777fe

شماره ۷۷۷ منتشر شد

777fe

تردید در توانمندی دولت!

مهدی سعیدی/ امروزه کارآمدی و پاسخگویی، مهم‌ترین انتظاری است که می‌توان از دولت‌ها داشت. مسئولان قوه مجریه برای دوره‌ای چهار ساله به قدرت می‌رسند تا برای تأمین امنیت، رفاه، عدالت و معنویت تلاش کرده و مشکلات موجود و مستحدثه را مرتفع کنند. همین عملکرد در برابر چشمان شهروندان قرار دارد و معیاری برای ارزیابی توان دولت‌ها به شمار می‌آید و طبیعی است که رضایت‌شان با رأی اعتماد مجدد به هیئت حاکمه همراه خواهد بود. در غیر این صورت زمینه برای تغییر فراهم می‌آید و تیم دیگری باید مدیریت اجرایی کشور را برعهده گیرد.
شاخصه‌‌های مختلفی برای ارزیابی کارآمدی دولت وجود دارد که در این بین برخی شاخصه‌‌ها از ویژگی انضمامی‌تری برخوردارند و افکار عمومی مبتنی بر آن درباره عملکردها به قضاوت می‌نشیند. توجه به این مؤلفه‌ها می‌تواند مسئولان را در انجام وظایف محوله خبره و در پاسخگویی به افکار عمومی توانمند کند.
یکی از این شاخصه‌‌ها چگونگی عملکرد آن در مواقع بحرانی است. می‌توان گفت، سرعت عمل به همراه تصمیم‌گیری درست و همه‌جانبه، به معیاری برای قضاوت افکار عمومی در شرایط وقوع حوادث تبدیل شده است. برای نمونه، می‌توان در ماجرای برف سنگین و سرمای شدیدی که در چند روز اخیر بخش‌های مختلف کشور و به‌ویژه مناطق شمالی و استان‌های مازندران و گیلان را سفیدپوش کرده و کاهش شدید دمای هوا را به همراه داشته است، توانایی دولت یازدهم را ارزیابی کرد. در این ماجرا بارش سنگین برف و برودت هوا موجب شد اوضاع در چندین شهر و ده‌ها روستای منطقه برهم خورده و مردم با مشکلات عدیده‌ای، از جمله قطع برق، گاز و حتی آب روبه‌رو شوند. بسته شدن راه‌های روستایی را هم باید بر این مشکلات افزود. هر چند مسئولان ذی‌ربط تلاش‌های خود را از همان دقایق اول آغاز کردند، اما تناسب نداشتن وسعت و شدت معضلات پیش آمده با توان و آمادگی دستگاه‌های ذی‌ربط مشهود بود که از آن می‌توان با عنوان «غافلگیری» مسئولان اجرایی یاد کرد! در طول سال‌های اخیر، بارها بارش برف و بارندگی سنگین استان‌های شمالی را با مشکلات این‌چنینی روبه‌رو کرده است؛ از این رو تکرار آن برای افکار عمومی قابل قبول نیست! و انتظار می‌رفت برای جلوگیری از تکرار آن چاره‌اندیشی شده باشد.
این موضوع، یعنی آمادگی نداشتن چند روز پیش از آن نیز خود را در مرز مهران آشکار کرد، آنجا که هزاران نفر از هموطنانی که مشتاق حضور در مراسم پیاده‌روی اربعین حسینی بودند، به دلیل سوء‌تدبیر و برنامه‌ریزی مسئولان امر، بدون هیچ‌گونه امکانات اولیه ساعت‌ها در بیابان‌ها سردرگم ماندند و سرانجام عده‌ای از آنان مجبور به بازگشت شدند! این ماجراها در حالی اتفاق می‌افتد که حوادثی این‌چنینی قابل پیش‌بینی بوده و فرصت کافی برای چاره‌اندیشی به منظور رفع آن وجود داشته است؛ اما غفلت مسئولان موجب شده است شاهد خسارات وارده و نارضایتی بخشی از مردم باشیم.
در کنار موارد مذکور، ماجرای برخورد دو دستگاه قطار در استان سمنان که به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر از زائران حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) منجر شد، برگ دیگری از خطاهایی بود که دستگاه اجرایی باید برای چرایی وقوع آن دلایل قانع‌کننده‌ای ارائه دهد. به راستی، در زمانی که امکان موقعیت‌یابی و محاسبات دقیق و ایمنی‌بخشی وجود دارد، برخورد دو قطار چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ آیا برای پاسخگویی به افکار عمومی تقلیل علل حادثه به خطای چند نفر از نیروی انسانی آن مجموعه کافی است یا آنکه مدیران ارشد وزارتخانه مربوطه باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند؟!
تشخیص اولویت‌ها نیز معیار دیگری برای ارزیابی عملکرد دولت به شمار می‌آید. حوادث اخیر نشان می‌دهد، مشکلات جدی در برخی حوزه‌ها وجود دارد که باید برای رفع آن سرمایه‌گذاری کرد. برای نمونه، موضوع ناامنی‌های مسافرت‌های جاده‌ای که سالیانه صدها کشته و هزاران مجروح و میلیاردها تومان خسارت به همراه دارد، از جمله معضلاتی است که باید برای آن به طور جدی چاره ‌اندیشید. انتقال این ناامنی به مسافرت‌های ریلی واقعاً افکار عمومی را با نگرانی‌ها و تردیدهای جدی روبه‌رو خواهد کرد و این در حالی است که بخشی از توان دستگاه‌های ذی‌ربط به جای تقویت جدی مسیرهای ریلی و زمینی به پروژه تبلیغاتی «خرید هواپیما» در پسا‌برجام معطوف شده است! به راستی، اگر توجه به اولویت‌ها و شناخت آن به درستی انجام می‌شد، شاید بودجه دستگاه‌های مربوطه به نحو دیگری توزیع و سرمایه‌‌گذاری می‌شد و می‌توانست بخشی از حوادث پیش‌آمده را مهار کند! تأسف‌آور آنکه در حالی که مسائلی از این قبیل اذهان عمومی را در روزهای گذشته به شدت نگران کرده است، برخی از مسئولان از امر دیگری احساس شرمساری کرده و اولویت خود را در جای دیگری جست‌وجو می‌کنند که این خود موجب شرمساری دوچندان خواهد بود.
در این راستا، بررسی واکنش مسئولان به این‌گونه حوادث خود ماجرای تلخ و غم‌انگیز دیگری است که پرداختن به آن مجال مناسبی می‌طلبد؛ مسئولی که از همدردی صمیمانه با مردم آسیب‌دیده ناتوان است و آنچنان ناصواب سخن می‌گوید که کلامش نه تنها مرهمی بر زخم داغداران نیست، بلکه توهین‌آمیز و غیر مسئولانه قلمداد شده و تنها موجب عصبانیت افکار عمومی می‌شود، چگونه خواهد توانست مورد اعتماد مردم باشد! بی‌شک، این‌گونه موارد تردیدهایی را نسبت به توانایی دولت در انجام وظایف محوله در اذهان عمومی ایجاد کرده است که باید برای ترمیم آن چاره‌اندیشی کرد.

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>