625

۶۲۵| دوگانگی تصمیم‌ساز!

625

چندی است که از هیئت حاکمه آمریکا درباره مسائل هسته‌ای ایران دو صدای متفاوت و ناهمگون به گوش می‌رسد. کنگره بر تشدید تحریم‌ها اصرار دارد و اوباما خواهان خویشتنداری آنها در این مرحله از گفت‌وگوها است. در این میان برخی این دوگانگی اختلافی را در چارچوب سیاست قدیمی و جاری «چماق و هویج» می‌دانند که اوباما آن را به اشکال مختلف مدیریت می‌کند و برخی نیز آن را تا حدودی جدی می‌دانند. پیامد پذیرش سیاست «چماق و هویج» با پیامد ناشی ازجدی دیدن این دوگانگی متفاوت است. پیامد پذیرش موضوع اول این است که باید نسبت به این اختلافات ساختگی و برنامه‌ریزی شده، بی‌اعتنا بود و برنامه خود را دنبال کرد، حال آنکه پیامد پذیرش موضوع دوم به‌گونه‌ای دیگر است که نگارنده با لحاظ کردن آن، به اختصار موضوع را تشریح می‌کند. یکی از حوزه‌های عملکردی اوباما که به آن بسیار انتقاد و حمله شده، سیاست خارجی آمریکا است؛ حال آنکه اوباما به خوبی می‌داند یکی از عوامل اصلی پیروزی وی در انتخابات، هدف قرار دادن درست سیاست خارجی بوش بود. در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری دور اول اوباما، ادبیات نظامی‌گرایانه بوش و نومحافظه‌کاران جنگ‌طلب همچنان بر سر شهروندان آمریکایی سایه انداخته و آنها را آزار می‌داد؛ اعلام سیاست‌های ضدجنگ اوباما موجب پیروزی وی شد و اوباما پس از آن تنها توانست در حد خارج کردن نیروهای نظامی آمریکا از عراق به وعده‌اش عمل کند و به غیر از آن در سیاست خارجی نتوانست به موفقیت قابل‌اعتنایی دست یابد؛ ازاین رو انتقاد منتقدان وی به سیاست خارجی دولت اوباما بسیار زیاد و شدید است. ظاهراً اوباما برای به‌دست آوردن یک موفقیت بزرگ در سیاست خارجی که بتواند ضمن ترمیم تمام ضعف‌ها پشتوانه مطمئنی برای موفقیت‌های بعدی باشد به بررسی محورهای مختلف سیاست خارجی پرداخت و بحث هسته‌ای ایران را در بین همه آنها سرآمدترین و برجسته‌ترین دید، از این رو با برنامه‌ریزی کاملاً راهبردی وارد این موضوع شد و نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را برای اجرای آن برنامه راهبردی تا حدودی مناسب دید؛ احتمالاً به این سبب دیدار ظریف و کری و گفت‌وگوی تلفنی روحانی با اوباما برای آنها بسیار اهمیت یافت. به‌دنبال این دو اتفاق اوباما بسیار امیدوار شد که بخت با وی یار شده و می‌تواند از مانعی که پنج رئیس‌جمهور آمریکا پشت آن زمین‌گیر شدند عبور کند و این برای اولین‌ رئیس‌جمهور رنگین پوست آمریکا یک موفقیت رویایی است. از این منظر قاعدتاً نگاه کنگره با دولت و به‌ویژه شخص اوباما فرق دارد و آنها در عین داشتن دغدغه منافع ملی و اصرار بر دو روش متفاوت، نیم‌نگاهی نیز به خود شخص و منافع مترتب بر آن دارند که در نزد اوباما مشهودتر است. اوباما از طرفی می‌داند در این گفت‌وگوها هر چه بیشتر امتیاز بگیرد، موفقیتش بیشتر می‌شود و از طرف دیگر هم می‌داند اگر به خواسته‌های ایران نیز کاملاً بی‌توجه باشد و شوق بازی بردـ باخت وجودش را مشتعل سازد، هر آن امکان دارد طرف ایرانی در حساس‌ترین وضعیتی که اوباما خودش را در آستانه پیروزی می‌بیند، با واکنش ناگهانی همه‌چیز را بر هم بزند و اوباما را وادارد چند گامی را که برای اولین‌بار نسبت به سایر روسای جمهور آمریکا جلو آمده است، به عقب برگردد و این برای اوباما به‌معنای از دست دادن همه‌چیز است، زیرا پس از آن برای اوباما فرصتی باقی‌نمی‌ماند که وجهه مخدوش شده را ترمیم و بازی را از نو شروع کند؛ از این رو بسیار ضروری است که گروه مذاکره‌کننده ایرانی با در نظر گرفتن این واقعیات، شتاب‌زده عمل نکند و به زبان تهدید اوباما بها ندهد و هر جا که مشخص شد منافع قطعی و روشن ایران در معرض خطر قرار گرفته بدون درنگ، بازی را که در شکل گفت‌وگو انجام می‌شود، متوقف سازد. باور داشته باشیم این چیزی است که اوباما از آن بسیار وحشت دارد.
رضا گرمابدری

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>