رونمایی از بن‌مایه‌های یک تفکر در فرودگاه مهرآباد

0
294

737fe

اظهارات آقای هاشمی‌رفسنجانی در روز ۱۲ بهمن در فرودگاه مهرآباد تهران، بازتاب فراوانی در رسانه‌های داخلی و خارجی یافت؛ چراکه غیر از دشمنان خارجی و جریان ضدانقلاب، هیچ‌کس تا به امروز این‌گونه شورای نگهبان را مورد هجوم و تخریب قرار نداده بود. این سخنان از زوایای مختلف قابل بررسی است. هر چند وی با اهداف کاملاً سیاسی و به قصد افزایش سبد رأی خود در انتخابات خبرگان رهبری، با گرفتن موضع طرفداری از حضرت امام(ره) و بیت ایشان، آن مطالب را بر زبان جاری کرد؛ اما خواسته یا ناخواسته با چنین اظهاراتی، از مبانی تفکر سیاسی خود در فرودگاه مهرآباد به طور کامل پرده برداشت. آقای هاشمی با تمرکز بر این نکته که همه ما مدیون امام و بیت امام هستیم و همه بدهکار امام هستند، از تفکر خود که کاملاً در نقطه مقابل تفکر حضرت امام(ره) است، رونمایی کرد. دال مرکزی در تفکر و اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره)، قانون‌گرایی و برابری همگان در برابر قانون است؛ ولی آقای هاشمی با این اظهارات صریح و غیرقابل تفسیر نشان داد که از نوعی تفکر سلطنتی و طایفه‌گرایی یا ملوک‌الطوایفی برخوردار است و به امتیازات برای «کاست» یا یک «طبقه ممتاز» در جامعه سیاسی دینی اعتقاد دارد. اساساً اسلام با چنین نگاهی مخالف است و همه انسان‌ها را در برابر قانون مساوی می‌داند. در اسلام ملاک برتری، وابستگی به یک خاندان یا یک طبقه خاص نیست؛ بلکه ملاک تقواست و در جامعه دینی رعایت تقوا، همان رعایت قانون الهی است. حضرت امام خمینی(ره) برای قانون و به ویژه قانون اساسی حرمت و تقدس خاصی قائل بودند تا آنجا که «تقوا» را همان رعایت قانون می‌شمردند. گزاره‌های زیر جایگاه قانون در اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) را مشخص می‌کند: * «حکومت اسلام، حکومت قانون است. در این طرز حکومت، حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست. قانون اسلام یا فرمان خدا، بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد، از رسول اکرم(ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد، تا ابد تابع قانون هستند.» (ولایت فقیه، ص۳۴). * از نظر حضرت امام قانون‌شکنان دیکتاتور هستند؛ به گفته ایشان، «کسانی که می‌خواهند قانون را بشکنند، اینها دیکتاتورهایی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده‌اند یا به صورت آزادی و امثال این حرف‌ها.» همان، ص۲۶۸). حضرت امام خمینی(ره) در بحث انتخابات و اختلافاتی که بین گروه‌ها و جریان‌های سیاسی پیش می‌آمد، همه را به رعایت قانون و حرکت بر مبنای قانون توصیه می‌فرمودند. ایشان در یکی از این توصیه‌ها می‌فرمایند: «من باز به همه این آقایانی که می‌خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و از این مزخرفات، به همه اینها اعلام می‌کنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون، برگردید به قرآن کریم، بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این‌طور نباشد، مسئله طور دیگر خواهد شد.» همان، ص۳۷۸). با توجه به اینکه در زمان حضرت امام(ره)، برخی از مخالفت‌ها و قانون‌شکنی‌ها، مخالفت برخی از گروه‌ها یا افراد با شورای نگهبان بود، ایشان در این‌باره خطاب به قانون‌شکنان می‌فرمایند: «نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم، غلط می‌کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد، نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی.»و اما در نقطه مقابل این نگاه حضرت امام(ره) به قانون و برابری همگان در برابر آن، آقای هاشمی به استثنا بودن یک طبقه یا افراد خاصی در برابر قانون معتقد هستند.

البته اين نوع نگاه، بر خانواده آقاي هاشمي هم حاکم است؛ چند نمونه از مصاديق اين نوع امتيازطلبي ويژه عبارت است از:

1ـ در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي، بخش ضدجاسوسي وزارت اطلاعات درباره مهدي هاشمي به مواردي دست مي‌يابد و در اين‌باره پرونده‌اي تشکيل مي‌شود. وضعيت پرونده به گونه‌اي بوده است که مي‌بايست مهدي هاشمي براي تحقيقات احضار يا بازداشت شود. دست‌اندرکاران پرونده به احترام آقاي رئيس‌جمهور وقت، قبل از اقدام به احضار يا بازداشت مهدي، از آقاي هاشمي درخواست وقت ملاقات نموده، در جلسه‌اي حضوري تمامي يافته‌هاي خود را به اطلاع‌ مي‌رسانند. آقاي هاشمي پرونده مهدي را از تيم پيگير در وزارت اطلاعات مي‌گيرد و مي‌گويد، من به موضوع رسيدگي مي‌کنم؛ اما روز بعد از اين ملاقات، آقاي هاشمي به جاي پيگيري پرونده فرزند دلبندش، دستور مي‌دهد آن چند نفري را که روي اين پرونده کار مي‌کرده‌اند، ديگر به وزارت اطلاعات راه ندهند!

2ـ ايستادگي خانواده هاشمي و شخص ايشان در برابر قانون در ماجراي انتخاباتي سال 88، خود به يک کتاب مفصل نياز دارد؛ چراکه اين خانواده در فتنه 88، تمام‌قد در مقابل قانون، نظام و شوراي نگهبان ايستادند.

3 ـ در موضوع رسيدگي به اتهامات مهدي هاشمي، خانواده هاشمي در برابر قوه قضائيه صف‌آرايي کرد. آقاي هاشمي در ابتدا مي‌گفت، فرزندش مهدي هيچ تخلفي نکرده، در هيچ دادگاهي محکوم نشده و اگر روزي موارد اتهامي وي در دادگاه ثابت شد، حکم را مي‌پذيرد. اما در ادامه تلاش کرد که براي رسيدگي به اين پرونده، اصلاً دادگاهي تشکيل نشود که با جديت دستگاه قضايي و پس از تشکيل دادگاه، با وجود فشار بر قوه قضائيه به ويژه بر شخص قاضي، حکم صادر شد؛ اما آقاي هاشمي و خانواده‌اش به جاي پذيرفتن آن، قوه قضائيه و سلامت اين قوه و صلاحيت دادگاه را زير سؤال بردند!

4 ـ اعتراض به عدم تأييد صلاحيت آقاي سيدحسن خميني از سوي شوراي نگهبان، با همين مبناي فکري از سوي آقاي هاشمي با آن اظهارات تند صورت پذيرفت. آقاي هاشمي در اين اظهارات عليه شوراي نگهبان، کاري به قانون و ضرورت عمل شوراي نگهبان بر مبناي قانون ندارد. او مي‌گويد، چون سيدحسن نوه امام و متعلق به بيت امام است، بايد تأييد مي‌شد! يعني صرف انتساب خانوادگي، براي احراز صلاحيت سيدحسن به منظور ورود به خبرگان رهبري کفايت مي‌کند! آًقاي هاشمي در اين اظهارات تند، شوراي نگهبان را بدهکار به امام معرفي مي‌کند و از آنان مي‌خواهد بخشي از اين بدهي را با تأييد سيدحسن بپردازند! اين انتظار در حالي است که سيدحسن در آزمون اجتهاد شرکت نکرد!

و اکنون اگر در سخنان آقاي هاشمي تأمل شود، آيا غير از آنچه گفته شد، برداشت مي‌شود: «عده‌اي صلاحيت شخصي که اشبه جدش امام خميني است را قبول نمي‌کنند، بايد از آنها پرسيد شماها خودتان صلاحيت خودتان را از کجا آورده‌ايد؟ چه کسي به شماها صلاحيت داده است، چه کسي به شما اجازه قضاوت داده است؟ چه کسي به شما اختيارات، اسلحه، تريبون نماز جمعه و صداوسيما داده است؟ اگر امام نبود، اگر نهضت نبود، اگر آن اراده مردمي نبود، شماها هم نبوديد؟ به بيت امام بد کرديد و زماني که بايد در اين دوران به بيت امام تبريک مي‌گفتيد، تبريک بدي گفتيد، خداوند از سر تقصيرتان بگذرد و بايد عذرخواهي کنيد!»

آيا اگر امام (ره) امروز زنده بود و سيد حسن نامزد خبرگان مي‌شد، خود حضرت امام(ره) از شوراي نگهبان اين انتظار را داشت؟ يا اينکه امام مي‌فرمود، همه در برابر قانون يکسان هستند. امام(ره) براي خود و خانواده‌اش، هيچ امتيازي در اين انقلاب قائل نبود. برخورد حضرت امام(ره) با ماجراي سيدحسن خميني (فرزند آيت‌الله شهيد مصطفي خميني) در جريان بني‌صدر، براي همه عبرت‌آموز است. به راستي اگر امام(ره) زنده بود، چگونه با سيدحسن به دليل همراهي با فتنه‌گران در سال 88، برخورد مي‌کرد؟

دکتر يدالله جواني

 

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید