رونمایی از بن‌مایه‌های یک تفکر در فرودگاه مهرآباد

0
29

737fe

اظهارات آقای هاشمی‌رفسنجانی در روز ۱۲ بهمن در فرودگاه مهرآباد تهران، بازتاب فراوانی در رسانه‌های داخلی و خارجی یافت؛ چراکه غیر از دشمنان خارجی و جریان ضدانقلاب، هیچ‌کس تا به امروز این‌گونه شورای نگهبان را مورد هجوم و تخریب قرار نداده بود. این سخنان از زوایای مختلف قابل بررسی است. هر چند وی با اهداف کاملاً سیاسی و به قصد افزایش سبد رأی خود در انتخابات خبرگان رهبری، با گرفتن موضع طرفداری از حضرت امام(ره) و بیت ایشان، آن مطالب را بر زبان جاری کرد؛ اما خواسته یا ناخواسته با چنین اظهاراتی، از مبانی تفکر سیاسی خود در فرودگاه مهرآباد به طور کامل پرده برداشت. آقای هاشمی با تمرکز بر این نکته که همه ما مدیون امام و بیت امام هستیم و همه بدهکار امام هستند، از تفکر خود که کاملاً در نقطه مقابل تفکر حضرت امام(ره) است، رونمایی کرد. دال مرکزی در تفکر و اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره)، قانون‌گرایی و برابری همگان در برابر قانون است؛ ولی آقای هاشمی با این اظهارات صریح و غیرقابل تفسیر نشان داد که از نوعی تفکر سلطنتی و طایفه‌گرایی یا ملوک‌الطوایفی برخوردار است و به امتیازات برای «کاست» یا یک «طبقه ممتاز» در جامعه سیاسی دینی اعتقاد دارد. اساساً اسلام با چنین نگاهی مخالف است و همه انسان‌ها را در برابر قانون مساوی می‌داند. در اسلام ملاک برتری، وابستگی به یک خاندان یا یک طبقه خاص نیست؛ بلکه ملاک تقواست و در جامعه دینی رعایت تقوا، همان رعایت قانون الهی است. حضرت امام خمینی(ره) برای قانون و به ویژه قانون اساسی حرمت و تقدس خاصی قائل بودند تا آنجا که «تقوا» را همان رعایت قانون می‌شمردند. گزاره‌های زیر جایگاه قانون در اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) را مشخص می‌کند: * «حکومت اسلام، حکومت قانون است. در این طرز حکومت، حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست. قانون اسلام یا فرمان خدا، بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد، از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد، تا ابد تابع قانون هستند.» (ولایت فقیه، ص۳۴). * از نظر حضرت امام قانون‌شکنان دیکتاتور هستند؛ به گفته ایشان، «کسانی که می‌خواهند قانون را بشکنند، اینها دیکتاتورهایی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده‌اند یا به صورت آزادی و امثال این حرف‌ها.» همان، ص۲۶۸). حضرت امام خمینی(ره) در بحث انتخابات و اختلافاتی که بین گروه‌ها و جریان‌های سیاسی پیش می‌آمد، همه را به رعایت قانون و حرکت بر مبنای قانون توصیه می‌فرمودند. ایشان در یکی از این توصیه‌ها می‌فرمایند: «من باز به همه این آقایانی که می‌خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و از این مزخرفات، به همه اینها اعلام می‌کنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون، برگردید به قرآن کریم، بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این‌طور نباشد، مسئله طور دیگر خواهد شد.» همان، ص۳۷۸). با توجه به اینکه در زمان حضرت امام(ره)، برخی از مخالفت‌ها و قانون‌شکنی‌ها، مخالفت برخی از گروه‌ها یا افراد با شورای نگهبان بود، ایشان در این‌باره خطاب به قانون‌شکنان می‌فرمایند: «نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم، غلط می‌کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد، نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی.»و اما در نقطه مقابل این نگاه حضرت امام(ره) به قانون و برابری همگان در برابر آن، آقای هاشمی به استثنا بودن یک طبقه یا افراد خاصی در برابر قانون معتقد هستند.

