780fe

شماره ۷۸۰ منتشر شد

780fe

آزادی حلب و غلبه بیداری اسلامی بر تکفیر

دکتر یدالله جوانی/ آزاد شدن حلب از اسارت گروه‌های تکفیری، آزادسازی یک شهر از اشغال نیست؛ بلکه پیروزی یک جبهه و تفکر، بر جبهه و تفکر دیگری است. با آزاد شدن حلب، یک جبهه با تفکر دینی و مردم‌محور، بر جبهه‌ای دیگر با تفکر مادی، التقاطی و تجهیزات‌محور پیروز شد.
آزادسازی حلب، برای مستضعفین در منطقه و جهان یک پیروزی راهبردی و برای مستکبرین یک شکست راهبردی قلمداد می‌شود. بنابراین، پیروزی محور مقاومت در حلب، یک نقطه عطف نه تنها در تحولات منطقه، بلکه در تحولات جهانی خواهد بود. پیروزی ارتش و نیروهای مردمی سوریه به همراه متحدان‌شان در حلب، نه تنها معادلات صحنه نبرد در سوریه، بلکه معادلات دیگر صحنه‌های نبرد در منطقه، مانند عراق، یمن، بحرین و افغانستان را نیز تغییر خواهد داد. آزادی حلب، شبیه آزادی خرمشهر در جنگ تحمیلی، نتایج و پیامدهای راهبردی برای طرف‌های درگیر دارد. در جنگ تحمیلی، یک طرف ارتش بعث عراق به نیابت از تمامی قدرت‌های شیطانی و مستکبرین عالم قرار داشت و در طرف دیگر ملت مؤمن و انقلابی ایران بود. جبهه مستکبرین در جنگ علیه ایران با جلو انداختن صدام و اشغال بخش‌هایی از سرزمین ایران و از جمله خرمشهر، هرگز تصور شکست و از دست دادن خرمشهر را نمی‌کردند؛ امّا برخلاف این تصورات، خرمشهر آزاد شد و روند جنگ به نفع ملت ایران تغییر کرد.
جنگ هشت ساله با اهداف راهبردی، چون شکست انقلاب اسلامی، فروریختن جمهوری اسلامی و تجزیه ایران، به ملت ایران و نظام نوپای اسلامی تحمیل شد؛ امّا با شکست جبهه متجاوزین در عملیات الی‌بیت‌المقدس و آزادی خرمشهر طی این عملیات به دست رزمندگان اسلام، ملت ایران نشان داد از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بالا برای تبدیل جنگ تحمیلی به یک دفاع مقدس پیروزمندانه برخوردار است. داستان آزاد شدن حلب به دست نیروهای محور مقاومت، شباهت بسیاری با جنگ تحمیلی و آزادی خرمشهر دارد. جنگ تحمیلی با هدف شکست انقلاب اسلامی آغاز شد و بحران‌آفرینی در سوریه با هدف شکست بیداری اسلامی در منطقه پدید آمد. جنگ تحمیلی با لشکرکشی ارتش بعث عراق به ایران، شکلی از جنگ‌های نیابتی بود و بحران‌آفرینی، اشغال، قتل و خشونت از سوی گروه‌های تکفیری و تروریستی در سوریه و عراق، گونه‌ای دیگر از جنگ‌های نیابتی است. در این جنگ نیابتی، همان کسانی در پشت صحنه قرار دارند که در جنگ جهانی تحمیل شده به ملت ایران، پشت سر صدام‌حسین معدوم قرار داشتند. امروز هیچ‌ شک و تردیدی وجود ندارد و تمامی اسناد از آن حکایت دارد که تمامی این گروه‌های تکفیری و تروریستی فعال در سال‌های اخیر در منطقه و به ویژه در صحنه سوریه، به دست آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، صهیونیست‌ها و دولت‌های فاسد، مستبد و وابسته در منطقه، همانند آل‌سعود سازمان یافته و تجهیز شدند. شبکه استکبار به سرکردگی آمریکا در این جنگ نیابتی، اهداف راهبردی، چون نابود کردن محور مقاومت و جریان بیداری اسلامی و تضعیف موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی را دنبال می‌کرد. مؤسسان تروریست‌ها و گروه‌های آدم‌کش در منطقه، با هدف راه انداختن جنگ‌های مذهبی و فرقه‌ای در جهان اسلام و به ویژه منطقه غرب آسیا، به دنبال احیای سلطه خود بر این منطقه بودند. سلطه آمریکا با پدید آمدن انقلاب اسلامی و شکل‌گیری محور مقاومت و جریان بیداری اسلامی، به صورت جدی به چالش کشیده شد. آمریکایی‌ها با طرح نظم نوین جهانی پس از فروپاشی بلوک شرق، هدف سلطه بر جهان و به دست‌گیری رهبری جهان و مدیریت بین‌المللی را در اولویت خود قرار دادند.سردمداران رژیم مستکبر آمریکا بر اساس بررسی‌های راهبردی کارشناسی، به این جمع‌بندی رسیده بودند که برای سلطه بر جهان، باید ابتدا بر غرب آسیا(خاورمیانه) به یک سلطه کاملاً انحصاری دست یافته و از طریق تسلط بر این منطقه راهبردی با در اختیار داشتن بخش اعظم انرژی جهان، رهبری خود را بر دیگران اعمال کنند. آمریکایی‌ها احیای سلطه خود بر ایران را، شرط لازم و ضروری سلطه بر خاورمیانه می‌دانند. این برآورد از سوی آمریکایی‌ها، در حالی بود که جمهوری اسلامی به منزله یک کشور انقلابی ضد استکباری، موفق به تشکیل جبهه مقاومت در منطقه و پدیدارساختن جریان بیداری اسلامی شده بود. نفوذ روزافزون جمهوری اسلامی در منطقه با قدرت‌یابی محور مقاومت و تقویت جریان بیداری اسلامی، غرب و آمریکایی‌ها را به شدت نگران کردند؛ از این رو درصدد برآمدند به این نفوذ پایان داده، ترتیبات جدید امنیتی و منطقه‌ای را در راستای اهداف راهبردی خود، ابتدا با سیاست دخالت مستقیم و لشکرکشی به منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم و سپس با سیاست جنگ‌های نیابتی از طریق گروه‌های تکفیری پدید آورند. ساقط کردن دولت بشار اسد در سوریه، تضعیف، خلع سلاح و نابود کردن حزب‌الله در لبنان، تضعیف گروه‌های مقاومت فلسطینی و ساقط‌ کردن دولت مردمی عراق، بخشی از اهداف جنگ‌های نیابتی برای تضعیف موقعیت‌ منطقه‌ای ایران و سلطه بر منطقه بود. آمریکایی‌ها با چنین اهداف بلند منطقه‌ای در راستای هدف به دست‌گیری رهبری جهان، حاضر شدند طی چند سال گذشته، به اعتراف آقای ترامپ، شش تریلیون دلار در جنگ‌های غرب آسیا هزینه کنند. بحران‌آفرینی در سوریه با ابزار گروه‌های تکفیری از حدود شش سال گذشته، نقطه شروع پیاده‌سازی جنگ‌های نیابتی بود. غرب با محوریت آمریکا و به کمک دولت‌های فاسد و وابسته در منطقه، مانند آل‌سعود، تقویت تفکر انحرافی تکفیر را با ماهیت تفرقه‌افکنانه در جهان اسلام برای مقابله با تفکر دینی و انقلابی وحدت‌آفرین جمهوری اسلامی در جهان اسلام ‌مورد توجه قرار داد. این تفکر انحرافی به کمک فتاوای علمای وهابی و دلارهای نفتی عربستان و قطر، با اعلام سرزمین سوریه به عنوان «ارض جهاد» موفق شد با سرازیر کردن مزدوران و فریب‌خوردگان بی‌بصیرت به این سرزمین، بخش‌هایی از سوریه و از جمله پایتخت اقتصادی این کشور، یعنی «حلب» را تصرف و اشغال کند. مختصات شهر حلب از جهات مختلف، این شهر را به عامل تعیین سرنوشت آینده سوریه و منطقه تبدیل کرد. بر همین اساس، از یک سو دولت سوریه به همراه متحدانش بر روی آزادسازی حلب متمرکز شدند و از سوی دیگر، گروه‌های تروریستی با کمک همه‌جانبه حامیان خود، حفظ حلب و تداوم اشغال را به مثابه تنها راه رسیدن به اهداف خود مورد توجه قرار دادند. اکنون پس از چهار سال‌ونیم، حلب از چنگال گروه‌های تکفیری رهایی‌ یافته است. بنابراین، آزادی حلب، پیروزی ارتش سوریه بر یک گروه تروریستی نیست؛ بلکه این آزادی نشان از پیروزی جبهه انقلاب اسلامی و جریان مقاومت و بیداری اسلامی بر جبهه مستکبرین و جریان گروه‌های تکفیری دارد و آثار راهبردی این پیروزی به مرور زمان آشکار خواهد شد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>