696

۶۹۶ | شماره جدید هفته نامه

696

بازگرداندن امید به آل‌سعود یا ملت یمن؟!

وزارت دفاع عربستان اواسط هفته گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای پایان عملیات نظامی «توفان قاطعیت» و حمله نظامی به یمن را اعلام کرد و افزود: «عملیات «توفان قاطعیت» با پیروزی به پایان رسید و عملیات جدیدی به نام «بازگرداندن امید» آغاز می‌شود. براساس این اطلاعیه عملیات جدید سیاسی ـ نظامی است. به ادعای وزارت دفاع عربستان عملیات «بازگرداندن امید» براساس قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره یمن اجرا می‌شود. احمد عسیری، سخنگوی وزارت دفاع عربستان سعودی هم در کنفرانس خبری گفت: عملیات «توفان قاطعیت» به پایان رسید، اما عملیات نظامی در یمن ادامه خواهد داشت.
پس از صدور اطلاعیه وزارت دفاع عربستان، این پرسش مهم مطرح شد که چرا رژیم آل‌سعود، پس از بمباران چهارهفته‌ای مناطق مختلف یمن و به خاک و خون کشاندن هزاران یمنی و آواره ساختن صدهزار انسان بی‌پناه به ناگاه چنین اطلاعیه‌ای را صادر کرد که بیشتر به تغییر تاکتیک شباهت دارد تا تغییر راهبردی که سران آل‌سعود تداعی کردن آن را می‌طلبند. برای یافتن پاسخ دقیق‌تر، بررسی خلاصه آنچه طی ماه‌های اخیر در یمن رخ داد و نیز تأمل در چند عبارت اطلاعیه فوق ضروری است. با شدت‌گرفتن اعتراضات گسترده مردمی علیه عبدالله صالح که شعبه‌ای از بیداری اسلامی در منطقه محسوب می‌شد و ناتوانی عبدالله صالح در مقابله با آن و بی‌اثر بودن حمایت کشورهای مرتجع عرب به سرکردگی آل‌سعود از عبدالله صالح، وی مجبور به فرار و پناه بردن به عربستان و سپس آمریکا شد و سران رژیم سعودی نیز برای حفظ تسلط خود بر یمن از ریاست‌جمهوری منصورهادی که معاون عبدالله صالح بود، حمایت کردند، اما از آنجایی که وی نتوانست پاسخگوی مطالبات مردم باشد، اعتراضات مردمی به رهبری انصارالله تشدید شد و ناکامی منصورهادی در مذاکرات حلّ اختلافات با گروه‌های یمنی در نهایت سبب فرار وی به عدن و سپس عربستان شد. با ورود وی به عربستان، بهانه لازم برای حمله رژیم عربستان به یمن فراهم شد و سران آل‌سعود با اعلام ائتلافی متشکل از کشورهای عربستان، سودان، کویت، اردن، مراکش، امارات، بحرین و قطر به رهبری ریاض حمله هوایی به یمن را آغاز و اعلام کردند که این حملات به درخواست منصورهادی انجام می‌گیرد و این در حالی بود که از اعضای ائتلاف اعلام‌شده فقط کویت و امارات آن هم به شکل نیم‌بند در این عملیات وحشیانه شرکت کردند. این فرایند با یک محاسبه تعیین‌کننده ذهنی پایان یافت اینکه پس از بمباران شدید یمن و نابود ساختن زیرساخت‌های اندک این کشور، عربستان با استفاده از جای پای محکم القاعده و تکفیری‌ها در داخل یمن و به‌کار گرفتن نیروهای پیاده پاکستان و مصر و حمایت سیاسی پُرسروصدای ترکیه و چتر حمایتی فراگیر آمریکا و غرب، حمله زمینی به یمن را آغاز و کار انصارالله را یکسره می‌کند و با تبدیل شدن به قهرمان این معرکه رؤیایی و زدودن رسوایی‌های ناشی از شکست‌های مکرر منطقه‌ای به‌عنوان یک کشور پیروز و قدرتمند موقعیت تأثیرگذار منطقه‌ای‌اش را تثبیت می‌کند، اما آنچه در عمل واقع شد، درست خلاف رؤیاپردازی سران آل‌سعود بود. در روزهای ابتدایی حمله که جنگنده‌های آمریکایی عربستان وحشی‌تر از هر حیوان وحشی سرگرم کشتار زنان و کودکان بی‌پناه و مظلوم یمن بودند، اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه در سفر به تهران از نزدیک موضع ایران درباره یمن را شنید و دولت پاکستان نیز مقوله همکاری نظامی با عربستان را به عهده مجلس گذاشت که مجلس به کلی دخالت نظامی در جنگ یمن به نفع عربستان را رد کرد و مصر نیز با به یادآوردن تلخی‌های جنگ با یمن در دهه شصت میلادی که هزاران سربازش را به کام مرگ فرستاد موضع احتیاط در پیش گرفت و به همکاری با عربستان در محاصره دریایی یمن بسنده کرد.
بازگرداندن امید به آل‌سعود یا ملت یمن؟!
ادامه از صفحه اول
حمایت‌های شفاهی آمریکا و تسهیل در ارسال تسلیحات برای عربستان که بیشتر با هدف درآمد سرشار اقتصادی انجام می‌گرفت و نیز حتی با برداشتن نیم‌گامی به جلو برای همکاری با رژیم سعودی در حمله هوایی به یمن، نتوانست آنچه را که عربستان نیازمند آن بود تأمین کند و عربستان ماند و ورطه خطرناکی که در آن گرفتار شده بود.
عربستان در ده روز اول تقریباً زیرساخت‌های اصلی یمن را نابود کرد و در این راستا نیاز چندانی به ادامه حملات هوایی که منجر به کشته شدن تعداد بیشتری از غیرنظامیان می‌شد و فضا را علیه عربستان سنگین‌تر می‌کرد، نبود، اما با این حال عربستان به این حملات وحشیانه ادامه می‌داد، اما نه برای نابودی زیرساخت‌های بیشتر که برای خریدن زمان به امید اینکه کشورهای هم‌پیمانش برای خروج وی از این ورطه چاره‌ای بیندیشند و یا انصارالله و مردم یمن تسلیم زورگویی خشن و جنایت‌آمیز آل‌سعود شوند که هیچ‌کدام انجام نگرفت و در عوض سروصدا و اعتراض به قتل‌عام بی‌گناهان در گوشه و کنار جهان علیه عربستان بالا گرفت. رژیم فرسوده و روبه‌اضمحلال آل‌سعود که از تغییر تدریجی فضای جهانی علیه خودش دچار وحشت شده و فعالیت‌های دیپلماتیک ایران و روسیه نیز هرچه بیشتر این رژیم را زیر فشار قرار می‌داد، به ناگاه تصمیم گرفت تغییر روش دهد تا شاید از فرصتی که این تغییر روش فراهم می‌آورد، استفاده کند و برای نجات از این مخمصه مفری بیابد.
روزنامه الاخبار لبنان با انتشار گزارشی درباره اطلاعیه وزارت دفاع عربستان و نقش ایران درخصوص آن نوشت: پاره‌ای از تحولاتی که به‌تازگی در عرصه میدانی در جنگ عربستان با یمن رخ داد، عربستان را مجبور به توقف جنگ گسترده‌ای کرد که علیه این کشور آغاز کرده بود. در این گزارش به‌وجود ارتباط میان وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا درخصوص تحولات یمن اشاره و تصریح شده است: پس از وجود نشانه‌هایی دال‌بر قصد عربستان برای گسترده کردن دامنه حملات هوایی، تهران به کشورهای اروپایی اعلام کرد که در مقابل این امر ساکت ننشسته و دست‌بسته نخواهد بود.
براساس این گزارش کشورهای اروپایی پس از رایزنی با آمریکا پیامی را به ریاض ارسال کرده و در این پیام از تمسک بیش از حد عربستان به‌زور و خشونت در یمن که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد بسیاری از غیرنظامی‌ها در این کشور شده بود، اعتراض کردند. از سوی دیگر، آمریکا از تحرکات نظامی ایران در عرصه دریایی و احتمال کمک تسلیحاتی به انصارالله بیمناک شده و به انجام رایزنی‌ها با ایران در این خصوص پرداخت که تهران نیز در پاسخ به آمریکا اعلام کرد که در مواجهه با تجاوز عربستان خود را محدود نخواهد کرد. در این گزارش همچنین، تأکید شده است که «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه ایران صبح روز سه‌شنبه با «جان کری» وزیر خارجه آمریکا به‌صورت تلفنی گفت‌وگو کرد و در این گفت‌وگوی تلفنی، کری تأکید کرد که واشنگتن گسترش ناامنی و درگیری‌ها را در منطقه به صلاح نمی‌بیند و با برقراری ارتباط با مقامات سعودی درخصوص توقف درگیری‌ها و آغاز روند سیاسی رایزنی خواهد کرد. از سویی دیگر، عربستان با مشاهده لزوم حمله زمینی به یمن و سر باز زدن هم‌پیمانانش در ائتلاف ضدیمنی از مشارکت در این امر به‌نوعی تحت فشار قرار گرفت و این مسئله به‌اضافه تحولات دیگری که به اهرم فشاری برای عربستان تبدیل شده بود، ریاض را ملزم به اعلام آتش‌بس در یمن کرد.
درباره برخی از عبارات اطلاعیه وزارت دفاع عربستان نیز تحلیل چند عبارت وضعیت ناهنجار عربستان پس از حمله به یمن را آشکار می‌سازد:
۱ـ «عملیات توفان قاطعیت با پیروزی به پایان رسید.» در این اطلاعیه هیچ اشاره‌ای به اهداف این عملیات نشده تا پیروزی ادعاشده، معنا پیدا کند. اگر نابودی زیرساخت‌های یمن و کشتار غیرنظامیان هدف این عملیات بوده که اقدامی ابلهانه و حیوانی تلقی می‌شود که با ادعای عربستان در بهانه حمله به یمن که همانا درخواست منصورهادی اعلام شده کاملاً فاصله دارد؛ زیرا حمایت از منصورهادی به مفهوم بازگرداندن وی به قدرت مقوله‌ای کاملاً سیاسی است که صرف نابودی زیرساخت‌های یمن و قتل‌عام مردم بی‌گناه نسبت معقولی با آن ندارد و چه بسا این جنایت‌آفرینی، منصورهادی را از بازگشت به قدرت برای همیشه محروم کرده باشد.
۲ـ «عملیات جدیدی به نام بازگرداندن امید آغاز می‌شود.» سران آل‌سعود برای منحرف ساختن افکار عمومی داخلی و خارجی از عملیات سراسر وحشی‌گری «توفان قاطعیت» که با وجود شکست قطعی، آن را پیروزی (کاملاً مشکوک و شکننده) نامیدند به‌عنوان عملیات «بازگرداندن امید» یاد کردند. اینجا جا دارد پرسیده شود «بازگرداندن امید» به چه کسی، به مردم یمن که در حال حاضر نفرت‌انگیزترین موجودات در نزدشان سران آل‌سعود هستند یا به اعضای القاعده و گروه‌های تکفیری که روزبه‌روز از کمیته‌های مردمی ضربات سنگین‌تری متحمل می‌شوند و یا بازگرداندن امید به منصورهادی که پس از بمباران‌های صهیونیستی رژیم عربستان و بی‌نتیجه بودن آن اندک امیدش به بازگشت به قدرت را از دست داد و یا امید دادن به شاهزادگان خونخوار دربار پادشاهی سعودی که ناظر بر باد رفتن هیمنه دروغین‌شان در «توفان قاطعیت» بودند و این روزها با مقصر دانستن یکدیگر، گریبان هم را گرفته‌اند؟! منزلگاه امید کجا باشد مهم است، اما مهم‌تر این است که چنین امیدی وجود خارجی ندارد و رژیم آل‌سعود عاجزتر از آن است که بتواند خالق چنین امیدی باشد. اگر بر فرض آل‌سعود استعداد چنین امیدآفرینی را داشته باشد، دربارش از همه به آن محتاج‌تر است؛ زیرا این دربار در حال فروپاشی، تحمل بازتاب این همه جنایت و رسوایی را ندارد.
۳ـ «عملیات جدید سیاسی ـ نظامی است.» آل‌سعود که برای ورود به مرحله سیاسی به چیزی برای عرضه نیاز دارد و دستش هم خالی است، نخواسته به یک‌باره دستانش را که به خون بی‌گناهان آلوده است، پاک کند و پرونده عملیات نظامی و کشتار را به یک‌باره ببندد، از این‌رو، آن را برای زمانی که به اوج جنون می‌رسد، حفظ کرده است.
۴ـ «عملیات بازگرداندن امید براساس قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره یمن اجرا می‌شود.» با وجود اینکه قطعنامه شورای امنیت کاملاً ناعادلانه و یک‌طرفه تصویب شده، در هیچ‌یک از بندهای آن چنین اختیار و مجوزی به کشوری داده نشده که با ادعای حمایت از رئیس‌جمهوری که استعفا داده دست به کشتار و قتل‌عام بزند و آن را به حساب شورای امنیت بگذارد. از قضا این شورا برای کاستن از بی‌آبرویی خودش و گذاشتن راه فرار و توجیه، به چند موضوع درباره حقوق و امنیت غیرنظامیان اشاره داشته که واجب است رژیم آل‌سعود به آن توجه کند و به سبب رعایت نکردن آن مؤاخذه و محاکمه شود. رژیم سفاک آل‌سعود بداند یمن امروز با یمن یک ماه پیش متفاوت است و چیزی برای از دست دادن ندارد، در حالی که رژیم عربستان هنوز چیزهایی برای از دست دادن دارد، پس بترسد از روزی که یمن درصدد برآید داشته‌های عربستان را بستاند.

رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>