البته این نوع نگاه، بر خانواده آقای هاشمی هم حاکم است؛ چند نمونه از مصادیق این نوع امتیازطلبی ویژه عبارت است از:

۱ـ در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی، بخش ضدجاسوسی وزارت اطلاعات درباره مهدی هاشمی به مواردی دست می‌یابد و در این‌باره پرونده‌ای تشکیل می‌شود. وضعیت پرونده به گونه‌ای بوده است که می‌بایست مهدی هاشمی برای تحقیقات احضار یا بازداشت شود. دست‌اندرکاران پرونده به احترام آقای رئیس‌جمهور وقت، قبل از اقدام به احضار یا بازداشت مهدی، از آقای هاشمی درخواست وقت ملاقات نموده، در جلسه‌ای حضوری تمامی یافته‌های خود را به اطلاع‌ می‌رسانند. آقای هاشمی پرونده مهدی را از تیم پیگیر در وزارت اطلاعات می‌گیرد و می‌گوید، من به موضوع رسیدگی می‌کنم؛ اما روز بعد از این ملاقات، آقای هاشمی به جای پیگیری پرونده فرزند دلبندش، دستور می‌دهد آن چند نفری را که روی این پرونده کار می‌کرده‌اند، دیگر به وزارت اطلاعات راه ندهند!

۲ـ ایستادگی خانواده هاشمی و شخص ایشان در برابر قانون در ماجرای انتخاباتی سال ۸۸، خود به یک کتاب مفصل نیاز دارد؛ چراکه این خانواده در فتنه ۸۸، تمام‌قد در مقابل قانون، نظام و شورای نگهبان ایستادند.

۳ ـ در موضوع رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی، خانواده هاشمی در برابر قوه قضائیه صف‌آرایی کرد. آقای هاشمی در ابتدا می‌گفت، فرزندش مهدی هیچ تخلفی نکرده، در هیچ دادگاهی محکوم نشده و اگر روزی موارد اتهامی وی در دادگاه ثابت شد، حکم را می‌پذیرد. اما در ادامه تلاش کرد که برای رسیدگی به این پرونده، اصلاً دادگاهی تشکیل نشود که با جدیت دستگاه قضایی و پس از تشکیل دادگاه، با وجود فشار بر قوه قضائیه به ویژه بر شخص قاضی، حکم صادر شد؛ اما آقای هاشمی و خانواده‌اش به جای پذیرفتن آن، قوه قضائیه و سلامت این قوه و صلاحیت دادگاه را زیر سؤال بردند!

۴ ـ اعتراض به عدم تأیید صلاحیت آقای سیدحسن خمینی از سوی شورای نگهبان، با همین مبنای فکری از سوی آقای هاشمی با آن اظهارات تند صورت پذیرفت. آقای هاشمی در این اظهارات علیه شورای نگهبان، کاری به قانون و ضرورت عمل شورای نگهبان بر مبنای قانون ندارد. او می‌گوید، چون سیدحسن نوه امام و متعلق به بیت امام است، باید تأیید می‌شد! یعنی صرف انتساب خانوادگی، برای احراز صلاحیت سیدحسن به منظور ورود به خبرگان رهبری کفایت می‌کند! آًقای هاشمی در این اظهارات تند، شورای نگهبان را بدهکار به امام معرفی می‌کند و از آنان می‌خواهد بخشی از این بدهی را با تأیید سیدحسن بپردازند! این انتظار در حالی است که سیدحسن در آزمون اجتهاد شرکت نکرد!

و اکنون اگر در سخنان آقای هاشمی تأمل شود، آیا غیر از آنچه گفته شد، برداشت می‌شود: «عده‌ای صلاحیت شخصی که اشبه جدش امام خمینی است را قبول نمی‌کنند، باید از آنها پرسید شماها خودتان صلاحیت خودتان را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شماها صلاحیت داده است، چه کسی به شما اجازه قضاوت داده است؟ چه کسی به شما اختیارات، اسلحه، تریبون نماز جمعه و صداوسیما داده است؟ اگر امام نبود، اگر نهضت نبود، اگر آن اراده مردمی نبود، شماها هم نبودید؟ به بیت امام بد کردید و زمانی که باید در این دوران به بیت امام تبریک می‌گفتید، تبریک بدی گفتید، خداوند از سر تقصیرتان بگذرد و باید عذرخواهی کنید!»

آیا اگر امام (ره) امروز زنده بود و سید حسن نامزد خبرگان می‌شد، خود حضرت امام(ره) از شورای نگهبان این انتظار را داشت؟ یا اینکه امام می‌فرمود، همه در برابر قانون یکسان هستند. امام(ره) برای خود و خانواده‌اش، هیچ امتیازی در این انقلاب قائل نبود. برخورد حضرت امام(ره) با ماجرای سیدحسن خمینی (فرزند آیت‌الله شهید مصطفی خمینی) در جریان بنی‌صدر، برای همه عبرت‌آموز است. به راستی اگر امام(ره) زنده بود، چگونه با سیدحسن به دلیل همراهی با فتنه‌گران در سال ۸۸، برخورد می‌کرد؟

دکتر یدالله جوانی

 

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید