بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

آمریکایی‌ها طرف هسته‌ای خود را بشناسند!
پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری، مقامات و رسانه‌های غربی و به‌ویژه آمریکایی رفتار دقیق و حساب‌شده‌ای را با وی آغاز کردند. آنها ابتدا به فضاسازی فراگیر روی آوردند و در واکنشی تقسیم‌بندی شده، غالباً از انتخاب وی استقبال کردند و بعضاً زبان به تمجید از او هم گشودند، سپس تعریف و تمجیدهای‌شان را به سمت فعالیت هسته‌ای ایران و رابطه با آمریکا شیب دادند. در این میان ساز کوک نشده رژیم صهیونیستی و به شکل خاص شخص نتانیاهو بود که برخلاف نظر غربی‌ها علیه انتخاب دکتر روحانی هیاهو می‌کرد. پس از یک دوره کوتاه چند روزه که صرف فضاسازی و جلب‌نظر مقامات ایران و به‌ویژه رئیس‌جمهور منتخب شد، چهارشنبه گذشته کنگره آمریکا تندترین اقدام عملیاتی را علیه ایران کلید زد و طرح جدید به صفر رساندن صادرات نفت ایران را از طریق تصویب لایحه تحریم سخت‌گیرانه‌تر صادرات نفت ایران به اجرا گذاشت. کنگره در حالی به این لایحه رأی داد که چند روز پیش از آن 130 نفر از اعضای آن با ارسال نامه به اوباما تجدیدنظر در رابطه با ایران را خواستار شده بودند، اما هنگام رأی‌گیری درباره لایحه تحریم جدید ایران حدود 111 نفر از امضاکنندگان آن نامه به این لایحه رأی مثبت دادند، یعنی این تعداد به همراه 290 نفر دیگری که به این لایحه رأی مثبت دادند با اندکی تأخیر و پس از اجرای مراحلی از برنامه حاکمیت سیاسی آمریکا برای مواجهه با آقای روحانی در رفتار، سخنان نتانیاهو را اجرایی کردند تا از وی روسیاه‌تر ظاهر شوند. «اد رویس» از اعضای جمهوریخواه کنگره آمریکا که حامی اصلی این قانون دو حزبی است، دیدگاه اصلی سیاستمداران آمریکا را درباره تغییر دولت در ایران اینگونه آشکار می‌کند: «ایران ممکن است رئیس‌جمهوری جدید داشته باشد، اما حرکت ایران به سوی برنامه هسته‌ای همچنان ادامه دارد... فشار اقتصادی و سیاسی بر ایران باید افزایش یابد.» به‌گفته رویترز یکی از مقامات آمریکایی که نخواست نامش فاش شود در موضع‌گیری مشابهی گفت: «اقدامات [ایران] نحوه سیاست‌های ما را تعیین خواهد کرد... باید اقدامی صورت گیرد که از تعهد به تعامل حمایت کند... صد درصد در این مورد توپ در زمین ایران است.» بررسی رفتار آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که آنها بازی این مرحله را از فضای بسیار باز آغاز کردند تا مرحله به مرحله آن را به محیط بسته هدایت‌کنند تا در نهایت رئیس‌جمهور جدید را برای تصمیم‌گیری در تنگنای شدید قرار دهند. آمریکایی‌ها بر فضای بازی و برنامه خودشان کاملاً اشراف دارند؛ اما ظاهراً در یک نقطه دچار خطا شده‌اند، اینکه وضعیت را مشابه ده سال پیش می‌بینند. آمریکایی‌ها و سایر مقامات غربی از مباحث هسته‌ای دهه گذشته به‌عنوان دوران خوش یاد می‌کنند و در حسرت آن به‌سر می‌برند و خواهان بازگشت به آن دوره هستند؛ زیرا امتیازاتی که در آن دوره گرفتند، اما پس از چند سال از آنها پس گرفته شده برای‌شان مسرت‌بخش بود. علت اینکه آنها دیگر نباید در انتظار آن دوره باشند، این است که در آن زمان مردم به هیچ‌وجه در مباحث هسته‌ای دخیل نبودند و اساساً بسیاری هم از آن بی‌خبر بودند، اما در وضعیت حاضر همه مردم ایران درگیر مباحث هسته‌ای هستند و این مسئله عمومی و ملی شده و ملت ایران به هیچ‌وجه حاضر نیست در مسائل هسته‌ای که حق مسلم خود می‌داند کوتاه آید. آمریکایی‌ها به اشتباه دکتر روحانی را طرف خود می‌دانند، از این رو عملیات روانی خود را بر وی متمرکز کرده‌اند، حال آنکه واقعیت این است که مردم طرف حساب آمریکا هستند و دکتر روحانی هم باید آدرس مردم را به آمریکایی‌ها بدهد.
رضا گرمابدری


سیدحسن نصرالله
هدف دشمن واداشتن شیعیان به فراموش كردن فلسطین و قدس است

دبیركل حزب‌الله لبنان با اشاره به اینكه دشمنان تلاش بسیاری می‌كنند، شیعیان را از قضیه فلسطینی خارج كنند، تأكید كرد كه اعلام می‌كنیم، حزب‌الله حزبی اسلامی، شیعی و دوازده امامی است كه از فلسطین و قدس و مقدسات این امت چشم‌‌پوشی نمی‌كند.
سیدحسن نصرالله در ادامه سخنرانی خود به مناسبت روز جهانی قدس گفت: مقاومت بیدار و آماده همچنان در حزب‌الله برای محافظت و حمایت از كشورمان و ملت‌مان و رویارویی با خواسته‌ها و چشمداشت‌های دشمن در كنار ارتش ملی لبنان باقی خواهد ماند.
وی ادامه داد: در این روزها اقدامات بسیاری در خصوص فتنه‌انگیزی‌های مذهبی صورت می‌گیرد و افراد بسیاری در شبكه‌های ماهواره‌ای و پایگاه‌های اینترنتی و پایگاه‌های اجتماعی اینترنتی از الفاظ و كلماتی استفاده می‌كنند كه شایسته نیست، از آن‌ها در قبال شیعیان استفاده شود و هر طرفی كه در پس این اقدام قرار دارد، می‌داند كه چه می‌كند و همین طرف از شیعیان می‌خواهد تا آن‌ها نیز چنین واكنشی در قبال اهل سنت داشته باشند.
بنابراین باید گفت كه یك طرف در پس دو گروه قرار دارد، چون این اقدامی عمدی است و هدف از آن رساندن اوضاع مشابه آن چیزی است كه هم‌اكنون در عراق شاهد آن هستیم، یعنی رساندن آن به سر حد ارتكاب كشتارها و خودروهای بمب‌گذاری شده است و همین ماجرا در حال حاضر در سوریه با توسعه و گسترش بحران در این كشور در جریان است و آدمی به‌خوبی می‌تواند، دریابد در پس این اقدامات قرار دارد. اینكه هدف واداشتن شیعیان به فراموش كردن فلسطین و قدس است و اینكه شیعیان نسبت به فلسطین و فلسطینیان احساس نفرت داشته باشند.
دبیركل حزب‌الله لبنان در ادامه سخنان خود تأكید كرد: دشمنان می‌خواهند شیعیان از معادله نزاع اعراب ـ اسرائیل خارج شوند و این بدین معناست كه ایران نیز از معادله خارج شود. آن‌ها می‌خواهند ما به این نتیجه برسیم، به همین دلیل ما به این طرف‌ها به آمریكا و اسرائیل و انگلیس و ایادی آن‌ها و هر دوست و دشمنی می‌گوییم كه این همان واقعیت و حقیقت است كه با خون و خونریزی همراه شده و امروز اعلام می‌كنیم كه آخرین جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس نامیده شده و ما شیعیان و پیروان علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) در سراسر جهان اعلام می‌كنیم كه از قضیه فلسطینی و مقدسات آن چشم‌پوشی نمی‌كنیم.
وی در پایان با اشاره به ایجاد ایران‌هراسی و معرفی كردن ایران به‌عنوان دشمن از سوی برخی از مغرضان و كشورهای منطقه از طریق مطبوعات و شبكه‌های تلویزیونی و استفاده از الفاظی نظیر مجوس و فارس‌ها و گسترش تشیع گفت: برخی كشورها تلاش می‌كنند كه ایران را به‌جای اسرائیل دشمن معرفی كنند.‬ زمان برای ملت‌های منطقه فرا نرسیده كه بدانند كه چه كسانی می‌خواهند كشورها و ملت‌های آن‌ها را ویران كنند. هر كسی كه گروه‌های تكفیری را در سطح جهان عرب حمایت می‌كند، مسئولیت مشكلات و ویرانی حاصل برعهده اوست.


جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه
حفظ احترام بزرگان حفظ امنیت ملی است

برای پاسداری از حكومت و ثبات و پایداری نظام به حفظ و ارتقای امنیت ملی نیاز داریم، از این رو احترام به بزرگان می‌تواند در همین راستا ایفای نقش كند و در نهایت سبب حفظ و تقویت امنیت ملی شود.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار عبدالله عراقی جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه در مراسم 1200 نفری یاد یاران سپاه حضرت سیدالشهدا(ع) استان تهران كه همزمان با روز جهانی قدس برگزار شد، با بیان این مطلب گفت: حفظ حرمت پیشكسوتان جزو سرمایه‌های ارزشمند هر جامعه‌ای است. در هر جامعه‌ای كه نسبت به گذشتگان و پیشكسوتان خود به هر نحوی ادای احترام شده این بزرگ داشتن و احترام به پیشكسوتان جزو سرمایه‌های ملی محسوب شده است.
فرمانده سابق سپاه حضرت سیدالشهداء(ع) استان تهران با اشاره به اینكه بهترین روز برای برگزاری گردهمایی سرمایه‌های اجتماعی سپاه حضرت سیدالشهداء(ع) همین روز قدس است، افزود: سالی یك بار این سرمایه‌های اجتماعی باید دور هم جمع شوند چون با هم جمع شدن سبب حفظ انسجام و وحدت رزمندگان لشكر و سپاه حضرت سیدالشهداء(ع) می‌شود.


یادداشت
رسول سنائی راد

يك گام به سوي عدالت
آقاي احمدي‌نژاد در آخرين مصاحبه‌ تلويزيوني خود، موضوعات مختلفي را با مردم در ميان گذاشت كه يكي از آن‌ها، اعلام تغييرات اندكي در ميزان دارایي‌ها بود كه به گفته‌ وي به صورت مكتوب به دستگاه قضائيه نيز اعلام خواهد كرد.
وي تغيير دارایی خود را ساختن يك ساختمان چهار طبقه در محله‌‌ نارمك تهران يعني در زمين همان خانه‌ قبلي اعلام كرد كه متراژ زمين هم 170 متر مربع است. ضمناً به‌طور ضمنی ساخت آن را هم با گرفتن وام و مشاركت اعضای خانواده ذكر كرد كه با توجه به شاغل بودن همسر، داماد و فرزندان و اينكه عمده هزينه‌ ساخت مسكن مربوط به زمين است، اين ميزان تغيير در دارايي طبيعي است و براي هر خانواده‌اي با وضعیت ايشان كه خود هم از قبل استاد دانشگاه بوده، معمول به حساب مي‌آيد.
به‌علاوه آقاي احمدي‌نژاد اعلام كرد كه قبل از اين هم از پاستور به خانه‌ شخصي‌اش اسباب‌كشي و در واقع خانه‌ سازماني را كه به اعتبار مسئوليت در اختيار داشته، ترك كرده است. وي در توضيح اخذ مجوز دانشگاه ايرانيان هم اشاره کرد كه فعلاً ساختمان دولتي براي آن گرفته كه در آينده به صورت مشاركتي و با كمك مردم براي محل و ساخت آن اقدام خواهد كرد كه البته مقداري از وجد و كيف بينندگان را كاهش داد و اي كاش وي همان ساختمان موقت را براي دانشگاه شخصي‌اش نمی‌گرفت و الگويي تمام‌عيار از قطع ارتباط قدرت و رانت را از خود بر جاي مي‌گذاشت اگرچه همين ميزان از پاكدستي و اجتناب از ثروت‌اندوزي شخص وي قابل ستايش است.
نگارنده، خاطره‌ زیبایی از آقای رحیمیان، نماینده‌ ولی‌فقیه در بنیاد شهید، به یاد دارد که ایشان می‌گفت: در حیات حضرت امام(ره) که عضو دفتر معظم‌له بودم، وقتی برای سفر حج با استفاده از سهمیه دولتی و آن هم فقط نوبت و نه هزینه، اقدام و برای خانواده هم سهمیه‌ آزاد تهیه کرده بودم، به هنگام خداحافظی و طلب حلالیت خدمت حضرت امام رسیدم و از نحوه‌ جواب متوجه عدم‌رضایت حضرتشان شده و گفتم: اگر جناب‌عالی ناراضی هستید، بنده انصراف می‌دهم. حضرت امام فرمودند: از اینکه اطرافیان من از این نوع سهمیه‌ها استفاده کنند، کیف نمی‌کنم، ولی چون شما به خانواده هم وعده داده‌اید، تشریف ببرید.
حال با توجه به این خاطره است که می‌گویم قدری از وجد و کیف ببیندگان کاسته شد وگرنه وقتی اصرار برخی مسئولان بر حفظ امتیازات مسئولیت قبلی به یک رویه تبدیل شده و بعضاً نه‌تنها خانه و دفتر کار را بعد از مسئولیت از بیت‌المال تأمین می‌کنند، بلکه مکان آن هم الزاماً باید بالاتر از خیابان انقلاب (همان خط فرضی فقر و غنا) باشد. به‌گونه‌ای که مناطقی چون جماران، کلونی مسئولان سابق می‌شود در حالی که حضرت امام (ره) تنها به توصیه‌ پزشکان و به اقتضای وضعیت جسمانی، ناچار شدند در منزلی اجاره‌ای اسکان یابند که بسیار هم محقر بود، اما گویا برخی مسئولان، استقرار در شمال تهران و کوهپایه را نه‌تنها جزو بخش استحبابی، بلکه واجب مسئولیت تلقی کرده و به نوعی منطقه‌ خضراء بغداد را در تهران تکرار کرده‌اند. چنین الگویی از زندگی موجب می‌شود در حاشیه، پدیده‌ آقازادگی رقم بخورد که مغایر با آموزه‌های امام راحل(ه) است که کوخ‌نشینان را بر کاخ‌نشینان ترجیح می‌داد. علاقه‌مندان به این نوع زندگی با افتخار از زندگی اشرافی یاد کرده، حتی برای خویش شناسنامه اشرافی دست و پا می‌کنند. حال آنکه امروز هم امام خامنه‌ای اشرافی‌گری و دنیاگرایی را یکی از آفت‌های به کمین نشسته بر سر راه مسئولان نظام دانسته و بارها خطر آن را به مسئولان گوشزد فرموده‌اند.
به نظر می‌رسد در کارنامه آقای احمدی‌نژاد قوت و ضعف‌هایی وجود داشت که یکی از قوت‌های مشخص او اجتناب از دنیاگرایی و پایه قراردادن قدرت برای کسب ثروت بود که یک گام به نفع عدالت به حساب می‌آید و به جای خود شایسته تقدیر است.


 

صفحه 2 سياسي

 

 


امام خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان
مسئله اصلی در فتنه 88 قانون‌شکنی و رفتار غیرنجیبانه جماعتی است که مقابل قانون ایستادند

حدود هزار نفر از دانشجویان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، در نشستی صمیمی و صریح با رهبر معظم انقلاب، به بیان دیدگاه‌های جامعه دانشجویی و تبادل‌نظر درباره موضوعات مختلف علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای نیز ضمن پاسخگویی و بیان برخی نکات درباره مسائل مطرح شده، به تبیین نسبت آرمان‌ها با واقعیت‌ها، وظایف جامعه دانشجویی و راه‌های ایجاد و افزایش نشاط و تحرک حقیقی در دانشگاه‌ها پرداختند.
ایشان با شکرگزاری به درگاه پروردگار به دلیل دیدار با جمع با صفا، صمیمی و پرنشاط دانشجویان، مطالب بیان شده در این دیدار را غالباً پخته، سنجیده و بسیار خوب خواندند و دستگاه‌های مختلف را به بررسی راه‌های تحقق پیشنهادهای دانشجویان توصیه کردند.
رهبر انقلاب در پاسخ به دانشجویی که خواستار تبیین معنای «اعتدال» شده بود، خاطرنشان کردند: رئیس‌جمهور منتخب که این شعار را مطرح کرده است حتماً معنا و مفهوم موردنظر خود را درباره مقوله اعتدال بیان خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همچنین با اشاره به سخنان یکی دیگر از دانشجویان درباره برخورد صحیح با دولتِ رئیس‌جمهور منتخب افزودند: همچنان‌که درباره همه دولت‌ها تأکید شده است باید از این دولت نیز حمایت و به آن کمک کرد.
ایشان افزودند: برخی می‌گویند اگر دولت اینگونه باشد به او کمک و گرنه انتقاد می‌کنیم. بنده با انتقاد مخالف نیستم، اما اولاً انتقاد با عیب‌جویی فرق دارد، ثانیاً باید ابتدا فرصت کار و تلاش و تحرک داده شود.
دشوار بودن کار قوه‌مجریه
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای کار قوه مجریه را واقعاً سخت و دشوار برشمردند و خاطرنشان کردند: هیچ‌کس نیست که نقطه ضعف نداشته باشد، بنابراین نباید توقعات را به قدری بالا برد که از توان منطقی اشخاص خارج باشد.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به ضرورت در نظر گرفتن مشکلات و واقعیت‌های کشور افزودند: مجموعه نیروهای فعال سیاسی، کاری و دانشگاهی دست به دست هم دهند تا کارها به فضل الهی به پیش برود.
یکی دیگر از دانشجویان از بروز کدورت در میان دانشجویان به علت اختلاف در تحلیل‌های سیاسی اجتماعی سخن گفته بود.

رفتار نانجیبانه و قانون‌شکنانه فتنه‌گران در فتنه 88

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به مباحثی که برخی دانشجویان درباره فتنه 88 مطرح کردند، افزودند: در بررسی آن حوادث تلخ، مسئله اصلی و عمده، قانون‌شکنی و رفتار غیرنجیبانه‌ جماعتی است که در مقابل جریان قانون ایستادند و به ایران عزیز، لطمه و ضربه و خسارت وارد آوردند.
ایشان افزودند: البته در حاشیه و گوشه و کنار یک حادثه بزرگ، ممکن است مسائلی روی داده باشد که گاه یک نفر مظلوم یا ظالم واقع شود، اما در هر حال نباید مسئله اصلی به‌خاطر این مسائل گم شود.
ایشان در همین زمینه این سوال اساسی را مطرح کردند که چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات 88 برای مواجهه با مسئله، به خیابان‌ها اردوکشی کردند؟!
رهبر معظم انقلاب خاطرنشان کردند: بارها و بارها این سوال را نه در مجامع عمومی بلکه به شکلی که قابل پاسخ دادن باشد مطرح کرده‌ایم پس چرا جواب نمی‌دهند، چرا عذرخواهی نمی‌کنند؟
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: در جلسات خصوصی می‌گویند تقلبی رخ نداده بود، پس به چه علت کشور را دچار آن ضایعات کردید و به لبه پرتگاه بردید؟
ایشان با اشاره به اوضاع پرآشوب و خونین برخی کشورهای منطقه خاطرنشان کردند: می‌دانید اگر در فتنه 88 خدا کمک نمی‌کرد و گروه‌های مردمی به جان هم می‌افتادند کشور به چه روز و روزگاری می‌افتاد؟ که البته خداوند نگذاشت و ملت هم بصیرت به خرج دادند.
تبیین آرمان‌های انقلاب اسلامی

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه، به تبیین آرمان‌های انقلاب اسلامی پرداختند و گفتند: نظام اسلامی دارای منظومه‌ای از آرمان‌ها است که باید برای رسیدن به همه آنها تلاش شود، اما این آرمان‌ها دارای رتبه‌بندی و درجات مختلف هستند.
ایشان رسیدن به جامعه‌ای «عادلانه، پیشرفته و معنوی» را از آرمان‌های اصلی و درجه یک نظام اسلامی دانستند و در تشریح آن، خاطرنشان کردند: جامعه عادلانه، جامعه‌ای است که هم مسئولان عادلانه رفتار کنند و هم مردم نسبت به یکدیگر عدالت داشته باشند، ضمن آنکه این جامعه در عرصه‌های علمی، سیاسی و تمدنی، پیشرفته و از نظر معنویت نیز سیراب باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه دستیابی به چنین آرمانی قطعاً قابل تحقق است و تاکنون نیز در این مسیر پیشرفت‌های خوبی انجام شده، افزودند: چنین جامعه‌ای برای کشورهای اسلامی و غیراسلامی الگو خواهد بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به برخی آرمان‌های دیگر نظام اسلامی که در مراتب بعد از این آرمان اصلی قرار دارد اشاره کردند و گفتند: اقتصاد مقاومتی، سلامت در جامعه، صنعت برتر، کشاورزی برتر، تجارت همراه با رونق، علم پیشرو، نفوذ فرهنگی و سیاسی در جهان، همه در منظومه آرمان‌های نظام اسلامی قرار دارند و قابل تحقق نیز هستند.
سؤال دومی که رهبر انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان مطرح کردند عبارت بود از «نسبت آرمان‌ها با واقعیات؟»
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: در موضوع نسبت آرمانگرایی با واقعیات، ما هم آرمانگرایی را کاملاً تأیید می‌کنیم و هم دیدن واقعیات را.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: آرمانگرایی بدون دیدن واقعیات، به خیال‌پردازی و توهم منجر خواهد شد، البته باید میان واقعیات و آنچه که تلاش می‌شود به عنوان واقعیات القا شود، تفاوت قائل شد.
القاي واقعیت‌های غیرواقعی در جنگ روانی

ایشان یکی از روش‌های معمول در جنگ روانی را القای واقعیت‌های غیرواقعی خواندند و تأکید کردند: یکی از کارکردهای بصیرت این است که انسان واقعیات را آن طور که هست، ببیند و دچار اشتباه نشود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی یکی دیگر از شگردهای جنگ روانی را بزرگ‌نمایی بیش از حد برخی واقعیات و نادیده گرفتن واقعیات دیگر دانستند و گفتند: به‌عنوان نمونه، یکی از واقعیات این است که بخشی از نخبگان از کشور خارج می‌شوند، اما در کنار آن، واقعیت دیگری وجود دارد که «افزایش چشمگیر دانشجویان نخبه» است، اما در تبلیغات، واقعیت اول بزرگ‌نمایی می‌شود و واقعیت دوم به هیچ وجه گفته نمی‌شود.
شاخصه‌های تکلیف‌گرایی صحیح

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای سؤال سوم خود را اینگونه مطرح کردند: «رابطه تکلیف‌مداری با دنبال نتیجه بودن چیست؟» ایشان در پاسخ به این پرسش به جمله معروف امام خمینی(ره) که ‌فرمودند: «ما به‌دنبال تکلیف هستیم»، اشاره کردند و افزودند: آیا این جمله بدین معنا است که امام با وجود آن سختی‌ها و زحماتی که سال‌ها متحمل شده بودند، دنبال نتیجه نبودند؟ قطعاً چنین چیزی صحیح نیست.
رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتند: تکلیف‌گرایی صحیح آن است که انسان در راه رسیدن به نتیجه مطلوب براساس تکلیف عمل و از کارهای ضدتکلیف و نامشروع پرهیز کند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: انسانی که برای رسیدن به نتیجه براساس تکلیف عمل می‌کند، اگر به نتیجه مطلوب هم نرسد، احساس پشیمانی و خسارت نمی‌کند.
ایشان در جمع‌بندی این موضوع گفتند: تکلیف‌گرایی هیچ منافاتی با دنبال نتیجه بودن، ندارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی سپس به موضوع «ضرورت وجود شور و نشاط در دانشگاه‌ها» پرداختند.
امام خامنه‌ای خاطرنشان کردند: این شور و نشاط باید در محیط دانشگاه و در بخش‌های مختلف علمی، اجتماعی و سیاسی نمود پیدا کند.
ایشان خاطرنشان کردند: محیط‌های دانشجویی می‌توانند با بحث‌های پرنشاط و تحرک‌آفرین، مسئولان کشور را در اولویت‌بندی صحیح مسائل کمک کنند.


یادداشت
مهدي سعیدي

حکيم فرزانه و شرح دوگانه تکليف‌گرايي و آرمان‌گرايي
تمامي مفاهيمي بزرگ و عميق انساني، اگر با نوعي عقلانيت و خردورزي و واقع‌نگري همراه نباشد، خيلي زود دچار آسيب و انحراف شده و به آنتي‌تزي تبدیل می‌شود که در مقابل حقيقت و ماهيت مفهومي خود قرار مي‌گيرد. اين حقيقت تا بدانجا اهميت دارد که از عقل به عنوان رسول باطني آدمي ياد شده است که مي‌تواند هدايتگر آدمي در فهم حقیقت و یافتن طریق حق باشد. شايد اوج اين هدايتگري را بتوان در مراقبت از تحريف حقايق و مفاهيم دين و فهم این حقیقت که پرورش و تربيت عقل خود بزرگ‌ترين مقوم دين‌ورزي است، جست‌وجو کرد.
يکي از مفاهيم کليدي در فعاليت‌هاي انسان مومن و معتقد، توجه به تکليف و برنامه‌اي است که آموزه‌هاي وحياني براي وي مشخص کرده‌اند. تکليف، مجموعه‌اي از بايدها و نبايدهايي است که دين براي هدايت بشر مشخص کرده و عمل به آن، رمز هدايت و سعادت و رسيدن به اهداف خوانده شده است. اين مفهوم متعالي نيز همچون ديگر مفاهيم ديني اگر به‌درستي فهم و درک نشود خود مي‌تواند دچار بدفهمي و تحريف و قلب حقيقت شود و به مانعي براي رسيدن به آرمان‌ها و اهداف بدل گردد. به‌واقع درک تکليف متناسب با شرايط و مقتضيات زمانه خود مهم‌ترين تکليف شرعي است که بدون واقع‌بيني و تدبير و عقلانيت ممکن نخواهد بود.
در اين ميان، تشخيص وظيفه و تکليف در حوزه مسائل سياسي- اجتماعي بيش از ديگر حوزه‌ها با مصائب و مشکلاتي روبه‌رو است که بايد نسبت به آن، دقيق و حساس بود. ساده‌انگاري فهم تکليف شرعي در اين، ميدان بدون توجه به نتايج و هدف‌گذاري‌ها و موانع پيش رو، ‌چيزي جز شکست و ناکامي و زوال آرمان‌ها و تکاليف و در نتيجه شکست جبهه حق به همراه نخواهد داشت.
حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در اين باره در جمع دانشجويان فرمودند: «يك سؤال ديگر اين است كه رابطه‌ «تكليف‌مدارى» با «دنبال نتيجه بودن» چيست؟ امام فرمودند: ما دنبال تكليف هستيم. آيا اين معنايش اين است كه امام دنبال نتيجه نبود؟ چطور مي‌شود چنين چيزى را گفت؟ امام بزرگوار كه با آن شدت، با آن حدّت، در سنين كهولت، اينهمه سختى‌ها را دنبال كرد، براى اينكه نظام اسلامى را بر سر كار بياورد و موفق هم شد، مي‌شود گفت كه ايشان دنبال نتيجه نبود؟ حتماً تكليف‌گرایى معنايش اين است كه انسان در راه رسيدن به نتيجه‌ مطلوب، بر طبق تكليف عمل كند؛ برخلاف تكليف عمل نكند، ضدتكليف عمل نكند، كار نامشروع انجام ندهد؛ والا تلاشى كه پيغمبران كردند، اولياى دين كردند، همه براى رسيدن به نتایج معينى بود؛ دنبال نتایج بودند. مگر مي‌شود گفت كه ما دنبال نتيجه نيستيم؟ يعنى نتيجه هر چه شد، شد؟! نه. البته آن كسى كه براى رسيدن به نتيجه، برطبق تكليف عمل مي‌كند، اگر يك وقتى هم به نتيجه‌ مطلوب خود نرسيد، احساس پشيمانى نمي‌كند؛ خاطرش جمع است كه تكليفش را انجام داده. اگر انسان براى رسيدن به نتيجه، بر طبق تكليف عمل نكرد، وقتى نرسيد، احساس خسارت خواهد كرد؛ اما آنكه نه، تكليف خودش را انجام داده، مسئوليت خودش را انجام داده، كار شايسته و بايسته را انجام داده است و همان‌طور كه قبلاً گفتيم، واقعيت‌ها را ملاحظه كرده و ديده است و بر طبق اين واقعيت‌ها برنامه‌ريزى و كار كرده، آخرش هم به نتيجه نرسيد، خب احساس خسارت نمي‌كند؛ او كار خودش را انجام داده. بنابراين، اينكه تصور كنيم تكليف‌گرایی معنايش اين است كه ما اصلاً به نتيجه نظر نداشته باشيم، نگاه درستى نيست.»
اين سخنان آنقدر دقيق و صريح است که ديگر جاي هيچ توضيحي را براي فهم نمي‌گذارد و اذهان مشتاقي را که خواهان فهم و درک مسئله‌اند، به حقيقت راهنمايي مي‌کند و منطق و استدلال مدعيان تکليف‌گرايان بي‌توجه به نتيجه و اهداف را نفی می‌کند.
جالب آن است که مدعيان چنين قرائتي از تکليف‌گرايي، معمولاً آنچنان خود را در هاله‌ای از تقدسات مي‌بينند که مخالفان را به‌سادگي به وادادگي و منفعت‌گرايي متهم کرده، خود را مصداق حقيقي آرمان‌گرايي و انقلابي‌گري معرفي مي‌کنند. رگه‌هايي از اين نگرش خام را مي‌توان در برخي مباحث مطرح شده در آستانه انتخابات گذشته مشاهده کرد که چگونه وجود چنين نگرشي، زمينه تشتت و تفرق آرای اصول‌گرايان را فراهم آورد و حاصلي جز ناکامي ايشان به همراه نداشت.
حال با توجه به تجربيات تلخ گذشته و با تبيين آشکار رهبر معظم انقلاب اسلامي از کلام تاريخی حضرت امام(ره)، به نظر مي‌رسد ديگر جايي براي بحث بي‌نتيجه درباره دوگانه تکليف‌گرايي– نتيجه‌گرايي باقي نمانده باشد و اين رهنمودها مي‌تواند پاياني باشد بر قرائت‌هاي قشري از تکليف‌گرايي که بوي نوعي تحجر و اخباري‌گري از آن به مشام مي‌رسد و حاصلي جز انزواي سياسي اصول‌گرايي نیز به همراه نخواهد داشت.


نكته و نظر

تو كز محنت دیگران بی‌غمی...!
نكته: چنین نوشته‌اند كه استاد مكتب‌خانه، شاگردی را صدا كرد و گفت: شعر بنی‌آدم سعدی را بخوان. شاگرد خواند؛ بنی‌آدم اعضای یك پیكرند/ كه در آفرینش ز یك گوهرند/چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. به اینجا كه رسید سكوت كرد. استاد گفت: بقیه را بخوان‌. شاگرد گفت: یادم نمی‌آید. استاد بر او خروشید كه؛ شعر به این سادگی را نتوانستی حفظ كنی؟! شاگرد پاسخ داد: آخه مشكل داشتم. مادرم مریض بود، پدرم هم از صبح تا شب كار می‌كند. كارهای خانه و مراقبت از خواهر و برادرهایم برعهده من است، ببخشید... استاد با عصبانیت گفت: ببخشید، همین! عذرخواهی‌ات را نمی‌خواهم، مشكلاتت هم به من مربوط نمی‌شود! در این هنگام پسرك گفت: استاد یادم آمد و خواند؛ تو كز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید كه نامت نهند آدمی!
نظر: شاید بسیاری از ما، مسئولان، رؤسا و مدیرانی را دیده‌ایم كه وقتی زیردستی از مشكلات خود صحبت كرده و درباره كاری، عذری می‌طلبد، بلافاصله می‌شنود كه مشكلات شما ربطی به من ندارد و...! حال سؤال این است كه؛ پس انسانیت، اخلاق، نوع‌دوستی و... چه می‌شود؟! آیا من مدیر، رئیس و مسئول و... هم اگر مشكلی داشته باشم و مافوق‌ من، این چنین به من بگوید، قبول می‌كنم و می‌پذیرم؟! بیاییم یك بار دیگر این بیت پر مغز و اخلاقی سعدی(علیه‌الرحمه) را با هم بخوانیم كه؛
تو كز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید كه نامت نهند آدمی!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

جلسه میوه‌های انقلاب با رهبر معظم انقلاب
مجری پشت تریبون می‌آید و متنی ادبی می‌خواند. متن زیبایی است. می‌گوید «ما میوه‌های انقلابیم.» دشمن برای ما «زنگ تفریح» است. ما درب قلعه را كنده‌ایم و آن‌ها دارند برای ما شرط و شروط می‌گذارند. در نهایت هم گلایه‌ای می‌كند از كوچك بودن حسینیه كه باعث‌شده خیلی‌ها پشت در بمانند.
نوبت به سخنران‌ها می‌رسد؛ 12 نفر از نمایندگان تشكل‌های دانشجویی دغدغه‌های‌شان را مطرح كردند. به‌جز شخص رهبر معظم انقلاب كه با دقت به همه مطالب گوش می‌كنند و یادداشت برمی‌دارند، بقیه حضار بیشتر سعی می‌كنند «تحمل» كنند.
اولین نفر، دبیر اتحادیه جامعه‌های اسلامی دانشگاه‌هاست. پیشنهاد تشكیل اندیشكده می‌دهد و می‌گوید طرحش را تقدیم می‌كنیم. هرچند مورد استقبال آقا قرار می‌گیرد، اما انگار یادش می‌رود طرحش را تحویل دهد. وقتی هم می‌رود پیش رهبر انقلاب، درست همزمان می‌شود با زمانی كه چفیه جدیدی برای آقا می‌آورند. او هم معطل نمی‌كند و بلافاصله دومین چفیه را از آقا می‌گیرد. صدای خنده جمعیت بلند می‌شود. اما مسئولین مراسم كم نمی‌آورند و چفیه سوم را روی دوش رهبر انقلاب می‌اندازند.
نفر بعدی، نماینده كانون‌های مهدویت است. از آرمان‌گرایی در معنویت می‌گوید و پیشنهاد می‌كند دروس معارف هر رشته، تخصصی شود و واحد درسی مهدویت هم اضافه شود. بعد هم درخواست می‌كند دانشگاه تربیت معلم قرآنی تشكیل شود. نماینده اتحادیه انجمن‌های اسلامی مستقل، پنجمین سخنران است. از آن‌هایی كه در انتخابات تردیدافكنی كردند می‌خواهد كه از ملت عذرخواهی كنند. او می‌گوید اگر كلیدی بخواهد قفلی را كه به گردن استكبار زده‌ایم باز كند، ملت آن كلید را می‌شكند.
با رسیدن زمان اذان، آقا سخنان‌شان را با چند دعا تمام می‌كنند. نماز جماعت خوانده می‌شود و بعد هم دانشجویان در كنار رهبر انقلاب بر سر سفره افطاری می‌نشینند و تلاش‌ها برای رسیدن به سفره‌ای كه آقا پای آن نشسته‌اند شروع می‌شود. افطار امسال قیمه است. موقع افطار، یك دانشجوی معلول بلند می‌شود و تقاضای ملاقات می‌كند. رهبر انقلاب اشاره می‌كنند كه جلو بیاید. اما او كه انگار باورش نمی‌شود، مدام اصرار می‌كند و قسم می‌دهد. بالاخره یكی از مسئولان دستش را می‌گیرد و او را پیش آقا می‌برد. چند دقیقه‌ای صحبت می‌كند و به جایش برمی‌گردد. افطار آقا خیلی طول نمی‌كشد و با دانشجویان خداحافظی می‌كنند.





ريشه مشكلات در تقابل انديشه ليبرال دموكراسي با انديشه ديني است

حجه‌الاسلام والمسلمین سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه، در چهارمین نشست پیشكسوتان سیاسی سپاه كه با حضور مسئولان، كارشناسان و هاديان سیاسی بازنشسته سپاه در تاریخ (6/5/1392) در تهران برگزار شد، ضمن استقبال از برگزاری این‌گونه نشست‌ها و تأكید بر ضرورت حفظ انسجام و ارتباط نیروهای پیشكسوت سپاه، با بررسی روند تحولات انقلاب اسلامی در سه دهه گذشته به بررسی چالش‌های گذشته و حال انقلاب اسلامی پرداخت و یادآور شد كه ریشه برخی از مشكلات گذشته و حال در نظام اسلامی، تقابل مدعیان اندیشه (نرم‌افزار) لیبرال دموكراسی با مدافعان اندیشه (نرم‌افزار) حاكمیت دینی است.
وی با مقایسه تطبیقی این دو نرم‌افزار، شاخصه‌های نرم‌افزار حاكمیت ديني را الهی بودن قوانین، مصونیت و عصمت رهبران دانست كه بعد از بعثت پیامبر گرامی اسلام و امام ائمه(عليهم‌السلام)، در اوضاع كنونی و در دوران غیبت در ولایت‌فقیه استمرار یافته است. وی در این زمینه رسالت اصلی نیروهای انقلاب را معرفی این نرم‌افزار و عملیاتی‌سازی و سیستم‌دهی و پاسداری از آن دانست.
نماینده ولی‌فقیه به چالش‌های موجود در عرصه تحقق این دو نرم‌افزار در عرصه جامعه اشاره كرد و یادآور شد كه در آمریكا بین اصول و سیستم انطباق وجود دارد و هیچ‌كدام از رؤسای‌جمهور امكان عدول از سیستم را ندارند و به قول فوكویاما، اختیار مردم آمریكا بسیار محدود است و فقط می‌توانند قدرت را از یك حزب بگیرند و به حزب دیگر بدهند، اما در نرم‌افزار حاكمیت دینی، با وجود صلابت و استحكام اصول و مبانی، در عرصه عمل و تحقق به دلیل وجود برخی از ضعف‌ها، منجمله ضعف در اعتقادات و باور بعضی مسئولان اجرایی و ورود آن‌ها در عرصه نرم‌افزار، چالش‌هایی ایجاد می‌شود كه در دوران حضرت امام(ره) به چالش بازرگان، بنی‌صدر و یا منتظری منجر می‌شود و در دوران اخیر نیز برخی از مشكلات كشور در دوران سازندگی، اصلاحات و فتنه اخیر و برخی عملكردهای دولت دهم محصول آن است.
ایشان در پایان با تأكید بر ضرورت مصالح نظام و آرمان‌ها، یادآور شد كه ما باید ضمن حفظ آرمان‌ها، مصالح نظام را نیز در نظر داشته باشیم.




ایرانی‌ها می‌دانند كه هدف آمریكا تغییر نظام در ایران است

تحریم‌های جدید علیه ایران كه شدیدترین تحریم‌های وضع‌شده تاكنون نام گرفته، در حالی به تصویب مجلس نمایندگان آمریكا رسید كه شماری از رأی‌دهندگان به آن، همان كسانی بودند كه حدود دو هفته پیش با امضای نامه‌ای، خواستار پیشبرد دیپلماسی با ایران شده بودند.
نشریه آمریكایی «دیلی‌بیست» در مطلبی به بررسی تحریم‌های وضع‌شده جدید علیه ایران پرداخت. به نوشته این نشریه، سلسله اقدامات ضدایرانی اخیر در آمریكا، كه ابتدا با بی‌اهمیت خواندن انتخابات ایران و زیر سؤال بردن رئیس‌جمهور منتخب این كشور آغاز شد و اكنون به وضع تحریم‌های جدید رسیده، حاصل تلاش‌های لابی صهیونیستی در آمریكا (آیپك) بوده است.
دیلی‌بیست در بیان دلایل اشتباه بودن تحریم‌های جدید می‌نویسد: هرگونه توافقی نیازمند مصالحه از سوی هر دو طرف است و این طرح جدید، شانس اعتمادسازی در طرف ایرانی را كاهش داده و برای ایرانی‌ها ثابت می‌كند كه هدف آمریكا، چیزی جز تغییر نظام در ایران نیست. «گری سیك»، مشاور پیشین امنیت ملی آمریكا و كارشناس مسائل ایران می‌گوید: «ایرانی‌ها دلایلی قوی برای عدم اعتماد به ما دارند. آنچه كنگره انجام می‌دهد، تصدیق این بی‌اعتمادی‌هاست.» «ارل بلومینور»، از نمایندگان مخالف این طرح نیز به همكاران خود گفته بود: «اگر اندك روزنه‌ای برای توافق وجود دارد، با كارتان سبب ضعیف شدن موضع رئیس‌جمهور نشوید. انگشت در چشم مردم ایران نكنید.»
«جیم مك درمونت»، از دیگر مخالفان این طرح گفته بود: «من اینجا ایستاده‌ام و می‌پرسم: عجله برای چیست؟ برای نخستین‌بار پس از چندین سال، یك رئیس‌جمهور میانه‌رو در ایران سوگند یاد می‌كند. اگر نیاز باشد، می‌توانیم پس از بازگشت از تعطیلات به این موضوع بپردازیم.» وی با اشاره به تجربه جنگ عراق، افزوده بود: «ما این فیلم را قبلاً تماشا كرده‌ایم. صدها هزار كودك عراقی به واسطه تحریم‌ها جان باختند. آیا چیزی تغییر كرد؟ نه. ما به جنگ آن‌ها رفتیم.»





نسبت میان تنفیذ و انتصاب در جمهوری اسلامی

در تمام تنفیذنامه‌هایی كه امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) یا حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای برای رؤسای جمهوری اسلامی ایران صادر كردند، ابتدا عبارت «تنفیذ رأی مردم» و سپس «انتصاب به ریاست‌جمهوری» دیده می‌شود.
در تنفیذنامه‌ امام خمینی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) بر حكم ریاست‌جمهوری آقای بنی‌صدر آمده است: «این‌جانب به موجب این حكم، رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم.» همچنین در تنفیذنامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای بر حكم ریاست‌جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آمده است: «اين‌جانب... رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به رياست‌جمهورى اسلامى ايران منصوب مى‌كنم.» این عبارت یا نظیر آن در سایر تنفیذنامه‌ها نیز مشاهده می‌شود. ادبیات به كار گرفته‌شده در تنفیذنامه‌ها ارتباط معناداری را میان انتخاب رئیس‌جمهور از سوی مردم و انتصاب وی توسط مقام رهبری بیان می‌دارد و پاسخی روشن به كسانی است كه تعیین یا انتصاب فردی به ریاست‌جمهوری از سوی مقام رهبری را با حق حاكمیت ملی ناسازگار می‌دانند. در جمهوری اسلامی ایران میان «انتخاب مردم» و «انتصاب ولی‌فقیه» به طرز زیبایی جمع شده و مقام رهبری همان كسی را به ریاست‌جمهوری منصوب می‌كند كه مقبولیت مردمی و پایگاه اجتماعی وی قبلاً از طریق انتخابات احراز گردیده است. بنابراین، رئیس‌جمهور منتخب تأیید شده از جانب ولی‌امر مسلمین، از مشروعیت «دینی» و «سیاسی» برخوردار خواهد بود.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصطلاح «تنفیذ» دیده نمی‌شود. آنچه در این معنا وجود دارد، تعبیر «امضای حكم‌ رياست‌جمهوری» در بند نهم اصل 110 قانون اساسی در ردیف وظایف و اختیارات مقام رهبری است. در قانون انتخابات ریاست‌جمهوری (مصوب 5/4/1364) بر تنفیذی بودن امضای مقام رهبری بر حكم ریاست‌جمهوری تصریح شده است. در ماده‌ یكم این قانون چنین آمده است: «دوره‌ ریاست‌جمهوری اسلامی ایران چهار سال است و از تاریخ تنفیذ اعتبارنامه به وسیله مقام رهبری آغاز می‌گردد.» این قانون چند بار مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفته اما در تمامی اصلاحیه‌های آن، متن فوق بدون تغییر باقی مانده است. بنابراین از نظر قانون‌گذار عادی نیز امضای مقام رهبری بر حكم ریاست‌جمهوری، تنفیذی است. تنفیذ حكم ریاست‌جمهوری از سوی مقام رهبری در حقیقت اعتبار بخشیدن یا مشروعیت دادن به ریاست وی بر قوه‌ مجریه است. رئیس‌جمهور در جایگاه ریاست قوه‌ مجریه، تصمیماتی می‌گیرد و اقداماتی انجام می‌دهد كه جزو شئون ولایت است و نیازمند «اذن سابق» یا «اجازه‌ لاحق» ولی‌امر مسلمین است و بدون آن، اعتبار حقوقی نخواهد داشت.


خط خبر

نبض بازارهای جهانی در دست ایران است
رادیو فردا با پخش گزارشی درباره تأثیر تحریم‌های جدید نفتی بر ضد ایران بر بازارهای جهانی گفت: ایران بر پایه ارزیابی‌های گوناگون از لحاظ ذخایر نفتی در ردیف دوم تا چهارم جهان است. از لحاظ ذخایر گازی هم در ردیف اول تا دوم دنیا، اگر نفت و گاز را با هم در نظر بگیریم ایران بزرگ‌ترین كشور دارنده ذخایر انرژی فسیلی دنیا است و از این لحاظ برای آینده بازار جهانی انرژی نقش حیاتی دارد. حذف ایران از بازار انرژی نمی‌تواند درازمدت باشد و شركت‌های بزرگ غربی با بی‌صبری منتظرند هرچه زودتر به میدان‌های نفت و گاز ایران برگردند.

عده‌ای شنبه آمدند و حالا سهم می‌خواهند

رئیس ستاد روحانی در استان فارس گفت: آقایی را می‌شناسم دارای پرونده تخلف در دادگاه، كنار میرحسین ایستاده می‌گوید؛ صل علی محمد روح خمینی آمد! همین آقا رفته است خود را عضو ستاد مركزی تدبیر و امید معرفی كرده است. این‌ها مورد قبول ما و دكتر روحانی نیست. «محمد مرزوقی» افزود: واقعیت این است هیچ‌كدام از آقایان فعلی محكم از حسن روحانی حمایت نكردند. وقتی من دهاتی آمدم با تمام وجود در این عرصه زحمت كشیدم، خاتمی چه كار كرد؟! بیانیه داد؟! عارف بیانيه داد؟! گفت: من به‌خاطر ملت كنار می‌روم. هاشمی كجا بود؟! تا حالا با كدام شخصیت معامله و یا قاطعانه از وی حمایت كرده است؟ آمده است برای خودش! حالا آمدند سهم‌خواهی می‌كنند. نمی‌گذارند آقا كارش را بكند. كارگزاران كجا بود؟! خواب بودند! حالا سهم‌خواهی می‌كنند. روز شنبه وارد كار شدند! این اشتباه است، ولی آقای روحانی عاقل‌تر و باهوش‌تر از آن است كه گول بخورد.

عاقبت جدا ماندن از امام و امت

عسگراولادی، رئیس جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری در سخنانی با تأكید بر اینكه فتنه به دست آمریكا و رژيم صهيونيستي ساخته شد، گفت: برخی در فتنه مفتون شدند و گیر كردند؛ به برادرانم مهندس میرحسین موسوی و حجت‌الاسلام مهدی كروبی و همه كسانی كه از آن‌ها تبعیت می‌كنند، می‌‌گویم كه جدا ماندن از امت و امامت و عذرخواهی نكردن از مردم، نظام و امام، اسبابی خواهد شد تا اختلافات به بیداری اسلامی كشیده شود؛ همچنان‌كه این اتفاق به وقوع پیوست.
وقتی چاقو دسته خودش را می‌برد!
وزارت خارجه آمریكا كه اكنون از نیروهای القاعده در سوریه و عراق حمایت می‌كند در بیانیه‌ای اعلام كرد: تعدادی از سفارتخانه‌های این كشور از جمله سفارتخانه‌های ابوظبی، بغداد و مصر كه معمولاً در روز یك‌شنبه باز بوده و به ارائه خدمات مشغول بودند به دلایل امنیتی در این روز تعطیل خواهند بود. شبكه سی‌بی‌اس طی گزارشی مدعی شد: تعطیلی این سفارتخانه‌ها به دلیل نگرانی‌های امنیتی بابت نقشه القاعده برای حمله به این مراكز در خاورمیانه [غرب آسیا] و دیگر كشورهای مسلمان صورت گرفته است. سی‌بی‌اس نیوز همچنین از بسته‌شدن سفارتخانه‌های آمریكا در بحرین، رژیم صهیونیستی، اردن، كویت، لیبی، عمان، قطر، عربستان سعودی، یمن، افغانستان و بنگلادش خبر داد. سخنگوی وزارت خارجه آمریكا همچنین هدف از این اقدامات را محافظت از جان كاركنان سفارتخانه‌ها و افرادی اعلام كرد كه قصد مراجعه به این مراكز را دارند.

تدبیر رهبری و واكنش سپاه در برخورد با طالبان

سردار صفوی گفت: «زمانی كه دیپلمات‌های ما در افغانستان به شهادت رسیدند، من به عنوان فرمانده سپاه فعالیت می‌كردم كه ظرف 48 ساعت دو لشكر را همراه با هواپیما و تانك در مرز افغانستان مستقر كردیم. حضرت آقا در آن روزها مشهد بودند. ما از ایشان اجازه خواستیم تا به طالبان یك نوع گوشمالی بدهیم اما ایشان قبول نكردند و گفتند به مصلحت نیست. ایشان با دلایل بسیار منطقی فرمودند نه. اما ما این قدرت را نشان دادیم كه می‌توانیم ظرف 48 ساعت دو لشكر را در مرز پیاده كنیم. همچنین نشان دادیم قدرت برخورد را نیز داریم، اما همان‌طور كه گفتم آقا اجازه ندادند كه آن‌ها را تنبیه كنیم.» وی كه در برنامه شناسنامه تلویزیون سخن می‌گفت، افزود: «البته بعداً و با اجازه حضرت آقا به شكلی دیگر آن‌ها را تنبیه كردیم و بعد از آن، آن‌ها دیگر برای‌مان مشكلی ایجاد نكردند.»

تور مجردهای حلقه انحرافی!

كتاب «گردشگری با علایق ویژه در ایران» عنوان كتابی نوشته محمدشریف ملك‌زاده، رئیس فعلی سازمان میراث فرهنگی است كه چاپ سوم آن در اسفندماه 89 منتشر شده است. رئیس سازمان میراث فرهنگی در كتابش با عنوان «گردشگری با علایق ویژه در ایران» تور مجردها را معرفی كرده، با این توضیح كه دختران و پسران و زنان و مردان مجرد با شركت در این تور می‌توانند با یكدیگر برای انتخاب همسر آینده آشنا شوند!

روزهای خوش وزیر نیرو

«مجید نامجو» وزیر نیرو گفت: اما آنچه كه در این دولت برای ما زیبا و قشنگ بود و اگر وزیر نبودم برای بنده رخ نمی‌داد، ملاقات‌های خصوصی با رهبر معظم انقلاب بود كه گزارش خاص وزارت نیرو را خدمت ایشان ارائه می‌كردم. وی افزود: همچنین سه ملاقات خوب با سیدحسن نصرالله داشتم كه می‌توان این ملاقات‌ها را زیباترین خاطرات دوران وزارت بنده دانست. نامجو با اشاره به برخی از پروژه‌های ملی هم گفت: هر كدام از این پروژه‌ها در هر كشوری اجرا می‌شد یك ماه جشن و پایكوبی می‌گرفتند، اما هرچه پروژه‌های ما بزرگ‌تر و عظیم‌تر و مؤثرتر بود بیشتر زیر فشار قرار می‌گرفتیم.

ترفند بشار اسد در ماجرای حمله هوایی به سوریه

نیویورك تایمز نوشت: تحلیلگران اطلاعاتی آمریكا نتیجه‌گیری كرده‌اند كه حمله هوایی اخیر اسرائیل به انبار تسلیحات در سوریه به نابودی تمام موشك‌های كروز ساخت روسیه منجر نشده است. اسرائیل در پنجم جولای برای نابودی موشك‌های روسی سوریه به لاذقیه حمله كرد. در حالی كه محل این موشك‌ها نابود شد، اما تحلیلگران اطلاعاتی آمریكا بر این باورند كه حداقل، تعدادی از موشك‌های «یاخونت» از «پرتاب‌كننده» خود جدا شده و پیش از حمله به مكان دیگری منتقل شدند. مقامات نیروهای دریایی اسرائیل و آمریكا موشك‌های روسی سوریه را برای كشتی‌های خود تهدید می‌دانند. پس از حمله اسرائیل، دولت اسد درصدد پنهان‌سازی این حقیقت بود كه موشك‌ها به مكان دیگری منتقل شود تا این برداشت را منتقل كند كه حمله اسرائیل ضربه سنگین به آن‌ها زده است.

دستور روحانی برای روسای جمهور گذشته

قائم مقام و معاون ستاد انتخاباتی حسن روحانی گفت: انتقادم به دولت‌های نهم و دهم این بود که عملکرد دولت‌های گذشته پس از انقلاب را نقد کردند. آقای دکتر روحانی توصیه کردند که حتی اگر آقای احمدی‌نژاد هم رفتند، دولت برای‌شان دفتر تأسیس کند. یعنی آقای احمدی‌نژاد با وجود اینکه عملکرد کاملاً موفقی در دوران مسئولیت خود نداشته است، باید شأن و جایگاهش حفظ شود. به تبع اولی آقای خاتمی هم چهره قابل اغماضی نیست و به عنوان رئیس‌جمهور سابق ایران، حضور ایشان می‌تواند مفید باشد.


ژرفا

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامي(24)
پیامدها و دستاوردهای بعثت

14- جایگزینی نمادها و شعارهای ارزشی
بسیاری از مكتب‌ها و نظام‌ها از نماد و شعارهایی برخوردارند كه آن نمادها و شعارها، مبین جهت‌گیری كلی و معرف آن مكتب و نظام است. شعارها و نمادهای یك مكتب، نظام‌، حزب و یك جریان فكری، برخاسته از جهان‌بینی و نگرش آن مكتب و حزب به هستی و مبدأ و مقصد حركت آدمی است. «توماس كارلایل» می‌گوید: تفاوت یاران امام حسین(ع) با لشكریان یزید، این است كه وفاداران به امام حسین(ع) شعارشان این بود كه «نموُتُ مَعَك» با تو می‌میریم؛ در مقابل، شعار لشكریان یزید این بود كه «كم تَهِب لَنا» چقدر به ما هدیه می‌دهی. كسی كه به جهان آخرت و هدف نهایی ایمان و باور دارد، تا پای جان در كنار رهبر الهی خود می‌ماند اما كسی كه هدف را نمی‌شناسد و برای اندك پولی به حركت درآمده، در همان حد خواهد ماند.
از سوی دیگر، شعار و نماد باید دارای ماهیت ارزشی و سازنده و شوق‌آفرین باشد تا زمینه تحرك و بالندگی و نشاط لازم را در پیروان و رهروان مكتب و نظام به وجود آورد.
مهم‌ترین شعار پیامبر اعظم(ص) پس از دریافت رسالت الهی، «قولوا لااله‌الاالله تفلحوا» بود كه عصاره مكتب اسلام در آن گنجانده شد. در این شعار زیبا و روح‌افزا، دو عنصر مهم تعبیه شده است: عنصر سلبی یعنی نفی همه خدایان، قدرت‌ها و جریان‌های غیر الهی؛ و عنصر ایجابی یعنی تثبیت «الله» به‌عنوان مبدأ هستی و خالق انسان و همه موجودات. عنصر گسستن و عنصر پیوستن؛ گسستن از باطل، گسستن از شیطان، بریدن از امام نار، جدایی از جبهه باطل و فاصله گرفتن از حزب‌الشیطان؛ و پیوستن به حق، امام نور، پیوستن به جبهه و اردوگاه خدامداران و پیوند با حزب‌الله است. در منطق توحیدی، فاعلیت، رازقیت، ربوبیت و الوهیت از آن خداست؛ عبادت برای او و استعانت و هر نوعی استمدادی از او باید باشد. شعار محوری اسلام در همه عرصه‌های حاكمیت، جامعه و زندگی آحاد جامعه تبلور و تجلی یافت. شعار بعثت در یكی از ابعاد شعاری مكتب توحیدی یعنی اذان جلوه پیدا كرد كه در شبانه‌روز چندین بار از بلندای مكان‌های ارزشی در گوش ملت مسلمان طنین‌انداز می‌شود و آنان را به عبادت و كرنش در برابر ذات احدیت فرا می‌خواند و همین شعار در نماز، به عنوان ستون فقرات مكتب، به صورت همه‌جانبه جلوه‌گر گردید.
شعار محوری پیامبر(ص) در تقابل جبهه حق با جبهه كفر و شرك و نفاق تبلور پیدا كرد، آنجا كه كفار قریش فریاد می‌زدند «اُعلُ حُبَل اُعلُ حُبَل»، پیامبر به پیروان مكتب توحیدی فرمود: شما بگویید «الله اَعلی و اجلّ» و بار دیگر كه سردمداران كفر و الحاد شعار دادند «نحنُ لَنا العزی و لاعزّی لكم»، پیامبر(ص) این شعار را یادآور شدند: «الله مولانا و لا مولكم». شعارها در تمام جبهه‌ها ترجمان خط فكری و جهت‌گیری‌ها و حركت بر محور حق یا باطل به شمار می‌آید. آنجا كه فرزند بزرگ امام حسین(ع) در برابر لشكریان یزید شعار زیبای «امیری حسین و نعم الامیر» سر داد، این شعار مبین عمق اعتقاد علی‌اكبر(ع) به رهبری و امامت جبهه حق بود و هنگامی كه فرزند امیرالمؤمنین(ع)، حضرت عباس(ع)، در دفاع از حریم دین و امامت شعار می‌دهد اگر دست راستم قطع شود، من هماره از دین و امام راستینم حمایت می‌كنم، تحقق‌بخش رابطه شعار با شعور و باور اعتقادی جبهه حق بوده است.
پیامبر اعظم(ص) همان‌طور كه اذان را با محتوای متعالی آن به‌جای ناقوس قرار داد و نهاد مسجد را به‌عنوان نماد جامعه اسلامی در برابر كلیسا و كنیسه مطرح ساخت و مقدس‌ترین نقطه عالم را تحت عنوان كعبه و مسجدالحرام و اطراف آن را حریم مقدس قرار داد و مسلمانان عالم را برای زیارت و طواف خانه خدا فراخواند، اینجا بود كه سالیانه، بزرگ‌ترین اجتماعات مسلمانان با محوریت كعبه در شهر مكه ساماندهی می‌شود و از آن پس، مسجد به عنوان نهاد مورد مراجعه مردم و مكان مقدس برای اجتماعات و عبادات مردم در جای‌جای نقاط زندگی مسلمانان مورد توجه قرار گرفت و محور آموزش معارف دینی، احكام الهی و اخلاق دینی آحاد جامعه گردید.
15- عقل‌گرایی و منطق‌محوری
در جوامع بشری، سنت‌ها، روش‌ها و سبك‌های گوناگونی مشاهده می‌شود كه مورد توجه مردم بوده و بعضاً آلوده به خرافات، پیرایه‌ها و اسطوره‌های ساختگی است و زمینه‌ساز انحراف افكار عمومی و فاصله گرفتن از حقایق می‌شود. برخورد مكتب‌ها و انقلاب‌ها حسب جهان‌بینی و نگرش آنان به مبدأ عالم و منابع شناخت، متفاوت خواهد بود. مكتب اسلام كه به منبع متعالی وحی متكی است با تكیه بر عقل و منطق، برخورد آن با سنت‌های رایج در جزیره‌العرب، با دیگر مكتب‌ها متفاوت بوده است.
قرآن یكی از اهداف رسالت پیامبر اعظم(ص) را برداشتن غُل و زنجیرهایی كه عقل، فكر و اندیشه انسان جاهل را احاطه كرده بود، به شمار می‌آورد. انواع خرافات، اوهام، پیرایه‌ها، اسطوره‌های دست‌ساز افكار جاهلی، بشریت را در ورطه انحطاط قرار داده بود.
در این شرایط، پیامبر اعظم(ص) یكباره با همه رسوم، عادات، رفتارهای مردم مبارزه نكرد، بلكه با تقسیم عادات و رسوم به عادات و رسوم عقلانی و غیرعقلانی، آنچه در چارچوب وحی الهی و منطق و عقل قابل قبول بود، تأیید كرد و آنچه برخلاف وحی بود و در چارچوب عقل نمی‌گنجید، با آن‌ها برخورد كرد.
پیامبر(ص) در دستورالعملی به «معاذ بن‌جبل» هنگام اعزام ایشان به یمن می‌فرماید: سنت‌های دوران جاهلیت را از میان ببر، مگر آنچه را كه اسلام امضا كرده است.(10)
از دیدگاه اسلام، احترام به سنت‌های نیك یك ملت، احترام به شخصیت و فرهنگ آن ملت است و در مقابل، ترویج خرافات و اوهام و عادات ناپسند را مانع رشد عقلانی و فرهنگی جامعه به شمار می‌آورد. پیامبر اعظم(ص) ضمن تأیید سنت‌های معقول حاكم بر جامعه جزیره‌العرب، با سنت‌ها و عادات خرافی به‌شدت به مقابله برخاست.
پیامبر(ص)، تحجر و تعصب و پدیده باستان‌گرایی و نگرش مثبت به هر سنتی كه پیشینیان به آن عمل كردند را مردود دانست، بلكه سنت‌هایی از پیشینیان را كه با اصول وحیانی و عقلانی در تعارض نبود، مورد تأیید قرار داد و دیگر موارد را رد كرد و تعصب نسبت به نیاكان را به صورت مشروط پذیرفت. علی(ع) در همین رابطه می‌فرماید: شما باید به خصلت‌های نیك انسانی و رفتارهای پسندیده و جریان‌های زیبای زندگی تعصب داشته باشید.
بنابراین آنچه كه در عصر ظهور پیامبر اعظم(ص) از سنت‌ها و عادات و رسوم مورد تأیید و امضا قرار گرفت، اموری بود كه با چارچوب وحی و عقل ناسازگاری نداشت و امكان جهت‌دهی به سمت رشد و كمال جامعه در آن‌ها فراهم بود.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

دشواری یا دشوارسازی روزهای رئیس جمهور منتخب
حسين عبداللهى فر

«روزهای دشوار روحانی» تیتری بود که روزنامه «ابتکار» در نخستین روز هفته روی تصویری از منتخب ملت قرار داد و نوشت: «نگاه ایران و جهان این روزها به حسن روحانی دوخته شده و از این منظر کرسی فعلی وی در مقام رئیس‌جمهور منتخب را به صندلی داغ این روزهای ایران تبدیل کرده است.»
بخشی از دشواری فراروی دولت آینده به سخت بودن کار اجرایی و مسئولیت قوه‌مجریه مربوط است، اما برخی دیگر ناشی از فضاسازی و فشار روانی-تبلیغاتی است که عمدتاً از سوی به ظاهر دوستان رئیس‌جمهور و تحت ادعای سهم نمی‌خواهیم، صورت می‌گیرد!
در همین رابطه روزنامه «ابتکار» در حالی از روزهای دشوار روحانی سخن می‌گوید که در سرمقاله همین روزش (5/5/92) با تقبیح رفتار اصولگرایان در قبال منتخب مردم، سهم‌خواهی اصلاح‌طلبان را این‌گونه تئوریزه می‌کند که «اصولگرایان محترم باید قبول کنند که پیروز 24 خرداد نه آقای جلیلی که حتی ناطق‌نوری هم نیست. گرچه پیروزی روحانی مدیون حمایت آقایان آیت‌الله هاشمی و سیدمحمد خاتمی است، ولی رأی مردم به‌نام حسن روحانی با مشخصات فکری، سیاسی شناخته شده وی می‌باشد.»
در همین راستا روزنامه «آرمان» پیشنهاد «احمدی‌نژاد مشاور روحانی شود» را از قول زیباکلام با حروف درشتی تیتر کرد و در تیتر یک روز اول هفته خود نوشت: «فرمانده کابینه در سکوت ژنرال‌ها را می‌چیند.»
«اعتماد» هم در همین روز به بهانه فشار اصولگرایان به روحانی ذیل تیتر «هشدار، فشار و چانه‌زنی اقلیت اصولگرا در برابر روحانی» نوشت: «فراکسیون تحت ریاست حداد عادل در مجلس که با نام فراکسیون اصولگرایان فعالیت می‌کند، این روزها تبدیل به اتاق فکر طیفی شده که تعیین خط قرمز و صدور هشدارهای پی درپی برای کابینه هنوز تشکیل نشده دولت یازدهم را در دستور کار خود قرار داده‌اند.»
این روزنامه یک روز بعد برای تحلیل‌نظر خود به کابینه یازدهم، روی تصویر بزرگی از محمدجواد ظریف از وی به‌عنوان جدی‌ترین گزینه وزارت خارجه نام برد و نوشت: «محمدجواد ظریف در حالی جانشین علی‌اکبر صالحی در وزارت خارجه خواهد شد که شش سال پیش در چنین روزهایی با تلخکامی این وزارتخانه را ترک کرد.»
«آرمان» هم در همین روز (6/5) وزارتخانه حساس دیگری را مورد هدف قرار داد و روی تصویر تمام قدی از علی جنتی نوشت: «چه کسی وزیر ارشاد می‌شود؟» این روزنامه در پاسخ به پرسش فوق از علی جنتی به عنوان فردی میانه‌رو و متفاوت از پدر یاد کرده و در معرفی او می‌نویسد: «او فرزند آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان است. فرزند او یعنی علی دارای دیدگاه‌های کاملاً اعتدال‌طلبانه است. او یکی از حامیان سرسخت آیت‌الله هاشمی است. همین موضوع سبب شده تا مشی فکری او و پدرش را بتوان دارای فاصله از هم دانست.»
«مردم‌سالاری» هم با اختصاص تیتر اول و سرمقاله روز نخست هفته به این موضوع، همین رویه را به شکل دیگری دنبال کرد و با حروف درشتی بر اینکه «مخالفان گفتمان غالب مردم نباید عضو کابینه باشند»، تأکید کرد. این روزنامه در سرمقاله خود با عنوان «چرا پیروزی روحانی، پیروزی اصلاح‌طلبان است؟» مقصود خویش از مخالفان را اصولگرایان توصیف کرد و در بیان دلایل خود به برنامه انتخاباتی دکتر روحانی اشاره کرد.
روزنامه «بهار» به شکل افراطی‌تری این خط را در شماره (7/5) دنبال کرد و با اختصاص چند تیتر خود به این موضوع، جمله «افراطیون برای روحانی تعیین تکلیف نکنند» را تیتر اول خود برگزید و در سرمقا‌له‌اش نوشت: «آقای روحانی! کسانی که امروز شما را از عارف‌ها، جهانگیری‌ها، نجفی‌ها، زنگنه‌ها، یونسی‌ها، مسجدجامعی‌ها، بانک‌ها، توفیقی‌ها، فرجی داناها، کلانتری‌ها، حجتی‌ها، صفدر حسینی‌ها و خلاصه هر که با خاتمی و هاشمی کارکرده برحذر می‌دارند، فردا فهرستی به دست شما می‌دهند که معاون اولش حسین شریعتمداری، البته با اختیارات ریا‌ست جمهوری، وزیر کشورش حسین‌الله کرم، اطلاعاتش روح‌الله حسینیان، علومش کامران دانشجو یا رحیم پورازغدی و... خواهد بود»!
«شرق» هم در این روز روی تصویر بزرگی از علی مطهری نوشت: «به بهانه فتنه، وزیر به روحانی تحمیل نکنید.»
تیتر اول روزنامه «اعتماد» در روز آخر هفته نیز به گزارشی اختصاص داشت که عنوان آن را فشار به رئیس‌جمهور منتخب برای انتخاب وزرا شکل می‌داد.
«آفتاب یزد» در این روز به تفسیر آنچه فشار اصولگرایان توصیف کرد، پرداخت و در ادامه تیتر «اصولگرایان دست و پا نزنند»، نوشت: «اولاً هدف‌شان این است که آقای دکتر روحانی را تحت فشار قرار دهند و ایشان هم دستش برای انتخاب وزرای دلخواهش باز نباشد و ثانیاً وانمود کنند که به هر حال ما شکست نخوردیم.»
فضاسازی رسانه‌ای روزنامه‌های اصلاح‌طلب جهت تحمیل افراد موردنظر خود به کابینه و وارد ساختن اصولگرایان به خواسته خود، سبب واکنش تند روزنامه‌های وابسته به اصولگرایان شد. «کیهان» در یکی از سرمقاله‌های خود که به این موضوع اختصاص داده بود، عدم رأی‌اعتماد مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور را «هدیه مجلس به روحانی و ملت» توصیف کرد و نوشت: «در رأی‌اعتماد یا عدم اعتماد به وزرای پیشنهادی پای اسلام و انقلاب و نظام در میان است و این وظیفه خطیر نباید تحت‌الشعاع برخی از خط‌کشی‌ها و دسته‌بندی‌های موجود در میان نمایندگان اصولگرای مجلس قرار گیرد.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

چرا غرب تغییر سیاست‌های ایران را طلب می‌كند!
در ماه‌های اخیر به‌ویژه از زمان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، كشورهای اروپایی و آمریكایی دائماً یك واژه را تكرار می‌كنند و آن لزوم تغییر در عملكردهای جمهوری اسلامی ایران است. آنها اصرار دارند كه ایران باید سیاست تغییر را در پیش گرفته و با نگاهی جدید به تعامل با دنیا بپردازد. حال این سوال مطرح است كه چرا غرب این چنین به دنبال تغییر سیاست‌های ایران است و چنان ادعا می‌كند كه با ایجاد چنین تغییری احتمال رویكرد این كشورها به ایران وجود دارد. آیا آنها به دنبال كمك به توسعه و پیشرفت ایران هستند؟ آیا آنها برآنند تا ایران به جایگاه جهانی دست یابد و به زعم آنها از انزوا خارج شود؟ آیا خواستار آنند تا حقوق ملت ایران محقق گردد؟
در پاسخ به این پرسش‌ها چندین پرسش دیگر در ذهن ایجاد می‌شود و آن اینكه اگر غرب واقعاً به فكر ملت ایران است و تعالی آن را در داخل و خارج پیگیری می‌كند، چرا در طول سده‌های گذشته یعنی از زمانی كه پای غربی‌ها به ایران باز شده هرگز اقدامی جز استعمار و استثمار ملت و منابع ملی ایران صورت نداده‌اند؟ چرا هشت سال جنگ را به ملت ایران تحمیل و حتی رژیم صدام را به پیشرفته‌ترین سلاح‌های كشتار جمعی مجهز كردند؟ چرا از ابتدای انقلاب اسلامی تحریم ملت ایران را در پیش گرفتند؟ چرا در صحنه جهانی از جمله در شورای امنیت به صدور قطعنامه علیه ایران پرداخته‌اند؟ چرا در برابر حقوق هسته‌ای ملت ایران رویكرد خصمانه اتخاذ و از پذیرش آن خودداری كرده‌اند و در این راه حتی به ترور دانشمندان هسته‌ای كشورمان دست زدند؟
پاسخ به این چراها و صدها چرای دیگر، این اصل را آشكار می‌سازد كه غرب، نه به دنبال تعامل با ملت ایران و نظام اسلامی است و نه، ارزشی برای حقوق ملت ایران قائل می‌شود.
بر این اساس، به صراحت می‌توان گفت كه هدف غرب از ادعای لزوم تغییر در رفتار ایران به منزله آن نیست كه غرب به دنبال تعامل با ایران و یا تلاش برای پیشرفت داخلی و خارجی ملت ایران است.
رفتار غربی‌ها نشان می‌دهد كه آن‌ها همواره از سه اصل در هراس بوده و برای مقابله با آن هر اقدامی صورت داده‌اند. استقلال و آزادی ملت‌ها و مهم‌تر از آن اسلامیت ساختار سیاسی و اجتماعی كشورها مهم‌ترین مؤلفه‌ای است كه غرب همواره با آن به مقابله پرداخته است، چرا كه این اصول را برابر با پایداری ملت‌ها در مقابل استعمار و سلطه‌جویی‌های آن می‌داند. این امر را در عملكردهای بسیاری از كشورهای جهان می‌توان مشاهده كرد، به‌گونه‌ای كه هر كشوری در این مسیر گام برداشته غرب به مقابله با آن پرداخته است كه نمود عینی آن را نیز در تحركات دو سال و نیم اخیر غرب برای مصادره و به انحراف كشاندن بیداری اسلامی منطقه می‌توان مشاهده كرد.
بر این اساس می‌توان گفت كه تغییری كه غرب از آن یاد می‌كند و آن را مؤلفه‌ای برای رویكرد به ایران عنوان می‌دارد برگرفته از یك اصل و خواسته است و آن اینكه ملت ایران از استقلال، آزادی و ارزش‌های اسلامی خود دست برداشته و تمام قد، تسلیم خواسته‌های غرب باشد.
نكته قابل توجه، اینكه این رویكردها هم صرفاً در حد تظاهر است، چرا كه نظام سلطه حتی به متحدان خود نیز رحم نمی‌كند و در نهایت آن‌ها را قربانی منافع خود می‌سازد كه نمود عینی آن در اسناد افشا شده از سوی «اسنودن» افسر سابق سیا مبنی بر جاسوسی آمریكا از متحدان اروپایی خود قابل مشاهده است.
در مجموع می‌توان گفت كه غرب یك تغییر را طلب می‌كند و آن تغییر شامل كنار نهادن تمام حقوق و ارزش‌های دینی و ملی است كه هویت یك ملت را تشكیل می‌دهد. غرب به خوبی می‌داند كه ملت ایران با تكیه بر آموزه‌های اسلامی و با استقلال و آزادی توانسته به پیشرفت‌های داخلی و جهانی دست یابد و به الگویی برای جهانیان مبدل شود. غرب خواستار تغییر در این فرایند است تا به خواست همیشگی خود یعنی سلطه بر ایران و دور ساختن آن از معادلات جهانی دست یابد.


پرونده

احتمال انتقال پرونده هسته‌ای
به وزارت خارجه با مسئولیت ظریف
با نهایی شدن انتصاب محمد فروزنده به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در دولت حسن روحانی این سؤال مطرح است كه مسئولیت پرونده هسته‌ای ایران را چه كسی بر عهده خواهد گرفت. برخی كارشناسان عقیده دارند با توجه به سوابق فروزنده كه عمدتاً در زمینه‌های دفاعی و امنیتی است، این احتمال وجود دارد كه این بار مسئولیت پرونده هسته‌ای ایران به دبیر شورای عالی امنیت ملی واگذار نشود. به عقیده این كارشناسان، انتصاب محمدجواد ظریف به‌عنوان وزیر خارجه از سوی روحانی نشان‌دهنده این است كه وی احتمالاً مایل خواهد بود بار اصلی مذاكرات هسته‌ای را به دوش وزارت خارجه بگذارد.
نگرانی رژیم صهیونیستی از توافق هسته‌ای ایران و 1+5

به گزارش عصر ایران، روزنامه صهیونیستی معاریو نوشت: «چند هفته پیش، یكی از مقامات ارشد سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل به اروپا سفر كرد تا با همتایان اروپایی خود درباره ایران مذاكره كند. دلیل این مذاكرات، دریافت اطلاعاتی توسط تل‌آویو بود كه اسرائیل را بسیار نگران كرد. براساس این اطلاعات، امكان برقراری توافقی میان ایران و اروپا با رضایت و خرسندی آمریكا وجود دارد.» معاریو افزود: این مقام اطلاعاتی اسرائیل از همتایان اروپایی خود شنیده است كه اتحادیه اروپا پس از انتخاب حسن روحانی، رئیس‌جمهور جدید ایران، تحت فشارهای افكار عمومی اروپا، هیچ راهی به‌جز حركت به سوی حل آرام و راحت مسئله هسته‌ای تهران نمی‌بیند. مقامات صهيونيست تاكنون بارها ناخرسندی خود را از انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید ایران و امكان دستیابی به توافقی دیپلماتیك با اروپا برای حل مسئله هسته‌ای تهران خارج از خواسته‌های صهيونيست‌ها اعلام كرده بودند.
ادعای وجود تأسیسات هسته‌ای مخفی در ایران

مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی (ISIS) در گزارش تازه‌ای كه منتشر كرده، مدعی ساخت‌وساز در «كارخانه غنی‌سازی لیزری ایران» در لشكرآباد شده است. این مؤسسه مدعی است بررسی تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد كه كار گسترش ساخت‌وساز در این محوطه از سال 2008 آغاز شده و تا اوایل 2013 ادامه داشته است! گفتنی است وجود مركز علوم و فنون لیزر ایران نه‌تنها امری مخفی نبوده و نیست، بلكه پژوهش‌گران این مركز در عرصه بین‌المللی به‌خوبی شناخته شده‌اند. در گزارش مؤسسه علوم و امنیت به شكلی از وجود مركز علوم و فنون لیزر نام برده شده و نام دو دانشمند این عرصه مطرح شده كه گویا آن‌ها تا به حال به‌صورت كاملاً مخفی و دور از توجه عمومی فعالیت می‌كرده‌اند.
ساخت واكسن بیماری لكه سفید میگو با استفاده از فناوری هسته‌ای

متخصصان ایرانی برای نخستین بار در دنیا موفق شده‌اند با استفاده از فناوری هسته‌ای برای بیماری لكه سفید سخت‌پوستان، واكسن تولید كنند. بیماری لكه سفید میگو كه در میان سخت‌پوستان مشترك است در سال‌های اخیر باعث از بین رفتن تعداد زیادی میگو با ارزش هزاران دلار در مزارع پرورش میگوی كشورهای پیشرفته در پرورش میگو شده است.


