر توافق نشود، جنگ می‌شود!
اکنون هم که ترامپ زیر برجام زده و از آن خارج شده، عده‌ای ترسو چنین مطرح می‌کنند که برای جلوگیری از وقوع جنگ، باید به مذاکره با آمریکا تن داد. اما در مقابل این نوع دیدگاه و واکنش نسبت به تهدیدات آمریکا، نگاه دیگری وجود داد مبنی بر اینکه، جنگی در کار نیست و آمریکایی‌ها به صورت مستقیم به ایران حمله نخواهند کرد. از سال ۱۳۸۰ تاکنون به عنوان نگارنده این سطور در یادداشت‌های مختلف، همواره بر چنین نگاهی به صورت مستدل تأکید داشته‌ام. هفته گذشته رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در جمع هزاران نفر از اقشار مردم در این باره فرمودند:
«حالا غیر از مسئله تحریم که می‌گویند تحریم می‌کنند و فلان، دو موضوع دیگر را مطرح می‌کنند؛ یکی مسئله‌ جنگ را، یکی مسئله مذاکره را. البته جنگ را صریحاً نمی‌گویند می‌جنگیم، اما به خیال خودشان با اشاره و با کنایه و با این حرف‌ها می‌خواهند بگویند خلاصه ممکن است جنگ راه بیفتد. شبح جنگ را بزرگ می‌کنند برای اینکه ما ملت را بترسانند، یا ترسوها را بترسانند؛ چون بالاخره ما یک مشت ترسو هم داریم.»
معظم‌له در این دیدار با صراحت پس از بیان حرف‌های دشمن و اهداف آنان در این باره فرمودند: «به طور خلاصه دو کلمه به ملت ایران بگویم؛ جنگ نخواهد شد و مذاکره هم نخواهیم کرد.»
این رویکرد رهبر معظم انقلاب نسبت به تهدیدات دشمن، رویکردی کاملاً مستدل، واقع‌بینانه و عالمانه است. این نگاه حکیمانه، مبتنی بر شناخت دقیق دشمن و برآورد صحیح از وضعیت آمریکا و موقعیت جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. در واقع معظم‌له با تصریح و تأکید بر اینکه؛ «جنگ نخواهد شد و مذاکره هم نخواهیم کرد.» نقشه دشمن را نقش بر آب کردند و سیاست و راهبرد آمریکایی‌ها مبنی بر، «فشار‌ـ مذاکره‌ـ امتیازگیری» را، بر هم زدند. این شگرد قدرت‌های شیطانی است که دیگران را با تهدید به جنگ، به عقب‌نشینی و دادن امتیاز وادار می‌کنند. اما چرا جنگ نخواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش فرماندهی معظم کل قوا چنین استدلال می‌کنند: «جنگ نخواهد شد؛ چرا؟ برای خاطر اینکه جنگ دو طرف دارد؛ یک طرف ما هستیم، یک طرف او است؛ ما که خب جنگ را شروع نمی‌کنیم؛ ما هیچ جنگی را شروع نکرده‌ایم. افتخار جمهوری اسلامی این است که هیچ جنگی را ما شروع نکرده‌ایم… اینکه طرف ما، طرف آمریکایی و آمریکایی‌ها هم جنگ را شروع نمی‌کنند، برای این [است] که گمان می‌کنم آمریکایی‌ها هم می‌دانند که اگر جنگی را اینجا شروع کنند، صد درصد به ضررشان تمام خواهد شد.» به هر حال هر کشوری هر چند هم قدرتمند باشد، وقتی جنگی را آغاز می‌کند که در برآوردهایش اطمینان به پیروزی داشته باشد. آمریکایی‌ها طی ۱۷ سال گذشته، در جنگ‌هایی وارد شدند با این اطمینان که پیروز میدان خواهند بود، لکن در تمامی این جنگ‌ها شکست خوردند. اما در طول همین ۱۷ سال، بسیاری از تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران آمریکایی‌ برای شروع یک جنگ علیه ملت ایران، همواره جمهوری اسلامی را یک هدف سخت ارزیابی کرده‌اند. آمریکایی‌ها خیلی علاقه‌مند بودند پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله به افغانستان، به جمهوری اسلامی حمله کنند، لکن در همان مقطع پیروزی بر ایران را در یک جنگ ناممکن ارزیابی کردند. در دوره اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا با صراحت جنگ با ایران را بدون نتیجه و به ضرر آمریکا ارزیابی کرد. اوباما با صراحت اعلام کرد، ما از جنگ افغانستان و عراق آموختیم، دیگر در هیچ جنگی که لازم باشد سرباز و نیروی زمینی نظامی وارد کنیم نباید شرکت کنیم. آمریکایی‌ها می‌دانند جنگ هوایی و موشکی بدون وارد کردن نیروی پیاده در ایران، هیچ نتیجه‌ای برای آنان نخواهد داشت. این را هم می‌دانند که وارد کردن نیروی پیاده در ایران، یعنی روانه کردن آمریکایی‌ها به گورستان. بنابراین جرئت و توان حمله نظامی به ایران را ندارند و دلیل آن قدرت پاسخگویی قاطع ملت ایران است. آمریکایی‌ها ملت ایران را در عمل آزموده و ناتوانی خود را مشاهده و فهم کرده‌اند.
رهبر فرزانه انقلاب در این باره می‌فرمایند: «آمریکایی‌ها یک بار هم اینجا حمله کردند به طبس‌ـ یادتان هست‌ـ خودشان را نجس کردند، برگشتند رفتند. درست است که خیلی چیزها را ممکن است نفهمند، اما به نظرم می‌آید این قدر هم چیز نیستند که این را نفهمند، جنگ نخواهد شد، مطمئناً.»
آری آمریکایی‌ها یک ارزیابی از نیروهای خود و به ویژه پیاده‌نظام‌های خود در مصاف با دیگران و از جمله ایرانی‌ها دارند. بر اساس همین ارزیابی، در عراق و افغانستان نظامیان خود را با پوشک بزرگسالان وارد میدان می‌کردند. آمریکایی‌ها مطلع شدند که چگونه تکاوران دریایی آنان موقع بازداشت در خلیج‌فارس به دست پاسداران نیروی دریایی سپاه، هم گریه کردند و هم از ترس لرزیدند و همگی خود را نجس کردند.
سردار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه در جلسه‌ای بدون اغراق گفت، هم هنگام بازداشت تفنگداران نیروی دریایی انگلیس و هم هنگام بازداشت تکاوران دریایی آمریکا، نیروهای ما در تهیه شلوار برای آنها با مشکل مواجه شدند، زیرا آنان همگی خود را نجس کرده بودند.
اما مهم‌ این است که این آمریکایی‌ها و نظامیان آنها، سیمای رزمندگان ایرانی را، در چهره شهید محسن حججی در هنگام اسارت مشاهده کردند. تکاوران دریایی آمریکا در هنگام بازداشت، در حالی که می‌دانستند به آنان آسیبی وارد نخواهد شد، همگی خود را نجس کردند؛ لکن شهید محسن حججی که به اسارت داعش درآمد و می‌دانست لحظاتی بعد سر از تن او جدا خواهند کرد؛ چهره‌ای با صلابت و شجاعت برخاسته از ایمان و معنویت از خود به یادگار گذشت؛ تا هم معرّف رزمندگان سپاه اسلام باشد و هم نماد و سخنگوی تمام شهدای مدافع حرم شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
860fe

شماره ۸۶۰ منتشر شد

 860fe

ناجیان دروغین و فرار از پاسخگویی

مهدی سعیدی
روزنامه نگار

«اصلاح‌طلبان به میدان آمدند!» جمله‌ای بود که این روزها با آب و تاب فراوان در روزنامه‌های اصلاح‌طلبان انتشار یافت. وقتی به محتوای خبرها با این مضمون مراجعه می‌شود، مشاهده می‌کنیم که تریبون در اختیار برخی از چهره‌های مشهور اصلاح‌طلب قرار دارد تا درباره وضعیت کنونی کشور سخن بگویند و به زعم خود راهکارهایی را برای حل مشکلات اقتصادی ارائه دهند. محوریت این خط خبری جدید، با بازتاب سخنرانی سیدمحمد خاتمی در دیدار نمایندگان ادوار مجلس آغاز شد که به ظاهر راهکاری با ۱۵ محور برای خروج از وضعیت فعلی ارائه کرده بود. در حمایت از این سخنان بلافاصله جمعی از شخصیت‌های شناخته شده اصلاح‌طلب همچون؛ بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، مصطفی تاجزاده، فیض‌الله عرب‌سرخی، محمد کیانوش‌راد، عبدالله ناصری و… با صدور بیانیه‌ای راهکارهایی را پیشنهاد دادند؛ راهکارهایی که رسانه‌های این جریان آنها را بازتاب گسترده‌ای دادند. همچنین یادداشت‌های متفاوتی نیز در روزنامه‌های منسوب به این جریان با همین مضمون و خط خبری انتشار یافت.
درک اوضاع کنونی و تلاش همه جریان‌های سیاسی برای مشارکت در حل مشکلات کشور را هر چند باید به فال نیک گرفت و به استقبال آن رفت، اما توجه به چند نکته درباره ابعاد خط جدید رسانه‌ای اصلاح‌طلبان حائز اهمیت است:
۱ـ آنچه از مطالب منتشر شده این روزهای اصلاح‌طلبان برمی‌آید آن است که این خط جدید، تنها یک «مانور رسانه‌ای» است که جریان اصلاحات در پیش گرفته تا خود را «ناجی» مشکلات کشور معرفی کند! معمولاً اینگونه است که در وضعیت خطیر و به هم ریختگی اوضاع اقتصادی، جریان‌های سیاسی با هدف کسب محبوبیت به میدان می‌آیند، نه آنکه واقعا حرف قابل ملاحظه‌ای برای حل مشکلات داشته باشند. این تهی بودن ادعای اصلاح‌طلبان را می‌توان در متن راهکارهای خاتمی مشاهده کرد که حتی یک توصیه اقتصادی برای مهار بازار در آن دیده نمی‌شود!
۲ـ مروری بر آنچه تحت عنوان راهکارهای اصلاح‌طلبان برای حل مشکلات کشور آمده، ما را به این حقیقت راهنمایی می‌کند که این اظهارات بیش از آنکه حلّال مشکلات کشور باشد، با هدف رفع چالش‌های اردوگاه اصلاح‌طلبان طرح‌ریزی شده است. پرداختن به موضوعاتی چون؛ رفع حصر سران فتنه، اعلام عفو عمومی، آزادی زندانیان سیاسی و… بیش از آنکه مسئله جامعه باشد، چالش‌های اصلاح‌طلبانی است که سال‌هاست خود را به موضوعات دسته چندمی مشغول کرده‌اند! لذا طرح این مباحث در حالی که مسئله اکثر مردم نابسامانی در بازار ارز و سکه و کالا است، به خوبی نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان فرصت‌طلبانه اهداف خود را دنبال می‌کنند!
۳ـ ملاحظه جدی دیگر در باب رویکرد جدید اصلاح‌طلبان، طرح این سؤال است که مگر تاکنون اصلاح‌طلبان در حاشیه بوده‌اند که اینک برای حل مشکلات کشور به میدان آمده باشند؟! مگر آقای روحانی بدون حمایت اصلاح‌طلبان می‌توانست پیروز انتخابات سال‌های ۹۲ و ۹۶ باشد؟! وزرای مؤثر در کابینه دولت یازدهم و دوازدهم تا چه اندازه تفاوت فکری با اصلاح‌طلبان دارند؟ مگر سیاست‌های اقتصادی دولت در اتاق‌ها و مجموعه‌های فکری متفاوتی از اردوگاه اصلاح‌طلبان بسته شده است؟! مگر سیاست خارجی دولت اعتدال در حل پرونده هسته‌ای از طریق امضای برجام، مورد تأیید و حمایت همه‌جانبه اصلاح‌طلبان نبوده است؟
مگر به تعبیر اصلاح‌طلبان «لیست امید» فاتح انتخابات مجلس نبوده و فراکسیون اکثریت مجلس را شکل نداده است؟ مگر اکثریت شورای شهرها و روستاها از جمله شورای شهر پایتخت در انتخابات اردیبهشت ماه سال گذشته در اختیار اصلاح‌طلبان قرار نگرفته است؟ کدام تدبیر و اندیشه اقتصادی و معیشتی اصلاح‌طلبان بوده که امکان پیگیری آن از طریق دولت وجود نداشته است؟
حال چطور است که به نحوی موضع‌گیری می‌شود که گویا این جریان در طول این سال‌ها در حاشیه سیاست و اداره کشور بوده است؟ واقعیت آن است که اصلاح‌طلبان شریک همه‌جانبه دولت در شکل دادن به وضع موجودند و القای اینکه خلق وضعیت کنونی ارتباطی با اصلاح‌طلبان نداشته و اصلاح‌طلبان به مثابه یک ناجی به تازگی وارد میدان شده‌اند تا رافع مشکلات و حلّال معضلات کشور باشند، نوعی فرافکنی و ژستی غیر واقعی و فریبکارانه‌ بیش نیست که با هدف فرار از پاسخگویی طرح‌ریزی شده است!
سخن آخر آنکه، اصلاحات مدت مدیدی است که حرفی برای گفتن ندارد و این مانورهای رسانه‌ای تنها به این کار می‌آید که چند روزی صفحات اول روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری اصلاح‌طلبان را تزیین کند، اما مشکلی از مشکلات مردم را حل نخواهد کرد! اصلاح‌طلبان برای تبدیل شدن به یک نیروی اثرگذار در توسعه کشور و محبوب نزد افکار عمومی نیازمند تحولات و دگرگونی بنیادین هستند!

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
859fe

شماره ۸۵۹ منتشر شد

859fe

رسانه؛ تبیین واقعیت، امید به آینده

علی حیدری
سردبیر
صاحب‌نظران سه کارکرد مهم رسانه‌ها را آگاهی بخشی و بیان واقعیت‌های جامعه، کمک به ایفای نقش‌های اجتماعی و نقد روندهای موجود برای برطرف کردن نقاط ضعف‌ها می‌دانند. رسانه‌ها بسته به نوع فعالیت‌شان، کارکردهای خاصی را برای خود تعریف کرده و اولویت‌هایی را انتخاب می‌کنند.
در این میان آنچه بیش از موارد دیگر در بین افکار عمومی به عنوان کارویژه رسانه‌ها شناخته شده، موضوع نقد است. «نقد سازنده» در صدد است که راه‌های بهتر و نزدیک‌تری را برای رسیدن به اهداف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نشان‌ دهد، اما «نقد منفی» عموماً با کلیدواژه اعتراض به چیزی یا کسی است و می‌خواهد اشتباه و نادرست بودن یک روند را نشان دهد. هریک از این نقدها کاربردهای خاص خود را دارند، اما برای یک نقد خوب و اثربخش معمولاً تلفیقی از این دو به کار می‌رود؛ به عبارت ساده‌تر، بیان مشکل و ارائه راه‌حل آن.
اما رسانه‌ها در کنار این نقش مهم، وظایف دیگری نیز بر عهده دارند. یکی از این وظایف و کارکردهای مهم ایفای نقش به عنوان مکمل و عامل مقوم امنیت عمومی و در سطح کلان آن امنیت ملی است؛ چرا که برای مقابله با هرگونه تهدید سیاسی و اجتماعی نیازمند رسانه‌ها هستیم. زیرا مقوله امنیت ملی بیش از هر چیز در گرو بسط و توسعه اعتماد عمومی و تقویت پایگاه اجتماعی است و رسانه‌ها در این میان نقشی مهم و اساسی دارند و نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد اینکه، فراتر از تقویت امنیت عمومی، تقویت احساس امنیت است که زمینه‌ساز آرامش و امنیت روانی جامعه بوده و جلوی بروز بسیاری از مشکلات را می‌گیرد.
رسانه‌ها همانطور که از عنوان آنها برمی‌آید رسالت سترگ بیان حقایق و انتقال صحیح واقعیت‌های موجود به افکار عمومی را برعهده دارند. به ویژه واقعیت‌هایی که وجود دارند، اما از دید جامعه پنهان مانده یا آن طور که باید به اطلاع عموم نرسیده‌اند. در وضعیت امروز کشور، تبیین صحیح و واقع‌بینانه از شرایط موجود، بیان دستاوردها در عرصه‌های گوناگون، ترسیم جایگاه واقعی کشور در عرصه منطقه‌ای و جهانی و بیان مشکلات، تنگناها، کاستی‌ها و نارسایی‌ها در کنار تشریح علل و عوامل بروز مشکلات(عوامل درونی و عوامل بیرونی) و ارائه راهکارهایی برای عبور از این شرایط از جمله وظایف رسانه‌ها است.در پرتو بیان منطقی و منصفانه رسانه‌ها از یک سو تبلیغات و پروپاگاندای رسانه‌ای دشمن برای زیر سؤال بردن داشته‌ها و دستاوردها ناکام می‌ماند و از سوی دیگر امید و اعتماد به آینده بهتر در جامعه تقویت می‌شود. تقویت امید بر پایه پیشرفت‌های بزرگی که در سایه انقلاب اسلامی با اتکا به توانمندی فرزندان این مرز و بوم حاصل شده و همین خوداتکایی یکی از دلایل دشمنی‌های استکبار با ملت ایران است.
امروز که دشمن با جنگ تمام‌عیار اقتصادی با حربه تحریم و استفاده از ابزار رسانه و شبکه‌های اجتماعی به دنبال شبیخون زدن به اقتصاد کشور و در تنگنا قرار دادن مردم برای تضعیف امید در بین آنان است، نقش رسانه‌ها در تبیین واقعیت و نمایش هنرمندانه آن به افکار عمومی بسیار حائز اهمیت است؛ نقشی که متأسفانه برخی رسانه‌های داخلی از آن غافلند و حتی در بیان مواضع و تحلیل‌ها بعضاً در جهت عکس آن حرکت می‌کنند که اگر این نوع مواجهه از روی عمد باشد، گناهی نابخشودنی است و اگر هم از روی خطا و اشتباه باشد، نشانه عدم شناخت وضعیت موجود بوده و البته چیزی از آثار و پیامدهای آن نخواهد کاست.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
858fe

شماره ۸۵۸ منتشر شد

858fe

ترامپ کدام هدف را دنبال می‌کند؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
آیا ترامپ به دنبال جنگ با ایران است؟ به طور قطع می‌توان گفت، ترامپ در هیچ سطحی به دنبال جنگ مستقیم با ایران نیست؛ چرا که به خوبی از عواقب دردناک چنین جنگی برای ایالات متحده آمریکا آگاه است. او و تیم همراهش نسبت به ضعف‌ها و ناتوانی‌های ارتش آمریکا برای جنگ با کشوری، چون ایران آشنایی دارند. تصمیم‌گیران جنگ در آمریکا، پانزده سال پیش ایران را هدفی سخت ارزیابی کرده و بر همین مبنا، به اشغال عراق و افغانستان بسنده کردند. از آن زمان تاکنون، قدرت جمهوری اسلامی در منطقه افزایش یافته و آمریکا به شدت افت قدرت پیدا کرده است. اکنون از یک سو نقاط ضعف و آسیب‌پذیر آمریکایی‌ها برای یک جنگ احتمالی آشکار شده، از سوی دیگر ایران در موقعیتی قرار گرفته که سطح نبرد، دامنه و قلمرو آن را تعیین خواهد کرد. سرلشکر سلیمانی در همدان، بخشی از واقعیات کنونی را مورد توجه قرار داد و به ترامپ متذکر شد. سربازان آمریکایی که با پوشک بزرگسالان در خیابان‌های افغانستان و عراق تردد می‌کردند و تکاوران‌شان هنگام بازداشت در خلیج‌فارس همگی لباس‌های‌شان را کثیف کرده بودند، چگونه تاب مقاومت در برابر رزمندگان نیروی قدس سپاه و جریان مقاومت را دارند؟ رزمندگانی که نماد آن شهید حججی است که هنگام اسارت به دست دشمن، صلابت، شجاعت و شهامتش در قاب تصویر، جهانیان را شگفت‌زده کرد. آری، آمریکایی‌ها می‌دانند اقدام نظامی علیه ایران، یعنی رویارویی با یک نیروی عظیم و شکست‌ناپذیر در منطقه‌ای بزرگ از سواحل شرقی مدیترانه گرفته تا دریای سرخ، خلیج عدن، دریای عمان و خلیج‌فارس. آمریکایی‌ها می‌دانند با هر نوع خطای راهبردی و آغاز جنگ علیه ایران، این منطقه به گورستان بزرگ سربازان آمریکایی و همه سلاح‌ها و تجهیزات آنان تبدیل خواهد شد. این منطقه، همان منطقه‌ای است که ترامپ با صراحت اعلام کرد، آمریکا طی ۱۷ سال گذشته در منطقه غرب آسیا هفت هزار میلیارد دلار هزینه کرده، اما هیچ نتیجه‌ای به دست نیاورده است. آمریکایی‌ها می‌گویند در این سال‌ها، هزینه‌ها از آنان بوده، اما فوایدش در جیب ایرانی‌ها رفته و اکنون ایران به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شده است. اکنون آمریکا‌یی‌ها بیش از هر شخص دیگری، معنای این جمله سرلشکر سلیمانی را می‌فهمند که گفت: «نیروی قدس سپاه برای شما کفایت می‌کند.»
بنابراین آقای ترامپ، هرگز به جنگ با ایران فکر هم نمی‌کند. همچنین آقای ترامپ، به دنبال براندازی جمهوری اسلامی هم نیست؛ زیرا بر اساس شناختی که از قدرت ایران دارند می‌دانند این آرزوی او و اسلافش، دست‌نایافتنی است؛ اما در این میان نکته مهم و پرسش اساسی، آن است که آمریکایی‌ها و آقای ترامپ در حالی که از جنگ با ایران ناتوان بوده و براندازی جمهوری اسلامی را ناممکن می‌دانند، پس چرا مرتب رجز‌خوانی کرده و خط و نشان می‌کشند؟ در پاسخ باید گفت، آقای ترامپ تاجرپیشه، به دنبال یک معامله با جمهوری اسلامی از طریق مذاکره است. آری، آن هدف راهبردی که آقای ترامپ با آن همه هیاهو و جار و جنجال دنبال می‌کند، ایجاد شرایط و زمینه‌های لازم برای نشاندن مقامات جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره است. مهم‌ترین آرزوی ترامپ و اطرافیانش در قبال جمهوری اسلامی، آن است که بتوانند از طریق تهدید و عملیات روانی، مسئولان ایران را به نشستن پای میز مذاکره متقاعد کنند. آقای ترامپ سیاست تهدید به جنگ و براندازی را با هدف متقاعدسازی برای مذاکره دنبال می‌کند.
آیا ترامپ به این هدف راهبردی دست خواهد یافت؟ آیا ترامپ می‌تواند مسئولان جمهوری اسلامی را بر سر میز مذاکره نشانده و به زعم خود از طریق یک توافق جامع، برجام‌های دیگری را به ملت ایران تحمیل کند؟ نگارنده معتقد است آقای ترامپ، حسرت به دل از مذاکره با ایران، کاخ سفید را ترک خواهد کرد و با این آرزو به گور می‌رود. او به زودی درخواهد یافت، ترفندهای هنر معامله‌اش از طریق گنده‌گویی و مرعوب‌سازی، در برابر ملت بزرگ ایران ناکار‌آمد است.
اساساً آقای ترامپ برای رسیدن به این خواسته، از برجام خارج شد تا با فعال‌سازی سیاست و راهبرد فشارهای سه‌گانه اقتصادی، روانی و عملی، ایران را به آشوب کشانده و از این رهگذر، مسئولان جمهوری اسلامی را از ترس فروپاشی داخلی به مذاکره ترغیب کند؛ اما این خواب هرگز تعبیر نخواهد شد، زیرا:
۱ـ راهبرد فشار اقتصادی حداکثری از طریق به صفر رساندن صادرات نفت ایران، امکان تحقق ندارد. ایران کشوری محاصره‌ناپذیر است. امنیت صادرات ۵۰ درصد نفت جهان در دستان ایران است. بنابراین تهدید آمریکا‌یی‌ها مبنی بر به صفر رساندن صادرات نفت ایران غیر معتبر و تهدید ایران مبنی بر اینکه اگر نفت ایران صادر نشود، نفت دیگر کشورهای منطقه هم صادر نخواهد شد، یک تهدید معتبر و دارای قابلیت اجرا است.
۲ـ ملت ایران و نظام اسلامی از برجام هسته‌ای آموخت آمریکا دیگر تحت هیچ شرایطی صلاحیت مذاکره ندارد و قابل اعتماد نیست.
۳ـ تجربه برجام به ملت ایران آموخت، مشکلات کشور در حوزه اقتصادی از طریق مذاکره با آمریکا حل نخواهد شد.
۴ـ تجربه برجام به ملت ایران و مسئولان جمهوری اسلامی آموخت، مذاکره با آمریکا، یعنی فرصت‌سوزی و انباشت بیشتر مشکلات. بنابراین با توجه به موارد مذکور، هرگز مذاکره‌ای بین ایران و آمریکا انجام نخواهد شد و ملت ایران، تهدیدات کنونی آمریکا و تحریم‌های این کشور را، به فرصتی طلایی برای شکوفایی اقتصادی در پرتو وحدت و همدلی تبدیل خواهد کرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
857fe

شماره ۸۵۷ منتشر شد

857fe

شکست زودهنگام طرح ترامپ

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
دونالد ترامپ وقتی پا به کاخ سفید گذاشت، چنین پنداشت که عملکردش در قبال جمهوری اسلامی و ملت ایران، متفاوت خواهد بود و کاری را که رؤسای پیشین موفق به انجامش نبودند، او به نتیجه خواهد رساند. بر اساس همین نوع خود برترپنداری، ترامپ طرح براندازی یا به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی را طراحی و با خارج شدن از برجام آن را وارد مرحله اجرا کرد. ادبیات ترامپ و تیم تندرو وی در کاخ سفید، به گونه‌ای شکل گرفت که آنان، پیروزی خود بر اساس طرح مذکور را قطعی تلقی کردند و هیچ تردیدی نسبت به نتیجه طرح براندازی یا به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی ایران در برابر خود نداشتند. اما نکته قابل توجه در این میان، اظهارنظرات رهبر معظم انقلاب نسبت به گنده‌گویی‌های ترامپ و آمال و آرزوهای کودکانه وی در قبال انقلاب اسلامی و ملت ایران بود. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید و آغاز خط‌ونشان کشیدن‌هایش علیه ملت ایران، سرنوشت وی را همانند رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا پیش‌بینی کرد. معظم‌له در دیدار سران قوا و جمعی از مسئولان و کارگزاران نظام در ماه مبارک رمضان سال جاری، با اشاره به تکرار تعبیر «براندازی» در سخنان مقامات آمریکایی فرمودند: «این تعبیر، جدید نیست و مقامات آمریکایی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، آن را به کار می‌بردند. حتی همان رئیس‌جمهوری که می‌گفت به دنبال براندازی نیستم، به دنبال براندازی بود و نیت و اهداف او نیز مشخص شد.» رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از تشریح سیاست تمامی رؤسای‌جمهوری آمریکا مبنی بر براندازی جمهوری اسلامی و ناکامی آنان، با تأکید بر اینکه بر اساس سنت الهی، در شکست دشمن هیچ تردیدی وجود ندارد، خاطرنشان کردند: «سرنوشت رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، بهتر از سرنوشت اسلاف خود همچون بوش و ریگان نخواهد بود و همانند آنها در تاریخ گم خواهد شد.»
بررسی‌ها نشان می‌دهد، طرح ترامپ خیلی زودهنگام با شکست مواجه شد و هم‌اکنون نشانه‌های این شکست آشکار شده است. در طرح چهار مرحله‌ای آقای ترامپ، این‌ چنین تصور شده بود که در ۱۳ آبان سال جاری، صادرات نفت ایران به صفر خواهد رسید و به نوعی جمهوری اسلامی ایران در محاصره کامل قرار خواهد گرفت. بر اساس این طرح، آمریکایی‌ها با سه نوع فشار اقتصادی، روانی و عملی، به دنبال آن بودند که چهلمین سال انقلاب اسلامی را به گمان خود، به سال پایانی عمر جمهوری اسلامی ایران تبدیل کنند. بر اساس این طرح که مرحله اول آن با خروج از برجام کلید خورد، آمریکایی‌ها برای به محاصره درآوردن ایران و به صفر رساندن صادرات نفت کشورمان، دوره‌گردی برای متقاعدسازی دیگران برای فشار به جمهوری اسلامی را گام یا مرحله دوم تعریف کردند.
دیدارهای فشرده مقامات آمریکایی‌ با سران دیگر کشورها و از جمله دیدار ترامپ با پوتین، با همین هدف طی هفته‌های گذشته انجام گرفت. اما نکته مهم در تمامی این دیدارها، پاسخ‌هایی بود که مقامات دیگر کشورها در قبال درخواست‌های آمریکایی‌ها مبنی بر فشار بر ایران مطرح کرده بودند که تمامی این پاسخ‌ها، حکایت از شکست طرح آمریکا دارد.
نمونه‌هایی از مواضع کشورهای مؤثر برای تحریم ایران عبارت است از:
۱ـ مواضع روس‌ها پس از دیدار ترامپ با پوتین؛ ولادیمیر پوتین در دیدار با ترامپ ضمن ابراز ناخرسندی از خروج آمریکا از برجام، بر تداوم همکاری با ایران تصریح کرد. در پی این دیدار تمامی رسانه‌های روسی و غیر روسی، از ناکامی ترامپ برای متقاعدسازی روسیه جهت فشار بر ایران خبر دادند. شفاف‌ترین موضع روسیه را در قبال خواسته‌های آمریکایی‌ مبنی بر فشار بر ایران، «لوان جاگاریان» سفیر روسیه در تهران اتخاذ کرد. وی در مصاحبه‌ای با یک رسانه روسی گفت: «ایران کشوری نیست که شما بتوانید روی آن فشار اعمال کنید. ایران کشوری بزرگ است که یک سیاست خارجی مستقل را دنبال می‌کند. کار کردن با ایرانی‌ها تنها از طریق متقاعدسازی امکان‌پذیر است. فشار روی ایران نتیجه معکوس می‌دهد.» سفیر روسیه در زمینه تداوم روابط تجاری با ایران هم در این مصاحبه می‌گوید: «روابط تجاری و اقتصادی ما به صورت فعالانه در حال گسترش است، ما چندین پروژه عظیم داریم.»
۲ـ چینی‌ها با صراحت اعلام کردند، از سیاست تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه جمهوری اسلامی حمایت نخواهند کرد و به همکاری‌های خود با ایران ادامه خواهند داد. سخنگوی وزارت خارجه چین در پی فشارها و درخواست‌های آمریکا مبنی بر فشار علیه ایران اعلام کرد: «پکن مخالف تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران به ویژه در بحث فروش نفت ایران است و با این تحریم‌ها همراهی نمی‌کند.»
۳ـ چندی پیش یک هیئت آمریکایی‌ متشکل از مقامات وزارت خارجه و خزانه‌داری آمریکا، در دیدار با مقامات ترکیه تلاش کردند آنها را به رعایت تحریم‌ها علیه ایران ترغیب کنند، اما پس از این دیدار، وزارت خارجه ترکیه با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: «ایران همسایه و شریک مهم منطقه‌ای ما است.» مقامات ترکیه بارها تأکید کرده‌اند که از تحریم‌های آمریکا علیه ایران پیروی نخواهند کرد و روابط تجاری خود با تهران را به خاطر واشنگتن بر هم نمی‌زنند.
مواضع مذکور و دیگر مواضع مشابه اتخاذی از سوی دیگر کشورها، نشان می‌دهد طرح محاصره اقتصادی ایران، طرحی از پیش شکست خورده است. ایران کشوری است که به لحاظ موقعیت ژئوپلیتیکی و توانمندی‌های بالایش، محاصره‌ناپذیر است.
ترامپ و تیم متوهم همراهش به زودی این واقعیت را درک خواهند کرد. آنان به زودی خواهند فهمید که جمهوری اسلامی ایران، قدرتی ماندگار است؛ آن هم نه در سطح منطقه، بلکه قدرتی تعیین‌کننده در مقیاس جهانی خواهد بود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
856fe

شماره ۸۵۶ منتشر شد

856fe

نگاه به شرق، موازنه‌سازی هوشمندانه

هادی محمدی
تحلیلگر ارشد بین‌الملل
رفتار عصیانگر ترامپ صرفاً به خروج از برجام و تعهدات توافق شده منحصر نمی‌شود؛ بلکه وی خروج از همه رویه‌ها و قوانین و تعهدات بین‌المللی را مبنای سیاست خارجی و اقتصادی خود قرار داده است. ترامپ در قبال ایران هیچ گزینه نظامی تدارک نکرده است؛ چرا که این کار برای او و آمریکا به جز هزینه‌های محاسبه نشده، با سرافکندگی و فشار جهانی نیز روبه‌رو است و در کمترین ماجراجویی و حتی مانور نظامی باید اقتصاد جهانی را با شوک غیرعادی قیمت نفت روبه‌رو کند و سرنوشت و پایه‌های لرزان شرکای اصلی منطقه‌ای و رژیم صهیونیستی را به خطر بیندازد. لذا به موازات بهره‌مندی از سایه جنگ در عملیات رسانه‌ای، سه اولویت تجارت، نفت و نفوذ منطقه‌ای را برای فشار به ایران انتخاب کرده است که پاشنه آشیل راهبرد براندازی او در ایران نیز هست. یعنی همین سه اولویت «باتلاق راهبردی» برای آمریکا هم تلقی می‌شوند. حداقل از دو دهه گذشته تاکنون یکجانبه‌گرایی جهانی آمریکا، ‌نگرانی و واکنش قدرت‌ها و بسیاری از کشورهای جهان را موجب شده که با رویه‌های اجبارسازی ترامپ،‌ نه تنها رقبا، بلکه دوستان آمریکا هم، به صف تنفر از سیاست‌های ترامپ اضافه شده‌اند. مضافاً اینکه اقتصاد هزار و هفتصد میلیاردی ایران، هدفی آسان برای ترامپ نیست تا هدف‌ و شانس فروپاشی اقتصادی در ایران را بیازماید و برای آن هزینه‌های محاسبه نشده پرداخت نکند. از سوی دیگر تنگناهای استراتژیک آمریکا در قبال قدرت‌های بزرگ اقتصادی و نوظهور،‌ آنها را به سمت جنگ‌های نیابتی و تروریستی سوق داده که از قِبَل منفعت‌سازی برای آمریکا، فرصت‌ برتر برای دیگران را به وجود آورده است. حاصل فضای فوق برای ایران در راهبرد «نگاه به شرق» متجلی شده که کارکرد آن در بازدارندگی، موازنه‌سازی و ناکارآمد کردن سیاست‌های ترامپ خلاصه می‌شود. تنها خاصیت غربزده‌های داخلی، ‌به جز رانت، ویژه‌خواری و فساد و بی‌برنامگی برای خدمت به کشور و ملت، ‌سینه‌چاکی برای مناسبات ذلت‌وار به غرب و امتیازدهی بی‌پایان به آنها و مخالفت با هر گزینه و راهبرد جایگزین در نگاه به شرق است. تنها شانس حیات این جماعت ضد ملی، ‌استمرار همگرا کردن سیاست‌های کشور با غرب است که کارکردی همانند حزب توده برای اتحاد شوروی داشته و برای راهبردهای جدید و ملی از هرگونه کارشکنی و مانع‌تراشی دریغ نخواهند کرد. پیام رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور برای پوتین که قابل تکرار با چین و طرف‌های بزرگ اقتصادی و سیاسی دیگر در جهان نیز هست،‌ به مثلث اولویت‌های ترامپ برای براندازی در ایران پاسخ و دستاورد پیش‌بینی شده را ثبت کرده است. سرمایه‌گذاری و مناسبات دوجانبه اقتصادی‌ـ تکنولوژیک صنعتی و انرژی و همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای و در سیاست بین‌الملل در سفر به مسکو و دیدار با پوتین حاصل شده که نیازمند دیپلماسی فعال و همه‌جانبه دولت برای به ثمر نشستن است. تکمیل این دیپلماسی در ابعاد اقتصادی، سرمایه‌گذاری،‌ تجاری و مالی در عرصه‌های گسترده‌تر با چین و دیگر فرصت‌های جهانی، نه تنها به بازکردن گره‌های اقتصادی پاسخ خواهد داد، بلکه زمینه‌های به شکست کشاندن سیاست‌های ترامپ که دکتر روحانی آن را وعده داده است، مهیا خواهد کرد. این دیپلماسی فعال در خارج با نگاه به شرق، نیازمند خانه‌تکانی فکری و تیمی در کابینه دولت نیز هست و برای اینکه اقتصاد کشور معطل معجزه در غرب نباشد، باید بپذیرند که آمریکا و ترامپ عزم جدی برای آسیب رساندن و آشوب‌سازی در داخل ایران دارد و از اروپا نیز هیچ خاصیتی برای متعهد ماندن به برجام و خسارت‌های ایران به دست نمی‌آید. تأکید و تمرکز بر سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصاد مقاومتی به جای برنامه‌‌های تسکینی و در حال انتظار برای نتیجه‌گرفتن از اروپا، که فرصت‌سوزی اقتصادی و فشار بیشتر به مردم را نشان می‌دهد، باید زیرساخت اقتصاد ملی را تشکیل دهند.
ویژگی غربزده‌های منتقد به «راهبرد نگاه به شرق» این است که دیروز برای حفظ اروپا در برجام توصیه علنی برای امتیازدهی افسارگسیخته به اروپا و به ویژه فرانسه داشتند و امروز برای پاسخ به سیاست‌های ظالمانه و غیر قانونی ترامپ، توصیه واگذاری اهرم‌های قدرت ملی و منطقه‌ای را دارند و برای این امتیازدهی بی‌پایان و برجام نافرجام پاسخی به مردم نمی‌دهند و برای راهبردهای جایگزین در مقابل ترامپ و حل مشکلات اقتصادی کشور کارشکنی خواهند کرد و حاضر نیستند امتیازدهی نامحدود و مناسبات التماسی با غرب را به روابط منطقی و غیر التماسی در نگاه به شرق جایگزین کنند. رویکرد جدید رئیس‌جمهور به خانه‌تکانی اساسی در دولت و دیپلماسی فعال و مطالبات مردم برای حل مشکلات اقتصادی که مورد تأکید و حمایت رهبری معظم انقلاب است باید برای به نتیجه رساندن راهبرد «نگاه به شرق» محور همت همه دستگاه‌ها قرار گیرد. تنها وظیفه غربزده‌های دلواپس برای روابط بی‌ثمر با غرب، این است که برای عملکرد و رویکرد سیاسی و اقتصادی خود و به بحران کشیدن اقتصاد ملی به مردم پاسخگو باشند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
855fe

شماره ۸۵۵ منتشر شد

پیام‌های یک نامه

855feسعدالله زارعی
تحلیلگر ارشد بین‌الملل

تهدید حجت‌الاسلام روحانی رئیس‌جمهور کشورمان به اینکه ممانعت از صدور نفت ایران به صادر نشدن نفت از سوی دیگران نیز منجر می‌شود، باید باورپذیر می‌شد و دشمن آن را «معتبر» تلقی می‌کرد؛ چرا که تهدید یک رئیس‌جمهور که درست یا نادرست در یک «جناح» و نه در اندازه ملی دیده می‌شود،‌ می‌توانست از سوی مخاطب یک اظهارنظر تبلیغاتی و گذرا تلقی شود، به خصوص اینکه پیشتر نیز از این نوع اظهارنظرها از سوی مقامات ارشد دولت ایران ابراز شده و در عمل به جایی نرسیده بود. در واقع نامه سردار سلیمانی خطاب به «رئیس‌جمهوری اسلامی ایران» معتبرسازی تهدید ایران بود و به همین دلیل هم جهان تهدید آقای روحانی را جدی گرفت. در این زمینه توجه به چند نکته ضرورت دارد:
۱ـ مخاطب اصلی و مؤثر سخنان رئیس‌جمهور‌ـ مبنی بر اینکه معنا ندارد نفت ایران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود‌ـ یک کشور بیشتر نبود؛ «عربستان سعودی». این کشور هم‌اینک روزانه حدود ۵/۸ میلیون بشکه نفت صادر می‌کند و در پی موضع دونالد ترامپ مبنی بر تلاش آمریکا برای قطع صادرات نفت ایران، ‌اعلام کرد، جای خالی ‌صادرات نفت ایران را پر می‌کند. هم‌اینک حدود ۲۰ درصد از نفت عربستان از طریق خلیج‌فارس و حدود ۸۰ درصد آن از طریق دریای سرخ صادر می‌شود. آقای روحانی وقتی از نفت منطقه سخن می‌گوید، ‌دقیقاً منظورش نفت عربستان است؛ چرا که حجم صادرات کشورهای دیگر در مقایسه با صادرات عربستان به اندازه‌ای نیست که مؤثر شمرده شود. عربستان سعودی از بدو پیروزی انقلاب تلاش کرد تا حد امکان یقه خود را در خلیج‌فارس از دست ایران جدا کند و لذا پایانه‌های نفتی خود را به سرعت و با هزینه بسیار و پذیرش مخاطرات آن به سواحل دریای سرخ منتقل کرد. امروز بخش زیادی از این سواحل نیز برای عربستان سعودی امنیت کافی ندارد و حتماً می‌توان گفت امنیت پایانه‌های نفتی عربستان در خلیج‌فارس به نسبت سامانه‌های نفتی آن در دریای سرخ وضع بهتری دارد.
نامه سردار سلیمانی به آقای روحانی در جایگاه «رئیس‌جمهور» در واقع به عربستان، آمریکا و اروپا یادآور شد که هر قدم به سمت محدودسازی ایران در صادرات نفت در واقع برداشتن یک قدم به سمت خارج کردن عربستان از چرخه صادرات نفت و ایجاد بحران نفتی به خصوص برای اروپاست. در حقیقت گرفتن امنیت از صادرات نفت از ساحل عربستان در دریای سرخ نه تنها مانع افزایش صادرات نفت عربستان می‌شود؛ بلکه صادرات آن را از اندازه کنونی نیز کاهش می‌دهد.
۲ـ نامه سردار سلیمانی پر کردن دست رئیس‌جمهور حین مذاکره او با سه کشور اروپایی نیز به شمار می‌آید. اروپایی‌ها در حین اصرار تیم مذاکره‌کننده ایرانی مبنی بر، رفع موانع از مراودات بانکی بین ایران و اروپا این ابهام را مطرح می‌کردند، به فرض که بانک‌ها همراهی کنند، اما توقف صادرات نفت ایران که از سوی ترامپ دنبال می‌شود، مجوزهای بانکی را بی‌اثر می‌کند. نامه سردار سلیمانی به طرف‌های اروپایی یادآور شد که تحقق خواسته‌های آمریکا در منطقه آسان نیست و راه‌هایی برای خنثی کردن مطالبات غیر قانونی ترامپ وجود دارد. به همین دلیل پس از نامه، ‌مذاکرات بین چهار کشور تا حد زیادی از آن فضا خارج شد. حال نوبت تیم دیپلماسی ماست تا این پشتوانه را به «نقد اقتصادی» تبدیل کند. مبادا طرف اروپایی با این برداشت که ایران تحت هیچ شرایطی از برجام خارج نمی‌شود، از تن دادن به تعهدات خود در برجام طفره برود و در عمل اروپا نیز از آن خارج شود، در حالی که ایران همچنان به طور یکطرفه بار سنگین اجرای تعهدات خود را بر دوش داشته باشد.
۳ـ نامه سردار سلیمانی در عین حال دو نکته دیگر نیز داشت که متأسفانه سبب بروز برخی بگومگوها در بین بخشی از نیروهای دلسوز حزب‌اللهی شد.
لحن صمیمی نامه و اشاره به سوابق آقای «حسن روحانی» و تکریم مواضع اخیر ایشان که با واژه «دست‌‌بوسی» توأم گردید، سبب انتقاد بخشی از نیروهایی شد که به مواضع رئیس‌جمهور در یک جمع‌بندی و در مجموع اعتراض دارند و آنها را سبب بروز مشکلات کنونی در عرصه سیاست‌های داخلی و خارجی کشور به شمار می‌آورند. این نیروها معتقدند؛ «اسطوره جهاد و شهادت» ‌که اینک بر تارک منطقه می‌درخشد، نباید هزینه می‌شد.
واقعیت این است که «نامه سردار سلیمانی به رئیس‌جمهوری» درواقع تلاشی بود برای برهم زدن نقشه دشمن ملت ایران که به دنبال استفاده از ابزار تحریم و تشدید فشار است. به یاد داشته باشیم که یکی از موضوعاتی که دشمن برای مؤثر واقع شدن فشارهای خارجی روی آن حساب کرده است، ایجاد دو دستگی در میان مسئولان بخش‌های مختلف کشور است. این موضوعی بود که در داخل نیز به آن دامن زده و میدان آن هر روز فراخ‌تر می‌شد. نامه سردار سلیمانی یکی از هدف‌گذاری‌های آمریکا را عقیم کرد و عملی به جز «لحن کاملاً صمیمانه» نمی‌توانست این فضا را منعکس کرده و آن هدف شیطانی را کور کند. وقتی سردار سلیمانی با همه عظمتش برای حل مشکلات مردم به میدان می‌آید، همان‌گونه عمل می‌کند که در موقع مشکلات بزرگ امنیتی منطقه عمل می‌کند؛ حضوری گرم، در خط مقدم و خاکسارانه. لذا نباید گمان کرد که قدردانی از موضعی انقلابی در هنگامه حساس حل مسئله و در حالی که دشمن تلاش می‌کند دولت ما را در کادری بسته و سردرگم به دام اندازد و به گوشه رینگ ببرد، معنایی به جز بن‌بست‌شکنی دارد، بله، سردار هر دستی که گرهی از کار این مردم بگشاید را می‌بوسد، کما اینکه هرکسی که درکی انقلابی دارد این موضع را درمی‌یابد و گرفتار وساوس نمی‌شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
854fe

شماره ۸۵۴ منتشر شد

854fe
ترسیم زیبای آرمان پاسداران

دکتر یدالله جوانی/ روز شنبه نهم تیر ماه سال جاری مراسم میثاق پاسداری با حضور رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و فرماندهی معظم کل قوا در دانشگاه افسری امام حسین(ع) برگزار شد. مراسم یاد شده از ابعاد و زوایای گوناگون قابل بررسی بوده، به طور قطع دارای پیام‌ها، آثار، نتایج و پیامدها در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. از جمله موضوعات تأمل‌برانگیز مرتبط با این مراسم، گفتمان حاکم بر حرکات و عملیات‌های به نمایش درآمده در میدان، در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی است. نگارنده که از نزدیک شاهد عملیات بودم، معتقدم ایده‌پردازان، طراحان، برنامه‌ریزان و پاسداران جوان پرشور و نشاط در میدان توانستند آرمان پاسداران را از یک سو و موقعیت چهل سالگی انقلاب اسلامی و حرکت استکبارستیز و تمدن‌ساز آن را از دیگر سو، به خوبی ترسیم کنند.
مواردی از پیام‌ها و محتوای این عملیات تحسین‌برانگیز و شوق‌افزای امیدآفرین عبارت است از:
۱ـ به درستی نشان داده شده است که سپاه و پاسداران این نهاد انقلابی، یک مجموعه صرفاً نظامی نبوده، در راستای پاسداری از انقلاب اسلامی، هویتی نظامی، سیاسی، فرهنگی و… دارند.
۲ـ به درستی موقعیت راهبردی جمهوری اسلامی، پختگی و بلوغ پاسداران و نهاد انقلابی سپاه در چهلمین سال انقلاب اسلامی به نمایش درآمد.
۳ـ وحدت و انسجام نیروهای مسلح کشور شامل ارتش، نیروی انتظامی و سپاه به منزله «ید واحده» به خوبی در فضا ترسیم شد.
۴ـ در عملیات نمایشی پاسداران جوان، روند تکاملی انقلاب اسلامی و نقاط عطف این روند با تأکید بر بیداری و قیام ملت ایران، نقش الگویی و الهام‌بخشی جمهوری اسلامی، بیداری ملل محروم و مستضعف جهانی اسلامی و فرو ریختن کاخ‌های ظلم و ستم و همه قدرت‌های شیطانی، به خوبی به نمایش درآمد و آینده را به درستی ترسیم کرد.
۵ـ ترکیب و توأمان کردن آیات الهی با تلاوتی دلنشین همراه با حرکات تجسمی و نمایشی، صحنه‌های زیبایی را پدید آورده بود. یکی از این صحنه‌ها نمایش چهل سال مقاومت و ایستادگی ملت قهرمان، مؤمن و انقلابی ایران در برابر همه قدرت‌های شیطانی است. ایستادگی و مقاومتی که ثمره و نتیجه نهایی‌ آن پس از چهل سال، افزایش ایمان‌ها برای تداوم ایستادگی و مقاومت است.
۶ـ از صحنه‌های پرمعنا، شوق‌انگیز، ‌امیدآفرین و خالق اشک‌های مرواریدگونه بر گونه‌های هر تماشاگر، ‌تحویل دادن پرچم از نسلی به نسلی دیگر بود. در این صحنه،‌ جمعی از پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت و یادگاران و همرزمان شهیدانی، چون همت، خرازی،‌ زین‌الدین، کاظمی، بروجردی، باکری و همدانی، ‌پرچمی را که به مدت چهل سال برای در اهتزاز نگه داشتن آن مجاهدت‌ها صورت گرفته، به نسلی از جنس و نسل شهید حججی‌ها و پاسداران جوان به امانت سپردند و از آنان خواستند در حفظ این امانت و سپردن آن به نسل‌های بعدی تا ظهور آقا امام زمان(عج) کوشا باشند.
۷ـ عبارت پرمعنای «من انقلابی‌ام»، دال مرکزی گفتمان حاکم بر عملیات نمایشی پاسداران جوان و دانش‌آموختگان دانشگاه افسری امام حسین(ع) در محضر مولا و مقتدای‌شان حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بود.
به طور قطع می‌توان گفت، پاسداران جوان تداوم‌بخش راه پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت خواهند بود و با تمام توان از میراث خمینی کبیر(ره) و شهیدان راه خدا پاسداری کرده، ‌این حرکت الهی را تا تحقق همه آرمان‌های والایش پاسداری خواهند کرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
853fe.

شماره ۸۵۳ منتشر شد

853fe.

ریشه وادادگی در برابر آمریکا

دکتر یدالله جوانی/ نامه سرگشاده یکصد نفر از فعالان سیاسی با گرایش‌ها و سوابق گوناگون خطاب به مسئولان نظام مبنی بر ضرورت مذاکره با آمریکا،‌ از زوایای متعددی قابل تأمل و بررسی است. البته از این قبیل نامه‌ها طی چهل سال گذشته، هر از چندگاهی به نگارش در آمده، ولی انتشار نامه مورد اشاره پس از خروج آمریکا از برجام و آشکار شدن نشانه‌های پایبند نبودن این کشور به نتایج هر نوع مذاکره برای همگان، ‌بسیار قابل توجه است. نویسندگان در بخشی از نامه خود، خواهان مذاکره مستقیم و بدون هیچ پیش‌شرطی با آمریکا شده و آورده‌اند:‌ «ما از دولت حکومت ایران می‌خواهیم حال که فرصت مناسب دوران اوباما از دست رفته است، فارغ از جنگ‌های روانی کاخ سفید که در پشت آن هیاهوی تاجرپیشگی خاص خویش را نیز دنبال می‌کند، ‌با یک تصمیم ملی شجاعانه اعلام کند که حاضر به مذاکرات بدون قید و شرط با آمریکاست تا قدمی در راه حل مشکلات و اختلافات برداشته شود.» نویسندگان این نامه، به گونه‌ای بابت از دست رفتن فرصت دوران اوباما حسرت که می‌خورند گویا اصلاً برجام و مذاکره‌ای با آمریکا تاکنون در کار نبوده است!‌ این افراد با این ادبیات، به جای تخطئه دولت آمریکا به دلیل عهدشکنی،‌ از مسئولان نظام می‌خواهند هر چند آن فرصت از دست رفت، ولی تا دیر نشده با ترامپ به مذاکره بنشینند. آقایان هدف از این کار را، برداشتن قدمی در راه حل مشکلات کشور عنوان می‌کنند. که در این راستا باید از این جماعت پرسید، شما چه تحلیلی از مذاکرات منتهی به برجام دارید؟ مگر نه این بود که در مذاکرات هسته‌ای،‌ ایران بسیاری از محدودیت‌ها را پذیرفت تا بخشی از مشکلات کشور در حوزه اقتصادی حل شود؟! مگر نه این بود که رئیس‌جمهور وعده می‌داد با توافق هسته‌ای،‌ رونق اقتصادی پدید آمده، کشور به رشد اقتصادی هشت درصد دست یافته، بیکاری از بین رفته و رفاه عمومی شکل می‌گیرد؟ آیا آن مذاکرات و انعطاف ایرانی برای توافق هسته‌ای، ‌قدم‌هایی برای حل مشکلات کشور نبود؟ موضوع بسیار روشن است و چندان به استدلال نیاز ندارد. آنچه به تبیین نیاز دارد، ریشه‌یابی این نوع وادادگی‌ها در برابر دشمنی، چون آمریکا است. آقایان به گونه‌ای صحبت کرده و سیاهه می‌نویسند که گویا، دلسوزتر از آنان برای مردم در زیر این آسمان کبود کسی وجود ندارد؛ اما واقعیت آن است که در پس ظاهر این کلام، آمادگی برای وطن‌فروشی و زدن چوب حراج به استقلال، عزت،‌ تمامیت ارضی و وحدت ملی به وضوح دیده می‌شود. جنس آقایان امضا‌کننده این نامه،‌ از جنس همه کسانی است که در تاریخ سیصد سال گذشته منتهی به انقلاب اسلامی، با وادادگی در برابر غرب، کاری جز وطن‌فروشی و پایمال کردن منافع ملت برای رسیدن به منافع خود انجام ندادند. اما بهتر است آنان بدانند، انقلاب اسلامی نقطه پایانی بر این نوع خیانت‌ها و وطن‌فروشی‌ها و تحقیر ملت بود. به تجربه ثابت شده، ‌ریشه اصلی این نوع وادادگی‌ها در برابر هیاهوی غرب و به ویژه آمریکا،‌ یکی ضعف ایمان و سستی اراده و دیگری روحیات دنیاگرایی، ‌عافیت‌طلبی و رویکردهای منفعت‌گرایانه است. این افراد با شعار دفاع از حقوق مردم،‌ منافع فردی و گروهی خود را دنبال کرده و برای رسیدن به این منافع نامشروع‌ حاضر به پایمال کردن عزت ملی هم هستند.
در وضعیت کنونی، ‌تردیدی وجود ندارد که منافع ملی،‌ عزت ملی و پیشرفت کشور، ‌تنها و تنها با استمرار مقاومت و ایستادگی ملی چهل ساله در برابر آمریکا تأمین می‌شود. اقامه دلیل بر ضرورت ایستادگی کار سختی نیست. آمریکایی‌ها با صراحت از براندازی جمهوری اسلامی ایران سخن گفته، از این طریق هدفی جز بازگرداندن سلطه خود بر ایران همانند دوران پیش از انقلاب اسلامی ندارند. اکنون جمهوری اسلامی مقتدر و توانا بوده، ‌مانع برگشت سلطه آمریکایی‌ها بر ایران است؛ از این رو آنان از طریق تحریم و فشارهای اقتصادی،‌ به دنبال واداشتن جمهوری اسلامی به دست کشیدن از عوامل اقتدار، همانند قدرت دفاعی (موشکی) و عمق راهبردی خود در منطقه هستند.آمریکایی‌ها با صراحت می‌گویند، ایران باید پای میز مذاکره آمده و به برجام‌های موشکی،‌ منطقه‌ای و غیره تن بدهد. در واقع، آنها با مذاکره موشکی به دنبال از بین بردن قدرت دفاعی ایران هستند. آقایان پیشنهاددهنده مذاکره با آمریکا، در مقابل این خواسته آمریکا چه موضعی دارند؟ آمریکا با مذاکرات منطقه‌ای به دنبال از بین بردن نفود منطقه‌ای ایران است، حال آقایان پیشنهاددهنده مذاکره با آمریکا به این پرسش پاسخ دهند که در مقابل این خواسته آمریکا چه موضعی دارند؟ آیا این خواسته‌ها برای تضعیف ایران و حمله به ایران تا تحمیل دیگر خواسته‌های خود به ایران تضعیف شده نیست؟ پاسخ بسیار روشن است. آقایان تسلیم شدن در برابر آمریکا و کوتاه آمدن در برابر شیطان بزرگ را پذیرفته‌اند؛ چرا که ضعیف‌الایمان بوده و دنیای خود را در همراهی با آمریکا، نه ایستادگی در برابر آن می‌بینند؛ اما تردیدی نیست که ملت مسلمان،‌ مؤمن و انقلابی ایران، در راه مقاومت و ایستادگی با هدف تأمین استقلال، عزت و منافع خود، هرگز دچار سستی و تزلزل نخواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
852fe

شماره ۸۵۲ منتشر شد

852fe

ایران،‌ ایران است

دکتر یدالله جوانی/ دیدار «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا با «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی در سنگاپور پس از یک دوره دشمنی طولانی و خط و نشان کشیدن‌های گوناگون برای یکدیگر، بازتاب‌های فراوانی در رسانه‌های جهان داشت. این دیدار آثار و پیامدهای گوناگونی داشته و‌ پیام‌های واقعی و غیر واقعی را نیز در دل خود دارد؛ از جمله پیام‌های غیر واقعی و جعلی آن مبتنی بر عملیات روانی با هدف ادراک‌سازی در افکار عمومی جهان و به ویژه جریان مقاومت و ملت ایران، مشابهت‌سازی بین کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران است.
این ادراک‌سازی با عملیات روانی و دروغ‌پردازی ترامپ در اولین مصاحبه پس از این دیدار کلید خورد و بلافاصله در رسانه‌های جهان بازتاب یافت. ترامپ در این مصاحبه در پاسخ به پرسشی درباره برجام گفت: «امیدوارم به وقتش و در زمانی که تحریم‌ها عملی شد، ایران دوباره برای مذاکره و یک توافق واقعی بازگردد،‌ اما حالا برای این کار زود است.»
رئیس‌جمهور‌ آمریکا با این عبارت، به دنبال القای این تصور است که تحریم‌های آمریکا موجب شد کره شمالی در مقابل ایالات متحده کوتاه آمده و به مذاکره و توافق تن بدهد، بر همین اساس نیز با تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، روزی فراخواهد رسید که ایران هم دوباره در مسیر مذاکره با آمریکا به حرکت درآمده و به یک توافق واقعی تن خواهد داد! اما ‌آیا این‌چنین خواهد شد؟
آقای ترامپ با این منطق از برجام خارج شد که این توافق برای آمریکا «بد» است! توافق خوب از نظر آقای ترامپ با جمهوری اسلامی،‌ آن توافقی است که همه مؤلفه‌های قدرت ایران از قبیل‌ قدرت موشکی، قدرت منطقه‌ای و قدرت هسته‌ای را به طور کلی نابود کرده، مقدمات فروپاشی نظام ایران را هم به سرعت فراهم کند. اکنون پرسش اصلی آن است که آیا می‌توان از دیدار رهبران آمریکا و کره شمالی این پیام را دریافت کرد که روزی جمهوری اسلامی به مذاکره مجدد با آمریکایی‌ها تن داده و پای یک توافق خوب به زعم آقای ترامپ برای ایالات متحده را امضا خواهد کرد؟
برای دریافت پاسخ، باید به این نکته توجه کرد که آیا اساساً می‌توان رفتار سیاسی جمهوری اسلامی و ملت ایران را با دیگر کشورها و ملت‌ها مقایسه کرد؟ نگارنده معتقد است، پاسخ این پرسش منفی است. حداقل سابقه و تجربه چهل ساله ملت ایران و نظام اسلامی ‌اثبات می‌کند که هیچ نظام سیاسی و مردمی قابل مقایسه با این ملت و نظام انقلابی و ولایی آن نیست. خداوند بر درجات آن عزیز سفر کرده به دیار باقی بیفزاید که در پی هر توطئه ناکام جبهه استکبار علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران می‌فرمودند،‌ «دشمنان ملت ما و مردم ما را نشناخته‌اند!» این جمله و کلام پرمعنا، در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی هم در سه دهه‌ اخیر،‌ بارها و بارها از نظر مفهومی و معنایی تکرار شده است. آری، ملت ایران و نظام دینی مستقر در کشورمان با محوریت ولایت فقیه، ‌یک استثنا در نظام بین‌الملل است. البته مشکل اصلی جبهه استکبار با محوریت شیطان بزرگ هم با ملت ایران و جمهوری اسلامی،‌ در همین استثنا بودن است. آنها نمی‌خواهند در نظام بین‌الملل، یک ملت و حکومتی، متفاوت از دیگران در برابرشان باشد. چندی پیش آقای پمپئو، وزیر خارجه آمریکا طی مصاحبه‌ای گفت: «ما از رهبر ایران چیز خیلی زیادی نمی‌خواهیم؛ از او می‌خواهیم مانند دیگران فقط یک رهبر عادی باشد!»
آری، آمریکایی‌ها می‌خواهند ملت و رهبر ایران،‌ مانند دیگر ملت‌ها و رهبران جهان در برابرشان سر تعظیم فرود آورده، به مقاومت و ایستادگی چهل ساله پایان داده و به بردگی نوین شیطان بزرگ تن بدهند.
به طور قطع، رهبران ایالات متحده و از جمله آقایان ترامپ و پمپئو، همانند دیگر رؤسای‌جمهور ایالات متحده و وزرای خارجه‌شان،‌ با این آرزو به گور رفته و به تاریخ می‌پیوندند. آرزوی امروز رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر خارجه‌اش، آرزوی همه رؤسای‌جمهور ایالات متحده در چهل سال گذشته بوده است. آنان رفتند و جمهوری اسلامی همراه با کشور و ملتی مستقل،‌ با عزت و اقتدار باقی ماند. این ملت استثنا بودنش را‌ با حفظ اسلام ناب، روحیه انقلابی،‌ حرکت جهادی، ‌ولایتمداری، استکبارستیزی و دفاع از مستضعفان در جهان حفظ خواهد کرد. این ملت پرچمدار رهایی مستضعفان از چنگال مستکبرانی چون آمریکا باقی خواهد ماند. این ملت و نظام ولایی‌اش،‌ مدال پرافتخار پرچمداری دفاع از آرمان رهایی سرزمین‌های اشغالی فلسطین و آزادی قدس شریف را روزی بر سینه نصب خواهد کرد. مروری بر چهل سال گذشته، بر این نگاه نسبت به نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران صحه می‌گذارد. در این مرور مواردی برجستگی دارد، از قبیل؛
۱ـ اصل انقلاب اسلامی و پیروزی‌اش در ایران، یک استثنا در تاریخ بشر و تاریخ همه انقلاب‌های معاصر است. بر همین اساس، حضرت امام(ره) از انقلاب اسلامی، ‌با عنوان «معجزه قرن» و «انفجار نور» یاد کردند.
۲ـ ملت ایران و نظام اسلامی استثنا‌بودنش را در دهه ۶۰ و هشت سال دفاع مقدس به نمایش گذاشت. صدام حسین و همه حامیان غربی و شرقی‌اش‌ تصور می‌کردند ایران در حمله مبتنی بر راهبرد جنگ برق‌آسا حداکثر طی دو ماه فرو می‌ریزد!
۳ـ پس از یازده سپتامبر و لشکرکشی توأم با هیاهوی آمریکا به منطقه و اشغال کشورهایی، چون افغانستان، سوریه و آمریکایی‌ها در رؤیای اشغال ایران به سر می‌بردند. نگارنده در همان زمان‌ با صراحت نوشت؛ «ایران،‌ عراق و افغانستان نیست.»
۴ـ با راه انداختن جنگ‌های نیابتی و تجهیز گروه‌های تروریستی چون داعش، بانیان این حرکت خبیثانه و شیطانی در جهان اسلام با محوریت آمریکا، ‌انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را در برابر آن خلافت ادعایی فروریخته فرض کردند؛ اما اکنون بساط خلافت برچیده شده و جمهوری اسلامی ایران قدرت اول منطقه است.
۵ـ در موضوع هسته‌ای،‌ با مقاومت ملت ایران و هوشمندی نظام اسلامی و رهبری حکیم آن، ‌ایران نشان داد با لیبی، عراق و سوریه متفاوت است و با وجود همه تهدیدات،‌ وارد باشگاه هسته‌ای شد.
۶ـ در ماجرای تجاوز تفنگداران دریایی انگلیس به آب‌های ایران، جمهوری اسلامی صلابت و قاطعیت خود را به نمایش گذاشت.
۷ـ در داستان تجاوز تفنگداران دریایی آمریکا به آب‌های ساحلی جزیره فارسی در خلیج‌فارس، جهانیان شاهد صلابت و شجاعت پرچمداران عزت و اقتدار ملت ایران در نیروی دریایی سپاه بودند.
۸ـ در ماجرای حمله رژیم صهیونیستی به پایگاه تی‌فور و شهادت چندنفر از پاسداران، رژیم صهیونیستی معنای این سخن فرماندهی معظم کل قوا را فهم کرد که فرموده بودند:‌ «دوران بزن در رو تمام شده است.»
آری، همه این موارد از آن حکایت می‌کند که ملت ایران با پیروی از مقام عظمای ولایت، ‌برخورداری از نصرت الهی و امدادهای غیبی بوده، از هیچ قدرتی نمی‌هراسد و در مقابل آمریکا هرگز عقب‌نشینی نخواهد کرد. به زودی رئیس‌جمهور آمریکا خواهد فهمید که ملت ایران،‌ چگونه تحریم‌ها و تشدید آن از سوی ایالات متحده را ‌به فرصتی بی‌بدیل برای شکوفایی اقتصادی تبدیل می‌کند. دونالد ترامپ به طور قطع به آرزوی مذاکره مجدد با ایران نخواهد رسید و ملت ایران با برجام به این تجربه ذی‌قیمت دست یافت که آمریکایی‌ها به هیچ وجه قابل اعتماد نبوده و دیگر نباید با آنان مذاکره کرد.
آری ایران، ‌نه افغانستان، نه عراق و نه کره شمالی است، بلکه ایران،‌ ایران است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی