شماره ۸۹۸ منشتر شد

0
8

898fe

برجام حاصل کدام نظریه است؟

دکتر یدالله جوانی
مدیر مسئول
برجام نه زنده و کارآمد است و نه مرده و به تاریخ پیوسته، بلکه در حالت احتضار و جان کندن قرار دارد. دلیل پدیدآیی چنین وضعیتی برای برجام به منزله یک توافق بین‌المللی بین ایران و کشورهای موسوم به گروه ۱+۵ هم روشن است. خروج آمریکا از این گروه به عنوان کشور اصلی در یک طرف قرارداد، چنین سرنوشتی را پدید آورده است. رفتارهای آمریکا از یک‌سو و عملکرد برجامی اروپایی‌ها به عنوان متحد آمریکا از دیگر سو، بیان‌کننده آن است که احتمال زنده و کارآمدشدن برجام نزدیک به صفر است. جمهوری اسلامی پس از صبر راهبردی یک ساله، تصمیم گرفت در یک روند معقول، تعهدات برجامی‌اش را کاهش دهد، دلیل اصلی این تصمیم راهبردی، پایبند نبودن طرف مقابل به تعهدات طبق برجام است. بدیهی و قابل پیش‌بینی است که در صورت تداوم رفتارهای نقض‌کننده برجام از سوی غرب، تنها گزینه تأمین‌کننده منافع ملی، چیزی جز مرگ برجام نخواهد بود. نگارنده معتقد است، مرگ برجام، صرفاً شکست یک توافق بین‌المللی نیست، بلکه مرگ یک نظریه و گفتمان در داخل ایران هم به حساب می‌آید. برجام حاصل این نظریه است. شناخت این نظریه و صاحبان اصلی این نظریه و همچنین طرفداران آن یک ضرورت است. آن نظریه چیست؟ صاحبان اصلی و نظریه‌پردازان در این حوزه چه کسانی هستند؟
نظریه در حال باطل شدن که پایانش با مرگ برجام قطعی خواهد بود، نظریه‌ای است که تأمین منافع ملی و در رأس این منافع،‌ تأمین امنیت و پیشرفت کشور و رفاه مردم را،‌ در سازش با آمریکا و توافق با آن از طریق مذاکره می‌داند. این نظریه، در نقطه مقابل شیطان بزرگ دانستن آمریکا قرار دارد. وقتی آمریکا را شیطان بزرگ، گرگ و درنده‌خو بدانیم،‌ تنها گزینه پیش‌رو برای تأمین منافع، پرهیز از نزدیک شدن و مذاکره و قول و قرار برای داد و ستد با تصور «برد‌ـ برد» است. پرهیز از نزدیک شدن،‌ دوری جستن از مذاکره و دست‌ نکشیدن از مقاومت و مبارزه با شیطان بزرگ، عین عقلانیت و تدبیر است. این نظریه، یک نظریه دینی و برگرفته از جهان‌بینی توحیدی و دارای مبانی مستحکم عقلی است. براساس همین مبانی،‌ حضرت امام(ره) فرمودند، رابطه ایران و آمریکا، رابطه گرگ و میش بوده و ما هرگز از مبارزه با شیطان بزرگ دست برنخواهیم داشت. براساس همین مبانی توحیدی و عقلانی، ‌رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها در دهه‌های اخیر، ‌بر مذاکره نکردن با آمریکا تأکید کرده، آن را خسارت‌بار ارزیابی می‌کردند. نگارنده معتقد است، برجام از سال ۱۳۹۲، سنجش و راستی‌آزمایی این دو نظریه و دیدگاه متقابل را به بوته آزمون برد. اکنون که صحت، اصالت و درستی یک نظریه در حال آشکار شدن است، صاحبان و طرفداران نظریه ‌در حال مرگ و پایان یافتن اعتبار، حرف‌های غیر منصفانه و خلاف اخلاق و واقع می‌زنند. آنها می‌گویند، صفر تا صد برجام، با نظر رهبری انجام شده است! آیا اینچنین است؟ وقتی در دیدار رمضانی پر خیر و برکت و بی‌نظیر دانشجویان با رهبر معظم انقلاب اسلامی در هفته گذشته، این موضوع از سوی یکی از دانشجویان مطرح می‌شود، معظم‌له در پاسخ فرمودند: «یکی از دوستان گفتند تصویب برجام را به رهبری نسبت داده‌اند؛ خب بله، اما شما که چشم ‌دارد، ماشاء‌الله هوش دارید، همه چیز را می‌فهمید، آن نامه‌ای را که من نوشتم نگاه کنید، ببینید تصویب چه جوری است، شرایطی ذکر شده که در این صورت این (توافق) تصویب می‌شود.» رهبر معظم انقلاب در ادامه با بیان توضیحاتی، می‌فرمایند: «برجام را به آن صورتی که عمل شد و محقق شد، بنده خیلی اعتقادی نداشتم و بارها هم به خود مسئولان این کار، به آقای رئیس‌جمهور، به وزیر محترم امور خارجه، به دیگران همین را گفته‌ایم و موارد زیادی را به آنها تذکر داده‌ایم.»
برجام چگونه محقق شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند، به آن اعتقادی نداشتم؟ برجام مبتنی بر یک عقیده، نظریه و تفکر پدید آمد و آن اینکه، آمریکا کدخدا، صاحب قدرت وگره‌گشا بوده، ملت ایران و جمهوری اسلامی برای رهایی از مشکلات و داشتن آینده‌ای روشن و پیشرفته، چاره‌ای جز مذاکره با این صاحب قدرت ندارد!
این نگاه را پس از پیروزی انقلاب اسلامی، غرب‌گراها، ملی‌گراها، لیبرال‌ها و امثال نهضت آزادی‌ها داشتند. این عقیده در نقطه مقابل گفتمان انقلاب و انقلابی‌گری و گفتمان امام(ره) بود. به مرور زمان برخی از نیروهای با سابقه انقلابی هم به دلیل خستگی از تداوم مبارزه و پدیدآیی روحیه دنیاگرایی در آنان، به جمع طرفداران این نظریه پیوستند. مرحوم آقای هاشمی‌رفسنجانی خود با صراحت گفت،‌ به امام در سال‌های پایانی عمرش نامه نوشتم و گفتم نمی‌شود با آمریکا برای همیشه قطع رابطه کرد و مذاکره نداشت. هاشمی معتقد بود از طریق مذاکره و گفت‌وگو می‌شود با آمریکا کنار آمد و به این رویارویی پایان داد. این نگاه در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ فعال شد و حل مشکلات کشور را،‌ به مذاکره با آمریکا به عنوان کدخدا گره زد. مردم در این انتخابات با تصور درستی این نگاه، به صاحبان آن رأی دادند. البته صاحبان این نگاه در دوره اصلاحات هم،‌ نظریه گفت‌‌وگوی تمدن‌ها را تحت پوشش اصلاحات دنبال کردند. جوهره گفت‌‌وگوی تمدن‌ها از نظر سیاسی،‌ کنار آمدن با آمریکا از طریق مذاکره و برقراری رابطه بود. وقتی این عقیده و نظریه در سال ۱۳۹۲ رأی آورد، ‌بدیهی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی باید تدبیری داشته باشند تا در عمل،‌ بطلان این نظریه برای مردم اثبات شود. اکنون که زمان آشکار شدن نادرستی این نظریه است، انصاف حکم می‌کند، صاحبان این نظریه مسئولیت‌پذیر بوده و آن را به دوش دیگران نیندازند.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید