صفحه اول

 

1-برشی از تحلیلی بر بخشی از بیانات امام خامنه ای در آخرین دیدار دولت دهم : جدال اصلی با دشمن بر سر ارزش هاست / 6

2-امام خامنه ای در دیدار رئیس جمهور و اعضای دولت دهم: کار بی وقفه و خودداری از آسودگی و استراحت امتیاز بزرگ دولت / ۲

3-قدرت نمایي مسكو با رزمایش هاي غافلگیركننده / 5

4-نقش غولهای رسانه ای در تغییر ذائقه فرهنگی : تأثیر ماهواره بر پوشش جوان ایرانی / 7

5-گفت وگو با نویسنده اولین كتاب درباره شهدای نیروی انسانی سپاه : پوشیدن لباس سربازی برایم افتخار است / 11

6-نگاهی به سفر احمدی نژاد به عراق : نقش آفرینی تهران - بغداد در معادلات منطقه ای / 4

7-سرمقاله : سوریه در سومین رمضان

8-پرسش های قابل تأمل سیدحسن نصرالله از طراحان خلع سلاح حزب الله

9-یادداشت : وقتی دوست و دشمن جا به جا شوند


سرمقاله


سوریه در سومین رمضان
ماه رمضان امسال سومین ماه رمضانی است که مردم سوریه در وضعیت غیرعادی به‌سر می‌برند. در ماه رمضان اول سایه سنگین ناامنی و احساس شوم فرو رفتن کشور در جنگ داخلی زندگی آنها را از مدار عادی خارج کرد و در ماه رمضان دوم آنها شاهد بدترین وضعیت بودند. بسیاری از آنها از خانه و کاشانه آواره شده و یک یا چند نفر از افراد خانواده‌شان را از دست داده بودند. ماه رمضان دوم بیرحمانه‌ترین و وحشتناک‌ترین حقایق برای احساس شومی بود که در رمضان اول به این مردم دست داده بود. در ماه رمضان دوم تروریست‌ها با تصرف مهم‌ترین شهرهای سوریه به غیر از دمشق و دست زدن به هولناک‌ترین جنایات ضدبشری، در ترازوی بیم و امید، وزن کامل را به کفه «بیم» داده بودند تا آنجا که مردم روزهای سیاه‌تری را پیش‌روی خود مجسم می‌کردند، اما با حلول ماه رمضان سوم مردم احساس کردند، وضعیت نسبت به ماه رمضان سال گذشته (رمضان دوم) بسیار تغییر یافته و برخلاف رمضان سال گذشته، در رمضان امسال کفه «امید» به نفع مردم سنگین‌تر شده و به همت و مقاومت مردم و رشادت ارتش سوریه، تروریست‌ها در حال از دست دادن مناطقی هستند که در سال گذشته اشغال کرده بودند. نتیجه این همت، مقاومت و رشادت تنها بازپس‌گیری مناطق اشغالی نیست، بلکه بخشی از حامیان اصلی تروریست‌ها نیز با پی‌بردن به حقایقی، در حال بازنگری و عقب‌نشینی از مواضع گذشته‌شان هستند. در این راستا چند روز پیش مقامات فرانسوی و انگلیسی‌ اعلام کردند قصد ندارند به تروریست‌ها کمک تسلیحاتی کنند و این در حالی بود که این دو کشور طی دو ماه گذشته برای متقاعد کردن دولت‌های اتحادیه اروپا به قانونی شدن کمک تسلیحاتی به تروریست‌های سوریه، بیشترین اصرار و تلاش را داشتند. فرانسوی‌ها اختلاف بین تروریست‌ها را علت عدول از این تصمیم بیان کردند و معلوم است از بیان علت حقیقی طفره رفته‌اند، اما انگلیسی‌ها تا حد زیادی به علت واقعی این امر اشاره داشتند و به نوشته خبرگزاری رویترز، انگلیس به این جمع‌بندی رسیده که نظام بشار اسد می‌تواند برای چند سال دیگر در قدرت باقی‌بماند، از همین‌رو از تصمیم قبلی خود برای تسلیح شورشیان در سوریه منصرف شده است. در این میان، نکته مهم، دیدگاه فرماندهان ارتش انگلیس است که به دیوید کامرون نخست‌وزیر این کشور هشدار داده‌اند، ارسال سلاح به سوریه برای تجهیز شورشیان، می‌تواند تبعات منفی برای لندن به‌دنبال داشته باشد. به اعتقاد این فرماندهان، این سلاح‌ها در مرحله اول می‌تواند در اختیار گروه‌های تندرو قرار گیرد و در مراحل بعد، از سوی این گروه‌ها علیه خود انگلیس به کار رود. این هشدارها کامرون را نسبت به ارسال سلاح به سوریه دچار تردید کرد و سبب شد وی با آن مخالفت کند. لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه نیز در چرخشی آشکار با نزدیک شدن به دیدگاه انگلیسی‌ها گفت: «گروه النصره که در سوریه فعال است وابسته به گروه تروریستی القاعده است و فرانسه درخواست کرده نام این گروه در فهرست گروه‌های تروریستی ثبت شود.» پس از آشکار شدن مواضع فرانسه و انگلیس در عدم ارسال سلاح برای تروریست‌ها که ریشه در برخی حقایق مهم تحولات سوریه دارد، تروریست‌های عصبانی شده، حملات شدیدی را علیه برخی از مناطق دمشق از جمله زینبیه(ع) آغاز کردند که با واکنش ارتش سوریه مواجه شدند. هدف تروریست‌ها از این حملات جدید ابراز وجود و دادن این پیام به غربی‌ها است که آنها همچنان توانمندند و در صورت داشتن سلاح بیشتر می‌توانند نظام سوریه را ساقط کنند، غافل از آنکه این بار خود آنها مشکل و خطر ارزیابی شده‌اند. به امید آنکه ماه رمضان سال آینده برای مردم سوریه ماه امنیت و آرامش باشد. ان‌شاء‌الله
رضا گرمابدری


پرسش‌های قابل‌تأمل سیدحسن نصرالله
از طراحان خلع‌سلاح حزب‌الله

دبيركل حزب‌الله در سخنراني ويدئوكنفرانس خود در مراسم افطاري جمعيت پشتيباني از مقاومت و همزمان با ايام سالروز پيروزي حزب‌الله در جنگ 33 روزه سال 2006 درباره برخی صحبت‌ها درباره خلع‌سلاح حزب‌الله سؤالات قابل تأملی را مطرح كرد.
دبيركل حزب‌الله با بيان اينكه مقاومت ادعاي داشتن تجهيزات به ميزان ارتش رژيم صهيونيستي ندارد، خاطرنشان كرد: با اين حال مقاومت علاوه بر پشتوانه مردمي، به‌خوبي از تجهيزات خود استفاده مي‌كند و اين امر سبب شده بتواند با دشمن صهيونيستي توازن قوا ايجاد كند.
وي با يادآوري اينكه هدف ملي بزرگ و مهم ما حمايت لبنان از طمع‌ورزي‌ها، تهديدات و خطرات رژيم صهيونيستي است، گفت: آيا كسي در لبنان وجود دارد كه نسبت به خطرات اين رژيم شكي داشته باشد؟ به‌ويژه اينكه خوي طمعكاري رژيم صهيونيستي سيري‌ناپذير است. نصرالله افزود: آيا در لبنان (به جز مقاومت) كسي درباره هشدارهاي موجود در رابطه با امكان سرقت ثروت نفتي كشور توسط رژيم صهيونيستي اقدامي از خود نشان داده است؟
وي ادامه داد: از تمام لبناني‌ها مي‌خواهم درباره خطرات جدي و طمع‌ورزي‌هاي رژيم صهيونيستي عليه كشورمان و همچنين گزينه‌هاي موجود در راستاي حمايت از لبنان و ثروت‌هاي خود بينديشند و اينكه آيا مقاومت نياز اصلي لبنان است يا خير؟
دبيركل حزب‌الله با تأكيد بر اينكه نمي‌توان از آمريكا هيچ تضميني براي حمايت از لبنان در برابر رژيم صهيونيستي و همچنين آنچه در منطقه مي‌گذرد، گرفت، افزود: دليل اين موضوع را مي‌توان با اين پرسش مطرح كرد كه چگونه آمريكا از تمام هم‌پيمانان منطقه‌اي خود براي دستيابي به منافعش دست خواهد كشيد؟
دبيركل حزب‌الله تأكيد كرد كه مقاومت بر تجربه و همچنين بر پيروزي‌هاي به دست آمده براي منافع لبنان تكيه مي‌كند، زيرا شايستگي خود را در استمرار و ادامه حيات كشور اثبات كرده است.
وي با يادآوري اينكه مقاومت در اذهان مردم قوي و راسخ و با سستي مخالف بوده است، گفت: ما تنها از حزب‌الله سخن نمي‌گوييم، بلكه تأكيد مي‌كنيم كه هر كسي خواستار شكسته شدن كمر مقاومت است، خود دچار شكست شده، زيرا مقاومت اراده‌اي مردمي همراه با بصيرت، ايمان و بخشندگي است.
دبيركل حزب‌الله با يادآوري هجمه‌ها و حمله‌هاي مختلف عليه مقاومت، اين نوع برخوردها را نشان‌دهنده پويايي و كارايي مقاومت و همچنين ترس دشمن از آن‌ها دانست.
سيدحسن نصرالله افزود: ملت شريف لبنان با گرانبهاترين چيزهايي كه در اختيار داشتند از جگرگوشه‌هاي خود گرفته تا منازل و املاك‌شان از مقاومت حمايت كردند.
نصرالله خاطرنشان كرد: كساني كه سلاح مقاومت را غيرمشروع دانسته و خواستار خلع آن هستند، بايد پاسخ دهند كه جايگزين اين سلاح چيست؟ بايد بدانيم وقتي جنگي از سوي دشمن بر لبنان تحميل شد و مردم، وطن و ثروت‌هاي ملي مورد تهديد قرار گرفت، لازم است از خود دفاع كنيم.
وي افزود: از نظر ما وقتي در لبنان مقاومتي مخلص و فعال وجود داشته و با نيروهاي انساني خود موفقيت‌هاي بسياري كسب كرده، طبيعي است در مركز هدف و هجوم ديگران قرار گيرد.
سيدحسن نصرالله ادامه داد: جهان عرب هم‌اكنون نسبت به اتفاقاتي كه توسط رژيم صهيونيستي در صحراي نقب روي مي‌دهد، چه موضعي از خود نشان داده است؟
وي افزود: مقاومت كه پيروزي‌هاي بزرگي را در سال‌هاي 1982، 2000 و 2006 كسب كرد، توانسته است طرح خاورميانه جديد را درهم بشكند، از اين رو طبيعي است كه در معرض هجمه و هدف قرار گيرد.
دبيركل حزب‌الله لبنان به نقش مهم رسانه‌ها در اين زمينه اشاره و تأكيد كرد: همه رسانه‌ها بايد نسبت به اخباري كه نقل مي‌كنند، به‌ويژه درباره خبرهاي فوري هوشيار باشند و خبرهاي غيرواقعي در رابطه با وجود خودروهاي بمب‌گذاري شده در كشور را منتشر نسازند، زيرا اين خبرها سبب نگراني و آشوب در كشور مي‌شود.
وي در ادامه با تأكيد بر اينكه برخي اظهارنظرها درباره كنار گذاشتن جريانات سياسي به هيچ جا نمي‌رسد، گفت: ما حاضريم با هر فرد درباره مسائل مختلف و نقاط اختلاف و اشتراك گفت‌وگو كنيم؛ اين سخن ما از روي ضعف نبوده بلكه از جمله اصول و مبادي ماست.


یادداشت
یدالله جوانی

وقتی دوست و دشمن جابه‌جا شوند
حوادث تلخی در مصر در حال رقم خوردن است و آینده تحولات این كشور نامعلوم است. مصر بر روی ریل بی‌ثباتی داخلی قرار گرفته و مجموعه اوضاع داخلی این كشور با توجه به عوامل مداخله‌گر خارجی، به گونه‌ای است كه نمی‌توان دوره زمانی بی‌ثباتی آن را پیش‌بینی كرد. برخی از كارشناسان حتی از مبتلا شدن مصر به سرنوشتی شبیه كشور سوریه سخن می‌گویند. در مورد تحولات كنونی مصر از جهت چیستی و چرایی، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. محمد مرسی و دیگر رهبران اخوانی از كودتای نرم ارتش با حمایت و پشتیبانی آمریكا‌یی‌ها، صهیونیست‌ها و برخی از دولت‌های عربی از جمله عربستان و امارات متحده عربی می‌گویند و معتقدند كه از پشت خنجر كسانی را خوردند كه به عنوان دوست به آنان تكیه كرده بودند. تحلیل حوادث مصر از سوی اخوانی‌ها، این اعتراف را در پی دارد كه آنان در تعیین دوستان و دشمنان خود دچار اشتباه راهبردی شدند. اخوانی‌ها به عنوان یك جریان اسلام‌گرای سیاسی پس از هشت دهه مبارزه برای رسیدن به قدرت و تشكیل حكومتی مبتنی بر شریعت، به محض تسلط بر قدرت سیاسی مصر به عنوان بزرگ‌ترین و مهم‌ترین كشور اسلامی ـ عربی، آمریكا را به عنوان دوستی مطمئن برای پیشبرد اهداف خود برگزیدند. مرسی و اخوانی‌ها، آمریكایی‌ها را در حالی به دوستی برگزیدند كه اسناد نشان می‌دهد آنان در طی سه دهه اخیر بیشترین اقدامات خصمانه علیه اسلام و مسلمانان را به عمل آورده‌اند. جریان اخوان‌المسلمین در مصر به دنبال اتخاذ این راهبرد در عرصه سیاست خارجی، با قرار گرفتن در چارچوب سیاست‌های آمریكا، با متحدان این كشور در منطقه مانند رژیم صهیونیستی و عربستان به طور كامل دوست و همراه شد. دوستی اخوانی‌ها با آمریكا‌یی‌ها و متحدانش و اعتماد به آنان، سبب فاصله گرفتن این جریان از مجموعه كسانی شد كه می‌توانستند دوستان واقعی برای‌شان باشند.
تصور كنید اگر اخوانی‌ها پس از به قدرت رسیدن در مصر، باب دوستی در سطح راهبردی را با جمهوری اسلامی و متحدان جمهوری اسلامی در منطقه گشوده بودند، آیا اینك گرفتار چنین بحرانی می‌شدند؟ متأسفانه این جریان به دلایل غیر موجه، نه تنها با دوستان واقعی خود همراه نشد، بلكه در مواردی مانند دولت سوریه و حزب‌الله لبنان به دشمنی پرداخت. محمد مرسی در جایگاه رئیس‌جمهوری مصر انقلابی، در موضوع سوریه، همان موضعی را اتخاذ كرد كه آمریكایی‌ها و صهیونیست‌ها اتخاذ كرده بودند. جرم سوری‌ها این است كه بیش از 60 سال است در مقابل سیاست‌های ظالمانه آمریكایی‌ها و صهیونیست‌ها ایستاده‌اند و از ملت مظلوم فلسطین و جریان مقاومت حمایت می‌كنند. بنابراین بحران‌آفرینی در سوریه از سوی آمریكایی‌ها و صهیونیست‌ها و دیگر متحدان این جرثومه‌های فساد و تأكید آنان بر اینكه بشار اسد باید از قدرت كناره‌گیری كند، امری دور از انتظار نبوده و نیست؛ لكن تصریح و تأكید مرسی بر اینكه بشار اسد باید از قدرت كناره‌گیری كند، امری دور از انتظار و توقع بود. مقابله آمریكایی‌ها، صهیونیست‌ها و برخی از دولت‌های عربی مرتجع و وابسته به نظام سلطه با حزب‌الله لبنان، امری دور از انتظار نبود، لكن اتخاذ سیاست‌های خصمانه از سوی برخی از اخوانی‌ها در مقابل حزب‌الله لبنان، امری دور از انتظار بود. تلاش آمریكایی‌ها، صهیونیست‌ها و متحدان آنان برای ایجاد اخلال‌های امنیتی در ایران از طریق دامن زدن به تحریكات قومی و حمایت از جریان‌ها و سازمان‌های سیاسی واگرای قومی، دور از انتظار نبوده و نیست؛ لكن برگزاری برخی از نشست‌ها در قاهره پس از به قدرت رسیدن محمد مرسی با رویكردی مداخله‌گرایانه در امور اقوام ایرانی به ویژه اعراب خوزستان، امری به دور از انتظار و توقع بود.
به هر حال اخوانی‌ها در وضعیت كنونی، چوب اعتماد بی‌جا به دشمنان‌شان و بی‌اعتمادی بی‌جا به دوستان‌شان را می‌خورند. آیا با آشكار شدن پیامدهای ناگوار این تصمیمات نادرست طی یك سال گذشته، اخوانی‌ها اصلاح مسیر خواهند كرد و در تشخیص دوستان و دشمنان واقع‌نگر خواهند شد، این پرسشی است كه آینده به آن پاسخ خواهد داد. اما بدون تردید می‌توان گفت، آینده موفق اخوانی‌ها، در گرو داشتن نگاهی واقع‌بینانه به دوستان و دشمنان است. آمریكایی‌ها، صهیونیست‌ها و حكومت‌های مرتجع در منطقه كه ماهیتی چون حكومت حسنی مبارك در مصر دارند، نمی‌توانند دوستانی برای جریانی باشند كه طی دهه‌های اخیر فلسطین و رهایی قدس، یكی از آرمان‌های‌شان بوده است.
اخوانی‌ها با اصلاح رویه و دوری جستن از جریان‌های دست‌پرورده استكبار جهانی چون وهابیت و القاعده، باید به كسانی روی آورند و تكیه كنند كه وفاداری خود به آرمان فلسطین و رهایی قدس شریف را با ایستادگی پر هزینه در مقابل آمریكا و رژیم صهیونیستی به اثبات رسانده‌اند.

 

صفحه 2 سياسي

 

1-امام خامنه ای در آخرين ديدار رئیس جمهور و اعضای دولت دهم :
كار بی وقفه و خودداری از آسودگی و استراحت، امتیاز بزرگ دولت

2-يادداشت

3-نكته و نظر


امام خامنه‌ای در آخرین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای دولت دهم
كار بی‌وقفه و خودداری از آسودگی و استراحت، امتیاز بزرگ دولت

خيلى جلسه‌ خوبى بود اين جلسه‌ امروز؛ دوستان و مسئولان محترم، بخشى از تلاش‌هاى خودشان را با زبان آمار و ارقام و شيوه‌هاى كارى بيان كردند. خب، اين جلسه‌ ماه رمضان كه ما هر سال با مسئولان دولتى و اعضاى هيئت وزيران و رئيس‌جمهور محترم و معاونين‌شان داريم، معمول ما در اين جلسه، گزارش گرفتن نيست؛ يك نصيحتى، جمله‌اى از نهج‌البلاغه را ما معمولاً در اين جلسه براى دوستان ذكر مي‌كرديم و متبرك مي‌شديم به كلام اميرالمؤمنين(عليه‌السلام).
امسال و امروز من اصرار داشتم ـ خودم به آقاى رئيس‌جمهور پيشنهاد كردم ـ كه دوستان صحبت كنند و گزارش دهند؛ چون روزهاى آخر اين دولت و ايام مناسبى است براى اينكه از مجموعه‌ كارهایى كه در اين دولت شده ـ البته به‌عنوان يك نمایى، يك نمونه‌اى ـ گزارشى ارائه شود و ما دوست داريم كه اين اظهاراتى كه امروز اينجا شد، به سمع مردم عزيزمان هم برسد؛ هم خواص و كسانى كه اهل فنند و آشنا هستند، مطلع شوند ـ چون بسيارى از اين مطالبى كه گفته مي‌شود، دوستان اين‌ها را نمي‌دانند؛ مى‌بينيم گاهى اوقات اطلاعات كافى و وافى ندارند ـ هم عموم مردم مطلع شوند و بدانند؛ اگرچه برخى از كارها جلوى چشم است. البته مخالفين و كسانى كه بى‌اطلاعند ـ بعضى از دستگاه‌هاى رسانه‌اى خارجى مغرض، و گاهى بعضى در داخل ـ برخى از چيزهایى را كه جلوى چشم هم هست، انكار مي‌كنند. يعنى كارى انجام گرفته، جلوى چشم است، همه مى‌بينند، منعكس شده، اين را دوست دارند انكار كنند. كارى به اين نداريم كه حالا بعضى‌ها ممكن است نگاه خوش‌بينانه‌اى يا دوستانه‌اى يا منصفانه‌اى نداشته باشند؛ بالاخره در فضاى عمومى كشور بايد اين‌ها گفته شود و ثبت شود؛ اين‌ها بسيار مهم است.
آنچه كه من امروز بايد به دوستان عرض كنم، در درجه‌ اول خداقوتى است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشيد. هشت سال كار كرديد، تلاش كرديد، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان داديد؛ يعنى ديده شد، احساس شد، همه فهميدند كه رئيس‌جمهور محترم و همكاران‌شان در دولت حجم كارشان بسيار بالا و پرشتاب نسبت به همه‌ دوره‌هاى ديگر بود و هست؛ اين نقطه‌ برجسته‌اى است كه نبايد اين را ناديده گرفت. همه‌ كسانى كه مي‌خواهند درباره‌ دولت‌ها، درباره‌ كابينه‌ها، درباره‌ رؤساى‌جمهور قضاوت كنند ـ چه پيش خودشان، چه در منظر عموم ـ و نظرى بدهند، خوب است به اين نكته هم توجه كنند؛ حجم كار بالا و تلاش خستگى‌ناپذير و اعراض از آسايش‌ها و آسودگى‌ها و امتيازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنيا دارند؛ استراحت مي‌كنند، تفريح مي‌روند، امتياز مي‌گيرند؛ اين‌ها را نخواستن، نديدن، طلب نكردن، امتياز بزرگى است كه اين دولت بحمدالله از اين امتياز برخوردار بود.

افتخار دولت به شعارهاى انقلاب
يك نكته‌ ديگر هم كه در مورد اين دولت در طول اين هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، اين است كه اين دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگيرد و به آن‌ها افتخار كند و آن‌ها را در جامعه مطرح كند. يكى از كارهاى مهمى كه جبهه‌ ضدانقلاب ـ چه انقلاب ما، و چه انقلاب‌هاى ديگر ـ در طول تاريخ و در عرض دنيا داشتند و مي‌كردند، اين بوده است كه سعى كنند ارزش‌هاى انقلاب را كم‌رنگ كنند. به اينجا هم محدود نمي‌شود؛ اول ارزش‌ها را كم‌رنگ مي‌كنند، به‌تدريج آن‌ها را محو مي‌كنند؛ اگر ميدان پيدا كنند، آن‌ها را تبديل به ضدارزش مي‌كنند؛ اين كارى است كه در دنيا معمول است؛ اين را ما در تاريخ انقلاب‌هاى دنيا مشاهده مي‌كنيم و در انقلاب‌هایى هم كه زمان خود ما ـ در طول اين عمر طولانى‌اى كه ما كرديم ـ ديديم و خبر شديم، اين را مشاهده كرديم. جبهه‌ مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهاى انقلاب را هرگز فراموش نخواهد كرد؛ يعنى مي‌داند كه در اين رويارویى، در اين هماوردى، آن چيزى كه توانست جبهه‌ انقلاب را پيروز كند و جبهه‌ ضدانقلاب را به هزيمت وادار كند، در درجه‌ اول اين شعارها بود؛ كه هرچه شعارها پرمغز و جذاب و واقعى و براى مردم مفهوم و ملموس بود، كمك آن به پيشرفت انقلاب بيشتر شد. سعى مي‌كنند اين شعارها را به‌تدريج محو كنند، كم‌رنگ كنند.
در مورد كشور و انقلاب ما هم اين كار را دشمن شروع كرد؛ البته موفق نشدند؛ خدا را شكر مي‌كنيم. دشمن نتوانست شعارهاى انقلاب را كم‌رنگ و سپس محو كند. به نظر من يك بخش عمده‌اى از اين هم مربوط مي‌شود به هوشيارى امام بزرگوارمان. آنچه كه امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفته‌هاى خود، از نوشته‌هاى خود در ميان ما باقى گذاشت، بينات است، محكمات است؛ متشابهات نيست كه كسى آن‌ها را نفهمد. آخرين سخن امام هم وصيت‌نامه‌ امام است. من هميشه به مسئولين و كسانى كه در دولت‌هاى گوناگون يك كار مهمى دست‌شان بوده است، توصيه مي‌كردم كه به وصيت‌نامه‌ امام مراجعه كنند. وصيت‌نامه‌ امام، لب ارزش‌هاى مورد نظر امام است؛ اين‌ها را امام باقى گذاشته، زنده گذاشته است. لذاست كه اين ارزش‌ها قابل تحريف نيست، قابل تغيير نيست. بله، نديده گرفتن اينها امرى است كه ميسر است براى كسانى كه بخواهند نديده بگيرند.

عدم احساس شرم از بیان انگيزه‌ها و اهداف انقلابى
اين دولت اين شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آن‌ها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگيزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شيوه‌هاى انقلابى نكرد؛ اين خيلى كار بزرگى بود.
آنچه كه براى خدا كرديد، خداى متعال آن‌ها را در نامه‌ عمل شما ثبت كرده و كرام‌الكاتبين آن‌ها را نگه داشته‌اند و بلاشك به درد شما خواهد خورد. آنچه را كه شما عمل كرديد، چه حالا بنده و امثال بنده ببينيم، بدانيم و تشكر كنيم، چه نبينيم، ندانيم و تشكر نكنيم، «ان الله شاكر عليم»(۱) خدا، هم مي‌داند ـ عليم است ـ هم سپاسگزار است. اميدواريم ان‌شاءالله خداى متعال به شماها توفيق دهد.
كارى كه بايد بر آن همت بگماريد، اين است كه رشته‌ خدمت را رها نكنيد. همه‌ تلاش‌ها منحصر نيست در فلان وزارتخانه يا فلان مسئوليت در دولت؛ نه، صحنه‌ كشور صحنه‌ تلاش است، صحنه‌ كار است، صحنه‌ فعاليت است و اين كار، دو جور مي‌تواند انجام بگيرد: متوجه اهداف انقلابى و غيرمتوجه به اهداف انقلابى. شما چه در دولت آينده و در دولت‌هاى آينده حضور داشته باشيد، چه نداشته باشيد، كارى كه انجام مي‌دهيد و مسئوليتى كه برعهده مي‌گيريد ـ كه تبعاً امثال شماها، مديران شايسته و كارآمد، در هر بخشى از بخش‌ها خالى از مسئوليت نمي‌مانند - سعى كنيد آن را با توجه به اهداف انقلاب و با رويكرد هدف‌هاى انقلاب ان‌شاءالله انجام دهيد. خداى متعال شماها را مأجور خواهد داشت، ما هم در حد خودمان و به قدر خودمان تشكر مي‌كنيم.


یادداشت
مهدی سعیدی

چه کسانی اعتدال‌گرا هستند؟
دکتر حسن روحانی در حالی پیروز انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم شد که شعار اعتدال‌گرایی را به عنوان معرف خود انتخاب کرده بود. این شعار توانست مورد پسند اکثریت ملت ایران قرار گیرد و بیش از 18 میلیون رأی برای پرچمدار آن جذب کند.
بعد از اعلام نتایج بود که بلافاصله افراد و گروه‌های مختلفی وارد میدان سخن گفتن در باب واژه اعتدال شدند و هر یک تلاش کردند تا این واژه را آن طوری تفسیر کنند که مورد پسند خودشان بود و به نحوی جریان مطلوب‌شان را نماد اعتدال‌گرایی معرفی کنند.
این در حالی است که در مروری بر گذشته اغلب جریان‌های سیاسی، نمونه‌هایی از افراطی‌گری و خروج از اعتدال مشاهده می‌شود. برخی جریان‌ها نیز کلاً مبتنی بر افراطی‌گری شکل گرفته‌اند و موانستی با مفهوم اعتدال و اعتدال‌گرایی ندارند. جالب آن است که این دسته دوم اتفاقاً این روزها گوی سبقت را ربوده و بیش از دیگران در این ایام از اعتدال سخن می‌گویند!
برای نمونه «حميدرضا جلايي‌پور» از فعالان سیاسی دوم خرداد معتقد است: «اين اعتدال همان توسعه سياسي اصلاح‌طلبان است.» احمد پورنجاتی نیز مدعی است: «اعتدال‌گرایی بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی است. اعتدال‌گرایی و اصلاح‌طلبی از هرگونه افراط‌گرایی و شعارهای بدون پایه واقعی و خیال‌پردازی مبرا و در واقع این دو از یک ژن هستند.»
خطاب به ایشان باید گفت اگر منظور حضرت‌عالی از اصلاح‌طلبی آن چیزی است که به عنوان گفتمان یک جریان سیاسی معروف شده و کارنامه‌ای از سال 76 تا 92 را در پرونده دارد، صفت منسوب به آنان بیش از آنکه اعتدال‌گرایی باشد، واژه مقابل آن، یعنی افراطی‌گری است! به‌واقع اگر اعتدال‌گرایی را با مشی اصلاح‌طلبی مساوی بدانیم، چطور فتنه 78 و 88 قابل تفسیر است؟! چطور می‌توان عملکرد مجلس ششم اصلاح‌طلبان را که اتفاقاً آقای پورنجاتی نیز در آن عضو بود، اعتدال بنمامیم؟ مجلسی که سرنوشت نمایندگان محوری آن تحصن و ایستادگی در برابر قانون بود؛ مجلسی که برخی از نمایندگان آن امروز به آغوش ضدانقلاب و غرب پناه برده‌اند! و برخی دیگر از آن، متأسفانه به‌دلیل جرایم متعدد در فتنه 88 در زندان به سر می‌برند؟! و اگر اعتدال‌گرایی را باید در رفتار اصلاح‌طلبان جست‌وجو کرد، چگونه می‌توان اقدامات غیرقانونی ایشان در عدم پذیرش رأی ملت در انتخابات 88 و ایجاد بلوا و آشوب و اردوکشی خیابانی آنان را مصداق اعتدال دانست؟
اعتدال‌گرایی با نوعی توازن در رفتار و برائت از افراط‌گراها و تفریطي‌ها همراه است، از این رو کسی نمی‌تواند ادعای اعتدال‌گرایی کند و در برابر افراط و تفریط ساکت بنشیند! این مدعیان امروزین اعتدال‌گرایی اگر به حقیقت امر میانه‌رو هستند، چرا در برابر اقدامات دوستان فتنه‌گر خود نه‌تنها واکنشی نشان ندادند، بلکه همواره از حامیان ایشان بودند. کافی است تا مواضع همین آقایان جلایی‌پور و پورنجانی را در چهار سال گذشته مرور کنید روشن شود مدعیان آرامش و اعتدال امروز چگونه آتش‌بیار فتنه قانون‌شکنان بودند! به‌واقع فتنه 88 حاصل عدول از اعتدال‌گرایی بود، نه آنکه آشوبگران خود را اعتدالی معرفی کنند! از این رو اگر قرار باشد اعتدال‌گرایی مبانی رفتار موسوی و کروبی و حامیان آن قرار گیرد، باید در برابر رأی ملت و قانون تمکین می‌شد.
فعال شدن این افراطی‌های مدعی اعتدال‌گرایی، امروز به آفتی پیش روی رئیس‌جمهور منتخب ملت تبدیل شده و نگرانی‌هایی را برای دلسوزان انقلاب ایجاد کرده است. رئیس‌جمهور محترم برای مقابله با این نیروهای افراطی ابتدا باید اعتدال‌گرایی مدنظر خود را تعریف کند و سپس این اعتدال و میانه‌روی را در مشی خود نیز جاری و ساری سازد. تلاش برای دعوت از اعتدال‌گراها در کابینه دولت یازدهم، واکنش مناسب به اظهارات نیروی افراطی و حفظ و مرزبندی سیاست‌های خود با اظهارات و مطالبات افراطی و توجه به نیازهای واقعی ملت، قانونگرایی و هماهنگی و تبعیت از رهبر معظم انقلاب اسلامی ملاحظاتی است که می‌تواند موجب ناامیدی افراط‌گراها از رئیس‌جمهور یازدهم شود.
سخن آخر آنکه، رئیس‌جمهور منتخب نباید فراموش کند که اعتدال‌گرایی با عقلانیت همنشین و سازگار است و در برابر افراط و تفریط است، نه در برابر انقلابی‌گری! و ملت انقلابی، رئیس‌جمهوری را می‌پسندند که ضمن تأکید بر اعتدال‌گرایی، شعارها و آرمان‌های انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی(ره) را محقق کند.


نكته و نظر

جوفروشان گندم‌نما!
نكته: نوشته‌اند زاهدنمایی ریاكار كیسه‌ای گندم را نزد آسیابان برد تا آرد نماید. آسیابان گندم او را در كنار سایر كیسه‌ها گذاشت تا به نوبت آن را آرد كند. زاهدنما كه چنین دید رو به آسیابان كرد و گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نكنی دعا می‌كنم كه خرت سنگ شود»! آسیابان رو به مرد زاهدنما كرد و گفت: «تو كه این چنین مستجاب‌الدعوه هستی دعا كن گندمت آرد شود، نه اینكه خر من سنگ شود»!
نظر: هستند ظاهرسازان ریاكاری كه وقتی پای منافع‌شان به میان می‌آید دستورات دینی را فراموش می‌كنند و فقط به دنبال منافع فردی‌شان می‌روند و گاه مانند این زاهدنما ادعاهایی می‌كنند كه البته با زیركی آسیابان تیرشان به سنگ می‌خورد! این افراد به قول مشهور، همان جوفروشان گندم‌نما هستند.

 

صفحه 3 سياسي

 

1-اخبار

2-خط خبر

3-ژرفا


اخبار

مسلمان ژاپنی: دوست دارم به مقام معظم رهبری «آقا» بگویم
اتسوكو هوشیمو تازه‌مسلمانی از كشور ژاپن است كه در خانواده‌ای مسیحی ـ بودایی متولد شده و رشد یافته است. او مهمان 26 تیرماه بخش «ره‌یافتگان» نمایشگاه قرآن بود.
به گزارش تسنیم، او از یك سو به مسیحیان و از سوی دیگر به بوداییان وصل می‌شد چنانچه عمویش نماینده پارلمان بودایی‌ها در شهر میگاتای ژاپن است.
وی كه به دلیل پذیرش دین اسلام، خانواده و دوستانش را از دست داد و مدت‌ها در توكیو تنها زندگی كرد، در ادامه سخنانش افزود: قدرت و نور قرآن باعث شد بتوانم این سختی‌ها را تحمل كنم. در آن زمان تنها از طریق اینترنت و سایت‌هایی كه وجود داشت، قرآن می‌خواندم.
هوشیمو در زمان عقد، به دلیل یكتا بودن خداوند، تنها یك سكه را به عنوان مهریه قبول می‌كند كه آن را بعد از اینكه همسرش در زمان عقد می‌دهد، نگه می‌دارد اما بعدها با تفكر درباره زندگی حضرت زهرا(س)، سكه را می‌فروشد و در زندگی‌اش استفاده می‌كند.
اتسوكو كه به مقام معظم رهبری علاقه زیادی دارد، درباره اینكه چرا ایشان را مانند ایرانی‌ها «آقا» و نه رهبر خطاب می‌كند، می‌گوید: من اول نمی‌دانستم چرا مردم به ایشان آقا می‌گویند، از شوهرم پرسیدم: آقا كیست؟ گفت: یعنی رهبر. و من دوست داشتم به ایشان آقا بگویم چون احساس عزیزی و نزدیكی به ایشان می‌كنم. هر روز برای نماز به بیت رهبری می‌رفتم و آقا نیز، چفیه خود را به من هدیه داده‌اند كه بهترین هدیه برای من محسوب می‌شود.
وی همچنین درباره انتخاب ایران برای زندگی می‌گوید: همیشه آرزو داشتم در یك كشور اسلامی زندگی كنم. در ژاپن نیز سختی‌های زیادی داشتم و تنها زندگی می‌كردم. به دلیل مسلمان بودن، شغل و كاری به من واگذار نمی‌شد. بعدها با خواندن بیشتر قرآن، دیدم كه بر مهاجرت تأكید زیادی شده است و تصمیم گرفتم به ایران مهاجرت كنم. اتسوكو می‌گوید: ایران دو مرز دارد؛ مرز معنوی و مادی. هر كسی كه به دنبال حقیقت باشد، در مرز معنوی ایران قرار می‌گیرد و «آقا»، رهبر تمام این افراد است.




اكثر جوانان شیعه پاكستانی از امام خامنه‌ای تقلید می‌كنند

«عرفان حیدر» نماینده كشور پاكستان در بیست‌ویكمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن در گفت‌وگو با تسنیم، مردم پاكستان را دلداده امام خامنه‌ای معرفی كرد و اظهار داشت: اكثر شیعیان پاكستان و بیشتر جوان‌هایی كه به سن تكلیف می‌رسند، از امام خامنه‌ای تقلید می‌كنند و شیعیانی كه زمان امام خمینی را درك كرده‌اند نیز مقلد آن امام عظیم‌الشأن بوده‌اند.
عرفان حیدر جمعیت 50 میلیونی شیعیان در پاكستان را عاشق جمهوری اسلامی ایران معرفی كرد و افزود: پاكستان دارای 50 میلیون شیعه است كه این تعداد، جمعیتی در حدود یك‌چهارم كل جمعیت پاكستان را تشكیل می‌دهد و نكته جالب توجه این است كه این شیعیان علاقه خاصی به جمهوری اسلامی ایران و ولایت‌فقیه دارند و همواره پیگیر مسائل و اتفاقاتی هستند كه در ایران به وقوع می‌پیوندد.
وی از اقدام سركوب‌كننده پلیس پاكستان در برابر تجمع اعتراض‌آمیز شیعیان كه در اعتراض به وهن نبی‌اكرم(ص) در آمریكا صورت گرفت، خبر داد و گفت: چندی پیش شیعیان پاكستان در اعتراض به فیلم موهن آمریكایی (كه شامل توهین به نبی مكرم اسلام بود) در برابر سفارت آمریكا در پاكستان تجمع اعتراض‌آمیز داشتند و متأسفانه طی درگیری با پلیس پاكستان تعداد زیادی از آن‌ها مجروح و 12 نفر از آن‌ها كشته شدند كه این امر نشان‌دهنده همراهی حكومت پاكستان با سیاست‌های آمریكا و دشمنان اسلام و قرآن است.
این فعال قرآنی ابراز خرسندی كرد كه در پاكستان سفارت رژیم صهیونیستی وجود ندارد و به‌جای آن سفارت فلسطین وجود دارد.
عرفان حیدر خاطرنشان كرد: شیعیان پاكستان در جمعه آخر ماه مبارك و همچنین در ایام عاشورا، صحبت‌های امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای درباره یوم‌القدس و محرم را به زبان‌های انگلیسی و اردو ترجمه می‌كنند و در كنار عكس‌هایی از این دو رهبر بزرگوار، روی دیوارها و تابلوها نمایش می‌دهند و به‌روی دست می‌گیرند و با حضور گسترده در راهپیمایی‌ها و دسته‌های عزاداری امام حسین(ع)، افتخار می‌كنند كه وامدار فرموده‌های رهبران ایران درباره قدس شریف و عزاداری محرم هستند.



رعایت شاخصه‌های استاندارد انتخابات

انتخابات 24 خرداد 92 با حضور گسترده مردم و با مشاركت حدود 73 درصدی در سراسر كشور و نیز جای‌جای دنیا كه برای ایرانیان امكان حضور پای صندوق‎های رأی وجود داشت، برگزار شد و بدین‎سان، حماسه سیاسی ملت بزرگ ایران تحقق یافت. انتخابات، یك پدیده سیاسی است؛ اما در ایران در برخی ادوار در صورت‎بندی جنبش‎‎های اجتماعی خودنمایی كرده است. به نظر می‎‎رسد رویكرد و انتخاب مردم در انتخابات یازدهم، از جنس دوم باشد تا اینكه صرفاً پدیده‎ای سیاسی تلقی شود.
دكتر «علی دارابی» معاون سیما در سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت: صاحب‎نظران شش شاخصه و شرط را به‎عنوان استاندارد یك انتخابات با معیار‎های بین‎المللی برمی‎شمارند:
۱- آزادی؛ امكان حضور همه گروه‎ها، جریان‌ها و گرایش‎‎های سیاسی. 2- سلامت؛ تطابق نتیجه انتخابات با آرای مردم. 3- عدالت؛ فراهم بودن شرایط عادلانه تبلیغات برای همه نامزد‎ها و جریان‌های سیاسی. 4- حق رأی عمومی؛ حق رأی قائل شدن برای همه كسانی‎كه طبق قانون می‎توانند رأی دهند و فراهم ساختن شرایط مناسب برای دادن رأی از سوی مسئولان. 5- برگزاری منظم انتخابات؛ انتخابات باید در زمان، تاریخ و موعد مقرر برگزار شود و در تقویم رخداد‎های سیاسی ـ اجتماعی یك كشور ثبت‌شده باشد؛ نه اینكه به اندك بهانه‎ای، از برگزاری آن خودداری شود. 6- نظارت؛ وجود نهاد ناظر مورد اعتماد جریان‌ها و نامزد‎ها برای انتخابات، یك پیش‌شرط اساسی است.
به گفته دارابی، با توجه به تدابیر شایسته رهبری و نظام، حسن انجام مأموریت نهاد‎های ناظر (شورای نگهبان قانون اساسی و هیئت‎‎های نظارت) و نهاد مجری (وزارت كشور، استانداری‎ها، فرمانداری‎ها، بخشداری‎ها، دهداری‎‎ها و هیئت‎‎های اجرایی)، درست انجام شدن وظایف از سوی نهاد‎های امنیتی، اطلاعاتی، انتظامی و نظامی و سرانجام حضور همه جریان‌ها، گرایش‎‎ها و نامزد‎های سیاسی با سلیقه‌های مختلف، بی‎تردید انتخابات یازدهم از همه موازین انتخابات با استاندارد‎های بین‎المللی برخوردار بوده است.
معاون سیما در سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی همچنین گفت: رسانه ملی با موفقیت، پایان دوران قدرت‌نمایی تبلیغات گران و پرهزینه در امر انتخابات را اعلام كرد و بدین‎سان، گام بزرگی برای حاكمیت عقلانیت و فاصله‎گیری از عوام‎گرایی برداشت.
آنچه كه جامعه و رسانه ملی باید از انتخابات اخیر مورد بهره‎برداری جدی قرار دهند، حفظ راهبرد پرسشگری از مسئولان و حمایت از گشایش فضای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نیز رویكرد چندصدایی رسانه ملی است.



نتانیاهو چوپان دروغگو است!

گری سیك در تحلیلی كه شبكه خبری سی‌ان‌ان به‌صورت اختصاصی آن را منتشر كرده، از «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به‌عنوان «چوپان دروغگو» یاد كرده است.
تحلیلگر و چهره امنیتی نام‌آشنای آمریكایی كه سابقاً عضو شورای امنیت ملی این كشور بوده است گفت: نخست‌وزیر اسرائیل سیاستمدار چندان زیركی نیست. وقتی هدفی در ذهن داشته باشد، كاری جز اغراق و طرح سناریوهای مبتنی بر مكاشفه برای طرح مدعای خود نمی‌كند. او از زمانی كه در عرصه سیاست بوده، چوپان دروغگو بوده است اما مسئله این است كه این رویكرد او، جواب می‌دهد!
به عكس داستان آن چوپان كه پس از مدتی حرف‌هایش دیگر باور نشد، هر بار نتانیاهو حرف خود را [در خصوص ایران] تكرار می‌كند، موجی از نگرانی ایجاد می‌كند. آخرین نمونه همین یكشنبه گذشته رخ داد.
بیش از 20 سال پیش، نتانیاهو مدعی شد كه ایران تا پنج سال آینده به سلاح هسته‌ای دست می‌یابد مگر آنكه كسی دخالت كند و جلوی دستیابی این كشور به سلاح هسته‌ای را بگیرد. از سال‌های اولیه دهه 1990، تقریباً هر سال مقامات سیاسی و اطلاعاتی اسرائیل هشدار می‌دهند كه ایران ظرف مدت 3 تا 5 سال به سلاح هسته‌ای دست خواهد یافت مگر آنكه جلویش گرفته شود.
به نوشته گری سیك تجربه نشان داده است كه خود اسرائیل [رژیم صهیونیستی] و كشورهایی نظیر آفریقای جنوبی، هند و حتی پاكستان فقیر كه فاقد زیرساخت‌های صنعتی مناسب است، ظرف چند سال از تصمیم سیاسی مبنی بر ساخت سلاح هسته‌ای، توانسته‌اند به سلاح هسته‌ای دست یابند. اما ایران با زیرساخت‌های صنعتی قدرتمند، دانشگاه‌های مهندسی استثنایی، جمعیتی آموزش‌دیده و دانشمندان هسته‌ای تحصیل‌كرده در غرب، با گذشت سه برابر زمان مزبور، هنوز سلاح هسته‌ای نساخته است. شاید علت آن همان باشد كه جامعه اطلاعاتی آمریكا هم بر آن اجماع دارد. ایران تصمیمی برای ساخت سلاح هسته‌ای اتخاذ نكرده است.
گری سیك در ادامه نوشتار تحلیلی خود با نگاهی به سخنان یكشنبه گذشته نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تصریح كرده است كه نتانیاهو به‌شدت نیازمند محورهای جدیدی در گفتار خود است.


خط خبر

ما معتقد به فرماندهی كل قوای فرهنگی هستیم
حاج حسین یكتا، فرمانده قرارگاه فرهنگی خاتم‌الاوصیاء(ع) گفت: اگر شهدا وصیت‌نامه نوشته‌اند ما باید وقف‌نامه بنویسیم. نه موقت، بلكه دائمی كه مال وقفی منبر و محراب و مدرسه شده و می‌ماند. ولی ارث تقسیم‌شده و از بین رفته. ورثه چهار حرف ناسزا هم به مرحوم می‌زنند. پس امروز بعد از اخلاص باید تقسیم مسئولیت بكنیم، برنامه‌ریزی بكنیم، تبیین مأموریت بكنیم و آماده اجرا بشویم. نقطه به نقطه، خیابان به خیابان و نفر به نفر همه باید تحت امر چه چیزی باشیم. اگر حضرت آقا فرمانده كل امنیتی هستند، در عرصه فرهنگ نیز فرمانده كل همان آقا باید باشند.
ما باید امروز بنشینیم حرف‌های رهبری را آنالیز بكنیم. تجزیه و تحلیل نكنیم، بلكه فقط آنالیز و تقسیم كار بكنیم، بگوییم این وظیفه سهم تو و این وظیفه سهم آن و این سهم من است و برویم به سرانجام برسانیم. نگوییم آقا با ما نبود و نگوییم ما هم هستیم، ولی ظاهراً نیستیم. فكر نكنیم سطل‌های‌مان پر آب است و خالی باشد و همه تشنه بمانند.
شهیدی كه رهبر انقلاب دلش برایش تنگ شد
امیر احمدرضا پوردستان، فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت: صیاد با نفس گرم امام(ره) و شاگردی در مكتب ولایت به مالك اشتر نیروهای مسلح ایران تبدیل شد. پوردستان با اشاره به تعابیری كه مقام معظم رهبری در خصوص شهید صیاد شیرازی به كار بردند، گفت: فرمانده معظم كل قوا علاوه بر اینكه در مراسم تشییع این شهید حضور پیدا كردند، روز بعد از خاك‌سپاری زمانی كه خانواده شهید صیاد شیرازی به مزار آن بزرگوار می‌روند، مقام معظم رهبری را در آنجا می‌بینند كه حضرت آقا می‌فرمایند: «دلم برای صیادم تنگ شده است.»
چاپ مقالات در نشریاتی كه وجود ندارند!

متأسفانه چند سالی‌است كه گرایش كاذبی در میان ایرانیان برای چاپ مقاله علمی در نشریات خارجی به وجود آمده و همین موضوع سبب شده است تا بسیاری از كم‌تجربه‌ترها برای ارسال مقالات خود، عجول‌تر و كم‌دقت‌تر عمل كنند. به گفته مدیركل دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی امور پژوهشی وزارت علوم بسیاری از نشریاتی كه افراد مقالات خود را برای چاپ به آن‌ها ارسال می‌كنند از پایین‌ترین نشریات كشور نیز رتبه پایین‌تری به لحاظ علمی دریافت می‌كنند. دكتر مظفر شریفی با تأكید بر اینكه چاپ مقاله در این نشریات گاه ناآگاهانه صورت می‌گیرد، گفت: «برای آنكه تمامی پژوهشگران و مؤلفان این مقالات از نامعتبر بودن آن‌ها اطلاع پیدا كنند وزارت علوم انتشار این فهرست‌ها را آغاز كرد.» شریفی ادامه داد: «بسیاری از این نشریات، وجود خارجی ندارند و تنها برای كسب درآمد، سایت‌های كاذبی را به اسم نشریات علمی راه‌اندازی كرده‌اند.»
نباید گفت غرق گناهیم اما امام حسین(ع) داریم

یكی از مراجع تقلید شیعیان گفت: نباید بگوییم كه «ما غرق گناهیم، اما امام حسین(ع) داریم.» اگر مراسم برای امام حسین(ع) برگزار كنیم و رشوه‌خوار باشیم و تقلب كنیم و مال یتیم بخوریم، رابطه ما با امام حسین(ع) نیز قطع می‌شود.
آیت‌الله مكارم شیرازی، عنوان كرد: كسانی كه در مشكلات به توسل امام زمان(عج)، نذر و نذورات روی می‌آورند، ولی بعد از رفع مشكلات، دوباره به مسیر اول خود باز می‌گردند، ایمان‌شان كامل نیست. این مفسر قرآن كریم تأكید كرد: پیامبر(ص) فرمود، ایمان به داشتن لباس ایمان و ظاهر و آرزوی با ایمان بودن نیست، بلكه ایمان آن چیزی است كه در قلب انسان نفوذ كرده و در اعمال و كردار خود را نشان می‌دهد. آیت‌الله مكارم شیرازی، افزود: در روایتی دیگر پیامبر اكرم(ص) فرمود، حقیقت ایمان حاصل نمی‌شود مگر اینكه برای خدا دوست و برای خدا دشمن بدارید.
نسل‌كشی در سوریه

شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام كرد: ماهیانه پنج هزار نفر در خشونت‌های بحران سوریه كشته می‌شوند. بنا به گفته‌های سابق مقامات سازمان ملل متحد از زمان آغاز بحران در سوریه در مارس 2011 تاكنون بیش از 100 هزار نفر كشته شده‌اند كه بیش از 6500 نفر از آن‌ها كودكان هستند. «ایوان اسیمونوفیتش» دستیار دبیركل سازمان ملل متحد گفت: «تعداد بسیار بالای افراد كشته‌شده كه حدود پنج هزار نفر در ماه است نشان‌دهنده سطح بالای نزاع است. انطونیو گوترس، كمیسر عالی امور پناهندگان سازمان ملل متحد نیز گفت: روزانه شش هزار نفر در سوریه از حوادث خشونت‌آمیز، فرار می‌كنند. سازمان ملل متحد تاكنون یك میلیون و 800 هزار نفر پناهنده سوریه را در كشورهای همسایه، آمارگیری كرده است. وی افزود: از زمان جنگ نسل‌كشی در كشور آفریقایی رواندا در 20 سال پیش تاكنون، چنین جمعیتی از پناهندگان و آوارگان مشاهده نشده است.
این تو هستی كه باید حجابتو برداری!
خانم شمس، دختر 30 ساله‌ای است كه یكشنبه 23 تیرماه امسال در پی امر به معروف و نهی از منكر به یك زن بدحجاب، مورد حمله وی قرار گرفت. وی در شرح این ماجرا گفت: برحسب تكلیف دینی، با یك جمله به آرامی، امر به معروف می‌كردم. به این خانم تنها یك جمله گفتم و آن، این بود كه «می‌شود حجابت را رعایت كنی؟» فقط و فقط همین یك جمله را گفتم كه هنوز به نقطه آخر آن نرسیده بودم كه به یك‌باره، به سمت من حمله كرد و گلوی من را فشار داد و تلاش كرد چادر و روسری‌ام را از سرم بكشد. هر چقدر او تلاش می‌كرد من هم مقاومت بیشتری می‌كردم. حین این كار، بلند بلند فحاشی می‌كرد و می‌گفت: «این تو هستی كه باید حجابتو برداری، اینجا دیگه جای شماها نیست، این شماها هستید كه باید از اینجا بروید، شماها چند نفری بیشتر نیستید، بمانید خودم چادر از سرتان می‌كشم و...» در این زمان دیگر صدای من هم بلند شده بود و تلاش می‌كردم كه چادرم را روی سرم حفظ كنم و به لطف خدا هم این خانم نتوانست به هدفش برسد.
گنده‌گویی‌های یك وهابی!

سخنگوی القاعده در عراق حدود سه هفته پیش در یك نوار صوتی گفته بود: بمب‌های ما، دیالی تا بیروت را هدف قرار خواهد داد و هیچ‌كس نمی‌تواند ما را از جهاد علیه شیعه در عراق و سوریه باز دارد، شام و عراق باید یك جبهه و یك رهبر شوند و هیچ مرزی میان آن‌ها نباشد، شیعیان از دیالی تا بیروت را بخش بخش خواهیم كشت و گروه‌های شیعی و حزب‌الله را نابود خواهیم كرد.
جمله قابل تأمل آقامجتبی درباره امام

«محسن اسماعیلی» شاگرد آیت‌الله آقامجتبی تهرانی و عضو حقوقدان شورای نگهبان در بخش دیگر سخنان خود به علاقه حاج‌آقا مجتبی تهرانی به امام راحل تأكید كرد و گفت: وقتی كه امام راحل(ره) از دنیا رفتند حاج‌آقا چند روز درس را تعطیل كردند و پس از آن وقتی كه می‌خواستند درس را شروع كنند بسیار گریه كردند. گریه آقا به‌گونه‌ای بود كه ما هیچ‌وقت ایشان را این‌طور ندیده بودیم. حاج آقا در رابطه با امام(ره) یك جمله‌ای گفتند كه بسیار قابل تأمل است. فرمودند كه امام برای نسل‌های بعدی به یك افسانه تبدیل می‌شود، زیرا امام به‌گونه‌ای زندگی می‌كرد كه اگر برای نسل‌های بعدی تعریف كنیم باورشان نمی‌شود.
حزب روحانی در حال راه‌اندازی

«محمدرضا راه‌چمنی» از اعضای سابق حزب همبستگی، اعلام كرد جبهه اعتدال‌گرایان با حضور 14 حزب و تشكل سیاسی تشكیل می‌شود. وی با اشاره به ایده تشكیل جبهه اعتدال اظهار داشت: ما به همراه آقای نوبخت دبیركل حزب اعتدال و توسعه به دنبال تشكیل جبهه اعتدال‌گرایان در میان احزاب و تشكل‌های سیاسی هستیم، چرا كه هر جبهه‌ای باید از سوی چند حزب و تشكل تشكیل شود و افراد به تنهایی نمی‌توانند جبهه تشكیل دهند، البته می‌توانند مجوز حزب دریافت كنند. وی ادامه داد: برای تشكیل جبهه اعتدال‌گرایان اولین جلسه آن در دفتر آقای نوبخت برگزار و آیین‌نامه داخلی و منشور اولیه این جبهه تصویب شد. به نظر می‌رسد تشكیل این جبهه نوعی اعلام استقلال از جبهه اصلاحات و مواضع قیم‌مآبانه آنان باشد.
اصلاح‌طلبان به دنبال چه وزارتخانه‌هایی هستند!

پس از اینکه حسین مرعشی در مصاحبه‌ای اعلام کرد، اصلاح‌طلبان پیروز این انتخابات بودند؛ پس چه دلیلی دارد که آن‌ها در دولت نباشند؟ اخیراً اصلاح‌طلبان که ظاهراً به خوبی ارزش هر وزارتخانه را می‌دانند. در روزهای اخیر، سه وزارتخانه را نشانه رفته‌اند: وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ سه وزارتخانه راهبردی که هدایت و سازماندهی جامعه مدنی ایران را برعهده دارد و هر تغییر و تحول بنیادینی که در کشور انجام می‌گیرد، نخست در این سه وزارتخانه، یا توسط و با حمایت و همراهی این سه وزارتخانه صورت می‌گیرد.
خاتمي می‌گفت کاندیدا شدیم تا یک حالی کنیم

محمدرضا باهنر نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: در دیداری كه با آقای خاتمی داشتم، گفتم در زمینه‌های مختلف چه برنامه‌هایی دارید كه ایشان زدند زیر خنده و گفتند چه برنامه‌ای؟ مگر من فكر می‌كردم كه رئیس‌جمهور خواهم شد؟ گفتم پس چرا كاندیدا شدید؟ ایشان در پاسخ گفتند: كاندیدا شدم و حس كردم 5، 6 میلیون نفر كه از نظام دلخور هستند به من رأی خواهند داد و دور هم جمع می‌شویم و یك حالی می‌كنیم. نایب‌رئیس مجلس افزود: بعد از اینكه یكی‌ـ دو سال از دوران ریاست آقای خاتمی گذشته بود، در جلسه‌ای بنده انتقاداتی را نسبت به بچه‌های تحكیم وحدت و... انجام دادم. آقای خاتمی آنجا به صراحت گفتند كه من به این‌ها گفتم شما 2، 3 یا 5 میلیون رأی دارید. بیایید و رأی‌های‌تان را ببرید و بگذارید، خاتمی با بقیه 15 میلیون رأی خود حكومت كند.


ژرفا

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامي (23)
پیامدها و دستاوردهای بعثت

13- تأکید بر حق مالکیت انسان بر دسترنجش
از دیرباز از جمله اموری که موضوع بحث مکاتب و نظام‌های سیاسی بوده و در چرخه نگرش و رفتار و عملکرد رهبران و حاکمان با فراز و نشیب فراوان مواجه بوده، مسئله تملک انسان بر دسترنج و مالکیت انسان بر اموالی است که از طریق قانونی و به‌طور مشروع به‌دست آورده و در محدوده و قلمرو و اختیارات او بوده است.
گروهی بر این باورند که زندگی بشر در دوره‌های اولیه اشتراکی بوده و هیچ‌کس مالک هیچ چیز نبوده و همگان از طبیعت بدون حق مالکیت استفاده می‌کردند. مارکس و دیگر بانیان مارکسیسم معتقدند بشریت در دوران کمون اولیه به‌صورت مشترک از طبیعت استفاده می‌کردند و با دستیابی انسان به ابزار تولید و ظرفیت و توان صاحبان ابزار تولید، دوران برده‌داری شکل گرفت و پس از آن با تقویت و گسترش ابزار تولید، عصر فئودالیته و دوران ارباب- رعیتی شکل گرفت. با ورود بشر به عصر صنعتی و گسترش اختراعات و اکتشافات در این عصر، دوره فئودالیته سپری شد و عصر سرمایه‌داری به‌وجود آمد. در عصر سرمایه‌داری به علت تضاد میان طبقه کارگر و سرمایه‌دار، انقلاب سوسیالیستی به‌وجود آمد و طبقه کارگر به قدرت دست یافت. دوره سوسیالیسم، دوره لغو و حذف کامل مالکیت و عوامل شکل‌دهنده سیستم سرمایه‌داری و دوره انتقال به عصر کمونیسم است که هم ورود به دوره اشتراکی کامل است و هم دولت حذف خواهد شد. منطق و شعار مارکسیسم این است که در دوره سوسیالیسم، هرکس به اندازه تلاشش بهره می‌برد و در دوره کمونیسم هرکس به اندازه نیازش بهره‌مند خواهد شد و هیچ‌کس مالکیت بر چیزی نخواهد داشت و زندگی بشر اشتراکی خواهد بود.
گروه دیگر بر این باورند که انسان دارای حق مالکیت است و برای آن، مالکیت گسترده و فوق‌العاده‌ای را درنظر می‌گیرند. بانیان مکتب لیبرال دموکراسی مدعی هستند که انسان حق مالکیت بر کار و تلاش خود را دارد و دایره این مالکیت را نامحدود پیش‌بینی کرده‌اند. بانیان نظام سرمایه‌داری بر این باورند که انسان در چارچوب مقررات نظام سرمایه‌داری حق تولید دارد و دایره تولید او نامحدود است. همین‌طور حق توزیع به هر شکل ممکن و در چارچوب قوانین را داراست. حق نگهداری دارد، یعنی حق دارد کالای تولید خود را حفظ و نگهداری کند و سرانجام حق مصرف هم دارد یعنی حق دارد از آنچه به دست آورده، هر نوع استفاده‌ای به عمل آورد. چنین نگرش گسترده به اختیار انسان در امر مالکیت، منجر به نظام سرمایه‌داری افسارگسیخته و نظام طبقاتی شد که فجایعی را برای بشریت به‌وجود آورد.
اما دیدگاه مکتب اسلام و ره‌آورد بعثت بر پذیرش حق مالکیت برای انسان به عنوان عرفی‌ترین حقوق آدمی که ریشه در فطرت و یکی از تمایلات فطری آدمی است، استوار شد. پیامبر اعظم(ص) با تکیه بر تدبیر ذات باری‌تعالی بر حق تسلط انسان بر دسترنج خود مهر تأیید گذاشت و انگیزه آدمی را در راه کوشش و تلاش و استخراج انرژی درونی تقویت کرد و در عین حال، با پیش‌بینی سازوکارها و راهکارهای متفاوت جلوی انباشت سرمایه در دست افراد معدود را گرفت. مکتب اسلام با تأکید بر اصل زیربنایی عدالت اجتماعی و ایجاد حدود و قلمرو خاص برای تولید، توزیع، نگهداری و مصرف، با ثروت‌اندوزی و نظام طبقاتی به مقابله پرداخت.
قرار گرفتن بشر در چنبره افراط نظام مارکسیستی از سویی و فرورفتن در ورطه تفریط نظام سرمایه‌داری که هردو به عنوان دو لبه قیچی، زمینه قربانی شدن انسانیت را فراهم کردند، به علت دوری و فاصله گرفتن از مکتب اسلام و آیین بعثت بوده است.
آنچه که می‌توان به‌عنوان فلسفه دیدگاه مارکسیسم بر الغای مالکیت و حذف عرفی‌ترین حقوق انسان مطرح کرد این است که بانیان مارکسیسم معتقدند، ریشه فساد و ناهنجاری‌ها و ظلم و نابرابری‌ها، تعلق اشیا به انسان است. وقتی اشیا به انسان تعلق داشت، آدمی برای حفظ آن متعلقات، دست به هر اقدامی خواهد زد. از این رو مهم‌ترین راهکار برای اجرای عدالت و مقابله با ظلم و ناهنجاری‌ها، الغای مالکیت و قطع تعلق اشیا از انسان است. وقتی انسان از سلطه اشیا رها شد، دیگر زمینه‌ای برای ستیز و ستیزه‌جویی باقی نخواهد ماند. به تعبیر دیگر، تا وقتی اشیا به «من» تعلق دارد و اصطلاح خانه من، پول من، لباس من، فرش من، زمین من و باغ من مطرح می‌شود، این تعلقات زمینه مرزبندی‌ها را فراهم می‌کند، اما وقتی این تعلقات حذف شد و همه چیز به «ما» تعلق گرفت، ریشه تنازعات از میان می‌رود، از این رو می‌گویند در دوره سوسیالیسم برای قطع اشیا از انسان و تبدیل کردن «من‌ها» به «ماها» وجود دولت ضروری است و در دوره کمونیسم این ضرورت از بین می‌رود.
در طرف مقابل، بانیان نظام لیبرال دموکراسی می‌گویند؛ نمی‌توان تعلق اشیا از انسان را گرفت و این حق طبیعی را از انسان سلب کرد. تنها راه برای جلوگیری از ظلم و تعدی انسان‌ها به حقوق یکدیگر، وجود دولت و پیش‌بینی مقررات در جهت مرزبندی حقوق انسان و جلوگیری از تعدی است.
اشتباه عمده مارکسیست‌ها در این موضوع این است که تصور می‌کنند، تعلق اشیا به انسان منشأ فساد و ظلم و تعدی‌هاست و تصور می‌کنند، مالکیت فردی (من) را می‌سازد و راهی که نشان می‌دهند. الغای مالکیت فردی و تبدیل آن به مالکیت اشتراکی است، در حالی که به تعبیر استاد شهید مطهری(ره) مشکل اصلی، تعلق اشیا به انسان نیست، بلکه مسئله اصلی، تعلق انسان به اشیا است. اسلام بر این نظریه است که به جای از میان بردن مالکیت، باید انسان را ساخت و طوری تربیت کرد که مالک اشیا باشد، اما هیچ تعلق و وابستگی به اشیا نداشته باشد. از دیدگاه مکتب اسلام، انسان بنده و برده و اسیر اشیا نیست و در عین مالکیت بر اشیا، ظرفیت واگذاری مایملک خود به دیگران را هم داشته باشد.
تصور بانیان مارکسیسم این است که تنها غریزه فعال در انسان، تمایل به مال و مالکیت است که اگر آن علقه قطع شد، انسان آزاد شده و تبدیل به ما می‌شود. در حالی که تمایلات دیگری همچون تمایل قدرت‌ طلبی، لذت‌طلبی غریزه جنسی و... در آدمی وجود دارد که هر کدام به نوعی، منشأ فساد و ظلم در جامعه هستند، از این رو قطع یک زنجیر از پای انسان به معنای رهایی آن نیست. راهکار اسلام، حرکت و اصلاح انسان از درون و بالا بردن باور و اعتقاد و اراده انسان برای مهار غرایز و تمایلات درونی و برقراری تعدیل در آنها و پیش‌بینی عوامل بیرونی برای جلوگیری از تعدی و تجاوز انسان‌ها به حقوق یکدیگر است.
بنابراین سازوکارها و راهکارهای نظام لیبرال دموکراسی و نظام سوسیالیستی هیچ‌کدام نتوانستند غرایز و تمایلات بشر را کنترل کرده و زمینه تعادل در مالکیت را در جامعه به وجود بیاورند. در مقابل، مکتب اسلام با سازوکارها و راهکارهای خود، قوی‌ترین شیوه و روش را برای حفظ مالکیت انسان بر دسترنجش و در عین حال، جلوگیری از تعدی و تجاوز ارائه کرده است.

 

صفحه 4 نگاه دوم

 

1-تعریف اصلا حطلبانه از اعتدال با اهداف افرا طگرایانه!

2-ديپلماسى

3-پرونده

4-حكايت زمانه

5-اقتصادى

6-نداى قدس


تعریف اصلاح‌طلبانه از اعتدال با اهداف افراط‌گرایانه!
حسين عبداللهى فر

«تحمیل سرنوشت دولت اصلاحات به دولت اعتدال یكی از اولویت‌های اصلی طیف ساختارشكن و تندرو به شمار می‌رود. این جریان همان‌گونه كه در پوشش اصلاحات، ضداصلاحات را در پیش گرفت و موجی از ناكارآمدی و ناراضی‌تراشی، درگیری درون حاكمیت، آشوب‌افكنی و قفل كردن امور ملی را پدید آورد، اكنون درصدد است با مصادره و تحریف شعار دینی و عقلانی «اعتدال» كه از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین روحانی مطرح شده، همان جریان ضداعتدال (افراط و تفریط) را بازتولید كند. طیف مذكور به رئیس‌جمهور و دولت جدید به چشم یك پل گذار و نردبان می‌نگرد.»
این نخستین پاراگراف اولین سرمقاله «كیهان» در اولین روز هفته است كه به تشریح راهبرد اصلاح‌طلبان در مقابل دولت یازدهم اختصاص دارد. این روزنامه در حالی با حروف بسیار درشتی در تیتر اول خود «حضور اصحاب فتنه در كابینه را ظلم به مردم» توصیف كرد كه در ادامه سرمقاله خود تحت عنوان «عروس هزار داماد» سهم‌خواهی این روز‌های اصلاحاتیون را اینگونه توضیح داد: «آن‌ها مدعی‌اند به خاطر اعلام حمایت از سر اضطرار از دكتر روحانی در انتخابات باید در كابینه به مثابه یك شركت سهامی شریك شوند یا به دولت خط اصلی را بدهند؛ با این تفاوت كه از این دخالت و شراكت سود ببرند، اما در زیان‌های محتمل كه از رهگذر ترویج تندروی حادث خواهد شد، سهیم نباشند.»
در همین راستا، روزنامه «بهار» وابسته به اصلاح‌طلبان افراطی «هراس افراطیون از كابینه روحانی» را تیتر اول خود در نخستین روز هفته قرار داد و روی تصویر بزرگی از حسین مرعشی نوشت: «اصلاح‌طلبان برنده شده‌اند، چرا در كابینه نباشند؟»
یك روز بعد «آرمان» هم در راستای مصادره پیروزی منتخب ملت به گفت‌وگو با رسول منتجب‌نیا نشست و از قول وی تیتر زد: «پیروزی روحانی پیروزی گفتمان اصلاحات بود.»
این روزنامه چند روز بعد (26/4) نیز با اختصاص تیتر اول خود به انتقاد از حضور برخی غریبه‌ها در نیاوران، طی یادداشتی با عنوان «اعتدالگرایی روی دیگر سكه اصلاح‌طلبی» به مصادره تعریف اعتدال پرداخت و نوشت: «یكی از سیاست‌های دكتر روحانی كه در انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام و همان، محرك مردم برای حضور در پای صندوق‌های رأی شد، شعار اعتدالگرایی بود. مردم در واقع به این سیاست‌ها كه درصدد است جامعه را به سمت اعتدال رهنمون كند، رأی دادند، اما باید در نظر داشت این چنین نیست كه اعتدالگرایی بدون چارچوب و تعریف باشد، بلكه اعتدالگرایی هم دارای چارچوب است كه با ادبیات اصلاح‌طلبی معنی پیدا می‌كند. اعتدالگرایی همان گفتمانی است كه اصلاح‌طلبان در سال‌های طولانی مطرح می‌كردند؛ اصلاح‌طلبی یك وجه و یك روی سكه است و اعتدالگرایی روی دیگر همان سكه. آقای روحانی با رویكرد اصلاح‌طلبی و با سیاست اعتدال از مردم رأی گرفت.»
در همین راستای مصادره‌سازی اعتدال به نفع اصلاحات، «آفتاب یزد» هم تصویر اول خود در شماره (24/4) را به یكی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان اختصاص داد و به نقل از وی تیتر زد: « ژن اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی یكی است.»
به نوشته این روزنامه احمد پورنجاتی در گفت‌وگو با ایسنا به تعریف اصلاح‌طلبانه‌ای از اعتدال پرداخته و گفته است: «من به عنوان كسی كه به رویكرد‌های اصلاح‌طلبانه و انقلاب اسلامی اعتقاد دارم بیان می‌كنم كه اعتدالگرایی بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی است.»
اما در این راستا روزنامه «ابتكار»، به گفت‌وگوی اختصاصی با یكی از چهره‌های تندروی اصلاح‌طلبان پرداخت و از قول وی تیتر زد: «برند روحانی اعتدال اما گفتمان او اصلاحات است.»
این روزنامه همچنین سرمقاله همین روز خود را (26/4) به تعاریف مختلف از اعتدال و روحانی اختصاص داد و تحت عنوان «دیوان حافظی به نام روحانی» نوشت: «این روزها حسن روحانی به دیوان حافظی تبدیل شده كه هر كس شعر خود را در او می‌جوید. كسی كار به محتوای واقعی دیوان ندارد هر كسی گمان خود را از او طلب می‌كند. چون آراسته به وصف اعتدال است و اعتدال جزو مفاهیم كیفی و كش‌دار می‌باشد؛ بنابراین فعلاً كشش این همه گمان متناقض را دارد.»
ارائه تعاریف اصلاح‌طلبانه با اهداف افراط‌گرایانه و سهم‌خواهانه از اعتدال سبب واكنش روزنامه اصولگرا شد. روزنامه «جوان» از همان روز نخست هفته، اعتدال را حفظ ارزش‌ها و آرمان‌های امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی و عدول نكردن از آن‌ها معنا كرد و با اشاره به اینكه فتنه 88 یك حركت ضداعتدال بود، تیتر زد: «اصلاح‌طلبان نمی‌توانند نماد اعتدال باشند.»
«سیاست روز» (24/4) هم تیتر اول خود را به این بحث اختصاص داد و تحت عنوان «افراط‌گری‌های هزینه‌ساز برخی اصلاح‌طلبان مدعی اعتدال» به غائله كوی دانشگاه در 18 تیر 78 و نقش اصلاح‌طلبان در آن پرداخت.
«تهران امروز» هم در دو سر مقاله خود به این موضوع واكنش نشان داد و در شماره پایانی هفته خود تحت عنوان «مخاطرات اعتدال ارتجاعی برای روحانی» نوشت: «افراط‌گرایان دیروز آمده‌اند تا اعتدالگرایان امروز باشند! و از اعتدال چنان قرائتی به دست می‌دهند كه تو گویی قبایی است كه تنها به قامت ناراست آن‌ها راست می‌آید و اكسیری است كه از دل معشوق از دست رفته اینان باز خواهد گشت. وقتی سخن از اعتدال می‌شود، رندانه آن را بازگشت به گذشته می‌خوانند.»
این روزنامه با اشاره به اقدامات افراطی اصلاح‌طلبان در گذشته می‌نویسد: «اعتدال باید رو به آینده داشته باشد، رو به بهبود مناسبات و به حاشیه راندن افراطیون، نه میدان‌داری آن‌ها و این بار با سوءاستفاده از كلیدواژه اعتدال، اگر با همین حدت و شدتی كه اكنون مسرورانه می‌نویسند و خود را معتدل جا می‌زنند، پیش بروند دور نیست كه با تفسیر فضایی خود دكتر روحانی را نیز از اعتدال خارج بدانند و با القابی همچون كندرو و نامعتدل او را نیز بنوازند.»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

اصلي كه بار ديگر اثبات شد
بسياري از كشورهاي حوزه شمال آفريقا و غرب آسيا(خاورميانه) در سال 2011 با موج بيداري اسلامي همراه بود. از جمله اين كشورها مي‌توان به تونس، مصر، ليبي، بحرین، عربستان و يمن اشاره كرد. در آن مقطع، جهانيان اذعان كردند كه جمهوري اسلامي ايران پيروز اين تحولات بوده است، چرا كه حركت‌هاي مردمي با بهره‌گيري از الگوهاي انقلاب اسلامي ايران شكل گرفته است. اكنون پس از گذشت دو سال از‌ آن دوران در حالي اين كشورها به‌ويژه مصر، تونس و ليبي با مجموعه‌اي از چالش‌ها و بحران‌ها مواجه شده‌اند كه محافل رسانه‌اي و سياسي غربي تلاش دارند اين تحولات را نشانه‌ تضعيف موقعيت و شكست ايران در تحولات بيداري اسلامي قلمداد کنند.
اين ادعا در حالي مطرح مي‌شود كه بررسي ريشه‌اي دلايل بحران‌هاي جاري در اين كشورها نكات قابل‌توجهي را آشكار مي‌‌کند.
اول آنكه، در كشورهايي مانند مصر، تونس و ليبي در حالي فضايي از بحران حاكم شده است كه اولاً مردم اين كشور پس از دستيابي به برخي اهداف خود نظير سرنگوني مبارك در مصر، بن‌علي در تونس، قذافي در ليبي، صحنه را خالي كردند. دولتمردان جديد اين كشورها نيز هر چند كه رنگي اسلامي داشتند، اما از مردم فاصله گرفتند. اين مسئله فرصت را براي دشمنان اين كشورها ايجاد كرد تا بتوانند براي به انحراف كشاندن مسير بيداري اسلامي اين كشورها گام بردارند كه نتيجه آن نيز بحران‌هاي شديد در اين كشورها بوده است.
دوم آنكه در اين كشورها به جاي رويكرد به اسلام ناب، دولتمردان در مسير تكفيري‌ها و سلفي‌ها قرار گرفتند كه نمود عيني آن را در مصر و عملكردهاي مرسي مي‌توان مشاهده كرد. اين رويكرد در حالي صورت گرفته است كه مردم اين كشورها به دنبال اجراي شريعت و اسلام ناب در كشورشان بوده‌اند كه عدم توجه دولتمردان، دلسردي مردم را به همراه داشته است.
سوم آنكه متأسفانه كشورهاي مذكور پس از مدتي اسير وعده‌ها و چراغ سبزهاي غرب و صهيونيست‌ها شدند و در مسير تعامل با آنها قرار گرفتند كه عملاً به انحراف آنها از مسير بيداري اسلامي منجر شد.
اين تحولات در حالي روي داده است كه جمهوري اسلامي ايران به‌ويژه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي) همواره نسبت به توطئه‌هاي دشمنان در مسير بيداري اسلامي هشدار داده و بر لزوم بصيرت و آگاهي ملت‌ها تأكيد فرموده‌اند. در اين چارچوب امام خامنه‌اي (مدظله‌العالي) تأكيد کرده‌اند كه خروج مردم از صحنه بيداري اسلامي، رويكرد به تكفيري‌هاي و عدم توجه به اصول اسلام ناب در كنار دل‌بستن به وعده‌هاي غرب و صهيونيست‌ها انحرافاتي است كه در كمين بيداري اسلامي قرار دارد.
روند تحولات كنوني كشورهاي مذكور مشخص مي‌کند كه جمهوري اسلامي به خوبي دشمن را شناخته و از همان ابتدا راه صحيح را پيش روي ملت‌ها قرار داده است.
روند تحولات كنوني كشورهاي مذكور بار ديگر حقانيت مواضع جمهوري اسلامي ايران در معرفي نظام سلطه و صهيونيست‌ها به‌عنوان دشمنان اصلي جهان اسلام را آشكار مي‌سازد.
روند تحولات نشان داد كه اگر ملت‌هاي اسلامي به دنبال تحقق حقوق خود هستند بايد به جاي رويكرد به غرب در مسير الگوها و پيام‌هاي انقلاب اسلامي گام بردارند، چنانكه با توسل به همين الگوها توانستند مبارك‌ها، بن‌علي‌ها، علي عبدالله صالح‌ها و قذافي‌ها را سرنگون سازند و با دوري از اين الگوها گرفتار توطئه‌هاي دشمنان شدند، حال آنكه بازگشت به آن الگوها مي‌تواند چراغ راهي براي آنها جهت بازگشت به مسير صحيح بيداري اسلامي و مقابله با توطئه‌هاي دشمنان باشد.


پرونده

واگذاري مسئوليت مذاكرات هسته‌اي به آقای روحاني
علي‌اكبر صالحي، وزير امور خارجه در حاشيه جلسه هيئت دولت از واگذاري مسئوليت مذاكرات هسته‌اي به حسن روحاني سخن گفت. صالحي گفته است كه مذاكرات با گروه 1+5 قطعاً ادامه خواهد داشت و منتظريم آقاي روحاني مسئوليت را به عهده بگيرند و گروه مذاكره‌كننده را تعيين كنند. صالحي در پاسخ به این پرسش كه آيا شما جزو گروه مذاكره‌كننده خواهيد بود، گفت: «با من صحبتي نشده است.»
منتظر ديدار با گروه جديد هسته‌اي ايران هستيم

كاترين اشتون، رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا از سرگيري «هرچه سريع‌تر» مذاكرات ميان گروه 1+5 و ايران درباره برنامه هسته‌اي تهران را خواستار شد. اشتون كه مديران سياسي اعضاي گروه موسوم به 1+5 را در بروكسل گرد هم جمع كرده بود تا اين گروه بیانیه جديدي را بر مذاكرات با گروه هسته‌اي جديد ايران تدوين كند در بيانيه‌اي ويدئويي هدف از اين نشست در بروكسل را اعلام كرد و گفت: «ما براي بررسي مواضع‌مان و براي بررسي اينكه چطور مي‌توانيم به بهترين شكل در تلاش براي يافتن يك راه‌حل ديپلماتيك درباره مسئله هسته‌اي ايران پيش برويم با يكديگر ديدار كرديم.» وي افزود: «البته در حال حاضر منتظر تيمي هستيم كه در ايران منصوب خواهد شد. بسيار اميدواريم اين كار به زودي انجام گيرد و ما منتظر ديدار با آن‌ها در سريع‌ترين زمان ممكن هستيم.»
فرافكنی‌های نتانیاهو درباره حمله نظامی احتمالی

به گزارش پایگاه خبری كنسرسيوم نيوز «پائول پيلار» كارشناس پيشين دستگاه اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) در مقاله جديد خود با اشاره به لفاظي‌هاي «بنيامين نتانياهو» نخست‌وزير رژيم صهيونيستي در مورد حمله نظامي احتمالي عليه كشورمان معتقد است: «نتانياهو با تهديداتي كه عليه برنامه هسته‌اي ايران مطرح مي‌كند سعي دارد توجه انديشكده‌هاي آمريكايي را به سوي خود جلب كند. همچنين يكي از اهداف اصلي وي فرافكني و دور كردن افكار عمومي از جنايات نظاميان رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين است.» نويسنده با اشاره به خشم نتانياهو از پيروزي «حسن روحاني» مي‌افزايد: «حسن روحاني» به عنوان يك سياستمدار «معتدل» پيروز انتخابات بود. اين خبري ناراحت‌كننده براي نتانياهو بود، چرا كه وي ديگر نمي‌تواند با طرح بهانه‌هاي مختلف تهديدات خود عليه برنامه هسته‌اي ايران را افزايش دهد.
چهار هزار ساعت بازرسی از تأسیسات هسته‌ای ایران

محمد سجادی، سفیر ایران در روسیه درباره اعتمادسازی ایران برای آژانس بیان كرده است: تا‌كنون بازرسان آژانس چهار هزار ساعت صرف مطالعه و بازدید از تأسیسات هسته‌ای ایران كرده‌اند. با همه این مسائل بارها و بارها جمهوری اسلامی ایران از آژانس و دیگر نهادهای بین‌المللی نظارتی دعوت كرده است كه از تأسیسات جمهوری اسلامی ایران بازدید كنند تا هیچ‌گونه شبهه‌ای در رابطه با فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز وجود نداشته باشد كه برای نمونه می‌توان به آخرین اظهارات علی‌اصغر سلطانیه در نشست شورای حكام اشاره كرد كه وی در پاسخ به ادعاهای غرب گفت: ایران آماده است تا دسترسی به مكانی در مریوان كه آژانس ادعا می‌كرد آزمایش انفجاری بزرگی انجام شده است را در همان روز و دسترسی به سایت پارچین را در هفته پس از آن فراهم سازد، اما در كمال شگفتی گروه آژانس به ما اطلاع داد كه مدیركل این پیشنهادهای سخاوتمندانه را نپذیرفته است.


مرورى بر يك رخداد

نگاهي به سفر احمدي‌نژاد به عراق
نقش‌آفريني تهران – بغداد در معادلات منطقه‌اي

دكتر محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در روزهاي پاياني دولت دهم سفري رسمي به عراق داشت. وي در اين سفر با بسياري از مقامات ارشد عراقي از جمله نوري‌المالكي، نخست‌وزير، عمار حكيم، رئيس مجلس اعلاي اسلامي و... ديدار داشته است.
رايزني‌هاي مقامات ايراني و عراقي در حالي صورت گرفته است كه مولفه‌هاي بسياري براي توسعه مناسبات ميان دو كشور مشاهده مي‌شود.
نخست آنكه، هر چند دولتمردان عراق تلاش‌هاي بسياري براي برقراري امنيت و ثبات در كشور صورت داده‌اند، اما عملكردهاي ائتلاف دشمنان عراق مانع از تحقق اين مهم شده است. ائتلافي از گروه‌هاي برجاي مانده از دوران صدام، سلفي‌ها، برخي كشورهاي مرتجع عربي و غربي‌ها و صهيونيست‌ها تلاش دارد عراق را در فضايي بحراني قرار دهند تا از يك سو مانع از برقراري امنيت در اين كشور شوند تا به گمان خود از تقويت دولت شيعه در اين كشور و منطقه جلوگیری کنند و از سوي ديگر، با مشغول داشتن اين كشور در بحران‌هاي داخلي، از حضور فعال اين كشور در تحولات منطقه ممانعت به‌عمل آورند. ايجاد شكاف‌هاي قومي، بحران‌سازي با انفجارهاي خونين و ارائه طرح تجزيه عراق از جمله حربه‌هاي دشمنان اين كشور هستند. با توجه به جايگاه عراق در امنيت و ثبات منطقه و نيز تأكيد ايران بر لزوم حفظ تماميت ارضي و استقلال عراق، توسعه مناسبات ميان ايران و عراق، امري ضروري مي‌‌کند. دشمنان برآنند تا فضاي ناامني عراق و حتي تجزيه قومي آن را به كشورهاي منطقه نيز گسترش دهند در حالي كه جمهوري‌ اسلامي ايران ضمن تأكيد بر حمايت از يكپارچگي و ثبات عراق همگرايي دو كشور را عاملي براي مقابله با اين فتنه‌ها مي‌داند؛ امري كه در ديدارهاي احمدي‌نژاد با سران عراق نيز برآن تأكيد شد.
در اين چارچوب، توسعه مناسبات اقتصادي، سياسي و امنيتي ميان دو كشور، امري مهم است كه مي‌تواند زمينه‌ساز همكاري بيشتر دو كشور در مقابله با دشمنان مشترک باشد.
دوم آنكه، ايران و عراق در منطقه نقاط اشتراك بسياري دارند. دو كشور بر اصل وحدت جهان اسلام و مقابله با فتنه‌هاي دشمنان در منطقه تأكيد می‌کنند. نمود عيني اين امر را در تحولات سوريه مي‌توان مشاهده كرد. هر چند غربي‌ها و كشورهاي عربي فشارهاي بسياري بر عراق براي حمايت نکردن از سوريه وارد کرده‌اند، اما دولتمردان اين كشور همچنان مخالفت خود را با دخالت خارجي در امور سوريه اعلام کرده و خواستار پايان تحركات غرب در اين كشور شده‌اند.
البته عراق براي كاهش فشارهاي خارجي اقداماتي مانند بازرسي از برخي هواپيماهاي ايراني با مقصد سوريه را صورت داده است كه البته هدف اصلي آن، اثبات واهي بودن ادعاهاي غرب مبني بر ارسال سلاح براي سوريه از خاك عراق بوده است.
به هر حال، چنانكه در ديدار احمدي‌نژاد و مالكي، نخست‌وزير عراق نیز تأكيد شد، ايران و عراق مي‌توانند به عنوان قدرت منطقه‌اي براي برقراري ثبات در منطقه گام‌هاي مشتركي بردارند.
اين ظرفيت براي دو كشور وجود دارد كه با مواضعي مشترك با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي موجود، مانع از آن شوند كه بحران‌سازي غرب در منطقه محقق شود.
به هر حال، عراق نشان داده است كه تمايل بسياري براي فاصله گرفتن از عراق دوران صدام دارد و اين ظرفيت براي آن وجود دارد كه به عنوان يكي از اعضاي مقاومت، ايفاي نقش داشته باشد. تجربه به عراقي‌ها آموخته است كه نه كشورهاي عربي و نه آمريكا هيچ‌كدام دوستان وفاداري نیستند و صرفاً به‌دنبال منافع خود هستند در حالي كه جبهه مقاومت، همواره پشتيبان دوستان و متحدان خود بوده و از تمام ظرفیت‌هاي خود براي حمايت از آنها بهره مي‌گيرد؛ امري كه نمود عيني آن را در جنگ‌هاي 33روزه لبنان، 22روزه و 8روزه غزه و تحولات كنوني سوريه مي‌توان مشاهده كرد.
بر اين اساس است كه عراق با رويكرد به جبهه مقاومت از جمله توسعه روابط با ايران تلاش دارد تا از مولفه‌هاي مقاومت براي مقابله با توطئه‌هاي دشمنان در داخل عراق و منطقه برخوردار شود؛ هر چند دشمنان مقاومت و عراق با ايجاد چالش‌هاي امنيتي در داخل عراق و منطقه به دنبال مقابله با اين روند هستند.
در نهايت مي‌توان گفت سفر احمدي‌نژاد به عراق، برگي ديگر از مناسبات راهبردي دو كشور است كه در اوضاع كنوني منطقه، امري ضروري است به‌ويژه اينكه دو كشور دشمنان واحدي دارند كه هدف‌شان نابودسازي ايران و عراق و به آشوب كشاندن منطقه است.
گفتنی است استقبال عراقي‌ها از دكتر حسن روحاني، رئيس‌جمهور منتخب نیز نشانگر عمق روابط دو كشور و تلاش دو طرف براي توسعه همه‌جانبه مناسبات است كه افقي روشن را پيش‌روي دو طرف قرار خواهد داد كه تكميل‌كننده تعاملات سازنده و فراگير دو كشور در سال‌هاي اخير است.


اقتصادى
صمد حسن نيا سماكوش

ابعاد مصوبه 74 هزار میلیاردی
مصوبه 74 هزار میلیارد تومانی مجمع عمومی بانک مرکزی از زمان تصویب آن در 13 خرداد سال جاری تا کنون مذاکرات و انتقادات زیادی را به همراه داشته است. از واکنش‌ها به این مصوبه می‌توان شکایت سازمان بازرسی و احمد توکلی به دیوان عدالت اداری را نام برد که موجب صدور دستور توقف اجرای این مصوبه تا زمان حکم قطعی آن از سوی دیوان عدالت اداری شد، اما علاوه بر این 178 نماينده مجلس شوراي اسلامي به دو فوريت طرحي رأي دادند كه دولت را براي تسعير (قيمت‌گذاري) دارايي‌ها و بدهي‌هاي ارزي بانك مركزي محدود مي‌كند. در ادامه برای روشن شدن موضوع و همچنین دلایل مخالفت و انتقادات فراوان از این مصوبه را تشریح می‌کنیم.
الف) کلیات مصوبه؛ بر اساس مصوبه مذکور، مجمع عمومی نرخ دلار را 2500 تومان تعیین کرده و مابه‌التفاوت آن نسبت به ارز 1226 تومانی، یعنی 1274 تومان در هر دلار را در 58 میلیارد دلار ارزی که دولت در سال 1391 به بانک مرکزی فروخته بود ضرب کرده و به عدد فرضی 74 هزار میلیارد تومان رسیده و سپس این عدد، طلب دولت از بانک مرکزی تلقی شده و با فهرستی از بدهی‌های دولت، شرکت‌های دولتی، سازمان هدفمندی یارانه‌ها و بانک‌های دولتی شامل بدهی دولت به مبلغ 110 هزار میلیارد ریال، بدهی سازمان هدفمندی یارانه‌ها به مبلغ 57 هزار میلیارد ریال، بدهی شرکت بازرگانی دولتی به مبلغ 53 هزار میلیارد ریال، بدهی شرکت پشتیبانی امور دام به مبلغ 31 هزار میلیارد ریال، بدهی شرکت‌های تابعه وزارت نفت، نیرو و سایر دستگاه‌های اجرایی به مبلغ ۶۵ هزار میلیارد ریال، بدهی بانک‌های دولتی به مبلغ 380 هزار میلیارد ریال و... تهاتر شد.
در واقع با اجرای این مصوبه، تمام پول‌هایی که اکنون در حساب‌های بانک مرکزی در خارج از کشور نگهداری می‌شود و طلاهایی که در ذخایر بانک مرکزی وجود دارد، تجدید ارزشیابی می‌شود و به قیمت جدید قیمت‌گذاری می‌شود و دولت از این ناحیه 74 هزار میلیارد تومان به صورت حسابداری درآمد به دست می‌آورد و معنا و مفهوم آن، این است که به آن ذخایر چیزی اضافه نمی‌شود و در واقع، قیمت مجددی روی این ذخایر گذاشته می‌شود و بر اساس این قیمت مجدد 74 هزار میلیارد تومان به حسب ظاهر درآمد به دست می‌آید.
ب) دلایل مخالفت‌ها در اجرای مصوبه مذکور از دید کارشناسان؛ 1- سبب ایجاد رویه‌ای نادرست برای تسویه بدهی‌های دولت‌ها می‌شود. دولت از طریق تغییر نرخ ارز قادر خواهد بود تمام کاستی‌ها و دیون خود را همانگونه که در این دوره در حال اجرا بود، در کوتاه‌ترین زمان ممکن پرداخت و تسویه کند!
2- مجمع عمومی بانک مرکزی بدون تصویب شورای پول و اعتبار تشکیل جلسه داد و بدون اینکه پیشنهاد از ناحیه خود بانک مرکزی باشد،‌ دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و طلاهای موجود در ذخایر را تسعیر (قیمت‌گذاری) کرد.
3- بدهي‌های‌ معوق شرکت‌های دولتی که با اجرای این مصوبه قرار بود با بانک مرکزی تسویه شود موجب می‌شد که اين شرکت‌ها قدرت مانوری که در اثر این بدهی‌ها از دست داده بودند و آنها را در اقتصاد محدود کرده بود، به یکباره به‌دست آورند و اين شرکت‌ها به‌صورت دوپينگي وارد اقتصاد ايران شوند. بدیهی است که کاهش بدهي‌ها زماني مي‌توانست خوشايند باشد که شرکت‌هاي اخير از محل سودآوري خود بدهي‌هايی‌ها را تسويه کرده باشند، نه اينکه يک عامل بيروني به تسويه بدهي آنها منجر شود. همچنین این مصوبه موجب می‌شد که در مقابل سوء‌مديريت و ناکارآمدي این شرکت‌ها، يارانه‌اي 74 هزار‌ ميليارد ‌تومانی اختصاص یابد و سوءمديريت و ناکارآمدي‌شان براي بار چندم پنهان شود!


نداى قدس

6800 دلال تسلیحات در رژیم صهیونیستی
به گزارش خبرگزاری قدس، درخواست آژانس كنترل صادرات وزارت جنگ رژیم صهیونیستی برای افشای نام افراد و شركت‌هایی كه در معاملات و صادرات اسلحه در این رژیم فعالیت می‌كنند نشان داد كه 6800 دلال اسلحه در این رژیم فعالیت می‌كنند. كابینه رژیم صهیونیستی در پاسخ به درخواست وزارت جنگ این رژیم اعلام كرد: «در سال 2012 حدود 6684 نفر در 1006 شركت به معاملات سلاح و صادرات آن پرداخته‌اند. همچنین وزارت جنگ این رژیم نیز در سال 2012 حدود 1900 مجوز بازاریابی و 8716 مجوز صادرات برای تسلیحات صادر كرده است. صادرات تسلیحات در سال 2012 حدود هفت میلیارد دلار برای رژیم صهیونیستی سود داشته است.»
بازداشت 20 كودك فلسطینی طی دو هفته گذشته

سازمان اطلاع‌رسانی كودك با انتشار گزارشی اعلام كرد: اشغالگران صهیونیست ظرف دو هفته گذشته 20 كودك فلسطینی را در بخش‌های مختلف كرانه باختری بازداشت كردند. در این گزارش آمده است: «در همین بازه زمانی ده‌ها كودك به دلیل اقدامات سركوبگرانه دشمن صهیونیستی در جریان تظاهرات علیه ساخت دیوار حایل و شهرك‌های یهودی زخمی شده‌اند.»
افزایش بیكاری در رژیم صهیونیستی

به گزارش پایگاه خبری عكا، در پی افزایش بحران‌های مالی و اقتصادی رژیم صهیونیستی، سازمان همكاری اقتصادی و توسعه جهانی (OECD) با انتشار گزارشی اعلام كرد: میزان بیكاری امسال در رژیم اشغالگر قدس به رقم 2/7 درصد رسیده است. بر اساس این گزارش نیروی بیكار رژیم صهیونیستی در سال جاری به 230 هزار نفر رسیده كه هفت درصد از كل نیروی كار این رژیم است. در ادامه این گزارش آمده است: نسبت بیكاری در سرزمین‌های اشغالی تا پایان سال از این رقم هم فراتر خواهد رفت.
نگرانی رژیم صهیونیستی از گسترش تحریم‌های اقتصادی

روزنامه هاآرتص با اشاره به هشدار لیونی، وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی مبنی بر فراگیر شدن تحریم كالاهای صهیونیستی از سوی كشورهای اروپایی نوشت: نماینده كابینه در مذاكرات سازش با فلسطینیان تأكید كرده است این تحریم‌ها در آینده شامل همه كالاهای صهیونیستی خواهد شد. شكست تلاش‌های آمریكا برای احیای مذاكرات سازش به دلیل مخالفت‌های رژیم صهیونیستی به نگرانی‌های تل‌آویو در مورد گسترش تحریم‌ها دامن زده است. هاآرتص در ادامه گزارش خود تصریح كرد: براساس اطلاعات جدید وزارتخانه‌های اقتصادی رژیم صهیونیستی، تعدادی از بانك‌های بزرگ اروپایی از اعطای وام و تسهیلات به شركت‌های صهیونیستی كه در شهرك‌های صهیونیست‌نشین فعالیت می‌كنند جلوگیری كرده‌اند. مخالفت‌های رژیم صهیونیستی با تشكیل كشور فلسطین هزینه‌های سنگین اقتصادی برای تل‌آویو به دنبال داشته است.
يك‌چهارم جمعيت رژیم صهیونیستی زير خط فقر

مركز آمار رژيم صهيونيستی به تازگی با انتشار گزارش آماری رسمی اعلام كرده كه اقتصاد اين رژيم در چهار ماهه نخست امسال رشد منفی داشته است. «استنلی فيشر» رئيس پيشين بانك مركزی رژيم صهيونيستی در گفت‌وگو با شبكه تلويزيونی سی‌ان‌ان هم خاطرنشان كرد: تصميمات غلط وزارت دارايی رژیم صهیونیستی عامل اصلی كاهش رشد اقتصادی رژیم صهیونیستی است. همچنین شمار كسانی كه در این رژیم زير خط فقر زندگی می‌كنند از 23 درصد جمعيت فراتر رفته است، بنابراين حدود يك‌چهارم جمعيت رژیم صهیونیستی زير خط فقر هستند.

 

صفحه 5 بين الملل

 

1-قدرت نمایي مسكو با رزمایش هاي غافلگیركننده

2-اسنودن؛ تكرار دوران جنگ سرد

3-از نگاه دیگران

4-كند و كاو

5-هويت



قدرت‌نمايي مسكو با رزمايش‌هاي غافلگیركننده
قاسم غفوری

به گفته مقامات روس هفته گذشته ولاديمير پوتين در اقدامي ناگهاني و از پيش اعلام نشده فرمان بزرگ‌ترين رزمايش روسيه از زمان فروپاشي شوروي سابق را اعلام كرده است. اين رزمايش با حضور 80 هزار نيروي نظامي، هزار تانك و خودروي زر‌ه‌پوش و 130 جنگنده و بالگرد و 70 ناو جنگي تا 29 تيرماه برگزار شد.
اين رزمايش در شرايطي برگزار شد كه همزمان روسيه با چين نيز رزمايش مشترك نظامي برگزار كرده و منابع خبري از احتمال برگزاري رزمايش سازمان شانگهاي با محوريت روسيه و حتي رزمايش كشورهاي مشترك‌المنافع با حضور روسيه خبر داده‌اند. مسكو پيش از اين نيز چندين رزمايش در مديترانه برگزار كرده بود. بررسي كارنامه روسيه در سال‌هاي اخير نشان مي‌دهد كه اين كشور گام‌هاي بسياري براي نظامي‌گري برداشته و حتي بر لزوم تقويت توان دفاعي هسته‌اي تأكيد كرده است.
به گفته پوتین، مسكو باید با توجه به چشم‌انداز آتی و بر اساس آن، ظرفیت‌های دفاعی خود را ارتقا دهد، در راستای دستیابی به این هدف تا سال 2020 برنامه‌ریزی‌هایی برای نوسازی و تجهیز دوباره 70 درصد نیروهای مسلح تدارك دیده شده است. وی با بیان اینكه مجتمع‌های صنایع دفاعی روسیه این برنامه را محقق خواهند كرد، گفت: برای این منظور بودجه كلانی اختصاص داده شده است.
دولت روسیه چند صد میلیارد دلار برای افزایش توان تسلیحاتی جامع نیروهای مسلح خود اختصاص داده و قصد دارد بودجه نوسازی تسلیحات را تا سال 2015 حدود 30 درصد و تا سال 2020 حدود 70 درصد افزایش دهد. در صنعت دفاعی روسیه 1353 سازمان و شركت در 64 منطقه این كشور فعال هستند و بیش از دو میلیون كارمند دارد.
گفتنی است 600 فروند هواپیمای جنگی نسل جدید، بیش از یك هزار دستگاه تانك جدید، بالگردهای نسل جدید و زیردریایی‌های نسل جدید از جمله اقلامی هستند كه قرار است در قالب برنامه نوسازی نیروهای مسلح روسیه به ارتش این كشور تحویل داده شود.
در كنار تقويت توان نظامي، عملكردهاي نظامي روسيه در حوزه پيراموني چنان بوده است كه از يك‌سو اين كشور تلاش كرده تا توافقات دو جانبه براي حضور نظاميان روسي صورت دهد كه از آن جمله تلاش براي حضور 30 ساله در تاجيكستان و ورود به قرقيزستان است. روسيه كه با قزاقستان و بلاروس توافقات دفاعي و نظامي دارد سعي دارد تا ساير كشورهاي منطقه را نيز به جمع متحدان خود اضافه كند.
نكته قابل توجه آنكه حوزه رفتاري روسيه از اين دامنه نيز گسترده‌تر شده و اين كشور به دنبال توسعه روابط با پاكستان و چين و حتي افغانستان به‌عنوان مؤلفه‌هاي جديد نظامي در منطقه است. دامنه فراپيراموني مسكو به جمع متحدان قديمي خود كه با تهاجم آمريكا از چرخه روسيه خارج شده بودند نيز رسيده است، چنانكه در حاشيه سفر مالكي نخست‌وزير عراق به مسكو ـ براي شركت در اجلاس سران كشورهاي صادركننده گاز ـ مسكو و بغداد براي تقويت همكاري‌هاي تسليحاتي و نظامي توافق كردند. مسكو از احياي روابط نظامي با ليبي نيز كه در دوران قذافي متحد روسيه بود خبر داده است.
ارسال سيستم راداري اس300 به سوريه و نيز تأكيد بر تقويت نظامي بوليوي و ونزوئلا در زمان سفر سران اين كشورها به مسكو، نمودهاي ديگري از تحركات نظامي مسكو در عرصه جهاني است.
با توجه به اين اوضاع، حال اين سؤال مطرح است كه چرا روسيه به‌طور ناگهاني و غافلگیركننده اقدام به برگزاري بزرگ‌ترين رزمايش از زمان فروپاشي شوروي سابق مي‌كند و چه اهدافي را در دستور كار دارد؟
در پاسخ به اين پرسش، ديدگاه‌هاي متعددي مطرح است. برخي بر اين امر تأكيد دارند كه تحركات نظامي روسيه نوعي نمايش قدرت پوتين در حوزه داخلي است. با توجه به نگرش مردم روسيه مبني بر لزوم بازگشت به دوران اقتدار مي‌توان گفت كه پوتين با اين تحركات و تأكيد بر توسعه نظامي و هسته‌اي كشور تلاش دارد تا رضايت مردمي از سياست‌هاي خود را تقويت كرده تا از آن در برابر مخالفان بهره گيرد. نكته محوري ديگر، تأثير تحولات منطقه در عملكردهاي روسيه است. اكنون نيروهاي خارجي در حال خروج از افغانستان هستند. فضاسازي رسانه‌اي غرب چنان بوده است كه با خروج آن‌ها، هرج‌ومرج، افغانستان و منطقه را فرا خواهد گرفت. آن‌ها با اين اقدام تلاش كرده‌اند تا حضور بلندمدت خود در افغانستان و حتي گسترش پايگاه‌هاي‌شان در منطقه را توجيه كنند. در اين ميان، مسكو از يك سو تحركات غرب را مغاير با منافع خود مي‌داند و از سوي ديگر، به دنبال اطمينان دادن به منطقه مبني بر توانايي خود در تأمين امنيت منطقه پس از خروج نيروهاي غربي است.
امضای توافقنامه‌هاي نظامي با كشورهاي منطقه در كنار برگزاري رزمايش‌هاي بزرگ نظامي را مي‌توان از مؤلفه‌هاي روسيه براي تحقق اين مهم دانست. مسكو تلاش دارد تا قدرت خود را به نمايش گذارد تا مانع از رويكرد كشورهاي منطقه به غرب به بهانه امنيت شود. در اين چارچوب مسكو توافقات نظامي با افغانستان نيز داشته و بر تقويت توان هوايي و دفاعي اين كشور تأكيد كرده است.
نكته ديگر در اين حوزه، اقدامات مسكو براي مقابله با نظامي‌گري غرب و خط و نشان كشيدن براي واشنگتن در تحولات سوريه است. آمريكايي‌ها همواره ادعا كرده‌اند كه همه گزينه‌ها درباره سوريه روي ميز است، در حالي كه همزمان تلاش دارند تا سياست رويكرد نظامي به شرق را نيز اجرايي سازند. روسيه اكنون با برپايي رزمايش‌هاي متعدد در حوزه پيراموني و در مديترانه، آمادگي نظامي خود را به رخ غرب مي‌كشد تا اين كشورها، هم درباره اين كشور و هم در مورد متحدانش نظير سوريه، دچار اشتباه محاسباتي نشوند و اقدام نظامي در پيش نگيرند. به عبارتي ديگر، اقدام روسيه را مي‌توان نوعي رفتار پيشگيرانه دانست، هر چند كه در ظاهر نشانگر رويكرد خصمانه و جنگ‌طلبانه مسكو در برابر غرب است. مسكو تلاش دارد تا موازنه نظامي را به نفع خود تغيير دهد، تا مانع از بهانه‌جويي غرب براي دخالت نظامي در منطقه و تهديد امنيت ملي روسيه شود.


اسنودن؛ تكرار دوران جنگ سرد
رضا اشرفي

«ادوارد اسنودن» پیمانكار سابق آژانس امنیت ملی آمریكا پس از چند روز تلاش براي دريافت پناهندگي از كشورهاي مختلف آمريكاي جنوبي، براي تأمين امنيت خود روسيه را برگزيد. روسيه از يك سو قرارداد ارجاع مجرمان با آمريكا ندارد و از سوي ديگر، اسنودن را يك مجرم نمي‌شناسد تا به لحاظ اخلاق بين‌المللي بخواهد وي را به آمريكا بازگرداند. ضمن اينكه با حضور اسنودن جدال امنيتي، اطلاعاتي و حقوق بشري مسكو ـ رياض ادامه خواهد يافت. به هر جهت، اطلاعاتي كه در اختيار اسنودن است براي روسيه بسيار حياتي است، به‌خصوص كه اين اطلاعات واشنگتن را روياروي كشورهاي متحد اروپايي قرار مي‌دهد.
حريم خصوصي از آن موضوعاتي است كه فرهنگ امروزي از جمله حقوق اوليه شهروندي شناخته مي‌شود و جداي از ماده 12 اعلاميه حقوق بشر، اين موضوع در قوانين برخي نهادهاي منطقه‌اي مانند اتحاديه اروپا و كشورها راه يافته تا با وضع مقرراتي از آن حفاظت شود. ماده 12 اعلاميه حقوق بشر مقرر مي‌دارد كه «هیچ احدی نمی‌بایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مكاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد.» ماده 8 از معاهده اروپايي در مورد حقوق بشر صيانت از حريم خصوصي را تضمين كرده و دادگاه اروپايي حقوق بشر مستقر در استراسبورگ نيز مجموعه گسترده قانوني براي مشخص كردن حدود و ثغور اين حق اساسي وضع كرده است. قوانين خاصي در مجموعه قوانين كشورهايي نظير بريتانيا و فرانسه وضع شده و كميسيون ملي انفورماتيك و آزادي‌ها، CNIL، اداره مستقلي در فرانسه است تا رعايت قانون حريم خصوصي را تضمين كند. با وجود عدم تضمين حريم خصوصي در قانون اساسي آمريكا اما به شيوه‌هاي مختلفي حريم خصوصي شناسايي شده كه موارد شاخص آن مربوط است به: متمم نخست بر قانون اساسي، برخي احكام دادگاه عالي ايالات متحده و‌ قانون حفظ حريم خصوصي مصوب 1974. اين قوانين و مقررات وجه ظاهري در تمدن غربي است، اما آيا واقعيت امر به همين صورت است؟
ادوارد اسنودن ثابت كرد كه واقعيت در تمدن غربي خلاف اين نمايش‌هاي قانوني است و سازمان‌هاي امنيتي در كشورهاي شاخص غربي حد و حدودي براي تجاوز به حريم خصوصي شهروندان خود قائل نيستند. او در يك مورد از افشاگري‌هاي خود به روزنامه انگليسي گاردين گستردگي ابعاد اين تعدي و تجاوز را نشان داده است. بنا بر اين افشاگري، سازمان‌هاي امنيتي به‌طور عادي به اطلاعات اينترنتي دسترسي دارند و آن‌ها به‌ویژه به دریافت و ثبت داده‌های شخصی افراد علاقه‌مندند، برای نمونه شماره تلفن، آدرس‌های اینترنتی و حتی وبگاه‌های اینترنتی مورد علاقه‌ شهروندان را ثبت و در راستای همكاری با دیگران مبادله می‌كنند. اسناد او نشان مي‌دهد كه سازمان اطلاعات بريتانيا، GCHQ، برنامه‌اي به نام تمپورا را طراحي كرده تا با آن اطلاعات كاربران در دنياي مجازي را جمع‌آوري كند. اين برنامه در كنار برنامه پريسم آمريكايي به دو كشور بريتانيا و آمريكا اجازه تسلط گسترده بر روی كاربران را مي‌دهد و بريتانيا در اين جهت از پشتيباني فني و حمايت‌هاي ابزاري آمريكا برخوردار است. نكته جالب توجه در همكاري نزديك مأموران آمريكايي و بريتانيايي با يكديگر است، به صورتي كه 300 مهندس از GCHQ و 250 مهندس از آژانس امنيت ملي آمريكا،‌ NSA، به‌طور شبانه‌روزي مشغول جاسوسي از كاربران اينترنتي هستند و اطلاعات خود را در اختيار يكديگر قرار مي‌دهند. بايد توجه داشت كه بريتانيا از يك سو كانال اصلي ورود و خروج اطلاعات در غرب اروپا است كه ورود و خروج داده‌ها به آمريكا از اين كانال انجام مي‌گيرد و از سوي ديگر، به دليل جايگا‌هش بر كشورهاي مشترك‌المنافع بر تبادل اطلاعات در اين جامعه اشراف قابل توجهي دارد. جاسوسي از شهروندان و تبادل اطلاعات تنها محدود به اين كشور نيست، بلكه اسناد اسنودن از دخالت سازمان‌هاي امنيتي فرانسه و آلمان خبر مي‌دهد كه همانند ديگر سازمان‌هاي امنيتي، آن‌ها نيز به نقض حريم خصوصي شهروندان و جمع‌آوري اطلاعات شخصي آن‌ها مي‌پردازند.
اكنون، اسنودن با افشاگري‌هاي خود حكومت‌هاي غربي را به همراه سازمان‌هاي امنيتي آن‌ها در برابر افكار عمومي قرار داده و از اين رو، مهم‌ترين دردسر در سال‌هاي اخير را براي آن‌ها رقم زده است. به اين دليل است كه از رئيس‌جمهور آمريكا گرفته تا نخست‌وزير بريتانيا، رئيس‌جمهور فرانسه و صدراعظم آلمان سعي مي‌كنند به هر نحوي شده عملكرد نهادهاي امنيتي خود را توجيه كنند يا حداقل بر آن‌ها سرپوش بگذارند. به همين جهت است كه گرهارد شيندلر،‌ رئيس سرويس اطلاعاتي آلمان، در برابر هيئت تحقيق پارلمان آلمان قرار گرفته تا در مورد جاسوسي از شهروندان و نقض حريم خصوصي آن‌ها و نحوه همكاري با آژانس امنيت ملي آمريكا توضيح دهد. مقامات آمريكايي، بريتانيايي و فرانسوي نيز به انحای مختلف سعي در توجيه‌ افشاگري‌هاي اسنودن دارند و مبارزه با تروريسم را مستمسكي برای خود در جاسوسي از شهروندان قرار داده‌اند، اما در هر صورت معلوم شده كه برخلاف آن وجه ظاهري از قوانين و مقررات، آن‌ها و دستگاه‌هاي امنيتي‌شان كاري به آن قوانين و مقررات ندارند. اين توجيهات به هر نحو كه باشد اسنودن نشان داد كه حريم خصوصي و حقوق مربوط به آن‌ها تنها به اسم قانون و مقررات و بر روي كاغذ‌ها است كه احترام دارد، اما حاكميت غربي در عمل به آن پايبند نيست و با سرويس‌هاي امنيتي خود به صورت گسترده به اين حريم تعدي كرده و حقوق شهروندان در اين مورد را زير پا مي‌گذارد. در اين ميان رفتارهاي روسيه و آمريكا درباره اسنودن يادآور دوران جنگ سرد است كه هر كدام تلاش داشت از هر فرصتي براي ضربه زدن به ديگري استفاده كند. در مقطع كنوني نيز در حالي كه آمريكا از حادثه انفجارهاي بوستون براي مجرم نشان دادن و معرفي روسيه به عنوان يكي از عوامل تروريسم استفاده كرد، اكنون روسيه با حمايت از اسنودن به دنبال تلافي كردن اقدامات آمريكا است، تا جدال ميان طرفين در قالب جنگ سرد همچنان ادامه داشته باشد.


از نگاه دیگران

عرب‌هاي اراضي اشغالي 1948
هر روز و هر هفته رژيم اشغالگر و نژادپرست صهيونيست با توسل به زور شدت اقدامات ضدبشري عليه فلسطيني‌ها را بيشتر و بيشتر مي‌كند.
تصويب قانون «طرح براور» در كنست اين رژيم با انتشار نتايج نظرسنجي به عمل آمده از فلسطيني‌هاي ساكن اراضي 1948 در مورد وقوع انتفاضه مصادف شد. اين نظرسنجي كه توسط «سامي سموحه» پروهشگري از دانشگاه حيفا صورت گرفت جهت‌گيري كلي يك ميليون و 300هزار فلسطيني ساكن در اين منطقه را نشان داد. اكثر پاسخ‌دهندگان به پرسش‌های اين نظرسنجي از وقوع انتفاضه سوم در اراضي 1967 در صورت شكست مذاكرات صلح و حتي براي بهبود اوضاع اقتصادي و اجتماعي اين اراضي حمايت كردند، گرچه يافته‌هاي مهم ديگري نيز در اين نظرسنجي قابل ذكر است ولي به دليل اهميت موضوع مرتبط با انتفاضه در اين نوشتار به اين مسئله پرداخته مي‌شود. پرسش طبيعي كه در سايه يك رژيم استعماري و نژادپرست مطرح مي‌شود اين نيست كه آيا اصولاً يك انتفاضه، انقلاب و يا خيزش مردمي شكل خواهد گرفت يا نه؟ بلكه بايد پرسيد اين انتفاضه چه زماني رخ خواهد داد و ماهيت و صورت آن چگونه خواهد بود؟
گرچه موانع زيادي در مسير ايجاد يك موج مقاومت مردمي جديد چه در كرانه باختري و چه در نوار غزه و حتي در داخل خط سبز وجود دارد، اما در همين حال، اين چالش اصلي در برابر ملت فلسطين وجود دارد كه چگونه بايد از شدت ناكامي‌هاي روزافزون فلسطيني‌ها در برابر تلاش‌هاي گسترده رژيم صهيونيستي براي محو كردن قضيه فلسطين كاست؟ تلاش‌هايي كه در راستاي تكميل جنگ ناتمام سال 1948 صورت مي‌گيرد، جنگي كه اگرچه به اشغال جغرافيايي فلسطين انجاميد، ولي نتوانست تاريخ را در روايت فلسطيني اشغال كند. طي دهه اخير و با وجود انتفاضه‌ها در كرانه باختري و نوار غزه و خيزش مردمي، درون خط سبز و زيرساخت‌هاي رهبري، فرسوده‌تر و ناتوان‌تر شد و فرصت‌هاي طلايي براي بهبود وضعيت به باد رفت و متأسفانه به موازات اين امر شاهد تشكيل و تقويت فرهنگ ضدمقاومت و مبارزه در رام‌الله بوديم؛ فرهنگي كه سدي در برابر مبارزان فلسطيني ايجاد كرده است.
اين وضعيت يعني فقدان مبارزه محصول تصميم راهبردی رهبران مخالف با انديشه مقاومت است. اما در رابطه با درون خط سبز بايد گفت كه شوراهاي نمايندگي منطقه‌اي مانع آغاز مبارزه نيستند، نه براي اينكه تصميم گرفته‌اند از شروع مبارزه ممانعت نكنند، بلكه به اين دليل كه اصولاً نمي‌توانند مانع مردم شوند، چرا كه مردم به علت سرسپردگي و ناتواني آن‌ها، توجهي به آن‌ها ندارند.
در اين وضعیت احتمال ابتكار عمل‌هاي مردمي يا خيزش مردمي بدون كسب اجازه از شوراهاي رهبري زياد است، تمام علل و عوامل انتفاضه خشم وجود دارد و وقت آن رسیده كه نسل جديد و تحصيل‌كرده وارد ميدان شود.
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتيان


کندوکاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 5۸۲

دعوت مقامات سابق آمریكایی برای پیگیری دیپلماسی با ایران
مهر (25/4/1392): پس از اظهارات افراطی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، گروهی از 29 مقام تصمیم‌ساز آمریكایی با نوشتن نامه‌ای، باراك اوباما را به پیگیری دیپلماسی با رئیس‌جمهور منتخب ایران دعوت كردند. مقامات ارشد سابق سیاسی و امنیتی آمریكا در آخرین نامه خود به اوباما، انتخاب حسن روحانی را به عنوان یك میانه‎رو دارای «ظرفیت فرصتی بزرگ» دانستند. در این نامه از واشنگتن خواسته شده است كه خود را برای كاهش تحریم‌هایی كه به اقتصاد ایران آسیب‌زده به عنوان اهرمی برای رسیدن به تفاهم، آماده سازد.
بولتون: حمله آمريكا عليه ايران بعيد است
باشگاه خبرنگاران (25/4/1392): يك مقام پيشين جنگ‌طلب آمريكايي در مصاحبه اخير خود با روزنامه صهيونيستي «جروزالم‌پست» در مورد احتمال وقوع حمله آمريكايي‌ها عليه تأسيسات هسته‌اي ايران گفت: «با شخصيتي كه از اوباما سراغ دارم، اين كار را بعيد مي‌دانم.» اين مقام پيشين جنگ‌طلب آمريكايي كه به موضع‌گيري‌هاي خصمانه عليه كشورمان و همكاري با گروهك تروريستي منافقين شهرت دارد، در ادامه مصاحبه خود مدعي شده كه هر روز كه جلوتر مي‌رويم، تهديدي كه از سوي ايران متوجه رژيم صهيونيستي است گسترش مي‌يابد و ابعاد پيچيده‌تري به خود مي‌گيرد.
تغيير رويكرد و تعامل با ايران
ایرنا (25/4/1392): يك انديشكده آمريكايي از مقامات دولت آمريكا خواسته است كه رويكرد خود را در قبال ايران با توجه به پيروزي حسن روحاني در انتخابات رياست‌جمهوري تغيير دهند. انديشكده بروكينگر در تازه‌ترين مقاله خود تصريح كرد: دولت آمريكا بايد اكنون گزينه‌هاي در دسترس را آزمايش كند تا در آينده افسوس نخورد. اين انديشكده آمريكايي افزوده است: دولت آمريكا بايد از تغييرات سياسي داخلي ايران بهره‌برداري كند و به اين منظور، رويكرد كنوني خود را در قبال مذاكرات هسته‌اي با ايران مورد بازنگري قرار دهد.
بسته پیشنهادی 1+5 در مذاكرات آتی اصلاح نخواهد شد!
فارس (23/4/1392): یك مقام دولتی آمریكا گفته است بسته پیشنهادی كشورهای 1+5 در مذاكرات آتی با ایران تغییر نخواهد كرد. یك مقام ارشد دولتی آمریكا به پایگاه خبری المانیتور گفت: واشنگتن پس از انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور ایران، از این كشور می‌خواهد هنگام آغاز مذاكرات هسته‌ای در پاییز سال جاری پاسخ متناسبی به كشورهای طرف مذاكره‌اش بدهد. چیزی كه ما به دنبال آن هستیم، رفتارهایی است كه نشان‌دهنده تمایل به توافق جدی با 1+5 باشد. كلمات به‌تنهایی كافی نیستند. ما به پاسخ‌های ملموس نیاز داریم.»
نتيجه معكوس سرسختي كاخ سفيد درباره ايران
ایرنا (23/4/1392): دستيار سابق مشاور امنيت ملي كاخ سفيد و كارشناس امور هسته‌اي بر ضرورت تغيير رويكرد دولت آمريكا پس از انتخابات رياست‌جمهوري ايران تأكيد كرد و گفت: در صورت اصرار كاخ سفيد بر سياست فشار و تحريم، بعيد نيست كه شاهد شكاف ميان آمريكا و اتحاديه اروپا و از ميان رفتن اجماع مجموعه غربي گروه 1+5 درباره مسئله هسته‌اي ايران باشيم. فرانك وون هيپل، دستيار سابق مشاور امنيت ملي كاخ سفيد در امور هسته‌اي و غني‌سازي و استاد دانشگاه پرينستون آمريكا، اعمال تحريم‌هاي آمريكا عليه ايران را مخرب توصيف و بر اهميت فرصت انتخاب حسن روحاني براي دستيابي به توافق تأكيد كرد. اين مقام پيشين آمريكايي توافق گام‌به‌گام را راه رسيدن به نتيجه دانست و گفت: سخنان آقاي روحاني بسيار مهم و اميدواركننده بوده است.
خشم نمايندگان آمريكايي از روابط حسنه ايران و آرژانتين
باشگاه خبرنگاران (24/4/1392): گروهي از قانون‌گذاران مجلس نمايندگان آمريكا از دولت «باراك اوباما» رئيس‌جمهور آمريكا، خواسته‌اند تا مجازات‌هاي اقتصادي‌اي را عليه دولت آرژانتين به دليل روابط حسنه ايران با این كشور وضع و اجرا كند. اين گروه از نمايندگان در نامه‌هايي جداگانه به «جان كري» وزير امور خارجه آمريكا و «اريك هولدر» دادستان كل آن كشور، خواستار تجديدنظر دادگاه در مورد توافق‌نامه‌هاي اقتصادي آمريكا و آرژانتين شده‌اند كه طبق آن، آمریكا بسياري از بدهي‌هاي آرژانتين را مورد عفو قرار داده بود.


هویت ۳۱۲

فرانسه: جاسوسي دولت از تماس‌هاي بين‌المللي شهروندان
در ادامه رسوايي‌هاي حقوق بشري سران فرانسه، نشريه لوموند چاپ پاريس از جاسوسي تماس‌هاي بين‌المللي شهروندان فرانسوي از سوی مديريت عمومي امنيت خارجي فرانسه (DSGE) از راه تلفن و فضاي اينترنتي خبر داد. لوموند نوشت كه سازمان يادشده به‌صورت منظم علايم الكترومغناطيسي حاصل از كامپيوترها و تلفن‌ها را در ارتباطات ميان فرانسه و خارج از كشور تحت كنترل دارد و بدين وسيله از تمامي تماس‌ها جاسوسي مي‌كند. به نوشته لوموند مديريت عمومي امنيت خارجي فرانسه تمامي ايميل‌ها، پيام‌ها، محتواي تماس‌هاي تلفني، تماس‌ها از طريق فيس‌بوك و توئيتر را كنترل و آن‌ها را چند سالي ذخيره مي‌كند. مديريت مزبور اطلاعات جمع‌آوري شده خود به اين شيوه را در اختيار ديگر سرويس‌هاي اطلاعاتي و امنيتي مرتبط فرانسه نيز قرار داده است. مقامات سياسي فرانسه نيز در جريان كارهاي اين سازمان بوده‌اند.
آمریكا: حبس زندانیان با مشكلات روانی در سلول‌های انفرادی

رسوايي‌هاي حقوق بشري سران آمريكا را پاياني نيست چنانكه، مسئولان یك زندان دولتی در ایالت پنسیلوانیا در اقدامی كه نقض اساسی حقوق بشر محسوب می‌شود، زندانیان با مشكلات شدید روانی را ماه‌ها و سال‌ها در سلول‌های انفرادی نگه می‌دارند و از تأمین نیازهای اساسی آن‌ها خودداری می‌كنند. زندان دولتی «كریسون» حقوق اساسی زندانیان با بیماری‌های روانی و ناتوانی‌های فكری را از طریق نگهداری آن‌ها در سلول‌های‌شان به مدت 22 تا 23 ساعت در روز نقض كرده است. وزارت اصلاحات پنسیلوانیا درصدد است كه زندان كریسون را تعطیل كند، اما وزارت دادگستری آمریكا اعلام كرده است كه سوء استفاده از سلول‌های انفرادی ممكن است در تمام زندان‌های ایالتی اتفاق بیفتد و بر همین اساس تحقیقات خود را درباره تمام زندان‌های ایالتی گسترش داده است. تحقیقات نشان می‌دهد كه سوء استفاده زندان كریسون از حبس‌های انفرادی منجر به فشارهای روانی، افسردگی، روان‌پریشی و خودكشی زندانیان شده است. این در حالی است كه مقامات كریسون از تأمین نیازهای اساسی زندانیان خود امتناع كرده و از نیروی افراطی علیه آن‌ها استفاده كرده‌اند.
انگليس: گرسنگي مردم به قيمت جاسوسي دولتمردان

در حالي كه مردم انگليس با بحران اقتصادي دست و پنجه نرم مي‌كنند، براساس بازنگري كه در برنامه بودجه دولت انگليس صورت گرفته، قرار است يازده ميليارد پوند از هزينه‌هاي دولتي كاهش يابد. با اين حال جاسوسان انگليسي همچنان از بودجه قابل ملاحظه‌اي برخوردارند. افشاگري ادوارد اسنودن درباره برنامه نظارتي دولت آمريكا، از ابعاد برنامه نظارتي دولت انگليس نيز پرده برداشت. وي معتقد است برنامه نظارتي دولت انگليس حتي از دولت آمريكا گسترده‌تر است. در رسانه‌هاي مختلف انگليس به اين موضوع اشاره شده است كه برنده واقعي در برنامه كاهش بودجه دولت، سرويس اطلاعاتي اين كشور است. اين سرويس شامل ام‌آي‌شش و ام‌آي‌پنج و نيز جي‌سي‌اچ‌كيو است و به دنبال افشاگري اسنودن كاملاً زير ذره‌بين قرار دارد. در اين ميان جي‌سي‌اچ‌كيو با توجه به دامنه جاسوسي كه درباره شهروندان انگليسي انجام داده، بيشترين توجه را به خود جلب كرده است.

 

صفحه 6 تیتر یک

 

1-برشی تحلیلی بر بخشی از بیانات امام خامنه ای در آخرین دیدار دولت دهم :
جدال اصلى با دشمن بر سر ارزش ها است

2-نگاه يك

3-نگاه دو


برشی تحلیلی بر بخشی از بیانات امام خامنه ای در آخرین دیدار دولت دهم
جدال اصلی با دشمن بر سر ارزش‌ها است

رضا گرمابدری

اشاره
ابتدای هفته گذشته رئیس‌جمهور و کلیه اعضای دولت، برای آخرین بار در قالب دولت دهم با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) دیدار کردند. معظم‌له در این دیدار ضمن تشکر از زحمات دولت و تمجید از تلاش خستگی‌ناپذیر دولت دهم به موضوع بسیار مهمی درباره این دولت اشاره داشتند که به‌عنوان یکی از افتخارات ارزشمند در پرونده‌اش ثبت می‌شود. این موضوع بسیار مهم، توجه دولت به شعارهای انقلاب بود که در مباحث مربوط به ظهور و افول انقلاب‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ از همین رو امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار مذکور در این خصوص نکات بسیار مهمی بیان کردند. نوشتار حاضر تلاشی برای روشن‌تر ساختن ابعاد مختلف این موضوع با استفاده از سایر بیانات معظم‌له است.
الف- خاستگاه مفهومی بحث
انقلاب‌ها در سیر زندگی تاریخی بشر، بزرگ‌ترین و قابل‌اعتناترین وقایع هستند. انقلاب‌ها معمولاً پایان‌بخش دوره‌ای از زندگی یک ملت و یا چند ملت و آغازگر دوره جدیدی برای آنها هستند. وقوع انقلاب‌ها هیچ‌گاه دفعی و آنی نیست، اگر چه در ظاهر این‌گونه به نظر برسند. انقلاب‌ها برای وقوع به بستر زمانی و مجموعه‌ای از عناصر نیاز دارند که در آن بستر پدید می‌آیند و شکل‌ می‌گیرند. انقلاب با حرکت جمعی آغاز می‌شود و هر چه تعداد جمع انقلابی‌ بیشتر باشد، قوت انقلاب بیشتر می‌شود. تشکیل جمع‌های انقلابی و یک دست کردن و تبدیل آنها به جمعیتی پرشمار که حاضر به حضور در صحنه و فداکاری برای انقلاب‌ باشند به گفتمان مشترک نیاز دارد و گفتمان مشترک به نوعی تجمیع و ترجمان شعارهایی است که انقلابی‌ها اعتراض‌ها و خواسته‌های‌شان را در آن متجلی کرده‌اند. تشخیص درست چیزهایی که باید نفی شوند و چیزهایی که به‌عنوان مطالبه باید عرضه شوند و بازگو کردن تمامی آنها در شعارها که تابلوی ارائه ارزش‌های انقلاب است، ماهیت، وزن، عمق، رویکرد و حتی تاحدودی عمر انقلاب‌ها را مشخص می‌کند. معمولاً پس از سقوط نظام‌های حاکم و پیروزی انقلاب، ارزش‌ها و شعارها، عرصه نبرد بعدی میان انقلابی‌ها و ضدانقلاب است. این نبرد به دو شکل انجام می‌‌گیرد. در شکل اول ضدانقلاب‌ها با آگاهی از اینکه شعارها و ارزش‌های انقلاب انگیزه‌بخش و مسبب انقلاب بوده‌اند، مستقیماً به آنها حمله و سعی می‌کنند آنها را تضعیف کنند و در شکل دوم با گذشت زمان و فراموشی شعارها و ارزش‌ها با تلاش‌ مستقیم و یا غیرمستقیم ضد انقلاب، افراد کم‌اعتقاد و یا بی‌اعتقاد به شعارها و ارزش‌های انقلاب، امور کشور را به دست می‌گیرند و رفته‌رفته با فاصله گرفتن از شعارها و ارزش‌ها و کم شدن حساسیت عمومی، انقلاب فراموش و اسیر وضعیت جدیدی می‌شود که با نفس «انقلاب» سنخیتی ندارد و دیگران برایش ایجاد کرده‌اند. دوره زمانی این نبرد که در ظاهر ناپیدا و در باطن بسیار سهمگین است، به عمق و وزن انقلاب و میزان نفوذ اولیه دشمن به آن، بستگی دارد، اما آنچه مسلم است اینکه تا زمان زنده ماندن شعارها و ارزش‌های انقلاب و تهی نشدن آنها از مفاهیم درونی و حفظ ارتباط مردم با آنها، انقلاب‌ها زنده و پابرجا باقی می‌مانند. از این منظر شعارها و ارزش‌ها، ارکان انقلاب‌ها پس از پیروزی تلقی می‌شوند و دلیل حمله مدام دشمن به آنها نیز همین است. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) این مهم را اینگونه تبیین فرموده‌اند: «یکی از کارهای مهمی که جبهه ضدانقلاب – چه انقلاب ما و چه انقلاب‌های دیگر- در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و می‌کردند، این بوده است که سعی کنند، ارزش‌های انقلاب را کمرنگ کنند. به اینجا هم محدود نمی‌شود؛ اول ارزش‌ها را کمرنگ می‌کنند، به‌تدریج آنها را محو می‌کنند؛ اگر میدان پیداکنند، آنها را تبدیل به ضدارزش می‌کنند؛ این کاری است که در دنیا معمول است؛ این را ما در تاریخ انقلاب‌های دنیا مشاهده می‌کنیم و در انقلاب‌هایی هم که زمان خود ما- در طول این عمر طولانی‌ای که ما کردیم- دیدیم و خبر شدیم، این را مشاهده کردیم. جبهه مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهای انقلاب‌ را هرگز فراموش نخواهد کرد؛ یعنی می‌داند که این رویارویی، در این هماوردی، آن چیزی که توانست جبهه انقلاب را پیروز کند و جبهه ضدانقلاب را به هزیمت وادار کند، در درجه اول این شعارها بود؛ که هر چه شعارها پرمغز و جذاب و واقعی و برای مردم مفهوم و ملموس بود، کمک آن به پیشرفت انقلاب بیشتر شد. سعی می‌کنند این شعارها را به تدریج محو کنند، کمرنگ کنند.»
ب- ارزش‌های انقلاب
ارزش‌ها مجموعه‌ای از مفاهیم ذهنی هستند که به شکل باور درآمده‌اند و در عالم واقع برخی امور را نفی و برخی را اثبات می‌کنند، به اموری روی می‌آورند و از اموری روی برمی‌گردانند و قابل جمع در تک‌واژگان و یا عبارات ترکیبی هستند که هر یک می‌توانند زنجیره‌ای از مفاهیم را نمایندگی کنند. خاستگاه و کانون ارزش‌ها، نظام اعتقادی افراد و جوامع است. ارزش‌ها دارای قابلیت‌ بالای پردازش و تبیین گسترده هستند. ارزش‌های انقلابی بخش پر حرارت و تحول‌آفرین ارزش‌های کلی و عمومی است که هم انقلاب‌آفرین است و هم عامل حفظ انقلاب. امام خمینی(ره) در مصاحبه با تلویزیون سراسری ایتالیا در تاریخ (11/9/57) بخشی از ارزش‌های انقلاب را در قالب اهداف اینگونه برشمردند: «اساس کار جمهوری اسلامی تأمین استقلال مملکت و آزادی ملت‌ها و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به معیارهای اسلامی، اصلاحات لازم را به‌عمل آورد که این اصلاحات با مشارکت مردم (جمهوریت) خواهد بود و اهدافش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم است که از همه جهت مورد ظلم واقع شده‌اند.»
شعارها و ارزش‌های از حیث رتبه و اهمیت برابر نیستند و همانطور که پیشتر اشاره شد، قابل دسته‌بندی و گردآمدن در تک‌واژه و عبارت‌های ترکیبی هستند، با این حال برخی از آنها که در بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) طی چند سال گذشته بیشتر دیده شده عبارتند از : ساده‌زیستی مسئولان، استکبارستیزی، سلطه‌ستیزی، بیگانه‌ستیزی، استبدادستیزی، افتخار به انقلابیگری، عدالت‌طلبی، دوری از تجمل‌گرایی، اجتناب از اشرافیگری، نفی استثمار، نفی سلطه‌پذیری، نفی تحقیر ملت به وسیله قدرت‌های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت‌های مسلط دنیا در کشور، نفی سکولاریسم اخلاقی و اباحیگری، دفاع از مظلومان جهان، فتح قله‌های دانش، کرامت انسان، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق، ایستادگی در مقابل دشمن، ایمان، «استقلال‌ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی»، آزادی فکر، رواج اخلاق فاضله، حکومت مردمی، حکومت صالح و انسان‌های برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها و...
این بحث در نزد رهبر معظم انقلاب از چنان اهمیتی برخوردار است که در تاریخ (22/12/86) در دیدار اقشار مختلف مردم مستقیماً به آن پرداختند و فرمودند: «ارزش‌های انقلاب چیست؟ ارزش‌های انقلاب در درجه اول، استحکام ایمان و دیانت در دل‌هاست- که منشأ همه کارها و مجاهدت‌ها این است- عدالت‌ اجتماعی است، مبارزه با فساد است، آزادی مردم در انتخاب است، عدم تحمیل آرای فردی و حزبی و دولتی و غیره بر مردم است که مردم آزادانه فکر کنند، آزادانه عمل بکنند، در چارچوب مقررات اسلامی. مردم‌سالاری دینی یعنی این. اینها ارزش‌های انقلاب و مبانی انقلاب است.»
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در خطبه‌های نماز جمعه (23/2/79) نیز در این باره بیانات مبسوطی داشتند و فرمودند: «من در اینجا تعدادی از این ارزش‌ها را عرض می‌کنم، البته اگر بخواهیم این ارزش‌ها را در یک کلمه بیان کنیم، من عرض می‌کنم اسلام، اما اسلام یک کلمه مجمل است و تفاصیل گوناگونی از آن می‌شود... ارزش اول، ایمان است. مردم از هرهری مسلکی و بی‌بندو باری و بی‌ایمانی بیزار و ناراضی بودند و می‌خواستند دل‌شان به ایمانی قرص باشد. ارزش بعدی، عدالت است. مردم می‌دیدند که جامعه، جامعه غیرعادلانه‌ای است، بی‌دریغ از بالا تا پایین ظلم می‌کردند... همه جا ظلم محسوس بود و انسان با پوست و گوشت خودش ظلم را حس می‌کرد. مردم به‌دنبال عدالت و رفع شکاف طبقاتی و رفع فقر بودند. این هم یکی از ارزش‌هایی بود که مردم دنبالش بودند، این مقوله دیگری غیر از عدالت است... رژیم طاغوت و رژیم‌های قبل از آن در ایران، مردمی نبودند. مردم هیچ‌کاره بودند... مردم این را نمی‌پسندیدند. مردم می‌خواستند که حکومت متعلق به آنها باشد، برخاسته از آنها باشد؛ رأی آنها در آن اثر داشته باشد. ارزش بعدی دین‌داری است. مردم می‌خواستند متدین باشند. آن رژیم گذشته در همه جا در محیط جامعه، در سربازخانه، در دانشگاه و در مدرسه سعی می‌کرد، مردم را به بی‌دینی سوق دهد، اما مردم نمی‌خواستند. مردم متدین بودند. مردم نشان دادند که ایمان و اعتقاد به اسلام، تا اعماق جان آنها نفوذ دارد... ارزش دیگر دوری از اسراف و تجمل در سطح زمامداران است، البته تجمل و اسراف در همه جا بد است. نظام اسلامی بر اساس این ارزش به وجود آمد که چنین چیزی نباشد. ارزش دیگر، سلامت دینی و اخلاقی زمامداران است. مردم می‌خواستنند کسانی که در رأس جامعه‌اند، متدین باشند فاسد نباشند... دور و بری‌های‌شان فاسد نباشند که آن روز بودند. رواج اخلاق فاضله یکی دیگر از ارزش‌ها بود... آزادی فکر و بیان هم یکی از ارزش‌های انقلاب بود. مردم می‌خواستند آزادانه فکر کنند... یکی دیگر از ارزش‌ها استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است. مردم می‌خواستند که این کشور از لحاظ سیاسی، محکوم فلان رژیم اروپایی یا آمریکا نباشد، از لحاظ اقتصادی، اقتصادش وابسته به کمپانی‌های جهانی نباشد که هر کاری می‌خواهند، با این کشور بکنند. از لحاظ فرهنگی، با فرهنگ عمیق و غنی‌ای که دارد، کورکورانه تابع و دنباله‌رو فرهنگ بیگانه نباشد...»
ج- کمرنگ کردن و محو ارزش‌های انقلاب
آشنایی مردم با ارزش‌ها و شعارهای انقلاب آنها را به سمت و سویی می‌کشاند که ارزش‌ها و شعارها نشان می‌دهند، حاصل چنین ارتباط و پیوندی شورش، قیام و انقلاب علیه نظام ظالم و فاسد است. هر انقلابی به معنای کوتاه شدن دست‌های ناپاک از سرمایه‌های کشور است. برخی از این دست‌ها داخلی و برخی نیز خارجی هستند. انقلاب یعنی مسدود کردن راه چپاول اموال ملت. خلع و منع‌شدگان از تاراج سرمایه‌های ملت به آسانی حاضر نیستند واقعیت جدید، سرنگونی و کنار زده شدن از یک فرصت و گنج بی‌مدعی را بپذیرند، میل بازگشت و پس‌گیری آنچه را که با انقلاب از دست داده‌اند در نزد آنها بسیار قوی است. بزرگ‌ترین مانع بر سر بازگرداندن وضعیت به گذشته، مردمی هستند که به پشتوانه و هدایت شعارها و ارزش‌ها پس از حذف و سرنگونی چپاولگران، در صحنه باقی مانده و از انقلاب حراست می‌کنند. در چنین وضعیتی طبیعی است که دشمنان انقلاب از همه جهات به شعارها و ارزش‌های انقلاب هجوم‌آورند. با تضعیف هر بخشی از ارزش‌های انقلاب که پیشتر در بیان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) آمده است، انقلاب ضعیف شده و ضدانقلاب پیشروی می‌کند. دشمن به این مهم کاملاً واقف است؛ از این رو تمام حرکات دشمن جنبه حمله و آسیب‌زدن به ارزش‌ها و شعارهای انقلاب را دارد. مجموعه‌ای از برنامه‌های دشمن که ضد ارزش‌های انقلاب است در سبک زندگی مشاهده می‌شود که طی سال‌های گذشته دشمن اندک‌اندک آن را به جامعه ایرانی تحمیل کرده است. آن سبک زندگی، ارزش‌ها و شعارهای انقلاب را هدف قرارداده و کسانی که به سبک زندگی القایی دشمن گرفتار شده‌اند، منطقاً نمی‌توانند، مدافع ومروج گفتمان انقلاب باشند؛ زیرا بخش مهمی از عوامل انگیزه‌‌بخش برای انقلابی ماندن در چارچوب سبک زندگی که دشمن پیشکش کرده نابود شده است و انتظار انقلابی بودن از کسانی که اسیر این دام شده‌اند، انتظاری بی‌جا است. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره این روش خطرناک و کمتر محسوس دشمن فرمودند: «یکی از کارهای مهمی که جبهه ضدانقلاب می‌کردند این بوده است که سعی کنند ارزش‌های انقلاب را کمرنگ کنند به اینجا هم محدود نمی‌شود؛ اول ارزش‌ها را کمرنگ می‌کنند؛ به‌تدریج آنها را محو می‌کنند؛ اگر میدان پیدا کنند، آنها را تبدیل به ضد ارزش می‌کنند...» در دوره‌هایی نمونه این عملکرد دشمن در ایران پس از انقلاب مشاهده شده است و در حال حاضر هم نظام از آن مصون نیست.
د- ناکارآمدی روش‌های ضد انقلاب
حدود سی‌وپنج سال از عمر با برکت و درخشان انقلاب اسلامی گذشته است و با وجود آن که بسیاری از انقلاب‌های بزرگ دنیا چند سالی پس از انقلاب در ارزش‌ها و شعارها دچار آسیب جدی شده‌اند و در نتیجه آن هم، انقلاب آثار و کارکردش را از دست داده و بعضاً هم به وضعیتی مشابه وضعیت گذشته بازگشته است، جای طرح این پرسش است که در این رابطه وضعیت انقلاب اسلامی ایران چگونه است و چرا؟ پاسخ این دو پرسش از زبان رهبر معظم انقلاب چنین است: «در مورد کشور و انقلاب ما هم این کار را دشمن شروع کرد؛ البته موفق نشدند، خدا را شکر می‌کنیم. دشمن نتوانست شعارهای انقلاب را کمرنگ و سپس محو کند. به نظر من یک بخش عمده‌ای از این هم مربوط می‌شود به هوشیاری امام بزرگوارمان. آنچه که امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفته‌های خود، از نوشته‌های خود در میان ما باقی گذاشت، بینات است. محکمات است؛ متشابهات نیست که کسی آنها را نفهمد آخرین سخن امام هم وصیت‌نامه امام است... وصیت‌نامه امام، لب ارزش‌های موردنظر امام است؛ اینها را امام باقی گذاشته است. لذاست که این ارزش‌ها قابل تحریف نیست، قابل تغییر نیست.»
آنچه را که به بیان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره حفظ ارزش‌های انقلاب باید اضافه کرد، نقش معظم‌له، پس از امام (ره) برای حفظ این ارزش‌ها است. موارد پیش گفته که گوشه‌ای از توجه و عنایت ویژه ایشان به این موضوع مهم است، نشان می‌دهد که رهبر معظم انقلاب تا چه میزان به این امر حیاتی توجه دارند و چگونه به مناسبت‌های مختلف درباره آن سخن می‌گویند. معظم‌له در هر جا حرکتی در جهت تقویت این ارزش‌ها مشاهده کرده‌اند و یا احیاناً با مواردی که این ارزش‌ها را نادیده گرفته و یا با آن مخالفت کرده، با جدیت تمام وارد شده‌اند و تمجید و توبیخ کرده‌اند یکی از افتخارات دولت نهم و دهم این است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) چندین مرحله از عملکرد آنها برای پا برجا نگه‌داشتن شعارهای انقلاب و یا خارج ساختن برخی از آنها از مهجوریت، به نیکی یاد کرده‌اند.
این هوشیاری و حساسیت معظم‌له و توجه بخش قابل‌توجهی از متدینان و انقلابی‌ها به این امر، موجب ناکامی طرح‌ها و اقدامات دشمن و ادامه این کارزار حیاتی شده است.
ه- جدال ادامه‌دار و راهکارهای حفظ ارزش‌ها
رفتار پس از انقلاب دشمن بیانگر آ ن است که حاضر نیست به راحتی از منافع از کف داده دست برداردو همچنان در تکاپو برای کسب منافع نامشروع گذشته است. نظام اسلامی هم با ایستادگی و هوشیاری نشان داده که با تمام توان از انقلاب و منافع ملی کشور و ملت دفاع می‌کند و اجازه بازگشت به گذشته را نمی‌دهد. ایستادگی طرفین بر مواضع خود صحنه درگیری را بسیار پیچیده کرده است. تصمیم قاطع نظام به حفظ انقلاب و ناکام کردن دشمن از طریق حفظ ارزش‌ها و شعارهای انقلاب ایجاب می‌کند، نظام اسلامی هوشمندانه‌تر در پی یافتن راه‌های حفظ ارزش‌ها باشد و به‌گونه‌ای به مهندسی این موضوع بپردازد که دو توان اصلی نظام یعنی دولت و ملت در یک نقطه مشخص به هم‌افزایی برسند. تجربه دولت گذشته در این باره سرفصل مهم و آماده‌ای برای دولت یازدهم است تا آن را ادامه دهد و توان اصلی خود را در این زمینه صرف ایجاد اشتیاق بیشتر در نزد مردم برای پایبندی محکم‌تر و برنامه‌ریزی شده به این ارزش‌ها و شعارها کند. به‌نظر می‌رسد رویکرد و عملکرد دولت در عرصه‌های مختلف اصلی‌ترین عامل رسیدن به این هدف حیاتی است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

چرا بندر چابهار؟!
كساني كه با مسائل اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و... استان سيستان و بلوچستان از نزديك آشنا هستند به خوبي می‌دانند كه این استان برخلاف برخی تبلیغات غیر واقعی و بزرگنمایی‌های صورت گرفته در بحث امنیت، از بالاترین ضریب امنیت در بین استان‌های كشورمان برخوردار است. هرچند به دلیل گستردگی استان، مرزی بودن، جغرافیای خاص و همجواری با دو كشور ناامن پاكستان و افغانستان، تنوع قومی و مذهبی و... و در آخر، دخالت برخی كشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گاهی ناامنی‌هایی را نیز در این استان داریم، اما همانگونه كه اشاره شد این استان در حال حاضر، جزو امن‌ترین استان‌های كشور است. در این میان، بندر چابهار همواره به عنوان امن‌ترین شهر استان سیستان و بلوچستان مطرح بوده و هست. اما چند سالی است كه برخی اقدامات تروریستی به این شهر نیز كشیده شده است. اگرچه این اقدامات تروریستی در مجموع، بسیار كم است، اما به دلایلی كه خواهیم گفت، همین اقدامات تروریستی كم نیز بسیار حائز اهمیت و قابل تأمل است. به راستی چرا امن‌ترین شهر استان مورد توجه تروریست‌ها قرار گرفته است؟ دشمنان نظام چه هدف یا اهدافی از ناامن جلوه دادن بندر چابهار دارند؟
واقعیت این است كه بندر چابهار به لحاظ استراتژیكی و ژئوپلیتیكی جزو 14 بندر مهم و راهبردی دنیا به شمار می‌آید و بسیاری از كارشناسان سیاسی و اقتصادی از این بندر در آینده، به عنوان دروازه تجارت بین آسیای میانه با بازارهای بین‌المللی و اروپا یاد می‌كنند. از همین رو بود كه دولت در آذرماه سال 89 كلنگ احداث قطعه اول راه‌آهن چابهار به مشهد را به زمین زد تا با اتصال این بندر مهم و راهبردی به مشهد مقدس و در ادامه، به كشورهای آسیای مركزی و میانه، این كشورها را به اقیانوس هند متصل كرده، كالاهای تجاری و اقتصادی آنان را به اقصی نقاط جهان ترانزیت نماید. این مسئله نه تنها برای اقتصاد و حمل و نقل مردم این شهر و استان كه برای شرق كشور و در كل، برای همه كشور بسیار قابل توجه و حائز اهمیت است. پاسخ به سئوالات اول نوشتار نیز در همین مسئله مهم و كلیدی نهفته است. اینكه برخی دست‌ها نمی‌خواهد تا این طرح بزرگ، یعنی اتصال چابهار به آسیای میانه و به تبع رونق و شكوفایی این بندر رقم بخورد. اما مخالفین این طرح بزرگ چه كسانی هستند؟ بنابر برخی اسناد و شواهد، بعضی كشورهای مرتجع منطقه و برخی‌ها در پاكستان هستند كه نمی‌خواهند بندر چابهار توسعه یابد. دلایلی نیز برای آن دارند كه از جمله به زعم ایشان؛ از رونق افتادن بنادر و مراكز اقتصادی خودشان در منطقه است. البته شواهد و اسناد این مدعا نیز موجود است. اعترافات تروریست‌های دستگیر شده مبنی بر كمك‌های سازمان اطلاعات و امنیت پاكستان (ISI) به آنها، تابعیت پاكستانی برخی از عاملین انتحاری (عامل عملیات ناموفق اخیر در مقابل فرماندهی انتظامی چابهار نیز پاكستانی بود) كمك‌های مالی و تسلیحاتی برخی كشورهای مرتجع عرب برای این گروه‌های تروریستی و... همه حكایت از آن دارد كه دست‌های خارجی در ناامن كردن این شهر مهم و راهبردی دست دارند. از این رو، مسئولان امنیتی و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بایستی بنابر اسناد و شواهد موجود و با استناد به معاهدات و قراردادهای امنیتی كه فی‌مابین ایران و این كشورها وجود دارد، آنان را از حمایت از این اقدامات تروریستی باز دارند. (گرچه نمی‌توان از نقش مهم آمریكا و صهیونیست‌ها نیز در این ناامنی‌ها گذشت.) در عین حال نیز دولتمردان جمهوری اسلامی بایستی هرچه سریع‌تر این پروژه عظیم را به اتمام رسانند. پروژه‌ای كه ظاهراً هنوز در مراحل اولیه باقی مانده است! قطعاً راه‌اندازی سریع این پروژه، بسیاری از علل پیدا و پنهان ناامنی در این استان را كاهش خواهد داد و باعث رونق این منطقه و كشور خواهد شد. رونقی كه برخی‌ها چشم دیدن آن را ندارند!


نگاه دو
علی حیدری

دیواره آتشی که باید خاموش شود!
برداشت اول: هفته گذشته شنیده شد که افرادی وابسته به کشورهای اروپایی و غربی، طی دو سه هفته گذشته با بیش از 150 نفر از ایرانیان مقیم خارج از کشور و با عناوین پوششی با ده‌‌ها نفر در داخل ایران تماس گرفته و از آنها خواسته‌اند خود را برای نقش‌آفرینی در یک پروژه جدید آماده کنند. آنها اعلام کرده‌اند که تصمیم دارند با استفاده از فرصت آغاز به کار دولت جدید، یک جبهه رسانه‌ای قدرتمند شامل بیش از 10روزنامه، بیش از 100 سایت اینترنتی و همچنین برخی شبکه‌های اجتماعی جدید راه‌اندازی کنند. مرتبط کردن این شبکه با سازمان‌های حقوق‌بشری خارج از ایران و رسانه‌های غربی هم از دیگر برنامه‌های مورد نظر این کشورهاست که هدف از آن ایجاد یک دیواره حفاظت رسانه‌ای برای جریان غربگرا در داخل ایران است. این پروژه «دیواره آتش» نام گرفته است و پیش‌فرض آن، این است که در وضعیت سیاسی جدید، جریان فتنه در ایران به زودی خواهد توانست در دل دولت دکتر روحانی خود را بازسازی کند و متعاقب آن از طرف جریان اصولگرا و مدافعان نظام مورد حمله قرار خواهد گرفت.
برداشت دوم: «روزنامه‌هاى زنجیره‌اى» را که فراموش نکرده‌اید. این اصطلاحى بود که به برخى از روزنامه‌های اصلاح‌طلب در دوران دوم خرداد اطلاق مى‌شد. این روزنامه‌ها در سایه سیاست تساهل و تسامح وزارت ارشاد وقت با استفاده از ابزار رسانه در صدد بیان مطالبى سازمان‌یافته و جهت‌دار برای القاى اهداف از پیش طراحى شده خود و تخریب و خدشه‌دار کردن مباني ديني، نهادهاى انقلابى و ارزشى و خطوط قرمز جمهوري اسلامي بودند. حملات این روزنامه‌ها به انديشه‌هاي ديني و نظام جمهوري اسلامي تا جايي شدت گرفت كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني‌هاي متعددي هشدارهاي فراواني در اين رابطه دادند. از جمله اين روزنامه‌ها؛ جامعه، توس، مشاركت، نوروز، آريا، نشاط، بيان، صبح امروز، خرداد، حيات نو، هم‌ميهن و... بودند که به دليل سوء‌استفاده از آزادي مطبوعات، ايجاد تنش در جامعه و زير سؤال بردن ارزش‌ها، احكام و اصول اسلامي و انقلابي و تضعيف باورهاي ديني مردم و... كه بر خلاف قانون اساسي است، تعطيل شدند.
برداشت سوم: تعدادی از عناصر سیاسی و رسانه‌ای که تا پیش از پایان دولت اصلاحات و خصوصاً فتنه88 در داخل کشور فعالیت می‌کردند و شاید بتوان گفت بخش عمده گردانندگان روزنامه‌های زنجیره‌ای را تشکیل می‌دادند، امروز در آن سوی مرزها تبدیل به بلندگوی مخالفان و دشمنان انقلاب شده‌اند و در طول دوران حوادث پس از انتخابات و چهار سالی که گذشت، پای ثابت شبکه‌های «بی‌بی‌سی»، «صدای آمریکا» و... بوده‌اند.
برداشت آخر: امروز دشمن با سوء‌استفاده از وضعیت ایجاد شده در کشور و با هدف احیای ظرفیت رسانه‌ای جریان فتنه، تخریب جریان اصولگرا و دفاع از جریان فتنه در مقابل نقدهای اصولگرایان و تلاش برای شبکه‌سازی اجتماعی در صدد برآمده تا با برخی شگردهای رسانه‌ای، اوضاع را برای بازگشت این عده از افراد معلوم‌الحال فراهم آورد. در داخل هم برخی‌ها با این توجیه که اوضاع سیاسی تغییر کرده و فضا رو به اعتدال پیش می‌رود، موافق بازگشت چهره‌های مسئله‌دار هستند. قطعاً بازگشت سازماندهی شده عناصری که مخالفت خود را با اصول و مبانی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به کرات اعلام کرده‌اند و آگاهانه یا ناآگاهانه قصد بازی در جورچین جدید دشمن را دارند، به هیچ وجه توجیه‌پذیر نیست و ملت فهیم و هوشیار ایران انتظار دارند تا مسئولان مربوطه در این مورد به وظایف خود به نحو احسن عمل کنند تا تجربه تلخ روزنامه‌های زنجیره‌ای دوباره تکرار نشود.

 

صفحه 6  تیتر یک

 

1-برشی تحلیلی بر بخشی از بیانات امام خامنه ای در آخرین دیدار دولت دهم :
جدال اصلى با دشمن بر سر ارزش ها است

2-نگاه يك

3-نگاه دو


برشی تحلیلی بر بخشی از بیانات امام خامنه ای در آخرین دیدار دولت دهم
جدال اصلی با دشمن بر سر ارزش‌ها است

رضا گرمابدری

اشاره
ابتدای هفته گذشته رئیس‌جمهور و کلیه اعضای دولت، برای آخرین بار در قالب دولت دهم با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) دیدار کردند. معظم‌له در این دیدار ضمن تشکر از زحمات دولت و تمجید از تلاش خستگی‌ناپذیر دولت دهم به موضوع بسیار مهمی درباره این دولت اشاره داشتند که به‌عنوان یکی از افتخارات ارزشمند در پرونده‌اش ثبت می‌شود. این موضوع بسیار مهم، توجه دولت به شعارهای انقلاب بود که در مباحث مربوط به ظهور و افول انقلاب‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ از همین رو امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار مذکور در این خصوص نکات بسیار مهمی بیان کردند. نوشتار حاضر تلاشی برای روشن‌تر ساختن ابعاد مختلف این موضوع با استفاده از سایر بیانات معظم‌له است.
الف- خاستگاه مفهومی بحث
انقلاب‌ها در سیر زندگی تاریخی بشر، بزرگ‌ترین و قابل‌اعتناترین وقایع هستند. انقلاب‌ها معمولاً پایان‌بخش دوره‌ای از زندگی یک ملت و یا چند ملت و آغازگر دوره جدیدی برای آنها هستند. وقوع انقلاب‌ها هیچ‌گاه دفعی و آنی نیست، اگر چه در ظاهر این‌گونه به نظر برسند. انقلاب‌ها برای وقوع به بستر زمانی و مجموعه‌ای از عناصر نیاز دارند که در آن بستر پدید می‌آیند و شکل‌ می‌گیرند. انقلاب با حرکت جمعی آغاز می‌شود و هر چه تعداد جمع انقلابی‌ بیشتر باشد، قوت انقلاب بیشتر می‌شود. تشکیل جمع‌های انقلابی و یک دست کردن و تبدیل آنها به جمعیتی پرشمار که حاضر به حضور در صحنه و فداکاری برای انقلاب‌ باشند به گفتمان مشترک نیاز دارد و گفتمان مشترک به نوعی تجمیع و ترجمان شعارهایی است که انقلابی‌ها اعتراض‌ها و خواسته‌های‌شان را در آن متجلی کرده‌اند. تشخیص درست چیزهایی که باید نفی شوند و چیزهایی که به‌عنوان مطالبه باید عرضه شوند و بازگو کردن تمامی آنها در شعارها که تابلوی ارائه ارزش‌های انقلاب است، ماهیت، وزن، عمق، رویکرد و حتی تاحدودی عمر انقلاب‌ها را مشخص می‌کند. معمولاً پس از سقوط نظام‌های حاکم و پیروزی انقلاب، ارزش‌ها و شعارها، عرصه نبرد بعدی میان انقلابی‌ها و ضدانقلاب است. این نبرد به دو شکل انجام می‌‌گیرد. در شکل اول ضدانقلاب‌ها با آگاهی از اینکه شعارها و ارزش‌های انقلاب انگیزه‌بخش و مسبب انقلاب بوده‌اند، مستقیماً به آنها حمله و سعی می‌کنند آنها را تضعیف کنند و در شکل دوم با گذشت زمان و فراموشی شعارها و ارزش‌ها با تلاش‌ مستقیم و یا غیرمستقیم ضد انقلاب، افراد کم‌اعتقاد و یا بی‌اعتقاد به شعارها و ارزش‌های انقلاب، امور کشور را به دست می‌گیرند و رفته‌رفته با فاصله گرفتن از شعارها و ارزش‌ها و کم شدن حساسیت عمومی، انقلاب فراموش و اسیر وضعیت جدیدی می‌شود که با نفس «انقلاب» سنخیتی ندارد و دیگران برایش ایجاد کرده‌اند. دوره زمانی این نبرد که در ظاهر ناپیدا و در باطن بسیار سهمگین است، به عمق و وزن انقلاب و میزان نفوذ اولیه دشمن به آن، بستگی دارد، اما آنچه مسلم است اینکه تا زمان زنده ماندن شعارها و ارزش‌های انقلاب و تهی نشدن آنها از مفاهیم درونی و حفظ ارتباط مردم با آنها، انقلاب‌ها زنده و پابرجا باقی می‌مانند. از این منظر شعارها و ارزش‌ها، ارکان انقلاب‌ها پس از پیروزی تلقی می‌شوند و دلیل حمله مدام دشمن به آنها نیز همین است. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) این مهم را اینگونه تبیین فرموده‌اند: «یکی از کارهای مهمی که جبهه ضدانقلاب – چه انقلاب ما و چه انقلاب‌های دیگر- در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و می‌کردند، این بوده است که سعی کنند، ارزش‌های انقلاب را کمرنگ کنند. به اینجا هم محدود نمی‌شود؛ اول ارزش‌ها را کمرنگ می‌کنند، به‌تدریج آنها را محو می‌کنند؛ اگر میدان پیداکنند، آنها را تبدیل به ضدارزش می‌کنند؛ این کاری است که در دنیا معمول است؛ این را ما در تاریخ انقلاب‌های دنیا مشاهده می‌کنیم و در انقلاب‌هایی هم که زمان خود ما- در طول این عمر طولانی‌ای که ما کردیم- دیدیم و خبر شدیم، این را مشاهده کردیم. جبهه مقابل انقلاب و ضدانقلاب، شعارهای انقلاب‌ را هرگز فراموش نخواهد کرد؛ یعنی می‌داند که این رویارویی، در این هماوردی، آن چیزی که توانست جبهه انقلاب را پیروز کند و جبهه ضدانقلاب را به هزیمت وادار کند، در درجه اول این شعارها بود؛ که هر چه شعارها پرمغز و جذاب و واقعی و برای مردم مفهوم و ملموس بود، کمک آن به پیشرفت انقلاب بیشتر شد. سعی می‌کنند این شعارها را به تدریج محو کنند، کمرنگ کنند.»
ب- ارزش‌های انقلاب
ارزش‌ها مجموعه‌ای از مفاهیم ذهنی هستند که به شکل باور درآمده‌اند و در عالم واقع برخی امور را نفی و برخی را اثبات می‌کنند، به اموری روی می‌آورند و از اموری روی برمی‌گردانند و قابل جمع در تک‌واژگان و یا عبارات ترکیبی هستند که هر یک می‌توانند زنجیره‌ای از مفاهیم را نمایندگی کنند. خاستگاه و کانون ارزش‌ها، نظام اعتقادی افراد و جوامع است. ارزش‌ها دارای قابلیت‌ بالای پردازش و تبیین گسترده هستند. ارزش‌های انقلابی بخش پر حرارت و تحول‌آفرین ارزش‌های کلی و عمومی است که هم انقلاب‌آفرین است و هم عامل حفظ انقلاب. امام خمینی(ره) در مصاحبه با تلویزیون سراسری ایتالیا در تاریخ (11/9/57) بخشی از ارزش‌های انقلاب را در قالب اهداف اینگونه برشمردند: «اساس کار جمهوری اسلامی تأمین استقلال مملکت و آزادی ملت‌ها و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به معیارهای اسلامی، اصلاحات لازم را به‌عمل آورد که این اصلاحات با مشارکت مردم (جمهوریت) خواهد بود و اهدافش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم است که از همه جهت مورد ظلم واقع شده‌اند.»
شعارها و ارزش‌های از حیث رتبه و اهمیت برابر نیستند و همانطور که پیشتر اشاره شد، قابل دسته‌بندی و گردآمدن در تک‌واژه و عبارت‌های ترکیبی هستند، با این حال برخی از آنها که در بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) طی چند سال گذشته بیشتر دیده شده عبارتند از : ساده‌زیستی مسئولان، استکبارستیزی، سلطه‌ستیزی، بیگانه‌ستیزی، استبدادستیزی، افتخار به انقلابیگری، عدالت‌طلبی، دوری از تجمل‌گرایی، اجتناب از اشرافیگری، نفی استثمار، نفی سلطه‌پذیری، نفی تحقیر ملت به وسیله قدرت‌های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت‌های مسلط دنیا در کشور، نفی سکولاریسم اخلاقی و اباحیگری، دفاع از مظلومان جهان، فتح قله‌های دانش، کرامت انسان، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق، ایستادگی در مقابل دشمن، ایمان، «استقلال‌ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی»، آزادی فکر، رواج اخلاق فاضله، حکومت مردمی، حکومت صالح و انسان‌های برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها و...
این بحث در نزد رهبر معظم انقلاب از چنان اهمیتی برخوردار است که در تاریخ (22/12/86) در دیدار اقشار مختلف مردم مستقیماً به آن پرداختند و فرمودند: «ارزش‌های انقلاب چیست؟ ارزش‌های انقلاب در درجه اول، استحکام ایمان و دیانت در دل‌هاست- که منشأ همه کارها و مجاهدت‌ها این است- عدالت‌ اجتماعی است، مبارزه با فساد است، آزادی مردم در انتخاب است، عدم تحمیل آرای فردی و حزبی و دولتی و غیره بر مردم است که مردم آزادانه فکر کنند، آزادانه عمل بکنند، در چارچوب مقررات اسلامی. مردم‌سالاری دینی یعنی این. اینها ارزش‌های انقلاب و مبانی انقلاب است.»
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در خطبه‌های نماز جمعه (23/2/79) نیز در این باره بیانات مبسوطی داشتند و فرمودند: «من در اینجا تعدادی از این ارزش‌ها را عرض می‌کنم، البته اگر بخواهیم این ارزش‌ها را در یک کلمه بیان کنیم، من عرض می‌کنم اسلام، اما اسلام یک کلمه مجمل است و تفاصیل گوناگونی از آن می‌شود... ارزش اول، ایمان است. مردم از هرهری مسلکی و بی‌بندو باری و بی‌ایمانی بیزار و ناراضی بودند و می‌خواستند دل‌شان به ایمانی قرص باشد. ارزش بعدی، عدالت است. مردم می‌دیدند که جامعه، جامعه غیرعادلانه‌ای است، بی‌دریغ از بالا تا پایین ظلم می‌کردند... همه جا ظلم محسوس بود و انسان با پوست و گوشت خودش ظلم را حس می‌کرد. مردم به‌دنبال عدالت و رفع شکاف طبقاتی و رفع فقر بودند. این هم یکی از ارزش‌هایی بود که مردم دنبالش بودند، این مقوله دیگری غیر از عدالت است... رژیم طاغوت و رژیم‌های قبل از آن در ایران، مردمی نبودند. مردم هیچ‌کاره بودند... مردم این را نمی‌پسندیدند. مردم می‌خواستند که حکومت متعلق به آنها باشد، برخاسته از آنها باشد؛ رأی آنها در آن اثر داشته باشد. ارزش بعدی دین‌داری است. مردم می‌خواستند متدین باشند. آن رژیم گذشته در همه جا در محیط جامعه، در سربازخانه، در دانشگاه و در مدرسه سعی می‌کرد، مردم را به بی‌دینی سوق دهد، اما مردم نمی‌خواستند. مردم متدین بودند. مردم نشان دادند که ایمان و اعتقاد به اسلام، تا اعماق جان آنها نفوذ دارد... ارزش دیگر دوری از اسراف و تجمل در سطح زمامداران است، البته تجمل و اسراف در همه جا بد است. نظام اسلامی بر اساس این ارزش به وجود آمد که چنین چیزی نباشد. ارزش دیگر، سلامت دینی و اخلاقی زمامداران است. مردم می‌خواستنند کسانی که در رأس جامعه‌اند، متدین باشند فاسد نباشند... دور و بری‌های‌شان فاسد نباشند که آن روز بودند. رواج اخلاق فاضله یکی دیگر از ارزش‌ها بود... آزادی فکر و بیان هم یکی از ارزش‌های انقلاب بود. مردم می‌خواستند آزادانه فکر کنند... یکی دیگر از ارزش‌ها استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است. مردم می‌خواستند که این کشور از لحاظ سیاسی، محکوم فلان رژیم اروپایی یا آمریکا نباشد، از لحاظ اقتصادی، اقتصادش وابسته به کمپانی‌های جهانی نباشد که هر کاری می‌خواهند، با این کشور بکنند. از لحاظ فرهنگی، با فرهنگ عمیق و غنی‌ای که دارد، کورکورانه تابع و دنباله‌رو فرهنگ بیگانه نباشد...»
ج- کمرنگ کردن و محو ارزش‌های انقلاب
آشنایی مردم با ارزش‌ها و شعارهای انقلاب آنها را به سمت و سویی می‌کشاند که ارزش‌ها و شعارها نشان می‌دهند، حاصل چنین ارتباط و پیوندی شورش، قیام و انقلاب علیه نظام ظالم و فاسد است. هر انقلابی به معنای کوتاه شدن دست‌های ناپاک از سرمایه‌های کشور است. برخی از این دست‌ها داخلی و برخی نیز خارجی هستند. انقلاب یعنی مسدود کردن راه چپاول اموال ملت. خلع و منع‌شدگان از تاراج سرمایه‌های ملت به آسانی حاضر نیستند واقعیت جدید، سرنگونی و کنار زده شدن از یک فرصت و گنج بی‌مدعی را بپذیرند، میل بازگشت و پس‌گیری آنچه را که با انقلاب از دست داده‌اند در نزد آنها بسیار قوی است. بزرگ‌ترین مانع بر سر بازگرداندن وضعیت به گذشته، مردمی هستند که به پشتوانه و هدایت شعارها و ارزش‌ها پس از حذف و سرنگونی چپاولگران، در صحنه باقی مانده و از انقلاب حراست می‌کنند. در چنین وضعیتی طبیعی است که دشمنان انقلاب از همه جهات به شعارها و ارزش‌های انقلاب هجوم‌آورند. با تضعیف هر بخشی از ارزش‌های انقلاب که پیشتر در بیان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) آمده است، انقلاب ضعیف شده و ضدانقلاب پیشروی می‌کند. دشمن به این مهم کاملاً واقف است؛ از این رو تمام حرکات دشمن جنبه حمله و آسیب‌زدن به ارزش‌ها و شعارهای انقلاب را دارد. مجموعه‌ای از برنامه‌های دشمن که ضد ارزش‌های انقلاب است در سبک زندگی مشاهده می‌شود که طی سال‌های گذشته دشمن اندک‌اندک آن را به جامعه ایرانی تحمیل کرده است. آن سبک زندگی، ارزش‌ها و شعارهای انقلاب را هدف قرارداده و کسانی که به سبک زندگی القایی دشمن گرفتار شده‌اند، منطقاً نمی‌توانند، مدافع ومروج گفتمان انقلاب باشند؛ زیرا بخش مهمی از عوامل انگیزه‌‌بخش برای انقلابی ماندن در چارچوب سبک زندگی که دشمن پیشکش کرده نابود شده است و انتظار انقلابی بودن از کسانی که اسیر این دام شده‌اند، انتظاری بی‌جا است. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره این روش خطرناک و کمتر محسوس دشمن فرمودند: «یکی از کارهای مهمی که جبهه ضدانقلاب می‌کردند این بوده است که سعی کنند ارزش‌های انقلاب را کمرنگ کنند به اینجا هم محدود نمی‌شود؛ اول ارزش‌ها را کمرنگ می‌کنند؛ به‌تدریج آنها را محو می‌کنند؛ اگر میدان پیدا کنند، آنها را تبدیل به ضد ارزش می‌کنند...» در دوره‌هایی نمونه این عملکرد دشمن در ایران پس از انقلاب مشاهده شده است و در حال حاضر هم نظام از آن مصون نیست.
د- ناکارآمدی روش‌های ضد انقلاب
حدود سی‌وپنج سال از عمر با برکت و درخشان انقلاب اسلامی گذشته است و با وجود آن که بسیاری از انقلاب‌های بزرگ دنیا چند سالی پس از انقلاب در ارزش‌ها و شعارها دچار آسیب جدی شده‌اند و در نتیجه آن هم، انقلاب آثار و کارکردش را از دست داده و بعضاً هم به وضعیتی مشابه وضعیت گذشته بازگشته است، جای طرح این پرسش است که در این رابطه وضعیت انقلاب اسلامی ایران چگونه است و چرا؟ پاسخ این دو پرسش از زبان رهبر معظم انقلاب چنین است: «در مورد کشور و انقلاب ما هم این کار را دشمن شروع کرد؛ البته موفق نشدند، خدا را شکر می‌کنیم. دشمن نتوانست شعارهای انقلاب را کمرنگ و سپس محو کند. به نظر من یک بخش عمده‌ای از این هم مربوط می‌شود به هوشیاری امام بزرگوارمان. آنچه که امام بزرگوار از اظهارات خود، از گفته‌های خود، از نوشته‌های خود در میان ما باقی گذاشت، بینات است. محکمات است؛ متشابهات نیست که کسی آنها را نفهمد آخرین سخن امام هم وصیت‌نامه امام است... وصیت‌نامه امام، لب ارزش‌های موردنظر امام است؛ اینها را امام باقی گذاشته است. لذاست که این ارزش‌ها قابل تحریف نیست، قابل تغییر نیست.»
آنچه را که به بیان امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره حفظ ارزش‌های انقلاب باید اضافه کرد، نقش معظم‌له، پس از امام (ره) برای حفظ این ارزش‌ها است. موارد پیش گفته که گوشه‌ای از توجه و عنایت ویژه ایشان به این موضوع مهم است، نشان می‌دهد که رهبر معظم انقلاب تا چه میزان به این امر حیاتی توجه دارند و چگونه به مناسبت‌های مختلف درباره آن سخن می‌گویند. معظم‌له در هر جا حرکتی در جهت تقویت این ارزش‌ها مشاهده کرده‌اند و یا احیاناً با مواردی که این ارزش‌ها را نادیده گرفته و یا با آن مخالفت کرده، با جدیت تمام وارد شده‌اند و تمجید و توبیخ کرده‌اند یکی از افتخارات دولت نهم و دهم این است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) چندین مرحله از عملکرد آنها برای پا برجا نگه‌داشتن شعارهای انقلاب و یا خارج ساختن برخی از آنها از مهجوریت، به نیکی یاد کرده‌اند.
این هوشیاری و حساسیت معظم‌له و توجه بخش قابل‌توجهی از متدینان و انقلابی‌ها به این امر، موجب ناکامی طرح‌ها و اقدامات دشمن و ادامه این کارزار حیاتی شده است.
ه- جدال ادامه‌دار و راهکارهای حفظ ارزش‌ها
رفتار پس از انقلاب دشمن بیانگر آ ن است که حاضر نیست به راحتی از منافع از کف داده دست برداردو همچنان در تکاپو برای کسب منافع نامشروع گذشته است. نظام اسلامی هم با ایستادگی و هوشیاری نشان داده که با تمام توان از انقلاب و منافع ملی کشور و ملت دفاع می‌کند و اجازه بازگشت به گذشته را نمی‌دهد. ایستادگی طرفین بر مواضع خود صحنه درگیری را بسیار پیچیده کرده است. تصمیم قاطع نظام به حفظ انقلاب و ناکام کردن دشمن از طریق حفظ ارزش‌ها و شعارهای انقلاب ایجاب می‌کند، نظام اسلامی هوشمندانه‌تر در پی یافتن راه‌های حفظ ارزش‌ها باشد و به‌گونه‌ای به مهندسی این موضوع بپردازد که دو توان اصلی نظام یعنی دولت و ملت در یک نقطه مشخص به هم‌افزایی برسند. تجربه دولت گذشته در این باره سرفصل مهم و آماده‌ای برای دولت یازدهم است تا آن را ادامه دهد و توان اصلی خود را در این زمینه صرف ایجاد اشتیاق بیشتر در نزد مردم برای پایبندی محکم‌تر و برنامه‌ریزی شده به این ارزش‌ها و شعارها کند. به‌نظر می‌رسد رویکرد و عملکرد دولت در عرصه‌های مختلف اصلی‌ترین عامل رسیدن به این هدف حیاتی است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

چرا بندر چابهار؟!
كساني كه با مسائل اقتصادي، اجتماعي ، فرهنگي و... استان سيستان و بلوچستان از نزديك آشنا هستند به خوبي می‌دانند كه این استان برخلاف برخی تبلیغات غیر واقعی و بزرگنمایی‌های صورت گرفته در بحث امنیت، از بالاترین ضریب امنیت در بین استان‌های كشورمان برخوردار است. هرچند به دلیل گستردگی استان، مرزی بودن، جغرافیای خاص و همجواری با دو كشور ناامن پاكستان و افغانستان، تنوع قومی و مذهبی و... و در آخر، دخالت برخی كشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گاهی ناامنی‌هایی را نیز در این استان داریم، اما همانگونه كه اشاره شد این استان در حال حاضر، جزو امن‌ترین استان‌های كشور است. در این میان، بندر چابهار همواره به عنوان امن‌ترین شهر استان سیستان و بلوچستان مطرح بوده و هست. اما چند سالی است كه برخی اقدامات تروریستی به این شهر نیز كشیده شده است. اگرچه این اقدامات تروریستی در مجموع، بسیار كم است، اما به دلایلی كه خواهیم گفت، همین اقدامات تروریستی كم نیز بسیار حائز اهمیت و قابل تأمل است. به راستی چرا امن‌ترین شهر استان مورد توجه تروریست‌ها قرار گرفته است؟ دشمنان نظام چه هدف یا اهدافی از ناامن جلوه دادن بندر چابهار دارند؟
واقعیت این است كه بندر چابهار به لحاظ استراتژیكی و ژئوپلیتیكی جزو 14 بندر مهم و راهبردی دنیا به شمار می‌آید و بسیاری از كارشناسان سیاسی و اقتصادی از این بندر در آینده، به عنوان دروازه تجارت بین آسیای میانه با بازارهای بین‌المللی و اروپا یاد می‌كنند. از همین رو بود كه دولت در آذرماه سال 89 كلنگ احداث قطعه اول راه‌آهن چابهار به مشهد را به زمین زد تا با اتصال این بندر مهم و راهبردی به مشهد مقدس و در ادامه، به كشورهای آسیای مركزی و میانه، این كشورها را به اقیانوس هند متصل كرده، كالاهای تجاری و اقتصادی آنان را به اقصی نقاط جهان ترانزیت نماید. این مسئله نه تنها برای اقتصاد و حمل و نقل مردم این شهر و استان كه برای شرق كشور و در كل، برای همه كشور بسیار قابل توجه و حائز اهمیت است. پاسخ به سئوالات اول نوشتار نیز در همین مسئله مهم و كلیدی نهفته است. اینكه برخی دست‌ها نمی‌خواهد تا این طرح بزرگ، یعنی اتصال چابهار به آسیای میانه و به تبع رونق و شكوفایی این بندر رقم بخورد. اما مخالفین این طرح بزرگ چه كسانی هستند؟ بنابر برخی اسناد و شواهد، بعضی كشورهای مرتجع منطقه و برخی‌ها در پاكستان هستند كه نمی‌خواهند بندر چابهار توسعه یابد. دلایلی نیز برای آن دارند كه از جمله به زعم ایشان؛ از رونق افتادن بنادر و مراكز اقتصادی خودشان در منطقه است. البته شواهد و اسناد این مدعا نیز موجود است. اعترافات تروریست‌های دستگیر شده مبنی بر كمك‌های سازمان اطلاعات و امنیت پاكستان (ISI) به آنها، تابعیت پاكستانی برخی از عاملین انتحاری (عامل عملیات ناموفق اخیر در مقابل فرماندهی انتظامی چابهار نیز پاكستانی بود) كمك‌های مالی و تسلیحاتی برخی كشورهای مرتجع عرب برای این گروه‌های تروریستی و... همه حكایت از آن دارد كه دست‌های خارجی در ناامن كردن این شهر مهم و راهبردی دست دارند. از این رو، مسئولان امنیتی و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بایستی بنابر اسناد و شواهد موجود و با استناد به معاهدات و قراردادهای امنیتی كه فی‌مابین ایران و این كشورها وجود دارد، آنان را از حمایت از این اقدامات تروریستی باز دارند. (گرچه نمی‌توان از نقش مهم آمریكا و صهیونیست‌ها نیز در این ناامنی‌ها گذشت.) در عین حال نیز دولتمردان جمهوری اسلامی بایستی هرچه سریع‌تر این پروژه عظیم را به اتمام رسانند. پروژه‌ای كه ظاهراً هنوز در مراحل اولیه باقی مانده است! قطعاً راه‌اندازی سریع این پروژه، بسیاری از علل پیدا و پنهان ناامنی در این استان را كاهش خواهد داد و باعث رونق این منطقه و كشور خواهد شد. رونقی كه برخی‌ها چشم دیدن آن را ندارند!


نگاه دو
علی حیدری

دیواره آتشی که باید خاموش شود!
برداشت اول: هفته گذشته شنیده شد که افرادی وابسته به کشورهای اروپایی و غربی، طی دو سه هفته گذشته با بیش از 150 نفر از ایرانیان مقیم خارج از کشور و با عناوین پوششی با ده‌‌ها نفر در داخل ایران تماس گرفته و از آنها خواسته‌اند خود را برای نقش‌آفرینی در یک پروژه جدید آماده کنند. آنها اعلام کرده‌اند که تصمیم دارند با استفاده از فرصت آغاز به کار دولت جدید، یک جبهه رسانه‌ای قدرتمند شامل بیش از 10روزنامه، بیش از 100 سایت اینترنتی و همچنین برخی شبکه‌های اجتماعی جدید راه‌اندازی کنند. مرتبط کردن این شبکه با سازمان‌های حقوق‌بشری خارج از ایران و رسانه‌های غربی هم از دیگر برنامه‌های مورد نظر این کشورهاست که هدف از آن ایجاد یک دیواره حفاظت رسانه‌ای برای جریان غربگرا در داخل ایران است. این پروژه «دیواره آتش» نام گرفته است و پیش‌فرض آن، این است که در وضعیت سیاسی جدید، جریان فتنه در ایران به زودی خواهد توانست در دل دولت دکتر روحانی خود را بازسازی کند و متعاقب آن از طرف جریان اصولگرا و مدافعان نظام مورد حمله قرار خواهد گرفت.
برداشت دوم: «روزنامه‌هاى زنجیره‌اى» را که فراموش نکرده‌اید. این اصطلاحى بود که به برخى از روزنامه‌های اصلاح‌طلب در دوران دوم خرداد اطلاق مى‌شد. این روزنامه‌ها در سایه سیاست تساهل و تسامح وزارت ارشاد وقت با استفاده از ابزار رسانه در صدد بیان مطالبى سازمان‌یافته و جهت‌دار برای القاى اهداف از پیش طراحى شده خود و تخریب و خدشه‌دار کردن مباني ديني، نهادهاى انقلابى و ارزشى و خطوط قرمز جمهوري اسلامي بودند. حملات این روزنامه‌ها به انديشه‌هاي ديني و نظام جمهوري اسلامي تا جايي شدت گرفت كه رهبر معظم انقلاب در سخنراني‌هاي متعددي هشدارهاي فراواني در اين رابطه دادند. از جمله اين روزنامه‌ها؛ جامعه، توس، مشاركت، نوروز، آريا، نشاط، بيان، صبح امروز، خرداد، حيات نو، هم‌ميهن و... بودند که به دليل سوء‌استفاده از آزادي مطبوعات، ايجاد تنش در جامعه و زير سؤال بردن ارزش‌ها، احكام و اصول اسلامي و انقلابي و تضعيف باورهاي ديني مردم و... كه بر خلاف قانون اساسي است، تعطيل شدند.
برداشت سوم: تعدادی از عناصر سیاسی و رسانه‌ای که تا پیش از پایان دولت اصلاحات و خصوصاً فتنه88 در داخل کشور فعالیت می‌کردند و شاید بتوان گفت بخش عمده گردانندگان روزنامه‌های زنجیره‌ای را تشکیل می‌دادند، امروز در آن سوی مرزها تبدیل به بلندگوی مخالفان و دشمنان انقلاب شده‌اند و در طول دوران حوادث پس از انتخابات و چهار سالی که گذشت، پای ثابت شبکه‌های «بی‌بی‌سی»، «صدای آمریکا» و... بوده‌اند.
برداشت آخر: امروز دشمن با سوء‌استفاده از وضعیت ایجاد شده در کشور و با هدف احیای ظرفیت رسانه‌ای جریان فتنه، تخریب جریان اصولگرا و دفاع از جریان فتنه در مقابل نقدهای اصولگرایان و تلاش برای شبکه‌سازی اجتماعی در صدد برآمده تا با برخی شگردهای رسانه‌ای، اوضاع را برای بازگشت این عده از افراد معلوم‌الحال فراهم آورد. در داخل هم برخی‌ها با این توجیه که اوضاع سیاسی تغییر کرده و فضا رو به اعتدال پیش می‌رود، موافق بازگشت چهره‌های مسئله‌دار هستند. قطعاً بازگشت سازماندهی شده عناصری که مخالفت خود را با اصول و مبانی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به کرات اعلام کرده‌اند و آگاهانه یا ناآگاهانه قصد بازی در جورچین جدید دشمن را دارند، به هیچ وجه توجیه‌پذیر نیست و ملت فهیم و هوشیار ایران انتظار دارند تا مسئولان مربوطه در این مورد به وظایف خود به نحو احسن عمل کنند تا تجربه تلخ روزنامه‌های زنجیره‌ای دوباره تکرار نشود.

 

صفحه 7 گزارش

 

1-نقش غولهای رسانه ای در تغییر ذائقه فرهنگی : تأثیر ماهواره بر پوشش جوان ایرانی

2-نيم نگاه

3-دريچه



نقش غولهای رسانه ای در تغییر ذائقه فرهنگی
تأثیر ماهواره بر پوشش جوان ایرانی

زینب سلیم

بی‌تردید با وقوع انقلاب صنعتی در غرب و گسترش پیامدهای اقتصاد سرمایه‌داری در جوامع غربی و به دنبال آن تغییرات سریع و گسترده در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چهره جهان به‌طور چشمگیری دگرگون شد. در این هیاهوی ناشی از رشد اقتصاد سرمایه‌داری و ظهور فناوری‌های جدید، چهره و ظاهر انسان‌ها نیز از این فرایند در امان نماند و دستخوش تغییرات جدی شد.
این اتفاق با توجه به رشد و گسترش رفاه اقتصادی در جهان و تغییر در سبك و الگوی زندگی مردم طبیعی بود، اما این رویداد همراه با گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و ماهواره مسائل جدیدی را برای كشورهایی كه تنها پذیرنده و دریافت‌كننده ظواهر محصولات اقتصادی و فرهنگی غرب بودند، ایجاد كرد. در این سال‌ها، صنعت پوشاك و لوازم آرایشی نیز گسترش قابل توجهی پیدا كرد و بسیاری از بازارهای جهان را در دست خود گرفت. از زمانی كه جوانان به‌خصوص زنان در پی تعریف نقش جدیدی برای خود در عرصه جامعه و تحولات آن بودند، برای صاحبان پول و سرمایه، این فرصت فراهم آمد كه با ایجاد تعریف‌های جدید از هویت، بازار پول‌ساز و سودآوری را برای خود ایجاد كنند. در این میان به‌ویژه از دهه 1960 شاهد شكل‌گیری جدی پدیده مد و مدگرایی در غرب هستیم؛ پدیده‌ای كه از آن زمان تاكنون تأثیر مثبت و منفی فراوانی بر جوامع مختلف سراسر جهان داشته است.
از این زمان، پرداختن به ظاهر لباس و نوع آرایش چهره به صورت مد شكل جدی‌تری به خود گرفت و در همین راستا بنگاه‌های اقتصادی بزرگی شكل گرفتند كه امروز ما آن‌ها را به صورت غول‌های مارك‌دار در زمینه پوشاك و لوازم آرایشی می‌بینیم. از دهه 1990 به این طرف علاوه بر تحولات عظیم و گسترده سیاسی مانند فروپاشی شوروی و پایان نظام دوقطبی، تحول مهم و شگرف دیگری در عرصه فرهنگ صورت گرفت و آن ظهور پدیده ماهواره بود، پدیده نویی كه مرزهای سیاسی را درنوردید و جهان را با فرهنگ‌های گوناگون به هم مرتبط ساخت. دگرگونی و تحول، جزو ویژگی ذاتی جوامع به شمار می‌رود. همان‌طوری كه مطالعه تاریخ جوامع نشان داده، هیچ جامعه‌ای ایستا و بدون تغییر نبوده است. تغییر، خصوصیت تمام فرهنگ‌هاست، ولی میزان و مسیر تغییر از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت است.
در زمان حاضر مسئله اساسی این نیست كه چگونه می‌توان فرهنگ ملی و بومی را حفظ كرد، بلكه مسئله این است كه چه باید كرد تا فرهنگ جامعه ارتقا یابد و به فرهنگ بهتری تبدیل شود. در این میان، نقش رسانه در تغییرات فرهنگی جامعه، محوری اساسی به شمار می‌رود.
رسانه‌ها و تغییرات فرهنگی
در اینجا لازم است از خود بپرسیم آیا رسانه‌های جمعی، اوضاع اجتماع را منعكس می‌كنند یا برعكس آن‌ها خود پیشگام تغییر اوضاع اجتماعی و فرهنگی هستند؟ واقعیت این است كه رسانه‌ها می‌توانند در درازمدت ساختارهای ارزشی جامعه را بسازند یا دگرگون كنند، چرا كه تأثیر پدیده‌ای چون تلویزیون و برنامه‌های ماهواره‌ای بر افكار عمومی و تغییر نگرش افراد به مسائل اجتماعی و فرهنگی از دیگر رسانه‌ها وسیع‌تر و عمیق‌تر است. تلویزیون به‌سرعت می‌تواند طیف وسیعی از اعضای جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. این رسانه می‌تواند موانع زمانی و مكانی را برطرف كند و امواج خود را حتی به دورترین نقاط كشور ارسال دارد.
این رسانه دیداری و شنیداری برای دریافت پیام‌هایش نیازی به سواد خواندن و نوشتن مخاطب ندارد در نتیجه می‌تواند برای بخش وسیعی از اعضای جامعه در حال توسعه، نقش یك آموزشگاه مؤثر را ایفا كند.
تلویزیون در حوزه زندگی خصوصی مردم، بخش اعظم لحظه‌های زندگی افراد را به خود اختصاص می‌دهد. به‌علاوه چون این رسانه به صورت شفاهی و عینی با مخاطبان ارتباط برقرار می‌كند، تأثیر آن از لحاظ روانی عمیق است. همچنین استفاده از این وسیله ارزان‌تر و میسرتر است. تلویزیون با ارائه تصویر، جاذبه بیشتری دارد و بعد تازه‌ای به پیام می‌دهد و فهم پیام را نیز آسان می‌كند. البته از این نكته نیز نباید غافل شد كه تلویزیون به تنهایی قدرت ایجاد تحولات بزرگ را در افكار عمومی ندارد، بلكه به طور مؤثر جریان‌های موجود را تقویت می‌كند و چنانچه در توده مردم آمادگی برای تحول وجود داشته باشد حتی قادر است این تحول را جهت بدهد. در حقیقت، سیل اطلاعات كه از سوی برنامه‌های تلویزیونی و شبكه‌های ماهواره‌ای جاری می‌شود به تدریج، جامعه را در خود غرق می‌كند و افراد هم كه خواه ناخواه، در این جو اطلاعاتی تنفس می‌كنند از آن تغذیه می‌شوند و به مرور در جریان مسیر ایجاد شده قرار می‌گیرند.
ورود ماهواره به ایران
از زمانی كه ماهواره وارد خانه‌های ایرانیان شد، طیف گسترده‌ای از شبكه‌های ماهواره‌ای مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار گرفت. در ابتدا به دلیل محدود بودن شبكه‌های فارسی‌زبان، شبكه‌های خارجی مورد توجه بینندگان برنامه‌های ماهواره‌ای قرار داشت، اما پس از مدتی با گسترش شبكه‌های فارسی‌زبان و كاهش سختگیری‌ها نسبت به استفاده از ماهواره، این پدیده به صورت گسترده‌ای به خانه‌های ایرانیان راه یافت.
هم‌اینك تخمین زده می‌شود كه تعداد قابل ملاحظه‌ای گیرنده و دیش ماهواره‌ای در كشور وجود داشته باشد. تعداد شبكه‌های ماهواره‌ای فعال در جهان 17 هزار و 666 شبكه است كه از این تعداد حدود سه‌هزار شبكه در داخل ایران با همین دیش‌ها و آنتن‌های معمولی قابل دریافت است. از این تعداد شبكه حدود 74 شبكه مخصوص تبلیغات مد لباس و لوازم آرایش است. با توجه به جوان بودن جمعیت كشور، علاوه بر تأثیر شبكه‌های ماهواره‌ای بر نحوه نگرش جوانان به مسائل سیاسی، ما شاهد تغییر در الگوهای فرهنگی جوانان كشور نسبت به بسیاری مسائل از جمله مدل لباس و آرایش نیز هستیم.
آراستگی و زیبایی ظاهر جوان امروز كه مورد پسند اوست، به گونه‌ای متفاوت از الگوهای جمعی است كه فرهنگ سنتی جامعه برای او ترسیم می‌كند. در جامعه به دلیل بهبود اوضاع اقتصادی مردم، ابراز وجود در میان جوانان به مثابه یك ارزش اجتماعی به سرعت در حال رشد است. یكی از دلایل پررنگ شدن این موضوع، علاوه بر رفاه اقتصادی، گسترش روزافزون استفاده از ماهواره در خانواده‌ها است. از این نكته نیز نباید غافل شد كه جامعه ما یك جامعه در حال گذار است و در این میان موجی كه بر طبقه بالا و متوسط تأثیر می‌گذارد، طبقات پایین جامعه را هم متأثر می‌كند، به طوری كه ما در جوانان طبقات پایین جامعه هم میل به تغییر در نوع لباس و آرایش را مشاهده می‌كنیم، هر چند مسائل مالی، آن‌ها را در ابراز این نوع كنش اجتماعی دچار محدودیت می‌كند. در جامعه جوانی چون ایران، انتخاب نوع پوشش و سبك آرایش، بی‌تأثیر از برنامه‌های ماهواره نیست.
با نگاهی كوتاه به این مسئله متوجه می‌شویم كه نفوذ فرهنگ غرب آرام آرام وارد كلیه اندام‌های درخت كهنسال فرهنگ ایران می‌شود وخود را به سرعت ناباورانه‌ای به عنوان بخشی از فرهنگ جامعه به جوانان عرضه می‌كند. در چنین اوضاعی، مدیران فرهنگی جامعه باید حركت خلاقانه و آگاهانه‌ای را برای كاهش اثرات منفی برنامه‌های شبكه‌های ماهواره آغاز كنند. از نظر كارشناسان، در عصر جهش ارتباطات، ما نمی‌توانیم جلوی ارسال امواج ماهواره و رسوخ آموزه‌ها و هنجارهای غیر خودی را در درون كانون خانواده‌های‌مان سد كنیم، اما می‌توانیم در پرتو ارائه مبانی هنجاری خود در رسانه‌های خاص به مقابله با شبیخون فرهنگی بیگانه بپردازیم. برای نمونه می‌توانیم با ایجاد شبكه‌هایی مخصوص نمایش لباس و مد و ارائه الگوهای ایرانی ـ اسلامی و با نظارت اهل فن، بخش عمده‌ای از تأثیر منفی (صرف نظر از آثار و برنامه‌های مثبت این فناوری) برخی از شبكه‌های ماهواره‌ای را تعدیل كنیم.
تأثير شبكه‌هاي ماهواره‌اي در گسترش بدحجابي
يكي از اصلي‌ترين دلايل گسترش بدحجابي در كشور را بايد در تلاش شبانه‌روزي شبكه‌هاي ماهواره‌اي جست‌وجو كنيم كه به شدت در پي ترويج سبك زندگي غربي هستند كه در آن حجاب هيچ جايگاهي ندارد.
امروز رسانه‌هاي غرب درصددند نوع جديدي از زندگي را در جامعه رواج دهند كه شايد بتوان شاخص حركت اين پويش اجتماعي را در مسئله پوشش كندوكاو كرد.
گسترش مدرنيته در جوامع و ماهواره‌ها به عنوان نماد رسانه‌اي جامعه مدرن، جايگاه خاصي در ميان ساير رسانه‌ها پيدا كرده است. ماهواره كه محصول جامعه مدرن است، امروزه گستره وسيعي از جهان را تحت سلطه خود قرار داده است و هم‌اكنون رد پاي ماهواره‌ها حتي در ميان عشاير و چادرنشينان كشور ما نيز به چشم مي‌خورد! وجود ماهواره‌ها در منازل پيامدهاي مخرب بسياري را در پي دارد كه قسمتي از اين پيامدها مربوط به آسيب‌هاي اجتماعي اين پديده در سطح جامعه است. شبكه‌هاي فارسي زبان كه در سال‌هاي اخير رشد روزافزوني داشته‌اند، مدت‌ها است با انتخاب سريال‌هايي خاص بر پايه موضوعاتي چون روابط بي‌بندوبارانه و بي‌توجهي به تعهد خانوادگي، در قالب‌هاي فريبنده سعي در رسوخ به خانواده‌هاي ايراني داشته‌اند. شبكه‌هاي غير فارسي‌زبان ماهواره نيز سرشار از برنامه‌هايي با مفاهيم جنسي و غيراخلاقي است. برنامه‌هاي ماهواره‌اي با عادي جلوه دادن روابط زنان و مردان، سعي در تغيير الگوهاي رفتاري بر مبناي اخلاق و دين در ميان جوامع هدف دارند.
اين برنامه‌ها از مفاهيمي چون خانواده و تعهد، تقدس‌زدايي مي‌كنند و گناه را امري عادي جلوه مي‌دهند. يكي از پيامدهاي اجتماعي ورود مار خوش خط و خال ماهواره در منازل، قبح‌زدايي از روابط غيرشرعي ميان زنان و مردان در سطح جامعه است.
به اين وسيله دختران و پسران را به روابط خارج از چارچوب ازدواج دعوت مي‌كنند و جوانان نيز پس از مدتي به چنين روابطي گرايش پيدا مي‌كنند.
افزايش روابط خارج از بنيان خانواده نيز خود سبب كاهش ازدواج در جامعه و افزايش سن ازدواج مي‌شود. يكي ديگر از مؤلفه‌هاي برنامه‌هاي ماهواره‌اي، رواج مد و پوشش‌هاي نامناسب است. بد پوششي و استفاده ابزاري از زنان در برنامه‌هاي ماهواره‌اي موج مي‌زند. برنامه‌سازان بيگانه سعي در القاي پوشش و مدهايي دارند كه مردم عادي كشورهاي خودشان در كوچه و خيابان هيچ‌گاه از چنين ظواهري استفاده نمي‌كنند و چنين پوشش و آرايش‌هايي تنها مربوط به سالن‌هاي مد و خوانندگان و هنرپيشگان‌شان است.
كشورهاي غربي با تولید چنين برنامه‌هايي مي‌خواهند تصويري ساختگي از غرب و مردم آن به خورد جهانيان دهند تا از اين طريق مردم كشورهاي هدف را از مسائل بنيادين و اساسي زندگي دور كنند و به سمت سطحي‌گرايي و مدپرستي سوق دهند.
به لحاظ فني در 159 مدار تلويزيوني در كل جهان، 203 ماهواره تلويزيوني فعال است كه از اين تعداد در 80 مدار قالب دريافت در ايران، يكصد ماهواره تلويزيوني ـ يعني نيمي از ماهواره‌هاي جهان ـ قرار دارد.
اين تعداد ماهواره‌ها، امكان تماشاي حدود 18000 شبكه تلويزيوني را در ايران فراهم مي‌آورد. با رسيورها و ديش‌هاي معمولي مي‌توان تا نزديك 2000 كانال ماهواره‌اي را در ايران با كيفيت بالا دريافت كرد. شبكه‌هايي كه اكثر برنامه‌هاي آن‌ها با سنت و فرهنگ ايراني و اسلامي در تضادند و اثرات مخرب روحي و رواني بر مخاطبان ايراني مي‌گذارند و يكي از مهم‌ترين شگردهاي غرب در جنگ نرم عليه ارزش‌هاي اسلامي و ايراني است. در میان شبكه‌هاي ماهواره‌اي كه به سهولت در ايران قابل دريافت است، بيش از 380 كانال خاص موسيقي وجود دارد كه شبانه‌روز در حال پخش موسيقي، كليپ، رقص، آهنگ‌هاي درخواستي و كنسرت است. عموم اين برنامه‌ها آكنده از حركات ضد اخلاقي و اروتيكال است. در حالي كه علاوه بر اين شبكه‌هاي اختصاصي موزيكال، حدود 1200 شبكه هم در خلال برنامه‌هاي خود كليپ‌ها و شوهاي موزيكال پخش مي‌كنند. در حوزه كودك و نوجوان بيش از 250 كانال ماهواره‌اي قابل دريافت در ايران است، ضمن آنكه بخش مهمي از برنامه‌هاي كانال‌هاي عمومي نيز به پخش برنامه‌هاي كودك و نوجوان اختصاص دارد.
اين شبكه‌ها علاوه بر پخش كارتون‌هايي كه عموماً در تضاد با مباني اخلاقي ماست، اقدام به فرهنگ‌سازي ارزش‌هاي ليبرالي و اومانيستي غرب در ذهنيت اطفال ايراني مي‌كند و آنان را شيفته زندگي آمريكايي و غربي مي‌نمايد. در حوزه مصرف‌زدگي و فرهنگ‌سازي پوشش و مد، حدود 80 شبكه وجود دارد كه به نمايش مد و لباس اختصاص دارد؛ لباس‌هايي كه رسماً تبليغ فرهنگ عرياني است.


نيم نگاه
فتح الله پریشان

استیصال در قالب لفاظی‌های جنگ‌طلبانه!
از روز دوشنبه گذشته(24/4/92) تاکنون، شاهد انعکاس دور جدیدی از اظهارات تهدیدآمیز نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی مبنی بر ضرورت تشدید اقدامات علیه ایران و احتمال حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران به انحای مختلف در رسانه‌ها هستیم. در آخرین مورد از این دست، وی در مصاحبه‌ با شبکه تلویزیونی «سی‌بی‌اس» مدعی شد: «ایرانی‌ها در حال نزدیک شدن به خط قرمز هستند، البته هنوز از آن نگذشته‌اند. آنها به بمب نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شوند. باید به آنها ‌‌قاطع‌ گفته شود که اجازه داده نخواهد شد چنین اتفاقی رخ دهد.» نتانیاهو افزود: «ما از ایالات متحده نزدیک‌‌تریم. ما آسیب‌پذیرتریم. در نتیجه، ما ناچار خواهیم بود درباره مسئله چگونگی متوقف کردن ایران، پیش از ایالات متحده چاره‌اندیشی کنیم.»
سوالی که به ذهن متبادر می‌شود این است که علت اصلی مواضع جنگ‌طلبانه و تهدیدات مضحک نتانیاهو در اوضاع کنونی چیست؟ آیا تهدیدکننده از وزن ادعایی برای حمله به ایران برخوردار است؟
البته تهدیدات نتانیاهو مسبوق به سابقه است و دیگر امروز تحرک و تحیری در مخاطبان برنمی‌انگیزد، اما در تحلیل چرایی بیان این اظهارات و احیای مواضع علنی جنگ‌طلبانه نتانیاهو، به چند دلیل می‌توان اشاره کرد؛ اولاً صهیونیست‌ها از توانمندتر شدن ایران در عرصه‌های مختلف به دلیل اخباری که دارند، در مقایسه با توان خود در عرصه‌های مختلف به شدت نگران هستند. ثانیاً، ریزش طرفداران منطقه‌ای رژیم صهیونیستی و تکرار انقلاب‌های اسلامی در منطقه پیرامون آنها در اثر بیداری اسلامی، به کابوسی دهشتناک برای نتانیاهو و دیگر سران صهیونیسم تبدیل شده است. آنها مقصر و کانون محوری این حرکت را انقلاب اسلامی و ایران می‌دانند. ثالثاً، باید به نگرانی تازه‌ای نیز اشاره کرد که رژیم صهیونیستی از گسترش نگاه مثبت بین‌المللی نسبت به دولت جدید ایران احساس می‌کند؛ نگرانی که از‌‌ همان روزهای نخست انتخاب روحانی، به اشکال گوناگون در اظهارات مقامات صهیونیستی نمود پیدا کرده و تاکنون نیز ادامه داشته است. دقیقاً یک روز پس از اظهارات احمقانه نتانیاهو، گروهی از 29 مقام سابق دولتی، دیپلمات‌ها، کارشناسان امنیت ملی و نظامیان آمریکایی به اوباما نامه می‌نویسند و از او می‌خواهند که از پیروزی روحانی به عنوان «فرصتی بزرگ برای احیای تلاش‌های دیپلماتیک برای حل بن‌بست هسته‌ای ایران» استفاده کند. چنین سیگنال‌هایی بر نگرانی‌ها و چالش‌های نخست‌وزیر جنگ‌طلب صهیونیستی می‌افزاید. در حقیقت‌ نتانیاهو نگران است که در صورت تداوم این دید مثبت جهانی، با کاهش فشارهای بین‌المللی، ایران از انزوای سیاسی ادعایی آنها خارج شود. از این رو نتانیاهو به گمان خود و با تحلیل قاصرش اکنون با لفاظی‌های پوچ خود در حال انجام آخرین تلاش‌ها برای تغییر مسیر حرکت کشورهای غربی به سوی عادی‌سازی روابط با ایران است!
نکته بعد بلوف نظامی وی است که هم به لحاظ توان نظامی و مدیریت راهبردی نتانياهو و دولتش در هدایت و مدیریت حمله نظامی به ایران و هم وضعیت بیداری اسلامی و عقده فروخورده جهان اسلام از دست این غده سرطانی، هیچ چشم‌اندازی برای موفقیت آنها متصور نیست و از قضا، مخالفت آمریکا در این مورد از سر واقعیت توانمندی نظامی ایران و عدم توان هماوردی رژیم صهیونیستی است، زیرا آنها می‌دانند که ضربه اول رژیم صهیونیستی به ایران ضربه آخرش خواهد بود، چرا که حزب‌الله، ایران و جهان اسلام سال‌هاست که منتظر چنین خبط بزرگی از سوی غاصب قبله اول مسلمانان هستند.


دريچه

فرآیند اشغال یک سرزمین(19)
هشدار كامرون به استقلال‌طلبی اسكاتلند(2)
همه این‌ها در حالي است كه ديويد كامرون، نخست‌وزير بريتانيا، اين طرح را تضعيف‌كننده اسكاتلند و همچنين بريتانيا توصيف كرده است! در پي استقلال اسكاتلند از بريتانيا دولت مركزي انگليس بايد براي تسلط بر نظام مالياتي و ناتواني به تكاپو بيفتد و از آنجايي كه نظام آموزشي و خدمات بهداشتي اسكاتلند رايگان است، بايد شرايط يكساني ايجاد كند تا حد زيادي از ميزان نارضايتي‌ها بكاهد. همچنين اختلاف‌نظرهايي ميان حزب ملي اسكاتلند و دولت مركزي بريتانيا درباره شرايط سني رأي‌دهندگان در همه‌پرسی وجود دارد، در حالي كه افراد واجد شرايط در انگليس بايد 18 سال سن داشته باشند، اسكاتلند در پي كاهش سن رأي‌دهندگان به 16 سال است.
ديويد كامرون، نخست‌وزير انگليس كه نگران از دست دادن منابع غني نفت و گاز اسكاتلند در درياي شمال است، تلاش مي‌كند در دوران نخست‌وزيري وي بريتانيا تجزيه نشود و همواره بر يكپارچگي بريتانيا تأكيد مي‌كند. نفت سواحل اسكاتلند كه در دهه 1960 در سواحل اسكاتلند كشف شد، سالیانه 12 ميليارد پوند براي اقتصاد بريتانيا درآمدزايي داشته است. طرفداران استقلال اسكاتلند از داشتن منابع عظيم نفتي تا صد سال ديگر خبر مي‌دهند، اما مخالفان بر اين باورند كه منابع نفت كشور تنها 50 سال ديگر دوام خواهد داشت.
اين در حالي است كه كشف ذخاير نفتي جديد در سواحل «آبردين» و جزاير «شتلندز» اسكاتلند نشان مي‌دهد صنعت نفت اسكاتلند همچنان جاي توسعه و پيشرفت بيشتر را نيز دارد. از سوي ديگر پس از مطرح شدن ايده استقلال اسكاتلند، طرح تجزيه بريتانيا كليد مي‌خورد و ممكن است مردم ولز و ايرلند نيز به فكر تجزيه خود از بريتانيا بيفتند كه همين موضوع مشكلاتي را براي دولت كامرون به همراه دارد.
از سوي ديگر دولت بريتانيا هشدار داده با توجه به آنكه بريتانيا پول ماليات‌دهندگان را براي سرپا نگه داشتن بانك‌هاي اسكاتلندي هزينه كرده، اسكاتلند بايد ميلياردها پوند را به بريتانيا بدهد و واحد پولي مستقلي را براي خود تعريف كند تا مستقل شود. تلاش‌هاي ساموند در حالي است كه طبق آخرين نظرسنجي‌ها، تنها 33 درصد از مردم خواهان استقلال اسكاتلند از انگليس بوده و 60 درصد در اين همه‌پرسي رأي منفي يا ممتنع مي‌دهند. موافقت 33 درصد از اسكاتلندي‌ها با طرح استقلال اسكاتلند، رقم ناچيزي است و بسيار كمتر از رقمي است كه براي پيروزي در همه‌پرسي 2014 لازم است. در همين حال يك منبع در كمپين رفراندوم استقلال اسكاتلند اعلام كرد: «مطمئن هستيم كه بسياري از رأي‌دهندگان حزب كارگر از ايده استقلال اسكاتلند حمايت مي‌كنند.» بر اين اساس از زمان آغاز كمپين رفراندوم استقلال اسكاتلند تاكنون بيش از هفت‌هزار و 500 نفر از رأي مثبت خود در همه‌پرسي دو سال آينده به ايده استقلال اسكاتلند خبر داده‌اند.

 

صفحه 8 كارگاه سياسى

 

1-احزاب سياسى ايران

2-انديشه سياسى مسلمانان

3-آفاق

4-اصطلاحات


احزاب سياسى ايران -  209
تأليف: قدرت الله بهرامى

راه اندازى بخش اجتماعى در سازمان و عملكرد سیاسی منافقین
آشنایی با برخی از دیدگاه های سازمان منافقین (33)

در چند شماره پیش، عملكرد امنیتی، نظامی، جاسوسی و وابستگى منافقین به اردوگاه شرق و غرب مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه با عملكرد سیاسی گروهك نفاق در خصوص راه‌اندازی بخش اجتماعی و انتخابات آشنا می‌شویم.
5- عملكرد سیاسی
سازمان در تمام طول عمرش چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب براى يك لحظه هم دنبال كار صرفاً سياسى نبوده است. كار سياسى صرف، ادبيات و الزامات خاص خود را دارد. در حالى كه سازمان در طول اين مدت به هيچ قاعده و قانون و اخلاقى معتقد نبود. سازمان با استفاده از جوانان پرشور و احساساتى كه براى كار تربيت نموده بود و با ادبياتى خشونت‏آميز كه از آن‌ها خون مى‏چكيد سعى مى‏كرد با همه ابزارهاى غيرقانونى از قبيل نفوذ، جاسوسى، متهم نمودن افراد، ايجاد جنجال و اغتشاش، تفرقه‏اندازى، حمايت از گروه‏هاى قومى و جدايى‏طلب و... هرچه زودتر كار نظام را يكسره نمايد، لذا با هيچ زبانى نمى‏شد با او صحبت كرد و هيچ قانون و قاعده‏اى را قبول نداشت. لذا در مورد هر كس و هر نهاد و گروهى هر روز قضاوتى متفاوت از ديروز داشت. براى مثال يك روز از امام به‌عنوان رهبر انقلاب نام مى‏برد، روز ديگر ايشان را پدر خطاب مى‏كرد، مدتى بعد ایشان را كانديداى رياست‏جمهورى مى‏نمود و وقتى به آرزوهاى خود نمى‏رسيد، رو در روى او مى‏ايستادند و خطاب به امام مى‏نوشتند كه راهى جز نوشتن وصيت‌نامه باقى نمانده است.
رجوى نيز پس از فرار از كشور در جمع‏بندى اقدامات سازمان بارها گفته است كه ما از اول جمهورى اسلامى و رهبرى آن را قبول نداشتيم و مجبور بوديم در آن دو سال آن‏گونه برخورد كنيم.(1) با این وصف به گوشه‏اى از عملكرد سياسى سازمان اشاره مى‏شود.
الف ـ راه‏اندازى بخش اجتماعى در سازمان
سازمان بعد از پيروزى انقلاب براى شروع فعاليت و پيشبرد مقاصد و نيات خود، نياز مبرم به تثبيت، جذب و تربيت نيرو داشت. به همين جهت، بخش اجتماعى سازمان ايجاد شد. اين بخش داراى چندين نهاد اصلى شامل نهاد دانش‏آموزى، نهاد دانشجويى، نهاد كارگرى و نهاد كارمندى با ده‌ها زير مجموعه بود. همه افرادى كه وارد سازمان مى‏شدند به تناسب شغل و سال و با صلاحديد در قسمت‏هاى مربوطه به‌كارگيرى مى‏شدند.
افراد پس از سازماندهى و آموزش‏هاى متناسب آن، با استفاده از شيوه‏هاى دروغ، افترا، تهمت، بزرگ نشان دادن ضعف و مطرح كردن شعارهاى جذاب و با توجه به عدم كنترل دولت راهى كارخانه‏ها، مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات مى‏شدند و ضمن تحريك مراكز به اعتصاب و مطرح نمودن خواسته‏هاى نابه‌جا چنين وانمود مى‏كردند كه نظام به علت ارتجاعى بودن و انحصارطلبى قادر نيست اين خواسته‏ها را اجرا نمايد و اين سازمان است كه قادر است اين وعده‏هاى انقلابى را عملى كند.
اوج تبليغات سازمان و در نتيجه جذب آن‌ها در مدارس بود. به همين جهت نيز آن‌ها توانستند با جذب اين افراد كم سن و سال و با ايجاد تبليغات مسموم و دروغين ذهن خالى آن‌ها را از تنفر و كينه از نظام جمهورى اسلامى پر كنند، به‌گونه‏اى كه بر اثر تبليغات نفرت‏انگيز، اين افراد تبديل به بمب‏هایی شده بودند كه هر لحظه آماده انفجار بودند. به همين جهت مشاهده مى‏گردد كه بيشترين شركت‏كنندگان در ترورهاى پس از قيام مسلحانه همين افراد بودند. سازمان به حدى اين جوانان كم سن و سال را آن هم در تهران شست‌وشوى مغزى داده و از نظام براى آن‌ها كابوسى درست كرده و در بى‏خبرى نگه داشته بود كه پس از قيام مسلحانه تعدادى از آن‌ها به هنگام دستگيرى خود و خانواده خود را با خوردن قرص سيانور، منفجر كردن نارنجك و... از بین بردند.(2)
سازمان با مطرح نمودن مشكلات اقتصادى مثل تورم، افزايش واردات، عدم توزيع زمين و اصلاحات ارضى و مشكلات اجتماعى مثل نقض حقوق بشر و برابرى حقوق زن و مرد و در نهايت آزادى سياسى و انحصارطلبى روحانيون، همزمان به تخريب شوراى انقلاب و دولت موقت و ديگر مسئولين مى‏پرداخت و در نهايت نتيجه مى‏گرفت كه نيروهاى مذكور قادر نيستند وعده‏هاى انقلابى را تحقق بخشند، بنابراين فقط سازمان قادر است رهبرى انقلاب را در دست داشته باشد، لذا با تبليغات وسيع در قالب اطلاعيه و جزوات و روزنامه مجاهد و فعاليت شديد در مدارس، دانشگاه‌ها، كارخانه‏ها، برپايى تظاهرات و سخنرانى‏هاى مختلف آن هم با ادبياتى خشن دولت را به بى‏كفايتى و شوراى انقلاب را به وابستگى و انحصارطلبى متهم مى‏نمود، به‌گونه‏اى كه همه افراد آگاه مى‏دانستند كه اين نوع آموزش‏ها زمينه براى درگيرى نظامى است.(3)
ب ـ عملكرد سازمان در انتخابات
از آنجا كه سازمان حل هر مسئله‏اى را از راه تفنگ مى‏دانست، بايد آن‌ها را سياست‏ورزان ناكام نام نهاد. آن‌ها طورى وارد صحنه‏هاى انتخابات مى‏شدند كه در هيچ جاى دنيا سابقه نداشت. قبل از انتخابات آن‏قدر اما و اگر مى‏آوردند و طلبكارانه برخورد مى‏كردند كه نمونه آن تا به حال مشاهده نشده بود. به‌عنوان مثال به‌طور رسمى اعلام مى‏كردند كه به قانون اساسى رأى نمى‏دهند و در همان حال كانديدای رياست‌جمهورى مى‏شدند كه وظيفه اصلى آن اجراى همين قانون بود. اينك به برخی از موضع‏گيرى‏هاى سازمان در برابر انتخابات اشاره مى‏گردد.
1) رفراندوم جمهورى اسلامى: سازمان براى رأى دادن به جمهورى اسلامى كه حضرت امام تأكيد زيادى بر اسلاميت آن داشتند اما و اگرهاى زيادى مطرح نمود و مخالفت خود را با نظام اسلامى اعلام كرد؛ ولى چون اين آمادگى را در هواداران خود نمى‏ديد، به ظاهر بيان نمود كه طبق نظر اكثريت مردم، سازمان نيز به جمهورى اسلامى رأى مى‏دهد. اما گذشت زمان ثابت نمود كه آن‌ها هيچ‏گونه اعتقادى به جمهورى اسلامى نداشتند، به‌گونه‏اى كه چندى بعد اعلام نمودند كه جامعه ما به بن‏بست رسيده و نياز به رفراندوم جديدى است.(4)
2) مجلس خبرگان: پس از رفراندوم، اولين وظيفه دست‏اندركاران نظام تدوين قانون اساسى بود. نظر حضرت امام اين بود كه براى نوشتن قانون اساسى بايد كسانى كه صاحب نظر در مسائل اسلامى و خبره هستند انتخاب شوند. ضمن اينكه تعدادشان نيز محدود باشد. سازمان از ابتدا با تشكيل اين مجلس مخالفت مى‏كرد و تلاش مى‏نمود با مطرح كردن مجلس مؤسسان مانع از تشكيل و يا حداقل تأخير انداختن مجلس خبرگان شوند. وقتى نتوانستند، اعلام نمودند كه در انتخابات شركت مى‏كنند و كانديداهايى معرفى كردند كه رجوى از ميان 10 نفر سهميه تهران، نفر دوازدهم شد. از اين به بعد آن‌ها با يك تبليغات گسترده مبنى بر اينكه تقلب در انتخابات صورت گرفته شروع به تضعيف آن نمودند.(5)
3) قانون اساسى: پس از تدوين قانون اساسى توسط خبرگان و مشخص شدن چارچوب نظام، سازمان ديگر نتوانست چهره خود را مخفى نگه دارد، لذا شروع به مخالفت كرد و لبه تيز حملات خود را متوجه اصل ولايت فقيه نمود كه از محورى‏ترين اصول قانون اساسى بود و براى اينكه بتواند زمينه را براى تحريم قانون اساسى هموار نمايد، مواضع ضد امپرياليستى را علم كرده و دوباره شعار مجلس مؤسسان را مطرح نمود و اعلام نمود كه تصويب قانون اساسى با اين تعداد اندك در هيچ انقلابى سابقه نداشته است. در همين زمان تسخير لانه جاسوسى آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام و حمايت نظام جمهورى اسلامى از آن‌ها سازمان را كه هميشه شعار ضد امپرياليستى مى‏داد خلع سلاح كرد. با اين حال آن‌ها اعلام نمودند كه چون در اين قانون حاكميت مردم به رسميت شناخته نشده است از دادن رأى به قانون اساسى معذور هستند.(6)
4) رياست‌جمهورى: رجوى با اينكه به قانون اساسى رأى نداده بود كانديداى رياست‌جمهورى شد كه حضرت امام صلاحيت وى را رد نمود. سازمان در اين انتخابات وارد فاز جديدى شد. ابتدا آقاى طالقانى را كانديداى رياست‌جمهورى نمود وقتى ايشان نپذيرفت، امام را كانديدای رياست‌جمهورى اعلام كردند. پس از آن شروع به مظلوم‏نمايى و جوسازى كردند و از موضع بالا اعلام نمودند اگر كانديداى ما حذف نمى‏شد صحنه سياسى كشور دچار تغيير مى‏گردید.(7)
5) انتخابات مجلس: سازمان در اين انتخابات كمربندها را محكم بست تا به هر طريقى تعدادى نماينده به مجلس بفرستد. هدف آن‌ها اين بود كه تريبون مجلس را بلندگوى خود نموده و اهداف سازمان را عملى سازند.(8) ولى در مرحله اول فقط رجوى نفر سى‏ام شد و انتخابات دو مرحله‏اى گرديد.
سازمان اولين گروهى بود كه به موضع‏گيرى عليه قانون انتخابات دست زد و با وجود اعلام حمايت بازرگان و ديگران باز سازمان نتوانست هيچ كانديدايى به مجلس بفرستد.
پس از انتخابات، سازمان كه نتوانسته بود در هيچ انتخاباتى موفقيت حاصل كند ضمن مخدوش اعلام كردن انتخابات شروع به تهديد عليه نظام كرد و به بهانه حمله مشكوك به بعضى از مقرهاى سازمان، رجوى اعلام نمود واى به روزى كه تصميم بگيريم مشت را بامشت و گلوله را با گلوله پاسخ دهيم؛ آن وقت خودتان پشيمان خواهيد شد! اين ظاهر قضيه بود ولى باطن قضيه آن بود كه سازمان در فاز سياسى كه فكر مى‏كرد به وسيله آن قدرت را در دست خواهد گرفت شكست كامل خورده بود.(9)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان   209
فتح الله پريشان

تعریف سیاست و موضوع آن از دیدگاه طبرسی
در شماره گذشته در مورد روش فقهی ـ تفسیری علامه طبرسی، متذكر این معنا شدیم كه روش عقل‌گرایانه وی به او مجال و توانایی آن را داده بود تا مسائل فقهی و قرآنی را به دور از تأثیرپذیری از گرایش‌های تنگ‌نظرانه مذهبی، در قالب یك گفتمان عام اسلامی به بحث گرفته، تمام نظریه‌های معتبر اندیشمندان مذاهب اسلامی را پیرامون آن مورد بررسی قرار دهد. در این شماره یكی دیگر از مبانی اندیشه سیاسی طبرسی، یعنی تعریف وی از سیاست را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
مفهوم «سیاست» در ادبیات سیاسی علامه طبرسی، به‌ویژه در تعاریف مفاهیم سیاسی دیگر به كثرت استفاده شده است. گاهی واژه «سیاست» مرادف برخی واژه‌های دیگر به كار رفته كه توجه به آنها می‌تواند ما را در رسیدن به تعریف این مفهوم كمك كند. برای آگاهی از تعریف واقعی سیاست، بررسی تعاریف مفاهیم هم‌خانواده آن مانند مُلك، مَلِك، ولی، خلیفه و امام مهم است. طبرسی دو نوع تعریف از مفهوم «مُلك» ارائه داده است؛ عام و خاص. تعریف عام آن عبارت از مطلق قدرت بر چیزی و نعمت‌های دنیا و امكانات (نعیم الدنیا وسعه المال)(1) است. اما تعریف خاص آن عبارت از برخورداری حق امر و نهی و تدبیر امور مردم و الزام اطاعت بر مردم می‌باشد.(2) طبرسی در تعریف «مَلِك»(حكمران) چنین نوشته است: «القادر الواسع المقدور الذی له السیاسه و التدبیر»(3) حكمران عبارت است از؛ فرد صاحب قدرتی كه دایره قدرت او گسترده و سیاست و تدبیر از آن اوست. وی واژه «ولی» را چنین تعریف می‌كند: «و الولی هو الذی یلی تدبیر الامر یقال فلان ولی المرأه اذا كان یملك تدبیر نكاحها... و السلطان ولی امر الرعیه»(4) ولی امر فردی است كه تدبیر كار را در دست دارد و اگر گفته می‌شود فلان كس ولی زن است، در صورتی است كه تدبیر نكاح زن را در اختیار داشته باشد و چنین است وقتی گفته می‌شود، سلطان ولی مردم و ملت است، یعنی تدبیركننده امر رعیت می‌باشد. واژه والی نیز نزدیك به همین معنا به كار رفته است، یعنی «حافظ، نگهبان و تدبیركننده امور». طبرسی در ذیل واژه «امام» می‌نویسد: «از لفظ امام دو معنا استفاده می‌شود؛ اول، كسی كه تدبیر و سیاست امت را به عهده دارد و به امور مردم می‌پردازد و دوم، كسی كه در رفتار و گفتار مورد اقتدا واقع می‌شود.»(5)
«خلیفه» در تعریف وی عبارت است از: «هو المدبر للامور من قبل غیره بدلاً من تدبیره...، خلیفه كسی است كه تدبیر امور را از طرف كسی دیگر به جای تدبیر او در دست دارد.»(6) حال با توجه به تعاریف این واژگان و با توجه به اینكه تعریف مستقلی از سیاست از علامه طبرسی در دست نیست، می‌توان سیاست را از منظر وی تعریف كرد. همان‌طور كه ملاحظه شد تمامی مفاهیم مذبور بر محور «تدبیر» دور می‌زنند، یعنی از نظر طبرسی، امام، خلیفه و... كسی است كه تدبیر امور مردم را در دست دارد، بنابراین «تدبیر امور» می‌تواند معنای واقعی مفهوم سیاست در كلام طبرسی محسوب شود. علاوه بر اين طبرسی سه مرتبه در آثار خود «سیاست» و «تدبیر» را مرادف یكدیگر به كار برده است. بنابراین سیاست در اندیشه طبرسی «تدبیر و تنظیم بایسته امور مردم و جامعه در حوزه‌های گوناگون حیات اجتماعی» است. حال با توجه این تعریف استنباطی از آثار و آرای طبرسی، می‌توان گفت موضوع سیاست در اندیشه وی، مردم و كشور هستند. در واقع، كلیه امور مهم مردم و كشور كه نیاز به تدبیر و برنامه‌ریزی و مدیریت از سوی حاكم دارد، به نحوی جزو موضوع سیاست قرار می‌گیرد و سیاست در مدار «مردم» و «كشور» می‌چرخد. طبرسی در داستان حضرت یوسف(علیه‌السلام)، آن جايی كه پیشنهاد دریافت پست اداری از طرف یوسف به پادشاه مصر را نقل می‌كند، به این مسئله اشاره كرده، می‌گوید: «و اجعل تدبیرها الی، یعنی اداره امور مالی مردم را به من واگذار.»(7)
از این عبارت و سایر عبارات و تحلیل‌هایی كه علامه طبرسی در مورد مسئولیت زمامدار و حكمران و نوع وظایف او ارائه می‌دهد، به خوبی استفاده می‌شود كه موضوع سیاست، امور عمومی مردم و كشور و مسائل مربوط به آنهاست. به فضل الهی در شماره آتی به رابطه دین و سیاست از منظر این اندیشمند شیعی خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

مفهوم‌شناسی و ریشه‌یابی پوپولیسم
واژه‌های مردم و توده از جمله پربسامدترین واژگان در ادبیات اجتماعی و سیاسی قرن بیستم بود. گرچه پیشینه کاربرد این واژگان به قرن‌ها پیش از سده بیستم بازمی‌گردد، اما در این قرن بود که انقلاب‌های گوناگون با برخورداری از ایدئولوژی‌های مدعی مردم‌گرا پا به عرصه هستی گذاشتند؛ از تفسیر خاص ایدئولوژی‌ها و انقلاب‌های مارکسیستی از واژگان مردم و خلق و دولت‌های رفاه و رواج اندیشه‌های عدالت‌گرا از نیمه‌های قرن بیستم گرفته تا در کانون توجه قرار گرفتن دموکراسی و آزادی به‌عنوان ارمغانی برای همه انسان‌ها فارغ از جنسیت، نژاد، فرهنگ و قوم. شکل‌گیری دولت‌های موسوم به دولت‌های پوپولیستی در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا و در نهایت، پیدایی و گسترش جامعه اطلاعاتی به‌واسطه انقلاب ارتباطات، همه و همه به‌نحوی با مردم و توده و فرهنگ توده مواجه بوده‌اند. گرچه در همه این موارد، نحوه مواجهه با توده و فرهنگ توده متفاوت بوده است؛ اما از یک امر واحد حکایت داشته و آن، اینکه امر سیاست، فرهنگ و اجتماع بدون شناخت، آگاهی از توده و مردم و پشتوانه توده‌ای میسر نبوده و نیست.
اکنون، دو سه دهه‌ای است که دولت‌هایی با عنوان دولت‌های توده‌گرا (پوپولیستی) در جهان پدیدار شده‌اند. این دولت‌ها که بیشتر در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا شکل گرفته‌اند، با تکیه بر سنت‌های فرهنگی توده و با پشتوانه آن‌ها زمام قدرت را در دست گرفته‌اند و مدعی نحوه جدیدی از عرضه اقتصاد، سیاست و فرهنگ به جوامع زیر سلطه خود هستند. گرچه این دولت‌ها از اشکال متنوعی متناسب با ساختار تاریخی ـ فرهنگی جامعه خود برخوردارند؛ اما همه با اتکا به توده‌های مردم در برابر اقلیت‌های نخبه‌گرا ایستاده‌اند.
در سال‌های اخیر، به‌واسطه تحولات تازه اجتماعی و فرهنگی در جامعه ما، بحث درباره دولت‌های پوپولیستی و چگونگی برآمدن و گسترش آن‌ها در محافل دانشگاهی و علمی رواج یافته است. بر همین اساس بر آن شدیم تا کندوکاوی در مفهوم پوپولیسم داشته باشیم. آشنایی با هر مکتب یا ایدئولوژی غربی ـ با تمام ضعف‌ها و قوت‌ها ـ یک گام دیگر ما را با فرهنگ و هویت غربی که امروزه بسیار تلاش می‌شود به زور رسانه و ثروت به تاراج انباشته شده، فرهنگ برتر جهانی جلوه داده شود آشنا می‌کند و ابزارهایی را برای مقایسه فرهنگ‌ها به دست می‌دهد. از این رو، بنا داریم در راستای تکمیل غرب‌شناسی مخاطبان گرامی، از این شماره از زاویه مکتب و ایدئولوژی پوپولیسم به مطالعه فرهنگ و هویت چهل پاره غربی بپردازیم.
مفهوم‌شناسی پوپولیسم
پوپولیسم (Populism)‏ در اصل ریشه‌ای لاتینی دارد و از واژه لاتین (popularis) یا (populus) به معنای توده مردم یا عامه گرفته شده است. در فرانسه ترجمه کلمه مردم «Peuple» پُوپُل است و در انگليسی «people» پيپِل و پيپليسم، اصالت مردم است؛ يعنی هرچه مردم بگويند، دنبال مردم رفتن، به دنبال رضايت عامه رفتن. اين واژه را به عامه‌گرايی و بعضاً عوام‌فريبی نيز ترجمه کرده‌اند، يعنی فرد پوپوليست به دنبال کاری است که مردم از آن کار خوش‌شان مي‌آيد و منطبق بر رأی و نظر مردم است. اما دانش‌نامه سیاسی، پوپولیسم را این چنین تعریف کرده است: «عوام‌گرایی یا پوپولیسم، آموزه و روشی سیاسی است در طرفداری کردن یا طرفداری نشان دادن از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نخبه.»
بزرگداشت مفهوم مردم (یا توده) تا حد مفهومی مقدس و باور به اینکه هدف‌های سیاسی را می‌باید به خواست و نیروی مردم جدا از حزب‌ها و نهادهای موجود پیش برد. عوام‌گرایی خواست مردم را عین حق و اخلاق می‌داند و بر آن است که می‌باید میان مردم و حکومت رابطه مستقیم وجود داشته باشد. همچنین با ایمانی ساده فضایل مردم را در برابر منش فاسد طبقه حاکم یا هر گروهی که موقعیت سیاسی و منزلت اجتماعی برتر داشته باشد قرار می‌دهد و می‌ستاید. یکی از ویژگی‌های عوام‌گرایی یافتن «توطئه‌های ضد مردمی» در هر جاست و این برداشت معمولاً به دشمنی‌های نژادی و قومی دامن می‌زند.(1)
به عقیده پل تاگارت، پوپولیسم، واکنش به اندیشه‌ها و روش‌های نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی است و در مقابل احساس وقوع بحران، به تجلیل پنهان یا آشکار از کانون آرمانی خود می‌پردازد. با این همه، به دلیل فقدان ارزش‌های بنیادی، از عوام بیشتر تأثیر می‌پذیرد و در هر محیطی ویژگی‌های محیط پیرامون خود را می‌پذیرد و عملاً پدیده‌ای گذراست.(2)
ریشه پوپولیسم
نظریه عوام‌گرایی فلسفی بر آرای «هربرت شیلر» و بر این فرض اولیه مبتنی است که عامه مردم را افرادی ناآگاه، منفعل و ضعیف می‌پندارد. تاریخچه آن را به اواسط سده نوزدهم و به جنبش‌های مختلفی که در سرزمین‌هایی مثل شوروی سابق به وقوع پیوسته است، می‌رسانند شاید در برابر عوام‌گرایی سیاسی این‌ها هیچ نباشند. (populis) به معني حکومت توده‌وار، يا مردم‌باور و... است که ريشه اين نوع تفکر در ميان روشنفکران تندرو روسيه، در دهه 1860 با ظهور نارودنیک‌ها (مردم‌باوران) پدید آمد. نارودنیک‌ها بر آن بودند که روسیه بی‌آنکه مرحله سرمایه‌داری را بگذراند می‌تواند مستقیم به سوسیالیسم برسد و اساس آن را می‌توان بر کومون‌های روستایی گذاشت. در دهه 1870 دانشجویان نارودنیک به روستا (میان مردم) رفتند تا تخم انقلاب را بپراکنند.(3)
نارودنیک‌ها یا جنبش «دوستان مردم» روسیه که از حمایت دهقانان خرده‌پای این کشور برخوردار بودند، برای به دست آوردن دو هدف سیاسی بارز، یعنی آزادی سیاسی برای توده مردم و گسترش مالکیت خصوصی بر روی زمین مبارزه می‌کردند. همزمان با این جنبش، جنبش پوپولیستی دیگری در غرب آمریکا در یک روند نهادی و سازمان یافته پدیدار شد. در سال 1892 میلادی حزب پوپولیست توانست چهار کرسی نمایندگی به دست آورد و کاندیدای ویژه‌ای برای رئیس‌جمهوری معرفی کند. در سال 1896 بود که این حزب در درون حزب دموکرات آمریکا ادغام شد و به عنوان یک بخش جداناپذیری از جنبش پیشرو این کشور به شمار آمد. از دیگر جنبش‌های مهم پوپولیستی می‌توان به جنبش موسوم به پرونیسم در اواسط دهه 1930 در آرژانتین، جنبش پوژادیسم و ژان ماری لوپن در فرانسه، جنبش موگنس کلیستروپ در دانمارک و... اشاره کرد.(4)
عوام‌گرایی در کشورهای مختلف
در قرن بیستم بیشتر جنبش‌های «عامه‌گرا» با جنبش‌های آمریکای لاتین و هند شناخته می‌شد اما از دهه 1980 به بعد این جنبش‌ها در کشورهای کانادا، ‌ایتالیا، هلند، اسکاندیناوی و ایالات متحده نیز درجاتی از موفقیت را به دست آورده است.
عوام‌گرایان در روسیه حزب آزادی و زمین را بنیان نهادند. عوام‌گرایی در آغاز به این اعتقاد اشاره داشت که انقلاب کار مردم است (که در روسیه معنای آن دهقانان بود) نه اقلیت مبارز انقلابی. در پایان قرن نوزدهم مارکسیست‌های روسیه که به عمل سازمانی و حزب پیشرو باور داشتند بر همه روش‌های انقلابی رقیبان غیر مارکسیست خود برچسب عوام‌گرایانه زدند و این عنوان به صورت تحقیرآمیز رواج یافت. از سال 1945 در روش کسانی چون سناتور جوزف مک کارتی و جورج والاس می‌توان توسل به پوپولیسم را یافت. ظهور چپ نو را نیز برخی با شور و شوق پیروزی جهانی عوام‌گرایی شمردند.
عوام‌گرایی را در جنبش‌های روستایی اروپای شرقی پیش از سال 1939 و نیز در فاشیسم و نازیسم و در بسیاری از جنبش‌های آزادی‌بخش جهان سوم می‌توان یافت.(5)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

تعریف اندیشه سیاسی اسلام
آنچه در شماره گذشته در مورد اندیشه سیاسی گفته شد و همچنین عمده تعاریفی كه تاكنون از اندیشه سیاسی ارائه شده، برآمده از گفتمان‌های غربی است كه یكی از ویژگی‌های مهم تعاریف اندیشه سیاسی، هنجاری و عملگرا بودن آن‌ها بود. این امر به نوبه خود اندیشه سیاسی را از فلسفه سیاسی كه به انتزاعی بودن و كشف حقیقت گرایش دارد، متمایز می‌ساخت. این وجه تمایز در اسلام چندان جایگاهی ندارد، چون در متون اولیه اسلامی و در سنت و سیره معصومین(ع) فقط علم معطوف به عمل ممدوح و مطلوب است و علمی كه به نوعی در عرصه عمل تأثیرگذار نباشد بیهوده تلقی شده یا گاهی تقبیح گردیده است، اگرچه سطوح مختلف بحث، یا رویكردها و رشته‌های مختلف علمی می‌تواند امر پذیرفته شده‌ای باشد. بنابراین، در یك وضعیت مطلوب، انتزاعی‌ترین علم در حوزه مطالعات سیاسی اسلام، باید هنجاری و معطوف به عمل بوده و در نهایت دغدغه حل مسائل جامعه را داشته باشد. به دلیل بالا شاید از یك طرف بتوان مجموع مطالعات سیاسی را در حوزه‌ها یا رشته‌های مختلف اسلامی در دامنه اندیشه سیاسی قرار داد، اما مشكل دیگری پیش می‌آید و آن اینكه نوع خاصی از مباحث سیاسی اسلامی، زیر هیچ‌كدام از حوزه‌های تعریف شده قرار نمی‌گیرند.
حوزه‌های مطالعاتی كه به طور مشخص از آنها نام برده می‌شود عبارتند از؛ فقه سیاسی، فلسفه سیاسی و كلام سیاسی. در حالی كه گونه‌ای از مباحث سیاسی می‌توان یافت كه جزء هیچ‌كدام از سه دسته اشاره‌شده نیستند و ما با تعیین شاخص‌هایی این مباحث را در دو حوزه «اندیشه سیاسی اسلام» و «اندیشه سیاسی در اسلام» جای می‌دهیم. در تعیین شاخص‌هایی برای شناخت آثار و متون سیاسی اسلامی، نمی‌توان نویسنده را معیار مطلق گرفت ـ اگرچه تا حدی معیار است ـ بلكه باید اصالت را به متن و اثر نوشته شده داد. فقه سیاسی را حتماً باید یك فقیه بنویسد، اما همان فقیه ممكن است یك مطلب سیاسی بنویسد كه به معنی دقیق فقه سیاسی نباشد. مثلاً كتاب‌های تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله نائینی و حكومت اسلامی امام خمینی(ره) را نمی‌توان یك متن فقهی چون جواهرالكلام و مكاسب یا فقه سیاسی به حساب آورد، در حالی كه به دست فقیه و در یك فضا و بستر اسلامی نوشته شده‌اند. همچنین بعید است بتوان این آثار را كلام سیاسی یا فلسفه سیاسی اسلام دانست، اما می‌توان آنها را در «اندیشه سیاسی اسلام» جای داد و البته نویسنده و پژوهشگر اندیشه سیاسی ضرورتاً لازم نیست فقیه یا فیلسوف باشد. براساس معیار بودن متن و اثر، هر كسی طبق شاخص‌های «اندیشه سیاسی اسلام» مطلب بنویسد، مطالب او در این حوزه جای می‌گیرد.
براساس مطالب گفته شده؛ «اندیشه سیاسی اسلام عبارت است از هرگونه بحث هنجاری منسجم مرتبط با قدرت و حكومت كه به قرآن و سنت، مستند» باشد ولی اندیشه سیاسی در اسلام، عبارت است از «هرگونه بحث درباره مباحث مسلمانان، كه مرتبط با قدرت و حكومت و مستند به قرآن و سنت باشد.»

 

صفحه 9 تاريخ

 

1-آسیب شناسی جنبش های ضد استعماری از ناحیه متحجران

2-از لابه لاى تاريخ

3-حكايت زمانه

4-امام(ره) در گذر زمان

5-مجالس شوراى اسلامى


آسیب‌شناسی جنبش‌های ضد استعماری از ناحیه متحجران
در مباحث گذشته به فهرستی از عناوین سیاست حیله‌گران استعمار در جداسازی‌ها میان مبارزان و انقلابیون اشاره كردیم و یادآور شدیم كه برخی از جنبش‌ها و قیام‌های ضد استعمار خارجی ندانسته و گاه حماقت‌گونه در زمین‌ دشمن بازی كرده‌اند و كشوران استعمارگر از شیوه عملكرد آنها به نفع خود بهره‌برداری كرده‌اند. كشورهای استعمارگر در راستای سیاست جداسازی از اهرم‌های درونی جنبش‌ها، انقلابات و گروه‌های مبارز ضد استبدادی و ضد استعماری استفاده كرده و می‌كنند و یكی از این اهرم‌ها كه كاربری بسیار قوی و شكننده داشته است «متحجران» هستند. آسیب‌رسانی و آسیب‌زدگی این جریان به مراتب از ضربات دشمن و كشورهای استعمارگر كاری‌تر است. شكنندگی این جریان تا حدی است كه پیامبر اسلام(ص) درباره آنها می‌فرماید: «دو طایفه هستند كه كمر مرا می‌شكنند؛ یكی عالم متهتك یعنی دانشمند بی‌آبرو و یكی جاهل متنسك یعنی عابد نادان، جاهل مقدس‌مآب.» این‌ها همان‌هایی هستند كه آب به آسیاب دشمن می‌ریزند و تاریخ مبارزات از همین ناحیه آسیب‌ها دید كه شاخص‌ترین نمونه آن حضرت علی(ع) بود كه با همین جریان درگیر شد و به شهادت رسید.
جریان تاریخی تحجر
جریان تحجر و جمود و خشك‌مغزی نه تنها در جهان اسلام و نه تنها در زمان حضرت علی(ع)، بلكه در هر جا كه اثری از تحول و دگرگونی و اصلاحی به چشم می‌خورد و هرجا شخصیتی صاحب فضیلت كمر به اصلاح جامعه بسته است، در مقابلش هیولای تحجرگرایی را مشاهده می‌كنیم كه صف‌آرایی كرده و هرجا انحراف و بدعت و التقاطی بروز كرده است، در ریشه‌یابی، به عنوان یكی از عوامل اصلی به جهل و جمود برخورد خواهیم كرد.
رهبر معظم انقلاب از جریان تحجر به عنوان بلای بزرگ و یكی از آسیب‌های پیش روی رهبری امام خمینی در دوران انقلاب اسلامی یاد می‌كنند و در این باره فرموده‌اند: «تحجر این است كه كسی كه می‌خواهد كار بزرگی با این عظمت [مانند رهبری انقلاب اسلامی و بنیانگذاری نظام جمهوری اسلامی و مبارزه با آمریكا ...] انجام بدهد نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه، لحظه زندگی یك ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یك وضعیت ایستا و بدون انعطاف حكم نماید و كار كند و پیش برود. این امكان‌پذیر نیست.» معظم‌له در ادامه بیانات خود درباره مفهوم تحجر عمیق بحث می‌كند و می‌فرماید: «معنای تحجر آن است كه كسی كه می‌خواهد از اسلام و فقه اسلام برای جامعه استفاده كند به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبیعی احكام و معارف اسلامی را در آن جایی كه قابل كشش است درك كند و برای نیاز یك ملت و یك نظام در یك كشوری كه نیاز لحظه به لحظه است نتواند علاج دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد. این بلای بزرگی است.» بسیاری از مبارزان و جنبش‌های ضد استعمار خارجی گرفتار همین بلا و دچار مشكل شدند. نمونه بارز آن را در ماجرای مصر امروز مشاهده كردیم كه امثال محمد مرسی، اخوان‌المسلمین، نیاز جامعه انقلابی مصر را به سرعت پاسخ داد و برای كشور استعمارگر ایجاد فرصت كرد و باقی ماجرا...
شعارهای به ظاهر انقلابی
همان‌طور كه كشورهای استعمارگر با شعارهای فریبنده با عنوان عمران و آبادانی، حفظ امنیت بین‌المللی و حقوق بشر، ملل مستضعف و محروم را به زیر سلطه استثمارگرانه خود می‌گیرند و جریان‌ها و گروهك‌های التقاطی وابسته به استعمار شعارهای جامعه بی‌طبقه مطرح می‌كنند كه به اغراض سیاسی خودشان دست یابند، به گونه‌ای كه مارقین و خوارج در برابر حضرت علی(ع) شعار لاحكم الا لله برای نفی حكومت الهی امیر‌المومنین سر می‌دادند و امام خمینی در مبارزات خود از جریان تحجر سال‌ها خون و دل خوردند و در سال‌های آخر در پیامی از راز دل پر دردشان پرده برداشتند و فرمودند: «هر كس صد درصد معتقد به مبارزه بود زیر فشار و تهدیدهای مقدس‌نماها از میدان به در می‌رفت، ترویج تفكر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانك ایستاد و اینكه ما مكلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب مقتولین را چه كسی می‌دهد و از همه شكننده‌تر، شعار گمراه‌كننده حكومت قبل از ظهور امام زمان(علیه‌السلام) باطل است و هزاران ان قلت دیگر جان‌فرسایی بودند كه نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت.» در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود، بلكه علاوه بر آن از جبهه داخل، جبهه خودی گلوله حیله و مقدس‌نمایان بودند، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود كه هزاران بار بیشتر از باروت سر جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید...»
در واقع با شعارهای زیبا در داخل جریان مبارزه، به نفع پایگاه روانی دشمن عمل می‌كنند و به این آسیب بسیاری از جنبش‌ها و نهضت‌ها و انقلابات ضد استعماری دچار شدند و همین جریان، مبارزه را به كام استعمارگران شیرین كردند و مبارزان را مجبور به سكوت یا منفعل می‌كنند. آسیب‌های این چنینی برای شكست نهضت‌ها و جنبش‌ها در تاریخ معاصر جهان كارآیی داشته است و خطر آن شاید از هر خطری بیشتر باشد.
نفی مبارزه
متحجران در روند مبارزه همراه با شاخص‌هایی حركت كرده‌اند كه با خواسته‌های كشورهای استعمارگر همسویی داشته است كه ذكر آن فهرست بلندبالایی می‌شود كه مهم‌ترین آنها در ادامه ارائه می‌شود:
1ـ از امام و رهبری پیشی گرفتن؛ به عبارتی كاسه داغ‌تر از آش شدن
2ـ برخورداری از غرور و تكبر جاهلانه و خودشان را اعلم و اتقای مردم دانستن
3ـ تمسك به ظاهر اسلام و شكل و پوسته را در مقابل محتوا قرار دادن
4ـ تعصب جاهلانه نسبت به چیزی و سرسختانه از آن دفاع كردن
5ـ جدا كردن تعقل از تدین و دین از سیاست و از یك زاویه به مسائل اسلام نگریستن
6ـ در آرزوی تحقق اسلام منهای نظام امامت بودن و مخالف ولایت فقیه شدن
7ـ پافشاری بر انجام فریضه امر به معروف و نهی از منكر بدون بصیرت و درك زمان
8ـ ساده‌اندیشی كه همواره نفوذی‌ها از آن استفاده كرده‌اند و آلت دست شدن عناصر شیطان‌صفت بی مزد و مواجب
9ـ رفتار خشن و تعصب‌آور و بدبین كردن مردم به دین و مبارزه كه در نهایت جریان تفرقه و اختلافات را دامن می‌زند
10ـ افراط در عبادت بدون بصیرت و آگاهی و مطالعه درست و از طرفی با فشار انتظار حل مشكلات را در زودهنگام دارند
11ـ حساسیت نشان دادن روی مسائل جزیی و فرعی و فراموش كردن با غفلت كردن از اصول
12ـ عقب‌ماندن از حركت زمان و داشتن حالت ایستایی و در جا زدن و كوركورانه مخالفت كردن با هر پدیده جدید
13ـ ذهنیت كلی‌گرایی و مطلق‌اندیشی داشتن و راه‌های عملی و فكر برنامه‌ریزی نداشتن، گرفتار شدن به طرح‌های بالبداهه بدون پشتوانه علمی و فكری
14ـ موضع‌گیری‌های جاهلانه در مقابل افراد خدمتگزار و مؤمن و اتهام زدن با انواع برچسب‌ها و ترك كردن صحنه در موقعیت‌های دشوار و تعیین‌كننده
15ـ بالاخره مانع شدن و یا ایجاد مانع بر سر راه مبارزه و حركت پیشرونده نیروهای مبارز و به عبارتی به خود مشغول كردن
با این شاخص‌ها جریان متحجر روند مبارزه را به نفی مبارزه مبدل می‌گرداند. روشن است هركدام از این شاخص‌ها به بحث‌های تفصیلی با ذكر مصادیق نیاز دارد، اما ظرفیت این مختصر اجازه نمی‌دهد.
قرار دادن رهبری مبارزه در تنگنا
متحجران با روحیات و خصوصیات خشن و تعصب‌گونه‌ای كه دارند در ادامه مبارزه تا یك جاهایی پیش می‌روند و تا آخر همراه نیستند و در مقابل رهبری مبارزه با موضع‌گیری تند و با بی‌ادبی از خود مقاومت نشان می‌دهند. آن‌ها در این موضوع با جریان‌های دیگری مانند روشنفكران، غرب‌زدگان، خودباختگان وجه مشترك دارند.
امام خمینی(ره) در كتاب ولایت‌فقیه خود به این موضوع اشاره دارد و با ذكر خاطره‌ای خطر و آسیب آنها را یادآور شده و می‌نویسند: «روزی مرحوم آقای بروجردی، مرحوم آقای حجت، مرحوم آقای صدر، مرحوم آقای خوانساری (رضوان‌الله‌علیهم) برای مذاكره در یك امر سیاسی در منزل ما جمع شده بودند. به آنان عرض كردم كه شما قبل از هر كار تكلیف این مقدس‌نماها را روشن كنید، با وجود آنها مثل این است كه دشمن به شما حمله كرده و یك نفر هم محكم دست‌های شما را گرفته باشد... امروز جامعه مسلمین طوری شده است كه مقدسین ساختگی جلوی نفوذ اسلام و مسلمین را می‌گیرند و به اسم اسلام، به اسلام صدمه می‌زنند، ریشه این جماعت كه در جامعه وجود دارد در حوزه‌های روحانیت است، در حوزه‌های نجف و قم و مشهد و دیگر حوزه‌ها، افرادی هستند كه روحیه مقدس‌نمایی دارند و از اینجا روحیه و افكار سوء خود را به نام اسلام در جامعه سرایت می‌دهند، این‌ها هستند كه اگر یك نفر پیدا شود بگوید بیایید زنده باشید بیایید نگذارید ما زیر پرچم دیگران زندگی كنیم، نگذارید انگلیس و آمریكا این قدر به ما تحمیل كنند، نگذارید اسرائیل این‌طور مسلمانان را فلج كند، با او مخالفت می‌كنند.»
استاد شهید مطهری در رابطه با تأثیر منفی و آسیب و ضربه‌ای كه به مبارزه در دنیای اسلام وارد شده فریادگرانه می‌فرماید: «اگر می‌خواهید بفهمید جمود [تحجرگرایی] با دنیای اسلام چه كرده است همین موضوع را در نظر بگیرید كه علی‌بن ابی‌طالب(ع) را چی كشت؟ یك وقت می‌گوییم علی را كی كشت؟ و یك وقت می‌گوییم علی را چی كشت؟ اگر بگوییم علی را كی كشت، البته عبدالرحمن ابن‌ملجم، و اگر بگوییم علی را چی كشت؟ باید بگوییم جمود و خشك‌مغزی و خشكه مقدسی.»
جریان تحجر در تمام مذاهب اسلامی و غیر اسلامی وجود دارد. اما شاخص‌ترین نماد این جریان امروز به نام سلفی‌گری مطرح است كه ضربه و آسیب سنگینی بر نهضت‌های جهانی اسلام وارد می‌كند كه مستقلاً در مباحث بعدی به آن می‌پردازیم.


از لابه لاي تاريخ

شاه پهلوي و مرگ هويدا
فريدون هويدا در كتاب «سقوط شاه» مي‌نويسد: «ازهاري بلافاصله بعد از آنكه ابلاغ نخست‌وزيري خود را از شاه دريافت كرد، محرمانه با اردشير زاهدي و قره‌باغي (رئيس جديد ستاد ارتش) به گفت‌وگو نشست و آن‌طور كه بعداً به من خبر دادند، طي اين جلسه، اردشير زاهدي توانست ازهاري را مجاب كند كه براي كاستن از شدت حملات مردم به شخص شاه بهتر است عده‌اي از مقامات كشور دستگير و زنداني شوند. بعد هم كه بر سر اصل مسئله توافق كردند، فهرستي از اشخاص مورد نظر تهيه ديدند كه نام برادرم نيز در آن وجود داشت. قصد اين بود كه تقصير تمام اعمال رژيم را به گردن اين افراد بيندازند و آنگاه به اميد زدودن لكه‌هاي بدنامي شاه، دست به محاكمه و مجازات سريع بازداشت‌شده‌ها بزنند. فرداي آن روز ازهاري موافقت شاه را با اجراي اين نقشه به دست آورد و سپس در روز 7 نوامبر [16 آبان] اعلام كرد كه 14 نفر و از جمله «نصيري» (رئيس سابق ساواك) به جرم سوءاستفاده از قدرت و اشاعه فساد دستگير شده‌اند. روز 8 نوامبر نيز ازهاري با موافقت شاه دست به بازداشت اميرعباس زد...
بعد از بازداشت اميرعباس شايع شد كه شاه و ملكه از برادرم خواسته‌اند خود را در همه زمينه‌ها مقصر جلوه دهد، تا با اين كار رژيم سلطنتي از خطر نجات يابد. گرچه من به صحت چنين شايعه‌اي آن قدرها اعتقاد ندارم ولي مطمئنم كه رژيم در به در دنبال كسي مي‌گشت تا او را سپر بلاي خود قرار دهد و در اين مورد نيز به گفته‌هاي شاه استناد مي‌كنم، كه او سه هفته پس از كشته شدن برادرم، طي مصاحبه با روزنامه لوموند (مورخ 27 آوريل 1979) درباره‌اش چنين اظهارنظر كرد:
«... موقعي كه ليست افراد مورد نظر ـ براي كسب اجازه بازداشت آنها ـ به من ارائه شد، در مورد همه جز هويدا موافقت كردم و همان روز 7 نوامبر [16 آبان] پس از آنكه هويدا را به كاخ فراخواندم، مسائل را بي‌پرده با او در ميان نهادم، و چون احساس مي‌كردم كه جانش در خطر است، از وي خواستم تا چنانچه مايل است بدون فوت وقت با يك هواپيماي خصوصي از ايران خارج شود. هويدا صحبت‌هاي مرا تا آخر گوش داد و سپس گفت: «هيچ دليلي ندارد كه بخواهم از ايران فرار كنم، چون خود را اصلاً مقصر نمي‌‌دانم و اگر هم شما به سهم‌ خود راهي جز بازداشت من نداريد، خواهش مي‌كنم حتماً اين كار را انجام دهيد...» من هم البته انتظار جواب ديگري جز اين از هويدا نداشتم. چون مي‌دانستم او هيچ‌گاه شانه از زير بار مسئوليت خالي نكرده و روي هم رفته شخصي بود كه نمي‌شد هيچ اتهامي را به وي نسبت داد...»
گفته شاه درباره اينكه به برادرم پيشنهاد خروج از كشور داده بود، هرگز برايم قابل قبول نيست و آن را صرفاً نوعي «توهم شاهانه» تلقي مي‌كنم. چون با استناد به اظهار نظر خود او در روزنامه لوموند، بايد بگويم: چنانچه شاه اطمينان داشت كه «هيچ اتهامي به هويدا نمي‌چسبد» پس چرا حكم بازداشت او را صادر كرد؟ آيا اين اقدام شاه به خاطر هدفي جز استفاده از برادرم به عنوان سپر بلا بوده است؟ و اگر احساس مي‌كرده كه «جان هويدا در خطر است» آيا دليل ديگري جز آگاهي از نقشه اردشير زاهدي براي كشتن برادرم داشته؟»


حكايت زمانه

آيت‌الله كاشاني: اعلام جهاد خواهم كرد!
مروری بر قیام تاریخی 30 تیرماه 1331 با محوریت آیت‌الله كاشانی
قيام سي تير 1331 نقطه عطفي در مبارزات نهضت ملي شدن صنعت نفت، يكي از جنبش‌هاي اصيل سياسي ـ اجتماعي تاريخ معاصر ايران و اوج تجلي اراده مستقيم مردم در تأسيس دولت مبتني بر خواست ملت بود. اين قيام يك سال و چهار ماه پس از به ثمر نشستن نهضت ملي صنعت نفت رخ داد.
پس از برگزاري انتخابات دوره هفدهم و افتتاح مجلس شوراي ملي و بازگشت دكتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحه مبارزات نهضت ملي شدن نفت‌، با وجود اظهار تمايل اكثريت نمايندگان مجلس جديد به نخست‌وزيري مجدد دكتر مصدق‌، ناگهان وي از سمت خود استعفا داد. علت اين امر كارشكني‌هاي اقليت مجلس‌، تحت رهبري سيدحسن امامي‌؛ عدم ابراز تمايل مجلس سنا به زمامداري دكتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختيارات بيشتر براي نخست‌وزير بود. سيدحسن امامي با اكثريت آرا توانست به‌عنوان رئيس مجلس شوراي ملي انتخاب شود. براساس سنت پارلماني‌، پس از انتخاب هيئت رئيسه مجلس‌، نخست‌وزير قبلي مي‌بايست از سمت خود كناره‌گيري كند تا مجلس جديد رأي تمايل خود را در حفظ دولت قبلي يا معرفي دولت جديد اعلام دارد. با وجود مخالفت جمعي از نمايندگان‌، اكثريت مجلس يعني 52 نفر از 65 نفر نماينده حاضر در جلسه‌، در روز پانزدهم تيرماه 1331 به نخست‌وزيري دكتر محمد مصدق اظهار تمايل كردند، اما روز بعد، مجلس سنا ابراز تمايل خود را به ارائه برنامه‌هاي دولت و ملاحظه و بررسي آن برنامه‌ها موكول كرد.
دكتر مصدق روز شانزدهم تير به دليل عدم اظهار تمايل مجلس سنا از قبول پست نخست‌وزيري خودداري كرد. روز هجدهم تير از ميان نمايندگان حاضر در مجلس سنا تنها 14 نفر به زمامداري دكتر مصدق ابراز تمايل كردند. آيت‌الله كاشاني در واكنش به مخالفت مجلس سنا در تأیيد ادامه زمامداري دكتر مصدق‌، اعلاميه شديداللحني صادر كرد. از طرف احزاب‌، گروه‌ها، اصناف‌، پيشه‌وران و بازاريان نيز تلگراف‌ها و نامه‌هاي فراواني در حمايت از مصدق به مركز ارسال شد.
تحت فشار گروه‌هاي سياسي و درخواست‌هاي مكرر مردم و اظهار تمايل مجلس شوراي ملي‌، شاه با وجود مخالفت مجلس سنا، فرمان نخست‌وزيري دكتر مصدق را صادر كرد. مصدق اين بار اعطاي اختيارات شش ماهه و درخواست مقام وزارت جنگ را پيش‌شرط پذيرش مقام نخست‌وزيري قرار داد. شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخست‌وزير امتناع كرد و دكتر مصدق استعفا داد. وي طي نامه‌اي در 25 تير به شاه نوشت‌: «چون در نتيجه تجربياتي كه در دولت سابق به دست آمده پيشرفت كار در اين موقع حساس ايجاب مي‌كند كه پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده‌دار شود و اين كار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است كه دولت آينده را كسي تشكيل دهد كه كاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا كند. با وضع فعلي ممكن نيست مبارزاتي را كه ملت ايران شروع كرده است پيروزمندانه خاتمه دهد.»
پس از استعفاي دكتر مصدق‌، در جلسه غيرعلني‌، اكثريت مجلس به زمامداري احمد قوام ابراز تمايل كرد و شاه فرمان نخست‌وزيري او را صادر نمود. قوام نيز در روز بيست‌وهفتم تير اعلاميه شديداللحني با عنوان «كشتيبان را سياستي دگر آمد» صادر كرد كه از راديو پخش شد.
وي در اعلاميه خود پس از ادعاها و وعده‌هاي بسيار‌، مخالفان خود يعني مردم را چنين تهديد كرد: «.... من با اتكای شما و نمايندگان شما اين مقام را قبول كرده‌ام و هدف نهایي‌ام رفاه و سعادت شماست‌. سوگند ياد مي‌كنم كه شما را خوشبخت خواهم كرد. بگذاريد من با فراغ بال شروع به كار كنم‌. واي به حال كساني كه در اقدامات مصلحانه من اخلال كنند و در راهي كه در پيش دارم مانع بتراشند يا نظم عمومي را به هم بزنند. اينگونه آشوبگران با شديدترين عكس‌العمل از طرف من روبه‌رو خواهند شد و چنانكه درگذشته نشان داده‌ام بدون ملاحظه از احدي و بدون توجه به مقام و موقعيت مخالفين‌، كيفر اعمال‌شان را در كنارشان مي‌گذارم‌. حتي ممكن است تا جایي [پیش] بروم كه با تصويب اكثريت پارلمان دست به تشكيل محاكم انقلابي زده‌، روزي صدها تبهكار را از هر طبقه به موجب حكم خشك و بي‌شفقت قانون قرين تيره‌روزي سازم‌. به عموم اخطار مي‌كنم كه دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواهي حكومت فرا رسيده است‌. كشتيبان را سياستي دگر آمد...»
در اين هنگام آيت‌الله كاشاني به مخالفت شديد با حكومت قوام پرداخت و مردم را به مبارزه دعوت كرد. آيت‌الله كاشاني طي اعلاميه‌اي خطاب به قوام چنين گفت‌: «احمد قوام بايد بداند در سرزميني كه مردم رنج‌ديده آن پس از سال‌ها رنج و تعب شانه از زير بار ديكتاتوري بيرون كشيده‌اند، نبايد اختناق افكار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دسته‌جمعي تهديد نمايد. من صريحاً مي‌گويم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد كمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماري ثابت كنند تلاش آنان در به دست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچ‌يك از بيگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمايش شده‌، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاري كه ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود به‌دست آورده است‌، مبدل به ذلت و سرشكستگي شود.»
آيت‌الله كاشاني سپس در مصاحبه‌ با خبرنگاران داخلي و خارجي صراحتاً اعلام كرد: «اگر قوام ظرف 48 ساعت نرود اعلام جهاد خواهم كرد و شخصاً كفن‌پوشيده پيشاپيش مردم به مبارزه خواهم پرداخت‌.» پس از اين موضع‌گيري قاطع آيت‌الله كاشاني و تعطيل بازار و مغازه‌ها، مردم روز 30 تير به خيابان‌ها آمدند و خواستار سرنگوني قوام شدند.
دولت براي مقابله با مخالفت‌هاي مردمي دستورهای اكيدي به نيروهاي شهرباني و ارتش صادر كرد.
در اين روز نيروهاي انتظامي و نظامي‌، مردم را به گلوله بستند و عده‌اي را به شهادت رساندند. سرلشكر وثوق فرمانده ژاندارمري نيز كفن‌پوشان باختران، همدان و قزوين را در كاروانسرا سنگي به گلوله بست و از حركت آنان به تهران جلوگيري كرد.
نمايندگان دولت و شاه با عجله به ملاقات آيت‌الله كاشاني رفتند تا ايشان را به آرام كردن مردم راضي كنند. اما وي با صراحت درخواست آنان را رد كرد. شاه كه موقعيت خويش را در خطر مي‌ديد دولت قوام را در غروب روز سي تير بركنار كرد و در همان روز شاه مجبور به صدور فرمان نخست‌وزيري مصدق در سي‌ويكم تير شد.


امام در گذر زمان 155

پس از اقامه نماز
پس از اقامه نماز شخصیت‌ها در محاصره جمعیت عزادار قرار گرفته بودند، فشار جمعیت، هجوم مردم همراه با ابراز احساسات، گرمای هوا و... تمام برنامه‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده بود. اراده‌ها در اختیار فشار موج جمعیت قرار گرفته بود كه به هر سمت و سو می‌رفت. در این میان مرحوم حاج سیداحمد آقا خمینی و آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی باید از حلقه محاصره جمعیت خارج می‌شدند. با وجود اینكه مسیر شخصیت‌ها را به طور متفرق از یكدیگر جدا كرده بودند حفاظت آنها بسیار سخت و دشوار شده بود مثلاً در این گیر و دار معلوم نبود آیت‌الله صافی كجاست؟ و آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی نگران ایشان بودند. با برقراری ارتباط از طریق بی‌سیم اطلاع داده شد كه ایشان به یكی از پاسگاه‌های نیروی انتظامی منتقل شده‌اند. فشار جمعیت اجازه نمی‌داد كه آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی سوار ماشین شوند، به طوری كه چند بار عصای ایشان از دست‌شان می‌افتد، كفش‌های‌شان از پای‌شان در می‌‌آید، عمامه از سرشان می‌افتد. با مشكلات این چنینی ایشان به یك محوطه باز در مصلا وارد می‌شوند، اما بار دیگر در فشار حلقه محاصره احساسات مردم قرار می‌گیرند، به طوری كه با سختی وسیله نقلیه‌ای متعلق به كمیته انقلاب اسلامی كه در گوشه‌ای پارك شده بود به كار گرفته می‌شود. حاج حسین سلیمانی در خاطراتش می‌گوید: «با هر مكافات سختی كه بود پیش رفتیم و به ماشین رسیدیم، راننده ماشین معلوم نبود كجاست؟ او را صدا كردیم، قدری بعد راننده پیدا شد و در ماشین را باز كرد. آقای گلپایگانی را سوار كردیم. ظاهراً آقا جواد [پسر آیت‌الله گلپایگانی] خود را به ما رساند و سوار شدند. به راننده ماشین گفتیم حركت كند، خودرو كمیته با هزار زحمت از جا كنده شد و از لابه‌لای جمعیت خارج شد و خودش را به خیابان رساند. برخلاف مسیر جمعیت بی‌هدف در عباس‌آباد تهران و خیابان شهید بهشتی می‌راندیم، در آن منطقه دنبال خانه‌ای بودم كه درش باز باشد و آیت‌الله گلپایگانی در آن نفسی تازه و استراحت كنند. ما هم بلكه برویم ماشین خودمان را بیاوریم. در هیچ خانه‌ای باز نبود. به نظر می‌رسید كه همه مردم در خیابان هستند. قدری پیش رفتیم و در نهایت دیدیم مقابل خانه‌ای، پیرمردی كه ظاهراً دستش شكسته بود روی صندلی نشسته است و پیرزنی در كنار اوست، ماشین را در كناری پارك كردیم. آیت‌الله گلپایگانی را به آن دو كهن‌سال معرفی كردیم. با اشتیاق و روی گشاده ما را به درون خانه‌شان راهنمایی كردند. با آنكه برای‌شان سخت بود فرشی در حیاط پهن كردند آقای گلپایگانی روی آن نشستند، بعد برای ما شیر و هندوانه و آب خنك آوردند و پذیرایی مفصلی كردند. خودشان هم خوشحال بودند. فرزندان آقای گلپایگانی (آقا باقر و آقا جواد) به همراه چند تن از نیروهای حفاظتی نزد آقای گلپایگانی ماندند. بنده دوباره به مصلا بازگشتم تا ماشین ضد گلوله امام را با خود بیاورم، با زحمت بسیار ماشین را به محل استقرار آیت‌الله گلپایگانی آوردم تا ایشان و همراهان‌شان را به قم رساندم و غروب به بهشت زهرا(س) بازگشتم.»


مجالس شوراي اسلامي 42

ائتلاف جريان راست در انتخابات مجلس ششم
نيروهاي همفكر در جريان راست در انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي تحت عنوان ائتلاف پيروان خط امام و رهبري پا به صحنه انتخابات گذاشت و نامزدهاي زير را به مردم تهران معرفي كرد: اكبر هاشمي‌ رفسنجاني، عباس شيباني، حسن روحاني، محمدعلي موحدي‌كرماني، محسن مجتهدشبستري، محمدرضا باهنر، سيدرضا تقوي، سيدمرتضي نبوي، محسن رضايي، احمد توكلي، سيدرضا اكرمي، علي عباسپور تهراني، مرضيه وحيد دستجردي، منيره نوبخت، نفيسه فياض‌بخش، فاطمه رهبر، محمدجواد اردشير لاريجاني، حسن غفوري‌فرد، سيدعلي‌اكبر حسيني، غلامعلي حدادعادل، سيدمحمد جهرمي، سيدعباس قائم‌مقامي، محمود احمدي‌نژاد، غلامحسين الهام، رضا رهگذر، داوود دانش‌جعفري، يحيي آل‌اسحاق، سيدشهاب‌الدين صدر، سيدعليرضا مرندي و علي موحدي‌ساوجی.
ائتلاف خط امام و رهبري با شعار «مجلس ششم، تفاهم و حل مشكلات مردم» قدم در صحنه رقابت نهاد.
جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي از جمله تشكل‌هاي فعال سياسي بود كه با وجود همفكري‌هاي فراواني كه با جناح منتقد داشت در انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي سعي كرد كه با معرفي برخي از نامزدهاي وابسته به طيف چپ نظير محتشمي‌پور و كروبي تفاوت سلايق سياسي خود با ائتلاف گروه‌هاي خط امام و رهبري را آشكار كند.
فهرست نامزدهاي جمعيت ايثارگران عبارت بودند از:‌ اكبر هاشمي ‌رفسنجاني، محمدعلي موحدي‌كرماني، محسن مجتهدشبستري، مهدي كروبي، علي‌اكبر محتشمي‌پور، محمدرضا باهنر، مرتضي نبوي، محسن رضايي، سيدرضا تقوي، علي موحدي ‌ساوجي، مرضيه وحيد دستجردي، نفيسه فياض‌بخش، منيره نوبخت، مهريه سويزي، محمدجواد لاريجاني، احمد توكلي، حسن غفوري‌فرد، عباس شيباني، حسين فدايي، عبدالحسين روح‌الاميني، سيدعلي‌رضا مرندي، غلامعلي حداد‌عادل، علي عباسپور، داوود دانش‌جعفري، محمدرضا رهگذر، شهاب‌الدين صدر، خوشبختيان و غلامحسين الهام.
حزب تمدن اسلامي نیز با شعار «توسعه همه‌جانبه، مديريت پربار، دفاع از ارزش‌ها و نشاط ملي» براي شركت در انتخابات اعلام حضور كرد و فهرست نامزدهاي خود را به شرح زیر انتشار داد:
هاشمي رفسنجاني، مرضيه حديده‌چي، وحيد دستجردي، فاطمه رمضان‌زاده، پيشگاهي فرد، آل‌اسحاق، ابوترابي، احمدي‌نژاد، الهام، حدادعادل، روحاني، سرحدي‌زاده، رهگذر، محسن رضايي، حسين سرافراز، محمدهاشم رهبري، شيباني، محمدحسن شيرازي، كروبي، شبستري، محتشمي‌پور، صدر، عباسپور، غفوري‌فرد، حسن فرجي، مرندي، موحدي كرماني، موحدي ساوجي، مرتضي نبوي و منصور واعظي.
«چكاد آزادانديشان» نیز از ديگر گروه‌هاي همگام با جريان راست بود كه داوطلبان نمايندگي زير حمايت خود را اعلام كرد. شعار ستاد انتخاباتي حزب اعتدال و توسعه اين عبارت بود: «مي‌خواهم شاد، سرفراز، مهربان، اميدوار و آرام زندگي كنم».
دوري از بازي‌هاي جناحي و فراجناحي نگريستن به مسائل عمومي كشور از جمله شعارهاي اين تشكل بود و با همين اهداف اقدام به معرفي نامزدهاي خود كرد: هاشمي رفسنجاني، روحاني، كروبي، موحدي‌كرماني، دعايي، سيدرضا اكرمي، اشرفي اصفهاني، قائم‌مقامي، پيشگاهي فرد، جلودارزاده، شيباني، غرضي، جهرمي، محجوب، آل‌اسحاق، محمدهاشم رهبري، لاريجاني، رهبري املشي، حداد عادل،‌ عباسپور و رهگذر از جمله نامزدهاي مورد حمايت حزب اعتدال و توسعه بودند.
ارزيابي فهرست‌هاي منتشر شده احزاب و گروه‌هاي سياسي منتقد دولت و نامزدهاي معرفي شده تشكل‌هاي ياد شده نشان مي‌داد كه بسياري از اين نيروها تمايل چنداني به ادامه شيوه‌هاي سنتي طيف راست نداشتند و براي پيشبرد اهداف و برنامه‌هاي خود درصدد بودند تا روش‌هاي جديدي را بيازمايند و در اين راستا با بهره‌گيري از نيروهاي جوان‌تر بيش از گذشته تخصص‌گرايي را مورد توجه قرار دهند.

 

صفحه 10  گزارش ویژه

 

1-بررسی ظهور و بروز جریان سلفی در كشورهای اسلامی : سلفیگری تكفیری مشكل بزرگ جهان اسلام

2-بررسی وضعیت نگران كننده كاهش رشد جمعیت : راهکارهای افزایش جمعیت


بررسی ظهور و بروز جریان سلفی در كشورهای اسلامی
سلفی‌گری تكفیری مشكل بزرگ جهان اسلام(۱)
سلفی‎ها جریاناتی به‌ظاهر اسلام‌گرا هستند كه روایات خود را به طور مستقیم از احمدبن‌حنبل (متولد 241)، احمدبن‌تیمیه (متولد 728)، ابن‌القیم‌الجوزیه (متولد 751) و محمدبن عبدالوهاب تمیمی نجدی (متولد 1206-1115) می‎گیرند. سلفیه پس از محمدبن عبدالوهاب به صورت یك شكل و ساختار سیاسی درآمد و هم‌پیمانی وی با محمدبن سعود پایه‌گذار حاكمیت آل‌سعود در عربستان به این روند سرعت بخشید. پیوند میان علما و حاكمان سعودی گرچه دچار تغییر و تحول شده است و شیوخ وهابی از برخی اختیارات خود از جمله بازداشت و امر قضا بازماندند، اما در عین حال هنوز هم از وضعیت و جایگاه خوبی در نظام سیاسی سعودی برخوردار هستند. علاوه بر سرزمین حجاز، مصر نیز از تغییر و تحولات عقیدتی بركنار نماند و سلفی‌های این كشور با اقدامات و فعالیت‎های حسن البناء و جنبش اخوان‌المسلمین، سیر جدیدی در آموزه‌های عقیدتی اهل سنت تجربه كردند و باب‌های جدیدی برای این گروه جهت گشودن روزنه‎های محدود اجتهاد باز شد. اما با مرگ زودهنگام حسن البناء جنبش اخوان‌المسلمین تحت‌تأثیر اندیشه‎های دو شخصیت، به نام‎های ابوالاعلی مودودی و سیدقطب قرار گرفت و آن‌ها ضمن تثبیت روش پایبندی به متون دینی بر اساس دیدگاه‌های خاص فقهی خود، دیدگاه تكفیر را پی‌ریزی كردند.
سیدقطب كه تحت‌تأثیر اندیشه‌های ابن‌قیم جوزی در خصوص رفتار با اهل كتاب بود این اعتقاد را داشت كه اهل كتاب تا زمانی كه جزیه پرداخت می‌كنند، می‌توانند در سرزمین‌های اسلامی با آرامش زندگی كنند در غیر این صورت مسلمانان باید با آنان به جهاد بپردازند. حمایت عربستان و كشورهای حاشیه‌ای خلیج‌فارس هماهنگی فراوانی میان سلفیون سنتی و جنبش اخوان‎المسلمین ایجاد كرد. از سویی دیگر دیدگاه ضدسوسیالیسم سلفیون جدید به خصوص در جریان جنگ‎های نیروهای جهادی افغانستان با شوروی مورد توجه شیوخ وهابی عربستان قرار گرفت.
رشد جریان تكفیری
در نهایت سلفیه به ظاهر با اعلام تشكیل جبهه جهانی اسلام برای جهاد با یهودیان و صلیبی‎ها به رهبری «بن‎لادن» عربستانی و «ظواهری» مصری بیش از پیش توجه به گرایش‎های مبارزاتی را مورد توجه خود قرار داد. بی‌تردید حادثه 11 سپتامبر نقطه عطف در تاریخ تحولات معاصر است. جریان اسلام سلفی كه پس از عربستان سعودی در قالب جنگجویان طالبانی ظاهر شده بود منافع بسیاری از كشورهای منطقه را به خطر انداخت. قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوی و برداشت‌های ظاهری از آیات قرآن، طالبان را بر آن داشت كه حتی برای مخالفان فكری و سیاسی خود نیز تعیین تكلیف كنند و رسالتی فراتر از قد و اندازه خود در نظر بگیرند. این جریان فكری خود را در محدوده جغرافیایی افغانستان محدود نكرد، بلكه برای خود مسئولیت اشاعه تعالیم اسلام مبتنی بر قرائت سلفی به سایر كشورهای منطقه را در نظر گرفته بود. این گروه ضمن اختلاف‌نظر با سایر گروه‌های سنی، سرسختانه نسبت به شیعیان كینه می‌ورزید و به همین دلیل به مراتب سیاستی خشن در قبال آنان به كار برد. حوادث 11 سپتامبر سبب ارتقای جایگاه راهبردی گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی و محوریت قرار گرفتن تفكر القاعده شد. چنین پدیده‌ای از زمان پیدایش، عمدتاً از سوی تفكر راهبردی كاخ سفید مورد حمایت قرار گرفت، اما بعدها با توجه به اصطكاك منافع آنان در منطقه، نزاع عمیقی میان آنان در گرفت و در نهایت سبب تهاجم نظامی آمریكا به افغانستان شد.
علاوه بر افغانستان، یكی دیگر از مراكز رشد سلفی‌گری، لبنان است. جریان سلفی شام در دمشق توسط «ناصرالدین الالبانی» ظهور كرد. تفكر سلفی در اواخر دهه 50 به وسیله تعدادی از طلاب مراكز دینی عربستان به لبنان راه یافت. مهم‎ترین این افراد شیخ «سالم الشهال» و شیخ «عبدالرزاق الزغبی» بودند. این دو نفر طرابلس را به مركز گسترش و ترویج تفكر سلفی در تمام مناطق لبنان تبدیل كردند. فعالیت سلفی‎ها در لبنان از طرابلس شروع شد. از سال 1977 سلفیه به نحو چشمگیری از سوی افرادی كه محورشان شیخ سالم الشهال بود، فعال شد. در سال 1981 به صورت تشكیلات منظم و سازمان یافته، فعالیت خود را شروع و جمعیت «نواه الجیش اسلامی» را بنیان‌گذاری كردند. این تشكیلات در كنار سایر تشكیلات و نیروهای اسلامی سنی كه عرصه را تحت سیطره خود داشتند از جمله جنبش توحید اسلامی یا جماعت اسلامی حضور كم‌رنگی داشتند. با فروپاشی جنبش توحید اسلامی پس از حوادث طرابلس در سال 1985 سلفی‌ها امكان توسعه و گسترش بیشتری یافتند و توانستند ویژگی‎های عقیدتی خود را به عنوان یك جماعت مستقل ابراز كنند. حضور آنان به‌طور متمركز و قوی در طرابلس و برخی مناطق شمال از جمله عكار و الضنیه به چشم می‎خورد. در كل، مناطق شمال به علت استقرار اكثر شخصیت‎ها و مؤسسات سلفی لبنانی برای سلفی‎ها اهمیت خاص دارد. در اواسط دهه 90 جنبش سلفیه دستخوش بحران‎ها و حوادث تعیین‌كننده‌ای شد كه به تضعیف فعالیت آن انجامید، زیرا دستگاه امنیتی لبنان به علت بمب‌گذاری‎ها و جنایات و ترورهایی كه پیروان این جنبش مرتكب می‎شدند آن‌ها را تحت فشار قرار داد. پس از وقوع حوادث 11 سپتامبر در سال 2001 فشارهای امنیتی بر گروه‎های سلفی تشدید شد. با بررسی پراكندگی جمعیت‌ها، مدارس و مراكز آموزشی و دینی سلفیه و نیز ساخت مساجد در روستاهای فقیر و استفاده از این مساجد برای تبلیغ فرقه سلفیه می‎توان به روند گسترش چشمگیر سلفی‎ها در شمال لبنان پی برد. حجم رشد و گسترش سلفیه در این مناطق را می‎توان با انجام مقایسه‎ای ساده دریافت. برای نمونه از مجموع هفتاد مسجد در شهر طرابلس، 16 مسجد متعلق به سلفی‎ها است، در حالی كه دارالافتاء با وجود انبوه امامان تابع خود فقط 13 مسجد و جنبش توحید و جماعت هر یك فقط هفت مسجد را در اختیار دارند. در عكار حدود 210 مسجد وجود دارد كه در روستاها و شهرهای كوچك پراكنده‌اند. از این تعداد 27 مسجد متعلق به وهابی‎ها است كه در آن به نماز جماعت و تدریس می‎پردازند.
جریان مشكوك «فتح‌الاسلام» در لبنان و تحریكات نظامی این گروه در اردوگاه «نهر البارد» نیز ناشی از تلاش‎های جریان‌های افراطی وهابی برای تأثیرگذاری در تحولات منطقه به‌خصوص لبنان بود. گزارش‌ها حاكی از آن بود كه رهبری این جریان به عهده فردی به نام «ابوخالد العلمه» بود كه سابقه عملیات تروریستی در عراق و همكاری با «ایمن‌الظواهری و زرقاوی» را داشت. وی به‌واسطه برخی اقدامات خرابكارانه علیه شیعیان تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی نیز در سوریه زندانی شد.
وی پس از آزادی از زندان با همكاری یك اردنی فلسطینی‌تبار به‌نام «شاكر العبیسی» به تأسیس گروه فتح الاسلام اقدام كرد. العبیسی كه در سال 1970 وارد سازمان فلسطینی فتح شده بود، بعدها جزو گروه‌های شورشی علیه عرفات درآمد و در سال 1990 به القاعده پیوست. وی در سوریه تحت تعقیب بود و مدت سه سال در زندان به سر برد. العبیسی پس از آزادی از زندان با زرقاوی ملاقات داشت و در نهایت پس از توافق با العلمه گروهی با نام فتح‌الاسلام شكل گرفت. این گروه وارد خاك لبنان شد و اقدامات تروریستی متعددی را در این كشور مانند انفجار مینی‌بوس حامل مسافران، برهم زدن اعتصابات ضدسینیوره و اختلاف میان شیعه و سنی انجام داد. پرونده گروه فتح‌الاسلام در نهایت با دخالت دولت سینیوره و خویشتن‌داری حزب‌الله لبنان بسته شد، اما كارشناسان و صاحب‌نظران سیاسی این تلاش‌ها را در راستای كاهش اقتدار حزب‌الله ارزیابی كردند. براساس نظر تحلیلگران، آنچه در لبنان روی داد بخشی از سناریوی ناتمام آمریكایی ـ صهیونیستی بود كه در سیاست آزمون و خطا از زمان جنگ سی‌وسه روزه با قوت بیشتر در حال تجربه شدن بود.


بررسی وضعیت نگران‌كننده كاهش رشد جمعیت
راهكارهای افزایش جمعیت
( قسمت‌پایانی)
علیرضا بیرانوند

حل مشکل جمعیتی با تغییر سبک زندگی
در آخرین مقاله از سلسله مقالات مربوط به کاهش رشد جمعیت، به مهم‌ترین راه افزایش جمعیت یعنی تغییر روش زندگی مردم از سبک غربی به سبک اسلامی می‌پردازیم.
از زمانی که زنگ خطر کاهش رشد جمعیت به صدا درآمده، مسئولان کشور برای حل این موضوع دست به کار شده و اقداماتی را اندیشیده‌اند. یکی از اقداماتی که انجام شده، تصویب 9 ماهه شدن مرخصی زایمان مادران و مرخصی تشویقی دوهفته‌ای برای پدران است. اخیراً نمايندگان مجلس لايحه اصلاح قوانين تنظيم جمعيت و خانواده كه از سوي شوراي نگهبان اعاده شده بود را اصلاح کردند و به تصويب رساندند. در ماده واحده اين لايحه آمده است كه «از تاريخ لازم‌الاجرا شدن اين قانون، كليه محدوديت‌هاي مقرر در قانون تنظيم خانواده و جمعيت مصوب 26 ارديبهشت‌ماه 1372 و اصلاحات آن و ساير قوانيني كه براساس تعداد فرزند براي والدين شاغل يا فرزندان آنان ايجاد شده است، لغو مي‌شود.»(1) در تبصره 1 اين ماده آمده است: «دولت مي‌تواند هر پنج سال يك‌بار با توجه به نتايج سرشماري‌هاي عمومي نفوس، تركيب جمعيتي و شاخص‌هاي سياسي، امنيتي، اقتصادي و اجتماعي در چارچوب سياست‌هاي كلي نظام و با رعايت شاخص‌هاي مندرج در قانون برنامه پنج‌ساله با ارائه لايحه به مجلس نسبت به برقراري امتيازات يا ايجاد محدوديت‌ها براساس تعداد فرزندان اقدام كند. اين قانون به مادراني كه سن فرزندان آنان به 9 ماهگي نرسيده است تسري مي‌يابد و مادر مي‌تواند تا سن 9 ماهگي نوزاد از مرخصي زايمان استفاده كند.»(2) اما ظاهراً کاهش جمعیت کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که بشود با قانون تشویق جدید، جلوی رشد آن را گرفت! براساس آخرین آمار جمعیتی، روند کاهش جمعیت در کشور فعال شده است.
چندی پیش «علی‌اکبر محزون» مدیرکل دفتر آمار جمعیتی ثبت ‌احوال کشور با اشاره به اینکه «در سه‌ماهه سال جاری جمعیت کشور به ۷۶ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر رسیده است، گفت: به طور متوسط هر مادر در کشور 7/1 فرزند به دنیا می‌آورد که این روند، کاهش جمعیت فعال کشور را به دنبال دارد.»(3) وی خاطرنشان کرد: «با روند کاهش باروری و موالید کشور، چالش کاهش جمعیت به وجود می‌آید که اگر این روند که در حال حاضر در زیر سطح جانشینی قرار دارد، ادامه پیدا کند، در آینده با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شویم.»(4) به نظر می‌رسد تا وقتی سبک زندگی غربی مردم تغییر نکند، هر راه‌حلی که برای افزایش جمعیت به کار گرفته شود به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، تهاجم فرهنگی دارای فتوحاتی بوده است، مادی‌گرایی، فردگرایی، عدم تمایل به ازدواج، عدم تمایل به فرزندآوری و... همه از نشانه‌های تأثیر تهاجم فرهنگی است که سبب تغییر شیوه زندگی مردم از سبک اسلامی به سبک غربی شده است. دشمن، سبک زندگی مورد نظرش را در ظاهری جذاب ارائه می‌دهد و مهم‌ترین ابزار تبلیغش، امواج مسموم ماهواره‌ای است. هر کدام از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان تلاش می‌کنند بخشی از سبک زندگی را تغییر دهند. در این میان، بعضی شبکه‌ها با پخش سریال به‌ظاهر خانوادگی سعی می‌کنند سبک زندگی مردم را با هدف قرار دادن کانون خانواده تغییر دهند. عوامل این شبکه‌ها با کار کارشناسی دقیق، سلیقه مخاطبان ایرانی را شناسایی و بر اساس آن، سریال‌های مختلفی را انتخاب و پخش می‌کنند؛ به‌طور مثال، شبکه صهیونیستی «فارسی‌وان» با علم به اینکه ایرانی‌ها مدتی است که به فیلم‌های کره‌ای علاقه‌مند هستند، سریال‌های کره‌ای را دوبله و پخش می‌کرد یا شبکه «جم» با توجه به اینکه فرهنگ ایران و ترکیه در برخی جهات به هم نزدیک است و مردم با فیلم‌های ترکی بیش از فیلم‌های غربی ارتباط برقرار می‌کنند، سریال‌های متعدد ترکی را دوبله و پخش می‌کند. هجوم وحشیانه سریال‌های ماهواره‌ای به نهاد خانواده به حدی است که شاید نتوان سریالی را یافت که در آن، مادر خانواده خیانتکار نباشد! یا دختر نوجوانی سقط جنین نکند! موضوعات ضدخانواده این شبکه‌ها که به هیچ وجه با ارزش‌های اسلامی و ایرانی ما همخوانی ندارد، ابتدا با واکنش منفی مخاطبان‌شان همراه بود، اما کم‌کم قبح این موضوعات شکسته شد؛ به‌طوری که حتی برخی، شخصیت‌های خائن این سریال‌ها را الگوی زندگی خود قرار دادند و متأسفانه در حال حاضر بعضی خانواده‌ها تحت تأثیر این سریال‌ها از هم پاشیده شده‌اند. دکتر «مجيد ابهري» استاد دانشگاه و متخصص رفتارشناسي و روان‌شناسي در این باره می‌گوید: «الآن مهم‌ترين تبليغ در سبک زندگي در کشور براي به انحراف کشيدن جامعه، تبليغات ماهواره‌هاست که سبب افزايش طلاق و روابط فرازناشويي و غيره شده است. بنده ليستي دارم که اسپانسرها و پشتيبان‌هاي مالي برنامه‌هاي فاسد و مفسده‌انگيز ترکي ماهواره‌اي جم، شرکت چاي احمد، محصولات دنت، محصولات کن‌وود و محصولات سامسونگ هستند. [حال باید پرسید پس] اين‌ها در بازار ما چه مي‌کنند؟ ما که جلوي دنيا ايستاده‌ايم، نمي‌توانيم جلوي فعاليت اين چند شرکت را در کشور بگيريم؟! الآن قبح‌زدايي‌اي که در سبک زندگي از سوی شبکه‌هاي ماهواره‌اي مي‌شود، بسيار فجيع است؛ رواج فرهنگ بچه‌دار شدن پیش از ازدواج، حضور بچه مجهول‌الوالد در خانواده و پذيرفتن آن با روي باز به‌راحتي ترويج مي‌شود...»(5) با این اوصاف برای بی‌تأثیری تهاجم فرهنگی و برون‌رفت جامعه از سبک زندگی غربی لازم است که سبک زندگی اسلامی به بهترین شیوه ممکن تبلیغ شود. یکی از مهم‌ترین مواردی که در سبک زندگی اسلامی باید تبلیغ شود «خانه‌داری زنان و نقش آنان در آرامش و ثبات خانواده» است. متأسفانه برخی از زنان جامعه تحت‌تأثیر فرهنگ وارداتی، کار در خانه را نشانه «بی‌کلاسی» و کار در خارج از محیط پرمهر خانه را نماد «مدرن بودن» می‌دانند. با اینکه بعضی زنان، مسائل اقتصادی را دلیل شاغل بودن عنوان می‌کنند، اما مشاهده می‌شود که بسیاری از مشاغل زنان درآمد خیلی کمی دارند. به طور مثال، درآمد یک منشی یا یک فروشنده لباس به حدی کم است که شاید هزينه اياب و ذهاب او را نیز تأمین نکند، ولی چرا باز حاضرند در بیرون از خانه کار کنند؟ متأسفانه برخی زنان حاضرند به عنوان شاغل در مکان‌هایی مثل رستوران «تی» بکشند و «دستشویی» تمیز کنند، اما حاضر نیستند وقت خود را صرف خانه‌داری، فرزندآوری و نگهداری از فرزند کنند. فمینیست‌های کشور که همواره از نابرابری حقوق زن و مرد سخن می‌گویند، از حامیان سرسخت اشتغال زنان هستند. با این حال، کمتر مسئولی را می‌توان یافت که به خود جرئت دهد با اشتغال زنان که یکی از موانع اصلی فرزندآوری است، مخالفت کند. متأسفانه زنان شاغل (البته منظور نگارنده، مشاغلی است که مختص زنان نیست، ولی زنان اصرار دارند که در آن شغل‌ها کار کنند) هم به خود و هم به مردان ظلم می‌کنند. چرا که اگر زنی شاغل نباشد، می‌تواند ازدواج کند، ولی اگر مردی شاغل نباشد، توانایی تشکیل زندگی را نخواهد داشت. به عبارتی دیگر، اشتغال زنان، بسیاری از فرصت‌های شغلی را از مردان گرفته و مانع ازدواج مردان شده و شانس ازدواج زنان را پایین آوره است. «فروز رجایی‌فر» استاد دانشگاه، در این باره می‌گوید: «البته خانم‌ها باید بپذیرند که نقش مادری با نقش‌های دیگر مانند اشتغال در تعارض است. از این رو مادران شاغل باید با حمایتی که دولت در این خصوص انجام می‌دهد، از اشتغال صرف‌نظر کنند. چرا که توزیع وقت اداری اجازه نمی‌دهد که خانم شاغل، خانواده را محور قرار دهد و اوضاع آن را به سامان برساند. رجایی‌فر با اشاره به اینکه ترویج فرهنگ غربی در جامعه سبب دور شدن خانواده‌ها از ارزش‌های اسلامی شده است، تأکید کرد: «طبق تفکر غربی که اصرار بر ورود زنان به عرصه اجتماعی داشته و اعتقادی به خانواده‌محوری ندارد، بر اساس هجمه فرهنگی دشمنان به میان خانواده‌های ما رسوخ پیدا کرده و سبب شده اشتغال زنان نوعی ارزش محسوب شود. در حالی که طبق تعالیم اسلامی، اصلی‌ترین وظیفه یک زن، نقش مادری و همسرداری است.»(6) این استاد دانشگاه با ذکر این نکته که در هر قاعده‌ای، استثناهایی نیز وجود دارد، خاطرنشان کرد: «البته در هر قاعده‌ای استثنا وجود دارد، ممکن است خانمی قصد ازدواج نداشته باشد و تمایلی به فرزنددار شدن در او نباشد. از نظر حقوقی نباید مانع چنین خانم‌هایی شویم، اما از نظر فرهنگی و تربیتی حضور زن در خانواده بهتر از اجتماع است.»(7) گفتنی است ارزش خانه‌داری، فرزندآوری و تربیت فرزند به حدی است که نمی‌توان آن را با هیچ شغلی عوض کرد. اگر زنی از کار بیرون از خانه انصراف دهد، بدون شک کسی دیگر جای او را پر می‌کند، اما هیچ کسی قادر نیست، خلأ نبود او را زمانی که فرزندش بی‌تاب آغوش صمیمی مادر است پر کند!
در اینجا پرسشی که مطرح می‌شود، این است که بهترین شیوه تبلیغ سبک زندگی اسلامی چیست؟ در پاسخ باید گفت بهترین روش، تبلیغ از طریق رسانه ملی است. اما متأسفانه رسانه ملی تاکنون نه‌تنها در زمینه سبک زندگی اسلامی موفق عمل نکرده، بلکه برخی برنامه‌های این رسانه، مبلغ سبک زندگی غربی بوده است. بدون تردید مسئولان رسانه ملی تلاش می‌کنند برنامه‌های این رسانه بر مبنای فرهنگ‌اسلامی، ایرانی باشد، ولی با وجود برخی نیروهای گریزان از فرهنگ مردم، چه کاری از دست این مسئولان برمی‌آید؟! به عقیده نگارنده، رسانه ملی باید از هنرمندان انقلابی حمایت ویژه‌ای کند. در چند سال اخیر جشنواره‌ای تحت عنوان «جشنواره مردمی فیلم عمار» شروع به کار کرده که با استقبال خیره‌کننده عموم مردم مواجه شده است؛ صدا و سیما می‌تواند با آموزش حرفه‌ای نیروهای انقلابی این جشنواره و میدان دادن به آنها برای فعالیت در این رسانه، تحولی عمیق در برنامه‌هایش به وجود آورد و با این نیروهای ارزشی، قدمی بزرگ برای تبلیغ سبک زندگی اسلامی که تأثیر زیادی نیز در افزایش جمعیت دارد، بردارد.
در پایان این مقالات باید گفت کاهش رشد جمعیت تبعات بسیار گسترده‌ و سنگینی برای کشور دارد و اگر همچنان اقدامات همه‌جانبه‌ای برای افزایش رشد جمعیت صورت نگیرد، در آینده شاهد تبعات مخرب اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی، علمی و... خواهیم بود. امید است که مردم و مسئولان برای حل این موضوع تلاش کنند تا شاهد موفقیت‌های بیشتر ایران اسلامی در عرصه‌های داخلی و خارجی باشیم.
* منابع در دفتر هفته‌نامه موجود است.

 

صفحه 11 معارف-میقات

 

1-آیت الله سید عبدالله فاطمی نیا : وقتی پرخاش ها زیاد شود برکات از بین می رود

2-آيينه خواص

3-نقطه نظر

4-يادداشت

5-گفت و گو با نویسنده اولین کتاب درباره شهدای نیروی انسانی سپاه :
پوشیدن لباس سربازی برایم افتخار است

6-يك حماسه

7-علمداران


آیت‌الله سید عبدالله فاطمی‌نیا
وقتی پرخاش‌ها زیاد شود برکات از بین می‌رود

ما از عالمی دیگر به این دنیا آمده‌ایم و در آن زمان آن عالم (عالم امر) مبدأ بود و این عالم مقصد. حال باید از این دنیا برویم یعنی اکنون این عالم مبدأ است نه مقصد. مرگ یعنی همین عزیمت ما از این دنیا به جهان دیگر که در روایات با انتقال از یک اتاق به اتاق دیگر مقایسه شده است.
هنگامی که به این عالم می‌آمدیم خواص و ویژگی‌های عالم بالا در ما بود و انسان در زندگی این جهانی سعی می‌کند آن‌ها را حفظ کند و باطنش را همانگونه که بود آراسته نگاه دارد. ما موجود شریفی بودیم که گنجینه‌های بسیاری در ما نهاده شده، اما متأسفانه آنها را دست کم می‌گیریم و با وجود این گنج‌ها در این دنیا دست گدایی دراز می‌کنیم.
کارکرد انبیا و اولیا این است که ما را متوجه آن گنجینه‌ها کنند و با اشاره به ارزش‌های انسانی ما را تربیت کرده و سبب شوند هنگام عزیمت از این دنیا موجود شریف و با ارزشی باشیم و عاقبت به‌خیر شویم.
علم و معرفت باید با هم باشد
آنچه که باعث سعادت انسان می‌شود تنها در علم خلاصه نمی‌شود، بلکه به معرفت هم نیاز است؛ برای تربیت، علم کافی نیست باید جمع بین علم و معرفت حاصل شود. ما یک کاروان انسانی داشتیم که جمع بین علم و معرفت را در خود ایجاد کرده بودند که آخرین حلقه این کاروان در زمان ما آیت‌الله بهجت بود. زمانی پسر ایشان با من درد دل می‌کرد و می‌گفت: هیچ‌کس از مقام علمی پدر ما سخن نمی‌گوید، بلکه تنها از زهد و تقوایش حرف می‌زنند و درست هم می‌گفت، آیت‌الله بهجت از اعاظم علما بود. انسان بدون داشتن علم به مقامات بالای عرفانی نمی‌رسد و مردم باید به علمیت آیت‌الله بهجت آشنایی یابند.
اخلاق علی‌رغم اینکه همواره در بین ما نادیده گرفته می‌شود اصل و پایه دین ما است. یعنی در دین ما اخلاق رتبه نخست را دارد، اما متأسفانه ما عملاً اخلاق را در رتبه چندم قرار داده‌ایم.
عده‌ای از ما فکر می‌کنیم اخلاق چندان امر ضروری‌ای نیست، یعنی چیزی مانند مربا بر سر سفره است که اگر نبود چندان اهمیت ندارد. آری عده‌ای از آقایان بر سفره علم، اخلاق را یک مربا فرض می‌کنند که اگر بود بود، اگر نبود هم اهمیتی ندارد. این در حالی است که سرتاسر دین ما اخلاق است و اگر اخلاق نباشد اصلاً دینی وجود ندارد.
مرحوم علی‌اکبر ابوترابی سر تا پا اخلاق بود؛ او با اخلاق کاری کرد که افسر عراقی که عامل صدام و مظهر خشونت بود تحول پیدا می‌کند و در خفا به او می‌گوید من در باطن خادم شما هستم اگر چه نمی‌توانم در ظاهر این ارادت را به شما نشان دهم، یا افسر دیگری به ایشان می‌گوید من نفهمیدم تو بشری یا فرشته هستی. اینها شوخی نیست که کسی بتواند با اخلاق یک مظهر خشونت و قساوت را متحول کند.
ملامهدی نراقی می‌فرمودند که اگر یک اخلاق زشت و ناپسند در باطن هر کسی وجود داشته باشد مانند حسد، کبر، از خود راضی بودن و... گویا آن شخص به تنهایی مزرعه‌ای از معصیت را در وجود خودش دارد. من روایاتی را دیده‌ام بر طبق آن‌ها اگر کسی اخلاق و ارزش‌های انسانی را رعایت نکند اگر شب‌ها را به طور کامل نماز بخواند و همه روز‌ها را هم روزه بگیرد از او پذیرفته نخواهد شد.
ارتباط با اهل بیت(علیهم‌السلام) بسیار سریع اتفاق می‌افتد، اما فکر می‌کنم امروز برخی از ما به دلیل پا گذاشتن بر روی بسیاری از مکارم اخلاقی دچار اعراض اهل بیت(علیهم‌السلام) شده‌‌ایم. پرخاش‌ها زیاد شده و آیت‌الله بهاء‌الدینی می‌فرمودند: وقتی پرخاش‌ها زیاد می‌شود برکات از بین می‌رود.
ثمره ریاضات شرعی
در حدیثی می‌فرماید: پروردگار برای شما در ایام عمر نسیم‌هایی قرار می‌دهد و باید توجه داشت که از این زمان‌ها انسان غافل نشود. انسان اگر خود را در معرض نسیم‌های رحمت الهی قرار دهد، می‌تواند به مقامات بالای عرفانی دست یابد.
برای مردم عام نسیم‌های رحمت الهی یک‌بار رخ می‌دهد، اما برای خواص این نسیم‌های رحمت الهی در نتیجه عمل و صفای روحانی تکرار می‌شود. ریاضات شرعی سبب وزیدن نسیم‌های الهی می‌شود، اما باید توجه داشت که این امر شرایطی دارد و جز این نیست که این ریاضات شرعی سبب عروج برای کسانی می‌شود که دارای همت‌های بالا باشند.
برخی‌ها تنها در ریاضات شرعی و برخی عبادت‌ها تنها یک حال خوب و صفای گذران به دست می‌آورند، این نفحات برای علما تکرار می‌شوند و آنان بین علم و معرفت جمع می‌کنند.
اگر همت‌ها عالی شد، نفحات برای فرد عالم بسیار می‌شود و اگر نفحات بسیار شد، فرد می‌تواند بین علم و معرفت جمع کند.
برخی‌ها هنوز اخلاق خود را در خانه درست نکرده‌اند و به فکر عارف و سالک شدن افتاده‌اند، باید اخلاق و عرفان و سلوک را از خانه آغاز کرد. باید انسان به آنچه که می‌داند صحیح است عمل کند و از علمای ربانی فاصله نگیرد تا به سعادت دست یابد، نه اینکه به ظنیات خود بپردازد.
معنای اسم کریم خدا
ما منکر عذاب نیستیم نعوذبالله. ولی این روش خوب نیست که مرتب با عذاب بخواهیم مردم را به خدا نزدیک کنیم. عذاب برای آخر کار است. اصلاً بنا نیست کسی عذاب شود. حالا چه و چه می‌شود که فلان بنده عذاب می‌شود. از طریق رحمت مردم را زودتر می‌شود هدایت کرد. شما وقتی بدانید چه خدای خوبی داری، چقدر مهربان است این خدا؛ بدون جهنم می‌روی نزدیکش.
«ظهور اسم کریم» را اجازه بدهید توضیح بدهم. یکی از اسمای خداوند کریم است. یکی از بزرگان می‌گفت: این اسم در دنیا و آخرت ظهوراتی دارد. کسی که ظهور اسم کریم را در آخرت بداند یک جهنم از خجالت برایش آماده می‌شود. آخرش هم می‌شود بهشتی و برای این موضوع مثال می‌آورد. می‌گوید شما رفتید خانه کسی. استقبال زیاد، همه را بسیج کرد، پذیرایی مفصل، شربت، غذا، آقا حوله بیارم حمام کنید، ماشین هست برویم بیرون بگردیم، برای شب چه می‌خواهید، کلی احترام و... بعداً متوجه بشوید صاحب خانه کسی است که در گذشته در حقش بدی کرده‌اید. همه آن پذیرایی‌ها و احترام‌ها در کام‌تان زهر می‌شود.
حالا می‌گوید بنده که می‌رود در محشر که عالم کنار رفتن پرده‌هاست، اینجا گناه می‌کرد می‌گفت بابا ولش کن، می‌رود آنجا می‌بیند گناه عجب زشت بوده. می‌گویند این کارها را تو کردی و ما تو را بخشیدیم. بیا برو بهشت. می‌گوید اگر این بنده برود بهشت آن نعمت‌ها را ببیند و آن گناه‌ها را به خاطر داشته باشد، شیرینی بهشت زهرش می‌شود. این جا اسم کریم ظهور می‌کند و تصرف می‌کند و گناهانش فراموشش می‌شود تا بهشت تلخ نشود. به این خدا می‌شود معصیت کرد؟! گناه بنده را از یادش می‌برد تا بهشت زهر تنش نشود.


آيينه خواص
عليرضا منصوری

روزه و چند نكته فقهی
روزه در تمام اديان آسمانى واجب بوده وگويند نظر به اينكه بنا بر مصلحت، مقرر بوده قوانين اسلام به‌‌تدريج پياده شود، روزه در سال دوم هجرت پس از گذشت هجده ماه از ورود پيغمبر(ص) به مدينه واجب شد.
روزه، خوددارى (امساك) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا است كه از جهت حكم تكليفى به واجب، مستحب، حرام و مكروه تقسيم شده است و اركان آن عبارت است از نيت، امساك از مفطرات و زمان.
امام صادق(ع) فرمودند: «هرگاه روزه بودى مى‌بايد گوش و چشمت نيز از حرام و همچنين اعضاي بدنت از هر كار زشت روزه باشد و از هر هرزگى و بيهوده‌گويى بپرهيزى و خدمتكارت را نيازارى و وقار روزه‌دار به خودگيرى و تا بتوانى، سخنى جز ذكر خدا به زبان نرانی.» و «برترين جهاد، روزه در گرما است.» (بحار الانوار 256:96 ـ 246).
صحت‏ روزه متوقف بر اين است كه روزه گرفتن واقعاً ضرر نداشته باشد. از این رو براي روزه نگرفتن بايد «حجت شرعى» داشت. پس اگر خود شخص به اين نتيجه برسد يا از گفته پزشك امين و متدين اطمينان شود كه روزه موجب ضرر است يا خوف ضرر وجود داشته باشد، روزه گرفتن واجب نبوده و بلكه جايز هم نيست، چون با وجود اين‌ها نیت روزه صحيح نيست. ملاك تأثير روزه در ايجاد بيمارى يا تشديد آن و عدم قدرت بر روزه گرفتن تشخيص خود روزه‌دار نسبت به خودش است و اگر بداند روزه براى او ضرر دارد يا خوف ضرر داشته باشد و در عين حال بخواهد روزه بگيرد، روزه گرفتن براى وى حرام است.
افطار در ماه رمضان بر افراد زير جايز، بلكه در برخى موارد واجب است:
- مرد و زن كهنسال در صورت ناتوانى از روزه يا مشقت تحمل‌ناپذیر (حرج) داشتن روزه براى ايشان.
- كسى كه بيمارى عطش دارد.
- خانم باردار در آستانه زاييدن كه روزه براى او يا فرزندش زيان دارد.
- زن شيرده كه شيرش كم است و روزه براى او يا فرزندش زيان دارد.
اگر مكلف بر اثر عذر شرعى روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنين يا كودكش بوده، بايد علاوه بر قضا، براى هر روز يك مد طعام (750 گرم) به عنوان «فديه» بپردازد. اگر قضاى روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذرى كه مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آينده به تأخير انداخته باشد، قضاى روزه‏هايى كه از آنان فوت شده كافى است و واجب نيست براى هر روز يك مد طعام فديه بدهد، هرچند احتياط در جمع بين قضا و فديه است، ولى اگر تأخير در قضاى روزه به دلیل سهل‏انگارى و بدون عذر شرعى باشد، فديه ديگرى هم به‌خاطر تأخير، بر او واجب است يعنى بايد علاوه بر قضا، براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد (منبع: اجوبة الاستفتائات)


نقطه نظر
آیت‌الله محمد شجاعی

در ضیافت خدا ـ 3
هر شب احیا بگیرید

یك ـ در ماه مبارك، به‌طور كلى برنامه ما یك برنامه دیگر خواهد بود. از بعضى چیزها كم بكنید، خودتان را ملزم نكنید كه مانند غیر ماه مبارك برنامه‌هایى كه داشتید، كارهایى كه می‌‏كردید، مراوده‌هایى كه داشتید، [ادامه دهید.]
اگر می‌شود از كارتان كم كنید، اگر بجایى برخورد نمی‌كند و می‌توانید از آنچه كه می‌‏شود كم بشود كم بكنید، تا به [گرفتن] روزه آنچنان كه [شایسته] است موفق بشوید. زمینه را آماده بكنید، ماهى نیست كه ماه ضیافت‌الله باشد. جز این یك ماه در هر سال و آن هم اگر خدا عمر داد به این ماه هم رسیدیم. معلوم نیست براى سال آینده باز برسیم. خیلى مغتنم است! در صدر اسلام برخورد با ماه مبارك این‌طور نبود. الان متأسفانه همه چیز آن حقیقت و سر و ابعاد مختلفش را از دست داده. ماه مبارك هم همین‌طور.
دو ـ در هر شبى براى روزه فردا، در هر روزى براى قیام شب آینده ـ به لحاظ اینكه دعاى قبل از وقت به هر چیز اثر خاصى دارد ـ با تضرع از خدا توفیق بخواهید. تأكید می‌‏كنم با تضرع، چون خیلى مجرب است.
مثلاً شب پنجم ماه مبارك است براى روز ششم از خدا توفیق بخواهید، براى روزه‌اش و جزئیاتش. از این دعاى قبلى هیچ‌وقت غفلت نكنید.
سه- اگر می‌‏توانید مخصوصاً آن وقت‌ها كه شب‌ها كوتاه است، احیاء كل ماه مبارك را بكنید كه رازى دارد كه اهلش می‌دانند. شب‌هاى كوتاه حتى براى افراد مبتدى آسان است، احیا كنید. فرصتى است، مغتنم است، نمی‌‏شود بفهمیم چیست. البته همه این‌ها مضمون آیات و روایات است، منتها گفتم من به‌صورت تذكرات فشرده براى شما می‌گویم.
چهار ـ در شب‌هاى مبارك به افطار كه می‏رسید، طبیعى است كه وقتى انسان زیاد خورد، كسالت دارد، كه به دنبالش طورى می‌‏شود كه انسان در اعمال عبودى از حركتى كه باید داشته باشد می‌ماند؛ فلذا افطار اصلش خوب، اما زیادش نه، رنگین بودنش نه!
پنج ـ قبل از افطار، موقعى كه می‌‏خواهید افطار بكنید یك سوره قدر بخوانید. حتماً فراموش نكنید، قبل از سحرى هم دومین سوره قدر را حتماً فراموش نكنید كه شب شما یعنى افطار شما و سحری‌‏تان بین دو سوره قدر باشد كه در دستورات هست و سر و اسرارى دارد.
شش ـ هر كس در این فرصتى كه در ماه مبارك هست نتواند خودش را مشغول مغفرت خدا بكند، منتهاى شقاوت است. از این مسئله بترسید! صاف گفته شده است كسى كه ماه مبارك موفق نشود خودش را مشمول مغفرت خدا كند، از اشقیاء است. روى همین حساب، ماه مبارك كه وارد می‌‏شود از اولش تا آخرش با تضرع از خدا بخواهید كه هرچه شما خلاف كرده‏اید خدا شما را ببخشد و از اشقیا قرار ندهد.
در موقع دعا و تضرع در نظرتان مجسم كنید؛ اولاً عذاب‌هاى آخرت را، ثانیاً، این مسئله را زیاد به نظرتان بیاورید كه ماه مبارك است، اگر مشمول مغفرت نباشم شقى هستم، مسئله جدى است. شقاوت چیز آسانى است؟! چیزى است كه انسان می‌تواند تحمل بكند؟! نه، این‌طور نیست. با تذلل از خدا بخواهید و دعا بكنید.
در دعا اصرار، الحاح، تبتل، ابتهال، تضرع، مخصوصاً الحاح زیاد تأكید شده. در این زمینه، اصرار داشته باشید.


يادداشت
حسین اردستانی

ثبت مجاهدت‌ها با قلم راویان دفاع مقدس
قلم و دانش دو عنصری هستند كه سرنوشت جامعه انسانی را رقم زده‌اند. تكامل ملت‌ها نیز رهین علم، پژوهش و قلم بوده و ركود، عقب‌ماندگی و سستی جوامع نیز متأثر از نبود همین مؤلفه‌ها بوده است. در این میان، تعهد قلم و رویكرد قلم به مسائل و موضوعات مهم انسانی و ملی و برخورداری قلم از پشتوانه و منبع توحیدی، بسیار حائز اهمیت است. قلم كنش‌مند و كارگزار نه قلم خنثی و یا منفی، نیاز ملت‌ها در همه‌ دوران‌ها است؛ اما در عصر حاضر كه با سیطره‌ تكنیك و مادیت تنیده شده، نقش قلم با جهت‌گیری توحیدی در زمینه‌های گوناگون یك نیاز مبرم شناخته می‌شود.
راویان دفاع مقدس در سه دهه‌ گذشته سعی داشته‌اند با چنین رویكردی، از قلم خود برای روشنگری تاریخ و ارزش‌های دفاع مقدس و تعمیق آن بهره جسته و «نگین تاریخ ایران» را برای ملت و نسل‌های آتی، ثبت و ضبط كنند.
افتخارات ملی ایران در دوره صدر انقلاب و جان‌فشانی‌‌های رزمندگان و فرماندهان و یكایك افراد جامعه ایرانی، توانسته است برای ایران و اسلام، ایجاد هویت جدید كرده و یا هویت ده‌ها قرن گذشته اسلامی را به شكل امروزی بازتولید كند. هم اسلام و هم ایران به یك الگوی نزدیك نیاز داشتند كه دفاع مقدس این مهم را به انجام رساند و ایران با سابقه چندین هزار ساله را صاحب هویت و توانمندی و افتخار جدیدی كرد كه فاقد پیشینه تاریخی بوده است.
همچنین اسلام عاشورایی نیاز به بازتولید در عصر حاضر داشت كه خمینی كبیر(ره) و بسیجیان این مهم را تحقق بخشیدند و برگ زرین جدیدی تقدیم ایرانیان و مسلمانان كردند كه ورای رنگ‌ها و سلایق، گرایش‌ها و تفاسیر متفاوت، ماهیت اسلامی و ایرانی داشت و متعلق به تمام طوایف و اقشار ایرانی بود و همه در آن نقش داشتند.
این ثروت ملی نیازمند قلم متعهد بوده و هست تا بدون پیرایه و همچون آب روان و زلال، جامعه ایرانی را تا قرن‌ها ارتزاق كند و پشتوانه هویتی و الگوی رفتاری برای آنان باشد.
راویان دفاع مقدس در مركز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در دهه اول با قلم خود حجم وسیعی از دریای بیكران مجاهدت و زحمات طاقت‌فرسا و ایثار و فداكاری ایرانیان را در صحنه‌های نبرد ثبت و ضبط كردند و در دهه‌های پس از جنگ نیز، آثار گرانسنگی را در قالب كتاب‌های روزشمار، نبردها، اطلس، تجزیه و تحلیل‌های موضوعی، فصلنامه نگین، پژوهشنامه دفاع مقدس و ده‌ها زیرموضوع دیگر تألیف كردند.
اما تعهد راویان به قلم دفاع مقدس پایان نیافته و اینان هنوز با تمام توان خود می‌كوشند دین‌شان را به امام و شهدا و ملت ادا كنند تا سرافراز به ملاقات یاران خود بروند و قلم خود را تقدیم آنان كنند. آیا شهیدان تعهد قلم آنان را تأیید خواهند كرد؟ امید است چنین شود.


گفت‌وگو با نویسنده اولین كتاب درباره شهدای نیروی انسانی سپاه
پوشیدن لباس سربازی برایم افتخار است

مطلع شدیم كه در جریان برگزاری یادواره بزرگداشت 60 شهید نیروی انسانی سپاه كربلای استان مازندران، با حمایت مركز حفظ آثار سپاه كربلا و به همت یك نویسنده سرباز، كتاب «سایه‌های امن» با موضوع شهدای نیروی انسانی این سپاه در مدت زمان بسیار كم تهیه و منتشر شده است. با زحمتی كه برادر اهل قلم، آقای «جواد صحرایی رستمی» متقبل شد، درصدد معرفی این نویسنده سرباز برآمدیم.
* لطفاً در ابتدا خودتان را معرفی كنید.
اینجانب «علی‌اصغر بابازاده میكلایی» متولد سال 64، ساكن قائم‌شهر و در حال حاضر در ستاد كنگره بزرگداشت 10هزار شهید استان مازندران مشغول خدمت هستم.
* از چه زمانی كار نوشتن را شروع كردید؟
نوشتن را از دوران دانشجویی، زمانی كه در مقطع كارشناسی، رشته مهندسی مكانیك می‌خواندم شروع كردم. ابتدا برای نشریات دانشجویی مقاله می‌نوشتم، بعدها در جشنواره‌های خاطره‌نویسی والفجر8 و والفجر10 كه از طرف اداره كل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مازندران برگزار شد، شركت كردم و موفق به دریافت عنوان برتر شدم. پس از آن مسئول سابق ستاد كنگره بزرگداشت 10هزار شهید استان مازندران، سرهنگ «مفید اسماعیلی»، پیشنهاد خدمت سربازی در این نهاد را به من داد و من توفیق پیدا كردم تا به عنوان سرباز وظیفه در كنگره شهدا مشغول خدمت شوم.
* كمی از كتاب «سایه‌های امن» برای‌مان بگویید.
كمتر از دو ماه به برگزاری یادواره بزرگداشت 60 شهید معاونت نیروی انسانی سپاه كربلای مازندران در ششم تیر نمانده بود كه پیشنهاد تدوین و چاپ كتابی با این مضمون از سوی مدیر تدوین مركز حفظ آثار سپاه كربلا به من داده شد. زمان كمی داشتیم، اما با تلاش گروه پژوهشی مركز حفظ آثار سپاه كربلا توانستیم این كتاب را كه شامل 60 خاطره از شهدای معاونت نیروی انسانی سپاه كربلا بود، در موعد مقرر تهیه كنیم و به مرحله چاپ برسانیم. باید بگویم كه «سایه‌های امن» اولین اثر در خصوص شهدای واحد نیروی انسانی سپاه است.
* با وجود اینكه شما یك سرباز بودید، آیا انجام این مهم برای‌تان سخت نبود؟
قبل از هر چیز باید بگویم پوشیدن لباس سربازی برایم یك افتخار است. قطعاً كار سختی بود، اما با عنایت به نوع نگاه فرهنگی جناب آقای «اسحاقی» رئیس مركز حفظ آثار سپاه كربلا، امكانات مناسبی برایم فراهم شد تا سختی‌های كار برایم آسان شود. این اتفاق نشان داد كه یك سرباز هم می‌تواند با وجود همه مرارت‌های دوران خدمت، به كارهای ارزنده دست بزند و در عرصه‌های مختلف، مفید و مؤثر ظاهر شود.
*پس اینكه بعضی‌ها می‌گویند، سربازها در محدودیت هستند را قبول ندارید؟
خیر! آدمی با توكل به خدا می‌تواند با حداقل‌ها به حداكثرها برسد.
* از دریچه نگاه یك سرباز، چه انتظاری از مجموعه نیروهای مسلح به‌خصوص سپاه دارید؟
دوران خدمت، فرصت مناسبی برای كشف و ظهور توانمندی‌های ناشناخته‌ای است كه در میان نیروهای وظیفه وجود دارد و اگر بستری فراهم شود كه این ظرفیت‌ها در حوزه تخصصی خودشان به كار گرفته شود، نتایج و دستاوردهای آن می‌تواند؛ هم به پویایی و نشاط نیروهای مسلح كمك كند و هم از اتلاف توان و ظرفیت سربازان وظیفه جلوگیری كند.
* جایگاه ادبیات دفاع مقدس را چگونه می‌بینید؟
سرانه پایین مطالعه در كشور، چالشی فراگیر در حوزه‌های مختلف نشر است و چشم‌انداز ادبیات دفاع مقدس هم با این فضا بی‌ارتباط نیست. خوشبختانه حوزه نشر دفاع مقدس طی سال‌های اخیر، با خلق آثار فاخر، رفته رفته جای خود را در بازار نشر و در میان گروه‌های كتاب‌خوان جامعه باز كرده است؛ به ویژه با تدابیری كه مقام معظم رهبری در زمینه معرفی كتاب‌های شاخص این حوزه داشته‌اند، روح تازه‌ای در كالبد ادبیات دفاع مقدس دمیده شده است؛ همچنین در سال‌های اخیر، شاهد انتشار آثاری هستیم كه از شجاعت و جسارت بیشتری در بیان حقایق برخوردارند و با شكستن كلیشه‌های موجود در برقراری ارتباط با گروه‌های هدف، موفق بوده‌اند.
* برای آینده‌تان در حوزه نویسندگی چه برنامه‌ای دارید؟
در حال حاضر، مشغول جمع‌آوری خاطرات رزمندگان لشكر 25 كربلا هستم تا در آینده‌ای نزدیك، كتابی را كه شامل 100 خاطره از 100 رزمنده مازندرانی در عملیات‌های مختلف دفاع مقدس است، به چاپ برسانم.
* در پایان اگر صحبت خاصی دارید، بفرمایید.
در خاتمه از معاون محترم نیروی انسانی سپاه كربلا، رئیس مركز حفظ آثار سپاه كربلا، رئیس سابق كنگره شهدای استان مازندران، مدیر تدوین مركز حفظ آثار سپاه كربلا، سردبیر ماهنامه سبز سرخ، مدیر واحد پژوهش و همكاران پژوهشی‌شان و همه عزیزانی كه مرا در تدوین این كتاب یاری كردند، به‌ویژه خانواده و همسر عزیزم، كمال سپاس و تشكر را دارم.


يك حماسه

بزرگ‌ترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم
امروز ۳۱ سال از ۲۳ تیرماه که آخرین روزهای ماه رمضان بود، گذشته است. از بزرگ‌ترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم. از عملیاتی که ایران برای اولین‌بار از آغاز جنگ به صورت گسترده وارد خاک عراق شد. عملیاتی به وسعت حدود ۱۵۰۰ کیلومتر مربع که برای تصرف نهایی بصره طرح‌ریزی شد. عملیات رمضان با همکارى مشترک سپاه و ارتش براى تعیین سرنوشت جنگ در ۲۳ تیر سال ۱۳۶۱ مصادف با ۲۱ رمضان ۱۴۰۲هجری قمری با رمز یا «صاحب‌الزمان ادرکنی» انجام شد.
این منطقه از شمال به «کوشک» و «طلاییه» و پاسگاه‌های مرزی در جنوب هویزه و حاشیه جنوبی «هورالهویزه» و از غرب به رودخانه اروند - در نقطه تلاقی دجله و فرات به نام القرنه ـ تا شلمچه در غرب خرمشهر و از شرق به خط مرزی شمالی -جنوبی و از کوشک تا شلمچه منتهی می‌شد. مهندسی عراق درمنطقه شمال غربی «بصره» و «تنومه» خطوط پدافندی عراق را با ساخت یک کانال به طول ۳۰ و عرض یک کیلومتر- که مختص پرورش ماهی بود - با پمپاژ آب و احداث موانع و کمین و سنگرهای تیربار به عنوان مانعی اساسی و بازدارنده از حملات احتمالی نیروهای ایرانی به سوی بصره تدارک دیده بودند.
در مرحله نخست در سه محور به علت موانع و استحکامات پدافند مثلثی شکل و میادین مین فراوان، نیروهای ایرانی نتوانستند با سرعت عمل به تمامی اهداف مورد نظر دست پیدا کنند، از این رو با روشن شدن هوا از ادامه پیش‌روی خودداری شد. اما در محور جنوبی - جنوب پاسگاه زید - چهار تیپ از سپاه و دو تیپ از ارتش توانستند با سرعت عمل چشمگیری همه مواضع دشمن را در هم کوبیده و تا عمق ۳۰ کیلومتری مواضع عراقی‌ها رسیده و خود را به نهر «کتیبان» در شرق اروند و کانال «ماهیگیری» برسانند، به گونه‌ای که به قرارگاه لشکر ۹ زرهی عراق دست یافته و ضمن به غنیمت گرفتن خودروی تویوتای فرماندهی، قرارگاه را منهدم کنند. با وجود این موفقیت، جناح راست نیروها باز مانده بود و با روشن شدن هوا عراقی‌ها با یک لشکر زرهی فشار اصلی را بر این منطقه وارد کردند و از تأمین نیروهای پیشروی ایرانی ممانعت به عمل آوردند.


علمداران

راز گمشده مجنون از زبان فرمانده تفحص
سردار «سیدمحمد باقرزاده» فرمانده كمیته جست‌وجوی مفقودین در خصوص چگونگی پیدا شدن پیكر سردار شهید علی هاشمی می‌گوید: «در عملیات تك دشمن در سال 1367 نیروهای دشمن قصد هلی‌برن داشتند، به همین دلیل با بالگرد روی جاده نشستند و نیروهای‌شان را پیاده كردند تا بتوانند راه را ببندند. شهید علی هاشمی براساس همان منطق «هیهات من الذله» با ماشین به این بالگرد عراقی زد و آن‌ها را منهدم ساخت. با توجه به سابقه درگیری شهید هاشمی و همرزمانش با بالگرد عراقی در این نقطه می‌دانستیم كه آن‌ها در این منطقه حضور داشتند، زیرا عراقی‌ها بالگرد را برای دستگیری و اسیر كردن شهید علی هاشمی بلند كرده بودند، لذا باید پیكر آن‌ها را در آن اطراف پیدا می‌كردیم؛ عراقی‌ها مختصات قرارگاه را داشتند شنود می‌كردند و اطلاعات‌شان دقیق بود.
وقتی وارد صحنه شدیم، در ابتدا چیزی دیده نشد، جاده پاك‌سازی شده بود و اثری از آن‌ها نبود ولی كاوش كه شروع شد، در كنار سنگر اورژانس، چسبیده به سنگر، در یك فضای تقریباً مثلثی شكل، در حدود 100 مترمربع، شهدا پیدا شدند و جالب اینجاست كه آثار و بقایای بالگرد و ماشین هم دیده می‌شد. بر اساس آن چیزی كه پیدا كردیم، حدود پنج شهید را دوستان تأیید كردند.
البته یك مقدار فرایند شناسایی پیكر مطهر ایشان طول كشید، علتش هم این بود كه می‌خواستیم مطمئن شویم. یك ملاحظاتی بود. این‌ها همگی روی حساب و مبنایی است. این‌ها نكاتی است كه من فكر می‌كنم از مقامات معنوی شهید است كه سال‌های سال در دل هور، در غربت بماند و بعد ما متوقف بمانیم و بعد هم پیكر شناسایی شود و سرافراز و با عزت به آغوش ملت برگردد.
از قضا روزی كه ما برنامه‌ریزی می‌كردیم كه زمان تشییع و شهادت ایشان را اعلام كنیم؛ همزمان كتابی به نام «راز گمشده مجنون» توسط خواهری به نام نظرلو كه یك سال و اندی در نوبت چاپ بوده، به چاپ رسید و جالب اینجاست كه این خواهر 30 شب ماه مبارك رمضان تا سحر را به نوشتن این كتاب پرداخته بود؛ به ایشان گفتم كه معلوم است این شهید و خدای متعال كار شما را قبول كرده است كه شما اكنون موفق شدید در چنین روزی از این كتاب رونمایی كنید.»

 

صفحه 12  هنر-همراهان

 

1-نگاهی به فیلم «گهواره ای برای مادر» : تجلی عشق حقیقی بر پرده سینما

2-معضلات جدید در بحران خانه سینما

3-خبرها

4-نكته بین

5-گزيده مطالب

6-روى خط

7-كتيبه سبز

8-حسن ختام


نگاهی به فیلم «گهواره‌ای برای مادر»
تجلی عشق حقیقی بر پرده سینما

مهدی امیدی

همواره یکی از ضعف‌های مدیریت اکران سینماها در کشور ما عدم ارائه فیلمی متناسب با فضای ماه مبارک رمضان بوده است. با این حال امسال در اقدامی خلاف عادت، فیلمی به اکران عمومی درآمده که پاسخگوی نیازهای مخاطب طالب حقیقت در این روزها و شب‌های معنوی است.
فیلم «گهواره‌ای برای مادر» یکی از آثار بی‌‌ادعا و سر به زیر سی‌ویکمین جشنواره فیلم فجر بود که با وجود شایستگی‌های فرهنگی و هنری‌اش، آنچنان که باید و شاید از سوی اهالی نقد و نظر دیده نشد. با این حال دریافت سه سیمرغ در بخش بین‌الملل این جشنواره، ارزش‌های آن را برملا ساخت.
«گهواره‌ای برای مادر» دومین فیلم سینمایی کارگردانش محسوب می‌شود. «پناه برخدا رضایی» پیش از این فیلم «چراغی در مه» و تعدادی فیلم ویدئویی، کوتاه و مستند را ساخته بود. این فیلمساز در اثر جدید خود سراغ یک موضوع بدیع و جدید رفته است؛ زندگی یک طلبه زن. موضوعی که البته خود کارگردان قبلاً در یکی از آثار مستندش با عنوان «بانوی مبارز» نیز به آن پرداخته بود و این بار، موضوع یک زن مجاهد و ایثارگر را در فیلمی داستانی- سینمایی به تصویر کشیده است.
«گهواره‌ای برای مادر» داستان نرگس، دختر جوانی است که تحصیل در رشته ادبیات روسی را در دانشگاه مسکو به اتمام رسانده است و اینک در کسوت بانویی طلبه، درس می‌خواند و قرار است برای تدریس به دانشجویانی که تازه مسلمان شده‌اند به روسیه بازگردد؛ اما ...
این فیلم در طیف آثار معنوی و اخلاقی جای می‌گیرد. با این حال از ورطه شعار و موعظه عبور کرده و توانسته مفاهیم مدنظر خود را در قالب روایت و درام به نمایش درآورد. آنچه موتور محرک درام در فیلم محسوب می‌شود، کشمکش یک دختر جوان طلبه بر سر یک دو راهی است؛ اینکه از یک فرصت خوب شغلی بهره ببرد یا با گذشتن از این فرصت دست به یک مجاهدت بزرگ بزند؟ او از دانشگاهی در مسکو دعوتنامه‌ای دریافت می‌کند تا برای تدریس به طلبه‌های تازه مسلمان روسیه به آن کشور سفر کند؛ فرصتی که برای کمتر فردی آن هم در سن جوانی فراهم می‌شود. پیش روی شخصیت اصلی فیلم برای دستیابی به این موقعیت عالی و کم نظیر هیچ مانعی وجود ندارد؛ اما در همین زمان، مادرش نیاز به یک سنگ صبور دارد، البته دختر می‌تواند مادرش را به سرای سالمندان بسپارد، اما او با ایثار در به دست آوردن شغلی مهم و درخور اعتنا، به قله انسانیت می‌رسد؛ از فرصت به دست آمده عبور می‌کند و نگهداری از مادر را انتخاب می‌کند.
قهرمان‌پردازی، یکی از ترفندهای فیلمسازان برای ایجاد جذابیت به حساب می‌آید. قهرمانان فیلم‌ها معمولاً دارای ویژگی‌های خاص ظاهری چون قدرت جسمی و هوشی و زیبایی‌اند؛ آنها قهرمان‌هایی پوشالی و جعلی هستند، اما نرگس در «گهواره‌ای برای مادر» یک قهرمان حقیقی و واقعی است. جوانی که با عبور از خواسته‌های نفسانی، راه رستگاری را پیش روی خود می‌گشاید.
البته مضمون این فیلم تنها به اینجا محدود نمی‌شود، بلکه نقطه ثقل محتوای فیلم بر یک موضوع عزیز و مقدس تکیه دارد؛ «مادر» یکی از مفاهیم بلند و با ارزش در نظام فرهنگی ما محسوب می‌شود. علاوه بر قرآن کریم و احادیث، کمتر متن حکمی، اخلاقی و ادبی در فرهنگ ما یافت می‌شود که در آن از جایگاه والای مادر یاد نشده باشد. این رویکرد ارزشی این بار با فیلم «گهواره‌ای برای مادر» از متون مقدس و اخلاقی به سینما راه یافته است، البته پیش از این هم به موضوع مادر در فیلم‌های ایرانی توجه شده بود؛ «مادر» به کارگردانی مرحوم علی حاتمی و «میم مثل مادر» ساخته مرحوم رسول ملاقلی‌پور از نمونه‌های برجسته‌ای هستند که حقیقت متعالی مادر را ترسیم کرده بودند. تفاوت عمده «گهواره‌ای برای مادر» با آنها در این است که در آن فیلم‌ها، مادر در مقام از خودگذشتگی قرار دارد، اما این بار این فرزند است که برای مادر خود از خویشتن می‌گذرد.
این فیلم در وضعیتی ساخته شده و به نمایش درآمده که متأسفانه اغلب آثار سینمایی ما طی یکی دو سال اخیر، خانواده را هدف قرارداده و به سبک فیلم‌های اروپایی و هالیوودی بر طبل خیانت و خانواده‌گریزی می‌کوبند.
پرداختن به زندگی زنان طلبه، از موضوعات تازه و بدیع است که تاکنون در سینمای ما توجه چندانی به آن نشده است. این فیلم سعی کرده تا از مسیر نمایش زندگی یک بانوی طلبه، ضمن قهرمان‌سازی از زن ایرانی، الگویی اخلاقی و شخصیتی هم به نسل جدید ارائه دهد.
انتخاب روسیه به‌عنوان یکی از سوژه‌های روایت فیلم هم گزینش هوشمندانه‌ای بوده است، چراکه روسیه یکی از قطب‌های اصلی گرایش به اسلام طی دو دهه گذشته بوده است و این فیلم می‌تواند به تقویت ارتباط و گفت‌وگو میان مسلمانان و شیعیان روسیه با مردم ایران کمک کند.
همچنین «گهواره‌ای برای مادر» از معدود فیلم‌های سینمای ایران است که از مشکل تهران‌زدگی عبور کرده و با انتخاب شهر زیبای یزد به‌عنوان محل رخداد داستان فیلم، متفاوت جلوه کرده است.
در مجموع، فیلم «گهواره‌ای برای مادر» یکی از آثار قابل احترام و خاص سینمای ایران در سال‌های اخیر است که حال و هوایی مناسب فضای معنوی و قدسی ماه مبارک رمضان دارد.


معضلات جدید در بحران خانه سینما
رضا سعیدی

در میان همه مشکلات و گرفتاری‌هایی که دامن سینمای ایران را گرفته، «خانه سینما» هم به یک معضل عجیب و دامنه‌دار تبدیل شده است که هر روز ابعاد جدیدتری پیدا می‌کند. درگیری هیئت مدیره جدید و سابق بر سر حاکمیت بر ساختمان خانه سینما تازه‌ترین مسئله به‌وجود آمده بر سر این موضوع است.
هرچند که مسئله خانه سینما طی چهار سال اخیر به یک بحران تبدیل شد، اما ریشه آن به زمان تأسیس و شکل‌گیری این تشکل صنفی در دوران دولت سازندگی بر می‌گردد. طبق قانون، لازم است که تشکل‌ها و مؤسسات فرهنگی به ثبت قانونی خود در نهادهایی چون شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی اقدام کنند، اما مؤسسان خانه سینما هیچ‌گاه چنین اقدامی نکردند.
هیئت مدیره اخیر خانه منحله سینما نیز نه تنها به ترمیم این‌گونه مشکلات نپرداختند که با تغییر غیرقانونی اساسنامه این مؤسسه، به معضلات دامن زدند. آنها بدون کسب اجازه از نهادهای متولی نظیر شورای فرهنگ عمومی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حذف شاخص‌هایی چون؛ لزوم التزام اعضا به قانون اساسی، عدم اشتهار به فساد اخلاقی و... از اساسنامه خانه سینما اقدام کردند. تغییر کاربری خانه سینما از تشکلی صنفی به تشکیلاتی سیاسی از دیگر اقدامات هیئت‌مدیره خانه منحله سینما بود.
نتیجه همه این اتفاقات و کشمکش‌ها این شد که در نهایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - که طبق قانون، متولی اصلی افتتاح و تعطیلی مؤسسات و انجمن‌های فرهنگی محسوب می‌شود- دی ماه سال 90 خانه سینما را منحل اعلام و در آن را پلمب کرد. بیش از دو سال از تعطیلی خانه سینما می‌گذشت، اما از چند ماه پیش زمزمه‌هایی برای بازگشایی این نهاد از سوی دولت به گوش می‌رسید. با تشکیل شورای نظارت بر بازگشایی خانه سینما، این اتفاق قطعی شد. در آن مقطع، فرضیه بهره‌برداری انتخاباتی جریان موسوم به حلقه انحرافی از بازگشایی این تشکل مطرح شد. اما با عدم احراز صلاحیت فرد مورد بحث در انتخابات ریاست‌جمهوری، این فرضیه نیز رنگ باخت.
با این حال، موضوع بازگشایی خانه سینما همچنان پابرجا ماند و این بار شخص رئیس‌جمهور وارد میدان شد. در جلسه‌ای که چند هفته پیش میان محمود احمدی‌نژاد و برخی از اعضای هیئت‌مدیره خانه منحله سینما برگزار شد، مقرر شد که تمامی اصناف قانونی سینما با برگزاری یک مجمع عمومی به انتخاب هیئت‌مدیره و سپس بازگشایی خانه سینما اقدام کنند. اما اتفاق این بود که به جز تعداد اندکی از اصناف، اکثریت صنف‌ها - که به هیئت مدیره دوره پیش نزدیک بودند- برای ثبت قانونی خود در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ اقدامی نکردند. به این ترتیب مجمع عمومی خانه سینما در تاریخ 19 تیر تنها با حضور نمایندگان اصناف قانونی برگزار و هیئت مدیره جدید هم انتخاب شد.
تا اینکه در روز 25 تیر و هنگامی که هیئت‌مدیره خانه سینما قصد ورود به ساختمان این تشکل را داشتند، گروهی حدوداً 50 نفره از اصناف غیرقانونی مانع از این اتفاق شدند و حتی یکی از فیلمسازها بلندگو به دست گرفت و انواع و اقسام توهین‌ها را به نظام و برخی از همکارانش روا داشت! این درحالی است که اولاً ساختمان خانه سینما ملک گروه خاصی نیست و طبق قانون، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره آن تصمیم می‌گیرد. ثانیاً، طیف مدعی تملک بر خانه سینما برای بازگشایی قانونمندانه این تشکل هیچ اقدامی نکرده و حتی برای ثبت قانونی اصناف تحت فرمان خود نیز گامی برنداشته است.
باید منتظر ماند و دید آیا بر گره خانه سینما باز هم افزوده خواهد شد یا ماجرا ختم به خیر می‌شود؟


خبرها
پخش سریال ضد صهیونی از «آی فیلم»
پخش سریال ضدصهیونی «فریاد سنگ» در شبکه تلویزیونی آی‌فیلم آغاز شد.
این سریال فقط یک نوبت از یکی از شبکه‌های عرب زبان پخش شد که با موجی از استقبال مردم فلسطین مواجه شد. موضوع اصلی سریال «فریاد سنگ» مقاومت مردم مظلوم فلسطین است و با توجه به جریان حاکم در سینما و تلویزیون جهان عرب که در ماه مبارک رمضان موضوع اشغالگری صهیونیست‌ها را به کلی به فراموشی سپرده است، پخش این سریال یادآور تعهد رسانه‌های ایرانی به حمایت دائمی از مقاومت اسلامی در فلسطین است. «فریاد سنگ» همچنین خشم دولتمردان رژیم اشغالگر قدس را برانگیخت، تا جایی که مقامات زندان نقیب در فلسطین اشغالی از پخش این سریال در آن زندان جلوگیری کردند و خبرگزاری فرانسه در این خصوص نوشت: در این سریال تلویزیونی سربازان اسرائیلی همچون نیروهای نازی نشان داده می‌شوند. همچنین وزیر امور خارجه رژیم اشغالگر قدس اظهار کرده است که این سریال «نفرت علیه اسرائیل» را برمی‌انگیزد. شبکه آی فیلم سریال «فریاد سنگ» را هر شب از ساعت 00:30 تا یک بامداد پخش و در ساعت 12:30 تا 13:30 روز بعد تکرار می‌کند.
بازسازی ترانه‌های مبتذل طاغوتی

رژیم اشغالگر قدس در راستای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران، بازسازی ترانه‌های مبتذل دوران طاغوت را دستور کار خود دارد.
براساس گزارش فارس، این رژیم در حالی که به همراه ایادی خود در جهان عرب موج «ایران‌هراسی» و «شیعه‌هراسی» را به راه‌انداخته است، با استفاده از برخی صهیونیست‌های ایرانی‌تبار در این رژیم، تلاش‌هایی برای بازسازی سروده‌های خوانندگان مبتذل دوران طاغوت کرده و موج‌هایی را برای آنچه «دوستی دو ملت ایران و اسرائیل» می‌خواند در فضای مجازی ایجاد کرده است.
تجلیل یک کارگردان از عملیات مرصاد

یک کارگردان سینما به تجلیل از حماسه‌سازان مرصاد پرداخت. سیدرضا میرکریمی به ایسنا گفت: چند روز دیگر سالگرد عملیات «مرصاد» است و من فرصت را غنیمت می‌شمارم و ابراز تأسف می‌کنم برای خودفروختگانی که در طول دوران جنگ علیه خانه و ملت خود جنگیدند و همواره نقش ستون پنجم را ایفا کردند و پس از اتمام جنگ، همین که تاریخ مصرف‌شان پایان یافت، از سوی عراقی‌‌ها به مأموریتی مضحک و از پیش شکست‌خورده اعزام شدند، آنها فریب‌خوردگانی بودند که دنیا و آخرت را یکجا باختند.


نکته بین

ای كاش همیشه ماه رمضون بود
الف ـ اردوغان: چرا جهان در برابر مصر سكوت می‌كند؟
نكته‌بین: به همون دلیل كه بعضی‌ها در قبال سوریه سكوت می‌كنند!
مهر ـ تهراني‌ها ماهانه 63هزار خودرو سند مي‌زنند
نكته‌بین: همینه كه هرچی تونل و بزرگراه یه طبقه و دو طبقه می‌سازن كفاف نمی‌ده.
خبرآنلاین ـ دعوای جناح‌ها با صلوات بفرست حل نمی‌شود
نكته‌بین: خب یه نفر پیش‌قدم بشه شامی، نهاری، افطاری... تا همه چی حل بشه.
الف ـ معاون آبفای وزارت نیرو: دو برابر كل جهان آب هدر می‌دهیم
نكته‌بین: به قول معروف بدنامی به از گمنامی! بالاخره رتبه اولیم دیگه.
فارس ـ آمریكا 65 قرارگاه برای جاسوسی از سفارتخانه‌ها در سراسر دنیا دارد
نكته‌بین: پس آقای اوباما رسماً وزارتخانه جاسوسی رو تشكیل بده دیگه.
جوان آنلاین ـ به تأخیر انداختن بازنشستگی، بیماری‌های زوال عقل را دور می‌كند
نكته‌بین: چه خوب! لطفاً بازنشستگی رو از دم حذف كنید.
جوان ـ در ماه رمضان به صورت معناداری از نرخ انواع جرائم كاسته می‌شود
نكته‌بین: ای كاش همیشه ماه رمضون بود.
فردا ـ فاز دوم مسكن ویژه تهران در منطقه كیانشهر كلید خورد
نكته‌بین: مگه فاز اولش به نتیجه رسید كه رفتین سراغ فاز دوم؟!
جام‌جم ـ برخی مسئولان از جیب مردم افطاری‌های میلیونی می‌دهند
نكته‌بین: و جالب اینجاست كه مردم هم دعوت نمی‌شن.
شبكه ایران ـ وزیر اطلاعات: ادعای كشف ابزار شنود در دفتر مطهری سؤال‌برانگیز است
نكته‌بین: تا حالا فكر می‌كردیم فقط برای ما سؤال‌برانگیزه!
شفاف ـ یك نماینده سابق مجلس: اعتدال سبب هم‌فكری در كشور خواهد شد
نكته‌بین: بله! به شرطی كه واقعاً اعتدال باشه.
تسنیم ـ عربستان كمك دو میلیارد دلاری به مصر می‌كند
نكته‌بین: بی‌انصاف گذاشته بود مرسی بركنار بشه بعد كمك كنه!
كاتب‌القضایا: نكته‌بین


گزيده مطالب

نگاهی به اوضاع كنوني شيعيان در عربستان
طبق آمارهاي اعلام شده از ناحيه حكومت عربستان، شيعيان این کشور 15درصد جمعيت آن را شامل مي‌شوند. اكثر شيعيان در استان «الشرقيه» به‌ويژه «قطيف» و«حساء» ساكنند و در «دمام» مركز استان الشرقيه تعداد کمتری سکونت دارند. اقليتي هم در «مدينه»، «نجران» و «جازان» سكونت دارند.
با وجود آنكه كل جمعيت وهابي عربستان 20درصد هستند، ولي 95 درصد قدرت را در دست دارند كه بيشتر در منطقه «القسيم» زندگی می‌کنند و اكثراً در سازمان‌هاي امنيتي و اجرایي عربستان مي‌باشند. ريشه حضور شيعيان در عربستان به زمان غصب خلافت اميرالمومنين حضرت علي(ع) بر مي‌گردد. از بعد اهميت وجود شيعيان عربستان اينكه بر اساس تلاش دولت‌هاي سعودي، شيعه‌هاي استان الشرقيه به‌عنوان جمعيت اقليت معترض هميشه مورد تبعيض، ناآرامي، سركوب و محدوديت‌هاي فراوان قرار داده شده‌اند. فشارها، سركوب‌ها و تبعيض‌ها در ساليان متمادي سبب اعتراضات و بروز ناآرامي‌هاي شيعيان از شرق شده است و دولت‌هاي عربستان حساسيت خاصی بر اين قضيه دارند.
مهم‌ترين جنبش و حركت شيعيان در تاريخ معاصر عربستان جنش «طلائع الرساليين» نام دارد كه در واكنش شيعيان به سياست‌هاي تبعيض‌آميز آل‌سعود ايجاد شده كه مبناي تاريخي آن از عراق و حلقه‌هاي درس و تدريس علمای بزرگ آنجا شروع شد و مورد حمايت خاصه معنوي آيت‌الله سيدمحمد مهدي شيرازي از مراجع تقليد بود. رشد بالاي حركت پس از انقلاب اسلامي ايران 1979 بود كه اين حركت تبديل به سازمان انقلاب اسلامي شد. در سال1980 میلادی با ايجاد رژيم بعث عراق و اخراج برخي علما از جمله «شيخ حسن صفار» از عراق و مهاجرت آنها به حجاز و عربستان اين جنبش وارد مرحله جديدی شد.
شيعيان عربستان نگاه موافق نسبت به جمهوري اسلامي دارند و برخي نيز محتاطند. در فضاي سياسي كشور عربستان، شيعيان دور از بسياري آزادي‌ها، مؤسسات مدني، شغل‌هاي كارمندي و امنيتي‌اند و معمولاً به‌صورت جزيره‌اي زندگي مي‌كنند.
آغاز تأثير دولت سعودي در تضعيف شيعيان به مباني و آموزه‌هاي سياسي «محمدبن‌سعود» و آموزش‌هاي ديني «محمد عبدالوهاب» بر مي‌گردد. حكومت آل‌سعود سبب حاشيه‌نشيني و حالت جزيره شدن تجمعات شيعيان شده و سياست‌هاي ضدشيعي و عدم سازش با اين جمعيت از طرف آل‌سعود كاملاً مشهود است. حضور شيخ حسن صفار و دوستانش از جمله «فوزي السيف» و «محمد السيف» تصوير نوين و انقلابي در میان شيعه عربستان ايجاد کرد.
پس از تحولات سال 1990 و جنگ خليج‌فارس مرحوم «شيخ مهدي شمس‌الدين» تلاش‌هایي براي گفت‌وگوی شيعيان با نظام حاكم کرد. از آن زمان حركت شيخ حسن صفار از حالت انقلابي به اصلاحي به نام «الحركه الاصلاحيه» مبدل شد. قاضي القضات منطقه الشرقيه به دلیل ارتباط اين حركت با انقلاب اسلامي 26 نفر از انقلابيون را زنداني كرد. از اهداف حركت اصلاحيه تغييرات سياسي و خروج شيعيان از فشارها و سركوب‌ها و تبعيض‌ها و همچنين ايجاد دولت اسلامي چون انقلاب اسلامي ايران بوده است. از سياست‌هاي برجسته آن حمايت از دموكراسي حقوق‌بشر، رويكرد ميانه‌رو و توجه سازمان‌های به اصطلاح حقوق‌بشري و بين‌المللي به ظلم‌هايي است كه به شيعيان مي‌شود. آغاز حركت‌هاي جديد سال 2011م براي حقوق از دست رفته شيعيان سبب تحولي در اين جنبش‌ها شد.
محورهاي قيام‌هاي جديد شيعيان در عربستان عبارتند از؛ لزوم آزادي زندانيان سياسي، پايان شكنجه و جنايات آل‌سعود در زندان‌ها، اعتصابات، تظاهرات و مطالبات مردمي، لزوم پيگيري حقوق خود براي تشكيل دولت، گسترش دادن حضور زنان در قيام‌ها. اما فضاي حاكم در عربستان این گونه است؛ تشديد قيام‌هاي مردمي، سكوت مجامع بين‌المللي، حمايت غرب و اروپا از آل‌سعود، سركوب همراه با سراسيمگي و هراس رژيم سعودي، ادامه اخراج بازداشت‌شدگان از كشور و تابعيت دادن به انگليسي‌هاي تابع بحرين به جاي آنان، حملات شبانه به خانه‌هاي مردمي و استفاده از گاز اشك‌آور، بازداشت كودكان - که حتي شوراي حقوق‌بشر به وجود اين مسائل اذعان دارد- تشديد فضاي خفقان اجتماعي عليه شيعيان.
با وجود احتمال ادامه حلقه دومينوي جهان عرب در عربستان و از طرفي اعتراضات مسالمت‌آميز و عدم قيام‌هاي مسلحانه، پاسخ سران عربستان تا به امروز مجازات، سركوب شديد، محروميت‌ها و فشارها ادامه دارد و اروپا و آمريكا آن را تأیید مي‌کنند و كمك مي‌كنند حتي تحت فشارهاي فضاي حاكم بر عربستان از جمله بيماري شديد ملك عبدالله و انتقال قدرت در عربستان. به اميدياري و پيروزي شيعيان مظلوم اين كشور.
رضا قارزي


 روى خط

فکری به حال جانبازان اعصاب و روان کنید!
...091797443/ سلام خسته نباشید. حسن دهبیده هستم از جزیره همیشه ایرانی ابوموسی. سلام ما را به آقا برسانید و بگویید آماده‌ایم تا آخرین قطره خون‌مان را برای دفاع از ولایت تقدیم کنیم. یاعلی سیدعلی
...091261306/ با سلام خوب است از بازنشسته‌های داوطلب در اردوهای جهادی استفاده شود./ یک بازنشسته.
...093060872/ وقتی صدامو شنید، گفت: بیا می‌دونم خسته‌ای، می‌دونم دلت گرفته. برام سفره عشق و روزی انداخت. تازه فهمیدم باید بیشتر صداش می‌کردم.../ فهیمه جنیدی 18 ساله از پرند
...091538140/ سلام. در این وضعیت بازار و گرانی، حق ایثار بازنشستگان این یادگاران دفاع مقدس با اینکه از سال گذشته مصوب شده، هنوز پرداخت نشده است!
...093741763/ ای دوست بهار بی‌خزان را دریاب/ هنگام سحر حال اذان را دریاب/ یك ماه تحمل كن و یك سال صفا/ مهمانی ماه رمضان را دریاب./ مجتبى يزدان‌شناس از جهرم
...091275862/ باسلام. این امکاناتی که در کلینیک بقیه‌الله(عج) ایجاد شده، جای تشکر دارد، لطفاً چنین امکاناتی را در مراکز استان‌ها هم برای سپاه ایجاد نمایند، چون مراکز درمانی سپاه برای کسب درآمد بیشتر به غیر پاسدارها بیشتر خدمات می‌دهند و کیفیت درمان هم متأسفانه پایین آمده است./ پاسدار بازنشسته رضا جمشیدی از اراک
...091193216/ تقديم به سربازان گمنام امام زمان: ما عاشقان بي‌نشان اين دياريم/ پيمان نگهدار سپاه ذوالفقاريم/ ما جان خود را نذر عشق يار کرديم/ بهر امام و رهبري جان مي‌سپاريم/ دشمن بداند ميهنم امن و امان است/ بر چشم شوم دشمنان همچون غباريم/ سميه کرماني از رشت
...091713490/ با سلام. جانبازان اعصاب روان كه در دوران جنگ درصد خيلي پايين براي آنان زدند و الان روز به روز حال‌شان بد و بدتر مي‌شود، فكری به حال‌شان بشود.
...093837614/ چرا نظر نمی‌کنی به این شمار خستگان/ چه سخته انتظار تو، برای دل‌شکستگان / بی تو شبی دگر رسید، زمین به انتظار تو/ تو فصل صبح صادقی، یه عالمی فدای تو
 


كتيبه سبز

ماه عسل
ماه عسل دلشده ماه رمضان است/ معشوق مرا خوانده دلم در هیجان است
از دعوت معبود از این بنده ناچیز/ روح من دلداده كنون در طیران است
از سفره گسترده حق، توشه بگیرید/ هر لحظه این ماه خدا، خیر كلان است
ماهی كه ضیافت بدهد، خالق هستی/ عاجز قلم از وصف، زبانم ز بیان است
فرصت مده از دست، تو ای مؤمن زیرك/ حالا كه به زنجیرگران، اهرمنان است
از شوق به وجد آمده جان، زینهمه رحمت/ یك روز به سر آمد و هنگام اذان است
قراء خوش‌آواز، چه شیرین دهنانند/ آیات دل‌انگیز خدا، ورد زبان است
جاری شده الطاف خدا، بر همه یكسان / برگیر، از آن كوثر جاری كه روان است
آسایش تو در دو جهان، طاعت محض است/ پاداش عمل، صالح اگر بود، جنان است
ای سالك این ماه، بدان ارزش روزه/ چون مشتری كار تو، ارباب جهان است
در تشنگی تو بدهد آب گوارا/ در گرسنگی‌های تو اسرار نهان است
داد و ستدی نیست، به بازار الهی/ بنده نه در اندیشه یك سود و زیان است
خشنودی محبوب «فرائی» به كف آری / یك هدیه ارزنده، ز ماه رمضان است
عبدالمجید فرائی / اول رمضان 1434 (19/4/1392)
ماه زیبای خدا
از هوی و هوس و ناز خودت را برهان/ ماه زیبای خدا آمده، خود را برسان
چند ماه است كه ما گم شده در جان و تنیم/ چند ماه است كه از خویش نداریم نشان
نمی از اشك برای سحر آماده كنیم/ نمی از اشك كه دل پر بزند وقت اذان
سر به مهری برسانیم، به خود برگردیم/ تا نشانی بنشانیم به پیشانی‌مان
سحر و سجده و سجاده و تسبیح و نماز/ سحر از فیض عظیم تو بگیریم امان
رمضان آمده با فیض عظیم شب قدر/ آمدی تا نفسی تازه كنیم ای رمضان!
زكریا رحیمی


حسن ختام

این جمعه هم گذشت و نیامدی...
این جمعه هم گذشت و نیامدی و من به این می‌‌اندیشم که چند هزار ثانیه تلخ را باید كه بی‌تو بگذرانیم،
چند هزار عقربه گیج و منگ باید دور سرم بچرخند تا بار دیگر در دوازدهمین نگین تابناك تو متوقف شوند.
مولای من!
در گذر از قنوت نافله‌ات یادی از خستگی جان‌های‌مان کن! یادی كن از تاریكی ثانیه‌های بی‌تو! از خلوت آسمان بی‌ستاره، از ناتوانی دستان منتظر و از جمعه‌ها كه می‌آیند و می‌روند و باز نشانی از تو نیست...
خدا كند این روزگار نابسامان، كابوسی بیش نباشد. خدا كند. خدا كند دیگر از این خواب نحس، بیدار شویم! چشم بمالیم، رخی بشوییم تا باورمان شود كه تو هستی...
آقا جان! دیگر از حرف خسته‌ایم... بس كه گفتیم منتظریم، اما حتی روزشمار دل‌مان را به وقت دیدار تو گم كرده‌ایم.
گرچه عمری است كه بی‌تو بودن را سر كردیم بدون كشیدن حتی آهی...!
اما اگر سنگ هم باشیم، دیگر از فشار حادثه‌ها ترك برداشته‌ایم.
مُردیم بس كه از دل سنگ خود، خارها پروراندیم تا روح تو را بیازارند و خود خار نشدیم كه وجود گل‌آرای تو را حافظ باشیم...
حالا كه دیگر حرفی برای گفتن نمانده، می‌خواهم تو خود حرف آخر دلم باشی!
می‌خواهم مرا از دست غفلت بخری و در راه خدا آزاد كنی!
خیلی مهم است كه نردبان پله آخر داشته باشد؛ نه؟!
پس تو، پله آخر دلم برای رسیدن به خدا باش.
و كلام آخر اینكه، من آنقدر خوب نیستم، ولی شما آنقدر خوبی كه می‌توانی دل ما را شاد كنی.
باید از خویش بپرسیم چرا حجت حق خیمه را امن‌تر از خانه ما می‌داند؟!