۷۱۴ | شماره جدید هفته نامه

0
93

714fe

 

قدرت بازدارندگی سایه شوم جنگ را برداشته است

رئیس‌جمهور محترم، جناب آقای دکتر حسن روحانی در جمع مردم همدان، نکته‌ای را بیان داشت که جای تأمل فراوان دارد. ایشان با اشاره به موضوع مذاکرات هسته‌ای و موفقیت دیپلماسی در این عرصه گفت: «بعد از ۲۳ ماه تلاش و مذاکره توسط دیپلمات‌های ملت، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که توانسته‌ایم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم و امنیت واقعی را به کشور بازگردانیم.»
آیا این گزاره با واقعیت منطبق است و با توافق هسته‌ای، سایه شوم جنگ از سر ملت برداشته می‌شود و امنیت واقعی به کشور بازگردانده می‌شود؟ آیا تا امروز سایه شوم جنگ بر سر ملت بود و در دوره پساتوافق از چنین سایه‌ای خبری نخواهد بود؟!
نگارنده معتقد است که این نوع سخنان، عمدتاً با هدف سیاسی بر زبان جاری می‌شود و با واقعیت همخوانی ندارد. توصیه مسئولان عالی کشور، باید پرهیز دادن همگان از تنزل موضوع هسته‌ای از سطح ملی به سطوح پایین‌تر باشد و اجازه ندهند در این‌باره افراد و احزاب به‌دنبال بهره‌برداری سیاسی باشند. یکی از شاخص‌ها و ملاک‌ها برای تشخیص بهره‌برداری سیاسی از موضوع هسته‌ای و تنزل دادن آن از سطح ملی به سطوح پایین‌تر، عدم انطباق گفته‌ها و اظهارنظرها در این‌باره، با واقعیت‌ها است. برای نمونه، آیا گزاره مذکور و نقل‌شده در رسانه‌ها، با واقعیت همخوانی دارد؟ اگر منظور این است که با توافق، دیگر ادبیات غرب و آمریکا علیه ملت ایران، ادبیات جنگ و تهدید نیست و با خارج شدن این نوع ادبیات از صحنه، ملت ایران احساس آرامش بیشتری خواهد داشت و در یک امنیت واقعی به‌سر خواهد برد، درواقع، از این مطلب خبری نیست. از تاریخ ۲۳ تیر ماه و انتشار بیانیه وین و آشکار شدن نشانه‌های توافق هسته‌ای، ادبیات تهدید دشمنان، به‌ویژه آمریکایی‌ها علیه ملت ایران، نه‌تنها تغییر نکرده و کم‌رنگ نشده، بلکه پررنگ‌تر هم شده است. طی این مدت، تمامی مقامات آمریکا از طرفداران توافق گرفته تا مخالفان توافق، از جمله شخص اوباما، همواره این سخن را تکرار کرده‌اند که با توافق هسته‌ای، همچنان تمامی گزینه‌ها بر روی میز خواهد بود و هیچ گزینه‌ای حذف نمی‌شود! برخی از مقامات کاخ سفید پا را فراتر از این کلی‌گویی گذاشته و حمله آسان‌تر به ایران را، از دستاوردهای توافق هسته‌ای با ایران اعلام می‌کنند. مقامات کاخ سفید با صراحت به اعضای کنگره می‌گویند، اگر خواهان بمباران ایران هستید، از توافق حمایت کنید؛ زیرا با اجرایی شدن توافق، آمریکا با دسترسی به برخی از اطلاعات لازم برای عملیات، راحت‌تر می‌تواند از گزینه نظامی استفاده کند. آقای اوباما با صراحت می‌گوید: با این توافق رئیس‌جمهور آمریکا در ۱۵ سال بعد، آسان‌تر می‌تواند گزینه جنگ علیه ایران را انتخاب کند. آیا جناب آقای روحانی این اظهارات مقامات آمریکایی را نمی‌شنوند و از آن بی‌خبر هستند؟ اگر این اظهارات در این روزها بیان شده که واقعیت همین است، این اظهارات چه تفاوتی با تهدیدات پیشین مقامات آمریکایی دارد؟ چگونه است که با آن تهدیدات پیش از ۲۳ تیر، سایه شوم جنگ بر سر ملت ایران سنگینی می‌کرد و ملت ایران در وضعیت تهدید به‌سر می‌برد و از امنیت واقعی خبری نبود؛ اما اکنون این نوع تهدیدات، جنس دیگری دارد و اساساً تهدید نیست و جای هیچ نوع نگرانی ندارد و به‌طور کلی سایه شوم جنگ از سر ملت ایران برداشته شده و باید آسوده باشیم؛ چراکه در امنیت کامل و واقعی وارد شده‌ایم! با اندکی تأمل می‌توان به ماهیت سیاسی این نوع اظهارات پی برد و دچار اشتباه محاسباتی نشد. بدترین حالت برای یک ملت، آن است که مسئولان کشور و به تبع آن مردم، دچار اشتباه محاسباتی شوند. واقعیت این است که اگر طی ۱۲ سال گذشته، دشمن تهدیدات خود در حوزه نظامی را علیه ملت ایران عملی نکرده است، پاسخ ملت ایران را کوبنده و سنگین و دردناک ارزیابی کرده است.به‌عبارت دیگر، دشمن به‌خوبی پیام مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا، مبنی‌بر اینکه، دوران زدن و در رفتن گذشته و اگر زدی باید بخوری را، دریافت کرده است. دشمن به‌خوبی تهدید معظم‌له، مبنی‌بر اینکه با یک خطای راهبردی و تعرض نظامی به ایران، تل‌آویو و حیفا با خاک یکسان می‌شود را، یک تهدید معتبر ارزیابی کرده است. این روزها مقامات آمریکایی با صراحت و در راستای دفاع از توافق هسته‌ای با ایران، از ناتوانی آمریکا در استفاده از گزینه نظامی بر ضدتأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی سخن می‌گویند. بنابراین، با صراحت می‌توان گفت، سال‌هاست که در پرتو قدرت دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی در سطح بازدارندگی نظامی، سایه شوم جنگ از سر ملت ایران برداشته شده است و تکرار تهدیدات زبانی دشمنان علیه مردم ایران، جز کاستن از اعتبار تهدیدات‌شان، نتیجه دیگری برای آنان نداشته است. معنای دقیق پیام این نوشتار آن است که مبادا دچار اشتباه محاسباتی شویم، یا با هدف سیاسی، تحلیل‌های غیرواقعی به جامعه عرضه کنیم. آنچه امنیت ملت ایران را تأمین کرده و خواهد کرد، قدرت دفاعی و نظامی کشور در سطح بازدارندگی و زدن ضربه متقابل مؤثر است. مبادا تصور کنیم با نظریه بازدارندگی سیاسی و توافق سیاسی می‌توان سایه شوم جنگ را از سر ملت برداشت. دشمن هرگاه احساس کند ضعیف شده‌ایم و قادر به دفاع از خود نیستیم، در استفاده از گزینه نظامی لحظه‌ای درنگ نخواهد کرد؛ بنابراین، تقویت بنیه دفاعی کشور باید به‌مثابه یک اصل حاکم همواره مورد توجه تمامی مسئولان و مردم عزیز کشورمان باشد و بر مبنای آن عمل شود.

یدالله جوانی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید