689

۶۸۹ | شماره جدید هفته نامه

689

 

هست‌های پنهان در کلام اوباما

باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، هفته گذشته دو اقدام رسانه‌ای قابل تأمل داشت، ابتدا در سخنرانی که شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان آن را زنده پخش کرد، گفت:
۱ـ جامعه جهانی باید مسئولیت نبرد با تروریسم را برعهده بگیرد.
۲ـ کشورش در حال جنگ با اسلام نیست، بلکه با کسانی که چهره اسلام را مخدوش می‌کنند، می‌جنگد.
۳ـ نبرد با تروریسم نباید تنها به راه‌حل نظامی اعتماد کند.
۴ـ دموکراسی یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای مقابله با تروریسم است.
۵ـ رهبران کشورهای اسلامی، اعلام کنند داعش در حال جنگ با اسلام است.
اقدام رسانه‌ای دیگر اوباما، درج یادداشتی در نشریه لس‌آنجلس‌تایمز بود که در بخش‌هایی از آن آورده است:
۱ـ آمریکا پیشرفت‌های خوبی در مقابله با تروریسم کسب کرده است. ما هسته رهبری القاعده را نابود کردیم و امنیت داخلی آمریکا را توسعه داده و مانع از حمله‌ای گسترده به اندازه حمله ۱۱ سپتامبر شدیم.
۲ـ تهدیدات علیه آمریکا در حال گسترش است. در سوریه و عراق، داعش، غیرنظامیان بی‌گناه را به قتل رسانده و گروگان‌ها از جمله گروگان‌های آمریکایی را کشتند و وحشیگری خود را به لیبی هم گسترش دادند، جایی که قتل مسیحیان مصری در آن انجام شد. در ماه‌های اخیر، شاهد حملات کشنده‌ای در اوتاوا، سیدنی، پاریس و کپنهاگ بوده‌ایم.
مرور سریع عبارت‌های به‌کار رفته در دو اقدام رسانه‌ای اوباما اعلام می‌دارد که همه آنها بر یک مسئله متمرکز است و دلالت دارد و آن، «تروریسم» است. پیش از بررسی گزینه‌های فوق ابتدا لازم است، چرایی این دغدغه اوباما که داعش را کانون آن قرار داده، بررسی شود و سپس به شکل‌گیری داعش با نقش‌آفرینی آمریکا با استناد به اظهارات رسمی مقامات آن کشور پرداخته شود.
اوباما نیز همچون سلف خود معتقد است با اقدامات و رفتار پسندیده و منطبق بر هنجارهای انسانی و عمومی جهان، نمی‌تواند اهداف فزونی‌خواهانه آمریکا را تأمین کند و رسیدن به این اهداف نامبارک را از طریق اقدامات نامشروع میسر می‌داند و دست یازیدن کم‌هزینه و یا بدون هزینه برای اقدامات نامشروع نیازمند بهانه‌ای بسیار خطرناک و تهدیدکننده است که نامشروع بودن آن اقدامات را بپوشاند و یا فراتر از آن به سبب شدت خطر و تهدیدآمیز بودنش، چنین اقدامات نامشروعی، مشروع جلوه کند؛ ترفند شیطانی که بوش پسر، پس از حادثه بسیار مشکوک ۱۱ سپتامبر به آن مبادرت ورزید و تا حدی توانست در سایه این فاجعه که با تبلیغات صهیونیستی و استکباری چند برابر بزرگ‌تر از حقیقتش نمایش داده شد، مردم جهان را مرعوب و در حد کمی هم متقاعد کند که به جنایت بزرگ‌تر و اصلی، یعنی حمله وحشیانه به افغانستان و عراق تن دهند و کشته شدن، مجروح شدن، تحقیر شدن و نابود شدن زندگی میلیون‌ها انسان بی‌گناه را بپذیرند. بر این اساس، اوباما زیرکانه‌تر از بوش پسر، میراث تبلیغاتی وی یعنی «تروریسم» را پرورش داد تا به گفتمانی جهانی و البته با تفسیر و نشانه‌گذاری آمریکا تبدیل کند. تبلیغات رسانه‌های استکباری درباره «تروریسم» با مفهوم آمریکایی آنقدر حجیم و اثرگذار شد که مخاطبان، هیچ‌گاه به نسبت مصداقی «تروریسم» و «تروریست» نمی‌اندیشند و هر فرد و گروهی را که مقامات غربی و به‌ویژه آمریکایی «تروریست» معرفی کنند، آن را در ذیل «تروریسم» با مفهوم آمریکایی قرار می‌دهند و «تروریست» می‌دانند و هر اقدامی برای برخورد با چنین «تروریستی» را می‌پذیرند و مشروع می‌دانند. پس با تمرکز اوباما بر مقوله «تروریسم» مشخص می‌شود که وی قصد دارد رفتار نامشروع گذشته تا حال و از حال به بعد آمریکا را که احتمالاً بسیار مهم است، در نزد افکار جهانی مشروع جلوه دهد. تکیه بر «داعش» برای ترجمان مفهوم و مصداق «تروریسم» در وضعیت حاضر بیشتر از این‌رو است که در رفتار وحشیانه داعش نشانه‌های لازم برای مشروع‌سازی رفتار نامشروع آمریکا به‌وفور یافت می‌شود. اوباما برای حرکت در این مسیر که به گمان خودش و هم‌فکرانش هموار هم به‌نظر می‌رسد با مشکلی به نام افشای برخی از حقایق درباره داعش روبه‌رو است که افراد شاخص و صاحب‌منصبی آن را بیان کرده‌اند و اوباما سعی می‌کند با تکیه بر نشانه‌هایی که به آن اشاره شد، از میزان این مشکل بکاهد و آنها را به حاشیه کشاند. این مشکل با سه افشاگری پدید آمد:
۱ـ «وسلی کلارک» فرمانده اسبق فرماندهی کل نیروهای ناتو به نقش متحدان آمریکا در شکل‌گیری گروه تروریستی «داعش»، اذعان کرد و گفت: این گروه با هدف مبارزه با حزب‌الله لبنان شکل گرفت. این ژنرال بازنشسته آمریکایی که هفته گذشته درباره درخواست باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا از کنگره برای دریافت مجوز مبارزه با داعش، با شبکه سی‌ان‌ان گفت‌وگو می‌کرد، گفت: «ببینید، داعش با منابع مالی دوستان و متحدان ما شکل گرفت… چراکه وقتی شما کسانی را می‌خواهید که باید تا پای مرگ با حزب‌الله بجنگند، نمی‌توانید اطلاعیه بدهید و بگویید بیایید در جنگ ثبت‌نام کنید، چون می‌خواهیم جهان را به مکانی بهتر تبدیل کنیم، بلکه شما می‌روید دنبال آدم‌های متعصب، می‌روید دنبال بنیادگراهای مذهبی، چون آنها هستند که حاضرند با حزب‌الله مبارزه کنند.»
۲ـ جو بایدن معاون رئیس‌جمهور آمریکا مهرماه امسال در دانشگاه «هاروارد» درباره تحولات سوریه گفت: «گلایه همیشگی من این بود که بزرگ‌ترین مسئله ما متحدان‌مان هستند. متحدان ما در منطقه، بزرگ‌ترین مسئله ما در سوریه بودند.
ترک‌ها دوستان فوق‌العاده‌ای هستند و من همیشه روابط بسیار خوبی با اردوغان داشته‌ام و زمان زیادی را با او گذرانده‌ام. سعودی‌ها، اماراتی‌ها و بقیه. آنها چه کار می‌کردند؟ آنها آنقدر مصمم به کنار زدن اسد و در اصل یک جنگ نیابتی شیعی‌ـ سنی بودند… که صدها میلیون دلار و ده‌ها و صدها هزار تن تسلیحات را برای هر کسی که با اسد می‌جنگید، روانه کردند، بدون درنظر گرفتن اینکه افرادی که در حال دریافت این کمک‌ها بودند، النصره، القاعده و عوامل افراط‌گرای جهادی بودند که از دیگر بخش‌های جهان آمده‌اند.»
وی با اذعان به اینکه همین کمک‌ها بحران کنونی را شکل داده، گفت: «ظهور داعش همه را از خواب بیدار کرد، یعنی همان القاعده عراق که پس از رانده شدن از این کشور، در شرق سوریه برای خود فضایی پیدا کرد و با النصره وارد همکاری شد. یعنی همان گروهی که ما از اول آن را تروریستی اعلام کردیم، اما نتوانستیم متحدان خود را متقاعد کنیم که آن را مورد حمایت قرار ندهند.»
۳ـ در مهم‌ترین موارد اعترافی مقامات آمریکایی، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا در کتاب خود با عنوان «گزینه‌های دشوار» سخنان غافلگیرکننده‌ای را مطرح ساخته و اذعان کرده است که داعش در واقع، ساخته دست آمریکا با هدف تقسیم خاورمیانه است.
وزیر خارجه سابق آمریکا در کتاب خاطرات خود که به‌تازگی در آمریکا چاپ شد، نوشته است: ما وارد جنگ عراق، لیبی و سوریه شدیم و همه چیز بر وفق مراد و بسیار خوب بود، اما ناگهان انقلاب مصر در ۳۰ ژوئن رخ داد و همه‌چیز ظرف ۷۲ ساعت تغییر کرد. من به ۱۱۲ کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان، این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تأسیس داعش، این گروه به رسمیت شناخته شود، اما ناگهان همه چیز فرو پاشید. توافق شده بود تا دولت اسلامی (داعش) در روز ۵/۷/۲۰۱۳ اعلام شود و ما منتظر اعلام تأسیس آن بودیم تا ما و اروپا هرچه سریع‌تر آن را به رسمیت بشناسیم.
این مقام سابق آمریکا، یادآور شد: همه چیز در مقابل ما بدون هشدار قبلی فرو ریخت. اقدام هولناکی رخ داد. ما به توسل به زور فکر کردیم، اما ارتش مصر، سوریه یا لیبی نیست؛ ارتش مصر بسیار قدرتمند است و مردم مصر هیچ‌گاه ارتش خود را تنها نمی‌گذارد. زمانی که ما با ناوهای آمریکایی به سمت اسکندریه رفتیم از سوی گروهی از زیردریایی‌های بسیار جدید با نام «گرگ‌های دریا» زیر نظر گرفته شدیم، این زیردریایی‌ها به جدیدترین سلاح‌ها و تجهیزات رهگیری مجهز بودند. زمانی که تلاش کردیم به دریای سرخ نزدیک شویم با جنگنده‌های قدیمی میگ۲۱ روسیه غافلگیر شدیم، اما مسئله عجیب‌تر این بود که رادارهای ما نتوانستند بفهمند این جنگنده‌ها از کجا آمدند و به کجا رفتند.
درباره عبارات اوباما که در دو اقدام رسانه‌ای‌اش به کار گرفته شده و در ابتدای این نوشتار درج گردیده، به‌ترتیب نکاتی آورده می‌شود که تا حد زیادی بازتاب‌دهنده درگیری‌های ذهنی اوباما است و نشان می‌دهد با وجود تلاش‌های فریبکارانه اوباما و همدستانش، عبور از موانع موجود و پشت‌سر گذاشتن چالش‌هایی که با آن دست به گریبانند به سهولت امکانپذیر نیست و مهم‌تر از آن، تقویت احتمال شکست طرح‌ها و ناکارآمد شدن ترفندهای‌شان است.
۱ـ با وجودی که استکبار تلاش زیادی داشته تا «تروریسم» تعریفی خود را به گفتمانی جهانی تبدیل کند که برای همه نگران‌کننده شود و آنها را وادارد تا در مبارزه با این «تروریسم» سهمی را بپذیرند، گویا مشارکت جهانی به نسبت تبلیغاتی که انجام شد، بسیار اندک و در حد چند کشور اروپایی و عربی بوده که از این تعداد برخی هم تنها به دادن اسم بسنده کرده‌اند و مسئولیت درخوری را نپذیرفته‌اند. به عبارت روشن‌تر، تاکنون جامعه جهانی به مفهوم واقعی زیر بار چنین مسئولیتی نرفته که چرایی آن به بحث جداگانه نیاز دارد.
۲ـ برداشت اوباما و کسانی که وظیفه رصد واکنش به اقدامات آمریکا را دارند، این است که افکار جهان اسلام رفتار آمریکا با مسلمانان را به‌ویژه در مسائلی که منجر به سلب حقوق مسلمانان و قتل و جنایت علیه آنان می‌شود، جنگ با اسلام می‌دانند و ادعاهای آمریکا را که خلاف آن است، نمی‌پذیرند و باور ندارند جنگ ظاهری و ادعایی آمریکا با کسانی که آمریکا آنها را مخدوش‌کننده چهره اسلام می‌نامند، واقعاً برای صیانت و دفاع از اسلام است.
۳ـ اعتماد نکردن به راه‌حل نظامی برای مقابله با تروریسم، اشاره به راه‌های موازی است که می‌تواند موقعیت سران بخشی از کشورهای اسلامی را تهدید کند.
۴ـ اشاره به دموکراسی برای مقابله با تروریسم یکی از همان راه‌هایی است که سران بخشی از کشورهای اسلامی و به‌ویژه عربی از آن وحشت دارند و با دیده مشکوک به آن می‌نگرند و از خود می‌پرسند اگر آمریکا قصد مبارزه با تروریسم را دارد چرا به متحدان عربش چنین پیشنهادی را می‌دهد؛ در حالی که سرنوشت به کار بستن این پیشنهاد از پیش کاملاً معلوم است.
۵ـ اوباما برای بهبود وضعیت تنفربرانگیزش در بین مسلمانان، از رهبران کشورهای اسلامی خواسته اعلام کنند داعش در حال جنگ با اسلام است؛ تا مسلمانان، اوبامای مدعی جنگ با داعش را جنگجوی مدافع اسلام بپندارند، غافل از آنکه غالب مسلمانان با ماهیت استکباری شیطان بزرگ و دسیسه‌های آن در ضربه زدن به اسلام و مسلمانان آگاهند و فریب این دغل‌بازی‌ها را نمی‌خورند و اما آنچه که اوباما در روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز نوشته با نیم‌نگاهی به جهان اسلام، مصرف داخلی داشته تا خود را رئیس جمهوری بنمایاند که مردم آمریکا را در برابر «تروریسم» لجام‌گسیخته و وحشی و بی‌رحمی مانند داعش در امنیت کامل نگه داشته است. شاید مردم آمریکا فریب این صحنه‌پردازی را بخورند، اما مسلمانان جهان برای رد و تمسخر کردن آن دلایل عدیده‌ای دارند.
رضا گرمابدری

 

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>