مرورى بر يك رخداد
علی تتماج

مروري بر تحولات فلسطين از مذاكرات سازش در واشنگتن تا روز جهاني قدس
پيروزي دوباره مقاومت و شكست سازشكاران

«جان كري» وزير امور خارجه آمريكا از ابتداي حضورش در اين سمت (سال 2013) تاكنون هفت مرتبه به غرب آسيا سفر كرده است كه محور آن را نيز سازش فلسطيني‌ها و كشورهاي عربي با صهيونيست‌ها تشكيل مي‌داد. مورد تأكيد است كه هدف كري، سازش ميان فلسطيني‌ها و صهيونيست‌ها نبوده است، بلكه هدف، سازش فلسطيني‌ها با صهيونيست‌ها بوده است كه بر اساس آن، صهيونيست‌ها هيچ نيازي براي تغيير رفتار ندارند و اين فلسطيني‌ها هستند كه بايد تمام خواسته‌هاي صهيونيست‌ها را بپذيرند!
سرانجام نيز تحت فشار آمريكا، پس از سه سال وقفه دور جديد مذاكرات سازش ميان نماينده تشكيلات خودگردان و صهيونيست‌ها در واشنگتن برگزار شد. طرفين در حالي براي مذاكراتي 9 ماهه توافق كردند كه يك اصل اساسي در اين مذاكرات مشهود است و آن اينكه، هيچ نامي از حقوق فلسطيني‌ها از جمله مسئله بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، مسئله قدس و اراضي اشغالي 1967 به ميان نيامد و حتي مانند گذشته، شرط توقف شهرك‌سازي صهيونيست‌ها مطرح نشد. نكته قابل توجه آنكه، صهيونيست‌ها در ازاي اين همه امتيازي كه دريافت كردند، صرفاً به ادعاي آزادي 104 اسير فلسطيني بسنده كردند كه آن هم هرگز اجرا نخواهد شد و با ترفندي زير پا گذاشته مي‌شود، چنانكه در گذشته نيز چنين كرده‌اند.
اهداف آمريكا از سازش
سؤال مطرح در مذاكرات واشنگتن آن است كه چرا آمريكا براي اجراي اين مذاكرات اين چنين تقلا كرده و چه اهدافي را در وراي‌ آن پيگيري مي‌كند. در پاسخ به اين پرسش چند نكته قابل توجه است.
اول آنكه، رژيم صهيونيستي به شدت در حوزه داخلي و خارجي با چالش و بحران مواجه است. آمريكايي‌ها در كنار حمايت‌هاي اقتصادي و نظامي از اين رژيم برآنند تا با اجراي روند سازش، تثبيت اشغالگري‌هاي جديد اين رژيم در كرانه باختري، قدس و نقب را اجرايي سازند. در همين حال، مشروعيتي ساختگي را براي اين رژيم در منطقه به نمايش گذارند.
دوم آنكه، آمريكا در منطقه تلاش دارد تا مديريتي آمريكايي را به نمايش گذارد. اوج اين تحركات را در سفرهاي مكرر مقامات آمريكايي به مصر و تحرك عليه سوريه مي‌توان مشاهده كرد. آمريكايي‌ها در حالي در حوزه سوريه با شكست مواجه شده‌اند كه برآنند تا از اوضاع بحراني منطقه از جمله نابساماني در مصر، تونس و ليبي براي سرپوش نهادن بر ناكامي‌هاي خود در سوريه و نيز نمايش مديريت خود بر تحولات منطقه بهره‌ گيرند. اجراي روند سازش در واشنگتن بخشي از اين سناريو بوده است تا به‌زعم آمريكايي‌ها، نمادي از اقتدار منطقه‌اي آمريكا باشد.
توهمي كه فرو پاشيد
آمريكايي‌ها بر اين ادعا بودند كه با برگزاري نشست واشنگتن به دنبال روند صلح در منطقه بوده‌اند، حال آنكه روند تحولات، امري مغاير با اين ادعا را نشان داد.
اولاً؛ صهيونيست‌ها همزمان با نشست واشنگتن رسماً اعلام كردند كه از شهرك‌سازي عقب‌نشيني نخواهند كرد و همچنان روند اخراج فلسطيني‌ها از جمله در نقب را ادامه می‌دهند. صهيونيست‌ها با اين اقدامات، بار ديگر اثبات كردند كه واژه‌اي به نام صلح براي آن‌ها معنا ندارد و صرفاً به دنبال اشغالگري و نابودي فلسطين هستند. اين امر ادعاي آمريكا مبني بر تلاش براي حمايت از فلسطين را آشكار ساخت.
ثانياً؛ مخالفت مردم و گروه‌هاي مقاومت فلسطيني با نشست واشنگتن كه با تظاهرات در اراضي اشغالي و كرانه باختري همراه بود، نشان داد كه وعده‌ها و ادعاهاي آمريكا نمي‌تواند ملت فلسطين را به ناديده گرفتن حقوق خود وادار سازد، چنانكه فلسطيني‌ها رسماً بر باطل بودن توافقات واشنگتن تأكيد كردند.
ثالثاً؛ شكست توهم بزرگ آمريكا و صهيونيست‌ها را در حضور گسترده جهانيان در برگزاري روز جهاني قدس مي‌توان مشاهده كرد. آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها بر آن بودند تا با برگزاري مذاكرات سازش درست سه روز پیش از روز قدس، ضمن تحقير جهان اسلام، به قدرت نظامي در صحنه جهاني بپردازند. اما اين توهم چندان دوام نياورد و نه‌تنها ملت‌هاي مسلمان، بلكه آزادي‌خواهان در سراسر جهان با گراميداشت روز قدس، بر حمايت از فلسطين و نفي هرگونه سازشكاري تأكيد كردند.
پيام ملت‌ها، مقابله با آمريكا و صهيونيست‌ها و وحدت در حمايت از ملت فلسطين بود كه با تكيه بر اصل مقاومت صورت مي‌گيرد.
مجموع تحولات ذكر شده اين امر را مورد تأكيد قرار مي‌دهد كه دور جديد مذاكرات سازش نيز با شكست همراه خواهد شد، چرا كه صهيونيست‌ها نشان داده‌اند كه هيچ واژه‌‌اي به نام صلح براي آن‌ها معنا ندارد و از سوي ديگر، آمريكا نيز هيچ طرحي براي احقاق حقوق فلسطيني‌ها ندارد و صرفاً به دنبال تأمین منافع صهيونيست‌ها مي‌باشد. در اين ميان، ملت فلسطين و تمام آزادي‌خواهان نيز با رد سازشكاري، بر ادامه مقاومت به‌عنوان تنها گزينه براي احقاق حقوق ملت فلسطين تأكيد دارند كه نمود عيني آن را در خروش جهانيان در حمايت از آرمان فلسطين در روز قدس مي‌توان مشاهده كرد.


اقتصادى
سعید مهدوی

آن سوی تحریم جدید نفتی آمریكا
مجلس نمایندگان آمریكا در راستای سیاست‌های مستبدانه و در ادامه تحریم‌های یك‌جانبه خود، تحریم‌های نفتی جدیدی علیه كشورمان تصویب كردند. براساس این طرح كه با اكثریت آرای نمایندگان تصویب شد، صادرات نفت ایران كه هم‌اكنون حدود یك میلیون بشكه در روز است در مدت یك سال، باید به یك میلیون بشكه در روز كاهش یابد. در خصوص تحریم نفتی جدید نمایندگان مجلس آمریكا موارد زیر قابل تأمل و بررسی است؛
1- تشدید تحریم نفتی ایران، بازار جهانی نفت را به چالش كشانده و بهای جهانی نفت را افزایش می‌دهد؛ بهاي هر بشكه نفت خام آمريكا موسوم به «وست تگزاس اينترميديت» كه در هفته گذشته در مسیر صعودی قرار داشت، روز چهارشنبه (9 مرداد) با كاهش همراه شد و به 103 دلار و 30 سنت در هر بشكه رسید. اما پس از تشدید تحریم‌های جدید نفتی علیه ایران و تصویب آن در مجلس نمایندگان آمریكا، قیمت نفت خام این كشور روز پنج‌شنبه (10 مرداد) با افزایش حدود 2 دلاری به 105 دلار و 37 سنت در هر بشكه رسید و یك روز بعد نیز باز هم با حدود 2 دلار افزایش به قيمت 107 دلار و 82 سنت در هر بشكه معامله شد. در همین زمینه پس از تصویب تحریم‌های جدید، رویترز گزارشی منتشر كرد كه براساس آن تحلیلگران معتقدند تحریم‌های صورت گرفته سبب افزایش قیمت‌ها به‌ویژه در بازار نفت می‌شود و در آینده نزدیك آمریكا و متحدانش را با مشكلاتی مواجه خواهد كرد.
2- واكنش‌های تند مشتریان نفت ایران به این طرح كه جایی برای كاهش بیشتر واردات وجود ندارد؛ كشورهای چین، هند، ژاپن و كره‌جنوبی كه واردكنندگان عمده نفت خام از ایران هستند، طی ماه‌های ژانویه تا ژوئن سال جاری، خرید نفت خود از ایران را به میزان یك‌پنجم كاهش داده‌اند و واكنش‌های تند آن‌ها، خبر از عدم توانایی آن‌ها برای كاهش بیشتر و وابستگی آنان به نفت ایران را نشان می‌دهد. متوسط واردات روزانه این كشورها در دوره شش ماهه اول سال جاری به حدود 960 هزار بشكه رسید، در حالی كه در دوره مشابه سال گذشته، این میزان بیش از یك میلیون و دویست‌هزار بشكه بود. ژاپن 5/22 درصد كاهش در واردات نفت خام از ایران در این شش ماهه داشته و واردات نفت هند نیز در این مدت 43 درصد، واردات نفت كره‌جنوبی 27 درصد و واردات نفت چین در این مدت تنها 2 درصد كاهش داشته است. یكی از مقامات ارشد دولت تركیه كه روزانه 110 هزار بشكه نفت خام از ایران وارد می‌كند، در واكنش به این تحریم نفتی جدید اظهار كرده كه كاهش بیشتر واردات نفت خام از ایران، تركیه را به شدت در تنگنا و سختی قرار می‌دهد. تركیه پیشتر واردات نفت از ایران را به میزان 40 درصد كاهش داده بود.
3- كاهش وابستگی بودجه به نفت در اثر تحریم‌ها؛ عده‌ای از كارشناسان نیز معتقدند كاهش صادرات نفت، بهترین هدیه‌ غربی‌ها به ملت ایران در 100 سال اخیر است و ما باید ضمن استقبال از این موضوع، برای تحقق آرزوی دیرینه‌ قطع وابستگی بودجه‌ عمومی به عواید خام‌فروشی تلاش كنیم.
4- اذعان به بی‌تأثیری تحریم‌های گذشته؛ سازمان كشورهای صادركننده نفت خام (اوپك) در جدیدترین گزارش خود با نام «بولتن آماری 2013» درآمد نفتی ایران در سال 2012 را بیش از 100 میلیارد دلار اعلام كرد. بر اساس این گزارش، ایران از محل فروش نفت و میعانات گازی در سال گذشته میلادی 101 میلیارد دلار درآمد كسب كرده است. با وجود به اجرا گذاشته شدن تحریم نفتی غرب علیه ایران از اواسط سال 2012 درآمد نفتی ایران در این سال نسبت به سال پیش از آن تنها 13 میلیارد دلار كاهش داشته است. ایران در سال 2011 بالغ بر 114 میلیارد دلار درآمد نفتی كسب كرده بود.


نداى قدس

«رژیم صهیونیستی» رژیمی نژادپرست است
طرح «براور» برای تخلیه بادیه‌نشینان فلسطینی نقب که جدیدترین قانون نژادپرستانه تصویب شده در کنست صهیونیستی است، سبب بروز تنش شدید میان دولت عبری و شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد شده است. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی «ناوی ویلا» عضو شورای حقوق‌بشر سازمان ملل از اقدام رژیم صهیونیستی در تخلیه بادیه‌نشینان نقب به عنوان طرحی نژادپرستانه و ترانسفر اجباری یاد کرده است. ویلا خواستار بازنگری رژیم صهیونیستی در طرح براور شد که به گفته وی «باعث تخریب 35 روستای فلسطینی و آوارگی 30 الی 40 هزار نفر از فلسطینیان از خانه و کاشانه خود می‌شود.»
رزمايش نافرجام ارتش عبری در صحرای نقب

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، در رزمایش نظامی یگان چتربازان رژیم صهیونیستی در صحرای نقب هزارودویست چترباز حضور داشتند که برای تقویت توان رزمی خود به انجام آموزش‌های نظامی پرداختند. گزارش‌ها حاکی از آن است که به علت مه غلیظ، حدود یک‌سوم از چتربازان نتوانستند با موفقیت فرود بیایند. همچنین در این رزمایش حدود بیست نفر از نظامیان رژیم صهیونیستی زخمی شدند. تجهیزات سنگین از جمله مخزن آب، مسلسل و خودروهای نظامی نیز با چتر به پایین انداخته شدند.
پیش‌نویس لایحه سربازگیری «حریدی‌ها» لغو شد

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی دستور پیش‌نویس سربازگیری هزاران حریدی را به مدت چهار ماه به تأخیر انداخت. تاکنون هزاران یهودی افراطی بارها در اعتراض به کارگیری حریدی‌ها در ارتش این رژیم و اجباری کردن خدمت برای آنها تظاهرات کردند. در حال حاضر سالیانه هشت هزار نفر به علت تحصيل در مدارس دينی این رژیم، از خدمت نظامی در ارتش رژیم صهیونیستی معاف می‌شدند؛ اما بر اساس پيش‌نويس قانون لزوم خدمت نظامی که در ماه جاری میلادی (جولای) تصویب شد، سالیانه فقط هزار و هشتصد دانش‌آموز «برجسته» مدارس دينی از خدمت نظامی معاف خواهند شد. این اقدام رژیم صهیونیستی سبب خشم و نگرانی یهودیان حريدی شده است. یهوديان حریدی از متعصب‌‌ترين فرقه‌ها در دين يهود به حساب مي‌آيند. حریدی‌ها تقریباً 10 درصد جمعیت جامعه صهیونیستی را شامل می‌شوند.
افزایش جرم و جنایت در فلسطین اشغالی

روزنامه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی اعلام کرد: «پدیده جرم و جنایت از جمله انفجار و بمب‌گذاری در فلسطین اشغالی از سوی گروهک‌های جنایتکار اسرائیلی افزایش یافته است.» یک افسر بلندپایه رژیم صهیونیستی گفت: «پلیس اسرائیل برای برخورد با جرائم تروریستی مانند بمب‌گذاری و انفجار با مشکلات زیادی مواجه است.» وی افزود: «عملیات انفجارها اغلب در شرکت‌ها، خانه‌ها و خودروها صورت می‌گیرد و پلیس اسرائیل از برخورد با این پدیده رو به رشد درمانده است.» «یوحنان دانینون» سربازرس پلیس رژیم صهیونیستی برای مقابله با افزایش شدید عملیات‌های انفجاری به تأسیس یگان موسوم به «یگان 433» مبادرت ورزیده است.
مذاکرات با رژیم صهیونیستی حقه و دام است

«رمضان عبدالله» طی سخنانی در مراسم افطاری در بیروت که به مناسبت گرامیداشت روز جهانی قدس برگزار شده بود، گفت: «من معتقدم که رهبری فلسطین به‌خوبی می‌داند که از سرگیری مذاکرات سازش، مسئله فلسطین را در میز داد و ستد با سایر مسائل خاورمیانه قرار خواهد داد و من امیدوارم که آنها در این دام نیفتند.» وی افزود: «ابتکار طرح صلح عربی طرح جدید و خطرناک‌تر از اعلامیه بالفور است.» رمضان شلح خاطرنشان کرد: «ملت فلسطین حدود 65 سال پیش شاهد بزرگ‌ترین عملیات کوچاندن و سیطره بر سرزمین مادری‌اش بود و در صورت امتیازدهی‌های تشکیلات خودگردان، ممکن است دولت عبری به‌زودی فاجعه اشغال فلسطین را تکمیل کرده و فلسطین را دولتی کاملاً یهودی اعلام کند.»
 


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

آنچه در شمال آفريقا مي‌گذرد
قاسم غفوری

شمال آفريقا با محوريت مصر، تونس و ليبي از سال 2011 با مجموعه‌اي از چالش‌هاي امنيتي و سياسي همراه شده است. هر چند كه مردم در مصر، مبارك، در تونس، بن‌علي و در ليبي، قذافي را از صحنه خارج كردند، اما فقدان رهبري واحد و مقتدر و فريب‌خوردگي دولتمردان از غرب و برخي كشورهاي عربي موجب شد تا چنان كه بايد، قيام مردمي به نتيجه مطلوب خويش دست نيابد.
سه كشور مذكور در هفته‌هاي اخير با مجموع جديدي از چالش‌هاي امنيتي مواجه شده‌اند چنانكه در مصر پس از سرنگوني مرسي توسط ارتش، درگيري‌هاي خياباني به اوج رسيده است و در تونس نيز ترور محمد البراهمي از نمايندگان پارلمان و رهبران مخالف دولت و در ليبي نيز ترور برخي فرماندهان نظامي و سياسي، فضايي از التهاب و درگيري را به همراه داشته است. حال اين سؤال مطرح است كه آيا اين تحولات ارتباطي با يكديگر دارند يا خير و دشمنان بيداري اسلامي چه اهدافي را در وراي تحولات كنوني پي‌گيري خواهند كرد؟
ابعاد بازيگران تحولات
هر چند تحولات مصر، تونس و ليبي در قالب ساختاري تفاوت‌هايي دارند اما در نهايت، داراي نقاط راهبردي هستند كه به نوعي، آن‌ها را به يكديگر پيوند مي‌دهند. در هر سه كشور در حوزه داخلي چند بازيگر را مي‌توان مشاهده كرد. نخست؛ مردم و آناني كه زماني عليه دولت‌هاي حاكم قيام كردند اكنون شرايط را مغاير با آرمان‌هاي خود مي‌بينند و براي جلوگيري از مصادره قيام‌شان به خيابان‌ها آمده‌اند. آن‌ها برآنند تا آرمان‌هاي خود را حفظ كنند كه به آتش كشيدن پرچم آمريكا نمودي از آن است.
دوم؛ جريان‌هاي حاكم هستند كه به دليل نداشتن توان نظامي به مؤلفه‌هاي خياباني روي آورده‌اند و برآنند تا با استفاده از وزن‌كشي خياباني و پايداري حاميان خود، مانع از سقوط دولت شوند و يا مانند مرسي در مصر به دنبال بازگشت به قدرت در وراي اعتراض‌هاي مردمي هستند.
سوم؛ جريان‌هاي مخالف شامل گروه‌هاي بر جاي مانده از دوران حاكمان و نيز گروهي از جريان سكولار هستند كه برآنند تا از فضاي موجود براي كسب مجدد قدرت استفاده كنند.
چهارم؛ جريان‌هاي سلفي هستند كه نتوانسته‌اند در سوريه امارت اسلامي خود را ايجاد كنند اكنون برآنند تا در مصر، تونس و ليبي به اين امر دست يابند، چنانكه بخش عمده ناآرامي‌های اين كشورها برگرفته از اقدامات آن‌ها است.
پنجم؛ ارتش كه تلاش دارد تا ضمن معرفي خود به عنوان ناجي كشور، قدرت را كاملاً در اختيار گيرد، چنانكه ارتش مصر در روز جمعه 4/4/92 در فراخواني بر حضور مردم در ميدان تأكيد كرد تا شايد با اين روند بتواند قدرت را در دست گيرد.
حوزه خارجي
در كنار بازيگران عرصه داخلي، در صحنه بيروني اين كشورها نيز بازيگراني حضور دارند كه هر كدام به‌نوعي خواستار دخالت در امور اين كشورها هستند و نقش‌آفريني آن‌ها بر اين بحران‌ها دامن زده است. در اين حوزه دو طيف بازيگران مشاهده مي‌شوند.
اولاً؛ كشورهايي مانند تركيه هستند كه روند تحولات را برابر با حذف خود از صحنه شمال آفريقا مي‌دانند به‌ويژه اينكه، سقوط دولت‌ها در اين كشورها برابر با سقوط جريان اخوان‌المسلمين است كه مهم‌ترين پشتوانه تركيه براي ايفاي نقش در اين كشورها بوده است. بر اين اساس است كه سران تركيه آشكارا تحولات شمال آفريقا را كودتا دانسته، بر مقابله با آن تأكيد دارند.
ثانياً؛ كشورهاي عربي نظير عربستان و قطر، در كنار آمريكا و اروپا و صهيونيست‌ها هستند كه برآنند تا سوار بر موج حركت‌هاي مردمي و هدايت آن‌ها، منافع خود را تأمين كنند.
در چارچوب رفتاري آن‌ها، اهداف كوتاه‌مدت و بلندمدت مشاهده مي‌شود. در حوزه كوتاه‌مدت، آن‌ها برآنند تا جريان اخوان‌المسلمين را كه تهديدي براي آن‌ها است، از صحنه سياسي حذف كنند. هر چند آن‌ها يك سال پيش، به‌اجبار جريان اخوان را در ليبي، مصر و تونس پذيرفتند، اما در اين مدت، چنان طراحي كرده‌اند تا در نهايت اخوان به‌عنوان مؤلفه‌اي ناكارآمد از صحنه حذف گردد. نكته مهم در اين حوزه آنكه، ائتلاف مذكور ابتدا از اخوان‌المسلمين عليه مقاومت بهره‌برداري كرد، چنانكه اكثر نيروهاي سلفي و تكفيري اعزام‌شده به سوريه از طريق مصر، تونس و ليبي بوده است. اكنون كه اخوان وضعیت اجتماعي متزلزلي يافته و از سوي ديگر در صحنه سوريه اميدي به سرنگوني نظام سوريه ندارند، برآنند تا طرح حذف اخوان از صحنه را اجرايي سازند. نكته مهم آنكه، ائتلاف مذكور همزمان با اخوان، تركيه را نيز كه داعيه‌دار بازيگري در منطقه است به زير كشيده و بيش از گذشته، آنكارا را به پذيرش خواسته‌هاي خود سوق مي‌دهند.
گفتنی است ائتلاف مذكور در كنار اهداف كوتاه‌مدت، طرح‌هاي بلندمدتي را نيز در نظر دارد و آن اينكه، تلاش مي‌كند تا با الگو نشان دادن ليبي، مصر و تونس به عنوان محورهاي آغاز بيداري اسلامي چنان عنوان دارد كه حكومت اسلامي و دموكراسي مردمي نتيجه‌اي به همراه ندارد، لذا ملت‌هاي عربي از يك سو بايد پذيرنده حاكمان دست‌نشانده باشند و از سوي ديگر، از مقابله با غرب خودداري كنند، چرا كه تنها الگوي باقي‌مانده برای رسيدن آن‌ها به دموكراسي است.
نتيجه‌گيري
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت؛ شمال آفريقا دوراني پر فراز و نشيب را سپري مي‌كند چرا كه از يك‌سو دسته‌بندي قدرت در داخل اين كشورها در حال افزايش است و از سوي ديگر، بازيگران خارجي براي رسيدن به اهداف خود بر موج اعتراض‌هاي مردمي سوار شده و برآنند تا تحولات را به نفع خود هدايت كنند. در اين ميان، مصادره بيداري اسلامي و ايجاد فضاي منفي مبني بر ناكارآمدي بيداري اسلامي، مهم‌ترين تهديد در اين حوزه است. در برآيند داخلي اين كشورها در مقطع كنوني، سلطه ارتش بر ليبي، تونس و مصر محتمل‌ترين گزينه است، مگر در معادلات خياباني و معادلات جهاني تغييرات ايجاد گردد و در غير اين صورت، نظاميان، اولين گروه خواهند بود كه به بهانه امنيت، براي مصادره قدرت گام برخواهند داشت. در حالي كه بازيگران خارجي نيز همچنان براي رسيدن به اهداف خود به بحران‌سازي ادامه مي‌دهند.


جنون در سياست آمريكايي
علي تتماج

«كلاوس برينك‌باور»، نويسنده آلماني در تارنماي «اشپيگل آن‌لاين» يادداشت خود را اينگونه آغاز كرده است: «آمريكا بيمار است. 11 سپتامبر جراحتي بهبود نيافته بر آن گذاشت كه با طي بيش از 12 سال هنوز نيز اين جراحت آشكار است، اما ما فقط الان مي‌توانيم دريابيم كه بيماري آن واقعاً تا چه حد عميق است. اعمال NSA، آژانس امنيت ملي آمريكا، بسيار بيشتر از صرف مكالمات تلفني و حيات ديجيتالي ميليون‌ها نفر از مردم عادي بوده است. رسوايي جاسوسي جهاني نشان مي‌دهد كه آمريكا به ديوانه‌اي مبدل شده كه دچار رفتار تهاجمي شده است. اعمال آن به كلي از تناسب خارج و خطرناك شده است». بايد توجه داشت كه اين نحو قضاوت در مورد اعمال آمريكا تنها مختص به اين تحليلگر سياسي نيست. پس از افشاگري‌هاي اخير ديگر چاره‌اي جز واقع‌بيني براي امثال برينك‌باور و ديگر تحليلگران در رسانه‌هاي غربي چه در آمريكا و چه در اروپا باقي نمانده است. اين واقع‌بيني به معناي بررسي و قضاوت در نوع رفتار آمريكا است، آن هم نه‌تنها در مقوله جاسوسي و آنچه «ادوارد اسنودن» افشا كرده، بلكه كل رفتار آمريكا از 11 سپتامبر به اين سو.
مسئله اساسي در اين بررسي و قضاوت يك بازپرسي از معنا و مفهوم تروريسم و جنگ با آن است. آمريكا به بهانه 11 سپتامبر جنگ عليه تروريسم را به راه انداخت و به نظر مي‌رسد كه با نزديك شدن به سيزدهمين سال آن واقعه وقت اين بازپرسي حداقل در رسانه رسيده باشد. «نيكلاس كريستف» تحليلگر «نيويورك تايمز» تروريسم و جنگ عليه آن را از جهت اهميت موضوع مورد بررسي قرار داده است. او نخست به آمار توجه مي‌كند كه از سال 2005 به اين سو به‌طور متوسط 23 آمريكايي از طريق تروريسم كشته شده‌اند كه عمده آن‌ها در خارج از آمريكا به قتل رسيده‌اند. او در برابر اين تعداد، آمار قابل توجهي‌ ارائه مي‌دهد، به نحوي كه «آمريكايي‌هاي بيشتري به واسطه سقوط تلويزيون يا وسايل ديگر كشته مي‌شوند تا از طريق تروريسم و 15 بار بيشتر از تروريسم، به واسطه سقوط از نردبان كشته مي‌شوند.» لحن كريستف آشكارا تمسخرآميز است كه تعداد كشته‌ها به‌واسطه سقوط تلويزيون را نه‌تنها در برابر كشته‌ها در حوادث تروريستي قرار مي‌دهد، بلكه حتي اهميت آن را نيز بيشتر مي‌داند، اما بايد گفت كه تكيه او به آمارها و واقعيت حوادث و كشته‌هاي آن است.
پرسش اين است كه آمريكا با اين تعداد كم از تلفات در حوادث تروريستي آن هم به‌طور عمده در خارج از آمريكا، چرا بايد از سال 2001 تاكنون بيش از هشت ميليارد دلار را در عرصه نظامي در خارج و امنيت داخلي هزينه كند.
انتقاد كريستف گوياي اين نكته است كه تلفات ناشي از پديده تروريسم براي جامعه آمريكايي آن‌قدر ناچيز است كه نمي‌تواند جوابگوي اين مقدار از هزينه سرسام‌آور باشد. وجه ديگر قضيه در توجه به خطر واقعي براي شهروندان آمريكايي، آزادي حمل سلاح در كشور است و نه تروريسم. آمار تلفات ناشي از آزادي حمل سلاح در آمريكا بسيار قابل توجه است. سالیانه 30000 نفر در این كشور توسط سلاح گرم كشته مي‌شوند. حتي يك كودك آمريكايي 13 بار بيشتر از كودكان ديگر در كشورهاي صنعتي در معرض اصابت گلوله قرار مي‌گيرد. دولت آمريكا در مقابل اين خطر و تلفات سنگين ناشي از آن چه مي‌كند؟ كريستف مي‌نويسد: «وقتي كه زمان مبارزه با اين مشكل مي‌رسد، پرزيدنت باراك اوباما و كنگره كار بسيار كمي انجام مي‌دهند يا، منصف باشيم، هيچ كاري نمي‌كنند. آنها گاه به گاه و بعد از يك قانون‌شكني مرگبار در اين مورد صحبت مي‌كنند، اما لابي سلاح به نحو علاج‌ناپذيري بيمار است و سلاح را از ضروريات براي دفاع از خود برمي‌شمرد.»!
دولت آمريكا در مقابل اين خطر و كاستن تلفات آن، جنگ عليه تروريسم را به راه انداخت و حركتي به نام القاعده را بازخواني كرد تا لشكركشي امپرياليستي خود را به راه بيندازد. اين لشكركشي طي حداقل يك دهه گذشته، تنها محدود به حملات نيروهاي آمريكايي به افغانستان و عراق نبود، بلكه مسئله زندان‌ها به‌خصوص ابوغريب و گوانتانامو و سپس مسئله هواپيماهاي بي‌سرنشين از عواقب جدي اين جنگ بود.
بيش از 11 سال است كه زندانيان گوانتانامو بدون هيچ اتهام مشخص يا حكم دادگاهي در حبس هستند و هيچ‌كس نيز نتوانسته دولتمردان آمريكا را متقاعد به پاسخ‌گويي كند، همان‌گونه كه كاخ سفيد تاكنون در مقابل حملات هواپيماهاي بي‌سرنشين آن به هيچ دولت يا نهاد بين‌المللي پاسخگو نبوده است. افشاگري پيرامون جاسوسي دولت آمريكا از دولت‌ها و نهادهاي بين‌المللي نيز همين رويه را نشان مي‌دهد. برينك‌باور نحوه عمل دولت آمريكا در پرونده جاسوسي آن را به عنوان عمل از سر قدرت مطلقه‌اي ارزيابي مي‌كند كه خود را وراي هر قانون بين‌المللي مي‌داند. او به نكته جالب توجهي اشاره مي‌كند و مي‌گويد؛ اگر جورج بوش بود، مي‌شد اين نوع عمل را توجيه كرد، چرا كه او قابل پيش‌بيني بود، اما نحوه رفتار اوباما به اين صورت توجيه‌ناپذير و به قول برينك‌باور «دلسردكننده» است. در هر صورت، آمريكا حتي در قامت فردي چون اوباما نيز دست به چنين رفتاري مي‌زند كه حتي رسانه‌هايي مانند اشپيگل آن‌لاين و نيويورك تايمز نيز مجبور مي‌شوند به آن اعتراف كنند. اين رويكرد نشان مي‌دهد كه چنين رفتاري در آمريكا نهادينه شده و چندان فرقي نمي‌كند كه چه كسي رئيس‌جمهور مي‌شود. اين رفتارها برگرفته از جنوني است كه در سياست آمريكايي ريشه دوانده است.


از نگاه دیگران

گزینه‌های صلح و افق‌های مقاومت
برخی فلسطینی‌ها را چه شده كه جز مذاكره، راهی را برای بازپس‌گیری زمین و رها شدن از شر اشغالگران نمی‌شناسند؟ آن‌ها به خیال دلبسته و به سراب امیدوارند. بر باد تكیه كرده‌اند و انتظار دارند از منشأ شرارت، خیر و نیكی حاصل آید. آن‌ها بار دیگر می‌خواهند دولت آمریكا را بیازمایند و به وعده‌های رئیس‌جمهور و تلاش وزیران خارجه اعتماد كنند. كسانی كه بیش از نیم‌قرن است، نزاع عربی و صهیونیستی را اداره می‌كنند و در این مدت، هیچ دستاوردی جز تأمین بیشتر امنیت صهیونیست‌ها و مسلح ساختن آن به جنگ‌افزارهای روز دنیا نداشته‌اند.
ولی با این حال، وعده‌های‌شان همچنان همان است كه بود. تغییری در آن‌ها صورت نگرفته و چیزی از دل آن‌ها بیرون نیامده است. سال‌ها گذشته و وعده‌های ریاست‌جمهوری آمریكا به فلسطینی‌ها در مورد كشور فلسطین به تاریخ پیوسته، آنچنان كه این وعده‌ها دستمایه مزاح مردم كوچه و بازار شده است.
شهرك‌سازی نه‌تنها متوقف‌نشده، بلكه شتاب بیشتری گرفته و صهیونیست‌ها در حال غصب اراضی بیشتر و ساخت‌وسازهای بیشتر هستند. صهیونیست‌ها برای حفظ ظاهر هم كه شده، ساخت‌وساز را حتی برای یك روز هم تعطیل نمی‌كنند و هر روز پیشروی كرده و زمین‌های جدیدی را می‌بلعند و در این هنگام، مذاكره‌كننده‌های فلسطینی را به باد ریشخند می‌گیرند. وقتی هم كه ادعا می‌كنند شهرك‌سازی را برای حسن‌نیت و تن دادن به خواست آمریكا و غرب برای مدتی به حالت تعلیق درآورده‌اند، در واقع قصد باج‌خواهی از غربی‌ها دارند.
آن كشور فلسطینی كه رئیس‌جمهور آمریكا وعده‌اش را داده، به شیوه آن‌ها تشكیل نخواهد شد. رؤسای‌جمهور زیادی تعهد كردند و وعده دادند، اما به هیچ‌یك از قول‌های‌شان عمل نكردند. این نه به دلیل ناتوانی آن‌ها بلكه به‌دلیل دروغگویی و حقه‌بازی‌شان بود. آن‌ها وعده‌هایی دادند كه نمی‌خواستند اجرای‌شان كنند. سریال قتل و ترور، دستگیری و شكنجه و محاكمه‌های نظامی در اوضاعی كه امكان تشكیل كشور وجود ندارد همچنان پابرجاست.
رژیم اشغالگر سیاست‌های تجاوزكارانه خود را در زمینه نقض حقوق شهروندان، حمله به شهرها و روستاها، پیشروی در مناطق، تخریب زیرساخت‌ها و ادارات، منازل، مراكز تولیدی و صنعتی و قلع و قمع درختان و مزارع پی می‌گیرد و هر روز واقعیت‌های جدیدی را خلق می‌كند.
با وجود همه این واقعیت‌ها كه در سایه مذاكرات و فریب صلح به وجود آمده، كسانی كه جز این راه هیچ مسیر دیگری نمی‌شناسند به وزیر امور خارجه جدید آمریكا (جان كری) فرصت تازه‌ای دادند. وی پس از سفر ششم خود به غرب آسیا تنها توانست طرف فلسطینی را به دادن امتیازات بیشتر، پذیرش واقعیت و چشم‌پوشی از پیش‌شرط‌های خود متقاعد سازد، اما در برابر تل‌آویو خود را ناچار به پذیرش مواضع آن دید.
نمی‌دانم آن‌ها كه به واشنگتن رفت و آمد دارند یا حامی گزینه صلح هستند چگونه این امر را برای ملت خود توجیه می‌كنند؛ ملتی كه این را راهبرد ذلت و توهین می‌داند. كاش قوم ما این نگاه را درك می‌كردند كه مقاومت كارآمدترین ابزار در برابر دشمن صهیونیستی است. دشمن از بازگشت به این گزینه می‌هراسد و مانع آن می‌شود. ملت ما از پرداختن به آن بیمی ندارد و از سابقه درخشانی در این زمینه برخوردار است. مقاومت تنها ابزار آزادسازی است.
منبع: خبرگزاری سما
مترجم: سحر دولتیان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 584

اوباما در مقابله با ایران شکست خورده است
باشگاه خبرنگاران (9/5/1392): «فلینت و هیلاری مان لورت» کارشناسان پیشین دستگاه اطلاعاتی آمریکا در مقاله‌ای با عنوان «چرا ایران، اسد و حزب‌الله در حال پیروزی در نبرد علیه تروریست‌ها هستند؟» اذعان می‌کنند که جنبش مقاومت در نهایت پیروز نهایی نبرد سوریه علیه تروریست‌ها خواهد بود..
نویسندگان مقاله در ادامه اشاره می‌کنند که دولت اوباما به‌علت خصومت با ایران به مقابله با دولت اسد در سوریه ادامه می‌دهد و در این باره می‌افزایند: «بگذارید بگوییم که دولت اوباما در عرصه سیاست خارجی به علت مقابله با جمهوری اسلامی ایران به حمایت از معارضان سوری ادامه می‌دهد. اوباما با استفاده از معارضان سوری و حمایت از آنان درصدد این کار بوده است، اما این پروژه‌ای شکست خورده است.
ادعاي تکراري انديشکده آمريکايي
فارس(9/5/1392): در گزارشي منتشر شده از سوي يک انديشکده آمريکايي بار ديگر به ادعاهايي واهي و تکراري در مورد قابليت هسته‌اي کشورمان اشاره شده است. «ديويد آلبرايت» از بازرسان هسته‌اي پيشين و «کريستينا والروند» از موسسه آمريکايي موسوم به «علوم و امنيت بين‌المللي» در گزارش تازه خود مدعي شده‌اند که کشورمان از نظر فناوري هسته‌اي و ساخت سانتريفيوژهاي اضافي براي غني‌سازي اورانيوم در نيروگاه‌هاي نطنز و فردو تا سال 2014 ميلادي به «مرحله حساسي» خواهد رسيد. اين دو پژوهشگر آمريکايي در حالي ادعاي کذب خود را در مورد برنامه هسته‌اي کشورمان مطرح کرده‌اند که علاوه بر تکذيب دائمي اين موضوع از سوي مقامات کشورمان، دستگاه‌هاي اطلاعاتي غربي نيز بارها در گزارش‌های خود اين اخبار را تکذيب کرده‌اند.
ناتوانی ناوگان دریایی آمریکا برای مقابله با نیروی دریایی ایران
باشگاه خبرنگاران(8/5/1392): «نيكلاس آنزينگر» در مقاله‌اي به تقويت حضور نیروی دریایی ایران در درياي مديترانه اشاره و به دولت آمريكا توصيه مي‌كند كه متوجه افزايش قدرت و حضور نظامي و دريايي ايرانيان در آن ناحيه باشد.
انديشكده آمريكن اينترپرايز با اذعان به تقويت حضور نیروی دریایی ایران در آب‌هاي درياي مديترانه مي‌افزايد: «جمهوري اسلامي ايران حضور خود در آب‌هاي درياي مديترانه را افزايش داده است. «حسين سلامي» معاون فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اظهار داشته كه ايران افزايش حضور در مديترانه را در راستاي تأمين امنيت و منافع ملي خود مي‌داند. وي در اين باره خاطرنشان کرد كه اقدامات دولت آمريكا و رژيم صهيونيستي مانع توقف حضور ايران در آن منطقه نخواهد شد. در فوريه سال 2011 ميلادي نيز ناوهاي ايراني از طريق كانال سوئز وارد درياي مديترانه شدند. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي اين نخستين باري بود كه ناوهاي ايران وارد آن منطقه مي‌شدند.»
لفاظی ضد ايراني بولتون
ايرنا(6/5/1392): جان بولتون، سفیر اسبق ایالات متحده در سازمان ملل گفت: تل‌آويو با آزاد کردن 104 عرب زندانی مرتکب اشتباه شد، اما بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اين رژيم به احتمال زیاد محاسبه کرده تا در مقابل این تصمیم حمایت آمریکا در مقابله با ایران را کسب کند. بولتون افزود: آزادی زندانیان برای نتانیاهو معنای خاصی دارد، چرا که او بر مهم‌ترین موضوع مسئله تمرکز کرده است؛ برنامه هسته‌ای ایران.
به گفته این سیاستمدار آمریکایی که در موضع‌گیری علیه کشورمان مشهور است نتانیاهو باید تصمیم سختی می‌گرفت که آیا به ایران حمله کند یا در موضعی قرار‌ گیرد‌ که به اوباما بگوید من با وجود هزینه‌های سیاسی که متحمل می‌شوم، هرآنچه شما در مسئله اسرائیل- فلسطین خواستید انجام دادم، اکنون من از شما می‌خواهم تا علیه ایران با ما همراه شوید.
مذاکرات سئول-واشنگتن درباره ایران
ايسنا(9/5/1392): مقامات کره جنوبی و آمریکا درباره اجرای تحریم‌ها علیه ایران و کره‌شمالی با یکدیگر مذاکره کردند. دیوید کوهن، معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه با کیم‌کیو هیون، معاون وزیر امور خارجه کره جنوبی دیدار کرد. دو طرف ضمن بررسی تحریم‌ها علیه کره‌جنوبی در مورد همکاری درباره سری جدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران که از اول ژوئیه به اجرا درآمد و طلا و ارز ایران و نیز صنعت خودرو در این کشور را هدف گرفت، مذاکره کردند. چوتای یونگ، سخنگوی وزارت امور خارجه کره‌جنوبی در نشستی خبری گفت: (دو طرف) به‌طور ویژه به بررسی اجرای تحریم‌های اخیر علیه ایران پرداختند و ما همکاری جدی آمریکا را برای به حداقل رساندن خسارات وارده به تجارت‌مان خواستار شدیم.


هویت 314

فرانسه: هتاكي پليس به زنان محجبه
اسلام‌ستيزي در ميان مقامات و دستگاه‌هاي امنيتي فرانسه چنان افزايش يافته است كه بازرسي و كنترل يك زن محجبه مسلمان در شهر تراپ واقع در منطقه ايولين فرانسه با اعتراض جمعي از ساكنان محل مواجه شد و به درگيري آنان با نيروهاي پليسي انجاميد. اسلام‌ستيزي دولتمردان خشم مردم فرانسه را برانگيخته است، چنانكه چندي پيش جمعي از ساكنان محل در اعتراض به جريمه و بازداشت شوهر زني كه نسبت به كنترل پليسي از همسرش به دليل داشتن حجاب كامل و روبنده اعتراض كرده بود، در برابر پاسگاه شهر تراپ اجتماع كرده و با استفاده از سنگ و كوكتل‌مولوتف به پاسگاه پليس یورش بردند. فرانسه از آوريل سال 2011 قانوني را به اجرا گذاشته است كه بر اساس آن به زن مسلمان اجازه داده نمي‌شود تا در اماكن عمومي و اجتماع از روبنده استفاده كند و صورت خود را بپوشاند.
آلمان: ارعاب منتقدان از سوی پلیس و دستگاه‌های اطلاعاتی

در حالي افشاي همراهي آلمان با آمريكا در جاسوسي از شهروندان به رسوايي برای مقامات آلماني مبدل شده است كه تهديدات اعمال‌شده از سوي پليس و دستگاه‌هاي اطلاعاتي عليه منتقدان ابعاد جديدي از رسوايي را براي سران اين كشور رقم زده است. پليس و سرويس‌هاي امنيتي آلمان با تهديد يا سركوب مخالفان، آشكارا به صورت پليس سياسي عمل می‌كنند. به‌طور قطع، نهادهاي مختلف اطلاعاتي داخلي و بين‌المللي اطلاعاتي را كه به‌طور عمده با روش‌هاي غيرقانوني جمع‌آوري كرده‌اند در اختيار مقامات پليس قرار مي‌دهند و پليس با استفاده از آن اطلاعات اقداماتي عليه شهروندان صورت مي‌دهد. براساس تجربه پليس مخفي دولتي در دوران هيتلر، همكاري پليس و سرويس‌هاي مخفي آلمان پس از جنگ، در اين كشور ممنوع شد. با وجود اين، به اصطلاح براي «مبارزه با تروريسم» اين همكاري از سر گرفته شد.
آمريكا: تشدید تبعیض‌های اجتماعی

براساس گزارش‌های سازمان‌هاي آمريكايي، تعداد كودكان آمريكايي كه در خانواده‌های با درآمد پايين‌تر از خط فقر، زندگی می‌كنند، در سال 2011 به 4/16 میلیون نفر رسيده است. تقريباً از هر چهار كودك زیر پنج سال يك كودك آمريكايي (به عبارتي 26 درصد كودكان در سال 2011) در فقر زندگي مي‌كند.افزایش 000/700 نفري كودكان فقير در ایالات متحده میان سال‌های 2010 و 2011 در كنار سياست‌هاي نادرست اقتصادي و جنگ‌افروزي‌هاي دول پیشین آمريكا، جاي تأمل بسیاری دارد. براساس آمارهاي رسمي آمريكا، فقر كودكان آمريكايي از سال 2000 تا 2010 حدود 30 درصد افزایش داشته است. به عبارتي ديگر تعداد كودكانی كه در فقر زندگی می‌كنند به‌طور متوسط 2/4 میلیون نفر بین سال‌های 2000 و 2011 افزايش يافته است.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

سردار جوانی در گفت‌وگو با صبح‌صادق
پاسخ فتنه‌گران به چرایی اردوكشی خیابانی یعنی پذیرش ارتكاب جرم بزرگ

اشاره: روز یكشنبه ششم مردادماه جمع كثیری از دانشجویان دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی كشور با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دیدار كردند. در این نشست صمیمی تعدادی از دانشجویان نقطه‌نظرات خود درباره مسائل مهم كشور را طرح كردند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به مباحثی كه دانشجویان درباره فتنه 88 مطرح نمودند، فرمودند: «چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات 88 برای مواجهه با این مسئله، به خیابان‌ها اردوكشی كردند؟» معظم‌له با اشاره به ضرورت پاسخ دادن به این سؤال اصلی، فرمودند: «بارها و بارها این سؤال را نه در مجامع عمومی، بلكه به شكلی كه قابل پاسخ دادن باشد مطرح كرده‌ایم پس چرا جواب نمی‌دهند، چرا عذرخواهی نمی‌كنند؟»
هفته‌نامه صبح‌صادق در این راستا گفت‌وگویی را با سردار دكتر جوانی مشاور عالی نماینده ولی‌فقیه در سپاه داشته كه در پی می‌آید:
صبح‌صادق ـ به نظر شما چرا مدعیان تقلب در انتخابات به اردوكشی خیابانی روی آوردند؟
سردار جوانی: برای پاسخ به این پرسش باید ماهیت‌شناسی درستی از حوادث سال 88 داشته باشیم. در خصوص ماهیت آن حادثه دیدگاه‌های متفاوتی مطرح است و طرفداران هر یك از این دیدگاه‌ها، به این پرسش پاسخی متفاوت از دیگران می‌دهند. به نظر من اردوكشی خیابانی، بخشی از یك سناریوی از قبل طراحی شده بود. به عبارت دیگر اردوكشی خیابانی از قبل انتخابات طرح‌ریزی شده بود.
صبح‌صادق ـ چه دیدگاه‌هایی در مورد حوادث 88 وجود دارد؟
دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد، اما دو دیدگاه كلی و كاملاً متفاوت از برجستگی خاص برخوردار است. براساس یك دیدگاه، حوادث سال 88 دارای ماهیتی براندازانه بود و براساس دیدگاه مقابل، این حوادث بدون برنامه‌ریزی قبلی و به دلیل تردید یك جریان نسبت به نتیجه انتخابات رخ داد.
صبح‌صادق ـ كدام‌یك از این دو دیدگاه را صحیح می‌دانید؟
من معتقدم برای اثبات دیدگاه اول كه می‌گوید آن حوادث توطئه بود و ماهیتی براندازانه داشت دلایل فراوانی وجود دارد ولكن برای دیدگاه دوم هیچ دلیل معقول و محكمه‌پسندی وجود ندارد. در طول چهار سال گذشته و به‌ویژه در روزهای پس از انتخابات 88، دلایلی كه از سوی مدعیان تقلب و یا هواداران آنان مطرح گردید، بسیار مضحك و غیر منطقی بود. آن‌قدر این دلایل ضعیف بود كه در همان ابتدا مدعیان تقلب در انتخابات عقب‌نشینی كردند و گفتند منظور از تقلب، مجموعه مسائلی مرتبط با فرایند انتخابات است. اما آقای موسوی مدعی جابه‌جایی آرا شده بود و بر این اساس هوادارانش را به خیابان‌ها كشاند و عده‌ای از هم‌جریانی‌های ایشان هم با وی همراهی كردند.
صبح‌صادق ـ منظور از هم‌جریانی‌ها چه كسانی هستند؟
همان‌هایی كه در انتخابات از او حمایت كرده بودند. افرادی چون خاتمی که‌در كنار موسوی قرار گرفت. آقای كروبی هم كه همان حرف موسوی را زد. چهره‌های اصلی جبهه مشاركت و سازمان مجاهدین و مجمع روحانیون مبارز در كنار موسوی قرار گرفته و او را در ادعایش مورد حمایت قرار دادند.
صبح‌صادق ـ ادعای تقلب كه از سوی موسوی و كروبی مطرح شد به چه معنا بود؟
جبهه اصلاحات و هواداران موسوی، در آستانه انتخابات وی را پیروز قطعی انتخابات می‌دانستند. خود آقای موسوی هم در روز پنجشنبه 21 خرداد خود را پیروز انتخابات معرفی كرد. روز جمعه 22 خرداد 88 چندین سایت خبری در گزارش‌های خود، اخبار و گزارش‌هایی را منتشر ساختند كه مبتنی بر آن‌ها آقای موسوی توانسته بیشترین آرای مردم را به خود اختصاص دهد. در ساعات پایانی شب 22 خرداد و قبل از آنكه شمارش صندوق‌ها شروع شود، آقای موسوی طی مصاحبه‌ای با خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام داشت براساس گزارش‌های رسیده از سراسر كشور، آرای اكثریت مردم به او بوده و بر همین اساس از هواداران خود خواست برای برگزاری جشن پیروزی آماده شوند. بنابراین ادعای موسوی در روز شنبه 23 خرداد 88 مبنی بر انجام تقلب در انتخابات، به معنای جابه‌جا كردن آرای مردم از سوی دست‌اندركاران انتخابات است. این ادعا یعنی اینكه مسئولان و دست‌اندركاران انتخابات، بیش از 11 میلیون رأی آقای موسوی را به نفع رقیبش جابه‌جا كرده‌اند. مدعیان تقلب برای اثبات این ادعای‌شان هیچ دلیل قانع‌كننده‌ای ارائه نكردند.
صبح‌صادق ـ هدف از اردوكشی خیابانی چه بود؟
سران فتنه با كشاندن هواداران به خیابان‌ها با ادعای تقلب در انتخابات به معنی جابه‌جا كردن آرا از سوی دست‌اندركاران برگزاری انتخابات، خواهان ابطال انتخابات بودند. شعار «رأی من كو؟» به این معنا بود كه رأی ما به موسوی بوده بوده ولی آن را برای دیگری منظور كرده‌اند. بنابراین مدعیان تقلب با آوردن بخشی از مردم به خیابان، می‌خواستند نظام را تحت فشار قرار دهند تا ابطال انتخابات را بپذیرد. در حالی كه راه ابطال انتخابات، اردوكشی خیابانی نیست.
صبح‌صادق ـ راه ابطال انتخابات چگونه است؟
هر یك از نامزدها اگر به نتایج انتخابات به دلیل تخلفات احتمالی اعتراض داشته باشند، می‌توانند دلایل و اسناد خود مبنی بر انجام یكسری تخلفات انتخاباتی را به شورای نگهبان ارسال كرده و خواهان رسیدگی به این تخلفات و حتی بازشماری آرای صندوق‌ها گردند. شورای نگهبان با بررسی این شكایات به عنوان ناظر انتخابات، ممكن است به این نتیجه برسد كه تخلفات انجام شده به گونه‌ای است كه باید آن را باطل اعلام كند. ما در انتخابات مجلس شورای اسلامی در طول سال‌های گذشته، مواردی را داشته‌ایم كه انتخابات برخی از حوزه‌ها تأیید نشد و مجدداً در آن حوزه‌ها انتخابات برگزار گردید. در سال 88 مدعیان تقلب در برابر قانون ایستادند و قانون را تمكین نكردند. دلیل پیروی نكردن از قانون روشن است. آنان دلیل قانع‌كننده‌ای مبنی بر انجام تقلب نداشتند كه بخواهند از طریق شكایت ادعای خود را پیگیری نمایند. بنابراین به زورآزمایی خیابانی روی آوردند.
صبح‌صادق ـ چرا كسانی كه مردم را به خیابان‌ها كشاندند، دلیل این اردوكشی را نمی‌گویند؟
چون تقلبی در كار نبود ولی آنها با این ادعا كه تقلب شده این اردوكشی را انجام دادند. همانطور كه در فرمایشات مقام معظم رهبری ملاحظه شد، دست‌اندركاران اردوكشی خیابانی در محافل خود اعتراف به اینكه تقلبی صورت نگرفته دارند، لكن حاضر نیستند این اعتراف را به صورت رسمی و علنی بیان داشته و از پیشگاه ملت بزرگوار ایران و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی عذرخواهی كنند. اگر آن‌ها این اعتراف را انجام دهند و عذرخواهی كنند، باید دلیل این اردوكشی به خیابان‌ها را هم اعلام كنند. اینجاست كه باید آن‌ها اعتراف كنند كه به انجام یك توطئه علیه نظام دینی كه ثمره خون هزاران شهید است، روی آورده بودند. در واقع اگر بخواهند جواب صحیح و قانع‌كننده به مردم بدهند، این جواب به گونه‌ای خواهد بود كه آنان باید بپذیرند كه مرتكب جرم بزرگی شدند. این جرم بزرگ تلاش برای یك نوع براندازی با استفاده از الگوی انقلاب‌‌های رنگی است.
صبح‌صادق ـ دلایل این دیدگاه كه می‌گوید فتنه سال 88 در چارچوب انقلاب‌های رنگی بود، چیست؟
دلایل فراوانی وجود دارد. هر كسی با انقلاب‌های رنگی آشنایی داشته باشد و عناصر كلیدی در این انقلاب‌ها را بشناسد، با نیم‌نگاهی به مسائل قبل، حین و بعد از انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، متوجه خواهد شد كه جریان اصلاحات در این انتخابات برای رسیدن به قدرت از این الگو استفاده كرد. خوشبختانه این الگو در ایران پاسخ نداد و دلیل آن هم متفاوت بودن اوضاع ایران از نظر فرهنگی و سیاسی با دیگر كشورهایی است كه در آن انقلاب‌های رنگی به نتیجه رسیده است. مقام معظم رهبری در خطبه‌های تاریخی 29 خرداد 88، یعنی روز جمعه بعد از انتخابات، فرمودند این احمق‌ها فكر می‌كنند ایران هم گرجستان است. چرا معظم‌له این جمله را بیان فرمودند. به دلیل اینكه كشور گرجستان آخرین كشوری بود كه تا آن مقطع در آن با كمك غربی‌ها انقلاب رنگی صورت پذیرفته و به نتیجه هم رسیده بود.
اگر به صورت فرایندی به مجموعه‌ای از اقدامات جریان مدعی تقلب در انتخابات، طی 6 ماه منتهی به انتخابات و رفتار سیاسی آن‌ها پس از انتخابات توجه كنیم، آن‌گاه روشن خواهد شد كه ما در سال 88 با یك انقلاب رنگی یا كودتای مخملی مواجه شدیم. مهم‌ترین مطالب در این نگاه فرایندی را می‌توان در محورهای زیر خلاصه كرد:
1- القاء شبهه در سلامت انتخابات از نیمه دوم سال 87 از سوی چهره‌های برجسته اصلاحات و حامیان آن‌ها و انتشار این شبهه در سطح جامعه از طریق رسانه‌های گروهی.
2- بیان ضرورت صیانت از آرای مردم در انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری از سوی برخی از گروه‌های جبهه اصلاحات متعاقب شبهه‌افكنی در خصوص سلامت انتخابات.
3- تشكیل كمیته صیانت از آرای مردم از سوی برخی از احزاب و گروه‌های دوم خردادی با این پیام كه نظام دینی برای صیانت از آرای مردم قابل اعتماد نمی‌باشد.
4- روی آوردن به تشكیل شبكه‌های اجتماعی به‌ویژه در فضای مجازی برای منسجم كردن هواداران خود.
5- انتخاب رنگ سبز برای موسوی به عنوان نماد انتخاباتی و سرمایه‌گذاری برای ترویج این رنگ در میان هواداران از طریق ستادهای موسوی در سطح كشور برای انسجام‌بخشی به آن‌ها.
6- انجام نظرسازی‌ها مبنی بر اینكه موسوی رأی بیشتری نسبت به دیگر كاندیداها دارد.
7- ایجاد شور و هیجان در میان هواداران موسوی از طریق ستادها و اتاق‌های فكر آنها با ساختن شعارهایی چون «اگر تقلب نشه موسوی رئیس‌جمهور می‌شه» در میتینگ‌های انتخاباتی.
8- آماده‌سازی هواداران برای آمدن به خیابان‌ها و ایجاد آشوب و بلوا با انتشار شعارهایی مانند: «اگر تقلب بشه ـ ایران قیامت می‌شه.» قابل توجه است كه در انتشار این نوع نگاه‌های تحریك‌آمیز براساس اسناد معتبر موجود افرادی چون زهرا رهنورد (همسر موسوی) و عفت مرعشی (همسر هاشمی رفسنجانی) ایفای نقش می‌كنند.
9- ادعای مكرر موسوی مبنی بر پیروز شدن در انتخابات با رأی مردم و انتشار این سخنان در رسانه‌ها و درخواست از هواداران برای آماده شدن جهت برگزاری جشن پیروزی.
10- ادعای تقلب در انتخابات و فراخوان هواداران به خیابان‌ها با مطالبه ابطال انتخابات.
11- همراهی رسانه‌های ضد انقلاب، شبكه‌های ماهواره‌ای، كشورهای غربی، مؤسسات و بنیادهای فعال در انقلاب‌های رنگی در این سناریو با اصلاح‌طلبان.
12- ارتباط سفارتخانه‌های اروپایی با برخی از ستادهای انتخاباتی در تهران.
13- تلاش احزاب جبهه اصلاحات و شخص موسوی و كروبی برای دامن زدن به تحریكات اجتماعی پس از ادعای تقلب، با پروژه‌های شهیدسازی و متهم ساختن نظام به انحراف از مسیر با طرح مجموعه‌ای از مسائل بی‌پایه و اساس.
وقتی این موارد را شما در یك نگاه با هم ببینید و از طرفی هم با انقلاب‌های رنگی آشنا باشید، به خوبی درمی‌یابید كه آنچه در ایران رخ داد، انقلاب رنگی بود كه الحمدلله با عنایات حضرت حق، تدابیر حكیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و بصیرت ملت ایران با شكست مواجه شد.
صبح‌صادق ـ حال كه فتنه شكست‌خورده چرا عوامل آن توبه نمی‌كنند و برای جبران اشتباهات خود عذر نمی‌خواهند؟
اگر این كار را بكنند نمی‌توانند پاسخ هواداران‌شان و آن‌هایی كه متحمل خسارت شدند، بدهند. سران فتنه نگرانند كه با اعتراف به اشتباه و انجام عذرخواهی، پایگاه خود را در میان جریان‌های افراطی، ضد انقلاب، اپوزیسیون خارج و داخل كشور به طور كلی از دست بدهند. بنابراین آن‌ها می‌خواهند بدون پرداخت چنین هزینه‌هایی به صورت آرام به صحنه سیاست برگردند.
صبح‌صادق ـ پس از انتخاب آقای دكتر روحانی به ریاست‌جمهوری، جریان فتنه فعال شده، شما این تحركات را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
آقای روحانی با شعار اعتدال پیروز شد و خود را یك فرد فراجناحی معرفی می‌كند. اما اصلاح‌طلبان به‌ویژه بخش افراطی آنان كه فتنه 88 را پدید آوردند، پیروزی آقای روحانی و دولت یازدهم را برای خود یك فرصت تلقی كرده و معتقدند دولت آقای روحانی، یك دولت انتقالی برای انتقال قدرت از اصولگرایان به اصلاح‌طلبان پس از چهار سال خواهد بود. اصلاح‌طلبان برای اینكه چهار سال دیگر بتوانند دولت دوازدهم را در اختیار بگیرند، از هم‌اكنون به تحریف حوادث سال 88 روی آورده و با مظلوم‌نمایی سعی در بی‌گناه نشان دادن خود دارند. تلاش زیادی در حال انجام است تا خاتمی به عنوان رهبر جبهه اصلاحات در فضای عمومی جامعه احیا گردد. این تلاش‌ها در حالی انجام می‌شود كه خاتمی در حوادث سال 88 و فتنه‌ای كه به پا گردید نقش داشت و از جمله كسانی است كه در قبال خساراتی كه به مملكت وارد شد و كشور تا لبه پرتگاه پیش رفت باید پاسخگو باشد.
صبح‌صادق ـ با تشكر از فرصتی كه در اختیار هفته‌نامه قرار دادید.


نگاه یک
علی اسماعیلی

سناریوی تغییر جای ظالم و مظلوم!
پس از حضور حماسی و گسترده مردم علیه فتنه در 9 دی 88 كه به نوعی اولتیماتوم و اتمام حجت مردم با فتنه‌گران و سران آنان نیز بود، سران و جریان فتنه كه دیگر جایی در افكار عمومی نداشته و مردم و نظام به خیانت آنان در آشوب و فتنه‌گری پی برده بودند و از سویی، دیگر نمی‌توانستند در خیابان‌ها جولان دهند، سناریویی مكارانه را آغاز كردند و آن اینكه، سعی می‌كردند ضمن زدودن انگ فتنه از خود، فتنه 88 را در سطح حداكثر یك سوءتفاهم فتنه‌گران به نتایج انتخابات! تنزل دهند تا با این وسیله، خود را از تمام فتنه‌گری‌های انجام‌شده تبرئه كنند. این خط تا به امروز نیز ادامه داشته و تا جایی پیش رفته كه بسیاری از فتنه‌گران، نه تنها خود را بدهكار آن همه جنایت و خیانت و آشوب و... نمی‌دانند كه حتی امروز، خود را طلبكار نظام نیز می‌دانند. این روزها هم به‌ویژه پس از پیروزی آقای روحانی در انتخابات، آنان با ژستی طلبكارانه، حتی خواستار آزادی سران فتنه (موسوی و كروبی) ـ كه در خیانت آنان به نظام و كشور هیچ تردیدی وجود ندارد ـ نیز می‌شوند.
حال این سؤالات مطرح می‌شود كه آیا این موضع‌گیری طلبكارانه امروز فتنه‌گران از نظام، جز ظلم به نظام نیست؟! آیا فتنه‌گران می‌پندارند كه آن همه خسارات مادی و معنوی‌ای كه فتنه 88 بر نظام و مردم تحمیل كرد به این زودی در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شده است؟! اصولاً چرا فتنه‌گران و سران آنان بدون هیچ‌گونه عذرخواهی یا طلب پوزش از مردم و نظام، خواستار ورود مجدد به كشتی نظام را دارند؟ و... فتنه‌گران و حامیان آنان این روزها به گونه‌ای سخت می‌گویند كه گویا این نظام بوده است كه به حق آنان ظلم كرده است و آن همه خسارات و آشوب‌ها و... امری طبیعی و بنابر یك سوءتفاهم بوده و بایستی تمام عاملین آن جنایت‌ها كه در حصر به سر می‌برند به عنوان قهرمان! آزاد شوند! همین سناریو مشكوك و قابل تأمل است كه سبب شده، رهبر معظم انقلاب در بیشتر سخنرانی‌های پس از فتنه 88 و به مناسبت‌های مختلف به آن گریزی زده و نسبت به فراموشی آن هشدار دهند. دیدار اخیر دانشجویان كشور با رهبر معظم انقلاب و اظهارنظر هشدارگونه ایشان در بحث فتنه 88 مؤید این مطلب و لزوم توجه همگان به عمق واقعیت این فتنه است. معظم‌له كه می‌دانند برخی از فتنه‌گران در پی آن هستند كه با طرح برخی مباحث فرعی و حاشیه‌ای، اصل قضیه فتنه را پنهان كرده و از آن به سادگی عبور كنند، از این رو می‌فرمایند: «من خواهش می‌كنم اگر چنانچه مسائل سال 88 را مطرح می‌كنید، مسئله اصلی و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مد نگاهتان قرار دهید آن مسئله اصلی این است كه یك جماعتی در مقابل جریان قانونی كشور، به شكل غیر قانونی و به شكل غیرنجیبانه ایستادگی كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند، این را چرا فراموش می‌كنید؟» ایشان در ادامه، با كنار زدن پرده نفاق از چهره فتنه‌گران می‌فرمایند: «در جلسات خصوصی می‌گویند ما اعتراف می‌كنیم كه تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا كشور را دچار این خسارات كردید؟ چرا برای كشور هزینه درست كردید؟»
واقعیت این است كه این سؤالات پخته و منطقی معظم‌له از فتنه‌گران، سؤالات مردم ایران نیز از آنان می‌باشد. سؤالاتی كه بایستی سران فتنه به صورت شفاف بدان جواب دهند. اگر سران فتنه می‌پندارند كه پس از گذشت چهار سال، مردم آن همه جنایت و خیانت آنان را فراموش كرده‌اند، باید گفت: زهی خیال باطل! جنایت‌ها و خیانت‌های سران فتنه آن قدر مشهود و آشكار و عیان است كه نمی‌توان از آن چشم پوشید و به سادگی از آن عبور كرد. مردم ما هیچ‌گاه فتنه 88 و عاملان آن را از یاد نخواهند برد و سناریو جابه‌جایی بین ظالم و مظلوم هیچ‌گاه تحقق نخواهد یافت!


نگاه دو
علی حیدری

تحریف آشکار دیدگاه‌های امام خمینی(ره) !
یکی از چهره‌هایی که هر از چند گاهی به‌دلیل اظهارنظرهایش درباره مسائل مختلف کشور به‌ویژه موضوعات فرهنگی بر سر زبان‌ها می‌افتد، «نعیمه اشراقی» است. او سومین فرزند شهاب‌الدین اشراقی و نوه دختری امام خمینی(ره) و خواهرزن محمدرضا خاتمی است. تحصیلاتش در زمینه مهندسی پتروشیمی و صنایع بوده و معاون مدیرعامل و عضو هیئت مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش است. نام وی چندی پیش به دلیل مصاحبه‌ای جنجالی درخصوص حجاب بر سر زبان‌ها افتاد که در آن جا با بیان اینکه به حجاب اجباری اعتقاد ندارد، گفت: بهتر بود که حجاب را اجباری نمی‌کردیم! از اظهارنظر در زمینه فیس‌بوک که آن را کلاس مردم‌شناسی خواند، گرفته تا ورود به عرصه تبلیغات یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از جمله مواردی است که نعیمه اشراقی را رسانه‌ای می‌کند.
آخرین مصاحبه او با روزنامه «شرق» بود که در آن سعی کرد تا خود را به‌عنوان شخصیتی تأثیرگذار مطرح کند. از این رو سراغ موضوع حجاب رفت که در سال‌های اخیر موجب هجوم وسیع دشمنان بوده است و آنها از بسترهای رسانه‌ای و تبلیغاتی خود برای هجمه به این موضوع بهره‌برداری کرده‌اند.
خانم اشراقی در این گفت‌وگو مدعی شد که قانون حجاب دستور امام(ره) نبود، بلکه قانون مصوب مجلس بود و این قانون در سال ۱۳۶۱ به تصویب رسید و حجاب اجباری شد و در ادامه تلاش کرد تا این طور القا کند که تصویب این موضوع در آن برهه، به اقتضائات همان دوره بر می‌گردد که قاطبه جامعه خواهان حجاب بودند. وی همچنین مدعی شد که چون در آن دوره عموم کارهای مطرح و حساس که در دولت و مجلس تصویب می‌شد، دستور امام(ره) تلقی می‌شد، از این رو دستور الزام حجاب هم به امام(ره) نسبت داده شد.
گذشته از اینکه قرآن کریم به صراحت به موضوع حجاب می‌پردازد، چگونه می‌شود پذیرفت امام(ره) که حساسیت ویژه‌ای به احکام اسلامی داشتند، نسبت به حکم حجاب بی‌تفاوت بوده باشند!
امام خمینی(ره) به‌عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، پوشش حجاب برای بانوان در سطح جامعه، ادارات و نهادها را از اولویت‌های فرهنگی نظام دانستند و آن را الزامی کردند و در این خصوص ذره‌ای هم نرمش از خود نشان ندادند. ایشان از همان روزهای نخستین انقلاب به مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی‌حجابی نهیب زدند. آنجا که فرمودند: «الآن وزارتخانه‏ها- این را مى‏گویم كه به دولت برسد، آن‌طورى كه براى من نقل مى‏كنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زن‌های (بی‌حجاب) بیایند. زن‌ها بروند، اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» (صحیفه‌نور، ج‏6، 329)
مقام معظم رهبری هم حضرت امام(ره) را تنها بانی بازگرداندن حجاب پس از کشف حجاب به ایران می‌دانند و می‌فرمایند: «امام(ره) آن مرد شجاع و بی‌نظیری بود که مسئله حجاب را به این مملکت برگرداند. هیچ کس دیگری غیر از امام نمی‌توانست این کار را بکند، این هم یکی از اختصاصات امام. اگر غیر از امام هر کس دیگر بود از همین آقایان، بزرگان، عرض می‎کنم که مقدسین علما، چه وچه و چه، هیچ کس جرئت نمی‌‎کرد که بگوید مردم باحجاب بیایند بیرون، امام همان ماه‌های اول پیروزی انقلاب گفتند باید مردم با حجاب بیایند.» (در جمع فرماندهان سپاه ـ 14/12/76)
اما با همه اینها، عجیب است که خانم اشراقی به این شکل سعی در تحریف چهره امام(ره) و نظرات و دیدگاهای ایشان دارند و عجیب‌تر اینکه، متولیان دفتر حفظ و نشر آثار امام خمینی(ره) که وظیفه‌شان مقابله با انحراف تفکرات حضرت امام(ره) است در چنین مواردی ظاهراً دچار نوعی رودربایستی می‌شوند و از واقعیت دفاع نمی‌کنند! در حالی که سیره امام(ره) و دیدگاهای‌شان به عنوان میراث گرانبهای انقلاب برای نسل‌های آینده نباید به خاطر افراد، حتی وابستگان به آن پیر سفرکرده مورد تحریف قرار گیرد.


 

صفحه 7 گزارش

 

 

آثار و پیامدهای مثبت اجتماعی روزه
حجت الله مؤمنی

آثار و پیامدهای مثبت اجتماعی روزه
ماه رمضان را در حالی به پایان می‌بریم كه این ماه بنا بر شواهد موجود از ابعاد مختلف بهترین ماه برای پالایش درون و اصلاح بیرون و بهره‌مندی از رحمت خداوند محسوب می‌شود. آموزه‌های دینی و آثار باقی‌مانده از بزرگان دین و تحقیقات گسترده علمی دانشمندان همگی ثابت كرده كه آثار و پیامدهای مثبت اجتماعی هیچ عبادتی همانند روزه تا این حد آشكار و عیان نیست.
روزه عملی است كه در صورت تحقق دقیق، با توجه به شرایط و معیارهای یك روزه واقعی، نتایج گرانبهایی در امور روحی، روانی، معنوی و بهداشتی برای فرد و اجتماع به ارمغان می‌آورد. در نوشتار حاضر سعی‌شده به برخی از آثار اجتماعی روزه اشاره شود.

1- درس برابری و برادری
یكی از آثار اجتماعی روزه، درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است؛ زیرا با انجام این دستور مذهبی افراد برخوردار، هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به‌طور محسوس درمی‌یابند و هم با صرفه‌جویی در غذای شبانه‌روزی خود می‌توانند به كمك آ‌ن‌ها بشتابند. امام صادق(علیه‌السلام) نیز با اشاره به این پیامد نیكوی روزه می‌فرماید: «انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر؛ خداوند روزه را از آن رو واجب كرد كه دارا و محتاج در آن برابر گردند.»
2- ترویج فرهنگ دینی
روزه دارای فرهنگ مخصوص خود بوده و روزه‌داران در ماه مبارك رمضان، بیشتر با واژه‌های مربوط به این فرهنگ سروكار پیدا می‌كنند. طبق تحقیقات در ماه مبارك رمضان، چهارصد واژه همگام با فرهنگ روزه بین دو تا سه برابر بیشتر از سایر ماه‌ها به كار می‌روند؛ واژه‌هایی چون ببخشید، عذر می‌خواهم، تلاوت، صدقه، انفاق، خیرات، احسان، نماز، روزه، دستگیری، فقرا و... از بهار خاصی برخوردار می‌شوند.
3- خروج از خودپرستی
بسیاری از كدورت‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی، به‌ویژه در ارتباطات ناسالم با دیگران، ریشه در خودپرستی و خودشیفتگی دارد. با روزه‌داری، فرد روزه‌دار از پیله خودپرستی خارج شده و پروانه‌وار گرد دیگر دوستان نیز خواهد گشت. توجه به همسایگان، اصلاح كدورت‌ها، بازدید از اقوام و حضور در سفره افطاری دیگران و... زمینه‌های پدید آمدن ارتباطات سالم و سودمند را فراهم می‌سازد.
4- احترام به جامعه روزه‌دار
یكی از آثار سودمند روزه در بخش اجتماعی آن، تمرین احترام به قانون و دیگر افراد جامعه است. در جامعه‌ای كه روزه به‌عنوان یك فریضه دینی مورد توجه است، همه افراد خود را موظف به خویشتنداری و رعایت احترام آن جامعه می‌دانند و از هر كاری كه موجب جریحه‌دار شدن و آزار روزه‌داران می‌شود، پرهیز می‌كنند. در جامعه روزه‌دار، خوردن و آشامیدن و حركات ضداخلاقی مغایر با رفتار دینی به شدت محكوم است و انسان‌های فهیم خویشتن را از آن دور نگه می‌دارند.
5- تمرین اجرای قوانین مشترك
اگر كار سخت و دشواری برای همگان مقرر شود، تحمل آن برای افراد از حیث روانی دشوار نخواهد بود. فخر رازی در این‌باره می‌گوید: چون روزه یك عبادت طاقت‌فرساست، عمومیت آن برای همگان مایه تقویت توان و مقاومت است. به همین دلیل در آیه 183 بقره، از وجوب روزه در تاریخ گذشته سخن به میان آمده است. همچنین روزه‌داری به صورت همگانی و در مدت معینی از سال، فرصتی را برای تمرین یكی از قوانین مذهبی فراهم می‌كند تا همگان از بركات دستورها و راهكارهای دینی به صورت ملموس آگاهی یابند.
6- كاهش جرایم اجتماعی
براساس آماری كه از سوی نهادهای مربوطه پس از پایان ماه رمضان اعلام می‌شود، هر ساله با فرارسیدن ماه مبارك رمضان میزان جرایم اجتماعی به میزان قابل توجهی كاهش می‌یابد. ریشه این اصلاح اجتماعی را باید در گرایش افراد جامعه به معنویات و سلطه معنویت بر جامعه جست‌وجو كرد. این راهكار بزرگ معنوی می‌تواند راه‌گشای دیگر معضلات اجتماع اسلامی و نیز بشری قرار گیرد؛ به‌گونه‌ای كه با تبیین و گسترش صحیح مسائل دینی و روحانی، می‌توان به ستیز اهریمن پلیدی‌ها و نادرستی‌ها رفت. در همین راستا اخیراً سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی با ارائه آماری از كاهش قابل توجه جرایم در ماه مبارك رمضان خبر داد و گفت: سرقت مسلحانه 39 درصد، تجاوز به عنف 44 درصد، آدم‌ربايي 45 درصد، شرارت 23 درصد، قتل 45 درصد، مجموع سرقت‌ها 25 درصد، كشف مشروبات الكلي 65 درصد در ماه رمضان امسال كاهش يافته است.

علل كاهش جرم و كجروی در ماه رمضان
چه عواملی موجب كاهش قابل توجه كجروی و انحراف در ماه رمضان می‌شوند؟ در سطوری كه در پی می‌آیند تلاش می‌شود تا با بهره‌گیری از تحلیل‌های بین‌رشته‌ای در چند بند به این پرسش پاسخ داده شود.
اول: ماه رمضان همچون محركی می‌ماند كه سوپر ایگو (وجدان اخلاقی) افراد مستعد كجروی را «تحریك» می‌كند و مانع از دست یازیدن آنان به كنش‌های غیراخلاقی و انحرافی می‌شود. این ادعا برگرفته از این واقعیت است كه اغلب افرادی كه در جرگه افراد كجرو قرار می‌گیرند، همانند مردم عادی، دارای «وجدان اخلاقی» هستند و در صورت فراهم شدن شرایط، غبار نشسته بر آن زدوده می‌شود و اصل آن نمایان می‌شود.
ماه مبارك رمضان این غبار را، حداقل در برخی افراد كجرو، می‌زداید و آنان را به جرگه افراد عادی برمی‌گرداند. (یادآور می‌شود كه فقط حدود 10 درصد از افراد كجرو و مجرم در زمره افراد فاقد وجدان اخلاقی (پسیكوپات) قرار می‌گیرند. در بقیه آنان وجدان اخلاقی، هر چند ناقص، شكل گرفته است و در صورت مداخلات درمانگرانه و تربیتی و مذهبی، می‌توان به تقویت آن پرداخت.)
دوم: كجروی و انحراف (حداقل برخی از مصادیق آن) نوعی بیماری است كه با معنویت می‌توان شدت آن را تقلیل داد و از بروز و ظهور آن جلوگیری كرد. در ماه مبارك این فرصت برای گروهی از كجروان فراهم می‌شود تا حداقل وجوهی از درد بیماری خود را تقلیل دهند و برای چند صباحی از تب حاصل از بیماری كجروی خود (یعنی رفتارهای انحرافی) بپرهیزند. در واقع، معنویت، پلیس درونی را بیدار می‌كند و با ایجاد و تشدید «احساس گناه» و «شرمساری» تمایل و انگیزش برای خطا و آسیب ‌را كاهش می‌دهد.
سوم: به‌زعم حامیان «نظریه یادگیری اجتماعی» به‌ویژه ساترلند، رفتارهای انحرافی از طریق ایجاد پیوند و ارتباط با افراد منحرف و كجرو فرا گرفته می‌شوند. وقتی امكان چنین ارتباطی كاهش یابد، احتمال كجروی نیز تقلیل می‌یابد. به نظر می‌رسد در ماه مبارك رمضان فرصتی برای بعضی كجروان فراهم می‌شود تا نه‌تنها به سایر افراد كجرو نپیوندند، بلكه در خیل گسترده مؤمنان قرار گیرند و به «همانندسازی» با آنان مبادرت كنند. علاوه بر آن، نصایح و رهنمودهای خطبای مذهبی در محافل و مجالس ویژه ماه رمضان، ممكن است تلنگری بر ذهن برخی افراد مستعد انحراف بزند و آنان را، حداقل تا مدتی، از كجروی باز دارد.
چهارم: یكی‌دیگر از عوامل تبیین‌كننده كجروی و انحراف «تضعیف پیوندهای عاطفی و اجتماعی» است. ماه مبارك رمضان و نیز ایامی همچون جشن‌ها و شادی‌ها، این فرصت را فراهم می‌سازد تا بار دیگر افراد كنار همدیگر قرار گیرند و «عاطفه مثبت» را معطوف یكدیگر سازند. این پیوند و دلبستگی و عاطفه مثبت، «كینه» و «خصومت» و «نفرت» را از دل عده‌ای از كجروان می‌زداید و آنان را از گرایش به كنش‌های غیراجتماعی و ناهنجار باز می‌دارد. شاید به همین سبب است كه در ماه مبارك رمضان، وقوع جرائم خشن و خشونت‌های جمعی و خانوادگی تقلیل می‌یابد.
پنجم: «برچسب‌زنی» یكی‌دیگر از عوامل تشدیدكننده كجروی و انحراف است. در ماه رمضان جماعت مؤمنان آنچنان روحیه لطیف و احساس رقیق پیدا می‌كنند كه نه‌تنها با برچسب‌زنی خصم و كینه خود را معطوف دیگران نمی‌سازند، بلكه حتی خطاكاران و مجرمان را می‌بخشند و از سر تقصیر آنان می‌گذرند.
7- فرصتی برای مهرورزی
تشویق به افطاری دادن در فرهنگ اسلامی و دستگیری از نیازمندان و نیز گستردن سفره‌های اطعام برای همگان كه امروزه به صورت فرهنگی فراگیر درآمده نشانه‌هایی از مهرورزی‌اند.
اكرام ایتام به پیروی از مولای یتیمان، امیرمؤمنان نیز گوشه‌ای از آثار اجتماعی روزه‌داری به شمار می‌آید. ماه رمضان، دل‌ها در اثر همسایگی با نور و كاستن از عوامل مادی، رنگ و بوی بیشتری از محبت به خود می‌گیرد و زمینه گسترش شمیم خوش مهربانی در سراسر جامعه اسلامی پدید می‌آید.
8- مواسات و همدردی با بینوایان
تحمل تشنگی و گرسنگی هرچند مدت اندكی باشد، آدمی را به یاد بینوایان می‌اندازد و روحیه مهربانی و كمك به همنوع و بذل و بخشش و سخاوت نسبت به دیگران به‌ویژه افرادی كه از نظر معیشتی در سطح پایین‌تری قرار دارند را در وجود آدمی زنده می‌كند.
روزه‌دار با چشیدن طعم گرسنگی و تشنگی، وضعیت اسف‌انگیز و فشارهای اقتصادی محرومان را بهتر درك می‌كند و همین نكته او را به یاری مستمندان وادار می‌سازد و به این‌ترتیب، زمینه برای كاهش فاصله میان ثروتمندان و تنگ‌دستان فراهم می‌شود.
جامعه‌ای كه در آن افراد و گروه‌های ضعیف و آسیب‌پذیر، مورد حمایت اقتصادی و اجتماعی دولت و نهادهای مردمی قرار نمی‌گیرند، از سلامت و ثبات اجتماعی لازم برخوردار نخواهد شد و حتی اقشار ثروتمند در چنین جامعه‌ای، از امنیت روانی كافی و آرامش معنوی بهره‌ای نخواهد داشت.
در بحث عوامل برانگیزاننده رفتار حمایتی، ویژگی‌های شخصیتی افراد در گرایش آن‌ها به كمك كردن به دیگران مورد بررسی قرار می‌گیرد. از جمله ویژگی‌های افرادی كه به رفتارهای حمایتی اقدام می‌كنند، احساس همدلی و همدردی آن‌ها نسبت به دیگران است. افرادی كه در برابر آسیب‌دیدگان احساس مسئولیت اجتماعی می‌كنند، كسانی هستند كه درباره نیازهای دیگران دغدغه خاطر دارند و قادرند خود را به‌جای آنان بگذارند و به مسائل از دید آن‌ها بنگرند.
روزه ماه رمضان یكی از تعالیم شگفت اسلام است كه با آداب و رسوم خاص خود علاوه بر فواید معنوی و جسمی كه دارد، فرد مسلمان را در یك تجربه واقعی از گرسنگی و محرومیت قرار می‌دهد و به این وسیله حس همدلی و همدردی با نیازمندان را در او زنده می‌كند.
9- كسب صبر در روابط اجتماعی
داشتن صبر در مواجهه با رفتار و گفتار دیگران از جمله پایه‌های اساسی یك رابطه اجتماعی سازنده است. میان مهم‌ترین دوستان و در سالم‌ترین خانواده‌ها نیز گاه مشكلات و مسائلی پیش می‌آید كه ناگهان سطح پرخاشگری را در افراد بالا می‌برد و به برداشت‌های غیردوستانه‌ای منجر می‌شود كه گرچه ممكن است بزرگ و اساسی به نظر بیایند، اما با اندكی صبر و شكیبایی قابل كنترل است.
روزه از جمله اعمال عبادی است كه زمینه را برای تقویت صبر در اختیار انسان قرار می‌دهد.
10- ایجاد امنیت اجتماعی
روزه‌دار سعی می‌كند در زمانی كه روزه‌دار است بخشی از گناهان خود را ترك كند، به‌ویژه گناهی كه مربوط به حوزه زندگی اجتماعی می‌شود. آمارهایی كه همواره از سوی مقامات انتظامی درباره كاهش روند جرم و جنایت در ماه رمضان منتشر می‌شود، بهترین گواه بر این مسئله است.
11- استحكام پیوندهای خانوادگی و دوستی
بدون‌تردید یكی از عوامل تقویت روابط اجتماعی در گروه دوستان و خویشان، رفت‌وآمدهایی است كه میان افراد صورت می‌گیرد. توصیه‌های مؤكد اولیای دین بر افطاری دادن در این ماه شریف از یك سو و تأكید بر اجابت دعوت دیگران از سوی دیگر، از عواملی است كه در بهبودی و تقویت روابط دوستانه مؤثر است.
از جمله وظایف مؤمن روزه‌دار آن است كه در این ماه باید در اخلاق فردی و اجتماعی خود تجدیدنظر كند. احترام به سالمندان، ترحم بر كوچك و بزرگ، صله ارحام و افطاری دادن تنها بخشی از توصیه‌های پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) در خطبه‌ای است كه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد فرمودند و در آن وظایف روزه‌دار و فضایل روزه را برشمردند.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

آغاز روند بی‌حاصل مذاکرات یک سویه؟!
پیرو تلاش‌های سه هفته پیش جان کری، وزیر خارجه آمریکا برای برقراری چند دیدار پیاپی بین محمود عباس و بنیامین نتانیاهو با هدف آغاز مذاکرات سازش موسوم به صلح خاورمیانه، سه‌شنبه هفته گذشته(8/5/92) نمایندگان تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی در واشنگتن اولین دور مذاکرات مستقیم سازش را زیر نظر آمریکا از سرگرفتند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، در این نشست «زیپی لیونی» وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی به‌عنوان نماینده این رژیم و «صائب عریقات» مذاکره‌کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین و «مارتین ایندیک» فرستاده ویژه آمریکا به مذاکرات حضور داشتند. چرایی آغاز مذاکرات سازش با وجود اینکه عوامل قطع آن همچنان برجاست، نوع واکنش به این موضوع در داخل فلسطینی‌ها، اهداف هر یک از دوطرف و آمریکا که با وجود سوالات جدی درخصوص بی‌طرفی‌اش در میانجیگری، بیشترین تلاش را در این مورد از خود نشان داد و... سوالاتی هستند که در این مورد طرح می‌شوند.
مطالعه قصه پرغصه فلسطین نشان می‌دهد که از همان روزی که مثلث شوم نظام سلطه، صهیونیسم جهانی و ارتجاع عربی در پیوندی آگاهانه توانستند روند صلح را با جایگزینی روحیه انقلابی‌گری و جهاد اسلامی برای بازپس‌گیری قبله اول مسلمانان، به فلسطینی‌ها و مسلمانان تحمیل کنند، هم بزرگ‌ترین ضربه را به مسلمانان زدند و هم جایگاه مسئله غصب فاحش سرزمین فلسطین را که چون لکه ننگی بر پیشانی سازمان‌های مدعی صلح و رعایت حقوق بشر خورده بود، به اختلاف و دعوایی صوری تقلیل دادند که می‌توان با سازوکار حقوقی و مذاکره سیاسی آن را حل کرد. به‌گمان نگارنده، بزرگ‌ترین خیانت به آرمان فلسطین در این حوزه اتفاق افتاد. با این نگاه، پیشنهاد آمریکا و صهیونیست‌ها هرچه باشد، متضرر میدان آن، طرف فلسطینی است که بر سر حق مسلم خود دارد مذاکره می‌کند!
اما به هر صورت، در مورد آغاز نشست‌های اخیر که ظاهراً برای یک دوره 9 ماهه برنامه‌ریزی شده است، اختلاف‌نظرهای جدی‌ای در بین گروه‌های فلسطینی‌ وجود دارد؛ حماسی‌ها با نگاه واقع‌بینانه‌ای که به ماهیت رژیم صهیونیستی و عدم بی‌طرفی آمریکا دارند، به‌طور کلی مخالف آغاز روند سازش هستند و آن را بی‌نتیجه دانسته و معتقدند رژیم صهیونیستی تنها زبانی که می‌فهمد زبانی از جنس زبان خودش، یعنی زبان زور و مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌هایش است. این نگاه که در مقابل رهیافت فتح و سازمان آزادی‌بخش و تشکیلات خودگردان قرار دارد می‌خواهد پس از هفت دهه، از طریق مذاکره و تشکیل دو دولت، مسئله فلسطین را حل‌وفصل کند. به نظر می‌رسد نگاه اول از شواهد و قرائن بیشتری برای ارزیابی درست برخوردار است و برعکس، عاملی که سبب شکست تلاش‌های گذشته برای صلح شد، علاوه بر خواسته‌های زیاده‌خواهانه، بی‌وفایی سران پیمان‌شکن صهیونیستی در عمل به تعهدات گذشته است که در سایه سکوت داوران بین‌المللی‌ای چون؛ آمریکا و سازمان ملل به منصه عمل رسیده و می‌رسد، زیرا اساساً صهیونیست‌ها اعتقادی به نقش فلسطینی‌ها ندارند و پیشنهادهایی از جنس آغاز مذاکره، مصرف مقطعی داشته و تنها برای عبور از تنگناهایی است که آنها در آن گیر می‌کنند. بنابراین نباید به این دور از مذاکرات نیز خوش‌بین بود؛ بلکه آمریکایی‌ها احساس می‌کنند در اوضاعی افکارعمومی جهان اسلام به دلیل مسائلی که در پیرامون مصر و سوریه وجود دارد، از موضوع فلسطین غافل است، بهترین فرصت است که بر مطالباتی که از طریق عادی نمی‌توان بر طرف فلسطینی قبولاند از طریق سازوکار به اصطلاح سیاسی و آغاز مجدد سیر و روند مذاکراتی که هیچ‌گاه طرف غربی و صهیونیستی طرف مقابل خود را به حساب نیاورده، دنبال کرد.


دريچه
روح الله عبدالملكی

فرایند اشغال یك سرزمین (20)
تأثیر استقلال اسكاتلند در ابعاد مختلف بر بریتانیا(2)

بعد دفاعی
استقلال اسكاتلند اثر خود را بر موضوعات نظامی نیز خواهد گذاشت، زیرا تصرف برخی از تجهیزات نظامی از سوي اسكاتلند و مسئولیت تمهیدات مالی نیروهای نظامی و همزمان با آن احتمال كاهش (یا حتی افزایش) هزینه‌های نظامی بریتانیا را در پی خواهد داشت.
پایگاه دریایی فسلان در منطقه گیرلوچ كه پایگاه اصلی ناوگان زیردریایی‌های تریدنت و زیردریایی‌های مسلح اتمی بریتانیا است، قابلیت اختلاف و نزاع میان اسكاتلند و بریتانیا را داراست. در حال حاضر نگرانی‌هایی درباره عدم موافقت دولت اسكاتلند (در صورت استقلال) با باقی ماندن این پایگاه در اسكاتلند وجود دارد و آینده آن با ابهام است. قابل توجه است كه تعیین محل جدید برای استقرار تجهیزات هسته‌ای بریتانیا در جایی غیر از اسكاتلند دشوار است، زیرا سایت هسته‌ای فاسلن كه مدخل خلیجی با آب فراوان و عمیق است و دسترسی سریع به حوزه راهبرد اقیانوس اطلس فراهم می‌آورد، وجود بدیل مناسب را با چالش مواجه می‌كند.
موضوع دیگر برخی تفاوت‌ها میان نحوه استفاده از نظامیان است. در سال‌های گذشته حزب ملی اسكاتلند در برخی از موضوعات مهم سیاست خارجی مانند مداخله نظامی در عراق و كوزوو با دولت مركزی بریتانیا منازعه داشته است. با استقلال اسكاتلند همكاری نظامی در مواردی كه نیاز به بازدارندگی و پاسخ‌های سریع ارتش متحد پادشاهی دارد ممكن است با موانع جدی روبه‌رو شود و به تبع آن تضعیف نسبی ارتش بریتانیا حاصل شود.
بعد سیاسی
اثر استقلال اسكاتلند بر ملی‌گرایی سایر بخش‌های بریتانیا موضوعی است كه می‌تواند از بعد سیاسی بر بریتانیا تأثیرات خود را نشان دهد. جدایی اسكاتلند از باقی پادشاهی متحده ممكن است محرك‌هايی برای سایر جریانات ملی‌گرا و تلاش برای به رسمیت شناخته شدن باشد. براي نمونه فرایند صلح در ایرلند شمالی ممكن است دستخوش برخی از نوسانات شود. فعالیت‌های گروه‌های جمهوری‌خواه مخالف در ایرلند شمالی با استقلال اسكاتلند و احتمالاً تضعیف بریتانیا در اوضاع سیاسی جدید ممكن است عملاً شدت بیشتری بیابد. به علاوه جدا شدن اسكاتلند از مجموعه پادشاهی متحده بریتانیا تداوم حیات ساختار قانونی بریتانیا را با چالش مواجه می‌كند، زیرا پادشاهی متحده بریتانیا عمدتاً با اتحاد میان دو قلمرو انگلستان و اسكاتلند شكل گرفت كه جدایی اسكاتلند مسائلی را برای موضوعات ساختاری به وجود می‌آورد. در واقع استقلال اسكاتلند پایان مناقشات مرتبط با ساختار و قانون نیست و دامنه خود را در مباحث ایرلند شمالی گسترش می‌دهد.
نكته دیگری كه شایان توجه است تحول در سیاست‌گذاری خارجی اسكاتلند است. تحت ترتیبات كنونی، هرچند اسكاتلند مجاز است كه سیاست‌های داخلی خود را قانونگذاری كند، اما كنترلی بر سیاست خارجی، سیاست دفاعی و اقتصادی ندارد كه در نتیجه آن ارتباط تجاری با كشورهای خارجی و تنظیم‌های مالیاتی در دایره اختیارات اسكاتلند قرار ندارد كه استقلال اسكاتلند این ترتیبات را دگرگون خواهد كرد.
اتحادیه اروپایی و كشورهای اروپایی
اسكاتلند در صورت استقلال كامل، با جمعیت حدوداً پنج میلیونی خود می‌تواند هفت رأی در شورای اروپایی (European Council) داشته باشد كه در این صورت بریتانیا نیز با كاهش دو رأی از 29 رأی به 27 رأی نزول پیدا می‌كند. این موضوع دو پیامد را متبادر می‌سازد. در حالی‌كه از یك طرف به نظر می‌رسد ماندن اسكاتلند و بریتانیا به استحكام رأی آنان و اثرگذاری بیشتر در عرصه اروپا كمك می‌كند، حضور یك اسكاتلند مستقل در جامعه بین‌الملل و اتحادیه‌هایی مانند اتحادیه اروپایی، به پیگیری منافع مشخص و متمایز اسكاتلند و بازیگری آن در عرصه بین‌الملل مساعدت می‌كند.
 


 

صفحه 8 كارگاه سياسى

 

 

احزاب سياسى ايران - 211
تأليف: قدرت الله بهرامى

عملكرد سياسى سازمان پس از جنگ مسلحانه
آشنایی با برخی از دیدگاه های سازمان منافقین (۵۳)

در شماره‌های گذشته با بخشی از عملكردهای سیاسی گروهك نفاق آشنا شدیم. در ادامه عملكرد سياسى سازمان پس از جنگ مسلحانه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
د ـ عملكرد سياسى سازمان پس از جنگ مسلحانه
پس از شورش مسلحانه در خرداد 60 و شكست سازمان و در نتيجه فرار آن‌ها به خارج از كشور، سازمان، شوراى ملى مقاومت ايران(1) را ايجاد كرد. اين نام بر گرفته شده از شورايى در فرانسه به همين نام در زمان اشغال نازى‏ها بود. آن‌ها فكر مى‏كردند چون فرانسوى‏ها با اين شورا پيروز شدند پس اين‌ها نيز مى‏توانند!
هرچند در ابتدا شورا متشكل از 10 حزب و گروه(2) بود ولى همه‏كاره از همان ابتدا سازمان بود. از آنجا كه در ابتدا غربى‏ها شناختى از رجوى نداشتند و بنى‏صدر به دلیل ارتباطش با آمريكايى‏ها و فرانسوى‏ها و همچنين رئيس‏جمهور بودن، چهره‏اى شناخته‌شده در غرب بود، رجوى سعى مى‏كرد در جلسات، پشت سر بنى‏صدر بنشيند. شعار محورى شورا نيز سرنگونى نظام جمهورى اسلامى و تشكيل دولت موقت به رياست رجوى بود.(3)
به مرور با اقدامات يك‏جانبه سازمان و به‌خصوص پس از انقلاب ايدئولوژيكى كه سازمان رهبرى خود را بالاتر از شوراى ملى مقاومت و همه موفقيت‌هاى شورا را ناشى از رهبرى خود مى‏دانست، همه گروه‏ها و افراد به تدريج خود را از شورا كنار كشيدند، به‏گونه‏اى كه در سال 1370 همه اعضاى شورا بدون استثنا از اعضاى سازمان بودند. از اقدامات ديگر سازمان در سال 71 این بود كه تعداد اعضاى شوراى مقاومت را از 21 نفر به 209 نفر و در سال 72 به 235 نفر و بعدها به 500 نفر افزايش داد و جالب است كه تمامى اين اعضا عضو يا هوادار سازمان بودند. با تأييد اين شورا مريم عضدانلو به رياست‌جمهورى خودخوانده سازمان منصوب شد.
شورا نمايندگانى به كشورهاى آمريكا، هلند، فرانسه، ايتاليا، كانادا و كشورهاى اسكانديناوى فرستاد كه وظيفه آن‌ها نمايش دموكراسى سازمان به دول غربى بود. سازمان عمده فعاليت‏هاى سياسى، مالى و تبليغى خود را تحت اين عنوان انجام مى‏داد والا در عمل و واقعيت شورا وجود خارجى نداشت. اعضاى شورا همان اعضاى اصلى سازمان نفاق بودند كه براى كسب اعتبار سازمان در غرب و اعمال سلطه‏گرى به ديگر گروه‌ها و جريان‏هاى ضدنظام اين نام را براى خود انتخاب كرده بودند؛ به همين جهت وقتى پاى رجوى در غرب محكم گرديد، شورا به بخش سياسى سازمان تبديل گرديد.(4)
هدف سازمان سقوط نظام بود كه به صورت مسلحانه عملى نشده بود، لذا تلاش می‌كرد با پشتيبانى غربى‏ها، چهره جمهورى اسلامى را در صحنه بين‏الملل تخريب كرده و با حمايت مالى، تبليغاتى آن‌ها، حكومت را در دست گيرد؛ بنابراین سعى مى‏كرد ارتباطات خارجى خود را در پوشش شورا كه ظاهرى زيبا و جذاب داشت پياده كند، به گونه‏اى كه حساسيت بين‏المللى هم نداشته باشد.
سازمان در بعد سياسى از سال 60 تاكنون تلاش فوق‏العاده‏اى انجام داده است تا بتواند نظر غربى‏ها و به‏خصوص آمريكايى‏ها را جذب كند. در اين ميان، سازمان كه هدف از ايجادش مبارزه با امپرياليسم و افتخارش كشتن چند آمريكايى بود، به صورت رسمى افتخارات خود را تكذيب كرد و ترور آمريكايى‏ها را به كودتاگران در سازمان نسبت داد و عرض توبه و عذر تقصير بجا آورد! در اين ميان سازمان حاضر شد به تعدادى از نمايندگان كنگره و سنا كمك مالى كند (رشوه دهد) تا منافقين را از ليست تروريسم خارج كنند و آمريكا قبول كند كه آ‌ن‌ها اميد آينده ايران هستند. در اين راستا آن‌ها در محافل سياسى و حقوقى عنوان مى‏كنند كه از سال 1380 اقدام به عمليات مسلحانه نداشته و در آينده نيز نخواهند داشت و تلاش مى‏كنند تا به هر طريقى نام‌شان از فهرست تروريسم بين‏المللى خارج شود. در عين حال سعى مى‏كنند تا نظر آمريكا را به هر شكل ممكن جذب كنند، به اين اميد كه آمريكا روزى آن‌ها را مسلح كرده و راه تهران را براي‌شان هموار نمايد.(5)
سازمان براى رسيدن به قدرت به هر شيوه‏اى متوسل گرديده است. كسب اعلام حمايت افراد و احزاب بدنام در غرب و افتخار سازمان به اين حمايت‏ها، راه‏اندازى شب‏نشينى‏هاى آن‌چنانى و مجالس رقص عربى و بزم ايرانى، همكارى با سلطنت‏طلبان و فرماندهان ارتش شاهنشاهى كه زمانى واحد اطلاعات سازمان براى شكار آن‌ها پرونده درست كرده بود، از اين قبيل است.(6)
تبليغات سازمانى از طريق راديوهاى رژيم بعثى، آمريكا، بى‏بى‏سى، اسرائيل و سازمان‏هاى بين‏المللى مثل عفو بين‏الملل و دفاع از حقوق بشر مبنى بر اعلام حمايت از سازمان و محكوم نمودن و خشونت‏بار معرفى كردن چهره نظام با بهره‏گيرى از سبك‏ها و شيوه‏هاى تبليغى مدرن به منظور فشار روشنفكران غربى به دولت‏هاي‌شان براى موضع‏گيرى در برابر جمهورى اسلامى از اقدامات ديگر سازمان در غرب بوده است.(7)
سازمان براى رسيدن به قدرت به هيچ اصل و حد و مرزى پایبند نيست. آن‌ها كه زمانى خود را پيشتاز خلق مى‏دانستند در سال 73 خواننده معروف زمان طاغوت (مرضيه) را به عضويت افتخارى سازمان درآوردند و از او به عنوان ستاره تابناك موسيقى ايران ياد كردند و او را روى تانك برده تا براي‌شان كنسرت اجرا كند و سپس او را به‌عنوان مشاور هنرى مريم منصوب كردند.
نمونه ديگر اينكه سازمان پس از اشغال عراق توسط آمريكايى‏ها در سال 1382 و استقرار آن‌ها در اردوگاه اشرف براى تقرب به آمريكايى‏ها هتلى در اختيار آن‌ها قرار داد. در اين هتل، سازمان از آمريكايى‏ها به بهترين وجه پذيرايى مى‏كرد. نكته جالب توجه و البته ناراحت‏كننده اينكه سازمان اين مهمانى‏ها را در قرارگاه زنان برگزار مى‏كرد و آمريكايى‏ها نيز از اينكه زنان سازمان براى آن‌ها برنامه داشتند رغبت زيادى از خود نشان مى‏دادند.
سازمان با اجراى ترانه‏هاى آمريكايى و با آهنگ و نمايش و پذيرايى‏هاى بسيار مفصل به صورت مرتب آمريكايى‏ها را مهمان خود مى‏كرد و سعى هم مى‏نمود كه هميشه طرف‌حساب سازمان با آمريكايى‏ها زنان باشند تا آمريكايى‏ها را منقلب كنند!(8)
سازمان از سال 1382 با دادن اطلاعات غلط به غربى‏ها چنين وانمود كرد كه ايران به دنبال سلاح هسته‏اى است، همين موضوع باعث مشكلاتی براى ايران در سطح بين‏الملل شد. آن‌ها در پيام‏ها و مصاحبه‏هاى خود به‏طور مرتب از آمريكايى‏ها و غربى‏ها مى‏خواستند كه هرچه زودتر به ايران حمله كرده و بيش از اين ابهت ابرقدرتى خود را زير سؤال نبرند!(9)
در مقابل اين خوش‏خدمتى‏ها، آمريكا، منافقين را در عراق تحت‌الحمايه خود قرار داد. در مهرماه 1387 دولت عراق اعلام كرد كه منافقين بايد هرچه سريع‌تر خاك اين كشور را ترك كنند كه با مخالفت آمريكا و ديگر كشورهاى غربى مواجه شد. با اين حال دولت و مجلس عراق بر اين تصميم خود اصرار مى‏ورزند.
ممكن است سؤال شود كه چرا سازمان به اينجا رسيد. واقعيت آن است كه انحرافات فكرى، جنون قدرت‏طلبى و فساد درون گروهى آن‌ها را به اينجا رسانده است؛ به گونه‏اى كه در سازمان، آرزو، جايگزين راهبرد شد. تكيه‏گاه سازمان پس از جنگ مسلحانه پناه بردن به دامن صدام، يعنى دشمن تمامى مردم ايران، منطقه و حتى خود عراق بود. وقتى اين تكيه‏گاه را از دست دادند براى اينكه به فراموشى سپرده نشوند آتش بيار معركه پرونده انرژى هسته‏اى ايران شدند، تا با خوش‏خدمتى به آمريكا و انگليس و اسرائيل بر بن‏بست راهبردى خود سرپوش گذاشته و دل اربابان را به دست آورند.


انديشه سياسى مسلمانان  211
فتح الله پريشان

زندگی سیاسی در عصر غیبت از منظر طبرسی
زندگی سیاسی در عصر غیبت معصومین(علیهم‌السلام) در فقه شیعه چگونه است و دارای چه شرایط و ویژگی‌هایی است؟ آیا در میان اندیشمندان و عالمان شیعی در این خصوص نظرات یكسانی وجود دارد؟ تلاش برای پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند بخشی از فلسفه و اندیشه سیاسی شیعه در خصوص حكومت را تبیین و روشن سازد. تحلیل عالمان شیعی از ویژگی‌ها و چگونگی زندگی سیاسی در دوران غیبت عموماً یكسان نیست، زیرا همه به این امر اذعان دارند كه تحقق دولت ایده‌آل از نوعی كه در «عصر حضور» امكان‌پذیر بود، اكنون ممكن نیست. اما با وجود همه این مسائل، بنیاد و اساس زندگی سیاسی مورد تردید كسی واقع نشده است. برخی از فقها و عالمان شیعی تا مرز تشكیل حكومت، برخی تا حد مشاركت در دولت‌های موجود و برخی نیز در حد فعالیت سیاسی در خارج از دولت و در درون جامعه شیعی پیش رفته‌اند، به نظر می‌رسد مرحوم طبرسی از طرفداران گرایش دوم به شمار می‌رود. وی علاقه عمیق خود نسبت به دولت عادل غیر معصوم و حمایت معنوی از آن را ابراز داشته است، اما با وجود این، شواهد قانع‌كننده در مورد تلاش فكری و عملی او در جهت تأسیس نظام عادل تحت رهبری فقیه یا غیر فقیه وجود ندارد.(1) بنابراین، وی راهكار مشاركت در دولت‌های موجود را بر تلاش برای تأسیس دولت‌های عادل واقعی ترجیح داده است. احتمالاً فضای سیاسی مشاركت‌پذیر كه از دوران روی كار آمدن آلب ارسلان سلجوقی(455ق) تا پایان دوران سلطان سنجر(552ق) به وجود آمده بود، بر گرایش سیاسی و فكری طبرسی بی‌تأثیر نبوده است و شاید به همین دلیل بود كه او هیچ‌گاه از نهضت اسماعیلیان علیه دولت سلجوقی حمایت نكرد. عناوین زیر ما را با اندیشه و سیره سیاسی علامه طبرسی در مورد زندگی سیاسی در عصر غیبت بیشتر آشنا می‌كند.
1- اتخاذ گفتمان علمی مشاركت‌گرا؛ مرحوم طبرسی با الگوپذیری از فقیه نامدار شیعه، مرحوم شیخ طوسی، گفتمان «تقریب بین المذاهب» را در گفت‌وگوهای علمی خویش برگزیده است. دو اثر علمی مهم او در تفسیر و فقه، یعنی مجمع‌البیان و المؤتلف‌من‌المختلف از همین گفتمان پیروی كرده‌ است. او بدون اعمال هرگونه تعصب علمی و مذهبی، از دیدگاه‌های تمام اندیشمندان صاحب‌نام مذاهب اسلامی در آثار خود بهره جسته و گاهی در این عرصه چنان عالمانه و بی‌طرفانه به بررسی آثار و آرا پرداخته است كه بدون كمترین داوری نتیجه را به خود خواننده واگذار نموده است.(2)
2- برگزاری مراسم دینی ـ سیاسی؛ یكی از نمونه‌های عملی فعالیت سیاسی در عرصه عدم حضور معصوم(ع) در جامعه اسلامی، برگزاری مراسم دینی ـ سیاسی نماز جمعه است. طبرسی می‌نویسد: «نماز جمعه بر روستایی و شهری واجب است. هرگاه تعداد شركت‌كنندگان به قدر لازم برسد.»(3)
البته وی در كتاب تفسیرش وجوب نماز جمعه را مشروط به حكومت سلطان عادل كرده است، اما در كتاب المؤتلف هیچ‌گونه اشاره‌ای به این شرط نكرده و بحث را متناسب با فضای فقه عامه كه نماز جمعه را در دوران غیبت در هر شرایطی واجب می‌دانند، مطرح كرده است.
3- امر به معروف و نهی از منكر؛ امر به معروف و نهی از منكر یكی از عرصه‌های فعالیت سیاسی به شمار می‌آید كه به مردم فرصت می‌دهد تا در مقابل مسائل مختلف، از جایگاه دینی موضع‌گیری كنند. طبرسی «انكار منكر» را در صورت قدرت و زوال عذر، واجب دانسته است.(4) وی گاهی از فعالیت‌های نظارتی و انتقادی كه ماهیت سیاسی نیز دارد، به «جهاد در راه خدا» تعبیر كرده است كه وعظ و نصیحت به حكمرانان نیز در همین چارچوب می‌گنجد. خود وی كتاب «الآداب الدینیه» را در مقام موعظه برای وزیر معین‌الدین دستیار سلطان محمود سلجوقی نوشته است.
4- مشاركت عملی در سازمان حكومت؛ بارزترین شكل فعالیت سیاسی در عصر غیبت، حضور عملی در سازمان حكومت است. طبرسی از چنین مشاركتی به گرمی استقبال كرده است. طبرسی یكی از انگیزه‌های نگارش كتاب «اعلام الوری» را محروم ماندن از حضور در دولت و عدم توفیق در خدمت عملی به مردم ذكر كرده است. طبرسی از لحاظ نظری، فعالیت در داخل حكومت را بدون در نظر داشتن ظالم و عادل بودن آن، امری مفید می‌دانست و به همین دلیل از ورود حضرت یوسف در دستگاه دولت مصر دفاع كرده است.(5)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

سياست‌ورزی پوپولیستی و كانون آن
در دو شماره گذشته كلیاتی درباره تاریخچه، تعریف و ویژگی‌ها و رویكردهای پوپولیسم گفته شد. اگرچه بحث ویژگی‌های پوپولیسم را می‌توان به صورتی فراتر از یكی دو شماره بیان كرد و شاید در شماره‌های آتی این فرصت ایجاد شود؛ اما لازم است بیشتر در حول و حوش تعریف و تحدید تعریف این واژه كه به دلیل تطور و دگردیسی آن به وجوه مختلف به‌شدت دشوار می‌نماید، غور كنیم.
پدیده‌ای كه ناظران و فعالان سیاسی، آن را پوپولیسم می‌نامند، متفاوت با جنبش‌هایی است كه با تشكیل احزاب، مروج برنامه‌ها و سیاست‌های معینی می‌شوند و فعالیت اجتماعی، سیاسی نسبتاً پایدار و الگوپذیری را پدید می‌آورند. جنبش‌های پوپولیستی دارای نظام‌های اعتقادی اشاعه‌پذیرند، مهار و سازماندهی آن‌ها ذاتاً دشوار است، فاقد انسجامند و فعالیت‌شان با تناوبی حیرت‌انگیز، اوج و فرود دارد. در واقع به قول «پل تارگات»، پوپولیسم مفهومی دشوار و فاقد ویژگی‌های عینی است. خصوصیاتی دارد كه اساساً ناپایدارش می‌كند. به این دلایل، ارائه توصیفی عام از آن، عمیقاً دشوار است، چه رسد به اینكه به عنوان یك اندیشه یا یك جنبش سیاسی از آن تعریفی جامع و مانع ارائه كنیم.(1) «آیزایا برلین» از «پیچیدگی‌ سیندرلایی» پوپولیسم سخن گفته است: «دنبال قالب مناسبی برای «كفش» پوپولیسم هستیم و پاهایی را می‌یابیم كه تقریباً هم‌اندازه آن هستند اما باز هم همیشه دنبال آن پای واقعی می‌گردیم كه بتواند نمونه خالصی از پوپولیسم باشد.»
هشدار برلین دربردارنده این نكته مهم است كه جست‌وجو برای یافتن قالبی كامل برای پوپولیسم هم خیالی و هم نامطلوب است. «ارنستو لاك لائو» نیز در باب بیهودگی مطالعه بسیار دقیق پوپولیسم هشدار مشابهی داده است. پل تارگات در ادامه مطالعه اندیشمندان فوق، ابراز نگرانی می‌كند كه در بررسی‌ای كه از پوپولیسم ارائه می‌دهد، نتواند بدون چالش و مشكل به مطالعه دقیق پوپولیسم بپردازد؛ زیرا به گمان وی، شش درونمایه اصلی پوپولیسم با آنكه از هم مستقلند می‌توانند به شیوه‌های متفاوت بر هم اثر متقابل بگذارند: 1- دشمنی پوپولیست‌ها با نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی، 2- هم‌ذات پنداری پوپولیست‌ها با كانون آرمانی (heartland) درون جامعه‌ای كه مطلوب می‌پندارند، 3- بی‌بهر‌گی ایدئولوژی پوپولیسم از ارزش‌های بنیادین، 4- واكنش تند پوپولیسم به احساس وقوع بحرانی حاد، 5- تنگناهای بنیادی پوپولیسم كه آن را محدود می‌كند، 6- تأثیرپذیری و همرنگی پوپولیسم با محیط خود.(2)
بنابراین، هر چند شرایط مشخص رشد پوپولیسم دارای اهمیت است، اما نباید چشم ما را به امكان تعمیم ببندد. امكان تعمیم به شیوه انواع آرمانی و بر بخش مهمی از علوم اجتماعی تلقی می‌شود.

سیاست و پوپولیسم
پوپولیسم در ریشه خود به عنوان مجموعه‌ای از اندیشه‌ها، با سیاست، به‌ویژه با سیاست‌های نظام‌های مبتنی بر نمایندگی به‌طور بنیادی ناسازگار است. سیاست از نظر پوپولیسم امری كثیف و فسادانگیز است و باید تنها در اوضاع و احوالی حاد در آن دخالت كرد. به این مفهوم، پوپولیسم می‌كوشد تا از دخالت معمولی در سیاست بپرهیزد. پوپولیست‌ها با اكراه به سیاست می‌پردازند و هنگامی‌كه اوضاع را بحرانی ارزیابی می‌كنند، بر این اكراه فائق می‌آیند. نحوه سیاسی شدن پوپولیست‌ها ناسازگاری آن‌ها را نیز بیان می‌كند.
پوپولیست‌ها با پرهیز از پیچیدگی سیاست‌های نظام‌های مبتنی بر نمایندگی، طرفدار سادگی و صراحت در اندیشه‌های سیاسی خود هستند. آن‌ها بیشتر اوقات، ملزومات این نظام‌ها، یعنی احزاب و مجالس را پیچیدگی‌های بازدارنده و غیر ضروری می‌دانند. در همین جا لازم است به این نكته اشاره گردد كه تناقض عجیب پوپولیسم در همین موضوع است كه با وجود ستیز با نظام‌های مبتنی بر نمایندگی و دموكراسی، پوپولیسم تنها در چنین فضایی می‌تواند به شكلی فراگیر رشد كند و به عنوان نیرویی سیاسی مردم را در راستای اهداف و خواسته‌های خود بسیج سازد.
هرچند پوپولیسم واكنشی منفی به نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی تلقی می‌شود؛ اما جنبه ایجابی بیشتری دارد. پوپولیسم مایل است از خود تعبیری منطبق با روایت آرمانی مردم برگزیده‌اش ارائه كند و آنان را در چشم‌اندازی به همان نحو آرمانی جای دهد. در این رهگذر، با طرد عناصری كه بیگانه، فاسد یا حقیرشان می‌داند، اساس كار خود را تمایز میان سودمندی و زیان‌بخشی امور و آنچه كه «كانون» و «حاشیه» می‌نامیم قرار می‌دهد.
بنابراین پوپولیسم تلویحاً در خود تصوری از یك كانون آرمانی دارد. چنین مفهومی با درون‌نگری و واپس‌نگری ساخته می‌شود.(3)

مردم و پوپولیسم
پوپولیست‌ها، «مردم» را در كانون جای می‌دهند و كانون به ساخته‌ها و خاطرات مردم معنا می‌بخشد. برخی معتقدند كه پوپولیسم به معنای پایبندی به «مردم» است، در حالی كه این تعریف چندان رضایت‌بخش نیست زیرا اساساً برای پوپولیست‌های متفاوت «مردم» معانی مختلفی دارد. لذا درست‌تر این است كه پایبندی به مردم را مفهومی برآمده از معنای كانون بدانیم.
پوپولیسم و ادعای مردم‌محوری و توده‌باوری ابزار ترقی‌خواهان، مرتجعان، دموكرات‌ها، خودكامگان، چپ و راست بوده است. در واقع، همگان از آن برای رسیدن به مطلوب و هدف‌شان بهره برده‌اند. دلیل این هم انعطاف‌پذیری منفعلانه در ماهیت پوپولیسم نهفته است؛ پوپولیسم تعهدی در برابر ارزش‌های بنیادی ندارد. این در حالی است كه ایدئولوژی‌های دیگر، حال به نحو آشكار یا پنهان، به یك یا چند ارزش مانند برابری، آزادی و عدالت اجتماعی تكیه می‌كنند اما این‌گونه ارزش‌ها در پوپولیسم هیچ جایی ندارد.
شاید به همین دلیل است كه پوپولیسم با طیف وسیعی از مواضع سیاسی جور در می‌آید و غالباً ضمیمه ایدئولوژی‌های دیگر می‌شود. ایدئولوژی‌های «بزرگ» دوران معاصر مانند لیبرالیسم، محافظه‌كاری، فمینیسم و سوسیالیسم، یقیناً دارای صفاتی هستند كه آنها را مثلاً به لیبرالیسم اجتماعی یا فمینیسم افراطی تبدیل می‌كند. حال آنكه پوپولیسم بیشتر خود را به سایر ایدئولوژی‌ها نسبت می‌دهد تا سایر اندیشه‌ها را به خود.
پوپولیسم اساساً كیفیتی ناپایدار دارد كه سبب تأثیرپذیری از محیط خود می‌شود. این كیفیت به معنای ظاهرسازی یا پنهان‌كاری نیست؛ زیرا همواره جنبه‌هایی از خاستگاه پوپولیسم تا حدی در ساختن آن مؤثر است. به عبارت دیگر، پوپولیسم مشخصات اصلی و فرعی دارد و یكی از ویژگی‌های اصلی و بدیهی آن، كسب ویژگی‌های فرعی از بستر خویش است. تمام ایدئولوژی‌ها تا حد معینی چنین هستند، اما پوپولیسم روایت‌ها، اسطوره‌ها و نمادهایی می‌آفریند كه با كانون آرمانی‌اش همنوا باشند و از همین روی اساساً آنها را از محیط اطراف خود كسب می‌كند.(4)
با جمع‌بندی این درون‌مایه‌ها می‌توان این نظر را از تاگارت پذیرفت كه پوپولیسم واكنشی به اندیشه‌ها، نهادها و روش‌های نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی است و در مقابل احساس وقوع بحران به تجلیل پنهان یا آشكار از كانون آرمانی خود می‌پردازد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

 فقه سیاسی و نقد روش آن
علم فقه در دسته‌بندی امام محمد غزالی در علوم فرعی تقسیم می‌شود كه مربوط به مصالح دنیاست. خواجه نصیرالدین طوسی نیز فقه را علمی می‌داند كه اولاً مسائل انفرادی چون عبادات، ثانیاً مسائلی كه با مشاركت انجام می‌شود مانند معاملات و ثالثاً مسائلی كه به اهل شهرها و مناطق مربوط می‌شود مانند حدود و سیاسات را مورد مطالعه قرار می‌دهد. در واقع به تصریح وی در اخلاق ناصری، این علم «به تقلب احوال و تغلب رجال و تطاول روزگار و تفاوت ادوار و تبدل ملل و دول» دچار تغییر و دگرگونی می‌شود. فقه به انواع و شعباتی تقسیم می‌شود كه فقه سیاسی یكی از آن‌هاست كه جزئی از علم فقه بوده و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. به نظر مرحوم آیت‌الله عمید زنجانی كه چندین جلد كتاب در خصوص فقه سیاسی اسلام به رشته تحریر درآورده است، در فقه مباحثی در مورد «جهاد، امر به معروف و نهی از منكر، حسبه، امامت و خلافت، نصب امرا و قضات، مأمورین جمع‌‌آوری وجوهات شرعیه، مؤلفه قلوبهم، دعوت به اسلام، جمعه و جماعات، آداب خطبه‌ها و برگزاری مراسم عید، صلح و قرارداد با دولت‌های دیگر، تولا و تبرا، همكاری با حاكمان و نظایر آن‌ها، به طور مستقیم یا غیر مستقیم مطرح شده است كه به آنها احكام سلطانیه یا فقه سیاسی گفته می‌شود.»
بنابراین وظیفه فقه استنباط احكام شرعی براساس منابع قرآن، سنت، اجماع و عقل است. فقه سیاسی كه جزئی از فقه به شمار می‌رود، در اسلام در قالب دو مذهب شیعه و سنی تحول و رشد یافته است. فقه سیاسی اهل سنت در قالب چهار مكتب قدیمی حنفی، مالكی، شافعی و حنبلی و مكاتب معاصر و جدید مانند وهابیت و اخوان‌المسلمین قابل بررسی است. فقه سیاسی شیعه به دو مكتب اصلی اصولی و اخباری تقسیم می‌شود. اختلاف جدی این دو مكتب كه عمدتاً روشی است، در پنج زمینه شامل اختلاف‌نظر در؛ استنباط احكام شرعی، منابع و ادله احكام شرعی، قلمرو شمول احكام، اجتهاد و تقلید و عمل و دانش‌های بشری قابل ردیابی است. در خصوص روش‌های استنباط احكام در فقه به طور اعم و فقه سیاسی به طور اخص، باید گفت كه علم اصول فقه وجود دارد و به نوعی روش تخصصی فقه، همین علم اصول است. برای استنباط احكام فقهی، از روش‌هایی چون مستقلات عقلیه و غیر مستقلات عقلیه (قیاس)، حجیت ظواهر الفاظ، استصحاب، حجیت سیره عقلا و... استفاده می‌شود. البته نقدهایی نیز به لحاظ روشی به فقه سیاسی وارد است كه اولین نقد روشی فقه سیاسی، «نگرش جزءگرایانه» آن است. فقه سیاسی به تنظیم روابط مسلمانان میان خودشان و جوامع غیر خودشان می‌پردازد. در این وظیفه مهم، فقه سیاسی باید به طور مصداقی در مورد موضوعات جزئی حكم دهد. این نوع پرداخت به مسائل با وجود مزایا، موجب شده است كه فقه سیاسی نتواند به صورت كلان و كلی به نظریه‌پردازی در باب جوامع مسلمانان و روابط آن‌ها با سایر كشورها بپردازد.
 


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی جنبش‌های ضد استعماری با شاخص روز جهانی قدس
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در شماره‌های گذشته به‌روند تاریخی مبارزات ضداستعماری و ضداستبدادی اشاره داشتیم و در ادامه با نگاهی به زوایای آسیب‌شناسی جنبش‌ها و نهضت‌ها نكاتی را یادآور شدیم. در بررسی این مباحث در جست‌وجوی یك حلقه مفقوده در مبارزات جنبش‌ها بودیم كه مركز و نقطه ثقل آسیب‌زدگی‌ها و آسیب‌پذیری‌ها از كجاست؟ در جمع‌بندی كلی به این نتیجه رسیدیم كه بینش و نگرش حوزه مبارزات در چارچوب منطقه جغرافیایی خاص محصور شده و از حمایت و پشتیبانی جهانی محروم بوده است. بنابراین جنبش‌ها و مبارزان به‌طور اساسی به یك شاخص واحد جهانی نیازمندند و از این ضعف در رنج هستند. در این میان حضرت امام خمینی(ره) در همان روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی این نقطه‌ثقل و حلقه مفقوده را روشن كردند و طی پیامی آخرین روز جمعه ماه مبارك رمضان را «روز قدس» اعلام كردند كه در واقع با این اقدام بجا حلقه اصلی اتصال‌دهنده جنبش‌ها و نهضت‌های ضد استعماری را شكل دادند و این روز، روز شاخص همگانی مبارزات ضد استعمار خارجی تعریف می‌شود كه همه ملل مبارز را وادار به یك اقدام جهانی می‌كند. این ابتكار امام خمینی(ره) به مبارزان یك هویت جهانی داد، به‌طوری كه مبارزان گذشته از آن محروم بودند. ارائه این شاخص ریشه‌‌دار تاریخی در واقع پایه و اساس و مبنای جنبش‌ها و نهضت‌های ضداستعماری شد و در طول 34 سال تجربه بسیار خوبی را محك زد و یك عامل مؤثر در پیشگیری از آسیب‌پذیری‌ها است، چرا كه این روز دربردارنده دستاوردها و نكات راهبردی بسیاری است كه مبارزان ضد استعماری را از یك حمایت و پشتیبانی جهانی برخوردار كرده و می‌كند. برحسب ظرفیت به چند محور كاربردی آن در ادامه اشاره می‌شود:
1- اولین موضوع اینكه سرزمین فلسطین و قدس شریف را در یك زدوبند كشورهای استعمارگر با ایجاد بحران‌های جنگ جهانی اول و دوم به اشغال درآوردند و پس از آن گروهك‌های تروریستی سرگردان در اروپا را به این نقطه انتقال دادند و از دولت غاصب او حمایت كردند. هر جریان مبارز ضد استعمارگری باید نسبت به این موضوع مواضعش را اعلام دارد. چون در این روز، روز اعلام موضع است و اصل مبارزه با استكبار جهانی و كشورهای استعمارگر می‌باشد و هیچ عنصر دیگری از قبیل نژاد (مسئله عربی و عجمی) در آن دخالت ندارد و آنچه كه محور اصلی قرار می‌گیرد دوستی و رفع اختلافات سلیقه‌ای، گروهی و... است. حضرت امام خمینی(ره) در این رابطه می‌فرمایند: «می‌دانند كه این درد چیست، می‌دانند كه دست‌های اجانب در بین است كه این‌ها [مبارزان را] متفرق از هم بكنند، می‌بینند كه با این تفرقه‌ها ضعف و نابودی نصیب آنها می‌شود، می‌بینند كه یك دولت پوشالی اسرائیل در مقابل مسلمین ایستاده. اگر مسلمین مجتمع بودند، هر كدام یك سطل آب به اسرائیل می‌ریختند او را سیل می‌برد.»
امروز آن یك سطل آب‌ها فریادهای مرگ بر اسرائیل است كه در كشورهای ضد استعماری طنین‌انداز شده است.
2- دوم این‌كه این روز فقط به مبارزان جهان اسلام منحصر نمی‌شود و روز جهانی قدس از حلقه وسیع ملل مبارز ضد استعماری برخوردار است و حوزه مبارزاتی آن هر انسان تحت ستم را شامل می‌شود. حضرت امام خمینی(ره) هم در تاریخ 25 مردادماه 1358 در برشماری ویژگی‌های آن روز اعلام كردند: «روز قدس، یك روز جهانی است، روزی نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستكبرین است، روز مقابله ملت‌هایی است كه در زیر فشار ظلم آمریكا و غیر آمریكا بودند، در مقابل ابرقدرت‌هاست، روزی است كه باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستكبرین و دماغ مستكبرین را به خاك بمالند.»
موضوع این‌چنینی كه حضرت امام(ره) بیان فرمودند در هیچ دوره‌ای از نهضت‌ها و جنبش‌های ضد استعماری سابقه نداشته است و از این كمبود در رنج بودند. شاید این خلأ از قوی‌ترین آسیب‌ها بود كه بر بدنه نهضت‌ها و انقلابات وارد می‌شد.
3- یكی از ویژگی‌های روز جهانی قدس به هوش آوردن ملل تحت ستم است، به‌خصوص ملت‌های جهان اسلام. در این روز قدرت مادی و معنوی مسلمانان به نمایش در می‌آید. حضرت امام درباره این موضوع یادآور شدند: «باید مسلمین به هوش بیایند، باید بفهمند قدرتی را كه مسلمین دارند، قدرت‌های مادی، قدرت‌های معنوی مسلمین كه یك میلیارد جمعیت هستند و پشتوانه خدایی دارند و اسلام پشتوانه آن‌هاست و ایمان پشتوانه آن‌هاست از چه باید بترسند؟ ما با یك جمعیت كمی در مقابل دشمن‌های زیاد، دشمن‌های بسیار، قیام كردیم و ابرقدرت‌ها را شكست دادیم... روز قدس، اعلام یك چنین مطلبی است، اعلام این است كه مسلمین به پیش.»
هوشیاری ملل جهان و آگاه شدن مردم دنیا از نفوذ و قدرت مسلمانان از حضور شجاعانه و مبارزاتی در روز قدس بوده و است، این عامل موجب شد كه بسیاری از مبارزان از انزوا خارج شوند و علناً در صحنه اجتماعی مردم فریاد مرگ بر كشورهای استعمارگر سر دهند و از حمایت وسیع مردم جهان برخوردار شوند.
4- ملاك و معیار شاخص دیگری كه با روز قدس سنجیده می‌شود وضعیت رژیم‌های دست‌نشانده استعمارگران است كه به‌عنوان حاكمان مستبد داخلی شناخته می‌شوند و به‌عنوان عامل استعمارگران خارجی عمل كرده‌اند و مردم كشور خود را تحت فشار و ظلم و جور قرار داده‌اند. فریاد‌گری این روز بر سر آنها هم هست و حضرت امام خمینی(ره) در این رابطه فرمودند: «روز قدس، ملت‌ها باید به حكومت‌هایی كه خائن هستند هشدار دهند، روز قدس روزی است كه ما خواهیم فهمید چه اشخاص و چه رژیم‌هایی با توطئه‌گرهای بین‌المللی موافقت دارند و با اسلام مخالف. آن‌هایی كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند و موافق با اسرائیل و آن‌هایی كه شركت كردند، متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام كه در رأس آن آمریكا و اسرائیل است.»
یعنی سرنوشت رژیم‌ها و حاكمان استبدادگر در این روز رقم می‌خورد، یا با ملت‌ها همراه می‌شوند و یا در برابر ملت‌ها به نفع استعمارگران وارد عمل می‌شوند، در واقع رژیم‌ها ناگزیرند در برابر ملت‌ها موضع شفاف بگیرند و تكلیف خود را روشن كنند.
5- در طول تاریخ، مبارزات ضد استعماری و ضد استبدادی از وجود یك نام، یك تشكل، سازمان، یك تجمع و اعتراض جمعی به حریم و حقوق ملت‌ها محروم بوده است، یكی از دستاوردهای مهم مبارزات امام خمینی(ره) تعیین یك روز برای اجتماع گسترده جهانی بود، یعنی مبارزان یك روز با یك سازماندهی جهانی به شكل بسیج عمومی در صحنه مبارزه حضور پیدا می‌كنند و تجاوزات كشورهای استعمارگر را محكوم می‌كنند. امام خمینی(ره) در تدبیر دیگری با حضور ملت‌های جهان خواستار یك تشكل منسجم می‌شوند و یك حزب، به نام مستضعفین را در تمام دنیا پیشنهاد می‌كنند. ایشان در این رابطه چنین رهنمود می‌دهند: «من امیدوارم كه یك حزب به اسم حزب مستضعفین در تمام دنیا به وجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شركت كنند و مشكلاتی كه سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در برابر مستكبرین و چپاولگران شرق و غرب كنند، دیگر اجازه ندهند كه مستكبرین به مستضعفین عالم ظلم كنند... تاكنون مستضعفین متفرق بودند و با تفرقه، كاری انجام نمی‌گیرد. اكنون كه نمونه‌ای از پیوند در بلاد مسلمین تحقق پیدا كرده این نمونه باید به یك سطح وسیع‌تری، در تمام قشرهای انسان‌های تاریخ، تحقق پیدا كند به اسم حزب مستضعفین كه همان حزب‌الله است.»
این دیدگاه و نگرش برای مبارزه با كشورهای استعمارگر در جهان مطرح نبود. این اقدام با مبارزات حضرت امام خمینی(ره) نمود پیدا كرد، آینده جهان در حال رقم خوردن به این سمت‌وسو است و الزاماً سایر مبارزان باید نسبت به آن اقدام جدی كنند.
6- روز جهانی قدس قوی‌ترین، قدرتمندترین و منسجم‌ترین جریان مبارزه علیه كشورهای استعمارگر بوده و هست، در این مدت 34 سال گذشته همواره این روز باشكوه‌تر از سال گذشته خود برگزار شده، در این روز از مظلوم‌ترین ملل تحت ستم حمایت شده و اقدامات كشورهای استعمارگر محكوم گردیده است. در واقع روز جهانی قدس، روز هشدار به ابرقدرت‌های استعمارگر و دولت‌ها و رژیم‌های استبدادگر بوده و الزاماً جنبش‌ها و نهضت‌ها در مبارزات ضد استعماری و ضد استبدادی خود باید از انزوا خارج شوند و در برابر اجانب با قدرت و قوت ایستادگی كنند.
رژیم متجاوز و غاصب صهیونیستی با كمك كشورهای استعمارگر ایجاد شد. سال‌ها دغدغه مبارزان، آزادسازی سرزمین‌های اشغالی و سامان دادن به ملت آواره فلسطین بود. این موضوع از طریق برپایی راه‌پیمایی اعتراض‌آمیز روز جهانی قدس عملیاتی شد و رژیم جعلی صهیونیستی روز به روز رو به ضعف رفت و اكنون در محاصره فشار انسان‌های جهادی در جهان قرار گرفته است و كشورهای عربی مستبد و سازشكار و حاكمان ظلم و جور یكی پس از دیگری رو به سقوط رفته‌اند.
7- همان‌طور كه اشاره شد این شیوه مبارزه علیه جریان استعمارگران جواب داده و احساسات و عواطف آزادی‌خواهان جهان و مبارزان را به قیام و انقلاب كشانده و بر جریان ملی‌گرایی، نژادگرایان، احزاب منطقه‌ای و محصور در كشورها خط بطلان كشیده و كسی همچون فیدل كاسترو رهبر كوبا را تحت تأثیر قرار داده. وی گفته است: «پس از فروپاشی شوروی سابق به صحت توصیه‌های آیت‌الله خمینی به گورباچف پی بردم و معتقدم مدل قرآنی رهبر فقید ایران باید به جای مدل‌های غربی در دستور كار برنامه‌های جهانی قرار گیرد...» بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان و مبارزان از طریق روز قدس به اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و ضد استعماری امام خمینی پی بردند و راه نجات را از رهنمودهای او دریافت كردند.
تمامی جنبش‌ها و نهضت‌ها و انقلابات در جهان معاصر دچار آسیب‌ها شدند، شكست خوردند و راه به جایی نبردند، اما روز قدس همچون یك نیروی یاری‌دهنده و پشتیبانی‌كننده جهانی بسیاری از آسیب‌های مبارزات را كاهش داده، با این وجود كشورهای استعمارگر همواره در جست‌وجوی برون‌رفت بوده و توطئه‌ها را چاره‌ساز دیده‌اند كه بحث جداگانه‌ای می‌طلبد.


از لابه لاي تاریخ

رضاخان مضحكه بين‌المللي
در طول دوره حکومت رضاشاه، اشاره نشریات خارجی به سطح پایین اجتماعی او چندین‌بار موجب قطع روابط دیپلماتیک با کشورهای متبوع آنها ‌شد. در سال‌های 1936 و 1937، نشريه‌های «تایم» و «نیویورک میرور» به این مطلب اشاره کردند که رضاخان در گذشته مهمتر بوده و سپس چندی به نگهبانی در جلوی دَرِ سفارتخانه‌های خارجی در تهران اشتغال داشته است. نیویورک میرور نوشته بود كه رضاشاه قبلاً در اصطبل سفارت انگلستان در تهران مشغول به کار بوده است. پس از انتشار این مطالب، وزیر خارجه ایران از وزیر مختار آمریکا در تهران خواست تا نشریات خطاکار را مجازات و از تکرار این قبیل ندانم‌کاری‌ها در آینده جلوگیری کند. وقتی وزیرمختار آمریکا به باقر کاظمی، وزیرخارجه ایران، توضیح داد که نشریات آمریکایی تحت حمایت قانون اساسی این کشور قرار دارند، کاظمی در عین ناباوریِ مقام آمریکایی، پیشنهاد کرد که آمریکایی‌ها برای رضایت‌خاطر ملوکانه اعلی‌حضرت پهلوی قانون اساسی‌شان را تغییر بدهند!
خبر فراخواندن باقر کاظمی را «سی. ون انگرت» کاردار موقت آمریکا، در گزارش مورخ 22 سپتامبر 1940 خود آورده است. گزارش انگرت چنین بود: «آقای باقر کاظمی، سفیر ایران در ترکیه، را از این کشور فراخوانده و هنوز به پست دیگری نگماشته‌اند. کاظمی در اکتبر 1939 به سمت فوق منصوب شده بود، بنابراین هنوز یک سال نیست که از انتصاب او در آنکارا می‌گذرد. تا به‌حال نتوانسته‌ام یقیناً به دلایل فراخواندن او پی ببرم، و نام جانشین او نیز هنوز اعلام نشده است.»
دلایل برکناری کاظمی را جی.‌و.ای مک‌موری، سفیر آمریکا در ترکیه، در گزارش مورخ 5 نوامبر 1940 خود ذکر کرده است: «سفیر ایران در اینجا چندی پیش به کشورش فراخوانده شد که تازه به دلایل آن پی برده‌ام. ظاهراً، چند وقت پیش، نویسنده‌ای در روزنامه فرانسوی زبان ژورنال دُريان (Journal d’Orient) جرئت کرده و چیزهایی درباره زندگی شاهنشاه ایران نوشته بود؛ از جمله، اینکه شاه از سطوح پایین جامعه برآمده است. ظاهراً این بی‌احتیاطی ژورنال دُريان حتی از دید سفارت ایران نیز به دور مانده بود. با وجود این، به موقعش که بریده این مقاله به تهران و رؤیت مقامات رسید، سفیر تلگرامی دریافت کرد که در آن به سبب عدم هوشیاری‌ سرزنش شده و به طور تحکم‌آمیزی دستور یافته بود که قاطعانه به دولت ترکیه اعتراض کند و از آن دولت بخواهد تا برای جبران این خطاکاری اقدامات مقتضی اتخاذ کند. اتفاقاً وقتی سفیر ایران بعد از انجام مأموریتش از دفتر وزیر امور خارجه ترکیه بیرون می‌آمده یکی از همکاران من که با وزیر کاری داشته وارد دفتر می‌شود. او می‌گوید که آقای سراج‌‌اوغلو با حالتی نیمه مبهوت گفته است که ترکیه به دلیل آزادی نسبی مطبوعات به خود می‌بالد، ولی حالا از طرف شاه یک مملکتِ دوست مصرانه از من می‌خواهند که مدیر یک نشریه را به خاطر چاپ چیزی مجازات کنم که اگر درباره آتاتورک می‌نوشتند، از نظر مردم ترکیه در واقع نوعی تعریف و تمجید از توانمندی و قدرت شخصیت او به حساب می‌آمد.» واکنش وزارت امور خارجه آمریکا به این واقعه نشان می‌دهد که ایران تا سال 1940 تا چه اندازه مضحکه سایر کشورها شده بود. موری که اخیراً زندگینامه «رسمی» رضاشاه را ویراسته بود، در یادداشتی به تاریخ 17 دسامبر 1940 که برای دستیار وزیر، معاون وزیر و شخص وزیر امور خارجه آمریکا ارسال داشت، می‌نویسد: «یقیناً خواندن مطلبی که در گزارش پيوست از آنکارا درباره فراخواندن سفیر ایران از ترکیه ارسال شده است، برای‌تان خالی از لطف نخواهد بود. من این اتفاق را برای سفیر ترکیه (که اگر به یاد داشته باشید در زمان قطع روابط‌مان با ایران حافظ منافع ایران بود) تعریف کردم و او از خنده روده‌بُر شد.»اما برای مردم ایران که بیست سال تحت سرکوب بی‌رحمانه [رضاخان] زندگی کردند، این مسئله به هیچ‌وجه خنده‌دار نبود.
منبع: رضاشاه و بريتانيا، دكتر محمدقلي مجد، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، صفحات 41 تا 43.


حكایت زمانه

فرمان مشروطه چگونه صادر شد
بدون شک جنبش مشروطیت از رویدادهای مهم و تأثیرگذار در تاریخ تحولات سیاسی ایران محسوب می‌شود. اثرات این رویداد در زندگی فرهنگی و سیاسی مردم، از سایر حوادثی که تا آن تاریخ در کشورمان پدید آمده بود، عمیق‌تر بود. بسیاری نارضایتی عمیق جامعه ایران در سال‌های حکومت قاجار را ریشه اصلی اعتراضات مردمی علیه دولت و زمینه‌ساز شکل‌گیری نهضت مشروطیت می‌دانند.
اما در این میان، عوامل دیگری نیز بودند که سبب تسریع روند انقلاب شدند و در مسیر نهضت به منزله عامل محرک ایفای نقش کردند. این عوامل که در پیشبرد اهداف جنبش مشروطه سهم بسزایی داشتند عبارت بودند از: افزایش ارتباط مردم ایران با کشورهای خارج، به‌ویژه با ممالکی که حکومت‌های آنها ناشی از آرای مردم بود و براساس قانون اداره می‌شد، تأسیس دارالفنون و توسعه مدارس جدید، ایجاد پست و تلگراف در کشور به‌عنوان راهی برای انتقال افکار جدید در میان مردم، انتشار روزنامه‌های دولتی و غیردولتی و نشر اخبار ایران و جهان در میان مردم، گسترش اطلاعات مردم درباره انقلاب‌های فرانسه، آمریکا و دیگر کشورهای جهان و...
آن ریشه‌های بنیادین و این عوامل محرک سبب شکل‌گیری هسته‌ها و انجمن‌های ضدحکومتی در کشور و سرآغاز نهضت مشروطه شد. در این میان انقلاب ۱۹۰۵ روسیه که همزمان با شکل‌گیری نهضت مشروطه به‌وقوع پیوست و به تأسیس مجلس «دوما» منجر شد و ورود انقلابیون منطقه قفقاز به ایران، در اشاعه تفکر انقلابی در کشور بی‌نقش نبود و برای مردم ایران که به تازگی جنبش غرورآفرین تحریم تنباکو را پشت سر نهاده بودند، انگیزه ایجاد کرد.
مرحله جدی و تعیین‌کننده نارضایتی‌های مردمی در ایران در دوران صدارت شاهزاده عبدالمجید میرزا عین‌الدوله و در ماه‌های میانی سال ۱۲۸۴ آغاز شد. تشدید بحران اقتصادی کشور همراه با بی‌حرمتی عین‌الدوله به بازاریان، بازرگانان و علمای روحانی سبب تشکیل اجتماعات مردم در مساجد و حرم حضرت عبدالعظیم و درخواست آنان مبنی بر کناره‌گیری عین‌الدوله شد. مظفرالدین شاه بی‌آنکه عین‌الدوله را عزل کند، تأسیس «عدالتخانه» را به مردم وعده داد. بیماری شاه و بداندیشی اطرافیان وی، اجرای وعده شاه را نه تنها متوقف ساخت، بلکه خشونت و تعدی عین‌الدوله را نسبت به مردم بیش از پیش کرد. اعتراض مردم افزایش یافت و موجب شد عده زیادی از علما و روحانیون از جمله آیت‌الله سیدعبدالله بهبهانی و آیت‌الله سیدمحمد طباطبایی به قم مهاجرت کنند. گروه زیادی از کسبه و بازرگانان تهران نیز در تیر ماه سال ۱۲۸۵ در سفارت انگلیس متحصن شدند، عزل عین‌الدوله و بازگشت علما به تهران و بالاخره تأسیس عدالتخانه و قصاص قاتلان مردم و رفع موانع بازگشت تبعیدشدگان را خواستند. شاه عین‌‌الدوله را برکنار کرد و فرمان تأسیس عدالتخانه و چندی بعد دستور شکل‌گیری مجلس شورای ملی را امضا کرد.
مظفرالدین شاه قاجار در ۱۴ مرداد، فرمان برقراری حکومت مشروطه را صادر کرد. در این فرمان که خطاب به مشیرالدوله صدراعظم صادر شد، آمده است: «... در این موقع که رأی همایون ملوکانه ما بدان تعلق گرفت که برای رفاهیت و آسودگی قاطبه اهالی ایران و تشیید و تأیید مبانی دولت، اصلاحات مقتضیه به مرور در دوایر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود، چنان مصمم شدیم که مجلسی از منتخبان شاهزادگان و علما و اعیان و اشراف و ملاکان و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود... و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خودشان را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات مهمه قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برسانند که به صحه مبارکه موشح و به موقع اجرا گذارده شود...»
دو روز پس از این فرمان، مظفرالدین شاه دستور تشکیل اولین مجلس شورای ملی را صادر کرد. در این دستور که مکمل فرمان مشروطیت بود، آمده است: «جناب اشرف صدر اعظم، در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخه ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۴ که صریحاً امر در تأسیس مجلس منتخبان ملت نموده بودیم، مجدداً برای آنکه عموم مردم از توجهات ما واقف باشند مقرر می‌داریم که مجلس مزبور را صریحاً دایر کرده و بعد از انتخاب اجزای مجلس، فصول و شرایط نظام مجلس شورای ملی را براساس امضای منتخبین به طوری که شایسته مملکت باشد مرتب کنند که به شرف عرض و با امضای همایون این مقصود مقدس صورت پذیرد.»
کار تدوین نظامنامه انتخابات نیز از سوی مجلسی مرکب از نمایندگان شاهزادگان، علمای قاجاریه، اعیان و اشراف، مالکان، تجار و اصناف آغاز شد. به موجب این نظامنامه که با ۵۱ اصل در ۱۷ شهریور ۱۲۸۵ تدوین و به تأیید شاه رسید، تعداد ۱۵۶ نماینده انتخاب شدند که ۶۰ نفر از آنان نمایندگان تهران بودند. اولین جلسه مجلس شورای ملی بدین ترتیب در ۱۷ مهر این سال تشکیل شد.
در هشتم دی ۱۲۸۵، اولین قانون اساسی ایران با عنوان «نظامنامه سیاسی» مشتمل بر ۵۱ اصل تدوین شد و به امضای شاه رسید. این قانون در حقیقت گزیده‌ای از قوانین اساسی کشورهای بلژیک، فرانسه و بلغارستان بود. این قانون با امضای شاه، صورت قانونی یافت. ده روز پس از این رویداد مظفرالدین شاه در ۱۸ دی ۱۲۸۵ درگذشت.
از این تاریخ تا کودتای رضاخان که به منزله مرگ مشروطیت بود طی یک دوره ۱۵ ساله، ایران شاهد حوادث فراوانی بود. مجلس اول مشروطه دو سال پس از شروع در سال ۱۲۸۷ از سوی نظامیان روس و به یاری حکومت وقت که مشروطیت را تهدیدی علیه پایه‌های قدرت خود می‌دانست به توپ بسته شد. وقوع جنگ اول جهانی سبب گسترش مداخلات قوای بیگانه در شمال و جنوب و غرب ایران شد. قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ نیز ایران را به مناطق تحت نفوذ آنها تبدیل کرد.


امام در گذر زمان 157

پیكر مطهر امام در دستان مردم
پیكر امام به بهشت‌زهرا(س) رسید و در یك لحظه جنازه امام در دستان مردم قرار گرفت و كنترل از دست مسئولان خارج شده بود. آقای ناطق نوری كه از نزدیك شاهد ماجرا بوده است در كتاب خاطرات خود در این باره می‌گوید: «ناگهان دیدیم كه هلی‌كوپتر حامل پیكر امام و چند هلی‌كوپتر دیگر آمدند. امام را داخل تابوت گذاشته بودند و یك پارچه سفیدی هم رویش كشیده بودند. پس از آنكه دسته‌های تابوت از هلی‌كوپتر بیرون آمد، جمعیت هجوم آوردند، تابوت امام را از دست آقای سراج و آقای انصاری و بقیه آقایانی كه همراه این‌ها بودند، گرفتند. آقای سراج گریه‌كنان به طرف من آمد و گفت: «آقای ناطق جنازه را مردم گرفتند!» من هم با عصبانیت گفتم: «این طوری جنازه را می‌آورند؟» آقای انصاری هم در شلوغی رفت بالای كانتینر و می‌خواست با بلندگو مردم را ساكت كند، اصلاً هیچ بلندگویی آن جا كار نمی‌كرد. مردم جنازه را به دست گرفتند، گاهی جنازه در داخل مردم گم می‌شد و من هم خیلی عصبانی شدم، پاسدارها را صدا زدم و گفتم: «شماها خیلی بی‌عرضه هستید. سعی كنید جنازه را از دست مردم بگیرید.» دیدم اصلاً این بچه‌ها هم خودشان را باخته‌اند. خلاصه خودم دست به كار شدم... رفتم جلوی یك ماشین آمبولانس كه در آنجا بود و به كمك بچه‌های سپاه با آمبولانس توی جمعیت رفتیم چون نگران بودم بدن امام از این تابوت زنبقی كه هیچ حفاظی نداشت، زیر دست و پا بیفتد و هتك حرمت شود. پس از آنكه آمبولانس نزدیك جنازه امام آمد، جنازه را از دست مردم گرفتیم و روی سقف آن گذاشتیم، نزدیك قبر كه آوردیم مردم مجدداً ریختند و جنازه را گرفتند و باز اوضاع به هم ریخت. پس از مدتی و در عین ناباوری دیدم تابوت نزدیك كانتینری می‌شد كه من در آن بودم و من دستم را دراز كردم و به چوب تابوت رساندم. خداوند در همان جا لحظه‌ای یك نیرویی به من داد و توانستم جنازه را از مردم بگیریم و به طرف كانتینر ببریم. مجدداً مردم ریختند. جوانان بی‌هوش شده بودند و مثل ابر بهاری گریه می‌كردند. مردم كفن را بردند. جالب اینكه از سینه تا زانوی كفن حفظ شده بود و من عبایم را روی بدن امام انداختم و خودم را روی تابوت انداختم كه مردم زیاد شلوغ نكنند... جمعیت همچنان فشار می‌آورد، به طوری كه كانتینر دیگر داشت له می‌شد، یك لحظه همان جا فكر كردم كه اگر كانتینر روی من له شود و بمیرم بهترین افتخار است و هیچ نگران نبودم.»


مجالس شوراي اسلامي 44

حضور هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس ششم
اتفاق مهمي كه در آستانه برگزاري‌ انتخابات دوره ششم مجلس روي داد، ثبت‌نام اكبر هاشمي رفسنجاني به عنوان داوطلب انتخاباتي بود.
هاشمي رفسنجاني در اظهارنظري اعلام كرد كه هدف وي براي حضور در مجلس ششم پشتيباني از فكر سازندگي كشور، منطقي‌كردن و تحكيم توسعه سياسي و ارائه طرح فقر‌زدايي و كوشش جهت تصويب آن است. هرچند وي پس از اعلام نتايج مرحله اول انتخابات از حضور در مرحله دوم انصراف داد.
جريان راست از همان ابتدا اين اقدام را به فال نيك گرفت و از آن استقبال كرد، اما جناح چپ در اين زمينه دو دسته شد. برخي از عناصر كه بيشتر عضو جبهه مشاركت بودند، واكنش تندي نشان دادند و مدام هاشمي را به عدم شفافيت در مواضع خود متهم مي‌كردند و از اين رهگذر بسياري از اقدامات دولت وي را در زمان رياست جمهوري‌اش به نقد مي‌كشاندند.
حجم عظيمي از تحليل‌هاي سياسي و مطبوعاتي در روزنامه‌های منتسب به جريان دوم خرداد در آن دوره به نقادي هاشمي‌رفسنجاني معطوف بود.
يقيناً جوي كه عليه هاشمي رفسنجاني ايجاد شده بود تا حدود زيادي وامدار موضع‌گيري روزنامه‌هاي صبح‌امروز و مشاركت و درج مقالات اكبر گنجي تحت‌عنوان «عاليجناب سرخپوش» در نشريات دوم خردادي بود.
شايد بسياري از هواداران هاشمي رفسنجاني اين انتظار را از سيدمحمد خاتمي داشتند كه او در اين مقطع وارد ميدان شود و به نيروهاي هوادار خود توصيه كند كه دست از تخريب هاشمي بردارند و احياناً در فهرست پيشنهادي خود نام هاشمي رفسنجاني را به‌عنوان نامزد معرفي شده توسط تشكل متبوع‌شان بگنجانند.
گرچه خاتمي در همان دوره به صورت شفاهي حمايت خود را از حضور هاشمي در صحنه انتخابات اعلام كرده بود، با اين وصف او ترجيح مي‌داد كه از دور ناظر كل قضايا باشد و از حمايت علني هاشمي بپرهيزد و در نهايت انتظار هواداران هاشمي در مورد حمايت خاتمي از رئيس مجمع تشخيص مصلحت پس از يك سال از برگزاري انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي تحقق پيدا كرد و خاتمی در سفري كه به استان كرمان داشت در اجتماع مردم رفسنجان از هاشمي رفسنجاني با عنوان «شناسنامه انقلاب»ياد كرد.
البته در كنار اين انتقادها برخي از عناصر اصلاح‌طلب نيز بودند كه از ورود هاشمي رفسنجاني به صحنه انتخابات حمايت و حتي اعلام كردند كه در فهرست پيشنهادي نام وي را به عنوان نامزد انتخاباتي مي‌گنجانند.
از میان نيروهاي دوم‌خردادي، حزب كارگزاران سازندگي مهم‌ترين حامي هاشمي‌رفسنجاني محسوب مي‌شود و نحوه برخورد عناصر اصلاح‌طلب به‌خصوص جبهه مشاركت با مسئله نامزدي هاشمي رفسنجاني براي آن تشكل ناخوشايند بود.
حسين مرعشي، نماينده مردم كرمان در مجلس شوراي اسلامي و عضو حزب كارگزاران در همين باره اعلام كرد: رفتارهاي تخريبي جبهه مشاركت عليه حزب كارگزاران سازندگي، رفتار مناسبي نيست و بهتر است كه اين جبهه روابط خود با ساير گروه‌ها را براسا‌س اصول پذيرفته شده تنظيم كند.
مدتي بعد محمدهاشمي نيز به اظهار نظر درباره عملكرد حزب مشاركت و جريان دوم خرداد پرداخت و حتي اقدامات برخي از عناصر كارگزاران از جمله عطاءالله مهاجراني، وزير فرهنگ و ارشاد را زير سوال برد و در دفاع از برادر خود از ادبياتي بهره گرفت كه در نهايت نوعي تبليغ منفي براي هاشمي رفسنجاني در پي داشت.
محمد هاشمي خطاب به نيروهاي دوم خردادي اعلام كرد: «اگر مي‌خواهيد آقاي هاشمي فقط در فهرست شما باشند راه منطقي و اصولي‌اش اين است كه بزرگان قوم‌تان جمع شوند، بروند خدمت آقاي هاشمي و بگويند جناب آقاي هاشمي، ما اين فضايل را براي شما قائليم. بنابراين شما اين افتخار را به ما بدهيد و بياييد در فهرست ما باشيد.»
اين‌گونه اظهارنظرها كه از موضع بالا صورت مي‌گرفت ميان نيروهاي دوم‌خردادي بازتاب خوبي نداشت و واكنش آنان را بر‌انگيخت.
 


 

صفحه 10 تا حماسه

 

 

بررسی دینی، عقلی و تاریخی حجاب
حجاب امری فطری و ذاتی است(1)

صفدر صانعی

مقدمه
یكی از مسائلی كه دشمنان اسلام همواره روی آن بسیار سرمایه‌گذاری كرده‌اند، رواج بی‌حجابی و برداشتن چادر و یا روسری از سر خانم‌ها است. دشمنان با استفاده از دلایل پوچ و بی‌ارزش، این پوشش الهی را زیر سؤال می‌برند و آن را نوعی محدودیت و زندانی كردن زن می‌دانند. دلایل آن‌ها شاید در نگاه اول قابل توجه و جالب به نظر آید، ولی انسان متفكر و بابصیرت، با اندكی تأمل و تحقیق درمی‌یابد كه كسانی كه مخالف حجاب هستند به دنبال چه چیزی می‌گردند و چرا این‌قدر بر این مسئله تأكید دارند.
یكی از مهم‌ترین و شاید اصلی‌ترین موضوعاتی كه غربی‌ها و مخالفان حجاب همیشه بر آن تأكید دارند، مسئله «آزادی زن» است و مسلم است كسانی كه در پی سودجویی از زنان هستند، بیشتر به حجاب و دلایل آن خُرده می‌گیرند.
آنچه به‌عنوان آزادی زن مطرح می‌شود، در واقع آزادی زن نیست، بلكه به نوعی آزادی (بی‌قید و شرط) مرد است. آزادی مرد در اینكه خیلی راحت به هر زنی كه خواست نگاه كند و یا اینكه با هر زنی كه خواست ارتباط داشته باشد و او را وسیله التذاذ خود قرار دهد. زن باید آرایش كند، تا مرد لذت ببرد. زن باید بدن و صورت خود را از بین ببرد تا مرد سود آن را ببرد. همیشه این سؤال مطرح است كه آیا یك زن این‌قدر ارزش خود را پایین می‌داند كه حاضر است، ساعت‌ها روی چهره و اندام خود كار كند تا مثلاً یك مرد به او علاقه و توجه نشان دهد! علاقه‌ای كه با ارضا شدن مرد از بین می‌رود و در آخر هم این زن است كه ضرر و زیان دیده است، نه مرد.
غربی‌ها كه امروز دم از دفاع از حقوق زنان می‌زنند، به واقع زن را فقط برای التذاذ مرد می‌دانند و بس. زمزمه آزادی زن از سوی غربی‌ها، از قرن نوزدهم شروع شد. در آن موقع، مدیران كارخانه‌ها به دنبال نیروی كاری می‌گشتند كه ارزان‌قیمت، كم‌دردسر، كم‌توقع و... باشد و از همان جا مسئله آزادی زنان را سر دادند و زنان را از خانه‌های‌شان به سوی كارخانه‌ها كشیدند و با این كار، از ارزش و كرامت زن كاستند و بر سود و منفعت خود افزودند.
در اینجا با استفاده از كلام شیوای مقام معظم رهبری، یك نمونه از نگاه‌های غرب نسبت به زن و مقایسه آن با دین اسلام را مطرح می‌شود. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) می‌فرمایند: «در همین كشور‌های غربی، تا چند سال قبل از این ـ نه خیلی زیاد ـ زنانی كه در مراكز آموزش عالی تحصیل می‏كردند، حق نداشتند مدرك كتبی تحصیلات عالی خودشان را بگیرند! در همین اواخر، در بعضی از كشور‌های غربی ـ از جمله در انگلستان ـ یكی از مجلات یكی از كشور‌های غربی ـ كه نمی‏خواهم از آن كشور و از آن مجله اسم بیاورم ـ پیرزنی را معرفی كرده بود كه در سال 1917 ـ یعنی تقریباً هفتاد سال قبل ـ در حد دكترا تحصیلات عالیه كرده است؛ لیكن به او مدرك تحصیل نداده‏اند! بعد سؤال می‏كند، چرا مدرك تحصیل نداده‏اند؟ می‏گوید كه چون تا سال 1947 در انگلستان، به زنانی كه تحصیل می‏كردند، مدرك تحصیلی نمی‏دادند و می‏گفتند كه زن نباید مدرك تحصیلی بگیرد! این‌ها امروز آمده‏اند و در مقابل جمهوری اسلامی، مدعی حقوق زن شده‏اند! در همان سال‌هایی كه چنین حقارت‌هایی در فرهنگ غربی مشاهده می‏شد، در ایران اسلامی، «بانوی اصفهانی» اجازه اجتهاد از مجتهدان درجه اول آن روز اسلام داشت و در اصفهان، حوزه تدریس فلسفه و فقهش دایر بود! اسلام، این است.»
دین اسلام برخلاف واقعیت ادعایی امروز غربی‌ها برای دفاع از حقوق زنان، برای زن ارزش و اهمیت بسیاری قائل شده است كه به برخی از آن‌ها در میان مباحث اشاره می‌شود.

تاریخچه حجاب
یكی از مسائل دروغینی كه مخالفان حجاب همواره روی آن بسیار تأكید دارند این است كه می‌گویند؛ در زمان‌های قدیم زنان یونان و یا ایران باستان و پیروان یهود حجاب نداشته‌اند و با آمدن اسلام، حجاب به‌عنوان یك تكلیف برای زنان مطرح شده است.
اما شواهد تاریخی حاكی از آن است كه در اكثر اقوام و آیین‌های جهان، حجاب در میان زنان وجود داشته است. هر چند در بعضی از دوره‌ها، توسط حكام و پادشاهان، این مسئله كم‌رنگ شده، ولی هیچ‌گاه به طور كامل از بین نرفته است.
با این توضیحات، به پوشش زنان در دوره‌های مختلف نگاهی می‌اندازیم:

پوشش زن در یونان و روم باستان
دایره‌المعارف «لاروس» درباره پوشش زنان یونان می‌گوید: «زنان یونانی در دوره‌های گذشته، صورت و اندام‌شان را تا روی پا می‌پوشاندند. اين پوشش كه شفاف و بسيار زيبا بود، در جزاير كورس و امرجوس و ديگر جزاير ساخته می‌شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند.»
در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی پس از ازدواج خود را از چشم مردان می‌پوشاندند. نقش‌هایی كه بر جای مانده، حكایت می‌كند كه زنان سر را می‌پوشانده، ولی صورت‌های‌شان باز بوده است و وقتی به بازار می‌رفتند، بر آنان واجب بوده است كه صورت‌های‌شان را بپوشانند، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در میان زنان سیبری و ساكنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد و فارس و عرب نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب كامل‌تری برخوردار بوده‌اند، به طوری كه وقتی از خانه خارج می‌شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می‌پوشاندند و چیزی از برآمدگی‌های بدن مشخص نمی‌شد.
«ویل دورانت» نویسنده مشهور غربی در كتاب خود با نام تاریخ تمدن درباره «الهه عفت» كه یكی از خدایان یونان باستان است، می‌گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی‌ترین نمونه و الگو برای دختران جوان به شمار می‌آید كه دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابك و به زیور عفت و تقوا آراسته است.
همچنین درباره مردم یكی از قبایلی كه نهصد سال پیش از میلاد زندگی می‌كرده‌اند، آمده است: «بالاتر از ارمینان و در كنار دریای سیاه، «سكاها» بیابانگردی می‌كردند. آن‌ها زنان خود را سخت در پرده نگاه می‌داشتند.»
همچنین این مورخ در جای دیگری می‌نویسد: «زنان فقط در صورتی می‌توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشن‌های مذهبی و تماشاخانه‌ها حضور یابند كه كاملاً در حجاب باشند.»

پوشش زن در ایران باستان
در مورد پوشش زنان ایران باستان مطالب زیادی وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینكه حجاب بسیار سختی در میان آنان رایج بوده است، می‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرئت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش‌دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی‌شد كه آشكارا با مردان اختلاط كنند.» در نقش‌هایی كه از ایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمی‌شود و نامی از ایشان به نظر نمی‌رسد.
همچنین در تفسیر اثنی‌عشری آمده است: «تاریخ نشان می‌دهد كه حجاب در فرس قدیم وجود داشته است.»
در كتاب «پوشاك باستانی ایرانیان» آمده است: «اصلی كه باید در نظر داشت، این است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه‌های ماقبل میلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شكل (با كمی تفاوت) با پوشاك مردان یكسان است.»
پس از مادها، هخامنشیان نیز از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی‌خوریم كه پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته‌چین و آستین كوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی‌خوریم كه از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افكنده و در زیر آن، یك پیراهن با دامن بلند ودر زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
در دوره اشكانیان نیز هماهنند گذشته، حجاب زنان ایرانی كامل بوده است. در این باره چنین می‌خوانیم: «لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته‌اند كه روی اولی می‌پوشیدند و قد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سر می‌كردند.»
زنان در دوره ساسانیان كه احكام دینی زرتشتیان در كشور اعمال می‌شده است، همچنان دارای حجاب كامل بودند. در مورد پوشاك زنان چنین آمده است: «چادر كه از دوره‌های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»

پوشش زن در ادیان بزرگ الهی
حجاب در آیین یهود
در اصول اخلاقی «تلمود» كه یكی از كتاب‌های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین‌نامه زندگی یهودیان است، آمده است: «اگر زنی به نقض قانون یهود می‌پرداخت، چنانچه مثلاً بی‌آنكه چیزی بر سر داشت به میان مردم می‌رفت و یا در شارع عام نخ می‌رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می‌كرد، یا صدایش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‌اش تكلم می‌نمود، همسایگانش می‌توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»
حجاب در آیین مسیح
در كتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قرنتیان تصریح می‌گوید: «اما می‌خواهم شما بدانید كه سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی كه سر پوشیده دعا یا نبوت كند سر خود را رسوا می‌نماید. اما هر زنی كه سر برهنه دعا كند، سر خود را رسوا می‌سازد؛ زیرا این‌چنان است كه تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی‌پوشد، موی را نیز ببرد واگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد ؛ زیرا كه مرد از زن نیست، بلكه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلكه زن برای مرد. از این جهت زن می‌باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است كه زن ناپوشیده نزد خدا دعا كند.»
ونیز در انجیل، در رساله پولس، به «تیمو ثیوس» می‌گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف‌ها و طلا و مروارید و رخت گرانبها، بلكه چنان كه زنانی را می‌شاید كه دعوای دینداری می‌كنند به اعمال صالحه.»

دلایل وجوب حجاب
اثبات حجاب و پوشش برای بانوان از چند راه امكان‌پذیر است، كه عبارتند از: قرآن، روایات معصومین(علیهم‌السلام) و عقل و منطق. هر كدام از این موارد به‌تنهایی برای اثبات ضرورت حجاب بانوان كافی است. بخشی از آن را به تفصیل بیان می‌كنیم.

قرآن كریم
یكی از مهم‌ترین دلایل وجوب حجاب در اسلام آیه 31 سوره نور است كه خداوند تبارك و تعالی می‌فرماید:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَایُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَ لَایُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَ لَایَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمْ تُفْلِحُونَ»
«و به زنان با ایمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار كه نمایان است ـ آشكار ننمایند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افكنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهران‌شان، یا پدران‌شان، یا پدر شوهران‌شان، یا پسران‌شان، یا پسران همسران‌شان، یا برادران‌شان، یا پسران برادران‌شان، یا پسران خواهران‌شان، یا زنان هم‏كیش‌شان، یا بردگان‌شان (كنیزان‌شان‏)، یا افراد سفیه كه تمایلى به زن ندارند، یا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود و همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید.»


«كنترل جمعیتی» كه باید كنترل شود!
محبوبه ابراهیمی

سال‌هاست كه با شعار «فرزند كمتر زندگی بهتر» مأنوس شده‌ایم و جامعه ما خواسته یا ناخواسته در دام تك فرزندی و یا دو فرزندی گرفتار شده است. اینكه این سیاست چگونه در كشورمان اجرایی شد و اصولاً دارای چه معایب و مضراتی است، موضوعی قابل تأمل و بررسی می‌باشد. این مقاله سعی دارد تا به بررسی این موضوع بپردازد.

كنترل جمعیت در ایران
در شهریورماه سال 1367 و پس از پایان جنگ هشت ساله، سازمان برنامه و بودجه كشور، سمیناری در مشهد برگزار كرد و در قطعنامه پایانی سمینار، نسبت به رشد جمعیت، به دولت هشدار داد.
سرانجام در هشتم اسفندماه سال 1367، این سیاست‌ها به هیئت دولت ارائه و تعدیل موالید تا سقف سه فرزند به عنوان حد متناسب میانگین كودكان هر خانواده ایرانی اعلام شد. در سال 1369 شورایی به نام «شورای تجدید موالید» با تصویب دولت و به ریاست وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشكی تشكیل شد و در سال 1370 با ایجاد «اداره كل جمعیت و تنظیم خانواده» برنامه‌های جمعیتی گسترش یافت. در 26 اردیبهشت 1372 قانون تنظیم خانواده در مجلس شورای اسلامی تصویب و در نهایت در خرداد 1372 به تأیید شورای نگهبان رسید. بر اساس این قانون كلیه امتیازات متعلق به فرزندان بالاتر از رده سه، حذف و محدودیت‌هایی برای كثرت اولاد در نظر گرفته شد.
وزارت بهداشت، با راه‌اندازی خانه‌های سلامت و بهداشت، فاصله‌گذاری بین زایمان‌ها را از طریق گسترش دسترسی به وسایل مدرن پیشگیری از باروری‌های ناخواسته و برگزاری سمینارهای مختلف، رایج كرد.
صداوسیما نیز در راستای این شعار «دو بچه كافی است»، آموزش‌ها و تبلیغاتی را از طریق پخش آگهی و فیلم كوتاه دنبال كرد و نقش بزرگی در همگانی شدن این شعار داشت و نیز سمینارها و برنامه‌های مربوط را پوشش داد. سازمان آموزش عالی، كتاب «تنظیم خانواده» را به دروس دانشگاهی اضافه كرده و سرفصل تمامی رشته‌ها قرار داد. در تمام مراكز و سازمان‌ها پوسترهایی در راستای فرزندآوری كمتر نصب و تبلیغات، سراسر كشور را فراگرفت و اینگونه، جمعیت ایران كنترل شد.

كنترل جمعیت؛ سیاستی صهیونیستی
«ارینومچ من» محقق آمریكایی در مقاله‌ای در واشنگتن‌تایمز می‌نویسد: «باید جمعیت رو به افزایش 60 میلیونی ایران را در نظر داشت كه طی بیست‌وپنج سال آینده دو برابر خواهد شد و قدرت بی‌نهایت نظامی انسانی را به وجود خواهد آورد.»
«ساموئل هانتینگتون» نظریه‌پرداز بزرگ غربی نیز این چنین می‌نویسد: «تمدن اسلامی ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زاد و ولد كه در اكثر كشورهای اسلامی شاهد آن هستیم این چالش را متفاوت كرده، امروزه بیش از 20 درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان 15 تا 25 ساله تشكیل دادند.»
این سخنان و نظایر آن، نشان‌دهنده هراس فوق‌العاده تحلیلگران غربی از جمعیت جوان كشورهای اسلامی و به‌ویژه ایران است. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند كه افزایش جمعیت جوان، افزایش اقتدار سیاسی را در پی دارد؛ چرا كه این قشر، در مواقع خطر، تمام انرژی خود را صرف دفاع از كشور و نوامیس می‌كنند و از این رو خطر بزرگی بر سر راه اهداف آن‌هاست. به همین جهت، این وحشت آمریكایی، به تبلیغات گسترده ضد جمعیت ایران و جهان اسلام تبدیل می‌شود و اسلام و تشیع را هدف قرار می‌دهد.
این مسئله زمانی روشن می‌شود كه بررسی زاد و ولد در كشورهای غربی و به‌ویژه در میان یهودیان كه طراحان اصلی این نقشه‌اند، انجام‌ می‌گیرد. اساساً در رژیم صهیونیستی پذیرفته شده كه هر عائله (یهودی) بایستی حداقل چهار بچه داشته باشد. میزان حق اولاد پرداختی به كارمندان زیاد است و بچه زیاد موجب كاهش انواع و اقسام مالیات‌ها می‌شود. حتی كارمندان بازنشسته‌ای كه دارای فرزند بیشتری باشند حقوق بازنشستگی بیشتری می‌گیرند.
متأسفانه كشور ما در بیش از یك دهه در دام این سیاست گرفتار شد و بزرگ‌ترین بهانه در این مسیر، كمبود منابع برای پاسخگویی به جمعیت بود، اما سخنان رهبر معظم انقلاب در خردادماه سال 1390 ناقض این مطلب است. چرا كه فرمودند: «من معتقدم كه كشور ما با امكاناتی كه داریم می‌تواند صدوپنجاه میلیون جمعیت داشته باشد. من معتقد به كثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری كه می‌خواهد برای متوقف كردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صدوپنجاه میلیون نفر انجام بگیرد.»
هشدارها و نگرانی‌های برخی علما و بزرگان دینی نیز، حاكی از لزوم تغییر این سیاست است. برای نمونه آیت‌الله سبحانی، كنترل جمعیت را از برنامه‌های سعودی‌ها و وهابیت برای از بین بردن اكثریت مطلق جمعیت شیعی در ایران بیان می‌دارند كه به‌تدریج، توازن جمعیتی شیعه را نسبت به سایر گروه‌ها دستخوش تغییرات می‌كند.
آیت‌الله مصباح یزدی نیز، سیاست كنترل جمعیت را سیاستی صهیونیستی می‌نامند كه در كشورهای شیعه‌نشین اجرا می‌شود.نكته قابل توجه در این میان، توجه علمای دینی به این مسئله است كه نشان‌دهنده ضرورت توجه به رویكرد دینی پیرامون این موضوع می‌باشد كه جای تأمل و بررسی دارد.

رویكرد دینی به كنترل جمعیت
در اسلام، به ازدواج اهمیت فوق‌العاده‌ای داده شده و حتی از آن به‌عنوان كامل‌كننده نیمی از ایمان یاد شده است. یكی از اصلی‌ترین ثمرات ازدواج، آوردن فرزند و زاد و ولد می‌باشد، از این رو نمی‌توان ادعا كرد كه اسلام، مخالف كنترل جمعیت و پیشگیری از زاد و ولد است. آیات و روایات متعددی وجود دارد كه فزونی جمعیت مسلمانان را یك معیار مهم در دنیا و آخرت بیان می‌كنند و تأكید دارند كه فرزندان در دنیا زینت، مایه استعانت، امداد و قدرت و مایه غلبه مؤمنان و در آخرت مایه مباهات پیامبر اسلام(ص) هستند. بر همین اساس است كه حتی برخی محققان دینی، از مجموع روایات، اصل اولی را استحباب تكثیر نسل قرار داده‌اند.
 


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

توصیه‌های آیت‌الله آقامجتبی تهرانی در روزهای پایانی ماه مبارك
برای خدا تعیین تكلیف نكنید!

ماه مبارك رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است. یعنی انسان، از خداوند چه نسبت به خودش و چه نسبت به ديگران درخواست و دعاي به خير كند؛ حال دنيوي باشد یا اخروي باشد.
اگر شخصی دعا كرد و بعد در اجابت تأخير شد، نبايد مأيوس شود و سرخوردگي پيدا كند. «قنوط» [یأس و ناامیدی از خیر] در روايت و اين‌ كه موجب بشود تا دعا را ترك كند مورد نهی است. نه‌تنها ترك كردن، بلكه گاهي يك سنخ مطالبی را گفتن شايسته نيست، مثل شكايت كردن.
خداوند حكیم
يكي از صفات خداوند، «حكيم» است، يعني به مصلحت عمل می‏كند، به این معنا كه خدا مصالح و مفاسد را بهتر از من تشخيص می‏دهد؛ در این شكی نیست.
حضرت علی(ع) فرمودند: «إِنَّ‏ كرَمَ‏ اللهِ‏ سُبْحَانَهُ‏ لَا يَنْقُضُ حِكمَتَه‏»؛ يعنی خدا كريم است؛ كرم او اقتضا می‏كند كه آنچه از او درخواست شود، بدهد و مقتضاي كرم او اعطا است. اما صفت كرم به صفت حكمتش نقص وارد نمي‏كند. چون در نهايت براي من به ضرر تمام می‌شود. «فَلِذَلِك»؛ روي اين جهت است كه، «لَایَقَعُ الْإِجَابَهُ فِی كلَ دَعْوَهٍ»؛ (غررالحكم: 226) از اين جهت است كه مي‏بينيد، در هر دعا اجابت نيست.
حكيم به مصلحت عمل مي‏كند، نه به مفسده. خیلی زیبا اشاره می‌كند: اين خدايي كه داری، مجموعه صفات جمال و كمال است. او هم كريم است و هم حكيم است و اما وقتی به هم برخورد می‏كنند جريان چه می‏شود؟ اینجا حكمت است، چون ضرر وجود دارد.
جمله‏ای از امام زين‌العابدين(ع) است كه در مناجاتش به خدا خطاب می‏كند: «يَا مَنْ‏ لَا تُبَدَلُ‏ حِكمَتَهُ‏ الْوَسَائِلُ»؛ (صحیفه سجادیه: دعای 13) اي خدايي كه وسائل، حكمت تو را دگرگون نمی‏كند. حالا هر وسيله‏ای، اگر دعا است، باشد؛ هرچه می‌خواهد باشد.
مصلحت‌اندیشی نكنید!
البته در معارف‌مان بحثی‏ را ‏هم داریم كه در دعا می‌گویند: تكرار كنيد، الحاح و اصرار كنيد، اما از آن طرف هم داريم كه خدا فرموده است: براي من مصلحت‌انديشي نكنيد؛ مصلحت‌انديشي مربوط به حكمت من است. در روايات آمده است كه تو هر چه بگويي و زياد هم بگويي من خستگي‌ناپذيرم، اما خيال نكن كه اين اصرارها حكمت من را از بین می‌برد و به مصلحت‌انديشي من ضربه می‌زند. براي من مصلحت‌انديشي دعا نكن كه من مفاسد و مصالح را از تو بهتر مي‏فهمم.
گاهي بنده در اصرار خود لحن مصلحت‌انديشي به كار می‌برد و گاهي به خدا جنبه‏های تعرضی پيدا مي‏كند. اصرار و الحاح باید به این صورت باشد كه خدايا اگر مصلحت ما است، اين را به ما بده و بسيار كار خوبی هم هست. خدا از این لذت می‌برد.
اما اگر بخواهي برای خدا تعيين تكليف كنی، در اینجا حكمت اقتضا می‏كند كه به او بدهد تا بعداً مفسده‏اش را بفهمد. اين‌ها در موازين كلامی و حكمی، دقيق و حساب ‏شده است.
روايت در زبور داوود(ع) دارد: «يَقُولُ اللهُ تَعَالَى يَا ابْنَ آدَمَ تَسْأَلُنِي‏ وَ أَمْنَعُك»؛ درخواست می‏كنی و من هم به تو نمی‏دهم، چرا؟ «لِعِلْمِي‏ بِمَا يَنْفَعُك». چون می‏دانم چه چیز به نفعت و چه به ضررت است، «ثُمَ تُلِحُ عَلَی بِالْمَسْأَلَهِ»؛ مرتب می‏آيی برای من تعيين تكليف می‏كنی و دست هم بر نمی‏داری، «فَأُعْطِيك مَا سَأَلْتَ»؛ من در اينجا بايد حكمت ندادن را به تو بفهمانم. «فَأُعْطِيك مَا سَأَلْتَ فَتَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى مَعْصِيَتِی». پول را به تو دادم، اما غرور پیدا كردی. می‏دانستم وقتی به تو بدهم، شخصی هستی كه نفس چموشی داری و مسئله معنويت را از یاد می‌بری و از نعمتی كه به تو دادم كمك می‏گيری تا معصیت مرا بكنی «فَأَهُمُ بِهَتْك سِتْرِك»؛ من هم تصميم می‏گيرم پرده‌دری كنم و آبرويت را ببرم. «فَتَدْعُونِي فَأَسْتُرُ عَلَيْك»؛ اما تو می‏فهمی كه آبرویت دارد می‌رود. می‏آيی و می‏گويی: خدايا! آبرویم را نریز، «فَتَدْعُونِي فَأَسْتُرُ عَلَيْك»؛ و من در اينجا پرده‌پوشی می‏كنم و نمی‏گذارم آبرويت برود، «فَكمْ مِنْ جَمِيلٍ أَصْنَعُ مَعَك وَ كمْ مِنْ قَبِيحٍ تَصْنَعُ مَعِي»؛ چه بسيار كارهاي زيبا و رفتار زيبايي است كه من با تو كردم و يكی از آن‌ها همين است. (بحارالأنوار ‏70: 365)
در روايتي دارد: «لَا تَمَلَ‏ مِنَ‏ الدُّعَاءِ فَإِنِّي لَا أَمَلُّ مِنَ الْإِجَابَةِ»؛ (همان‏ 90: 373) از دعا خسته نشو، من هيچ‌وقت از اجابت خسته نمی‏شوم.
همه بخشیده می‎شویم!
در روایتی است كه: خداوند در هر شب از ماه مبارك رمضان، هنگام افطار هفتاد هزار هزار شخص را كه همه مستوجب آتش هستند از آتش نجات می‌دهد، شب آخر ماه رمضان كه می‌شود، به تعداد تمام كسانی كه در ماه رمضان از آتش نجات داده است، نجات می‌‌دهد.(بحارالأنوار‏ 95: 187)
در روایت دیگری داریم: «إِذَا كانَ أَوَّلُ لَيْلَهٍ مِنْ‏ شَهْرِ رَمَضَانَ‏ غَفَرَ اللهُ‏ لِمَنْ شَاءَ مِنَ الْخَلْقِ»؛ وقتی كه شب اول ماه رمضان می‌شود خداوند هر كسی از مخلوقاتش كه مورد مشیتش قرار بگیرد تا او را بیامرزد مورد غفران قرار می‌دهد، «فَإِذَا كانَتِ اللَّيْلَهُ الَّتِي تَلِيهَا ضَاعَفَهُم‏»؛ شب اول به هر مقدار بود، شب دوم دو برابر، «فَإِذَا كانَتِ اللَّيْلَهُ الَّتِي تَلِيهَا ضَاعَفَ» و هر شب بعد از شب دیگر دو برابرِ شب قبل بخشیده می‎شوند، «كلَّ مَا أَعْتَقَ حَتَّى آخِرَ لَيْلَهٍ فِي شَهْرِ رَمَضَان‏»؛ تا شب آخر می‌شود، «تُضَاعَفُ مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِي كلِّ لَيْلَه»؛ (إقبال الأعمال‏1: 3) كه دو برابر آنچه كه در هر شب بخشیده و از آتش نجات داده بود نجات می‌دهد كه برای ما بزرگ‌ترین، بالاترین و ارزشمندترین اثر الهی در ماه مبارك رمضان همین است، یعنی آمرزش و تطهیر است.
از رسول خدا روایت شده، شب اول ماه رمضان در‌های آسمان‌ها باز می‌شود و تا شب آخر بسته نمی‎شود. (بحارالانوار‏ 93: 344) اگر امشب شب آخر باشد درها بسته می‌شود. می‎خواهم بگویم حواس‌تان جمع باشد كه الان ما در چه وضع و چه موقعیتی قرار داریم.
ماه رمضان را درك كردیم، اما چه چیز گیرمان آمده؟ در این ماه مباركی كه همه بركات درونش بوده است تا جایی كه خواب در آن عبادت و نفس‌ها تسبیح است آیا بهره‌ای برده‎ایم؟ بیایید امشب را غنیمت بشماریم. امشب برویم در خانه خدا و بگوییم: خدایا! ما را ببخش؛ این همه را بخشیدی، ما را هم ببخش. ما بدتر از مشركینی نبودیم كه توبه كردند و توبه‌شان را قبول كردی؛ ما به ظاهر مؤمن هستیم و قبولت داریم. امشب ما را دست خالی رد نكن؛ تو اكرم‌الاكرمین هستی.
از خدا بخواهیم حاجات ما و دیگران را بدهد. امشب، چون درها باز است و تا سحر بسته نشده و فرصت داریم؛ هم از خدا برای خودتان درخواست كنید و هم برای دیگران، كه البته بهتر است؛ چون در روایات داریم كه چند هزار برابر اجر می‎دهند و دعایی كه دیگران در حق ما می‌كنند مستجاب می‌شود، اما معلوم نیست كه دعای خودمان مستجاب بشود یا نه.
در روایت دارد كه به حضرت موسی(ع) خطاب شد: تو مرا به زبانی بخوان كه هرگز معصیت نكرده‎ای. گفت: خدایا! من چگونه می‌توانم این كار را بكنم؟ بالاخره از این زبان خطا صادر شده است. خطاب شد: بگو تا دیگران برای تو دعا كنند، چون تو به زبان دیگران معصیت نكرده‌ای. چنین سفارشی برای این است كه در مورد دیگران خیلی دعا كنید؛ خدا چند هزار برابر به شما می‎دهد.


آيينه خواص
جواد منصوري

ثقلین؛ راه زندگی
در راستای دستیابی به خزائن كتاب زندگی یعنی قرآن و داشتن حیات طیبه، زبان خطاب قرآن ـ با وجود اعجازآمیز بودن ـ همان زبان متعارف عقلایی است. چرا كه مخاطبان آن، یكایك انسان‌هایند و از این جهت خداوند به همه افراد بر اهمیت و ضرورت تدبر در قرآن و مقدمات اصلی آن تأكید كرده است.
اما شایسته است در بهار قرآن، یعنی ماه مبارك رمضان به این نكته توجه شود كه آیا ما مشمول شكایت رسول خدا(ص) هستیم كه به خداوند شكایت می‌كند: «یا رَبِّ إنَّ قَومِی اتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجُورا»(فرقان: 30) آیا توجه به قرآن و عدم مهجوریت آن فقط صرف قرائت است؟ اگر چنین است با وجود آیه «فَاقرَءوُا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرآن»(مزمل: 20) چرا حضرت شكایت دارند؟!
در ذیل آیه «یتلُونَه حقَّ تلاوتِه»(بقره: 121) كتب واژگان قرآنی مانند «مفردات راغب» در معنای «تلاوت»، آن را «قرائت همراه با تدبر معنا» دانسته‌اند و در مصدر آن، معنای «پیروی و متابعت» را بیان داشته و گفته‌اند: پس شایستگی و حق تلاوت قرآن در «علم و عمل» به آن است. برای محسوس شدن ماهیت تلاوت و تدبر و فهم لغوی كلمات قرآن به این مثال توجه شود؛ واژه «مشورت» از ریشه «شور» است از همین ماده نام سوره شوری است كه در این سوره علاوه بر سوره‌های دیگر به مشورت كردن امر و توصیه شده است. «شور» یعنی بیرون آوردن و استخراج، پس مشورت یعنی استخراج رأی و نظر دیگران؛ عرب به استخراج شهد از گل‌ها و تبدیل آن به عسل توسط زنبور نیز شور می‌گوید. با توجه به این معنای دقیق و امر قرآن به مشورت در مراحل و امور مختلف زندگی مانند روابط خانوادگی، چقدر ما آن را به كار می‌بریم، چقدر نظر كارشناسان مسائل را جویا می‌شویم؟
البته باید دقت شود در كنار قرآن و عِدل‌ آن، اهل‌بیت عصمت(علیهم‌السلام) هستند كه صراط و میزان اعمال امتند، به‌خوبی صراط مستقیم را می‌دانند و به‌درستی بر همان مسیر حركت می‌كنند. به تعبیر مفسر بزرگ قرآن، آیت‌الله جوادی آملی: «خلاصه آنكه چون در سخنان پیامبراكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و همچنین اهل‏بیت(علیهم‏السلام) همسانی قرآن و عترت مطرح است و امامان معصوم(علیهم‏السلام) نیز در هنگام مدح و تعریف خود به امت اسلامی، همتایی خودشان را با قرآن‏كریم بازگو می‏كردند، چنانكه امام حسن مجتبی(علیه‏السلام) در آغاز امامت ظاهری خود چنین فرمود: «...أحد الثقلین الذین خلفهما رسول‌الله فى اُمّته و التالى كتاب الله فیه تفصیل كل شى‏ء...»، معلوم می‏شود قرآن كریم دارای همه‌ علومی است كه انسان كامل به آن رسیده و می‏رسد و آن، احاطه‌ وجودی بر همه‌ اسرار نظام جهان امكان است؛ وگرنه لازم می‏آید انسان كامل از قرآن افتراق یابد.»
پس باید یك دست، قرآن و دست دیگر عترت باشد، ثقلین راه نجات و زندگی برتر ایمانی است. علامه طباطبایی در المیزان می‌فرماید: «به نظر می‌رسد قضاوتی كه دانشمندان درباره‌ رفتار امت اسلام كرده‌اند، قضاوت درستی باشد. آن‌ها گفته‌اند: برخی، كتاب را گرفتند و عترت را رها كردند و سرانجام كارشان به آنجا رسید كه كتاب هم از دست‌شان رفت، و برخی، عترت را گرفتند و كتاب را رها كردند و سرانجام كارشان به اینجا رسید كه عترت هم از دست‌شان رفت...».


يادداشت
عبدالله خدایی

معیار بسیجی بودن!
«بسيج، جمع فداكارى از مردمند، براى مردم؛ تشكيل يك مجموعه‌اى در حركت عظيم يك ملت مجاهد. حضور در دفاع، حضور در علم، حضور در هنر، حضور در سازندگى، حضور در سياست، در فرهنگ، در كمك به مستضعفان، در كمك به درماندگان، در توليد، در فناورى، در پيشبرد مسائل گوناگون كشور، در ورزش، در درخشش‌هاى بين‌المللى، در هر كار خير؛ اين حركت بسيج است.»
این عبارت به نوعی بیانگر این است كه باید تمام مردم ایران را بسیجی معرفی كنیم و برای آنان برنامه‌ای مشخص كنیم نه اینكه دایره برنامه‌ریزی‌های ما برای بسیج، محدود باشد. رهبر معظم انقلاب در ادامه به حضور بسیجیان یعنی همان «مردم» در زمینه‌های مختلف اشاره می‌كنند. در این بیانات اولین حضوری كه ایشان به آن اشاره كردند، حضور در دفاع بود. حال با خود بیندیشیم كه آیا منظور از حضور در دفاع به معنای آمادگی نظامی است؟ یا نه به منظور حضور آمادگی در مقابله با جنگ نرم نيز هست؟ جواب این سؤال را می‌توانیم با رجوع به سخنان گذشته معظم‌له در دیدارهای خود با بسیجیان دریافت كنیم؛ هم‌اكنون هیچ تحلیلگری نمی‌تواند وجود حمله همه‌جانبه دشمن در تهاجم فرهنگی را نادیده بگیرد و از طرفی، احتمال حمله نظامی به كشور ایران، تقریباً بسیار بسیار كم است. پس شاید مقصود رهبر معظم انقلاب از حضور در دفاع، به معنای حضور و آمادگی در جنگ فرهنگی دشمن باشد. حضور به معنای در میدان بودن و دفاع به معنای مقابله كردن است، یعنی یك بسیجی اگر در میدان جنگ نرم نباشد و با لوازم و نحوه مقابله با آن آشنایی لازم را نداشته باشد، نمی‌توان او را به‌عنوان یك بسیجی معرفی كرد.
رهبر معظم انقلاب حضور در علم، هنر، ورزش، فناوری، تولید، سازندگی، سیاست، فرهنگ، كمك به درماندگان و در نهایت هر كار خیر را، از لوازم و ویژگی‌های بسیج برمی‌شمرند. ایشان با این جملات به‌خصوص جمله انتهایی كه می‌فرمایند «در هر كار خیر»، به نوعی دایره بسیج و بسیجیان را بسیار گسترده می‌كنند، یعنی هر فردی، هر كار خیری را انجام دهد باید كار او را بسیجی‌وار بدانیم.
یعنی بسیج را باید فارغ از اشخاص، ابتدا به‌عنوان یك فرهنگ معرفی كنیم. مانند كلمه اسلام. آیا اگر افرادی كه اسم‌شان را مسلمان گذاشته‌اند كار بدی مرتكب شدند، نتیجه این می‌شود كه اسلام پسندیده نیست؟! ما باید اسلام را با قرآن و سنت بشناسیم و هر كس پیرو این دو امر بود، مسلمان شناخته می‌شود.
در تعریف بسیج هم باید این طرز تفكر اجرایی شود. به نوعی می‌توان گفت؛ معیار بسیجی بودن تنها عمل و كار خیر است. نه داشتن و یا نداشتن كارت بسیج و نه عادی یا فعال بودن آن.
چه بسا فردی تاكنون پایش را در پایگاه بسیج هم نگذاشته باشد، ولی یك بسیجی نمونه‌ای باشد كه رهبر معظم انقلاب از او خرسند باشد. معيار بسيجي بودن همان شاخصه‌هایی است كه رهبر معظم انقلاب هوشمندانه بارها به آن اشاره كرده‌اند كه طبق آن، دایره بسیج و بسیجی به ثبت‌نام در بسیج و كارت بسیج و... محدود نیست.


گپ‌وگفتی با مسئول گنجينه شهداي امام‌زاده علي‌اكبر(ع) چيذر
دومين گلزار شهداي بزرگ تهران پس از بهشت زهرا(س)

رحیم محمدی

اگر به محله چيذر تهران گذری كرده باشيد، حتماً امامزاده علي اكبر(ع) را دیده و زیارت کرده‌اید. محله‌ای که گلزار شهدا، حسينيه‌ای برای برپایی مراسم‌های مذهبي و گنجينه آثار شهدایش معروف است. وجود این مجموعه سبب شده تا اين مكان مقدس حال و هواي ديگري پيدا كند. ما هم به دلیل همين ويژگي‌ها بر آن شديم تا اين بار به نزد «سيدمحمد جوزي» مدير گنجينه آثار شهداي امام‌زاده علي‌اكبر(ع) چيذر و برادر دو شهيد برويم و گفت‌وگويي با وي داشته باشيم. آنچه در ادامه آمده بخش‌هايي از اين گفت‌وگوي صميمي است.

*برای اولين سوال، از نحوه شكل‌گيري و تاريخچه اين مركز و گلزار شهداي چيذر توضيحاتي ارائه دهید.
مجموعه گنجينه آثار شهداي امام‌زاده علي‌اكبر(ع) چيذر در زميني به مساحت 1000 مترمربع در چهارم ارديبهشت ماه سال 1376 افتتاح شد که در آن آثار مربوط به 555 شهيد گلزار شهداي اين امامزاده و شهدايي كه در منطقه چيذر زندگي مي‌كردند، ولي مزارشان در بهشت زهرا(س) يا ساير نقاط است، نگهداري مي‌شود. اين آثار هم بخشي شفاهي است، يعني، خانواده شهدا و همرزمان‌شان و يا حتي خود شهيد مطلبي را كه به‌صورت شفاهي عنوان كرده، به‌صورت نوار یا فايل صوتي نگهداري مي‌شود.
بخش ديگر آثار هم مربوط به نامه‌ها، وصيت‌نامه‌ها، عكس، فيلم، لباس، دفترچه خاطرات و حتي دفاتر درسي‌شان مي‌شود. برای مثال لباس و وسايل شخصي شهيدان حجت‌الاسلام شاه‌آبادي و امير سپهبد صياد شيرازي از جمله اینها است. در كنار اين‌ها، آثار حجمي و سه بعدي مانند صحنه عصر عاشورا و كوچه بني‌هاشم يا آثاري از مادران شهدا مثل مادر شهيد كاوه كه تعداد 40-50 گلدان تزئين شده را به اينجا آورده، نيز نگهداري مي‌كنيم.
اما در مورد گلزار شهداي امامزاده نيز بايد عرض كنم، در گذشته اهالي منطقه اموات خود را در حياط امامزاده دفن مي‌كردند، اما به‌تدريج از زماني كه اولين شهيد يعني «هيبت‌الله گلستاني» را در اوايل سال 1358 در اينجا به خاك سپردند، ديگر اموات، در اينجا دفن نشدند و به این ترتيب اين آرامگاه قديمي به گلزار شهدا تبديل شد، به نحوي كه پس از گلزار شهداي بهشت زهرا(س)، اينجا دومين گلزار شهداي بزرگ تهران محسوب مي‌شود. به عبارت ديگر، در اين گلزار شهدا، از شهداي ترور، درگيري‌هاي كردستان، جنگ تحميلي، حج خونين گرفته تا شهداي گمنامي كه در تفحص‌ها به دست آمده‌اند، شهدايي داريم مانند سرداران شهيد «محمود نيليان» فرمانده تخريب لشكر سيدالشهداء(ع)، «كهزادي» از فرماندهان جنگ‌هاي نامنظم كه به تعبير شهيد دكتر چمران «از ستارگان درخشنده جنگ‌هاي نامنظم بود»، «عبدالحميد شاه حسيني» معاون گردان قمر بني‌هاشم(ع)، «علي محمدي» و «احمدي روشن» از شهداي هسته‌اي.
از سوي ديگر، علاوه بر شهدايي كه پيكرهاي مطهر آنها در اينجا آرام گرفته، حدود 20 سنگ بناي يادبود نيز براي شهدايي كه هنوز پيكرهاي مطهرشان باز نگشته وجود دارد.
*قديمي‌ترين اثر يا بارزترين اثري كه در اين گنجينه نگهداري مي‌شود کدام است؟
قديمي‌ترين اثري كه موجود است مربوط به 37 سال پيش يعني دوران شكل‌گيري انقلاب اسلامي است. اين اثر پارچه‌نوشته‌اي (پلاكارد) است كه سه جوان انقلابي آن را در دست دارند؛ سه نفري كه يكي‌شان شهيد صادقي از شهداي دوران دفاع مقدس است و دو نفر ديگر نيز هر دو از جانبازان جنگ تحميلي هستند.
در يك طرف اين پارچه نوشته آمده است: «‌خدا، قرآن، خميني» و در سمت ديگر آن، عكس امام خميني(ره) به همراه اين جمله: «فضل‌الله مجاهدين‌علي، قاعدين اجرا عظيما» سند اين پارچه نوشته هم عكسي است كه از آن دوران باقي مانده و نشان مي‌دهد شهيد صادقي و دو نفر ديگر در حال حمل آن هستند.
*آيا نگهداري آثار شهدا فقط محدود به شهداي اين منطقه مي‌شود؟
خير؛ در اين زمينه ما هيچ محدوديتي نداريم. برای مثال آخرين آثاري كه از خانواده شهدا دريافت كرديم مربوط به سردار شهيد «حسين خرازي» از اصفهان بود كه خانواده‌اش تابلويي را براي نگهداري به اين مركز ارسال كردند. بنابراين هر خانواده شهيدي به هر علتي كه امكان نگهداري آثار مربوط به شهيدشان را ندارند، مي‌توانيم براي‌شان در اين جا نگهداري كنيم.
* هدف از نگهداري آثار شهدا يا ساخت چنين مراكزي چيست؟
هدف اصلي، زنده نگه داشتن روحيه جهاد و شهادت است تا دشمن نتواند طمعي به اين مملكت و انديشه مردم داشته باشد. اگر مي‌بينيد پس از فتنه 88 جمعيت انبوهي در دفاع از ارزش‌هاي اسلام و انقلاب به خيابان‌ها مي‌آيد، همه آن به بركت خون شهدا است. با اين وجود، متأسفانه به اين قبيل مراكز امكانات نمي‌دهند، به شكلي كه در اينجا به غير از بنده، فقط يك كارمند قراردادي حضور دارد كه آن هم چهار ماه است حقوق نگرفته و سردار جانباز «اسماعيل معروفي» فرمانده تيپ عمار كه 25 سال است نه قادر به تكلم است و نه نوشتن، اما هستیم و خدمت می‌کنیم.


علمداران

خلع سلاح سربازان رژیم صهیونیستی!
مردم مظلوم جنوب لبنان مورد تهاجم رژیم صهیونیستی قرار گرفتند و به ناچار بعضی از نیروهای ما راهی لبنان شدند. از جمله فرماندهانی که این نیروها را تحت امر داشتند، «علی موحد دانش» بود.
روز اول که به سوریه رسیدیم، قرار شد به صورت رسمی به حرم حضرت زینب(س) برویم. شروع به سینه‌زنی کردیم و به طرف حرم راه افتادیم. اطراف زینبیه شیعیان بسیاری سکونت دارند. با این کار ما، همه بیرون آمدند. علی شعار می‌داد و بچه‌ها سینه می‌زدند. یک فضای معنوی عجیبی حاکم شد. بچه‌ها علی را روی دوش گرفتند و علی فریاد می‌زد: «هذا نداء الامام، یا ایها‌المسلمون التزموا بالاسلام: این ندای امام است. ای مسلمان به داد اسلام برسید.»
وضعیت جسمی علی معنویت مضاعفی به فضا می‌بخشید. سوریان به شدت به گریه افتاده بودند. با همان حال و هوا وارد صحن شدیم و دعای توسل خواندیم.
هیجان و احساساتی که در شیعیان سوری به وجود آمده بود، تا حدی بود که مسئولان آن جا را نگران کرد. در جلسه‌ای که بعدها با آنها داشتیم، به ما گفتند: شما آمده‌اید با اسرائیل بجنگید یا با ما؟!
بعد به لبنان رفتیم. یک شب علی دو تا از بچه‌ها را برای همراهی‌اش انتخاب کرد. تعدادی از عکس‌های امام خمینی(ره) و همین طور یک پرچم پارچه‌ای جمهوری اسلامی را نیز با خودش برداشت و به طرف یکی از پادگان‌های صهیونیستی رفتند. صهیونیست‌ها با این اطمینان که کسی جرئت نزدیک شدن به پادگان آنها را ندارد، با خیال راحت خوابیده بودند. تعداد کمی از نگهبانان از محوطه و اطراف پادگان محافظت می‌کردند. علی و بچه‌ها، با سرعت توانستند نگهبانان را خلع سلاح کنند. بعد پرچم رژیم اشغالگر قدس را پایین آوردند و به جای آن، پرچم پارچه‌ای جمهوری اسلامی را بالا بردند. عکس‌های امام(ره) و پرچم‌ها را نیز روی ماشین‌ها، تانک‌ها و دیوارهای پادگان چسباندند و به سرعت از آن جا فرار کردند.
روز بعد وقتی با دوربین به آن پادگان نگاه کردیم، وحشت صهیونیست‌ها را از اوضاع به هم ریخته‌شان، کاملاً احساس کردیم.


قبيله آفتاب

خبرنگاری كه بی‌صدا رفت و بازنگشت!
بچه فقیر كوچه‌های آبادان در دشوارترین دوران جنگ، در ابری‌ترین هوای تجاوز، در لحظه‌ای كه شهر [زیر بی‌رحمانه‌ترین حملات دشمن قرار داشت] و مردم آن را ترك می‌كردند، رادیو آبادان را از نفس سینه بهاری‌اش گرمی می‌داد: «اینجا آبادان است». «هنا آبادان». یادم هست نماز را به هر چیزی ترجیح می‌داد، از دروغ و كلك بیزار بود، دعای عرفه را خیلی دوست داشت، روزه‌اش ترك نمی‌شد، قرائت قرآن و مطالعه نهج‌البلاغه دل‌مشغولی ساعات تنهایی‌اش بود و همیشه شادی‌بخش محفل بود. اما این اواخر ساكت شده بود. در آخرین روز حضورش در كنار ما گفت: «دوستی از مکه آمده و گفته كه خواب دیدم مأموریتی به مكه داری؟» نگاهش غریب بود، انس و الفتی خاص با كلام وحی داشت. هیچ‌وقت گزارشی از او بدون ذكر آیه‌ای از قرآن نشنیدم. بی‌صدا رفت و هیچ‌گاه بازنگشت. گفتند: «مفقودالاثر است» و من ماندم و فاطمه و خدا.
راوی: همسر شهید
«غلامرضا رهبر» در بیست‌وهفتم مردادماه سال 1336 در آبادان پا به عرصه هستی نهاد. پدرش كارمند وزارت نفت و خبرنگار روزنامه اطلاعات بود، به همین علت او از كودكی به برنامه كودك رادیو راه یافت. آموختن علم را در زادگاهش آغاز كرد و در سن 17 سالگی به صورت نیمه‌رسمی و از سال 1358 به‌طور رسمی در «رادیو نفت آبادان» به‌عنوان گوینده به فعالیت پرداخت. با آغاز جنگ تحمیلی به‌عنوان نماینده صداوسیما و هماهنگ‌كننده اكیپ‌های خبری صداوسیما به مناطق جنگی اعزام شد و بارها از اسكله الامیه و دلاوری‌های رزمندگان اسلام گزارش داد. او در عملیات والفجر8 به سختی مجروح شد. آخرین بار صدای او از عملیات كربلای 4 و 5 شنیده شد. سرانجام این رادمرد حماسه‌ساز در شانزدهم دي‌ماه سال 1365 در سن 29 سالگی به دیدار حق شتافت، اما هیچ‌گاه پیكرش به خاك وطن بازنگشت. از او یك فرزند به نام فاطمه به یادگار مانده است.
 


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «گذشته» به کارگردانی اصغر فرهادی
حمله سینمایی اتحادیه اروپا به مهاجران

مهدی امیدی

اردیبهشت ماه سال 1391 یک رخداد فرهنگی – سیاسی، موجب شگفتی افکار عمومی در ایران شد؛ اتحادیه اروپا نخستین جایزه رسانه‌ای خود را به اصغر فرهادی اهدا کرد. البته شگفتی این اتفاق از آنجا بود که این جایزه برای فیلمی به فرهادی تقدیم شد که هنوز ساخته نشده بود! فیلمی که یک سال بعد و در جشنواره کن سال 2013 رونمایی شد و با دست‌ودل‌بازی خاص مسئولان فرهنگی و سینمایی کشورمان به صورت خارج از نوبت در سینماهای ایران نیز اکران شد. فیلم «گذشته» که هرچند کارگردان آن ملیتی ایرانی دارد؛ اما محصول کشور فرانسه محسوب می‌شود. به‌گمان مسئولان ما، این فیلم به هیچ وجه به زرق و برق‌های غرب توجه نمی‌کند و نگاهی انتقادی و سیاه به جامعه فرانسه دارد، اما آیا این موضوع واقعیت دارد؟ چطور ممکن است که یک فیلم هم باب طبع سیاستمداران غربی باشد و هم نظر مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را به خود جلب کند؟! در این یادداشت به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم.
ابتدا خلاصه‌ای از آنچه در فیلم می‌گذرد: «گذشته» داستان یک مرد ایرانی به نام احمد (با بازی علی مصفا) است که پس از چهار سال دوری از همسر فرانسوی‌اش، ماریا (با بازی برینیس بژو) از ایران به فرانسه بازمی‌گردد تا از او طلاق بگیرد. او خیلی زود متوجه می‌شود که همسرش با مرد جوانی به نام سمیر (با بازی طاهر رحیم) آشنا شده و قصد دارد پس از جدایی از احمد، با وی ازدواج کند. ماریا چند دقیقه قبل از طلاق گرفتن از احمد به وی می‌گوید که از سمیر آبستن شده است! در ادامه، احمد از این آگاهی می‌یابد که همسر سمیر به دلیل رابطه وی با ماریا دست به خودکشی زده است. احمد آگاهی می‌یابد که لوسی، دختر بزرگ ماریا، ایمیل‌های عاشقانه ماریا و سمیر را برای همسر سمیر فاش کرده است و...
آنچه در این فیلم به وضوح قابل رویت است، نگاه محافظه‌کارانه سازنده آن به ساختار سیاسی و اجتماعی کشور فرانسه است. به این معنی که در فیلم «گذشته» اساساً چیزی به نام «جامعه فرانسه» دیده نمی‌شود که به آن انتقادی هم وارد شود. چون 90 درصد اتفاقات فیلم در فضاهای بسته و زندگی خصوصی آدم‌های داستان رخ می‌دهد. در این فیلم تنها یک صحنه کوچک از جامعه فرانسه وجود دارد؛ جایی که احمد و ماریا به دادگاه می‌روند تا از هم طلاق بگیرند. اتفاقاً در این صحنه، تصویری مثبت و روشن از نظام اداری حاکم بر فرانسه نشان می‌دهد.
فیلم «گذشته» نه تنها یک فیلم منتقدانه درباره غرب و فرانسه نیست، بلکه جهت حمله و انتقاد فیلم به سمت اقلیت‌های نژادی و مهاجران به‌ویژه مسلمانان است. یعنی می‌بینیم که دو مرد مهاجر (احمد و سمیر) عامل اصلی سیاه‌بختی دو زن می‌شوند. احمد با ترک ماریا باعث می‌شود که او خلأ حضور همسرش را با مرد دیگری پر کند. سمیر هم با رابطه نامشروعش با ماریا، موجب خودکشی همسرش می‌شود. نکته قابل توجه این است که هر دو مرد، مسلمان هستند. گویا فیلم درحال تبلیغ این دیدگاه است که در کشورهای غربی هرجا مهاجران و اقلیت‌های نژادی و به‌ویژه مسلمانان باشند، چیزی جز سیاه‌روزی و بدبختی در آنجا نیست! آیا این همان دیدگاه گروه‌های نژادپرست فعال در غرب نیست؟! آیا فیلم «گذشته» به جز چهره مخرب و پلید، تصویر دیگری از مسلمانان و آسیایی‌های نمایش می‌دهد؟!
اما مشکل اساسی فیلم «گذشته» - حداقل برای جامعه ایران- طرح برخی ضدهنجارهای اخلاقی و اجتماعی و عادی جلوه دادن آنها است، به‌طوری که در فیلم شاهد آن هستیم که مرد ایرانی در مقابل خیانت همسرش، کاملاً بی‌تفاوت است. او به راحتی در کنار معشوق همسرش قرار می‌گیرد و با وی تعامل می‌کند. حتی وقتی متوجه می‌شود همسرش از مرد دیگری باردار شده، هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌دهد! حتی پس از جدایی احمد از ماریا باز هم شاهد حضور همزمان دو مرد و این زن در کنار هم هستیم! همه این اتفاقات این شائبه را ایجاد کرده که «گذشته» درحال تخریب ساختارها و هنجارهای اخلاقی مردم ایران است و به عبارتی دوران هنجارهای اخلاقی و دینی و... گذشته است! اگرچه در فیلم، هیچ صحنه و تصویر غیراخلاقی وجود ندارد، اما روایت فیلم، کاملاً در خدمت القای نوعی شکاکیت و نسبی‌گرایی اخلاقی است. شاید طرح چنین موضوعاتی در کشورهای غربی و حتی در میان شبه‌روشنفکران داخلی چندان حساسیت‌زا نباشد، اما برای خانواده‌های ایرانی، تماشای این گونه روایات، تکان‌دهنده و آسیب‌زننده است.
نکته دیگری که به رویکرد نسبیت‌انگارانه فیلم دامن‌زده است، متهم بودن همه افراد است. در این فیلم، همه افراد به نوعی در بدبختی اطرافیان‌شان نقش دارند؛ احمد با ترک همسرش و بازگشت به ایران، ماریا با خیانت به همسرش، سمیر با خیانت به زنش و رابطه با یک زن متأهل، لوسی با افشای ایمیل‌ها و... در واقع فیلم «گذشته» مخاطب خود را در وضعیتی قرار می‌دهد که نمی‌تواند واقعیت را به درستی بشناسد و میان درست و غلط تمییز قائل شود. شاخص اصلی نسبیت‌گرایی همین نکته است که هیچ حقیقتی وجود ندارد و هر کسی از ظن خود حقیقتی را می‌یابد. این ویژگی در فیلم قبلی سازنده «گذشته» یعنی «جدایی نادر از سیمین» هم نمود داشت، هرچند که فیلم جدید او، از نظر ساختار و روایت بسیار ضعیف‌تر است؛ یک فیلم کشدار و کسل‌کننده که مخاطب را از خود می‌راند.


به بهانه پخش مجدد برنامه مشاعره
سفر به سرزمینی پر راز و رمز!

حسین کارگر

یکی از برنامه‌های قابل تأمل، اما مظلوم و مهجور سیما طی سال‌های اخیر برنامه مشاعره است که با محوریت مشاعره و شعرخوانی روی آنتن شبکه آموزش سیما می‌رود.
برنامه‌ای که با گرد هم آمدن جمعی از علاقه‌مندان به شعر و شاعری فضای متفاوتی را در رسانه پدید می‌آورد. این بار شاهد وقوع نوع دیگری از جذابیت رسانه‌ای هستیم؛ جاذبه‌ای که بیش از هر چیز متکی بر تلنگر زدن به نیازهای فطری مخاطب است. نیازهایی همچون گرایش به زیبایی و معنویت و ذوق سلیم که برنامه‌های رسانه‌های مدرن به‌ویژه در مغرب زمین معمولاً برخلاف این نیازها حرکت می‌کنند و با جاذبه‌های کاذب به نیازهای کاذب نیز دامن می‌زنند، اما اهمیت این برنامه را باید از زاویه‌ای دیگر نگریست؛ در زمان و زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که سلطه ماشینیسم، گسترش ابزار و مناسبات مدرن، توسعه شهرنشینی، گرفتار شدن در ترافیک‌های پرازدحام و مملو از آلودگی صوتی و محیطی، غرق شدن در کشمکش‌های مختلف زندگی روزمره زندگی بیشتر ما را دچار وضعیت فرساینده و خسته‌کننده‌ای کرده است. به واسطه این اوضاع تنش‌های روانی و فشارهای عصبی طاقت‌فرسایی بر زندگی انسان امروز تحمیل شده است. در چنین اوضاعی است که وجود پنجره‌هایی که نمایی از دنیایی زیباتر را نشان‌مان دهد و نسیمی حیات‌بخش را به روح و جانمان بنشاند، محسوس است. به‌ویژه اینکه از سوی اربابان و مالکان دنیای موجود، ابزارهای فریبنده به ظاهر آرام‌بخشی پیرامون مردم را فراگرفته است که نتیجه‌اش فرورفتن بیش از پیش در باتلاق‌های انسان‌سوز است.
ادبیات و به ویژه شعر کلاسیک فارسی از یک طرف ارزنده‌ترین و زنده‌ترین میراث فرهنگی ایران است که از صدها سال پیش به ما رسیده است و از طرف دیگر، ملهم و برآمده از فرهنگ و اندیشه ناب اسلامی است.
ضمن اینکه این بخش از فرهنگ ما، برخلاف قالب‌های هنری مدرن، با فطرت انسان نزدیکی بیشتری دارد. شعر کلاسیک ایرانی قادر به پالایش روح انسانی و یکی از کارآمدترین درمانگرهای روانی است.
در این اوضاع است که لزوم نمایش بیش از پیش برنامه‌های ادبی در صداوسیما ضروری‌تر به نظر می‌رسد.
برنامه‌ای چون «مشاعره» با موضوع مشاعره و شعرخوانی مخاطب خود را به حال و هوایی آرام و متعالی می‌برد و گاه مانند چشمه زلالی در یک کویر سوزان عمل می‌کند.
بیننده این برنامه می‌تواند در کمتر از یک ساعت ده‌ها بیت از شاعران و سبک‌ها و دوره‌های مختلف را بشنود.
به همین دلایل لازم است که مدیریت سیما، هم برنامه‌های متنوع‌تر و بیشتری را به ادبیات اختصاص دهد و هم اینکه جایگاه برنامه مشاعره را در سیما برجسته‌تر کنند. مثلاً همان طور که برای برخی از برنامه‌ها آگهی تبلیغاتی یا زیرنویس معرفی پخش می‌شود، برای این برنامه نیز چنین ترفندهایی تدارک دیده شود. چون هم اکنون اصلاً بعضی از مردم اطلاعی از پخش این برنامه ندارند.


خبرها

موفقیت سریال تلویزیون حزب‌الله لبنان
تحلیلگر روزنامه الاخبار با اشاره به تولید موفق سریال «قیامت اسلحه» با حمایت شبکه المنار و پخش همزمان آن از چند شبکه تلویزیونی در جهان عرب، موفقیت این سریال را آغازی بر موج سریال‌سازی لبنانی دانست.
این سریال که روایت مقاومت شام و فلسطین علیه استعمار انگلیس و فرانسه را از جبل‌عامل به تصویر می‌کشد نوشته «محمد النابلسی» و کارگردانی «عمار رضوان» و تولید «مرکز تولیدات بین‌المللی بیروت» است. روزنامه لبنانی الاخبار در این باره با اشاره به تولید موفق این سریال با حمایت شبکه المنار و پخش همزمان آن از چند شبکه تلویزیونی در جهان عرب، موفقیت این سریال را آغازی بر موج سریال‌سازی لبنانی قلمداد کرد.
یورش دوباره فیلم‌های ضدایرانی به جشنواره‌های غربی

جشنواره فیلم تورنتو پنجم سپتامبر با نمایش فیلم ضد ایرانی «رکن پنجم» افتتاح خواهد شد.
این فیلم به کارگردانی «بیل کوندون» محصول کمپانی صهیونیستی «دریم ورکس» است. به گفته «جولیان آسانژ»، مؤسس سایت «ویکی‌لیکس»، فیلم «رکن پنجم» دروغ‌پردازی جدید هالیوود علیه ایران و برنامه‌های هسته‌ای این کشور است. پروژه سینمایی «رکن پنجم» اسفند گذشته در برلین کلید خورد.
گفتنی است، علاوه بر «رکن پنجم» فیلم دیگری با نام «گلاب» نیز با مضمونی ضدایرانی در هالیوود در حال ساخت است. پیش‌بینی می‌شود که این دو فیلم اکثر جوایز دوره آینده مراسم اسکار آمریکا را به خود اختصاص دهند.
تولید یک مستند
درباره سبک زندگی و حماسه اقتصادی

محمدتقی فهیم مستند «قوچ‌ها خیالبافی می‌کنند» را با محوریت سبک زندگی ایرانی و در راستای شعار حماسه اقتصادی تولید کرد.
این مستند در مدت 70 دقیقه مردی را نشان می‌دهد که 30 سال پیش، پس از مدتی کارگری در تهران، عطای آن را به لقایش بخشیده و به روستایش بازمی‌گردد. او با کارگری در قنات شروع می‌کند و با پشت سرگذاشتن فراز و نشیب‌هایی حماسه‌ای اقتصادی را رقم می‌زند.
این فیلم در جشنواره سینما حقیقت رونمایی خواهد شد.


نكته بین

تا كور شود هر آنكه نتواند دید
ابنا- همزمان با روز قدس «آریل شارون» مرد!
نكته‌بین: مثل اینكه شعارهای مردم روزه‌دار یكی یكی داره مستجاب می‌شه!
بولتن- اسنودن پناهندگی موقت روسیه را گرفت
نكته‌بین: پس موقتاً از دست اربابای آمریكاییش راحت شد.
همشهری- 900هزار متقاضی هنوز وام ازدواج نگرفته‌اند
نكته‌بین: مسئولان بجنبند تا آمار از مرز یك میلیون فراتر نرفته...
عصر ایران- احمدی‌نژاد یك سال از دوران ریاست‌جمهوری‌اش را در سفر بود
نكته‌بین: مگه نشنیدید شاعر می‌گه: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
جام‌جم- روستاهای استان گلستان بدون امكانات شهر می‌شوند
نكته‌بین: امكانات می‌خوان چكار! همین كه بچه شهر می‌شن خوبه دیگه!
جمهوری اسلامی- قیمت میوه پس از ماه رمضان 15درصد افزایش می‌یابد
نكته‌بین: پس ای كاش حالا حالاها ماه رمضون تموم نشه!
مهر- صفحه مخالفان سوریه از اسرائیل به روز می‌شود
نكته‌بین: و تجهیزات‌شون از آمریكا، اروپا، قطر، عربستان و...
مشرق- محسن رضایی: دبیر مجمع خواهم ماند
نكته‌بین: مطمئنید به نفع كسی كنار نمی‌رید!
رویترز- نتانیاهو: روحانی چهره واقعی خود را نشان داد
نكته‌بین: تا كور شود هر آنكه نتواند دید
افكارنیوز- گرانی در انتظار نان است
نكته‌بین: باشه ما همون نون و پنیر خودمون رو می‌خوریم!
تابناك- رئیس پلیس تهران: فعالیت اراذل سطح یك در تهران كاهش یافت
نكته‌بین: پس لطفاً فكری هم به حال اراذل سطح دو، سه و... هم بكنید!
تهران امروز- تهران را نمی‌شود تكان داد
نكته‌بین: شاید ما نتونیم ولی اگه خدایی نكرده زلزله بیاد چی؟!
كاتب‌القضایا: نكته‌بین


گزيده مطالب

«مسجد عرش» یا «بزم محبت»
«اللهم رب شهر رمضان...» ساعت 30 دقیقه بامداد یكی از شب‌های ماه عاشقی، اینجا قلب پایتخت كشور عزیزمان ایران، یعنی «میدان ارك»، میدانی كه شاید شهرتش را بیشتر مدیون مسجدی است كه چند ده سال پیش در كنارش بنا شده؛ «مسجد ارك».
زمان زمانی است كه اغلب مردم به خواب و استراحت می‌پردازند تا بتوانند برای صرف سحری و اقامه نماز صبح بیدار شوند، اما تو گویی اینجا اصلاً شب نیست! اینجا انگار مهمانی ویژه‌ای برپاست و میهمانان 30 شبه با شور و حال خاصی مسیر نسبتاً زیادی را پیاده طی می‌كنند تا خود را به این سفره پر نور و به این «بزم محبت» برسانند.
همه‌جور آدمی را از هر سنی در اینجا می‌بینی. بیشتر این جمع چند هزار نفری را جوانان تشكیل می‌دهند و البته وجود ریش سفیدان و سالخوردگان نیز چون نگین انگشتری در این میان جلوه‌نمایی می‌كند.
از كارگر و كاسب، دانش‌آموز و دانشجو گرفته تا استاد دانشگاه و دكتر و مهندس و البته روحانیون عزیزی كه اینجا هستند و همه آمده‌اند تا ساعتی را با خدای خود خلوت كرده و به مناجات بپردازند.
بنازم به بزم محبت كه آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند
خانواده‌هایی با چند طفل كوچك و اقلام خوراكی و اسباب‌بازی، زن و شوهران جوان بسیجی، پسران و دختران مجرد به دور از وسوسه‌های شیطانی و شیرینی‌های كاذب دنیایی، برادران، باجناق‌ها و دوستان قدیمی كه هر شب در قسمتی از این مهمانسرا با هم قرار می‌گذارند و خانوادگی دل به مناجات با خدای خود می‌سپارند و پیر و مرادشان «حاج منصور ارضی» كه بیش از 30 سال با نوای گرم و دلنشین خود و البته عنایات خاصه حضرات معصومین(علیهم‌السلام) با أباحمزه، افتتاح، كمیل، مجیر و دیگر ادعیه «مسجد ارك» را به «مسجد عرش» مبدل می‌كند.
توسل به ساحت ذوات مقدسه اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و هر شب دست به دامان یك كریم از این خانواده كرامت شدن نمك سفره مناجات این شب‌هاست كه البته ره توشه خیل كثیری از مداحان جوان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) كه از گوشه و كنار تهران و حتی از خارج از تهران خود را به این محفل می‌رسانند نیز هست.
در میان تاریكی شب و در بین پرده ستاریت خدا در گوشه‌ای از این خیابان خارج از مسجد و در بین شب‌زنده‌داران می‌نشینم و با خود می‌گویم: خدایا این همه جوان آن هم در این ساعت از شب كه نه فردایش تعطیل است، نه شب‌های قدر است و نه بیكار هستند به همراه زن و بچه اینجا چه می‌كنند؟! اینهایی كه حتی از چهره‌های‌شان می‌شود فهمید خیلی‌هاشان هنوز به سن تكلیف هم نرسیده‌اند!
مگر غیر از این است كه این پیر دلسوخته امام حسین(ع) بهانه‌ای است كه دور هم جمع شوند و در خلوتی میان این جمع نورانی و مصفا دل را به حرم یار رسانده و با آهی از جنس نیاز آرام با حاجی همنوا شده و زمزمه كنند: «الهی إرحم فی هذه الدنیا غربتی، أبكی لظلمت قبری، إلهی و ربی من لی غیرك...» و در پایان مجلس همه یك صدا با یك نفس به سینه زده و بگویند: «غریب مادر حسین(ع)...»
و اما من در این میان حضور هفتاد و چند شهید سوخته این مسجد را و حضور همه شهدای عزیز دفاع مقدس كه همرزمان و خانواده‌های‌شان به كثرت در این جمع هستند را به خوبی احساس می‌كنم و تو هم تا دیر نشده یك شب بیا، تا منادی حق ندای تبریك عید فطر را سر نداده بیا و خود را به این قافله برسان تا یك سحر با هم زمزمه كنیم: «هر كه دارد هوس كرب‌وبلا بسم‌الله»

میثم میرغضنفری


 روى خط

چرا حق ایثارگری بازنشسته‌ها پرداخت نمی‌شود؟
...091731512/ با سلام و تشكر. ان‌شاءالله پايان عملكرد منافقين در كارگاه سياسي شما منجر به نابودي كامل آن‌ها به همراه سلفي‌ها، تكفيري‌ها و وهابيت در قتلگاه سوريه، مصر خواهدشد.
...091568673/ سلام. با تشكر از نشريه وزين و مفيد شما. خواستم عرض كنم عكس‌هايی كه از شهدا در قبيله آفتاب مي‌زنيد كيفيت لازم و شايسته را ندارد.
صبح صادق: حق با شماست. ولی عموماً از شهدا عكس با كیفیت بالا در دسترس نیست.
...091334426/ سلام. چرا حق ایثارگری بازنشسته‌ها پرداخت نمی‌شود؟ در حالی‌كه برای شاغلان پرداخت می‌شود. مضاف بر اینكه اكثر ایثارگران بازنشسته شده‌اند. با تشكر
...091578280/ باسلام. ای كاش می‌شد هفته‌نامه‌تون به جای هفتگی، هر سه روز یكبار منتشر بشه، پخش سراسری بشه و صفحاتش افزایش پیدا كنه./ محمدامین بامری از شهرستان دلگان استان سیستان و بلوچستان
...093625863/ روی خط سلام! مدتی است پیامك‌های جذاب و جالب مناسبتی را چاپ نمی‌كنید در این مورد اقدام فرمایید. باسپاس/ نایینی
صبح‌صادق: اتفاقاً بعد از مدت‌ها توی همین شماره و همین صفحه كار كردیم!
...091591140/ سلام. جانباز بازنشسته سپاه هستم. با توجه به اینكه برادران ایثارگر ارتشی، حقوق جانبازی دریافت می‌كنند، چرا حقوق جانبازی ما پرداخت نمی‌شود! لطفاً از مسئولان مربوطه سؤال شود.
...091385586/ با سلام. لطفاً از شهيد احمد دهقاني احمدآبادي كه با خواب و رؤیای صادقانه چند تن از همشهریان خود، هویت خود را مشخص كرد، گزارشی تهیه كنید. این شهید بزرگوار به صورت گمنام و به همراه چهار تن دیگر از شهدای گمنام در ایام فاطمیه امسال در میدان امام(ره) شهرستان اردكان یزد به خاك سپرده شد. شهیدان زنده‌اند الله‌اكبر
...091352695/ سپری می‌شود این ظلم، عدو می‌بازد/ می‌رسد آنكه خداوند بر او می‌نازد/ باشد آن روز ببینند همه عالمیان/ در بقیع حضرت مهدی حرمی می‌سازد...
 


پیامك

خداحافظ اي ماه عشق و عبادت
در آستانه جشن بزرگ بندگی و طاعت، عید سعید فطر، پیامك‌های زیبا و ویژه این روز بزرگ تقدیم شما همراهان صادق می‌شود.
***
عید است و دلم خانه ویرانه، بیا / این خانه تكاندیم ز بیگانه، بیا
یك ماه تمام میهمانت بودیم / یك روزه به مهمانی این خانه بیا
***
خداحافظ اي ماه غفران و رحمت/ خداحافظ اي ماه عشق و عبادت
خداحافظ اي دوري‌ات سخت و جانكاه/ خداحافظ اي بهترين ماه الله
***
نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد/ باده خرم عید است كه در ساغر شد
روز عید است، سوی میکده آیید به شكر/ كه ببخشند هر آنكس كه در این دفتر شد
***
تا كه چشمم باز شد دیدم كه یارم رفته است/ ماه مهمانی تمام و مه‌نگارم رفته است
با گل این بوستان تازه انسی داشتم/ گرم گل بودم كه دیدم گلعذارم رفته است
***
عید فطر روز پاداش گرفتن و رؤیت رحمت الهی بعد از ماه رمضان است.
(مقام معظم رهبری)
***
خدایا به ما توفیق ده تا از كسانی باشیم كه حاصل دسترنج یك ماهه خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ كنیم.
آمین
***
عید فطر، روز چیدن‌میوه‌های شاداب استجابت مبارك‌باد
 


حسن ختام

مرا هم با خودت ببر...
تو را به نام گل نرگس می‌شناسند در زمین. اما من تو را آقای زمین می‌خوانم. آقای مهربانی كه هر روز زمین به امور هستی رسیدگی می‌كنی، بی‌آنكه لحظه‌ای شكایتی كنی از این زمانه... می‌دانم دلگیر و دلتنگی...
می‌دانم دلت برای آمدن بی‌قرار است، اما اجازه ظهورت دست من نیست.
اذن ظهورت با خداست. كاش آبرویی بود برایم تا به درگاه خداوندی می‌رفتم و نامت را می‌خواندم و اجازه‌ات را از خدا می‌گرفتم...
اما من روسیاه‌تر از آنم كه برایم آبرویی مانده باشد.
اعتبار من و این عاشقانه‌ها فقط به نام توست در زمین...
مرا در زمین به نام و نشان تو می‌شناسند.
مرا حلال كن اگر جایی بی‌نام تو نوشتم و بی‌یاد تو خواندم.
آقای زمین! رمضان است و من در حسرت افطاری عاشقانه برای تو مانده‌ام در زمین...
كاش لااقل می‌آمدی، خرمایی، نانی... باور كن نان خانه‌ام از عشق است. عشق به تو و به حضور تو...
آقای زمین! آسمان می‌خواهم. مرا هم با خودت ببر...
از زمین دلگیرم!
زمینی‌ام، اما زمین بی‌تو مرا بار گرانی است هنوز...
در آرزوی تو هستم همیشه نورانی/ اسیر زلف تو هستم، نگفته می‌دانی
تو از قبیله فریادهای خاموشی/ زبانه می‌كشی از سینه‌های توفانی
شمیم عطر تو در باغ لاله می‌پیچد/ عزیز گمشده در كوچه‌های ظلمانی