864fe

شماره ۸۶۴ منتشر شد

864fe

نشست تهران آغازی بر یک پایان

سعدالله زارعی
تحلیلگر ارشد بین‌الملل

اجلاس سه‌جانبه روز جمعه تهران اگرچه در ادامه دو اجلاس پیشین سران ایران، روسیه و ترکیه است، اما در عین حال از ویژگی‌های خاصی برخوردار است. اجلاس تهران از آنجا که در آستانه آغاز عملیات سنگین نظامی ارتش سوریه و مدافعان منطقه‌ای آن و مرتبط با آن برگزار شد، اهمیت خاصی پیدا کرد و به همین نسبت هم دارای تأثیرات مهمی خواهد بود. در اینجا ذکر چند مورد اهمیت این اجلاس را توضیح می‌دهد:
۱ـ «ادلب» آخرین منطقه اشغالی به دست تروریست‌های تکفیری تحت‌الحمایه است که با آزادی قریب‌الوقوع آن پرونده «در اختیار داشتن سرزمین» تروریست‌ها بسته می‌شود و از آن پس روند فعالیت آنان ـ اگرچه کاملاً متوقف نمی‌شودـ به شدت کاهش می‌یابد و حاکمیت دولت و ارتش سوریه بر سرزمین خود کامل می‌شود.
ادلب چهارمین منطقه‌ای است که در مذاکرات «آستانه» به عنوان منطقه «کمتر درگیر» یا «کاهش تنش» مشخص شد و خود همین مطلب عملیات نظامی ارتش سوریه را با ابهام مواجه کرد. در این میان ترکیه با این استدلال که از یک سو با عملیات ارتش، سیل پناه‌جویان ادلب به سمت همسایه شمالی سوریه سرازیر می‌شود و از سوی دیگر تروریست‌ها را به سمت ترکیه گسیل خواهد کرد، با عملیات نظامی ارتش سوریه مخالفت کرده و بر راه‌حل سیاسی تأکید می‌کرد؛ اما در عین حال راه‌حل سیاسی نیز با بن‌بست مواجه بود؛ چرا که بخش وسیعی از تروریست‌ها شامل‌النصره، داعش، احرارالشام و ده‌ها گروه دیگر مرتبط با آنان پذیرای راه‌حل سیاسی نبودند و در مقابل هر پیشنهاد که مستلزم ترک منطقه از سوی آنان و ترک سلاح بود، می‌ایستادند. دولت ترکیه اگر چه برابر ده‌ها اسناد با این گروه‌ها در ارتباط مستمر بود، اما در عمل نتوانست آنان را پای «راه‌حل سیاسی» بیاورد. در عین حال، دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد دولت ترکیه به طور واقعی با تسلیم ادلب به ارتش سوریه موافق نبود؛ چراکه موافقت با آن ادامه حضور نظامیان خود ترکیه در مناطق شمالی سوریه را نیز ناممکن می‌کرد. در نهایت ترکیه بر اثر اصرار ایران و روسیه ناگزیر به پذیرش عملیات پاک‌سازی به دست ارتش سوریه شد و رجب‌طیب اردوغان در اجلاس تهران پای عملیات نظامی برای آزادسازی ادلب را امضا کرد و در واقع موانع منطقه‌ای عملیات ارتش سوریه برطرف شد.
۲ـ اجلاس تهران و توافق ایران، روسیه و ترکیه بر سر «عملیات نهایی» آزادسازی سوریه نشان داد که بحران امنیتی سوریه اولاً، در یک فرایند داخلی و با محوریت جبهه مقاومت در ابعاد امنیتی و ثانیاً، در یک فرایند منطقه‌ای رو به پایان است و این در حالی است که غربی‌ها چنین تبلیغ می‌کردند که امنیت سوریه جز در یک فرایند بین‌المللی و مبتنی بر قطعنامه سازمان ملل قابل حل‌وفصل نیست. حتی در روزهای اخیر «لودریان» وزیر خارجه فرانسه اگرچه به پیروزی بشار اسد در جنگ اعتراف کرد؛ اما اعلام کرد که او برنده صلح نیست! واقعیت این است که علی‌رغم تلاش گسترده آمریکا، انگلیس و فرانسه یک بار دیگر از روند تحولات جا مانده‌اند و اینک بزرگ‌ترین بحران منطقه‌ای بدون حضور و نظر آنان در حال پایان یافتن است.
این می‌تواند همان‌گونه که در سخنان حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(دامت برکاته) در دیدار با رئیس جمهور روسیه مطرح شد، به یک الگوی کارآمد در حل‌‌وفصل بحران‌های منطقه‌ای تبدیل شود.
۳ـ اجلاس تهران و رسیدن به فرمول «آزادسازی نظامی ادلب»، یادآور نقش برجسته و محوری ایران در حل قدرتمند بحران امنیتی سوریه است. واقعیت این است که سوریه با نظریه مقاومتی انقلاب اسلامی آخرین گام‌ها به سوی آزادی را برمی‌دارد. اگر روسیه در اجلاس تهران حضور یافته است، حضور او برخلاف ایران به سه سال اخیر برمی‌گردد، حال آنکه ایران از آغازین روزهای بحران، در کنار سوریه بوده و نیز برخلاف روسیه که حضوری منفرد و عمدتاً جنگ‌افزاری در حل بحران داشته است، ایران حضوری جبهه‌ای و توام با مشارکت دولت عراق، حزب‌الله لبنان و گروه‌های پرقدرت مقاومت عراقی، پاکستانی و افغانی داشته و نیروی انسانی قابل ملاحظه‌ای به ساختار دفاعی سوریه وارد کرده است. اجلاس سوم سران سه کشور در تهران در واقع نقش محوری ایران را در حل بحران امنیتی سوریه که بزرگ‌ترین بحران امنیتی منطقه طی ۳۰، ۴۰ سال اخیر بوده است، نشان ‌داد.
۴ـ توافق تهران انرژی زیادی به نیروهای عمل‌کننده در عملیات ادلب می‌دهد، کما اینکه رعب بسیاری به تروریست‌هایی که به شکاف بین ترکیه و دو کشور دیگر امید بسته بودند، وارد می‌کند. عملیات روزهای آینده ادلب هم اینک از یک پشتوانه قوی منطقه‌ای بهره‌مند است و این موضوع خود مانع فعال شدن مؤثر مخالفان غربی عملیات آزادسازی ادلب می‌شود. عملیات ارتش در ادلب یک شانس بزرگ دیگر نیز دارد. ارتش پس از پاک‌سازی جنوب، غوطه شرقی دمشق و شمال استان حمص می‌تواند نیروهای خود را برای آزادسازی ادلب متمرکز کند و این در حالی است که مثلاً در جریان عملیات نصر ۲ که به آزادی شهر استراتژیک حلب منجر شد، ارتش ناگزیر بود با یک‌چهارم نیرو و توانایی خود وارد عملیات شود.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>