844fe

شماره ۸۴۴ منتشر شد

844fe

پاسداری‭ ‬از‭ ‬انقلاب‭ ‬ادامه‭ ‬دارد

‬دکتر‭ ‬یدالله‭ ‬جوانی‭/ ‬سالروز‭ ‬میلاد‭ ‬حضرت‭ ‬اباعبداللهالحسین‭(‬ع‭) ‬را‭ ‬به‭ ‬درستی‭ ‬روز‭ ‬پاسدار‭ ‬نامیدهاند‭ ‬تا‭ ‬معرف‭ ‬جنس‭ ‬و‭ ‬هویت‭ ‬پاسداران‭ ‬باشد‭. ‬امام‭ ‬حسین‭(‬ع‭) ‬مظهر‭ ‬تمامی‭ ‬ارزشها‭ ‬و‭ ‬فضیلتهایی‭ ‬چون؛‭ ‬جهاد،‭ ‬ایثار،‭ ‬شهادت،‭ ‬آزادگی،‭ ‬عدالتخواهی،‭ ‬ظلمستیزی،‭ ‬مظلومپناهی،‭ ‬حقیقتجویی،‭ ‬شجاعت‭ ‬و‭ ‬صلابت‭ ‬بود‭. ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬در‭ ‬حقیقت‭ ‬و‭ ‬واقعیت،‭ ‬پرچمداران‭ ‬و‭ ‬نمادهای‭ ‬امروزین‭ ‬تمامی‭ ‬این‭ ‬ارزشهای‭ ‬هویتبخش‭ ‬به‭ ‬مکتب‭ ‬عاشورا‭ ‬هستند‭. ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬از‭ ‬زمان‭ ‬هویتیابی‭ ‬با‭ ‬پیروزی‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬زمین،‭ ‬با‭ ‬عملکرد‭ ‬خود‭ ‬نشان‭ ‬دادند‭ ‬که‭ ‬ریشه‭ ‬در‭ ‬عاشورا‭ ‬و‭ ‬مکتب‭ ‬سیدالشهداء‭(‬علیهالسلام‭) ‬دارند‭. ‬آری،‭ ‬جنس‭ ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬از‭ ‬جنس‭ ‬شهدای‭ ‬کربلا‭ ‬و‭ ‬یاران‭ ‬باوفای‭ ‬امام‭ ‬حسین‭(‬ع‭) ‬است‭. ‬بنابراین‭ ‬اگر‭ ‬نسل‭ ‬امروز‭ ‬بخواهد،‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬درستی‭ ‬بشناسد،‭ ‬باید‭ ‬با‭ ‬داستان‭ ‬کربلا‭ ‬و‭ ‬هویت‭ ‬سپاه‭ ‬امام‭ ‬حسین‭(‬ع‭) ‬به‭ ‬درستی‭ ‬آشنا‭ ‬شود‭. ‬جوانان‭ ‬ایرانزمین‭ ‬و‭ ‬دیگر‭ ‬جوانان‭ ‬در‭ ‬امت‭ ‬اسلامی،‭ ‬اگر‭ ‬بخواهند‭ ‬به‭ ‬رمز‭ ‬و‭ ‬راز‭ ‬این‭ ‬جمله‭ ‬تاریخی‭ ‬حضرت‭ ‬امام‭ ‬خمینی‭(‬ره‭) ‬که‭ ‬فرمودند‭: ‬‮«‬ای‭ ‬کاش‭ ‬من‭ ‬هم‭ ‬یک‭ ‬پاسدار‭ ‬بودم‮»‬،‭ ‬پی‭ ‬ببرند‭ ‬و‭ ‬آگاه‭ ‬شوند،‭ ‬راهی‭ ‬جز‭ ‬آشنایی‭ ‬با‭ ‬هویت‭ ‬و‭ ‬شناسنامه‭ ‬پاسداران‭ ‬ندارند؛‭ ‬هویت‭ ‬و‭ ‬شناسنامهای‭ ‬که‭ ‬تجلیبخش‭ ‬تمامی‭ ‬فضیلتهای‭ ‬عاشوراییان‭ ‬در‭ ‬عصر‭ ‬حاضر‭ ‬است‭. ‬سپاه‭ ‬با‭ ‬برخورداری‭ ‬از‭ ‬چنین‭ ‬پاسدارانی،‭ ‬به‭ ‬گونهای‭ ‬درخشید‭ ‬که‭ ‬رهبر‭ ‬کبیر‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬با‭ ‬ملاحظه‭ ‬و‭ ‬مشاهده‭ ‬حماسهآفرینیهای‭ ‬این‭ ‬نهاد‭ ‬انقلابی‭ ‬و‭ ‬عاشورایی‭ ‬در‭ ‬دوران‭ ‬جهاد‭ ‬و‭ ‬شهادت،‭ ‬با‭ ‬صراحت‭ ‬فرمودند‭: ‬‮«‬اگر‭ ‬سپاه‭ ‬نبود،‭ ‬کشور‭ ‬هم‭ ‬نبود‭.‬‮»‬‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬گذر‭ ‬زمان‭ ‬چهل‭ ‬ساله‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬نشان‭ ‬دادند‭ ‬که‭ ‬پایبند‭ ‬و‭ ‬وفادار‭ ‬به‭ ‬تمامی‭ ‬ارزشهایی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬هویتبخش‭ ‬سپاه‭ ‬است‭. ‬طی‭ ‬چهل‭ ‬سال‭ ‬گذشته،‭ ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬هرگز‭ ‬لباس‭ ‬مقدس‭ ‬جهاد‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬تن‭ ‬جدا‭ ‬نکردهاند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬لوای‭ ‬این‭ ‬لباس‭ ‬مقدس،‭ ‬عزت‭ ‬و‭ ‬استقلال‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬را‭ ‬حفظ‭ ‬کردهاند‭. ‬مردان‭ ‬سپاه‭ ‬در‭ ‬دهه‭ ‬چهارم‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬از‭ ‬پیشکسوتانی‭ ‬چون‭ ‬سردار‭ ‬شهید‭ ‬همدانی‭ ‬تا‭ ‬پاسداران‭ ‬جوانی‭ ‬چون‭ ‬شهید‭ ‬حججی،‭ ‬با‭ ‬نثار‭ ‬خون‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬راه‭ ‬اعتلای‭ ‬اسلام‭ ‬و‭ ‬حفظ‭ ‬عزت‭ ‬مسلمین‭ ‬و‭ ‬تأمین‭ ‬امنیت‭ ‬ملت‭ ‬ایران،‭ ‬نشان‭ ‬دادند‭ ‬که‭ ‬پاسداران‭ ‬دارای‭ ‬ثبات‭ ‬قدم‭ ‬در‭ ‬صراط‭ ‬مستقیم‭ ‬الهی‭ ‬هستند‭.‬
حضور‭ ‬مستمر‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬عرصه‭ ‬جهاد‭ ‬و‭ ‬شهادت‭ ‬طی‭ ‬چهل‭ ‬سال‭ ‬گذشته،‭ ‬سپاه‭ ‬را‭ ‬مایه‭ ‬آرامش‭ ‬ملت‭ ‬و‭ ‬تمامی‭ ‬آزادیخواهان‭ ‬عالم،‭ ‬به‭ ‬ویژه‭ ‬در‭ ‬منطقه‭ ‬راهبردی‭ ‬غرب‭ ‬آسیا‭ ‬کرده‭ ‬است‭. ‬امروز‭ ‬ملتهای‭ ‬منطقه‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬ویژه‭ ‬مردم‭ ‬عراق،‭ ‬سوریه،‭ ‬لبنان،‭ ‬فلسطین‭ ‬اشغالی،‭ ‬با‭ ‬نقشآفرینی‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬مسیر‭ ‬خنثیسازی‭ ‬توطئههای‭ ‬قدرتهای‭ ‬شیطانی‭ ‬علیه‭ ‬امت‭ ‬مسلمان،‭ ‬به‭ ‬خوبی‭ ‬آشنا‭ ‬هستند‭. ‬آقای‭ ‬ترامپ‭ ‬چندی‭ ‬پیش،‭ ‬تصریح‭ ‬کرد‭ ‬که‭ ‬ایالات‭ ‬متحده‭ ‬آمریکا‭ ‬در‭ ‬۱۷‭ ‬سال‭ ‬گذشته،‭ ‬هفت‭ ‬تریلیون‭ ‬دلار‭ (‬معادل‭ ‬هفت‭ ‬هزار‭ ‬میلیارد‭ ‬دلار‭) ‬در‭ ‬جنگهای‭ ‬غرب‭ ‬آسیا‭ ‬هزینه‭ ‬کرده،‭ ‬لکن‭ ‬هیچ‭ ‬دستاوردی‭ ‬نداشته‭ ‬است‭. ‬آمریکاییها‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬برآوردهای‭ ‬دقیق‭ ‬خود،‭ ‬نقش‭ ‬سپاه‭ ‬پاسداران‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬در‭ ‬شکستهای‭ ‬راهبردی‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬منطقه‭ ‬را،‭ ‬یک‭ ‬نقش‭ ‬اساسی‭ ‬و‭ ‬بیبدیل‭ ‬میدانند‭. ‬همین‭ ‬نقشآفرینیهای‭ ‬پاسداران‭ ‬در‭ ‬عرصه‭ ‬جهاد‭ ‬و‭ ‬شهادت‭ ‬و‭ ‬تلاش‭ ‬شبانهروزی‭ ‬آنان‭ ‬برای‭ ‬حفظ‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬و‭ ‬تأمین‭ ‬استقلال،‭ ‬عزت‭ ‬و‭ ‬امنیت‭ ‬ملت‭ ‬ایران،‭ ‬آمریکاییها‭ ‬را‭ ‬بر‭ ‬آن‭ ‬داشته‭ ‬تا‭ ‬با‭ ‬تمام‭ ‬توان‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسدارانش‭ ‬را‭ ‬تحت‭ ‬فشارهای‭ ‬همهجانبه‭ ‬قرار‭ ‬دهند‭. ‬تحریم‭ ‬بخشهایی‭ ‬از‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬قرار‭ ‬دادن‭ ‬فرماندهانی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬نهاد‭ ‬مردمی‭ ‬و‭ ‬انقلابی‭ ‬در‭ ‬فهرست‭ ‬تحریمها،‭ ‬نشانههایی‭ ‬آشکار‭ ‬از‭ ‬خصومت‭ ‬دشمنان‭ ‬و‭ ‬تلاش‭ ‬آنان‭ ‬برای‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬میان،‭ ‬تلاش‭ ‬دشمنان‭ ‬برای‭ ‬تخریب‭ ‬سپاه‭ ‬در‭ ‬فضای‭ ‬جنگ‭ ‬نرم،‭ ‬از‭ ‬اهمیت‭ ‬بالایی‭ ‬برخوردار‭ ‬است‭. ‬دشمنان‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬درتلاشند،‭ ‬با‭ ‬تخریب‭ ‬پایگاههای‭ ‬مردمی‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسدارانش،‭ ‬قدرت‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬چالش‭ ‬بکشانند‭. ‬
جمعبندی‭ ‬آمریکاییها‭ ‬در‭ ‬سالهای‭ ‬اخیر،‭ ‬آن‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬شکست‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی،‭ ‬فرو‭ ‬ریختن‭ ‬جمهوری‭ ‬اسلامی‭ ‬و‭ ‬بازگرداندن‭ ‬سلطه‭ ‬خود‭ ‬بر‭ ‬ایران،‭ ‬راهی‭ ‬جز‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬ندارند‭. ‬آنان‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬را،‭ ‬نماد‭ ‬اقتدار‭ ‬و‭ ‬ایستادگی‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬خود‭ ‬یافتهاند‭. ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬چنین‭ ‬برآوردی،‭ ‬برای‭ ‬تخریب‭ ‬و‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬برنامهریزی‭ ‬کرده‭ ‬و‭ ‬قدرت‭ ‬رسانهای‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬راستا‭ ‬فعال‭ ‬کردهاند‭. ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬همین‭ ‬نقشه‭ ‬شیطانی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬رئیسجمهور‭ ‬آمریکا‭ ‬در‭ ‬پیام‭ ‬نوروزی‭ ‬و‭ ‬منافقانه‭ ‬خود‭ ‬به‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬تحت‭ ‬پوشش‭ ‬تبریک‭ ‬نوروزی،‭ ‬بر‭ ‬سپاهستیزی‭ ‬تمرکز‭ ‬کرده،‭ ‬تلاش‭ ‬میکند‭ ‬سپاه‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬نقطه‭ ‬مقابل‭ ‬منافع‭ ‬مردم‭ ‬ایران‭ ‬معرفی‭ ‬کند،‭ ‬دشمنان‭ ‬بر‭ ‬این‭ ‬اعتقادند‭ ‬که‭ ‬تنها‭ ‬راه‭ ‬فرو‭ ‬ریختن‭ ‬سپاه‭ ‬یا‭ ‬تضعیف‭ ‬سپاه‭ ‬در‭ ‬ایران،‭ ‬متهم‭ ‬کردن‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬به‭ ‬فساد‭ ‬است‭. ‬بدیهی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬هوشمندی‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬چنین‭ ‬نقشه‭ ‬شیطانی،‭ ‬تنها‭ ‬راه‭ ‬خنثیسازی‭ ‬این‭ ‬نقشه‭ ‬است‭. ‬متأسفانه‭ ‬در‭ ‬داخل‭ ‬کشور‭ ‬هم،‭ ‬برخی‭ ‬از‭ ‬گروهها‭ ‬یا‭ ‬افراد‭ ‬سیاسی‭ ‬که‭ ‬سپاه‭ ‬را‭ ‬مانع‭ ‬اصلی‭ ‬بر‭ ‬سر‭ ‬راه‭ ‬دستیابی‭ ‬به‭ ‬امیال‭ ‬خود‭ ‬میبینند،‭ ‬خواسته‭ ‬یا‭ ‬ناخواسته‭ ‬به‭ ‬پیادهسازی‭ ‬نقشه‭ ‬دشمنان‭ ‬علیه‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسداران‭ ‬روی‭ ‬آوردهاند‭. ‬از‭ ‬دشمنان‭ ‬انتظاری‭ ‬جز‭ ‬چنین‭ ‬دشمنیهایی‭ ‬علیه‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬و‭ ‬نمادهای‭ ‬اقتدارآفرین‭ ‬و‭ ‬عزتبخش‭ ‬این‭ ‬ملت‭ ‬نیست،‭ ‬اما‭ ‬هم‭ ‬قدم‭ ‬و‭ ‬هم‭ ‬داستان‭ ‬شدن‭ ‬عدهای‭ ‬در‭ ‬داخل‭ ‬با‭ ‬دشمن‭ ‬و‭ ‬همنوا‭ ‬شدن‭ ‬آنان‭ ‬تعجب‭ ‬برانگیز‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬همگان‭ ‬باید‭ ‬بدانند‭ ‬سپاه‭ ‬و‭ ‬پاسدارانش،‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬هویت‭ ‬و‭ ‬شناسنامهای‭ ‬که‭ ‬دارند،‭ ‬با‭ ‬ثبات‭ ‬قدم‭ ‬و‭ ‬بر‭ ‬تن‭ ‬داشتن‭ ‬همیشگی‭ ‬لباس‭ ‬مقدس‭ ‬جهاد،‭ ‬لحظهای‭ ‬از‭ ‬تداوم‭ ‬رسالت‭ ‬پاسداری‭ ‬غفلت‭ ‬نخواهند‭ ‬کرد‭.‬

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
743fe

شماره ۸۴۳ منتشر شد

743fe

ضربه تلگرام به اقتصاد ملی و معیشت مردم

دکتر یدالله جوانی/تلگرام یک پیام‌رسان خارجی با قابلیت فراوان و ظرفیت بالا در داخل ایران است. این شبکه اجتماعی و پیام‌رسان،‌ برخلاف ظاهرش که بهترین شکل کمک به کاربران برای برقراری ارتباط با یکدیگر را تداعی می‌کند،‌ در ذاتش انواع تهدیدات علیه ملت ایران وجود دارد. زیرساخت‌ها و مدیریت تلگرام در خارج از کشور بوده و در پشت صحنه آن هم، سرویس‌های جاسوسی آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی از دولت‌های اروپایی قرار دارند. دولت‌ها و رسانه‌های غربی با ادعای دروغین کمک و دفاع از جریان آزاد اطلاعات در ایران،‌ ضربه زدن به منافع ملی ایرانیان را با تمام توان دنبال می‌کنند.
آمریکایی‌ها بارها از جنگ اقتصادی علیه ملت ایران سخن گفته‌اند، ‌به زعم خود تلاش می‌کنند با فلج کردن اقتصاد ملی و تحت فشار قرار دادن فضای کسب و کار و معیشت مردم، ‌مقاومت ایرانیان در برابر نظام سلطه را در هم شکسته،‌ سلطه خود بر ایران زمین را بازیابند. آنان برای دستیابی به این هدف راهبردی،‌ از همه ابزارها، ‌شیوه‌ها و روش‌های ممکن بهره می‌گیرند. به اعتقاد کارشناسان و بر اساس اطلاعات و اسناد مستحکم موجود،‌ تلگرام یکی از ابزارهای مهم و در اختیار نظام سلطه، ‌برای ضربه زدن به اقتصاد ایران است. به عبارت دیگر،‌ تلگرام برخلاف ظاهر و ادعای کمک به پیام‌رسانی و جریان آزاد اطلاعات،‌ وارد حوزه اقتصاد،‌ فضای کسب و کار و معیشت مردم ایران شده است.
پول اینترنتی و ارز دیجیتالی رمزگذاری شده در تلگرام با عنوان «گرام»، از تلاش‌های گسترده و برنامه‌ریزی شده،‌ برای ایجاد یک شبکه پولی در فضای مجازی حکایت می‌کند؛ شبکه‌ای که خارج از حوزه حاکمیت ملی،‌ مدیریت اقتصادی و بانک مرکزی جمهوری اسلامی است. این شبکه اقتصادی دیجیتال، ‌با کارویژه نظام بانکی (نظام دریافت و پرداخت)، تلگرام را از ماهیت اصلی به مثابه یک شبکه اجتماعی و پیام‌رسان دور ساخته، ‌به یک مافیای اقتصادی با تمرکز بر اهدافی چون؛ ضربه به ثروت ملی،‌ کاهش ارزش پول ملی و خارج کردن ارز از ایران تبدیل کرده است. خسارت این شبکه مالی در فضای مجازی به اقتصاد ملی و مردم ایران، به دلیل خارج بودن از کنترل و نظارت نهادهای حاکمیتی و نظام پولی کشور، چه بسا بسیار بیشتر از ضربه‌ای باشد که مؤسسات مالی و اعتباری غیر مجاز در سال‌های اخیر وارد کردند.
براساس داده‌های منتشر شده از سوی خود تلگرام؛ می‌توان گفت، این شبکه به ظاهر پیام‌رسان با تعریف پول دیجیتال با نام «گرام»، یک نظام بانکی(با قابلیت دریافت و پرداخت) جدای از بانک مرکزی را در کشور ایجاد کرده،‌ در حالی که هیچ تعهد حقوقی به شرکت‌ها،‌ بنگاه‌های اقتصادی و مردم ندارد.‌ متأسفانه تاکنون از طریق اقدامات این شبکه مالی مافیایی، علاوه بر وارد شدن ضربه بر ارزش پول ملی، میلیاردها دلار ارز از کشور خارج شده است. به دلیل همین خسارت‌های تلگرام که نوعی تهدید جدی علیه اقتصادهای ملی به شمار می‌آید؛ بسیاری از دولت‌ها، ‌دامنه فعالیت این پیام‌رسان را در داخل کشور خود محدود کرده‌اند. در ایران با وجود هشدارهای پی ‌در پی رهبر معظم انقلاب،‌ به دلیل غلبه و ترجیح منافع سیاسی جریانی بر منافع ملی، اکنون تلگرام با برخورداری از ده‌ها میلیون کاربر ایرانی، ‌به یک سلطه انحصاری بی‌نظیر در حوزه پیام‌رسانی دست یافته است. با توجه به این واقعیت تلخ و دردناک، ‌برای جلوگیری از خسارت‌های بیشتر به اقتصاد ملی و معیشت مردم،‌ عقل حکم می‌کند که هر چه سریع‌تر این شرایط و وضعیت به نفع ملت تغییر کند. اصلی‌ترین و مهم‌ترین راهبرد و اقدام عملی در این راستا، شکستن سلطه انحصاری تلگرام، از طریق تقویت پیام‌رسان‌های داخلی است. برخلاف تصور عده‌ای که ظرفیت‌ها و قابلیت‌های داخلی را باور ندارند،‌ این مهم در پرتو عزم و اراده جهادی و روحیه انقلابی مردم و مسئولان دست‌یافتنی است.
در این مسیر با اجماع ملی و همسویی مردم و مسئولان، مـی‌توان گام‌های بلندی را به جلو برداشت و برگ زرین دیگری را بر افتخارات ملت،‌ در چهلمین سال انقلاب اسلامی افزود.
برای تحقق این امر مهم و سرنوشت‌ساز،‌ مسئولان باید با درک شرایط و نقشه‌های دشمن برای زمین‌گیر کردن ملت ایران، ‌با تمام توان تقویت پیام‌رسان‌های داخلی را در اولویت قرار دهند،‌ مردم هم با اطمینان‌خاطر از جهات مختلف، به استقبال پیام‌رسان‌های داخلی بروند. البته ممکن است در ابتدای مسیر همانند هر کار دیگری، به دلیل محدود بودن ظرفیت‌ها، ‌برخی از ارتباطات با کندی انجام گیرد، لکن تردیدی وجود ندارد که در پرتو اندکی صبر و حوصله، ‌آینده‌ای درخشان رقم خواهد خورد. آینده‌ای که پیام‌رسان‌های داخلی به مثابه یک محصول و کالای تمام‌عیار ایرانی، ‌آن هم در سال «حمایت از کالای ایرانی»، ظرفیتی به مراتب بیش از جمعیت ۸۰ میلیونی کشور پیدا خواهند کرد. شاید عده‌ای به هر دلیلی باور نکنند و قبول نداشته باشند،‌ اما نگارنده بر این اعتقاد است که، ‌همان جوانان پر استعداد و با نشاطی که ایران را، ‌وارد باشگاه‌های هسته‌ای،‌ موشکی، ‌فضایی و غیره کردند، ‌اکنون این توانایی را دارند و به زودی و در همین چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد خواهیم بود که در پرتو کار و تلاش شبانه‌روزی آنان،‌ ایران در مرز و لبه دانش و فناوری ارتباطات قرار خواهد گرفت.
رفتار هوشمندانه و صبورانه مردم در این مسیر،‌ سرعت دستیابی به این افتخار را دو چندان خواهد کرد. به یقین دشمنان آگاه و بعضاًً ناآگاهان و مغرضان داخلی، ‌بر سر راه این حرکت،‌ موانعی را ایجاد خواهند کرد. اما این اطمینان قلبی وجود دارد که،‌ جوانان غیور،‌ مؤمن و انقلابی، همانطور که با عبور از موانع بسیار، ‌ایران اسلامی را صاحب ۲۰ هزار دستگاه سانتریفیوژ کرده و به دانش و فناوری سوخت ۲۰ درصد دست یافتند، ‌اینک کشورشان را صاحب پیام‌رسان‌های داخلی و بومی با ظرفیت یکصد میلیونی کنند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
842fe

شماره ۸۴۲ منتشر شد

842fe

وضعیت انقلاب اسلامی در چهل سالگی

دکتر یدالله جوانی/ سال ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی است. با توجه به نظریه چرخش انقلاب‌ها و اظهارنظرهایی که در خصوص انقلاب اسلامی با توجه به پاره‌ای از مسائل کشور انجام می‌شود؛ بررسی وضعیت انقلاب در چهل سالگی بسیار مهم است. آیا انقلاب اسلامی دچار بازگشت به عقب شده و حرکت آن به سمت آرمان‌ها متوقف شده است؟ یا اینکه انقلاب اسلامی با حفظ ماهیت، بر اساس مبانی، اصول و شعارهای اصلی، حرکتش به سمت آرمان‌ها و اهداف بی‌وقفه ادامه دارد؟
دشمنان خارجی و عده‌ای هم در داخل کشور با انگیزه‌های مختلف، از ختم انقلاب در چهل سالگی آن سخن می‌گویند. مهم‌ترین دلیل طرفداران این دیدگاه، تعمیم دادن نظریه «چرخش انقلاب‌ها» یا ترمیدور کرین برینتون به انقلاب اسلامی است. بر اساس این نظریه، هر انقلابی یک مسیر جبری را پس از طی مراحلی پیموده و در نهایت، اصول حاکم بر آن انقلاب به اصول حاکم بر شرایط پیش از انقلاب تغییر جهت می‌دهد. کرین برینتون با بررسی وضعیت، مراحل و سرنوشت چهار انقلاب فرانسه، روسیه، انگلیس و آمریکا، این نظریه را در کتاب معروف خود با عنوان «کالبدشکافی چهار انقلاب»، در سال ۱۹۳۸ میلادی منتشر کرد. برینتون بر اساس نظریه جامعه‌شناختی خود و به استناد فراز و فرودهای انقلاب‌های مورد بررسی، معتقد است تمامی انقلاب‌ها سرنوشتی مشابه دارند. نظریه ترمیدور انقلاب‌ها، به یک نظریه غالب در علوم اجتماعی و علوم سیاسی تبدیل شده و برخی از نظریه‌پردازان غربی، از آن به یک قاعده برای تحولات اجتماعی یاد می‌کنند. رهبر معظم انقلاب درباره این نظریه می‌فرمایند: «در قوانین علوم اجتماعی درباره انقلاب‌ها می‌گویند، انقلاب‌ها همچنانی که یک فرازی دارند، یک فرودی هم دارند. مثل یک سنگی که شما پرتاب می‌کنید تا وقتی قدرت بازوی شما پشت سر این سنگ است برخلاف جاذبه زمین حرکت می‌کند، اما وقتی این قدرت از جاذبه زمین کمتر شد، این سنگ به سمت جاذبه طبیعی زمین برمی‌گردد. آن قوانین می‌گویند، تا وقتی شور و انگیزه انقلابی در مردم هست، انقلاب‌ها به سمت جلو حرکت می‌کنند، اوج می‌گیرند، بعد هم به تدریج این شور و هیجان و این عامل حرکت به پیش، کم می‌شود و در مواردی تبدیل به ضد خودش می‌شود، انقلاب‌ها سقوط می‌کنند و برمی‌گردند پایین.»
سؤال اصلی در این بحث، آن است که آیا انقلاب اسلامی از این قاعده پیروی می‌کند و فرجامی جز سقوط و پایان یافتن ندارد. آیا انقلاب اسلامی هم دچار ترمیدور شده، انقلاب فرزندان خود را می‌خورد و با منزوی شدن نیروهای انقلابی، دوران آرمان‌گرایی انقلابی پایان یافته و ارزش‌های پیش از انقلاب بر جامعه حاکم می‌شود؟
برای پاسخ به این پرسش بسیار مهم، باید توجه داشت که هیچ یک از نظریه‌‌های مطرح و معروف مربوط به انقلاب‌ها تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله نظریه کرین برینتون، قادر به تبیین و تحلیل انقلاب بزرگ ملت ایران نبودند. ناتوانی نظریه‌های موجود انقلاب‌ها برای تحلیل و تبیین انقلاب اسلامی، به ماهیت متفاوت این انقلاب با انقلاب‌های پیشین برمی‌گردد. حضرت امام خمینی(ره) درباره این واقعیت می‌فرمایند: «شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جدا است، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منّان بر این ملت مظلوم غارت‌زده عنایت شده است.» مبتنی بر چنین نگاه عارفانه و واقع‌بینانه است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، با عباراتی چون «معجزه قرن» و «انفجار نور»، انقلاب اسلامی را توصیف می‌کنند.
بنابراین وقتی اصل وقوع انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت دینی و اسلامی، با نظریه انقلاب کرین برینتون قابل تحلیل و تبیین نیست، نمی‌تواند در سرنوشت نیز تابع آن نظریه باشد و از این جهت هم یک استثنا است.
رهبر فرزانه انقلاب در این باره می‌فرمایند: «انقلاب‌های بزرگ دنیا که در تاریخ دویست سال اخیر ما اینها را می‌شناسیم، بنا بر همین تحلیل، همه با آن نظریه (ترمیدور) قابل انطباق هستند. اما انقلاب اسلامی از این تحلیل جامعه‌شناختی به کلی استثنا است. در انقلاب اسلامی پادزهر فرود انقلاب، در خود این انقلاب گذاشته شده است. بارها عرض کرده‌ایم که تجسم انقلاب در جمهوری اسلامی و در قانون اساسی جمهوری اسلامی است. نویسندگان قانون اساسی که از نظر امام و مکتب امام درس گرفته بودند، در خود این قانون عامل تداوم‌بخش انقلاب را گذاشته‌اند. پایبندی به مقررات اسلامی و مشروعیت بخشیدن به قانون، مشروط بر اینکه بر طبق اسلام باشد و مسئله رهبری. من چند سال قبل در مقایسه بین نظام جمهوری اسلامی و نظام شوروی سابق، که آمریکا‌یی‌ها و غربی‌ها توانستند نظام شوروی را مضمحل کنند و طمع کرده بودند که همان جریان را نسبت به انقلاب اسلامی انجام بدهند، گفتم که تفاوت‌های این دو نظام، تفاوت‌هایی است که نمی‌توانند محکوم به یک قانون باشند. در نظام جمهوری اسلامی، اساس حرکت بر پایبندی به مبانی است. آن چیزی که به عنوان مبدأ مشروعیت این نظام محسوب می‌شود، یعنی ولایت الهی که منتقل می‌شود به فقیه، مشروط است به پایبندی بر احکام الهی. آن کسی که در رتبه رهبری نشسته است، اگر نسبت به آرمان‌های اسلامی، نسبت به قوانین اسلامی از لحاظ نظری یا عملی، بی‌قید شود، از مشروعیت می‌افتد و دیگر اطاعت او بر کسی واجب نیست؛ بلکه جایز نیست. این در خود قانون اساسی، یعنی در خود سند اصلی انقلاب، ثبت شده است.
بنابراین، شما اگر امروز به امواج دشمنی و کینه‌ورزی دشمنان انقلاب اسلامی نگاه کنید، می‌بینید که مهم‌ترین آماج دشمنی آنها با همین دو سه اصلی است که مربوط به این عامل تضمین‌کننده و نگه ‌دارنده انقلاب است؛ لذا این انقلاب شکست‌خوردنی نیست. این انقلاب فرودآمدنی نیست. این انقلاب از سیر و حرکت خود بازنمی‌ایستد؛ چون جامعه ما یک جامعه مؤمن و دینی است و دین و ایمان اسلامی در اعماق دل مردم، از همه قشرها نفوذ دارد. مردم به معنای حقیقی کلمه به دین معتقدند.»
آری، ملتی که در راه خدا قیام می‌کند و در این مسیر ولایت الهی را پذیرفته، خداوند به او ثبات قدم عطا می‌کند و او را از همه تنگناها و تنگه‌های سخت و خطرناک عبور می‌دهد. در چهل سال گذشته، ملت ایران بر همین مبنا و اساس، بر توطئه‌هایی چون؛ کودتاها، غائله تجزیه‌طلبی، تروریسم داخلی مورد حمایت بیگانه، جنگ تحمیلی، تحریم‌ها و جنگ اقتصادی، فتنه‌های بزرگی چون فتنه ۸۸ و جنگ‌های نیابتی و گروهک‌های تروریستی تکفیری در منطقه، غلبه کرده است. اکنون شعارهای اصلی انقلاب و ارزش‌های بنیادین انقلاب، پس از چهل سال، نه تنها فراموش نشده، بلکه مورد توجه جدی نظام، رهبری و توده‌های مردم است. دلیل اصلی دشمنی‌های نظام سلطه با محوریت آمریکا علیه جمهوری اسلامی، پایبندی نظام و مردم به همین شعارها و ارزش‌ها است. شعارها و ارزش‌هایی چون؛ استقلال، آزادی، مردم‌سالاری، اعتمادبه‌نفس ملی، خودباوری ملی، عدالت، استکبار‌ستیزی، حمایت از مستضعفان و تحقق و پیاده‌ شدن احکام دین و شریعت، مورد توجه جدی نظام و مردم است. اگرچه مشکلات و نارسایی‌هایی وجود دارد و مردم از رفتار برخی از مسئولان گله دارند؛ لکن مردم نسبت به اصل انقلاب، شعارهای اصلی انقلاب، آرمان‌ها و اهداف انقلاب، با گذشت چهل سال از زمان پیروزی انقلاب، همچنان وفادار و معتقد هستند. بر اساس همین واقعیت، رهبر حکیم انقلاب اسلامی در بیانات نوروزی در حرم مطهر رضوی، وضعیت انقلاب اسلامی در چهل سالگی را این‌ چنین توصیف فرمودند: «چهل سالگی انقلاب دوران پیری انقلاب نیست، دوران عقبگرد انقلاب نیست، دوران پختگی و نشاط انقلاب است. انقلاب در چهل سالگی، بحمدالله با قدرت، با حفظ شعارها و با برافراشته بودن پرچم‌های اصلی، همچنان دارد به پیش می‌رود.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
841fe

شماره ۸۴۱ منتشر شد

841fe

فصل تحول

علی حیدری/ سالی دیگر با همه فراز ‌و نشیب‌ها و تلخی‌ها و شیرینی‌هایش سپری شده و واپسین روزهای خود را پشت سر می‌گذارد. در گردش ایام، هفته‌ها و ماه‌ها سالی بر ما گذشت، عددی بر عمر ما افزود و عددی از باقیمانده آن کاست. عمری که به سرعت در حال سپری شدن است و این سیر، مجموعه داستان زندگی ما را رقم می‌زند. گویی که نقاش روزگار، اجزای زندگیمان را به تصویر می‌کشد. روزها از پی هم می‌گذرد تا در پس زمستانی سرد، بهاری دوباره آغاز شود؛ بهاری که در حقیقت فصل جدیدی از زندگی است؛ فصل رویش، فصل نو شدن و فصل تداوم… .
بهار طبیعت، بهار زندگی است؛ زیرا طبیعت و همه موجودات در این فصل زندگی دوباره‌‌ای را آغاز می‌کنند، اما با تأمل در موضوع زندگی با دو مفهوم مهم مواجه هستیم؛ مفهوم «بودن» و «شدن». این مفاهیم آنقدر به هم نزدیک هستند که گاه در کاربرد آنها دچار اشتباه می‌شویم. «بودن» به نوعی ایستایی و رکود را نشان می‌دهد و به عبارتی حفظ وضع موجود می‌کند و مصداق این است که دیروزش با امروزش یکی است و امروزش هم با فردایش و مصداق سخن امام علی(ع) است که می‌فرماید: «هر کس دو روزش یکسان باشد مغبون است.»در اطراف خود ممکن است کسانی را ببینید که در گذشته خلاصه شده‌اند و به عبارتی پیش از پایان تمام شده‌اند. زندگی این افراد را می‌توان به مرداب تشبیه کرد؛ ساکت و بی‌حرکت!
اما «شدن» از تغییرپذیری، تحول و نوشوندگی خبر می‌دهد و هیچ وقت در یک نقطه متوقف نمی‌شود. این مفهوم حکایت از انگیزه و اراده برای حرکت دارد و در مسیر رو به جلوی خود به طور طبیعی دستاوردها و یافته‌هایی دارد که هم بینش انسان را متحول می‌کند و هم رفتار و عملکرد او را متناسب با پدیده‌های جدید تغییر می‌دهد.
البته این به معنای بی‌هویتی و اثرپذیری از شرایط و موقعیت‌های گوناگون نیست؛ بلکه به معنای ارتقای دانش و بینش بر اساس شرایط روز است و به عبارتی «فرزند زمان خویش بودن» است. این نوع از زندگی را می‌توان به رودی تشبیه کرد که همواره جاری است، ایستایی ندارد و در حرکت مداوم است.
بهار هم آیینه تمام‌نمای «شدن» است. تازه شدن، جوانه زدن، روییدن، رشد کردن و شکوفایی در بهار متجلی می‌شود. بهار بهانه‌ای برای عبور از روزمرگی و تکرار است که شاید طی روزهای سال به تدریج بر ذهن و فکر و رفتار انسان حاکم شده باشد و اصلاً «حول حالنا الی احسن الحال» مصداق روشن میل به این تحول است.
تقویم‌ها پشت سر هم ورق می‌خورند و به صفحه پایان می‌رسند و دوباره آغاز می‌شوند. این آغاز دوباره فرصت تأمل در صفحات پیشین است. اینکه چه چیزهایی در تقویم زندگی ما نقش بسته، جای چه چیزهایی خالی است.بعضی چیزها را هم باید پاک کنیم. اینها محاسبه‌ ما از خودمان است و بهترین مجال برای آسیب‌شناسی و یافتن راهکار است تا در فصل جدید گام‌های بهتر، مطلوب‌تر و بزرگ‌تری برداریم.
پایان سخن را با رهنمودی از رهبر فرزانه و حکیم انقلاب متبرک می‌کنیم که در این زمینه می‌فرمایند: «باید توجه داشته باشیم که خداوند دگرگونی هر پدیده‌ای در عالم را، به دست انسان قرار داده و همه تحول‌ها با اراده انسان انجام می‌شود.انسان اگر بخواهد در وضعیت جامعه، کشور و زندگی خود، تحول ایجاد کند، باید این تحول را از خود آغاز کند. تحول اخلاقی، تحول درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم در مقابل اراده آفریننده هستی که این تحول، سعادت انسان‌ها را تضمین می‌کند.»

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
840fe

شماره ۸۴۰ منتشر شد

840fe

خودشیفتگی منتهی به سقوط آزاد

رسول سنائی راد/ غرور و خودشیفتگی از جمله آفاتی است که گریبانگیر صاحبان قدرت و نفوذ و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی شده و وقتی با توهم داشتن تأیید و پایگاه اجتماعی یا توان فائق آمدن بر تمامی رقبا و منتقدان همراه باشد، ‌به دیکتاتوری و تمامیت‌خواهی می‌انجامد که البته با اخلاق، ‌عقلانیت و معنویت و در عرصه سیاسی جامعه امروز ما، هم با اسلامیت و هم با جمهوریت مغایرت دارد.
رئیس‌جمهور سابق که روزگاری با رفتار مردمی و انتقاد از روحیه اشرافی و دیکتاتورمآبانه رقبای خود، قبیله‌سالاری و قدرت‌طلبی سیاسی را مورد تهاجم قرار داد و فریاد برآورد که اگر برادرش هم دستگیر شود یک زنگ به دادگاه و مجموعه قضایی نخواهد زد، روزی با احتمال دستگیری برخی از اطرافیانش‌، خط قرمز اعلام کرده و زبان به تهدید گشود و امروز با احتمال تأیید حکم محکومیت آنان نه تنها به قوه قضائیه بلکه به کلیت نظام سیاسی تهاجم کرده و دقیقاً به همان مسیری افتاده که روزگاری به نقد و نفی آن می‌پرداخت و از ویژگی‌های رقبای او به شمار می‌آمد. البته وی آن زمان که دفاع از اطرافیان فاسد را برنمی‌تافت،‌ مورد تأیید مردم بود که او را نماد عدالت‌خواهی برشمرده و از او اقبال می‌کردند، اما چه شده است که او پس از دستگیری اطرافیانش که به فساد و دستبرد به بیت‌المال متهم هستند، ‌باز عدالت را پوشش حمایت از اطرافیان قرار داده است؟ اگر پای دفاع از اطرافیان و اعضای قبیله و باند سیاسی وی در میان نیست،‌ چرا این شور و شتاب و جسارت را وی در دورانی که در قدرت بود و مدعی داشتن لیست مفسدان در جیب، به خرج نداد؟ اما هرگاه که عدالت متوجه اطرافیان و اعضای حلقه انحراف شده او به دفاع تمام‌قد از اطرافیانش پرداخته که با ادعاهای گذشته‌ای که مورد تأیید مردم بوده در مغایرت آشکار است.
اگرچه او با بهره‌گیری از هوش خودش و کنار گذاشتن تقوای سیاسی تلاش کرده با شروع از پله دوم اصل دستگیری و محاکمه اطرافیانش را تسویه حساب سیاسی از سوی دستگاه قضا و شخص رئیس این دستگاه جلوه داده و با پرده انداختن به اتهامات و تخلفات صاحبان پرونده، آنان را قربانی این تسویه حساب‌های شخصی و سیاسی معرفی کند. همچنین وی با زیرسؤال بردن صلاحیت و عدالت دستگاه قضا و دادگاه تلاش کرده با مظلوم‌نمایی برای اطرافیان متهم خویش، جای شاکی و متشاکی را عوض کرده و در این عرصه چالشی، دست بالاتر را بگیرد. او با سیاسی جلوه دادن دستگیری و محاکمه اطرافیان برای تحقق چند هدف دست و پا می‌زند:
۱ـ بی‌اعتبار‌سازی فلسفه این دستگیری‌ها و سیاسی جلوه دادن آن؛
۲ـ بی‌اعتبار کردن احکام صادره و القای سیاسی بودن آن؛
۳ـ متوقف کردن روند بررسی‌های حقوقی و قضایی و جلوگیری از ادامه دستگیری‌ها و محاکمه اطرافیان آلوده و متهمش.
رئیس‌جمهور سابق که در محاسباتش در توهم برخورداری از رأی و حمایت ۳۰ میلیونی به سر می‌برد و تصور اجتناب‌ناپذیر بودن مدارای نظام با خویش را نیز دارد، در عین حال که سال‌ها در درون نظام از بالاترین سطح مسئولیت برخوردار بوده و هم‌اینک نیز در درون حاکمیت حضور دارد، لباس اپوزیسیون و مخالف نظام به تن کرده و به مخالف‌خوانی علیه مسئولان و نظام رو آورده که یک طنز تلخ را رقم می‌زند. آن هم اینکه وی در کنار برخی فتنه‌انگیزان که زمانی در مسند قدرت بوده و باید پاسخگوی برخی مسائل برآمده از آن دوران باشند، امروز در زمره طلبکاران قرار گرفته و به طرح ادعاهایی می‌پردازند که خود مولد بخشی از همین مسائل ادعایی هستند.
جالب اینکه نجابت و مدارای نظام نیز زمینه‌ساز سوء‌استفاده چنین مدعیانی است که در همان حال که ژست مخالف‌خوانی دارند، باز بر سر سفره نظام نشسته و حاضر به کناره‌گیری از آن هم نیستند که به تعبیر عوام، دستی در کاسه داشته و مشت بر پیشانی نظام می‌کوبند و این همان طنز تلخ ناشی از نمک‌نشناسی نسبت به نظام و بی‌اعتنایی به شعور مردم است.
اما بخش تراژیک این ماجرا هم آنجا رقم می‌خورد که این رفتار به همان میزان که اسباب ناراحتی و ریزش در بین دلسوزان و معتقدان ارزشی نظام است، مایه خرسندی و پایکوبی فتنه‌گران و مخالفان داخلی و دشمنان بیرونی نیز شده است. نشان آن هم رسانه‌های تابلوداری است که با استقبال از این غرور و خودشیفتگی یا کینه و لجاجت، به بازتاب دادن آن در بالاترین سطح و سریع‌ترین زمان رو آورده و چه سخاوت‌ها که به خرج نمی‌دهند؟
حلقه انحراف گویا فراموش کرده که حال فعلی افراد،‌ یک معیار تعیین‌کننده برای نظام و مردم به حساب می‌آید. با همین معیار بسیاری از شخصیت‌ها و گروه‌های مدعی از گردونه نظام خارج شده‌اند که چه بسا تصور آنها این بوده که حذف آنان از نظام منتهی به چالش‌ها و زحمت‌های شکننده خواهد شد، ‌اما تنها سقوط آزاد آنان به دامن شیاطین و معاندان نظام نتیجه چنین توهمی بوده است.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
839fe

شماره ۸۳۹ منتشر شد

839fe

نقطه هدف در اغتشاشات داخلی

دکتر یدالله جوانی/ حوادث تلخ خیابان پاسداران با فاصله بسیار کم به لحاظ زمانی از حوادث دی ماه در چندین شهر کشور،‌ از زوایای گوناگون نیاز به تحلیل دقیق دارد. در این نوع اغتشاشات، بی‌شک نقش دشمنان، یک نقش برجسته و انکارناپذیر است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در تحلیل حوادث و اغتشاشات دی ماه، مبتنی بر اطلاعات دقیق، مثلث شوم خارجی را شامل:

۱ـ آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان طراحان اغتشاشات،

۲ـ خاندان آل‌سعود به عنوان حامیان مالی و
۳ـ منافقین به عنوان نیروهای میدانی،‌ معرفی کردند.

در این مثلث شوم، ضلع سوم به لحاظ شکلی و عنوانی در هر حادثه‌ای، می‌تواند تغییر کند. در حوادث خیابان پاسداران، جریان نفاق در لباس دراویش ضلع سوم را تشکیل می‌دهد. بی‌تردید در آینده، حوادث دیگری رخ خواهد داد و در هر یک از این حوادث، ضلع سوم عنوان و شکل متفاوتی خواهد داشت. در واقع دشمنان اصلی، ‌یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی و آل‌سعود با مشاورت‌های راهبردی پیر استعمار انگلیس خبیث، بر راهبرد و سیاست استمراربخشی به بروز اغتشاشات در داخل ایران تمرکز کرده‌اند. این نکته کلیدی را تمامی مسئولان کشور، ‌تمامی جریان‌ها، احزاب، ‌گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی با گرایش‌های مختلف و عموم ملت ایران باید به دقت مورد توجه قرار دهند. همگان باید به این نکته توجه داشته باشیم که،‌ دشمن بر مسائل داخلی ایران تمرکز کرده است. این توطئه شوم و اهداف راهبردی دشمنان در این توطئه را، ‌باید به درستی شناخت و با آن مقابله کرد. رهبر حکیم انقلاب اسلامی در بخشی از دعای خود در پایان شب آخر مراسم سوگواری ایام فاطمیه(سلام‌الله‌علیها)، با دعای: «پروردگارا توطئه‌های دشمن علیه جمهوری اسلامی را باطل کن»، اغتشاشات اخیر را نمونه‌ای کوچک از این توطئه‌ها دانستند و فرمودند: ‌«پروردگارا! به محمد و آل محمد،‌ کسانی که با همه وجود، با همه‌ اخلاص، ‌با همه توان در مقابل این توطئه‌ها می‌ایستند، همه آنها را مشمول لطف و رحمت خودت قرار بده، کمک‌شان بفرما. پروردگارا! به محمد و آل محمد، نیروهای بسیج را،‌ نیروی انتظامی را، ‌سپاه و ارتش را، ‌همه کسانی را که در این راه‌ها خدمتگزاری می‌کنند، ‌کمک فرما.»
یکی از سؤالات مهم در تحلیل این حوادث که نقش دشمن در آن آشکار دیده می‌شود،‌ چیستی نقطه هدف اصلی دشمن در رقم زدن این اغتشاشات است. بی‌ثبات‌سازی، ‌ناآرام‌سازی،‌ دامن زدن به درگیری‌های داخلی و مخدوش‌سازی امنیت داخلی ایران،‌ نمونه‌هایی از اهداف دشمنان در توطئه است. اما با اطمینان می‌توان گفت، نقطه هدف در این اغتشاشات در مقطع کنونی، ‌مشغول‌سازی نظام جمهوری اسلامی و قدرت توسعه‌یافته آن در منطقه، به مسائل داخلی کشور است. دشمنان با توجه به شکست‌های راهبردی که در پی فروریختن داعش در سوریه و عراق متحمل شدند، با توجه به نگرانی‌هایی که از نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی در شکل‌دهی به نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا به عنوان راهبردی‌ترین منطقه جهان پیدا کرده‌اند، به دنبال ناکام‌سازی جمهوری اسلامی در ایفای چنین نقشی هستند. بازنده اصلی تحولات غرب آسیا که با مدیریت عالی جمهوری اسلامی در جریان است؛ مثلث آمریکا،‌ رژیم صهیونیستی و آل‌سعود به همراه متحدین اروپایی این مثلث از جمله پیر استعمار انگلیس خبیث می‌باشند. بر همین اساس این مثلث، فعال شده و از طریق بحران‌آفرینی در داخل کشور ایران به شکل‌های مختلف، ‌می‌خواهد نظام جمهوری اسلامی و مسئولان آن را،‌ سرگرم مسائل داخلی کند. دشمنان به دنبال سایش قدرت توسعه‌یافته ایران، ‌از طریق پدید آوردن اغتشاشات و ناآرامی‌های داخلی هستند.
آنان در پی آنند تا سرلشکر سلیمانی‌ها و یاران‌شان، به جای تدبیر و پیشبرد امور در منطقه، ‌به ناچار متوجه مسائل داخلی ایران شده، ‌برای حفظ اساس جمهوری اسلامی، اولویت‌های‌شان را تغییر بدهند. بدیهی است که در چنین وضعیتی، باید با هوشیاری و بسیج نیروها و همسو کردن تمامی ظرفیت‌ها، علاوه بر جلوگیری از پدیدآیی اغتشاشات داخلی و برخورد قاطع با عوامل آن، به نقش‌آفرینی‌ها در منطقه شتاب بیشتری بخشید. باید بدانیم مثلث شوم بحران‌آفرین در ایران، نفس‌هایش در منطقه به شماره افتاده و به پایان عمر خود نزدیک‌تر از هر زمان دیگر شده است. دوران آمریکا در منطقه پایان یافته، رژیم صهیونیستی سقوطش قطعی و خاندان آل‌سعود با پرونده‌ای سراسر خیانت و جنایت در جهان اسلام،‌ چاره‌ای جز رفتن به موزه تاریخ ندارد. با ثبات قدم در مسیر انقلاب، ‌چنین آینده‌ای را به چشم‌ خواهیم دید. ان‌شاءالله

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
838fe

شماره ۸۳۸ منتشر شد

838fe
جاسوس خائن است نه قهرمان

رسول سنائی‌راد/ چسبندگی و وابستگی نیروهای مخالف نظام (اپوزیسیون) به بیگانگان، پایین بودن هزینه جاسوسی یا کمتر قبیح دانستن آن، همچنین عدم آگاهی کافی بخش نخبگانی جامعه از این مسئله و حرفه‌ای بودن سرویس‌های جاسوسی کشورهای دشمن و رقیب از یک سو و باقی ماندن شبکه‌های نفوذ و جاسوسی دولت‌های انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی از رژیم گذشته از سوی دیگر موجب شده تا نه تنها برخی از اطلاعات راهبردی کشور در اختیار بیگانگان قرار گیرد؛ بلکه در مواردی شاهد فجایعی چون ترور دانشمندان هسته‌ای یا ایجاد اختلال و خرابکاری در تأسیسات راهبردی و مسیر پیشرفت‌های فناورانه و علمی کشورمان نیز باشیم.
بدیهی است، سرویس‌های دشمن که ضربه به روند قدرت‌یابی و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران را هدف‌گذاری کرده‌اند، تنها با بهره‌گیری از مزدوران روسیاه و بدنامی چون منافقین، گروهک تروریستی امثال ریگی و تکفیری‌ها، نمی‌توانند اهداف‌شان را برآورده کنند؛ بلکه شخصیت‌های موجه و علمی که امکان نفوذ را به محافل و اماکن راهبردی مقدور سازند، یا مشاوره‌های ظاهراً علمی آنان محاسبات مسئولان را تغییر دهد و امکان جمع‌آوری اطلاعات در سطوح بالا و اماکن حساس را داشته باشند، کارایی بسیار بیشتر و هزینه بسیار پایین‌تری برای سرویس‌ها دارند.
نفوذی‌هایی چون؛ کلاهی در حزب جمهوری اسلامی، کشمیری در نخست‌وزیری، قطب‌زاده در صداوسیما، افضلی در نیروی دریایی، اشتری در وزارت دفاع، درّی‌اصفهانی در تیم مذاکرات هسته‌ای و… نمونه‌هایی از نفوذی‌ها و جاسوسانی هستند که ضربه‌های مهلکی به نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد ساخته، ولی جملگی دارای توان نخبگی، علمی و ظواهر موجه بوده و حتی بعضاً به تدین نیز تظاهر می‌کرده‌اند.
چنین تجاربی نه تنها باید دست‌اندرکاران گزینش و حراست را نسبت به رعایت ملاحظات امنیتی حساس کرده باشد؛ بلکه باید سایر مسئولان و اصحاب اندیشه و تریبون را در قضاوت نسبت به کسانی که در معرض اتهام جاسوسی دستگیر می‌شوند نیز محتاط کرده و حداقل تا قطعی نشدن حکم محکومیت یا برائت به صبر و سکوت وادار سازد.
اما برخلاف این تجارب تلخ در مسئله خودکشی یکی از متهمان پرونده جاسوسی با پوشش فعالیت‌های زیست‌ محیطی، همچنان شاهد برخی مواضع احساسی و بعضاً اعتراضی برخی شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای بودیم که اگرچه بخشی از آن نسبت به نحوه حادثه، یعنی خودکشی متهم این پرونده بود، اما بخش دیگر برای تردیدآفرینی نسبت به ماهیت جاسوسی این پرونده و ارتباط متهم با این پرونده بود؛ چرا که سوابق علمی و اجتماعی او را مانع آلودگی‌ وی به چنین خیانتی تلقی می‌کردند.
حال آنکه انتظار می‌رود در مواجهه با این نوع پرونده‌ها حداقل تا صدور حکم قطعی به نفع امنیت و منافع ملی جانب احتیاط نگه داشته شده و برعکس برای جلوگیری از فرو ریختن قبح و زشتی‌ جاسوسی و وطن‌فروشی و دلگرم نگه داشتن مجموعه امنیتی و قضایی درگیر با این پرونده، مواضعی علیه اصل جاسوسی و خیانت به کشور اتخاذ شود.
سربازان گمنام امام زمان، پس از ماه‌ها تعقیب و مراقبت و بررسی‌های حرفه‌ای، یک شبکه گسترده جاسوسی و جمع‌‌آوری اطلاعات را کشف کرده‌اند که در پوشش فعالیت‌های زیست‌محیطی و به‌کارگیری افراد موجه علمی‌ـ دانشگاهی نه تنها توجیهاتی را برای حفظ وابستگی کشور در اقلام راهبردی به خارج، [به بهانه کاهش منابع آبی] و ضرورت استفاده از محصولات تراریخته به خورد مسئولان می‌داده‌اند (تحمیل اشتباه محاسباتی) و سلامت مردم را گروگان منافع بیگانه می‌ساخته‌اند؛بلکه با استقرار لوازم جاسوسی و رصد در محدوده‌های فعالیت موشکی و نظامی، اطلاعات سرّی کشور را در اختیار بیگانگان قرار می‌داده‌اند؛ اطلاعاتی که در شرایط خطر می‌تواند امکان وارد ساختن ضربات مهلک و جنایتکارانه علیه توان دفاعی کشورمان را به دشمنان داده یا بهانه‌های لازم را برای فشار و محدودسازی کشور در این عرصه‌ها دنبال کند.
ضمن اینکه استفاده از پوشش سازمان‌های غیر دولتی (NGO) در عرصه زیست‌محیطی موجب بی‌اعتبارسازی این قبیل فعالیت‌ها نیز شده و همزمان، هم سبب ظلم و خیانت به محیط زیست و هم بدنام‌سازی فعالان این عرصه می‌باشد.
سال‌ها فعالیت این متهم به جاسوسی در محافل علمی، نحوه تهیه مکان برای فعالیت‌ها، شیوه شبکه‌سازی با اغفال برخی دانشجویان یا فعالان زیست‌‌محیطی، ارتباطات با سرویس‌های بیگانه و حتی نحوه خودکشی حرفه‌ای در زندان، ویژگی‌هایی است که تنها از یک شخصیت علمی برنمی‌آید، شایسته بود برخی فعالان سیاسی و رسانه‌ای‌ از شتاب‌زدگی در قضاوت‌ها خودداری می‌کردند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
837nfe

شماره ۸۳۷

837nfe

مانور قدرت برای فرافکنی دومینوی شکست‌ها

محمدرضا بلوردی/ روزها و هفته‌های اخیر مقامات رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانان آمریکایی آنها به شکل بی‌سابقه‌ای علیه جبهه بزرگ مقاومت از حزب‌الله لبنان گرفته تا سوریه و ایران موضع‌ گرفتند و این جبهه به ویژه لبنان را نسبت به وقوع تهاجمی گسترده از ناحیه این رژیم تهدید کردند.
این تهدیدات در وهله اول زبانی و رسانه‌ای بود و حتی کارشناسان امنیتی‌ـ نظامی رژیم صهیونیستی بحث جدیدی تحت عنوان «جنگ بعدی رژیم صهیونیستی و حزب‌الله به چه شکلی خواهد بود؟» را در مباحث خود گشودند و رئیس پروژه تحولات منطقه‌ای خاورمیانه در اندیشکده اورشلیم ضمن تأکید بر تغییر موازنه نظامی کنونی در منطقه نسبت به سال‌های گذشته، تأکید می‌کند: «حزب‌الله هزاران هزار راکت و موشک دارد که طی ساعات اولیه نبرد به سمت شهر‌ها، روستاها، نیروگاه‌های تولید انرژی و زیرساخت‌های نظامی ‌اسرائیل شلیک خواهد کرد.»
و «یعکوف عمید رور» مشاور امنیت داخلی پیشین اسرائیل نیز درباره رفع این نگرانی نوشت: «ما باید آنها را به سرعت نابود کنیم.»
این مواضع کارشناسی در حالی اتخاذ می‌شود که «آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ این رژیم نیز پیشتر طی سخنرانی در همایش سالیانه اندیشکده مطالعات امنیت داخلی این رژیم تهدید کرده بود: «اگر نبرد دیگری در شمال اسرائیل رخ دهد، جبهه ما فقط لبنان نخواهد بود، بلکه سوریه را نیز شامل می‌شود. آنها یک جبهه واحد هستند.»
اما این لفاظی‌ها بامداد ‌شنبه با تکرار حملات هوایی رژیم صهیونیستی به مرزهای سوریه و فلسطین در شمال شرق کشور شکل جدی‌تری به خود گرفت که با پاسخ قاطع ارتش سوریه مواجه شد و یک فروند جنگنده اف ۱۶ اسرائیلی و بالگرد آپاچی از سوی پدافند هوایی این کشور ساقط و به زودی به خبر اول رسانه‌های جهان تبدیل شد و پای تحلیل‌هایی را در خصوص چرایی و پیامدهای امنیتی‌ آن به رسانه‌ها باز کرد، اما سخنگوی ارتش رژیم صهیونیستی در توئیتر خود نوشت: «عملیات برای ما تمام شده است.» همچنین شبکه ۱۰ تلویزیون این رژیم به نقل از یک مسئول بلندپایه اعلام کرد که اسرائیل قصد تشدید وضعیت را ندارد.
بررسی وضعیت موجود و فراز و فرودهای سیاسی و نظامی مسئولان رژیم صهیونیستی حاکی از این است که این نوع موضع‌گیری‌ها بیشتر از آنکه بیان‌کننده تصمیم رژیم صهیونیستی برای اقدام نظامی علیه جبهه مقاومت ضد صهیونیستی باشد، نشان‌دهنده ناتوانی آن در مقابله با قدرت مقاومت است؛ مقاومتی که توانسته است با ایجاد نوعی توازن در بازدارندگی، راهبرد معروف و شناخته شده صهیونیست‌ها، یعنی جنگ برق‌آسا و تعیین‌کننده را باطل کند. در همین راستا، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سخنانی مدعی شد که اسرائیل به دنبال جنگ نیست، اما برای دفاع از خود هر کاری را انجام خواهد داد. طرح این‌گونه سخنان ازسوی نخست‌وزیر جنگ‌طلب رژیم صهیونیستی حاکی از تردیدهایی است که او نسبت به پیروزی در هرگونه جنگ احتمالی دارد. ضمن اینکه پیروزی محور مقاومت در صحنه سوریه سبب شده است این تردیدها بیش از پیش شود.
اهمیت سخنان مسئولان رژیم صهیونیستی که سعی می‌کنند فضا را آرام کنند، در این است که این سخنان در حالی پس از تهدیدنمایی‌های اخیر مسئولان رژیم صهیونیستی و اقدام عملی آنها در حمله به شمال شرق سوریه مطرح می‌شود که آنها خود شروع‌کننده جنگ بوده‌اند؛ اما از چگونگی پیش رفتن آن و نحوه اتمام آن با توجه به روند قدرت‌یابی جبهه بزرگ مقاومت مطمئن نیستند و در نوعی سردرگمی راهبردی قرار دارند، به گونه‌ای که بخش دیگری از کارشناسان صهیونیستی از بازدارندگی متقابل در جبهه شمالی سخن می‌گویند و برخی هم بر وجود زرادخانه موشکی حزب‌الله تأکید می‌کنند که توان هدف قراردادن سراسر سرزمین‌های اشغالی را دارد.
از نگاه صاحب‌نظران، جنگ در سوریه که هدف آن ساقط کردن حکومت این کشور و از بین بردن یکی از حلقه‌های محور مقاومت بود، در نهایت به تحقق خواسته‌های صهیونیست‌ها منجر نشد و این خود نشان‌دهنده ناتوانی رژیم اشغالگر قدس در تغییر موازنه قوایی است که محور مقاومت به این رژیم تحمیل کرده است. این در حالی است که در طول حدود هفت سالی که از بحران سوریه می‌گذرد و به‌رغم تقویت محور مقاومت در مناطق جنوبی سوریه و در همسایگی سرزمین‌های اشغالی، رژیم صهیونیستی جرئت دخالت نظامی مستقیم در سوریه را نداشت و تنها در چارچوب جنگ نیابتی از گروه‌های به اصطلاح معارض سوری حمایت کرد.
در عراق هم اوضاع طبق خواسته صهیونیست‌ها پیش نرفته است و همکاری دولت عراق و جمهوری اسلامی ایران برای از بین بردن داعش در نهایت به ناکام ماندن پروژه صهیونیست‌ها برای تجزیه عراق و حمایت تل‌آویو از طرح جدایی کردستان از عراق منجر شد.
عمق نگرانی‌های رژیم صهیونیستی از قدرت گرفتن محور مقاومت را می‌توان در تمهیدات عجولانه آنها برای برگزاری رزمایشی دید که این رژیم قصد دارد در ماه جاری میلادی با مشارکت آمریکا‌یی‌ها برای شبیه‌سازی جنگی تمام‌عیار علیه صهیونیست‌ها که در آن روزانه هزاران موشک به اراضی اشغالی شلیک شود، برگزار کند و نیروهای صهیونیستی را برای دفاع در برابر حمله احتمالی آماده سازد.
کلام پایانی اینکه در اوضاع کنونی این اقدامات نظامی و لفاظی‌ها و ورود نیروهای چترباز صهیونیستی (که از سال ۲۰۱۲ در هیچ مانوری شرکت نکرده‌اند) به رزمایش‌ها ناشی از هراس راهبردی رژیم و ارزیابی‌های دستگاه‌های امنیتی آن است که مدعی‌اند جمهوری اسلامی ایران با گسترش نفوذ خود در بین همسایگان رژیم صهیونیستی، حلقه حصر این رژیم را تنگ‌تر کرده و گام‌های عملی خود را برای ۲۵ سال بعد که دیگر از این رژیم خبری نخواهد بود، برمی‌دارد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
836fe

شماره ۸۳۶ منتشر شد

836fe

نسیم «خبرهای خوبِ» دستاوردها

علی حیدری/ از صبح امروز تا همین الآن که قلم به دست گرفته‌ام تا سرمقاله را به رشته تحریر درآورم، سه خبر در بین انبوه خبرهایی که با توجه به نوع حرفه و کار خود با آنها سروکار داریم، متمایز از بقیه بوده‌اند؛
خبر اول، نتایج نظرسنجی مشترک دانشگاه «مریلند» و مرکز نظرسنجی «ایران‌پُل» بود که نشان می‌داد اکثریت قاطع مردم ایران با وجود داشتن مطالبات اقتصادی و معیشتی، با سیاست‌های کلی نظام موافقند و خواستار تغییر نظام سیاسی ایران نیستند، انتقاد از سیاست خارجی ایران در سوریه و عراق از حمایت گسترده عموم جامعه ایران برخوردار نیست، ۸۵ درصد مردم ایران دیدگاه «بسیار نامطلوبی» به دولت آمریکا دارند، در حالی که نگرش کمتر از یک درصد مردم ایران نسبت به آمریکا «بسیار مطلوب» است.
خبر دوم اینکه بر اساس گزارش توسعه انسانی سازمان ملل شاخص «امید به زندگی» در مردم ایران طی چهار دهه اخیر رشد خیره‌کننده‌ای داشته و با پشت سر گذاشتن ۸۲ کشور، در ایران از ۱۸۰ کشور جهان بیشتر شده است؛ یعنی امید به زندگی در ایرانی‌ها پیش از پیروزی انقلاب، ۵۴ سال بوده که این رقم در آخرین گزارش توسعه انسانی ۲۰۱۶ به بیش از ۷۵ سال رسیده است و ایران طی چهار دهه اخیر از نظر رشد امید به زندگی جزء ۱۰ کشور اول جهان است.
خبر سوم هم البته در عمق کمتری از نظر وسعت زمانی نسبت به دو خبر قبلی این بود که سازمان ملل در گزارشی موسوم به «دورنمای وضعیت اقتصادی جهان»، از بهبود وضعیت اقتصادی ایران طی سال‌های اخیر خبر داده و اعلام کرده است رشد اقتصادی ایران در نتیجه توسعه صادرات نفت و گاز در سال ۲۰۱۶ به ۵/۱۲ درصد رسید و در سال ۲۰۱۷ نیز کشورمان رشد اقتصادی ۳/۵ درصدی را تجربه کرد که رقم قابل توجهی است و پیش‌بینی می‌شود در نتیجه بهبود شرایط پولی و افزایش ارتباطات خارجی در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ این رشد بالای ۵ درصد باقی بماند.
نقطه مشترک این خبرها که مستند به گزارش‌های رسمی مجامع و مراکز معتبر علمی و بین‌المللی هستند، موفقیت‌ها و پیشرفت‌هایی است که جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته در عرصه‌های گوناگون کسب کرده و خط بطلانی است بر تبلیغات و عملیات روانی دشمنان علیه نظام اسلامی و ملت بزرگ ایران. شاید بتوان این نوع خبرها را شکل دیگری از «خبر خوب» نامید، موضوعی که امروز به یکی از دغدغه‌های اهالی رسانه تبدیل شده است.
واقعیت این است که دشمنان ملت ایران که در طول چهل سال گذشته هیچ یک از ترفندها و توطئه‌های‌شان برای براندازی نظام جمهوری اسلامی نتیجه‌ای نداشته و در سال‌های اخیر متحمل شکست‌های بزرگی در منطقه شده‌اند که آنها را ناشی از حضور و نفوذ جمهوری اسلامی ایران می‌دانند، می‌کوشند با کتمان و وارونه‌انگاری حقیقت و با بهره‌گیری از قدرت رسانه‌ای خود، جلوی درک حقایق انقلاب اسلامی و دستاوردهای ارزشمند جمهوری اسلامی از سوی جوانان ایرانی را گرفته و با واقعیت‌پنداری دروغ‌های خود برای آنان، در پشتوانه‌های مردمی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خدشه و خلل وارد کنند.
یافته‌های جدید مراکز علمی درباره وضعیت و رویکرد مردم ایران به مثابه واقعیت‌هایی است که ملت ایران با آنها زندگی می‌کنند و در طول چهار دهه گذشته مجموعه باورها و رفتارهای آنان بوده است؛ اما اذعان به آنها از سوی مراکز و مراجعی خارج از ایران مهر تأییدی بر حرکت صحیح نظام اسلامی است که در مسیر رو به کمال خود دستاوردهای بزرگی را در ابعاد گوناگون نصیب جامعه می‌کند. البته این به معنای نفی نقاط ضعف‌هایی که ریشه‌های داخلی و بیرونی دارد، نیست که دور از چشم مردم و مسئولان نبوده و با همت همگانی برطرف خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
835fe

شماره ۸۳۵ منتشر شد

835fe

مسئله‌سازی و راه‌حل‌های ترامپی

فتح‌الله پریشان/ مرور پدیده‌ها و تحولات سیاسی در دو سطح منطقه‌ای و جهانی با رویکرد سیاسی، ‌اقتصادی، تبلیغاتی و نظامی هیئت حاکمه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که سیاست‌ورزی خاصی از نوع ترامپی آن را شاهد هستیم. سیاست‌ورزی ترامپ دارای شاخصه‌ها و ویژگی‌هایی است که می‌توان «مسئله‌سازی» و تلاش برای حل یا تضعیف آن با هدف سودآور کردن تحولات و مسائل برای آمریکا و بهره‌برداری اقتصادی و سیاسی از آن را از محوری‌ترین ویژگی‌های آن دانست. اتخاذ این سیاست در مقابل ایران و ائتلاف مقاومت در منطقه غرب آسیا با حفظ کانون‌های مناقشه و منازعه و تضعیف و کنترل مدیریت شده آنها با هدف پول درآوردن است. اگر به نحوه مواجهه آمریکا با داعش و گروه‌های تروریستی نگاهی بیفکنیم، در مقطعی شاهد بودیم که آمریکایی‌ها همانند زمان ایجاد این گروه‌ها از آنها حمایت نکردند، به عبارت دیگر، ترامپ منتقد اوباما در موضوع تأسیس و ایجاد داعش معتقد بود آمریکا در زمان اوباما نتوانسته متناسب با هزینه‌های ایجاد از آنها کسب درآمد کند. لذا ترامپ گفت چرا ما باید هزینه‌های حیثیتی و اطلاعاتی و مالی امنیت‌سازی برای اعراب را بپردازیم و کشورهای عربی محصول آن را بچینند. از نظرگاه رئیس‌جمهور کازینودار جدید، عرب‌ها باید هزینه امنیت‌سازی آمریکا را بپردازند. کاهش حمایت از گروهک‌های تروریستی‌ـ تکفیری در کنار دومینوی پیروزی‌های جبهه مقاومت موجب شد شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس احساس تهدید کنند، ‌بنابراین امارات ۱۰ میلیارد دلار، عربستان ۴۵۰ میلیارد دلار و قطر ۸ میلیارد دلار بابت انواع پیمان‌های نظامی و منطقه‌ای و فروش تسلیحاتی به آمریکا پرداختند. این، نمونه‌ای از حفظ کانون‌های مناقشه و تضعیف مدیریت شده آن برای بهره‌برداری سیاسی اقتصادی از سوی ترامپ است. این موضوع امروز در دو حوزه دیگر در حال پیگیری است؛ یکی در حوزه تحولات هسته‌ای و مسائل پیرامون برجام با جمهوری اسلامی ایران و دیگری در حوزه تحولات سوریه و کردهای دموکراتیک خلق شمال این کشور. طرح ایجاد نیروی ۳۰ هزار نفری برای حمایت از کردها که به حمله ترکیه به شمال سوریه منجر شد، از اهرم‌های فشار در این زمینه به شمار می‌آید. تحولات این منطقه، هم پیچیده است و هم برای آینده منطقه بسیار مهم و تعیین‌کننده است؛ لذا به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در راستای کاسبی از آن، چندین سناریو را برای وجوه مختلف مسائل و واکنش‌های احتمالی دیگر بازیگران منطقه‌ای به ویژه ترکیه، سوریه، ‌روسیه و ایران در نظر گرفته‌اند. اما در موضوع ایران و برجام، آمریکایی‌ها به دنبال نابودسازی برجام اما به دست ایران هستند. راهی که برای آن در نظر گرفته‌اند، ‌افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی ایران برای برهم زدن برجام و به تبع آن، ‌متهم‌سازی ایران است. آمریکایی‌ها برجام را نه بد می‌دانند نه خوب، ترامپ معتقد است می‌شود با برهم زدن صورت مسئله برجام هسته‌ای و نگارش مجدد آن، به همراه برجام‌های جدید، ‌آن را به وسیله تازه‌ای برای بهره‌گیری سیاسی و به تبع آن بهره‌برداری اقتصادی، ولو اینکه مدت‌ها بعد ثمر دهد، تبدیل کرد. ترامپ صرف مسدودسازی راه‌های انتفاع ایران از برجام را برای آمریکا «درآمد» می‌داند و لذا از یک سو با فشارهای دوجانبه به کشورها و شرکت‌ها و تأیید تعلیق‌های ۱۲۰ روزه، تکلیف کشورها و شرکت‌های متمایل به گشایش روابط و مناسبات اقتصادی با ایران را روشن نمی‌کند و از سوی دیگر با مشوق‌های جدید آنها را به تحریم و قطع رابطه اقتصادی با ایران وادار می‌کند. این در حالی است که سیاست رسمی ایران بارها اعلام شده و آن، این است که جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه زیر بار برجام جدید یا تجدیدنظر در برجام هسته‌ای نخواهد رفت. موضعی که باید از سوی همه مسئولان به ویژه مسئولان دیپلماسی خارجی کشور روشن و واضح اعلام و اعمال شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی